PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : بی‌خدایی؟ به چه قیمت...؟



مینیاتور
۱۳۸۸/۰۴/۰۷, ۲۳:۰۶
اگر مسلمانی به دلایلی مثلا اشنا شدن با چند بی خدا /بیخدایی پیشه گیرد ....ایا اعتقادات ودین قبلی این فرد ارزشی داشته یا نه؟

آب نیسان
۱۳۸۸/۰۴/۰۷, ۲۳:۴۰
به نظر من این فرد باید به خودش شک کنه نه دین و یا اعتقاداتی که خدای او بهش داده
به قوله حضرت داوود که به قومش گفت:اگر می خواید از من عیب بگیرید هیچ عیبی نداره اما از خدای من بترسید و بهش ایمان بیارید

و خیلی بد هست که ادم به یقین خودش با حرفای یک بد یقین شک کنه

محمدحسین بخشی
۱۳۸۸/۰۴/۰۸, ۰۰:۱۵
اگر طبق فرمایش پیامبر اعظم (ص) دین را علاوه بر عبادتها وراز ونیاز ها پایبندی به فضیلتهایی نظیر صداقت
تعقل مهربانی کمک به دیگران وفای به عهد جستجوی علم تبسم خوش خلقی ودر یک کلام اخلاق بهشتی بدانیم هر یک از انسانها با توجه به گوهره ی دین که تلاش درونی در پایبندی به ارزشهای فوق الذکر است به تناسب تلاش هر فرد در شناخت دین آگاهی وبصیرت دینی به وجود می آید که در تعاملات با افراد معاند با دین و یا کج فهم می توان تا ثیر گذار ویا تاثیر پذیر بود

neshan
۱۳۸۸/۰۴/۰۸, ۰۷:۳۱
من فكر مي كنم اين ادم ايمان قلبي و اعتقاد يقيني به وجود خدا نداشته كه اين قدر راحت بي خدايي در پيش گرفته.پس خيلي تفاوتي نمي كنه.

تنوير
۱۳۸۸/۰۴/۰۸, ۰۷:۴۷
اگر مسلمانی به دلایلی مثلا اشنا شدن با چند بی خدا /بیخدایی پیشه گیرد ....ایا اعتقادات ودین قبلی این فرد ارزشی داشته یا نه؟

عاقبت ديني كه با شير مادر صرفاً به انسان خورانده شود جز اين نيست .
ديني كه براي رسيدن به آن تحقيقات درست صورت نگيرد به راحتي بازيچه دست نا اهلان قرار ميگيرد و با اندكي همنشيني با بدان اثرش را از دست مي دهد .
به راحتي ميشود همين بي خدايان را متوجه خدا كرد به شرط اينكه بدانيم چگونه براي اينكه راهش را بدانيم بايد علم داشته باشيم . و علم بدون تحقيق ميسور نيست .

آساره
۱۳۸۸/۰۴/۰۸, ۱۰:۰۶
چی بگم عمه جون!!دلم خونه از دست این افراد.من قبلنا با یکیشون میچتیدم.اعصابمو خورد کرده بود .شبا تا صبح تو خواب سر این بحث باهاش کل میکردم ولی هیچ وقت آدم نشد.بهش میگفتم تو دلت از دولت پره چرا همه چیو رو سر اسلام و دینمون خراب میکنی؟؟خلاصه بد جور حالم رو گرفت .آخرین بار با خودم عهد کردم اگه به حرفام گوش نداد و حرف خودش رو زد کلا آیدیمو از یاهو حذف کنم.و این اتفاق افتاد و من آیدی عزیزم رو از دست دادم+یه عالمه گریه(آیدیه خوبی بود)

H!V
۱۳۸۸/۰۴/۰۸, ۱۳:۰۵
.:. به نظر من اگه مسلمون باشه , این کار و نمیکنه .:.

.:. لزومی نداره که بخواد این کار رو بکنه !! .:.

مینیاتور
۱۳۸۸/۰۴/۰۸, ۱۶:۰۱
اگر طبق فرمایش پیامبر اعظم (ص) دین را علاوه بر عبادتها وراز ونیاز ها پایبندی به فضیلتهایی نظیر صداقت
تعقل مهربانی کمک به دیگران وفای به عهد جستجوی علم تبسم خوش خلقی ودر یک کلام اخلاق بهشتی بدانیم هر یک از انسانها با توجه به گوهره ی دین که تلاش درونی در پایبندی به ارزشهای فوق الذکر است به تناسب تلاش هر فرد در شناخت دین آگاهی وبصیرت دینی به وجود می آید که در تعاملات با افراد معاند با دین و یا کج فهم می توان تا ثیر گذار ویا تاثیر پذیر بود
بله ممنون از توضیح صریحتون.اما مشکل پیچیده تر از این حرفاست..طرف بیخدا شده !!!
وهمچنین شما در اخر ذکر نکردید که تکلیف اعتقادات قبلی چی می شه؟
ممنون

مینیاتور
۱۳۸۸/۰۴/۰۸, ۱۶:۱۱
ممنون از نظراتتون .اما کسی جواب نداد به سوال حواسم بود.غیر از سرکار نشان!
منتظرم که جواب صریح بدین با توجه به اینکه همه شما با در نظر گرفتن یه مسلمون واقعی جواب داده بودین که منظور من اون نبود چون اگه واقعی مسلمون بود هیچ وقت بیخدا نمیشه پس لابد این فرد زیاد هم مسلمون نیست یعنی اعتقادات خیلی خیلی قوی نداره........

