PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده قرآن چگونه گرد آوری شد؟



اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۱, ۱۱:۵۱
برای حفظ و صیانت از كتاب مقدس آسمانی مسلمین یعنی قرآن كریم یا از حافظه مردم و یا از كتابت و نگارش استفاده میشد. نزول تدریجی قرآن كریم، در مدت تقریباً بیست و سه سال كامل شد. براساس روایات، دلایل و شواهد بسیاری به صورت قطع و یقین، جمع آوری قرآن را در عصر رسول خدا ثابت میكند. در این مورد گروهی عالمان بر این عقیده هستند كه آنچه امروز در میان همه امتهای اسلامی به عنوان قرآن كریم موجود است، دقیقاً با همین شكل و ترتیب آیات و سوره ها، در زمان حیات رسول الله (ص) جمع آوری شده است و هیچگونه جابجائی در آن صورت نگرفته است.
بنابراین نظم آیات و سوره تحت نظارت و به اشاره آن حضرت بوده است. از جمله طرفداران این نظریه میتوان به حارث محاسبی، خازن زرقانی، عبدالصبور شاهین، محمد غزالی و...اشاره كرد. (1) اما باید روشن شود كه معنای جمع آوری قرآن چیست و این كار به چه صورتی انجام میگرفت؟

معنای جمع و تدوین قرآن
كلمه ‹‹جمع›› معمولاً به معنی گردآوری و افزودن چیزی به چیز دیگر است، در تاریخ علوم قرآن این كلمه را به معنای مختلف به كار برده اند. با نگاهی به روایات و احادیثی كه درباره مراحل مختلف جمع و گردآوری قرآن سخن به میان می آید به خوبی نشان می دهد كه این كلمه در مراحل مختلف به معانی مختلف و متناسب با مقصود به كار رفته است. بنابراین بر حسب زمان و به اقتضای كلام، معانی مختلفی را دربر گرفته است.
1- جمع به معنی حفظ كردن و به حافظه سپردن و از بركردن است. از اینجا به آن دسته صحابی كه قرآن از حفظ داشتند ‹‹حفاظ قرآن›› یا ‹‹جماع قرآن›› و یا جامعان قرآن یعنی جمع كنندگان قرآن می گفتند. این معنای جمع، بدون تردید در عهد رسول خدا رایج بوده است. بطور قطع در این زمان عده ای به نام ‹‹حفاظ یا قراء و یا جماع قرآن›› از آغاز تا پایان آنرا كاملاً و با دقتی درخور توجه، به خاطر سپردند و آنرا حفظ كردند كه در راس همه آنها پیامبر اكرم(ص) به عنوان نخستین حافظ قرآن قرار داشت .
2- جمع قرآن به معنی نوشتن یا نگارش بوده، منتها به صورت پراكنده و متفرق نوشته شده و در یك جلد جمع نشده و بعضی از سوره ها نیز مرتب بوده است. این مرحله دوم جمع آوری است كه طبق اسناد و گواهی با ارزش و معتبر، قطعاً همزمان با حیات رسول خدا (ص) به ثمر رسید و هیچ محققی در علوم قرآنی به آن تردید ندارد.
3- زمانی هم جمع به معنی اینكه قرآن به صورتی كه سوره های آن مانند آیات، مرتب شده باشد جمع آوری و تدوین گردید. این مساله ای است كه اكثر محققان علوم قرآنی را به پژوهش مشغول كرد.
4- معنی دیگر هم به تدوین و گردآوری یك متن و نص مرتب بر حسب قرائت متواتر رایجی نیز می گفتند. این نكته یادآوری شود كه منظور از تالیف هرگز نگارش و تصنیف نیست بلكه منظور همان جمع آوری كردن آیات و سوره هاست.
آنهایی هم كه مرحله اول را قبول ندارند. جمع را سه دوره میبینند: جمع در زمان رسول خدا را ‹‹تالیف›› میگویند، اقدام ابوبكر را ‹‹جمع›› می نامند و آنچه را در زمان عثمان انجام شد ‹‹نسخ›› یا نسخه برداری و تكثیر نسخه میدانند. (4)
در نزد تعدادی از صحابی، قرآنهایی وجود داشته كه مخصوص خود آنان بوده است مانند مصحف علی (ع) و ابن مسعود و....رافعی میگوید: ‹‹بر این مطلب اتفاق نظر است كه علی بن ابی طالب، ابن مسعود، ابی بن كعب و زیدبن ثابت، از كسانی هستند كه قرآن را به طور كامل نوشته و قرآنهای ایشان برای قرآنهایی كه بعد نوشته شد، اصل قرار گرفت. (5)
پس همه جا نمیتوان جمع را به معنی حفظ گرفت، معنی كلمه برحسب مورد فرق میكند. وقتی علی (ع) ردا به دوش نمیگیرد تا قرآن را جمع كند هرگز نمیتواند بدان معنی باشد كه به حفظ كردن و ازبركردن قرآن همت گماشته است. بلكه همچنانكه تاریخ شاهد است او و بسیاری از صحابه مجموع قرآن را نوشتهاند. در دوره نبوی هم، جمع همین معنی را میدهد. یعنی هم حفظ و هم نوشتن و هم گردآوری است. (6)

اطلاق لفظ كتاب بر قرآن
در زمینه جمع قرآن در زمان پیامبر گرامی (ص) امام شرفالدین استدلالی دارد مبنی بر اینكه لفظ ‹‹كتاب›› از دیر باز بر قرآن اطلاق میشده است. در حالی كه الفاظ تا زمانی كه مكتوب نشود و به رشته تحریر درنیاید، كتاب نامیده نمیشود. پس اطلاق لفظ كتاب بر قرآن، پس از نوشتن آیات بوده است و این امر نشان میدهد كه قرآن در عصر نزول نوشته میشده است.(7)
ولی ما نمیتوانیم این نتیجهگیری را بپذیریم، زیرا چه بسا گفته شود كه اطلاق لفظ كتاب از سوی خداوند بر قرآن، به این جهت بوده است كه بعد از نزول تدریجی و تكمیل شدن همه آیات آن، مجموعهای مكتوب پدید آید، و اطلاق كتاب بر قرآن به اعتبار آن باشد نه فضیلت آن. سپس این استعمال به عنوان یك اصطلاح در میان مردم رواج یافته باشد بدون اینكه قرآن را نوشته باشند.

كاتبان وحی
پیامبر اكرم (ص) به منظور صیانت از نصوص قرآنی، علاوه بر استمداد از نیروی حافظه خود و حافظه مردم، دستور داد قرآن را بنویسند و همگان را به كار نوشتن تشویق میكرد.
آنانكه دستاندركار نگارش قرآن بودهاند ‹‹كتاب وحی›› نامیده میشدند كه طبق مطالعات محققان اسلامی و گروهی از خاورشناسان شمار نویسندگان وحی به چهل و سه یا چهل و پنج نفر میرسد كه در زمان پیامبر به كتابت وحی اشتغال داشتند. (8)
با عنایت به اینكه در اوایل بعثت در تمام قریش تنها هفده نفر خواندن و نوشتن میدانستند و در مدینه كمتر از این تعداد بوده است كه با تشویق پیامبر(ص) تعدادشان زیاد شد. (9)

كاتبان وحی در مكه
كتابت وحی در دوران اقامت رسول خدا در مكه شروع شد. زیرا اگر آیات مكی و مدنی را با هم مقایسه كنیم از یكصد و چهارده سوره قرآن هشتاد و شش سوره در مكه آمده و یا اینكه از مجموع 6236 آیه، نزدیك به 1600 آیه فقط مدنی است. البته آیات مكی كوتاهتر است. و به همین جهت اگر شمار كلمات را در نظر بگیریم به تقریب كمی، بیش از یك ثلث قرآن در مدینه و نزدیك دو ثلث آن در مكه نازل شده است. بدین ترتیب اهمیت نویسندگان وحی در مكه بیشتر نمودار میشود. بعلاوه كه آگاهیهای ما از دوران مكه نسبت به مدینه كمتر است.
درباره اولین كاتب وحی در مكه، محققان، نام عبدالله بن سعدبن ابی سرح را نام میبرند و نخستین كسی كه از قریش در مكه برای رسول خدا (ص) نوشت، عبدالله بن سعدبن ابی سرح بود كه مرتد شده و در ایام فتح مكه به اسلام بازگشت. (10)

كاتبان وحی در مدینه
در این دوره تعداد نویسندگان بیشتر شد. و نخستین نویسنده وحی در مدینه، نام ابی بن كعب را به میان میآوردند و اولین كسی كه در مدینه نگارش وحی را بعهده گرفت ابی بن كعب بود كه پیش از زیدبن ثابت، به این مهم در مدینه اشتغال داشت. (11) و براساس روایات، آنكه بیش از همه به نگارش وحی، موفق بود، در مرحله اول علی (ع) و سپس زیدبن ثابت بود. چون این دو بیش از دیگران با پیغمبر بودهاند. (12)
مساله دیگر اینكه كاتبان همه در یك سطح قرار نداشتند، بعضی كتابت را خوب گرفته بودند و برخی در این فن كمبود داشتند. پارهای چون زید و ابی، سریانی و یا عبری هم میدانستند. كسانی مثل زید و ابی بیشتر به كار نوشتن وحی اشتغال داشتند وعده دیگر، هم آیات را مینوشتند و هم نامهها و رسالهها را تنظیم میكردند.
كسانی كه بیش از همه یاور پیامبر در مكتوب كردن كتاب وحی بودند علی (ع) و عثمان بودند در غیاب آنها ابی در این كار معاضدت میكرد. بعد زید كتابت آموخت و بدین جمع پیوست.
او چون جوان بود و خانهاش نزدیك خانه پیامبر بود هر لحظه كه احتیاج میشد در دسترس بود این بود كه پیامبر او را احضار كرده و دستور كتابت میفرمود. در مورد علی (ع) تقریباً همه تصریح دارند كه از كاتبان اولیه و مداوم وحی بوده است. (13)
در مورد طرز نوشتن هم چنین بود كه هرگاه آیهای نازل میشد پیغمبر كس یا كسانی از نویسندگان وحی را احضار نموده و دستور نوشتن میفرمود. نویسندگان وحی آیات را با دقت مینوشتند و بر پیامبر گرامی میخواندند. گاه بود كه او خود انگشت بر روی كلمه مینهاد و آنرا میپرسید و یا دستور میداد كه هر آیهای را در كجا باید گذارد. در اواخر عمر گاهی بر روی درست نوشتن، واضح نوشتن بعضی از حروف كشیده و یا دندانهدار كردن حرفهایی نیز تذكراتی میفرمود.
زمانی كه قبایلی اسلام میآوردند پیامبر تنی چند از یاران را برای آموزش قرآن و تعلیم احكام به نزد آنها میفرستاد.

نوشت افزار معمول برای نگارش وحی
در قرآن و حدیث عموماً ابزارهائی برای نگارش یاد شده است كه اكثر آنها كم و بیش مورد استفاده كتاب وحی در نگارش قرآن كریم همزمان با حیات پیامبر اكرم (ص) بوده است.
در قرآن نام نوشت افزارهای زیر را به مناسباتی میبینیم.
قرطاس: یعنی كاغذ كه در آیه ولوانزلنا علیك كتاباً فی قرطاس و...(14)
قلم: كه به صورت مفرد و به صورت جمع ‹‹اقلام›› در چهار مورد در قرآن بكار رفته است (15)
صحف: به معنی برگهایی از كاغذ كه روی آن نوشته شده است برگی كه از دو رو مكتوب باشد این واژه به همان صورت، در هشت مورد از آیات قرآنی آمده است. (16)
رق: به معنی پوست نازك و ظریفی كه بر آن مینویسند و برگ سفید این كلمه در آیه در فی رق منشور بكار رفته است(17)
این واژهها كه ابزاری برای نگارش میباشد در قرآن دیده میشود البته نه به عنوان اینكه این نوشتافزارها برای نگارش قرآن در زمان پیامبر بكار میرفت.

نوشت افزار معمول برای نگارش قرآن
در احادیث مربوط به نگارش قرآن در زمان پیامبر (ص) نوشت افزارهایی جالب به چشم میخورد كه مورد استفاده كتاب و نویسندگان وحی بوده است. و ما با استناد به همین احادیث به اسامی زیر اشاره میكنیم:
عسب: این كلمه، جمع عسیب و آن عبارت از جریده و چوبه نخل است كه برگهای آخر آن را میكندند و در قسمت پهنای آن، قرآن مینوشتند.
لخاف: جمع لخفه و به معنی سنگهای سفید نازك و ظریف میباشد.
اكتاف: جمع كتف به معنی استخوان شانه، معمولاً استخوان شانه شتر و یا گوسفند پس از خشك شدن به صورت آماده میساختند كه بتواند روی آن بنویسند.
اقتاب: جمع قتب به معنی چوبهایی بود كه بر اشتران مینهادند تا بر آنها سوار شوند.
رقاع: جمع رقعه كه دارای معنی گستردهای است و شامل برگ كاغذ یا درخت و گیاه و پوست حیوانات میشود.
قراطیس: جمع قرطاس و به معنی كاغذ است.
اصطلاحات فوق الذكر در روایات و تاریخچههای كه مربوط به نگارش قرآن در زمان پیامبر (ص) است كه به چند نمونه آن اشاره میكنیم:
اجمع منالرقاع واللخاف والعسب و صدورالرجال و... زیدبن ثابت روایت شده است كه میگفت:
‹‹كنا عندرسول الله مؤلف القرآن حسن الرقاع›› (19)
از امام صادق (ع) نقل شده است كه رسول خدا به علی (ع) فرمود: یا علی، قرآن در پشت سر خوابگاه من در صحیفهها و حریرها و كاغذها است آنرا جمع كنید و نگذارید قرآن ضایع گردد چنانكه یهودیان تورات را ضایع و تباه نمودند.(20)
شواهد و دلایل درباره اینكه قرآن در زمان حیات خدا (ص) گردآوری شده بسیار است ولی در اینجا به اختصار به چند مورد اشاره میشود:

دلیل اول: حكمت و مصلحت اندیشی
با توجه به اینكه قرآن بر امت پیامبر (ص) حجت بوده و مایه قوام دعوت او و دربردارنده فرایض است و از ناحیه پروردگار نازل شده اگر آن حضرت قرآن را كنار مینهاد و آن را جمعآوری نمیكرد، در حكمت و مصلحت اندیشی پیامبر (ص) شك و تردید زیاد میشد.
به گفته امام شرفالدین ‹‹كسی كه پیامبر اسلام (ص) را خاتمالانبیاء بداند و او را در اوج حكمت و نصیحت و سفارش نمودن در مورد خدا و قرآن و بندگان خدا بشناسد و به آیندهنگری و دوراندیشی او درباره آینده امتش آگاهی داشته باشد. اذعان خواهد نمود كه محال است پیامبر اكرم (ص) قرآن را پراكنده و از هم گسیخته رها كرده باشد و...›› (21)

دلیل دوم: واقعیت تاریخی
هیچ فردی نمی تواند در این واقعیت تردید كند كه رسول خدا (ص) نویسندگانی داشته است كه وحی را مینوشتند. و ایشان را شخص رسول خدا(ص) بدین منظور مشخص میفرمود. مورخان نیز نام نویسندگان را به صراحت یاد كردهاند و برخی آنان را تا چهل و سه نفر دانستهاند.(22)
جز كتابهای تاریخی، نصوص زیادی در اختیار است كه بر این واقعیت دلالت دارد. بعلاوه كه خداوند متعال فرمود: رسول منالله یتلوا صحفا مطهره فیها كتب قیمه`.(23) نیز گویای این است كه قرآن نوشته میشده است.
از زیدبن ثابت روایت شده است كه میگفت: ‹‹كنا عند رسول الله مولف القرآن من الرقاع›› یعنی من همواره وحی را برای رسول خدا (ص) مینوشتم و چنین بود كه وقتی وحی نازل میشد آن را در شرایط شدیدی دریافت میداشت سپس من وسیلهای آورده و در حالی كه پیامبر املاء میكرد من مینوشتم. و هنگامی كه از نوشتن فارغ میشدم پیامبر میفرمود: بخوان! من میخواندم چنانچه مطلبی یا چیزی جا افتاده بود آن را تصحیح میكرد آنگاه در اختیار مردم قرار میگرفت.(24)

دلیل سوم: نهی پیامبر از نوشتن جز قرآن
علمای اهل سنت روایت كردهاند كه رسول خدا (ص) از نوشتن هرچیز جز قرآن منع كرده و فرموده است ‹‹لاتكتبوا عنی الا القرآن و من كتب عنی شیئا غیرالقرآن فلیمعه››(25) البته این نقل صحیح نیست ولی بفرض كه صحیح باشد در مورد نویسندگان فرمود كه وحی را در حضور او از آن حضرت دریافت میداشته و مینوشتند و این فرمان به این جهت بود كه قرآن با تفسیر و تاویلهایی كه آن حضرت بیان میداشته، آمیخته نگردد.

دلیل چهارم: تالیف قرآن نزد رسول خدا و حدیث حضرت علی (ع)
زیدبن ثابت میگوید: ما نزد رسول اكرم (ص) بودیم و قرآن را از اوراق (نوشته شده پس از وحی) تالیف میكردیم. حاكم میگوید: ‹‹این سخن دلیل روشنی است بر اینكه قرآن در عهد حیات رسول خدا (ص) گردآوری شده است.(26) از حضرت علی (ع) روایت شده است كه فرمود: آنچه ما از رسولالله نوشتیم فقط قرآن است و نیز آنچه در این صحیفه است.(27)

دلیل پنجم: مصحف به جا مانده از پیامبر و اساس بودن قرآن برای اسلام
طبق آنچه در برخی از روایات مورد تصریح قرار گرفته، در محل استراحت رسول خدا (ص) در خانه آن حضرت، نسخهای از قرآن كریم وجود داشته است.(28) و پیامبر گرامی به امیرالمؤمنین فرمان داده است تا آن قران را برگرفته، و گردآوری كند در این زمینه امام علی (ع) نیز تصریح دارد كه آن حضرت میفرماید: ‹‹هیچ آیه بر رسول الله (ص) نازل نشد مگر اینكه پیامبر خدا (ص) بر من املا میكرد و من نیز آن را نوشتم.
مورخان تصریح كردهاند پیامبر (ص) نویسندگان مخصوص برای ثبت معاهدات و ارزیابی بار درختان خرما و مدانیات (پولهای قرض گرفته شده) در اختیار داشته است چنانچه به ایشان امر فرموده تا نام همه كسانی را كه قبل از صلح حدیبیه اسلام آورده ثبت نمایند. بنابراین آیا معقول است كه گمان رود پیامبر (ص) به نوشتن این امور اهتمام میورزیده ولی به نوشتن قرآن اهمیتی نمیداده است.

