PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده قرآن شناسی



ابرار
۱۳۸۷/۱۱/۰۱, ۱۳:۲۸
قرآن شناسی ...........

مطالب مر بوط به قران شناسی را در این بخش قرار دهید...

ابرار
۱۳۸۷/۱۱/۰۱, ۱۳:۲۹
"مجید" به معنای شرف زیاد و گسترده و یا با شکوه و با عظمت است از آن جا که قرآن دارای محتوای بزرگ و معناهای بلند در زمینه‌های شناخت خدا، عقاید دینی‌، اخلاق‌، نصیحت‌ها، احکام و آداب و رسوم دارد به آن "مجید" گفته شده است‌.
"کریم‌" در مورد خداوند بخشنده و مهربان به معنای احسان و نعمت‌ها می‌باشد و به قرآن نیز کریم می‌گویند چون صفات پسندیده و نیکو دارد و سرچشمة خوبیها برای مردم است‌، خوبیهایی که هیچ چیز نمی‌تواند جای آن را بگیرد و دارای معارف و شناخت‌هایی است که خوشبختی دنیا و آخرت انسان‌ها را فراهم می‌کند.
"کریم‌" و "مجید" با توجّه به توضیح معنای آن‌ها که گذشت‌، از صفات خداوند مهربان نیز هستند و دیگر آن که قرآن به صفات دیگری مانند: "عزیز" (فصلت‌، 41) ; "حکیم‌" (زخرف‌، 4) ; "مبین‌" (مائده‌، 15) و... نیز توصیف شده است‌.(ر.ک‌: تفسیر نمونه‌، آیة‌اللّه مکارم شیرازی و دیگران‌، ج 23، ص 267 ; ج 26، ص 353، دارالکتب الاسلامیة‌، تهران‌.)
به اعتبار این که قرآن به واسطة پیامبر اسلام به ما ابلاغ شده‌، اطلاق "قرآن مجید" نادرست نیست‌، هرچند با توجه به این که قرآن کلام خداست‌، بهتر است آن را به خدای متعال منتسب نماییم و مثلاً بگوییم "کلام الله مجید" و مانند آن‌، گرچه واژة "قرآن مجید" گاهی در میان عامة مردم به کار می‌رود اما در روایات استعمال نشده است‌.

ابرار
۱۳۸۷/۱۱/۰۱, ۱۳:۳۰
بهترین راه شناخت آثار و فواید قرآن کریم‌، مراجعه به خود قرآن و روایات امامان معصوم‌: است‌، که در این پاسخ‌، به گوشة محدودی از آن‌ها اشاره می‌شود:
الف ـ قرآن
1. قرآن‌، کتاب هدایت است و به بهترین آیین‌ها هدایت می‌کند:"قطعاً این قرآن به آیینی که خود پایدارتر است‌، هدایت می‌نماید."(اسرأ،9)
2.قرآن‌، نور و روشن کنندة راه انسان است‌:"... قطعاً برای شما از جانب خدا نور]روشنایی‌[ و کتابی روشن‌گر آمده است‌." (مائده‌،15)
3.قرآن ذکر و یادآوری است‌: "بی‌تردید، ما این ذکر]قرآن‌[ را به تدریج نازل کرده‌ایم‌; و حتماً نگهبان آن خواهیم بود."(حجر،9)
4. قرآن‌، وسیلة خروج انسان از تاریکی‌ها و رسیدن او به نور:"او همان کسی است که بر بنده خود آیات روشنی فرو می‌فرستد تا شما را از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون کشاند و در حقیقت‌، خدا به شما سخت رئوف و مهربان است‌." (حدید،9)
5. قرآن‌، نسخه‌ای شفابخش‌:"و ما آن‌چه را برای مؤمنان مایة شفا(درمان‌) و رحمت است‌، از قرآن نازل می‌کنیم‌، و ستمگران را جز زیان نمی‌افزاید."(اسرأ،82)
ب ـ روایات امامان معصوم‌: در بارة آثار و فواید قرآن‌، روایات فراوانی از امامان‌: وارد شده‌، و در این جا برای جلوگیری از طولانی شدن سخن‌، فقط به قسمتی از خطبة 198 امیرالمؤمنین‌در نهج‌البلاغه اشاره می‌شود:
"... قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که روندة آن گمراه نگردد، شعله‌ای است که نور آن تاریک نشود، جداکنندة حق و باطلی است که درخشش برهانش خاموش نگردد،... قدرتی است که یاورانش شکست ندارند، و حقی است که یاری کُنندگانش مغلوب نشوند. قرآن‌، معدن ایمان و اصل آن است‌، چشمه‌های دانش و دریاهای علوم است‌، سرچشمة عدالت و نهر جاری عدل است‌، دریایی است که تشنگان آن‌، آبش را تمام نتوانند کشید، و... و نجات دهنده است برای آن کس که حافظ آن باشد، و به آن عمل کند، و راهبر آن که آن را به کار گیرد، و نشانه هدایت است برای آن کس که در او بنگرد،....( نهج‌البلاغه‌، ترجمه‌محمددشتی‌;، خطبه‌،ص 418،و419،مؤسسه فرهنگی انتشاراتی زهد،چاپ سوم‌. )

