PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : بیان چند نظریه از آقای صانعی



ابو محمد
۱۳۸۸/۰۲/۲۱, ۱۷:۵۷
مصاحبه خبرنگاران مجله نيوزويك وروزنامه استرلاژو از ايالت نيوجرسى آمريكا، آقاى بابك دهقان پيشه و خانم فصيحى
بسمه تعالى

در ابتداى اين ديدار خبرنگاران حاضر در جلسه از اينكه معظم له آنان را به حضور پذيرفته، تشكر و قدردانى نموده و اجازه خواستند تا سؤالاتى را مطرح كنند، و به عنوان اولين سؤال، يكى از آنان پرسيد، اصلاحات را در قم چگونه به آن مى نگرند و نظر شما راجع به آن چيست؟
معظم له در جواب فرمودند:
اجمالاً عرض كنم كه ملت ايران حدود يكصد سال است كه به دنبال اين هستند كه افراد به حقوق خودشان برسند و قانون در جامعه آنها حاكميت پيدا كند و در اين راه تلاشهاى زيادى نموده اند و افراد زيادى نيز به شهادت رسيده اند تا بالمآل قانون حاكميت پيدا كند و اما حاكميت قانون به اين شكل است كه اگر در اين زمينه، اسلام قانون خاصى دارد، همان در مجلس تصويب مى شود، البته به صورت شكل بندى قانونى، و اما آنچه در رابطه با مردم و مصالح مردم و اداره امور و سياست كشور است، آن هم با خود مردم است كه به وسيله نمايندگانشان شكل قانونى پيدا مى كند. بنابراين، اصلاحات همان حاكميت قانون است و بايد كسانى كه با حاكميت قانون مقابله مى كنند و در برابر حركتهاى اصلاحى به انحاى گوناگون مى ايستند، بدانند كه در برابر اين حركت نمى توان ايستادگى كرد، و البته اين روندى است كه جامعه به آن نياز دارد و در برابر اين نياز هرگونه حركت مخالفى، مذموم است.
معظم له در ادامه، پيرامون برابرى حقوق زن و مرد در اسلام مطالب مبسوطى را بيان كرده و فرمودند:
بنده معتقدم كه در قوانين اسلامى هيچ بى عدالتى نسبت به حقوق انسانها نشده و اسلام در مورد زن و مرد، تبعيضى را قائل نشده و همه حقوقى را كه براى مردها قائل شده، براى زنها نيز هست، مگر در مسئله ارث، كه به رغم آنكه سهم مرد دو برابر سهم زن قرار داده شده، ولى اين قانون عين عدل است كه ما در جاى خود، به طور مفصل پيرامون آن بحث كرده ايم، و اما در مسئله طلاق كه به دست مرد است، ولى در موارد فسخ نكاح، زن و مرد مساوى هستند.
اينكه مرد هر موقع بخواهد، مى تواند طلاق بدهد، صحيح است، براى اينكه در مقابل بايد مهريه اى كه براى زن قرار داده شده را به زن بپردازد، چنانچه در مقابل اگر زن نمى خواهد با مرد زندگى كند به نظر ما اسلام در آنجا راه عادلانه دارد و مى گويد در اينجا زن مى تواند با بخشيدن مهريه به مرد، از مرد درخواست طلاق كند (طلاق خُلع) و به نظر ما واجب است كه مرد اين زن را رها كند و اگر خود مرد طلاق نداد، دادگاه او را مى خواهد و وادار به طلاق مى كند
اين نظر جديد بنده است كه با حفظ همان متدهاى معمول در حوزه هاى علميه و شيوه سلف صالح، به آن رسيده ايم.
حضرت آية الله صانعى در پايان اين ديدار و در جواب آخرين سؤال راجع به حق حضانت فرمودند:
بنده معتقدم كه حق حضانت با مادر است نه با پدر بزرگ.
http://www.saanei.org/page.php?pg=showzanan&id=11&lang=fa (http://www.saanei.org/page.php?pg=showzanan&id=11&lang=fa)

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۲/۲۱, ۱۸:۲۵
مصاحبه خبرنگار روزنامه گاردين آقاى دانيل داوس



بسمه تعالى




حضرت آية الله العظمى صانعى در ديدار با دانيل داوس خبرنگار روزنامه انگليسى گاردين در پاسخ به پرسشى در باره ديه زن و مرد در اسلام فرمودند:


آنچه در قانون نوشته شده و مطرح است با برخى از برداشتهاى بزرگان و فتاواى اهل فن مطابق است و آنچه که بنده مى گويم نظر خودم است که به عنوان يک برداشتى از اسلام ارائه مى شود. براى بنده هم بسيار مشکل بود که بپذيرم يک زن با وجودى که انسان است ارزشش از نظر خون و ديه (پول خون) با مرد فرق داشته باشد چون هر دو انسان هستند. چرا خون بهاى يک انسان نصف خون بهاى انسان ديگر باشد؟ و چرا وقتى مردى زنى را مى کشد در صورتى که صاحبان خون بخواهند قصاص کنند بايد نصف خون بها را بدهند تا بتوانند او را قصاص کنند. ولى اگر زنى مردى را بکشد او را قصاص مى کنند بدون اينکه خون بهايى به اولياء و بچه هاى زن بپردازند. و اگر اولياى زن، که کشته شده، نتوانند نصف خون بها را بدهند قاتل کشته نمى شود و صاحبان خون بايد بسوزند و بسازند. به طور کلى اين اشکالها سبب شد که ما وارد بحث ديه بشويم.






ايشان در بخش ديگرى از سخنانشان با ذکر اين نکته که " در گذشته اين اشکالها به علت ارتباطات کم و محدود و همچنين ميزان اندک آدم کشى و قتل چندان مورد توجه نبوده و به نظر بزرگان ديروز هم نمى آمده، لذا به همان برداشتهاى خودشان اکتفا کرده و نظر مى دادند" افزودند:
اما بنده وقتى به سراغ آيات و روايات رفتم برداشت و قرائتم اين شد که زن و مرد در ديه همانند هستند و هيچ تفاوتى در خون بها ندارند، و مجازات آنها مثل يکديگر است. در عين حال هم فقهايى که در گذشته آن فتوا را دادند معذور هستند و هم بنده که اين نظريه را داده ام چون اختلاف قرائت و برداشت از اصول در هر فن و علمى وجود دارد. در برداشتهاى دينى ما از قوانين هم همين اختلاف قرائت هاست. بنده معتقدم روزى خواهد آمد که همه فقها و دانشمندان شيعه همين نظريه را بگويند. و اما برادران اهل تسنن نيز در ديه قائل به نصف هستند، گرچه در باب قصاص مرد و زن را برابر مى دانند. در ضمن آنچه که بنده مى گويم به صورت قانون در نيامده و بنده نيز به قانون اشکال دارم.
اين مرجع تقليد نوانديش شيعه در پاسخ به پرسش ديگر خبرنگار در خصوص اينکه: چه قدر خوش بين هستيد که اين نظر حضرتعالى به صورت قانون در بيايد؟ اضافه کردند:
اين به شرايط ديگرى بستگى دارد يعنى بايد شخصى مثل امام خمينى (قدس) پيدا شود که فوق العاده ملا باشد و بخواهد به اسلام خدمت کند و تحت تاثير هيچ چيز هم قرار نگيرد، ولى در شرايط فعلى امکان آن نيست.
ايشان همچنين در مورد ميزان توجه طلاب جوان به ديدگاههاى جديدشان در مباحثى نظير ديه درحاليکه اين موضوع را تابعى از استعداد علمى آنها دانستند که در صورت وجود رشد و انبساط فکرى مى توانند چنين مباحثى را بپذيرند، افزودند:
توده مردم مسلمان هم قبول مى کنند اما کسانيکه طرفدار خشونت هستند استعداد فکرى ندارند. و بنده معتقدم هيچ تبعيضى در اسلام وجود ندارد و همه انسانها از نظر حقوق مساوى هستند زن و مرد، مسلمان و غير مسلمان، مشرقى و مغربى همه از نظر اسلام در حقوق مساوى هستند_ يعنى مسلمان و غير مسلمان در مجازاتشان مثل هم هستند اگر مسلمانى غير مسلمانى را بکشد آن مسلمان را به جاى غير مسلمان مى کشند _ اين گونه نيست که گفته شود چون قاتل مسلمان است مجازات نشود. خلاصه آنکه زبان و رنگ سبب تبعيض در اسلام نبوده و نيست و لذا سياه و سفيد، و. .. در حقوق برابر هستند، مسلمان و غير مسلمان همه برابر هستند.
تنها در حقوق زنان دو مورد وجود دارد که ممکن است فکر کنيم تبعيض وجود دارد، يکى مساله ارث است که از نظر بنده مسلم است که ارث فرزند پسر دو برابر فرزند دختر است ولى در عين حال تبعيض نيست چون کمتر به دختر داده نشده، بلکه اگرهم، کمتر داده شده به پسر کمتر داده شده يعنى مردها بايد شاکى باشند که تبعيض وجود دارد. توضيح اين مطلب را نيز ما قبلا به طور مفصل بيان کرده ايم.
مورد دوم مساله طلاق است که گفته مى شود اسلام طلاق را بدست مرد قرار داده و اين ظلم به زن است درحالى که آنجا هم ظلم به زن نيست، براى اينکه مرد ازدواج مى کند و مهريه به زن مى دهد، هر زمان خواست طلاق بدهد بايد مهريه را به زن بدهد و طلاق بدهد، و اينجا خلافى نيست چون مرد مهريه را مى دهد و طلاق مى گيرد.
و اما اگر زن بخواهد طلاق بگيرد، يعنى طلاق در اختيار زن باشد، دو صورت براى آن فرض مى شود، يکى اينکه زن به مرد بگويد من را طلاق بده و مهريه هم از من باشد، يعنى هم مهريه را مى خواهم و هم بايد من را طلاق بدهى، که اين صحيح نيست زيرا ظلم به مرد است، صورت دوم اين است که زن به مرد مى گويد من را طلاق بده و مهريه هم نمى خواهم، به نظر ما بر مرد واجب است که زن را طلاق بدهد، و نبايد زن را ناراحت و اذيت کند، و نمى تواند بگويد طلاق نمى دهم، و اگر گفت طلاق نمى دهم، محکمه طلاق مى دهد، در ضمن نمى تواند بگويد که بايد يک مقدار اضافه بر مهريه به من بدهى تا تو را طلاق بدهم. اين نظريه منحصر به بنده نيست بلکه در ده قرن قبل بسيارى از دانشمندان ما اين نظر را داشتند، با اين وضع در بحث طلاق هم ظلمى نشده است.
اما درصورتيکه زن مهريه را بدهد و مرد حق داشته باشد طلاق ندهد اين ظلم به زن است. بعضى ها اينگونه گفته اند، اما بنده اين نظر را قبول ندارم
http://www.saanei.org/page.php?pg=showzanan&id=9&lang=fa (http://www.saanei.org/page.php?pg=showzanan&id=9&lang=fa)

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۲/۲۱, ۱۹:۱۶
ديدار سركار خانم ملك از سازمان ملل متحد


بسمه تعالى
سركار خانم ملك از سازمان ملل متحد در تاريخ 15 / 11 / 1381 در شهر مقدّس قم با مرجع عاليقدر شيعه حضرت آية اللّه العظمى صانعى ديدار و گفتـگو كردند.
در اين ديدار معظم له ضمن آرزوى توفيق و پيشرفت و تكامل روز افزون جهان اسلام از آنچه هم اكنون بر اين مكتب انسان ساز مى گذرد، با اشاره به نيايش چهارمين پيشواى حق، حضرت زين العابدين(عليه السلام) كه فرمود: خداوندا! شنوايى و بينايى را وارثمان قرار ده، فرمودند:
سخن پيشواى معصوم(عليه السلام) اشاره بدين حقيقت است كه پيرى و كهولت هرگز باعث بى حركتى دست و پا كه ذلّت و خوارى انسان را در پى دارد نگردد و انسان پيوسته در مسير حق به تلاش خويش استمرار بخشد.
سركار خانم ملك ضمن سپاسگزارى از معظم له اجازه خواست تا به تبيين پرسشهاى خويش بپردازد كه با موافقت ايشان روبه روگرديد. سركار خانم ملك گفت :
1 ـ نخستين پرسش در پيرامون ـ هجوم گسترده اى است كه عليه اسلام پديد آمده است و ما مسلمانان پيوسته بر اين باور بوده و هستيم كه مكتب اسلام در همه اعصار، توانايى پاسخگويى به پرسشهاى گوناگون را داشته و دارد.در جهان امروز بسيارى از جوانان مسلمان پرسشهايى دارند كه نه تنها پدران و مادران آنان قادر به پاسخ آنها نيستند، بلكه با توجه به وجود مؤسسات دينى در گوشه و كنار جهان، آنان نيز پاسخگو نيستند به طور مثال بايد گفت كه اين جانب داراى فرزند دخترى هستم كه از افراد تحصيل كرده و دانشمند جامعه خويش به حساب مى آيد، ولى پرسشى را كه از بنده مى پرسد اينكه چگونه پذيرش شهادت و گواهى او در دادگاه نصف شهادت و گواهى مردى است كه از آگاهى و دانش ابتدايى نيز محروم است؟
همان گونه كه حضرت عالى مى دانيد اين پرسش و امثال آن از سوى جوانانى مطرح مى گردد كه به اسلام و هوّيت خويش عشق مى ورزند، ولى ما به عنوان يك زن مسلمان از پاسخ بدين پرسشها ناتوان و در تنگناى بدى قرار گرفته ايم، و اينجانب به عنوان كسى كه به مكتب و آرمان خويش عشق مى ورزد و به آن افتخار مى كند، دوست دارم كه فرزندانم را نيز بدان گونه كه اسلام مى خواهد تربيت نمايم ، ولى اين كار مستلزم آن است كه ما نيز بتوانيم به پرسشهاى آنان پاسخ دهيم .
در اين ديدار و گفتگو، حضرت آية اللّه العظمى صانعى پس از شنيدن پرسش سركار خانم ملك فرمودند:
اين جانب از شما و همه كسانى كه خواهان شناخت و ترويج احكام و معارف نورانى اسلام هستيد تشكّر و قدردانى مى نمايم و همان گونه كه خداوند قادر و توانا خود وعده داده است ما و همه مسلمانان تلاشـگر و حقيقت جو را كه همواره در پى ترويج اسلام و پاسخ به شبهات و پرسشهاى نوين پديد آمده در بين جوانان جوامع امروزى هستند حفظ و حراست مى نمايد. و اين خود بر اساس مكتب و ايدئولوژى و انديشه و آرمان اسلامى است كه مجاهدتى بزرگ تلّقى مى گردد .
البّته من از آگاهى كافى و لازم در مورد برخى از مشكلات و پرسشهاى جوانان دختر و پسر بلكه بزرگسالان و بالاتر از اينها كارشناسان حقوق در بين جوامع اسلامى برخوردارم كه آن نيز مى توان گفت كه مربوط به دين نيست، بلكه ارتباط مستقيم با فهم ما از دين دارد. و اصولاً مى توان گفت كه برخى از مشـكلات پديد آمده يا به طور كلّى تا كنون از سوى جوامع مختلف مطرح نشده و يا مورد توجه قرار نـگرفته است و لذا با مراجعه به كتب فقهى پيشينيان ما، پاسخى براى اين پرسشها وجود ندارد.
و شايد بتوان گفت كه برخى از بزرگان و فقيهان و پژوهشگران نامور شيعه از اوقات كافى جهت مطالعات و پاسخگويى بدين مشكلات برخوردار نبوده اند، البته نه اينكه قدرت و نيروى كافى و دانش لازم را نداشته اند، بلكه بنيان انديشه آنان بنيان انديشه هاى پيشينيان است گذشتگانى كه بر همه ما مسلمانان حق داشته و دارند .
شايان ياد آورى است كه آن فقيهان نامور بر اساس اجتهاد و استنباطى كه از ادلّه احكام شرعيّه داشته اند و دارند، نه تنها مقصّر نيستند بلكه معذورند .
و اين جانب پيوسته از خداوند سپاسگزارم كه براى دفع مشكلات و تنگناهايى كه وجود دارد، مطالعات، و آرا و ديدگاههايم موجب پديد آمدن مشكلات براى اسلام و مسلمين نشده است، و همواره در اين طريق گامهاى بلند و موفقى برداشته ام ...
پس از بيان اين مطالب، حضرت آيت اللّه العظمى صانعى به پاسخ اصل اشكال و پرسش سركار خانم پرداختند و فرمودند:
براى پرسش مذكور به دو پاسخ بسنده مى نمايم :
1 ـ شهادتى كه در جهان امروز و در محاكم قضايى مورد استناد قضات قرار مى گيرد به عنوان دليلى مستقلّ و حجّت بلامنازع نيست ، بلكه بدان به عنوان اماره و قرينه اى كه بدان اهميت و يژه اى مى دهند مى نگرند .
بنابراين، اگر ما شهادت را اماره و قرينه اى بيش ندانيم، هيچ گونه تفاوتى بين شهادت زن و مرد وجود ندارد
بنابراين، شهادت و گواهى دو مرد از ديدگاه اسلام به لحاظ اينكه اينها دو مرد هستند و لا غير، اعتمادى به آن نيست تا چه رسد كه پرسش مطرح شود كه چرا شهادت و گواهى زنان در محاكم قضايى همانند مردان مورد قبول و پذيرش قاضى قرار نمى گيرد؟...

