PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : آیا چهار شاهد برای اثبا ت تهمت زنا به یک زن کافی است؟



مزمل
۱۳۸۸/۰۹/۱۶, ۱۸:۲۲
سلا م
همانطور که می دانید خداوند در سوره نور می فرماید اگر کسی نسیت زنا به زنی داد باید چهار شاهد بیاورد آیا چهار شاهد کافی است
در حالیکه در داستان افک مشاهده می کنیم که افراد بیشماری شهادت دادند که قضیه افک اتفاق افتاده است و کسانی که بیان میکردند که افک اتفاق افتاده است از زنان و مردان مومن نیز بوده اند
قصد دارم جهت یاد گیری احکام شهادت در مورد زنا بیشتر در مورد آیات افک بحث شود زیرا در صورتیکه پیامبر به دادگاه شکایت می کرد آیا این افرادی که در کوچه و خیابان این حرفها رو می زدند آیا همان حرفها را علنا می گفتند یا انکار می کردند؟

maryam2
۱۳۸۸/۰۹/۱۷, ۰۴:۳۳
تا جایی که من می دانم باید این 4 نفر شهادت بدهند که زن و مرد را در حال زنا دیده اند نه اینکه مشکوک به این عمل شده باشند یا حدس بزنند یا.....!

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۹/۱۷, ۱۱:۱۷
سلام علیکم

خداوند در سوره نور می فرماید اگر کسی نسیت زنا به زنی داد باید چهار شاهد بیاورد
درسته

آیا چهار شاهد کافی است
با اینکه آیۀ فوق را نقل فرمودید،چه جای این سؤال است؟!!!
آیا ملاکی برای کفایت تعداد شهود،غیر از دستور شارع سراغ دارید که پس از ذکر آن آیۀ،این سؤال را میپرسید؟

در حالیکه در داستان افک مشاهده می کنیم که افراد بیشماری شهادت دادند که قضیه افک اتفاق افتاده است
افراد زیادی خبر را دهن به دهن نقل کردند نه اینکه شهادت بدهند.
نقل یک شایعه با شهادت دادن تفاوت آشکار دارد

قصد دارم جهت یاد گیری احکام شهادت در مورد زنا بیشتر در مورد آیات افک بحث شود
قصد شما خیر هست اما شیوۀ وروود به بحث،میتوانست بسیار بهتر ازاین باشد.
در ضمن حکم شهادت در مورد زنا با سایر شهادات هیچ تفاوتی ندارد مگر در تعداد شاهدان.
اما اینکه شما قصد بیان تفاوت شایعه با شهادت را دارید،ارتباطی با شهادت بر زنا ندارد.

زیرا در صورتیکه پیامبر به دادگاه شکایت می کرد
پیامبر به دادگاه شکایت میکرد!!!!!
جناب مزمل!
پیامبر اکرم خودشان مرجع رسیدگی به تمام مسائل و محل وحی بوده اند،رفتار و گفتار ایشان حجت شرعی بود.
علاوه براینکه مقبولیت عامه داشتند.
لذا رجوع ایشان به دادگاه،بی مورد به نظر میرسد.

مزمل
۱۳۸۸/۰۹/۱۷, ۱۳:۴۲
سلام علیکم

درسته

با اینکه آیۀ فوق را نقل فرمودید،چه جای این سؤال است؟!!!
آیا ملاکی برای کفایت تعداد شهود،غیر از دستور شارع سراغ دارید که پس از ذکر آن آیۀ،این سؤال را میپرسید؟

افراد زیادی خبر را دهن به دهن نقل کردند نه اینکه شهادت بدهند.
نقل یک شایعه با شهادت دادن تفاوت آشکار دارد

قصد شما خیر هست اما شیوۀ وروود به بحث،میتوانست بسیار بهتر ازاین باشد.
در ضمن حکم شهادت در مورد زنا با سایر شهادات هیچ تفاوتی ندارد مگر در تعداد شاهدان.
اما اینکه شما قصد بیان تفاوت شایعه با شهادت را دارید،ارتباطی با شهادت بر زنا ندارد.

پیامبر به دادگاه شکایت میکرد!!!!!
جناب مزمل!
پیامبر اکرم خودشان مرجع رسیدگی به تمام مسائل و محل وحی بوده اند،رفتار و گفتار ایشان حجت شرعی بود.
علاوه براینکه مقبولیت عامه داشتند.
لذا رجوع ایشان به دادگاه،بی مورد به نظر میرسد.

سلام به استاد گرامی
اگر شاهد باشید از چندی پیش در دنیا برای مخاطب یابی شگردهایی را در پیش گرفته اند از جمله شما اگر مقایسه ای بین برنامه های رسانه ای دیداری داشته باشید می بینید که برای اینکه طرف خسته نشود مجری بیاید یا کج بنشیند و یا گاهی به این دوربین نگاه کند و یا گاهی به آن دوربین چون متوجه شده اند که مخاطب خسته می شود
این شیوه در تعلیم و تربیت هم به کار می رود در ایام گذشته یک مربی قران در مکتب با چوب وارد می شد اکنون
وضع تفاوت کرده روانشناسی تعلیم و تربیت توضیح میدهد که تکریم مخاطب شیوه های نوین حرف زدن و رنگ های تازه می تواند موجب ایجاد تمرکز شود یعنی سوال را وقتی می پرسم برای ایجاد انگیزه است
گاهی می توان سوال را پرسید ماهها می گذرد کسی به سوال نگاه نمی کند اکنون خیلی ها از این رو ش استفاده می کنند مثلا برای ارسال ویروس
در همین سایت برای جلب نظر می ایند سوالات ی را مطرح می کنند که جلب نظر کنند یا در پیامهای بازرگانی برای جلب مشتری اقدام به ساخت انیمیشن می کنند
اینها همه دلیل بر این است که حرفهای امروزی همه اینجوری است
اما در مورد آیات افک سوال زیاد است قبل از ان باید عرض کنم که شهادت دادن 4 نفر هر گز موجب اتهام زنا نیست زیرا 4 نفر از دلشان فقط خدا خبر دارد قاضی ایا می تواند با استناد به شهادت 4 دروغگو قضاوت کند درست است برای شهادت کفایت می کند و حکم را هم جاری می کند اما این که ایا این 4 نفر راست گفته اند ادم ساده لوحی میخاد قبول کند
اکنون 4 تا ادم که با هم تبانی کنند پیدا نمی شوند ؟
هستند گروههای کافر خدا نشناسی که جنایت می کنند و با هم نیز مخفی می کنند
اما در مورد قضیه افک شما خود می دانید که شایعه بسیار کار بدی است زیرا قرار بر این بود که عذاب خدا نازل شود اما نکته مهم در این حرف شایعه نبوده است یعنی افراد شایعه را منتشر نمی ساختند بلکه افراد شایعه را باور کرده بودند یعنی به درست بودن شایعه یقین داشتند زیرا می فرماید علم به ان نداشتید
شایعه یعنی دروغی که انتشار دهنده به دروغ بودن ان یقین دارد و تهمت نیز همین است اما انتشار خبری که به ان علم نداری به معنی ان نیست که شما ان را شایعه می دانی
مثال می زنم مسیحیان می گویند عیسی فرزند خداست
دروغ هست اما یک مسیجی به ان علم ندارد به ان ایمان دارد و جتی ناراحت هم می شود
اما در مورد مراجعه پیامبر به دادگاه منظورم قضاوت در دادگاه هست مثلا اهالی یک شهر فکر می کنند من یک مشکلی در رفتارم دارم مثلا به جنس موافقم تمایل دارم و این را در شهر انتشار می دهند و هر وقت مرا می بینند می گویند این همان فردی که تمایل به جنس موافق انهم از نوع مفعول دارد نه فاعل و در شهر انتشار می دهند
در اینجا من به دادگاه مراجعه و شکایت می کنم و می بینم قاضی هم همین فکر را از رفتار من دارد به طوریکه این حرف سراسری است
پس منظور من از دادگاه این بود یعنی انتشار شایعه و الا مطمئن هستم که رفتار یک زن حتی زن پیامبر ارتباطی به پیامبر ندارد چرا که پیامبر مسئول رفتار خود است اشتباه یک زن هرگز به شوهرش ارتباطی ندارد
یعنی ابروی زن ارتباطی به مرد ندارد و اگر کسی فکر کند که مثلا زن پیامبر مرتکب زنا شود و در شهر مومنین و مومنات انتشار دهند این موضوع میتواند موجبات ناراحتی پیامبر را فراهم سازد ولی روی ابروی پیامبر تاثیری ندارد
اما اگر پیامبر اقدام به ریانماید انوقت می شود ایراد گرفت یا سایر نهی های قران

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۹/۱۷, ۲۲:۵۷
با سلام مجدد خدمت شما جناب مزمل

این شیوه در تعلیم و تربیت هم به کار می رود در ایام گذشته یک مربی قران در مکتب با چوب وارد می شد اکنون وضع تفاوت کرده روانشناسی تعلیم و تربیت توضیح میدهد که تکریم مخاطب شیوه های نوین حرف زدن و رنگ های تازه می تواند موجب ایجاد تمرکز شود یعنی سوال را وقتی می پرسم برای ایجاد انگیزه است
مزمل گرامی بنده عرض نکردم که با چوب وارد شوید یا با سوال شروع نکنید و یا ایجاد انگیزه نکنید.
عرض بنده اینست که وروود به بحث باید همراه با نوعی آگاهی بخشی در باره موضوع باشد نه بیان مطالبی که بخودی خود،اشکالاتی را در بر دارند.
وقتی شما با مطلبی که ایراد دارد وارد بحث میشوید،بحث از ابتدا گرفتار حواشی شده و از غرض اصلی باز خواهد ماند.


