PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : اگه ازدواج کنی و...



نسیم حیات
۱۳۸۸/۰۲/۰۵, ۱۰:۵۲
اگه ازدواج کنی وهمسرت اونی نباشه که تو میخواستی چیکار میکنی؟

E B R A H I M
۱۳۸۸/۰۲/۰۵, ۱۸:۰۵
سوال سختی است . اگر این اتفاق افتاد باید فرد تمام تلاش خود را برای بهبود وضعیت زندگی کند . چون جدایی عوارض زیادی دارد . البته بهبود زندگی به میزان مهارت هر دو نفر بستگی دارد .

مینیاتور
۱۳۸۸/۰۲/۰۵, ۱۸:۱۲
واقعا همیشه به این فکر میکنم که چی کار کنم...هیچ وقت نمیتونم با این کنار بیام که باید بسازم با اینکه میدونم تنها راه حله

mohamad55555
۱۳۸۸/۰۲/۰۵, ۱۸:۴۱
خوب طلاق میگیرم !

سلام خدا
۱۳۸۸/۰۲/۰۵, ۱۹:۵۵
اگه ازدواج کنی وهمسرت اونی نباشه که تو میخواستی چیکار میکنی؟

سلام. خوب منظور شما از "اونی که می خواستم" چیه؟ مگه ازدواج رو چشم و گوش بسته انجام میدن که...ضمنا انتظارات ما اگه بر منطق نباشه، باعث نارضایتی ما از کل زندگی میشه و زندگی رو حتی تلخ و غیرقابل تحمل می کنه.
یه بنده خدایی می گفت: اگه با یک مومن واقعی ازدواج کنی، حتی اگه از بعضی خصلت های اون خوشت نیاد، حداقل به یک چیز امید داری. به اینکه داری به یک بنده خوب خدا خدمت می کنی.
اگه طرف بداخلاق باشه و تو بر بدی های اون بسازی، اجر داره( البته نه در حدی صبر کنی که طرف جری بشه و از حد خودش تجاوز کنه و تو مظلوم واقع بشی بلکه در حدی که متنبه بشه). طلاق هم به نظر من آخرین راه حله. به همین خاطر عملی منفور در اسلام و ادیان دیگه به شمار میره.

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۲/۰۶, ۰۰:۲۵
خوب طلاق میگیرم !


مردها طلاق میدن
نمیگیرن

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۲/۰۶, ۰۰:۳۰
سؤالتون خیلی اجمالیه
بستگی داره چقدر و از چه جهتی با مطلوب ذهنی ما فاصله داشته باشه
البته ما که آب ازسرمون گذشته الحمدلله خیلی هم راضی هستیم

knight
۱۳۸۸/۰۲/۰۶, ۰۷:۰۲
به نام خدایی که زوج آفرید.

تلوزیون هند رو نشون میداد و گزارشگر می گفت تو هند دختر و پسر قبل از ازدواج اصلا حق ندارن همدیگه رو ببینن. حالا مگه ما هم اینطوری داریم ازدواج می کنیم که حالا بعد از ازدواج ببینیم اونی نیست که می خواستیم؟

ولی به هر حال در این مورد سعی میکنم یارو رو عوض کنم. یا خودم رو عوض کنم.

نسيم وصل
۱۳۸۸/۰۲/۱۰, ۱۱:۰۷
من تاحالا تجربه نداشتم ولي دوستان كه ازدواج كردند ازشون پرسيدم گفتند عشق قبل از ازدواج به درد نمي خوره.چون چشم وعقل را كور مي كنه.انها تاكيد داشتند كه عشق بعداز ازدواج پايدارتر و محكم تر است.از يكي از دوستاني كه در دوران مجردي به شدت عاشق يك فرد ديگري بود و دست بر قضا نتوانست بهش برسه و با يك فرد ديگري ازدواج كرده ازش پرسيدم كه همسرت و بيشتر دوست داري يا ...تنها جوابي كه بهم داد اين بود كه يك تار موي همسرم را با اون طرف عوض نمي كنم..و اونجا بود كه به ياد ايه اي از قران افتادم كه نوشته بود (مضمونش اين بود)زن ومرد از اين نترسند كه بعد از ازدواج همديگر را دوست ندارند.ما در زمان نكاح عشقي را در اين دو به وجود مي اوريم كه پايدار است(0البته اين مضمون ايه است خود ايه نيست)

