PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : آموزش تجوید



کاربر جدید!
۱۳۸۶/۰۳/۲۹, ۱۰:۳۶
سلام
لطفا فرق و طريقه تلفظ ظ با ذ را بفرماييد

saeed623
۱۳۸۶/۰۳/۲۹, ۱۱:۵۰
سلام
لطفا فرق و طريقه تلفظ ظ با ذ را بفرماييد

باسلام
پاسخ شما تقديم مي شود:
با اندكى دقت در تلفظ حروف عربى و مقايسه آنها با تلفظ حروف فارسى ، مشخص مى شود كه در بين 28 حرف زبان عربى ، فقط ده حرف آنها ، تلفظ شان با زبان فارسى متفاوت است و آنها با چگونگى تلفظ شان عبارتند از :
1 . حرف «ث » اين حرف را بايد به اصطلاح «نوك زبانى » و نازك و كم حجم كردن تلفظ كرد ; يعنى درحالى كه نوك زبان با دندان هاى جلو در آرواره بالا تماس دارد ، هوا را به بيرون مى دميم . بايد توجه داشت كه فشار نوك زبان بر دندان ها زياد نباشد . حرف «ث » بدون اين كه صداى «سوت » از آن شنيده شود ، تلفظ مى شود .
2 . حرف «ح » اين حرف با گرفتگى خاصى در حلق ايجاد مى شود ; مانند كسى كه بخواهد مثلا پوست تخمه اى را كه در حلق گير كرده ، با فشار هوا خارج كند !
3 . حرف «ذ»: مانند حرف «ثاء» از نوك زبان و دندان هاى بالا و با صداى نازك و كم حجم تلفظ مى گردد .
4 . حرف «ص»: مانند حرف «س » تلفظ مى شود ; فقط به همراه آن صدا پر حجم و درشت مى گردد . و هنگام تلفظ اين حرف نبايد صداى سوت شنيده شود .
5 . حرف «ض »: حرف «ضاد» از تماس كناره زبان با دندان هاى آسياى بالا ـ از هر طرف كه مقدور باشد ـ و با صداى پر حجم و درشت تلفظ مى شود .
6 . حرف «طاء» اين نيز مانند حرف «ت » تلفظ مى شود با اين تفاوت كه صداى آن درشت و پر حجم است . حرف «طاء» قوى ترين حرف زبان عربى به حساب مى آيد .
7 . حرف «ظ »: اين حرف دقيقاً مانند حرف «ذ» از تماس نوك زبان و سر دندان هاى آرواره بالا ايجاد مى شود ; با اين تفاوت كه صدا در حرف «ظاء» درشت و پر حجم مى گردد .
8 . حرف «ع » از ميان حلق و به صورت نرم تلفظ مى شود و گويى صدا «كش» مى آيد ! بايد دقت داشت كه حرف «ع » مفخم و پر حجم اداء نشود .
9 . حرف «غ » اين حرف هم از همان محل تلفظ «خاء» يعنى از ناحيه حلق تلفظ شده ; ولى صداى آن نرم و كشيده و دنباله دار است و حالت خراش و خشونت حرف «خاء» را ندارد .
10 . حرف «و» براى تلفظ اين حرف ، نبايد مثل صداى فارسى آن ، دندان هاى بالا را بر لب پايين مماس گردد ; بلكه در اداى اين حرف ، لب ها به حالت «غنچه » درآمده و صداى «و» از ميان دو لب خارج مى شود . بايد دقت داشت كه حرف «و» نازك شود .
-----------
برگرفته از حلية القرآن ، سيدمحسن موسوى بلده ، ج 1 ، ص 19 ـ 23 .

askari110
۱۳۸۶/۰۴/۰۵, ۲۱:۵۵
سخت نيست
فقط براي ذ نوك زبان به سر دندانها ي بالا مي خوره ونازك ادا مي شه
ولي در ظ روي زبان به سر دندانهاي بالا مي خوره ولي پر حجم ادا مي شود

khoshnazar
۱۳۸۶/۰۹/۰۶, ۲۲:۱۷
مباحث آموزشی تجوید و روخوانی قرآن هم از مطالب مهمه که باید اینجا به اون پرداخت.
یا علی
:)

askari110
۱۳۸۶/۰۹/۲۲, ۱۲:۲۷
تعریف علم تجوید:
علمی ست که در آن از مخارج و صفات حروف تهجی و همچنین محل وقف و وصل و قوائد و دستورات قرائت صحیح بحث می شود
تعریفات دیگر:
-اعطای حقوق حروف و حفظ ترتیب و مرابت آنها و باز آوردن حرف به مخرج و اصل آن و پیوستن آن به نظیرش و تصحیح لفظ و تلطیف نطق با نظر به شکل و ساختمان هر کلمه بدون اسراف و تکلف و افراط
-اخراج هر حرف از مخرجش و واعطاءحق و مستحق آن حرف، از صفات، به آن
-ادای حرف از مخرجش همراه بااعطاء حق و مستحق حرف
منظور از حق حرف صفات لازمه حرف و منظور از مستحق حرف حالات حرف در ترکیب با حروف دیگر و حرکات می باشد.
-ادا کردن حرف از مخرجی که مخصوص به اوست با صفاتی که مخصوص به آن حرفند تاحروف متقاربه که در مخرج با هم نزدیکند از یکدیگر جدا شوند
-علم به قوائد و احکامی که کیفیت تلفظ کلمات قرآنی را همانگونه که بر پیامبر(ص) نازل شده است میسر می سازد
-عِلْمٌ بِقَوَاعِدَ ، وَأَحْكَامٍ لِكَيْفِيَّةِ النُّطْقِ بِالكَلِمَاتِ القُرْآنِيَّةِ عَلَى الكَيْفِيَّةِ الَّتِي أُنْزِلَ بَها عَلَى النَّبِيِّ الكَرِيمِ

موضوع علم تجوید: الفاظ قرآن
هدف تجوید: قرائت صحیح
فایده تجوید: مصون ماندن زبان از خطا در مورد مخارج و صفات حروف و سایر قوائدی که این علم به صحت آن در قرائت کمک می کند
در باره ی اینکه علم تجوید چیست حد و حدود آن کدام است و چه دایره ای را در بر می گیرد نظرات زیادی با توجه به تعاریفی که از این علم شده است ارائه گردیده است.آن چه همه در آن اتفاق نظر دارند این است که تجوید علمی ست که قرائت را نیکو می کند و همانطور که از معنی این کلمه بر می آید تجوید قوائد یک قرائت زیبا و در عین حال صحیح را که مطابق یک لهجه ی عربی فصیح باشد به ما ارائه می دهد.در مورد حدود علم تجوید عده ای معتقدند که فقط شامل مخارج و صفات و احکام حروف می شود. و بعضی قوائدی چون وقف و ابتدا و رموز سجاوندی را نیز در محدوده ی این علم قرار می دهند و می گویند اگر منظور از تجوید نیکو بودن و صحت قرائت است پس این امور هم از ملزمات یک قرائت صحیح است و باید در بحث تجوید مورد مطالعه قرار گیرد

askari110
۱۳۸۶/۰۹/۲۲, ۱۲:۳۵
نامگذاری حروف با توجه به مخارج آنها:
حروف حلقی (هاء، همزه،حاء، عین، خاء، غین)
حروف لهوي (قاف و کاف) لهات=زبان کوچک
حرف ضرسی (ضاد) چون تعداد زیادی از دندان ها در تلفظ آن دخالت دارند
حروف شجري (جیم،شین،یاء) شَجر یعنی سقف دهان
حروف اسلي (زاء،سین،صاد) اَسَلةُالّسان یعنی قسمت جلویی زبان(باریکه ی سر زبان)
حروف نطعي (تاء، دال، طاء) برجستگی های لثه در پشت ثنایای بالا را نطع می گویند.
حروف لثوي (راء، لام، نون) لثه در ایجاد این حروف نقش اصلی را دارد.
حروف ذلقي یا ذَولَقی (ثائ،ذاء،ظاء) ذلق به معنی تیزی نوک زبان است
حروف شفوی یا شفَهی (باء، فاء، میم، واو) شفوی یعنی لبی
حروف جوفی یا هوایی (الف، واو، یاء ) و همچنین همزه طبق نظر دیگری (در اصل فقط الف اگر حرف باشد حرف هوایی ست)

askari110
۱۳۸۶/۰۹/۲۲, ۱۲:۴۷
بسياري از حروف عربي تقريباً به همان شكل فارسي تلفّظ مي‌شود و نيازي به آموزش ندارد و تنها ده حرف (ثاء، حاء، ذال، صاد، ضاد، طاء، ظاء، عين، غين، واو) در زبان عربي، تلفّظ آنها به گونة ديگري است كه به شرح آن مي‌پردازيم.