بنابراين، آنچه از ديدگاه ما مسلّم است اينكه، بر قاضى لازم و ضرورى است كه در محاكم قضايى و به طور كلّى در حقوق اجتماعى شواهد و قرائن را گرد آورد و بر اساس آنها كه موجب حصول علم بر آن قاضى مى گردد حكم نمايد.

«شهادت وگواهى در محاكم از ديدگاه اسلام »
آنچه در بين برخى از فقها به عنوان مسئله اى نظرى وجود دارد شهادت و گواهى دو زن در برابر يك مرد در محاكم قضايى اسلام است و با توجه به اينكه اسلام دين عدالت و تساوى حقوق افراد است چگونه مى توان بر اين باور بود كه حقوق مسلّم اجتماعى افراد زنان را ناديده گرفته و بر آن تأكيد ورزد.
گرچه آيه شريفه قرآن نصّ صريحى است كه شهادت و گواهى دو زن در برابر يك مرد است، و حق نيز چنين است، ولى بايد دانست كه شهادت دو مرد عادل در محاكم و دادگاهها مورد قبول و حجّت است .

اين ديدگاه برخى از فقيهانى است كه در فقه بدان فتوا داده اند و با استناد به دلايل گوناگون از آن دفاع نموده اند.
امّا اين جانب با توجه به احترام و يژه اى كه به فقهاى بزرگ شيعه داشته و دارم، و حفظ و حراست از فقه را مرهون زحمات و تلاشهاى مستمرّ آنان مى دانم ، و احترام بنده را نسبت به آنان مضاعف و دو چندان مى نمايد ، امّا يادآورى اين نكته ضرورى به نظر مى رسد كه برداشت فقيهان از ادلّه و براهينى كه به عنوان كتاب و سنّت و عقل و اجماع وجود دارد گونا گون و آزاد است و هرگز باب اجتهاد در جهان تشيع مسدود نشده است .با تحقيق و پژوهشى كه ساليان پى در پى در فقه داشته ام اخيراً بدين نتيجه رسيدم كه هيچ گونه تفاوتى بين شهادت زن و مرد وجود ندارد ، بلكه آنچه مى تواند تساوى بين آنان را مسلّم نمايد عدالت آنهاست، كه در اين ويژگى بزرگ تفاوتى بين آنها نيست، و اصولاً اين سخن و برداشت مقتضاى اصل فقهى است كه اين جانب در كتاب شهادت بحث نموده ام

متن کامل:
http://www.saanei.org/page.php?pg=showzanan&id=6&lang=fa

5231
۱۳۸۸/۰۲/۲۲, ۱۰:۳۰
سلام دوستان

آخه این چه وضعیه؟

چرا سایت شما اجازه میده به مراجع تقلید اهانت کنند؟

کدام مرجع تقلیدی حاضر میشه بر خلاف همه مراجع فتوا بده؟

یکی منو راهنمائی کنه و بگه این سخنان همه دروغه

زت زیاد

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۲/۲۲, ۱۴:۰۵
سلام بر دوست جدید5213
ازشما که شغل خودتان را محقق معرفی فرمودید توقع نبود که اولین اظهار نظرتان در کانون اینچنین نسنجیده باشد
اولا ما به هیچ یک از مراجع عظام تقلید توهین نکردیم وامیدواریم خدا آن روز را نیاورد

ثانیا نظراتی که مطالعه فرمودید والبته چند مورد دیگر که در همین بخش ارائه نمودم نظرات آیةالله صانعی میباشد
ثالثا این سخنان دروغ نیست بلکه نظرات فقهی ایشان میباشد

برای تحقیق بیشتر میتوانید به آدرس مربوط به سایت اطلاع رسانی آیةالله صانعی مراجعه کنید
آدرس در زیرتایپیک درج شده بود ولی بازهم خدمت شما عرض میکنم
متن کامل:
http://www.saanei.org/page.php?pg=sh...n&id=6&lang=fa

درپایان از خداوند برای شما نیز عزتی مستدام درخواست مینمایم

تاری
۱۳۸۸/۰۲/۲۲, ۱۵:۳۴
همان گونه كه حضرت عالى مى دانيد اين پرسش و امثال آن از سوى جوانانى مطرح مى گردد كه به اسلام و هوّيت خويش عشق مى ورزند، ولى ما به عنوان يك زن مسلمان از پاسخ بدين پرسشها ناتوان و در تنگناى بدى قرار گرفته ايم، و اينجانب به عنوان كسى كه به مكتب و آرمان خويش عشق مى ورزد و به آن افتخار مى كند، دوست دارم كه فرزندانم را نيز بدان گونه كه اسلام مى خواهد تربيت نمايم ، ولى اين كار مستلزم آن است كه ما نيز بتوانيم به پرسشهاى آنان پاسخ دهيم .
در اين ديدار و گفتگو، حضرت آية اللّه العظمى صانعى پس از شنيدن پرسش سركار خانم ملك فرمودند:
اين جانب از شما و همه كسانى كه خواهان شناخت و ترويج احكام و معارف نورانى اسلام هستيد تشكّر و قدردانى مى نمايم و همان گونه كه خداوند قادر و توانا خود وعده داده است ما و همه مسلمانان تلاشـگر و حقيقت جو را كه همواره در پى ترويج اسلام و پاسخ به شبهات و پرسشهاى نوين پديد آمده در بين جوانان جوامع امروزى هستند حفظ و حراست مى نمايد. و اين خود بر اساس مكتب و ايدئولوژى و انديشه و آرمان اسلامى است كه مجاهدتى بزرگ تلّقى مى گردد .
البّته من از آگاهى كافى و لازم در مورد برخى از مشكلات و پرسشهاى جوانان دختر و پسر بلكه بزرگسالان و بالاتر از اينها كارشناسان حقوق در بين جوامع اسلامى برخوردارم كه آن نيز مى توان گفت كه مربوط به دين نيست، بلكه ارتباط مستقيم با فهم ما از دين دارد. و اصولاً مى توان گفت كه برخى از مشـكلات پديد آمده يا به طور كلّى تا كنون از سوى جوامع مختلف مطرح نشده و يا مورد توجه قرار نـگرفته است و لذا با مراجعه به كتب فقهى پيشينيان ما، پاسخى براى اين پرسشها وجود ندارد.
و شايد بتوان گفت كه برخى از بزرگان و فقيهان و پژوهشگران نامور شيعه از اوقات كافى جهت مطالعات و پاسخگويى بدين مشكلات برخوردار نبوده اند، البته نه اينكه قدرت و نيروى كافى و دانش لازم را نداشته اند، بلكه بنيان انديشه آنان بنيان انديشه هاى پيشينيان است گذشتگانى كه بر همه ما مسلمانان حق داشته و دارند .



یارب

با سلام و تشکر از جناب ابومحمد بابت این تاپیک

گاهی اوقات اعتراف به نبودن جواب از سوی بزرگان دین خیلی از سوالات را پاسخ می دهد و آرامشی روحانی بر دلها ساکن می سازد.

وقتی سوالی جواب ندارد رک وراست بگوییم که جواب ندارد و یا براساس اطلاعات ما بی جواب

ممنون

یاعلی

ceramic
۱۳۸۸/۰۵/۲۷, ۰۷:۴۲
نباید از نظرات مخالف بر آشفت .

مگر منشا صدور حکم در قوه ی قضائیه " علم قاضی " نیست ؟

بارها پیش آمده که قرائن حکم به چیزی می کرده و قاضی دقیقا مخالف آن رای داده چون " علم او " وی را به نتیجه ی دیگری رسانیده است .

در شان آیت الله صانعی و اجازه ی اجتهاد ایشان که بحثی نیست ( البته من مقلد ایشان نیستم ) و باید به آرای مجتهدین احترام گذاشت .

قرار نیست که همه ی مراجع را از روی هم مثل مجسمه قالب بگیرند !!!

زلزال
۱۳۸۸/۰۵/۲۷, ۰۹:۲۶
نباید از نظرات مخالف بر آشفت .
از نظرات کسی که خودش رو آیةالله العظمی میدونه و خودش اعتراف به فتوای خلاف قرآن داره چطور؟





گرچه آيه شريفه قرآن نصّ صريحى است كه شهادت و گواهى دو زن در برابر يك مرد است، و حق نيز چنين است، ولى بايد دانست كه شهادت دو مرد عادل در محاكم و دادگاهها مورد قبول و حجّت است .





اين ديدگاه برخى از فقيهانى است كه در فقه بدان فتوا داده اند و با استناد به دلايل گوناگون از آن دفاع نموده اند.

امّا اين جانب با توجه به احترام و يژه اى كه به فقهاى بزرگ شيعه داشته و دارم، و حفظ و حراست از فقه را مرهون زحمات و تلاشهاى مستمرّ آنان مى دانم ، و احترام بنده را نسبت به آنان مضاعف و دو چندان مى نمايد ، امّا يادآورى اين نكته ضرورى به نظر مى رسد كه برداشت فقيهان از ادلّه و براهينى كه به عنوان كتاب و سنّت و عقل و اجماع وجود دارد گونا گون و آزاد است و هرگز باب اجتهاد در جهان تشيع مسدود نشده است .






با تحقيق و پژوهشى كه ساليان پى در پى در فقه داشته ام اخيراً بدين نتيجه رسيدم كه هيچ گونه تفاوتى بين شهادت زن و مرد وجود ندارد ،


متن کامل:




http://www.saanei.org/page.php?pg=showzanan&id=6&lang=fa (http://www.saanei.org/page.php?pg=showzanan&id=6&lang=fa)






مگر منشا صدور حکم در قوه ی قضائیه " علم قاضی " نیست ؟
تا جایی که من میدونم نه نیست


بارها پیش آمده که قرائن حکم به چیزی می کرده و قاضی دقیقا مخالف آن رای داده چون " علم او " وی را به نتیجه ی دیگری رسانیده است .
نیاز به مدرک داره این ادعا


در شان آیت الله صانعی و اجازه ی اجتهاد ایشان که بحثی نیست
من نشنیدم کی به ایشون اجازه اجتهاد داده البته پرس و جو هم کردم بر فرض که اجازه اجتهاد داشته باشند
در رابطه با شان ایشون حرف هست
فتوای بالا و فحاشی اخیر فکر نمیکنم در شأن یک مجتهد باشه

و باید به آرای مجتهدین احترام گذاشت .
کی همچین چیزی گفته؟!چرا؟!
مگه مقام مجتهدین از ائمه بالاتر هست؟!
خود ائمه علیهم السلام فرمودند:روایات ما را بر قرآن عرضه کنید و اگر با کتاب خدا مخالفت داشت آنرا به دیوار بکوبید
البته شماهم تأیید میکنید که حرمت مجتهد اصولا پیش از آنکه به سبب مقام علمی او باشد بخاطر قدم گذاشتن در مسیر شرع و تقوا هست
وقتی از این مسیر بیرون رفت بازهم باید به او با دیده احترام بنگریم؟!!!


قرار نیست که همه ی مراجع را از روی هم مثل مجسمه قالب بگیرند !!!
ولی قرار هم نیست بعضی محدوده ها رو نادیده بگیرند چون مجتهد هستند
فحاشی و انتساب حرام زادگی به آقای احمدی نژاد ،در شأن یک آیةالله العظمی!!! هست؟
دادن نظر برخلاف صریح قرآن طبق اعتراف خودش در شأن یک آیةالله العظمی هست؟
این آقا اسلام شناسه؟ملکه عدالت در او وجود داره؟



وسرانجام دیماه 88...
شيخ يوسف صانعي از جايگاه مقدس مرجعيت ساقط شد http://www.esteghamat.ir/pic/mosavi02-880120.jpg


جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در پاسخ به پرسش جمعی از مومنان اعلام کرد آقای صانعی فاقد ملاکهای لازم برای تصدی مرجعیت است.


به گزارش " رسا" جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در پاسخ به پرسش جمعی از مومنان اعلام کرد آقای صانعی فاقد ملاکهای لازم برای تصدی مرجعیت است.

متن کامل این پرسش و پاسخ به شرح زیر است:
پرسش: بسمه تعالی
جامعه محترم مدرسین حوزه علمیه قم
سلام علیکم

مرجعیت شیعه خورشید پر فروغی است که در قرون متمادی همواره پشتیبان اسلام و خط راستین اهل بیت(علیهم السلام) بوده است. این مسئولیت خطیر همواره شایسته‌ی مردانی بوده است که واجد شرائط شرعی مذکور در روایات ائمه اطهار (علیهم السلام) باشند نظر به اهمیت این موضوع و با توجه به پرسشهای مکرّر هموطنان درباره‌ی مرجعیت آقای حاج شیخ یوسف صانعی خواهشمند است آن جامعه محترم که همواره مرجع تشخیص این موضوع بوده نظر خود را درباره‌ی مرجعیت ایشان اعلام فرمایند.
با سپاس جمعی از استادان و فضلای حوزه های‌ علمیه

پاسخ:
بسم الله الرحمن الرحیم
با توجه به پرسش‌های مکرّر مؤمنان، جامعه مدرسین حوزه‌ی علمیه قم براساس تحقیقات به عمل آمده در یک سال گذشته و پس از جلسات متعدد به این نتیجه رسیده است که ایشان فاقد ملاکهای لازم برای تصدّی مرجعیت می‌باشد.
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم







خاتمي: اكثريت اعضاي جامعه‌مدرسين موافق اطلاعيه درباره عدم مرجعيت صانعي بودند

عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم با اشاره به اطلاعيه جامعه مدرسين حوزه علميه قم در ارتباط با مرجعيت صانعي گفت: كميسيون ويژه‌اي از يك ماه قبل به بررسي فتاوا و سوابق اين شخص پرداخت و يك ماه قبل اين تصميم قطعي شد.

