PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : اولاد صالح



مونس
۱۳۸۸/۰۵/۲۶, ۰۷:۲۲
الهی به امید تو

:Rose::Rose:فرزند صالح گلی است از گلهای بهشت:Rose::Rose:

برای اینکه فرزندانمان مصداق این جمله باشند، باید چه روشهای تربیتی را در پیش بگیریم؟

از کجا شروع کنیم؟

zareza
۱۳۸۸/۰۵/۲۶, ۰۷:۳۸
یک روانشناس آمریکایی به نام دکتر سیلوانوس استال در یکی از کتاب های خود می گوید:
از حکیمی پرسیدند: از چه زمانی تربیت را باید آغاز کرد؟
حکیم در پاسخ گفت: از بیست سال قبل از تولد و اگر به نتیجه لازم نرسیدند، معلوم می شود که باید زودتر از آن شروع می کردید...

zareza
۱۳۸۸/۰۵/۲۶, ۰۷:۴۶
ریشه بسیاری از مشکلات رفتاری نوجوانان و جوانان در نارساییهای تربیتی دوره کودکی نهفته است.
پدر و مادر اولین معلمان کودک در اولین مدرسه او یعنی کانون گرم خانواده هستند.
پدر و مادر = معلم
اگر والدین نقش معلم بودن خود را در تربیت کودک از دست بدهند ، آن وقت هست که فرزند معلم و پدر و مادر شاگرد می شوند، یعنی جایگاه تربیتی تغییر می کند.
و امان از آن ...
آن روز است که پدر و مادر سیلی بدی از این معلم می خورند.
بیایید به عنوان پدر و مادر همیشه جایگاه خود را حفظ کنیم.

مونس
۱۳۸۸/۰۵/۲۶, ۱۱:۲۵
فرزند پروری به مراتب مهم تر است از فرزند آوری.
نظر شما چیه؟

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۵/۲۶, ۱۲:۰۲
فرزند پروری به مراتب مهم تر است از فرزند آوری.


نظر شما چیه؟




قطعا فرزند پروری مهم تر است

http://i36.tinypic.com/11wf1jl.gif (http://boorghani.persianblog.ir/page/102)

اما برای تربیت فرزندانی صالح ابتدا لازم است پدران و مادران خود علما و عملا شایسته باشند زیرا مجموعه رفتار و گفتار آنان است که سزمشق کودکان می شود و صفات و عادات او را می سازد

http://i36.tinypic.com/11wf1jl.gif (http://boorghani.persianblog.ir/page/102)

پس اول باید از خودمون شروع کنیم

مدافع
۱۳۸۸/۰۵/۲۶, ۱۷:۱۶
قطعا فرزند پروری مهم تر است

http://i36.tinypic.com/11wf1jl.gif (http://boorghani.persianblog.ir/page/102)

اما برای تربیت فرزندانی صالح ابتدا لازم است پدران و مادران خود علما و عملا شایسته باشند زیرا مجموعه رفتار و گفتار آنان است که سزمشق کودکان می شود و صفات و عادات او را می سازد

http://i36.tinypic.com/11wf1jl.gif (http://boorghani.persianblog.ir/page/102)

پس اول باید از خودمون شروع کنیم






سلام و تشکر از این تاپیک بسیار زیبا.

در تایید فرمایشات دوستان، من هم شنیده ام که می گویند:

نیازی نیست که برای تربیت فرزند زمان مستقلی بگذاری بلکه خودت با تربیت باش قطعا فرزندت تربیت خواهد شد.

مونس
۱۳۸۸/۰۵/۲۶, ۲۳:۴۸
کودکی را که به هر کار ملامت بکنند....(شعر)

کودکی را که به هر کار ملامت بکنند
راه محکوم نمودن همه جا آموزد
کودکی را به خصومت اگر آرند به بار
راه جنگ و جدل و جور و جفا آموزد
کودکی را که به هر لحظه تمسخر بکنند
خجلت و کم دلی و حجب و حیا آموزد
کودکی گر که از اول به تحمل خو کرد
صبر و آرام به هنگام بلا آموزد
کودکی بیند اگر تقویت و دلگرمی
تکیه بر خویش و توکل به خدا آموزد
کودکی گر که شود مورد تحسین واقع
شیوه قدر شناسی و وفا آموزد

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۵/۲۷, ۰۰:۵۵
سلام و تشکر از این تاپیک بسیار زیبا.

در تایید فرمایشات دوستان، من هم شنیده ام که می گویند:

نیازی نیست که برای تربیت فرزند زمان مستقلی بگذاری بلکه خودت با تربیت باش قطعا فرزندت تربیت خواهد شد.
در تأیید فرمایش شما:
کونوا دعاةالناس بغیر السنتکم
مردم را با غیر از زبان خود(کنایه از عمل)به حق،دعوت کنید

تنوير
۱۳۸۸/۰۵/۲۷, ۰۸:۲۰
فرزند صالح گليست از گلهاي بهشت . امام صادق ( ع )

askari110
۱۳۸۸/۰۵/۲۷, ۱۵:۰۷
با سلام وتشکر از سرکار خانم غریب
حال که از حقیر خواستید در این موضوع شرکت کنم ونظری دهم .عرض میکنم که موضوع بسیار جالبی است ونیازاست که استارتر بحث خودشان مدیریت بحث را به عهده بگیرند و ابعاد مختلف موضوع را با کاربران ارزیبابی کنند.انشاءالله که بحث خوبی درآید.خب حالا چند کلمه ای هم من دراین باره عرض کنم:
در روایات داریم که اولاد صالح باقیات صالحات است. و مهمترین وظیفه والدین در قبال فرزندان تعلیم و تربیت صحیح و اسلامی است که اگر آنان به این وظیفه به خوبی عمل کنند علاوه بر باقیات صالحات در پیشگاه خداوند متعال اجر و پاداش خواهند گرفت. تربیت فرزندان راه و روش و شرایط مخصوص به خود را دارد و باید تربیت فرزندان را از سنین پایین شروع کرد تا در سنین جوانی دچار مشکل و تعارض نشوند.
پدر ومادر باید بدانند که: يكى ديگر از چيزهايى كه باعث مى شود عذاب قبر از انسان برداشته شود اولاد صالح است. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: عيسى بن مريم به قبرى گذشتند كه صاحب آن را عذاب مى كردند. سال بعد از كه برگشتند و به آن قبر رسيدند ديدند، عذاب از آن قبر برداشته شده است .
عرض كرد: پروردگارا! سال قبل رسيدند كه بر اين قبر گذشتم ديدم صاحب آن را عذاب مى كردند، ولى الان كه برگشتم مشاهده مى كنم عذاب از آن برداشته شده است . علت چيست ؟وحى شد: اى عيسى ! اولاد صالحى از او باقى مانده بود. امسال او بزرگ شده و جاده اى را اصلاح و عمير كرده و يتيمى را پناه داده است .
خداوند گناهان پدر او را به واسطه اعمال صالح فرزندش كه انجام داده بود او را بخشيد و عفو نمود.

انشاءالله که خداوند به همه گان در تربیت اولاد صالح کمک کند.....
التماس دعا

مونس
۱۳۸۸/۰۵/۲۷, ۱۵:۴۰
کودکی کز همه انصاف و عدالت بیند

راه عدل و کرم و جود وصفا آموزد

کودکی با حسد و رشک چو گردید بزرگ

شیوه پستی و احساس خطا آموزد

کودکی گر که شود ایمن و یا بد تامین

رسم ایمان و ره صدق و صفا آموزد

کودکی را که ستایند و نوازش بکنند

خویشتن دوستی و صدق و رضا آموزد

کودکی گر که محبت زکسان دید و قبول

عشق ودلدادگی و مهر ووفا آموزد

Hakim
۱۳۸۸/۰۵/۲۷, ۲۰:۱۹
با تشکر از غریب گرامی :Rose:
پرورش ديني و مذهبي از حقوق کودکان و وظايف اساسي والدين محسوب مي شود؛ زيرا که شناخت خداوند امري فطري است و همة تعاليم و دستورهاي ديني و مذهبي زير بناي فطري دارند.

مونس
۱۳۸۸/۰۵/۲۸, ۰۹:۱۱
حضرت علی (ع) می فرماید: کسی که در کوچکی علم و دانش نیاندوزد ، در بزرگی پیشوا و رهبر نمی شود.

تنوير
۱۳۸۸/۰۵/۲۸, ۱۰:۵۷
تنویر جان چرا نگاه می کنی. یه نظر بدی بد نیستا. استفاده می کنیم...
دوست خوبم اگر دقت كنيد اين شكل نشانه نگاه كردن نيست نشانه مشتاق بودن به ادامه مطالب و اشتاقم به خواندن مطالب دوستان هست .
سعي ميكنم در زمينه هايي كه آگاهي دارم نظر بدم . اينجوري خيلي بهتره .
نميشه آدم بدون آگااهي حرفي بزنه كه بعد بخواد عذر خواهي كنه

مونس
۱۳۸۸/۰۵/۲۸, ۲۳:۱۶
امام سجاد(ع) در رسالة الحقوق فرمودند: حق فرزند تو اين است كه بدانى او از توست و هر گونه كه باشد چه نيك و چه بد در دنياى گذرا به تو منسوب است و تو در آن چه به او سرپرستى دارى مسئول هستى در ادب نيكو و راهنمايى به سوى پروردگار و يارى او بر طاعت خداوند درباره تو و خودش.

