PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : علل دروغ در کودکان



نیلا.
۱۳۸۸/۰۵/۲۶, ۰۸:۴۳
دروغ واقعيتي است که بي ترديد همه از آن بيزارند . بله دروغ يک واقعيت است زيرا با آنکه حقيقتي در درون آن نيست متأسفانه موجود است . حتماً شما هم با افرادي روبرو شده ايد که اين واقعيت ناخوشايند را در ميان ساير وقايع اخلاقي خود جاي داده اند . جالب آنکه هر کس دليل خاصي براي اين عمل دارد و به گونه اي آن را توجيه مي نمايد . آنچه مسلم است علل دروغگويي در بزرگسالان و کودکان متفاوت است.
کودک زمانيکه مرتکب تخلف يا نافرماني مي شود به دلائل مختلف به دروغ متوسل مي شود و اين ، يک پاسخ طبيعي است . مهم ترين دليل اين عکس العمل اين است که او آنقدر قوي نيست که واقعيت را بيان کند و در حقيقت قادر به پذيرش مسئوليت خطائي که مرتکب شده و اقرار بدان نيست . در لحظه ارتکاب اشتباه ، نفس خردسالانه وي تصوير ناخوشايندي از او ترسيم مي نمايد و کودک خود را گناهکار مي پندارد ، اما مايل نيست اين تصوير در برابر چشم ديگران نيز ظاهر شود . او نمي خواهد اطرافيان گناهکارش بخوانند و تصور بدي از وي داشته باشند . لذا به اين دليل کاملاً طبيعي و از طرفي به لحاظ آنکه موقعيت دروغ گفتن را فراهم مي بيند و راستگويي را باعث به دردسر افتادن خويش مي يابد ، دروغ مي گويد .

راه کارها
۱- صبور باشيد .
۲ - از خشم و عصبانيت بپرهيزيد .
۳ - از کنايه و نگاه تحقيرآميز اجتناب کنيد .
۴- او را از راستگويي نهراسانيد .
۵- علت را جستجو کنيد .
۶ - از تهديد بپرهيزيد .
۷ - موقعيتي را براي دروغگويي ايجاد نکنيد . ( وضع قوانين سخت )
با گفتن جملاتي مانند « بله مي دانم منظورت اين نبود » ، « مطمئنم چنين قصدي نداشتي » و عباراتي از اين قبيل ، به او اطمينان دهيد که حتي اگر حقيقت تلخي را براي شما آشکار کند ، باز هم از اعتماد و حمايت شما برخوردار است و اينگونه احترام به نفس را در او ايجاد کنيد . اشتباه نکنيد منظور اين نيست که بر اشتباه او صحه گذاريد و نسبت به آن بي تفاوت باشيد ،‌اما اگر مي خواهيد از اين اشتباه عبرت بگيرد مطمئن باشيد راهش توسل به خشم و سرزش نيست .


http://noorportal.net/Page-Data/StaticImages/khanevade/452/482/483/khtsha17.jpg

مونس
۱۳۸۸/۰۵/۲۶, ۰۹:۳۲
ضمن تشکر از نیلای عزیز بنده هم به نظرم می رسد چند نکته را بیان کنم:
برای اینکه فرزندانمان هیچ وقت دروغ نگویند ، باید والدین اونها الگوی کامل صداقت و راستگویی باشند.
چرا که والدین الگوهای رفتاری کودک می باشند. پس اگر دروغ می گوئی از فرزندانتان توقع راستگویی را نداشته باشید.
اگر می خواهید این صفت زشت را در کودکتان اصلاح کنید ، ابتدا به اصلاح رفتار خود بپردازید.
دوستان نیز نقش مهمی در شکل گیری شخصیت کودک دارند، در انتخاب دوست به فرزندانمان کمک کنیم.

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۵/۲۶, ۱۰:۵۱
چرا برخی کودکان دروغ می گویند ؟

http://sl.glitter-graphics.net/pub/1219/1219492i33kufm3bv.gif

بچه ها طبیعتا اهل دروغ و کلک نیستند . وقتی کودکی دائما دروغ می گوید نشان می دهد تحت فشار شدیدی قرار گرفته است .البته والدین نباید وانمود کنند که دروغش را باور کرده اند بلکه با لحن ملایمی به کودک بگویند :

لازم نیست به من دروغ بگویی به من بگو مشکلت چیست
تا با هم راهی براش پیدا کنیم .

