PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جاودانگی و ارزش قرآن در کلام امیر مومنان علی (علیه السلام)



گلستان قرآن
۱۳۸۸/۰۲/۲۷, ۱۳:۴۵
ارزش ها و ویژگی های قرآن در کلام امیرالمومنین(ع):
قرآن نوری است که خاموشی ندارد چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد.
دریایی است که ژرفای آن درک نشود.راهی است که رونده ی آن گمراه نگردد.
شعله ای است که نور آن تاریک نشود . جداکننده حق و باطلی است که درخشش
برهانش خاموش نگردد.بنایی است که ستون های آن خراب نشود .شفادهنده ای است
که بیماری های وحشت انگیز را بزداید.قدرتی است که یاورانش شکست ندارند.
وحقی است که یاری کنندگانش مغلوب نشوند.قرآن معدن ایمان و اصل آن است.
چشمه های دانش و دریا های علوم است..... (نهج البلاغه خطبه 198)

محب زهرا
۱۳۸۹/۰۱/۲۵, ۱۱:۳۵
جایگاه قرآن از دیدگاه امام علی (ع) چیست؟


قرآن از دیدگاه نهج البلاغه و امام علی (ع) چه منزلتی دارد؟ »




از نگاه امام علی (ع) قرآن دارای رتبه و مقامی بس والا است. بعضی از ویژگی هایی را که در نهج البلاغه جمع آوری شده است را می توان در محورهای زیر خلاصه کرد: 1- نصيحت دهندۀ خيرخواه،2- بهترین راهنما، 3- گويندۀ راستگو ،4- محکم ترین و مطمئن ترین پناه گاه و دست آویز، 5- شفا دهنده، 6- سرچشمۀ علوم و دانش ها، 7 - بالاترین ثروت ها، 8- موجب زندگی و نشاط دلها، 9- بالاترین شفاعت کننده،10- کتابی جامع و... .
»
امام علی (ع) به عنوان بزرگ ترین پرورش یافتۀ مکتب قرآن و پیامبر اعظم (ص) همواره در سراسر نهج البلاغه در کلمات، خطبه ها و نامه های خود به مناسبت های مختلف ویژگی های قرآن را بیان نموده و ارزش های آن را برای مردم برشمرده و از قرآن کریم تجلیل کرده اند و بارها مردم را به رعایت حق قرآن و تدبر در آن ترغیب فرموده اند. به طوری که حتی در واپسین لحظات زندگی دنیایی خویش فرزندان مادی و معنوی خود را در عمل کردن به آن وصیت می کند و می فرماید: "خدا را، خدا را دربارۀ قرآن (در نظر بگیرید) مبادا دیگران در عمل کردن به دستوراتش از شما پیشی گیرند".[1] همه این تأکیدات نشانۀ عظمت این کتاب آسمانی در نگاه امام علی (ع) است. این کلمات را می توان در محور های زیر ذکر نمود:
1. نصيحت دهندۀ خيرخواه: "بدانيد كه اين قرآن آن نصيحت دهندۀ خيرخواه است كه فريب نمى‏دهد".[2]
2. بهترین راهنما: "قرآن راهنمائی است كه گمراه نمى‏كند".[3]
3. گوينده راستگو: "گويندۀ حديث است كه دروغ نمى‏گويد".[4]
4. محکم ترین و مطمئن ترین پناه گاه و دست آویز: "بر شما باد عمل کردن به قرآن، که ریسمان محکم الاهی، و نور آشکار و درمان سودمند است، که تشنگی را فرو نشاند، نگه دارندۀ کسی است که به آن تمسک جوید و نجات دهندۀ آن کسی است که به آن چنگ آویزد، کجی ندارد تا راست شود و گرایش به باطل ندارد تا از آن برگردانده شود".[5]
5. شفا دهنده: "از قرآن براى بيماري هاى خود شفا بطلبيد، و به آن براى حل مشكلاتتان استعانت بجوئيد، چه اين كه در قرآن شفاى بزرگ ترين دردها است كه آن درد كفر و نفاق و گمراهى و ضلالت است".[6]
6. سرچشمۀ علوم و دانش ها: "... سرچشمۀ علوم و دانش ها همه در قرآن است".[7] در جای دیگر در باره علوم بی شمار قرآن می فرماید: "خداوند قرآن را فرو نشانندۀ عطش علمی دانشمندان، و باران بهاری برای قلب فقیهان و راه گسترده و وسیع برای صالحان قرار داده است...".[8]
7. بالاترین ثروت هاست: "بدانيد هيچ كس از شما بعد از دارا بودن قرآن كمترين نياز و فقر ندارد و احدى قبل از دارا بودن قرآن بى‏نياز نخواهد بود". [9]
8. موجب زندگی و نشاط دل ها است: "بهار دل ها در آن است...".[10]
9. بالاترین شفاعت کننده: "بدانيد قرآن است شفاعت كنندۀ پذيرفته شده و گويندۀ تصديق شده و هر كس كه روز قيامت قرآن براى او شفاعت كند، شفاعت قرآن در مورد او پذيرفته شود".[11]
10. کتاب جاودانه: "قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که روندۀ آن گمراه نگردد، شعله ای است که نور آن تاریک نشود، جدا کنندۀ حق و باطلی است که درخشش برهانش خاموش نگردد...".[12]
11. جامعیت قرآن کریم: حضرت دربارۀ جامعیت قرآن می فرماید: "کتاب پروردگار میان شما است که بیان کنندۀ حلال و حرام، واجب و مستحب، ناسخ و منسوخ، مباح و ممنوع، خاص و عام، پندها و مثل ها، مطلق و مقید، محکم و متشابه است، عبارات مجمل خود را تفسیر و نکات پیچیدۀ خود را روشن می کند".[13]
همچنین می فرماید: "در قرآن اخبار گذشتگان و آیندگان و احکام مورد نیاز زندگی تان وجود دارد".[14]
در خطبۀ 198حضرت به طور مفصل دربارۀ ارزش قرآن صحبت می کند. این کلمات آن قدر شیوا و گویا است و به خوبی ویژگی های و ارزش قرآن را در کلام ناب امیر المؤمنین روشن می کند که جا برای هیچ توضیح و تفسیری باقی نمی گذارد.
اینها نمونه های کوچکی از توصیف قرآن و جایگاه آن در کلام امیر المؤمنین (ع) به عنوان دومین مفسر کلام وحی است. باشد که با تمسک به آن به صراط مستقیم هدایت یابیم!
برای آگاهی بیشتر به نهج البلاغه خطبه های: 110، 183، 169، 157، 158، 133، 176،133 و 198 مراجعه فرمایید.

[1] نهج البلاغة، ترجمه، دشتی، محمد، نامۀ 47، ص 559.
[2] خطبه 176، وَ اعْلَمُوا.أَنَّ هَذَا الْقُرْآنَ هُوَ النَّاصِحُ الَّذِي لَا يَغُشُّ.
[3] خطبه 176،... وَ الْهَادِي الَّذِي لَا يُضِلُّ.
[4] خطبه 176،... وَ الْمُحَدِّثُ الَّذِي لَا يَكْذِبُ.
[5] خطبه 156، ص 291.
[6] خطبه 176، فَاسْتَشْفُوهُ مِنْ أَدْوَائِكُمْ وَ اسْتَعِينُوا بِهِ عَلَى لَأْوَائِكُمْ فَإِنَّ فِيهِ شِفَاءً مِنْ أَكْبَرِ الدَّاءِ وَ هُوَ الْكُفْرُ وَ النِّفَاقُ وَ الْغَيُّ وَ الضَّلَالُ.
[7] خطبه 176، و ينابيع العلم.
[8] خطبه 198، ص 419.
[9] خطبه ،176و اعلموا انه ليس على احد بعد القرآن من فاقة و لا لاحد قبل القرآن من غنى.
[10] خطبه 176، فيه ربيع القلب.
[11] خطبه 176، وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ وَ قَائِلٌ مُصَدَّقٌ وَ أَنَّهُ مَنْ شَفَعَ لَهُ الْقُرْآنُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ شُفِّعَ فِيهِ.
[12] خطبه 198، ص 419.
[13] خطبه 1، ص 41.
[14] حکمت ها (کلمات قصار)، حکمت 313.

پاسخگوی اعتقادی 4
۱۳۸۹/۰۸/۰۱, ۲۳:۳۵
http://askquran.ir/gallery/images//53908/1_02.jpg



1 - «ظاهر قرآن زيباست، باطن آن ژرف ناپيداست. عجايب آن سپرى نگردد، غرايب آن به پايان نرسد، و تاريكى هاجز بدان زدوده نشود.» (نهج البلاغه، خطبه، 18)

2 - «كتاب پروردگار در دسترس شماست، حلال و حرام آن پيداست واجب و مستحب آن هويداست، ناسخ و منسوخش روشن، رخصت و عزيمت آن معين، خاص و عامش معلوم، پند و مثل هايش مفهوم، مطلق و مقيدش پديدار، محكم و متشابهش آشكار، مجمل آن تفسير شده، و نامفهومش تعبير شده، از حكمى كه بدانند و انجام دادنى است، و آنچه ندانند و واگذردنى است، حكمى است وجوب آن در قرآن معين، و نسخ آن در سنت مبرهن‏» (نهج البلاغه، خطبه، 1)

3- «قرآن را بياموزيد كه نيكوترين گفتار است، و آن را نيك بفهميد كه دلها را بهترين بهار است، و به روشنائى آن بهبودى خواهيد، كه شفاى سينه ‏هاى بيمار است، و آن را نيكو تلاوت كنيد كه سودمندترين بيان و تذكار است‏» (نهج البلاغه، خطبه، 110)


4 - «كتاب خدا در دسترس شماست، زبان آن كند نيست، گوياست ، خانه ‏اى است كه پايه ‏هايش ويران نشود، و صاحب عزتى است تا يارانش را هزعيت نبود» (نهج البلاغه، خطبه، 133)

