PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : علوم جدید



mhmodeshirdel
۱۳۸۶/۱۰/۱۸, ۰۸:۰۷
با سلام و عرض خسته نباشید

با عنایت به اعجاز قران و وجود بسیاری از کشفیات جدید در این کتاب الهی،ایا تاکنون دانشمندان و محققین مسلمان برای کشف و اثبات علوم جدید از این کتاب ارزشمند استفاده نموده اند؟
ایا توسط علما بر روی این موضوع و اطلاع رسانی به محققین وارتباط با این قشر ،توجه کافی مبذول شده است ؟


باتشکر

elham
۱۳۸۶/۱۰/۱۹, ۲۲:۵۵
با سلام و آرزوی توفیق روز افزون


عرصه ای که شما به آن اشاره فرمودید ، عرصه باریکتر از مویی است که اگر کوچکترین اشتباهی در مورد آن مرتکب شویم ، هجمه های زیادی از جانب معاندان به دین وارد خواهد شد .

همانطور که می دانیم و می دانید قرآن کتاب هدایت است . قرآن دستوراتی دارد که سیاست سالم داشته باشیم ، اجتماع سالم داشته باشیم ، خانواده سالم داشته باشیم و اقتصاد سالم داشته باشیم . قرآن اشاره دارد که ما چگونه همه جوانب زندگی خود را اداره کنیم که در مسیر هدایت قرار داشته باشیم و گمراه نشویم . اما قرآن کتاب علمی و نجومی و اقتصادی و ...... نیست هرچند که دستوراتی برای تصحیح و هدایت صحیح آنها دارد .

هیچ تصور کرده اید که مثلا اگر دستورات قرآن و اسلام را با یک نظریه علمی تطبیق دادیم و بیان کردیم که دانشمندان قرن 21 و اروپا و امریکا هنر نکرده اند و قرآن این نظریه را بیان کرده بود و بعد از گذشت چندین سال غلط بودن آن نظریه اثبات شود ، چه هجمه ای به دین وارد می شود ؟؟؟؟؟

آنگاه می توانیم اعلام کنیم که فردی که این نظریه را به قرآن تطبیق می داده ، اشتباه بیان کرده و اشتباه درک کرده است و این نظریه قرآن نیست .

و بعد اگر نظریه دیگر آمد باز باید قرآن آن را تایید کند . برای اثبات حقانیت قرآن نیازی به تطبیق آن با نظریات جدید علمی و یافته های جدید علمی نیست . قرآن خود حجت ناطق خداوند است که از بیان چنین حمایت هایی بی نیاز است .


التماس دعا

محمدرضا کریمی
۱۳۸۶/۱۲/۱۰, ۰۷:۲۳
اعجاز و شگفتیهای ریاضی در قرآن


بسم الله الرحمن الرحيم *
آفريننده كوه و دريا زمين و زمان
آفريننده انسان در جهان
چه زرد و سياه و سفيد ؛ همه يكسان نزد آن
خدايي كه داده به ما جسم و جان
تا كنيم خود را فداي دين و قرآن
ايزدي كه داده به انسان زبان
كه باشد شاكر نعمتش در جهان
--------------------------------------------------
در يازدهم سپتامبر 2001ميلادي چند هواپيما با برجهاي دوقلوي نيويورك در خيابان جرف هار با طبقه 109 آن اصابت مي كند كه اين امر موجب بوجود آمدن تشنج هاي سياسي واقتصادي و اجتماعي شد و نشان داد بنيا نهاي چپاول و غارتگري سست و بي پايه مي باشد ؛ كه خداوند سبحان 1400 سال پيش توسط پيامبر خود در قرآن كريم به اين موضوع اشاره مي كند.
سوره توبه ؛ جزء 11 و سوره 9 قرآن كريم مي باشد. روز حا دثه : 11/9/2001
كلمه 2001 آن جرف هار مي باشد. محل برج : خيابان جرف هار
خداوند در آيه 109 سوره به خرابي بنا اشاره مي فرمايد. طبقه اصابت : 109


قرآن و علم:

نظرات علمي در مورد عالم، زمين ، دريا و ماده :

پيدايش جهان(فصلت/11)، انبساط و گسترش عالم (ذاريات /47)، اتحاد ويگانگي جهان و وجود آب در هر موجود زنده(انبياء/30)،حركت هموار ومناسب زمين(ملك/15) و (نمل/88)، حركت زمين به دور خود (فرقان/46-45)، مسطح نبودن زمين(رحمن/17)،بيضي شكل بودن تقريبي زمين(نازعات/30)،(اعراف/137) و(شمس/6)، ناقص شدن كره ي زمين در هر دو قطب(رعد/41)، كوهها عامل استحكام پوست زمين (نبأ/7) ، قوه ي جاذبه (رعد/ 2) و (لقمان/10)، پيدايش دريا (مؤمنون/18)، درياي شور وشيرين(فاطر/12)، دريا گهواره ي زندگي (نور/45)، زوجيت يا وجود بارهاي مثبت ومنفي در هر چيز(يس/36)،(ذاريات/49)و (رعد/3)،نظريه ي نسبيت (حج/47) (سجده/5) و(معارج/4)، اشاره به كوچكتر از ذره و در حقيقت مواد سازنده ي اتم(يونس/61)و (سبأ/3)، و.. .

نظرات علمي قرآن در مورد باد و باران:

گردش باد (جاثيه/5) و(فرقان/48)،وزن داشتن ابر يا هوا(اعراف/57) و(رعد/12)،مراحل متوالي بادهاي مهاجر(ذاريات/4-1)،بادها به عنوان مقدمه ي ابر و باران(نمل/63)،پيدايش ابر(روم/48)،بادها عامل تلقيح ابرها(حجر/22)، پديده ي تقطير در ابرها(نبأ/14)،جزئيات تشكيل ابر و بارش باران(روم/48) و (نور/43) و.. .

نظرات علمي قرآن درمورد جهان جنين:

آفرينش جنين از عناصر خاك(مؤمنون/12)،(روم/20)و(حج/5)،تبديل موادخاكي به نطفه ورشد تدريجي جنين(مؤمنون/14-12)،اشاره به بافتهاي كامل و ناقص در جنين (حج/5)،تخمك وسلول تخم(انسان/2)، تشكيل توده ي سلولي(قيامت/38)،وجود پرده هاي سه گانه ي آمينوس،كوريون و آلانتوئيد و يا پرده ي شكمي،پرده ي رحمي و پرده ي آلانتوكوريون در اطراف جنين(زمر/6)،آب در ساختمان جنين(فرقان/54)،دوران شيرخوارگي (بقره/233)،نقش مرد در تعيين جنس جنين(نجم/46-45)، (قيامت /39-37) و(بقره/233) ،به كار افتادن حس شنوايي قبل از بينايي(نحل/78)، و.. .

نظرات علمي قرآن در مورد بهداشت ودانش پزشكي و حشره شناسي:

توجه به خوردن ميوه و مواد غذايي پروتئين دار(واقعه/21-20)و(طور/22)، اعجاز اثر انگشت(قيامت/4)،تسهيل درد زايمان(مريم/25)،شدت احساس درد توسط پوست(نساء/56)،درمان موضعي بسياري از بيماريهاي پوستي در سرما(ص/42)،اندوه ورابطه ي آن با كوري(يوسف/84)،اشاره به زخمهاي ناشي از عدم تحرك(كهف/18)، تأثير رواني رنگ سبز(رحمن/76) ، (انسان/21)و (كهف/31)،اشاره به بيماري پيري زودرس در كودكان(مزمل/17)، عدم شناخت روح ازنظر علمي(اسراء/85)، وضو وپاكيزگي قسمتهايي از بدن كه باميكروبها در تماس است(مائده/6)،پرهيز از پرخوري(اعراف/31)،پرهيز از خوردن خون،مردار و گوشت خوك(بقره/173)،پاكيزگي لباس و پوشاك(مدثر/4)، غير بهداشتي بودن تماس جنسي در حالت قاعدگي(بقره/222)، اشاره به بيماري فراموشي در پيري(نحل/70)،) خاصيت شفا بخشي عسل و گرد آوري شهد و ساختن عسل توسط زنبور ماده (نحل/69)،تناسب رنگ عسل با رنگ گلها(نحل/69)، تنيدن تار توسط عنكبوت ماده(عنكبوت/41)،ارتباطات در ميان حشرات(نمل/18) ، تركيب آنزيم با غذا خارج از بدن مگس(حج/73) و..
.



نظرات علمي قرآن در مورد فضا ومسافرت به فضا:
تفاوت ستاره و سياره (يونس/5)و (فرقان/61)، گردش خورشيد،ماه،زمين وسيارگان در مدارهاي مشخص(يس/40-38)،(انبياء/33) و(تكوير/16-15)، پيش بيني مسافرت به فضا و عبور از جو(رحمن/33)و(انعام/125)،سقوط سنگهاي آسماني (رحمن/35)،شهابها(جن/8)،فقدان اكسيژن و هوا در ارتفاعات بالاي جو(انعام/125)تسخير كره ي ماه و احتمالاً خورشيد(ابراهيم/33)،مطالبي در مورد سياره ي زهره (طارق/3-1) وجود ساكنين ديگر در كرات آسماني(شوري/29) و.. .
------------------------------------------
قرآن و كامپيوتر
مقاله قرآن و كامپيوتر نوشته « دكتر رشاد خليفه» دانشمند مسلمان مصري داراي درجه پي اچ دي در رشته مهندسي سيستمها و استاد دانشگاه آريزوناي آمريكاست كه مدتي معاون سازمان توسعه صنعتي ملل متحد بوده است . وي با كمك عده اي از مسلمين متخصص و صرف وقت بسيار تحقيقات گسترده اي را در نظم رياضي كاربرد حروف و كلمات در قرآن شروع نموده و با الهام از آيات 11 تا 31 سوره مدثر كه عدد 19 را كليد رمز اعجاز آميز قرآن و آسماني بودن آن معرفي ميكنند به كمك عدد 19 توانست رمز نظم رياضي حيرت انگيز و اعجاز آميز حاكم بر حروف قرآني را كشف نمايد. دكتر رشاد خليفه ، نخستين بار ترجمه قرآن مجيد از عربي به انگليسي را در 12 جلد نگاشت . اين ترجمه ها توسط مؤسسه « روح حق» واقع در شهرستان توسان ايالت آريزوناي آمريكا بچاپ رسيد. مقاله قرآن و كامپيوتر در پايان جلد اول كتاب ترجمه قرآن درج شده است.
اينك متن مقاله :
در چهارده قرن اخير نوشته هاي بيشمار ادبي شامل كتاب ، مقاله . گزارشات پژوهشي درباره كيفيت معجزه آساي قرآن برشته تحرير در آمده است . دراين نوشته ها فصاحت بيان ، فضيلت ادبي، معجزات علمي، سبك و حتي جاذبه آهنگ تلاوت قرآن تشريح شده است. با وجود اين، تحقيق در اعجاز قرآن بعلت احساسات بشري، بيطرفانه صورت نگرفته و بسته به عقيده نويسنده برعليه آن قلم فرسايي شده است . چون مطالعات وپژوهش هاي قبلي به بوسيله بشر انجام شده خواهي نخواهي تمايلات ونظرات ضد ونقيض نويسندگان در آنها به چشم ميخورد ، اين نوشته ها نتوانسته اند افراد غيرمسلمان را قانع كنند كه قرآن كتاب آسماني است و دلايل نويسندگان درايشان مؤثر نبوده است. معجزه اي كه در اين رساله پژوهشي ارائه مي شود برمبناي اصولي بي چون و چرا و خالي از شك و شبيه و غيرقابل تغيير استوار است بدين ترتيب كه فن كامپيوتر با كشف سيستم اعدادي اعجاز آميز قرآن مدلل مي دارد كه قرآن مجيد بدون شك ساخته فكر بشر نمي تواند باشد. خواست خداي توانا بوده است كه اين نظم پيچ در پيچ عددي قرآن مخفي نماند تا تايپ شود كه سرچشمه غيبي قرآن از جانب خداوند متعال است و نيز در عرض گذشت قرون بوسيله ذات او محافظت ميشده و از گزند تغيير ، افزايش يا كاهش در امان مانده است. رمزهاي اعجاز آميز قرآن منحصراً از اين قرارند :

1- اولين آيه قرآن « بسم الله الرحمن الرحيم » داراي 19 حرف عربي است.
2- قرآن مجيد از 114 سوره تشكيل شده است و اين عدد به 19 قسمت است. (6× 19).
3- اولين سوره اي كه نازل شده است سوره علق (شماره96) نوزدهمين سوره از آخر قرآن است.
4- سوره علق 19 آيه دارد.
5- سوره علق 285 حرف (15× 19) دارد.
6- اولين باركه جبرئيل امين با قرآن فرود آمد 5 آيه اولي سوره علق را آورد كه شامل 19 كلمه است.
7- اين 19 كلمه ، 76 حرف (4× 19) دارد كه به تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحيم است.
8- دومين باري كه جبرئيل امين فرود آمد 9 آيه اولي سوره قلم (شماره 68) را آورده كه شامل 38 كلمه است. (2 × 19) .
9- سومين باركه جبرئيل امين فرود آمد 10 آيه اولي سوره مزمل (شماره 73) را آورد كه شامل 57 كلمه است. (3× 19).
10- چهارمين باركه جبرئيل فرود آمد 30 آيه اولي سوره مدثر (شماره 74) را آورد كه آخرين آيه آن « بر آن دوزخ 19 فرشته موكلند» مي باشد. (آيه 30) .
11- پنجمين بار كه جبرئيل فرود آمد اولين سوره كامل « فاتحه الكتاب» را آورد كه با اولين بيانيه قرآن بسم الله الرحمن الرحيم (19 حرف) اغاز مي شود . اين بيانيه 19 حرفي بالفاصله بعد از نزول آيه «برآن دوزخ 19 فرشته موكلند» نازل شد . اين مراتب گواهي ارتباط آري از شبهه آيه 30 سوره مدثر(عدد 19) و اولين بيانيه قرآن «بسم الله الرحمن الرحيم» (عدد 19) با سيستم اعداي اعجاز آميز است كه بر عدد 19 بنا نهاده شده است.
12- آفريننده ذوالجلال و عظيم الشأن با آيه 31 سوره مدثر به ما ياد مي دهد كه چرا عدد 19 را انتخاب كرده است. پنج دليل زير را بيان مي فرمايد :
الف) بي ايمانان را آشفته سازد.
ب) به خوبان يهود و نصارا اطمينان دهد كه قرآن آسماني است.
ج) ايمان مومنان تقويت نمايد.
د) تا هر گونه اثر شك و ترديد را از دل مسلمانان و خوبان يهويت و مسيحيت بزدايد.
ه) تا منافقين و كفار را كه سيستم اعدادي قرآن را قبول ندارند رسوا سازد.
13- آفريننده بمامي آموزدكه اين نظم اعدادي قرآن تذكري به تمام جهانيان است (آيه 31 سوره مدثر)ويكي از معجزات عظيم قران است. (آيه 35).
14- هركلمه از جمله آغازيه قرآنبسم الله الرحمن الرحيم در تمام قرآن بنحوي تكرار شده كه به عدد 19 قابل تقسيم است ،بدين ترتيب كه كلمه‍‎‎‎‎‏“ اسم “ 19 باركلمه “ الله “ 2698بار(42*19)، كلمه “ الرحمن “ 57 بار (3*19) وكلمه “ الرحيم “ 114بار (6*19)ديده مي 15- قرآن 114سوره دارد كه هر كدام از سوره ها با آيه افتتاحيه “ بسم الله الرحمن الرحيم “ آغاز ميشود بجز سوره توبه (شماره 9) كه بدون آيه معموله افتتاحيه است،لذا آيه “ بسم الله الرحمن الرحيم“ در ابتداي سوره ها 113 بار تكرار شده است.
چون اين رقم به 19 قابل قسمت نيست وسيستم اعدادي قرآن آسماني ساخته پروردگار بايد كامل باشد يكصد وچهاردهمين آيه بسم الله را در سوره النمل كه دوبسم الله دارد(آيه 27) (آيه افتتاحيه وآيه 30 )بنابراين قرآن مجيد 114 بسم الله دارد.
16- همانطور كه در بالا اشاره شد سوره توبه فاقد آيه افتتاحيه بسم الله است . هر گاه از سوره توبه شروع كرده آنرا سوره شماره يك وسوره يونس را سوره شماره دو فرض نموده وبه همين ترتيب جلو برويم ، ملاحظه مي شود كه سوره النمل نوزدهمين سوره است (سوره 27) كه بسم الله تكميلي را دارد .از اين نظم نتيجه مي گيريم كه قرآني كه اكنون در دست ماست با قرآن زمان پيامبر از لحاظ ترتيب سوره ها يكي است .
17- تعداد كلمات موجود بين دو آيه بسم الله سوره النمل 342(18*19) ميباشد.
18- قرآن مجيد شامل اعداد بيشماري است .مثلاً : ما موسي را براي جهل شب احضار كرديم ،ما هفت آسمان را آفريديم .شمار اين اعداد در تمام قرآن 285(15*19) ميباشد.
19- اگر اعداد 285 فوق را با هم جمع كنيم ، حاصل جمع 174591 (9189*19)خواهد بود .
20- حتي اگر اعداد تكراري را از عدد فوق حذف نماييم حاصل جمع 162146 (8534*19) خواهد بود.
21- يك كيفيت مخصوص به قرآن مجيد اينست كه29 سوره با حروف رمزي شروع ميشود كه معني ظاهري ندارند ، اين علامات در هيچ كتاب ديگري و در هيچ جايي ديده نمي شوند .اين حروف در ابتداي سوره هاي قرآن بخش مهمي از طرح اعدادي اعجاز آميز مي باشد كه بر عدد 19 بنا شده است.اولين نشانه اين ارتباط اينست كه29 سوره از قرآن با اين علامات شروع ميشود.تعداد حروف الفبا دراين رموز14وتعداد خود رمزها نيز14ميباشد.هرگاه تعدادسوره ها(29) وحروف الفبا(14)راباتعدادرمزها(14)جم ع كنيم ، حاصل جمع 57(3*19) خواهد بود.
22- خداوند توانا بما ياد ميدهدكه در هشت سوره وسوره هاي شماره( 10،12،13،15،26،27،28 ،31)دو آيه اول كه با اين رموز آغاز ميشوند حاوي وحامل معجزه قرآن هستند،بايد توجه داشت كه قرآن كلمه “ آيه “ را بمعني معجزه بكار برده است . بايد كلمه آيه داراي معاني متعددي باشد كه يكي از آنها معجزه است ونيز بايد دانست كه خود كلمه معجزه در هيچ جاي قرآن بكار برده نشده است.
بدين جهت قرآن مناسب تفسير نسلهاي گوناگون بشريت است مثلاً نسلهاي قبلي (پيش ازكشف اهميت حروف رمزي قرآن )كلمه آيه رادر اين هشت سوره ،آيه نيم بيتي مي پنداشتند ،ولي نسلهاي بعدي كه از اهميت اين رموزبا خبر شدند آيه را به معني معجزه تفسير كرده اند.
بكار بردن كلمات چند معنايي و مناسب براي همه نسلهاي بشر در زمانهاي گوناگون خود يكي از معجزات قران است.
23- سوره قاف كه با حرف ق شروع مي شود (شماره 50 ) شامل 57(3*19) حروف ق است.
24- سوره ديگري در قرآن“ حروف ق را در علامت رمزي خود دارد (سوره شورا شماره 42) كه اگر حروف ق را در اين سوره شمارش نمائيد، ملاحظه خواهيد كرد كه حرف ق 57 (3 * 19) بار تكرار شده است.
25- بدين ترتيب در مييابيد كه دو سوره قرآني فوق الذكر (شماره 50 و 42 ) به اندازه همديگر (57،57) شامل حرف ق هستند كه مجموع آن دو با تعداد سوره هاي قرآن(114) برابر است. چون سوره ق بدين نحو آغاز مي شود : “ق و القرآن المجيد“ تصور حرف ق به معني قرآن مجيد مي نمايد و 114 ق مذكور گواه 114 سوره هاي قرآن است. اين احتساب اعداد آشكار و گويا ، مدلل مي دارد كه 114 سوره قرآن ، تمام قرآن را تشكيل مي دهند و چيزي جز قرآن نيستند.
26- آمار كامپيوتر نشان ميدهد كه فقط اين دو سوره كه با حرف ق آغاز مي شود ، داراي تعداد معيني ق (57 مورد ) هستند ، گوئي خداوند توانا مي خواهد با اشاره و كنايه بفرمايد كه خودش تنها از تعداد حروف الفبا در سوره هاي قرآن با خبر است.
27- يك نمونه در آيه 13 از سوره ق مدلل مي دارد كه هر كلمه و در حقيقت هر حروف در قرآن مجيد به دستور الهي و طبق يك سيستم اعدادي بخصوصي كه بيرون از قدرت بشر است گنجانيده شده است اين آيه مي فرمايد “عاد ، فرعون و اخوان لوط “ در تمام قرآن مردمي كه لوط را نپذيرفتند ، قوم ناميده مي شوند. خواننده بلافاصله متوجه مي شود كه اگر بجاي « اخوان » در سوره ق كلمه « قوم » بكار بدره مي شد چه اتفاقي مي افتاد . در اين صورت ذكر كلمه قوم بجاي اخوان، حرف « ق» در اين سوره 58 بار تكرار مي شد و عدد 58 به 19 قابل قسمت نيست و لذا با تعداد 57 «ق» كه در سوره شورا مطابقت نمي كرد و جمع آن دو با تعداد سوره هاي قرآن برابرنمي شد ، بدين معني كه با جايگزين كردن يك كلمه بجاي ديگري نظم قرآن از بين ميرود.
28- تنها سوره اي كه با حرف « ن » آغاز ميشود ، سوره قلم است ( شماره 6 ) اين سوره 133 « ن » دارد كه به 19 قابل قسمت است ( 7×19).
29- سه سوره اعراف (شماره 7 ) مريم ( شماره 19 ) و ص ( شماره 38) كه با حروف « ص» شروع ميشوند، جمعاً 152 حرف « ص » دارند ( 8×19).
30- در سوره طه (شماره 20 ) جمع تعداد حروف « ط » و « هـ» 344 ميباشد ( 18 × 19) .
31- در سوره « يس » تعداد حروف « ي » و « س» 285 ميباشد ( 15×19).
32- در هفت سوره 40 تا 46 كه با رمز « حم » شروع ميشوند تكرار حروف 2166 ميباشد (14*19) بنابراين تمام حروف اختصاري كه در ابتداي سوره هاي قرآن قرار دارند . بدون استثناء در روش اعددي اعجاز آميز قرآن شركت دارند. بايد توجه داشت كه اين روش اعدادي قرآن ، در مواردي ساده و در خور فهم اشخاص معمولي است ، اما در موارد ديگر ، بسيار مشكل و پيچيده بوده و براي درك آنها اشخاص تحصيل كرده بايد از ماشينهاي الكترونيكي كمك بگيرند .
33- در سوره هاي شماره 2و3و7و13و19و30و31و32 كه با رمز « الم » شروع ميشوند تعداد حروف الف ، لام ، ميم جمعاً 26676 مورد و قابل قسمت به 19 ميباشند ( 1404*19).
34- در سوره هاي 20و26و27و28و36و42 كه با رمز « طس » يا يكي از دو حرف مزبور (ط ، س) آغاز ميشوند تعداد دو حرف « ط » و «س» 494 مورد ميباشد ( 26*19).
35- در سوره هاي 10و11و12و14و15 كه با رمز « الر» آغاز مي شوند تعدا الف ، لام ، راء به اضافه تعداد ( راء ) تنها در سوره سيزدهم ،9،97 مورد است كه اين عدد قابل قسمت بر عدد 19 مي باشد (511*19).
36- در سوره هايي كه با رمز يكي از حروف “ط“ “س“ و “م“ آغاز مي شوند ، تعداد حروف طاء و سين و ميم 9177 مورد مي باشد (438*19).
37- در سوره رعد ( شماره 13 ) كه با حرف رمزي “المرا“ آغاز مي شود ، تعداد حروف (الف ، لام ، ميم، را ) 1501 مورد مي باشد (79*19).
38- در سوره اعراف (شماره 7) كه با حروف رمزي “المص“ شروع مي گردد تعداد وقوع “الف“ 2572 مورد ، حرف “لام“ 1523 مورد ، حرف “ميم“ 165 و حرف “ص“ 98 مورد كه جمعاً عدد 5358 بدست مي آيد(282*19).
39- در سوره مريم (شماره 19) كه با حروف “كهيعص“ شروع مي شود ، تعداد حروف (كاف ، ها ، يا ، عين ، صاد) 798 مورد مي باشد (42*19).
40- در سوره شورا (شماره 42) كه با حروف “حم عسق “ شروع مي شود ، تعداد حروف (حا ، ميم ، عين، سين ، قاف ) 570 مورد مي باشد(30*19).