پس بر اين كار پاداش مى‏گيرى اگر درست عمل كنى و كيفر مى‏بينى اگر نادرست عمل نمايى پس او را چنان تربيت كن كه با اثرى كه بر او مى‏گذرى در دنيا زيبايى بيافرينى و با قيام شايسته به وظيفه‏اى كه نسبت به او دادى در نزد خداوند معذور باشى كه هيچ قوتى نيست مگر از خداوند.

مونس
۱۳۸۸/۰۵/۲۸, ۲۳:۱۷
ميرالمؤمنين(ع) خطاب به فرزند خويش فرمودند:

فادرتك بالادب قبل ان يقسوا قلبك و يشتغل لبك؛ (232)

پس به ادب آموختنت پرداختم پيش از آن كه دلت سخت شود و خردت در تصرف هوايى ديگر در آيد.

مجیب
۱۳۸۸/۰۵/۲۹, ۰۷:۱۰
عمل تربیتى در خانواده به منزله پاسدارى از فطرت توحیدى فرزند است. این پاسدارى یك وظیفه بزرگ تربیتى و اخلاقى است كه عمل به آن مهمترین كاركرد خانواده را فعلیت مى ‏بخشد.
امام سجاد (ع) در رسالة الحقوق فرمودند:
حق فرزند تو اینست كه بدانى او از توست و هرگونه كه باشد چه نیك و چه بد، در دنیاى گذرا به تو منسوب است و تو در آن چه به او سرپرستى دارى مسئول هستى، در ادب نیكو و راهنمایى به سوى پروردگار و یارى او بر طاعت خداوند در باره تو و خودش. پس بر این كار پاداش مى ‏گیرى اگر درست عمل كنى، و كیفر مى‏ بینى اگر نادرست عمل نمایى؛ پس او را چنان تربیت كن كه با اثرى كه بر او مى‏ گذرى در دنیا زیبایى بیافرینى و با قیام شایسته به وظیفه ‏اى كه نسبت به او دادى در نزد خداوند معذور باشى كه هیچ قوتى نیست مگر از خداوند.

fani
۱۳۸۸/۰۵/۲۹, ۱۷:۰۶
بسمه تعالی
عده ای از خانمها در زمان جنگ به خدمت امام مشرف شدند و از امام(ره) تقاضا کردن تا آموزش کماندویی ببینند و به جبهه های جنگ بروند حضرت امام (ره) در جواب آنها فرمودند : شما کماندو پرور باشید
پس بزرگترین وظیفه زن دو چیز است شوهرداری و تربیت فرزند و این دو وظیفه از کلام کهر بار حضرت امام(ره) به وضوح قابل فهم است.

مونس
۱۳۸۸/۰۵/۳۱, ۲۳:۴۴
دوستان خوب قرآنی از همکاری شما بی نهایت سپاسگزارم.
منتظریم حرفهای بقیه دوستان را هم بشنویم...

مونس
۱۳۸۸/۰۶/۰۲, ۰۰:۳۶
پیامبر اسلام(ص) الگوی احترام و توجه به کودکان
گروهى از كودكان مشغول بازى بودند.
ناگهان با ديدن پيامبر(ص )كه به مسجد مى رفت , دست از بـازى كـشـيـدنـد و بـه سـوى حـضـرت دويدند و اطرافش را گرفتند.
آنها ديده بودند پيامبر اكـرم (ص ),حسن (ع ) و حسين (ع ) را به دوش خود مى گيرد و با آنها بازى مى كند.
به اين اميد, هر يك دامن پيامبر را گرفته , مى گفتند: شتر من باش ! پـيامبر مى خواست هر چه زودتر خود را براى نماز جماعت به مسجد برساند, اما دوست نداشت دل پـاك كـودكـان را بـرنـجاند.
بلال درجستجوى پيامبر از مسجد بيرون آمد, وقتى جريان را فهميد خـواسـت بـچه ها را تنبيه كند تا پيامبر را رها كنند.
آن حضرت وقتى متوجه منظوربلال شد, به او فرمود: تنگ شدن وقت نماز براى من ازاين كه بخواهم بچه ها را برنجانم بهتر است .
پيامبر از بلال خواست برود و از منزل چيزى براى كودكان بياورد.
بلال رفت و با هشت دانه گردو بـرگـشـت .
پـيـامـبـر(ص ) گـردوهـا را بين بچه ها تقسيم كرد و آنها راضى و خوشحال به بازى خودشان مشغول شدند.


نتیجه اخلاقی: توجه به نياز و خواسته هاى كودك از اصول اوليه تربيت است .
آسان ترين و پسنديده ترين راه , راضـى كـردن كودكان و همان روش متواضعانه پيامبر است كه علاوه بر تامين نياز كودك , به آنها نوعى شخصيت نيز مى بخشد.

مونس
۱۳۸۸/۰۷/۱۰, ۱۱:۰۲
پيام تربيتي :

اينكه فرزندان ما در آينده چگونه افرادي بشوند ، بيش از هر چيز به اين بستگي دارد كه آنها كودكي خود را چگونه گذرانده باشند و چه كساني در بر داشتن نخستين گاهاي زندگي دست آنها را گرفته باشند و چه تجاربي از جهان پيرامون اندوخته باشند .

zareza
۱۳۸۸/۰۷/۱۱, ۰۹:۵۸
پیامبر اعظم(ص) می فرماید:
اگر پدر با نگاه مهربان خود به صورت فرزند او را خوشحال نماید، مثل این است که بنده ای را برای رضای خدا آزاد کرده باشد.

مونس
۱۳۸۸/۰۷/۱۲, ۰۶:۴۵
تربیت درهفت سال اول
فرزند در هفت سال اول زندگی فکرش نارسا وجسمش ناتوان است. از این رو پدر و مادر با دیده رافت و رحمت به او می نگرند و بسیاری از خواسته هایش را برآورده می کنند و به تمنیاتش جامه عمل می پوشانند.
پیامبر عظیم اشان نیز می فرمایند: " طفل در هفت سال اول زندگی سید و آقاست."
اغلب کودکان در این دوره در برابر خواسته های پدر و مادر و اطرافیان مقاومت نشان می دهند. این رفتارها بر اساس طبیعت سنشان است. کودک سالم در این مرحله دارای رشد و نشاط ئ تحرک زیادی است. اگر توجه کنیم که این رفتار کودکانه و شیطنت های کودکانه آنها ، لازمه سنی آن هاست؛ از آن ناراحت نخواهیم شد و با صبر و تحمل زمینه های پرورش روحی آنان را فراهم خواهیم کرد.

مونس
۱۳۸۸/۰۷/۱۲, ۰۶:۴۸
از آنجا که کودک در سنین 3 تا 7 سالگی قدرت تجزیه و تحلیل و درک حرف های سنگین را ندارد ، پس باید از راه تربیت غیر مستقیم مثل مثلا از راه بازی و یا قصه های کودکانه به تربیت او بپردازیم.
بازی در رشد همه جانبه کودک تاثیرزیادی دارد ، کودک هم از بازی لذت می برد و هم فرصت می یابد تا احساسات خود را ابراز کند. بازی سبب رشد جسمی و هماهنگی اعضای بدن و پرورش ذهن و روح کودک می شود.
بهترین بازی ها در این دوران بازی هایی است که علاوه بر جنبه های نشاط و تحرک، دارای اثر ترکیبی در کودکان باشد.
اگر چه بازی کردن با کودکان یکی از راههای رشد و تکمیل استعداد های نهفته در آنان است.اما این نکته نباید فراموش شود که میان بازی های هدفمند و بازی هایی که تنها به عنوان سر گرمی است تفاوت زیادی وجود دارد.
امام علی ( ع) در این زمینه می فرماید: " کسی که علاقه مند بازی و سر گرمی بیهوده باشد سعادتمند نمی شود. "

ceramic
۱۳۸۸/۰۷/۱۲, ۰۸:۴۷
پيام تربيتي :

اينكه فرزندان ما در آينده چگونه افرادي بشوند ، بيش از هر چيز به اين بستگي دارد كه آنها كودكي خود را چگونه گذرانده باشند و چه كساني در بر داشتن نخستين گاهاي زندگي دست آنها را گرفته باشند و چه تجاربي از جهان پيرامون اندوخته باشند .


خلاف عدالت الهی است !

هیچیک از ما در باره ی این که کودکی خود را چگونه و در چه خانواده ای بگذرانیم اختیاری نداریم . لاجرم اگر نوع " بودن " ما در آینده ؛ تابعی از کودکی ما باشد ، در حقیقت پذیرفته ایم که خداوند در باره ی کودکی که در خانواده ای تنگدست ، از نظر فرهنگی در سطح صفر ، بی تعهد و لاابالی و بی بند و بار به دنیا آمده ، نسبت به فرزند آن خانواده ی متدین معتقدی که دلسوز و فرهیخته و اهل تعقل و درک هستند ، نعوذ بالله ظلم کرده است .

آیا شما چنین چیزی را می توانید بپذیرید ؟! سبحان الله

مهربان رز
۱۳۸۸/۰۷/۱۲, ۱۳:۰۹
هوالطیف
سلام

انسان میتونه سرنوشتش رو عوض کنه مهم عاقبت امره

مونس
۱۳۸۸/۰۷/۱۲, ۱۴:۴۰
خلاف عدالت الهی است !

