PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ◄◄◄اگر به اين دلايل مي خواهيد ازدواج كنيد←←ازدواج نكنيد►►►



نسیم حیات
۱۳۸۸/۰۱/۱۱, ۱۶:۴۲
اگر عشق، همراه با دلایل نامناسب و نادرست باشد، احساس زیبای "عاشق شدن" به سرعت تبدیل به احساس زشت "تأسف" خواهد شد.


هفت دلیل نادرست برای تصمیم به ازدواج

1) فشار (سن، خانواده، دوستان و غیره)

2) تنهایی و افسردگی

3) بی توجهی به زندگی خود

4) اجتناب از بزرگ شدن

5) احساس گناه

6) پر کردن فضاهای خالی احساسی و معنوی

7) تمایلات جنسی

برگرفته از کتاب آیا تو نیمه گمشده من هستی؟

سلام خدا
۱۳۸۸/۰۱/۱۲, ۰۶:۲۰
حالا که سخن از عشق به میان آمده، ببینیم عشق واقعی چیست. نه عنصر عشق عبارتند از:

1.بردباری( عشق صبور است)

2. مهربانی(عشق محبت بی چشم داشت می ورزد)

3. سخاوت( عشق در آتش حسد نمی سوزد)

4. فروتنی( عشق غرور ندارد)

5. تسلیم( عشق نفع خود را نمی خواهد)

6. تسامح ( عشق خشم نمی گیرد)

7. معصومیت (عشق سوء ظن ندارد)

8. ظرافت( عشق اطوار ناپسند ندارد)

9. صداقت ( عشق از ناراستی شاد نمی شود اما با راستی به شعف می آید)

با این اوصاف و عناصر، جرات داری بگی من عاشقم؟؟؟:Gig:

hesam_1
۱۳۸۸/۰۱/۱۲, ۱۳:۱۵
اگر عشق، همراه با دلایل نامناسب و نادرست باشد، احساس زیبای "عاشق شدن" به سرعت تبدیل به احساس زشت "تأسف" خواهد شد.


هفت دلیل نادرست برای تصمیم به ازدواج

1) فشار (سن، خانواده، دوستان و غیره)

2) تنهایی و افسردگی

3) بی توجهی به زندگی خود

4) اجتناب از بزرگ شدن

5) احساس گناه

6) پر کردن فضاهای خالی احساسی و معنوی

7) تمایلات جنسی

برگرفته از کتاب آیا تو نیمه گمشده من هستی؟



سلام.ایا خودتون هم با این هفت دلیل مخالفین؟یا فقط نقل و قوله؟اگه نظر خودتونم هست دوست دارم دلیل مخالفتتون رو بدونم مثلا تنهایی.پر کردن فضا های خالی احساسی یا حتی تمایلات جنسی چرا دلایل اشتباهیه؟(البته من موافقشون نیستم حتما ولی دوست دارم دلایل رو بدونم) واینکه دلیل انتخاب فرد نمی تونه باشه رو موافقم و منظورتون دلیله اصلی نمی تونه باشه یا ...رو هم دقیقتر بفرمایین لطفا

سلام خدا
۱۳۸۸/۰۱/۱۲, ۲۰:۰۶
سلام.بنده هم با اجازتون چون از اين پست تشکر کرده بودم نظر شخصيم رو مي گم:هر کدوم از اين موارد اگر تنها دليل ازدواج باشن، هدف اصلي ازدواج فرد(که به گفته قرآن رسيدن به آرامشه) حاصل نميشه. براي مثال براي هر کدوم از اين موارد: اگر کسي با اجبار خانواده تن به اين کار بده و تنها دليلش هم همين باشه، ممکنه يا در اثراين فشار، نسنجيده کسي رو انتخاب کنه که اصلا مناسب اون فرد نيست يا اصلا فرد رشد لازم رو براي تشکيل يک زندگي پايدار نداشته باشه که در اين صورت .. .. اگر فردتنها براي فرار از تنهايي اين کار رو بکنه، اين ميشه يک رابطه يک طرفه و البته خودخواهانه. مورد سوم هم فکر مي کنم منظورشون عشق هاي افراطي و چشم و گوش بسته س. منظور از مورد چهارم اينه که فرد با خودش روراست نباشه و تصور کنه که بااين راه مي تونه باکسي باشه که مثل پدر يا مادر براش دلسوزي کنه. مورد پنجم: فرد احساس مديون بودن به فردي بکنه، يا در اثر دلسوزي براي او و بدون توجه به تناسب، اين رابطه را برقرار کنه. اگر ازدواج فقط براي پر کردن خلا هاي معنوي(نگرش غير جسماني) ویا فقط نيازهاي جنسي و جسمی(نگرش مادي) باشه، و فرد نتونه بين اين دو تعادل ايجاد کنه، از يکي از اين دو جنبه دچار کمبود ميشه. اسلام دين تعادله و توجه به تمام نيازهاي روحي و جسمي رو مورد توجه قرار داده. با تشکر