ابرار
۱۳۸۷/۱۱/۰۱, ۱۳:۳۱
هر کدام از سوره قرآن کریم از سوی اهل بیت عصمت و طهارت (با صفات و امتیازاتی معرفی شده است که یقیناً تنها نمی‌توان با لقلقة زبان این همه برکات را در اختیار گرفت بلکه باید به دنبال تلاوت، فکر و اندیشة و عمل به معارف آن باشد.
در مورد سورة واقعه روایاتی چند موجود است از جمله از نبی مکرم ( است که: "هرکس سورة واقعه را بخواند، نوشته نمی‌شود که این فرد از غافلان است"چراکه آیات سوره، آن قدرتکان دهنده و بیدارکننده است که جایی برای غفلت انسان باقی نمی گذارد.
شاید از همین روست که نبی مکرم ( فرمودند: "سوره های هود، واقعه، مرسلات و بناء مرا پیر کرد."
همچنین ابن مسعود که از صحابة معروف پیامبر اکرم ( و از مفسّران قرآن است از ایشان نقل می کند که فرمود: "هر کس سورة واقعه را هر شب بخواند هرگز فقیر نخواهد شد."
از امام صادق ( نیز منقول است که فرمود: "هر کس سورة واقعه را در هر شب جمعه بخواند، خداوند او را دوست دارد و نزد همة مردم محبوب می‌کند و هرگز در دنیا ناراحتی نمی‌بیند و فقر و فاقه و آفتی از آفات دنیا دامنگیرش نمی‌شود و از دوستان امیر مؤمنان خواهد بود.(1) انشاءا... .

ابرار
۱۳۸۷/۱۱/۰۱, ۱۳:۳۲
"مهیمن‌" در اصل به معنای حافظ و شاهد و مراقب و امین و نگاه‌دارنده می‌باشد. از آن جا که قرآن در حفظ و نگه‌داری اصول کتاب‌های آسمانی پیشین‌، مراقبت کامل دارد و آن‌ها را تکمیل می‌کند، لفظ "مهیمن‌" بر آن اطلاق شده است‌. همة کتاب‌های آسمانی در اصول مسائل‌، هماهنگی دارند و هدف واحد، یعنی تربیت و تکامل انسان را تعقیب می‌کنند، اگرچه در مسائل فرعی‌، به مقتضای قانون تکامل تدریجی‌، تفاوت‌هایی با هم دارند; هر آیین جدید مرحله بالاتری را می‌پیماید و برنامه جامع‌تری دارد.
علامه طباطبایی‌; در این باره فرموده‌اند: قرآن‌، اصول ثابت کتاب‌های پیشین را حفظ نموده و فروعی که تغییرپذیر است را نسخ و محو می‌کند تا با حال انسان از نظر ترقی و تکامل تناسب داشته باشد...; بنابراین‌، از بیان جمله "مهیمناً علیه‌; قرآن حافظ کتاب‌های پیشین است‌"، پس از جلمه "مصدقاً لما بین یدیه‌; در حالی که کتاب‌های پیشین را تصدیق می‌کند." استفاده می‌شود که مراد از تصدیق قرآن کتاب‌های پیشین به وسیلة این است که آن‌ها معارف و احکام درستی از جانب خداوند است و ذات الهی برای تکامل و تربیت انسان‌، بعضی از احکام را کم یا زیاد فرموده است‌، اگر جمله "مهیمناً علیه‌"نباشد، از جمله "مصدّقاً" چه بسا تصور شود که قران همة احکام و قوانین تورات و انجیل را تصدیق نموده و آن‌ها را بدون تغییر و تبدیل باقی گذارده قبول دارد، در حالی که چنین نیست‌، بلکه قرآن اصول آن‌ها را قبول و برخی از فروع آن‌ها را نسخ کرد.(المیزان‌، علامه طباطبایی‌، ج 5، ص 530، ترجمة محمد جواد حجتی کرمانی‌، نشر بنیاد علمی علامه طباطبایی‌.)