دلیل ششم: قرآنهای موجود در عصر پیامبر (ص)
دستهای از احادیث بیانگر این مطلب است كه در عصر پیامبر قرآنهای متعددی (كامل یا ناقص) نزد صحابه وجود داشته است و آنان، قرآنهای مذكور را قرائت كرده و در اختیار دیگران نیز قرار میدادند و رسول خدا (ص) احكام چند دربارهِ آن صحائف مقرر داشته است. چنانكه از نصوص آینده دانسته خواهد شد، از میان دستهای از نصوص كه بر وجود مصحف یا مصاحفی در زمان رسول خدا (ص) دلالت دارد میتوان به موارد زیر اشاره كرد:
1- عقبه`بن عامر، از پدرش، از پیامبر گرامی (ص) نقل میكند كه فرمود: ‹‹تعلموا الكتاب الله و تعاهدوا و اقتنوه و تغنوا به...(29)
2- مهاجربن جیب میگوید رسول خدا (ص) فرمود: یا اهل القرآن، لاتبسد و القرآن، و اتلوه حق تلاوته، آناء اللیل و النهار و تغنوه و تقنوه و اذكرو ما فیه لعلكم تفلحون›› در این روایت منظور از كلمه ‹‹تغنوه›› این است كه قرآن را مایه بینیازی و دوری از فقر قرار دهید و تهی دستی را فقر به حساب نیاورند. و منظور از كلمه ‹‹تقنوه›› این است كه قرآن را چونان اموال خویش جمع كنید و آن را از دارایی و ثروت خویش محسوب دارید.(30)
3- عبداللهبن عمر میگوید: شخصی فرزند خود را نزد رسول خدا آورد و گفت: یا رسولالله فرزندم تمام روز را قرآن قرائت میكند و شب را بیدار میماند. رسول خدا (ص) فرمود: آیا نگرانی و كراهت داری كه فرزندت روز در حال ذكر قرآن و شب زندهداری را در حال سلامت به پایان رساند.(31)

دلیل هفتم: رواج كتابت قرآن در عهد پیامبر
از دیگر شواهدی كه نشان میدهد نوشتن قرآن در عهد رسول اكرم(ص) رواج داشته علاوه بر احادیثی كه تاكنون عنوان شده است روایات ذیل نیز گویای همین مطلب است.
1- رسول خدا (ص) فرمود: ‹‹فضیلت اندیشیدن در قرآن، بر قرائت ظاهری آن همانند فضیلت فرائض بر نوافل است. (سیوطی میگوید: سند این حدیث صحیح است.) (32)
2- همچنین از پیامبر گرامی (ص) نقل شده است: برترین عبادت است من، تلاوت اندیشمندانه قران است.(33)

دلیل هشتم: گردآورندگان قرآن در عهد پیامبر
مورخان و نویسندگان، نام گروهی از صحابه را یاد كردهاند كه آنان گفتهاند، ما قرآن را در عهد رسول خدا (ص) گردآوری كردهایم. و نیز نام برخی دیگر از اصحاب را بردهاند كه گفتهاند ماتمام قرآن را جز دو یا سه سوره آن گردآوری كردهایم.
بدیهی است كه منظور از جمعآوری قرآن، آن است كه قبلا تفرق و پراكندگی داشته است. زیرا قرآن به صورت جدا و پراكنده نازل شده و صحابه یا گروهی از ایشان به دستیابی بر آنچه نازل میشد و ضمیمه كردن آن بر آیات قبل، اهتمام داشته، آن را دنبال كردهاند. و طبیعی است كه این امر از طریق نوشتن آیات صورت میگرفتنه و افزودن آیات جدید به آیات گذشته به این شكل صورت میگرفته است. آن دسته از كسانی كه آنان را در زمره گردآورندگان قرآن برشمردهاند، صاحب مصاحف مخصوص به خویش نیز بودهاند، مانند زید، ابن مسعود، علی (ع) و... برخی از این مصاحف تا صدها سال پس از فوت ایشان، باقی بوده است.(34)
قتاده میگوید: از انسبن مالك پرسیدم، چند نفر در عهد پیامبر قرآنها را گردآوری كردند؟
انس گفت: چهار نفر كه همگی از انصار بودند.(35)
شواهد ودلایل زیادی وجود دارد كه قرآن در عهد پیامبر (ص) گردآوری و تدوین شده است. كه به چند مورد آن اشاره كردیم. از بیان موارد ذكر شده نتیجه میگیریم كه نظم و ترتیب آیات و سور قرآن مورد توجه رسول اكرم(ص) بوده است و با عنایت به دلایل فوق استنتاج میشود كه قرآن در عهد پیامبر (ص) گردآوری و تدوین شده است.

دلایل مخالفان جمع و تدوین قرآن در زمان پیامبر (ص)
با وجود دلایلی كه جمع و تدوین قرآن در زمان پیامبر اسلام را تایید مینماید. شواهد و مدارك دیگری خلاف آنرا بیان میكند. از همان زیدبن ثابت كه میگفت: ما نزد رسول خدا بودیم و قرآن را روی نوشتافزاری معمولی یعنی ‹‹رقاع›› جمع و تالیف مینمودیم - نقل شده است كه گفته بود: پیامبر از دنیا رفت در حالیكه قرآن در محصف واحد جمعآوری نشده است. ظاهرا این دو روایت متناقض و متعارض به نظر میرسد. در اینجا میتوان دو توجیه را برای سازش میان این دو روایت آورد.
نخست آنكه زید و دیگران طبق روایات اول دستاندركار جمع و تالیف قرآن در زمان پیامبر شدند و شاید قبل از رحلت آن حضرت موفق به انجام آن نگشتند، یعنی نتوانستند قرآن مرتب و منظم یا مدونی از نظر سورهها فراهم آورند.
دوم اینكه منظور زیدبن ثابت از تالیف قرآن، ترتیب آیات و سور آن بوده است كه بر حسب دستور پیامبر (ص) انجام میشد، ولی نتوانستند مصحف واحدی را جمعآوری نمایند بلكه صرفا پیامبر آنان را به نظم و ترتیب خاصی در مورد آیات و سور آگاه ساخت. به هر صورت طبق روایت دوم، قرآن به صورت قرآن كامل و مجموعه مدونی در نیامده و چنانكه میدانیم امیرالمؤمنین علی (ع) پس از وفات رسول خدا (ص) اهتمام و فرصت خود را مصروف جمع و تدوین قرآن نمود. و در این قضیه كه فریقین معترض آن شدهاند دلیل بارزی است بر این مطلب كه قرآن در حیات رسول خدا (ص) در مصحف واحدی جمعآوری نشد. و مسلما علی (ع) دست به كاری زد كه در زمان خود پیامبر (ص) بیسابقه بوده است و الا اقدام امام علی (ع) در جمعآوری قرآن لزومی نداشت و در حقیقت آن حضرت كار تازهای را آغاز كرده بود كه خود را ملزم به آن میدید. و میخواست با این كار به سفارش و وصیت رسول خدا (ص) در مورد قرآن عمل نماید. مگر آنكه كار امیرالمؤمنین (ع) را به صورت دیگری توجیه كنیم كه در اكثر روایات نیز منعكس است و آن این است كه جمع و ترتیب قرآن به صورتی كه هماكنون در دسترس ماست. در زمان رسول خدا (ص) نیز سابقه داشته است و كار تازه علی (ع) در مورد جمع و ترتیب، این بود كه آن حضرت قرآن را بر حسب تاریخ نزول آیات و سور آن مرتب ساخت.عدهای دیگر از محققان صریحا اظهار كردهاند كه قرآن در زمان رسول خدا به صورت یك كتاب جمعآوری و مدون نگردید.
خطابی میگوید: چون رسول خدا (ص) همواره در انتظار نزول وحی بهسر میبرد، هیچگاه در زمان حیات رسول خدا (ص) مجال فرصتی پیش نیامد كه وحی، منقطع گردد تا نویسندگان را به جمع و ترتیب قرآن در صحف واحدی وادار سازد واین احتمال وجود داشت كه آیاتی نازل شود تا آیات دیگر را نسخ كند و یا تلاوت آنها را منسوخ سازد. با وجود چنین اوضاع و احوالی كه وحی استمرار داشت. چگونه ممكن بود در زمان آن حضرت به جمع و ترتیب قرآن اقدام گردد. بدیهی است كه این كار پس از انقطاع وحی كه همزمان با پایان عمر آن حضرت بود و امكان داشت و سپس میگوید: تمام قرآن در زمان حیات پیامبر(ص) نگارش یافت لكن در یكجا جمعآوری نشده و سورههای آن مرتب نگردید.(36)
علامه محدث نوری از كسانی است كه جمع و ترتیب قرآن را به صورتی كه هماكنون میبینیم، نمیپذیرد اگرچه جمع و ترتیب آن به گونهای متفاوت از ترتیب قرآن موجود مورد قبول این دانشمند عالی مقام در حدیث است. وی مینویسد: از مجموع اخبار و احادیث مربوط به جمع قرآن، چنین بر میآید كه قرآن كریم با ترتیب موجود آن، در زمان پیامبر (ص) بیسابقه بوده است و حتی كسی آن را با چنین ترتیبی حفظ و از برنكرده بود. بلكه قرآن كه به تدریج نازل میگردید و نگارش مییافت در دو جا نگهداری میشد. یكی نزد رسول خدا (ص) كه پراكنده و نامنظم بود و نویسندگان وحی كه در راس آنها علی (ع) قرار داشت وحی را روی حریر و كاغذ و... تحریر میكردند. و جای دیگر كه قرآن در آن محافظت میشد خزینه ذهن و حافظه مردم و نوشتههای دیگر صحابه و یاران آن حضرت بود كه هركس درخور نیاز و استعداد وتوفیق خودش به هنگام نزول آیات در سفر و حضر، آیات و سورههایی از قرآن را حفظ نموده و یا آنرا مینوشتند.با توجه به مطالب فوق میتوان نتیجه گرفت كه تمام قرآن به صورت نوشتهای در نزد كسی موجود بوده تا چه رسد به آنكه قائل شویم قرآن با ترتیب موجود در زمان پیامبر (ص) مرتب و مدون گردید.(38)
بنابراین از مجموع دلایل و شواهدی كه در هر دو مورد بیان شد میتوان گفت كه قرآن با ترتیب موجود به طور كامل در زمان پیامبر نگارش یافت. منتهی بر روی نوشتافزارهایی كه نمیتوانست به صورت مصحف و دفتری جمعآوری شود. این نوشتافزارها به كیفیتی بوده است كه حفظ این ترتیب در مورد آنها بسیار دشوار بوده است.
با این اوصاف با توجه به تلاشهایی كه امیرالمؤمنین (ع) و دیگر كاتبان وحی در مورد اختلاف در مصاحف و قرآن به وجود آوردند قرآنی در اختیار مسلمین قرار گرفت كه متفقا مورد تایید همه فرق اسلامی میباشد. و علیرغم اختلافی كه در مورد كتب آسمانی دیگر دیده میشود كمترین اختلافی در كتاب آسمانی مسلمین وجود ندارد. و وعده الهی بر ضمانت قرآن و مصونیت آن را از هرگونه تحریفی كه آنرا ضمن آیه ‹‹انا نحن نزلنا الذكر و اناله لحافظون›› به مسلمین گوشزد فرمود كه در ظل مساعی مسلمین صدر اسلام، تحقق یافته و پیوسته تا ابد به این مصونیت بر قرار و قرآن عظیم، ضامن یكپارچگی تمام مسلمین خواهد بود. ان شاءالله.
پاورقیها:
1- البرهان، زركشی، ج 1، ص 240-228.
2- تاریخ قرآن كریم، محمدباقر حجتی، ص 220-216.
3- تاریخ قرآن، دكتر محمود رامیار، ص 212-209.
4- البرهان فی علوم القرآن، ص 235.
5- مباحث فیعلوم القران قطان، ص 260-273.
6- تاریخ قرآن دكتر محمود رامیار، ص 213.
7- اجوبه مسائل، موسی جارالله، ص 31.
8- تاریخ القرآن، زنجانی، ص 42.
9- فتوح البلدان، ص 457.
10- تاریخ قرآن، محمدباقر حجتی، ص 203-202.
12- تاریخ القرآن، عبدالصبور، ص 164.
13- اعجاز القران، رافعی، ص 35.
14- سوره انعام، آیه 7.
15- سوره علق، آیه 4؛ سوره لقمان، آیه 27؛ سوره ن و القلم؛ سوره آلعمران، آیه 44.
16- سوره طه، آیه 133، سوره نجم، آیه 36؛ سوره عبس، آیه 13؛ سوره تكویر، آیه 10؛ سوره اعلی، آیه 19-18؛ سوره مدثر، آیه 52؛ سوره بینه، آیه 2.
17- سوره انبیاء، آیه 104.
18- الاتقان، ج 1، ص 99.
19- همان منبع، ج 1، ص 99؛ البرهان، ج 1، ص 237.
20- الوافی، ج 2، ص 238.
21- اجوبه` مسائل، ص 31.
22- الوزراء و الكتاب، ص 12 و 13.
23- سوره بینه، آیه 2 و 3.
24- تاریخ القرآن، صغیر، ص 80.
25- تاویل مختلف الحدیث، ص 286.
26- البرهان، زركشی، ج 1، ص 237 و 256.
27- تاریخ واسط، ص 102.
28- ر. ك تاریخ قرآن، زنجانی، ص 44.
29- سنن دارمی، ج 2، ص 439.
30- تفسیر ابنكثیر، ج 4، ص 34.
31- البرهان زركش، ج 1، ص 462.
32- همان منبع، ص 63.
33- آداب المتعلمین طوسی، ص 151.
34- ر. ك الفهرست، ابن الندیم، ص 29.
35- صحیح بخاری، ج 2، ص 201.
36- ر. ك الاتقان، ج 1، ص 98 و 99.
37- فصل الخطاب، ص 14 و 15.
38- تاریخ القرآن، محمدباقر حجتی، ص 268

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۱, ۲۳:۵۰
‏تدوين قرآن در زمان رسول خدا(ص)


مقدمه

يكى از دقيق‏ترين مباحث علوم قرآنى، بررسى تاريخى نگارش و تدوين قرآن است. هر مسلمانى علاقه‏مند است با تاريخچه كتاب دينى خود آشنا گردد و از لابه‏لاى مدارك و منابع موجود، ميزان توجه و اهتمام مسلمانان صدر اسلام و ياران پيامبر اكرم(ص) را به اين كتاب مقدس به دست آورد. براى مسلمان جالب است بداند قرآنى كه اكنون بى‏هيچ تغيير و تحريفى در دست او قرار گرفته چه فراز و نشيبى را در بستر تاريخ پيموده است.
تاريخ به روشنى گواهى مى‏دهد كه عرضه وحى آسمانى بر مردم با چنان استقبالى روبه‏رو گرديد كه همگان را شگفت زده نمود. مسلمانان در دو زمينه <حفظ» و <كتابت قرآن» همه توان و امكاناتِ خويش را به كار گرفتند و با چنان شور و عشقى، پاى در اين عرصه گذاردند كه قلم از توصيف آن ناتوان است

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۱, ۲۳:۵۱
‏تدوين قرآن در زمان رسول خدا(ص)

مرحله حفظ قرآن

در آغاز، پيامبر و ياران گرامى او به ضبط قرآن در سينه‏ها و حافظه‏ها، همت گماردند. عرب از اين نعمتِ خدادادى (حافظه قوى) در حدّ كمال برخوردار بود. آنها گرچه محروميّت‏هاى فراوانى داشتند، در هوش و قوّت حافظه سرآمد روزگار خويش بودند. آنان قصيده‏هاى بلند و طولانى را به‏راحتى حفظ مى‏نمودند و در حافظه خود ديوان‏هاى شعر را جاى مى‏دادند. عرب جاهلى گاه آن‏چه را فقط يك بار مى‏شنيد براى هميشه در خاطره خويش بايگانى مى‏نمود. اين ويژگى، آنان را زبانزد خاص و عام كرده بود.
قرآن با بيان سحرانگيز خود هم در قالب و هم در محتوا، زيباترين سخن و پيام را كه در عمق جان نفوذ مى‏كرد به چنين گروهى عرضه نمود. آيات و سوره‏هاى اوليه كه در مكه نازل مى‏شدند، مسجّع و تقريباً موزون بودند. آهنگ آيات و سوره‏ها چنان دلكش و جذّاب بود كه آنان را از خود بى‏خود مى‏كرد.
پيامبر اكرم(ص) نيز ياران خود را به حفظ آيات و سوره‏ها تشويق مى‏نمود. در آغاز رسالت در شهر مكه، نه شمار نويسندگان زياد بود و نه ابزار نوشتن فراهم؛ اين چنين بود كه مسلمانان عرب، قدرت حافظه خويش را در مقدس‏ترين راه به كار گرفته و سينه‏ها و قلب‏هاى خود را جايگاه آيات نورانى قرآن كردند

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۱, ۲۳:۵۲
‏تدوين قرآن در زمان رسول خدا(ص)

مرحله كتابت قرآن

ضرورت نگارش قرآن كريم در زمان حيات رسول اكرم(ص) كاملاً روشن بود؛ زيرا اعتماد بر حفظ قرآن در حافظه‏ها نمى‏توانست اطمينان خاطر در مورد صيانت قرآن را فراهم سازد. از اين رو گرچه در عصر نزول، آنان كه سواد خواندن و نوشتن داشتند بسيار اندك بودند - به گونه‏اى كه بعضى شمار باسوادان مكه را كه با خطّ آن روز آشنايى داشته‏اند هفده تن ذكر كرده‏اند - اما پيامبر اسلام به جهت اهتمام خاصّ به قرآن براى نوشتن وحى، آنان را كه نوشتن مى‏دانستند برگزيد تا با دقت به‏ثبت و ضبط آيات اقدام نمايند و هرگاه آياتى از قرآن نازل مى‏گشت، نويسندگان وحى را فرا خوانده آنان را به نوشتن وحى فرمان مى‏داد. اين گروه <كُتّاب وحى» ناميده مى‏شدند.

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۴, ۰۷:۵۹
پس از رحلت پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله علي (عليه السلام) كه بنص ‍ قطعي و تصديق پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله از همه مردم بقرآن مجيد آشناتر بود، در خانه خود بانزوا پرداخته قرآن مجيد را بتريب نزول در يك مصحف جمع فرمود و هنوز ششماه از رحلت نگذشته بود كه فراغت يافت و مصحفي كه نوشته بود بشتري بار كرده پيش مردم آورده نشان داد.
و پس از يكسال و خورده اي از رحلت گذشته بود جنگ يمامه در گرفت و در اين جنگ هفتاد نفر از قراء كشته شدند مقام خلافت از ترس اينكه ممكن است جنگ ديگري براي مسلمانان پيش آمد كند و بقيه قراء كشته شوند و در اثر از بين رفتن حمله قرآن خود قرآن از بين برود بفكر افتاد كه سور و آيات قرآني را در يك مصحف جمع آوري كند.
بدستور مقام خلافت جماعتي از قراء صحابه با تصدي مستقيم زيدبن ثابت صحابي سور و آيات قرآني را از الواح و سعف ها و كتفها كه در خانه پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله بخط كتاب وحي يا پيش قراء صحابه بود جمع آوري كرده در يك مصحف قرار دادند و نسخه هائي از آن باطراف و اكناف فرستاده شد.
پس از چندي در زمان خلافت خليفه سوم باطلاع خليفه رسانيدند كه در اثر مساهله و مسامحه اي كه مردم در استنساخ و قرائت قرآن كرده اند اختلافاتي بوجود آمده و ازين راه كتاب خدا باتحريف و تغيير بشدت تهديد ميشود.
مقام خلافت براي جلوگيري ازين خطر دستور داد كه مصحفي را كه براي اولين بار بامر خليفه اول نوشته شده بود و پيش حفصه زوجه پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله و دختر خليفه دوم بود بامانت گرفتند و پنج نفر از قراء صحابه را كه يكي از ايشان باز زيدبن ثابت متصدي جمع آوري مصحف اول بود ماءموريت داد كه نسخه هائي از آن بردارند كه اصل ساير نسخ قرار گيرد و دستور داد كه قرآنهائي كه در ولايات در دست مردم است جمع آوري شده بمدينه فرستاده شود، ازين قرآنها هر چه بمدينه ميرسيد بامر خليفه مي سوزانيدند (يا بقول برخي از مورخين ميجوشانيدند).
بالاخره نسخه چندي نوشته شد كه يكي از آنها را در مدينه نگهداشتند و يكي از آنها را بمكه و يكي بشام و يكي بكوفه و يكي ببصره فرستادند و گفته ميشود كه غير ازين پنج نسخه يك نسخه نيز بيمن و يك نسخه ببحرين فرستاده اند و اين نسخه ها است كه مصحف امام ناميده ميشوند و اصل ساير نسخه ها ميباشند.
اختلافي كه اين نسخه ها با مصحف اولي در ترتيب دارند تنها اينست كه در مصحف اول سوره برائت در ميان مئين گذاشته شده بود و سوره انفال نيز در ميان مثاني جاي داشت و در مصحف امام سوره انفال و برائت را يكجا در ميان سوره اعراف و سوره يونس ثبت كردند.