seyed yasin
۱۳۹۱/۰۶/۱۹, ۲۱:۳۳
هيچ كس منكر اين نيست كه ازدواج خوب است اما اول بايد تكليفتان با خودتان معلوم باشد كه اصلا براي چي داريد ازدواج مي كنيد؟ نگوييد ازدواج كردن دليل نمي خواهد. اگر شما خدايي نكرده در نا خوداگاه قصد بي منطقي براي ازدواج داشته باشيد ممكن است بعدا دچار مشكلاتي شويد كه حل كردنش به فكر هيچ عاقلي نرسد. پس حواستان را جمع كنيد! 1. شورش عليه والدين: خيلي ها به خاطر اين ازدواج مي كنند كه به خانوادهايشان دهن كجي كرده باشند. در اين ازدواج ها فكر و ذكر فقط لج كردن با خانواده است و نه پيدا كردن يك شريك خوب براي زندگي. خب اين ديگر گفتن ندارد كه شما حتي اگر با اين كار از پدر و مادرتان انتقام بگيريد، باز هم دودش به چشم خودتان مي رود. چون اين بار هم خانواده را از دست داده ايد و هم پشتوانه اي براي روزهاي سخت زندگي دو نفره تان نخواهيد داشت.

seyed yasin
۱۳۹۱/۰۶/۲۰, ۱۶:۲۱
2. جستجوي استقلال :معمولا آدمها اول بايد مستقل شوند تا بعد بتوانند ازدواج كنند. اما گاهي قضيه بر عكس مي شود. بعضي ها مي خواهند به وسيله ازدواج كه يك دليل بيروني است، مستقل شوند يعني خودشان را با ازدواج مجبور به استقلال كنند. اگر شما موفق شديد يك پارچ آب را با قاشق چاي خوري بخوريد، در اين كار هم موفق مي شويد. البته كه فرض محال محال نيست اما قيمت اين فرض خيلي بالاست!3. التيام يك رابطه شكست خورده: اين هم از آن دلايل پيچيده است كه خيلي ها بي توجه به آن تن در مي دهند. اين كه در يك رابطه عشقي به هر دليلي شكست خورده ايد و نه شنيده ايد و حالا مي خواهيد از راه ازدواج با يك آدم جديد به خودتان ثابت كنيد كه مي توانيد عزت نفستان را بازگردانيد. اين هم اشتباه است چون انگيزه ازدواج يك رابطه ديگر است و نه رابطه با آدم جديد.4. فشار خانواده و اجتماع: زن بگير، موهات داره رنگ دندونات ميشه، داري تو خونه مي ترشي !... كافي است چندتا دختر معرفي كنند و بگوييد نمي خواهم يا چندتا خواستگار بيايد و رد كنيد، آن وقت است كه سيل حرف و حديث هاي اين طوري از هر طرف به سويتان جاري مي شود. انصافا فشار رواني بسياري به آدم وارد مي كند.

seyed yasin
۱۳۹۱/۰۶/۲۹, ۱۵:۰۸
5. ازدواج اجباري: خوشبختانه دوره اين كار در حال ور افتادن است. اما خيلي پيش مي آيد كه پدر و مادري از روي مصلحت يا خودخواهي، يا هر دليل ديگري فرزند بينوا را مجبور مي كنند كه با يك نفر به خصوص ازدواج كند. خودتان تصور كنيد كه با شرايط امروز چه زندگي اي در پيش روي اين زوج اجباري است.6. نياز جنسي: يعني اينكه يك نفر فقط و فقط به خاطر نياز جنسي اش ازدواج كند و نه چيز ديگر... مسلما بي خردي بزرگي است.

seyed yasin
۱۳۹۱/۰۶/۳۱, ۱۱:۴۴
7. دلايل اقتصادي ‌:بعضي وقتها دختر و پسر در انتخاب همسر، فقط به پول طرف مقابل نگاه مي كنند تا بعد از ازدواج به واسطه خانواده همسر به يك نان و نوايي برسند.حالا تصورش را بكنيد كه بعد از ازدواج خانواده پولدار ورشكست شوند، ديگر به چه اميدي مي شود آن زندگي را ادامه داد.يعني طرف ازدواج كند به اين دليل كه به واسطه ي خانواده زن يا شوهر و با خود طرف مقابل، پول پله اي بهم بزند و به رفاه اقتصادي برسد./8. تنهايي و استقلال ‌:بعضي موقع ها يك نفر به خاطر اينكه تنهاست و دارد مستقل زندگي مي كند، تصميم به ازدواج مي گيرد بدون اينكه شرايط ازدواج را داشته باشد. وقتي كه احساس تنهايي مي كنيد و به تنگ آمده ايد، احتمال آن كه انتخاب هاي ضعيف تري بكنيد بالا مي رود و در نهايت از روابطي سر در خواهيد آورد كه چيز زيادي براي شما ندارند