حرف ثاء
اين حرف در فارسي به صورت «سين» تلفّظ مي‌شود، براي تلفّظ صحيح اين حرف، بايد آن را از سر زبان و سر دندانهاي پيشين بالا و به حالت دميدگي ادا كرد.
تمرين
اِسْمَ اثْمَ
يَلْبَسُونَ يَلْبَثُونَ
مَثْواكُمْ ـ فَاثْبُتُوا ـ يَثْرِبَ ـ مِثْلَهُمْ ـ مُثْقَلُونَ ـ مَثْني ـ ثَلاثَ ـ ثَقُلَتْ ـ لَبِثَ ـ مِنَ الْمَثاني ـ ثامِنُهُمْ ـ فَاَثابَكُمْ ـ ثِيابَهُمْ ـ مَوْثِقا‌ً ـ جاثِيَةً ـ كَثيراً ـ جِثِيّاً ـ حَثيثاً ـ ثُمَّ ـ ثُبُوراً ـ ثُلُثُ ـ لَمَثُوبَةٌ ـ ثَلاثُونَ ـ مَبْثُوثَةٌ ـ اَلثِّقالَ ـ اَلثَّقَلانِ ـ مُنْبَثّاً ـ يااَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ ـ ثُمَّ بَعَثَهُ

حرف حاء
اين حرف در فارسي به شكل «هاء» تلفّظ مي‌شود و براي تلفّظ صحيح آن كافي است آن را از وسط حلق و با فشردگي اداء كنيم تا با حرف «هاء» اشتباه نشود.
تمرين:
اَهْوي اَحْوي
اُهِلَّ اُحِلَّ
اَحْسِنْ ـ فَاحْكُمْ ـ يُحْيي ـ مَحْياهُمْ ـ تَحْتِهِمْ ـ اِحْتَرَقَتْ ـ حَرَّمَها ـ حَسِبُوا ـ حسيسَها ـ يُحاسِبْكُمْ ـ تَحاوُرَكُما ـ دَحيها ـ رَحِمَ ـ حِسابُهُمْ ـ تَحِيَّتُهُمْ ـ‌حيتاهُمْ ـ نُوحيها ـ يَحيقُ ـ حُرِّمَتْ ـ حُلُّوا ـ حُنَفآءُ ـ مُفْلِحُونَ ـ يَحُولُ ـ يُسَبِّحُونَ ـ اَلرَّحْمنِ الرَّحيمِ ـ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ ـ اَوْحي لَها

ادامه دارد

askari110
۱۳۸۶/۰۹/۲۲, ۱۲:۵۲
حرف ذال
براي اداي حرف «ذال» از سر زبان و سر داندانهاي پيشين بالا استفاده مي‌كنيم تا از حرف «زاء» متمايز گردد، لازم به ياد سپاري است كه حرف «ذال» را بايد به صورت نازك و كم حجم ادا كرد.
تمرين
اَذْهَبَ ـ وَاذْكُرُوا ـ حِذْرَكُمْ ـ اِذْقالَ ـ يُذْهِبْكُمْ ـ عُذْراً ـ ذَكِّرْهُمْ ـ ذَهَبُوا ـ مُذَبْذَبينَ ـ ذآئِقُوا ـ ذلِكُمْ ـ أذاعُوا ـ تُذِلُّ ـ ذِكْريها ـ لِذِي الْقُرْبي ـ اَلَّذينَ ـ مَعاذيرَهُ ـ لِيُذيقَهُمْ ـ تُكَذِّبانِ ـ اَلذُّنُوبِ ـ فَاَذَّنَ مُؤَذِّنٌ ـ وَلا تُبْذِّرْ تَبْذيراً ـ لِيَذَّكَّرُوا

حرف صاد
حرف «صاد» مانند حرف «سين» از سر زبان و پشت دندانهاي پيشين پايين تلفّظ مي‌شود با اين تفاوت كه صدا در حرف «صاد» درشت و پر حجم مي‌باشد.
تمرين
عَسي عَصي
عَسَيْتُمْ عَصَيْتُمْ
قَسَمْنا قَصَمْنا
اَصْلَحَ ـ اَصْدَقَ ـ اَصْلاحِها ـ مِصْرَ ـ تُصْعِدُونَ ـ يُصْرَفُ ـ صَلاتي ـ قَصَصَ ـ صَدَقَ ـ مَصائِعَ ـ لَصادِقٌ ـ صالِحينَ ـ صِراطي ـ يَفْصِلُ ـ اَبْصِرْهُمْ ـ نَصيباً ـ مَصيرَكُمْ ـ يُوصيكُمْ ـ صُرِفَتْ ـ صُحُفِ ـ تَخاصُمُ ـ نَصُوحاً ـ تُوصُونَ ـ تَصُومُوا ـ فَصَّلْناهُ ـ فَالصّالِحاتُ ـ نُفَصِّلُ ـ يَخْتَصُّ ـ يَصَّدَّقُوا

askari110
۱۳۸۶/۰۹/۲۲, ۱۲:۵۵
حرف ضاد
حرف «ضاد» از تماس كنارة زبان (هر طرف كه ميّسر باشد) با دندانهاي كرسي بالا (همان طرف) و كشيده شدن بر آنها ايجاد مي‌شود و آن را بايد درشت و پر حجم ادا كرد.
تمرين
اَضْعَفُ ـ يَضْرِبْنَ ـ رِضْوانٌ ـ فَضْلُ ـ مُضْغَةَ ـ مُضْعِفُونَ ـ ضَلَّ ـ وَضَعَها ـ ضَرَبَ ـ ضاحِكَةٌ ـ لَضآلُّونَ ـ ضامِرٍ ـ نَضِجَتْ ـ فِي الْاَرْضِ ـ ضِعافاً ـ ضيزي ـ رَضيتُ ـ مُعْرِضينَ ـ ضُرِبَتْ ـ اُغْضُضْ ـ عَرْضُها ـ مَغْضُوبِ ـ مَخْضُودٍ ـ رَضُوا ـ يَنْفَضُّوا ـ نَضّاخَتانِ ـ فِضَّةٌ ـ يَحُضُّ ـ يَغُضُّوا ـ يَعُضُّ

حرف طاء
حرف «طاء» مانند حرف «تاء» از تماس روي سر زبان با ناهمواريهاي كام بالا ادا مي‌شود با اين تفاوت كه صدا در حرف «طاء» درشت و پر حجم مي‌باشد.
تمرين
تابَ طَابَ
قانِتينَ قانِطينَ
اَطْغي ـ تَطْغَوْا ـ فِطْرَةَ ـ خِطْبَةِ ـ مُطْمَئِنّينَ ـ يُطْعِمُونَ ـ فَطَرَ ـ طَفِقَ ـ اِسْتَطَعْتُمْ ـ طآئِفَتانِ ـ اَطاعُونا ـ بَطآئِنُها ـ وَلا تُطِعْ ـ سُطِحَتْ ـ طِفْلاً ـ اَساطيرُ ـ اَطيعُونِ ـ خَطيئاتِكُمْ ـ طُمِسَتْ ـ خُطُواتِ ـ طُغْياناً ـ طُوبي ـ يَطُوفُ ـ بُطُونِهِمْ ـ تُشْطِطْ ـ تَخُطُّهُ ـ لِلطّاغينَ ـ تَطَّلعُ ـ فَاطَّهَّرُوا ـ عُطِّلَتْ

askari110
۱۳۸۶/۰۹/۲۲, ۱۲:۵۶
حرف ظاء
براي تلفّظ حرف «ظاء» كافي است حرف «ذال» را درشت و پر حجم ادا كنيم.
تمرين:
مُنْذَرينَ مُنْظَرينَ
مَحْذُوراً مَحْظُوراً
اَظْلَمَ ـ يَظْلِمُونَ ـ يُظْهِرَ ـ حَفِظْناها ـ وَاغْلُظْ ـ مُظْلِمُونَ ـ ظَلَمُوا ـ ظَهَرَ ـ ظَلَّتْ ـ يُظاهِرُوا ـ ظالِمي ـ لَظالِمُونَ ـ ظِلالُها ـ ظِهْرِيّاً ـ مَحْفُوظٍ ـ كَظيمٌ ـ حافِظينَ ـ عَظيمٌ ـ ظُلِمُوا ـ يَظُنُّ ـ ظُلُماتٍ ـ تُوعَظُونَ ـ وَاخْفَظُوا ـ حافِظُونَ ـ يُعَظِّمْ ـ فَظّاً ـ حَظٍّ ـ اِنَّ الظَّنَّ ـ هُمُ الظّالِمُونَ ـ اِلَي الظِّلِّ