ایمان اورده ام
۱۳۸۸/۰۲/۱۰, ۱۲:۴۸
قبول دارم که عاشقی گوش و چشم ادم رو می بنده اما باید ببینیم در دل چی باقی مانده.به نظر من دل و فکر هر دو با هم انسان رو هدایت می کنند.اگر دل و فکر ما خدایی باشه حتی با عاشق شدن هم ما از راه به در نمیشیم.
قبل از اینکه ازدواج کنم عاشقانه همسرم رو دوست داشتم و پیشه خودم گفتم هر بدی و خوبی داشته باشه من دوستش دارم و بدی های اونو بدی های خودم میدونم و سعی در از بین بردن بدی هاش می کنم.
بعد ازدواج هم فهمیدم بدی هایی دارند(مثل خودم که بدی دارم)
اما به کمک همدیگه و به قدرته خدایمان مشکلات رو برطرف کردیم و هنوز پاینده و عاشق هستیم.

نسیم حیات
۱۳۸۸/۰۲/۱۰, ۱۲:۵۷
عشق واقعی آن است که انسان با خودشناسی کافی بتوانداحساسات خودخواهانه شخصی را کنار بگذارد. عشق واقعی با رسیدن به درجه ای از پختگی و آرام آرام شکل می گیرد و به کمال می رسد و فرد را برای یک زندگی مشترک زناشوئی و مسئولیتهای این زندگی آماده می کند .

نسیم حیات
۱۳۸۸/۰۲/۱۰, ۱۳:۱۱
نترسیم که تغییر کنیم و فکر کنیم که حتما می توانیم تغییر بدهیم چون مردمان میخواهندرشدکنندولی نمیخواهند به زور رشد کنند. ،ولی گذشت آگاهانه و پاکسازی ذهن از تعصبات وزنگارهاوهیجانها ، نقش اساسی درشناخت تفاهم وسازندگی دارد.

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۲/۱۱, ۱۰:۳۷
من تاحالا تجربه نداشتم ولي دوستان كه ازدواج كردند ازشون پرسيدم گفتند عشق قبل از ازدواج به درد نمي خوره.چون چشم وعقل را كور مي كنه.انها تاكيد داشتند كه عشق بعداز ازدواج پايدارتر و محكم تر است.از يكي از دوستاني كه در دوران مجردي به شدت عاشق يك فرد ديگري بود و دست بر قضا نتوانست بهش برسه و با يك فرد ديگري ازدواج كرده ازش پرسيدم كه همسرت و بيشتر دوست داري يا ...تنها جوابي كه بهم داد اين بود كه يك تار موي همسرم را با اون طرف عوض نمي كنم..و اونجا بود كه به ياد ايه اي از قران افتادم كه نوشته بود (مضمونش اين بود)زن ومرد از اين نترسند كه بعد از ازدواج همديگر را دوست ندارند.ما در زمان نكاح عشقي را در اين دو به وجود مي اوريم كه پايدار است(0البته اين مضمون ايه است خود ايه نيست)
وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (21)سوره روم
و از نشانه‏هاى پروردگار اينست كه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودّت(دوستی) و رحمت(عشق-مهربانی عمیق)
قرار داد در اين نشانه‏هايى است براى گروهى كه تفكّر مى‏كنند

e001
۱۳۸۸/۰۲/۲۷, ۱۱:۰۸
خیلی هم نمیشه مطمئن بود بعد از ازدواج علاقه ایجاد میشه
باید چشم و گوش باز باشه و درست انتخاب بشه
گرچه من که نمیتونم به عشق قبل از ازدواج (قبل از شناخت کامل ) اعتماد کنم به نظر چیز مضحکیه که اولش خنده دار و بعدش گریه دار میشه

نسیم حیات
۱۳۸۸/۰۲/۲۷, ۱۴:۱۰
انتخاب همسر با «تفکر» مصلحت‌آمیزتر است، با «چشم» انتخاب نکن، که چشم‌ها با ما رو راست نیستند.

leadertime
۱۳۸۸/۰۲/۲۷, ۱۸:۲۹
انتخاب همسر با «تفکر» مصلحت‌آمیزتر است، با «چشم» انتخاب نکن، که چشم‌ها با ما رو راست نیستند.

