PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : شراب و فلسفه حرمت آن



parsa
۱۳۸۸/۰۵/۲۱, ۱۵:۱۹
به نام خدا

مقدمه‏

برخى از احكام اسلامى با اين‏كه تعبّدى ‏اند، نوعى استدلال عقلانى در آنها نهفته است، چرا كه وقتى اصول دين و مهم‏ترين فروع اصلى يك مذهب با دلايل عقلانى و حكمت برهانى روشن گرديد، خردمندان به حكم قياسِ فروعاتِ جزيى بر فروع و اصول كلىِ دينى، احكام تعبّدى را مى ‏پذيرند.

به همين دليل پذيرش چنين مسائلى را بايد تعبّدى و تعقلى نام نهاد، زيرا اين نوع تعبّد، ريشه در عقلانيت دارد.

مؤمنان معتقدند تمام احكام اسلامى، فلسفه يا اسرارى دارند كه بيشتر آنها را نمى‏ دانيم، و شايد تأثير معنوى احكام، در ندانستن حكمت آنها باشد و يا خداى متعال كشف آنها را به عقل و علم بشر موكول ساخته است تا حقانيت اين مذهب بر عموم مردم، به ويژه دانشمندان منصف واضح گردد و حجت نيز از اين طريق بر آنان تمام شود، چرا كه توجه به فلسفه احكام و فهم آنها در آن روزگاران امكان نداشته است.

وانگهى، اگر بنا باشد مردم پس از آشنايى با فلسفه و اسرار احكام به دستورات دينى عمل كنند، چنين اشخاصى پيرو عقل محض و علم صِرف خواهند بود، نه تابع مذهب و دين.
بى‏گمان در اين صورت مسائل دينى اثر تربيتى و معنوى خود را از دست مى ‏دهند، زيرا عشق و تعبّد است كه آدمى را مى‏سازد، در غير اين حالت، مسلمان‏ها براى عمل به دستورات دينى، بايد در هر زمانى منتظر كشف حكمت احكام توسط علم و عقل باشند و تا زمانى كه حكمت آنها مشخص نشده، از عمل به فرامين الهى معافند.

بر فرض اگر هم اين گونه باشد، نمونه‏ هاى بسيارى را مشاهده مى‏كنيم كه با وجود معيّن شدن زيان‏ها و حرمت آنها از طريق علم و عقل، باز جمع كثيرى بدان توجه نمى‏كنند؛ مانند سيگار كشيدن، استفاده از مواد مخدّر، انواع مسكرات و...

بر اين اساس بايد گفت تنها عاملى كه مى‏تواند انسان را از محرّمات و هر آن‏چه مضر است باز دارد، دين و ايمان واقعى است.

از اين‏رو مسلمانان صدر اسلام تا آيه حرمت شراب نازل شد، تمام خمره‏ ها را شكستند و شراب ‏ها را بر روى زمين ريختند؛ چنان‏كه با ظهور انقلاب اسلامى نيز مردم خشمگينانه مراكز فحشا و فساد را خراب كردند.


---------------------

ادامه دارد...

.

parsa
۱۳۸۸/۰۵/۲۱, ۱۵:۲۴
مشروبات الكلى بر خلاف بسيارى از منكرات، به پنج دليل از محرّمات و خبائث شمرده مى‏شود:

1- كتاب (قرآن)
2- احاديث نبوى و علوى (سنت)
3- عقل
4- اجماع
5- علوم طبيعى (علم پزشكى)

----------

که تفصیل آن ها در ادامه خواهد آمد.

.

parsa
۱۳۸۸/۰۵/۲۱, ۱۵:۲۹
دليل اول: كتاب (قرآن)


در قرآن كريم آيات فراوانى وجود دارد كه حرمت مشروبات الكلى را به زبان كنايه و يا موردى بيان مى‏كند، ولى ما به صريح‏ترين آنها مى‏پردازيم:


1 - «انّما الخمر و الميسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشيطان فاجتنبوه لعلكم تفلحون؛(1)

تحقيقاً شراب و انواع قمار و بت‏ پرستى و يا سنگ‏هايى كه براى قربانى نصب شده و چوبه‏هاى قرعه (براى كشف امور غيبى)، پليدى از كارهاى شيطان است، از آن دورى گزينيد، شايد رستگار شويد.»


2 - «انما يريد الشّيطان ان يوقع بينكم العداوة و البغضاء فى الخمر و الميسر...؛(2)

شيطان مى‏خواهد كينه‏توزى و دشمنى را از طريق شراب و قمار در ميان شما بيفكند و تضادهاى داخلى را تشديد نمايد و شما را از ياد خدا و نماز باز دارد، آيا باز هم دست از آن بر نمى‏داريد.»


3 - «يسئلونك عن الخمر و الميسر قل فيهما اثم كبير و منافع للناس و اثمهما اكبر من نفعهما؛(3)

تو را از شراب و قمار مى‏پرسند، بگو: در آن دو گناهى بزرگ است و سودهايى براى مردم و گناهشان از سودشان بيشتر است.»(4)



دليل دوم: احاديث نبوى و علوى (سنت)


در مجامع شيعه و سنّى، اين حديث معروف است كه پيامبر اكرم (ص) ده گروه را لعنت كرده است كه به گونه مستقيم يا غير مستقيم در شراب سازى دخالت دارند:

1 - كسى كه درخت انگور را به نيت شراب غرس كند؛
2 - آن‏كه بدين قصد از درخت تاك پاسدارى نمايد؛
3 - خريدار مشروبات؛
4 - فروشنده آن؛
5 - كسى كه مى‏نوشد؛
6 - كاسبى كه از شراب فروشى پولى به دست مى‏آورد؛
7 - فشار دهنده انگور به انگيزه ساختن شراب؛
8 - افرادى كه مشروبات را حمل و نقل مى‏كنند؛
9 - تحويل گيرنده آن؛
10 - ساقى يا كسى كه شراب براى ديگرى مى‏برد.(5)


در اسلام هيچ گناهى تا اين حد نكوهيده نشده است. پيامبر (ص) به حضرت على (ع) فرمود: «اگر همه گناهان را در خانه‏اى جمع كنند، كليد آن شراب است.»(6)


امام على (ع) مى‏فرمايد: «خداوند شراب و مى‏گسارى را براى سلامت عقل حرام كرده است.»(7)


امام صادق (ع) نيز فرمود: «اگر كسى دخترش را به شراب‏خوار بدهد مانند اين است كه او را در آتش انداخته است.»(8)


----------

ادامه دارد...

