PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : •.*~.*._.* ويژه نامه ولادت فرخنده يازدهمين خورشيد (امام حسن عسگری) •.*~.*._.*



║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۱, ۱۷:۴۶
http://shiaupload.ir/images/9wyt1gkjx2j70y2f00n.gifhttp://img26.picoodle.com/img/img26/9/8/3/f_13972006040m_d0692a3.gifhttp://shiaupload.ir/images/04jpdn83rwbhea7n5ua.gif



ويژه نامه ولادت فرخنده حضرت

امام حسن عسگري عليه السلام
http://shiaupload.ir/images/63815217495976958473.jpg

http://img36.picoodle.com/img/img36/5/11/25/f_dividers110m_089a6d8.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۱, ۱۸:۰۳
http://shiaupload.ir/images/46138550683084027211.jpg


شیعیان مژده كه از پرده برون یار آمد
عسكرى پورنقى مظهر دادار آمد
گشت از كان كرم گوهر پاكى ظاهر
ز صدف آن دُر تابنده به بازار آمد
شد تولد ز سلیل آن مه تابنده حق
سامره از قدمش جنت الانهار آمد
بهر مولود حسن پورنقى از دل عرش
تهنیت باد ز خلاق، جهاندار آمد
با صفات احدى كرد تجلى به جهان
نور چشم على و احمد مختار آمد
نام نیكوش حسن، خوى حسن، روى حسن
باب مهدى زمان كاشف الاسرار آمد
حامى دین محمد (ص) متولد گردید
عسكرى فخر زمن سرور و سالار آمد
فخر ملك دوسرا جان و دل اهل ولا
خسرو هادى عشر رحمت غفار آمد
گشت از مقدم وى باغ ولایت خرم
چون كه از گلشن دین آن گل بى خار آمد
خواست حق رحمت خود را برساند بر خلق
صورتى ساخت كه با سیرت دادار آمد
نور او نور خدا بود به عالم تابید
روى او شمع هُدى بود شب تار آمد
خُلق غفارى از او خُوى رحیمى ظاهر
مظهر ذات خدا آن گل گلزار آمد


http://img33.picoodle.com/img/img33/5/11/25/f_flower559m_41d7d38.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۱, ۱۸:۴۲
http://shiaupload.ir/images/00phc815yd18oueuj1jv.gif (http://shiaupload.ir/images/00phc815yd18oueuj1jv.gif)http://shiaupload.ir/images/00phc815yd18oueuj1jv.gif (http://shiaupload.ir/images/00phc815yd18oueuj1jv.gif)http://shiaupload.ir/images/00phc815yd18oueuj1jv.gif (http://shiaupload.ir/images/00phc815yd18oueuj1jv.gif)http://shiaupload.ir/images/00phc815yd18oueuj1jv.gif (http://shiaupload.ir/images/00phc815yd18oueuj1jv.gif)


http://shiaupload.ir/images/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gif (http://shiaupload.ir/images/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gif)ميلاد فرخنده يازدهمين http://shiaupload.ir/images/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gif (http://shiaupload.ir/images/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gif)



http://shiaupload.ir/images/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gif (http://shiaupload.ir/images/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gif)گل بوستان امامت و ولايت http://shiaupload.ir/images/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gif (http://shiaupload.ir/images/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gif)



http://shiaupload.ir/images/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gif (http://shiaupload.ir/images/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gif) بر شيعيان مباركhttp://shiaupload.ir/images/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gif (http://shiaupload.ir/images/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gif)
http://shiaupload.ir/images/00phc815yd18oueuj1jv.gif (http://shiaupload.ir/images/00phc815yd18oueuj1jv.gif)http://shiaupload.ir/images/00phc815yd18oueuj1jv.gif (http://shiaupload.ir/images/00phc815yd18oueuj1jv.gif)http://shiaupload.ir/images/00phc815yd18oueuj1jv.gif (http://shiaupload.ir/images/00phc815yd18oueuj1jv.gif)http://shiaupload.ir/images/00phc815yd18oueuj1jv.gif (http://shiaupload.ir/images/00phc815yd18oueuj1jv.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۱, ۲۰:۲۰
http://shiaupload.ir/images/12593316978730173584.jpg



ويژگيهاي فردي امام عليه السلام



الف) آن حضرت در سال 231 ماه ربيع الثاني در مدينه چشم به جهان گشودند.



مادر امام


نام مادر ايشان در منابع، حديثه، سوسن و... گزارش شده كه به پاكدامني و عرفان مشهور بوده اند.



القاب و كنيه ها



آن حضرت داراي القابي، چون الصامت السراج، الهادي، الرفيق، الزكي، النقي، الخالص و العسكري و مثل پدر و جدش به ابن رضا ملقب شده اند.



ب) سيماي ظاهري آن حضرت چنين وصف شده



«داراي چشماني سياه، قامتي ميانه و نيكو، صورتي زيبا و جسمي متوازن و اندامي معتدل و بسيار زيبا. اخلاقي بسيار نيكو و داراي هيبتي عظيم و شكوهي جذاب كه هيچ يك از بني هاشم از چنين صلابتي برخوردار نبود» آن حضرت در بين مردم و حاكمان داراي وجاهت بي نظير بود.




نقش انگشتري امام



«سبحان من له مقاليد السموات و الارض» «ان ا... شهيد››»






http://images.bigoo.ws/content/glitter/dividers/dividers_68.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۱, ۲۰:۲۱
http://shiaupload.ir/images/eg1z770xz7u0ab2vpg2d.jpg


امامت
پس از شهادت امام هادي در سال 254، امامت امام عسكري آغاز شد و بنا بر تصريح شيخ مفيد مدت خلافت آن حضرت شش سال بود
نگاهي به وضع سياسي و اجتماعي و فرهنگي معاصر امام

اكثريت شيعه پس از رحلت امام هادي(ع) طبق تصريح آن حضرت بر جانشيني و به امامت امام حسن عسكري(ع) معتقدند و تعداد انگشت شماري نيز به امامت جعفربن علي قائل شده كه فرقه آنها را فرقه جعفريه خالص مي گفتند. اتفاقي كه شيعه در اين عصر درباره امام حسن عسكري(ع) داشت، بي نظير بود.
از نظر فرهنگي نيز انسجام شيعه با وجود فشار و اختناق كامل مأموران حكومتي بيش از گذشته بود. انديشه ها و افكار كلامي و مباحث علمي فراوان در اين دوره رواج داشت و جهان اسلام اگر چه از نظر سياسي از اقتدار نسبي برخوردار بود، اما از نظر علمي دوران رشد را سپري مي كرد و جريان توليد علم كه از ابتداي اين قرن آغاز شده بود، همچنان ادامه داشت و در اين فضاي علمي برترين مقام علمي به علويان اختصاص داشت.
سرآمد همه علويان و سادات آن، عده اي از هاشميان بودند كه به «ابن الرضا» معروف بودند، و اين معروفيت بدين جهت بود كه امام رضا(ع) وقتي در برابر دانشمندان بزرگ جهان قرار گرفت و در مناظرات علمي تمام انديشمندان تنها فرد پيروز و سرآمد عالمان شد و به «عالم آل محمد» شهرت يافت.
اين برجستگي علمي و جايگاه رفيع همچنان در خاندان آن حضرت محفوظ ماند، زيرا پس از او فرزندش جوادالائمه(ع) نظيري در علم و دانش نداشت. پس از ايشان امام هادي(ع) در علم و دانش و فضايل اخلاقي و عبادي در برترين جايگاه قرار گرفت و همين رياست و شهرت علمي و وزانت و فرهيختگي در اين خاندان بر محور وجود امام حسن عسكري(ع) داير بود.
لذا، طبيعي بود كه تمام شبهه هاي علمي و القائات فكري از اين سرچشمه پاسخ و تشنگان دانش از آن سيراب گردند، اما فضاي سياسي به گونه اي ديگر از دوران امام رضا(ع) و امام جواد(ع) بود، و مانع از آن مي شد كه نور علم، جهان تاريك را با تابش خود درخشان و انديشه هاي بشري را تابناك كند، فضاي سياسي بسيار مسموم و اختناق عليه امام به شدت حاكم بود.
هر چه اقتدار حاكمان عباسي ضعيف تر و آشوبهاي اجتماعي و قيامهاي سياسي بر ضد آنها بيشتر مي شد، عرصه سياسي و اجتماعي بر ائمه(ع) تنگ تر مي گرديد و انها به هر ميزان كه نسبت به حكومت خود احساس خطر مي كردند، فشار خود را در تحت نظر داشتن ائمه(ع) مي افزودند، بدين جهت كه به ائمه(ع) به چشم رقيب در خلافت خود مي نگريستند.






http://images.bigoo.ws/content/glitter/dividers/dividers_70.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۱, ۲۰:۴۱
http://shiaupload.ir/images/i82bbg7fdoaigog2h9.jpg



مقام علمي امام عسگري عليه السلام


برجستگي علمي و اخلاقي امامان شيعه(ع) در هر دوره در ميان عوام و خواص تا اندازه اي متمايز و شاخص بود. براي شناسايي امام نيازي به تفحص نبود، از اين رو ائمه(ع) در اين شرايط، شناخته شده و كاملاً تحت نظر و مراقبت شديد نظامي و امنيتي بودند تا كمتر در متن اجتماع باشند و ارتباط آنها با مردم و متقابلاً ارتباط مردم با آنها مستمر نبوده بلكه بسيار محدود باشد؛ بخصوص در دوره عسكريين (امامان دهم و يازدهم) كنترل و مراقبت نظامي بيشتر از دوره هاي قبل بود. اين نوع برخورد با ائمه(ع) حكايت از ضعف شديد اقتدار عباسيان و جايگاه رفيع ائمه(ع) داشت.

همين ضعف يكي از علل كوتاهي دوره حكومت، سلاطين عباسي در اواخر بود كه آنها تنها به عنوان ابزار دست بودند، در دوره كوتاه امامت حضرت امام حسن عسكري(ع) (شش سال) سه حاكم عباسي كشته شدند:

1- معتز (252-255) معتز پس از متوكل كه تركان بر امور مسلط شدند و به حكومت رسيد، و سرانجام به دست تركان حبس و به قتل رسيد.

2- مهتدي (255-256) مدت حكومت او را كمتر از يك سال نوشته اند. او در فكر احياي مجدد اقتدار خلافت بود. از آن جهت كه امام حسن عسكري(ع) به زهد و تقوا و فضيلت معروف بود، و خلفاي عباسي به فسق و فجور و بي بند و باري، مهتدي با اتخاذ روش زاهدانه در فكر جلب توجه افكار اجتماعي بود و هدف ديگرش غلبه بر جوي بود كه ديد مثبت به امام داشت. از اين رو، چون ديد با رياكاري و تظاهر به زهد و عبادت نمي تواند وجهه امام و جايگاه معنوي او را داشته باشد، به خشم آمد و آن حضرت را محبوس نمود.

مهتدي تصميم گرفته بود از دخالت تركان در امور جلوگيري كند. درصدد سركوب غيرمستقيم آنها برآمد، اما براي اين كار پشتوانه اجتماعي و مردمي نيز لازم بود كه او اين جايگاه را نداشت، از اين رو پس از سركوب شورش به جنگ پرداخت، كه در اين جنگ توسط تركان كشته شد.

3- معتمد در زندان بود، پس از مهتدي توسط تركان آزاد شد و به حكومت رسيد. پايتخت عباسيان را از سامرا به بغداد آورد. او در فسق و فجور معروف بود و به عياشي مي پرداخت. كارهاي سياسي و اداره مملكت را موفق عهده دار بود. اقدامهاي او سبب شد دوره حكومت معتمد 23 سال به طول انجامد.

امام حسن عسكري(ع) در دوره حكومت او به شهادت رسيدند (سال 260). خلافت معتمد تا سال 279 ادامه داشت. در دوران سلطنت اين سه نفر كه معاصر با حيات و امامت امام حسن عسكري بود، جهان اسلام مملو از فسق و فجور و آشوب و قيامهاي سياسي و ناامني بود.

فسق و فجور شايع در جامعه از دربار و درباريان به جامعه كشيده شده بود. زيرا هرگاه دربار و حكومتگران به فسق و فجور گراييدند، جامعه نيز پر از فسق و فجور بود و هرگاه حاكمان تقوا و زهد پيشه كردند، همين رسم در اجتماع رواج يافت و اين تنها با اصلاح يك حاكم در رأس حاصل نمي شود، بلكه تمام اركان حكومت بايد چنين سلوكي پيشه كنند تا اين رفتار در جامعه فرهنگ شود و گرنه با اصلاح يك يا چند نفر از حاكمان، جامعه هرگز اصلاح نخواهد شد، فرهنگ تقوا پيشگي از لايه هاي فوقاني، (كارگزاران) به لايه هاي اجتماعي تسري پيدا مي كند.

از جمله مفاسد بزرگ اين دوره، استيلاي يك قشر نظامي غيرشايسته در امور جهان اسلام بود كه بر حاكم استيلا يافته بودند و آنها بودند كه حاكمان عباسي را بر تخت نشانده و معزول مي كردند.

هر گاه اهل فرهنگ در جامعه و در رأس امور قرار بگيرند، شايسته سالاري محقق شده و جامعه، علم و تمدن جوانه زده و رو به رشد خواهد بود. شاهد عيني تاريخي بر اين مدعا دوره استيلاي آل بويه بر اوضاع خلافت است كه وزيران عالم و دانشمندي چون ابن سينا، ابن مسكويه، ابن عميد و صاحب بن عباد و... داشتند. دقيقاً اين دوره «دوره طلايي» تمدن اسلامي توسط مستشرقان و دانشمندان مسلمان ناميده شده، هيچ يك از وزيران دولت هايي مثل آل بويه، فاطميان و مرعشيان و... كه شيعه بودند نظامي نبودند.

دوره امام حسن عسكري(ع) دوره حاكميت نظاميان بر امور بود. لذا مردم به شدت تحت مراقبت نظاميان و كاملاً زندگي پر مرارت و در محاصره و ناامني داشتند، ملاقات با مردم بسيار محدود و بيشتر در بيرون از خانه و هنگامي كه به دربار برده مي شد انجام مي گرفت كه شيعيان با اشكال مختلف موفق مي شدند با امام ديدار داشته باشند.
امام حسن عسكري و پدرش امام هادي(ع) هر دو به اجبار در سامرا كه يك شهر نظامي بود سكونت داشتند، چنان كه امام رضا(ع) تحت نظر مأمون از مدينه به مرو منتقل شد.

تمام رفت و آمد و فعاليتهاي آنها تحت كنترل شديد درآمد؛ و ايذايي مي شد. اين رفتار حاكمان عباسي بدين جهت بود كه مانع از قيام ائمه با هواداران عليه حكومت شوند و گمان مي شيعيان شناسايي مي شدند و با برخي از آنها برخورد سياسي كردند كه آنها براي گرفتن حقوق خود قيام خواهند كرد.






http://images.bigoo.ws/content/glitter/dividers/dividers_72.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۱, ۲۰:۵۷
http://shiaupload.ir/images/63845005944340603749.jpg


امام حسن عسكري(ع) در شرايط بسيار سخت مثل يك زنداني در خانه خودش زندگي مي كردند در مدت اقامتشان چندين نوبت نيز در زندان حكومتي به طور رسمي محبوس بودند.

در دوره اي كه خانه ايشان به عنوان زندان بود، هر روز يا در روزهاي مشخص مثل دوشنبه و پنجشنبه مجبور بودند در دارالحكومه يا جايي كه حاكم با مردم ديدار داشت، حضور يافته و اعلام حضور نمايند، اين ديدار اجباري و مستمر و منظم براي كنترل امام ترتيب داده مي شد.


شيعه براي ديدار امامش با مشكل جدي مواجه بود، گاهي در طول راه با امام ديدار مي كردند و بر سر راه امام مي نشستند و امام با آنها ديدار مي كردند يا آنها امام را از دور زيارت مي نمودند، اختناق وصف ناپذيري كه در هيچ دوره از تاريخ براي بشريت و دربار و هيچ انساني اعمال نشده، ولي براي امام و شيعيان در دوره هاي مختلف به خصوص در دوره امامحسن عسكري(ع) اين جو حاكم بود.

برخي از شيعيان گزارش مي دهند بر سر راه امام در خيابان ابي قطيعه بن داود كه يكي از راههاي امام به دارالحكومه بود، مي نشستيم تا در مسير امام از آن حضرت استمداد يا ديدارش كنيم و امام از منظور آنها آگاهي يافته و حاجاتشان را برآورده مي ساختند.

جمعي از شيعه در لشكرگاه سامرا كه امام از آنجا تحت مراقبت سربازان به دارالحكومه برده مي شد، اجتماع كردند تا امام را زيارت كنند. اما امام با ارسال توقيعي به آنان چنين فرمودند: «هيچ يك از شما در اين حال به من سلام نكند و به سوي من اشاره ننمايد، چون جان همه شما در خطر است و شما تحت مراقبت مأموران حكومتي هستيد» با اين نامه امام جان شيعه را از خطر حتمي نجات داد.

حفظ جان مردم و نواميس آنها براي ائمه(ع) خيلي مهم بوده كه به تأسيس قانون تقيه منجر شد و در شيعه يك مؤلفه حقوقي شكل گرفت كه نفوس و آثار شيعه را حفظ مي نمود.




http://images.bigoo.ws/content/glitter/dividers/dividers_71.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۲, ۰۳:۳۸
http://upload.tazkereh.ir/images/46389461847728073711.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/46389461847728073711.jpg)



جايگاه اجتماعي امام

اگر ائمه را در دوره خودشان بدون در نظر گرفتن قداست معنوي و ماوراي طبيعي از نظر علمي مورد شناسايي قرار دهيم، از هر لحاظ در جامعه ممتاز شناخته شده اند، در حالي كه شرايطي كه براي ديگران در فعاليت اجتماعي و ابراز استعدادهايشان وجود داشت براي آنها هرگز اين فرصتها حاصل نشد، بلكه در اندك فرصتها اين منزلت متمايز علمي و معنوي براي آنها به دست آمده و در قلوب دوستان و دشمنان ذكر جميل يافته اند.

امام حسن عسكري(ع) در مدينه كه سرور بني هاشم، و مورد احترام عام و خاص بود، چنان كه پدرانش اين محبوبيت را داشتند، در سامرا نيز جايگاه مردمي ويژه اي يافته بود و هر روز به موقعيت امام افزوده مي شد. حاكمان عباسي نيز تحت تأثير همين جو تظاهر به احترام مي كردند و آن حضرت را همراه مركب سلاطين با تجليل ظاهري گاهي به برخي از نقاط با خود مي بردند.

از پسر خاقان كه از دشمنان اهل بيت و از كارگزاران خراج عباسيان در قم بود نقل شده من از بني هاشم و خاندان علي فردي چون حسن بن علي عسكري(ع) در سامرا نديده و نشنيده ام كه چنين باوقار؛ با عفاف؛با هوش؛با فضيلت و بزرگ منشي شناخته شده و مورد احترام سلطان (عباسي) باشد. پدرم از او تجليل فراوان مي كرد و در پيش همه عزيز بود و دوست و دشمن گراميش مي داشت.