به نظر من مطلق گرایی در این زمینه غلطه. نه عقل به تنهایی کفایت میکنه نه به قول شما چشم.
باید هردو با هم باشن. هم باید طرف مقابل رو پیش از ازدواج دوست داشت، هم با دید عقلانی به قضیه نگاه کرد.

اما در مورد سوال این نخ. خوب معلومه که هیچ وقت طرف مقابل ۱۰۰ درصد اونی نیست که ما میخوایم. باید ببینیم اختلاف ها چین و در چه حدی هستن؟ مثلا یک وقت کسی با شخصی ازدواج میکنه میفهمه همسرش وسواسیه. نمیشه گفت همیشه که انتخاب غلطی کرده. شاید خودش هم وسواسی باشه و یا اصلا مشکلی با وسواس نداشته باشه.
نمیشه کلی نظر داد. باید بررسی بشه. اگر اختلاف خیلی خیلی جدی باشه، طلاق بهترین گزینه است چون این زندگی اگر به طلاق هم منجر نشه، تبدیل به جهنم میشه.
البته در صورتی که طرفین گذشت نداشته باشن توی زندگی. کلا بنده نظرم اینه گذشت، معجزه میکنه.
اما اگر اختلاف خیلی جدی نیست، عیبی نداره. اما چرا؟ برای اینکه این دیدگاه شما نسبت به زندگیه که باعث میشه زندگیتون سعادتمند باشه یا با بدبختی همراه باشه. حتما داستان اون پادشاهه رو شنیدید که به سربازاش دستور داد پیراهن خوش بخت ترین آدم روی زمین رو براش ببرن؟ دین ما هم نظرش همینه. علت اینکه اسلام از ما میخواد شکر گذار باشیم، همینه که باعث میشه بیشتر احساس خوش بختی کنیم.
در مورد ازدواج هم همینه. اگر شخص بتونه جنبه خوب ماجرا رو ببینه، زندگی سعادتمندی رو دنبال میکنه.

D.HAMID
۱۳۸۸/۰۲/۲۷, ۲۳:۳۶
:Sham:
اگه ازدواج کنی وهمسرت اونی نباشه که تو میخواستی چیکار میکنی؟
سلام و تشکر از سئوال خوبتان
مشورت ادراک وهشیاری دهد عقل ها را مر عقل ها یاری دهد.

