PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : نامه مردی به همسرش ...



مونس
۱۳۸۸/۱۰/۱۹, ۱۴:۰۱
همسفر!
در این راه طولانی كه ما بی‌خبریم
و چون باد می‌گذرد
بگذار خرده اختلاف‌هایمان با هم باقی بماند
خواهش می‌كنم! مخواه كه یكی شویم، مطلقا
مخواه كه هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم
و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد
مخواه كه هر دو یك آواز را بپسندیم
یك ساز را، یك كتاب را، یك طعم را، یك رنگ را
و یك شیوه نگاه كردن را
مخواه كه انتخابمان یكی باشد، سلیقه‌مان یكی و رویاهامان یكی.
هم‌سفر بودن و هم‌هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست.
و شبیه شدن دال بر كمال نیست، بلكه دلیل توقف است ...

مونس
۱۳۸۸/۱۰/۱۹, ۱۴:۰۳
عزیز من!
دو نفر كه عاشق‌اند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است، واجب نیست كه هر دو صدای كبك، درخت نارون، حجاب برفی قله علم كوه، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند.
اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت كه یا عاشق زائد است یا معشوق و یكی كافی است.
عشق، از خودخواهی‌ها و خودپرستی‌ها گذشتن است اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست .
من از عشق زمینی حرف می‌زنم كه ارزش آن در «حضور» است نه در محو و نابود شدن یكی در دیگری.

amir-victor0511
۱۳۸۸/۱۰/۱۹, ۱۶:۰۲
مر۳۰ از مطلبتون

مونس
۱۳۸۸/۱۰/۱۹, ۱۷:۳۳
نامه امام به همسرش
نامه ای از حضرت امام خمینی ( ره ) به همسرشان

( زمانی که فرزندشان سید مصطفی 3 ساله بودند )

همسر عزیزم؛http://tinypic.com/ibx3wy


تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم؛ در این مدتی که مبتلا به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم گردیدم، متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آیینه‌ی قلبم منقوش است. عزیزم؛ امیدوارم خداوند شما را به سلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. (حال) من با هر شدتی باشد می‌گذرد ولی بحمدالله تاکنون هر چه پیش آمده، خوش بوده. الآن در شهر زیبای بیروت هستم. حقیقتاَ جای شما خالی است. فقط برای تماشای شهر و دریا، خیلی منظره‌ی خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم، همراهم نیست که این منظره‌ی عالی به دل بچسبد. به هر حال امشب، شب دوم است که منتظر کشتی هستیم. از قرار معلوم و معروف یک کشتی فردا حرکت می‌کند... . خیلی سفر خوبی است. جای شما خیلی خیلی خالی است. دلم برای پسرت قدری تنگ شده... .


ایام عمر و عزت مستدام

تصدقت؛ قربانت روح ا...

نرجس بانو
۱۳۸۸/۱۰/۱۹, ۱۹:۳۸
تشكر
خيلي جالب بود
و درس آموز
التماس دعا

مونس
۱۳۸۸/۱۰/۲۰, ۰۶:۳۵
عزیز من!
اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یكی نیست، بگذار یكی نباشد .
بگذار در عین وحدت مستقل باشیم.
بخواه كه در عین یكی بودن، یكی نباشیم.
بخواه كه همدیگر را كامل كنیم نه ناپدید .
بگذار صبورانه و مهرمندانه درباب هر چیز كه مورد اختلاف ماست، بحث كنیم ،اما نخواهیم كه بحث، ما را به نقطه مطلقا واحدی برساند.
بحث، باید ما را به ادراك متقابل برساند نه فنای متقابل .
اینجا سخن از رابطه عارف با خدای عارف در میان نیست .
سخن از ذره ذره واقعیت‌ها و حقیقت‌های عینی و جاری زندگی است.
بیا بحث كنیم.
بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم.
بیا كلنجار برویم .
اما سرانجام نخواهیم كه غلبه كنیم.
بیا حتی اختلاف‌های اساسی و اصولی زندگی‌مان را، در بسیاری زمینه‌ها، تا آنجا كه حس می‌كنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی می‌بخشد نه پژمردگی و افسردگی و مرگ، حفظ كنیم.
من و تو حق داریم در برابر هم قدعلم كنیم و حق داریم بسیاری از نظرات و عقاید هم را نپذیریم.
بی‌آن‌كه قصد تحقیر هم را داشته باشیم .
عزیز من! بیا متفاوت باشیم.