نقل شده وقتي حضرت با مركبش به سوي دارالحكومه مي رفت، مردم به شوق ديدارش به محل حركت و بر سر راه آن حضرت اجتماع كرده و اظهار شادي و شوق به امام مي كردند. مسير راهش پر از جمعيت مشتاق بود كه با ديدن امام، صداي شادي شان بلند مي شد و امام را با اين اظهار احساسات تا محل جلوسش بدرقه مي كردند.

اين اظهار علايق براي دربار عباسي گران تمام مي شد و آنها از عشق و محبت مردم نسبت به امام حسادت و كينه دل مي شدند. لذا تا مي توانستند امام را به دور از چشم مردم به دربار مي بردند، در اين موقعيت حساس امام با تدابير خاص وظايف سنگين امامت و هدايت جامعه را عهده دار بودند و به خوبي ايفا مي كردند.



http://upload.tazkereh.ir/images/59836017004413281428.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/59836017004413281428.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۲, ۰۹:۳۶
http://shiaupload.ir/images/gkk7811vprtw483ednuq.jpg


الف - استمرار و توسعه سازمان وكالت:

تشكيل اين سازمان يك ضرورت حياتي براي شيعه بود كه در زمان امام هادي(ع) تأسيس شد.

اگر چه مبناي شكل گيري آن در دوره هاي پيشين نيز بود، اما براساس اقتضاي زماني و نياز مبرم در اين دوره كارآيي بيشتر داشت.

در دوره امام عسكري(ع) نياز بيشتر محسوس شد و وكلا و نمايندگان امام در نقاط مختلف جهان اسلام مأمور ابلاغ مسايل موردنياز شيعه و رتق و فتق و حل مشكل شيعيان بودند،

همين سازمان در استمرار خود به دوره غيبت كشيده شد و نياز پيش از پيش اين دوره به آن، ضرورت وجود آن را بيشتر محسوس نمود.

نايبان خاص دوره غيبت صغري امام زمان(عج) نقش مهمي در حفظ شيعه و دستاوردهاي امامت در دوره هاي پيشين داشتند.

برخي از وكلاي امام حسن عسكري(ع)، وكلاي امام زمان نيز بودند، نيابت از امام و وكالت خاص در غيبت صغري زمينه ساز نيابت عامه در غيبت كبري نيز بود.

نيابت فقهاي غيبت كبري با اشاره امام زمان از نتايج مهم شكل گيري سازمان وكالت مي تواند باشد، نقش و كاركرد فقها در دوره كبري نقش صيانت و حفظ ميراث امامت در دوره هاي پيشين است كه امام حسن عسكري(ع) اين سبك را بنيان نهاد كه بتدريج تكامل آن در ولايت فقهاي بزرگ شيعه و مراجع تقليد تجلي و نمايان شد.



http://upload.tazkereh.ir/images/87626781016617064511.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/87626781016617064511.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۲, ۰۹:۳۷
http://upload.tazkereh.ir/images/35551860653321251436.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/35551860653321251436.jpg)





ج - مكاتبه بين امام و شيعه:

اين روش نيز در عصر امام حسن عسكري(ع) با سختي و در نهايت مراقبت و با اشكال مختلف صورت مي گرفت. چون امام تحت مراقبت شديد قرار داشتند.

از خواص شيعه و علماي شيعه وقتي در وظايف يا امور ديگر با مشكل مواجه مي شدند، اقدام به نامه نگاري به امام مي كردند و آن حضرت پاسخ آنها را مي نوشتند و به آنها مي رساندند.

براي نمونه يك شيعه به امام نامه نوشت معناي فرموده رسول خدا(ص) به اميرمؤمنان(ع) كه فرمود: «من كنت مولا فعلي مولاه» چيست؟ آن حضرت پاسخ نوشت پيامبر علي(ع) را با اين جمله نشانه اي قرار داد كه هنگام اختلاف و فرقه فرقه شدن معلوم باشد، چه كسي حزب خداست. به عبارت ديگر هر گروهي با علي باشد با خداست.

درباره احكام شرعي و مسايل مختلف نيز از امام مي پرسيدند و امام جوابشان را مرقوم مي فرمودند كه در منابع ضبط شده در دوره امام عسكري(ع) شيعه آمادگي خود را براي غيبت بايد داشته باشد، از اين روي تحت راهنمايي و هدايت امام علماي بزرگ شيعه به جمع آوري احاديث و نوشتن آثار فرهنگي اقدام كردند.

در اين دوره آثاري از علماي شيعه و اصحاب ائمه به چشم مي خورد كه اصول احاديث شيعه بوده و نتيجه آ نها در منابع حديثي و رجالي امروزي به خوبي مشاهده مي شود كه مدارك و اسناد اوليه فرهنگ شيعه مي باشند. از جمله ميراث اين دوره مي توان به «المحاسن» كه مجموعه اي است از احاديث ائمه(ع) اشاره كرد.

در اين دوره علاوه بر كتابهاي حديثي كتابهايي نيز در دفاع از عقايد شيعه اثني عشري توسط اصحاب امام نگاشته شده مثل كتاب «الرد علي الواقفيه » كه توسط حسن موسي الخشاب نوشته شده است از جمله اصحاب امام(ع) كه در نوشتن آثار نقش داشت «ابن حمزه» است كه آثار روايي زيادي از ائمه در پيش او بوده است در رجال طوسي براي آن حضرت شاگردان و اصحاب فراواني ذكر شده است كه برخي از آنها از بزرگان شيعه بوده و آثار فراواني از خود برجاي گذاشته اند.

فهرست منابع و مآخذ:
1- كافي، كليني
2- بحارالانوار، مجلسي
3- توحيد، شيخ صدوق
4- التنبيه و الاشراف، مسعودي
5- الكامل، ابن اثير
6- الغيبة، شيخ طوسي
7- رجال، طوسي و نجاشي
8- كمال الدين، شيخ صدوق
9- الارشاد، شيخ مفيد
10- الخرائج، راوندي



http://upload.tazkereh.ir/images/23655093579167511325.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/23655093579167511325.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۲, ۰۹:۳۷
http://upload.tazkereh.ir/images/10513323289956361284.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/10513323289956361284.jpg)



ب - نوشتن توقيع و نامه:

براساس ضرورت زماني، اين شيوه متداول شد، اگر چه پيش از اين نيز از روشهاي امام حسن عسكري(ع) در صيانت از شيعه و ميراث امامت اتخاذ شيوه توقيع نگاري بود كه براساس نياز و نيز توسط ائمه(ع) مرسوم بود.

اما از ويژگي هاي خاص اين دوره و پس از آن در دوره غيبت صغري، اين اصل بود كه امام شيعه را از خطرها و از مسايل مورد نيازشان آگاه ساخته و آنها را از اقدام به برخي از كارها با اين وسيله باز مي داشتند تا خطري متوجه آنها نباشد.

آگاهي دادن به شيعه از مسايلي كه از آن مطلع نبودند بااين روش انجام مي گرفت كه بدون درخواست از طرف شيعه و شاگردان امام اين نوشته ها از طرف امام ارسال مي شد كه نظاير فراوان دارد.



http://upload.tazkereh.ir/images/63780195109568918436.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/63780195109568918436.jpg)

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۱/۰۲, ۱۱:۰۴
http://usera.imagecave.com/r_mirsadeghi/imam-asgari-a.s.jpg (http://usera.imagecave.com/r_mirsadeghi/imam-asgari-a.s.jpg)


http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/127.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/127.gif)http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/127.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/127.gif)http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/127.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/127.gif)http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/127.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/127.gif)http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/127.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/127.gif)http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/127.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/127.gif)

ولادت امام حسن عسکری(ع)برشماشیعیان
وفرزندبزرگوارشان مبارک باد.

http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/127.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/127.gif)http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/127.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/127.gif)http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/127.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/127.gif)http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/127.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/127.gif)http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/127.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/127.gif)http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/127.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/127.gif)

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۱/۰۲, ۱۱:۳۲
http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamAskari/Veladat/86/veladat.jpg (http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamAskari/Veladat/86/veladat.jpg)



امام حسن عسكری (ع) فرمودند:

اَشَدُّ النّاس اجتهاداً مَنْ تَرَكَ الذُّنوبَ.

كوشنده ترین مردم كسی است كه گناهان را رها سازد.



http://www.payambarnet.ir/toba/50-99/toba_57.jpg (http://www.payambarnet.ir/toba/50-99/toba_57.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۲, ۱۳:۱۹
http://upload.tazkereh.ir/images/66920676039644045087.png (http://upload.tazkereh.ir/images/66920676039644045087.png)



هر يك از امامان معصوم شيعه(ع) با توجه به شرايط زماني و موقعيت اجتماعي و سياسي در شرايط خاص قرار گرفته و با توجه به اين شرايط از طرف خداوند مأمور به انجام وظايف خود بودند.

آنچه ائمه(ع) را ملزم به اين وظايف مي نمود، امامت بود كه منصبي از سوي خداوند است و بر اساس همين عهد الهي است كه هريك از آن بزرگواران به نوعي به انجام وظايف خويش در هر شرايط پرداخته و از آن كوتاهي نكرده اند.

گاهي موقعيت زماني و مكاني اقتضا مي كرد كه امام علي(ع) حفظ اساس دين را كه با وحدت امت اسلامي محقق مي شد، مد نظر داشته باشد؛ در عين حال در مواجهه با لغزشها ساكت نبود و از سيره نبوي به هر قيمت كه بود دفاع مي كرد و هرگز در اجراي حدود الهي چشمپوشي نداشت.



امام حسن(ع) نيز در موقعيت بسيار سخت، بر سيره امام علي(ع) و جدش تأكيد و از وقوع اختلاف شديد كه جان مسلمانان و صحابه را به خطر مي انداخت، با موضعگيري خاص جلوگيري مي نمود.

امام حسين(ع) در موقعيتي قرار گرفت كه اگر ساكت مي نشست خط مشي يزيد كه ميگساري و انواع فجور را مرتكب مي شد، جايگزين سيره نبوي مي گرديد.

از اين جهت، براي احياي سنت پيامبر(ص) موضع ديگري اتخاذ و به مسلك يزيد و بني اميه و ديگر حاكمان و سلاطين بعدي تا عصر حاضر كه بر خلافت سنت نبوي بود، خط بطلان كشيد و به اسلام روحي تازه و حياتي ابدي بخشيد و آن را از انفعال، جبريگري و رياكاري جدا كرد.


پس از اين دوره، دوره اي ديگر براي اسلام و امامت تعريف شده كه غنا و عمق بخشيدن و فرهنگ سازي و صيانت و پاسداري فرهنگي از اسلام با ابزارهاي گوناگون در پيش روي ائمه(ع) بود.



http://shiaupload.ir/images/92112031155182165236.jpg (http://shiaupload.ir/images/92112031155182165236.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۲, ۱۳:۲۰
http://upload.tazkereh.ir/images/23838114195120195636.png (http://upload.tazkereh.ir/images/23838114195120195636.png)



امام سجاد(ع) از بعد عرفاني به ابعادي از سيره نبوي و علوي تأكيد و آن را عمق بخشيد و اثري چون صحيفهسجاديه كه سرشار از معارف عرفاني شگفت آور است، حاصل دوره آن حضرت مي باشد. پس از اين دوره، موقعيتي براي امام صادق و امام باقر(ع) پيش آمد كه بستري مناسب براي توسعه فرهنگي و لايه هاي تمدني اسلام فراهم گرديد.


از اين رو، توليد علم و بازيابي سيره نبوي و علوي و شرح و گسترش در اين دوره با تربيت شاگردان انبوه از فرقه هاي مختلف اسلامي در جهان اسلام محقق شد كه براي مخالفان هرگز قابل كنترل نبود.


دوره امام كاظم(ع) دوره جديدي از نظر سياسي است كه ائمه، تحت مراقبت نظام سياسي و امنيتي قرار گرفتند، و همواره در حصر و تحت نظر بودند، اين دوره تا پايان امامت و آغاز غيبت كبري استمرار يافت، و يكي از علل غيبت آخرين امام معصوم، شدت كنترل و مراقبت و نامناسب بودن موقعيت اجتماعي و سياسي بود.


در اين دوره، انجام وظايف امامت بسيار سخت و ارتباط با پيروان براي ائمه(ع) به حد توصيف ناپذيري مشكل شد. ائمه(ع) در اين دوره يا در حبس بودند يا مستقيماً تحت مراقبت حاكمان جور عباسي قرار داشتند، روش ائمه نيز بر اساس اين موقعيت تغيير كرد، هر يك از حاكمان عباسي براي محدود كردن ائمه، موضع و روش خاصي داشتند و ائمه نيز با همان شيوه به نحو مناسب از دستاوردهاي امامت صيانت، بلكه به صورت چشمگيري آن را گسترش دادند.


در دوره امام رضا(ع) گسترش اسلام اصيل و ناب بي سابقه بود و پيوند اين دوره در حفظ دستاوردهاي امامت با دوره امام محمدباقر(ع) و امام صادق(ع) به خوبي محسوس است. مناظرات امام، نقطه عطفي در توليد انبوه علوم و درخشندگي تمدن اسلام و رشد تشيع بود.


دوره ائمه بعدي موقعيت از اين حساس تر شد، دوره امام عسكري موقعيت كاملاً خطير بود، زيرا امام بايد ميراث امامت را به آينده كه با عدم حضور امام مواجه بود، منتقل سازد. از جهتي نيز جامعه اسلامي را براي تحمل شرايط سخت دوره غيبت آماده نمايد. از اين رو، امام با دوره اندك امامت (6 ساله) خويش اين وظيفه خطير را به خوبي عهده دار شد




http://upload.tazkereh.ir/images/59836017004413281428.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/59836017004413281428.jpg)

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۱/۰۲, ۱۸:۱۱
http://www.upload.tazkereh.ir/images/56344215390495338092.jpg (http://www.upload.tazkereh.ir/images/56344215390495338092.jpg)



http://img03.picoodle.com/img/img03/5/11/25/f_23uzfpkm_8c58ff3.gif (http://img03.picoodle.com/img/img03/5/11/25/f_23uzfpkm_8c58ff3.gif)


امام آینه و عشق



این بوی یاس، از سمت کدام کوچه می‏وزد که مدینه را اینچنین مدهوش کرده است؟!

او می‏آید و ربیع‏الثانی، هشتمین روزش را قد راست می‏کند.

آسمان می‏چرخد و فرشتگان، دف زنان و هلهله‏کنان به چشم روشنی «حُدیث» می‏آیند.

تو می‏آیی و خانه «هادی آل محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله » را ستارگانی بی‏شمار، قرق می‏کنند. خاک، نفس می‏کشد و پنجره‏های شهر، دل به آفتابی می‏سپارند که از چشمان علوی تو می‏درخشد.

نگاه کن، ببین چگونه بادها خبر آمدنت را در چهار گوشه جهان، فریاد می‏کنند، گرچه تو بزرگ‏تر از آنی که در محدوده یک خبر شنیده شوی.

رنگین کمان‏ها، آسمان را طاق نصرت بسته‏اند. پرندگان به مبارکباد تولدت برفراز درختان، سرود شوق می‏خوانند.

ای امام آینه و عشق! اگر تو نبودی، زمین در بهت بی‏کسی‏اش سرگردان می‏ماند.

این همه سپیدار و صنوبر از جوشش رودخانه تو سر بر ابرها می‏سایند.

تبار عاشقت را سیب‏های سرخ نجابت، خوب می‏شناسند.

شیعه تو را دارد که این‏گونه سربلند، بر تارک زمین و زمان ایستاده است.

نامت، قفل ثانیه‏ها را می‏گشاید.

کلامت، آشتی دهنده آب و آتش است.

بیست و هشت بار، بهار از نفس‏های تو به شکوفه نشست.

امامت شش ساله‏ات، خواب راحت را از چشمان عباسیان ربود.

اینچنین بود که بال‏هایت را میان قفسی محصور کرده بودند به این خیال که پرندگی‏ات را از یاد ببری.

آنان ارتفاع نگاه بلندت را نمی‏فهمیدند؛ نمی‏دانستند که حصار تن را شاید، ولی روح و جان را نمی‏توان به اسارت درآورد.

ای حجت یازدهم! هنوز سیمای ستاره بارانت در قاب دل‏های عاشقانت آویخته است.

هنوز بوی یاس سخن‏هایت، شیرازه کتاب‏های آزاده زمین است.

نخل‏های راستی، سایه تو را بر سردارند.

تو ورد زبان مهربان پروانه‏ها خواهی ماند.

درود و سلام خداوند برتو و بر سلاله آینه سانت باد!


http://img03.picoodle.com/img/img03/5/11/25/f_23uzfpkm_8c58ff3.gif (http://img03.picoodle.com/img/img03/5/11/25/f_23uzfpkm_8c58ff3.gif)

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۱/۰۲, ۲۲:۱۸
http://www.parsiblog.com/FirendsAlbum/montazarr/yahasana.jpg (http://www.parsiblog.com/FirendsAlbum/montazarr/yahasana.jpg)

ذكر قنوت امام حسن عسكری علیه السلام


امام حسن عسكری كه سلام و درود خدا بر او باد در قنوت نماز خویش چنین دعا می‌كردند كه:

اَلحَمدُ للهِ شُكراً لِنَعمائِهِ،

وَ استِدعَاءً لِمَزیدِه،ِ

وَ استِخلاصاً لَهُ و بِهِ دُونَ غَیرِهِ،

وَ عِیاذاً بِهِ مِن كُفرانِهِ وَ الاِلحادَ فِی عَظَمَتِهِ وَ كِبرِیائِهِ،

حَمْدَ مَن یَعلَمُ اَنَّ مَا بِهِ مِن نَعْمائِهِ فَمِن عِندِ رَبِّهِ،

وَ مَا مَسَّهُ مِن عُقُوبَتِهِ فَبِسُوءِ جِنایَةِ یَدِهِ... .(1)

ستایش مخصوص خداست، به خاطر شكر نعمتهایش،

و درخواست نعمت بیشتر،

و خالص ساختن شكر برای او و به یاری او نه غیرش،

و پناه بردن بر او از كفران و ناسپاسی او و انكار در عظمت و بزرگواریش،

ستایش كسی كه می‌داند هر نعمتی كه دارد از جانب خداست،

و هر عقوبت و كیفری كه به او رسد از بدیهای خودش است.


همچنین این دعا را می‌خواندند كه:


یَا مَن غَشِیَ نُورُهُ الظُلُماتَ،

یَا مَن اَضاءَتْ بِقُدسِهِ العُجاجُ المُتواعِرات،

یَا مَن خَشعَ لَهُ اَهلُ الارضِ وَ السَمواتِ،

یَا مَن بَخَعَ لَهُ بِالطاعَةِ كُلُ مُتَجَبِر عَات،

فَاغْفِر لِلذِینَ تَابُوا وَ اتَبَعُوا سَبِیلَكَ.(2)

ای آنكه نورش تاریكی‌ها را ‌پوشانده،

ای آنكه به پاكی و قداست او راه‌های سخت روشن گردده،

ای آنكه زمینیان و آسمانیان برای او خشوع و خضوع می‌كنند،

ای آنكه نزدش هر جبارِ متكبری، سر طاعت فرود می‌آورد،

كسانی را كه توبه كنند و راه تو را تبعیت كنند، بیامرز.

