PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : چرا نحس؟!



maryam2
۱۳۸۸/۱۰/۱۳, ۰۳:۵۸
من شنیده ام ماه صفر به نحس بودن شهرت دارد!
و آیا درسته که در این ماه نباید کارهای اساسی مثل اسباب کشی و خواستگاری را انجام داد؟!
چرا؟!:Motehayer:

Hakim
۱۳۸۸/۱۰/۱۳, ۱۰:۵۳
من شنیده ام ماه صفر به نحس بودن شهرت دارد!
و آیا درسته که در این ماه نباید کارهای اساسی مثل اسباب کشی و خواستگاری را انجام داد؟!
چرا؟!:motehayer:
دوست گرامی
در ميان مردم معمول است كه بعضى روزها و ساعت ها را سعد و مبارك و برخى را شوم و نحس مى شمرند. سعادت و نحوست روز و يا مقدارى از زمان به اين معناست كه در آن زمان، غير از خير و خوشى يا شر و بدى حادثه اى رخ ندهد و كارهاى انسان و يا حداقل برخى از كارهايش بركت و نتيجه خوب يا بد داشته باشد.
عقيده منجمان بر اين بوده كه ستارگان آسمان، هر يك در موجودات زمينى اثرى خاص دارند و حوادث زمينى با اوضاع آسمان ارتباط دارند; ازاين رو سعد و نحس روزگار و زندگى را به كواكب و فلك ها منسوب مى كردند; مثلا خورشيد و مشترى را باعث سعادت، و مريخ و قمر در عقرب را موجب نحوست مى دانستند.
درباره نحوست و سعادت ايام در قرآن و روايات، مطالبى آمده است; مثلا: «فَأَرسَلنا عَلَيهِم رِيحًا صَرصَرًا فِى أَيَّام نَحِسَات...; (فصلت، 16) پس بر آنها تندبادى توفنده در روزهاى شوم فرستاديم.» و «إِنّا أَنزَلنـهُ فِى لَيلَة مُبـرَكَة; (دخان، 3) ما قرآن را در شبى پربركت نازل كرديم.» از مجموع آنها چنين بر مى آيد كه سعادت و نحوست روزها و ساعت ها به خاطر حوادثى همچون نزول عذاب بر امت، ولادت پيامبر، بعثت پيامبر، رحلت پيامبر، شهادت حضرت امام حسين(عليه السلام) و... بوده كه در آن روزها رخ داده است; اما اين كه خود آن روزها و يا آن قطعه از زمان، به ميمنت و يا شوميت متصف شود و تكويناً خواص ديگرى داشته باشد كه ساير زمان ها آن خواص را نداشته باشند، از روايات برنمى آيد.
تذكر دو نكته در مورد سعد و نحس ايام ضرورى است: 1. مسأله توجه به سعد و نحس ايام، علاوه بر اين كه انسان را غالباً به يك سلسله حوادث تاريخى آموزنده رهنمون مى شود، عاملى براى توسل و توجه به ساحت قدس الهى، و استمداد از ذات پاك پروردگار است; لذا در روايات مى خوانيم: در روزهايى كه بر آن ها نام نحس گذارده شده، مى توانيد با دادن صدقه و استمداد از لطف خداوند، به دنبال كارها برويد و پيروز و موفق باشيد.
2. بعضى در مسأله سعد و نحس ايام، به اندازه اى راه افراط را پوييده اند كه براى انجام هر كارى، اوّل به سراغ سعد و نحس ايام مى روند و عملا از بسيارى فعاليت ها باز مى مانند و فرصت هاى طلايى را از دست مى دهند يا اين كه به جاى بررسى عوامل شكست و پيروزى خود و ديگران، گناه همه شكست ها را به گردن شومى ايام مى اندازند; همان گونه كه رمز پيروزى ها را در نيكى ايام جستجو مى كنند. اين، نوعى فرار از حقيقت، و افراط در مسأله، و توضيح خرافى حوادث زندگى است كه بايد به شدت از آن پرهيز كرد.
در مورد نحوست ماه صفر نیز در منابع معتبر مطلبی یافت نشد .