مونس
۱۳۸۸/۱۱/۱۰, ۰۶:۳۹
گاهی در انتخاب به دنبال فردی هستیم که از همه لحاظ خصوصیات اخلاقی شبیه به خومون داشته باشه و این در حالیست که زن و شوهر باید مکمل یکدیگر باشند.
این چند خط را یکبار دیگه بخوانید:

بخواه كه همدیگر را كامل كنیم نه ناپدید .
بگذار صبورانه و مهرمندانه درباب هر چیز كه مورد اختلاف ماست، بحث كنیم ،اما نخواهیم كه بحث، ما را به نقطه مطلقا واحدی برساند.

آساره
۱۳۸۸/۱۱/۱۰, ۰۹:۳۴
نامه امام به همسرش
نامه ای از حضرت امام خمینی ( ره ) به همسرشان



( زمانی که فرزندشان سید مصطفی 3 ساله بودند )








سلام غریبه یعزیز


من قبلا این نامه رو نوشتم ولی کسی استقبال نکرد ....خیلی ذوق کرده بودم که رهبرمون تا این حد مهربونه....این نامه دلیل محکمی شد برای یه سری از افرادی که فکر میکنن باید با همسرشون خشن و تند باشن! و ...

مونس
۱۳۸۹/۰۳/۰۱, ۲۲:۳۶
بانوی بزرگوار من!
به راستی که چه درمانده اند آنها که چشم تنگ شان را به پنجره های روشن و آفتابگیر کلبه های کوچک دیگران دوخته اند...

و چقدر خوب است، چقدر خوب است که ما- تو و من- هرگز خوشبختی را در خانه همسایه جستجو نکرده ایم.

این حقیقتاً اسباب رضایت خاطر و سربلندی ماست که بچه هایمان هرگز ندیده و نشنیده اند که ما از رفاه دیگران، شادی های دیگران، داشتن های دیگران، سفره های دیگران و حتی سلامت دیگران، به حسرت سخن گفته باشیم. و من، هرگز، حتی یک نفس شک نکرده ام که تنها بی نیازی روح بلندپرواز تو این سرافرازی و آسودگی بزرگ را به خانه ما آورده است...

تو با نگاهی پر شوکت و رفیع- همچون آسمان سخی- از ارتفاعی دست نیافتنیف به همه ما آموختی که می توان از کمترین شادی متعلق به دیگران، بسیار شاد شد- بدون توقع تصرف آن شادی یا سهم خواهی از آن.

من گفته ام، و تو در عمل نشان داده ای:
خوشبختی را نمی توان وام گرفت.
خوشبختی را نمی توان برای لحظه ای نیز به عاریت خواست.
خوشبختی را نمی توان دزدید
نمی توان خرید
نمی توان تکدی کرد...

مونس
۱۳۸۹/۰۳/۰۱, ۲۲:۵۱
بر سر سفره خوشبختی دیگران، همچون یک ناخوانده مهمان، حریصانه و شکم پرورانه نمی توان نشست، و لقمه ای نمی توان برداشت که گلوگیر نباشد و گرسنگی را مضاعف نکند.
پرنده سعادت دیگران را نمی توان به دام انداخت، به خانه خویش آورد، و در قفسی محبوس کرد- به امید باطلی، به خیال خامی.

خوشبختی، گمان می کنم، تنها چیزی است در جهان که فقط با دست های طاهر کسی که به راستی خواهان آن است ساخته می شود، و از پی اندیشه های طاهرانه.

البته ما می دانیم که همه گفت و گوهایمان در باب خوشبختی، صرفا مربوط به خوشبختی در واحدهای بسیار کوچک است نه خوشبختی اجتماعی، ملی، تاریخی و بشری...

برای رسیدن به آنگونه خوشبختی- که آرمان نهایی انسان است- نیرو، امید، اقدام و اراده مستقل فردی راه به جایی نمی برد و در هیچ نامه ای هم، حتی اگر طوماری بلند باشد، نمی توان درباره آن سخن به درستی گفت.