.

aryandc
۱۳۸۸/۰۶/۰۴, ۲۲:۳۹
من یه سوال دارم
اسلام خیلی از حرام ها را حلال کرد ولی پرا شراب را که در مسیحیت حلال بود حرام کرد؟

toraj
۱۳۸۸/۰۶/۰۵, ۰۶:۱۲
در شبه جزیره عربستان (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B9%D8%B1%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%A 7%D9%86) شراب‌خواری یک عادت عمومی بود و مبارزه قطعی و اصولی به زمان نیاز داشت. به همین جهت خداوند در قرآن کریم در چند مرحله حکم قطعی تحریم شراب را بیان فرمود:
در مرحله اول، فرمود:« شما از خرما (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7) و انگور (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%88%D8%B1)، شراب درست می‌کنید و روزی نیکو نیز به دست می‌آورید » (سوره نحل آیه 67) و به این صورت به مسلمانان فهماند که شراب، روزی نیکو نیست.
در مرحله بعد، در سوره بقره آیه 116 فرمود نفع شراب در برابر مضرات بی‌شمارش اندک است.

در مرحله بعد نیز در سوره نساء آیه 46 تصریح فرمود که چون مسکر و شراب، هوشیاری و متانت و هوش و وقار انسان را سلب می‌کند، کسی نباید در حال مستی به نماز بایستد.
و سرانجام در مرحله چهارم تصریح فرمود که شراب و قمار و بت‌ها و ازلام (نوعی ابزار بخت آزمایی) پلید و نحس‌اند و باید از تمام آنها اجتناب کرد. با این آیه، حکم قطعی تحریم شراب صادر شد و یکی دیگر از محرمات دین اسلام به صورت صریح و شفاف به مسلمین ابلاغ گردید.

toraj
۱۳۸۸/۰۶/۰۵, ۰۶:۱۳
علی بن یقطین (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B9%D9%84%DB%8C+%D8%A8%D9%86+%DB %8C%D9%82%D8%B7%DB%8C%D9%86) روایت می‌کند که روزی مهدی خلیفه عباسی (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C+%D8%B9%D8% A8%D8%A7%D8%B3%DB%8C) از امام کاظم علیه السلام (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D8%A7%D9% 85%D8%A7%D9%85+%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C+%DA%A9%D8% A7%D8%B8%D9%85+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9% 84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85) پرسید:« آیا شراب در قرآن حرام شده است؟»
امام فرمود:« بله، شراب در قرآن حرام شده است. خداوند در قرآن فرموده:« انما حرم ربی الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و الاثم »؛ ( پروردگار فواحش ظاهری و مخفی و گناه را حرام نموده است.) در این آیه منظور از فواحش ظاهری، زنای علنی است. (در دوران جاهلیت بدکاره ها پرچم مخصوص بر سر در خانه خود داشتند.) و مراد از فواحش باطنی ازدواج پسران با نامادری خویش است. (در دوران جاهلیت، پسران پس از مرگ پدرانشان با نامادری خود ازدواج می‌کردند) و منظور از گناه، شراب است به دلیل آیه‌ی دیگری در قرآن که در آن شراب و قمار را گناه معرفی فرموده است:« و یسالونک عن الخمر و المیسر قل فیهما اثم کبیر » (از تو درباره شراب و ...؟ می‌پرسند. بگو در آنها گناهی بزرگ نهفته.»
مهدی عباسی به علی بن یقطین گفت: « به خدا قسم این فتوای هاشمی رسول خداست.»
علی بن یقطین می‌گوید:« گفتم آری، الحمدلله که خدا علم به این موضوع را به شما خاندان عطا کرد.»
مهدی با کنایه گفت:« راست گفتی ای شیعه »

toraj
۱۳۸۸/۰۶/۰۵, ۰۶:۱۶
حرمت شرابخواری از نظر قرآن کریم:
یکی از محرمات قطعی در اسلام، نوشیدن شراب است، یعنی آنچه عقل انسان را می‌گیرد و مست می‌کند.
رسول خدا (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D9%85%D8% AD%D9%85%D8%AF+%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C+%D8% B5%D9%84%DB%8C+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%B9%D9% 84%DB%8C%D9%87+%D9%88+%D8%A2%D9%84%D9%87) پس از زدودن شرک از دل‌های اعراب، نشر احکام را که از جمله آنها تحریم شرب خمر بود، آغاز کرد، ولی چون شرابخواری یکی از عادات دیرینه بت‌ پرستان بود و مشروب فروشی یکی از راه‌های درآمد عده‌ای از آنها بود، خداوند متعال چنین صلاح دید که حرمت شراب را بتدریج اعلام کند، لذا ابتدا در مکه (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%85%DA%A9%D9%87) آیه 33 سوره اعراف را فرستاد:«قل انّما حرم ربی الفواحش ما ظهر منها و ما بطن والاثم والبغی بغیر الحق » از آن پس به طور کلی هر چه "اثم" (گناه) بود، حرام اعلام شد.
پس از این آیه، در مدینه منوّره (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%86%D9%87%D8%8 C+%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%86%D8%A9+%D8%A7%D9%84%D9%8 6%D8%A8%DB%8C%D8%8C+%DB%8C%D8%AB%D8%B1%D8%A8) آیه 43 سوره نساء نازل شد:«یاایها الذین آمنو ا لا تقربوا الصلوه و انتم سکاری » (ای مؤمنین، در حال مستی نماز نخوانید.»
با این آیه، حرمت شراب برای نمازگزاران بیان شد. و سرانجام آیه 219 سوره بقره نازل شد:«و یسئلونک عن الخمر و المیسر قل فیهما اثم کبیر» در این آیه، شرابخوری صریحاً گناه معرفی شد که با انضمام آیه اول (آیه 33 سوره اعراف) حرمتش مشخص می‌شود.
در عین حال گویی بعضی از مسلمان‌ها هنوز به حرمت شرابخوری تن نداده بودند؛ لذا آیه صریح دیگری (سوره مائده، آیه 90) نازل شد که فرمود:«انما الخمر والمیسر والانصاب والازالام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون»

حرمت شرابخواری از دیدگاه پیامبر و ائمّه علیهم السلام :
هیچیک از فقها خوردن شراب را حلال نمی دانند و در روایات زیادی تصریح به حرمت آن شده است. شرابخواری جزو گناهانی است که اثرات بسیار شوم و عواقب وخیمی در پی دارد که به چند روایت از پیامبر اسلام اشاره می‌شود:
-رسول خدا در مورد شراب، ده نفر را لعنت فرمود:«زارع، نگهدار، آبگیر، خورنده، ساقی، آورنده، گیرنده، فروشنده، خریدار، سودبرنده.» یعنی هر کس به هر نحوی در شرابخوری نقش داشته باشد، مورد لعن پیامبر است.
-« هر کس شراب بنوشد نمازش تا چهل روز، قبول نیست.»
-«اگر فرد شرابخوار سخنی گفت، او را تصدیق نکنید. اگر از دخترتان خواستگاری کرد، او را رد کنید. اگر بیمار شد به عیادتش نروید، و اگر مُرد، در تشییع و تدفین او حاضر نشوید. به او اعتماد نکنید و امانتی به او نسپارید.»
-«شرابخور را تا سه بار، تازیانه بزنید و در دفعه چهارم بکشید.»
-«کسی که به اختیار خود بر سر سفره‌ای بنشیند که در آن شراب بنوشند، ملعون است، و ملعون است.»
-«تمام بدی‌ها در خانه‌ای جمع شده‌اند و شرابخواری کلید آن خانه است.»
-«شراب و ایمان در یک جا جمع نمی‌شود.»
-«شرابخوار را به سیصد و شصت نوع عذاب شکنجه می‌کنند.»