5 - پس از من بر شما روزگارى آيد كه چيزى از حق پنهان‏ تر نباشد، و از باطل آشكارتر. و از دروغ بستن بر خدا و رسول او بيشتر. و نزد مردم آن زمان كالائى زيانمندتر از قرآن نيست اگر آن چنانكه بايد بخوانند و نه پر سودتر از قرآن، اگر معنى كلماتش را برگردانند و در شهرها چيزى از معروف ناشناخته‏ تر نباشد، و شناخته ‏تر از منكر. حاملان كتاب خدا آن را واگذارند و حافظانش آن را به فراموشى بسپارند. پس در آن روزگار قرآن و قرآنيان از جمع مردم دورند.» (نهج البلاغه، خطبه، 147)

پاسخگوی اعتقادی 4
۱۳۸۹/۰۸/۰۱, ۲۳:۳۸
6 - «بر شما باد به كتاب خدا كه ريسمان استوار است و نور آشكار است و درمانى است‏ سود دهنده، و تشنگى را فرونشاننده، چنگ در زننده را نگهدارند، و در آويزنده را نجات بخشنده. نه كج‏شود، تا راستش گردانند، و نه به باطل گرايد تا آن را برگردانند. كهنه نگردد به روزگار، نه از خواندن و نه از شنيدن سيار. راست گفت كه سخن گفت از روى قرآن، و آن كه بدان رفتار كرد پيش افتاد (نهج البلاغه، خطبه، 156)

7 - «قرآن علم آينده است و حديث گذشته. درد شما را درمان است و راه سامان دادن كارتان در آن است‏» (نهج البلاغه، خطبه، 158)

8 - قرآن فرمان دهنده است و باز دارنده خاموشى است و گوينده حجت‏ خداست‏ بر آفريدگانش كه بدان پيمان گرفته است از ايشان، و همگان را نهاده است در گرو آن، نور (هدايت) خود را با قرآن تمام گرداند و دين خود را بدان به كمال رساند، و جان پيامبر خويش را هنگامى ستاند كه از رساندن احكامى كه موجب رستگارى آفريدگان است، فارغ ماند» (نهج البلاغه، خطبه، 183)

9 - پس فرو فرستاد بر او قرآن را، نورى كه چراغ‏هاى آن فرو نميرد، و چراغى كه افروختگى‏اش كاهش نپذيرد، و دريايى كه ژرفاى آن كس نداند، و راهى كه پيمودنش رهرو را به گمراهى نكشاند. و پرتوى كه فروغ تيرگى نگيرد، و فرقانى كه نور برهانش خاموش نشود، و تبيانى كه اركانش ويرانى نپذيرد، و بهبوديى كه در آن بيم بيمارى نباشد، و ارجمنديى كه يارانش را شكست و ناپايدارى نباشد، و حقى كه ياورانش را زيان و خوارى نباشد. پس قرآن معدن ايمان است و ميانجاى آن، و چشمه ساردانش است و درياهاى آن، و باغستان دادست و آبگيرهاى آن، و بنياد اسلام است و بنلاد استوار آن. واديهاى حقيقت است و سبزه ‏زارهاى آن، و دريايى است كه بردارندگان آب آن را خشك نگردانند، و چشمه سارهاست كه آب كشندگان، آب آن را به ته نرسانند، و آبشخورهاست كه در آيندگان آب آن را كم نكنند، و منزلگاههاست كه مسافران راهش را گم نكنند، و نشانه ‏هاست كه روندگان از نظرش دور ندارند، و پشته‏هاست كه روى آورندگان از آن نگذرنند و آن را نگذارند. خدايش مايه سيرابى دانشمندان كرده است، و بهار دلهاى فقيهان و مقصد راه هاى پارسايان، و دارويى كه از پس آن بيمارى نيست و نورى كه با آن تارى نيست، و ريسمانى كه گرفتنگاه آن استوار است و پناهگاهى كه قله آن پناهنده را نگاهدارست، و ارجمندى هر كه با او دوستى ورزد و امان آن كس كه بدان در شود، و راهنماى هر كه بدان اقتدا كند، و عذرخواه آن كه آن را هر كه در مخاصمت پشتيبان خويشش شمارد، و پيروزى آن كس كه بدان حجت آرد، و راهبر آن كه آن را به كار دارد و برنده آن كه آن را كار فرمايد، و نشان آن كس كه در آن بنگرد چنانكه بايد، و نگاهدار كسى كه خود را بدان از آسيب پايد، و دانش كسى كه آن را نيك به خاطر سپارد، و حديث كسى كه از آن روايت كند، و حكم آن كس كه خواهد حكم دهد. (نهج البلاغه خطبه 198)

میقات
۱۳۹۰/۰۸/۰۸, ۱۸:۲۵
ويژگيهاى قرآن ـ 1


قرآن نورى است كه خاموشى ندارد
چراغى است كه درخشندگى آن زوال نپذيرد،
دريايى است كه ژرفاى آن درك نشود،
راهى است كه رونده آن گمراه نگردد،
شعله اى است كه نور آن تاريك نشود،
جداكننده حق و باطلى است كه درخشش برهانش خاموش نگردد،
بنايى است كه ستونهاى آن خراب نشود،
شفادهنده اى است كه بيماريهاى وحشت انگيز را بزدايد،
قدرتى است كه ياورانش شكست ندارند،
و حقى است كه يارى كنندگانش مغلوب نشوند.

قرآن، معدن ايمان و اصل آن است، چشمه هاى دانش و درياهاى علوم است، سرچشمه هاى عدالت، و نهرهاى جارى عدل است، پايه هاى اسلام و ستونهاى محكم آن است، نهرهاى جارى زلال حقيقت، و سرزمينهاى آن است.

دريايى است كه تشنگان آن، آبش را تمام نتوانند كشيد،
و چشمه هايى است كه آبش كمى ندارد،
محل برداشت آبى است كه هر چه از آن برگيرند كاهش نمى يابد،
منزلهايى است كه مسافران راه آن را فراموش نخواهند كرد،
و نشانه هايى است كه روندگان از آن غفلت نمى كنند،
كوهسار زيبايى است كه از آن نمى گذرند.

خدا قرآن را فرو نشاننده عطش علمى دانشمندان، و باران بهارى براى قلب فقيهان، و راه گسترده و وسيع براى صالحان قرار داده است.

قرآن دارويى است كه با آن بيمارى وجود ندارد،
نورى است كه با آن تاريكى يافت نمى شود،
ريسمانى است كه رشته هاى آن محكم،
پناهگاهى است كه قله آن بلند،
و توان و قدرتى است براى آنكه قرآن را برگزيند،
محل امنى است براى هر كس كه آنجا وارد شود،
راهنمايى است براى آنكه از او پيروى كند،
وسيله انجام وظيفه است براى آنكه قرآن را راه و رسم خود قرار دهد،
برهانى است بر آن كس كه با آن سخن بگويد،
عامل پيروزى است براى آن كس كه با آن استدلال كند ،
نجات دهنده است براى آن كس كه حافظ آن باشد و به آن عمل كند،
و راهبر آنكه آن را بكار گيرد،
و نشانه هدايت است براى آن كس كه در او بنگرد،
سپر نگهدارنده است براى آن كس كه با آن خود را بپوشاند،
و دانش كسى است كه آن را به خاطر بسپارد،
و حديث كسى است كه از آن روايت كند،
و فرمان كسى است كه با آن قضاوت كند.

___________
(نهج البلاغه، ترجمه دشتی، خطبه 198)

میقات
۱۳۹۰/۰۸/۰۸, ۱۸:۲۶
ويژگيهاى قرآن ـ 2


آگاه باشيد! همانا اين قرآن پند دهنده اى است كه نمى فريبد، و هدايت كننده اى است كه گمراه نمى سازد، و سخنگويى كه هرگز دروغ نمى گويد.

كسى با قرآن همنشين نشد مگر آن كه بر او افزود يا از او كاست، افزودن در هدايت و كاهش از كوردلى و گمراهى.

آگاه باشيد كسى با داشتن قرآن، نيازى ندارد، و بدون قرآن بى نياز نخواهد بود، پس درمان خود را از قرآن بخواهيد، و در سختيها از قرآن يارى بطلبيد، كه در قرآن درمان بزرگترين بيماريها يعنى كفر و نفاق و سركشى و گمراهى است، پس به وسيله قرآن خواسته هاى خود را از خدا بخواهيد، و با دوستى قرآن بخدا روى آوريد، و به وسيله قرآن از خلق خدا چيزى نخواهيد، زيرا وسيله اى براى تقرب بندگان به خدا، بهتر از قرآن وجود ندارد.

آگاه باشيد، كه شفاعت قرآن پذيرفته شده، و سخنش تصديق مى گردد، آن كس كه در قيامت، قرآن شفاعتش كند بخشوده مى شود، و آن كس كه قرآن از او شكايت كند محكوم است، در روز قيامت ندادهنده اى بانگ مى زند كه: (آگاه باشيد امروز هر كس گرفتار بذرى است كه كاشته و عملى است كه انجام داده، جز اعمال منطبق با قرآن.)

پس شما در شمار عمل كنندگان به قرآن باشيد، از قرآن پيروى كنيد، با قرآن خدا را بشناسيد، و خويشتن را با قرآن اندرز دهيد، و راى و نظر خود را برابر قرآن متهم كنيد، و خواسته هاى خود را با قرآن نادرست بشماريد.

____________
(نهج البلاغه، ترجمه دشتی، خطبه 176)

میقات
۱۳۹۰/۰۸/۰۸, ۱۸:۲۶
ويژگيهاى قرآن ـ 3


همانا قرآن داراى ظاهرى زيبا، و باطنى ژرف و ناپيداست، مطالب شگفت آور آن تمام نمى شود، و اسرار نهفته آن پايان نمى پذيرد، و تاريكيها بدون قرآن بر طرف نخواهد شد.

_____________
(نهج البلاغه، ترجمه دشتی، خطبه 18)

امیررضا پارسی
۱۳۹۰/۰۸/۰۸, ۱۹:۵۸
ويژگيهاى قرآن ـ 3


همانا قرآن داراى ظاهرى زيبا، و باطنى ژرف و ناپيداست، مطالب شگفت آور آن تمام نمى شود، و اسرار نهفته آن پايان نمى پذيرد، و تاريكيها بدون قرآن بر طرف نخواهد شد.

