PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : از بين 30 مرجع تقليد



papy
۱۳۸۸/۰۸/۲۰, ۱۸:۴۵
سلام به تمام دوستان عزيز

سوال من اينه كه ما حولو حوش 30 مرجعه تقليد داريم اما به گفته جامعه مدرسين كمتر از 10 نفر اعلم هستند.

حالا سوال من اينه كه چرا بقيه 20 نفر خود را آماده پذيرش مقلد بودن هموطنان ميدونند

parsa
۱۳۸۸/۰۸/۲۰, ۱۹:۵۹
سلام و وقتتون بخیر

اگر منظورتون از مراجع تقلید، مجتهدین علم دین هست که بسیار بیشتر از این عدد هستند.

به هر حال...
نمیدونم منظورتون از: « خود را آماده پذيرش مقلد بودن هموطنان ميدونند » چیست...؟

کسی که خود مجتهد نیست، لازمه در امور دینی به متخصص دین که مرجع تقلید نام داره رجوع کنه. البته قبلش باید شرایطی را احراز کرده و بعد فرد مورد نظر را انتخاب کنه.

(شرایط مرجع تقلید در تاپیک های دیگه این بخش مفصل بحث شده و میتونید مراجعه کنید.)

مرجع تقلید هم وقتی مردم به او رجوع کردند و اعلام نیاز نمودند، اگر توانایی عهده داری مسئولیت رو داشته باشه، شرعا نمیتونه شانه خالی کنه.

البته اگر منظورتون اینه که پس اینهمه مجتهدین و مراجع تقلید چرا جلسات تخصصی درس و بحث دارند و نظرات شخصیشون رو بیان می کنند، این یک امر طبیعی در هر مجمع علمی هست.

به عبارت دیگه:
وجود متخصصین زبر دست و رده اول دلیل نمیشه که دیگر صاحب نظران که در اون رده نیستند اظهار نظر نکنند.

در مورد مطلبی هم که از جامعه مدرسین نقل نمودید، در این تاپیک مفصل بحث شده است:
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=13222

.

alitadayon
۱۳۸۸/۰۸/۲۰, ۲۰:۱۸
به نام خدا
دوست عزیز papy
اولا کمی تفکر و جست و جو کنید و سپس پس بگذارید
فراموش نکنید که اسلام دین جامع و کاملی است و با یک بیانیه و یا معرفی چند تن محدود نمی شود زیا این اعمال سبب ایجا کارهای انحرافی ر دین خواهد شد و مقام پرستان عرصه را برای تاخت و تاز باز می بینند.

papy
۱۳۸۸/۰۸/۲۱, ۱۴:۴۱
منظورم اينه آقايان صانعي ، همداني ، منتظري ، بيات زنجاني ، جوادي املي ، روحاني ....

اينها خودشون را به عنوان مرجع تقليد شيعيان ميدونند در حالي كه اسمشون تو جامعه مدرسين نيست

براي چي ؟ مگه خودشون نميدونند كه اگه اشتباه كنند بايد تاوان مقلدان خود بدند . پس چرا ؟

leadertime
۱۳۸۸/۰۸/۲۱, ۱۷:۴۴
سلام به تمام دوستان عزيز

سوال من اينه كه ما حولو حوش 30 مرجعه تقليد داريم اما به گفته جامعه مدرسين كمتر از 10 نفر اعلم هستند.

حالا سوال من اينه كه چرا بقيه 20 نفر خود را آماده پذيرش مقلد بودن هموطنان ميدونند

آخه جامعه مدرسین که معیار نیست، جامعه مدرسین دچار توهم خود بزرگ بینی شده که خیال می کنه می تونه در باره مرجعیت علمای اسلام نظر بده. اصلا این قضیه ربطی به جامعه مدرسین نداره، اینها یک گروه سیاسی هستند که فقط خودشون رو و پیروان نزدیک به خودشون رو قبول دارند، همین ها یک زمانی بیانیه دادند و آقای منتظری رو از مرجعیت عزل کردند، در حالی که جامعه مدرسین اصلا یک همیچین قدرتی نداره که بتونه مرجعی رو از مرجعیت عزل کنه. اصلا جامعه مدرسین قدرت نداره که بتونه کسی رو مرجع کنه حالا چه برسه به این که بخواد اون رو عزل کنه. بیشتر از هزار سال، در مذهب ما بحث مرجعیت وجود داشته در حالی که جامعه مدرسین قدمتش به ۲۰۰ سال هم نمی رسه. خود شما باید بفهمید که نظر جامعه مدرسین در باره مرجعیت علما ملاک نیست.

mahdi
۱۳۸۸/۰۸/۲۱, ۱۷:۴۹
آخه جامعه مدرسین که معیار نیست، جامعه مدرسین دچار توهم خود بزرگ بینی شده که خیال می کنه می تونه در باره مرجعیت علمای اسلام نظر بده. اصلا این قضیه ربطی به جامعه مدرسین نداره، اینها یک گروه سیاسی هستند که فقط خودشون رو و پیروان نزدیک به خودشون رو قبول دارند، همین ها یک زمانی بیانیه دادند و آقای منتظری رو از مرجعیت عزل کردند، در حالی که جامعه مدرسین اصلا یک همیچین قدرتی نداره که بتونه مرجعی رو از مرجعیت عزل کنه. اصلا جامعه مدرسین قدرت نداره که بتونه کسی رو مرجع کنه حالا چه برسه به این که بخواد اون رو عزل کنه. بیشتر از هزار سال، در مذهب ما بحث مرجعیت وجود داشته در حالی که جامعه مدرسین قدمتش به ۲۰۰ سال هم نمی رسه. خود شما باید بفهمید که نظر جامعه مدرسین در باره مرجعیت علما ملاک نیست.
سلام
جامعه ی مدرسین تعیین مرجعیت برای کسی نمی کند فقط اعلم بودن برخی مراجع را تایید می کند پس اشتباه نگیرید.
توهم خود بزرگ بینی؟منظظورتون به دلیل خلع اقای منتظری است؟

حق دوست
۱۳۸۸/۰۸/۲۱, ۱۸:۱۱
منظورم اينه آقايان صانعي ، همداني ، منتظري ، بيات زنجاني ، جوادي املي ، روحاني ....

اينها خودشون را به عنوان مرجع تقليد شيعيان ميدونند در حالي كه اسمشون تو جامعه مدرسين نيست

براي چي ؟ مگه خودشون نميدونند كه اگه اشتباه كنند بايد تاوان مقلدان خود بدند . پس چرا ؟

برادر یا خواهر محترم اجتهاد گرفتن و مرجع تقلیدشدن به دانستن خوداین افراد بعنوان مرجع ! نیست.
و خود این افراد که حکم به اجتهاد خودشان نداده اند بلکه اجتهادشان را از استادشان گرفته اند وهرکسی به حدی از مقام علمی برسد که بتوانداجتهاد بگیرد می تواند ادعای مرجعیت کند و کسانی می توانند طبق شرایط انتخاب مرجع تقلید ازایشان تقلیدکنند.
منتها یکی از راههای انتخاب مرجع تقلید توجه به گفته های یک مرجع(منبع) مورداطمینان است مثل جامعه ی مدرسین . و جامعه ی مدرسین ازنظرخودش اعلمیت 6نفری که اعلام کرده را دریک حد میدانسته حال فرد انتخاب کننده میتواند از 2راه دیگر انتخاب مرجع ، مرجعش را از بین دارندگان اجتهاد انتخاب کند(که دراینصورت این افرادی که نام بردید هم دراین لیست قرار میگیرند) یا اینکه باتوجه به راه سوم انتخاب مرجع تقلید که همان توجه به گفته ی مرجع مورداطمینان است مرجع خود را انتخاب کندکه دراینصورت چون جامعه ی مدرسین(بعنوان نمونه ای از یک مرجه یامنبع مورداطمینان) این 6نفررا از نظراعلمیت یکسان اعلام کرده فردمیتواند شخصا طبق معیارهای خودش یکی از این 6نفر را انتخاب کند.

