PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : غریب خراسان / ویژه نامه شهادت امام رضا علیه السلام



╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۱/۲۰, ۰۹:۵۸
http://kkkkk03.persiangig.ir/125.gif

(بادهای وفادار، امشب گریه می کنند)



:Sham:http://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gif:Sham:


هان، ای رضا علیه السلام ! بگیر و بنوش. این جام شوکران، مُزدِ ولیعهدی توست. انگورهای فاجعه، این بار شرابی دیگرگونه آفریده اند.

مام آسمان، فرزند جگر سوخته خویش را به نام، می خواند؛ پاسخی باید داد. کهکشان آغوش گشوده است.

کدام مظلومیّت از این وسیع تر؟ گناه بزرگ بخشیده نخواهد شد؛ این که خلیفه خداوند را، ولیعهد ابلیس دانستند. غربت را ای مردم! چگونه معنا می کنید؟ چه کسی خواهد فهمید که ستاره ای دور افتاده از کهکشان خویش، در تاریکیِ مطلقِ شبی جان کاه، چگونه جامِ تلخ را نوشیده است!

جاده بازگشت به کهکشان، از عمقِ زهرآگین ترین خوشه های انگور می گذرد. آه! که این کهکشان، چه جاده جگر سوزی دارد؟!
دیشب چگونه شبی بود؟ اینک که سپیده کاذب برآمده است؛ پسی آیا زین پس، هرگز سپیده ای سر خواهد زد، وقتی که آفتاب را به خاک سپرده ایم؟

اندیشه های سرگردان، سرم را به یغما می برند. اینک، من تنها مانده ام در هجومِ سوارانی که از من می گذرند و نیمه شبان، به سمت خانه ای می تازند که چراغش همواره روشن بوده است.

مردِ منتظر را حس می کنم و کوله باری که بر دوش گرفته است. جاده ای مفروش از ستارگان، پیش پایش گسترده می شود. بنوش مولا! وقتِ رفتن است، که هجرتی این گونه، تقدیر دیرین پدران و فرزندان توست.


:Sham:http://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gif:Sham:


پایگاه حوزه
مهدی میچانی فراهانی

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۱/۲۰, ۱۰:۰۰
http://img.tebyan.net/big/1384/01/21921052218171136153218162107188211111117200112.jp g

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۱/۲۰, ۱۸:۱۲
ولادت و القاب

:Sham:http://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gif:Sham:

امام علی بن موسی الرضا علیه السلام در یازده ذیقعده 148 ق در شهر مدینه به دنیا آمد. پدر بزگوار آن حضرت، امام موسی کاظم علیه السلام نام مبارک او را «علی» گذاشت.
کینه آن حضرت «ابوالحسن» و مشهورترین لقبش «رضا» است. دیگر القاب آن امام همام عبارتند از: «صابر»، «فاضل»، «رضیّ»، «وفّی»، «صدّیق»، «زکی»، «سراج اللّه» و «نورالهدی».

لقب رضا

نام اصلی امام هشتم علی بن موسی علیه السلام است لقب یا نام مشهور آن حضرت رضا علیه السلام می باشد. درباره علت نام گذاری آن حضرت به رضا علیه السلام چنین گفته اند: «او را رضا ملقب گردانیده اند برای آن که پسندیده خدا بود در آسمان و پسندیده رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و ائمه علیه السلام بود در زمین برای امامت». وجه دیگری که برای آن بیان داشته اند این است که «آن حضرت به رضای پروردگار راضی بود و این خصلت ارزشمند را که مقامی بالاتر از مقام صبر است، به طور کامل داشت».

:Sham:http://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gif:Sham:

سلام خدا
۱۳۸۸/۱۱/۲۰, ۱۸:۵۰
:Sham:قربون كبوتراي حرمت امام رضا(ع):Sham:
:Sham:قربون اين همه لطف و كرمت امام رضا (ع):Sham:
....
چي ميشه مثل اون كبوترا دل منو رها كني...

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۸/۱۱/۲۱, ۰۱:۵۲
http://shiaupload.ir/images/50275114355034029048.pnghttp://www.eteghadat.com/Files/user1/besm/b_81.pnghttp://shiaupload.ir/images/50275114355034029048.png



http://smiles.al-wed.com/smiles/13/5865y5yw6tlqg7.gif




۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه امام رضا عليه السلام ۩۞۩



http://smiles.al-wed.com/smiles/13/5865y5yw6tlqg7.gif



http://upload.tazkereh.ir/images/89839119724110136586.jpg


http://smiles.al-wed.com/smiles/13/5865y5yw6tlqg7.gif


شهادت مظلومانه غريب طوس؛ سلطان دلها؛
امام انس وجان ؛ حضرت علي بن موسي الرضا
عليه السلام بر شيفتگان خاندان عصمت و طهارت
عليهم السلام تسليت باد



http://smiles.al-wed.com/smiles/13/5865y5yw6tlqg7.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۸/۱۱/۲۱, ۰۲:۴۰
http://upload.tazkereh.ir/images/34561520015816460350.gif



پیکر نحیف غم،
روبه روى سقاخانه
«از اشک جارى»،
لحظه اى از سوختن باز نمى ایستد.
چین هاى ماتم، بر جبین مسجد «بالاسر»
و چهره محزون «گوهرشاد» در همسایگى سوز،
همه و همه حکایت از فراق خورشید دارند.
امروز،
عمارت بلند آوازه توس، غربت است
و بر بالاى این بناى شهیر،
کبوترى نیست که نالان نباشد.
بر بالاى این بناى غریب،
آسمان نیز به اشک ریزى ابرها تن داده است.
مشهد، شعرهاى «دعبل» را به همراه دارد
که هم صدا با رشته هاى روشن باران مى گرید.
محفلى از مرثیه است و حرم،
با تن پوشى از رنگ هاى عزلت،
هم زبان غزل هاى اندوه زاست.
در «بست»ها، جز مقام پرپر عاشقى،
تصویر دیگرى چشم ها را پر نمى کند.
در قاب امروز، توس را مى بینیم که زهر،
چونان تیغ وحشى بر اندامش وارد آمده است.
عصیان آشکار انگور است
و به داغ نشاندن سینه چاکان مسیر رأفت. اُ
ف بر این دنیا که حبّه هاى زهرآلود را
کنار امام روشنى ها آورد!

آه، اى رقت خراسانى تبار؛
اى توس سر کرده با عشق!
اى انگورهاى نرفته از خاطر!
همراه با زائران بصیرت
سوزان ترین فریاد
از جانب دل هاى سوخته عشاق
و از سمت زائران درد و امید است
که با حنجره بى رمق «صحن»،
در این سوگ هم آوا شده اند
تا دل بستگى ها به تکثیر برسد.
زائران بصیرت،
از فرسنگ هاى دور آمده اند
تا از نزدیک،
فروغ زیباى بهشت را به تماشا بنشینند
و دل را در حرم نور،
به خلعت توبه آراسته کنند.
اى دل، تو هم بیا
به زیارتِ فرشته هاى اشکى که
به پابوسِ کفشدارى هاى متبرک آمده اند!
بیا و ببین که چگونه بغض هاى ملتمسِ زائران،
در رکعات «بالاسر» فرو مى چکد.
ببین چگونه از هر «السلام علیک»،
شعله هاى اشتیاق برخاسته است.
اى دل، بیا به درگاه صبح جاودان سلام کن
و بر هشتمین خورشیدِ مهر آیین، درود بفرست





http://shiaupload.ir/images/23666507307966041467.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۸/۱۱/۲۱, ۰۷:۵۷
http://upload.tazkereh.ir/images/32986312243820597603.jpg

گذري بر زندگاني امام رضا عليه السلام

نام : رضا

زادگاه: مدينه

كنيه ها: ابوالحسن وابوعلى

لقبها: رضا، صابر، زكى ،ولى ، فاضل، وفى ، صديق، رضى ، سراج الله، نورالهدى ، قرة عين المؤمنين، مكيدةالملحدين، كفو الملك، كافى الخلق، رب السرير و رئاب التدبير

پدر: امام موسي كاظم عليه السلام

مادر: در روايتهاىمختلفى كه به ما رسيده است نامها و كنيه ها و لقبهاى ام البنين، نجمه، سكن، تكتم،خيزران، طاهره و شقرا، را براى مادر آن حضرت آورده اند.

ولادت: درباره روز، ماه وسال ولادت و همچنين وفات آن حضرت اختلاف است.

ولادت آن حضرت را به سالهاى (148، 151 و 153 ق)و در روزهاى جمعه نوزدهم رمضان، نيمه همين ماه، جمعه دهم رجب و يازدهم ذى القعده

شهادت: شهادت آن حضرت را نيز به سالهاى (202، 203 و 206 ق) دانسته اند.امابيشتر بر آنند كه ولادت آن حضرت در سال (148 ق) يعنى همان سال وفات امام صادق عليهالسّلام بوده است؛ چنان كه مفيد، كلينى ، كفعمى ، شهيد، طبرسى ، صدوق، ابن زهره،مسعودى ، ابوالفداء، ابن اثير، ابن حجر، ابن جوزى و كسانى ديگر اين نظر را برگزيده اند.

آن حضرت به دسيسه مأمون و با سمّ اوبه شهادت رسيد و پيكر مطهر او را در طوس در سمت قبله قبه هارونى سراى حميد بن قحط بهطايى به خاك سپردند و امروز مرقد او مزار آشناىشيفتگان است.

مدت امامت: بيست سال ٬ كه اين بيست سال مصادف است بادوره پايانى خلافت هارون عباسى ، پس از آن سه سال دوران خلافت امين، و سپس ادامه جنگ و جدايى ميان خراسان و بغداد به مدت حدود دو سال، و سرانجام دوره اى از خلافت مأمون.(12)
فرزندان : گرچه كه نام پنج پسر و يك دختر براى او ذكر كرده اند، امّا چنان كه علاّمه مجلسى مى گويد: «اكثر،تنها از جواد به عنوان فرزند او نام برده اند».



http://shiaupload.ir/images/23666507307966041467.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۸/۱۱/۲۱, ۰۸:۰۲
يا ضامن آهو!

http://upload.tazkereh.ir/images/25416726599885975778.gif
در بند هواييم، يا ضامن آهو!
در فتنه رهاييم، يا ضامن آهو!
بی تاب و شکيبيم، تنها و غريبيم
بی سقف و سراييم، يا ضامن آهو!
عريانی پاييز، خاموشی پرهيز
بی برگ و نواييم، يا ضامن آهو!
سرگشته‌تر از عمر، برگشته‌تر از بخت
جويای وفاييم، يا ضامن آهو!
آلوده‌ی بدنام، فرسوده‌ی ايام
با خود به جفاييم، يا ضامن آهو!
آلوده مبادا، فرسوده مبادا
اين گونه که ماييم، يا ضامن آهو!
پوچيم و کم از هيچ، هيچيم و کم از پوچ
جز نام نشاييم، يا ضامن آهو!
ننگينی ناميم، سنگينی ننگيم
در رنج و عناييم، يا ضامن آهو!
بی رد و نشانيم، از ديده نهانيم
امواج صداييم، يا ضامن آهو!
صيد شب و روزيم، پابند هنوزيم
در چنگ فناييم، يا ضامن آهو!
چندی است به تشويش، با چيستی خويش
در چون و چراييم، يا ضامن آهو!
با دامنی اندوه، خاموش‌تر از کوه
فرياد رساييم، يا ضامن آهو!
مجبور مخيّر، ابداع مکرر
تقدير قضاييم، يا ضامن آهو!
افتاده به عصيان، تن داده به کفران
آلوده‌رداييم، يا ضامن آهو!
حيران شده‌ی رنج، طوفان‌زده‌‌ی درد
دريای بکاييم، يا ضامن آهو!
تو گنج نهانی، ما رنج عناييم
بنگر به کجاييم، يا ضامن آهو!
با رنج پياپی، در معرکه‌ی ری
بی قدر و بهاييم، يا ضامن آهو!
نه طالع مسعود، نه بانگ خوش عود
زندانی ناييم، يا ضامن آهو!
در غربت يمگان، در محبس شروان
زنجير به پاييم، يا ضامن آهو!
رانده ز نيستان، مانده ز ميستان
تا از تو جداييم، يا ضامن آهو!
سودای ضرر ما، کالای هدر ما
اوقات هباييم، يا ضامن آهو!
دل‌خسته و رسته، از هر چه گسسته
خواهان شماييم، يا ضامن آهو!
روزی بطلب تا، يک شب به تمنا
نزد تو بياييم، يا ضامن آهو!
در صحن و سرايت، ايوان طلايت
بالی بگشاييم، يا ضامن آهو!
با ما کرم تو، ما در حرم تو
ايمن ز بلاييم، يا ضامن آهو!
چشم از تو نگيريم، جز تو نپذيريم
اصرار گداييم، يا ضامن آهو!
در حسرت کويت، با حيرت رويت
آيينه‌لقاييم، يا ضامن آهو!
مشتاق زيارت، تا جبهه‌ی طاعت
بر خاک تو ساييم، يا ضامن آهو!
گو هر چه نبايد، گو هر چه ببايد
در کوی رضاييم، يا ضامن آهو!
آيا بپذيری، ما را بپذيری؟
در خوف و رجاييم، يا ضامن آهو!
مِهر است و اگر قهر، شهد است و اگر زهر
تسليم شماييم، يا ضامن آهو!
فريادرسی تو، عيسی‌نفسی تو
محتاج شفاييم، يا ضامن آهو!
هر چند گنه‌کار، هر قدر سيه‌کار
بی رنگ و رياييم، يا ضامن آهو!
ما بنده‌ی درگاه، در پيش تو، اما
در عشق خداييم، يا ضامن آهو!
در رنج و تباهی، وقتی تو بخواهی
آزاد و رهاييم، يا ضامن آهو!
ای چشمه‌ی خورشيد، مهر تو درخشيد
در عين بقاييم، يا ضامن آهو!
ما همسفر شوق، فريادگرشوق
آوای دراييم، يا ضامن آهو!
همخانه‌ی شبگير، همسايه تأثير
پرواز دعاييم، يا ضامن آهو!
همراز به خورشيد، دمساز به ناهيد
در شور و نواييم، يا ضامن آهو!
هم‌صحبت صبحيم، هم‌سوی نسيميم
هم‌دوش صباييم، يا ضامن آهو!
ما خاک ره تو، در بارگه تو
گويای ثناييم، يا ضامن آهو!
سوگند الستيم، پيمان نشکستيم
در عهد «بلی»ييم، يا ضامن آهو!
يار ضعفا تو، خود ضامن ما تو
ما اهل خطاييم، يا ضامن آهو!
هم مسکنت ما، هر مرحمت تو
مسکين غناييم، يا ضامن آهو!
از فقر سروديم، يا فخر نموديم
فخر فقراييم، يا ضامن آهو!
نه نقل فلاطون، نه عقل ارسطو
جويای هداييم، يا ضامن آهو!
هنگامه‌ی وهم آن، کجراهه‌ی فهم اين
ما اهل ولاييم، يا ضامن آهو!
از گوهر پاکيم، از کوثر صافيم
فرزند نياييم، يا ضامن آهو!
چاووش شب رزم، سرجوش تب رزم
شوق شهداييم ، يا ضامن آهو!
ايمان به تو داريم، يونان بگذاريم
تشريک‌زداييم، يا ضامن آهو!
منشور نشابور، سرسلسله‌ی نور
با حکمت و راييم، يا ضامن آهو!
تو راه مجسّم، گر راه به عالم
جز تو بنماييم، يا ضامن آهو!
تا صور قيامت، با شور ندامت
شايان جزاييم، يا ضامن آهو!
همراهی استاد آگاهی‌مان داد
کز تو بسراييم، يا ضامن آهو!
اين بخت سهيل است، کش سوی تو ميل است
در نور و ضياييم، يا ضامن آهو!
زين نظم بدايع، وين اختر طالع
اقبال‌هماييم، يا ضامن آهو!





http://upload.tazkereh.ir/images/90728567485616359215.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۱/۲۱, ۰۸:۲۲
دستیار علمی و فرهنگی پدر

:Sham:http://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gif:Sham:


امام رضا علیه السلام نقش به سزایی در توسعه حوزه معارف اسلامی و تربیت شاگردان برجسته داشت.

آن حضرت با انجام دادن و پی گیری کارهای پدر، پشتوانه علمی استواری برای پیش برد آرمان های فرهنگی خاندان رسالت بود.

امام موسی کاظم علیه السلام آن حضرت را حتی در زمان حیات خودشان در بسیاری از امور به عنوان وکیل و نماینده خود معرفی می کرد، و از نوع توجه امام موسی بن جعفر علیه السلام به حضرت رضا علیه السلام همه شیعیان می فهمیدند که آن حضرت یگانه دستیار امین و مورد اعتماد پدر است که در همه امور محول شده به صورت شایسته وظیفه خویش را به انجام می رساند.

:Sham:http://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gif:Sham:

كبوتر حرم معصومه
۱۳۸۸/۱۱/۲۱, ۱۰:۲۴
آنان كه در جوار رضا حال مي‌كنند./
كفران نعمت است بهشت آرزو كنند./


هر كسي از بچه هاي كانون اين ايام حرم آقا رفت،‌ياد ما هم باشه./
التماس دعا./

كبوتر./

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۱/۲۱, ۱۲:۲۱
شب شده بود و دلم دوباره غم گرفته بود
داشتم از غصه میمردم بیاد کربلا
گفتم امشب را میرم زیارت امام رضا(ع)
.
.
.
.
.
.
دیدم آقای غریبم داره گریه میکنه
سر تکون میده ازم داره گلایه میکنه

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۱/۲۲, ۰۹:۲۲
سرپرستی امور هنگام زندانی بودن پدر

:Sham:http://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gif:Sham:


در تمام مدتی که امام موسی کاظم علیه السلام در زندان خلفای عباسی بود، امام رضا علیه السلام بودند که در غیاب پدر به رسیدگی امور می پرداخت. گرچه هنوز به مقام امامت نرسیده بودند، ولی کارهای امام را به نمایندگی از پدر انجام می دادند و نقش بسیار مهمی در نگهبانی از فرهنگ و فقه تشیّع و حفظ شاگردان و هدایت شیعیان داشتند.

در چنین وضعیتی امام رضا علیه السلام به امور فرهنگی، اجتماعی و مذهبی شیعیان رسیدگی می کردند، به سؤالات فکری و اعتقادی آنها پاسخ می داد و خلأ غیبت پدر را پر می کرد و مایه دل گرمی و تسلّی خاطر مراجعین بود، و در عین حال اهداف پدر را دنبال نموده، به افشاگری بر ضد طاغوتیان می پرداختند.

:Sham:http://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gif:Sham:

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۱/۲۴, ۱۷:۱۴
:Sham:http://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gif:Sham:



این واپسین نفس ها را پنجره ای بگشا، مولای من! که اینک، تمام بادهای مدینه، با شتاب به سویت می وزند، تا برای آخرین بار، عطرِ همیشه را از چهره مولای خویش برگیرند.


می وزند، تا خنکایی باشند بر جگری که می سوزد و شرحه شرحه می شود.
می وزند، تا پیکری غریب را بر دوشِ خویش تشییع کنند.
خوب گوش کنید! بادهای وفادار، امشب ناله می کنند.


این واپسین لحظه ها را پنجره ای بگشا، مولای من!
بادهای مدینه، خاطرات کهن را در سرت می آشوبند.


اینک، طعم زهرِ «جعده» را بر جگر پاره پاره حسن مجتبی علیه السلام ، خوب می فهمی.
خیانت، چه هُرمِ سوزانی دارد!


شبِ کوفه، این بار از خراسان بر آمده است و بار دیگر، مردی دیگر در محاصره کوفیانِ همیشه.
این جام، آبِ انگور نیست؛ اینک این تیغِ مذابِ ابن ملجم است که در این جام ریخته اند.


آب انگور نیست؛ دشنه پسرِ «ذی الجوشن» است که در دستان مأمون زاده شده است.
آب انگور نیست؛ خرمای زهرآلودِ زندانِ هارون الرشید است.
این سنّتِ دیرینی است؛ تا مدینه باشد، کوفه ای نیز خواهد بود.


اینک اگر نیک بنگری، خواهی دید چشمانِ خیسِ زمین را و پنجره ای که هم چنان گشود مانده است.
مردی لبخند می زند، گاهِ هجرتِ موعود است؛ چشم ها را می بندد و نوری که آرام و کشیده، از پنجره به سمت کهکشان جاری می شود.



:Sham:http://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gif:Sham:


پایگاه حوزه
مهدی میچانی فراهانی

مجیب
۱۳۸۸/۱۱/۲۴, ۲۱:۰۴
امام رضا علیه السلام گاهی موعظه های خود را با زبان شعر بیان می کرد. ترجمه یکی از اشعار آن حضرت چنین است:
«با عفت و پاک دامنی لباس بی نیازی پوشیدم و سرافراز در میان مردم راه می روم.
هرگز با آدم نماها انس و الفت نمی گیرم، ولی با آنان که در حقیقت آدم هستند مأنوس می شوم.
هنگامی که غرور و تکبر از صاحب ثروت دیدی، با اظهار نکردن نیاز نزد او تکبر کن و غرور او را بشکن.
بر آن کس که نادار است هرگز فخر نکردم و هرگز نزد ثروتمندان فروتنی ننمودم».

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۸/۱۱/۲۴, ۲۱:۳۱
http://upload.tazkereh.ir/images/01557292596672519611.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/01557292596672519611.jpg)



امام رضا عليه السلام از ولايتعهدي تا شهادت

حقا بايد گفت‏سياست مامون از پختگى و عمق بى‏نظيرى برخوردار بود. اما آن سوى ديگر اين صحنه نبرد، امام على‏ابن موسى‏الرضا ، عليه‏السلام،است و همين است كه على‏رغم زيركى شيطنت‏آميز مامون تدبير پخته و همه جانبه او را به حركتى بى‏اثر و بازيچه‏اى كودكانه بدل مى‏كند.

مامون با قبول آن همه زحمت و با وجود سرمايه‏گذارى عظيمى كه در اين راه كرد از اين عمل نه تنها طرفى بر نبست‏ بلكه سياست او به سياستى بر ضد او بدل شد. تيرى كه با آن، اعتبار و حيثيت و مدعاهاى امام على‏بن موسى‏الرضا ، عليه‏السلام، را هدف گرفته شده بود خود او را آماج قرار داد، به طورى‏كه بعد از گذشت مدتى كوتاه ناگزير شد همه تدابير گذشته خود را كان‏لم‏يكن شمرده، بالاخره همان شيوه‏اى را در برابر امام در پيش بگيرد كه همه گذشتگانش درپيش‏گرفته‏بودنديعنى «قتل» .

و مامون كه در آرزوى چهره قداست مآب خليفه‏اى موجه و مقدس و خردمند، اين همه تلاش كرده بود سرانجام در همان مزبله‏اى كه همه خلفاى پيش از او در آن سقوط كرده بودند، يعنى فساد و فحشا و عيش و عشرت توام با ظلم و كبر فرو غلطيد.

دريده شدن پرده ريا مامون را در زندگى پانزده ساله او پس از حادثه وليعهدى در دهها نمونه مى‏توان مشاهده كرد كه از جمله آن به خدمت گرفتن قاضى القضاتى فاسق و فاجر و عياش همچون يحيى‏ بن اكثم و همنشينى و مجالست با عموى خواننده و خنياگرش ابراهيم‏بن‏مهدى‏وآراستن بساط عيش و نوش و پرده‏درى در دارالخلافه او در بغداد است.




http://upload.tazkereh.ir/images/36194750934836342095.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۸/۱۱/۲۴, ۲۱:۳۷
http://upload.tazkereh.ir/images/90047874286021757105.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/90047874286021757105.gif)




اكنون به تشريح سياستها و تدابير امام على بن موسى الرضا، عليه السلام، در اين حادثه مى‏پردازيم:


1 هنگامى كه امام را از مدينه به خراسان دعوت كردند آن حضرت فضاى مدينه را از كراهت و نارضايى خود پر كرد، به طورى كه همه كس در پيرامون امام يقين كردند كه مامون با نيت‏سوء حضرت‏را از وطن خود دور مى‏كند، امام بد بينى خود به مامون را با هر زبان ممكن به همه گوشها رساند، در وداع با حرم پيغمبر، در وداع با خانواده‏اش، در هنگام خروج از مدينه، در طواف كعبه كه براى وداع انجام مى‏داد، با گفتار و رفتار با زبان دعا و زبان اشك، بر همه ثابت كرد كه اين سفر، سفر مرگ اوست.


همه كسانى‏كه بايد طبق انتظار مامون نسبت ‏به او خوش‏بين و نسبت‏ به امام به خاطر پذيرش پيشنهاد او بدبين مى‏شدند در اولين لحظات اين سفر دلشان از كينه مامون كه امام عزيزشان را اين‏طور ظالمانه از آنان جدا مى‏كرد و به قتلگاه مى‏برد لبريز شد.


2 هنگامى كه در مرو پيشنهاد ولايتعهدى آن حضرت مطرح شد حضرت بشدت استنكاف كردند و تا وقتى مامون صريحا آن حضرت را تهديد به قتل نكرد، آن را نپذيرفتند.


اين مطلب همه‏جا پيچيد كه على‏بن موسى‏الرضا ،عليه‏السلام، وليعهدى و پيش از آن خلافت را كه مامون به او با اصرار پيشنهاد كرده بود نپذيرفته است، دست‏اندركاران امور كه به ظرافت تدبير مامون واقف نبودند ناشيانه عدم قبول امام را همه‏جا منتشر كردند حتى فضل‏بن سهل در جمعى از كارگزاران و ماموران حكومت گفت من هرگز خلافت را چنين خوار نديده‏ام اميرالمؤمنين آن را به على‏بن موسى‏الرضا ، عليه‏السلام، تقديم مى‏كند و على‏بن موسى دست رد به سينه او مى‏زند.


خود امام در هر فرصتى، اجبارى بودن اين منصب را به گوش اين و آن مى‏رساندوهمواره مى‏گفت من تهديد به قتل شدم تا وليعهدى را قبول كردم.


طبيعى بود كه اين سخن همچون عجيب‏ترين پديده سياسى، دهان به دهان و شهر به شهر پراكنده شود و همه آفاق اسلام در آن روز يا بعدها بفهمند كه در همان زمان كه كسى مثل مامون فقط به دليل آنكه از وليعهدى برادرش امين عزل شده است‏به جنگى چند ساله دست مى‏زند و هزاران نفر از جمله برادرش امين را به خاطر آن به قتل مى‏رساند و سر برادرش را از روى خشم شهر به شهر مى‏گرداند كسى مثل‏على‏بن‏موسى‏الرضا،ع ليه‏السلام، پيدا مى ‏شود كه به وليعهدى با بى‏اعتنايى نگاه مى‏كند و آن را جز با كراهت و در صورت تهديد به قتل نمى‏پذيرد.







http://upload.tazkereh.ir/images/36194750934836342095.jpg

ریحانه
۱۳۸۸/۱۱/۲۴, ۲۱:۴۱
http://askquran.ir/gallery/images//25519/1_11ul305.gif
بی پناهم خسته ام، تنها، به دادم می رسی؟
گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام
ضامن چشمان آهوها، به دادم می رسی؟
از کبوترها که می پرسم نشانم می دهند
گنبد و گلدسته هایت را، به دادم می رسی؟
ماهی افتاده بر خاکم لبالب تشنگی
پهنه آبی ترین دریا، به دادم می رسی؟
ماه نورانی شب های سیاه عمر من
ماه من ، ای ماه من، آیا به دادم می رسی؟
من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام
هشتمین دردانه زهرا، به دادم می رسی؟
باز هم مشهد ، مسافرها، هیاهوی حرم
یک نفر فریاد زد: آقا به دادم می رسی؟

http://askquran.ir/gallery/images//25519/1_bar63.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۸/۱۱/۲۴, ۲۱:۴۵
http://shiaupload.ir/images/36940648422193525118.jpg




مقايسه‏اى كه از اين رهگذر ميان

امام‏على‏بن‏موسى‏الرضا، عليه‏السلام، و مامون عباسى در ذهنها نقش مى‏بست درست عكس آن چيزى را نتيجه مى‏داد كه مامون به خاطر آن سرمايه‏گذارى كرده بود.

3 - با اينهمه على‏بن موسى‏الرضا، عليه‏السلام،فقط بدين‏شرط وليعهدى را پذيرفت كه در هيچ يك از شؤون حكومت دخالت نكند و به جنگ و صلح و عزل و نصب و تدبير امور نپردازد و مامون كه فكر مى‏كرد فعلا در شروع كار اين شرط قابل تحمل است و بعدا بتدريج مى‏توان امام را به صحنه فعاليتهاى خلافتى كشانيد، اين شرط را از آن حضرت قبول كرد، روشن است كه با تحقق اين شرط، نقشه مامون نقش برآب مى‏شد و بيشتر هدفهاى او برآورده نمى‏گشت.

امام در همان حال كه نام وليعهد داشت و قهرا از امكانات دستگاه خلافت‏نيز برخوردار بود چهره‏اى به خود مى‏گرفت كه گويى با دستگاه خلافت، مخالف و به آن معترض است، نه امرى نه نهى نه تصدى مسؤوليتى، نه قبول شغلى، نه دفاعى از حكومت و طبعا نه هيچ‏گونه توجيهى براى كارهاى آن دستگاه.

روشن است كه عضوى در دستگاه حكومت كه چنين با اختيار و اراده خود، از همه مسؤوليتها كناره مى‏گيرد، نمى‏تواند نسبت ‏به آن دستگاه صميمى و طرفدار باشد، مامون بخوبى اين نقيصه را حس مى‏كرد و لذا پس از آنكه كار وليعهدى انجام گرفت‏بارها درصدد برآمد امام را بر خلاف تعهد قبلى با لطائف‏الحيل به مشاغل خلافتى بكشاند و سياست مبارزه منفى امام را نقض كند، اما هر دفعه امام هوشيارانه نقشه او را خنثى مى‏كرد.

يك نمونه همان است كه معمربن خلاد از خود امام هشتم نقل مى‏كند كه مامون به امام مى‏گويد : اگر ممكن است‏به كسانى كه از او حرف شنوى دارند در باب مناطقى كه اوضاع آن پريشان است، چيزى بنويس و امام استنكاف مى‏كند و قرار قبلى كه همان عدم دخالت مطلق است را به يادش مى‏آورد و نمونه بسيار مهم و جالب ديگر ماجراى نماز عيد است كه مامون به اين بهانه«كه مردم قدر تو را بشناسند و دلهاى آنان آرام گيرد».

امام را به امامت نماز عيد دعوت مى‏كند، امام استنكاف مى‏كند و پس از اينكه مامون اصرار را به نهايت مى‏رساند امام به اين شرط قبول مى‏كند كه نماز را به شيوه پيغمبر و على‏بن ابى‏طالب به جا آورد و آنگاه امام از اين فرصت چنان بهره‏اى مى‏گيرد كه مامون را از اصرار خود پشيمان مى‏سازد و امام را از نيمه‏راه نماز برمى‏گرداند، يعنى بناچار ضربه‏اى ديگر بر ظاهر رياكارانه خود وارد مى‏سازد .




http://upload.tazkereh.ir/images/36194750934836342095.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۸/۱۱/۲۴, ۲۱:۴۹
http://shiaupload.ir/images/13000589099551615032.jpg




4 - اما بهره‏بردارى اصلى امام از اين ماجرا بسى از اينها مهمتر است: امام با قبول وليعهدى، دست‏به حركتى مى‏زند كه در تاريخ زندگى ائمه پس از پايان خلافت اهل بيت در سال چهلم هجرى تا آن‏روز و تا آخر دوران خلافت‏بى‏نظير بوده است و آن برملا كردن داعيه امامت‏شيعى در سطح عظيم اسلام و دريدن پرده غليظ تقيه و رساندن پيام تشيع به گوش همه مسلمانهاست .


تريبون عظيم خلافت در اختيار امام قرار گرفت و امام در آن سخنانى را كه در طول يكصد و پنجاه سال جز در خفا و با تقيه جز به خاصان و ياران نزديك گفته نشده بود به صداى بلند فرياد كرد و با استفاده از امكانات معمولى آن زمان كه جز در اختيار خلفا و نزديكان درجه يك آنها قرار نمى‏گرفت آن را به گوش همه رساند، مناظرات امام در مجمع علما و در محضر مامون كه در آن قويترين استدلالهاى امامت را بيان فرموده است.


نامه جوامع‏الشريعه كه در آن همه رئوس مطالب عقيدتى و فقهى شيعى را براى فضل‏بن سهل نوشته است، حديث معروف امامت كه در مرو براى عبدالعزيزبن مسلم بيان كرده است; قصائد فراوانى كه در مدح آن حضرت به مناسبت ولايتعهدى سروده شده وبرخى از آن مانند قصيده دعبل و ابونواس هميشه در شمار قصائد برجسته عربى به شمار رفته است نمايشگر اين موفقيت عظيم امام ،عليه‏السلام، است .


در آن سال در مدينه و شايد دربسيارى ‏از آفاق اسلامى‏هنگامى‏كه خبر ولايتعهدى ‏على‏بن‏موسى‏ا لرضا، عليه‏السلام، رسيد در خطبه فضائل اهل بيت‏بر زبان رانده شده بود و اهل بيت پيغمبر كه نود سال علنا بر منبرها دشنام داده شده بودند و سالهاى متمادى ديگر كسى جرات بر زبان آوردن فضائل آنها را نداشت، اكنون همه جا به عظمت و نيكى ياد مى‏شدند، دوستان آنان از اين حادثه روحيه و قوت‏قلب گرفتند، بى‏خبرها و بى‏تفاوتها با آنان آشنا شدند و به آن، گرايش يافتند و دشمنان سوگند خورده احساس ضعف و شكست كردند، محدثان و متذكران شيعه معارفى را كه تاآن روز جز در خلوت نمى‏شد به زبان آورد، در جلسات درسى بزرگ و مجامع عمومى بر زبان راندند.






http://upload.tazkereh.ir/images/36194750934836342095.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۸/۱۱/۲۴, ۲۳:۴۲
http://shiaupload.ir/images/59496951876731536658.jpg



5 در حالى‏كه مامون امام را جدا از مردم مى‏پسنديد و اين جدايى را در نهايت وسيله‏اى براى قطع رابطه معنوى و عاطفى ميان امام و مردم مى‏خواست، امام در هر فرصتى خود را در معرض ارتباط با مردم قرار مى‏داد.



با اينكه مامون آگاهانه مسير حركت امام از مدينه تا مرو را طورى انتخاب كرده بود كه شهرهاى معروف به محبت اهل بيت مانند كوفه و قم در سر راه قرار نگيرند، امام در همان مسير تعيين‏شده، از هر فرصتى براى ايجاد رابطه جديدى ميان خود و مردم استفاده كرد، در اهواز آيات امامت را نشان داد، در بصره خود را در معرض محبت دلهايى كه با او نامهربان بودند قرار داد، در نيشابور حديث ‏سلسلة الذهب را براى هميشه به يادگار گذاشت و علاوه بر آن نشانه‏ها و معجزه‏هاى ديگرى نيز آشكار ساخت و در جاى‏جاى اين سفر طولانى فرصت ارشاد مردم را مغتنم شمرد. در مرو هم كه سرمنزل اصلى و اقامتگاه دستگاه خلافت‏بود هرگاه فرصتى دست‏داد حصارهاى‏دستگاه حكومت را براى حضوردرانبوه‏جمعيت‏مردم‏ دركافت .



6 - نه‏تنهاسرجنبانان تشيع از سوى امام‏به‏سكوت‏و سازش ‏تشويق نشدند بلكه قرائن حاكى‏از آن است كه وضع جديد امام موجب دلگرمى آنان شد و شورش گرانى كه بيشترين دورانهاى عمرخودرا در كوههاى صعب‏العبور و آباديهاى دور دست و با سختى و دشوارى مى‏گذراندند با حمايت امام على بن موسى الرضا،عليه‏السلام، حتى مورداحترام‏ و تجليل كارگزاران حكومت‏در شهرهاى‏مختلف‏نيز قرار گرفتند.



هر ناسازگار و تند زبانى چون دعبل كه هرگز به هيچ خليفه و وزيرواميرى روى‏خوش نشان‏نداده ودر دستگاه‏آنان رحل اقامت نيفكنده بوده‏و هيچ‏كس‏از سرجنبانان خلافت از تيزى زبان او مصون نمانده بود و به همين دليل هميشه مورد تعقيب و تفتيش دستگاههاى دولتى به‏سر مى‏برد و ساليان دراز، دار خود را بر دوش‏خودحمل‏مى‏كردوميان‏ شهرهاوآباديهاسرگردان‏وفر رى‏مى‏گذرانيد، توانست‏به حضور امام و مقتداى محبوب خود برسد و معروفترين و شيوا ترين‏ قصيده‏خود را كه ادعانامه نهضت‏ن بوىضددستگاههاى‏خلا فت اموى ‏وعباسى ‏است‏براى آن حضرت بسرايد و شعر او در زمانى كوتاه به همه اقطار عالم اسلام برسد، به طورى كه در بازگشت از محضر امام آن را از زبان رئيس راهزنان ميان راه مى‏شنود.





http://upload.tazkereh.ir/images/36194750934836342095.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۸/۱۱/۲۴, ۲۳:۵۰
http://shiaupload.ir/images/09877456551194323650.jpg


اكنون‏بار ديگر نگاهى بر وضع كلى صحنه اين نبرد پنهانى كه مامون آن را به ابتكار خود آراسته و امام‏على بن موسى‏الرضا، عليه‏السلام، را با انگيزه‏هايى كه اشاره شد به آن ميدان كشانده بود مى‏افكنيم:


يك‏سال پس از اعلام وليعهدى وضعيت چنين است:
مامون‏چه‏درمتن‏فرمان‏ول ايتعهدى‏و چه در گفته‏ها و اظهارات ديگر او را به فضل و تقوى و نسب رفيع و مقام علمى‏منيع ستوده‏است و او اكنون در چشم آن مردمى كه برخى از او فقط نامى شنيده و حتى به همين اندازه هم او را نشناخته و شايد گروهى بغض او را همواره در دل پرورانده بودند به عنوان يك چهره در خور تعظيم و تجليل و يك انسان شايسته خلافت كه از خليفه به سال علم و تقوى و خويشى با پيغمبر، بزرگتر و شايسته‏تر است‏شناخته‏اند.


مامون نه تنها با حضور او نتوانسته معارضان شيعى خود را به خود خوشبين و دست و زبان تند آنان را ازخود و خلافت‏خود منصرف سازد بلكه حتى على‏بن موسى،عليه‏السلام، مايه ايمان و اطمينان و تقويت روحيه آنان نيز شده است در مدينه ، مكه و ديگر اقطار مهم اسلامى نه فقط نام على‏بن موسى ،عليه ‏السلام، به تهمت‏حرص‏به‏دنيا و عشق‏به‏مقام‏و منصب از رونق نيفتاده بلكه حشمت ظاهرى بر عزت معنوى او افزوده شده و زبان ستايشگران پس از دهها سال به فضل و رتبه معنوى پدران مظلوم و معصوم او گشوده شده است.


كوتاه سخن آنكه مامون در اين قمار بزرگ نه تنها چيزى به دست نياورده كه بسيارى چيزها را از دست داده و در انتظار است كه بقيه را نيز از دست‏بدهد.


اينجابودكه‏مامون‏احساس شكست و خسران كرد و درصدد برآمد كه خطاى فاحش خود را جبران كند و خود را محتاج آن ديد كه پس از اينهمه سرمايه‏ گذارى سرانجام براى مقابله با دشمنان آشتى‏ناپذير دستگاههاى خلافت‏يعنى ائمه اهل بيت ،عليهم‏السلام، به همان شيوه‏اى متوسل شود كه هميشه گذشتگان ظالم و فاجر او متوسل شده بودند يعنى قتل.


بديهى است قتل امام هشتم پس از چنان موقعيت ممتاز به‏آسانى ميسر نبود. قرائن نشان مى‏دهد كه مامون پيش از اقدام قطعى خود براى به شهادت رساندن امام به كارهاى ديگرى دست‏زده‏است‏كه شايد بتواند اين آخرين علاج را آسانتر به‏كار برد، به گمان زياد اينكه ناگهان در مرو شايع شد كه على‏بن موسى ، عليه‏السلام، همه مردم را بردگان خود مى‏دانند، جز با دست‏اندركارى عمال مامون ممكن نبود.


هنگامى كه اباصلت اين خبر را براى امام آورد حضرت فرمود: «بارالها اى پديدآورنده آسمانها و زمين تو شاهدى كه نه من و نه هيچ‏يك از پدرانم هرگز چنين سخنى نگفته‏ايم و اين يكى از همان ستمهايى است كه از سوى اينان به ما مى‏شود.»


تشكيل مجالس مناظره با هر آن كسى كه كمتر اميدى به غلبه او بر امام مى‏رفت نيز از جمله همين تدابير است. هنگامى‏كه‏امام مناظره‏كنندگان اديان و مذاهب مختلف را در بحث عمومى خود منكوب كرد و آوازه دانش و حجت قاطعش در همه‏جا پيچيد مامون درصدد برآمد كه هر متكلم و اهل مجادله‏اى را به مجلس مناظره با امام بكشاند، شايد يك نفر دراين بين بتواند امام را مجاب كند.


البته چنانكه مى‏دانيم هرچه تشكيل مناظرات ادامه مى‏يافت قدرت علمى امام‏آشكارترمى‏شد ومامون از تاثير اين وسيله نوميدتر.


بنابر روايات يك يا دو بار توطئه قتل امام را به وسيله نوكران و ايادى خود ريخت و يكبار هم حضرت را در سرخس‏به زندان‏افكندامااين شيوه‏ها هم نتيجه‏اى جز جلب اعتقاد همان دست‏اندركاران به رتبه معنوى امام، به بار نياورد، و مامون درمانده‏تر و خشمگين‏تر شد، در آخر چاره‏اى جز آن نيافت كه به دست‏خود و بدون هيچ واسطه‏اى امام را مسموم كند و همين كار را كرد و در ماه صفر دويست و سه هجرى يعنى قريب دو سال پس از آوردن آن حضرت از مدينه به خراسان و يك سال و اندى پس از صدور فرمان وليعهدى به نام آن حضرت، دست‏خود را به جنايت‏بزرگ و فراموش نشدنى قتل امام آلود.




http://upload.tazkereh.ir/images/36194750934836342095.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۰۳:۲۴
http://upload.tazkereh.ir/images/75530471617408462588.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/75530471617408462588.gif)




ماه هشتم
***********


اي که مي آيد از اين گلدسته آواز دعايت



بوي گل مي آورد صبحي که مي سازد صدايت



زير ايوانت کبوتر در کبوتر مي گذارم



دستهايم را مگر بالي بگيرد در هوايت



آسمان طوس مي سوزد اگر خاک مدينه



سر کند آواز غربت را بگوش آشنايت



من هزار آئينه از شبهاي چشم خود شنيدم



در بيابان آهواني در طواف جاي پايت



کاشکي از آبي گلدسته بالاتر نشيند



بيرق سبزي که دارد بوي سرخ کربلايت



من تو را اي ماه هشتم پنج نوبت مي سرايم
هفت بند تار و پودم مي شود شعري برايت





http://upload.tazkereh.ir/images/36194750934836342095.jpg

jahangardkocholo
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۰۴:۱۴
با سلام
سال قبل ما شهادت اونجا بودیم
امسال هر کی هست برا من دعا کنه

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۰۵:۲۲
http://smiles.al-wed.com/smiles/13/anyaflower335.gif

دارالشفاست مرقد سلطان دین رضا
باید که رو به جانب دارالشفا کنیم
باشد سزا که بر در طب الرضا رویم
وانگاه درد خویش در آنجا دوا کنیم
ما را اگر بساحت قدسش اجازه داد
آنجا ولا برای همه دست و پا کنیم
مهمان شویم جمله بدار الضیافه اش
بر خوان او نشسته دمی را صفا کنیم
بالجمله روز از شعف و شب ز روی جد
خود را در آستان رضا جابجا کنیم
چون پیروی بساحت کیوان رسید گفت
باید به پیروان علی اقتدا کنیم

http://smiles.al-wed.com/smiles/13/anyaflower335.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۰۹:۲۰
خوش آمدی، میهمان غریب من!

:Sham:http://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gif:Sham:

سلام، میهمان غریب من! خوش آمدی! صفای قدمت! خاک رو سیاهم را به بهشت قدم هایت آبرو بخشیدی. سال هاست که چشم انتظار آمدنت هستم. سال هاست، که چشم به راه مدینه دوخته ام. ضامن آهو! فدای قدم هایت؛ منّت نهادی و پا بر چشم هایم گذاشتی!

عزیزم کاسه چشمم سرایت
میون هر دو چشمم جای پایت
از آن ترسم که غافل پا نهی
باز نشینه خار مژگونم به پایت

چشم های بی فروغ توس را روشنی بخشیدی، آقا! هر چند، این دیار میزبان خوبی برای حضور آسمانی ات نیست!...

هر چند، خاک من برایت غریبه است و بوی مدینه را نمی دهد، با این حال، آغوش توس، برای رئوف اهل بیت بازِ باز است! توس، هیچ گاه، میهمانی چون تو نداشته است، هیچ گاه، میزبان وسعت بی نهایتی چون «ثامن الائمه» نبود.

آقا! خاک مرا، به عطر حضورت، معطّر ساختی! غریبی نکن!
از وقتی که خاک توس، مزار بهشت وجودت شد، قداست یافت، از غریبی درآمد و شهره تاریخ شد.

حالا هر کس که دلش می گیرد، به خراسان سفر می کند.
از وقتی که گنبد طلای تو زینت توس شده است، آفتاب، هر صبح، از آسمان خراسان طلوع می کند.

از وقتی که من ـ توس ـ میزبان ضامن آهو شده ام، پناه گاه دل های شکسته لقب گرفته ام.

توس با حضور تو، قبله دل ها شده است. حالا دیگر مرا هم در شمار سرزمین های معروف، نام می برند! لقب قبله هشتم را گرفته ام. حالا دیگر من هم برای خودم برو بیایی دارم.

زایران قبله هشتم، کمتر از زایران کعبه نیستند.
آب سقّاخانه ات، کم از چشمه زمزم نیست!
میهمان عزیز من! میهمان غریب من!

غریبی نکن، که توس، بی حضور تو غریب بود و اینک، تو ای غریب الغربا! آشنای هر دلی و مراد هر مرید و نیاز هر سایل. تو ثامن الحججی و تو میهمان عزیز منی!


:Sham:http://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gif:Sham:


پایگاه حوزه
خدیجه پنجی

مجیب
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۳:۴۱
آگاهي امام به زبانهاي مختلف
يكي ديگر از مظاهر شخصيت علمي امام رضا(ع) (http://www.aqrazavi.org/index.php?module=pagesetter&func=viewpub&tid=21&pid=225)كه شگفتي اطرافيان و شاهدان را همراه داشت، آشنايي كامل حضرت، به زبانهاي مختلف بود. چنان كه از بخش پيشين نيز آشكار شد، امام در مجامع علمي به هنگام مناظره و يا در نشستهاي معمولي در پاسخگويي به اشخاصي كه از بلاد ديگر حضور ايشان شرفياب مي‌شدند، با زبان متداول و رسمي مخاطب با وي به گفت و گو مي‌پرداختند.
اباصلت هروي مي‌گويد: «امام رضا(ع)، با مردم به زبان خودشان سخن مي‌گفت. به خدا سوگند كه او، فصيح‌ترين مردم و داناترين آنان به هر زبان و فرهنگي بود.»
اباصلت همچنين مي‌گويد: عرض كردم: اي فرزند رسول خدا، من در شگفتم از اين همه اشراف و تسلط شما به زبانهاي گوناگون!
امام(ع) فرمود: «من حجت خدا بر مردم هستم. چگونه مي‌شود، خداوند فردي را حجت بر مردم قرار دهد، ولي او زبان آنان را درك نكند. مگر سخن اميرمؤمنان علي به تو نرسيده است كه فرمود: به ما «فصل الخطاب» داده شده است و آن چيزي جز شناخت زبانها نيست.»

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۵:۳۸
http://upload.tazkereh.ir/images/98978716530569235011.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/98978716530569235011.jpg)


اخلاق و منش امام:

خصوصيات اخلاقي و زهد و تقواي آن حضرت به گونه اي بود كه حتي دشمنان خويش را نيز شيفته و مجذوب خود كرده بود. با مردم در نهايت ادب تواضع و مهرباني رفتار مي كرد و هيچ گاه خود را از مردم جدا نمي نمود.

يكي از ياران امام مي گويد:" هيچ گاه نديدم كه امام رضا (عليه السلام) در سخن بر كسي جفا ورزد و نيز نديدم كه سخن كسي را پيش از تمام شدن قطع كند. هرگز نيازمندي را كه مي توانست نيازش را برآورده سازد رد نمي كرد در حضور ديگري پايش را دراز نمي فرمود. هرگز نديدم به کسي ازخدمتکارانش بدگوئي کند.

خنده او قهقه نبود بلكه تبسم مي فرمود. چون سفره غذا به ميان مي آمد, همه افراد خانه حتي دربان و مهتر را نيز بر سر سفره خويش مي نشاند و آنان همراه با امام غذا مي خوردند.

شبها كم مي خوابيد و بسياري از شبها را به عبادت مي گذراند. بسيار روزه مي گرفت و روزه سه روز در ماه را ترك نمي كرد. كار خير و انفاق پنهان بسيار داشت. بيشتر در شبهاي تاريك, مخفيانه به فقرا كمك مي كرد". (1)

يكي ديگر از ياران ايشان مي گويد:" فرش آن حضرت در تابستان حصير و در زمستان پلاسي بود. لباس او در خانه درشت و خشن بود, اما هنگامي كه در مجالس عمومي شركت مي كرد ، خود را مي آراست (لباسهاي خوب و متعارف مي پوشيد). (2) شبي امام ميهمان داشت، در ميان صحبت چراغ ايرادي پيدا كرد، ميهمان امام دست پيش آورد تا چراغ را درست كند، اما امام نگذاشت و خود اين كار را انجام داد و فرمود:" ما گروهي هستيم كه ميهمانان خود را به كار نمي گيريم". (3)

شخصي به امام عرض كرد:" به خدا سوگند هيچكس در روي زمين ازجهت برتري و شرافت اجداد، به شما نمي رسد". امام فرمودند:" تقوي به آنان شرافت داد و اطاعت پروردگار آنان را بزرگوار ساخت". (4)

مردي از اهالي بلخ مي گويد:" در سفر خراسان با امام رضا( عليه السلام) همراه بودم. روزي سفره گسترده بودند و امام همه خدمتگذران حتي سياهان را بر آن سفره نشاند تا همراه ايشان غذا بخورند. من به امام عرض كردم:" فدايت شوم بهتر است اينان بر سفره اي جداگانه بنشينند".امام فرمود:" ساكت باش, پروردگار همه يكي است. پدر و مادر همه يكي است و پاداش هم به اعمال است". (5)

ياسر، خادم حضرت مي گويد: "امام رضا (عليه السلام) به ما فرموده بود:" اگر بالاي سرتان ايستادم (و شما را براي كاري طلبيدم) و شما مشغول غذا خوردن بوديد بر نخيزيد تا غذايتان تمام شود:، به همين جهت بسيار اتفاق مي افتاد كه امام ما را صدا مي كرد و در پاسخ او مي گفتند:" به غذا خوردن مشغولند" و آن گرامي مي فرمود: "بگذاريد غذايشان تمام شود"". (6)

يكبار غريبي خدمت امام رسيد و سلام كرد و گفت:" من از دوستداران شما و پدران و اجدادتان هستم. ازحج بازگشته ام و خرجي راه را تمام كرده ام اگر مايليد مبلغي به من مرحمت كنيد تا خود را به وطنم برسانم و در آنجا معادل همان مبلغ را صدقه خواهم داد زيرا من در شهر خويش فقير نيستم و اينك در سفر نيازمند مانده ام". امام برخاست و به اطاقي ديگر رفت واز پشت در دست خويش را بيرون آورد و فرمود:" اين دويست دينار را بگير و توشه راه كن و لازم نيست كه از جانب من معادل آن صدقه دهي".

آن شخص نيز دينار ها را گرفت و رفت. از امام پرسيدند:" چرا چنين كرديد كه شما را هنگام گرفتن دينار ها نبيند؟" فرمود:" تا شرمندگي نياز و سوال را در او نبينم ".(7)

امامان معصوم و گرامي ما در تربيت پيروان و راهنمايي ايشان تنها به گفتار اكتفا نمي كردند و در مورد اعمال آنان توجه و مراقبت ويژه اي مبذول مي داشتند.

يكي از ياران امام رضا (عليه السلام) مي گويد:" روزي همراه امام به خانه ايشان رفتم. غلامان حضرت مشغول بنايي بودند. امام در ميان آنها غريبه اي ديد و پرسيد:" اين كيست ؟" عرض كردند:" به ما كمك مي كند و به او دستمزدي خواهيم داد".

امام فرمود:" مزدش را تعيين كرده ايد؟" گفتند:" نه هر چه بدهيم مي پذيرد".امام برآشفت و به من فرمود:" من بارها به اينها گفته ام كه هيچكس را نياوريد مگر آنكه قبلا مزدش را تعيين كنيد و قرارداد ببنديد. كسي كه بدون قرارداد و تعيين مزد، كاري انجام مي دهد، اگر سه برابر مزدش را بدهي باز گمان مي كند مزدش را كم داده اي ولي اگر قرارداد ببندي و به مقدار معين شده بپردازي از تو خشنود خواهد بود که طبق قرار عمل كرده اي و در اين صورت اگر بيش از مقدار تعيين شده چيزي به او بدهي, هر چند كم و ناچيز باشد؛ مي فهمد كه بيشتر پرداخته اي و سپاسگزار خواهد بود"". (8)

خادم حضرت مي گويد:" روزي خدمتكاران ميوه اي مي خوردند. آنها ميوه را به تمامي نخورده و باقي آنرا دور ريختند. حضرت رضا (عليه السلام) به آنها فرمود:" سبحان الله اگر شما از آن بي نياز هستيد, آنرا به كساني كه بدان نيازمندند بدهيد"".




http://upload.tazkereh.ir/images/38042263037755756566.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۵:۳۹
http://upload.tazkereh.ir/images/37887871106338618878.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/37887871106338618878.jpg)

مختصري از كلمات حكمت‌آميز امام :

امام فرمودند : "دوست هركس عقل اوست و دشمن هركس جهل و ناداني و حماقت است".
امام فرمودند : "علم و دانش همانند گنجي مي‌ماند كه كليد آن سئوال است، پس بپرسيد. خداوند شما را رحمت كند زيرا در اين امرچهار طايفه داراي اجر مي‌باشند :
1- سئوال كننده
2- آموزنده
3- شنونده
4- پاسخ دهنده "
امام فرمودند :" مهرورزي و دوستي با مردم نصف عقل است".
امام فرمودند :"چيزي نيست كه چشمانت آنرا بنگرد مگر آنكه در آن پند و اندرزي است".
امام فرمودند :" نظافت و پاكيزگي از اخلاق پيامبران است".




http://upload.tazkereh.ir/images/38042263037755756566.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۵:۴۰
http://upload.tazkereh.ir/images/97774216466731637622.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/97774216466731637622.jpg)


شهادت امام :

در نحوه به شهادت رسيدن امام نقل شده است كه مأمون به يكي از خدمتکاران خويش دستور داده بود تا ناخن‌هاي دستش را بلند نگه دارد و بعد به او دستور دادتا دست خود را به زهر مخصوصي آلوده كند و در بين ناخن‌هايش زهر قرار دهد و اناري را با دستان زهر‌آلودش دانه كند و او دستور مأمون را اجابت كرد.

مأمون نيز انار زهرآلوده را خدمت حضرت گذارد و اصرار كرد كه امام ازآن انار تناول کنند.اما حضرت از خوردن امتناع فرمودند و مأمون اصرار كرد تا جايي‌كه حضرت را تهديد به مرگ نمود و حضرت به جبر, قدري از آن انار مسموم تناول فرمودند.

بعد از گذشت چند ساعت زهر اثر كرد و حال حضرت دگرگون گرديد و صبح روز بعد در سحرگاه روز 29 صفر سال 203 هجري قمري امام رضا ( عليه السلام ) به شهادت رسيدند .



http://upload.tazkereh.ir/images/38042263037755756566.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۵:۴۰
http://upload.tazkereh.ir/images/71146477322943802986.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/71146477322943802986.jpg)


تدفين امام :

به قدرت و اراده الهي امام جواد ( عليه السلام ) فرزند و امام بعد از آن حضرت به دور از چشم دشمنان, بدن مطهر ايشان را غسل داده وبر آن نماز گذاردند و پيکر پاك ايشان با مشايعت بسياري از شيعيان و دوستداران آن حضرت در مشهد دفن گرديد و قرنهاست كه مزار اين امام بزرگوار مايه بركت و مباهات ايرانيان است.

منابع:


(1)- اعلام الوری صفحه 314

(2)- اعلام الوری صفحه 315
(3)- اصول کافي جلد 6 صفحه 383
(4)- عيون اخبارالرضا جلد2 صفحه 174
(5)- اصول کافي جلد 8 صفحه 230
(6)- اصول کافي جلد 6 صفحه 298
(7)- مناقب جلد 4 صفحه 360
(8) - اصول کافي جلد 5 صفحه 288




http://upload.tazkereh.ir/images/38042263037755756566.jpg

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۵:۵۰
یاران ایرانی امام رضا علیه السلام

سابقة تشيع در ميان ايرانيان به دوران رسول اعظم الهي مي‌رسد. با آنکه دوران پيشوايان پاک شيعه به لحاظ حاکميت دشمنان کينه توز اسلام و اهل‌بيت:از سياه‌ترين بسترهاي تاريخ تشيع به شمار مي‌ايد. اما بهره‌هاي علمي و معنوي ايرانيان از رهبران معصوم و ياري آنان در مآخذ تاريخي چشمگير است. اين ريشة اعتقادي که برگرفته از حس حق‌جويي و آزاد منشي ايراني است، چنان استقبالي[1] را از امام رضا عليه السلام در شهر‌هاي ايراني به نمايش گذاشته است. که در بستر تاريخ به عنوان يک سند افتخار جاويدان خواهد ماند. وصف ياران ايراني امام رضا و حتي آوردن نام همة آنان در يک نوشتار دشوار است. از اين رو در اين نوشته به معرفي آن دسته از ياران ايراني حضرت امام رضا عليه السلام که آغاز نامشان با حرف الف باشد، به گونه‌اي کوتاه بسنده مي‌شود.

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۵:۵۱
1. ابراهيم بن محمد همداني – مولي همداني[2]

معروفيت او به اين نام از آن روست که حضرت امام رضا عليه السلام در نوشته از وي به مولي همداني ياد مي‌کند. وي از دلباختگان امامت و ولايت به شمار مي‌ايد؛ زيرا نام مولي همداني در زمرة ياران سه معصوم ديده مي‌شود.[3] و اين افتخاري است که او را از ديگر همگنان خود برجسته مي‌سازد. پس از شهادت امام رضا عليه السلام از امام جوادعليه السلام بهره مي‌برد. و پس از آن حضرت نيز در گروه ياران امام علي‌النقيعليه السلام جاي مي‌گيرد. ابراهيم بن محمد در زمرة وکلاي امام هاديعليه السلام است.[4] او چهل بار به زيارت خانه خدا مي‌رود. کشّي درکتاب رجال خود، در ذيل أحمد بن اسحاق تصريح دارد که محمد بن مسعود، علي بن محمد، محمد بن أحمد، محمد بن عيسي، ابو محمد رازي و أحمد بن ابوعبدالله برقي، برخي ديگر، همگي از ابراهيم بن محمد همداني و ايوب بن نوح و أحمد بن ضمره و احمد بن اسحاق به عنوان ثقه ياد مي‌کنند. همچنين در ذيل سخن از ابراهيم بن محمد همداني مي‌نويسد: حديث کرد برايم أحمد بن محمد، از ابراهيم بن محمد همداني که گفت: « حضرت ابوجعفر – امام جواد به پدرم نوشت که براي ايشان توطئه­اي که سميع – (از دشمنان تشيع) در حقم مرتکب مي‌گردد «بنويسم» براي حضرت نوشتم. امام با خط مبارک خود براي من نوشتند: «اندوهگين مباش، خداوند تو را در برابر ستمکاران ياري مي‌کند، من نيز تو را به ياري پروردگار بشارت مي‌دهم. پاداش معنويت هم نزد خداوند کريم محفوظ است. پس آفريدگارت را فراوان ستايش نما و هرگز از يادش غافل مباش.[5]

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۵:۵۲
2. ابراهيم بن اشعري قمي

وي نخست پروانة شمع وجود موسي بن جعفر است. پس از شهادت آن حضرت در زمره ياران امام علي بن موسي الرضا عليه السلام در مي‌ايد و نزد حضرتش به کسب دانش و تهذيب نفس مي‌پردازد.[6]
او از ويژه عالماني است که پرورش شخصيت او مرهون تلاش امام معصوم مي‌باشد و براي همين از هردو بزرگوار روايت مي‌کند. با همکاري برادرش فضل بن محمد کتابي مي‌نويسد که حسن بن علي بن فضّال از آن روايت مي‌نمايد.[7]

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۵:۵۳
3. ابراهيم بن ابي‌محمود خراساني، معروف به مولي خراساني

از اين رو که ايراني است و هم شخصيتي برجسته دارد. در کشورهاي عربي به مولي خراساني شناخته مي‌شود. از ياران موسي بن جعفرعليه السلام شمرده مي‌شود. اما پس از شهادت آن حضرت در صف ياران امام علي بن موسي الرضا عليه السلامقرار مي‌گيرد.[8] عالماني چون نجاشي و شيخ طوسي موثقش مي‌خوانند. کتابي هم داشته که أحمد بن عيسي آن را روايت مي‌کند.[9]

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۵:۵۴
4. ابراهيم بن سلام نيشابوري (ابن سلامه)

وي راوي حديث و از وکلاي امام به شمار مي ايد. برخي صلاحيتش را انکار مي‌کنند و براي همين نيز به سمت وکالتش از سوي امام هم به ديده ترديد مي‌نگرند. حديثش را هم معتبر نمي‌دانند. اما بزرگاني چون شيخ طوسي، علامه حلي، نه در صلاحيتش ترديد دارند، و نه اعتبار روايتش، وکالتش از سوي امام را نيز تاييد مي‌کنند و سمت وکالت از جانب معصوم را بر صلاحيت و درستي گفتارش دليل مي‌آورند.[10]
بي‌شک ابراهيم بن سلام(سلامه) نيشابوري در زمره ياران فرهيختة امام رضا عليه السلام است، زيرا غالب سخنان منفي که درباره شخصيت‌هاي برجستة شيعي در تاريخ اسلام به چشم مي‌ايد. بر اساس شايعات و انگيزه هاي سياسي دشمنان اهل بيت:رخ مي‌نمايد. با کمي ژرف بيني در تاريخ روشن مي‌شود که شخصيت هاي شيعي هرچه برجسته تر و در خدمت به اهداف اهل‌بيت:به توفيقاتي فزون‌تر دست يابند، تبليغات دشمنان نيز در تخريب چهره آنان حجم و گسترش بيشتر خواهد داشت.

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۵:۵۷
5. ابوخالد سجستاني

از ياران امام رضا عليه السلام، راوي حديث است.[11] شيخ طوسي بر اين مطلب تاييد دارد. چون شهادت حضرت موسي بن جعفرعليه السلام در زندان هارون مظلومانه و محرمانه رخ مي‌نمايد. نخست بسياري از شيعيان و حتي نزديکان امام شهادتش را باور نمي‌کنند. اما با گذشت زمان هريک از راهي شهادت امام را به عنوان يک واقعيت تلخ مي‌پذيرند به جزگروهي که در آرزوي رسيدن به رفاه و لذايذ دنيا با اموال و وجوهات شرعي، در دام نيرنگ حکومت عباسي گرفتار مي‌ايند و امامت امام هشتم را انکار مي‌نمايند. بقيه نزد امام رضا عليه السلاممي‌روند و به امامتش ايمان مي‌آورند. از اين رو عدم پذيرش شهادت امام کاظم عليه السلاماز سوي ياران خالص آن بزرگوار را مي‌توان دليل برديد باز و ذهن کاوشگر آنان دانست، نه ترديد در امامت امام رضا عليه السلام شيخ ابوالعباس کشي نيز، ابوخالد سجستاني را در زمرة همين دسته از ياران امام معرفي کرده و نقل مي‌کند که ابو خالد سجستاني به گمان اينکه امام موسي بن جعفرعليه السلام زنده است. به جمع واقفيه مي‌پيوندد و سپس با بهره از دانش ستاره شناسي که بي‌شک نزد امام آموخته است، به شهادت امام کاظم عليه السلاميقين مي‌نمايد و در صف ياران امام رضا عليه السلام در مي‌ايد.[12]

6. ابوطاهر بن حمزة بن اليسع قمي

او ثقه و راوي حديث است. نجاشي او را از ياران امام رضا و راوي حديث آن حضرت مي‌داند.[13]

7. أحمد بن عامر

يار فرهيختة امام رضا عليه السلام است.[14] جد بزرگوارش «وهب بن عامر» از مردان جاويد تاريخ تشيع به شمار مي‌ايد. به سال 61 هجري درياري امام حسينعليه السلام به شهادت مي‌رسد. أحمد بن عامر راوي حديث نيز هست، پسرش عبدالله بن أحمد از وي روايت مي‌کند.[15]

8. ادريس بن عبدالله اشعري قمي

دانشمند و داراي کتاب است. از زکريا حسين بن عثمان و برادرش عبدالملک از او روايت مي‌کنند. دانش او مرهون بهره گيري از حضرت امام صادق عليه السلام، امام کاظم عليه السلام و امام رضا عليه السلاماست.[16] بي‌شک فردي که دانش خود را از سه معصوم آموخته باشد. در گفتار ثقه و در رفتار و کردار نيز قابل الگوگيري است.

9. ادريس بن حسين اشعري قمي

اين راوي ثقه شمرده مي‌شود. نزد امام رضا عليه السلامشرفياب مي‌گردد و به فراگيري دانش مي‌پردازد و از آن حضرت روايت مي‌کند.[1عليه السلام ]

10. ادريس بن يقين

وي اهل خراسان و از ياران امام رضا عليه السلاماست.[18]
پيش از امام رضا عليه السلامنيز چندي به محضر حضرت موسي بن جعفرعليه السلام مي‌رسد و از آن حضرت بهره‌ مي‌گيرد. اما بيشترين دوران بهره‌گيري او نزد امام رضا عليه السلاماست. شيخ طوسي هم او را در شمار ياران ابوالحسنعليه السلام نام مي‌برد.[19]

11. اسحاق بن ابراهيم حضيني

در شمار ياران امام رضا عليه السلاماست، توسط حسن بن سعيد اهوازي نزد هشتمين پيشواي شيعيان مي‌رسد و از آن حضرت بهره علمي و معنوي مي‌برد. در زمره روات حديث است. از امام رضا عليه السلامروايت مي‌کند.
علي بن مهزيار اهوازي و پسرش حسن بن علي اهوازي از او روايت مي‌کنند. برخي وثاقتش را تاييد مي‌کنند.[20]

12. اسحاق بن آدم

از شيفتگان علي بن موسي الرضا عليه السلامدر شهر قم به شمار مي‌رود. کتابي هم داشته که در حال حاضر در دست نيست. محمد بن ابي‌الخطاب آن را روايت مي‌کند.[21] به گفته ابوالعباس فضل بن حسان دالاني، کتاب اسحاق ابن آدم، مورد نقل محمد بن الحسين بن ابي‌الخطاب نيز هست.[22]

13. ادريس بن زيد

يار امام رضا عليه السلام، جليل القدر و درست گفتار است.[23] شيخ صدوق در کتاب من لايحضره الفقيه به دو طريق از او روايت مي‌کند.[24]

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۵:۵۹
ابوجریر(25)؛ زکریا بن ادریس قمی

محدث، عالم و شخصیتی وارسته از تبار شیعیان راستین اهل بیت وحی(ع) بود که در سده دوم هجری، (26) در شهر قم می‏زیست و از بزرگان آن دیار به شمار می‏رفت.
او از خاندان بزرگ اشعری - که پیشگام نشر و ترویج تشیع در شهر قم بودند. - شمرده می‏شد و نیاکانش از برگان طایفه به حساب می‏آمدند و بارها مورد توجه خاص امامان معصوم(ع) بودند. امام صادق(ع)آنگاه که «عمران بن عبدالله» عموی ابوجریر، به خدمت ایشان رسید، چنین فرمود: «هذا نجیب من قوم نجباء.» این شخص فردی نیک نژاد و از طایفه نیک نژاد است.(27) و نیز وقتی که دیگر عموی وی «عیسی بن عبدالله» به دیدار حضرت شتافت، امام(ع)در وصف او فرمود: «منّا اهل البیت.» او از ماست.(28)
پسر عمویش «زکریا بن آدم» نیز از خواص یاران امام رضا(ع)بود که آن حضرت بارها از او تعریف و تمجید نمود.
پدرش «ادریس بن عبداللّه» روایت گری موفق و عالمی پرهیزگار بود که به حضور امامان عصر خود به ویژه حضرت امام جعفر صادق(ع)نائل آمد و با نقل روایت از آنان، در شمار یاران و راویان قابل اعتماد ایشان جای گرفت. عالمان شیعی شخصیت والای او را همواره ستوده‏اند.
زکریا بن ادریس در میان چنین خانواده‏ای، که همگی از پیروان راستین مکتب ولایت بودند، پرورش یافت و درس عشق و دلدادگی به مکتب را از ایشان، به ویژه پدر بزرگوارش، فرا گرفت.

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۶:۰۰
عصر ابوجریر

فضای جامعه‏ای که «زکریا بن ادریس» در آن زندگی می‏کرد، از آن جهت که با عصر سه تن از امامان معصوم - امام صادق، کاظم و رضا(ع) - مصادف بود، بسیار درخشنده و سازنده می‏نمود. وی نیز از این فرصت کمال استفاده را برای ایجاد رابطه بیشتر با امامان و کسب فیض از ایشان برد؛ اما اوضاع سختی که به وسیله زمامداران حکومت غاصب عباسی بر ضد شیعیان به وجود آمده بود، باعث گردید فضای جامعه آن روزگار به تیرگی و سیاهی گرائیده و عرصه بر پیروان مکتب تشیع تنگ گردد؛ ولی زکریا بن ادریس همانند بسیاری از شیعیان واقعی هرگز مرعوب اوضاع دشوار آن روزگار نگردید؛ بلکه با تقویت رابطه خود با پیشوایان دین به مقابله با دسیسه‏های دشمنان تشیّع پرداخت. آنچه از منابع و روایات موجود به دست می‏آید، این است که وی به حضور امامان رسیده و سخنان ایشان را نقل نموده است؛ اما چگونگی آن سفرهایی که در این باره داشته است، حتی نوع مبارزات او بر ضد دستگاه ظالم عباسی، مطلبی است که هیچ گزارشی از آن در دست نیست.