_____________
(نهج البلاغه، ترجمه دشتی، خطبه 18)


و چه زیباست کلام امیر(ع)

مجیب
۱۳۹۰/۰۸/۰۸, ۲۰:۳۳
قرآن را بياموزيد كه نيكوترين گفتار است، و آن را نيك بفهميد كه دلها را بهترين بهار است، و به روشنائى آن بهبودى خواهيد، كه شفاى سينه‏هاى بيمار است، و آن را نيكو تلاوت كنيد كه سودمندترين بيان و تذكار است‏.
(نهج البلاغه، خطبه 110)

میقات
۱۳۹۰/۰۸/۱۰, ۱۷:۱۶
ويژگيهاى قرآن ـ 4

كتاب خدا قرآن در ميان شما سخنگويى است كه هيچگاه زبانش از حق گويى كند و خسته نشده، و همواره گوياست، خانه اى است كه ستونهاى آن هرگز فرو نمى ريزد، و صاحب عزتى است كه يارانش هرگز شكست ندارند.

__________
(نهج البلاغه، ترجمه دشتی، خطبه، 133)

میقات
۱۳۹۰/۰۸/۱۰, ۱۷:۱۸
ويژگيهاى قرآن ـ 5

كتاب پروردگار ميان شماست، كه بيان كننده حلال و حرام، واجب و مستحب، ناسخ و منسوخ، مباح و ممنوع، خاص و عام، پندها و مثلها، مطلق و مقيد، محكم و متشابه مى باشد، عبارت مجمل خود را تفسير، و نكات پيچيده خود را روشن مى كند، از واجباتى كه پيمان شناسايى آن را گرفت، و مستحباتى كه آگاهى از آنها لازم نيست.

قسمتى از احكام دينى در قرآن واجب شمرده شد كه ناسخ آن در سنت پيامبر (ص) آمده، و بعضى از آن، در سنت پيامبر (ص) واجب شده كه در كتاب خدا ترك آن مجاز بوده است، بعضى از واجبات، وقت محدودى داشته، كه در آينده از بين رفته است.

____________
(نهج البلاغه، ترجمه دشتی، اواخر خطبه، 1)

میقات
۱۳۹۰/۰۸/۱۰, ۱۷:۱۹
ويژگيهاى قرآن ـ 6

بر شما باد عمل كردن به قرآن، كه ريسمان محكم الهى، و نور آشكار و درمانى سودمند است، كه تشنگى را فرو نشاند، نگهدارنده كسى است كه به آن تمسك جويد و نجات دهنده آن كس است كه به آن چنگ آويزد.

كجى ندارد تا راست شود، و گرايش به باطل ندارد تا از آن باز گردانده شود، و تكرار و شنيدن پياپى آيات كهنه اش نمى سازد، و گوش از شنيدن آن خسته نمى شود.

كسى كه با قرآن سخن بگويد راست گفته و هر كس بدان عمل كند پيشتاز است.

__________
(نهج البلاغه، ترجمه دشتی، خطبه، 156)

فاطمه جان
۱۳۹۰/۱۰/۱۴, ۱۸:۴۱
http://www.eteghadat.com/Files/user1/image/besm_001.gif


***** قرآن درآيينه نهج البلاغه ****

http://askquran.ir/gallery/images//40680/1_30392362-1272533.jpg
http://s18.rimg.info/99acf87d238a65efe4ccedc2afd0ff4d.gif

مقدمه
1-
مسلمانان از قرآن كريم، اين بزرگ ترين هديه الهى و گران بهاترين ميراث پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و آيات نورانى و كلام الهى، آن گونه كه شايسته است استفاده نكرده اند. جامعه اسلامى در طول تاريخ، على رغم تأكيدات فراوان پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مبنى بر وجوب رجوع به قرآن، به عنوان ثقل اكبر و عمل به آن و فرا گرفتن علوم قرآن از اهل بيت(عليهم السلام) به عنوان ثقل اصغر، از تمسّك به اين حبل متين الهى محروم بوده اند. امروزه نيز بايد به اين واقعيت تلخ اقرار نمود كه جامعه اسلامى از آن جا كه از واقعيت قرآن و علوم اهل بيت فاصله گرفته، متحمّل خسارت هاى جبران ناپذيرى شده است.
:Rose::Rose::Rose:
2-
على رغم جدايى مسلمانان از حقيقت قرآن، پرداختن به ظاهر آن در ميان مسلمانان گه گاه از رواج و رونق خوبى برخوردار بوده است. عموم مسلمانان قرآن را به عنوان كتاب مقدس آسمانى، كه در شب قدر بر پيامبر اكرم نازل شده است، مى شناسند.
:Rose::Rose::Rose:
3-
تمسّك به ظاهر قرآن و دور ماندن از حقيقت آن، از بزرگ ترين بلايايى است كه امروزه جوامع اسلامى را تهديد مى كند.
:Rose::Rose::Rose:
4-
روشن است كه تنها راه نجات و رستگارى مسلمانان، بازگشت آنان به قرآن و بهره گيرى از حقيقت آن و پياده كردن قرآن در عرصه زندگى است
:Rose::Rose::Rose:
http://s18.rimg.info/99acf87d238a65efe4ccedc2afd0ff4d.gif

فاطمه جان
۱۳۹۰/۱۰/۱۵, ۱۳:۱۵
http://s18.rimg.info/99acf87d238a65efe4ccedc2afd0ff4d.gif

الف: جايگاه و اهميت قرآن


1ـ تنها كتاب آسمانى در دسترس انسان


حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است

و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين

كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.

در اين جا، تنها به توضيح جملاتى از نهج البلاغه درباره جايگاه قرآن كريم بسنده مى كنيم:

حضرت در خطبه 133 مى فرمايند: «وَ كِتابَ اللهِ بَيْنَ اَظهرِكُمْ ناطِقٌ لا يَعْيى لَسانُه»; قرآن در دسترس شماست

گوياست، زبانش كند نيست. قرآن، بر خلاف ساير كتاب هاى آسمانى از قبيل تورات و انجيل، در اختيار شماست.

گفتنى است در امم گذشته و به خصوص در بين يهود و بنى اسرائيل، تورات در اختيار عموم مردم نبود،

بلكه تنها نسخه هاى محدودى از تورات نزد علماى يهود موجود بوده و امكان مراجعه عموم مردم به تورات وجود نداشته است.

در خصوص انجيل وضع از اين هم نگران كننده تر بوده است;زيرا آنچه امروز به نام «انجيل» در ميان مسيحيان است

كتابى نيست كه بر حضرت عيسى(عليه السلام)نازل شده، بلكه مطالبى است كه توسط افرادى گرداوردى شده و به اناجيل اربعه معروف شده است.

بنابراين، امم پيشين از دست رسى به كتب آسمانى محروم بوده اند.

اما خداى متعال قرآن را به گونه اى نازل فرمود و پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)به نحوى آن را به مردم ابلاغ

نمود كه آنان به راحتى مى توانند آن را فراگرفته، آياتش را حفظ كنند.
http://s18.rimg.info/99acf87d238a65efe4ccedc2afd0ff4d.gif

فاطمه جان
۱۳۹۰/۱۰/۱۶, ۰۸:۵۳
http://s18.rimg.info/99acf87d238a65efe4ccedc2afd0ff4d.gif

از ديگر ويژگى هاى اين كتاب آسمانى، آن است كه خداى متعال بر امّت اسلام منّت نهاده و خود ضمانت حفاظت و صيانت آن را از هر گونه تهديد و تحريفى به عهده گرفته است.

علاوه بر آن، چنان پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) به فراگيرى مسلمانان و حفظ آيات الهى اهتمام داشتند كه در زمان آن حضرت، عده زيادى از مسلمانان حافظ قرآن بودند;

آياتى كه به تدريج نازل مى شد، در اختيار مسلمانان قرار مى گرفت و آنان آيات را حفظ مى كردند، مى نوشتند، تكثير مى كردند و بدينوسيله، در اختيار همگان قرار مى گرفت

. بدين روى، حضرت على(عليه السلام)مى فرمايند:

كتاب خدا در ميان شماست، در دسترس شماست. بجاست در جمله «ناطِقُ لا يَعْيى لَسانُهُ» بيش تر بينديشيم;

يعنى اين كتاب گوياست و زبانش به كندى نمى گرايد، از سخن گفتن خسته نمى شود و هرگز لكنت پيدا نمى كند.

سپس مى فرمايند:

«و بيتٌ لا تهدم اركانه و عزٌّ لا تهزم اعوانه»;

و بنايى است كه پايه هايش فرو نمى ريزد و پيروزمنديى است كه يارانش شكست نمى خورند.

http://s18.rimg.info/99acf87d238a65efe4ccedc2afd0ff4d.gif

فاطمه جان
۱۳۹۰/۱۰/۱۶, ۰۸:۵۸
http://s18.rimg.info/99acf87d238a65efe4ccedc2afd0ff4d.gif

2ـ كتابى ناطق و صامت


حضرت در مورد اوصاف قرآن، در نهج البلاغه، از يك سو مى فرمايند:

اين كتاب، كتاب ناطق است، خودش سخن مى گويد، از سخن گفتن خسته نمى شود، خود سخن و مطلب خويش
را به روشنى بيان مى كند

و از سوى ديگر، مى فرمايند:

اين قرآن ناطق نيست، بايد آن را به سخن درآورد و اين من هستم كه قرآن را براى شما تبيين مى كنم.

در خطبه 147 نيز آمده است كه قرآن «صامِتٌ ناطِقٌ» است; قرآن ساكت است و در عين حال، ناطق و گويا.

معناى اين سخن چيست؟

به نظر مى رسد اين تعبير بيانگر دو نوع برخورد و نگرش متفاوت به اين كتاب آسمانى است:

در يك نگرش، قرآن كتابى مقدس، ولى صامت و خموش در گوشه اى نشسته، با كسى سخن نمى گويد و كسى با

او ارتباطى ندارد و در نگرش ديگر، كتابى است ناطق و گويا كه همه انسان ها را مخاطب قرار داده، آن ها را به پيروى از خود فرا خوانده و به پيروان خود نويد بهروزى و سعادت مى دهد.

بديهى است اگر قرآن را بدين لحاظ بنگريم كه كتابى است مقدس، كلمات و جملات و آياتى است منقوش بر

صفحاتى ازكاغذ كه مسلمان ها به آن احترام مى گذارند، آن را مى بوسند و در بهترين مكان خانه خويش جاى

مى دهند و گاه افراد در مجالس بدون توجه به معانى و حقيقت قرآن، آن را تلاوت مى كنند،

كتاب صامتى است كه با صوت محسوس سخن نمى گويد و كسى كه چنين نگرشى به قرآن دارد، هرگز سخنى از قرآن نخواهد شنيد و قرآن مشكلى از او را حل نخواهد كرد.