leadertime
۱۳۸۸/۰۸/۲۱, ۲۱:۲۸
سلام
جامعه ی مدرسین تعیین مرجعیت برای کسی نمی کند فقط اعلم بودن برخی مراجع را تایید می کند پس اشتباه نگیرید.
توهم خود بزرگ بینی؟منظظورتون به دلیل خلع اقای منتظری است؟

خیر دوست عزیز، مرجع تشخیص اعلم بودن هم جامعه نیست. هر کسی می تونه در این زمینه نظر بده و نظر خودش رو عنوان کنه، البته مسلما منظور از هر کسی، کسانی است که خودشون علوم حوزوی خوانده اند و آگاه هستند به این مسایل، این طور نیست که مرجع بلا منازع تشخیص اعلم بودن یا نبودن مراجع، جامعه مدرسین باشه، جامعه هم نظر خودش رو میده.
در کنار این که جامعه مدرسین، یک تشکل سیاسیه، اهداف سیاسی هم داره. اعلم بودن یک عالم، هیچ گاه در عالم تشیع، توسط یک تشکل سیاسی تشخیص داده نمی شده، این بحث تشخیص اعلم راه کار های خودش رو داره، شاید از نظر یک عده ای آقای وحید اعلم باشن، از نظر عده دیگری، آقای منتظری. این به یک تشکل سیاسی چه ارتباطی داره؟ اصلا اگر قرار باشه یک تشکل سیاسی اعلمیت مراجع رو تشخیص بده که خودش مفسده آوره و درست هم نیست. این طور مسایل رو هیچ گاه نباید در گیر سیاست کرد، چون فساد ایجاد می کنه.

توهم خود بزرگ بینی هم، یکیش به خاطر خلع آقای منتظری این حرف رو زدم. آقای منتظری که کاری نکرده بود که بخواد بخاطرش از مرجعیت ساقط شه، حالا به قول امام یک ذره زود جوش هستش، یا یک مقدار در مسایل سیاسی ... هستن، این که ربطی به فقاهت و اجتهاد نداره، اصلا ارتباطی به شرایط مرجعیت نداره.

جامعه چه حقی داره که بخواد آقای منتظری رو از مرجعیت خلع کنه؟ اصلا به جامعه مدرسین چه ربطی داره؟ کجای مذهب ما گفته شده که یک تشکل سیاسی میتونه به خاطر جهت گیری های سیاسی خودش، یک عالمی رو از مرجعیت ساقط کنه؟
نمی شه که هر کی اومد خلاف منافع سیاسی یک عده ای موضع گرفت بخوان آنی از مرجعیت ساقطش کنند، جدای از اینکه اصلا یک همچین قدرتی رو دارن یا نه.

papy
۱۳۸۸/۰۸/۲۱, ۲۲:۲۱
پس شما قبول داريد كه هركس مرجعه تقليد خود را انتخاب كنه به هيچكس مربوط نيست

فقط مي خواهم بدونم چرا آقايون هي انگ بدي به آقايان منتظري و صانعي .. مي زنند

چرا پسر خاله من سيدي هاي آقاي صانعي دستشون بود و مي خواست بره درموردش تحقيق كنه اما بهش بهش گير داده و بهش گفته حق نداريد اينو انتخاب كنيد چون ....

مدافع
۱۳۸۸/۰۸/۲۲, ۰۰:۳۳
منظورم اينه آقايان صانعي ، همداني ، منتظري ، بيات زنجاني ، جوادي املي ، روحاني .... اينها خودشون را به عنوان مرجع تقليد شيعيان ميدونند در حالي كه اسمشون تو جامعه مدرسين نيست براي چي ؟ مگه خودشون نميدونند كه اگه اشتباه كنند بايد تاوان مقلدان خود بدند . پس چرا ؟

سلام بر دوستان

جناب papy بزرگوار؛ سوال خوبی مطرح کرده اید.

برای اینکه بتونیم به صورت کامل به جواب این سوال برسیم باید مقدماتی رو برای خودمون مشخص کنیم:

1- در اسلام اصل بر تقلید نیست.
یعنی اینکه اصل اولی در اسلام این است که هر مسلمانی باید خودش دین شناس باشد و باید خود را مسلح به مقدمات کشف مطالب دین بنماید که قطعا برای تسلط بر این فن باید همتی جانانه از خود نشان داد تا مقدمات اجتهاد در دین و تفقه در دین را به دست آوریم. ولی متاسفانه الان این امکان برای همه ی مسلمانان وجود ندارد. پس چاره ای نیست مگر این که به متخصصی که این کار را انجام داده مراجعه نماییم.

2- افرادی که زحمت رسیدن به این مقام علمی را کشیده اند کم نیستند. ایشان با تلاش زیادی که در کسب مهارتهای لازم این فن به دست آورده اند و با تلاش دوباره ای که در بررسی مواد خام تطبیق مسائل دین با شرائط زمان نموده اند اصطلاحا به مقام اجتهاد رسیده و امکان این را دارند که بتوانند خودشان از دین احکام شرعی را استنباط نمایند.

3- قطعا تمامی این افراد از حیث علمی با همدیگر برابر نیستند و اختلاف درجاتی با یکدیگر دارند ولی همه ی این بزرگواران دقیقا مثل سایر جوامع علمی به برداشت خود اطمینان داشته و برداشت خود را قابل عرضه ی بر بشریت می دانند به گونه ای که در قیامت از استدلالات خود دفاع نمایند و پیش خود و خدای خود، خود را روسفید بمانند.

پس همه ی این بزرگوارانی که مجتهد شده اند ( مجتهد، غیر از مرجع تقلید است. مجتهد فقط توان استنباط احکام را دارد ولی مجتهد علاوه بر توان استنباط عملا هم وارد وادی استنباط شده است و شرایط دیگری را هم داراست. پس مرجع تقلید، مجتهدی است که صفات دیگری هم داشته باشد) از جهت علمی به صورت یقینی ( یقین در این امر خاصی که دارم مطرح می کنم ) قبول دارند که چیزی را که من به آن رسیده ام حتما درست است. من شک ندارم.

حالا این عدم شک از کجا به دست آمده خود بحث مستقلی می خواهد که از حوصله ی این بحث خارج است.

پس جای تعجب ندارد که کسانی که هنوز مرجع نشده اند مثلا رساله ای داشته باشند و یا فتوای خودشان را به دیگران نقل نمایند
و به تعبیری دیگر اینان که مثلا در این فتوای خاص با مثلا افرادی که در جامعه به عنوان اعلم مشخص شده اند اختلاف نظر دارند، برداشت خودشان را درست می بینند و خدشه در فتاوای دیگران دارند. به همین خاطر است که نظرشان با دیگران متفاوت شده است.

البته یادآوری این نکته ضروری است که این اختلاف نظرات مختص به علم فقه نیست و بلکه در تمامی تخصص های دیگر هم جاری است و تمام متخصصان نظر خودشان را که با استناد علمی به آن رسیده اند بر نظر دیگران ترجیح می دهند.