البته او فورا نمی تواند جواب ما را بدهد .چ.ن خودش هم علت را نمی داند و نمی تواند همه را یکباره بیان کند .این کار مستلزم زمان و تفاهم است .

از کودک نخواهید جزئیات ماجرا را دقیق بگوید .چون بیشتر کودکان جزئیات را به یاد نمی سپارند و برای فرار از این فشار ممکن است دروغ بگویند

http://sl.glitter-graphics.net/pub/1219/1219492i33kufm3bv.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۱۰, ۰۱:۲۲
چرا بچه ها دروغ می گویند؟


http://sl.glitter-graphics.net/pub/1219/1219492i33kufm3bv.gif


1 –اعمال خشونت نسبت به کودکان، خصوصا کتک زدن آنها باعث می شود که بچه ها از پدر و مادر خود بترسند و ازروی ترس به آنها دروغ بگویند. بزرگترین علت دروغ گفتن بچه ها ، همین ترس از بدرفتاری و خشونت بزرگترهاست.


2 –تقلید کودکان از بزرگسالان، علت دیگر دروغگویی آنهاست. پدر و مادری که خود دروغ می گویند، چگونه انتظار دارند فرزندشان راستگو باشد؟ بچه ها بیشتر از آنکه حرف بزرگترها را گوش کنند ، از کارهای آنها تقلید می کنند . پس بکوشیم الگوی شایسته ای برای آنها باشیم.


3 –اگرتوقع ما از کودکان ماناز حد سنی و توانایی آنها بیشتر باشد ، چون نمی توانند انتظار ما را برآورده سازند، متوسل به دروغ می شوند.


4 – یکی دیگر از علتهای دروغگویی ، کمبود محبت و بی توجهی به کودکان است. وقتی به حد کافی به فرزندانمان محبت و توجه نکنیم ، آنها برای جلب نظر ما دروغ می گویند.


5 –ملامت و سرزنش زیاد و مقایسه دائم بچه با کودکان دیگر، نیز سبب می شود او خود را کمتر از دیگران بداند و احساس تقصیر، گناه وحقارت کند و برای سرپوش گذاشتن بر روی این احساسات ، دروغ بگوید.


6 – مخالفت با کودک ، امر و نهی زیاد ، و جلوگیری مدام از کارهایی که می خواهد انجام دهد، باعث لجبازی او می شود و لجبازی ، دروغگویی کودک را به دنبال دارد.


7 –خیالپردازی زیاد کودکان به خصوص در سنین پائین ، موجب می شود که بچه ها به قول برخی از افراد " دروغهای عجیب و غریب " بگویند. چون کودکان در این دوران هنوز تفاوت بین واقعیت و خیال را به خوبی درک نمی کنند و گاهی آرزوها، نگرانی ها و خیالپردازی های خود را به صورت پیشامدهای واقعی تعریف می کنند.


http://sl.glitter-graphics.net/pub/1219/1219492i33kufm3bv.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۹/۱۰, ۰۱:۲۵
چه کنیم که بچه ها دروغ نگویند؟

http://sl.glitter-graphics.net/pub/1219/1219492i33kufm3bv.gif

اگر کودکی دروغ می گوید ، به جای اینکه عصبانی و ناراحت شویم ، بهتر است که آرامش خود را حفظ کرده و سعی کنیم بفهمیم چرا دروغ می گوید و کدامیک از علت های فوق باعث دروغگویی او شده است؟ پیدا کردن علت هرکار، شرط اصلی و مهم در درمان و پیشگیری است. بنابراین بهتر است به نکات زیر توجه کنیم:

1 –با کودکان ، خشن رفتار نکنیم و رابطه خود را با آنها براساس ترس قرار ندهیم. زیرا طبیعت کودکان با خشونت و اجبار سازگاری ندارد.

2 – از آنها بیشتر از حد توانشان انتظار نداشته باشیم.

3 – به اندازه کافی به آنها محبت و توجه کنیم.

4 – آنها را سرزنش و ملامت نکنیم و از مقایسه آنها با دیگران خودداری کنیم.

5 – در راستگویی برای آنها الگو باشیم ، به خصوص اینکه به آنها و در حضورشان دروغ نگوییم.

6 – با امر و نهی دائم خود، کاری نکنیم که آنها با ما لجبازی کنند.