هیچیک از ما در باره ی این که کودکی خود را چگونه و در چه خانواده ای بگذرانیم اختیاری نداریم . لاجرم اگر نوع " بودن " ما در آینده ؛ تابعی از کودکی ما باشد ، در حقیقت پذیرفته ایم که خداوند در باره ی کودکی که در خانواده ای تنگدست ، از نظر فرهنگی در سطح صفر ، بی تعهد و لاابالی و بی بند و بار به دنیا آمده ، نسبت به فرزند آن خانواده ی متدین معتقدی که دلسوز و فرهیخته و اهل تعقل و درک هستند ، نعوذ بالله ظلم کرده است .

آیا شما چنین چیزی را می توانید بپذیرید ؟! سبحان الله

دوست عزیز از اینکه به تاپیک من سر زدی و نظرت را گفتی ممنون
باید بگم که هم شما و هم من خوب می دونیم که خدا به بنده هاش هیچ وقت ظلم نکرده و نمی کنه ، آنچه که هست ظلمی است که خودمون در حق خودمون می کنیم. باغفلتهامون، با فراموشی یاد خدا توی قلبهامونو ووو
قصد من از این بیان این جملات در واقع از اهمیت دوران کودکی هر یک از ما،در ساختن شخصیتمون در بزرگی حکایت می کنه. این چیزی نیست که حرف من و شما باشه این موضوع سالیان ساله که مورد توجه همه مربیان کودک هست.
اینکه یکی توی یه خونواده لاابالی به دنیا اومده باشه و با فقر زندگی کرده باشه در واقع ظلم از طرف خدا نیست . کوتاهی و قصور والدینش باعث ایجاد این شرایط شده.
خدا که خداییش را همیشه ثابت کرده، حتی برای این آدما هم راههای زیادی گذاشته که اگه بخواهند می توانند سرنوشتشون را عوض کنند. مثل آشنایی اونها با دوستان خوب و ....
ولی چه بهتر که والدین ابتدا شرایط را برای ورود یک فرزند جدید به دنیا فراهم کنند و بعد به فکر فرزند آوری باشند. با این که مخالف نیستی؟

fani
۱۳۸۸/۰۷/۱۲, ۱۷:۴۶
بسمه تعالی

در تربیت فرزند 7عامل نقش اساسی را دارند:

1- پدر : نقش پدر در تربیت فرزند به دو دوره تقسیم میشود:الف) قبل از ازدواج ب) بعد از ازدواج

اگر در قبل از ازدواج پدر تمامی مراحل تربیتی را به خوبی گذرانده باشد میتواند نقش موثر را در تربیت فرزندانش در بعد بازی کند و این نقش موثر با دوره دوم که بعد از ازدواج است تاثیر مستقیم دارد و پدر به عنوان صاحب نطفه میتواند نقطه عطف و تشکیل دهنده شاکله رفتاری و اخلاقی فرزند خود باشد و اگر در هر صورت مراحل تربیتی پدر ناقص باشد مسلم در فرزندان هم تاثیر میگذارد

2- مادر: تمامی موارد ذکر شده در رابطه با پدر در مورد مادر نیز صادق است با این تفاوت که مادر به عنوان حامل نطفه در ایام بارداری نقش موثری را می تواند در رشد و تربیت فرزند خود بگذارد چه از حیث مادی و چه از حیث معنوی که این تاثیرات از طریق جفت به فرزند انتقال میابد و اثر مستقیم در شکل گیری روح و جسم او دارد

3- محیط: مسلم محیط زندگی انسان در رشد و تربیت آنها بویژه تربیت اسلامی آنها تاثیر بسزایی دارد

4- استاد: یکی از موارد تاثیر گذار در تربیت فرزند معلم یا استاد است که با وجود میزان ارتباط وی با فرزند در طول روز میتواند نقش بارزی را در تشکیل تفکرات و عقاید فرزند ایفا کند

5- دوست: برای همه پوشیده نیست که اثر گذاری رفیق در زندگی و رشد تربیتی فرزند به مراتب از چهار عامل دیگر قوی تر و پر اثر تر است و به عبارت دیگر:

اگر تمامی چهار عامل دیگر کامل باشند و فرزند با دوستی ناباب رفت و آمد کند اثرات عوامل دیگر را از بین میبرد و تربیت و رشد شخصیت او متاثر از رفتار رفیق و دوست خود میشود

پس وظیفه پدر و مادر ها این است که بکوشند علاوه بر اینکه در حق فرزندان خود پدر و مادری میکنند با فرزندان خویش رابطه دوستانه داشته باشند و در ارتباطات فرزندان خود با دوستان دقت لازم را بکنند تا از گزند دوستان ناباب در امان باشند

مونس
۱۳۸۸/۰۷/۱۳, ۰۷:۱۵
الهی به امید تو
موضوع تربیت فرزند صالح یکی از مهم ترین موضوعات مورد بحثه، که البته لازمه اینکه والدین در این زمینه به موفقیت برسند بهره برداری از جدید ترین یافته های دانشمندان علم کودک در مورد رفتار با کودکان می باشد.
باید این موضوع را به چالش بکشیم:
چون خیلی مهمه و حیاتی
پس شروع می کنیم و از کارشناسان و همه کاربران گرامی دعوت می کنیم در بحث ما شرکت کنند تا به نتیجه ای برسیم.
اولین سوال:
چی می شه بعضی بچه ها خیلی خوب می شن ولی بعضی هاشون متاسفانه خیلی ....؟
منتظر شنیدن نظرات ارزشمند شما هستیم.

vahidamirasjodi
۱۳۸۸/۰۷/۱۳, ۰۸:۳۶
چقدر خوبه قدر لحظاتی رو که می گذرونیم بدونیم؟؟
حرفم تکراری بود نه؟؟؟
میدونم ولی به قول یکی از عزیزانمون عقل بنده ی عادته
پس چیزیو که تکرار کنه به ذهن میسپاره...
پس شمام به ذهن بسپار تا لحظه لحظه هات رو با یاد و نام و رضایت پروردگار بگذرونی....
نمیدونم چرا ولی اومدم ...

عبد پروردگار
۱۳۸۸/۰۷/۱۳, ۱۱:۱۰
چرا بچه هاي بعضي افراد با اين كه پدر و مادر تمام سعي خودشون براي تربيتش كردن بازم به راه خلاف كشيده مشن ؟اينجوري برداشت درسته كه اگه پدر و مادر گناهي مرتكب شده باشن تقاصش به بچه ها بر مي گرده؟

ceramic
۱۳۸۸/۰۷/۱۳, ۱۱:۵۵
دوست عزیز از اینکه به تاپیک من سر زدی و نظرت را گفتی ممنون
باید بگم که هم شما و هم من خوب می دونیم که خدا به بنده هاش هیچ وقت ظلم نکرده و نمی کنه ، آنچه که هست ظلمی است که خودمون در حق خودمون می کنیم. باغفلتهامون، با فراموشی یاد خدا توی قلبهامونو ووو
قصد من از این بیان این جملات در واقع از اهمیت دوران کودکی هر یک از ما،در ساختن شخصیتمون در بزرگی حکایت می کنه. این چیزی نیست که حرف من و شما باشه این موضوع سالیان ساله که مورد توجه همه مربیان کودک هست.
اینکه یکی توی یه خونواده لاابالی به دنیا اومده باشه و با فقر زندگی کرده باشه در واقع ظلم از طرف خدا نیست . کوتاهی و قصور والدینش باعث ایجاد این شرایط شده.
خدا که خداییش را همیشه ثابت کرده، حتی برای این آدما هم راههای زیادی گذاشته که اگه بخواهند می توانند سرنوشتشون را عوض کنند. مثل آشنایی اونها با دوستان خوب و ....
ولی چه بهتر که والدین ابتدا شرایط را برای ورود یک فرزند جدید به دنیا فراهم کنند و بعد به فکر فرزند آوری باشند. با این که مخالف نیستی؟


نشد که !!

من کاری به این ندارم که مقصر والدین هستند یا جامعه ، عرض من این است که " چیزی که هیچیک از ما در باره ی آن اختیاری نداریم ، نمی تواند مستمسک تعیین سرنوشت اخروی ما باشد "

در قرآن بارها تصریح شده که عذاب آخرت به سبب کارهایی است که کفار و مشرکین انجام می دهند . ببینید چه تعداد آیه در قرآن با " بما کانوا یعملون " تمام می شود . این یعنی چه ؟ یعنی عدالت . یعنی من و شما سزای چیزی را می بینیم که خودمان " عالما " و " عامدا " انجام اش داده ایم .

اما این که من یا شما در چه خانواده ای ، در کجا ، در چه دوره ای ، به دنیا بیاییم ، در حیطه ی اختیار من یا شما نیست . پس ، این چیزی که ما هیچ توانی برای تغییرش نداریم ، هم از " علم ما بیرون است ، هم از اراده ی ما . ( عالما و عامدا )

از طرف دیگر ، یک بچه تا سنی ، ممیز نیست ، مسئولیت و تکلیفی ندارد ، گناهی هم بر او نوشته نمی شود . حالا این بچه در همان سن ، به فرمایش شما دارد خوبی و بدی بعدش را پیدا می کند ... خوب این جا در حق آن بچه ای که در آن خانواده ی لاابالی به دنیا آمده ظلم شده و در حق آن بچه ای که در خانواده ی متدین به دنیا آمده ، لطف !