بنابراين، ما موظفيم قرآن را كتاب زندگى بدانيم و با ايجاد روحيه تسليم در برابر خداى متعال، خود را براى

شنيدن سخنان قرآن كريم، كه تمامى آن دستور زندگى است، آماده كنيم.

در اين صورت، قرآن ناطق و گوياست و با انسان ها سخن مى گويد و آن ها را در تمام زمينه ها راهنمايى مى كند.

http://s18.rimg.info/99acf87d238a65efe4ccedc2afd0ff4d.gif

فاطمه جان
۱۳۹۰/۱۰/۱۷, ۰۸:۳۴
http://s18.rimg.info/99acf87d238a65efe4ccedc2afd0ff4d.gif

علاوه بر اين دو نگرش، معناى سومى براى صامت و ناطق بودن قرآن، هست كه معنايى عميق تر و منظور نظر

حضرت نيز مى باشد و آن اين است كه قرآن صامت است و بايد آن را به سخن درآورد و اين من هستم كه قرآن
را براى شما تبيين مى كنم.

در اين اصطلاح، صامت و ناطق بودن قرآن به اين معناست كه هرچند قرآن كريم كلام خداى متعال است و حقيقت

اين كلام الهى و نحوه صدور و نزول آن براى ما قابل شناخت نيست، اما از آن جا كه هدف از نزول قرآن هدايت

انسان هاست، اين كلام الهى به گونه اى تنزّل پيدا كرده كه به صورت كلمات و جملات و آيات قابل خواندن و شنيدن براى بشر باشد.

در عين حال، چنين نيست كه مضامين همه آيات، اعم از احكام و معارف بلند آن براى انسان هاى عادى قابل فهم
و دست رسى باشد و خود مردم بدون تفسير و تبيين پيامبر(صلى الله عليه وآله)و امامان معصوم(عليهم السلام)
و راسخان در علم بتوانند به مقاصد آيات آن نايل شوند.

بنابر هر دو معناى «صامت و ناطق بودن» قرآن، حضرت على(عليه السلام)مى فرمايند:

قرآن «ناطقٌ لايعيى لسانه»;

قرآن گوينده اى است كه ازسخن گفتن خسته نمى شود و پيام هايش را به گوش مردم مى رساند و حجّت را برمسلمانان تمام مى كند.

بنابراين، در اين فراز از سخن، على(عليه السلام) قرآن را چنين معرفى مى كند:

قرآن اين كلام الهى در بين شماست و با زبانى گويا و رسا پيوسته فرياد مى زند و انسان ها را به فلاح

و رستگارى دعوت مى كند و پيروانش را به سعادت و خوشبختى نويد مى دهد و از انجام رسالت خويش هرگز خسته نمى شود.
http://s18.rimg.info/99acf87d238a65efe4ccedc2afd0ff4d.gif

فاطمه جان
۱۳۹۰/۱۰/۲۰, ۱۸:۴۹
http://s18.rimg.info/99acf87d238a65efe4ccedc2afd0ff4d.gif
3ـ نيازمند مفسران وحى


يكى از وظايف پيامبر(صلى الله عليه وآله) نسبت به امّتاسلام، تبيين و تفسير آيات الهى است.

قرآن كريم خطاب به پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله)مى فرمايد:

«وَ اَنْزَلْنا اِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ اِلَيْهِمْ» (نحل: 44);


ما قرآن را بر تو نازل كرديم و وظيفه توست كه آن را براى مردم بيان كنى و معارفش را تبيين نمايى.

زيرا چنان كه اشاره شد، قرآن كلام الهى و معارف آن چنان عميق است كه براى انسان هاى عادى قابل فهم نيست.

از اين رو، قرآن از اين نظر، نسبت به انسان هاى عادى صامت است و نياز به تفيسر و تبيين مفسران وحى دارد.

پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و ائمّه اطهار(عليهم السلام)نيز معارف قرآن را در اختيار مسلمانان قرار داده و پيام قرآن را به گوش مردم رسانده اند.

حضرت در خطبه 158 در وصف قرآن كريم چنين مى فرمايد:

«ذلِكَ الْقُرآن فَاسْتَنْطِقُوهُ وَ لَنْ يَنْطِقَ وَ لكِنْ اُخْبِرُكُمْ عَنْهُ، اَلا اِنَّ فيهِ عِلْمَ ما يَأتى وَ الْحَديثَ عَنِ الماضى وَ دَواءَ دائِكُمْ وَ نَظْمَ ما بَيْنِكُمْ»;

هان، اين قرآن است! از او بخواهيد تا براى شما سخن بگويد، در حالى كه هرگز (بدون تبيين و تفسير پيامبر و امامان معصوم(عليهم السلام)) سخن نخواهد گفت.

بايد از زبان حضرات معصومين(عليهم السلام) با معارف قرآن آشنا شد و علوم قرآن را از آن ها دريافت كرد.


قرآن درياى معارف و علوم الهى است. غوّاصى دراين درياى بى انتها و صيد گوهرهاى انسانساز آن تنها از عهده كسانى برمى آيد كه با عالم غيب در ارتباطند و خداى متعال نيز از مردم خواسته است تا با توسّل به آن ها كه پيامبر و ائمّه هدى(عليهم السلام)هستند و استفاده از علومشان و كمك و راهنمايى آن بزرگواران به معارف بلندقرآن رهنمون شوند.
http://s18.rimg.info/99acf87d238a65efe4ccedc2afd0ff4d.gif

مجیب
۱۳۹۰/۱۰/۲۴, ۲۱:۳۶
«خدا را، خدا را درباره قرآن در نظر بگيريد مبادا ديگران در عمل كردن به دستوراتش از شما پيشی گيرند»
همه اين تأكيدات نشانه عظمت اين كتاب آسمانی در نگاه امام علی(ع) است.
نهج البلاغة، ترجمه، دشتی، محمد، نامۀ 47، ص 559.

فاطمه جان
۱۳۹۰/۱۰/۲۷, ۰۸:۴۷
http://s18.rimg.info/99acf87d238a65efe4ccedc2afd0ff4d.gif

ب: نقش قرآن در حيات اجتماعى


1ـ داروى هر درد


حضرت در ادامه، قرآن را از زاويه ديگرى مورد توجه قرار داده، مردم را به رجوع بدان و تدبّر در آن فراخوانده، مى فرمايند:

حال كه امام معصوم مى بايست علوم و معارف قرآن را براى مسلمانان بيان كند و خود قرآن سخن نمى گويد و

مردم خود نيز قادر نيستند مستقيماً پيام هاى الهى را دريافت كنند، من شما را از آن آگاه مى كنم و از علوم و معارفش
به شما خبر مى دهم:

«اَلا اِنَّ فيهِ عِلْمَ ما يَأتى وَ الْحَديثَ عَنِ الماضى وَ دَواءَ دائِكُمْ وَ نَظْمَ ما بَيْنِكُمْ»;

تمام آنچه موردنيازشماست درقرآن كريم هست;علم گذشتهو آينده، درمان درد شما و راه سروسامان بخشيدن به زندگى تان.

اين ما هستيم كه بايد بااستفاده ازعلوم اهل بيت و قرآن كريم به امور خود سامان ببخشيم.

حضرت على(عليه السلام)راه حلّ همه مشكلات را قرآن معرفى مى كند ودواى دردوراه حل مشكلات و
سامان بخشيدن به امور را در قرآن مى داند.

قرآن داروى شفابخشى است كه همه دردها را درمان مى كند وناراحتى هارا التيام مى بخشد.

بايد اين نسخه شفابخش را به دقت مطالعه كردوبا راه درمان دردهاومشكلات فردى و اجتماعى آن آشنا شد.

بديهى است كه پيش از احساس و شناخت درد، سخن گفتن از درمان، بيهوده است; زيرا ابتدا بايد دردهاى فردى

و اجتماعى را شناخت و با مطالعه و دقت در آيات كريمه قرآن با آن ها آشنا شد، آن گاه با به كار بستن اين نسخه شفابخش، به درمان آن ها پرداخت.

در خطبه 198 با تعبير «وَ دَواء لَيْسَ بَعْدَهُ داءٌ» مى فرمايند:

قرآن دارويى است كه پس از آن دردى باقى نمى ماند.

البته روشن است كه تنها با ايمان به فرمايش حضرت و ايمان به شفابخشى قرآن است كه چنين دارويى مؤثر واقع خواهد شد.

يعنى بايد با تمام وجود باور داشت كه درمان حقيقى دردها و مشكلات ما، اعم از فردى و اجتماعى، در قرآن است.


هرچند همه ما به اين مطلب اقرار داريم، اما مراتب ايمان و يقين افراد متفاوت است.

كسانى هستند كه با تمام وجود باور دارند كه اگر به قرآن روى بياورند و معارف و راهنمايى هاى آن را به كار بندند، قرآن بهترين نسخه شفابخش درد آن هاست. شايد يكى از بزرگ ترين مشكلات جامعه ما ضعف ايمان در اين زمينه باشد و همين موجب شده است كه بسيارى از مشكلات همچنان باقى بماند.
http://s18.rimg.info/99acf87d238a65efe4ccedc2afd0ff4d.gif

مریم گلی
۱۳۹۰/۱۰/۲۷, ۰۹:۴۸
http://www.eteghadat.com/Files/user1/besm/b_028.png
کتاب صامت و ناطق در توصیف امیر المومنین علیه السلام

http://askquran.ir/gallery/images//40680/1_30392362-1272533.jpg


مقدمه
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32426216138229754934.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32426216138229754934.gif)
سيماى قرآن در آيينه شفاف و تمام نماى گفتار اميرمؤمنان(ع) با توصيفات تأمل برانگيز و اعجاب آورى ترسيم شده است.

اين توصيفات به گونه اى سهل و ممتنع, جمال و كمال قرآن, ظاهر و باطن, سطح و عمق و ساير شئون آن كتاب شريف را به نمايش مى گذارد.