مونس
۱۳۸۹/۰۳/۰۲, ۰۴:۴۴
نویسنده متن زیبای فوق:
مرحوم نادر ابراهیمی

مونس
۱۳۸۹/۰۳/۱۲, ۰۹:۴۱
نامه ای برای همسرتان چه امروز چه آینده و......

متشکرم به خاطر...

برای همه وقت هایی که مرا به خنده واداشتی.
برای همه وقت هایی که به حر ف هایم گوش کردی.
برای همه وقت هایی که به من شهامت و جرأت دادی.
برای همه وقت هایی که با من شریک شدی.

برای همه وقت هایی که خواستی در کنارم باشی.
برای همه وقت هایی که به من اعتماد کردی.
برای همه وقت هایی که مرا تحسین کردی.
برای همه وقت هایی که باعث راحتی و آسایش من هستی.
برای همه وقت هایی که گفتی "دوستت دارم".
برای همه وقت هایی که در فکر من بودی.
برای همه وقت هایی که برایم شادی آوردی.
برای همه وقت هایی که به تو احتیاج داشتم و تو با من بودی.
برای همه وقت هایی که دلتنگم بودی.
برای همه وقت هایی که به من دلداری دادی.
برای همه وقت هایی که در چشمانم نگریستی و صدای قلبم را شنیدی.
به خاطرهمه این ها، هیچ وقت فراموش نکن که:
همیشه برای گوش دادن به حرف هایت آمادگی دارم.
همیشه پشتیبانت هستم.
من مثل کتابی گشوده برایت خواهم بود.
فقط کافی است چیزی از من بخواهی، بلافاصله از آن تو خواهد شد.
می خواهم اوقاتم را در کنار تو باشم.
من کاملاً به تو اطمینان دارم و تو امین من هستی.
در دنیا تو از هر چیزی برایم مهمتر هستی.
همیشه دوستت دارم، چه به زبان بیاورم چه نیاورم.
همین الان در فکر تو هستم.
تو همیشه برای من شادی می آوری به خصوص وقتی که لبخند بر لب داری.
من همیشه برای تو هستم و دلم برایت تنگ است.
هر وقت که احتیاج به درد و دل داشتی روی من حساب کن.
تو در تمام ضربان های قلبم حضور داری.

و تنها به تو فکر میکنم

ای عشق اهورایی من

.....


روزت مبارک

بنده خدا
۱۳۹۰/۰۶/۳۰, ۱۲:۳۴
نامه ای به همسرم

عذر می خواهم به خاطر
همه لحظاتی که به من نیاز داشتی ومن تنهایت گذاشتم
عذر می خواهم برای همه لحظاتی که کنارم بودی و تو را ندیدم
عذر میخواهم برای همه ان لحظاتی که شانه ای برای گریه کردن می خواستی ومن ندانسته از تو دوری کردم
عذر می خواهم برای همه ان لحظاتی که نقش خودم را فراموش کردم
مرا ببخش
اما بدان با وجود همه این کوتاهیها باز هم دوستت دارم و به تو نیاز مندم
تو همچون هوایی برای نفس کشیدن من هستی

دلارام
۱۳۹۳/۰۴/۲۴, ۰۹:۴۱
باریک الله به امام خمینی
نه خوشم اومد:Ebraz Doosti::Ebraz Doosti::Ebraz Doosti:

عطیه سادات
۱۳۹۳/۰۴/۲۴, ۱۰:۳۵
نامه ای به همسرم

عذر می خواهم به خاطر
همه لحظاتی که به من نیاز داشتی ومن تنهایت گذاشتم
عذر می خواهم برای همه لحظاتی که کنارم بودی و تو را ندیدم
عذر میخواهم برای همه ان لحظاتی که شانه ای برای گریه کردن می خواستی ومن ندانسته از تو دوری کردم
عذر می خواهم برای همه ان لحظاتی که نقش خودم را فراموش کردم
مرا ببخش
اما بدان با وجود همه این کوتاهیها باز هم دوستت دارم و به تو نیاز مندم
تو همچون هوایی برای نفس کشیدن من هستی