به گزارش خبرگزاري فارس از قم، آيت‌الله سيد احمد خاتمي عصر امروز در تجمع طلاب و فضلاي حوزه علميه قم كه با هدف تقدير از تصميم جامعه ‌مدرسين حوزه علميه قم در خصوص اعلام موضع در ارتباط با مرجعيت صانعي كه در مدرسه فيضيه برگزار شد، در سخناني اظهار داشت: من به سهم خودم شما سربازان امام زمان(عج) را پيشگام در همه حركات انقلاب اسلامي مي‌دانم.

وي با اشاره به صدور بيانيه جامعه مدرسين حوزه علميه قم در زمينه عدم تاييد صلاحيت مرجعيت صانعي ادامه داد: فرايند تصميم‌گيري در اين رابطه يك پروسه يك ساله را طي كرده است، كميسيون ويژه‌اي فتاوا و سوابق اين شخص را بررسي كرد و بعد از جمع‌بندي تصميم‌گيري قطعي يك ماه قبل انجام شد.

عضو مجلس خبرگان رهبري با اشاره به موافقت اكثريت اعضا جامعه مدرسين حوزه علميه قم با اين تصميم بيان داشت: در جلسه نخست تمام اعضا و در جلسه دوم اكثريت اعضا موافقت خود را با اين تصميم اعلام كردند.

وي گفت: ما نظام جمهوري اسلامي و انقلاب را امانت پيامبر اكرم(ص)، ائمه اطهار(ع) و شهيدان مي‌دانيم و خود را موظف مي‌دانيم كه با تمام وجود از آن محافظت كنيم.

امام جمعه موقت تهران در بخش ديگري از سخنان خود با بيان اينكه اكثريت شهداي انقلاب اسلامي از نظر صنفي به جامعه روحانيت تعلق دارند، يادآور شد: چون انقلاب اسلامي برخواسته از همين مدرسه فيضيه است بايد شهداي اين جامعه بيشتر باشد.

وي اضافه كرد: من از اجتماع غيرتي شما روحانيون عزيز تشكر كرده ولي از شما تقاضا مي‌كنم كه كمال آرامش و متانت خود را حفظ كنيد.

آيت‌الله خاتمي با بيان اينكه من سخت بر اين باورم كه دست الهي است كه اين قضايا را اداره مي‌كند، تصريح كرد: حوادث ناخواسته و گزنده يكي يكي در طول تاريخ رخ مي‌دهد، ولي شهادت امام حسين(ع) چهره از حكومت يزيد برداشته است.

وي ادامه داد: در حادثه روز عاشورا بنده شخصا در تهران بودم و ديدم كه افراد آشوبگر خيابان‌هاي مركزي را به ميدان جنگ تبديل كرده بودند ولي اين جنايات پرده از چهره منافقان برداشت و نشان داد كه امروز قصه، قصه اسلام و سيد‌الشهدا است.

عضو مجلس خبرگان رهبري با اشاره به حضور ميليوني مردم در راهپيمايي روز چهارشنبه بيان داشت: شكوهي كه مردم در راهپيمايي محكوم كردن هتك حرمت در روز عاشورا داشتند بي‌نظير بوده است و به گفته كارشناسان حضور مردم از راهپيمايي روز 22 بهمن نيز ببيشتر بوده است.

وي با بيان اينكه امروز حقانيت انقلاب اسلامي و ولايت فقيه اثبات شده است، تصريح كرد: امروز اثبات شده است كه آيت‌الله ‌العظمي خامنه‌اي شايستگي بسيار خوبي براي تصدي رهبري دارند و انتخاب سال 68 مجلس خبرگان رهبري بسيار خوب و مناسب بوده است و تنها شخصيتي كه لباس رهبري بر قامتش زيبنده است آيت‌الله خامنه‌اي هستند.


حمايت فضلاي حوزه از رد صلاحيت صانعي

طلاب و فضلاي حوزه علميه قم با امضاي طوماري، حمايت خود را از رد صلاحيت يوسف صانعي براي تصدي مرجعيت توسط جامعه مدرسين اعلام کردند.

به گزارش ايرنا، در اين طومار آمده است: از آنجا که جامعه مدرسين در اقدامي روشنگرانه به عدم صلاحيت مرجعيت آقاي يوسف صانعي به اتفاق آرا راي داده‌، ما طلاب و فضلاي حوزه علميه قم از انجام اين تکليف خطير سپاسگزاري کرده و حمايت همه جانبه خويش را از جامعه مدرسين اعلام مي‌داريم.

گفتني است جامعه مدرسين امروز اعلام کرد: با توجه به پرسش‌هاي مکرّر مؤمنان، جامعه مدرسين حوزه ‌ي علميه قم براساس تحقيقات به عمل آمده در يک سال گذشته و پس از جلسات متعدد به اين نتيجه رسيده است که ايشان (آقاي صانعي) فاقد ملاک هاي لازم براي تصدّي مرجعيت مي‌باشد.

همچنين براساس اين گزارش، اساتيد، فضلا و طلاب حوزه علميه قم امروز در بيانيه اي با عنوان " فتاواي آقاي صانعي در عيار فقاهت" که نسخه اي از آن دراختيار ايرنا قرار گرفت، آورده اند: سالياني است که شيخ يوسف صانعي فتاواي غريبي به نام مرجعيت صادرمي کند و مدعي است که اين فتاوا را با همان متد حوزوي سنتي به دست آورده است.

در اين بيانيه آمده است: ما اساتيد و فضلاي حوزه علميه قم احساس وظيفه نموديم تا نسبت به برخي از فتاواي شگفت آور ايشان اعلام موضع کنيم، چراکه آقاي صانعي مستمسک فتواي خود را ، کتاب و سنت فقه فقهاي برجسته شيعه معرفي نموده و چنان سخن مي گويد که گويي حضرت امام خميني (ره) مجوز اين گونه فتاوا را براي وي صادر کرده است!

بيانيه ادامه داده است: از اين رو ما برخي از فتاواي ضد اجماع و ناپخته ايشان را نقل و مخالفت آن را با ديدگاه فقيد سترگ شيعه مخصوصا حضرت امام خميني(ره) نشان مي دهيم و از وي مي خواهيم از شتابزدگي در فتاوا بپرهيزد و در آموخته هايش بازبيني کند و اگر حکمي را نمي داند سکوت کند که فردا در پيشگاه صاحب دين بايد پاسخ گوي ابداعات خود باشد.

در قسمتي ازاين بيانيه آمده است : به نظر مي رسد ايشان بدون توجه کافي به قواعد اصولي و فقهي و بي آنکه دغدغه رد فروع به اصول داشته باشد و بدون اشاره به ادله احکام، تنها آن چه را به گمان خود مورد نياز اجتماع مي داند در قالب احکام فقهي بيان مي کند لذا پرفتوا و کم تتبع است هر روز که مي گذرد بر فتاواي عجيب و غريبش مي افزايد که براي آشنايي خوانندگان بعضي از نظرات فقهي وي بيان مي شود.

بيانيه با اشاره به فتاواي تساوي ديه زن و مرد توسط آقاي صانعي آورده است: امام راحل (ره) وهمه فقيهان شيعه ديه زن را نصف ديه مرد مي دانند و بسياري از آن ها به اجماعي بودن اين حکم تصريح کرده اند، همچنين فقيهان همه مذاهب اهل سنت ديه زن را نصف ديه مرد مي دانند مگر چند تن انگشت شمار از اهل سنت که مخالفت آنها را بهايي نيست لذا صاحب جواهر مي گويند جملگي مسلمانان بر اين حکم اجماع دارند.

بيانيه ادامه يافته است: رد فاضل ديه ، امام خميني (ره) و همه فقيهان شيعه در صورتي قصاص مرد قاتل را در مقابل زن مقتول جايز مي دانند که اولياي زن ، فاضل (زيادي) ديه قاتل را به ورثه اش بپردازند که نصف ديه مرد است و اين حکم اجماعي است در مقابل فقيهان اهل سنت جز اندکي از آنها رد زيادي ديه را لازم نمي دانند.

در بخش ديگري از اين بيانيه آمده است: آقاي صانعي بر خلاف فقيهان شيعه و با پيروي از جمهور فقيهان اهل سنت، رد فاضل ديه لازم نمي دانند در حالي که صاحب جواهر مي گويد: روايات مستفيض و متواتر اين معنا را اثبات مي کند.

بيانيه ادامه يافته است: آقاي صانعي گفته است که مشروعيت عقد موقت و متعه في الجمله براي مواقع اضطراري همانند جنگ هاي طولاني، جزو مسلمات مذهب شيعه است و همانطور که مرقوم شده مشروعيتش براي موارد اضطرار است، مدتي بعد با صراحت مي گويد اساسا عقد موقت در اسلام براي رفع ضرورت است نه عياشي مشروع يا عدل ازدواج دائم قرار گرفتن بنابراين براي کساني که همسرشان در اختيار آنها است و مي توانند غريزه جنسي را به وسيله همسر اطفا نمايند عقد موقت مرد نسبت به زن مسلمان به نظر اين جانب محل اشکال بلکه محکوم به منع و عدم جواز است.

در ادامه بيانيه آمده است: نظر آقاي صانعي درمنوط کردن جواز ازدواج موقت به اضطرار همان ديدگاه قديمي فقيهان اهل سنت است و اساسا نخستين فردي که قيد اضطرار را دخيل در جواز متعه دانست خليقه دوم بود.

اساتيد و فضلاي حوزه علميه قم در چهارمين اشکال به فتاواي آقاي صانعي به مساله محرميت فرزند خوانده اشاره کرده و آورده اند: وقتي درباره محرميت فرزند خوانده با اطرافيان از آقاي صانعي سووال مي شود فتوا مي دهند فرزند خوانده گرچه فرزند اصلي نمي باشد ليکن چون اطلاع دادن و متوجه شدن او به فرزند خوانده بودن براي حرج و مشقت ولو روحي که معمولا چنين است ، دارد از جهت محرميت حکم فرزند اصلي را داده و همه محارم فرزند اصلي به او محرمي باشند و جزو محارمش از حيث محرميت محسوب مي شوند.

بيانيه ادامه يافته است: فقيهان شيعه تاکنون هر کجا که درباره ايجاد محرميت با فرزند خواندگي اظهار نظر کرده اند تنها به محرميت از راه رضاع يعني شير دادن و ازدواج اشاره کرده اند.

در اين بيانيه بحث ربا در قرض هاي استناجي، پاک بودن حيوان غير مذکي، تشکيک در حکم ارتداد، ارث بردن کافر از مسلمان، ازدواج مجدد بدون رضايت همسر اول اشکال دارد خلاف نظر فقيهان شيعه دانسته شده است.

حجت شرعی یا عدم حجت شرعی
مجتهد و اعلم از سه راه می توان شناخت
اول:خود انسان اهل علم باشدوبتواند مجتهد واعلم رو بشناسه
دوم:دونفر عادل از اهل علم خبر دهند به شرط اینکه دونفر عادل عالم برخلاف گفته آنها شهادت ندهد
سوم:آنچنان در میان اهل علم و محافل علمی مشهور باشه که انسان یقین پیدا کنه او اعلم هست

درهمین فقه داریم برای مرجعیت وپذیرش یک شخص دو نفر عادل عالم با مرجعیت او مخالفت نکنند
جامعه مدرسین نیز این یل ها رو داره
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
جامعه مدرسین حوزه علیمه قم بزرگترین تشکل فضلا وعلمای قم است که در فهرست اعضای 57 نفره آن نام اساتید برجسته حوزه علمیه و مراجع عظام تقلید به چشم می خورد. برخی اعضای این جامعه شامل آیات عظام وفضلایی است که در ادامه نام آنها می آید:
آیت الله محمد یزدی، آيت الله‌ سيد محمد ابطحي كاشاني، حجه الاسلام والمسلمين محمد جعفر امامي(ره)، آيت ‌الله‌ رضا استادي، آية‌ الله‌ العظمي‌ ناصر مكارم‌ شيرازي، آیت الله علی اکبر مشکینی (ره)، حجة‌ الاسلام‌ والمسلمين‌ محمد رضا آشتياني، آیت الله العظمی محمد فاضل لنکرانی (ره)، آیت الله سید محمود هاشمی شاهرودی، ‌آيت الله عبدالله جوادي آملي، ‌آيت الله ابراهيم‌ اميني، حجه الاسلام والمسلمین ابوالقاسم وافی یزدی، آیت الله علی نیری، آیت الله عبدالنبی نمازی، حجه الاسلام والمسلمین علی نکونام گلپایگانی، آیت الله سید ابوالفضل موسوی تبریزی (ره)، آیت الله سید ابوالفضل میر محمدی زرندی، آیت الله محمد مومن، حجه الاسلام والمسلمین علی مومن، حجه الاسلام والمسلمین سید مصطفی موسوی اصفهانی، آیت الله حسن ممدوحی، آیت الله مرتضی مقتدایی، آیت الله محمد هادی معرفت(ره)، آیت الله حاج شیخ حسین مظاهری، آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، آیت الله علی اکبر مسعودی خمینی، آیت الله محمد محمدی گیلانی ،آیت الله عباس محفوظی، حجه الاسلام والمسلمین صادق لاریجانی آملی، آیت الله سید جعفر کریمی، آیت الله محمد علی فیض گیلانی ،حجه‌الاسلام والمسلمين غلامرضا فياضی، حجه الاسلام و المسلمين محمد رضا فاكر، حجه الاسلام والمسلمین محمد جواد فاضل لنکرانی، حجه الاسلام والمسلمین محمود عبداللهی، آیت الله احمد صابری همدانی، آیت الله محمد علی شرعی، حجه الاسلام والمسلمين محمود رجبی، آیت الله میرزا عبدالله مسلم ملکوتی، حجه الاسلام والمسلمین عباس کعبی، حجه الاسلام والمسلمین سید محمد غروی، ‌آيت الله سيد حسن طاهری خرم آبادی، آیت الله حسین راستی‌ كاشانی، آیت ‌الله‌ ابوالقاسم‌ خزعلی، آيت الله سيد محسن خرازی، ‌حجه الاسلام والمسلمين سيد احمد خاتمی، آيت‌ الله عبدالله خائفی، حجة‌الاسلام ‌و المسلمين‌ سيد هاشم‌ حسینی بوشهری، آيت ‌ الله ‌حاج شيخ‌ محسن‌ حرم‌ پناهی (ره)، حجة‌الاسلام ‌و المسلمين‌ مهدی‌ شب‌زنده‌دار، حجه الاسلام والمسلمین سید محمد رضا مدرسی یزدی، ‌آيت الله احمد جنتی، حجة‌الاسلام‌ و المسلمين‌ محمود رضا جمشيدي، آیت الله علی ثابتی، آيت الله حسن تهراني (ره)، حجة‌ الاسلام‌ و المسلمين‌ عليرضا اعرافي، حجة‌الاسلام‌ و المسلمين‌ عليرضا اسلاميان

ابو محمد
۱۳۸۸/۱۰/۲۹, ۱۲:۳۹
وسرانجام دیماه 88...
شيخ يوسف صانعي از جايگاه مقدس مرجعيت ساقط شد http://www.esteghamat.ir/pic/mosavi02-880120.jpg



گرچه آيه شريفه قرآن نصّ صريحى است كه شهادت و گواهى دو زن در برابر يك مرد است، و حق نيز چنين است، ولى بايد دانست كه شهادت دو مرد عادل در محاكم و دادگاهها مورد قبول و حجّت است .