لوتي
۱۳۸۸/۰۴/۰۸, ۱۸:۰۱
اگر مسلمانی به دلایلی مثلا اشنا شدن با چند بی خدا /بیخدایی پیشه گیرد ....ایا اعتقادات ودین قبلی این فرد ارزشی داشته یا نه؟

به نظر من اعتقادات به تنهایی اجر و ارزشی ندارند بلکه وقتی به عمل تبدیل می شن ارزش پیدا می کنن...
من خیلی از این بیخداها رو دیدم که از صد تا مسلمون بیشتر اطلاعات از اسلام دارند ولی همیشه راه لجاجت رو پیش می گیرند و حقیقت رو کتمان می کنن!
پس اگه این فرد که قبلا" اعتقاداتی داشته و به بخشی از آنها عمل کرده و به اجری رسیده با اعتقاد جدیدش اعمالش تباه نمی شه بلکه گناهانش زیاد می شه که ممکنه جهنمی هم بشه !
البت این نظر شخصی منه و کلا" سیستم عقاب و حسابرسی خدا رو نمی دونم!!!

bnava
۱۳۸۸/۰۴/۰۸, ۱۹:۰۴
دقیقا جواب سئوالتون رو نمی دونم اما یه حکایتی به ذهنم رسید که براتون می گم:

پیغمبر برای حرکت به تبوک فرمان دادند عده ای تعلل ورزیدند و منافقین کارشکنی می کردند بالاخره لشکری نیرومند حرکت کرد اما از تجهیزات نظامی بی بهره بود و از نظر آذوقه هم در تنگی و قحطی قرار داشت. در بین راه سه نفر یکی پس از دیگری عقب کشیدند. هرکدام که عقب می کشیدند به پیغمبر اطلاع داده می شد که فلانی رفت و عقب کشید و هر بار پیغمبر در جواب می فرمودند:
"اگر در وی خیری است خداوند او را برمی گرداند و اگر خیری نیست بهتر که رفت"

به نظرم این حکایت نکات زیادی داره ، در مورد این فردی که می گید بی خدا شده هم به قولی اگه خیری در او باشه حتما برمی گرده و شاید ارزش همون اعتقادات قبلیش به خیرش باشه و یه روزی اون رو برگردونه

موفق باشید

طلوع1
۱۳۸۸/۰۴/۰۸, ۲۰:۳۰
با توجه به فرمایشات یکی از کاربران عزیز اصول دین تحقیقیه و فروع دین تقلیدی
باید در مورد دین تحقیق کرد و وقتی به یقین رسید به اون لبیک گفت این نشون می ده که اون شخص بر اساس تقلید دینشو پذیرفته و اعتقاده واقعی نداشته برای همین می شه گفت دین قبلی ایشون سست و بی پایه و اساس بوده.

بيطرف
۱۳۸۸/۰۴/۰۸, ۲۳:۴۱
من نمیدونم اصل سوال شما در چه مورده ...میخواید در مورد حبط عمل بدونید و اینکه ثواب و عقاب اعمال سابقش چی میشه ؟
ولی از یه لحاظ به نظر من باید دید چرا این شخص در پی همصحبتی و تبادل نظر با بیخدایان به بیخدایی رسیده ...یعنی ممکنه شبهاتی که براش مطرح میشده تو ذهنشو بین مسلمونا که میگفته باهاش برخورد تندی میشده و انگ بهش زده میشده و یا توهین و سانسور و....... که در نتیجه ایشون زده شدند و ناچارا" به موضع دیگر پناه بردند و چون امکان بررسی و تفحص آزاد در زمینه های مورد شکشون نداشتند ره افسانه زده و تفسیر به رای و تسلیم ...

چون حقیقت را ندانستند ره افسانه زدند ....

ریحانه
۱۳۸۸/۰۴/۰۸, ۲۳:۴۴
اگر مسلمانی به دلایلی مثلا اشنا شدن با چند بی خدا /بیخدایی پیشه گیرد ....ایا اعتقادات ودین قبلی این فرد ارزشی داشته یا نه؟


به نظر من شخصي كه از اسلام به راحتي روي برگرداند و بيخدا و بي دين شود نه تنها اعتقادات قبلي او ارزشي ندارد بلكه از همان ابتدا اين اعتقاداتش مشكل داشته است و اسلام و اعتقاداتي كه نسبت به اسلام و دين خدايي داشته رو از آباد و اجدادش به ارث برده است و هيج وقت اسلام واقعي رو درك نكرده و نشناخته وگرنه بي خدا نميشد در ضمن ايمان او نيز بسيار ضعيف بوده و كلا شناخت كافي نداشته و.....همين

nazanin.b
۱۳۸۸/۰۴/۰۹, ۰۰:۰۵
سلام
به نظر من چنین فردی ایمانی که داشته واقعی نبوده یعنی ایمانش سست بوده مثل تار عنکبوت بیبنید همه ما انسانها حتی بت پرستان نیاز فطری برای پرستش خالق را داریم اما در مصداق آن دچار اشتباه می شویم کسی که بت پرست هست این نیاز فطری را دارد اما در نمونه آن دچار اشتباه شده چنین فردی اگر واقعا خدا را قبول داشته باشد با هم نشینی یا فیلم ، عکس یا .... نباید سریع راه خود را عوض کند در آیه 48 سوره نساء آورده شده است بزرگ ترین گناه شرک است که قابل بخشش نیست( اثما عظیما)

سهيل
۱۳۸۸/۰۴/۰۹, ۰۸:۴۰
اما پاسخى كه خداوند متعال به شيطان داده ، اين است كه : خطاب به او نمود و گرفت : اى ابليس ! تو هنوز (بعد از آن همه عبادت و بندگى ) مرا نشناختى ، اگر شناخته بودى ، مى دانستى كه درباره هيچ يك از افعال من ايرادى نيست ؛ زيرا من خداوندگار جهان هستم و غير از من خدايى نيست ، هر كارى انجام دهم كسى نبايد از آن سؤال يا اعتراض كند.
در بعضى از عبارات آمده ، خداوند به ملائكه وحى نمود كه : در جواب او بگويند: اين كه تو گفتى من در مقابل خدا تسليم هستم و قبول دارم كه خداوند، هم خالق من است و هم خالق همه چيز، دروغ مى گويى ؛ زيرا اگر راست گو بودى ، يقين داشتى كه من خداى جهانيان هستم و تمام كارهاى من از روى حكمت است و كسى نبايد از من بپرسد، در حالى كه من از همه خلايق سؤال مى كنم .
در جاى ديگر خداوند جواب او را اين طور مى دهد: اين كه شيطان مى گويد: من غير تو را سجده نمى كنم و فقط تو را مى پرستم دروغ مى گويد؛ زيرا از اول هم ، عبادت و بندگى او خالص نبود و همه آن عبادت ها ظاهرى بوده است .
دوست خوبم اميدوارم توانسته باشم جواب سوال شما سرور گرامي را بدهم. در ضمن اگر خواستيد به مناظره شيطان و جواب مناظره از سوي خدا در آرشيو داستانهاي عبرت انگيز درباره شيطان مراجعه كنيد تا كاملتر جواب اين سوالتان را پيدا كنيد.
با تشكر

