PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده آیا ویکیپدیا راجع به بی بی شهربانو راست میگوید؟



سعیدمنتظر
۱۳۸۸/۱۲/۰۶, ۱۱:۰۹
http://www.shiapics.ir/images/Mahdi_WWW,SHIAPICS,IR.gif

سلام علیکم

دوستان این صفحه (http://fa.wikipedia.org/wiki/شهربانو) رو مطالعه کنید و لطفاً دلیل مستدل خودتون برای تایید یا تکذیب اون بفرمایید.

سپاسگذارم

سعیدمنتظر
۱۳۸۸/۱۲/۰۷, ۱۱:۳۲
ما منتظریم

leadertime
۱۳۸۸/۱۲/۰۷, ۱۳:۴۱
کلا ویکی پدیا خیلی قابل اعتماد نیست چون یک دایره المعارف آزاده و هر کسی می تونه توش مطلب بنویسه.
البته بنده لینک شما رو نخوندم ولی از روی شناختی که از ویکی پدیا دارم این حرف رو می زنم.

مقداد
۱۳۸۸/۱۲/۰۷, ۱۴:۴۳
http://www.shiapics.ir/images/mahdi_www,shiapics,ir.gif

سلام علیکم

دوستان این صفحه (http://fa.wikipedia.org/wiki/%d8%b4%d9%87%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%88) رو مطالعه کنید و لطفاً دلیل مستدل خودتون برای تایید یا تکذیب اون بفرمایید.

سپاسگذارم


پاسخ:
در بعضي از نوشته‏هاي متأخّر - كه به خيال خود از تاريخ‏هاي معتبر نقل قول كرده - چنين آمده است:
«در برخي از كتب معتبر تاريخي چنين آمده كه: شهربانويه - كه در كربلا حضور داشت و مادر فاطمه همسر قاسم بود - به سفارش امام حسين(ع) سوار بر اسب امام(ع) شده تا او را به سرزمين سرنوشت برساند و او به اذن خدا در ساعتي به ري رسيد و در كوهي از آن سامان و در نزديكي مقبره سيدعبدالعظيم حسني مدفون شد».{ملاآقا دربندي، اكسير العبادات في اسرار الشهادات، ج 3، ص 110}.
و همان‏جا چنين آمده است: «در ميان مردم چنين شهرت دارد كه در قله كوه چيزي شبيه تكّه‏اي از روپوش زن ديده مي‏شود كه هيچ مردي نمي‏تواند به آن نزديك شود. زن آبستني كه در شكم فرزند پسري داشته باشد، نيز توان نزديك شدن به آن را ندارد».{همان}.
و نيز چنين شايع شده است: «او هنگامي كه به ري رسيد، خواست از «هو» (خداوند) ياري بخواهد، اما اشتباهاً به جاي «هو» لفظ «كوه» را به زبان آورد و همان‏جا كوه او را دريافت و در شكم خود پنهان كرد».{شهيدي، سيدجعفر، زندگاني علي بن الحسين(ع)}.
شايد در نظر برخي ساختگي بودن اين افسانه‏ها و نيز عدم حضور مادر امام سجاد(ع) در كربلا، امري واضح بوده و نياز به بحث و تحقيق ندارد؛ اما از آنجا كه درباره او مطالب فراواني در ميان مردم و حتي در ميان قشر فرهيخته شايع است، به بحث درباره او مي‏پردازيم.البته باید توجه داشته باشیم از آنجایی که بحث پیرامون این موضوع که مادر امام سجاد(ع) کیست؟از مسائل اختلافی میان مورخین و محدثین بوده و نسبت به مادر دیگرامامان ما اینهمه اختلاف نظر را نمی بینیم،اظهار نظر قطعی در اینباره امری مشکل بوده و به راحتی نمی توان نظر قطعی ارائه داد.به هر حال براي روشن‏تر شدن بحث توجه شما را به مطالب زير جلب مي‏كنيم.

مادر امام سجاد(ع)
با رجوع به منابع مختلف شيعه و سني درمي‏يابيم كه از ميان ائمه شيعي بيشترين اختلاف درباره نام مادر امام سجاد(ع) وجود دارد تا جايي‏كه برخي از محققان با استفاده از منابع مختلف چهارده {‏زندگاني علي بن الحسين(ع)، ص 10 و 11}. و برخي ديگر تا شانزده {‏مقاله «حول السيدة شهربانو» نوشته شيخ محمد هادي يوسفي، مندرج در مجله رسالة الحسين(ع)، سال اوّل، شماره دوّم، ربيع‏الاول 1412} نام براي مادر آن حضرت(ع) ذكر كرده‏اند.{بحارالانوار، ج 46، ص 8-13}. مجموع اين نام‏ها چنين است:
1. شهربانو، 2. شهربانويه، 3. شاه زنان، 4. جهان شاه، 5. شه زنان، 6. شهرناز، 7. جهان بانويه، 8. خولة، 9. برّة، 10. سلافة، 11. غزالة، 12. سلامة، 13. حرار، 14. مريم، 15. فاطمة، 16. شهربان.