اين ديدگاه برخى از فقيهانى است كه در فقه بدان فتوا داده اند و با استناد به دلايل گوناگون از آن دفاع نموده اند.
امّا اين جانب با توجه به احترام و يژه اى كه به فقهاى بزرگ شيعه داشته و دارم، و حفظ و حراست از فقه را مرهون زحمات و تلاشهاى مستمرّ آنان مى دانم ، و احترام بنده را نسبت به آنان مضاعف و دو چندان مى نمايد ، امّا يادآورى اين نكته ضرورى به نظر مى رسد كه برداشت فقيهان از ادلّه و براهينى كه به عنوان كتاب و سنّت و عقل و اجماع وجود دارد گونا گون و آزاد است و هرگز باب اجتهاد در جهان تشيع مسدود نشده است .با تحقيق و پژوهشى كه ساليان پى در پى در فقه داشته ام اخيراً بدين نتيجه رسيدم كه هيچ گونه تفاوتى بين شهادت زن و مرد وجود ندارد
این هم نتیجه درافتادن با حکم قرآن!

قرارگاه
۱۳۸۸/۱۱/۰۱, ۱۰:۲۴
این هم نتیجه درافتادن با حکم قرآن!
گرچه آيه شريفه قرآن نصّ صريحى است كه شهادت و گواهى دو زن در برابر يك مرد است، و حق نيز چنين است، ولى بايد دانست كه شهادت دو مرد عادل در محاكم و دادگاهها مورد قبول و حجّت است .

اين ديدگاه برخى از فقيهانى است كه در فقه بدان فتوا داده اند و با استناد به دلايل گوناگون از آن دفاع نموده اند.
امّا اين جانب با توجه به احترام و يژه اى كه به فقهاى بزرگ شيعه داشته و دارم، و حفظ و حراست از فقه را مرهون زحمات و تلاشهاى مستمرّ آنان مى دانم ، و احترام بنده را نسبت به آنان مضاعف و دو چندان مى نمايد ، امّا يادآورى اين نكته ضرورى به نظر مى رسد كه برداشت فقيهان از ادلّه و براهينى كه به عنوان كتاب و سنّت و عقل و اجماع وجود دارد گونا گون و آزاد است و هرگز باب اجتهاد در جهان تشيع مسدود نشده است .با تحقيق و پژوهشى كه ساليان پى در پى در فقه داشته ام اخيراً بدين نتيجه رسيدم كه هيچ گونه تفاوتى بين شهادت زن و مرد وجود ندارد
وسرانجام دیماه 88...
شيخ يوسف صانعي از جايگاه مقدس مرجعيت ساقط شد
http://www.esteghamat.ir/pic/mosavi02-880120.jpg

فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ لَعنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِ وَلاَ تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىَ خَآئِنَةٍ مِّنْهُمْ إِلاَّ قَلِيلًا مِّنْهُمُ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۳﴾
پس به [سزاى] پيمان شكستنشان لعنتشان كرديم و دلهايشان را سخت گردانيديم [به طورى كه] كلمات را از مواضع خود تحريف مى‏كنند و بخشى از آنچه را بدان اندرز داده شده بودند به فراموشى سپردند و تو همواره بر خيانتى از آنان آگاه مى‏شوى مگر [شمارى] اندك از ايشان [كه خيانتكار نيستند] پس از آنان درگذر و چشم پوشى كن كه خدا نيكوكاران را دوست مى‏دارد (۱۳)



أَفَتَطْمَعُونَ أَن يُؤْمِنُواْ لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِن بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿۷۵﴾
آيا طمع داريد كه [اينان] به شما ايمان بياورند با آنكه گروهى از آنان سخنان خدا را مى‏شنيدند سپس آن را بعد از فهميدنش تحريف مى‏كردند و خودشان هم مى‏دانستند (۷۵)

Divine Love
۱۳۸۸/۱۱/۰۱, ۱۲:۳۰
ربنا لا تزع قلوبنا بعد اذ هديتنا و هب لنا من لدنك رحمه انك انت الوهاب

انتخاب
۱۳۸۸/۱۱/۰۳, ۲۰:۱۳
واکنش تند آیت‌الله مدرسی به آرای فقهی صانعی
آیت‌الله سید محمدرضا مدرسی یزدی از فقهای شورای نگهبان و از اساتید حوزه با انتقاد از سکوت نسبت به "فتاوای بدعت‏آمیز برخی از مدعیان مرجعیت" تاکید کرد که علما باید وظیفه سنگین خود را در قبال بدعت‏گذاری در دین به خوبی انجام دهند.
آیت‌الله سید محمدرضا مدرسی یزدی در جلسه درس خارج فقه و اصول پیرامون فتاوای بدعت‏آمیز برخی مدعیان مرجعیت، گفت: علمای بزرگوار با احساس وظیفه، اطلاعیه‌ای صادر کردند و برای مردم حقایقی را درباره برخی از افراد که "بدون شایستگی" خود را در منصب خطیر مرجعیت قرار داده‌اند و بر خلاف احکام مسلم اسلام و قرآن کریم فتوا می‌دهند را بازگو نمودند.
وی بدون نام بردن از شخص خاصی افزود: این شخص کسی است که در دین بدعت می‌گذارد؛ فتاوایی می‌دهد که بی‌هیچ شک و شبهه و بدون اندک تردید، بدعت در دین است و اگر این گونه فتواها بدعت نباشد، پس باید پرسید بدعت چیست؟

انتخاب
۱۳۸۸/۱۱/۰۳, ۲۰:۱۴
حتی اهل تسنن هم چنین فتاوای بدعت‏آمیزی نداده‏اند
این استاد حوزه به عنوان نمونه در مورد دیه مرد و زن، گفت: آن چه اکنون در نظر من است بیش از چهارده روایت در کتب معتبره و منابع حدیثی وجود دارد که بیان می‌کند دیه زن نصف دیه مرد است. ظهور آیه شریفه قرآن کریم هم به اعتبار تقابل "الانثی بالانثی" مؤید همین معناست و در سر تا سر تاریخ شیعه، حتی یک نفر هم، احتمال معقول خلاف آن را نداده است، چه رسد به این که قائل به تساوی دیه شده باشد. در میان فقهای اهل تسنن هم این مسأله قطعی است و فقط دو نفر که مورد اعتنای محققین نیستند و شاید حتی اسمشان را هم نشنیده باشید (یکی به نام ابن علیه و دیگری به نام اصمّ) قائل به تساوی شده‌اند.
وی با بیان اینکه بسیاری از این روایات صحیحه است و بعید نیست کسی به واسطه تعدد و کثرت روایات ادعای تواتر اجمالی کند و در مقابل، در سراسر وسائل الشیعه و نظیر آن حتی یک روایت ضعیف بر خلاف، وجود ندارد، تصریح کرد: با این وضع چگونه ممکن است شخصی با کمال بی‌پروایی و بی‌تقوایی بگوید: "عقل من نمی‌تواند قبول کند دیه زن و مرد فرق دارد واین خلاف عدالت است " اگر این چنین از احکام شرعی چشم بپوشیم و همین که به حکم عقل مثل ایشان یا به حکم کنوانسیون رفع تبعیض، خلاف عدالت باشد پس دیگر چه نیازی به قرآن و روایات معصومین داریم؟ آیا واقعاً با این حساب، اگر این شخص، اهل بدعت نباشد، پس چه کسی اهل بدعت است؟

انتخاب
۱۳۸۸/۱۱/۰۳, ۲۰:۱۷
اگر اینگونه باشد به معاویه هم اشکالی وارد نیست
آیت‌الله مدرسی یزدی خاطر نشان کرد: حساب شخص کافر مشخص است، کسی که ادّعای اسلام و تشیع دارد، چگونه می‌تواند چنین حرفی را به اسلام نسبت دهد و به عنوان فتوا بیان کند "آلله اذن لکم ام علی الله تفترون " "آیا خداوند به شما اذن داد یا بر خداوند دروغ می‌بندید " اگر این شخص اهل بدعت نباشد، پس اهل بدعت به چه کسی گفته می‌شود؟ واژه بدعت در کجا صدق می‌کند و اگر بگوید: اجتهاد کرده‌ام، می‌گوئیم: مگر هر چیزی اجتهاد بر می‌دارد؟ مثلاً اگر کسی بگوید نماز صبح سه رکعت است، یا ادعا کند اصلاً نماز صبح واجب نیست، آیا می‌توان چنین فتوایی را از او پذیرفت؟ آیا در این‌گونه موارد اجتهاد جایز است؟ این نظیر حرف بعض اهل خلاف است که می‌گویند معاویه که با حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام محاربه کرد به خاطر این بود که اجتهاد کرد و در اجتهادش خطا و اشتباه کرد.
این استاد حوزه افزود: لذا اشکالی به معاویه وارد نیست و نباید او را سرزنش کرد، اگر همه مسائل مشمول اجتهاد و خطا باشد، پس بدعت کجاست؟ چه ملاکی برای تشخیص بدعت وجود دارد؟ حتی اگر مرتکب عمل فرضاً خود نفهمد بدعت‏گذار است، آیا وظیفه ما در اظهار برائت و معرّفی مبدع ساقط می‌شود، مثل این مسأله مگر اجتهاد بر می‌دارد، آیا در بدعت‏آمیز بودن چنین فتوایی جای شک و شبهه است؟ پس باید در مقابل این بدعت آشکار اعتراض کرد.
عضو فقهای شورای نگهبان به دو روایت از حضرت رسول اکرم اشاره کرد و اظهار داشت: کسانی که در قضیه سکوت می‌کنند و حرف نمی‌زنند و می‌توانند، آیا مصداق این روایت نمی‌شوند که پیامبر خدا صلی‏الله علیه و آله فرمودند: "اذا ظهرت البدع فی امّتی فلیظهر العالم علمه فمن لم یفعل فعلیه لعنه الله".
آیت‌الله مدرسی یزدی اضافه کرد: در روایت صحیحه دیگری از پیامبر (ص) وارد شده است: "اذا رأیتم اهل الریب و البدع من بعدی فأظهروا البرائه منهم و اکثروا من سبهّم و القول فیهم و الوقعیه و باهتوهم کیلا یطمعوا فی الفساد فی الاسلام و یحذرهم الناس و لا یتعلّمون من بدعهِم یکتب الله لکم بذلک الحسنات و یرفع لکم به الدرجّات فی الاخره ". هرگاه بعد از من اهل شک و بدعت را دیدید، نفرت و انزجار از آن‌ها را نمایان کنید و سب آنها و حرف و طعن در مورد آنها را زیاد کنید. با آنها این طور معامله کنید تا به فساد در اسلام طمع نکنند و مردم از آنها پرهیز کنند و از بدعت‌های آنان چیزی نیاموزند ... " واین مورد کاملاً استثنایی است که به واسطه بزرگی خطرِ گناه، دارای حکم فوق العاده و از عمومات به تخصیص خارج شده است.

انتخاب
۱۳۸۸/۱۱/۰۳, ۲۰:۲۰
چگونه در برابر تعرض به احکام الهی سکوت کنیم؟
وی خاطر نشان کرد: آیا ما خود را سرباز امام زمان (ع) فرجه بدانیم و در حوزه آن حضرت باشیم و ببینیم این چنین به احکام الهی تعرض شود و باز سکوت کنیم؟ چگونه ساکت باشیم و ببینیم فتوا بدهند و به آن افتخار هم بکنند که: فرزند خوانده محرم می‌شود، و وقتی محرم شد و پدر و مادر جعلی حکم پدر و مادر حقیقی یافتند قهراً ارث هم می‌برد و تمام احکام فرزندی هم بر آن مترتب می‌شود. علاوه بر آن چه رسماً در سایت‌های مربوط به آن‌ها آمده و به عنوان جواب استفتا نقل شده است شخصی نقل کرد که با دفتر پاسخگویی او تماس گرفته شد، گفتند: "اگر فرزند خوانده فقط مدتی در منزل انسان بماند، همین حکم جاری می‌شود " در سایت این گونه اعمال را نیکی و احسان به دیگران و مستحب دانسته است، ما ندیدیم حتی اهل قیاس و استحسان هم چنین فتوایی داده باشند، چگونه می‌توانید به خودتان جرأت و جسارت بدهید که با قرآن کریم ـ آن هم نه یک آیه بلکه چندین آیه قرآن ـ در افتید و بر خلاف این تعداد آیات قرآن فتوا بدهید.
عضو فقهای شورای نگهبان تاکید کرد: مگر قرآن نفرمود: " و ما جعل ادعیائکم ابنائکم ذلکم قولکم بافواهکم " "و فرزند خواندگانتان را فرزندانتان نساخت. " تا آن که می‌فرماید: "ادعوهم لآبائهم " "فرزند خوانده‌های خودتان را با اسم پدران اصلی‌شان بخوانید... " و در آیه مربوط به اظهار هم فرمود: "ان امّهاتهم الاّ اللائی ولدنهم " المجادله، آیه2 یعنی مادران آن‌ها نیستند مگر زنانی که آن‌ها را زائیده‌اند.
آیت‌الله مدرسی یزدی با اشاره به قضیه "زید بن حارثه " فرزند خوانده پیامبر (ص) تصریح کرد: "زید بن حارثه " مدت‌ها بود که فرزند خوانده آن حضرت بود تا جایی که مردم گفتند زید بن محمد (ص) و بعد آیه نازل شد که چنین نگوئید؛ بلکه "ادعوهم لآبائهم " یعنی پسر خواندگان را به پدرانشان بخوانید. علاوه بر آن، بعد از طلاق، پیامبر (ص) با همسر سابق زید ازدواج کرد تا معلوم شود که "فرزند خوانده " فرزند نیست، و با زن "فرزند خوانده " می‌توان ازدواج کرد. مگر قرآن کریم نفرمود: "و لا یبدین زینتهتنّ الاّ لبعولتهنّ أو آبائهنّ و آباء بعولتهنّ أو ابنائهنّ او... " وقتی مطابق این آیه کریمه، زن نمی‌تواند زینتش را به "فرزند خوانده " آشکارا نشان بدهد ـ چون داخل در مستثنی منه است ـ پس چگونه "فرزند خوانده " محرم شود.
این استاد حوزه با اشاره به اینکه باز مگر قرآن کریم آمده: "یوصیکم الله فی اولادکم للذکر مثل حظّ الا نثیین " پس بر چه اساس فتوایی بدهند که در نتیجه آن، "فرزند خوانده " هم از نا پدری و نا مادری و... قهراً ارث ببرد؟ در حالی که ارث، مال اولاد و کسانی است که قرآن و سنّت از آن‌ها نام برده است. به علاوه، نه تنها فتوای مذکور خلاف آیات فوق است؛ بلکه خلاف حکم شرعی مسلّم حرمت غصب است؛ زیرا در صورتی که "فرزند خوانده " بر اثر انتساب به غیرِ والدینش ارث ببرد، باید از سهم سایر ورّاث کم شود تا سهمی هم ظالمانه به فرزند خوانده برسد.
وی افزود: عجیب است که برای چنین فتوایی که تا این حد مخالف با قرآن کریم و منافی با شرع است هیچ استدلالی هم ارائه نکرده، جز تمسّک به قاعده حرج، می‌گوید دلیل و مستند این فتوا رفع حرج است. چه حرجی در اینجا وجود دارد؟ خوب، اگر واقعاً حضور فرزند خوانده، این قدر برای کسی موجب حرج باشد، چه حق شرعی دارد با علم به گرفتار شدن به گناه اقدام به چنین عملی کند؟ شما می‌دانید حتی "اضطرار به گناه به واسطه سوء انتخاب " رافع استحقاق عقاب نیست، چه رسد به حرج خیالی، بعد از آن که حکم فعلیت پیدا کرد، اضطرار به گناه و امثال آن که به واسطه سوء اختیار حاصل شود، غیر از تغییر موضوع است.
آیت‌الله مدرسی یزدی در ادامه تصریح کرد: چنین کسی می‌تواند دنبال آوردن "فرزند خوانده " نرود و فرزند خوانده نیاورد. اصلاً چه اشکالی دارد که واقعیت قضیه را برای فرزند خوانده بازگو کند؟ مگر چه اتّفاق ناگواری می‌افتد؟ مگر حکم خداوند در "فرزند خوانده " برای خود پیامبر اکرم (ص) طبق معیار شما حرجی نبود؟ چگونه در طول قرنها بسیاری از مسلمانان از فرزند خوانده نگهداری می‌کردند و حرج در کار نبود و احساس حرج نکردند و هیچ فقیهی برای رفع حرج چنین فتوایی نداد، وقتی در جواب استفتاء این گونه اعمال را احسان و مستحب می‌داند انسان به یاد آن کس می‌افتد که دزدی می‌کرد و آن را صدقه می‌داد که ثواب ببرد، مگر با فعل حرام می‌توان تحصیل ثواب کرد؟ با قاعده حرج ـ اگر واقعاً حرج در کار باشد و راه برون رفت نداشته باشد.
وی گفت: نهایت چیزی که می‌توانید ادعا کنید این است که در مواردی که حرج هست، فقط به مقداری که رفع حرج شود حکم برداشته می‌شود. اگر به زعم شما اعلام فرزند خواندگی موجب حرجی شود که چندین حکم مسلّم قرآنی را بردارد، دیگر به راحتی هرکس به این اندازه احساس حرج کرد می‌تواند از حلال و حرام خداوند حتی با چنین درجه از اهمّیت چشم پوشی کند.

