PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : دهم ربيع الاول سالروز ازدواج حضرت محمد (ص) و حضرت خديجه (س) مبارکباد



مجیب
۱۳۸۷/۱۲/۱۸, ۱۰:۲۹
حضرت خديجه(عليها السلام) مادر امّت

سخن ازخديجه(عليها السلام)، سخن از يك دنيا عظمت و پايداري واستقامت در هدف است. به حق قلم فرسايي درباره كسي كه خداوند براو سلام و درود مي فرستد، بسي مشكل است.اما به مصداق "ما لا يدرك كلّه لايدرك كلّه،" به بررسي گوشه هايي از شخصيت و زندگي اين بزرگ بانو مي پردازيم :


ولادت و خانواده :
خديجه(عليها السلام) 68 سال قبل از هجرت بدنيا آمد با توجه به اينكه سن حضرت خديجه هنگام ازدواج با پيامبر (ص) كمتر از سي سال بوده، پس تاريخ ولادت ايشان غير از اين است كه در متن داده شده است . خانواده اي كه خديجه (عليها السلام)را پرورش داد از نظر شرافت خانوادگي و نسبت هاي خويشاوندي ، در شمار بزرگترين قبيله هاي عرب جاي داشت.اين خاندان در همه حجاز نفوذ داشت. آثار بزرگ و نجابت و شرافت از كردار و گفتار خديجه (عليها السلام) پديدار بود.
خديجه (عليها السلام) از قبيله هاشم بود و پدرش خويلد بن اسد قريشي نام داشت . مادرش فاطمه دختر زائدبن اصم بود .

اخلاق خديجه(عليها السلام):
خديجه (عليها السلام)در بين اقوام خود يگانه و ممتاز و ميان اقران كم نظير بود . او به فضيلت اخلاقي و پذيرايي هاي شايان بسيار معروف بود و بدين جهت زنان مكه به وي حسد ميورزيدند. دختر خويلد در سجايا و كمالات اخلاقي زبانزد و نمونه بود و به حق ايشان كُفو خوبي براي پيامبر اسلام(صلي الله عليه وآله) بود. بي ترديد مي توان گفت كه اين سجايا و فضايل اخلاقي سبب شد تا خديجه(عليها السلام)براي همسري پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) شايسته شمرده شود. طبق روايات ، او براي پيامبر (صلي الله عليه وآله)ياوري صديق بود. سير اعلام النّبلاء،ج2،ص114

مجیب
۱۳۸۷/۱۲/۱۸, ۱۰:۳۰
آشنايي با حضرت محمد(صلي الله عليه وآله):
فضايل اخلاقي خديجه(عليها السلام)،بسياري ازبزرگان و صاحب منصبان عرب عتبه،شيبه،عقبة بن ابي معيط،ابوجهل و...رياحين الشريعه،ج2،ص239. را به فكر ازدواج باوي مي انداخت. ولي خاطرات همسر پيشين به وي اجازه نمي داد شوهر ديگري انتخاب كند. تااينكه با مقامات معنوي حضرت محمد (صلي الله عليه وآله)آشنا شد و آن دو غلامي را كه براي تجارت همراه پيامبر(صلي الله عليه وآله)فرستاده بود مطالب و معجزاتي كه از وي ديده بودند براي خديجه(عليها السلام) نقل كردند. خديجه(عليها السلام) فريفته اخلاق و كمال پيامبر شد.البته او از يكي از دانشمندان يهود و نيز ورقة بن نوفل، كه از علماي بزرگ عرب و خويشان نزديك خديجه(عليها السلام) به شمار مي رفت، درباره ظهور پيامبر(صلي الله عليه وآله) آخرالزمان و خاتم الانبيا مطالبي شنيده بود .بحارالانوار،16،ص61. همه اين عوامل باعث شد تا خديجه(عليها السلام)حضرت محمد(صلي الله عليه وآله)را به همسري خود انتخاب كند .

ازدواج خديجه:
زفاف حضرت خديجه (عليها السلام)با حضرت محمد (صلي الله عليه وآله) 2 ماه و 75 روز پس از بازگشت از سفر تجارت شام همان،ص20. تحقق يافت. در آن زمان، حضرت محمد(صلي الله عليه وآله) 25 سال داشت زندگاني فاطمه زهرا(س)،حسين عماد زاده،ص29. و خديجه(عليها السلام)چهل ساله بود.بحارالانوار،ج16،ص3. ابن عباس سن ايشان را 28 سال نقل بحارالانوار،ج16،ص3. مي كند. زندگاني فاطمه زهرا(س)،ص29. هر چند بعضي از مورخّان اهل سنّت سعي مي كنند اين سخن را رد كنند; چون راوي آن محمد بن صائب كلبي از شيعيان است و آنها او را ضعيف مي دانند. خديجه(عليها السلام) به سبب علاقه به حضرت محمد (صلي الله عليه وآله)مقام معنوي او با رسول خدا(صلي الله عليه وآله)ازدواج كرد وتمام دارايي و مقام و جايگاه فاميلي خود را فداي پيشرفت مقاصد همسرش ساخت. در عقد ازدواج حضرت محمد (صلي الله عليه وآله)و خديجه(عليها السلام)، عبدالله بن غنم بحارالانوار،ج16،ص12،اعلام النّبلاء،ج2،ص111. به آنها چنين تبريك گفت:
هنيئاً مريئاً يا خديجة قد جرت ***لك الطير فيما كان منك باَسعد
تزوجت خير البريّة كلهّا ***ومن ذاالذي في الناس مثل محمد؟
وبشّر به البُرّان عيسي بن مريم ***و موسي ابن عمران فياقُرْب موعد
أقرّت به الكتاب قدماً بِاَنّه ***رسول من بطحاء هادو مهتد يكي از رجال قريش و شاعر بود.(بحارالانوار،ج16،ص14. ***گوارا باد بر تو اي خديجه كه طالع تو سعادتمند بوده و با بهترين خلايق ازدواج كردي. چه كسي در ميان مردم همانند محمد است. محمد كسي است كه حضرت عيسي و موسي به آمدنش بشارت داده اند و كتب آسماني به پيامبري او اقرار داشتند. رسولي كه سر از بطحاء(مكه) در مي آورد و او هدايت كننده و هدايت شونده است.

احترام پيامبر خدا(صلي الله عليه وآله)به خديجه(عليها السلام):
احترام حضرت محمد(صلي الله عليه وآله) به خديجه(عليها السلام)، به خاطر عقيده و اعتقاد او به توحيد بود. سفينة البحار،ج2،ص 570،وقات الزهراء(س)،سيد عبد الرزاق مقرم،ص7.