ابرار
۱۳۸۷/۱۱/۰۱, ۱۳:۳۳
آیات پایانی سوره بقره، معروف به "آمن الرسول" است. در این دو آیه خلاصهای از تمام سورة بقره آمده و روح تسلیم در برابر آفریدگار جهان را به ما میآموزد، به همین جهت، پیشوایان معصوم: در ضمن احادیث متعددی ما را به خواندن این دو آیه ترغیب کرده و ثوابهای گوناگونی برای آن بیان داشتهاند. بدیهی است که اگر زبان و دل در تلاوت این آیات هماهنگ گردند، تنها حرف نباشد، بلکه برنامة زندگی گردد، خواندن همین دو آیه میتواند کانون دل را با آفریدگار جهان پیوند دهد.
برخی از فضایل این دو آیه طبق احادیثی که از پیامبر اکرم آمده است، عبارتند از:
1. "هر کس این دو آیه را شب ]بعد از نماز عشا[ بخواند کفایتش میکند ]از بیداری برای نماز شب[".
2. "در آخر سوره بقره آیاتی است. این آیات دعا هستند و خداوند رحمان را راضی میکنند."
3. "...ملک نازل شد و گفت: ]ای رسول خدا[ خداوند تو را به دو نور بشارت میدهد که به هیچ پیامبری قبل از تو داده نشده است: یکی از آنها "فاتحة الکتاب" و دیگری "آیات پایانی سوره بقره" است. هیچ کسی آنها را تلاوت نمیکند مگر آن که حاجتش را خواهد گرفت;(مجمع البیان، علامه طبرسی، ج 1، جزء 3، ص 391، منشورات دارمکتبة الحیاة.)
4. "این دو آیه قرآنند، شفا بخشند، خداوند آن دو آیه را دوست دارد و آن دو خداوند رحمان را راضی و خشنود میکنند"
5. "...این دو آیه اگر سه شب در منزلی خوانده شود، شیطان به آن نزدیک نمیشود."(الدرالمنثور، جلال الدین السیوطی، ج 2، ص 136ـ138، داراحیأ التراث العربی.)
6. "هر کسی چهار آیة اول سورة بقره و آیة الکرسی و دو آیه بعد از آن و سه آیة آخر سوره بقره را بخواند، در جان و مالش مکروهی ]ناملایمتی[ را نخواهد دید، و شیطان به او نزدیک نخواهد شد و قرآن را فراموش نخواهد کرد".(نورالثقلین، عروسی الحویزی، ج 1، ص 368، مؤسسة التاریخ العربی.)
7. در حدیث قدسی آمده است که خداوند فرمود: "ای ]رسول گرامی[ برای تو و امتت گنجی از گنجهای عرشم را دادم. این گنج فاتحة الکتاب و آخر سوره بقره است."(تفسیر صافی، فیض کاشانی، ج 1، ص 291، دارالمرتضی للنشر.)
8. "هر کسی شب دوازدهم رجب دو رکعت نماز بخواند. حمد یک مرتبه و "آمن الرسول" را ده مرتبه بخواند، خداوند به او صواب آمران به معروف و ناهیان از منکر و ثواب آزاد کردن هفتاد بنده را عطا میکند...(اقبال الاعمال، سید ابن طاوس، ص 654، دارالکتب الاسلامیة.)
9. روایات متعددی دربارة فضیلت خواندن این آیات در نمازهای گوناگون، مانند نماز روز یکشنبه، دوشنبه، سهشنبه، چهارشنبه، شب بیست و پنجم رجب، شب هشتم شعبان و... وارد شده است.(همان، ص 667ـ668.)