متوجه می شوید که آن چه ما خواهیم بود ؛ حاصل انتخاب های بعدی ماست ، نه این که اولاد چه پدر و مادری بوده باشیم . به همین دلیل است که می بینیم حاصل خیلی از خانواده های متدین فرزند لاابالی است ... و برعکس !

موفق باشید

ceramic
۱۳۸۸/۰۷/۱۳, ۱۲:۰۸
چرا بچه هاي بعضي افراد با اين كه پدر و مادر تمام سعي خودشون براي تربيتش كردن بازم به راه خلاف كشيده مشن ؟اينجوري برداشت درسته كه اگه پدر و مادر گناهي مرتكب شده باشن تقاصش به بچه ها بر مي گرده؟


سبحان الله !

از شان خداوند حکیم و عادل به دور است که تقاص گناه کسی را از دیگری بگیرد .

دلیل این است که فرزندان ما هم مثل خود ما قدرت اختیار و انتخاب دارند . هیچ چیزی نمی تواند اختیار و انتخاب را از آدمی بگیرد و اگر عاملی چنین اثری بگذارد ، تکلیف از آن انسان ِ فاقد اختیار و انتخاب ، ساقط است ( مثل کسی که دیوانه شده ، کسی که عقب مانده است ، کسی که در اغماست ... و نظایر آن )

کلات
۱۳۸۸/۰۷/۱۳, ۱۵:۰۵
چرا بچه هاي بعضي افراد با اين كه پدر و مادر تمام سعي خودشون براي تربيتش كردن بازم به راه خلاف كشيده مشن ؟اينجوري برداشت درسته كه اگه پدر و مادر گناهي مرتكب شده باشن تقاصش به بچه ها بر مي گرده؟


دوست گرامی
همیشه اینطور نیست که بدی فرزندان به علت گناه والدین هست البته میتواند تأثیر گذار باشد. یعنی در نوع تربیت فرزند تأثیر گذار هست
زیرا با توجه به آیات قرآنی نمونه هایی از پیامبران و بزرگان داریم که فرزند صالح نشدند و این امری ممکن است.
(و من ذرّيّتهما . .. ظالم لنفسه مبين) سوره صافات آیه 13.

بد و نااهل شدن فرزند از هر خانواده اى ـ حتى پيامبران ـ امرى است ممكن .


با این حال قرآن می فرماید: پدر و مادر با ايمان ، با تمام وجود ، نگران و دلواپس تربيت ايمانى فرزند خويش هستند و تلاش در جهت تربيت ايمانى فرزند ، وظيفه مشترك پدر و مادر است.

(و هما يستغيثان اللّه ويلك ءامن) (سوره احقاف، آیه 17)

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۷/۱۴, ۰۰:۵۲
با توجه به آیات قرآنی نمونه هایی از پیامبران و بزرگان داریم که فرزند صالح نشدند و این امری ممکن است.
با توجه به اشاره ای که دوست وهمکار عزیز جناب کلات داشتند بد نیست این آیات مورد بررسی قرار بگیره
به این امید که برای همه ما مفید باشه.
آیات مورد بحث
سورۀ هود آیات45-46
وَ نَادَى‏ نُوحٌ رَّبَّهُ فَقَالَ رَبّ‏ِ إِنَّ ابْنىِ مِنْ أَهْلىِ وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَ أَنتَ أَحْكَمُ الحَْاكِمِينَ (45)

قَالَ يَنُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيرُْ صَالِحٍ فَلَا تَسَْلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنىّ‏ِ أَعِظُكَ أَن تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِين(46)‏

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۷/۱۴, ۰۰:۵۷
برای بررسی این آیات مراجعه میکنیم به تفسیر شریف المیزان و پای درس مفسر بزرگ علامه طباطبائی(ره) مینشینیم

(با توجه به اینکه ممکن هست متن تفسیر برای بعضی از دوستان کمی مشکل باشه هرقسمتی از متن که دارای اغلاق بود را میتوانید مشخص فرمائید تا توضیح کافی ارائه بشود انشاالله)


وَ نَادَى‏ نُوحٌ رَّبَّهُ فَقَالَ رَبّ‏ِ إِنَّ ابْنىِ مِنْ أَهْلىِ وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَ أَنتَ أَحْكَمُ الحَْاكِمِين‏
نوح- در آن لحظه‏اى كه موج بين او و پسرش حائل شد- پروردگارش را ندا كرده با استغاثه گفت:
خطاب رسيد اى نوح! او از خاندان تو نيست چون كه او عمل ناصالحى است، لذا از من چيزى كه اجازه خواستنش را ندارى مخواه، من زنهارت مى‏دهم از اينكه از جاهلان شوى‏

اين آيه شريفه دعائى است كه نوح براى پسرش كرده، البته آن پسرى كه از سوار شدن بر كشتى تخلف ورزيد، و آخرين بارى كه نوح او را ديد همان روزى بود كه با ياران خود سوار بر كشتى شد، و ديد كه او در كنارى ايستاده صدايش زد كه پسرم بيا سوار كشتى شو، ولى او نپذيرفت و بعد از آنكه طوفان شروع شد و موج بين او و پسرش حائل شد، در اين هنگام به خيال اينكه او نيز مانند ساير فرزندانش به خدا ايمان دارد و چون قبلا از خداى تعالى اين وعده را شنيده بود كه اهل او را نجات مى‏دهد لذا او را صدا زد، و گرنه اين كار را نمى‏كرد.

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۷/۱۴, ۰۱:۰۱
و اگر در آيه شريفه آمده كه:" وَ نادى‏ نُوحٌ رَبَّهُ- نوح پروردگار خود را نداء كرد" و نفرموده:" و سال نوح ربه- نوح از پروردگار خود درخواست كرد" و يا" و قال نوح- نوح گفت" و يا" و دعا نوح- نوح دعا كرد"، براى اين است كه نوح (ع) در آن لحظه دچار اندوه شديدى از هلاكت فرزند خود بوده، و از اين تعبير مى‏فهميم كه آن جناب صداى خود را به استغاثه و دعا بلند كرده و اين عكس العمل از كسى كه دچار اندوه شديد باشد امرى طبيعى است، و درخواست نوح از خداى تعالى كه جمله:" وَ نادى‏ نُوحٌ رَبَّهُ فَقالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي ..." آن را بيان مى‏كند، هر چند كه در اين آيات بعد از جمله" وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ ..." آمده، و هر چند ظاهرش اين است كه اين استغاثه و دعاى نوح بعد از غرق شدن كفار و فرو نشستن طوفان بوده ليكن مقتضاى ظاهر حال اين است كه استغاثه وى بعد از حائل شدن موج بين او و فرزندش واقع شده باشد، پس اگر در اين آيات آن استغاثه را بعد از تمام شدن ماجرا ذكر كرده، براى اين بوده كه به بيان همه جزئيات داستان در يك جا عنايت داشته، جزئياتى كه همه‏اش هول‏انگيز است، تا نخست اصل داستان را بطور كامل در يك آيه بيان كند و سپس به بعضى جهات باقيمانده بپردازد.

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۷/۱۴, ۰۱:۰۷
نوح (ع) فرستاده خداى تعالى و يكى از انبياى اولوا العزم- يعنى صاحب شريعت- بوده، و چنين كسى بطور مسلم عالم به مقام خداى تعالى و عارف به آن و بصير به موقف عبوديت خود بوده، علاوه بر همه اينها ظرف گفتگويى كه نوح با پروردگارش داشته ظرف معمولى نبوده، بلكه ظرفى بوده كه آيات ربوبيت خداى تعالى و قهر و غضب الهى به حد اكمل ظهور يافته و تمام دنيا و اهل دنيا در زير آب فرو رفته و غرق شده‏اند، و از ساحت عظمت و كبريايى خداى تعالى نداء شده كه: ستمكاران از رحمت من دور شوند. در چنين جوى چطور ممكن است نوح (ع) براى پسرش دعا كند؟ و ادب عبوديت چگونه اجازه مى‏دهد كه او خواست دل خود را كه همان نجات فرزند است بطور صريح و پوست كنده در ميان بگذارد؟

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۷/۱۴, ۰۱:۱۴
دلسوزى نوح (ع) براى پسرش- در قالب استفسار از خداى تعالى- و ادبى كه آن حضرت در سخن گفتن در باره پسرش، در برابر احكم الحاكمين به كار برده است‏