من با عبارت "چیکار می کنی :زیاد موافق نیستم چیکار لازم است بکنی را بهتر می دانم محور را ذهنیات و تمایلات خود قرار ندهیم؛
توضیح اینکه
ما نباید زیاد به افکار و احساسات خودمان اعتماد کنیم چون در بسیاری از مواقع با شایعات،خبرسازی ها،عقده ها ، اضطراب ، افسردگی،امیال برآورده نشده و ....تحریف می شوند در کلبه بار تجربه خود انبوی از این تحریفات را داریم.مثلا زمانی ممکن است والدین خود را مستبد بدانیم و زمانی مهربان،گاهی بر سر کسی فریاد می زنیم و سپس متوجه می شویم که او کاری نکرده بود توپ من از جایی دیگر پر بوده و....
چون کار حساس است ما باید از تصمیم عجولانه اجتناب کنیم برای ارزیابی افکار و احساسات خود از مشاور کمک بگیریم.ریشه مشکل ممکن است به امور زیر باز گردد:
:Sham:گاهی رفتار های یک طرف از زوجین تنها به عنوان اعتراض به طرف مقابل خود برمی گردد.
:Sham:گاهی مشکلات ریشه در سوءتفاهم ها دارد مثلا مرد ها اغلب ازنظر روان شناختی کلی نگر است او نمی تواند به خوبی درک کند که همسرش در پذیرایی از مهمان ها(پخت وپز و....)کارهای زیادی انجام داده بنابراین خیلی راحت ممکن است به خانمش که می گوید خسته شدم بگوید مگه کوه کنده ای و...این است که کفر زن را در می آورد .
:Sham:گاهی مشکلات ریشه در نیازهای جسمی یا روانی برآورده نشده از طرف مقابل دارد مثلا مردی که تمکین برایش بار هیجانی خاصی دارد با رد درخواستش چنین تفسیر می کند که همسرم مرا دوست ندارد .گاهی هم ممکن است خوره بدبینی به جانش بیفتد و....
:Sham: خود را عقل کل دانستن،
:Sham: میل خود را حق دانستن ،
:Sham: اعتماد صددرصد به نفر سوم مثل دوست ،مادر یا خواهر داشتن و...
:Sham:مرغ همسایه را غاز دیدن؛زیادمی شود که افراد وقتی از دور به زندگی دیگران نگاه می کنند داشته های خود را فراموش می کنند وحسرت زندگی (خیالی) دیگران را می خورند.
البته نمونه های عینی این مطالب را ما در مشاوره ها دیده ایم.
:Sham:بی انصافی،گاهی مشکل ریشه در نامردی ،بی وفایی ، رفیق نیمه راه بودن وفراموش کردن گذشته دارد مثلا مرد باسوادی که به دلیل مشکلات زندگیش عمدا حاضر شد با دختر کم سوادی ازدواج کند به محض اینکه مشکلاتش بر طرف می شود همه چیز یادش می رود و در ذهن خود او را لایق همسری وهمسّری وهمدلی و همزبانی وهمراهی خود نمی داند.

بله پس از بررسی روانشناختی اگر کفویتی در کار نبود با مهر استاندارد مشاور امین، طلاق بهترین گزینه است.

aba saleh
۱۳۸۸/۰۲/۲۸, ۰۶:۲۷
سعی می کنم تحمل کنم

نسیم حیات
۱۳۸۸/۰۲/۲۸, ۱۱:۰۲
توقعات بیجا، عصبیت‌های ناشناخته و هنجارهای بیمارگونه، گاهی از ما «عاشقی» می‌سازد غیرقابل تحمل.

کلات
۱۳۸۸/۰۴/۱۱, ۰۲:۵۴
خب نباشه
يا ميتوني تحملش كني يا نميتوني و بالعكس
اگه تونستي تحملش بكني يا نقاط اشتراكتون را زياد كنيد كه فبها در غير اين صورت يا ميتوني شرايط را عوض كني يا نميتوني يعني اگر تونستي طلاق نتونستي به خاطر ملزمات غيره ادامه زندگي با هر شرايطي.
اگر نمي تواني شرايط را عوض كني با شرايط بساز

عاشقی
۱۳۸۸/۰۴/۱۱, ۰۷:۰۳
من باهاش میسازم . چون طلاق....

یاقوت
۱۳۸۸/۰۶/۲۳, ۲۰:۲۱
من تاحالا تجربه نداشتم ولي دوستان كه ازدواج كردند ازشون پرسيدم گفتند عشق قبل از ازدواج به درد نمي خوره.چون چشم وعقل را كور مي كنه.انها تاكيد داشتند كه عشق بعداز ازدواج پايدارتر و محكم تر است.از يكي از دوستاني كه در دوران مجردي به شدت عاشق يك فرد ديگري بود و دست بر قضا نتوانست بهش برسه و با يك فرد ديگري ازدواج كرده ازش پرسيدم كه همسرت و بيشتر دوست داري يا ...تنها جوابي كه بهم داد اين بود كه يك تار موي همسرم را با اون طرف عوض نمي كنم..و اونجا بود كه به ياد ايه اي از قران افتادم كه نوشته بود (مضمونش اين بود)زن ومرد از اين نترسند كه بعد از ازدواج همديگر را دوست ندارند.ما در زمان نكاح عشقي را در اين دو به وجود مي اوريم كه پايدار است(0البته اين مضمون ايه است خود ايه نيست)
همیشه مصداق پیدا نداره البته باید قبل از ازدواج تمایل قلبی باشد نه عشق من کسانی رامی شناسم که بعد از گذشت بیش از 20 سال از زندگی مشترکشان همدیگر را دوست ندارند که هیچ از هم متنفر هستند و بزرگترها به آنها گفته بودند بعد از ازدواج به هم علاقه پیدا می کنید که این علاقه هیچ وقت به وجود نیامد دوست شما هم عاشق نبودند فقط خلعی در قلبشان بوده که می خواستند پر کنند اما بعد از ازدواج کسی که جایگاهش آنجا بوده پیدا شده:doosti:

Mostafa
۱۳۸۸/۰۶/۲۳, ۲۰:۴۴
به نظرم قیل از ازدواج عاشقی رو تجربه کنید از زندگی جدید بهتر می تونی درک وبفهمی تا ادارش کنید

maryam
۱۳۸۸/۰۶/۲۳, ۲۱:۴۲
خدامیگه و امرهم شورا بینهم.بعدش هم خودتون فکرکنید و تصمیم بگیرید و درمرحله آخر توکل به خدا

ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قرة اعین و اجعلنا للمتقین اماما

jahangardkocholo
۱۳۸۸/۰۶/۲۳, ۲۳:۱۹
سلام
خوب سوال خوبی پرسیدی.من خیلی روی این سوال فکر کردم.ببین شاید اونی که مد نظر شماست نباشه ولی انسان به راحتی میتونه خودش را با هر چیزی تطبیق بده.پس الان به نکات مثبت بیشتر تاکید داشته باش تا منفی و سعی کن خودت را با نکات مثبت زندگیت تطبیق بدی نه با همسرت.یه جوری باید تجزیه تحلیلش کنی اینو

مونس
۱۳۸۸/۰۷/۲۵, ۰۷:۴۰
من اگه با کسی ازدواج کنم که بفهمم اون کسی که فکر می کردم نیست
شاید تحملش کنم
ولی هرگز به مادر شدن فکر نخواهم کرد.
سعی می کنم نقاط اشتراک و تفاهم را با همسرم بالا ببرم
بعد
اگر مطمئن شدم می تونه پدر خوبی برای بچه ام باشه
شاید
به مادر شدن فکر کنم.

zeynab
۱۳۸۸/۰۷/۲۵, ۰۸:۴۴
اگر ما بخوایم اینجوری تصور کنیم که همیشه اون چیزی که میخوایم باید بشه همیشه مشکل خواهیم داشت... من خودم شخصا برای این امر بزرگ همیشه توکلم به خداست و وقتی به خدا توکل کردم هر چیزی که برام مقدر کرده خیره و می دونم که بهترینه و هیچ وقت ناشکری نمی کنم و پیش خودم میگم شاید میتونست بدتر از این باشه پس این بهترینه... از طرفی هم شاید نیاز باشه که خودمون رو عوض کنیم تا شرایط بهتری پیش بیاد


http://i36.tinypic.com/2i0pw5x.jpg

یاقوت
۱۳۸۸/۰۸/۲۲, ۱۷:۳۴
به نظرم قیل از ازدواج عاشقی رو تجربه کنید از زندگی جدید بهتر می تونی درک وبفهمی تا ادارش کنید
اگه طرف خودش و بیچاره نکنه تجربه خوبیه چون فهم و درک آدم از زندگی را بالا می بره و قدر شریک زندگیتو بیشتر می دونی

1408
۱۳۸۸/۰۸/۲۲, ۲۱:۰۵
اگه ازدواج کنی وهمسرت اونی نباشه که تو میخواستی چیکار میکنی؟

به ازدواج دوم فکر می کنم.

شوخی کردم.

باید قبل از ازدواج خوب دقت کنم. اینطوری همسرم تقریبا همونی از آب در میاد که می خواستم.
شایدم بهتر از اونی که می خواستم.