انتخاب
۱۳۸۸/۱۱/۰۳, ۲۰:۲۱
حرمت ربا از مسلّمات است
عضو فقهای شورای نگهبان گفت: در مورد ربا، قرآن کریم می‌فرماید: " و ذروا ما بقی من الربا " رها کنید آن چه از ربا باقی مانده است و نیز می‌فرماید: "احل الله البیع و حرم الربا " یعنی خدای متعال بیع و خرید و فروش را حلال فرمود و ربا را حرام نمود. و... چطور جرأت می‌کنید بگویید: "ربا مطلقا حرام نیست؛ بلکه فقط آن نوع ربایی حرام است که مربوط به قرض هزینه‌ای و مصرفی باشد، ولی اگر برای سرمایه‏گذاری قرض گرفته باشد ربا حرام نیست " حرمت ربا از مسلّمات است و ـ غیر از مثل استثناء در مورد والد و ولد و...ـ هیچ کس در عالم تشیع و فقه سراغ نداریم که ربا را در سرمایه گذاری حرام ندانسته باشد. شما به چه دلیل فقهی آیه قرآن و روایات را تقیید می‌کنید؟ همین که اقتصاد غرب بر پایه رباست و یکی در مصر این اشتباه را کرده، باید ما مفتون شویم؟

انتخاب
۱۳۸۸/۱۱/۰۳, ۲۰:۲۳
پیامبر (ص) فرمود که خداوند به صاحب بدعت توفیق توبه نمی‌دهد
استاد حوزه علمیه قم خاطر نشان کرد: نظیر این‏ها، ده‏ها نظریه که جهات مختلف انحرافی دارد در مراتب کمتر یا بیشتر، خیلی مواظبت شرط است؛ صاحب مستدرک (ج 12ص106) می‌گوید: راوندی به سند صحیح از پیامبر (ص) نقل می‌کند: خداوند به صاحب بدعت توفیق توبه نمی‌دهد، چون در قلب او محبت بدعت جای گرفته است.

انتخاب
۱۳۸۸/۱۱/۰۳, ۲۰:۲۴
بدعت‏گذار باید به مردم معرفی شود
آیت‌الله مدرسی یزدی تصریح کرد: متأسفانه با سکوت آقایان، کسانی این گونه خودشان را مرجع می‌خوانند و از سوی انگلیس، آمریکا و منحرفین مورد حمایت رسمی یا غیر رسمی قرار می‌گیرند و بعد هم که آن‌ها را حسابی بالا بردند می‌گویند: مقام مرجعیت نباید ضربه ببیند، آخر کدام مرجعیت؟ این چه مرجعی است؟ آیا معنای مرجعیت با بدعت گذاری در دین و نادیده گرفتن دستورات و احکام قرآن کریم تفاوت ندارد؟ آیا طبق روایت پیامبر اکرم (ص) نباید از مثل چنین افرادی اظهار برائت شود؟ بدعت‏گذار باید به مردم معرفی شود و نباید اجازه داد هر کاری که بخواهند، انجام دهند. شگفتا که برخی گفتند: "این روش بر خورد، سابقه نداشته است " این چه سخنی است؟ سیره ائمه (ع) همین بوده است. آنچه درباره "مغیرة بن سعید "، "ابی الخطاب "، "شلمغانی " و... از ائمه (ع) وارد شده، نزدیک به همین باب است. با رجوع به کتب رجال و تراجم حتی نسبت به زمان‌های بسیار نزدیک احساس چنین مسئولیتی را در علماء ربانی خواهید یافت.

زلزال
۱۳۸۸/۱۱/۰۳, ۲۰:۳۶
سلام
حکم بدعت دردین چیه؟
کی میدونه؟:Gig:

انتخاب
۱۳۸۸/۱۱/۰۳, ۲۰:۴۰
سلام
حکم بدعت دردین چیه؟
کی میدونه؟http://www.askquran.ir/images/smilies/smilies/gig.gif

علیک سلام
فکر میکنم بهتره یکنفر زحمت بکشه از دفتر آقای صانعی استفتاء کنه.

ستايشگر
۱۳۸۸/۱۱/۰۳, ۲۳:۲۴
علیک سلام
فکر میکنم بهتره یکنفر زحمت بکشه از دفتر آقای صانعی استفتاء کنه.

به نام خدا.

اگر ایشون بگویند که حلال است و اشکال ندارد. شما قبول میکنید یا اینکه تو همین تاپیک یا در تاپیک دیگه ای به مسخره کردن شخصی می پردازید که تنها گناهش اینه که از یک جریان سیاسی حمایت کرده؟

منظور من از زدن این پست این بود که یاد آوری بکنم : هیچ کس مصون از خطا و اشتباه نیست. آیت الله صانعی هم یک انسانه و امکان اشتباه کردنش هست. شما نباید اینجوری سعی کنید یکی رو با اشتباهاتش خورد کنید. (حداقل احترام به این بگذارید که ایشون چندین کتاب بیشتر از شما خوانده اند)

raji14
۱۳۸۸/۱۱/۰۴, ۱۰:۰۹
به نام خدا.

اگر ایشون بگویند که حلال است و اشکال ندارد. شما قبول میکنید یا اینکه تو همین تاپیک یا در تاپیک دیگه ای به مسخره کردن شخصی می پردازید که تنها گناهش اینه که از یک جریان سیاسی حمایت کرده؟

منظور من از زدن این پست این بود که یاد آوری بکنم : هیچ کس مصون از خطا و اشتباه نیست. آیت الله صانعی هم یک انسانه و امکان اشتباه کردنش هست. شما نباید اینجوری سعی کنید یکی رو با اشتباهاتش خورد کنید. (حداقل احترام به این بگذارید که ایشون چندین کتاب بیشتر از شما خوانده اند)
به نام خدا
ایشون با نسبت حرامزادگی که به یک مسلمان داده از عدالت افتاده و علاوه بر اینکه شرط مرجعیت رو از دست داده باید حد قذف بر ایشون جاری بشه.

این یک اشتباه نیست بلکه یک گناه کبیره است. برای هیچ مسلمانی جایز نیست چه رسد به ...

انتخاب
۱۳۸۸/۱۱/۰۴, ۱۴:۳۳
سلام علیکم


اگر ایشون بگویند که حلال است و اشکال ندارد. شما قبول میکنید
ما دیگه اصولا هیچ نظر فقهی از ایشون برامون حجیت نداره.


یا اینکه تو همین تاپیک یا در تاپیک دیگه ای به مسخره کردن شخصی می پردازید که ....
مسخره نمیکنیم.
داریم فتاوای ایشون رو بررسی میکنیم.
اگر این فتاوا مسخره هست تقصیر ما چیه؟!!


تنها گناهش اینه که از یک جریان سیاسی حمایت کرده؟

تنها گناه!!!!
اصلا کار به موضع سیاسی ایشون نداریم
بخاطر همین حمایت از جریان سیاسی هست که ایشون فتاوای خلاف صریح قرآن میده؟!!
ایشون در برخی موارد ربا را حلال اعلام کردند!!!
ولی قرآن چی میگه؟
ببینید:
الَّذينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلاَّ كَما يَقُومُ الَّذي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى‏ فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَ مَنْ عادَ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ بقره275
آنان كه ربا مى‏خورند، در قيامت چون كسانى از قبر برمى‏خيزند كه به افسون شيطان ديوانه شده باشند. و اين به كيفر آن است كه گفتند: ربا نيز چون معامله است. در حالى كه خدا معامله را حلال و ربا را حرام كرده است. هر كس كه موعظه خدا به او رسيد و از رباخوارى باز ايستاد، خدا از گناهان پيشين او درگذرد و كارش به خدا واگذار مى‏شود. و آنان كه بدان كار بازگردند، اهل جهنّمند و جاودانه در آن خواهند بود

همچنین ایشون در باره شهادت و گواهی دو زن دربرابر یک مرد خودشون گفتن که گرچه صریح آیۀ قرآن چنین است ولی من اخیرا به این نتیجه رسیدم که هیچ تفاوتی دراین زمینه بین زن و مرد نیست!!!
پست شمارۀ3همین تاپیک رو ببینید.
آیۀ قرآن هم ببینید
ِ وَ اسْتَشْهِدُوا شَهيدَيْنِ مِنْ رِجالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ بقره282
و دو شاهد مرد به شهادت گيريد. اگر دو مرد نبود، يك مرد و دو زن

این فتاوای خلاف قرآن و بدعت گذاریها چه ربطی به سیاست داره؟!!!
اگر هم ربط داره خود آقای صانعی باید بیان توضیح بدن که چه ربطی داره.

انتخاب
۱۳۸۸/۱۱/۰۴, ۱۴:۳۴
از ائمه علیهم السلام روایت شده که اگر روایتی از ما برای شما نقل کردند آنرا برقرآن عرضه کنید اگر مطابقت نداشت آنرا به دیوار بکوبید.
روایت ائمه قداست بیشتری دارد یا فتوای مجتهدین؟
چرا شما همه چیز را سیاسی میبینید؟
برفرض هم که سیاسی ببینید آیا در عالم سیاست باید به یکدیگر نسبت حرامزادگی بدهند؟!!!
آیا درشآن یک مرجع تقلید و یا مجتهد هست که فحاشی کند و نسبتهای ناروا به دیگران بدهد؟
آیا برای آبرو و شأن مرجعیت هم که شده نباید این آدم را کنار گذاشت؟
آیا اگر یک کارمند درمحل کار و اداره با زیر پوش بنشیند و سیگار هم بکشد اورا بخاطر عدم رعایت شؤون کارمندی تنبیه نمیکنند؟
نه عزیزمن ما سیاسی نمیبینیم بلکه شما سیاسی حمایت میکنید آنهم فقط بخاطر اینکه این آقا از یک جریان خاص حمایت میکند.

خودشکن آیینه شکستن خطاست



منظور من از زدن این پست این بود که یاد آوری بکنم : هیچ کس مصون از خطا و اشتباه نیست. آیت الله صانعی هم یک انسانه و امکان اشتباه کردنش هست.
بله درسته
اما...
اشتباه داریم تا اشتباه.
یک معمار اگر در نقشه یک ساختمان اشتباه کند ساختمان فروخواهد ریخت.
یک خلبان اگر اشتباه کند هواپیما سقوط خواهد کرد.
یک مجتهد هم اگر اشتباه به این فاحشی بکند بدعت گذار خواهد شد.


(حداقل احترام به این بگذارید که ایشون چندین کتاب بیشتر از شما خوانده اند)
بخاطر همین کتابهایی که بیشتر ازما خوندن فتوای برخلاف قرآن دادن؟!!!
مگر بقیه مراجع کتاب نخوندن و بیسواد بودند؟
شما فکر میکنید چون همفکر ما نیستند ما ناراحتیم ؟!!
نه ابداً اینگونه نیست.
همفکری با ما اهمیتی دراین زمینه ندارد بلکه ملاک قرآن است.
حتی برای روایات ائمه.
میدانید اگر یک روایتی از امام معصوم به ما رسیده باشد که سند آن هم اشکالی نداشته باشند چه باید کرد.
اینگونه روایات حمل بر تقیه میشوند و براساس آنها فتوا داده نمیشود و کنار گذاشته میشود.
اما برای این فتاوا چه توجیهی وجود دارد وقتی که صاحب فتوا زنده هست و خود اقرار دارد که به نتیجه ای برخلاف قرآن رسیده؟!!!

اصلا مگه خود آقای صانعی چقدر برای نظر و علم دیگران اهمیت قائل هست؟!!
پست شمارۀ دو (http://www.askquran.ir/showpost.php?p=135517&postcount=2) را بخوانید ببینید نظر ایشان دربارۀ مخالفین این به اصطلاح فتاوا چیست!!!

ايشان در بخش ديگرى از سخنانشان با ذکر اين نکته که " در گذشته اين اشکالها به علت ارتباطات کم و محدود و همچنين ميزان اندک آدم کشى و قتل چندان مورد توجه نبوده و به نظر بزرگان ديروز هم نمى آمده، لذا به همان برداشتهاى خودشان اکتفا کرده و نظر مى دادند" .... در عين حال هم فقهايى که در گذشته آن فتوا را دادند معذور هستند
این از همه علما از ابتدا تا کنون که این مواردی که به ذهن این نابغۀ اعصار رسیده به ذهن آنها نرسیده بوده.چرا؟چون ارتباطاتشان محدود بوده و به همان نظریات خودشان اکتفا میفرموده اند!!!
آخر توجیه بود انصافاً

ايشان همچنين در مورد ميزان توجه طلاب جوان به ديدگاههاى جديدشان در مباحثى نظير ديه درحاليکه اين موضوع را تابعى از استعداد علمى آنها دانستند که در صورت وجود رشد و انبساط فکرى مى توانند چنين مباحثى را بپذيرند، افزودند: توده مردم مسلمان هم قبول مى کنند اما کسانيکه طرفدار خشونت هستند استعداد فکرى ندارند.
اینهم از معاصرین که استعداد فکری ندارند و طرفدار خشونتند!!
آخرشه دیگه.