برای آگاهی بیشتر ر.ک : تفسير نمونه، آيت الله مكارم شيرازى و ديگران، ج 23، ص 42

کلات
۱۳۸۸/۱۰/۱۳, ۱۲:۴۲
علامه طباطبايی(ره): سعد بودن و نحس بودن ايام دو گونه است: يك قسم مربوط به ايام هفته و ماه می‏شود (مثل نحس بودن چهارشنبه و سيزدهم هر ماه) و يك قسم مربوط به قرآن و ساير حالات سيارات. از نظر عقلی در هر دو قسم نمی‏شود دليلی نفيا و اثباتا اقامه كرد. اما از نظر ادله نقليه در قسم اول روايات مختلف و بحث مفصلی وجود دارد.
درباره قسم دوم (نجوم و اوضاع سيارات و كواكب) گفتنی است: گرچه پاره‏ای از پيش‏بينی‏های منجمان درست در نمی آيد؛ ولی حكاياتی كه از آنان نقل شده و رواياتی كه در اين باب آمده معلوم می‏شود اجمالاً ارتباطي بين اوضاع آسمانی و حوادث زمينی وجود دارد. پس اصل اين مطلب (ارتباط بين اوضاع آسمانی و حوادث زمينی) علاوه بر اين كه در روايات آمده است آيه شريفه «فنظر نظره في النجوم وقال اني سقيم» (صافات، آيه 88). نيز ممكن است دلالتی بر آن داشته باشد.
اما درباره تقويم‏ها و مطالبی كه در آن نوشته شده گفتنی است كه: آنچه در ارتباط با هيأت و نجوم نوشته‏اند قابل اعتماد است؛ يعنی ورود قمر به برج عقرب و خروج آن؛ مثلاً و يا مقارن شدن سياره‏ای با سياره‏ای يا مقابله آن (حالتی كه بين آنها زاويه 180 درجه باشد) و مسائلی از اين قبيل را با قواعد نجومی بسيار دقيق محاسبه می‏كنند (حتی درجات و دقيقه‏ها و ثانيه‏هايش را) و از اين نظر قابل اعتماد می‏باشند. اما آنچه در نجوم احكامی می نويسند؛ يعنی آنچه بر اين قرانات مترتب می كنند (از سعد و نحس بودن يا آمدن باران و...) روايتی در تأييد آنها نيست؛ به جز بد بودن ازدواج در حالی كه قمر در عقرب است كه در روايات آمده و كراهت آن مورد فتوای برخی از فقها است.

تفسير نمونه، ج 20، ص 240 - ج 23، ص 41 - 42.

MEHRAN73
۱۳۸۸/۱۰/۱۳, ۱۷:۲۴
ببخشیدقمردرعقرب یعنی ماهی که به نام برج عقرب باشه یاچی؟؟؟

کلات
۱۳۸۸/۱۰/۱۳, ۱۸:۵۸
ببخشیدقمردرعقرب یعنی ماهی که به نام برج عقرب باشه یاچی؟؟؟

عقرب يكى از صورتهاى فلكى است كه ستارگان زيادى دارد. وقتى كه ماه در مقابل اين صورت فلكى قرار بگيرد، تاثيرات آن روى زمين با ساير اوقات متفاوت است و در علم هيئت احكامى در خصوص اين وقت ذكر شده است.

maryam2
۱۳۸۸/۱۰/۱۴, ۰۳:۵۵
نحس بودن ماه صفر را من از یکی از روحانیون شنیدم وگرنه به حرف عامه مردم اهمیت نمی دهم

مقداد
۱۳۸۹/۰۳/۲۱, ۲۲:۵۶
من شنیده ام ماه صفر به نحس بودن شهرت دارد!
و آیا درسته که در این ماه نباید کارهای اساسی مثل اسباب کشی و خواستگاری را انجام داد؟!
چرا؟!:motehayer:


پاسخ:
با سلام،
مي‏دانيم مسايل بسياري هست كه از قديمي‏ترين دوران‏ها مورد توجه بشر بوده است. از قبيل مسأله عليت و معلوليت عامه و هم‏چنين عليت و معلوليت‏هاي خاصه از قبيل فلان بيماري و تأثير زمين و خورشيد و ماه در خسوف و كسوف و امثال اينها.
اين‏گونه مسايل عامل عقلاني و منطقي داشته‏اند، يعني طبيعت عقلاني و استعداد فكري بشر بوده است كه او را متوجه اين گونه مسايل كرده است. اين گونه مسايل در روانشناسي جاي خالي ندارد؛ يعني، جاي اين نيست كه گفته شود چه عامل خارجي سبب شد كه در فكر بشر اين معاني پيدا شد؟ زيرا مقتضاي طبيعت فكري بشر اين است كه به طور منطقي يك سلسله مسايل را بپذيرد. شايد ممكن است آن چه بشر قرن‏ها آن را پذيرفته است خطا و ناصواب باشد و در عين حال عامل آن فكر ناصواب استعداد منطقي و عقلاني بشر باشد. براي مثال فلكيات قديم و پاره‏اي از طبيعيات خطا و ناصواب بود، ولي عاملي كه بشر را به سوي همين فكر و ناصواب سوق داده است جز استعداد منطقي و عقلاني و فكري او نبوده است.
اما پاره‏اي از مسايل هست كه به قطع چيز ديگري غير از استعداد عقلاني و منطقي بشر در گرايش او به آنها تأثير داشته است، مانند اعتقاد به نحوست بعضي چيزها. در ميان بسياري از مردم جهان اعتقاد به نحوست 13 وجود دارد. به طور قطع عامل ديگري غير از استعداد عقلاني و منطقي در پيدايش اين اعتقاد تأثير داشته است، زيرا از نظر عقل و منطق كوچك‏ترين تفاوتي ميان عدد 13 و ساير اعداد نيست كه لااقل احتمال داده شود آن تفاوت منشأ خطاي فكر و منطق بشر شده است.
در اين گونه مسايل است كه بايد به دنبال علت پيدايش آنها و رواج آنها رفت و آن علت‏ها را كه خارج از حوزه عقل و منطق بشر است كشف كرد و به دليل همين عقايد است كه مي‏توان فرضيه‏هايي ابراز داشت. برخلاف مسايلي كه زمينه عقلاني و منطقي داشته‏اند.
اجمالاً در برخي از روايات نحس بودن برخي از ايام براي انجام كارهايي از قبيل ازدواج و سفر آمده است.
همچنين آيه 19 سوره قمر و 16 سوره فصلت روزهايي كه عذاب بر قوم عاد نازل شده به عنوان روزهاي نحس آمده است. ولي در اين كه مراد از نحس بودن روزها در اين آيات و روايات چيست بحث‏ها و نظريات مختلفي وجود دارد.
برخي معتقدند بعضي روزها واقعا نحس‏اند ولي نحس بودن آن با توكل بر خداوند، صدقه و توسل به خداوند و مقربان درگاه او برطرف مي‏شود و وظيفه ما انجام اين اعمال است نه رعايت سعد و نحس بودن ساعات.
در برابر اين نظريه برخي معتقدند سعد و نحس بودن برخي ايام واقعي نيست بلكه به جهت حوادثي است كه در اين روزها اتفاق افتاده و يا به جهت فال بد زدن مردم به اين روزها و نحس دانستن آن از سوي مردم مي‏باشد كه ممكن است همين نحس دانستن در نفس‏هاي ضعيف مؤثر واقع شود و همين اثر نفساني و دل چركين شدن موجب بروز حوادثي براي انسان شود به همين جهت در روايات به جهت برطرف شدن اين حالت نفساني به ما دستور داده شده صدقه بدهيم و يا دعا بخوانيم. برخي روايات هم مي‏تواند مؤيد اين نظريه باشد.
در هر صورت توكل بر خداوند، دادن صدقه، خواندن دعاهاي وارده، اثر نحس بودن را برطرف مي‏كند.
قابل ذكر اين كه مطالبي كه در تقويم‏هاي نجومي در ارتباط با سعد و نحس بودن روزها به جهت قرآن و يا مقابله و يا حالات ديگر سيارات آمده است به جز قمر در عقرب كه در روايات آمده است دليلي بر آن نداريم.
راجع به آيه شريفه « في ايام نحسات » علامه طباطبايي(ره) مطالبي نوشته‏اند كه اجمال آن اين است: سعد بودن و نحس بودن ايام دو گونه است: يك قسم مربوط به ايام هفته و ماه مي‏شود (مثل نحس بودن چهارشنبه و سيزدهم هر ماه) و يك قسم مربوط به قرآن و ساير حالات سيارات. از نظر عقلي در هر دو قسم نمي‏شود دليلي نفيا و اثباتا اقامه كرد. اما از نظر ادله نقليه در قسم اول روايات مختلف و بحث مفصلي وجود دارد.{براي آگاهي بيشتر ر.ك: تفسير الميزان تفسير آيه 19 قمر}.
درباره قسم دوم (نجوم و اوضاع سيارات و كواكب) گفتني است: گرچه پاره‏اي از پيش‏بيني‏هاي منجمان درست در نمي‏آيد؛ ولي حكاياتي كه از آنان نقل شده و رواياتي كه در اين باب آمده معلوم مي‏شود اجمالاً ارتباطي بين اوضاع آسماني و حوادث زميني وجود دارد. پس اصل اين مطلب (ارتباط بين اوضاع آسماني و حوادث زميني) علاوه بر اين كه در روايات آمده است آيه شريفه «فنظر نظره في النجوم وقال اني سقيم» (صافات، آيه 88).
نيز ممكن است دلالتي بر آن داشته باشد. اما درباره تقويم‏ها و مطالبي كه در آن نوشته شده گفتني است كه: آنچه در ارتباط با هيأت و نجوم نوشته‏اند قابل اعتماد است؛ يعني ورود قمر به برج عقرب و خروج آن؛ مثلاً و يا مقارن شدن سياره‏اي با سياره‏اي يا مقابله آن (حالتي كه بين آنها زاويه 180 درجه باشد) و مسائلي از اين قبيل را با قواعد نجومي بسيار دقيق محاسبه مي‏كنند (حتي درجات و دقيقه‏ها و ثانيه‏هايش را) و از اين نظر قابل اعتمادمي‏باشند. اما آنچه در نجوم احكامي مي‏نويسند؛ يعني آنچه بر اين قرانات مترتب مي‏كنند (از سعد و نحس بودن يا آمدن باران و...) روايتي در تأييد آنها نيست؛ به جز بد بودن ازدواج در حالي كه قمر در عقرب است كه در روايات آمده و كراهت آن مورد فتواي برخي از فقها است.
{براي مطالعه بيشتر ر.ك: تفسير نمونه، ج 20، ص 240 - ج 23، ص 41 – 42}.