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۶:۰۲
پیوند با ولایت

شیرین‏ترین فرازهای زندگی ابوجریر لحظاتی بود که او شرفیاب پیشگاه امامان محبوب خود می‏شد و پیوندش را با خاندان وحی محکم می‏نمود. ثمره‏های این پیوند مقدس را می‏توان به بخشهای ذیل تقسیم کرد:

1- دلدادگی به ولایت:

ابوجریر شیدای ولایت بود و اوج دلدادگی خود را آنگاه که به خدمت امام رضا(ع)رسید، با گفتن جمله‏های شیوا و رسا، صادقانه آشکار ساخت. وی در محضر امام(ع)چنین لب به سخن گشود: «جُعِلتُ فداک، قد عرفت انقطاعی الی ابیک ثمّ الیک...»، جانم به قربانت! شما آگاهید که من، تنها به شما و پدر عزیزتان گرویده‏ام و از غیر شما بریده‏ام.»(29) با دقت در این جمله پرمعنا به خوبی در می‏یابیم که زکریا بن ادریس در آن اوضاع آشفته که بعضی شیعه نماها امامت حضرت رضا(ع)را قبول نداشتند و بر امامت حضرت کاظم(ع)توقف کرده بودند، از روی صدق و صفا خدمت امام رضا(ع)رسید و خالصانه اعلام وفاداری کرد. دلدادگیش به خاندان وحی را اثبات کرد.


2- در سلک یاران امام:

ابوجریر به اعتراف بسیاری از دانشمندان رجال شناس در شمار یاران سه تن از امامان شیعه(ع) جای داشت و به این درجه مفتخر گردید.
شیخ طوسی(ره) (م 460ه) از او در میان اصحاب امام صادق، امام کاظم و امام رضا(ع) نام برده است.(30)


3- مشمول دعای امام(ع) :

ابوجریر، زکریا بن ادریس همچون بسیاری از پیروان مکتب تشیع، از عنایت و توجه خاص امامان خود بی بهره نبود و از بالاترین افتخارات وی همین بس که در آخرین شب زندگانیش حضرت رضا(ع)جویای حال او شد و برایش رحمت فرستاد.
پسر عمویش زکریا بن آدم گفت: «در شبی که آخر عمر ابوجریر بود، وقتی بر حضرت رضا(ع) وارد شدم، ایشان حال ابوجریر را از من پرسید و برایش طلب رحمت کرد. فَسَألِنی عنه و تَرَحَّم علیه. »(31)
بدون شک «زکریا بن ادریس» نزد امام رضا(ع)منزلت بالایی داشته که حضرت او را مورد توجه قرار داد و مشمول دعای خیر خود گردانید.

4- تشنه وظیفه:

در اوضاع دشواری که شیعه گری جرم به حساب می‏آمد، ابوجریر پیوسته در جستجوی تکلیف و تشنه شناخت وظیفه بود. وی به منظور رفع این عطش بارها نزد امامان معصوم(ع) می‏شتافت و از دریای ژرف معارف ایشان سیراب می‏گردید و راه نجات طلب می‏کرد. از جمله - با توجه به اینکه، بلند خواندن «بسم الله الرحمن الرحیم» در نماز، از نشانه‏های شیعه است. - چنان چه کسی در آن روزگار خفقان «بسم الله الرحمن الرحیم» را در نماز بلند می‏خواند، شیعه بودنش آشکار می‏شد و باعث آزار و اذیت او از سوی دشمنان تشیع می‏گشت، از این رو «زکریا بن ادریس» به نزد امام کاظم(ع)شتافت و با طرح مسئله، کسب تکلیف نمود، حضرت(ع)در جواب، امر به تقیه کرد و فرمود: «... لا یَجهَر ؛ بلند نخواند.»(32)
زکریا بن ادریس از این روش به دنبال شناخت وظیفه بودن در مسائل مهم‏تری، نظیر مسئله رهبری و امامت، نیز پیروی کرد و به درستی وظیفه خودش را به انجام رساند. که توضیح بیشتری در این زمینه را در بخش بعدی می‏خوانیم.

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۶:۰۳
مبارزه با جریان انحرافی واقفیه

پس از شهادت امام کاظم(ع) برخی از مردم بر اثر دنیا خواهی، توطئه جدیدی بر ضد شیعه و ولایت امامان معصوم(ع) به اجرا گذاشتند که می‏توانست در راستای سیاست شوم نظام منحوس عباسیان - مبنی بر نفی رهبری امامان شیعه از صحنه اجتماع - قرار گیرد. طراحان این توطئه که از شیعیان حضرت کاظم(ع) نیز به شمار می‏آمدند، چنین شایعه کردند که: امام کاظم(ع) نمرده است. او، همان مهدی قائم«عج» است که زنده است. برخی از شیعیان سست عنصر و کم مایه نیز، با شنیدن این خبر، بی هیچ تحقیق و جستجویی آن را باور کرده و به آنها گرویدند و به این وسیله، فرقه گمراه «واقفیه» شکل گرفت.
مرحوم کشی (رجال نویس سده چهارم هجری) با نقل روایت‏های زیاد در مذمت فرقه واقفیه به انگیزه پلید پایه گذاران آن اشاره می‏کند و می‏نویسد:
«زمانی که حضرت کاظم(ع) در زندان عباسیان به سر می‏برد، دو تن از شیعیان را در شهر کوفه وکیل اخذ خمس و زکات گردانید. آن دو که مبلغ فراوانی از این راه در اختیار داشتند، بعد از شنیدن خبر شهادت حضرت(ع)حرص و طمع و دنیاطلبی شان باعث شد شهادت امام را انکار کنند و در میان شیعیان شایع سازند که: امام موسی کاظم(ع)زنده است. زیرا او همان مهدی قائم(ع) است. برخی شیعیان نیز بدون تحقیق به گفته آنها اعتماد کردند و با آنان هم عقیده شدند. آن دو تن هنگام مرگ وصیت کردند که اموال را به وارثان امام کاظم(ع)برگردانند که این مطلب پرده از نیت پلید آنها برداشت و مردم دانستند که انگیزه آنان تنها دست یازی به داراییهای غیر مشروع بوده است.»(33)
در چنین اوضاعی «زکریا بن ادریس» شجاعانه و از روی اخلاص، در حالی که از انحراف فرقه واقفیه به خوبی آگاه بود،
به منظور مقابله با آنان خدمت امام رضا(ع)رسید و پس از گفتن کلماتی شیوا در دلبستگی خود به امام(ع)سؤال هایی مهمی را درباره مسئله امامت و عقائد واقفیه مطرح ساخت که حضرت نیز با پاسخ به آنها، خط بطلان بر افکار و اندیشه این جماعت گمراه کشید. مضمون پاسخهای حضرت را می‏توان در این جمله خلاصه کرد که: امام کاظم(ع)به شهادت رسیده است و من تنها جانشین و امام بعد از او هستم.(34)
به این ترتیب ابوجریر نقش خود را در افشاگری از جماعت منحرف واقفیه به خوبی ایفا کرد و با حضور خود نزد امام رضا(ع) مبارزاتش را بر ضد مخالفان امامت تکمیل کرد؛ وظیفه‏اش را در آن اوضاع حساس به شایستگی شناخت و عملی ساخت.

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۶:۰۴
تجلیل عالمان از ابوجریر

رجال شناسان شیعه شخصیت والای «زکریا بن ادریس» را با واژه‏های زیبا و پرمعنایی مانند: وَجْهٌ (بلند مرتبه)، حَسَنٌ (فردی نیکو)، مُعْتَمَدٌ (قابل اعتماد) و... به شایستگی ستوده‏اند. آنان هر گاه به نام این محدث ارزشمند شیعی می‏رسیدند، از مقام بلند وی به خوبی تجلیل می‏نمودند و دیدگاهشان را درباره چهره قابل اطمینان او بیان می‏کردند.
شیخ صدوق(ره) (م - 381ه) در کتاب «من لا یحضره الفقیه» بخش مشایخ، در وصف ابوجریر چنین می‏نویسد: «... ابی جریر بن ادریس، صاحبُ موسی بن جعفر(ع) ....ابوجریر زکریا بن ادریس یار و همدم امام کاظم(ع)بود.(35)
مرحوم علامه تستری آنگاه که این جمله را از شیخ صدوق(ره) نقل می‏کند، در تأکید بر آن می‏نویسد:«... معنای این توصیف کمتر از توثیق نیست؛ بلکه بالاتر از آن است.»(36)
شیخ مفید(ره) (متوفی - 413ه) در کتاب «الاختصاص» به روایتی که حضرت امام رضا(ع) به ابوجریر رحمت می‏فرستد، اشاره می‏کند و شخصیت قابل اعتماد و موجّه او را می‏ستاید.(37)
نجاشی(38)، شیخ طوسی(39)، علامه حلّی(40) و دیگر بزرگان علم رجال نیز هر یک ضمن معرفی این محدث پرتلاش، در ردیف راویان قابل اطمینان، به ستایش مقام و منزلتش پرداخته.

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۶:۰۵
استادان ابوجریر

خاندان وحی، استادان بزرگ زکریا بن ادریس بودند و زکریا از خزائن علوم و معارف ایشان فیض‏های فراوانی نصیبش شد. او در پیشگاه چهار امام (امام باقر، امام صادق، امام کاظم و امام رضا(ع)) زانوی دانش اندوزی بر زمین زد و از خرمن وجود مبارک ایشان خوشه‏های معرفت چید. وی بیشتر به محضر امام رضا(ع)رسید به طوری که تعداد روایات وی از آن امام، هفت مورد، گواه این مطلب است؛ بعد از آن، از محضر امام کاظم(ع)پنج روایت و امام صادق(ع)سه و در نهایت از حضرت امام محمد باقر(ع)یک حدیث روایت کرد.
با توجه به منابع و روایات موجود، استادان روایی زکریا بن ادریس، همه از امامان بزرگوار(ع) بودند؛ امّا از دیگر اساتید احتمالی وی گزارشی به دست نیامده است. تنها در یک مورد از «صبغ بن نیاته» روایت نقل کرده است.(41) البته از جزئیات حضور زکریا نزد اصبغ بن نباته خبری در دست نیست و مرحوم محقق اردبیلی در جامع الرواة(42) و مرحوم خوئی در معجم رجال الحدیث(43) تنها به متن روایت او از «اصبغ بن نباته» اشاره کرده‏اند.

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۶:۰۶
شاگردان ابوجریر

شخصیت‏های بزرگی، همچون: صفوان بی یحیی، محمد بن ابی عمیر، احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی و... نزد «زکریا بن ادریس» حاضر شده‏اند و با استفاده از محضر درس او به شاگردی و نقل روایت پرداختند. با آنکه اشخاص زیادی (حدود ده نفر) از ابوجریر حدیث نقل کرده‏اند، روایت این سه تن - به ویژه «صفوان بن یحیی» - از وی، می‏تواند دلیل دیگری بر مقام و منزلت والای او به حساب آید؛ زیرا در بین دانشمندان رجال، مشهور است که: این سه بزرگوار فقط از افراد ثقه و قابل اعتماد روایت می‏کردند.(44) از این رو، «زکریا بن ادریس» که از مشایخ (استادان) روائی آنها به شمار می‏رود، وثاقت و وجاهت فزونتری خواهد داشت.


ابوالحسن ربّانب صالح آبادی

بدون تردید یکی از رجال فرزانه و سرآمد در علم حدیث، یونس بن عبدالرحمن است. کوشش‏ها و تلاش‏های مقدّس و پیگیر او در حوزه نشر حدیث و معارف اهل بیت عصمت و طهارت و استوار کردن بنیادهای عقیدتی تشیع راستین و اسلام ناب، در تاریخ ماندگار خواهد بود، از این رو معرفت و آشنایی با این چهره فرهیخته و خردمند بر پژوهشگران و اندیشمندان معارف اسلامی کاری بایسته و در خور اهمیّت است.

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۶:۱۴
سیمای یونس بن عبدالرحمن

اسم او: یونس، کنیه‏اش: ابومحمد، معروف به «مولی آل یقطین»(45) و نسبتش، قمّی است. این که در چه سالی قدم به عرصه وجود نهاد، چندان روشن نیست؛ ولی جمعی از دانشوران شیعی نوشته‏اند که او در دوران زمامداری هشام بن عبدالملک چشم به جهان گشود.(46)
از این اشاره تاریخی می‏توان به طور تقریبی مشخص کرد که این محدّث فرزانه، در کدام سده و در چه سالی به دنیا آمده است. مورخان نوشته‏اند؛ هشام بن عبد الملک که یکی از خلفای بنی امیه بود، بعد از این که برادرش یزید عبد المک در سال 105ه. ق از دنیا رفت، به خلافت و حکومت رسید. بنابراین آغاز حکومت او در سال 105ه. ق است و بعد از بیست سال حکومت و سلطنت در سال 125ه. ق مرد.(47)
بر این اساس می‏توان گفت که یونس بن عبد الرحمن بین سال‏های 105تا 125ه. ق و نیمه اول از سده دوم هجرت چشم به جهان گشود.


قمی بودن

این محدّث به عنوان قمی، آن چنان معروف نیست؛ ولی بنابر دلایل و شواهد او اهل قم است، البته ممکن است او برای فرا گرفتن معارف دین، از قم به مدینه هجرت کرده و تا آخر عمر در جوار قبر مطهّر پیامبر اکرم(ص)ماندگار باشد. به چند دلیل می‏توان قمی بودن وی را ثابت کرد:
- 1جالب است این نکته را بدانیم که چند نفر از کسانی که از خرمن دانش وی فیض برده‏اند، قمی هستند، همانند: عبد العزیز مهتدی قمی که از ناحیه حضرت رضا(ع)وکیل و نماینده بود و به حضرت عرض کرد: من همیشه نمی‏توانم به محضر شما شرفیاب شودم برای فرا گرفتن احکام دینی؛ نیازهای دینی خود را از چه کسی اخذ کنم؟ امام در جواب فرمود: از یونس بن عبد الرحمن.(48)
عباس بن معروف قمی، محمّد بن خالد برقی قمّی، ریّان بن شبیب - هم که ساکن قم بودند. - و احمد بن محمد خالد برقی قمی نیز از محضرش استفاده کردند و این‏ها نشانه قمی بودن اوست، لذا او را در اصل قمی می‏دانند.
- 2استاد جعفر سبحانی که احاطه‏اش بر علم رجال‏شناسی مورد عنایت محققان است، به مؤلّف این مقاله فرمود: به نظر می‏رسد یونس بن عبد الرحمن، قمّی است.
- 3عبدالقادر بن طاهر بغدادی (متوفّای 429ه. ق)، در کتاب معروف خود، هنگامی که نام گروه‏ها و فرقه‏های شیعه را ذکر می‏کند، می‏نویسد: «از این طائفه است «یونسیّه» که به یونس بن عبدالرحمن قمّی منسوب اند.»(49) و سمعانی در کتاب معتبر خویش چنین می‏نگارد: «یونسیّه گروهی از شیعه هستند که به یونس بن عبدالرحمن قمی، مولی آل یقطین نسبت داده می‏شوند.»(50) و شهرستانی نیز در ملل و نحل این مطلب را مورد عنایت قرار داده است.(51)

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۶:۱۵
اساتید

یکی از دلایل رشد و بالندگی این استوانه فقه و حدیث شیعه، داشتن استادانی برجسته بود که در درجه اول، امامان معصوم(ع) قرار داشتند. وی نهایت بهره و فیض را از وجود بابرکت آنان برد و بعد از امامان، اساتید بزرگی داشته که تعداد آنان حدوداً به 25نفر می‏رسد و نام بردن همه آنان در این نوشتار چندان ثمر بخش نخواهد بود؛ ولی به عنوان نمونه، به ذکر چند نفر از شاخص‏ترین آنان بسنده می‏کنیم:
1- عبدالله بن سنان: محدّث و فقیه فرزانه که به گفته نجاشی: مسئولیت بیت المال را در حکومت منصور و مهدی و هادی و هارون الرشید به عهده داشت. او روایتگری مورد اطمینان و از اصحاب و یاران ما و جلیل القدر است که هیچ گونه طعنی بر او روا نیست.(52)
2- عبدالله بن مسکان: از نیکان و ستاره‏ای درخشان در آسمان علم و روایت و از اصحاب اجماع و محدّثی بسیار بزرگوار و مورد اطمینان است.(53)
3- هشام بن سالم: محدّثی است که به طور کامل مورد توجه و اعتماد است و از یاران حضرت صادق و حضرت موسی بن جعفر(ع) به شمار می‏رود.(54)
4- هشام بن حکم: همان کسی است که با عمرو بن عُبید در مسجد بصره پیرامون مسئله امامت و رهبری جامعه اسلامی مناظره کرد و او را از نظر استدلال و دلیل محکوم کرد.(55) می‏گویند در اصل اهل کوفه بود، ولی در بغداد به شغل تجارت پرداخت. از نظر روایت بسیار مورد اعتماد و از منظر اعتقاد به ولایت ائمه شیعی، بسیار پایبند و معتقد و در حقیقت یک شیعه راستین بود. وی در سال 179ه. ق در کوفه چشم از جهان فرو بست.(56)
5- حمّاد بن عیسی: از راویان امام کاظم و حضرت رضا(ع) و از اصحاب اجماع است.(57)
6- حمّاد بن عثمان رواسی: از اصحاب اجماع و شخصی مورد اطمینان است.(58)
7- علی بن رئاب: جلیل القدر و محلّ اطمینان و اعتماد و صاحب کتاب و اصلی بزرگ است.(59)
8- حارث بن مغیره: یار سه معصوم (حضرت امام باقر، امام صادق و امام کاظم(ع)) و صاحب جایگاه رفیع و بلندی نزد رجال نویسان شیعی است.(60)

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۶:۱۶
شاگردان

تربیت شاگردان کارآمد یکی دیگر از نکات مثبت در زندگی یونس بن عبد الرحمن است. وی در این عرصه به توفیقات زیادی دست یازید و با پرورش شاگردان بسیار قدم‏های بلندی در راه نشر حدیث و معارف اهل بیت برداشت.
او دانش خود را از کوثر زلال و ناب امامان معصوم(ع) فرا گرفته بود؛ لذا یافته هایش رابه افراد لایق و مستعد می‏آموخت. در این راستا جمعی از دین باوران و دانش پژوهان، پروانه وار دور شمع وجودش را گرفتند و از محضرش بهره بردند. تعداد شاگردان او را تا چهل و پنج نفر نوشته‏اند، که عده‏ای از آنان بدون تردید، از نخبگان و فرزانگان حوزه حدیث و معارف شیعه محسوب می‏شوند.(61) به نام چند تن از آنان اشاره می‏کنیم:
1- محمد بن عیسی بن عبید یقطینی: بیشترین رویاتی که عیسی بن عبید نقل کرده، از یونس بن عبد الرحمن است. او از کسانی است که کتاب‏های یونس را گزارش داده و می‏گویند در روزگار خود، از نظر فضل و علم، نظیر نداشت و محلّ اعتماد و اطمینان است.(62)
2- عبد العزیز مهتدی قمی: از وکلا و خاصّان حضرت رضا(ع)بود و در قم زندگی می‏کرد. او مورد عنایت و اطمینان است.(63)
3- حسن بن علیّ الوشاء: یاز امام رضا(ع)و از چهرهای برجسته و شاخص شیعه است. احمد بن محمد بن عیسی قمی می‏گوید:
«هنگامی که برای طلب حدیث به کوفه رفتم، در آن جا با حسن بن علیّ الوشاء ملاقات کردم...»
تا این که از قول استادش حسن بن علیّ وشاء نقل می‏کند.
«من در این مسجد نهصد محدّث و استاد حدیث را دیدم که هر یک می‏گفت: حدیث کرد مرا، جعفر بن محمّد(ص)(64)
4 - عباس بن معروف قمی: از برجستگان حوزه حدیث، اهل قم و مورد اطمینان است. (65)
5- محمد بن خالد برقی قمی: پدر احمد بن محمد بن خالد است. محمد بن خالد را از یاران موسی بن جعفر و امام رضا و امام جواد(ع) شمرده‏اند و به او اعتماد دارند.(66)
6- ریان بن شبیب: ساکن قم و از یاران حضرت رضا(ع)بود. او موثّق و مورد اطمینان است.(67)
7- احمد بن محمد بن خالد برقی: صاحب کتاب محاسن.(68)

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۶:۱۷
معرفی آثار

یکی از نشانه‏های عظمت شخصیّت علمی یونس بن عبد الرحمن کتاب‏ها و تصنیفاتی است که از خود به یادگار گذاشت. او در این عرصه از پرتلاش‏ترین و فعّال‏ترین محدثان و فقیهان شیعی است. تراجم نویسان بزرگ شیعه کتاب‏های فراوانی را از او نقل کرده‏اند؛ حتی شخصیّت برجسته شیعی، فضل بن شاذان می‏گوید: یونس بالغ بر یک هزار کتاب در رّد مخالفان شیعه تألیف کرد.(69)
مرحوم نجاشی می‏گوید: او کتاب‏های فراوانی دارد. آن گاه به ترتیب کتاب هایش را نام می‏برد: «کتاب السهو، الادب، الزکاة، جوامع الآثار، فضل القرآن، کتاب النکاح، الحدود، الصلوه، العلل الکبیر، التجارات و کتاب یوم و لیلة.(70)
جناب شیخ طوسی هم در این زمینه می‏نگارد: او دارای کتاب و تألیفات فراوانی است، همانند: کتاب‏های حسین سعید اهوازی؛ بلکه بیشتر از آن‏ها.(71)

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۶:۱۸
صحابی امام

یونس بن عبد الرحمن از جمله دلباختگان و شیفتگان خاندان پیامبر گرامی اسلام است. او اخلاص و ارادت خویش را به پیشگاه مقدّس امامان شیعه ابراز می‏کرد و در این راه هرگز احساس خستگی نمی‏کرد.
تمام گزارش دهندگان تراجم و دانشمندان شیعی او را از یاران حضرت موسی بن جعفر و حضرت رضا(ع) می‏دانند.(72) شیخ طوسی در یک مورد او را از یاران امام موسی بن جعفر(ع)و در جای دیگر از یاران و اصحاب حضرت امام رضا(ع)می‏داند.(73) همچنین نوشته‏اند: یونس در دو موقعیت توفیق ملاقات با امام صادق(ع)را یافت؛ اولین بار در کنار قبر رسول اکرم(ص) در مدینه و یک بار هم هنگام سعی بین صفا و مروه. خودش می‏گوید: برای من ممکن نشد از امام(ع)حدیثی و روایتی بپرسم.(74)

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۶:۱۹
یونس از منظر امام(علیه السلام)

در میان یاران و صحابه امامان شیعه(ع) افراد نادری پیدا می‏شوند که از ناحیه امام و حجت خدا، مانند یونس مورد ستایش قرار گرفته باشند؛ البتّه بر محقّق اندیشمند این نکته مخفی نیست که این ستایش‏ها و ثناها به آن بعد روحی، معنوی و علمی بر می‏گردد که در این راوی بزرگوار تجلّی یافته است. وی در پاسداری از مرزهای ولایت ناب و دفاع از حوزه معرفت دینی بر مبنای حکومت نبوی و علوی، تلاشی فراوان از خود نشان داد.

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۶:۲۱
موقعیت علمی و حدیثی

فضل بن شاذان نیشابوری می‏گوید: عبد العزیز مهتدی که از نیکان و خوبان قم بود ،به من گزارش داد؛ از حضرت رضا(ع)پرسیدم: من در هر موقعیّتی نمی‏توانم به حضور شما مشرّف شوم؛ برای فرا گرفتن مسائل و احکام دینی خود، از چه کسی سؤال کنم؟ امام در جواب فرمود: از یونس بن عبد الرحمن.(75)
از همین راوی خبر دیگری روایت کرده‏اند که گفت: از حضرت رضا(ع)پرسیدم: آیا یونس بن عبد الرحمن نزد شما مورد اطمینان و اعتماد هست تا احکام دین را از او فرا گیرم؟ امام فرمود: بله.(76)
از این گزارش تاریخی، نهایت اعتماد امام معصوم(ع)به یونس اثبات می‏شود و با توجه به این روایت است که تمام عالمان و فقیهان متفکر شیعه، برای حجّت بودن گزارش دهندگان روایات و آثار اهل بیت عصمت و طهارت، به وثاقت و مورد اعتماد بودن روایتگر اخبار و احادیث، بسنده کرده‏اند.
راویانی همانند یونس که ائمه دین، شیعیان را برای فرا گرفتن آموزه‏های دینی و روایات آل پیغمبر(ع) به آنان ارجاع داده‏اند، بین یاران امامان تنها چند نفر هستند؛ ابان بن تغلب، محمد بن مسلم، زرارة بن اعین، ابوبصیر، زکریا بن آدم، عثمان بن سعید و محمد بن عثمان بن سعید.(77)
جناب نجاشی بعد از نقل روایت فوق از عبد العزیز چنین اظهار نظر می‏کند: این کلام امام، شأن و فضیلت والایی در حقّ یونس است.(78)

بهشتی
محمد بن یونس می‏گوید: حضرت امام رضا(ع) سه بار، برای یونس بهشت را ضمانت کرد. از امام جواد(ع)نیز نقل می‏کند که آن بزرگوار از طرف خود و پدران گرامی اش بهشت را برای یونس بن عبد الرحمن ضمانت کرد.(79)


پي نوشت ها:

1. کشف الغمه، علي بن عيسي اربلي، ج 2، ص 308.
2. خلاصة الاقوال، علامه حلي، ص 2عليه السلام 7.
3. قاموس الرجال، شيخ محمدتقي ششتري، ج 1، ص 189.
4. جامع الروات، ج 2، ص 21؛ التحرير الطاووسي، شيخ حسن (صاحب معالم)، ص 1عليه السلام ؛ ايظاء الاشتباه، علامه حلي، ص 2عليه السلام 7.
5. اعيان الشيعه، محمد امين، ج 2، ص 224.
6. الفهرست، شيخ طوسي، ص 41.
7. اختيار معرفةالرجال، کشي، ص 554؛ اعيان الشيعه، ج 2، ص 203.
8. التحرير الطاووسي، ص 21؛ کتاب الرجال، ابن داود حلي، ص 48.
9. رجال نجاشي، ص 25؛ الفهرست، شيخ طوسي، ص 41.
10. رجال شيخ طوسي، ص 361؛ رجال علامه حلي، ص 4؛ جامع الرواة، ج 1، ص 21.
11. رجال طوسي، ص 396؛ اختيار معرفة الرجال، ص 614.
12. رجال الطوسي، ص 396؛ اختيار معرفة الرجال، ص 614؛ اعيان الشيعه، ج 2، ص 346؛ معجم رجال الحديث، ج 1، ص 21.
13. رجال نجاشي، ص 318؛ جامع الروات، ج 2، ص 396.
14. رجال نجاشي، ص عليه السلام 3؛ رجال شيخ طوسي، ص 365.
15. جامع الروات، ج 1، ص 51؛ رجال ابن داود، ص 38؛ معجم رجال الحديث، ج 2، ص 128.
16. الفهرست، ص 42؛ رجال نجاشي، ص 84؛ جامع الروات، ج 2، ص 25.
17. رجال ابن داود، ص 4عليه السلام ؛ معجم رجال الحديث، ج 2؛ ص 14؛ جامع الروات، ص عليه السلام
18. رجال شيخ طوسي، ص 398.
19. جامع الروات، ج 1، ص عليه السلام 8؛ معجم رجال الحديث، ج 3، ص 15.
20.رجال شيخ طوسي، ص 398؛ اختيار معرفةالرجال، ص 552؛ معجم رجال الحديث، ج 3، ص 34.
21. الفهرست، ص 15؛ رجال ابن داود، ص 54.
22. رجال النجاشي، ص 53؛ معجم رجال الحديث، ج 3، ص 30.
23. جامع الروات، ج 1، ص 36.
24. معجم رجال الحديث، ج 3، ص 10.
25. ابوجریر به ضم جیم و فتح را نیز گفته شده است. (رجال علامه، ص 76رقم ).8
26. از تاریخ دقیق ولادت او گزارشی در دست نیست؛ اما این احتمال ممکن است داده شود که چون رجال شناسان او را از یاران امام صادق(ع)شمرده‏اند، بنابراین با توجه به تاریخ شروع امامت آن حضرت ( 114ه) زمان ولادت وی به قبل از سال (114ه) بر می‏گردد. این احتمال با تنها روایتی که ابوجریر از امام محمد باقر(ع) ( بحار 3/170/96 ) و نیز از اصبغ بن نباته نقل کرده است، قوت می‏یابد؛ زیرا شروع امامت حضرت باقر(ع)سال ( 95ه) و شهادت ایشان ( 114ه) بود، اصبغ بن نباته نیز از یاران حضرت علی(ع)بود که به نقل آقا بزرگ تهرانی در الذریعه 362/15بعد از یکصد هجری وفات یافت.
27. تنقیح المقال، ج 2ص .184
28. معجم الثقات، ص ( .93به نقل از رجال کشی، ص ).281
29. کافی، ج 1ص 380ح .1
30. رجال شیخ طوسی، ص 377 365 200و .396
31. رجال کشی، ص 616رقم .1150
32. وسائل الشیعه، ج 6ص 69ح ( .7348محمد بن الحسن با سناده... عن ابی جریر زکریا بن ادریس القمی قال: سألتُ اباالحسن الأول، عن الرجل یصلی بقوم یکرهون ان یجهر ببسم الله الرحمن الرحیم؟ فقال: لا یَجْهَر.)
33. رجال کشی، ص 329/390و همان .759/404
34. کافی، ج 1ص 380ح ...( .1عن ابی جریر القمی، قال: قلت لأبی الحسن(ع)جُعِلتُ فداک قد عَرَفْتَ انقطاعی الی ابیک ثم الیک، ثم حَلَفْتُ له و حق رسول الله(ص)و حق فلان و فلان، حتی انتهیت الیه، بانّه لایخرج منی ما تخیرنی به الی احد من الناس و سألته عن ابیه، أحیّ هو او میت؟ فقال: قدواللّه مات. فقلت: جعلت فداک ان شیعتک برون ان فیه سنة اربعة انبیاء. قال: قدوالله الذی لا اله الّا هو ملک. قلت: هلاک غیبة او هلاک موت؟ قال: هلاک موت. فقلت: لعلّک منی فی تقیة؟ فقال: سبحان اللّه. قلت: فأوصی الیک؟ قال: نعم. قلت: فأشرک معک فیها احداً؟ قال: لا، قلت: فعلیک من اخوتک امام؟ قال: لا. قلت فأنت الامام؟ قال: نعم.)
35. من لا یحضره الفقیه، ج 4ص .471
36 .قاموس الرجال، ج 4ص .193
37 .الاختصاص، ص .85روایت مذکور در بخش پیوند با ولایت به تفصیل آمده است.
38 .رجال نجاشی، ص 173رقم .457
39 .رجال طوسی، ص 377 365 200و .396
40 .رجال علامه حلّی، ص 76رقم .8
41 .الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج 15ص .362وی از یاران ویژه علی(ع)بود و به قول آقا بزرگ تهرانی در «الذریعه» تا بعد از یکصد هجری زنده بود.
42 .جامع الرواة، ج 1ص .371
43 .معجم رجال الحدیث، ج 21ص .81
44 .کلیات فی علم الرجال، ص .205
45 .رجال کشی، ج 2ص 777فهرست شیخ طوسی، ص 181رجال نجاشی، ص 311و الانساب سمعانی، ج 13ص .350
46 .رجال نجاشی، ص 311و تنقیح المقال، ج 3ص .338
47 .حیوة الحیوان دمیری، ج 1ص 102و فرهنگ معین، ج 6بخش اعلام، ص .2278
48 .رجال کشی، ج 2ص 778و .786
49 .الفَرق بینَ الفِرَق، ص .180
50. الانساب، ج 13اواخر جلد.
51. الملل و النحل، ج 1ص .188
52. رجال نجاشی، ص .148
53. همان.
54. همان، - 305
55. رجال کشی، ج 1ص .550
56 .رجال نجاشی، ص 305و رجال کشی، ج 1ص .526
57 .رجال کشی، ج 2ص 830و نجاشی، ص .104
58 .رجال نجاشی، ص 106و رجال کشی، ج 2ص .830
59 .فهرست شیخ طوسی، ص .87
60 .رجال نجاشی، ص 101جامع الروات، ج 2ص 357و تنقیح المقال، ج 3ص .374
61 .تنقیح المقال، ج 2ص .374
62 .نجاشی، ص .235
63 .رجال کشسی، ج 2ص .779
64 .رجال نجاشی، ص .29
65 .همان، ص .200
66 .رجال شیخ طوسی، ص 386و .404
67 .رجال نجاشی، ص .118
68 .تنقیح المقال، ج .339 3
69 .ر - ک: رجال کشی، ج 2ص .710
70 .رجال نجاشی، ص .313
71 .فهرست شیخ طوسی، ص .181
72 .خلاصه علامه، ص .184
73 .رجال شیخ طوسی، ص 343و .395
74 .رجال کشی، ج 2ص 780و نجاشی، ص .343
75 .رجال کشی، ج 2ص .779
76 .همان، ص .884
77 .وسائل الشیعه، ج 18ص 110 - 107اصول اصلیه، سید عبدالله شبّر، ص 138و رجال نجاشی، ص .7
78 .رجال نجاشی، ص .312
79 .رجال کشی، ج 2ص .779

منبع:پایگاه اطلاع رسانی آستان قدس رضوی

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۶:۲۷
http://upload.tazkereh.ir/images/01988587675538818047.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/01988587675538818047.jpg)





سخنان تابناک امام رضا علیه السلام



آیا بدون شناخت امام رضا علیه السلام و بهره گیری از نور و دانش و معارف او می توان ادعای پیروی از حضرتش را داشت؟ و چگونه کسی که از سنن معصومان علیه السلام تبعیت نکرده و از نورهدایت آنان بهره مند نشده در روز قیامت امید شفاعت پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت او را دارد؟!

بر ماست که در گفتارها و وصایای آنان که به مثابه گنجینه های تمام ناشدنی و نعمتهای بی نظیرند، بخوبی کاوش کنیم.

امام هشتم میراثی عظیم از معارف و علوم، بویژه در حکمت الهی و بیان فلسفه و علل احکام و رد بر مذاهب باطله، از خویش بر جای نهاده است.

در اين مقال به تعدادی از سخنان این امام بزرگوار اشاره مي كنيم تا از آنها بهره مند شویم.

علی بن شعیب گوید:
" بر ابوالحسن الرضا علیه السلام وارد شدم. از من پرسید: ای علی! زندگی کدام یک از مردم بهتر است؟ عرض کردم: سرورم! شما از من بدان آگاه ترید. فرمود: ای علی! هر کس که زندگی دیگری در زندگی او نکو شود. ای علی! زندگی کدام یک از مردم بدتر و ناگوارتر است؟ عرض کردم: شما داناترید؟

فرمود: کسی که دیگری در زندگی او زندگی نکند. ای علی! با نعمتها، همسایه خوبی باشید که آنها رام نشده هستند و اگر از قومی گرفته شدند به آنها باز نخواهند گشت.

ای علی! بدترین مردمان کسی است که میهمانش را باز دارد و به تنهایی بخورد و بنده اش را بزند. به خداوند خوش گمان باش. هر کس که گمان خود را به خداوند نکو کند، خداوند نیز او را ناامید نخواهد کرد. و هر که به روزی کم راضی شد، به عمل کم از او راضی خواهد شد و هر که به اندک از حلال خرسند شود، هزینه اش سبک گردد و خانواده اش از نعمت برخوردار خواهد شد و خداوند او را به درد و درمان دنیا بینا سازد و او را به سلامت از دنیا به دارالسلام بیرون برد. بخیل را آرامش، حسود را لذت، ملول را وفا و دروغگو را مروت نیست."(1)

و نیز از آن حضرت نقل شده است که فرمود:
" وحشتناک ترین (صحنه ها) برای انسان سه جاست: روزی که زاده می شود و دنیا را می بیند، و روزی که می میرد و آخرت و اهل آن را مشاهده می کند، و روزی که برانگیخته می شود و احکامی را می بیند که در سرای دنیا ندیده است. خداوند در این سه جا بر یحیی و عیسی علیه السلام درود فرستاده است. درباره یحیی فرمود:


وَ سَلامٌ عَلیهِ یَومَ وُلِدَ وَ یَومَ یَمُوتُ وَ یَومَ یُبعَثُ حَیّاً.(2)




" و درود بر او روزی که زاده شد و روزی که می میرد که زنده برانگیخته می شود."
و درباره عیسی فرمود:


وَالسَّلامُ عَلَیَّ یَومَ وُلِدتُّ وَ یَومَ أَمُوتُ وَ یَومَ أُبعَثُ حَیّاً(3)




" و درود بر من روزی که زاده شدم و روزی که می میرم و روزی که زنده برانگیخته می شوم."


خرد انسان مسلمان تمام نگردد مگر آنکه در او ده ویژگی باشد: از او امید خیر باشد، از بدی او در امان باشند، خیراندک از سوی دیگران را بسیار شمارد، خیر بسیار خود را کم انگارد، هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود، در طول عمر خود از دانش جویی خسته نشود، فقر در راه خدا برایش محبوب تر از توانگری باشد، خواری در راه خداوند برایش محبوب تر از سرفرازی در راه دشمن خدا باشد، گمنامی برایش شیرین تر از شهرت و بلندآوازگی باشد. سپس فرمود: دهم، و دهمی چیست؟ گفته شد: چیست؟ فرمود: کسی را نبیند جز آنکه می گوید او بهتر و پرهیزکارتر از من است.

همانا مردم دو دسته اند: یکی بهتر و باتقواتر از او و دیگر بدتر و پست تر از او. پس چون با بدتر و پست تر از خود دیدار کند، گوید: شاید خوبی این مرد پنهان باشد این برای او بهتر باشد و خوبی من نمایان است و این برای من بدتر است و چون به کسی که بهتر و با تقواتر از اوست برخورد کند برای او فروتنی کند تا بدو ملحق شود پس چون چنین کند، بزرگی اش فزونی گیرد و خوبی اش بهتر شود و یادش نکو گردد و بر اهل زمانه سروری یابد. (4)




پی نوشت ها:
1- فی رحاب ائمة اهل البیت- سیره حضرت امام رضا علیه السلام، ص 148.
2- سوره مریم، آیه 15.
3- سوره مریم، آیه 32.
4- فی رحاب ائمة اهل البیت- سیرة حضرت امام رضا علیه السلام، ص 147.




http://upload.tazkereh.ir/images/38042263037755756566.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۶:۲۸
مشکات کبریا

http://img.tebyan.net/big/1383/02/105149652485120214317027210111225127172178103.jpg

فروغ روشن مشکات کبریاست رضا

نشان زنده آیات هل اتی است رضا

دلیل خلقت کون و حقیقت قرآن

بهار رحمت و سرچشمه بقاست رضا

ضیای کنگره عرش و روشنای زمین

امام هشتم و حاکم به ماسواست رضا

اساس دانش و تقوی، اصول فضل و کرم

پناه امن اسیران مبتلاست رضا

همای دولت او را فضای گیتی تنگ

ز تخته بند تن و آرزو رهاست رضا

شگفت نیست اگر شرط وحدت است چرا

که محو عشق و به دریای حق نماست رضا

وجود هر دو جهان از طفیل هستی اوست

مدار قطب زمین، حجّت خداست رضا

عجب مدار اگر خاک کوی او بویم

که جان خسته ما را شفا رضاست، رضا

شکوه منزلتش را چسان کنم تقریر؟

که جانشین نبی، پور مرتضاست رضا

از آن خدای رضایش لقب نموده رضا

مشیّت ازلی را به حق رضاست رضا

" علاء الدین حجازی"



http://upload.tazkereh.ir/images/36194750934836342095.jpg

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۶:۲۹
غریب آشنا

:Sham:http://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gif:Sham:

السَّلامُ علیکَ یا علیّ بن موسی الرّضا علیه السلام

ای پادشاه کشور عشق! حَرَمَت قبله گاه دل های عاشق است و بارگاه ملکوتی ات، مَطاف ملائک. تویی سلطان خراسان و غریب الغرباء مدینه! تو همان غریب آشنایی که قدوم مبارکت را بر سینه خاکِ این دیار نهادی و مس وجود این سرزمین را، اعتبار طلا بخشیدی.

آن گاه که خورشید، تلألؤش را در سینه آسمان می نشاند و سپده دم، بر چشمانِ خواب رفته، مژده رسان روشنایی می گردد، باد صبا نیز عطرانگیز حضورت بر پهنه این خاک می شود؛ خراسان، کنعان آرزوهاست که شمیم عِطر حضور تو را می دهد.
تو مَطْلَع خورشید سرزمین مایی؛ سرزمینی که قداستش، مقام قُدس خلیل و مِنای عشق ذبیح است؛ رضای حق به رضایت توست.

تو با آمدنت، کودک اندیشه را در این دیار، بالندگی آموختی و بر وسعت این سرزمین، حدیث روشنایی خواندی.
تو برتر از سلیمانی، که سلطنتت بر قلوب عاشقان است و رَعایای مُلکت، همه جان های مشتافند.

تویی فراتر از موسی، که اعجاز امامتت، پریشان گر فرعون زمان گشته بود.
تو مسیح دلشدگانی که حَرَمَت، مَأمن دل سوختگان گردید و حریم زیارتت را خدا بنا نهاده است و مستضعفان، بر سر کوی تو منزل گزیده اند:
السّلام علیکَ یا معینَ الضُّعفاءُ.

تو طبیب دل هایی و مرهم نهنده زخم ها، که ذکرت بر هر دردی دواست و زیارتت، التیام دهنده رنج ها و غم هاست؛ پنجره فولادت، دریچه ای است به سمت امید، که گدایان کویَت، با قلب هایشان بر آن دخیل می بندند.

تو شفیع خلقی و ضامن آهو؛ تو میوه باغ رسالتی و هشتمین ستاره فروزان آسمانِ ولایت.
تویی کتاب محکم توحید و شرط ایمان! ابر رحمت با کرامَت تو باریدن گرفت.

ای امام رئوف! مزار تو مأمن اُنس جان های گریزان است؛ فیروزه جمالت، قرار از عاشقان ربوده؛ رفتار علویت، جملگی آیاتی از ولایت توست؛ قلب این سرزمین با عنایت توست که می تپد.

امضای اجابتت، همیشه پیرو نامه های ماست.
آمدنت به زیبایی بهار بود و رفتنت چون سرمای زمستان، تاب و توان را از جان هایمان ربود.

:Sham:http://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gif:Sham:


پایگاه حوزه
مهدی خویی

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۶:۳۰
http://upload.tazkereh.ir/images/08862029710562034463.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/08862029710562034463.jpg)

کرامتی از حضرت امام رضاعلیه السلام

موضع درد را با خاک روی سنگ حرم مطهر شفا می دهند


محدث بیرجندی می گوید درسفری که به زیارت حضرت امام رضا-علیه السلاممشرف شدم،
پای احقر چند شبانه روز به شدت درد گرفت که خواب واستراحت نداشتم واز شدت درد بدنم می لرزید واین درد وحال خود را از اطرافیان خود مخفی می داشتم که ناراحت نشوند ولر آن صبر می کردم،با آنکه طاقت صبر نداشتم.

روزی به حضرت ثامن الائمه عرض کردم از حال خود واز خاک روی سنگ ها ی روضه گرفتم وبر پای خود ومواضع درد مالیدم، فورا درد برطرف گردیدوراحت شدم والحمدلله بعدا هم عود نکرد واین معجزه بزرگ را از برکت آن حرم مطهر مشاهده کردم.



ای که از دردت به غیر حق، کسی آگاه نیست
راه درمان را زمن بشنو که جز آن راه نیست
به هر دردی توجه مکن جز به در گاه رضا
درجهان درمانگهی بهتر از آن در گاه نیست


http://upload.tazkereh.ir/images/36194750934836342095.jpg

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۶:۵۴
برکات حضور امام رضا علیه السلام در ایران

بی شک باید حضور امام رضا (علیه السلام) را در نیشابور نقطه عطفی در تاریخ تشیّع این منطقه (و به دنبال آن در ایران) بشمار آورد. علی رغم همه ی محدودیت هایی که مامون برای جلوگیری از فعالیت امام رضا (ع) و ارتباط شیعیان با امام (ع) به وجود آورده بود، بارزترین موضوعی که در سیره امام رضا(علیه السلام) از مدینه تا مرو، به ویژه در نیشابور مشهود است، تلاش حضرت برای معرفی جایگاه معصومین(علیهم السلام) در این فرصت می باشد.امام رضا(علیه السلام) از لحظه حرکت از مدینه تا مرو همیشه از روش های گوناگون برای شناساندن شیعه بهره برد. رجاء بن ابی الضحاک که مأمور آوردن امام به مرو بود، می گوید: امام در هیچ شهری از شهرها فرود نمی آمد، مگر این که مردم به سراغ او می آمدند و مسایل دینی و اعتقادی خویش را از او می پرسیدند.
امام در طول مسیر، احادیث را از طریق پدرانش به حضرت علی و پیامبر (سلام الله علیهم اجمعین ) می رساند که این بهترین روش برای معرفی مکتب تشیّع و خنثی کننده ی توطئه هایی بود که شیعه را خارج از دین می شمرد. نمونه ی برجسته آن، حدیث سلسله الذهب بود...
حضور امام در مناظرات یکی دیگر از کارهایی بود که در پی آن، مکتب شیعه به درستی معرفی شد و استدلال مخالفان باطل گشت. مأمون برای محکوم کردن امام در جلسه های مناظره با بزرگان ادیان دیگر به تشکیل چنین جلسه هایی دست یازیده بود. با این حال، امام از همه ی آنها سربلند بیرون آمد. پس از استقبال مردم از این جلسه ها، مأمون دستور داد مردم را از در خانه ی امام دور کنند تا مبادا شیعه ی واقعی به مردم معرفی شود.[1]
همچنین مجموعه نامه هایی که امام برای توضیح مبانی تشیع به افراد گوناگون می نوشتند، در این زمینه نقش داشت. نامه های ایشان در تبیین جایگاه اهلبیت در کتاب خدا و سنّت پیامبر(صلی الله علیه وآله)، مسایل اختلافی با اهل سنّت مانند: ایمان آوردن ابوطالب، توضیح مصداق شیعه واقعی، مراد از اولوالامر در قرآن، در گسترش فکر شیعی و استحکام پایه های اعتقادی در ایران بسیار اثر داشت.[2]
...ورودامام رضا (علیه السلام) به خراسان، حرکت گروهی سادات و شیعیان را به ایران درپی داشت. علویان از موقعیت به وجود آمده برای امام رضا (علیه السلام) در حکومت مأموناستفاده کردند و به صورت گروهی راهی ایران شدند...
حاکم فارس از سوی مامون دستور یافت که از ورود آنانجلوگیری کند. رهبری کاروان با احمد بن موسی (علیه السلام) (شاهچراغ) و محمد بنموسی (علیه السلام) بود. آنان پس از درگیری با لشکر فارس، به یاران خود دستور دادندلباس مبدل بپوشند و در اطراف پراکنده شوند تا از گزند حکومت مأمون در امان باشند.به همین دلیل گفته می شود بیشتر امامزادگانی که در شهرهای گوناگون ایران مدفونشده اند، جزء همان قافله هستند.[3]مردم ایران چون به سادات و آل رسول عشق میورزیدند، به این گروه پناه دادند و آنان را یاری کردند. حضور آنان در میان عاشقاناهلبیت پیامبر[4]به گسترش تشیع اعتقادی انجامید...
دیگر از برکات وجود آن حضرت به وجود آمدن حوزه ی درسی بود که "عده ای از اصحاب و محدثان و فقها دور امام (ع) حلقه زدند و از محضر مبارک ایشان بهره گرفتند. شیخ طوسی اصحاب حضرت رضا (ع) را 317 نفر ضبط کرده است[5]پس از رحلت امام این حوزه به فعالیت خود ادامه داد و شیخ طوسی[6]خود در این حوزه پرورش یافت و در 408 ق به بغداد هجرت نمود."[7]

پي نوشت :

[1]عیون اخبارالرضا، شیخ صدوق، جهان، 1378ق، ج2، ص170.
[2]تاریخ تشیع در ایران، رسول جعفریان، صص 158-157 .
[3]شبهای پیشاور، سلطان الواعظین شیرازی، ج1، ص130.
[4]پیروان شیعه سیاسی.
[5]رجال، 366.
[6]م460 ق.
[7]دائرة المعارف تشیع، ج6، ص574.

منبع:پایگاه حوزه

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۶:۵۸
امام رضا علیه السلام و خدمات فرهنگی

امام رضا عليه السلام روز يازدهم ذيقعدة سال 148 ق. در مدينه متولد شد. نام مادرش «تکتم» بود که بعد از تولد حضرت، از طرف امام کاظم عليه السلامطاهره نام گرفت. نام مادر حضرت را «نجمه» نيز گفته‌اند. نقش انگشتري آن حضرت «ماشاءالله ولا قوة الاّ بالله» بوده است.
اسم حضرت: علي، کنيه: ابوالحسن الثاني، لقب: رضا، شروع امامت: سال 183 در سن 35 سالگي. مدت امامت: 19 يا 20 سال. فرزندان: دو پسر به نام جوادعليه السلام فرزند ديگر به نام حسين. رافعي مي‌نويسد: امام رضا عليه السلامدر سفري به قزوين آمده، در خانه داود بن سليمان مخفي شده است. وي از امام نقل کرده است: «فرزندي از حضرت که دو سال يا کمتر داشته در قزوين مدفون است.» اين همان امامزاده حسين است که اکنون در قزوين بارگاهي دارد. به احتمال، اين مسافرت در سال 193 ق. مقارن با مرگ رشيد صورت گرفته است.[1]
شهادت: امام تا سال 201 ق. در مدينه بود، در رمضان آن سال وارد مرو شده و در سن 55 سالگي، آخر صفر سال 203 ق. به علت خوردن انگور مسموم – به اجبار مأمون – مسموم شده و در طوس به خاک سپرده شد.

خلفاي معاصر امام

ده سال از مدت امامت حضرت با هارون الرشيد (193 – 1عليه السلام 0 ).
پنج سال با محمد امين پسر هارون (198 – 193).
ده سال با عبدالله مأمون پسر ديگر هارون (218 – 193) که با برادرش جنگيد.
امام در حدود 20 سال از مأمون بزرگتر بود.

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۶:۵۸
افکار بيگانه در عصر رضوي

ترجمه آثار علمي بيگانگان از زمان امويان شروع شد و در عصر عباسيان بويژه در زمان هارون و مأمون به اوج خود رسيد. (همانگونه که در اين زمان وسعت کشور اسلامي به بالاترين حد خود در طول تاريخ رسيد) مأمون نامه اي به پادشاه روم نوشت و مجموعه‌اي از علوم قديم و آثار ارسطو را درخواست کرد و جمعي از دانشمندان مانند «حجاج بن مطر» و «ابن بطريق» و «سلما» سرپرست «بيت الحکمة» کتابخانه بزرگ بغداد را مأمور ترجمه آنها نمود.
«خالد بن يزيد»، طب وشيمي را (مي‌خواست از راه شيمي طلاي مصنوعي به دست آورد) «حنين بن اسحاق» بعضي از کتب سقراط و جالينوس را، ابن مقفع، کليله و دمنه و همين طور کتاب اقليدس را، به عربي برگرداندند. خود مأمون نيز ترجمه مي‌کرد. يعقوب ابن اسحاق کندي که در طب، فلسفه، حساب، منطق، هندسه و نجوم خبره بود و درتأليفات خود از روش ارسطو پيروي مي‌کرد، بسياري از کتاب‌هاي فلسفه را به عربي برگرداند و مشکلات آن را توضيح داد.
کساني را به قسطنطنيه فرستاد تا کتاب‌هاي کمياب فلسفه، هندسه، موسيقي و طب را بياورند. محمد بن موسي خوارزمي – رياضي دان بزرگ – جبر را از حساب جدا کرد. «دارالحکمه» کتابخانه بزرگي بود که به احتمال قوي هارون آن را بنيانگذاري و مأمون تقويت کرد و همچنان باقي بود تا بغداد به دست مغولان افتاد. آنان که از تمدن و فرهنگ بويي نبرده بودند آن را به آتش کشيدند.


امام رضا عليه السلام و هجوم فرهنگي بيگانه

به دنبال نهضت ترجمه آنچه ماية نگراني بود اينکه در بين اين مترجمان افرادي متعصب و سرسخت از مذاهب ديگر مانند زردشتي، صائبي، نسطوري، برهمنهاي هند، روميان وجود داشتند و اين فرصتي بود براي نشر افکار مسموم خود و القاء آن به جوانان و افراد ساده دل و همين‌طور محتواي خود اين کتب نيز مي‌توانست شبهاتي به همراه داشته باشد.
امام رضا عليه السلامبا آگاهي از اين خطر و با حضور فعال در جلسات بحثهاي علمي که توسط مأمون برگزار مي‌شد، سعي کردند جلو هرگونه انحراف احتمالي را بگيرند و برتري اهل‌بيت: را نشان دهند.[2]

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۷:۰۰
هدف مأمون از برگزاري بحث‌هاي علمي

در اينجا چند عقيده وجود دارد. از جمله:
الف) اينکه هدف محکوميت امام بود. دليلش اينکه مأمون به «سليمان مروزي» گفت: هدف من از برگزاري جلسة بحث چيزي جز اين نيست که راه را بر او – امام رضا عليه السلامببندي.[3]
شاهد ديگر کلام امام که فرمود: هنگامي که با اهل تورات به توراتشان، با اهل انجيل به انجيل‌شان، باا هل زبور با زبورشان، با ستاره پرستان به شيوة عبرانيشان، با موبدان به شيوه پارسيشان با روميان به سبک خودشان استدلال کرده همه را به تصديق سخن خود وادار کنم، مأمون خواهد فهميد که راه خطا را برگزيده و يقيناً پشيمان خواهد شد.[4]
آنچه اين احتمال را تقويت مي‌کند آن است که دربار مأمون تا پيش از شهادت امام، پيوسته محل برگزاري اين مناظره‌ها بود؛ ولي پس از آن ديگر اثري ازاين مجالس علمي و بحث‌هاي کلامي ديده نشد. وقتي اين محافل در از ميان بردن شخصيت امام ناکام ماند، مأمون در انديشة حذف فيزيکي امام فرورفت و سرانجام ايشان را مسموم ساخت.
ب) مأمون خود، آدم بي‌فضلي نبود و تمايل داشت به عنوان يک زمامدار عالم در جامعة اسلامي معرفي گردد و مورد توجه قرارگيرد. او شهرت به علم دوستي داشت و فيلسوف خلفاي عباسي شناخته مي‌شد.[5]

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۷:۰۰
مناظرات امام با پيروان اديان

اين مناظرات فراوان است و شيخ صدوق در «عيون اخبارالرضا» و علامه مجلسي در جلد 49 بحارالانوار و استاد عزيزالله عطاردي در کتاب مسند الامام الرضا جلد دوم آورده‌اند مهمترين اين مناظرات عبارت است از:
1. مناظره با جاثليق (اين کلمه لقب پيشواي عيسويان بود.)
2. مناظره با رأس الجالوت (اين کلمه لقب پيشواي يهود بود.)
3. مناظره با هربز اکبر (اين کلمه لقب پيشواي زردشتي بود.)
4. با عمران صائبي (از پيروان حضرت يحييعليه السلام )
5. با سليمان مروزي؛ وي عالم بزرگ علم کلام در خطة خراسان بود.
6. علي بن محمد بن جهم؛ ناصبي و دشمن اهل‌بيت:.
7. مناظره با ارباب مذاهب مختلف در بصره.

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۷:۰۱
تدوين حديث در عصر امام

امام رضا عليه السلامنيز پيروان و خواص خويش را امر به تدوين علم و احاديث مي‌نمود. در مصادر روايي، کتبي به حضرت نسبت داده شده‌ است و جزء مؤلفات حضرت آورده‌اند از جمله:

صحيفة الرضا عليه السلام

اين کتاب را «مسند الامام الرضا» نيز ناميده‌اند و بسياري از رواة فريقين اين را نقل نموده و در بعضي از مصادر، اسامي بعضي از رواة آن آمده است و نسخه‌هاي متعدد از آن در «صنعاء» و در «قم» تحت عنوان «کتاب ابن ابي‌الجعد» که کنية «احمد بن عامر بن سليمان الطائي» است، در تهران و مشهد وجود دارد.[6]

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۷:۰۱
الرسالة الذهبية

رساله‌اي در مسائل طبّي که امام به درخواست مأمون نوشته است و مأمون دستور داد آن را با آب طلا بنويسند. لذا رساله ذهبيه ناميده شد.[7]
مجالس الرضا عليه السلام مع اهل الايمان
مأمون مجالس علمي و مناظرات ديني و علمي بين امام و علماء اديان ديگر برقرار مي‌نمود. امامعليه السلام نيز فرصت را غنيمت شمرده و حقانيت، تشيع و اسلام را به اثبات مي‌رساند و اعتقادات ديگران را با استدلال رد مي‌نمود که بعداً يکي از پيروان امام آن مجالس را گردآوري نمود. نجاشي مي‌گويد: «حسين بن محمد بن الفضل... ابو محمد شيخ من الهاشميين، ثقة، ... صنّف مجالس الرضا عليه السلاممع اهل الاديان.»
امالي الامام الرضا عليه السلام
اين صحيفه را «ابوالحسن علي بن علي الخزاعي» برادر شاعر بزرگ شيعي يعني دعبل خزاعي نقل کرده است. شيخ طوسي به همين سند از اين کتاب روايت نقل نموده است.
محقق بزرگوار سيد محمد رضا جلالي حسيني احتمال داده است که اين همان کتابي باشد که نجاشي آن را ذکر کرده است. در مقدمه المعجم المفهرس الالفاظ احاديث البحار 20 مورد از تأليفات امام رضا عليه السلام را نام مي‌برد.[8]

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۷:۰۲
کتاب الاهليلجة

علامة سيد محسن امين فرمود: «فيه حجج بالغة و مطالب جليلة في علم الکلام»کتب ديگري نيز براي امام شمرده اند که عبارت است از: کتابي که وريزة بن محمد روايت کرده. کتابي به روايت علي بن مهدي، نسخه متبوعة بزرگي به روايت محمد بن عبدالله و نسخه‌هاي ديگر و «مسائل» به روايت معاوية بن سعيد و «مسائل» به روايت حسن بن علي الوشاء و مسائل و کتب ديگري که در مجموع به بيست نسخه مي رسد.
البته برخي در صحت انتساب اين کتب به امام ترديد کرده‌اند از جمله: دکتر مجيد معارف مي‌گويد: «برخي از محققان آثاري به امام نسبت داده‌اند، از جمله: فقه رضوي، رساله ذهبيه در طب، رسالة محض الاسلام، پاسخ به مسائل ابن سنان و کتاب علل ابن شاذان که انتساب آنها مورد ترديد است. » و در اين بارة ارجاع داده است به تحليلي از زندگاني امام رضا عليه السلاماز محمد جواد فضل الله، معرفة الحديث محمد باقر بهبودي، سيرة الائمّه هاشم معروف حسني و مجموعه آثار نخستين کنگره امام رضا عليه السلام. وي مي‌گويد: آنچه به آنان منتسب گرديده نوعاً از مجعولات غلات مي‌باشد. زيرا شرايط امامان اجازه اين امور را به آنان نمي‌داده است.[9]

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۷:۰۳
شاگردان امام رضا عليه السلام و تدوين حديث
آيت الله العظمي بروجردي1در کتاب جامع الاحاديث مي‌فرمايد:
«ان عدد الکتب التي جمعت احاديث الشيعه في زمان الامام الثامنعليه السلام وصل الي الاربعمأئة، ثم قام جمع من فضلاء اصحاب الطبقة السادسة من اصحاب الامام الرضا عليه السلام في جميع هذه الاحاديث الشريفة المتفرقة في تلک الکتب ثم جمع تلامذتهم الاجلاء من امثال علي بن مهزيار الاهوازي والحسين ابن سعيد الاهوازي تلک الاحاديث في کتابين فکانا مرجعاً لعلماء الشيعة حتي قام ثقة الاسلام کليني في تأليف کتابه «الکافي» و الشيخ الصدوق في کتابه «من لايحضره الفقيه» و الشيخ الطوسي في کتابه «التهذيب» و «الاستبصار» و بهذا قد جمعت في‌هذه الکتب الابعة الجوامع الحديثيه الاولية والثانوية باحسن وجه فکانت مرجعاً لعلماء الشيعة في تلک الاعصار و الامصار و لان جميع احاديث تلک الاصول اجتمعت في هذه الکتب الاربعة، قلت المراجعة لتلک الاصول تدريجياً حتي ترکت.»[10]
در زمان امام رضا عليه السلام 20 نفر از اصحاب امام کتاب حديثي تأليف کرده‌اند. از جملة آنان مي‌توان از حسين بن سعيد (30 کتاب)، صفوان بن يحيي (16 کتاب) و محمد بن عمر الواقدي (28 کتاب) و موسي بن القاسم (15 کتاب) نام برد. شيخ طوسي آمار رجال امام را به 318 راوي رسانده است.[11]


پي نوشت :

1. حيات فکري و سياسي، ص 426.
2. سيره پيشوايان، ص 509.
3. سيره، ص 512 و 513.
4. همان.
5. حيات فکري و سياسي امامان شيعه، ص 483.
6. مقدمه المعجم المفهرس، ص 44.
7. اعيان الشيعه، ج 2، ص 26. وي مي‌گويد: «له مؤلفان کثيره» بعد هفت مورد را نام ‌مي‌برد.
8. مقدمه المعجم المفهرس، ص 44 و 45.
9. تاريخ عمومي حديث .... و مجموعه معارف، ص 313 – 314.
10. مستدرکات علم رجال الحديث، ج 1، ص 13.
11. دروس في‌نصوص الحديثية، مهريزي، ص 91.

منبع: پایگاه آستان قدس رضوی

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۷:۱۴
http://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gif

خبر از شهادت خویش به اباصلت

اباصلت هروی می گوید: من در خدمت حضرت رضا علیه السلام بودم. به من فرمود:« ای اباصلت! داخل این قبّه ای که قبر هارون است، برو و از چهار طرف آن کمی خاک بردار و بیاور.» من رفتم و خاک ها را آوردم.
امام خاک‌ها را بویید و فرمود:« می‌خواهند مرا پشت سر هارون دفن کنند، ولی در آنجا سنگی ظاهر می شود که اگر همه کلنگ‌های خراسان را بیاورند، نمی توانند آن را بکَنند.» و این سخن را در مورد بالای سر و پایین پای هارون فرمود.
بعد وقتی خاک پیش روی هارون یعنی طرف قبله هارون را بویید، فرمود:« این خاک، جایگاه قبر من است. ای اباصلت، وقتی قبر من ظاهر شد، رطوبتی پیدا می شود. من دعایی به تو تعلیم می کنم. آن را بخوان. قبر پر از آب می شود. در آن آب ماهی های کوچکی ظاهر می شوند. این نان را که به تو می دهم برای آنها خرد کن. آنها نان را می خورند. سپس ماهی بزرگی ظاهر می شود و تمام آن ماهی های کوچک را می بلعد و بعد غایب می شود. در آن هنگام دست خود را روی آب بگذار و این دعا را که به تو می‌آموزم بخوان. همه‌ی آب‌ها فرو می روند. همه‌ی این کارها را در حضور مأمون انجام ده.»
سپس فرمود:« ای اباصلت! من فردا نزد این مرد فاجر و تبهکار می روم. وقتی از نزد او خارج شدم، اگر سرم با عبایم پوشانده بودم، دیگر با من حرف نزن و بدان که مرا مسموم کرده است.»
حضرت امام رضا علیه السلام ولایتعهدی را قبول نمی‌کرد و مکرر می‌فرمود: این عهد و بیعت ناتمام خواهد ماند.
روزی مأمون به او گفت: خوب است شما به عراق بروید و من جانشین شما در خراسان باشم.
امام لبخندی زد و فرمود: نه، به جان خودم قسم من در همین جا اقامتی کوتاه دارم و پیش از اینکه از اینجا بیرون نمی‌روم مگر اینکه مرگ مرا در می‌یابد. یا در عهدنامه‌ای که امام به خط خود نوشت، مرقوم داشت که علم جامعه و جفر دلالت دارد بر اینکه این امر به سرانجام نخواهد رسید.
یا گاهی که مأمون می‌نشست و از امامت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام سخن می‌گفت، امام به اصحاب خاص خود می‌فرمود: از این سخن‌ها گول نخورید. به خدا قسم خود مأمون می‌کشد ولی من باید صبر کنم تا هنگام فرمان الهی برسد.
حضرت صادق علیه السلام فرمود: از پسر من، موسی، پسری به دنیا خواهد آمد که نامش نام علی علیه السلام است. او در سرزمین طوس در خراسان با زهر شهید می‌شود و در غربت دفن می‌گردد. هر کس حق او را بشناسد و زیارتش کند، خداوند به او پاداش کسانی را که قبل از فتح مکه انفاق کرده‌اند و جهاد نموده‌اند عطا می‌فرماید.

http://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gif

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۷:۱۷
مسموم شدن امام با انگور

فردا صبح، امام در محراب خود به انتظار نشست. بعد از مدتی مأمون غلامش را فرستاد که امام را نزد او ببرد. امام به مجلس مأمون رفت و من هم به دنبالش بودم. در جلوی او طبقی از خرما و انواع میوه بود. خود مأمون خوشه ای از انگور به دست داشت که تعدادی از آن را خورده و مقداری باقی مانده بود.
با دیدن امام، برخاست و او را در آغوش کشید و پیشانی اش را بوسید و کنار خود نشاند. سپس آن خوشه انگور را به امام تعارف کرد و گفت:« من از این انگور بهتر ندیده ام.»
امام فرمود:« چه بسا انگورهای بهشتی بهتر باشد.»
مأمون گفت:« از این انگور میل کنید.»
امام فرمود:« مرا معذور بدار.»
مأمون گفت:« هیچ چاره ای ندارید. مگر می خواهید ما را متهم کنید؟ نه. حتماً بخورید.» سپس خودش خوشه انگور را برداشت و از آن خورد و آن را به دست امام داد.
امام سه دانه خورد و بقیه اش را زمین گذاشت و فوراً برخاست.
مأمون پرسید:« کجا می روید؟»
فرمود:« همان جا که مرا فرستادی.»
سپس عبایش را به سر انداخت و به خانه رفت و به من فرمود:« در را ببند.»
سپس در بستر افتاد.


حضور امام جواد بر بالین پدر در لحظه شهادت

من در وسط خانه محزون و ناراحت ایستاده بودم که ناگهان دیدم جوانی بسیار زیبا پیش رویم ایستاده که شبیه ترین کس به حضرت رضا علیه السلام است. جلو رفتم و عرض کردم:« از کجا داخل شدید؟ درها که بسته بود.»
فرمود:« آن کس که مرا از مدینه تا اینجا آورد، از در بسته هم وارد کرد.»
پرسیدم:« شما کیستید؟» فرمود:« من حجّت خدا بر تو هستم، ای اباصلت! من محمد بن علی الجواد هستم.» سپس به طرف پدر گرامیش رفت و فرمود:« تو هم داخل شو!»
تا چشم مبارک حضرت رضا علیه السلام به فرزندش افتاد، او را در آغوش کشید و پیشانی‌اش را بوسید.
حضرت جواد علیه السلام خود را روی بدن امام رضا انداخت و او را بوسید. سپس آهسته شروع کردند به گفتگو که من چیزی نشنیدم. اسراری بین آن پدر و پسر گذشت تا زمانی که روح ملکوتی امام رضا علیه السلام به عالم قدس پر کشید.


تغسیل امام به دست امام جواد علیه السلام

امام جواد علیه السلام فرمود: ای اباصلت! برو از داخل آن تخت و لوازم غسل و آب را بیاور.»
گفتم:« آنجا چنین وسایلی نیست.» فرمود:« هر چه می گویم، بکن!» من داخل خزانه شدم و دیدم بله، همه چیز هست. آنها را آوردم و دامن خود را به کمر زدم تا در غسل امام کمک کنم.
حضرت جواد فرمود:« ای اباصلت! کنار برو. کسی که به من کمک می کند غیر از توست.» سپس پدر عزیزش را غسل داد. بعد فرمود:« داخل خزانه زنبیلی است که در آن کفن و حنوط است. آنها را بیاور.»
من رفتم و زنبیلی دیدم که تا به حال ندیده بودم. کفن و حنوط کافور را آوردم.
حضرت جواد پدرش را کفن کرد و نماز خواند و باز فرمود:« تابوت را بیاور.»
عرض کردم:« از نجاری؟» فرمود:« در خزانه تابوت هست.» داخل شدم. دیدم تابوتی آماده است. آن را آوردم.
امام جواد، پدرش را داخل تابوت گذاشت و سپس به نماز ایستاد.
پرواز تابوت به سوی آسمان

هنوز نمازش تمام نشده بود که ناگهان دیدم سقف شکافته شد و تابوت از آن شکاف به طرف آسمان رفت. گفتم:« یا ابن رسول الله! الان مأمون می آید و می گوید بدن مبارک حضرت رضا چه شد؟»
فرمود:« آرام باش! آن بدن مطهّر به زودی برمی گردد. ای اباصلت! هیچ پیامبری در شرق عالم نمی میرد، مگر آنکه خداوند ارواح و اجساد او و وصی‌اش را به هم ملحق فرماید، حتی اگر وصیّ اش در غرب عالم بمیرد.»
در این هنگام دوباره سقف شکافته شد و تابوت به زمین نشست.
سپس حضرت جواد، بدن مبارک پدرش را از تابوت خارج کرد و به وضعیت اولیّه خود در بستر قرار داد. گویی نه غسل داده و نه کفن شده بود. بعد فرمود:« ای اباصلت! برخیز و در را برای مأمون باز کن.»

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۷:۱۸
مأمون در کنار پیکر مطهر امام

ناگهان مأمون به همراه غلامانش با چشمی گریان و گریبانی چاک کرده داخل شد. همان طور که بر سر خود می زد، کنار سر مطهّر حضرت رضا علیه السلام نشست و دستور تجهیز و دفن امام را صادر کرد.
تمام آنچه را که امام رضا به من فرموده بود، به وقوع پیوست. مأمون می گفت:« ما همیشه از حضرت رضا در زنده بودنش کرامات زیادی می دیدیم. حالا بعد از وفاتش هم از آن کرامات به ما نشان می‌دهد.»
وزیر مأمون به او گفت:« فهمیدید حضرت رضا به شما چه نشان داد؟»
مأمون گفت:« نه.»
گفت:« او با نشان دادن این ماهی‌های کوچک و آن ماهی بزرگ می خواهد بگوید سلطنت شما بنی عباس با تمام کثرت و درازیِ مدت، مانند این ماهی های کوچک است که وقتی اجل شما رسید، خداوند مردی از ما اهل بیت را به شما مسلّط خواهد کرد و همه شما را از بین خواهد برد.» مأمون گفت:« راست گفتی.» بعد مأمون به من گفت:« آن چه دعایی بود که خواندی؟»
گفتم:« به خدا قسم، همان ساعت فراموش کردم.» واقعاً هم فراموش کرده بودم.


آزادی اباصلت از زندان به دست مبارک امام رضا علیه السلام

ولی مأمون مرا حبس کرد و تا یک سال در زندان بودم. دیگر دلم به تنگ آمده بود. یک شب تا صبح دعا کردم و خدا را به حق محمد و آل محمد خواندم که ناگاه حضرت جواد علیه السلام داخل زندان شد و فرمود:« ای اباصلت، دلتنگ شده ای؟» گفتم:« به خدا قسم، آری.» فرمود:« بلند شو!» زنجیر را باز کرد و مرا از زندان خارج فرمود. محافظین مرا می‌دیدند ولی نمی‌توانستند چیزی بگویند. فرمود:« برو در امان خدا که دیگر دست مأمون به تو نخواهد رسید.» و تا کنون من دیگر مأمون را ندیده ام.