حرف عين
اين حرف در فارسي به صورت «همزه» تلفّظ مي‌شود. حال به تفاوت اين دو در عربي توجه فرماييد:
«همزه» ساده گفته مي‌شود و صدا در آن قطع مي‌گردد ولي حرف «عين» از وسط حلق اداء شده و صدا در آن قطع نمي‌شود.
تمرين:
اَجَل عَجَل
اَمَلاً عَمَلاً
اَمين عَمين
يَاْلَمُونَ يَعْلَمُونَ
اَعْلي ـ فَاعْلَمْ ـ نِعْمَ ـ اِعْلَمُوا ـ يُعْجِبُكَ ـ يَسْتَعْجِلُونَ ـ مَعَكُمْ ـ عَلَيْهِمْ ـ يَفْعَلُونَ ـ مَعايِشَ ـ عالِيَهُمْ ـ تَعالي ـ عِلْماً ـ فاعِلُونَ ـ اَلْعِزَّةَ ـ مَعيشَََتُهُمْ ـ فَاَعينُوني ـ نُعيدُها ـ عُلَمآءُ ـ عُقْباها ـ عُلِّمْنا ـ تَعُولُوا ـ عُوقِبْتُمْ ـ يَعُودُونَ ـ فَعّالٌ ـ سُعِّرَتْ ـ يَدُعُّ الْيَتيمَ ـ لااَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ

askari110
۱۳۸۶/۰۹/۲۲, ۱۲:۵۸
حرف غين
اين حرف در فارسي به صورت «قاف» تلفّظ مي‌شود، حال به نحوة اداي هر يك در زبان عربي دقت كنيد.
حرف «قاف» به كمك زبان كوچك و با شدت و سختي گفته مي‌شود به طوري كه صوت قطع مي‌گردد ولي حرف «غين» از انتهاي حلق و با سستي تلفّظ شده و صدا در آن كشيده مي‌شود.
تمرين
أقْني اَغْني
قَدْ غَدْ
نَغْفِرْ ـ يَغْلي ـ اَفْرغْ ـ اُغْشِيَتْ ـ يُغْنيهِمْ ـ فَاسْتَغْفَرَ ـ تَغَشّيها ـ غَيْري ـ غَنِمْتُمْ ـ اَلْغافِرينَ ـ وَالْمَغارِبِ ـ فِي الْغارِ ـ غِلِّ ـ غِسْلينٍ ـ بُغِيَ ـ اَبْغيكُمْ ـ نَبْتَغي ـ فَالْمُغيراتِ ـ غُفْرانَكَ ـ يَنْزَغُ ـ غُلِبَتْ ـ غُدُوُّها ـ يَبْغُونَ ـ لُغُوبٌ ـ سَواءٌ عَلَيْهِم اَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ اَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللهُ لَهُمْ

حرف واو
در اداي حرف «واو»، لب‌ها بدون برخورد با دندانها به حالت غنچه در مي‌آيد و اين حرف از ميان دو لب تلفّظ مي‌شود.
تريمن:
بَلَوْناهُمْ ـ اَوْجَفْتُمْ ـ تَوْبَتُهُمْ ـ لاتَوْجَلْ ـ قَوْمي ـ يَوْمِهِمْ ـ وَجَدَها ـ ياوَيْلَنا ـ وَجْهَها ـ وارِدُها ـ وارِدَهُمْ ـ والِدَتي ـ وِزْرَاُخْري ـ شاوِرْهُمْ ـ تُوَسْوِسُ ـ تَاْويُل ـ يُسَوّيكُمْ ـ تَسْتَوي ـ وُفِّيَتْ ـ وُجُوهَكُمْ ـ وُجْدِكُمْ ـ تَلْوُوا ـ داوُودَ ـ وُورِيَ ـ اَوَّلينَ ـ قُوَّتِكُمْ ـ اَوَّبي ـ فَسَوّي ـ لَوّوْا ـ تَزَوَّدُوا

askari110
۱۳۸۶/۱۲/۰۷, ۲۱:۰۰
قابل توجه همه علاقه مندان يادگيري قواعد روخواني وتجويد
يك سايت جالب وكامل براي آموزش روخواني وتجويد خدمتتان معرفي ميكنم ...
سمت راست سايت همه بخشهاي قواعد روخواني وتجويد ذكر شده كليك كنيد وبا قواعدآشنا شويد

http://www.tooba-ir.org/_book/qoran/scince/tajvid/fehrest.htm (http://www.tooba-ir.org/_book/qoran/scince/tajvid/fehrest.htm)

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۶, ۰۲:۳۴
مقدمه

کلام در زبان عرب از بيست و هشت حرف تشکيل مى شود . و براى پيدا کردن مخرج هر يک از آنها بايد آن حرف را ساکن نموده و يک همزه مفتوحه بر سر آن بگذاريم مثلاً ب و ت را ميگوئيم أب و أت با اين عمل مخرج ب و ت معلوم مى شود . اين بيست و هشت حرف از چهار موضع و هفده محل خارج مى گردند :
موضع اول : حَلق که داراى سه محل و شش حرف ميباشد .
موضع دوم : زبان که داراى دو محل و دو حرف ميباشد .
موضع سوم : دهان که داراى هشت محل و شانزده حرف ميباشد .
موضع چهارم : لب که داراى چهار محل و چهار حرف ميباشد .
اينک شرح آنها : گفتيم حلق داراى سه محل ميباشد . از انتهاى حلق شروع کنيم .
اوّل محل هـ و ء و در وسط حلق محل ح و ع و نزديک به دهان محل خ و غ مى باشد . و براى آنکه بيشتر در ذهن بماند به اين شعر توجه فرمائيد :
حرف حلقى شش بود اى نور عين
ها و همزه حا و عين و خا و غين
موضع دوم : زبان کوچک که مخرج ق ـ ک ميباشد .
موضع سوم : دهان را گفتيم که داراى هشت محل و شانزده حرف ميباشد .
محل اوّل : ( ج ـ ش ـ ى ) اين سه حرف را شجرى گويند چون در موقع تلفظ دهان باز مى شود .
محل دوم : (ض) براى اداء حرف ضاد بايد تمام طول کنار زبان بطور طبيعى به کنار دندانهاى پهلو تماس گيرد .
محل سوم : (ل) براى اداء لام تمام سر زبان با پشت لثه بالا تماس مى گيرد .
محل چهارم : (ن) براى اداء نون هم تمام سر زبان با پشت دندانها و لثه بالا تماس ميگيرد .
محل پنجم : (ر) براى اداء حرف (راء) تمام سر زبان با پشت لثه بالا بطورى که نچسبد بلکه با آن مماس قرار گيرد .
محل ششم : (ز ، س ، ص) براى اداء اين سه حرف از سر زبان با پشت دندانهاى ثناياى بالا ولى نمى چسبد .
محل هفتم : (ث ، ذ ، ظ) باز هم از سر زبان با پشت دندانهاى بالا ولى نمى چسبد.
محل هشتم : ( ت، د ، ط ) كه اين سه حرف هم از پهناى سر زبان با پشت دندانهاى بالا اداء مى شود.
موضع چهارم : موضع لب ميباشد و آن داراى چهار محل و چهار حرف ميباشد .
محل اول : (ف) که مخرج آن از تيزى دندانهاى ثناياى بالا با شکم لب زيرين مى باشد .
محل دوم : (ب) مخرج آن ترى هر دو لب هنگامى که بر روى هم گذارده شوند مى باشد .
محل سوم : (م) و مخرج آن خشکى هر دو لب هنگامى که بر روى هم گذارده مى شوند.
محل چهارم (و) مخرج آن از ميان دو لب ولى بهم نخورد .

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۶, ۰۲:۳۴
حروف شمسى و قمرى

تمام بيست و هشت حرف به دو دسته تقسيم ميگردد شمسى و قمرى که هر کدام چهارده حرف مى باشد .
حروف شمسى را چون الف و لام در اوّلش وصل نمائيم در تلفّظ خوانده نمى شود و خود حرف نيز مشدّد مى گردد که عبارتند از : ت ث د ذ ر ز س ش ص ض ط ظ ل ن .
مثلاً : التّوبه ، الثّاقب ، الدّار ، الذّکور ، الرّحيم ، الزّانى ، السّوق ، الشّمس ، الصّبر ، الضّارب ، الطّارق ، الظّلم ، الّّاهوت ، النّبى .
و امّا حروف قمرى را چون الف و لام در اولش بگذاريم حذف نمى شود و خود حرف هم بدون تشديد اداء مى شود که عبارتند از : ء ب ج ح خ ع غ ف ق ک م و ه ى .
مثلاً : الإنسان ، البحر ، الجنة ، الحافظ ، الخائف ، العالم ، الغفور ، الفتح ، القارعه ، الکاظمين ، المال ، الوارث ، الهادى ، اليوم .

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۶, ۰۲:۳۹
صفات ذاتى و عارضى


صفات ذاتی ، برای تمام حروف ده صفت ذاتی می باشد که پنج صفت ضدّ پنج صفت دیگرند . بنابراین هر حرف بیش از پنج صفت ندارد .