دست راست همسر امام قدس سره رو سر همه زنایی با شوهر بی درک باشه !
آدم بجای 50 سال زندگی مشترک 1 روز با این جور آدما زنگی کنه بهره 80 سال زندگی رو برده ....ای کاش!!:Moshtagh:

عطیه سادات
۱۳۹۳/۰۴/۲۴, ۱۰:۴۶
بانو، بانوی بخشنده بی نیاز من!
این قناعت تو، دل مرا عجب می‌شکند...
این چیزی نخواستنت، و با هر چه که هست ساختنت...
این چشم و دست و زبان توقع نداشتنت، و به آن سوی پرچین نگاه نکردنت...
کاش کاری می‌فرمودی دشوار و نا ممکن، که من به خاطر تو سهل و ممکنش می‌کردم...
کاش چیزی می‌خواستی مطلقا نا یاب،که من به خاطر تو آن را به دنیای یافته ها می‌آوردم...
کاش می‌توانستم همچون خوب ترین دلقکان جهان ،تو را سخت و طولانی بخندانم...
کاش می‌توانستم همچون مهربان ترین مادران، رد اشک را از گونه هایت بزدایم...
کاش نامه‌ای بودم، حتی یک بار با خوب ترین اخبار...
کاش بالشی بودم، نرم، برای لحظه های سنگین خستگی هایت...
کاش ای کاش که اشاره‌ای داشتی، امری داشتی، نیازی داشتی، رویای دور و درازی داشتی...
آه که این قناعت تو، این قناعت تو دل مرا عجب می‌شکند...

عطیه سادات
۱۳۹۳/۰۴/۲۴, ۱۰:۴۷
همراه همدل من!
در زندگی، لحظه های سختی وجود دارد؛ لحظه‌های بسیار سخت و طاقت سوزی، که عبور از درون این لحظه ها، بدون ضربه زدن به حرمت و قداست زندگی مشترک، به نظر، امری نا ممکن می‌رسد.
ما کوشیده‌ایم - خدا را شکر - که از قلب این لحظه‌ها، بارها و بار ها بگذریم، و چیزی را که به معنای حیات ماست و رویای ما، به مخاطره نیندازیم.
ما به دلیل بافت پیچیده زندگی مان، هزار بار مجبور شدیم کوچه‌ای تنگ و طولانی و زر ورقی را بپیماییم، بی آن که تنمان دیوار این کوچه را بشکافاند یا حتی لمس کند.
ما، در این کوچه بسیار آشنا، حتی بارها، مجبور به دویدن شدیم، و چه خوب و ماهرانه دویدیم.
انگار کن بر پل صراط...

عطیه سادات
۱۳۹۳/۰۴/۲۴, ۱۰:۴۸
خوشبختی، نامه ای نیست که یکروز، نامه رسانی، زنگ در خانه ات را بزند و آن را به دستهای منتظر تو بسپارد. خوشبختی، ساختن عروسک کوچکی است از یک تکه خمیر نرم شکل پذیر... به همین سادگی، به خدا به همین سادگی؛ اما یادت باشد که جنس آن خمیر باید از عشق و ایمان باشد نه هیچ چیز دیگر...
خوشبختی را در چنان هاله ای از رمز و راز، لوازم و شرایط، اصول و قوانین پیچیده ادراک ناپذیر فرو نبریم که خود نیز درمانده در شناختنش شویم...
خوشبختی، همین عطر محو و مختصر تفاهم است که در سرای تو پیچیده است...

عطیه سادات
۱۳۹۳/۰۴/۲۴, ۱۰:۵۳
اي روزهاي خوب که در راهيد!
اي جاده هاي گمشده در مه !
اي روزهاي سخت ادامه !
از پشت لحظه ها به در آييد !
اي روز آفتابي !
اي مثل چشم هاي خدا آبي !
اي روز آمدن !
اي مثل روز ، آمدنت روشن !
اين روزها که مي گذرد ، هر روز
در انتظار آمدنت هستم !
زنده یاد قیصر امین پور