قبل از ان باید عرض کنم که شهادت دادن 4 نفر هر گز موجب اتهام زنا نیست زیرا 4 نفر از دلشان فقط خدا خبر دارد قاضی ایا می تواند با استناد به شهادت 4 دروغگو قضاوت کند درست است برای شهادت کفایت می کند و حکم را هم جاری می کند اما این که ایا این 4 نفر راست گفته اند ادم ساده لوحی میخاد قبول کند
شهادت موجب اتهام نیست،بلکه موجب اثبات اتهام است.
اثبات اتهام قوانین قضائی خود را دارد که از نظر قوانین اسلامی شهادت 4 نفر در باره عمل مذکور،آنرا از نظر قضائی ثابت میکند،هرچند که در عالم واقع این عمل اتفاق نیافتاده باشد.
چون احتمال تبانی در شهادت وجود دارد،و از طرفی آبرو در نزد خداوند اهمیت خاصی دارد که در احکام شریعت نیز لحاظ شده،لذا خداوند دراین مورد برای شهادت قوانین سختگیرانه ای در نظر گرفته:
بجای دو شاهد در موارد عادی در این مورد4شاهد باید باشند.
شهادت هر 4نفر از نظر اوصاف مختلف باید یکسان باشد.
مثلا اگر یکی بگویید روز بود که... و سه نفر بگویند شب بود این شهادت باطل خواهد بود.
اگر کمتر از 4نفر حاضر به شهادت شوند،هر یک از شهود باید80ضربه شلاق بخورد.
نتیجه اینست که در این مورد به راحتی تعداد شهود تکمیل نمیشود مگر اینکه این عمل زشت مخفیانه صورت نگرفته باشد که 4نفر بتوانند شاهد باشند.
همچنین از ترس80 ضربه شلاق و یا اختلاف در توصیفات مورد شهادت،تبانی بر شهادت دراین مورد،بسیار ضعیف خواهد شد.

ما در مورد قضیه افک شما خود می دانید که شایعه بسیار کار بدی است زیرا قرار بر این بود که عذاب خدا نازل شود اما نکته مهم در این حرف شایعه نبوده است یعنی افراد شایعه را منتشر نمی ساختند بلکه افراد شایعه را باور کرده بودند یعنی به درست بودن شایعه یقین داشتند زیرا می فرماید علم به ان نداشتید شایعه یعنی دروغی که انتشار دهنده به دروغ بودن ان یقین دارد و تهمت نیز همین است
تعریف شایعه،شامل راست بودن یا دروغ بودن خبر نیست.
شایعه عبارت است از خبری که بین مردم شایع و مشهور میشود و ممکن است راست یا دروغ باشد.
شایعه مفید یقین نیست بلکه ایجاد ظن میکند یا حسن ظن یا سوء ظن.
در جریان افک نیز مردم از جانب خداوند مورد عتاب قرار میگیرند که چرا دربارۀ افراد متهم دچار سوء ظن شدند.
نه اینکه چرا یقین پیدا کردند و حاضر بودند شهادت بدهند.
چه اینکه در آیۀ13 سورۀ نور تلویحا اشاره میشود که حتی فقط 4 نفر حاظر نبودند شهادت بدهند.

اما در مورد مراجعه پیامبر به دادگاه منظورم قضاوت در دادگاه هست مثلا اهالی....
جناب مزمل عزیز!
مثال زدن شما مشکلی را حل نمیکند چون پیامبر اکرم صلوات الله و سلامه علیه وآله و سلم از این جهت به هیچ یک از انسانهای دیگر شباهت ندارند.
زیرا
اولا ایشان حاکم بودند در تمام امور
ثانیا از جانب خداوند در باره حاکم بودن مورد تایید بودند و نیاز به تائید دیگری نداشتند
ثالثا این شرایط خاص،از طرف مردم نیز مورد پذیرش بود.
لذا مراجعه پیامبر اکرم صلوات الله و سلامه علیه وآله و سلم به دادگاه عملا ممکن نیست.
آیا میتوان از وزیر آموزش و پرورش به مبصر کلاس شکایت برد و تقاضای رسیدگی کرد؟!!!
بنده نیز متوجه منظور شما هستم اما در مورد مذکور،این توجیه کارگشا نیست.

منظور من از دادگاه این بود یعنی انتشار شایعه
مبهم هست.

مطمئن هستم که رفتار یک زن حتی زن پیامبر ارتباطی به پیامبر ندارد چرا که پیامبر مسئول رفتار خود است اشتباه یک زن هرگز به شوهرش ارتباطی ندارد
یعنی ابروی زن ارتباطی به مرد ندارد و اگر کسی فکر کند که مثلا زن پیامبر مرتکب زنا شود و در شهر مومنین و مومنات انتشار دهند این موضوع میتواند موجبات ناراحتی پیامبر را فراهم سازد ولی روی ابروی پیامبر تاثیری ندارد
شاید از نظر جزائی چه در دنیا و چه در عقبی گناه زن را بر شوهر ننویسند(ولاتزر وازرة وزر اخری)ولی گناه آلود بودن زن برای شوهر مایۀ ننگ هست و بعد مهمی از جریان افک و عتابات الهی دراین ماجرا به این سبب هست که پیامبر اکرم صلوات الله و سلامه علیه وآله و سلم ،دراین ماجرا در معرض چنین ننگی قرار گرفتند و مردم بجای اینکه گمان خوب داشته باشند،گمان بد پیدا کردند و این سخن را دهان به دهان نقل کردند.


اما اگر پیامبر اقدام به ریانماید انوقت می شود ایراد گرفت یا سایر نهی های قران
این قسمت مبهمه.
یعنی چی که پیامبر اقدام به ریانماید؟
در چه موردی؟
بنده متوجه مقصود شما نشدم.

مزمل
۱۳۸۸/۰۹/۱۸, ۱۰:۵۳
با سلام مجدد خدمت شما جناب مزمل

مزمل گرامی بنده عرض نکردم که با چوب وارد شوید یا با سوال شروع نکنید و یا ایجاد انگیزه نکنید.
عرض بنده اینست که وروود به بحث باید همراه با نوعی آگاهی بخشی در باره موضوع باشد نه بیان مطالبی که بخودی خود،اشکالاتی را در بر دارند.
وقتی شما با مطلبی که ایراد دارد وارد بحث میشوید،بحث از ابتدا گرفتار حواشی شده و از غرض اصلی باز خواهد ماند.


شهادت موجب اتهام نیست،بلکه موجب اثبات اتهام است
.
سلام جناب استاد ابو محمد
یه کم ممکنه نوشتن من سوءتفاهم ایجاد کنه اگر انعطاف بفرمایید متشکر میشم
منظور من هم همین است که ایا شهادت 4 شاهد موجب اثبات زنا هست یا نه مسلم است که اگر 4 شاهد شهادت بدهند زنا ظاهرا اثبات می شود منم منظورم همین است که قاضی ایا باید فقط به این که 4 نفر شهادت دادهاند حکم را جاری کند یا باید بیشتر تحقیق کند آیا قاضی وضیفه دارد که در مقداری هم بعد از شهادت در مورد زانی و زانیه وشاهدان تحقیق کند
منظورم از سوال همینه که بهتر است پس از شهادت مدتی هم بیشتر وقت صرف کند شاید اشتباهی شده باشد



اثبات اتهام قوانین قضائی خود را دارد که از نظر قوانین اسلامی شهادت 4 نفر در باره عمل مذکور،آنرا از نظر قضائی ثابت میکند،هرچند که در عالم واقع این عمل اتفاق نیافتاده باشد.
چون احتمال تبانی در شهادت وجود دارد،و از طرفی آبرو در نزد خداوند اهمیت خاصی دارد که در احکام شریعت نیز لحاظ شده،لذا خداوند دراین مورد برای شهادت قوانین سختگیرانه ای در نظر گرفته:
بجای دو شاهد در موارد عادی در این مورد4شاهد باید باشند.
شهادت هر 4نفر از نظر اوصاف مختلف باید یکسان باشد.
مثلا اگر یکی بگویید روز بود که... و سه نفر بگویند شب بود این شهادت باطل خواهد بود.
منظور منم همین است چون گاهی شاهد هستیم که قاضی تحت تاثیر تلفن یا شرایط متهم یا ترفندهای وکیل حکم صادر می کند در این مورد میتوان به داستان آن دو برادر اشاره کرد که نزد حضرت داوود رفتند یکی گفت من یک میش داردم برادرم 99 میش می خواهد یک میش مرا هم از من بگیرد و جالبتر انکه گفت در خطاب بر من پیشی گرفته بطوریکه همه حق را به او میدهند
منظور من این بود که صرفا 4 نفر بیایند در دادگاه و بگویند که اقای مثلا اکبر زنا کرده است ایا کافی است ؟
جواب نه این طور هم نیست که هر گروه فاسدی اجازه داشته باشند از قوانین اسلام سوءاستفاده کنند


اگر کمتر از 4نفر حاضر به شهادت شوند،هر یک از شهود باید80ضربه شلاق بخورد.
در این مورد هم من موافقم که باید شلاق زده باشد شاید طرف راست بگوید ولی از شهادت دادن 4 نفر اطلاع نداشته باشد او دو نفر را دیده است و به دادگاه گزارش داده است آیا درست است که باید شلاق بخورد باید قاضی تحقیق کند که شاکی از 4 شاهد خبر نداشته است
همین جا سوالی پیش میاد اگر برای قاضی اثبات شود که فرد راست می گوید چه باید بکند بای حکم تهمت را اجرا کند یعنی زانی و زانیه را آزاد و فرد راستگو را بدلیل جهلی که داشته شلاق بزنند؟