مجیب
۱۳۸۷/۱۲/۱۸, ۱۰:۳۲
خصال خديجه(عليها السلام):
خديجه(عليها السلام) از بزرگترين بانوان اسلام به شمار مي رود. او اولين زني بود كه به اسلام گرويد; چنان كه علي بن ابي طالب(عليه السلام) اولين مردي بود كه به اسلام روي آورد. تنقيح المقال،ج3،ص77. اولين زني كه نماز خواند، خديجه بود.او انساني روشن بين و دورانديش بود.باگذشت علاقمند به معنويات، وزين و با وقار، معتقد به حق و حقيقت و متمايل به اخبار آسماني بود. بحارالانوار،ج16،ص21و79. همين شرافت براي او بس كه همسر رسول خدا(صلي الله عليه وآله)بودوگسترش اسلام به كمك مال و ثروت او تحقق يافت. سيرالاعلام النُّبلاء،ج2،ص111. خديجه از كتب آسماني آگاهي داشت و علاوه بر كثرت اموال و املاك، او را "ملكه بطحاء" مي گفتند.از نظر عقل و زيركي نيز برتري فوق العاده اي داشت و مهمتر اينكه حتي قبل از اسلام وي را "طاهره" رياحين الشريعه، ج2،ص207. و "مباركه" و "سيده زنان" رياحين الشريعه، ج2،ص207. مي خواندند. سيرالاعلام النبلاء،ج2،ص111. جالب اين است كه او از كساني بود كه انتظار ظهور پيامبر جديد را مي كشيد و هميشه از ورقة بن نوفل و ديگر علماء جوياي نشانه هاي نبوت مي شد. اشعار فصيح پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) از علم و ادب و كمال و محبت او به آن بزرگوار حكايت مي كند. بحارالانوار، ج16،ص52. نمونه اي از اشعار خديجه درباره پيامبراكرم(صلي الله عليه وآله)چنين است:
فلوانّني امسيت في كل نعمة***ودامت لي الدنيا و تملك الاكاسرة
فما سُوِّت عندي جناح بعوضة***اذا لم يكن عيني لعينك ناظرةبحارالانوار،ج16،ص52. اگر تمام نعمت هاي دنيا از آن من باشد و ملك و مملكت كسراها و پادشاهان را داشته باشم، در نظرم هيچ ارزش ندارد زماني كه چشمم به چشم تو نيافتد.
ديگر خصوصيت خديجه اين است كه او داراي شمّ اقتصادي و روح بازرگاني بود و آوازه شهرتش در اين زمينه به شام هم رسيده بود. زندگاني فاطمه زهرا(س)،ص31.البته سجاياي اخلاقي حضرت خديجه(عليها السلام)چنان زياد است كه قلم از بيان آن ناتوان است. پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله)مي فرمايد: "افضل نساءاهل الجنة خديجه بنت خويلد و فاطمه بنت محمد و مريم بنت عمران وآسيه بنت مزاحم." رياحين الشريعة،ج2،ص204. چه مي توان گفت در شأن كسي كه مايه آرامش و تسلاي خاطر رسول خدا بود؟!در تاريخ مي خوانيم:
"حضرت محمد (صلي الله عليه وآله) هر وقت از تكذيب قريش و اذيت هاي ايشان محزون و آزرده مي شدند، هيچ چيز آن حضرت را مسرور نمي كرد مگر ياد خديجه; و هرگاه خديجه رامي ديد مسرور مي شد" همان، ص25.
ذهبي مي گويد: مناقب و فضايل خديجه بسيار است; او از جمله زنان كامل، عاقل، والا، پاي بند به ديانت و عفيف و كريم و از اهل بهشت بود. پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) كراراً او را مدح و ثنا مي گفت و بر ساير امّهات مؤمنين ترجيح مي داد و او را بسيار تجليل مي كرد. به حدي كه عايشه مي گفت: بر هيچ يك از زنان پيامبر به اندازه خديجه رشك نورزيدم و اين بدان سبب بود كه پيامبر(صلي الله عليه وآله)بسيار او را ياد كرد. سير الاعلام النبلاء،ج2،ص111.

مجیب
۱۳۸۷/۱۲/۱۸, ۱۰:۳۴
سر منشأ کوثر





اى همسر باوفاى احمد


اى همنفس دعاى احمد


اى جان به ره حبيب داده


اى عاشق و مبتلاى احمد


اى زينت خانه پيمبر


ممنون ز تو شد خداى احمد


از جان و مقام و مال رَستى


مردانه شدى فداى احمد


اسلام ز تو گرفته رونق


از توست رَسا، صداى احمد


سيلى نه! ولى تو سنگ خوردى


اى سينه سپر براى احمد


سر منشأ کوثرى خديجه


ليلاى پيمبرى خديجه


اى فاطمه را تو پروريده


اى رنج و بلا بجان خريده


سادات ز تو مقام دارند


صدّيقه، زکيّه و رشيده


مکّه ز تو افتخار دارد


بر خويش قدوم تو بديده


کعبه به طواف توست مُحتاج


با خون دلت شدى شهيده


مرغ دل شيعه پر شکسته


بر خاک غريب تو پريده


حتى کفنى دگر ندارى


جانم بفداى تو حميده


با اشک نبى، رُخ تو را شُست


اول کفن بهشتى از توست


اى بانوى ذوالکرم خديجه


اى مادر اهل غم خديجه


دلداده تو حبيب حق بود


صاحب نفس حرم خديجه


بر سفره تو نشسته حيدر


پيش همه محترم خديجه


زود است براى دختر تو


غربت بخورد رقم خديجه


اى کاش ميان کوچه بودى


با فاطمه همقدم خديجه


از ضربت قنفذ ستمگر


دستش بشود قلم خديجه


آيد ز تو و به نام زهرا




مهدى پىِ انتقام زهرا

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۷/۱۲/۱۸, ۱۵:۰۸
http://sl.glitter-graphics.net/pub/819/819987g0fbg9s6l2.gifhttp://sl.glitter-graphics.net/pub/819/819987g0fbg9s6l2.gifhttp://sl.glitter-graphics.net/pub/819/819987g0fbg9s6l2.gif
http://i7.tinypic.com/3ymtzx4.gif
سالروز ازدواج حضرت محمد و حضرت خديجه مبارک



http://i7.tinypic.com/3ymtzx4.gif
http://sl.glitter-graphics.net/pub/819/819987g0fbg9s6l2.gifhttp://sl.glitter-graphics.net/pub/819/819987g0fbg9s6l2.gifhttp://sl.glitter-graphics.net/pub/819/819987g0fbg9s6l2.gif

*عرفانی*
۱۳۹۲/۱۰/۲۱, ۱۵:۱۹
http://pichak.net/blogcod/zibasazi/06/image/pichak.net-02.gif




زندگی مشترک پیامبر(ص) و خدیجه(س) درس آموز تمام مردان و زنانی است که جویای سعادت در زندگی خود هستند. عدم دلبستگی خدیجه(س) به سیم و زر دنیا و توجه به امور معنوی، عشق و علاقه به پیامبر(ص)، عطوفت و مهربانی متقابل رسول خدا(ص) و خدیجه(س)، ایثار و وفاداری نسبت به یکدیگر، همه و همه درسهای آموزنده ای است برای جویندگان سعادت.


