PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : باورهای غلط درمورد ازدواج...دیدگاههای منفی درمورد ازدواج



گمنام*
۱۳۸۸/۰۴/۰۷, ۱۶:۵۹
* ازدواج باعث درمان مشکلات روانی می شود.

* اساس ازدواج فقط و فقط عشق است (عشق کافی است).

* عشق مال داستانهاست و در زندگی واقعی وجود ندارد.

* ازدواج راهی برای سعادتمند شدن است.

* ازدواج راهی برای تضمین زندگی فرزندان است (از دیدگاه والدین دختران و پسران جوان).

کلات
۱۳۸۸/۰۴/۰۷, ۲۳:۵۵
سلام
ازدواج به درمان مشکلات روانی کمک زیادی میکند اما به تنهایی نمیتواند باعث درمان شود.
ازدواج میتواند نردبانی برای سعادتمند شدن باشد اما با دنیای امروز و آمیخته کردن عشق (عشق کذایی) هیچ تضمینی برای سعادتمند شدن وجود ندارد.
به علت داشتن عقل ، اراده واختيار انسانها درسرنوشت خود دخيل هستند، پس براي تعيين سرنوشت خود بايد
ازعقل استفاده كرد .
درمورد ازدواج نيز بايد ازعقل خود درصورت لزوم از مشورت باافراد آگاه ومتخصص نيز استفاده كرد . براي يك ازدواج
موفق احتياج است كه بافاكتورهاي مهم ازدواج آشنا شويد :
1- سن 2- تحصيلات 3- فرهنگ 4- مذهب 5- اقتصادي 6- وضعيت اجتماعي
درمورد سن بهترين وضعيت فاصله بين 3 تا 5 سال است كه يك معيار صددرصد نيست ولي ترجيح است .
درمورد ديگر بايد هم پسر ودختر يك رديف يا يك سطح باشند وتفاوت واختلاف درهركدام از فاكتورهاي بالا موجب مشكل واختلال درزندگي زناشويي خواهد شد .
سه فاكتور ديگر كه مهم هستند : 1- بلوغ رواني وفكري 2- بلوغ عاطفي 3- بلوغ جنسي نيز بسيار مهم هستند يعني فرديكه هنوز وابسته به پدرومادر خود است كه آنها براي او تصميم بگيرنداين چنين فردي نمي تواند مردي براي زندگي باشد يازني كه تمام اراده اش به حرفهاي ديگران است وبراي زندگي خود نمي تواند تصميم بگيرد وبه شدت تحت تأثير ديگران است بلوغ فكري نرسيده اند .
درمورد دوم بلوغ عاطفي فرد بايد بتواند احساسات خود رابصورت سالم بيان كند وابراز بدارد وهمچنين در مسائل مثلاً
سوگواري احساس ناراحت بودن خودرا بيان كند نه اينكه لحظه اي ناراحت ولحظه ديگر خوشحال باشد يعني خلقي داشته باشد كه ثابت نباشد. بلكه انسان سالم كسي است كه بتواند داراي عواطف ثابت وسالم باشد .
ومورد سوم نيز خود بايد توانايي ارتباط جنسي سالم راداشته وآگاهي كامل از ارتباط جنسي راداشته باشد

محب نور
۱۳۸۸/۰۴/۰۸, ۰۲:۳۰
ازدواج پایان تنهایی است ...

ازدواج یعنی شاهزاده یا ملکه توی ذهنت سوار بر اسب سفید اومده نجاتت بده ...

ازدواج آغاز جهانگردی نباشه ، اول ایرانگردی که هست ...

ازدواج که کنی از غرغرای مادر و پدر و گیراشون خلاص میشی...

و ده ها باور غلط دیگه که به شخصه از زبون دخترها و پسرها شنیدم ...