ابرار
۱۳۸۷/۱۱/۰۱, ۱۳:۳۵
عناوین قرآن کریم‌، دو قسم است‌: 1. اسامی‌; 2. اوصاف‌.
اسامی‌: اسامی قرآن 55 و گاهی تا بیش از 90 مورد ذکر شده است‌. بیان همة آن‌ها از حوصلة این پاسخ نامه خارج است‌. از این رو، فقط به ذکر چهار نام مشهور آن اکتفا می‌کنیم‌:
1. قرآن‌: این واژه یا از "قَرْن‌" و یا از "قرأ" به معنای‌، جمع‌، پیوند و ضمیمه نمودن حروف و کلمات به یک دیگر در هنگام ترتیل است‌. "قرن الشئ بالشئ; پیوند دادن چیزی به چیزی‌."; "قرأ المأ فی الحوض‌; آب را در حوض جمع کرد."
"إِن‌َّ عَلَیْنَا جَمْعَه‌ُو وَ قُرْءَانَه‌ُو # فَإِذَا قَرَأْنَـَه‌ُ فَاتَّبِع‌ْ قُرْءَانَه‌ُو # ثُم‌َّ إِن‌َّ عَلَیْنَا بَیَانَه‌ُو ;(قیامه‌،17ـ19) چرا که جمع کردن و خواندن آن بر عهدة ما است‌. پس هر گاه آن را خواندیم‌، از خواندن آن پیروی کن‌، سپس بیان (و توضیح‌) آن (نیز) بر عهدة ما است‌".(مفردات راغب اصفهانی‌، ص 413ـ414، مؤسسة مطبوعاتی اسماعیلیان / تفسیر نمونه‌، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران‌، ج 27، ص 295ـ299، دارالکتب الاسلامیة‌.)
2. کتاب‌; به معنای ضمیمه کردن بعضی حروف بر بعضی دیگر به واسطة نوشتن است‌. البته گاهی به ضمیمه کردن حروف به یکدیگر به صورت لفظی نیز کتاب می‌گویند; و به همین خاطر به آیات و کلام خدا کتاب گفته می‌شود، و لو نوشته نشود.(مفردات‌، راغب اصفهانی‌، ص 440، مؤسسة مطبوعاتی اسماعیلیان‌.) این اسم‌، نزدیک به صد مورد، از جمله در سورة ص آیه 29 آمده است‌.
3. ذکر; این عنوان‌، به معنای یادآوری قلبی و زبانی است‌.(همان‌، ص 181.) این اسم‌، در 20 مورد از جمله سورة انبیأ آیه 50 برای قرآن به کار رفته است‌.
4. فرقان‌; این عنوان به معنای جدا کنندة حق از باطل است‌.(همان‌، ص 392.) این اسم در سورة فرقان آیة 1 به کار رفته است‌.
سه عنوان کتاب‌، ذکر و فرقان‌، برای کتاب‌های آسمانی دیگر نیز ذکر گردیده و تنها عنوان قرآن‌، به صورت اسم خاص برای این کتاب آسمانی مطرح است‌.
اوصاف‌;
اوصاف‌، گاهی مستقیماً به صورت وصف برای نام‌های "قرآن‌"، "کتاب‌" و "ذکر" به کار رفته‌اند، و گاهی به صورت غیر مستقیم‌; در این جا فقط به اوصاف مستقیم اشاره می‌کنیم‌:
1. مجید; به معنای با شکوه‌; سورة ق‌، آیه 1.
2. کریم‌; به معنای ارجمند; سوره واقعه‌، آیه 77.
3. حکیم‌; به معنای حکمت‌آموز; سوره یس‌، آیه 3.
4. عظیم‌; به معنای بزرگ‌; سوره حجر، آیه 87.
5. عزیز; به معنای قوی و محکم‌; سوره فصلت‌، آیه 41.
6. مبارک‌; به معنای خجسته‌; سوره انبیأ، آیه 50.
7. مبین‌; به معنای روشن‌گر; سوره حجر، آیه 1.
8. متشابه‌; به معنای همانند; (کتابی که آیاتش در لطف‌، زیبایی‌، عمق و محتوا همانند یک دیگر است‌) سورة زمر، آیه 23.
9. مثانی‌; به معنای مکرر; (تکراری شوق‌انگیز) سورة زمر، آیه 23.
10. عربی‌; به معنای زبان روشن‌، گویا و فصیح‌; سورة یوسف‌، آیه 2.
11. غیر ذی عوج‌; به معنای کژ نبودن‌; سورة زمر، آیه 28.
12. ذی الذکر; به معنای پراندرز; سورة ص‌، آیه 1.
13. بشیر; به معنای بشارت‌گر; سورة فصلت‌، آیه 2 و 3.
14. نذیر; به معنای هشدار دهنده‌; سورة فصلت‌، آیه 2 و 3.
15. قیم‌; به معنای راست و درست‌; سورة کهف‌، آیه 1 و 2.
نام دیگر قرآن که مشهور است و در قرآن نیست‌، عنوان "مصحف‌" است‌(ر.ک‌: درس‌نامة علوم قرآنی‌، حسین جوان آراسته‌، ص 36ـ55، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی‌.)