نتیجه اینست که در این مورد به راحتی تعداد شهود تکمیل نمیشود مگر اینکه این عمل زشت مخفیانه صورت نگرفته باشد که 4نفر بتوانند شاهد باشند.
همچنین از ترس80 ضربه شلاق و یا اختلاف در توصیفات مورد شهادت،تبانی بر شهادت دراین مورد،بسیار ضعیف خواهد شد.
پس نتیجه این می شه ممکن است 100 نفر بدانند موضوع را و همه از ترس شلاق نیایند ایا اسلام کتمان شهادت را گناه میداند یا نه مثلا ایا مسلمانی که شاهد گناهی هست و تنها خودش شاهد هست باید کتمان کند و به مراجع مشخص مراجعه نکند
مانند کسی که که مجروحی را می بیند از ترس نامه های کلانتری و دادگاه از کنار مجروح می گذرد آیا یک مسلمان در چنین مواردی می تونه کتمان کند تکلیف اسلامی او چیست؟



تعریف شایعه،شامل راست بودن یا دروغ بودن خبر نیست.
شایعه عبارت است از خبری که بین مردم شایع و مشهور میشود و ممکن است راست یا دروغ باشد.
شایعه مفید یقین نیست بلکه ایجاد ظن میکند یا حسن ظن یا سوء ظن.
در جریان افک نیز مردم از جانب خداوند مورد عتاب قرار میگیرند که چرا دربارۀ افراد متهم دچار سوء ظن شدند.
نه اینکه چرا یقین پیدا کردند و حاضر بودند شهادت بدهند.
در مورد افک با خبر فرق دارد افک خبر نبوده است افک یک جریان بوده است مثلا من وقتی راه میروم هر چند قدمی که بر می دارم به عقب سرم نگاه میکنم بعد چند قدم میروم دوباره به پشت سرم نگاه می کنم و این هر روز ادامه دارد مردم نتیجه می گیرند من به این دلیل به پشت سرم نگاه می کنم که فکر می کنم یک نفر پشت سر من در حرکت است
مثال زدم که منظور از افک شایعه خبری نبوده است بلکه افک یک رویداد هست



چه اینکه در آیۀ13 سورۀ نور تلویحا اشاره میشود که حتی فقط 4 نفر حاظر نبودند شهادت بدهند.

بله آنها از روی رفتار فرد چنین بیانی را داشتند یعنی مردم روانشناسی فرد را چنین کردند یا رفتار او را چنین تفسیر کردند اما ندیده بودند مثلا اگر مردم از لحن حرف زدن کسی بفهمند او زناکار است و در سراسر شهر هم شایعه کنند و همه هم باور کنند وقتی فرد را می بینند و حرف زدنش را می شنوند می گویند بله درست است این یعنی تفسیر فرد از رو ی لحن و اهنگ کلامش
پس ندیده بودند بلکه از رفتارش به این نتیجه رسیدند
پس منظور از شنیدن در این ایه شنیدن تصویری است نه کلامی مثلا شما یک نفر را رویت می کنید می گویید او مسلمان است یا در قران می گه ای رسول ما اگر ما بخواهیم می توانیم واقعیتها را ازسیمای مردم به تو نشان دهیم ولی فعلا از سخنانشان پی به کاراشون وافکارشون می بری
یا در اخر سوره فتح می گه تو محمد و انان که با او هستند را می بینی که با دشمنان شدید هستند با خود مهربان انها را در سجود و رکوع می بینی اثار سجده در سیماشان مشاهده می کنی
این خواندن و یا شنیدن تصویری است
همیشه شنیدن از راه گوش نیست بلکه هر نوع دریافت خبری به هرشکل استماع نامیده می شود



جناب مزمل عزیز!
مثال زدن شما مشکلی را حل نمیکند چون پیامبر اکرم صلوات الله و سلامه علیه وآله و سلم از این جهت به هیچ یک از انسانهای دیگر شباهت ندارند.
زیرا
اولا ایشان حاکم بودند در تمام امور
ثانیا از جانب خداوند در باره حاکم بودن مورد تایید بودند و نیاز به تائید دیگری نداشتند
ثالثا این شرایط خاص،از طرف مردم نیز مورد پذیرش بود.
لذا مراجعه پیامبر اکرم صلوات الله و سلامه علیه وآله و سلم به دادگاه عملا ممکن نیست.
آیا میتوان از وزیر آموزش و پرورش به مبصر کلاس شکایت برد و تقاضای رسیدگی کرد؟!!!
بنده نیز متوجه منظور شما هستم اما در مورد مذکور،این توجیه کارگشا نیست.


شاید از نظر جزائی چه در دنیا و چه در عقبی گناه زن را بر شوهر ننویسند(ولاتزر وازرة وزر اخری)ولی گناه آلود بودن زن برای شوهر مایۀ ننگ هست و بعد مهمی از جریان افک و عتابات الهی دراین ماجرا به این سبب هست که پیامبر اکرم صلوات الله و سلامه علیه وآله و سلم ،دراین ماجرا در معرض چنین ننگی قرار گرفتند و مردم بجای اینکه گمان خوب داشته باشند،گمان بد پیدا کردند و این سخن را دهان به دهان نقل کردند.


اما قران که با شما موافق نیست زیرا شما و سایر مسلمانان امروزی این تصور را از رسول مکرم دارید ایا مردم زمان و محل رسول هم همین تصور را داشتند بهتر است قرآن را بخوانید ببینید که تصور شما در مورد رفتار مردم با رسول بسیار نامناسب بوده است طوری که یک شهر جرات کردند افک را به او نسبت دهند و کار ساده ای هم می پنداشتند در حالیکه نزد خدا بزرگ بود

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۹/۱۸, ۱۹:۵۱
با سلام مجدد

منم منظورم همین است که قاضی ایا باید فقط به این که 4 نفر شهادت دادهاند حکم را جاری کند یا باید بیشتر تحقیق کند آیا قاضی وضیفه دارد که در مقداری هم بعد از شهادت در مورد زانی و زانیه وشاهدان تحقیق کند
در بارۀ تحقیق قاضی باید عرض کنم دست قاضی در تحقیق،بسته نیست.
ولی خداوند شهادت 4نفر را دلیل برای اثبات اتهام قرار داده.
یعنی اگر 4نفر که شرایط شهادت دادن را دارند،به این مطلب شهادت بدهند با شرایطی که شهادتشان قابل پذیرش باشد،قاضی وظیفه دارد که حکم را صادر کند و بعد از چنین شهادتی،قاضی اختیار دیگری ندارد.
اما اگر به هر دلیل قاضی در احوالات شهود،یا نحوۀ شهادت خللی ببیند،میتواند صدور حکم را به تاخیر بیاندازد.

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۹/۱۸, ۱۹:۵۱
منظور من این بود که صرفا 4 نفر بیایند در دادگاه و بگویند که اقای مثلا اکبر زنا کرده است ایا کافی است ؟ جواب نه این طور هم نیست که هر گروه فاسدی اجازه داشته باشند از قوانین اسلام سوءاستفاده کنند
جناب مزمل!
ما بر سر چه چیز باهم بحث میکنیم؟!!!
برادر من شرط عادل بودن شاهد که از واضحات و مسلمات هست.کسی ادعا نکرده که شهادت فاسد و فاسق پذیرفته میشود!!!!

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۹/۱۸, ۱۹:۵۲
در این مورد هم من موافقم که باید شلاق زده باشد شاید طرف راست بگوید ولی از شهادت دادن 4 نفر اطلاع نداشته باشد او دو نفر را دیده است و به دادگاه گزارش داده است آیا درست است که باید شلاق بخورد
بالاخره موافق هستید یا مخالف؟!!!


اگر برای قاضی اثبات شود که فرد راست می گوید چه باید بکند بای حکم تهمت را اجرا کند یعنی زانی و زانیه را آزاد و فرد راستگو را بدلیل جهلی که داشته شلاق بزنند؟
در صورتی که کمتر از4نفر شهادت بدهند،هریک باید80ضربه شلاق بخورند.
حتی اگر قاضی یقین داشته باشد که راست میگویند.
قاضی حق ندارد بنا به علم خود،قضاوت نماید،بلکه باید بر اساس دلایل،و قوانین،حکم صادر کند.
دراینصورت چون دلیلی بر مجرم بودن متهم و متهمه در دست نیست،باید آزاد شوند و کسانی که شهادت بر زنای آن دو نفر داده اند چون نتوانسته اند ادعای خود را ثابت کنند،باید تنبیه شوند،هرچند که در واقع راست گفته باشند.
مگر اینکه اثبات صداقت شهود برای قاضی،بوسیلۀ یک دلیل شرعی دیگر باشد،مثل اقرار متهم و متهمه.