امام باقر علیه السلام (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D8%A7%D9% 85%D8%A7%D9%85+%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF+%D8%A8%D8% A7%D9%82%D8%B1+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9% 84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85) فرمود:«خمر یعنی هر چه سکرآور و مست‌کننده باشد؛ و هر چه زیادش مست کننده باشد، خوردن مقدار اندکی از آن هم حرام است.»

امام صادق علیه السلام (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D8%A7%D9% 85%D8%A7%D9%85+%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1+%D8%B5%D8% A7%D8%AF%D9%82+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9% 84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85) فرمود:«خداوند شرابخوری را حرام فرمود، چون فسادانگیز است. کسی که دائماً شراب می‌خورد، حالت ارتعاش و اضطراب دارد، از قلبش نور هدایت و ایمان می‌رود و مردانگیش منهدم می‌شود. مستی و بی‌عقلی، او را به ارتکاب اعمال حرام وادار می‌کند؛ خونریزی می‌کند، مرتکب زنا می‌شود و چه بسا در حال مستی به محارم خود تجاوز کند.»

گفتنی است هر چیز مست کننده ای حرام است، حتی اگر به آن شراب نگویند.
روایات زیادی نیز در این مورد وارد شده است، از جمله:

حضرت صاحب الزمان علیه السلام (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D8%A7%D9% 85%D8%A7%D9%85+%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C+%D8%A7%D8% B1%D9%88%D8%A7%D8%AD%D9%86%D8%A7+%D9%84%D9%87+%D8% A7%D9%84%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%A1) فرمود:«نوشیدن آبجو حرام است.»

رسول خدا فرمود:«هر مست کننده ای حرام است.» و نیز فرمود:«از انگور (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%88%D8%B1) شراب می سازند و از کشمش و خرما (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%A7) و جو (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AC%D9%88) هم شراب می سازند. ای مردم! من شما را از تمام آنها نهی می کنم!»

toraj
۱۳۸۸/۰۶/۰۵, ۰۶:۱۷
بسیاری از قوانین کلی اسلام دارای استثنائاتی است، مثلاً قانون صله ارحام (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B5%D9%84%D9%87+%D8%B1%D8%AD%D9% 85) (پیوند با خویشاوندان) با آن همه تاکیدی که بر آن شده و پاداش‌ها و فواید فراوانی که برای آن بیان گردیده و پیامدها و زیانهایی که برای ترک آن بیان شده است استثنائاتی دارد و پیوند با بعضی از خویشان ممنوع گردیده است.
انسان در جامعه نیاز فراوانی به ارتباط و همکاری با اعضای آن جامعه دارد؛ نیازهایی از قبیل خرید و فروش، ازدواج، کمک در سختی ها، دوستی و مصاحبت، قرض و ضمانت، اعتبار و آبرو و عیادت در هنگام بیماری و. . .

حال اگر افراد جامعه بنا به عللی هر گونه همکاری و مساعدت را از کسی دریغ کنند، او را در یک «تحریم اجتماعی» محصور سازند و رابطه خود را با او بطور کلی قطع کنند، زندگی این فرد چگونه خواهد گذشت؟ آیا چنین کسی با این محاصره همگانی و فشار همه جانبه قادر به ادامه زندگی طبیعی در آن جامعه خواهد بود؟ هرگز! این تحریم همچون زندانی تنگ و تاریک، جان او را به لب خواهد آورد و او پس از مدتی یا آن جامعه را ترک خواهد کرد یا در صدد رفع موانع و اصلاح امور بر خواهد آمد.

بعضی از خطاکاران با نصیحت و موعظه و امر به معروف و نهی از منکر اصلاح می شوند و بعضی دیگر با اندکی تنبیه به اصلاح خود می پردازند. اما راه دیگری برای اصلاح و تنبیه و هدایت برخی از خطاکاران قطع رابطه، طرد، و فشار روانی و اجتماعی است.

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم برای اصلاح افراد و جامعه اسلامی، فرمان طرد کامل گناهکاران را در یکی از موارد چنین صادر فرموده است:«شرابخوار اگر بیمار شد از او عیادت نکنید و اگر شهادت داد نپذیرید و اگر یادی از او به میان آمد، او را نستایید و اگر خواستگاری کرد به او همسر ندهید و اگر سخنی گفت تصدیقش نکنید و اگر مرد در مراسم دفنش حاضر نشوید.»

واضح است که اگر تحریمی این گونه علیه شرابخوار اعمال شود و همه افراد جامعه ملتزم به رعایت آن باشند خواب غفلت از سر آن شرابخوار و هر گناهکار دیگر به در می رود و مستی او به هوشیاری تبدیل می شود و از جاده انحراف به صراط مستقیم باز می‌گردد.

toraj
۱۳۸۸/۰۶/۰۵, ۰۶:۱۸
فضیل بن یسار می گوید : ‌از امام معصوم علیه السلام پرسیدم: امیرمؤمنان علی علیه السلام (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D8%A7%D9% 85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A4%D9%85%D9%86 %DB%8C%D9%86+%D8%B9%D9%84%DB%8C+%D8%B9%D9%84%DB%8C %D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85) درباره شراب خوار چه حکمی را اجرا می کرد؟ فرمود: او را حدّ (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85+%D8%B9%D9% 84%DB%8C+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8% B3%D9%84%D8%A7%D9%85+%D9%88+%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8% A7%DB%8C+%D8%AD%D8%AF+%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8% AE%D9%88%D8%A7%D8%B1) (مجازات مقرر شرعی) می زد گفتم: اگر دو بار شراب می آشامید؟ فرمود: دوباره حدّ می زد گفتم: اگر بار سوم شراب می آشامید؟ فرمود: بار دیگر او را حدّ می زد و اگر بار دیگر شراب می آشامید او را به قتل می رساند.

گفتم: امیرمؤمنان علیه السلام درباره کسی که مستی آوری (غیر از شراب) می آشامید چه حکمی را اجرا می کرد؟ فرمود: همین احکام را اجرا می کرد سپس فرمود: هر کس جرعه ای مستی آور بنوشد همانند کسی است که شراب (خمر) آشامیده باشد گفتم: یکسان هستند؟! و این مطلب در نظرم بزرگ (و شگفت آور) جلوه کرد.

امام علیه السلام فرمود: ای فضیل این مطلب را گران مشمار به راستی خداوند حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D9%85%D8% AD%D9%85%D8%AF+%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C+%D8% B5%D9%84%DB%8C+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%B9%D9% 84%DB%8C%D9%87+%D9%88+%D8%A2%D9%84%D9%87) را رحمت برای همه خلق آفرید و پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم خود را ادب آموخت و نیکو ادب آموخت، سپس دین اسلام را به او سپرد پس آن گاه خداوند شراب (خمر) را حرام کرد و رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم هر مستی آوری را تحریم نمود و خداوند نیز آن را تائید کرد .