Hakim
۱۳۸۷/۱۱/۰۱, ۱۷:۲۲
پيامبر گرامي ص ميفرمايد : هر كس سوره واقعه را شبها بخواند هيچ گاه رنگ فقر را نخواهد ديد .

محب الشیعه
۱۳۸۸/۱۱/۰۴, ۰۱:۰۰
سلام
عده ای از محققین میگویند که قرانی که توسط پیامبر اسلام به بشر زمینی ارائه شد
خلاصه شده ای از قران اصلی است که در آسمانها وجود دارد!

افرادی که به آسمانها رفته اند و از آنجا خبر آورده اند میگویند قران اصلی در آسمان سوم
به صورت کتابی بسیار بزرگ که صفحات آن خارج از درک ما است وجود دارد
و اقرادی که به آن اسمان میروند میتوانند آن را بخوانند.
در آن کتاب و یا به عبارتی دقیق تر کتابخانه خلقت هر چیزی از هر جائی نوشته شده است.

نظر شما چیست ؟
چنین چیزی امکان دارد یا در اسلام چنین نظری رد شده است؟

شمع شب
۱۳۸۸/۱۱/۰۴, ۰۸:۱۲
سلام
عده ای از محققین میگویند که قرانی که توسط پیامبر اسلام به بشر زمینی ارائه شد
خلاصه شده ای از قران اصلی است که در آسمانها وجود دارد!

افرادی که به آسمانها رفته اند و از آنجا خبر آورده اند میگویند قران اصلی در آسمان سوم
به صورت کتابی بسیار بزرگ که صفحات آن خارج از درک ما است وجود دارد
و اقرادی که به آن اسمان میروند میتوانند آن را بخوانند.
در آن کتاب و یا به عبارتی دقیق تر کتابخانه خلقت هر چیزی از هر جائی نوشته شده است.

نظر شما چیست ؟
چنین چیزی امکان دارد یا در اسلام چنین نظری رد شده است؟





سلام

شما اول بگید این حرفها را از کجا می گید و آنهایی که به آسمان رفت و آمد دارند چه کسایی هستند تا بعد؟

پس اول دلیل و مدرک ارائه بدید!!!

محب الشیعه
۱۳۸۸/۱۱/۰۴, ۱۷:۵۵
سلام
شما اول بگید این حرفها را از کجا می گید و آنهایی که به آسمان رفت و آمد دارند چه کسایی هستند تا بعد؟
پس اول دلیل و مدرک ارائه بدید!!!

شما سوال رو جواب بدین چیکار ارین کی کجا میره ؟!
به قول امام علی حق را با باطل نسنجید
باطل را با حق بسنجید
من فرض کنیم گفتم فلانی میره
ایا این برای شما اهمیت دارد کی رفته ؟!
رفتن به اسمانها یک تجربه شخصی است
چون از اسمان برای امثال شما سوغات نمی آورند یا دست خطی از خدا نمی آورند که ثابت
شود فرد به انجا رفته! اگر دنیای مادی بود میشد سوغاتی آورد
ولی مسافرت به اسمان غیر مادی فقط روایت است
که باید در مورد مطالب دیده شده بحث شود که درست است یا نه!