محمد شهاب
۱۳۸۸/۰۴/۰۹, ۱۰:۳۷
صحبت شما را دقيقا مي فهمم (بي خدايي به چه قيمتي ) مثلا من در خيلي از مکان ها خودم را در دو مرحله از انتخاب ديدم يا خدا را در دل داشته باشم يا غير او را مثلا يک خود شيريني در کلاس مختلط در بياورم تا مثلا فلان دختر مرا ببيند ...خوب نبيند مگر ديدن او چه ارزشي دارد آيا به خاطر ديدن او مي ارزد خدا را از دلم فراموش کنم؟ من هر چه دارم از خدا دارم به چه قيمتي از او روي گردان شوم.... محمد شهاب
دانشجوي رشته ي اقتصاد

امیر گیتار
۱۳۸۸/۰۴/۰۹, ۱۲:۱۰
سوا ل شما از لحاظ پرسشی داری اشکال است خیلی کلی است
لطفا منظور از قیمت را مشخص کنید
انسان بی خدا هنوز به انسانیت نرسیده است
انسان بی خدا وجود ندارد ولی نوع نگرش هابه او متفات است

مینیاتور
۱۳۸۸/۰۴/۰۹, ۲۰:۱۹
ممنون از نظرات تمامی دوستان.....اما همه به این نتیجه رسیده بودند که فرد ایمان قوی نداشته که بیخدا شدند ......این نتیجه را من هم اول ذکر کردم....اما جواب صریحی دریافت نکردم !!!!

مینیاتور
۱۳۸۸/۰۴/۰۹, ۲۰:۲۵
سوا ل شما از لحاظ پرسشی داری اشکال است خیلی کلی است
لطفا منظور از قیمت را مشخص کنید
انسان بی خدا هنوز به انسانیت نرسیده است
انسان بی خدا وجود ندارد ولی نوع نگرش هابه او متفات است

انسان بی خدا هنوز به انسانیت نرسیده؟منظورتون ادمیت است؟
منظورم از خدا الله است.

mohammad_sadegh
۱۳۸۸/۰۴/۰۹, ۲۰:۳۸
اگر مسلمانی به دلایلی مثلا اشنا شدن با چند بی خدا /بیخدایی پیشه گیرد ....ایا اعتقادات ودین قبلی این فرد ارزشی داشته یا نه؟
اين كه بعضي ها مي گويند: پروردگارا عاقبت ما رو ختم به خير بفرما بي حكمت نيست
انسان به دنيا آمده تا پرواز كنه و هر روز آسمون جديدي رو ببينه
سوال شما اشكال داره:

1)شما در مورد يك مقطع زندگي يك فرد سوالي كرديد كه قراره با توجه به تمام خلقت جوابي به اون داده بشود . در اينصورت مشخص كنيد اون شخص سرانجام كارش چي ميشه
2)انسانها رو نمي تونيد بشناسيد.خدا به اسرار سينه ها آگاه تره

هر تجربه اي ارزشمنده(مگر يكسري گناهان كبيره كه فرد رو دچار تب اطباقي ميكنه) چه آنكه خدا ميگه يكسري اشتباهاتي هست كه وقتي متوجه بشي و اصلاح كني به چندين برابر ثواب تبديل ميشود

اگر اون فرد واسه دانستن اين كار رو كرده و داراي وژدان آگاه باشه به نظر من راهش درسته
اما اگر اون شخص هيچ چيز از حقيقت نمي دونه و كلا هيچي نمي دونه فكر نكنم واسه همچين شخصي اين نوع بحث لازم باشه.اون دواي دردش چيز ديگست

من الان دلم گرفته.التماس دعا دارم

مینیاتور
۱۳۸۸/۰۴/۰۹, ۲۳:۰۸
اين كه بعضي ها مي گويند: پروردگارا عاقبت ما رو ختم به خير بفرما بي حكمت نيست
انسان به دنيا آمده تا پرواز كنه و هر روز آسمون جديدي رو ببينه
سوال شما اشكال داره:

1)شما در مورد يك مقطع زندگي يك فرد سوالي كرديد كه قراره با توجه به تمام خلقت جوابي به اون داده بشود . در اينصورت مشخص كنيد اون شخص سرانجام كارش چي ميشه
2)انسانها رو نمي تونيد بشناسيد.خدا به اسرار سينه ها آگاه تره

هر تجربه اي ارزشمنده(مگر يكسري گناهان كبيره كه فرد رو دچار تب اطباقي ميكنه) چه آنكه خدا ميگه يكسري اشتباهاتي هست كه وقتي متوجه بشي و اصلاح كني به چندين برابر ثواب تبديل ميشود

اگر اون فرد واسه دانستن اين كار رو كرده و داراي وژدان آگاه باشه به نظر من راهش درسته
اما اگر اون شخص هيچ چيز از حقيقت نمي دونه و كلا هيچي نمي دونه فكر نكنم واسه همچين شخصي اين نوع بحث لازم باشه.اون دواي دردش چيز ديگست

من الان دلم گرفته.التماس دعا دارم
ممنون جناب /شما به جواب سوالم نزدیک شدید یکی از منظورای من کسی بود که برای دانستن(به قول خودتون)این کارو کرده اما الان نمیتوان حکم کرد که هنوز سر دانسته هاش است یا نه یعنی ممکنه که برگرده از هر چی که تا حالا قبول کرده اون موقع چی؟؟؟؟؟؟

mohammad_sadegh
۱۳۸۸/۰۴/۱۰, ۱۰:۳۳
ممنون جناب /شما به جواب سوالم نزدیک شدید یکی از منظورای من کسی بود که برای دانستن(به قول خودتون)این کارو کرده اما الان نمیتوان حکم کرد که هنوز سر دانسته هاش است یا نه یعنی ممکنه که برگرده از هر چی که تا حالا قبول کرده اون موقع چی؟؟؟؟؟؟
ما وظيفه داريم به آنچه كه ماموريم عمل كنيم و تنها خداست كه مي تواند نتايج را رقم بزند و هر چه پيش بياد ما تنها عبديم و خدا فعال بما تشا و كاري از دست ما بر نمياد

اما اين درجه از شناخت كس ديگه واسه ما ممكن نيست و گفتم قبلا كه آدم ها خودشون به سختي به اسرار درونشون آگاه ميشن چه برسه به ما كه بخوايم بدونيم درون ديگران چي مي گذره

مگر اينكه همچين سوالي و مشكلي واسه شخص خودمون پيش بياد و به دنبال راه حل باشيم كه در اين صورت ما همون انسانيم كه دنبال حقيقت مي گرده.اگر چنين باشه هميقدر كه دنبال حق مي گرديم به وظيفه عمل مي كنيم و ما بقي رو بايد به خدا واگذار كنيم و با شادماني به خدا اميدوار باشيم چون خيلي خداي توانايي داريم.