عطیه سادات
۱۳۹۳/۰۴/۲۴, ۱۰:۵۴
زمين به تپش افتاده
خاک عاشق آسمان است
ومنتظر باران
دل خاک هزاران ترک خورده و در حسرت دیدار باران
خدا به عشق آسمانی زمين پاسخی میدهد
باران بر لب خاك بوسه میزند
بدون اجازه ..بدون درنگ
و شروع میشود رستنی دوباره
درد عشق خاک در من زنده میشود
و من نیز منتظر باران زندگی میمانم
انتظار شروع رویش است
ملیحه امامی

عطیه سادات
۱۳۹۳/۰۴/۲۴, ۱۰:۵۵
من هرگز نخواستم که از عشق، افسانه یی بیافرینم;

باور کن!

من می خواستم که با دوست داشتن زندگی کنم- کودکانه و ساده.

من از دوست داشتن، فقط لحظه ها را می خواستم.

آن لحظه یی که تو را به نام می نامیدم.

...

من برای گریستن نبود که خواندم.

من آواز را برای پر کردن لحظه های سکوت می خواستم.

من هرگز نمی خواستم از عشق برجی بیافرینم، مه آلود و غمناک با پنجره های مسدود و تاریک.

دوست داشتن را چون ساده ترین جامه ی کامل عید کودکان می شناختم.
#####

عطیه سادات
۱۳۹۳/۰۴/۲۴, ۱۰:۵۶
و چیزی نیست که من از آن با تو سخن نگفته باشم



اگر گفتی توی دست من چیست؟
- آب نبات.
- نه.
- پسته.
- نه.
- سنجاق سر مامان.
و مشتت را باز می کنی.
خالی ست.



بگذار که انسان ساده ترین دروغ های خوب را باور کند.
هلیا! احساس رقابت، احساس حقارت است. بگذار که هزار تیرانداز به روی یک پرنده تیر بیندازند.
من از آن که دو انگشت بر او باشد انگشت بر می دارم. رقیب، یک آزمایش گر حقیر بیشتر نیست.
بگذار آنچه از دست رفتنی ست از دست برود. تو در قلب یک انتظار خواهی پوسید.
من این را بارها تکرار کرده ام. هلیا!
و چیزی نیست که من از آن با تو سخن نگفته باشم. چیزی نیست که بر کنار مانده باشد.
..........
بار دیگر شهری که دوست می داشتم
نادر ابراهیمی

عطیه سادات
۱۳۹۳/۰۴/۲۴, ۱۰:۵۸
راه کمال راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست


لحظه ها ی تا ابد ماندگار
"هرگز هیچ لحظه ای عظیم تر از آن لحظه که می آید نیست. لحظه های بزرگ می آیند؛ اما به گذشته نمی روند.
هیچ لحظه ی بزرگی متعلق به گورستان نیست.
لحظه ها به ما می رسند، ما را در میان می گیرند، اندکی نزد ما درنگ می کنند
اگر
لیاقت بهره گیری شرافتمندانه از آنها را داشته باشیم به دادمان می رسند و
اگر
نداشته باشیم، طبق قانون طبیعی لحظه های بزرگ، واپس می نشینند
برای مدتها بُزخو می کنند تا باز، کِی...."
........
اگه آتش بدون دود ابراهیمی رو خونده باشی حتمن به این قسمت که رسیدی
لحظه ات سکته می کنه
مدتها اینجا ننوشتم به دلایل مختلف...
این لحظه در من نیرویی نشست که منو وادار کرد بیام و این مطلبو بگذارم.
لحظه ها
لحظه های سپری شده
لحظه هایی که آواز کاکلی ها تو تموم کوچه پس کوچه های آشنا پیچیده بود
لحظه هایی که به ما رسیدن و گذشتند
لحظه هایی که در ما نشستند
لحظه هایی که با دستان ما چون گل نورسیده پرپر شدند
لحظه هایی که رفتند
و لحظه هایی که ماندند .........