Hakim
۱۳۸۸/۰۴/۰۸, ۰۸:۰۱
در مکتب انسان ساز اسلام، سنت حسنه ازدواج بسيار َآسان و ساده و بدور از آداب و رسوم غلط و دست و پاگير است که حتي پايين ترين طبقات اجتماع، به راحتي مي توانند بر اساس ملاک ها و تناسب هاي معرفي شده از طرف اسلام به تشکيل خانواده اقدام کرده و ازدواج کنند.
اما امروز موجي از آداب و رسوم غلط و ناشايست به راه افتاده که مشکلات را پيچيده کرده و مانع از ازدواج جوانان مي شود و در نتيجه سن ازدواج نيز روز به روز بالا مي رود. از طرفی در میان برخی از جوامع مانند جوامع زمان جاهلیت قبل از اسلام به زن و ازدواج به عنوان یک کالا ی مورد مصرف نگاه می شوددر عصر حاضر نیز اسلام برای زن و ازدواج قداست قائل شده ازدواج ، يك حكم فطرى و وسيله اى براى حفظ نوع بشر و بقاى نسل انسان و باعث آرامش و سكونت جسم و روح انسان است ; چرا كه اين دو جنس ، كامل كننده يك ديگر و مايه شكوفايى ، نشاط و پرورش هم ديگر مى باشند ، به طورى كه هر يك ، بدون ديگرى ناقص است ولی جاهلیت مدرن همچنان به زن و ازدواج به عنوان یک کالای مصرفی و زینتی نگاه میکند

گمنام*
۱۳۸۸/۰۴/۰۸, ۰۹:۴۲
* ازدواج راهی برای پیشگیری از انحراف فرزندان است.
* ازدواج راهی برای فرار از مشکلات است.
* ازدواج راهی برای جلب رضایت والدین است.
* دوستی قبل از ازدواج، تضمین کننده یک ازدواج موفق (http://askquran.ir/social/house_family/partners/beforemarriage/2004/7/1/7249.html) است.
* حالا ازدواج می کنم و بعد «او» را تغییر می دهم.
* باید با کسی ازدواج کرد که از همه نظر کامل باشد.
* زن باید وارد یک زندگی کامل شود.
* مهم این است که جوان ازدواج کند، بقیه مسایل حل می شود.
* یک ازدواج هرچند ناموفق بهتر از تجرد است.

سهيل
۱۳۸۸/۰۴/۰۸, ۱۰:۳۴
ولی جاهلیت مدرن همچنان به زن و ازدواج به عنوان یک کالای مصرفی و زینتی نگاه میکند
زن بودن در جایی به پایان می رسد همچنان که مرد بودن نیز به پایان می رسد و انسان با وجودی یکپارچه و با ترکیبی از زنانگی و مردانگی در درونش مواجه می شود. وجودی یکپارچه که جنسیت ندارد و "روح انسانی" نامیده می شود. روحی که مخاطب خداوند است.
جناب حكيم در رابطه نگاه غرب به زن به عنوان يك كالا اين عقيده ما ميباشد و فرصت بحث زياد ولي منظور شما رو در خصوص زن و ازدواج بعنوان يك كالاي مصرفي متوجه نشدم خواهشمندم در خصوص ازدواج بعنوان يك كالاي مصرفي توضيح بدهيد .
در ضمن شايان ذكر است كه . تمامی فلاسفه دنیا و دانشمندان علم اخلاق، در طول تاریخ و در روند تکاملی انسان، همیشه بر ازدواج و تشکیل کانون گرم و سالم خانواده تاکید کرده‏اند و آن را یکی از ارکان اساسی سعادت بشری و دستیابی به مدینه فاضله فلاسفه می‏دانسته‏اند.
ورود ارزش‏های خرافی و عوامل لهو و لعب و الزامات دست و پاگیر و زجرآور و همچنان مصارف بسیار بالا و کمرشکن ازدواج‏های امروزی باعث آن شده تا بسیاری از جوانان توانایی ازدواج و تشکیل خانواده را نداشته باشند و در صورت انجام و عملی شدن این نوع ازدواج‏ها یک بودجه گزاف و مقدار زیادی انرژی، به صورت بیهوده به هدر می‏رود.
خرافات‏های بسیار زیاد و الزامات مصرف‏زا زمینه‏ساز این شده تا انسان‏های امروزی در چنین محافلی، هرچه بیشتر از فطرت پاک انسانی دور شده و انرژی و توان خود را در راه‏های بیهوده و فساد برانگیز، به مصرف برسانند. حتی دانشمندان و متفکران غربی و اروپایی، با چنین ازدواج‏ها و خانواده‏هایی موافق نیستند، چه رسد به اسلام و قوانین و معارف پاک ناب محمدی(ص).