اين اوصاف بيانگر عظمت و چند بعدى بودن وحى است و تبلور آن در كلام فردى آگاه به متن وحى پر از لطف و سرّ است كه (لاينبئك مثل خبير.) گوشى كه ازاين آستان مى نيوشد به راستى مصداق (على الخبير سقطتم) خواهد بود.

در اين ميان دو وصف متضاد (صامت ناطق) در كنار يكديگر در سخن مولا براى قرآن, هم جالب و هم سؤال برانگيز است; اگر قرآن گوياست چرا صامت و خاموش است.

در اين نوشتار همت شده است تا آنجا كه بضاعت اجازه دهد نكاتى با توجه به متن گفتار مولا در اين جهت ارائه گردد.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32426216138229754934.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32426216138229754934.gif)

مریم گلی
۱۳۹۰/۱۰/۲۷, ۲۰:۰۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32426216138229754934.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32426216138229754934.gif)


خاموش گويا

برابر نقل در روايتى, امام صادق (ع) معارف قرآن را به چهار گروه كلى تقسيم فرموده است:
1. عبارت 2. اشارت 3. لطايف 4. حقايق. وانگهى سهم و بهره هر صنف از اصناف مردم قسمتى از اين اقسام است كه عبـارت براى عوام, اشـارت براى خواص, لطايف بهره اوليا و حقايق مخصوص انبيا مى باشد.

اينكه قرآن كتاب گروه خاص نيست و معارف آن قابل دسترسى براى همه است مطلبى است مورد اتفاق و نياز به استدلال نيست. قرآن كتاب هدايت است و بديهى است كه به صراحت تعبير, همه انسان ها را به هدايت فراخوانده و همه را مستحق خطاب و تكليف دانسته است. ازاين رو براى امكان اقتداء مردم به آن بايست سخن و پيامش براى همه در دسترس باشد اما چنانچه انتظار استعداد و توان ادراكى برابر براى همه به دور از صواب است, توقع هم سطح بودن همه معارف قرآن نيز خالى از وجه است. زيباترين تعبير در نشان دادن اين نكته همان است كه مولا فرموده است:
(القرآن بحر لايدرك قعره و بحر لاينزفه المستنزفون.)
قرآن درياست, دريا در هيچ كوزه اى نگنجد.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32426216138229754934.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32426216138229754934.gif)

مریم گلی
۱۳۹۰/۱۰/۲۷, ۲۰:۱۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32426216138229754934.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32426216138229754934.gif)


(القرآن بحر لايدرك قعره و بحر لاينزفه المستنزفون.)
قرآن درياست, دريا در هيچ كوزه اى نگنجد.

آن كس كه از قرآن كامياب مى شود و سيراب, به راستى ظرف محدودى بوده است كه به ظرفيت خويش بهره مند گشته است و محدوديت خويش را به دريا سرايت داده است. كسى به سان تشنه از وادى حيرت فرا مى رسد و بر ساحل مى نشيند و از جلوه هاى زيبايى تذكرات قرآن روانى تازه مى كند و اخلاق خود را مى آرايد و همين را براى خويش بس مى پندارد. و كسى ديگر نياز به شست و شو دارد جامه غفلت از تن به در مى آورد و روح و روان را با آب زلال هدايتش تطهير مى نمايد, و البته اين اول راه است كه چيزى فرو مى گذارد و چيزها بر مى گيرد.
هيچ كس با قرآن هم نشينى ساز نمى كند مگر اينكه چيزى از او كاسته و چيزى ديگر بر او افزوده گردد. كاهش از نابينايى و افزايش در هدايت و راهيابى
و آن كس كه توانايى و قابليتش فزون تر است گامى پيش تر و در سطوح و ظواهر به صيد معانى مى پردازد و به مقدار مورد انتظار كامياب از جام معرفت مى گردد, و اما همه تا رسيدن به اعماق و قعر از فاصله اى تا بى نهايت برخوردارند و براستى سخن صادر از بى نهايت همانند خود او تا بى نهايت ژرف و نامحدود است.
(فتجلّى لهم سبحانه فى كتابه من غير ان يكونوا رأوه.)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32426216138229754934.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32426216138229754934.gif)

مریم گلی
۱۳۹۰/۱۰/۲۷, ۲۰:۱۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32426216138229754934.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32426216138229754934.gif)


جلوه نامحدود آيا به تصرف و دام محدود و ناتوانى چون انسان, ممكن مى گردد؟

ولى به فراخور استعداد, هر كدام را سهمى است كه نبايد آن را براى ديگرى نيز كافى دانست و بنابراين است كه زبان قرآن كريم هم زبان عبارت است تا براى عموم قابل فهم و مراجعه باشد, و هم زبان اشاره است, و هم لطيفه, و هم حقيقت. و هر كدام را اهلى است, و هر كس را بايد با زبان خاص او سخن گفت. (و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه.)
اينكه قرآن جهت تذكر آسان گشته است (و لقد يسّرنا القرآن للذّكر فهل من مدكر), و اينكه بايد قرآن براى همه كس قابل فهم باشد و هدايت همگان مورد نظر باشد, همه اين نكات در يك سو و پاسخ جدى به اين سؤال در سوى ديگر كه آيا امكان دستيابى و كاميابى همه انسان ها در همه سطوح در همان مبلغ مورد استعداد را مى توان از مراجعه به قرآن انتظار داشت. آيا نمى توان تصور كرد كه در سطح فهم ظواهر, هر كس خود را مخاطب قرآن بداند و رابطه دو به دو با قرآن برقرار نموده به مطلوب دست يابد, يا به جرأت تام بايد جواب منفى داد و ضلع سوم را در فهم آن ضرورى دانست. اگر چه مثلثى در اين موضع ترسيم مى گردد, ولى تفاوت آن با مثلث هندسى در اين است كه دو ضلع آن منطبق بر همديگر و بر وترى به نام مخاطب تناظر دارند و هيچ گاه آن دو ضلع عمود بر همديگر و متقاطع نيستند. به طور خلاصه, ضلع (عترت) است كه بايد در مراجعه به قرآن مورد توجه قرار گيرد و در اين صورت همه مراجعان مى توانند ادعاى فهم گوشه هايى از قرآن را داشته باشند.
غفلت از اين ضلع است كه خسارتى را برجاى مى گذارد كه جز ضلالت ره آوردى ندارد. بديهى است كه اگر صاحب كلام هم هادى و هم مضلّ است, كلام او نيز كه جلوه تجليات اوست نبايد به دور از چنين اقتضا باشد. و بر اين اساس است كه چنانچه متن قرآن و نصوص آن بر اقتدا به هدايت ره يافتگان تأكيد مكرر دارد بايد نمونه هاى مجسم هدايت و الگوهاى تام طهارت را فرا روى نهاد. (فبهداهم اقتده) (انعام/90) و البته چنانچه قرآن كتابى جاودانه است, هاديان و شارحان آن نيز جاودانه خواهند بود و تا قرآن زنده است كه (انا له لحافظون) (حجر/9) زيست آنها نيز قطعى است.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32426216138229754934.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32426216138229754934.gif)

مریم گلی
۱۳۹۰/۱۰/۲۷, ۲۰:۱۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32426216138229754934.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32426216138229754934.gif)


اين سخن كه قرآن خود بسنده است و نيازى به هيچ كس و شيئ ديگر نيست تا آنجا با واقعيت وفق مى دهد كه آموزه هاى قرآن كريم در برابر ساير مكتبهاى الحادى و اديان تحريف شده مقايسه گردد. اما آيا براى فهم و احاطه بر تعاليم قرآن, رجوع استقلالى كافى است؟
پاسخ به وضوح منفى است. زيرا رجوع گروه هاى ستيزنده كلامى به گونه استقلالى و با استبداد به رأى و فهم اوليه خويش به قرآن مراجعه كرده اند. بديهى است كلام من عند الله اختلافى در آن نيست كه اگر از نزد غيرخداوند بود اختلافى بود
(و لو كان من عند غير الله لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً).
با اين همه اختلافات و تعارضات, هر گروه خويش را در فهم قرآن صائب و طرف مقابل را به سختى تخطئه نموده است. اين حقيقت را خود قرآن به صراحت بيان فرموده است (لايمسّه الاّ المطهّرون)(واقعه/79)
اشاره شد كه مطهرون(عترت) بُعدى جداگانه در برابر وحى و قرآن نيستند تا بر اثر وسوسه از رجوع به آنها هراسى به دل راه يابد. ما از آنها به دو بُعد و يا دو ضلع منطبق بر يكديگر تعبير نموديم و راز مسأله همين نكته بود. جهت گوياتر شدن اين مطلب به سخنان مولا بازگشته راز همه مطالب را در دو وصف متوالى صامت و ناطق براى قرآن مى يابيم:
(فالقرآن آمر زاجر, و صامت ناطق.)
به رغم اينكه به نظر مى رسد قرآن در عين خاموشى الفاظ, ناطق و گويا در معنى و مفهوم است و به اعلى صوت فرياد دارد و پيام خويش را به روشنى مى رساند, ولى در ساير سخنان حضرت بر اين پندار خط بطلان كشيده شده است و به صراحت نطق قرآن را در كام رجال قرآن قرار داده است. در ابتدا سخنان حضرت را در توصيف نطق قرآن مرور مى كنيم و سپس راه گويايى آن را مشاهده خواهيم نمود.