7 – با استفاده از قصه، نمایش، نقاشی و بازی ، خیال پردازی را در آنها پرورش دهیم و آن را در جهت مثبت هدایت کنیم. اگر نکات بالا را به دقت مورد توجه قرار دهیم و تا حد امکان آنها را اجرا کنیم و در صورت لزوم رفتار خود را تغییر دهیم، مسلماً نه فقط دروغگویی فرزندانمان را برطرف می کنیم، بلکه به موقع و قبل از آن که به دروغ گفتن عادت کنند، می توانیم از آن پیشگیری نماییم.

http://sl.glitter-graphics.net/pub/1219/1219492i33kufm3bv.gif

مونس
۱۳۸۸/۰۹/۱۰, ۰۴:۱۹
بچه ها به دلایل مختلفی دروغ می گویند، آنها دروغ می گویند تا والدینشان را ازخود راضی نگه دارند، گاهی برای اینکه مشکلی برایشان پیش نیاید و گاهی هم دروغ می گویند چون واقعیت را از خیال تشخیص نمی دهند.
آموزش ارزش راستگویی به بچه ها نیازمند صرف وقت، پشتکار و تمرین است.
در اینجا به ذکر راه حلهایی می پردازیم :
1. از فرزندتان سوالاتی نپرسید که مجبورشود دروغ بگوید، وقتی صورت فرزندتان شکلاتی است و شکلات سر جایش نیست، نپرسید:" آیا بسته شکلات داخل کابینت را تو خورده ای؟" در این شرایط واقعیت را بگوئید: "ناراحت شدم که بدون اجازه شکلات را برداشتی"
2. فکرتان را به جای سرزنش کردن بر راه حل متمرکز کنید.
3. علت دروغ گویی در کودک را پیدا کنید. شاید شما به خاطر سخت گیریهایی که داشتید، دوستان کودک ، اطرافیان و ...
اگر فرزند شما برای گفتن حقیقت نزد شما آمد به هیچ عنوان او را دعوا نکنید ، بلکه از این که راست گفته از او تشکر کنید و در فرصت مناسب در مورد راه حل یا تنبیه لازم ، اما بدون عصبانیت فکر کنید.
4. الگوی صداقت و راستگویی باشید. وقتی فرزندتان می بیند که دروغهای کوچک و یا مصلحتی می گوئید ، درواقعا درسی نامناسب در مورد صداقت به او می دهید.
توجه کنید:
اگر فرزندتان الگویی از دروغ گفتن پیدا کرده و یا در مورد مسائل مهمی دروغ می گوید و حتی پس از کشف حقیقت بر دروغ خود اصرار می ورزد، عاقلانه است که با کارشناس متخصص مشورت کنید.

مهربان رز
۱۳۸۸/۰۹/۱۰, ۰۴:۴۷
یا لطیف
سلام
ممنون از توضیحات خوب همه
تمام اعمال ورفتار کودک بر میگرده به پدر ومادر متاسفانه برخی از خانواده ها کم توجه به این قضیه هستند
کودکان مثل گلبرگ میمونن باید خیلی محتاط باهاشون رفتار کرد
مثل اب روان پاک
مثل ایینه شفاف وانعکاس رفتار خود ما

حکمتی فرد
۱۳۸۹/۰۱/۰۲, ۱۵:۱۹
هوالمحبوب


ريشه­هاي رواني دروغگويي در سنين كودكي


دروغگويي كودكان، نوعي ناسازگاري و نابهنجاري است. گام نخست در راه اصلاح و بازسازي اين رفتار كودك، شناخت علت و عامل كارهاي اوست؛ يعني بايد دريافت كودك چرا دروغ مي­گويد و انگيزه او در اين كار چيست؟ علل دروغگويي در كودكان مي­تواند موارد زير باشد:



يك ـ تخيل


كودكان مسائل بسياري را به زبان مي­آورند و آنها را حقيقت مي‌دانند، در حالي كه خيالي بيش نيست. قدرت خيال­پردازي كودكان بسيار بالا است. آنان تصاويري را در ذهن خويش مي­پرورانند و بعدها به صورت تصوري نيرومند در مي­آورند، چنان‌كه گويي صحنه موجود در خيالشان را در برابر چشم خود مي­بينند. بر اين اساس، آنچه كودك مي­گويد، اگرچه در ظاهر دروغ است، از نظر كودك درست و حتي عين واقع است. او اين نارسايي را دارد كه ميان عالم حقيقت و پندار تفاوتي نمي­گذارد و به همان گونه كه مسائل را در ذهن مي­پندارد، به زبان مي­آورد.

