PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : اعتقادی



ابوطالب
۱۳۸۸/۰۵/۲۲, ۱۶:۵۳
سلام
من که گیج شدم مشتی سوال دارم که همین جا می نویسم امیدوارم که هر چه سریعتر و به ایمیل بفرستید
1.آیا کتاب اقدس بهاییان می تواند جوابی به تحدی قران باشد؟
2.چه دلیلی به حق بودن مذهب اثنی عشری داریم در میان سایر فرق شیعه و اگر ما به روایت استناد می کنیم ایا انها هم به روایاتی استدلال می کنند؟
3.ایا به جز ما در دیگر فرق شیعه 12 امامی داریم که ائمه ی خود را منصوص بدانند ؟
4.چرا خداوند از واژه مکر که بار منفی دارد در ایه ی (و مکروا و مکر اله) استفاده کرده است؟

با تشکر
یا علی

فاطمه ایمانی
۱۳۸۸/۰۵/۲۲, ۱۹:۳۲
4.چرا خداوند از واژه مکر که بار منفی دارد در ایه ی (و مکروا و مکر اله) استفاده کرده است؟
امام رضا عليه السلام فرمود: مراد از مكر خدا ، كيفرِ مكر است و گر نه او اهل مكر نيست. «1»

" مكر" در لغت عرب با آنچه در فارسى امروز از آن مى‏فهميم تفاوت بسيار دارد :

" در فارسى امروز مكر " به نقشه‏هاى شيطانى و زيان بخش گفته مى‏شود،

در حالى كه در لغت عرب هر نوع چاره‏انديشى را " مكر " مى‏گويند كه گاهى خوب و گاهى زيان‏آور است.

در كتاب مفردات" راغب" مى‏خوانيم: المكر صرف الغير عما يقصده:" مكر اين است كه كسى را از منظورش باز دارند" (اعم از اينكه منظورش خوب باشد يا بد).

در قرآن مجيد نيز گاهى" ماكر" با كلمه" خير" ذكر شده مانند:" وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ" (خداوند بهترين چاره‏جويان است) و گاهى" مكر" با كلمه" سيئ" آمده‏ است مانند:" وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ" (نقشه و انديشه بد جز به صاحبش احاطه نخواهد كرد) «2».

بنا بر اين منظور از آيه مورد بحث و آيات متعدد ديگرى كه " مكر" را به خدا نسبت مى‏دهد اين است كه دشمنان " مسيح " با طرحهاى شيطانى خود مى‏خواستند جلو اين دعوت الهى را بگيرند اما خداوند براى حفظ جان پيامبر خود و پيشرفت آيينش تدبير كرد و نقشه‏هاى آنها نقش بر آب شد و همچنين در موارد ديگر. (3)

*********************
(1) عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 126.
(2) سوره فاطر، آيه 43.
(3) تفسير نمونه، ج‏2، ص: 566 و 567

میقات
۱۳۸۸/۱۲/۲۲, ۱۹:۵۰
سلام

1.آیا کتاب اقدس بهاییان می تواند جوابی به تحدی قران باشد؟

با تشکر
یا علی



با سلام و درود


خیر، قرآن دارای اعجاز لفظی است، لذا هر آنچه که به لفظ عربی بود و ادعای نزول داشت را نمی توان همطراز قرآن دانست.


اثبات اعجاز لفظی قرآن، یک کار تخصصی است و از عهده ادبای عرب برمی آید. هر آنچه تاکنون ادعا شده، صرف ادعا بوده و با اعجاز لفظی قرآن، تفاوت و فاصله بسیار داشته، لذا اصلا مورد قبول ادبای عرب واقع نشده است.


تاکنون کسی نتوانسته مثل قرآن بیاورد که ادبای عرب آن را پذیرفته باشند.


بنابراین؛ بطور قطع و مسلم می توان گفت که تاکنون هیچ کس نتوانسته مانند قرآن را بیاورد.



کتاب "بیان" بهاییت، تنها نمونه این مبارزه مذبوحانه با وحی الهی نیست، بلکه نمونه های دیگری نیز پیش از این ساخته و پرداخته شده است.


حتی پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) پیامبرانی دروغین همانند "مسیلمة" جملاتی مهمل را به هم بافته و نام وحی الهی بر آن نهادند، که البته گذشت روزگار نشان داد که این جملات هیچ شایستگی برای مقابله با قرآن ندارند.


آن چه در این نوشته ها آمده آن چنان سخیف است که از پاسخگویی و رفع ابهام از بعضی جوانها که بگذریم، سکوت در برابر آنها برای اضمحلال فراموشی آن بهتر است.