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32426216138229754934.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32426216138229754934.gif)

مریم گلی
۱۳۹۰/۱۰/۲۷, ۲۰:۱۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32426216138229754934.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32426216138229754934.gif)

واژه های تبین کننده ناطق بودن قران

از واژه هاى كليدى كه تبيين كننده ناطق بودن قرآن كريم است, واژه (بيان) و مشتقات آن است كه هم قرآن كريم آن را وصف خويش قرار داده است و هم در سخنان مولا بر آن تأكيد شده است:
(و نزلنا عليك الكتاب تبياناً لكل شيئ) نحل/89
(و انزلنا اليك الذكر لتبيّن للناس ما نزّل اليهم) نحل/44
(كتاب أحكمت آياته ثم فصّلت من لدن حكيم خبير) هود/1
بديهى است تبيان ساير اشياء بودن و مبيّن ساير كتب وحى بودن و مفصل بودن قرآن, خود به خود با گنگ و نامفهوم بودن ناسازگارى دارد. در همين راستا حضرت نيز اوصافى را كه به وضوح نشان دهنده همين ايده است معرفى مى فرمايد:
(كتاب الله بين اظهركم, ناطق لايعيا لسانه.)
(ثم انزل عليه الكتاب, نوراً لاتطفأ مصابيحه, و سراجاً لايخبو توقده.)
(كتاب الله تبصرون به و تنطقون به.)
به رغم اين توصيفات, حضرتش وصف مبيّن بودن قرآن را با اوصافى ديگر همانند متشابه و مجمل آورده و اين مى رساند كه معناى ديگرى از تبيين اراده شده است كه با مفهوم بدوى آن لفظ تفاوت دارد.
(خلف فيكم… كتاب ربّكم فيكم, مبيناً حلاله و حرامه… و محكمه و متشابهه.)
اينكه قرآن را تبيين كننده محكم و متشابه و مفسر و مجمل به طور يكسان دانسته, بسيار اشعار دارد كه الفاظ قرآن خود به خود مبيّن نيستند و نمى توان به صرف مراجعه لفظى آن را به اعتماد و وضوح در دسترس دانست و بنابراين است كه قرآن در عين گويا بودن خموش است و نطق آن را بايد در جايى ديگر جست كه ترجمان و زبان قرآن محسوب گردد. در كلام حضرت دو راه براى اين مطلب ارائه شده است:
1. راهى كه معروف به تفسير قرآن به قرآن است.
(كتاب الله تبصرون به و تنطقون به… و ينطق بعضه ببعض و يشهد بعضه على بعض.)
به كار بستن همين شيوه است كه حضرتش آن را زداينده اختلافات مى داند. حضرت با تخطئه آراء مختلف و بيان منشأ اختلاف, هرگونه توجيهى را براى اختلاف و تشتت آرا نفى مى نمايد و مى فرمايد صاحبان فتاواى مختلف كه همه خداوند و پيامبر و كتاب واحد دارند در اختلاف خويش چه عذرى دارند, آيا مأمور به اختلاف هستند كه پيوسته در پى اطاعت از آن امرند و يا از آن نهى شده, و معصيت پيشه ساخته اند؟ آيا دين ناقص است و آنها به كمك آراء خود به اتمام آن همت گماشته اند, و يا شريك خداوند هستند كه هرچه را خواستند بگويند؟ و آيا دين تام بوده و تقصيرى در تبليغ از سوى پيامبر رخ داده است؟
همه اين احتمالات منفى است و توجه نداشتن به شيوه درست استفاده از آن سبب انگيزش آراء گوناگون شده است. سرّ آن را بايد در ظاهر زيبا و باطن عميق قرآن نيز دانست كه هر كس به ظواهر زيبا و دلنشين قرآن استناد مى نمايد, بدون اينكه از عمق آن كمترين بهره اى برده باشد, و البته مى توان به طريقى از عمق قرآن نيز به طور نسبى آگاهى حاصل نمود و آن استشهاد از برخى از آيات كريمه براى برخى ديگر است و استناد يك جانبه به برخى ظواهر عملى نابسامان خواهد بود.
(ان الكتاب يصدق بعضه بعضاً و انه لااختلاف فيه.)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32426216138229754934.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32426216138229754934.gif)

مریم گلی
۱۳۹۰/۱۰/۲۷, ۲۰:۲۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32426216138229754934.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32426216138229754934.gif)

2. راه دوم جهت گويايى قرآن كريم در سخنان حضرت


معرفى رجالى است كه ترجمان قرآن محسوب مى شوند و در هر صورت راه عمده نيز همين است كه اختلاف را به كلى از بين خواهد برد و انسان را به سرچشمه اصيل و زلال وحى رهنمون خواهد شد و از اعمال سليقه ها و مشرب هاى فكرى و تنگناهاى آن نجات خواهد بخشيد.
(انا لم نحكّم الرجال و انما حكّمنا القرآن, هذا القرآن انما هو خط مستور بين الدفتين. لاينطق بلسان و لابدّ له من ترجمان و انما ينطق عنه الرجال.)
(ان القرآن حمّال ذو وجوه.)
ولى آيا براستى هر كس مى تواند ترجمان قرآن به شمار آيد و يا سهمى از آن برده باشد. آنچه مى تواند به كلى اضطراب و نگرانى را زايل سازد اين است كه واژه رجال را در فرهنگ قرآن واژه اى خاص براى افراد خاص بدانيم همان (رجال) كه وصف آنها چنين است: (فى بيوت اذن الله ان ترفع و يذكر فيها اسمه… رجال لاتلهيهم تجارة و لا بيع عن ذكر الله)(نور/36)
و در همين خصوص حضرت اميرعليه السلام نيز تأكيد مى فرمايد:
(فيهم كرائم القرآن.)
(ذلك القرآن فاستنطقوه و لن ينطق و لكن اخبركم عنه.)
و با همه تأكيد بر گويايى و ناطقيت قرآن اين كلام صريح توجه مى دهد كه مراجعه به مخبر صادق و امام معصوم, شرط حتمى براى فهم راز مكنون آن خواهد بود و بايد ازاين زبان شنيد آنچه بايد از قرآن شنيد, وگر نه سخن را از منابع ديگر بايد تلقى كرد نه سخن قرآن.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32426216138229754934.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32426216138229754934.gif)

✿ عاشق قرآن ✿
۱۳۹۰/۱۲/۱۸, ۰۴:۴۸
http://www.eteghadat.com/Files/user1/image/b_0013.png


http://askquran.ir/gallery/images//57376/1_imam-ali.jpg



اولين گام هر نوع ارتباط با قرآن شناخت آن است.

فرض كنيد تلفني مي‏ خريد كه مجهز به پيغام‏ گير است و مي ‏توانيد با آن نمابرهاي خود را نيز ارسال كنيد. اين‏كه شما بدانيد اين تلفن چيست و چه توانايي‏هاي دارد در چگونگي استفاده شما از آن بسيار موثر است. اگر شما همان تلفن را بخريد ولي از امكان ارسال نمابر آن باخبر نباشيد طبيعي است كه هيچ‏گاه انتظار ارسال نمابر را از آن نداريد و بالطبع نمي ‏توانيد از تلفن خود به خوبي استفاده كنيد.

ارتباط با قرآن نيز دقيقاً پيرو همين قاعده يعني شناخت آن است. " قرآن‏ شناسي " عنوان مجموعه بحث ‏هايي است كه مي‏ خواهد معرفي‏ هاي مختلف از قرآن را عرضه كند ، چرا كه هرگونه معرفي از قرآن ، تأثيري مستقيم بر نحوه ارتباط با آن خواهد گذاشت.



http://s17.rimg.info/badf9d459f7643af743347fea66729c2.gif

✿ عاشق قرآن ✿
۱۳۹۰/۱۲/۱۹, ۱۶:۰۴
http://s17.rimg.info/badf9d459f7643af743347fea66729c2.gif

مثلاً اگر كسي قرآن را به عنوان كتابي بشناسد كه براي خواندن و ثواب بردن نازل شده است ، انتظارش از قرآن رسيدن به ثواب است ، از اين ‏رو مي ‏كوشد كه بيشتر و بيشتر قرآن بخواند. در مقابل اگر كسي قرآن را كتابي مي ‏داند كه حاوي سخن زنده خداست و براي اين نازل شده است تا خداوند با دل و روان قاري قرآن سخن بگويد و فرهنگ اين زبان آسماني را در وجود او به تدريج گسترش دهد ، قطعاً به دليل بالارفتن سطح انتظارات او از قرآن ، به گونه ‏اي ديگر با آن ارتباط برقرار مي‏ كند.

صفحه قرآن ‏شناسي و قرآن‏ شناسان درصدد است تا شناخت ‏هاي متفاوت از قرآن را معرفي كند و ديدگاه مخاطبان را در شناخت قرآن به چالش بكشد.

... (http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,7588)

http://s17.rimg.info/badf9d459f7643af743347fea66729c2.gif

✿ عاشق قرآن ✿
۱۳۹۰/۱۲/۲۰, ۱۴:۵۰
http://s17.rimg.info/badf9d459f7643af743347fea66729c2.gif

قرآن‏ شناسي حضرت علي (ع) شناخت قرآن با نهج ‏البلاغه

يكي از بهترين منابع شناخت قرآن سخنان و گفته ‏هاي حضرت علي (ع) درباره قرآن‏ شناسي است. اين سخنان به ما مي‏ آموزد كه ايشان چه تعريفي از قرآن داشته ‏اند و در نظر ايشان قرآن چه جايگاهي داشته است. براي رعايت اختصار تنها به جملات نهج ‏البلاغه مولا مراجعه كرده ‏ايم و توصيف‏ هاي ايشان را از قرآن به نگارش درآورده ‏ايم.

نكته مهم در سخنان حضرت علي (ع) اين است كه ايشان از منظري بسيار جالب توجه به قرآن مي ‏نگرد و قرآن را به ‏گونه‏ اي مي ‏شناسد و معرفي مي‏ كند كه انسان باور مي ‏كند كه آنچه حضرت علي (ع) توصيف مي‏ كند ، "سخن خدا"ست.