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۹/۱۸, ۱۹:۵۳
ایا اسلام کتمان شهادت را گناه میداند یا نه مثلا ایا مسلمانی که شاهد گناهی هست و تنها خودش شاهد هست باید کتمان کند و به مراجع مشخص مراجعه نکند مانند کسی که که مجروحی را می بیند از ترس نامه های کلانتری و دادگاه از کنار مجروح می گذرد آیا یک مسلمان در چنین مواردی می تونه کتمان کند تکلیف اسلامی او چیست؟
کتمان شهادت گناه هست. شکی نیست.
اما برداشت شما از تعبیر کتمان شهادت،نیاز به بازنگری،تصحیح و تکمیل دارد.
شهادت به معنای خبر کشی نیست که اگر جایی فسادی را مشاهده کردیم سریعا برویم گزارش بدهیم.
شهادت یعنی وقتی دادگاه یا شخص مظلومی از فردی بعنوان شخص مطلع در بارۀ یک اتفاق،تقاضای بیان اطلاعات داشت،آن فرد،اطلاعات خود را در اختیار مراجع ذیصلاح قرار دهد.
در موارد مختلف حکم شهادت دادن متفاوت هست.
جائی که حقی از کسی ضایع میشود،شهادت دادن لازم هست.
اما جائی که حقی از کسی درحال تضییع نیست،هیچ کس حکم به وجوب شهادت نداده.
هریک ازما ممکن هست جرمهایی را در طول روز مشاهده کنیم.
در حد لزوم باید امر به معروف و نهی از منکر داشته باشیم،ولی آیا باید تمام این موارد را به دادگاه گزارش دهیم؟!
آیا بر فرض مثال اگر آقایx با آقای y دعوا کرد و مثلا یک سیلی به او زد،و آقای yهم شکایتی بر علیه او نکرد،بازهم باید برویم شهادت دهیم؟!!
اصولا شهادت دادن جایی مطرح میشود که تقاضائی برای شهادت دادن صورت گرفته باشد یا اینکه شکایتی مطرح باشد.

اما اگر در صورت وقوع جرم،شکایت هم صورت گرفت،
در موارد عادی(غیر از زنا)شهادت دادن لازم هست، و خداوند هم برای به حد نصاب نرسیدن شهود(دو نفر)،تنبیهی در نظر نگرفته.پس حتی اگر یکنفر بعنوان شاهد وجود داشت،باید شهادت بدهد.
اما در مورد زنا،هرچند که معمولا در این مورد شکایتی صورت نمگیرد اما فرض بر موردیست که شکایتهم صورت گرفته.
خود شما ازاینکه خداوند 80ضربه شلاق برای شهودی که زیر 4نفر باشند قرار داده چه چیز متوجه میشوید؟
آیا دراین مورد هم کتمان شهادت گناه است؟
نتیجه نمیگیرید که :
خداوند نسبت به آبروی افراد اهمیت فروانی قائل هست،و شرائط سختی را قرار داده که آبروی افراد به راحتی بازیچه قرار نگیرد؟
آیا نتیجه نمیگیرید که :
شهود اگر به 4نفر نرسیدند،لازم نیست شهادت خودر ا ابراز کنند تا
اولاً
گناهی که علنی نبوده،علنی نشود.
ثانیاً
80ضربه شلاق نوش جان نکنند.
آیا نتیجه نمیگیرید که :
دراین مورد بخصوص خداوند نخواسته که کسی شهادت بدهد مگر اینکه وقوع جرم حالت علنی داشته باشد بنحوی که حدااقل4نفر بتوانند شهادت بدهند که مجرم را در حالت ارتکاب جرم بوضوح مشاهده کرده اند.

علاوه بر اینکه وقتی چند نفر(کمتر از4نفر)شهادت بر زنا میدهند،در واقع اتهامی را وارد کرده اند و نتوانسته ان ثابت کنند.
اینجا تکلیف آبروی رفته از متهم ومتهمه چیست؟آیا نباید از ]ندو اعادۀ حیثیت شود؟
تا اینجا بحث بر سر این مطلب بود که چرا این شاهدها که به 4نفر نرسیدند باید شلاق بخورند.
البته دربارۀ اینکه چرا برای زنا 4 شاهد قرار داد نیز مطلبی به ذهن خود من میرسد و ان اینکه که چون در عمل زنا در واقع دو نفر متهم قرار میگیرند،یعنی برای دو نفر ادعای جرم میشود،انگار که دو جرم مورد ادعا قرار گرفته،لذا برای هریک از آنها دو شاهد یعنی جمعاً 4شاهد قرار داده شده.

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۹/۱۸, ۱۹:۵۴
حالا با هم نگاهی به آیات مربوطه داشته باشیم.
وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثمُ‏َّ لَمْ يَأْتُواْ بِأَرْبَعَةِ شهَُدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَ لَا تَقْبَلُواْ لهَُمْ شهََادَةً أَبَدًا وَ أُوْلَئكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ(4)
و كسانى كه زنان پاكدامن را متّهم مى‏كنند، سپس چهار شاهد (بر مدّعاى خود) نمى‏آورند، آنها را هشتاد تازيانه بزنيد و شهادتشان را هرگز نپذيريد و آنها همان فاسقانند! (4)
در این آیه مقصود از الذین یرمون یقینا همسر متهم نیست زیرا در آیات بعد حکم همسر را بصورت جداگانه بیان میکند.دراین حالت(همسر جزو شهود نباشد) فرض کردن اینکه شکایتی هم صورت گرفته باشد سخت هست.
علاوه بر اینکه تعبیر محصنات نیز از جهاتی قابل تامل هست.
همچنین در همین رابطه این آیه نیز جای تأمل دارد
لَّوْ لَا جَاءُو عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شهَُدَاءَ فَإِذْ لَمْ يَأْتُواْ بِالشهَُّدَاءِ فَأُوْلَئكَ عِندَ اللَّهِ هُمُ الْكَاذِبُونَ(13)
چرا بر آن (اتهام) چهار نفر گواه مرد نياوردند؟! پس چون شاهدها را نياوردند در نزد خداوند آنان خود دروغگويند.

اما اگر همسر زنی نسبت به آن زن در این مورد شکایت داشت و شاهد نداشت چطور؟
آیا اینجا مرد حق اعتراض ندارد و در صورت اعتراض باید شلاق نوش جان کند؟!!!
خیر آیات بعدی حکم ملاعنه(لعن دوطرفه)برای این مورد بیان فرموده:

وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَ لَمْ يَكُن لهَُّمْ شهَُدَاءُ إِلَّا أَنفُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شهََدَاتِ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ(6)
وَ الخَْامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِن كاَنَ مِنَ الْكَاذِبِينَ(7)
وَ يَدْرَؤُاْ عَنهَْا الْعَذَابَ أَن تَشهَْدَ أَرْبَعَ شهََادَاتِ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ(8)
وَ الخَْامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيهَْا إِن كاَنَ مِنَ الصَّادِقِينَ(9)
و كسانى كه همسران خود را (به عمل منافى عفّت) متّهم مى‏كنند، و گواهانى جز خودشان ندارند، هر يك از آنها بايد چهار مرتبه به نام خدا شهادت دهد كه از راستگويان است (6)
و در پنجمين بار بگويد كه لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگويان باشد. (7)
آن زن نيز مى‏تواند كيفر (زنا) را از خود دور كند، به اين طريق كه چهار بار خدا را به شهادت طلبد كه آن مرد (در اين نسبتى كه به او مى‏دهد) از دروغگويان است. (8)
و بار پنجم بگويد كه غضب خدا بر او باد اگر آن مرد از راستگويان باشد. (9)

هرچند که مطمئن هستم شما بارها این آیات را مطالعه فرمودید اما بهانه ای بود برای اینکه یکبار دیگر خودم و شما و سایر عزیزانی که مطلب را مشاهده میکنند،سری به این آیات زده باشیم.

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۹/۱۸, ۱۹:۵۴
در مورد افک با خبر فرق دارد افک خبر نبوده است افک یک جریان بوده است مثلا من وقتی راه میروم هر چند قدمی که بر می دارم به عقب سرم نگاه میکنم بعد چند قدم میروم دوباره به پشت سرم نگاه می کنم و این هر روز ادامه دارد مردم نتیجه می گیرند من به این دلیل به پشت سرم نگاه می کنم که فکر می کنم یک نفر پشت سر من در حرکت است مثال زدم که منظور از افک شایعه خبری نبوده است بلکه افک یک رویداد هست
من هم ادعا نکردم که افک یک خبر عادی بوده و فرقی با خبر عادی ندارد.
اما اینکه فرمودید افک یک خبر نبوده و یک جریان بوده بخصوص با مثالی که زدید اینگونه به ذهن میرساند که از نظر شما افک چیزیست که با مشاهد و دیدن و از طریق چشم،حاصل میشود.
در صورتی که افک نوعی خبر هست و از طریق گوش و شنیدن حاصل میشود.
به آیه بنگرید:

إِنَّ الَّذِينَ جَاءُو بِالْافْكِ عُصْبَةٌ مِّنكمُ‏ْ لَا تحَْسَبُوهُ شَرًّا لَّكُم بَلْ هُوَ خَيرٌْ لَّكمُ‏ْ لِكلُ‏ِّ امْرِىٍ مِّنهُْم مَّا اكْتَسَبَ مِنَ الْاثْمِ وَ الَّذِى تَوَلىَ‏ كِبرَْهُ مِنهُْمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ(11)
لَّوْ لَا إِذْ سمَِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَيرًْا وَ قَالُواْ هَاذَا إِفْكٌ مُّبِينٌ(12) نور
مسلّماً كسانى كه آن تهمت عظيم را عنوان كردند گروهى (متشكّل و توطئه‏گر) از شما بودند امّا گمان نكنيد اين ماجرا براى شما بد است، بلكه خير شما در آن است آنها هر كدام سهم خود را از اين گناهى كه مرتكب شدند دارند و از آنان كسى كه بخش مهمّ آن را بر عهده داشت عذاب عظيمى براى اوست! (11)
چرا هنگامى كه اين (تهمت) را شنيديد، مردان و زنان با ايمان نسبت به خود (و كسى كه همچون خود آنها بود) گمان خير نبردند و نگفتند اين دروغى بزرگ و آشكار است؟! (12)


فکر میکنم نتیجه این باشد که افک نوعی خبر است که شنیده میشود نه جریانی که مشاهده میشود.
والا بجای(سمَِعْتُمُوهُ=هنگامى كه اين (تهمت) را شنيديد ) باید گفته میشد (رأیتوموه=هنگامی که این جریان را مشاهده کردید).