41- در سيزده سوره اي كه حرف “الف“ در لغت رمزي آنهاست (سوره هاي شماره 2 ، 3 ، 7 ، 10 ، 11 ، 12 ، 13 ، 14 ، 29 ، 30 ، 31 ، 32و15 ) جمع الف هاي موجود 17499 مورد مي باشد(921*19).
42- در سيزده سوره فوق الذكر جمع حروف “لام“ 1870 مورد - در هفده سوره اي كه حروف “ميم“ در لغت رمزي آنها ست (سوره هاي شماره 2 ، 3 ، 7 ، 13 ، 32 ، 26 ، 28 ، 29 ، 31 ، 30 ، 40 ، 41 ، 42 ، 43 ، 44 ، 45 ، 46 ) جمع حروف “ميم“ 8683 مورد مي باشد (457*19).
درتاريخ ، كتابي سراغ نداريم كه مانند قرآن طبق يك سيستم عددي تنظيم شده باشد بر اين حقيقت علاوه بر 43 بند پيشين ، موارد زير نيز گواه صادقي است:
الف: كلمه “الله“ 2698 مرتبه در قرآن تكرار شده كه مضربي از عدد 19 است (142 * 19 ) و تعداد حروف “بسم الله الرحمن الرحيم“ نيز 19 مورد مي باشد. مسئله جالب اينكه در سوره اخلاص بعد از “قل هو الله احد “ جمله “ الله الصمد“ آمده در صورتي كه اگر “هو الصمد“ مي آمد ، جمله صحيح بود. از نظر دسترو زباني بايد “هو “ مي آمد اما با اين حال “الله“ آمده است ، اگر بجاي “الله“ “هو“ مي آمد ، سيستم رياضي قران بهم مي ريخت و اين مسئله شباهت زيادي دارد به همان “اخوان“ و “قوم“ در سوره “ق“.
ب: مورد جالب ديگر در سوره مريم حروف مقطعه كهيعص مي باشد كه بصورت حروف آغازين آمده است ، اين حروف در سوره مريم ، بصورت جداگانه ، با اين تعداد بكار رفته اند: حرف “ك“ 137 مرتبه، حرف “ه“ 168 مرتبه ، حرف “ي“ 345 مرتبه ، حرف “ع“ 122 مرتبه، حرف ص“ 26 مرتبه. جمع اين ارقام به اين صورت است:
345+ 168+137+122+26= 897 كه مضروب عدد 19 مي باشد (42*19) يعني مجموع تكرار حروف پنجگانه (ك، ه ، ي ، ع ، ص،) سوره مريم (سوره شماره 19) علاوه بر آنكه برعدد 19 (تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحيم ) قابل تقسيم است، بر عدد 14 (كه تعداد حروف مقطعه است) نيز قابل تقسيم مي باشد(798=57*14).
پ: در قرآن بعضي از كلمات با كلمه هاي ديگر كه از نظر معني با همديگر تناسب دارند يكسان به كار رفته اند. مثلاً :
1- كلمه “حيوه“ 145 بار با مشتقات آن در قرآن بكار رفته است و به همان تعداد (145 بار ) كلمه “موت يا مرگ“ با مشتقاتش بكار رفته است.
2- كلمه “دنيا “ 115 بار و كلمه “آخرت“ هم 115 بار بكار رفته است.
3- كلمه “ملائكه“ 88 بار در قرآن آمده است و كلمه “شياطين“ نيز به همان تعداد 88 بار بكار برده شده اند.
4-“حر“ يعني گرما 40 بار و كلمه “ برد“ يعني سرما نيز 40 بار بكار برده شده اند.
5- كلمه “مصائب“ 75 بار و كلمه “شكر“ نيز 75 بار
6- كلمه زكات 32 بار و كلمه “بركات“ نيز 32 بار .
7- كلمه “عقل“ ومشتقات آن 49 بار و كلمه “نور“ نيز با مشتقاتش 49 بار .
8- كلمه “يوم “ به معني روز و “شهر“ به معني ماه در قرآن به ترتيب 365 بار و 12 بار بكار رفته اند.
9- كلمه “رجل“ به معني مرد 24 بار و كلمه “امرأه “ به معني زن نيز 24 بار در قرآن بكار رفته اند.
10- كلمه “امام“ بصورت مفرد و جمع 12 بار در قرآن آمده است.
آيا اينها تصادفي است؟
ت: تفاوتهايي د رحدود يك ده هزارم. ضمن بررسي سوره مريم و زمر ديدم كه نسبت “درصد“ مجموع حروف ( ك، ه ، ي ، ع، ص) در هردو سوره مساوي است با اينكه بايد در سوره مريم بيش از هر سوره ديگر باشد زيرا اين حروف مقطعه فقط در آغاز سوره مريم قرار دارد. اما هنگاميكه محاسبات مربوط به نسبت گيري حروف دو سوره را از رقم سوم اعشار بالاتر بردم روشن شد كه نسبت مجموع اين حروف در سوره مريم يك ده هزارم (0001/0 ) بيش از سوره زمر است . اين تفاوتهاي جزئي راستي عجيب و حيرت آوراست.
نتيجه:
1- يك مؤلف هر قدر هم كه توانا باشد هر گز نمي تواند د رذهن خود حروف و اعدادي به اندازه معين بگيرد سپس از آنها مقالات و يا كتابي بنويسد كه همچون قرآن حتي شماره ها و حروف و كلمات آن نيز به اندازه و شمرده شده در آيد مثلاً حروف مقطعه “الم“ به ترتيب “الف“ بعد “ لام“ و سپس “ميم“ از ديگر حروف در سوره هاي مربوطه بيشتر باشد. از طرف ديگر تعداد حروف مقطعه 14 حرف باشد يعني درست نصف تعداد حروف الفباي عربي. اگر مشاهده كرديم انساني در مدت 23 سال با آن همه گرفتاري ؛ سخناني آورد كه نه تنها مضامين آنها حساب شده و از نظر لفظ و معني و محتوا در عاليترين صورت ممكن بود ؛ بلكه از نسبت رياضي و عددي حروف چنان دقيق و حساب شده بود كه نسبت هر يك از حروف الفبا در هريك از سخنان او يك نسبت دقيق رياضي دارد.
آيا نمي فهميم كه كلام او از علم بي پايان پروردگار سرچشمه گرفته است؟
2- رسم الخط اصلي قرآن را حفظ كنيد. تمام محاسبات فوق در صورتي صحيح خواهد بود كه به رسم الخط اصلي و قديمي قرآن دست نزنيم مثلاً اسحق و زكوه و صلواه را به همين صورت بنويسيم نه بصورت اسحاق و زكات و صلاه . در غير اينصورت محاسبات ما بهم خواهد ريخت.
3- عدم تحريف قرآن. در قران مجيد حتي كلمه و حرفي كم و زياد نشده و الا بطور مسلم محاسبات كنوني روي قرآن فعلي صحيح از آب در نمي آمد و كلمات و حروف حساب شده نظام كنوني حروف قرآن را بكلي به هم مي ريخت. پس اين نشانه ديگري بر عدم كوچكترين تحريف در قرآن مجيد است.
حال فرموده پيامبر اسلام را ياد آوري مي كنم كه فرمود:
«عجائب و شگفتيهاي قرآن پايان ناپذير است و قرآن ظاهرش خوشايند و باطنش عميق است. عجائبش را نمي توان شمرد و غرائبش هرگز كهنه نشود مؤمن هرگاه قرآن بخواند بوي عطر مانندي از دهانش خارج شود.»
«اميدوارم خوانندگان گرامي در انجام وظيفه ديني و كتب ثواب اخروي و خشنودي پروردگار ، تاجايي كه مي توانند اين معجزه را نشر و گسترش دهند تا اعجاز قرآن بيش از پيش روشن گشته و اين كتاب شريف و گرانقدر از مظلوميت خارج و قانون زندگي واقعي گردد.
در پايان با تمام وجود و با فريادي بلند به امت اسلامي مي گويم اي ملت اسلامي قرآن را بخوانيد و عمل كنيد كه سعادت بشر در آن نهفته است.مي باشد(620*19).:salavat::salavat::salavat::salav at::salavat::salavat::Ebraz Doosti::Ebraz Doosti::Sokhan::Sokhan::Mosighi::Geryan::Computer:

سنبلعلی
۱۳۸۷/۰۱/۰۵, ۱۹:۱۰
پيدايش جهان(فصلت/11)


فصلت
قُلْ أَئِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَندَادًا ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِينَ ﴿9﴾
وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِن فَوْقِهَا وَبَارَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاء لِّلسَّائِلِينَ ﴿10﴾
فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ﴿12﴾

خوب! گویا خداوند برای آفریدن خوراکی ها دوبرابر بیشتر از زمین و هفت آسمان (!) زحمت کشیده و جمعا 8 روز (هنگام، دوره، هرچه ..!) وقتش را گرفته!

اما جایی دیگر گفته بود:

يونس
إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الأَمْرَ مَا مِن شَفِيعٍ إِلاَّ مِن بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ ﴿3﴾

البته ما نمی خواهیم گیر بدهیم که این دو روز چه شد!
بالاخره آفرینش هفت آسمان و زمین کم کاری نیست که!
حالا هشت روز یا شش روز، چه فرقی می کند؟
مهم این است که ما می دانیم (!) که همه این ها را خدا آفریده است.

اما آخر این خدا مگر همان نیست که بگوید بشو می شود؟!

الأنعام
وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ وَيَوْمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَلَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّوَرِ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ ﴿73﴾
و او كسى است كه آسمانها و زمين را به حق آفريد و هر گاه كه مى‏گويد باش بى‏درنگ موجود شود سخنش راست است و روزى كه در صور دميده شود فرمانروايى از آن اوست داننده غيب و شهود است و اوست‏حكيم آگاه (73)

حتما نادرستی از ماست.
چون ما از آن هایی هستیم که خداوند گفته نمی فهمیم و نادانیم!

سنبلعلی
۱۳۸۷/۰۱/۰۵, ۱۹:۲۳
انبساط و گسترش عالم (ذاريات /47)


وَالسَّمَاء بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ ﴿47﴾
و آسمان را به قدرت خود برافراشتيم و بى‏گمان ما [آسمان]گستريم (47)

آفرین!
همین است که ما این همه اکتشافات علمی برخاسته از قرآن داریم!
نمی بینید که هر روز یک کشف علمی تازه به واسطه همین قرآن و به دست مسلمانان صورت می پذیرد؟

اما ادامه اش را بخوانید تا بیشتر به اصل قضیه پی ببرید:

وَالْأَرْضَ فَرَشْنَاهَا فَنِعْمَ الْمَاهِدُونَ ﴿48﴾
و زمين را گسترانيده‏ايم و چه نيكو گسترندگانيم (48)

بله، خداوند که جایی دیگر (نوشته پیشین) نخست زمین و سپس هفت آسمان را آفریده بود، این بار گویا نخست آسمان و سپس زمین را آفریده.
بدین ترتیب که

آسمان (بخوانید سقف خیمه) را بر افراشته سپس زمین را فرشی بر آن کرده و از آن جایی که همه می دانیم که فرش، یک چیز گرد و کروی است و اصلا معنی دو بعدی ندارد، می فهمیم که خداوند زمین را کروی آفریده و نه مسطح!

وَمِن كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿49﴾
و از هر چيزى دو گونه [يعنى نر و ماده] آفريديم اميد كه شما عبرت گيريد (49)

یعنی اگر شما گمان می کنید که برخی چیز ها مانند باکتری ها یا قارچ ها و ... هستند که نر و ماده ندارند، سخت در اشتباهید و یقینا در آینده خواهید فهمید که آن ها هم نر و ماده دارند. چون شما ها نمی دانید!
الله اکبر!
صلوات صلوات!

سنبلعلی
۱۳۸۷/۰۱/۰۵, ۱۹:۳۰
اتحاد ويگانگي جهان و وجود آب در هر موجود زنده(انبياء/30)


أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ ﴿30﴾
آيا كسانى كه كفر ورزيدند ندانستند كه آسمانها و زمين هر دو به هم پيوسته بودند و ما آن دو را از هم جدا ساختيم و هر چيز زنده‏اى را از آب پديد آورديم آيا [باز هم] ايمان نمى‏آورند (30)

بفرمایید!
این هم تئوری بیگ بنگ در قرآن (به نام خودم ثبت شود!)
دیگر این که براستی چگونه بشری که چند هزار سال پیش از قرآن کشاورزی می کرده و دامداری می کرده و می دیده که برای زنده ماندن رویش و پرورش هر چیزی آب لازم هست می فهمید که زندگی به آب وایسته است؟!!
جل الخالق از این همه معجزه!

ادامه دارد ...

سنبلعلی
۱۳۸۷/۰۱/۰۵, ۲۰:۴۴
،حركت هموار ومناسب زمين(ملك/15

هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِن رِّزْقِهِ وَإِلَيْهِ النُّشُورُ ﴿15﴾
او كسي است كه زمين را براي شما رام كرد، بر شانه‏هاي آن راه برويد، و از روزيهاي خداوند بخوريد، و بازگشت همه به سوي او است.

زمین را رام کرد؟!
بر شانه هایش راه بروید؟!

عرض می کنم:

شيخ كليني در روضه كافي ذيل عنوان "حديث الحوت علي اي شي هو" مي نويسد:
محمد از احمد از ابن محبوب از جميل بن صالح از ابان بن تغلب روايت كرده كه گغت از ابوعبدالله صادق –پرسيدم زمين برچه چيز تكيه دارد؟گفت بر ماهي!گفتم ماهي برچه چيز تكيه دارد؟گفت
برآب گفتم آب برچه چيز تكيه دارد؟ گفت بر شاخ گاو نرم تن!گفتم گاو بر چه چيزي تكيه دارد؟گفت بر خاك نمناك!گفتم خاك نمناك بر چه چيزي تكيه دارد؟گفت:هيهات در اينجا دانش دانشمندان گم گشته است!

حالا فهمیدید که خداوند متعال چه چیزی را رام کرد تا بر شانه اش راه بروید؟

پی نوشت: بسیاری کوشیده اند تا این حدیث را نابود کنند.

البته اندکی بعد تر در همین سوره معجزه دیگری هم آمده:

أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ فَوْقَهُمْ صَافَّاتٍ وَيَقْبِضْنَ مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلَّا الرَّحْمَنُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ بَصِيرٌ ﴿19﴾
آيا پرندگاني را كه بالاي سرشان گاه بالهاي خود را گسترده و گاه جمع مي‏كنند نگاه نكردند؟ جز خداوند رحمان كسي آنها را بر فراز آسمان نگه نمي‏دارد چرا كه او به هر چيز بينا است

حالا هی برنولی بیاید و قوانین فیزیک سیالات و آیرودینامیک از خودش در بیاورد!
بیچاره نمی داند که اگر خدا پرندگان را ول کن، هیچ چیز نمی تواند آن ها را در هوا نگه دارد!

ادامه دارد ...

fatememeshkat
۱۳۸۷/۰۱/۰۵, ۲۱:۵۷
وَالسَّمَاء بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِمسطحعُونَ ﴿47﴾

والسماء بنیناها بایید و انا لموسعون ذاریات / 47


آیه صحیح آنست که آوردم ، چرا آنرا اینگونه نوشتید ؟ تعمدی بود ؟ می خواهید از لابه لای بحثها گذری به دستبرد آیات بزنید و بعدش هم بفرمایید:" در یک کانون قرانی آیه را تغییر دادم هیچ کس نفهمید ؟ "یا شاید هم می خواستید چند روزی بگذرد بعد بحث تحریف و تغییر قران را پیش بکشید و لینک این آیه را بگذارید و بگویید : " من تغییر دادم ، دیدید که هیچ آبی از آب تکان نخورد ، جلوی چشمتان هم این کار را کردم و نفهمیدید و چه استبعادی دارد در طول هزار و اندی سال این اتفاق بارها افتاده باشد و کسی نفهمیده باشد ؟ "
لابد توقع ندارید با این شمشیری که از رو بسته اید با ادبیات اهل برهان و استدلال با شما بحث شود ، البته همانگونه که دوستان هم فرمودند در اینجا ادبیات صحبت با برخی قالوا سلاماست و نحوه برخورد نیز مروا کراما بهر حال پاسخ ها هم ارائه شده است و هم ارائه خواهد شد و بهتر است شما نیز مراقب غلطهای تایپی تعمدی و غیر تعمدیتان باشید
و آسمان را به قدرت خود برافراشتيم و بى‏گمان ما [آسمان]گستريم (47)

آفرین!
همین است که ما این همه اکتشافات علمی برخاسته از قرآن داریم!
نمی بینید که هر روز یک کشف علمی تازه به واسطه همین قرآن و به دست مسلمانان صورت می پذیرد؟


اگر کتب علمی نگاشته شده توسط پرفسور دکتر حسابی را به شما بدهند و شما کم کاری کنید و یا به هزار و یک دلیل موجه و غیر موجه نتوانید آنگونه که باید از آن بهره ببرید ، کدام عاقلی پدر فیزیک ایران و نگاشته های ایشان را زیر سوال می برد ؟


اما ادامه اش را بخوانید تا بیشتر به اصل قضیه پی ببرید:

وَالْأَرْضَ فَرَشْنَاهَا فَنِعْمَ الْمَاهِدُونَ ﴿48﴾
و زمين را گسترانيده‏ايم و چه نيكو گسترندگانيم (48)

بله، خداوند که جایی دیگر (نوشته پیشین) نخست زمین و سپس هفت آسمان را آفریده بود، این بار گویا نخست آسمان و سپس زمین را آفریده.


تقدیم و تاخیر نه تنها در قران بلکه در سخنان معمولی همه ما بسته به شرایط یا علتی که درنظر داریم بوجود می آید و این از بدیهیات سخن است ، در مورد تقدیم و تاخیر در قران کریم و بیان علت آن درکتب علوم قرانی به تفصیل بحث شده است حتی ذیلآیه در برخی کتب تفسیری نیز می توانید این مطلب را ببینید و متوجه شوید این تقدیم و تاخیری که به عنوان ایراد از قران کریم آورده اید ، کشف شما به عنوان ایراد از آیات نیست بلکه مفسران و دانشمندان علوم قران آن را به تفصیل شرح و توضیح داده اند
بدین ترتیب که

آسمان (بخوانید سقف خیمه) را بر افراشته سپس زمین را فرشی بر آن کرده و از آن جایی که همه می دانیم که فرش، یک چیز گرد و کروی است و اصلا معنی دو بعدی ندارد، می فهمیم که خداوند زمین را کروی آفریده و نه مسطح!
حتما آنقدر در کتب علوم خوانده اید که زمین ما با وجود کروی بودن ، آنقدر بزرگ و وسیع است که گویا فرشی گسترده شده است که کلمه "فرشنا" به این معنا اشاره داردو در آیات دیگر کروی بودن آن را نیز بیان می کند ، فهمش خیلی سخت نبود نمی دانم باور کنم متوجه نشده بودید ؟ یا از باب حرف حرف می آورد بود ؟

وَمِن كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿49﴾
و از هر چيزى دو گونه [يعنى نر و ماده] آفريديم اميد كه شما عبرت گيريد (49)

یعنی اگر شما گمان می کنید که برخی چیز ها مانند باکتری ها یا قارچ ها و ... هستند که نر و ماده ندارند، سخت در اشتباهید و یقینا در آینده خواهید فهمید که آن ها هم نر و ماده دارند. چون شما ها نمی دانید!
الله اکبر!
صلوات صلوات!
مساله فهمیدن و نفهمیدن را که از قران مکرر نقل می فرمایید ، در تاپیک خودش بحث خواهیم کرد

سنبلعلی
۱۳۸۷/۰۱/۰۵, ۲۲:۰۱
حركت زمين به دور خود (فرقان/46-45

أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاء لَجَعَلَهُ سَاكِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا ﴿45﴾
آيا نديدي چگونه پروردگارت سايه را گسترده ؟ و اگر مي‏خواست آنرا ساكن قرار مي‏داد، سپس خورشيد را بر وجود آن دليل قرار داديم.

ثُمَّ قَبَضْنَاهُ إِلَيْنَا قَبْضًا يَسِيرًا ﴿46﴾
سپس آنرا آهسته جمع مي‏كنيم.

البته معجزه این آیه بیشتر به این دوستمان بر می گردد که چگونه این ها را به گردش زمین به دور خود پیوند داد!
بی گمان کار بزرگی است و شایسته جایزه نوبل پیوند گودرز به شقایق!



مسطح نبودن زمين(رحمن/17)


رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ ﴿17﴾
او پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب است.

گیریم که این هم دلیلی باشد بر مسطح نبودن زمین (!)
اما ما نفهمیدیم بالاخره:

یک مشرق و مغرب داریم:

المزمل
رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا ﴿9﴾
[اوست] پروردگار خاور و باختر خدايى جز او نيست پس او را كارساز خويش اختيار كن (9)

یا مانند بالایی دوتا؟
یا مانند این یکی چند تا؟!

المعارج
فَلَا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ إِنَّا لَقَادِرُونَ ﴿40﴾
[هرگز] به پروردگار خاوران و باختران سوگند ياد مى‏كنم كه ما تواناييم (40)

البته که ما نمی فهمیم، چون ما از نادانانیم!

سنبلعلی
۱۳۸۷/۰۱/۰۵, ۲۲:۱۲
بیضی شكل بودن تقريبي زمين(نازعات/30)


وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا ﴿30﴾
و پس از آن زمين را با غلتانيدن گسترد

چه کنم که باز هم نفهمیدم این بیضی بودن از کجا استخراج شد.
اما از این که بگذریم این یکی از خوشگلترین آیه ها در نشان دادن تصور نگارنده قرآن از مسطح بودن آن است که مانند فرش لوله شده ای که می غلتانند و باز می کنند، آفرینش زمین را نیز این گونه بازگو می کند.

البته تنها این یک نمونه نیست.
ببینید:

البقرة
همان [خدايى] كه زمين را براى شما فرشى [گسترده] و آسمان را بنايى [افراشته] قرار داد و از آسمان آبى فرود آورد و بدان از ميوه‏ها رزقى براى شما بيرون آورد پس براى خدا همتايانى قرار ندهيد در حالى كه خود مى‏دانيد (22)

نوح
و خدا زمين را براى شما فرشى [گسترده] ساخت (19)

شاید بپرسید آیا در جایی هم سخنی از گرد بودن، گوی مانند بودن و امثال آن آمده است؟

پاسخ این است:
هیچ کجا!

بنابراین برما مسلم می شود که خداوند دانای توانا هم (!) به کروی بودن زمین اشاره کرده است!!

سنبلعلی
۱۳۸۷/۰۱/۰۵, ۲۲:۲۳
شكل بودن تقريبي زمين(نازعات/30)،(اعراف/137) و(شمس/6)

دو مرجع پسین از نوشته پیشین از قلم افتاده بود.


الأعراف
وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُواْ يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِي إِسْرَآئِيلَ بِمَا صَبَرُواْ وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُواْ يَعْرِشُونَ ﴿137﴾
و مشرقها و مغربهاي پربركت زمين را به آن قوم تضعيف شده (زير زنجير ظلم و ستم) واگذار كرديم و وعده نيك پروردگارت بر بني اسرائيل، بخاطر صبر و استقامتي كه نشان دادند، تحقق يافت و آنچه فرعونيان (از كاخهاي مجلل مي‏ساختند، و آنچه از باغات داربستدار فراهم ساخته بودند درهم كوبيديم!

این یکی را اگر دلتان خواست به دلایل دوستمان بیفزایید و اگر دلتان خواست به نوشته من در مورد این که بالاخره چند مشرق و مغر داریم.

الشمس
وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا ﴿6﴾
سوگند به زمين و آن كس كه آن را گسترد

این هم پیشتر درباره اش گفتیم.



ناقص شدن كره ي زمين در هر دو قطب(رعد/41)


أَوَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّا نَأْتِي الأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا وَاللّهُ يَحْكُمُ لاَ مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ وَهُوَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ﴿41﴾
فولادوند: آيا نديده‏اند كه ما [همواره] مى‏آييم و از اطراف اين زمين مى‏كاهيم و خداست كه حكم مى‏كند براى حكم او باز دارنده‏اى نيست و او به سرعت‏حسابرسى مى‏كند
مکارم: آيا نديدند كه ما پيوسته از اطراف (و جوانب) زمين كم مي‏كنيم (جامعه‏ها، تمدنها و دانشمندان تدريجا از ميان مي‏روند) و خداوند حكومت مي‏كند و هيچكس را ياراي جلوگيري يا رد احكام او نيست، و او سريع الحساب است.


پیدا کنید پرتقال فروش را!

بچه با حال
۱۳۸۷/۰۱/۰۵, ۲۲:۴۰
فصلت
قُلْ أَئِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَندَادًا ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِينَ ﴿9﴾
وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِن فَوْقِهَا وَبَارَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاء لِّلسَّائِلِينَ ﴿10﴾
فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ﴿12﴾

خوب! گویا خداوند برای آفریدن خوراکی ها دوبرابر بیشتر از زمین و هفت آسمان (!) زحمت کشیده و جمعا 8 روز (هنگام، دوره، هرچه ..!) وقتش را گرفته!