دو ـ آرزو و رؤيا


گاهي كودك آرزوي داشتن چيزي را در دل مي­پروراند، از شدت ميل و علاقه در رسيدن به آن، خود را دست­يافته بدان و در آن عالم گمان مي­كند. اين امر در روزها و لحظه­هاي نخست، براي كودك صورت واقعي ندارد، ولي بعدها شدت آرزو و تلقين، او را وا مي­دارد كه مسائل خود را واقعي بپندارد و آن را بيان كند؛ امري كه گاه ما دروغش مي­پنداريم.
گاهي نيز بيان مسئله گرچه دروغ است، ولي گوينده آن را ارضا مي­كند. او آن قدر مسئله مورد آرزو را بر زبان مي­آورد تا بدان برسد يا از گفتن آن سير شود. بر اين اساس، گفتن چنين دروغي، آرزومندي كودك را نشان مي­دهد.

سه ـ بي­اعتمادي


گاهي كودك به والدين بي­اعتماد است و گاه با مربيان خود ارتباط خوبي ندارد. به عنوان نمونه گمان مي­كند آنها رازهاي او را برملا مي­سازند و آبروي او را مي­برند يا فكر مي­كند اگر حقيقت را بگويد، به نتيجه دلخواهش نمي­رسد يا نزد ديگران خوار و حقير مي­شود. پس تصميم مي­گيرد دروغ بگويد.
مادري كه راز كودك را از روي مصلحتي به پدر مي­گويد و پدر هم ناشيانه آن را به رخش مي­كشد، اعتماد كودك را از خود سلب مي­كند. بدين ترتيب، كودك از اين پس خود را ناگزير مي­بيند كه حقيقت را به مادر نگويد و به دروغ متوسل شود.

چهار ـ ترس


گاهي كودك دروغ مي­گويد؛ زيرا از راست گفتن و پي­آمدهاي آن مي­هراسد. او مي­ترسد اگر راست بگويد، كتك بخورد يا مورد سرزنش و اهانت قرار گيرد. براي نمونه، از برادر يا خواهر كوچكش بيزار است، يا از غذايي بدش مي­آيد، ولي از اينكه آن را به زبان آورد، وحشت دارد. مي­ترسد پدر و مادرش او را از خود برانند يا محبت­شان را از او بگيرند. زماني كه خطايي از كودك سر مي­زند، از آن جا كه مي­داند پدر و مادر از او نمي­گذرند و تنبيهش مي­كنند، او نيز براي فرار از تنبيه، خطايش را انكار مي­كند يا به دروغ، اشتباهش را به اطرافيانش نسبت مي­دهد.

پنج ـ آزمايش والدين


گاهي دروغگويي كودك، براي آزمايش والدين يا مربيان است. او مي­خواهد ببيند آنها در برابر دروغ او چه واكنشي نشان مي­دهند. بدين ترتيب، كاري را كه انجام نداده، به دروغ مي­گويد انجام داده­ام. در اينجا اگر پدر و مادر حرفي نزنند، او به مراد خود رسيده و كاري را كه تا پيش از آن انجام نمي­داده، انجام مي­دهد. حال اگر والدين از شنيدن آن خشمگين شوند، او با لبخند خواهد گفت، شوخي كرده و اين كار را انجام نداده است و از تنبيه خواهد گريخت.


شش ـ جلب توجه


گاهي در ميان جمعي از مهمانان، معمولاً كودك فراموش مي­شود، همه سرگرم كار و تلاش يا صحبت هستند، بدون اينكه به ياد بياورند دل كوچكي هم در كنارشان مي­تپد و انتظار شركت در بحث­شان را دارد.
در اين هنگام كودك براي اينكه جلب نظر كند و به گونه­اي وارد صحنه شود، به دروغ­پردازي متوسل مي­شود؛ آن هم دروغي بزرگ و اغراق­آميز. يكباره خبر تلخي را مي­دهد. سخني مي­گويد كه همه با ديده تعجب به او نگاه و حرف و كار خود را رها مي­كنند.