چيزي كه كارها رو مشكل مي كند صبر است.ما آدم ها عجول هستيم.صبر صبر صبر.حتي اگر لازم باشه تمام عمر صبر كنيم در انتظار رحمت خدا

مینیاتور
۱۳۸۸/۰۴/۱۰, ۱۷:۳۳
[QUOTE=mohammad_sadegh;151895]ما وظيفه داريم به آنچه كه ماموريم عمل كنيم و تنها خداست كه مي تواند نتايج را رقم بزند و هر چه پيش بياد ما تنها عبديم و خدا فعال بما تشا و كاري از دست ما بر نمياد

ممنونم/منظورتون از این جمله چیه؟ما به چی ماموریم؟...
ایا این روش تحقیق درست است وزیان بار نیست؟ یعنی هیچ اشکالی ندارد که با هدف تحقیق ودانستن در این سایت ها شرکت نمود؟ اما باز عرض میکنم بدون اطمینان از اخر وعاقبتش؟؟

کلات
۱۳۸۸/۰۴/۱۲, ۱۶:۴۸
ايمان و معرفت، متاع كم‏بهايي نيست كه بتوان آن را به هر قيمتي به دست آورد؛ بلكه متاعي است كه قيمت آن، تمام هستي و موجوديت آدمي است. بنابراين نبايد تصور كرد كه بدون زحمت، اين گوهر گران‏بها صيد مي‏گردد و به طور اتفاقي به دستمي‏آيد.
امام هشتم(ع) فرمود: خيري در ميان مردم، كمتر از يقين توزيع نشده است{m، (بحارالانوار 7 ج 2، ص 51). امام صادق(ع) نيز فرمود: خداوند آسايش ودلخوشي را در يقين و رضا قرار داده است و غم و اندوه را در شك و غضب{m، (همان، ج 2، ص 57).
حال چگونه بايد اين متاع را به چنگ آورد و از دغدغه‏ها رهايي يافت؟ مسلم است كه نياز به تلاش علمي و فكري منظم و روش‏مند دارد تا فرد بتواند براي خود جهاني معنادار بسازد و در آن به «حيات طيّبه» دسترسي پيدا كند. در اين مسير، رهزنان بسياراند و داعيه‏هافراوان.
از نخستين روزهاي تاريخ بشر، اين دغدغه‏ها وجود داشته و دارد؛ ولي بايد ديد در اين وادي پر حيرت، كه به فرموده قرآن: همانند سرابي است در بيابان كه تشنه، آن را آب مي‏پندارد، ولي وقتي بهآن مي‏رسد چيزي نيست{m چه بايد كرد؟
در دنيايي كه هر روز ندايي از گوشه‏اي به گوش مي‏رسد و آدمي را به سوي خويش دعوت مي‏كند، چگونه بايد راه را از چاه شناخت؟ روشن است كه در اين عرصه هر چه تلاش صورت گيرد كم است و اين تلاش بهايي است كه هر كس بايستي براي كسب معرفتبپردازد.
براي اين منظور، بايد گام به گام به تحكيم مباني عقيدتي پرداخت و آن را استحكام بخشيد تا دستگاه فكري و سازمان آن، از ارتعاشات در امان بماند و دچار آسيب و صدمه نگردد.
اولين نقطه اين حركت، تفكر درباره «هستي جهان و هستي انسان» است. انسان كيست و جهان چيست؟ آيا حقيقت است يا خيال؟ اگر حقيقت است خالقي دارد يا نه؟ اگر دارد او چه صفات و خصوصياتي بايد داشته باشد؟ اگر آفريدگار جهان، خدايي عالم و حكيم است، چهفلسفه‏اي در كار او نهفته است؟ آيا جهان باطل و پوچ است يا هدف‏مند و با شعور؟ موقعيت انسان در اين عرصه چيست؟ گرايش‏هاي بشر چه مي‏باشد؟ گرايش عظيم بشر به سوي موجودي مقتدر (خدا) به چه جهت است؟ سلسله پيامبران - كه جملگي مدعي پيام‏آوري از خدا هستند- چه گفته‏اند؟ محتواي تعاليم آنان چيست؟ و...
اين عرصه‏ها نيازمند تفكر، تعمق، مطالعه و نتيجه‏گيري است و مسلما راهي وجود دارد كه آدمي، از تحيّر و سرگرداني نجات يابد و انديشه او ثبت گردد؛ چنان كه قرآن فرموده است: خداوند مؤمنان را با گفتاري (عقيده) ثابت،در دنيا تثبيت خواهد كرد{m.

مینیاتور
۱۳۸۸/۰۴/۱۳, ۲۳:۰۴
سلام جناب ناصح اصرار داشتند که اگر سوالی دارید در تاپیک مطرح کنید ودر چت نپرسید من با بیان دلایلم نتونستم قانعشون کنم وهمین جا از ایشون میخوام که بیان وضرر این کارو ببینن.........هیچ کس جواب صریح نمیده همه در مورد تحکیم عقاید صحبت میکنن
من باز از کارشناسان در خواست میکنم چون من هنوز جوابی دریافت نکردم !

mohammad_sadegh
۱۳۸۸/۰۴/۱۴, ۱۳:۳۰
[QUOTE=mohammad_sadegh;151895]ما وظيفه داريم به آنچه كه ماموريم عمل كنيم و تنها خداست كه مي تواند نتايج را رقم بزند و هر چه پيش بياد ما تنها عبديم و خدا فعال بما تشا و كاري از دست ما بر نمياد