اما جایی دیگر گفته بود:

يونس
إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الأَمْرَ مَا مِن شَفِيعٍ إِلاَّ مِن بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ ﴿3﴾

البته ما نمی خواهیم گیر بدهیم که این دو روز چه شد!
بالاخره آفرینش هفت آسمان و زمین کم کاری نیست که!
حالا هشت روز یا شش روز، چه فرقی می کند؟
مهم این است که ما می دانیم (!) که همه این ها را خدا آفریده است.

اما آخر این خدا مگر همان نیست که بگوید بشو می شود؟!

الأنعام
وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ وَيَوْمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَلَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّوَرِ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ ﴿73﴾
و او كسى است كه آسمانها و زمين را به حق آفريد و هر گاه كه مى‏گويد باش بى‏درنگ موجود شود سخنش راست است و روزى كه در صور دميده شود فرمانروايى از آن اوست داننده غيب و شهود است و اوست‏حكيم آگاه (73)

حتما نادرستی از ماست.
چون ما از آن هایی هستیم که خداوند گفته نمی فهمیم و نادانیم!

بر طبق قرآن, آفرينش اين جهان در شش روز يا شش هنگام صورت گرفته است. اين موضوع در ۱۰ آيه شرح داده شده است

۱- سوره: ۷ , آیه: ۵۴ (http://www.parsquran.com/data/show.php?quantity=%20%D8%B4%D8%B4%20%D8%B1%D9%88%D 8%B2&lang=far&sura=7&ayat=54&user=far)
در حقيقت پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد سپس بر عرش [جهاندارى] استيلا يافت روز را به شب كه شتابان آن را مى طلبد مى‏پوشاند و [نيز] خورشيد و ماه و ستارگان را كه به فرمان او رام شده‏اند [پديد آورد] آگاه باش كه [عالم] خلق و امر از آن اوست فرخنده خدايى است پروردگار جهانيان

۲- سوره: ۲۵ , آیه: ۵۹ (http://www.parsquran.com/data/show.php?quantity=%20%D8%B4%D8%B4%20%D8%B1%D9%88%D 8%B2&lang=far&sura=25&ayat=59&user=far)
همان كسى كه آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش روز آفريد آنگاه بر عرش استيلا يافت رحمتگر عام [اوست] در باره وى از خبره‏اى بپرس [كه مى‏داند]
۳- سوره: ۵۷ , آیه: ۴ (http://www.parsquran.com/data/show.php?quantity=%20%D8%B4%D8%B4%20%D8%B1%D9%88%D 8%B2&lang=far&sura=57&ayat=4&user=far)
اوست آن كس كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد آنگاه بر عرش استيلا يافت آنچه در زمين درآيد و آنچه از آن برآيد و آنچه در آن بالارود [همه را] مى‏داند و هر كجا باشيد او با شماست و خدا به هر چه مى‏كنيد بيناست
۴- سوره: ۱۱ , آیه: ۷ (http://www.parsquran.com/data/show.php?quantity=%20%D8%B4%D8%B4%20%D8%B1%D9%88%D 8%B2&lang=far&sura=11&ayat=7&user=far)
و اوست كسى كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد و عرش او بر آب بود تا شما را بيازمايد كه كدام‏يك نيكوكارتريد و اگر بگويى شما پس از مرگ برانگيخته خواهيد شد قطعا كسانى كه كافر شده‏اند خواهند گفت اين [ادعا] جز سحرى آشكار نيست
۵- سوره: ۳۲ , آیه: ۴ (http://www.parsquran.com/data/show.php?quantity=%20%D8%B4%D8%B4%20%D8%B1%D9%88%D 8%B2&lang=far&sura=32&ayat=4&user=far)
خدا كسى است كه آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش هنگام آفريد آنگاه بر عرش [قدرت] استيلا يافت براى شما غير از او سرپرست و شفاعتگرى نيست آيا باز هم پند نمى‏گيريد
۶- سوره: ۱۰ , آیه: ۳ (http://www.parsquran.com/data/show.php?quantity=%20%D8%B4%D8%B4%20%D8%B1%D9%88%D 8%B2&lang=far&sura=10&ayat=3&user=far)
پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد سپس بر عرش استيلا يافت كار [آفرينش] را تدبير مى‏كند شفاعتگرى جز پس از اذن او نيست اين است‏خدا پروردگار شما پس او را بپرستيد آيا پند نمى‏گيريد
۷- سوره: ۵۰ , آیه: ۳۸ (http://www.parsquran.com/data/show.php?quantity=%20%D8%B4%D8%B4%20%D8%B1%D9%88%D 8%B2&lang=far&sura=50&ayat=38&user=far)
و در حقيقت آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش هنگام آفريديم و احساس ماندگى نكرديم
اين شش روز, در آيات زير شرح داده شده اند

۸- سوره: ۴۱ , آیه: ۹ (http://www.parsquran.com/data/show.php?quantity=%20%D8%B4%D8%B4%20%D8%B1%D9%88%D 8%B2&lang=far&sura=41&ayat=9&user=far)
بگو آيا اين شماييد كه واقعا به آن كسى كه زمين را در دو هنگام آفريد كفر مى‏ورزيد و براى او همتايانى قرار مى‏دهيد اين است پروردگار جهانيان

۹- سوره: ۴۱ , آیه: ۱۰ (http://www.parsquran.com/data/show.php?quantity=%20%D8%B4%D8%B4%20%D8%B1%D9%88%D 8%B2&lang=far&sura=41&ayat=10&user=far)
و در [زمين] از فراز آن [لنگرآسا] كوهها نهاد و در آن خير فراوان پديد آورد و مواد خوراكى آن را در چهار روز اندازه‏ گيرى كرد [كه] براى خواهندگان‏ درست [و متناسب با نيازهايشان] است

۱۰- سوره: ۴۱ , آیه: ۱۲ (http://www.parsquran.com/data/show.php?quantity=%20%D8%B4%D8%B4%20%D8%B1%D9%88%D 8%B2&lang=far&sura=41&ayat=12&user=far)
پس آنها را [به صورت] هفت آسمان در دو هنگام مقرر داشت و در هر آسمانى كار [مربوط به] آن را وحى فرمود و آسمان [اين] دنيا را به چراغها آذين كرديم و [آن را نيك] نگاه داشتيم اين است اندازه‏ گيرى آن نيرومند دانا




حال اين دوست گرامي, ادعا مي کنند که جمع آفرينش در هشت روز بوده است و نه در شش روز و در نتيجه قرآن را داراي تناقض مي دانند
اين در حالي است که مشخصا چهار روز اشاره شده در بالا , شامل دو روز اول نيز مي باشد و در نتيجه مجموع آنها باز هم شش مي ماند
بنابراين به طور خلاصه مي توان اشاره كرد كه آفرينش در شش مرحله يا روز صورت پذيرفته است. در دو روز اول زمين و دنياي مادي آفريده شده است و بعد مواد مورد نياز حيات در دو روز بعدي خلق شده است. در نهايت در دو روز نهايي آفرينش آسمانها و حيات معنوي صورت پذيرفته است

سنبلعلی
۱۳۸۷/۰۱/۰۵, ۲۲:۴۵
كوهها عامل استحكام پوست زمين (نبأ/7)


وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا ﴿7﴾

و كوهها را [چون] ميخهايى [نگذاشتيم]

باز هم ما نفهمیدیم بالاخره کوه ها میخ هستند یا مانند ابر روانند!

اگر قصد پاسخگویی به یک یک گفته های این دوستمان نبود، همین گفته را با گفته زیرین نشانه دوگانگی آشکار می آوردم:

النمل
وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ ﴿88﴾
و كوهها را مى‏بينى [و] مى‏پندارى كه آنها بى‏حركتند و حال آنكه آنها ابرآسا در حركتند [اين] صنع خدايى است كه هر چيزى را در كمال استوارى پديد آورده است در حقيقت او به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است (88)

وانگهی،
ما تا کنون گمان می کردیم که کوه ها جایگاه های بی ثباتی و کانون های زلزله و کنش های زمین شناسی اند!!
حتما اشتباه می کردیم!

سنبلعلی
۱۳۸۷/۰۱/۰۵, ۲۲:۵۰
آیه صحیح آنست که آوردم ، چرا آنرا اینگونه نوشتید ؟ تعمدی بود ؟ می خواهید از لابه لای بحثها گذری به دستبرد آیات بزنید و بعدش هم بفرمایید:" در یک کانون قرانی آیه را تغییر دادم هیچ کس نفهمید ؟ "یا شاید هم می خواستید چند روزی بگذرد بعد بحث تحریف و تغییر قران را پیش بکشید و لینک این آیه را بگذارید و بگویید : " من تغییر دادم ، دیدید که هیچ آبی از آب تکان نخورد ، جلوی چشمتان هم این کار را کردم و نفهمیدید و چه استبعادی دارد در طول هزار و اندی سال این اتفاق بارها افتاده باشد و کسی نفهمیده باشد ؟ "
لابد توقع ندارید با این شمشیری که از رو بسته اید با ادبیات اهل برهان و استدلال با شما بحث شود ، البته همانگونه که دوستان هم فرمودند در اینجا ادبیات صحبت با برخی قالوا سلاماست و نحوه برخورد نیز مروا کراما بهر حال پاسخ ها هم ارائه شده است و هم ارائه خواهد شد و بهتر است شما نیز مراقب غلطهای تایپی تعمدی و غیر تعمدیتان باشید



آرام باشید گرامی!
چه تعمدی؟!
ما که بازگردان پارسی اش را درست نوشته بودیم، آن هم اشتباه تایپی بود که درستش کردیم.

دیگر سخنانتان را هم به داوری خوانندگان می گذارم چون قصد جدل ندارم.
گفته من و شما روشن است.
بگذارید خوانندگان داوری کنند.

بچه با حال
۱۳۸۷/۰۱/۰۵, ۲۳:۰۰
آسمان (بخوانید سقف خیمه) را بر افراشته سپس زمین را فرشی بر آن کرده و از آن جایی که همه می دانیم که فرش، یک چیز گرد و کروی است و اصلا معنی دو بعدی ندارد، می فهمیم که خداوند زمین را کروی آفریده و نه مسطح!...
... چون شما ها نمی دانید!
الله اکبر!
صلوات صلوات!

بزرگوار
اين نحوه گفتگو راه به جايي نمي برد. هو كردن هيچ گاه در نظر يك آدم عاقل پذيرفتني و كار درستي نيست.

فرمايش شما كه آن را با تمسخر هاي فراوان آميخته ايد ، با مغالطه و ... به دل نمي نشيند.

واژه فرشناها كه از ريشه فرش گرفته شده در فرهنگ لغت به معناي زير است :

قاموس قرآن، ج‏5، ص: 160 :

فرش:
گستردن. «فرش الشّى‏ء:
بسطه». وَ الْأَرْضَ فَرَشْناها فَنِعْمَ الْماهِدُونَ ذاريات: 48. زمين را گسترديم بهتر آماده كنندگانيم.



فرهنگ أبجدي عربي-فارسي، متن، ص: 104 :

افْتَرَشَ-
افْتِرَاشاً [فرش‏] الشي‏ءُ: آن چيز گسترده شد

خوب آقاي محترم اين چه ربطي به آنچه كه شما مسخره كرديد دارد:


فرش، یک چیز گرد و کروی است و اصلا معنی دو بعدی ندارد، می فهمیم که خداوند زمین را کروی آفریده و نه مسطح!

خواهش من از شما اينه كه لا اقل براي خودتون احترام قائل بشين.
با هو كردن و تمسخر فضاي بحث رو آلوده نكنين.


باشه ؟
اين قول رو به من مي دين؟‌

سنبلعلی
۱۳۸۷/۰۱/۰۵, ۲۳:۱۲
قوه ي جاذبه (رعد/ 2) و (لقمان/10)


الرعد
اللّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لأَجَلٍ مُّسَمًّى يُدَبِّرُ الأَمْرَ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لَعَلَّكُم بِلِقَاء رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ ﴿2﴾
خدا همان كسي است كه آسمان را - بدون ستوني كه قابل رؤ يت باشد - آفريد سپس بر عرش استيلا يافت (و زمام تدبير جهان را بدست گرفت) و خورشيد و ماه را مسخر ساخت كه هر كدام تا زمان معيني حركت دارند كارها را او تدبير مي‏كند آيات را (براي شما) تشريح مي‏نمايد تا به لقاي پروردگارتان يقين پيدا كنيد.

لقمان
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا وَأَلْقَى فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَابَّةٍ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ ﴿10﴾
آسمانها را بدون ستوني كه قابل رؤ يت باشد آفريد، و در زمين كوههائي افكند تا شما را به لرزه در نياورد، و از هر گونه جنبنده روي آن منتشر ساخت، و از آسمان آبي نازل كرديم، و به وسيله آن در روي زمين انواع گوناگوني از جفتهاي گياهان پر ارزش رويانديم.

می شود گفت که ستون های نادیدنی همان قوه جاذبه هستند، اما من جور دیگری می بینم.
از آنجایی که دیگر نشانه های داده شده از آفرینش آسمان و زمین همگی نادرست و نشانه نا آکاهی نویسنده از ماهیت آن هاست، این گفته هم از این روست که اگر پرسیدند این خیمه ای که سقفش آسمان است (1) و فرشش زمین (2) و در سقفش چراغ هایی (ستاره ها) برای تزیین است (3) و آن سقف اگر دری داشته باشد می شود از آن بالا رفت (4) و ... ستونش کجاست، گفته شود که ستون هایش نادیدنی است.

(1): الأنبياء
و آسمان را سقفى محفوظ قرار داديم و[لى] آنان از [مطالعه در] نشانه‏هاى آن اعراض مى‏كنند (32)

(2): نوح
و خدا زمين را براى شما فرشى [گسترده] ساخت (19)

(3): الملك
و در حقيقت آسمان دنيا را با چراغهايى زينت داديم و آن را مايه طرد شياطين [= قواى مزاحم] گردانيديم و براى آنها عذاب آتش فروزان آماده كرده‏ايم (5)

(4): الحجر
و اگر درى از آسمان بر آنان مى‏گشوديم كه همواره از آن بالا مى‏رفتند (14)

در اینجا به دیگر نادرستی ها مانند حرکت خورشید و ماه در برابر حرکت زمین، کوه ها و زلزله و منشا باران که آسمان است یا از آب های زمین نمی پردازیم.

بچه با حال
۱۳۸۷/۰۱/۰۵, ۲۳:۳۲
وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا ﴿30﴾
و پس از آن زمين را با غلتانيدن گسترد

چه کنم که باز هم نفهمیدم این بیضی بودن از کجا استخراج شد.
اما از این که بگذریم این یکی از خوشگلترین آیه ها در نشان دادن تصور نگارنده قرآن از مسطح بودن آن است که مانند فرش لوله شده ای که می غلتانند و باز می کنند، آفرینش زمین را نیز این گونه بازگو می کند.

البته تنها این یک نمونه نیست.
ببینید:

البقرة
همان [خدايى] كه زمين را براى شما فرشى [گسترده] و آسمان را بنايى [افراشته] قرار داد و از آسمان آبى فرود آورد و بدان از ميوه‏ها رزقى براى شما بيرون آورد پس براى خدا همتايانى قرار ندهيد در حالى كه خود مى‏دانيد (22)

نوح
و خدا زمين را براى شما فرشى [گسترده] ساخت (19)

همان طور كه عرض كردم ،‌ واژه فرش در فرهنگ لغت كه در قرآن نيز همين گونه به كار رفته ،‌ به معناي گستردن است نه فرش كردن. اصلا به فرش هم فرش مي گويند چون آن را مي گسترانند.
براي نمونه مي تونيد موارد زير را مشاهده كنيد:



قاموس قرآن، ج‏5، ص: 160 :

فرش:
گستردن. «فرش الشّى‏ء:
بسطه». وَ الْأَرْضَ فَرَشْناها فَنِعْمَ الْماهِدُونَ ذاريات: 48. زمين را گسترديم بهتر آماده كنندگانيم.



فرهنگ أبجدي عربي-فارسي، متن، ص: 104 :

افْتَرَشَ-
افْتِرَاشاً [فرش‏] الشي‏ءُ: آن چيز گسترده شد

سنبلعلی
۱۳۸۷/۰۱/۰۵, ۲۳:۳۶
درياي شور وشيرين(فاطر/12)


و دو دريا يكسان نيستند اين يك شيرين تشنگى‏زدا [و] نوشيدنش گواراست و آن يك شور تلخ‏مزه است و از هر يك گوشتى تازه مى‏خوريد و زيورى كه آن را بر خود مى‏پوشيد بيرون مى‏آوريد و كشتى را در آن موج‏شكاف مى‏بينى تا از فضل او [روزى خود را] جستجو كنيد و اميد كه سپاس بگزاريد (12)

شما را نمی دانم، ولی من به این گفته که مربوط به دانش دوره پارینه سنگی می شود معجزه نمی گویم.



دريا گهواره ي زندگي (نور/45)

وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاء فَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى بَطْنِهِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى رِجْلَيْنِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاء إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿45﴾
فولادوند: و خداست كه هر جنبنده‏اى را [ابتدا] از آبى آفريد پس پاره‏اى از آنها بر روى شكم راه مى‏روند و پاره‏اى از آنها بر روى دو پا و بعضى از آنها بر روى چهار [پا] راه مى‏روند خدا هر چه بخواهد مى‏آفريند در حقيقت‏خدا بر هر چيزى تواناست
مکارم: و خداوند هر جنبنده‏اي را از آبي آفريد، گروهي از آنها بر شكم خود راه مي‏روند، و گروهي بر دو پاي خود، و گروهي بر چهار پا راه مي‏روند، خداوند هر چه را اراده كند مي‏آفريند، چرا كه خدا بر همه چيز تواناست


1- در هر دو بازگردان گفته از "آبی" و نه از "آب" و این دو متفاوتند.
2- بر فرض پذیرش، این تاییدی است بر نظریه داروین و تکامل طبیعی
3- گویا از دید خداوند جنبندگان تنها آن هایی هستند که یا دو پا هستند و یا چهار پا و بر این اساس ماهیان، مار ها، حلزون ها، پلانکتون ها، هزار پا، مگس و ... از جنبندگان نیستند!



زوجيت يا وجود بارهاي مثبت ومنفي در هر چيز(يس/36)

سُبْحَانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا يَعْلَمُونَ ﴿36﴾
پاك [خدايى] كه از آنچه زمين مى‏روياند و [نيز] از خودشان و از آنچه نمى‏دانند همه را نر و ماده گردانيده است (36)

1- باز آشکار نیست چگونه روییدنی ها و نر و ماده به بار مثبت و منفی ربط داده شده است!
2- نادرستی نر و ماده بودن همه جانداران را پیشتر اشاره کردم. (برخی جانداران دوجنسی نیستند.
3- باز هم به فرض پذیرش نتیجه گیری این دوست، نظر ایشان در باره مثبت و منفی بودن هر چیز نادرست است.

ادامه دارد ...

بچه با حال
۱۳۸۷/۰۱/۰۵, ۲۳:۳۷
شاید بپرسید آیا در جایی هم سخنی از گرد بودن، گوی مانند بودن و امثال آن آمده است؟

پاسخ این است:
هیچ کجا!

بنابراین برما مسلم می شود که خداوند دانای توانا هم (!) به کروی بودن زمین اشاره کرده است!!

در آيات زير در قرآن كريم به كروي ، گرد و گوي بودن زمين اشاره كرده است :

1- «وَاَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ کَانُوا یُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الاَرْضِ وَمَغارِبَها; و مشرق ها و مغرب های پر برکت زمین را به آن قومِ به ضعف کشانده شده (زیر زنجیر ظلم و ستم)، واگذار کردیم!».(1)

2- «رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالاَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا وَ رَبُّ الْمَشَارِقِ; پروردگار آسمانها و زمین آنچه میان آنهاست، و پروردگار مشرق ها!».(2)

3- «فَلا اُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغارِبِ اِنَّا لَقَادِرُونَ; سوگند به پروردگار مشرق ها و مغرب ها که ما قادریم».(3)

توضیح این که: این آیات همگی حاکی از تعدّد مشرق ها و مغرب ها و نقطه طلوع و غروب آفتاب است که لازمه آن کروی بودن زمین می باشد; زیرا بطور مسلّم اگر زمین مسطّح و هموار باشد، برای جهان جز یک مشرق و یک مغرب نخواهد بود و تنها در صورتی کروی بودن زمین، به نسبت انحنای آن، هر نقطه ای دارای مشرق و مغرب جداگانه ای خواهد بود و طلوع خورشید بر جزئی از اجزای آن، ملازم با غروب آن از جزء دیگر است و بنابراین، تعدّد مشرق و مغرب دلالت روشنی بر کروی بودن زمین دارد.
روایات و کروی بودن زمین
از روایاتی که از پیشوایان معصوم ما وارد شده است، به خوبی می توان کروی بودن زمین را استفاده کرد; از آن جمله روایتی است که از امام صادق(علیه السلام) به مضمون زیر نقل شده است:
امام صادق(علیه السلام) فرمود: «در مسافرتی، مردی با من همسفر گردید. او مقیّد بود که نماز مغرب را در تاریکی شب و نماز صبح را در تاریکی کامل (آخر شب) بخواند، امّا من برخلاف او بودم; هر موقع آفتاب غروب می کرد نماز مغرب را می خواندم و هر موقع فجر طلوع می نمود، نماز صبح را به جا می آوردم.
آن شخص از من خواست که من نیز مانند او رفتار کنم و عمل خود را چنین توجیه می کرد: آفتاب پیش از آن که به سرزمین ما طلوع کند، بر دیگران طلوع می نماید و هنگامی که از سرزمین ما ناپدید می شود هنوز بر گروهی دیگر طالع و نور افشان است.
امام صادق(علیه السلام) می فرماید من به او گفتم: وظیفه ما این است که هر موقع آفتاب از افق ما ناپدید شد، نماز مغرب را بخوانیم و نباید در انتظار غروب خورشید از نقاط دیگر باشیم و هر موقع فجر طلوع کرد، بر ماست که نماز صبح را بخوانیم اگر چه خورشید در همان موقع بر نقاط دیگر طالع باشد، چنان که بر مردم همان نقاط لازم است نمازهای خود را موقع طلوع فجر و غروب آفتاب در افق خود انجام دهند.»(4)
این حقیقت را امام(علیه السلام) در حدیث دیگر چنین فرموده است: «إنّمَا عَلَیْکَ مَشْرِقُکَ وَ مَغْرِبُک; تو باید که مشرق و مغرب منطقه خود را ملاک عمل قرار دهی!» و اینها همه به خاطر کرویّت زمین می باشد.
پی نوشت:
1. سوره اعراف، آیه 137
2. سوره صافات، آیه 5
3. سوره معارج، آیه 40
4. وسایل الشیعه، ج 1، ص 237

بچه با حال
۱۳۸۷/۰۱/۰۵, ۲۳:۳۹
دو مرجع پسین از نوشته پیشین از قلم افتاده بود.


الأعراف
وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُواْ يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِي إِسْرَآئِيلَ بِمَا صَبَرُواْ وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُواْ يَعْرِشُونَ ﴿137﴾
و مشرقها و مغربهاي پربركت زمين را به آن قوم تضعيف شده (زير زنجير ظلم و ستم) واگذار كرديم و وعده نيك پروردگارت بر بني اسرائيل، بخاطر صبر و استقامتي كه نشان دادند، تحقق يافت و آنچه فرعونيان (از كاخهاي مجلل مي‏ساختند، و آنچه از باغات داربستدار فراهم ساخته بودند درهم كوبيديم!

این یکی را اگر دلتان خواست به دلایل دوستمان بیفزایید و اگر دلتان خواست به نوشته من در مورد این که بالاخره چند مشرق و مغر داریم.

الشمس
وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا ﴿6﴾
سوگند به زمين و آن كس كه آن را گسترد

این هم پیشتر درباره اش گفتیم.



أَوَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّا نَأْتِي الأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا وَاللّهُ يَحْكُمُ لاَ مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ وَهُوَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ﴿41﴾
فولادوند: آيا نديده‏اند كه ما [همواره] مى‏آييم و از اطراف اين زمين مى‏كاهيم و خداست كه حكم مى‏كند براى حكم او باز دارنده‏اى نيست و او به سرعت‏حسابرسى مى‏كند
مکارم: آيا نديدند كه ما پيوسته از اطراف (و جوانب) زمين كم مي‏كنيم (جامعه‏ها، تمدنها و دانشمندان تدريجا از ميان مي‏روند) و خداوند حكومت مي‏كند و هيچكس را ياراي جلوگيري يا رد احكام او نيست، و او سريع الحساب است.


پیدا کنید پرتقال فروش را!

پاسخ و نحوه دلالت در پست قبلي داده شد.