1 ـ شدّت یعنی سخت اداء شدن .
2 ـ رخوت یعنی نرم و سست اداء شدن .
3 ـ استعلا یعنی میل ببالا نمودن .
4 ـ استفلا یعنی میل بپائین دادن .
5 ـ اصمات یعنی سنگین اداء شدن .
6 ـ اذلاق یعنی به آرامی اداء کردن .
7 ـ جهر یعنی بلند خواندن .
8 ـ همس یعنی آهسته خواندن .
9 ـ انفتاح یعنی باز نمودن دهان .
10- اطباق یعنی طبق نمودن زبان .
اینک شرح آنها :
شدت : یعنی هر حرفی که هنگام اداء شدن از غایت شدت سدّ محل می کند و تا زبان ازمحل برداشته نشود صوت خارج نشود که تعداد آنها هشت حرفند و عبارتند از : ء ب ت ج د ط ق ک . ودر سه جمله خلاصه می شود : « قطب ، جد ، اکت » و بقیه حروف تماماً « رخوه » می باشند .
استعلاء: یعنی طلب بلندی کردن و در موقع تلفظ دهان پر می شود . تعداد آنها هفت حرفند و عبارتند از: خ ص ض ط ظ غ ق و بقیه حروف تماماً صفت استفلا دارند .
اذلاق : بمعنی تیزی و سبکی است که بسرعت از محل خود اداء می شود و تعداد آنها شش حرفند که عبارتند از ب د ف ل م ن و بقیه حروف صفت اصمات را دارند .
هَمس : بمعنی آواز خفیف و بی جوهر را گویند و تعداد آنها ده حرفند و عبارتند از : ت ث ح خ س ش ص ف ک ه و بقیه حروف صفت جهر دارند .
اطباق : بمعنی طبق کردن و گود کردن زبان هنگام تلفظ می باشد که فقط چهار حرفند و عبارتند از :
ص ض ط ظ و بقیه حروف صفت انفتاح را دارند .
و اما صفت عارضی :
یعنی صفتی که جزء و ذات حروف نیست و دانستن آنها لازم است تعداد آن چهارده حرف و بشرح زیر می باشد .
1 ـ قلقله یعنی جنبانیدن حرف .
2 ـ صفیر یعنی صوت .
3 ـ لین یعنی نرم اداء نمودن .
4 ـ مخفیه یعنی آهسته و پنهان .
5 ـ انحراف یعنی منحرف نمودن .
6 ـ تکریر یعنی تکرار حرف .
7 ـ نبّره یعنی اظهار همزه .
8 ـ تفّشی یعنی پاشیدن حرف .
9 ـ استطال یعنی طلب درازی کردن .
10 ـ نفخ یعنی دمیدن .
11 ـ بحّه یعنی فشار در گلو .
12 ـ غنّه یعنی صوتی که از بینی خارج میشود .
13 ـ اشباع یعنی سیر نمودن حرف .
14 ـ اماله یعنی دهان را میل ببالا نمودن .
اینک شرح صفت عارضی:
قلقله : یعنی جنباندن و حرکت دادن زبان از محل حرف ، بدین معنی که هر حرفی را که بخواهیم اداء کنیم به محض رسیدن زبا ن به محل حرف اداء می شود ولی قلقله تا زبان از محل حرف برداشته نشود و صوت خارج نگردد حرف اداء نمی شود و این تکان کوچک که باعث شنیدن جزئی صدای کسره می شود و مستلزم اکمال اداء حرف است قلقله نام دارد فقط پنج حرف این صفت را دارند و عبارتند از ق ط ب ج د و در دو جمله خلاصه می گردد : « قطب جد » .
صفیر : بمعنی صوتی است که از درز دندانها خارج میشود و دارای سه حرف است و عبارتند از : « ص س ز »
لین : بمعنی نرمی صوت است که حروف ی و واو ساکن ما قبل مفتوح میباشد که در موقع تلفظ به نرمی ادا می شود .
مخفیّه : یعنی آهسته و پنهان گفتن است که چهار حرف میباشد : « ه . ا . و . ی »
انحراف : یعنی منحرف شدن زبان بطرف جلو و کام بالا و مخصوص دو حرف است : « ل ، ر »
تکریر : عبارتست از تکرار حروف در محل خود و آن مخصوص حرف ( ر ) میباشد و باید خفی و ریز انجام گردد نه آنکه آنقدر درشت و آشکار باشد که چند ( ر ) شنیده شود .
نبره : مخصوص همزه می باشد که در حال سکون عارض میشود و باید کاملاً ظاهر گردد .
تفشی : یعنی پاشیده شدن حرف در دهان و آن مخصوص « ش » می باشد .
استطلال : یعنی طلب درازی کردن در محلّ خود مخصوص حرف « ض » می باشد .
نفخ : یعنی دمیدن است که مخصوص حرف : ( ث ـ ف ) می باشد .
بحّه : یعنی گرفتگی و خفگی صوت است هنگام ادا شدن و مخصوص حرف ( ح ) می باشد که باید در موقع تلفظ در گلو فشار داده شود .
غُنّه : عبارت از صوتی است که در سوراخ بینی پیچیده می شود و آن مخصوص حرف ( م ) و ( ن ) میباشد .
اشباع : سپر کردن حرف می باشد مثل : جآؤ ، فآؤ ، لهُ
اماله : در تجوید اماله مخصوص یک کلمه می باشد : مجریها ( در سوره هود ) الف میل به فتحه و سپس میل بکسره می کند و دهان باز می شود .

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۶, ۰۲:۴۲
ترقيق و تفخيم

رقيق و تفخيم
ترقیق : نازک اداء کردن حرف را « ترقیق » و عکس آن یعنی درشت اداء نمودن را « تفخیم » گویند و این قاعده منحصراً در حرف « ل ، ر » می باشد .
« ل » ذاتاً ترقیق می گردد یعنی هر حرکتی داشته باشید نازک گفته میشود ولی اگر لام مربوط به لفظ جلاله باشد که ماقبل آن مفتوح و یا مضموم باشد تفخیم می شود مثل : عَلَی الله ، عبدُالله ، و اگر ماقبل لام جلاله مکسور باشد طبعا ترقیق و نازک ادا می شود .
« ر » ذاتا تفخیم می شود و باید درشت ادا شود ، مگر در چهار مورد بعلل مؤثره در آن نازک ادا می شود .
مورد اول : راء مکسوره باشد مثل ربوا ، رضوان چون حرکت کسره در راء موجود شده باعث ترقیق آن می شود .
مورد دوم : راء ساکن ما قبل مکسور مثل فِرعون ، مِریه زیرا کسره ما قبل در حرف تأثیر کرده است .
مورد سوم : راء ساکن که ما قبل آن نیز ساکن بوده و ما قبل ما قبل آن هم مکسور باشد مثل : سِحْر ، ذِکْر .
مورد چهارم : راء ساکن که ما قبل آن حرف « ی » قرار گیرد باز هم ترقیق می شود مثل : بصیر ، نذیر ، اگر چه « ی » ماقبلش هم ساکن بوده باشد و یا مفتوح و یا حرف استعلا باشد باز هم تغییری در ترقیق نمی دهد مثل : خیر ، غیر .
تبصره : باید دانست که قاعده فوق در دو مورد استشناء و قابل دقت می باشد .
مورد اول : راء ساکن ما قبل مکسور که قبل از حرف استعلا واقع می شود تفخیم می گردد و در تمام قرآن سه حرفست از استعلا که بعد از حرف راء ساکن ما قبل مکسور واقع شده عبارتند از : ( ص ، ط ، ق ) مثال از هر یک :
ص ـ مرصاد .
ط ـ قرطاس .
ق ـ فرقه .
مورد دوم : اگر کسره ما قبل راء ساکن ذاتی نبوده و عارضی باشد تفخیم می گردد .
مثل اِرْجِعوا ، اَمِ ارتابوا ، اَلّذی ارْتَضی

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۶, ۰۲:۴۳
تنوين و نون ساكن

تنوین که عبارتست از ـًـــٍـــٌ و نون ساکن زمانی که بحروف حلقی که قبلا هم ذکر شده عبارتند از : « ه ء ح ع ح غ » برسد نون کاملاً اظهار می شود مثل : جُرُفِ هارٍِ ، مِنْ عِلْمٍ ، اَنْعَمْتَ. وقتی که بحروف یَرملون که عبارتست از : « ی ، ر ، م ، ل ، و ، ن » برسد ادغام می شود . یعنی نون خوانده نمی شود و حرف مشدّد می گردد .مثل : مَنْ وّاق ، مَنْ یّشاء ، یَکُنْ لّه و زمانی که به بقیه حروف برسد اخفاء می شود یعنی صوت در غنّه ( بینی ) می اندازد و پنهان اداء می شود مثل : اَنْتُمْ، مَنْ تابَ ، جَنّاتٍ تَجْری ، امّا وقتی که نون ساکن به حرف ب برسد قلب به میم می شود مثل : مِنْ بَیْن ، مِنْ بَعْدِ . در اینجا به شعار زیر توجه فرمائید .
تنوین و نون ساکنه حکمش بدان ای هوشیار
کز خواندنش زینت بود اندر کلام کردکار
در یرملون ادغام کن در حرف حلق اظهار کن
در نزد با قلب به میم در مابقی اخفا بیار
تبصره : در قرآن چهار کلمه استثنائی وجود دارد که نون ساکن بعوض اینکه ادغام شود اظهار می شود و عبارتند از : دُنیا ، بُنیان ، قِنْوان ، صِنْوان

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۶, ۰۲:۴۴
مَدّ و سبب مدّ

حرف مد سه حرف است:
1 ـ الف ما قبل مفتوح .
2 ـ واو ما قبل مضموم .
3 ـ یای ما قبل مکسور .
و سبب مدّ همزه بعد از حرف مدّ مثل : ساء ، انشاء الله ، و یا سکون بعد از حرف مدّ مثل : اَتُحاجُّونی ، و لّا الّضالّین می باشد و مدّ بر دو نوع است : متصل ، منفصل .