4- حال ماییم و یک عده ی زیادی از کسانی که به درجه ی اجتهاد رسیده اند و یا گمان می کنند که رسیده اند، حال منی که تخصصی در این قضیه ندارم از فهم کدومشون باید تبعیت کنم؟

آیا می تونم به صرف اینکه مثلا یکی رو خودم ( خود غیر متخصصم ) ازش خوشم اومد به سراغش برم و ازش تقلید کنم؟ یا اینکه راهکار خاصی داره؟

عقل دستور می ده به این که باید به سراغ کسی بریم که احتمال اشتباهش خیلی کمتر از دیگرانه. فقهای ما به چنین شخصی می گن اعلم به معنای عالمترین. یعنی عقل می گه که باید به سراغ کسی بریم که عالم ترینه. خب می خواستیم مشکل حل بشه مشکل شد دو تا.

تا حالا ما که نمی تونستیم واقعا مجتهد رو از غیر مجتهد با نگاه تخصصی بشناسیم حالا یک قید دیگه هم اومد که نه تنها باید به سراغ مجتهد بری بلکه باید به سراغ اعلم از اونها بری.

باز سوال پیدا می شه که من چگونه می توانم به این مجتهد با این صفت دست پیدا کنم؟

جوابش رو توی رساله ها آورده اند: سه راه برای این قضیه مطرح شده که عبارتند از:


راه های تشخیص مرجع تقلید أعلم عبارتند از:
1- این که انسان (شخصی که می خواهد تقلید کند) خودش اهل علم و خبره باشد و بتواند شخصا أعلم را تشخیص بدهد.

2- دو نفر عالم عادل که می توانند مجتهد أعلم را تشخیص بدهند، أعلم بودن کسی را تصدیق کنند، به شرط اینکه دو نفر عالم عادل دیگر، با گفته ی آنان مخالفت نکنند.

3- عده ای از اهل علم که می توانند مجتهد أعلم را تشخیص دهند، و از گفته ی آنان اطمینان پیدا می شود، أعلم بودن کسی را تصدیق کنند. --------------------


خب دوستان این راههایی است که در تمام رساله های علما ذکر شده است. هر انسان مکلفی که خودش مجتهد نشده است می تواند از این راهها اعلم را انتخاب نمایند منتهی به شرط اینکه نخواهند با سهل انگاری با احکام دین برخورد نمایند. تعریف های اصطلاحات را از خود در نیاورند و سهل انگاری های خود را به دین منتسب ننمایند.

5- در حوزه ی علمیه هم مانند تمام مراکز علمی جهان، افرادی هستند که متخصص در رشته های مطرح در حوزه هستند. و باز مانند سایر جوامع علمی در میان حوزویان هم اساتید هستند و هم شاگردان. و در میان اساتید هم هر چه استاد خبره تر و محقق تر باشد ارج و قرب بیشتری در نزد شاگردان و اهل علم دارد.

گاه در میان اصناف مختلف گروههایی با انگیزه ای خاص تشکیل شده و آن گروه با ماندگاری در میان جمعیت مورد سرپرستی خود، باقی می ماند. یکی از این نوع گروهها جامعه ی مدرسین حوزه ی علمیه قم است. این جامعه، مدرسان و اساتید دروس سطوح عالی حوزه و درس خارج فقه و خارج اصول حوزه ی علمیه قم می باشند که با انگیزه ای مشترک به دور هم دیگر جمع شده اند و در مواردی خاص به صورت همفکری نظر مشترکی را بیان می دارند.

6- برخی اعضای محترم جامعه ی مدرسین عبارتند از:

آیة الله استادی
آیة الله جوادی آملی
آیة الله مسعودی خمینی
آیة الله ابراهیم امینی
آیة الله شب زنده دار
آیة الله نکونام
آیة الله خزئلی
...

و از بزرگواران مرحومین هم آقایان

آیه الله مشکینی
آیه الله بنی فضل
آیه الله احمدی میانجی
آیه الله قدوسی
آیه الله معرفت
...


ادامه دارد :Gol:

parsa
۱۳۸۸/۰۸/۲۲, ۱۰:۳۹
منظورم اينه آقايان صانعي ، همداني ، منتظري ، بيات زنجاني ، جوادي املي ، روحاني ....

اينها خودشون را به عنوان مرجع تقليد شيعيان ميدونند در حالي كه اسمشون تو جامعه مدرسين نيست

همانطور که قبلا عرض شد، اینطور نیست که مجتهدین و مراجعی که نامشون در لیست جامعه مدرسین نیست، صلاحیت و شایستگی تقلید را ندارند.

لطفا مجددا اون لینکی که در پست قبلیم خدمتتون دادم را با دقت بیشتر مطالعه کنید:
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=13222

و به من و دوستان دیگر نشان دهید که کجای آن گفته شده تقلید فقط منحصر در این آقایان هست و نمیشه از فرد دیگه ای تقلید کرد؟

قسمتی از اون تاپیک را نقل قول میکنم:


حال ممکن است سوالی پیش بیاید:

آیا مراجع تقلید معرفی شده از سوی جامعه مدرسین از نظر تقلید مساوی هستند؟ و تحقیق درباره آنان لازم نیست؟

پاسخ:

بسم الله الرحمن الرحیم
مراجع تقلید معرفی شده از سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم همه جایز التقلید هستند و تشخیص أعلمیت به عهده خود مکلف می باشد از نظر این جامعه تقلید از همه آقایان مذکور جایز است.

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

- منبع: http://www.jameehmodarresin.org/inde...=600&Itemid=25 (http://www.jameehmodarresin.org/index.php?option=com_content&task=view&id=600&Itemid=25)

--------------------

- نکته 1:
این اطلاعیه به این معنا نیست که أعلم عالمان فقط منحصر در این لیست هست. بلکه انحصار این افراد از طرف جامعه مدرسین، بدین معناست که: ما این افراد را به عنوان أعلم تشخیص می دهیم و العلم عند الله.

- نکته 2:
اگر فردی از جمع دیگری از عالمان و نخبگان که صلاحیت تشخیص أعلم را دارند و از گفته ی آنان اطمینان حاصل می شود، به فرد دیگری به غیر از این افراد رسید، تقلید او از آن فرد مانعی ندارد و ان شاءالله که نزد خدا مأجور است.



پس شما قبول داريد كه هركس مرجعه تقليد خود را انتخاب كنه به هيچكس مربوط نيست

فقط مي خواهم بدونم چرا آقايون هي انگ بدي به آقايان منتظري و صانعي .. مي زنند

چرا پسر خاله من سيدي هاي آقاي صانعي دستشون بود و مي خواست بره درموردش تحقيق كنه اما بهش بهش گير داده و بهش گفته حق نداريد اينو انتخاب كنيد چون ....

بله، مسلما هر کسی وظیفه داره خودش مرجع تقلید خودش رو انتخاب کنه و هیچ اجبار و اکراهی در کار نیست.

البته اگر بخواد این انتخابش مطابق شرع و مورد رضایت خداوند باشه، قائدتا لازم هست راه رسیدن به مرجع تقلیدش از یکی از این راه ها باشه:


راه های تشخیص مرجع تقلید أعلم عبارتند از:

1- این که انسان (شخصی که می خواهد تقلید کند) خودش اهل علم و خبره باشد و بتواند شخصا أعلم را تشخیص بدهد.
2- دو نفر عالم عادل که می توانند مجتهد أعلم را تشخیص بدهند، أعلم بودن کسی را تصدیق کنند، به شرط اینکه دو نفر عالم عادل دیگر، با گفته ی آنان مخالفت نکنند.
3- عده ای از اهل علم که می توانند مجتهد أعلم را تشخیص دهند، و از گفته ی آنان اطمینان پیدا می شود، أعلم بودن کسی را تصدیق کنند.