seyed yasin
۱۳۹۱/۰۷/۰۲, ۱۷:۵۱
9. احساس گناه يا ترحم: ‌اگر دل ادم براي يك نفر بسوزد و به همين خاطر با او ازدواج كند، معلوم است كه رابطه آنها نمي تواند مثل زن و شوهرهاي معمولي عادلانه و برابر باشد. اينطوري حتما كسي كه دلسوزي كرده بعدها احساس قرباني بودن پيدا ميكند.10. احساس كمبود يا تهي بودن:بعضي از احساس كمبودها و احساس تهي بودن ها هيچ ربطي به ازدواج كردن يا نكردن ندارد و از جاهاي ديگري نشأت گرفته است. بعضي افراد فقط به خاطر اين احساس كمبود ازدواج مي كنند و اين هم اشتباه است. اين افراد مي خواهند طرف مقابلشان نواقص كودكي شان را بر طرف كند. آنها با اين عمل خود مسوليت پذيري را از خود منع مي كنند و از طرف مقابل توقع دارند تا نقش پدر و يا مادر را براي آنها بازي كند كه ممكن است به زودي موجب خسته شدن طرف مقابل شود. ضمن اينكه هر رابطه صحيح الزاما به خودي خود التيام بخش هم خواهد بود اما با توقعات نا به جا عاشق شدن عواقب خوبي ندارد.

سابقون2
۱۳۹۱/۰۷/۰۲, ۱۹:۳۶
◄◄◄اگر به اين دلايل مي خواهيد ازدواج كنيد←←ازدواج نكنيد►►►

سلام

************************************************** *******************************************


سلام به نظرم توی عنوان این تاپیک یک مشکلی وجود داره
بلاخره یک کسی احساس نیاز می کنه به هر دلیلی و می خواد از دواج بکنه حالا اصل ازدواج که اشکال نداره ما بخوایم بهش بگیم اگه دلیلت این هست ازدواج نکن بهترین
کار این هست که ما صورت مساله رو درست کنیم مثلاً ما می دونیم که نیاز به ازدواج یک واقعیت و یک نیاز طبیعی هر شخص هست که وقتی احساس نیاز به ازداوج در شخص به وجود بیاد ما باید کمک کنیم که افراد با روش درست و صحیح اون نیازشون رو برطرف کنن حالا اگه دلیل اون نیاز یک خاطر اشتباه در تشخیص نیاز بوده ما نباید اصل نیاز طرف رو سرکوب کنیم
مثلا ً بعضی افراد احساس محبت می کنند یعنی این که دوست دارن که بهش محبت کنند ولی حالا دست بر قضا این نیاز رو به در خونه غیر برده مثلا دوست پسر یا دوست دختر
خوب اصلا نیاز که اشکال نداره و درست هست راه رسیدن اشتباه بوده ما باید اون رو اصلاح بکنیم نه این که از اصل بگیم شما حق محبت دیدن نداری

__________________________________________________ _______
___________________________________
_________
_

seyed yasin
۱۳۹۱/۰۷/۱۱, ۰۹:۱۳
11. احساس گناه :زماني كه ادامه يك ارتباط باعث به وجود آمدن اين احساس مي شود كه اگر ازدواج نكنم به طرف مقابل ضربه خواهد خورد. ازدواج شما نه به خاطر مصلحت بلكه به خاطر فرار از احساس گناه بوده و در آن حال يك طرف نقش ناجي را بازي خواهد كرد كه با مصلحت ازدواج منافات دارد.12. ازدواج ابزاري:گاهي انگيزه‌ي‌ اصلي در تشكيل زندگي مشترك، عشق به فرد مقابل و نياز روان‌شناختي به زيستن با فرد مقابل نيست؛ بلكه او وسيله‌اي براي رسيدن به هدف‌هاي ديگر مي‌شود. براي نمونه، خانمي كه دوست دارد در خارج از كشور زندگي كند، ممكن است با پيشنهاد فردي جهت ادامه‌ي زندگي مشترك در خارج با او ازدواج كند؛ ولي مسائل فرهنگي، استرس‌هاي متعددي را به دنبال داشته است؛ بنابراين گاهي ازدواج به خاطر ترس از تنهايي، از دست دادن زيبايي، از دست دادن پدر و مادر، كاهش شور زندگي و ... صورت مي‌گيرد. در چنين فضايي، امكان سازگاري با مشكل‌هاي زندگي، ضعيف بوده و در نهايت، ضريب ريسك اين ازدواج‌ها، بالا مي‌باشد.13. ازدواج به خاطر آرزوهاي پدر و مادر :احترام گذاشتن به خواسته هاي پدر و مادر واجب است اما نه اين كه اگر والدينتان اصرار كردند كه با كسي ازدواج كنيد براي به دست آوردن دل آنها چشم روي خواسته خود ببنديد و براي هميشه خود را اسير روياهاي آنها كنيد.