خدیجه را نباید تنها یک بانوی سرمایه دار دانست. این بانوی بزرگ، حتی در دوران جاهلیت، که پاکدامنی جایگاهی نداشت، به دلیل عفت و دامن پاکش، طاهره نامیده می شد. خدیجه آنچنان بر بلندای معنویت صعود کرده است که پیامبر خدا(ص) به کمال وی شهادت داده است. این بانوی با معرفت، آنچنان حقیقت شناس و تیزبین است که در میان همه مردان و زنان عصر بعثت، اولین فردی است که نبوت رسول خدا(ص) را تصدیق می کند و مدال پرافتخار ایمان را به دست می آورد. مقام این بانوی بزرگ به اندازه ای رفیع است که پیامبر خدا(ص) خطاب به وی فرمودند: خدیجه! خداوند عزوجل روزی چندین بار به عظمت تو در نزد ملائکه مقربش مباهات می کند.
خدیجه(س) مانند سایر مردم، محمد(ص) عزیز قریش را به عنوان فردی امین و درستکار می شناخت. بر همین اساس از حضرتش دعوت کرد تا مسؤولیت یکی از کاروانهای تجارتی وی را بپذیرد.


به هر حال، محمد(ص) مسؤولیت کاروان را پذیرفت. خدیجه هم غلام مورد اعتماد خود مَیسره را همراه حضرتش نمود، تا هم کمک کارش باشد و هم هنگام بازگشت گزارش سفر را از وی دریافت کند. در بازگشت کاروان تجاری، آن چیزی که بیشتر از خیر و برکت و سود تجارت این سفر، به سرپرستی محمد(ص)، نظر خدیجه را به خود جلب نمود، گزارش دل انگیز میسره از سخنان راهبی بود که به نبوت پیامبر اذعان کرده بود.


این گزارش، قلب خدیجه(س) را از عشق به رسول خدا(ص) آکنده نمود. گزارش میسره، و نوید ورقهٔ بن نوفل، چنان طوفانی از محبت محمد(ص) در دل خدیجه ایجاد کرد که بی صبرانه حضرتش را طلبید و خطاب به وی چنین گفت: ای پسرعمو، به دلیل خویشی، شرافت خانوادگی، امانتداری، حسن خلق و راستگویی که در شما سراغ دارم، به شما اشتیاق پیدا کردم.



آنگاه برای ازدواج با پیامبر(ص) اعلام آمادگی کرد. خدیجه گرچه از نظر مال و ثروت ممتاز بود، اما دل به امور معنوی داشت. او طالب شخص با کمال بود، نه فرد پولدار.
بر اساس همین دیدگاه بلند بود که خواستگاران پولدار خود را نپذیرفت و حتی مهریه را از مال خویش قرار داد. این کار خدیجه(س) عشق غیرقابل توصیف وی را نسبت به رسول خدا(ص) می رساند، آن هم عشقی مقدس و معنوی که ورای همه امور مادی است، عشق به کمال است؛ عشق به صداقت است، عشق به امانت است، عشق به همه خوبیهاست و در یک کلام عشق به خداست.


این بانو می داند که همه سعادت و خوشبختی در ارتباط با فرستاده خدا است و لذا در بیانی چنین می گوید: خوشبختی نصیب زنی است که همسر محمد(ص) گردد، زیرا محمد برای وی مایه افتخار است.


عشق و علاقه خدیجه(س) به رسول خدا(ص) یکطرفه نبود، بلکه محبت دو جانبه بود. این واقعیت را ابوطالب(ع) در خطبه عقد چنین بیان کرد: خدیجه و محمد هر دو علاقه مند به یکدیگر هستند.



همان گونه که خدیجه نسبت به رسول خدا(ص) شناخت پیدا نموده و به حضرتش علاقه مند شده بود، رسول خدا(ص) نیز کمالات خدیجه(س) را دریافته و او را شایسته برای همسری خود می دانست وهیچ زنی را همتای خدیجه قرار نمی داد، او را ستایش می کرد و بر سایر همسران خود برتری می داد و در بزرگداشت و تکریم او تلاش زیاد می نمود. سروده مادر امامت در وصف رسول خدا(ص) در نخستین جلسه دیدار شنیدنی است چرا که پیام عشقی پاک و خدایی را به ارمغان می آورد:


به خدا سوگند هر وزش نسیم، مرا به یاد شبهای وصال می اندازد و چون از سوی (خانه) شما فروغی درخشیدن می گیرد، می پندارم که آن نور شبح و سایه شماست.

درد و جور شبانه ای از (فراق) شما کشیده ام، و چه کسی (دلداده ای) است که از جور و رنج شبانه در امان باشد.

ترحم و دلسوزی کنید و عطوفت به کار گیرید، که در هر حال مرا گریزی از (دلبستگی) به شما نیست.




http://askquran.ir/gallery/images/31977/1_pichak02.png

علی اکبر صمدی

*عرفانی*
۱۳۹۲/۱۰/۲۱, ۱۵:۲۰
نگاهی به پیوند محمد امین و خدیجه کبری

http://forum.hammihan.com/avatars/member25772.gif?type=sigpic&dateline=1292770668







ازدواج پیامبر با «خدیجه» شباهتی به ازدواج های شناخته شده نداشت، بلکه در نوع خود بی نظیر و دارای ویژگی هایی بود، چراکه این پیوند مبارک و مقدس نه ثمره زودگذر و دوستی بی پایه و اساس بود و نه برخاسته از انگیزه های مادی یا دیگر امور و اغراض و اهداف رایج که در ازدواج چهره های مشهور و سرشناس دنیا وجود دارد. و نیز هدف های سیاسی نیز در امضاء و تشکیل این زندگی مشترک و ساختار آن، نقشی نداشت.



همه چیز از آن سفر اقتصادی شروع شد که حضرت محمد(ص) همسفر کاروان تجاری خدیجه(س) شد هرچند فاصله زیادی میان سطح زندگی پیامبر و ثروتمندترین بانوی عرب بود، اما آن بانوی خردمند شنیده بود و خوب می دانست که آینده درخشان و بسیار امیدبخشی در انتظار پیامبر است. بر این اساس بود که بانوی پرشرافت حجاز، برنامه پیوند با پیامبر را تهیه کرد و خود با قداست و هوشمندی ویژه اش سخن را در مورد آن مطلب با پیامبر آغاز کرد و از آن حضرت تقاضا نمود که گام به پیش نهد و از راه پدرش «خویلد» یا عمویش از او خواستگاری نماید، اما پیامبر با وجود پیشگامی بهترین و ثروتمندترین بانوی جهان عرب برای پیوند با او، بهتر می دید که با بانویی که از نظر اقتصادی و مادی با او هماهنگ باشد زندگی مشترک را آغاز کند و به همین دلیل هم از «خدیجه» پوزش خواست و به او پاسخ مثبت نداد.


اما از آنجایی که «خدیجه» بانویی خردمند، دوراندیش، آگاه و بافضیلت بود در برابر دلیل پاسخ منفی پیامبر به ازدواج با او گفت: «آیا کسی که تصمیم گرفته است خویشتن را به پیامبر ببخشد و جان ناقابل را فدای او کند، برای او مشکل است که ثروت و دارایی خویش را نیز بر او ببخشد و هر آنچه دارد همه را نثار قدم دوست کند؟»

و با این دیدگاه بود که از پیامبر تقاضا نمود تا عموهای خویش را به خانه پدرش "خویلد" گسیل دارد و بطور رسمی از او خواستگاری کند.