لذا مى‏بينيم كه آن جناب رعايت ادب را نموده و سخن خود را در قالب سؤال و استفسار از حقيقت امر بيان كرده، و نخست وعده‏اى را كه خداى تعالى قبلا يعنى هنگام سوار كردن مؤمنين و جفت جفت حيوانات در كشتى داده بود كه اهل او را نجات مى‏دهد به زبان آورد.
از سوى ديگر براى آن جناب كفر فرزند ثابت نشده بود، بلكه اهل آن جناب حتى همينفرزندش (البته غير از همسرش) به ظاهر مؤمن بودند، و اگر فرزند مذكور وى بر خلاف آنچه نوح (ع) مى‏پنداشت كافر بود بطور مسلم او را براى سوار شدن به كشتى نمى‏خواند و چنين درخواستى را از خداى تعالى نمى‏كرد، براى اينكه خود آن جناب قبلا كفار را نفرين كرده و از خداى تعالى خواسته بود كه ديارى از كافران را بر روى زمين زنده نگذارد، پس همه اينها شاهد بر آن است كه او پسر مورد بحثش را مؤمن مى‏پنداشته، و اگر آن پسر سوار كشتى نشده و دستور پدر را مخالفت كرد، صرف اين مخالفت كفر آور نيست بلكه تنها معصيتى است كه مرتكب شده بوده.
و به خاطر همه اين جهات بود كه نوح (ع) گفت:" رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ"، پس وعده پروردگارش را ياد كرد و به ضميمه اين يادآورى گفت: پسرم اهل من است. و اين خطاب را با كلمه" ربى" ادا كرد تا رحمت پروردگارش را به سوى خود جلب كند، چون اين كلمه دلالت بر استرحام و طلب رحم و شفقت دارد. و نيز گفت" ابنى" كه در آن" ابن" به" ياء" متكلم اضافه شده، تا حجتى باشد بر كلمه" من اهلى"، و در حقيقت گفته باشد كه اين جوان اهل من است زيرا پسر من است، و اينكه جمله" وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ" را با" ان" و" لام جنس" تاكيد كرد- با اينكه ممكن بود بگويد:" و وعدك حق"- براى اين بود كه با آوردن حرف" إن" و الف و لام جنس، حق ايمان را اداء كرده باشد.
و اين دو جمله يعنى جمله" إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي" و جمله" وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ" وقتى به يكديگر منضم شوند نتيجه مى‏دهند كه بايد پسرش نجات يابد، و جا داشت خود آن جناب نتيجه‏گيرى نموده بگويد پس او را نجات ده، ليكن از اين دو جمله‏اش نتيجه‏گيرى نكرد، تا در مقام عبوديت، رعايت ادب را كرده باشد، و چون هيچ كس به جز خداى تعالى صاحب حكم نيست، حكم حق و قضاى فصل را به خداى تعالى واگذار نموده تا در برابر حكم او تسليم باشد،و لذا در آخر كلامش گفت:" وَ أَنْتَ أَحْكَمُ الْحاكِمِينَ".

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۷/۱۴, ۰۱:۱۷
با در نظر گرفتن نكات بالا، معناى آيه چنين مى‏شود:" اى پروردگار من! پسرم اهل من است، و وعده تو حق است، آن هم كل حق و به تمام معناى حق، و همين حق بودن وعده‏ات دليل بر اين است كه تو او را به عذاب قوم كافر نگرفته و غرقش نمى‏كنى، ولى با همه اين احوال حكم حق به دست تو است و تو احكم الحاكمينى"، گويا نوح (ع) با اين گفتار خود خواسته است حقيقت امر را به وضوح بفهمد، و بيش از اين چند جمله كه خداى تعالى از او حكايت كرده چيزى نگفته، و به زودى بيان كامل اين معنا مى‏آيد ان شاء اللَّه.

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۷/۱۴, ۰۱:۲۳
[مراد از اينكه پسر نوح (ع) از اهل آن حضرت نبوده است (إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ)]


قَالَ يَنُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيرُْ صَالِحٍ فَلَا تَسَْلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنىّ‏ِ أَعِظُكَ أَن تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِين‏
خطاب رسيد اى نوح! او از خاندان تو نيست چون كه او عمل ناصالحى است، لذا از من چيزى كه اجازه خواستنش را ندارى مخواه، من زنهارت مى‏دهم از اينكه از جاهلان شوى‏


در اين آيه، خداى سبحان راه صواب و وجه صحيح آنچه را كه نوح در كلامش آورده و گفته بود:" إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ ..." بيان فرموده است.
نوح (ع) مى‏خواست با گفتار خود نجات پسرش را حتمى سازد و همانطور كه قبلا گفتيم خداى تعالى با جمله" إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ- او اهل تو نيست" اثر استدلال نوح را از بين برد.
و منظور از اينكه فرمود:" او اهل تو نيست"- و خدا داناتر است- اين است كه او از آن افرادى كه خدا وعده نجاتشان را داده و فرموده بود:" اهل خودت را نيز سوار كشتى بكن" نيست زيرا منظور از اهلى كه قرار است نجات يابند اهل صالح تواند ولى پسرت نيست زيرا او در عين اينكه پسر و اهل تو است و اختصاصى به تو دارد ولى صالح نيست، و لذا خداى تعالى دنبال جمله" إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ" بلا فاصله فرمود:" إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ- براى اينكه او از نظر عمل، غير صالح است".

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۷/۱۴, ۰۱:۵۰
[چند قول ديگر پيرامون مراد از جمله:" إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ"]
و از آن جمله اين است كه گفته‏اند:
آن پسرى كه از سوار شدن بر كشتى تخلف كرد پسر واقعى نوح نبوده، بلكه در بستر زناشويى او متولد شده بود، و نوح خيال مى‏كرد او واقعا پسر خودش است، و خبر نداشته كه همسرش به ناموس وى خيانت كرده- و از مردى بيگانه باردار شده- خداى تعالى در جمله" إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ" آن جناب را متوجه به حقيقت امر نموده است. و اين تفسير به" حسن" و" مجاهد" نسبت داده شده.

اين نيز درست نيست، زيرا اولا نسبت ننگ به ساحت مقدس انبياء دادن امرى است‏
كه ذوق آشناى با كلام خداى تعالى آن را نمى‏پسندد، بلكه اينگونه امور را از ساحت مقدس انبياء دفع مى‏كند، و آن حضرات را منزه از امثال اين اباطيل مى‏داند.
و ثانيا اين مطلبى است كه لفظ آيه بطور صريح بر آن دلالت ندارد و حتى ظهورى هم در آن ندارد، زيرا ما در اين قسمت از داستان نوح (ع) جز اين جمله كه مى‏فرمايد:" إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ" چيز ديگرى نداريم، و اين عبارت هيچ ظهورى در آن جسارتى كه مفسرين نامبرده كرده‏اند ندارد، و اگر در آيه" امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَيْنِ فَخانَتاهُما" « سوره تحريم، آيه 10» نسبت خيانت به همسر نوح و همسر لوط داده، بيش از اين ظهور ندارد كه آن دو زن با دشمنان شوهر خود دوستى مى‏كرده‏اند، و اسرار شوهر خود را مخفيانه در اختيار دشمنان مى‏گذاشته و آنان را بر عليه همسران خود مى‏شورانيدند.

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۷/۱۴, ۰۱:۵۹
و از آن جمله اين است كه گفته‏اند:

پسر متخلف، پسر صلبى خود نوح نبوده، بلكه پسر همسرش و ربيبش بوده.

اين وجه نيز درست نيست، زيرا اولا در لفظ آيه هيچ دليلى بر آن نيست، و ثانيا با تعليلى كه خداى تعالى براى جمله او اهل تو نيست آورده و فرموده:" چون او عمل غير صالح است" نمى‏سازد، زيرا اگر واقعا آن پسر ربيب نوح (ع) بوده باشد، بايد خداى تعالى در تعليلش بفرمايد:" او پسر تو نيست زيرا پسر زن تو است".

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۷/۱۴, ۰۲:۰۵
[منظور از اينكه پسر نوح (ع)، عملى غير صالح است (إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ)]


" إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ"- از ظاهر سياق بر مى‏آيد كه مرجع ضمير همان پسر نوح باشد، و خود او عمل غير صالح باشد، و اگر خداى تعالى او را عمل غير صالح خوانده از باب مبالغه است، همانطور كه وقتى بخواهى در عدالت زيد مبالغه كنى مى‏گويى زيد عدالت است، يعنى آن قدر داراى عدالت است كه مى‏توان گفت او خود عدالت است هم چنان كه آن شاعر گفته:
" فانما هى اقبال و ادبار- دنيا اقبال و ادبار است" يعنى داراى اقبال و ادبار است. پس معناى جمله اين است كه اين پسر تو داراى عمل غير صالح است و از آن افرادى نيست كه من وعده دادم نجاتشان دهم.
مؤيد اين معنا هم قرائت قاريانى است كه كلمه" عمل" را به صورت فعل ماضى قرائت كرده و گفته‏اند: معنايش اين است كه اين پسر تو در سابق عمل ناشايست مرتكب شده است، اين آن چيزى است كه از ظاهر سياق استفاده مى‏شود.

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۷/۱۴, ۰۲:۳۵
نمونه هایی از پیامبران و بزرگان داریم که فرزند صالح نشدند
فرزندان حضرت یعقوب(برادران حضرت یوسف) و فرزند حضرت نوح نمونه هائی هستند که در قرآن ذکر شده و البته در آیات58و59سورۀ مریم نیز به این مطلب بصورت کلی اشاره شده

أُوْلَئكَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيهِْم مِّنَ النَّبِيِّنَ مِن ذُرِّيَّةِ ءَادَمَ وَ مِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَ مِن ذُرِّيَّةِ إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْرَ ءِيلَ وَ مِمَّنْ هَدَيْنَا وَ اجْتَبَيْنَا إِذَا تُتْلىَ‏ عَلَيْهِمْ ءَايَاتُ الرَّحْمَانِ خَرُّواْ سُجَّدًا وَ بُكِيًّا (58)
فخََلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُواْ الصَّلَوةَ وَ اتَّبَعُواْ الشهََّوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا(59)
آنها پيامبرانى بودند كه خداوند مشمول نعمتشان قرار داده بود، از فرزندان آدم، و از كسانى كه با نوح بر كشتى سوار كرديم، و از دودمان ابراهيم و يعقوب، و از كسانى كه هدايت كرديم و برگزيديم. آنها كسانى بودند كه وقتى آيات خداوند رحمان بر آنان خوانده مى‏شد به خاك مى‏افتادند، در حالى كه سجده مى‏كردند و گريان بودند. (58)
امّا پس از آنان، فرزندان ناشايسته‏اى روى كار آمدند كه نماز را تباه كردند، و از شهوات پيروى نمودند و بزودى (مجازات) گمراهى خود را خواهند ديد! (59)