خداوند مکه (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%85%DA%A9%D9%87) را حرم قرار داد و رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم مدینه (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%86%D9%87) را حرم قرار داد و خداوند نیز آن را تأیید کرد خداوند سهم میراث بران را معین کرد و رسول صلی الله علیه و آله وسلم سهم جدّ (پدر بزرگ) را معین نمود و خداوند نیز آن را تأیید کرد .

سپس فرمود: ای فضیل این کلامی است و چه کلامی: آن کس که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم را اطاعت کند به تحقیق خدا را پیروی کرده است . (و من یطع الرسول فقد اطاع الله سوره نساء آیه 80)

پاسخگوی اعتقادی 4
۱۳۸۹/۰۴/۲۰, ۱۸:۱۱
من یه سوال دارم
اسلام خیلی از حرام ها را حلال کرد ولی پرا شراب را که در مسیحیت حلال بود حرام کرد؟

مسئله حرمت خمر و شراب، در همه اديان الهي حرام بوده، و هر آيينی كه از تحريف بشر مصون مانده باشد، شرب خمر را جايز نمی ‌داند.

روايتی از امام رضا عليه السلام نقل شده است كه فرمودند: ‹‹ما بعث الله نبيا الا بتحريم الخمر... ‍؛ (صدوق، التوحيد) خداوند هيچ پيامبري را مبعوث نكرد، مگر آنكه شراب را در شريعت اوحرام نمود››.

بنابراين تصور اين كه حرمت شراب فقط مربوط به دين اسلام است، تصوری نادرست می‌باشد و اينكه امروزه در برخي اديان شرب خمر را حلال می‌شمارند، اين خود يكي از نشانه‌های تحريف‌هايی است كه در آيين‌های الهی به دست بشر صورت گرفت .كه نمونه بارز آن را می‌توان در دين يهود، و همين طور در تحريفاتی كه در دين مسيح توسط پولس قديس صورت يافت، پی‌گرفت.

البته بايد دانست احكام الهي براساس مصالح و مفاسد است يعنی حلاليت نشانه مصلحت و فايده داشتن آن براي انسان است و حرمت نشانه مفسده و ضرری است كه آن برای انسان دارد.

همچنین احكام الهی اعتباری است و ممكن است بنا بر مصالح مهمتر و يا به دلايل ويژه ديگری مدتی برای برخي مردم ابلاغ نشود و يا واجب نشود . اما اين گونه موارد با حرمت ذاتی برخی چيزها مانند گوشت، خون و شراب فرق می كند.

تذکر: ضرر و زيان فردي و اجتماعي شراب بر کسي پوشيده نيست، هر چند ممکن است منافع زودگذر و اندکي داشته باشد چنان که قرآن کريم هم تصريح فرموده است:


ليسئلونک عن الخمر والميسر قل فيهما اثم کبير و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما؛(بقره، آيه 219)

درباره شراب و قمار از تو مي پرسند، بگو: در آن دو گناهي بزرگ و سودهايي براي مردم است و[لي] گناهشان از سودشان بزرگتر است.

سلمان فارسی
۱۳۸۹/۰۴/۲۰, ۱۹:۲۱
مناظره علامه با کشيش مسيحي


يکي از کشيشان جلفاي اصفهان به طلاب علوم ديني اسلامي و بحث هاي علمي علاقه داشت، به گونه اي که گه گاهي طلبه ها را به منزل خود و يا کليساي وانک دعوت مي کرد و با آنان به بحث مي نشست.
کشيش حافظه اي قوي و اطلاعات خوبي داشت و از آنجا که اهل مطالعه بود در مورد تاريخ اسلام و مواضع اصولي فقه اسلامي تا اندازه اي آگاهي داشت.
او به دليل بيان گرم و منطق گيرا، با تکيه بر اطلاعاتش اغلب در مناظرات غلبه داشت. بعد از مدتي قضيه به گوش مرحوم آيت الله آقا نجفي اصفهاني رسيد، که کشيشي با اين مشخصات با طلاب به بحث مي نشيند و اغلب آنان را به پشتوانه بيان گرم و اطلاعات تاريخي اش تحت تأثير قرار مي دهد.
مرحوم آيت الله آقا نجفي روزي از جمع طلاب سؤال کرد آيا شما در بين خودتان يک فرد زرنگ و مطلع به مباني اسلامي و آگاه به عقايد مسيحيان و مکاتب ديگر سراغ داريد تا او را براي بحث به جلفا بفرستيم؟

طلاب حاضر پس از شور و در گوشي صحبت کردن، بالاتفاق عرضه داشتند: بهترين کس براي اين کار سيدمحمدباقر درچه اي فرزند آيت الله سيد مرتضي درچه اي؛ او گرچه جوان است و چندان سني از او نگذشته، ولي در مقام بحث و مناظره يد طولايي دارد، و اطلاعات جانبي اش نيز قوي است.
ناگفته نماند که در آن مقطع علامه دوران طلبگي را مي گذراند و هنوز به نجف مشرف نشده بود و شهرت آن چناني در ميان عموم نداشت.
لذا بر اساس پيشنهاد طلاب و تأييد آقا نجفي، سيدمحمدباقر براي بحث با کشيش ارمني انتخاب و معرفي شد.
جمعي از طلاب به حضور طلبه جوان يعني سيدمحمدباقر درچه اي آمدند و مطلب را با او در ميان گذاردند و ايشان هم پذيرفت.
ضمن پذيرش، شرطي قرار داد و شرطش آن بود که به طلاب گفت که همراه من بياييد و در جلسه حضور داشته باشيد، ولي در بحث من و آن کشيش هيچکس دخالت نکند، حرفي نزند، کمک من نکند. حتي اگر مطلبي جالب هم يادش آمد باز هم سخني نگويد، فقط ساکت و آرام بنشينيد و سرتا پا گوش باشيد.
آقايان طلاب اين شرط را پذيرفتند و باز مرحوم درچه اي براي اتمام حجت شرط خود را تکرار کرد که اگر کسي در وسط کلام کشيش و يا کلام من، حرفي بزند و يا اشاره به مطلبي بکند، سخن را قطع مي کنم و جلسه را ترک مي گويم.
طلاب هم مجدداً بر عدم دخالت خود تأکيد کردند، تا بالاخره همه به طور دسته جمعي به راه افتادند و براي بحث و گفتگو با کشيش مورد نظر به جلفا رفتند.

جناب کشيش که مثل روزهاي ديگر گروهي از طلاب را دور و برش ديد با خوشحالي و شوق و شعف از آنان استقبال کرد، ولي نمي دانست که اين بار آقايان طلاب قرار گذاشته اندو به غير از يک نفر، ديگران طرف حساب نيستند.