با آنكه در منابع تاريخي اهل سنّت بر روي نام‏هايي چون سلافة، سلامة، غزاله بيشتر مانور داده شده است،{ر.ك: افتخارزاده، محمودرضا، شعوبيه ناسيوناليسم ايران، ص‏305} كه از منابعي چون انساب الاشراف بلاذري، طبقات ابن‏سعد، المعارف ابن‏قتيبه دينوري و الكامل مبرّد اسامي فوق را نقل مي‏كند. اما در منابع شيعي و به خصوص منابع روايي آنها، نام شهربانو بيشتر مشهور شده است. بنا به نوشته برخي از محققان{‏شهيدي، زندگاني علي بن الحسين(ع)، ص 12}: اولين بار اين نام در كتاب «بصائر الدرجات» محمد بن حسن صفار قمي (متوفي 290 ق) ديده شده است.{نگا: بحارالانوار، ج 46، ص 9، ح 20}. بعدها محدّث معروف شيعي يعني كليني (م 329 ق) روايت همين كتاب را در كتاب كافي آورد.{اصول كافي، ج 2، ص 369}. بقيه منابع يا از اين دو منبع بهره گرفته و يا آنكه رواياتي ضعيف و بدون سند معتبر را در نوشته‏هاي خود آورده‏اند.{براي آگاهي از سير تاريخي شهربانو در منابع ر.ك: شعوبيه ناسيوناليسم ايراني، ص 289-337}.
در اين روايت چنين آمده است:
«چون دختر يزدگرد را نزد عمر آوردند، دوشيزگان مدينه براي تماشاي او سر مي‏كشيدند و چون وارد مسجد شد، مسجد از پرتوش درخشان گشت. عمر به او نگريست، دختر رخسار خود را پوشيد و گفت: اف بيروج بادا هرمز (واي، روزگار هرمز سياه شد)! عمر گفت: اين دختر مرا ناسزا مي‏گويد و بدو متوجه شد! اميرالمؤمنين(ع) به عمر فرمود: تو اين حق را نداري، به او اختيار ده كه خودش مردي از مسلمانان را انتخاب كند و در سهم غنيمتش حساب كن. عمر به او اختيار داد. دختر بيامد و دست خود را روي سر حسين(ع) گذاشت. اميرالمؤمنين علي(ع) به او فرمود: نام تو چيست؟ گفت: جهان شاه. حضرت فرمود: بلكه شهربانويه باشد.
سپس به حسين(ع) فرمود: اي اباعبدالله! از اين دختر بهترين شخص روي زمين براي تو متولد مي‏شود و علي بن الحسين(ع) از او متولد گشت. آن حضرت را ابن الخيرتين (پسر دو برگزيده) مي‏گفتند؛ زيرا برگزيده خدا از عرب «هاشم» بود و از عجم «فارسي».{با استفاده از ترجمه حاج سيد جواد مصطفوي (اصول كافي، ج 2، ص 369)}
اين روايت از دو جهت سند و متن محل بحث واقع شده است. از جهت سند در آن افرادي مانند ابراهيم بن اسحاق احمرو عمرو بن شمر وجود دارند كه متهم به غلو شده و از سوي رجاليون شيعه مورد تأييد واقع نشده‏اند. {آيت الله خويي، معجم رجال الحديث، ج 1، ص 202 و ج 13، ص 106}.
اما از جهت متن اشكالات زير بيان شده است:
1. اسارت دختري از يزدگرد، به شدّت محل ترديد است.
2. اسارت چنين دختري در زمان عمر و به ازدواج امام حسين(ع) درآمدن در اين زمان نيز غيرقابل قبول است.
3. در هيچ‏يك از منابع معتبر شيعي به جز اين روايت، لقبي با عنوان «ابن الخيرتين» براي امام سجاد(ع) نقل نشده است.
آيا در اينجا نمي‏توان نوعي ايراني‏گري افراطي را ديد كه به خيال خود به جهت پيوند خوردن نسل ساسانيان با نسل پيامبر(ص) در امام سجاد(ع)، خواسته‏اند آن حضرت(ع) را به عنوان «خير اهل الارض» معرفي كنند؟
اين‏گونه نقدها بر گزارش‏هاي حاوي نام شهربانو باعث مي‏شود تا اين گزارش‏ها را از ساحت ائمه(ع) به دور و آن را ساخته دست حديث‏پردازان بدانيم و نام شهربانو را براي مادر آن حضرت(ع) نفي كنيم.
درباره نَسَب مادر امام سجاد(ع) نيز منابع متقدم تاريخي و روايي دچار اختلاف گشته‏اند. برخي مانند يعقوبي (متوفي 281 ق){تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 303}، محمد بن حسن قمي{‏تاريخ قم، ص 195}.، كليني - متوفي 329 ق- {اصول كافي، ج 2، ص 369}، محمد بن حسن صفار قمي - متوفي 290 ق- ، شيخ صدوق (متوفي 381 ق){عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 128}. و شيخ مفيد (متوفي 413 ق){الارشاد، ص 492}. او را دختر يزدگرد دانسته‏اند، هر چند در نام او اتفاق نظر ندارند.
اين نَسَب تقريباً در ميان منابع متأخر به عنوان يك شهرت فراگير جاي خود را باز كرده است؛ به گونه‏اي كه ميدان اظهار وجود براي ديدگاه‏هاي مخالف نگذاشته است.{زندگاني علي ابن الحسين(ع)، ص 12}.
در مقابل اين قول، برخي از منابع متقدم و متأخر ديدگاه‏هاي ديگري مانند سيستاني بودن، سِندي بودن، كابلي بودن او را متذكر شده و بسياري از منابع بدون ذكر محل اسارت او، تنها با عنوان «امّ ولد» (كنيز صاحب فرزند) از او ياد كرده‏اند.{شعوبيه، ص 305}. برخي نام‏هاي بزرگان ايراني همچون سبحان، سنجان، نوشجان و شيرويه را به عنوان پدر او ذكر كرده‏اند.{حول السيدة شهربانو، ص 28}.
براي نقد و بررسي اين نَسَب نمي‏توانيم به بحث‏هاي سندي اين گزارش‏ها تكيه كنيم؛ زيرا هيچ‏يك از اقوال داراي سند مستحكمي نيست. علاوه بر آنكه بيشتر كتاب‏هاي تاريخي همانند تاريخ يعقوبي، مطالب خود را بدون ذكر اسناد نقل مي‏كنند.
بنابراين بايد فقط از راه محتوا به بررسي آنها پرداخت كه در اين راستا اشكالات زير خود را نشان مي‏دهد:
1. مهم‏ترين اشكال اختلاف اين گزارش‏ها در ذكر نام او است كه منابع مختلف پيش گفته اسامي گوناگوني همانند حرار، شهربانو، سلاخه، غزاله براي او نقل كرده‏اند. و اين نشان مي‏دهد كه اين مطالب، سازندگان مختلف با انگيزه‏هاي يكساني داشته است كه همان تعصب ايراني‏گري وارتباط دادن ميان ايرانيان و امامان(ع) از راه نَسَب بوده است تا به خيال خود فره ايزدي و تخمه شاهي را از ساسانيان به امامان شيعه منتقل سازند.
2. اختلاف اين گزارش‏ها در زمان اسارت او نيز يكي ديگر از اشكالات است كه برخي آن را در زمان عمر، برخي ديگر در زمان عثمان و برخي مانند شيخ مفيد آن را در زمان خلافت حضرت علي(ع) دانسته‏اند.{شعوبيه، ص 324}.
3. اصولاً كتبي مانند تاريخ طبري و الكامل ابن اثير كه به صورت سال‏شمار جنگ‏هاي مسلمانان با ايرانيان را تعقيب كرده و مسير فرار يزدگرد را به شهرهاي مختلف ايران نشان داده‏اند، در هيچ موردي به ذكر اسارت فرزندان او نمي‏پردازند؛ با آنكه اين مسأله، بسيار مهم‏تر از حوادث جزئي است كه به آنها اشاره شده است. اين نكته جعلي بودن گزارش اسارت دختران يزدگرد را تقويت مي‏كند.
4. برخي از نويسندگان متقدم همانند مسعودي، هنگام ذكر فرزندان يزدگرد سوم، دختراني با نام‏هاي ادرك، شاهين و مردآوند براي او ذكر مي‏كنند كه اولاً با هيچ‏يك از نام‏هايي كه براي مادر امام سجاد(ع) گفته شده، هماهنگي ندارد و ثانياً خبري از اسارت آنها در تمام نوشته‏هاي خود به ميان نمي‏آورد.{همان، ص 304}.
5. از مهم‏ترين اسناد تاريخي كه مي‏توان درباره مادر امام سجاد(ع) به آن استناد كرد، نامه‏هاي منصورعباسی به محمد بن عبدالله معروف به «نفس زكيه» است كه رهبري مخالفان علوي و طالبي (اولاد ابوطالب) را در مدينه بر عهده داشت و هميشه ميان او و منصور نزاع و درگيري بود.
در يكي از اين نامه‏ها كه منصور قصد ردّ ادعاهاي محمد مبني بر افتخار به نَسَب خود را داده چنين مي‏نگارد: «ما وُلِدَ فيكم بعد وفاة رسول الله(ص) افضل من علي بن الحسين و هو لِاُم ولد».{الكامل في التاريخ، ج 2، ص 570}: يعني، بعد از رحلت پيامبر خدا(ص)در ميان شما شخصيتي برتر از علي بن حسين (امام سجاد(ع)) ظهور نكرده، در حالي‏كه او فرزند ام ولد (كنيز داراي فرزند) بود.
جالب آن است كه هيچ اعتراضي - نه از سوي محمد و نه از سوي ديگران - به اين فقره شنيده نمي‏شود كه علي بن حسين(ع) فرزند كنيز نبود؛ بلكه فرزند شاهزاده‏اي ايراني بود! در حالي‏كه اگر اين داستان واقعيت داشت، حتماً محمد بن عبدالله براي پاسخ دادن، به آن استناد مي‏كرد.
مجموعه اين قرينه‏ها ما را به اين نتيجه مي‏رساند كه دست جعل در ساختن مادري ايراني با اين اوصاف براي امام سجاد(ع) دخالت داشته و عمداً ديدگاه‏هاي ديگر درباره مادر آن حضرت(ع) - بويژه ديدگاه‏هايي كه او را از كنيزكان بلاد ديگر همانند سند مي‏داند - ناديده گرفته است. در حالي‏كه تا قبل از اواخر قرن سوم بيشتر ناقلان، او را از كنيزان سِند يا كابل مي‏دانستند.{حول السيدة شهر بانو، ص 28}.