ممنونم/منظورتون از این جمله چیه؟ما به چی ماموریم؟...
ایا این روش تحقیق درست است وزیان بار نیست؟ یعنی هیچ اشکالی ندارد که با هدف تحقیق ودانستن در این سایت ها شرکت نمود؟ اما باز عرض میکنم بدون اطمینان از اخر وعاقبتش؟؟
من يه چي ميگم ولي شما صداش رو در نيار
چون خيليا اين رو ميدونن ولي ميترسن بگن چون بيشتر مردم جنبه ي اين جور حرفا رو ندارن
من اعتقاد خودم رو مي گم و تاكيد نميكنم كه فقط اين چيزي كه من ميگم درسته.چه آنكه اگر كسي بتونه خلاف حرفم رو ثابت كنه من نظرم رو تغيير ميدم :
اگر فكر كردي كافر بودن از دين دار بودن بهتر است كافر بشو.اگر ديدي حق باطل است و باطل حق است تمام مباني فكري و عملي خودت رو هم تغيير بده.ام 2 چيز خيلي مهم هستند:
1)اول خودت رو به يك توان فكري و ادراك نيرومند تجهيز كن كه به وضوح حق رو از باطل تشخيص بدي
2)قدرتمندانه در راه خودت جلو برو و از سرزنشها نترس
اين نسخه اي كه من پيچيدم يه جورايي يه نسخه ي انقلابيه
چون خيلي از مجامع مذهبي و ديني اصلا اين مدل صحبت كردن رو نمي پسندن و اصلا مجال اين نوع صحبت رو نميگذارند.شايد خيلي ها فكر ميكنند مسائل و اسرار هستي و آفرينش آنقدر واضح و روشن در سرتاسر جهان در جريان است كه نياز به شك و ترديد و دو دلي و گاهي انحراف نيست.
اما من معتقدم در جهان پر از حقايق متناقض خيلي از آدمها به اجبار ناچارند در هر ديگي قاشقي ببرن و به كام خودشون بگذارند و خودشون رو در رو با اسرار آشنا بشن.
نكته ي مهم كه مجمع مذهبي بر اون تاكيد دارند اينه كه چگونه ميخواهي از ديگي كه در اون ماده ي كشنده وجود داره بخوري و نميري.در مورد حق با اونهاست اما من در بالا 2 تا شرط گذاشتم كه اوليش ادراك قوي بود
اگر درك شما تا يك حدودي از مسائل بالا باشه كه من مي دونم اينطور هست؛اونوقت اون وادي هايي رو كه بهشون سري ميزنيد چندان واسه شما خطرناك نخواهد بود
حتي اگر در نقاطي مسائل قريضه و تمايلات باعث بشه احساس بر عقل چيره بشود باز هم اشكالي نداره و فكر ميكنم مفيد هم باشه و اين اون غذايي نخواهد بود كه يك آدم نيرومند رو از پا در بياره
فكر كنم بايد منتظر حجوم دوستان به اين پست خودم باشم:Gig:
آرزوي موفقيت

مینیاتور
۱۳۸۸/۰۴/۱۴, ۱۵:۰۲
سلام...ممنونم
من تا حدودی منظور شما رو فهمیدم اما کمی تند بیان کرده بودید مطالبتون رو
معنی این جمله رو نفهمیدم:حتي اگر در نقاطي مسائل قريضه و تمايلات باعث بشه احساس بر عقل چيره بشود باز هم اشكالي نداره و فكر ميكنم مفيد هم باشه و اين اون غذايي نخواهد بود كه يك آدم نيرومند رو از پا در بياره.....؟؟؟

mohammad_sadegh
۱۳۸۸/۰۴/۱۴, ۱۶:۳۳
سلام...ممنونم
من تا حدودی منظور شما رو فهمیدم اما کمی تند بیان کرده بودید مطالبتون رو
معنی این جمله رو نفهمیدم:حتي اگر در نقاطي مسائل قريضه و تمايلات باعث بشه احساس بر عقل چيره بشود باز هم اشكالي نداره و فكر ميكنم مفيد هم باشه و اين اون غذايي نخواهد بود كه يك آدم نيرومند رو از پا در بياره.....؟؟؟

منظورم اینه که حتما تو تمام کارها ی درست و حتی غلط یه فلسفه ای هست که مفید باشه.اما بعضی کارای غلط هزینه ای رو دست آدم میذاره که به تجربش نمی ارزه.مثلا یکی میاد میگه من میخام ببینم دخانیات چه فلسفای داره استفادش . اونوقت میره یه نخ سیگار میگیره یه پک میزنه به بدن و بعدشم میندازتش دور و میفهمه چه چیز بیخودی بوده.اما همین سوال واسه یکی دیگه پیش میاد و به جای سیگار میره دنبال کراک و از اون مواد استفاده میکنه .ولی اینیکی چه بفهمه چه نفهمه دیگه کلکش کندست و دهنش آسفالته.
حالا شما این رو به همه چیز میتونی بست بدی.از مسائل دینی و اخلاقی و فکری بگیر برو تااااا مسائل جنسی و خانوادگی و غذا خوردن و همه چی.شرمنده دیگه از این بیشتر بازش کنم ناخوشایند به کام خواهد بود
خوش یاشید و موفق

مدافع
۱۳۸۸/۰۴/۲۱, ۰۰:۴۵
:Rose: بسم الله الرحمن الرحیم :Rose:

فكر كنم بايد منتظر حجوم دوستان به اين پست خودم باشم

سلام به محمد صادق بزرگوار.

از صراحت لهجه و اشاره ای که به برخی نکات اساسی داشتی بسیار خرسند شده و از شما تشکر می کنم اما همونطوری که خودت رو آماده ی هجوم دیگران کردی من هم خواستم حداقل به یک قسمت بحثت اشکال بکنم. و اون چیزی نیست غیر از این فرمایشتون که گفتید:


خيلي از مجامع مذهبي و ديني اصلا اين مدل صحبت كردن رو نمي پسندن و اصلا مجال اين نوع صحبت رو نميگذارند

به نظر من این صحبت یک کمی غلو داره اگر چه منکر این نیستم که برخی مجامع مذهبی خیلی خشک هستند و به هیچ کس اجازه ی بحث های علمی رو نمی دن. من خودم با این نوع افکار گاهی دست و پنجه نرم کرده ام ولی این نوع بیان شما برای مخاطب این رو القاء می کنه که اکثر مجامع مذهبی این گونه اند. من این برایم ثابت نشده است.