... (http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,7588)

http://s17.rimg.info/badf9d459f7643af743347fea66729c2.gif

✿ عاشق قرآن ✿
۱۳۹۰/۱۲/۲۱, ۱۲:۴۵
http://s17.rimg.info/badf9d459f7643af743347fea66729c2.gif


قرآن‏ شناسي حضرت علي (ع)

قرآن را بياموزيد كه بهترين سخن [براي آموختن و به خاطر سپردن] است و در [سخنان] آن بينديشيد چرا كه بهار دلهاست [و انديشيدن در آن باعث طراوت و تازگي دل مي ‏شود] و با نور آن [تاريكي ‏ها ] خود را درمان كنيد ، زيرا درمان بيماري‏هاي درون است و آن را چنان‏كه شايسته است بخوانيد زيرا سودمندترين داستان‏هاست.(1)

_ (http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,7588)______________________________
1ـ نهج ‏البلاغه ، خطبه 109


http://s17.rimg.info/badf9d459f7643af743347fea66729c2.gif

✿ عاشق قرآن ✿
۱۳۹۰/۱۲/۲۲, ۱۵:۰۹
http://s17.rimg.info/badf9d459f7643af743347fea66729c2.gif


[قرآن] كتاب خداست كه با آن بينش پيدا مي‏ كنيد ، گويا و شنوا مي ‏شويد ، كتابي كه هر جمله آن با كمك جمله‏ هاي ديگر [با انسان] سخن مي گويد و هر بخش ، گواه [عظمت و حقيقت] بخش ديگر است. قرآن در مسير حركت به سوي خدا ، هيچ انحرافي ايجاد نمي ‏كند و همراه و هم‏نشين خود را از [راه رسيدن به خدا] منحرف نمي‏ كند. (2)

_ (http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,7588)______________________________
2ـ همان ، خطبه 133



http://s17.rimg.info/badf9d459f7643af743347fea66729c2.gif

✿ عاشق قرآن ✿
۱۳۹۰/۱۲/۲۳, ۱۳:۳۹
http://s17.rimg.info/badf9d459f7643af743347fea66729c2.gif


بدانيد كه قرآن نصيحت ‏گري است كه نصيحت خود را به خيانت نمي ‏آلايد و راهنمايي است كه هرگز كسي را گمراه نمي‏ كند و سخن‏گويي است كه هرگز دروغ نمي ‏گويد. امكان ندارد كسي با قرآن هم‏نشين شود مگر اين‏كه اين هم‏نشيني باعث شود كه بهترين راه هدايت را بجويد و از كوري و كوربيني‏اش كم مي ‏شود. اين حقيقت را بدانيد كه بعد از [آشنايي با] قرآن [قرآن به گونه‏ اي افراد را بي ‏نياز مي‏ كند كه] ديگر هيچ نوع از نيازمندي باقي نمي ‏ماند و كسي قبل از [آشنايي با ] قرآن ممكن نيست كه مزه بي‏ نيازي را بچشد.



http://s17.rimg.info/badf9d459f7643af743347fea66729c2.gif

✿ عاشق قرآن ✿
۱۳۹۰/۱۲/۲۴, ۱۲:۴۶
http://s17.rimg.info/badf9d459f7643af743347fea66729c2.gif



پس بياييد و درمان دردهايتان را از قرآن بخواهيد و با ياري قرآن برمشكلات سخت خويش پيروز شويد ، زيرا درمان بزرگ‏ترين دردهاي شما ـ از جمله كفر ، نفاق ، بي راهه ‏روي و گمراهي ـ همه در قرآن است. به وسيله قرآن هر آنچه مي‏ خواهيد ، از خدا بخواهيد و با دوستي قرآن [ است كه مي توانيد] به سوي خدا روكنيد. اما مبادا كه آن را وسيله گدايي از خلق خدا قرار دهيد. [ زيرا قرآن وسيله‏ اي براي توجه و رسيدن به خداست] و بندگان با هيچ وسيله ‏اي نمي ‏توانند مانند استفاده از قرآن به سوي خداوند حركت كنند.

بدانيد كه قرآن شفاعت‏گري است كه شفاعت او قطعاً پذيرفته مي‏ شود و سخن‏گويي است كه سخن او [ در درگاه الهي [پذيرفته است ، بنابراين هر كس كه قرآن در روز قيامت از او شفاعت كند ، پذيرفته مي ‏شود، همان‏گونه كه اگر از كسي شكوه كند [ بي‏ چون و چرا] پذيرفته است.

در روز قيامت كسي فرياد مي‏ زند كه " امروز جز آنها كه به كشت و زرع قرآن مشغول بودند ، تمامي كشاورزان درگير كشت و عاقبت كار خويش ‏اند" پس [اي مردم] بياييد و از كشاورزان قرآن و پيروانش باشيد و در مسير حركت به سوي پروردگارتان آن را به عنوان راهنما انتخاب كنيد و قرآن را نصيحت‏ گر خود بدانيد و در مقام مقايسه و انتخاب ميان نظر خود و نظر قرآن به نظرها و افكار خود بدگمان باشيد [نه قرآن] (3)

_ (http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,7588)______________________________
3ـ همان ، خطبه 175



http://s17.rimg.info/badf9d459f7643af743347fea66729c2.gif

✿ عاشق قرآن ✿
۱۳۹۰/۱۲/۲۵, ۱۱:۴۱
http://s17.rimg.info/badf9d459f7643af743347fea66729c2.gif


خداوند كتابي نازل كرده است پر از نور ؛ نوري كه روشنايي آن هيچ‏گاه برطرف نمي‏ شود و چراغ ‏هاي آن ابداً به خاموشي نمي ‏گرايد ، اقيانوسي كه كسي به ژرفاي آن دست نمي‏ يابد ، راهي كه [آن‏ چنان روشن و سرراست است كه [رهروان آن گم نمي ‏شوند ، درخششي كه تابش آن از بين نمي‏ رود ، سند و دليلي كه دلالت آن هميشگي است ، توضيح و تشريحي [براي امور مورد نياز شما] كه پايه‏ هاي او هيچ گاه ويران نمي ‏شود ، درماني كه از عوارض آن جاي نگراني نيست ، عزتي است كه ياوران قرآن را عزيز و شكست‏ ناپذير مي‏ كند ، حقي كه ابداً ياران خود [در وقت كوشش در راه رسيدن به حق [تنها نمي‏ گذارد. آري ، معدن ايمان است و مايه فراواني آن ، چشمه ‏هاي علم است و درياهاي دانش ، باغ ‏هاي عدالت است و آبگيرهاي آن ، زيربناي اسلام است و ساختار آن ، دريايي است كه هر چه از آبش بردارند تمام نمي‏ شود ، چشمه‏ ساري است كه هر چه آبش مصرف شود ، نمي‏ خشكد ، آبشخوري كه هر چه قدر كه تعداد آب‏نوشان زياد باشد از آب آن كم نمي ‏شود. منزلگاهي است كه مسافران آن را گم نمي‏ كنند ، علائم راهي است كه با ديدن آن مسافران بي راهه نمي‏ روند ، جاي‏جاي راهش به نرده ‏ها و حفاظ ‏هايي مجهز است تا رهروان را از انحراف از جاده حفظ كند ، خداوند آن را براي تشنگي دانشمندان ، گوارا و براي قلب انسان‏ هاي جوياي دانش ، بهار پرطراوت و براي حركت صالحان راهي روشن قرار داده است. قرآن دارويي است [كه با استفاده از آن] هيچ دردي بر جاي نمي ‏ماند ، نوري است كه هيچ تاريكي در آن راه ندارد ، ريسماني است كه به جاي بسيار امني بسته شده است ، قلعه ‏اي كه تسخيرناپذير است ، براي كسي كه دنباله‏ رو اوست مايه عزت است ، براي كسي كه به خانه آن وارد شود موجب امنيت است.



http://s17.rimg.info/badf9d459f7643af743347fea66729c2.gif

✿ عاشق قرآن ✿
۱۳۹۰/۱۲/۲۶, ۱۰:۲۰
http://s17.rimg.info/badf9d459f7643af743347fea66729c2.gif


هر كه آن را راهنماي خود قرار دهد هدايتش مي ‏كند ، هر كه آن را انتخاب كند ، براي او عذري موجه است [كه چيز ديگري انتخاب نكند] براي كسي كه بخواهد با منطق قرآن سخن بگويد ، دليل و برهان است و براي كسي كه با تكيه به قرآن [با هر چه خلاف قرآن است ]مشاجره مي‏ كند ، شاهد [ي محكم] است و براي كسي كه به آن استناد كند ، موجب پيروزي است. هر كه قرآن را در سينه خود جاي دهد قرآن نيز او را در سينه خود جاي مي ‏دهد ، كسي كه بخواهد قرآن را به كار بندد و از آن استفاده كند ، قرآن براي او مركبي راهوار است [خود زمينه به كار بستن آن را فراهم مي‏ كند] و براي هر كه در پناهش درآيد سپر است. قرآن براي اهل دانش ، علم است ، براي روايت‏گران ، سخن و براي قاضيان و داوران حكم است. (4)

_ (http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,7588)______________________________
4ـ همان ، خطبه 189



http://s17.rimg.info/badf9d459f7643af743347fea66729c2.gif

✿ عاشق قرآن ✿
۱۳۹۰/۱۲/۲۷, ۱۵:۲۳
http://s17.rimg.info/badf9d459f7643af743347fea66729c2.gif


اين كتاب خداست كه در ميان شماست ، سخن‏گويي كه لكنت زبان ندارد ، خانه‏ اي كه پايه ‏ها و ستون ‏هاي آن خراب نمی ‏شود و عزتي كه يارانش هيچ‏گاه شكست نمي‏ خورند. (5)
خداوند سبحان به هيچ‏يك از امت‏ هاي پيشين ، كتابي چون قرآن عطا نكرده است ، چرا كه بي‏گمان قرآن ريسمان محكم و وسيله مطمئن ارتباطي خداست. بهار دل‏ها و چشمه‏ هاي دانش در قرآن است و دل جز با قرآن [ از زنگارها] صيقل نمي ‏يابد. (6)

_ (http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,7588)______________________________
5ـ همان ، خطبه 133
6ـ همان ، خطبه 175



http://s17.rimg.info/badf9d459f7643af743347fea66729c2.gif

✿ عاشق قرآن ✿
۱۳۹۰/۱۲/۲۹, ۲۰:۱۲
http://s17.rimg.info/badf9d459f7643af743347fea66729c2.gif


به كتاب خدا بازگرديد كه ريسماني است محكم و نوري است ويژه و روشنگر ، درماني است سودمند ، چشمه ‏اي است سيراب ‏كننده و كساني را كه به قرآن دست يابند از هر خطايي يا مصون مي‏ دارد و براي هر كس كه به قرآن دست پيدا كند و با آن ارتباط برقرار كند ، مايه نجات است. كتابي كه هرگز در آن انحرافي به وقوع نخواهد پيوست كه نياز به اصلاح كردن آن باشد ، تغيير جهت نمي‏ دهد كه موجب انحراف شود تكرار و شنيدن پياپي كهنه ‏اش نخواهد كرد ، هر كه با الهام از قرآن سخن بگويد سخن راست و درست مي ‏زند و هر كه بر مبناي قرآن كار كند پيشتاز است. (7)