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۹/۱۸, ۱۹:۵۵
پس ندیده بودند بلکه از رفتارش به این نتیجه رسیدند
در حالیکه در داستان افک مشاهده می کنیم که افراد بیشماری شهادت دادند که قضیه افک اتفاق افتاده است و کسانی که بیان میکردند که افک اتفاق افتاده است از زنان و مردان مومن نیز بوده اند
جناب مزمل!بالاخره چی شد؟
شهادت دادند؟
مگر دیده بودند؟
ندیده شهادت دادند؟
شهادت ندادند؟
اطمینان بود؟
شایعه بود؟
سوء ظن بود؟
....

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۹/۱۸, ۱۹:۵۶
جناب مزمل عزیز!
مثال زدن شما مشکلی را حل نمیکند چون پیامبر اکرم صلوات الله و سلامه علیه وآله و سلم از این جهت به هیچ یک از انسانهای دیگر شباهت ندارند.
زیرا
اولا ایشان حاکم بودند در تمام امور
ثانیا از جانب خداوند در باره حاکم بودن مورد تایید بودند و نیاز به تائید دیگری نداشتند
ثالثا این شرایط خاص،از طرف مردم نیز مورد پذیرش بود.
لذا مراجعه پیامبر اکرم صلوات الله و سلامه علیه وآله و سلم به دادگاه عملا ممکن نیست.
آیا میتوان از وزیر آموزش و پرورش به مبصر کلاس شکایت برد و تقاضای رسیدگی کرد؟!!!
بنده نیز متوجه منظور شما هستم اما در مورد مذکور،این توجیه کارگشا نیست.
شاید از نظر جزائی چه در دنیا و چه در عقبی گناه زن را بر شوهر ننویسند(ولاتزر وازرة وزر اخری)ولی گناه آلود بودن زن برای شوهر مایۀ ننگ هست و بعد مهمی از جریان افک و عتابات الهی دراین ماجرا به این سبب هست که پیامبر اکرم صلوات الله و سلامه علیه وآله و سلم ،دراین ماجرا در معرض چنین ننگی قرار گرفتند و مردم بجای اینکه گمان خوب داشته باشند،گمان بد پیدا کردند و این سخن را دهان به دهان نقل کردند.

اما قران که با شما موافق نیست زیرا شما و سایر مسلمانان امروزی این تصور را از رسول مکرم دارید ایا مردم زمان و محل رسول هم همین تصور را داشتند بهتر است قرآن را بخوانید ببینید که تصور شما در مورد رفتار مردم با رسول بسیار نامناسب بوده است
جناب مزمل بزرگوار ماهم قرآن نخوانده نیستیم برادر
به این آیات توجه کنید:
قُلْ أَطيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْكافِرينَ (32)آل عمران

وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (132)آل عمران

مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ تَوَلَّى فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفيظاً (80)نساء

...وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ (7)حشر

در تمام آیات فوق و دهها آیۀ دیگر مدام میبینیم که خداوند امر به اطاعت از رسول فرموده و و از مخالفت با آنحضرت بشدت نهی کرده.
و بخصوص در آیۀ 59سورۀ نساء آنحضرت را مرجع ذیصلاح برای رسیدگی به شکایات معرفی کرده.
توجه فرمائید:
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في‏ شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلا(59)نساء
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [اوصياى پيامبر] را! و هر گاه در چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد (و از آنها داورى بطلبيد) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد! اين (كار) براى شما بهتر، و عاقبت و پايانش نيكوتر است. (59)

آیا با این همه آیات بازهم جای این بوده که مردم توقع داشته باشند پیامبر اکرم صلوات الله علیه وآله وسلم برای شکایت کردن به دادگاه یا شخص دیگری مراجعه کند؟!!!
آیا با وجود آنحضرت کسی صلاحیت رسیدگی داشته؟
آیا اگر بر فرض محال که چنین شخصی با چنین صلاحیتی وجود داشته،منصوب از طرف پیامبر بوده یا نه؟
اگر بله که نقض قرض هست چون لازم میآید که شخصی خودش قاضی تعیین کند و به او مراجعه کند،درچنین حالتی حتی اگر عدالت مراعات شود،براحتی میتوان ادعای بی عدالتی کرد.
اگر هم نه که چگونه کسی که مورد تایید ایشان نبود چنین صلاحیتی کسب نموده؟

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۹/۱۸, ۱۹:۵۶
منظور من از دادگاه این بود یعنی انتشار شایعه
مبهم هست.
در مورد شایعه که گفتید مبهم هست شما میتونید آیه آخر رعد را بخوانید نوشته شایعه رسول نبودن پیامبر اسلامواقعی بوده است.
اولاً منظور من این بود که جملۀ (منظور من از دادگاه این بود یعنی انتشار شایعه) برای من مفهوم نیست.
نمیدانم این ابهام در جمله بندی شما چه ربطی به آیۀ آخر سورۀ رعد یا هرجای دیگر قرآن دارد؟!
دوماً آیۀ مذکور اشاره دارد که کافرین به پیامبر اکرم صلوات الله علیه وآله وسلم میگفتند که تو پیامبر نیستی و ادعای آنحضرت را رد میکردند.

وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفَى‏ بِاللَّهِ شَهِيدَا بَيْنىِ وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ(43)
آنها كه كافر شدند مى‏گويند: «تو پيامبر نيستى!» بگو: «كافى است كه خداوند، و كسى كه علم كتاب (و آگاهى بر قرآن) نزد اوست، ميان من و شما گواه باشند!» (43)

این چه ربطی به شایعۀ پیامبر نبودن انحضرت دارد؟!!!
از نظر شما شایعه چه معنایی دارد؟
من فکر میکنم تعریف شما از شایعه متفاوت هست و احتمالاً نیاز به تصحیح دارد.

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۹/۱۸, ۲۰:۰۵
یعنی تمام مردمی که پیامبر را میدیدند0 10 در100 گفتند او رسول نیستند و به همین اندازه هم به افک اعتقاد داشتند و کسی پیدا نشد بگوید او رسول است و کسی پیدا نشد بگوید افک دروغ هست همه گفتند افک درست است ایات افک حرفهای مرا تایید می کند اگر دقیق مطالعه کنید
مطالعه کردم اما100%بودن جریان،قابل برداشت نیست.


در مورد ریا ایراد است که مگر ممکن است رسول ریا کند اما اگر پسر پیامبر کافر شد ایراد بیجا است
جناب مزمل!
اولاً من اصلاً ایراد نگرفتم که :(مگر ممکن است رسول ریا کند؟)
فقط این جمله شما که فرمودید(اگر پیامبر اقدام به ریانماید)برای من مبهم بود.متوجه نشدم چه ارتباطی با بقیه جملات داشت.


اما اگر پیامبر اقدام به ریانماید انوقت می شود ایراد گرفت یا سایر نهی های قران
این قسمت مبهمه.
یعنی چی که پیامبر اقدام به ریانماید؟
در چه موردی؟
بنده متوجه مقصود شما نشدم.
ثانیاً تفاوت میان پیامبر و پسر پیامبر زیادست.
لازمه رسالت،عصمت هست.
ولی لازمۀ پسر رسول بودن عصمت نیست.
لذا همانطور که فرمودید:

در مورد ریا ایراد است که مگر ممکن است رسول ریا کند
بله، مگر ممکن است ریا با مقام عصمت جمع شود؟!!


اگر پسر پیامبر کافر شد ایراد بیجا است
بله، جای این ایرادنیست و فکر میکنم قبلاًهم مفصل بحث شد در موضوع تربیت اولاد.