عدم حضور مادر امام سجاد(ع) در كربلا
در اين باره بايد بگوييم كه تقريباً تمام منابع متقدم شيعي - كه به زندگاني مادر امام سجاد(ع) پس از اسارت پرداخته‏اند - چنين نگاشته‏اند: او در هنگام تولد امام(ع) در همان حالت نفاس از دنيا رفت.{عيون اخبار الرضا(ع)، ج 2، ص 128}.
و نيز چنين گفته‏اند: يكي از كنيزان حضرت علي(ع) به عنوان دايۀ او به بزرگ كردن او پرداخت و مردم خيال مي‏كردند كه او مادر امام(ع) است و بعد از آنكه آن حضرت او را شوهر داد، فهميدند كه او دايه امام(ع) بود، نه مادر او.{بحار الانوار، ج 46. ص 8}
بنابراين، قطعاً از ديدگاه منابع معتبر، حضور مادر امام(ع) در كربلا منتفي است؛ حال با هر نام و نسبي كه مي‏خواهد باشد.

مرقد بي‏بي شهربانو
از مطالب قبل و اثبات عدم حيات مادر امام(ع) بعد از تولد امام(ع) خود به خود اين موضوع روشن مي‏شود. همچنين از سوي محققان معاصر با دلايل قطعي ثابت شده است كه بقعه بي‏بي شهربانو - كه در كوهستان شرق ري معروف به كوه بي‏بي شهربانو پديدار است - هيچ ربطي با مادر امام(ع) ندارد و بنايي است كه در قرون بعدي ساخته شده است. چنان‏كه تاريخ ساخت صندوق منبت كاري آن سال 888 ق را نشان مي‏دهد و درب منبت كاري آن كار عهد صفوي است و الحاقاتي از هنر دوره قاجاريه دارد.{شعوبيه، ص 326}.
عدم ذكر چنين بقعه‏اي در آثار شيخ صدوق - كه خود ساليان دراز در ري مي‏زيسته و به آن آشنايي كامل داشته - مؤيد ديگري بر عدم وجود اين بقعه در قرن چهارم و در زمان شيخ صدوق (متوفي 381 ق) است.
ديگر نويسندگاني هم كه به ذكر احوال عبدالعظيم حسني و شخصيت‏هاي بزرگ مدفون در ري پرداخته‏اند، نامي از چنين بقعه‏اي نبرده‏اند.
اين احتمال وجود دارد كه در قرون بعدي زني پارسا با نام شهربانو در اين مكان دفن شده و با گذشت ساليان، مردمان آن سامان او را با مادر امام سجاد(ع) - كه در آن زمان مشهور به شهر بانو بوده - اشتباه گرفته‏اند و يا برخي اين اشتباه را در زبان مردم انداخته و با انگيزه‏هايي به تقويت آن پرداخته‏اند.براي اطلاع بيشتر از عدم امكان انتساب اين بقعه به شهربانو مادر امام سجاد(ع) ر.ك: دانشنامه ايران باستان و اسلام،نوشته کریمیان؛ ذيل كلمه شهربانو.

زینب_الگوی صبر
۱۳۸۸/۱۲/۰۷, ۱۴:۵۰
http://www.shiapics.ir/images/mahdi_www,shiapics,ir.gif

سلام علیکم

دوستان این صفحه (http://fa.wikipedia.org/wiki/%d8%b4%d9%87%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%88) رو مطالعه کنید و لطفاً دلیل مستدل خودتون برای تایید یا تکذیب اون بفرمایید.

سپاسگذارم
خوب شما میتوانیدمطالبو با منبع معتبر مقایسه کنید ببینید درسته یا نه مثلا کتاب منتهی الامال
اصلا چرا باید رفت سراغ یه همچین سایتهایی ...

میقات
۱۳۸۸/۱۲/۰۸, ۱۹:۵۲
با سلام و درود


"شهربانو" و یا "شهربانویه" بنابر نقل مشهور دختر "یزدگرد سوم" پادشاه ایران بوده است، كه در ایام خلافت عمر اسیر شد، وبه نكاح امام حسین ـ علیه السلام ـ در آمد، و امام زین العابدین ـ علیه السلام ـ ازاو متولد شدند.


بنابر نقل شیخ صدوق در كتاب "عیون اخبارالرضا" این بانوی گرانقدر به هنگام تولد حضرت زین العابدین ـ علیه السلام ـ دیده از جهان فرو بست.


از طرفی در اینكه امام حسین(ع) با شهربانو ازدواج كرده باشد و مادر حضرت زین العابدین(ع)، جناب ایشان بوده است، خدشه های تاریخی، از سوی بعضی تاریخدانان اسلامی وارد شده است، مانند جناب دكتر شهیدی در كتاب زندگی امام سجاد(ع) در باره این واقعه تاریخی ابراز شك میكند، و از لحاظ اسناد تاریخی مسأله را مردود می داند.

میقات
۱۳۸۸/۱۲/۰۸, ۱۹:۵۵
درباره این كه بقعه بی بی شهربانو در شهر ری مربوط به كیست؟ سخن بسیار است، ولی آن چه شاید مسلم باشد این است كه این بقعه، آرامگاه همسر سیدالشهداء(ع) نیست.

مرحوم شیخ صدوق، در كتاب "عیون اخبار الرضا" آورده كه شهر بانو همسر گرامی امام حسین(ع) در هنگام زادن امام سجاد(ع) در گذشته است. در بعضی نقل ها هم آمده كه وی پس از شهادت حضرت امام حسین(ع) خود را در شط فرات افكند و غرق شد، و یا اینكه امام(ع) هنگام عزیمت به عراق او را به ایران فرستاد و چون به شهر ری رسید در گذشت.



اما هیچ كدام از موارد فوق در مآخذ و یا اسناد معتبر دیده نشده است.

میقات
۱۳۸۸/۱۲/۰۸, ۱۹:۵۹
شهید مطهری در کتاب "خدمات متقابل اسلام و ایران"، چاپ 24، ص 107 به بعد، در این زمینه مطالبی بیان نموده اند که برخی از آنها را می آورم:


قبلًا ثابت كرديم كه اسلامِ ايرانيان تدريجى بوده است و نفوذ و سلطه عميق اسلام بر روح ايرانيان و غلبه آن بر كيش زرتشتى بيشتر در دوره‏هايى صورت گرفته كه ايرانيان استقلال خود را باز يافته بودند. ... خود آقاى "ادوارد براون" در جاهاى متعدد كتاب خود اقرار و اعتراف مى‏كند كه ايرانيان دين اسلام را به طوع و رغبت پذيرفتند.


ادوارد براون از دوزى (مستشرق معروف هلندى) دركتاب اسلام نقل مى‏كند كه: «مهمترين قومى كه تغيير مذهب دادند ايرانيان بودند، زيرا آنها اسلام را نيرومند و استوار نمودند نه عرب، و از ميان آنها بود كه جالب ترين فرق اسلامى برخاسته است.»