--------------------

- راه اول که برای همگان ممکن نیست. زیرا همه مردم در علم دین متخصص و خبره نیستند تا شخصا و رأسا بتوانند أعلم علما را تشخیص دهند.

- راه دوم هم، تحقق آن بسیار سخت هست. زیرا در این زمان به واسطه تعدد مجتهدین و معروفیت انها، و همچنین تعدد اهل علم و خبره، نظرات نیز متعدد و گوناگون هست.

- پس تقریبا فقط راه سوم باقی می ماند و آن اینکه: جمعی از اهل علم و خبره که می توانند اعلم را تشخیص دهند، و از گفته ی انها اطمینان حاصل می شود، اعلم بودن فرد یا افرادی را تعیین کنند.


در مورد مطلبی هم که در مورد آیت الله منتظری و آیت الله صانعی فرمودید...

آیت الله منتظری که بحثش مفصل هست. مطالبی که در مورد ایشون شنیدید و در تاریخ هم ثبت شده است، اسناد و مدارکش موجوده.

از جریان مهدی و هادی هاشمی گرفته و جنایات فجیعی که مرتکب شدند و طرفداری ایشون از این طیف و برخوردشون با امام و.... مسائل دیگه که از حیطه بحث این تاپیک خارج هست.

(البته مجلس درس و بحث ایشون آزادانه در قم برقرار هست و مقلدین و شاگردانشون هم در کمال آزادی به دفتر و منزلشون رفت و آمد می کنند.)

اگر مایل بودید، موضوعی جداگانه ایجاد کنید تا اسناد و مدارک موجود خدمتتون ارائه بشه.


اما در مورد آیت الله صانعی، ایشون الان جزو مدرسین رسمی حوزه علمیه قم هستند و مجلس درس و بحثشون برقراره. اما فتاوایی خاص به خودشون دارند که از جهت فقهی مورد اختلاف و نزاع علمی در بین فقها هست. و این امری غیر طبیعی نیست و انگ و افترا محسوب نمیشه.

تحقیق در مورد ایشون و خرید و فروش سی دی های درسی و سخنرانیشون هم کاملا آزاد هست و هیچ کسی گیر نمیده. بنده عرض کردم اصلا الان جلسات رسمی درس ایشون برقراره، اونوقت به سی دی های ایشون گیر بدن؟؟ کجا همچین موردی سراغ دارید؟


اما اگر منظورتون موضع گیری های خاص سیاسی ایشون هست، اینم بحثش جداست و ارتباطی با وجود یا عدم وجود نامشون در لیست جامعه مدرسین نداره.


خیلی از علما و مراجع هستند که نامشون در لیست جامعه مدرسین نیست. و همانطور که عرض شد این لیست به این معنا نیست که خارج از لیست صلاحیت تقلید و ارائه رساله را ندارند.

جامعه مدرسین به عنوان یک جمع خبره و علمی نظر علمی خودشون رو در این مورد اعلام کردند تا افرادی که از راه اول و دوم نتوانستند به نتیجه برسند، دچار سرگردانی و حیرت نباشند.


و مسلما همانطوری که در تاپیکی که لینکش رو دادم عرض شده، اگر جمعی دیگر از خبرگان و عالمان عادل متفق القول بر فرد یا افراد دیگری بودند، اون نیز برای مکلف حجت هست.


جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که متشکل از نخبگان و عالمان تراز اول هستند، به عنوان اهل علمی که می توانند مجتهد أعلم را تشخیص دهند، جهت سهولت کار مردم در تشخیص مرجع تقلید أعلم، معمولا در این رابطه نظر خودشان را اعلام کرده اند.
- نکته 1:
این اطلاعیه به این معنا نیست که أعلم عالمان فقط منحصر در این لیست هست. بلکه انحصار این افراد از طرف جامعه مدرسین، بدین معناست که: ما این افراد را به عنوان أعلم تشخیص می دهیم و العلم عند الله.

- نکته 2:
اگر فردی از جمع دیگری از عالمان و نخبگان که صلاحیت تشخیص أعلم را دارند و از گفته ی آنان اطمینان حاصل می شود، به فرد دیگری به غیر از این افراد رسید، تقلید او از آن فرد مانعی ندارد و ان شاءالله که نزد خدا مأجور است..

parsa
۱۳۸۸/۰۸/۲۲, ۱۰:۴۲
آخه جامعه مدرسین که معیار نیست، جامعه مدرسین دچار توهم خود بزرگ بینی شده که خیال می کنه می تونه در باره مرجعیت علمای اسلام نظر بده. اصلا این قضیه ربطی به جامعه مدرسین نداره، اینها یک گروه سیاسی هستند که فقط خودشون رو و پیروان نزدیک به خودشون رو قبول دارند، همین ها یک زمانی بیانیه دادند و آقای منتظری رو از مرجعیت عزل کردند، در حالی که جامعه مدرسین اصلا یک همیچین قدرتی نداره که بتونه مرجعی رو از مرجعیت عزل کنه. اصلا جامعه مدرسین قدرت نداره که بتونه کسی رو مرجع کنه حالا چه برسه به این که بخواد اون رو عزل کنه. بیشتر از هزار سال، در مذهب ما بحث مرجعیت وجود داشته در حالی که جامعه مدرسین قدمتش به ۲۰۰ سال هم نمی رسه. خود شما باید بفهمید که نظر جامعه مدرسین در باره مرجعیت علما ملاک نیست.


خیر دوست عزیز، مرجع تشخیص اعلم بودن هم جامعه نیست. هر کسی می تونه در این زمینه نظر بده و نظر خودش رو عنوان کنه، البته مسلما منظور از هر کسی، کسانی است که خودشون علوم حوزوی خوانده اند و آگاه هستند به این مسایل، این طور نیست که مرجع بلا منازع تشخیص اعلم بودن یا نبودن مراجع، جامعه مدرسین باشه، جامعه هم نظر خودش رو میده.
در کنار این که جامعه مدرسین، یک تشکل سیاسیه، اهداف سیاسی هم داره. اعلم بودن یک عالم، هیچ گاه در عالم تشیع، توسط یک تشکل سیاسی تشخیص داده نمی شده، این بحث تشخیص اعلم راه کار های خودش رو داره، شاید از نظر یک عده ای آقای وحید اعلم باشن، از نظر عده دیگری، آقای منتظری. این به یک تشکل سیاسی چه ارتباطی داره؟ اصلا اگر قرار باشه یک تشکل سیاسی اعلمیت مراجع رو تشخیص بده که خودش مفسده آوره و درست هم نیست. این طور مسایل رو هیچ گاه نباید در گیر سیاست کرد، چون فساد ایجاد می کنه.

توهم خود بزرگ بینی هم، یکیش به خاطر خلع آقای منتظری این حرف رو زدم. آقای منتظری که کاری نکرده بود که بخواد بخاطرش از مرجعیت ساقط شه، حالا به قول امام یک ذره زود جوش هستش، یا یک مقدار در مسایل سیاسی ... هستن، این که ربطی به فقاهت و اجتهاد نداره، اصلا ارتباطی به شرایط مرجعیت نداره.

جامعه چه حقی داره که بخواد آقای منتظری رو از مرجعیت خلع کنه؟ اصلا به جامعه مدرسین چه ربطی داره؟ کجای مذهب ما گفته شده که یک تشکل سیاسی میتونه به خاطر جهت گیری های سیاسی خودش، یک عالمی رو از مرجعیت ساقط کنه؟
نمی شه که هر کی اومد خلاف منافع سیاسی یک عده ای موضع گرفت بخوان آنی از مرجعیت ساقطش کنند، جدای از اینکه اصلا یک همچین قدرتی رو دارن یا نه.