سنبلعلی
۱۳۸۷/۰۱/۰۵, ۲۳:۴۰
دوست عزيزم من برداشتم از اين فرمايش شما

اينه كه قبول كردين به صورت علمي با هم گفتگو كنيم و تمسخر و تيكه پروني رو كنار بذاريم.

درسته ؟


آری

سنبلعلی
۱۳۸۷/۰۱/۰۵, ۲۳:۴۴
در آيات زير در قرآن كريم به كروي ، گرد و گوي بودن زمين اشاره كرده است :


1- «وَاَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ کَانُوا یُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الاَرْضِ وَمَغارِبَها; و مشرق ها و مغرب های پر برکت زمین را به آن قومِ به ضعف کشانده شده (زیر زنجیر ظلم و ستم)، واگذار کردیم!».(1)

2- «رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالاَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا وَ رَبُّ الْمَشَارِقِ; پروردگار آسمانها و زمین آنچه میان آنهاست، و پروردگار مشرق ها!».(2)

3- «فَلا اُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغارِبِ اِنَّا لَقَادِرُونَ; سوگند به پروردگار مشرق ها و مغرب ها که ما قادریم».(3)

توضیح این که: این آیات همگی حاکی از تعدّد مشرق ها و مغرب ها و نقطه طلوع و غروب آفتاب است که لازمه آن کروی بودن زمین می باشد; زیرا بطور مسلّم اگر زمین مسطّح و هموار باشد، برای جهان جز یک مشرق و یک مغرب نخواهد بود و تنها در صورتی کروی بودن زمین، به نسبت انحنای آن، هر نقطه ای دارای مشرق و مغرب جداگانه ای خواهد بود و طلوع خورشید بر جزئی از اجزای آن، ملازم با غروب آن از جزء دیگر است و بنابراین، تعدّد مشرق و مغرب دلالت روشنی بر کروی بودن زمین دارد.
روایات و کروی بودن زمین
از روایاتی که از پیشوایان معصوم ما وارد شده است، به خوبی می توان کروی بودن زمین را استفاده کرد; از آن جمله روایتی است که از امام صادق(علیه السلام) به مضمون زیر نقل شده است:
امام صادق(علیه السلام) فرمود: «در مسافرتی، مردی با من همسفر گردید. او مقیّد بود که نماز مغرب را در تاریکی شب و نماز صبح را در تاریکی کامل (آخر شب) بخواند، امّا من برخلاف او بودم; هر موقع آفتاب غروب می کرد نماز مغرب را می خواندم و هر موقع فجر طلوع می نمود، نماز صبح را به جا می آوردم.
آن شخص از من خواست که من نیز مانند او رفتار کنم و عمل خود را چنین توجیه می کرد: آفتاب پیش از آن که به سرزمین ما طلوع کند، بر دیگران طلوع می نماید و هنگامی که از سرزمین ما ناپدید می شود هنوز بر گروهی دیگر طالع و نور افشان است.
امام صادق(علیه السلام) می فرماید من به او گفتم: وظیفه ما این است که هر موقع آفتاب از افق ما ناپدید شد، نماز مغرب را بخوانیم و نباید در انتظار غروب خورشید از نقاط دیگر باشیم و هر موقع فجر طلوع کرد، بر ماست که نماز صبح را بخوانیم اگر چه خورشید در همان موقع بر نقاط دیگر طالع باشد، چنان که بر مردم همان نقاط لازم است نمازهای خود را موقع طلوع فجر و غروب آفتاب در افق خود انجام دهند.»(4)
این حقیقت را امام(علیه السلام) در حدیث دیگر چنین فرموده است: «إنّمَا عَلَیْکَ مَشْرِقُکَ وَ مَغْرِبُک; تو باید که مشرق و مغرب منطقه خود را ملاک عمل قرار دهی!» و اینها همه به خاطر کرویّت زمین می باشد.
پی نوشت:
1. سوره اعراف، آیه 137
2. سوره صافات، آیه 5
3. سوره معارج، آیه 40
4. وسایل الشیعه، ج 1، ص 237

خیر، این ها نمی تواند دلیل باشد.
چرا که:
1- با فرض مسطح بودن زمین و گردش خورشید به دور آن (آنچنان که از قرآن بر می آید) نیز می توان چند شرق و غرب تصور نمود و این دو تناقضی با هم ندارند.

2- دیگر قراین در قرآن (مانند گستردن زمین) دلالت بر مسطح بودن زمین دارند.

بچه با حال
۱۳۸۷/۰۱/۰۵, ۲۳:۵۳
وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا ﴿7﴾

و كوهها را [چون] ميخهايى [نگذاشتيم]

باز هم ما نفهمیدیم بالاخره کوه ها میخ هستند یا مانند ابر روانند!

اگر قصد پاسخگویی به یک یک گفته های این دوستمان نبود، همین گفته را با گفته زیرین نشانه دوگانگی آشکار می آوردم:

النمل
وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ ﴿88﴾
و كوهها را مى‏بينى [و] مى‏پندارى كه آنها بى‏حركتند و حال آنكه آنها ابرآسا در حركتند [اين] صنع خدايى است كه هر چيزى را در كمال استوارى پديد آورده است در حقيقت او به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است (88)

وانگهی،
ما تا کنون گمان می کردیم که کوه ها جایگاه های بی ثباتی و کانون های زلزله و کنش های زمین شناسی اند!!
حتما اشتباه می کردیم!


علاوه بر آياتي كه شما دوست عزيز ذكر كرديد آيات ديگري نيز درباره كوه ها در قرآن كريم وجود دارد . در مقاله زير كه خلاصه اي از مقاله دكتر محمد علي رضايي است پاسخ شما دوست خوبم داده شده است:


قرآن مجيد در سوره‌هاي متعددي درباره آفرينش کوه‌ها سخن گفته و راز خلقت و اسرار وجود آن‌ها را با تعبيرات گوناگوني بيان کرده است. از بين رازها و حکمت‌هاي آفرينش کوه‌ها، بيش‌تر روي استقرار و آرامشي که در پرتو کوه‌ها نصيب ساکنان زمين شده است، تکيه کرده و وجود آن‌ها را مانع از پديد آمدن حرکات ناموزون و اضطراب و نوسان معرفي مي‌نمايد. قرآن مجيد در سوره‌هاي گوناگون با عبارات متعدد مي‌فرمايد: وَأَلْقَي فِي الأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ نحل/15؛ و در زمين كوه‌هايي استوار افكند تا شما را نجنباند.

و گاهي اين حقيقت را به عبارت ديگر بيان کرده و مي‌فرمايد: وَالْجِبَالَ أَوْتَاداً نبأ/7؛ و كوه‌ها را [چون] ميخ‌هايي [نگذاشتيم؟!].

براي روشن شدن مفهوم اين آيات لازم است تا عوامل لرزش زمين را بدانيم.

عوامل لرزش و اضطراب زمين:

1. حركات زمين: کره زمين، چهارده تا شانزده حرکت مختلف دارد.که بعضي مربوط به داخل زمين است و تعدادي نسبت به کرات ديگر است. سه حركت اصلي زمين عبارت است از:

الف: حرکت وضعي (دوراني):زمين در هر شبانه‌روز يک بار از مغرب به مشرق دور محور خود مي‌چرخد و شب و روز به وجود مي‌آيد. سرعت اين حرکت دوراني در مدار استوا، در هر ساعت 1666 کيلومتر و در هر ثانيه 461 متر است. اما هر چه به قطبين نزديک شويم، از مقدار آن کاسته مي‌شود.

ب: حرکت انتقالي: زمين با حرکت انتقالي خود که سرعت آن 170 هزار کيلومتر در ساعت است، به دور خورشيد مي‌چرخد.

ج: حرکت هليسي:چون منظومه شمسي در هر ثانيه 20 کيلومتر در فضا و به مقصد نامعلومي به دنبال ستاره «وگا» حرکت مي‌کند،کره زمين مجبور است سرعت حرکات وضعي و انتقالي خود را چنان ترتيب دهد تا از اين کاروان عقب نماند و پيش‌روي نيز نكند.سرعت اين حرکت در روز اول تير ماه، ثانيه‌اي 28900 کيلومتر و در اول دي ماه 30 هزار کيلومتر است.

به طور مسلم اين حرکات سريع كره زمين باعث ايجاد گرماي شديدي مي‌شود كه بر اثر تماس با مولکول‌هاي هوا رخ مي‌دهد كه اين گرما براي حيات در كره زمين مشكل‌ساز است. اما اين مشکل در صورتي پيش مي‌آيد که هواي مجاور زمين، همراه آن حرکت نکند. بنا بر اين لازم است كه هوا نيز مانند زمين حركت كند. براي اين كار وجود کوه‌ها و پستي و بلندي‌هاي زمين، نقش مؤثري دارند. زيرا فواصل کوه‌ها و پستي و بلندي‌هاي آن، قشر جامد زمين را به صورت سرزمين شخم‌زده درآورده است. هوا در ميان کوه‌ها حبس شده و پستي و بلندي‌هاي مختلف اين هوا را در داخل خود نگاه مي‌دارد. هنگام حرکت زمين، هواي داخل اين فرو رفتگي‌ها، با آن حرکت مي‌کند و هر دو در مسير واحدي پاياپاي يک‌ديگر به گردش خود ادامه مي‌دهند. شايد اين آيه: وَأَلْقَي فِي الأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ نحل/15؛ و در زمين كوه‌هايي استوار افكند تا شما را نجنباند. اشاره به اين راز بزرگ باشد که در سايه کوه‌ها به وجود مي‌آيد.

2. جاذبه ماه: ممکن است که اين حرکات ناموزون که کوه‌ها مانع از بروز آن است به خاطر جاذبه نيرومند ماه باشد. جاذبه‌اي که مي‌تواند در پوسته زمين جذر و مدي مانند آن‌چه در دريا رخ مي‌دهد، ايجاد کند و همواره در حرکت و اضطراب باشد. ولي كوه‌ها مانع از بروز اين نوع از حرکات ناموزون، مي‌شوند. زيرا کوه‌ها حکم يک زره محکم را دارند که دور تا دور زمين را احاطه کرده است و با توجه به ارتباط و پيوندي که از زير به هم دارند هم چون حفاظ محكمي زمين را حفظ مي‌كنند. اگر اين شبکه نيرومند کوه، زمين را نپوشانده بود و پوسته روي زمين از قشري نرم و لطيف مانند خاک و شن تشکيل شده بود، به آساني تحت تأثير جاذبه نيرومند ماه واقع مي‌شد و حرکات ناموزوني مانند جزر و مد درياها در آن به وجود مي‌آمد. شاهد بر اين مدعا اين است كه اكنون با اين‌که قشر محكمي پوسته زمين را پوشانده، باز هم حرکات خفيف در آن مشاهده مي‌شود وهر بار حدود 15 سانتي‌متر پوسته زمين به تدريج بالا و پايين مي‌رود.

3. مواد مذاب: يكي ديگر از عوامل اين لرزش‌ها مواد مذابي است که هسته مرکزي زمين را تشکيل مي‌دهد. دل زمين مملو از گازهاي متراکمي است که با شدت هر چه تمام‌تر بر آن فشار وارد مي‌کند. زلزله‌هاي زيادي که خسارت‌هاي جبران‌ناپذيري به وجود ميآورد به عقيده گروهي از دانشمندان، نتيجه حرارت مواد مذاب و گازهاي دروني است که با شدت خارج مي‌شوند.

در اين صحنه متلاطم يگانه عاملي که مانع متلاشي شدن قطعات زمين مي‌شود، همان کوه‌هاست. ريشه‌هاي کوه‌هاي سنگين که در اعماق زمين فرو رفته و قطعات زمين را در بر گرفته، به‌سان ميخ‌هاست که قطعات تخته را به هم متصل مي‌سازد و از انفکاک و جدايي آن جلوگيري مي‌کند. شايد آيه وَالْجِبَالَ أَوْتَاداً نبأ/7؛ اشاره به همين حقيقت باشد که بيان گرديد.

اميرمؤمنان علي عليه‌السلام در ستايش و بيان عظمت آفرينش چنين مي‌فرمايد: و وَتَّدَ بالصُّخورِ ميدان أَرضِه؛ و به وسيله کوه‌ها اضطراب و لرزش زمين را به آرامش تبديل کرد. و در جاي ديگر مي‌فرمايد: و عَدَلَ حرکتِها بالسَّيّارات مِن جَلا ميدِها؛ و حرکات زمين را با صخره‌هاي عظيم و قله کوه‌هاي بلند نظم داد.

در آيه أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَاداً نبأ/6؛ آيا زمين را گهواره‏اي نگردانيديم؟ قرآن، زمين را به گهواره‌اي تشبيه نموده که قطعات آن به وسيله کوه‌ها به هم پيوسته‌اند و سنگيني آن‌ها باعث اعتدال حرکات آن شده است، به طوري که در عين حرکت، آرام است. در آيه بعد وَالْجِبَالَ أَوْتَاداً نبأ/7، ضمن تشبيه کوه‌ها به ميخ، به ريشه‌هاي آن‌ها اشاره مي‌نمايد و اين نيز از آيات علمي و اعجاز قرآن است. زيرا تا يک قرن پيش دانشمندان کوه‌ها را توده‌هاي سنگي عظيمي مي‌پنداشتند که مانند تپه‌هاي مصنوعي روي زمين ريخته شده‌اند، ولي دانشمندان اخيراً پي برده‌اند که قسمت عمده هر کوهي ،زير سطح زمين قرار دارد.

ذوالفقار
۱۳۸۷/۰۱/۰۵, ۲۳:۵۵
کپی پیست که مشکی را حل نمی کند
من هم می توانم در تمام مواردی که فرموده اید تفاسیر را کیی پیست کنم و جالب این که مفسران از قدیم الایام به همه این موارد پاسخهای مناسبی داده اند
حالا اگر کسی کتابی که حاوی پرسش و پاسخ است را فقط سوالاتش را کپی و نقل کند هنر زیادی نکرده

ذوالفقار
۱۳۸۷/۰۱/۰۶, ۰۰:۰۸
وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاء فَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى بَطْنِهِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى رِجْلَيْنِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاء إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿45﴾
فولادوند: و خداست كه هر جنبنده‏اى را [ابتدا] از آبى آفريد پس پاره‏اى از آنها بر روى شكم راه مى‏روند و پاره‏اى از آنها بر روى دو پا و بعضى از آنها بر روى چهار [پا] راه مى‏روند خدا هر چه بخواهد مى‏آفريند در حقيقت‏خدا بر هر چيزى تواناست
مکارم: و خداوند هر جنبنده‏اي را از آبي آفريد، گروهي از آنها بر شكم خود راه مي‏روند، و گروهي بر دو پاي خود، و گروهي بر چهار پا راه مي‏روند، خداوند هر چه را اراده كند مي‏آفريند، چرا كه خدا بر همه چيز تواناست


1- در هر دو بازگردان گفته از "آبی" و نه از "آب" و این دو متفاوتند.
2- بر فرض پذیرش، این تاییدی است بر نظریه داروین و تکامل طبیعی
3- گویا از دید خداوند جنبندگان تنها آن هایی هستند که یا دو پا هستند و یا چهار پا و بر این اساس ماهیان، مار ها، حلزون ها، پلانکتون ها، هزار پا، مگس و ... از جنبندگان نیستند!


سُبْحَانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْوَاجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا يَعْلَمُونَ ﴿36﴾
پاك [خدايى] كه از آنچه زمين مى‏روياند و [نيز] از خودشان و از آنچه نمى‏دانند همه را نر و ماده گردانيده است (36)

1- باز آشکار نیست چگونه روییدنی ها و نر و ماده به بار مثبت و منفی ربط داده شده است!
2- نادرستی نر و ماده بودن همه جانداران را پیشتر اشاره کردم. (برخی جانداران دوجنسی نیستند.
3- باز هم به فرض پذیرش نتیجه گیری این دوست، نظر ایشان در باره مثبت و منفی بودن هر چیز نادرست است.

ادامه دارد ...

1- گویا به جمله یمشی علی بطنه دقت نکرده اید
2- در ترجمه آیه چرا به سایر ترجمه ها مراجعه نکرده اید
3- حصر اضافی در آیه سبحان الذی .... مشهود است زیرا بوجود آمده موجودات غالبا از همان راههای است که آیه فرموده است.
4-
الف : زوجيتى كه در قرآن مطرح شده تنها به معناى اين نيست كه همه اشيا از نر و ماده تشكيل شده و به وجود آمده اند، بلكه اغلب مفسّران «زوج» را به معناى نوع و صنف و «ازواج» را به معناى انواع و اصناف گرفته اند و آيه شريف «وَ مِن كُلِّ شَىْء خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ;(ذاريات،49) را چنين معنا كرده اند كه خداوند عالم مى فرمايد: موجودات اين جهان به صورت زوج زوج درآمده است، مانند «شب و روز»، «نور و ظلمت»، «دريا و صحرا»، «خورشيد و ماه» «نبات و حيوان»، «نر و ماده» و... ملاحظه مى كنيد كه مفسران حدود ده قرن پيش و حتى پيش تر، بى آن كه اشكال شما را ـ مبنى بر اين كه نر و مادگى به عنوان يك قانون كلّى در گياهان و حيوانات وجود ندارد ـ ديده باشند، «زوج» را بنا به اقتضاى كلام عرب بر اصناف و انواع حمل كرده اند. البته در زبان فارسى «زوجين» پيش تر بر «نر و ماده» اطلاق مى شود، ولى حتّى در زبان فارسى هم هميشه چنين نيست، بلكه هر چيزى كه به دو قسم مشابه تقسيم شود را زوج گويند مانند اعداد زوج و مانند آن.•
ب : بر فرض كه مقصود از قرآن كريم از «زوجين» نر و مادگى باشد، ولى اين كه بر اساس يك سرى نظريات علمى اين مطلب ادعا شده باشد كه برخى حيوانات و گياهان در تكثير خود محتاج نر و ماده نيستند، نمى تواند با آيه قرآن مقابله و معارضه كند، چرا كه ممكن است با پيشرفت علم درباره همين گياهان و حيوانات موردنظر، تجديد نظر شود و كشف شود كه اين ها نيز به گونه اى مرموز و اسرارآميز، از راه نر و مادگى تكثير مى شوند كه با پيشرفت دستگاه هاى علمى ممكن است آن روابط مرموز كشف شود كه با دستگاه هاى موجود كشف پذير و ديدنى نباشد، چنان كه تا پيش از اين دانشمندان معتقد بودند كه مسئله زوجيت در دنياى گياهان و حيوانات ـ دقيقا از راه نر و مادگى ـ به عنوان يك قانون عمومى و فراگير است كه از جمله آنان «لينه» دانشمند و گياه شناس معروف سوئدى ـ قرن هيجدهم ميلادى ـ را مى توان نام برد.•

بچه با حال
۱۳۸۷/۰۱/۰۶, ۰۰:۳۶
خیر، این ها نمی تواند دلیل باشد.
چرا که:
1- با فرض مسطح بودن زمان و گردش خورشید به دور آن (آنچنان که از قرآن بر می آید) نیز می توان چند شرق و غرب تصور نمود و این دو تناقضی با هم ندارند.

2- دیگر قراین در قرآن (مانند گستردن زمین) دلالت بر مسطح بودن زمین دارند.

كلي فكر كردم كه منظور شما از مسطح بودن زمان چيه . ظاهرا همون زمينه كه اشتباها تايپ شده . من اين طور برداشت مي كنم. اگر طور ديگري بود ، به من تذكر دهيد.

پاسخ :‌

1- دوست خوبم در فارسي واژه چند هر عددي را شامل مي شود كه حداقل آن دو است و حداكثر هم هر چه كه تصور كني. اما در عربي اين گونه نيست و الحمدلله خودتان بهتر مي دانيد. در فرض مسطح بودن بايد مشرقان و مغربان مي گفت اما گفته مشارق و مغارب . اين صيغه جمع در عربي هم بر بيش از سه عدد دلالت مي كند.

2- قرينه اي كه به كمك اين معنا مي آيد ، رواياتي بود كه آوردم . در روايت امام صادق عليه السلام فرموده بود:‌تو بايد مشرق و مغرب منطقه خودت را ملاك قرار بدهي. (و شما فرض كن اين همه آدم و بعد هم اين همه مشرق و مغرب را)

3- دليل ديگر اين كه در آيه زير امده است :
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى وَأَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ﴿لقمان: ٢٩﴾ (javascript:void(0))
آیا ندانسته ای که خدا شب را در روز فرو می برد و روز را در شب فرو می برد، و خورشید و ماه را مسخّر و رام کرده است که هر کدام تا مدتی معین روانند؛ و یقیناً خدا به آنچه انجام می دهید، آگاه است.
فرو بردن شب در روز و بالعكس به اين معناست كه شب آهسته و به تدريج به به روز تبديل مي شود و بر عكس. اين پديده نيز صرفا زماني رخ مي دهد كه زمين كروي باشد. اگر زمين مسطح باشد اين تبديل ناگهاني صورت مي گيرد.

4- دليل ديگر آيات 27 و 28 سوره نازعات است : ءَ أَنتُمْ أَشدُّ خَلْقاً أَمِ السمَاءُ بَنَاهَا(27) رَفَعَ سمْكَهَا فَسوَّاهَا(28) :
در آيه بيست و هشتم واژه سواها آمده است. در حقيقت تسويه در اين آيه اشاره اى است به فاصله مساوى اجزاى اين سقف(سمك) نسبت به مركز اصلى يعنى زمين و اين بدون كرويت ممكن نيست .

بچه با حال
۱۳۸۷/۰۱/۰۶, ۰۰:۴۳
اين هم لينك مقاله كامل دكتر رضايي در مورد كوه ها ، آياتي كه در مورد كوه ها در قرآن اومده و نكات علمي كه داره . (http://www.iska.ir/LectureBodyDesc.asp?ProdID=56)

saeed623
۱۳۸۷/۰۱/۰۷, ۰۹:۱۴
در يازدهم سپتامبر 2001ميلادي چند هواپيما با برجهاي دوقلوي نيويورك در خيابان جرف هار با طبقه 109 آن اصابت مي كند كه اين امر موجب بوجود آمدن تشنج هاي سياسي واقتصادي و اجتماعي شد و نشان داد بنيا نهاي چپاول و غارتگري سست و بي پايه مي باشد ؛ كه خداوند سبحان 1400 سال پيش توسط پيامبر خود در قرآن كريم به اين موضوع اشاره مي كند.[/font]
سوره توبه ؛ جزء 11 و سوره 9 قرآن كريم مي باشد. روز حا دثه : 11/9/2001
كلمه 2001 آن جرف هار مي باشد. محل برج : خيابان جرف هار
[/font]


باسلام و آرزوي موفقيت براي شما كاربرگرامي
درمورد يازده سپتامبر قبلا هم اشاره كرده ايم اينجا رو ببينيد (http://www.askquran.ir/showpost.php?p=2357&postcount=1)
در مورد اعجاز رياضي هم مطالبي چند قبلا آورده ام بهتر است اين مطالب را ببينيد كه نقد بسيار جدي نسبت به آن ها داريم
اما در اين تاپيك تنها به اعجاز علمي قرآن خواهيم پرداخت اينجا را ببينيد (http://www.askquran.ir/showpost.php?p=2954&postcount=3)
همينطور اين تاپيك را ببنيد (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=874)

سنبلعلی
۱۳۸۷/۰۱/۰۷, ۱۱:۲۵
علاوه بر آياتي كه شما دوست عزيز ذكر كرديد آيات ديگري نيز درباره كوه ها در قرآن كريم وجود دارد . در مقاله زير كه خلاصه اي از مقاله دكتر محمد علي رضايي است پاسخ شما دوست خوبم داده شده است:


قرآن مجيد در سوره‌هاي متعددي درباره آفرينش کوه‌ها سخن گفته و راز خلقت و اسرار وجود آن‌ها را با تعبيرات گوناگوني بيان کرده است. از بين رازها و حکمت‌هاي آفرينش کوه‌ها، بيش‌تر روي استقرار و آرامشي که در پرتو کوه‌ها نصيب ساکنان زمين شده است، تکيه کرده و وجود آن‌ها را مانع از پديد آمدن حرکات ناموزون و اضطراب و نوسان معرفي مي‌نمايد. قرآن مجيد در سوره‌هاي گوناگون با عبارات متعدد مي‌فرمايد: وَأَلْقَي فِي الأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ نحل/15؛ و در زمين كوه‌هايي استوار افكند تا شما را نجنباند.

و گاهي اين حقيقت را به عبارت ديگر بيان کرده و مي‌فرمايد: وَالْجِبَالَ أَوْتَاداً نبأ/7؛ و كوه‌ها را [چون] ميخ‌هايي [نگذاشتيم؟!].

براي روشن شدن مفهوم اين آيات لازم است تا عوامل لرزش زمين را بدانيم.