عكس العملى كه ايرانيان در برابر اسلام نشان دادند آن چنان موافق و لبريز از عشق و علاقه بود كه جاى اين نيست گفته شود احساسات ملى يا احساسات مذهبى كهن آنها را وادار كرده است كه در زير پرده تشيع عقايد مذهبى كهن خويش را اشاعه دهند.

میقات
۱۳۸۸/۱۲/۰۸, ۲۰:۰۲
اگر از زاويه تاريخ بنگريم اصل داستان شهربانو و ازدواج او با امام حسين عليه السلام و ولادت امام سجاد عليه السلام از شاهزاده‏اى ايرانى مشكوك است.

در اينجا اصل داستان كه يزدگرد دخترى به نام شهربانو يا نام ديگر داشته و به افتخار عقد زناشويى حسين بن على عليه السلام و مادرى امام سجاد عليه السلام نائل شده باشد، از نظر مدارك تاريخى سخت مشكوك است.

مورخين عصر حاضر عموماً در اين قضيه تشكيك مى‏كنند و آن را بى‏اساس مى‏دانند. مى‏گويند در ميان همه مورخين تنها يعقوبى جمله‏اى دارد به اين مضمون كه گفته است: مادر على بن الحسين عليه السلام «حرار» دختر يزدجرد بود و حسين عليه السلام نام او را غزاله نهاد.

خود "ادوارد براون" از كسانى است كه داستان را مجعول مى‏داند. "كريستن سن" نيز قضيه را مشكوك تلقى مى‏كند. "سعيد نفيسى" در تاريخ اجتماعى ايران آن را افسانه‏ مى‏داند.

و اگرفرض كنيم اين داستان را ايرانيان به همين منظور جعل كرده و ساخته‏اند، حتماً پس از حدود دويست سال از اصل واقعه بوده است؛ يعنى مقارن با استقلال سياسى ايران بوده است و اين پس از آن است كه از پيدايش مذهب شيعه نيز در حدود دويست سال گذشته بوده است.

اكنون چگونه ممكن است كه گرايش ايرانيان به تشيع مولود شايعه شاهزادگى ائمه اطهار بوده باشد؟

میقات
۱۳۸۸/۱۲/۰۸, ۲۰:۰۶
اينكه گفتيم پيوند زناشويى امام حسين عليه السلام با دختر يزدگرد مشكوك است از نظر تاريخ است، ولى در پاره‏اى از احاديث اين مطلب تأييد شده است. از آن جمله روايت كافى (اصول کافی، کتاب الحجة، باب مولد علی بن الحسین، روایت اول) است كه مى‏گويد: دختران يزدگرد را در زمان عمر به مدينه آوردند و دختران مدينه به تماشا آمدند. عمر به توصيه امير المؤمنين عليه السلام او را آزاد گذاشت كه هر كه را مى‏خواهد انتخاب كند و او حسين بن على عليه السلام را انتخاب كرد.

ولى گذشته از عدم انطباق مضمون اين روايت با تاريخ، در سند اين روايت دو نفر قرار دارند كه اين روايت را غير قابل اعتماد مى‏كند: يكى ابراهيم بن اسحاق احمرى نهاوندى است كه علماى رجال او را از نظر دينى متهم مى‏دانند و روايات او را غير قابل اعتماد مى‏شمارند، و ديگرى عمرو بن شمر است كه او نيز كذّاب و جعّال خوانده شده است.


من نمى‏دانم ساير رواياتى كه در اين مورد است از اين قبيل است يا نه. بررسى مجموع احاديثى كه در اين زمينه وارد شده است، احتياج به مطالعه و تحقيق بيشترى دارد.

___________________________________
کتاب "خدمات متقابل اسلام و ایران"، چاپ 24، ص 107 به بعد.

یزدگرد 4
۱۳۸۹/۰۲/۰۹, ۰۲:۱۰
بی بی شهربانو زن شاهزاده ایران امام حسین بود

چشم ابری
۱۳۸۹/۰۲/۰۹, ۱۴:۱۹
بی بی شهربانو مایه افتخار وآبروی ما ایرانیان است.

یزدگرد 4
۱۳۸۹/۰۲/۰۹, ۱۴:۲۸
بنام اهورامزدا

بی بی شهربانو شاهزاده ایران در عصر ساسانی بود که با حسین بن علی ازدواج کردند پس حسین شاه ایران است و فرزند ایشان شاهزاده ایران .
بر ماست که احترام ایشان را به شایستگی بداریم و در مقابل دشمنان و اعراب ایرانی نما بایستیم.

یزدگردچهارم ساسانی

HONARGRAPH
۱۳۸۹/۰۲/۰۹, ۱۷:۲۴
بنام اهورامزدا

بی بی شهربانو شاهزاده ایران در عصر ساسانی بود که با حسین بن علی ازدواج کردند پس حسین شاه ایران است و فرزند ایشان شاهزاده ایران .
بر ماست که احترام ایشان را به شایستگی بداریم و در مقابل دشمنان و اعراب ایرانی نما بایستیم.

یزدگردچهارم ساسانی

تا جهانبینی انسانها طبق فرمان الهی درست نشود به کمال نمیرسیم: لهذا ای عرب وعجم کنیم چیزی درست نمیشود
(گیرم پدر تو بود فاضل از فضل پدر تورا چه حاصل)