عموهای پیامبر پس از شنیدن این خبر شادی بخش که در نوع خود بی نظیر بود، شگفت زده شدند و عمه های آن حضرت نیز با شنیدن خبر این پیشنهاد از سوی بانوی حجاز، در بهت و حیرت فرورفتند، چرا که براستی هم، رخداد شگرفی بود!! آنها به اقامتگاه بانوی حجاز شتافتند و او را از پدرش «خویلد» یا عمویش، برای پیامبر خواستگاری کردند. وقتی موضوع مهریه پیش آمد که باید مهریه ای درخور مقام و موقعیت بانوی بزرگ حجاز از سوی پیامبر تقدیم گردد. در این لحظات بود که دگرباره بانوی حجاز به کار جالب و شگرفی دست زد و با هدیه نمودن چهار هزار دینار به پیامبر، از آن گرانمایه جهان هستی تقاضا کرد که آن را به عنوان مهریه به پدرش «خویلد» بپردازد، گرچه در یک روایت آمده است که جناب «ابوطالب» مهریه را با سرفرازی و شادمانی از اموال خویش تقدیم داشت و پیمان زندگی مشترک به امضاء رسید.


این پیوند مبارک به بهترین صورت تحقق پذیرفت و پیامبر به تقاضای «خدیجه» به اقامتگاه او گام نهاد. از آن لحظات بیادماندنی بود که دیگر «خدیجه» همواره احساس می نمود که نیکبختی در کامل ترین شکل ممکن به او روی آورده و خورشید خوشبختی اش طلوع نموده است، چرا که او به بزرگترین آرزوی خویش یعنی ازدواج با پیامبر رسیده بود.

بانوی بزرگ حجاز در این زندگی مشترک پسرانی بدنیا آورد که همگی آنان در کودکی از دنیا رفتند و دخترانی به نام های «زینب» و «ام کلثوم» و «رقیه» و «فاطمه» به او و پیامبر ارزانی شد که کوچکترین، اما برترین و پرشکوه ترین آنان فاطمه (س) بود.

*عرفانی*
۱۳۹۲/۱۰/۲۱, ۱۵:۲۱
خصوصیات پیامبر اکرم (ص)

http://forum.hammihan.com/avatars/member25772.gif?type=sigpic&dateline=1292770668








جوانمرد مکّه دارای ویژگی های خاصّی بود که توجّه خدیجه را به خود جلب نمود،

دارای تقوی، معنویت، پاکدامنی، عفت، امانت داری، حسن خلق، راستگویی و صداقت بود


که باعث علاقمندی خدیجه شد.

وجود این همه فضایل و مکارم اخلاقی و رفتاری در پیامبر(ص) بود که ثروتمندترین زن قریش آمادگی خود را برای ازدواج با ایشان اعلام کرد.


علّت پیش قدم شدن حضرت خدیجه در ازدواج با پیامبر، وجود آن همه فضیلت اخلاقی، کرامت، شرافت، اصالت خانوادگی و...... در وجود مقدس پیامبر بود.

*عرفانی*
۱۳۹۲/۱۰/۲۱, ۱۵:۲۲
فضایل خدیجه در قرآن و روایات

http://forum.hammihan.com/avatars/member25772.gif?type=sigpic&dateline=1292770668








ایمان و فداکاری خدیجه

خدیجه زنی با فضلیت و دارای کمالات علمی و معنوی بود و در اثر معاشرت با پسر عمویش که عالمی دانا و دانشمند بود و به رسالت پیامبر خدا در آینده ایمان داشت، می دانست که رسول خدا به پیامبری خواهد رسید.


خدیجه از علمای دیگر یهود و نصاری نیز سخنانی در تأیید نبوت پیامبر شنیده بود و از همه مهم تر در سفر بازرگانی آن حضرت به سرزمین شام از طریق غلامش «میسره» که همراه کاروان بود، اطلاعات زیادی از کرامات و معجزات آن بزرگوار شنیده و بر عشق و ایمانش افزوده بود. لذا با ورقه بن نوفل راز دل گشود و خواهان وصلت با پیامبر شد.
همه این ها حاکی از ایمان خدیجه به رسالت پیامبر بود که سال ها قبل از بعثت آن حضرت اتفاق افتاده، لذا پس از مبعوث شدن به رسالت الهی نخستین شخصی که به وی ایمان آورد خدیجه بود.


خدیجه از نظر ایمان و عقیده به جایی رسیده بود که پیامبر و ملائکه او را دوست داشتند و بر ایمان او مباهات می کردند و او را افضل زنان پیامبر و جزء برترین زنان عالم و جهان معرفی می نمودند!


خدیجه زنی است که پیامبر خدا در حق او می گوید: ای خدیجه! خداوند متعال هر روز به وجود تو چندین بار به ملائکه اش مباهات می کند.

آری! خدیجه زنی بود که در اثر ایمان و فداکاری به جایی رسید که خداوند به او سلام رساند. او نه تنها این همه ناملایمات را تحمل کرد، بلکه تمام تلخی های سیاسی و اجتماعی آن روز را که قلب نازنین پیامبر خدا (ص) را مجروح می ساخت ترمیم نمود، و وی را در ادامه سیر الهی اش یاری داد، و مایه آرامش شوهر گشت!



مقام اولین بانوی مسلمان در قرآن

حضرت خدیجه نخستین ام المؤمنین است که در قرآن مجید مورد توجه بوده و به طور شخصی نیز در سوره «ضحی» آیه هشتم به نام و اوصاف او اشاره گردیده است. حضرت خدیجه پس از ازدواج با پیامبر همه اموالش را قبل از اسلام و بعد از آن در اختیار پیامبر گذاشت تا آن حضرت هرگونه که خواست آن اموال را در راه خدا به مصرف برساند.

*عرفانی*
۱۳۹۲/۱۰/۲۱, ۱۵:۲۳
ویژگی ها و پیام های ازدواج پیامبر و خدیجه


http://forum.hammihan.com/avatars/member25772.gif?type=sigpic&dateline=1292770668







۱اولین پیام این ازدواج این است کسانی که به خاطر ثروت و مال و منال دنیوی با فردی ازدواج می کنند، با معیارهای اسلامی فاصله دارند، پس در ازدواج ها باید هماهنگی از نظر اقتصادی رعایت شود، همچنانکه پیامبر به این مساله توجه داشتند.


۲ شناخت و آگاهی: پیامبر اسلام(ص) و خدیجه (س) با آگاهی و شناخت کامل از اخلاق، رفتار و خانواده همدیگر، ازدواج کردند، آنان، رشد یافته، بزرگ منش، خردمند، بصیر و مستقل در اندیشه و عمل بودند و با متانت، وقار و درایت تصمیم سنجیده ای گرفتند. چیزی که امروزه کمتر در ازدواج ها به آن توجه می شود، رشد جسمانی، عقلانی و عاطفی جوانان را در نظر نمی گیرند و بدون داشتن این معیارها اقدام به تشکیل خانواده می کنند که آسیب های زیادی را متوجه زندگی مشترک می کند.