لذا کشيش براساس برنامه روزهاي قبل رو کرد به جميع طلاب و گفت: آقايان شما حضرت مسيح را که قبول داريد؟
طلاب گفتند: اين هفته ما طرف صحبت شما نيستيم. طرف صحبت شما اين سيد جوان است. از ايشان بپرسيد.
پس کشيش به سيدمحمدباقر درچه اي رو کرد و سؤالش را تکرار کرد که آيا شما حضرت مسيح را قبول داريد؟
درچه اي گفت: نخير قبول ندارم!
کشيش با تعجب پرسيد: چطور قبول نداريد؟ مگر تو مسلمان نيستي؟
درچه اي پاسخ داد: شما چه کار به دين من داريد!؟
کشيش پرسيد: بالاخره مي خواهم بدانم چه ديني داري؟ مسيحي، يهودي، چکاره اي؟
درچه اي گفت: فرض کن من مسيحي هستم!
کشيش مي خواست با استفاده از مسائل تاريخي مطلب خود را ثابت کند، اما درچه اي با استدلال، تاريخ را رد کرد.
لذا کشيش از قرآن مدرک آورد و استناد به قرآن کرده و اضافه نمود که آقاي سيد آيا اين کتاب را قبول داري يا نه؟
علامه فرمودند: به فرض اينکه من قرآن را قبول داشته باشم، چه مي خواهي بگويي؟ کشيش که با مطالب مستدل و قاطع و قوي علامه، خود را در محاصره بحث ديده بود و هرگز گمان نمي برد که سيدي جوان و در سن کمتر از بيست سال اين قدر مسلط به مکاتيب الهي و مدارک و اسناد مسيحيت باشد حيرت زده گفت: اگر قرآن را قبول داري اسم مسيح در قرآن مکرر آمده و شرح حال مسيح گفته شده است.

از همين جا مرحوم درچه اي موضوع بحث را به دست گرفت و گفت: ببينيد آقاي کشيش، تو مسيح قرآن را قبول داري، من هم قبول دارم و در اين مورد با هم وجه مشترک داريم؛ زيرا مسيح قرآن هم مورد قبول توست، هم مورد قبول من، اما مسيحي که شما معرفي مي کنيد که مشروب را حلال کرده و ... آن مسيح را من قبول ندارم، من مسيحي که اينجاست قبول دارم.

بالاخره پس از بحثي بسيار طولاني از تاريخ اسلام و تاريخ مسيح، و قرآن و انجيل و ... کشيش تقاضاي استراحت و تنفس کرده و ادامه جلسه را به روز ديگر موکول نمود سپس اظهار داشت من امروز از اين جلسه بهره ها و استفاده ها بردم ! .

پاسخگوی اعتقادی 3
۱۳۸۹/۰۸/۰۲, ۱۴:۳۱
با سلام و عرض ادب خدمت دوستان محترم

از چیزهایى که آشامیدن آن ممنوع اعلام شده شراب است که در قرآن چنین مى خوانیم :
«انما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العدواة و البغضاء فى الخمر و المیسر و یصدکم عن ذکر الله و عن الصلوة فهل انتم منتهون » (المائده 91)

شیطان خصومت و دشمنى را به وسیله شراب و قمار در میان شما قرار مى دهد، و شما را از نماز و یاد خدا باز مى دارد.

و در جاى دیگر مى فرماید: :يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون‏ »

شراب و قمار و بتها پلیدند و از اعمال شیطانند از آن اجتناب کنید» زیانهاى همه جانبه شراب به قدرى زیاد است كه رسول اکرم آنرا ریشه جنایات و زشتی ها معرفى فرمودند.

قال رسول الله (ص ): الخمر ام الخبائب

مردى به على (ع ) گفت به نظر شما معصیت شراب خورى از زنا و دزدى بیشتر است ؟ فرمود آرى ، زیرا زناکار ممکن است به همین گناه اکتفا کند، خود را بگناه دیگر آلوده نسازد ولى شراب خوار با آنکه به یک گناه آلوده شده به گناهان دیگرى نیز مانند زنا، دزدى ، آدم کشى و ترک نماز.... آلوده خواهد شد.

«قیل لامیر المومنین (ع ) انک تزعم ان شرب الخمر اشد من الزنا و السرقة ؟ فقال (ع ) نعم ، ان صاحب الزنا لعله لا یعدوه الى غیره و ان شارب الخمر اذا شرب الخمر زنى و سرق و قتل النفس التى حرم الله عزوجل و ترک الصلوة »

زیانهاى شراب منحصر به جنبه هاى بهداشتى نیست بلکه از جنبه هاى معنوى و اجتماعى قابل توجه است .

مردى از امام پنجم (ع ) علت حرام شدن شراب را سؤ ال مى کرد. آن حضرت اینطور فرمودند:
«ان مدمن الخمر کعابد و ثن و یورثه الارتعاش ، و یهدم مروءته ، و تحمله على التجسر على المحارم ، منسفک الدماء و رکوب الزنا، حتى لایومن اذا سکر ان یثبت على حرمه ، وهو لا یعقل ذلک ، و الخمر لا تزید شاربها الا کل شر»
دائم الخمر مانند بت پرست است شراب برایش رعشه بدن پدید مى آورد، مردانگى و انصاف و مروتش را نابود مى کند شراب است که شراب خوار را وادار بر جسارت بر نزدیکان و اقوام و خویشان و خون ریزى و زنا مینماید حتى از زناى با محارم ایمن نمى تواند بود او پس از مستى این کار را بى توجه انجام مى دهد و خلاصه شراب وادار کننده به هر نوع شر و اعمال ضد انسانى است .

در این روایت به یک قسمت از ضررهاى الکل از نظر جنبه هاى جسمانى ، اخلاقى ، و اجتماعى تصریح شده است . ( منابع احاديث در صورت لزوم ذكر خواهد شد)

در ثاني كه از مهم ترين دلايل حرمت شراب (با توجه به اينكه هدف اسلام الهي شدن است) اين است كه شراب بر مشاعر انسان اثر می گذارد ، بهعیارتی واضح تر هر چیزی كه انسان می خورد و می آشامد در آینده نزدیك تبدیل به اندیشه می شود ، اندیشه ای كه با خوردن شراب به وجود آمده محال است اندیشه و تفكر الهی داشته باشد ؛ اندیشه ای كه با خوردن مال حرام به وجود امده محال است اندیشه صحیحی باشد . البته با توجه به رسالتی كه ما مسلمانان داریم اندیشه نیز معنای بسیار وسیعی پیدا می كندتنها به انديشه در حصار ماده خلاصه نمي شود .
اينكه روايات تأكيد مي كنند مال حرام نخوريد به همين جهت است ؛ زيرا انديشه اي كه از مال حرام درست شده غير الهي فكر مي كند .

پاسخگوی اعتقادی 3
۱۳۸۹/۰۹/۰۱, ۱۳:۰۲
سخنى چند درباره مشروبات الكلى

يك اشتباه بزرگ : موقعيكه با يك نفر الكلى در خصوص نوشيدن مسكرات صحبت مى كردم و در جستجوى علل ابتلاء به آن سئوالاتى مى نمودم در جواب مطالبى راذكر كرد كه ظاهرا ً بسيار فريبنده اما در واقع جز الفاظى بى حقيقت نبود . اينك فوائد خيالى آن :

1- جهاز اعصاب را تحريك ميكند .
2- به انسان نشاط مى بخشد .
3- روان تازه در بدن ميدهد .
4- ايجاد قوا ميكند .
5- پرتوى در ذهن مى افكند .
6- انسان را شاداب نگه ميدارد .