-------------------
1- مهج الدعوات، ‌63
2- مهج الدعوات، 62


http://upload.tazkereh.ir/images/38934431609453139465.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/38934431609453139465.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۳, ۰۲:۰۰
http://upload.tazkereh.ir/images/65881853175179656554.png (http://upload.tazkereh.ir/images/65881853175179656554.png)



قال الامام العسگري عليه السلام

http://shiaupload.ir/images/9hb3i85dm29ckqxduto.gif

پندى گويا و جامع


«أُوصيكُمْ بِتَقْوَى اللّهِ وَ الْوَرَعِ فى دينِكُمْ وَالاِْجْتَهادِ لِلّهِ وَ صِدْقِ الْحَديثِ وَ أَداءِ الأَمانَةِ إِلى مَنِ ائْتَمَنَكُمْ مِنْ بَرٍّ أَوْ فاجِر وَ طُولُ السُّجُودِ وَ حُسْنِ الْجَوارِ. فَبِهذا جاءَ مُحَمَّدٌ(صلى الله عليه وآله وسلم) صَلُّوا فى عَشائِرِهِمْ وَ اشْهَدُوا جَنائِزَهُمْ وَ عُودُوا مَرْضاهُمْ وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ، فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْكُمْ إِذا وَرَعَ فى دينِهِ وَ صَدَقَ فى حَديثِهِ وَ أَدَّى الاَْمانَةَ وَ حَسَّنَ خُلْقَهُ مَعَ النّاسِ قيلَ: هذا شيعِىٌ فَيَسُرُّنى ذلِكَ. إِتَّقُوا اللّهَ وَ كُونُوا زَيْنًا وَ لا تَكُونُوا شَيْنًا، جُرُّوا إِلَيْنا كُلَّ مَوَدَّة وَ ادْفَعُوا عَنّا كُلَّ قَبيح، فَإِنَّهُ ما قيلَ فينا مِنْ حَسَن فَنَحْنُ أَهْلُهُ وَ ما قيلَ فينا مِنْ سُوء فَما نَحْنُ كَذلِكَ.»:


لَناحَقٌّ فى كِتابِ اللّهِ وَ قَرابَةٌ مِنْ رَسُولِ اللّهِ وَ تَطْهيرٌ مِنَ اللّهِ لا يَدَّعيهِ أَحَدٌ غَيْرُنا إِلاّ كَذّابٌ. أَكْثِرُوا ذِكْرَ اللّهِ وَ ذِكْرَ الْمَوْتِ وَ تِلاوَةَ الْقُرانِ وَ الصَّلاةَ عَلَى النَّبِىِّ(صلى الله عليه وآله وسلم)فَإِنَّ الصَّلاةَ عَلى رَسُولِ اللّهِ عَشْرُ حَسَنات، إِحْفَظُواما وَصَّيْتُكُمْ بِهِ وَ أَسْتَوْدِعُكُمُ اللّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَيْكُمْ السَّلامَ.»

شما را به تقواى الهى و پارسايى در دينتان و تلاش براى خدا و راستگويى و امانتدارى درباره كسى كه شما را امين دانسته ـ نيكوكار باشد يا بدكار ـ و طول سجود و حُسنِ همسايگى سفارش مىكنم. محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم)براى همين آمده است. در ميان جماعت هاى آنان نماز بخوانيد و بر سر جنازه آنها حاضر شويد و مريضانشان را عيادت كنيد. و حقوقشان را ادا نماييد، زيرا هر يك از شما چون در دينش پارسا و در سخنش راستگو و امانتدار و خوش اخلاق با مردم باشد، گفته مىشود: اين يك شيعه است، و اين كارهاست كه مرا خوشحال مىسازد. تقواى الهى داشته باشيد، مايه زينت باشيد نه زشتى، تمام دوستى خود را به سوى ما بكشانيد و همه زشتى را از ما بگردانيد، زيرا هر خوبى كه درباره ما گفته شود ما اهل آنيم و هر بدى درباره ما گفته شود ما از آن به دوريم. در كتاب خدا براى ما حقّى و قرابتى از پيامبر خداست و خداوند ما را پاك شمرده، احدى جز ما مدّعى اين مقام نيست، مگر آن كه دروغ مىگويد. زياد به ياد خدا باشيد و زياد ياد مرگ كنيد و زياد قرآن را تلاوت نماييد و زياد بر پيغمبر(صلى الله عليه وآله وسلم) سلام و تحيّت بفرستيد. زيرا صلوات بر پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) ده حسنه دارد. آنچه را به شما گفتم حفظ كنيد و شما را به خدا مى سپارم، و سلام بر شما.


http://shiaupload.ir/images/9hb3i85dm29ckqxduto.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۱/۰۳, ۱۱:۴۲
http://www.ashoora.ir/index.php?option=com_datsogallery&Itemid=14&func=wmark&mid=199 (http://www.ashoora.ir/index.php?option=com_datsogallery&Itemid=14&func=wmark&mid=199)





رهنمودهاى تربيتى از امام عسكرى عليه السلام


عصر خفقان

بنى‏عباس با شعار حمايت از اهل‏بيت عليهم‏السلام و احقاق حق آنان و با استفاده از شرايط خاص موجود، به قدرت رسيدند و در اين راستا خون‏هاى زيادى به زمين ريخته شد.
ابومسلم خراسانى در راه استقرار حكومت عباسيان، تعداد زيادى از مردم را كشت و طبق گفته بعضى مورّخان اين تعداد، بالغ بر ششصد هزار نفر بوده است.1


آنان كه با اين شعار، به حكومت رسيدند، وقتى به هدف خود نائل شدند، از هيچ جنايتى نسبت به ائمه عليهم‏السلام و شيعيان فروگزار نكردند.
طبعاً شهادت امامان عليهم‏السلام از زمانى كه بنى‏عباس در مصدر امور بودند، به دست آنان بوده و علويان هم در فشارهاى شديدى قرار داشتند و شرايط امام عسكرى عليه‏السلام هم از اين قاعده مستثنى نمى‏باشد.


بنى‏عباس به خاطر ترس از آن حضرت و علويان، ايشان را در تنگناهاى مختلفى قرار داده بودند؛ از جمله سكونت اجبارى آن حضرت در شهر سامرّا و منطقه نظامى (عسكر). لذا به وى و پدرش امام هادى عليه‏السلام «عسكريين» مى‏گويند.2


از سويى ديگر، امام ناگزير بود روزهاى دوشنبه و پنج شنبه در كاخ و دربار عبّاسى حاضر شود.3

اين محدوديت، شامل اصحاب و شيعيان حضرت هم مى‏شد.


على بن جعفر از «حلبى» روايت كرده است:

«در عسكر جمع شديم و روزى كه حضرت از خانه خارج مى‏شد، منتظر مانديم تا او را زيارت كنيم. اما دستور كتبى حضرت صادر شد كه: «كسى بر من سلام نكند و حتى كسى با دست، مرا نشان ندهد و به طرف من اشاره نكند، چون جان شما در خطر است.»4

اين، سيمايى است از وضعيت حاكم بر زندگى امام و شيعيان در زمانى كه جان امام و دوستداران او حتى با سلام كردن يا اشاره به امام، در خطر بوده است. لذا ارتباط هريك با ديگرى بايد به صورت غيرعلنى ايجاد مى‏شد.

داود بن اسود ـ كه عهده‏دار آماده كردن حمّام امام بوده است ـ مى‏گويد:

مولايم ابومحمّد عليه‏السلام مرا خواست و چوبى گرد و بلند، كه شبيه پاشنه در بود و دست را پُر مى‏كرد، به من داد و فرمود:

اين را به نزد «عَمْرى» ببر. من راه افتادم و در بين راه به سقّايى برخورد كردم كه استرى همراهش بود و اين استر، مزاحم مسير و راه من بود.
سقّا گفت: بر استر بانگ بزن تا حركت كند. من چوب را بلند كرده، استر را زدم و چوب شكست. به محلّ شكستگى چوب نگاه كردم و ديدم در آنجا نامه‏هايى قرار دارد، به سرعت چوب را در آستين خود مخفى كردم...5

از اين مطلب مى‏توان فهميد كه شرايط و محدوديت‏هاى ايجاد شده، باعث مى‏شد كه امام عليه‏السلام چنين تمهيداتى را براى ايجاد ارتباط و رساندن پيام به ياران خود، بينديشد.
دوران امامت آن بزرگوار، معاصر سه تن از خلفاى عباسى بود؛ معتزّ، مهتدى و معتمد. گرچه اقامت اجبارى امام در سامرّا، خود به نوعى حبس مى‏باشد، اخبارى وجود دارد كه آن حضرت در دوران هريك از اين خلفا، مدّت زمانى را در زندان به سر برده است.6

در زمان خلافت مهتدى ـ كه در تاريخ، از عملكرد معتدل وى سخن به ميان آمده و از روش حكومتى‏اش تعريف شده است ـ 7


مدتى، امام در زندان وى به سر برده است و حتى او، تصميم بر به شهادت رساندن آن حضرت داشته كه مرگ وى، به او اجازه چنين كارى را نمى‏دهد.8

امام عسكرى عليه‏السلام و مكارم اخلاقى

از آنجا كه «امام»، در واقع پيشوا و مقتداى انسان‏هاست و وظيفه هدايت و ارشاد را به عهده دارد و بايد معارف اصيل و ناب الهى را بر مردم بشناساند، امام عسكرى عليه‏السلام نيز اين امر مهم را، با توجّه به شرايط ويژه و محدوديت‏هاى موجود، به بهترين نحو به انجام رسانيد.

از آن حضرت علاوه بر روايات فقهى، روايات زيادى باقى مانده است كه مشتمل بر مباحث اعتقادى و اخلاقى مى‏باشد كه به بعضى از آنها مى‏توان اشاره نمود.



http://upload.tazkereh.ir/images/59836017004413281428.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/59836017004413281428.jpg)

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۱/۰۳, ۱۱:۴۲
http://upload.tazkereh.ir/images/88909000818297018302.png (http://upload.tazkereh.ir/images/88909000818297018302.png)



ويژگى‏هاى شيعه



حضرت به شيعيانش مى‏فرمايد:

«اوصيكم بتقوى اللّه، و الورع فى‏دينكم، والاجتهاد للّه، و صدق الحديث، واداءالامانة الى من ائتمنكم من برّ او فاجر، و طول السّجود، و حسن الجوار، فبهذا جاء محمّد صلى‏الله‏ عليه‏و‏آله‏وسلم ، صلّوا فى‏عشائرهم و اشهدوا جنائزهم، و عودوا مرضاهم و أدّوا حقوقهم9؛

شما را سفارش مى‏كنم به تقواى الهى و پارسايى در دين خود و كوشش در راه خدا و راستگويى و اينكه امانت هركسى را كه به شما امانتى سپرده است، به او بازگردانيد چه آن شخص، نيكوكار باشد يا تبهكار. و سجده‏ها را طولانى كنيد و (براى همسايگان خود) همسايگان خوبى باشيد ـ كه محمّد صلى‏الله‏ عليه‏ و‏آله‏ وسلم اين چيزها را آورده است ـ و در قبيله‏هاى آنان (اهل سنّت) نماز گزاريد، در تشييع جنازه‏هاى‏شان حاضر شويد و مريضان آنان را عيادت و حقوق‏شان را ادا كنيد.»

سپس در توضيح مى‏فرمايد:
«فانّ الرجل منكم اذا ورع فى دينه و صدق فى حديثه و ادّى الامانة و حسن خلقه مع الناس، قيل هذا شيعىٌّ فيسرّنى ذلك. اتّقوا اللّه و كونوا زيناً و لاتكونوا شيناً، جرّوا الينا كلّ مودّة و ادفعوا عنّا كلّ قبيح، فانّه ما قيل فينا مِنْ حُسْنٍ فنحن اهله، و ما قيل فينا مِنْ سُوءٍ فما نحن كذلك10؛

اگر كسى از شما در دينش ورع داشته و راستگو باشد و اداى امانت كند و با مردم خوش رفتار باشد، مى‏گويند: «اين، يك شيعه است.» و همين مسأله، من را شادمان مى‏كند.

از خدا بترسيد و تقواى الهى را پيشه خود سازيد (و با اعمالتان) زيور و زينت براى ما باشيد و مايه زشتى (و بد نامى) ما نباشيد. هرگونه دوستى را براى ما جلب كنيد و هر بدى را از ما دور سازيد. زيرا هر خوبى كه در حقّ ما گفته شود، سزاوار آنيم و هر بدى كه در حقّ ما گفته شود، شايسته آن نيستيم.»

و در انتها مى‏فرمايد:
«اكثروا ذكراللّه و ذكر الموت و تلاوة القرآن و الصّلوة على النبى صلى‏ الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم ...؛11

بسيار خدا را به ياد داشته باشيد و نيز ياد مرگ را. زياد قرآن تلاوت كنيد و بر رسول اللّه صلى ‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم صلوات بفرستيد. چه اينكه اينها امورى هستند كه طبعاً موجب رعايت توصيه‏هاى فوق مى‏شود.»

همچنين مى‏فرمايد:
«اورع النّاس من وقف عندالشّبهة، اعبد النّاس من أقام على‏الفرائض، ازهد النّاس من ترك الحرام؛ اشدّ النّاس اجتهاداً من ترك الذّنوب12؛
پارساترين مردم كسى است كه در شبهات، درنگ كند، عابدترين مردم كسى است كه واجبات الهى را انجام دهد، زاهدترين مردم كسى است كه از كارهاى حرام بپرهيزد و كوشاترين مردم كسى است كه گناهان را ترك كند.»



ارزش تفكّر
«ليست العبادة كثرة الصيّام والصّلاة، و انّما العبادة كثرة التفكّر فى‏امر اللّه13؛ عبادت به زياد روزه گرفتن و نماز خواندن نيست؛ بلكه عبادت اين است كه در امر (مخلوقات) خداوند بسيار تفكّر شود.»

و چه دقيق فرموده است!
چه اينكه اگر آدمى در خلقت الهى و اينكه از كجا آمده، چرا آمده است، به كجا مى‏رود و ...؟ تفكّر كند، طبعاً به شناخت خداوند نزديك‏تر مى‏شود و در راستاى همان تفكّر، به وظايف بندگى خود عمل مى‏كند.

جايگاه مؤمن

«المؤمن بركةٌ على المؤمن و حجّةٌ على الكافر14؛
مؤمن براى مؤمن، بركت است و براى كافر، اتمام حجّت.»

«ما اقبح بالمؤمن أن تكون له رغبة تذلّه15؛
چقدر زشت است براى مؤمن كه دلبستگى به چيزى داشته باشد كه موجب خوارى و ذلّت او شود.»




http://shiaupload.ir/images/92112031155182165236.jpg (http://shiaupload.ir/images/92112031155182165236.jpg)

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۱/۰۳, ۱۱:۴۳
http://upload.tazkereh.ir/images/49759465604678026536.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/49759465604678026536.jpg)



بهترين ويژگى‏ها



«خصلتان ليس فوقهما شى‏ء: الايمان باللّه و نفع الأخوان16؛
چيزى بالاتر از دو خصلت ايمان به خداوند و رساندن سود به برادران نيست.»
حضرت يارى به برادران را چون ايمان به خداوند، جزء بهترين صفات پسنديده مى‏شمارد.

بيان شرك
آن حضرت در مورد اين كه «شرك» از حسّاسيت و دقّت ويژه‏اى برخوردار است، چنين گوشزد مى‏كند:
«الاشراك فى‏النّاس، أخفى من دبيب النّمل على المسح17
الأسود فى اللّيلة المظلمة18؛
شرك ورزيدن در ميان مردم، از حركت مورچه (كه بسيار آرام و نامحسوس است) در شب تاريك بر روپوش سياه، نهان‏تر است.»

جايگاه تواضع
تواضع و فروتنى، از صفات پسنديده‏اى است كه هر انسانى، حُسن آن را درك مى‏كند.
تعبير امام عليه‏السلام در مورد اين صفت پسنديده چنين است:

«اَلتَّواضِعُ نِعْمَةٌ لايُحْسَدُ عَلَيْه19؛ تواضع، نعمتى است كه كسى بر آن رشك نمى‏ورزد.»
آن حضرت در تبيين جايگاه تواضع در فرهنگ اسلامى و ترغيب به آن مى‏فرمايد:
«من تواضع فى‏الدّنيا لإخوانه فهو عنداللّه من الصّدّيقين و من شيعة علىّ بن ابيطالب عليه‏السلام حقّاً20؛
كسى كه در دنيا نسبت به برادرانش متواضع باشد، نزد خداوند از صدّيقين به شمار مى‏رود و او از شيعيان واقعى على بن‏ابيطالب عليه‏السلام است.»

همچنين درباره بعضى از مصاديق تواضع، مى‏فرمايد:

«مِنَ التّواضع، السّلام على كلّ مَنْ تمرّ به و الجلوس دون شرف المجلس21؛
سلام كردن بر هركسى كه از پيش او مى‏گذرى و نشستن در جايى كه بالاى مجلس نيست، از تواضع و فروتنى است.»


http://upload.tazkereh.ir/images/59836017004413281428.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/59836017004413281428.jpg)

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۱/۰۳, ۱۱:۴۳
http://shiaupload.ir/images/q5wovge6n6lt8b00nagk.jpg (http://shiaupload.ir/images/q5wovge6n6lt8b00nagk.jpg)




ناهنجارى‏هاى اخلاقى

در ميان آنچه كه از حضرت به ما رسيده، احاديثى وجود دارد كه در آنها به امراض روحى و اجتماعى مردم اشاره شده است.

امام عسكرى عليه‏السلام شخص دورو را چنين وصف مى‏كند:
«بئس العبد، عبدٌ يكون ذاوجهين و ذالسانين، يطرى اخاه شاهداً و يأكله غائباً، اِن اُعطى حسده، و اِن ابتلى خانه22؛

چه بد بنده‏اى است، آن بنده (خدا) كه دورو و دوزبان است! در حضور برادرش، او را مى‏ستايد و پشت سر او غيبت و بدگويى23 او را مى‏كند. اگر مورد عطا واقع شود، به او حسد مى‏ورزد و اگر براى او گرفتارى پيش آيد، به او خيانت كند.»
آن حضرت، شخص دورو را تقبيح نموده و مصداق آن را توضيح مى‏دهد و حالات شخص دورو و دو زبان را با دقّت و ظرافت بيان مى‏كند.
و لذا فطرت سالم آدمى بعد از آگاهى از اين حالات، از دوروئى بيزار خواهدبود.

حضرت، وضعيت شخص كينه‏توز را چنين بيان مى‏كند:

«أقلّ النّاس راحةً، الحقود24؛

شخص كينه توز، كم آسايش‏ترين مردم است.»


اگر نگاهى گذرا به وضعيت روحى اشخاص كينه توز داشته باشيم، به اين واقعيت پى مى‏بريم كه چنين افرادى هميشه در يك اضطراب روحى قرار دارند و از عدم آرامش و آسايش روحى رنج مى‏برند.
آنان از روحى سالم و متعادل برخوردار نيستند. و تنها راه رهايى از اين رنج و محنت، به فرموده «قرآن و عترت»، گذشت و چشم پوشى از رفتار ديگران است.