پست های شما دوست عزیز هم که فقط صرف ادعاهایی بدون دلیل بود. البته اگر به پست قبلی مراجعه کنید، پاسخ قسمت هایی که قرمز کرده ام را خواهید یافت.

.

مدافع
۱۳۸۸/۰۸/۲۲, ۱۵:۳۰
7- گروهی دیگر هم در دوره های قبلی جامعه ی مدرسین حضور فعال داشته اند و امروزه به خاطر کثرت اشتغال و یا مسائلی دیگر، فرصت شرکت در تصمیم گیری های جامعه ی مدرسین را ندارند. برخی از ایشان عبارتند از:


آیة الله شبیری زنجانی
آیة الله جعفر سبحانی
مرحوم آیة الله فاضل لنکرانی
آیة الله نوری همدانی
آیة الله منتظری
آیة الله صانعی
آیة الله گرامی
آیة الله سید مهدی روحانی
...
8- آیا جامعه ی مدرسین صرفا یک تشکل سیاسی است؟


در کنار این که جامعه مدرسین، یک تشکل سیاسیه، اهداف سیاسی هم داره. اعلم بودن یک عالم، هیچ گاه در عالم تشیع، توسط یک تشکل سیاسی تشخیص داده نمی شده، این بحث تشخیص اعلم راه کار های خودش رو داره، شاید از نظر یک عده ای آقای وحید اعلم باشن، از نظر عده دیگری، آقای منتظری. این به یک تشکل سیاسی چه ارتباطی داره؟ اصلا اگر قرار باشه یک تشکل سیاسی اعلمیت مراجع رو تشخیص بده که خودش مفسده آوره و درست هم نیست. این طور مسایل رو هیچ گاه نباید در گیر سیاست کرد، چون فساد ایجاد می کنه.


اینها یک گروه سیاسی هستند که فقط خودشون رو و پیروان نزدیک به خودشون رو قبول دارند،




اهداف جامعه ی مدرسین در بدو تاسیس این امور بوده

اصلاح و تکمیل برنامه‏های درسی حوزه‏های علوم اسلامی و پرورش طلاب.
تحقیق در علوم و معارف اسلامی.
تبلیغ و گسترش اسلام در داخل ایران و کشورهای خارج.
سعی در اجرای احکام و قوانین سیاسی، اجتماعی، قضائی، اقتصادی و فرهنگی اسلام.
دفاع از اسلام و قرآن.
مبارزه با طاغوت و ستمگران و دفاع از حقوق محرومین و مستضعفین.
قطعا نقش جامعه ی مدرسین قم در دوران قبل از انقلاب و حین انقلاب مورد نظر دوست بزرگوارمون نیست و حتما اینها را از ضروریات وظایف علمای اسلام در هر زمانی می دانند. آنچه که مد نظر است به نظر می رسد وضعیت فعلی جامعه ی مدرسین است.

9- پس از پیروزی انقلاب
با بازگشت سید روح الله خمینی در بهمن ۱۳۵۷، و رهبری‌های او، عاقبت در ۲۲ همان ماه انقلاب پیروز شد. از این تاریخ به بعد نقش و مسئولیت جامعهٔ مدرسین دگرش یافت و از شکل مبارزه با حکومت پهلوی، به شکل مشارکت و همکاری در بنا و استواری حکومت اسلامی در آمد.




وظایف جامعهٔ مدرسین در این مرحله موارد زیر بودند:

پذیرفتن مسئولیتهای مربوط به نظام، در همین رابطه در نهادهای مختلف حضور فعال پیدا کرد. مانند شورای انقلاب، مجلس خبرگان تدوین قانون اساسی، مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان قانون اساسی، مجلس خبرگان رهبری، دستگاه قضائی، شورای تشخیص مصلحت نظام، شورای عالی انقلاب فرهنگی، تعدادی از اعضای جامعه مدرسین در این نهادها حضور فعال داشته و دارند.
تبیین و تحقیق در مسائل مورد نیاز نظام، مانند مسائل اقتصادی، قضائی و حقوقی، جزائی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی‏
اصلاح و برنامه ریزی برای حوزه‏های علوم دینی، به گونه‏ای که با نیاز نظام و جهان اسلامی هماهنگ باشد و به ویژه تشکیل شورای مدیریت در حوزه علمیه قم و اداره حوزه به صورت بهتر.
تدریس علوم و معارف اسلامی و تألیف کتب مورد نیاز
کمک به تأمین قضات مورد نیاز.
تبلیغ و گسترش اسلام در داخل جمهوری اسلامی ایران و سایر کشورها.
پرورش استاد برای تدریس معارف اسلامی در دانشگاه‌ها
تربیت مبلغ برای داخل و خارج ایران‏
تأیید نظام و مبارزه با توطئه دشمنان در فرصت‌های مناسب‏
حضور فعال در سمینارها و مجامع علمی داخل و خارج کشور.
10- برای اینکه بهتر بتوانیم قضاوت کنیم که آیا کار جامعه ی مدرسین صرفا مسائل سیاسی است می توانیم به نهادهای وابسته به این جامعه هم نیم نگاهی بیاندازیم.




نهادهای وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم عبارتند از:

دفتر انتشارات جامعه مدرسین‏
دانشگاه علوم تربیتی و قضایی‏
بخش گزینش قضات‏
مجله نور علم‏
شورای عالی حوزه علمیه قم
خب همان طور که می بینید، جامعه ی مدرسین حوزه ی علمیه ی قم، همان طوری که از آن و از اسم آن انتظار می رود بیشترین فعالیتش در زمینه ی مسائل علمی به صورت بنیادین و کاربردی است. و این وظیفه ی هر نهاد بزرگ علمی ای است که مسئولیت برنامه ریزی در امور علمی یک نهاد خاص را بر عهده دارد.

وضعیت تحصیل و تدریس علم آموزان، شناخت نیازهای جامعه نسبت به آن علم و یا علوم مرتبط با آن نهاد، بستر سازی برای تامین نیروهای انسانی و همچنین مواد مورد نیاز تربیت این نیروها و در نهایت جایگزینی این افراد در جایگاههای نیازمند به فعالیت پرورش یافتگان این علوم، همه و همه در راستای یک نگاه جامع برای بهره وری کامل از آن علم است که این مهم را جامعه ی مدرسین از اول تشکیل تا به امروز در دوره های مختلف به عنوان اصلی ترین بخش فعالیت کاری خویش برعهده دارد.




ادامه دارد .... :Gol:

------------------------------------------
* اطلاعات مرتبط با جامعه ی مدرسین از سایت ایشان گرفته شده است.

مدافع
۱۳۸۸/۰۸/۲۲, ۱۵:۴۹
11- پس با این سابقه ی کاری از جامعه ی مدرسین، چطور است که این جامعه بیشتر به مسائل سیاسی مشهور شده است تا چیزهای دیگر؟

قطعا دلیل اصلی آن، همت همیشگی جامعه ی مدرسین در حضور فعال در حفظ نظام جمهوری اسلامی است همانگونه که دیگر بزرگواران هم و لو اینکه شاید اختلاف نظراتی با یکدیگر داشته باشند، تلاششان بر همین است ان شاء الله و طبق اصل اولی اسلام ( حمل بر صحت نمودن افعال مومنین ).