کدام دید منطقی و معقول است که چنین ازدواج‏هایی را سالم بداند، ما مسلمانیم و عقیده بر آن داریم که این ازدواج‏ها مغایر اصول انسانی و فطرت پاک بشری است. نه تنها ما، تمام انسان‏های عاقل و اهل منطق از هر کشور و دینی که باشند، آن را دارای سلامتی نمی‏دانند. تا کی باید دنباله‏رو عده‏ای تجمل‏گرا و غیر اخلاقی باشیم. متأسفانه باید اذعان نمود که چنین ازدواج‏هایی، خانواده‏ساز و در نهایت جامعه‏ساز نیستند و تا وقتی که چنین رسم و رسومات پوچ و تهی در جامعه رواج داشته باشد، مشکلات اجتماعی و فرهنگی ما ادامه خواهد داشت و به جامعه و محیط دلخواه و آرمانی خود دست نخواهیم یافت.
با تشكر

مليكا
۱۳۸۸/۰۴/۰۸, ۱۲:۰۵
در ایران با توجه به شیعه جعفری (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87_%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1% DB%8C) در اسلام (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85) ازدواج به دو نحو دائم و موقت می‌تواند صورت پذیرد. در مذهب جعفری آیین اسلام این دو ازدواج در پاره‌ای از آثار با هم یکی هستند و در برخی دگر اختلاف دارند، تفاوت اصلی و جوهری ازدواج موقت با ازدواج دائم در اینست که ازدواج موقت از لحاظ حدود و قیود آزاد است، یعنی وابسته باراده و قرارداد طرفین است، حتی بودن آن نیز در حقیقت نوعی آزادی به‌طرفین میبخشد و زمان را در اختیار آنها قرار می‌دهد.
آنچه در درجه اول این دو را از هم متمایز می‌کند یکی این است که در ازدواج موقت زن و مرد تصمیم می‌گیرند بطور موقت باهم ازدواج کنند و پس از پایان مدت، اگر مایل بودند تمدید می‌کنند و اگر مایل نبودند از هم جدا می‌شوند.
دیگر اینکه از لحاظ شرایط، آزادی بیشتری دارند که بطور دلخواه بهر نحو که بخواهند پیمان می‌بندند مثلاً در ازدواج دائم مرد باید عهده دار مخارج روزانه و لباس و مسکن و احتیاجات دیگر زن از قبیل دارو و طبیب بشود، ولی در ازدواج موقت بستگی دارد بقرارداد آزادی که میان طرفین منعقد می‌گردد، ممکن است مرد نخواهد یا نتواند متحمل این مخارج بشود، یا زن نخواهد از پول مرد استفاده کند.
در ازدواج دائم، زن باید امر مرد را در حدود مصالح خانواده اطاعت کند، اما در ازدواج موقت بسته به قراردادی است که میان آنها منعقد می‌گردد.

گمنام*
۱۳۸۸/۰۴/۱۰, ۱۵:۱۸
* کسی که به خانواده خود خیلی اهمیت می دهد پس حتماً در زندگی مشترک نیز موفق خواهد بود.

* ازدواج می کنم و بعد طلاق می دهم (می گیرم).

* اگر با فلانی ازدواج کنم خوشبختم، ولاغیر.

* ازدواج یعنی خوشبختی (http://askquran.ir/social/house_family/partners/aftermarriage/2005/7/12/11913.html) و رفاه.