مزمل
۱۳۸۸/۰۹/۲۰, ۰۶:۴۱
منظور من از دادگاه این بود یعنی انتشار شایعه
جناب ابو محمد چون شما مطالب بسیاری را نوشته اید من فعلا یک موضوع را توضیح میدهم تا به مباحث دیگر برسم جمله ای را که در سطر اول نوشتم را توضیح میدهم فکر میکنم من در نوشتن جمله دقت کافی نداشتم لذا مفهوم مورد نظرم به خوبی انتقال نیافته است
موضوع افک یک شایعه سراسری بوده است تعریف شایعه چیست معمولا شایعه را به معنی دروغ می گویند در حالی که به نظر من شایعه یعنی رواج دادن یک جریان
مثلا یک نفر میاد شلواری رو درست می کنه که پاچه های شلوار فراق هست و در محل زانو وران شلوار تنگ است
این مد در سراسر ایران شایع میشه یعنی رواج پیدا می کنه
پس شایع شدن به معنی رواج پیدا کردن در حالی که شما شایعه را به دروغی که توسط مردم انتشار یابد منحصر می دانید
آیا شایعه یعنی انتشار خبر دروغ یا شایعه یعنی انتشار چیزی چه خوب و چه بد در جامعه
مثلا رواج یافتن صدقه دادن
به نظر من شایعه یعنی رواج هر چیزی در یک گستره وسیع مانند یک شهر
من با تفسیر این آیات که توسط مفسران بیان شده است مخالف هستم زیرا مفسران افک را تهمتی میدانند که توسط گروهی برای یکی از زنان پیامبر طراحی شد و سپس در سراسر شهر انتقال یافت بدون استثنا
حتی نمی توان نام کسی را اورد که او با افک مخالفت کرد مثلا در شهر به جز پیامبر تمام مردم 5425 نفری باور کردند یعنی اگر شهر 5426 نفر جمعیت داشت فقط پیامبر این افک را دروغ می دانست چون خطاب خدا کل هست نه بعض
اگر به کلمه سبحانک توجه کنید منزهی تو که منظورش پیامبر است یعنی تو منزهی از افک
پس وقتی می گم پیامبر اگر به قاضی شهر شکایت میکرد نمی توانست از حق خود دفاع کند منظورم این است که قاضی هم جزو مومنین ومومنات و جزوی از شهر است او هم حق را به مردم میدهد
یعنی ادمهای شهر از هر تیپی افک را باور و انتشار می دادند و در ایه استثنایی نیست
فرض کن خدا در زمان امروز کسی را به رسالت در بلدی مبعوث کند و مردم هم رسالت او را قبول نکنند و اعلام کنند که خاتمیت اتفاق افتاده و شما رسول نیستی در همین وقت در این شهر دادگاهی هم باشد پس از اینکه رسول با تکذیب روبرو می شود گروهی رسول را فردی زنانه تشخیص میدهند یعنی صفت زنانه دارد نه مردانه و این را به او تلقین میکنند و این تلقین بر روی روان رسول بار می شود
مثال میزنم شغل همیشه یک روحیه ای را به فرد انتقال میدهد مثلا یک مدیر مدرسه یک داماد یک عروس یک استاندار یک نظامی یک قاضی پس از مدتی حتی میشه او را بین دیگران تشخیص داد این رو اسمش تربیت روانی می گذارند پلیس هم همینکار رو می کنه ایست بازرسی به رفتاریکی مشکوک میشه احتمال میده این ادم نرمال نیست وریگی تو کفشش هست این یعنی روان شناسی شخصیت یعنی با رویت تشحیص دادن
مثلا می گن تو خیابون میرفتم که زنی را دیدم که از قیافش معلوم بود خدا ترس است
پس وقتی می گم انتشار افک سراسر بود معنی ان این است که تلقین افک روی شخصیت رسول جاری شد و هرجا که میرفت ان رو با خودش می برد و قضیه افک مربوط به خود رسول هست نه مربوط به همسری از رسول
سبحانک یعنی منزهی تو ای رسول عذاب هم که قرار بود نازل بشه سراسری بود تنها شخصی که نجات باید بیابد شخص رسول بود زیرا فقط رسول افک رو حمل میکرد و باور نکرد
پس یه وقت یه تهمتی به کسی میزنند او به دادگاه میرودو که چند نفر به من تهمت زده اند قاضی هم او را محاکمه و از افراد میخاد دست بردارند
یه وقت هم خود قاضی هم تهمت زننده هست
منظور از 4 شاهد اوردن برای خدا هم همینه اگر کسی میگوید فلانی ادم خدا ترسی هست قاضی میگه از کجا میدانی بگوید از قیافش فهمیدم قاضی میگه نه قبول نیست 4 تا شاهد بیار
میگه اول انکه نماز میخونه دوم اینکه دروغ نمی گه سوم اینکه غیبت نمیکنه چهارم اینکه صدقه میده پس خدا ترسه قاضی میگه قبوله
حالا این افراد گفتند رسول خدا زنانه هست خدا میگه 4 تا شاهد بیارید که او این گونه هست ایا او همیشه به دنبال اخلاق بهترین اسلامی نیست بخصوص ایا او بیزار از رفتارهای بیمار گونه جنسی نیست
ویا او نسبت به زنان به عنوان جنس مخالفش از همه شما بیشتر علاقه مند نیست

پس چگونه شما این گونه به او گمان میبرید چرا شما خودتان را مردان مرد یا زنان زن میدانید اما او که مرد هست را این چنین صفت میدهید

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۹/۲۰, ۰۸:۵۱
باعرض سلام مجدد

جناب ابو محمد چون شما مطالب بسیاری را نوشته اید من فعلا یک موضوع را توضیح میدهم
اشکال نداره هروقت فرصت داشتید بقیشهم جواب بدید عجله ندارم.
حالا نکاتی دربارۀ همین جواب اول لازم هست بگم که علی الحساب خدمتتان تقدیم میشود.


فکر میکنم من در نوشتن جمله دقت کافی نداشتم لذا مفهوم مورد نظرم به خوبی انتقال نیافته است

بنده هم فکر دیگری نکردم بلکه فقط احساسم این بود که معنای مورد نظر شما منتقل نشده و جمله مبهم هست.


تعریف شایعه چیست معمولا شایعه را به معنی دروغ می گویند در حالی که به نظر من شایعه یعنی رواج دادن یک جریان
مثلا یک نفر میاد شلواری رو درست می کنه که پاچه های شلوار فراق هست و در محل زانو وران شلوار تنگ است
این مد در سراسر ایران شایع میشه یعنی رواج پیدا می کنه
قبلاً دربارۀ اینکه شایعه به معنی خبر هست چون از طریق شنیداری گسترش پیدا میکند در پست 12 توضیح دادم .
مجددا مراجعه فرمائید و با دقت مطالعه کنید.
http://www.askquran.ir/showpost.php?p=219038&postcount=12 (http://www.askquran.ir/showpost.php?p=219038&postcount=12)

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۹/۲۰, ۰۸:۵۱
پس شایع شدن به معنی رواج پیدا کردن در حالی که شما شایعه را به دروغی که توسط مردم انتشار یابد منحصر می دانید
آیا شایعه یعنی انتشار خبر دروغ یا شایعه یعنی انتشار چیزی چه خوب و چه بد در جامعه

جناب مزمل برادر من!نشد دیگه!لااقل نوشته های من رو با دقت بخونید بعد راجع به من نظر بدید.
الان به همین جمله ای که فرمودید و نوشته های من در پست5 دقت کنید.
خواهید دید که اشتباه قضاوت کردید.
برای بحث علمی و هدر نرفتن انرژی هم دقت در نوشتن هم دقت در خواندن لازم هست.
در غیر اینصورت مدام باید به مطالب قبلی رجوع کنیم و مدام تکرار کنیم.
بنده در پست 5 خدمتتان عرض کرده بودم که:



ما در مورد قضیه افک شما خود می دانید که شایعه بسیار کار بدی است زیرا قرار بر این بود که عذاب خدا نازل شود اما نکته مهم در این حرف شایعه نبوده است یعنی افراد شایعه را منتشر نمی ساختند بلکه افراد شایعه را باور کرده بودند یعنی به درست بودن شایعه یقین داشتند زیرا می فرماید علم به ان نداشتید شایعه یعنی دروغی که انتشار دهنده به دروغ بودن ان یقین دارد و تهمت نیز همین است
تعریف شایعه،شامل راست بودن یا دروغ بودن خبر نیست.
شایعه عبارت است از خبری که بین مردم شایع و مشهور میشود و ممکن است راست یا دروغ باشد.
شایعه مفید یقین نیست بلکه ایجاد ظن میکند یا حسن ظن یا سوء ظن.

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۹/۲۰, ۰۸:۵۲
مطلب بعد

من با تفسیر این آیات که توسط مفسران بیان شده است مخالف هستم زیرا مفسران افک را تهمتی میدانند که توسط گروهی برای یکی از زنان پیامبر طراحی شد و سپس در سراسر شهر انتقال یافت بدون استثنا

دربارۀ اینکه شمافکر میکنید از مفسران بیشتر میدانید و آنها هم تفسیر به رای کرده اند نه بر اساس دلایل علمی و روایات،قبلاً هم مطلع شده بودم.
احتمالاً به همین خاطر شما بعنوان همکار علمی کانون قرآنی انتخاب شدید!چون خودتون یک پا مفسر هستید!
خدا قبول کنه.

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۹/۲۰, ۰۸:۵۲
حتی نمی توان نام کسی را اورد که او با افک مخالفت کرد مثلا در شهر به جز پیامبر تمام مردم 5425 نفری باور کردند یعنی اگر شهر 5426 نفر جمعیت داشت فقط پیامبر این افک را دروغ می دانست چون خطاب خدا کل هست نه بعض

جناب مفسر گرامی!نظریه پرداز عزیز!
بنا به فرموده شما،سلمان و ابوذر و ...همه باور کردند!
حضرت علی و حضرت زهرا سلام الله علیهما نیز باور کردند!با اینکه معصوم بودند!
شاید این دو بزرگوار رو معصوم ندونید.
ولی آیا خود آن دو نفری هم که مورد اتهام بودند باور کردند؟!!!!
عجیباً قریبا
جناب مزمل اینهمه خطابات جمعی در قرآن وجود داره.آیا همه بصورت عام استغراقی هست؟!!!
میخواهید مثال بزنم؟چندتا؟
نظریه پردازی مبنای علمی لازم دارد.برداشت شخصی اعتبار ندارد.