مدّ متّصل : هر گاه در یک کلمه ای حرف مدّ و سبب آن هر دو پهلوی هم قرار گیرد مثل شاء ، اسرائیل ، این مد را لازم یا واجب گویند .
مدّ منفصل : هر گاه در یک کلمه ای حرف مدّ و سبب آن در اول کلمه بعدی قرار گیرد مدّ مستحب یا جایز گویند . مثل : انّا انزلناه ، قالوا امّنا .
حروف مقطعه:
در اول بیست و نه سوره قرآن مجید حروف مقطعه می باشد و کلماتی که از سه حرف در موقع نوشتن تشکیل می شود مثل :
نون ، میم ، قاف ، کاف مدّش لازم است زیرا حرف دوم آن از حروف مدّ است و سکون حرف سوم سبب مدّ می شود . بد نیست که بدانید کلیه کلمات مقطعه در قرآن از چهارده حرف تشکیل شده و این چهارده حرف را اگر ترکیب کنیم مجموع آنها میشود : « صراط علی حقّ نمسکه »
و اما میزان مدّ : مدّ واجب یا لازم بقدر چهار الف، مدّ مستحب یا جایز بقدر دو الف . مدّ حروف مقطعه بقدر شش الف ، و هر الف باندازه زمانی است که برای شمارش، یکی از انگشت های دست را بر کف دست بخوابانید.
قسمتی از اقسام مدّ مورد نیاز را بد نیست که بدانیم . مدّ لازم ، مدّ مستحب ، مدّ عارضی ، مدّ ذاتی ، مد لین ، مدّ اشباع ، مدّ تعظیم ، مدّ مدغم که در مورد مدّ لازم و مستحب قبلا یاد آور شدیم واما مدّ عارضی مدّی است که در انتهای بعضی از آیات و یا وقف در کلام عارض می شود که اگر حرف ماقبل حرف آخر از حروف مدّی بوده سکون حرف آخر سبب مدّ می شود و مدّ ذاتی هم حرف مدّی است که بدون سبب باشد مانند قالوا که فقط یک الف مدّ می دهیم و اما مدّلین که واو و یا ساکن ماقبل مفتوح می باشند و سبب آن همان همزه و ها سکون است و چون به نرمی از دهان خارج می شود مد گویند و باید دانست که اگر در وسط کلمه باشد به قصر و اگر در آخر کلمه باشد بطول خوانده می شود .
و مد اشباع هم اگر بعد از های ضمیر همزه باشد اشباع می شود مانند : مالَهُ اَخْلدَهُ
و اما مدّ تعظیم و یا مدّ مبالغه که مخصوص کلمه توحید است و مدّ مُدغم هم همان ادغام کبیر است مانند قیْلَ لَهُمْ و باید بدانیم فرق ادغام کبیر با ادغام صغیر آن است که ادغام صغیر مدغم ساکن بوده و مدغم فیه متحرک است مثل قَدْ تَبَیّنَ ولی ادغام کبیر مدغم و مدغم فیه هر دو دارای حرکت می باشند مانند سَیَقولُ لَکَ که مراعات آن لازم نیست . مختصری هم راجع به اشباع یادآور می شویم .
اوُ که در بعضی از کلمات اشباع می شود و در بعضی از کلمات اُ خوانده می شود .
باید دانست که اگر بعد از حرف او حرف « ل » نباشد اشباع می شود مثل اُوذیَ .
و اگر لام باشد و بعداز آن حرف « ی » باشد که روی آن الف مقصوره باشد باز هم اشباع می شود مثل اُولیهما در غیر این صورت اشباع نمی شود .
و امّا هـ : در آخر بعضی از کلمات « ه » قرار دارد که گاهی هو خوانده میشود و گاهی اشباع نمی شود.
بایددانست که اگر « ه » دارای ضمه باشد و ماقبل آن فتحه و یا ضمه باشد اشباع می شود .
امّا اگر دارای کسره باشد که در بعضی از کلمات هی و در بعضی از کلمات « ه » خوانده می شود در اینجا اگر حروف ما قبل و ما بعد آن هر دو دارای حرکت باشند اشباع می شود . و باید دانست که اگر «ه» ساکن باشد به ان های سَکْتْ گویند .
و لازم است بدانیم که در قرآن 3 کلمه هست که از این قاعده مستثنی است که اشباع نمی شوند که عبارتست از :
فَواکِهُ ، نَفْقَهُ ، یَرْضَهُ
هرگاه تنوین قبل از حرف ساکن قرار گیرد مثل اَو لَهْوَاً اِنْفَضّوا چون دو حرف ساکن پهلوی هم را نمی توان تلفظ کرد ، تنوین را کسره داده تا تلفظ آسان گردد .

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۶, ۰۲:۴۵
سکته

سکته بمعنی اندکی توقف در صوت می باشد بطوری که نفس قطع نشود. درنه موضع از قرآن سکته داده شده که فقط چهار موضع آن واجب و مراعات آنها لازم است .
موضع اول : در سوره « کهف » آیه یکم بعد از کلمه عِوَجَاً و قبل از کلمه قَیِّمَاً .
موضع دوم : در سوره « یس » آیه پنجاه و یکم بعد از کلمه مِنْ مَرْقَدِنا و قبل از کلمه هذا .
موضع سوم : در سوره « قیامت » آیه بیست و شش بعد از کلمه مَنْ و قبل از کلمه راق . و نباید نون ساکن در حرف یرملون ادغام شود .
موضع چهارم : در سوره « مطفّفین » آیه سیزدهم بعد از کلمه بَلْ و قبل از کلمه ران تا ادغام قریب المخرج صورت نگیرد .

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۶, ۰۲:۴۶
وقف و علامات

مهمترین علامات وقف شش می باشد که عبارتند از : م ط ج ز ص لا .
م : علامت وقف لازم است و باید وقف کرد زیرا ممکن است وصل کردن، کلام را تغییر معنی دهد .
ط : علامت وقف جائز است و در موقعی است که جهت وقف و وصل هر دو موجود باشد ولی وقف کردن بهتر است .
ز :علامت وقف جایز است اما وصل آن نیکوتر است .
ص : علامت وقف مرخص است و وصل آن بهتر است .
لا : علامت وقف غیر جایز است ، زیرا در صورت وقف امکان تغییر معنی وجود دارد .
تذکر : هر گاه قاری قبل از این کلمات وقف کند جایز است اگر چه علامت وقف نداشته باشد . قبل از یا ، ثم ، انّ ، قال ، اذ ، اَلا ، و ، ف .

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۶, ۰۲:۴۷
وقف غفران ، وقف کفران

در قرآن ده موضع وقف غفران است .
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند هر کس در موقع قرائت ، مراعات وقف را در ده موضع قرآن بنماید برای او بهشت را تضمین می کنم . بنابراین شایسته است در موقع وقف غفران،برای همه مسلمین طلب مغفرت شود .
مواضع وقف غفران:
1 ـ سوره مائده آیه 50 اَوْلیآء
2 ـ سوره انعام آیه 35 یَسْمَعون
3 ـ سوره سجده آیه 17 فاسِقاً
4 ـ سوره سجده آیه 17 لا یَسْتَوُنَ
5 ـ سوره یس آیه 11 آثارَهُمْ
6 ـ سوره یس آیه 29 عَلَی العِبادِ
7 ـ سوره یس آیه 51 مَرْقَدِنا
8 ـ سوره یس آیه 65 اَنِ اعْبُدونی
9 ـ سوره یس آیه 81 مِثْلَهُمْ
10 ـ سوره ملک آیه 18 یَقْبِضْنَ

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۶, ۰۲:۴۸
استعاذه و بسم الله

پروردگار عالم در قرآن مجید می فرماید : فَإذا قَرَأتَ الْقُرآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللهِ مِنَ الّشَیطانِ الرَّجیمِ یعنی :هنگامی که خواستید قران تلاوت کنید از وسوسه شیطان ابتدا به خدا پناه ببرید و بگویید : اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
چنانچه عبدالله بن مسعود که یکی از اصحاب خاصّ حضرت رسول بود می گوید : روزی حضور پیغمبراکرم قران می خواندم گفتم : اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرّجیم. حضرت فرمودند: یابن مسعود قُلْ اَعوُذُ بِاللهِ مِنَ الشّیطانِ الرّجیم .
قرائت کن همچنانکه جبرئیل از طرف خداوند مرا دستور داده است. استعاذه بر سه وجه است : لازم، مستحب، ممنوع
1 ـ لازم است هنگام شروع به تلاوت قرآن مجید .
2 ـ مستحب است پیش از بسم الله الرّحمن الرّحیم.
3 ـ ممنوع است قبل از آیه ای که در اول آن آیه نام خدا باشد .
بسم الله الرحمن الرحیم هم بر سه وجه است : لازم، مستحب، ممنوع .
1 ـ لازم است در اول هر سوره مگر در سوره برائت .
2 ـ مستحب است قبل از آیه ای که در اول آن نام خدا باشد .
3 ـ ممنوع است قبل از سوره برائت .
و مستحب است بگوید : اعوذ بالله مِنَ النّارِ وَ مِنْ شَرّ الْکُفار وَ مِنْ غَضَبِ الْجَبّار اَلْعِزّةُ لِلّهِ الْواحِدِ الْقَهّارِ.
ضمناً بد نیست بدانید که: در قرآن دو آیه ای هست که تمام بیست و هشت حروف در هر یک از آنها جمع شده است:
1 سوره آل عمران آیه 153 .
2 سوره فتح آیه 28