عوامل لرزش و اضطراب زمين:

1. حركات زمين: کره زمين، چهارده تا شانزده حرکت مختلف دارد.که بعضي مربوط به داخل زمين است و تعدادي نسبت به کرات ديگر است. سه حركت اصلي زمين عبارت است از:

الف: حرکت وضعي (دوراني):زمين در هر شبانه‌روز يک بار از مغرب به مشرق دور محور خود مي‌چرخد و شب و روز به وجود مي‌آيد. سرعت اين حرکت دوراني در مدار استوا، در هر ساعت 1666 کيلومتر و در هر ثانيه 461 متر است. اما هر چه به قطبين نزديک شويم، از مقدار آن کاسته مي‌شود.

ب: حرکت انتقالي: زمين با حرکت انتقالي خود که سرعت آن 170 هزار کيلومتر در ساعت است، به دور خورشيد مي‌چرخد.

ج: حرکت هليسي:چون منظومه شمسي در هر ثانيه 20 کيلومتر در فضا و به مقصد نامعلومي به دنبال ستاره «وگا» حرکت مي‌کند،کره زمين مجبور است سرعت حرکات وضعي و انتقالي خود را چنان ترتيب دهد تا از اين کاروان عقب نماند و پيش‌روي نيز نكند.سرعت اين حرکت در روز اول تير ماه، ثانيه‌اي 28900 کيلومتر و در اول دي ماه 30 هزار کيلومتر است.

به طور مسلم اين حرکات سريع كره زمين باعث ايجاد گرماي شديدي مي‌شود كه بر اثر تماس با مولکول‌هاي هوا رخ مي‌دهد ...

2. جاذبه ماه: ممکن است که اين حرکات ناموزون که کوه‌ها مانع از بروز آن است به خاطر جاذبه نيرومند ماه باشد. جاذبه‌اي که مي‌تواند در پوسته زمين جذر و مدي مانند آن‌چه در دريا رخ مي‌دهد، ايجاد کند و همواره در حرکت و اضطراب باشد. ولي كوه‌ها مانع از بروز اين نوع از حرکات ناموزون، مي‌شوند. زيرا کوه‌ها حکم يک زره محکم را دارند که دور تا دور زمين را احاطه کرده است و با توجه به ارتباط و پيوندي که از زير به هم دارند هم چون حفاظ محكمي زمين را حفظ مي‌كنند. اگر اين شبکه نيرومند کوه، زمين را نپوشانده بود و پوسته روي زمين از قشري نرم و لطيف مانند خاک و شن تشکيل شده بود، به آساني تحت تأثير جاذبه نيرومند ماه واقع مي‌شد و حرکات ناموزوني مانند جزر و مد درياها در آن به وجود مي‌آمد. شاهد بر اين مدعا اين است كه اكنون با اين‌که قشر محكمي پوسته زمين را پوشانده، باز هم حرکات خفيف در آن مشاهده مي‌شود وهر بار حدود 15 سانتي‌متر پوسته زمين به تدريج بالا و پايين مي‌رود.

3. مواد مذاب: يكي ديگر از عوامل اين لرزش‌ها مواد مذابي است که هسته مرکزي زمين را تشکيل مي‌دهد. دل زمين مملو از گازهاي متراکمي است که با شدت هر چه تمام‌تر بر آن فشار وارد مي‌کند. زلزله‌هاي زيادي که خسارت‌هاي جبران‌ناپذيري به وجود ميآورد به عقيده گروهي از دانشمندان، نتيجه حرارت مواد مذاب و گازهاي دروني است که با شدت خارج مي‌شوند.

در اين صحنه متلاطم يگانه عاملي که مانع متلاشي شدن قطعات زمين مي‌شود، همان کوه‌هاست. ريشه‌هاي کوه‌هاي سنگين که در اعماق زمين فرو رفته و قطعات زمين را در بر گرفته، به‌سان ميخ‌هاست که قطعات تخته را به هم متصل مي‌سازد و از انفکاک و جدايي آن جلوگيري مي‌کند. شايد آيه وَالْجِبَالَ أَوْتَاداً نبأ/7؛ اشاره به همين حقيقت باشد که بيان گرديد.

اميرمؤمنان علي عليه‌السلام در ستايش و بيان عظمت آفرينش چنين مي‌فرمايد: و وَتَّدَ بالصُّخورِ ميدان أَرضِه؛ و به وسيله کوه‌ها اضطراب و لرزش زمين را به آرامش تبديل کرد. و در جاي ديگر مي‌فرمايد: و عَدَلَ حرکتِها بالسَّيّارات مِن جَلا ميدِها؛ و حرکات زمين را با صخره‌هاي عظيم و قله کوه‌هاي بلند نظم داد.

در آيه أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَاداً نبأ/6؛ آيا زمين را گهواره‏اي نگردانيديم؟ قرآن، زمين را به گهواره‌اي تشبيه نموده که قطعات آن به وسيله کوه‌ها به هم پيوسته‌اند و سنگيني آن‌ها باعث اعتدال حرکات آن شده است، به طوري که در عين حرکت، آرام است. در آيه بعد وَالْجِبَالَ أَوْتَاداً نبأ/7، ضمن تشبيه کوه‌ها به ميخ، به ريشه‌هاي آن‌ها اشاره مي‌نمايد و اين نيز از آيات علمي و اعجاز قرآن است. زيرا تا يک قرن پيش دانشمندان کوه‌ها را توده‌هاي سنگي عظيمي مي‌پنداشتند که مانند تپه‌هاي مصنوعي روي زمين ريخته شده‌اند، ولي دانشمندان اخيراً پي برده‌اند که قسمت عمده هر کوهي ،زير سطح زمين قرار دارد.




خیلی علمی بود!
این آقای دکتر (در نمی دانم چه) این دانش یگانه را از کجا آورده اند؟!



به طور مسلم اين حرکات سريع كره زمين باعث ايجاد گرماي شديدي مي‌شود كه بر اثر تماس با مولکول‌هاي هوا رخ مي‌دهد ...


1- روشن است که ایشان از گردش زمین چیزی بیش از قرآن نمی دانند!
به ایشان بفرمایید هیچگاه دوپای خود را از روی زمین با هم بلند نکنند چون با این نظریه ممکن است زمین زیر پایشان بچرخد و ایشان چندین متر به غرب پرتاب شوند!!

2- به فرض پذیرش این نظر نادرست، ایشان گویا از ماهیت اصطکاک نیز هیچ نمی دانند.
برای آگاهی ایشان و دیگر خوانندگان (ی که احیانا مانند ایشان می اندیشند)، هنگام سایش دو چیز بر روی یکدیگر (در اینجا هوا و سطح زمین) هرچه خلل و فرج آن سطوح بیشتر باشد، اصطکاک بیشتر بوده و گرمای بیشتری پدید می آید.
گرفتاری مهندسان این است که چگونه برای کاهش هدر رفتن انرژی (به شکل گرما) در سطوح دارای اصطکاک، این سطوح را صیقلی تر کنند، نه این که برجستگی های اضافی بر روی آن پدید آورند!!

از این رو بودن کوه ها در این نظریه (نادرست)، بوارونه موجب گرمای بیشتر زمین می گردد.

به (b) در تصویر زیر نگاه کنید:

http://www.physics.leidenuniv.nl/sections/cm/ip/projects/nano-tribo/tribology_files/in2.gif



زيرا کوه‌ها حکم يک زره محکم را دارند که دور تا دور زمين را احاطه کرده است و با توجه به ارتباط و پيوندي که از زير به هم دارند هم چون حفاظ محكمي زمين را حفظ مي‌كنند. اگر اين شبکه نيرومند کوه، زمين را نپوشانده بود و پوسته روي زمين از قشري نرم و لطيف مانند خاک و شن تشکيل شده بود، به آساني تحت تأثير جاذبه نيرومند ماه واقع مي‌شد و حرکات ناموزوني مانند جزر و مد درياها در آن به وجود مي‌آمد


عجب!
پدر جان!
هر گردی گردو نیست!
شاید هر کوهی از سنگ باشد، ولی هر سنگی کوه نیست!
کوه ها بیشترشان برآمده از جنبش پوسته زمین (صفحات تکتونیک) هستند و برخی نیز از گدازه های آتشفشانی ساخته شده اند.
بنابراین کوه ها تکه سنگ های بزرگی نیستند که خداوند برای محکم نگه داشتن زمین آن ها را یک هویی آفریده باشد!
به کتاب های زمین شناسی دبیرستان مراجعه فرمایید، جناب دکتر.

http://www.scienceclarified.com/images/uesc_08_img0459.jpg

فزون بر این گویا ایشان نمی دانند که بیشتر همین شن و خاک نرم از فرسایش کوه ها پدید آمده اند و خدواند آن ها را یک هویی نیافریده است!



در اين صحنه متلاطم يگانه عاملي که مانع متلاشي شدن قطعات زمين مي‌شود، همان کوه‌هاست. ريشه‌هاي کوه‌هاي سنگين که در اعماق زمين فرو رفته و قطعات زمين را در بر گرفته، به‌سان ميخ‌هاست که قطعات تخته را به هم متصل مي‌سازد و از انفکاک و جدايي آن جلوگيري مي‌کند.


نادرست است.
همان.



ولي دانشمندان اخيراً پي برده‌اند که قسمت عمده هر کوهي ،زير سطح زمين قرار دارد.


عجب!
اخیرا؟! کجا؟
نکند منظور ایشان کوه های یخ بوده؟ که آن هم اخیرا نبوده!

سنبلعلی
۱۳۸۷/۰۱/۰۷, ۱۲:۲۲
کپی پیست که مشکی را حل نمی کند
من هم می توانم در تمام مواردی که فرموده اید تفاسیر را کیی پیست کنم و جالب این که مفسران از قدیم الایام به همه این موارد پاسخهای مناسبی داده اند
حالا اگر کسی کتابی که حاوی پرسش و پاسخ است را فقط سوالاتش را کپی و نقل کند هنر زیادی نکرده
1- کپی پیست یا هر چه!
شما هم از هر کجا که دوست داشتید کپی پیست کنید.

2- به جز متن قرآن که برای پیشگیری از سفسته ملا لغتی عینا کپی کردم کدامش کپی بود؟
تازه همان هم در یک جا اشتباه کوچکی شد که فریاد و فغان بر اسمان رفت که قرآن را تحریف کردید و چه و چه!
3- برای پیشگیری از ترفند شناخته شده برخی در انحراف موضوع، از این پس پاسخ پارازیت ها داده نخواهد شد.






كلي فكر كردم كه منظور شما از مسطح بودن زمان چيه . ظاهرا همون زمينه كه اشتباها تايپ شده . من اين طور برداشت مي كنم. اگر طور ديگري بود ، به من تذكر دهيد.


پاسخ :‌


1- دوست خوبم در فارسي واژه چند هر عددي را شامل مي شود كه حداقل آن دو است و حداكثر هم هر چه كه تصور كني. اما در عربي اين گونه نيست و الحمدلله خودتان بهتر مي دانيد. در فرض مسطح بودن بايد مشرقان و مغربان مي گفت اما گفته مشارق و مغارب . اين صيغه جمع در عربي هم بر بيش از سه عدد دلالت مي كند.


2- قرينه اي كه به كمك اين معنا مي آيد ، رواياتي بود كه آوردم . در روايت امام صادق عليه السلام فرموده بود:‌تو بايد مشرق و مغرب منطقه خودت را ملاك قرار بدهي. (و شما فرض كن اين همه آدم و بعد هم اين همه مشرق و مغرب را)


3- دليل ديگر اين كه در آيه زير امده است :
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى وَأَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ﴿لقمان: ٢٩﴾ (http://javascript<b></b>:void(0))
آیا ندانسته ای که خدا شب را در روز فرو می برد و روز را در شب فرو می برد، و خورشید و ماه را مسخّر و رام کرده است که هر کدام تا مدتی معین روانند؛ و یقیناً خدا به آنچه انجام می دهید، آگاه است.
فرو بردن شب در روز و بالعكس به اين معناست كه شب آهسته و به تدريج به به روز تبديل مي شود و بر عكس. اين پديده نيز صرفا زماني رخ مي دهد كه زمين كروي باشد. اگر زمين مسطح باشد اين تبديل ناگهاني صورت مي گيرد.


4- دليل ديگر آيات 27 و 28 سوره نازعات است : ءَ أَنتُمْ أَشدُّ خَلْقاً أَمِ السمَاءُ بَنَاهَا(27) رَفَعَ سمْكَهَا فَسوَّاهَا(28) :
در آيه بيست و هشتم واژه سواها آمده است. در حقيقت تسويه در اين آيه اشاره اى است به فاصله مساوى اجزاى اين سقف(سمك) نسبت به مركز اصلى يعنى زمين و اين بدون كرويت ممكن نيست .




گرامی،

1و 2 را نفهمیدم با متن بازگو شده چه پیوندی داشت.

3- شما با دانسته های خود چنین چیزی را از این آیه استخراج می کنید.
یعنی معما را از انتها به ابتدا می روید.

کجای این آیه چنین چیز هایی را می رساند؟

چه لزومی دارد که همواره مجبور باشیم معانی درست و روشن جمله ای را
دور سر بچرخانیم تا آنچه می خواهیم را از آن استخراج کنیم؟!

4-
الف) نخست این که شما با این کار خود را از چاله در آورده و به چاه افکندید!

بر فرض پذیرش این گفته، این اثباتی می شود بر مرکزیت زمین و گردش جهان به گرد آن (که از دید قرآن چنین نیز هست) !!

ب) هر چند که برداشت شما باز هم نادرست است.
شما در یک اتاق، در هر نقطه ای فاصله سقف را تا کف بگیرید یکی می شود.

بچه با حال
۱۳۸۷/۰۱/۰۷, ۱۶:۳۷
خیلی علمی بود!
این آقای دکتر (در نمی دانم چه) این دانش یگانه را از کجا آورده اند؟!

1- روشن است که ایشان از گردش زمین چیزی بیش از قرآن نمی دانند!
به ایشان بفرمایید هیچگاه دوپای خود را از روی زمین با هم بلند نکنند چون با این نظریه ممکن است زمین زیر پایشان بچرخد و ایشان چندین متر به غرب پرتاب شوند!!




عجب!
پدر جان!
هر گردی گردو نیست!




عجب!
اخیرا؟! کجا؟
نکند منظور ایشان کوه های یخ بوده؟ که آن هم اخیرا نبوده!



دوست عزيزم

ما قول و قراري داشتيم ها !

قرار شد به جاي متلك پراني و تيكه و كنايه ، گفتگوي سالم علمي داشته باشيم. ضمن احترام به نوشته شما دوست گرامي

1- دكتر رضايي موسسه اي دارد كه سال هاست به صورت تخصصي در زمينه مسائل علمي قرآن كار تحقيقاتي انجام مي دهد . ايشان عضو هيئت علمي چندين مركز معتبر و همچنين رئيس هيئت مديره انجمن علمي قرآن است . برخي از كتاب هاي كه ايشان نوشته اند به عنوان كتاب پژوهشي سال شناخته شده است.

بنا بر اين فرمايش شما :


روشن است که ایشان از گردش زمین چیزی بیش از قرآن نمی دانند
به ایشان بفرمایید هیچگاه دوپای خود را از روی زمین با هم بلند نکنند چون با این نظریه ممکن است زمین زیر پایشان بچرخد و ایشان چندین متر به غرب پرتاب شوند!!

توهين به ايشان است . با وجود اين با اين گونه توهين ها از اعتبار ايشان چيزي نمي كاهد . مانند اين كه كسي به جاي رد علمي نيروي جاذبه بيايد و بگويد : به نيوتن بفرماييد هيچگاه به بالاي درخت نگاه نكند ، مبادا يك سيب بيفتد و توي حلقش گير كند ... .
چنين تعبيرات سستي به اعتبار خود گوينده آسيب مي زند.

بگذريم .


2- به فرض پذیرش این نظر نادرست، ایشان گویا از ماهیت اصطکاک نیز هیچ نمی دانند.

به صرف طرح واژه نظر نادرست ،‌ يك نظر درست يا نادرست نمي شود . بايد براي نادرستي آن دليل بياوريد.



اما در مورد مطلب بعدي شما دوستعزيز:



عجب!
پدر جان!
هر گردی گردو نیست!
شاید هر کوهی از سنگ باشد، ولی هر سنگی کوه نیست!
کوه ها بیشترشان برآمده از جنبش پوسته زمین (صفحات تکتونیک) هستند و برخی نیز از گدازه های آتشفشانی ساخته شده اند.
بنابراین کوه ها تکه سنگ های بزرگی نیستند که خداوند برای محکم نگه داشتن زمین آن ها را یک هویی آفریده باشد!
به کتاب های زمین شناسی دبیرستان مراجعه فرمایید، جناب دکتر.



فزون بر این گویا ایشان نمی دانند که بیشتر همین شن و خاک نرم از فرسایش کوه ها پدید آمده اند و خدواند آن ها را یک هویی نیافریده است!
نقل قول:
دراين صحنه متلاطم يگانه عاملي که مانع متلاشي شدن قطعات زمين مي‌شود، همانکوه‌هاست. ريشه‌هاي کوه‌هاي سنگين که در اعماق زمين فرو رفته و قطعات زمينرا در بر گرفته، به‌سان ميخ‌هاست که قطعات تخته را به هم متصل مي‌سازد واز انفکاک و جدايي آن جلوگيري مي‌کند.
نادرست است.
همان.
نقل قول:
ولي دانشمندان اخيراً پي برده‌اند که قسمت عمده هر کوهي ،زير سطح زمين قرار دارد.
عجب!
اخیرا؟! کجا؟
نکند منظور ایشان کوه های یخ بوده؟ که آن هم اخیرا نبوده!





در مورد پاسخ علمي شما قضاوت با خوانندگان و مطلب زير نيز مفيد خواهد بود:

A book entitled Earth is a basic reference textbook in many universities around the world. One of its two authors is Professor Emeritus Frank Press. He was the Science Advisor to former US President Jimmy Carter, and for 12 years was the President of the National Academy of Sciences, Washington, DC. His book says that mountains have underlying roots.1 (http://www.islam-guide.com/ch1-1-b.htm#footnote1#footnote1) These roots are deeply embedded in the ground, thus, mountains have a shape like a peg (see figures 7, 8, and 9).


http://www.famousmuslims.com/The%20Quran%20on%20Mountain_files/image001.jpg
Figure 7: Mountains have deep roots under the surface of the ground. (Earth, Press and Siever, p. 413.)





http://www.famousmuslims.com/The%20Quran%20on%20Mountain_files/image002.jpg (http://www.islam-guide.com/ch1-1-b-img2-big.htm)
Figure 8: Schematic section. The mountains, like pegs, have deep roots embedded in the ground. (Anatomy of the Earth, Cailleux, p. 220.) (Click on the image to enlarge it.)




http://www.famousmuslims.com/The%20Quran%20on%20Mountain_files/image003.jpg (http://www.islam-guide.com/ch1-1-b-img3-big.htm)
Figure 9: Another illustration shows how the mountains are peg-like in shape, due to their deep roots. (Earth Science, Tarbuck and Lutgens, p. 158.) (Click on the image to enlarge it.)



...................


http://www.thekeytoislam.com/en/assets/images/g_mountain_root.jpg
Isostacy: mountain masses deflect a pendulum away from the vertical, but not as much as might be expected. In the diagram, the vertical position is shown by (a); if the mountain were simply a load resting on a uniform crust, it ought to be deflected to (c). However because it has a deep of relatively non-dense rocks, the observed deflection is only to (b). Picture courtesy of Building Planet Earth, Cattermole pg. 35
Modern science attests to the fact that mountains are distributed evenly and perfectly on earth, which also stabilizes the earth especially those mountains which the geologists call: 'Asymmetrical Mountain Range' which are to be found in every continent.33 How can an unlettered man, whose nation was mostly unlettered, know these facts!
http://www.thekeytoislam.com/en/assets/images/g_mountain_root.gif
A picture which shows the 'roots' of a mountain. Some of these roots may extend sixty kilometers into the earth
http://www.thekeytoislam.com/en/assets/images/g_mountains.jpg

بچه با حال
۱۳۸۷/۰۱/۰۷, ۱۷:۰۶
گرامی،

1و 2 را نفهمیدم با متن بازگو شده چه پیوندی داشت.
دقت كنيد ، و متن قبلي خود را ببينيد ، پيوند را خواهيد يافت.
3- شما با دانسته های خود چنین چیزی را از این آیه استخراج می کنید.
یعنی معما را از انتها به ابتدا می روید.دوست عزيزم
بارها گفته ام. در تاپيك ديگري كه شما هم در آن حضور داشتيد در پاسخ به يكي از دوستان عرض كردم كه ما نمي خواهيم بگوييم قرآن كتاب علمي است و تمام نكات ريز و درشت علوم جديد در قرآن شرح داده است. قرآن نيامده تا به ما زمين شناسي ، كاني شناسي ، پزشكي ، اقتصاد و ... را بياموزد . قرآن كتاب قانون معنويت و زندگي ابدي است .
ادعا ما اين است كه قرآن نه تنها با علم مخالف نيست بلكه با آن هماهنگ نيز هست. بنا بر اين طبيعي است كه شما تصور كنيد از آخر معما به اول آن رفته ايم . آخر معما كشفيات علمي روز است . قرآن وقتي كه يك پيام هدايتي دارد آن پيام با آخر معماي علمي هماهنگ است . مثلا بد خلقي را به تصوير بكشد مي فرمايد: وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاءِ ...انعام / 125 :‌ ... و کسی را که [به خاطر لجاجت و عنادش] بخواهد گمراه نماید، سینه اش را چنان تنگ می کند که گویی به زحمت در آسمان بالا می رود... .
در اين آيه 1400 سال پيش از كجا مي فهميدند كه با افزايش ارتفاع نفس كشيدن دشوار شده و نفس تنگي ايجاد مي شود ؟! در اين آيه قرآن در صدد بيان يك كشف علمي نيست . بلكه مي خواهد يك نكته هدايتي بيان كند كه از مثالي استفاده كرده كه مخالف با علم نيست.
شايد از همين رو شما تصور كرده ايد كه از اخر به اول رفته ايم. بله اگر قرآن يك كتاب صرفا علمي مي بود نه هدايتي ، طبيعتا همان مي بايست باشد كه شما مي فرماييد در حالي كه اين چنين نيست.


کجای این آیه چنین چیز هایی را می رساند؟

چه لزومی دارد که همواره مجبور باشیم معانی درست و روشن جمله ای را
دور سر بچرخانیم تا آنچه می خواهیم را از آن استخراج کنیم؟!

كدام آيه ؟ من اين همه آيه براي نمونه آوردم. مواردي را هم كه آوردم خيلي روشن است . تعجب مي كنم كه مي فرماييد دور سر چرخانده ام. البته اگر منظور شما اين است كه چرا دقيقا قرآن همان واژه هاي علوم جديد را نياورده و براي اثبات مساله لازم به شرح و توضيح است ، در پاسخ همان طور كه قبلا هم گفتم ، قرآن يك كتاب codex يا مثلا راهنماي ژنريك نيست كه بخواهد تمام جزئيات را بيان كند. ادعا اين است كه مخالف علم نيست و توضيح فقط براي اثبات اين مدعاست نه فراتر از آن .


4-
الف) نخست این که شما با این کار خود را از چاله در آورده و به چاه افکندید!

بر فرض پذیرش این گفته، این اثباتی می شود بر مرکزیت زمین و گردش جهان به گرد آن (که از دید قرآن چنین نیز هست) !!

چگونه شما چنين مطلب شگفت انگيزي را اثبات نموديد؟ بي زحمت شرح دهيد.


ب) هر چند که برداشت شما باز هم نادرست است.
شما در یک اتاق، در هر نقطه ای فاصله سقف را تا کف بگیرید یکی می شود.

خودتان دقت كنيد ببينيد چه گفتيد!
آيا اگر زمين را يك مكعب فرض كنيد، فاصله آسمان در همه جا با اين مكعب برابر خواهد بود يا اين كه آن را كروي به حساب بياوريد؟

سنبلعلی
۱۳۸۷/۰۱/۰۷, ۲۲:۲۶
1- دكتر رضايي موسسه اي دارد كه سال هاست به صورت تخصصي در زمينه مسائل علمي قرآن كار تحقيقاتي انجام مي دهد . ايشان عضو هيئت علمي چندين مركز معتبر و همچنين رئيس هيئت مديره انجمن علمي قرآن است . برخي از كتاب هاي كه ايشان نوشته اند به عنوان كتاب پژوهشي سال شناخته شده است.


الحمد لله (!!) از این دست مراکز در ایران اسلامی بسیار است و نیز از این دست روسا و مدیران!
پس ایشان چنانچه ریاست 8000 مرکز پژوهشی در ایران امروز را داشته باشند پشیزی ارزش علمی برای ایشان به بار نمی آورد.

فراتر از این، بنیاد های بسیار عریض و طویل تر از مراکز پژوهشی ایران اسلامی در آمریکا هست که جایزه به اصطلاح علمی شان از جایزه نوبل هم بیشتر است.
ولی شور بختانه جوایز آن ها هم از دید دانشمندان بی ارزش است.