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۹/۲۰, ۰۸:۵۲
پس وقتی می گم پیامبر اگر به قاضی شهر شکایت میکرد نمی توانست از حق خود دفاع کند منظورم این است که قاضی هم جزو مومنین ومومنات و جزوی از شهر است او هم حق را به مردم میدهد

قبلاً در پست14عرض کردم که رجوع پیامبر به قاضی عقلاًایراد داره.
اما چون فرض محال،محال نیست،بر فرض که چنین اتفاقی میافتاد،به نظر شما ایشان در دادگاه علیه چه کسی اقامه دعوا میفرمودند؟!!!
علیه همسر؟
خیر چون ایشان همانطور که فرمودید از افک مبرا بودند.
علیه مردم؟
شما که میفرمائید همه افک را پذیرفته بودندپس دراین حالت،شکایت پیامبر اکرم صلوات الله علیه معارضی نمیداشت.
در نتیجه افرادی که افک را و اتهام را ادعا میکردند باید در مقابل شکایت ایشان نسبت به ایراد این اتهام،دلیل میا وردند.
قرآن گفت که کسی حاضر به شهادت نبوده.
خود شما هم گفتید که کسی ندیده بوده.
پس وارد کنندگان اتهام دلیلی برای اثبات ادعا نداشتند.
در نتیجه کسانی که پیامبراکرم صلوات الله علیه وآله دراین فرض، از آنها شکایت میکرده،محکوم میشدند و برخلاف تصور شما،ایشان بخوبی از عهدۀ دفاع از خود بر میآمدند.

یه وقت هم خود قاضی هم تهمت زننده هست

وقتی میگم تصور این فرض ایراد داره همینه دیگه اخوی.
قاضی باید عادل باشه.
آیا ممکنه پیامبر خدا به قاضی نا عادل رجوع کنه؟!!
هرچه بگندد نمکش میزنند.
وای به روزی که بگندد نمک!

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۹/۲۰, ۰۸:۵۲
اگر به کلمه سبحانک توجه کنید منزهی تو که منظورش پیامبر است یعنی تو منزهی از افک
اینهم که مرجع ضمیر در سبحانک،پیامبر اکرم صلوات الله علیه وآله و سلم هستند،ادعای بدون دلیل هست.
(دقت کنید) نمیشود دلیل!
اگر این جمله دلیل هست منهم عرض میکنم: شما دقت کنید.

فرض کن خدا در زمان امروز کسی را به رسالت در بلدی مبعوث کند و مردم هم رسالت او را قبول نکنند و اعلام کنند که خاتمیت اتفاق افتاده و شما رسول نیستی در همین وقت در این شهر دادگاهی هم باشد پس از اینکه رسول با تکذیب روبرو می شود گروهی رسول را فردی زنانه تشخیص میدهند یعنی صفت زنانه دارد نه مردانه و این را به او تلقین میکنند و این تلقین بر روی روان رسول بار می شود
مثال میزنم شغل همیشه یک روحیه ای را به فرد انتقال میدهد مثلا یک مدیر مدرسه یک داماد یک عروس یک استاندار یک نظامی یک قاضی پس از مدتی حتی میشه او را بین دیگران تشخیص داد این رو اسمش تربیت روانی می گذارند پلیس هم همینکار رو می کنه ایست بازرسی به رفتاریکی مشکوک میشه احتمال میده این ادم نرمال نیست وریگی تو کفشش هست این یعنی روان شناسی شخصیت یعنی با رویت تشحیص دادن
بنده احساس میکنم شما با نوشتن این مطالب ندانسته و ناخواسته به مقام نبوت،توهین روا داشته اید.




پس وقتی می گم انتشار افک سراسر بود معنی ان این است که تلقین افک روی شخصیت رسول جاری شد و هرجا که میرفت ان رو با خودش می برد و قضیه افک مربوط به خود رسول هست نه مربوط به همسری از رسول
....
حالا این افراد گفتند رسول خدا زنانه هست خدا میگه 4 تا شاهد بیارید که او این گونه هست ایا او همیشه به دنبال اخلاق بهترین اسلامی نیست بخصوص ایا او بیزار از رفتارهای بیمار گونه جنسی نیست
ویا او نسبت به زنان به عنوان جنس مخالفش از همه شما بیشتر علاقه مند نیست

پس چگونه شما این گونه به او گمان میبرید چرا شما خودتان را مردان مرد یا زنان زن میدانید اما او که مرد هست را این چنین صفت میدهید
یعنی به پیامبر اکرم صلوات الله علیه وآله گفته بودند که حالت زنانگی دارد؟!!!!!
چه دلیلی دارید براین ادعا؟!!!

مزمل
۱۳۸۸/۰۹/۲۰, ۱۶:۱۳
اینهم که مرجع ضمیر در سبحانک،پیامبر اکرم صلوات الله علیه وآله و سلم هستند،ادعای بدون دلیل هست.
(دقت کنید) نمیشود دلیل!
اگر این جمله دلیل هست منهم عرض میکنم: شما دقت کنید.

بنده احساس میکنم شما با نوشتن این مطالب ندانسته و ناخواسته به مقام نبوت،توهین روا داشته اید.



چناب استاد ابو محمد
گرچه به دلایلی فکر می کنم این قضیه افک فعلا نتیجه ای ندارد ............
اول اینکه ضمیر در سبحانک ارتباطی به خدا ندارد
و شما و سایر مفسران افک را تهمت ساخته شده زنا توسط گروهی میدانید که دو طرفه هست یکی مثلا زن پیامبر و یک مرد دیگر
من در این مورد جور دیگری برداشت کرده ام
تنها ضمیری هم که هست سبحانک هست پس ممکن است این آیات مربوط به پیامبر نباشد
و ممکن هم باشد
اگر من که مومن هستم حسن ظن به خودم ببرم متوجه می شوم شایعه زنا دروغ است
در حالی که خدا احتمال زنا را رد نکرده و گفته زنان پیامبر مادران شما هستند و یا گفته ای زنان پیامبر اگر مرتکب گناه شوید دو برابر مجازات می شوید
یک زن مومن یا یک مرد مومن چگونه خبر زنایی را که شنیده با حسن ظن به خود دروغ مییابد
یعنی هر کس شنید زن پیامبر مرتکب زنا شده است با حسن ظن به خود این خبر فورا دروغش معلوم میشه چگونه؟
اینها را فقط به این خاطر گفتم که چندان افک با تفاسیری که شده جور در نمیاد
اول باید مشخص بشه که افک چیست چه کسی هدف هست اگر موضع من و شما همچنان متفاوت باشد نیازی به ادمه نیست چون همه چیز مشخص شده است منتهی نظرات متفاوت
ایا ان گروهی که افک را ساختند شناسایی شدند هم مهم است
چرا و افک یا همان ضمیر(هو) خیر است و شر نیست
ان الله و ملائکه یصلون علی النبی

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۹/۲۰, ۱۸:۴۵
سلام علیکم
جناب مزمل درابتدا دو تقاضا دارم.
1-به تمام سوالاتی که در این پست و پستهای قبلی پرسیده میشود با صبر و حوصله جواب دهید.برخی ازاین پاسخها در جای خود کارگشا خواهند بود.هدف ما صرفاً این نیست که بگوئیم نظرهایمان متفاوت هست چون این از اول هم مشخص بود.
بلکه بدنبال نتیجه هستیم.
نتیجه هم اینجور بدست نمیاد که بنده،تعدادی پست و سوال ارسال کنم و هیچ پاسخی نبینم که هیچ،بلکه در نگاشته های شما مطلبی ببینم که متوجه شوم شما حتی پستهای مرا با دقت مطالعه نفرمودید
2-بیشتر در روان سازی و مفهوم بودن نوشتار خود حساس باشید زیرا در برخی از سطور، فهمیدن مقصود شما واقعاً مشکل هست مثلا"من هیچ دریافتی از این سطر ندارم.



چرا و افک یا همان ضمیر(هو) خیر است و شر نیست
ان الله و ملائکه یصلون علی النبی




گرچه به دلایلی فکر می کنم این قضیه افک فعلا نتیجه ای ندارد ............
بنده هم فکر میکنم منشاء تفاوت نظرات شما با جریان متداول علمی قرآنی،در جای دیگریست که اگر صلاح دانستید بعدا دراینباره بحثی را شروع خواهیم کرد.




اول اینکه ضمیر در سبحانک ارتباطی به خدا ندارد

توجه داشته باشید که من فعلاً مرجع ضمیر را مشخص نکردم و ادعایی نکردم.فقط عرض کردم که ارجاع ضمیر به پیامبراکرم صلی الله علیه وآله،دلیلی ندارد.
به نظر شما دارد؟اگر دلیل دارد بفرمائید. بعداً اگر لازم شد بیشتر راجع به مرجع ضمیر (سبحانک)تبادل نظر،خواهیم داشت.


و شما و سایر مفسران
من مفسر نیستم.