منابع:
بحار الانوار، ج 49، ص 300، ح 10. از عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 242.
بحار الانوار، ج 49، ص 145، ح 22. از غیبت شیخ، ص 52.
بحار الانوار، ج 49، ص153.
بحار الانوار، ج 49، ص 189، ح 1. از عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 184- 185.

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۷:۱۹
ضرورت كسب معرفت درباره امام رضا (علیه السلام)
سال بعد از هجرت پيامبر گرامي (صلی الله علیه و آله و سلم) از مكه به مدينه، فرزندي از صلب پاك امامان معصوم (علیه السلام) به دنيا آمد كه پدر بزرگ او، امام صادق (علیه السلام) ديدن و زيارتش را آرزو مي كرد و مكرر به فرزندش امام كاظم مي فرمود:
«عالم آل محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) در صلب توست و اي كاش او را درك مي كردم و حتماً او همنام اميرالمومنين عليه السلام است».
حضرت نجمه مادرگرامي و با فضيلت امام رضا درباره فرزندش فرمود:
«در دوران حمل هيچگونه احساس سنگيني درخود نكردم و همينكه به خواب مي رفتم، صداي تسبيح و تهليل و تمجيد خداوند را از شكم خود مي شنيدم. وقتي فرزندم متولد شد، همسرم موسي ابن جعفر(علیه السلام) فرمود: گوارا باد ترا اي نجمه آنگاه پسرم را در پارچه اي سفيد پيچيدم و به دست امام كاظم دادم، آن بزرگوار در گوش راستش اذان و درگوش چپش اقامه گفت و آب فرات طلبيد و كامش را با آن آب برداشت و به دست من داد و فرمود:
«بگير اين نوزاد را كه باقيمانده خدا و حجت او بعد از من در روي زمين است».(1)
بدون شك ، يكي از الطاف و عنايات خداوند بر ملت ايران كه مهر افتخار پيروي از مكتب اهل بيت گرامي نبي مكرم اسلام بر پيشاني خويش دارد اين است كه بارگاه نوراني امام هشتم علي ابن موسي الرضا (علیه السلام) را دركشور عزيز ايران قرار داده تا به بركت آن وجود مقدس، كشور ما از بالاترين نعمات مادي و معنوي برخوردار باشد.
امروزه اگر چه تهران پايتخت رسمي كشور و ملت ايران است، اما كيست كه نداند كه اين بارگاه ملكوتي رضوي است كه قبله آمال و آرزوهاي اوست. عشق به امام رضا تاج افتخار اين ملت و تمام ايمان اوست، عشق به امام هشتم دار و ندار اين مردم و همه هستي اوست.قلب تك تك ايرانيان خانه و آشيانه اوست. امام رضا پناهگاه اين ملت و باب الحوائج اوست. ملت ايران امروز بدليل همجواري با امام هشتم مورد غبطه ساير مسلمانان جهان هستند.
امروزه آرزوي زيارت امام هشتم براي مسلمانان عراق كمتر از آرزوي زيارت امام حسين (علیه السلام) توسط ايرانيان نيست. عشق و محبت مسلمانان ساير كشورها نسبت به امام رضا عليه السلام نيز همچون ملت ايران در اوج خود قرار دارد.
به شكرانه اين نعمت خداوندي، بر ما ايرانيان فرض است همچنانكه وجود ما مالامال از محبت به آن امام همام است، ظرف وجودي خويش را نيز از معرفت مكتب آن عزيز مملو نمائيم. درست است كه مكتب تشيع، مكتب عشق و دلدادگي است اما تقويت شناخت و معرفت نسبت به خاندان نبوت امري است كه خود آن عزيزان از شيعيان خويش خواسته اند، چرا كه عشق بدون شناخت به تنهايي نمي تواند سازنده و نجات بخش باشد. اين معرفت است كه به انسان ثبات قدم در مسير و قدرت و بينش تشخيص حق از باطل ميدهد.
معرفت در واقع چنان بصيرتي به آدمي ميدهد كه همچون چراغ، روشني راه و او ميگردد. پيامبر گرامي (صلی الله علیه و آله و سلم) تكيه گاه دين را فهم دقيق مي داند و عابدي را كه دين شناس نباشد همچون كسي ميداند كه شب مي سازد و روز ويران مي كند. وقتي انسان به دين خود معرفت پيدا مي كند خطر انحراف به حداقل مي رسد و به تعبير حضرت علي (علیه السلام) شبهات به كسي كه زمان خود را بشناسد يورش نمي آورند.
معرفت به دين افرادي همچون ابوذر مي سازد كه در برابر امواج سهمگين حوادث و فتنه ها تا آخر عمر به صراط مستقيم باقي ماند. امام صادق فرمود:«بيشترين عبادت ابوذر انديشيدن و پند گرفتن بود.«بيداري در دين بقول حضرت امير نعمتي است براي كسي كه روزي اش شده است. اصولاً كسي كه به مسايل ديني معرفت پيدا نكرده دين را هرگز نمي تواند ياري برساند.
اگر مردم، به امور دين آگاه باشند عوام فريبان ديگر ميداني براي جولان و سوء استفاده از احساسات پاك آنها پيدا نمي كنند، خرافات زماني فرصتي براي رواج پيدا مي كنند كه مردم از حقيقت يك امري مطلع نباشند.
متأسفانه آنچه باعث شده در طول تاريخ، پيامبران و امامان معصوم عليهم السلام و ديگر مصلحان در مظلوميت قرار بگيرند، عدم شناخت و معرفت كافي مردم از مكتب و مرام آن بزرگان بوده است. برگزاري جشنها و اظهار شادي بمناسبت اعياد اسلامي و بويژه ميلاد ائمه اطهار عمل پسنديده و مباركي است، اما اين كافي نيست. حال كه بحمدالله يك نظام اسلامي بر اين كشور حاكم است.جا دارد بيش از اين نسبت به تقويت فهم و معرفت ديني مردم و مكتب ائمه هدي بويژه نور تابان اين مرز و بوم همت شود.
صدا و سيما كه درحكم دانشگاه عمومي است، درچنين مناسبت هايي نبايد به پخش چند مداحي و مديحه سرايي قناعت كرده و وظيفه خود را تمام شده حساب كند، بلكه اين رسانه ملي با ظرفيت هايي كه دارد مي تواند نسبت به تهيه و ساخت برنامه هاي محتوايي درهمه ابعاد جهت بالا بردن سطح آگاهي جامعه اقدام نمايد.هر كدام از احاديث نقل شده از معصومين مي تواند موضوعي براي تهيه يك برنامه و حتي ساخت يك فيلم اثر بخش و فرهنگ ساز باشد.
اين رهنمودها بايد در متن زندگي مردم كاربردي شده و جاري و ساري گردد. اميد است روزي شاهد يك خيزش عمومي جهت عمق بخشيدن به سطح معرفت و فرهنگ ديني جامعه باشيم. تا درپـرتو آن ملت عزيز، پله هاي كمال و ترقي را به سرعت طي نموده و «زينتي» براي امامان خويش گردند.

سوگند
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۷:۲۱
كلام نوراني امام رضا (علیه السلام )

:ok!:هديه كينه ها را از دل مي زدايد. (2)
:ok!:كسي كه اندوه مؤمني را بگشايد خدا روز قيامت اندوه را از قلبش مي زدايد. (3)
:ok!:از ما نيست آن كه دنياي خود را براي دينش و دين خود را براي دنيايش ترك كند. (4)
:ok!:عبادت به بسياري روزه و نماز نيست، بلكه به بسيار انديشيدن دركار خداست.(5)
:ok!:كسي كه از خدا توفيق بخواهد ولي تلاش نكند خود را مسخره كرده است. (6)
:ok!:از ما نيست كسي كه همسايه اش از شر او در امان نباشد. (7)
:ok!:بهترين مال آن است كه آبرو با آن حفظ شود. (8)
:ok!:آن كه صاحب نعمت است بايد كه به خانواده اش وسعت بخشد. (9)
:ok!:بيست سال دوستي موجب خويشاوندي است وعلم بيش از نسبت پدري، صاحبانش را با هم پيوند مي دهد. (10)
:ok!:در هر زمان كه مردم گناه جديدي را رايج كنند، خداوند تبارك و تعالي، بلاي جديدي كه تا آن زمان سابقه نداشته بر آنها نازل مي كند. (11)
:ok!:ثروت جمع نمي شود مگر به 5علت: بخل شديد، آرزوي طولاني، حرص غالب، قطع رحم و ندادن حقوق ارحام و انتخاب دنيا بر آخرت. (12)

پي نوشت ها:
1- عيون اخبار الرضا ج 1
2- مسند الرضا
3-كافي 200.2
4-بحارالانوارج 78
5- تحف العقول ص 442
6- بحار الانوار ج 78
7- عيون اخبارالرضا ج 1
8و 9 بحارالانوار ج 78
10- عيون اخبار الرضا 121.2
11و 12-مسندالرضا

seyed133
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۱۷:۳۶
به نام خدا

http://img.tebyan.net/big/1387/10/21149247138444998164222182272391217034222.jpg

قلبی شکست و دور و برش را خدا گرفت
نقاره می زنند . . . مریضی شفا گرفت
دیدی که سنگ در دل آیینه آب شد
دیدی که آب حاجت آیینه را گرفت

خورشید و آمد و به ضریح تو سجده کرد
اینجا برای صبح خودش روشنا گرفت
پیغمبری رسید و در این صحن پر ز نور
در هر رواق خلوت غار حرا گرفت

از آن طرف فرشته ای از آسمان رسید
پروانه وار گشت و سلام مرا گرفت
زیر پرش نهاد و به سمت خدا پرید
تقدیم حق نمود و سپس ارتقا گرفت

چشمی کنار این همه باور نشست و بعد
عکسی به یادگار از این صحنه ها گرفت
دارم قدم قدم به تو نزدیک می شوم
شعرم تمام فاصله ها را فرا گرفت

دارم به سمت پنجره فولاد می روم
جایی که دل شکست و مریضی شفا گرفت...
شهادت امام رضا(ع) تسليت
از اين مداحي دلم گرفت ، دلم شكست... ،امام رضايي شد
حيف اومد كه براي دوستان نزارم
التماس دعا

seyedziya
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۲۰:۱۱
شعری از مرحوم قیصر امین پور در وصف امام رضا(ع)

چشمه‌هاي خروشان تو را مي‌شناسند
موج‌هاي پريشان تو را مي‌شناسند

پرسش تشنگي را تو آبي، جوابي
ريگ‌هاي بيابان تو را مي‌شناسند

نام تو رخصت رويش است و طراوت
زين سبب برگ و باران تو را مي‌شناسند

از نشابور بر موجي از «لا» گذشتي
اي كه امواج طوفان تو را مي‌شناسند

اينك اي خوب، فصل غريبي سر آمد
چون تمام غريبان تو را مي‌شناسند

كاش من هم عبور تو را ديده بودم
كوچه‌هاي خراسان، تو را مي‌شناسند

گل نرگس
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۲۱:۰۴
داغ غربت طوس


http://img.tebyan.net/big/1388/08/147115241138115119157238224200159630191244.jpg


عرض تسلیت شهادت حضرت رضا علیه‌السلام به خواهر داغدارش حضرت معصومه علیها‌السلام داغ غربت طوس، به حریم قم می‌آوریم، بار اندوه شهادت «رضا» را، در حریم «معصومه» بر زمین می‌نهیم،و به همدردی با«بی بی» می‌رویم:

ای دختر امامت!
ای عصمت آل رضا!
ای حرمت، عاصمه شیعه وای خودت، معصومه آل محمد!
اندوه و حسرت تو نیز، کمتر از شهادت غریبانه برادرت در طوس نیست.
به چه کس باید تسلیت گفت؟
و با که باید به همدردی نشست؟
به جان داغدار تو، که به سوگ برادر نشسته ای؟
یا به غریب طوس، که از خواهر جدا افتاده است؟

معصومه جان!
عشق برادر و شوق دیدار، از مدینه به ایرانت آورد. می‌خواستی چشم به چهره «رضای آل محمد» بگشایی و در کنار یادگار پدر باشی،اما از مدینه دور ماندی و به طوس هم نرسیدی.
ولی «قم» را مدینه ایمان ساختی و عترت را از غربت رهاندی،آخر ماه صفر، فصل تجدید فصل اندوه توست و غم تو، غم ماست.
شیعه نیز با تو همدل و همدرد است و در اندوه تو غمگین.
ای کریمه اهل بیت،ای روضه ات خلد آسا،ای حرمت با صفا،ای دلسوخته فراق رضا،تسلیتت باد!...
مصیب و بلا، سهم شما خاندان، از ضیافتخانه بلای الهی است.
شما مقربان بزم حضورید.
و... «هر که در این بزم، مقرب تر است،جام بلا بیشترش می‌دهند.»
شما خاندان عصمت، پرورده دامان رنج و مظلومیتید.
هدیه ما محبان نیز، این دیدگان اشکبار و دلهای عزادار است.
شهادت حضرت رضا علیه‌السلام در غربت طوس، خطه خراسان را احیا کرد. بلکه همه ایران، خراسان شد.

ایران ما، مدیون حضور کرامت بار شما دو خواهر و برادر است.
«خراسان »، قبله ولایت است و «قم »، کانون فقاهت.
ای بانوی عفاف و نجابت، معصومه جان! بی بی!
روز شهادت برادر غریبت، روز حزن ما نیز هست.

اگر حرم نورانی تو، همچون مرقد آستان قدس، سیه پوش است، دلهای ما هم «رضویه» و «معصومیه »ای است، که نشان اندوه از چشمه چشمانمان جاری است و اشک، شاهد صادق این عشق است.

آه!.. از آن انگور مسموم،که جگر شیعیان را هم پاره پاره کرد.

آه!.. از آن سفر خراسانی، که در «ساوه» باز ایستاد و پای به «قم» کشید و یادگاری از «مدینه» در این شهر کویری بر جای نهاد، تا آینه ای باشد، نماینده عترت در این دیار.



معصومه جان، ای بانوی عصمت و کرامت!
در سوگ برادر، تسلیتت باد!

:Graphic (61):

گل نرگس
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۲۱:۰۵
دل غریب نسترن


http://upload.tazkereh.ir/images/70597546498934038826.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/70597546498934038826.jpg)




چه سبز می‌شود دلم! چو می‌کند هوای تو


خـوشـا دلی کـه می‌تـپـد، همــاره از برای تو


خوشا دلی که جز رضا دمی رضـا نـمی‌شود


در آتش است دم به دم به عشق جانفزای تو


کبـوتــر دلــم بـبـیـن چـه عـاشقـانه پرکشد


در آسمـــــان آبـــی خــیـــال دلــگـشــای تو


مـرا بـخــوان بــه درگهت کــه بـیقرار بودنم


تـــمـــام هســتی‌ام «رضا» نثار خاک پای تو


گُـل ستــاره می‌دمـد به یادت از دو دیده‌ام


قـسـم بـه حـرمتت رضا، رضای من رضای تو


ز مهـــربــانی تو من چه قصه‌ها شنیده‌ام


ز لـطــف بــی‌نـهـایت و ز بخشش و عطای تو


در انتظار مانـده دل، دل غریـب «نسترن»


امــیــد آنــکه می‌رسـد بــه درد مـن دوای تو



نسترن قدرتی

مجیب
۱۳۸۸/۱۱/۲۵, ۲۱:۳۸
http://www.ettefagheno.ir/f/images/stories/hayayi/emam1.jpg (http://radsms.com/)



خراسان (http://radsms.com/)می‎دهد بوی مدینه
خراسان (http://radsms.com/)کوه غم دارد به سینه


خراسان را سراسر غم گرفته
در و دیوار آن ماتم گرفته

silhouette
۱۳۸۸/۱۱/۲۶, ۰۴:۲۴
این دو ماه کلا رنگ و بوی عزا دارند، از اول محرم که انگار داغی داغ شهادت امام حسین(صلوات الله علیه) نمودش از دل به روی می آید و تا آخر صفر که به تو زهر می خورانند. در سوگ تو چه می شود گفت؟ که در سوگ هیچ کدام از شما خاندان رسول(صل الله علیه و آله و سلم) چیزی برای گفتن نیست مگر یک جمله. واللـه که در آن به آن حیات و ممات شما جز همان جمله نمی شود گفت: ما عرفنا حق معرفتکم یا اهل بیت النبوة!

mahdi
۱۳۸۸/۱۱/۲۶, ۰۵:۴۴
یا الله
سلام علیکم
فقط خواستم ادرس یه پست رو بدم(تا این تاپیک کامل بشه) که یه شعر بسیار زیبا است و با این جمله شروع میشه
امده ام ای شاه پناهم بده ....
یاعلی
http://www.askquran.ir/showpost.php?p=201983&postcount=16
البته حجم لینک بالا ،زیاد است برای همین با حجم کمتر هم اپلود کردم

mahdi
۱۳۸۸/۱۱/۲۶, ۰۶:۲۱
یا الله
سلام علیکم
این کلیپ هم مناجات حرم امام رضا علیه الاف التحیه و الثنا است.
امیدوارم شفاعت ایشون نصیب محبینشون شود.
یاعلی

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۸/۱۱/۲۶, ۱۰:۲۲
http://upload.tazkereh.ir/images/80823485099544766987.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/17046187685523714338.jpg)



چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسند
موج‌های پريشان تو را می‌شناسند
پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی
ريگ‌های بيابان تو را می‌شناسند
نام تو رخصت رويش است و طراوت
زين سبب برگ و باران تو را می‌شناسند
هم تو گل‌های اين باغ را می‌شناسی
هم تمام شهيدان تو را می‌شناسند
از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی
ای که امواج طوفان تو را می‌شناسند
بوی توحيد مشروط بر بودن توست
ای که آيات قرآن تو را می‌شناسند
گرچه روی از همه خلق پوشيده داری
آی پيدای پنهان تو را می‌شناسند
اينک ای خوب، فصل غريبی سر آمد
چون تمام غريبان تو را می‌شناسند
کاش من هم عبور تو را ديده بودم
کوچه‌های خراسان تو را می‌شناسند

قيصر امين‌پور





http://upload.tazkereh.ir/images/36194750934836342095.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۸/۱۱/۲۶, ۱۰:۲۹
http://upload.tazkereh.ir/images/23753943702694100281.jpg


ارزشهاي اجتماعي در آرمان شهر رضوي

حضرت رضا(ع) به ارزشهاي اجتماعي در بعد عاطفي و مناسبات انساني آن خيلي اهميت مي دادند. و اين را در فرمايشات آن حضرت هم مي توان كرارا مشاهده كرد

.« واجل الخلائق و اكرمها اصطناع المعروف و اغاثه الملهوف و تحقيق امل الامل و تصديق مخيله الراجي»1

« بهترين اخلاق و عالي ترين صفت و گرامي ترين مردم آن كسي است كه كارهاي نيك انجام دهد و از درماندگان حمايت كند و به آنان كمك و ياري رساند و كوشش نمايد حوايج مستمندان و نياز تهي دستان را بر آورد و كسي را كه اميد دارد از خود مأيوس و نااميد نكند»2

امام رضا (ع) در حديث ديگري ميفرمايند
«برآوردن حاجت مؤمن برتر از ده بار طواف خانه خداست»

همچنين مي فرمايند:
«از وضع و حال برادران ديني خود پرس و جو كن و مطلع باش و در انجام نيازشان شتاب نما»

آن امام معصوم در جمله اي زيبا رفتارهاي اجتماعي را در رابطه با خود و ديگران به زيبايي ترسيم مي فرمايند كه: « ايمان مؤمن كامل نمي شود مگر اينكه سه خصلت در او باشد كه يك خصلت از پروردگارش كه رازداري و پوشيدن اسرار مردم است و يك خصلت از پيامبر اسلام(ص) كه آن مدارا با مردم است و يك خصلت از امام معصوم كه آن صبر در برابر شدائد و سختيها و رفتارهاي نارواي مردم مي باشد.3

در فرهنگ رضوي رابطه بين مردم رابطه اي مودت آميز و برادرانه و منصفانه است.در روايات فراواني ار آن حضرت حق مؤمنين بر يكديگر مطرح و وظايفي كه آحاد جامعه اسلامي نسبت به هم در روابط اجتماعي بر عهده دارند ذكر شده است.

در آرمان شهر رضوي ، شهروندي، شهروند ديگر را فريب نمي دهد چرا كه مي داند«ليس منا من ماكر مسلما»4 روابط و تعاملات اجتماعي در شهر رضوي تعاملاتي انساني و دو جانبه است. امانتها حفظ مي شود. وعده ها عمل مي گردد. احقاق حق افراد باعث اضرار به غير يا تجاوز به منافع عمومي نمي گردد.

امام رضا(ع) مي فرمايند«ما خانواده اي هستيم كه معتقديم وعده اي كه داديم حقي است بر گردنمان كه بايد آن را ادا كنيم. چنانچه رسول اكرم(ص)ادا مي كرد و انجام مي داد»5

آن حضرت در گفتاري ديگري چنين خاطر نشان مي كند كه
«در مراعات حقوق و اخلاق و آداب معاشرت با مردم چنان رفتار نمائي كه دوست داري آن طور با تو رفتار نمايند»6




http://shiaupload.ir/images/23666507307966041467.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۸/۱۱/۲۶, ۱۰:۲۹
http://upload.tazkereh.ir/images/50236487525041861385.jpg



ارزشهاي فرهنگي و تربيتي در شهر رضوي

در فرهنگ رضوي كه برگرفته از فرهنگ اصيل اسلامي است و اسوه آن عالم آل محمد(ص) است بايد تعقل علم و دانش و تكريم ار انديشمندان بي نظير باشد.هرچه گسترده انديشه و علم در جامعه افزايش يابد و در نهايت به يك هنجار اجتماعي تبديل شود ارتقاء و رشد جامعه افزون شده و به آرمانهاي الهي نزديك تر مي شود.
آن حضرت مي فرمود:«دانش و علوم و سخنان ارزشمند ما را ياد بگيريد و سپس به ديگران آموزش دهيد.زيرا وقتي مردم گفتار ارزشمند ما را بدانند و از كار، برنامه، سيره، و منش نيك ما آگاه شوند از سنت و سيره ما پيروي مي كنند»8

ارزش اعتماد به نفس در شهر رضوي

ايجاد روحيه اعتماد به نفس و خود باوري گامي بزرگ در ارزشهاي اجتماعي است.احساس هويت نيز از اصولي است كه شهروندان رضوي را در مقابل آسيبها و چالشهاي خارجي مصون مي دارد اين احساس هنگامي كه مبتني و متكي بر ايمان ديني باشد هم از پشتوانه حقيقي و پايان ناپذير برخوردار خواهد بود و هم اينكه با خصلتهاي منفي از قبيل غرور و خود بزرگ بيني و تحقير مردم ديگر همراه نيست.

«ولله العزه و لرسوله و للمؤمنين...»12
عزت و سربلندي از آن خداست و رسولش و مؤمنين.

مردم شهر رضوي داراي اعتماد به نفس بالا بوده و احساس هويت آنان يك احساس سرفرازي و ديني است.

پي نوشت :
1-مجلسي،محمد باقر،بحار الانوارج75ص355
2-فقه الرضا(ع)باب 87ص335
3-عيون الاخبار الرضا ج1 ص256
4- كليني محمد باقر اصول كافي ،ج2 كتاب الايمان والكفرحديث2
5- مجلي، محمد باقر،بحار الانوار ج75 ص339
6- مسند الرضا،ج1،ص284
7- غفاري، محسن،پاره اي از بهشت، ص180
8-عيون الاخبار الرضاج1 ص256
9- نهج البلاغه، نامه علي (ع) به مالك اشتر
10- سوره محمد ايه 7
11- غفاري محسن ، پاره اي از بهشت ص35و 36
12- سوره منافقون آيه 8
ماهنامه راه قران/شماره24




http://shiaupload.ir/images/23666507307966041467.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۸/۱۱/۲۶, ۱۰:۳۶
http://upload.tazkereh.ir/images/42099238667557237146.gif


هشت درس و پيام از هشتمين امام(ع)

اصولا رسول اكرم(ص) و ائمه(عليهم السلام) طبق رواياتى كه داريم قبل ‏از اين عالم انوارى بوده‏اند در ظل عرش و در انعقاد نطفه و طينت از بقيه مردم‏امتياز داشته‏اند.»

حضرت امام خمينى ضمن بيان مطلب فوق افزوده‏اند:
«ومقاماتى دارند الى ماشاء الله چنانكه در روايات معراج جبرئيل عرض مى‏كند:

... هرگاه كمى نزديكتر مى‏شدم، سوخته بودم.
با اين فرمايش كه ... ما با خداحالاتى داريم كه نه فرشته مقرب آن را مى‏تواند داشته باشد و نه پيامبر مرسل.اين‏جزء اصول مذهب ماست كه ائمه(عليهم السلام) چنين مقاماتى دارند.

چنانكه به حسب روايات اين مقامات معنوى براى حضرت زهرا(ع) هم هست.»
پيشوايان شيعه تمام عمر خويش را صرف بسط احكام و اخلاق و عقايد نمودند و تنهاهدف و مقصدشان نشر احكام خدا و اصلاح و تهذيب بشر بوده، نورشان از بسيط خاك تاآن سوى افلاك و از عالم ملك تا آن سوى ملكوت اعلى پرتوافشانى كرده و مى‏كند.

در اين مختصر با استفاده از رهنمودهاى معصومين(عليهم السلام) و علماى بزرگواردر محضر درخشان‏ترين سيماى نورانى از تبار امام كاظم(ع) و آفتاب خطه خراسان‏مى‏نشينيم و از اخلاق امام هشتم، هشت درس فرا مى‏گيريم.
دستت نمى‏رسد كه بچينى گلى ز شاخ بارى
به پاى گلبن ايشان گياه باش

1- عبادت و نيايش
امام خمينى مى‏نويسد:
فرموده ائمه(عليهم السلام) كه: «عبادت ما عبادت احرار است كه فقط براى حب خداست، نه طمع به بهشت‏ يا ترس ‏از جهنم است‏»
از مقامات معمولى و اول درجه ولايت است. از براى آنها در عبادات حالاتى است كه‏ به فهم ما و شما نمى‏گنجد.

و در جاى ديگر مى‏فرمايد: شما خيال مى‏كنيد گريه‏ هاى ‏ائمه طاهرين(عليهم السلام) و ... براى تعليم بوده و مى‏خواسته ‏اند به ديگران‏ بياموزند؟

آنان با تمام آن معنويات و مقام شامخى كه داشتند از خوف خدا مى‏گريستند و مى‏دانستند راهى كه در پيش دارند پيمودنش چه قدر مشكل و خطرناك‏است.

از مشكلات، سختيها ناهمواريهاى عبور از صراط كه يك طرف آن دنيا و طرف‏ديگرش آخرت مى‏باشد و از ميان جهنم مى‏گذرد خبر داشتند.
از عوالم قبر، برزخ،قيامت و عقبات هولناك آن آگاه بودند از اين روى هيچگاه آرام نداشته و همواره ‏از عقوبات شديد آخرت به خدا پناه مى‏بردند.

شيخ صدوق (متوفا به سال 381) از ابراهيم بن عباس نقل مى‏كند كه: حضرت رضا(ع) در شب كم مى‏خوابيد و بيشتر بيدارمى‏ماند، اكثر شبهايش را از اول شب تا صبح احيا مى‏داشت (و به عبادت و نيايش‏مى‏پرداخت).

و حتى اهل منزل خود را به نماز شب وادار مى‏ساخت.
شيخ صدوق در جاى ديگر از رجاء بن ابى‏ضحاك نقل مى‏كند كه وى گفت:
مامون به من ماموريت داد تا حضرت رضا(ع) را (به اجبار) از مدينه به مروبياورم (تا تحت نظر باشد) و دستور داشتم از راه مخصوصى امام را بياورم و وى رااز قم عبور ندهم (چون مركز شيعيان بود و احتمال شورش مى‏رفت) و شب و روزمى‏بايست‏به نگهبانى از آن حضرت مشغول باشم. از مدينه تا مرو با حضرت بودم، به‏خدا سوگند كسى را مانند او در تقوا و كثرت ذكر خدا و خوف از او در تمام اوقات‏نديدم. و سپس به تفصيل، كيفيت اداى نمازها و ذكرها و راز و نيازهاى ‏حضرت‏راشرح‏مى‏د هد.

آن حضرت درباره وحشت و هراس شيطان از نماز و نماز گزار مى ‏فرمايد:
شيطان همواره از مومنى كه مراقب وقت نمازهاى پنجگانه ‏اش باشد در هراس ‏است و در صورتى كه وى نمازهاى خود را ضايع كند بر او جرات پيدا مى‏كند و كم كم ‏او را در گناهان بزرگ مى‏اندازد.
برخيز و شست و شو كن
با اشك خود وضو كن
تحصيل آبرو كن
در پيشگاه يزدان
دور افكن اين ريا را
وين كبر و اين هوى را
يك دم بخوان خدا را.



http://shiaupload.ir/images/23666507307966041467.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۸/۱۱/۲۶, ۱۰:۴۲
http://upload.tazkereh.ir/images/32246137387300858079.jpg



5-امر به معروف و نهى از منكر

طبق تصريح آيات قرآن و روايات‏اهل بيت(عليهم السلام) امر به معروف و نهى از منكر از اهميت ويژه‏اى برخورداراست و اصولا ساير واجبات به واسطه آن دو برپا مى‏گردند.
اميرالمؤمنين(ع) فرموده است:
امر به معروف و نهى از منكر را ترك مكنيد كه در غير اين صورت ستمگران برشما مسلط مى‏گردند و آنگاه هر قدر هم كه دعا كنيد اجابت‏نمى‏شود.

در جاى ديگر نيز فرموده‏اند:
قوام دين در سه چيز خلاصه مى‏شود:
امر به معروف، نهى از منكر و اقامه حدود.
با توجه به فرمايش حضرت رسول اكرم(ص) كه بالاترين جهاد سخن‏عدلى است كه نزد فرمانرواى ظالمى ايراد گردد حضرت رضا(ع) در مقاطع مختلف‏زندگى خويش با جلوه‏هاى گوناگون توانست‏با بالاترين جهاد سياستهاى باطل‏زمامداران ستمگر زمان خويش را نقش بر آب نمايد و چهره حق و حقيقت رابنماياند.
نقش امر به معروف و نهى از منكر به حدى در زندگى آن حضرت بارز بود كه يكى ازمهمترين علل شهادت حضرت رضا(ع) محسوب مى‏گردد.

مرحوم شيخ صدوق در كتاب عيون اخبار الرضا(ع) در باب اسباب شهادت آن حضرت، سه‏خبر نقل كرده است كه مويد ادعاى مزبور مى‏باشد.

و جالب اينجاست كه در ضمن خبراول حضرت به پرونده ثروتهاى بادآورده مامون و غيرقانونى بودن آنها نيز اشارت‏كرده است.

مرحوم شيخ كلينى (متوفا به سال‏329) درباره عذاب تاركان امر به معروف و نهى‏از منكر حديثى از امام رضا(ع) نقل كرده كه آن حضرت از قول رسول خدا(ص) فرموده:

زمانى كه امت من نسبت‏به امر به معروف و نهى از منكر سهل انگارى كنند ومسووليت را به گردن يكديگر اندازند (و هر كس منتظر اين باشد كه ديگرى آن راانجام دهد) در اين صورت بايستى منتظر عذاب الهى باشند و اين كار آنها به منزله‏اعلان جنگ با خداست.

يكى از كنيزان مامون چنين گفته است:

«هنگامى كه در منزل مامون بوديم در بهشتى از خوردنى‏هاى و نوشيدنى‏ها و بوى خوش و پول فراوان بسرمى‏برديم اما همين كه مامون مرا به امام رضا(ع) بخشيد ديگر از آن همه ناز ونعمت‏خبرى نبود، زنى كه سرپرست ما بود، شب ما را بيدار مى‏كرد و به نماز وادارمى‏ساخت كه بر ما سخت و گران مى‏آمد و آرزو مى‏كردم از آنجا رهايى يابم ..»
كه‏البته به زودى توسط حضرت به ديگرى بخشيده شد زيرا لياقت‏خدمت در منزل امام رانداشت.
همانطور كه ملاحظه مى‏شود، امام نسبت‏به نماز شب خواندن اهل منزل عنايت‏داشتند و لذا به سرپرست زنان دستور داده بودند كه آنها را در آن موقع بيدارنمايند.
در اينجا يادآورى اين نكته بجاست كه ميان «تحميل عقيده‏» و «تحميل‏عمل در برخى امور» تفاوت وجود دارد. در قرآن كريم مى‏خوانيم:

«لا اكراه فى الدين‏»[در دين تحميل عقيده راه ندارد.] در صورتى كه تحميل عمل در برخى ازموارد كه مصلحت‏بالاترى وجود دارد نه تنها جايز بلكه ضرورى مى‏باشد. به عنوان‏مثال وقتى معلمى دلسوز، دانش‏آموز خود را به انجام پاره‏اى از تكاليف وادارمى‏سازد، هيچگاه نمى‏خواهد تحميل عقيده نمايد بلكه به خاطر در نظر گرفتن صلاح ومصلحت دانش‏آموزش به وى نوعى عمل را اجبار مى‏كند و چه بسا همان دانش‏آموز پس ازرسيدن به مدارج عالى علمى از كار معلم بسيار خشنود و دلشاد گردد.

تذكرات دلسوزانه خمينى كبير را مرورى دوباره كنيم: بايد همه بدانيم كه آزادى‏به شكل غربى آن كه موجب تباهى جوانان و دختران و پسران مى‏شود از نظر اسلام وعقل محكوم است و تبليغات و مقالات و سخنرانى‏ها و كتب و مجلات بر خلاف اسلام و عفت‏عمومى و مصالح كشور حرام است و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگيرى از آنها واجب‏است و از آزادى‏هاى مخرب بايد جلوگيرى شود و از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه‏برخلاف مسير ملت و كشور اسلامى و مخالف با حيثيت جمهورى اسلامى است‏ بطورقاطع اگرجلوگيرى نشود همه مسوول مى‏باشند و مردم و جوانان حزب‏اللهى اگر برخورد به يكى‏از امور مذكور نمودند به دستگاههاى مربوطه رجوع كنند و اگر آنان كوتاهى نمودندخودشان مكلف به جلوگيرى هستند خداوند تعالى مددكار همه باشد.




http://shiaupload.ir/images/23666507307966041467.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۸/۱۱/۲۶, ۱۰:۴۲
http://upload.tazkereh.ir/images/44169157037233317789.jpg


2- انس به قرآن و تامل در آن


اصولا پيوند ميان قرآن و عترت پيوندى عميق،جاودانه و پايدار است كه حديث‏شريف ثقلين بدان شهادت داده است.

شيخ صدوق از يكى از معاصران حضرت چنين نقل كرده است: همه كلام حضرت و جوابها ومثالهايش برگرفته از قرآن بود، هر سه روز يك بار قرآن را ختم مى‏كرد و مى‏فرمود:

اگر بخواهم در كمتر از سه روز هم مى‏توانم آن را ختم نمايم اما هرگز به آيه‏اى‏ نمى ‏رسم مگر اينكه در معناى آن و اينكه درباره چه چيزى و در چه وقتى نازل گشته ،مى ‏انديشم.

آن حضرت در مورد پيروى از قرآن مى‏فرمايد: قرآن كلام و سخن خداست ازآن نگذريد و هدايت را در غير آن نجوييد كه گمراه مى‏شويد. (12)

3- اطاعت از ولى امر

اساسا تمامى ائمه اطهار(عليهم السلام) تا قبل از رسيدن به‏مقام امامت مطيع‏ترين فرد نسبت‏به ولى امر خويش بوده‏اند.

امام كاظم(ع) فرموده‏اند:
«على، پسرم، بزرگترين فرزندم است و سخنانم راشنواتر و دستوراتم را مطيع‏تر است‏».
و اينك ما كه در زمان غيبت‏حضرت صاحب‏العصر(ع) بسر مى‏بريم نيز بايستى با تمام توان خويش از ولايت فقيه كه منصب‏نمايندگى از جانب حضرت حجت(ع) است، حمايت و پاسدارى نماييم. و چه بسيار دور ازحقيقت‏اند آنان كه با طرح شبهات كودكانه مى‏خواهند اصل ولايت فقيه را زير سؤال‏برند، در صورتى كه اطاعت از ولى فقيه در زمان غيبت، مورد تصريح حضرات‏معصومين(عليهم السلام) قرار گرفته است و حضرت امام خمينى نيز به تفصيل در كتاب‏ولايت فقيه به شرح آن پرداخته‏اند.
در قسمتى از كتاب فوق مى‏خوانيم:

الفقهاء امناء الرسل ..
همانطور كه پيغمبر اكرم مامور اجراى احكام و برقرارى‏نظامات اسلام بود و خداوند او را رئيس و حاكم مسلمين قرار داده و اطاعتش راواجب شمرده است فقهاى عادل هم بايستى رئيس و حاكم باشند و اجراى احكام كنند ونظام اجتماعى اسلام را مستقر گردانند.

4- علم و دانش

شيخ طبرسى (از علما و دانشمندان قرن ششم) نقل مى‏كند كه:

امام كاظم(ع) همواره به فرزندان خويش مى‏فرمود: اين برادر شما، على بن موسى ،عالم آل محمد است، پس از وى در مورد اديان خود بپرسيد و آنچه به شما تعليم ‏مى‏دهند را حفظ كنيد، چرا كه از پدرم (امام صادق(ع‏» چندين بار شنيدم كه ‏مى‏ فرمود:

عالم آل محمد در صلب توست و اى كاش او را درك مى‏كردم.
يك بار خودآن حضرت فرمودند:
من در روضه (مسجد النبى ص) مى‏نشستم، در مدينه دانشمندان زيادى بودند، هرگاه‏يكى از آنها در پاسخ دادن به مطلبى عاجز مى‏گشت، همگى به من اشاره مى‏كردند ومسائلى را پيش من مى‏فرستادند و من به آنها پاسخ مى‏دادم.

آرى! از سربلندى‏نديده قافش صداى سيمرغ.

شيخ طبرسى از هروى نقل كرده است كه:

هيچ كس را دانشمندتر از على بن موسى‏الرضا(ع) نديدم و هيچ دانشمندى نيز وى را نديد مگر اينكه همانند من به فضل ودانش او شهادت داد.

شيخ صدوق مى‏نويسد: مامون افرادى را از فرقه‏ها و گروههاى‏مختلف و گمراه دعوت مى‏كرد و قصد آن داشت تا بر امام در بحث و مناظره پيروزشوند و اين به جهت‏حقد و حسدى بود كه نسبت‏به آن حضرت در دل داشت، اما امام باكسى به بحث ننشست جز آنكه در پايان به فضيلت آن حضرت اعتراف كرد و در برابراستدلال امام سر فرود آورد.
آرى «چراغى را كه ايزد برفروزد» هيچكس را توان‏خاموشى آن نخواهد بود.

خود حضرت امام رضا(ع) مى‏فرمايد:

... آنگاه كه من بر اهل تورات با توراتشان و بر اهل انجيل با انجيلشان و براهل زبور با زبورشان و بر صائبين با زبان عبرى خودشان و بر هربذان با زبان‏فارسى‏شان و بر روميان با زبان خودشان و بر اصحاب مقالات با لغت‏خودشان استدلال‏كنم. و آنگاه كه هر دسته‏اى را محكوم كردم و دليلشان را باطل ساختم و دست ازعقيده و گفتار خود كشيدند و به گفتار من گراييدند مامون در مى‏يابد مسندى كه‏بر آن تكيه كرده است‏حق او نيست و در اين هنگام پشيمان مى‏گردد. سپس فرمود:

«ولا حول ولا قوه الا بالله العلى العظيم‏».






http://shiaupload.ir/images/23666507307966041467.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۸/۱۱/۲۶, ۱۰:۴۲
http://upload.tazkereh.ir/images/64108672407049992585.jpg


6- هشيارى سياسى و سازش ناپذيرى

ائمه(عليهم السلام) نه فقط خود با دستگاههاى‏ظالم و دولتهاى جائر و دربارهاى فاسد مبارزه كرده‏اند بلكه مسلمانان را به جهادبر ضد آنها دعوت نموده‏اند، بيش از پنجاه روايت در وسائل الشيعه و مستدرك‏و ديگر كتب هست كه «از سلاطين و دستگاه ظلمه كناره‏گيرى كنيد و به دهان مداح‏آنها خاك بريزيد، هر كس يك مداد به آنها بدهد يا آب در دواتشان بريزد چنين وچنان مى‏شود ..» خلاصه دستور داده‏اند كه با آنها به هيچ وجه همكارى نشود وقطع رابطه بشود.
امام خمينى در جاى ديگر اينطور مى‏فرمايند:

ائمه ما(عليهم السلام) همه شان كشته شدند براى اينكه همه اينها مخالف با دستگاه ظلم‏بودند اگر چنانچه امامهاى ما تو خانه‏هايشان مى‏نشستند .. محترم بودند،روى سرشان مى‏گذاشتند ائمه ما را، لكن مى‏ديدند هر يك از اينها حالا كه‏نمى‏تواند لشركشى كند از باب اينكه مقتضياتش فراهم نيست، دارد زير زمينى اينهارا از بين مى‏برد، اينها را مى‏گرفتند حبس مى‏كردند ..

مرحوم شيخ كلينى از قول‏يكى از ياران امام رضا(ع) مى‏نويسد:

پس از آنكه حضرت رضا(ع) به امامت رسيد سخنانى ايراد فرمود كه بر جان وى‏ترسيديم و لذا به آن حضرت عرض شد: مطلبى آشكار كردى كه بيم داريم اين طاغوت(هارون) بر عليه شما اقدامى كند، و حضرت در جواب فرمود:
هر كارى مى‏تواند انجام دهد ...

يكى ديگر از ياران حضرت مى‏گويد:
به امام عرض كردم: شما خود را به اين امر (يعنى امامت) شهره ساخته و جاى پدرنشسته‏ايد، در حالى كه از شمشير هارون خون مى‏چكد (و دوران اختناق عجيبى‏حكمفرماست، شما با چه جراتى چنين مى‏كنيد؟!) كه آن حضرت با پاسخ خود به وى‏فهماند كه اين مسائل و ماموريتهاى ائمه(عليهم السلام) قبلا از جانب الهى تعيين‏شده و هارون قدرت مقابله با حضرت را ندارد.

امام هشتم با هشيارى سياسى خويش‏توانست پس از مرگ هارون (كه در سال دهم از امامت‏حضرت اتفاق افتاد) در دوران‏نزاع و كشمكش‏هاى ميان دو برادر (يعنى امين و مامون) به ارشاد و تعليم و تربيت‏شيعه ادامه دهد.
و بالاخره پس از به قدرت رسيدن مامون، با حركتها و موضعگيريهاى دقيق وحكيمانه نقش عظيم خويش را به خوبى ايفا نمود.

همانطور كه معروف است مامون در ميان خلفاى بنى‏عباس از همه داناتر و زيرك‏تربود، از علوم مختلف آگاهى داشت و تمام اينها را وسيله‏اى براى پيشبرد قدرت‏شيطانى خويش قرار داده بود و از همه مهمتر جنبه عوام فريبى وى بود.
وى با طرح‏يك نقشه حساب شده، ولايت عهدى حضرت را پيشنهاد كرد كه اهداف مختلفى را دنبال‏مى‏نمود از جمله: در هم شكستن قداست و مظلوميت امامان شيعه و پيروانشان،مشروعيت‏بخشيدن به حكومت‏خويش و خلفاى جور قبلى و كسب وجهه و حيثيت‏براى خويش،تخطئه شيعيان مبنى بر عدم اعتنا به دنيا و رياست، كنترل مركز و كانون مبارزات، دور كردن امام از مردم و تبديل امام به يك عنصر دربارى و توجيه‏گر دستگاه.

مقام معظم رهبرى حضرت آيه‏الله خامنه‏اى (مدظله العالى) ضمن برشمردن و توضيح‏اهداف فوق فرموده‏اند:

در اين حادثه، امام هشتم على بن موسى الرضا(ع) در برابر يك تجربه تاريخى عظيم‏قرار گرفت و در معرض يك نبرد پنهان سياسى كه پيروزى يا ناكامى آن مى‏توانست‏سرنوشت تشيع را رقم بزند، واقع شد. در اين نبرد رقيب كه ابتكار عمل را بدست‏داشت و با همه امكانات به ميدان آمده بود مامون بود.

مامون با هوشى سرشار و تدبيرى قوى و فهم و درايتى بى‏سابقه قدم در ميدانى‏نهاد كه اگر پيروز مى‏شد و اگر مى‏توانست آنچنانكه برنامه‏ريزى كرده بود كار رابه انجام برساند يقينا به هدفى دست مى‏يافت كه از سال چهل هجرى يعنى از شهادت‏على بن ابيطالب(ع) هيچيك از خلفاى اموى و عباسى با وجود تلاش خود نتوانسته‏بودند به آن دست‏يابند يعنى مى‏توانست درخت تشيع را ريشه‏كن كند و جريان معارضى‏را كه همواره همچون خارى در چشم سردمداران خلافتهاى طاغوتى فرو رفته بود بكلى‏نابود سازد.

اما امام هشتم با تدبيرى الهى بر مامون فائق آمد و او را درميدان نبرد سياسى كه خود به وجود آورده بود بطور كامل شكست داد و نه فقط تشيع‏ضعيف يا ريشه‏كن نشد بلكه حتى سال دويست و يك هجرى يعنى سال ولايتعهدى آن حضرت‏يكى از پر بركت‏ترين سالهاى تاريخ تشيع شد و نفس تازه‏اى در مبارزات علويان‏دميده شد و اين همه به بركت تدبير الهى امام هشتم و شيوه حكيمانه‏اى بود كه آن‏امام معصوم در اين آزمايش بزرگ از خويشتن نشان داد.

آرى نمونه‏هاى هشيارى وتيزبينى آن حضرت در قضاياى متعددى جلوه‏گر است مانند ماجراى نماز عيد كه هر چندبا پيشنهاد مامون بود اما حركت و شيوه حضرت به گونه‏اى بود كه مامون دستورجلوگيرى از اقامه نماز را صادر كرد و به قول رهبر عزيزمان «مامون را درميدان نبردى كه خود به وجود آورده بود بطور كامل شكست داد.»





http://shiaupload.ir/images/23666507307966041467.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۸/۱۱/۲۶, ۱۰:۴۲
http://upload.tazkereh.ir/images/86638096561129437714.jpg


7- تواضع و فروتنى

مرحوم شيخ صدوق به نقل از يكى از معاصران حضرت رضا(ع)مى‏نويسد: چون سفره انداخته مى‏شد، غلامانش حتى دربان و نگهبان نيز با اوسر يك سفره مى‏نشستند.

مرحوم ابن شهر آشوب (متوفا به سال 588) نيز مى‏نويسد:
روزى امام وارد حمام شد، مردى (كه حضرت را نمى‏شناخت) از وى درخواست كرد تا اورا كيسه كشد، امام نيز پذيرفت و مشغول شد. حاضران به آن مرد، حضرت را معرفى‏كردند و او با كمال شرمندگى و سرافكندگى از حضرت پوزش خواست اما حضرت رضا(ع)او را آرام نمود و به كار خود همچنان ادامه داد.

مرحوم كلينى طبق حديثى فرموده:
شبى امام مهمان داشت، در ميان صحبت، چراغ دچار نقص گشت، مهمان خواست‏آن را اصلاح نمايد ولى حضرت اجازه نداد و خود به اصلاح آن پرداخت.
مرحوم علامه مجلسى (متوفا به سال 1111) چنين نقل كرده است:
مردى از اهالى بلخ گويد:
در سفر خراسان با حضرت همراه بودم، به دستور وى سفره‏انداخته شد و خدمتكاران و غلامان، چه سياهان و چه غير ايشان، همگى را بر سر يك‏سفره نشاند، به امام عرض كردم:

فدايت‏شوم خوب بود براى اينها سفره جداگانه‏اى‏مى‏انداختيد. حضرت فرمود:
ساكت‏باش.
پروردگار همه يكى است، پدر و مادر همه يكى است و پاداش و جزا (فقط) به عمل‏بستگى دارد (نه بر حسب و نسب و جاه و مقام).


8- احترام و محبت‏ به ديگران

مرحوم اربلى (از دانشمندان قرن هفتم) در خبرى‏كه نقل نموده است از قول يكى از معاصران امام رضا(ع) مى‏نويسد:

هرگز نديدم كه‏امام در سخن خويش نسبت‏به كسى بى‏احترامى كند و هرگز نديدم كه كلام ديگرى‏را قطع كند، و مى‏گذاشت تا سخنانش به پايان رسد ..
هيچگاه در برابر كسى كه‏مقابلش نشسته بود پاهايش را دراز نمى‏كرد و تكيه نمى‏زد. هرگز نديدم به هيچيك‏از خدمتكاران و غلامانش ناسزا گويد ..

آن حضرت فرموده است:
محبت‏به ديگران‏نيمى از عقلانيت و خرد ورزى است.
و از آنجا كه درصد قابل توجهى از كينه‏ها ودلخورى‏ها به سبب سخنان بى‏مورد و بعضا نيش‏دارى است كه نسبت‏به يكديگر اظهارمى‏گردد و شايد در اكثر موارد نيز بى‏قصد و غرض باشد آن حضرت فرموده‏اند:

سكوت موجب جلب محبت مى‏گردد.
در پايان، از محضر نورانى امام رئوف و مهربان‏حضرت رضا(ع) پوزش مى‏طلبيم; چرا كه بيان يك ويژگى از ويژگيهاى خدايى ايشان ازعهده كسى ساخته نيست.

كتاب فضل ترا آب بحر كافى نيست
كه تر كنم سرانگشت و صفحه بشمارم

ماهنامه كوثر شماره 15






http://shiaupload.ir/images/23666507307966041467.jpg

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۱/۲۶, ۱۱:۲۱
عطر رسالت

:Sham:http://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gif:Sham:

طوس، مدینه دیگری است؛ چرا که خورشید مدینه در آن آرمیده علی بن موسی الرضا، پاره تن و رسول مدنی است.

او عطر و بوی رسالت را از مدینه به ایران آورده است، آن هنگام که راه مدینه تا طوس را پیمود و از برکت این هجرت، ایران برای همیشه در چشم انداز پرتو امامت قرار گرفت.

آن بزرگوار به هنگام وداع دردمندانه با تربت احمدی، گردی از ایمان آن مزار برگرفت و بر این خاک پاشید و سرزمین عجم را، با پیام رسول حق عجین نمود و سرزمین سلمان را، بیمه خط اهل بیت کرد. غریب خراسان، آشنای دل ها و دیده های آشناست.

می گویید نه؟
به امواج زائران و حلقه های طائفان بر مرقدش بنگرید، به دل های شیدایی که کبوتر حرم او نیز و جان های مشتاقی که دلداده این کویند. آه از آن انگور مسموم که رضای آل محمد صلی الله علیه و آله را به رضوان برد!

وای از آن زهر جفا که امام جواد را یتیم کرد و داد از آن مرگ غریبانه که معصومه را در حسرت دیدار برادر، گریان نمود!

:Sham:http://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://dl5.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gif:Sham:

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۸/۱۱/۲۶, ۱۲:۵۵
http://upload.tazkereh.ir/images/55592996044858052418.jpg

پاسخ امام رضا علیه السلام به منکر خدا

حضرت رضا علیه‌السلام در میان دوستان خود بودند که یکی از منکران وجود خداوند تبارک و تعالی از را راه رسید.

امام به او فرمود: ‌اگر حق با شما باشد، و خدایی در کار نباشد، ما و شما برابریم، و نماز و روزه و زکات و ایمان ما، به ما زیان نخواهد رسانید. اما اگر حق با ما باشد، در این صورت ما رستگاریم و شما زیان‌کار و در هلاکت خواهید بود.

مرد منکر گفت: به من بفهمان که خدا چگونه است و در کجاست؟‌

امام رضا علیه‌السلام فرمود: وای بر تو! این راهی که می‌روی غلط است. خدا «چگونگی»‌را «چگونه»‌کرد؛ بی‌آنکه او به «چگونگی» ‌توصیف شود و او مکان را مکان کرد بی‌آنکه خود دارای مکان باشد؛ بنابراین ذات پاک خدا با چگونگی و مکان شناخته نمی‌شود و با هیچ‌یک از نیروهای حس درک نمی‌شود و به هیچ‌چیزی تشبیه نمی‌گردد.

مرد گفت: اگر خدا با هیچ‌یک از نیروهای حس درک نمی‌شود، بنابراین او چیزی نیست.

امام رضا علیه‌السلام فرمود: وای بر تو! ‌چون نیروهای حسی تو از درک او عاجز هستند، او را انکار کردی؟ ولی ما در عین آنکه نیروهای حسی ما از درک ذات او عاجز است، به او ایمان داریم و یقین داریم که او پروردگار ماست و به هیچ‌چیزی شباهت ندارد.

مرد گفت: به من بگو خدا از چه زمانی بوده است؟‌

امام رضا علیه‌السلام فرمود: به من خبر بده که خدا از چه زمانی نبوده است، تا من به تو خبر دهم که در چه زمانی بوده است.

منکر گفت: دلیل بر وجود خدا چیست؟

امام رضا علیه‌السلام فرمود: من وقتی که به پیکر خود می‌نگرم، نمی‌توانم در طول و عرض آن چیزی بکاهم یا بیفزایم، زیانها و بدیهایش را از آن دور سازم و سودش را به آن برسانم؛ از همین موضوع تعیین کردم که این ساختمان دارای سازنده‌ای است؛ ازاین‌رو به وجود صانع و سازنده اعتراف کردم؛ افزون بر آن، گردش سیارات، پیدایش ابرها، وزیدن بادها و سیر خورشید، ماه و ستارگان و نشانه‌های شگفت‌انگیز و آشکار دیگر را که دیدم، دریافتم که این گردنده‌ها گرداننده دارد و این موجودات دارای سازنده و پردازنده است.

و اینجا دیگر مرد حرفی برای گفتن نداشت!

محمد محمدی اشتهاردی، نگاهی به زندگی حضرت رضا علیه‌السلام، صص116 ـ 117.




http://shiaupload.ir/images/23666507307966041467.jpg

همدم آسمان
۱۳۸۸/۱۱/۲۶, ۱۳:۱۴
http://i2.tinypic.com/sls12v.jpg


پنج درس ارزشمند و آموزنده


1 ابوسعيد خراسانى حكايت كند:
روزى دو نفر مسافر از راه دور به محضر امام رضا عليه السلام وارد شدند و پيرامون حكم نماز و روزه از آن حضرت سؤ ال كردند؟
امام عليه السلام به يكى از آن دو نفر فرمود: نماز تو شكسته و روزه ات باطل است و به ديگرى فرمود: نماز تو تمام و روزه ات صحيح مى باشد.
وقتى علّت آن را جويا شدند؟
حضرت فرمود: شخص اوّل چون به قصد زيارت و ملاقات با من آمده است ، سفرش مباح مى باشد؛ ولى ديگرى چون به عنوان زيارت و ديدار سلطان حركت نموده ، سفرش معصيت است .(59) (http://sakoo.blogfa.com/)
2 در بين مسافرتى كه امام رضا عليه السلام از شهر مدينه به سوى خراسان داشت ، هرگاه ، كه سفره غذا پهن مى كردند و غذا چيده و آماده خوردن مى شد، حضرت دستور مى داد تا تمامى پيش خدمتان سياه پوست و ... بر سر سفره طعام حاضر شوند؛ و سپس حضرت كنار آن ها مى نشست و غذاى خود را ميل مى نمود.
اطرافيان به آن حضرت اعتراض كردند كه چرا براى غلامان سفره اى جدا نمى اندازى ؟!
امام عليه السلام فرمود: آرام باشيد اين چه حرفى است ؟!
خداى ما يكى است ، پدر و مادر ما يكى است و هركس مسئول اعمال و كردار خود مى باشد.(60) (http://sakoo.blogfa.com/)

همدم آسمان
۱۳۸۸/۱۱/۲۶, ۱۳:۱۵
http://i34.tinypic.com/2wh4dtu.jpg


3 محمّد بن سنان گويد:
چند روزى پس از آن كه امام موسى كاظم عليه السلام رحلت نمود و امام رضا عليه السلام جاى پدر، در منصب امامت قرار گرفت و مردم در مسائل مختلف به ايشان مراجعه مى كردند.
به حضرت عرض كردم : ياابن رسول اللّه ! ممكن است از طرف هارون به شما آسيبى برسد و بهتر است محتاط باشيد.
امام عليه السلام اظهار داشت : همان طور كه جدّم ، رسول اللّه صلى الله عليه و آله فرمود: چنانچه ابوجهل ، موئى از سر من جدا كند، من پيغمبر نيستم ، من نيز مى گويم : اگر هارون موئى از سر من جدا كند من امام و جانشين پدرم نخواه بود.(61) (http://sakoo.blogfa.com/)
4 يكى از اصحاب امام رضا عليه السلام به نام معمّر بن خلاد حكايت نمايد:
هر موقع سفره غذا براى آن حضرت پهن مى گرديد، كنار آن سفره نيز يك سينى آورده مى شد.
پس امام عليه السلام از هر نوع غذا، مقدارى بر مى داشت و داخل آن سينى قرار مى داد و به يكى از غلامان خود مى فرمود كه تحويل فقراء و تهى دستان داده شود.
سپس به دنباله آن ، اين آيه شريفه قرآن : فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ (62) (http://sakoo.blogfa.com/) را تلاوت مى نمود؛ و مى فرمود: خداوند جلّ و على مى داند كه هر انسانى براى كسب مقامات عاليه بهشت ، توان آزاد كردن غلام و بنده را ندارد.
به همين جهت ، اطعام دادن و سير گرداندن افراد را وسيله اى براى ورود به بهشت قرار داده است .(63) (http://sakoo.blogfa.com/)
5 - سليمان بن جعفر - كه يكى از اصحاب حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السلام است - حكايت كند:
يكى از نوادگان امام سجّاد عليه السلام - به نام علىّ بن عبيداللّه - مشتاق ديدار و زيارت امام رضا عليه السلام بود، به او گفتم : چه چيزى مانع از رفتن به محضر شريف آن حضرت مى باشد؟
پاسخ داد: هيبت و جلالت آن بزرگوار مانع من گرديده است .
اين موضوع سپرى گشت ، تا آن كه روزى مختصركسالتى بر وجود مبارك امام عليه السلام عارض شد و مردم به عيادت و ملاقات آن حضرت مى آمدند.
پس به آن شخص گفتم : فرصت مناسبى پيش آمده است و تو نيز به همراه ديگر افراد به ديدار و ملاقات آن حضرت برو، كه فرصت خوبى خواهد بود.
لذا علىّ بن عبيد اللّه به عيادت و ديدار امام رضا عليه السلام رفت و با مشاهده آن حضرت بسيار مسرور و خوشحال گرديد.
مدّتى از اين ديدار گذشت و اتّفاقا علىّ بن عبيداللّه روزى مريض شد؛ و چون خبر به امام عليه السلام رسيد، حضرت جهت عيادت از او حركت نمود؛ و من نيز همراه آن بزرگوار به راه افتادم ، چون وارد منزل او شديم ، حضرت مختصرى كنار بستر او نشست و از او دلجوئى نمود.
و پس از گذشت لحظاتى كه از منزل خارج شديم ، يكى از بستگان آن شخص گفت : همسر علىّ بن عبيداللّه بعد از شما وارد اتاق شد
و جايگاه جلوس ‍ حضرت رضا عليه السلام را مى بوسيد و بدن خود را به وسيله آن محلّ تبرّك مى نمود.

Naser
۱۳۸۸/۱۱/۲۶, ۱۴:۲۳
در حدیثى از آقا امام رضا علیه السلام داریم:

« الامام الانیس الرّفیق والوالد الشفیق و الاخ الشفیق و الام البرّة بالولد الصغیر.»

« امام امينى رفيق و پدرى مهربان و شفيق و برادرى همزاد است و چون مادرى براى كودك خردسال دلسوز است.»

(ترجمه تحف العقول ص 452 )

Naser
۱۳۸۸/۱۱/۲۶, ۱۴:۲۴
آقا امام رضا علیه السلام فرمودند:

مـن فـرج عن مـومـن فـرج الله عن قلبه يـوم القيمه

هر كس اندوه و مشكلى را از مومنى بر طرف نمايد خداوند در روز قيامت انـدوه را از قلبش بر طرف سازد.

اصول كافى, ج 3, ص 268

همدم آسمان
۱۳۸۸/۱۱/۲۶, ۱۵:۵۱
http://www.cloob.com/public//public/user_data/album_photo/253/757836-b.jpg


روش برخورد با مردم

مرحوم شيخ طوسى رضوان اللّه تعالى عليه در كتاب رجال خود آورده است :
در يكى از روزها، عدّه اى از دوستان امام رضا عليه السلام در منزل آن حضرت گرد يكديگر جمع شده بودند و يونس بن عبدالرّحمن نيز كه از افراد مورد اعتماد حضرت و از شخصيّت هاى ارزنده بود، در جمع ايشان حضور داشت .
هنگامى كه آنان مشغول صحبت و مذاكره بودند، ناگهان گروهى از اهالى بصره اجازه ورود خواستند.
امام عليه السلام ، به يونس فرمود: داخل فلان اتاق برو و مواظب باش هيچ گونه عكس العملى از خود نشان ندهى ؛ مگر آن كه به تو اجازه داده شود.
آن گاه اجازه فرمود و اهالى بصره وارد شدند و بر عليه يونس ، به سخن چينى و ناسزاگوئى آغاز كردند.
و در اين بين حضرت رضا عليه السلام سر مبارك خود را پائين انداخته بود و هيچ سخنى نمى فرمود؛ و نيز عكس العملى ننمود تا آن كه بلند شدند و ضمن خداحافظى از نزد حضرت خارج گشتند.
بعد از آن ، حضرت اجازه فرمود تا يونس از اتاق بيرون آيد.
يونس با حالتى غمگين و چشمى گريان وارد شد و حضرت را مخاطب قرار داد و اظهار داشت :
ياابن رسول اللّه ! من فدايت گردم ، با چنين افرادى من معاشرت دارم ، در حالى كه نمى دانستم درباره من چنين خواهند گفت ؛ و چنين نسبت هائى را به من مى دهند.
امام رضا عليه السلام با ملاطفت ، يونس بن عبدالرّحمان را مورد خطاب قرار داد و فرمود:


اى يونس ! غمگين مباش ، مردم هر چه مى خواهند بگويند، اين گونه مسائل و صحبت ها اهميّتى ندارد، زمانى كه امام تو، از تو راضى و خوشنود باشد هيچ جاى نگرانى و ناراحتى وچود ندارد.
اى يونس ! سعى كن ، هميشه با مردم به مقدار كمال و معرفت آن ها سخن بگوئى و معارف الهى را براى آن ها بيان نمائى .
و از طرح و بيان آن مطالب و مسائلى كه نمى فهمند و درك نمى كنند، خوددارى كن .
اى يونس ! هنگامى كه تو دُرّ گرانبهائى را در دست خويش دارى و مردم بگويند كه سنگ يا كلوخى در دست تو است ؛ و يا آن كه سنگى در دست تو باشد و مردم بگويند كه درّ گرانبهائى در دست دارى ، چنين گفتارى چه تاءثيرى در اعتقادات و افكار تو خواهد داشت ؟
و آيا از چنين افكار و گفتار مردم ، سود و يا زيانى بر تو وارد مى شود؟!



يونس با فرمايشات حضرت آرامش يافت و اظهار داشت : خير، سخنان ايشان هيچ اهميّتى برايم ندارد.
امام رضا عليه السلام مجدّدا او را مخاطب قرار داد و فرمود:


اى يونس ، بنابر اين چنانچه راه صحيح را شناخته ، همچنين حقيقت را درك كرده باشى ؛ و نيز امامت از تو راضى باشد، نبايد افكار و گفتار مردم در روحيّه ، اعتقادات و افكار تو كمترين تاثيرى داشته باشد؛ مردم هر چه مى خواهند، بگويند.(10)



............................
10-بحارالا نوار: ج 2، ص 65، ح 5، به نقل از كتاب رجال كشّى .

همدم آسمان
۱۳۸۸/۱۱/۲۶, ۱۵:۵۸
ختم قرآن يا انديشه در آن
مرحوم شسخ صدوق ، طبرسى و ديگر بزرگان به نقل از ابراهيم بن عبّاس حكايت كنند:
در طول مدّتى كه در محضر مبارك امام علىّ بن موسى الرّضا عليه السلام بودم و در محافل و مجالس گوناگون ، همراه با آن حضرت شركت داشتم ، هرگز نديدم سخنى و مطلبى در مسائل دين و امور مختلف از آن حضرت سؤ ال شود؛ مگر آن كه بهتر و شيواتر از همه پاسخ مى فرمود.
و در همه علوم و فنون به طور كامل آگاه و آشنا بود؛ و نيز جوابى را كه بيان مى نمود در حدّ عالى قانع كننده بود؛ و كسى را نيافتم كه از او آشناتر باشد.

همچنين ماءمون در هر فرصت مناسبى به شيوه هاى مختلفى ، سعى داشت تا آن حضرت را مورد سؤ ال و آزمايش قرار بدهد؛ ولى امام عليه السلام در هيچ موردى درمانده نگشت ؛ و بلكه در هر رابطه اى كه از آن حضرت سؤ ال مى شد، به نحو صحيح و كامل پاسخ ، بيان مى فرمود.

و معمولا مطالب و جواب سؤ ال هائى كه حضرت بيان مى فرمود، برگرفته شده از آيات شريفه قرآن بود.
آن حضرت قرآن را هر سه روز يك مرتبه ختم مى كرد؛ و مى فرمود:


اگر بخواهم ، مى توانم قرآن را كمتر از اين مدّت هم ختم كنم و تلاوت نمايم .
وليكن من به هر آيه اى از آيات شريفه قرآن كه مرور مى كنم درباره آن تاءمّل مى كنم و مى انديشم ،
كه پيرامون چه موضوعى مى باشد، در چه رابطه يا حادثه اى سخن به ميان آورده است ؛ و در چه زمانى فرود آمده است .

و هرگز بدون تدبّر و تاءمّل در آيات شريفه ، از آن ها ردّ نمى شوم ، به همين جهت است كه مدّت سه روز طول مى كشد
تا قرآن را تلاوت و ختم كنم .(11)


................
11- إ علام الورى طبرسى : ج 2، ص 63،
عيون اءخبارالرّضا عليه السلام : ج 2، ص 180، ح 4،
كشف الغمّة : ج 2، ص 316،
بحار: ج 49، ص 90، ح 3.

همدم آسمان
۱۳۸۸/۱۱/۲۶, ۱۷:۱۴
فضائل و کرامات امام رضا علیه السلام





شخصیت ملکوتی و شامخ علمی و زهد و اخلاق حضرت رضا علیه السلام و ا عتقاد شیعیان به او سبب شد که نه تنها در مدینه بلکه در سراسر دنیای اسلام به عنوان بزرگترین و محبوبترین فرد خاندان رسول اکرم صلی الله علیه و آله مورد قبول عامه باشد و مسلمانان او را بزرگترین پیشوای دین بشناسند و نامش را با صلوات و تقدیس ببرند. چونان نیاکان وارسته اش، از مقام علمی والایی برخودار بود، تا آن جا که وی را عالم آل محمد لقب داده اند. بیست و چند سال بیش نداشت که در مسجد رسول الله صلی الله علیه و آله به فتوی می نشست. علمش بی کران و رفتارش پیامبر گونه و حلم و رأفت و احسانش شامل خاص و عام می گردید. کسی را با عمل و سخن خود نمی آزرد، تا حرف مخاطب تمام نمی شد سخنش را قطع نمی کرد. هیچ حاجتمندی ر ا مأیوس باز نمی گرداند. در حضور مهمان به پشتی تکیه نمی داد و پای خود را دراز نمی کرد. هرگز به غلامان و خدمه دشنام نداد و با آنان می نشست و غذا می خورد. شبها کم می خوابید و قرآن بسیار می خواند. اکثر شبهایش را از سر شب تا صبح بیدار بود . شبهای تاریک در مدینه می گشت و مستمندان را کمک می کرد. در تابستان بر حصیر و در زمستان بر پلاس زندگی می کرد. نظافت را در هر حال رعایت می فرمود و عطر و بخور بسیار به کار می برد. عادتا جامه ارزان و خشن می پوشید ولی در مجالس و برای ملاقاتها و پذیرائی ها لباس فاخر در بر می کرد. غذا را اندک می خورد و سفره اش رنگین نبود. در هر فرصت مقتضی، مردم را به وظائف خود آگاه می کرد.



منبع: اهل بیت عرشیان فرش نشین ص452

همدم آسمان
۱۳۸۸/۱۱/۲۶, ۱۷:۱۴
فضائل و کرامات امام رضا علیه السلام





شخصیت ملکوتی و شامخ علمی و زهد و اخلاق حضرت رضا علیه السلام و ا عتقاد شیعیان به او سبب شد که نه تنها در مدینه بلکه در سراسر دنیای اسلام به عنوان بزرگترین و محبوبترین فرد خاندان رسول اکرم صلی الله علیه و آله مورد قبول عامه باشد و مسلمانان او را بزرگترین پیشوای دین بشناسند و نامش را با صلوات و تقدیس ببرند. چونان نیاکان وارسته اش، از مقام علمی والایی برخودار بود، تا آن جا که وی را عالم آل محمد لقب داده اند. بیست و چند سال بیش نداشت که در مسجد رسول الله صلی الله علیه و آله به فتوی می نشست. علمش بی کران و رفتارش پیامبر گونه و حلم و رأفت و احسانش شامل خاص و عام می گردید. کسی را با عمل و سخن خود نمی آزرد، تا حرف مخاطب تمام نمی شد سخنش را قطع نمی کرد. هیچ حاجتمندی ر ا مأیوس باز نمی گرداند. در حضور مهمان به پشتی تکیه نمی داد و پای خود را دراز نمی کرد. هرگز به غلامان و خدمه دشنام نداد و با آنان می نشست و غذا می خورد. شبها کم می خوابید و قرآن بسیار می خواند. اکثر شبهایش را از سر شب تا صبح بیدار بود . شبهای تاریک در مدینه می گشت و مستمندان را کمک می کرد. در تابستان بر حصیر و در زمستان بر پلاس زندگی می کرد. نظافت را در هر حال رعایت می فرمود و عطر و بخور بسیار به کار می برد. عادتا جامه ارزان و خشن می پوشید ولی در مجالس و برای ملاقاتها و پذیرائی ها لباس فاخر در بر می کرد. غذا را اندک می خورد و سفره اش رنگین نبود. در هر فرصت مقتضی، مردم را به وظائف خود آگاه می کرد.