D.HAMID
۱۳۸۸/۰۷/۱۴, ۱۴:۰۵
بسمه تعالی

در تربیت فرزند 5 عامل نقش اساسی را دارند:

1- پدر : نقش پدر در تربیت فرزند به دو دوره تقسیم میشود:الف) قبل از ازدواج ب) بعد از ازدواج

اگر در قبل از ازدواج پدر تمامی مراحل تربیتی را به خوبی گذرانده باشد میتواند نقش موثر را در تربیت فرزندانش در بعد بازی کند و این نقش موثر با دوره دوم که بعد از ازدواج است تاثیر مستقیم دارد و پدر به عنوان صاحب نطفه میتواند نقطه عطف و تشکیل دهنده شاکله رفتاری و اخلاقی فرزند خود باشد و اگر در هر صورت مراحل تربیتی پدر ناقص باشد مسلم در فرزندان هم تاثیر میگذارد

2- مادر: تمامی موارد ذکر شده در رابطه با پدر در مورد مادر نیز صادق است با این تفاوت که مادر به عنوان حامل نطفه در ایام بارداری نقش موثری را می تواند در رشد و تربیت فرزند خود بگذارد چه از حیث مادی و چه از حیث معنوی که این تاثیرات از طریق جفت به فرزند انتقال میابد و اثر مستقیم در شکل گیری روح و جسم او دارد

3- محیط: مسلم محیط زندگی انسان در رشد و تربیت آنها بویژه تربیت اسلامی آنها تاثیر بسزایی دارد

4- استاد: یکی از موارد تاثیر گذار در تربیت فرزند معلم یا استاد است که با وجود میزان ارتباط وی با فرزند در طول روز میتواند نقش بارزی را در تشکیل تفکرات و عقاید فرزند ایفا کند

5- دوست: برای همه پوشیده نیست که اثر گذاری رفیق در زندگی و رشد تربیتی فرزند به مراتب از چهار عامل دیگر قوی تر و پر اثر تر است و به عبارت دیگر:

اگر تمامی چهار عامل دیگر کامل باشند و فرزند با دوستی ناباب رفت و آمد کند اثرات عوامل دیگر را از بین میبرد و تربیت و رشد شخصیت او متاثر از رفتار رفیق و دوست خود میشود

پس وظیفه پدر و مادر ها این است که بکوشند علاوه بر اینکه در حق فرزندان خود پدر و مادری میکنند با فرزندان خویش رابطه دوستانه داشته باشند و در ارتباطات فرزندان خود با دوستان دقت لازم را بکنند تا از گزند دوستان ناباب در امان باشند

سلام
ممنون از نکات خوبتون
البته وراثت و اراده خود فرد دو عامل اساسی است که از قلم افتاده است.از بین همه اینها اراده در تربیت دینی و تکوین شخصیت نقش اساسی و تعیین کننده دارد

سيد حسين
۱۳۸۸/۰۷/۱۴, ۲۰:۵۲
با سلام خدمت همه دوستان


عرض من این است که " چیزی که هیچیک از ما در باره ی آن اختیاری نداریم ، نمی تواند مستمسک تعیین سرنوشت اخروی ما باشد

در تأیید و تکمیل فرمایش دوست بزرگوارم عرض کنم:
قرآن می فرماید:
لیس للانسان الا ما سعی (نجم39)
براى انسان بهره‏اى جز سعى و كوشش او نيست

یا می فرماید:
یوم یتذکر الانسان ما سعی (نازعات35)
در آن روز انسان به ياد كوششهايش مى‏افتد

پس این مسلم است که انسان فقط و فقط با سعی و تلاش خودش روبروست و بس، حال این سعی وتلاش در مسیر خوبیها باشد لایق پاداش است طبعا اگر در مسیر بدیها باشد مستحق عذاب خواهد بود.

طبیعی است که تمام اینها باید با اختیار و انتخاب آزادانه بشر همراه باشد تا معنائی پیدا کند.

بنابراین با عدل خدا سازگار نخواهد بود اگر در مورد کاری که از اختیارش بیرون است مستحق عذاب باشد.

سيد حسين
۱۳۸۸/۰۷/۱۴, ۲۰:۵۴
سؤال:
1- محیطها نقش به سزائی در سعادت و شقاوت ما انسانها دارند.
2- ما در انتخاب محیطها هیچ نقشی و اختیاری نداریم.
3- پس سعادت و شقاوتمان هیچ ربطی به ما ندارد، چون اراده ای نداشتیم.

جواب:
فرمانروائی خدا در روز قیامت ظهور و بروز بیشتری دارد، مالک یوم الدین، الملک یومئذ لله، الملک یومئذ الحق للرحمن.

در آنروز حساب تمام بندگان به دقت و سرعت مورد بررسی قرار میگیرد.

متأسفانه ما انسانها همان برداشت دنیائی مان را از حساب و کتاب، معیار محاسبات خدا قرار میدهیم.

خداوند هیچ وقت کیلوئی حساب نمیکند.
مثلا بگوید تو 50 سال روزه گرفتی، 40 ماه روزه گرفتی، 100 بار زیارت رفتی و یا اینقدر .... گناه کردی...
خیر هر کس را با توجه به امکاناتی که داده است محاسبه میکند.

مثلا: به یک انسانی که در محیطی مناسب برای رشد و تربیت بزرگ شده است، طوری مینگرد که به غیر آن طور دیگر.
هیچوقت کسانی که در دامن پیامبران و امامان معصوم نیز انسانهای مؤمن و پاک رشد و نمو کردند با کسانی که اصلا محیطشان بوی اسلام و اسلامیگری نبرده در محاسبه برابر نخواهند بود.

به عبارتی دیگر طبق روایت امام معصوم احوال دنیا تابع اتفاق است احوال آخرت تابع استحقاق.
یعنی شرائط محیطی دنیای ما اتفاقی است و نقشی در آن نداریم، ولی با همین دنیای اتفاقی میتوان آخرتی استحقاقی ساخت.

چرا؟
چون خدا عادل و حکیم است.
عدالتش مانع ظلم است.
حکمتش مانع بی دقتی در حسابرسی است.

D.HAMID
۱۳۸۸/۰۷/۱۴, ۲۳:۲۴
بسمه تعالی

در تربیت فرزند 7عامل نقش اساسی را دارند:

1- پدر : نقش پدر در تربیت فرزند به دو دوره تقسیم میشود:الف) قبل از ازدواج ب) بعد از ازدواج

اگر در قبل از ازدواج پدر تمامی مراحل تربیتی را به خوبی گذرانده باشد میتواند نقش موثر را در تربیت فرزندانش در بعد بازی کند و این نقش موثر با دوره دوم که بعد از ازدواج است تاثیر مستقیم دارد و پدر به عنوان صاحب نطفه میتواند نقطه عطف و تشکیل دهنده شاکله رفتاری و اخلاقی فرزند خود باشد و اگر در هر صورت مراحل تربیتی پدر ناقص باشد مسلم در فرزندان هم تاثیر میگذارد

2- مادر: تمامی موارد ذکر شده در رابطه با پدر در مورد مادر نیز صادق است با این تفاوت که مادر به عنوان حامل نطفه در ایام بارداری نقش موثری را می تواند در رشد و تربیت فرزند خود بگذارد چه از حیث مادی و چه از حیث معنوی که این تاثیرات از طریق جفت به فرزند انتقال میابد و اثر مستقیم در شکل گیری روح و جسم او دارد

3- محیط: مسلم محیط زندگی انسان در رشد و تربیت آنها بویژه تربیت اسلامی آنها تاثیر بسزایی دارد

4- استاد: یکی از موارد تاثیر گذار در تربیت فرزند معلم یا استاد است که با وجود میزان ارتباط وی با فرزند در طول روز میتواند نقش بارزی را در تشکیل تفکرات و عقاید فرزند ایفا کند

5- دوست: برای همه پوشیده نیست که اثر گذاری رفیق در زندگی و رشد تربیتی فرزند به مراتب از چهار عامل دیگر قوی تر و پر اثر تر است و به عبارت دیگر:

اگر تمامی چهار عامل دیگر کامل باشند و فرزند با دوستی ناباب رفت و آمد کند اثرات عوامل دیگر را از بین میبرد و تربیت و رشد شخصیت او متاثر از رفتار رفیق و دوست خود میشود

پس وظیفه پدر و مادر ها این است که بکوشند علاوه بر اینکه در حق فرزندان خود پدر و مادری میکنند با فرزندان خویش رابطه دوستانه داشته باشند و در ارتباطات فرزندان خود با دوستان دقت لازم را بکنند تا از گزند دوستان ناباب در امان باشند

سلا م
برای تکمیل بحث باید بگویم
دو عامل دیگر باید اضافه کنیم
6- وراثت
7- اراده خود ما (مهم ترین عامل)
البته اگر به هر دلیلی آگاهی و اراده ما بدون خواست ارادی ما دچار ضعف و نقص شود مانند مشکلات ژنتیکی و...به همان میزان مسولیت و تکلیف ما سبک تر می شود

Hakim
۱۳۸۸/۰۷/۱۵, ۱۲:۰۲
پیامبر گرامی ص میفرماید :
اولاد صالح گلی:Rose: از گل های:Rose: بهشت است .