بنا بر اين فرمايش شما :
توهين به ايشان است . با وجود اين با اين گونه توهين ها از اعتبار ايشان چيزي نمي كاهد . مانند اين كه كسي به جاي رد علمي نيروي جاذبه بيايد و بگويد : به نيوتن بفرماييد هيچگاه به بالاي درخت نگاه نكند ، مبادا يك سيب بيفتد و توي حلقش گير كند ... .
چنين تعبيرات سستي به اعتبار خود گوينده آسيب مي زند.


بنابر این شما هم ایشان را با نیوتن مقایسه نفرمایید که:

میان ماه من تا ماه گردون
تفاوت از زمین تا آسمان است

نگران بی اعتباری ما هم نباشید.
اعتبار هر کسی به خرد و گفته اوست.
آنچه خردورزان آزاده از من برداشت کنند برای من مهم است و لا غیر.



صرف طرح واژه نظر نادرست ،‌ يك نظر درست يا نادرست نمي شود . بايد براي نادرستي آن دليل بياوريد.

ببخشید؟!
صرف طرح واژه نادرست؟
نظر درست؟
شوخی می کنید!
حتما منظورتان نظر نادرست ایشان در باره گرمایش و توضیحات مصور من در پاسخ به آن نبود!

مهر نموده به جای اندرز اخلاقی پاسخ ها را (اگر پاسخی هست) یک به یک بدهید.




در مورد پاسخ علمي شما قضاوت با خوانندگان و مطلب زير نيز مفيد خواهد بود:

A book entitled Earth is a basic reference textbook in many universities around the world. One of its two authors is Professor Emeritus Frank Press. He was the Science Advisor to former US President Jimmy Carter, and for 12 years was the President of the National Academy of Sciences, Washington, DC. His book says that mountains have underlying roots.1 (http://www.islam-guide.com/ch1-1-b.htm#footnote1#footnote1) These roots are deeply embedded in the ground, thus, mountains have a shape like a peg (see figures 7, 8, and 9).





Figure 7: Mountains have deep roots under the surface of the ground. (Earth, Press and Siever, p. 413.)






Figure 8: Schematic section. The mountains, like pegs, have deep roots embedded in the ground. (Anatomy of the Earth, Cailleux, p. 220.) (Click on the image to enlarge it.)



Figure 9: Another illustration shows how the mountains are peg-like in shape, due to their deep roots. (Earth Science, Tarbuck and Lutgens, p. 158.) (Click on the image to enlarge it.)


Isostacy: mountain masses deflect a pendulum away from the vertical, but not as much as might be expected. In the diagram, the vertical position is shown by (a); if the mountain were simply a load resting on a uniform crust, it ought to be deflected to (c). However because it has a deep of relatively non-dense rocks, the observed deflection is only to (b). Picture courtesy of Building Planet Earth, Cattermole pg. 35
Modern science attests to the fact that mountains are distributed evenly and perfectly on earth, which also stabilizes the earth especially those mountains which the geologists call: 'Asymmetrical Mountain Range' which are to be found in every continent.33 How can an unlettered man, whose nation was mostly unlettered, know these facts!

A picture which shows the 'roots' of a mountain. Some of these roots may extend sixty kilometers into the earth


1- این ها منبعشان چیست؟
مهر نموده یک منبع موثق علمی ارایه دهید، چون آن طور که پیداست:



the geologists call: 'Asymmetrical Mountain Range' which are to be found in every continent.33 How can an unlettered man, whose nation was mostly unlettered, know these facts


نگارنده از همین پژوهشگران مورد اشاره هستند، با این تفاوت که متن آن انگلیسی است!

زحمت نکشید!
خودم پیدایش کردم. تنها جایی که چنین نوشته ای آمده:


http://www.thekeytoislam.com/en/scientific-explanations/mountains.shtml (http://www.thekeytoislam.com/en/scientific-explanations/mountains.shtml)
:Nishkhand:

2- از این که پاسخ دیگر نکته های مرا ندادید نتیجه می گیرم که آن ها را پذیرفته اید.
:Bye:

بچه با حال
۱۳۸۷/۰۱/۰۷, ۲۲:۴۵
نقل قول:
نوشته اصلی توسط بچه با حال http://www.askquran.ir/Qurani/buttons/viewpost.gif (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=12017#post12017)
1- دكتر رضايي موسسه اي دارد كه سال هاست به صورت تخصصي در زمينه مسائل علمي قرآن كار تحقيقاتي انجام مي دهد . ايشان عضو هيئت علمي چندين مركز معتبر و همچنين رئيس هيئت مديره انجمن علمي قرآن است . برخي از كتاب هاي كه ايشان نوشته اند به عنوان كتاب پژوهشي سال شناخته شده است.

الحمد لله (!!) از این دست مراکز در ایران اسلامی بسیار است و نیز از این دست روسا و مدیران!
پس ایشان چنانچه ریاست 8000 مرکز پژوهشی در ایران امروز را داشته باشند پشیزی ارزش علمی برای ایشان به بار نمی آورد.

فراتر از این، بنیاد های بسیار عریض و طویل تر از مراکز پژوهشی ایران اسلامی در آمریکا هست که جایزه به اصطلاح علمی شان از جایزه نوبل هم بیشتر است.
ولی شور بختانه جوایز آن ها هم از دید دانشمندان بی ارزش است.

نقل قول:
نوشته اصلی توسط بچه با حال http://www.askquran.ir/Qurani/buttons/viewpost.gif (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=12017#post12017)
بنا بر اين فرمايش شما :
توهين به ايشان است . با وجود اين با اين گونه توهين ها از اعتبار ايشان چيزي نمي كاهد . مانند اين كه كسي به جاي رد علمي نيروي جاذبه بيايد و بگويد : به نيوتن بفرماييد هيچگاه به بالاي درخت نگاه نكند ، مبادا يك سيب بيفتد و توي حلقش گير كند ... .
چنين تعبيرات سستي به اعتبار خود گوينده آسيب مي زند.

بنابر این شما هم ایشان را با نیوتن مقایسه نفرمایید که:

میان ماه من تا ماه گردون
تفاوت از زمین تا آسمان است

نگران بی اعتباری ما هم نباشید.
اعتبار هر کسی به خرد و گفته اوست.
آنچه خردورزان آزاده از من برداشت کنند برای من مهم است و لا غیر.

نقل قول:
نوشته اصلی توسط بچه با حال http://www.askquran.ir/Qurani/buttons/viewpost.gif (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=12017#post12017)
صرف طرح واژه نظر نادرست ،‌ يك نظر درست يا نادرست نمي شود . بايد براي نادرستي آن دليل بياوريد.

ببخشید؟!
صرف طرح واژه نادرست؟
نظر درست؟
شوخی می کنید!
حتما منظورتان نظر نادرست ایشان در باره گرمایش و توضیحات مصور من در پاسخ به آن نبود!

مهر نموده به جای اندرز اخلاقی پاسخ ها را (اگر پاسخی هست) یک به یک بدهید.

نقل قول:
نوشته اصلی توسط بچه با حال http://www.askquran.ir/Qurani/buttons/viewpost.gif (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=12017#post12017)

در مورد پاسخ علمي شما قضاوت با خوانندگان و مطلب زير نيز مفيد خواهد بود:

A book entitled Earth is a basic reference textbook in many universities around the world. One of its two authors is Professor Emeritus Frank Press. He was the Science Advisor to former US President Jimmy Carter, and for 12 years was the President of the National Academy of Sciences, Washington, DC. His book says that mountains have underlying roots.1 (http://www.islam-guide.com/ch1-1-b.htm#footnote1#footnote1) These roots are deeply embedded in the ground, thus, mountains have a shape like a peg (see figures 7, 8, and 9).





Figure 7: Mountains have deep roots under the surface of the ground. (Earth, Press and Siever, p. 413.)






Figure 8: Schematic section. The mountains, like pegs, have deep roots embedded in the ground. (Anatomy of the Earth, Cailleux, p. 220.) (Click on the image to enlarge it.)



Figure 9: Another illustration shows how the mountains are peg-like in shape, due to their deep roots. (Earth Science, Tarbuck and Lutgens, p. 158.) (Click on the image to enlarge it.)


Isostacy: mountain masses deflect a pendulum away from the vertical, but not as much as might be expected. In the diagram, the vertical position is shown by (a); if the mountain were simply a load resting on a uniform crust, it ought to be deflected to (c). However because it has a deep of relatively non-dense rocks, the observed deflection is only to (b). Picture courtesy of Building Planet Earth, Cattermole pg. 35
Modern science attests to the fact that mountains are distributed evenly and perfectly on earth, which also stabilizes the earth especially those mountains which the geologists call: 'Asymmetrical Mountain Range' which are to be found in every continent.33 How can an unlettered man, whose nation was mostly unlettered, know these facts!

A picture which shows the 'roots' of a mountain. Some of these roots may extend sixty kilometers into the earth

1- این ها منبعشان چیست؟
مهر نموده یک منبع موثق علمی ارایه دهید، چون آن طور که پیداست:

نقل قول:
the geologists call: 'Asymmetrical Mountain Range' which are to be found in every continent.33 How can an unlettered man, whose nation was mostly unlettered, know these facts
نگارنده از همین پژوهشگران مورد اشاره شما هستند، با این تفاوت که متن آن انگلیسی است!

زحمت نکشید!
خودم پیدایش کردم. تنها جایی که چنین نوشته ای آمده:


http://www.thekeytoislam.com/en/scientific-explanations/mountains.shtml (http://www.thekeytoislam.com/en/scientific-explanations/mountains.shtml)
:Nishkhand:

2- از این که پاسخ دیگر نکته های مرا ندادید نتیجه می گیرم که آن ها را پذیرفته اید.
:Bye:




دوست عزيز ، اين طور نمي شود گفتگو را ادامه بدهيم. من هر چه مي گويم ، همين كه حس مي كنيد احتمال دارد به نتيجه برسد ،‌ با پا مي زنيد زير آن و با توهين و ... بحث را به تمسخر مي گذرانيد .
بنا بر اين بهتر است ابتدا مبناي خودمان را در گفتگو روشن كنيم.

آيا شما اسلام را قبول داريد؟ پاسخ اين سوال را بدهيد تا بدانم يك بحث درون ديني بايد داشته باشيم يا يك بحث برون ديني ؟

جواب يك كلمه بيشتر نباشد. بدون توهين و تمسخر.

متشكرم .

سنبلعلی
۱۳۸۷/۰۱/۰۸, ۰۱:۲۴
دوست عزيزم بارها گفته ام. در تاپيك ديگري كه شما هم در آن حضور داشتيد در پاسخ به يكي از دوستان عرض كردم كه ما نمي خواهيم بگوييم قرآن كتاب علمي است و تمام نكات ريز و درشت علوم جديد در قرآن شرح داده است...

من هم به "شما" از این بابت ایرادی نگرفتم.
گروهی هستند که می کوشند چنین چیزی را نشان بدهند.
اما ...
اگر خدایی هست
و آن خدا دانا و توانای مطلق است
و قرآن از طرف اوست
پس
تنها یک اشتباه در این قرآن، دست کم یکی از 3 فرض بالا را رد می کند.


چگونه شما چنين مطلب شگفت انگيزي را اثبات نموديد؟ بي زحمت شرح دهيد.

این گونه:


4- دليل ديگر آيات 27 و 28 سوره نازعات است : ءَ أَنتُمْ أَشدُّ خَلْقاً أَمِ السمَاءُ بَنَاهَا(27) رَفَعَ سمْكَهَا فَسوَّاهَا(28) :در آيه بيست و هشتم واژه سواها آمده است. در حقيقت تسويه در اين آيه اشاره اى است به فاصله مساوى اجزاى اين سقف(سمك) نسبت به مركز اصلى يعنى زمين و اين بدون كرويت ممكن نيست

ممکن است:

http://i25.tinypic.com/24606bm.jpg


خودتان دقت كنيد ببينيد چه گفتيد! آيا اگر زمين را يك مكعب فرض كنيد، فاصله آسمان در همه جا با اين مكعب برابر خواهد بود يا اين كه آن را كروي به حساب بياوريد؟

من دقت داشتم!
امیدوارم با این تدابیر سمعی- بصری (!) شما هم دربافته باشید.

سنبلعلی
۱۳۸۷/۰۱/۰۸, ۰۱:۴۱
آيا شما اسلام را قبول داريد؟ پاسخ اين سوال را بدهيد تا بدانم يك بحث درون ديني بايد داشته باشيم يا يك بحث برون ديني ؟ جواب يك كلمه بيشتر نباشد. بدون توهين و تمسخر.


مهر نموده حاشیه نروید.
باورمندی یا ناباوری من پیوندی به گفتگو ندارد.
سخن را شنیدید. پاسخی اگر هست بفرمایید.

بچه با حال
۱۳۸۷/۰۱/۰۸, ۰۸:۳۴
مهر نموده حاشیه نروید.
باورمندی یا ناباوری من پیوندی به گفتگو ندارد.
سخن را شنیدید. پاسخی اگر هست بفرمایید.

دوست عزيز
سرنا را از سر گشادش نواختن ،‌ به غير از هدر دادن انرژي ،‌ آهنگ دلنوازي هم نخواهد داشت. اين طور كه من متوجه شدم شما از اساس دين را قبول نداريد.
بنا بر اين بحث از سمك و تسويه با شما وقتي معنا خواهد داشت كه پايه هاي قبلي بحث انجام شده باشد.
به همين دليل است كه مي پرسم آيا شما اصلا دين و خدا را قبول داريد؟ بايد معلوم شود كه يك بحث درون ديني بايد داشته باشيم يا يك بحث برون ديني ؟

با كسي كه هنوز از برج و باروي شهر نگذشته و از دروازه شهر وارده نشده ، چگونه مي توان از جزئيات ، قصر ها و سخن گفت.

در مورد پاسخ هم لزومي ندارد شما تصور كنيد چون من جواب را اين جا قرار نداده ام پس پذيرفته ام. من هنوز هيچ كدام از فرمايشات شما را نپذيرفته ام. پاسخ را نيز آماده كرده ام. اما تا اين نكته مشخص نشود ، درج پاسخ ها نفعي نخواهد داشت جز يك مراء بي حاصل .

shams
۱۳۸۷/۰۱/۰۸, ۱۱:۳۴
با سلام و آرزوی توفیق روز افزون


عرصه ای که شما به آن اشاره فرمودید ، عرصه باریکتر از مویی است که اگر کوچکترین اشتباهی در مورد آن مرتکب شویم ، هجمه های زیادی از جانب معاندان به دین وارد خواهد شد .

همانطور که می دانیم و می دانید قرآن کتاب هدایت است . قرآن دستوراتی دارد که سیاست سالم داشته باشیم ، اجتماع سالم داشته باشیم ، خانواده سالم داشته باشیم و اقتصاد سالم داشته باشیم . قرآن اشاره دارد که ما چگونه همه جوانب زندگی خود را اداره کنیم که در مسیر هدایت قرار داشته باشیم و گمراه نشویم . اما قرآن کتاب علمی و نجومی و اقتصادی و ...... نیست هرچند که دستوراتی برای تصحیح و هدایت صحیح آنها دارد .

هیچ تصور کرده اید که مثلا اگر دستورات قرآن و اسلام را با یک نظریه علمی تطبیق دادیم و بیان کردیم که دانشمندان قرن 21 و اروپا و امریکا هنر نکرده اند و قرآن این نظریه را بیان کرده بود و بعد از گذشت چندین سال غلط بودن آن نظریه اثبات شود ، چه هجمه ای به دین وارد می شود ؟؟؟؟؟

آنگاه می توانیم اعلام کنیم که فردی که این نظریه را به قرآن تطبیق می داده ، اشتباه بیان کرده و اشتباه درک کرده است و این نظریه قرآن نیست .

و بعد اگر نظریه دیگر آمد باز باید قرآن آن را تایید کند . برای اثبات حقانیت قرآن نیازی به تطبیق آن با نظریات جدید علمی و یافته های جدید علمی نیست . قرآن خود حجت ناطق خداوند است که از بیان چنین حمایت هایی بی نیاز است .



التماس دعا

بنده هم با جناب الهام هم عقيده ام ما چه اجبار داريم كه اثبات كنيم قرآن به فلان علم اشاره كرده است اصلا قرآن كتاب هدايت است و هرآنچه را بشر براي هدايت خود نياز داشته آورده است و اگر هم گاهي به برخي مطالب علمي اشاره كرده تنها از جنبه هدايت گري قضيه بوده و بس ولي قرآن كتاب علمي ، كتاب فيزيك ، كتاب شيمي ، كتاب رياضي نيست كتاب هدايت بشر است و بس.
چه معنا دارد ما خودمان را بكشيم اثبات كنيم قرآن به كرويت زمين اشاره كرده بعد جناب سنبل سرراه ما به عنوان يك دانشمند سبز بشه و اثبات كند كه نه زمين سطحش صاف است يا بالعكس سنبل بيايد خودش با درك كارشناسانه اي كه ازمتد قرآن دارد اثبات كند نه قرآن گفته سطح زمين صاف است ؛ فرش است ، نه قالي است كه چهارگوش دارد ،
نه قرآن كتاب هدايت است

سنبلعلی
۱۳۸۷/۰۱/۰۸, ۱۲:۲۴
هدایت کننده باید:
1- از هدایت شونده داناتر باشد.
2- نیکخواه باشد.
3- دادگر باشد.

ما اینجا به دو محک پسین کاری نداریم چون به موضوع گفتار پیوند ندارد.
اما نخستین یعنی بایستگی دانایی هدایت کننده را به چالش می کشیم.

shams
۱۳۸۷/۰۱/۰۸, ۱۲:۵۴
[QUOTE]
هدایت کننده باید:
1- از هدایت شونده داناتر باشد.
2- نیکخواه باشد.
3- دادگر باشد.

ببخشيد اگر شما داناترين دليل بيارين بر اين مدعاي خودتان شما كه فعلا قبول نكردين هدايت شونده باشين چطور به خودتان اجازه مي دهيد درمورد نحوه هدايت براي هدايت كننده تعيين تكليف كنيد اين را بگذاريد به عهده كساني كه اين هدايت گري را قبول كردند شما لطفا قضاوت نكنيد
ضمن اين كه شما هيچ دليلي نداريد بر اين كه اين هدايت گر انسان ها دانايي اش كمتر است . همينطور نيكخواه بودن آن و دادگر بودنش.

بچه با حال
۱۳۸۷/۰۱/۰۸, ۱۲:۵۶
هدایت کننده باید:
1- از هدایت شونده داناتر باشد.
2- نیکخواه باشد.
3- دادگر باشد.

ما اینجا به دو محک پسین کاری نداریم چون به موضوع گفتار پیوند ندارد.
اما نخستین یعنی بایستگی دانایی هدایت کننده را به چالش می کشیم.


صرف نظر از جامع بودن يا نبودن تعريف شما از هدايت كننده ، اين طور كه من برداشت كردم ، منظور شما اين است كه در اينجا به بحث علم خدا مي پردازيم و سير بحث بايد در اثبات و رد اين موضوع (علم خدا) باشد . درست فهميده ام ؟

سنبلعلی
۱۳۸۷/۰۱/۰۸, ۱۳:۱۵
آری "بچه باحال" گرامی

بچه با حال
۱۳۸۷/۰۱/۰۸, ۱۶:۳۳
آری "بچه باحال" گرامی

احسن بر شما دوست خوبم

حالا اگر موافق باشيد تاپيكي را با همين عنوان علم خدا ايجاد مي كنم و آنجا مفصل در اين باره با زواياي مختلف عقلي ،‌ فلسفي ، و ... كه شما هم مايل باشيد ، گفتگو مي كنيم.

از بقيه دوستان هم دعوت مي كنم تشريف بياورند و فقط در موضوع علم خدا انجا (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=12117#post12117) بحث را ادامه بدهيم .

shahram
۱۳۸۷/۰۱/۰۹, ۱۵:۱۸
اگر کتب علمی نگاشته شده توسط پرفسور دکتر حسابی را به شما بدهند و شما کم کاری کنید و یا به هزار و یک دلیل موجه و غیر موجه نتوانید آنگونه که باید از آن بهره ببرید ، کدام عاقلی پدر فیزیک ایران و نگاشته های ایشان را زیر سوال می برد ؟
آیا ایشان توانسته یک کشف علمی را فقط بواسطه قرآن انجام دهد؟
یا اینکه نه، ابتدا یک کشف علمی انجام شده، سپس آنرا به قرآن چسبانده؟

تقدیم و تاخیر نه تنها در قران بلکه در سخنان معمولی همه ما بسته به شرایط یا علتی که درنظر داریم بوجود می آید و این از بدیهیات سخن است ، در مورد تقدیم و تاخیر در قران کریم و بیان علت آن درکتب علوم قرانی به تفصیل بحث شده است حتی ذیلآیه در برخی کتب تفسیری نیز می توانید این مطلب را ببینید و متوجه شوید این تقدیم و تاخیری که به عنوان ایراد از قران کریم آورده اید ، کشف شما به عنوان ایراد از آیات نیست بلکه مفسران و دانشمندان علوم قران آن را به تفصیل شرح و توضیح داده اند
عمل آ و عمل ب، از نظر زمانی سه حالت میتوانند داشته باشند:
ابتدا عمل آ سپس ب انجام شود.
ابتدا ب سپس آ
هر دو همزمان

اگر فردی بگوید من ابتدا ممد را کشتم، بعد غلی را، فردایش بگوید من ابتدا غلی را کشتم، بعدش ممد را، این یک تناقض گویی است، و در چند حالت است که چنین چیزی ممکن است پیش آید:
این فرد دارای اختلال روانی است(دیوانه است)
حافظه اش ضعیف است(یا آلتزهایمر دارد)
دروغ گفته بوده الان راستش را میگوید(یا برعکسش)
و....

که هر کدام از این اشتباهات بخاطر یک ناتوانی یا نادانی این فرد است، که خدای حکیم دانای قادر، نباید چنین مشکلاتی برایش پیش بیاید!

shahram
۱۳۸۷/۰۱/۰۹, ۱۵:۳۱
به طور مسلم اين حرکات سريع كره زمين باعث ايجاد گرماي شديدي مي‌شود كه بر اثر تماس با مولکول‌هاي هوا رخ مي‌دهد ...
این یکی از بامزه ترین جکهایی بود که در این چند روز اخیر شنیدم، مرحبا!
اگر ایشان دانش کافی میداشتند، میدانستند که جو زمین نیز تحت تاثیر جاذبه زمین حرکت میکند، بنابراین هیچگونه اصطکاکی بین ملکولهای هوا و زمین، به صرف این حرکت رخ نخواهد داد.

اتفاقا سخن جناب سنبلعلی نیز بسیار خوب بود.
اگر این فرضیه ایشان را درست در نگر بگیریم، نتایج بامزه ای بدست می آید که برای تفریح بدک نیست بخوانید.
وقتی زمین بدور خود میچرخد، جو زمین جا میماند!!! و بدلیل تماس با ملکولهای هوا گرمای شدیدی تولید میشود!
اگر به هوا بپرید، به علت چرخش زمین، چند متر عقبتر به زمین می افتید!!!

این نتایج علاوه بر بامزه بودن، میتواند ناقض حرف ایشان هم باشد!(قابل توجه شما که همش از گفتگوی علمی! حرف میزنید!)

بچه با حال
۱۳۸۷/۰۱/۱۸, ۲۳:۴۰
نقل قول:
اگر کتب علمی نگاشته شده توسط پرفسور دکتر حسابی را به شما بدهند و شما کم کاری کنید و یا به هزار و یک دلیل موجه و غیر موجه نتوانید آنگونه که باید از آن بهره ببرید ، کدام عاقلی پدر فیزیک ایران و نگاشته های ایشان را زیر سوال می برد ؟


آیا ایشان توانسته یک کشف علمی را فقط بواسطه قرآن انجام دهد؟
یا اینکه نه، ابتدا یک کشف علمی انجام شده، سپس آنرا به قرآن چسبانده؟


مغالطه : مناقشه در مثال
در اين مغالطه شخص مغالطه گر به جاي پاسخ سوال و هدف از طرح مثال ، به خود مثال هجمه مي كند.





نقل قول:
تقدیم و تاخیر نه تنها در قران بلکه در سخنان معمولی همه ما بسته به شرایط یا علتی که درنظر داریم بوجود می آید و این از بدیهیات سخن است ، در مورد تقدیم و تاخیر در قران کریم و بیان علت آن درکتب علوم قرانی به تفصیل بحث شده است حتی ذیلآیه در برخی کتب تفسیری نیز می توانید این مطلب را ببینید و متوجه شوید این تقدیم و تاخیری که به عنوان ایراد از قران کریم آورده اید ، کشف شما به عنوان ایراد از آیات نیست بلکه مفسران و دانشمندان علوم قران آن را به تفصیل شرح و توضیح داده اند


عمل آ و عمل ب، از نظر زمانی سه حالت میتوانند داشته باشند:
ابتدا عمل آ سپس ب انجام شود.
ابتدا ب سپس آ
هر دو همزمان

اگر فردی بگوید من ابتدا ممد را کشتم، بعد غلی را، فردایش بگوید من ابتدا غلی را کشتم، بعدش ممد را، این یک تناقض گویی است، و در چند حالت است که چنین چیزی ممکن است پیش آید:
این فرد دارای اختلال روانی است(دیوانه است)
حافظه اش ضعیف است(یا آلتزهایمر دارد)
دروغ گفته بوده الان راستش را میگوید(یا برعکسش)
و....