لطفا بحث رو عوض نکنید

پاسخگوی اعتقادی 3
۱۳۸۹/۰۹/۰۷, ۱۵:۲۵
سلام
عده ای از محققین میگویند که قرانی که توسط پیامبر اسلام به بشر زمینی ارائه شد
خلاصه شده ای از قران اصلی است که در آسمانها وجود دارد!

افرادی که به آسمانها رفته اند و از آنجا خبر آورده اند میگویند قران اصلی در آسمان سوم
به صورت کتابی بسیار بزرگ که صفحات آن خارج از درک ما است وجود دارد
و اقرادی که به آن اسمان میروند میتوانند آن را بخوانند.
در آن کتاب و یا به عبارتی دقیق تر کتابخانه خلقت هر چیزی از هر جائی نوشته شده است.

نظر شما چیست ؟
چنین چیزی امکان دارد یا در اسلام چنین نظری رد شده است؟




با سلام و عرض ادب

آنچه كه براي ما مسلم بوده و هست اين است كه قرآني كه ما هم اكنون در عالم طبيعت در دست داريم نازله حقيقت قرآن است نه خود قرآن ، قرآن داراي حقيقتي اصيل است كه به جز اندكي حق دسترسي به آن حقيقت را ندارند . « لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ » (واقع آيه 89) كه جز پاك‏شدگان بر آن دست نزنند .
فلذا اگر کسی‌ قرآن‌ را در خود راه‌ داد بطوریکه‌ تمام‌ جهات‌ قرآن‌ از ظاهر و باطن‌ قرآن‌، معانی‌ و اخلاقیات‌ و عقائد و مَلَکات‌ و معارف‌ و توحید قرآن‌ در او متجلی‌ شد، این‌ وجودش‌ حقیقت‌ قرآن‌ میگردد.
وجود مقدس‌ امام علی علیه السلام قرآن‌ است‌ و خودش‌ فرمود:
أَنَا کَلاَمُ اللَهِ الناطِقُ. «من‌ گفتار ناطق‌ خدا هستم‌.»
یعنی‌ هیچ‌ مرتبه‌ای‌ قرآن‌ ندارد، در هیچ‌ یک‌ از عوالم‌، مگر آنکه‌ آن‌ حقیقت‌ در این‌ موجودیت‌ تجلی‌ کرده‌ است‌، و آن‌ حضرت‌ حائز تمام‌ مقامات‌ و درجات‌ قرآن‌ است‌؛ اینست‌ قرآن‌ حقیقی‌ و حقیقت‌ قرآن‌.
تا اينجا روشن شد كه قرآن حقيقتي اصيل است كه با حقيقت ائمه معصومين (عليهم السلام) يكي است فلذا علي (ع) فرمود « من قرآن ناطقم » ؛ از طرفي ائمه معصومين (عليهم السلام) از آن جاييكه داراي علم لدني و علم الهي هستند تمامي علوم نزد آنان است به تمامي وقايع عالم از ازل تا ابد علم دارند، امام صادق عليه السلام مي‌فرمايند:

« خداوند متعال داراي هفتاد و سه حرف اسم اعظم است آنچه نزد عاصف بن برخيا بوده (كسي است كه تخت ملكه سبا را در كمترين مدت نزد سليمان آورد) تنها يك حرف از آن هفتاد وسه حرف بود و چنان قدرت‌نمايي كرد ولي نزد ما اهل بيت عليهم السلام هفتاد و دو اسم اعظم مي‌باشد و يكي از حروف كه مخصوص ذات باري تعالي و مربوط به علوم غيبي است نزد خداوند مي‌باشد. فلذا ائمه معصومين (عليهم السلام ) و قرآن كريم حقيقت جهان هستي ( اعم از عالم مجردات و عالم ماده) مي باشد كه تمامي حقايق جهان در اين وجود ( قرآن و ائمه (عليهم السلام) جمع مي باشد و به بيان ديگر مي توان گفت عالم هستي از ازل تا ابد تشريح انسان كامل و قرآن كريم است .
فلذا هيچ اتفاقي در عالم نمي افتد مگر اينكه ائمه با خبر مي شوند بنابراين امام زمان (عج) نيز كه طبق روايتي هر روز اعمال مومنين بر ايشان عرضه مي شود طبق اين بيان نه تنها هر روز بلكه هر لحظه امام زمان (عج) به ما و اعمال ما علم دارد .