مونس
۱۳۸۸/۰۷/۱۶, ۱۱:۵۷
یکی از راههای تربیت فرزند صالح می دونید چیه؟
نون حلال
اصلا اولین اصل تربیتی نون حلاله

نظرتون را می شنویم...

ceramic
۱۳۸۸/۰۷/۱۷, ۱۴:۵۴
یکی از راههای تربیت فرزند صالح می دونید چیه؟
نون حلال
اصلا اولین اصل تربیتی نون حلاله

نظرتون را می شنویم...




مسئله ی لقمه ی حلال ، به گونه ای می تواند با قضیه ی اراده ی شخص جمع شود .

خود ِ تلاش برای کسب روزی حلال و پرهیز از کسب حرام ، ممکن است انسان را به توفیق " اولاد صالح " موفق سازد . از این دیدگاه ، پدر و مادر می توانند به سبب تلاش ِ " آگاهانه " برای اطاعت اوامر و نواهی الهی ، تبدیل به " مجرای ورود یک روح صالح به دنیا شوند " . این البته برای خود ایشان هم منافع معنوی بسیار خواهد داشت و در حقیقت فرزند صالح ایشان ، هدیه و پاداشی از ناحیه خداوند سبحان است . اما حقیقت این است که هیچ کس نمی داند خداوند آیا به کسی اولاد صالح خواهد داد ، یا نه !

ما مامور به تکلیف هستیم نه نتیجه . شاید اولاد ناصالح برای پدر و مادر صالح ، نوعی آزمون الهی باشد ... پس هیچ گونه قطعیتی در کار نیست .

jahangardkocholo
۱۳۸۸/۰۷/۱۷, ۲۱:۳۹
سلام
همه به نون حلال بر میگرده و تربیت پدر و مادر هر شخصی

مونس
۱۳۸۸/۰۷/۱۸, ۰۵:۳۹
مسئله ی لقمه ی حلال ، به گونه ای می تواند با قضیه ی اراده ی شخص جمع شود .

خود ِ تلاش برای کسب روزی حلال و پرهیز از کسب حرام ، ممکن است انسان را به توفیق " اولاد صالح " موفق سازد . از این دیدگاه ، پدر و مادر می توانند به سبب تلاش ِ " آگاهانه " برای اطاعت اوامر و نواهی الهی ، تبدیل به " مجرای ورود یک روح صالح به دنیا شوند " . این البته برای خود ایشان هم منافع معنوی بسیار خواهد داشت و در حقیقت فرزند صالح ایشان ، هدیه و پاداشی از ناحیه خداوند سبحان است . اما حقیقت این است که هیچ کس نمی داند خداوند آیا به کسی اولاد صالح خواهد داد ، یا نه !

ما مامور به تکلیف هستیم نه نتیجه . شاید اولاد ناصالح برای پدر و مادر صالح ، نوعی آزمون الهی باشد ... پس هیچ گونه قطعیتی در کار نیست .
تمام تلاش والدین باید در جهت تربیت اولاد صالح باشد. بله ؛ خداوند انسان را به هر طریقی آزمایش می کند، اما باز هم دلیل نمی شود که دست از تلاش برای کسب روزی حلال برداریم.
گاهی شنیده ایم انسانی به بیراهه می رود و به هیچ پند و اندرزی گوش نمی دهد، ظاهرا از اینکه کج می رود خشنود است، به نظر من در مورد این شخص اول باید به لقمه ای که خورده شک کرد که آیا حلال بوده یا نه.
بچه ای که نون حلال خورده شاید گاهی به بیراهه برود اما با تلنگری برمی گردد.
اما باز هم تاکید می کنم هیچ وقت نمی توانیم برای انسان قانون مشخص علت و معلولی وضع کنیم ، چرا که در طول تاریخ موارد استثنایی را هم دیده ایم.

meshkaat
۱۳۸۸/۰۷/۱۸, ۰۶:۲۵
گاهي تلقي انسانها از تربيت اينست كه چه كنيم تا فرزندانمان طبق ميل ما زندگي كنند . كه اين نوع ديدگاه صحيح نيست و به فرمايش امير مؤمنان علي ( ع ) فرزندان شما براي زماني غير از زمان شما خلق شده اند .
لذا بايد ابتدا ء ببينيم تربيت صحيح چيست سپس زمينة پياده كردن آن را فراهم كنيم . تربيت صحيح عبارت است از فراهم كردن اسباب رشد و نمو جسمي و رواني فرزند به نحوي كه بتواند در پناه سلامت جسم و روح به سمت كمالات و خوبيهاي حقيقي حركت نموده و از زشتي ها و پستي ها فاصله بكيرد و در نتيجه فردي مفيد براي خود و جامعه باشد . كه پيغمبر اكرم (ص) فرمودند:بعثت لا تممّ مكارم الا خلاق من براي اتمام و كامل كردن مكارم اخلاق مبعوث شدم لذا با توجه به تعريف فوق از تربيت صحيح وظيفة سنگين والدين و متصديان امور تربيت روشن مي شود كه خداوند خطاب به پيغمبر (ص) مي فرمايد : آيا ما به تو شرح شرح صدر عنايت نكرديم .
حقيقتاً امر تربيت وتزكيه وتعليم بسيار ظريف ودقيق است.

yasekabud
۱۳۸۸/۰۷/۱۹, ۰۶:۴۲
به نظر من یکی از راههایی که می تونیم در تربیت فرزند صالح مد نظر قرار بدیم اینه که :
خودمون الگوی اون رفتاری باشیم که می خواهیم در فرزندمون ببینیم.
اولین معلم هر کودکی پدر ومادر هستند.
معلمهای خوبی برای بچه هامون باشیم .

ceramic
۱۳۸۸/۰۷/۱۹, ۰۷:۰۲
سلام
همه به نون حلال بر میگرده و تربیت پدر و مادر هر شخصی

علیکم السلام

پس اگر پدر و مادر بنده نان حلال به من ندادند ، و نتوانستند مرا درست تربیت کنند ، با سر به قعر جهنم سقوط خواهم کرد ؟؟!!! :Gig:

اگر این طور است ، چون چنین رابطه ی علت و معلولی ای سلسله وار به حلقه ی قبلی خود بر می گردد ، در قیامت جز آدم و حوا کسی در جهنم نخواهد بود !!!!!!!!!:Motehayer:

ceramic
۱۳۸۸/۰۷/۱۹, ۰۷:۰۶
تمام تلاش والدین باید در جهت تربیت اولاد صالح باشد. بله ؛ خداوند انسان را به هر طریقی آزمایش می کند، اما باز هم دلیل نمی شود که دست از تلاش برای کسب روزی حلال برداریم.


مگر از نوشته ی من چنین معنایی برداشت می شد که باید کسب روزی حلال را ترک کنیم ؟



گاهی شنیده ایم انسانی به بیراهه می رود و به هیچ پند و اندرزی گوش نمی دهد، ظاهرا از اینکه کج می رود خشنود است، به نظر من در مورد این شخص اول باید به لقمه ای که خورده شک کرد که آیا حلال بوده یا نه.
بچه ای که نون حلال خورده شاید گاهی به بیراهه برود اما با تلنگری برمی گردد.


خیر ، شاید آن پند و اندرز ها به روش صحیحی بیان نمی شود
شاید ناصح در مقام نصیحت کردن نیست .
شاید آن بیراهه رفته بیماری روانی ای دارد که او را به آن راه کج وابسته می کند
و هزاران شاید دیگر ...



اما باز هم تاکید می کنم هیچ وقت نمی توانیم برای انسان قانون مشخص علت و معلولی وضع کنیم ، چرا که در طول تاریخ موارد استثنایی را هم دیده ایم.

دقیقا چنین است .

yasekabud
۱۳۸۸/۰۷/۱۹, ۰۷:۰۶
هیچ کس وجود اراده را در آدمی تکذیب نمی کنه، این که ما بخواهیم متحول بشیم همیشه امکان داره ، البته به نظر من اگه نون حلال خورده باشیم راحت تر می تونیم تهذیب نفس کنیم.
کسی که وجودش از لقمه حرام پر شده خواه نا خواه سختی بیشتری را باید برای تهذیب نفس متحمل بشه.
البته این نظر بنده هست. کاش کارشناسان هم در این زمینه نظر بدهند.

مونس
۱۳۸۸/۰۷/۲۱, ۰۷:۳۱
[quote=ابو محمد;194632
وَ نَادَى‏ نُوحٌ رَّبَّهُ فَقَالَ رَبّ‏ِ إِنَّ ابْنىِ مِنْ أَهْلىِ وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَ أَنتَ أَحْكَمُ الحَْاكِمِين‏
نوح- در آن لحظه‏اى كه موج بين او و پسرش حائل شد- پروردگارش را ندا كرده با استغاثه گفت:
خطاب رسيد اى نوح! او از خاندان تو نيست چون كه او عمل ناصالحى است، لذا از من چيزى كه اجازه خواستنش را ندارى مخواه، من زنهارت مى‏دهم از اينكه از جاهلان شوى‏
جناب ابومحمد بزرگوار
ممنون که در بحث ما شرکت کردید.
سوالی که همیشه برای من بوده این هست که چرا و به چه حکمتی پسر نوح نبی عاقبت بخیر نمی شه؟
با وجودیکه پدرش پیامبر خدا بود. آیا این یک آزمایش است برای نوح پیامبر ؟

ehsanealavi
۱۳۸۸/۰۷/۲۴, ۲۲:۵۲
علی علیه‏السلام ثمره و محصول تربیت صحیح را پرورش فرزند صالح و پیامد بي‏توجهی به امر خطیر تربیت را "رشد یافتن فرزند ناصالح " برشمرده و برای هریك از این دو، آثار و نتائج مثبت و منفی بیان نموده‏اند. از دیدگاه آن حضرت فرزند صالح مایه انس و آرامش والدین است لذا مي‏فرماید: "انس و آرامش در سه چیز است: همسری كه با شوهرش توافق داشته باشد، فرزندی كه صالح باشد و برادری كه موافق و هم رأی انسان باشد."