1)اول خودت رو به يك توان فكري و ادراك نيرومند تجهيز كن كه به وضوح حق رو از باطل تشخيص بدي
2)قدرتمندانه در راه خودت جلو برو و از سرزنشها نترس

شرطهایی که برای ورود به بحث گذاشته بودی خیلی خوب بود ولی مشکلش توی اینه که هیچ کسی در مورد خودش و توانایی های خودش، کوتاه نمیاد و فکر می کنه که همه چیز رو می فهمه. خلاصه اینکه این شرطها معیار ارزشیابی لازم دارن و نمی شه فقط به صورت مطلق گفت که این ها شرط ورود به اون کار هستن. خودت هم به همین مطلب اشاره کردی توی پست شماره ی 30 و مثال اهل دود رو آوردی. به نظرم هیچ فرد دودی ای اولش فکر نمی کرد که اختیار از دستش سلب بشه و خودش رو خیلی مرد تر از این حرفها می دید که پاش گیر بیفته.


منظورم اینه که حتما تو تمام کارها ی درست و حتی غلط یه فلسفه ای هست که مفید باشه.اما بعضی کارای غلط هزینه ای رو دست آدم میذاره که به تجربش نمی ارزه.مثلا یکی میاد میگه من میخام ببینم دخانیات چه فلسفای داره استفادش . اونوقت میره یه نخ سیگار میگیره یه پک میزنه به بدن و بعدشم میندازتش دور و میفهمه چه چیز بیخودی بوده.اما همین سوال واسه یکی دیگه پیش میاد و به جای سیگار میره دنبال کراک و از اون مواد استفاده میکنه .ولی اینیکی چه بفهمه چه نفهمه دیگه کلکش کندست و دهنش آسفالته.

قصدم از نوشتن این مطالب برای شما انکار محاسن کلام شما نبود بلکه تذکری به دوستانی مثل خودم بود که این فرمایشات را خوب درک نکرده ایم یا گمان می کنیم که درک کرده ایم. پس گذشت کرده و بر من خرده نگیرید.


سر بلند باشید :Rose:

snake_razer000
۱۳۸۸/۰۴/۲۱, ۰۴:۰۹
نه اصلا ربطی به دینش نداره .دین یه قاعده است اگه قبولش نداشته باشی مشکل خودته نه دین.

مدافع
۱۳۸۸/۰۴/۲۱, ۱۹:۲۱
:Rose: بسم الله الرحمن الرحیم :Rose:

سلام به دوستان شرکت کننده ی در این بحث و تشکر از اعلام نظرهای زیباتون.

سوال این بود:


اگر مسلمانی به دلایلی مثلا اشنا شدن با چند بی خدا /بیخدایی پیشه گیرد ....ایا اعتقادات ودین قبلی این فرد ارزشی داشته یا نه؟

دوستان گرامی هم وارد جوابهای خودشون شدن و هر کس جواب خودش رو بیان کرد. برخی دوستان ریشه های این پدیده رو بررسی می کردند. برخی دیگر به توبیخ فاعل این کار پرداخته بودند و برخی دست به توجیه کار ایشان زده بودند. گروهی دلداری می دادند و گروهی هم به کیفیت سوال اشکال نموده بودند. در نهایت با تشویق یکی از دوستان از عملکرد فرد سوال شونده، جناب « منای » وارد سوال دوم شده و پرسیده بودند که


ایا این روش تحقیق ( شرکت در سایتها و شنیدن مطالب تخریبی بیخدایان )، درست است و زیان بار نیست؟ یعنی هیچ اشکالی ندارد که با هدف تحقیق ودانستن در این سایت ها شرکت نمود؟ اما باز عرض میکنم بدون اطمینان از اخر و عاقبتش؟؟

و در جواب شنیدند که با دو شرط اشکالی ندارد:


1)اول خودت رو به يك توان فكري و ادراك نيرومند تجهيز كن كه به وضوح حق رو از باطل تشخيص بدي
2)قدرتمندانه در راه خودت جلو برو و از سرزنشها نترس

من در مورد تحلیل این جواب، در پست شماره ی 31 مطالبی نوشتم. اما به صورت کلی این حرف را می توان حرف درستی در جواب این سوال دانست. یعنی اگر کسی واقعا به قصد شناختن حق از باطل، در وجود خود این قدرت را ایجاد کرده باشد که بتواند به خوبی حق و باطل را تشخیص دهد و راهکارهای انحراف ذهن و سفسطه بازی را به خوبی بشناسد تا تحت تاثیر زبان بازی زبان بازان قرار نگیرد، باید از سرزنش سرزنش کنندگان نترسد و به صورت کامل دست به تحقیق گسترده بزند.

اما متاسفانه ما خیلی وقتها فکر می کنیم که خوب می فهمیم و به هیچ وجه فریب دیگران را نخواهیم خورد. مقام معظم رهبری مثلی می گفتند که در دوره ی تبعید شدنشان در سیستان به نکته ی آن رسیده بودند. ایشان می گویند روزی در کنار ساحل بودم و دیدم که ماهیگیران که دیشب تورهایشان را پهن کرده بودند برای جمع آوری تورها و صید ماهی ها آمدند. ماهی هایی را دیدم که با بالا کشیدن تورها درون تور گرفتار شده و به اجبار به داخل قایق ریخته می شدند. در اینجا به این فکر افتادم که این ماهی ها از دیشب تا به حال به گمان اینکه آزادانه دارند در دریا می چرخند چقدر راحت توی این تور بازی می کردند. این مثل است برای آنهایی که درون گروههای مختلف تمام افکارشان تحت تاثیر آن گروه است ولی خودشان به شدت گمان می کنند که آزادانه دارند تصمیم می گیرند. دقت کنید ما خیلی وقتها دچار همچین معضلی هستیم. خدا رحم کند که تحت تاثیر چه کسی باشیم. همان فرمایش رهبری در مورد عوام و خواص. عوام کسانی هستند که تحت تاثیر خواصند و لو اینکه فکر می کنند که خودشان دارند تصمیم می گیرند. و این عوام اگر در زمره ی افراد خوب واقع شوند عاقبت به خیر می شوند و الا عاقبتشان مشکل دار خواهد بود. خلاصه اینکه خیلی وقتها فکر می کنیم که خیلی می فهمیم. اما باید مراقب باشیم.