شهاب*
۱۳۸۹/۰۷/۰۸, ۱۳:۵۲
شهربانو و امام حسین (ع)
افسانه اي به رنگ واقعيت

باور بسیاری از مسلمانان این است که شهربانو دختر یزدگرد ساسانی همسر امام حسین (ع) بوده و گاه حتی به این مسئله افتخار هم می ورزند که حسین (ع) داماد ایرانیان بوده است و بنابراین بعد از کشته شدنش ایرانیان بسیار غمگین شده اند و هر سال مراسم عزاداری برپا می کرده اند.
و اما حقیقت چیست ؟ آیا واقعا حسین (ع) شوهر شهربانو بوده و یا این داستان ساخته و پرداخته ی ذهن "شعوبیون"(۱) است ؟
علامه مجلسی در بحار الانوار (ج۱۱-ص۴) می گوید: "مادر امام سجاد(ع)، شهربانو دختر یزدگرد ساسانی بوده است که در زمان عمر و در جنگ های ایران و اعراب اسیر و به مدینه آورده شد. از او تنها یک پسر به دنیا آمد که سجاد (ع) است."
در این قصه تصریح شده است که شهربانو از اسرای مدائن است و عمر قصد داشت او را بکشد و حضرت امیر (ع) نجاتش داد. پیداست سازندگان این داستان که ایران پرستان بوده‌اند خواسته اند علی را در برابر عمر که دشمن ساسانیان و شکست دهنده‌ی سپاه یزدگرد است، طرفدار ساسانیان جلوه دهند ولی متوجه نشده اند که اگر سجاد (ع) نوه‌ی یزدگرد است و دختر شهربانو، پس باید حسین (ع) در سال ۱۸ ازدواج کرده باشد (در سن 15 سالگی) در حالی که سجاد (ع) در سال ۳۸ متولد شده است.
حال اگر هر دو اشتباه بالا را تایید کنیم اشکال دیگری پدید می‌آید و آن اینکه میان شکست یزدگرد و اسیر شدن خانواده‌اش ۲۰ سال فاصله می‌افتد. و تصریح هم شده که شهربانو جز سجاد (ع) فرزندی نیاورده است.
علامه‌ی مجلسی که متوجه عیب کار شده، راه حلی به نظرش می‌رسد و می‌گوید: "بعید نیست که در این روایت کلمه‌ی عمر تصحیف کلمه‌ی عثمان باشد. یعنی قضیه در زمان عثمان اتفاق افتاده اما اشتباهی بجای عثمان، عمر نوشته اند.
دنباله‌ی روایت که از امام صادق (ع) نقل می‌شود این چنین است:
علی فقال: چه نام داری ای کنیزک ؟
دختر یزدگرد قالت: جهانشاه
فقال:بل شهربانو یه
قالت:تلک اختی
قال: راست گفتی!
راوی نمی‌دانسته بر فرض که علی (ع) با دختر یزدگرد فارسی هم حرف بزند، با این فارسی ای که علی حرف می‌زند شهربانو اصلا نمی‌فهمد، چرا که حضرت به فارسی دری صحبت می‌کند که چند قرن بعد از اسلام زبان ایرانیان شد و بلا گویش محلی مردم خراسان بود و دختر یزدگرد به زبان پهلوی ساسانی حرف می‌زده. از همه جالب تر اینکه علی (ع) به فارسی دری با شهربانو حرف می‌زند و شهربانو عربی جواب می‌دهد.
و جالب تر توجیه مجلسی است از اینکه چرا وی نامش جهان شاه است و علی آن را تغییر می‌دهد، مجلسی می گوید: "برای اینکه شاه از اسامی خدا است! چنان که در خبر آمده علت (ع) نهی از بازی شطرنج این است که می‌گویند: "شاه مات شد". به خدا قسم که شاه مات نمی‌شود!
حدیثی از سجاد (ع) نقل شده که می گوید: "من پسر دو برگزیده‌ی برترم.(جدش رسول خدا و مادرش دختر یزدگرد پادشاه) : و ان غلاما بین کسری و هاشم / لا کرم من ینطت علیه التمائم (پسر بچه ای در میان خسرو و هاشم / گرامی ترین کسی که بر او حزر های چشم زخم بسته اند)
http://www.sharghian.com/aks/images/imam_hossein_shahrbanooo_copy1.jpg تفاخر امام به نواده‌ی شاه ساسانی با روح شیعه مغایر است که برتری نژادی و قومی با روح اسلام متضاد است. از پیامبر هم این وسط نقل شده که: "از میان بندگان خدا، دو نژاد برتر برگزیده است، از عرب قریش و از عجم فارس (یعنی ایرانی ها، قوم پارس که ساسانیان از آنهایند)
شهربانو می گوید: "من قبل از ورود لشکر مسلمین به ایران مسلمان شدم! شبی خواب دیدم که حضرت محمد (ص) و امام حسین (ع) به خانه ی من (کاخ یزدگرد) آمدند و او در خواب مرا با امام عقد کرد. شب دیگر فاطمه (س) آمد و مرا به اسلام خواند و مسلمان شدم."
نکته ی جالب در این روایت اینجاست که اول محمد (ص)، حسین (ع) را با شهربانو عقد می کند (ازدواج یک مسلمان و یک غیر مسلمان) و شب بعد فاطمه (س) او را به اسلام دعوت می‌کند. راوی از بس عجله داشته اول مراسم ازدواج را می‌سازد و بعد مراسم مذهبی ورود او را به اسلام!
و این گونه مرد هاشمی با دختر ساسانی ازدواج می کند (پیش از آنکه مسلمان شود و نه به عنوان یک مرد مسلمان و یک زن مسلمان) قومیت رفته در اسلام آمده پنهان می‌شود، سلطنت ساسانی با نبوت اسلامی پیوند می‌خورد و فر ایزدی با نور محمدی در‌می آمیزد.
غالب اسلام شناسان و ایران شناسان بزرگی که به این گونه روایات ایرانی مآب هم گرایش دارند تا اصالت نهضت اسلام را خدشه دار کنند، آنرا مجعول دانسته اند. مثل هرمان آته، ادوارد براون و کریستینسن.
همچنین این دو روایت از ۱- ابراهیم بن اسحاق احمری نهاوندی که از نظر اعتقاد دینی مشکوک و متهم است و ۲- عمروبن شمر که از نظر علم الرجال شیعه کذاب و جعال وصف گردیده نقل شده است.
شعوبیان به این هم اکتفا نکردند و شخصیت مجعول دیگری ساختند با عنوان"کیهان بانو" خواهر شهربانو! و این چنین کیهان بانو می شود مادر مادربزرگ امام صادق (ع). در حالی که در منابع عربی هیچ نشانی از او نیست.(۲) در خصوص شهربانو هم، با همان سرعتی که وارد تاریخ می‌شود، با همان سرعت هم خارج می‌شود و دیگر اثری از او در هیچ یک از ماجراهای مربوط به حسین (ع) نمی‌بینیم.
این گونه با یک بازی ماهرانه قومیت ایرانی و سلطنت رو به زوال رفته‌ی ساسانی احیا می‌شود و شهربانو با همکاری محمد (ص) و فاطمه (س) (۱۸ سال پس از مرگش!) و علی (ع) و حسین (ع) وارد خاندان اهل بیت (س) می‌شود و به ازدواج حسین (ع) در می آید که سلسله‌ی امامت از نسل اوست و همسر حسن (ع) نمی‌شود که فرزندان او امام نیستند!
همسر پیغمبر هم نمی‌شود که اگر می‌شد یک همسر عادی مثل بقیه همسران او به حساب می‌آمد. این گونه شهربانو با تنها فرزندی که به دنیا می‌آورد (و اتفاقا آن هم پسر است!) ‌و باز هم اتفاقا اسمش سجاد، نسل امامت را ادامه می‌دهد.
و اینکه چرا این دروغ آشکار توسط "نهضت شعوبیه" ساخته و پرداخته شد، می‌توان به اختصار به علل زیر اشاره کرد:
۱- عمر که منقرض کننده‌ی حکومت ساسانی است در اینجا در مقابل علی (ع) مظهر اسلام و سرسلسله‌ی اهل بیت قرار می‌گیرد و محکوم می‌شود.
۲- انقراض ساسانیان به عمر نسبت داده می‌شود نه اسلام.
۳- خلافت با سلطنت ساسانی مخالف است اما امامت مدافع آن است.
۴- تسنن (عمر) دشمن سلطنت ساسانی و تشیع (علی) دوستدار آن است.
۵- ورود ایران به اسلام پس از فتح مدائن به وسیله‌ی عمر و نتیجه‌ی ورود مسلمین به ایران نیست، نتیجه‌ی ورود پیغمبر اسلام و دخترش فاطمه (س) به مدائن و آمدن به کاخ یزدگرد و عقد دخترش و دعوت او به اسلام است.
۶- یزدگرد، آخرین پادشاه ساسانی که به وسیله‌ی عمر رانده می‌شود و از برابر سپاه خلیفه می‌گریزد، به وسیله‌ی شخص پیغمبر بر‌می‌گردد و وارد اهل بیتش می‌شود و در کنار پیغمبر یکی از دو سرسلسله‌ای می‌شود که دودمان نبوت را می‌سازد.
۷- همه‌ی فضائل و مناقب ائمه‌ی اهل بیت بین تبار پیغمبر اسلام و تبار یزدگرد ساسانی تقسیم می‌شود.
۸- تداوم امامت سجاد (ع) تا مهدی موعود (عج) تداوم سلطنت ساسانی را در بر می‌گیرد.
۹- نور محمدی که از نور الهی منشعب شده با فره ایزدی که در تبار ساسانی است و از اهورامزدا سر زده به هم می‌آمیزد.
۱۰- در ولایت ائمه که حکومت حقیقی شان تا پایان خلقت بر زمین و آسمان جاری است، سلطنت ساسانی نیز وجود دارد.(۳)