۳ مشورت: پیامبر در این باره با عموی خود، ابوطالب مشورت کردند و او را واسطه قرار دادند، خدیجه نیز با عموی خود، ورقه بن نوفل، صحبت کردند آنان در مراسمی و با حضور بزرگان دو خانواده عقد ازدواج خود را برگزار کردند.

جوانان امروز تا چه اندازه در انتخاب و گزینش همسران، با والدین و افراد آگاه و دلسوز مشورت می کنند؟ از تجارب دیگران چه میزان بهره می برند؟ آیا با یک نگاه و علاقه سطحی و یا داشتن شناخت چند روزه، برای انتخاب کافی است.


۴ تجملات و ریخت و پاش های افراطی: یکی از بزرگترین موانع و مشکلات جوانان برای ازدواج، تجملات و چشم و هم چشمی ها، توقعات و انتظارات بی حد و اندازه اطرافیان است، در حالی که سادگی و بی آلایشی در ازدواج اسلامی توصیه شده است.


۵ مهریه های سنگین: حضرت خدیجه(س) مهریه ازدواجش را از مال خودش قرار داد و ضامن مهر خود شد. عدّه ای به این امر اعتراض کردند، ابوطالب(ع) جواب داد: «اگر شوهران دیگر مانند فرزند برادر من باشند، زنان به گران ترین قیمت ها و بیشترین مهریه آنان را طلب خواهند کرد و اگر مانند شما باشند مهر گران از ایشان طلب خواهند نمود»

حال مقایسه کنید مهریه این ازدواج را با مهریه های سنگین و غیر معقول امروز که اغلب مردان توان پرداخت آن را ندارند و قرار دادن چنین مهریه هایی که خارج از توان اقتصادی مردان است عقد را دچار مشکل می کند.


۶ زندگی بعد از ازدواج: بعد از ازدواج نیز، زندگی مشترک پیامبر و خدیجه (س)، الگوی کاملی از زندگی زناشویی برای مردان و زنان مسلمان است، با یک زندگی درخشان و اخلاق و رفتار خیره کننده، همه را بهت زده کردند. خدیجه در برابر فرستاده خداوند همواره فروتن و خاضع بود خود را کنیز خدمتگزار و یا همراه و همدم پیامبر می دانست از هیچ کوششی در خدمت رسانی به رسول خدا دریغ نمی کرد. تمام اموال و دارایی خود را با افتخار، در راه گسترش ندای توحید، در اختیار همسرش قرار داد، او به حق می دانست که خوب شوهر داری کردن، جهاد در راه خداوند است و سراسر زندگی مشترکش را اینگونه سپری کرد.

دختران و زنان و نیز مردان جامعه اسلامی باید در راه کسب نجابت، پاکی و درایت، شهامت و شجاعت و وقار و متانت، خردمندی و نواندیشی، صداقت و راستگویی، سخاوت و کرامت، امانت داری و خدمتگزاری، زندگی این زوج نمونه تاریخ را الگوی عملی خود قرار دهند.


با توجه به این سخنان، می توان گفت:




برای رسیدن به معیارهای صحیح ازدواج اسلامی باید جوانان در راه کسب تجربه و شناخت و آگاهی بیشتر، با افراد آگاه مشورت کنند و کتب مفیدی که در این زمینه نوشته شده است را بخوانند، بین ملاک های واقعی و غیر واقعی تمایز قائل شوند و خود را اسیر معیارهای خیالی و خود ساخته و خرافی نکنند. تجملّات و توقعات بیش از اندازه را کنار بگذارند و واقعیات را آنگونه که هست بپذیرند. مهریه های سنگین را قبول نکنند. به اخلاق و رفتارهای مطلوب و ارزشی بهای بیشتری بدهند و زندگی مشترک خود را بر پایه های صداقت، صمیمیت، احترام و محبت بنا گذاری کنند.



آری اغلب طلاق ها، برخی از جرم ها و رواج فحشا، اسراف، تأخیر ازدواج، نابسامانی روابط همسران همه و همه ناشی از فاصله گرفتن از الگوهای دینی است.






منابع:
ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــ
۱. سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، دار التبلیغ اسلامی
۲. قمی، عباس، منتهی الآمال، مطبوعاتی حسینی
۳.کرمی فریدونی، علی، جلوه هایی از فروغ آسمان حجاز
۴. ابراهیم امینی، انتخاب همسر، سازمان تبلیغات اسلامی
۵. عقیقی بخشایشی، محمد پیامبری که از نو باید شناخت
۶. کتاب فاطمه زهرا از ولادت تا شهادت

*عرفانی*
۱۳۹۲/۱۰/۲۱, ۱۵:۳۵
دلایل ازدواج خدیجه با پیامبر(ص) از زبان آیت‌الله سبحانی

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1391/09/27/13910927000481_PhotoA.jpg


خبرگزاری فارس: خدیجه شبی در خواب دید: خورشید بالای مکه چرخ خورد و کم کم پایین رفته و در خانه او فرود آمد. خدیجه خواب خود را برای عموی خود و دانای اعراب چنین تعبیر کرد: با مرد بزرگی ازدواج خواهی کرد که شهرت او عالم‌گیر خواهد شد.







به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، دهم ربیع‌الاول (27 سال قبل از هجرت) شهر مکه غرق در جشن و سرور بود، چرا که مراسم عروسی جوانی از بنی‌هاشم است که شهرت و امانتداری او سراسر جزیرةالعرب را فرا گرفته بود، مهدی پیشوایی در کتاب تاریخ اسلام درباره نحوه آشنایی پیامبر اکرم(ص) با حضرت خدیجه(س) و مراسم ازدواج آن‌ها این چنین می‌نویسد:





* چگونه خدیجه(س) شیفته محمد(ص) شد



خدیجه دختر خویلد زنی تجارت پیشه، با شرافت و ثروتمند بود، افرادی را برای بازرگانی می گماشت و سرمایه‌ای را برای تجارت در اختیارشان قرار می داد و مزدی به آنان می پرداخت، وقتی محمد(ص) به بیست و پنج سالگی رسید،‌ ابوطالب به او گفت: من تهیدست شده‌ام و روزگار سخت شده است، اکنون کاروانی از قریش رهسپار شام می‌شود، کاش تو هم نزد خدیجه که مردانی را برای تجارت می فرستد، می‌رفتی و کار تجارت او را به عهده می‌گرفتی.


از سوی دیگر، خدیجه از راستگویی، امانت و اخلاق پسندیده محمد(ص) آگاهی یافت و در پی او فرستاد که: اگر کار تجارت مرا عهده‌دار شوی، بیش از دیگران به تو می‌پردازم و غلام خویش میسره را نیز برای دستیاریت می‌فرستم. حضرت محمد(ص) این پیشنهاد را پذیرفت و همراه میسره رهسپار شام شد، در این سفر بیش از سفرهای گذشته سود عایدشان شد.