منبع: اهل بیت عرشیان فرش نشین ص452

همدم آسمان
۱۳۸۸/۱۱/۲۶, ۱۸:۳۶
کرامتی از آستان قدس رضوی و داستان ضامن آهو
دكتر احمد مهدوی دامغانی

چندی پيش، به مناسبتی مطلبی در روزنامه اطلاعات درج شده بود و ذکری از آستان ملائک پاسبان اعلی‌حضرت اقدس علی بن موسی الرضا صلوات الله عليه، و داستان ضامن آهو در مجلسی مورد گفت‌وگو بود. دوست دانشمند عزيزی به بنده گفت: فلانی! من هر قدر هم که می‌خواهم صحت اين «داستان مبتذل» ضامن آهو را به خود بقبولانم نمی‌توانم و عقلم نمی‌پذيرد که اين داستان آن چنان که شنيده و خوانده‌ام عقلاً يا وقوعاً ممکن باشد، گو اين که اساساً اين داستان را در هيچ کتاب معتبر و مأخذ قابل مستندی هم نديده‌ام؛ و چون تو را يک طلبه غيرمتعصبی می‌دانم، اين است که خواهش می‌کنم نظرت را در اين باره بگويی و اگر تو هم مثل من به اين داستان باورنکردنی اعتقادی نداری، چه بهتر که از اين جا، يکی دو خطی با هم به روزنامه اطلاعات بنويسيم و از مسؤولان آن روزنامه درخواست کنيم که از استعمال اين القاب و عناوين عاميانه، و بی‌معنی و غيرمستند که تازه بر فرض صحت هم چيزی بر عظمت مقام امام عليه‌السلام و جلال و کرامت آن بزرگوار نمی‌افزايد، احتراز کند.
گفتم: راست است؛ زيرا اعتقادی که شيعه واقعی به ائمه طاهرين خود دارد، فوق اين امور و بالاتر از صحت و سقم اين مسائل است؛ چو شيعه می‌گويد و می‌خواند که «وأمن من لجأ اليکم» (جمله ای از زيارت معروف به جامعه کبيره که ظاهرا انشای حضرت هادی عليه السلام است).
باری، از آن دوست عزيز پرسيدم: داستان ضامن آهويی که شما آن را عقلاً و وقوعاً محال می‌شماريد کدام است و چگونه داستانی است؟
با نگاه تعجب‌آميزی گفت: فلانی! آيا مرا دست می‌اندازی يا واقعاً تو که هم بچه آخوند هستی و هم خراسانی، از کم و کيف اين داستان بی‌خبری؟
گفتم: نه دوست عزيز! تو را دست نمی‌اندازم و از کم و کيف داستان هم باخبرم؛ ولی دوست دارم داستان را از زبان تو هم بشنوم.
گفت: از مجموع آنچه در بچگی از بزرگترها شنيده و بعداً هم آن را به شعر عاميانه و به صورت جزوه کوچکی، چاپ سنگی شده‌ای خوانده‌ام، آنچه به يادم مانده، اين است:
صيادی در بيابانی قصد شکار آهويی می‌کند و آهو شکارچی را مسافت معتنابهی به دنبال خود می‌دواند و عاقبت خود را به دامن حضرت علی بن موسی الرضا عليه السلام که اتفاقاً در آن حوالی تشريف‌فرما بوده است، می‌اندازد. صياد که می‌رود آهو را بگيرد، با ممانعت حضرت رضا عليه السلام مواجه می‌شود. ولی چون آهو را صيد و حق شرعی خود می‌داند، در مطالبه و استرداد آهو مبالغه و پافشاری می‌کند. امام حاضر می‌شود مبلغی بيشتر از بهای آهو، به شکارچی بپردازد تا او آهو را آزاد کند. شکارچی نمی‌پذيرد و به عرض می‌رساند: الا و بالله، من همين آهو را که حق خودم است، می‌خواهم و لاغير ... و آن وقت آهو به زبان می‌آيد و سخن گفتن آغاز می‌کند و به عرض امام می‌رساند که من دو بچه شيری دارم که گرسنه‌اند و چشم به‌راه‌اند که بروم و شيرشان بدهم و سيرشان کنم. علت فرارم هم همين است و حالا شما ضمانت مرا نزد اين ظالم بفرماييد که اجازه دهد بروم و بچگانم را شير دهم و برگردم و تسليم صياد شوم...
حضرت رضا عليه السلام هم ضمانت آهو را نزد شکارچی می‌فرمايد و خود را به صورت گروگانی در تحت تسلط شکارچی قرار می‌دهد. آهو می‌رود و به‌سرعت باز می‌گردد و خود را تسليم شکارچی می‌کند. شکارچی که اين وفای به عهد را می‌بيند، منقلب می‌گردد و آن گاه متوجه می‌شود که گروگان او، حضرت علی بن موسی الرضا صلوات الله عليه است. بديهی است فوراً آهو را آزاد می‌کند و خود را به دست و پای حضرت می‌اندازد و عذر می‌خواهد و پوزش می‌طلبد. حضرت نيز مبلغ معتنابهی به او مرحمت می‌فرمايد و به‌علاوه، تعهد شفاعت او را در قيامت نزد جدش می‌کند و صياد را خوشدل روانه می‌سازد. آهو هم که خود را آزاد شده حضرت می‌داند اجازه مرخصی می‌طلبد و به سراغ لانه و بچگان خود می‌دود...
به آن دوست عزيز هموطن گفتم: داستان واقعی ضامن آهو که من آن را می‌دانم بيش از هزار و شصت سال سابقه تاريخی دارد، و در کتب معتبر و مستند هم ثبت و ضبط شده و کاملا هم موجه و معقول است و به‌کلی با آنچه تو می‌گويی ومن هم به همين ترتيب آن را شنيده و خوانده‌ام، مغاير است. گمان نزديک به يقين دارم که منشأ ملقب ساختن مولای ما، حضرت رضا صلوات الله عليه به ضامن آهو، همين داستان موجه و معقول و مسلم و مستندی است که آن را برای تو خواهم گفت. مضافاً بر آن که ناقلان و راويان اين داستان نيز حايز آن چنان مقام مذهبی و ملی و علمی شامخی هستند که جای هيچ ترديد در صحت، و مجال هيچ گونه شبهه‌ای در اصالت آن باقی نمی‌ماند.

همدم آسمان
۱۳۸۸/۱۱/۲۶, ۱۸:۳۷
مخاطب که بر شنيدن داستان صحيح و واقعی و موجه و مستند ضامن آهو سخت مشتاق شده بود، از من خواست که فوراً داستان را برای او بازگو کنم و مدرک و سند آن را هم به او نشان دهم. گفتم: به ديده منت دارم، النهايه، چون الآن کتاب مستند را در دسترس ندارم، نقل داستان و ارائه سند آن را به فردا موکول می‌کنيم و او هم پذيرفت.
خوشبختانه، و از حسن اتفاق، آن که در جمله کتب معدودی که اين بنده در اين سفر با خود آورده است، يکی هم کتاب شريف نفيس مستطاب «عيون اخبار الرضا» تأليف منيف شيخ اجل امجد اعظم، ابوجعفر محمد بن علی بن بابويه قمي، معروف و ملقب به صدوق رضوان الله تعالی عليه است. ايشان يک کتاب از مجموع چهار کتاب اساسی و اصولی حديث و فقه شيعه يعنی «من لايحضره الفقيه» را تأليف کرده و در محل معروفی به نام نامی خودش در سر راه تهران به شهر ری مدفون است؛ مکانت والا و مقام معلای آن بزرگوار در نزد شيعه معلوم و مشهور است.
فردای آن روز اين کتاب مستطاب را با خود نزد آن هموطن بردم و داستان را از روی کتاب برای اوخواندم. او بسيار خشنود شد و دانست که داستان واقعی ضامن آهو، چيزی غير از آنی است که در ذهن اوست؛ و بنده چون گمان می برم هنوز بسياری هستند که از بن داستان بی خبرند، بی فايده ندانستم که آن را عيناً برای درج در اين کتاب بنگارم، خاصه آن که موضوعاً نيز با مبنا و موضوع اين کتاب بی تناسب نيست.
البته خوانندگان فاضل و گرامی استحضار دارند که شيخ صدوق قدس سره، اين کتاب را جهت اتحاف و اهدا به وزير جليل و بزرگوار ايرانی يعنی صاحب اسماعيل بن عباد طالقانی (متوفی در سال 385هجری) که خود يکی از بزرگ‌ترين ادبا و شعرا و متکلمين و ناقدين ادب در قرن چهارم است، تأليف فرموده و اين کتاب شريف، علاوه بر احتوايش بر اخبار مربوط به حضرت رضا عليه السلام از لحاظ ادبی و تاريخ نيز مرجع معتبر و مستندی به شمار می‌رود.
شيخ (ره) در اين کتاب همچنان که از بسياری ثقات مشايخ روات و محدثين رضوان الله عليهم اجمعين (که ذکر اسامی شريف آنها خود رساله مفصلی خواهد شد) نقل و روايت می کند از بسياری از ادبا و شعرا و مورخين به نام نيز، چون ابراهيم بن عباس صولی و محمد بن يحيی صولی و مبرد و ابن قتيبه و عمرو بن عبيد و دعبل و ابی نواس و ابی جعفر عتبی و برخی افراد خاندان نوبختی و ديگران به‌واسطه يا بی‌واسطه نيز نقل و روايت می‌فرمايد.

همدم آسمان
۱۳۸۸/۱۱/۲۶, ۱۸:۳۹
شيخ (ره) که به مناسبت اقامتش در ری اختصاص و ارتباط کاملی با رکن الدوله ديلمی داشته است، در رجب سال 352 هجری (1044سال پيش از اين) از رکن الدوله جهت تشرف به خراسان و زيارت مرقد منور مطهر حضرت علی بن موسی الرضا صلوات الله عليه اجازه می‌گيرد. امير سعيد رکن الدوله نيز ضمن التماس دعا و زيارت نيابی، با اين درخواست موافقت می‌کند و شيخ (ره) روانه خراسان می‌شود و چند ماهی در آن صفحات و خصوصاً در نيشابور و طوس اقامت می‌فرمايد.
اين که عرض کردم رکن الدوله از شيخ (ره) التماس دعا و تقاضای زيارت نيابی می‌کند، به تصريح خود شيخ است. ظاهراً همواره زمامداران بزرگوار شيعه ايران، قلباً توجه خاصی به حضرت علی بن موسی الرضا عليه آلاف التحية و الثناء داشته و خود را از مدد آن حضرت مستمد می‌دانسته‌اند؛ لذا بد نيست که عين عبارت خود شيخ را برای شما نقل کنم:
قال مصنف هذا الکتاب، لما استأذنت الامير السعيد رکن الدوله فی زيارة مشهد الرضا عليه السلام واذن لی فی ذلک فی رجب سنة اثنين وخمسين وثلاث ماة، فلما انقلبت عنه ردّني. فقال لي: هذا مشهد مبارک قد زُرته وسألتُ الله تعالی حوائج کانت فی نفسی فقضاها لی فلا تقصر فی الدعا لی هناک و الزيارة عنی فان الدعاء فيه مستجاب، فضمنت له ذلک ووفيت به، فلما عُدت من المشهد علی ساکنه التحية والسلام ودخلت اليه قال لي: هل دعوت لنا وزرت عنا؟ فقلتُ نعم، فقال لی قد احسنت قد صح لی ان الدعاء فی ذلک المشهد مستجاب (صفحه 381).
مصنف اين کتاب چنين گويد که چون از امير سعيد رکن الدوله ديلمی برای زيارت مشهد امام رضا عليه السلام اجازه خواستم و او نيز اجازه فرمود و اين در ماه رجب سال 352 بود. همين که از پيشگاهش برگشتم که بروم، دوباره مرا بازگردانيد و فرمود: اين فرخنده زيارتگاهی است که من نيز آن را زيارت کرده‌ام و از خداوند تعالی نيازها و آرزوهايی که در دل داشتم مسئلت کرده‌ام و خداوند همه آن را برآورد! بنابراين، در آنجا برای من در دعا و زيارت نيابی، کوتاهی مکن.
من هم دعا و زيارت جهت او را بر عهده گرفتم و به عهده خود نيز وفا کردم. وقتی که از مشهد که بر ساکنش درود و آفرين باد، بازگشتم و بر رکن الدوله وارد شدم، فرمود: آيا برای ما دعا، و از طرف ما زيارت کردی؟ گفتم: بلی! فرمود: کار بسيار خوبی کردی پيش من ثابت و نزد من درست است که دعا در آن مشهد مستجاب است.

همدم آسمان
۱۳۸۸/۱۱/۲۶, ۱۸:۴۷
باری، برگرديم به داستان ضامن آهو که شيخ آن را در همين کتاب، و به مناسبت همين سفر نقل می‌نمايد. شايد قبلاً ذکر اين نکته بی‌فايده نباشد که در خلال کتاب «عيون» چند بار که شيخ حديث يا مطلبی را نقل فرموده که خود صددرصد اعتقادی به صحت روايت يا وثوقی به سلامت سند آن يا اطمينانی به ثقه بودن راوی آن نداشته است (ولو آن که آن را از مشاهير هم نقل فرموده باشد) بی‌اعتمادی خود را به آن مطلب تصريح می‌فرمايد. (از جمله در صفحه 350 که می‌فرمايد: قال مصنف هذا الکتاب، روی هذا الحديث بريئی من عهدة صحته؛ يا در صفحه 192: کان شيخنا محمد بن الحسن بن احمد بن الوليد رضی الله عنه سيئی الرأی فی محمد بن عبد الله المسمعی راوی هذا الحديث وانما اخرجت هذا الخبر فی هذا الکتاب لانه کان فی کتاب الرحمه وقد قرأته عليه فلم ينکره و رواه الي).
و اينک ابتدا اصل داستان را با حذف اسانيد و روات آن به عرض خوانندگان می‌رساند سپس سند و روات حکايت را بازگو می‌کند که خوانندگان ملاحظه بفرمايند چه بزرگوار کسانی اين داستان را نقل کرده و به صحت آن گواهی داده و يا به‌اصطلاح روزنامه‌نويس‌ها خود قهرمان آن داستان بوده‌اند تا بدانجا که اين روايت صددرصد مورد قبول شيخ صدوق (ره) قرار گرفته و ادنی شبهه در صحت آن به خاطر شريفش خطور نکرده است:
... فلما کان يوم الخميس استأذنته فی زيارة الرضا (عليه السلام) فقال: اسمع منی ما احدثک به فی امر هذا المشهد: کنت فی ايام شبابی اَتعصب علی اهل هذا المشهد واَتعرض الزوار فی الطريق واَسلُب ثيابهم ونفقاتهم ومرقّعاتهم، فخرجت متصيداً ذات يوم و اَرسلت فهداً علی غزال، فمازال يتبعه حتی التجأ الی حايط المشهد فوقف الغزال ووقف الفهد مقابله لايدنو منه فجهدنا کل الجهد بالفهد ان يدنو منه فلم ينبعث و کان متی فارق الغزال موضعه يتبعه الفهد فاذا التجأ الی الحائط رجع عنه فدخل الغزال جحراً فی حائط المشهد فدخلتُ الرباط وقلت لابی النصر المقری اين الغزال الذی دخل هيهنا الان، فقال لم أره فدخلتُ المکان الذی دخله فرأيت بعر الغزال وأثر البول ولم أر الغزال وفقدته، فنذرت الله تعالی ان لا آذی الزوار بعد ذلک و لا اتعرض لهم الا بسبيل الخير و کنت متی ما دهمنی أمر فزعت الی هذا المشهد فزرته وسألت الله تعالی فيه حاجتی فيقضيها لی ولقد سألت الله تعالی ان يرزقنی ولداً ذکراً فرزقنی ابناً حتی اذا بلغ وقتل عدت الی مکانی من المشهد وسألت الله تعالی ان يرزقنی ولداً ذکراً فرزقنی ابناً آخر ولم أسأل الله تعالی هناک حاجة الا قضاها لی فهذا ماظهر لی من برکة هذا المشهد علی ساکنه السلام. (صفحه 386).
چون روز پنجشنبه برای زيارت رضا عليه‌السلام از او اجازه خواستم. گفت بشنو که درباره اين مشهد ( يعنی اين محل شهادت) با تو چه می‌گويم. در روزگار جوانی، نظر خوشی به طرفداران اين مشهد نداشتم و در راه، معترض زائران می‌شدم و لباس‌ها و خرجی و نامه‌ها وحواله‌هايشان را به‌ستيزه می‌ستاندم. روزی به شکار بيرون رفتم و يوزی را به دنبال آهويی روانه کردم. يوز همچنان به دنبال آهو می‌دويد تا به‌ناچار، آهو را به پای ديواری پناهيد و آهو ايستاد. يوز هم رو به رويش ايستاد ولی به او نزديک نمی‌شد.
هر چه کوشش کرديم که يوز به آهو نزديک شود يوز نمی‌جست و از جای خود تکان نمی‌خورد؛ ولی هر وقت که آهو از جای خود (کنار ديوار) دور می‌شد، يوز هم او را دنبال می‌کرد. اما همين که به ديوار پناه می‌برد، يوز باز می گشت تا آن که آهو به سوراخ لانه‌مانندی در ديوار آن مزار داخل شد. من وارد رباط [معنای اصلی آن جای نگهداری اسب برای مبارزه با دشمنان و مرزداری از حدود و ثغور مسلمانان است، و بعداً به معانی مختلفی از جمله کاروانسرا، خانقاه صوفيه، نقل شده است.] (تعبير جالبی از مزار حضرت رضا در آن عصر) شدم، و از ابی نصر مقری (که لابد قاری راتب قبر مطهر حضرت يا ديگر مقابر اطراف قبر و داخل رباط بوده است) پرسيدم: آهويی که هم الان وارد رباط شد کو؟ گفت: نديدمش

همدم آسمان
۱۳۸۸/۱۱/۲۶, ۱۸:۵۷
آن وقت، به همان جايی که آهو داخلش شده بود درآمدم و پشگل‌های آهو و رد پيشابش [ادرار] را ديدم، ولی خود آهو را نديدم. پس با خدای تعالی پيمان بستم که از آن پس زائران را نيازارم و جز از راه خوبی و خوشی با آنان در نيابم. از آن پس، هر گاه که کار دشواری به من روی می‌آورد، وگرفتاری‌ای پيدا می‌کردم، بدين مشهد روی و پناه می‌آوردم، و آن را زيارت و از خدای تعالی در آن جا حاجت خويش را مسئلت می‌کردم و خداوند نياز مرا بر می‌آورد، ومن از خدا خواستم که پسری به من عنايت فرمايد. خدا پسری به من مرحمت فرمود، و چون آن پسربچه به حد بلوغ رسيد، کشته شد؛ من دوباره به مشهد برگشتم و از خدا مسئلت کردم که پسری به من عطا فرمايد و خداوند پسر ديگری به من ارزانی فرمود. هيچ گاه از خدای تبارک و تعالی در آن جا حاجتی نخواستم مگر آن که حق تعالی آن حاجت را برآورد و اين چيزی است از جمله برکات اين مشهد سلام الله علی ساکنه که بر شخص من آشکار شد و برای خودم روی داد.
حال ملاحظه بفرماييد که شيخ (ره) اين داستان را از که روايت می کند و اين واقعه برای که روی داده است و ناقل آن کيست؟
گوينده اصلی داستان که خود همان شکارچی بوده است، ايرانی پاک‌نهاد و آريايی نژاد و امير دلير و بزرگوار و نجيب و آزاده خراسانی خراسان، يعنی ابومنصور محمد بن عبدالرزاق طوسي، معروف و مشهور و گردآورنده «شاهنامه ابومنصوری» است که او خود داستانش را برای حاکم رازی مصاحب و رازدار و مرد مورد اطمينان ابوجعفر عتبی، وزير نامدار سامانيان – در هنگامی که حاکم به رسالت و جهت تقديم پيامی از طرف عتبی به ابومنصور محمد بن عبد الرزاق طوسی لابد به نيشابور رفته و در آن جا بوده است- حکايت کرده و حاکم هم آن را برای ثقه جليل‌القدر ابوالفضل محمد بن احمد بن اسماعيل السليطی که از اجله مشايخ روايت صدوق است، روايت کرده و صدوق هم روايت را از شيخ خود سليطی نقل می‌فرمايد و اينک عين عبارت صدوق مشتمل بر اسانيد روايت و مقدمه حکايت را نقل می‌کند:
حدّثنا ابوالفضل محمد بن احمد بن اسمعيل السليطی (رض) قال سمعتُ الحاکم الرازی صاحب ابی جعفر العتبی يقول: بعثنی ابوجعفر العتبی رسولا الی ابی منصور بن عبد الرزاق، فلما کان يوم الخميس ... الخ؛ که بقيه را قبلاً به عرض خوانندگان گرامی رسانيد. (عيون اخبار الرضا، باب 73، ذکر ما ظهر للناس فی وقتنا من برکة هذا المشهد و استجابة الدعاء فيه).
به هر صورت، ظاهراً اصل داستان و روايتی که سبب ملقب ساختن حضرت امام علی بن موسی الرضا صلوات الله عليه به «ضامن آهو» شده است، بايد همين داستان باشد، و لا غير؛ و به قراری که ملاحظه فرموديد، داستان کاملاً واقعی و موجه و معمولی به نظر می‌رسد.
و اينک می‌پردازد به بيان مقصد ديگری که از نوشتن اين سطور دارد و لذا به مصداق الکلام يجر الکلام و به اصطلاح اهل منبر به مطلب مهم و اساسی ديگری نيز گريزی می‌زند و آن اين است که حال که ذکر خير و نام عزيز اين ايرانی شريف نجيب بزرگوار والاتبار يعنی ابومنصور محمد بن عبد الرزاق طوسی به ميان آمد، و از آن جا که متأسفانه اطلاع زيادی از حال او در دست نيست و سوای مأخذ تاريخی که مرحوم مبرور علامه قزوينی طاب ثراه در پاورقی مقاله نفيس خود تحت عنوان «مقدمه شاهنامه ابومنصوری» ذکر فرموده است، و تحقيقات حضرت استاد محيط طباطبايی و دو سه مورد مشابه ديگر، نامی از اين آزاده‌مرد نژاده، به چشم نمی‌خورد؛ او که از اولين کسانی بوده که به سائقه وطن‌دوستی و عرق مليت (و در صورت ثبوت تشيع او شايد بتوان گفت تا اندازه‌ای هم به سبب تشيعيش و بغضاً لبنی العباس) همت والای خود را بر گردآوری شاهنامه ايران و نشر مآثر و احيای آثار نياکان مصروف داشته است، بد نيست که مزيد اطلاعی را که از اين مرد بزرگ در همين کتاب مستطاب عيون مذکور است نيز به عرض خوانندگان فاضل برساند، باشد که به‌اصطلاح سرنخ تازه‌ای به دست محققان و فردوسی‌شناسان داده شود تا جهت معرفی بيشتر او و معرفت کامل به حال و طرز تفکرش در اين گونه از کتب و مراجع نيز تفحص و تصحفی بفرمايند.
شيخ اجل صدوق (ره) در همان باب 73 مذکور و پيش از نقل داستان آهو،‌ حكايت ديگری از اين بزرگمرد روايت می‌فرمايد كه در ذكر داستان آهو نيز به آن به نحو ديگری المام فرموده است، بدين شرح:
حدثنا ابوطالب الحسين بن عبد الله بن بنان الطائی قال سمعتُ ابامنصور محمد بن عبدالرزاق يقول للحكم بطوس المعروف بالبيوری هل لك ولدٌ فقال لا فقال له ابومنصور لم لا تقصد مشهد الرضا عليه السلام و تدعو الله عنده حتی يرزقك ولداً؟

همدم آسمان
۱۳۸۸/۱۱/۲۶, ۱۸:۵۸
فانّی سالت الله تعالی هناك فی حوائج فقضيت لی قال الحاكم فقصدتُ المشهد علی ساكنه السلام و دعوتُ الله عزوجل عند الرضا عليه السلام ان يرزقنی ولداً فرزقنی الله ولداً ذكراً فجئتُ الی ابی منصور بن عبد الرزاق واخبرتُه باستجابته الله تعالی فی هذا المشهد فوهب لی و اعطانی و اكرمتی علی ذلك (صفحه 380)
شيخ می‌فرمايد: ابوطالب حسين بن عبد الله بن بنان طايی برايم حديث كرد و گفت كه از ابومنصور بن عبد الرزاق شنيدم كه به حاكم طوسی كه به بيوردی معروف بود، می گفت: آيا فرزندی داری؟
بيوردی گفت: نه ...
ابومنصور به او گفت: چرا روی به مشهد رضا عليه السلام نمی‌آوری تا در كنار آن مزار، از خداوند به دعا بخواهی كه به تو فرزندی عطا فرمايد؟ زيرا كه من خود در آنجا،‌ از خدا نيازمندی‌ها و حاجت‌هايی را مسئلت كردم كه همه آن برايم آورده شد.
سپس حاكم (بيوردی) به من (ابوطالب طائی) گفت: قصد زيارت آن مشهد را كه بر ساكنش درود باد كردم و در مزار رضا عليه السلام به دعا از خدای عز وجل درخواست كردم كه به من فرزندی عنايت كند و خداوند فرزند ذكوری به من مرحمت فرمود من نزد ابی منصور بن عبد الرزاق آمدم و از اين كه خدای تعالی دعای مرا در اين مشهد مستجاب فرموده است او را با خبر كردم. ابومنصور مرا بخششی فرمود و عطايی داد و بدين سبب بر من اكرام و احترام كرد.
به طوری كه ملاحظه می‌فرماييد، نشانه‌های جوانمردی و فتوت و صداقت و ايمان راستين،‌ از همين چند سطر در رفتار و گفتار و پندار محمد بن عبد الرزاق طوسی آشكار است، و بنده اميدوار است كه فضلای خوانندگان، ان شاء الله بتوانند به اخبار و اطلاعات ديگری از اين ايرانی بزرگوار و خراسانی نامدار در كتب مشابه دست يابند.
والحمد الله اولاً و آخراً وصلی الله علی محمد و آله الطاهرين
(برگرفته از کتاب: چهار مقاله، احمد مهدوی دامغاني، تهران، نشر بين الملل، 1385)؛ به نقل از پايگاه

همدم آسمان
۱۳۸۸/۱۱/۲۶, ۲۱:۳۷
بسم الله الرّحمن الرّحیم

http://i19.tinypic.com/523uyv9.gif امام رضا (ع) فرمودند:


تزاوَرُوا تحـابـوا و تصـافحُـوا و لا تحـاشمـوا

به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.



(بحارالانوار،ج78،ص 347)

همدم آسمان
۱۳۸۸/۱۱/۲۷, ۰۰:۵۹
بسم الله الرّحمن الرّحیم
http://i19.tinypic.com/523uyv9.gifامام رضا (ع) فرمودند:


مَن حاسَبَ نَفسَهُ رَبَحَ وَمَن غَفَلَ عَنهَا خَسِر

آن کسى که نفسش را محاسـبه کند، سـود برده است و

آن کسى که از محاسبه نفس غافل بماند ، زیان دیده است.



(بحار الأنوار، ج 78، ص 352، باب 26، ح 9)

همدم آسمان
۱۳۸۸/۱۱/۲۷, ۱۰:۵۴
http://www.cloob.com/public//public/user_data/album_photo/253/757833-b.jpg




قيامت و پرسش از مهم ترين نعمت ها


مرحوم شيخ صدوق به نقل از حاكم بيهقى حكايت كند:
روزى حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السلام در جمع عدّه اى نشسته بود، ضمن فرمايشاتى فرمود: در دنيا هيچ نعمت واقعى و حقيقى وجود ندارد.

بعضى از دانشمندان حاضر در مجلس گفتند: ياابن رسول اللّه ! پس اين آيه شريفه قرآن ((لتسئلنّ يومئذٍ عن النّعيم ))(12) كه مقصود آب سرد و گوارا مى باشد، را چه مى گوئى ؟
حضرت با آواى بلند اظهار نمود: شما اين چنين تفسير كرده ايد؛ و عدّه اى ديگرتان گفته اند: منظور طعام لذيذ است ؛ و نيز عدّه اى ديگر، خواب راحت و آرام بخش تعبير كرده اند.
و سپس افزود: به درستى كه پدرم از پدرش ، امام جعفر صادق عليه السلام روايت فرموده است كه :
خداوند متعال نعمت هائى را كه در اختيار بندگانش ‍ قرار داده است ، همه به عنوان تفضّل و لطف بوده است تا مورد استفاده و بهره قرار دهند.
و خداى رحمان اصل آن نعمت ها را مورد سؤ ال و بازجوئى قرار نمى دهد و منّت هم برايشان نمى گذارد، چون منّت نهادن در مقابل لطف و محبّت ، زشت و ناپسند است .


بنابر اين ، منظور از آيه شريفه قرآن ، محبّت و ولايت ما اهل بيت رسول اللّه صلوات اللّه عليهم است كه خداوند متعال در روز محشر، پس از سؤ ال پيرامون توحيد و يكتاپرستى ؛ و پس از سؤ ال از نبوّت پيغمبر اسلام ، از ولايت ما ائمّه ، نيز سؤ ال خواهد كرد.
و چنانچه انسان از عهده پاسخ آن برآيد و درمانده نگردد، وارد بهشت گشته و از نعمت هاى جاويد آن بهره مى برد، كه زايل و فاسدشدنى نخواهد بود.


سپس امام رضا عليه السلام افزود: پدرم از پدران بزرگوارش عليهم السلام حكايت فرمود، كه رسول خدا صلى الله عليه و آله خطاب به علىّ بن ابى طالب عليه السلام فرمود:
اى علىّ! اوّلين چيزى كه پس از مرگ از انسان سؤ ال مى شود، يگانگى خداوند سبحان ، سپس نبوّت و رسالت من ؛ و آن گاه از ولايت و امامت تو و ديگر ائمّه خواهد بود، با كيفيّتى كه خداوند متعال مقرّر و تعيين نموده است .
پس اگر انسان ، صحيح و كامل اقرار كند و پاسخ دهد، وارد بهشت جاويد گشته و از نعمت هاى بى منتهايش بهره مند مى گردد.(13)


..........................
12- سوره تكاثر: آيه 8.
13- تفسيرالبرهان : ج 4، ص 502، ح 5، به نقل از توحيد شيخ صدوق .

همدم آسمان
۱۳۸۸/۱۱/۲۷, ۱۲:۳۹
شعر قيصر امين‌پور درباره امام رضا(ع)
«قيصر امين‌پور»، شاعر بزرگ عصر انقلاب، درباره حضرت رضا(ع)، هشتمين امام شيعيان جهان، غزلي را سروده است.

متن شعر زيباي مرحوم قيصر امين پور در وصف امام رضا(ع) به اين شرح است.


چشمه‌هاي خروشان تو را مي‌شناسند
موج‌هاي پريشان تو را مي‌شناسند

پرسش تشنگي را تو آبي، جوابي
ريگ‌هاي بيابان تو را مي‌شناسند

نام تو رخصت رويش است و طراوت
زين سبب برگ و باران تو را مي‌شناسند

از نشابور بر موجي از «لا» گذشتي
اي كه امواج طوفان تو را مي‌شناسند

اينك اي خوب، فصل غريبي سر آمد
چون تمام غريبان تو را مي‌شناسند

كاش من هم عبور تو را ديده بودم
كوچه‌هاي خراسان، تو را مي‌شناسند

همدم آسمان
۱۳۸۸/۱۱/۲۷, ۱۴:۴۰
بوى خدا

نام تو مثل نور
مثل ستاره هاست
ياد تو اى رضا!
آرام جان ماست
نام تو مثل آب
شفاف، ساده، پاك
ياد تو اى رضا!
باران به قلب خاك
نام تو باصفاست
مثل بهار و باغ
يادت به راه ما
روشن ترين چراغ
نام تو سرخ سرخ
مثل شهادت است
ياد تو سبز سبز
مثل زيارت است
نام تو مثل گل
بوى خدا دهد
يادت امام ما!
دل را صفا دهد


نسترن قدرتى

seyed133
۱۳۸۸/۱۱/۲۹, ۰۱:۴۷
یا الله
سلام علیکم
فقط خواستم ادرس یه پست رو بدم(تا این تاپیک کامل بشه) که یه شعر بسیار زیبا است و با این جمله شروع میشه
امده ام ای شاه پناهم بده ....
یاعلی
http://www.askquran.ir/showpost.php?p=201983&postcount=16
البته حجم لینک بالا ،زیاد است برای همین با حجم کمتر هم اپلود کردم

به نام خدا
واقعا مدح قشنگي بود
خدا خيرتون بده

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۱/۱۳, ۱۷:۵۶
http://shiaupload.ir/images/81012891324475076582.gif


http://www.shiaupload.ir/images/59865591502468548628.jpghttp://askquran.ir/gallery/images//5405/1_b_050.pnghttp://www.shiaupload.ir/images/22161538872092055616.jpg


http://shiaupload.ir/images/81012891324475076582.gif


ويژه نامه شهادت مظلومانه امام رضا عليهم السلام


http://shiaupload.ir/images/81012891324475076582.gif


http://www.askquran.ir/upload/files/shahadat.emam.reza.ask_askquran.ir.swf


http://shiaupload.ir/images/81012891324475076582.gif


قالَ الامام موسي الرضا عليه السلام :


مَن حاسَبَ نَفسَهُ رَبَحَ وَمَن غَفَلَ عَنهَا خَسِر


آن کسى که نفسش را محاسـبه کند، سـود برده است و
آن کسى که از محاسبه نفس غافل بماند ، زیان دیده است.


(بحار الأنوار، ج 78، ص 352، باب 26، ح 9)



http://shiaupload.ir/images/81012891324475076582.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۱/۱۳, ۲۱:۴۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/51404480688991414713.gif


نشسته ام به تمنای چشم هایت من
بیا که سربگذارم به زیر پایت من


شنیده ام که خودت در زمان پر زدنت
بروی خاک رها گشت پیکر و بدنت


هزار لاله روان شد ز گوشه دهنت
غریب بودی و خون شد تمام پیرهنت


ز سوز زهر اگرچه به خویش پیچیدی
ولی زمان غــــــــروبت جواد را دیدی


اگرچه جز پسرت کس نبود در بر تو؟
ولی ندید تنت را به خاک خواهر تو


به زیر سم ستوران نرفت پیکر تو
اسیر پنجه سرنیزه ها نشد سرتو


حسین گفتم و قلبت شکست آقا جان
به دل غبار محرم نشست آقا جان
محمد علی بیابانی


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/08962573842721193978.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۱/۱۴, ۰۱:۲۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_85635656215209117737.gif


شهادت مظلومانه آقا امام رضا ٬ غریب آشنا، والا مرد میدان معنویت،

ستاره گرانقدر آسمان عصمت و طهارت، گنجینه علوم الهی،

ترجمان کتاب نفیس وحی و پهنه وسیع هدایت

بر سوگواران آن امام همام تسليت باد



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imamreza_emza__27_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۱/۱۴, ۰۱:۲۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1_imamreza_jpg__1_.gif


اى روشناى آب

اى على موسى الرضا! پاكمرد یثربى، در توس خوابیده!

من تو را بیدار مى دانم.

زنده تر، روشن تر از خورشید عالم تاب،

از فروغ و فرّ و شور زندگى سرشار مى دانم.

گر چه پندارند: دیرى هست، همچون قطره ها در خاك،

رفته اى در ژرفناى خواب،

لیكن اى پاكیزه باران بهشت! اى روح! اى روشناى آب!

من تو را بیدار ابرى پاك و رحمت بار مى دانم.

اى (چو بختم) خفته در آن تنگناى زادگاهم توس!

ـ (در كنار دون تبهكارى كه شیر پیر پاك آیین، پدرت،

آن روح رحمان را به زندان كشت) ـ

من تو را بیدارتر از روح و راه صبح، با آن طرّه زرتار مى دانم.

من تو را بىهیچ تردیدى (كه دلها را كند تاریك)

زنده تر، تابنده تر از هر چه خورشید است، در هر كهكشانى، دور یا نزدیك،

خواه پیدا، خواه پوشیده،

در نهان تر پرده اسرار مى دانم.

با هزارى و دوصد، بل بیشتر، عمرت،

اى جوانى و جوان جاودان، اى پور پاینده!

مهربان خورشید تابنده!

این غمین همشهرى پیرت،

این غریبِ مُلكِ رى، دور از تو دلگیرت،

با تو دارد حاجتى، دَردى كه بى شك از تو پنهان نیست،

وز تو جوید (در نهانى) راه و درمانى.

جاودان جان جهان! خورشید عالم تاب!

این غمین همشهرى پیر غریبت را، دلش تاریك تر از خاك،

یا على موسى الرضا! دریاب.

چون پدرت، این خسته دل زندانىِ دَردى روان كُش را،

یا على موسى الرضا! دریاب، درمان بخش.

یا على موسى الرضا! دریاب




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/35438500612187767218.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/35438500612187767218.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۱/۱۴, ۰۱:۲۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_90390907547216793599.gif
(http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imamreza_jpg__4_.jpg)




گذري بر زندگاني امام رضا عليه السلام

نام : رضا

زادگاه: مدينه

كنيه ها: ابوالحسن وابوعلى

لقبها: رضا، صابر، زكى ،ولى ، فاضل، وفى ، صديق، رضى ، سراج الله، نورالهدى ، قرة عين المؤمنين، مكيدةالملحدين، كفو الملك، كافى الخلق، رب السرير و رئاب التدبير

پدر: امام موسي كاظم عليه السلام

مادر: در روايتهاىمختلفى كه به ما رسيده است نامها و كنيه ها و لقبهاى ام البنين، نجمه، سكن، تكتم،خيزران، طاهره و شقرا، را براى مادر آن حضرت آورده اند.

ولادت: درباره روز، ماه وسال ولادت و همچنين وفات آن حضرت اختلاف است.

ولادت آن حضرت را به سالهاى (148، 151 و 153 ق)و در روزهاى جمعه نوزدهم رمضان، نيمه همين ماه، جمعه دهم رجب و يازدهم ذى القعده

شهادت: شهادت آن حضرت را نيز به سالهاى (202، 203 و 206 ق) دانسته اند.امابيشتر بر آنند كه ولادت آن حضرت در سال (148 ق) يعنى همان سال وفات امام صادق عليهالسّلام بوده است؛ چنان كه مفيد، كلينى ، كفعمى ، شهيد، طبرسى ، صدوق، ابن زهره،مسعودى ، ابوالفداء، ابن اثير، ابن حجر، ابن جوزى و كسانى ديگر اين نظر را برگزيده اند.

آن حضرت به دسيسه مأمون و با سمّ اوبه شهادت رسيد و پيكر مطهر او را در طوس در سمت قبله قبه هارونى سراى حميد بن قحط بهطايى به خاك سپردند و امروز مرقد او مزار آشناىشيفتگان است.

مدت امامت: بيست سال ٬ كه اين بيست سال مصادف است بادوره پايانى خلافت هارون عباسى ، پس از آن سه سال دوران خلافت امين، و سپس ادامه جنگ و جدايى ميان خراسان و بغداد به مدت حدود دو سال، و سرانجام دوره اى از خلافت مأمون.(12)
فرزندان : گرچه كه نام پنج پسر و يك دختر براى او ذكر كرده اند، امّا چنان كه علاّمه مجلسى مى گويد: «اكثر،تنها از جواد به عنوان فرزند او نام برده اند».




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83599986882638697710.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83599986882638697710.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۱/۱۴, ۰۱:۲۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1_imamreza_jpg__3_.gif




امام رضا عليه السلام از ولايتعهدي تا شهادت

حقا بايد گفت‏ سياست مامون از پختگى و عمق بى‏نظيرى برخوردار بود. اما آن سوى ديگر اين صحنه نبرد، امام على‏ابن موسى‏الرضا ، عليه‏السلام،است و همين است كه على‏رغم زيركى شيطنت‏آميز مامون تدبير پخته و همه جانبه او را به حركتى بى‏اثر و بازيچه‏اى كودكانه بدل مى‏كند.

مامون با قبول آن همه زحمت و با وجود سرمايه‏گذارى عظيمى كه در اين راه كرد از اين عمل نه تنها طرفى بر نبست‏ بلكه سياست او به سياستى بر ضد او بدل شد. تيرى كه با آن، اعتبار و حيثيت و مدعاهاى امام على‏بن موسى‏الرضا ، عليه‏السلام، را هدف گرفته شده بود خود او را آماج قرار داد، به طورى‏كه بعد از گذشت مدتى كوتاه ناگزير شد همه تدابير گذشته خود را كان‏لم‏يكن شمرده، بالاخره همان شيوه‏اى را در برابر امام در پيش بگيرد كه همه گذشتگانش درپيش‏گرفته‏بودنديعنى «قتل» .

و مامون كه در آرزوى چهره قداست مآب خليفه‏اى موجه و مقدس و خردمند، اين همه تلاش كرده بود سرانجام در همان مزبله‏اى كه همه خلفاى پيش از او در آن سقوط كرده بودند، يعنى فساد و فحشا و عيش و عشرت توام با ظلم و كبر فرو غلطيد.

دريده شدن پرده ريا مامون را در زندگى پانزده ساله او پس از حادثه وليعهدى در دهها نمونه مى‏توان مشاهده كرد كه از جمله آن به خدمت گرفتن قاضى القضاتى فاسق و فاجر و عياش همچون يحيى‏ بن اكثم و همنشينى و مجالست با عموى خواننده و خنياگرش ابراهيم‏بن‏مهدى‏وآراستن بساط عيش و نوش و پرده‏درى در دارالخلافه او در بغداد است.



اكنون به تشريح سياستها و تدابير امام على بن موسى الرضا، عليه السلام، در اين حادثه مى‏پردازيم:

1 هنگامى كه امام را از مدينه به خراسان دعوت كردند آن حضرت فضاى مدينه را از كراهت و نارضايى خود پر كرد، به طورى كه همه كس در پيرامون امام يقين كردند كه مامون با نيت‏سوء حضرت‏را از وطن خود دور مى‏كند، امام بد بينى خود به مامون را با هر زبان ممكن به همه گوشها رساند، در وداع با حرم پيغمبر، در وداع با خانواده‏اش، در هنگام خروج از مدينه، در طواف كعبه كه براى وداع انجام مى‏داد، با گفتار و رفتار با زبان دعا و زبان اشك، بر همه ثابت كرد كه اين سفر، سفر مرگ اوست.


همه كسانى‏كه بايد طبق انتظار مامون نسبت ‏به او خوش‏بين و نسبت‏ به امام به خاطر پذيرش پيشنهاد او بدبين مى‏شدند در اولين لحظات اين سفر دلشان از كينه مامون كه امام عزيزشان را اين‏طور ظالمانه از آنان جدا مى‏كرد و به قتلگاه مى‏برد لبريز شد.

2 هنگامى كه در مرو پيشنهاد ولايتعهدى آن حضرت مطرح شد حضرت بشدت استنكاف كردند و تا وقتى مامون صريحا آن حضرت را تهديد به قتل نكرد، آن را نپذيرفتند.

اين مطلب همه‏جا پيچيد كه على‏بن موسى‏الرضا ،عليه‏السلام، وليعهدى و پيش از آن خلافت را كه مامون به او با اصرار پيشنهاد كرده بود نپذيرفته است، دست‏اندركاران امور كه به ظرافت تدبير مامون واقف نبودند ناشيانه عدم قبول امام را همه‏جا منتشر كردند حتى فضل‏بن سهل در جمعى از كارگزاران و ماموران حكومت گفت من هرگز خلافت را چنين خوار نديده‏ام اميرالمؤمنين آن را به على‏بن موسى‏الرضا ، عليه‏السلام، تقديم مى‏كند و على‏بن موسى دست رد به سينه او مى‏زند.

خود امام در هر فرصتى، اجبارى بودن اين منصب را به گوش اين و آن مى‏رساندوهمواره مى‏گفت من تهديد به قتل شدم تا وليعهدى را قبول كردم.

طبيعى بود كه اين سخن همچون عجيب‏ترين پديده سياسى، دهان به دهان و شهر به شهر پراكنده شود و همه آفاق اسلام در آن روز يا بعدها بفهمند كه در همان زمان كه كسى مثل مامون فقط به دليل آنكه از وليعهدى برادرش امين عزل شده است‏به جنگى چند ساله دست مى‏زند و هزاران نفر از جمله برادرش امين را به خاطر آن به قتل مى‏رساند و سر برادرش را از روى خشم شهر به شهر مى‏گرداند كسى مثل‏على‏بن‏موسى‏الرضا،ع ليه‏السلام، پيدا مى ‏شود كه به وليعهدى با بى‏اعتنايى نگاه مى‏كند و آن را جز با كراهت و در صورت تهديد به قتل نمى‏پذيرد.






http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97983872496974469333.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97983872496974469333.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۱/۱۴, ۰۱:۲۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_62862962539328054977.gif

مقايسه‏اى كه از اين رهگذر ميان امام‏ على ‏بن ‏موسى‏الرضا، عليه‏السلام، و مامون عباسى در ذهنها نقش مى‏بست درست عكس آن چيزى را نتيجه مى‏داد كه مامون به خاطر آن سرمايه‏گذارى كرده بود.

3 - با اينهمه على‏بن موسى‏الرضا، عليه‏السلام،فقط بدين‏شرط وليعهدى را پذيرفت كه در هيچ يك از شؤون حكومت دخالت نكند و به جنگ و صلح و عزل و نصب و تدبير امور نپردازد و مامون كه فكر مى‏كرد فعلا در شروع كار اين شرط قابل تحمل است و بعدا بتدريج مى‏توان امام را به صحنه فعاليتهاى خلافتى كشانيد، اين شرط را از آن حضرت قبول كرد، روشن است كه با تحقق اين شرط، نقشه مامون نقش برآب مى‏شد و بيشتر هدفهاى او برآورده نمى‏گشت.

امام در همان حال كه نام وليعهد داشت و قهرا از امكانات دستگاه خلافت‏نيز برخوردار بود چهره‏اى به خود مى‏گرفت كه گويى با دستگاه خلافت، مخالف و به آن معترض است، نه امرى نه نهى نه تصدى مسؤوليتى، نه قبول شغلى، نه دفاعى از حكومت و طبعا نه هيچ‏گونه توجيهى براى كارهاى آن دستگاه. روشن است كه عضوى در دستگاه حكومت كه چنين با اختيار و اراده خود، از همه مسؤوليتها كناره مى‏گيرد، نمى‏تواند نسبت ‏به آن دستگاه صميمى و طرفدار باشد، مامون بخوبى اين نقيصه را حس مى ‏كرد و لذا پس از آنكه كار وليعهدى انجام گرفت‏بارها درصدد برآمد امام را بر خلاف تعهد قبلى با لطائف‏الحيل به مشاغل خلافتى بكشاند و سياست مبارزه منفى امام را نقض كند، اما هر دفعه امام هوشيارانه نقشه او را خنثى مى‏كرد.

يك نمونه همان است كه معمربن خلاد از خود امام هشتم نقل مى‏كند كه مامون به امام مى‏گويد : اگر ممكن است‏به كسانى كه از او حرف شنوى دارند در باب مناطقى كه اوضاع آن پريشان است، چيزى بنويس و امام استنكاف مى‏كند و قرار قبلى كه همان عدم دخالت مطلق است را به يادش مى‏آورد و نمونه بسيار مهم و جالب ديگر ماجراى نماز عيد است كه مامون به اين بهانه«كه مردم قدر تو را بشناسند و دلهاى آنان آرام گيرد».

امام را به امامت نماز عيد دعوت مى‏كند، امام استنكاف مى‏كند و پس از اينكه مامون اصرار را به نهايت مى‏رساند امام به اين شرط قبول مى‏كند كه نماز را به شيوه پيغمبر و على‏بن ابى‏طالب به جا آورد و آنگاه امام از اين فرصت چنان بهره‏اى مى‏گيرد كه مامون را از اصرار خود پشيمان مى‏سازد و امام را از نيمه‏راه نماز برمى‏گرداند، يعنى بناچار ضربه‏اى ديگر بر ظاهر رياكارانه خود وارد مى ‏سازد



4 - اما بهره ‏بردارى اصلى امام از اين ماجرا بسى از اينها مهمتر است: امام با قبول وليعهدى، دست‏به حركتى مى‏زند كه در تاريخ زندگى ائمه پس از پايان خلافت اهل بيت در سال چهلم هجرى تا آن‏روز و تا آخر دوران خلافت‏بى‏نظير بوده است و آن برملا كردن داعيه امامت‏شيعى در سطح عظيم اسلام و دريدن پرده غليظ تقيه و رساندن پيام تشيع به گوش همه مسلمانهاست .

تريبون عظيم خلافت در اختيار امام قرار گرفت و امام در آن سخنانى را كه در طول يكصد و پنجاه سال جز در خفا و با تقيه جز به خاصان و ياران نزديك گفته نشده بود به صداى بلند فرياد كرد و با استفاده از امكانات معمولى آن زمان كه جز در اختيار خلفا و نزديكان درجه يك آنها قرار نمى‏ گرفت آن را به گوش همه رساند، مناظرات امام در مجمع علما و در محضر مامون كه در آن قويترين استدلال هاى امامت را بيان فرموده است.

نامه جوامع ‏الشريعه كه در آن همه رئوس مطالب عقيدتى و فقهى شيعى را براى فضل‏بن سهل نوشته است، حديث معروف امامت كه در مرو براى عبدالعزيزبن مسلم بيان كرده است; قصائد فراوانى كه در مدح آن حضرت به مناسبت ولايتعهدى سروده شده وبرخى از آن مانند قصيده دعبل و ابونواس هميشه در شمار قصائد برجسته عربى به شمار رفته است نمايشگر اين موفقيت عظيم امام ،عليه‏السلام، است .


در آن سال در مدينه و شايد دربسيارى ‏از آفاق اسلامى‏هنگامى‏كه خبر ولايتعهدى ‏على‏بن‏موسى‏ا لرضا، عليه‏السلام، رسيد در خطبه فضائل اهل بيت‏بر زبان رانده شده بود و اهل بيت پيغمبر كه نود سال علنا بر منبرها دشنام داده شده بودند و سالهاى متمادى ديگر كسى جرات بر زبان آوردن فضائل آنها را نداشت، اكنون همه جا به عظمت و نيكى ياد مى‏شدند، دوستان آنان از اين حادثه روحيه و قوت‏قلب گرفتند، بى‏خبرها و بى‏تفاوتها با آنان آشنا شدند و به آن، گرايش يافتند و دشمنان سوگند خورده احساس ضعف و شكست كردند، محدثان و متذكران شيعه معارفى را كه تاآن روز جز در خلوت نمى‏شد به زبان آورد، در جلسات درسى بزرگ و مجامع عمومى بر زبان راندند.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97216173925575495293.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97216173925575495293.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۱/۱۴, ۰۱:۲۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_86954661595684338057.gif


5 در حالى‏ كه مامون امام را جدا از مردم مى ‏پسنديد و اين جدايى را در نهايت وسيله‏اى براى قطع رابطه معنوى و عاطفى ميان امام و مردم مى‏خواست، امام در هر فرصتى خود را در معرض ارتباط با مردم قرار مى‏داد.

با اينكه مامون آگاهانه مسير حركت امام از مدينه تا مرو را طورى انتخاب كرده بود كه شهرهاى معروف به محبت اهل بيت مانند كوفه و قم در سر راه قرار نگيرند، امام در همان مسير تعيين‏شده، از هر فرصتى براى ايجاد رابطه جديدى ميان خود و مردم استفاده كرد، در اهواز آيات امامت را نشان داد، در بصره خود را در معرض محبت دلهايى كه با او نامهربان بودند قرار داد، در نيشابور حديث ‏سلسلة الذهب را براى هميشه به يادگار گذاشت و علاوه بر آن نشانه‏ها و معجزه‏هاى ديگرى نيز آشكار ساخت و در جاى‏جاى اين سفر طولانى فرصت ارشاد مردم را مغتنم شمرد. در مرو هم كه سرمنزل اصلى و اقامتگاه دستگاه خلافت‏بود هرگاه فرصتى دست‏داد حصارهاى‏دستگاه حكومت را براى حضوردرانبوه‏جمعيت‏مردم‏ دركافت .

6 - نه‏تنهاسرجنبانان تشيع از سوى امام‏به‏سكوت‏و سازش ‏تشويق نشدند بلكه قرائن حاكى‏از آن است كه وضع جديد امام موجب دلگرمى آنان شد و شورش گرانى كه بيشترين دورانهاى عمرخودرا در كوههاى صعب‏العبور و آباديهاى دور دست و با سختى و دشوارى مى‏گذراندند با حمايت امام على بن موسى الرضا،عليه‏السلام، حتى مورداحترام‏ و تجليل كارگزاران حكومت‏در شهرهاى‏مختلف‏نيز قرار گرفتند.

هر ناسازگار و تند زبانى چون دعبل كه هرگز به هيچ خليفه و وزيرواميرى روى‏خوش نشان‏نداده ودر دستگاه‏آنان رحل اقامت نيفكنده بوده‏و هيچ‏كس‏از سرجنبانان خلافت از تيزى زبان او مصون نمانده بود و به همين دليل هميشه مورد تعقيب و تفتيش دستگاههاى دولتى به‏سر مى‏برد و ساليان دراز، دار خود را بر دوش‏خودحمل‏مى‏كردوميان‏ شهرهاوآباديهاسرگردان‏وفر �� �رى‏مى‏گذرانيد، توانست‏به حضور امام و مقتداى محبوب خود برسد و معروفترين و شيوا ترين‏ قصيده‏خود را كه ادعانامه نهضت‏نبوىضددستگاههاى‏خلا فت اموى ‏وعباسى ‏است‏براى آن حضرت بسرايد و شعر او در زمانى كوتاه به همه اقطار عالم اسلام برسد، به طورى كه در بازگشت از محضر امام آن را از زبان رئيس راهزنان ميان راه مى‏شنود.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/86081516201945388255.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/86081516201945388255.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۱/۱۴, ۰۱:۲۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_71004429679662808490.gif



اكنون‏بار ديگر نگاهى بر وضع كلى صحنه اين نبرد پنهانى كه مامون آن را به ابتكار خود آراسته و امام‏على بن موسى‏الرضا، عليه‏السلام، را با انگيزه‏هايى كه اشاره شد به آن ميدان كشانده بود مى‏افكنيم:

يك‏سال پس از اعلام وليعهدى وضعيت چنين است:
مامون‏چه‏درمتن‏فرمان‏ول ايتعهدى‏و چه در گفته‏ها و اظهارات ديگر او را به فضل و تقوى و نسب رفيع و مقام علمى‏منيع ستوده‏است و او اكنون در چشم آن مردمى كه برخى از او فقط نامى شنيده و حتى به همين اندازه هم او را نشناخته و شايد گروهى بغض او را همواره در دل پرورانده بودند به عنوان يك چهره در خور تعظيم و تجليل و يك انسان شايسته خلافت كه از خليفه به سال علم و تقوى و خويشى با پيغمبر، بزرگتر و شايسته‏تر است‏شناخته‏اند.

مامون نه تنها با حضور او نتوانسته معارضان شيعى خود را به خود خوشبين و دست و زبان تند آنان را ازخود و خلافت‏خود منصرف سازد بلكه حتى على‏بن موسى،عليه‏السلام، مايه ايمان و اطمينان و تقويت روحيه آنان نيز شده است در مدينه ، مكه و ديگر اقطار مهم اسلامى نه فقط نام على‏بن موسى ،عليه ‏السلام، به تهمت‏حرص‏به‏دنيا و عشق‏به‏مقام‏و منصب از رونق نيفتاده بلكه حشمت ظاهرى بر عزت معنوى او افزوده شده و زبان ستايشگران پس از دهها سال به فضل و رتبه معنوى پدران مظلوم و معصوم او گشوده شده است.

كوتاه سخن آنكه مامون در اين قمار بزرگ نه تنها چيزى به دست نياورده كه بسيارى چيزها را از دست داده و در انتظار است كه بقيه را نيز از دست‏بدهد.
اينجابودكه‏مامون‏احساس شكست و خسران كرد و درصدد برآمد كه خطاى فاحش خود را جبران كند و خود را محتاج آن ديد كه پس از اينهمه سرمايه‏ گذارى سرانجام براى مقابله با دشمنان آشتى‏ناپذير دستگاههاى خلافت‏يعنى ائمه اهل بيت ،عليهم‏السلام، به همان شيوه‏اى متوسل شود كه هميشه گذشتگان ظالم و فاجر او متوسل شده بودند يعنى قتل.

بديهى است قتل امام هشتم پس از چنان موقعيت ممتاز به‏آسانى ميسر نبود. قرائن نشان مى‏دهد كه مامون پيش از اقدام قطعى خود براى به شهادت رساندن امام به كارهاى ديگرى دست‏زده‏است‏كه شايد بتواند اين آخرين علاج را آسانتر به‏كار برد، به گمان زياد اينكه ناگهان در مرو شايع شد كه على‏بن موسى ، عليه‏السلام، همه مردم را بردگان خود مى‏دانند، جز با دست‏اندركارى عمال مامون ممكن نبود.

هنگامى كه اباصلت اين خبر را براى امام آورد حضرت فرمود: «بارالها اى پديدآورنده آسمانها و زمين تو شاهدى كه نه من و نه هيچ‏يك از پدرانم هرگز چنين سخنى نگفته‏ايم و اين يكى از همان ستمهايى است كه از سوى اينان به ما مى‏شود.»

تشكيل مجالس مناظره با هر آن كسى كه كمتر اميدى به غلبه او بر امام مى‏رفت نيز از جمله همين تدابير است. هنگامى‏كه‏امام مناظره‏كنندگان اديان و مذاهب مختلف را در بحث عمومى خود منكوب كرد و آوازه دانش و حجت قاطعش در همه‏جا پيچيد مامون درصدد برآمد كه هر متكلم و اهل مجادله‏اى را به مجلس مناظره با امام بكشاند، شايد يك نفر دراين بين بتواند امام را مجاب كند.

البته چنانكه مى‏دانيم هرچه تشكيل مناظرات ادامه مى‏يافت قدرت علمى امام‏آشكارترمى‏شد ومامون از تاثير اين وسيله نوميدتر.

بنابر روايات يك يا دو بار توطئه قتل امام را به وسيله نوكران و ايادى خود ريخت و يكبار هم حضرت را در سرخس‏به زندان‏افكندامااين شيوه‏ها هم نتيجه‏اى جز جلب اعتقاد همان دست‏اندركاران به رتبه معنوى امام، به بار نياورد، و مامون درمانده‏تر و خشمگين‏تر شد، در آخر چاره‏اى جز آن نيافت كه به دست‏خود و بدون هيچ واسطه‏اى امام را مسموم كند و همين كار را كرد و در ماه صفر دويست و سه هجرى يعنى قريب دو سال پس از آوردن آن حضرت از مدينه به خراسان و يك سال و اندى پس از صدور فرمان وليعهدى به نام آن حضرت، دست‏خود را به جنايت‏بزرگ و فراموش نشدنى قتل امام آلود.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/35155562396791142063.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/35155562396791142063.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۱/۱۴, ۰۲:۳۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_80966584623312698999.gif


شهادت امام :


در نحوه به شهادت رسيدن امام نقل شده است كه مأمون به يكي از خدمتکاران خويش دستور داده بود تا ناخن‌هاي دستش را بلند نگه دارد و بعد به او دستور دادتا دست خود را به زهر مخصوصي آلوده كند و در بين ناخن‌هايش زهر قرار دهد و اناري را با دستان زهر‌آلودش دانه كند و او دستور مأمون را اجابت كرد.



مأمون نيز انار زهرآلوده را خدمت حضرت گذارد و اصرار كرد كه امام ازآن انار تناول کنند.اما حضرت از خوردن امتناع فرمودند و مأمون اصرار كرد تا جايي‌كه حضرت را تهديد به مرگ نمود و حضرت به جبر, قدري از آن انار مسموم تناول فرمودند.



بعد از گذشت چند ساعت زهر اثر كرد و حال حضرت دگرگون گرديد و صبح روز بعد در سحرگاه روز 29 صفر سال 203 هجري قمري امام رضا ( عليه السلام ) به شهادت رسيدند .


تدفين امام :

به قدرت و اراده الهي امام جواد ( عليه السلام ) فرزند و امام بعد از آن حضرت به دور از چشم دشمنان, بدن مطهر ايشان را غسل داده وبر آن نماز گذاردند و پيکر پاك ايشان با مشايعت بسياري از شيعيان و دوستداران آن حضرت در مشهد دفن گرديد و قرنهاست كه مزار اين امام بزرگوار مايه بركت و مباهات ايرانيان است.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60351096786062340625.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60351096786062340625.gif)

neginsabz
۱۳۸۹/۱۱/۱۴, ۰۸:۳۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imamreza_emza__29_.jpg

گوشه ای از معجزات ثامن الائمه

تصور نشود که معجزه، تنها برای اثبات نبوت پیامبران خدا نیاز بوده است و بعد از ختم نبوت دیگر بکار نمی آید. پس معجزه بعد از شهادت حضرت رسول صلی الله علیه و آله توسط هیچ کس محقق نمی شود. زیرا امامان شیعه برای اثبات جایگاه رفیع خود لازم می دیدند که معجزاتی را به مردم نشان بدهند. به علاوه در تاریخ معتبر، فراوان نقل شده است ائمه شیعیان در مواضع مختلف اعجاز کردند به نحوی که در کتب نوشته شده در تاریخ ایشان بخشی را مجزا به معجزات حضرات معصومین علیهم السلام اختصاص داده اند.




آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند!

http://img.tebyan.net/big/1389/10/2247230192717524513423571062276215251112.jpg
1- ابراهیم بن موسى- كه در مسجد امام رضا(علیه السلام) در خراسان امامت مى‏كرد - مى‏گوید: از امام رضا- علیه السّلام- با اصرار زیاد پول خواستم. حضرت براى بدرقه عدّه‏اى از نسل ابوطالب بیرون آمد. در این هنگام وقت نماز فرا رسید و حضرت، به سوى قصرى كه در آنجا بود، روانه شد و در زیر درختى نزدیك آن قصر نشست. و من هم با او بودم و غیر از ما كسى نبود. امام رو به من كرد و فرمود: اذان بگو. پس گفتم: اجازه مى‏دهید همراهان ما نیز بیایند؟ امام فرمود: خدا تو را بیامرزد. نماز اوّل وقت را بدون عذر تأخیر نینداز. و اوّل وقت نماز را بپا دار. برخاستم، اذان گفتم و نماز خواندیم. عرض كردم: یابن رسول الله! مدتى از آن وعده‏اى كه به من فرموده بودید، گذشته است و من نیازمندم و شما كارتان زیاد مى‏باشد و من موفق نمى‏شوم تا همیشه خدمت شما برسم.
راوى مى‏گوید: امام- علیه السّلام- با تازیانه‏اش محكم بر زمین كوبید و دستشان را به جاى ضربه، كشیده و شمشى از طلا بیرون آورد و به من داد و فرمود: این را بگیر و خداوند به واسطه آن به تو بركت دهد و از آن بهره‏مند شوى. و آنچه را كه دیدى، پوشیده‏دار و به كسى نگو.
ابراهیم بن موسى مى‏گوید: این مال، آنقدر بركت پیدا كرد تا اینكه در خراسان ملكى را به قیمت هفتاد هزار دینار خریدم، پس در میان امثال خودم، غنى‏ترین و ثروتمندترین مردم آن دیار شدم.(1)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/42774065760753050439.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۱۱/۱۴, ۰۸:۳۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_f221lc1.gif
امام رضا(علیه السلام) و اداى قرض محمّد بن عبدالرحمن‏

2- محمّد بن عبد الرحمن همدانى مى‏گوید: قرضى داشتم كه بخاطر آن، دنیا برایم تنگ و تار شده بود. با خود گفتم: فقط آن كسى كه مى‏تواند قرضم را ادا كند، مولایم امام رضا(علیه السّلام) است. پس نزد او رفتم. امام به من فرمود: خداوند حاجت تو را برآورده كرد و دیگر دل‏تنگ نباش. من نیز وقتى این را شنیدم دیگر چیزى نخواستم و خدمت امام ماندم. حضرت روزه بود و دستور داد براى من غذا بیاورند. عرض كردم: من هم روزه هستم و دوست دارم با شما افطار كنم و از غذاى‏ شما تبرك بجویم. هنگام غروب، نماز مغرب را خواندند و در وسط خانه نشستند و غذا خواستند. با هم افطار نمودیم و بعد امام به من فرمود: شب را نزد ما مى‏مانى یا اینكه حاجت خود را مى‏گیرى و مى‏روى؟ گفتم: بروم بهتر است. حضرت دست خود را به زمین زد و یك مشت خاك برداشت و فرمود: بگیر. آن را گرفتم و در جیبم قرار دادم و با تعجّب دیدم كه همه‏اش دینار است. از آنجا به خانه‏ام آمدم و نزدیك چراغ رفتم تا دینارها را بشمارم. دینارى از دستم رها شد. وقتى نگاهش كردم دیدم روى آن نوشته شده «پانصد دینار است، نصف آن براى قرضت و نصف آن براى مخارج تو مى‏باشد». وقتى این را دیدم، دیگر نشمردم و آن دینار را در كیسه گذاشتم. صبح وقتى دینارها را شمردم آن دینار را پیدا نكردم هر چه زیر و رو كردم آن را پیدا نكردم و پانصد دینار تمام بود!(2)
http://img.tebyan.net/big/1389/10/6581422023013320030157153126125785237141.jpg
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/42774065760753050439.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۱۱/۱۴, ۰۸:۳۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_f221lc1.gif
آگاهى امام رضا(علیه السلام) از نیت درونی

3- اسماعیل بن ابى الحسن نقل مى‏كند كه: با امام رضا(علیه السّلام) بودم كه حضرت دستش را به زمین زد به طورى كه كأنه مى‏خواهد چیزى را از زمین بیرون آورد. ناگهان چند تكه طلا ظاهر شد، دوباره دستش را كشید كه ناپدید شدند. با خودم گفتم: اى كاش! یكى از آنها را به من مى‏داد. حضرت رو به من كرد و فرمود: هنوز وقت آن نرسیده است.(3)

تكلم به زبان عربى‏

4- ابواسماعیل سندى مى‏گوید: در سند بودم كه شنیدم براى خداوند در میان‏ عربها حجتى هست. از وطن خود خارج شدم و در طلب او، سختى سفر را بر خود هموار نمودم. تا اینكه امام رضا(علیه السّلام) را به من معرفى كردند. بر او وارد شدم در حالى كه حتى یك كلمه هم نمى‏توانستم عربى حرف بزنم. لذا به زبان خودم به حضرت سلام كردم. او نیز به زبان من، جواب سلامم را داد. من با زبان سندى (هندى) حرف مى‏زدم و او نیز جوابم را با همان زبان مى‏داد. گفتم: در سند شنیدم كه براى خداوند در میان عربها حجتى هست لذا براى پیدا كردن او آمده‏ام.
فرمود: آرى، من همان هستم. هر سؤالى دارى بپرس و هر چه خواهى طلب كن. من نیز از او هر چه مى‏خواستم پرسیدم. وقتى كه برخاستم تا بروم، عرض كردم: من عربى نمى‏دانم دعا بفرما تا خداوند قدرت تكلّم به زبان عربى را به من الهام كند تا با عربها بتوانم صحبت كنم. پس آن حضرت دست شریفش را بر لبانم كشید. از همان وقت، توانستم به خوبى عربى صحبت كنم‏.(4)

حكایت امام رضا(علیه السلام) و هشام عباسى‏

5- هشام عباسى مى‏گوید: به مكه رفته بودم و هر چه گشتم كه دو تكّه پارچه برد یمانى بخرم و آنها را به پسرم هدیه نمایم، پیدا نكردم. هنگام مراجعت به مدینه رفتم و به خدمت امام رضا(علیه السّلام) رسیدم. وقتى كه مى‏خواستم با آن حضرت، خداحافظى كنم و خارج شوم، دو تكّه پارچه برد یمانى، آن گونه كه مى‏خواستم، آورد و به من داد و فرمود: اینها را براى پسرت قطع كن.(5)

استغاثه پرنده از امام رضا(علیه السلام)

http://img.tebyan.net/big/1389/08/9581221771271472531031391371280694021521.jpg
6- سلیمان بن جعفر جعفرى مى‏گوید: در باغ امام رضا(علیه السّلام) نشسته بودیم و با آن حضرت سخن مى‏گفتیم كه گنجشكى آمد و جلو ما به زمین نشست و شروع كرد به فریاد كشیدن. و زیاد فریاد كشید و مضطرب بود. حضرت به من فرمود: مى‏دانى این گنجشك چه مى‏گوید؟
گفتم: خدا و پیامبر و فرزند پیامبر او، داناترند. فرمود: مى‏گوید: مارى تصمیم دارد كه تخمهاى مرا بخورد. پس برخیز و این چوب را بردار و به آنجا برو و آن مار را بكش.
راوى مى‏گوید: برخاستم و چوب را برداشته و وارد خانه شدم. ناگهان دیدم كه مارى در آن خانه جولان مى‏كند، پس آن را كشتم‏.(6)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/42774065760753050439.gif

سید روح الله علوی

پی نوشت ها:
1. بحارالانوار، علامه محمد تقی مجلسی، ج 49، ص49 ، چاپ مؤسسه الوفاء بیروت 1404 قمری
2. عیون أخبار الرضا علیه السلام‏، شیخ صدوق‏، ج‏2، ص: 218، نشر جهان‏ تهران‏، سال چاپ: 1378 ق‏
3. بحارالانوار، علامه محمد تقی مجلسی، ج 49، ص50
4. بحارالانوار، علامه محمد تقی مجلسی، ج 49، ص50
5. جلوه‏هاى اعجاز معصومین علیهم السلام‏، غلام حسن محرمى‏، ص: 287، دفتر انتشارات اسلامى قم‏، 1378 ش‏
6. منتهی الامال، شیخ عباس قمی، ج 2، ص 312- جلوه‏هاى اعجاز معصومین علیهم السلام، ص: 289

مجیب
۱۳۸۹/۱۱/۱۴, ۰۸:۵۰
دستگاه خلافت عباسی، با اهدافی خاص، از اندیشه وران مذهب و فرقه های گوناگون دعوت کرد و آنان را رو در روی امام رضا (علیه السلام) قرار می داد. با مطالعه در شخصیت،روحیات و افکار مأمون، آشکار می شود که او از تشکیل چنین جلسات و همایشهایی اهدافی سیاسی را دنبال می کرد. هرچند شخصاً به مباحثات علمی علاقمند بود ولی مأمون خلیفه شخصی نبود که بخواهد با این گونه مناظرات، عظمت و حقانیت خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) را به نمایش بگذارد و شخصیتی را که مورد توجه انقلابیون آل علی (علیه السلام) بود در جامعه مطرح کند و علم و شکوه و شایستگی و برتری آن را به دیگران بنمایاند. بلکه در این تلاشها اهدافی سیاسی داشت و چه بسا بی میل نبود که در این نشستها، برای یکبار هم که شده امام از پاسخگویی به پرسشها عاجز بماند.