* ازدواج یعنی اسارت.

* مهریه تعیین کننده موفقیت در ازدواج است.

* شاید اگر با دیگری ازدواج می کردم موفق تر بودم.

* زن و شوهر باید کاملاً شبیه هم باشند.

* زن و شوهر باید همه مسایل خود به یکدیگر بگویند.

* زن و شوهر باید کاملاً وقتشان را با هم بگذرانند.

گمنام*
۱۳۸۸/۰۴/۱۳, ۰۷:۱۸
* زن باید تابع و مطیع محض مرد باشد.
* شوهر باید همسرش را به همه خواسته هایش برساند؛ شوهر باید همه مشکلات او را حل کند.
* به هیچکس نمی توان اعتماد کرد. («مردها غیر قابل اعتمادند» یا «زن ها فریبکارند»)
* چون خودم تصمیم گرفتم باید تا آخرش بروم؛ هر قولی که می دهی باید تا آخرش بایستی.
* زن و شوهر باید در همه مسائل اتفاق نظر داشته باشند. زن و شوهر باید تابع هم باشند. زن و شوهر باید همه فعالیت هایشان مشترک باشد.
* مرد باید جلوی زنش در بیاید. به زن نباید رو داد. نباید محبتت را نشان دهی. نباید طرف مقابلت بفهمد که دوستش داری چون آن وقت سوءاستفاده می کند.
* افرادی که طلاق (http://askquran.ir/social/socialstudies/socialproblems/2005/5/22/11484.html) می گیرند حتماً افراد مشکل داری هستند. کسی که طلاق می گیرد حتماً آدم بدی بوده است.
* والدین نباید در تصمیم ما دخالت کنند اما باید زندگی ما را تأمین کنند.

گمنام*
۱۳۸۸/۰۵/۰۳, ۰۹:۱۵
ازدواج یعنی خداحافظ زندگی

علل فرار جوانان از ازدواج

http://img.tebyan.net/big/1383/01/05639417209254787316233229157171201.jpg
نگرش افراد به ازدواج ، به عنوان یک واقعیت اجتماعی، تحت تأثیر فرهنگ و نقش و موقعیتی است که فرد، در آن زندگی می‌کند. بنا بر این، دیدگاه فرد نسبت به ازدواج ، تابع فرهنگی است که به آن تعلق دارد. این دیدگاه، همچنین با جایگاه فرد در جامعه ، ارتباط تنگاتنگ دارد.
از طرف دیگر، مسئله مشکلات و موانع ازدواج از یک سو و آرزوها، ایده‌آل‌ها و تصویری که دختران و پسران از آینده و زندگی مشترک خود دارند، از سوی دیگر، موجب شده است که جوانان، به آسانی، تن به ازدواج ندهند و به عبارت دیگر، از آن بگریزند.
عوامل بسیاری در این زمینه مؤثّرند که برخی از آنها واقعی و برخی دیگر ساخته و پرداخته ذهنیات فرد هستند. این عوامل، عبارت‌اند از:
ا . تحوّل در الگوهای رفتاری
در دهه‌های اخیر، در الگوهای رفتاری خانواده‌ها، تحوّل جدّی‌ای به وجود آمده است. تغییر در الگوی مصرف، نوع پوشاک، مسکن، سطح انتظارات خانواده‌ها و توجّه به آراسته بودن ظاهری، موجب گردیده است که مفهوم زندگی، به طور کلّی دگرگون شود. امروزه رفاه، از مهم‌ترین مسائلی است که خانواده‌ها توجّه بیشتری به آن مبذول می‌دارند.
جوان امروز، در جستجوی رسیدن به شکلی از زندگی است که رهیافت واقعی جامعه است امّا از سوی دیگر، فرصت‌ها و امکانات مساوی برای دستیابی به این شرایط ، برای همگان وجود ندارد.