میسره در این سفر از حضرت محمد(ص) کراماتی مشاهده کرد که او را به حیرت انداخت، در این سفر راهب از پیامبری او در آینده بشارت داد، همچنین میسره محمد را دید که بر سر تجارت،‌ با شخصی اختلاف پیدا کرد، آن مرد گفت: به لات و عزی سوگند یاد کن تا سخنت را بپذیرم، او پاسخ داد: در عمرم هرگز به لات و عزی سوگند یاد نکرده‌ام، میسره در بازگشت از سفر،‌ کرامات محمد(ص) آنچه را مشاهده کرده بود، برای خدیجه بازگو کرد.


خدیجه بانویی خردمند، دوراندیش و شرافتمند بود و از نظر نسب از زنان قریش برتر بود، او در اثر امتیازات اخلاقی و اجتماعی متعددی که داشت، در زمان جاهلیت،‌ طاهره و سیده قریش نامیده می شد، بنابر مشهور، او قبلاً دو بار ازدواج کرده و همسرانش درگذشته بودند، بزرگان قریش همه علاقه‌مند به ازدواج با او بودند، مردان نامداری همچون عقبة بن ابی‌معیط، ابوجهل و ابوسفیان از او خواستگاری کرده بودند و او موافقت نکرده بود.



از سوی دیگر، خدیجه با محمد(ص) خویشاوند بود و نسب هر دو در قصی به هم می‌رسید، او اطلاعاتی از آینده درخشان محمد(ص) داشت و علاقه‌مند به ازدواج با او بود.خدیجه به محمد(ص) پیشنهاد ازدواج کرد و محمد(ص) با موافقت عموهایش، این پیشنهاد را پذیرفت و در یک جمع خانوادگی ازدواج صورت گرفت، بنا بر قول مشهور در این هنگام خدیجه 40 سال و حضرت محمد(ص) 25 سال داشت.

*عرفانی*
۱۳۹۲/۱۰/۲۱, ۱۵:۳۶
*دلایل ظاهری و باطنی ازدواج پیامبر با خدیجه به روایت آیت‌الله سبحانی




آیت‌الله جعفر سبحانی در کتاب «فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام» درباره علل ظاهری و باطنی این ازدواج این چنین بیان می‌کند:مردان مادی که همه چیز را از دریچه مادیگری مطالعه می‌کنند، پیش خود چنین تصور می‌کنند که چون خدیجه ثروتمند و تجارت پیشه بود، برای امور تجارتی خود، به یک مرد امین بیش از هر چیزی نیازمند بود، از این لحاظ، با محمد(ص) ازدواج کرد و محمد نیز از وضع زندگی آبرومندانه او آگاه بود، با اینکه توافق سنی نداشتند؛ تقاضای او را پذیرفت .


ولی آنچه را تاریخ نشان می‌دهد، این است که محرک خدیجه برای ازدواج با امین قریش، یک سلسله جهات معنوی بود، نه جنبه‌های مادی، اینک شواهد ما:


1- هنگامی که از میسره، سرگذشت سفر جوان قریش را می‌پرسد؛ او کراماتی را که در طول این سفر از او دیده بود و آنچه را از راهب شام شنیده بود، برای او نقل می‌کند، خدیجه شوق مفرطی که سرچشمه آن علاقه به معنویت محمد(ص) بود در خود احساس می‌کند و بی‌اختیار به او می‌گوید: میسره! کافی است، علاقه مرا به محمد؛ دو چندان کردی، برو من تو و همسرت را آزاد کردم و دویست درهم و دو اسب و لباس گرانبهایی در اختیار تو می‌گذارم.سپس آنچه را از میسره شنیده بود، برای «ورقة بن نوفل» که دانای عرب بود، نقل می‌کند، او می‌گوید: صاحب این کرامات پیامبر عربی است.


2- روزی خدیجه در خانه خود نشسته بود و دور او را کنیزان و غلامان گرفته بودند، یکی از دانشمندان یهود نیز در آن محفل بود، اتفاقاً جوان قریش از کنار منزل آن‌ها گذشت و چشم دانشمند یهود به پیامبر افتاد، فوراً از خدیجه درخواست کرد که از محمد تقاضا کند، از مقصد خود منصرف شود و چند دقیقه در این مجلس شرکت کند.رسول گرامی(ص) تقاضای دانای یهود را که مبنی بر نشان دادن علایم نبوت در بدن او بود پذیرفت، در این هنگام خدیجه رو به دانشمند یهودی کرد و گفت: هرگاه عموهای او از تفتیش و کنجکاوی تو آگاه گردند، عکس‌‌العمل بدی نشان می‌دهند، زیرا آنان از گروه یهود به برادرزاده خود هراسانند، در این موقع، دانای یهود گفت: مگر می‌شود به محمد کسی صدمه‌ای برساند!


در صورتی که دست تقدیر، او را برای ختم نبوت و ارشاد مردم پرورش داده است، خدیجه گفت: از کجا می‌گویی که او حایز چنین مقام می‌شود؟ وی گفت: من علایم پیامبر آخرالزمان را در تورات خوانده‌ام و از نشانه‌های او این است که پدر و مادر او می‌میرند و جد و عموی وی از او حمایت می‌کنند و از قریش زنی را انتخاب می‌کند که سیده قریش است، سپس اشاره به خدیجه کرد و گفت: خوشا به حال کسی که افتخار همسری او را به دست آورد.





*خواب حضرت خدیجه(س) و تعبیر جالب آن



3- ورقه، عموی خدیجه، از دانایان عرب بود و اطلاعات فراوانی درباره کتب عهدین داشت و مکرر می‌گفت که مردی از میان قریش، از طرف خدا برای هدایت مردم بر انگیخته می‌شود و یکی از ثروتمندترین زنان قریش را می‌گیرد و چون خدیجه، ثروتمندترین زنان قریش بود؛ از این لحاظ گاه و بیگاه به خدیجه می‌گفت: روزی فرا رسد که تو با شریفترین مرد روی زمین وصلت می‌کنی!



4- خدیجه شبی در خواب دید: خورشید بالای مکه چرخ خورد و کم کم پایین آمد و در خانه او فرود آمد، خواب خود را برای ورقه نقل کرد، وی چنین تعبیر کرد: با مرد بزرگی ازدواج خواهی کرد که شهرت او عالم‌گیر خواهد شد.



اینها جریان‌هایی است که بعضی از مورخان نقل کرده‌اند و در بسیاری از کتب تاریخی نیز ثبت شده است.