انتخاب
۱۳۸۸/۱۱/۰۴, ۱۴:۳۵
بقول آیةالله مدرسی:
چگونه در برابر تعرض به احکام الهی سکوت کنیم؟

زلزال
۱۳۸۸/۱۱/۰۴, ۱۴:۳۹
بابا جون من فقط میخواستم بدونم حکم بدعت دردین چیه.
در بدعت بودن برخی از این نظریات که شکی نیست.
کوتاه بیاید ...
چرا آخه؟!!

ابو محمد
۱۳۸۸/۱۱/۰۴, ۱۴:۴۴
دوستان گرانقدر
قصد ما ازاین تاپیک فقط بیان و بررسی علمی چندتا از نظرات فقهی آیةالله صانعی بود.
لطفا بدون پرداختن به مسائل سیاسی و حاشیه ای اگر مطلبی دراینباره دارید ما رو بی بهره نگذارید.
با سپاس:Rose:

محب الشیعه
۱۳۸۸/۱۱/۰۴, ۱۹:۱۷
اللهم اشغل الظالمین بالظالمین

ابو محمد
۱۳۸۸/۱۱/۰۴, ۲۳:۴۸
اللهم اشغل الظالمین بالظالمین



وَاجعَلنا سالِمینَ غانِمین

بهلول2
۱۳۸۸/۱۱/۰۵, ۰۶:۴۶
سلام :
خیلی روشن و واضح بگویم اگر چنانچه جلوی اینگونه افراد بطور محکم بدون ملاحظه نایستیم سید باب دیگری علم خواهد شد عده ای نا اگاه و فقط به صرف ظاهر فریبنده دنبال ایشان راه خواهند افتاد و خدا میداند اینگونه انحراف از نص صریح قرآن چه عواقب وخیمی بدنبال خواهد داشت !


وَ اسْتَشْهِدُوا شَهيدَيْنِ مِنْ رِجالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ بقره282
و دو شاهد مرد به شهادت گيريد. اگر دو مرد نبود، يك مرد و دو زن

دقت فرمایید میفرماید بجای دو مرد یک مرد و دو زن حتی نمیگوید چهار زن این نص صریح قرآن است چه خوشمان بیاید چه نیاید ملزم به اجرای بدون چون چرای آن هستیم .

زلزال
۱۳۸۸/۱۱/۱۱, ۱۴:۲۴
ااااااااااا...................روز روشن ودروغ!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! واقعا" که:Gig:
من الان متوجه نشدم که منظورتون از دروغ چی بوده.:Gig:
کی و کجا دروغ گفته؟!:Motehayer:
بگید ماهم بدونیم:Ealam:

زلزال
۱۳۸۹/۰۴/۱۱, ۲۳:۱۱
اینکه مواضع انسان در طول زمان تکامل پیدا کند امری غیر طبیعی نیست ولی اینکه انسان با گذشت چند سال از یک دوره، مواضعی صد در صد مخالف مواضع قبلی خود اتخاذ کند و همچنان هم مدعی باشد که در همان خط سابق قرار دارد، جای تأمل و تعجب دارد. آقای یوسف صانعی که در سال 62 دادستان کل کشور بوده، در مراسم شهدای هفت تیر مردم و مسئولان را از چیزهایی برحذر می دارد که خود اکنون متهم به انجام آن هاست.
وی در سخنانی که در روزنامه جمهوری اسلامی(6 تیر 1362، صفحه 12) هم منتشر شد، تاکید کرد:

اگر یک روزی آمریکا از ما تعریف کند بدانید آن روز، روز مصیبت ماست. اگر روزی از مسئولین ما دفاع کند روز شکست انقلاب است.
«یکی از مسائل اساسی در اسلام، مسئله دوستی و مودت و تولّاست و در کنارش دشمنی و تبرّا می باشد؛ یعنی یک انسان تربیت شده مکتب اسلام نمی شود از عشق و علاقه و محبت معیّن شده خالی باشد، همین طور نمی شود از دشمنی هم خالی باشد. انسان مسلمان به خدایش عشق می ورزد و در قرآن می گوید ای رسول گرامی باور مکن کسی مؤمن به خدا و پیغمبر باشد اما دشمن اسلام و قرآن را دوست بدارد؛ او دروغ می گوید و خود را فریب می دهد.
... تمام ابر قدرت ها و رسانه های آنها و سازمان ها و محافل که دم از حقوق بشر می زنند، علیه ما سخن می گویند و باید چنین باشد. شرق و غرب علیه ما حرف می زنند و باید حرف بزنند. اگر یک روزی آمریکا از ما تعریف کند بدانید آن روز، روز مصیبت ماست. اگر روزی از مسئولین ما دفاع کند روز شکست انقلاب است.
... ما به عنوان ملت شهید پرور موظفیم الگو باشیم و همیشه به نحوی تلاش کنیم که جباران به ما بد بگویند و ملت های محروم به ما اظهار علاقه کنند و مسئولین ما باید طوری عمل کنند که شرق و غرب بد بگویند. اگر روزی تعریف کردند ما ضربه خوردیم. ملت ما هم باید مسئولین را دوست بدارند و مورد علاقه ایشان باشند ... مردم نباید پشت سر مسئولین غیبت کنند. اگر کنترل زبان از دست من و تو گرفته شد امروز به این مسئول بد می گوییم و فردا به مسئول دیگر و همینطور ادامه می یابد و به یک ضدانقلاب تبدیل می شویم و همه خدمات انقلاب را از یاد می بریم.
... نکندامروز که آرامش داریم و مسئولین که امروز امنیت دارند، آن پدر و مادرهای ضد انقلاب از مسئولین سراغ آزادی فرزندانشان را بگیرند که هرگاه سراغ این مسائل رفتیم، سراغ قتلگاه حزب برویم [و با دیدن نمونه جنایات آنها، تصمیم به آزادی آنها نگیریم]. اینها توبه کنندگان نیستند، می آیند بیرون افعی می شوند. مسئولین مملکت و ملت یک وقت تحت تأثیر قرار نگیرند. هرگاه تحت تأثیر قرار گرفتید سراغ جنایت هایشان بروید.
... زندانی بودن آنها مرضیّ خدایی [مورد رضایت خدا] است. حرکتی نشود که ما خدای نکرده علیه دادگاه انقلاب حرف بزنیم. امروز با تلاش برادران سپاه و کمیته ها و شهربانی و دادگاه های انقلاب بوده که ما هستیم و الّا آنها رحم ندارند.
... [آنها] خائنین به مملکت هستند و به پدر و مادر خودشان هم رحم نمی کنند و باید به مجازاتشان برسند. من اینجا به عنوان یک مسئول قوه قضائیه دست آن عزیزانی را می بوسم و حاضرم کفش هایشان را جفت کنم که با دست های پرتوانشان ضد انقلاب را گرفتند و به دادگاه بردند و به مجازات رساندند.آفرین بر آنها. نکند ما به دادگاه های انقلاب بدبین شویم.»
گفتنی است، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم روز 12 دی ماه و به دنبال در خواست مردم و جمعی از اساتید حوزه علمیه قم درباره بررسی صلاحیت شیخ یوسف صانعی، اعلام کرد آقای صانعی فاقد ملاکهای لازم برای تصدّی مرجعیت است.
این تصمیم که به گفته اعضای بزرگترین تشکل روحانی کشور پس از "یک سال تحقیقات" و بررسی فتاوا و عملکرد آقای صانعی اتخاذ شده بود، با اعتراض جریان اصلاح طلب، برخی شخصیت ها و رسانه های بیگانه همراه شد.

leadertime
۱۳۸۹/۰۴/۱۲, ۰۷:۴۱
به نام خدا
ایشون با نسبت حرامزادگی که به یک مسلمان داده از عدالت افتاده و علاوه بر اینکه شرط مرجعیت رو از دست داده باید حد قذف بر ایشون جاری بشه.

این یک اشتباه نیست بلکه یک گناه کبیره است. برای هیچ مسلمانی جایز نیست چه رسد به ...




ایشون نسبت حرام زادگی به کسی ندادند.
فقط در یک جلسه ای، هم داشتند یک داستانی تعریف میکردند در باره عوام الناس و تفکراتشون (که اون جمله معروف از حروم زادگیشه، و الا او هرروز امام زمان رو میبینه در همین داستان بیان شد) و در همین مجلس هم یک صحبت هایی در مورد آقای احمدی نژاد کردند که یک عده نا مسلمون، صحبت های ایشون رو قطع و جابجا کردند، اینطور وانمود کردند که آقای صانعی به آقای احمدی نژاد نسبت ناروا داده اند.

leadertime
۱۳۸۹/۰۴/۱۲, ۰۷:۴۶
سلام :
خیلی روشن و واضح بگویم اگر چنانچه جلوی اینگونه افراد بطور محکم بدون ملاحظه نایستیم سید باب دیگری علم خواهد شد عده ای نا اگاه و فقط به صرف ظاهر فریبنده دنبال ایشان راه خواهند افتاد و خدا میداند اینگونه انحراف از نص صریح قرآن چه عواقب وخیمی بدنبال خواهد داشت !



دقت فرمایید میفرماید بجای دو مرد یک مرد و دو زن حتی نمیگوید چهار زن این نص صریح قرآن است چه خوشمان بیاید چه نیاید ملزم به اجرای بدون چون چرای آن هستیم .

خوب چرا امام خمینی با وجود دستور صریح قرآن، مبنی بر قطع دست سارقین، دستور توقیف این حد الهی رو دادند؟

leadertime
۱۳۸۹/۰۴/۱۲, ۰۷:۵۰
اینکه مواضع انسان در طول زمان تکامل پیدا کند امری غیر طبیعی نیست ولی اینکه انسان با گذشت چند سال از یک دوره، مواضعی صد در صد مخالف مواضع قبلی خود اتخاذ کند و همچنان هم مدعی باشد که در همان خط سابق قرار دارد، جای تأمل و تعجب دارد. آقای یوسف صانعی که در سال 62 دادستان کل کشور بوده، در مراسم شهدای هفت تیر مردم و مسئولان را از چیزهایی برحذر می دارد که خود اکنون متهم به انجام آن هاست.


گفتنی است، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم روز 12 دی ماه و به دنبال در خواست مردم و جمعی از اساتید حوزه علمیه قم درباره بررسی صلاحیت شیخ یوسف صانعی، اعلام کرد آقای صانعی فاقد ملاکهای لازم برای تصدّی مرجعیت است.
این تصمیم که به گفته اعضای بزرگترین تشکل روحانی کشور پس از "یک سال تحقیقات" و بررسی فتاوا و عملکرد آقای صانعی اتخاذ شده بود، با اعتراض جریان اصلاح طلب، برخی شخصیت ها و رسانه های بیگانه همراه شد.

در مورد پاراگراف اول، به قول امام خمینی، حرف مرد دو تاست. یعنی هر وقت فهمیدید اشتباه کردید، باید از موضع اشتباهتون برگردید. نه اینکه روی اون اشتباه اصرار داشته باشید.
خود امام خمینی که موسس این نظامه، کتابی داره که در این نظام اصلا به اون کتاب اجازه چاپ نمیدن. چرا؟ برای اینکه امام در جوانی این کتاب رو نوشته اند و در اون زمان از دیکتاتوری دفاع کرده اند و حتی دیکتاتوری رو مشروع جلوه داده اند. اما چند دهه بعد خود امام به این نتیجه رسیدند که دیکتاتوری خوب نیست و نباید باشه و مخصوصا زمانی که به فرانسه رفته بودند، به این نتیجه رسیدند که بهترین نوع حکومت دموکراسی است.
هر چند که همین آقای یزدی که شما و دوستان دیگر بهشون اشاره میکنید، اصلا دموکراسی و جمهوریت رو قبول ندارند.
یعنی میخوام بگم، تغییر مواضع در گذر زمان عیب و ایراد نیست، کسی که تفکر الانش مثل ۳۰ سال پیششه، نمیشه گفت خیلی در تفکر قوی هستش، بلکه او تعصب داره روی تفکرات خودش. اتفاقا این کسانی که تفکراتشون در گذر زمان تغییر میکنن، حداقل نشون میدن خودشون رو با اوضاع وفق میدن، سعی نمیکنن روی مسئله ای که میدونن خطاست، اصرار داشته باشند. (مثل امام خمینی)

در مورد پاراگراف دوم، اولا جامعه المدرسین هیچ وقت آقای صانعی رو به عنوان مرجع قبول نداشته، هیچ نهاد و سازمانی برای تعیین یا سقط اشخاص از مرجعیت هیچ وقت وجود نداشته. از اول مرجعیت آقای صانعی، جامعه المدرسین مخالف مرجعیت ایشون بودند. اگر قرار بود به نظر جامعه المدرسین باشه، آقای صانعی اصلا نباید مرجع میشدند، که حالا بخوان ایشون رو از مرجعیت ساقط کنن.
نظر جامعه المدرسین ملاک مرجعیت نیست.

ونهی النفس عن الهوی
۱۳۸۹/۰۴/۱۲, ۱۲:۳۲
بسم الله الرحمن الرحیم
چرا سرگذشت طلحه و زبیر را نمیخوانیم چرا میخوانیم و درس نمیگیریم و چرا دوست داریم عینک دودی به چشم زده و همه چیز را برطبق صلاحدید خود بسنجیم چرا علی را درک نمیکنید چرا معاویه را با تمام تزویرها و مکرهایش نمی شناسید مگر شما امتی نیستید که پیامبر به شما افتخار میکرد پس چرا به کسانی که دل رهبر را می شکنند انقدر بها میدهید که در این سایت قرانی اسم انها را بزرگ میکنید
کاربران عزیز هر قلمی هر قدمی که ذره ای مخالف خط ولایت باشد بردارید باید پاسخگو باشید اینکه چرا امام خمینی اینکار راکردند و چرا .... اگر نیتتان جواب است که جوابها همه در فتنه سبز اموی داده شد اگر نیتتان اعلام حضور است و ادعای سیاست کردن چیزی ننویسید که انگشتانتان شهادت دهند در خط رهبری نبوده است
کسی که در خط ولایت نباشد حیف از زمان و انرژی که برایش بگذارید و بررسی کنید این حکم را داده یا ان حکم را داده
شما را به صاحب الزمان قسمتان میدهم با روشنگریتان مقدمات ظهور را فراهم کنید اللهم عجل لولیک الفرج

گلستان قرآن
۱۳۸۹/۰۴/۱۲, ۱۳:۴۳
دوستان گرانقدر
قصد ما ازاین تاپیک فقط بیان و بررسی علمی چندتا از نظرات فقهی آیةالله صانعی بود.
لطفا بدون پرداختن به مسائل سیاسی و حاشیه ای اگر مطلبی دراینباره دارید ما رو بی بهره نگذارید.
با سپاس:rose:

آقا شما زمینه سازی کردی برای توهین به یک عالم .
بنده به عنوان مرید آقا شمارا نخواهم بخشید و از خدا می خواهم که ظلم ظالمان را به خودشان برگرداند.