گمنام*
۱۳۸۸/۰۵/۰۶, ۱۶:۳۹
بسیاری از جوانان می‌اندیشند که تأمین هزینه‌های گزاف عقد و عروسی، تهیه منزل و پرداخت اجاره‌خانه، بسیار سخت است و از آن جا که نمی‌توان از عهده مخارج آینده زندگی برآمد ، بر خلاف میل باطنی، از ازدواج می‌گریزند.
در پژوهش آماری صورت‌گرفته از میان دانشجویان، بسیاری از آنان، مشکلات مالی را از موانع ازدواج ذکر کرده‌اند(1) و متأسفانه تعداد این قبیل افراد ، نسبتاً زیاد است.
امروزه با توجّه به تغییرات کیفی صورت‌گرفته در امر ازدواج ، در مورد مهریه ، گرایش برتر جامعه ، موافقت با تعیین مهریه است امّا اغلب خانواده‌های دختران، مهریه بالایی را پیشنهاد می‌کنند که معقول و منطقی نیست و معمولاً یک جوان یا حتّی یک فرد میان‌سالِ شاغل در ایران، با چند سال پس‌انداز کردن تمامی درآمد خویش هم به سختی از عهده پرداخت آن برمی‌آید. چنین تعهّدی (که طبق قوانین ایران، مرد در لحظه ثبت ازدواج ، پرداخت نقدی آن را تضمین می‌نماید)، کارایی دیگری جز ایجاد نگرانی و اضطراب و دلخوری و کدورت ندارد.

mino
۱۳۸۸/۰۵/۰۶, ۲۰:۰۵
از.دواج باعث ارامش دو طرف می شود

محمدحسین بخشی
۱۳۸۸/۰۵/۰۶, ۲۳:۰۴
ای کاش در ازدواج عشق بر پول وثروت مقدم می شد :Moshtagh:
ای کاش انسانها به سرمایه ی عمر خود ودیگران رحم میکردند
واین همه ستم درحق عشق روا نمی داشتند ....ای کاش

گمنام*
۱۳۸۸/۰۵/۱۱, ۱۵:۵۶
تا چندی قبل، زندگی بسیاری از زوج‌های جوان، در کنار پدر و مادر پسر آغاز می‌گردید امّا امروزه ، تشکیل یک زندگی باید در محلّ جدیدی باشد و همین موضوع ، توقّع دختران را از پسرها ، برای داشتن توانایی و قدرت اقتصادی، افزایش می‌دهد و تأمین مالی، اشتغال و نوع شغل پسران را حائز اهمیت می‌کند.

2 . ادامه تحصیل و تحوّل در موقعیت زنان
یکی دیگر از عواملی که موجب فرار جوانان از ازدواج شده است، گرایش به ادامه تحصیل در بین جوانان است. در جامعه امروز ایران، اغلب پسران و دختران، علاقه دارند که تحصیلات خود را ادامه دهند و برداشت بسیاری از آنان این است که ازدواج ، فرصت ادامه تحصیل را از آن ها سلب می‌کند. به ویژه تحوّل موقعیت اجتماعی زنان و گرایش آن ها به تحصیلات عالی، موجب شده که در امر ازدواج جوانان، تأخیر رخ دهد.(2)
خانواده‌ها عقیده دارند که دختر و پسر، پس از ازدواج ، به دلیل پذیرش مسئولیت همسری، نمی‌توانند درس بخوانند و غالباً حاضر نیستند که درباره ازدواج فرزندان خود در ایام تحصیل آن ها اقدام کنند.

yekta
۱۳۸۸/۰۵/۱۱, ۲۰:۰۰
در هنگام ازدواج بیشتر با گوشهایت مشورت کن تا با چشمهایت ضرب المثل المانی
ازدواجی عاقلانه کن تا عمری عاشقانه زندگی کنی