حال برگردیم به سوال اول جناب « منای » یعنی وضعیت اعتقادات قبلی این بنده ی خدا چه می شود آیا باز هم ارزشی دارد یا نه؟

حال اینکه مقصود سوال کننده چه بوده جای خود ( که البته خود مطلب مهمی است) ولی ما در این پست می خواهیم به جواب همین سوال بپردازیم. پس سخن ما در مورد فردی است که از دینی کاملا رویگردان شده و به روشی دیگر روی آورده است نه فردی که با حالت تشکیک در مورد دین خود با آن برخورد می کند که آن هم بحثی مستقل دارد.

در جواب به این سوال می گوییم:

اگر کسی کافر بوده باشد بعد بیاید و مسلمان شود، آیا اعتقادات قبلی اش در آن دینی که داشته ارزشی دارد؟ چرا ندارد؟ اما در اسلام آیا اعتقادات قبلی او ضرری به شخصیت فعلی او و قیامتش خواهد زد؟ چرا؟

به نظر می رسد هر کسی با اعتقادات فعلی اش ارزش گذاری می شود و اعتقادات قبلی فقط سابقه ی توبه کرده ی او به شمار می رود. یعنی اینکه این شخصیت دیگر به هیچ وجه خودش را ملتزم به رعایت آن اعتقادات نمی داند که هیچ بلکه از آن تبری می جوید و با آن مبارزه می کند و از اینکه روزی دارای آن اعتقادات بوده احساس شرم می نماید و دیگر دوست ندارد کسی او را با چشم سابق نگاه کند. حال که چنین است آیا به نظر شما آن اعتقادات قبلی به دردش می خورد و یا اینکه ضرری به او می رساند؟



سر بلند باشید :Rose:

مینیاتور
۱۳۸۸/۰۴/۲۱, ۲۳:۴۳
نه اصلا ربطی به دینش نداره .دین یه قاعده است اگه قبولش نداشته باشی مشکل خودته نه دین.
ممنون از نظرتون
چی ربطی به دینش نداره؟
مشکل خودتونه نه دین؟!

hoseintabar
۱۳۸۸/۰۴/۲۲, ۱۴:۲۷
اگر مسلمانی به دلایلی مثلا اشنا شدن با چند بی خدا /بیخدایی پیشه گیرد ....ایا اعتقادات ودین قبلی این فرد ارزشی داشته یا نه؟
با سلام به شما دوست گرامی:Gol:
بی خدا هم باید با دلیل قاطع باشه نه باآشنایی با چند بی خدا..
اگر واقعا این فرد دنبال خقیقت در هستی شناسی است... درکتار آشنایی با بی خدا .. با چند با خدا نز دوست شود تا درکنار قراردادن هر دو حرف آنچه منطقی است و عقلی بپذیرد... موق باشید

مسعود شرافتی
۱۳۸۸/۰۴/۲۷, ۱۲:۱۵
باید اول ببینی بی خدایی چه طوری معنی بشهبعضی ها خدارا قبول ندارند یا حسش نمی کنناین افراد نیاز کمک دارند نه اینکه مورد سرزنش قرار بگیرند

rahaii
۱۳۸۸/۰۵/۰۸, ۱۶:۴۵
آیه ی 217 بقره "...کافران پیوسته با شما مسلمانان نبرد کنند تا آنکه بتوانند شما را از دین خود برگردانند پس هرکه از شما از دین خود برگردد و کافر باشد تا بمیرد اعمال چنین اشخاصی در دنیا و آخرت ضایع و باطل گردد و آنان اهل جهنمند و در آن معذب خواهند بود"
حبط عمل =از بین رفتن عملاز ریشه ی احبط
احباط= ثواب اعمال پیشین بر اثر گناهان بعدی از بین میرود(چه گناهی بالاتر از کفر و شرک؟؟؟؟)
تکفیر= کیفر گناهان پیشین بر اثر اعمال نیک از میان میرود
ان الحسنات یذهبن السیئات
نیکی ها بدی ها را زا بین می برند و باالعکس
تفسیر نمونه با تخلیص

rahaii
۱۳۸۸/۰۵/۰۸, ۱۶:۴۸
فکر می کنم این سوال آنقدر ها هم که بعضی از دوستان پیچیدش کردن پیچیده نباشه در هر صورت با کمی تفکرو بصیرت و مراجعه به احادیث و سخنان بزرگواران این امر بر شما واضح می گرددومی تونید به جواب برسید.

rahaii
۱۳۸۸/۰۵/۰۸, ۱۶:۵۳
پیامبر اکرم(ص) به ابوذر فرمودند:
هرگاه عمل بدی انجام دادی کار نیکی از پس آن انجام ده که آنرا محو کند.
امیر المومنین علی (ع):
حسد کار های نیک را همچون آتش که هیزوم را نابود می کند از بین می برد.
از این رابطه چنین نتیجه می شود که این رابطه دوطرفه است بدی ها نیکی ها را از بین می برند و نیکی ها بدی ها را و این یک اصل مورد استفاده در روز جزاست که به این شکل اعمال ما مورد حساب و بررسی قرار می گرد و نسبت به سنگین و سبک بودن طرفین بهشتی یا جهنمی بودن انسان مشخص می شود.

schindler
۱۳۸۸/۰۵/۰۸, ۲۰:۰۰
پیامبر اکرم(ص) به ابوذر فرمودند:
هرگاه عمل بدی انجام دادی کار نیکی از پس آن انجام ده که آنرا محو کند.
امیر المومنین علی (ع):
حسد کار های نیک را همچون آتش که هیزوم را نابود می کند از بین می برد.
از این رابطه چنین نتیجه می شود که این رابطه دوطرفه است بدی ها نیکی ها را از بین می برند و نیکی ها بدی ها را و این یک اصل مورد استفاده در روز جزاست که به این شکل اعمال ما مورد حساب و بررسی قرار می گرد و نسبت به سنگین و سبک بودن طرفین بهشتی یا جهنمی بودن انسان مشخص می شود.