هفت ـ بدآموزي


كودك دروغ بلد نيست و آن را از اطرافيانش مي­آموزد. در اين ميان، بيش از هر كس، والدين و دوستان كودك در يادگيري دروغ او مؤثرند. آنها با عمل نادرست خود زمينه دروغ را در كودك فراهم مي­كنند و به آن وا مي­دارند. براي مثال، گاهي طفل به اسباب بازي يا غذايي معيّن نياز دارد و آن را از والدين خود مي­­خواهد. والدين نيز در اين هنگام شرط برآورده شدن آن را در گرو اين امر قرار مي­دهند كه طفل بگويد من خواهر كوچكم را دوست دارم، درحالي كه براي ايجاد زمينه براي دوست داشتن خواهر كوچك، راه ديگري وجود دارد.


منبع: http://www.golbargeshabane.blogfa.com/88022.aspx

حکمتی فرد
۱۳۸۹/۰۱/۰۲, ۱۵:۵۱
راه­هاي درمان دروغگویی در كودكان

براي اصلاح و باز داشتن كودكان از دروغگويي، راه­هايي وجود دارد كه هر كدام را بنا به شرايط مناسب خود بايد به كار بست. برخي از اين راه­ها عبارتند از:

يك ـ نشان دادن ارزش راستي

كودك بايد بفهمد كه راستگويي ارزشمند و دروغگويي كاري خطا و بي­ارزش است. او بايد­ پي­آمدهاي زشت دروغ را با زبان كودكانه از راه داستان­ها و سخنان آموزنده بداند. حتي لازم است گاهي به او فرصت دهند نتيجه تلخ دروغگويي را خود، از نزديك لمس و درك كند و ببيند كه دروغگويي چه رسوايي­هايي به دنبال دارد.

دو ـ پند و اندرز

ارشاد و موعظه به ويژه اگر پنهاني انجام گيرد و با مهر و صفا همراه باشد، در بسياري موارد كارساز است. به كودك بايد فهماند كه دروغگويي نفرت والدين، دوستان و مهم­تر از همه نارضايتي خداوند را در پي دارد، و فرجامش رسوايي او و خانواده است كه همه از آن گريزانند.

سه ـ اجازه بيان احساس

كودك بايد اجازه داشته باشد كه احساس خود را آشكارا بيان كند. و چنانچه آن احساس ناپسند بود، بايد به او كمك كرد تا كم كم آن را ترك كند. اينكه براي كودك چاره­اي نگذاريم جز آنكه امر دلخواه ما را بر زبان براند، خطاست. او بايد بي‌هيچ هراسي بتواند بگويد كه از فلان شخص بيزار است، از فلان غذا خوشش نمي­آيد، از انجام فلان كار ناتوان است يا از رفتن به فلان مجلس ناراحت است. بديهي است در بسياري موارد، پس از آنكه احساس و نظر او فهميده مي­شود، مي­توان او را قانع و به سوي هدف مناسب هدايت كرد.


چهار ـ بخشيدن كودك

در زمان­هايي كه كودك به اشتباه خود ادامه مي­دهد، والدين وظيفه دارند از او مراقبت كنند تا آن اشتباه را تكرار نكند؛ ولي وقتي خطايي كوچك از او سر زد، ناگزير بايد آن را بخشيد و به او فهماند كه نيازي نيست كه براي سرپوش­گذاشتن بر خطاي نخست، دروغ بگويد. كودك را به خاطر اشتباهش يا به سبب حرف راستش هرگز نبايد تنبيه كرد. مؤثرترين تصميم در اين زمينه، هشدار و پرهيز دادن از تكرار خطاست. همچنين نبايد طفل را غافل‌گير كرد كه او نيز بي­اختيار به دروغ متوسل شود.


پنج ـ درك كودك و هم‌دردي با او

كودكي كه سرگرم بازي بوده و بر اثر آن لباسش پاره يا كثيف شده است، نبايد بازخواست شود، مگر آن‌گاه كه از قبل، سفارش­هاي لازم را به او كرده باشيم، حتي در اين صورت، نيز كودك نبايد تنبيه بدني شود. مناسب‌ترين تنبيه براي او سرزنش، هشدار يا محروم كردن او از بازي براي يكي دو روز است. حتي گاه لازم است با كودك همدردي كنيم و به او بفهمانيم كه چاره­اي ندارد، جز اينكه همين لباس پاره را به تن داشته باشد. با اين كار، ناراحتي و سختي پيش آمده از خطايش را خود نيز درك مي‌كند.