به هر حال گذشته از اهدافی که مأمون به دنبال داشت ولی نتایج آن جلسات مایه شکوه و عظمت امام و بهره علمی و اعتقادی شیعه شد. عبدالسلام هروی که در بیشتر نشستها و مناظرات حضور داشت می گوید:

« هیچ کسی را از حضرت رضا (علیه السلام) داناتر ندیدم و هیچ دانشمندی آن حضرت را ندیده مگر این که به علم برتر او گواهی داده است. در محافل و مجالس که گروهی از دانشوران و فقیهان و دانایان ادیان مختلف حضور داشتند بر تمامی آنان غلبه یافت تا آن جا که آنان به ضعف علمی خود و برتری امام (علیه السلام) اذعان و اعتراف داشتند.»ابراهیم بن عباس گواه دیگری از حاضران این گونه جلسات بود و می گوید: (http://www.parsiblog.com/Noteedit.htm#_edn1)
حضرت رضا (ع) هيچ مساله اي را بدون پاسخ نمي گذاشت در علم و دانش كسي را داناتر از او سراغ ندارم. آنچه مامون مطرح مي ساخت پاسخ كامل آن را درسافت مي كرد و آمچه حضرت ( علبه السلام) مي فرمود مستند به قران بود.

neginsabz
۱۳۸۹/۱۱/۱۴, ۱۰:۲۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_f221lc1.gif
درس های ارزشمند و آموزنده از امام رضا (علیه السلام)
http://img.tebyan.net/big/1385/12/1041414512185221139157166124511782183260121.jpg


1. ابوسعید خراسانى حكایت كند:


روزى دو نفر مسافر از راه دور به محضر امام رضا علیه السلام وارد شدند و پیرامون حكم نماز و روزه از آن حضرت سؤال كردند؟
امام علیه السلام به یكى از آن دو نفر فرمود: نماز تو شكسته و روزه ات باطل است و به دیگرى فرمود: نماز تو تمام و روزه ات صحیح مى باشد.
وقتى علّت آن را جویا شدند؟
حضرت فرمود: شخص اوّل چون به قصد زیارت و ملاقات با من آمده است ، سفرش مباح مى باشد؛ ولى دیگرى چون به عنوان زیارت و دیدار سلطان حركت نموده ، سفرش معصیت است .(1)
2. در بین مسافرتى كه امام رضا علیه السلام از شهر مدینه به سوى خراسان داشت ، هرگاه ، كه سفره غذا پهن مى كردند و غذا چیده و آماده خوردن مى شد، حضرت دستور مى داد تا تمامى پیش خدمتان سیاه پوست و ... بر سر سفره طعام حاضر شوند؛ و سپس حضرت كنار آن ها مى نشست و غذاى خود را میل مى نمود.
اطرافیان به آن حضرت اعتراض كردند كه چرا براى غلامان سفره اى جدا نمى اندازى ؟!
امام علیه السلام فرمود: آرام باشید این چه حرفى است ؟! خداى ما یكى است ، پدر و مادر ما یكى است و هركس مسئول اعمال و كردار خود مى باشد.(2)

3. محمّد بن سنان گوید :

چند روزى پس از آن كه امام موسى كاظم علیه السلام رحلت نمود و امام رضا علیه السلام جاى پدر، در منصب امامت قرار گرفت و مردم در مسائل مختلف به ایشان مراجعه مى كردند.
به حضرت عرض كردم : یا ابن رسول اللّه ! ممكن است از طرف هارون به شما آسیبى برسد و بهتر است محتاط باشید.
امام علیه السلام اظهار داشت : همان طور كه جدّم ، رسول اللّه صلى الله علیه و آله فرمود: چنانچه ابوجهل ، مویى از سر من جدا كند، من پیغمبر نیستم ، من نیز مى گویم : اگر هارون مویى از سر من جدا كند من امام و جانشین پدرم نخواهم بود.(3)
خداوند جلّ و على مى داند كه هر انسانى براى كسب مقامات عالیه بهشت ، توان آزاد كردن غلام و بنده را ندارد. به همین جهت ، اطعام دادن و سیر گرداندن افراد را وسیله اى براى ورود به بهشت قرار داده است.


4. یكى از اصحاب امام رضا علیه السلام به نام معمّر بن خلاد حكایت نماید :
http://img.tebyan.net/big/1389/10/23912028115165227242198100241541701914492139.jpg


هر موقع سفره غذا براى آن حضرت پهن مى گردید، كنار آن سفره نیز یک سینى آورده مى شد.
پس امام علیه السلام از هر نوع غذا، مقدارى بر مى داشت و داخل آن سینى قرار مى داد و به یكى از غلامان خود مى فرمود كه تحویل فقرا و تهى دستان داده شود.
سپس به دنباله آن ، این آیه شریفه قرآن : فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ (سوره بلد: آیه 11)را تلاوت مى نمود؛ و مى فرمود: خداوند جلّ و على مى داند كه هر انسانى براى كسب مقامات عالیه بهشت ، توان آزاد كردن غلام و بنده را ندارد.
به همین جهت ، اطعام دادن و سیر گرداندن افراد را وسیله اى براى ورود به بهشت قرار داده است .(4)
5 - سلیمان بن جعفر - كه یكى از اصحاب حضرت علىّ بن موسى الرّضا علیهما السلام است - حكایت كند:
یكى از نوادگان امام سجّاد علیه السلام - به نام علىّ بن عبیداللّه - مشتاق دیدار و زیارت امام رضا علیه السلام بود، به او گفتم : چه چیزى مانع از رفتن به محضر شریف آن حضرت مى باشد؟
پاسخ داد: هیبت و جلالت آن بزرگوار مانع من گردیده است .
این موضوع سپرى گشت ، تا آن كه روزى مختصر كسالتى بر وجود مبارک امام علیه السلام عارض شد و مردم به عیادت و ملاقات آن حضرت مى آمدند.
پس به آن شخص گفتم : فرصت مناسبى پیش آمده است و تو نیز به همراه دیگر افراد به دیدار و ملاقات آن حضرت برو، كه فرصت خوبى خواهد بود.
لذا علىّ بن عبید اللّه به عیادت و دیدار امام رضا علیه السلام رفت و با مشاهده آن حضرت بسیار مسرور و خوشحال گردید.
مدّتى از این دیدار گذشت و اتّفاقا علىّ بن عبیداللّه روزى مریض شد؛ و چون خبر به امام علیه السلام رسید، حضرت جهت عیادت از او حركت نمود؛ و من نیز همراه آن بزرگوار به راه افتادم ، چون وارد منزل او شدیم ، حضرت مختصرى كنار بستر او نشست و از او دلجویى نمود.
و پس از گذشت لحظاتى كه از منزل خارج شدیم ، یكى از بستگان آن شخص گفت : همسر علىّ بن عبیداللّه بعد از شما وارد اتاق شد و جایگاه جلوس ‍ حضرت رضا علیه السلام را مى بوسید و بدن خود را به وسیله آن محلّ تبرّک مى نمود.(5)
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_f221lc1.gif
پی نوشت ها:
1. تهذیب شیخ طوسى : ج 4، ص 220، ح 17.
2. روضه كافى : ج 8، ص 192، ح 296.
3. روضه كافى : ج 8، ص 214، ح 371.
4. بحارالا نوار: ج 49، ص 97، ح 11، به نقل از كافى و محاسن برقى .
5. اختیار معرفة الرّجال : ص 495، ح 485، بحارالا نوار: ج 49، ص 22، ح 15.
منبع:چهل داستان و چهل حدیث،از امام رضا علیه السلام عبداللّه صالحى

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۱/۱۴, ۱۲:۱۵
http://imam8.loxblog.com/userfiles/image/HADI/_UpLoads_Picture_Politic01_polotic15_2010090312243 0765.jpg


پاره تن پیامبر در مشهد الرضا(علیه‎السلام)


رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:«ستدفن بضعة منی بخراسان ما زارها مکروب الا نفس الله کربته ولا مذنب الا غفرالله ذنوبه»(1)؛ پاره تن من در خراسان دفن خواهد شد، هیچ گرفتار و گنه‏کاری او را زیارت نکند جز این که خداوند گرفتاری او را برطرف سازد و گناهانش را ببخشاید.
قابل توجه است که پیامبر اکرم فقط دو تن از خاندان خود را بضعه خود معرفی کرده است؛ دختر گرامی خود حضرت زهرا(علیهاالسلام) و امام رضا(علیه‎السلام) .

امام رضا(علیه‎السلام) فرمود: «ان لکل امام عهدا فی عنق اولیائه و شیعته و ان من تمام‏الوفاء بالعهد و حسن الاداء زیارة قبورهم»(2)؛ هر امام و رهبری، عهد و میثاقی بر پیروان و دوستدارانش دارد و همانا یکی از اعمالی که نمایانگر وفاداری و ادای میثاق است، زیارت آرامگاه آنان است.
امام رضا(علیه‎السلام) فرمود: «اللهم انک تعلم انی مکره مضطر فلا تؤاخذنی کما لم تؤاخذ عبدک ‏و نبیک یوسف حین وقع الی ولایة مصر»(3)؛ بار خدایا تو می‏دانی که من بر پذیرفتن ولایتعهدی مامون مجبور و ناچارم پس مرا مؤاخذه مکن همانگونه که بنده و پیامبرت یوسف ‏را به هنگام پذیرفتن حکومت مصر مؤاخذه نکردی.

امام رضا(علیه‎السلام) فرمود:«قد علم الله کراهتی لذلک، فلما خیرت بین قبول ذلک و بین‏القتل اخترت القبول علی القتل»(4)؛ ریان گوید: به حضرت رضا(علیه‎السلام) عرض کردم مردم می‏گویند شما با این که اظهار بی‏رغبتی به دنیا می‏کنید ولایتعهدی را پذیرفته‏اید؟ امام فرمود: خداوند خود می‏داند که من این امر را ناپسند می‏داشتم ولی چون بین پذیرش آن و مرگ مخیر شدم، قبول آن ‏را بر مرگ ترجیح دادم.
امام رضا(علیه‎السلام فرمود: «من زارنی علی بعد داری و مزاری اتیته یوم القیامه فی ثلاثة ‏مواطن حتی اخلصه من اهوالها اذا تطایرت الکتب یمینا و شمالا و عند الصراط و عند المیزان»(5)؛ کسی که با توجه به دوری راه مزارم را زیارت کند، روز قیامت در سه جا [برای دستگیری] نزد او خواهم آمد و او را از بیم و گرفتاری آن موقف‎ها رهایی خواهم بخشید: هنگامی که نامه‏ها [ی ‏اعمال] به راست و چپ پراکنده شود، نزد صراط و نزد میزان [هنگام‏ سنجش اعمال].
این بارگاه بوستانی از بوستان‏های بهشت است، و محل آمد و شد فرشتگان آسمان، و همواره گروهی از ملائکه فرود می‏آیند و گروهی‏ بالا می‏روند تا وقتی که در صور دمیده شود.

امام رضا(علیه‎السلام) فرمود:«من زارنی و هو یعرف ما اوجب الله تعالی من حقی و طاعتی فانا و آبائی شفعائه یوم القیامة و من کنا شفعائه نجی»(6)؛ هر کس مرا زیارت کند در حالی که حق و طاعت مرا که خدا بر او واجب کرده بشناسد، من و پدرانم در روز قیامت ‏شفیع او هستیم و هر کس ما شفیع وی باشیم نجات یابد.
امام رضا(علیه‎السلام) فرمود: «انی ساقتل بالسم مظلوما فمن زارنی عارفا بحقی... غفر الله‏ ما تقدم من ذنبه و ما تاخر»(7)؛ من به زودی مظلومانه با سم به قتل خواهم رسید. پس هر کس با شناخت‏ حق من زیارتم کند خداوند گناهان گذشته و آینده او را ببخشاید.
امام رضا(علیه‎السلام) فرمود: «... و هذه البقعة روضة من ریاض الجنة و مختلف الملائکة لا یزال ‏فوج ینزل من السماء و فوج یصعد الی ان ینفخ فی الصور»(8)؛ این بارگاه بوستانی از بوستان‏های بهشت است، و محل آمد و شد فرشتگان آسمان، و همواره گروهی از ملائکه فرود می‏آیند و گروهی‏ بالا می‏روند تا وقتی که در صور دمیده شود.
امام رضا(علیه‎السلام) فرمود: «و قد اکرهت و اضطررت کما اضطر یوسف و دانیال علیهماالسلام اذ قبل کل واحد منهما الولایة من طاغیة زمانه، اللهم لا عهد الاعهدک و لا ولایة الا من قبلک فوفقنی لاقامة دینک و احیاء سنة‏ نبیک... .»(9)؛ من [به این کار] واداشته شدم و ناچار گشتم، چنان که یوسف و دانیال علیهماالسلام مجبور شدند چه هر یک از آن دو، ولایت را از خودکامه زمان خویش پذیرفتند، خدایا پیمانی نیست مگر پیمان ‏تو و ولایتی نیست مگر از سوی تو، پس مرا در برپا داشتن دینت و زنده کردن سنت پیامبرت توفیق رسان.
امام رضا(علیه‎السلام( فرمود: «قد نهانی الله عز و جل ان القی بیدی الی التهلکة فان کان الامر علی هذا ... اقبل ذلک علی انی لا اولی احدا و لا اعزل احدا و لا انقض رسما و لا سنة»(10)؛ خداوند مرا بازداشته از این که خویش را با دست‏ خود به نابودی ‏افکنم، پس اگر قرار چنین است آن را می‏پذیرم به شرط آن که نه ‏کسی را به کار گمارم و نه کسی را از کار کنار گذارم و نه رسم ‏و سنتی را نقض کنم.

پی‏ نوشت‏ها:
1- عیون اخبار الرضا، ج‏2، ص‏257.
2- بحارالانوار، ج‏100، ص‏116.
3- بحارالانوار، ج‏49، ص‏130.
4- عیون اخبار الرضا، ج‏2، ص‏139.
5- وسائل الشیعه، ج‏10، ص‏433.
6- همان، ج‏5، ص‏436.
7- همان، ج‏10، ص‏438.
8- بحارالانوار، ج‏102، ص‏44.
9- عیون اخبار الرضا، ج‏1، ص‏19.
10- علل الشرایع، ج‏1، ص‏226.



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imamreza_emza__27_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۱/۱۴, ۱۲:۱۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imamreza_jpg__39_.jpg

علّت و چگونگى شهادت حضرت

طبق آنچه از مجموع روایات و تواریخ استفاده مى شود:


خلفاء بنى العبّاس با سادات بنى الزّهراء خصوصا امامان معصوم علیهم السلام رابطه حسنه اى نداشتند و چنانچه بهایى به آن ها مى دادند و اكرامى مى كردند، تنها به جهت سیاست و حفظ حكومت بوده است .
مامون عبّاسى همچون دیگر بنى العبّاس ، اگر نسبت به امام رضا علیه السلام احترامى قائل مى شد، قصدش سرپوش گذاشتن بر جنایات پدرش ، هارون الرّشید و نیز جذب افكار عمومى و تثبیت موقعیّت و حكومت خود بود.
مامون در تمام دوران حكومتش به دنبال فرصت و موقعیّت مناسبى بود تا بتواند آن امام معصوم و مظلوم علیه السلام را - كه مانعى بزرگ براى هوسرانى ها و خودكامگى هایش مى دانست - از سر راه خود بردارد.
از طرف دیگر اطرافیان دنیاپرست و ششهوتران مامون ، كسانى چون فرزندان سهل بن فضل هر روز نزد مامون نسبت به حضرت رضا علیه السلام سعایت و سخن چینى و بدگوئى مى كردند، لذا مامون تصمیم جدّى گرفت تا آن كه حضرت را به قتل رسانیده و از سر راه بردارد.
در این كه چگونه حضرت ، مسموم و شهید شد بین مورّخین و محدّثین اختلاف نظر است ، كه به دو روایت مشهور در این رابطه اشاره مى شود:
1 عبداللّه بن بشیر گوید: روزى مامون مرا دستور داد تا ناخن هایم را بلند بگذارم و كوتاه نكنم ، پس از گذشت مدّتى مرا احضار كرد و چیزى شبیه تمر هندى به من داد و گفت : آن ها را با انگشتان دست خود خمیر كن .
چون چنین كردم ، او خود بلند شد و به نزد حضرت رضا علیه السلام رفت و پس از گذشت لحظاتى مرا نیز در حضور خودشان دعوت كرد.
هنگامى كه به حضورشان رسیدم ، دیدم طبقى از انار آماده بود، مامون به من گفت : اى عبداللّه ! مقدارى انار دانه دانه كن و با دست خود آب آن ها را بگیر.
آنان مرا به وسیله زهر مسموم و شهید خواهند كرد و كنار قبر هارون الرّشید دفن مى شوم ، خداوند قبر مرا پناهگاه و زیارتگاه شیعیان و دوستانم قرار مى دهد.پس هركس مرا در دیار غربت زیارت كند، بر من لازم است كه در روز قیامت به دیدار و زیارت او بروم .


و چون چنین كردم ، مامون خودش آن آب انار را برداشت و به حضرت خورانید و همان آب انار سبب وفات و شهادتش گردید.
و اباصلت گوید: چون مامون از منزل امام علیه السلام بیرون رفت ، حضرت به من فرمود: مرا مسموم كردند.
2 محمّد بن جهم گوید: حضرت رضا علیه السلام نسبت به انگور علاقه بسیار داشت ، مامون این موضوع را مى دانست ، مقدارى انگور تهیّه كرد و به وسیله سوزن در آن ها زهر تزریق نمود، به طورى كه هیچ معلوم نبود، و سپس آن ها را به حضرت خورانید و حضرت به شهادت و لقاءاللّه رسید.(1)

همچنین اباصلت هروى حكایت كند:

روزى در خدمت حضرت علىّ بن موسى الرّضا علیهما السلام بودم ، كه فرمود: اى اباصلت ! آنان مرا به وسیله زهر مسموم و شهید خواهند كرد و كنار قبر هارون الرّشید دفن مى شوم ، خداوند قبر مرا پناهگاه و زیارتگاه شیعیان و دوستانم قرار مى دهد.
پس هركس مرا در دیار غربت زیارت كند، بر من لازم است كه در روز قیامت به دیدار و زیارت او بروم .
قسم به آن كه جدّم ، محمّد صلى الله علیه و آله را به نبوّت برگزید و بر تمامى مخلوقش برترى و فضیلت داد، هركسى نزد قبرم نماز بخواند مورد مغفرت و رحمت الهى قرار خواهد گرفت .
قسم به آن كه ما را به وسیله امامت گرامى داشت و خلافت و جانشینى پیغمبرش را مخصوص ما گرداند، زیارت كنندگان قبر من در پیشگاه خداوند از بهترین موقعیّت برخوردار مى باشند.
و سپس افزود: هر مؤمنى هر نوع سختى و مشكلى را در مسیر زیارت و دیار من متحمّل شود، خداوند آتش جهنّم را بر او حرام مى گرداند.(2)

پی نوشت ها:
1. اعیان الشّیعة : ج 2، ص 30 31.
2. عیون اخبارالرضا علیه السلام : ج 2، ص 226، ح 1.
تهیه و تنظیم : بخش عترت و سیره تبیان
منبع:چهل داستان و چهل حدیث،از امام رضا علیه السلام ، عبداللّه صالحى


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imamreza_emza__28_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۱/۱۴, ۱۲:۱۸
http://mho222.persiangig.com/weblog/omomi/imamreza.jpg





ثواب زیارت امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام )

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم:«ستدفن بضعه منی بخراسان ما زارها مکروب الا نفس الله کربته ولا مذنب الا غفر الله ذنوبه.»(۱) پاره تن من در خراسان دفن خواهد شد، هیچ گرفتار و گنه‏کاری اورا زیارت نکند جز این که خداوند گرفتاری او را برطرف سازد وگناهانش را ببخشاید.
امام رضا علیه السلام:«ان لکل امام عهدا فی عنق اولیائه و شیعته و ان من تمام‏الوفاء بالعهد و حسن الاداء زیاره قبورهم. »(۲) هر امام و رهبری، عهد و میثاقی بر پیروان و دوستدارانش داردو همانا یکی از اعمالی که نمایانگر وفاداری و ادای میثاق است،زیارت آرامگاه آنان است.
امام رضا علیه السلام:«اللهم انک تعلم انی مکره مضطر فلا تؤاخذنی کما لم تؤاخذ عبدک‏و نبیک یوسف حین وقع الی ولایه مصر.»(۳) بار خدایا تو می‏دانی که من بر پذیرفتن ولایتعهدی مامون مجبورو ناچارم پس مرا مؤاخذه مکن همان گونه که بنده و پیامبرت یوسف‏را به هنگام پذیرفتن حکومت مصر مؤاخذه نکردی.
امام رضا علیه السلام:«قد علم الله کراهتی لذلک، فلما خیرت بین قبول ذلک و بین‏القتل اخترت القبول علی القتل.»(۴) ریان گوید: به حضرت رضا علیه السلام عرض کردم مردم می‏گویند شمابا این که اظهار بی‏رغبتی به دنیا می‏کنید ولایتعهدی راپذیرفته‏اید؟ امام فرمود: خداوند خود می‏داند که من این امر راناپسند می‏داشتم ولی چون بین پذیرش آن و مرگ مخیر شدم، قبول آن‏را بر مرگ ترجیح دادم.
امام رضا علیه السلام:«من زارنی علی بعد داری و مزاری اتیته یوم القیامه فی ثلاثه‏مواطن حتی اخلصه من اهوالها اذا تطایرت الکتب یمینا و شمالا وعند الصراط و عند المیزان.»(۵) کسی که با دوری راه سرا و مزارم را زیارت کند، روز قیامت درسه جا [برای دستگیری] نزد او خواهم آمد و او را از بیم وگرفتاری آن موقفها رهایی خواهم بخشید: هنگامی که نامه‏ها [ی‏اعمال] به راست و چپ پراکنده شود، نزد صراط و نزد میزان [هنگام‏سنجش اعمال].
امام رضا علیه السلام:«من زارنی و هو یعرف ما اوجب الله تعالی من حقی و طاعتی فاناو آبائی شفعائه یوم القیامه و من کنا شفعائه نجی.»(۶) هر که مرا زیارت کند در حالی که حق و طاعت مرا که خدا بر اوواجب کرده بشناسد، من و پدرانم در روز قیامت‏شفیع او هستیم وهر که ما شفیع وی باشیم نجات یابد.
امام رضا علیه السلام:«انی ساقتل بالسم مظلوما فمن زارنی عارفا بحقی... غفر الله‏ما تقدم من ذنبه و ما تاخر.»(۷) من به زودی مظلومانه با سم به قتل خواهم رسید. پس هر که باشناخت‏حق من زیارتم کند خداوند گناهان گذشته و آینده او راببخشاید.
امام رضا علیه السلام:«... و هذه البقعه روضه من ریاض الجنه و مختلف الملائکه لا یزال‏فوج ینزل من السماء و فوج یصعد الی ان ینفخ فی الصور.»(۸) این بارگاه بوستانی از بوستان‏های بهشت است، و محل آمد و شدفرشتگان آسمان، و همواره گروهی از ملائکه فرود می‏آیند و گروهی‏بالا می‏روند تا وقتی که در صور دمیده شود.
امام رضا علیه السلام:«و قد اکرهت و اضطررت کما اضطر یوسف و دانیال علیهما السلام اذقبل کل واحد منهما الولایه من طاغیه زمانه، اللهم لا عهد الاعهدک و لا ولایه الا من قبلک فوفقنی لاقامه دینک و احیاء سنه‏نبیک... .»(۹) من [به این کار] واداشته شدم و ناچار گشتم، چنان که یوسف ودانیال علیهما السلام مجبور شدند چه هر یک از آن دو، ولایت رااز خودکامه زمان خویش پذیرفتند، خدایا پیمانی نیست مگر پیمان‏تو و ولایتی نیست مگر از سوی تو، پس مرا در برپا داشتن دینت وزنده کردن سنت پیامبرت توفیق رسان.
امام رضا علیه السلام:«قد نهانی الله عز و جل ان القی بیدی الی التهلکه فان کان الامرعلی هذا... اقبل ذلک علی انی لا اولی احدا و لا اعزل احدا و لاانقض رسما و لا سنه.»(۱۰)
خداوند مرا بازداشته از این که خویش را با دست‏خود به نابودی‏افکنم، پس اگر قرار چنین است آن را می‏پذیرم به شرط آن که نه‏کسی را به کار گمارم و نه کسی را از کار کنار گذارم و نه رسم‏و سنتی را نقض کنم.




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imamreza_emza__12_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۱/۱۴, ۱۲:۱۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imamreza_jpg__2_.jpg


امام‏شناسى از دیدگاه امام هشتم‏علیه السلام

حضرت ابوالحسن على بن موسى الرضاعلیه السلام در سال ۱۴۸ ه . ق، در روز یازدهم ذى‏قعده در مدینه دیده به جهان گشود .
پدر بزرگوارش حضرت امام موسى بن جعفرعلیه السلام و مادر مکرمه‏اش به نامهاى نجمه خاتون، ام‏البنین، سکینه نوبیه و تکتم نامیده مى‏شود که بعد از تولد فرزندش، از طرف امام کاظم‏علیه السلام «طاهره‏» نام گرفت
آن حضرت در دوران امامت ۲۰ ساله خویش (۱۸۳ - ۲۰۳) با سه تن از حکمرانان مستبد عباسى، یعنى هارون الرشید (ده سال)، محمد امین (پنج‏سال) و مامون (پنج‏سال آخر عمر) معاصر بود . امام رضاعلیه السلام در آخر ماه صفر ۲۰۳ ه . ق در سن ۵۵ سالگى بوسیله مامون، مسموم و در سناباد نوقان که امروزه یکى از محلات مشهد مقدس بحساب مى‏آید، به شهادت رسید و در محل مرقد فعلى به خاک سپرده شد .
به بهانه شهادت آن امام همام، برآنیم که امامت و ولایت را از منظر و دیدگاه آن حضرت به تماشا بنشینیم . آنچه در پیش رو دارید گامى است در این راه .




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imamreza_emza__2_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۱/۱۴, ۱۲:۲۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imamreza_jpg__5_.jpg


امام رضا (علیه السلام )الگویی برای اخلاق
امامان پاک ما در میان مردم و با مردم مى‏زیستند، وعملا به مردم درس زندگى و پاکى و فضیلت مى‏آموختند، آنان الگو و سرمشق دیگران بودند، و با آن که مقام رفیع امامت آنان را از مردم ممتاز مى‏ساخت، و برگزیده‏ خدا و حجت او در زمین بودند درعین حال در جامعه حریمى نمى‏گرفتند، و خود را از مردم جدا نمى‏کردند، و به روش جباران انحصار و اختصاصى براى خود قائل نمى‏شدند، و هرگز مردم را به بردگى و پستى نمى‏کشاندند و تحقیر نمى‏کردند. آنان نمونه بارز اسوه حسنه می باشند.
«ابراهیم بن عباس‏»مى‏گوید:«هیچگاه ندیدم که امام رضا علیه السلام در سخن بر کسى جفا ورزد، و نیز ندیدم که سخن کسى را پیش از تمام شدن قطع کند، هرگز نیازمندى را که مى‏توانست نیازش را بر آورده سازد رد نمى‏کرد، در حضور دیگرى پایش را دراز نمى‏فرمود، هرگز ندیدم به کسى از خدمتکاران و غلامانشان بدگوئى کند، خنده‏ او قهقهه نبود بلکه تبسم بود، چون سفره‏ غذا به میان مى‏آمد همه‏ افراد خانه حتى دربان و مهتر را نیز بر سفره‏ خویش مى‏نشاند و آنان همراه با امام غذا مى‏خوردند. شبها کم مى‏خوابید و بیشتر بیدار بود، و بسیارى از شبها تا صبح بیدار مى‏ماند و به عبادت مى‏گذراند، بسیار روزه مى‏داشت و روزه‏ سه روز در هر ماه را ترک نمى‏کرد (۱)، کار خیر و انفاق پنهان بسیار داشت، وبیشتر در شبهاى تاریک مخفیانه به فقرا کمک مى‏کرد. (۲)
«محمد بن ابى عباد» مى‏گوید: فرش آن حضرت در تابستان حصیر و در زمستان پلاسى بود. لباس او- در خانه- درشت و خشن بود، اما هنگامیکه در مجالس عمومى شرکت مى‏کرد (لباسهاى خوب و متعارف مى‏پوشید) و خود را مى‏آراست. (۳)
شبى امام میهمان داشت، در میان صحبت چراغ نقصى پیدا کرد، میهمان امام دست پیش آورد تا چراغ را درست کند، امام نگذاشت و خود این کار را انجام داد و فرمود: ما گروهى هستیم که میهمانان خود را به کار نمى‏گیریم. (۴)
یکبار شخصى که امام را نمى‏شناخت در حمام از امام خواست تا او را کیسه بکشد،امام علیه السلام پذیرفت و مشغول شد، دیگران امام را بدان شخص معرفى کردند، و او با شرمندگى به عذرخواهى پرداخت ولى امام بى توجه به عذر خواهى او همچنان او را کیسه مى‏کشید و او را دلدارى مى‏داد که طورى نشده است. (۵)
شخصى به امام عرض کرد:به خدا سوگند هیچ کس در روى زمین از جهت ‏برترى و شرافت پدران به شما نمى‏رسد.
امام فرمود:تقوى به آنان شرافت داد و اطاعت پروردگارآنان را بزرگوار ساخت. (۶)
مردى از اهالى بلخ مى‏گوید: در سفر خراسان با امام رضا علیه السلام همراه بودم، روزى سفره گسترده بودند و امام همه خدمتگزاران و غلامان حتى سیاهان را بر آن سفره نشاند تا همراه او غذا بخورند.
من به امام عرض کردم: فدایتان شوم. بهتر است اینان بر سفره ای جداگانه بنشینند. فرمود: ساکت‏باش، پروردگار همه یکى است، پدر و مادر همه یکى است، و پاداش هم به اعمال است. (۷)
«یاسر» خادم امام مى‏گوید:امام رضا علیه السلام به ما فرموده بود اگر بالاى سرتان ایستادم (و شما را براى کارى طلبیدم) و شما به غذا خوردن مشغول بودید برنخیزید تا غذایتان تمام شود.بهمین جهت ‏بسیار اتفاق مى‏افتاد که امام ما را صدا مى‏کرد، و در پاسخ او مى‏گفتند به غذا خوردن مشغولند، و آن گرامى مى‏فرمود بگذارید غذایشان تمام شود. (۸)
یکبارغریبى خدمت امام رسید و سلام کرد و گفت: من از دوستداران شما و پدران و اجدادتان هستم،از حج ‏باز گشته‏ام و خرجى راه تمام کرده‏ام، اگر مایلید مبلغى به من مرحمت کنید تا خود را بوطنم برسانم، و در آنجا از جانب شما معادل همان مبلغ را به مستمندان صدقه خواهم داد، زیرا من ‏در شهر خویش فقیر نیستم و اینک در سفر نیازمند مانده‏ام.
امام برخاست و به اطاقى دیگر رفت، و دویست دینار آورد و از بالاى در دست‏خویش را فراز آورد، و آن شخص را خواند و فرمود:این دویست دینار را بگیر و توشه‏ راه کن، و به آن تبرک بجوى، و لازم نیست که از جانب من معادل آن صدقه بدهى...
آن شخص دینارها را گرفت و رفت، امام از آن اطاق به جاى اول بازگشت،از ایشان پرسیدند چرا چنین کردید که شما را هنگام گرفتن دینارها نبیند؟
فرمود:تا شرمندگى نیاز و سؤال را در او نبینم... (۹)
امامان معصوم و گرامى ما در تربیت پیروان و راهنمائى ایشان تنها به گفتار اکتفا نمى‏کردند، و در مورد اعمال آنان توجه و مراقبت ویژه‏ای مبذول مى‏داشتند، و در مسیر زندگى اشتباهاتشان را گوشزد مى‏فرمودند تا هم آنان از بیراهه به راه آیند، و هم دیگران و آیندگان بیاموزند.
«سلیمان جعفرى‏» از یاران امام رضا علیه السلام مى‏گوید: براى برخى کارها خدمت امام بودم، چون کارم انجام شد خواستم مرخص شوم، امام فرمود:امشب نزد ما بمان.
همراه امام به خانه‏ او رفتم،هنگام غروب بود،غلامان حضرت مشغول بنائى بودند امام در میان آنها غریبه ای دید، پرسید:این کیست؟عرض کردند: به ما کمک مى‏کند و به او چیزى خواهیم داد.
فرمود: مزدش را تعیین کرده‏اید؟
گفتند: نه!هر چه بدهیم مى‏پذیرد.
امام بر آشفت و خشمگین شد.من به حضرت عرض کردم: فدایتان شوم خود را ناراحت نکنید. ..
فرمود: من بارها به اینها گفته‏ام که هیچکس را براى کارى نیاورید مگر آنکه قبلا مزدش را تعیین کنید و قرار داد ببندید. کسى که بدون قرار داد و تعیین مزد کارى انجام دهد اگر سه برابر مزدش را بدهى باز گمان مى‏کند مزدش را کم داده‏ای، ولى اگر قرار داد ببندى و به مقدار معین شده بپردازى از تو خشنود خواهد بود که طبق قرار عمل کرده ای، و در این صورت اگر بیش از مقدار تعیین شده چیزى به او بدهى هر چند کم و ناچیز باشد مى‏فهمد که بیشتر پرداخته‏ای و سپاسگزار خواهد بود. (۱۰)
«احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى‏» که از بزرگان اصحاب امام رضا علیه السلام محسوب مى‏شود نقل مى‏کند. من با سه تن دیگر از یاران امام خدمتش شرفیاب شدیم، و ساعتى نزد امام نشستیم، چون خواستیم باز گردیم امام به من فرمود:اى احمد!تو بنشین.همراهان من رفتند و من خدمت امام ماندم، و سؤالاتى داشتم بعرض رساندم و امام پاسخ مى‏فرمودند، تا پاسى از شب گذشت، خواستم مرخص شوم، فرمود: مى‏روى یا نزد ما مى‏مانى؟
عرض کردم:هر چه شما بفرمائید،اگر بفرمائید بمان مى‏مانم و اگر بفرمائید برو مى‏روم.
فرمود: بمان، و اینهم رختخواب (و به لحافى اشاره فرمود) .آنگاه امام برخاست و به اطاق خود رفت.من از شوق به سجده افتادم و گفتم: سپاس خداى را که حجت‏خدا و وارث علوم پیامبران در میان ما چند نفر که خدمتش شرفیاب شدیم تا این حد به من محبت فرمود.
هنوز در سجده بودم که متوجه شدم امام به اطاق من باز گشته است، برخاستم.حضرت دست مرا گرفت و فشرد و فرمود:
اى احمد!امیرمؤمنان علیه السلام به عیادت‏«صعصعه بن صوحان‏» (که از یاران ویژه‏ آن حضرت بود) رفت، و چون خواست ‏برخیزد فرمود:«اى صعصعه!از این که به عیادت تو آمده‏ام به برادران خود افتخار مکن _عیادت من باعث نشود که خود را از آنان برتر بدانى_ از خدا بترس و پرهیزگار باش، براى خدا تواضع و فروتنى کن خدا ترا رفعت مى‏بخشد.» (۱۱)
امام علیه السلام با این عمل و سخن خویش هشدار داده است که هیچ عاملى جاى خود سازى و تربیت نفس و عمل صالح را نمى‏گیرد، و به هیچ امتیازى نباید مغرور شد، حتى نزدیکى به امام و عنایت و لطف آن بزرگوار نیز نباید وسیله فخر و مباهات و احساس برترى بر دیگران گردد.




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imamreza_emza__1_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۱/۱۴, ۱۲:۲۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imamreza_jpg__6_.jpg


امام رضا (علیه السلام) و فلسفه ی نماز عید فطر



نماز عید فطر،با معنویت‏خاصی که دارد،دلها را متوجه خدامی‏کند،حالت توبه و استغفار در دلها ایجاد می‏سازد و مستحب است که‏انسان،پیش از نماز عید،غسل کند،دعاهای خاصی را بخواند،و درفضای باز و در زیر آسمان به نماز بایستد .
امام رضا(ع)می‏فرماید :
« انما جعل یوم الفطر العید،لیکون للمسلمین مجتمعایجتمعون فیه و یبرزون لله عز و جل فیمجدونه علی ما من‏علیهم، فیکون یوم عید و یوم اجتماع و یوم زکوه و یوم رغبه و یوم تضرع‏ » [۱] خداوند،روز فطر را بدین سبب‏«عید»قرار داد، تامسلمانان،مجمعی داشته باشند که در آنروز،جمع شوند و دربرابر خداوند،بخاطر منت‏ها و نعمت‏هایش،به تمجیدو تعظیم بپردازند،پس آنروز،روز عید و تجمع و زکات ورغبت و نیایش است .
در این حدیث‏شریف،فلسفه این نماز و عید را در محورهای زیر،بیان‏کرده است :
۱- اجتماع و گردهمایی
۲- زکات و رسیدگی به فقرا
۳- رغبت و گرایش به خدا
۴- تضرع و نالیدن به درگاه پروردگار
و اینها،هم ناظر به بعد معنوی و عرفانی این نماز و مراسم عبادی‏است،هم توجه به آثار اجتماعی و فوائدی دارد که به مردم می‏رسد و مردم‏با پرداخت‏«زکات فطره‏»،بینوایان مستمند را به نوایی می‏رسانند و به‏یک لحاظ،از نظر تامین معاش محرومان،عید فطر،:«عید فقرا»محسوب‏می‏شود [۲] .



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imamreza_emza__14_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۱/۱۴, ۱۲:۲۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imamreza_jpg__7_.jpg


امام رضا (علیه السلام )ناخداى کشتى تشیع


در هنگام برگزارى کنگره علمى زندگى امام هشتم،علیه السلام، توسط دانشگاه اسلامى رضوى ،مقام معظم رهبرى در پیامى جامع یکى از فصلهاى عمده زندگینامه سیاسى امام رضا،علیه السلام، را مورد بررسى قرار دادند.

باید اعتراف کنیم که زندگى ائمه ، علیهم السلام، بدرستى شناخته نشده و ارج و منزلت جهاد مرارت بار آنان حتى بر شیعیانشان نیز پوشیده مانده است. على رغم هزاران کتاب کوچک و بزرگ و قدیم و جدید درباره زندگى ائمه ، علیهم السلام، امروز همچنان غبارى از ابهام و اجمال، بخش عظیمى از زندگى این بزرگواران را فرا گرفته وحیات سیاسى برجسته ترین چهره هاى خاندان نبوت که دو قرن و نیم از حساسترین دورانهاى تاریخ اسلام را دربرمى گیرد با غرض ورزى یا بى اعتنایى و یا کج فهمى بسیارى از پژوهندگان و نویسندگان روبرو شده است. این است که ما از یک تاریخچه مدون و مضبوط درباره زندگى پرحادثه و پرماجراى آن پیشوایان، تهیدستیم.
زندگى امام هشتم ،علیه السلام، که قریب بیست سال از این دوره تعیین کننده و مهم را فراگرفته از جمله برجسته ترین بخشهاى آن است که بجاست درباره آن تامل و تحقیق لازم به کار رود.
مهمترین چیزى که در زندگى ائمه ، علیهم السلام، به طور شایسته مورد توجه قرار نگرفته، عنصر «مبارزه حاد سیاسى » است. از آغاز نیمه دوم قرن اول هجرى که خلافت اسلامى به طور آشکار با پیرایه هاى سلطنت آمیخته شد و امامت اسلامى به حکومت جابرانه پادشاهى بدل گشت، ائمه اهل بیت ،علیهم السلام، مبارزه سیاسى خود را به شیوه اى متناسب با اوضاع و شرایط، شدت بخشیدند.این مبارزه بزرگترین هدفش تشکیل نظام اسلامى و تاسیس حکومتى بر پایه امامت بود. بى شک تبیین و تفسیر دین با دیدگاه مخصوص اهل بیت وحى، و رفع تحریف ها و کج فهمى ها از معارف اسلامى و احکام دینى نیز هدف مهمى براى جهاد اهل بیت به حساب مى آمد. اما طبق قرائن حتمى، جهاد اهل بیت به این هدفها محدود نمى شد و بزرگترین هدف آن، چیزى جز تشکیل حکومت علوى و تاسیس نظام عادلانه اسلامى نبود. بیشترین دشواریهاى زندگى مرارت بار و پر از ایثار ائمه و یاران آنان به خاطر داشتن این هدف بود و ائمه ، علیهم السلام، از دوران امام سجاد ، علیه السلام، وبعدازحادثه عاشورا به زمینه سازى دراز مدت براى این مقصود پرداختند. در تمام دوران صدو چهل ساله میان حادثه عاشورا و ولایتعهدى امام هشتم ،علیه السلام، جریان وابسته به امامان اهل بیت یعنى شیعیان همیشه بزرگترین و خطرناکترین دشمن دستگاههاى خلافت به حساب مى آمد. در این مدت بارها زمینه هاى آماده اى پیش آمد و مبارزات تشیع که باید آن را نهضت علوى نام داد به پیروزیهاى بزرگى نزدیک گردید. اما، در هر بار موانعى برسر راه پیروزى نهایى پدید مى آمد و غالبا بزرگترین ضربه از ناحیه تهاجم بر محور و مرکز اصلى این نهضت، یعنى شخص امام در هر زمان و به زندان افکندن یا به شهادت رساندن آن حضرت وارد مى گشت و هنگامى که نوبت به امام بعد مى رسید اختناق و فشار و سختگیرى به حدى بود که براى آماده کردن زمینه به زمان طولانى دیگرى نیاز بود.



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imamreza_emza__3_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۱/۱۴, ۱۲:۳۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imamreza_jpg__20_.jpg

عن الرّضا علیه السلام:

"خمـسٌ مـن لـم تكـن فیه فلا تـرجـوه لشـىءٍ مـن الـدنیـا والاخـرة من لم تعرف الوثاقه فى ارومته و الكرم فى طباع هو الرصانة فى خلقه والنبل فى نفسه والمخافة لربّه."

امام رضا علیه السلام فرمود:

پنج صفت است كه در هر كس نباشد امید چیزى از دنیا و آخرت به او نداشته باشید:

1ـ كسى كه در نهادش اعتماد نبینى؛
2ـ كسى كه در سرشتـش كرم نیابـى؛
3ـ كسـى كه در آفرینشـش استـوارى نبینى؛
4ـ كسى كه در نفسش نجابت نیابى؛
5ـ و كسى كه از خدایش ترسناك نباشد .

منبع:
تحف العقـول، ص 446 / بحارالانوار، ج 78، ص 339


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imamreza_emza__53_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۱/۱۴, ۱۲:۴۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imamreza_jpg__8_.jpg

يا امام رضا!

حنجره نورانى ات، جرعه نوش سم ستم سيه دلان مى شود

و طنين هق هق زائرانت تا قيامت، گلوى سوخته ات را ياد مى کند.

يا امام رضا!

امروز، تنها نه خيابان هاى خراسان

که تمام رگ هاى عاشقانت،

به گلدسته و رواقت ختم مى شود.

يا امام رضا!

همراه با کبوتران حرمت، محزون و گريان

دل را به دور بارگاه تو پر مى دهيم

تا با زمزمه ملائک همراه شويم.

اى غريب ترين غريب ها؛

قلب تو رأفتى به توان بى نهايت است؛

پس طفل هاى بى پناه حاجت ما را درياب و شفاعتمان را بپذير.

کعبه ‎ي اهل ولاست صحن و سراي رضا

شهر خراسان بُوَد کرب و بلاي رضا

در صف محشر خدا مشتري اشک اوست

هر که در اينجا کند گريه براي رضا

از در باب الجواد مي شنوم

دم به دم يا ابتاي پسر، وا ولداي رضا

بانام رضا به سينه ها گل بزنيد

با اشک به بارگاه او پل بزنيد

فرمود که هر زمان گرفتار شديد

بر دامن ما دست توسل بزنيد

دلش درياي خون، چشمش به در بود

اميدش ديدن روي پسر بود

پدر مي‎ گشت قلبش پاره پاره

پسر مي‎ کرد بر حالش نظاره

پدر چون شمع سوزان آب مي شد

پسر هم مثل او بي‎تاب مي شد

پسر از پرده ‎ي دل ناله سر داد

پدر هم جان در آغوش پسر داد

اى ضامن هر چه نياز و اى امام رئوف!

ما خود را به پنجره نگاه تو آويخته ايم

و چشم هاى آغشته به رازمان را به ضريح تو دوخته ايم.

ما را از سقاخانه لطفت سيراب کن.

امروز، عمارت بلند آوازه توس،

غربت است و بر بالاى اين بناى شهير،

کبوترى نيست که نالان نباشد.

بر بالاى اين بناى غريب،

آسمان نيز به اشک ريزى ابرها تن داده است



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imamreza_emza__6_.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۱۱/۱۴, ۱۶:۱۰
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif)http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
کشتگان زهر مأمون!

http://img.tebyan.net/big/1389/10/23912028115165227242198100241541701914492139.jpg
در مورد کشته شدن امام رضا علیه السلام عده ای ناجوانمردانه به تبرئه مأمون و اعمال شیطانیش در حق خاندان عصمت و طهارت پرداخته اند در حالی تاریخ شواهدی در دست دارد که مأمون نه تنها امام رضا علیه السلام را با زهر افعی قدرت طلبیش به شهادت رساند که خاندان آن حضرت را هم مجال نداد و همگی را کشت .
یكى از امورى كه بهترین دلیل بر شهادت امام (علیه السلام) به شمار مى رود اتفاق شیعه بر این مطلب است. چه آنان بهتر و عمیقتر به احوال امامان خود مى پرداختند و دلیلى هم براى تحریف یا كتمان حقایق در این زمینه نداشتند.
از اهل سنت و دیگران نیز گروه بسیارى از دانشمندان و مورخان هستند كه منكر مرگ طبیعى امام (علیه السلام) بوده و یا لااقل مسمومیت وى را قولى مرجح دانسته اند.
بازتاب قتل امام (علیه السلام) در زمان مأمون :

چون به كتابهاى تاریخى مراجعه مى كنیم در مى یابیم كه شهادت امام رضا (علیه السلام) به دست مامون به وسلیه سم ، حتى در زمان مامون نیز امرى معروف و بر سر زبانهاى مردم بود. بطورى كه مامون خود شكوه از این اتهام مى كرد كه چرا مردم او را عامل مسموم كردن امام مى پنداشتند!
در روایت آمده كه هنگام مرگ امام (علیه السلام) مردم اجتماع كرده و پیوسته مى گفتند كه این مرد یعنى مأمون وى را ترور كرده است . در این باره آنقدر صدا به اعتراض برخاست كه مأمون مجبور شد محمد بن جعفر، عموى امام ، را به سویشان بفرستد و براى متفرق كردنشان بگوید كه امام (علیه السلام) امروز براى احتراز از آشوب از منزل خارج نمى شود(1).
ابن خلدون علت قیام ابراهیم فرزند امام موسى (علیه السلام) را آن دانسته كه وى مامون را متهم به قتل برادرش مى نمود(2). ابراهیم نیز به اتفاق مورخان به دست مامون مسموم گردید. برادرش نیز زید بن موسى كه در مصر شورش كرده بود به دست همین خلیفه مسموم شد. اینكه یعقوبى نوشته كه مامون ابراهیم و زید را مورد عفو قرار داد(3) منافاتى با آن ندارد كه مدتى بعد با نیرنگ به ایشان سم خورانیده باشد. چه آنان به خونخواهى برادر خود برخاسته بودند و عفو مامون یك ژست ظاهرى مى بود.
طبق نقل برخى از منابع تاریخى یكى دیگر از برادران امام رضا (علیه السلام) به نام احمد بن موسى چون از حیله مامون آگاه شد همراه سه هزار تن به روایتى دوازده هزار از بغداد قیام كرد. كارگزار مامون در شیراز به نام ((قتلغ خان )) به امر خلیفه با او به مقابله برخاست و پس از كشمكش هایى هم او و هم برادرش ((محمد عابد)) و یارانشان را به شهادت رسانید(4).
امام رضا (علیه السلام) شهادتش را بوسیله زهر خود بارها پیشگویى كرده بود. به علاوه ، اجداد پاكش نیز سالها پیش از وى رویداد شهادت امام رضا (علیه السلام) را خبر داده بودند.

http://img.tebyan.net/big/1389/10/6321211422275562554820773159277567100.jpg
در آن ایام برادر دیگر امام رضا (علیه السلام) به نام هارون بن موسى همراه با بیست و دو تن از علویان به سوى خراسان مى آمد. بزرگ این قافله خواهر امام رضا یعنى حضرت فاطمه (علیها السلام ) بود(5). مأمون ماموران انتظامى خود را دستور داد تا بر قافله بتازند. آنها نیز همه را مجروح و پراكنده كردند. هارون نیز در این نبرد مجروح شد ولى سپس او را در حالى كه بر سر سفره غذا نشسته بود غافلگیر كرده به قتل رساندند(6).
مى گویند حتى به حضرت فاطمه (علیها السلام ) نیز در ساوه زهر خورانیدند كه پس از چند روزى او هم به شهادت رسید(7).
دیگر از قربانیان مأمون ، برادر دیگر امام (علیه السلام) به نام حمزة بن موسى بود.
با توجه به این وقایع در مى یابیم كه مساله شهادت امام به دست مامون در همان ایام نیز امرى شایع میان مردم گردیده بود.
پیشگویى امام (علیه السلام) و اجدادش

افزودن بر تمام آنچه كه گذشت یاد این نكته نیز لازم است كه امام رضا (علیه السلام) شهادتش را بوسیله زهر خود بارها پیشگویى كرده بود. به علاوه ، اجداد پاكش نیز سالها پیش از وى رویداد شهادت امام رضا (علیه السلام) را خبر داده بودند.
مى توان روایات وارد شده در این زمینه را به سه طبقه تقسیم كرد:
1. آن دسته از روایات كه از زبان پیغمبر (صلی الله علیه و آله) یا ائمه (علیهم السلام ) نقل شده و حاكى از به شهادت رسانیدن امام رضا در طوس است . در این باره پنج حدیث وارد شده .
2. آن دسته از روایات كه از خود امام رضا (علیه السلام) نقل شده كه شهادتش به دست مامون و دفنش را در طوس كنار قبر هارون ، پیشگویى نموده است .
این قبیل روایات بسیار است و گاهى امام این پیشگویى را حتى نزد مامون نیز مى كرده .
3. آن دسته از روایات كه به تشریح چگونگى سم خورانى پرداخته اند یعنى آنكه این كار به وسیله انگور بوده یا انار و یا به وسیله اى دیگر.
روایاتى كه در آن مضمون وارد شده نیز بسیارند كه برخى از آنها نیز از خود امام (علیه السلام) نقل گردیده اند. بنا به تحقیق یكى از نویسندگان این روایات به یكى از افراد زیر منتهى مى شوند:
ابوالصلت عبدالسلام هروى، هرثمة بن اعین، على بن حسین كاتب، ریان بن شبیب، محمد بن جهم، عبدالله بن بشیر(8)
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif) http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif



پی نوشت ها:
1. مسند الامام الرضا / 1 / ص 130 بحار / 49 / ص 299 عیون اخبار الرضا / 2 / ص 242.
2. تاریخ ابن خلدون / 3 / ص 115.
3. مشاكلة الناس لزمانهم / ص 29.
4. قیام سادات علوى / ص 169 اعیان الشیعة / 10 از مجلد 11 / ص 286 و 287 به نقل از كتاب : الانساب از محمد بن هارون موسوى نیشابورى مدینة الحسین (سرى دوم ) ص 91 بحار / 8 / ص 308 حیاة الامام موسى بن جعفر / 2 / ص 413 فرق الشیعة / حاشیه ص 97 به نقل از بحر الانساب (چاپ بمبئى ) و سایر منابع .
5. قیام سادات علوى / ص 168.
6. جامع الانساب / ص 56 قیام سادات علوى / ص 161 حیاة الامام موسى بن جعفر / 2.
7. قیام سادات علوى / ص 168.
8. این را موحدى در كتابش ((ولایت عهدى امام رضا)) گفته است .



منبع: زندگى سیاسى هشتمین امام حضرت على بن موسى الرضا (علیه السلام) جعفر مرتضى حسینى؛ مترجم : دكتر سید خلیل خلیلیان

neginsabz
۱۳۸۹/۱۱/۱۴, ۱۸:۳۹
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif)http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
دستهایم را بسوى تو بلند كرده ام

http://img.tebyan.net/big/1387/12/11713522514916128941421462221906315425211836.jpg

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif)http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
نیایش هاى حضرت رضا علیه السلام

بارالها!
در پیشگاه تو ایستاده ام،
و دستهایم را بسوى تو بلند كرده ام،
آگاهم كه در بندگى ات كوتاهى نموده و در فرمانبرى ات سستى كرده ام،
اگر راه حیا را مى پیمودم از خواستن و دعا كردن مى ترسیدم...
ولى … پروردگارم!
آن گاه كه شنیدم گناهكاران را به درگاهت فرا مى خوانى ،
و آنان را به بخشش نیكو و ثواب وعده مى دهى ،
... براى پیروى ندایت آمدم،
و به مهربانى هاى مهربانترین مهربانان پناه آوردم.
و مرا از دلهره ملاقاتت درامان دار،
و مرا از خاصّان و دوستانت قرار ده،
پیشاپیش، خواسته و سخنم را آنچه سبب ملاقات و دیدن تو مى شود قرار دادم
اگر با این همه، خواسته ام را رد كنى ، امیدهایم به تو به یأس مبدّل مى گردد،
همچون مالكى كه از بنده خود گناهانى دیده و او را از درگاهش رانده،
و آقایى كه از بنده اش عیوبى دیده و از جوابش سر باز مى زند.
واى بر من اگر رحمت گسترده ات مرا فرانگیرد،
اگر مرا از درگاهت برانى ، پس به درگاه چه كسى روى كنم؟
اما...
اگر براى دعایم درهاى قبول را گشوده،
و مرا از رساندن به آرزوهایم شادمان گردانى ، چونان مالكى هستى كه لطف و بخششى را آغاز كرده،
و دوست دارد آن را به انجام رساند، و مولایى را مانى كه لغزش بنده اش را نادیده انگاشته و به او رحم كرده است.
در این حالت نمى دانم كدام نعمتت را شكرگزارم؟
... آیا آن هنگام كه به فضل و بخششت از من خشنود شده، و گذشته هایم را بر من مى بخشایى ؟
... یا آن گاه كه با آغاز كردن كرم و احسان بر عفو و بخششت مى افزایى ؟

پروردگارا!
خواسته ام در این جایگاه، یعنى جایگاه بنده فقیر ناامید، آن است كه...
گناهان گذشته ام را بیامرزى ،
و در باقیمانده عمرم مرا از گناه بازدارى ،
و پدر و مادرم را كه دور از خانه و خانواده و غریبانه در زیر خاكها خفته اند، ببخشى .
... تنهایى شان را با انوار احسانت از بین ببر،
و وحشتشان را با نشانه هاى بخششت به انس بدل كن،
و به نیكوكارشان دم به دم نعمت و شادمانى بخش،
و به گناهكارشان مغفرت و رحمت عطا كن،
... تا به لطف و مرحمتت ازخطرات قیامت درامان باشند،
به رحمتت در بهشت ساكنشان گردان،
و بین من و آنان در آن نعمت گسترده شناسایى برقرار كن،
تا مشمول شادمانى گذشته وآینده شویم.

آقایم!
اگر در كارهایم چیزى سراغ دارى كه مقامشان را بالا مى برد و بر اكرامشان مى افزاید، آن را در نامه اعمالشان قرار ده،
و مرا در رحمت با آنان شریك كن،
و آنان را مشمول رحمتت بگردان، همچنان كه مرا در كودكى تربیت كردند.
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif)http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۱۱/۱۴, ۱۹:۳۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imamreza_jpg__20_.jpg


دلایل امام رضابراى پذیرفتن ولیعهدى



پس از آنكه امام تراژدى پیشنهاد خلافت را با توجه به جدى نبودن آن از سوى مامون ، پشت سر نهاد، خود را در برابر صحنه بازى دیگرى یافت . آن اینكه مأمون به رغم امتناع امام هرگز از پاى ننشست و این بار ولیعهدى خویشتن را به وى پیشنهاد كرد.

در اینجا نیز امام مى دانست كه منظور تأمین هدفهاى شخصى مامون است ، لذا دوباره امتناع ورزید، ولى اصرار و تهدیدهاى مامون چندان اوج گرفت كه امام به ناچار با پیشنهادش ‍موافقت كرد.
دلایل امام براى پذیرفتن ولیعهدى :
هنگامى امام رضا (علیه السلام) ولیعهدى مامون را پذیرفت كه به این حقیقت پى برده بود كه در صورت امتناع بهایى را كه باید بپردازد تنها جان خودش ‍نمى باشد، بلكه علویان و دوستدارانشان همه در معرض خطر واقع مى شوند. در حالى كه اگر بر امام جایز بود كه در آن شرایط، جان خویشتن را به خطر بیفكند، ولى در مورد دوستداران و شیعیان خود و یا سایر علویان هرگز به خود حق نمى داد كه جان آنان را نیز به مخاطره در اندازد.
افزون بر این ، بر امام لازم بود كه جان خویشتن و شیعیان و هواخواهان را از گزندها برهاند. زیرا امت اسلامى بسیار به وجود آنان و آگاهى بخشیدنشان نیاز داشت .

اینان باید باقى مى ماندند تا براى مردم چراغ راه و راهبر و مقتدا در حل مشكلات و هجوم شبهه ها باشند.
آرى ، مردم به وجود امام و دست پروردگان وى نیاز بسیار داشتند، چه در آن زمان موج فكرى و فرهنگى بیگانه اى بر همه جا چیره شده بود و با خود ارمغان كفر و الحاد در قالب بحثهاى فلسفى و تردید نسبت به مبادى خداشناسى ، مى آورد. بر امام لازم بود كه بر جاى بماند و مسئولیت خویش را در نجات امت به انجام برساند. و دیدیم كه امام نیز با وجود كوتاه بودن دوران زندگیش پس از ولیعهدى چگونه عملا وارد این كارزار شد.
حال اگر او با رد قاطع و همیشگى ولیعهدى، هم خود و هم پیروانش را به دست نابودى مى سپرد این فداكارى كوچكترین تاثیرى در راه تلاش براى این هدف مهم در بر نمى داشت .
علاوه بر این، نیل به مقام ولیعهدى یك اعتراف ضمنى از سوى عباسیان به شمار مى رفت دایر بر این مطلب كه علویان نیز در حكومت سهم شایسته اى داشتند.
دیگر از دلایل قبول ولیعهدى از سوى امام آن بود كه اهلبیت را مردم در صحنه سیاست حاضر بیابند و به دست فراموشیشان نسپارند، و نیز گمان نكنند كه آنان همانگونه كه شایع شده بود، فقط علما و فقهایى هستند كه در عمل هرگز به كار ملت نمى آیند. شاید امام نیز خود به این نكته اشاره مى كرد هنگامى كه (ابن عرفه) از وى پرسید:
اى فرزند رسول خدا، به چه انگیزه اى وارد ماجراى ولیعهدى شدى ؟ امام پاسخ داد:
به همان انگیزه اى كه جدم على (علیه السلام) را وادار به ورود در شورا نمودند(1).



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imamreza_emza__29_.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۱۱/۱۴, ۲۰:۴۳
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif)http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی ؟
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
بی پناهم ،
خسته ام ،
تنها ،
به دادم می رسی ؟
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگیم
ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی ؟
من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
هشتمین دردانه زهرا به دادم می رسی
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/69.gif



http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif)http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۱۱/۱۴, ۲۲:۳۹
موقعیت و شخصیت امام رضا (علیه السلام )



http://img.tebyan.net/big/1389/08/49194148104118181813610225310410741104232182.jpg


امام رضا (علیه السلام ) هشتمین امام شیعه اثنا عشرى است و پیامبر (صلی الله علیه و آله ) نام وى را به صراحت ذكر فرموده : على فرزند موسى ، فرزند محمد، فرزند على ، فرزند حسین ، فرزند على ، فرزند ابوطالب كه درود خدا بر همه آنان باد.
كنیه اش ابوالحسن است .
برخى از لقبهایش عبارتند از: رضا، صابر، زكى ، ولى ...
نقش انگشتریش : حسبى الله ، یا به روایت دیگر: ماشاءالله ، لا قوة الا بالله
زادگاهش در مدینه به سال 148 هجرى بود. یعنى در همان سالى كه جدش امام صادق (علیه السلام) درگذشت و این نظر بیشتر علما و تاریخنویسان است.(1)
و نیز گفته شده كه تاریخ تولد حضرت امام رضا (علیه السلام) سال 151 است . ولى بهر حال قول نخست از همه قویتر و مشهورتر است. تاریخ وفات امام رضا (علیه السلام)، بنا به گفته علما و مورخان بزرگ ، سال 203 هجرى در طوس بوده است .
دانش ، پارسایى و پرهیزگارى امام (علیه السلام)

این از چیزهایى است كه تمام مورخان درباره آن اتفاق نظر دارند. كوچكترین مراجعه به كتابهاى تاریخى این نكته را بخوبى روشن مى گرداند. حتى مامون بارها خود در فرصتهاى گوناگون آن را اعتراف كرده مى گفت : رضا (علیه السلام) دانشمندترین و عابدترین مردم روى زمین است . وى همچنین به رجاء بن ابى ضحاك گفته بود:

(...... بلى اى پسر ابى ضحاك ، او بهترین فرد روى زمین ، دانشمندترین و عبادت پیشه ترین انسانهاست ... .(2)
مامون به سال 200 كه بیش از سى و سه هزار تن از عباسیان را جمع كرده بود، در حضورشان گفت :
(...... من در میان فرزندان عباس و فرزندان على رضى الله عنهم بسى جستجو كردم ولى هیچیك از آنان را با فضیلت تر، پارساتر، متدینتر، شایسته تر و سزاوارتر به این امر از على بن موسى الرضا ندیدم)(3)
موقعیت و شخصیت امام (علیه السلام )
این موضوع از مسایل بسیار بدیهى براى همگان است . تیرگى روابط بین امین و مامون به امام این فرصت را داد تا به وظایف رسالت خود عمل كند و به كوشش و فعالیت خویش بیفزاید. شیعیانش نیز این فرصت را یافتند كه مرتب با او در تماس بوده از راهنمایی هایش بهره ببرند.

پس در نتیجه ، امام رضا از مزایاى منحصر به فردى سود مى جست و توانست راهى را بپیماید كه به تحكیم موقعیت و گسترش نفوذش در قسمتهاى مختلف حكومت اسلامى بیانجامد حتى روزى امام به مامون كه سخن از ولایتعهدى مى راند، گفت : «...... این امر هرگز نعمتى برایم نیفزوده است .
من در مدینه كه بودم دستخطم در شرق و غرب اجرا مى شد. در آن موقع ، استر خود را سوار مى شدم و آرام كوچه هاى مدینه را مى پیمودم و این از همه چیز برایم مطلوبتر مى نمود.....»(4).



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/17360356741187992804.gif


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imamreza_emza__28_.jpg

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/17360356741187992804.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۱۱/۱۴, ۲۲:۴۴
در نامه اى كه مامون از امام تقاضا مى كند كه اصول و فروع دین را برایش ‍توضیح دهد، او را چنین خطاب مى كند: (اى حجت خدا بر خلق ، معدن علم و كسى كه پیروى از او واجب مى باشد....). (5) مامون او را (برادرم) و (اى آقاى من) خطاب مى كرد.
در توصیف امام ، مامون براى عباسیان چنین نگاشته بود: «...... اما اینكه براى على بن موسى بیعت مى خواهم ، پس از احراز شایستگى او براى این امر و گزینش وى از سوى خودم است ..... اما اینكه پرسیده اید آیا مامون در زمینه این بیعت بینش كافى داشته ، بدانید كه من هرگز با او بیعت نكرده مگر با داشتن بینایى كامل و علم به اینكه كسى در زمین باقى نمانده كه به لحاظ فضیلت و پاكدامنى از او وضع روشنترى داشته و یا به لحاظ پارسایى ، زهد در دنیا و آزادگى بر او فزونى گرفته باشد. كسى از او بهتر جلب خشنودى خاص و عام را نمى كند و نه در برابر خدا از وى استوارتر كسى دیگر یافت مى شود.....».(6)
از یادآورى این مطالب به وضوح به خصوصیات امام ، موقعیت و منش ‍وى پى مى بریم ، مگر نگفته اند كه : « فضیلت آن است كه دشمنان بر آن گواهى دهند؟»
باز از چیزهایى كه دلالت بر بزرگى و شوكت امام دارد، روایتى است كه گزارش كننده چنین نقل مى كند: «من در معیت امام بر مامون وارد شدم . مجلس مملو از جمعیت بود، محمد بن جعفر را گروهى از طالبیان و هاشمیان احاطه كرده بودند و فرماندهان نیز حضور داشتند. به مجرد ورود ما، مامون از جا برخاست ، محمد بن جعفر و افراد بنى هاشم نیز برپا شدند. آنگاه امام و مامون در كنار هم نشستند، ولى دیگران همچنان ایستاده بودند تا امام همه را اذن جلوس داد. آنگاه ساعتى بگذشت و مامون همچنان غرق توجه به امام بود......».(7)
سند ولایتعهدى كه مامون آن را به خط خویش نوشته ، ضمن تعبیرهاى بازگو كننده موقعیت و سجایا در شخصیت امام است . مثلا مامون چنین مى نویسد: «... چون او بدید فضیلت درخشانش ، واكنش چشمگیرش ، پارسایى برجسته اش ، زهد سَره اش ، كناره گیریش از دنیا، و خلاصه خویشتن داریش از مردم را و بر وى (مامون ) ثابت گردید اخبارى كه پیوسته درباره او با هماهنگى مضمون شنیده مى شد، زبانهایى كه بر او اتفاق سخن داشتند، و چون در او فضیلت را به حد عالى ، زنده و كامل یافت .....»
و به نوشته النجوم الزاهره ، امام رضا (علیه السلام) سرور بنى هاشم و گرانقدرترین آنها در زمان خود بود. مامون او را بسیار گرامى مى داشت ، در برابرش ‍ بسی کرنش مى كرد.... (8)
پی نوشت ها:
1. مانند: شیخ مفید در ارشاد، شبراوى در الاتحاف بحب الاشراف ، كلینى در كافى ، كفعمى در مصباحضرت ، شهید در دروس ، طبرسى در اعلام الورى ، فتال در روضة الواعظین ، صدوق در علل الشرایع ، تاج الدین محمد بن زهره در غایة الاختصار، ابن صباغ مالكى در الفصول المهمة ، اردبیلى در جامع الرواة ، مسعودى در مروج الذهب هر چند كه در كلامش ابهامى است ، ابوالفداء در تاریخ خود، كنجى شافعى در كفایة الطالب ، ابن اثیر در كامل ، ابن حجر در صواعقش ، شبلنجى در نورالابصار، بغدادى در سبائك الذهب ، ابن حوزى در تذكرة الخواص ، ابن الوردى در تاریخ خود، كه از تاریخ غفارى و نوبختى نیز نقل كرده . عتاب بن اسد نیز مى گفت كه گروهى از اهل مدینه را شنیده كه همین مطلب را مى گویند. غیر از این افراد، تعداد بسیارى دیگر نیز مى باشند.
2. بحار / 49 / ص 95 عیون اخبار الرضا/ 2 / ص 183 و سایر كتابها.
3. مروج الذهب / 3 / ص 441 الكامل ، ابن اثیر / 5 / ص 183 الاداب السلطانیة / ص 217 طبرى / 11 / ص 1013 (چاپ لیدن ) مختصر تاریخ الدول / ص 134 تجارب الامم / 6 / ص 436.
4. بحار / 49 / ص 155، 144 الكافى / 8 / ص 151 عیون اخبار الرضا / 2 / ص 167.
5. نظریة الامامة / ص 388.
6. متن عربى این نامه در پایان اصل كتاب آمده است .
7. مسند الامام الرضا / 2 / ص 76 بحار / 49 / ص 175 عیون اخبار الرضا / 2 / ص 156.
8. النجوم الزاهرة / 2 / ص 74.
تهیه و تنظیم: بخش سیره و عترت تبیان
منبع: زندگى سیاسى هشتمین امام حضرت على بن موسى الرضا (علیه السلام) جعفر مرتضى حسینى؛ مترجم : دكتر سید خلیل خلیلیان


4).



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/17360356741187992804.gif

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imamreza_emza__28_.jpg


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/17360356741187992804.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۱۱/۱۵, ۰۱:۳۱
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif)http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


عرض تسلیت شهادت حضرت رضا علیه‌السلام به خواهر داغدارش حضرت معصومه علیها‌السلام داغ غربت طوس،.....
به حریم قم می‌آوریم، بار اندوه شهادت «رضا» را،
در حریم «معصومه» بر زمین می‌نهیم،
و به همدردی با«بی بی» می‌رویم:
ای دختر امامت!
ای عصمت آل رضا!
ای حرمت، عاصمه شیعه وای خودت، معصومه آل محمد!
اندوه و حسرت تو نیز، کمتر از شهادت غریبانه برادرت در طوس نیست.
به چه کس باید تسلیت گفت؟
و با که باید به همدردی نشست؟
به جان داغدار تو، که به سوگ برادر نشسته ای؟
یا به غریب طوس، که از خواهر جدا افتاده است؟
معصومه جان!
عشق برادر و شوق دیدار، از مدینه به ایرانت آورد.
می‌خواستی چشم به چهره «رضای آل محمد» بگشایی و در کنار یادگار پدر باشی،اما از مدینه دور ماندی و به طوس هم نرسیدی.
ولی «قم» را مدینه ایمان ساختی و عترت را از غربت رهاندی،آخر ماه صفر، فصل تجدید فصل اندوه توست و غم تو، غم ماست.
شیعه نیز با تو همدل و همدرد است و در اندوه تو غمگین.
ای کریمه اهل بیت،ای روضه ات خلد آسا،ای حرمت با صفا،ای دلسوخته فراق رضا،
تسلیتت باد!...
مصیب و بلا، سهم شما خاندان، از ضیافتخانه بلای الهی است.
شما مقربان بزم حضورید.
و... «هر که در این بزم، مقرب تر است،جام بلا بیشترش می‌دهند.»
شما خاندان عصمت، پرورده دامان رنج و مظلومیتید.
هدیه ما محبان نیز، این دیدگان اشکبار و دلهای عزادار است.
شهادت حضرت رضا علیه‌السلام در غربت طوس، خطه خراسان را احیا کرد. بلکه همه ایران، خراسان شد.
ایران ما، مدیون حضور کرامت بار شما دو خواهر و برادر است.
«خراسان »، قبله ولایت است و «قم »، کانون فقاهت.
ای بانوی عفاف و نجابت،
معصومه جان!
بی بی!
روز شهادت برادر غریبت، روز حزن ما نیز هست.
اگر حرم نورانی تو، همچون مرقد آستان قدس، سیه پوش است، دلهای ما هم «رضویه» و «معصومیه »ای است،
که نشان اندوه از چشمه چشمانمان جاری است و اشک، شاهد صادق این عشق است.
آه!.. از آن انگور مسموم،که جگر شیعیان را هم پاره پاره کرد.
آه!..
از آن سفر خراسانی، که در «ساوه» باز ایستاد و پای به «قم» کشید و یادگاری از «مدینه» در این شهر کویری بر جای نهاد، تا آینه ای باشد، نماینده عترت در این دیار.
معصومه جان، ای بانوی عصمت و کرامت!
در سوگ برادر، تسلیتت باد!