Moamma
۱۳۸۸/۰۳/۰۳, ۲۰:۵۸
یک سری از کلماتی بود مثل الله که اگر قبلش فتحه بود آ خوانده میشد درشت . الله ولی اگر قبلش مثلاً کسره بود خواندن آن فرق داشت با آن یکی . آنها را برای من توضیح دهید . مثل قالوا چگونه خوانده میشود .
به نام خدا
**موردی که شما اشاره کردید خود حرف "ل" است که درشت و پرحجم خوانده میشود **

**در مورد لفظ جلاله{ کلمه الله} اگر قبل از حرف "ل" فتحه یا ضمه بیاید لام به همان صورت که گفته شد یعنی درشت خوانده میشود مثل اینکه حرف آ خوانده شود
ولی اگر قبل از حرف "ل" کسره بیاید حرف لام نازک و کم حجم تلفظ میشود

نمونه برای پر حجم خواندن:وَاللّهُ ..إِنَّ اللّهَ..فَأَخَذَهُمُ اللّهُ

نمونه برای کم حجم خواندن:بِسْمِ اللَّهِ.. بِآيَاتِ اللّهِ ..كِتَابِ اللّهِ

مهم:در سایر کلمات غیر از الله حرف لام بودن استثناء ترقیق(نازک و کم حجم ) خوانده میشود

valayat
۱۳۸۸/۰۷/۲۶, ۱۷:۱۴
معناى استعلا
استعلا در لغت ، به معناى (برترى طلبى ، ميل به بلندى ) مى باشد، و در اصطلاح ، عبارت است از (ميل ريشه زبان به طرف سقف دهان در هنگام تلفظ حرف ).
در اثر اين صفت ، حرف حالت پرحجم و درشتى به خود مى گيرد.
حروف استعلا
حروف استعلا عبارتند از:
(خ ـ ص ـ ض ـ ط ـ ظ ـ غ ـ ق ).
در هنگام اداى چهار حرف (ص ـ ض ـ ط ـ ظ) قسمتى از سطح زبان ، سقف دهان را مى پوشاند و در نتيجه ، اين حروف درشت تر و غليظتر از سه حرف ديگر تلفّظ مى شوند.
تمرين :
صَلِّ ـ صَوْتُ ـ صَبِيًّا ـ صَدْرى ـ صُرِفَتْ ـ يَصْبِرْ ـ ضَنْكاً ـ اِلى ضُرٍّ ـ يُضْلِلْ ـ يَضْرِبُ ـ ضـيـزى ـ نَضِجَتْ ـ بَطَشْتُمْ ـ طُمِسَتْ ـ طُوبى ـ يُطْفِئُوا ـ يُشْطِطْ ـ طِفْلاً ـ ظَلَّ ـ ظَلَمَ ـ ظَهيرٍ ـ مـُنـْظـَريـنَ ـ فَظًّا ـ ظِلالُها ـ خَشِىَ ـ خَتَمَ ـ خَسَفَ ـ خَبَرٍ ـ يُخْرِبُونَ ـ اَخْبارِها ـ غَنِمْتُمْ ـ غُلِبَتْ ـ يَبْغُونَ ـ يَغْلى ـ نَغْفِرْ ـ اَبْغيكُمْ ـ قَريباً ـ قَبْلُ ـ بِقَدَرٍ ـ نُقَدِّسُ ـ نَقْتَبِسْ ـ لا اُقْسِمُ
معناى استفال
اسـتـفـال در لغـت ، بـه معناى (پايين آمدن ، پست شدن ) مى باشد، و در اصطلاح ، عبارت است از (پايين آمدن سطح زبان از كام بالا).
در اثر اين صفت ، حرف ، نازك و كم حجم تلفّظ مى شود.
حروف استفال
بجز هفت حرف استعلا، بقيّه حروف داراى صفت استفال مى باشند.
# يـادسـپـارى : در تـلفـّظ كـلمـات بـايد دقّت شود كه هر حرف با صفت خود اداء شود و حالت حرف مجاور را به خود نگيرد.
پرسش و تمرين
1 ـ استعلا را تعريف كرده و حروف آن را نام ببريد.
2 ـ كدام يك از حروف استعلا، درشت تر از بقيّه حروف تلفّظ مى شوند؟
3 ـ استفال را تعريف كرده و حروف آن را نام ببريد.
4 ـ حروف استعلا را در كلمات زير مشخّص كنيد.
اَصْحابٌ ـ فَوْقَ عِبادِهِ ـ راحِمينَ ـ يَقْنَطُونَ ـ خالِدينَ ـ مُصَدِّقٌ ـ عاقِبَةُ ـ صالِحاتٌ ـ عَذابُ ـ يُضاعَف

mosaddas
۱۳۸۸/۱۱/۱۳, ۱۷:۴۷
با سلام
ببخشید این سوال رو نمی دونستم کجا بپرسم
اگر اینجا نیست لطفا به بخش مربوطه انتقال دهید
می خواستم بپرسم حروف حلقی در قرآن و کلا در زبان عربی دقیقا کدام حروف هستند؟

میقات
۱۳۸۸/۱۱/۱۳, ۱۹:۱۳
با سلام


حروف حلقي شش تا هستند که عبارتند از:


(ء – ه – ح – ع – غ – خ )


یعنی : همزه، ها، حا، عین، غین، خا.

فصل سبز
۱۳۸۸/۱۱/۲۰, ۰۷:۴۳
:goleroz:
در زبان فارسی تفاوت بین حرکات کوتاه (فتحه ، کسره ، ضمه) و حرکات بلند (ا ، ای ، او) کیفی است نه کمی یعنی دو چیز متفاوتند و مثلا هرچه صدای کسره را با لهجه و گویش فاسی بکشید، به صدای کشیده « ای » تبدیل نمی شود اما در زبان عربی این تفاوت کمی است نه کیفی یعنی صداهای بلند، حاصل کشش صداهای کوتاهند مثلا اگر با لهجه و گویش عربی کسره را بکشید، به صدای « ای » تبدیل می شود. مثال قرآنی : سِراجاً _ سيرُوا (1)




:goleroz:





پاورقی:
----------------------------------------
نشریه مسک،سال هفتم/شماره 4



درگاه محبوب
۱۳۸۹/۱۱/۱۶, ۰۸:۵۰
با اجازه اساتيد بزرگوار

ابتدا تلفظ ذال (ذ)

حرف “ ذال ” مانند حرف “ ثاء ” نوك زباني و نازك اداء مي گردد مانند كودكي كه نوك زباني صحبت مي كند!

آسانتر بياموزيم : در يادگيري حرف ذال مانند “ ثاء ” عمل مي كنيم لذا به اين ذال ، ذال گازي يا نوك زباني مي گوئيم.
مثال : ذَهـَبَ – ذلـِكَ – هذا – اَ لـَّذينَ


تلفظ حرف ظاء (ظ)


اين حرف دقيقا مانند حرف “ ذال ” از تماس نوك زبان و سر دندانهاي آرواره بالا ايجاد مي شود با اين تفاوت كه صدا در حرف “ ظاء ” پر حجم و درشت تلفظ مي گردد.
بيائيد آسانتر بياموزيم : همانطور كه گفتيم ظاء همان ذال مي باشد و با اين تفاوت كه “ ظاء ” پر حجم و ذال كم حجم مي باشد لذا به “ ظاء ” ذال پر حجم مي گوئيم. ظاء = ذال پرحجم
مثال : اَ عـْظـَمَ – ظـَهـَرَ – ظا لـِمينَ – عـَظيمٌ

درگاه محبوب
۱۳۸۹/۱۱/۱۷, ۱۳:۰۶
http://img.tebyan.net/Small\1386\12\127291961711951782041483919475320645 9222.jpg (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=73065&musicID=81192)

آموزش قرائت نماز؛ (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=73065&musicID=81192)

آموزش «تلفظ حرف "ظاء" در زبان عربی» (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=73065&musicID=81192)

توسط دکتر حمیدرضا مستفید (2:48) (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=73065&musicID=81192)

مهدی امام رضایی
۱۳۸۹/۱۱/۱۷, ۱۷:۳۸
در تلفظ ظ نوک زبان کمی از دندانهای جلویی (ثنایا) جلو تر میباشد
اما در تلفظ ذ نوک زبان دقیقا چسبیده به دندان های جلویی است

mostafa70
۱۳۹۲/۰۴/۲۲, ۱۱:۱۳
با سلام

در آیه 5 سوره قلم در عبارت باییکم المفتون علت یای دوم باییکم چیست؟ همچنین در سوره ذاریات آیه 47: باییدٍ علت یای دوم چیست؟
و آیا این ی تلفظ می شود؟

با تشکر

گلستان قرآن
۱۳۹۲/۰۴/۲۲, ۱۲:۴۴
با سلام

در آیه 5 سوره قلم در عبارت باییکم المفتون علت یای دوم باییکم چیست؟ همچنین در سوره ذاریات آیه 47: باییدٍ علت یای دوم چیست؟
و آیا این ی تلفظ می شود؟

با تشکر

سلام علیکم

در هر دو مورد که سوال کردید، اگر همزه در ابتداى كلمه واقع شود، همواره با الف نوشته مى‏شود؛ مانند أحمد و...هر چند كه بعد از حرف ديگرى مانند جر، عطف و مانند آن قرار بگيرد.