میثم تمار
۱۳۸۹/۰۴/۱۲, ۱۴:۲۷
ان اولی الناس بابراهيم للذين اتبعوه

گلستان قرآن
۱۳۸۹/۰۴/۱۲, ۱۴:۲۷
http://www.Free-Picture-Host.com/images/td6b7R1278156429.jpg

گلستان قرآن
۱۳۸۹/۰۴/۱۲, ۱۴:۴۵
احمد است از محمد مختار که حمیدش نگاهدار بود
فاطی از عرش بطن فاطمه است فاطر آسمانش یار بود
حسن این میوه درخت حسن حسنش یار پایدار بود
یاسر از ال پاک سبطین است سرٌ احسان ورا نثار بود
علی از بوستان آل علی است علی عالیش شعار بود
پنج تن از سلاله احمد شافع جمله هشت و چار بود
دیوان اشعار آیت الله خمینی(ره)

http://www.beheshtian.info/images/stories/Beit_Emam/khomeini_ahmad.gifاحمد
مرحوم سید احمد خمینی
فرزند حضرت آیت الله خمینی

http://www.beheshtian.info/images/stories/Beit_Emam/Fatemeh%20tabatabai.jpgفاطی
سرکار خانم دکتر فاطمه طباطبایی
عروس بزرگوار امام و همسر مرحوم سید احمد خمینی
http://www.beheshtian.info/images/stories/Beit_Emam/Seyed%20Hasan%20Khomeini.jpgحسن
حجت الاسلام سید حسن خمینی
فرزند ارشد مرحوم سید احمد خمینی
http://www.beheshtian.info/images/stories/Beit_Emam/Seyed%20Yaser%20Khomeini.jpgیاسر
حجت الاسلام سید یاسر خمینی
فرزند دوم مرحوم سید احمد خمینی

http://www.beheshtian.info/images/stories/Beit_Emam/Seyed%20Ali%20Khomeini.jpgعلی
حجت الاسلام سید علی خمینی
فرزند سوم مرحوم سید احمد خمینی

leadertime
۱۳۸۹/۰۴/۱۲, ۱۹:۰۹
بسم الله الرحمن الرحیم
چرا سرگذشت طلحه و زبیر را نمیخوانیم چرا میخوانیم و درس نمیگیریم و چرا دوست داریم عینک دودی به چشم زده و همه چیز را برطبق صلاحدید خود بسنجیم چرا علی را درک نمیکنید چرا معاویه را با تمام تزویرها و مکرهایش نمی شناسید مگر شما امتی نیستید که پیامبر به شما افتخار میکرد پس چرا به کسانی که دل رهبر را می شکنند انقدر بها میدهید که در این سایت قرانی اسم انها را بزرگ میکنید
کاربران عزیز هر قلمی هر قدمی که ذره ای مخالف خط ولایت باشد بردارید باید پاسخگو باشید اینکه چرا امام خمینی اینکار راکردند و چرا .... اگر نیتتان جواب است که جوابها همه در فتنه سبز اموی داده شد اگر نیتتان اعلام حضور است و ادعای سیاست کردن چیزی ننویسید که انگشتانتان شهادت دهند در خط رهبری نبوده است
کسی که در خط ولایت نباشد حیف از زمان و انرژی که برایش بگذارید و بررسی کنید این حکم را داده یا ان حکم را داده
شما را به صاحب الزمان قسمتان میدهم با روشنگریتان مقدمات ظهور را فراهم کنید اللهم عجل لولیک الفرج

خط امام و رهبری همین کاری است که بنده میکنم، که جلوی باز شدن باب بی احترامی به مراجع می ایستم.
این خط امامه که معتقد بود مراجع (مانند آقای شریعتمداری) هرچقدر هم خیانت کردند، هر چقدر هم بد کردند، نباید بهشون بی احترامی بشه و نباید باب بی احترامی به مراجع باز شه.
حالا آقای صانعی که خائن نیست، یک خورده نظراتش با بقیه فرق داره، این که عیبی نداره.
اونی هم که گفتم چرا امام این کار رو کرده، منظورم این بود که چرا وقتی امام میکنه خوبه، اما وقتی شاگرد امام همون کار رو میکنه بد میشه؟ چرا پیش از اینکه به نفس عمل نگاه کنید، به شخص عامل نگاه میکنید؟ اگر بده برای چی امام خمینی کرد؟

محبی
۱۳۸۹/۰۴/۱۲, ۲۲:۵۰
نقد افکار باید توسط متخصصین انجام شود نه عده ای...!
این لازمه به هر دو طرف گفته شود.
منظور بنده این بود که : ازردگی شما از توهین به یک عالم ، چرا با توهین به اقای صانعی بروز پیدا کرد؟کما اینکه میبینیم قبل اقای صانعی توهین های زیادی به روحانیون طرفدار شد

واین میشود مصلحت اندیشی!



اما اینکه به خانه یک عالم حمله شود...کار درستی نیست .

مسلما همین است.
منتها امیدوارم حمله به خانه نوری همدانی89/03/23 (البته بعد از حمله به خانه اقای صانعی)صحت نداشته باشد..

حقجو
۱۳۸۹/۰۴/۱۳, ۰۳:۲۰
بنده به عنوان یکی از مقلدین ایشان به خاطر " توهین و افترا و تخریب شخصیت و دروغ گویی و جناح گرایی پاسخگویان و انتساب گفته های واهی به ایشان شکایت خودم را از مدیریت سایت و پاسخگویان اعلام می دارم .

همچنین تاسف می خورم که یک پاسخگوی رسمی سایت جناحی عمل می کند و بدون ملاحظه و بدون احترام به انتخاب دیگران هر چه می خواهد به مراد نفس و دل خویش می نگارد ...

ايراني مسلمان
۱۳۸۹/۰۴/۱۳, ۰۳:۴۱
بنده به عنوان یکی از مقلدین ایشان به خاطر " توهین و افترا و تخریب شخصیت و دروغ گویی و جناح گرایی پاسخگویان و انتساب گفته های واهی به ایشان شکایت خودم را از مدیریت سایت و پاسخگویان اعلام می دارم .

همچنین تاسف می خورم که یک پاسخگوی رسمی سایت جناحی عمل می کند و بدون ملاحظه و بدون احترام به انتخاب دیگران هر چه می خواهد به مراد نفس و دل خویش می نگارد ...


قطعا توهین و افترا و دروغ از هر کسی باشه ناپسند هست.
ولی این اشکال الان به خودتون وارد هست!!!
کدوم پاسخگوی رسمی سایت اینجا توهین کرده؟؟؟ :Gig:

پاسخگوی احکام 1
۱۳۸۹/۰۴/۱۳, ۰۵:۰۴
به نام خدا و با سلام خدمت دوستان

بحث در هر زمینه ای اگر بخواد به این شکل پیش بره، به جای مفیدی نخواهد رسید. بلکه در هر مباحثه ای لازم هست طرفین با رعایت احترام متقابل، دلایل و مستندات خودشان را بر ادعایی که دارند ارائه کنند.

در این تاپیک هم تا به حال هنوز هیچ پاسخگویی رسمی سایت اصلا پستی نداشته است تا اینکه بخواهد مبنی بر توهین یا افترا به ایشان باشد!!!

(چیزی که برخی از دوستان با واژه هایی نظیر: تخریب شخصیت، دروغ گویی و جناح گرایی پاسخگویان سایت اشاره کرده اند که واقعا نمی دانم بر چه مبنایی هست! :Gig:)

------------

در زمینه سیر زندگی آیت الله صانعی صحبت و گفتگو بسیار هست که می توان همه را به دور از جنجال و هیایو بر اساس مستندات و مدارک موجود ارائه داد.


این گفتگو می تواند در زمینه های زیر صورت بگیرد:

- بازخوانی دیدگاه های فقهی و سیاسی آیت الله صانعی از ابتدا تا امروز
- بررسی تخصصی نظرات فقهی ایشان و دلایل مخالفین این نظریات بر رد آنها
- پیشینه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در معرفی مراجع تقلید
- جزئیات رای جامعه مدرسین درباره مرجعیت ایشان
- و... بحث های مختلفی که پیرامون این قضیه وجود دارد.


اگر مدیریت محترم سایت صلاح دونستند، می شود در موضوعی جداگانه از ابتدا به بیان و بررسی دقیق این موارد پرداخت.

.

پاسخگوی احکام 1
۱۳۸۹/۰۴/۱۳, ۰۵:۰۸
نکته دیگر در خصوص تقلید از آیت الله صانعی هست که دوستان در چند مورد در خصوصی نیز از من سوال کرده اندکه:

من مقلد ایشان بوده ام و با این جریانات و رای جامعه مدرسین، آیا می توانم هنوز بر تقلیدم باقی بمانم و اصلا این رای جامعه، چقدر در این زمینه معتبر هست؟


پاسخ این سوال نیز نیاز به یک بحث تفصیلی دارد.

ولی بطور خلاصه عرض شود که:


هماتطور که قبلا در تاپیک های متعددی از جمله «این تاپیک» (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=13222) عرض شده، کسی که هنوز شخصا به درجه ای از علم و فقاهت و اجتهاد نرسیده است که بتواند شخصا از منابع معتبر دینی (که مهم ترین آنها قرآن و حدیث هست)، احکام شرعی را استخراج و استنباط کند، طبق حکم عقل لازم است به فردی که در این زمینه متخصص هست رجوع نموده و از او پیروی کند.

به این کار تقلید می گویند که یک امر بدیهی و عقلی هست و در تمام رشته های علمی و فنی در تمام دنیا وجود دارد. یعنی در هر رشته ای غیر متخصص به متخصص آن رشته رجوع می کند.

در این زمینه بحث بسیار هست و قبلا هم مباحث خوبی در این تاپیک انجام گرفته است:
چرا تقلید کنیم؟ فلسفه آن چیست؟ (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=5278)


--------------


پس به طور خلاصه:


نکته اول:

راه های شناخت مجتهد جامع الشرایط برای تقلید اینهاست:


1- این که انسان (شخصی که می خواهد تقلید کند) خودش اهل علم و خبره باشد و بتواند شخصا أعلم را از بین دیگر مجتهدین و فقها تشخیص بدهد.

2- دو نفر عالم عادل که می توانند مجتهد أعلم را تشخیص بدهند، أعلم بودن فقیه الف را تصدیق کنند، به شرط اینکه دو نفر عالم عادل دیگر، با گفته ی آنان مخالفت نکنند. (یعنی نگویند آقای ب أعلم هست.)

3- عده ای از اهل علم که می توانند مجتهد أعلم را تشخیص دهند، و از گفته آنان اطمینان پیدا می شود، أعلم بودن فقیه یا فقیهانی را تصدیق کنند.



نکته دوم:

- راه اول که برای همگان ممکن نیست. زیرا همه مردم در علم دین متخصص و خبره نیستند تا شخصا و رأسا بتوانند أعلم علما را تشخیص دهند. و معدود هستند از مردم که بتوانند خود شخصا با توجه به مبانی فقهی و موارد لازم دیگر، شخصا فرد اعلم را از بین دیگر فقها تشخیص دهند.

- راه دوم هم، تحقق آن بسیار سخت و می شود گفت تقریبا ناممکن هست. زیرا در این زمان به واسطه تعدد مجتهدین و معروفیت آنها، و همچنین تعدد اهل علم و خبره، نظرات نیز متعدد و گوناگون هست.

- پس تقریبا فقط راه سوم باقی می ماند و آن اینکه: جمعی از اهل علم و خبره که می توانند اعلم را تشخیص دهند، و از گفته آنها اطمینان حاصل می شود، اعلم بودن فرد یا افرادی را تعیین کنند.


نکته سوم:

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که متشکل از نخبگان و عالمان تراز اول هستند، به عنوان اهل علمی که می توانند مجتهد أعلم را تشخیص دهند، جهت سهولت کار مردم در تشخیص مرجع تقلید أعلم، معمولا در این رابطه نظر خودشان را اعلام کرده اند.

و در اینجا نکته مهم این هست که:

اطلاعیه جامعه مدرسین به این معنا نیست که أعلم عالمان فقط منحصر در این لیست آنها هست. بلکه انحصار این افراد از طرف جامعه مدرسین، بدین معناست که: ما این افراد را به عنوان أعلم تشخیص می دهیم و العلم عند الله.

لذا اگر جمعی دیگر از عالمان و نخبگان که صلاحیت تشخیص أعلم را دارند و از گفته ی آنان اطمینان حاصل می شود، به فرد دیگری به غیر از این افرادی که جامعه مدرسین به عنوان اعلم معرفی کرده اند رسیدند، تقلید او از آن فرد یا افراد نیز برای مقلدین مانعی ندارد و ان شاءالله که نزد خداوند متعال مقبول است.

و البته اگر فردی از مقلدین توانست از راه اول یا دوم نیز به این نتیجه دست پیدا کند، برای شخص خودش حجت هست.


نکته چهارم:

نتیجه اینکه در زمینه تقلید از آیت الله صانعی و یا هر مرجع تقلید دیگری که نامش در لیست جامعه مدرسین نیست، مقلدین فقط دو راه دارند:

1- از یکی از راه های اول و دوم به اعلمیت آن مرجع برسند.

2- یک مجموعه دیگری همانند جامعه مدرسین که متشکل از فقها و نخبگان علمی هستند پیدا کنند تا بنا بر راه سوم بتوانند طبق گفته آنان از مرجع یا مراجعی تقلید را شروع نمایند.


------------------

سعی کردم در این زمینه در حد امکان به طور خلاصه و واضح مطالب را عرض کنم. دوستان اگر در این خصوص سوالی دارند، لطف نموده و با ذکر دقیق نقل قول صحبت حقیر سوالشون رو در اون مورد بیان بفرمایند.

.

belher2
۱۳۸۹/۰۴/۱۳, ۰۷:۵۱
بنام خدا وباسلام راستش از متن هاي كينه جويانه وكل كل هاي زيادكه در اين موضوعه حالم ميخوره
كل شيعه هاي دنيا شايد به هشتاد ميليون نفر نرسيم اين هم همبستگي واتحادمون
راهي بزن كه اهي برساز ان توان زد
شعري بخوان كه با آن رطل گران توان زد

belher2
۱۳۸۹/۰۴/۱۳, ۰۷:۵۱
بنام خدا وباسلام راستش از متن هاي كينه جويانه وكل كل هاي زيادكه در اين موضوعه حالم بهم ميخوره
كل شيعه هاي دنيا شايد به هشتاد ميليون نفر نرسيم اين هم همبستگي واتحادمون
راهي بزن كه اهي برساز ان توان زد
شعري بخوان كه با آن رطل گران توان زد

ابو محمد
۱۳۸۹/۰۴/۱۳, ۰۸:۰۰
این هم نتیجه درافتادن با حکم قرآن
با علی هم همین گونه بر خورد شد ،وقتی خبر آوردند علی در محراب نماز ضربت خورده ؛عده ای مانند شماها گفتند مگر علی نماز هم می خواند؟!