البته همين عوامل فريبنده باعث شده كه مردم چهار نعل به استقبال آن ميروند و با علاقه مفرطى از آن طرفدارى مينمايند . اين روح كثيف در وجود مردم معتاد مسكن گزيده و تصرف در عقل و جان و ايمان آنها كرده است . حتى جمعى كه خود را در رديف دانشمندان و نويسندگان ميدانند مقهور اين سم ّ خطرناك هستند ، آنان خيال مى كنند مسكرات در كشف حقايق به ايشان استمداد ميدهد و در افعال به آنها كمك مينمايد . امّا متاسفانه بايد گفت آنان در اشتباه فرو رفته اند و گويا نمى دانند كه نبايد براى پيشروى امورات به اينگونه ريسمانهاى سست و فريبنده چنگ زد . غفلت تا چه اندازه اين ظواهر فريبنده پرده ضخيمى روى عقلها كشيده لذا نمى گذارد انسان خوب بفهمد . اين حالى كه از شرب مسكرات پديد مى گردد جر سرابى بيش نيست نه انسان را به مقصودش مى رساند و نه عطش او را در اين وادى تسكين ميدهد زيرا آن ادراكات حاصله از ناحيه ى مسكرات جز قواى خيالى و احساسات دروغى چيز ديگرى نيست .

بيچاره مبتلا به مسكرات خيال ميكند با نوشيدن چند جرعه از اين سم خطرناك روح خود را غذا داده و جسم را تقويت نموده و از اينها گذشته داراى فكر منورى گرديده ، او غافل است بعد از اين چند دقيقه لذّت چه عوارض شومى و چه سيه روزيها براى خود و نسل بعد از خود و همچنين بستگان و خويشاوندان خود به يادگار گذارده است .

عرق قضاوت با وجدان ميكند :

آيا اين نشاط و آگاهى كه حاصل ميشود جز لذّت موقتى و زودگذر ميباشد ؟ آيا قوائى را كه شخص معتاد در خود حس ميكند الكل مى بخشد ؟ جواب منفى است پس اين قوا از كجاست ؟ البته آن نيرو همان قواى مخزونه در وجود است كه الكل آن را از جاى خود حركت داده و در تمام بدن منتشر ميكند و درجه قوا را بالا ميبرد و در نتيجه نيروهاى بيهوده مصرف ميشود پس خلاصه اين شد كه الكل مبتلايان را وادار به اسراف كردن قواى درونى ميكند نه اينكه ايجاد قواى تازه اى بنمايد و از طرفى جاى ترديد نيست كه اين بكار بستن بيهوده ى نيرو جز ناتوانى ثمرى ندارد بلكه چند صباحى نمى گذرد كه انسان فاقد آن قوا خواهد شد . اگر اندكى دقّت و مطالعه در زندگى معتادين نمائيد خواهيد فهميد كه عواطف را جبلى انسان ميباشد شخص معتاد زير پا گذارده و لگد كوب مى كند .

آرى روح و انسانيّّت را شخص معتاد از خود دور كرده و عمل به واجبات فردى و اجتماعى را از خاطر زدوده و نه بياد پدر و مادر و نه متوجه زن و فرزند است . از همه گسسته و تنها به مشروبات الكلى پيوسته از اينها گذشته زمانيكه روزگار به آنها سخت گرفت و نتوانستند از مال خود مشروبى تهيه كنند بناچار دست تعدى دراز كرده و خيانت و سرقت و حقه بازى و كلك و غارت و چپاول و غصب و جيب برى و غيرو را مرتكب مى شوند .

معتادين در راه تحصيل مشروبات الكلى از هيچگونه جنايتى روگردان نمى باشند و نظر شومشان تنها رسيدن به هدف نامقدس خود مى باشند . عجبا اين همه ديوانگى براى نوشيدن يكى دو جرعه از نوشابه اى كه قاطع زندگى است . اوه چه بار وزينى از گناه را بدوش ميكشانند زيرا نوشيدن يك يا دو جرعه مى مخالف با دين مقدس اسلام است و قدم زدند بر خلاف ناموس الهى ، شكستن قوانين انتظامى و اجتماعى و نابود كردن شرف و سلب استراحت نمودن از خويشاوندان و همسايگان ، ايكاش خطرات مسكرات به همين مقدار كفايت ميكرد امّا بدانيد كه مى دامنه فسادش بقدرى كشش پيدا مى كند تا ريشه حيات او و نسل بعد او را بخشكاند .

پاسخگوی اعتقادی 3
۱۳۸۹/۰۹/۰۱, ۱۳:۱۵
الكل و قانون اسلام :


قرآن كريم قربانى بشرى . كشتن دختران . استعمال مسكرات و بازى قمار را كه در بين اعراب متداول بود قدغن كرد و بالنتيجه ترقياتى كه از اين اصلاحات پيدا شد آنقدر بزرگ بود كه محمّد (ص) را از بزرگترين نيكوكاران بشر قلمداد مى كند . آفريننده اى كه پيامبر اكرم (ص) را برانگيخت براى تكميل روش اخلاقى بوده است . دين مبين اسلام دينى است كه سرآمد اديان ميباشد .
زيرا تمام شئون اجتماعى را در نظر گرفته و براى آنها برنامه فرستاده ، برنامه ايكه داراى مطالب مادى . ادبى . اخلاقى . روانى و بدنى ميباشد به همين دليل است كه نوشيدن مسكرات را كه فساد اخلاقى و روحى ببار مى آورد ممنوع اعلام نموده است و رسول خدا (ص) از نزديك شدن ناسزا و شرب مسكرات كه عاقبت سياه و تيره اى دارد ما را بازداشته است .

نظريه فلاسفه و حكماء درباره الكل :
گفتار فلاسفه و تجربه هاب دانشمندان و اطباء حاذق را ميتوان يكى از بزرگترين دلايل بر خباثت الكل دانست.
1- يكى از حكماى هند مسكرات را سم العقول ( قاتل خرد ) ناميده است .
2- يكى از حكماى فارس مسكرات را بدو تيغه قيچى كه سبب جدائى ملت ميگردد تشبيه نموده است .
3- يكى از حكماى فارس مسكرات را در خريدن ديوانگى دانسته .
4- يك حكيم آلمانى مى گويد : بر در نوشابه فروشيهاى الكلى قفل بزنيد و سپس زندانها را ازجنايتكاران تهى نمائيد .
5- بنتام انگليسى مى گويد : مسگرات در شمال مردم را ابله و در جنوب ديوانه مى كند .
6- دكتر بوته مى گويد : مرضى كه الكل دوايش باشد نمى شناسم .
7- دكتر لاموته مى گويد : ميدانى ميخواره چه مى نوشد او قطرات اشك عقل و خون اطفالش را ميمكد .
8- يك طبيب حقيقت بين مى گويد : من در مدت عمرم جايگاهى خطرناكتر از ميكده فروشى نديدم .
9- طبيب ديگرى مى گويد : معتاد به الكل هر بار كه يك گيلاس مشروب الكلى مى نوشد يك گام بسوى مرگ قطعى نزديك مى شود .
10- يكى از طبيبان مى گويد : الكل بهترين پرورشگاه را براى ميكرب سل تهيه مينمايد .