*عرفانی*
۱۳۹۲/۱۰/۲۱, ۱۶:۲۳
​http://www.rasekhoon.net/_files/images/postalcard/f3af6d8e-5fe8-4ce6-b040-4dc81544fff9.jpg

mahdy1
۱۳۹۲/۱۰/۲۲, ۱۷:۵۰
کیستم من بانوی اسلام، ام‌المؤمنینم
مادر کوثر، امید رحمۀ للعالمینم

آسمان معرفت، بر روی دامان زمینم
بانوی باغ جنان، محبوبۀ جان‌آفرینم

مثل زهرا دخترم آئینۀ حق الیقینم
بـارها از حق سلام آورده جبریـل امینم

من خدیجه همسر و همگام ختم المرسلینم
پیشتر از روز بعثت مصطفا را همسرم من

از نزول وحی، تنها حامی پیغمبرم من
همسرش نه، ‌همدمش نه، ‌بهترین همسنگرم من

مؤمنین را، بلکه ایمان را گرامی ‌مادرم من
بحر ایثار و وفا و معرفت را گوهرم من

در جلالت هـاجر و حـوا و مریم را قرینم
من خدیجه همسر و همگام ختم‌المرسلینم

پیشتر از بودنم دل برد از دستم محمد
در حقیقت روشنی بخش وجودم بود احمد

گشته بودم همچنان مشتاق آن روح مجرد
بی خبر بودم که از لطف خدای حی سرمد

روزی آن یار تمام خلق با من یار گردد
می‌کندحق با نخستین شخص خلقت همنشینم

من خـدیجه همسر و همگـام ختم‌المرسلینم
دختری دارم که خورشید ومه‌وگردون هلالش

شوهری‌دارم که قرآن‌گشته نازل درکمالش
دختری دارم که می‌آید سلام از ذوالجلالش

حیدری گردیده دامادم که نبوَد کس مثالش
حجره‌ای دارم که جبریل امین روبد به بالش

نی عجب گرچرخ گردون سجده آرد بر زمینم
من خـدیجه همسر و همگـام ختم‌المرسلینم

گرچه هستم زن ولی مردانه حق را یاورم من
مصطفی را در شهامت بعد حیدر، حیدرم من

در دل یک شهر دشمن حامی پیغمبرم من
زن، ولی مردانه با ختم رسل همسنگرم من

اولین بانوی خلقت را یگانه مادرم من
بلکـه مـام یـازده عیسـای عیسـا آفرینم

من خدیجه همسر و همگام ختم المرسلینم
گرچه در ثروت کلید گنج‌ها بودی به دستم

گشت تقدیم محمد روز اول بود و هستم
جز محمد از خلایق رشتۀ الفت گسستم

جان به کف بگرفتم و دل بر رسول الله بستم
هم به عالم هم به جانم پشت دشمن را شکستم

آری آری دسـت پیغمبـر بـوَد در آستینم
من خدیجه همسر و همگام ختم المرسلینم

من تمام هست خود دادم به راه حی ذوالمن
تاخدا هم ازکرامت هست‌خود بخشیدبرمن

ریخت دامن دامنم گل، دست لطف‌حق به دامن
بُضعـۀ ختم رُسل، زهرا مرا شد پارۀ تـن

با جمال روی آن گل جان من گردیـد گلشن
بود حتی در رحم همصحبت و یار و معینم

من خدیجه همسر و همگام ختم المرسلینم
می‌دهد تاریخ درهرعصر در عالم شهادت

من خدا را کرده‌ام پیش از شب بعثت، عبادت
داشتم بر خواجۀ «لولاک» از اول، ارادت

با وصال عقل اول یافتم از نو ولادت
در همه زن‌های عالم شد نصیبم این سعادت

تـا سـر دستم گـل رخسار زهرا را ببینم
من خدیجه همسر و همگام ختم المرسلینم

من خروشان بحرعصمت مادر فُلک نجاتم
در کنار خضر رحمت روح را عین‌الحیاتم

فاطمی خو مرتضا توحیدم و احمد صفاتم
دین حق شد متکی بر همت و صبرو ثباتم

سال عام‌الحزن شد بر مصطفی سال وفاتم
ریخت بـر خـاک لحد اشک امیرالمؤمنینم

من خدیجه همسر و همگام ختم المرسلینم
الغرض تا زنده بودم، مصطفی را یار بودم

بهر حفظ جان او شب تا سحر بیدار بودم
جانِ جانِ آفرینش را زجان غمخوار بودم

لحظه لحظه بین مردم مورد آزار بودم
با جنایت پیشگان پیوسته در پیکار بودم

نظم «میثم» شاهـدی باشد ز عزم آهنینم
من خدیجه همسر و همگام ختم المرسلینم

استاد میثم(سازگار)

عمار رهبری
۱۳۹۳/۱۰/۱۱, ۱۷:۳۳
سالروز پیوند آسمانی پیامبر اعظم(ص) و خدیجه مبارک باد.

اولین جرقه دلربایی
روزی حضرت خدیجه علیهاالسلام در خانه خود مجلسی تشکیل داده بود و از دانشمندی از علما یهود دعوت کرده بود تا برای ایشان صحبت کند. در همین هنگام پیامبر اسلام از مقابل خانه خدیجه گذشت،
دانشمند یهودی از خدیجه خواست که او را به مجلس دعوت کند و در حالی که به شدت مسرور بود ما بین دو کنف پیامبر را نگاه می کرد. پس از پایان مجلس، در هنگام خداحافظی در حالی که حالت شور و شعف از صورت آن عالم یهودی مشهود بود، روبه خدیجه کرد و گفت: آن چه من در کتاب های آسمانی گذشته خوانده ام نشان می دهد که او پیامبر آخرالزمان است!....
شاید اولین جرقه های دل ربایی، از این سخن دانشمند یهودی در دل حضرت خدیجه هویدا گشته باشد.

یک بار نیز حضرت خدیجه در خواب دیدکه خورشید دربالای کعبه چرخید و در خانه او فرود آمد.برای تعبیر خواب خویش به نزد یکی از معبران خواب رفت. او خواب خدیجه را چنین تعبیر کرد: «تو به زودی با مردی بزرگ ازدواج خواهی کرد که به شهرتی جهانی می رسد».

مدتی گذشت؛ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله، سرپرستی یکی از کاروان های تجارتی حضرت خدیجه را به عهده گرفتند؛ پس از پایان سفر تجاری در ملاقاتی با حضرت خدیجه، ایشان به رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
«آیا دوست داری همسری از اهالی مکه که از نظر مال، جمال، کمال، عفت، سخاوت و پاکدامنی بر زنان مکه برتری دارد، تو را در امور زندگی ات یاری می کند، و همدم و غمخوار توست، برایت خواستگاری کنم.»

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: آری، نام او چیست؟ خدیجه پاسخ داد: «او کنیز تو، خدیجه است.» در حالی که حضرت محمد از شدت شرم ساکت شده بود حضرت خدیجه ادامه دادند: مطمئن باش کسی که حاضر است جانش را برایت فدا کند با همه چیز تو خواهد ساخت.آن گاه اشک در چشمانش ظاهر شد و از پیامبر درخواست کرد که عمویشان را به خواستگاری وی بفرستد.
گلبرگ شماره 50

http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/dNPcbWOQ1LQ015N72vJ-GkIh0sLO5V7Bcad8VHXCzlqBc3Oy3P5fbw/s/w535/

عمار رهبری
۱۳۹۳/۱۰/۱۱, ۱۷:۵۹
پیوند با آسمانی ترین مرد روی زمین!

امروز دهم ربیع الاول سالروز ازدواج پیامبر عزیز اسلام و حضرت خدیجه است.
این روز فرخنده بر همه پیروان آن وجود نازنین مبارک باد.

خدیجه به همسری آسمانی ترین مرد زمین درمی آید. جشن پرشکوهی برپاست..... ابوطالب ولیمه می دهد. پرداخت مهریه خدیجه را نیز به گردن گرفته است، ولی خدیجه اعلام می کند؛ مهریه را از دارایی خودش پرداخت خواهد کرد!