در مواردى كه همزه آغازين با حالت تسهيل ادا شود، با توجه به حركت بعدى، يا با أ و و نگارش مى‏شود؛ مانند سأوريكم‏، أولئك و... يا با أ و ى رسم مى‏شود؛ مانند بأييد و بأییکم

موفق باشید
التماس دعا:Rose:

سالار زینب
۱۳۹۳/۰۵/۲۱, ۱۱:۳۰
احکام مد و قصر

بنابر آنچه صاحب کتاب «النشر فی القراءات العشر-ج1-ص315» آورده است، شخصی نزد ابن مسعود از صحابه معروف رسول اکرم صلّی الله

علیه و آله به تلاوت قرآن مشغول بود. زمانی که به آیه شریفه «اِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلفُقَرآءِ وَ المَساکینِ...» رسید، کلمه «لِلفُقَراء» را بدون مد خواند.

ابن مسعود گفت: «رسول خدا صلّی الله علیه و آله این چنین برای من قرائت نکردند. بلکه ایشان چنین خواندند: «اِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلفُقَرآءِ وَ

المَساکینِ...» (و الف للفقرآء را با مد خواند).

http://www.askquran.ir/member78865-albums1675-36080.gif

تعریف مد

کلمه «مد» در لغت به معنای «افزودن – افزونی» آمده است.

معنای اصطلاحی «مد» عبارتست از :

«کشش و امتداد صوت در حروف مد»

سالار زینب
۱۳۹۳/۰۵/۲۱, ۱۱:۳۳
احکام غنّة

کلمه «غنّة» به دو صورت مطرح شده است:

1- در باب صفات، به عنوان صفت ویژه ی «ن – م».

2- در احکام «ن» و «م» ساکنه، به عنوان حکم غنّه در مواردی خاص.

تفاوتشان در این است که «صفت غنّه» به صورت همیشگی و در حالات اعم از سکون و حرکت در «ن – م» وجود دارد . اما

«حکم غنّه» تحت شرایطی خاص پیش می آید و به میزان 2 حرکت نیز امتداد می یابد.

http://www.askquran.ir/member78865-albums1675-36080.gif



تعریف غنّة

« غنّة صوتی است که از خیشوم (فضای بینی) خارج می شود»

http://www.askquran.ir/member78865-albums1675-36080.gif

موارد «حکم غنّة»

1- نون و میم مشدّد

2- ادغام «ن» در «یمون»

3- اقلاب نون ساکن

4- کلیه ی اخفاءات

سالار زینب
۱۳۹۳/۰۵/۲۱, ۱۱:۳۷
میزان غنّة

میزان کشش «حکم غنّة» ، به اندازه زمان کشش 2 حرکت است.

شرح بیشتر موارد غنّة

*هرگاه به «ن – م» مشدّد رسیدید اعم از تشدید دائمی در یک کلمه یا حاصل از ادغام متماثلین بین دو کلمه باید صدای حروف مذکور را به اندازه دو حرکت امتداد دهد و در این میزان ، هیچ تفاوتی بین مشدّد میان کلام و مشدّد هنگام وقف وجود ندارد.

مانند : یُمَنّیهِم - فَطَرَهُنّ – فِی الیَمّ – جَنّاتِ النَّعیمِ – وَ لا جانّ – اُمَّتُکُم – سَمّاعُونَ – اُمَمٍ مِمَّن مَعَکَ - وَالاَصَمّ

*در چهارمین مورد عبارت «کلیهی اخفاءات» ، طبعاً شامل اخفاء نون ساکنه نزد 15 حرف مابقی و اخفاء میم ساکنه ، نزد «ب» می شود.

* در مورد کشش غنّه ، مقصود از 2 حرکت آن است که غنّه به اندازه کشش یک حرف مد امتداد یابد.

به عنوان مثال در «اَنتَ»و «مِن شَیءٍ» غنّه را باید به اندازه کشش بخش «ما» در «اَماتَ» یا «فی» در «لَفی شَکٍّ» ادا کنیم.

مراتب کیفیت غنّة

واژه کیفیت در برابر کمیت قرار دارد. منظور از کمیت ، همان میزان دو حرکت است که در تمامی موارد حکمِ غنّه ، ثابت و بدون

تغییر است. اما مقصود از کیفیت غنّه ، درجه ی قوت و ضعف آن است.

http://www.askquran.ir/member78865-albums1675-36080.gif

مراتب کیفیت غنّة «ن» (از حداقل به حداکثر):

1- نون متحرکه مانند تُنَزِّلُ

2- نون ساکنه ی مُظهَر مانند مِنهُم

3- نون ساکنه ی مخفی مانند اَنفُسَهُم

4- نون مدغم در «و – ی» مانند مِن والٍ – مَن یَشری

5- نون مشدّد مانند فَطَرَهُنَّ
http://www.askquran.ir/member78865-albums1675-36080.gif

مراتب کیفیت غنّة «م» (از حداقل به حداکثر):

1- میم متحرکه مانند عَمِلُوا

2- میم ساکنه مظهر مانند فی غَمرَةٍ

3-میم ساکنه مخفی مانند هُم بارِزُونَ

4- میم مشدّد مانند اُمَمٍ مِمَّن مَعَکَ

سالار زینب
۱۳۹۳/۰۵/۲۱, ۱۱:۴۲
احکام میم ساکنه

«م» ساکنه در مجاورت حروف 28 گانه به یکی از این 3 حالت خوانده می شود:

1- ادغام 2- اخفاء 3- اظهار

http://www.askquran.ir/member78865-albums1675-36080.gif

1- ادغام

میم ساکنه فقط ادغام «متماثلین» دارد. یعنی تنها در «م» ادغام می شود.

تلفظ میم مشدّد حاصله ، با «غنّه» همراه است؛ چرا که لب ها روی هم منطبق و بسته اند فلذا تمامی صوت از خیشوم خارج می شود.

صدای میم مشدّد ، باید به اندازه «دو حرکت» امتداد یابد. مثال:

اِن کُنتُم مُؤمِنینَ – وَلَهُم ما یَشتَهُونَ – کُنتُم مَرضیٰ – یُمَتِّعکُم مَتاعاً

2- اخفاء
اخفاء میم ساکنه، نزد حرف «ب» انجام می شود. این اخفاء با حذف مخرج میم و ابقاء غنّه آن همراه است و کشش «غنّه نیز دو حرکت است.

«م» حاصله از اقلاب نون ساکنه نزد «ب» نیز همین حکم را دارد و اخفاء می شود.

سالار زینب
۱۳۹۳/۰۵/۲۱, ۱۱:۴۴
روش اخفاء میم ساکنه

به محض شروع اخفاء ، لبها را بسیار به هم نزدیک می کنیم ، به حدی که اصطلاحاً یک ورق کاغذ نازک بتواند از میان دو لب عبور کند. همزمان بخش عمده صوت را از فضای بینی خارج نموده و این حالت (بینی – دهانی) را به اندازه دو حرکت ادامه می دهیم. آنگاه حرف «ب» را اداء می کنیم.

مثال:

تَأتیهِم بَغتَةً – اَم بِهِ جِنَّةٌ– فَاحکُم بَینَنا – بَعضُکُم بَعضاً – مُن بَعدِهِم (مِم بَعدِهِم) – خَبیرٌ بَصیرٌ (خَبیرُم بَصیرٌ)

سالار زینب
۱۳۹۳/۰۵/۲۱, ۱۱:۴۵
3- اظهار

«م» ساکنه نزد بقیه حروف اظهار می شود. بدین معنا که از مخرج خود، بطور طبیعی اداء می گردد.لزوم رعایت 3 نکته در اظهار میم

1- عدم حرکت.(میم ساکنه نباید قلقله بگیرد)
2- عدم مکث.
3- عدم سکت.

نکته:«م» ساکنه نزد «ف – و» اظهار می شود.