که هر کدام از این اشتباهات بخاطر یک ناتوانی یا نادانی این فرد است، که خدای حکیم دانای قادر، نباید چنین مشکلاتی برایش پیش بیاید!
مغالطه : تغيير و تبديل ماده بحث
موضوع بحث در تقدم و تاخر معاني و بياني (علم بلاغت) است . اما ناقد ،‌ به تقديم و تاخير در علم منطق پرداخته و سپس تناقض را نتيجه گرفته .
در مثال كه ناقد مطرح كرده يك فرض ديگر هم مي تواند باشد و آن اين كه اگر از وجود ممد و علي ناراحت است و مي خواهد آن ها را بكشد،‌ اصلا قرآن نخواند. چون براي سلامتيش خوب نيست:

وَإِذَا خَلَوْا عَضُّوا عَلَيْكُمُ الْأَنَامِلَ مِنَ الْغَيْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ

هنگامی که تنها می‌شوند، از شدّت خشم بر شما، سر انگشتان خود را به دندان می‌گزند! بگو: «با همین خشمی که دارید بمیرید! خدا از (اسرار) درون سینه‌ها آگاه است.» آل عمران / 119 .




نقل قول:
به طور مسلم اين حرکات سريع كره زمين باعث ايجاد گرماي شديدي مي‌شود كه بر اثر تماس با مولکول‌هاي هوا رخ مي‌دهد ...
این یکی از بامزه ترین جکهایی بود که در این چند روز اخیر شنیدم، مرحبا!

اگر این فرضیه ایشان را درست در نگر بگیریم، نتایج بامزه ای بدست می آید که برای تفریح بدک نیست بخوانید.

مغالطه : ناقد به جاي پاسخ ،‌ دانش طرف مقابل را تحقير كرده و موضوع و مطلب مورد بحث را به تمسخر مي گيرد.

سنبلعلی
۱۳۸۷/۰۱/۱۹, ۱۲:۴۸
در مثال كه ناقد مطرح كرده يك فرض ديگر هم مي تواند باشد و آن اين كه اگر از وجود ممد و علي ناراحت است و مي خواهد آن ها را بكشد،‌ اصلا قرآن نخواند. چون براي سلامتيش خوب نيست:

وَإِذَا خَلَوْا عَضُّوا عَلَيْكُمُ الْأَنَامِلَ مِنَ الْغَيْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ

هنگامی که تنها می‌شوند، از شدّت خشم بر شما، سر انگشتان خود را به دندان می‌گزند! بگو: «با همین خشمی که دارید بمیرید! خدا از (اسرار) درون سینه‌ها آگاه است.» آل عمران / 119 .

مغالطه ی شخص ستیزی
به جای پرداختن به شخص به گفته او بپردازید.
فرون بر این ردیف کردن فهرست مغالطه ها و انحراف موضوع، سرپوشی بر ناتوانی در پاسخ گویی منطقی نیست.

بچه با حال
۱۳۸۷/۰۱/۱۹, ۱۶:۴۷
انحراف موضوع
:Ghash:

این یکی از بامزه ترین جکهایی بود که در این چند روز اخیر شنیدم، مرحبا!:Ghash:

تاپيك علم خدا (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=12117#post12117)را دو هفته اي مي شود كه فراموش كرده اي!

سنبلعلی
۱۳۸۷/۰۱/۲۲, ۱۶:۳۶
نظریه ي نسبيت (حج/47) (سجده/5) و(معارج/4)
حج
وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَن يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ يَوْمًا عِندَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ ﴿47﴾
فولادوند: و از تو با شتاب تقاضاى عذاب مى‏كنند با آنكه هرگز خدا وعده‏اش را خلاف نمى كند و در حقيقت‏يك روز [از قيامت] نزد پروردگارت مانند هزار سال است از آنچه مى‏شمريد
مکارم: آنها با عجله از تو تقاضاي عذاب مي‏كنند، در حالي كه خداوند هرگز از وعده خود تخلف نخواهد كرد، و يك روز نزد پروردگار تو همانند هزار سال از سالهائي است كه شما مي‏شمريد.

سجده
يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاء إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ ﴿5﴾
فولادوند: كار [جهان] را از آسمان [گرفته] تا زمين اداره مى‏كند آنگاه [نتيجه و گزارش آن] در روزى كه مقدارش آن چنان كه شما [آدميان] برمى‏شماريد هزار سال است به سوى او بالا مى‏رود
مکارم: امور اين جهان را از آسمان به سوي زمين تدبير مي‏كند سپس در روزي كه مقدار آن هزار سال از سالهائي است كه شما مي‏شمريد به سوي او باز مي‏گردد (و دنيا پايان مي‏يابد).


معارج
تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ ﴿4﴾
فولادوند: فرشتگان و روح در روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى او بالا مى‏روند
مکارم: فرشتگان و روح (فرشته مخصوص) به سوي او عروج مي‏كنند در آن روزي كه مقدارش پنجاه هزار سال است.

نکات بر آمده از این ها:
1- بالاخره این روز مانند سجده/5 هزار سال است یا مانند معارج/4 پنجاه هزار سال
2- اگر روز های الله اینچنین اند، پس طبق:
يونس
إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الأَمْرَ مَا مِن شَفِيعٍ إِلاَّ مِن بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ ﴿3﴾


پروردگار شما خداوندي است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد سپس بر تخت (قدرت) قرار گرفت و به تدبير كار (جهان) پرداخت، هيچ شفاعت كننده‏اي جز به اذن او وجود ندارد، اين است خداوند پروردگار شما، پس او را پرستش كنيد، آيا متذكر نمي‏شويد؟!

و نیز:

هود
وَهُوَ الَّذِي خَلَق السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاء لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَلَئِن قُلْتَ إِنَّكُم مَّبْعُوثُونَ مِن بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿7﴾
او كسي است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد و عرش (قدرت) او بر آب قرار داشت، (بخاطر اين آفريد) تا شما را آزمايش كند تا كداميك عملتان بهتر است و اگر بگوئي شما بعد از مرگ برانگيخته مي‏شويد مسلما كافران مي‏گويند اين سحر آشكاري است! (7)

الله برای آفرینش آسمان ها و زمین 60 هزار سال، و به حسابی 300 هزار سال زحمت کشیده است!

پرسش این جاست که خدایی که تواناییش بی کران است و بگوید بشو، می شود (کن فیکون) چطور برای آفرینش آسمان ها و زمین اینقدر به زحمت افتاده؟!!

پاسخ پیشگیرانه از بابت سفسطه " این جا منظور روز نبوده، بلکه دوران بوده"
این است که در هر دو سری آیات واژه یوم (روز) به کار رفته و اگر منظور چیزی به جز این بود، می بایست از واژه مناسب آن بهره می جست.

سنبلعلی
۱۳۸۷/۰۱/۲۲, ۱۶:۴۱
اشاره به كوچكتر از ذره و در حقيقت مواد سازنده ي اتم(يونس/61)و (سبأ/3)


يونس
وَمَا تَكُونُ فِي شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِن قُرْآنٍ وَلاَ تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاَّ كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُودًا إِذْ تُفِيضُونَ فِيهِ وَمَا يَعْزُبُ عَن رَّبِّكَ مِن مِّثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء وَلاَ أَصْغَرَ مِن ذَلِكَ وَلا أَكْبَرَ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ﴿61﴾
فولادوند: و در هيچ كارى نباشى و از سوى او [=خدا] هيچ [آيه‏اى] از قرآن نخوانى و هيچ كارى نكنيد مگر اينكه ما بر شما گواه باشيم آنگاه كه بدان مبادرت مى‏ورزيد و هم‏وزن ذره‏اى نه در زمين و نه در آسمان از پروردگار تو پنهان نيست و نه كوچكتر و نه بزرگتر از آن چيزى نيست مگر اينكه در كتابى روشن [درج شده] است
مکارم: در هيچ حال (و انديشه‏اي) نيستي و هيچ قسمتي از قرآن را تلاوت نمي‏كني، و هيچ عملي را انجام نمي‏دهيد مگر اينكه ما ناظر بر شما هستيم در آن هنگام كه وارد آن مي‏شويد، و هيچ چيز در زمين و آسمان از پروردگار تو مخفي نمي‏ماند، به اندازه سنگيني ذره‏اي و نه كوچكتر از آن و نه بزرگتر از آن، مگر اينكه (همه آنها) در كتاب آشكار (و لوح محفوظ علم خداوند) ثبت است.


سبأ
وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَأْتِينَا السَّاعَةُ قُلْ بَلَى وَرَبِّي لَتَأْتِيَنَّكُمْ عَالِمِ الْغَيْبِ لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَلَا أَصْغَرُ مِن ذَلِكَ وَلَا أَكْبَرُ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ﴿3﴾
فولادوند: و كسانى كه كافر شدند گفتند رستاخيز براى ما نخواهد آمد بگو چرا سوگند به پروردگارم كه حتما براى شما خواهد آمد [همان] داناى نهان[ها] كه هموزن ذره‏اى نه در آسمانها و نه در زمين از وى پوشيده نيست و نه كوچكتر از آن و نه بزرگتر از آن است مگر اينكه در كتابى روشن [درج شده] است
مکارم: كافران گفتند: قيامت هرگز به سراغ ما نخواهد آمد، بگو آري به پروردگارم سوگند كه به سراغ همه شما خواهد آمد، خداوندي كه از غيب آگاه است، و به اندازه سنگيني ذره‏اي در آسمانها و زمين از علم او دور نخواهد ماند، و نه كوچكتر از آن و نه بزرگتر، مگر اينكه در كتاب مبين ثبت است.


باز هم نگارنده نابغه، "سنگینی ذره" را به "اشاره به كوچكتر از ذره و در حقيقت مواد سازنده ي اتم" پیوند داده.
از این رو یکبار دیگر جایزه نوبل پیوند گودرز به شقایق به ایشان تعلق می گیرد!
صلوات!

سنبلعلی
۱۳۸۷/۰۱/۲۲, ۱۶:۵۵
نظرات علمي قرآن در مورد باد و باران:

گردش باد (جاثيه/5) و(فرقان/48)


جاثيه
وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاء مِن رِّزْقٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ﴿5﴾
فولادوند: و [نيز در] پياپى آمدن شب و روز و آنچه خدا از روزى از آسمان فرود آورده و به [وسيله] آن زمين را پس از مرگش زنده گردانيده است و [همچنين در] گردش بادها [به هر سو] براى مردمى كه مى‏انديشند نشانه‏هايى است
مکارم: و نيز در آمد و شد شب و روز و رزقي كه خداوند از آسمان نازل كرده، و به وسيله آن زمين را بعد از مردنش حيات بخشيده، و همچنين در وزش بادها نشانه‏هاي روشني است براي جمعيتي كه اهل تفكرند.

فرقان
وَهُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء طَهُورًا ﴿48﴾
فولادوند: و اوست آن كس كه بادها را نويدى پيشاپيش رحمت‏خويش [=باران] فرستاد و از آسمان آبى پاك فرود آورديم
مکارم: و او كسي است كه بادها را بشارتگراني پيش از رحمتش فرستاد و از آسمان آبي پاك كننده نازل كرديم.



چه عظمتی!
الله در قرآن از "باد" نام برده است!
این یعنی خداود می دانسته که باد هست و به هر سو می وزد (!) و این نشانه ایست بر دانش بی انتهای او!
صلوات!



،وزن داشتن ابر يا هوا(اعراف/57) و(رعد/12)


اعراف
وَهُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ حَتَّى إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالاً سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَّيِّتٍ فَأَنزَلْنَا بِهِ الْمَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ كَذَلِكَ نُخْرِجُ الْموْتَى لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿57﴾
فولادوند: و اوست كه بادها را پيشاپيش [باران] رحمتش مژده‏رسان مى‏فرستد تا آن گاه كه ابرهاى گرانبار را بردارند آن را به سوى سرزمينى مرده برانيم و از آن باران فرود آوريم و از هر گونه ميوه‏اى [از خاك] برآوريم بدينسان مردگان را [نيز از قبرها] خارج مى‏سازيم باشد كه شما متذكر شويد
مکارم: او كسي است كه بادها را پيشاپيش (باران) رحمتش ميفرستد تا زماني كه ابرهاي سنگين بار را (بر دوش خود) حمل كنند در اين هنگام آنها را به سوي سرزمينهاي مرده ميفرستيم و به وسيله آن آب (حياتبخش) نازل ميكنيم و با آن از هر گونه ميوهاي (از خاك تيره) بيرون مي‏آوريم، و اينگونه (كه زمينهاي مرده را زنده كرديم) مردگان را (نيز در قيامت) زنده ميكنيم تا متذكر شويد.

رعد
هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنْشِىءُ السَّحَابَ الثِّقَالَ ﴿12﴾
فولادوند: اوست كسى كه برق را براى بيم و اميد به شما مى‏نماياند و ابرهاى گرانبار را پديدار مى‏كند
مکارم: او كسي است كه برق را به شما نشان مي‏دهد كه هم مايه ترس است هم اميد و ابرهاي سنگين بار ايجاد مي‏كند.

براستی دانستن این که:
- باران از ابر می بارد.
- باران، آب است. (!)
- آب وزن دارد.
چیزی است که نیاز به نبوغ ویژه ای دارد و هیچ کس جز الله این را نمی فهمید!
بماند که همین الله دانشمند نمی دانسته که منشاء ابر های، همین آب های زمین است و به خیال خود آب را از آسمان برای انسان می فرستاده و کلی هم منت به سرش می گذاشته!

khoshnazar
۱۳۸۷/۰۱/۲۲, ۱۷:۱۲
به نام خدا
کاربران محترم همانطور که آگاه هستید کاربر سنبلعلی! شؤون انسانی و عقلانی را در بسیار ی از ارسال های خود مراعات نکرده است و روشن است که ایشان برداشت های غلط خود از آیات را جهت گرفتن پاسخ مطرح نکرده است بنابراین پاسخگویی به آن ها تأثیری در رویه ی غیر اخلاقی ایشان نخواهد داشت.

به هر حال در صورت عدم تغییر رویه ی ناپسند و غیر اخلاقی عضویتشان لغو خواهد شد.

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۱/۲۳, ۱۱:۳۷
ما هم گفتیم که هر جا جواب نداشتید بحث رو منحرف کردید و هر چی هم دلتون خواست به هر کی خواستید بگید علی آقا!
نگفتیم!
تازه ننگ ممکنه با رنگ پاک نشه ولی با ضد زنگ حتما پاک می شه!
نگران نباش!

سنبلعلی
۱۳۸۷/۰۱/۲۳, ۱۹:۵۲
مراحل متوالي بادهاي مهاجر(ذاريات/4-1)
ذاريات
وَالذَّارِيَاتِ ذَرْوًا ﴿1﴾
فولادوند: سوگند به بادهاى ذره‏افشان
مکارم: سوگند به بادهائي كه ابرها را به حركت در مي‏آورند (و گرد و غبار و بذرهاي گياهان را).


فَالْحَامِلَاتِ وِقْرًا ﴿2﴾
فولادوند: و ابرهاى گرانبار
مکارم: و سپس سوگند به ابرهائي كه بار سنگيني (از باران) با خود حمل مي‏كنند.


فَالْجَارِيَاتِ يُسْرًا ﴿3﴾
فولادوند: و سبك سيران
مکارم: و سپس سوگند به كشتيهائي كه به آساني به حركت در مي‏آيند.


فَالْمُقَسِّمَاتِ أَمْرًا ﴿4﴾
فولادوند: و تقسيم‏كنندگان كار[ها]
مکارم: و سوگند به فرشتگاني كه كارها را تقسيم مي‏كنند.

-------------------
1- خود عبارت "مراحل متوالي بادهاي مهاجر" بی معنی است.
2- روشن نیست نگارنده از این آیه ها چه برداشتی می خواهد بکند.

----------------------


،بادها به عنوان مقدمه ي ابر و باران(نمل/63)


بدون نیاز به آوردن آیه، دانستن پیوند بین وزش باد و حرکت ابر و بارش باران از دانسته های پارینه سنگی است و آوردن آن به دیدگاه علمی قرآن نادرست است.

از کرامات شیخ ما این است
شیره را خورد و گفت شیرین است!

-----------------------------


،پيدايش ابر(روم/48)


اللَّهُ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا فَيَبْسُطُهُ فِي السَّمَاء كَيْفَ يَشَاء وَيَجْعَلُهُ كِسَفًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ فَإِذَا أَصَابَ بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ ﴿48﴾
فولادوند: خدا همان كسى است كه بادها را مى‏فرستد و ابرى برمى‏انگيزد و آن را در آسمان هر گونه بخواهد مى‏گستراند و انبوهش مى‏گرداند پس مى‏بينى باران از لابلاى آن بيرون مى‏آيد و چون آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد رسانيد بناگاه آنان شادمانى مى‏كنند
مکارم: خداوند همان كسي است كه بادها را مي‏فرستد تا ابرهائي را به حركت درآورند، سپس آنها را در پهنه آسمان آن گونه كه بخواهد مي‏گستراند، و متراكم ميسازد در اين هنگام دانه‏هاي باران را مي‏بيني كه از لابلاهاي آن خارج مي‏شوند، هنگامي كه اين (باران حياتبخش) را به هر كس از بندگانش كه بخواهد ميرساند خوشحال مي‏شوند.


همان
------------------------------



،بادها عامل تلقيح ابرها(حجر/22)


وَأَرْسَلْنَا الرِّيَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَسْقَيْنَاكُمُوهُ وَمَا أَنتُمْ لَهُ بِخَازِنِينَ ﴿22﴾
فولادوند: و بادها را بارداركننده فرستاديم و از آسمان آبى نازل كرديم پس شما را بدان سيراب نموديم و شما خزانه‏دار آن نيستيد
مکارم: ما بادها را براي تلقيح (ابرها و بهم پيوستن و بارور ساختن آنها) فرستاديم، و از آسمان آبي نازل كرديم با آن سيراب ساختيم، در حالي كه شما توانائي حفظ و نگهداري آن را نداشتيد.


باد ها عامل تلقیح ابر ها نیستند.

-------------------------


پديده ي تقطير در ابرها(نبأ/14)



وَأَنزَلْنَا مِنَ الْمُعْصِرَاتِ مَاء ثَجَّاجًا ﴿14﴾
فولادوند: و از ابرهاى متراكم آبى ريزان فرود آورديم
مکارم: و از ابرهاي باران زا آبي فراوان نازل كرديم

سخنی از تقطیر نیست. تنها می گوید "از ابر های متراکم" یا "باران زا" که این هم دانش پارینه سنگی است.

سفسطه گودرز و شقایق (!)
-------------



،جزئيات تشكيل ابر و بارش باران(روم/48) و (نور/43)

روم
اللَّهُ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا فَيَبْسُطُهُ فِي السَّمَاء كَيْفَ يَشَاء وَيَجْعَلُهُ كِسَفًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ فَإِذَا أَصَابَ بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ ﴿48﴾
فولادوند: خدا همان كسى است كه بادها را مى‏فرستد و ابرى برمى‏انگيزد و آن را در آسمان هر گونه بخواهد مى‏گستراند و انبوهش مى‏گرداند پس مى‏بينى باران از لابلاى آن بيرون مى‏آيد و چون آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد رسانيد بناگاه آنان شادمانى مى‏كنند
مکارم: خداوند همان كسي است كه بادها را مي‏فرستد تا ابرهائي را به حركت درآورند، سپس آنها را در پهنه آسمان آن گونه كه بخواهد مي‏گستراند، و متراكم ميسازد در اين هنگام دانه‏هاي باران را مي‏بيني كه از لابلاهاي آن خارج مي‏شوند، هنگامي كه اين (باران حياتبخش) را به هر كس از بندگانش كه بخواهد ميرساند خوشحال مي‏شوند.


نور
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحَابًا ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاء مِن جِبَالٍ فِيهَا مِن بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِ مَن يَشَاء وَيَصْرِفُهُ عَن مَّن يَشَاء يَكَادُ سَنَا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ ﴿43﴾
فولادوند: آيا ندانسته‏اى كه خدا[ست كه] ابر را به آرامى مى‏راند سپس ميان [اجزاء] آن پيوند مى‏دهد آنگاه آن را متراكم مى‏سازد پس دانه‏هاى باران را مى‏بينى كه از خلال آن بيرون مى‏آيد و [خداست كه] از آسمان از كوههايى كه در آنجاست تگرگى فرو مى‏ريزد و هر كه را بخواهد بدان گزند مى‏رساند و آن را از هر كه بخواهد باز مى‏دارد نزديك است روشنى برقش چشمها را بب ر د
مکارم: آيا نديدي كه خداوند ابرهايي را به آرامي ميراند، سپس ميان آنها پيوند مي‏دهد و بعد آن را متراكم مي‏سازد، در اين حال دانه‏هاي باران را مي‏بيني كه از آن خارج مي‏شود، و از آسمان - از كوههائي كه در آنست - دانه‏هاي تگرگ نازل مي‏كند، و هر كس را بخواهد به وسيله آن زيان مي‏رساند و از هر كس بخواهد اين زيان را برطرف مي‏كند، نزديك است درخشندگي برق آن (ابرها) چشمها را ببرد!

تا جایی که سخن از باران است درست.
اما در دنباله آن نادانی نگارنده درباره ماهیت تگرگ را می بینیم.
شاید این آیه قرینه ای باشد به "تمرّ مرّ السحاب" در نمل/88.

سنبلعلی
۱۳۸۷/۰۱/۲۴, ۱۲:۲۲
آفرينش جنين از عناصر خاك(مؤمنون/12)،(روم/20)و(حج/5)،تبديل موادخاكي به نطفه ورشد تدريجي جنين(مؤمنون/14-12)،اشاره به بافتهاي كامل و ناقص در جنين (حج/5)
مؤمنون
(12) وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الإِْنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ
(12) و ما انسان را از عصاره‌اي از گِل آفريديم؛

(13) ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ
(13) سپس او را نطفه‌اي در قرارگاه مطمئن [= رحم‌] قرار داديم؛

(14) ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
(14) سپس نطفه را بصورت علقه [= خون بسته‌]، و علقه را بصورت مضغه [= چيزي شبيه گوشت جويده شده‌]، و مضغه را بصورت استخوانهايي درآورديم؛ و بر استخوانها گوشت پوشانديم؛ سپس آن را آفرينش تازه‌اي داديم؛ پس بزرگ است خدايي که بهترين آفرينندگان است!

روم
(20) وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ إِذا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ
(20) از نشانه‌هاي او اين است که شما را از خاک آفريد، سپس بناگاه انسانهايي شديد و در روي زمين گسترش يافتيد!

حج
(5) يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَيِّنَ لَكُمْ وَ نُقِرُّ فِي الأَْرْحامِ ما نَشاءُ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَ مِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلا يَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئاً وَ تَرَى الأَْرْضَ هامِدَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ
(5) اي مردم! اگر در رستاخيز شک داريد، (به اين نکته توجّه کنيد که:) ما شما را از خاک آفريديم، سپس از نطفه، و بعد از خون بسته شده، سپس از «مضغه» [= چيزي شبيه گوشت جويده شده‌]، که بعضي داراي شکل و خلقت است و بعضي بدون شکل؛ تا براي شما روشن سازيم (که بر هر چيز قادريم)! و جنين‌هايي را که بخواهيم تا مدّت معيّني در رحم (مادران) قرارمي‌دهيم؛ (و آنچه را بخواهيم ساقط مي‌کنيم؛)بعد شما را بصورت طفل بيرون مي‌آوريم؛ سپس هدف اين است که به حدّ رشد و بلوغ خويش برسيد. در اين ميان بعضي از شما مي‌ميرند؛ و بعضي آن قدر عمر مي‌کنند که به بدترين مرحله زندگي (و پيري) مي‌رسند؛ آنچنان که بعد از علم و آگاهي، چيزي نمي‌دانند! (از سوي ديگر،) زمين را (در فصل زمستان) خشک و مرده مي‌بيني، اما هنگامي که آب باران بر آن فرو مي‌فرستيم، به حرکت درمي‌آيد و مي‌رويد؛ و از هر نوع گياهان زيبا مي‌روياند!