شش ـ سكوت

سكوت­هاي معني­دار و هدفمند، در بسياري موارد سودمندتر و مؤثرتر است. با سكوت و با نگاه سرزنش‌آميز و چهره غم‌آلود و جدي مي­توان به كودك نشان داد كه دروغ او را فهميده‌ايم.
بهترين راه اصلاح كودك در اين وضع، اين است كه به دروغ او نخنديم يا ابراز تعجب نكنيم، بلكه با پرسيدن چند پرسش از او به او ثابت كنيم حرف­هايش بي­اساس و بي­ارزش است.


هفت ـ هشدار

در صورت پافشاري كودك بر دروغگويي، مي­توان از هشدار و تهديد بهره گرفت. بدين صورت كه اگر از اين كار دست برنداري، ناگزيريم اين ويژگي تو را به دوستان و بستگان بگوييم و به آنها تأكيد مي­كنيم كه حرف­هاي تو بي­اساس است تا آنها فريب تو را نخورند.
البته بايد كوشيد كه كار به اين مرحله نرسد و مشكلات، دوستانه حل شود و كودك به راستي و درستي مشتاق شود.


هشت ـ رعايت نكات تربيتي

در اصلاح دروغگويي كودكان، بايد به چند نكته­ توجه كرد:

منبع: http://www.golbargeshabane.blogfa.com/88032.aspx

ادامه دارد

حکمتی فرد
۱۳۸۹/۰۱/۰۲, ۱۵:۵۲
بر عهده والدين و مربيان است كه ميان واقعيت و پندار كودك فرق بگذارند و هر سخن طفل را بر دروغ حمل نكنند؛ زيرا حتي ممكن است كودكي صحنه­اي را در خواب بيند و آن را قاطعانه به عنوان واقعيت مطرح كند.
والدين نبايد نقش يك كاراگاه را براي كودك بازي كنند و پرسش­هاي آنان از كودك نبايد شكل بازجويي داشته باشد تا به اعتراف دروغين منجر نشود. به محض اينكه روشن شد سخن كودك دروغ است، بايد پرسش­ها را تمام كرد و به جست­وجوي علت پرداخت.
نوع پرسش­ها نبايد به گونه­اي باشد كه طفل گمان كند، در حال شمردن خطاي او يا به دام انداختن او هستيم؛ چون در آن صورت، براي فرار از مسئله ناگزير به دروغ گفتن رو خواهد آورد.
دروغ گفتن­هاي بسيار و پي در پي نشان‌دهنده اضطراب در كودك است كه بايد كوشيد تا ريشه آن را پيدا كرد.
كودك را نبايد مجبور كرد از ميان دو مسئله­ كه هر دو دروغ است، يكي را انتخاب كند.
بعضي رفتارها و تصميم‌هاي ناشيانه و شتابزده والدين زمينه‌ساز دروغگويي كودك است كه بايد از آنها دوري كرد.
براي اصلاح دروغ، هميشه با تنبيه نمي­توان پيش رفت. گاهي وقت­ها پند و موعظه تأثيري بهتر دارد.
رفتار و كردار و سخن خود را همانند و هماهنگ كنيد. از شما در جايگاه مربي، سزاوار نيست كه دروغي شنيده شود.

http://www.golbargeshabane.blogfa.com/post-58.aspx

The Praises to God
۱۳۹۰/۰۴/۱۴, ۰۳:۱۲
http://www.eteghadat.com/Files/user1/image/besm_001.gif


راه و روش رفع دروغگویی در مسیر تربیت فرزند صالح


http://www.pichak.net/blogcod/zibasazi/06/image/pichak.net-03.gif

The Praises to God
۱۳۹۰/۰۴/۱۴, ۰۴:۲۷
از جمله مسائلی که در نحوه ی زندگی پدران و مادران وجود دارد این است که بین «آنچه که می گویند» و «آنچه که می کنند» فرسنگها فاصله است.در رابطه با این مسأله بد نیست نگاهی به مساله ی دروغگویی داشته باشیم.
http://dl6.glitter-graphics.net/pub/959/959266sk2bnp02of.png (http://www.glitter-graphics.com)

The Praises to God
۱۳۹۰/۰۴/۱۴, ۰۵:۲۴
ابتدا با بیان یک داستان بحث را شروع می کنیم:

می دانیم که از مهمترین وظایف یک مادر خوب و نمونه این است که در فرزند خود ،عادت به راستگویی را پرورش دهد.