برخی از میهمانان تعجب می کنند و می گویند: مهریه را مرد به زن می دهد نه زن به مرد!
ابوطالب از جا برمی خیزد و می گوید: اگر داماد مثل برادرزاده من باشد، جای دارد گران ترین مهریه را زنان به او بدهند و اگر مانند شماها باشد، باید زیادترین مهریه را شما بپردازید!

راستی خدیجه، سفیدبخت ترین عروس شهر، به کدام ضریح دخیل بسته بود؟ به کدام ریسمان چنگ زده بود که نصیبش، ارزش مندترین انسان عالم شد؟ آری خدیجه خوشبخت ترین زن عالم شد.
این پیوند آسمانی بر عالمیان مبارک باد.

http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/UX2zhtZ-Ih9oznYQfjSV2CMvDyck_xZJbhMRkB1dnWT9kdJe8rTEtw/s/w535/

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۱۲, ۰۸:۴۶
آری خدیجه خوشبخت ترین زن عالم شد.
http://www.askquran.ir/gallery/images/499/1__28s308_29.gif این پیوند آسمانی بر عالمیان مبارک باد.

صادق
۱۳۹۳/۱۰/۱۳, ۰۷:۴۹
نقش حضرت خدیجه در تبلیغ اسلام ؟

نقش حضرت خدیجه در موفقیتهای رسول خدا(ص) بر کسی پوشیده نیست. آن بانوی بزرگ اسلام تأثیرات بسیار درخشانی در زندگی پیامبر گذاشت. رفتار او با حضرت رسول به گونهای پسندیده بود که پیامبر کوچکترین دغدغه و نگرانی از زندگانی مشترک با خدیجه نداشت. آسودگی و آرامش خاطر حضرت در زندگی، زمینه خوبی را ایجاد کرد که با موفقیت قدم بردارد و آزار و بیمهریهای مشرکان قریش را تحمل نماید و هم چنان ثابت قدم و استوار به جلو حرکت کند.(1)
تأثیراتی که حضرت خدیجه در زندگی پیامبر داشت، به حدی بود که رسول خدا بارها به ستایش او پرداخت و او را یکی از بهترین زنان جهان برشمرد.(2) در همین راستا تا هنگامی که خدیجه زنده بود، پیامبر همسر دیگری اختیار نکرد.(3) این در حالی است که پیامبر از برخی همسرانی که پس از حضرت خدیجه برگزید، نه تنها چنان حمایتهای قهرمانانه ندید، بلکه ناملایماتی دید که خداوند در قرآن در نکوهش آنان آیاتی نازل کرد و به طلاق تهدید شدند.(4)
باز در بیان نقش بسیار مثبت حضرت خدیجه در موفقیتهای پیامبر و در پیشبرد اسلام، این مطلب به روشنی دلالت دارد که درگذشت حضرت خدیجه به قدری بر پیامبر گران آمد و مصیبت به اندازهای بزرگ بود که پیامبر در سالی که خدیجه و ابوطالب درگذشتند، آن را «عام الحزن؛ سال غم و اندوه» نام نهاد.(5)
حضرت خدیجه اوّلین بانویی بود که به پیامبر ایمان آورد و مسلمان شد. گرویدن زنی همانند خدیجه که در عصر خود، از جایگاه اجتماعی ممتازی بهرهمند بود، عامل مهم در جذب دیگران به اسلام شمرده میشد.
وجود پشتبان، همراه و همدل و همراز در ابتدای شروع یک امر بزرگ و عظیم، می تواند کمک شایانی به انسان در موفقیت های بزرگ آینده نماید و حضرت خدیجه همین نقش را برای پیامبر داشت.
خدیجه با ثروتش نیز در پیشبرد اسلام نقش خوبی ایفا نمود، تا جایی که از پیامبر نقل شده است: «ما قام ولا استقام دینی إلا بشیئین؛ مال خدیجه و سیف علی بن ابی طالب؛ دین من، ماندگاری و پیشرفتش به دو چیز وابسته است: یکی ثروت خدیجه و دوم شمشیر علی بن ابی طالب!» (6)
تأثیرگذاری و نقش اقتصاد در جنبشهای مهم اجتماعی بر کسی پوشیده نیست. با توجه به نقش مهم اقتصادی بود که مشرکان قریش در «دارالندوه» و مجلس شورای خود، به محاصره اقتصادی پیامبر و مسلمانان رأی دادند و آن را با سنگدلی تمام به اجرا گذاشتند، در نتیجه به مدت سه سال مسلمانان به جهت در امان ماندن از آزار مشرکان در درهای به نام شِعْب ابی طالب به سر بردند. رویکرد دشمن نشانگر آن است که حمایت یا عدم حمایت مالی چه تأثیر مهمی دارد؛ حال در این هنگام حضرت خدیجه با ثروتش در خنثی کردن توطئه دشمنان نقش خوبی ایفا نمود.
خدیجه با حمایت مالی خود از اسلام، نهایت تلاش خود را به کار برد. او با کمال میل و رغبت، تمامی ثروت خود را در اختیار پیامبر قرار داد و ایشان آن را برای رفع نیازهای مسلمانان به کار برد. تأثیرات مثبتی که ثروت حضرت خدیجه (آن هم در اوضاع بحرانی) به نفع مسلمانان و در خنثی سازی توطئه دشمنان داشت، بر کسی پوشیده نیست. در همین باره پیامبرفرمود: «ما نفعنی مالٌ قط ما نفعنی مال خدیجه؛ هیچ ثروتی همانند دارایی خدیجه به من (و آیین من) سود نرسانیده است».(7)
در حالی که مسلمانان زیر فشار قریش و محاصره اقتصادی بودند، ثروت خدیجه تا حدودی، مشکلات تحمیلی را کاهش داد و توانست توطئهها را خنثی کند. در همین باره گفتهاند: اسلام با مال خدیجه پا برجا ماند.(8)
مشرکان مسلمانان را تطمیع میکردند، تا دست از اسلام بردارند، برای خنثی کردن این توطئه سرمایه حضرت خدیجه تأثیرگذار بود. اما برای پذیرش اسلام به مردم رشوه داده نشد؛ نیز برای جذب قلوب مشرکان پرداخت نگردید، بلکه در راه حفظ جان مسلمانان خرج شد.(9)
پینوشت­ها:
1. محمد مهدی حائری، شجره طوبی، ج2، ص233.
2. بحارالانوار، ج16، ص2.
3. سیره ابن هشام، ج1، ص201.
4. تحریم(66)، آیات 1-5.
5. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج1، ص150؛ علامه امینی، الغدیر، ج، ص372.
6. شجره طوبی، ج2، ص233.
7. جعفر مرتضی عاملی، الصحیح من سیره النبی الاعظم، ج4، ص14؛ مرتضی مطهری، سیری در سیره نبوی، ص18.
8. امالی شیخ طوسی، ص467؛ بحارالانوار، ج19، ص63.
9. سیره صحیح پیامبر بزرگ اسلام، ج2، ص169.