طارق
۱۳۸۹/۰۹/۰۷, ۱۸:۴۶
با او

عرض سلام و ادب ؛

دوست عزیز آیدی محترم محب الشیعة فرمودید که ؛


« عده ای از محققین میگویند که قرانی که توسط پیامبر اسلام به بشر زمینی ارائه شد
خلاصه شده ای از قران اصلی است که در آسمانها وجود دارد!

افرادی که به آسمانها رفته اند و از آنجا خبر آورده اند میگویند قران اصلی در آسمان سوم
به صورت کتابی بسیار بزرگ که صفحات آن خارج از درک ما است وجود دارد
و اقرادی که به آن اسمان میروند میتوانند آن را بخوانند.
در آن کتاب و یا به عبارتی دقیق تر کتابخانه خلقت هر چیزی از هر جائی نوشته شده است.

نظر شما چیست ؟
چنین چیزی امکان دارد یا در اسلام چنین نظری رد شده است؟ »


پاسخ ؛

ببینید دوست عزیز ، باید دید که این محقیقینی که شما از آنها این مطلب را نقل کردید ، در حیطه ی هستی شناختی قرآن این مبحث را مطرح کرده اند یا در حیطه ی معرفت شناختی قرآن. و دقیقا تمییز این دو جهت در بحث ضروری بوده و در نتیجه ی بحث موثر هست.

1


اگر در حیطه ی هستی شناختی قرآن چنین مطلبی را مطرح کردند ، یعنی قرآن را مستقلا از حیث وجود خودش بررسی کرده اند ، این مطلب به این شکلی که عرض می کنم مورد قبلو علمای اصیل اسلامی هست که ، قرآن کریم مانند هر موجود دیگری حقیقتی مشکک دارد ، یعنی دارای مراتب و درجات مختلف وجودی است. حالا آن حقیقت مجرد و بسیط معنوی که در عالَم معنا حضور دارد هر چه مرتبه به مرتبه تنزل پیدا می کند ، ماهیتش متناسب با اون مرتبه محدودتر می شود و تغییر می کند.
لذا هر چه یک حقیقت بیشتر تنزل پیدا کند ، محدودتر هم می شود. اما این به معنی تحول اساسی و تفاوت جدی بین حقیقت ملکوتی قرآن با حقیقت مادی و کتبی قرآن نیست ، بلکه اینها یک چیز است ، مثل اینکه بگویید نور خورشید حاکی از گرمای درون خورشید است. حالا فرض کنید نور خورشید در یک متری خورشید هم نور خورشید است ، 150 میلیون کیلومتر دور تز از خورشید روی زمین هم نور خورشید است ، حالا هر دو اینها هم گرم است و حاکی از گرمای خورشید. ولی کدام یک بیشتر و شفاف تر نور خورشید را نشان می دهد؟ مسلما نوری که در یک متری است.

لذا کسانی که به حقیقت قرآن و نور وجود قرآن کریم متصل می شوند و با چشم دل، حقیقت قرآن را می بینند دقیق تر و شفاف تر با حقایق آن آشنا می شوند.

ولی خیلی خیلی خیلی دقت کنید که راه رسیدن به آن حقیقت نورانی قرآن ، رجوع و تلمذ در محضر همین قرآن کتبی است. یعنی ممکن نیست بدون ارتباط و انس با این حقیقت دنیایی و کتابی قرآن به آن حقیقت باطنی آن رسید.

حالا این که میگیم چطور است؟ مثلا اینکه قرآن کَتبی ،بهشت را مثلا باغ هایی که از زیر درختانش جوی ها جاری است معرفی می کند. ولی آیا حقیقت بهشت همین است؟ نه ، عده ای گفته بودند اگر بهشت این است که دیگر این همه زحمت نمی خواهد در همین دنیا هست.
در واقع به خاطر محدودیت این عالَم و کلمات بشری ، آمده اند آن حقیقت را به بهترین و نزدیک ترین شکل با تمثیل و استعاره و تشبیه معرفی کرده اند.