هشتمین دردانه زهرا به دادم می رسی
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/69.gif


http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif)http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۱۱/۱۵, ۰۱:۳۲
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif)http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
آشناى غریبان

كاش یك شب باز مهمان دو چشمت می‌شدم
ریزه خوار مشرق خوان دو چشمت می‌شدم

كـاش یك شب می‌گذشتم از فراز چشم تو
گرم گلگشـت خـراسان دو چشمت می‌شدم

كـاش یـك شب می‌سرودم گنبد زرد تو را
فارغ از دنیا، غزلخوان دو چشمت می‌شدم

كاش یك شب می‌نشستم بر ضریح چشم تو

بـاز هـم پـابـند پیمان دو چشمت می‌شدم

صحن و ایوان تو را اى كاش جارو می‌زدم
چـون كـبوترها نگهبان دو چشمت می‌شدم

ضـامن آهـوست چشمان دو شهد روشنت
كـاش آهـوى بـیابان دو چشمت می‌شدم

كاش یك شب معرفت می‌چیدم از چشمان تو
غـرق در دریاى عرفان دو چشمت می‌شدم

كـاش یك شب می‌شدم خیس نگـاه سبز تو
شـاهد اعـجاز بـاران دو چشمت می‌شدم

كاش یك شب نور می‌نوشیدم از چشمان تو
مـی‌درخشیدم، چراغان دو چشمت می‌شدم

سخت شیرین است طعم روشن چـشمان تو
كاش یك شب باز مهمان دو چشمت می‌شدم

رضا اسماعیلی
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif)http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۱۱/۱۵, ۰۶:۰۹
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif)http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

سلام بر تو ای عصمت هشتم!
کوچه‌های توس، هنوز بوی عطرآگین تو را می‌دهد و آوای غریب ملایک هنوز در طواف حریم کبریایی ات به گوش می‌رسند.
نسیمی که از سمت ضریح تو می‌آید،
زخم های ما را التیام می‌بخشد و جوانه‌های شکفته در زمین را نوازش می‌کند.
مولا!
مولا!
موج دریای مهر تو،
ما را به اوج می‌برد و ما را در دریای دوستی تو به این سو و آن سو می‌کشد.
ای رضای حق و حقیقت،
گل بوستان توحید،
روح بیداری در تن زمین!
طنین صدای تو بود که پژواک توحید و رستگاری را در کمال رسایی،
بر دل دشتها و کوهها نوشت و شرط ایمان و معنا را به همه گوشزد کرد.
نام تو، برکت جای جای زمین است.
از نگاهت، بوی عشق می‌تراود و خورشید،
با بوسه بر بارگاهت، روز را آغاز می‌کند و نور و گرما به جهانیان می‌بخشد.
مولا!
اینک این روح ماست که در صحن و سرای نگاه تو،
از سقاخانه لطفت سیراب می‌شود.
این شکوه آینه های حرم توست که ما را به سمت نور هدایت می‌کند.
ای امام رئوف،
ای امام غریب!
ما را از قرب خویش مران و از باران رحمت مدام خویش بی نصیب مگردان..
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/69.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif)http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

parsa
۱۳۸۹/۱۱/۱۵, ۰۹:۳۱
برای کسی که خدا را قبول ندارد چه دلیلی بیاوریم؟


http://img.tebyan.net/big/1388/08/195137232281961807773171182230138222101171175.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1388/08/1131610211510216218224450321982516524152178.jpg)



حضرت رضا علیه‌السلام در میان دوستان خود بودند که یکی از منکران وجود خداوند تبارک و تعالی از را راه رسید.

امام به او فرمود: ‌اگر حق با شما باشد، و خدایی در کار نباشد، ما و شما برابریم، و نماز و روزه و زکات و ایمان ما، به ما زیان نخواهد رسانید. اما اگر حق با ما باشد، در این صورت ما رستگاریم و شما زیان‌کار و در هلاکت خواهید بود.
مرد منکر گفت: به من بفهمان که خدا چگونه است و در کجاست؟‌

امام رضا علیه‌السلام فرمود: وای بر تو! این راهی که می‌روی غلط است. خدا «چگونگی»‌را «چگونه»‌کرد؛ بی‌آنکه او به «چگونگی» ‌توصیف شود و او مکان را مکان کرد بی‌آنکه خود دارای مکان باشد؛ بنابراین ذات پاک خدا با چگونگی و مکان شناخته نمی‌شود و با هیچ‌یک از نیروهای حس درک نمی‌شود و به هیچ‌چیزی تشبیه نمی‌گردد.

مرد گفت: اگر خدا با هیچ‌یک از نیروهای حس درک نمی‌شود، بنابراین او چیزی نیست.

امام رضا علیه‌السلام فرمود: وای بر تو! ‌چون نیروهای حسی تو از درک او عاجز هستند، او را انکار کردی؟ ولی ما در عین آنکه نیروهای حسی ما از درک ذات او عاجز است، به او ایمان داریم و یقین داریم که او پروردگار ماست و به هیچ‌چیزی شباهت ندارد.

مرد گفت: به من بگو خدا از چه زمانی بوده است؟‌

امام رضا علیه‌السلام فرمود: به من خبر بده که خدا از چه زمانی نبوده است، تا من به تو خبر دهم که در چه زمانی بوده است.

منکر گفت: دلیل بر وجود خدا چیست؟

امام رضا علیه‌السلام فرمود: من وقتی که به پیکر خود می‌نگرم، نمی‌توانم در طول و عرض آن چیزی بکاهم یا بیفزایم، زیانها و بدیهایش را از آن دور سازم و سودش را به آن برسانم؛ از همین موضوع تعیین کردم که این ساختمان دارای سازنده‌ای است؛ ازاین‌رو به وجود صانع و سازنده اعتراف کردم؛ افزون بر آن، گردش سیارات، پیدایش ابرها، وزیدن بادها و سیر خورشید، ماه و ستارگان و نشانه‌های شگفت‌انگیز و آشکار دیگر را که دیدم، دریافتم که این گردنده‌ها گرداننده دارد و این موجودات دارای سازنده و پردازنده است.

و اینجا دیگر مرد حرفی برای گفتن نداشت!


-------------------------------------------------------------------------

محمد محمدی اشتهاردی، نگاهی به زندگی حضرت رضا علیه‌السلام، صص116 ـ 117.
تنظیم: گروه دین و اندیشه - عسگری

.

گل نرگس
۱۳۸۹/۱۱/۱۵, ۱۰:۳۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imamreza_png__13_.png

آن گاه با دعاى تو، این مستجاب محض
آن خوشه هاى بى سر و پا امتحان شدند

از سینه ات شهادت «آمین» که پر کشید
کرّوبیان به ساحت دنیا روان شدند

گویا صداى هق هق تشییع مى رسد
از نخل هاى سبز که امشب خزان شدند

این بار هشتم است که بى وقت و ناگهان
مرغان خاک، دست به کار اذان شدند

سودابه مهیجى

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05448107846579436752.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۱/۱۵, ۱۱:۱۶
سخنان نوراني امام


http://shiaupload.ir/images/ell4i6d21zfpwbglwea.gif


الامام علی ابن موسى الرضا علیه السلام




احسن الناس ایمانا ٌاحسنهم خلقاً و الطفهم باهله


بهترین مردم از لحاظ ایمان آنست که خوشخوترین انان باشد و


نسبت به خانواده اش با لطف و مهربانی فراوان رفتار کند.


عیون اخبار الرضا(ع)


http://shiaupload.ir/images/ell4i6d21zfpwbglwea.gif


الامام علی ابن موسى الرضا(علیه السلام):


احسنو جوار النعم فانها وحشیة ما نات عن قوم فعادت الهیم .


نعمت هایی که بر شما ارزانی شده نیک قدر بدانید زیرا که امیدی بر


دوامشان نیست و اگر از مردمی دور شوند بازگشتی بر ایشان نخوهد بود.


عیون اخبار الرضا(ع)


http://shiaupload.ir/images/ell4i6d21zfpwbglwea.gif


الامام علی ابن موسى الرضا(علیه السلام):


احفظ لسانک تعز و لا تمکن الشیطان من قیادک فتذل


زبان خویش را نگاه دار تا عزیز و محترم باشی و زمام نفس و خرد خود رابه شیطان مسپار تا خوار و زبون نگردی .


اقوال الائمة


http://shiaupload.ir/images/ell4i6d21zfpwbglwea.gif


الامام علی ابن موسى الرضا(علیه السلام):


اذا سمیتم الولد محمداً فاکرموه و اسعوا له فی المجالس و لا تقبحوا له وجهاً


چون فرزندی را محمد نامگذاری نمودید او را گرامی بدارید و در مجالس برایاو جا باز کنید و بصورت زننده و ناهنجار با او مواجه نشوید .


عیون اخبار الرضا(ع)




http://shiaupload.ir/images/ell4i6d21zfpwbglwea.gif

مجیب
۱۳۸۹/۱۱/۱۵, ۱۱:۱۷
خراسان میدهد بوی مدینه
خراسان ابر غم دارد به سینه
خراسان را سراسر غم گرفته
در و دیوار آن را ماتم گرفته

http://hamidshs.persiangig.com/image/Emam-Raoof.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۱/۱۵, ۱۱:۲۴
سخنان نوراني امام


http://shiaupload.ir/images/ell4i6d21zfpwbglwea.gif


الامام علی ابن موسى الرضا علیه السلام




احسن الناس ایمانا ٌاحسنهم خلقاً و الطفهم باهله


بهترین مردم از لحاظ ایمان آنست که خوشخوترین انان باشد و


نسبت به خانواده اش با لطف و مهربانی فراوان رفتار کند.


عیون اخبار الرضا(ع)


http://shiaupload.ir/images/ell4i6d21zfpwbglwea.gif


الامام علی ابن موسى الرضا(علیه السلام):


احسنو جوار النعم فانها وحشیة ما نات عن قوم فعادت الهیم .


نعمت هایی که بر شما ارزانی شده نیک قدر بدانید زیرا که امیدی بر


دوامشان نیست و اگر از مردمی دور شوند بازگشتی بر ایشان نخوهد بود.


عیون اخبار الرضا(ع)


http://shiaupload.ir/images/ell4i6d21zfpwbglwea.gif


الامام علی ابن موسى الرضا(علیه السلام):


احفظ لسانک تعز و لا تمکن الشیطان من قیادک فتذل


زبان خویش را نگاه دار تا عزیز و محترم باشی و زمام نفس و خرد خود رابه شیطان مسپار تا خوار و زبون نگردی .


اقوال الائمة


http://shiaupload.ir/images/ell4i6d21zfpwbglwea.gif


الامام علی ابن موسى الرضا(علیه السلام):


اذا سمیتم الولد محمداً فاکرموه و اسعوا له فی المجالس و لا تقبحوا له وجهاً


چون فرزندی را محمد نامگذاری نمودید او را گرامی بدارید و در مجالس برایاو جا باز کنید و بصورت زننده و ناهنجار با او مواجه نشوید .


عیون اخبار الرضا(ع)




http://shiaupload.ir/images/ell4i6d21zfpwbglwea.gif

پاسخگوی احکام 1
۱۳۸۹/۱۱/۱۵, ۱۶:۲۹
به نام خدا و با عرض سلام و تسلیت خدمت همه دوستان و همکاران گرامی

چند حدیث نورانی از آقا امام رضا علیه السلام:


لا یكون المؤمن مؤمنا حتی تكون فیه ثلاث خصال: سنة من ربه، و سنة من نبیه، و سنة من ولیه. فاما السنة من ربه فكتمان سره، و اما السنة من نبیه فمداراة الناس، و اما السنة من ولیه فالصبر فی البأساء و الضراء

مؤمن، مؤمن واقعی نیست، مگر آن كه سه خصلت در او باشد: سنتی از پروردگارش و سنتی از پیامبرش و سنتی از امامش. اما سنت پروردگارش، پوشاندن راز خود است؛ اما سنت پیغمبرش، مدارا و نرم رفتاری با مردم است؛ اما سنت امامش صبر كردن در زمان تنگدستی و پریشان حالی است.

اصول کافی ، ج 3 ، ص 339


من رضی عن الله تعالی بالقلیل من الرزق رضی الله منه بالقلیل من العمل

هر كس به رزق و روزی كم از خدا راضی باشد ، خداوند از عمل كم او راضی باشد.

بحار الانوار ، ج 78، ص 356


لا یستكمل عبد حقیقة الایمان حتی تكون فیه خصال ثلاث: التفقه فی الدین، و حسن التقدیر فی المعیشة، و الصبر علی الرزایا

هیچ بنده ‏اى حقیقت ایمانش را كامل نمى ‏كند مگر این كه در او سه خصلت باشد: دین‏ شناسى، تدبر نیكو در زندگى، و شكیبایى در مصیبت ها و بلاها.

تحف العقول ، ص 471

.

neginsabz
۱۳۸۹/۱۱/۱۵, ۱۸:۲۰
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif)http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


سیره امام رضا علیه السلام در متن زندگی

http://img.tebyan.net/big/1386/12/192201201892514522114120315499811836824678.jpg
در صبح روزی نیمه ابری، به سراغ خانه استاد شیخ محمدرضا جعفری رفتیم. کسانی که با وی ارتباط داشتند. علامه‎اش می‎خواندند. تخصص او تاریخ است و تفسیر و حدیث و اعتقادات و ... یعنی وی در تمام رشته‎های دینی کارآمد و توانگر است. ولی بیش از همه اینها، فهم تاریخ و دانش تاریخی و درایت تاریخی او زبانزد و مشهور است.
وارد خانه‎اش شدیم. پیرمردی دیدیم، نشسته بر روی صندلی که بیماری‎های فراوانی داشت، ولی دارای دلی جوان بود و شادابی و مهربانی و صمیمیت در نگاه و کلام او موج می‎زد. صمیمیت و محبت او، کمک کرد تا زودتر با او گفتگو کنیم. شخصیت علمی او، مانند کوه پر برفی بود که به اشاره‎ای کوتاه به یک موضوع علمی، کافی بود تا کوه دانش افشانِ علامه جعفری، فوران کند.
با حوصله تمام، سخنان ما را شنید و بر سوال‎های ما جامه پاسخ پوشاند. در آن مجلس، از مسائل مختلف سخن به میان آمد، وی به توضیح و تشریح پرداخت. باری، او به راستی «جهانی است بنشسته در گوشه‎ای.»
آنچه در پی می‎آید، گزیده‎ای از گفتگوی ما با ایشان درباره شخصیت امام رضا علیه السلام است:

- جناب استاد! به نظر شما مهم‎ترین ویژگی عصر امام رضا علیه السلام چیست؟

از امتیازات امام رضا علیه السلام این بود که پس از شهادت حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام، به طور علنی، امامت خود را اعلان کرد؛ مردم را به نفس دعوت می‎کرد و تقیه نمی‎کرد. یونس بن عبدالرحمن یکی از اصحاب امام رضا علیه السلام است. وی برای امام می‎نویسد:
«انّ سیف هارون یقطر من دماءکم و قد شهرت نفس بدعوی الامامة؛ مولای من، شمشیر هارون از خون شما (اهل بیت) خون‎چکان است و با این حال، شما خود را به امامت مشهور کرده‎اید.»(1)
از طرف امام، نامه‎ای برای یونس بن عبدالرحمن فرستاده می‎شود که: هارون عاجزتر از آن است که به من آسیبی برساند.(2)
امام رضا علیه السلام، آنچه را که سایر ائمه علیهم السلام به خواص شیعیان فرمودند، علنی اعلان می‎کردند و علاوه بر اعلان، عمل هم می‎کرد.
به دیگر سخن، حضرت رضا علیه السلام، مانند سایر امامان قبل از خویش و به ویژه مثل امام صادق علیه‎السلام، تقیه نمی‎کردند. یکی از دلائلی که مامون جلسات مناظره تشکیل می‎داد، این بود که مثلاً امام را در آنچه ادعا می‎کند، ناتوان نشان بدهد. در نهایت، فقط مامون توانست با استفاده از زهر، کار را تمام کند و الا تمام راه‎های مامون به بن‎بست ختم شده بود.
همانطور که ذکر کردیم، از عمر امام رضا علیه السلام تا امام عسگری علیه السلام، اهل‎بیت علیهم‎السلام، در ابراز عقیده شیعه درباره امامان، تقیه نمی‎کردند و علنی آن را مطرح می‎کردند. یعنی، چون آنان در مرکز خلافت و قدرت عباسیان زندگی می‎کردند، اگر اندکی خلاف آنچه می‎گفتند، دیده می‎شد، بهترین عامل برای سرکوبی شیعیان بود که بگویند اعمال امامان شما، برخلاف ادعای آنهاست.
یکی از موارد، این بود که هارون به پیشنهاد اطرافیانش، امام کاظم علیه السلام را زهر داد و قرار شد بگویند آن حضرت، غیبت کرده است. اساس «واقفیه» از همین جا شروع شد. این بازی هارون و اطرافیانش بود که بگویند از این به بعد، امام در غیبت است و حضور امام جدید معنی ندارد. بر همین اساس امام رضا علیه السلام، هم علنی امامتش را اعلان می‎کرد و هم عملاً دست به اعجاز می‎زد.
http://img.tebyan.net/big/1386/12/2336411316692136753818413853814613691242.jpg
ابن حبّان در «الثُقات» می‎گوید: « ما زُرتُ مشهدَالرضا الا و رایت معجزة من آثار برکته؛ بدون استثناء هرگاه به زیارت قبر امام رضا علیه السلام رفتم، از جلوه‎های برکت او، معجزه‎ای دیدم.»
از مشهورترین احادیث رسیده از حضرت رضا علیه السلام، حدیث «سلسلة الذهب» است. مخاطبان این روایت چه کسانی بوده‎اند و چرا امام این روایت شریف را در دو مرحله فرمودند؟
هنگامی که امام این حدیث را در نیشابور مطرح فرمود، مشاهیر محدثان اهل تسنن مانند ابن راهویه و دیگران هم حاضر بودند. علت این که امام برای سخن خود سند نقل می‎کند، همین نوع مخاطبان است، وگرنه برای شیعیان، بین امام رضا علیه السلام و پیامبر صلی الله علیه و آله فرقی نیست. این که امام سلسله سند حدیث را تا پیامبر اکرم نقل می‎کند، برای این است که بر اساس نگاه مخاطبان سنی، حدیث باید متصل السند باشد تا مقبول بیفتد.
احمد بن حنبل می‎گوید: والله لَو قُرِیء هذا الاسناد علی مجنونٍ لأفاق(4)؛ به خدا سوگند که اگر این سند بر دیوانه‎ای خوانده شود، به سلامت برخواهد خواست.
امام هم اول ذهن مردم را آماده می‎کند، تکه‎ای از حدیث را می‎گوید که: "کلمة لا اله الا الله ... و بعد از مسافتی می‎گوید: بشرطها و ... ." و اگر از اول این سخن را می‎گفت مردم نمی‎نوشتند؛ این که چرا حضرت این بحث را در نیشابور مطرح کرد این بود که اصلاً بنا بود حضرت را از مدینه تا طوس، از مسیری عبور دهند که حتی الامکان شهری نباشد. لذا حضرت را به جای کوفه از بصره آوردند و اولین شهری که وارد شدند، نیشابور بود، زیرا چاره‎ای جز عبور از آن نداشتند.
از دلایل دیگر نقل این حدیث در نیشابور، علمی بودن شهر و حضور تعداد اندکی از شیعیان در آنجا بوده که حضور «فضل بن شاذان» هم بر اساس همین اقلیت شیعه است.

-عده‎ای عصر امام رضا علیه السلام را مصادف با نهضت ترجمه و نیز، اوج‎گیری نگاه‎های تصوفی به شریعت و طلوع و حضور افرادی مانند معروف کرخی می‎دانند. در این باره چه می‎گویید؟
نهضت ترجمه از دوران قبل امام رضا علیه السلام شروع شد. برامکه در عصر هارون «دارالحکمة» را ایجاد کردند. رئیس دارالحکمة هم پسرعموی یکی از راویان بزرگ حدیث و از شیعیان است.
اصل توجه عرفانی، از رابعه عَدَویه به بعد، در نیمه قرن سوم شروع شد که تا توانسته‎اند افسانه‎های فراوانی را بافته‎اند و به افراد مختلف نسبت داده‎اند؛ حتی در اصل وجود شخصیت‎هایی مثل معروف کرخی و ابراهیم ادهم، تردید وجود دارد و ممکن است شخصیت‎های خود ساخته‎ای باشند.

- وضعیت و ارتباط تشیع ایران با امام رضا علیه السلام چگونه است؟
قبل از حضرت رضا علیه السلام، تشیع، در برخی از مناطق ایران نفوذ کرده بود، مثل: قم، کاشان و لرستان؛ در قسمتی از گیلان و سپیدرود و مازندران هم عده‎ای شیعه زیدی بودند. گزارش جغرافیایی دینی ایران، در کتاب «اَحسنُ التقاسیم فی معرفةَ الاقالیم» به تفصیل آمده است. ورود امام به ایران و شهادت و دفن آن حضرت در ایران، موجب شد که آرام آرام زمینه‎های تشیع در ایران بیشتر شود.

- اولین سفری که به مشهد مشرف شدید چه زمانی بود و چه خاطره‎ای از آن ایام دارید؟

سفر اولی که به ایران آمدم، شرایط آب و هوایی با عراق بسیار متفاوت بود، احوال مناسبی نداشتم؛ البته این داستان مربوط به سال 1352 است. یک نسخه خطی «من لایحضره الفقیه» که مربوط به یکی از دوستان بود، برای ارزیابی به امانت، نزد من سپرده شده بود. خیلی سختم بود که به مشهد نرفته، به عراق برگردم. با خودم گفتم تفالی به «من لایحضره الفقیه» بزنم. در صدر صفحه این سخن آمد: قال الصادق علیه السلام، «ما ضَعُفَ بَدَنُ امرِءِ عمّا قَوِیَت عَلَیه النِیة؛ اگر عزم و تصمیم قوی باشد، بدن کسی ضعیف و ناتوان نیست. (5) بلند شدم و با همان بیماری به مشهد رفتم و خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم. از تهران تا مشهد یکسره پوشیده از برف بود. در مدرسه میرزا جعفر مشهد - که مقابل در مسجد گوهرشاد بود و الان خراب شده است - برف تا طبقه دوم مدرسه ارتفاع داشت تا آنجا که برای حجره‎های پایین سوراخی درست کرده بودند تا نور بیاید. باور کنید، به رغم بدحالی‎ام و سرمای هوا، به کلی حالم خوب شد.

- شما به نویسندگان جوانی که در حوزه مسائل مربوط به دین قلم می‎زنند، اگر بخواهند درباره امام رضا علیه‎السلام مطالبی بنویسند چه توصیه‎ای می‎فرمایید؟

ما فکر می‎کنیم ائمه را از طریق معجزاتشان باید بشناسیم. اما زندگی عادی امام - منهای اعجازش - برای من سرمشق است؛ این کار را من درباره امام مجتبی علیه السلام و امام سجاد علیه السلام انجام داده‎ام. مثلاً تمام سیره‎ای که از امام حسن علیه السلام در کتاب‎های معتبری مثل بحارالانوار می‎بینیم، حدود 20 صفحه است، ولی من حدود 300 صفحه درباره سیره امام مجتبی علیه السلام نوشته‎ام.
بدین ترتیب، ما باید درباره سیره امام رضا علیه السلام، بیش از کرامات و معجزات، کار کنیم، زیرا مردم به کرامات و معجزات، به چشم تقدس و تعجب نگاه می‎کنند، نه به عنوان اسوه و البته، حق هم دارند. ما باید سیره امام رضا علیه السلام را در متن زندگی مردم وارد کنیم. باید به سراغ سخنان حضرت برویم و آن را به مردم بیاموزیم تا روش کاربردی - و نه روش قدسی - زندگی اهل‎بیت علیهم السلام را بدانند؛ چون مردم که نمی‎توانند مانند امام معجزه کنند، بلکه باید بدانند امام به مردم چه فرمود، از آنها چه می‎خواست و خودش چگونه رفتار می‎کرد، تا برای مردم اسوه باشد.
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif)http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
پی‎نوشت‎ها:
1- عیون اخبارالرضا علیه السلام، ج2، ص 81 .
2- همان، ج1، ص 191 .
3- الثقات، ص 142.
4- مسند احمد بن حنبل، ج 4، ص 98.
5- من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 53 .
منبع:
مجله گلستان قرآن، شماره 193 .

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۱/۱۵, ۲۰:۰۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/00646375160474946061.jpg


يا علي ابن موسي الرضا !
امشب، کوچه هاى خراسان، از عبور تو خالى مى شوند
و داستان غریبى تو با پر زدنت، به پایان مى رسد،
ولى دستان روشنت اى چراغ هشتم طریق عرفان!
هر روز، بلوغ ماه را به هنگام اذان
بر گلدسته هاى حرم و بر آسمان قلب عاشقانت به تماشا مى گذارد.


یا على بن موسى الرضا علیک السلام!
زمین از غم فراق تو در پر خویش خزیده
و تنها در مزار تو جرئت سر بلند کردن دارد؛
آنجا که دل هاى شکسته خود را چون کبوتران حرمت،
بر پنجره فولاد نگاه تو دخیل مى بندیم
و سر بر شانه هاى خیال تو مى گذاریم؛
همان جا که طعم زخمى حاجت خود را با آب سقاخانه ات،
در گلوى نیاز خویش مى ریزیم.


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imamreza_emza__56_.jpg

nazanin zeinab
۱۳۸۹/۱۱/۱۵, ۲۱:۰۲
یاحنا ن ویا منان سلام علیکم:فاطمه عزیز طلوع ماه ربیع و به شما خواهر گرامی تبریک میگم. :Gol:

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۱/۰۲, ۱۳:۰۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33386458751147803642.gif
http://www.askquran.ir/upload/files/shahadat.e.reza.ask_askquran.ir.swf (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33386458751147803642.gif)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/52273171269217627409.gif
ویژه نامه شهادت جانگداز شمس الشموس،
سلطان طوس ، آقا امام رضا علیه السلام
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/52273171269217627409.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/52273171269217627409.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۱/۰۲, ۱۷:۲۷
http://askquran.ir/gallery/images//57376/1___________-________-______-2.gif

قال الامام علی بن موسی الرضا علیه السلام :

لا تَدعُوا العَمـلَ الصّالِـحَ وَ الاِجتهادَ فِى العِبادَةِ اتِّکالاً عَلى حُبِّ آلِ مُحَمدٍ (ص)
وَ لا تَدعُوا حُبَّ آلِ مُحَمـدٍ (ص) لامرِهـم اِتِّکـالاً عَلـى العِبـادَةِ
فَـاِنَّـهُ لایَقـبَلُ اَحـدَهُـمـا دونَ الآخَر؛

امام رضا علیه السلام فرموده اند :

مبادا اعمال نیک را به اتکاى دوستى آل محمد(ص) رها کنید،
مبادا دوستى آل محمد(ص) را به اتکاى اعمال صالح از دست بدهید،
زیرا هیچ کدام از ایـن دو ، به تنهایى پذیرفته نمى شود

( بحارالانوار،ج78،ص348)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83599986882638697710.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83599986882638697710.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۱/۰۲, ۱۷:۴۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/94440402188831735273.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/94440402188831735273.gif)

صدای هق هق تشیع به گوش می رسد

در جام کفر مثل دروغى نهان شدند
انگورها که کام تو را شوکران شدند

آن شب براى بوسه زدن بر لبان تو
لب هاى هرچه جام جهان نیمه جان شدند

دیگر خمار عشق، تو را خسته کرده بود
پس دست هاى شوق تو بر آسمان شدند

آن گاه با دعاى تو، این مستجاب محض
آن خوشه هاى بى سر و پا امتحان شدند

از سینه ات شهادت «آمین» که پر کشید
کرّوبیان به ساحت دنیا روان شدند

گویا صداى هق هق تشییع مى رسد
از نخل هاى سبز که امشب خزان شدند

این بار هشتم است که بى وقت و ناگهان
مرغان خاک، دست به کار اذان شدند



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/16796550677168101072.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/16796550677168101072.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۱/۰۲, ۱۷:۴۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_45369131450756549364.gif



نفرین بر آن شب سهمناک
که هشتمین چراغ را به کشتن برخاست!

ای بزرگ! ای آنکه پرواز را
به بندگی خداوندان میله‏ ها
ترجیح دادی و رفتی!

حالا قرن‏هاست که آسمان،
پرهای بلندت را تکثیر می‏کند.

قرن‏هاست که آفتاب،
از مشرق خراسان تو برمی‏خیزد.

تو، الفبای غربت را به تفسیر نشستی؛
وقتی که خلیفه‏ های تاریک،
بر مسند بیداد به قهقهه نشسته بودند.

تو آن فریادی، که کوه‏های زمین
به انعکاس همیشه‏ات کمر بسته اند.

تو فرا خوانده شدی
به میعادگاه تاریک انگور.
می‏دانم که به روشنی می‏شنیدی
خنده‏های مرگ را
از لابه‏ لای زهرآلود خوشه‏ ها.

جام زهر را که نوشیدی،
ناگهان دریچه‏ های شهر،
بر نور بسته شد.

حالا سال‏هاست که
غربتت در سرهامان نقاره می‏زند .

و کبوتران جهان،
شکوه صحن و سرایت را به غلغله می‏آیند.

تو به ولایت عشق رفته بودی
و آنان بر سفره شوکرانت نشاندند.

نفرین بر آن دست‏ها
که به سوزاندن جگرت رضایت داد
و آفتابت را در پس‏ کوچه ‏های ناجوانمرد،
به شمشیر کشید.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32938488367517211634.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32938488367517211634.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۱/۰۲, ۲۰:۵۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_81960831022225849187.gif



فعالیتهای فرهنگی ویژه شهادت ثامن الحجج
مولا علی بن موسی رضا المرتضی علیه السلام



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70558859993575054173.gif ۩"۞"۩ْْ مسموم زهر جفا ۩ ويژه نامه شهادت ثامن الحجج۩ آقام امام رضا(ع) ۩"۞"۩ (http://www.askquran.ir/thread25569.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70558859993575054173.gif ۩ ╬♥╬ ۩ ناله ها سرميدهدناي وجودم(مرثيه شهادت غريب الغربا٬امام رضا(ع)۩ ╬♥╬ ۩ (http://www.askquran.ir/thread25575.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70558859993575054173.gif ▐☼ ▬♥▬☼ ▐پيامک هاي تسليت شهادت مظلومانه سلطان طوس ▐☼ ▬♥▬ ▐ (http://www.askquran.ir/thread18738.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70558859993575054173.gif ◄|♥|♥|► تصاوير ويژه شهادت غريب طوس٬حضرت علي بن موسي الرضا (ع) ◄|♥|♥|► (http://www.askquran.ir/thread25570.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70558859993575054173.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70558859993575054173.gif)✿✿✿ دانلود مداحی و روضه خوانی در سوگ شمس الشموس آقا امام رضا (ع) ✿✿✿ (http://www.askquran.ir/thread30052.html#post517085)


مقالات :

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70558859993575054173.gif ۩**✿**۩ علی بن موسی الرضا علیه السلام دژ محکم الهی ۩**✿**۩ (http://www.askquran.ir/thread30045.html#post516986)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70558859993575054173.gif ۩✿ ŏ✿۩ چرا امام رضا ولایتعهدی مامون را پذیرفت ؟ ۩✿ ŏ✿۩ (http://www.askquran.ir/thread30047.html#post516993)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70558859993575054173.gif (http://www.askquran.ir/thread30049.html#post517008) (http://www.askquran.ir/thread30049.html#post517008) ۩ (http://www.askquran.ir/thread30049.html#post517008) (http://www.askquran.ir/thread30049.html#post517008)✫~•۩ (http://www.askquran.ir/thread30049.html#post517008)آراء مختلف در مورد شهادت امام رضا (ع) (http://www.askquran.ir/thread30049.html#post517008)۩ (http://www.askquran.ir/thread30049.html#post517008)✫~•۩ (http://www.askquran.ir/thread30049.html#post517008)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70558859993575054173.gif ๑۩* ŏ * ۩๑ یاران ایرانی امام رضا علیه السلام ๑۩* ŏ * ۩๑ (http://www.askquran.ir/thread30050.html#post517028)




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74062007950298658297.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74062007950298658297.gif)

مریم گلی
۱۳۹۰/۱۱/۰۲, ۲۱:۲۳
خراسان می‎دهد بوی مدینه
خراسان کوه غم دارد به سینه

خراسان را سراسر غم گرفته
در و دیوار آن ماتم گرفته

خراسان! کو امام مهربانت؟
چه کردی با گرامی میهمانت؟

خراسان راز دل‎ها با رضا داشت
چه شب‎هایی که ذکر یا رضا (http://rezacity.blogfa.com/)داشت

خراسان کربلای دیگر ماست
مزار زاده‎ی پیغمبر ماست

خراسان! می دهد خاکت گواهی
ز مظلومی، شهیدی، بی گناهی

به دل داغ امامت را نهادند
امامت را به غربت زهر دادند

دریغا! میهمان در خانه کشتند
چه تنها و چه مظلومانه کشتند

امامِ اِنس و جان را زهر دادند
به تهدید و به ظلم و قهر دادند

مریم گلی
۱۳۹۰/۱۱/۰۲, ۲۱:۳۱
ز نارِ زهرِ دشمن، نور می‎سوخت
سرا پا همچو نخل طور می‎سوخت

ز جا برخاست با رنگ پریده
غریبانه، عبا بر سر کشیده

گهی بی‎تاب و گه در تاب می‎شد
همه چون شمع روشن آب می‎شد

میان حجره ی در بسته می سوخت
نمی زد دم ولی پیوسته می سوخت

ز هفده خواهر والا تبارش
دریغا کس نبودی در کنارش

به خود پیچید و تنها دست و پا زد
جوادش را، جوادش را صدا زد

دلش دریای خون، چشمش به در بود
امیدش دیدن روی پسر بود

مریم گلی
۱۳۹۰/۱۱/۰۲, ۲۱:۴۲
پدر می‎گشت قلبش پاره پاره
پسر می‎کرد بر حالش نظاره

پدر چون شمع سوزان آب می شد
پسر هم مثل او بی‎تاب می شد

پدر آهسته چشم خویش می‎بست
پسر می‎دید و جان می داد از دست

پسر از پرده‎ی دل ناله سر داد
پدر هم جان در آغوش پسر داد


"غلامرضا سازگار"

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۱/۰۲, ۲۱:۴۳
موقعیت و شخصیت امام رضا (علیه السلام )



http://img.tebyan.net/big/1389/08/49194148104118181813610225310410741104232182.jpg


امام رضا (علیه السلام ) هشتمین امام شیعه اثنا عشرى است و پیامبر (صلی الله علیه و آله ) نام وى را به صراحت ذكر فرموده : على فرزند موسى ، فرزند محمد، فرزند على ، فرزند حسین ، فرزند على ، فرزند ابوطالب كه درود خدا بر همه آنان باد.
كنیه اش ابوالحسن است .
برخى از لقبهایش عبارتند از: رضا، صابر، زكى ، ولى ...
نقش انگشتریش : حسبى الله ، یا به روایت دیگر: ماشاءالله ، لا قوة الا بالله
زادگاهش در مدینه به سال 148 هجرى بود. یعنى در همان سالى كه جدش امام صادق (علیه السلام) درگذشت و این نظر بیشتر علما و تاریخنویسان است.(1)
و نیز گفته شده كه تاریخ تولد حضرت امام رضا (علیه السلام) سال 151 است . ولى بهر حال قول نخست از همه قویتر و مشهورتر است. تاریخ وفات امام رضا (علیه السلام)، بنا به گفته علما و مورخان بزرگ ، سال 203 هجرى در طوس بوده است .
دانش ، پارسایى و پرهیزگارى امام (علیه السلام)

این از چیزهایى است كه تمام مورخان درباره آن اتفاق نظر دارند. كوچكترین مراجعه به كتابهاى تاریخى این نكته را بخوبى روشن مى گرداند. حتى مامون بارها خود در فرصتهاى گوناگون آن را اعتراف كرده مى گفت : رضا (علیه السلام) دانشمندترین و عابدترین مردم روى زمین است . وى همچنین به رجاء بن ابى ضحاك گفته بود:

(...... بلى اى پسر ابى ضحاك ، او بهترین فرد روى زمین ، دانشمندترین و عبادت پیشه ترین انسانهاست ... .(2)
مامون به سال 200 كه بیش از سى و سه هزار تن از عباسیان را جمع كرده بود، در حضورشان گفت :
(...... من در میان فرزندان عباس و فرزندان على رضى الله عنهم بسى جستجو كردم ولى هیچیك از آنان را با فضیلت تر، پارساتر، متدینتر، شایسته تر و سزاوارتر به این امر از على بن موسى الرضا ندیدم)(3)
موقعیت و شخصیت امام (علیه السلام )
این موضوع از مسایل بسیار بدیهى براى همگان است . تیرگى روابط بین امین و مامون به امام این فرصت را داد تا به وظایف رسالت خود عمل كند و به كوشش و فعالیت خویش بیفزاید. شیعیانش نیز این فرصت را یافتند كه مرتب با او در تماس بوده از راهنمایی هایش بهره ببرند.

پس در نتیجه ، امام رضا از مزایاى منحصر به فردى سود مى جست و توانست راهى را بپیماید كه به تحكیم موقعیت و گسترش نفوذش در قسمتهاى مختلف حكومت اسلامى بیانجامد حتى روزى امام به مامون كه سخن از ولایتعهدى مى راند، گفت : «...... این امر هرگز نعمتى برایم نیفزوده است .
من در مدینه كه بودم دستخطم در شرق و غرب اجرا مى شد. در آن موقع ، استر خود را سوار مى شدم و آرام كوچه هاى مدینه را مى پیمودم و این از همه چیز برایم مطلوبتر مى نمود.....»(4).




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imamreza_emza__3_.jpg

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۱/۰۲, ۲۱:۴۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95210850880817735855.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95210850880817735855.gif)


در نامه اى كه مامون از امام تقاضا مى كند كه اصول و فروع دین را برایش ‍توضیح دهد، او را چنین خطاب مى كند: (اى حجت خدا بر خلق ، معدن علم و كسى كه پیروى از او واجب مى باشد....). (5) مامون او را (برادرم) و (اى آقاى من) خطاب مى كرد.
در توصیف امام ، مامون براى عباسیان چنین نگاشته بود: «...... اما اینكه براى على بن موسى بیعت مى خواهم ، پس از احراز شایستگى او براى این امر و گزینش وى از سوى خودم است ..... اما اینكه پرسیده اید آیا مامون در زمینه این بیعت بینش كافى داشته ، بدانید كه من هرگز با او بیعت نكرده مگر با داشتن بینایى كامل و علم به اینكه كسى در زمین باقى نمانده كه به لحاظ فضیلت و پاكدامنى از او وضع روشنترى داشته و یا به لحاظ پارسایى ، زهد در دنیا و آزادگى بر او فزونى گرفته باشد. كسى از او بهتر جلب خشنودى خاص و عام را نمى كند و نه در برابر خدا از وى استوارتر كسى دیگر یافت مى شود.....».(6)
از یادآورى این مطالب به وضوح به خصوصیات امام ، موقعیت و منش ‍وى پى مى بریم ، مگر نگفته اند كه : « فضیلت آن است كه دشمنان بر آن گواهى دهند؟»
باز از چیزهایى كه دلالت بر بزرگى و شوكت امام دارد، روایتى است كه گزارش كننده چنین نقل مى كند: «من در معیت امام بر مامون وارد شدم . مجلس مملو از جمعیت بود، محمد بن جعفر را گروهى از طالبیان و هاشمیان احاطه كرده بودند و فرماندهان نیز حضور داشتند. به مجرد ورود ما، مامون از جا برخاست ، محمد بن جعفر و افراد بنى هاشم نیز برپا شدند. آنگاه امام و مامون در كنار هم نشستند، ولى دیگران همچنان ایستاده بودند تا امام همه را اذن جلوس داد. آنگاه ساعتى بگذشت و مامون همچنان غرق توجه به امام بود......».(7)
سند ولایتعهدى كه مامون آن را به خط خویش نوشته ، ضمن تعبیرهاى بازگو كننده موقعیت و سجایا در شخصیت امام است . مثلا مامون چنین مى نویسد: «... چون او بدید فضیلت درخشانش ، واكنش چشمگیرش ، پارسایى برجسته اش ، زهد سَره اش ، كناره گیریش از دنیا، و خلاصه خویشتن داریش از مردم را و بر وى (مامون ) ثابت گردید اخبارى كه پیوسته درباره او با هماهنگى مضمون شنیده مى شد، زبانهایى كه بر او اتفاق سخن داشتند، و چون در او فضیلت را به حد عالى ، زنده و كامل یافت .....»
و به نوشته النجوم الزاهره ، امام رضا (علیه السلام) سرور بنى هاشم و گرانقدرترین آنها در زمان خود بود. مامون او را بسیار گرامى مى داشت ، در برابرش ‍ بسی کرنش مى كرد.... (8)
پی نوشت ها:
1. مانند: شیخ مفید در ارشاد، شبراوى در الاتحاف بحب الاشراف ، كلینى در كافى ، كفعمى در مصباحضرت ، شهید در دروس ، طبرسى در اعلام الورى ، فتال در روضة الواعظین ، صدوق در علل الشرایع ، تاج الدین محمد بن زهره در غایة الاختصار، ابن صباغ مالكى در الفصول المهمة ، اردبیلى در جامع الرواة ، مسعودى در مروج الذهب هر چند كه در كلامش ابهامى است ، ابوالفداء در تاریخ خود، كنجى شافعى در كفایة الطالب ، ابن اثیر در كامل ، ابن حجر در صواعقش ، شبلنجى در نورالابصار، بغدادى در سبائك الذهب ، ابن حوزى در تذكرة الخواص ، ابن الوردى در تاریخ خود، كه از تاریخ غفارى و نوبختى نیز نقل كرده . عتاب بن اسد نیز مى گفت كه گروهى از اهل مدینه را شنیده كه همین مطلب را مى گویند.
غیر از این افراد، تعداد بسیارى دیگر نیز مى باشند.
2. بحار / 49 / ص 95 عیون اخبار الرضا/ 2 / ص 183 و سایر كتابها.
3. مروج الذهب / 3 / ص 441 الكامل ، ابن اثیر / 5 / ص 183 الاداب السلطانیة / ص 217 طبرى / 11 / ص 1013 (چاپ لیدن ) مختصر تاریخ الدول / ص 134 تجارب الامم / 6 / ص 436.
4. بحار / 49 / ص 155، 144 الكافى / 8 / ص 151 عیون اخبار الرضا / 2 / ص 167.
5. نظریة الامامة / ص 388.
6. متن عربى این نامه در پایان اصل كتاب آمده است .
7. مسند الامام الرضا / 2 / ص 76 بحار / 49 / ص 175 عیون اخبار الرضا / 2 / ص 156.
8. النجوم الزاهرة / 2 / ص 74.
تهیه و تنظیم: بخش سیره و عترت تبیان
منبع: زندگى سیاسى هشتمین امام حضرت على بن موسى الرضا (علیه السلام) جعفر مرتضى حسینى؛ مترجم : دكتر سید خلیل خلیلیان



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imamreza_emza__3_.jpg

RUYA
۱۳۹۰/۱۱/۰۳, ۰۱:۴۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77830141350920896945.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77830141350920896945.gif)
امروزعمارت بلند آوازه توس،
غرق غربت است
و بر بالاى اين بناى شهير،
کبوترى نيست که نالان نباشد.
بر بالاى اين بناى غريب، آسمان نيز
به اشک ريزى ابرها تن داده است

شهادت جانگداز غریب الغربا ، آقا امام رضا
علیه السلام بر شیعیان تسلیت بد
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77830141350920896945.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77830141350920896945.gif)

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۱/۰۳, ۰۸:۳۸
قطراتی از دریای بیکران رضوی



40سخن گرانبها از ثامن الائمّه (علیه السلام)



http://img.tebyan.net/big/1390/07/1201368822942412218499116134107250248554.jpg



1. مؤمن‌ ، مؤمن‌ واقعى‌ نیست‌ ، مگر آن‌ كه‌ سه‌ خصلت‌ در او باشد : سنتى‌ از پروردگارش‌ و سنتى‌ از پیامبرش‌ و سنتى‌ از امامش‌ . اما سنت‌ پروردگارش‌ ، پوشاندن‌ راز خود است‌ ، اما سنت‌ پیغمبرش‌ ، مدارا و نرم‌ رفتارى‌ با مردم‌ است‌ ، اما سنت‌ امامش‌ صبر كردن‌ در زمان‌ تنگدستى‌ و پریشان‌ حالى‌ است‌.
(اصول‌ كافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 339)
2. پنهان‌ كننده‌ كار نیك‌ ( پاداشش‌ ) برابر هفتاد حسنه‌ است‌ و آشكار كننده‌كار بد سرافكنده‌ است‌ ، و پنهان‌ كننده‌ كار بد آمرزیده‌ است‌.
(اصول‌ كافى‌ ، ج‌ 4 ، ص‌ 160)
3. عقل‌ شخص‌ مسلمان‌ تمام‌ نیست‌ ، مگر این‌ كه‌ ده‌ خصلت‌ را دارا باشد : از اوامید خیر باشد ، از بدى‌ او در امان‌ باشند ، خیر اندك‌ دیگرى‌ را بسیار شمارد ، خیر بسیار خود را اندك‌ شمارد ، هرچه‌ حاجت‌ از او خواهند دلتنگ‌ نشود ، در عمر خود از دانش‌طلبى‌ خسته‌ نشود ، فقر در راه‌ خدایش‌ از توانگرى‌ محبوبتر باشد ، خوارى‌ در راه‌ خدایش‌ از عزت‌ با دشمنش‌ محبوبتر باشد ، گمنامى‌ را از پرنامى‌ خواهانتر باشد . سپس‌ فرمود : دهمى‌ چیست‌ و چیست‌ دهمى‌ ! به‌ او گفته‌ شد : چیست‌ ؟ فرمود : احدى‌ را ننگرد جز این‌ كه‌ بگوید او از من‌ بهتر و پرهیزگارتر است‌.
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 467)
4. از امام‌ رضا ( علیه السلام ) سؤال‌ شد : سفله‌ كیست‌ ؟ فرمود : آن‌ كه‌ چیزى‌ دارد كه‌از ( یاد ) خدا بازش‌ دارد
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466)
5. ایمان‌ یك‌ درجه‌ بالاتر از اسلام‌ است‌ ، و تقوا یك‌ درجه‌ بالاتر از ایمان‌است‌ ، و به‌ فرزند آدم‌ چیزى‌ بالاتر از یقین‌ داده‌ نشده‌ است‌.
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)
6. اطعام‌ و میهمانى‌ كردن‌ براى‌ ازدواج‌ از سنت‌ است.
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)
7. پیوند خویشاوندى‌ را برقرار كنید گرچه‌ با جرعه‌ آبى‌ باشد ، و بهترین‌ پیوندخویشاوندى‌ ، خوددارى‌ از آزار خویشاوندان‌ است‌.
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)
8. حضرت‌ رضا ( علیه السلام ) همیشه‌ به‌ اصحاب‌ خود مى‌فرمود : بر شما باد به‌ اسلحه‌پیامبران‌ ، گفته‌ شد : اسلحه‌ پیامبران‌ چیست‌ ؟ فرمود : دعا .
(اصول‌ كافى‌ ، ج‌ 4 ، ص‌ 214)
9. از نشانه‌هاى‌ دین‌ فهمى‌ ، حلم‌ و علم‌ است‌ ، و خاموشى‌ درى‌ از درهاى‌ حكمت‌است‌ . خاموشى‌ و سكوت‌ ، دوستى‌ آور و راهنماى‌ هر كار خیرى‌ است‌ .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)
10. زمانى‌ بر مردم‌ خواهد آمد كه‌ در آن‌ عافیت‌ ده‌ جزء است‌ ، كه‌ نه‌ جزء آن‌ دركناره‌گیرى‌ از مردم‌ ، و یك‌ جزء آن‌ در خاموشى‌ است‌ .
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470)
11. از امام‌ رضا (علیه السلام) از حقیقت‌ توكل‌ سؤال‌ شد . فرمود : این‌ كه‌ جز خدا ازكسى‌ نترسى.
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)
12. به‌ راستى‌ كه‌ بدترین‌ مردم‌ كسى‌ است‌ كه‌ یارى‌اش‌ را ( از مردم‌ ) باز دارد وتنها بخورد و زیر دستش‌ را بزند.
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 472)
13. بخیل‌ را آسایشى‌ نیست‌ ، و حسود را خوشى‌ و لذتى‌ نیست‌ ، و زمامدار را وفایى‌ نیست‌ ، و دروغگو را مروت‌ و مردانگى‌ نیست‌.
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 473)
14. كسى‌ دست‌ كسى‌ را نمى‌بوسد ، زیرا بوسیدن‌ دست‌ او مانند نماز خواندن‌ براى‌ اوست.
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 473)



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97983872496974469333.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97983872496974469333.gif)

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۱/۰۳, ۰۸:۳۸
http://img.tebyan.net/big/1390/07/901248619766249197151206199203101123215242164.gif


14. كسى‌ دست‌ كسى‌ را نمى‌بوسد ، زیرا بوسیدن‌ دست‌ او مانند نماز خواندن‌ براى‌ اوست. (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 473)
15. به‌ خداوند خوشبین‌ باش‌ ، زیرا هركه‌ به‌ خدا خوشبین‌ باشد ، خدا با گمان‌خوش‌ او همراه‌ است‌ ، و هركه‌ به‌ رزق‌ و روزى‌ اندك‌ خشنود باشد ، خداوند به‌ كردار اندك‌ او خشنود باشد ، و هركه‌ به‌ اندك‌ از روزى‌ حلال‌ خشنود باشد ، بارش‌ سبك‌ و خانواده‌اش‌ در نعمت‌ باشد و خداوند او را به‌ درد دنیا و دوایش‌ بینا سازد و او را از دنیا به‌ سلامت‌ به‌ دار السلام‌ بهشت‌ رساند. (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 472)
16. ایمان‌ چهار ركن‌ است‌ : توكل‌ بر خدا ، رضا به‌ قضاى‌ خدا ، تسلیم‌ به‌ امرخدا ، واگذاشتن‌ كار به‌ خدا. (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)
17. از امام‌ رضا درباره‌ بهترین‌ بندگان‌ سؤال‌ شد . فرمود : آنان‌ هرگاه‌ نیكى‌كنند خوشحال‌ شوند ، و هرگاه‌ بدى‌ كنند آمرزش‌ خواهند ، و هرگاه‌ عطا شوند شكر گزارند ، و هرگاه‌ بلا بینند صبر كنند ، و هرگاه‌ خشم‌ كنند، درگذرند.(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)
18. كسى‌ كه‌ فقیر مسلمانى‌ را ملاقات‌ نماید و بر خلاف‌ سلام‌ كردنش‌ بر اغنیا براو سلام‌ كند ، در روز قیامت‌ در حالى‌ خدا را ملاقات‌ نماید كه‌ بر او خشمگین‌ باشد. (عیون‌ اخبار الرضا ، ج‌ 2 ، ص‌ 52)
19. از حضرت‌ امام‌ رضا (علیه السلام) درباره‌ خوشى‌ دنیا سؤال‌ شد . فرمود : وسعت‌ منزل‌و زیادى‌ دوستان. (بحارالانوار ، ج‌ 76 ، ص‌ 152)
20. زمانى‌ كه‌ حاكمان‌ دروغ‌ بگویند ، باران‌ نبارد و چون‌ زمامدار ستم‌ ورزد ،دولت‌ ، خوار گردد ، و اگر زكات‌ اموال‌ داده‌ نشود چهار پاپان‌ از بین‌ روند. (بحار الانوار ، ج‌ 73 ، ص‌ 373) 21. هر كس‌ اندوه‌ و مشكلى‌ را از مؤمنى‌ برطرف‌ نماید ، خداوند در روز قیامت‌اندوه‌ را از قلبش‌ برطرف‌ سازد. (اصول‌ كافى‌ ، ج‌ 3 ، ص‌ 268)
22. بعد از انجام‌ واجبات‌ ، كارى‌ بهتر از ایجاد خوشحالى‌ براى‌ مؤمن‌ ، نزدخداوند بزرگ‌ نیست‌. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 347)
23. بر شما باد به‌ میانه‌روى‌ در فقر و ثروت‌ ، و نیكى‌ كردن‌ چه‌ كم‌ و چه‌ زیاد ،زیرا خداوند متعال‌ در روز قیامت‌ یك‌ نصفه‌ خرما را چنان‌ بزرگ‌ نماید كه‌ مانند كوه‌ احد باشد.
(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 346)
24. به‌ دیدن‌ یكدیگر روید تا یكدیگر را دوست‌ داشته‌ باشید و دست‌ یكدیگر رابفشارید و به‌ هم‌ خشم‌ نگیرید. (بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 347)
25. بر شما باد راز پوشى‌ در كارهاتان‌ در امور دین‌ و دنیا . روایت‌ شده‌ كه‌" افشاگرى‌ كفر است‌ " و روایت‌ شده‌ " كسى‌ كه‌ افشاى‌ اسرار مى‌كند با قاتل‌ شریك‌ است‌ " و روایت‌ شده‌ كه‌ " هرچه‌ از دشمن‌ پنهان‌ مى‌دارى‌ ، دوست‌ تو هم‌ بر آن‌ آگاهى‌ نیابد. "(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 347)



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97983872496974469333.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97983872496974469333.gif)

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۱/۰۳, ۰۸:۳۹
http://img.tebyan.net/big/1390/04/205132402072481291489420689882223619321104.jpg

26. آدمى‌ نمى‌تواند از گردابهاى‌ گرفتارى‌ با پیمان‌شكنى‌ رهایى‌ یابد ،
و ازچنگال‌ عقوبت‌ رهایى‌ ندارد كسى‌ كه‌ با حیله‌ به‌ ستمگرى‌ مى‌پردازد.(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 349)
27. با سلطان‌ و زمامدار با ترس‌ و احتیاط همراهى‌ كن‌ ، و با دوست‌ با تواضع‌ ،و با دشمن‌ با احتیاط ، و با مردم‌ با روى‌ خوش‌.
(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 356)

28. هر كس‌ به‌ رزق‌ و روزى‌ كم‌ از خدا راضى‌ باشد ، خداوند از عمل‌ كم‌ او راضى‌باشد.
(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 356)

29. عقل‌ ، عطیه‌ و بخششى‌ است‌ از جانب‌ خدا ، و ادب‌ داشتن‌ ، تحمل‌ یك‌ مشقت‌است‌ ، و هر كس‌ با زحمت‌ ادب‌ را نگهدارد ،
قادر بر آن‌ مى‌شود ، اما هر كه‌ به‌ زحمت‌ بخواهد عقل‌ را به‌ دست‌ آورد جز بر جهل‌ او افزوده‌ نمى‌شود.
(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 342)

30. به‌ راستى‌ كسى‌ كه‌ در پى‌ افزایش‌ رزق‌ و روزى‌ است‌ تا با آن‌ خانواده‌ خود را اداره‌ كند ، پاداشش‌ از مجاهد در راه‌ خدا بیشتر است.
(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 339)

31. پنج‌ چیز است‌ كه‌ در هر كس‌ نباشد امید چیزى‌ از دنیا و آخرت‌ به‌ او نداشته‌ باش‌ : كسى‌ كه‌ در نهادش‌ اعتماد نبینى‌ ، و
كسى‌ كه‌ در سرشتش‌ كرم‌ نیابى‌ ، و كسى‌ كه‌ در خلق‌ و خوى‌اش‌ استوارى‌ نبینى‌ ، و كسى‌ كه‌ در نفسش‌ نجابت‌ نیابى‌ ، و) كسى‌ كه‌ از خدایش‌ ترسناك‌ نباشد.
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97983872496974469333.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97983872496974469333.gif)

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۱/۰۳, ۰۸:۳۹
http://img.tebyan.net/big/1390/10/62244110127191206115501951998822812363209180.gif



32. هرگز دو گروه‌ با هم‌ روبه‌رو نمى‌شوند ، مگر این‌كه‌ نصرت‌ و پیروزى‌ با گروهى‌است‌ كه‌ عفو و بخشش‌ بیشترى‌ داشته‌ باشد.
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470) 33. مبادا اعمال‌ نیك‌ و تلاش‌ در عبادت‌ را به‌ اتكاى‌ دوستى‌ آل‌ محمد ( علیهم السلام ) رهاكنید ، و مبادا دوستى‌ آل‌ محمد
( علیهم السلام ) و تسلیم‌ براى‌ آنان‌ را به‌ اتكاى‌ عبادت‌ از دست‌ بدهید ، زیرا هیچ‌ كدام‌ از این‌دو به‌ تنهایى‌ پذیرفته‌ نمى‌شود.
(بحار الانوار ، ج‌ 78 ، ص‌ 347)

34. عبادت‌ پر روزه‌ داشتن‌ و نماز خواندن‌ نیست‌ ، و همانا عبادت‌ پر اندیشه‌كردن‌ در امر خداست.
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466)

35. كسى‌ كه‌ نعمت‌ دارد باید كه‌ بر عیالش‌ در هزینه‌ وسعت‌ بخشد.
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466)

36. هرچه‌ زیادى‌ است‌ نیاز به‌ سخن‌ زیادى‌ هم‌ دارد.
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 466)

37. كمك‌ تو به‌ ناتوان‌ بهتر از صدقه‌ دادن‌ است‌.
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470)

38. به‌ آن‌ حضرت‌ گفته‌ شد : چگونه‌ صبح‌ كردى‌ ؟ فرمود : با عمر كاسته‌ ، و كردارثبت‌ شده‌ ،
و مرگ‌ بر گردن‌ ما و دوزخ‌ دنبال‌ ما است‌ ، و ندانیم‌ با ما چه‌ شود.(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470)

39. سخاوتمند از طعام‌ مردم‌ بخورد تا از طعامش‌ بخورند ، و بخیل‌ از طعام‌ مردم‌نخورد تا از طعامش‌ نخورند.
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470)

40. ما خاندانى‌ باشیم‌ كه‌ وعده‌ خود را وام‌ دانیم‌ چنانچه‌ رسول‌ خدا ( صلی الله علیه وآله )كرد.
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 470)


بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97983872496974469333.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97983872496974469333.gif)

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۱/۰۳, ۰۹:۵۶
http://img.tebyan.net/big/1390/10/320485781101127015864012319413313822767.gif


بازتاب قتل امام رضا(علیه السلام) در زمان مامون

چون به كتابهاى تاریخى مراجعه مى‏كنیم درمى‏یابیم كه شهادت امام رضا(علیه السلام) به دست مامون به وسیله سم، حتى در زمان مامون نیز امرى معروف و بر سر زبانهاى مردم بود. بطورى كه مامون خود شكوه از این اتهام مى‏كرد كه چرا مردم او را عامل مسموم كردن امام مى‏پنداشتند!
در روایت آمده كه هنگام مرگ امام(علیه السلام) مردم اجتماع كرده و پیوسته مى‏گفتند كه این مرد - یعنى مامون - وى را ترور كرده است.
در این باره آنقدر صدا به اعتراض برخاست كه مامون مجبور شد محمد بن جعفر، عموى امام، را به سویشان بفرستد و براى متفرق كردنشان بگوید كه امام
(علیه السلام) امروز براى احتراز از آشوب از منزل خارج نمى‏شود.(1)
ابن خلدون علت قیام ابراهیم فرزند امام موسى(علیه السلام) را آن دانسته كه وى مامون را متهم به قتل برادرش مى‏نمود.
(2) ابراهیم نیز به اتفاق مورخان به دست مامون مسموم گردید. برادرش نیز زید بن موسى كه در مصر شورش كرده بود به دست همین خلیفه مسموم شد.
اینكه یعقوبى نوشته كه مامون ابراهیم و زید را مورد عفو قرار داد (3) منافاتى با آن ندارد كه مدتى بعد با نیرنگ به ایشان سم خورانیده باشد.
چه آنان به خونخواهى برادر خود برخاسته بودند و عفو مامون یك ژست ظاهرى مى‏بود.
طبق نقل برخى از منابع تاریخى یكى دیگر از برادران امام رضا(علیه السلام) به نام احمد بن موسى چون از حیله مامون آگاه شد. همراه سه هزار تن - و به روایتى دوازده هزار - از بغداد قیام كرد.
كارگزار مامون در شیراز به نام «قتلغ خان‏» به امر خلیفه با او به مقابله برخاست و پس از كشمكش هایى هم او، هم برادرش «محمد عابد» و یارانشان را به شهادت رسانید.
(4) در آن ایام برادر دیگر امام رضا(علیه السلام) به نام هارون بن موسى همراه با بیست و دو تن از علویان به سوى خراسان مى‏آمد.
بزرگ این قافله خواهر امام رضا یعنى حضرت فاطمه(علیه السلام) بود (5) . مامون ماموران انتظامى خود را دستور داد تا بر قافله بتازند.
آنها نیز همه را مجروح و پراكنده كردند. هارون نیز در این نبرد مجروح شد ولى سپس او را در حالى كه بر سر سفره غذا نشسته بود غافلگیر كرده بقتل رساندند. (6)
مى‏گویند حتى به حضرت فاطمه(علیه السلام) نیز در ساوه زهر خورانیدند كه پس از چند روزى او هم به شهادت رسید. (7)
دیگر از قربانیان مامون، برادر دیگر امام(علیه السلام) به نام حمزة بن موسى بود.
با توجه به این وقایع درمى‏یابیم كه مساله شهادت امام به دست مامون در همان ایام نیز امرى شایع میان مردم گردیده بود.




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imamreza_emza__48_.jpg

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۱/۰۳, ۰۹:۵۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95210850880817735855.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95210850880817735855.gif)


پیشگویى امام(علیه السلام) و اجدادش


افزون بر تمام آنچه كه گذشت‏یاد این نكته نیز لازم است كه امام رضا(علیه السلام) شهادتش را بوسیله زهر خود بارها پیشگویى كرده بود. به علاوه، اجداد پاكش نیز سالها پیش از وى رویداد شهادت امام رضا(علیه السلام) را خبر داده بودند.


مى‏توان روایات وارد شده در این زمینه را به سه طبقه تقسیم كرد:


1 - آن دسته از روایات كه از زبان پیغمبر(ص) یا ائمه(علیه السلام) نقل شده و حاكى از به شهادت رسانیدن امام رضا در طوس است. در این باره پنج‏حدیث وارد شده.

2 - آن دسته از روایات كه از خود امام رضا(علیه السلام) نقل شده كه شهادتش به دست مامون و دفنش را در طوس كنار قبر هارون، پیشگویى نموده است.



پی نوشت ها :


) 1) مسند الامام الرضا / 1 / ص 130 - بحار / 49 / ص 299 - عیون اخبار الرضا / 2 / ص 242.

(2) تاریخ ابن خلدون / 3 / ص 115.

(3) مشاكلة الناس لزمانهم / ص 29.

(4) قیام سادات علوى / ص 169 - اعیان الشیعة / 10 از مجلد 11 / ص 286 و 287 به نقل از كتاب الانساب از محمد بن هارون موسوى نیشابورى - مدینة الحسین (سرى دوم) ص 91 - بحار / 8 / ص 308 - حیاة الامام موسى بن جعفر / 2 / ص 413 - فرق الشیعة / حاشیه ص 97 به نقل از بحر الانساب (چاپ بمبئى) و سایر منابع.

(5) قیام سادات علوى / ص 168.

(6) جامع الانساب / ص 56 - قیام سادات علوى / ص 161 - حیاة الامام موسى بن جعفر / 2.

(7) قیام سادات علوى / ص 168.

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان



منبع :


سایت تشیع



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74062007950298658297.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74062007950298658297.gif)

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۱/۰۳, ۲۳:۴۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imamreza_png__13_.png



علم امام رضا (علیه السلام)

قیام علمى، ارشاد مردم، تبیین احكام الله، بیان شریعت كه از وظایف خاص اولیاء الله است، هیچ وقت از امام رضا صلوات الله علیه فوت نشد و یكى از كارهاى اساسى آن حضرت بود، چه در مدینه و چه در مرو. احكام بسیارى در كتب احادیث از یادگارهاى آن حضرت است، كافى است در این باب فقط فهرست عیون اخبارالرضا را كه صدوق علیه الرحمة درباره آن حضرت نوشته است مطالعه كنیم .
شیخ طوسى علیه الرحمة در رجال خود سیصد و هفده نفر از روایان را تحت عنوان «اصحاب الرضا» نام برده كه همه از آن حضرت كسب فیض كرده و به افتخار حدیث رسیده‏اند. (1)
مردان بزرگى امثال احمد بن أبى نصر بزنطى، احمد بن محمد بن عیساى اشعرى، ادریس بن عیساى اشعرى، عبدالله بن جندب بجلى، حسن بن على وشا، محمد بن فضیل كوفى و دیگران.
سید محسن امین فرموده: جماعتى از اهل تألیف از او نقل حدیث كرده‏اند، از جمله: ابوبكر خطیب در تاریخ خود، ثعالبى در تفسیرش، سمعانى در رساله‏اش، ابن معتز در كتابش، و دیگران. حافظ عبدالعزیزبن اخضر در كتاب معالم العترة الطاهرة گوید: عبدالسلام بن صالح هروى، داوود بن سلیمان، عبدالله بن عباس قزوینى از وى نقل حدیث كرده‏اند. (2)
على بن محمد بن جهم با آنكه ناصبى و از دشمنان اهل بیت است (3)
نقل مى‏كند: در مجلس مامون بودم كه على بن موسى الرضا نیز حضور داشتند، مأمون از اخبارى كه اشعار بر عدم عصمت انبیاء دارند از او سؤال مى‏كرد، او به هر یك جواب مى‏داد، مأمون پس از شنیدن جواب مى‏گفت: «اشهد انك ابن رسول الله حقا».و گاهى مى‏گفت:«لِلّه دّرك یابن رسول الله» و گاهى مى‏گفت: «بارك الله فیك یا اباالحسن» و نیز مى‏گفت: «جزاك الله عن انبیائه خیراً یا أبا الحسن» و چون به همه سؤالات جواب داد، مأمون گفت: یا ابن رسول الله! قلبم را شفا دادى و آنچه بر من مشتبه بود روشن فرمودى، خدا تو را از جانب انبیاء خودش و از اسلام جزاى خیر بدهد.
على بن محمد بن جهم اضافه كرد: چون صحبت تمام شد، مأمون براى نماز برخاست و دست محمد بن جعفر را كه حاضر بود گرفت و من در پى آن دو روان شدم. مأمون به محمد بن جعفر گفت: پسر برادرت را چگونه دیدى؟ گفت: داناست، ندیده‏ایم كه از كسى علم آموخته باشد.
مأمون گفت: پسر برادرت از اهل بیت پیامبر است كه درباره آنها فرموده: «ألا انّ ابرارَ عترتى و أَطائب أَرومتى‏، احكمُ الناس صغاراً و اعلم الناس كباراً، لا تُعِلّمُوهم فانّهم اعلم منكم، لا یخرجونكم من بابِ هُدى، و لا یُدخِلُونكم فى باب ضلال» (4).
آنگاه حضرت رضا صلوات الله علیه به منزل خود بازگشت، فرداى آن روز به محضر آن حضرت رفتم و سخن مأمون و جواب عمویش محمد بن جعفر را به وى رساندم، امام خندید وفرمود: پسر جهم! آنچه از مأمون شنیدى فریبت ندهد. به خدا قسم كه او بزودى با حیله مرا مى‏كشد و خدا از او انتقام مرا خواهد گرفت. صدوق رحمة الله فرمود: این حدیث از طریق ابن جهم عجیب است كه او از دشمنان و مغبضین اهل بیت بود.

پى نوشت ها:
1- رجال طوسى: 366 - 396.
2- سیر الائمه: ج 4 ص 141.
3- عیون اخبار الرضا: ج 1 ص 195 - 204 بطور تفصیل، بحار: ج 49 ص 180.
4- عیون اخبار الرضا: ج 1 ص 195 - 204 بطور تفصیل، بحار: ج 49 ص 180.


بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان



منبع :
خاندان وحى، سید على اكبر قریشى

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_imamreza_emza__48_.jpg

seyed133
۱۳۹۰/۱۱/۰۴, ۰۲:۳۸
به نام خدا


دلم یه ذره شده تا بیام میون حرمت
اگر چه دورم از حرم به من رسیده کرمت

تو مهربونترینی و رأفت تو جهانیه
هر کسی عاشق تو شد شیعه آسمانیه

تو که راه رسیدن ما به خدایی آقا جون
شکر خدا که ما شدیم امام رضایی آقا جون

کبوتر حرم منم دلداده ی مشهدِتم
دلم به مهر تو طلاست که خشتی از گنبدتم

یک نگاهی کن به دلم ببین چقدر دوست دارم
به پای مهربونی ِ تو زندگیمو می گذارم

امام رضا ولم نکن که بی تو بیچاره می شم
بی تو پناهی ندارم مونده و آواره می شم

هزار و یک اسم خدا نهان به اسم تو رضاست
سلسلة الذهب می گه دلم با حُبّ تو طلاست

باب الحوائج زاده ای از تو می شیم حاجت روا
تا زنده ایم فقط می گیم قربون تو امام رضا

بعد از نماز سلامی به شاه کربلا می دم
بین حسین و مهدی تون سلام به تو رضا می دم

سلام می دم امید دارم جواب سلامم بدی
به وقت مرگم ببینم به دیدن من اومدی

اگر نبودی آقا جون شیعه شدن صفا نداشت
خدا شناخته نمی شد اگر تو رو خدا نداشت

قشنگ تر از بهشت شده مرقد تو آقا ولی
خوب می دونی قشنگ نبود اگه حرم گدا نداشت

تو مثل زهرا می مونی مهربونی مهربونی
بدون تو عشق حسین این همه مبتلا نداشت

اگر نبود لطف شما شیعه نمی شدیم آقا
بدون تو این دل ما شوقی به کربلا نداشت

خوش به حال زائرای ساده و با صفا آقا
اون زائر روستایی که یه ذره ادعا نداشت

***جواد حیدری***


یا علی

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۱/۰۴, ۱۲:۱۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/89721752472366408971.jpg




http://img.tebyan.net/big/1390/10/668919117810221434189149191186130130247223227.gif

نامه ای به امام رضا علیه السلام



هوالمصور
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
سلام به آقای خوبم، سلام به مولای عزیزم، سلام به امام رئوف و مهربانم، سلام به خورشید تابان خراسان، سلام به گنبد طلاییت، سلام به کبوترهای حرمت و سلام به زائرهای عاشقت.
قلم را روی کاغذ نهادم تا شاید این بار قلم روی آن حرکت کند و خودش حرف های دل مرا به امام رضا بنویسد. هزاران بار نوشتم، هزاران بار گفتم، اما باز نشد. نتوانستم به قولی که به تو دادم وفا کنم، بگو چه کار کنم، کجای کارم اشتباه است .
هر وقت حاجتی دارم مهمان حرمت هستم آن قدر دخیل می بندم تا حاجتم روا شود.
چقدر ماه های خدا عجیب است دوازده ماه به نیت دوازده امام، زیاد نمی توانم این را بگویم چون کار خدا با حکمت است و عقل ناقص و ناتوان من قادر به بیان آن نیست. محرم الحرام اجازه ی ورود به ماه حسین است تا ایشان اذن دخول ندهند قطره اشکی ریخته نمی شود و آخر صفر هم با شهادت غریب الغربا . واقعا غریب به چه معناست... غریبه کیست... ؟ غریب یعنی دور از وطن، دور از خانه ...{ غریب از ریشه غ رب ، بر وزن فعیل به معنای دور است}.
هنگامی که مسلم وارد کوفه شد غریب بود، امام حسین در کربلا غریب بود و اما شما آقای من که غریب خراسان هستی .
لحظه های آخر منتظر دیدن عزیز دلت بودی، چقدر زیبا نام جوادت را می بردی. وقتی سرت بر روی پایش بود چقدر آرام بودی، دست های گرم جوادت، وجود تو را روشن کرد با نگاهت فهماندی وقت رفتن و جدایی است. چه لحظه ای بود وداع آخرت.
اما چه بگویم از نیزه های شکسته، تیرهای در هم فرو رفته، شمشیرهای بالا رفته، بدن ارب اربای اکبر، خم شدن کمر حسین، ناله دل زینب، اشک چشم رقیه، ... عجب حال و هوایی داشت وداع کربلا، مولای من آیا آن لحظه هم دیدن بدن پاره پاره اکبر دل حسین را آرام کرد؟ آیا سر او را به دامن گرفت و بوسه بر پیشانی اکبر زد دلش روشن شد؟ چه بگویم که نتوانست روی پاهایش بایستد. خدایا حسین را مدد کن ،... یاری اش کن خدایا قوت قلبش زینب را برسان، ...
- هراسان کنار برادر آمد آرام دل زینب، نبینم خم شدن کمرت را، نبینم اشک چشمانت را، جان زینب حرفی بزن تا دلم آرام شود ...
هر وقت خواستم چیزی بگویم خجالت کشیدم بیان کنم، ابهت حرمت ، زیبایی بارگاهت، تقدس نگاهت مرا از گفتن حرفم عاجز کرد.
چقدر زیباست گنبد زرد طلایی ات که از دور حکایت می کند در این شهر عزیزی مهمان است.
برق طلایی زرد گنبدت روشنی چشمم است، پرچم روی حرمت نوازش صورتم است، صدای نقاره ها چنان در هوا پخش می شود که هر کسی را مست تو می کند.
و اما چه بگویم از زائران حرمت که با پای پیاده مسافت ها را طی می کنند و برای دیدنت لحظه شماری می کنند.
عجب صفایی دارد پنجره فولادت که بارها ، بارها دلم را به آن گره زدم و خواستم تا یاری ام کنی، من گدای در خانه ات هستم.
نکند این گدا را رها کنی، یا امام رضا با دلم به سویت آمدم، آقا مرا میخری...؟
و اما از کاسه های طلایی سقا خانه ات که وجود مان را شاداب می کند، آبش، دل ما را جلا می دهد. مولای من، سرور من حرف های مرا می شنوی؟ هر بار که حرمت آمدم اذن دخولم باب الجواد بود ، جان مادرت زهرا دستم را بگیر، مرا کربلایی کن، عاشق و شیدای حسین کن.
اذن ورود کربلا با امضای تو صادر می شود، رضا جان، عزیز دل زهرا بیا ضامن ما شو، ای ضامن آهو.
چقدر زیبا گفتی به شکارچی: اجازه بده که این آهو برود او مادر است بچه هایش منتظر هستند، من ضامن او می شوم. شکارچی سرش را پایین انداخت و گفت آقاجان مرا شرمنده نکنید من که هستم که شما از من مهلت می خواهید من او را به حق شما آزاد می کنم.
ای خورشید خراسان بتاب، که از تابیدنت دلمان روشن شود. دلم را به پنجره ات، آقا ببین گره زدم، مولا نذار دست خالی از در خانه ات بروم.
تو را قسم می دهم به وفای کفترای حرمت، همان کفترایی که هر روز دور حرمت می چرخند و بال هایشان را به گنبدت می چسبانند، منم می خواهم کفتری باشم که تو من وهوا کنی.
امام رضا اگر در نامه ی این حقیر خطایی دیدی خودت عفو کن. این نامه را از طرف همه ی زائرهای عاشقت که دلشان برای دیدن حرمت پر می زد نوشتم، چقدر دلمان می خواست این روزها خراسان بودیم کنا پنجره فولادت تا صبح ذکر رضا میگرفتیم.
هر نامه جوابی دارد من هم منتظر جوابت هستم تا انشاالله مرا به عنوان خادمت قبول کنی. آخر کلامم را با شعری از شاعری تمام میکنم که حقیقتا زیبا گفت:

دوست دارم صدات کنم توام منو صداکنی
دوست دارم نگات کنم توام منو نگاه کنی
دل من زندونیه تویی که تنها می دونی
قفس و وا کنی و پرنده رو رها کنی
قربون چشات برم از را ه دوری اومدم
جای دوری نمیره اگه به من نگاه کنی
صد هزار دفعه شده پای ضریح زار می زنم
تا دلت یه بار بسوزه دردمو دوا کنی
دوست دارم که ازحالاتاصبح محشرهمیشه
من همش رضابگم توام من و رضا کنی


آقاجان این چند بیت شعر را که نمی دانم شاعرش کیست تقدیم به شما می کنم.
ان شاالله مورد قبول شما بشود برایمان دعا کنید که واقعا به دعای شما نیاز داریم. رضا جان این نامه را با عشق وجودم نوشتم که تقدیم شما می کنم که ان شاالله به دستتان برسد.