اشعارى را كه دانشمند و اديب و نويسنده برادر آدينه سروده بازگو مينمايم :
الا اى مسلمان نيكو نژاد
دلت بر گسل زين شراب فساد
الا اى خردمند و فرخنده بى
ز دل بر كن اين علقه ى خمر و مى
مى و باده در كيش احمد حرام
به تركش گراى و به تركش خرام
آيا آدمى زاده مرد صواب
برو دور شو زين شراب خراب
برد عقل را از سر هوشمند
رساند به نيروى تن صد گزند
ز مغز و ز دل چون بر آرد دمار
بود ناستوده بر كردگار
*****************************
مخور تا توانى مى اندر جوانى
مى اندر جوانى مخور تا توانى
كه يك جرعه مى در جوانى نشاند
يكى تير در ديده ى زندگانى
*****************************
هر آن برزگر كو به مى كرد عادت
فرو ماند از بيشه ى گاو رانى
هر آن پاسبان كو به مى گشت راغب
نيايد از او شيوه ى پاسبانى
همانا حرام است مى ز مى گروهى
كه دارد بر آنان خرد حكمرانى
ترا اگر خرد حكمرانست بر دل
چه جوئى ز جسم خرد شادمانى
*****************************
(( ابليس ))
ابليس شبى رفت به بالين جوانى
آراسته با شكل مهيبى سر و بر را
گفتا كه منم مرگ اگر خواهى زنهار
بايد بگزينى تو يكى زين سه خطر را
يا آن پدر پير خودت را بكشى زار
يا بشكنى از خواهر خود سينه و سر
يا خود زمى ناب كشى يك دو سه ساغر
تا آنكه بپوشم زهلاك تو نظر را
لرزيدازاين بيم جوان برخودوجا داشت
كز مرگ فتد لرزه به تن ضيخم و نررا
گفتا پدر و خواهر من هر دو عزيزند
هرگز نكنم ترك ادب اين دونفر را
جامى دو بنوشيد وچوشدخيره زمستى
هم خواهر خود را زد و هم كشت پدر را
اى كاش شود خشك بن تاك خداوند
زين مايه ى شر حفظ كند نوع بشر را

پاسخگوی اعتقادی 3
۱۳۸۹/۰۹/۰۱, ۱۳:۱۷
آيه قرآن در مذمت آشاميدن مشروبات الكلى :


1-خداوند تعالى در سوره النّحل آيه 67 ميفرمايد :
از ميوه جات درختان خرما و انگور به شما روزى داديم . از خرما و انگور چيز مست كننده يعنى شراب تهيّه مى كنيد و غير از شراب روزيهاى خوب آماده ميكنيد مثل سركه و شيره .
اين آيه شريفه در مكّه معظّمه نازل شده و كنايتا ً به حرمت شراب دلالت مى كند . اين نعمتهاى الهى براى جماعتى كه از روى عقل رفتار كنند دليل و برهان قدرت خدايتعالى و توحيد خداوند تعالى ميباشد .
2- در سوره المائده آيه 93 خداوند چنين ميفرمايد :
اى اشخاصى كه ايمان داريد در حقيقت شراب و قمار و بتها و فال چيگرى همه اينها حرام است اعمال مذكوره چيزى پليد و از اعمال شيطان است آنها را ترك كرده و در ترك اين چيزها براى شما از عذاب آخرت نجات است . آيه شريفه براى حرمت شراب و قمار و بت پرستى و فال چيگرى نازل شده است .
جلد 4 آغاز و فرجام جهان از نظر قرآن ص 200

مفاسد شراب و حالات وخيم شراب خوار در روز قيامت :


1- امام باقر(ع) ميفرمايد : شرابخوار با روى سياه و دهان كج و زبان بيرون آمده و ناله و فرياد از شدّت تشنگى وارد قيامت مى گردد و به او از چاهى كه در آن چرك بدن زنان زناكار ريخته شده مى آشامانند .
وسائل الشيعه جلد 17 ص 237 و 238
2- امام صادق ( ع) ميفرمايد : اى يونس بن طبيان از طرف من به مردم بگو : هر كس كه جرعه اى شراب بنوشد خداوند و ملائكه و انبياء و مؤمنان او را لعنت مى كنند زيرا مستى شراب روح ايمان را از كالبد مى برد و به جايش روح پست و كثيف و لعنت شده قرار ميدهد . وسائل الشيعه جلد 17 ص 238 3- پيامبر عظيم الشان اسلام (ص) در رابطه با شراب 10 نفر را لعنت كرده : 1- غُرس كننده درخت 2- نگهبان آن 3- فشار دهنده انگور 4- ساقى 5-خورنده 6- حمل كننده 7- تحويل گيرنده 8- خريدار 9- فروشنده 10- دريافت كننده پول وسائل الشيعه باب تجارت ص 84

Aznasleaftab
۱۳۹۰/۰۳/۰۲, ۱۶:۲۴
با عرض سلام و ادای احترام به همه ی اساتید گرامی!

چرا همه چیزهایی که در این دنیا حرامه، خدا اون دنیا برات فراهم کرده؟
حلال باید همیشه حلال باشه، حرام باید همیشه حرام.
اگر شراب الان حرامه، اون موقع هم باید حرام باشه.

پاسخگوی اعتقادی 3
۱۳۹۰/۰۳/۰۵, ۱۳:۲۷
سوال اصلی تر اینه که چرا همه چیزهایی که در این دنیا حرامه، خدا اون دنیا برات فراهم کرده؟
حلال باید همیشه حلال باشه، حرام باید همیشه حرام.
اگر شراب الان حرامه، اون موقع هم باید حرام باشه.

پاسخ:

آنچه كه در اكثر فرمايشات اين دوست بزرگوار يافت مي شود اين است كه ايشان با هيچ يك از مفاهيم ديني و قرآني آشنايي ندارند عزيز من شما تا به حال به لغت نامه مراجعه فرموديد آيا معني شراب را مي دانيد ؟ شراب در لغت به معني نوشيدني است كه بعدها براي نوشيدني خاصي وضع شده است فلذا بر خلاف تصور شما منظور قرآن كريم از شراب همان شراب مخصوص ميگساري و مستي نيست شراب در فرهنگ قرآن به نوشيديني گوارايي گفته مي شود كه براي بهشتيان مهيا است (حال بماند كه شراب از ديدگاه حكما و فلاسفه چيست؟)

در آیات مختلف قرآن مجید، توصیف هاى زیادى از شراب هاى بهشتى شده است، که بررسى آنها نشان مى دهد، نوشندگان آنها در چنان لذت روحانى فرو مى روند که با هیچ بیانى قابل توصیف نیست.