اما باز عرض می کنم که ممکن نیست کسی از این وجود قرآن بی بهره باشد و به آن حقیقتش برسد . باید نکات قرآن را خواند و فهمید و عمل کرد و در اثر ممارست در عمل پنجره ی معرفت کم کم به روی دل صیقل یافته اش باز می شود.

مثلا در قرآن می خوانید «سلام قول من رب رحیم» ، با فهم اینکه قول چیست ، رب کیست ، رحیمیت چگونه صفتی است تا حدی متوجه حقیقت سلام می شویم ، که یک حقیقتی است نورانی از جانب خداوند مربی و رشد دهنده ای که بعضی نعماتش نعمت خاص است و مخصوص افرادی است که ویژگی هایی مثل درجاتی از ایمان را کسب کرده باشند و سلام جزو این دسته از نعمات الهی است.

پس باید فرد جزو افرادی شود و ویژگی های لازم را کسب کند که نعمات خاص خداوند که از جانب صفت رحیمیت اوست شامل حالش شود و بتواند حقیقت سلام را کم کم درک و با روحش لمس کند.


--------------------------------

2


اما حالا اگر آن محققین از جهت معرفت شناختی قرآن بگویند که معارف و محتوای قرآن که در دست ماست خلاصه است و ناقص است و کافی و کاربردی برای تمام زمان ها نیست و تمام نیاز های نظری و عملی ما را تامین نمی کند چون ناقص و خلاصه است و از باب نقد قرآن مطرح کنند ، نخیر این حرف پذیرفتنی نیست و قطعا غلط است.

خلاصه بودن و محدود بودن این قرآن نسبت به حقیقت مجردش که در بالا گفتیم ، خلاصه ی کیفی است نه خلاصه ی کَمّی . یعنی اگر حقایقی در قرآن مجرد عالم معنا نکاتی داشته باشد که در این قرآن ما نباشد یعنی این قران خلاصه ی کَمّی است و نکاتی را ندارد و نقص دارد. این اصلا نیست.

اما خلاصه ی کیفی است یعنی این قرآن همه ی نکات آن قرآن بسیط در عالم معنی را دارد ولی با کیفیتی نازل تر و کیفیتی متناسب با عالم محدود ماده. این همان است که در بالا توضیح دادیم.



الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمومنین
زیاده عرضی نیست.
التماس دعا

طارق

جلیل
۱۳۹۵/۰۶/۲۵, ۲۲:۳۷
پرسش:
آیا ما قرآنی در آسمان و قرآنی در زمین داریم؟ و آیا این قرآن خلاصه شده آن قرآن است؟

پاسخ:
بر اساس برخی آیات مثل آیه 21-22 سوره بروج «بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجيدٌ *في‏ لَوْحٍ مَحْفُوظٍ» و روایات «وَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ فِي قَوْلِهِ بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ قَالَ اللَّوْحُ الْمَحْفُوظُ لَهُ‏ طَرَفَانِ- طَرَفٌ عَلَى يَمِينِ الَعْرَشِ وَ طَرَفٌ عَلَى جَبْهَةِ إِسْرَافِيلَ، فَإِذَا تَكَلَّمَ الرَّبُّ جَلَّ ذِكْرُهُ بِالْوَحْيِ ضَرَبَ اللَّوْحُ جَبِينَ إِسْرَافِيلَ فَيَنْظُرُ فِي اللَّوْحِ فَيُوحِي بِمَا فِي اللَّوْحِ إِلَى جَبْرَئِيلَ (علیه السلام)»؛(1) می توان گفت که قرآن ابتدا در لوح محفوظ بوده و سپس بر پیامبر نازل شده است. اما اینکه آیا این قرآن از لحاظ محتوا و کمی و زیادی با آن قرآن متفاوت است یا خیر؟ دلیلی بر آن نیست بلکه ظاهر آیات، مخالف آن است.

___________
(1) علی بن ابراهیم، تفسير القمي، دو جلد، قم، دار الکتاب، ج‏2، ص: 415.