افک را تهمت ساخته شده زنا توسط گروهی میدانید که دو طرفه هست یکی مثلا زن پیامبر و یک مرد دیگر
من در این مورد جور دیگری برداشت کرده ام
تنها ضمیری هم که هست سبحانک هست پس ممکن است این آیات مربوط به پیامبر نباشد
و ممکن هم باشد

جناب مزمل.
شما آیا فکر میکنید هرکسی میتواند قرآن تفسیر کند؟
آیا روایت را قبول دارید؟
اگر بله تا چه حد؟
اگر نه،چرا؟
آیا شما قبول دارید که خود قرآن مفسر خود را مشخص و معرفی کرده؟
یا فکر میکنید قرآن نیاز به مفسر خاصی ندارد؟

ابو محمد
۱۳۸۸/۰۹/۲۱, ۱۹:۴۰
من در این مورد جور دیگری برداشت کرده ام
تنها ضمیری هم که هست سبحانک هست پس ممکن است این آیات مربوط به پیامبر نباشد
و ممکن هم باشد

جناب مزمل اینگونه که در پست پیشین خود نگاشتید،گمان شما بر اینست که ماجرای افک،تهمتی بود در بارۀ حضرت ختمی مرتبت و بیان کنندۀ اینکه ایشان نستجیر بالله تمایلات همجنسگرایانۀ داشته اند!
جناب مزمل توجه کنید
آیۀ2و3(بیان حکم زن و مرد زنا کار)
آیۀ4و5(بیان حکم کسانی که به زنان پاکدامن،اتهام زنا نسبت میدهند-لزوم ارائه چهار شاهد در اتهام زنا)
آیۀ6و7و8و9(بیان حکم ملاعنه)
آیات 11و12و13و14و15و16(بیان خلاصۀ جریان افک)
اما نکته درآیۀ13 هست که خداوند بازخواست میکند که چرا درجریان افک4شاهد نیاوردید؟!!
جناب مزمل شما بفرمائید که نیازبه 4شاهد درباره چه چیزیست؟
آیا چیزی جز اثبات اتهام زنا ،نیاز به4شاهد دارد؟
چگونه موضوع آیات را از بحث زنا جدا کرده اید؟
چطور به این رسیدید که اصل جریان افک ،نستجیر بالله اتهام تمایل به جنس موافق در پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله بوده؟!!!



اینها را فقط به این خاطر گفتم که چندان افک با تفاسیری که شده جور در نمیاد
نقاط مبهم و تاریک آیات را دقیقاً مشخص کنید تا یک به یک مورد بررسی قرار بگیرد.



اول باید مشخص بشه که افک چیست چه کسی هدف هست اگر
كلمه" افك"به معناى مطلق دروغ است، و معنايش در اصل، هر چيزى است كه از وجهه اصلیش منحرف شود.

مزمل
۱۳۸۸/۰۹/۲۱, ۲۱:۰۷
جناب مزمل اینگونه که در پست پیشین خود نگاشتید،گمان شما بر اینست که ماجرای افک،تهمتی بود در بارۀ حضرت ختمی مرتبت و بیان کنندۀ اینکه ایشان نستجیر بالله تمایلات همجنسگرایانۀ داشته اند!

استاد کلماتی که مینویسید نه منظور من است نه منظور قران
دقت فرمایید که انچه من نوشتم در مورد تلقین افک از طریق ان گروه به فرد مورد نظر قران در این آیات آنچه شما برداشت کردید نیست
اگر به یک نفر دروغگو بگویند تو راست گو هستی آیا این راستگویی به او القا میشود حتی اگر سراسر دنیا هر روز اعلام کنند که ایشون راستگو هست هرکس به انچه در نفسش هست کاملا مطلع هست
تنها چیزی که به این فرد دروغگو القا می شه این است که مردم فکر می کنند که او راست میگه درحالیکه او دروغ می گوید
پس ایشون وقتی وارد جمعی میشود ذهنیت مردم را درمورد او این میداند
مثال دیگر مردم معمولا به روحانی میگن حاج اقا یا اشیخ و یا مردم می پندارند اشیخ دروغ نمیگه راست میگه خلاصه الی اخر پس اگر یک روحانی خدای نکرده نماز نخونه ایا این تلقین مردم باعث میشه که او باور کنه که نماز میخونه اما این تلقین همراهش هست که مردم در ذهنشان این است که حاج اقا نماز می خونه



جناب مزمل توجه کنید
آیۀ2و3(بیان حکم زن و مرد زنا کار)
آیۀ4و5(بیان حکم کسانی که به زنان پاکدامن،اتهام زنا نسبت میدهند-لزوم ارائه چهار شاهد در اتهام زنا)
آیۀ6و7و8و9(بیان حکم ملاعنه)
آیات 11و12و13و14و15و16(بیان خلاصۀ جریان افک)
اما نکته درآیۀ13 هست که خداوند بازخواست میکند که چرا درجریان افک4شاهد نیاوردید؟!!
جناب مزمل شما بفرمائید که نیازبه 4شاهد درباره چه چیزیست؟
آیا چیزی جز اثبات اتهام زنا ،نیاز به4شاهد دارد؟
چگونه موضوع آیات را از بحث زنا جدا کرده اید؟
چطور به این رسیدید که اصل جریان افک ،نستجیر بالله اتهام تمایل به جنس موافق در پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله بوده؟!!!



نقاط مبهم و تاریک آیات را دقیقاً مشخص کنید تا یک به یک مورد بررسی قرار بگیرد.



كلمه" افك"به معناى مطلق دروغ است، و معنايش در اصل، هر چيزى است كه از وجهه اصلیش منحرف شود.


اینکه افک به زنا ارتباطی نداره اول که افک را اورده منظورش افک هست وافک با تهمت زنا فرق دارد زیرا زنا یک امر طبیعی و خلاف شرع هست در حالیکه افک یک تهمت غیر طبیعی هست

ولی از جنس شهوت است و دروغ هست گفتم دونفر یکی سرماخورده یکی مواد مصرف کرده پلیس به هردو مشکوک میشه انی که مواد مسرف کرده طبیعی هست اونی که شبیه مواد مصرف کرده است افک است
سحر هم از ان نظر افک هست که واقعیت نداره مثلا عصای موسی مار شد عصای ساحر هم مار شد این مار شدن عصای ساحر افک است یعنی دیده میشود و مردم هم باور می کنند اما افک است
یا مثلا یک هنر پیشه تو فیلم اشک میریزه یک داغدار هم اشک میریزه هنر پیشه افک است داغدار واقعی
افک یعنی دروغ باور شده

مزمل
۱۳۸۸/۰۹/۲۱, ۲۲:۰۲
سلام علیکم

جناب مزمل درابتدا دو تقاضا دارم.
1-به تمام سوالاتی که در این پست و پستهای قبلی پرسیده میشود با صبر و حوصله جواب دهید.برخی ازاین پاسخها در جای خود کارگشا خواهند بود.هدف ما صرفاً این نیست که بگوئیم نظرهایمان متفاوت هست چون این از اول هم مشخص بود.
بلکه بدنبال نتیجه هستیم.
نتیجه هم اینجور بدست نمیاد که بنده،تعدادی پست و سوال ارسال کنم و هیچ پاسخی نبینم که هیچ،بلکه در نگاشته های شما مطلبی ببینم که متوجه شوم شما حتی پستهای مرا با دقت مطالعه نفرمودید
2-بیشتر در روان سازی و مفهوم بودن نوشتار خود حساس باشید زیرا در برخی از سطور، فهمیدن مقصود شما واقعاً مشکل هست مثلا"من هیچ دریافتی از این سطر ندارم.

سعی میکنم مراعات کنم نوشته های قبلی شما ان قسمتی که در مورد تهمت زنا یا ارتکاب زنا هست یا بدبینی مرد به همسرش احتیاجی به بحث نداره
مهم این جاست چون تهمت مربوط به همسر پیامبر هست افک مطرح شده است و تقریب موضوع سیاسی شده است
قسمتی از فرمایشات شما مربوط به زنا هست تا ایه 10 سوره نور که گرچه میشه در مورد انها هم جزئیاتی را پیدا کرد اما قصد من موضوع افک بود
و الان هم روی همین موضوع متمرکز هستم زیرا فکر میکنم این قضیه مهم است از نظر خدا چون تهدید کرد به عذاب
اما در مورد موارد قبل فقط حد جاری میشود پس چون خدا بسیار به افک اهمیت داده پس اهمیت دارد
درسته این اتفاق افتاد من یک پست را دیدم فکر کردم که شما همین یک پست را نوشته اید بعد از پاسخ دادن دیدم چند پست است
لذا این اشتباه شد من پستها را تمام می خوانم گر چه ممکن است سرسری بخانم اما سعی می کنم این عادت را ترک کنم





توجه داشته باشید که من فعلاً مرجع ضمیر را مشخص نکردم و ادعایی نکردم.فقط عرض کردم که ارجاع ضمیر به پیامبراکرم صلی الله علیه وآله،دلیلی ندارد.
به نظر شما دارد؟اگر دلیل دارد بفرمائید. بعداً اگر لازم شد بیشتر راجع به مرجع ضمیر (سبحانک)تبادل نظر،خواهیم داشت.

در قران کسانی مخاطب هستند که نامی ندارند پس نمیتوان گفت مخاطب ایه واقعا چه کسی هست میتوانست بگوید سبحان الله هذا بهتان عظیم


من مفسر نیستم.

تعریف مفسر چیست ؟


جناب مزمل.
شما آیا فکر میکنید هرکسی میتواند قرآن تفسیر کند؟
آیا روایت را قبول دارید؟
اگر بله تا چه حد؟
اگر نه،چرا؟
آیا شما قبول دارید که خود قرآن مفسر خود را مشخص و معرفی کرده؟
یا فکر میکنید قرآن نیاز به مفسر خاصی ندارد؟

سوالات مهم و اساسی و باصطلاح سیاسی ای هست در مورد این سوالات هم نظر منسجمی ندارم ممکن است پیچیده گیهایی رو درست کنه
ایا شما به صبر و عجله نکردن اعتقاد دارید ؟
من هیچوقت نظرم رو به کسی تحمیل نمیکنم و نظرات مستدل را می پذیرم
اگر به بعضی حرفهاتان پاسخ ندادم اینبار مطالعه کردم
فعلا افک را دنبال می کنم که افک ایا می تواند نامی برای تهمت زنا باشد یعنی اگر کسی به زن پاکی تهمت زنا زد نامش افک هست با تعریفی که از افک موجود هست