فرستنده: تهران ، خادم حرمت: الهام خیام
گیرنده: شهر مقدس مشهد، حرم، برسد به دست امام رضا


الهام خیام بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/35438500612187767218.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۱/۰۴, ۱۲:۱۴
عطر اخلاق امام رضا(علیه السلام)
در نسیم شعر شاعران


http://img.tebyan.net/big/1390/10/320485781101127015864012319413313822767.gif



ابراهیم بن عباس مى گوید: من هرگز ندیدم حضرت رضا(علیه السلام) به كسى ظلم كند یا سخن كسى را قطع نماید یا حاجت كسى را در صورت قدرت رد كند یا در مجلسى پاهاى خود را دراز كند یا به نشانه بى احترامى نسبت به كسى، تكیه دهد یا بنده‏هاى خود را ناسزا گوید یا آب دهان خود را بیرون بریزد یا صدایش را به قهقهه بلند كند؛ بلكه خنده آن حضرت تبسّم بود.

وقتى براى آن حضرت سفره مى‏انداختند، تمام بندگان و خدمتگزاران خود، حتى دربانان و چوپانها را در سر همان سفره مى‏نشاند.
خواب آن حضرت بسیار كم و بیدارى اش زیاد بود و بسیارى از شب ها تا به صبح نمى خوابید.

روزه هاى مستحبى بسیار مى‏گرفت و هرگز سه روز روزه را در یك ماه ترك نمى‏كرد و مى‏فرمود كه آن روزه دهر است و آن روز پنجشنبه اول و پنجشنبه آخر و چهارشنبه اول از دهه دوم هر ماه است .
صدقات سرى آن حضرت بسیار بود و اكثرا آنها را در شب‏هاى تار- بدون مهتاب- انجام مى داد.
هر كس گمان كند كه مانند آن حضرت را دیده است او را تصدیق نكنید.
ابن ابى عباد، وزیر مامون، شیوه زندگى امام(علیه السلام) را چنین یادآور شده است:
"حضرت على بن موسى(علیه السلام) در تابستان روى حصیر مى نشست و فرش او در زمستان نوعى پلاس بود، دور از چشم مردم جامه خشن مى‏پوشید و هنگام رویارویى با مردم، لباس معمولى مى‏پوشید تا خودنمایى به زهد، تلقى نشود."



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83599986882638697710.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83599986882638697710.gif)

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۱/۰۴, ۱۲:۱۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/56613805881080085877.gif




عطر اخلاق امام(علیه السلام)، در نسیم شعر شاعران

ابونواس، از ادیبان و شعراى معروف عصر امام رضا(علیه السلام) است. وى كه در ادبیات و شعر، شهره و نامدار زمان خود بوده است، با تمام توان ادبى كه داشت، از ستودن امام(علیه السلام) اظهار ناتوانى كرد. ابن طولون مى‏نویسد،

برخى از اصحاب به ابونواس اعتراض داشته، چنین گفتند:
تو در باره شراب، كوه و دشت، موسیقى و ... شعر سروده‏اى، تو را چه شده است كه درباره موضوعى مهم، یعنى شخصیت والاى امام على‏بن موسى الرضا(صلی الله علیه وآله) تاكنون چیزى نگفته و شعرى نسروده‏اى؟ با آن كه معاصر امام نیز هستى و او را به خوبى مى‏شناسى.
ابونواس در پاسخ چنین گفت:

والله ماتركت ذلك الا اعظاما له و لیس یقدر مثلى ان یقول مثله
سوگند به خدا كه بزرگى او مانع این كار شده است. چگونه كسى چون من، درباره شخصیتى چون او مدح تواند كرد.

آنگاه ابیات زیر را سرود:
قیل لى انت اوحد الناس‏طرا فى فنون من الكلام النبیه
لك فى جوهر الكلام بدیع یثمر الدر فى یدى مجتبیه

فعلام تركت مدح ابن‏موسى و الخصال التى تجمعن فیه
قلت لا اهتدى لمدح امام كان جبریل خاد ما لابیه
چكیده سخن او چنین است: از من نخواهید او را بستایم، مرا توان آن نیست تا از كسى كه جبرئیل خدمتگزار آستان پدر اوست مدح گویم.

قصیده‏اى به او منسوب است كه در مرو چون چشمش به حضرت رضا(علیه السلام) افتاد، آن را سرود و گفت:
مطهرون نقیات ثیابهم تجرى الصلاة علیهم اینما ذكروا
من لم یكن علویاحین تنسبه فماله فى قدیم الدهر مفتخر

فانتم الملا الاعلى و عندكم علم الكتاب و ما جاءت به‏السور
امامان معصوم، پاكیزگان و پاكدامنان هستند كه هرگاه نامى از ایشان به میان آید، بر آنان درود و تحیت فرستاده خواهد شد.
كسى كه انتسابش به سلاله پاك على(علیه السلام) نرسد، در روزگاران داراى مجد و افتخار نیست.
به راستى كه شما در جایگاه بلندى قرار دارید و علم كتاب و مضامین سوره‏هاى قرآن نزد شماست.

ابن صباع مالكى درباره حضرتش مى‏نویسد:
حضرت از مناقبى والا و صفاتى پسندیده برخوردار است. نفس شریفش پاك، هاشمى‏نسب و از نژاد پاك نبوى(صلی الله علیه وآله) است.
بعداز جریان ولایتعهدى، روزى عبدالله‏بن مطرف ‏بن هامان بر مامون وارد شد. حضرت رضا(علیه السلام) نیز در مجلس حضور داشت. خلیفه رو به عبدالله كرد و گفت: در باره ابوالحسن على‏بن موسى الرضا(علیه السلام) چه مى‏گویى؟
عبدالله گفت:
«چه بگویم در باره كسى كه طینت او با آب رسالت سرشته شده و ریشه در گواراى وحى دوانیده است. آیا از چنین ذاتى جز
مشك هدایت و عنبر تقوا مى‏تواند ظاهر شود؟»



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83599986882638697710.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83599986882638697710.gif)

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۱/۰۴, ۱۲:۱۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60263198625090127597.gif


اخلاق امام(علیه السلام) در بیان روایات

او بسیار به مستمندان رسیدگى مى‏كرد.
به دادن صدقه به ویژه در شبهاى تار و به صورت پنهانى بسیار مبادرت مى‏كرد. با خدمتگزارانش كنار یك سفره مى‏نشست و غذا مى‏خورد.

هیچ فرقى میان غلامان و اشراف و اقوام و بیگانگان نمى‏گذاشت، مگر براساس تقوا. همواره متبسم و خوش‏رو بود. بهترین بخش غذاى خود را قبل از تناول، براى گرسنگان جدا مى‏ساخت. با فقرا مى‏نشست.
در تشییع جنازه شركت مى‏جست. خدمتكارى را كه مشغول خوردن غذا بود، به خدمت فرا نمى‏خواند. با صداى بلند و با قهقهه هرگز نمى‏خندید.

رفع نیاز مؤمنان و گره‏گشایى از ایشان را بر دیگر كارها مقدّم مى‏داشت.
روى حصیر مى‏نشست. قرآن زیاد تلاوت مى‏كرد. با گفتارش دل كسى را نرنجانید. سخن هیچ كس را ناتمام نمى‏گذاشت و نمى‏شكست. هیچ نیازمندى را تا حد امكان رد نكرد. پاى خود را هنگام نشستن در حضور دیگران دراز نمى‏كرد. در حضور دیگران همواره از دیوار فاصله داشت و هیچ گاه تكیه نزد.

همواره یاد خدا بر زبان جارى داشت. از اسراف و تبذیر سخت پرهیز داشت.
به مسافرى كه پول خود را تمام و یا گم‏كرده بود، بدون چشمداشت، هزینه سفر مى‏داد. در دادن افطارى به روزه‏داران كوشا بود. به عیادت بیماران مى‏رفت.
در معابر عمومى، آب دهان خود را نمى‏انداخت. از میهمان شخصا پذیرایى مى‏كرد. هنگامى كه بر جمعى كنار سفره وارد مى‏شد، اجازه نمى‏داد تا براى احترام وى از جاى برخیزند.
به سخن دیگران كه وى را مورد خطاب قرار داده، از او پرسشى داشتند، با دقت كامل گوش مى‏داد.

خویش را به بوى خوش معطر مى‏كرد، به خصوص براى نماز.
به نظافت جسم و لباس به ویژه موى سر توجّه داشت. قبل از غذا دست‏ها را مى‏شست و با چیزى خشك نمى‏كرد، بعد از غذا نیز آنها را مى‏شست و با حوله‏اى خشك مى‏كرد.
اگر غذایى از حد نیاز زیاد مى‏آمد، آن را هرگز دور نمى‏ریخت. در حضور دیگران به تنهایى چیزى نمى‏خورد.
بسیار بردبار و شكیبا بود. كارگرى را كه به مبلغ معین اجیر مى‏كرد، در پایان افزون بر مزدش به او عطا مى‏كرد.
با همگان با رافت و خوشرویى روبرو مى‏شد. بسیار فروتن بود. به فقرا و بیچارگان بسیار مى‏بخشید و آن را براى خود پس انداز مى‏دانست.

این همه كه یاد شد، بى‏گمان خوشه ‏اى از خرمن شخصیت اخلاقى آن امام بزرگ است و نه تمام.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83599986882638697710.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83599986882638697710.gif)

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۱/۰۴, ۱۲:۱۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/94440402188831735273.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/94440402188831735273.gif)





مهمانى و آداب آن


شبى حضرت رضا(علیه السلام) مهمانى داشتند كه یك مرتبه چراغ تغییرى كرد- و احتیاج به اصلاح داشت- مهمان، دست خود را دراز كرد تا چراغ را درست كند.

حضرت رضا(علیه السلام) دست او را كنار زدند و خودشان به اصلاح چراغ پرداختند و فرمودند:
«ما قومى هستیم كه مهمانهایمان را به كارى وا نمى‏داریم» احترام مهمان، بیش از این است كه به خدمت صاحبخانه بپردازد.


حقوق كارگر

سلیمان جعفرى مى‏گوید:... من با حضرت رضا(علیه السلام) وارد منزلشان شدیم، حضرت دیدند غلامانشان مشغول گلكارى هستند و كارگر سیاه چهره‏اى هم با آنها مشغول كار است.

حضرت فرمود، این كیست با شما؟ غلامان گفتند او را آورده‏ایم به ما كمك كند و چیزى هم به او بدهیم.
حضرت فرمود، آیا مزد او را معین كرده‏اید؟ گفتند نه، ما هر چه به او بدهیم راضى است.

حضرت بسیار خشمگین شدند به طورى كه مى‏خواستند غلامان خود را با تازیانه ادب كنند، من پیش رفته گفتم، فدایتان شوم چرا ناراحت شدید؟!
حضرت فرمود: آخر من چندین بار آنها را از مانند این كار منع كرده‏ام كه به هیچ كس كارى ندهند مگر مزد و اجرت او را تعیین كنند.
- اى سلیمان- بدان اگر كارگرى براى تو كارى كرد بدون تعیین اجرت غالبا چنین است- اگر سه برابر اجرتش را هم به او بدهى باز گمان مى‏كند.
كم داده‏اى و اگر مزد او را تعیین كردى، اگر همان مقدار هم بدهى ترا سپاسگزار است و اگر یك ذره اضافه كنى آنرا بحساب مى‏آورد و مى‏فهمد كه به او زیادى هم داده‏اى.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/16796550677168101072.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/16796550677168101072.gif)

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۱/۰۴, ۱۲:۱۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/30622415374680953942.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/30622415374680953942.gif)

(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/30622415374680953942.gif)


تواضع در كمك كردن

یك بار حضرت امام رضا(علیه السلام) وارد حمام عمومى شدند. یكى از كسانى كه داخل حمام بود و حضرتش را نمى‏شناخت از حضرت خواست كه او را دلاكى كند.
حضرت با تمام جلالتى كه داشتند شروع كردند به كیسه كشیدن آن شخص.

هنوز چیزى نگذشته بود كه افرادى كه در حمام رفت و آمد داشتند، حضرت را شناختند و به آن شخص معرفى كردند آن مرد شروع كرد به عذرخواهى، ولى حضرت بدون اینكه از كار خودشان دست بردارند، جملاتى براى رفع ناراحتى او فرمودند و همانگونه كه دلاكى مى‏كردند با كلام نرم و ملایم قلب او را آرامش بخشیدند.

تقوا ملاك برترى


یكى از اهالى بلخ مى‏گوید: من در سفر حضرت رضا(صلی الله علیه وآله) به خراسان همراه بودم، یك روز وقتى سفره‏اى براى حضرت انداختند آن حضرت تمام خدمتگزاران اعم از سیاه و غیر سیاه را بر سر آن سفره جمع كرد.

من عرض كردم فدایت شوم خوب است براى آنها سفره دیگرى قرار دهید! حضرت فرمود، آرام باش كه خداى همه ما یكى است، مادر همه ما و پدر همه ما یكى است و پاداش هم به عمل است. هر كس عملش بهتر است نزد خداوند مقرب‏تر است هر چند بنده یا سودانى سیاه باشد.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32938488367517211634.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32938488367517211634.gif)

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۱/۰۴, ۱۲:۲۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60028549288241321583.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60028549288241321583.gif)


(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60028549288241321583.gif)


اسراف و تبذیر

یاسر خادم مى‏گوید: روزى غلامان حضرت میوه‏اى خوردند و آن را به پایان نرسانده به دور انداختند.

حضرت رضا(علیه السلام) به آنها فرمود: سبحان الله اگر شما از همین میوه نیم خورده بى‏نیاز هستید- بدانید- افرادى هستند كه به آن محتاج‏اند، آن را به افرادى كه احتیاج دارند برسانید.
معمربن خلاد مى‏گوید: وقتى حضرت رضا(علیه السلام) مى‏خواستند غذا بخورند یك كاسه بزرگى را كنار سفره مى‏گذاشتند و از بهترین غذاها، از هر كدام مقدارى، در آن كاسه مى‏ریختند و مى‏فرمودند: آن را به مساكین بدهند.

سپس این آیه مباركه را قرائت مى‏فرمودند: فلا اقتحم العقبة - سوره بلد آیه 11 - «پس انسان. آن گردنه‏هاى سخت را نتواند پیمود.» و بعد مى‏فرمود، چون خداوند مى‏دانست كه براى هر انسانى، آزاد كردن بنده، مقدور نیست راهى براى رسیدن به بهشت قرار داد با اطعام طعام.


عبادت‏هاى سنگین و ختم قرآن و سجده‏هاى طولانى

برادر دعبل مى‏گوید: حضرت رضا(علیه السلام) پیراهنى از خز سبز رنگ و انگشترى از عقیق به برادرم «دعبل» عنایت كردند و فرمودند، اى دعبل برو «قم» كه در آنجا فایده خواهى برد، و فرمود: این پیراهن را محافظت كن.

زیرا كه من در این پیراهن در هزار شب، هر شب هزار ركعت نماز خوانده‏ام و در آن هزار بار قرآن را از ابتدا تا انتها ختم كرده‏ام.
صولى مى‏گوید: از جده‏ام پرسیدند كه درباره رفتار حضرت رضا(علیه السلام) سخنى بگوید.

جده من كه زنى بسیار عاقل و سخاوتمند بود گفت: حضرت رضا(علیه السلام) كه همیشه نمازش را در اول وقت مى‏خواند وقتى نماز صبحش تمام مى‏شد به سجده می رفت و سر مبارك خود را بر نمى‏داشت تا بالا آمدن آفتاب. و آن حضرت در این مدت به ذكر خداى تعالى مشغول بود.



بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منبع :سایت تشیع



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74062007950298658297.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74062007950298658297.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۱/۰۴, ۱۴:۱۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/78684884095709042233.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/78684884095709042233.gif)



اى روشناى آب

اى على موسى الرضا! پاكمرد یثربى، در توس خوابیده!

من تو را بیدار مى دانم.

زنده تر، روشن تر از خورشید عالم تاب،

از فروغ و فرّ و شور زندگى سرشار مى دانم.

گر چه پندارند: دیرى هست، همچون قطره ها در خاك،

رفته اى در ژرفناى خواب،

لیكن اى پاكیزه باران بهشت! اى روح! اى روشناى آب!

من تو را بیدار ابرى پاك و رحمت بار مى دانم.

اى (چو بختم) خفته در آن تنگناى زادگاهم توس!

ـ (در كنار دون تبهكارى كه شیر پیر پاك آیین، پدرت،

آن روح رحمان را به زندان كشت) ـ

من تو را بیدارتر از روح و راه صبح، با آن طرّه زرتار مى دانم.

من تو را بىهیچ تردیدى (كه دلها را كند تاریك)

زنده تر، تابنده تر از هر چه خورشید است، در هر كهكشانى، دور یا نزدیك،

خواه پیدا، خواه پوشیده،

در نهان تر پرده اسرار مى دانم.

با هزارى و دوصد، بل بیشتر، عمرت،

اى جوانى و جوان جاودان، اى پور پاینده!

مهربان خورشید تابنده!

این غمین همشهرى پیرت،

این غریبِ مُلكِ رى، دور از تو دلگیرت،

با تو دارد حاجتى، دَردى كه بى شك از تو پنهان نیست،

وز تو جوید (در نهانى) راه و درمانى.

جاودان جان جهان! خورشید عالم تاب!

این غمین همشهرى پیر غریبت را، دلش تاریك تر از خاك،

یا على موسى الرضا! دریاب.

چون پدرت، این خسته دل زندانىِ دَردى روان كُش را،

یا على موسى الرضا! دریاب، درمان بخش.

یا على موسى الرضا! دریاب



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/35438500612187767218.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/35438500612187767218.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۱/۰۴, ۱۴:۲۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_90390907547216793599.gif






يا امام رضا!

حنجره نورانى ات، جرعه نوش سم ستم سيه دلان مى شود

و طنين هق هق زائرانت تا قيامت، گلوى سوخته ات را ياد مى کند.

يا امام رضا!

امروز، تنها نه خيابان هاى خراسان

که تمام رگ هاى عاشقانت،

به گلدسته و رواقت ختم مى شود.

يا امام رضا!

همراه با کبوتران حرمت، محزون و گريان

دل را به دور بارگاه تو پر مى دهيم

تا با زمزمه ملائک همراه شويم.

اى غريب ترين غريب ها؛

قلب تو رأفتى به توان بى نهايت است؛

پس طفل هاى بى پناه حاجت ما را درياب و شفاعتمان را بپذير.

کعبه ‎ي اهل ولاست صحن و سراي رضا

شهر خراسان بُوَد کرب و بلاي رضا

در صف محشر خدا مشتري اشک اوست

هر که در اينجا کند گريه براي رضا

از در باب الجواد مي شنوم

دم به دم يا ابتاي پسر، وا ولداي رضا

بانام رضا به سينه ها گل بزنيد

با اشک به بارگاه او پل بزنيد

فرمود که هر زمان گرفتار شديد

بر دامن ما دست توسل بزنيد

دلش درياي خون، چشمش به در بود

اميدش ديدن روي پسر بود

پدر مي‎ گشت قلبش پاره پاره

پسر مي‎ کرد بر حالش نظاره

پدر چون شمع سوزان آب مي شد

پسر هم مثل او بي‎تاب مي شد

پسر از پرده ‎ي دل ناله سر داد

پدر هم جان در آغوش پسر داد

اى ضامن هر چه نياز و اى امام رئوف!

ما خود را به پنجره نگاه تو آويخته ايم

و چشم هاى آغشته به رازمان را به ضريح تو دوخته ايم.

ما را از سقاخانه لطفت سيراب کن.

امروز، عمارت بلند آوازه توس،

غربت است و بر بالاى اين بناى شهير،

کبوترى نيست که نالان نباشد.

بر بالاى اين بناى غريب،

آسمان نيز به اشک ريزى ابرها تن داده است



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83599986882638697710.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83599986882638697710.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۱/۰۴, ۱۴:۵۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12177921534203070828.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12177921534203070828.gif)



سلام بر تو ای عصمت هشتم!

کوچه‌های توس، هنوز بوی عطرآگین تو را می‌دهد
و آوای غریب ملایک هنوز
در طواف حریم کبریایی ات به گوش می‌رسند.

نسیمی که از سمت ضریح تو می‌آید،
زخم های ما را التیام می‌بخشد
و جوانه‌های شکفته در زمین را نوازش می‌کند.


مولا!
موج دریای مهر تو،
ما را به اوج می‌برد و ما را در دریای دوستی تو
به این سو و آن سو می‌کشد.

ای رضای حق و حقیقت،
گل بوستان توحید،
روح بیداری در تن زمین!

طنین صدای تو بود که پژواک توحید
و رستگاری را در کمال رسایی
بر دل دشتها و کوهها نوشت
و شرط ایمان و معنا را به همه گوشزد کرد.

نام تو، برکت جای جای زمین است.
از نگاهت، بوی عشق می‌تراود و خورشید،
با بوسه بر بارگاهت، روز را آغاز می‌کند
و نور و گرما به جهانیان می‌بخشد.

مولا!
اینک این روح ماست که در صحن و سرای نگاه تو،
از سقاخانه لطفت سیراب می‌شود.
این شکوه آینه های حرم توست
که ما را به سمت نور هدایت می‌کند.

ای امام رئوف،
ای امام غریب!
ما را از قرب خویش مران
و از باران رحمت مدام خویش بی نصیب مگردان..



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/96737120164697760563.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/96737120164697760563.gif)

parsa
۱۳۹۰/۱۱/۰۴, ۱۷:۱۹
- ویژگی هاى دهگانه عاقل:


عن الرّضا علیه السلام :

لا یتـم عَقل إمـرء مُسلـم حتـّى تكونَ فیه عَشر خِصـال - اَلخیــرُ مِنـهُ مـأمــُول - وَ الشّر منهُ مأمـُون - یَستكثِر قلیلَ الخیر مِن غیره - وَ یَستقل كَثیرَ الخیر مـِن نفسه - لا یسام من طلب الحـوائج الیه - ولا یمل مـن طلب العلـم طول دهره – الفقر فى الله احبّ الیه مِن الغنى - و الذّل فى الله احب الیه مـن العز فى عدوه - و الخمـول اشهى الیه من الشهره - ثـم قال علیه السلام العاشرة و ما العاشرة؟ - قیل له: ما هى؟ - قال علیه السلام: لا یرى احدا إلا قال: هو خیر منى و اتقى.

امام رضا علیه السلام فرمودند:

عقل شخص مسلمـان تمـام نیست، مگر ایـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:

1- از او امید خیر باشد؛

2ـ از بدى او در امان باشند؛

3ـ خیر اندك دیگرى را بسیار شمارد؛

4ـ خیر بسیار خود را اندك شمارد؛

5ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود؛

6ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود؛

7ـ فقـر در راه خـدایـش از تـوانگـرى محبـوب تـر بـاشــد؛

8 ـ خـوارى در راه خـدایـش از عزت بـا دشمنـش محبـوب تـر بـاشــد؛

9ـ گمنـامـى را از شهرت، خـواهـان تـر بـاشـد؛

10ـ سپس فـرمـود: دهمى چیست ؟ به او گفته شـد: چیست؟

فـرمـود: كسی را ننگـرد جز ایـن كه بگـویـد او از مـن بهتـر و پـرهیزكـارتـــر است.


منبع: تحف العقول، ص 443 .

parsa
۱۳۹۰/۱۱/۰۴, ۱۷:۳۷
اخلاق و کردار رضوی



1. حلم:

در شناخت حلم حضرت رضا علیه السلام، شفاعت وى در نزد مامون و در حق جلودى كافى است. جلودى كسى بود كه به امر هارون رشید به مدینه رهسپار شد تا لباس زنان آل ابو طالب را بگیرد و بر تن هیچ یك از آنان جز یك جامه نگذارد. وى همچنین بر بیعت مردم با امام رضا (علیه السلام) انتقاد كرد.

پس مامون او را به حبس افكند و بعد از آن كه پیش از وى دو تن را كشته بود او را خواست. امام رضا (علیه السلام) به مامون گفت: اى امیر مؤمنان! این پیرمرد را به من ببخش!جلودى گمان برد كه آن حضرت مى خواهد از وى انتقام گیرد.

پس مامون را سوگند داد كه سخن امام رضا (علیه السلام) را نپذیرد مامون هم گفت: به خدا شفاعت او را درباره تو نمى پذیرم و دستور داد گردنش را بزنند.


2. تواضع:

در بخش صفات و اخلاق آن حضرت از قول ابراهیم بن عباس نقل كردیم كه گفت: چون امام رضا (علیه السلام) تنها بود و براى او غذا مى آوردند آن حضرت غلامان و خادمان و حتى دربان و نگهبان را بر سر سفره اش مى نشاند و با آنها غذا مى خورد.

همچنین از یاسر خادم نقل شده است كه گفت: چون آن حضرت تنها مى شد همه خادمان و چاكران خود را جمع مى كرد، از بزرگ و كوچك، و با آنان سخن مى گفت. او به آنان انس مى گرفت و آنان با او. كلینى در كافى به سند خود از مردى بلخى روایت مى كند كه گفت: با امام رضا (علیه السلام) در سفر به خراسان همراه بودم. پس روزى خواستار غذا شد و خادمان سیه چرده خود را نیز بر سفره خود نشاند.

یكى از یارانش به او عرض كرد: اى كاش غذاى اینان را جدا مى كردى. فرمود: پروردگار تبارك و تعالى یكى است و مادر و پدر هم یكى. و پاداشها بسته به اعمال و كردارهاست.


3. اخلاق نیكو:

از ابراهیم بن عباس نقل شده كه گفت: امام رضا (علیه السلام) با سخن هرگز به هیچ كس جفا نكرد و كلام كسى را نبرید تا مگر شخص از گفتن باز ایستد. و حاجتى را كه مى توانست برآورده سازد رد نمى كرد. پاهایش را دراز نمى كرد و هرگز روبه روى كسى كه نشسته بود، تكیه نمى داد و هیچ كس از غلامان و خادمان خود را دشنام نمى داد. هرگز آب دهان بر زمین نمى افكند و در خنده اش قهقهه نمى زد، بلكه تبسم مى نمود.

كلینى در كافى به سند خود نقل كرده است كه مهمانى براى امام رضا (علیه السلام) رسید. امام شب در كنار مهمان نشسته بود و با وى سخن مى گفت كه ناگهان وضع چراغ تغییر كرد. مرد مهمان دستش را دراز كرد تا چراغ را درست كند ولى امام او را از این كار بازداشت و خود به درست كردن چراغ پرداخت و كار آن را راست كرد.

سپس فرمود: ما قومى هستیم كه میهمانان خود را به كار نمى گیریم.

همچنین در كافى به سند خود از یاسر و نادر خادمان امام رضا (علیه السلام) نقل شده است گفتند: ابو الحسن، صلوات الله علیه، به ما فرمود: اگر من بالاى سرتان بودم و شما خواستید از جا برخیزید، در حالى كه غذا مى خورید برنخیزید تا از خوردن دست بكشید و بسیار اتفاق مى افتاد كه امام بعضى از ما را صدا مى زد و چون به ایشان گفته مى شد آنان در حال خوردن هستند، مى فرمود: بگذاریدشان تا از خوردن دست بكشند.


4. كرم و سخاوت:

یكى از شاعران به نام ابراهیم بن عباس صولى به خدمت آن حضرت آمد و امام به او ده هزار درهم داد كه نام خودش بر آن ضرب شده بود. همچنین آن حضرت به ابو نواس سیصد دینار جایزه داد و چون جز آن، مال دیگرى نداشت استر خویش را هم به وى بخشید. و نیز به دعبل خزاعى ششصد دینار جایزه داد و با این وجود از وى معذرت هم خواست.

در مناقب از یعقوب بن اسحاق نوبختى نقل شده است كه گفت: مردى به ابو الحسن رضا (علیه السلام) برخورد كرد و گفت: به قدر مردانگى ات بر من ببخش. امام گفت: به این مقدار ندارم. مرد گفت: به قدر مردانگى خودم ببخش. امام فرمود: این قدر دارم. سپس فرمود: اى غلام دویست دینار به او بده.

همچنین در مناقب از یعقوب بن اسحاق نوبختى نقل شده است كه امام رضا (علیه السلام) تمام ثروت خود را در روز عرفه تقسیم نمود. پس فضل بن سهل به وى گفت: این ضرر است. امام فرمود: بل سود و بهره است. چیزى را كه پاداش و كرامت بدان تعلق مى گیرد ضرر محسوب مكن.

كلینى در كافى به سند خود از الیسع بن حمزه نقل كرده است كه گفت: در مجلس ابو الحسن رضا (علیه السلام) بودم. مردم بسیارى به گرد آن حضرت حلقه زده بودند و از وى درباره حلال و حرام پرسش مى كردند كه ناگهان مردى بلند قامت و گندمگون داخل شد و گفت: السلام علیك یا بن رسول الله.

من یكى از دوستداران تو و پدران و نیاكان تو هستم، من از حج باز مى گردم و خرجى خود را گم كرده ام و با آنچه همراه من است نمى توانم به یك منزل هم برسم، پس اگر صلاح بدانى كه مرا به دیارم روانه كنى كه براى خدا بر من نعمتى داده اى و اگر به شهرم رسیدم آنچه از تو گرفته ام به صدقه مى دهم. امام (علیه السلام) به او فرمود: بنشین خدا تو را رحمت كند.

آنگاه دوباره با مردم به گفت و گو پرداخت تا آنان پراكنده شدند و تنها سلیمان جعفرى و خیثمه و من مانده بودیم پس امام فرمود: اجازه مى دهید داخل شوم سلیمان گفت: خداوند فرمان تو را مقدم داشت. پس امام برخاست و به اتاقش رفت و لختى درنگ كرد و سپس بازگشت و در را باز كرد و دستش را از بالاى در بیرون آورد و پرسید: آن خراسانى كجاست؟

پاسخ داد: من اینجایم. فرمود: این دویست دینار را برگیر و در مخارجت از آن استفاده كن و بدان تبرك جو و آن را از جانب من به صدقه بده. اكنون برو كه نه من تو را ببینم و نه تو مرا. مرد بیرون رفت. سلیمان به آن حضرت عرض كرد: دایت شوم بخشش بزرگى كردى و رحمت آوردى، پس چرا چهره از او پوشاندى؟

فرمود: از ترس آن كه مبادا خوارى خواهش را در چهره او ببینم. مگر این سخن رسول خدا را نشنیدى كه مى گوید: آن كه به نهان نكویى آورد با هفتاد حج برابرى مى كند و آن كه پلیدى و زشتى را اشاعه مى دهد، مخذول و خوار است و... آیا سخن اول را نشنیده اى كه مى گوید:

متى آته لا طلب حاجة
رجعت الى اهلى و وجهى بمائه (1)


5. فراوانى صدقات:

پیش از این از ابراهیم بن عباس صولى نقل كردیم كه گفت: امام رضا (علیه السلام) بسیار نكویى مى كرد و در نهان صدقه مى داد و بیشتر این عمل را در شبهاى تاریك به انجام مى رساند.


6. حرمت مؤمن:

یسع بن حمزه مى گوید: من در مجلسى با حضرت رضا(صلی الله علیه وآله) مشغول صحبت بودم و عده زیادى هم براى پرسش از مسائل حلال و حرام جمع شده بودند. كه مردى بلند قامت و گندمگون داخل شد و سلام كرد و عرضه داشت. من دوستى از دوستداران شما و اجداد شما هستم و از حج مى آیم، زاد و توشه ام گم شده اگر ممكن است كمكى بفرمائید كه من به شهرم برسم كه این نعمتى است بر من از جانب خداى تعالى، پس چون به شهرم رسیدم آنرا از جانب شما صدقه مى دهم چون من احتیاجى به صدقه ندارم.

حضرت فرمود: بنشین، خدا ترا رحمت كند. حضرت رو كردند به مردم و با آنها سخن گفتند تا وقتى كه متفرق شدند و فقط آن مرد و من و سلیمان جعفرى و خیثمه باقى ماندیم. حضرت فرمود، اجازه مى دهید من به داخل منزل بروم؟

بلند شدند و داخل رفتند و بعد از لحظاتى آمدند پشت در و دست مبارك خود را از بالاى در خارج كردند و فرمودند: كجاست آن مرد خراسانى؟ آن مرد گفت: بله اینجا هستم. حضرت فرمود: این دویست دینار را بگیر و كار خود را انجام بده و به آن متبرك شو و از طرف من هم لازم نیست صدقه دهى، بیرون برو كه من ترا نبینم و تو مرا نبینى. آن مرد خارج شد.

وقتى حضرت آمدند، سلیمان گفت فدایت شوم شما كه عطاى وافر و زیادى به این مرد فرمودید چرا روى نازنین خود را از او پوشاندید؟ حضرت فرمود، تا مبادا ذلت سؤال را در چهره اش ببینم. آیا مگر نشینده اى كه رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: هر كس حسنه و كار نیك خود را مستور بدارد، برابر است با هفتاد حج و هر كس سیئه و كار زشت خود را آشكار كند خوار مى شود و هر كس زشتى خود را بپوشاند و عمل خلافش را در پنهان انجام دهد بخشیده خواهد شد؟!


7. اطعام مسکین:

معمربن خلاد مى گوید: وقتى حضرت رضا(صلی الله علیه وآله) مى خواستند غذا بخورند یك كاسه بزرگى را كنار سفره مى گذاشتند و از بهترین غذاها، از هر كدام مقدارى، در آن كاسه مى ریختند و مى فرمودند: آنرا به مساكین بدهند.

سپس این آیه مباركه را قرائت مى فرمودند: فلا اقتحم العقبة - سوره بلد آیه 11 - «پس انسان. آن گردنه هاى سخت را نتواند پیمود.» و بعد مى فرمود، چون خداوند مى دانست كه براى هر انسانى، آزاد كردن بنده، مقدور نیست راهى براى رسیدن به بهشت قرار داد با اطعام طعام.


8. عبادت هاى سنگین و ختم قرآن و سجده هاى طولانى:

برادر دعبل مى گوید: حضرت رضا(صلی الله علیه وآله) پیراهنى از خز سبز رنگ و انگشترى از عقیق به برادرم «دعبل» عنایت كردند و فرمودند، اى دعبل برو «قم» كه در آنجا فایده خواهى برد، و فرمود: این پیراهن را محافظت كن.

زیرا كه من در این پیراهن در هزار شب، هر شب هزار ركعت نماز خوانده ام و در آن هزار بار قرآن را از ابتدا تا انتها ختم كرده ام.

صولى مى گوید: از جده ام پرسیدند كه درباره رفتار حضرت رضا(علیه السلام) سخنى بگوید.

جده من كه زنى بسیار عاقل و سخاوتمند بود گفت: حضرت رضا(علیه السلام) كه همیشه نمازش را در اول وقت مى خواند وقتى نماز صبحش تمام مى شد به سجده میرفت و سر مبارك خود را بر نمى داشت تابالا آمدن آفتاب. و آن حضرت در این مدت به ذكر خداى تعالى مشغول بود.


-----------------------------------------------------------------------------

- پى نوشت:

1 - هرگاه بیایم نزد او تا حاجتى طلب كنم به سوى خانواده ام بازمى گردم در حالى كه صد دینار دارم.


- منبع:

كتاب: سیره معصومان، ج 5، ص 144

نویسنده: سید محسن امین

ترجمه: على حجتى كرمانى

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۱/۰۴, ۱۷:۵۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67934519370115939678.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67934519370115939678.gif)




سخنان نوراني امام



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif)



الامام علی ابن موسى الرضا علیه السلام





احسن الناس ایمانا ٌاحسنهم خلقاً و الطفهم باهله


بهترین مردم از لحاظ ایمان آنست که خوشخوترین انان باشد و

نسبت به خانواده اش با لطف و مهربانی فراوان رفتار کند.


عیون اخبار الرضا(ع)



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif)



الامام علی ابن موسى الرضا(علیه السلام):


احسنو جوار النعم فانها وحشیة ما نات عن قوم فعادت الهیم .


نعمت هایی که بر شما ارزانی شده نیک قدر بدانید زیرا که امیدی بر

دوامشان نیست و اگر از مردمی دور شوند بازگشتی بر ایشان نخوهد بود.


عیون اخبار الرضا(ع)



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif)



الامام علی ابن موسى الرضا(علیه السلام):


احفظ لسانک تعز و لا تمکن الشیطان من قیادک فتذل


زبان خویش را نگاه دار تا عزیز و محترم باشی و زمام نفس
و خرد خود را به شیطان مسپار تا خوار و زبون نگردی .


اقوال الائمة


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif)


الامام علی ابن موسى الرضا(علیه السلام):


اذا سمیتم الولد محمداً فاکرموه و اسعوا له فی المجالس و لا تقبحوا له وجهاً


چون فرزندی را محمد نامگذاری نمودید او را گرامی بدارید و در مجالس
برای او جا باز کنید و بصورت زننده و ناهنجار با او مواجه نشوید .


عیون اخبار الرضا(ع)





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/17025895392708361705.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/17025895392708361705.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۱۰/۲۰, ۰۴:۳۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/61050765204335948516.gif

llı. ۩✿۩.ıll کوچ غریبانه llı. ۩✿۩.ıll
ویژه نامه شهادت مظلومانه آقا امام رضا علیه السلام

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/28484276479178330871.gif

http://www.ayehayeentezar.com/upload/files/shahadateemamreza.ask91.swf

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۱۰/۲۰, ۰۵:۰۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/38608417132280263216.gif
لجه ای از دریا



http://shiaupload.ir/images/81012891324475076582.gif





قال علی بن موسی الرضا علیه السلام :

خمس من لم تكن فیه فلا ترجوه لشیء من الدنیا و الَخرة :
من لم تعرف الوثاقة فی أرومته ، و الكرم فی طباعه ،
و الرصانة فی خلقه ، و النبل فی نفسه ، و المخافة لربه

حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام فرموده اند:

پنج چیز است كه در هر كس نباشد امید چیزی از دنیا و آخرت به او نداشته باش :
كسی كه در نهادش اعتماد نبینی ، و كسی كه در سرشتش كرم نیابی ،
و كسی كه در خلق و خوی اش استواری نبینی ،
و كسی كه در نفسش نجابت نیابی ،
و كسی كه از خدایش ترسناك نباشد.

تحف العقول ، ص (470)


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06244376190336008948.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۱۰/۲۰, ۰۵:۱۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02019053678399022667.gif



امروز، عمارت بلند آوازه توس،
غربت سراست و بر بالاى این بناى شهیر،
کبوترى نیست که نالان نباشد.
بر بالاى این بناى غریب،
آسمان نیز به اشک ریزى ابرها تن داده است.

مشهد، شعرهاى «دعبل» را به همراه دارد
که هم صدا با رشته هاى روشن باران مى گرید.
محفلى از مرثیه است و حرم،
با تن پوشى از رنگ هاى عزلت،
هم زبان غزل هاى اندوه زاست.

در «بست»ها، جز مقام پرپر عاشقى،
تصویر دیگرى چشم ها را پر نمى کند.
در قاب امروز، توس را مى بینیم که زهر،
چونان تیغ وحشى بر اندامش وارد آمده است.

عصیان آشکار انگور است
و به داغ نشاندن سینه چاکان مسیر رأفت.

اُف بر این دنیا که حبّه هاى زهرآلود را
کنار امام روشنى ها آورد!

آه، اى رقت خراسانى تبار؛
اى توس سر کرده با عشق!
اى انگورهاى نرفته از خاطر!



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47710374416890973904.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۱۰/۲۰, ۰۵:۲۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83894233163349462497.gif

با زمین خوردنت امروز زمین خورد زمین
آسمان خورد زمین عرش برین خورد زمین

وسط کوچه همینکه بدنت لرزه گرفت
ناگهان بال و پر روح الامین خورد زمین

این چه زهری است که داری به خودت می پیچی
گاه پشت کمرت گاه جبین خورد زمین

از سر تو چه بگوییم؟ روی خاک افتاد
از تن تو چه بگوییم؟ همین ... خورد زمین

دگرت نیست توان تا که ز جا برخیزی
ای که با تو همه ی دین مبین خورد زمین

داشت می مرد اباصلت که چندین دفعه
دید مولاش چه بی یار و معین خورد زمین

زهر اول اثرش بر جگر مسموم است
پهلویت سوخت که زانوت چنین خورد زمین

پسرت تا ز مدینه به کنار تو رسید
طاقتش کم شد و گریان و حزین خورد زمین

به زمین خوردن و خاکی شدنت موروثی است
جد تشنه لبت از عرشه ی زین خورد زمین

جواد حیدری


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/35155562396791142063.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۱۰/۲۰, ۰۵:۳۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/50219915183671088460.gif

شهادت جان گداز قبله هفتم ،‌پیشوای هشتم شیعیان
سلطان طویس , غریب الغربا ، معین الضعفاء ،
کعبه آمال عاشقان ،خورشید آسمان امامت و ولایت ،
گوهر درخشان خاندان عصمت و طهارت،
آقا علی بن موسی الرضا المرتضی علیه السلام
بر سوگواران حضرتش تسلیت و تعزیت باد

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/27121354480756422265.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۱۰/۲۰, ۲۱:۱۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67921513067459186149.gif




http://shiaupload.ir/images/81012891324475076582.gif
مجموعه فعالیتهای فرهنگیکانون گفتگوی قرآنیبه مناسبت
شهادت جانسوزشمس الشموس آقا امام رضا علیه السلام



http://shiaupload.ir/images/81012891324475076582.gif




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39190538066926981356.gif۩"۞"۩ (http://www.askquran.ir/thread30040.html) ویژه نامه شهادت شمس الشموس آقا علی ابن موسی الرضا (ع) (http://www.askquran.ir/thread30040.html)۩"۞"۩ (http://www.ayehayeentezar.com/thread20046.html)(سال 90) (http://www.askquran.ir/thread30040.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39190538066926981356.gif۩"۞"۩ْْ مسموم زهر جفا ۩ ويژه نامه شهادت ثامن الحجج۩ آقام امام رضا(ع) ۩"۞"۩(سال 89) (http://www.askquran.ir/thread25569.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39190538066926981356.gif◄|♥|♥|► تصاوير ويژه شهادت غريب طوس٬حضرت علي بن موسي الرضا (ع) ◄|♥|♥| (http://www.askquran.ir/thread25570.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39190538066926981356.gif۩ ╬♥╬ ۩ ناله ها سرميدهدناي وجودم(مرثيه شهادت غريب الغربا٬امام رضا(ع)۩ ╬♥╬ ۩ (http://www.askquran.ir/thread25575.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39190538066926981356.gif✿✿✿ دانلود مداحی و روضه خوانی در سوگ شمس الشموس آقا امام رضا (ع) ✿✿✿ (http://www.askquran.ir/thread30052.html#post517085)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39190538066926981356.gif▐☼ ▬♥▬☼ ▐پيامک هاي تسليت شهادت مظلومانه سلطان طوس ▐☼ ▬♥▬ ▐ (http://www.askquran.ir/thread18738.html)
(http://www.askquran.ir/thread18738.html)

مقالات :

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39190538066926981356.gif (http://www.askquran.ir/thread23999.html)*♥*توصیه‌هایی از مرحوم آیة الله العظمی بهجت در باب زیارت امام رضا (ع)*♥* (http://www.askquran.ir/thread23999.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39190538066926981356.gif۩**✿**۩ علی بن موسی الرضا علیه السلام دژ محکم الهی ۩**✿**۩ (http://www.askquran.ir/thread30045.html#post516986)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39190538066926981356.gif••*♥♥*••اهم يت زيارت حضرت علي بن موسي الرضا(ع)••*♥♥*•• (http://www.askquran.ir/thread23986.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39190538066926981356.gif۩✿ ŏ✿۩ چرا امام رضا ولایتعهدی مامون را پذیرفت ؟ ۩✿ ŏ✿۩ (http://www.askquran.ir/thread30047.html#post516993)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39190538066926981356.gif▐★♥★ ▐داستان هایی از سیرت حضرت امام رضا (ع)▐★♥★ ▐
(http://www.askquran.ir/thread33722.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39190538066926981356.gif*(*(*(* ده نکته آموزنده از حضرت امام رضا علیه السلام *)*)*)* (http://www.ayehayeentezar.com/thread18796.html)



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39190538066926981356.gif۩✫~•۩آراء مختلف در مورد شهادت امام رضا (ع) ۩✫~•۩ (http://www.askquran.ir/thread30049.html#post517008)
(http://www.askquran.ir/thread30047.html#post516993)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39190538066926981356.gif╫►♥◄╫ امام رضا علیه السلام نماد فضیلت ها *╫►♥◄╫ (http://www.askquran.ir/thread33731.html)
(http://www.askquran.ir/thread33731.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39190538066926981356.gif✿... پنج مناظره ی خواندنی از امام رضا(علیه السلام) ...✿ (http://www.askquran.ir/thread32230.html)
(http://www.askquran.ir/thread33731.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39190538066926981356.gif#*# اهميت و مزيت زيارت حضرت رضا عليه السلام #*# (http://www.askquran.ir/thread28775.html)
(http://www.askquran.ir/thread23994.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39190538066926981356.gif▲♣ ♫ ♣▲ صد سخن گهربار از امام رضا ▲♣ ♫ ♣▲ (http://www.askquran.ir/thread23994.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39190538066926981356.gifشاگردان مکتب اقيانوس علم الهي ٬‌ ثامن الحج عليه السلام (http://www.askquran.ir/thread28715.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39190538066926981356.gif◄*♥♥*هشت درس و پيام از هشتمين امام ◄*♥♥*◄ (http://www.askquran.ir/thread33772.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39190538066926981356.gif۩** ۩ یاران ایرانی امام رضا علیه السلام ۩** ۩ (http://www.askquran.ir/thread30050.html#post517028)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39190538066926981356.gifپرتوي از سيما و سيره امام رضا عليه السلام (http://www.ayehayeentezar.com/thread2980.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39190538066926981356.gifامام ‏شناسی از دیدگاه امام هشتم ‏علیه السلام (http://www.askquran.ir/thread28716.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39190538066926981356.gifبازتاب انوار وحي در گفتار پيشواي هشتم (http://www.askquran.ir/thread28719.html)
(http://www.askquran.ir/thread28718.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39190538066926981356.gif۩۞۩ (http://www.askquran.ir/thread28718.html)قرآن دربینش امام رضا (ع) (http://www.askquran.ir/thread28718.html)۩۞۩ (http://www.askquran.ir/thread28718.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39190538066926981356.gif (http://www.ayehayeentezar.com/thread17515.html)ا (http://www.askquran.ir/thread33731.html)مامت علی بن موسی الرضا علیه ‌السلام (http://www.askquran.ir/thread33731.html)
(http://www.askquran.ir/thread20274.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39190538066926981356.gif (http://www.ayehayeentezar.com/thread17515.html)گوهرهای رضوی (http://www.askquran.ir/thread20274.html)





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21801369257415236005.gif

جنات
۱۳۹۱/۱۰/۲۰, ۲۲:۵۷
http://img.tebyan.net/big/1383/02/105149652485120214317027210111225127172178103.jpg


فروغ روشن مشکات کبریاست رضا

نشان زنده آیات هل اتی است رضا

دلیل خلقت کون و حقیقت قرآن

بحار رحمت و سرچشمه بقاست رضا

ضیای کنگره عرش و روشنای زمین

امام هشتم و حاکم به ماسواست رضا

اساس دانش و تقوی، اصول فضل و کرم

پناه امن اسیران مبتلاست رضا

همای دولت او را فضای گیتی تنگ

ز تخته بند تن و آرزو رهاست رضا

شگفت نیست اگر شرط وحدت است چرا

که محو عشق و به دریای حق نماست رضا

وجود هر دو جهان از طفیل هستی اوست

مدار قطب زمین، حجّت خداست رضا

عجب مدار اگر خاک کوی او بویم

که جان خسته ما را شفا رضاست، رضا

شکوه منزلتش را چسان کنم تقریر؟

که جانشین نبی، پور مرتضاست رضا

از آن خدای رضایش لقب نموده رضا

مشیّت ازلی را به حق رضاست رضا





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21801369257415236005.gif

جنات
۱۳۹۱/۱۰/۲۰, ۲۲:۵۸
http://img.tebyan.net/big/1383/02/234132579224423924413613922056142155203120173.jpg



اى روشناى آب

اى على موسى الرضا! پاكمرد یثربى، در توس خوابیده!

من تو را بیدار مى دانم.

زنده تر، روشن تر از خورشید عالم تاب،

از فروغ و فرّ و شور زندگى سرشار مى دانم.

گر چه پندارند: دیرى هست، همچون قطره ها در خاك،

رفته اى در ژرفناى خواب،

لیكن اى پاكیزه باران بهشت! اى روح! اى روشناى آب!

من تو را بیدار ابرى پاك و رحمت بار مى دانم.

اى (چو بختم) خفته در آن تنگناى زادگاهم توس!

ـ (در كنار دون تبهكارى كه شیر پیر پاك آیین، پدرت،

آن روح رحمان را به زندان كشت) ـ

من تو را بیدارتر از روح و راه صبح، با آن طرّه زرتار مى دانم.

من تو را بىهیچ تردیدى (كه دلها را كند تاریك)

زنده تر، تابنده تر از هر چه خورشید است، در هر كهكشانى، دور یا نزدیك،

خواه پیدا، خواه پوشیده،

در نهان تر پرده اسرار مى دانم.

با هزارى و دوصد، بل بیشتر، عمرت،

اى جوانى و جوان جاودان، اى پور پاینده!

مهربان خورشید تابنده!

این غمین همشهرى پیرت،

این غریبِ مُلكِ رى، دور از تو دلگیرت،

با تو دارد حاجتى، دَردى كه بى شك از تو پنهان نیست،

وز تو جوید (در نهانى) راه و درمانى.

جاودان جان جهان! خورشید عالم تاب!

این غمین همشهرى پیر غریبت را، دلش تاریك تر از خاك،

یا على موسى الرضا! دریاب.

چون پدرت، این خسته دل زندانىِ دَردى روان كُش را،

یا على موسى الرضا! دریاب، درمان بخش.

یا على موسى الرضا! دریاب.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21801369257415236005.gif

جنات
۱۳۹۱/۱۰/۲۰, ۲۲:۵۹
http://img.tebyan.net/big/1387/12/11713522514916128941421462221906315425211836.jpg





نیایش هاى حضرت رضا علیه السلام


بارالها!

در پیشگاه تو ایستاده ام،

و دستهایم را بسوى تو بلند كرده ام

آگاهم كه در بندگى ات كوتاهى نموده و در فرمانبرى ات سستى كرده ام،

اگر راه حیا را مى پیمودم از خواستن و دعا كردن مى ترسیدم...

ولى … پروردگارم!

آن گاه كه شنیدم گناهكاران را به درگاهت فرا مى خوانى ،

و آنان را به بخشش نیكو و ثواب وعده مى دهى ،

... براى پیروى ندایت آمدم،

و به مهربانى هاى مهربانترین مهربانان پناه آوردم.

و مرا از دلهره ملاقاتت درامان دار،

و مرا از خاصّان و دوستانت قرار ده،

پیشاپیش، خواسته و سخنم را آنچه سبب ملاقات و دیدن تو مى شود قرار دادم

اگر با این همه، خواسته ام را رد كنى ، امیدهایم به تو به یأس مبدّل مى گردد،

همچون مالكى كه از بنده خود گناهانى دیده و او را از درگاهش رانده،

و آقایى كه از بنده اش عیوبى دیده و از جوابش سر باز مى زند.

واى بر من اگر رحمت گسترده ات مرا فرانگیرد،

اگر مرا از درگاهت برانى ، پس به درگاه چه كسى روى كنم؟اما...

اگر براى دعایم درهاى قبول را گشوده،

و مرا از رساندن به آرزوهایم شادمان گردانى ، چونان مالكى هستى كه لطف و بخششى را آغاز كرده،

و دوست دارد آن را به انجام رساند، و مولایى را مانى كه لغزش بنده اش را نادیده انگاشته و به او رحم كرده است.

در این حالت نمى دانم كدام نعمتت را شكرگزارم؟

... آیا آن هنگام كه به فضل و بخششت از من خشنود شده، و گذشته هایم را بر من مى بخشایى ؟

... یا آن گاه كه با آغاز كردن كرم و احسان بر عفو و بخششت مى افزایى ؟

پروردگارا!

خواسته ام در این جایگاه، یعنى جایگاه بنده فقیر ناامید، آن است كه...

گناهان گذشته ام را بیامرزى ،

و در باقیمانده عمرم مرا از گناه بازدارى ،

و پدر و مادرم را كه دور از خانه و خانواده و غریبانه در زیر خاكها خفته اند، ببخشى .

... تنهایى شان را با انوار احسانت از بین ببر،

و وحشتشان را با نشانه هاى بخششت به انس بدل كن،

و به نیكوكارشان دم به دم نعمت و شادمانى بخش،

و به گناهكارشان مغفرت و رحمت عطا كن،

... تا به لطف و مرحمتت ازخطرات قیامت درامان باشند،

به رحمتت در بهشت ساكنشان گردان

و بین من و آنان در آن نعمت گسترده شناسایى برقرار كن،

تا مشمول شادمانى گذشته وآینده شویم.

آقایم!

اگر در كارهایم چیزى سراغ دارى كه مقامشان را بالا مى برد و بر اكرامشان مى افزاید، آن را در نامه اعمالشان قرار ده،

و مرا در رحمت با آنان شریك كن،

و آنان را مشمول رحمتت بگردان، همچنان كه مرا در كودكى تربیت كردند.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21801369257415236005.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۱۰/۲۳, ۰۴:۱۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60901868722037966939.gif
لجه ای از دریا


قال علی بن موسی الرضا علیه السلام :

إنَّ الصَّمْتَ بابٌ مِنْ أبْوابِ الْحِکْمَهِ، یَکْسِبُ الْمَحَبَّهَ، إنَّهُ دَلیلٌ عَلى کُلِّ خَیْر.

حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام فرموده اند:

همانا سکوت و خاموشى راهى از راه هاى حکمت است،
سکوت موجب محبّت و علاقه مى گردد،
سکوت راهنمائى براى کسب خیرات مى باشد.

(مستدرک الوسائل: ج ۹، ص ۱۶، ح ۱۰۰۷۳)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/75184366089891360372.gif

*صافات*
۱۳۹۱/۱۰/۲۳, ۱۲:۵۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49174233907051578911.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49174233907051578911.jpg)

امام غریب

حنجره نورانى ات، جرعه نوش سم ستم سیه دلان مى شود و طنین هق هق زائرانت تا قیامت، گلوى سوخته ات را یاد مى کند. تنها تو از آن شاخه گل هاى پرپر امامت، سهم دل هاى شکسته این وطنى.
اى امام غریب! فکر پرنده هاى رو به پنجره ات را بخوان که صادقانه و ساده، با ریسمانى درد خود را به ضریحت متصل کرده اند تا بى نوبت ترین طبیب جهان، گوشه چشمى بر خاطر مجروحشان بیندازد.
سلام بر تو اى ستاره سبز سرزمین خراسان که عطر مشک و عنبر جانمازمان را هر وعده بعد از نماز، به یاد تو آه مى کشیم تا صفاى زیارتت، همواره در ذهنمان جارى باشد!
خاطره سوزان
وقتى صداى نقاره غروب هاى صحنت قدم هایم را میخکوب مى کند، فریاد رضا رضا را در متن موسیقى محزون مى شنوم و بغض شکسته ام را تقدیم دیدارت مى کنم.
رضا جان! دانه کدام انگور جرئت یافت که طعم ذلت مأمون را به کام تو بچشاند تا قبله هشتم را در صبر و لبخند خویش بنا کنى؟
امروز، تنها نه خیابان هاى خراسان که تمام رگ هاى عاشقانت، به گلدسته و رواقت ختم مى شود.
خاطره سوزاندن جگرت، تا قیامت از ذهن خاک خراسان بیرون نمى رود.
آهوى دلم دوان دوان مى آید
تو آن جگرسوخته اى که آب را به زائرانش هدیه مى کند؛ زیرا اولاد على علیه السلام از عزیزترین هاى خود مى بخشیدند و من در صحن تو، به دنبال اشاره هایى مى گردم که با آن حرف مى زنى؛ مثل پرواز همان کبوتران که با گندم هاى محبت تو، عمرى است اسیر رهایى در آسمان همجوار تواند.
هر روز به شوق تکرار خاطره تو و آهو، آهوى دلمان از هر جا رمیده مى شود؛ دوان دوان در سایه تو مأوا مى گیرد تا دست تو، مثل ابرى سخاوتمند، بر نیازش ببارد؛ پس اشتیاق تند ما را مجاب کن یا على بن موسى الرضا!
همراه با کبوتران حرمت، محزون و گریان دل را به دور بارگاه تو پر مى دهیم تا با زمزمه ملائک همراه شویم.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/61578093922901410758.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/61578093922901410758.jpg)




رزیتا نعمتى

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۱۰/۲۳, ۱۷:۳۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/71756599246193145315.gif


خورشید به سوگ مصطفی (ص) می گرید
مهتاب به حال مجتبی (ع) می گرید

در مشهد دل چه کربلایی برپاست !
عالم به شهادت رضا(ع) می گرید



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/99609683223546685899.gif

كبوتر دل
۱۳۹۱/۱۰/۲۳, ۱۹:۵۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/24861943231523703190.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/24861943231523703190.jpg)

پیکر نحیف غم، روبه روى سقاخانه «از اشک جارى»، لحظه اى از سوختن باز نمى ایستد. چین هاى ماتم، بر جبین مسجد «بالاسر» و چهره محزون «گوهرشاد» در همسایگى سوز، همه و همه حکایت از فراق خورشید دارند.



امروز، عمارت بلند آوازه توس، غربت است و بر بالاى این بناى شهیر، کبوترى نیست که نالان نباشد. بر بالاى این بناى غریب، آسمان نیز به اشک ریزى ابرها تن داده است. مشهد، شعرهاى «دعبل» را به همراه دارد که هم صدا با رشته هاى روشن باران مى گرید. محفلى از مرثیه است و حرم، با تن پوشى از رنگ هاى عزلت، هم زبان غزل هاى اندوه زاست.
در «بست»ها، جز مقام پرپر عاشقى، تصویر دیگرى چشم ها را پر نمى کند.
در قاب امروز، توس را مى بینیم که زهر، چونان تیغ وحشى بر اندامش وارد آمده است.
عصیان آشکار انگور است و به داغ نشاندن سینه چاکان مسیر رأفت. اُف بر این دنیا که حبّه هاى زهرآلود را کنار امام روشنى ها آورد! آه، اى رقت خراسانى تبار؛ اى توس سر کرده با عشق!
اى انگورهاى نرفته از خاطر!
همراه با زائران بصیرت
سوزان ترین فریاد از جانب دل هاى سوخته عشاق و از سمت زائران درد و امید است که با حنجره بى رمق «صحن»، در این سوگ هم آوا شده اند تا دل بستگى ها به تکثیر برسد. زائران بصیرت، از فرسنگ هاى دور آمده اند تا از نزدیک، فروغ زیباى بهشت را به تماشا بنشینند و دل را در حرم نور، به خلعت توبه آراسته کنند.
اى دل، تو هم بیا به زیارتِ فرشته هاى اشکى که به پابوسِ کفشدارى هاى متبرک آمده اند!
بیا و ببین که چگونه بغض هاى ملتمسِ زائران، در رکعات «بالاسر» فرو مى چکد.
ببین چگونه از هر «السلام علیک»، شعله هاى اشتیاق برخاسته است.
اى دل، بیا به درگاه صبح جاودان سلام کن و بر هشتمین خورشیدِ مهر آیین، درود بفرست.

محمدکاظم بدرالدین


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47785806326932769901.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47785806326932769901.jpg)

دايي حسن
۱۳۹۲/۱۰/۰۹, ۲۰:۰۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/38608417132280263216.gif

دايي حسن
۱۳۹۲/۱۰/۰۹, ۲۰:۰۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60901868722037966939.gif

کیمیای محبت
۱۳۹۲/۱۰/۱۰, ۱۳:۲۰
http://s2.picofile.com/file/7935448602/%D8%B5%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%AA_%D8%AE%D8%A7%D8%B5% D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B1%D8%B6%D8%A7_ %D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84% D8%A7%D9%85008.bmp

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۰/۱۰, ۱۴:۰۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76160690208916492662.gif

من دگر از پا فتــــادم، کس نمي‌باشد بيادم
چشم من باشد براهت، در کجايي اي جوادم
در کجـا هستي بگو اي نازنين
تو بيــــا جان دادن من را ببين
بارهــــــا من مثل زهرا مادرم
در ميـــان ره شدم نقش زمين
واي من اي واي من اي واي من
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76160690208916492662.gif

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۰/۱۰, ۱۴:۰۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76160690208916492662.gif


من غريب اين ديارم، من کسي جز غم ندارم
من گره گشايم امــا، صد گره خورده به کارم
اي که مـــــــانند گل ياسي مرا
اي که تو عشقي و احســاسي مرا
بس که در حجره به خود پيچيده‌ام
بيم آن دارم که نشنـاسي مرا
واي من اي واي من اي واي من

اين من و اين آه سينه، اين من و اين زهر کينه
در کجايي قرص ماهم، کن نگـــاهم از مدينه
شاهد جــان دادنم تنها خداست
لحظه‌هاي آخــر عمر رضاست
نور چشم من تماشـا کن ببين
هر دو چشم من به سوي کربلاست
واي من اي واي من اي واي من

من که مي‌سوزم سراپا، حال من دارد تماشا
آسمــــان حجره من، پر شده از بوي زهرا
کس نمي‌داند چه آمد بر ســـرم
بسته شد کم کم دو چشمان ترم
در ميان سينه تـا دارم نفس
دائماً در ذکر مــــادر مادرم
واي من اي واي من اي واي من
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76160690208916492662.gif

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۰/۱۰, ۱۴:۰۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76160690208916492662.gif

من دگر از پا فتــــادم، کس نمي‌باشد بيادم
چشم من باشد براهت، در کجايي اي جوادم
در کجـا هستي بگو اي نازنين
تو بيــــا جان دادن من را ببين
بارهــــــا من مثل زهرا مادرم
در ميـــان ره شدم نقش زمين
واي من اي واي من اي واي من

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76160690208916492662.gif

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۰/۱۰, ۱۴:۰۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76160690208916492662.gif

مانند مادرت شده اي، قد خميده اي!
آقا چرا عبا به سر خود کشيده اي !؟
با درد کهنه اي به نظر راه مي روي!؟
مانند مادرت چقدر راه مي روي!
خونِ جگر به سينه به اجبار مي دهي
راهي نرفته! تکيه به ديوار مي دهي

داغ غريبي تو، نمک بر جگر زند
خواهر نداشتي که برايت به سر زند
اين جا مدينه نيست، چرا دل خوري شما!؟
در کوچه هاي طوس زمين مي خوري چرا؟
با «ياعلي» به زانوي خسته توان بده
خاک لباس هاي خودت را تکان بده
مقداري از عباي شما پاره شد، ولي...
نيزه نزد کسي به تو از کينه ي علي
اين جا کسي به پيرهن تو نظر نداشت
فکر و خيال گندم ري را به سر نداشت
اين جا کسي به غارت انگشترت نرفت
چشمي به سمت مقنعه ي خواهرت نرفت

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76160690208916492662.gif

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۰/۱۰, ۱۴:۰۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76160690208916492662.gif

دیگر مـــدینـه بی شــما شوری ندارد
زهرای اطـهر س طـاقـت دوری ندارد
دیگر عـلی(ع) حرفش خریـداری ندارد
در بیـن کــوچـه فـاطـمـه یـــاری ندارد
دیـگر عـلی شــد اولین مـظلوم عالم
شد قلب شیعه تاهمیشه غرق ماتم
نام مـحـمد (ص) تــا ابـد پایــنده باشد
قـرآن و عـتـرت تا قــیـامت زنـــده باشد


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76160690208916492662.gif

*عرفانی*
۱۳۹۲/۱۰/۱۰, ۱۴:۱۹
امام رضا عليه السلام الگويي براي اخلاق





امامان پاك ما در ميان مردم و با مردم مى‏زيستند، وعملا به مردم درس زندگى و پاكى و فضيلت مى‏آموختند، آنان الگو و سرمشق ديگران بودند، و با آن كه مقام رفيع امامت آنان را از مردم ممتاز مى‏ساخت، و برگزيده‏ خدا و حجت او در زمين بودند درعين حال در جامعه حريمى نمى‏گرفتند، و خود را از مردم جدا نمى‏كردند، و به روش جباران انحصار و اختصاصى براى خود قائل نمى‏شدند، و هرگز مردم را به بردگى و پستى نمى‏كشاندند و تحقير نمى‏كردند. آنان نمونه بارز اسوه حسنه مي باشند.

«ابراهيم بن عباس‏»مى‏گويد:«هيچگاه نديدم كه امام رضا عليه السلام در سخن بر كسى جفا ورزد، و نيز نديدم كه سخن كسى را پيش از تمام شدن قطع كند، هرگز نيازمندى را كه مى ‏توانست نيازش را بر آورده سازد رد نمى‏كرد، در حضور ديگرى پايش را دراز نمى‏فرمود، هرگز نديدم به كسى از خدمتكاران و غلامانشان بدگوئى كند، خنده‏ او قهقهه نبود بلكه تبسم بود، چون سفره‏ غذا به ميان مى‏آمد همه‏ افراد خانه حتى دربان و مهتر را نيز بر سفره‏ خويش مى‏نشاند و آنان همراه با امام غذا مى‏خوردند.

شبها كم مى‏خوابيد و بيشتر بيدار بود، و بسيارى از شبها تا صبح بيدار مى‏ماند و به عبادت مى‏گذراند، بسيار روزه مى‏داشت و روزه‏ سه روز در هر ماه را ترك نمى‏كرد ، كار خير و انفاق پنهان بسيار داشت، وبيشتر در شبهاى تاريك مخفيانه به فقرا كمك مى‏كرد.

«محمد بن ابى عباد» مى‏گويد: فرش آن حضرت در تابستان حصير و در زمستان پلاسى بود. لباس او- در خانه- درشت و خشن بود، اما هنگاميكه در مجالس عمومى شركت مى‏كرد (لباسهاى خوب و متعارف مى‏پوشيد) و خود را مى‏آراست.
شبى امام ميهمان داشت، در ميان صحبت چراغ نقصى پيدا كرد، ميهمان امام دست پيش آورد تا چراغ را درست كند، امام نگذاشت و خود اين كار را انجام داد و فرمود: ما گروهى هستيم كه ميهمانان خود را به كار نمى‏گيريم.

يكبار شخصى كه امام را نمى‏شناخت در حمام از امام خواست تا او را كيسه بكشد،امام عليه السلام پذيرفت و مشغول شد، ديگران امام را بدان شخص معرفى كردند، و او با شرمندگى به عذرخواهى پرداخت ولى امام بى توجه به عذر خواهى او همچنان او را كيسه مى‏كشيد و او را دلدارى مى‏داد كه طورى نشده است.

شخصى به امام عرض كرد:به خدا سوگند هيچ كس در روى زمين از جهت ‏برترى و شرافت پدران به شما نمى‏رسد.
امام فرمود:تقوى به آنان شرافت داد و اطاعت پروردگارآنان را بزرگوار ساخت.

مردى از اهالى بلخ مى‏گويد: در سفر خراسان با امام رضا عليه السلام همراه بودم، روزى سفره گسترده بودند و امام همه خدمتگزاران و غلامان حتى سياهان را بر آن سفره نشاند تا همراه او غذا بخورند.

من به امام عرض كردم: فدايتان شوم. بهتر است اينان بر سفره اي جداگانه بنشينند. فرمود: ساكت‏باش، پروردگار همه يكى است، پدر و مادر همه يكى است، و پاداش هم به اعمال است.
«ياسر» خادم امام مى‏گويد:امام رضا عليه السلام به ما فرموده بود اگر بالاى سرتان ايستادم (و شما را براى كارى طلبيدم) و شما به غذا خوردن مشغول بوديد برنخيزيد تا غذايتان تمام شود.بهمين جهت ‏بسيار اتفاق مى‏افتاد كه امام ما را صدا مى‏كرد، و در پاسخ او مى‏گفتند به غذا خوردن مشغولند، و آن گرامى مى‏فرمود بگذاريد غذايشان تمام شود.