مقداد
۱۳۸۹/۰۳/۲۱, ۲۳:۰۳
ببخشیدقمردرعقرب یعنی ماهی که به نام برج عقرب باشه یاچی؟؟؟



پاسخ:
در اصطلاح نجوم هنگامي كه ماه در سير و حركت خود در برج عقرب قرار گرفت، گفته مي شود كه "قمر در عقرب" است.
توضيح: از دوران باستان دوازده صورت فلكي كه شامل دوازده قسمت فرضي متساوي بوده، براي منطقه البروج، ترسيم شده بود. "ظاهراً در قرن دوم پيش از ميلاد «اوگل» كسي است كه منطقه البروج را به دوازده قسمت متساوي تقسيم كرد و هر قسمت را به نام صورت فلكي محاذي آن ناميد. اسامي آن را ابونصر فارابی در نصاب در قالب شعر چنين مي گويد:
چون حَمَل چون ثور چون جوزان سرطان و اسد
سنبله ميزان و عقرب قوس و جدي و دلو و حوت
بر پاية‌ علوم پيشينيان، خورشيد در حركت ظاهري ساليانة خود هر ماه از مقابل يكي از برج‌ها مي گذرد و اين ماه به نام آن برج خوانده مي شود. هنگامي كه ماه در سير و حركت خود در برج عقرب قرار گيرد، مي گويند قمر در عقرب است.
تذكر يك نكته: در مورد "سعد و نحس" ساعات و روزها وشب ها در برخي روايات اشاراتي شده است، از جمله در روايتي از علي(ع) نقل شده كه مسافرت و ازدواج كردن در هنگامي كه ماه در محاق باشد (دو سه روز آخر ماه را كه جرم ماه ديده نمي شود، در محاق بودن مي‌گويند) يا ماه در برج عقرب باشد، مكروه است، ليكن صدور اين روايات از ائمه معصومين روشن و قطعي نيست.
و بر فرض ثبوت، به دستة ديگري از روايات كه مي فرمايند: "نحوست ايام و ليالي را با دادن صدقه از خود دور كنيد" تمسك بجوييد و بي دغدغه خاطر، به كاري كه با تدبير برنامه ريزي كرده ايد اقدام نماييد.
رواياتي از معصومين(ع) نقل شده كه به شدت با اخبار منجمان يا كاهنان مقابله شده است. علي(ع) در پاسخ فردي كه از طريق علم نجوم توصيه كرده بود كه الان به سمت نهروان جهت دفع شرارت خوارج حركت نكن، زيرا ساعتي است كه ميمنت ندارد و نحس است، فرمود: "فمن صدّقك بهذا فقد كذّب القرآن؛ هر كس با اين جز تو را تأييد كند و به گفته ات اعتماد نمايد، قرآن را تكذيب نموده است".
بنابراين امور زندگي را با تدبير و آينده نگري، توكل به خدا و دعا و صدقه بايد دنبال نمود و به هدف رسيد.