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۴, ۰۸:۰۱
قرآن مجيد كه سوره سوره و آيه آيه نازل ميشد، بسبب بلاغت و فصاحت خارق عادتي كه داشت آوازه اش در ميان اعراب كه عنايت شگفت آوري به بلاغت و فصاحت كلام داشته و شيفته آن بودند روز بروز بلندتر ميشد و براي شنيدن چند آيه از آن راههاي دور پيش پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله آمده چند آيه اي ميشيدند و فرا ميگرفتند.
و همچنين بزرگان مكه و متنفذين قريش كه بت پرست و دشمنان سرسخت دعوت اسلامي بودند و تا ميتوانستند مردم را از نزديك شدن پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله صرف ميكردند و بعنوان اينكه قرآن سحر است اعراب را از گوش دادن و شنيدن آن ترسانيده كنار ميزدند.
با اينهمه در شبهاي تاريك از ظلمت شب استفاده نموده پنهان از همديگر و از بستگان وزير دستان خود ميآمدند و در نزديكي خانه پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله در جائي نشسته بقرآني كه آنحضرت تلاوت ميكرد گوش ميدادند.
البته مسلمانان نيز ازين روي كه قرآن مجيد را كلام خدا و يگانه مدرك ديني خود ميدانستند و هم ازين روي كه در فريضه نماز سوره حمد و مقداري از ساير قرآن ميبايست بخوانند و هم ازين روي كه پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله ماءموريت داشت كه قرآن مجيد و احلام اسلام را بآنان ياد دهد، در ياد گرفتن سور و آيات قرآني و حفظ و ضبط آنها نهايت جديت بخرج ميدادند.
اين روش پس از آنكه پيغمبر اكرم بمدينه هجرت فرمود و جامعه مستقل اسلامي تشكيل داد منظم تر و متشكل تر گرديده و بدستور پيغمبر اكرم جمعيت قابل توجهي از ياران وي بقرائت قرآن و تعليم و تعلم احكام اسلام كه روز بروز نازل و تكميل ميشد موظف شدند و حتي طبق دستور صريح قرآن از شركت در جنگ و جهاد معذور شدند.
و چون بيشتر ياران پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله و مخصوصا صحابه كه از مكه بمدينه مهاجرت كرده بودند بيسواد بوده بخواندن و نوشتن آشنائي نداشتند بدستور پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله از اسيران يهود براي ياد گرفتن خط كه آنزمان بسيار ساده و آسان بود استفاده ميشد و بدين ترتيب گروهي باسواد بوجود آمد.
ازين جماعت كساني كه بقرائت قرآن و حفظ و ضبط سور و آيات آن مشغول بودند قراء ناميده ميشدند و ازين گروه بود كه در وقعه بئر معونه چهل تن يا هفتاد تن يكجا شهيد شدند.
و آنچه از قرآن مجيد نازل شده بود و نيز تدريجا نازل ميشد در الواح و استخوان شانه شتر و سعف خرما و نظاير آنها نوشته و ضبط ميشد.
آنچه هرگز قابل ترديد نيست و نميشود انكار كرد اينست كه اكثر سور قرآني پيش از رحلت در ميان مسلمانان دائر و معروف بوده اند، در دهها و صدها حديث از طرق اهل سنت و شيعه در وصف تبليغ پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله يا يارانش پيش از رحلت و همچنين در وصف نمازهائي كه خوانده و سيرتي كه در تلاوت قرآن داشته نام اين سوره ها آمده است.
و همچنين نامهائي كه براي گروه گروه اين سوره ها در صدر اسلام دائر بوده مانند سور طوال و مئين و مثاني و مفصلات در احاديثي كه از زمان حيات پيغمبر اكرم حكايت مي كند بسيار بچشم ميخورد.

سرباز اسلام
۱۳۸۷/۰۶/۰۷, ۰۷:۱۲
عده ای باور دارند که قران بعد از رحلت نبی مکرم به صورت کتاب در امد در حالی که ایات زیادی هستند که ازقران مجید به عنوان کتاب یاد شده است.

مثلا خداوند در ایه 3 سوره ی مبارکه ی ال عمران می فرمایند.
این کتاب را موید انچه بیش از خود میباشد به حق بر تو نازل کرد.
در ایه 7 همین سوره مبارکه میفرمایند.

اوست کسی که این کتاب را بر تو فرو فرستاد وپاره ای از انها ایات محکم اند ودیگر متاشبهند اما کسانی که در دلهایشان انحراف است برای فتنه جویی وطلب تاویل ان ازمتشابه ان پیروی میکنندبا انکه تاویلش راجز خدا وریشه داران در دانش کسی نمی داند میگویند ما بدان ایمان اوردیم همه از جانب پروردگار ماست ماست وجز خردمندان کسی متذکر نمیشود.

درایه اول سوره مبارکه یونس میفرمایند.

الف لام راء این است ایات کتاب حکمت اموز

درایه اول سوره مبارکه یوسف میفرماند.

الف لام راراء این است ایات کتاب روشنگر

سرباز اسلام
۱۳۸۷/۰۷/۰۵, ۱۹:۰۴
ابن النديم در الفهرست ص 41 چاپ مصر، در فن سوم از مقاله نخست گويد: در دورن زندگى پيغمبر خدا (ص ) اين افراد قرآن را جمع آورى كرده بودند:
1- على ابن ابى طالب (ع )
2- سعد فرزند عبيد بن نعمان بن عمر و بن زيد
3- ابوالدارداء، عويمر فرزند زيد است .
4- ابوزيد؛ ثابت بن زيد بن نعان .
5- ابى ابن كعب بنقيس بن مالك بن امرى القيس .
6- عبيد بن معاويه .
7- زيد بن ثابت بن صحاك .

طیب
۱۳۸۷/۰۷/۱۶, ۰۱:۴۵
سلام آقا منصور،

از نامگذارى اين سوره به «فاتحة الكتاب»، معلوم مى‏شود كه تمام آيات قرآن در زمان رسول خدا صلى الله عليه وآله جمع آورى شده و به صورت كتاب در آمده است و به امر ايشان اين سوره در آغاز و شروع كتاب )قرآن) قرار گرفته است.

همچنين در حديث ثقلين مى‏خوانيم كه پيامبر صلى الله عليه وآله فرمود: «انّى تارك فيكم الثقلَين كتاب اللَّه و عترتى» (4) من دو چيز گرانبها در ميان شما مى‏گذارم، كتاب خدا و خاندانم. از اين حديث نيز معلوم مى‏شود كه آيات الهى در زمان پيامبر صلى الله عليه وآ له به صورت «كتاب اللّه» جمع آورى شده و به همين نام در ميان مسلمانان معروف و مشهور بوده است.

و بسیاری از آیات دیگر قرآن

منبع تفسیر نور سوره حمد

hoseintabar
۱۳۸۷/۱۲/۱۶, ۱۳:۰۹
اولین قرآن بعد از پیامبر ودر زمان خانه نشینی حضرت علی علیه السلام نوشته شد...که به مصحف امیرالمؤمنین(علیه السلام) معروف هست ودارای ویژگی های خاصی است، كه در مصاحف دیگر وجود ندارد. مانند:
اولا: در آن ترتیب دقیق آیات و سور، طبق نزول آن ها رعایت شده است.
ثانیا: در این مصحف قرائت آیات، طبق قرائت پیامبر اكرم(ص) كه اصیل ترین قرائت بود، ثبت شده، و هرگز برای اختلاف قرائات در آن راهی نیست. بدین ترتیب راه برای فهم محتوا و بدست آوردن تفسیر صحیح آیات در آن هموارتر است.
ثالثا: این مصحف مشتمل بر تنزیل و تأویل هر دو است. یعنی شأن نزول و مناسبت هایی را كه موجب نزول آیات و سوره ها بوده، در حاشیه مصحف توضیح داده است. همچنین تأویلها و تطبیقهای بسیار دیگر آن را نیز بیان کرده است. این حواشی مهمترین وسیله برای فهم معانی قرآن و رفع بسیاری از مبهمات خواهد بود.
بنابراین اگر پس از رحلت پیامبر(ص) از این مصحف كه مشتمل بر نكات و شرح و تفسیر و تبیین آیات بود استفاده می شد، امروزه شاید بسیاری از مشكلات امروزی فهم قرآن مرتفع می گردید.
امیرالمؤمنین(ع) پس از اتمام این مصحف طبق روایت یعقوبی آن را بار شتری كرده، به مسجد آورد، و در حالی كه مردم پیرامون ابوبكر گرد آمده بودند، به آنان گفت: بعد از مرگ پیامبر(ص) تاكنون به جمع آوری قرآن مشغول بودم، و در این پارچه آن را هم فراهم كرده، تمام آن چه بر پیامبر نازل شده است جمع آورده ام. نبوده است آیه ای مگر آن كه پیامبر، خود بر من خوانده، و تفسیر و تأویل آن را به من آموخته است؛ مبادا فردا بگویید از آن غافل بوده ایم. آن گاه یكی از سران آن گروه به پا خواست و با نگاه به آن چه علی(ع) با خود آورده بود، به او گفت: به آن چه آوردی نیازی نیست، و آنچه نزد ما هست ما را كفایت می كند. علی(ع) گفت: دیگر هرگز آن را نخواهید دید. آنگاه داخل خانه خود شد، و كسی آن را پس از آن ندید.
این مصحف امروزه نزد حضرت صاحب الزمان(عج) است.
پی نوشت:
تاریخ یعقوبی، ج2، ص113، و "السقیفة"، سلیم بن قیس هلالی، ص82
ادامه دارد........

aboobakr
۱۳۸۷/۱۲/۱۶, ۱۳:۳۸
خب حضرت علی چرا این قرآن را در اختیار دیگر مومنان قرار نداد ؟؟؟ممکن بود این قرآن الان باعث نجات گمراهان شود.

sara.m
۱۳۸۷/۱۲/۱۶, ۱۵:۳۳
امیرالمؤمنین(ع) پس از اتمام این مصحف طبق روایت یعقوبی آن را بار شتری كرده، به مسجد آورد، و در حالی كه مردم پیرامون ابوبكر گرد آمده بودند، به آنان گفت: بعد از مرگ پیامبر(ص) تاكنون به جمع آوری قرآن مشغول بودم، و در این پارچه آن را هم فراهم كرده، تمام آن چه بر پیامبر نازل شده است جمع آورده ام. نبوده است آیه ای مگر آن كه پیامبر، خود بر من خوانده، و تفسیر و تأویل آن را به من آموخته است؛ مبادا فردا بگویید از آن غافل بوده ایم. آن گاه یكی از سران آن گروه به پا خواست و با نگاه به آن چه علی(ع) با خود آورده بود، به او گفت: به آن چه آوردی نیازی نیست، و آنچه نزد ما هست ما را كفایت می كند.



جناب ابوبكر لطفا پاسخها رو با دقت بيشتري مطالعه كنيد ، همونطور كه ملاحظه مي فرماييد امير المومنين امام علي (ع) قرآن را در اختيار مردم گذاشت ولي برخي از سران نخواستند آن را پذيرند

aboobakr
۱۳۸۷/۱۲/۱۶, ۱۸:۰۴
خب قرار نبود که این سران تا ابد زنده باشند یه جایی قایم میکرد تا این سران از دنیا میرفتند بعد از آنها دوباره به مردم میداد ولی با این حرف شما حضرت علی مسئول تمام این گمراهی هاست البته این رو شما ثابت کردید من ابدا همچین فکری نمی کنم

hoseintabar
۱۳۸۷/۱۲/۱۶, ۱۹:۳۳
خب قرار نبود که این سران تا ابد زنده باشند یه جایی قایم میکرد تا این سران از دنیا میرفتند بعد از آنها دوباره به مردم میداد ولی با این حرف شما حضرت علی مسئول تمام این گمراهی هاست البته این رو شما ثابت کردید من ابدا همچین فکری نمی کنم
سلام... :Gol:
1- وقتی مردم وسران آنها که پیامبررا دیدند و حضرت علی و زحماتش را با پیامبر دیدند... اینطور کتمان کردند و حق را نادیده گرفتند و گفتند نیازی به مصحف ونوشته شما نیست... انتظار از مردمی وسرانی بعد از مردن اینها انتظار درست ومنطقی است. ؟ ..
2- وانگهی خود حضرت علی فرمود : من قرآن ناطقم ...پس چرا بعد از مرگ این سران ؛ سران ومردم ادوار بعد به حرفش گوش ندادند و... علیه او جنگیدند؟!!
جز دنیا طلبی و جهل عامل دیگری سراغ دارید.؟
3- انصاف دهید آیا کسی که قرآن پیامبر را جمع میکند و به مسجد میبرد برای راهنمایی مردم. گمراه کننده هست یا کسانی که از این امر جلوگیری نمودند؟!

sara.m
۱۳۸۷/۱۲/۱۶, ۱۹:۴۰
سلام... :Gol:
2- وانگهی خود حضرت علی فرمود : من قرآن ناطقم ...پس چرا بعد از مرگ این سران ؛ سران ومردم ادوار بعد به حرفش گوش ندادند و... علیه او جنگیدند؟!!
جز دنیا طلبی و جهل عامل دیگری سراغ دارید.؟
3- انصاف دهید آیا کسی که قرآن پیامبر را جمع میکند و به مسجد میبرد برای راهنمایی مردم. گمراه کننده هست یا کسانی که از این امر جلوگیری نمودند؟!


:Kaf: احسنت بر جناب حسينتبار
دقيقا مساله پذيرش عملي ست و التزام به قرآن ناطق والا وقتي رودرو توصيه پيامبر (ص) را ناديده مي گيرند نسلهاي ديگرشان مي خواهند بپذيرند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

raji14
۱۳۸۷/۱۲/۱۶, ۲۰:۴۱
خب حضرت علی چرا این قرآن را در اختیار دیگر مومنان قرار نداد ؟؟؟ممکن بود این قرآن الان باعث نجات گمراهان شود.


خب قرار نبود که این سران تا ابد زنده باشند یه جایی قایم میکرد تا این سران از دنیا میرفتند بعد از آنها دوباره به مردم میداد ولی با این حرف شما حضرت علی مسئول تمام این گمراهی هاست البته این رو شما ثابت کردید من ابدا همچین فکری نمی کنم

بسمه تعالی

جناب ابوبکر
سؤال کردید خوب در جوابش دقت بفرمایید:

وقتی حاکمان وقت، قرآن آماده شده توسط امیر المؤمنین را نپذیرفتند، طبیعی است که تنها نسخه نزد حضرت باقی می ماند و نسخه مورد تأیید حکومت در بین مردم و شهر های مختلف منتشر می شود.
حال چگونه حضرت می تواند نسخه خود را بعد از آن ها به مردم ارائه دهد و مردم قبول کنند. در حالی که:
1- مردم هیچ فضیلتی برای علی علیه السلام نسبت به دو خلیفه اول و دوم قایل نبودند.
2- حضرت در معرض اتهام تحریف قرار می گرفت
3- مردم حتی حاضر نشدن اصلاح تغییراتی را که عمر در دین ایجاد کرده بود از علی بپذیرند، چگونه حاضر می شدند قرآن او را بپذیرند؟
و...

معتکف
۱۳۸۷/۱۲/۱۶, ۲۳:۳۷
اما از این سخنان که بگذریم قرآن کریم به هیچ وجه من الوجوه تحریف نشده و تحریف نخواهد شد.

(انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون)در همین جمله چند کلمه ای چند تاکید وجود دارد.
ان+نا و باز هم تکرار : نحن و باز هم : ان+نا و له و لام لحافظون .
و آیات زیادی مانند همین آیه مبارکه.:doosti:

aboobakr
۱۳۸۷/۱۲/۱۷, ۰۹:۳۵
معتکف شما خداییش خودتون قضاوت کنید ببینید که آیا منظور جناب راجی دقیقا چی هست ایشون می گویند که قرآن مورد تایید حکومت منتشر می شد.قرآن اگه تحریف نشده باشه مورد تایید حضرت علی نیز باید باشد پس شما می گویید قرآن تحریف شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟ لطفا نگویید نه چون مشخصه منظورتون. دوباره تکرار می کنم قرآن اگه تحریف نشده پس باید مورد تایید حضرت علی و دیگر مومنان نیز باید باشد

barthez
۱۳۸۷/۱۲/۱۷, ۱۰:۲۴
سلام بر همه.دوست عزيز همانگونه كه آقاي raji در قسمت سوم گفتند :
مردم حتی حاضر نشدن اصلاح تغییراتی را که عمر در دین ایجاد کرده بود از علی بپذیرند، چگونه حاضر می شدند قرآن او را بپذیرند؟
با اين تفاصيل ، باز هم تاكيد ميكنم چگونه ممكن است ، مصحف ايشان را بپذيرند.همچنين در اول صفحه همانطور كه دوست عزيزم (جناب آقاي حسينتبار) فرمودند:
1-در آن ترتیب دقیق آیات و سور، طبق نزول آن ها رعایت شده است.
2-در این مصحف قرائت آیات، طبق قرائت پیامبر اكرم(ص) كه اصیل ترین قرائت بود، ثبت شده، و هرگز برای اختلاف قرائات در آن راهی نیست. بدین ترتیب راه برای فهم محتوا و بدست آوردن تفسیر صحیح آیات در آن هموارتر است.
3-این مصحف مشتمل بر تنزیل و تأویل هر دو است. یعنی شأن نزول و مناسبت هایی را كه موجب نزول آیات و سوره ها بوده، در حاشیه مصحف توضیح داده است. همچنین تأویلها و تطبیقهای بسیار دیگر آن را نیز بیان کرده است. این حواشی مهمترین وسیله برای فهم معانی قرآن و رفع بسیاری از مبهمات خواهد بود.
بنابراین اگر پس از رحلت پیامبر(ص) از این مصحف كه مشتمل بر نكات و شرح و تفسیر و تبیین آیات بود استفاده می شد، امروزه شاید بسیاری از مشكلات امروزی فهم قرآن مرتفع می گردید.
پس فقط ، قران آنها فاقد شرح و تفسير و تنزيل و تأويل و تبيين صحيح آيات بوده است(همين و بس).

aboobakr
۱۳۸۷/۱۲/۱۷, ۱۰:۴۸
به به . الان کجاست؟ پیش آقا امام زمان نه؟؟؟ به همین راحتی ؟؟ به همین سادگی موضوع تموم شد رفت پی کارش
راستی قرآنی که الان دست ماست کی جمع آوری کرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

raji14
۱۳۸۷/۱۲/۱۷, ۱۲:۰۶
معتکف شما خداییش خودتون قضاوت کنید ببینید که آیا منظور جناب راجی دقیقا چی هست ایشون می گویند که قرآن مورد تایید حکومت منتشر می شد.قرآن اگه تحریف نشده باشه مورد تایید حضرت علی نیز باید باشد پس شما می گویید قرآن تحریف شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟ لطفا نگویید نه چون مشخصه منظورتون. دوباره تکرار می کنم قرآن اگه تحریف نشده پس باید مورد تایید حضرت علی و دیگر مومنان نیز باید باشد

جناب ابوبکر هدف این بود که قرآن به نام حضرت علی در جامعه شناخته نباشه. هدف خارج کردن قرآن ناطق از صحنه بود. این ها همه بهانه بود.

بزرگترین تحریف، تحریف اهداف دین و جایگزین کردن اهداف شخصی است.

raji14
۱۳۸۷/۱۲/۱۷, ۱۲:۱۵
به به . الان کجاست؟ پیش آقا امام زمان نه؟؟؟ به همین راحتی ؟؟ به همین سادگی موضوع تموم شد رفت پی کارش
راستی قرآنی که الان دست ماست کی جمع آوری کرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نه جناب ابوبکر اتفاقاً موضوع به سادگی تموم نشد و هنوز ادامه داره. اگه تموم شده بود که ما الان با هم این بحثو نداشتیم!

فکر می کنید زمان پهلوی دولت و حکومت شاه برای چی قرآن چاپ می کرد؟
حکومت آل سعود برای چی هر سال این همه قرآن چاپ می کنه و در کنارش کتاب های دیگری رو با زبان های مختلف به حاجیا می ده؟؟

همه این ها نقشه است. بازی های سیاست بازاست!

مگر قرآن آماده ی علی چه اشکالی داشت که نپذیرفتند؟؟؟؟؟؟؟

sara.m
۱۳۸۷/۱۲/۱۷, ۱۲:۵۲
بله جناب ابوبكر اون قرآن كه شامل اين ويژگيهاست :


اولا: در آن ترتیب دقیق آیات و سور، طبق نزول آن ها رعایت شده است. ثانیا: در این مصحف قرائت آیات، طبق قرائت پیامبر اكرم(ص) كه اصیل ترین قرائت بود، ثبت شده، و هرگز برای اختلاف قرائات در آن راهی نیست. بدین ترتیب راه برای فهم محتوا و بدست آوردن تفسیر صحیح آیات در آن هموارتر است. ثالثا: این مصحف مشتمل بر تنزیل و تأویل هر دو است. یعنی شأن نزول و مناسبت هایی را كه موجب نزول آیات و سوره ها بوده، در حاشیه مصحف توضیح داده است. همچنین تأویلها و تطبیقهای بسیار دیگر آن را نیز بیان کرده است

نزد امام زمان (عج) محفوظه واين مساله به معني اعتقاد به دوگانگي آن مصحف با قرآن فعلي نيست زيرا آيات همان آيات است تنها همانطور كه عرض شد به همراه تفسير و تاويل و .... است
قرآن فعلي در زمان خلفا گردآوري شد و مورد تاييد ضمني معصومين (عليهم السلام) نيز قرار دارد زيرا اگر مورد تاييد نبود قطعا در زماني كه حكومت در دست اميرالمومنين علي (ع) بود، ايشان در اين زمينه اقدام لازم رو انجام مي دادند و يا در مورد قرآن جمع آوري شده و عدم تاييد خود ايراداتي بيان مي فرمودند ، در حالي كه اين اتفاق نيفتاد .
باز دوباره نگوييد : شما كه خودتان مي گوييد امام علي اقدامي نكرد ، پس اگر اين مصحف وجود داشت بايد ايشان اقدام لازم را انجام مي دادند
زيرا عرض كرديم مصحف اميرالمومنين حضرت علي (ع) شامل تفسير و تاويل و ... بود و از اين گذشته به لحاظ آيات قرآن هيچ گونه تفاوتي با قرآن فعلي ندارد وانگهي ارائه مصحف امام علي (ع) پس از عهد خلفا و گذشت چند سال تنها به اختلافات دامن مي زد و انديشه تحريف قرآن كريم را به غلط موجب مي شد در حالي كه آيات قرآن در هيچ يك از مصحف امام علي (ع) و قرآن فعلي ما هيچ اختلافي ندارد و بدون هيچ كم و كاستي و هيچ زيادتي عينا مانند هم است

علي جابر
۱۳۸۷/۱۲/۱۷, ۱۳:۵۹
اولین قرآن بعد از پیامبر ودر زمان خانه نشینی حضرت علی علیه السلام نوشته شد...که به مصحف امیرالمؤمنین(علیه السلام) معروف هست ودارای ویژگی های خاصی است، كه در مصاحف دیگر وجود ندارد. مانند:

اولا: در آن ترتیب دقیق آیات و سور، طبق نزول آن ها رعایت شده است.
ثانیا: در این مصحف قرائت آیات، طبق قرائت پیامبر اكرم(ص) كه اصیل ترین قرائت بود، ثبت شده، و هرگز برای اختلاف قرائات در آن راهی نیست. بدین ترتیب راه برای فهم محتوا و بدست آوردن تفسیر صحیح آیات در آن هموارتر است.
ثالثا: این مصحف مشتمل بر تنزیل و تأویل هر دو است. یعنی شأن نزول و مناسبت هایی را كه موجب نزول آیات و سوره ها بوده، در حاشیه مصحف توضیح داده است. همچنین تأویلها و تطبیقهای بسیار دیگر آن را نیز بیان کرده است. این حواشی مهمترین وسیله برای فهم معانی قرآن و رفع بسیاری از مبهمات خواهد بود.
بنابراین اگر پس از رحلت پیامبر(ص) از این مصحف كه مشتمل بر نكات و شرح و تفسیر و تبیین آیات بود استفاده می شد، امروزه شاید بسیاری از مشكلات امروزی فهم قرآن مرتفع می گردید.
امیرالمؤمنین(ع) پس از اتمام این مصحف طبق روایت یعقوبی آن را بار شتری كرده، به مسجد آورد، و در حالی كه مردم پیرامون ابوبكر گرد آمده بودند، به آنان گفت: بعد از مرگ پیامبر(ص) تاكنون به جمع آوری قرآن مشغول بودم، و در این پارچه آن را هم فراهم كرده، تمام آن چه بر پیامبر نازل شده است جمع آورده ام. نبوده است آیه ای مگر آن كه پیامبر، خود بر من خوانده، و تفسیر و تأویل آن را به من آموخته است؛ مبادا فردا بگویید از آن غافل بوده ایم. آن گاه یكی از سران آن گروه به پا خواست و با نگاه به آن چه علی(ع) با خود آورده بود، به او گفت: به آن چه آوردی نیازی نیست، و آنچه نزد ما هست ما را كفایت می كند. علی(ع) گفت: دیگر هرگز آن را نخواهید دید. آنگاه داخل خانه خود شد، و كسی آن را پس از آن ندید.
این مصحف امروزه نزد حضرت صاحب الزمان(عج) است.
پی نوشت:
تاریخ یعقوبی، ج2، ص113، و "السقیفة"، سلیم بن قیس هلالی، ص82

ادامه دارد........


بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند در قران می فرماید:وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلاء وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ
(و [به ياد آور] روزى را كه در هر امتى گواهى از خودشان برايشان برانگيزيم و تو را [هم] بر اين [امت] گواه آوريم و اين كتاب را كه روشنگر هر چيزى است و براى مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتگرى است بر تو نازل كرديم )النحل ۸۹

خداوند در این آیه به صراحت قرآن را راهنما وبشارت دهنده می خواند برای تمام عصرها و تمام مردم.وبی شک همین مصحف عثمانی رضی الله عنه همان قرآن وحی شده بر رسول الله است بی کم و کاست و قابل فهم ودرک هست.تعحِب آور هست از یک طرف شیعه می گوید قران نیاز به مفسر دارد واز یک طرف می گویند اگر قران علی بود الان فهمش برای مردم آسانتر بود.
وقتی عثمان وبقیه اصحاب رضی الله عنهم مصحف را حِمع می کردند ومردم را بر یک قرائت حِمع کردند اگر قران علی کاملتر وحِامعتر بود حِرا مصحف آنها را تایید نمود؟
اگر بگیم قرآن رو عرضه کرد آنها قبول نکردند می گوییم اگر برفرض بگیریم درست باشد انها مردم آن زمان بودند مردم این عصر حِه نباید هدایت شوند؟قرآن کامل هم که می گوید نزد امام زمان هست امام زمان هم که غائب تکلیف خلق الله حِیه؟

hoseintabar
۱۳۸۷/۱۲/۱۷, ۱۵:۲۰
به به . الان کجاست؟ پیش آقا امام زمان نه؟؟؟ به همین راحتی ؟؟ به همین سادگی موضوع تموم شد رفت پی کارش
راستی قرآنی که الان دست ماست کی جمع آوری کرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
با سلام به دوستان خوب:Gol:

بعضی از دوستان اهل سنت ویا بر مشرب آن گمان کردند که قرآن موجود غیر از قرآن زمان پیامبر صلی الله علیه وآله یا حضرت علی علیه السلام هست. اما این گمان کاملا اشتباه است. و بزودی حقائق را برایشان توضیح میدهیم....
فعلا بنا را براین گذاشتیم که بصورت منطقی ومستند بحث را از جنبه تاریخی ترسیم کنیم و کلیه اقوال را بیان و سپس نتیجه گیری کنیم. اجمالا همانطوریکه دوستان عزیزم فرمودند.. ودر پست اول ذکر نمودم...
ویژگی هایی كه برای مصحف امیرالمومنین(ع) برشمردیم هیچ یك دلیلی بر تحریف قرآن موجود در دست ما نیست، بلكه روایاتی در كتب شیعه به چشم می خورد، كه همگی بر نفی تحریف قرآن و صحت قرآنی كه در دست ماست تأكید دارند.(1)
در مورد جمع قرآن و اينکه در چه زماني جمع آوري شده و چه کسي به اين کار دستور داد در بين علما اختلاف بوده و 5 نظر عمده در مورد آن وجود دارد :
1- در زمان رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم جمع آوري شده است .
2- از زمان حضرت علی علیه السلام جمع آوری شد.
3- در زمان ابوبکر جمع آوري شده است.
4- در زمان عمر بن خطاب جمع آوري شده است .
5- در زمان عثمان جمع آوري شده است .
بزودی دلائل هر کدام از این 5 دسته را بیان نموده و قول نزدیکتر به واقع وحق را بیان میکنیم.
پی نوشت:
1- بحارالانوار، ج89، ص118 ـ 117 ومنابع زیاددیگر
ادامه دارد...

aboobakr
۱۳۸۷/۱۲/۱۷, ۱۷:۵۱
باشه انشاء الله می آورید و میبینیم

raji14
۱۳۸۷/۱۲/۱۷, ۲۲:۰۵
جناب ابوبکر سؤال به این مهمی رو نادیده گرفتید. پرسیدم


مگر قرآن آماده ی علی چه اشکالی داشت که نپذیرفتند؟؟؟؟؟؟؟

چرا قرآن حاضر و آماده را نپذیرفتند و خودشان به جمع قرآن پرداختند و از اون به سایر بلاد فرستادند؟

چرا حاضر نشدند قرآن جمع شده توسط علی علیه السلام منتشر بشه؟ مگر فرق داشت؟
چه اشکالی داشت؟

diffuser
۱۳۸۷/۱۲/۱۸, ۰۰:۲۷
جالب بود

aboobakr
۱۳۸۷/۱۲/۱۸, ۰۹:۰۹
خب جناب راجی اینطور که شما را به را این سوال تکرار می کنید به نظر می رسه چون قبول نکردند یا فرق داشته و به ضررشون بوده پس اگه فرق داشته پس تحریف شده..... و اینکه شما اعتراض دارید نشان دهنده این است که این قرآن نمی تونه راهنمای ما باشد و فقط قرآن حضرت علی می تونست راهنما باشه. وقتی عثمان وبقیه اصحاب رضی الله عنهم مصحف را حِمع می کردند ومردم را بر یک قرائت حِمع کردند اگر قران علی کاملتر وحِامعتر بود حِرا مصحف آنها را تایید نمود؟


یا الله

raji14
۱۳۸۷/۱۲/۱۸, ۱۰:۰۷
جناب ابوبکر سؤال به این مهمی رو نادیده گرفتید. پرسیدم

چرا قرآن حاضر و آماده را نپذیرفتند و خودشان به جمع قرآن پرداختند و از اون به سایر بلاد فرستادند؟

چرا حاضر نشدند قرآن جمع شده توسط علی علیه السلام منتشر بشه؟ مگر فرق داشت؟
چه اشکالی داشت؟


خب جناب راجی اینطور که شما را به را این سوال تکرار می کنید به نظر می رسه چون قبول نکردند یا فرق داشته و به ضررشون بوده پس اگه فرق داشته پس تحریف شده..... و اینکه شما اعتراض دارید نشان دهنده این است که این قرآن نمی تونه راهنمای ما باشد و فقط قرآن حضرت علی می تونست راهنما باشه. وقتی عثمان وبقیه اصحاب رضی الله عنهم مصحف را حِمع می کردند ومردم را بر یک قرائت حِمع کردند اگر قران علی کاملتر وحِامعتر بود حِرا مصحف آنها را تایید نمود؟


یا الله


نه جناب راجی

اگه فرق داشت، به حضرت علی می گفتند تو می خواهی قرآن را تحریف کنی. پس فرق نداشته.
مسأله چیز دیگه ای بوده!!!
ضمناً سؤال بنده رو تفسیر نفرمایید. من فقط می خوام بدونم واقعاً چرا قرآن جمع شده توسط علی علیه السلام را نپذیرفتند؟

در باره تأیید یا سکوت حضرت هم یک بار توضیح دادم ولی ...:


بسمه تعالی
جناب ابوبکر
سؤال کردید خوب در جوابش دقت بفرمایید:

وقتی حاکمان وقت، قرآن آماده شده توسط امیر المؤمنین را نپذیرفتند، طبیعی است که تنها نسخه نزد حضرت باقی می ماند و نسخه مورد تأیید حکومت در بین مردم و شهر های مختلف منتشر می شود.
حال چگونه حضرت می تواند نسخه خود را بعد از آن ها به مردم ارائه دهد و مردم قبول کنند. در حالی که:
1- مردم هیچ فضیلتی برای علی علیه السلام نسبت به دو خلیفه اول و دوم قایل نبودند.
2- حضرت در معرض اتهام تحریف قرار می گرفت
3- مردم حتی حاضر نشدن اصلاح تغییراتی را که عمر در دین ایجاد کرده بود از علی بپذیرند، چگونه حاضر می شدند قرآن او را بپذیرند؟
و...

حالا بفرمایید چرا از اول نپذیرفتند؟؟

hoseintabar
۱۳۸۷/۱۲/۱۹, ۲۲:۳۴
بيشتر علماقول اول را قبول کرده اند : مانند
1- آيت الله خويي : ؛ که در اين زمينه و در رد سير اقوال بسيار تلاش کرده اند و آن ها را مخالف با کتاب و سنت و عقل مي دانند .(1)
2- علامه رافعي ؛ كه مي گويد : وللنبي ( صلى الله عليه وآله ) صحابة كانوا يكتبون القرآن إذا انزل ، إما بأمره أو من عند أنفسهم تاما وناقصا . وأما الذين جمعوا القرآن بتمامه بالاتفاق فهم خمسة .(2)
رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) صحابه اي داشتند که وقتي قرآن نازل مي شد آن را مي نوشتند و اين کار را يا به دستور رسول خدا و يا از جانب خودشان و به صورت ناقص يا کامل انجام داده بودند ؛ اما کساني که قرآن را به طور کامل جمع آوري کرده اند پنج نفرند .
3- شيخ مناع قطان ؛ وي مي گويد :قد عرفنا أن القرآن كان مكتوبا من قبل، في عهد النبي ( صلى الله عليه وآله ) ولكنه كان مفرقا في الرقاع والأكتاف والعسيب ، فأمر أبو بكر بجمعه في مصحف واحد - إلى أن قال : - فكان أبو بكر أول من جمع القرآن بهذه الصفة في مصحف .(3)
دانستيم که قرآن در همان زمان رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) نوشته شده است ولي به صورت جدا جدا و در کاغذ ها و استخوان ها و پوست درخت خرما بود ؛ پس ابو بکر دستور داد که همه آنها را در يک کتاب بنويسند تا اينکه مي گويد : ابو بکر اولين کسي است که اين چنين قرآن را در يک کتاب جمع آوري کرده است .
کلام وي به خوبي نشان مي دهد که قرآن هاي متعددي موجود بوده است ولي قرآن وي بر روي ورقه و به صورت کتاب هاي کنوني بوده است ؛ و اين کلام مخالف کلام کساني است که مي گويند او قرآن را از عده اي از صحابه که قرآن را حفظ کرده بودند – با شهادت دادن دو شاهد – جمع آوري کرد .
4- زرقاني : عقيده دارد که جمع آوردن قرآن از اموري نيست که در زمان رسول خدا انجام نشده باشد و بعد از ايشان صحابه آن را از خود ابداع کرده باشند ؛ بلکه در اين کار از همان قواعد و دستوراتي استفاده شده بود که رسول خدا در هنگام نزول قرآن و نيز در هنگام نوشتن آن آيات تا زمان رحلت ايشان ، آن قواعد را بيان فرموده بودند ؛ سپس مي گويد :قال الإمام أبو عبد الله المحاسبي في كتاب فهم السنن ما نصه : كتابة القرآن ليست بمحدثة ، فإنه ( صلى الله عليه وآله ) كان يأمر بكتابته ، ولكنه كان مفرقا في الرقاع والأكتاف والعسب ، فإنها أمر الصديق بنسخها من مكان إلى مكان مجتمعا ، وكان ذلك بمنزلة أوراق وجدت في بيت رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) فيها القرآن منتشرا ، فجمعها جامع وربطها بخيط ، حتى لا يضيع منه شئ .(4)
امام ابو عبد الله محاسبي در کتاب خود " فهم السنن" مي گويد : نوشتن قران کار جديدي نبود ؛ پس بدرستيکه خود حضرت دستور به نوشتن آن داده بودند ؛ ولي اين نوشته ها جدا جدا و در کاغذ ها و استخوان ها و پوست درخت خرما بود ؛ و همين ها بود که ابو بکر دستور به رونويسي از آنها از يک جا به جاي ديگر به صورت يکپارچه کرد ؛ و آن ها به صورت ورقه هاي جدا جدايي بود که در خانه رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) بود و قرآن در آن ها تقسيم شده بود ؛ اما ابو بکر آن ها را در يک جا گرد آورده و آن را با نخ به هم متصل ساخت تا اينکه چيزي از آن گم نشود .
اين ها متن کلام عده اي از متاخرين بود که نظر اول را قبول کرده بودند .
پی نوشت:
1- تفسير البيان : ص 162
2- إعجاز القرآن : ص 36
3- مباحث في علوم القرآن لمناع القطان : ص 74
4- مناهل العرفان : ج 1 ص 242

naaqed
۱۳۸۷/۱۲/۲۰, ۲۲:۵۴
اگر حضرت امام علی قرآن را جمع کرده بود، راستی چرا آن را قبول نکردند؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟

در روایات آمده است که هرگاه در پی علی می فرستادند می گفت من مشغول جمع آوری قرآن هستم.
پس معلوم می شود که قرآن توسط حضرت جمع آوری شده بوده.
پس چرا با اینحال خلیفه دستور جمع آوری دیگری داده است؟؟

گویا این سؤال هم باید بعد از ظهور امام زمان پاسخ داده شود!!!

hoseintabar
۱۳۸۷/۱۲/۲۲, ۰۷:۱۵
اما متقدمين و علماي دوره هاي اوليه ، از ايشان مي توان به علماي ذيل اشاره نمود :
1- سيد مرتضي علم الهدي ؛ طبق آنچه مرحوم طبرسي از ايشان نقل کرده است ؛ ايشان مي فرمايد : إن العلم بصحة نقل القرآن كالعلم بالبلدان والحوادث الكبار مما توفرت الدواعي على نقله ... إن القرآن كان على عهد رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) مجموعا مؤلفا على ما هو عليه الآن ... أن جماعة من الصحابة مثل عبد الله بن مسعود وأبي بن كعب وغيرهما ختموا القرآن على النبي ( صلى الله عليه وآله ) عدة ختمات ، وهو يدل بأدنى تأمل على أنه كان مجموعا مرتبا غير منشود ولا مبثوث .(1)به درستيکه علم به درست بودن قرآن ، مانند علم به شهرها و حادثه هاي بزرگي است که غرض و نيت براي نقل آن زياد است ؛ ...قرآن در زمان رسول خدا به صورت جمع آوري شده و تاليف شده مانند الان بوده است ؛... عده اي از صحابه مانند عبد الله بن مسعود و ابي بن کعب و غير آن دو قرآن را به طور کامل در زمان رسول خدا چندين بار ختم کرده بوند ؛ و اين مطلب با کوچکترين توجهي دلالت مي کند که قرآن گرد آوري شده و به ترتيب بوده است و اينطور نبوده که بخواهند به دنبال جزء جزء آن بگردند و پراکنده نيز نبوده است .
2- سيوطي از علماي بزرگ اهل سنت مي نويسد :الإجماع والنصوص على أن ترتيب الآيات توقيفي لا شبهة في ذلك . أما الإجماع فنقله غير واحد منهم الزركشي في البرهان وأبو جعفر بن زبير في مناسباته وعبارته : ترتيب الآيات في سورها واقع بتوقيفه ( صلى الله عليه وآله ) وأمره من غير خلاف في هذا بين المسلمين ... وأما النصوص فمنها حديث زيد السابق : كنا عند النبي ( صلى الله عليه وآله ) نؤلف القرآن من الرقاع .(2)
اجماع و روايات وجود دارد که ترتيب آيات قرآن توقيفي است ( تعيين آن بايد ازسوي پيامبر اکرم باشد) واين قضيه قطعي است و شکي در آن نيست ؛ اما اجماع را عده اي زيادي از علماء مانند "زرکشي" در "البرهان" و "ابو جعفر بن زبير" در "المناسبات" نقل کرده اند که عبارت وي چنين است :ترتيب آيات و سوره ها طبق دستور حضرت ( صلي الله عليه وآله وسلم ) صورت گرفته است و در اين امر هيچ خلافي در بين مسلمانان نيست ؛ ...
اما روايات از آن ها مي توان به روايت زيد اشاره کرد که مي گويد: نزد رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم بوديم و قرآن را در کاغذ هايي جمع آوري مي نموديم .اين عبارت به خوبي نشان مي دهد که جمع آوري و ترتيب آيات در سوره ها به دستور خود حضرت ( صلي الله عليه وآله ) بوده است ؛ همانطور که اجماع نيز بر اين مطلب اقامه شده است .
3- سيوطي در الاتقان کلام قاضي ابو بکر در الانتصار را نقل مي کند که مي گويد : الذي نذهب إليه أن جمع القرآن الذي أنزله الله وأمر بإثبات رسمه ولم ينسخه ولا رفع تلاوته بعد نزوله هذا بين الدفتين . وأن ترتيبه ونظمه ثابت على ما نظمه الله تعالى ورتبه عليه رسوله من آي السور.(3) آن چيزي که ما آن را قبول داريم آن است که کسي قرآن را جمع آوري کرده است که خدا قرآن را بر نازل کرده است و ايشان دستور به نوشتن آن نموده اما با دست خود آن را ننوشتند و بعد از آنکه آنچه بين دو جلد است ( متن قرآن) کامل شد ، چيزي از آن از دست نرفت ؛ و نيز ترتيب و نظم آن بر همان نظمي است که خداوند آن را قرار داده است و رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم آن را به صورت آيه هاي سوره ها مرتب نموده اند .
4- بغوي ؛ سيوطي کلام او را در کتاب شرح السنة نقل مي کند که گفته است :الصحابة رضي الله عنهم جمعوا بين الدفتين القرآن الذي أنزله الله على رسوله من غير أن يكونوا زادوا أو نقصوا ، إنتهى . (4)صحابه رضي الله عنهم قرآن را که خداوند بر رسولش نازل فرمود بين دوجلد جمع آوري نموده بدون آن که در آن زياده و نقصاني صورت دهند .
پی نوشت:
1- تفسير مجمع البيان : ج 1 ص 15
2- الإتقان : ج 1 ص 62
3- الإتقان : ج 1 ص 63
4- الإتقان : ج 1 ص 63
ادامه دارد...........

گل یاس کبود
۱۳۸۷/۱۲/۲۴, ۱۹:۲۴
ضمن عرض خسته نباشید حدمت جناب راجی و ابوبکر بنده حقیر فکر می کنم شما از اصل موضوع غافل شدید .ما باید ازطریق روایات و...بفهمیم که توسط چه کسی قرآن جمع آوری شده نه اینکه چرا قرآنی راکه علی (ع) نوشته منتشر نشد و.....

hoseintabar
۱۳۸۷/۱۲/۲۴, ۱۹:۵۲
آيا معني اين قول آن است که تمامي قرآن در زمان رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) به صورت يک کتاب در آمده بود؟
خير ؛ زيرا مهم و آنچه سبب دفع بسياري از شبهات از قرآن مي شود آن است که حضرت دستور به جمع قرآن داده باشند ؛ حتي اگر اين جمع آوري در ضمن کاغذ هاي پراکنده پاشد اما به صورتي که تحريف و يا نقصان و گم شدن در مورد آن ها احتمال نداشته باشد ؛ و بتواند مرجعي براي تمام نسخه هايي باشد که از روي آن نوشته خواهد شد . اما اگر چنين نگوييم معناي کلام ما آن خواهد شد که مردم در زمان رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) قرآني به عنوان مرجع نداشته اند .
دليل ها بر جمع آوري قرآن در زمان رسول خدا (صلي الله عليه وآله )؟
.................. ادامه دارد..

raji14
۱۳۸۷/۱۲/۲۵, ۱۱:۰۷
ضمن عرض خسته نباشید حدمت جناب راجی و ابوبکر بنده حقیر فکر می کنم شما از اصل موضوع غافل شدید .ما باید ازطریق روایات و...بفهمیم که توسط چه کسی قرآن جمع آوری شده نه اینکه چرا قرآنی راکه علی (ع) نوشته منتشر نشد و.....
ضمن تشکر اتفاقاً اینکه قرآن به دستور پیامبر بر روی چیزهایی نوشته می شد و بعد از آن حضرت به دستور خلفا یکجا شد و در یک مجلد قرار گرفت ظاهراً مخالفی در تاریخ ندارد اما من می خواهم ببینم اهداف جمع کنندگان قرآن با وجود جمع آوری امیر المؤمنین علی علیه السلام چه بوده است؟؟؟؟

hoseintabar
۱۳۸۷/۱۲/۲۷, ۰۷:۱۹
1- عقل : عقل يكي از ادله ايست که دلالت دارد بر اينکه قرآن مجيد در زمان رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) جمع آوري شده است و ساير اقوال صحيح نمي باشد ؛ آيا معقول است که رسول خدا که آنقدر در نگهداري و فهم دقيق آيات کوشا بودند به حدي که قبل از نزول برخي آيات خود را به سختي آماده دريافت آن مي نمودند و لذا خداوند آيه ذيل را نازل فرمود :لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ ، إنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ. (سوره قيامت آيات 16 و 17 )
زبانت را به خاطر عجله براي خواندن آن ( قرآن ) حرکت مده ؛ چرا که جمع کردن و خواندن آن بر عهده ماست .
و کسي که مي داند که قرآن به زودي محور فرهنگ اسلامي تا روز قيامت خواهد شد ، چگونه مي توان تصور کرد که او قرآن را به صورت پراکنده و تنها به صورت حفظ شده در سينه برخي از افراد ، رها کند؟
2- حديث ثقلين :مجموعه روايات معروف به "ثقلين" نزد تمامي مسلمانان معروف و مشهور است ؛ در اين روايات رسول خدا فرمايند من نزد شما دو شيء با ارزش باقي گذاشتم
1- کتاب خدا 2- عترت من يعني اهل بيتم .
اين روايت از راويان بزرگ اهل سنت مانند علماي ذيل نقل شد :
الترمذي در سنن : ج 5 باب مناقب أهل بيت النبي (ص)
أحمد در مسند : ج 3 ص 14 و 17 و 26 و 59
حاكم در مستدرك : ج 3 ص 109 با چند سند و مي گويد که اين روايات طبق نظر بخاري و مسلم صحيح مي باشند .
ذهبي نيز در تلخيص خويش آن را نقل کرده و اشکالي به آن نگرفته است .
و طبق آنچه که از عرف عرب به دست مي آيد ، کتاب به نوشته اي گفته مي شود که خصوصيت معيني داشته باشد ؛ پس بر آنچه مردم در سينه هاي خود حفظ داشتند کتاب گفته نمي شود ؛ اما رسول خدا در روايت خويش به چيزي اشاره مي کنند که مي توان به آن گفت که اين کتابي است که براي امتش باقي گذارده است ؛ همانطور که به اشعاري که مردم در سينه هاي خود حفظ مي کنند نمي گويند که اين کتاب شعر است ؛ بلکه مي گويند اين اشعار فلاني است و حتي کلمه ديوان هم به آن گفته نمي شود ؛و لازمه اين روايت ، مکتوب بودن تمام قرآن در زمان ابلاغ اين روايت بوده است .
بنا براین : إن لفظ الكتاب لا يطلق حتى على مكتوبات متفرقة في اللخاف والعسب والأكتاف إلا على نحو المجاز والعناية ، فإن لفظ الكتاب ظاهر فيما كان له وجود واحد.(فسير البيان آيت الله خوئي : ص 271 )
به درستيکه لفظ کتاب حتي بر نوشته ها ي پراکنده در روي سنگ هاي نازک و پوست درخت خرما و استخوان گفته نمي شود ؛ مگر به صورت مجاز و با عنايت و توجه ؛ پس بدرستيکه لفظ کتاب ظهور در چيزي دارد که يک وجود داشته باشد ( و الا به آن کُتُب گفته مي شود)
ادامه دارد...........

hoseintabar
۱۳۸۸/۰۱/۱۴, ۲۰:۴۷
3- رواياتي از اهل سنت که بر جمع آوري قرآن در زمان رسول خدا دلالت مي کنند :
1- بخاري در معتبرترين كتاب اهل سنت (صحيح) روايت کرده است که : حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ بَشَّارٍ، حَدَّثَنَا يَحْيَى، حَدَّثَنَا شُعْبَةُ، عَنْ قَتَادَةَ، عَنْ أَنَسٍ رضى الله عنه قَالَ جَمَعَ الْقُرْآنَ عَلَى عَهْدِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم أَرْبَعَةٌ، كُلُّهُمْ مِنَ الأَنْصَارِ أُبَىٌّ، وَمُعَاذُ بْنُ جَبَلٍ، وَأَبُو زَيْدٍ، وَزَيْدُ بْنُ ثَابِتٍ. قُلْتُ لأَنَسِ مَنْ أَبُو زَيْدٍ قَالَ أَحَدُ عُمُومَتِي. (1)
..انس گفته است که : قرآن را در زمان رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم چهار نفر از اصحاب به طور کامل جمع کردند که همگي از انصار بودند : أبي و معاذ بن جبل و ابو زيد و زيد بن ثابت ؛ به انس گفتم ابو زيد کيست ؟ گفت يکي از عموهاي من .
2- ..وأخرج النسائي بإسناد صحيح عن عبد الله بن عمرو (بن العاص) قال : جمعت القرآن ، فقرأت به كل ليلة ، فبلغ النبي (ص) فقال : أقرأه في شهر. الحديث، وأصله في الصحيح.(2) نسايي با سند صحيح از عبد الله بن عمرو روايت کرده است که گفت : (تمام) قرآن را جمع کردم ؛ پس آن را هر شب مي خواندم ؛ پس اين خبر به رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم رسيد ؛ پس فرمودند : آن را در هر ماه بخوان ... و اصل اين روايت در صحيح ( بخاري آمده است) .
3- حاکم نيشابوري از زيد بن ثابت روايت مي کند که گفت :
كنا عند رسول الله (ص) نؤلف القرآن من الرقاع (3) نزد رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم بوديم و قرآن را از روي تکه پارچه ها جمع آوري مي کرديم .سپس گفته است : هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه . اين روايت طبق نظر بخاري ومسلم صحيح است ولي آن را ( در کتاب هاي خويش) نياورده اند .(3)
اين دليل واضحي است بر اينکه قرآن در زمان رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم جمع آوري شده است .
4- سيوطي نيز روايات بسياري را نقل مي کند که دلالت دارد که قرآن در زمان رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم جمع آوري شده است . (4)و...
پي نوشت:

1- صحيح البخاري ج 6 ص 103
2- فتح الباري: ج 9 ص 47/السنن الكبرى للنسائي، ج 5، ص 24/مسند أحمد، ج 2، ص 163/ صحيح ابن حبان، ج 3، ص 33
3- المستدرك على الصحيحين ج 2 ص 611/ مسند أحمد، ج 5، ص 185/ صحيح الترمذي، ج 5، ص 390
4- الإتقان : ج 1 ص 62 و 63

mehranelahi
۱۳۸۸/۰۱/۱۵, ۰۱:۴۵
آقایان اول بیایید به قول مرحوم شریعتی صفوی صحبت نکنیم واز واقعیات فرار نکنیم .اولا زندگی علی (ع)خالی از هر گونه رمز وراز وپنهان کاری بوده وایشان هم مثل همه انبیا واولیا زندگی روشنی داشتند وهیچگاه بلا تشبیه مثل کودکان دنبال بازی وکنجکاوی الکی نبودند وتنها وتنها عاشق خداوند وقوانین او بودند وهمواره سعی در اجرای این قوانین داشتند پس نمی توان گفت او نشسته در خانه و پنهانی قرانی را که خودش ونه دیگران شنیده را جمع کرده وبعد آن را چال کرده تا به دست امام زمان برسه وامام زمان هم این مصحف را با خودش تا الان در سرداب نگه داشته.
دوما شما اگه اطمینان به این قران نداری خواهش می کنم برو وشریعت تورات را اجرا کن اگر با همین کتاب ناقص اولیا نشدی اون وقت بیا و قرآن خودمونو بخون بقول فارسی زبانها :عروس نمی رقصید چون اتاق کج بود

javadlotty
۱۳۸۸/۰۱/۱۵, ۰۷:۵۳
.... وبعد آن را چال کرده تا به دست امام زمان برسه وامام زمان هم این مصحف را با خودش تا الان در سرداب نگه داشته.
دوما شما اگه اطمینان به این قران نداری خواهش می کنم برو وشریعت تورات را اجرا کن اگر با همین کتاب ناقص اولیا نشدی اون وقت بیا و قرآن خودمونو بخون
با سلام به شما ... کسی مدعی چال شدن قرآن حضرت علی نشده...
به این قرآن همه مسلمونا اطمینان دارن...
تورات هم که نوشته حواریون هست در غیبت حضرت عیسی .!!!:Labkhand:
تاپیک را لطفا از اول بخونید...

hoseintabar
۱۳۸۸/۰۱/۱۷, ۲۲:۳۰
1- بخاري در يک جا روايت مي کند که عمر به نزد ابو بکر رفته و به وي گفت :
إني أرى أن تأمر بجمع القرآن ، فقال له أبو بكر : كيف تفعل شيئا لم يفعله رسول الله (ص) - إلى أن قال : - قال أبو بكر لزيد: «إنك رجل شاب لا نتهمك . . . قال زيد : فتتبعت القرآن أجمعه من العسب واللخاف وصدور الرجال». (1)
چنين به نظر من مي رسد که دستور دهي تا قرآن را جمع آوري کنند ؛ پس ابو بکر به او گفت : چگونه کاري را انجام دهيم که رسول خدا ( ص) آن را انجام نداده است ؟ ... پس ابو بکر به زيد گفت : تو مرد جواني هستي که کسي تو را متهم به بدي نمي داند ؛ ... زيد گفت : پس به دنبال تمام قرآن رفته آن را از پوست خرما و سنگ ها نازک و سينه هاي مردمان جمع آوري نمودم .
2- گاهي از انس مخالف اين روايت را نقل مي کند :مات النبي (ص) ولم يجمع القرآن غير أربعة : أبو الدرداء ، ومعاذ بن جبل ، وزيد بن ثابت ، وأبو زيد ، ونحن ورثناه (2).
رسول خدا از دنيا رفت در حاليکه هيچ کس از صحابه غير از چهار نفر تمام قرآن را جمع آوري نکرده بودند : ابو درداء معاذ بن جبل و زيد بن ثابت و ابو زيد که ما از وي آن را ارث برده ايم .
جمع بين اين دو نوع روايت :
به اين است كه ابابكر قرآن را از اوراق باقي مانده به صورت کامل در زمان رسول خدا جمع آوري نموده است.
اما آيا زيد و همراهان او قرآن را از اوراقي که در زمان رسول خدا در خانه ايشان جمع آوري شده بود ،برروي مصحف ديگري منتقل کرده اند ؟ همانطور که "حارث محاسبي" در "فهم السنن" مي گويد :
3- إنما أمر الصديق بنسخها من مكان إلى مكان مجتمعا وكان ذلك بمنزلة أوراق وجدت في بيت رسول الله (ص) فيها القرآن فجمعها جامع . ابو بکر دستور داد که قرآن را از جايي به جاي ديگر رونويسي نمايند - زيرا آنها به صورت ورقه هاي پراکنده در خانه رسول خدا بود – پس شخصي تمام آن را در يک جا گرد آوردسيوطي اين مطلب را از وي نقل نموده است (3)
و يا از خانه هاي صحابه ؟
زيرا عده اي مي گويند که وي مصحف ابو بکر را از ورقه هايي که در دست صحابه اي بود که قرآن را جمع آوري کرده بودند گرفت ؛ زيرا از قرآن چند نسخه موجود بود ؛ نويسندگان وحي نسخه اي از آنچه را که نوشته بودند به رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم مي دادند و حضرت آن را در خانه خويش ( و ظاهرا به دست امير مومنان ) نگاه مي داشته و خود کاتبان نيز نسخه اي شبيه آن را براي خويش نگاه مي داشتند (4)
ادامه دارد.........

hoseintabar
۱۳۸۸/۰۱/۱۷, ۲۲:۳۴
... روايتي که مويد همين احتمال دوم است .
4- طلحه به امير مومنان گفته است :ما أراك يا أبا الحسن أجبتني عما سألتك عنه من القرآن ، ألا تظهره للناس ؟ قال : يا طلحة عمدا كففت عن جوابك فأخبرني عما كتب عمر وعثمان أقرآن كله أم فيه ما ليس بقرآن ؟ قال طلحة : بل قرآن كله ، قال : إن أخذتم بما فيه نجوتم من النار ودخلتم الجنة . . (5)
اي ابا الحسن ، پاسخ من را ندادي که آيا قرآن (ـي را که جمع آوري کرده اي ) را به مردم نشان نمي دهي؟ حضرت فرمودند : اي طلحه ، من از روي عمد پاسخ تو را ندادم ؛ به من خبر بده که آيا آنچه که عمر و عثمان نوشته اند تمام آن قرآن است يا در آن چيزي است که از قرآن نباشد ؟ طلحه گفت : نه ، تمامش قرآن است ؛ حضرت فرمودند : اگر به آنچه در آن است عمل نموديد از آتش نجات يافته و به بهشت وارد مي شويد .
بنا بر اين چنين مي توان گفت که مقصود از رواياتي که دلالت مي کنند قرآن در زمان ابوبکر جمع آوري شده آن است که وي زيد را مامور کرد که قرآن را از روي نسخه هاي نوشته شده در زمان رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم که در دست ديگر کاتبان وحي مانند أبي بن کعب و ابو الدرداء و زيد بن ثابت و ... بوده ، رونويسي کرده و همه را به صورت يک مجموعه در آورد ؛ ابو شامه – طبق آنچه سيوطي در الاتقان از وي نقل کرده است - به همين مطلب اشاره کرده و مي گويد :
..5- وكان غرضهم أن لا يكتب إلا من عين ما كتب بين يدي النبي(ص)لا من مجرد الحفظ .(6)مقصود ايشان آن بود که تنها آنچه را در مقابل ديدگان و توجه رسول خدا نوشته شده است بنويسند و نه آنچه آن را حفظ کرده بودند .

پي نوشت:
1- صحيح البخاري : ج 6 ص 98 و 102 .كتاب الاحكام باب يستحب للكاتب ان يكون امينا عاقلا
2- صحيح البخاري : ج 6 ص 98 و 102 . كتاب فضائل القرآن
3- در الإتقان : ج 1 ص 60

4- ب تاريخ قرآن دكتور راميار : ص 71
5- كتاب سليم بن قيس : ص 100

6- الإتقان : ج 1 ص 60

hoseintabar
۱۳۸۸/۰۱/۱۹, ۰۴:۳۳
جمع قرآن توسط ابوبكر پس از جنگ يمامه (1) در سال دوازدهم پس از هجرت صورت گرفت . در نبرد يمامه كه مسلمانان با مرتدان و پيروان مسيلمهء كذاب كه پس از پيغمبر اكرم ادعاى پيامبرى كرده بود, درگير شدند, هفتاد تن از حافظان قرآن كه همه از صحابه بودند, بشهادت رسيدند. اين امر, عمر بن خطاب را به هراس افكند, و نزد ابوبكر آمد و جمع قرآن را به او پيشنهاد كرد. در صحيح بخارى آمده است كه زيدبن ثابت گفت ابوبكر پس از جنگ يمامه مرا احضار كرد. نزد او رفتم .عمربن خطاب نيز حضور داشت . ابوبكر گفت : عمر نزد من آمده است و مى گويد: در جنگ يمامه عدهء زيادى از قاريان قرآن شهيد شده اند و من مى ترسم كه در جنگهاى آينده نيز بقيهء آنان شهيد شوند و قسمت عمدهء قرآن از ميان برود! نظر من اين است كه فرمان دهى قرآن را جمع و تدوين كنند. من به عمر گفتم : چگونه كارى را كه رسول خدا انجام نداده است , انجام دهيم ؟! عمر گفت به خدا قسم كارى خوبى است ! و بالاخره , آنقدر در اين باره با من صحبت كرد تا خداوند تحمل اين امر رابراى من آسان ساخت و با عمر هم عقيده شدم . بعد, ابوبكر به من گفت : تو جوان خرمندى هستى و ما دربارهء تو هيچگونه شكى نداريم . تو كاتب وحى پيغمبر خدا بوده اى . دستنوشته هاى قرآن را جستجو كن و آنها را گردآور. بخدا قسم ! اگر مرافرمان داده بودند كه كوهى را از جاى بركنم و به نزد آنان بياورم برايم دشوارتر از اين كار نبود كه از من خواسته بودند قرآن را جمع كنم ! گفتم : چگونه مى خواهيد كارى را كه پيغمبر انجام نداده است انجام دهيد؟ گفت : بخدا قسم كار خوبى است ! وبالاخره , آنقدر با من صحبت كرد تا خداوند همانطور كه تحمل اين امر را براى ابوبكر و عمر آسان ساخته بود, بر من نيز آسان ساخت . شروع به جمع قرآن كردم و قرآن را از روى دست نوشته هاى روى چوب درخت خرما و الواح ظريف سنگى ومحفوظات سينهء مردمان گردآورى كردم ..اين قطعات قرآن را كه من جمع آورى كردم نزد اوبكر و پس از او نزد عمر و پس از وى نزد حفصه دختر عمر به همان حال باقى ماند (2)
پی نوشت:
1- جنگ يمامه يكى از جنگ هايى است كه در زمان خلافت ابوبكر به فرماندهى خالد بن وليد با مسيلمه كذاب كه مدعى پيامبرى بود، واقع شد. در اين جنگ حدود بيست بار مسلمانان شكست خورده و عقب نشينى كردند و باز دست از حمله برنداشتند تا پيروز شدند. ر. ك: اسد الغابه، ج 2، ص 353/ وقعة صفين، ص 375
مسلیمه در اواخر عمر پیامبر اسلام از این منطقه سر بر آورد و ادعای نبوت دروغین کرد. وی با یکی دیگر از مدعیان نبوّت که زنی به نام سجاح بود، ازدواج کرد و به تدریج پیروان زیادی گرد او جمع شدند.
2- صحيح بخارى- كتاب فضائل القرآن باب 3و4 و كتاب < الاحكام باب 37 / مسند احمد. ج 1 ص 13 / طبقات ابن سعد/ ج 3 ق 1 ص 201

naaqed
۱۳۸۸/۰۱/۱۹, ۱۷:۵۸
بسم الله النور
با تشکر از جناب حسین تبار البته نقل اشان در باره دلیل جمع آوری قرآن قابل تردید و بررسی و کنکاش است.
اما آنچه بسیار قابل توجه است این است که اگر آنان نگران از بین رفتن قرآن بودند چرا سراغ قرآن جمع آوری شده توسط حضرت علی نرفتند؟؟
او که قبلاً به ایشان گفته بود قرآن را جمع آوری و تدوین کرده است.

با کمی تأمل پاسخ روشن است.
زیرا اگر قرآن جمع شده توسط علی (ع) را مطرح می کردند، این کار به نام علی تمام می شد و مردم می فهمیدند که علی بر تمام قرآن مسلط است و تمام قرآن نزد علی و در سینه علی است.
آنگاه به یاد حدیث ثقلین و سفارشات پیامبر در مسجد خیف و از همه مهمتر جریان غدیر خم می افتادند و .....
....
و الی آخر...

hoseintabar
۱۳۸۸/۰۱/۲۰, ۲۱:۵۵
بسم الله النور
با تشکر از جناب حسین تبار البته نقل اشان در باره دلیل جمع آوری قرآن قابل تردید و بررسی و کنکاش است.اما آنچه بسیار قابل توجه است این است که اگر آنان نگران از بین رفتن قرآن بودند چرا سراغ قرآن جمع آوری شده توسط حضرت علی نرفتند؟؟
او که قبلاً به ایشان گفته بود قرآن را جمع آوری و تدوین کرده است.

با کمی تأمل پاسخ روشن است.زیرا اگر قرآن جمع شده توسط علی (ع) را مطرح می کردند، این کار به نام علی تمام می شد و مردم می فهمیدند که علی بر تمام قرآن مسلط است و تمام قرآن نزد علی و در سینه علی است.آنگاه به یاد حدیث ثقلین و سفارشات پیامبر در مسجد خیف و از همه مهمتر جریان غدیر خم می افتادند و ....و الی آخر...
با سلام به شما دوست ارجمند:Gol:
1- هر کجا تردید دارید میتونید بپرسید و سند بخواهید...
2- کمی صبر بفرمایید بزودی مستندا روشن میشود که قرآن زمان همه خلفاء همون قرآن زمان پیامبر است ...
فرق عمده قرآنی که حضرت علی علییه السلام به مسجد آورد و مردم قبول نکردند... شان نزول -- ترتیب نزول .. و ..تفسیر آن بود.. موفق باشید

hoseintabar
۱۳۸۸/۰۱/۲۴, ۲۲:۴۸
... اينکه مي گويند : اولين کسي که قرآن را در يک مصحف جمع آوري کرد عمر بود (1)
اين نظر بسيار ضعيف تر از نظر دوم است ؛ و کسي از بزرگان اهل سنت آن را قبول ننموده است و شايد مقصود از آن همان کلام سابق عمر باشد که از صحيح بخاري نقل شد که وي به ابو بکر گفت تا قرآن را به صورت يک مصحف جمع آوري نمايد . نه اينکه خود وي و يا در زمان خلافت وي چنين شده باشد .
پی نوشت:
1- منتخب كنز العمال هامش مسند أحمد : ج 2 ص 45

naaqed
۱۳۸۸/۰۱/۲۵, ۱۱:۳۴
با سلام به شما دوست ارجمند:gol:
1- هر کجا تردید دارید میتونید بپرسید و سند بخواهید...
2- کمی صبر بفرمایید بزودی مستندا روشن میشود که قرآن زمان همه خلفاء همون قرآن زمان پیامبر است ...
فرق عمده قرآنی که حضرت علی علییه السلام به مسجد آورد و مردم قبول نکردند... شان نزول -- ترتیب نزول .. و ..تفسیر آن بود.. موفق باشید
با سلام و تشکر از جناب استاد
بنده در اینهمانی قرآن با شما موافقم اما دلایل جمع مجدد آن توسط خلفا را ناکافی می دانم. در واقع همانطور که عرض کردم دلیل اصلی آن را همان می دانم که:

...
زیرا اگر قرآن جمع شده توسط علی (ع) را مطرح می کردند، این کار به نام علی تمام می شد و مردم می فهمیدند که علی بر تمام قرآن مسلط است و تمام قرآن نزد علی و در سینه علی است.
آنگاه به یاد حدیث ثقلین و سفارشات پیامبر در مسجد خیف و از همه مهمتر جریان غدیر خم می افتادند و .....
....
و الی آخر...

hoseintabar
۱۳۸۸/۰۱/۲۷, ۰۸:۱۰
=naaqed;126941]با سلام و تشکر از جناب استادبنده در اینهمانی قرآن با شما موافقم اما دلایل جمع مجدد آن توسط خلفا را ناکافی می دانم. در واقع همانطور که عرض کردم دلیل اصلی آن را همان می دانم که:
با سلام به شما دوست گرامی ..:Gol:
بله بزودی اسناد تفصیلی تاریخی بیان میشود ونتیجه گیری میشود که
1- این قرآن زمان ما وخلفاء همان قرآن زمان پیامبر بود....
2- اما دلائل جمع آوری مجدد (خود به معنی بودن قرآن است ) و اونها فقط یکنواخت نمودند بخصوص در قرائات..
3- واما قرآنی که حضرت علی علیه السلام از ابتد به مسجد بود نیز همین قرآن بود با این تفاوت که شان نزول و وجه نزول و تفسیر و.. آن بدست حضرت علی علیه السلام بود واینگونه پذیرفتن برای سران مردم گران بود به جهت ترس از تبعات آن که شما هم اشاره فرمودین...

hoseintabar
۱۳۸۸/۰۱/۲۷, ۰۸:۱۶
عثمان در سال( 24.ق.)به عنوان جانشين عمر و پس از او به خلافت رسيد در زمان او با فتوحات شگرف مسلمانان و رفتن قرآن ـبه سرزمين هاي تازه گشوده،اختلافات ومشكلات بسياري در قرائت وتلفظ كلمات قرآن پيش آمده بود . واين زنگ خطر تازه اي براي عثمان بود كه كار ناتمام رسول الله (صلی الله علیه وآله) ودو خليفه پيش از خود را به سر انجام برساند وقرآن و جامعةاسلامي را از خطر پراكندگي برهاند .او انجمني مركب از زيدبن ثابت ،وسعيدبن عاص وعبدالله بن زبير وعبدالرحمن بن حارث تشكيل داد.اين انجمن با همكاري دوازده نفر از قريش و انصار (كه حضرت علي (علیه السلام)به كار آنان به نوعي نظارت واشراف داشت وآنان را به واضح وخوانا نوشتن تشويق مي فرمود؛ كار نسخه برداري نهايي را آغاز كردند.
عثمان نخستين كاري كه كردند اين بود كه تمام نوشته هاي زمان پيامبر(صلی الله علیه وآله)را گرد آوردند. سپس نسخه كتابت زيد در زمان ابوبكر را كه نزد حفصه محفوظ مانده بود ،به امانت گرفتند .قرار براين بود كه هر وقت سه تن همكار زيد بااودر كتابت كلمه اي اختلاف يافتند به لهجة قريش كتابت كنند.به اين ترتيب كار تدوين متن نهايي ،بر مبناي صحايف باز مانده از رسول الله(صلی الله علیه وآله)ونسخه هاي اختصاصي از جمله نسخةمحفوظ نزد حفصه و نسخةخود زيد،وبا تكيه به حفظ حافظان و شهادت شاهدان پيشرفت ومصحف امام يعني مصحف نمونه و رسمي و نهايي ،معروف به مصحف عثماني ،در فاصلة4،5 سال از 24 .ق تا قبل از سال 30 هجري ،سرانجام يافت و از روي آن 5 يا 6 نسخه عيناً استنساخ شد .
دو نسخه در مكه و مدينه نگاه داشته شد و 3يا4 نسخةديگر هر يك همراه با يك حافظ قرآن كه نقش معلم و راهنماي درست خواني داشت ، به مراكز مهم جهان اسلام يعني بصره، كوفه،شام وبحرين ارسال شد .
سپس عثمان دستور داد كه تمام كتيبه ها و نوشته ها ،استخوان ها ،پوست ها ،سنگ هاي نازك سپيد ،چرم ها ،حرير ها ونظاير آنها كه آيات قرآني بر آنها نوشته شده بود ،و صحابه براي تدوين متن نهايي تقديم داشته بودندباآب و سركه جوشانده و محو شود
بعضي از محققان گفته اند كه اين آثار پراكنده را سوزانده اند يا به نحو ديگري محو كردند ،تا ريشةنزاع و اختلاف به كلي از ميان برودو به اصطلاح توحيدنص (يگانه سازي مصحف/ مصحف امام/ مصحف عثماني)حاصل گردد . اين مصحف با خط ابتدايي كوفي و فاقد نقطه بود تا چه رسد به اعراب و نشانه هاي حركت حروف .و در طي يك دو قرن بعد ،مصاحفي كه از روي آنها استنساخ شد به تدريج نقطه و نشانه پيدا كرد.
ادامه دارد...........

shirazigs
۱۳۸۸/۰۱/۳۱, ۰۴:۵۴
با سلام و خسته نباشید، به همه دوستان
سئوال خوبی مطرح شد ولی جنگ و جدال زیاد هم از طرف دیگر...
ای کاش کارشناس عزیزمان زودتر پاسخ می دادند تا وقت سایر خوانندگان محترم تلف نشود.

انتقاد و پیشنهاد:
1- کاش متون دسته بندی منظم داشت (مثلا آیات رو سبز - ترجمه آیات آبی و احادیث قرمز یا و غیره...)

2- از کلمات قلمبه و س.. استفاده نفرمایید، مخصوصا در توضیح و ترجمه. آخه اینجا زبان ما فارسیه و سخت هستش یک فرهنگ لغت زبان عربی...

3- اگه میشه دوستان، اینقدر فونت ها رو درشت نکنن ( سایز فونت معمولی مناسب و استاندارد است)

4- در آخر بحث، یک نفر از سوی مسئولین مطالب رو جمع بندی و نتیجه گیری کنه و در اول صفحه قرار بدهد..

از خداوند بزرگ آرزوی سلامتی و شادی برایتان خواستارم.

hoseintabar
۱۳۸۸/۰۱/۳۱, ۰۸:۱۷
اعتقاد به جمع آوري قرآن در زمان عثمان نيز با آنچه از بيشتر روايات به دست مي آيد منافات دارد ؛ زيرا آنچه در اين روايات موجود است ، آن است که عثمان تنها مردم را بر يک قرائت ( يک طريق خواندن قرآن ) جمع نمود ودلالتي بر جمع آوري خود قرآن ندارد .
چنانچه روایاتی بر این امر دلالت میکند.مانند:
1- عن ابن أبي داود عن سويد بن غفلة قال : قال علي : لا تقولوا في عثمان إلا خيرا ، فوالله ما فعل الذي فعل في المصاحف إلا عن ملأ منا ، قال : ما تقولون في هذه القراءة ؟ فقد بلغني أن بعضهم يقول : إن قراءتي خير من قراءتك ، وهذا يكاد يكون كفرا ، قلنا : فما ترى ؟ قال : أرى أن يجمع الناس على مصحف واحد ، فلا تكون فرقة ولا اختلاف ، قلنا : فنعم ما رأيت (1)علي گفته است : در مورد عثمان جز به نيکي نگوييد ؛ قسم به خدا که کاري که در مورد قرآن ها انجام داد با اطلاع ما بوده است ؛ و سپس گفت : در مورد اين قرائت چه مي گوييد ؟ به درستيکه به من خبر رسيده است که بعضي از شما به ديگري مي گويد : قرائت من بهتر از قرائت تو است ؛ و اين شبيه کفر مي باشد . گفتند : پس نظر شما چيست؟ پاسخ داد :نظر من است که مردم را بر قرائت از روي يک قرآن وادار کنند تا جدايي و اختلافي نباشد . ما گفتيم : پس چه خوب نظري داشتي .
2- و مويد اين مطلب روايتي است که از حارث محاسبي نقل شده است که گفت :
المشهور عن الناس أن جامع القرآن عثمان ، وليس كذلك إنما حمل عثمان الناس على القراءة بوجه واحد على اختيار بينه وبين من شهد من المهاجرين والأنصار لما خشي الفتنة عند اختلاف أهل العراق والشام في حروف القراءات .(2)
مشهور آن است که جمع کننده قرآن عثمان بوده است ؛ و اين چنين نيست ؛ و بدرستيکهاو مردم را به قرائت به يک صورت وادار ساخت ؛ و اين تصميم را او با حاضرين از مهاجر و انصار انجام داد ؛ زيرا از درگيري - در هنگام اختلاف قرائت اهل عراق و شام در طريقه خواندن - نگران بودند .
3- عن أَنَسَ بْنَ مَالِكٍ، حَدَّثَهُ أَنَّ حُذَيْفَةَ بْنَ الْيَمَانِ قَدِمَ عَلَى عُثْمَانَ وَكَانَ يُغَازِي أَهْلَ الشَّأْمِ فِي فَتْحِ إِرْمِينِيَةَ وَأَذْرَبِيجَانَ مَعَ أَهْلِ الْعِرَاقِ فَأَفْزَعَ حُذَيْفَةَ اخْتِلاَفُهُمْ فِي الْقِرَاءَةِ فَقَالَ حُذَيْفَةُ لِعُثْمَانَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَدْرِكْ هَذِهِ الأُمَّةَ قَبْلَ أَنْ يَخْتَلِفُوا فِي الْكِتَابِ اخْتِلاَفَ الْيَهُودِ وَالنَّصَارَى فَأَرْسَلَ عُثْمَانُ إِلَى حَفْصَةَ أَنْ أَرْسِلِي إِلَيْنَا بِالصُّحُفِ نَنْسَخُهَا فِي الْمَصَاحِفِ ثُمَّ نَرُدُّهَا إِلَيْكِ فَأَرْسَلَتْ بِهَا حَفْصَةُ إِلَى عُثْمَانَ فَأَمَرَ زَيْدَ بْنَ ثَابِتٍ وَعَبْدَ اللَّهِ بْنَ الزُّبَيْرِ وَسَعِيدَ بْنَ الْعَاصِ وَعَبْدَ الرَّحْمَنِ بْنَ الْحَارِثِ بْنِ هِشَامٍ فَنَسَخُوهَا فِي الْمَصَاحِفِ وَقَالَ عُثْمَانُ لِلرَّهْطِ الْقُرَشِيِّينَ الثَّلاَثَةِ إِذَا اخْتَلَفْتُمْ أَنْتُمْ وَزَيْدُ بْنُ ثَابِتٍ فِي شَىْ‏ءٍ مِنَ الْقُرْآنِ فَاكْتُبُوهُ بِلِسَانِ قُرَيْشٍ فَإِنَّمَا نَزَلَ بِلِسَانِهِمْ فَفَعَلُوا حَتَّى إِذَا نَسَخُوا الصُّحُفَ فِي الْمَصَاحِفِ رَدَّ عُثْمَانُ الصُّحُفَ إِلَى حَفْصَةَ وَأَرْسَلَ إِلَى كُلِّ أُفُقٍ بِمُصْحَفٍ مِمَّا نَسَخُوا وَأَمَرَ بِمَا سِوَاهُ مِنَ الْقُرْآنِ فِي كُلِّ صَحِيفَةٍ أَوْ مُصْحَفٍ أَنْ يُحْرَقَ.(3)
حذيفة بن يمان به نزد عثمان آمده – در حاليکه بر ضد اهل شام در فتح ارمنستان و آذربايجان به همراه اهل عراق - مي جنگيد . پس حذيفه از اختلاف ايشان در مورد قرائت نگران بود ؛ پس حذيفه به عثمان گفت : اي امير مومنان ؛ اين امت را درياب قبل از آنکه در مورد کتاب ( خدا ) مانند اختلاف يهود و نصاري اختلاف کنند ؛ پس عثمان به نزد حفصه فرستاده تا قرآن را به نزد ما بفرست تا از روي آن در قرآن هاي ديگر نسخه برداريم ؛ سپس آن را به تو باز مي گردانيم ؛ پس حفصه قرآن خويش را به نزد عثمان فرستاده پس به زيد بن ثابت و عبد الله بن زبير و سعيد بن عاص و عبد الرحمن بن حارث بن هشام دستور داد تا از روي آن رو نويسي کردند ؛ و عثمان به اين گروه سه نفره قريش گفت : اگر شما و زيد بن ثابت در چيزي اختلاف کرديد آن را به لهجه قريش بنويسيد ؛ زيرا قرآن با لهجه ايشان نازل شده است ؛ تا اينکه وقتي قرآن ها را از روي آن رو نويسي کردند آن را به نزد حفصه فرستاده و هرکدام از قرآن ها را به منطقه اي فرستاد و دستور داد تا ساير قرآن ها را بسوزانند .
پی نوشت:
1- الإتقان : ج 1 ص 61
2- سيوطي از او در الإتقان نقل مي کند : ج 1 ص 61
3- صحيح البخاري : ج 6 ص .رقم 5038 و رقم 3546 كتاب فضائل القرآن باب جمع القرآن
ادامه دارد........

hoseintabar
۱۳۸۸/۰۲/۰۲, ۱۲:۴۷
وباز درروایت است که:
..وفي رواية عمارة بن خزية : أن حذيفة قدم من غزوة فلم يدخل بيته حتى أتى عثمان ، فقال : يا أمير المؤمنين أدرك الناس ، قال : وما ذاك ؟ قال : غزوت فرج أرمينية فإذا أهل الشام يقرأون بقراءة أبي ابن كعب فيأتون بما لم يسمع أهل العراق ، وإذا أهل العراق يقرأون بقراءة عبد الله ابن مسعود فيأتون بما لم يسمع أهل الشام ، فيكفر بعضهم بعضا.(1)
در روايت عمارة بن خزية آمده است : حذيفه از جنگي باز گشت پس به خانه خود نرفته و به نزد عثمان رفت ؛ پس گفت : اي امير مومنان مردم را درياب ؛ گفت : چه شده است ؟ پاسخ داد داخل ارمنستان جنگ مي کرديم ؛ پس عده اي از اهل شام به قرائت أبي بن کعب مي خواندند ، پس به روشي قرائت مي کردند که اهل عراق نشنيده بودند ؛ و اهل عراق با قرائت عبد الله بن مسعود مي خوانند پس به روشي قرائت مي کنند که اهل شام نشنيده اند ، پس ( به همين سبب ) عده اي از ايشان سايرين را تکفير مي کنند .
..در زمان عثمان با توجه به رفتن قرآن به سرزمین های اسلامی فتح شده اختلا ف در قرائت کلمات قرآن پیدا شد و برای جلوگیری از اختلاف عثمان دستور داد تمام نوشته های زمان رسول خدا(ص) را گرد آوری کردند و نسخة کتابت زید در زمان ابوبکر را که نزد حفصه بود به امانت گرفتند و بر اساس قرائت واحد قرآن را تدوین نمودند و از روی آن پنج یا شش نسخه استنساخ شد . یک نسخه در مدینه و یک نسخه در مکه و چهار نسخة دیگری را همراه با یک حافظ قرآن که نقش معلم و راهنمای درست خوانی را داشت به مراکز مهم جهان اسلام ، یعنی بصره ، کوفه، شام و بحرین ارسال کردند و بقیة قرآن ها که با این قرائت مخالف بود از بین بردند و عثمان به تمام بلاد نوشت قرآن های دیگری را از بین ببرند. و بدین وسیله از اختلاف قرائات قرآن جلوگیری شد.(2)
از اين روايات چنين به دست مي آيد که عثمان تنها مردم را به يک طريق خواندن وادار کرد. نه اینکه قرآن را جمع آوری کرده باشد.
پی نوشت:
1- فتح الباري : ج 9 ص 14 و 15
2- بهاءالدین خرمشاهی، دانشنامة قرآن، ج 2، ص 1634، مادة جمع قرآن / سید محمد باقر حجتی، تاریخ قرآن کریم، ص 234، 385، 419 و 429
ادامه دارد......

hoseintabar
۱۳۸۸/۰۲/۱۲, ۲۲:۲۲
رواياتي که دلالت دارند امير مومنان علي عليه السلام بلافاصله بعد از رحلت رسول گرامي اسلام صلي الله عليه وآله وسلم قرآن را جمع آوري نموده اند .
در کتاب سليم بن قيس از سلمان ( رضي الله عنه ) روايت شده است که : أن عليا ( عليه السلام ) بعد وفاة النبي (ص) لزم بيته وأقبل على القرآن يؤلفه ويجمعه ، فلم يخرج من بيته حتى جمعه ، وكان في الصحف والشظاظ والأسيار والرقاع - إلى أن قال : - فجمعه في ثوب واحد وختمه .(1)
علي عليه السلام بعد از وفات رسول خدا خانه نشين شده به قرآن رو آورد و آن را جمع آوري نمود ؛ پس از خانه بيرون نيامد تا آنکه آن را جمع کرد ؛ و قرآن در کاغذ ها و چوب ها و پوست و پارچه بود ؛ پس همه را در يک پارچه جمع آوري کرده و بر آن مهر زد .
مقصود از جمع آوري قرآن توسط امير مومنان علي عليه السلام :
مقصود از اينکه مي گويند امير مومنان علي عليه السلام قرآن راجمع آوري نموده است آن است که : أنه كتبه عما كان عند النبي (ص) ، وأضاف إليه التنزيل والتأويل ، كما في الرواية: ما كان في بيت النبي (ص) فأخذه علي (ع) بأمر الرسول حيث قال له : يا علي هذا كتاب الله خذه إليك ، فجمعه علي (ع) في ثوب ومضى إلى منزله ، فلما قبض النبي (ص) جلس علي فألفه كما أنزل الله ، وكان به عالما .(2)
اين روايت را ابن شهرآشوب نقل مي نمايد .
او آن را از روي آن چه در نزد رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) بود نوشته و شان نزول و معناي آيات را نيز در آن آورده است ؛ همانطور که در روايت آمده است که : آنچه در خانه رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) بود ، امير مومنان به دستور ايشان جمع آوري نموده ، زيرا ايشان به حضرت فرمودند : اي علي کتاب خدا را بگير ؛ پس علي آن را در لباس خويش گرفته و به منزل خود رفت ؛ وقتي که رسول خدا از دنيا رفتند حضرت نشسته و آن را طبق نزول رونويسي نمود و او بدين مطالب آگاهي داشت .يعني او در واقع اولين تفسير کتاب خدا را نگاشت و علاوه بر متن قرآن ( طبق ترتيب نزول) هرچه در مورد اين آيات بود در آن آورد ؛ زيرا ايشان از سايرين به اين مطلب آگاه تر بودند .
همانطور که از کلبي نقل شده است که گفت : لما توفي رسول الله (ص) قعد علي بن أبي طالب في بيته فجمعه على ترتيب نزوله ، ولو وجد مصحفه لكان فيه علم كبير (3)وقتي رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) از دنيا رفتند ، علي بن ابي طالب (عليه السلام) در خانه خود نوشته و قرآن را طبق ترتيب نزول گرد آوري نمود ؛ و اگر اين کتاب يافت شود در آن علم فراواني خواهد بود .
پی نوشت :
1- كتاب سليم بن قيس : ص 65 .
2- التمهيد في علوم القرآن ج 1 ص 291
3- التسهيل لعلوم التنزيل

hoseintabar
۱۳۸۸/۰۲/۱۵, ۱۳:۰۸
از آنچه تاکنون گذشت وجه جمع بين تمامي روايات آن است که بگوييم
1- قرآن موجود دقیقا همان قرآنی است که در زمان رسوال الله صلی الله علیه وآله نازل شده می باشد به اجماع مسلمین و نص قرآن کریم. انا نحن نزلنا الذکر وانا له لحافظون .....(1) آیه ما خود قرآن را نازل نمودیم وخود آن را - از تحریف و نابودی – حفظ میکنیم.
2- قرآنی که امير مومنان علی علیه السلام آن را گرد اوري کرده است در آن مهمترين نکات و ظرايف تفسيري را آورده است والبته علت اينکه حضرت قرآن را طبق ترتيب نزول در کتاب خويش آوردند آن است که بدين ترتيب ناسخ و منسوخ و مطلق ومقيد آن به خوبي مشخص مي گرديد .
3- قرآني که در دست ماست در همان زمان رسول خدا و به دست صحابه در مقابل ديدگان ايشان بر روي کاغذ ها گردآوري شده است و بدين گونه نبوده است که عده اي بعد از رحلت رسول گرامي اسلام آن را از سينه هاي مهاجر و انصار جمع آوري بنمايند ؛ و بعد از رحلت رسول خدا چون قرآن ايشان در دست امير مومنان بود و چون ابو بکر نمي توانست از دریافت آن در مسجد توسط حضرت علی علیه السلام منع نموده ، لذا دستور داد تا قرآن را از روي مصحف هاي ساير نويسندگان وحي ( که در زمان رسول خدا آن ها را جمع آوري نموده و به رسول خدا نشان داده بودند ) رونويسي کرده به صورت يک کتاب در آورند ؛ زيرا تا آن موقع ، قرآن با وجود کامل بودن به صورت ورقه هاي جدا جدا بود و همه ورقه ها را در يک پارچه جمع آوري مي نمودند ؛ اما وي دستور داد تا آن را به صورت يک کتاب در آوردند .
4- و نيز در مورد جمع قرآن در زمان عثمان بايد گفت که مقصود آن است که وي دستور داد تا تمامي مردم قرآن را به يک ترتيب و يک لهجه بخوانند .
5- از طرفی جز شمار اندکی از علمای اهل سنت، تمام علمای شیعه و اکثریت علمای عامه معتقدند قرآن جز با تواتر ثابت نمیشود و این مستلزم آن است که تدوین قرآن را در زمان پیامبر(صلی الله علیه وآله) بدانیم؛ وگرنه تواتر، با آن چه برای نگارش قرآن در زمان خلفا نقل کرده‏اند، حاصل نمیشود. آیا میتوان گفت زید بن ثابت با گواهی دونفر، اظهارات آنان را به عنوان قرآن ثبت میکرد و در عین حال، قائل به تواتر قرآنِ موجود شد؟(2)
با توجه به این گونه مدارک و شواهد است که بزرگانی نظیر سید مرتضی، به تدوین قرآن در زمان پیامبر(صلی الله علیه وآله) اعتقاد دارند و معتقدند به قولِ مخالف نباید اعتنا کرد.
بنابر این، وقتی روشن شد که تمام قرآن در زمان پیامبر(صلی الله علیه وآله) گردآوری و تدوین شده است، منظور کسانی که میگویند قرآن را ابوبکر و اشخاص دیگری پس از زمان پیامبر(صلی الله علیه وآله) جمع کرده‏اند، نوشتنِ نسخه‏های دیگری بوده؛ به قول آیه الله خویی، انتساب جمع‏آوری و تدوین قرآن به خلفا، امر موهومی است که مخالف کتاب و سنت و اجماع و عقل است .(3)
پی نوشت:
1- سوره حجر آیه 9
2- البیان، آیت الله خویی، ص 257
3- همان

سيد حسين
۱۳۸۸/۰۲/۱۶, ۲۰:۲۸
خب حضرت علی چرا این قرآن را در اختیار دیگر مومنان قرار نداد ؟؟؟ممکن بود این قرآن الان باعث نجات گمراهان شود.

سلام بر aboobakr عزیز
یک سؤال:
به نظر شما مردم تحمل تأویلات حضرت علی را داشتند؟

پس چرا با او بخاطر همین تأویلات جنگیدند؟

توجه شما را به دو روایات از منابع عامه جلب میکنم:

1- رسول گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم در روز حدیبیه (سه سال به پایان عمر شریفشان) خطاب به قریش می فرماید: بزودی خداوند کسی را بر شما مبعوث میکند که گردنتان را میزند، آنها کسانی هستند که خداوند دلشان را برای تقوا امتحان نموده است، ابوبکر و عمر گفتند: آن شخص کیست؟ حضرت فرمود: پینه زننده به کفش، و علی علیه السلام مشغول پینه زدن بودند. سنن تزمذی 5: 298/3799

2- یا ایشان فرمودند: من برای تنزیل قرآن جنگیدم همانطور که علی برای تأویل میجنگد. مسند احمد 3: 33

پس جناب aboobakr بیان تأویل همچین راحت هم نبود، مردم آن دوران آنقدر متعصب و تحت تأثیر بعضی بزرگان(!!!) بودند که حاضر بودند جان دهند و حق را نپذیرند.

سيد حسين
۱۳۸۸/۰۲/۱۶, ۲۰:۳۱
ضمن عرض خسته نباشید حدمت جناب راجی و ابوبکر بنده حقیر فکر می کنم شما از اصل موضوع غافل شدید .ما باید ازطریق روایات و...بفهمیم که توسط چه کسی قرآن جمع آوری شده نه اینکه چرا قرآنی راکه علی (ع) نوشته منتشر نشد و.....

سلام بر گل یاس کبود عزیز
قرآن در اثبات اصالتش در اعجاز بودنش در آسمانی بودنش نیاز به غیر ندارد، بله همانطور که در جای خودش توضیح داده شده در تبیینش و دستور العمل دین و دنیا بودنش به غیر نیاز دارد که بحثش گذشت.
اینجا (http://www.askquran.ir/showpost.php?p=63783&postcount=89)
یا اینجا (http://www.askquran.ir/showpost.php?p=63797&postcount=90)
و یا اینجا (http://www.askquran.ir/showpost.php?p=63798&postcount=91)را کلیک کنید
درباره موضوع بحث خود قرآن به نحو احسن و اتم این مطلب را دنبال کرده است.
مثلا فرموده:
إنّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ‏ فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ‏ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ
از ناحيه جمع‏آورى قرآن نگران نباش، ما آيات آن را جمع مى‏كنيم باز هم به وسيله پيك وحى بر تو مى‏خوانيم، و هنگامى كه ما بر تو خوانديم از آن پيروى كن و بخوان، سپس بر ما است كه آن را تبيين كنيم.
این یعنی دادن تضمین از جانب خداوند به جهت رفع نگرانی از قلب مقدس پیامبر، که به نوعی صیانت قرآن از تحریف را می رساند، چون تخلف وعده از قادر متعال قبیح است.

سيد حسين
۱۳۸۸/۰۲/۱۶, ۲۰:۵۳
اعتقاد به جمع آوري قرآن در زمان عثمان نيز با آنچه از بيشتر روايات به دست مي آيد منافات دارد ؛ زيرا آنچه در اين روايات موجود است ، آن است که عثمان تنها مردم را بر يک قرائت ( يک طريق خواندن قرآن ) جمع نمود ودلالتي بر جمع آوري خود قرآن ندارد .

شاید بهترین دلیل عقلی برای مطلب فوق این باشد که :

اگر جمع آوری قرآن توسط عثمان به معنای جمع آوری کلمات و سوره ها و ایات باشد، قطعا مخالفان بیشماری یافت میشدند و هرکدام بر مدعای خود پافشاری میکردند و چون امر دین مهم است به خونریزی نیز کشیده میشد، چرا که فرض این است قرآن پراکنده بوده و طبعا هیچ کس نمیتوانسته ادعا کند تمام قرآن نزد اوست.

از طرفی در جائی از تاریخ نیامده که خونریزی بوجود آمده باشد، در حالی که طبق نقل تاریخی یکسان سازی و جمع آوری هزاران نوع انجیل و ترویج فقط چهار نوع از آنها، باعث بروز جنگهای فراوانی شده است.

hoseintabar
۱۳۸۸/۰۲/۱۹, ۲۱:۱۴
عللي بود كه پيامبر (صلی الله علیه وآله)را از جمع نهايي وكتاب ساختن قرآن بازمي داشت و مهمترين آنها اين دو بود:
1ـ باب وحي باز بود ودر هر وهله از وحي ،آياتي نازل مي شد كه حضرت (صلی الله علیه وآله) به كاتبان وحي مي فرمود:اين آيه ياآيات را در فلان سوره بين فلان آيه و فلان آيه قرار دهيد ،ونه به اراده واختيار حضرت (صلی الله علیه وآله)، بلكه به رهنمود وحي و اشارة جبرئيل بود كه از پيشگاه خداوند اين گونه راهنمايي ها را براي شكل يابي نهايي قرآن نازل مي كرد
2ـ ديگر آنكه پيامبر (صلی الله علیه وآله) همواره در انتظار نسخ احتمالي بعضي از احكام قرآن ،يانسخ تلاوت قسمتي از آن بود .لذا تا وحي به پايان نمي رسيد ،امكان تدوين و مصحف سازي نبود. بعضي بر آنند كه مراداز جمع قرآن در عصر رسول الله(صلی الله علیه وآله) همان حفظ آن دردلها بوده است .اين نكتةمهم را هم بايد در نظر داشت كه جمع در زمان رسول الله(صلی الله علیه وآله) را اصطلاحاً تاليف مي گويند
در سراسر ايام نزول وحي و كتابت قرآن ،پيامبراكرم(صلی الله علیه وآله)بر كتابت و نسخه بر داري كاتبان ،و حفظ حافظان و قرائت قاريان نظارت همه جانبه داشت و از هيچ گونه تعليم و تشويق فرو گذار نمي كرد ...

متفکر
۱۳۸۸/۰۲/۱۹, ۲۲:۲۹
با سلام و تشکر برای این تایپیک مفید
بنده 2 سوال برام پیش امده
1:ایا قرانی که در دست ماست در ان ترتیب سوره ها رعایت شده؟
2:اگر در ان زمان از نقطه استفاده نمیشده بسیاری از کلمات را به جور دیگر هم می شوده که خواند ایا بعضی ها نقطه نمی گذاشتند یا همه این گونه مینوشتن ؟
(البته میدونم که این قران هیچ تحریفی درش نیست )

یارمهربان
۱۳۸۸/۰۳/۰۱, ۱۳:۲۱
خب حضرت علی چرا این قرآن را در اختیار دیگر مومنان قرار نداد ؟؟؟ممکن بود این قرآن الان باعث نجات گمراهان شود.

پاسخ:

پس از رحلت حضرت رسول اكرم، ياران و اصحاب آن حضرت به جمع آوري نوشته ها اقدام كردند.

جهت انجام اين خواست، اميرالمؤمين علي(علیه السلام) نخستين پيرو رسول خدا كه از همه ياران آگاهتر به مواقع تنزيل و تاويل قرآن بود، بيش از همه به اين كار اقدام كرد و آيات قرآن را با ويژگي هاي خاصي در سه روز و به نقلي در شش ماه در يك جا در كنار هم قرار داد و به مردم عرضه كرد لكن به دلايلي مورد استقبال و پذيرش دستگاه رسمي خلافت واقع نشد. آنرا به خانه بر گرداند و بنا بر روايتي فرمود: از اين پس هرگز آن را نخواهيد ديد. آن مصحف پس از امام(علیه السلام) نزد فرزندان و امامان معصوم(علیه السلام) باقي ماند.

شايان ذكر است قرآن ها يا نسخه هايي از قرآن كه منسوب به علي بن ابي طالب است و در برخي موزه ها و كتاب خانه ها موجود است به عقيده محققان نميتوانند از نظر تاريخي و شواهد و قراين متعلق به آن باشند.



ويژگي هاي مصحف حضرت علي(علیه السلام)

مصحف حضرت، نسبت به ديگر مصاحف از امتيازات فراواني برخوردار بود. برخي از آن ها بدين قرار است:

1. ترتيب سوره ها به همان ترتيب نزول، تنظيم گشته بود، (الاتقان، ج 1، ص 183، نوع 18)

2. قرائت مصحف حضرت دقيقاً مطابق با قرائت پيامبر(ص) بوده است.

3. اين مصحف مشتمل بر اسباب نزول آيات، مكان نزول آيات و نيز اشخاصي كه در شأن آنان آيات نازل گشته اند، بوده است.

4. جوانب كلي آيات به گونه اي كه آيه، محدود و مخصوص به زمان يا مكان يا شخص خاصي نگردد، در اين مصحف روشن شده بود.
منابع:
1. درسنامه علوم قرآن، حسين جوان آراسته، ص 163
2. فصلنامه بينات، ش 28، ص 184
3. تاريخ قرآن، دكتر محمود راميار، ص 365، انتشارات اميركبير.

کلات
۱۳۸۸/۰۶/۰۳, ۱۶:۰۱
مراد از جمع و تدوين قرآن اين است که چگونه وحي، بيست و سه ساله که به صورت 3 تا 5 آيه اي نازل مي شد، نهايتا به صورت مدون بين الدفتين و مصحف ( مانند کتاب امروزي ) درآمد. کهن ترين منبع اين بخش مهم از سرگذشت يا تاريخ قرآن در احاديث اهل سنت و نيز تا حدودي احاديث شيعه است. چنانکه گفته مي شود جمع و تدوين قرآن، سه مرحله دارد : الف ) زمان حضرت رسول (ص )، ب) زمان ابوبکر، ج ) زمان عثمان .
الف )زمان حضرت رسول (ص ). در سراسر عصر نزول وحي و حيات پيامبر (ص )، قرآن به صورت مکتوب ولي پراکنده بود يعني صحيفه به صحيفه. با نوشت افزارهاي ابتدايي و بر روي چيزهايي نظير تکه هاي چرم، استخوانهاي شانه و دنده گوسفند و شتر، چوب درخت خرما که پوست آن را کنده بودند، سنگهاي صاف و صيقلي و قطعاتي از حرير و اندکي نيز کاغذ نوشته شده بود. در اين مرحله، مهم اين بود که بسياري از صحابه، قرآن را حفظ بودند. سوره هاي قرآن کامل بود و حتي نام داشت، اما تا پايان حيات رسول ا... (ص ) مجموع بين الدفتين نبود. مهمترين عللي که پيامبر (ص ) را از جمع نهايي و کتاب ساختن قرآن باز مي داشت دو واقعيت بود
1 ) باب وحي باز بود و در هر وهله از وحي آياتي نازل مي شد که حضرت (ص ) به کاتبان وحي مي فرمود : اين آيه يا آيات را در فلان سوره بين کدام آيه ها قرار دهيد.
2 ) ديگر آنکه به گفته خطابي پيامبر (ص ) همواره در انتظار نسخ احتمالي بعضي از احکام قرآن يا نسخ تلاوت قسمتي از آن بود.لذا تا وحي به پايان نمي رسيد، امکان تدوين و مصحف سازي نبود. بعضي برآنند که مراد از جمع قرآن در عصر رسول ا... (ص ) همان حفظ آن در دلها بوده است. جمع در زمان رسول ا... (ص ) را اصطلاحا تاليف گويند.
در سراسر ايام نزول وحي و کتابت قرآن، پيامبر اکرم (ص ) نظارت همه جانبه داشتند و نوشتن و خواندن و حفظ ( از بر کردن ) آن را تعليم مي دادند يا تشويق مي کردند. در زمان حيات ايشان، سي و هفت نفر حافظ تمامي قرآن بودند. تعداد کاتبان وحي در عصر پيامبر (ص ) - که گاه حافظ قرآن هم بوده اند - و کساني که براي خود نسخه اي برمي گرفتند، به بيش از پنجاه نفر مي رسيده است. نتيجه يک چنين همت و نهضت عظيمي اين بود که قرآن به هنگام شهادت رسول ا... (ص ) ] سال يازدهم هجري [ به تمامي و چنانکه در آخرين عرضه ] دوره کردن پيامبر (ص ) قرآن را و عرضه داشتن قرائت خود بر جبرئيل در هر سال يک بار و در سال شهادت دوبار [ تثبيت شده بود، تاليف و گردآوري شود. در اين دوره بود که قرآن به معناي درست کلمه تاليف شد.

خالد بن ولید
۱۳۸۸/۰۸/۲۴, ۰۶:۱۱
بنابراین اگر پس از رحلت پیامبر(ص) از این مصحف كه مشتمل بر نكات و شرح و تفسیر و تبیین آیات بود استفاده می شد، امروزه شاید بسیاری از مشكلات امروزی فهم قرآن مرتفع می گردید.
امیرالمؤمنین(ع) پس از اتمام این مصحف طبق روایت یعقوبی آن را بار شتری كرده، به مسجد آورد، و در حالی كه مردم پیرامون ابوبكر گرد آمده بودند، به آنان گفت: بعد از مرگ پیامبر(ص) تاكنون به جمع آوری قرآن مشغول بودم، و در این پارچه آن را هم فراهم كرده، تمام آن چه بر پیامبر نازل شده است جمع آورده ام. نبوده است آیه ای مگر آن كه پیامبر، خود بر من خوانده، و تفسیر و تأویل آن را به من آموخته است؛ مبادا فردا بگویید از آن غافل بوده ایم. آن گاه یكی از سران آن گروه به پا خواست و با نگاه به آن چه علی(ع) با خود آورده بود، به او گفت: به آن چه آوردی نیازی نیست، و آنچه نزد ما هست ما را كفایت می كند. علی(ع) گفت: دیگر هرگز آن را نخواهید دید. آنگاه داخل خانه خود شد، و كسی آن را پس از آن ندید.
این مصحف امروزه نزد حضرت صاحب الزمان(عج) است.
پی نوشت:
تاریخ یعقوبی، ج2، ص113، و "السقیفة"، سلیم بن قیس هلالی، ص82

ادامه دارد........


با شناختی که از امام علی داریم بعید است که ایشان یک چنین کتابی را با این اهمیت و

بقول شما راهگشای مشکلات بشری بخاطر یک عرب بدوی عاطل گذاشته و انحصاری کند و

بدست مسلمین واقعی نرساند ! این روایت یحتمل اسرائیلیات است !

hoseintabar
۱۳۸۸/۰۸/۲۴, ۲۱:۴۲
با شناختی که از امام علی داریم بعید است که ایشان یک چنین کتابی را با این اهمیت و

بقول شما راهگشای مشکلات بشری بخاطر یک عرب بدوی عاطل گذاشته و انحصاری کند و

بدست مسلمین واقعی نرساند ! این روایت یحتمل اسرائیلیات است !
با سلام .. دوست گرامی...
1- مردم حاضر شایسته نبودند...
2- قرآن به دست مسلمان واقعی رسید.. و به عقیده ما هم اکنون دردست امام زمان است... البته این قرآن نیز همان است ...اما قرآنی که امام علی تدوین نموده... با ذکر جزئیاتی است که درپستهای اول ذکر نمودم... مطالعه بفرما...
3- بقول ادبا... اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال... هنگام احتمال ..اصل استدلالتان باطل است زیرا سست است...موفق باشید.

خالد بن ولید
۱۳۸۸/۰۸/۲۵, ۰۴:۲۸
به هر حال کسی که دلسوز دین وامت اسلام است بخاطر یکسری افراد زمانه خود ؛ یک چنین کتاب مهمی را از دسترس

دیگران در زمانها و مکانهای دیگر خارج نمی کند !




اگر اسرائیلیات نباشد پس حتما شیعیات است !

اذا جاء الابرام و الاصرار ؛ ثبت الاستدلال !!

صالح
۱۳۸۹/۰۱/۱۸, ۰۸:۰۷
ایا قرانی که در دست ماست در ان ترتیب سوره ها رعایت شده؟

با سلام خدمت همه دوستان
چیزی که از کتب تفسیری و علوم قرآنی استنباط میشود این است که تمام مطالب قرآن اعم از اعتقادی تاریخی فقهی عقلی و... همچنین چینش آیات، نام سوره ها و... همگی به دستور خدا و توسط پیامبر صورت گرفته است.
اما در مورد ترتیب سوره ها:
ترتیب طبق نزول نیست، اکثر سوره های مدنی در ابتدای قرآن است و سوره های مکی در آخر، اما چیزی که مهم است، آسمانی بودن ترتیب سوره هاست.
آیا ترتیب کنونی به دستور خداست؟
آیا ترتیب سوره ها در قرآنی که به دست ماست، همان قرآن عهد رسالت است؟
طبق روایات فراوانی، ترتیب کنونی سوره ها بمانند عهد رسالت است.
گرچه تعداد کمی از علماء معتقدند که تغییراتی در ترتیب سوره ها رخ داده است.
البته هرکدام از طرفداران دو نظریه فوق ادله دارند که در این مقال نمی گنجد.

صالح
۱۳۸۹/۰۱/۱۸, ۰۸:۰۸
اگر در ان زمان از نقطه استفاده نمیشده بسیاری از کلمات را به جور دیگر هم می شوده که خواند ایا بعضی ها نقطه نمی گذاشتند یا همه این گونه مینوشتن ؟

يكي از مطالبي كه در زبان ـ گفتاري و نوشتاري ـ مطرح است آن است كه‌: چنين نيست كه همة آن‌چه تلفظ مي‌شود، نوشته هم بشود، بلكه تنها بخشي از آن چه تلفظ مي‌شود و در كتاب و خط ـ بسته به درجة تكامل و پختگي آن خط ـ آشكار مي‌شود، حتي در خطوط امروزي كه از پيشرفت قابل ملاحظه‌اي برخوردار شده‌اند، اين نقص ـ و يا خصيصه ـ به چشم مي‌خورد كه يكي از نشانه‌هاي آن هم‌، اختلاف عميق تلفظها، در بسياري از كلمات است‌. خطّي كه قرآن به آن نوشته مي‌شد; خط "سرياني‌" و "نبطي‌" بود كه خط "كوفي‌" و "نسخ‌" از آن دو منشعب شده بودند و علايمي‌، مانند نقطه و خط در آن‌ها وجود نداشت‌، ولي عرب با ذوق فطري خود و با اتّكا به حافظة قوي‌، و با كمك گوش كردن‌، آيات قرآن را ـ گرچه نه اعراب داشتند و نه نقطه ـ به طور صحيح قرائت مي‌نمود. يكي از علت‌هايي كه عرب بعدها اقدام به نقطه‌گذاري و اعراب گذاري قرآن نمود، گرايش مردم غير عرب دنيا به اسلام بود كه قرائت قرآن‌،
بدون نقطه و اعراب براي آنان ميسّر نبود; به همين سبب‌، براي ايجاد توانايي و تسهيل در قرائت قرآن‌، به وسيلة آنان به اعراب و نقطه‌گذاري اقدام شد. غرض آن كه‌، براي شخص آشنا به يك زبان‌، گاهي خواندن خطّ ابتدايي و غير متكامل‌، آسان است‌، گرچه براي غير آشنايان به آن زبان‌، حيرت‌انگيز است‌; به همين جهت‌، خواندن قرآن‌، بدون نقطه و اعراب‌، آن هم از كتابي كه در فصاحت و بلاغت نظير ندارد، به وسيلة عرب خالص‌، به سادگي امكان‌پذير است‌، هر چند براي ما كه آشنا به آن زبان نيستيم‌، مشكل به نظر مي‌رسد; پس قرآن‌، زماني هم كه نقطه‌گذاري نشده بود، به صورتي كه ما امروز قرائت مي‌كنيم قرائت مي‌شده است‌.

مقداد
۱۳۸۹/۰۱/۱۸, ۱۹:۲۶
[quote=متفکر;134966]با سلام و تشکر برای این تایپیک مفید
بنده 2 سوال برام پیش امده
1:ایا قرانی که در دست ماست در ان ترتیب سوره ها رعایت شده؟


با عرض سلام وادب خدمت دوستان عزيز،در مورد اينكه آيا قرآن فعلي كه در دسترس ماست همانند قرآني است كه در زمان پيامبر(ص) جمع آوري شده بود بايد عرض كنم:
در مدت بيست و سه سال نزول قرآن‌، پيامبر اسلام‌نويسندگاني داشت‌، كه به كتّاب وحي مشهور بودند.
آنان بلافاصله بعد از نزول آيات‌، به دستور پيامبر آن‌ها را مي‌نوشتند و پيامبر دستور مي‌فرمود كه هر آيه در كدام سوره قرار گيرد.
قرآن كريم در زمان رسول خدا(ص) به صورت كامل نگارش يافت و شكل نگارش آن همانند قرآن كنوني است‌; يعني قرآن تدوين يافته در زمان پيامبر همانند قرآني كه اكنون در دسترس ما است‌، نخستين سورة آن سوره فاتحه و آخرين سورة آن سورة ناس بوده است‌.
اين موضوع دلايل و شواهد متعددي دارد كه در مباحث علوم قرآني ذكر شده است‌:( ر.ك‌: تاريخ قرآن كريم‌، سيد محمد باقر حجتي‌، ص 218ـ223، دفتر نشر فرهنگ اسلامي‌. ) براي نمونه به دو آيه اشاره مي‌شود:
1. "إِنَّا نَحْن‌ُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَه‌ُو لَحَـَفِظُون‌َ ;(حجر،9) ما قرآن را نازل كرديم‌، و ما به طور قطع نگهدار آنيم‌."
2. "إِن‌َّ عَلَيْنَا جَمْعَه‌ُو وَ قُرْءَانَه‌ُو ;(قيامه‌،17) در حقيقت گردآوردن و خواندن آن بر عهدة ماست‌."
چينش آيات سوره‌ها و ترتيب سوره‌ها از جانب پيامبر به دستور خداوند بوده است‌، حفظ آن‌، يعني همان گونه كه در زمان پيامبر تدوين گشته‌، باقي بماند.

مقداد
۱۳۸۹/۰۱/۱۸, ۱۹:۴۲
با سلام و تشکر برای این تایپیک مفید

2:اگر در ان زمان از نقطه استفاده نمیشده بسیاری از کلمات را به جور دیگر هم می شوده که خواند ایا بعضی ها نقطه نمی گذاشتند یا همه این گونه مینوشتن ؟
(البته میدونم که این قران هیچ تحریفی درش نیست )




پاسخ:
خط عربي در زمان بعثت افزون بر آن كه از نقطه خالي بود، به شكل (علائم‌، حركات‌، حروف و كلمات‌)، نشانه و علامت نيز نداشت و به طور طبيعي قرآن كريم نيز، طبق معمول آن زمان‌، اعراب نداشت‌. مسلمانان در ابتداي صدر اسلام‌، حافظ قرآن بودند و با توجه به عرب زبان بودن حافظان كه افراد بسياري بودند و قرآن به زبان آنان بود، صحيح مي‌خواندند و از اين جهت مشكلي نبود; به خصوص كه مسلمانان‌، به قرآن عنايت فراوان داشتند و آنان قرآن را از بزرگاني كه به زمان پيامبر9 نزديك بودند، فرا مي‌گرفتند; اما در پايان‌ِ قرن اول كه مسلمانان غير عرب به جامعة اسلامي فراوان شدند و با زبان عربي‌، بيگانه بودند، به قرار دادن علائم و نشانه هايي براي كلمات قرآن‌، نياز مبرم پيدا شد تا به اين وسيله از خطاها در خواندن قرآن‌، پيش‌گيري شود; از اين رو، قرآن كريم به دستور اميرالمؤمنين علي(ع)‌و به وسيله "ابي‌الاسود دُئلي‌"، اعراب و نقطه‌گذاري شد، البته خطاطان و خوشنويسان تا اواخر قرن چهارم‌، قرآن را به خط كوفي مي‌نوشتند، ولي خط نسخ در اوايل قرن پنجم جاي خط كوفي را گرفت‌، از اين قرن تمام نقطه‌ها و نشانه‌هايي كه هم‌اكنون معمول و متداول است‌، در خط قرآن نوشته مي‌شد.(تاريخ قرآن كريم‌، سيد محمدباقر حجتي‌، ص 465 و 484، دفتر نشر فرهنگ اسلامي / علوم قرآني‌، آيت‌الله معرفت‌، ص 173، مؤسسه فرهنگي انتشاراتي التمهيد.)
قرآن‌هاي موجود در ايران نيز مطابق با همين نسخه بوده و فرقي با هم ندارند و در همان تاريخ به وسيله "ابي‌الاسود دُئلي‌" اِعراب و نقطه‌گذاري شده‌اند.
نتيجه آن‌كه چون عرب‌ها، به اقتضاي فطرت يا مادري بودن زبان عربي‌، با قوانين صرف و نحو مأنوس بودند، نيازي به علائم اعراب نداشتند; امّا با مسلمان شدن غير عرب‌ها و نيازمند شدن آن‌ها به اعراب‌، قرآن كريم‌، اعراب گذاري شد تا دچار مشكلات پيش بيني شده‌، نشوند.
در ضمن يادآوري مي‌شود، "ابوالاسود دئلي‌"، افزون بر نقطه گذاري قرآن‌، با هدايت امام علي‌، مبتكر قوانين نحوي نيز بود.

كوتاه
۱۳۸۹/۰۴/۲۶, ۱۶:۲۱
نگهداري و جمع آوري قرآن تنها با تكيه بر حافظه اعراب عقلا شايد محال نباشد اما عملا محال است . آشنايي اجمالي با حفظ قرآن در دوران اخير اثبات اين مدعاست.

هدی
۱۳۹۳/۰۲/۲۷, ۰۸:۰۶
نگهداري و جمع آوري قرآن تنها با تكيه بر حافظه اعراب عقلا شايد محال نباشد اما عملا محال است . آشنايي اجمالي با حفظ قرآن در دوران اخير اثبات اين مدعاست.
در خصوص پرسش شما بايد دو نكته را مد نظر قرار داد :


قران كريم ، در صدر اسلام و در طي نزول شريفش ، مكتوب هم مي شد ، هم نبي اكرم – صلي الله عليه و آله وسلم – كاتب وحي داشتند و هم خود كاتبان وحي يا ساير صحابه ، مصاحف شخصي داشتند .
اشكال استبعاد شما در حفظ قرآن با تكيه بر حافظه اعراب ، از اشتباه شما در مقايسه ي حفظ قرآن در آن زمان و حفظ قران در زمان ما نشات مي گيرد . تلقي شما در اين قياس كاملا اشتباه است . امروزه ما با يك قرآن و كتاب بين الدفتين كه از ابتدا تا انتهاي آيات قرآن كريم را در بر دارد مواجهيم اما در عصر نزول قرآن اينگونه نبوده است ؛ قرآن كريم بتدريج بر پيامبر اكرم – صلي الله عليه و آله و سلم – نازل مي شد و آن حضرت هم به همان ترتيب ، قرآن را بر مردم ابلاغ مي كردند ، اين نزول تدريجي با توجه به اينكه قرآن كريم برنامه زندگي فردي و اجتماعي و معاملات و ارتباطات مسلمانان بود و همچنين توصيه ها و تاكيدات پيامبر اكرم – صلي الله عليه و آله و سلم – و تشويق مسلمانان بر حفظ و از بر كردن قرآن كريم، موجب مي شد كه اياتي كه بتدريج نازل مي شد ، بتدريج هم در حافظه مسلمانان قرار گيرد . اما امروزه آن نزول تدريجي پايان يافته و ما با يك كتاب كامل مواجهيم و لذا به خاطر سپاري و حفظ يك كتاب كه مشتمل بر 6236 آيه است آن هم در مدت يك سال يا سه سال – بنابر روشهاي مختلف حفظ مرسوم در زمان حاضر – مشكل تر است تا حفظ و بخاطر سپاري تدريجي 6236 آيه طي 23 سال . اينطور نيست ؟

هدی
۱۳۹۶/۰۷/۲۲, ۲۳:۴۹
پرسش: نگهداري و جمع آوري قرآن تنها با تكيه بر حافظه اعراب عقلا شايد محال نباشد اما عملا محال است . آشنايي اجمالي با حفظ قرآن در دوران اخير اثبات اين مدعاست.

پاسخ: با سلام

در خصوص پرسش شما بايد دو نكته را مد نظر قرار داد :

[*=right]قران كريم ، در صدر اسلام و در طي نزول شريفش ، مكتوب هم مي شد ، هم نبي اكرم – صلي الله عليه و آله وسلم – كاتب وحي داشتند و هم خود كاتبان وحي يا ساير صحابه ، مصاحف شخصي داشتند .

[*=right]اشكال استبعاد شما در حفظ قرآن با تكيه بر حافظه اعراب ، از اشتباه شما در مقايسه ي حفظ قرآن در آن زمان و حفظ قران در زمان ما نشات مي گيرد . تلقي شما در اين قياس كاملا اشتباه است . امروزه ما با يك قرآن و كتاب بين الدفتين كه از ابتدا تا انتهاي آيات قرآن كريم را در بر دارد مواجهيم اما در عصر نزول قرآن اينگونه نبوده است ؛ قرآن كريم بتدريج بر پيامبر اكرم – صلي الله عليه و آله و سلم – نازل مي شد و آن حضرت هم به همان ترتيب ، قرآن را بر مردم ابلاغ مي كردند ، اين نزول تدريجي با توجه به اينكه قرآن كريم برنامه زندگي فردي و اجتماعي و معاملات و ارتباطات مسلمانان بود و همچنين توصيه ها و تاكيدات پيامبر اكرم – صلي الله عليه و آله و سلم – و تشويق مسلمانان بر حفظ و از بر كردن قرآن كريم، موجب مي شد كه اياتي كه بتدريج نازل مي شد ، بتدريج هم در حافظه مسلمانان قرار گيرد . اما امروزه آن نزول تدريجي پايان يافته و ما با يك كتاب كامل مواجهيم و لذا به خاطر سپاري و حفظ يك كتاب كه مشتمل بر 6236 آيه است آن هم در مدت يك سال يا سه سال – بنابر روشهاي مختلف حفظ مرسوم در زمان حاضر – مشكل تر است تا حفظ و بخاطر سپاري تدريجي 6236 آيه طي 23 سال .





کلید واژه ها: حفظ قرآن،ازبر کردن قرآن در صدر اسلام،نزول تدریجی ،کاتب وحی