میقات
۱۳۸۸/۱۲/۲۲, ۱۹:۵۱
افزون بر مطالب فوق، عقیده بهاییان اشکالات متعدد و اساسی دارد؛ آنها معتقدند وحی الهی و نبوت خاتمه پیدا نکرده و ادامه دار است؛ در حالی که این عقیده با نص و صریح آموزه های دین اسلام و آیات و روایات سازگار نیست و ادعایی باطل است.


بنیانگذار این فرقه، ابتدا خود را نایب امام زمان(عج)، و پس از چندی خود را مهدی موعود معرفی نمود، و سپس ادعای پیامبری کرد و مدعی نزول وحی بر خودش شد. او معتقد بود که دین اسلام منسوخ شده و دین الهی جدید بر او نازل شده و او از همه پیامبران برتر و مظهر نفس پروردگار است.


می بینید که همه این ادعاها پوچ و بی اساس است و بطلان آنها آنقدر روشن و واضح است که ارزش پرداختن به آن را ندارد.


این مطالب را گفتیم تا بیش از پیش نسبت به ادعاهای واهی و بی اساسی که در حیطه دین و برای مقابله با ارزشهای متعالی آن مطرح می شود آگاهتر باشیم.

میقات
۱۳۸۸/۱۲/۲۲, ۱۹:۵۵
سلام

2.چه دلیلی به حق بودن مذهب اثنی عشری داریم در میان سایر فرق شیعه و اگر ما به روایت استناد می کنیم ایا انها هم به روایاتی استدلال می کنند؟

3.ایا به جز ما در دیگر فرق شیعه 12 امامی داریم که ائمه ی خود را منصوص بدانند ؟
با تشکر
یا علی


با سلام و درود



2. برای اثبات حقانیت مذهب اثنی عشری، علاوه بر ادله متعدد روایی از خود شیعیان، و نیز روایاتی که بر معرفی ائمه دوازده گانه در منابع اهل سنت است؛ باید به تصریح و نص هر امامی به امام و جانشین پس از خود اشاره نمود.


هر کدام از امامان بزرگوار، جانشین و امام بعدی را برای شیعیان و یا برای افراد خاص معرفی نموده و می شناساندند تا پس از ایشان شیعیان، امام بعدی را بشناسند.


آنقدر ادله زیاد است که جای شک و شبهه ای برای جویای حقیقت باقی نمی ماند.



3. آنها امامی را که بر آن توقف می کردند، آخرین امام منصوص می دانستند؛ و یا ایشان را همان موعود (قائم) دانسته؛ و یا مرگ آن حضرت را باور نداشته و ادعا می کردند ایشان بعدا مجددا رجعت می کنند.

البته عده ای از آنها (که بیشتر عوام و افراد عادی بودن) به خاطر اینکه روایات پیامبر مبنی بر ائمه دوازده گانه، به آنها نرسیده بوده به بیراهه رفته؛ و بزرگان و خواص آنها نیز از روی عمد و یا مطامع دنیوی و ... حاضر به قبول امام بعدی نشدند.



در ادامه به برخی عوامل ایجاد فرقه های متعدد اشاره می شود.

میقات
۱۳۸۸/۱۲/۲۲, ۱۹:۵۶
فرقه های متعدد:


با سلام و درود


1. دین در ابتدا فرصت بیان همه چیز را نداشته و چه بسا در شرائط تقیه بوده و نمی توانسته همه حقایق را بیان نماید.


2. همه چیز دست حکومت طاغوت بوده و آنها با همه امکانات و توان خود، درصدد کتمان حقایق بوده و مسائل خلاف واقع را به عنوان حقیقت به مردم معرفی کرده اند.


3. فرقه سازی های مغرضان، در سایه حمایت حکومت طاغوت.


4. فرقه سازی توسط افراد جاهل، یا برای مطامع دنیوی و ... .


5. منع کتابت و حتی منع نقل احادیث رسول اکرم(ص) پس از رحلت ایشان، برای مدت نزدیک به یک قرن.


6. روایاتی که در آنها پیامبر اکرم(ص) اشاره به دوازده معصوم و پیشوا داشته اند، در آن زمان آن قدر مشهور و معروف نبوده که به همه رسیده باشد.


با این بیان، وجود این فرقه ها نمی تواند به اصل حقانیت دین و فرقه شیعه اثنی عشری، که در روایات به فرقه ناجیه نام گرفته ـ ضربه ای وارد کند.


همه مشکل از آن جا نشأت گرفته که بر خلاف ارزشها و تعالیم قرآنی و توصیه های رسول اکرم(ص)، از روی جهالت و یا غرض ورزی، از اهلبیت علیهم السلام فاصله گرفته و از مسیر حق و صراط مستقیم دور شدند.