نیلا.
۱۳۸۸/۰۵/۱۲, ۰۸:۴۲
ضرورت ازدواج

امام رضا (ع) فرمود:«روزی جبرئیل بر پیامبر اکرم (ص) نازل شد و عرض کرد :«پروردگارت به تو سلام می رساند و می فرماید که دختران به منزله ی میوه ی درختند . میوه هنگامی که رسید چاره ای جز چیدن ندارد و گرنه افتاب ان را فاسد و یا دگرگون می سازد . دختران نیز هنگامی که به سن بلوغ رسیدند چاره ای جز ازدواج ندارند و گرنه از فساد ایمن نیستند.» جوانان بشرند و بشر از خطا و لغزش مصون نیست و از این رو رسول خدا (ص) فرمود :« ما بنی بناء فی الاسلام احب الی الله من التزویج .» هیچ بنایی در اسلام از ازدواج نزد خدا محبوب تر نیست .

و نیز فرمود:«کسی که ازدواج کند نصف دین خود را حفظ کرده است .»

همچنین فرمود:«اذا جاءکم من ترضون خلقه و دینه فزوجوه ان لا تفعلوه تکن فتنة فی الارض و فساد کبیر.» کسی که به خواستگاری دخترتان امد و اخلاق و تعهد دینی او را پسندیدید دخترتان را به او بدهید . زیرا اگر چنین نکنید فتنه و فساد زمین را فرا می گیرد.

همچنین فرمود:«شرارکم عزابکم » بدترین شما انانند که ازدواج نکرده اند .

موانع ازدواج

موانع ازدواج ممکن است عوامل زیر باشد :
1-کاهش ایمان و سقوط اخلاق.
2-توقعات بالا.
3-سنتهای غلط و تشریفات و تجملات و خرج های زاید. مهریه سنگین و چشم و هم چشمیها.
4-تحصیل.
5-سختگیری ها و مانع تراشی خانواده و اطرافیان.
6-تورم و گرانی و هزینه سنگین جهیزیه و مشکلات اقتصادی .
7-نداشتن خواستگار مناسب.

اگر کسی واقعا تصمیم بر ازدواج داشته باشد و بخواهد خود را از الودگیها حفظ نماید می تواند با وجود تمام این مشکلات باز هم ازدواج نماید . به شرط انکه مقداری از ارزوها و تشریفات و توقعات خود بکاهد و به خدا توکل داشته باشد . خداوند وعده فرموده که از فضل و کرمش به چنین افرادی روزی دهد و انها که زیر بار ازدواج نمی روند در حقیقت به رزاقیت خداوند عقیده ندارند.

گمنام*
۱۳۸۸/۰۶/۰۱, ۱۵:۳۴
. وسواس بیش از حد در انتخاب همسریکی دیگر از عوامل گریز جوانان از ازدواج، وسواس و احتیاط بیش از اندازه دختر و پسر، در مورد همسر اینده است. افرادی که بیش از اندازه ، در این زمینه وسواس به خرج می‌دهند ، نمی‌توانند در مورد ازدواج و انتخاب همسر آینده خود ، تصمیم قطعی بگیرند و حتی گاهی ساعتی قبل از مراسم خواستگاری یا چند روز مانده به مراسم عقد ، قول و قرارها را زیرِ پا می‌گذارند و حاضر به ازدواج نمی‌شوند.
وسواس در انتخاب همسر، تقریباً هیچ گاه موجب انتخاب بهتر و مناسب‌تر نمی‌شود و تنها سالیانی از عمر دختر یا پسر را هدر می‌دهد و روحیه ی آن ها را با اندوه و حسرت و افسردگی و بدبینی همراه می‌سازد.

گمنام*
۱۳۸۸/۰۶/۰۴, ۰۸:۴۵
4 . فراهم بودن زمینه ارضای نیاز جنسی در بیرون از چارچوب خانواده
بین فرار از ازدواج و انحرافات اخلاقی، رابطه‌ای دوسویه وجود دارد. برخی پژوهش‌ها نشان می‌دهند که روابط آزاد بین دختر و پسر و امکان ارضای جنسی در بیرون از چارچوب خانواده (چه به صورت مشروع و چه نامشروع) ، نیاز به ازدواج را در جوانان، کم‌رنگ کرده است.
برخی جوانان برای ارضای غرایز طبیعی خود ، به ارتباط آزاد با جنس مخالف، بسنده می‌کنند(3) و چون این گونه روابط، مسئولیت چندانی بر عهده فرد نمی‌گذارد ، خود زمینه‌ساز فرار دختران و پسران از ازدواج می‌شود.