در یک جا، آن را به عنوان «شراب طهور» توصیف مى کند: «وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً».( دهر، آیه 21)

و در جاى دیگر، تأکید مى کند که این شراب زلال، بى غش و لذت بخش نه دردسر مى آفریند، و نه مستى مى آورد و نه فساد عقل: «یُطافُ عَلَیْهِمْ بِکَأْس مِنْ مَعِین * بَیْضاءَ لَذَّة لِلشّارِبِینَ * لا فِیها غَوْلٌ وَ لا هُمْ عَنْها یُنْزَفُونَ».( صافات، آیات 45 تا 47)

در یک جا، مى فرماید: از جامى مى نوشند که با «کافور» آمیخته شده (خنک و آرام کننده است) «یَشْرَبُونَ مِنْ کَأْس کانَ مِزاجُها کافُوراً».( دهر، آیه 5)

و در جاى دیگر، مى افزاید: از جامى به آنها مى نوشانند که آمیخته با «زنجبیل» است، (گرم کننده و نشاط آفرین) «وَ یُسْقَوْنَ فِیها کَأْساً کانَ مِزاجُها زَنْجَبِیلاً».( دهر، آیه17)

و از همه مهم تر این که: «ساقى» این بزم روحانى، خدا است!! از دست قدرت او و از بساط لطف و مرحمتش بر مى گیرند و مى نوشند و مست جذبه عشق و معرفت او مى شوند: «وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ».( دهر، آیه 21)

با اين بيان شرابي كه براي نوشيدني خاص مست آور وضع شده آن شراب براي ابد حرام است و كسي نگفته در بهشت نيز از اين نوع شراب استفاده خواهد شد . حلال محمد حلال ابداً الى یوم القیامه و حرامه حرام ابداً الى یوم القیامه لایکون غیره و لا یجى‏ء غیره (اصول کافى، ج 1، ص 58)

حلال پیامبر اسلام (ص) تا روز قیامت و براى همیشه حلال و حرام او نیز براى همیشه و تا روز قیامت حرام است نه غیر آن خواهد شد و نه چیز دیگرى جایگزین آن خواهد گردید.

منتظرمهدی زهرا
۱۳۹۵/۱۰/۱۱, ۲۰:۲۴
خوردن مشروب در همه ادیان الهی حرام بوده و اگر در مسیحیت این عمل رایج و جایز است در اثر انحراف از تعالیم آسمانی انجیل و حضرت عیسی(ع) می باشد. در اسلام نیز خوردن شراب از اول حرام بوده ولی زمینه های روانی و اجتماعی و فرهنگی برای بیان حکم حرمت فراهم نبوده و به همین خاطر حکم قطعی تحریم شراب یک باره برای اعراب جاهلی و مشرک نازل نگردید بلکه به تدریج و در طی مراحلی با فراهم کردن زمینه های روحی و فکری و اجتماعی حکم قطعی حرمت شراب برای مردم بیان شد. نخست در بعضی سوره های مکی اشاراتی به زشتی شرب خمر شده است چنان که در آیه 67 سوره نحل آمده است: «و من الثمرات النخیل والاعناب تتخذون منه سکرا و رزقا حسنا؛ از میوه های درخت نخل و انگور، مسکرات و روزی های پاکیزه فراهم می سازید» در اینجا «سکر» یعنی مسکر و شرابی را که از انگور و خرما می گرفتند، درست در مقابل رزق حسن قرار داده است و آن را نوشیدنی ناپاک و آلوده شمرده است. ولی عادت زشت شرابخواری عمیق تر و ریشه دار از آن بود که با این اشاره ها ریشه کن شود به علاوه شراب بخشی از درآمدهای اقتصادی آنها را تشکیل می داد، به همین خاطر وقتی که مسلمانان به مدینه منتقل شدند و نخستین حکومت اسلامی تشکیل شد، دومین دستور در زمینه منع شراب خواری به صورت قاطع تری نازل گشت تا افکار را برای تحریم نهایی آماده تر سازد: «یسئلونک عن الخمر والمیسر قل فیهما اثم کبیر و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما؛ از تو درباره شراب و قمار می پرسند. به آنها بگو در این دو گناه بزرگ و منفعت هایی برای مردم است ولی گناه و زیان آنها از نفع و سودشان بیشتر است» v}(بقره، آیه 219).{v به دبنال آن در آیه 43 سوره نساء به مسلمانان صریحا دستور داده شد که در حال مستی هرگز نماز نخوانند تا بدانند با خدای خود چه می گویند: «یا ایها الذین آمنوا لا تقربوا الصلوه و انتم سکاری حتی تعلموا ما تقولون» البته مفهوم این آیه آن نبود که در غیر نماز، نوشیدن شراب مجاز بود، بلکه برنامه همان تحریم تدریجی و گام به گام بود. آشنایی مسلمانان با احکام اسلام و آمادگی فکری آنها برای ریشه کن کردن این مفسده بزرگ اجتماعی که در اعماق وجود آنها نفوذ کرده بود سبب گردید دستور نهایی با صراحت کامل و بیان قاطع نازل گردد: «یا ایها الذین امنوا انما الخمر والمیسر والانصاب والازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، شراب و قمار و بت ها و ازلام (که نوعی بخت آزمایی بوده) پلید و از عمل شیطان می باشند از آنها دوری کنید تا رستگار شوید» v}(مائده، آیه 90). {v در آیه بعد یعنی آیه 91 سوره مائده برخی زیان های آشکار شراب و قمار بیان شده است: «انما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العداوه والبغضاء فی الخمر و المیسر و یصدکم عن ذکر الله و عن الصلوه فهل انتم منتهون؛ شیطان می خواهد از راه شراب و قمار بذر دشمنی و کینه و عداوت را در میان شما بکارد و از نماز و یاد خدا باز دارد، آیا شما خودداری خواهید کرد؟-----------------
از همین رو فقها فرموده اند نوشیدن شراب اگر چه یک قطره و براى چشیدن باشد حرام است. البته فلسفه تحریم شراب و نوشابه‏هاى الکلى، صرفا زیان‏هاى جسمى آن نیست. عمده مسأله در بروز حالت مستى و خروج از اعتدال است. بسیارى از جنایت‏ها، تصادف ها و... در اثر مستى روى مى‏دهد. اگر کسى اندکى انصاف داشته باشد و تنها به عوارض ظاهرى مى‏گسارى در جوامع مختلف بپردازد، حکمت بالغه این حکم الهى را از صمیم دل تأیید خواهد کرد. به ویژه در زمان حاضر چرا که در این زمان به جهت زندگى ماشینى و سرعت برقرارى عقل و اعتدال ضرورت بیشترى دارد، چنان که امروزه در بسیارى از کشورها براى صاحبان مشاغل حساس مى‏گسارى ممنوع است.