امام عسكرى عليه‏السلام خشم و غضب، را كليد هر بدى مى‏داند:

«الغضب مفتاح كلّ شر».25

منشأ بسيارى از گناهان، غضب مى‏باشد و اصولاً خشم با خوشرويى و حُسن خلق، در تعارض است. آن حضرت، با اين بيان، ريشه و منشأ بدى‏ها را به ما معرّفى مى‏كند، تا ما براى درمان بدى‏ها، در فكر راه حلّ اساسى باشيم و علاوه بر توجّه به هريك از بدى‏ها و پرهيز از آنها، آنها را ريشه‏يابى كنيم.

آن حضرت، شادمانى كردن نزد شخص محزون و غمناك را، بى‏ادبى تلقّى مى‏كند:

«ليس من الأدب، اظهار الفرح عند المحزون»26.

اينها، نكاتى هستند كه در روابط اجتماعى ما با ديگران، بسيار مؤثّر مى‏باشد و مراعات نمودن آنها تأثير شگرفى در همدلى، ايجاد محبّت و حفظ دوستى‏ها دارد.


السّلام عليه يوم ولد و يوم يمت و يوم يبعث حيّاً.


http://shiaupload.ir/images/92112031155182165236.jpg (http://shiaupload.ir/images/92112031155182165236.jpg)

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۱/۰۳, ۱۱:۴۴
پى‏نوشت‏ها:

1. الكامل فى‏التاريخ، ابن اثير، ج 5، ص 476؛ وفيات الاعيان، ابن خلّكان، ج 3، ص 148.
2. ر.ك: علل الشّرايع، صدوق، ج 1، باب 176، ص 282، مؤسّسة الأعلمى للمطبوعات.
3. مناقب آل ابيطالب(ع)، ابن شهرآشوب، ج 4، ص 466؛ بحارالانوار، ج 50، ص251.
4. بحارالانوار، ج 50، ص 269.
5. مناقب آل ابيطالب(ع)، ج 4، ص 460 و 461.
6. بحارالانوار، ج 50، ص 314 ـ 311.
7. ر.ك: مروج الذّهب، مسعودى، ج 4، ص 195؛ الكامل فى‏التّاريخ، ج 7، ص 245 و 234.
8. بحارالانوار، ج 50، ص 313.
9 تا 11. تحف العقول، حرّانى، ص 362، مؤسّسة‏الأعلمى للمطبوعات.
12. همان، ص 363.
13. همان، ص 362.
14. همان، ص 363.
15. همان، ص 364.
16. همان، ص 363.
17. نوعى پوشش است. ر.ك: مجمع البحرين، ج 2، ص 414.
18. تحف العقول، ص 361؛ كشف الغمّه، ص 420.
19. تحف العقول، ص 363.
20. احتجاج، طبرسى، ج 2، ص 267، كتابفروشى مصطفوى.
21 و 22. تحف العقول، ص 362.
23. «يأكله غائباً» كنايه از غيبت است، چنانكه در آيه 12 سوره حجرات آمده است.
24. تحف العقول، ص 363.
25. همان، ص 362.
26. همان، ص 363.
...............

منبع:
مجله كوثر، شماره 60، حسين مطهّرى محبّ

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۳, ۱۴:۵۵
http://shiaupload.ir/images/qfz27mtemv8fkk2xbgbp.jpg (http://shiaupload.ir/images/qfz27mtemv8fkk2xbgbp.jpg)


كلام نور


http://shiaupload.ir/images/ijhpzv5eepe5xcnbaq8.gif (http://shiaupload.ir/images/ijhpzv5eepe5xcnbaq8.gif)


قالَ الاِْمامُ الْعَسْكَرى(عليه السلام):


1- پرهيز از جدال و شوخى


«لا تُمارِ فَيَذْهَبَ بَهاؤُكَ وَ لا تُمازِحْ فَيُجْتَرَأَ عَلَيْكَ.»:


جدال مكن كه ارزشت مى رود و شوخى مكن كه بر تو دلير شوند.



http://shiaupload.ir/images/ijhpzv5eepe5xcnbaq8.gif (http://shiaupload.ir/images/ijhpzv5eepe5xcnbaq8.gif)


2- تواضع در نشستن


«مَنْ رَضِىَ بِدُونِ الشَّرَفِ مِنَ الَْمجْلِسِ لَمْ يَزَلِ اللّهُ وَ مَلائِكَتُهُ يُصَلُّونَ عَلَيْهِ حَتّى يَقُومَ.»:


هر كه به پايين نشستن در مجلس خشنود باشد، پيوسته خدا و فرشته ها بر او رحمت فرستند تا برخيزد.



http://shiaupload.ir/images/ijhpzv5eepe5xcnbaq8.gif (http://shiaupload.ir/images/ijhpzv5eepe5xcnbaq8.gif)


3- هلاكت در رياست و افشاگرى


«دَعْ مَنْ ذَهَبَ يَمينًا وَ شِمالاً، فَإِنَّ الرّاعِىَ يَجْمَعُ غَنَمَهُ جَمْعَها بِأَهْوَنِ سَعْى وَ إِيّاكَ وَ الاِْذاعَةَ وَ طَلَبَ الرِّياسَةِ، فَإِنَّهُما يَدْعُوانِ إِلَى الْهَلَكَةِ.»:


آن كه را به راست و چپ رود واگذار! به راستى چوپان، گوسفندانش را به كمتر تلاشى گِرد آوَرَد. مبادا اسرار را فاش كرده و سخن پراكنى كنى و در پى رياست باشى، زيرا اين دو، آدمى را به هلاكت مى كشانند.


http://shiaupload.ir/images/ijhpzv5eepe5xcnbaq8.gif (http://shiaupload.ir/images/ijhpzv5eepe5xcnbaq8.gif)


4- گناهى كه بخشوده نشود


«مِنَ الذُّنُوبِ الَّتى لا تُغْفَرُ : لَيْتَنى لا أُؤاخَذُ إِلاّ بِهذا. ثُمَّ قالَ: أَلاِْشْراكُ فِى النّاسِ أَخْفى مِنْ دَبيبِ الَّنمْلِ عَلَى الْمَسْحِ الاَْسْوَدِ فِى اللَّيْلَةِ الْمُظْلِمَةِ.»:


از جمله گنـاهانى كـه آمرزيده نشود ايـن است كه [آدمى ] بگويد: اى كاش مرا به غير از اين گناه مؤاخذه نكنند. سپس فرمود: شرك در ميان مردم از جنبش مورچه بر روپوش سياه در شب تار نهان تر است.



http://shiaupload.ir/images/ijhpzv5eepe5xcnbaq8.gif (http://shiaupload.ir/images/ijhpzv5eepe5xcnbaq8.gif)


5- نزديكتر به اسم اعظم


«بِسْمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ أَقْرَبُ إِلَى اسْمِ اللّهِ الاَْعْظَمِ مِنْ سَوادِ الْعَيْنِ إِلى بَياضِها.»:


«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم» به اسم اعظم خدا، از سياهى چشم به سفيدىاش نزديكتر است.



http://shiaupload.ir/images/ijhpzv5eepe5xcnbaq8.gif (http://shiaupload.ir/images/ijhpzv5eepe5xcnbaq8.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۳, ۱۵:۱۰
http://shiaupload.ir/images/b1fabky0luyxi247o0b.jpg (http://shiaupload.ir/images/b1fabky0luyxi247o0b.jpg)



شمه اي از فضايل امام حسن عسگري عليه السلام



فضايل اخلاقي وكمالات معنوي امام حسن عسگري ( ع ) موجب شده بود كه نه تنها شيعيان و پيروان آن حضرت ‚ بلكه عامة مسلمانان و حتي دشمنان نيز بر عظمت و بزرگواري آن حضرت اعتراف نمايند كه نمونه اي از گفتار دشمنان آن حضرت سخن احمدبن عبيدالله بود كه بيان گرديد .

امام حسن همچون پدران بزرگوارش عابدترين فرد زمان بود و بيش از همه به اطاعت خداوند مي پرداخت . محمد شاكري مي گويد :

امام به سجده مي رفت ومن مي خوابيدم و بيدار مي شدم و او همچنان در سجده بود .

هرگاه امام زنداني مي شد ‚‌عبادت حضرت زندان بانان را تحت تأثير قرار ميداد ‚ به گونه اي كه عبادت و رفتار او با زندانابانان موجب شرمندگي آنها مي شد كه نمونه اش را در جدش امام كاظم نيز ديديم.

صالح بن وصف كه از ماموران عباسي بود و مسووليت نگهباني از امام را بر عهده داشت ‚ از سوي برخي از عباسيان تحريك مي شدكه بر امام سخت گيري كند ‚ او در پاسخ آنان گفت :

دو مرد را كه از بدترين افراد من بودند ‚ بر او مآمور كردم ‚ اما آن دو در عبادت و نماز خواندن به درجات بالايي رسيده اند .

شيخ مفيد از محمد بن اسماعيل علوي نقل مي كند :
امام عسگري نزد علي بن او تامش زنداني گرديد . اين شخص برخاندان ابيطالب بسيار سختگير بود .با اينكه به او توصيه شده بود كه نسبت به امام سختگيري كند ‚ در حالي از امام جدا شدكه بيش از ديگران بينش و آگاهي يافته بود و گفتارش درباره امام نيكو بود .

درعلم و دانش نيز مورخان حضرت راداناترين فرد زمان خود معرفي كرده اند و بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه آن حضرت نه تنها در احكام دين متخصص بود ‚ بلكه درتمام علوم و در عرصه هاي مختلف دانش يگانه عصر خود به شمار مي رفت . ((‌بختيشوع )) پزشك مسيحي ‚‌ به شاگرد خود ((‌بطرين ))‌درباره حضرت چنين مي گويد :

((‌بدان كه او داناترين فرد روزگار ماست كه بر روي زمين زندگي مي ـ كند . ))

ابن صباغ مالكي در خصوص علم امام حسن چنين مي گويد : او برمركب دانش نشسته ‚‌غوامض و مشكلاتي را يكايك مي گشايد و در اين كار رقيبي نمي شناسد وكسي را ياري كشاكش با او نيست .

بانظر صائب خود حقايق را آشكار و با انديشه نيرومند و دشوار ياب خود ‚ دقايق فكر را عيان مي سازد .

در نهان بااو رازهاي پشت پرده سخن مي گويند وبه عالم غيب متصل است ‚ نيك نفس اصيل و والا گهر است .

و سپس مي افزايد : امام حسن عسگري يكتا و يگانه عصر خود بود و كسي را ياراي برابري با او نبود.آقاي اهل عصر و سرور دهربود.
اين سخنان شايسته‌ترين شخص را به زيبا‌ترين وجه مي‌ستايد.





http://upload.tazkereh.ir/images/38934431609453139465.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/38934431609453139465.jpg)



(http://upload.tazkereh.ir/images/59836017004413281428.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۳, ۱۵:۱۱
http://upload.tazkereh.ir/images/56344215390495338092.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/56344215390495338092.jpg)



بخشندگي امام عسگري عليه السلام


در مورد بخشش حضرت عسگري (ع) روايات زيادي نقل شده است.


از جمله محمد بن علي بن ابراهيم مي گويد : ما تهيدست شده بوديم و روزگار بر ما سخت شده بود . پدرم گفت خوب است نزد اين مرد ( امام حسن عسگري ع ) كه وصف بخشش و سخاوت او را شنيده ام برويم .


به اوگفتيم :‌او را مي شناسي ؟


.گفت : نه ‚ او را نمي شناسم و تاكنون نديده ام .


مابه سوي خانه امام راه افتاديم ‚ در بين راه پدرم گفت: چقدر خوب است كه ايشان به من پانصد درهم عطا كند ‚ دويست درهم براي پوشاك ‚ دويست درهم بر اي خوراك و يكصد درهم براي مخارج ديگر .


من هم با خود گفتم : اي كاش ‚ به من نيز سيصد درهم ببخشد ‚ با صد درهم مركبي بخرم و به منطقه جبل بروم ‚‌ صد درهم براي پوشاك و صد درهم خوراك .


هنگامي كه به خانه حضرت رسيديم ‌غلام حضرت بيرون آمدو گفت :‌ علي بن ابراهيم و فرزندش محمد وارد شوند .


وارد شديم و برحضرت سلام كرديم .ايشان پس از پاسخ سلام به پدرم فرمودند : يا علي ‚ چرا تاكنون نزد ما نيامده اي ؟


پدرم عرض كرد : قاي من شرم داشتم با اين حال شما راملاقات كنم.


اندكي درنگ كرديم و سپس خارج شديم ‚ غلام حضرت به دنبال ما آمد وكيسه اي به پدرم داد و گفت اين پانصد درهم است . دويست درهم براي خوراك و دويست درهم براي پوشاك و صد درهم براي مخارج ديگر وكيسه اي نيز به من داد وگفت اين سيصد درهم است ‚ صد درهم براي خريد مركب‚‌ صد درهم براي پوشاك و صد درهم براي خوراك ...




http://upload.tazkereh.ir/images/63780195109568918436.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/63780195109568918436.jpg)

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۱/۰۳, ۱۶:۱۷
http://shiaupload.ir/images/46138550683084027211.jpg (http://shiaupload.ir/images/46138550683084027211.jpg)
http://sl.glitter-graphics.net/pub/727/727906wrmyfe6o17.gif (http://sl.glitter-graphics.net/pub/727/727906wrmyfe6o17.gif)
حمد و تسبيح تو را قرآن كند


(http://zibasazi.bahar-20.com/)
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif)
فخر بر تو حضرت سبحان كند
نورِ پاكت ديده را روشن كند


(http://zibasazi.bahar-20.com/)
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif)



ظرف دلها را پر از ايمان كند
دردهاى بى شمار شيعه را


(http://zibasazi.bahar-20.com/)
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif)

عشق پاكت دلبرا درمان كند
ياد تو اى رهبر تحت نظر


(http://zibasazi.bahar-20.com/)
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif)

مشكلات شيعه را آسان كند
اقتدارت همچنان پاينده است


(http://zibasazi.bahar-20.com/)
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif)

گر عدو خانه به تو زندان كند
عشق تو خورشيد سازد ذره را


(http://zibasazi.bahar-20.com/)
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif)

هر دل شوريده را سلمان كند
شد دعاى بزم ميلادت شها


(http://zibasazi.bahar-20.com/)
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif)

مهديت ما را به خود مهمان كند
شيعه مى‏نازد به نام عسگرى


(http://zibasazi.bahar-20.com/)
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif)

يا اباالمهدى امام عسگرى
اى به دوشَت پرچم عِز و شَرَف


(http://zibasazi.bahar-20.com/)
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif)

اى شده بر غربت دوران هدف
پورِ جود و سبط زهد و نجلِ حق


(http://zibasazi.bahar-20.com/)
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif)

سائلان گِردِ حريمت صف به صف
مادرت بانوىِ يثرب فاطمه


(http://zibasazi.bahar-20.com/)
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif)

بابِ تو شيرِ خدا شاهِ نجف
سلبِ آزادى شد اَز تو تا شود


(http://zibasazi.bahar-20.com/)
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif)

سدِّ راهِ مهدى آن نورِ خَلَف
حرمتت را زيرِ پا بگذاشتند


(http://zibasazi.bahar-20.com/)
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif)

قدر تو نشناختند اى وا اَسَف
حقْ مُقَدَّر كرد تا فرزند تو


(http://zibasazi.bahar-20.com/)
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif)

باز هم احيا كند عدل و شرف
بى نياز از خلق عالم مى‏شود


(http://zibasazi.bahar-20.com/)
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif)

هر كه آرد ذرّه‏اى عشقت به كف
شيعه مى‏نازد به نام عسگرى


(http://zibasazi.bahar-20.com/)
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif)

(http://zibasazi.bahar-20.com/)http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif) يا اباالمهدى امام عسگرى (http://zibasazi.bahar-20.com/)http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif)


(http://zibasazi.bahar-20.com/)
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif (http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/118.gif)


(http://zibasazi.bahar-20.com/)

http://www.payambarnet.ir/toba/50-99/toba_57.jpg (http://www.payambarnet.ir/toba/50-99/toba_57.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۳, ۲۱:۰۲
http://shiaupload.ir/images/tey648c98j9i2x05n1rs.jpg (http://shiaupload.ir/images/tey648c98j9i2x05n1rs.jpg)

قالَ الاِْمامُ الْعَسْكَرى(عليه السلام):

http://shiaupload.ir/images/ijhpzv5eepe5xcnbaq8.gif (http://shiaupload.ir/images/ijhpzv5eepe5xcnbaq8.gif)


6-دوستى نيكان و دشمنى بدان



«حُبُّ الاَْبْرارِ لِلاَْبْرارِ ثَوابٌ لِلاَْبْرارِ، وَ حُبُّ الْفُجّارِ لِلاَْبْرارِ فَضيلَةٌ لِلاَْبْرارِ، وَ بُغْضُ الْفُجّارِ لِلاَْبْرارِ زَيْنٌ لِلاَْبْرارِ، وَ بُغْضُ الاَْبْرارِ لِلْفُجّارِ خِزْىٌ عَلَى الْفُجّارِ.»:


دوستى نيكان به نيكان، ثوابست براى نيكان. و دوستى بدان به نيكان، فضيلت است براى نيكان. و دشمنى بدان با نيكان، زينت است براى نيكان. و دشمنى نيكان با بدان، رسوايى است براى بدان.



http://shiaupload.ir/images/ijhpzv5eepe5xcnbaq8.gif (http://shiaupload.ir/images/ijhpzv5eepe5xcnbaq8.gif)



7- سلام نشانه تواضع



«مِنَ التَّواضُعِ أَلسَّلامُ عَلى كُلِّ مَنْ تَمُرُّ بِهِ، وَ الْجُلُوسُ دُونَ شَرَفِ الَْمجْلِسِ.»:


از جمله تواضع و فروتنى، سلام كردن بر هر كسى است كه بر او مى گذرى، و نشستن در پايين مجلس است.



http://shiaupload.ir/images/ijhpzv5eepe5xcnbaq8.gif (http://shiaupload.ir/images/ijhpzv5eepe5xcnbaq8.gif)



8- خنده بيجا



«مِنَ الْجَهْلِ أَلضِّحْكُ مِنْ غَيْرِ عَجَب.»:



خنده بيجا از نادانى است.



http://shiaupload.ir/images/ijhpzv5eepe5xcnbaq8.gif (http://shiaupload.ir/images/ijhpzv5eepe5xcnbaq8.gif)



9- همسايه بد



«مِنَ الْفَواقِرِ الَّتى تَقْصِمُ الظَّهْرَ جارٌ إِنْ رَأى حَسَنَةً أَطْفَأَها وَ إِنْ رَأى سَيِّئَةً أَفْشاها.»:


از بلاهاى كمرشكن، همسايه اى است كه اگر كردار خوبى را بيند نهانش سازد و اگر كردار بدى را بيند آشكارش نمايد.



http://shiaupload.ir/images/ijhpzv5eepe5xcnbaq8.gif (http://shiaupload.ir/images/ijhpzv5eepe5xcnbaq8.gif)