همه ماندگارند تا ابد
هیچ لحظه ی بزرگی متعلق به گورستان نیست...این را بدان

عطیه سادات
۱۳۹۳/۰۴/۲۴, ۱۰:۵۹
ه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی



چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی
به غمت که هرگز این غم ندهم به هیچ شادیز تو دارم این غم خوش به جهان ازین چه خوشتر
تو چه دادیم که گویم که از آن به‌ام ندادی


چه خیال می‌توان بست و کدام خواب نوشین
به ازین در تماشا که به روی من گشادی


تویی آن که از تو خیزد همه خرمی و سبزی
نظر کدام سروی؟ نفس کدام بادی؟


همه بوی آرزویی مگر از گل بهشتی
همه رنگی و نگاری مگر از بهار زادی


ز کدام ره رسیدی ز کدام در گذشتی
که ندیده دیده رویت به درون دل فتادی


به سر بلندت ای سرو که در شب زمین‌کن
نفس سپیده داند که چه راست ایستادی


به کرانه‌های معنی نرسد سخن چه گویم

که نهفته با دل سایه چه در میان نهادی

عطیه سادات
۱۳۹۳/۰۴/۲۴, ۱۱:۰۰
گذر ...



.بیست سال بعد ، بابت کار هایی که نکرده ای بیشتر افسوس می خوری تا بابت
کارهایی که کرده ای !
بنابراین روحیه ی تسلیم پذیری را کنار بگذار ،از حاشیه امنیت بیرون بیا ، جستجو کن ، بگرد ، آرزو کن ، کشف کن ... .

مارک تواین

عطیه سادات
۱۳۹۳/۰۴/۲۴, ۱۱:۰۰
دلم را ورق می زنم ....به دنبال نامی که من... من شعرهایم که من هست و من نیست



این روز‌ها که جرات دیوانگی کم است
بگذار باز هم به تو برگردم!
بگذار دست کم
گاهی تو را به خواب ببینم!
بگذار در خیال تو باشم!
بگذار...
بگذریم!
این روز‌ها
خیلی برای گریه دلم تنگ است.

آینه‌های ناگهان /قیصر امین پور/نشر مروارید..........

کاش شعر رفتن تو را خدا نمیسرود.

عطیه سادات
۱۳۹۳/۰۴/۲۴, ۱۱:۰۳
اصل سي و يکم حقــــــــــــــــــــوق بشـــــــــــــــــــر



تمام اصل هاي حقوق بشر را خواندم وجاي يک اصل را خالي يافتم واصل ديگري را به آن افزودم
اصل سي و يکم : هرانساني حق دارد هر کسي را که مي خواهد دوست داشته باشد.

پابلو نرودا

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۰۹/۲۳, ۰۴:۵۳
مهربانی ساده است، ساده تر از آنچه فکرش را بکنی ؛
کافی است به خودت ایمان داشته باشی و به معجزه مهر ...
کافی است به دستهایت فرمان دهی تا به جای تنبیه ،
آرام بر سر کودک سرکش کشیده شوند و موهایش را قلقلک دهند ...

کافی است به چشم هایت بیاموزی که چشم آیینه روح است ،
و عشق و مهربانی را می توان با نگاه در تمام عالم پراکند ...

کافی است به دلت یادآوری کنی همیشه دل هایی هستند
که درد امانشان را بریده و احتیاج به همدلی دارند ...

کافی است به گوشهایت یاد دهی که می توانند سنگ صبور باشند ،
حتی اگر صبوری سنگین شان کند ...

کافی است یاد بگیری انسان بودن فقط زنده بودن نیست ؛
باید زندگی کرد ،

و زندگی چیزی جز مهربانی و عشق ورزیدن به آفریده های خداوند نیست ... http://www.hammihan.com/users/status/thumbs/thumb_HM-2013632643897674831394373211.5886.jpg

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۰۹/۲۷, ۱۵:۱۴
“دوستت دارم” هایت را به کسی نگونگه دار برای خودم

من جانم راhttp://askquran.ir/gallery/images/81688/1_43.gif

برای شنیدنش
کنار گذاشته ام . . .

http://askquran.ir/gallery/images/81688/1_flower_038.gif

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۰۹/۲۸, ۱۴:۴۲
همسر شهید همت :



http://askquran.ir/gallery/images/81688/1_thumb_HM-2013632646318331701413356209.8308.jpg

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۰۶, ۱۲:۵۸
1– مرا تحسین کن.