نکات برآمده از اين آيات:
1- ناردستي در دانش نگارنده درباره منشا جنين و انسان (عصاره گل، خاک)
2- دانش پارينه سنگي در مورد جايگاه نطفه (رحم)
3- نادرستي دانش نگارنده درباره مراحل رشد جنين (استخوان سپس گوشت، بعضي داراي شکل و بعضي بدون شکل)
4- نادرستي در دانش نگارنده درباره سير تدريجي رشد جنين (به ناگاه انسان شديد)

همچنين جا دارد به يک نادرستي آشکار در مورد منشا اسپرم و اوول (تخمک) اشاره شود:

الطارق
فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ
پس انسان بايد بنگرد كه از چه آفريده شده است

خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ
از آب جهنده‏اى خلق شده

يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِب
[كه] از صلب مرد و ميان استخوانهاى سينه زن بيرون مى‏آيد

saeed623
۱۳۸۷/۰۱/۲۴, ۱۶:۳۵
1- خود عبارت "مراحل متوالي بادهاي مهاجر" بی معنی است.
2- روشن نیست نگارنده از این آیه ها چه برداشتی می خواهد بکند.
همانطوركه بارها گفته ام اما شما توجهي نكردين قرآن كتاب علمي نيست كتاب هدايت است قرآن آمده است تا انسان ها را به راه راست هدايت و راهنمايي كند شما تا كنون ثابت كردين كه به راحتي هرچه را بخواهيدبه زعم خودتان بي معنا فرض مي كنيد معنا بر همگان روشن است كاربران هم اين را مي فهمند




بدون نیاز به آوردن آیه، دانستن پیوند بین وزش باد و حرکت ابر و بارش باران از دانسته های پارینه سنگی است و آوردن آن به دیدگاه علمی قرآن نادرست است.

از کرامات شیخ ما این است
شیره را خورد و گفت شیرین است!
شما مگه در دوران پارينه سنگي حضور داشتين كه اذعان داريد اون ها اين حرف ها رو مي دانستند ؟! شايد هم معما چو حل گشت آسان شود ضمن اين كه قرآن نمي خواهد خبر دهد كه بين وزش باد و حركت ابر پيوند است هدف قرآن همانطور كه اشاره كردم به موضوعي مهم تر اشاره دارد كه عامل اين اتفاقات خداست تا بشر را به اين امر رهنمون سازد



باد ها عامل تلقیح ابر ها نیستند.
بادها عامل تلقيح باشند يا نباشند قرآن دنبال اثبات اين نكته نيست هدفي ديگر رادنبال مي كند كه از معناي آيه عيان است



سخنی از تقطیر نیست. تنها می گوید "از ابر های متراکم" یا "باران زا" که این هم دانش پارینه سنگی است.خدا كسي است كه اين كارها را مي كند تنها اين پيام آيه است اين ها اتفاقي نيست



سفسطه گودرز و شقایق (!)
معناي سفسطه را هم از بيان سنبل فهميديم كاربران شاهد باشيد خود سنبل سفسطه گري مي كند




تا جایی که سخن از باران است درست.
اما در دنباله آن نادانی نگارنده درباره ماهیت تگرگ را می بینیم.
شاید این آیه قرینه ای باشد به "تمرّ مرّ السحاب" در نمل/88.

ناداني نگارنده يا ناداني كسي كه ادعا مي كند قرآن را مي فهد
آنكس كه نداند و نداندكه نداند در جهل مركب ابدالدهر بماند

saeed623
۱۳۸۷/۰۱/۲۴, ۱۶:۴۳
ناردستي در دانش نگارنده درباره منشا جنين و انسان (عصاره گل، خاک)جناب آقاي دانشمند شما منشا جنين و انسان را چه مي دانيد مهم نيست مهم پيامي است كه از آيه بدست مي آيد


2- دانش پارينه سنگي در مورد جايگاه نطفه (رحم)
معما چو حل گشت آسان شود
كاربران عزيز خود بهتر مي دانند كه اظهار نظرهاي ديگر هم ارزش علمي نداشت تا پاسخ دهم

bababozorg
۱۳۸۷/۰۱/۲۴, ۱۶:۵۳
مؤمنونوَ لَقَدْ خَلَقْنَا الإِْنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ
و ما انسان را از عصاره‌اي از گِل آفريديم؛....
نکات برآمده از اين آيات:
1- ناردستي در دانش نگارنده درباره منشا جنين و انسان (عصاره گل، خاک)
2- دانش پارينه سنگي در مورد جايگاه نطفه (رحم)
3- نادرستي دانش نگارنده درباره مراحل رشد جنين (استخوان سپس گوشت، بعضي داراي شکل و بعضي بدون شکل)
4- نادرستي در دانش نگارنده درباره سير تدريجي رشد جنين (به ناگاه انسان شديد)
همچنين جا دارد به يک نادرستي آشکار در مورد منشا اسپرم و اوول (تخمک) اشاره شود:
سلام به همه دلبندام . اميد است اينجا ديگه حاشيه نباشه
جناب سنبلعلي شمابا نگارش درست بفرما:
1- منشاء جنين و انسان چيست؟
2- مراحل رشد جنين كدامند؟
3- شما به منشا اسپرم و اوول افاضه نماييد.
4- درآخر چرا قرآني كه خود آفريننده دارد و برايش مفسر آورده و صدها نوع تفسير علمي بيان شده همه نادرست ! ليك جناب سنبلعلي بعد از 1400 سال به درستي به همه نادرستا اشاره ميكند ؟!!!با سپاس از اهل خرد

سنبلعلی
۱۳۸۷/۰۱/۲۴, ۱۸:۴۸
همانطوركه بارها گفته ام اما شما توجهي نكردين قرآن كتاب علمي نيست كتاب هدايت است قرآن آمده است تا انسان ها را به راه راست هدايت و راهنمايي كند شما تا كنون ثابت كردين كه به راحتي هرچه را بخواهيدبه زعم خودتان بي معنا فرض مي كنيد معنا بر همگان روشن است كاربران هم اين را مي فهمند

1- کتاب هدایتی که پر از نادرستی باشد به درد نمی خورد.
2- شما از جانب "کاربران" حکم ندهید!


شما مگه در دوران پارينه سنگي حضور داشتين كه اذعان داريد اون ها اين حرف ها رو مي دانستند ؟!

مرسی منطق!
مگر شما در 1400 سال پیش حضور داشتید که قرآن و پیامبر را باور دارید؟!


بادها عامل تلقيح باشند يا نباشند قرآن دنبال اثبات اين نكته نيست هدفي ديگر رادنبال مي كند كه از معناي آيه عيان است

خوب من هم پاسخ شما را ندادم که!
بازگویی از نوشته ای در برگه نخست این جستار کردم که تا امروز هم کسی با آن مشکل نداشته. اما امروز که نادرستی آن ها نشان داده می شود مدعی می شوید که قرآن کتاب علمی نیست و ... (یک بام و دو هوا)



ناداني نگارنده يا ناداني كسي كه ادعا مي كند قرآن را مي فهد
آنكس كه نداند و نداندكه نداند در جهل مركب ابدالدهر بماند

ادعای پوچ و بی پشتوانه.
شما هم اگر می توانید مانند من یک به یک نادرستی گفته ها را نشان دهید.
اما نمی توانید و به جای آن شعر می گویید و به روش قرآن، ناباوران به این نادرستی ها را نادان و ... می خوانید.

سنبلعلی
۱۳۸۷/۰۱/۲۴, ۱۸:۵۵
جناب آقاي دانشمند شما منشا جنين و انسان را چه مي دانيد مهم نيست مهم پيامي است كه از آيه بدست مي آيد[/color][/size]
معما چو حل گشت آسان شود
كاربران عزيز خود بهتر مي دانند كه اظهار نظرهاي ديگر هم ارزش علمي نداشت تا پاسخ دهم


1- گفته نادرست، پیام نادرست می رساند.
2- باز هم از جانب کاربران حکم دادید.

سنبلعلی
۱۳۸۷/۰۱/۲۴, ۱۹:۳۷
سلام به همه دلبندام . اميد است اينجا ديگه حاشيه نباشه
جناب سنبلعلي شمابا نگارش درست بفرما:
1- منشاء جنين و انسان چيست؟
2- مراحل رشد جنين كدامند؟
3- شما به منشا اسپرم و اوول افاضه نماييد.
4- درآخر چرا قرآني كه خود آفريننده دارد و برايش مفسر آورده و صدها نوع تفسير علمي بيان شده همه نادرست ! ليك جناب سنبلعلي بعد از 1400 سال به درستي به همه نادرستا اشاره ميكند ؟!!!با سپاس از اهل خرد

1- منشا جنین انسان دو سلول جنسی نر و ماده هستند که نخستین در بیضه مرد (و نه در صلب او) و دیگری در تخمدان زن (و نه در استخوان های سینه او) ساخته می شوند.
2-


مراحل رشدجنين

سه ماهه اول حاملگي: بعد از عمل لقاح ، تخم بارور شده که تقريبا به اندازه ته يک سوزن است،شروع به تقسيم مي کند ودر ديواره رحم که براي تغذيه جنين نرم وپر خون شده ، جاي مي گيرد وبتدريج رشد مي کند .جنين ابتدا زائده اي به شکل دم دارد ودر پايان هفته چهارم (ماه اول) اندازه آن از سر تا دم تقريبا نيم سانتيمتر است.دراين مرحله دستها وپاها بطور جداگانه ديده مي شود ،دستگاه گوارش شروع به تشکيل شدن مي کند .قلب جنين که به صورت لوله اي است ،ضربان نسبي دارد وخون را به تمام قسمت هاي جنين مي رساند .
در پايان هفته هشتم (ماه دوم) قد جنين 2/5 سانتيمتر ووزن آن حدود 1تا2 گرم است. اندام هائي مثل دستها ، پاها ، انگشتان ، آرنج و زانو مشخص شده واولين مراکز استخوان سازي تشکيل مي شود. قسمتي که قبلا به شکل دم ديده مي شد،از بين مي رود.


در انتهاي هفته دوازدهم (ماه سوم) جنين حدود30 گرم وزن وتقريبا 7/5 سانتيمتر قددارد.علاوه براندام ها،گوش خارجي کاملا ديده مي شود .چشم ها تقريبا کامل شده،ناخن ها شروع به شکل گيري مي کند ، اندام هاي تناسلي ظاهر شده ولي تعيين جنسيت مشکل است.

سه ماهه دوم حاملگي: اعضا واندام هاي جنين که در سه ماهه اول بارداري تشکيل شده اند ، در سه ماهه دوم رشد کرده و بتدريج تکامل مي يابند
در پايان ماه چهارم جنين 16 سانتيمتر قد، 120 گرم وزن ودرپايان ماه پنجم 25 سانتيمتر قد و240 گرم وزن دارد.همانطوري که اشاره شد در اين ماه حرکات جنين توسط مادر احساس شده وصداي قلب او شنيده مي شود .درپايان 3 ماهه دوم ، جنين شش ماهه حدود 30 سانتيمتر قد و بيش از نيم کيلوگرم وزن دارد ، پوست بدنش پرچين وچروک و سرخ رنگ است و روي آنرايک لايه چربي مي پوشاند.
سه ماهه سوم حاملگي: درپايان ماه هفتم قدجنين حدود37/5 سانتيمتر ووزن او حدود 1200 گرم مي شود . نوزاداني که در اين زمان به دنيا آيند، زنده مي مانند ولي نيازمند مراقبتهاي ويژه در بيمارستان هستند. در ماه هشتم قد جنين به40 سانتي متر و وزنش بحدود 2 کيلوگرم مي رسد و همه دستگاه هاي بدن در اين زمان کامل است .بالاخره در پايان نه ماهگي جنين تقريبا 50 سانتيمتر قد وبيش از 3 کيلوگرم وزن دارد، پوست بدن صورتي رنگ است ولگدزني وحرکاتش به دليل اشغال فضاي بيشتر دررحم ، کمتر مي شود.جنين کاملا آماده تولد است


منبع (http://www.tbzmed.ac.ir/health%20information%20center/health/Pregnancy/index.htm)

4- چون قرآن آفریننده ندارد. نویسنده دارد و دانش نویسنده اش در بسیاری موارد نادرست بوده و دانش امروز که سنبلعلی از آن بهره می برد این را نشان می دهد.
شما اگر می توانید خلافش را نشان دهید!

naaqed
۱۳۸۷/۰۱/۲۵, ۲۲:۰۲
1- خود عبارت "مراحل متوالي بادهاي مهاجر" بی معنی است.
2- روشن نیست نگارنده از این آیه ها چه برداشتی می خواهد بکند.

----------------------

بدون نیاز به آوردن آیه، دانستن پیوند بین وزش باد و حرکت ابر و بارش باران از دانسته های پارینه سنگی است و آوردن آن به دیدگاه علمی قرآن نادرست است.

از کرامات شیخ ما این است
شیره را خورد و گفت شیرین است!

-----------------------------
باد ها عامل تلقیح ابر ها نیستند.

-------------------------

سخنی از تقطیر نیست. تنها می گوید "از ابر های متراکم" یا "باران زا" که این هم دانش پارینه سنگی است.

سفسطه گودرز و شقایق (!)
-------------
تا جایی که سخن از باران است درست.
اما در دنباله آن نادانی نگارنده درباره ماهیت تگرگ را می بینیم.
شاید این آیه قرینه ای باشد به "تمرّ مرّ السحاب" در نمل/88.




...
نکات برآمده از اين آيات:
1- ناردستي در دانش نگارنده درباره منشا جنين و انسان (عصاره گل، خاک)
2- دانش پارينه سنگي در مورد جايگاه نطفه (رحم)
3- نادرستي دانش نگارنده درباره مراحل رشد جنين (استخوان سپس گوشت، بعضي داراي شکل و بعضي بدون شکل)
4- نادرستي در دانش نگارنده درباره سير تدريجي رشد جنين (به ناگاه انسان شديد)

همچنين جا دارد به يک نادرستي آشکار در مورد منشا اسپرم و اوول (تخمک) اشاره شود:

[كه] از صلب مرد و ميان استخوانهاى سينه زن بيرون مى‏آيد

به خوبی نگاه متعصبانه به همراه ضعف درک سنبللی در برداشت های سلیقه ای از آیات پیداست.
انسان عاقل چیزی را که درک نمی کند به تمسخر نمی گیرد. یا کمی از سلول های خاکستریش استفاده می کند و یا با یک فرد منصف و آشنا به مفاهیم به مطالعه و بررسی می پردازد.
متأسفانه ایشان تفاسیر را هم که قبول ندارد که لا اقل به یک تفسیر مراجعه کند.
فقط هرچه خودش فهمید برایش ملاک است و آن هم که محال است!
جناب بچه با حال این آقا که حال مراجعه به تفسیر را ندارد، شما کمکش کن!
البته ولش کن فایده ای نداره. ایشون به هیچ وجه قبول نخواهد کرد، حتی اگر مثل روز براش روشن کنی...!

saeed623
۱۳۸۷/۰۱/۲۹, ۱۰:۰۶
13 April 2008 23:32 Hello,

naaqed has just posted in the قرآن كريم و دانش جديد forum of كانون گفتمان قرآن under the title of علوم جدید.

This thread is located at http://www.askquran.ir/showthread.php?t=1529 (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=1529)

Here is the message that has just been posted:
***************

---Quote (Originally by سنبلعلی)---
1- خود عبارت "مراحل متوالي بادهاي مهاجر" بی معنی است.
2- روشن نیست نگارنده از این آیه ها چه برداشتی می خواهد بکند.

----------------------

بدون نیاز به آوردن آیه، دانستن پیوند بین وزش باد و حرکت ابر و بارش باران از دانسته های پارینه سنگی است و آوردن آن به دیدگاه علمی قرآن نادرست است.

از کرامات شیخ ما این است
شیره را خورد و گفت شیرین است!

-----------------------------
باد ها عامل تلقیح ابر ها نیستند.

-------------------------

سخنی از تقطیر نیست. تنها می گوید "از ابر های متراکم" یا "باران زا" که این هم دانش پارینه سنگی است.

سفسطه گودرز و شقایق (!)
-------------
تا جایی که سخن از باران است درست.
اما در دنباله آن نادانی نگارنده درباره ماهیت تگرگ را می بینیم.
شاید این آیه قرینه ای باشد به "تمرّ مرّ السحاب" در نمل/88.
---End Quote---

---Quote (Originally by سنبلعلی)---
...
نکات برآمده از اين آيات:
1- ناردستي در دانش نگارنده درباره منشا جنين و انسان (عصاره گل، خاک)
2- دانش پارينه سنگي در مورد جايگاه نطفه (رحم)
3- نادرستي دانش نگارنده درباره مراحل رشد جنين (استخوان سپس گوشت، بعضي داراي شکل و بعضي بدون شکل)
4- نادرستي در دانش نگارنده درباره سير تدريجي رشد جنين (به ناگاه انسان شديد)

همچنين جا دارد به يک نادرستي آشکار در مورد منشا اسپرم و اوول (تخمک) اشاره شود:

[كه] از صلب مرد و ميان استخوانهاى سينه زن بيرون مى‏آيد
---End Quote---
به خوبی نگاه متعصبانه به همراه ضعف درک سنبللی در برداشت های سلیقه ای از آیات پیداست.
انسان عاقل چیزی را که درک نمی کند به تمسخر نمی گیرد. یا کمی از سلول های خاکستریش استفاده می کند و یا با یک فرد منصف و آشنا به مفاهیم به مطالعه و بررسی می پردازد.
متأسفانه ایشان تفاسیر را هم که قبول ندارد که لا اقل به یک تفسیر مراجعه کند.
فقط هرچه خودش فهمید برایش ملاک است و آن هم که محال است!
جناب بچه با حال این آقا که حال مراجعه به تفسیر را ندارد، شما کمکش کن!
البته ولش کن فایده ای نداره. ایشون به هیچ وجه قبول نخواهد کرد، حتی اگر مثل روز براش روشن کنی...!



***************
***************

14 April 2008 12:45 Hello,

سنبلعلی has just posted in the قرآن كريم و دانش جديد forum of كانون گفتمان قرآن under the title of علوم جدید.

This thread is located at http://www.askquran.ir/showthread.php?t=1529 (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=1529)

Here is the message that has just been posted:
***************
خوب گویا پاسخی جز یاوه های همیشگی نیست.

***************

بچه با حال
۱۳۸۷/۰۱/۳۱, ۲۳:۲۲
13 April 2008 23:32 Hello,

naaqed has just posted in the قرآن كريم و دانش جديد forum of كانون گفتمان قرآن under the title of علوم جدید.

This thread is located at http://www.askquran.ir/showthread.php?t=1529 (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=1529)

Here is the message that has just been posted:
***************

---Quote (Originally by سنبلعلی)---
1- خود عبارت "مراحل متوالي بادهاي مهاجر" بی معنی است.
2- روشن نیست نگارنده از این آیه ها چه برداشتی می خواهد بکند.

----------------------

بدون نیاز به آوردن آیه، دانستن پیوند بین وزش باد و حرکت ابر و بارش باران از دانسته های پارینه سنگی است و آوردن آن به دیدگاه علمی قرآن نادرست است.

از کرامات شیخ ما این است
شیره را خورد و گفت شیرین است!

-----------------------------
باد ها عامل تلقیح ابر ها نیستند.

-------------------------

سخنی از تقطیر نیست. تنها می گوید "از ابر های متراکم" یا "باران زا" که این هم دانش پارینه سنگی است.

سفسطه گودرز و شقایق (!)
-------------
تا جایی که سخن از باران است درست.
اما در دنباله آن نادانی نگارنده درباره ماهیت تگرگ را می بینیم.
شاید این آیه قرینه ای باشد به "تمرّ مرّ السحاب" در نمل/88.
---End Quote---

---Quote (Originally by سنبلعلی)---
...
نکات برآمده از اين آيات:
1- ناردستي در دانش نگارنده درباره منشا جنين و انسان (عصاره گل، خاک)
2- دانش پارينه سنگي در مورد جايگاه نطفه (رحم)
3- نادرستي دانش نگارنده درباره مراحل رشد جنين (استخوان سپس گوشت، بعضي داراي شکل و بعضي بدون شکل)
4- نادرستي در دانش نگارنده درباره سير تدريجي رشد جنين (به ناگاه انسان شديد)

همچنين جا دارد به يک نادرستي آشکار در مورد منشا اسپرم و اوول (تخمک) اشاره شود:

[كه] از صلب مرد و ميان استخوانهاى سينه زن بيرون مى‏آيد
---End Quote---
به خوبی نگاه متعصبانه به همراه ضعف درک سنبللی در برداشت های سلیقه ای از آیات پیداست.
انسان عاقل چیزی را که درک نمی کند به تمسخر نمی گیرد. یا کمی از سلول های خاکستریش استفاده می کند و یا با یک فرد منصف و آشنا به مفاهیم به مطالعه و بررسی می پردازد.
متأسفانه ایشان تفاسیر را هم که قبول ندارد که لا اقل به یک تفسیر مراجعه کند.
فقط هرچه خودش فهمید برایش ملاک است و آن هم که محال است!
جناب بچه با حال این آقا که حال مراجعه به تفسیر را ندارد، شما کمکش کن!
البته ولش کن فایده ای نداره. ایشون به هیچ وجه قبول نخواهد کرد، حتی اگر مثل روز براش روشن کنی...!



***************
***************

14 April 2008 12:45 Hello,

سنبلعلی has just posted in the قرآن كريم و دانش جديد forum of كانون گفتمان قرآن under the title of علوم جدید.

This thread is located at http://www.askquran.ir/showthread.php?t=1529 (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=1529)

Here is the message that has just been posted:
***************
خوب گویا پاسخی جز یاوه های همیشگی نیست.

***************


ياوه ؟! :Ghash:

پاسخي را كه در اينجا (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=1279&page=5)در پست 48 داده ام ملاحظه كنيد. مجددا تكرار نمي كنم .

سنبلعلی
۱۳۸۷/۰۲/۰۲, ۱۲:۲۶
این که کسی سخنی را "یاوه" بداند، ان سخن یاوه نمی شود.

مثل دیوانه ای که همه را بجز خود دیوانه پندارند!

نشانی ای که دادید هم برعکس، یاوه بودن نگر شما را نشان می دهد!

چرا که اگر هم قران نوشته ای علمی نباشد، باز هم مجوزی بر یاوه سرایی خدای بیکران در دانش (!) شما نخواهد بود.

بچه با حال
۱۳۸۷/۰۲/۱۵, ۱۸:۴۷
این که کسی سخنی را "یاوه" بداند، ان سخن یاوه نمی شود.

مثل دیوانه ای که همه را بجز خود دیوانه پندارند!

نشانی ای که دادید هم برعکس، یاوه بودن نگر شما را نشان می دهد!

چرا که اگر هم قران نوشته ای علمی نباشد، باز هم مجوزی بر یاوه سرایی خدای بیکران در دانش (!) شما نخواهد بود.

هذه بضاعتنا ردت الينا

شهودي
۱۳۸۷/۰۴/۰۵, ۱۳:۰۶
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ ﴿1﴾



واى بر هر بدگوى عيبجوى (1)

ايلياسين
۱۳۹۰/۱۱/۰۲, ۲۰:۰۸
سلام دوست گرامي
با احترام تمام بايد به شما بگويم شايد كساني كه به اسلوب حاكم بر ايات قران اشنا نيستند با حرفهاي شما فريب بخورند اما بدان كساني كه بر اسلوب حاكم بر ايات اشنا هستند فريب مغلطه ها وسفسطه هاي شما را نمي خورند
دوست عزيز در مبحث پيدايش جهان (فصلت /11) چرا ايهء 11 از سورهء فصلت را از متن حذف كرده ايد واز ايهء 10 به ايهء 12 پريده ايد؟ حاضريد به اين موضوع اعتراف كنيد؟ مسلما نه . اما من به شما مي گويم چرا . چون خداوند بعد از انكه در ايات 9 و 10 مي فرمايد: زمين را در 2 روز ساختيم وكوهها را در ان قرار داديم و اقوات را در 4 روز مقدر كرديم كه جمعا مي شود 6 روز بلافاصله در ايهء 11 مي فرمايد: ثم استوي الي السماء و هي دخان:سپس به كامل كردن اسمان پرداخت وان دود بود . پس در اينجا مشخص مي شود كه اسمان از قبل بوده اما به صورت دود . چرا كه خداوند در دنبالهء ايه مي فرمايد: فقال لها وللارض ائتيا طوعا او كرها قالتا ائتينا طائعين:وگفت: به او (اسمان) و زمين از روي ميل از من فرمان مي بريد يا به اجبار گفتند: از روي ميل فرمان مي بريم. پس طبق گفتهء شما اگر اسمان بعد از ساخت زمين واقوات ساخته شده باشد چگونه خداوند از اسماني كه هنوز ساخته نشده است مي پرسد از روي ميل از من فرمان مي بري يا از روي اجبار و اسمان جواب مي دهد از روي ميل؟ پس بدان كه ساختن اقوات در 4 روز مشترك است بين 2 روز ساختن زمين و 2 روز ساختن اسمان خداوند منتظر ننشسته تا اول زمين و اقوات را بسازد بعد شروع به ساختن اسمان كند بلكه همچنانكه زمين و اقوات را مي ساخته در همان حال نيز به ساختن اسمان هم پرداخته است .