10- پندى گويا و جامع



«أُوصيكُمْ بِتَقْوَى اللّهِ وَ الْوَرَعِ فى دينِكُمْ وَالاِْجْتَهادِ لِلّهِ وَ صِدْقِ الْحَديثِ وَ أَداءِ الأَمانَةِ إِلى مَنِ ائْتَمَنَكُمْ مِنْ بَرٍّ أَوْ فاجِر وَ طُولُ السُّجُودِ وَ حُسْنِ الْجَوارِ. فَبِهذا جاءَ مُحَمَّدٌ(صلى الله عليه وآله وسلم) صَلُّوا فى عَشائِرِهِمْ وَ اشْهَدُوا جَنائِزَهُمْ وَ عُودُوا مَرْضاهُمْ وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ، فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْكُمْ إِذا وَرَعَ فى دينِهِ وَ صَدَقَ فى حَديثِهِ وَ أَدَّى الاَْمانَةَ وَ حَسَّنَ خُلْقَهُ مَعَ النّاسِ قيلَ: هذا شيعِىٌ فَيَسُرُّنى ذلِكَ. إِتَّقُوا اللّهَ وَ كُونُوا زَيْنًا وَ لا تَكُونُوا شَيْنًا، جُرُّوا إِلَيْنا كُلَّ مَوَدَّة وَ ادْفَعُوا عَنّا كُلَّ قَبيح، فَإِنَّهُ ما قيلَ فينا مِنْ حَسَن فَنَحْنُ أَهْلُهُ وَ ما قيلَ فينا مِنْ سُوء فَما نَحْنُ كَذلِكَ.»:


لَناحَقٌّ فى كِتابِ اللّهِ وَ قَرابَةٌ مِنْ رَسُولِ اللّهِ وَ تَطْهيرٌ مِنَ اللّهِ لا يَدَّعيهِ أَحَدٌ غَيْرُنا إِلاّ كَذّابٌ. أَكْثِرُوا ذِكْرَ اللّهِ وَ ذِكْرَ الْمَوْتِ وَ تِلاوَةَ الْقُرانِ وَ الصَّلاةَ عَلَى النَّبِىِّ(صلى الله عليه وآله وسلم)فَإِنَّ الصَّلاةَ عَلى رَسُولِ اللّهِ عَشْرُ حَسَنات، إِحْفَظُواما وَصَّيْتُكُمْ بِهِ وَ أَسْتَوْدِعُكُمُ اللّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَيْكُمْ السَّلامَ.»:


شما را به تقواى الهى و پارسايى در دينتان و تلاش براى خدا و راستگويى و امانتدارى درباره كسى كه شما را امين دانسته ـ نيكوكار باشد يا بدكار ـ و طول سجود و حُسنِ همسايگى سفارش مىكنم. محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم)براى همين آمده است. در ميان جماعت هاى آنان نماز بخوانيد و بر سر جنازه آنها حاضر شويد و مريضانشان را عيادت كنيد. و حقوقشان را ادا نماييد، زيرا هر يك از شما چون در دينش پارسا و در سخنش راستگو و امانتدار و خوش اخلاق با مردم باشد، گفته مىشود: اين يك شيعه است، و اين كارهاست كه مرا خوشحال مىسازد. تقواى الهى داشته باشيد، مايه زينت باشيد نه زشتى، تمام دوستى خود را به سوى ما بكشانيد و همه زشتى را از ما بگردانيد، زيرا هر خوبى كه درباره ما گفته شود ما اهل آنيم و هر بدى درباره ما گفته شود ما از آن به دوريم. در كتاب خدا براى ما حقّى و قرابتى از پيامبر خداست و خداوند ما را پاك شمرده، احدى جز ما مدّعى اين مقام نيست، مگر آن كه دروغ مىگويد. زياد به ياد خدا باشيد و زياد ياد مرگ كنيد و زياد قرآن را تلاوت نماييد و زياد بر پيغمبر(صلى الله عليه وآله وسلم) سلام و تحيّت بفرستيد. زيرا صلوات بر پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) ده حسنه دارد. آنچه را به شما گفتم حفظ كنيد و شما را به خدا مى سپارم، و سلام بر شما.


http://shiaupload.ir/images/ijhpzv5eepe5xcnbaq8.gif (http://shiaupload.ir/images/ijhpzv5eepe5xcnbaq8.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۳, ۲۳:۵۹
http://upload.tazkereh.ir/images/69705939226962431973.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/69705939226962431973.jpg)



نامة امام عسگري به يكي از علماي شيعه

امام عسگري به يكي از علماي شيعه در قم از جمله مكاتبات امام عسگري با اصحاب خود نامه هاي است كه آن بزرگوار به علي بن حسين بن بابويه قمي يكي از بزرگان فقهاي شيعه مرقوم فرمودند : اين نامه اين چنين شروع شده است : بسم الله الرحمن الرحيم ‚‌الحمد الله رب العالمين والعاقبه للمتقين و الجنه للموحدين و النار للملحدين و لاعدوان الا علي الظالمين و لا اله الاالله احسن الخالقين والصلوه علي خيره خلقه محمد وعترته الطاهرين ...

به نام خداوند بخشنده مهربان ‚‌ ستايش خداي راكه پروردگار جهانيان است ‚ سرانجام نيكو براي پرهيزگاران و بهشت براي يكتا پرستان و دوزخ و آتش براي كافران خواهدبود و تجاوز جز بر ستمكاران نيست و خدايي جز الله كه بهترين آفرينندگان است نمي باشدو درود و رحمت خدا بر بهترين آفرينندگانش ‚ محمد ( ص ) وخاندان پاك او باد.

سپس امام خطاب به ابن بابويه چنين مرقوم فرمودند : اما بعد اوصيك يا شيخي ومعتمدي و فقيهي ‚‌ابالحسن علي بن الحسين القمي ‚ وفقك الله لمرضاته...

بعداز حمد و ثناي الهي ‚ تو را اي بزرگ مرد و مورد اعتماد و فقيه پيروان ‚ ابوالحسن علي بن حسين قمي ـ كه خدايت بر آنچه رضاي اوست موفق فرمايد و از نسلت فرزندان شايسته برآرد ـ به پرهيزگاري در پيشگاه خدا و برپاداشتن نماز و پرداختن زكات سفارش مي كنم . زيرا نماز كسيكه زكات نمي پردازد پذيرفته نمي شود . و به تو سفارش مي كنم كه از خطاي ديگران درگذري ‚ و خشم خويش فروبري و به خويشاوند صله و رسيدگي نمايي ‚ با برادران مواسات كني و در رفع نيازهاي آنان در سختي و آسايش بكوشي و در برابر ناداني و بيخردي افراد بردبار باشي و در دين ژرف نگر و دركارها استوار و با قرآن آشناباش و اخلاق نيكو پيشه ساز و امر به معروف و نهي از منكر كن . از همه بديها و زشتيها دوري كن و برتو بادكه نماز شب بخواني ‚ كه پيامبر به علي ( ع) چنين سفارش فرمود : يا علي ! بر تو باد نماز شب خواندن ‚ بر تو بادنماز شب خواندن ‚ بر تو باد نماز شب خواندن ( سه بار تكرار فرمود ) و كسي كه نماز شب را سبك بشمارد از ما نيست . )) پس توصيه مرا به كار گيرو به شيعيان من نيز دستور بده آنچه به تو فرمان دادم عمل كنند . برتو باد كه صبر و شكيبايي ورزي و منتظر فرج باشي كه پيامبر ( ص) فرمود : ((‌ برترين اعمال امت من انتظار فرج است ))‌شيعيان ما پيوسته اندوهگين خواهند بود تا فرزندم كه پيامبر بشارت ظهور او را داده است قيام كند و زمين را پس از آنكه از ظلم و بيداد پر شده است سرشار از عدالت و قسط نمايد . پس اي بزرگ مرد ‚‌ استقامت كن وشيعيان مرا به صبر فرمان ده كه : (( زمين از آن خداست و به هر كس از بندگانش كه بخواهد واگذارد و عاقبت و فرجام نيك از آن متقين خواهد بود .درود و رحمت و بركات خدا بر تو و جميع شيعيان ما باد .خداوند ما را بس است كه بهترين وكيل و مولي و ياور است .



http://upload.tazkereh.ir/images/23655093579167511325.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/23655093579167511325.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۴, ۱۰:۳۹
http://shiaupload.ir/images/u6e0e3j6kfsa97bdqmk1.jpg (http://shiaupload.ir/images/u6e0e3j6kfsa97bdqmk1.jpg)


مـــولـــوديــــــه
http://shiaupload.ir/images/h45tbo6ex0ma7gc0snor.gif (http://shiaupload.ir/images/h45tbo6ex0ma7gc0snor.gif)



باز گیتى روشن آمد از جمال عسگرى





ماه گردون شد خجل پیش هلال عسگرى



موكب اجلال او چون شد پدید از گرد راه



محور آمد هر جلالى در جلال عسگرى



هادى دین مى برد دست دعا پیش خدا



چشم حق بینش چو مى بیند جمال عسگرى



من چو گویم در مقام و حسن این كودك كه هست



منطق پیر خرد مات از كمال عسگرى



تا تقرّب بر خدا جویند خلق نه فلك



روبد هر یك بامژه گرد نعال عسگرى



عصمت زهرا عیان از چهره زیباى او



خصلت حیدر ببینى در خصال عسگرى



رشك كوثر بُرد از لعل لب جانبخش او



ماه گردیده خجل از خط و خال عسگرى



گلشن جاوید گردد هر زمین شوره زار



چون ببیند موكب فرخنده فال عسگرى



دانش سرشار او تا كرد تفسیر كتاب



عالمى سیراب گردید از زلال عسگرى



http://shiaupload.ir/images/h45tbo6ex0ma7gc0snor.gif (http://shiaupload.ir/images/h45tbo6ex0ma7gc0snor.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۴, ۱۲:۲۰
http://shiaupload.ir/images/21107086723551923514.jpg (http://shiaupload.ir/images/21107086723551923514.jpg)



فضايل وسيره فردى امام حسن عسكرى (ع)



1- نفوذ معنوى


ثقة الاسلام كلينى در كافى و شيخ مفيد در ارشاد نقل مى‏كند: از حسين بن محمد اشعرى و محمد بن يحيى و ديگران كه گويند: احمد بن عبيدالله بن خاقان (وزير معتمد عباسى) و كيل املاك و مستغلات خليفه در قم و عامل اخذ ماليات از آنها بود، او در عداوت اهل بيت عليهم السلام بسيار شديد بود.

روزى در مجلس او سخن از علويان و اهل بيت و مذهب آنها به ميان آمد، احمد گفت: من كسى از علويان را در سيرت و وقار و عفت و نجابت و عزت و شرف مانند حسن بن على بن محمد بن رضا نديدم، رجال خانواده‏اش و بنى‏هاشم او را برهمه مقدم مى‏داشتند، و ميان فرماندهان خليفه و وزراء و همه مردم مورد احترام و عظمت بود.

روزى بالاى سر پدرم (عبيدالله بن خاقان وزير اعظم خليفه) ايستاده بودم كه دربانها گفتند: ابن الرضا مى‏خواهد وارد شود، پدرم با صداى بلند گفت: اجازه بدهيد تشريف بياورند، من تعجب كردم كه دربانها چطور توانستند پيش پدرم كسى را با كنيه ياد كنند. فقط خليفه يا وليعهد خليفه يا كسى را كه خليفه كنيه مى‏داد، پيش پدرم با كنيه ياد مى‏كردند.

در آن موقع ديدم مردى گندمگون، زيبا قامت، زيبا صورت، با تناسب اندام، جوان، با جلالت و با هيبت وارد شد، پدرم چون او را ديد برخاست و به طرف او رفت، من نديده بودم كه پدرم به استقبال كسى از بنى هاشم و فرماندهان برود، چون به او رسيد دست به گردن او انداخت، صورت و سينه او را بوسيد و دستش را گرفت و او را در مصلاى خود نشانيد و خود در كنار او نشست و به او رو كرد و با او سخن مى‏گفت و گاهى مى‏گفت: فدايت شوم، من غرق تعجب بودم.

در اين بين دربان آمد و گفت: موفّق (برادر خليفه) آمد، قرار بر اين بود چون موفق نزد پدرم مى‏آمد، دربانان و فرماندهان از اول درب ورودى تا تخت پدرم دو طرف صف مى‏ايستادند، موفق از ميان آنها مى‏آمد و مى‏رفت، پدرم همانطور با او صحبت مى‏كرد تا غلامان خاص موفق ديده شدند، در آن وقت پدرم به او گفت: خدا مرا فداى تو كند، اگر مى‏خواهيد تشريف ببريد مانعى ندارد. او به پا خاست، پدرم گفت: او را از پشت صفها ببريد تا امير (موفق) او رإ؛ ك‏ك نبيند، بعد پدرم با او معانقه كرد و چهره او را بوسيد و او رفت.

من به دربانان گفتم: واى بر شما! اين كيست كه پدرم با او با چنين احترامى برخورد كرد؟ گفتند: اين مردى از علويان است كه حسن بن على معروف به ابن الرضا مى‏باشد. تعجب من زيادتر شد، آن روز همه‏اش در فكر او و كار پدرم نسبت به او بودم پدرم شبها پس از نماز عشاء مى‏نشست و درباره جلسات و كارها و مطالبى كه بايد به محضر خليفه برسد بررسى مى‏كرد.

چون از كارش فارغ شد، من رفتم و پيش رويش نشستم، گفت: احمد! كارى دارى؟ گفتم: آرى، پدرجان! اگر اجازه دهى، گفت: اجازه دادم هر چه مى‏خواهى بگو، گفتم: پدرجان! آن مرد كى بود كه ديروز آن هم اجلال و اكرام و تبجيل از ايشان نموده و خودت و پدر و مادرت را فداى او مى‏كردى؟

گفت: پسرم! او ابن الرضا و امام رافضه است، بعد از كمى سكوت اضافه كرد: اگر خلافت از بنى عباس برود، كسى از بنى هاشم جز او شايسته نخواهد بود، چون او در فضل، عفاف، وقار، صيانت نفس، زهد، عبادت، اخلاق نيكو و صلاح بر ديگران مقدم است، و اگر پدر او را مى‏ديدى، مى‏ديدى كه مردى جليل، بزرگوار، نيكو كار و فاضل است .

اين سخنان بر اضطراب و تفكر و غضب من بر پدرم افزود، بعد از آن، من پيوسته از حالات او مى‏پرسيدم و از كارش جستجو مى‏كردم ولى از هر كه از بنى هاشم، فرماندهان، نويسندگان، قضات، فقهاء و ديگر مردم سؤال مى‏كردم، مى‏ديدم كه در نزد همه در نهايت تجليل و تعظيم و مقام بلند و تعريف نيكو و مقدّم بر خانواده و ديگران است و همه‏ى گفتند: او امام رافضه است، لذا مقام وى در نزد من بزرگ شد، زيرا دوست و دشمن درباره او نيكو گفته و ثنا مى‏كردند.

بعضى از حاضران از اشعريها به او گفتند: اى ابابكر! حال برادرش جعفر چگونه بود؟ گفت: جعفر كيست كه از او سؤال شود ويا با او يك جا گفته شود؟ جعفر آشكارا گناه مى‏كرد، بى حياء و شرابخوار بود، كمتر كسى را مانند او ديده‏ام كه پرده خويش را بدرد، احمق و خمار و كم ارزش بود، به خدا قسم او در وقت وفات حسن بن على پيش سلطان آمد كه تعجب كردم و فكر نمى‏كردم كه چنين كند.

چون ابن الرضا مريض شد، فوراً به پدرم خبر فرستاد كه او مريض است، بعد بلافاصله به خانه خليفه آمد و با پنج نفر از خادمان و خواص خليفه از جمله نحرير (مسؤول باغ وحش) برگشت و آنها را گفت كه در خانه حسن بن على باشند و حالات او را زير نظر بگيرند و به چند نفر پزشك گفت كه شب و روز از او ديدار كنند...

جريان اين طور بود كه او چند روز از ربيع الاول گذشته در سال دويست و شصت از دنيا رفت، سامراء يكپارچه ضجه شد، همه مى‏گفتند: «ابن الرضا از دنيا رفت»...

پس از آن جعفر نزد پدر من آمد و گفت: مقام پدر و برادرم را به من واگذار كن، در عوض هر سال بيست هزار دينار به تو مى‏دهم، پدرم او را طرد كرد و گفت: احمق! خليفه شمشير و تازيانه‏اش را به دست گرفت تا مردم را از امامت پدرت و برادرت برگرداند، مقدور نشد و نتوانست و تلاش كرد كه آن دو را از امامت براندازد، موفق نشد، اگر در نزدغ شيعه پدر و برادرت امام بودى، لازم نبود كه سلطان و غير سلطان تو را در جاى آنها قرار بدهد.

و اگر آنها به امامت تو قائل نباشند با نصب خليفه به امامت نخواهى رسيد، پدرم او را تحقير كرد و گفت اجازه ندهند كه نزد او بيايد... رجوع شود به كافى: ج 1 ص 503 باب مولد ابى محمد الحسن بن على، ارشاد مفيد: ص 318 حالات امام عسكرى (ع) ،كمال الدين صدوق: ج 1ص 40 - 43 ما روى فى وفات العسكرى (ع)، شيخ طوسى در فهرست در ترجمه احمد بن عبيدالله بن خاقان و نيز نجاشى در ترجمه وى به اين مجلس اشاره فرموده‏اند.





http://shiaupload.ir/images/88986482792661123851.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۴, ۱۲:۲۴
http://shiaupload.ir/images/00166758936336073899.jpg (http://shiaupload.ir/images/00166758936336073899.jpg)


2- خبر از مهدى موعود صلوات الله عليه‏

ثقه جليل القدر احمد بن اسحاق بن سعد اشعرى نقل مى‏كند: خدمت امام حسن (ع) رسيدم، مى‏خواستم از امام بعد از او بپرسم، امام پيش از سؤال من فرمود:

«يا احمد بن اسحاق ان الله تبارك و تعالى لم يخل الارض منذ خلق آدم عليه السلام و لا يخليها الى ان تقوم الساعة من حجت الله على خلقه به يدفع البلاء عن اهل الارض و به ينزل الغيث و به يخرج بركات الارض».

گفتم: يابن رسول الله! امام و خليفه بعد از شما كيست؟ آن حضرت بسرعت برخاست و داخل اندرون شد، بعد به اتاق آمد و در شانه‏اش پسرى بود، گويى جمال مباركش مانند ماه چهارده شبه بود، حدود سه سال داشت، بعد فرمود: يا احمد بن اسحاق! اگر پيش خدا و امامان محترم نبودى اين پسرم را به تو نشان نمى‏دادم، او همنام و هم كينه رسول خداست، زمين را پر از عدل و داد مى‏كند چنان كه از ظلم و جور پر شده باشد.

يا احمد بن اصحاق! مَثل او در اين امت مَثل خضر (ع) و مثل ذوالقرنين است، به خدا قسم او را غيبتى خواهد بود كه فقط كسى از هلاكت نجات مى‏يابد كه خدا او را در امامت وى ثابت نگاه دارد و به دعا در تعجيل فرجش موفق فرمايد.