2 – می دانم که همیشه با من موافق نیستی و برخی از تصمیم هایم را نمی پسندی، اما همیشه تاکید کن که عاشقم هستی.

3 – سعی کن نیازهای مهم مرا برطرف کنی، مثل نیاز ج... و صداقت.

4 – مرا همین طور که هستم بپذیر و سعی نکن مرا تغییر دهی.

5 – طوری با من رفتار کن که احساس کنم بی همتا هستم. گاهی مردها مثل پسربچه ها می شوند.

6 – اگر می خواهی با من حرف بزنی، اول از من بپرس که در حال و هوای گفت و گو هستم یا نه. اگر نیستم، اصرار نکن.

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۰۶, ۱۲:۵۹
7– ما مردها گاهی به غار خودمان پناه می بریم. کمی به من زمان بده تا از غارم بیرون بیایم؛ آن گاه خودم به سوی تو خواهم آمد.

8 – وقتی گیج و سردرگم هستم به من نگو چه کار باید بکنم. وقتی در این حالت هستم سعی کن به نحوی مرا به مسیر مناسب برگردانی.

9 – هرگز مرا با شوهر دیگران مقایسه نکن.

10 – کارم برایم مهم است و من به آن نیاز دارم. زمانی که از کارم رضایت دارم، درباره چیزهای دیگر نیز احساس خوبی دارم.

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۰۶, ۱۳:۰۱
11 – درک کن که برای کسب آرامش نیاز دارم تلویزیون تماشا کنم، به خصوص مسابقه فوتبال.

12 – درک کن که خیلی دوست دارم گاهی برای رابطه ج.... پیشقدم شوی.

13 – سعی نکن برای هر کاری که می کنم مرا سوال پیچ کنی و از من توضیح بخواهی. به قضاوتم احترام بگذار.

14 – به پدر و مادرم و خانواده ام احترام بگذار.

15 – زمانی که عصبانی می شوم، سعی کن صبور باشی.

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۰۶, ۱۳:۰۳
16 – هرگز تصور نکن از قبل درباره هر حرفی که به تو می زنم فکر کرده ام. از این رو، مرا سرزنش نکن چرا حرفی زده ام که تو را عصبانی کرده است.

17 – نزد خانواده خودم و خانواده خودت و دوستانم از من بد گویی نکن.

18 – بیشتر مسایلی که بین من و تو می گذرد، محرمانه است؛ قرار نیست دیگران از آن مطلع باشند.

19 – وقتی با لحن پرتوقع حرف می زنی، چیزی جز این نمی شنوم که به اندازه کافی مفید نبوده ام و در را ضی کردن تو ناکام شده ام.

20 – تا زمانی که به طور مستقیم از تو درخواست توصیه نکرده ام، یعنی خواهان هیچ توصیه ای نیستم. توصیه هایی که در این جور مواقع می کنی باعث می شود احساس کنم می خواهی برای من تعیین تکلیف کنی.

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۰۶, ۱۳:۰۵
21 –خواهشم از تو این است که هرچه را می خواهی، از من درخواست کن؛ چون به طور غریزی نیازهای تو را به یاد نمی آورم.

22 – به یاد داشته باش که من دوست دارم کارهایی شخصی مختص خودم داشته باشم که تحت اختیار خودم باشد.

23 –من بیشتر دوست دارم کارهایی را برایت انجام دهم که خودم آنها را انتخاب کرده باشم، نه این که مجبور باشم انجامش دهم.

24 – اگر گاهی پیش می آید که از تو فاصله می گیرم و بی توجهم، خیال نکن تو را دوست ندارم بلکه بی توجهی ام شاید نشانه این باشد که تحت فشار و تنش هستم.

25 – اگر در رابطه ج... رضایتم تأمین شود، هر نوع دلخوری و فشار عصبی و تنش که در من وجود دارد، ناپدید خواهد ش د.

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۰۶, ۱۳:۰۷
26 – ما مردها فقط خواهان رابطه ج... نیستیم بلکه خواهان عشق هستیم و تنها راهی که می توانیم عشقمان را ابراز کنیم، رابطه ج... است.

27 – وقتی به داشتن رابطه ج... با من اشتیاق نشان می دهی، این پیام را به من می رسانی که پذیرای من هستی و به من اعتماد داری. بدین طریق می توانم احساس قدرت کنم.