_ (http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,7588)______________________________
7ـ همان ، خطبه 155



http://s17.rimg.info/badf9d459f7643af743347fea66729c2.gif

✿ عاشق قرآن ✿
۱۳۹۱/۰۱/۰۲, ۲۲:۲۹
http://s17.rimg.info/badf9d459f7643af743347fea66729c2.gif


ظاهر [جمله ‏ها و عبارت‏ هاي] قرآن بسيار زيبا و باطن آن بسيار عميق است. شگفتي ‏هاي آن پايان نمي‏ پذيرد و ناشناخته ‏هاي آن تمام نمي‏ شود و جز با نور قرآن تاريكي‏ ها را نمي ‏توان زدود. (8)
از قرآن بخواهيد كه با شما سخن بگويد ... بدانيد كه دانش آينده و سخن از گذشته و درمان دردهايتان و راز نظم و نظام يافتن شما همه و همه در قرآن است. (9)

_ (http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,7588)______________________________عبدا لمحمد آیتی
8ـ همان ، خطبه 18
9- همان ، خطبه 157
نهج ‏البلاغه ، ترجمه عبدالمحمد آيتي ، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي ؛ بنياد نهج ‏البلاغه ، 1377



http://s17.rimg.info/badf9d459f7643af743347fea66729c2.gif

مجیب
۱۳۹۱/۰۶/۱۸, ۲۱:۳۱
«قرآن نوري است که در آن تاريکي يافت نمي شود و چراغي است که درخشندگي آن زوال نپذيرد٬ ريسماني که رشته ي آن محکم و پناهگاهي که قله ي آن بلند و درياييست که تشنگان آن٬آبش را تمام نتوانند کشيد و شفادهنده ايست که بيماري هاي وحشت انگيز را بزدايد٬ قرآن بهار دل چشمه هاي دانش٬ سرچشمه ي عدالت و نهر جاري زلال حقيقت است. پس درمان خود را از قرآن بخواهيد و در سختيها از قرآن ياري طلبيد و خواسته هاي خود را به وسيله ي قرآن طلب کنيد و با دوستي قرآن به خدا روي آوريد زيرا وسيله اي براي تقرب بندگان به خدا٬ بهتر از قرآن وجود ندارد.»

نهج البلاغه قسمتي از خطبه هاي ۱۹۸ و ۱۷۶

مجیب
۱۳۹۲/۰۳/۰۲, ۰۹:۲۴
درقرآن علوم آینده و اخبار گذشته مطرح است ،‌دوای دردها و نظم امور در قرآن است .
(خطبه 158 )

http://www.shiaupload.ir/images/73185504462885444030.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26699779750820154726.gif)

شفاعت قرآن از گروهی و شكایت آن از گروهی دیگر در قیامت پذیرفته است .
(خطبه 176 )

http://www.shiaupload.ir/images/73185504462885444030.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26699779750820154726.gif)

نور قرآن هرگز خاموش نمی شود ، قرآن ،‌دریایی است از قعر آن معلوم نیست ،‌ بنایی است كه پایه هایش سست نمی شود و داروی شفابخشی است كه بیماری در پی دارد .
(خطبه 198 )

http://www.shiaupload.ir/images/73185504462885444030.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26699779750820154726.gif)

عزتی است كه شكست ندارد و حقی است كه خوار نمی شود .
(‌خطبه 198 )

http://www.shiaupload.ir/images/73185504462885444030.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26699779750820154726.gif)

تاریكی جز با قرآن برطرف نمی شود .
(خطبه 18)

Moamma
۱۳۹۲/۰۴/۲۷, ۰۰:۵۷
قرآن از نگاه امیر مؤمنان

بهترین شاگرد پیامبر صلی الله علیه و آله امیر مؤمنان علی علیه السلام در باره ی قرآن فرموده اند:

در قرآن علوم آینده و اخبار گذشته مطرح است، دوای دردها و نظم امور در قرآن است.[1] (http://qaraati.noornet.net/fa/&1534-D83A_1933715A=c4cfb72c48396a7924f7d1d7f5dc4055ca7f 776e#_edn1)

شفاعت قرآن از گروهی و شكایت آن از گروهی دیگر در قیامت پذیرفته است. [2] (http://qaraati.noornet.net/fa/&1534-D83A_1933715A=c4cfb72c48396a7924f7d1d7f5dc4055ca7f 776e#_edn2)

نور قرآن هرگز خاموش نمی شود. قرآن، دریایی است كه قعر آن معلوم نیست، بنایی است كه پایه هایش سست نمی شود و داروی شفابخشی است كه بیماری در پی ندارد. [3] (http://qaraati.noornet.net/fa/&1534-D83A_1933715A=c4cfb72c48396a7924f7d1d7f5dc4055ca7f 776e#_edn3)

عزّتی است كه شكست ندارد و حقّی است كه خوار نمی شود.[4] (http://qaraati.noornet.net/fa/&1534-D83A_1933715A=c4cfb72c48396a7924f7d1d7f5dc4055ca7f 776e#_edn4)

تاریكی ها جز با قرآن برطرف نمی شود.[5] (http://qaraati.noornet.net/fa/&1534-D83A_1933715A=c4cfb72c48396a7924f7d1d7f5dc4055ca7f 776e#_edn5)

قرآن بهترین معجزه، ریسمان محكم الهی، بهار دل ها، چشمه ی علوم و عنصری است كه دل جز با آن صیقلی نمی شود.[6] (http://qaraati.noornet.net/fa/&1534-D83A_1933715A=c4cfb72c48396a7924f7d1d7f5dc4055ca7f 776e#_edn6)

قرآن، نوری روشن، شفایی سودمند، سیراب كننده ی تشنگی های معنوی و وسیله ی حفظ و نجات است. [7] (http://qaraati.noornet.net/fa/&1534-D83A_1933715A=c4cfb72c48396a7924f7d1d7f5dc4055ca7f 776e#_edn7)

كسی با قرآن ننشست، مگر آنكه از انحرافش كاسته و به هدایتش افزوده شد. [8] (http://qaraati.noornet.net/fa/&1534-D83A_1933715A=c4cfb72c48396a7924f7d1d7f5dc4055ca7f 776e#_edn8)

در قرآن سرگذشت پیشینیان و اخبار آیندگان و دستور برای حاضران است.[9] (http://qaraati.noornet.net/fa/&1534-D83A_1933715A=c4cfb72c48396a7924f7d1d7f5dc4055ca7f 776e#_edn9)

شما را به خدا نگذارید در عمل به قرآن دیگران بر شما سبقت بگیرند.[10] (http://qaraati.noornet.net/fa/&1534-D83A_1933715A=c4cfb72c48396a7924f7d1d7f5dc4055ca7f 776e#_edn10)

قرآن، بزرگ ترین بیماری ها را كه كفر و نفاق و انحراف و گمراهی است، درمان می كند. [11] (http://qaraati.noornet.net/fa/&1534-D83A_1933715A=c4cfb72c48396a7924f7d1d7f5dc4055ca7f 776e#_edn11)

قرآن، خیرخواهی است كه خیانت نمی كند، راهنمایی است كه گمراه نمی سازد و گوینده ای است كه دروغ نمی گوید.[12] (http://qaraati.noornet.net/fa/&1534-D83A_1933715A=c4cfb72c48396a7924f7d1d7f5dc4055ca7f 776e#_edn12)

انسان بدون قرآن، غنایی و پس از قرآن فقری ندارد. [13] (http://qaraati.noornet.net/fa/&1534-D83A_1933715A=c4cfb72c48396a7924f7d1d7f5dc4055ca7f 776e#_edn13)
[1] (http://qaraati.noornet.net/fa/&1534-D83A_1933715A=c4cfb72c48396a7924f7d1d7f5dc4055ca7f 776e#_ednref1)
.
نهج البلاغه
، خطبه 158.
[2] (http://qaraati.noornet.net/fa/&1534-D83A_1933715A=c4cfb72c48396a7924f7d1d7f5dc4055ca7f 776e#_ednref2)
. همان، خطبه 176.
[3] (http://qaraati.noornet.net/fa/&1534-D83A_1933715A=c4cfb72c48396a7924f7d1d7f5dc4055ca7f 776e#_ednref3)
. همان، خطبه 198.
[4] (http://qaraati.noornet.net/fa/&1534-D83A_1933715A=c4cfb72c48396a7924f7d1d7f5dc4055ca7f 776e#_ednref4)
. همان.
[5] (http://qaraati.noornet.net/fa/&1534-D83A_1933715A=c4cfb72c48396a7924f7d1d7f5dc4055ca7f 776e#_ednref5)
. همان، خطبه 18.
[6] (http://qaraati.noornet.net/fa/&1534-D83A_1933715A=c4cfb72c48396a7924f7d1d7f5dc4055ca7f 776e#_ednref6)
. همان، خطبه 176.
[7] (http://qaraati.noornet.net/fa/&1534-D83A_1933715A=c4cfb72c48396a7924f7d1d7f5dc4055ca7f 776e#_ednref7)
. همان، خطبه 156.
[8] (http://qaraati.noornet.net/fa/&1534-D83A_1933715A=c4cfb72c48396a7924f7d1d7f5dc4055ca7f 776e#_ednref8)
. همان، خطبه 176.
[9] (http://qaraati.noornet.net/fa/&1534-D83A_1933715A=c4cfb72c48396a7924f7d1d7f5dc4055ca7f 776e#_ednref9)
. همان، خطبه 313.
[10] (http://qaraati.noornet.net/fa/&1534-D83A_1933715A=c4cfb72c48396a7924f7d1d7f5dc4055ca7f 776e#_ednref10)
. همان، نامه 47.
[11] (http://qaraati.noornet.net/fa/&1534-D83A_1933715A=c4cfb72c48396a7924f7d1d7f5dc4055ca7f 776e#_ednref11)
. همان، خطبه 175.
[12] (http://qaraati.noornet.net/fa/&1534-D83A_1933715A=c4cfb72c48396a7924f7d1d7f5dc4055ca7f 776e#_ednref12)
. همان، خطبه 176.
[13] (http://qaraati.noornet.net/fa/&1534-D83A_1933715A=c4cfb72c48396a7924f7d1d7f5dc4055ca7f 776e#_ednref13)
. همان، خطبه 175.



http://gharaati.ir (http://gharaati.ir/)