PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : اهل حق



گردباد
۱۳۸۸/۰۱/۲۵, ۰۹:۳۶
با عرض سلام و خسته نباشيد و تشكر از راهنمايي برادران عزيز و دوستان گرامي بنده سوالاتي در مورد ماهيت و اصول عقايد فرقه اهل حق دارم اگر امكان دارد بنده را راهنمايي نمائيد
با تشكر

ناصح
۱۳۸۸/۰۱/۲۶, ۰۲:۰۴
بسم الله الرحمن الرحیم


اهل حق، سير تاريخي و مباني فكري» فرقه اهل ‌حق غير از اعتقاد به اميرالمومنين (ع) آن هم به صورتي بسيار متفاوت، تقريبا هيچ وجه مشتركي با تشيع ندارد و تاريخچه شيعه با اين فرقه غير قابل قياس است.


اهل‌حق، سير تاريخي و مباني فكري» بعضي به اشتباه اهل حق را برآمده از عرفان تشيع تلقي مي‌كنند، اهل‌حق در واقع فرقه اي است با گرايش‌هاي باطني و برخاسته از توده‌هاي مردم غرب كشور كه عموما اهل سواد و علم نبوده‌اند؛ به‌همين دليل اعتقادات پيروان اين فرقه با خرافات، توهمات، افسانه‌ها و اسطوره‌ها آميخته شده است.تاريخچه مشخصي از فرقه اهل‌حق يا آيين حقيقت يا دين حقيقت يا يارسان وجود ندارد كه اين خود نشان ‌دهنده ضعيف بودن مبناي فكري اين فرقه و ابهام در آن است.
آيا كاربرد لفظ علي‌اللهي براي فرقه اهل‌حق جايز است .اگر محققانه به تاريخ تشيع بنگريم متوجه خواهيم شد فرقه‌اي به نام علي‌اللهي به معناي واقعي كلمه در شيعه وجود نداشته است. بوده‌اند كساني به نام غلات كه در مورد اميرالمومنين (ع) غلو كرده بودند اما آنها هيچ وقت تشكيلات و خصوصيات خاص يك فرقه را نداشتند
بعضي از محققان شيعه به شدت به علي‌اللهي، غلات و ديگر فرقه‌هاي منسوب به شيعه تاخته‌اند در حالي كه در تاريخ شيعه اثري از موسسان اين فرقه‌ها وجود ندارد و ما آنها را فقط در كتاب‌هاي مربوط به فرق و مذاهب مي‌بينيم كه اين نشان مي‌دهد چنين كاري فقط براي خدشه وارد كردن به مذهب شيعه انجام شده است.
اهل حق يك مكتب عرفاني هم نيست؛ چرا كه ما در عرفان تجلي اسما و صفات داريم نه تجلي ذات.
در مورد بنيانگذار و موسس فرقه اهل‌حق اقوال زيادي وجود دارد، نصير، بهلول، بابا سرهنگ، باباخوشين، شاه اسحاق و ... ازجمله كساني هستند كه به عنوان موسس فرقه اهل حق معرفي شده‌اند.
شخصيت اصلي اهل حق شخصي به نام سلطان اسحاق است كه تقريبا تمام 12 شاخه اهل حق او را به عنوان مجدد اين فرقه مي‌شناسند نه موسس. حتي بعضي از شاخه‌هاي اهل‌حق او را بيش از اميرالمومنين (ع) مورد تكريم قرار مي دهند. تقريبا همه شاخه‌هاي اهل حق با اندكي شدت و ضعف امام علي (ع) را مظهر الوهيت مي‌دانند، تجليات سلطان اسحاق شامل 28 نفر مي‌شود كه اين 28 نفر به 4 گروه 7 نفره تقسيم مي‌شوند.تمام شاخه‌هاي اهل‌حق به جز يك شاخه خاص كه خود را مي خواهند به اسلام نزديك‌تر كنند، به حضرت رسول اكرم پيامبر اسلام (ع) قائل نيستند، حتي بعضي از پيروان فرقه اهل‌حق معتقدند كه پيامبر اسلام خود به مقام الوهيت حضرت علي (ع) واقف بوده است اما از جانب ايشان اجازه نداشته است اين نكته را فاش كند.پيروان اهل حق 3 روز در سال روزه مي گيرند و بعد از آن عيدي شبيه عيد فطر دارند اما با اين حال اكثر شاخه‌هاي اين فرقه نماز و روزه را انكار مي كنند.شاهنامه حقيقت و نامه سرانجام را ازجمله متون ديني اهل حق است: مولف رساله‌هاي اهل حق مشخص نيست و بيشتر آنها را به سلطان اسحاق منسوب ‌مي‌كنند


داشتن شارب‌هاي بلند، قائل بودن به سرّ مگو، اعتقاد به دونادون، مراسم سرسپردگي و برخي از موارد ديگر در بين تمام خاندان اهل حق كه خود را اهل باطن هم مي دانند، رايج است. حتي بعضي از شاخه‌هاي اهل حق شيطان رجيم را نيز مورد ستايش قرار مي دهند و معتقدند او براي جدا كردن خوب از بد از سوي خدا ماموريت دارد كه از اين لحاظ شبيه فرقه يزيديه عمل مي كنند. عده اي ديگر از پيروان اين فرقه نيز خروس را تجلي سلطان اسحاق مي دانند و از كشتن اين حيوان خودداري مي كنند.

Hakim
۱۳۸۸/۰۸/۰۴, ۰۸:۱۴
حضرت علي _ عليه السّلام _ مي‎فرمايد: يهلك في اثنان: محبّ غال و مبغض قال:[1] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2850&urlId=701#_ftn1) و ما با مطالعة تاريخ اين سخن اميرالمؤمنين _ عليه السّلام _ را به عينه مي‎بينيم كه گذشته از دشمنان آن حضرت، عده‎اي نيز بر اثر افراط و غلو در مورد حضرت علي _ عليه السّلام _ به بيراهه كشيده شده و از نيل به هدايت بازمانده‎اند؛ اين افراد كه در اصطلاح علماي ملل و نحل به غاليان معروف هستند، فرقه‎هاي متعددي را تشكيل مي‎دهند كه معروفترين و نامي‎ترين اين فرقه‎ها، فرقة اهل حق مي‎باشد. اهل حق به معني لفظ نام گروهي است كه به ايشان با نوعي تسامح، علي اللهي نيز مي‎گويند، اينان حضرت علي _ عليه السّلام _ را تجلي خداوند مي‎دانند[2] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2850&urlId=701#_ftn2) و در مورد تجلي خداوند و حلول عقايدي دارند كه در كتابهاي مفصل بدان اشاره شده است؛ با اين همه آنان علي اللهي واقعي نيستند، بلكه عقايدشان آميخته‎اي از اعتقادات مانوي و اديان كهن ايماني و مذهب اسماعيلي و تناسخ هندي و ديگر اديان سري است.[3] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2850&urlId=701#_ftn3)
بنابر ادعاي بزرگان اهل حق، اساس مذهب اهل حق كوشش براي وصول به حق و خداوند مي‎باشد و در اين راه بايد نخست مرحلة شريعت يعني انجام آداب و مراسم ظاهري دين و مرحله طريقت يعني رسوم عرفاني و مرحله معرفت يعني شناخت خداوند و مرحله حقيقت يعني وصول به خداوند را بپيمايند.[4] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2850&urlId=701#_ftn4)
اختلاف موجود بين اهل حق‎ها زيادتر از آن است كه بتوان از يك گروه واحد اهل حق سخن گفت، برخي از محققان با توجه به اسناد و مدارك منتشره، اهل حق‎هاي امروزي را به سه گروه تقسيم كرده‎اند:
1. گروه شيطان پرستان: اينان شيطان را تقديس مي‎كنند و خوك را مقدس مي‎شمارند و از گوشت آن مي‎خورند و با طهارت مخالفند.
2. گروه علي اللهي: كه شامل تعداد بسياري از طائفه‎هاي اهل حق مي‎شود، اينان تصور مي‎كنند كه حضرت علي - عليه السّلام - جسماً و ذاتاً خداست. دين خود را جدا از اسلام مي‎دانند؛ واجبات شرعي را قبول ندارند.
3. گروه اهل حق‎هاي به ظاهر مسلمان كه خود را شيعه امامي مي‎دانند .[5] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2850&urlId=701#_ftn5)
با همه اين گروه‎بندي‎ها همه اهل حق در پنج مورد با هم اشتراك دارند كه عبارت است از:
1. سرسپردن. 2. داشتن پير و دليل. 3. نياز دادن به جاي نماز. 4. روزه سه روزه گرفتن. 5. شارب داشتن.[6] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2850&urlId=701#_ftn6)
الف) انتقادهاي اعتقادي


[1] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2850&urlId=701#_ftnref1) . مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 25، ص 270.
[2] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2850&urlId=701#_ftnref2) . مرداني، محمد، سيري كوتاه در مرام اهل حق، انتشارات مؤسسه دفاع از حريم اسلام، چاپ اول، 1377، ص 39 و 47 تا 55.
[3] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2850&urlId=701#_ftnref3) . مشكور، محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامي، انتشارات آستان قدس رضوي، چاپ سوم، 1375، ص 78.
[4] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2850&urlId=701#_ftnref4) . همان، ص 79.
[5] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2850&urlId=701#_ftnref5) . مقدمه داود الهامي بر كتاب سيري كوتاه در مرام اهل حق تأليف محمد مرداني، انتشارات مؤسسة دفاع از حريم اسلام، چاپ اول، 1371، ص 10 و 11.
[6] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2850&urlId=701#_ftnref6) . سيري كوتاه در مرام اهل حق، ص 56.

Hakim
۱۳۸۸/۰۸/۰۴, ۰۸:۱۷
مذهب اهل حق را بايد التقاطي از عقايد گوناگون مذاهب مختلف دانست كه از هر مذهبي و هر فرقه‎اي نكته‎اي و مطلبي را اخذ كرده و با آميختن همة آنها، مذهب جديدي را به وجود آورده است:
1. انحراف از توحيد
اهل حق در مورد خداوند دچار تشبيه و تجسيم و... مي‎شوند و عقايد بي‎ارزش در اين مورد دارند، آنان مي‎گويند: خدا قبل از آفرينش درون درّي بوده و آن درّ در قعر دريا قرار داشت.[7] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2850&urlId=701#_ftn7) و فرشتگان نيز از خداوند صادر شده‎اند. نخستين ايشان از زير بغل خداوندگار پيدا شد، دومين آنها از دهان او، سومين آنها از نفسش، چهارمين از عروقش، پنجمين از نورش...[8] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2850&urlId=701#_ftn8) و...
در حالي كه طبق آموزه‎هاي اسلامي، خداوند منزه از جسم، مكان، زمان و... بوده و خالق همة ممكنات است و حضرت علي _ عليه السّلام _ در وصف خداوند مي‎فرمايد: برتر و بالاتر است از گفتار كساني كه او را بر مخلوقاتش تشبيه مي‎كنند يا راه انكارش را مي‎پويند.[9] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2850&urlId=701#_ftn9) و در خطبه‎اي ديگر مي‎فرمايد: «... تغيير و گوناگوني در او راه ندارد و گذشت زمان هيچ گونه تبديل و دگرگوني براي او به وجود نياورد. آمد و شد شب‎ها و روزها او را كهنه نسازد و روشنايي و تاريكي تغييرش ندهد، او به اجزاء و جوارح و اعضا و به عوارض و ابعاض به هيچ كدام توصيف نگردد. حد و نهايتي براي او نيست و انقطاع و انتهايي ندارد.»[10] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2850&urlId=701#_ftn10)
2. انكار معاد و اعتقاد به تناسخ
اهل حق معاد مورد نظر دين اسلام را قبول ندارد و تناسخ مأخوذ از اديان هندي را جايگزين آن قرار داده است و معتقدند «روح هر كسي هزاربار با بدن‎هاي مختلف متولد مي‎شود؛ گاه به صورت انسان و گاه به صورت حيوان، زماني به شكل پرنده و زماني ديگر به شكل درنده و خزنده.[11] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2850&urlId=701#_ftn11) و انسان بايد هزار مرتبه متولد شود و هر مرتبه در قالبي زندگي كند تا در هزار و يكمين مرحله بهشتي يا جهنمي شود.[12] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2850&urlId=701#_ftn12) و نام اين نقل و انتقال را به جاي تناسخ، تكامل مي‎نهند.
گذشته از ايرادهاي عقلي و منطقي كه در كتاب هاي كلامي و فلسفي به آنها اشاره شده، سؤال اين است كه: اين نقل و انتقال‎ها چرا صورت مي‎گيرد؟ و چرا در همان دفعه اول روح به جهنم يا بهشت نمي‎رود، و هزار بار بايد عوض شود؟ و اگر اين مراحل براي تكامل لازم است، پس در طول اين هزار بار نقل و انتقال بايد همه به تكامل برسند كه در آن صورت همگي بهشتي خواهند بود و اگر به تكامل نرسند هزار بار نقل و انتقال بي‎خود خواهد بود.
7مالاميري كجوري، احمد، اهل حق، نشر مرتضي، چاپ اول، 1376، ص 192.
8 (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2850&urlId=701#_ftnref8) . فرهنگ فرق اسلامي، ص 80.
9 . نهج‎البلاغه، خطبة 49.
10 (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2850&urlId=701#_ftnref10) . همان، خطبه 1860.
11 (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2850&urlId=701#_ftnref11) . اهل حق، ص 15.
12 (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2850&urlId=701#_ftnref12). سيري كوتاه در مرام اهل حق، ص 64.

Hakim
۱۳۸۸/۰۸/۰۴, ۰۸:۱۹
ب) انتقادهاي عملي
با اين كه اهل حق خود را مسلمان و متدين به دين اسلام مي‎دانند، اما نه تنها در اصول دين همانند ساير مسلمانان نيستند؛ در فروع دين هم مانند ساير مسلمانان عمل نمي‎كنند كه به چند مورد از اين موراد اشاره مي‎شود:
1. ترك نماز و روزه
اهل حق، نماز و روزه بر شيوه اسلامي را كاملاً مردود مي‎دانند، سلطان سهاك در مسائل عقيدتي اكيداً اعلام داشته كه روزه سه روز و نياز به جاي نماز. اينها پولي را كه به عنوان نياز و سرانه دادن، مي‎دهند كافي از نماز مي‎دانند و مي‎گويند: ما نياز مي‎دهيم و آن نياز غالباً يك گوسفند قرباني است كه آن را رئيس ديگ جوش كند و به اهل حق بخوراند و مي‎گويند اگر نياز نباشد نماز بي‎سود است اگر نيازدهي پس نماز بيهوده است.[13] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2850&urlId=701#_ftn13)
و بدين ترتيب با آيات قرآن كه روزه را يك ماه[14] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2850&urlId=701#_ftn14) و نماز را واجب مي‎داند، مخالفت مي‎كنند و با اين همه ادعاي مسلماني هم مي‎كنند.
2. تغيير قبله
اهل حق كعبه را قبله نمي‎دانند و «پي‎ديور» كه محلي در غرب شهرستان پاوه يعني جايگاه سلطان سهاك را قبله خود مي‎پندارند. و مردگان را رو به اين منطقه خاك مي‎كنند و قربانيها را هم رو به اين منطقه قرباني مي‎كنند. و البته در مقام شعر نيز قلب را قبله هر شخصي معرفي مي‎كنند.
3. منع از كوتاه كردن شارب (سبيل)
اهل حق شارب (سبيل) زدن را كاملاً ممنوع مي‎شمارند. و اهل حق واقعي را كسي مي‎دانند كه شارب او دست نخورده باقي مانده باشد. از يكي از بزرگان آنها نقل شده است كه: صاحبكار فرمود: در دوره مرتضي علي (دوره‎اي كه خدا در جسد حضرت علي حلول كرده بود) قرار چنين بوده هر كسي كه ما را خواست سبيل نگيرد، از نان و آب روزه نباشد، اهل حق قليان نكشد؛ آن وقت قرار چنين بود، چه بر طريقت چه بر حقيقت، ما اقرار داديم در پيش محمد مصطفي هر كساني از اين سه چيز بيرون باشد ما از او جدا باشيم، نشانه ياري (احل حق بودن) همين است.[15] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2850&urlId=701#_ftn15)

13. ر. ك: سيري كوتاه در مرام اهل حق، ص 38.
14 (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2850&urlId=701#_ftnref14) بقره/181.
15 (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2850&urlId=701#_ftnref15) . اهل حق، ص 127.

ceramic
۱۳۸۸/۰۸/۰۴, ۱۲:۴۷
با همه اين گروه‎بندي‎ها همه اهل حق در پنج مورد با هم اشتراك دارند كه عبارت است از:
1. سرسپردن. 2. داشتن پير و دليل. 3. نياز دادن به جاي نماز. 4. روزه سه روزه گرفتن. 5. شارب داشتن.



درست نیست .

الان فرقه ی نورعلی الهی شارب را به دستور مرشد خود تراشیده و به جای سه روز ، چهل روزه روزه می گیرند ( ماه رمضان + 10 روز اضافه ) و تازه در این مدت متعصبین احتیاطا گوشت و مشتقات حیوانی هم استفاده نمی کنند .

به نظر می رسد اطلاعات به روز نشده است .

koureshn
۱۳۸۸/۰۸/۰۵, ۱۹:۰۶
من از یکی از پیروان اهل حق در مورد عقیده شان درباره قرآن پرسیدم وایشان گفتند که ما کتاب دینی خود را که به آن ( دفتر ) می گویم از قرآن بالاتر میدانیم و از کارشناسان سوالی نبز دارم که صرف نظر از تناقض مسئله تناسخ با معاد آیا روایت معتبری از پیامبر و معصومین داریم که در آن مسئله تناسخ به صراحت رد شده باشد؟

Hakim
۱۳۸۸/۰۸/۰۶, ۰۸:۱۷
درست نیست .

الان فرقه ی نورعلی الهی شارب را به دستور مرشد خود تراشیده و به جای سه روز ، چهل روزه روزه می گیرند ( ماه رمضان + 10 روز اضافه ) و تازه در این مدت متعصبین احتیاطا گوشت و مشتقات حیوانی هم استفاده نمی کنند .

به نظر می رسد اطلاعات به روز نشده است .
دوست عزيز
برخي از اونها همچنان از روي تعصب شارب را نميزنند
و برخي ديگر با اكراه و بنابر مصلحت و يا به قول خودشون تحت فشار با احتياط شارب خود را كمي كوتاه ميكنند ،ولي شارب داشتن را براي خود لازم ميدانند !

ceramic
۱۳۸۸/۰۸/۰۶, ۱۴:۴۲
دوست عزيز
برخي از اونها همچنان از روي تعصب شارب را نميزنند
و برخي ديگر با اكراه و بنابر مصلحت و يا به قول خودشون تحت فشار با احتياط شارب خود را كمي كوتاه ميكنند ،ولي شارب داشتن را براي خود لازم ميدانند !


خلاف به عرض تان رسانده اند گرامی

گروهی که شارب را نمی زدند ، یا تار و مار شدند ( مثل برخی از افراد مشهور این فرقه که ناچار از کوچ شده یا مورد ضرب و شتم و هتک حرمت قرار گرفتند ) یا از ابتدا معتقد به نورعلی الهی نبودند ( مثل جمعیت ترک تباری که این کار را انجام ندادند و اصلا جزو فرقه محسوب نمی شدند )

اما آن ها که جمعیت اصلی را تشکیل می دهند ، شارب را اکثرا از ته و با تیغ تراشیدند ، تا وفاداری و تعهد خود به انجام دستورات دکتر بهرام را به احسن وجه نشان داده باشند . ( خودتان می توانید ببینید ! )

مجنون الحیدر
۱۳۸۸/۰۸/۱۴, ۲۰:۰۱
خلاف به عرض تان رسانده اند گرامی گروهی که شارب را نمی زدند ، یا تار و مار شدند ( مثل برخی از افراد مشهور این فرقه که ناچار از کوچ شده یا مورد ضرب و شتم و هتک حرمت قرار گرفتند ) یا از ابتدا معتقد به نورعلی الهی نبودند ( مثل جمعیت ترک تباری که این کار را انجام ندادند و اصلا جزو فرقه محسوب نمی شدند ) اما آن ها که جمعیت اصلی را تشکیل می دهند ، شارب را اکثرا از ته و با تیغ تراشیدند ، تا وفاداری و تعهد خود به انجام دستورات دکتر بهرام را به احسن وجه نشان داده باشند . ( خودتان می توانید ببینید ! )
دوست عزیز بنده در یکی از شهرهای غرب کشور زندگی میکنم، و خیلی از این اهل حق را دیده ام. ولی فرقه های آنها را نمیشناسم. اما اهل حق هایی که در شهرهایی مثل صحنه و کرمانشاه و اسلام آباد غرب زندگی میکنند هنوز شارب خود را کوتاه نمی کنند. ولی دقیقا نمیدانم که اینها از کدام فرقه ی اهل حق هستند.
به هر حال سبیل اینها زیاد مهم نیست(:Cheshmak:) ولی یکی از نشانه های شناخت آنها در شهرهای اطراف ما همین سبیل آنهاست.

Hakim
۱۳۸۸/۰۸/۱۶, ۱۸:۰۴
خلاف به عرض تان رسانده اند گرامی

گروهی که شارب را نمی زدند ، یا تار و مار شدند ( مثل برخی از افراد مشهور این فرقه که ناچار از کوچ شده یا مورد ضرب و شتم و هتک حرمت قرار گرفتند ) یا از ابتدا معتقد به نورعلی الهی نبودند ( مثل جمعیت ترک تباری که این کار را انجام ندادند و اصلا جزو فرقه محسوب نمی شدند )

اما آن ها که جمعیت اصلی را تشکیل می دهند ، شارب را اکثرا از ته و با تیغ تراشیدند ، تا وفاداری و تعهد خود به انجام دستورات دکتر بهرام را به احسن وجه نشان داده باشند . ( خودتان می توانید ببینید ! )

جناب سراميك :Rose:
از شما چه پنهون من هم مدتي را در ميان ايشون بودم
در كرمانشاه ، صحنه ، كرند غرب ،و.... و و مشاهداتم خلاف نظر شما ثابت ميكند .

برگ زرد
۱۳۸۸/۰۸/۱۷, ۰۷:۴۱

http://www.rasekhoon.net/imgs/Qbank_icon_neg.gif نمایش پاسخ ...
اهل حق نام يكي از فرقه‌هاي غلات است كه علي اللهي نيز ناميده مي‌شوند، آنان قائل به حلول و تناسخ و... مي‌باشند و برخي از طوايف آنها حضرت علي را مظهر خدا مي‌شمارند و لقب علي اللهي را از آن جهت به آنها داده‌اند.[1]
مناطق زندگي اهل حق
آن گونه كه برخي از نويسندگان گفته‌اند: عمده‌ترين مركز اهل حق استان كرمانشاه است و بيشتر آنان در اسلام آباد غرب، كرند غرب و توابع اين شهرها ساكن هستند. در آذربايجان شرقي نيز در بخش كوچكي بنام ايلخچي سكونت دارند كه به نام (گوران) معروف هستند و طبق تحقيقات به عمل آمده اين عده از منطقه (گوران) به مركزيت گهواره (كرند غرب) به آذربايجان مهاجرت كرده‌اند.[2]
مرام اهل حق (علي اللهيان)
از آن جا كه عقايد اين فرقه مبتني بر خرافات است و بنا به گفته خودشان جوهركشي از تمام اديان مي‌باشد[3] ، ضروري است در اين بخش به اهم باورهاي ايشان اشاره شود:
الف. در مورد خداي متعال
اين مسلك به سلطان سهاك و قبل از او بابا خويشن (مبارك شاه) و ناعوث و حضرت علي ـ عليه السّلام ـ جنبه خدايي مي‌دهد، و نوعي الوهيت نسبت به آنها قائل است.[4]
در نقد و بررسي اين نوع طرز تفكر كه براي خداي

برگ زرد
۱۳۸۸/۰۸/۱۷, ۰۷:۵۱
نماز و روزه به شيوه اسلامي در مسلك اهل حق كاملاً مردود است و سلطان سهاك در مسائل عقيدتي تأكيد كرده كه روزه سه روز و نياز به جاي نماز قرار دارد
از اركان اصلي اعتقادات اهل حق، تناسخ و حلول است كه مي‌گويند: طبق نامه (سرانجام) هر صاحب روحي مظهر يا جامه روح ديگري از ماقبل است و انسان بايد هزار مرتبه متولد شود و هر مرتبه در قالبي زندگي كند تا در هزار و يكمين مرحله، بهشتي يا جهنمي شود و هر بار كه مي‌ميرد، لازم نيست به صورت انسان ديگري متولد گردد، گاهي به صورت گاو، گاهي به صورت شتر و... به دنيا مي‌آيند
و امّا در مورد حلول مي‌گويند: «خداوند به جسد پيامبران، امامان و رهبران اهل حق حلول كرده، به ميان مردم آمده و گفته است: «گهي بنده، گهي خالق كه مائيم»
در فرقه اهل حق دو انحراف اعتقادي و عملي به چشم ميخورد كه اگر دوستان مايل بودند خواهم گذاشتكه البته از ديد خودم بسيار جالب بود فرقه اي كه خود رامنسوب به شيعه ميدانند چه انحرافات عجيي نسبت به تشيع دارند

shadi
۱۳۸۸/۰۸/۱۹, ۱۰:۳۳
سلام خيلي جالب بودند . خصوصا اهل فرقه(( نورعلی الهی شارب را به دستور مرشد خود تراشیده و به جای سه روز ، چهل روزه روزه می گیرند ( ماه رمضان + 10 روز اضافه ) و تازه در این مدت متعصبین احتیاطا گوشت و مشتقات حیوانی هم استفاده نمی کنند .))
خيلي ممنون ميشم اطلاعات بيشتري نظير محل زندگي اينان و آزاديهاي انجام اعمالشون بگيد . اينا هم مثل دراويش ... خانقاهشون آتيش كسيده ميشه يا ..؟!

کلات
۱۳۸۸/۰۸/۲۵, ۱۱:۰۱
از نظر نویسندگان صوفی مآب، مغایرتی بین احکام اسلام ومبانی تصوف وجود دارد
چنانکه آقای مهدی توحیدپور چنین نوشته است: اصول طریقت تصوف در بسیاری موارد از قوانین دین مبن اسلام تعارض دارد)(مقدمه نفحات جامی، ص 121)
دکتر قاسم غنی نویسنده معروف صوفی مسلک معترف است که:
(صوفی پخته میلندارد خود را به زنجیرهای قوانین شرع و آدا و عادات مصنوعی اجتماع و اخلاق مصنوعی عرفی مقید سازد) (تاریخ تصوف دراسلام، ص 186)
عین القضاة همدانی،صوفی سرشناس گفته است که:
(ای دوست نگر که مصطفی عذر مستان دیوانه چگونه خواسته است آنجا که گفت ا الله لا یواخذ العشاق بما یصدر منهم. گفت آچه از عشاق در وجود آید ،بر ایشان نگیرید، زیرا که هر که چیزی را گوید و یا کند، یا خود باشد یا به اختیار خود کند، اما عاشق بی یاختیار باشد، آنچه عاشق کند، بی مرماد او در وجود آید و بی اختار او صادر شود(منطق عشق عرفانی، ص 93)
شیخ عبدالقادر گیلانی گوید: (من اراد العبادة بعد الوصول فقد اشرک بالله) هر کس که بعد از واصل شدن عبادت نماید، به تحقیق شرک به خدا ورزیده است( حسنات العارفین، ص 33)

ceramic
۱۳۸۸/۰۸/۲۶, ۰۶:۵۷
سلام خيلي جالب بودند . خصوصا اهل فرقه(( نورعلی الهی شارب را به دستور مرشد خود تراشیده و به جای سه روز ، چهل روزه روزه می گیرند ( ماه رمضان + 10 روز اضافه ) و تازه در این مدت متعصبین احتیاطا گوشت و مشتقات حیوانی هم استفاده نمی کنند .))
خيلي ممنون ميشم اطلاعات بيشتري نظير محل زندگي اينان و آزاديهاي انجام اعمالشون بگيد . اينا هم مثل دراويش ... خانقاهشون آتيش كسيده ميشه يا ..؟!

1. کدام خانقاه به آتش کشیده شده است ؟ اگر ممکن است مستند بفرمایید .

2. بزرگ ترین تجمع پیروان نورعلی الهی هشتگرد کرج است و بعد از آن در جیحون آباد ( از توابع کرمانشاه ) و بعضی مناطق دیگر به صورت پراکنده حضور دارند.

3. این گروه هم به جای نماز خواندن نیاز می دهند و مراسمی در جم خانه برگذار می کنند .

Hakim
۱۳۸۸/۰۹/۰۱, ۱۵:۵۰
اهل حق به چهار مرحله براي رسيدن به كمال باور دارند كه در مرحله اول عمل به واجبات ديني را، لازم مي دانند و از اين به مرحله شريعت ياد مي كنند، ولي در مراحل بعدي، يعني طريقت، معرفت و حقيقت است كه نيازي به عمل كردن بر واجباتي كه در اسلام آمده، و ترك كارهاي حرام، نيست.[1] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2846&urlId=699#_ftn2)
اهل حقّ يك سري رهبران اصلي دارند كه مورد قبول همة خاندانهاي آنهاست. كه عبارتند از : 1- نصير، 2- بهلول ماهي،3- شاه فضل ولي،4- باباسرهنگ، 5- شاه خوشين،6- بابا نااوس، 7- سلطان اسحق ،8- شاه ويسقلي قرمزي.[2] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2846&urlId=699#_ftn3)
همه اينها همراه با ياران و ساداتي كه براي آنان ذكر شده است، مربوط به قبل از قرن هشتم هجري مي باشند. امّا از قرن هشتم به بعد، خاندان ها و دودمان هاي ديگري به وجود آمده اند، به گونه اي كه امروزه يازده خاندان مجزّا را تشكيل مي دهند كه عبارتند از:
1- خاندان شاه ابراهيم،2- خاندان عالي قلندر،3- خاندان بابا يادگار،4- خاندان خاموش،5- خاندان مير سور،6- خاندان سيّد مصطفي (مصفّي)،7- خاندان حاجي بابو عيسي،8- خاندان ذوالنور،9- خاندان آتش بيگي،10- خاندان شاه حياس،11- خاندان بابا حيدر».[3] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2846&urlId=699#_ftn4)
فرقه اهل حق هم اكنون به دو گروه، محافظه كار و اصلاح طلب تقسيم مي شوند و اين طرز تفكر توسط سادات آنها كه متأثر از فرهنگ كشورهاي غربي بوده، وارد مذهب و آئين آنها شده است.
با توّجه به مطالب ياد شده، بايد گفت: در مورد اينكه اين فرقه در چه زماني، به وجود آمده و موسس آن چه كسي است؟ نظرات و آراء مختلفي وجود دارد. طبق نظر جيحون آبادي، نصير مؤسس و بنيان گذار فرقه اهل حق مي باشد. بعد هم ادّعا مي كند كه نصير غلام حضرت علي ـ عليه السلام ـ بوده است.[4] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2846&urlId=699#_ftn5)
و نحوه قابل جمع بودن اين نظريه با آراء ديگر اين است كه: همه آنها كه به نوعي ادّعا مي كنند كه بنيان گذار اهل حق هستند، بعد از زمان نصير بوجود آمده اند و به گسترش مكتب او پرداخته اند. امّا بيشتر رهبران و نويسندگان جديد اين فرقه زرنگي كرده، نامي از نصير نمي برند.
وجه مشترك اينها با فرقه نصيريّه هم، همان زياده روي در بالا بردن مقامات معصومين است. همچنين فرقه اهل حق مسلك و آئين خود را، آئين ياري مي نامند و اين هم وجه مشترك فرقه اهل حق با نصيريّه مي باشد؛ چرا كه معني نصير كه كلمه اي عربي است، همان ياري و كمك مي باشد. در نتيجه نصيري هاي ايران نام خود را به فارسي تبديل كرده و خود را يار و يارستان و مسلك جديد را دين ياري ناميدند.[5] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2846&urlId=699#_ftn6)

[1] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2846&urlId=699#_ftnref2). الهي، نورعلي، برهان الحق، تهران، جيحون، هشتم، 1373ه‍ ش، ص139.
[2] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2846&urlId=699#_ftnref3) . مالاميري كجوري، احمد، اهل حقّ، بيجا، سرّ مرتضي، چاپ اوّل، 1376، ص23.
[3] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2846&urlId=699#_ftnref4) . الهي، نورعلي، برهان الحق، تهران، انتشارات جيحون، چاپ هشتم، 1373ه‍ ش، ص52و56.
[4] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2846&urlId=699#_ftnref5) . جيحون آبادي، نعمت الله، شاهنامه حقيقت، تهران، جيحون، 1373ه‍ ش، ص135.
[5] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2846&urlId=699#_ftnref6) . مالاميري كجوري، احمد، اهل حق، بيجا، انتشارات مرتضي، چاپ اول، 1376، ص163.

Hakim
۱۳۸۸/۰۹/۰۱, ۱۵:۵۶
بنابراين مي توانيم بنيان گذار اين فرقه را نصير معرفي كنيم و ديگران را گسترش دهندة مكتب نصير. امّا نه آن چنان كه جيحون آبادي افسانه سرائي كرده است. زيرا تاريخ وجود چنين صحابه اي را براي حضرت علي ـ عليه السلام ـ ذكر نكرده است و نه حضرت علي به مصر سفر كرده است، نه در بين راه از قرقر بن كركر آدرس خواسته و نه گردن زده و پشيمان شده.
امّا در اواخر عصر ائمه ـ عليهم السلام ـ شخصي به نام محمد بن نصير وجود داشته است. شيخ طوسي هم در كتاب الغيبه او را از ياران اما م عسكري - عليه السلام - شمرده است و مي گويد: چون آن امام درگذشت، نصير، دعوي بابيّت و مقام محمد بن عثمان را كه از نوّاب اربعه است، كرد و از سعد بن عبدالله روايت مي كند: محمد بن نصير نميري دعوي نبوت مي كرد و مي گفت: امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ وي را بدان كار برانگيخته و او خداست. محمد بن نصير زناشوئي با محارم و نزديكي با مردان را روا مي شمرد و آن را نوعي فروتني و خدمت گذاري مي دانست و مي گفت: اين كار از شهوتراني نيك است و خداوند آن را ناروا نشمرده است.[1] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2846&urlId=699#_ftn7)
امّا اينكه در عصر حاضر رهبري اين فرقه به عهده چه كسي مي باشد؟ بايد گفت: از مطالب بالا هم روشن شد كه اين فرقه از يازده خاندان و دوده (دودمان) تشكيل شده، در نتيجه رهبري هر خاندان را رهبران و سادات آنها برعهده دارند. البته در مورد سادات فرقه اهل حق، بايد گفت: آنها نه سيد نسبي هستند و نه حسبي به اين معني كه سادات آنها سيّد واقعي و هاشمي نيستند، بلكه هر يك از بزرگ خاندان كه رهبري آنها را به عهده دارند، سيد هم محسوب مي شوند. امّا عده اي از اهل حق خودشان بعضي از بزرگان و رهبران خود را سادات حسبي و نسبي مي دانند. خصوصاً در مورد سه خاندان 1- شاه ابراهيمي و 2- خاندان آتش بيگي و 3- خاندان خاموشي.[2] (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2846&urlId=699#_ftn8)
در پايان به عنوان مثال بايد گفت: رهبري خاندان آتش بيگي الآن بر عهده سام مشعشعي است و ديگر خاندان ها هر كدام رهبران خاص خود را دارند. و رهبري خاندان شاه حياس نيز به عهده بهرام الهي فرزند نور علي الهي رئيس فرقه مكتب، مي باشد.


1. طوسي، محمدبن حسن، الغيبه، قم، موسسه معارف اسلامي، 1411ه‍ ق، ص244.
2 (http://www.andisheqom.com/Files/faq.php?level=4&id=2846&urlId=699#_ftnref8) . سلطاني، محمدعلي، خاندانهاي حقيقت در كرمانشاه، تهران، سها، چاپ دوم، 1381ه‍ ش، ص18.

hopetoallah
۱۳۸۹/۱۰/۱۸, ۲۲:۳۱
با سلام. من هيچ اطلاع مستندي از فعاليتهاي اين فرقه در حال حاضر ندارم.ولي كتابهاي آقايان الهي(نورعلي و بهرام) را مطالعه كردهام و در آثار آنها البته اشتباهاتي وجود دارد اما نه آنگونه كه بخواهيم بعضي ماركها را به آنها بزنيم خصوصا كه اين موضوع را در نظر بگيريم كه آنها در چه دوره اي زندگي ميكرده اند.
دوستان عزيزم بياييد منصفانه بيانديشيم و به سادگي با آبروي ديگران بازي نكنيم. شايد گروهي براي خراب كردن يك انسان كه سالها پيش مرده از نام او استفاده كرده و بنام مريد قصد صدمه زدن به ابروي او را داشته باشند. خواهش ميكنم در مورد قضاوت در باره ديگران عجله نكنيم و از خدا مدد بجوييم.
التماس دعا از همه ي شما را دارم.
خدايا چنان كن سرانجام كار
توخشنودباشي و ما رستگار.