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۷/۲۵, ۱۶:۰۰
سوالی که همیشه برای من بوده این هست که چرا و به چه حکمتی پسر نوح نبی عاقبت بخیر نمی شه؟ با وجودیکه پدرش پیامبر خدا بود. آیا این یک آزمایش است برای نوح پیامبر ؟
جناب غریب ،بنده پاسخ دقیق و علمی پیدا نکردم
منتها دلایل متعددی میتواند داشته باشد و الزاما فقط یک دلیل در بین نیست
مسئله فرزند نوح که در قرآن مطرح شده یکی از عبرتهای تاریخ بشر هست و میتواند از جهات متعددی پندآموز باشد
شاید یکی از مهمترین حکمتها این باشد که مردم ببینند پیغمبر زادگی نیز دلیل نجات نمیشود بلکه به عمل کار برآید.
یکی دیگر ازعبرتها میتواند این باشد که باید در محیطهای مسموم بیشتر مراقب اولادمان باشیم تا تبلیغات سوء بی ایمانان، اثر سایر عوامل تربیتی را خنثی نکند.
چه زیبا گفت شاعرکه:

پسرنوح بابدان بنشست،خاندان نبوتش گم شد
سگ اصحاب کهف روزي چند پي نيکان گرفت و مردم شد

مونس
۱۳۸۸/۰۸/۰۶, ۰۹:۲۹
قول مي دهم از فردا پدر خوبي برايت باشم ...
پدر فراموش مي كند " راههاي ساده براي زندگي سعادتمند " پرومود بترا ، مترجم : مهدي قراچه داغي "
برنامه جاودانه لارند به پسرش را ميليونها نسخه تكثير كرده اند . در اينجا هم بخشهايي از اين نامه را براي شما درج كرده ام :
·گوش كن پسرم اين حرف را در حالي مي زنم كه در خواب هستي چند دقيقه ايست كه به اتاق خواب تو آمده ام . در كتابخانه بودم كه احساس كردم بايد به نزد تو بيايم .
·به نكاتي فكر مي كردم ، با تو خشن برخورد كرده ام . وقتي لباس مي پوشيدي تا به مدرسه بروي به اين دليل كه صورتت را خوب نشسته بودي بر سرت فرياد كشيدم ، تو را به خاطر تمييز نكردن كفشهايت شماتت كردم ، وقتي لوازمت را بر زمين انداختي بر سرت داد زدم .
·به هنگام صرف صبحانه هم ايراداتي گرفتم ، چرا صبحانه ات را ريختي . چرا غذايت را با صدا مي خوري . چرا آرنجت را روي ميز گذاشتي .روي نانت چرا كره زيادي ماليدي . بعد وقتي خداحافظي كردي و دست تكان دادي و گفتي : " خداحافظ پدر " اخم كردم و گفتم :" شانه ات را راست نگه دار " .
·عصر هم دوباره شروع كردم در خيابان كه به سمت خانه مي آمدم تو را تحت نظر گرفتم . ديدم روي زانوانت نشسته اي و مشغول بازي هستي . جورابهايت سوراخ داشت . تو را در حضور دوستانت سرزنش كردم و بعد مجبورت كردم كه جلو من راه بيفتي و به منزل بروي .
·بعد در حاليكه در كتابخانه بودم با قيافه اي دلخور به آنجا آمدي ، با ناشكيبايي سرم را از روي كتاب بلند كردم، نگاهت كردم كه در كنار در ايستاده بودي با لحن تندي پرسيدم : " چي شده ، چه مي خواهي ؟ "
*حرف نزدي به طرف من آمدي بازويت را به دور گردنم انداختي و مرا بوسيدي و بعد رفتي .
*** بعد از رفتن تو بود كه به خودم آمدم ، كتاب از دستم لغزيد ، حالم بد شد ، هراسي بر من حاكم گرديد ، اين عادت با من چه ها كرده است . عادت ايراد گرفتن ، عادت تحقير كردن . البته مسئله اين نبود كه تو را دوست ندارم ، مسئله اين است كه از تو توقع زيادي دارم . تو را با شرايط گذشته خودم مقايسه ميكردم .
بسياري از كارهايت بي عيب و نقص بود، دلت پاك بود . دل بزرگي داشتي . به همين دليل بود كه آمدي دست در گردنم انداختي و مرا بوسيدي و شب بخير گفتي . امشب به اتاقت آمده ام در تاريكي كه اين حرفها را به تو بزنم . مي دانم كه اگر بيدار بودي متوجه حرفهايم نمي شدي . اما قول مي دهم از فردا پدر خوبي برايت باشم . يك پدر حقيقي
از فردا اگر بخندي با تو مي خندم و اگر ناراحت شوي با تو ناراحت خواهم شد . اگر شكيبايي ام را از دست بدهم و بخواهم حرف بي حسابي بزنم، لبم را گاز خواهم گرفت . با خود خواهم گفت او در نهايت پسر كوچكي بيش نيست .
من تو را يك مرد در نظر گرفته بودم اما حالا مي بينم كه كودكي بيش نيستي .
انگار همين ديروز ميان بازوان مادرت بودي و سرت را روي شانه هاي او گذاشته بودي .
انتظار بيش از اندازه داشته ام ، بيش از اندازه .

ceramic
۱۳۸۸/۰۸/۰۶, ۱۲:۰۶
آیه ی بیست و ششم از سوره ی مبارکه ی نوح :

وَقَالَ نُوحٌ رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا ( 26 ) إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا ( 27 )

و نوح گفت پروردگارا هيچ كس از كافران را بر روى زمين مگذار ، چرا كه اگر تو آنان را باقى گذارى بندگانت را گمراه می ‏كنند و جز پليدكار ناسپاس نمی زايند

باب خوبی است برای ادامه ی بحث ... لطفا نظر بدهید

montazer1
۱۳۸۸/۰۸/۰۷, ۰۴:۲۵
و جز پلیدکار ناسپاس نمی زایند.
....
به راستی که رفتار و منش و تفکرات والدین در تربیت فرزند موثر است. اما این مساله اراده را نهی نمی کند. چه بسا فرزندانی در خانواده های بی دین که راه خود را خودشان انتخاب نموده و
با وجود مخالفتها به دین اسلام گرویدند.
اما حقیقتا پدر و مادر نقش اساسی را در تربیت فرزندان ایفا می کنند.

maryam2
۱۳۸۸/۰۸/۰۷, ۰۵:۲۱
رفتار پدر و مادر و آرامش خانه خیلی در تربیت فرزند مهمه!....ولی در این دوره و زمانه،مسائل خیلی پیچیده شده اند و محیط اجتماع وجو حاکم بر آن میتونه زحمتهای پدرومادر را بر باد بده...................
شاید بهترین چیز بعد از تربیت صحیح ،دعا است.دعای پدرومادر در حق فرزندشان:Hedye:

ceramic
۱۳۸۸/۰۸/۰۷, ۰۷:۴۰
و جز پلیدکار ناسپاس نمی زایند.
....
به راستی که رفتار و منش و تفکرات والدین در تربیت فرزند موثر است. اما این مساله اراده را نهی نمی کند. چه بسا فرزندانی در خانواده های بی دین که راه خود را خودشان انتخاب نموده و
با وجود مخالفتها به دین اسلام گرویدند.
اما حقیقتا پدر و مادر نقش اساسی را در تربیت فرزندان ایفا می کنند.




1. اگر اراده را نفی نمی کند ، چرا می فرماید جز ناپاک نمی زایند . چگونه است که حتی یکی از فرزندان ایشان هم اراده نمی کند پاک باشد ؟

2. مطمئنید موضوع مربوط به " تربیت " فرزند است ؟ اگر چنین است ؛ چگونه است که حتی یک خانواده هم نمی توانسته یک فرزند پاک تربیت کند ؟ همین الان شاهد هستیم که از خیلی خانواده های نامناسب ، فرزندان خوبی به عمل می آید .


فکر می کنم باید بیشتر در این مورد تفکر کنید

ceramic
۱۳۸۸/۰۸/۰۷, ۰۹:۵۶
دلیل این است که پدر و مادر ، به وجود آورنده ی کودک نیستند ، بلکه " مجرا ، دالان و یا کانال ورود یک روح جدید به دنیا هستند " .

با این تعبیر ، و با توجه به این که این کودک پیش از ورود به دنیا وجود داشته است ، می توان گفت که شدت کفر و عصیان در قوم نوح تا اندازه ای نهادینه شده بود که خداوند ، " توفیق داشتن اولاد صالح را از آن قوم سلب کرد " و به عبارت دیگر ، پس از مرحله ای به جایی رسیده بودند که دیگر از کانال و مجرای ایشان روح صالحی به دنیا وارد نمی شد .