يكبارغريبى خدمت امام رسيد و سلام كرد و گفت: من از دوستداران شما و پدران و اجدادتان هستم،از حج ‏باز گشته‏ام و خرجى راه تمام كرده‏ام، اگر مايليد مبلغى به من مرحمت كنيد تا خود را بوطنم برسانم، و در آنجا از جانب شما معادل همان مبلغ را به مستمندان صدقه خواهم داد، زيرا من ‏در شهر خويش فقير نيستم و اينك در سفر نيازمند مانده‏ام.

امام برخاست و به اطاقى ديگر رفت، و دويست دينار آورد و از بالاى در دست‏خويش را فراز آورد، و آن شخص را خواند و فرمود:اين دويست دينار را بگير و توشه‏ راه كن، و به آن تبرك بجوى، و لازم نيست كه از جانب من معادل آن صدقه بدهى...

آن شخص دينارها را گرفت و رفت، امام از آن اطاق به جاى اول بازگشت،از ايشان پرسيدند چرا چنين كرديد كه شما را هنگام گرفتن دينارها نبيند؟

فرمود:تا شرمندگى نياز و سؤال را در او نبينم...
امامان معصوم و گرامى ما در تربيت پيروان و راهنمائى ايشان تنها به گفتار اكتفا نمى‏كردند، و در مورد اعمال آنان توجه و مراقبت ويژه‏اي مبذول مى‏داشتند، و در مسير زندگى اشتباهاتشان را گوشزد مى‏فرمودند تا هم آنان از بيراهه به راه آيند، و هم ديگران و آيندگان بياموزند.

*عرفانی*
۱۳۹۲/۱۰/۱۰, ۱۴:۲۱
«سليمان جعفرى‏» از ياران امام رضا عليه السلام مى‏گويد: براى برخى كارها خدمت امام بودم، چون كارم انجام شد خواستم مرخص شوم، امام فرمود:امشب نزد ما بمان.

همراه امام به خانه‏ او رفتم،هنگام غروب بود،غلامان حضرت مشغول بنائى بودند امام در ميان آنها غريبه اي ديد، پرسيد:اين كيست؟عرض كردند: به ما كمك مى‏كند و به او چيزى خواهيم داد.

فرمود: مزدش را تعيين كرده‏ايد؟

گفتند: نه!هر چه بدهيم مى‏پذيرد.

امام بر آشفت و خشمگين شد.من به حضرت عرض كردم: فدايتان شوم خود را ناراحت نكنيد. ..

فرمود: من بارها به اينها گفته‏ام كه هيچكس را براى كارى نياوريد مگر آنكه قبلا مزدش را تعيين كنيد و قرار داد ببنديد.

كسى كه بدون قرار داد و تعيين مزد كارى انجام دهد اگر سه برابر مزدش را بدهى باز گمان مى‏كند مزدش را كم داده‏اي، ولى اگر قرار داد ببندى و به مقدار معين شده بپردازى از تو خشنود خواهد بود كه طبق قرار عمل كرده اي، و در اين صورت اگر بيش از مقدار تعيين شده چيزى به او بدهى هر چند كم و ناچيز باشد مى‏فهمد كه بيشتر پرداخته‏اي و سپاسگزار خواهد بود.

«احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى‏» كه از بزرگان اصحاب امام رضا عليه السلام محسوب مى‏شود نقل مى‏كند. من با سه تن ديگر از ياران امام خدمتش شرفياب شديم، و ساعتى نزد امام نشستيم، چون خواستيم باز گرديم امام به من فرمود:

اى احمد!تو بنشين.همراهان من رفتند و من خدمت امام ماندم، و سؤالاتى داشتم بعرض رساندم و امام پاسخ مى‏فرمودند، تا پاسى از شب گذشت، خواستم مرخص شوم، فرمود: مى‏روى يا نزد ما مى‏مانى؟

عرض كردم:هر چه شما بفرمائيد،اگر بفرمائيد بمان مى‏مانم و اگر بفرمائيد برو مى‏روم.

فرمود: بمان، و اينهم رختخواب (و به لحافى اشاره فرمود ) .آنگاه امام برخاست و به اطاق خود رفت.من از شوق به سجده افتادم و گفتم: سپاس خداى را كه حجت‏خدا و وارث علوم پيامبران در ميان ما چند نفر كه خدمتش شرفياب شديم تا اين حد به من محبت فرمود.

هنوز در سجده بودم كه متوجه شدم امام به اطاق من باز گشته است، برخاستم.حضرت دست مرا گرفت و فشرد و فرمود:

اى احمد!اميرمؤمنان عليه السلام به عيادت‏«صعصعة بن صوحان‏» (كه از ياران ويژه‏ آن حضرت بود) رفت، و چون خواست ‏برخيزد فرمود:«اى صعصعه!از اين كه به عيادت تو آمده‏ام به برادران خود افتخار مكن عيادت من باعث نشود كه خود را از آنان برتر بدانى از خدا بترس و پرهيزگار باش، براى خدا تواضع و فروتنى كن خدا ترا رفعت مى‏بخشد.»

امام عليه السلام با اين عمل و سخن خويش هشدار داده است كه هيچ عاملى جاى خود سازى و تربيت نفس و عمل صالح را نمى‏گيرد، و به هيچ امتيازى نبايد مغرور شد، حتى نزديكى به امام و عنايت و لطف آن بزرگوار نيز نبايد وسيله فخر و مباهات و احساس برترى بر ديگران گردد.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۰/۱۱, ۱۱:۵۷
آداب زیارت امام رضا علیه السلام


http://img1.tebyan.net/big/1387/12/24821914024341232021216611532125919318833.jpg



1- معرفت و شناخت امام(ع)

کسی که بر چشمه آبی وارد می شود، به اندازه ظرفی که به همراه دارد، از آن چشمه بهره می گیرد و زائری که به زیارت امام می آید به اندازه شناخت و معرفتی که دارد، از زیارت خویش سود می برد. پس پیش از هر چیز ، سطح شناخت و آگاهی خود را درباره امام بالا ببریم و قبل از ورود به میهمانی، صاحب خانه، خصوصیات اخلاقی و رفتاری او و نیز انتظارات و خواسته های وی را بشناسیم.

2- طهارت روحی

یکی از بزرگترین ویژگی های اهل بیت (ع) طهارت و پاکی آنان از هر گناه و کاستی است و دوست دارند که میهمانان آنان نیز ازگناه پاکیزه باشند. شایسته است که زائر امام، قبل از ورود به حرم ، بیشترین سعی خود را برای کسب طهارت و پاکیزگی روحی انجام دهد. برخی آلودگی های انسان مربوط به سستی در انجام واجبات، سهل انگاری در نماز و روزه و ارتکاب برخی محرّمات است که باید به درگاه خدا توبه کرد و به راستی تصمیم گرفت که گذشته را جبران کرده، در آینده به گناه و آلودگی نزدیک نشود.

بخشی دیگر از آلودگی های انسان مربوط به نادیده گرفتن حقوق دیگران ، بی احترامی به پدر و مادر، ضایع ساختن حق برادر و خواهر، قطع ارتباط با خویشاوندان و تصرّف در اموال یتیمان وکودکان و بی اعتنایی به حقوق همسر و فرزندان و...است که توبه از این گونه گناهان – علاوه بر ندامت قلبی و باطنی- به این است که آن حقوق ضایع شده را در عمل جبران کند وتصمیم بگیرد رضایت صاحبان حق را به دست آورد.

3- طهارت جسمی

لباس و بدن پاکیزه، از آداب اعمال عبادی است و چون حرم امامان مکانی است که برای عبادت و بندگی خدا مهّیا شده است و محضر امام، محضر ولی خداست، باید نهایت پاکی و طهارت را رعایت کرد و علاوه بر آن، پیش از ورود به حرم (غسل زیارت) کرد و وضو گرفت.
«غسل» به نیّت پاکی از همه آلودگی ها یی که نیاز به غسل داشته است و ممکن است آن را فراموش کرده باشد و نیز به نیت آمادگی برای زیارت امام و نیایش به درگاه الهی.

4- آمادگی روحی و عاطفی

علاوه بر طهارت جسمی و معنوی، برخی از اعمال، زمینه روحی زائر را برای زیارت آماده می سازد، از آن جمله است کمک به نیازمندان و یاری رساندن به دیگر زائرین. یکی از راه های ایجاد آمادگی روحی و معنوی برای کسانی که به صورت گروهی و کاروانی به زیارت می آیند، یاری رساندن به همراهان و فراهم آوردن زمینه آسایش و زیارت برای آنان است.

در حالات امام خمینی (ره) نوشته اند که وقتی در دوره جوانی همراه دوستان خود به زیارت حضرت رضا (ع) مشرف شده بودند، وقتی همه با هم به زیارت می رفتند، امام زودتر از دیگران به اتاق محل سکونت باز می گشت، اتاق را تمیز می کرد و امکانات پذیرایی را فراهم می آورد تا وقتی همراهرن از راه می رسند، با نوشیدن چای و استراحت، خستگی از تن آنان بیرون رود. خدمت به زائرین و دوستان حضرت رضا (ع) به معنای خدمت به خود آن حضرت است و راه خوبی برای جلب توجه و عنایت خاص آن حضرت است.

5- زیارت و عرض سلام و ارادت

حساس ترین مرحله زیارت، همین مرحله است که زائر پس از رعایت آداب زیارت و کسب طهارت ظاهری و باطنی، با نیتی خالص و به هدف اطاعت از خداوند، به اظهار موّدت و دوستی با اهل بیت پرداخته و در برابر ضریح آن بزرگوار با ادب و احترام ایستاده یا زانو زده است.

دعا، هم می تواند به فارسی باشد و هم به عربی و بهترین دعا، دعاهایی است که از امامان معصوم (ع) و بزرگان روایت شده اشت، مانند زیارت « امین الله » یا « زیارت جامه کبیره» و یا « زیارت مخصوص حضرت رضا (ع) ».

6- نماز به درگاه الهی

پس از قرائت دعا و زیارت امام (ع) ، دو رکعت نماز همانند نماز صبح توصیه شده است. نماز، تنها برای عبادت خداوند و تقرب به سوی اوست، امّا ثواب آن به پیشگاه امام (ع) هدیه می گردد.

7- دعا و نیایش به پیشگاه پروردگار

در روایات چنین آمده است که دعا و راز و نیاز با خداوند و در خواست حاجت های خود از پیشگاه پروردگار ، مغز و روح عبادت است. پس از زیارت و نماز،فضای ذهنی زائر برای درخواست حاجت های خود از خداوند کاملاً آماده است.

در محضر امام و فضای معنوی حرم و پس از آمادگی های روحی و معنوی، باید دست ها را به سوی آسمان _ محل نزول رحمت الهی _ بلند کرد و به گونه ای که برای دیگران مزاحمت ایجاد نشود، باید یکایک درخواست های خود را به ساحت خدای یگانه و امام معصوم (ع) عرضه داشت؛ چرا که زمینه برای نزول لطف و رحمت الهی در چنین فضای ملکوتی آماده و مهیّا است.

8- پیمان صداقت و بندگی به درگاه خدا

از جمله عواملی که می تواند در استجابت دعاهای زائر مؤثر باشد، این است که در محضر امام (ع) با خدا عهد و پیمان ببندد که واجباتش را انجام دهد و از گناهان دوری نماید، حقوق دیگران را ادا کند و برای فرج و ظهور امام زمان (عج) و نیز پیروزی مسلمانان در سراسر عالم دعا کند.

هر زائری، خود ، می داند که در زمینه ای از زمینه های دینی کمبود دارد ، مثلاً یکی در اقامه نماز کوتاهی کرده است، دیگری در مورد روزه و سومی در زمینه حجاب و عفاف و چهارمی درباره حق پدر، مادر، همسر، فرزند و ... .

9-دعا برای ظهور حضرت مهدی(عج)

انسان های صالح، همواره از ظلم و فساد و گناهی که در جامعه بشری جریان دارد ، ناراحت هستند و می دانند که بهترین کسی که می تواند بشر را از این ظلم و فساد گسترده نجات بخشد، امام زمان (عج) است و از این رو در دعاهای خود برای ظهور آن حضرت دعا می کنند و منتظر ظهور آن بزرگوار می باشند.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۰/۱۱, ۱۱:۵۹
دستهایم را بسوى تو بلند كرده ام

http://img1.tebyan.net/big/1387/12/11713522514916128941421462221906315425211836.jpg

نیایش هاى حضرت رضا علیه السلامبارالها!


در پیشگاه تو ایستاده ام،
و دستهایم را بسوى تو بلند كرده ام،
آگاهم كه در بندگى ات كوتاهى نموده و در فرمانبرى ات سستى كرده ام،
اگر راه حیا را مى پیمودم از خواستن و دعا كردن مى ترسیدم...


ولى … پروردگارم!


آن گاه كه شنیدم گناهكاران را به درگاهت فرا مى خوانى ،
و آنان را به بخشش نیكو و ثواب وعده مى دهى ،
... براى پیروى ندایت آمدم،


و به مهربانى هاى مهربانترین مهربانان پناه آوردم.
و مرا از دلهره ملاقاتت درامان دار،
و مرا از خاصّان و دوستانت قرار ده،


پیشاپیش، خواسته و سخنم را آنچه سبب ملاقات و دیدن تو مى شود قرار دادم
اگر با این همه، خواسته ام را رد كنى ، امیدهایم به تو به یأس مبدّل مى گردد،
همچون مالكى كه از بنده خود گناهانى دیده و او را از درگاهش رانده،
و آقایى كه از بنده اش عیوبى دیده و از جوابش سر باز مى زند.
واى بر من اگر رحمت گسترده ات مرا فرانگیرد،


اگر مرا از درگاهت برانى ، پس به درگاه چه كسى روى كنم؟
اما...


اگر براى دعایم درهاى قبول را گشوده،



و مرا از رساندن به آرزوهایم شادمان گردانى ، چونان مالكى هستى كه لطف و بخششى را آغاز كرده،


و دوست دارد آن را به انجام رساند، و مولایى را مانى كه لغزش بنده اش را نادیده انگاشته و به او رحم كرده است.
در این حالت نمى دانم كدام نعمتت را شكرگزارم؟


... آیا آن هنگام كه به فضل و بخششت از من خشنود شده، و گذشته هایم را بر من مى بخشایى ؟
... یا آن گاه كه با آغاز كردن كرم و احسان بر عفو و بخششت مى افزایى ؟


پروردگارا!


خواسته ام در این جایگاه، یعنى جایگاه بنده فقیر ناامید، آن است كه...
گناهان گذشته ام را بیامرزى

و در باقیمانده عمرم مرا از گناه بازدارى ،
و پدر و مادرم را كه دور از خانه و خانواده و غریبانه در زیر خاكها خفته اند، ببخشى .
... تنهایى شان را با انوار احسانت از بین ببر،
و وحشتشان را با نشانه هاى بخششت به انس بدل كن،
و به نیكوكارشان دم به دم نعمت و شادمانى بخش،
و به گناهكارشان مغفرت و رحمت عطا كن،
... تا به لطف و مرحمتت ازخطرات قیامت درامان باشند،
به رحمتت در بهشت ساكنشان گردان،
و بین من و آنان در آن نعمت گسترده شناسایى برقرار كن،
تا مشمول شادمانى گذشته وآینده شویم.
آقایم!
اگر در كارهایم چیزى سراغ دارى كه مقامشان را بالا مى برد و بر اكرامشان مى افزاید، آن را در نامه اعمالشان قرار ده،
و مرا در رحمت با آنان شریك كن،
و آنان را مشمول رحمتت بگردان، همچنان كه مرا در كودكى تربیت كردند.

کیمیای محبت
۱۳۹۲/۱۰/۱۱, ۱۲:۳۶
امام رضا عليه السلام:
به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید
شهادت شاه خراسان تسلیت باد.
https://lh6.googleusercontent.com/-Oh3sJPchY3w/UsPb5OrGfcI/AAAAAAAAxaA/snvCiikAxLE/w506-h750/481290+%281%29.jpg

مجیب
۱۳۹۲/۱۰/۱۱, ۱۲:۵۶
http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/11/13/100834787384.jpg

کار تو، همه مهر و وفا بود، رضا جان
پاداش تو، کی زهر جفا بود، رضا جان

آن لحظه که پرپر زدی و آه کشیدی
معصوم? مظلومه، کجا بود رضا جان

بر دیدنت آمد چو جوادت ز مدینه
سوز جگرش، یا ابتا بود رضا جان

تنها نه جگر، شمع‌صفت شد بدنت آب
کی قتل تو اینگونه روا بود، رضا جان

تو ناله زدی، در وسط حجره و زهرا
بالای سرت نوحه‌سرا بود رضا جان

یک چشم تو در راه، به دیدار جوادت
چشم دگرت کرب و بلا بود، رضا جان

جان دادی و راحت شدی از زخم زبان‌ها
این زهر، برای تو شفا بود رضا جان

از آتش این زهر، تن و جان تو می‌سوخت
اما به لبت، ذکر خدا بود رضا جان

روزی که نبودیم در این عالم خاکی
در سین? ما، سوز شما بود رضا جان

از خویش مران «میثم» افتاده ز پا را
عمری درِ این خانه گدا بود رضا جان

***استاد حاج غلامرضا سازگار***

:Sham::Sham::Sham:

*عرفانی*
۱۳۹۲/۱۰/۱۱, ۱۵:۳۷
(http://www.askquran.ir/thread18739.html)

شهادت امام رضا(ع) (صوت ، تصویر ، فلش) (http://www.askquran.ir/thread18739.html)


گالری تصاویر با موضوع شهادت آقا علی ابن موسی الرضا (ع) (http://www.askquran.ir/thread33489.html)


پیامک های تسلیت شهادت مظلومانه امام علی ابن موسی الرضا(ع) (http://www.askquran.ir/thread42612.html)



دانلود مداحی و روضه خوانی در سوگ شمس الشموس آقا امام رضا (ع) (http://www.askquran.ir/thread30052.html)

RUYA
۱۳۹۲/۱۰/۱۱, ۱۹:۲۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/98906119213430203362.gif http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/84864612592067099789.gif http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77801534112973000262.gif

شهادت مظلومانه امام رضا ٬ غریب آشنا، والا مرد میدان معنویت،
ستاره گرانقدر آسمان عصمت و طهارت، گنجینه علوم الهی،
ترجمان کتاب نفیس وحی و پهنه وسیع هدایت
بر سوگواران آن امام همام تسليت باد

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97983872496974469333.gif

RUYA
۱۳۹۲/۱۰/۱۱, ۱۹:۲۸
http://shiaupload.ir/images/so4urkmxkcfmplklh8x7.gif

بر در دوست به اميد پناه آمده‎ايم
همره خيل غم و حسرت و آه آمده‎ايم
چون نديديم پناهى به همه مُلک جهان
لاجرم سوى رضا بهر پناه آمده ‎ايم

http://shiaupload.ir/images/fnwrmx4qjm0z702kbvp.gif


هر چند حال و روز زمین و زمان بد است
یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است
حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای
آنجا برای عشق شروعی مجدد است
http://shiaupload.ir/images/fnwrmx4qjm0z702kbvp.gif

خادم الزینب
۱۳۹۲/۱۰/۱۱, ۲۱:۲۴
شهادت امام رضا(ع) تسلیت باد






سلام و درود خدا بر کسی که خدا و رسولش از او رضایت دارند؛

امامی که چشمه جوشان لطف و رحمتش به دریای ازلی رحمت و رأفت بی‌کران پروردگار متصل است و هر پناه‌جوی بی‌آشیانی، در پناه نگاه و نوازش او، چون آهوی رمیده از صیاد، آرام می‌گیرد.

سلام بر خراسان، بوستانی از بوستان‌های بهشت که در آن، فرزانه فرزندی از نسل رسول خاتم (ص)، درخشیده است.


سلام بر رواق‌های بلند حرمش که همواره مأمن دل‌های خسته و پناه آهوان رمیده از دام دل و دانه دنیاست.



سلام و درود و صلوات بر امام رضا (ع)، هشتمین امام، کوکب درخشنده، ابر بارنده، باران شتابنده و خورشید فروزنده.

http://mina71723.persiangig.com/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%20%D8%B1%D8%B6%D8%A7.jpg

yasbanoo
۱۳۹۲/۱۰/۱۱, ۲۲:۴۷
قتی خواست از مدینه حرکت کنه، زن وبچه اهل و عیال، همه رو جمع کرد، فرمود: من دارم میرم، همتون پشت سر من گریه کنید، وقتی گفتند: آقا جان خوب نیست آدم پشت سر مسافر گریه کنه، آقا سر انداخت پایین، فرمود: آره، اما مسافری که امید برگشت داره، من که یقین دارم که دیگه از این سفر برنمی گردم، می خوام عرض کنم آقاجان، هرکی می خواد بره سفر، اگر امید برگشت نداشته باشه، اگر قرار بر اینه اهل و عیالو و خانواد ه اش و دعوت به گریه و ناله کنه، درستشم شاید همین باشه، یه سوال دارم از شما، می خوام بگم چرا کربلا جریان برعکس شد، حسین داشت می رفت میدان، دید زینب داره گریه می کنه، گفت: زینب جان گریه نکن، گریه ها رو نگه دار، چرا گریه نکنم، گریه ها رو نگه دار، برا وقتی که تو رو به اسارت می برند، می بینم دستای تو رو بستند، کوچه به کوچه، شهر به شهر، گذر به گذر، با دست بسته تو رو می برند، گریه ها رو نگه دار برا اون روز. یا امام رضا این آرزوهایی که ما داریم، همه از خواسته های شما نشئت میگیره، آرزویه تک تک ماست، واسه ارباب بی کفنمون جون بدیم، شما هم همین کارو کردید، اون لحظات آخر، دیدند، فرشای حجره رو جمع کردید، فرمود می خوام رو خاک جون بدم مثل جد غریبم حسین، نمی دونم اون لحظات آخر لب تشنه بودید، یا نه، عرضم تمام همین یک جمله، اما خدار و صد هزار مرتبه شکر، وقتی می خواستی جون بدید، دیگه زن و بچه کنارت نبود، دخترت نبود، لحظه جون دادن تو رو ندید، اما بمیرم برای اون آقایی که، وقتی که می خواست جون بده، زینب آمد بالای تل زینبیه، از اون بالای بلندی نگاه کنه، ببینه دور حسین حلقه زدند، های اخرین ناله های محرم و صفره، ها، نیزه دار با نیزه می زنه، شمشیر دار با شمشیر می زنه ، حسین.... لذا وقتی برگشت مدینه، این روضه اگر متواتر نبود تو مقاتل، باورش برا، آدم سخت بود، مگه می شه، دو تا همسر، دو ماه همدیگر رو ندیدند، همدیگر رو نشناسند، عبدالله چشم تو چشم زینب، گفت: تو خانم منو ندیدی، گفت عبدالله حق داری منو نشناسی، خودم دیدم بین دو نهر آب.... حسین....

کیمیای محبت
۱۳۹۲/۱۰/۱۲, ۱۱:۱۷
شهادت هشتمين اختر تابناک آسمان امامت و ولايت، خورشيد تابان خراسان، غريب کوچه هاي توس، مولاي مهرپرور، ثامن الحجج بر تمامي عاشقان حضرتش تسليت باد.

​https://lh5.googleusercontent.com/-WoLjHw7oKN4/UsTwUaMr8uI/AAAAAAAAAVE/l4aGiL14Cco/w506-h750/1381345733456-1.jpg

کیمیای محبت
۱۳۹۲/۱۰/۱۲, ۱۲:۲۴
https://lh4.googleusercontent.com/-62lLE248dyM/UsUPjBeyDLI/AAAAAAAAGZs/zZvIX_LBsPk/w506-h750/Photo1895.jpg

tavakkoli1355
۱۳۹۲/۱۰/۱۲, ۱۲:۲۷
حضرت امام رضا علیه السلام :
ويژگيهاى دهگانه عاقل : عقل شخص مسلمان تمام نيست، مگر اين كه ده خصلت را دارا باشد :
1ـ از او اميد خير باشد.
2ـ از بدى او در امان باشند.
3ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.
4ـ خير بسيار خود را اندك شمارد.
5ـ هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود.
6ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.
7ـ فقر در راه خدايش از توانگرى محبوبتر باشد.
8ـ خوارى در راه خدايش از عزّت با دشمنش محبوبتر باشد.
9ـ گمنامى را از پر ،نامى خواهانتر باشد.
10ـ احدى را ننگرد جز اين كه بگويد او از من بهتر و پرهيزكارتر است.
آرامش و برکت و نور ، آگاهی و عشق در وجود موجودتان جاری بادا....

کیمیای محبت
۱۳۹۲/۱۰/۱۲, ۱۴:۱۲
https://lh6.googleusercontent.com/-vy1imhH_QG4/UsSftj4nn3I/AAAAAAAAv1Y/4do5mM65kLk/w506-h750/2014%2B-%2B1

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۱۰/۰۱, ۰۹:۳۷
http://8pic.ir/images/t9pl22k8dy48bou8bs4x.jpg (http://8pic.ir/images/t9pl22k8dy48bou8bs4x.jpg)

رافت در آستان تو تفسیر می شود

دل با خیال حسن تو تسخیر می شود

صدها هزار نامه آلوده از گناه

با یک نگاه عفو تو تطهیر می شود

پیش از اجل به خانه چشمم قدم گذار

تعجیل کن ! فدات شوم ! دیر می شود

حتی سکوت در حرم تو عبادت است

اینجا نفس به یاد تو تکبیر می شود

اینجا اگر کبوتر دل آید از بهشت

اطراف گندم تو زمین گیر می شود

دیوانه می شود دل عاقل در این حرم

دیوانه ای که عاشق زنجیر می شود

صیاد را به نیم نگهت صید می کنی

آهو به یک ضمانت تو شیر می شود

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۱۰/۰۱, ۰۹:۳۸
بعد از رکوع و سجده و بعد از قیام از دور

هر شب دو زانو می زنم با احترام از دور

دستی به روی سینه و دستی به سوی تو

روی لبم گُل می کند : آقا سلام از دور

السلام علیک یا سلطان عشقــــ♥ علی بن موسی الرضا (ع)

http://8pic.ir/images/mudtkc8fywb5qc6gbbfd.jpg (http://8pic.ir/images/mudtkc8fywb5qc6gbbfd.jpg)

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۱۰/۰۱, ۰۹:۳۸
من دست خالی آمدم ، دست من و دامان تو
سرتا به پا درد و غمم، درد من و درمان تو

تو هر چه خوبی من بدم ، بیهوده بر هر در زدم
آخر به این در آمدم ،باشم کنار خوان تو

من از هر دررانده ام ، من رانده ی وامانده ام
یا خوانده یا نا خوانده ام ،اکنون منم مهمان تو

پای من از ره خسته شد، بال و پرم بشکسته شد
هر در به رویم بسته شد، جز درگه احسان تو

گفتم منم در می زنم ،گفتی به تو سر می زنم
من هم مکرر می زنم ،کو عهد و کو پیمان تو؟

سوی تو رو آورده ام، ای خم سبو آورده ام
من آبرو آورده ام، کو لطف بی پایان تو؟

حال من گوشه نشین، با گوشه ی چشمی ببین
جز سایه ی پر مهرتان، جایی ندارم جان تو

من خدمتی ننموده ام، دانم بسی آلوده ام
اما به عمری بوده ام، چون خار در بستان تو

http://8pic.ir/images/kryky12ti85dc648rodr.jpg (http://8pic.ir/images/kryky12ti85dc648rodr.jpg)

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۱۰/۰۱, ۰۹:۴۰
http://mp313.ir/i/upload/1/1419296154.jpg (http://mp313.ir/i/upload/1/1419296154.jpg)

ایام عزای آخر ماه صفر را خدمت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
وشما بزرگواران تسلیت وتعزیت عرض مینمایم.

صادق
۱۳۹۳/۱۰/۰۱, ۱۰:۲۷
اينكه در برخي از روايات به غربت امام رضا (ع) اشاره شده است شكي وجود ندارد. اما غريب هميشه به معناي زوار كم داشتن نيست و ممكن است شخص به جهات ديگري مانند نشناختن حق امامت و ...در بين مردم غريب باشد و در برخي از زيارات به امام حسين(ع) نيز لقب غريب داده شده است. (1) اما در عين حال بر فرض صحت روايت، توجه به چند نكته ضروري است.
1- ثواب زيارات ائمه از دو جهت قابل بررسي است.
اول از آن جهت كه زيارت براي هر امامي ،في حد نفسه و به خودي خود در نظر گرفته شود كه از این جهت زيارات همه ائمه از جمله امام رضا(ع)، امری مستحب و هر کدام دارای ثوابی مستقل است که در روایات به برخی از آثار آن اشاره شده است آنچنانکه امام رضا(ع)درباره ثواب زیارت فرمود" بدان كه هر كه زيارت كند مرا و او عارف باشد بآنچه حق تعالى واجب فرموده از حق من و طاعت من، پس من و پدران من شفعاى او باشيم در روز قيامت، و هر كه ما شفعاى او باشيم نجات مى‏يابد..."(2)حال از این جهت هر یک از ائمه جایگاه خاص خود را داشته و ثواب یکی، مانع ثواب دیگری نمی شود.
دوم از آن جهت که این عمل می تواند به عنوان عاملی برای رفع مظلومیت امامی خاص باشد، حال از این جهت ممکن است زیارت امامی خاص، دارای ثواب زائد باشد ؛ بنابراین اگر چه امام رضا(ع)دارای زوار فراوان و ائمه بقیع دارای زوار کمتری هستنند. اما این دلیل بر نفی ثواب بالای زیارت امام رضا(ع) و یا کم شدن ثواب اولیه نیست.
2- خود زيارت براي هر امام، نشانه علاقه و ابراز وفاداري به آن امام است. لذا از اين جهت خود وظیفه ای عمومی است به عبارت دیگر فیض حضور در پیشگاه امام رضا(ع)، افزون بر آرامش روحی و روانی و سعادت اخروی، تجدید میثاق و وفای به عهدی است که برعهده شیعیان و پیروان آن حضرت می باشد. آن چنانكه در حديثي از امام رضا(ع) نقل شده است که فرمود:
"إِنَّ لِكُلِّ إِمَامٍ عَهْداً فِي عُنُقِ أَوْلِيَائِهِ وَ شِيعَتِهِ وَ إِنَّ مِنْ تَمَامِ الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ وَ حُسْنِ الْأَدَاءِ زِيَارَةَ قُبُورِهِمْ فَمَنْ زَارَهُمْ رَغْبَةً فِي زِيَارَتِهِمْ وَ تَصْدِيقاً بِمَا رَغِبُوا فِيهِ كَانَ أَئِمَّتُهُمْ شُفَعَاءَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَة"(3) همانا براى هر يك از امامان بر گردن دوستان و شيعيانش حقى است و يكى از لوازم وفاى به عهد و اداى اين حق زيارت مرقدهاى ايشان است و هر كس با رغبت آنان را زيارت كند و به آنچه آنان آورده‏اند تصديق كند، روز قيامت امامها شفيع او خواهند بود." لذا بر فرض بنا به برخی از مصالح ، زیارت امامی خاص دارای ثواب زائد باشد، دلیل بر ترک وظیفه یا ترک ثواب از جانب زیارت امام دیگر نیست.
3- فارغ از تمام آنچه بیان شد زیارت هر کدام از ائمه دارای آثار و برکات خاصی است که معلوم نیست با زیارت امام دیگر این اثر به دست آید، لذا در روایات برای زیارت برخی از ائمه(ع)آثار و برکاتی ذکر شده که برای دیگری ذکر نشده است آنچنانکه زراره در حدیثی از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمود"إِنَّ لِزُوَّارِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَضْلًا عَلَى النَّاسِ قُلْتُ وَ مَا فَضْلُهُمْ قَالَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ قَبْلَ النَّاسِ بِأَرْبَعِينَ عَاما"در روز قيامت براى زوّار حسين بن على عليهما السّلام بر ساير مردم فضيلت و برترى مى‏باشد. عرض كردم: فضيلتشان چيست؟حضرت فرمودند:پيش از ديگران و چهل سال قبل از آنها به بهشت داخل مى‏شوند در حالى كه مردم در حساب و موقف مى‏باشند."(4) لذا هر یک از ائمه دارای آثار و برکات خاصی می باشند. لذا اگر در برخی از موارد زیارت امام دیگر دارای اهمیت می شود. اما از مقام و عظمت زیارت امام دیگر نمی کاهد.
پی نوشت ها:
1. مرحوم ميرزاي قمي، مفاتيح الجنان، آداب زيارت امام حسين(ع)، آداب بيستم، ص 770 .
2. محدث اربلى، كشف الغمة في معرفة الأئمة، چ بنی هاشمی،تبریز،1381 ق، ج 2، ص 329 .
3. مرحوم کلینی، الكافي،چ دار الكتب الإسلامية، تهران، 1365 ه ش،‌ج 4، ص 567 .
4. ابن قولويه،‏ كامل الزيارات، چ مرتضوى، نجف 1356 ق، ص137.

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۱۰/۰۱, ۱۵:۵۹
اینجا عجیب طعم هوا فرق میکند
اصلا نبات شهرشما فرق میکند

وقتیکه حج ما فقرا مشهد شماست
یعنی که قبله ی فقرا فرق میکند

قبرشما که جای خودش بین صحن ها
حتی زیارت علما فرق میکند

دارم مریض پنجره فولاد میشوم
جنس شفای دست رضا فرق میکند

اینجا دعا نکرده دعا مستجاب شد
درصحن انقلاب دلم انقلاب شد

از من مخواه صبرکنم با فراقتان
جانم فدای گنبدوصحن و رواقتان

دارد میان صحن شما دانه میخورد
در لابلای اینهمه کفتر کلاغتان

مادر مرا به نوکری ات نذر کرده است
هرچند خوش نیامده ام به مذاقتان

من به امید قول و قرار تو آمدم
فرموده ای سه جای میایم سراغتان

خوب است در کنار سه دفعه مجاورت
آقا عبا صله بدهی تو به شاعرت

شاعر شدم که خاک ره دعبلم کنی
آقا خدا نکرده مبادا ولم کنی

✿˙·٠•●♥ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ♥●✿✿●♥ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ✿˙·٠•●♥ ✿˙·٠•●♥ Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ♥●✿



http://mp313.ir/i/upload/1/1419275104.png

عمار رهبری
۱۳۹۳/۱۰/۰۱, ۱۶:۲۱
مولای ما... ای آشنای غریب! علی ابن موسی الرضا(ع)

ما همواره همچون کبوتری غریب، در گوشه حرمت آشیان می کنیم.
«فروتنی»ات در برابر زیردستان؛ که هماره همدل و همزبانشان بودی و پیوسته یار مهربانشان؛ تا ما بدانیم که «فضیلت» به «کردار» است، نه «گفتار» و «شعار»!

ما از تو درس زندگی آموختیم؛ آیین بندگی؛ چه آن که حاجت نیازمندان را همواره برمی آوردی و گفتار مردم را قطع نمی کردی. بر آفریدگان پروردگار مهربان هرگز برنمی آشفتی و با هیچ کس جسورانه سخن نمی گفتی

ما، هر روز، در «مشهد» عاشقان، صدایمان را به نگاه تو پیوند می زنیم و بر مصیبتی جانکاه، اشک می ریزیم که تا صبح حشر، در دل ها مقیم است و پابرجا.
ما، هر سحر به کوچه های ایوان نگاه روشنت می کوچیم و همچون کبوتری غریب، در گوشه حرمت آشیان می کنیم.

ما، هر روز در سایه سار قبر غریبت مویه کنانیم و غبار غم از شانه های خسته و زخمی مان می تکانیم.
... و شبکوران، زهر جفای خویش در انگور ریختند، تا آفتاب خراسان را به کسوف وا دارند؛ اما خورشید دین، پیوسته پاینده است و نور خدا، هماره تابنده.

شیفتگان معارف شیعی، هنوز هم شعر ادب و اخلاق را در مکتب رضوی می سرایند و... هزار هزار خورشید، سر بر آستان قدس او می سایند؛ همو که نعمت «ولایت» بر ما بخشید و فقط رضای خدا را می طلبید. رضای آل محمد بود... و ما را فرمود:
«مَنْ فَرَّجَ مِنْ مُؤمِنٍ، فَرَّجَ اللّه ُ عَنْ قَلْبِهِ یَوْمَ القِیامَةِ»؛
هر آن کس شعر «نیکی» را سراید؛
و اندوهی ز خاطرها زداید؛
خدایش نیز در قیامت؛
گره از کارهایش می گشاید

مهدی خلیلیان

http://www.askquran.ir/gallery/images/78030/large/2________________.jpg

belher2
۱۳۹۳/۱۰/۰۱, ۱۶:۲۳
عمري است دل شده آقا هوائي ات
قربان صحن وگنبد وحوض طلائي ات
راهم بده به درگهت اي شاه با وفا
آواره ام چو پا پري هاي حنائي ات
ضامن شدي به غربت آهوي بي كسي
جانم فداي غربت وان بي پناهيت
مجنونم وبه هواي تو پر كشم
شايد نصيب ما بشود اشنائي ات
يكبار هم به ضمانت مرا بگير
در سايه سار راءفت بي نتها ئي ات
غربت تمام كنج دلم راگرفته است
راهم بده به خلوتي از روشنائي ات
اي دل شود كه بيمن دعاي او
فارغ شوم از اين همه چون وچرائي ات
در صحن كهنه زخم دلم رادواكنم
شرحي برم كمي از بي نوائي ات
كاي شاه ملك خراسان غريب تر
ديدي زما به آستان در پادشاهي ات؟

ولایت پذیر
۱۳۹۳/۱۰/۰۱, ۱۷:۵۲
صلوات مخصوص امام رضا (ع)
اللهّمَ صَلّ عَلي عَلي بنْ موسَي الرّضا المرتَضي الامامِ التّقي النّقي و حُجَّّتكَ عَلي مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثري الصّدّيق الشَّهيد صَلَوةَ كثيرَةً تامَةً زاكيَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه كافْضَلِ ما صَلّيَتَ عَلي اَحَدٍ مِنْ اوْليائِكَ.
ترجمه ی صلوات امام رضا(ع):
خدایا رحمت فرست بر علی بن موسی الرضا امام با تقوا و پاک و حجت تو بر هر که روی زمین است و هر که زیر خاک، رحمت بسیار و تمام با برکت و پیوسته و پیاپی و دنبال هم چنان بهترین رحمتی که بر یکی از اولیائت فرستادی.

ولایت پذیر
۱۳۹۳/۱۰/۰۱, ۱۸:۰۴
نامهاى امام
امام رضا(ع) در سال 148 هجرى قمرى يعنى حدود (1288) سال پيش در شهر مدينه به دنيا آمد. پدر ايشان امام موسى بن جعفر(ع)، يعنى امام هفتم شيعيان و مادرشان بانويى بزرگوار و خردمند به نام (تكتم) يا (نجمه) بود. امام رضا(ع) در همان سالى زاده شد كه پدربزرگ ايشان، يعنى حضرت امام جعفر صادق(ع)، به شهادت رسيد.
نام ايشان (على است، ولى بر اساس شيوه اى كه در ميان اعراب مرسوم است، به وى (ابوالحسن) مى گفتند. اين گونه اسمها را (كنيه) مى نامند. علاوه بر نام و كنيه، گاه عنوان ديگرى نيز به افراد مى دهند كه آن را (لقب) مى گويند. امام هشتم داراى لقب هاى متعددى است. از جمله معروف ترين اين القاب، (رضا)، (عالم آل محمد)، (غريب الغرباء)، (شمس الشموس) و (معين الضعفاء) است. ناميدن هر فرد به اين نامها، يعنى اسم، كنيه و لقب دليل خاصى دارد. گفته اند كه وى را به اين جهت (رضا) لقب داده اند كه خدا از او راضى است.
دوران كودكى و جوانى امام در مدينه گذشت. اخلاق نيكو، دانش فراوان، ايمان و عبادت بسيار از ويژگى هايى بود كه امام را مشخص مى ساخت.
شخصيت اخلاقى امام
از خوش اخلاقى امام سخن بسيار گفته اند. در اين جا به چند نمونه آن توجّه كن و ببين كه امام در برخورد با مردم به چه نكات ريزى دقّت مى كرده است. همه اينها براى ما درس (چگونه زيستن) است:
ـ هيچ گاه با سخن خود، ديگران را آزار نداد.
ـ سخن هيچ كسى را قطع نكرد.
ـ به نيازمندان بسيار كمك مى فرمود.
ـ با خدمتگزاران خود بر سر يك سفره مى نشست و غذا مى خورد.
ـ هميشه چهره اى خندان داشت.
ـ هرگز با صداى بلند و با قهقهه نمى خنديد.
ـ هنگام نشستن، هرگز پاى خود را در حضور ديگران دراز نمى كرد.
ـ در حضور ديگران هرگز به ديوار تكيه نمى زد.
ـ به عيادت بيماران مى رفت.
ـ در تشييع جنازه ها شركت مى جست.
ـ از مهمانان خود، شخصا پذيرايى مى كرد.
ـ وقتى بر سر سفره اى مى رسيد، اجازه نمى داد تا به احترام او از جاى برخيزند.
ـ به پاكيزگى بدن، موى سر و پوشاك خود بسيار توجه داشت.
ـ بسيار بردبار و صبور و شكيبا بود.
اينها گوشه اى از اخلاق امام بود. آيا با داشتن اين اخلاق و رفتار نبايد خدا از او راضى و خرسند باشد؟ و آيا سزاوار نيست كه او را (رضا) بنامند؟
آيا كسى كه خدا از او خشنود است، مردم از او خرسند نيستند؟ اين گونه هست كه نام (رضا) براى آن امام بزرگوار برازنده و سزاوار است.

ولایت پذیر
۱۳۹۳/۱۰/۰۱, ۱۸:۰۴
شخصيت معنوى امام
گفتيم كه امام رضا(ع) از نظر توجه به مسائل معنوى و پرداختن به امور عبادى نيز برجسته بود. روايتها و داستانهاى بسيارى از اين جنبه زندگى امام در كتابهاى تاريخى نقل شده كه شنيدن آن براى همه ما جالب است. ما وقتى مى بينيم كه امام ما و پيشوايى كه او را به رهبرى خود پذيرفته و زندگى او را الگوى خود قرار داده ايم، اين چنين عبادت مى كند و اين گونه به مسائل عبادى توجه دارد، خود نيز ناگزيريم كه همان شيوه را پيروى كنيم و از همان روش درس بياموزيم.
در اينجا به چند نمونه از نكاتى كه تاريخ نويسان در اين زمينه مورد توجّه قرار داده اند اشاره مى كنيم...
ـ شبها كم مى خوابيد و بيشتر شب را به عبادت مى پرداخت.
ـ بسيارى از روزها را روزه مى گرفت.
ـ سجده هايش بسيار طولانى بود.
ـ قرآن بسيار تلاوت مى كرد.
ـ به نماز اول وقت پايبند بود.
ـ بجز هنگام نماز هم به مناجات به خدا انس داشت.

ولایت پذیر
۱۳۹۳/۱۰/۰۱, ۱۸:۰۷
شخصيت علمى امام
امام رضا(ع) جايگاه علمى ويژه اى داشت. او از دانشى سرشار بهره مند بود و اين برجستگى علمى او در رويارويى با دانشمندان اديان و مذاهب ديگر، بهتر آشكار مى شد. جلسات و محافلى كه علما و دانشمندان مختلف گرد هم مى آمدند و به بيان ديدگاهها و نظرات خويش مى پرداختند، در آن زمان رونق خاصى داشت. حاكمان آن عصر، گاه براى جلوه دادن شكوه دربار خويش، گاه به منظور گرايش دانشمندان به دربار، و زمانى براى اين كه بر عقيده كسى چيره شوند، در كنار مجالس ديگر، به برگزار كردن نشستهاى علمى نيز مى پرداختند. اين محافل كه به جلسات (مناظره) معروف بود، بهترين مكان براى ابراز شايستگى هاى علمى افراد به شمار مى رفت.
در عصر امام رضا (ع)، آن گاه كه همه دانشمندان جمع مى شدند و به گفت و گو مى پرداختند و سرانجام در پاسخ ديگران فرو مى ماندند، دست به دامان امام رضا(ع) مى شدند تا بر حقانيت مطلب خويش گواهى دهند.
در بالا گفتيم كه يكى از مهم ترين و معروف ترين لقب هاى امام رضا (ع)، (عالم آل محمد) است. اين كه از ميان همه امامان شيعه، حضرت امام رضا به اين لقب شهرت يافته است، خود دليل برجستگى آن امام از جهت دانشهاى رايج در زمان خويش و يافتن فرصت براى آشكارسازى آن علوم مى باشد.
اباصلت كه يكى از ياران امام است، از برادرزاده امام رضا (ع) روايتى نقل مى كند كه خواندنى است. با توجه به اين روايت تو هم مى توانى بفهمى كه اين لقب حضرت از كجا آمده است. او مى گويد:
امام موسى بن جعفر(ع) به فرزندانش مى فرمود: برادرتان، على بن موسى (يعنى امام رضا)، عالم آل محمد است... نيازهاى دينى خود را از وى فرا بگيريد و آن چه را به شما آموزش مى دهد، به ياد داشته باشيد، زيرا پدرم امام صادق(ع) بارها به من مى فرمود: عالم آل محمد در نسل توست و اى كاش من مى توانستم او را ببينم.
شنيدن اين دو حديث هم حتما براى تو جالب است. يكى از زبان شيرين خود امام است و ديگرى را يكى از ياران حضرت نقل كرده است....... حديث نخست اين است:
در حرم پيامبر(ص) مى نشستم و دانشمندان مدينه هرگاه در مسأله اى با مشكل روبرو مى شدند و از حلّ آن ناتوان مى ماندند، به سوى من رو مى آوردند و پاسخ مى گرفتند.
... و حديث دوم را عبدالسلام هروى نقل كرده كه در بيشتر نشستهاى علمى امام حاضر بوده است.
هيچ كسى را از امام رضا (ع) داناتر نديدم و هر دانشمندى كه او را ديده به دانش برتر او گواهى داده است. در نشستهايى كه گروهى از دانشوران و فقيهان و دانايان اديان گوناگون حضور داشتند، بر تمامى آنها چيره شد، تا آن جا كه همه آنان به ناتوانى علمى خود و برترى امام اعتراف كردند و گواهى دادند.
يكى از نكاتى كه در بررسى شخصيت علمى امام مورد توجه همگان قرار گرفته و آن را بازگو كرده اند، اين است كه امام رضا (ع) با هر گروهى به زبان خودشان سخن مى گفت و به تعبير اباصلت، شيواترين و داناترين مردم به هر زبان و فرهنگى بود. اباصلت كه خود اين سخن را مى گويد، از اين تسلط امام به زبانهاى مختلف شگفت زده مى شود و اين تعجّب خود را به امام اظهار مى نمايد و امام در پاسخ مى فرمايد:
من حجت خدا بر مردم هستم. چگونه مى شود چنين فردى زبان آنان را درك نكند؟ مگر نشنيده اى كه اميرالمؤمنين على (ع) فرمود: به ما (فصل الخطاب) داده اند، و آن چيزى نيست، جز آشنايى با زبان ديگران.
اينها همه، نمونه اى از شخصيت علمى امام است. در كتابهاى تاريخى كه به بررسى ابعاد مختلف زندگى امام رضا(ع) پرداخته اند، اين نكات به صورت گسترده مورد بحث قرار گرفته و رخدادهاى متعددى كه گواه برترى علمى امام است، بازگو شده است.

ولایت پذیر
۱۳۹۳/۱۰/۰۱, ۱۸:۰۷
شخصيت سياسى امام
تمام عمر امام رضا(ع)، چه آن زمان كه هنوز به مقام امامت نرسيده بود و چه آن گاه كه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام موسى كاظم(ع)، مسئوليت امامت و رهبرى شيعيان را بر عهده داشت، در زمان حكومت عباسيان بود.
عباسيان با ادعاى انتساب به پيامبر اكرم(ص)، و با بهره گيرى از احساسات مردم بر ضد امويان، توانستند آنان را از حكومت كنار بزنند و خود بر تخت فرمانروايى مسلمانان بنشينند. با سركوب امويان، آنان ديگر قدرت و توانى نداشتند كه خطر مهمى براى عباسيان به شمار روند. عباسيان تنها خطر براى حكومت خود را شيعيانى مى دانستند كه با فرمانبرى از امامان معصوم، حاكمان آن روزگار را ناحق مى شمردند و مى كوشيدند تا آنان را از حكومت ساقط كنند.
بنابراين، دشمن شماره يك حاكمان عباسى ، امامان شيعه بودند و به همين دليل است كه همه امامانى كه در روزگار اين حاكمان ستمگر مى زيستند، به دست آنان به شهادت رسيدند.... عباسيان ستم پيشه به اندازه اى بر شيعيان فشار آوردند و آنان را مورد تهديد و شكنجه و آزار و تبعيد و آوارگى قرار دادند كه حتى تاريخ نويسان نيز از بازگو كردن آن دچار شرمندگى شده اند.
ده سال از دوران امامت حضرت رضا(ع)، با حكومت هارون همزمان بود. در اين ده سال، موقعيت مناسبى براى مبارزه علنى و رسمى براى امام رضا(ع) پديد نيامد و بيشتر تلاش سياسى امام به صورت پنهانى رهبرى مى شد، اما در گوشه گوشه سرزمينهاى مسلمانان جنبشها و قيامهاى پياپى شيعيان، حكومت عباسى را به تنگ آورده و هارون در برخورد با آنها دچار سردرگمى شده بود. به اين گفت و گو كه ميان هارون و يكى از درباريان قدرتمند وى رد و بدل شده است توجّه كن:
_ اى هارون! اين على بن موسى است، كه بر جاى پدر خويش تكيه زده و امامت و رهبرى شيعيان را از آن خود مى داند. چه بايد كرد؟
_ آن خطايى كه در كشتن پدرش موسى مرتكب شديم براى ما بس است! يعنى مى خواهى تمام آنان را بكشم؟! مگر مى شود؟
اما... در ميان همه حاكمان عباسى ، مأمون چهره اى ديگر داشت. او كه برادر خود، امين را كشت تا خود به حكومت برسد، در برخورد با شيعيان و به ويژه شخص امام رضا(ع) از راهى ديگر وارد شد و شيوه اى ديگر را در پيش گرفت.
در اين جا خوب است به چند نمونه از اظهار نظر تاريخ نويسان درباره شخصيت پيچيده مأمون آگاه شوى تا دريابى كه امام رضا(ع) با چه انسان مرموزى روبرو بوده است.
يكى مى گويد:
مأمون از نظر دورانديشى ، اراده قوى ، بردبارى ، دانش، زيركى ، بزرگى ، شجاعت و جوانمردى از همه عباسيان برتر بود.
ديگرى مى نويسد:
مأمون در عين حال كه در مجالس عيش و نوش شركت مى جست، به كتاب و فلسفه و بحث و جدل و مناظره علمى و مباحث فقهى و... علاقه شديد داشت!
ديگرى مى گويد:
گاهى مانند يك ديندار دلسوز، مردم را به علت كوتاهى در نماز و فرو رفتن در لذات و پيروى از شهوات و... نكوهش مى كرد و آنان را از عذاب الهى مى ترساند، و زمانى خودش در بزم خوشگذرانى و مجالس عيش و نوش شركت مى نمود.
يكى هم چنين اظهار مى دارد:
مأمون زيرك ترين حاكمان عباسى و داناترين ايشان به فقه و كلام بود.
... و از اين يك بشنو كه مى گويد:
مأمون روزى ادعاى تشيع مى كرد و وجودش را لبريز از دوستى و عشق به على (ع) نشان مى داد و در فاصله اى اندك، نقاب از چهره برمى گرفت و تا آن جا پيش مى رفت كه حاضر نبود در مجلس او حتى از عنصر تبهكار و جلادى همچون حجاج بن يوسف، خرده بگيرند.
آيا همزمانى با چنين موجود پيچيده و ابهام آلودى كه تلاشى جز پايدارى بيشتر حكومت عباسى ندارد، اما در همان حال، بزرگترين مخالف خود، يعنى شخص امام رضا(ع) را به ولى عهدى خويش برمى گزيند، آسان است؟
به هرحال، مأمون با اين خصوصياتى كه داشت، پس از رسيدن به قدرت، و به منظور پايدار ساختن اركان حكومت خود، تصميم گرفت با امام رضا(ع) به گونه اى ديگر برخورد نمايد. پس، براى امام نامه نوشت و حضرت را به ولى عهدى خود منصوب كرد. امام ابتدا از پذيرش اين امر خوددارى فرمود، اما پيگيرى و پافشارى مأمون و خوددارى امام، به آن جا انجاميد كه مأمون دو تن را به نمايندگى از سوى خود كه در خراسان بود، روانه مدينه كرد و آنان در نزد امام هدف خود را چنين بيان كردند:
مأمون ما را مأمور كرده كه شما را به خراسان ببريم.
امام هم كه شيوه هاى حاكمان را مى شناخت و مى دانست مأمون كه از كشتن برادر خود پروا ندارد، از اين تصميم خود دست بردار نيست، ناگزير از ترك مدينه شد.

ولایت پذیر
۱۳۹۳/۱۰/۰۱, ۱۸:۰۹
هجرت امام به خراسان
امام رضا(ع) هنگامى كه خود را ناچار به سفر يافت، براى اين كه ناخرسندى خود را از اين سفر اعلام فرمايد، چندين بار در كنار حرم مطهر پيامبر اكرم(ص) حضور يافت و به گونه اى به زيارت پرداخت كه همگان فهميدند اين سفر مورد رضايت امام نيست.
يكى از شاهدان اين ماجرا نقل مى كند كه امام را در حال زيارت ديدم، نزديك رفتم و براى اين كه امام در آستانه سفر است به ايشان شادباش گفتم، اما حضرت چنين پاسخ داد:
مرا به حال خود بگذار! من از جوار جدم پيامبر(ص) خارج مى شوم و در غربت از دنيا خواهم رفت!
پس از آن هم، امام همه اقوام و نزديكان خود را فراخواند و در جمع ايشان فرمود:
بر من گريه كنيد! زيرا ديگر به مدينه بازنخواهم گشت.
اين امر نشان مى دهد كه امام با نقشه شوم مأمون آشنا بوده، ولى راهى جز پذيرفتن تصميم وى نداشته است.
بارى ، امام به همراه فرستادگان مأمون مدينه را پشت سرگذاشته، رهسپار خراسان شد، جايى كه مأمون در آن جا مى كرد.
بنا به فرمان مأمون، مسير امام از مدينه تا خراسان، به گونه اى تعيين گرديد كه مردم شهرهاى شيعه نشين از ديدار امام محروم شوند. زيرا اگر شيعيان موفق مى شدند از نزديك امام خود را زيارت كنند و با ايشان ديدار نمايند و از سخنان آن حضرت بهره مند شوند، بيش از پيش به وى ارادت مى يافتند و اين خود خطر بزرگى براى حكومت مأمون به شمار مى آمد. بنابراين، شهرهاى كوفه و قم از مسير سفر امام حذف گرديد. اما در اين كه امام از كدام مسير به خراسان و شهر مرو رسيده است، ميان تاريخ نويسان اختلاف است. خلاصه مسيرهايى كه براى اين سفر نقل شده از اين قرار است:
1 ـ مدينه، بصره، اهواز، فارس (شيراز)، اصفهان، رى ، سمنان، دامغان، نيشابور، توس، سرخس، مرو.
2 ـ مدينه، بصره، اهواز،اصفهان، كوه آهوان، سمنان، نيشابور، توس، سرخس، مرو.
3 ـ مدينه، بصره، اهواز،اصفهان، يزد، طبس، نيشابور، توس، سرخس، مرو.
4 ـ مدينه، بصره، اهواز، فارس (شيراز)، كرمان، طبس، نيشابور، توس، سرخس، مرو.
اگر به اين نقشه (http://www.imamreza.net/per/imamreza.php?id=40) مراجعه كنى ، مى توانى مسير سفر تاريخى امام را بهتر در ذهن بسپارى .
حديث سلسلة الذهب
امام رضا(ع) در اين سفر تاريخى ، هر جا كه توانست كوشيد تا مردم را با اسلام، قرآن، تشيع، اخلاق اسلامى ، آرمانهاى دينى و احكام مذهبى آشنا سازد. از جمله مهمترين فرازهاى اين سفر، توقف امام در نيشابور و سخن تاريخى ايشان در جمع گروه بسيارى از مردم و حديث شناسان اين شهر است.
آشنايى با اين سخن و حديث امام براى همه ما جالب است.
اين حديث به (سلسلة الذهب) شهرت دارد. دليل اين نامگذارى را خواهى دانست. اما بهتر آن است كه نخست، با چگونگى بيان حديث و اصل آن آشنايى پيدا كنى :
دو تن از حديث شناسان نيشابور خدمت امام رضا(ع) رسيده، گفتند:
اى بزرگوار!
اى بازمانده از دودمان امامان!
اى سلاله پاك پاكان!
اى فرزند پيامبر!
به حق پدران و اجداد پاك و نياكان نيكومقام سوگندت مى دهيم كه پرده را بردارى ، رخسار خود را به ما نشان دهى و حديثى از نياكان خود را براى ما بازگو فرمايى ... تا خاطره اى فراموش نشدنى از شما داشته باشيم.
امام كاروان را از حركت بازداشت، پرده هودج را كنار زد...
انبوه جمعيت مى كوشيدند تا خود را به امام نزديك كنند...
اما آنان كه حديث مى نوشتند از مردم خواستند كه آرام باشند تا آنان بتوانند سخن امام را بشنوند و آن را براى تاريخ ثبت كنند و به يادگار بنويسند.
آن گاه امام چنين فرمود:
پدرم بنده شايسته خدا، موسى بن جعفر،
از پدرش جعفر بن محمد،
و او از پدرش محمد بن على ،
و او از پدرش على بن الحسين،
و او از پدرش حسين بن على ،
و او از پدرش على بن ابى طالب،
نقل كرده كه از پيامبر(ص) شنيده است،
و پيامبر از جبرئيل دريافت كرده
كه خداوند فرموده است:
كلمه لا اله الا الله دژ استوار من است. هر كس كه وارد آن دژ شود از عذاب من ايمن خوهد بود.
گوشها شنيدند و قلمها نوشتند... در ميان مردم همهمه افتاد. دهها هزار مرد و زنى كه اين سخن را دريافتند آن را براى يكديگر باز مى گفتند... كاروان امام به راه افتاد، اما حضرت ندا در داد و آن را از رفتن بازداشت و فرمود:
با شرايط آن... و من از شرطهاى آن هستم.
امام در اين حديث بسيار كوتاه و فشرده، نكات بسيار بلندى را بيان فرموده است. به اين نكات توجه كن:
1 ـ اهميت مسأله توحيد و محور بودن آن در انديشه اسلامى .
2 ـ پيوستگى معارف خاندان امامت به شخص پيامبر اسلام(ص) و به سرچشمه وحى .
3 ـ پيوند گسست ناپذير توحيد با رهبرى .
4 ـ تثبيت امامت حضرت رضا عليه السلام و ردّ ديدگاه كسانى كه به امامت ايشان باور نداشتند.
اما چرا اين حديث را (سلسلة الذهب) ناميده اند؟
وقتى جمله اى از كسى نقل مى شود، گاه چندين نفر در بازگو كردن آن نقش دارند و آن را از قول كسان ديگر روايت مى كنند. اين افراد را در اصطلاح علم حديث، (سلسله سند حديث) مى گويند. مثلاً در همين حديث، كه امام رضا(ع) اين سخن را از قول پدران خود نقل مى فرمايد، اين افراد، سلسله سند اين حديث ناميده مى شوند. از آن جا كه همه اين افراد، امامان عزيز ما شيعيان هستند، اين حديث در تاريخ به عنوان حديثى كه همه سلسله سند آن طلايى و زرّين هستند معروف شده است و آن را (سلسلة الذهب، يعنى رشته طلايى نام داده اند.
اين حديث از آن زمان كه از زبان مبارك امام شنيده شد، همواره مورد توجه و عنايت حديث شناسان، تاريخ نويسان و هنرمندان بوده است. تا كنون نيز هنرمندان آن را به شيوه هاى مختلف نوشته و عرضه كرده اند. با انتخاب اينجا (http://www.imamreza.net/per/gallery/index.php?id=10) مى توانى چندين تابلو را كه اين حديث را در آن نوشته اند، ببينى .
امام رضا عليه السلام در خراسان
به هرترتيب، امام رضا(ع) وارد شهر مرو، مقر حكومت مأمون شد. مأمون مجلسى آراست و در آن امام را در مراسمى رسمى ، به ولى عهدى خود منصوب كرد. حضرت در آن مجلس، حكم مأمون را گرفته، بر آن يادداشتى نوشت و با تيزبينى و درايتى كه برخاسته از مقام امامت ايشان بود، به ارزشهاى والاى اسلامى اشاره نمود و در برابر دسيسه اى كه مأمون چيده بود با ياد و نام اهل بيت عليهم السلام، حقانيت ايشان و تصريح به عمر كوتاه خود، فهماند كه اين منصب را با انگيزه شخصى نپذيرفته و تنها عامل قبول اين سمت، پافشارى مأمون بوده است.
برخوردهاى حكيمانه امام با اين مسأله، چه در طول سفر و چه در ايام اقامت در مرو، سبب شد تا بر خلاف پندار مأمون، امام بيش از گذشته در ميان مردم شناخته شود و در دل ايشان جاى گيرد.. اين امر موجب اين شد كه مأمون در فاصله اى نه چندان دراز، از ترفند شكست خورده خود احساس ناراحتى كند و در انديشه محدود ساختن فعاليت هاى امام و حتى از ميان بردن ايشان فرو رود.
يكى از نشانه هاى اين امر، جلوگيرى وى از برپايى نماز عيد فطر به امامت حضرت رضا عليه السلام است.
دو تن از شاهدان، واقعه را چنين روايت كرده اند:
عيد فطر فرا رسيد... مأمون _ شايد _ به دليل بيمارى ، به امام رضا(ع) پيام داد كه نماز عيد را به جاى وى برپا دارد. امام، بر پايه آن چه قبلاً شرط كرده بود كه در مراسم حكومتى دخالت نكند، از قبول اين امر خوددارى ورزيد. اما مأمون پيك فرستاد كه هدف از اين پيشنهاد، تثبيت امر ولايت عهدى شماست و دوست دارم مردم به اين وسيله اطمينان پيدا كنند كه ولايتعهدى را براستى پذيرفته اى !
امام پيشنهاد وى را پذيرفت به اين شرط كه نماز را همچون جدّش رسول خدا (ص) برپا دارد. مأمون هم قبول كرد و دستور داد تا نظاميان و درباريان و همه مردم صبح روز عيد نزديك خانه امام گرد هم آيند و امام را از منزل تا محل نماز همراهى نمايند.
امام از خانه خارج شد، در حالى كه خود را خوشبو ساخته، عبايى بر دوش انداخته، عمامه اى بر سر نهاده، عصايى در دست گرفته و با پاى برهنه، با گامهايى استوار رهسپار شد تا نماز عيد را بخواند. امام كه تكبير مى گفت، فرياد تكبير مردم در سراسر شهر طنين انداخت، نظاميانى كه سواره بودند از مركب پياده شدند، و همه به پيروى از امام، پاى خويش را برهنه ساختند.
فضل بن سهل، وزير زيرك مأمون، با ديدن اين صحنه، خود را به خليفه رساند و مأمون را از جوّ شهر آگاه ساخت و يادآور شد كه اگر اين گردهمايى ادامه يابد، جايگاه خليفه در ديدگاه مردم از ارجمندى مى افتد و همه دلها به امام مى گرود. پس مأمون نيز فرمان داد كه امام را از نيمه راه بازگرداندند و نماز اقامه نشد.
در بازگشت، امام با اندوه بسيار فرمود:
بارخدايا! اگر وضعيت كنونى جز با مرگ من دگرگون نمى شود، هم اينك در آن شتاب فرما!
شهادت امام رضا عليه السلام
مأمون كه روز به روز گرايش بيشتر مردم به امام رضا(ع) را مى ديد، در برابر هم مسلكان خود، يعنى خاندان عباسى هيچ بهانه اى نداشت. پس تصميم گرفت راهى بغداد شود تا از نزديك با ايشان به گفت و گو بنشيند.
اما آيا او در اين سفر چه ارمغانى براى آنان به همراه داشت؟
آيا مى توانست امام را از ولايتعهدى بركنار كند؟
آيا مى توانست بيعت گسترده اى كه از مردم گرفته بود، ناديده بگيرد؟
آيا مى توانست واكنش مردم به بركنارى امام را تحمل كند؟
آيا مى توانست در برابر ناخرسندى انبوه شيعيان و پيروان امام، دليل قانع كننده اى بياورد؟
اين جاست كه بارديگر مأمون چهره واقعى خود را نمايان مى سازد و به خشونت پنهان و سياست بازى روى مى آورد.
او نخست، وزيرش فضل بن سهل را مى كشد و بر جنازه او اشك مى ريزد و براى يافتن قاتلان او جايزه تعيين مى كند و آن گاه كه آنان را دستگير مى كنند، آنان شهادت مى دهند كه مأمون خود به اين كار فرمان داده است، اما او ناباورانه آنان را مى كشد.
سپس برنامه حذف امام رضا(ع) را دنبال مى كند، اما مى كوشد كه اين برنامه را به گونه اى عملى سازد كه دامان خود او از اين امر پاك نشان دهد. پس در راه سفر به بغداد، در توس توقف مى كند و در همان جا با خوراندن انار يا انگور زهرآلود به حضرت، امام رضا(ع) را مسموم مى سازد و مانند آن چه پس از قتل فضل بن سهل كرد، در اين جا نيز بر پيكر پاك امام اشك مى ريزد و حضرت را در كنار قبر پدر خود هارون الرشيد دفن مى كند.
امام رضا(ع) پيشتر، شهادت خود به دست مأمون را به برخى از ياران خود گوشزد كرده بود. از جمله يك بار به دو تن از اصحاب خويش فرموده بود:
اينك هنگام بازگشت من به سوى خدا فرا رسيده و زمان آن است كه به جدم رسول خدا(ص) و پدرانم بپيوندم. تومار زندگى ام به انجام رسيده است. اين حاكم خودكامه (مأمون) تصميم گرفته است كه مرا با انگور و انار مسموم به قتل برساند.
در ميان نقل قول هاى گوناگون درباره روز و ماه و سال شهادت امام رضا(ع)، مشهورتر آن است كه حضرت در روز جمعه، آخر ماه صفر سال 203 هجرى قمرى به شهادت رسيده، در حالى كه 55 سال از عمر مبارك امام سپرى شده است.
آيا مى دانى از آن تاريخ تا كنون چند سال مى گذرد؟
محل شهادت امام هم به گفته همه تاريخ نويسان، شهر توس و محل دفن ايشان نيز در باغ حميد بن قحطبه در سناباد بوده كه بعدها (مشهد الرضاـمحل شهادت امام رضا عليه السلام) نام گرفته و اينك به نام مشهد شهرت دارد.

تنهاامید
۱۳۹۳/۱۰/۰۱, ۱۸:۱۶
بیان زیارت

اذن دخول: اادخل یا الله....

جهت ورود به حرم مطهر رضوی کسب اجازه می نماییم از خداوند مهربان و فرشتگان مقیم حرم مطهر و پیامبر اعظم و امامان معصوم (ع).

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا


صلوات خاصه حضرت امام رضا (ع)
اللهّمَ صَلّ عَلي عَلي بنْ موسَي الرّضا
المرتَضي الامامِ التّقي النّقي و حُ جَّّتكَ
عَلي مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثري
الصّدّيق الشَّهيد صَلَوةَ كثيرَةً تامَةً زاكيَةً
مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِ فَ ه كافْضَلِ ما صَلّيَتَ
عَلي اَحَدٍ مِنْ اوْليائِكَ .

التماس دعا

روبروی گنبد طلایی ایستاده ایم و چشمانمان محور عظمت و زیبایی اینجاست

دلهایمان بر خوان کرم رضوی مهمان و بر زبانمان کلام زیبای یا امام رضا.

از اینجا به بعد با خودتون ....

هر چی می خواین بگین..... دعا کنین... گریه....http://www.iran-eng.com/images/smilies/a061.gif



هر چند حال روز و زمین و زمان بد است

یک قطعه از بهشت در آغوش مشهد است

حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای

اینجا برای عشق شروعی مجدد است.

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۱۰/۰۲, ۰۶:۱۵
اللهّمَ صَلّ عَلی عَلی بنْ موسَی الرّضا المرتَضی

الامامِ التّقی النّقی و حُجّتکَ عَلی مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثری

الصّدّیق الشَّهید صَلَوةَ کثیرَةً تامَةً زاکیَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً

مُتَرادِفَه کافْضَلِ ما صَلّیَتَ عَلی اَحَدٍمِنْ اوْلیائِکَ

http://upsara.com/images/nq98_z163.jpg

(http://upsara.com/images/nq98_z163.jpg)خراسان می‎دهد بوی مدینه
خراسان کوه غم دارد به سینه

خراسان را سراسر غم گرفته
در و دیوار آن ماتم گرفته

خراسان! کو امام مهربانت؟
چه کردی با گرامی میهمانت؟

خراسان راز دل‎ها با رضا داشت
چه شب‎هایی که ذکر یا رضا داشت

خراسان کربلای دیگر ماست
مزار زاده‎ی پیغمبر ماست

خراسان! می دهد خاکت گواهی
ز مظلومی، شهیدی، بی گناهی

به دل داغ امامت را نهادند
امامت را به غربت زهر دادند

دریغا! میهمان در خانه کشتند
چه تنها و چه مظلومانه کشتند

امامِ اِنس و جان را زهر دادند
به تهدید و به ظلم و قهر دادند

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۱۰/۰۲, ۱۱:۱۷
من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام هشتمین دردانه زهرا دریاب مرا . . .


http://upsara.com/images/hjmn_891.jpg (http://upsara.com/images/hjmn_891.jpg)
http://upsara.com/images/caz8_z164.jpg

sanibanoo
۱۳۹۳/۱۰/۰۲, ۱۱:۱۹
دل من گم شد اگر پیدا شد
بسپارید امانات رضا
و اگر از طپش افتاد دلم
ببریدش به ملاقات رضا
از خدا خواسته ام بگذارد
که غلامش بشوم
همه گفتند محال است ولی
دل خوشم من به محالات رضا(ع)...

ضمن عرض تسلیت به کاربران محترم سایت...بسیارالتماس دعا

عمار رهبری
۱۳۹۳/۱۰/۰۲, ۱۴:۰۱
تحلیل رهبر انقلاب از سیاست‌ورزی امام هشتم
شش تدبیر حضرت امام رضا علیه‌السلام در نبرد با مأمون:

۱. پرکردن فضای مدینه از کراهت و نارضایتی خود در هنگام دعوت ایشان از مدینه به خراسان

۲. نپذیرفتن ولایت‌عهدی تا هنگام تهدید به قتل و ابراز اجباری بودن آن در هر فرصتی

۳. مشروط کردن پذیرش ولایت‌عهدی به دخالت نکردن در هیچ یک از شئون حکومت

۴. برملا کردن داعیه امامت شیعه در سطح عظیم اسلام و رساندن پیام تشیع به گوش همه مسلمان‌ها

۵. استفاده امام از هر فرصتی برای قرارگیری در معرض ارتباط با مردم

۶. حمایت امام از شورشگران و سرجنبانان تشیع

بخش‌هایی از پیام حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به کنگره‌ی جهانی امام رضا علیه‌السلام در ۱۳۶۳/۵/۱۸

متن کامل | farsi.khamenei.ir/speech-content?id=8297 (http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=8297)

http://www.askquran.ir/gallery/images/78030/large/2____________.jpg