سالار زینب
۱۳۹۳/۰۵/۲۳, ۱۴:۵۲
ادغام

کلمه ادغام در لغت به معنای «اِدخال – داخل نمودن» و در تجوید عبارتست از :

«حذف حرف ساکن و مشدّد نمودن حرف بعدی»

شرط مهم ادغام ، ساکن بودن حرف اول است و اگر در مواردی ، حرف متحرک ادغام شود، در واقع اول ساکن شده و آنگاه در

حرف بعدی ادغام می گردد.

در ادغام ، به نظر می رسد حرف اول در حرف دوم ناپدید و موجب فشرده شدن حرف دوم شده است. مانند : «مِن نارٍ» که اگر

نون ساکنه را حذف و به جای آن ، نون «نار» را مشدّد بخوانیم ، گویند «عمل ادغام انجام شده است».

:Nishkhand::Nishkhand::Nishkhand::Nishkhand::Nishk hand::Nishkhand::Nishkhand::Nishkhand::Nishkhand:: Nishkhand::Nishkhand:


مِن نارٍ ---------- مِنّارٍ


:Nishkhand::Nishkhand::Nishkhand::Nishkhand::Nishk hand::Nishkhand::Nishkhand::Nishkhand::Nishkhand:: Nishkhand::Nishkhand::Nishkhand:

لذا ادغام همیشه موجب بروز تشدید می گردد.

فایده ادغام سهولت در کلام است.

سالار زینب
۱۳۹۳/۰۵/۲۳, ۱۴:۵۶
ادغام صغیر و کبیر

ادغام صغیر: هرگاه حرف مُدغَم(حرف حذف شده یا ادغام شده) ساکن باشد، ادغام را «صغیر» نامند.

مانند : قُل لا– قَد دَخَلُوا – مِن رَبِّکُم

ادغام کبیر : اگر مدغم ، متحرک باشد ، به این ادغام ، «ادغام کبیر» گویند. چرا که ابتدا مدغم، ساکن شده و آنگاه ادغام می شود و چون ادغام در دو مرحله انجام می شود، «ادغام کبیر» نام گرفته است.

مانند : «تَأمُرُونّی» که در اصل «تَأمُرُونَنی» و «مَکَّنّی» که در اصل «مَکَّنَنی» و «لا تَأمَنّا» که در اصل «لا تَأمَنُنا» بوده اند.


انواع رابطه دو حرف

هر حرف از لحاظ رابطه با حرف دیگر از چهار حالت خارج نیست:

1- متماثل
2- متجانس
3- متقارب
4- متباعد

:Hedye::Hedye::Hedye:

1- حروف متماثلَین (دو حرف مثل هم) : دو حرف را گویند که در مخرج و صفات کاملاً مشترک باشند.

و این حالت فقط در هر حرف نسبت به خودش وجود دارد. مانند: (ب – ب) – (س – س) – (م – م) - ...


2- حروف متجانسَین (دو حرف هم جنس): دو حرف را گویند که در مخرج ، مشترک اما در صفات متفاوت باشند. مانند :

حروف نطعی (ت – د – ط) – حروف لثوی (ث – ذ – ظ) – حروف شفوی (ب – م – و) ...


3- حروف متقاربَین (دو حرف نزدیک به هم): دو حرف را گویند که مخارج آنها به هم نزدیک باشد. مانند :

(ق – ک) – (ل – ن – ر) – (ت – ث – د – ذ – س – ص – ظ - ...)


4- حروف متباعدَین (دو حرف دور از هم): دو حرف را گویند که «مواضع» آن ها از یکدیگر جدا باشد. مثلاً یکی در «حلق» و دیگری در «لسان» مانند : (ح – ز) و یا یکی در «لسان» و دیگری در «شفتین» مانند: (ک – ب)

سالار زینب
۱۳۹۳/۰۵/۲۳, ۱۵:۰۰
انواع ادغام

سه نوع است :

:Rose::Rose::Rose:

1- ادغام متماثلین

2- ادغام متجانسین

3- ادغام متقاربین


ادامه دارد

سالار زینب
۱۳۹۳/۰۵/۲۳, ۱۵:۰۱
1- ادغام متماثلین

دو حرف متماثل ، در صورت سکون اول ، در هم ادغام می شوند. مانند:

اِذهَب بِکِتابی – فَما رَبِحَت تِجارَتُهُم – قَد دَخَلُوا – فَلا یُسرِف فِی القَتلِ – یُدرِککُم – قُل لَهُم – لَهُم ما یَشاؤُنَ – اَووَزَنُوا – یُوَجِّههُ

استثناء :در عبارت : مالِیَه هَلَکَ (الحاقه – 28) که علاوه بر ادغام، اظهار آن نیز جایز است. البته هنگام اظهار «سَکت» خفیف بین آن دو ضروری است. یعنی پس از تلفظ هاء ساکن ، لحظه ای کوتاه صوت را بدون تجدید نفس قطع و سپس هاء دوم را تلفظ می کنیم.

سالار زینب
۱۳۹۳/۰۵/۲۳, ۱۵:۰۳
2- ادغام متجانسین

به شرط سکون حرف اول ، فقط در موارد زیر انجام می شود:

*ب..........در..........م

تنها مورد آن در سوره هود (آیه 42) واقع شده است و عبارتست از :

«اِرکَب مَعَنا» که به صورت «اِرکَمَّعَنا» خوانده می شود.

*(ت – د – ظ) دو به دو در یکدیگر

مثال های ادغام حروف نطعی : فَلَمّا اَثقَلَت دَعَوَا اللهَ – اِذ هَمَّت طائِفَةٌ – قد تَبَیَّنَ – بَسَطتَ

*(ث – ذ – ظ) دو به دو در یکدیگر

مثال های حروف لثوی: یَلهَث ذٰلِکَ – اِذظَلَمُوا

سالار زینب
۱۳۹۳/۰۵/۲۳, ۱۵:۰۴
3- ادغام متقاربین

* ق ............ در ..............ک

تنها مورد در سوره مرسلات آیه 77 واقع شده است و عبارتست از : «اَلَم نَخلُقکُم» که به صورت «اَلَم نَخلُکُّم»خوانده می شود.

*ل ............ در ............ر

مانند : قُل رَبّی – بَل رَبُّکُم

استثناء : در عبارت «بَل رانَ» در سوره مطففین آیه 14، نه تنها «ل» اظهار می گردد، بلکه با «سَکت» همراه است.

*ن ............... در ............ ل – ر

مانند : مِن لَدُنکَ – وَ مَن لا یُجِب – مِن رَبِّکُم – اَن رَبَطنا

استثناء : در عبارت «مَن راقٍ» در سوره قیامه آیه 27 ، نون ساکنه نه تنها اظهار می گردد بلکه با «سَکت» همراه است.

*ن ............. در ............. م – و – ی

مانند : مِن مالٍ – عَن وَلَدِهِ – فَمَن یَعمَل

سالار زینب
۱۳۹۳/۰۵/۲۳, ۱۵:۰۵
ادغام تام

:Hedye::Hedye::Hedye:

ادغامی است که در آن حرف مدغم کاملاً از میان رفته و اثری از مخرج و صفات آن در کلام به جای نمی ماند. بیشترین موترد ادغام از این نوع است.

سالار زینب
۱۳۹۳/۰۵/۲۳, ۱۵:۰۷
ادغام ناقص

ادغامی است که در آن ، صفتی از صفات مدغم باقی بماند و در نتیجه ، مدغم بطور کامل از بین نرود . این ادغان معمولاً زمانی پیش می آید که حرف ساکنه ، از حرف بعدی قوی تر باشد.

موارد ادغام ناقص عبارتست از :

* ادغام ناقص «ط» در «ت»
در این ادغام ، از حرف «ط»، فقط صفت استعلاء و اطباق (تفخیم) آن ابقاء می شود. در این ادغام، ابتدا قصد می کنیم که «ط» ساکن را همراه تفخیم آن قلقله دهیم،

اما پس از بروز تفخیم، بدون قلقله آن، حرف «ت» را مشدّد اداء می کنیم. مثال : بَسَطتَ – فَرَّطتَ – اَحَطتُ

* ادغام ناقص «ق» در «ک»
در این ادغام ، فقط صفت «استعلاء» حرف «ق» ابقاء می شود.
تنها مورد آن عبارتست از : «اَلَم نَخلُقکُم» (مرسلات – 77)
در این ادغام، ابتدا قصد می کنیم که «ق» ساکن را همراه تفخیم آن قلقله دهیم، اما پس از بروز تفخیم، بدون قلقله آن ، حرف «ک» را مشدّد اداء می کنیم.

* ادغام ناقص «ن» در «و – ی»
در این ادغام ، صفت «غنّة» نون ساکنه ، باقی می ماند. لذا حاصل این ادغام ، یک «و – ی» مشدّد همراه با غنّة است ؛ بطوری که اگر در خلال تلفظ این نوع از «و – ی»
مشدّد ، ناگهان مجرای بینی را مسدود کنیم، صدای «و – ی» به وضوح تغییر کرده و دهانی می شود.




نکته : «واو مدی» در «و» و نیز «یاء مدی» در «ی» ادغام نمی شود.


مثال : قالُوا وَ هُم – فی یُوسُفَ