28 – اگر نتوانم «نه» بگویم احساس می کنم تحت سلطه هستم. وقتی آزادی «نه» گفتن را داشته باشم، احتمال «بله» گفتنم بیشتر می شود.

29 – گاهی با هم جر و بحث و دعوا می کنیم؛ چنین چیزی طبیعی است. اما مراقب حرف هایی که به من می زنی باش و هرگز خیال نکن دیگر دوستت ندارم.

30 – همان طور که تو عاشق گل گرفتن هستی، من هم دوست دارم چند ساعتی با دوستانم خوش باشم؛ اما مطمئن باش با شوق و ذوق و انرژی بیشتری نزد تو برخواهم گشت.

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۰۶, ۱۳:۱۱
31 – قرار نیست همه کارها را با هم انجام بدهیم. اگر من می خواهم تلویزیون تماشا کنم و تو دوست داری به سینما یا خرید بروی، بهتر است هرکدام به فعالیت مورد علاقه خودمان بپردازیم.

32 – این حقیقت را بدان که من ذهن خوان نیستم. پس اگر خواسته و نیازی داری، به من بگو.

33 – گاهی به طور غیرمنتظره بغلم کن و به من ابراز عشق و علاقه کن.

34 – هرگز در حین ارتباط ج... تحقیرم نکن، سرزنشم نکن، مرا ناتوان نخوان و نگو که مرد نیستم.

35 – می دانم تو مادرم نیستی، اما گاهی دوست دارم بچه شوم و تو خواسته های مرا برآورده کنی.

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۰۶, ۱۳:۱۳
36 – هرگز خیال نکن من آدم کامل و بی نقصی هستم. اما بدان که تمام سعی ام را می کنم تا قهرمان زندگی ات باشم.

37 – همیشه مرا منبع آرامش، شادی و سرگرمی ات ندان. ...
38 – به یاد داشته باشد که من عاشق زنی قوی و توانمند و مستقل هستم، نه زنی نیازمند و وابسته.

39 – هرگز سکوت مرا به اشتباه تفسیر نکن. سکوتم به معنای بی توجهی به تو نیست بلکه درواقع می خواهم بگویم: «هنوز نمی دانم چه بگویم. اما دارم درباره اش فکر می کنم.»

40 – وقتی در حال فکر کردنم یا در غارم فرو رفته ام، سعی نکن از من انتقاد کنی، به من راه حل نده، از من نخواه احساساتم را بیان کنم، به حالم تاسف نخور. فقط به من زمان بده.

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۰۶, ۱۳:۱۳
41 – گاهی احساس می کنی از تو فاصله گرفته ام. این امر طبیعی است چون من به استقلال نیاز دارم. اما پس از مدتی به سوی تو بازمی گردم چون به عشق و صمیمیت تو نیاز دارم.

42 – احساساتت را با من در میان بگذار و اجازه نده روی هم انباشته شوند، مبادا ناگهان منفجر شوند.

43 – برایم خیلی مهم است که به قدرت و توان مردانگی ام باور داشته باشی و بدانی که می توانم از پس مشکلات بربیایم.

44 – به من برای رشد و تغییر کمک کن. این بدان معنا نیست که مرا سرزنش و در موردم قضاوت کنی، من زن زندگی می خواهم نه زن ایرادگیر.

45 – برایم غذاهای خوشمزه درست کن، با این کار بیشتر احساس عشق می کنم.

بهار ♥ها
۱۳۹۳/۱۰/۰۶, ۱۳:۱۵
46 – به من اجازه بده گاهی به تنهایی یا با دوستانم به مسافرت بروم، همان طور که من چنین فرصتی به تو می دهم.

47 – وقتی به بچه ها ویتامین می دهی، مرا هم فراموش نکن!

48 – به من فرصت بده عشق ورزیدن را بیاموزم و درمورد تو به کار ببرم.

49 – وقتی مشکلی داری به من بگو. درست نیست به من بگویی مشکلی ندارم و سپس از من توقع داشته باشی حدس بزنم مشکلت چیست.

50 – همیشه باورم کن.

مجله راز