گفتم: مولاى من! آيا علامتى هست كه قلب من مطمئن باشد؟ در اين وقت آن كودك با زبان عربى فصيح فرمود:
«انا بقيّةُ اللّه فى اَرضه و المنتقم من اعدائه فلا تطلب اثر بعد عين يا احمد بن اسحاق».

احمد بن اسحاق گويد: شاد و خرامان از خانه امام (ع) بيرون آمدم، فرداى آن به محضر امام بازگشتم و عرض كردم يابن رسول الله (ص)! شاديم بيش از حد گرديد در مقابل منتى كه بر من نهاديد، اين كه فرموديد: مَثل او مَثل خضر و ذوالقرنين است يعنى چه؟
فرمود: طول غيبت.
گفتم: غيبتش طولانى خواهد بود؟
فرمود: آرى، به خدايم قسم تا جايى كه اكثرى از اين امر برگردند و در امامت او نماند مگر كسى كه خدا براى ولايت ما از او عهد گرفته باشد و ايمان را در قلب او ثابت فرموده و با روح مخصوصى او را تأييد كرده باشد.

«يا احمد بن اسحاق هذا امرٌ من امر الله و سرّ من سرّاللّه و غيبٌ من غيب اِللّه فخذما آتيتك و اكتمه و كن من الشاكرين تكن معنا غدا فى عليين» 1.

3- مخلوق بودن قرآن‏

ثقه جليل القدر، داوود بن قاسم ابو هاشم جعفرى كه زمان پنج امام را درك كرده است مى‏گويد: به خاطرم خطور كرد كه آيا قرآن مخلوق است يا غير مخلوق؟ امام عسكرى (ع) فرمود: «يا ابا هاشم الله خالق كل شى و ما سواه مخلوق» 2.

خدا خالق هر چيز است، غير خدا مخلوق خداست، و در نقل ديگرى آمده كه گويد: در پيش خودم گفتم: اى كاش مى‏دانستم ابو محمد عسكرى درباره قرآن چه مى‏گويد: آيا قرآن مخلوق است يا غير مخلوق؟

امام رو كرد به من و فرمود: آيا به تو نرسيده آنچه از ابى عبدالله (ع) نقل شده كه فرمود: چون قل هو الله احد نازل شد، خداوند براى آن چهار هزار بال آفريد، به هر گروهى از ملائكه كه مى‏گذشت به او خشوع مى‏كردند، نسبت پروردگار تبارك و تعالى اين است .3

ناگفته نماند: مسأله خلق قرآن يكى از پر جنجالترين مسائل در ميان اهل سنت بود كه در زمان عباسيان دست سياست نيز درباره آن بازى كرد و فريادها به آسمان رفت، عده‏اى مى‏گفتند: قرآن كلام خداست، متكلم بودن خدا،مانند خود خدا قديم است و قرآن نيز قديم است و مخلوق نيست و سخن شاعر:

ان الكلام لفى الفواد و انما
جعل اللسان على الفواد دليلاً

در همين زمينه است. ولى عده‏اى به حادث و مخلوق بودن قرآن قائل بودند، كه رأى اهل بيت عليهم السلام نيز همان است .




http://shiaupload.ir/images/97885632777034378262.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۴, ۱۳:۰۰
http://shiaupload.ir/images/xm9z7sn8ieafrnorxqyt.jpg (http://shiaupload.ir/images/xm9z7sn8ieafrnorxqyt.jpg)

خبر از وفات فضل بن شاذان‏

شيخ كشى در رجال خود از محمد بن ابراهيم وراق سمرقندى نقل كرده گويد: بقصد حج از وطن خويش بيرون شدم، خواستم قبل از حج به زيارت مردى از اصحاب برسم، او معروف به صدق و صلاح و ورع و خير بود، نامش بورق و در «بوشنجان» از روستاهاى هرات سكونت داشت.

چون به زيارت او رسيدم، صحبت از فضل بن شاذان نيشابورى به ميان آمد، بورق گفت: او مبتلا به «بطن» شديد11 بود بطورى كه در يك شب صد تا صد و پنجاه دفعه به قضاى حاجت مى‏رفت، من سالى به حج رفته به خدمت محمد بن عيساى عبيدى رسيدم، او را شيخ فاضلى يافتم... عده‏اى نيز با او بودند ولى همه را محزون و غمگين ديدم.

گفتم: جريان چيست؟ گفتند: ابو محمد عسكرى (ع) را زندان كرده‏اند من به حج رفتم، پس از اتمام مراسم حج باز به خدمت محمد بن عيسى رسيدم، ديدم شادمان است، گفتم: خبر چيست؟ گفت: امام (ع) از زندان آزاد شده‏اند.

بعد من به سامرآء آمدم و كتاب «يوم و ليلة» را با خود داشتم، به خدمت امام (ع) رسيدم و كتاب را به ايشان نشان داده و گفتم: فدايت شوم اگر صلاح بدانى، به آن نگاهى كرده و اظهار نظر فرمايى،.

امام (ع) همه آن را ورق زد و فرمود: اين صحيح است، شايسته است عمل شود، گفتم: فضل بن شاذان بشدت مريض است، مى‏گويند: شما نسبت به ايشان خشم گرفته‏ايد، چون گفته: وصى ابراهيم از وصى محمد (ص) بهتر است، ولى او چنين چيزى نگفته، بلكه به او دروغ بسته‏اند.

امام صلوات الله عليه فرمود: آرى به او دروغ بسته‏اند، خدا به فضل رحمت كند، خدا به فضل رحمت كند«رحم الله الفضل، رحم الله الفضل». بورق گويد: چون از سامرآء برگشتم ديدم فضل بن شاذان در همان ايام كه امام به او رحمت فرستاد از دنيا رفته بود. 12

ناگفته نماند كتاب «يوم وليله» تأليف يونس بن عبدالرحمان مولى آل يقطين است، كشى در رجال خود از احمد بن ابى خلف نقل مى‏كند گويد: مريض بودم، ابوجعفر جواد (ع) به عيادت من آمد، كتاب يوم و ليله را در بالاى سر من ديد، آن را تا آخر ورق زد و مى‏فرمود: «رحم الله يونس، رحم الله يونس، رحم الله يونس» 13

و نيز از ابو هاشم جعفرى نقل كرده گويد: كتاب يوم و ليله يونس را محضر امام عسكرى (ع) بردم، به آن نگاه كرد و ورق زد، بعد فرمود «هذا دينى و دين آبائى حقا» 14 نجاشى در رجال خويش نقل كرده كه آن حضرت از ابوهاشم پرسيد: اين كتاب تصنيف كيست؟ جواب داد: تصنيف يونس آل يقطين، فرمود: «اعطاه الله بكل حرف نورا فى الجنة».




http://upload.tazkereh.ir/images/63780195109568918436.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/63780195109568918436.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۴, ۱۳:۰۱
http://shiaupload.ir/images/38254605571064989551.jpg (http://shiaupload.ir/images/38254605571064989551.jpg)


نواده حبابه والبيّه‏

حبابه والبيه زنى بود كه در كوفه به خدمت اميرالمؤمنين (ع) رسيد و گفت: يا اميرالمؤمنين! خدا تو را رحمت كند، دليل امامت چيست؟

امام سنگى را نشان داد و فرمود: آن سنگ 15 را پيش من آور، زن سنگ را پيش امام آورد، حضرت مهر خودش را به سنگ زد (اثر مهر در سنگ آشكار شد). بعد فرمود: يا حبابه! وقتى كه يك نفر ادعاى امامت كرد و توانست ماند من اين سنگ را مهر كند بدان او امام مفترض الطاعة است.

اين زن تا زمان امام رضا (ع) زنده ماند، با معجزه امام سجاد (ع) جوانى به او بازگشت و سنگ را تا مهر امام ثامن (ع) رسانيد، 16 آنگاه فرزندان وى در زمان امامان ديگر اين كار ادامه دادند.

ثقه جليل‏القدر داود بن قاسم جعفرى گويد: نزد امام حسن عسكرى (ع) بودم كه به امام گفتند: مردى از اهل يمن اجازه ورود مى‏خواهد، امام اجازه فرمود، ديدم مردى بلند قامت و قوى بازو داخل شد، به امام سلام ولايت داد، حضرت جواب داده و امر به نشستن كرد.

او در نزد من و چسبيده به من نشست، من به خود گفتم: اى كاش مى‏دانستم اين شخص كيست؟ امام (ع) فرمود: اين از فرزندان آن زنى است كه پدران من سنگى كه او داشت مهر كرده‏اند، و اثر مهرشان در آن نقش شده است، آن را آورده است تا من نيز مهر كنم. بعد فرمود: سنگ را بياور، او سنگ را بيرون آورد، ديدم جايى از آن صاف است و مهر نخورده .

ابو محمد عسكرى (ع) آن را گرفت، مهر خويش بيرون آورد و آن را مهر كرد، گويى الان نقش مهر را مى‏بينم كه «الحسن بن على» بود، من به مرد يمانى گفتم: تا به حال امام را ديده بودى؟ گفت: نه واللّه ولى مدتى بود كه به ديدارش شايق بودم، گويى الساعه جوانى كه او را نديده بودم نزد من آمد و گفت: برخيز به محضر امام برو، من وارد خدمتش شدم.

سپس مرد يمانى برخاست و مى‏گفت: «رحمة الله و بركاته عليكم اهل البيت ذرية بعضها من بعض اشهد بالله ان حقك الواجب كوجوب حق اميرالمؤمنين والائمة من بعده صلوات الله عليهم اجمعين»آنگاه رفت و ديگر او را نديدم.

ابو هشام گويد: از او پرسيدم اسمت چيست؟ گفت: نام من مهجع پسر صلت پسر عقبه، پسر سمعان، پسر غانم، پسر ام غانم و آن زن اعرابيه يمنى صاحب سنگى است كه اميرالمؤمنين (ع) بر آن مهر زد و فرزندانش مهر زدند تا زمان امام أبى الحسن رضا (ع). 17 مجلسى رحمة الله آن را در بحار: ج 50 ص 302 از ابوهاشم از اعلام الورى نقل كرده و اشعار ابوهاشم را نيز درباره آن آورده است .





http://upload.tazkereh.ir/images/33287534402343768329.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/33287534402343768329.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۴, ۱۳:۰۸
http://shiaupload.ir/images/t2s6hcic5v1vf2y7ri69.jpg (http://shiaupload.ir/images/t2s6hcic5v1vf2y7ri69.jpg)


كار عيسى بن مريم (ع)

ثقه جليل القدر احمد بن اسحاق اشعرى گويد: به امام حسن عسكرى صلوات الله عليه گفتم: چيزى بنويسيد تا من خط شما را بشناسم، وقتى كه نامه‏اى آمد بدانم كه شما مرقوم فرموده‏ايد. امام فرمود: آرى، بعد فرمود: يا احمد! خط با درشتى و كوچكى قلم فرق مى‏كند، در خط من بودن شك نكن.

آنگاه دواتى خواست و شروع به نوشتن كرد، به فكرم آمد كه قلم امام را به عنوان تبرك از او بخواهم، چون از نوشتن فارغ شد با من صحبت مى‏كرد و قلم را با دستمال دوات پاك مى‏فرمود، بعد قلم را به طرف من آورد و فرمود: بگير يا احمد!

گفتم: فدايت شوم عارضه‏اى پيش آمده كه مرا غمگين كرده است، خواستم از پدر بزرگوارتان بپرسم ميسر نشد و رحلت فرمود.


گفت: يا احمد! آن چيست؟

گفتم: مولاى من! از پدرانت نقل شده: انبياء بر پشت مى‏خوابند، مؤمنان بر طرف راست، منافقان بر طرف چپ و شياطين بر رويشان:

«نوم الانبياء على اقفيتهم و نوم المومنين على ايمانهم و نوم المنافقين على شمائلهم و نوم الشياطين على وجوههم».

فرمود: چنين است گفتم: مولاى من! من هر قدر تلاش مى‏كنم كه بر پهلوى راستم بخوابم خوابم نمى‏برد، امام (ع) مقدارى ساكت شد، بعد فرمود: يا احمد! جلو بيا، من جلو آمدم، فرمود: دستت را به زير لباست داخل كن، داخل كردم، آن حضرت دست خويش را از زير لباس بيرون آورد و زير لباس من برد، آنگاه دست راستش را به پهلوى چپ من و دست چپش را به پهلوى راست من سه دفعه كشيد.

احمد بن اسحاق مى‏گويد: از روزى كه امام اين كار را كرد، ديگر نمى‏توانم بر پهلوى چپ بخوابم، خوابم نمى‏برد. 18

نگارنده گويد: اين نظير جريان حضرت عيسى (ع) كه با دست كشيدن، كور مادرزادى را شفا مى‏داد و آدم مبروص را صحت مى‏بخشيد و مردگان را زنده مى‏كرد. خداوند از زبان عيسى مى‏فرمايد: «و أبرى الاكمه و الابرص و أحى الموتى باذن الله» آل عمران: 49، پيامبران و امامان (ع) در ولايت تكوينى همه از يك افاضه مدد گرفته‏اند.




http://shiaupload.ir/images/83716538869170706434.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۴, ۱۳:۰۹
http://shiaupload.ir/images/71499908010772786654.jpg (http://shiaupload.ir/images/71499908010772786654.jpg)




12- يك ارشاد بخصوص

ابوالقاسم كوفى در كتاب تبديل مى‏نويسد: اسحاق كندى در زمان خود فيلسوف عراق بود، او شروع به نوشتن كتابى در«تناقض قرآن» (نعوذ بالله) كرد، شغلش را به آن منحصر نمود و در خانه خود نشست تا بتواند آن را زود بنويسد. روزى يكى از شاگردان او محضر امام حسن عسكرى (ع) آمد.

امام فرمود:آيا در ميان شما مرد رشيد و كاملى نيست تا استادتان را از نوشتن چنين كتاب باز دارد؟!! او جواب داد: ما از شاگردان او هستيم، چگونه مى‏توانيم به او در چنين كار يا غير آن اعتراضى بكنيم.

امام (ع) فرمود: آيا مى‏توانى آنچه را كه من مى‏گويم به او بگويى؟ گفت: آرى، حضرت فرمود: پيش او برو و با او انس برقرار كن، چون با او خصوصيت پيدا كردى، بگو: براى من مسأله‏اى پيش آمده كه مى‏خواهم از تو بپرسم، او خواهد گفت: بپرس.

بگو: اگر گوينده اين قرآن بيايد و بگويد: غرض من آن نيست كه تو فكر كرده‏اى، آيا جايز است كه چنين باشد؟ او در جواب به تو خواهد گفت: جايز است، زيرا او آدمى است چون بشنود مى‏فهمد. و چون چنين جواب داد، بگو: از كجا مى‏دانى شايد غرض گوينده قرآن غير از آن است كه تو گمان مى‏كنى. در اين صورت معانى را در جايى مى‏نهى كه گوينده، آن را اراده نكرده است .

آن شخص پيش اسحاق كندى رفت و مطابق دستور امام با او انس پيدا كرد. و آن سؤال را از وى كرد، اسحاق پيش خود فكر كرد، ديد چنين چيزى جايز است، گفت: تو را به خدا قسم مى‏دهم اين سؤال را از كجا دانسته‏اى؟ گفت: سؤالى است كه به ذهنم رسيد و به تو گفتم.

گفت: نه هرگز، شخصى مانند تو چنين فكرى نتواند، بگو ببينم از كى ياد گرفته‏اى؟ گفتم: ابومحمد حسن عسكرى مرا به اين كار امر كرد. گفت: الان راست گفتى وگرنه اين سؤال جز از بيت او خارج نمى‏شود، آنگاه آتشى آماده كرد وآنچه نوشته بود مبدّل به خاكستر نمود.19



http://shiaupload.ir/images/88986482792661123851.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۴, ۱۳:۱۱
http://shiaupload.ir/images/sb0y2e7rfug3nngisl7z.jpg (http://shiaupload.ir/images/sb0y2e7rfug3nngisl7z.jpg)

13- تشريف بردن آن حضرت به گرگان‏

جعفر بن شريف گرگانى گويد: سالى كه به حج مى‏رفتم در «سر من رأى» (= سامرّا) به خدمت امام عسكرى (ع) رسيدم، مردم آنجا مقدارى مال توسط من ارسال كرده بودند خواستم از امام بپرسم كه آن را به كجا تحويل دهم، حضرت پيش از سؤال من، فرمودند: آنچه آورده‏اى به خادم من، مبارك تحويل بده، اين كار را كردم.

بعد گفتم: شيعيان شما در گرگان به محضرتان سلام مى‏رسانند، فرمود: مگر بعد از حج به گرگان نخواهى رفت؟ گفتم: چرا، فرمود: از امروز تا صد و هفتاد روز به گرگان باز مى‏گردى، روز جمعه سوم ربيع الاخر در اول روز وارد آن جا خواهى شد، چون وارد شدى به آنها بگو كه در آخر همان روز من به آنجا خواهم آمد.

برو در هدايت و رشاد، بدان كه خدا تو را و ياران تو را در اين مسافرت سلامت خواهد داد، بسلامت به خانواده‏ات باز خواهى گشت. براى پسرت شريف پسرى به دنيا خواهد آمد، نام آن را صلت بن شريف بن جعفر بن شريف بگذارد، خداوند او را بزرگ خواهد كرد و از شيعيان ما خواهد بود.

گفتم: يابن رسول الله! ابراهيم بن اسماعيل جرجانى مردى است از شيعيان شما، به دوستان شما بسيار كمك مى‏كند، در هر سال بيشتر از صد هزار درهم در اين باره خرج مى‏نمايد و او يكى از ثروتمندان گرگان است. فرمود: خداوند به ابى اسحاق در مقابل احسانش جزاى خير بدهد، گناهانش را بيامرزد و به او پسر كامل الخلقه‏اى عطا فرمايد، به او بگو: حسن بن على مى‏گويد: نام پسرت را احمد بگذار.

من از خدمت امام مرخص شدم، خداوند مرا در سفر سلامت داد تا روز جمعه سوم ربيع الاخر در اول روز آنطور كه امام فرموده بود وارد گرگان شدم، دوستان به ديدار من آمدند، به من تهنيت مى‏گفتند. به آنها گفتم كه: امام صلوات الله عليه وعده كرده در آخر امروز به گرگان تشريف بياورد، آنچه لازم داريد بخواهيد و مسائل و حوائجتان را در نظربگيريد.

آنان چون نماز ظهر و عصر را خواندند همه در خانه من جمع شدند، به خدا قسم كه در يك حالت بى خبرى بوديم ناگاه ديديم كه امام تشريف آوردند و به جمع ما داخل شدند و پيش از ما به ما سلام كردند، ما از آن حضرت استقبال كرده، دست مباركش را بوسيديم.

امام صلوات الله عليه فرمودند: من به جعفر بن شريف وعده كردم كه در آخر اين روز به اين جا آيم، نماز ظهر و عصر را در سامراء خوانده با اينجا آمدم تا با شما تجديد عهد نمايم و الان به وعده خود عمل كرده‏ام، مسائل و حوائج خويش را بگوييد.