سحر
۱۳۸۹/۰۹/۲۴, ۱۴:۴۸
سلام ببخشيد چندتا سوال واسم بيش اومده
روزهاي قمر در عقرب چه روزهايي ازماه ميشن؟
روزهاي هفته و سياراتي كه منسوب به اونا ايا حقيقت داره؟

پاسخگوی اعتقادی 4
۱۳۸۹/۰۹/۲۹, ۲۲:۲۱
سلام ببخشيد چندتا سوال واسم بيش اومده
روزهاي قمر در عقرب چه روزهايي ازماه ميشن؟
روزهاي هفته و سياراتي كه منسوب به اونا ايا حقيقت داره؟

با سلام خدمت شما

عقرب یکی از صورتهای فلکی دوازده گانه منطقة البروج است. و منطقة البروج کمربندی دایره شکل در آسمان است که در راستای خط استوا قرار گرفته و محل حرکت نزولی و صعودی ماه و خورشید است. خورشید در کوتاهترین روز زمستان ، نزدیکترین مدار نسبت به افق جنوب را طی می کند لذا در این روز ، اشیاء روی زمین ، بلندترین سایه را دارند. همچنین در بلندترین روز تابستان ، خورشید دورترین مدار نسبت به افق جنوب را می پیماید. در بقیه روزهای سال ، مدار خورشید بین این دو مدار قرار دارد. بنا بر این ، حرکت ظاهری خورشید در فصول مختلف، روی یک نوار فرضی بر طاق آسمان است. این نوار فرضی را منطقة البروج می نامند. در طول این نوار فرضی ، دوازده صورت فلکی قرار گرفته است که هر کدام آنها را یک برج می نامند. خورشید در هر ماه شمسی در مقابل یکی از این برجها قرار می گیرد؛ لذا هر ماه شمسی با یکی از این برجها نامگذاری می شود. اسامی این برجها به ترتیب چنین است: حمل‚ ثور‚ جوزا‚ سرطان‚ اسد‚ سنبله‚ میزان‚ عقرب‚قوس‚ جدی‚ دلو‚ حوت. در حقیقت منطقة البروج نمود ظاهری دو حرکت زمین است . حرکت انتقالی زمین به دور خورشید که پدید آورنده است.
بنا بر آنچه گفته شد پدیده قمر در عقرب زمانی رخ می دهد که از نگاه اهل زمین کره ماه بر روی صورت فلکی عقرب قرار می گیرد. تقویم های ویژه ای وجود دارند که مواقع قمر درعقرب را مشخص نموده اند. دیگر سیارات قابل رویت با چشم غیر مسلّح نیز بر روی این صور فلکی قرار می گیرند ؛ که در این حالت از تعابیری چون زحل در عقرب ، مشتری در عقرب و ... استفاده می شود.

http://www.nameology.ir/fa/ax/GHAMAR.jpg
در روایات ما برای قرار گرفتن ماه در عقرب احکام خاصی وضع شده است.


منبع (http://www.nameology.ir/fa/page.php?13)

روزهای قمر در عقرب معین و ثابت نیستند و برای اطلاع از آن ها باید به تقویم های نجومی رجوع کرد.

محمد حسام شجاع
۱۳۸۹/۰۹/۲۹, ۲۲:۳۰
من که زیاد اعتقاد به قمر در عقرب و این جور چیزا ندارم
ولی من هم معتقدم ماه صفر آدم باید احتیاط کنه و هر کاری را انجام نده
مخصوصا رفتن به سفر وگرنه به این مطالبی که در مورد ستاره ها گفتن دوستان
زیاد اعتقاد ندارم مگر اینکه بهم ثابت بشه
البته من بیشتر به تلقین اعتقاد دارم
آدم وقتی شدیدا به یه موضوع باور داشته باشه براش اتفاق میافته فقط همین.....

محمد
۱۳۸۹/۰۹/۲۹, ۲۲:۵۰
امام علی علیه السلام در مورد سعد بودن و نحس بودن مواردی رو فرمودند و این مطلب رو رد نکردند و حتی روزهایی رو نام بردند که سعد و نحس هست.
در هر ماه حدودا دو روز هست که اگر اینجا جاش باشه و اجازه داشته باشم اونها رو با توضیحات ذکر میکنم.