حاج یوسف عزیز درِ خانه علی را هم شکستند؛انگار سرنوشت مردان خدا اینگونه رقم خورده.

اما تو خود بهتر می دانی که عاقبت با متقین است.
عده دشمن دوست نما شده اند کاسه داغ تر از آش و یاران امام و انقلاب شده اند منافق.
به نوه امام هم رحم نکردند.
دوست گرانقدر جناب گلستان قرآن!
بد نیست کم سعی کنید یا حضرت علی را بیشتر بشناسید یا جناب شیخ یوسف صانعی را و بعد به مقایسه بپردازید.
اگر میتوانستید این بحث علمی و غیر سیاسی ببینید مشکلتان حل میشد.
اما در کمال تاسف شما بحث بی ربطی مانند نوه حضرت امام "ره" را وارد این گفتگو کردید که نشان میدهد سعی در انحراف موضوع تاپیک دارید.
لطفا به این قسمت توجه کنید.

گرچه آيه شريفه قرآن نصّ صريحى است كه شهادت و گواهى دو زن در برابر يك مرد است، و حق نيز چنين است، ولى بايد دانست كه شهادت دو مرد عادل در محاكم و دادگاهها مورد قبول و حجّت است .

اين ديدگاه برخى از فقيهانى است كه در فقه بدان فتوا داده اند و با استناد به دلايل گوناگون از آن دفاع نموده اند.
امّا اين جانب با توجه به احترام و يژه اى كه به فقهاى بزرگ شيعه داشته و دارم، و حفظ و حراست از فقه را مرهون زحمات و تلاشهاى مستمرّ آنان مى دانم ، و احترام بنده را نسبت به آنان مضاعف و دو چندان مى نمايد ، امّا يادآورى اين نكته ضرورى به نظر مى رسد كه برداشت فقيهان از ادلّه و براهينى كه به عنوان كتاب و سنّت و عقل و اجماع وجود دارد گونا گون و آزاد است و هرگز باب اجتهاد در جهان تشيع مسدود نشده است .با تحقيق و پژوهشى كه ساليان پى در پى در فقه داشته ام اخيراً بدين نتيجه رسيدم كه هيچ گونه تفاوتى بين شهادت زن و مرد وجود ندارد
آیا حضرت علی هم اینچنین با صریح آیات قران مخالفت میکرد و به آن اقرار داشت؟!!
آیا کسی قائل به اجتهاد در مقابل نص هست؟!!"توجه کنید به کلمات ایشان"
و یا من گفتم که شیخ نماز نمیخوانند؟!!
ایراد من و اصولا این تاپیک برای بررسی نظرات فقهی اقای صانعی است و اگر توانایی باقی ماندن در اصل موضوع را ندارید از وروود به بحث نیز پرهیز فرمائید.


آقا شما زمینه سازی کردی برای توهین به یک عالم .
بنده به عنوان مرید آقا شمارا نخواهم بخشید و از خدا می خواهم که ظلم ظالمان را به خودشان برگرداند.
1-زمینه سازی این ماجرا را در نظریاتی که در سایت خودشان صراحتا اعلام کرده اند جستجو کنید.
از قدیم گفته اند خود کرده را تدبیر نیست!
2-بنده یادم نمیاد که از شما تقاضای حلالیت کرده باشم یا نیازی به این کار حس کرده باشم.
لذا نبخشیدن شما برای بنده حقیقتا هیچ اهمیتی ندارد و شما میتوانید همچنان به نبخشیدنتان ادامه دهید.:Cheshmak:
3-لطفا به ما این اجازه را بدهید که از این پس شخصیت هرکسی را با مرادش بسنجیم!



پروردگارا!
دشمنان این عالم بلند مرتبه، ذلیل هستند به نهایت ذلت برسان .

بجای نفرین کردن های اینچنینی بفکر دست و پا کردن توجیهی برای مخالفتهای ایشان با احکام قرآن باشید.
در ضمن اگر نمیدانستید بدانید که نفرین بیجا نتیجه عکس خواهد داد.



متاسفم برای مدیران و مسئولان سایت. بنده زمانی خواستم تاپیکی در محکومیت بی حرمتی و توهین به نوه امام بزنم که به من گفته شد مسائل جناحی و سیاسی ممنوع ،حال عده ای که در حمایت از ظلم زبان زد هستند آمده اند و درباره مرجعیت عالمی بزرگ آیت الله العظمی صانعی اظهار نظر می کنند.

من هم برای شما متاسفم که نمیخواهید یا نمیتوانید تفاوت این دو بحث را متوجه شوید.
همچنین متاسفم که لقب ایةالله العظمی را هرجایی کرده اید و برای هرکسی بکار میبرید!
اقای صانعی را بعنوان یک نظریه پرداز قبول داریم و خوب هم هست .اما دقت داشته باشید لقب آیةالله العظمی برای کسی کاربرد دارد که نظریاتش در جهت قرآن باشد نه در مخالفت با آن!!
والا سلمان رشدی هم برای قرآن نظریه داشت!
شما اگر توانستید برای این اجتهاد در مقابل نص ایشان یک دلیل علمی و فقهی بیاورید بنده از تمام سخنانم عقب نشینی خواهم کرد.اما دریغ که یافت می نشود.
یا بقول معروف گشتم نبود نگرد نیست.



من هم از این عمل را که در پی ان جریانات سیاسی تازه عده ای به فکر نقد نظریه های ایشون پرداختن را غرض ورزانه میبینم.
1-به تاریخ استارت تاپیک دقت کنید
2-مغرضانه همان نام دیگر روشنگری هست ظاهراً


نقد افکار باید توسط متخصصین انجام شود نه عده ای...!
جناب گلستان قرآن سبز!
بنده قصد تعریف از خود ندارم اما بد نیست بدانید دوسالی هست که با سید یاسر مصطفوی خمینی بر سر درس یک استاد هستیم.استاد شهیدی -بحث خارج خمس.
اما بطلان اجتهاد در مقابل نص را یک طلبه ای هم که شش سال درس خوانده باشد بصورت مستدل میداند.
حالا اگر اجازه میدهید به نظریات مراد شما انتقاد داشته باشیم!
اصولا طلبه ای که سال دهم را به اتمام میرساند باید و باید شروع کند به نقد نظریات.


بله توهین به رهبر واقعا درست نیست زیرا باعث از بین رفتن وحدت می شود و آقای نوری هم از لحاظ علمی در حد بالایی نیست ولی خب او هم محترم است.
شما که نقد علما را کار هرکسی نمیدانید بفرمائید از کجا به درجه علمی آیةالله نوری همدانی پی برده اید؟!!


اما اینکه به خانه یک عالم حمله شود...کار درستی نیست در حالی که این عالم در حال حاضر مسئولیت اجرایی در کشور ندارد. اگر با طرز فکر او مشکل دارند خب از ایشان تقلید نکنند ولی حق توهین ندارند.
من هم با حمله به منزل و دفتر صانعی مخالفم و تائید نمیکنم .
البته امیدوارم از این به بعد جناب کروبی برای ایشان مخالفانش را سوغاتی نبرد!
اما نکته جالب و انحرافی اینست که شما به بنده انتقاد دارید یا بکسانی که به بیت ایشان حمله کردند و...


اگر انتقاد بنده به ایشان ایرادی دارد مستدل بیان کنید
مثل کلاس درس

ابو محمد
۱۳۸۹/۰۴/۱۳, ۰۸:۲۴
علاوه بر تایید فرمایشات جناب پاسخگوی احکام از تمامی دوستان گرامی من جمله جناب لوتی و لیدر تایم و سایر اقایان و خانمها بشدت تقاضا میکنم که فقط در موضوع تاپیک یعنی بررسی نظرات فقهی اقای صانعی به ادامه بحث بپردازید و به هیچ وجه نه وارد مسائل سیاسی شوید و نه پاسخ به این مطالب بدهید در غیر اینصورت احتمالا کل تاپیک فدای این مطلب خواهد شد.
پاینده باشید:Gol:

یا صاحب الزمان (عج)
۱۳۸۹/۰۴/۱۳, ۱۲:۰۲
«و من النَّاس من يشترى لهو الحديث ليضلَّ عن سبيل اللَّه بغير علمٍ»
«و برخى از مردم سخنان بيهوده را مى‏خرند تا مردم را از روى نادانى، از راه خدا گمراه سازند».

تنوير
۱۳۸۹/۰۴/۱۳, ۱۲:۱۹
علاوه بر تایید فرمایشات جناب پاسخگوی احکام از تمامی دوستان گرامی من جمله جناب لوتی و لیدر تایم و سایر اقایان و خانمها بشدت تقاضا میکنم که فقط در موضوع تاپیک یعنی بررسی نظرات فقهی اقای صانعی به ادامه بحث بپردازید و به هیچ وجه نه وارد مسائل سیاسی شوید و نه پاسخ به این مطالب بدهید در غیر اینصورت احتمالا کل تاپیک فدای این مطلب خواهد شد.
پاینده باشید:gol:


چه جالب کسی داره میگه وارد مسائل سیاسی نشین که تمام حرفاش بوی بد سیاست میده .
شرمم میاد چیزی بگم . چون که هیچ وقت حاظر نیستم بر روی سالها علم کسی که به درجه مرجعیت رسیده با علم کم خودم حرف بزنم .
شما که نظرات یک مجتهد رو نقد میکنید چقدر سواد دارید ؟؟؟؟؟؟
ایا از ایشان سوادتان بیشتر است؟؟؟؟؟
والسلام

مریم
۱۳۸۹/۰۴/۱۳, ۱۳:۲۳
خیلی زشته که شما ها روی خودتون کنترل ندارین همه مسلمون هستین و مدام همدیگر رو تحقیر میکنید استدعا میکنم از بحث های نفاق آمیز پرهیز کنید.این کینه ها رو بذارید واسه دشمن.

مریم
۱۳۸۹/۰۴/۱۳, ۱۳:۳۳
نه عزیزان هیچیک از شماها منافق نیستید همینجا از مسئولین محترم هم در خواست میکنم از طرح مسائلی که در روابط دوستان ایجاد خلل کتد خودداری کنند ضمنا" مسلمان باید سعه صدر داشته باشد صبور باشید و قدری با تامل پاسخ یکدیگر را بدهید که رنجشی ایجاد نشود متشکرم.

گلستان قرآن
۱۳۸۹/۰۴/۱۳, ۱۳:۵۰
من آقای صانعی را مثل یک فرزند بزرگ کرده ام این آقای صانعی وقتی که سالهای طولانی در مباحثاتی که ما داشتیم تشریف می آوردند.
ایشان،بالخصوص می آمدند با من صحبت می کردند و من حظ می بردم از معلومات ایشان،وایشان مثل یک نفر آدم برجسته ای در بین روحانیون است و یک مرد عالمی است.

(صحیفه امام ج 17 صفحه 231)

عنكبوت
۱۳۸۹/۰۴/۱۳, ۱۴:۲۱
اگه قراره ادمهائي مثل محمد يزدي كه در جريان انتخاب رهبر معظم هم نظراتي داشتند درجه را ساقط كنند بهتر كه درجه اي نباشد
در فقه شيعه كسي كه به درجه اجتهاد رسيد ساقط نمي شود
شايد با نظر علماي ديگه تقليد از وي ساقط بشه. كه نظرات حضراتي چون جوادي املي-وحيد خراساني-مكارم شيرازي
صافي گلپايگاني و... و...اين گونه نيست .
اگه استفدائي از ايشان داريد بفرمائيد.وگرنه دم از علم وفقاهت نزنيد.شما مواظ نان خود باشيد

گلستان قرآن
۱۳۸۹/۰۴/۱۳, ۱۴:۲۴
فعالیت‌ها و مبارزات
اغلب مبارزات سیاسی و فعّالیتهای انقلابی صانعی در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، تلاش در ابعاد فرهنگی و تبلیغاتی بوده‌است. این تلاشها از طریق تبلیغ، سخنرانی، حضور در تظاهرات و راهپیمایی‌ها و صدور اعلامیه و بیانیه‌های سیاسی انجام می‌گرفت.
بر اساس آنچه در جلد سوم کتاب اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده‌است، نام و امضای یوسف صانعی، در ذیل حدود سی اعلامیه سیاسی و انقلابی به ثبت رسیده‌است که اولین آن، نامه‌ای است که پس از انتقال خمینی از ترکیه به نجف (http://www.askquran.ir/wiki/%D9%86%D8%AC%D9%81)، از سوی علمای قم، خطاب به وی نوشته شده‌است. [پاورقی ۲] (http://www.askquran.ir/#cite_note-4) همچنین آخرین بیانیه‌ای که نام و امضای وی و دیگر همراهان انقلاب در ذیل آن به چشم می‌خورد، اعلامیه‌ای است که در مخالفت با دولت بختیار، در تاریخ ۱۳۵۷/۱/۱۷ صادر شده‌است.
شاید مهم‌ترین بیانیه شدیداللحن مبلغان مذهبی در قم در قبل از انقلاب، بیانیه مربوط به «خلع ید شاه از حکومت» است که به تأیید جمعی از فضلا و مدرّسان حوزه علمیه قم رسیده‌است و نام و امضای یوسف صانعی نیز در ذیل آن به چشم می‌خورد.
[ویرایش (http://www.askquran.ir/w/index.php?title=%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81_%D8%B5%D8 %A7%D9%86%D8%B9%DB%8C&action=edit&section=3)] مرجعیت

یوسف صانعی در اوایل انقلاب در صدا و سیما رساله روح الله خمینی را آموزش می‌داد و پس از کناره گیری از کلیه مناصب حکومتی به قم رفته و درس خارج خود را ادامه داد. برای اولین بار رساله توضیح المسائل ایشان در سال ۱۳۷۲ هجری شمسی چاپ شد.


2- (http://www.askquran.ir/#cite_ref-1) شکایت دولت از آیت‌الله صانعی (http://www.aftab.ir/news/2009/sep/14/c1c1252938048_politics_iran_sanee.php). خبرگزاری آفتاب (در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۳۸۸). بازدید در تاریخ دی ۱۳۸۸.

عبد پروردگار
۱۳۸۹/۰۴/۱۳, ۱۴:۴۷
علماي ارجمند صاحب نظر يك پرسش از صبح براي من پيش آمده شما اول پاسخ بدهيد؟
مگر نه اينكه همه مراجع مسلم تقلید متفق القولند که مجتهد و اعلم را از سه راه می‏توان شناخت:
" اول: آنكه خود انسان يقين كند، مثل آنكه از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد.
دوم: آنكه دو نفر عالم عادل كه می‏توانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند مجتهد بودن يا اعلم بودن كسى را تصديق كنند، به شرط آنكه دو نفر عالم عادل ديگر با گفته آنان مخالفت ننمايند.
سوم: آنكه عده ‏اى از اهل علم كه مى‏توانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند و از گفته آنان اطمينان پيدا می‏شود، مجتهد بودن و يا اعلم بودن كسى را تصديق كنند."( توضیح المسائل آیت الله العظمی خمینی (http://www.aviny.com/Ahkam/ResalehImam/resale01.aspx#f1) و رساله احکام آیت الله العظمی بهجت (http://www.aviny.com/Ahkam/ResalehBahjat/bahjat1001.aspx#link25))

تشخیص اعلم بودن ایشان هم با توسل بیکی از سه روش فوق الذکر به عهده مقلّدین ایشان است صحيحه؟