در آن وقت، اول نضربن جابر عرض كرد: يابن رسول الله! پسرم، جابر يك ماه است كه چشمش بينايى خود را از دست داده است، دعا كنيد كه خداوند بينياى او را باز گرداند. امام (ع) فرمود: او را پيش من آوريد، حضرت دست مباركش را بر چشم او كشيد، در دم بينايى خويش را باز يافت، بعد يكى پس از ديگرى آمده از حوائج خويش سؤال مى‏كردند، امام حاجاتشان را برآورد و براى آنها دعاى خير كرد و همان روز برگشت.20

نگارنده گويد: آمدن امام (ع) به گرگان نظير جريان على بن خالد و جريان آمدن تخت ملكه سباء به محضر سليمان است كه در حالات امام جواد (ع) گذشت، و شفا دادن آن حضرت نظير كار عيسى بن مريم (ع) است كه خدا درباره او فرموده: «و أبُرى الاكمه والابرص و أُحى الموتى‏ بإذنِ اللّه» (آل عمران: 49)، و خبر دادن از غيب از علوم خدايى است كه در اختيار آنان عليهم السلام بود.




http://shiaupload.ir/images/97885632777034378262.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۴, ۱۳:۱۶
http://shiaupload.ir/images/95605490976764983659.jpg (http://shiaupload.ir/images/95605490976764983659.jpg)

جريان فصد

يكى از پزشگان نصارى به نام بطريق كه بيشتر از صد سال عمر داشت و در شهر «رى» مشغول طبابت بود مى‏گويد: من شاگرد دكتر «بختيشوع» پزشك مخصوص متوكّل بودم، او براى كارهاى مخصوص مرا مأموريت مى‏داد، روزى حسن بن على بن محمد عسكرى به او سفارش كرد كه بهترين شاگردانش را پيش او بفرستد تا با فصد (رگ زدن) از او خون بگيرد، او مرا براى اين كار برگزيد و گفت: ابن الرضا از من خواسته كه كسى را براى فصد (رگ زدن) پيش او بفرستم.

تو برو و بدان كه او در اين روز داناترين كس زير آسمان است، حذر كن از اين كه بر خلاف دستور او كارى كنى. من خدمت او رسيدم، فرمود: برو در فلان اتاق باش تا تو را بخواهم، من در وقتى كه وارد خدمت او شدم براى فصد و خون گرفتن مناسب بود. ولى او مرا در وقتى خواست كه براى «فصد» مناسب نبود.

طشت بزرگى حاضر كردند من رگ اكحل امام را فصد كردم، 21مرتب خون مى‏آمد تا طشت پر از خون گرديد، فرمود: خون را قطع كن، من رگ را بستم، خون قطع گرديد، امام دستش را شست و بست، فرمود به همان حجره برگشتم، براى من طعام زيادى گرم و سر آوردند و تا عصر در آنجا ماندم.

آنگاه مرا خواست و فرمود: رگ را باز كن، رگ را باز كردم، خون شروع به آمدن كرد تا طشت مزبور باز پر از خون گرديد، فرمود: خون را قطع كن، من خون را بستم، امام دستش را بست و مرا به همان حجره باز گردانيد، من شب را در آنجا ماندم.

چون صبح شد و آفتاب بالا آمد مرا خواست، باز طشت را حاضر كردند فرمود: خون را باز كن، من رگ را باز كردم، اين دفعه خونى مانند شير سفيد آمد، تا طشت پر گرديد، فرمود: خون را قطع كن، رگ را بستم، امام دست خويش را بست، مرا مقدارى لباس و پنجاه دينار داد و فرمود: اين را بگير و از كمى آن معذرت خواست، من آن را گرفته و برگشتم، به وقت برگشتن گفتم: آيا سفارشى نداريد؟ فرمود: آرى، آنان كه از «دير عاقول» با تو رفاقت خواهند كرد، با آنها خوب رفيق باش.

من پيش «بختيشوع» برگشته، جريان را باز گفتم، گفت :حكماء اتفاق دارند كه در بدن انسان بيشتر از هفت امناء خون نمى‏شود، 22 اين كه تو مى‏گويى اگر از چشمه آبى هم خارج شود عجيب است، عجيب‏تر از آن، جريان شير است، استادم به فكر رفت .
آنگاه سه روز مرتب كتابها را مطالعه مى‏كرديم تا براى اين واقعه نظيرى پيدا نماييم، ولى چيزى پيدا نشد، بعد گفت:

در عالَم نصرانيت داناتر به طب كسى نماند مگر راهبى در «دير عاقول»، آنگاه براى او نامه‏اى نوشت و جريان را گزارش كرد.

من نامه را به دير عاقول بردم و آن راهب را صدا كردم، از بالاى دير سر بلند كرد و گفت: تو كيستى؟ گفتم: شاگرد بختيشوع. گفت: نامه‏اى آورده‏اى؟ گفتم: آرى. زنبيلى از پشت بام با طنابى پايين فرستاد، نامه را در آن گذاشتم و بالا كشيد چون نامه را خواند، فى الفور پايين آمد و گفت: آيا تو اين فصد را انجام داده‏اى؟ گفتم: آرى. گفت: طوبا به حال مادرت. آنگاه قاطرى سوار شده و با من به طرف سامرآء آمد، چون به سامرآء رسيديم، ثلثى از شب مانده بود، گفتم: دوست دارى كجا بروى، آيا به خانه استادم يا به خانه آن كس؟ بعد به خانه ابن الرضا رفتيم، پيش از اذان به آن جا رسيديم.

غلام سياه پوستى در را باز كرد و گفت: كدام يك ازشما راهب دير عاقول هستيد؟ راهب جواب داد: من هستم فدايت شوم، گفت: پياده شو. بعد آن خادم به من گفت: اين قاطرها را نگاه دار. آن دست او را گرفت و به داخل خانه برد.
من در آن جا ماندم تا صبح شد و آفتاب بلند گرديد، ناگاه ديدم كه راهب خارج شد و لباس رهبانيت را انداخته و لباس سفيدى پوشيده و اسلام آورده است، بعد به من گفت: اكنون مرا پيش استاد خودت ببر. من از را به خانه بختيشوع بردم، استادم با ديدن او يه سويش دويد، و گفت: چه عاملى تو را از دين خودت بيرون كرد؟

گفت: مسيح را پيدا كرده و در دستش اسلام آوردم. گفت: مسيح را پيدا كردى؟! گفت: نه، بلكه نظير او را پيدا كردم، اين كار را در جهان جز مسيح كسى انجام نداده است!!! اين مانند آيات و براهين مسيح است.

نگارنده گويد: اين واقعه را علامه مجلسى رضوان الله عليه در بحار: ج 50 ص 261 از مختار خرائج: ص 213 نقل كرده است، مرحوم ثقة الاسلام كلينى آن را بطور اختصار در كافى: ج 1 ص 512 باب مولد ابى محمد الحسن بن على نقل مى‏كند و در آخر آن فرموده: «فقال لى ان هذا الذى تحكيه عن هذا الرجل فعله المسيح فى دهره مرة.»

مجلسى رحمة الله عليه در مرآت العقول در شرح حديث كافى، حديث خرائج را كه در بالا نقل شد، نقل فرموده و در آخر گويد:» و الظاهر اتحاد الواقعة و يحتمل التعدد». ناگفته نماند اين واقعه از مصاديق ولايت تكوينى است كه خداوند در اختيار اهل بيت عليهم السلام قرار داده بود، امام صلوات الله عليه مأموريت داشت با اين واقعه آن راهب را مسلمان نمايد.




http://upload.tazkereh.ir/images/59836017004413281428.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/59836017004413281428.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۴, ۱۳:۲۴
http://shiaupload.ir/images/k8rqxldwnlhzb0c7h3c0.jpg (http://shiaupload.ir/images/k8rqxldwnlhzb0c7h3c0.jpg)


امام حسن عسكرى (ع) و أبوالاديان‏

ابوالاديان گويد: من از خدمتگزاران امام حسن عسكرى (ع) بودم و نامه‏هاى آن حضرت را به شهرها مى‏بردم، در بيمارى كه امام با آن از دنيا رفت به خدمتش رسيدم، حضرت نامه‏هايى نوشت و فرمود: اينها را به مدائن مى‏برى، پانزده روز در سامراء نخواهى بود، روز پانزدهم كه داخل شهر شدى خواهى ديد كه ناله از خانه من بلند است و جسد مرا در محل غسل گذاشته‏اند.

گفتم: مولاى من! اگر چنين شود، امام بعد از شما كيست؟ فرمود: هر كه جواب نامه‏هاى مرا از تو بخواهد، گفتم: شاهد ديگرى بفرماييد، فرمود: هر كه بر جنازه من نماز گزارد قائم بعد از من است. گفتم: باز شاهد ديگرى بفرماييد، فرمود: هر كه خبر دهد به آنچه در هميان (كمربند) است، او امام بعد از من است .

هيبت و عظمت امام مانع شد كه بگويم: آنچه در هميان است يعنى چه؟ من نامه‏هاى آن حضرت را به مدائن بردم، و جواب آنها را گرفته، روز پانزدهم داخل سامرآء شدم، ديدم همان طور كه فرموده بود از خانه امام ناله بلند است و ديدم برادرش جعفر (جعفر كذاب) در كنار خانه آن حضرت نشسته و شيعه در اطراف او، به وى تسليت و به امامتش تبريك مى‏گويند!!!

من از اين جريان يكه خورده و در پيش خود گفتم: اگر جعفر امام باشد، پس جريان امامت عوض شده است، چون من خودم با چشم خود ديده بودم كه جعفر شراب مى‏خورد و قمار بازى مى‏كرد و اهل تار و طنبور است، من هم جلو آمده، رحلت برادرش را تسليت و امامتش را تبريك گفتم. ولى از من چيزى نپرسيد.

در اين هنگام عقيد خادم بيرون آمد و به جعفر گفت: مولاى من! برادرت را كفن كردند براى نماز بياييد، 25 جعفر داخل خانه شد، شيعه در اطراف او بودند، سمان و حسن بن على معروف به سلمه پيشاپيش آنها بودند.

چون به صحن خانه آمديم حسن بن على صلوات الله عليه را كفن كرده و در نعش گذاشته بودند، جعفر برادر آنحضرت پيش رفت تا بر جنازه امام نماز گزارد، چون خواست تكبير نماز را بگوييد، ناگاه طفيل گندمگون و سياه موى كه دندانهاى پيشينش تا حدى از همه فاصله داشت بيرون آمد و لباس جعفر را گرفته و كنار كشيد.

و گفت: عمو! كنار شو، من سزاروارترم كه بر پدرم نماز بخوانم، جعفر در حالى كه قيافه‏اش متغير شده بود كنار رفت، آن كودك بر جنازه امام نماز خواند و حضرت را در كنار قبر پدرش امام هادى دفن كردند.

بعد همان كودك رو كرد به من كه: اى مرد بصرى! جواب نامه‏هاى را كه با تواست بده، من جواب نامه‏هاى را داده و پيش خود گفتم: اين دو شاهد (نماز بر جناره و خواستن جواب نامه‏ها)، فقط هميان ماند. آنگاه پيش جعفر آمدم كه صدايش بلند بود، حاجز وشّاء كه حاضر بود به جعفر گفت: آن كودك كى بود؟!! مى‏خواست با اين سؤال جعفر را مجاب كند، جعفر گفت: والله تا به حال او را نديده و نشناخته‏ام.

در آن جا نشسته بوديم كه گروهى از اهل قم آمدند و از امام حسن عسكرى (ع) پرسيدند، چون دانستند كه امام رحلت فرموده است، گفتند: جانشينش كيست؟ حاضران جعفر را نشان دادند، آنها به جعفر سلام كرده تسليت و تهنيت گفتند، و گفتند: نامه‏ها و پول آورده‏ايم، بفرماييد: نامه‏ها را كدام كسان نوشته‏اند و پول چقدر است، جعفر از اين سؤال بر آشفت و برخاست و در حالى كه گرد جامه‏هاى خود را پاك مى‏كرد، گفت:

اينها از ما مى‏خواهند كه علم غيب بدانيم!! در اين ميان خادمى از خانه بيرون آمد و گفت: نامه‏ها از فلان كس و فلان كس است و در هميان هزار دينار هست كه ده تا از آنها را آب طلا داده‏اند. آنها نامه‏ها و هميان را داده و به خادم گفتند:

هر كه تو را براى گرفتن هميان فرستاده ،او امام است جعفر بن على به نزد معتمد خليفه عباسى آمد و اين جريان را به وى گفت، معتمد مأموران خويش را فرستاد، خادمه صيقل نامى را از خانه امام گرفته و به او گفتند: آن كودك كجاست؟ او گفت: من اطلاعى ندارم ولى خودم حامله هستم، خواست با اين كار امر آن كودك (صاحب الامر) را پنهان دارد.

صيقل را به قاضى ابوالشوارب سپردند تا وضع حمل در نزد او باشد، در آن بين عبيدالله بن يحيى بن خاقان ناگهان از دنيا رفت و صاحب زنج در بصره قيام كرد، اين جريان اوضاع را آشفته نمود، صيقل از موقعيت استفاده كرده از خانه قاضى بيرون آمد وو الحمد لله رب العالمين لا شريك له .26


پى‏نوشتها:

1- كمال الدين: ج 2 ص 384 باب 38، آنگاه در ص 409 .407 هشت روايت ديگر از آن حضرت درباره مهدى موعود (ع) آورده است .
2- رعد: 39.
3- بحار: ج 50 ص 257.
4- كافى: ج 2 ص 469 كتاب الدعاء.
5- مناقب: ج 4 ص 436.
6- بحار: ج 50 ص 254.
7- مناقب آل ابى طالب: ج 4 ص 431.
8- فاطر: 32.
9- بحار: ج 50 ص 259.
10- كافى: ج 1 ص 509 ارشاد: ص 323.
11- مناقب: ج 4 ص 439.
12- مناقب: ج 4 ص 437.
13- كافى: ج 1 ص 512 باب مولد ابو محمد الحسن بن على، ارشاد مفيد ص 324.
14- بطن مرضى است كه انسان از آمدن غائط جلوگيرى نتواند و ذره ذره بيرون مى‏آيد.
15- رجال كشى: ص 451 فضل بن شاذان‏
16- رجال كشى: يونس بن عبدالرحمن.
17- رجال كشى: يونس بن عبدالرحمن.
18- عبارت عربى «حصاة» است ظاهراً منظور سنگ كوچكى است .
19- اصول كافى: ج 1 ص 346 باب ما يفصل به بين دعوى المحق و المبطل، كمال الدين: ص 536 باب 49.
20- كافى: ج 1 ص 347 باب مايفصل به بين دعوى المحق و المبطل، غيبت شيخ: ص 122.
21- اصول كافى: ج 1 ص 513 باب مولدالعسكرى (ع).
22- مناقب ابن شهر آشوب: ج 4 ص 424.
23- بحار الانوار: ج 50 ص 263 از مختار الخرائج.
24- اكحل رگ معروف است در بازوى انسان كه بيشتر آنرا فصد مى‏كنند.
25- امناء جمع مناء پيمانه‏اى است كه با آن روغن را پيمانه مى‏كنند.
26- سورى بر وزن طوبى محلى است در عراق.
27- ارشاد مفيد: ص 320 و كافى: ج 1 ص 506 باب مولد ابى محمد العسكرى (ع).
28- در حالات مهدى موعود (ع) خواهد آمد كه تجهيز و غسل حضرت عسكرى (ع) توسط عثمان بن سعيد رضوان الله عليه بوده است .
29- كمال الدين صدوق: ج 2 ص 475، باب ذكر من شاهد القائم (ع).





http://upload.tazkereh.ir/images/38934431609453139465.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/38934431609453139465.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۴, ۱۳:۳۱
http://shiaupload.ir/images/67976085550119702118.jpg (http://shiaupload.ir/images/67976085550119702118.jpg)

بدترين نوع يتيمي

امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:

«شدیدتر از یتیمی یتیمی که از پدرش جدا شده، یتیمی یتیمی است که از امام خویش جدا گشته است و به او دسترسی ندارد و حکم او را در زمینه شرایع دینی‌اش که مورد نیاز اوست، نمی‌داند» (1)

احمد بن عبیدالله بن خاقان که دشمنی سختی با امام علی علیه السلام و اولادشان داشت، متصدی املاک و خراج شهر قم بود. روزی در مجلسش از علویان و مذاهبشان سخن به میان آمد، او گفت من در سامره مردی از اولاد علی را از لحاظ رفتار و پاکدامنی و بزرگواری در خانواده خودش، مانند حسن بن علی بن محمد، ابن الرضا ندیدم و نشناختم که همه مردم او را بر اشراف مقدم دارند.
من روزی بالای سر پدرم ایستاده بودم. ناگهان دربانانش آمدند و گفتند: ابو محمد، ابن الرضا دم در است. پدرم گفت: او را اجازه دهید. سپس مردی گندم گون، خوش اندام، نیکو رخسار، خوش پیکر، تازه جوان با جلالت و هیبت وارد شد. چون نگاه پدرم به او افتاد، برخاست و چند قدم استقبالش کرد، با آنکه گمان ندارم چنین کاری را نسبت به هیچ بنی‌هاشمی و سرلشکری بکند.

چون به نزدیکش رسید، دستش را گرفت او را روی مسندی که خودش نشسته بود، نشانید و پهلوی او نشست و با او به سخن پرداخت. من از آنچه از پدرم می‌دیدم، در شگفت بودم...

پس از آنکه پدرم نماز عشاء را گزارد، آمدم و در برابر او نشستم و گفتم:

ای پدر! مردی که امروز صبح دیدم نسبت به او احترام نمودی که بود؟

گفت: پسر جان، او امام رافضیان است، او حسن بن علی است که به ابن الرضا معروفست، آنگاه ساعتی سکوت کرد و سپس گفت:

پسر جان! اگر امامت از خلفای بنی عباس جدا می‌شد، هیچکس از بنی‌هاشم جز او سزاوار آن نیست و او برای فضیلت، پاکدامنی، رفتار، خویشتنداری، پرهیزکاری، عبادت، اخلاق شریف و شایستگیش، سزاوار خلافت می‌باشد ...

پاورقی:
1- مستدرک وسائل، جلد 17، صفحه 317.

منبع: کتاب اصول کافی، باب مولد ابی محمد الحسن بن علی علیه السلام






http://upload.tazkereh.ir/images/23655093579167511325.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/23655093579167511325.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۴, ۱۳:۳۴
http://shiaupload.ir/images/w4o4w2g1iunnt8asd7.gif (http://shiaupload.ir/images/w4o4w2g1iunnt8asd7.gif)


نقد علی آن امامِ أمْجَد
شاهَنْشَهِ دین، اَبا محمّد
نامش ز حَسن چو رایت افراشت
القابِ زکی و عسکری داشت
زان شرح که سرّ کاف و نونست
اوصاف جمیلِ او فزونست
وصفش در ظرفِ لب نگنجد
در صفحه روز و شب نگنجد
علمی که معلّمش خدا بود
در سینه شاه ازکیا بود
ذاتش سببِ مدارِ عالم
صدرِ اُمَم و امامِ اکرم
فهرست رساله مکارم
سر خیلِ مکرّمان مُکْرِم
خورشید سپهرِ جود و احسان
درّ یکتای دُرج ایمان
سر خیلِ عساکرِ کرامت
گلگونه گلشن امامت
دانای ضمیر انس و جان بود
راز همه کس به او عیان بود
نقلش ز حکایت و روایات
بودی همه معجز و کرامات

http://shiaupload.ir/images/yfr7692o55074tm8un.gif (http://shiaupload.ir/images/yfr7692o55074tm8un.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۴, ۱۳:۴۰
[/URL][URL="http://upload.tazkereh.ir/images/30588661393943054527.png"]http://upload.tazkereh.ir/images/30588661393943054527.png (http://shiaupload.ir/images/u6e0e3j6kfsa97bdqmk1.jpg)
(http://shiaupload.ir/images/u6e0e3j6kfsa97bdqmk1.jpg)

گوش کن تا صدای شادی آسمان را بشنوی.