درود، ببخشید چطور امکان داره بدی ها با خوبی ها زده بشه و خوبی ها با بدیها؟؟ یعنی یک نفری که سال ها خدا پرست بوده اگه آدم بکشه بخشیده میشه؟ این به اون در میشه دیگه؟؟ یعنی طرف صفر میشه!
یا اگه طرف یه عمر مال مردم رو خورد! یه شبه همه ی اون اموال دزدی رو بخشید به یه نفر! پاک میشه؟؟؟؟
به نظر من قدرت سنجش خدا خیلی بالاتر از اینه که بخواد به این صورت قضاوت کنه!!!
به نظر من!! شخص من!!! تا اون زمانی که شخص دین دار بوده خداوند براش پاداش قرار میده و از زمانی که بی خدا میشه، جزا! این دو مبحث در کنار هم گنجونده میشن! مثلا یه شخص دزد، اگه دست یه پیرزن رو گرفت و از خیابان عبور داد، با اینکه دزد و گناه کاره اما ثواب اون عمل نیکش رو هم خواهد دید. اینا در حد نظر بود فقط.

tahghigh-ya-taghlid
۱۳۸۸/۰۶/۰۸, ۰۱:۱۹
نظر شخصي من اينه كه :
يه سري ملاك هاي كلي براي خوب بودن در ميان اديان مختلف و انسان ها مثل راست گويي - ايجاد مزاحمت نكردن - مودب بودن - كلاه برداري نكردن و دزدي نكردن و... وجود داره
اگه كسي به اين ها عمل كنه من بهش ميگم آدم خوب
حالا واسه من فرق نميكنه كه اسلام محركش باشه يا چيزه ديگري

ceramic
۱۳۸۸/۰۶/۰۸, ۱۲:۵۲
نظر شخصي من اينه كه :
يه سري ملاك هاي كلي براي خوب بودن در ميان اديان مختلف و انسان ها مثل راست گويي - ايجاد مزاحمت نكردن - مودب بودن - كلاه برداري نكردن و دزدي نكردن و... وجود داره
اگه كسي به اين ها عمل كنه من بهش ميگم آدم خوب
حالا واسه من فرق نميكنه كه اسلام محركش باشه يا چيزه ديگري


ببینید دوست عزیز . در تحلیل شما یک نکته ی بسیار مهم مورد غفلت واقع شده و آن هدف از زندگی است . هدف ما از آمدن به دنیا کسب ارزش های اخلاقی نیست بلکه کسب این ارزش ها ابزاری است برای رسیدن به تکامل .

حالا اگر هدف هستی و غایت تکامل انسان را ، کسب مقام بندگی فرض کنیم ، ( که هست : و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون ) ، آن وقت می بینیم که اعمال و رفتار ما ، همه کارهای خوب مان با انگیزه ی آن ارزش پیدا می کند .

مثالی برای ساده تر شدن قضیه : یک آدمکش فرد بیگناهی را با چاقو تعقیب می کند تا او را بکشد . کسی دیگر بی خبر از این قضیه از پشت دیوار سنگی را پرتاب می کند . سنگ به سر آدمکش می خورد و او را می کشد . آیا این عمل آن فرد بی خبر از همه جا ، ارزش پیدا می کند ؟ درست است که نتیجه ی عمل ، نجات جان کسی بوده است ، اما خود عمل به دلیل بی اراده بودن و سهو ، ارزش ندارد .

حال و روز کسانی که بدون نیت قرب به خدا ، نیکوکاری می کنند ، حال و روز همان پرتاب کننده ی سنگ است که در آخرت باید پاداش خود را از مردم بگیرند ، نه خدا !! و کیست که در روز قیامت توان پاداش دادن به کسی را داشته باشد الا الله الواحد القهار ؟

شیدا دل
۱۳۸۸/۰۷/۲۴, ۱۰:۵۸
اگر مسلمانی به دلایلی مثلا اشنا شدن با چند بی خدا /بیخدایی پیشه گیرد ....ایا اعتقادات ودین قبلی این فرد ارزشی داشته یا نه؟

به نام خدا
و با سلام خدمت دوست گرامی من از سوال شما تعجب می کنم منظورتون از این سوال متوجه نمی شم ! :Motehayer: چرا که این چه مسلمان و دینداری می تواند باشد که به همین سادگی بی دین و از همه بدتر بی اعتقاد به خدا شده ؟ :Gig:تنها چیزی که این جا به نظر من می رسد این است که مشکل این شخص این بوده که اصول دینش را که توحید و نبوت و . . . . است به صورت تقلیدی پذیرفته باشد نه از روی عقل و تدبر و برای همین است که خدا متعال در قرآن همیشه انسان ر به تدبر و تعقل دعوت می کند

انفال
۱۳۸۸/۰۹/۰۱, ۱۲:۱۸
سلام گه اعتقادات انسان واقعي باشه و از ته قلبش نشات بگيره اين اتفاق هيچ وقت نمي افته واسه هدايت و عاقبت بخيري همه ادمها دعا كنيم جون روزگار بديه و حفظ ايمان و اعتقاد كار مشكلي دعا كنيم صاحب و اقامون بياد تا همه چيز سر جاي واقعي خودش قرار بگيره .
اللهم عجل لوليك الفرج.

...deadly...
۱۳۸۸/۰۹/۰۱, ۱۳:۳۹
!? bi khodaei be che ghimati
yani gonahe !!!??? haaaa
bayad jolosho gereft

حسام الدين
۱۳۸۸/۰۹/۲۳, ۰۷:۲۵
ببنيد اگر شخصي يك عمر در زمره با خدايان بوده ( بطور عرف و معمول ) نمي تواند بي خدا شود و لي اگر در طي دوران زندگي ، مواردي از قبيل اينكه كساني كه مدعي با خدا بودن هستند و سنگ دين را به سينه مي زنند مشاهده كند كه سست عنصر عمل مي كنند و خود عامل انحراف برخي از افراد بي مطالعه و كم اطلاع هستند شايد در اعتقادات خود تغيير ايجاد كند كه اين هم از نظر بنده كمترين ، و هم از نظر همه عزيزان صاحب نظر متروط و ناپسند است و بايد او را به گونه اي در خور معالجه كرد .:Gol: