PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ازدواج با معلول چه اشکالی داره؟ سختیش چیه؟



خاک سبز
۱۳۸۸/۰۱/۰۳, ۱۳:۵۵
بنام خدا
ازدواج با معلول چه اشکالی داره؟ سختیش چیه؟

در تاپیک دیگری علت معلول به دنیا آمدن نوزاد مطرحه. به نظر بنده حالا این فرد و نوزاد بدنیا آمده و باید زندگی کنه.
آیا به عنوان یک فرد حاضرید با یک معلول ازدواج کنید؟
تفاوت سالم با معلول چگونه ایجاد می شود وقتی می گوییم حکمت خداست ولی برای عمل اصلا در ردیف افرادی قرار نمی دهیم که به عنوان همسر براش فکر کنیم.
اگر فردی را بشناسید که واقعا علاقمندش شده باشید ولی او یک معلول در جامعه شناخته شده باشد آیا باز به او فکر می کنید؟
خانواده را چگونه راضی می کنید؟
و.... مراحل بعدی.....
حرف مردم..... چه سختی هایی داره که وقتی این حرفو می شنوند می گن یه چیزیت شده ها!!!!!!!!!!!!!!
نظر شما در این موضوع؟

زینب_الگوی صبر
۱۳۸۸/۰۱/۰۳, ۱۶:۲۶
با سلام
بالااخره هر کس تو زندگی معیارهایی واسه خودش داره اگه انسان هدفش برای رضای خدا باشه برای کمک به دیگران خوب از خیلی چیزا تو زندگی میگذره یا اینکه فرد معلول چه محبوبیتی پیش خدا داره

غریبه
۱۳۸۸/۰۱/۰۳, ۱۶:۳۶
با احمق زندگی کردن هزاران بار سخت تر است تا با کسی زندکی کنیم که مشکلش
اختلال در یکی از عضوهای بدنش باشد.
اما استارتر محترم:
ظرفیت انسانها با هم متمایز است برای مثال من افرادی را میشناسم که افراد تحصیل کرده و درست کرداری هستند انها با مراجعه به مراکز معلولین برای نظافت و استحمام آنها در نوبت قرار میگیرند.
ظرفیتش را دارند.
بعضی ها ندارند بقول خودمانی کمی وسواس دارند و نمیتوانندکسی را استحمام کنند مثلا حاضرند کمک مالی کنند یا ....
البته عرض کنم اگر واقعا پای دوست داشتن و عشق در میان باشد تقریبا نقض عضو
نقص حساب نمیشود. چون مرز در عشق مفهوم ندارد.
ادر مورد آقایان و خانم ها هم که میدانید جمله زیبا:
مردها با جسم زنها ازدواج میکنند و زنها با روح مردها.
اصولا خانم ها در روابط بخصوص عاطفی گزینه نقص عضو را راحتر حذف میکنند تا
آقایان.
در ازدواج اگر زنی مردش دچار نقص عضو شد تقریبا وفادار میما ند اما آقایان
والا چی بگم خودتون بهتر میدونید ..............

Hakim
۱۳۸۸/۰۱/۰۳, ۱۹:۰۵
دوست عزيز !
ازدواج با شخص معلول مشكلات و گرفتاري هاي خاص خودشو داره اگر كسي بخواهد با يه شخص معلول ازدواج كنه اول بايد از تمام آن مشكلات آگاه شود و سپس با ارزيابيو سنجيدن شرايط خود و طرف مقابلش و تفكر و تعقل كه آيا ميتواند با چنين شخصي با چنين مشكلاتي كنار بياد يا نه و تنها با اين مساله احساسي و سطحي برخورد نكند .

سلام خدا
۱۳۸۸/۰۱/۰۴, ۰۶:۴۷
بستگی به خود شما داره که چقدر خودت رو ساخته باشی و صبر رو در خودت تقویت کرده باشی. کسی که زیبایی درونی رو بببینه یعنی چشم دلش به حدی باز شده باشه که دیگه زیبایی ظاهری قانعش نکنه اصلا براش مشکلی پیش نمیاد. ولی همونطور که کارشناس عزیز فرمودن نباید از ابتدا احساساتی برخورد کرد. اول باید توانایی ها رو سنجید. من البته خودم آرزو می کنم که بتونم یه روزی خدمت بکنم به آدم های معلول. خداییش سخته وخیلی خیلی البته شیرین!
یه چیزی دیگه اینکه در زندگی این آدم ها همیشه انگار یه معجزه ای رخ میده. خدا رو بیشتر و راحت تر میشه با اونها حس کرد!
اللهم ارزقنا توفیق الطاعة والخدمة. یارب قو علی خدمتک جوارحی.

diffuser
۱۳۸۸/۰۱/۰۴, ۱۱:۵۰
من که به خدا باور ندارم هم دوست دارم با یه معلول ازدواج کنم ! چون از محبت کردن لذت میبرم !

sara.m
۱۳۸۸/۰۱/۰۴, ۱۲:۱۲
من که به خدا باور ندارم هم دوست دارم با یه معلول ازدواج کنم ! چون از محبت کردن لذت میبرم !

همون خدا محبت رو تو دل شما كاشته
محبت بوته نيست كه خود به خود ....

sadeghekatebi
۱۳۸۸/۰۱/۰۴, ۱۶:۱۷
به نظرم بنده اگر از لحاظ پزشکی برای نوزاد مشکلی ایجاد نشود هیچ اشکالی ندارد.
همانطور که پیامبر می فرمودند هر که با تقواتر است نزد خدا عزیز تر است.

خاک سبز
۱۳۸۸/۰۱/۰۴, ۲۳:۴۰
بحث اصلی سر این مطلب هست که افراد معلول با افراد سالم چه تفاوتی دارند که حتی در لیست انتخاب همسر افراد عادی قرار نمی گیرند.
مدتی برای خود بنده جالب شده بود و سراغ این موضوع بودم که یک فرد معلول ذهن مرا حتی برای ازدواج مشغول کرده که با مخالفت خانواده و دوستان مواجه شدم. هر چه منع بیشتر، اصرار من هم بیشتر شد.
در حالیکه اصلا خط قرمز اساسی به ازدواج کشیده بودم و اگر دلایل قانع کننده ای برای ازدواج پیدا کنم در مرحله ی بعدی(فعلا") مشکلات ازدواج با معلول را هم جدی سبک سنگین می کنم.
بیشتر عاقلانه تصمیم گرفتم
در مورد زندگی با معلول به خودم شک دارم که احساساتی تصمیم می گیرم یا عاقلانه؟
هیچ آشنایی هم با مشکلاتشون ندارم.
یعنی چه مشکلاتی دارند؟

غریبه
۱۳۸۸/۰۱/۰۵, ۰۰:۳۹
من که به خدا باور ندارم هم دوست دارم با یه معلول ازدواج کنم ! چون از محبت کردن لذت میبرم !

سلام دوست عزیز
حذف جان میدانی خیلی از پست های همدیگر ا خواندیم و نظر هم دادیم و مباحثه هم در سطوح ابتدائی انجم دادیم.
از جمیع پست هات انستنباط میشه که همانند شخصی هستی که
چشم داره میگه ندارم
میشنوه میگه نمیشنوم
و.....
خدا را حس کرده و قبول داره میگه ندارم قسم میخورم اگر بر عدم وجودش استوار
بودی در گفتمان کانون نبودی.
یادته گفتی: من با نبود خدا راحترم اما دیدی که حذف شدی و حس جستجوگری
بازهم به طرف کانون آمد.
انسانها خداوند در وجودشان هست اما تعجبم چرا می خواهند کتمان کنند هر چند
در جمع کتمان می کنند و د ر خلوت پرستش
چرا از محبت کردن به یک معلول لذت میبری؟
ازدواج با یک معلول مشکلاتی دارد چه وظیفه ای داری در قبال مشکلات.
میخواهی چیزی را ثابت کنی که در اصل هدفش این است.
وجود خدا هیچ ربطی به پذیرش فرد معلول ندارد و ......
اما یک نکته "محبت" "عشق" و....را در ماده جستجو می کنی.
اینها کجای ماده نهفته است؟
فرمولش؟
مکانیسم آن؟
اصلا چرا؟
من اثباتی را انجام ندادم فقط خواستم کمی روی این واژه ها فکر کنی.
خود دانی؟
واقعا از خودت نپرسیدی که اگر واقعا خدا را قبول نداری در کانون قران چه می کنی؟
اگر آمدی تحقیق کنی بر عدم یا وجودش که حرف خودت نقض میشود " من او را باور
ندارم" اگر هم آمدی باورت را بر دیگران تلقین کنی.
این برو بچه ها اگر شما در نبود خدا راحت زندگی میکنی آنها بر بودنش راحت زندگی
می کنند.
به نظر خودت دچار تناقض نمیشی؟
برای همیندر مورد وجود خدا آن شش اصل وجودی را مطرح کردم و پرسیدم با کدامش مشکل داری؟
واقعا اگر بدنبال واقعیت میگردی آنها جواب شما هستند.
ولی از حرفم ناراحت نشی چون وضعیتت را حس میکنم.
شما راحت نیستی میخواهی خودت را راحت جلوه دهی
وقت تنگتر از آن است که بخواهیم واقعیت را کتمان کنیم و وقتی واقعیت را بپذیریم
که دیگر زمان به پایان رسیده باشد.
ماده میرا است در تمام جهانها حتی موازی دل بستن بر فنا و نیستی جز پشیمانی
سودی ندارد.
برادرت غریبه:Gol:

zahra88
۱۳۸۸/۰۱/۰۵, ۰۲:۴۲
خيلي سخته نه؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!

خاک سبز
۱۳۸۸/۰۱/۱۸, ۱۲:۱۳
اگر فردی را بشناسید که واقعا علاقمندش شده باشید ولی او یک معلول در جامعه شناخته شده باشد آیا باز به او فکر می کنید؟
خانواده را چگونه راضی می کنید؟
و.... مراحل بعدی.....
حرف مردم..... چه سختی هایی داره که وقتی این حرفو می شنوند می گن یه چیزیت شده ها!!!!!!!!!!!!!!
نظر شما در این موضوع؟

چجوری انسان باشم؟
۱۳۸۸/۰۱/۱۸, ۱۶:۲۷
راهشو من بلدم.اول می رفتم جمکران...
دوم چند تا مریض رو گیر می اوردم و مشکلاتشون رو می پرسیدم...
سوم برای اونا خفا دعا می کردم و با جونو دل از خدا برای شفای اونها نماز میخوندمو روزه می گرفتم...

بعد چند مدت اون کسی رو که معلول بود سالم می بینم.

تاری
۱۳۸۸/۰۱/۱۸, ۲۳:۰۲
یارب

اول دل را بساز و آشیان کن بر همرهی
***
تا نلغزد در گردباد تکیه های باورت

یا علی