این جامعه از آنجا که متشکل از افراد بسیار مهم در حوزه ی علمیه ی قم بوده و هست و از آنجا که دغدغه ی اصلی اعضای آن کاربردی کردن فقه و اصول در میان جامعه است، در تک تک مسائلی که مومنین نیاز به ارشاداتی از جانب علمای خویش داشته اند، بی طرف در کناری ننشسته اند و با اینکه به شدت مورد تهاجم کسانی بوده اند که از نظرات این بزرگواران نا خرسند بوده اند، تا حد ممکن نظرات خویشتن را که به صورت رای گیری در میان آنها مشخص می شود برای مردم بزرگوارمان مطرح نموده اند و هیچ الزامی بر این ننموده اند که کسی بخواهد حتما نظرات ایشان را قبول نماید. وظیفه ی عالم دین اعلام نظر است در حد درک و توان خویش. و این دیگرانند که خود تصمیم می گیرند که آیا نظرات آنان را قبول کنند یا نه.

12- خب یک برگشت داشته باشیم. همانطور که استاد بزرگوار پارسای ارجمند بیان نموده بوده و دوباره بیان نمودند:


راه های تشخیص مرجع تقلید أعلم عبارتند از:

1- این که انسان (شخصی که می خواهد تقلید کند) خودش اهل علم و خبره باشد و بتواند شخصا أعلم را تشخیص بدهد.
2- دو نفر عالم عادل که می توانند مجتهد أعلم را تشخیص بدهند، أعلم بودن کسی را تصدیق کنند، به شرط اینکه دو نفر عالم عادل دیگر، با گفته ی آنان مخالفت نکنند.
3- عده ای از اهل علم که می توانند مجتهد أعلم را تشخیص دهند، و از گفته ی آنان اطمینان پیدا می شود، أعلم بودن کسی را تصدیق کنند.


جامعه ی مدرسین یکی از مصادیق سومین راه شناخت مجتهد و مرجع تقلید و اعلم هستند البته برای کسانی که ( توجه کنید ) از گفته ی آنان اطمینان برایشان حاصل شود. و الا اگر کسی برایش از قول این بزرگواران اطمینانی حاصل نشود نمی تواند به قول این بزرگواران عمل نماید.

تنها نکته ای که اینجا می ماند این است که خدا عالم به تمامی امور و هر آنچه که در سینه هاست می باشد و افکار همه ی ما را به درستی می شناسد. اگر کسی قیامت را قبول دارد و خدای این چنینی را هم قبول دارد، باید توجه داشته باشد که خدای نکرده حب و بغض ها بر روی او تاثیر منفی ای نداشته باشد و به واسطه ی این حب و بغض ها، حقی را انکار ننماید و باطلی را که می داند باطل است حق جلوه ننماید چرا که همو که ناظر است در قیامت حاکم و قاضی است ( مقصودم این نیست که دوستان ما با قصد و غرض دارند همدیگر را انکار و اثبات می کنند بلکه می خواهم بگویم باید در تشخیص حق حب و بغض ها را کنار گذاشت و به وظیفه ی شرعی عمل کرد).

در مورد مطالب دیگری هم که می خواستم چیزی برایتان بنویسم دوستان زحمتش را کشیده اند.

از اینکه زیاده وقتتان را گرفتم از همه ی شما بزرگواران عذر می خواهم.



سر بلند باشید :Gol:

leadertime
۱۳۸۸/۰۸/۲۲, ۲۰:۰۵
11- پس با این سابقه ی کاری از جامعه ی مدرسین، چطور است که این جامعه بیشتر به مسائل سیاسی مشهور شده است تا چیزهای دیگر؟

قطعا دلیل اصلی آن، همت همیشگی جامعه ی مدرسین در حضور فعال در حفظ نظام جمهوری اسلامی است همانگونه که دیگر بزرگواران هم و لو اینکه شاید اختلاف نظراتی با یکدیگر داشته باشند، تلاششان بر همین است ان شاء الله و طبق اصل اولی اسلام ( حمل بر صحت نمودن افعال مومنین ).

این جامعه از آنجا که متشکل از افراد بسیار مهم در حوزه ی علمیه ی قم بوده و هست و از آنجا که دغدغه ی اصلی اعضای آن کاربردی کردن فقه و اصول در میان جامعه است، در تک تک مسائلی که مومنین نیاز به ارشاداتی از جانب علمای خویش داشته اند، بی طرف در کناری ننشسته اند و با اینکه به شدت مورد تهاجم کسانی بوده اند که از نظرات این بزرگواران نا خرسند بوده اند، تا حد ممکن نظرات خویشتن را که به صورت رای گیری در میان آنها مشخص می شود برای مردم بزرگوارمان مطرح نموده اند و هیچ الزامی بر این ننموده اند که کسی بخواهد حتما نظرات ایشان را قبول نماید. وظیفه ی عالم دین اعلام نظر است در حد درک و توان خویش. و این دیگرانند که خود تصمیم می گیرند که آیا نظرات آنان را قبول کنند یا نه.

12- خب یک برگشت داشته باشیم. همانطور که استاد بزرگوار پارسای ارجمند بیان نموده بوده و دوباره بیان نمودند:

[/color][/size]

جامعه ی مدرسین یکی از مصادیق سومین راه شناخت مجتهد و مرجع تقلید و اعلم هستند البته برای کسانی که ( توجه کنید ) از گفته ی آنان اطمینان برایشان حاصل شود. و الا اگر کسی برایش از قول این بزرگواران اطمینانی حاصل نشود نمی تواند به قول این بزرگواران عمل نماید.

تنها نکته ای که اینجا می ماند این است که خدا عالم به تمامی امور و هر آنچه که در سینه هاست می باشد و افکار همه ی ما را به درستی می شناسد. اگر کسی قیامت را قبول دارد و خدای این چنینی را هم قبول دارد، باید توجه داشته باشد که خدای نکرده حب و بغض ها بر روی او تاثیر منفی ای نداشته باشد و به واسطه ی این حب و بغض ها، حقی را انکار ننماید و باطلی را که می داند باطل است حق جلوه ننماید چرا که همو که ناظر است در قیامت حاکم و قاضی است ( مقصودم این نیست که دوستان ما با قصد و غرض دارند همدیگر را انکار و اثبات می کنند بلکه می خواهم بگویم باید در تشخیص حق حب و بغض ها را کنار گذاشت و به وظیفه ی شرعی عمل کرد).

در مورد مطالب دیگری هم که می خواستم چیزی برایتان بنویسم دوستان زحمتش را کشیده اند.

از اینکه زیاده وقتتان را گرفتم از همه ی شما بزرگواران عذر می خواهم.



سر بلند باشید :gol:


خوب بنده قبول میکنم که در مورد خاستگاه جامعه المدرسین اشتباه کردم. اما الان چطور؟ الان سیاسی نیستند و در عالم سیاست دخالت ندارند؟

leadertime
۱۳۸۸/۰۸/۲۲, ۲۰:۰۵
نقل قول:
نوشته اصلی توسط : leadertime http://www.askquran.ir/qurani/buttons/viewpost.gif (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=208836#post208836)
آخه جامعه مدرسین که معیار نیست، جامعه مدرسین دچار توهم خود بزرگ بینی شده که خیال می کنه می تونه در باره مرجعیت علمای اسلام نظر بده. اصلا این قضیه ربطی به جامعه مدرسین نداره، اینها یک گروه سیاسی هستند که فقط خودشون رو و پیروان نزدیک به خودشون رو قبول دارند، همین ها یک زمانی بیانیه دادند و آقای منتظری رو از مرجعیت عزل کردند، در حالی که جامعه مدرسین اصلا یک همیچین قدرتی نداره که بتونه مرجعی رو از مرجعیت عزل کنه. اصلا جامعه مدرسین قدرت نداره که بتونه کسی رو مرجع کنه حالا چه برسه به این که بخواد اون رو عزل کنه. بیشتر از هزار سال، در مذهب ما بحث مرجعیت وجود داشته در حالی که جامعه مدرسین قدمتش به ۲۰۰ سال هم نمی رسه. خود شما باید بفهمید که نظر جامعه مدرسین در باره مرجعیت علما ملاک نیست.

نقل قول:
نوشته اصلی توسط : leadertime http://www.askquran.ir/qurani/buttons/viewpost.gif (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=208909#post208909)
خیر دوست عزیز، مرجع تشخیص اعلم بودن هم جامعه نیست. هر کسی می تونه در این زمینه نظر بده و نظر خودش رو عنوان کنه، البته مسلما منظور از هر کسی، کسانی است که خودشون علوم حوزوی خوانده اند و آگاه هستند به این مسایل، این طور نیست که مرجع بلا منازع تشخیص اعلم بودن یا نبودن مراجع، جامعه مدرسین باشه، جامعه هم نظر خودش رو میده.
در کنار این که جامعه مدرسین، یک تشکل سیاسیه، اهداف سیاسی هم داره. اعلم بودن یک عالم، هیچ گاه در عالم تشیع، توسط یک تشکل سیاسی تشخیص داده نمی شده، این بحث تشخیص اعلم راه کار های خودش رو داره، شاید از نظر یک عده ای آقای وحید اعلم باشن، از نظر عده دیگری، آقای منتظری. این به یک تشکل سیاسی چه ارتباطی داره؟ اصلا اگر قرار باشه یک تشکل سیاسی اعلمیت مراجع رو تشخیص بده که خودش مفسده آوره و درست هم نیست. این طور مسایل رو هیچ گاه نباید در گیر سیاست کرد، چون فساد ایجاد می کنه.

توهم خود بزرگ بینی هم، یکیش به خاطر خلع آقای منتظری این حرف رو زدم. آقای منتظری که کاری نکرده بود که بخواد بخاطرش از مرجعیت ساقط شه، حالا به قول امام یک ذره زود جوش هستش، یا یک مقدار در مسایل سیاسی ... هستن، این که ربطی به فقاهت و اجتهاد نداره، اصلا ارتباطی به شرایط مرجعیت نداره.

جامعه چه حقی داره که بخواد آقای منتظری رو از مرجعیت خلع کنه؟ اصلا به جامعه مدرسین چه ربطی داره؟ کجای مذهب ما گفته شده که یک تشکل سیاسی میتونه به خاطر جهت گیری های سیاسی خودش، یک عالمی رو از مرجعیت ساقط کنه؟
نمی شه که هر کی اومد خلاف منافع سیاسی یک عده ای موضع گرفت بخوان آنی از مرجعیت ساقطش کنند، جدای از اینکه اصلا یک همچین قدرتی رو دارن یا نه.

پست های شما دوست عزیز هم که فقط صرف ادعاهایی بدون دلیل بود. البته اگر به پست قبلی مراجعه کنید، پاسخ قسمت هایی که قرمز کرده ام را خواهید یافت.پست های شما دوست عزیز هم که فقط صرف ادعاهایی بدون دلیل بود. البته اگر به پست قبلی مراجعه کنید، پاسخ قسمت هایی که قرمز کرده ام را خواهید یافت.

.

یعنی شما دوست عزیز ادعا می کنید اعلام نظر جامعه در باره مرجعیت آقای منتظری، تنها یک اعلام نظر شخصی بوده و منظور جامعه از عزل آقای منتظری از مرجعیت این بوده که از نظر جامعه ایشون دیگه صلاحیت مرجع بودن رو ندارند ولی اگر شخصی ایشون رو صالح دونستند حق دارند از ایشون تقلید کنند؟

مدافع
۱۳۸۸/۰۸/۲۲, ۲۳:۴۲
خوب بنده قبول میکنم که در مورد خاستگاه جامعه المدرسین اشتباه کردم. اما الان چطور؟ الان سیاسی نیستند و در عالم سیاست دخالت ندارند؟

سلام بر شما

شما بزرگواری کردید که با تواضع با مساله برخورد نمودید. اگر دقت کنید بنده جواب این سوال را هم برایتان به نظرم آورده بودم. دوباره به همان فقراتی که زحمت آوردنش را کشیده بودید نگاهی بی اندازید بنده اشاره کرده ام که اینان در مواردی که نیاز به اعلام نظر می نمایند بنابر همان رسالتی که از اول برای خود می دیدند قطعا اعلام نظر می کنند ولی این گونه نیست که بگویند هر کسی غیر از این عمل کند و یا برایش ثابت باشد باطل است.

به تعبیری دیگر، انجام اعمال سیاسی و اعلام نظر سیاسی در مسائل بسته به نوع تکلیف شرعی است و این بزرگواران در جایی که تشخیص دهند وظیفه دارند نظر جمعی خود را بیان دارند قطعا وارد اعلام نظر خواهند شد.

بله ممکن است که گاهی هم ما انسانها ولو به صورت جمعی دچار اشتباه در برداشت باشیم ولی این قضیه نیاز به اثبات برای همانان که اشتباه نموده اند دارد و لا اقل این که اگر کسی یقین دارد این مساله ای که این افراد مورد وثوق به آن پرداخته اند اشتباه است نمی تواند در آن به ایشان مراجعه کند مثل تمام موارد دیگر علمی و تمام علمای دیگر سایر علوم.

پس چیز جدیدی در این جا نیست. تکرار همان روند عقلایی در تمامی علوم در مورد روند کاری جامعه ی مدرسین هم مشهود است.



سر بلند باشید :Gol:

leadertime
۱۳۸۸/۰۸/۲۳, ۰۱:۰۱
سلام بر شما

شما بزرگواری کردید که با تواضع با مساله برخورد نمودید. اگر دقت کنید بنده جواب این سوال را هم برایتان به نظرم آورده بودم. دوباره به همان فقراتی که زحمت آوردنش را کشیده بودید نگاهی بی اندازید بنده اشاره کرده ام که اینان در مواردی که نیاز به اعلام نظر می نمایند بنابر همان رسالتی که از اول برای خود می دیدند قطعا اعلام نظر می کنند ولی این گونه نیست که بگویند هر کسی غیر از این عمل کند و یا برایش ثابت باشد باطل است.

به تعبیری دیگر، انجام اعمال سیاسی و اعلام نظر سیاسی در مسائل بسته به نوع تکلیف شرعی است و این بزرگواران در جایی که تشخیص دهند وظیفه دارند نظر جمعی خود را بیان دارند قطعا وارد اعلام نظر خواهند شد.

بله ممکن است که گاهی هم ما انسانها ولو به صورت جمعی دچار اشتباه در برداشت باشیم ولی این قضیه نیاز به اثبات برای همانان که اشتباه نموده اند دارد و لا اقل این که اگر کسی یقین دارد این مساله ای که این افراد مورد وثوق به آن پرداخته اند اشتباه است نمی تواند در آن به ایشان مراجعه کند مثل تمام موارد دیگر علمی و تمام علمای دیگر سایر علوم.

پس چیز جدیدی در این جا نیست. تکرار همان روند عقلایی در تمامی علوم در مورد روند کاری جامعه ی مدرسین هم مشهود است.



سر بلند باشید :gol:


با سلام خدمت شما و بقیه بزرگوارانی که خالصانه در راه تعالی فکر و اندیشه مسلمانان تلاش و مجاهدت می نمایید.