عمار
۱۳۸۹/۰۹/۳۰, ۰۸:۱۰
با سلام به دوستان خوبم

دوستان خوبم بنا بر آنچه معروف است، برای ماه صفر«نحوستي» ذکر کرده اند ؛ به خصوص روز چهارشنبه آخرين آن ماه را كه به نحس بودن بيشتر معروف شده است و در اين باره روايت مخصوصي از ائمه دين(ع) نرسيده و فلسفه آن دقيقاً براي ما روشن نيست. يك احتمال آن است كه اين نحس دانستن ماه صفر و مخصوصاً آخرين چهارشنبه آن، از اين جهت باشد كه وفات رسول خدا(ص) در آن روز واقع گشته است و از آن حضرت روايت شده است كه مي فرمايد: «هر كس مرا به خروج ماه صفر مژده دهد، او را مژده بهشت مي دهم و از اين جهت عقول مردم حكم به نحس بودن آن ماه نموده است»، (ميرزا جواد ملكي تبريزي، مراقبات (اعمال السنه) ، ترجمه عليرضا ميرزا حكيم خسرواني، انتشارات نور فاطمه، ج 1، ص 49) .
براي دفع نحوست اين ماه، هيچ چيز بهتر از صدقه دادن و دعاها و استعاذات وارده نيست»،
(شيخ عباس قمي، مفاتيح الجنان، اعمال ماه صفر)

فاطمه ایمانی
۱۳۸۹/۱۰/۰۸, ۱۲:۲۸
در حديث آمده است كه يكى از ياران امام دهم على بن محمد الهادى علیه السلام مى‏گويد: خدمت حضرت علیه السلام رسيدم در حالى كه در مسير راه انگشتم مجروح شده بود، و سوارى از كنارم گذشت و به شانه من صدمه زد، و در وسط جمعيت گرفتار شدم و لباسم را پاره كردند،
گفتم: خدا مرا از شر تو اى روز حفظ كند، عجب روز شومى هستى!

امام فرمود: با ما ارتباط دارى و چنين می گويى؟! و روز را كه گناهى ندارد گناهكار مى‏شمرى؟آن مرد عرض مى‏ كند از شنيدن اين سخن به هوش آمدم و به خطاى خود پى بردم، عرض كردم: اى مولایم! من استغفار مى‏كنم، و از خدا آمرزش مى‏طلبم،

امام هادی علیه السلام افزود: ما ذنب الايام حتى صرتم تتشامون بها اذا جوزيتم باعمالكم فيها؟

" روزها چه گناهى دارد كه شما آنها را شوم مى ‏شمريد هنگامى كه كيفر اعمال شما در اين روزها دامانتان را مى ‏گيرد؟! "

راوى مى ‏گويد:" عرض كردم من براى هميشه از خدا استغفار مى‏كنم و اين توبه من است اى پسر رسول خدا ".

امام علیه السلام فرمود: ما ينفعكم و لكن اللَّه يعاقبكم بذمها على ما لا ذم عليها فيه، اما علمت ان اللَّه هو المثيب و المعاقب، و المجازى بالاعمال، عاجلا و آجلا،؟ قلت: بلى يا مولاى، قال لا تعد و لا تجعل للايام صنعا فى حكم اللَّه!

" اين براى تو فايده ‏اى ندارد، خداوند شما را مجازات مى‏كند به مذمت كردن چيزى كه نكوهش ندارد، آيا تو نمى‏ دانى كه خداوند ثواب و عقاب مى‏دهد، و جزاى اعمال را در اين سرا و سراى ديگر خواهد داد،
سپس افزود:
" ديگر اين عمل را تكرار مكن و براى روزها در برابر حكم خداوند كار و تاثيرى‏ قرار مده"! «1».

اين حديث پر معنى اشاره به اين است كه اگر روزها هم تاثيرى داشته باشد به فرمان خدا است، هرگز نبايد براى آنها تاثير مستقلى قائل شد، و از لطف خداوند خود را بى نياز دانست، و آن گهى نبايد حوادثى را كه غالبا جنبه كفاره اعمال نادرست انسان دارد به تاثير ايام ارتباط داد، و خود را تبرئه كرد.

__________________________________________________
(1)" تحف العقول" طبق نقل بحار الانوار جلد 59 صفحه 2 (با كمى تلخيص).


*********************
تفسير نمونه، ج‏23، ص: 46 و 47