ازدواج کردن در زمان مناسب و بدون سختگیری و وسواس، پیشنهاد عقل، دین و حتّی دانش جدید است.

قیامت
۱۳۸۸/۰۶/۰۴, ۰۹:۲۵
:Gig:ازدواج کردن که دردسرهاش بیشتر از مجردی ایا اینطور نیست؟؟؟

کلات
۱۳۸۸/۰۶/۰۴, ۱۲:۵۱
ازدواج موفق بستگي به عوامل مختلفي دارد كه خيلي از آنها را بايد در دوران نامزدي ( قبل از ازدواج) ارزيابي كرد. عوامل ديگري نيز در موفقيت زندگي زناشويي موثر است كه مي‌توان آنها را بعد از ازدواج شناخت.
در ازدواج، توانايي سازش دايمي با شرايط گوناگون که ممکن است متغير هم باشد و از خودگذشتگي فراوان لازم است مهم‌ترين عوامل توافق در ازدواج عبارت‌اند از: رشد عاطفي و فكري، تشابه علايق و طرز تفكر، تشابه مذهبي، تشابه تحصيلي و طبقاتي، تشابه طرز فكر نسبت به امور جنسي، تشابه علاقه به زندگي و سرعت عمل در كارها، رابطه با خانواده زن و شوهر.

گمنام*
۱۳۸۸/۰۶/۰۵, ۰۷:۴۹
5 . اعتقاد به داشتن زندگی آزاد
برخی از جوانان، بر این باورند که ازدواج ، باعث ایجاد محدودیت در بسیاری از خواسته‌ها و نیازهای آنان می‌شود و از این رو، ترجیح می‌دهند که به شکل آزاد زندگی کنند.
شاید بیشتر افرادی که ازدواج را عمل محدودکننده ی آزادی‌های فردی می‌دانند ، فلسفه و حقیقت ازدواج را به خوبی درک نکرده و طرفدار آزادی به معنای غربی آن باشند و از این رو ، حاضر نمی‌شوند که ازدواج کنند.
همسر خوب، در درجه نخست، یک تکیه‌گاه روحی و مایه آرامش روانی است که هیچ چیز حتّی تحصیلات دانشگاهی، نمی‌تواند جای آن را بگیرد.

گمنام*
۱۳۸۸/۰۶/۰۹, ۰۷:۳۸
فرجام سخن
فرار از قانون طبیعت، ممکن نیست و غریزه و فطرت را نیز نمی‌توان سرکوب کرد. به علاوه، میل فطری انسان به زندگی مشترک و داشتن فرزند ، برای همیشه ، قابل سرکوب کردن نیست. جوامع غربی که امروزه با پیری جمعیت و عدم تمایل جوانان به ازدواجْ مواجه‌اند ، از طرق دیگری همچون پذیرش مهاجران خارجی، سعی در جوانْ نگه‌داشتن جامعه خود دارند. به علاوه، در این جوامع، زنان و مردان میان‌سال ، بدون ازدواج ، از طریق پذیرفتن فرزند‌خوانده‌ها، سعی در تشکیل خانواده دارند. دو پدیده غیر اخلاقی خریدن کودکان جهان سومی و قاچاق آنها به غرب و نیز زندگی کردن زن و مرد در زیر یک سقف و بدون عقد ازدواج ، از دیگر تبعات کاهش ازدواج در جوامع غربی و بالا رفتن سنّ ازدواج در این جوامع (و طبعاً بی‌فرزند ماندن زوجین) است.
ازدواج کردن در زمان مناسب و بدون سختگیری و وسواس، پیشنهاد عقل، دین و حتّی دانش جدید است.