مادری که مدتی برای دختر بچه اش از راستگویی و محسنات آن صحبت کند و به او سفارش اکید کند که تحت هیچ شرایطی دورغ نگوید.او نزد فرزندش از قدرت اراده و شهامت کسانی تمجید و تعریف می کرد که حاضر هستند تا برای انجام کارهای نیک و پسندیده ،هرچیزی را قربانی کنند.
او همیشه سعی داشت که به فرزندش بفهماند که تنها یک دروغ ممکن است موجب نتایج و پیامدهای خطرناک و زیانبار بی شماری شود . مادر برای نشان دادن رسوایی و زشتی ناشی از دروغگویی،این ضرب المثل معروف را بیان می کرد:«دروغگو کم حافظه است». او بر این امر تاکید داشت که همیشه عظمت و موقعیت خود را بالا برده و تحکیم بخشد و الگوی خوبی برای دیگر خانواده ها شوند؛خانواده هایی که از تعلیم و تربیت مناسبی برخوردار نیستند و از یکی از روشها و طرق رسیدن به این مقصود،راستگویی و صداقت است.
مدتی از این نصایح و تذکرات گذشت تا این که یک روز واقعه ی جالبی رخ داد.
جریان از این قرار بود که ابتدا تلفن خانه زنگ خورد و مادر گوشی را برداشت . تلفن زننده یکی از همکاران صمیمی اش بود که او را برای شرکت در مجلس جشنی دعوت کرد. مادر در پاسخ به این درخواست گفت با کمال شرمندگی نمی تواند در این مجلس شرکت کند زیرا به سردرد شدیدی مبتلا شده است.
هنوز صحبت هایش تمام نشده بود که ناگهان صدای جیغ شدید فرزندش را از اتاق دیگری شنید . مادر صحبت خود را ناتمام گذاشت و به سرعت خود را به آن اتاق رساند . فرزند خود را مشاهده کرد که روی زمین خوابیده و سرش را در میان دستهایش گرفته و به شدت گریه م یکند. وقتی که علت این مساله را از فرزندش جویا شد،کودک با صدای بغض آلودی پاسخ داد:«مامان دروغ گفت!» سپس دوباره گریه سر داد.
در این حال ایمان و اعتقادا کودک نسبت با آن همه راهنمایی ها و اندرز های مادرش فروپاشید و دیواری بین این دو کشیده شد. به عبارتی دیگر ،عقاید و باورهای اجتماعی کودک مغشوش گردید و احترام و اعتبار مادر نزد فرزند برباد رفت.
مادری که کم کم خواست می خواست عادت به راستگویی را در فرزندش ایجاد کند هیچ متوجه نبود که دروغ گفتن عادت همیشگی و روزانه خود اوست!

The Praises to God
۱۳۹۰/۰۴/۱۹, ۰۱:۵۷
کسانی که مدام فرزندان خود را به راستگویی تشویق و ترغیب می کنند ولی خود در عمل دروغ می گویند،نباید دروغهایشان را کوچک بدانند.در حقیقت، دروغگویی آنان عمدی و هدفشان اغفال و فریب بچه ها است.

http://dl6.glitter-graphics.net/pub/959/959266sk2bnp02of.png

The Praises to God
۱۳۹۰/۰۴/۲۷, ۰۵:۳۳
در دنیای کنونی نقش ها هم متحول شده اند . کودکان مشاهده کنندگانی دقیق و باهوش هستند و نسبت به والدین خود با عطوفت و گذشت برخورد می کنند و با آنکه متوجه بسیاری از حقایق هستند ، به خاطر دلگیر شدن اولیا چیزی نمی گویند!


http://dl6.glitter-graphics.net/pub/959/959266sk2bnp02of.png

The Praises to God
۱۳۹۰/۰۴/۲۷, ۰۶:۲۱
بسیاری از پدرها و مادر ها بر این باورند که فرزندانشان باید بدون چون و چرا در مقابل نظامات و ترتیبات مورد نظر آنان تسلیم باشند و در عین حال والدینشان را نیز از صمیم دل دوست بدارند. ولی در خیلی از مواقع مشاهده می کنیم که کودک ،معلم والدین خود میشود زیرا افکارش خالص و ناب است و احساسات پاک و لطیفی در رابطه با مساله ی عدالت و انصاف دارد.

http://dl6.glitter-graphics.net/pub/959/959266sk2bnp02of.png