ولی اگه یه موقع اونی نباشه که می خواستم ، خواسته هامو بررسی می کنم.
اگه اشتباه بوده باشن ، خواسته هامو درست می کنم.
اگه درست بوده باشن ، سعی می کنم همسرم مطابق خواسته هام بشه.

mohammad taha
۱۳۸۸/۰۸/۲۲, ۲۳:۳۱
برای من مهمه که طرف مومن واقعی باشه نه اینکه هر وقت منافعش به خطر افتاد دیگه یادش بره دین چی بود! اگه دین داشته باشه پس اخلاق داره و طبق دستور دین دنبال علم اندوزی بوده پس تحصیلات داره،در مقابل مشکلات صبر داره و احترام به والدین و خانواده ی خودت و خودش،راستگویی! و... بدترین چیز برای من در امر ازدواج اینه که در مورد دین داریش اشتباه کرده باشم!و طرف ریاکار باشه؟اون موقع بدترین لحظه زندگی منه!وااااای!:dar:

parvaz
۱۳۸۸/۰۸/۲۳, ۰۸:۱۴
من اعتقاد دارم هیچ انسانی بدون دلیل سر راه انسان دیگه ای قرار نمی گیره..... چون هر چیزی میتونه پر از رمز و راز و حکمت باشه برای انسان و در این لحظه است که باید تجربه هایی را برای رشد و تکامل خود بیاموزه.گاهی این تجربه ها آسونه گاهی سخت و بستگی به نوع نگاه و جهان بینی ما داره که چطور به این قضیه نگاه کنه.توکلت عل الله...

Miss.Kind
۱۳۸۸/۰۸/۲۳, ۱۰:۴۳
بنام مهربانترينم ...
سلام
همه مسائل حل شدنيه
فقط غير ممكن غير ممكنه !
نمي گم ميشه يه ادمي رو كه چند سال با اون اخلاق
زيست كرده رو كلا عوض كنيم
و بشه اوني كه ما ميخوايم
ولي ميشه
راه حل هايي پيدا كرد كه باهم كنار بيايم
و اگر عشق تو زندگي باشه
حتما درست ميشه
چون وقتي 2 نفر عاشق هم هستن
دوس ندارن رفتاراشون باعث رنجش طرف مقابل بشه
و سعي ميكنن هم ديگه رو درك كنن
هميشه مهربان بمانيد ...
يا حق !

Miss.Kind
۱۳۸۸/۰۸/۲۴, ۱۹:۴۳
حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج
فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست؟

سیاوش عشق
۱۳۸۸/۰۸/۲۴, ۲۰:۲۷
به قول شاعر گفتنی....
کبوتر با پلیکان ،باز با غاز
چرا با این اداها می کنی ناز
کمی فکری بکن بر دستِ تنگم
تو با جیب منو تیپم کمی ساز
........
به به به به.....
....................
آقا ازدواج مال اوناست که پولشون از پارو بالاتر میره نه واسه ما که هیچ کار و زندگی جز نت اومدن نداریم
...
بد میگم؟
اگه بد میگم برو هر چی دلت میخواد به خرزو خان بگو

حقیقت
۱۳۹۱/۰۱/۱۵, ۱۸:۵۷
اگه ازدواج کنی وهمسرت اونی نباشه که تو میخواستی چیکار میکنی؟

با انقلاب مخالفم چون تمام زیر ساخت ها نابود میشه و خشک و تر با هم میسوزن

طلاق هم نوعی انقلاب به نظر من.

بالاخره از همه خصوصیت های طرف مقابل که بدمون نمیاد بلکه از بخشی از اون

سعی می کنم وضعیت رو درست کنم

اگر نشد و راهی نبود طلاق

yas135
۱۳۹۱/۰۱/۱۵, ۱۹:۰۰
مادر بزرگم خدا رحمتش کنه یه داستانی میگف که نمیگم ولی نتیجه اخلاقی داستان این بود که از محبت خارها گل می شود!