بنده قبول می کنم که خیلی تند رفتم و نباید اعضاء محترم جامعه المدرسین قم رو متهم به توهم خود بزرگ بینی داشتن می کردم. نباید این جامعه رو متهم به سیاسی بودن می کردم من آگاه به درون مومنین نیستم. در هر حال، بنده آشنایی زیادی با جامعه ندارم و همین جا هم اعلام میکنم تمام ادعاهایی که در مورد جامعه کردم، استدلال و نظر شخصی خودم بوده و آن طور که به نظر می رسد، این استدلالات فاقد ارزش هستند چرا که شواهد و قراین خلاف آن ها را اثبات می کنند.
و به تمامی کسانی که با خواندن نظر شخصی من، نظر سویی نسبت به این جامعه پیدا کردند اعلام می کنم در مورد جامعه المدرسین قم، اشتباه فکر می کردم و تمام ادعا هایی که کردم، نظر شخصی و استدلالات خودم بوده که آن طور که شواهد نشان می دهند، برداشت من از جریانات اخیر که منجر به اظهار نظر در خصوص گذشته، خاستگاه و اهداف جامعه المدرسین بوده، کاملا اشتباه می باشد.

امیدوارم خدای متعال این بنده حقیر رو ببخشه و از سر گناهانم بگذره.
همین جا از تمامی این بزرگواران معذرت خواهی می کنم و از خداوند طلب عفو و مغفرت.

از شما هم که بنده رو متوجه اشتباهم کردید تشکر می کنم.

مدافع
۱۳۸۸/۰۸/۲۳, ۰۵:۱۰
سلام به برادر بزرگوارم leadertime گرانقدر

برادرم شما واقعا بزرگی و بزرگواری خود را با این گونه صحبت کردن به اثبات رسانده اید و بنده را شرمنده ی حقیقت گرایی خویش نموده اید. افتخار می کنم که با دوست خوبی همچون شما هم صحبت شده ام و امیدوارم که همیشه تواضع در مقابل حق از شاخصه های شخصی شما باقی بماند و خدا به واسطه ی این تواضعتان، مقامی ارجمند به شما عنایت نماید.


پر افتخار و سر بلند باشید:Gol:

parsa
۱۳۸۸/۰۸/۲۳, ۲۱:۵۱
یعنی شما دوست عزیز ادعا می کنید اعلام نظر جامعه در باره مرجعیت آقای منتظری، تنها یک اعلام نظر شخصی بوده و منظور جامعه از عزل آقای منتظری از مرجعیت این بوده که از نظر جامعه ایشون دیگه صلاحیت مرجع بودن رو ندارند ولی اگر شخصی ایشون رو صالح دونستند حق دارند از ایشون تقلید کنند؟

سلام علیکم.

قبل از هر چیز عرض تشکر دارم از جناب مدافع عزیز بابت مطالب بسیار خوب و متقنی که فرمودند و تشکر از شما بزرگوار بابت صبر و حوصله قابل تقدیرتون در پیگیری بحث.

اما در مورد آیت الله منتظری و جامعه مدرسین، من شخصا جایی ندیدم جامعه در مورد عزل ایشون از مقام مرجعیت اطلاعیه ای رسمی داده باشه و بعید هم میدانم. حتی کلی در سایت مربوطه جستجو کردم ولی به چیزی نرسیدم. (البته با قاطعیت نمیگم نیست.) اگر شما سراغ دارید ممنون میشم بفرمایید.

اما در مورد اینکه آیا می شود از ایشون تقلید کرد یا خیر، همانطور که در پست های قبلی و تاپیکی که ارجاع هم دادم مفصل آمده، تقلید یک امر شخصی هست. یعنی مکلف برای انتخاب مرجع تقلیدش سه راه داره (که قبلا شرحش گذشت) و اگر بینی و بین الله (بین خودش و خدای خودش) از یکی از این راه های تعیین شده به نتیجه ای رسید، همان بر او کافیست و لازم هم نیست به جز خداوند متعال در این زمینه به کسی دیگر پاسخگو باشه و هیچ کس هم حق توبیخ و جستجو در امور شخصی وی را نداره.

و البته مسلم هست که نه من، نه شما و نه هیچ کس دیگه نمیتونیم نظر خودمون رو در مورد اعلمیت مرجعی بر دیگران تحمیل کنیم. حداکثر کاری که میتونیم انجام بدیم، ارائه پیشنهاد و مشورت هست و تصمیم با خود مکلف هست.


اما صرف نظر از این بحث، در مورد جریان آیت الله منتظری و حوادثی که در این مورد پیش آمده، اسناد و مدارک در تاریخ بسیار هست. (که البته ادعا ندارم در مورد همه آنها تسلط دارم.) اما اگر مایل بودید موضوعی جداگانه در این خصوص ایجاد کنید تا بشه در موردش بحث کرد.

.

leadertime
۱۳۸۸/۰۸/۲۷, ۱۵:۴۸
سلام به برادر بزرگوارم leadertime گرانقدر

برادرم شما واقعا بزرگی و بزرگواری خود را با این گونه صحبت کردن به اثبات رسانده اید و بنده را شرمنده ی حقیقت گرایی خویش نموده اید. افتخار می کنم که با دوست خوبی همچون شما هم صحبت شده ام و امیدوارم که همیشه تواضع در مقابل حق از شاخصه های شخصی شما باقی بماند و خدا به واسطه ی این تواضعتان، مقامی ارجمند به شما عنایت نماید.


پر افتخار و سر بلند باشید:gol:


خواهش می کنم برادر و دوست بزرگوار، بنده رو خجالت زده نکنید.

leadertime
۱۳۸۸/۰۸/۲۷, ۱۵:۵۰
سلام علیکم.

قبل از هر چیز عرض تشکر دارم از جناب مدافع عزیز بابت مطالب بسیار خوب و متقنی که فرمودند و تشکر از شما بزرگوار بابت صبر و حوصله قابل تقدیرتون در پیگیری بحث.

اما در مورد آیت الله منتظری و جامعه مدرسین، من شخصا جایی ندیدم جامعه در مورد عزل ایشون از مقام مرجعیت اطلاعیه ای رسمی داده باشه و بعید هم میدانم. حتی کلی در سایت مربوطه جستجو کردم ولی به چیزی نرسیدم. (البته با قاطعیت نمیگم نیست.) اگر شما سراغ دارید ممنون میشم بفرمایید.

اما در مورد اینکه آیا می شود از ایشون تقلید کرد یا خیر، همانطور که در پست های قبلی و تاپیکی که ارجاع هم دادم مفصل آمده، تقلید یک امر شخصی هست. یعنی مکلف برای انتخاب مرجع تقلیدش سه راه داره (که قبلا شرحش گذشت) و اگر بینی و بین الله (بین خودش و خدای خودش) از یکی از این راه های تعیین شده به نتیجه ای رسید، همان بر او کافیست و لازم هم نیست به جز خداوند متعال در این زمینه به کسی دیگر پاسخگو باشه و هیچ کس هم حق توبیخ و جستجو در امور شخصی وی را نداره.

و البته مسلم هست که نه من، نه شما و نه هیچ کس دیگه نمیتونیم نظر خودمون رو در مورد اعلمیت مرجعی بر دیگران تحمیل کنیم. حداکثر کاری که میتونیم انجام بدیم، ارائه پیشنهاد و مشورت هست و تصمیم با خود مکلف هست.


اما صرف نظر از این بحث، در مورد جریان آیت الله منتظری و حوادثی که در این مورد پیش آمده، اسناد و مدارک در تاریخ بسیار هست. (که البته ادعا ندارم در مورد همه آنها تسلط دارم.) اما اگر مایل بودید موضوعی جداگانه در این خصوص ایجاد کنید تا بشه در موردش بحث کرد.

.

بنده قانع شدم، اما اگر اسناد و مدارکتون رو بگذارید خوشحال می شم، نه برای بحث کردن، بلکه برای فهمیدن حقیقت.