پاورقی ها:
۱- نهضت شعوبیه نهضتی بود که در دو قرن اول ورود اعراب به ایران شکل گرفت و پایه کاری خود را بر احیای فرهنگ ایرانی و سلطنت شاهنشاهی گذاشت. در اول کار به آنها "اهل تسویه" می گفتند که خواهان برابری عرب و عجم بودند و شعارشان این آیه‌ی قرآن که: "یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و الانثی و جعلناکم شعوبا.." اما به فاصله‌ی مدت کمی اهل تفضیل شدند و رای به برتری عجم به عرب دادند و احیای ارزش های قومی و مفاخر تاریخی را دنبال کردند. آنها با داشتن روحیه ی پان ایرانیستی، هر گونه دخالت اعراب در ایران را محکوم می کردند و شروع به کار فرهنگی و جعل داستان ها و نسبت دادن گفته های قومی – ملیتی ایرانی به افراد بزرگ کردند. از جمله همین داستان و اظهار نظرهای عجیب از قول امام صادق (ع) درباره‌ی عید نوروز!
۲- مغز متفکر جهان شیعه، ذبیح الله منصوری
۳- برداشتی از کتاب ارزشمند تشیع علوی-تشیع صفوی، نوشته‌ی دکتر علی شریعتی. ص ۹۰-۱۰۴



http://www.sharghian.com/mag2/archive/005821.html

ْآلاله
۱۳۸۹/۰۷/۰۸, ۱۵:۵۵
کلا ویکی پدیا خیلی قابل اعتماد نیست چون یک دایره المعارف آزاده و هر کسی می تونه توش مطلب بنویسه.
البته بنده لینک شما رو نخوندم ولی از روی شناختی که از ویکی پدیا دارم این حرف رو می زنم.
كاملا موافقم مخصوصا ويكيپدياي فارسي .

من خودم چند بار مطالبي نياز داشتم بهش مراجعه كردم خوندم ايراداي فراوان زيادي داشت.البته بيشتر قسمتهايي از اطلاعاتش كه مسائل ديني توش وجود داره يا سياسي جهت گيري هاي خاصي داره و خيلي مواقع مطابق با واقع نيست .

ali_farazande
۱۳۹۲/۰۵/۲۲, ۱۲:۲۹
با سلام. اولا تواریخ عمری ها سرشار از دروغ ها و نیرنگ ها و کتمان ها برای کمرنگ کردن نور تشیع هست که اگر بخواهید مدارک گامل دال بر این قضیه را میفرستم مانند اخبار یوم الدار و حضور حسنین علیهما السلام در فتح ایران که دوستان میتونند با یه سرچ ببینن حد نیرنگ تا کجا میتونه باشه.. پس نمیشه نقل نشدن خبر به وسیله یه مقرض رو دلیل بر نبودن خبر گذاشت..

ثانیا نسبت به بقعه منصوب به بیبی شهربانو و بیبی ذبیده در ری شبهات زیاد است اما تا به حال کسی رو ندیده بودم که بگه چون سند بقعه ضعیفه پس همچین فردی نبوده!! و فقط میگن محل دفنش اینجا احتمالا نیست و جای دیگس!!
پس تکلیف ما نسبت به قبر گمشده حضرت زهرا و اختلاف احادیث بقعه زینب کبری سلام الله علیهما که مشخصه!!!
ثالثا دوست عزیز .. این درست که ما باید اخبارمون رو صحیح کنیم اما شبهات دشمنان بسیار است که با رفعشون نجات عده ای را باعث میشویم .. بین این همه شبهه چرا باید دست روی مثلا مقاتل ابی عبدالله علیه السلام گذاشته شود؟؟؟!!!
قایلین به وجود بی بی شهربانو در صورت صحت حرف شما جهنمی نخواهند بود ولی شبهات زیادی وجود دارد که قاییلنش خالد نار میشوند و در صورت صحت این خبر این شمایید که باید جوابگوی مادر امام معصوم باشید..

رابعا اینکه شما بفرمایید مادر حضرت سجاد سلام الله علیه چه شخصی بوده؟؟ مگر خبر دیگری وجود دارد؟؟

خامسا اینکه در خبر اصل بر دو دختر است که دیگری همسر محمد ابن ابوبکر رضوان الله علیه میشود و نام شاه زنان مربوط به این بانوست..

سادسا نیت شما چه بود از این رفع شبهه؟؟
کمک به اعتلای اهل بیت؟؟؟؟؟؟
باید بدونی این اخبار در صورت یقین هم باید بین خواص مطرح بشه چرا که ذهن عوام با دیدن این اخبار تحریک میشه...
تبریک به این همه شیعه گری !!!!
سادسا عجیبتر از همه اینه بچه شیعه... که اخبار کنیز هندی و کابلی رو قبول کنیم و این اخبار مورد وثوق کلینی و صدوق علی ابن حسن قمی رو رد کنیم!!!!!

yanoor
۱۳۹۲/۰۵/۲۳, ۱۰:۱۰
تا آنجا که من شنیده ام ویکی پدیا یک سایت صهیونیستی است البته خودم از قبلاز این که این مورد را بدانم گاهی به

این سایت بطور اتفاقی رجوع می نمودم

اما بعد که این موضوع را شنیدم عمدا اگر برای تحقیقی به آن مراجعه نمایم توجه بیشتری دارم ببینم در آن مورد چه

نوشته است ............

و ظاهرا قسمتهایی هم برای ویرایش دارد که اگر عضو شویم بتوانیم اطلاعات درست تری بنویسیم در آن موضوع

بنابر این به نظر من سایتی است که باید زیر نظر داشتش و اگر موارد غلطی دارد تصحیح نمود که موارد

اشتباه شایع نشود ...

talleb
۱۳۹۲/۰۵/۲۳, ۱۱:۱۲
کلا ویکی پدیا خیلی قابل اعتماد نیست چون یک دایره المعارف آزاده و هر کسی می تونه توش مطلب بنویسه.
البته بنده لینک شما رو نخوندم ولی از روی شناختی که از ویکی پدیا دارم این حرف رو می زنم.بجای این حرفا که ویکی پدیا چنین و چنان است اگه راست میگی نوشته ویکی پدیا را نقد کن و ثابت کن که اشتباه کرده تا ما هم درستش رو بدونیم!!!
حرف منطق منطقه هر کی و هر سایتی میخواد گفته باشه!!!

yanoor
۱۳۹۲/۰۵/۲۳, ۱۱:۴۰
اتفاقا در مورد اگر اشتباه نکنم نواب صفوی در توضیحش و تعریف وی در قسمتی

نوشته ای نوشته بود که تروریست بوده من نوشتم او یک انقلابی مومن و مسلمان بوده است

..................

این را از این جهت نوشتم که هم شما شاهد خواسته بودید و هم اینکه بله ممکن است حرفهای و مطالب درستی بنویسد

اما لابلای مطالب را دقت کنید هدف اشتباه خود را نگنجانند که در طول زمان نهادینه شود

مقداد
۱۳۹۶/۱۰/۱۳, ۰۸:۱۷
شهربانو

جمع بندی

پرسش:
آیا ازدواج امام حسین(علیه السلام) با شهربانو دختر یزدگرد پادشاه ایران صحت دارد و واقعا این خانم مادر امام سجاد(علیه السلام) می باشد؟

پاسخ:

با رجوع به منابع مختلف شیعه و سنى درمى‏یابیم که از میان ائمه شیعى بیشترین اختلاف د رباره نام مادر امام سجاد(ع) وجود دارد تا جایى‏که برخى از محققان با استفاده از منابع مختلف چهارده نام(1)و برخى دیگر تا شانزده‏(2).نام براى مادر آن حضرت(ع) ذکر کرده ‏اند(3).مجموع این نام‏ها چنین است:
1. شهربانو، 2. شهربانویه، 3. شاه زنان، 4. جهان شاه، 5. شه زنان، 6. شهرناز، 7. جهان بانویه، 8. خولة، 9. برّة، 10. سلافة، 11. غزالة، 12. سلامة، 13. حرار، 14. مریم، 15. فاطمة، 16. شهربان.
با آن که در منابع تاریخى اهل سنّت بر روى نام‏هایى چون سلافة، سلامة، غزاله بیشتر مانور داده شده است،(4).اما در منابع شیعى و به خصوص منابع روایى آنها، نام شهربانو بیشتر مشهور شده است. بنا به نوشته برخى از محققان(5).: اولین بار این نام در کتاب «بصائر الدرجات» محمد بن حسن صفار قمى (متوفى 290 ق) دیده شده است.(6) بعدها محدّث معروف شیعى یعنى کلینى (م 329 ق) روایت همین کتاب را در کتاب کافى آورد.(7).بقیه منابع یا از این دو منبع بهره گرفته و یا آن که روایاتى ضعیف و بدون سند معتبر را در نوشته‏ هاى خود آورده اند.(8)
در این روایت چنین آمده است:
«چون دختر یزدگرد را نزد عمر آوردند، دوشیزگان مدینه براى تماشاى او سر مى‏کشیدند و چون وارد مسجد شد، مسجد از پرتوش درخشان گشت. عمر به او نگریست، دختر رخسار خود را پوشید و گفت: اف بیروج بادا هرمز (واى، روزگار هرمز سیاه شود)! عمر گفت: این دختر مرا ناسزا مى‏گوید و بدو متوجه شد! امیرالمؤمنین(ع) به عمر فرمود: تو این حق را ندارى که به او آسیبی برسانی، به او اختیار ده که خودش مردى از مسلمانان را انتخاب کند و در سهم غنیمتش حساب کن. عمر به او اختیار داد. دخترآمد و دست خود را روى سر حسین(ع) گذاشت. امیرالمؤمنین على(ع) به او فرمود: نام تو چیست؟ گفت: جهان شاه. حضرت فرمود: بلکه شهربانویه باشد.
سپس به حسین(ع) فرمود: اى اباعبدالله! از این دختر بهترین شخص روى زمین براى تو متولد مى‏شود و على بن حسین(ع) از او متولد گشت. آن حضرت را ابن الخیرتین (پسر دو برگزیده) مى‏گفتند؛ زیرا برگزیده خدا از عرب «هاشم» بود و از عجم «فارسى».(9)
این روایت از دو جهت سند و متن محل بحث واقع شده است. از جهت سند در آن افرادى مانند ابراهیم بن اسحاق احمر(10) و عمرو بن شمر وجود دارند که متهم به غلو شده و از سوى علمای شیعه مورد تأیید واقع نشده‏اند.(11)
اما از جهت متن اشکالاتی دارد بدین شرح :
- اسارت دخترى از یزدگرد، به شدّت محل تردید است.
- اسارت چنین دخترى در زمان عمر و به ازدواج امام حسین(ع) درآمدن در این زمان نیز غیرقابل قبول است.
- در هیچ‏یک از منابع معتبر شیعى به جز این روایت، لقبى با عنوان «ابن الخیرتین» براى امام سجاد(ع) نقل نشده است.
آیا در این جا نمى‏توان نوعى ایرانى‏گرایى افراطى را دید که به خیال خود به جهت پیوند خوردن نسل ساسانیان با نسل پیامبر(ص) در امام سجاد(ع)، خواسته‏اند آن حضرت(ع) را به عنوان «خیر اهل الارض» معرفى کنند؟
این‏گونه نقدها بر گزارش‏هاى حاوى نام شهربانو باعث مى‏شود تا این گزارش‏ها را از ساحت ائمه(ع) به دور و آن را ساخته دست حدیث‏ پردازان بدانیم و نام شهربانو را براى مادر آن حضرت(ع) نفى کنیم.
درباره نَسَب مادر امام سجاد(ع) نیز منابع متقدم تاریخى و روایى دچار اختلاف گشته‏اند. برخى مانند یعقوبى (متوفى 284 ق)(12) ، محمد بن حسن قمی(13) ، کلینى (متوفى 329 ق)(14) ، محمد بن حسن صفار قمى (متوفى 290 ق) علامه مجلسی(15) ، شیخ صدوق (متوفى 381 ق)(16) و شیخ مفید (متوفى 413 ق)(16) او را دختر یزدگرد دانسته ‏اند، هر چند در نام او اتفاق نظر ندارند.
این نَسَب تقریباً در میان منابع متأخر به عنوان یک شهرت فراگیر جاى خود را باز کرده است؛ به گونه‏ اى که میدان اظهار وجود براى دیدگاه‏هاى مخالف نگذاشته است.(17)
در مقابل این قول، برخى از منابع متقدم و متأخر دیدگاه‏هاى دیگرى مانند سیستانى ، سِندى ، و یاکابلى بودن او را متذکر شده و بسیارى از منابع بدون ذکر محل اسارت او، تنها با عنوان «امّ ولد» (کنیز صاحب فرزند) از او یاد کرده‏اند. (18)برخى نام‏هاى بزرگان ایرانى هم چون سبحان، سنجان، نوشجان و شیرویه را به عنوان پدر او ذکر کرده ‏اند.(19)
براى نقد و بررسى این نَسَب نمى‏توانیم به بحث‏هاى سندى این گزارش‏ها تکیه کنیم؛ زیرا هیچ‏یک از اقوال داراى سند مستحکمى نیست. علاوه بر آن که بیشتر کتاب‏هاى تاریخى همانند تاریخ یعقوبى، مطالب خود را بدون ذکر اسناد نقل مى‏کنند.
بنابراین باید فقط از راه محتوا به بررسى آن ها پرداخت که در این راستا اشکالات زیر خود را نشان مى‏دهد:
1. مهم‏ترین اشکال اختلاف این گزارش‏ها در ذکر نام او است که منابع مختلف پیش گفته اسامى گوناگونى همانند شهربانو، سلاخه، غزاله براى او نقل کرده‏اند. و این نشان مى‏دهد که این مطالب، سازندگان مختلف با انگیزه‏ هاى یکسانى داشته است که همان تعصب ایرانى‏گرى وارتباط دادن میان ایرانیان و امامان(ع) از راه نَسَب بوده است تا به خیال خود فره ایزدى را از ساسانیان به امامان شیعه منتقل سازند.
2. اختلاف این گزارش‏ها در زمان اسارت او نیز یکى دیگر از اشکالات است که برخى آن را در زمان عمر، برخى دیگر در زمان عثمان و برخى مانند شیخ مفید آن را در زمان خلافت حضرت على(ع) دانسته‏ اند.( 20)
3. اصولاً کتاب هایى مانند تاریخ طبرى و الکامل ابن اثیر که به صورت سال‏شمار جنگ‏هاى مسلمانان با ایرانیان را تعقیب کرده و مسیر فرار یزدگرد را به شهرهاى مختلف ایران نشان داده‏اند، در هیچ موردى به ذکر اسارت فرزندان او نمى‏پردازند؛ با آن که این مسأله، بسیار مهم‏تر از حوادث جزئى است که به آن ها اشاره شده است. این نکته جعلى بودن گزارش اسارت دختران یزدگرد را تقویت مى‏کند.
4. برخى از نویسندگان متقدم همانند مسعودى، هنگام ذکر فرزندان یزدگرد سوم، دخترانى با نام‏هاى ادرک، شاهین و مردآوند براى او ذکر مى‏کنند که اولاً با هیچ‏یک از نام‏هایى که براى مادر امام سجاد(ع) گفته شده، هماهنگى ندارد و ثانیاً خبرى از اسارت آن ها در تمام نوشته‏ هاى خود به میان نمى ‏آورد.(21)
5. از مهم‏ترین اسناد تاریخى که مى‏توان درباره مادر امام سجاد(ع) به آن استناد کرد، نامه‏ هاى منصور به محمد بن عبدالله معروف به «نفس زکیه» است که رهبرى مخالفان طالبى (اولاد ابوطالب) را در مدینه بر عهده داشت و همیشه میان او و منصور نزاع و درگیرى بود.
در یکى از این نامه‏ ها که منصور قصد ردّ ادعاهاى محمد مبنى بر افتخاریه نَسَب خود را داده چنین مى‏ نگارد: «ما وُلِدَ فیکم بعد وفاة رسول الله(ص) افضل من على بن الحسین و هو لِاُم ولد».(22) یعنی، بعد از رحلت پیامبر خدا(ص)در میان شما شخصیتى برتر از على بن حسین (امام سجاد(ع)) ظهور نکرده، در حالى‏که او فرزند ام ولد (کنیز داراى فرزند) بود.
جالب آن است که هیچ اعتراضى - نه از سوى محمد و نه از سوى دیگران - به این فقره شنیده نمى‏شود که على بن حسین(ع) فرزند کنیز نبود؛ بلکه فرزند شاهزاده ‏اى ایرانى بود! در حالى‏که اگر این داستان واقعیت داشت، حتماً محمد بن عبدالله براى پاسخ دادن، به آن استناد مى‏کرد.
مجموعه این قرینه‏ ها ما را به این نتیجه مى‏رساند که دست جعل در ساختن مادرى ایرانى با این اوصاف براى امام سجاد(ع) دخالت داشته و عمداً دیدگاه‏هاى دیگر درباره مادر آن حضرت(ع) - بویژه دیدگاه‏هایى که او را از کنیزکان بلاد دیگر همانند سند مى‏داند - نادیده گرفته است. در حالى‏که تا قبل از اواخر قرن سوم بیشتر ناقلان، او را از کنیزان سِند یا کابل مى‏دانستند.(22) بدینسان اظهار نظر قطعی در باره ایرانی بودن امام سجاد مشکل و دلایل و قراین خلاف آن را اثبات می نماید . اگر چه مشهور آن است که شهر بانو دختر یزگرد همسر امام سجاد (ع) می باشد و علت شهرت آن می تواند پیوند نسل ایرانی به بنی هاشم و خاندان پیامبر و هم چنین حضور ایرانیان در کربلا باشد بدین معنا که هم مادر امام سجاد و هم خود حضرت در کربلا حضور داشته و این افتخار بزر گ برای ایرانیان است .همچنین وجود بارگاه منتسب به شهر بانو در شاه عبد العظیم می تواند موجب این شهرت باشد و حال آنکه در این باره باید بگوییم که تقریباً تمام منابع متقدم شیعى - که به زندگانى مادر امام سجاد(ع) پس از اسارت پرداخته ‏اند - چنین نگاشته ‏اند: او در هنگام تولد امام(ع) در همان حالت نفاس از دنیا رفت.(23) و نیز چنین گفته‏ اند: یکى از کنیزان حضرت على(ع) به عنوان دایه به بزرگ کردن او پرداخت و مردم خیال مى‏کردند که او مادر امام(ع) است و بعد از آنکه آن حضرت او را شوهر داد، فهمیدند که او دایه امام(ع) بود، نه مادر او.(24)

بنابراین، قطعاً از دیدگاه منابع معتبر، حضور مادر امام(ع) در کربلا منتفى است؛ حال با هر نام و نسبى که مى‏خواهد باشد.
از مطالب قبل و اثبات عدم حیات مادر امام بعد از تولد امام(ع) خود به خود این موضوع روشن مى‏شود. هم چنین از سوى محققان معاصر با دلایل قطعى ثابت شده است که بقعه بى ‏بى شهربانو - که در کوهستان شرق رى معروف به کوه بى ‏بى شهربانو پدیدار است - هیچ ربطى با مادر امام(ع) ندارد و بنایى است که در قرون بعدى ساخته شده است. چنان‏که تاریخ ساخت صندوق منبت کارى آن سال 888 ق را نشان مى‏دهد و درب منبت کارى آن کار عهد صفوى است و الحاقاتى از هنر دوره قاجاریه دارد.(25)
عدم ذکر چنین بقعه‏ اى در آثار شیخ صدوق - که خود سالیان دراز در رى مى‏زیسته و به آن آشنایى کامل داشته - مؤید دیگرى بر عدم وجود این بقعه در قرن چهارم و در زمان شیخ صدوق (متوفى 381 ق) است.
دیگر نویسندگانى هم که به ذکر احوال عبدالعظیم حسنى و شخصیت‏هاى بزرگ مدفون در رى پرداخته ‏اند، نامى از چنین بقعه ‏اى نبرده ‏اند.
این احتمال وجود دارد که در قرون بعدى زنى پارسا با نام شهربانو در این مکان دفن شده و با گذشت سالیان، مردمان آن سامان او را با مادر امام سجاد(ع) - که در آن زمان مشهور به شهر بانو بوده - اشتباه گرفته ‏اند و یا برخى این اشتباه را در زبان مردم انداخته و با انگیزه‏هایى به تقویت آن پرداخته‏ اند.(26)

پی نوشت:
1- ملاآقا دربندى، اکسیر العبادات فى اسرار الشهادات، ج 3، ص 110.
2- همان.
3- شهیدى، سیدجعفر، زندگانى على بن الحسین(ع).
4- ‏زندگانى على بن الحسین(ع)، ص 10 و 11.
5- مقاله «حول السیدة شهربانو» نوشته شیخ محمد هادى یوسفى، مندرج در مجله رسالة الحسین(ع)، سال اوّل، شماره دوّم، ربیع‏الاول 1412
6-.بحارالانوار، ج 46، ص 8-13
7-: افتخارزاده، محمودرضا، شعوبیه ناسیونالیسم ایران، ص‏305 که از منابعى چون انساب الاشراف بلاذرى، طبقات ابن‏سعد، المعارف ابن‏قتیبه دینورى و الکامل مبرّد اسامى فوق را نقل مى‏کند
8- ‏شهیدى، زندگانى على بن الحسین(ع)، ص 12
9- بحارالانوار، ج 46، ص 9، ح 20.
10 - اصول کافى، ج 2، ص 369
11- شعوبیه ناسیونالیسم ایرانى، ص 289-337.
12- با استفاده از ترجمه حاج سید جواد مصطفوى (اصول کافى، ج 2، ص 369).
13 - آیت الله خویى، معجم رجال الحدیث، ج 1، ص 202 و ج 13، ص 106.
14- همان.
15- تاریخ یعقوبى، ج 2، ص 303.
16 -‏تاریخ قم، ص 195
17- اصول کافى، ج 2، ص 369.
18- بحارالانوار، ج 46، ص 9
19- عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 128
20- الارشاد، ص 492
21- زندگانى على ابن الحسین(ع)، ص 12.
22- شعوبیه، ص 305.
23- حول السیدة شهربانو، ص 28.
24- شعوبیه، ص 324.
25- همان، ص 304.
26- الکامل فى التاریخ، ج 2، ص 570.