آسمان مدینه، فریادکنان، ما را به سرزمین سرسبز شادی‏ها دعوت می‏کند تا در جشن تولد گل شکفته امام هادی علیه‏السلام ، دل‏ها مان را پر از نور کنیم

امروز، خورشید، با دیدن چهره کودک تازه به دنیارسیده، آسمان را نورباران کرده است و امام هادی علیه‏السلام ، با دیدن « حسن» علیه‏السلام ، دست‏هایش را به سوی آسمان می‏گشاید و از خدا سپاس گزاری می‏کند.

امروز باغچه‏های مدینه، سبدسبد گل به خانه امام علیه‏السلام می‏فرستند تا جشن تولد امام حسن عسکری علیه‏السلام گلباران شود .

امروز، امام همه خوبی‏ها می‏آید تا با خود، نوری دو باره بر جهان بتاباند.



http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/09/image/29.gifhttp://bahar-20.com/ftp/zibasazi/09/image/29.gifhttp://bahar-20.com/ftp/zibasazi/09/image/29.gifhttp://bahar-20.com/ftp/zibasazi/09/image/29.gifhttp://bahar-20.com/ftp/zibasazi/09/image/29.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۴, ۱۴:۰۰
http://shiaupload.ir/images/ed1p5l6xtslytchb7ytu.jpg (http://shiaupload.ir/images/ed1p5l6xtslytchb7ytu.jpg)


ستاره‏ی عشق تاخت به چرخ نیلوفری
مهر جمالش ربود دل ز مه مشتری


کوکب اقبالِ او، خیمه بر افلاک زد
ز خیل انجم گرفت کوکبه مهتری


شاد برویش سپهر، محو رخش ماه و مهر
زهره نهان کرد چهر، خجل شد از دلبری


طرّه‏ی مشکین اوست آیت شق القمر
طلعت زیبای اوست حجّت پیغمبری


قامت رعنای وی سد ره و طوبی ماست
نرگس مخمور او جام می‏کوثری


والی ملک وجود، قبله‏ی اهل سجود
منبع احسان و جود، خسرو دین عسگری


بر آسمان‏ها رسید مژده‏ی آن ماه رو
مُلک و مَلَک در نشاط زهره به رامش‏گری


بشارتِ حُسن او فلک به آفاق برد
کزین اُفق بر دمد مهرِ جهان پروری


شاه ملایک خدم، دانش و ایمان حشم
بر همه عالم عَلَم زد به سخن گستری


دفتر تفسیر او کاشف اسرار عشق
درس و اشارات آن مخزن هر گوهری

الهی قمشه‏ای


http://smiles.al-wed.com/smiles/13/126294qgpd5zpf5e.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۴, ۱۴:۳۳
http://sl.glitter-graphics.net/pub/1083/1083306h0hj6supq4.gif


شرقی ترین شکوفه های شکوه، دامن دامن از آسمان مدینه می‌بارید
و شاد باش فرشته‌های شکوفه پوش،
نثار لحظه‌های زرد رنگ و زنگار خورده زمین می‌شد.

شب برات بود و سپیده دم برکات.
آفتاب از همه سوی لحظه‌ها، طلوع می‌کرد
تا زمانه به درک عمیق روشنایی برسد.

مدینه غرق در شادی بود و ربیع الثانی غوطه ور در سروری ناگزیر.
پروانه‌های شوق، پی در پی می‌آمدند
و شالی از پرواز بر دوش نسیم می‌افکندند.

درختها تا پرنده شدن قد می‌کشیدند و لحظه‌های سرنوشت ساز،
در شوق جوانه می‌زدند. بوی خوش نسیم نیایش،
سرتاسر جهان را غرق در آهنگ شکوفایی کرده بود.

ولایت سبز حضرت امیر علیه السلام یک بار دیگر
در تبسم معصومانه طفلی، تجلی کرده بود
و خنده‌های پی درپی «ابو محمد»
تازه ترین شعر مولا را می‌سرود
و سرشارترین اشتیاق به دریا پیوستن را به جریان در آورده بود.

جوّ مدینه، ابری ناپایدار بود و قلب ولایت
به قرصی مهتاب شبهای شیدایی بود.

مدینه، عطر آگین عطوفت و طراوت لطیف اطلسیها بود.
مدینه آبستن نور بود و «ابومحمد» می‌آمد
تا هویت هول انگیز شب صفتان را روشن کند.

«ابومحمد» می‌آمد تا تنفس خوش‌بویش،
جایگزین تعفن رایج حجاز شود.
«ابومحمد» می‌آمد تا تبسم را به انسان تعارف کند.

«ابومحمد» می‌آمد تا تردید در خاک خیال تاریخ ریشه ندوانَد
که روشنی اولین اصلِ حقیقی زیستن است.

«ابومحمد» می‌آمد تا «معتمدها» را به تماشای فروپاشی شیطان
و عصیان دعوت کند.

«ابومحمد» می‌آمد تا پشت میله‌های زندان را خم کند.
می‌آمد تا خمی به ابرو نیاورد. می‌آمد تا تمام سیاه چالها
را در معرض تابش آفتاب سیمای خویش قرار دهد،

می‌آمد تا زنبقها در تاریک‌ترین لحظه‌ها برویند.
می‌آمد تا پشت میله‌های زندان را خم کند،
میله‌هایی که هیچ زمانی آسمان را درک نمی‌کنند و چشمه را نمی‌فهمند.

«ابومحمد» می‌آمد تا حقارت به اوج تاریخ رسیده را خط بطلانی بکشد.
«ابومحمد» می‌آمد تا زمینه ساز طلوع فراگیر زندگی باشد.
از پشت پرده با خلق سخن می‌گفت تا نقش پرده غیبت را
بر ضمیر روشن دلان هوشیار، حک کند.

از پشت پرده با خلق سخن می‌گفت تا غربت خویش را بپوشاند
و زمینه ساز غیبت آخرین حجت خداوندی باشد.

«ابومحمد» می‌آمد تا هزار توی دلهره و هراس را
با گامهای استوار خویش به لرزه درآورد.

می‌آمد تا تشنه‌ترین مدارهای مداوم را
اسیر جاذبه کهکشانی خویشتن سازد.

«ابومحمد» می‌آمد پا به پای ذوالفقار علی علیه السلام
می‌رفت شانه به شانه قافله سالار کربلا
و می‌ماند پهلو به پهلوی فاطمه علیهاالسلام

همیشه پا در رکاب انتظار بود و چشم انتظار
پا در رکابترین لحظه‌ها.
سینه‌اش موج خیز التهاب بود و شانه‌اش، تبعیدگاه زنجیرها،
آن قدر زلال بود که در حسرت تمام رودها جاری بود.

آن قدر آرام می‌شکست که قلبش بدون صدا ترک برمی‌داشت.
آن قدر ستاره بود که تمام شبها، رؤیایش را به خواب می‌دیدند
و آن قدر «محمد صلی الله علیه و آله» که «ابو محمد» شد.

زمانه از یاد نخواهد برد که چگونه با برهانی بارانی
و لطافت روحانی خویش، «فطرس نصرانی» را
اسیر جذبه لاهوتی و غرق در شگفتی سرشار خویشتن نمودی؛
آن چنان که تا آخر عمر ملازم تو بود و پا در رکاب محبت تو.

آن زمان که «معتمد» می‌خواست تو را در «برکة السباع»،
طعمه کینه ورزی خویشتن کند، عطر عطوفت و کرامت امامت بود
که در حضور تو موج می‌زد و حتی سنگها را
در برابر تو به تواضع وا می‌داشت چه رسد به فطرت شیرهای بیشه تصرف.

تاریخ به خاطر دارد که تو ایستادی و نماز به جای آوردی،
آن زمان که شیران در قفس تسبیح تو را می‌کردند
و شغالان بیرون از قفس، نفسهای منفور و کینه پرور خویش را می‌کشیدند
و در آتش انتقام می‌سوختند.
آری! «ابومحمد» آمد تا این بار، شرقی‌ترین شکوفه‌های شکوه،
دامن دامن بر آسمان مکه ببارد و جهان تشنه را از این انتظار طولانی وا رهاند.


http://sl.glitter-graphics.net/pub/1083/1083306h0hj6supq4.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۴, ۱۴:۳۵
http://shiaupload.ir/images/qozxuurgi0e20956pq.jpg (http://shiaupload.ir/images/qozxuurgi0e20956pq.jpg)

باز بر آن سرم که رو به قبله دعا کنم
رهی زتوبه و دعا به درگه خدا کنم
زدرگه خدا طلب طواف کربلا کنم
پس از طواف کربلا روی به سامرا کنم
که چون فرشتگان حق دهم سلام عسکری
دست زنم به دامن لطف امام عسکری
به درگه کریم او جبهه نهاده در زنم
به خلوت حریم او که خلوت است پر زنم
گهی بشوق بوسه‏ها به قبر آن پسر زنم
گهی گلاب اشک بر مزار این پدر زنم
دو آفتاب جلوه‏گر در آسمان رهبری
یکی علی النقی یکی امام عسکری
مدینه را نظر کن و جلوه ذوالکرام بین
قرآن مهر و ماه را،در این خجسته شام بین
باب امام عصر را، فراز دست مام بین
دهم امام را ببر، یازدهم امام بین
چشم علی منور از، جمال ماهپاره‏اش
فاطمه کو؟ که بنگرد، بر حسن دوباره‏اش
نور ولایتش به رخ، ردای خلتش به بر
لوای عصمتش به کف، تاج شفاعتش به سر
بر همه هستیش نظر، در همه عالمش گذر
امام هادیش پدر، حضرت مهدیش پسر
خلائقند چاکرش، ملائکند عسکرش
هیچ کسی نمی‏رود، به ناامیدی از درش
رسالت پیمبران، تکیه زده بدوش او
درس هدایت‏بشر، زمزمه سروش او
وضع جهان و چشم او، راز نهان و گوش او
حصار ظلم ظالمان، شکسته از خروش او
به دوره‏ای که معتمد کرد فزون نفاق را
به هم درید سعی او، پرده اختناق را
بهشت‏علم پرورد، آب و هوای گلشنش
اهل کمال خوشه چین، زگوشه‏های‏خرمنش
کلیم مانده از سخن، به وقت درس گفتنش
امام عصر تربیت، یافته روی دامنش
نهال عصمتی چنان، برآورد چنین ثمر
درود ما بر آن پدر، سلام ما بر این پسر
سلاله پیمبر و، مبشر پیام حق
که دیده بس شکنجه تا، زنده شود مرام‏حق
مبین اصول دین، مفسر کلام حق
داده به دست مهدیش، رسالت قیام حق
که بعد من، امام بر جوامع بشر تویی
مهدی منتقم تویی، امام منتظر تویی
ای جلوات کبریا، جلوه‏گر از جمال تو
کتاب تفسیر تو خود، آیتی از کمال تو
منکه زپا نشسته‏ام، به درگه جلال تو
امید رحمتم بود، زلطف بی‏زوال تو
«مؤیدم‏» گدای تو بر آستان مهدیت
امید آن که خوانیم زدوستان مهدیت
«سید رضا مؤید»

http://sl.glitter-graphics.net/pub/408/408727i48e626jo8.gif (http://sl.glitter-graphics.net/pub/408/408727i48e626jo8.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۴, ۱۴:۳۹
http://upload.tazkereh.ir/images/51202512812529220686.png (http://upload.tazkereh.ir/images/51202512812529220686.png)


شعرها، از عاقبت به خیریِ خود می‌گویند
که یازدهمین عطر را بوییده‌اند؛
عطشناک و مشتاق.

زمین، امروز متبسم است و آسمان،
طرحی از نشانه‌های یک‌ریز،
از سوی فرشتگان مسرور دارد.
همه آراستگی‌ها، بر صفحه امروز باریده است.

چه تابناک می‌توان از مدایح امروز،
پیاله برگرفت و با مستانگی، تا آخرِ دنیا،
به عشق و شور و خلوص پرداخت
.
مدینه، بار دیگر،
در اندامی قُدسی ظاهر شده است؛
ایستاده بر درگاهِ صبح.
جماعت شاید نیز صف کشیده‌اند
پشت خانه رونق شکوفایی.
تولد چکامه‌های اردیبهشتی است.

مدینه، قلمرو روشن عشق است؛ ب
افتِ محکم دلدادگی.
چیزی به عشق نمانده است

با نام «حَسَن»، باب یازدهم کتاب امامت
نگاشته می‌شود
و این، مژده‌ای است برای ما
که چیزی به کلیّت روشنی نمانده است.
چیزی نمانده به سر زدنِ یگانه گوهر عشق
و اتمام حجت.
از هم اکنون، دنیا چشمان پرفروغش
را به انتظار می‌نشیند.

http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/71.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۰۴, ۱۴:۴۵
http://shiaupload.ir/images/47169545846885547133.gifhttp://shiaupload.ir/images/47169545846885547133.gifhttp://shiaupload.ir/images/47169545846885547133.gif


ای که خورشید فلک محو لقای تو بود
ماه را روشنی از نور ضیای تو بود
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/09/image/29.gif
تویی آن آینه حسن خداوند کریم
که عیان نور الهی زلقای تو بود
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/09/image/29.gif
معدن جود و سخایی تو که از فرط کرم
دو جهان ریزه‏خور خوان عطای تو بود
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/09/image/29.gif
ولی حق حسن العسکری
ای آن که قضا مجری امر توو بنده رای تو بود
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/09/image/29.gif
حجت‏یازدهم نور خداوند جلی
ای که ایجاد دو عالم ز برای تو بود
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/09/image/29.gif
من کجا مدح و ثنای تو توانم گفتن
که به قرآن خدا مدح و ثنای تو بود
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/09/image/29.gif
نه همین جای تو در سامره تنها باشد
که به دلهای محبان تو جای تو بود
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/09/image/29.gif
بی‏ولای تو عبادت زکسی نیست قبول
شرط مقبولی طاعات ولای تو بود
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/09/image/29.gif
نسبت قامت‏سرو تو به طوبی ندهم
زآن که طوبی خجل از قد رسای تو بود
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/09/image/29.gif
چه غم از تابش خورشید قیامت دارد
آن که در روز جزا زیر لوای تو بود
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/09/image/29.gif
همه شب قرب جوارت زخدا می‏طلبم
که مرا در سر شوریده هوای تو بود
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/09/image/29.gif
در جوار تو زحق خواهش جنت نکنم
جنت ما به خدا صحن و سرای تو بود
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/09/image/29.gif
دیده گریان نشود روز جزا در محشر
هر که گریان به جهان بهر عزای تو بود
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/09/image/29.gif
تو ظهور پسر خویش طلب کن زخدا
چون که مقبول خداوند دعای تو بود
http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/09/image/29.gif
تا ابد بر تو و اجداد کرام تو درود
غیر از این هر چه بگویم نه سزای تو بود

«سید محمد خسرو ناد»


http://shiaupload.ir/images/68395078208880783323.gifhttp://shiaupload.ir/images/68395078208880783323.gifhttp://shiaupload.ir/images/68395078208880783323.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۱/۰۴, ۱۵:۴۰
http://shiaupload.ir/images/ctty3pet9o2hccax0lqv.jpg (http://shiaupload.ir/images/ctty3pet9o2hccax0lqv.jpg)

http://shiaupload.ir/images/3y18o43ktw2st2oz1r.gif (http://shiaupload.ir/images/3y18o43ktw2st2oz1r.gif)http://shiaupload.ir/images/3y18o43ktw2st2oz1r.gif (http://shiaupload.ir/images/3y18o43ktw2st2oz1r.gif)http://shiaupload.ir/images/3y18o43ktw2st2oz1r.gif (http://shiaupload.ir/images/3y18o43ktw2st2oz1r.gif)http://shiaupload.ir/images/3y18o43ktw2st2oz1r.gif (http://shiaupload.ir/images/3y18o43ktw2st2oz1r.gif)

شیعه از دیدگاه امام حسن عسکری علیه السلام


از دیدگاه امام یازدهم هر کس که به نام شیعه خوانده شود ولی اوصاف و ویژگیهای یک شیعه حقیقی و واقعی را دارا نباشد، شیعه شمرده نمی‌شود.

شیعه واقعی کسانی هستند که همچون رهبران دینی خویش در نهضت خدمت رسانی به مردم و برادران دینی خویش فعال و کوشا باشند و به دستورات و نواهی الهی پای بند باشند
چنان که حضرت عسکری در کلام زیبا و دلنشین خود درباره تعریف شیعه می‌فرماید:

«شیعةُ عَلیٍ هُمُ الذین یُؤثرونَ اِخوانََهم علی اَنفسِهِم وَ لو کان بهم خصاصة و هُمُ الذین لایراهم الله حیثُ نَهاهُم و لا یَفقدهُم حَیث اَمَرَهم، وَ شیعةُ عَلیٍ هُمُ الذین یَقتدون بعَلیٍ فی اِکرامِ اِخوانِهم المؤمنین1 ;

پیروان و شیعیان علی علیه السلام کسانی هستند که برادران (دینی) خود را بر خویش مقدم می‌دارند گرچه خودشان نیازمند باشند و شیعیان علی (علیه السلام) کسانی هستند که از آن چه خداوند نهی کرده دوری می‌کنند و به آنچه امر نموده عمل می‌کنند و آنان در تکریم و احترام برادران مؤمن خود به علی علیه السلام اقتدا می‌نمایند.


و در جای دیگر درباره نشانه‌های شیعیان فرمود:

«علامات المؤمنین خَمسٌ صلاةُ الاحدی و الخمسین و زیارةُ الاربعین و التَختُّم فی الیمین و تَعفِیر الجَبین و الجَهر


بسم الله الرحمن الرحیم2،

نشانه های مؤمنان (شیعیان) پنچ چیز است:

خواندن پنجاه و یک رکعت نماز در هر روز (17 رکعت واجب و 34 رکعت نافله) زیارت اربعین امام حسین (علیه السلام)
داشتن انگشتر در دست راست،
و ساییدن پیشانی به خاک (سجده به خاک)
و بلند خواندن بسم الله الرحمن الرحیم (در نمازها).




http://shiaupload.ir/images/3y18o43ktw2st2oz1r.gif (http://shiaupload.ir/images/3y18o43ktw2st2oz1r.gif)http://shiaupload.ir/images/3y18o43ktw2st2oz1r.gif (http://shiaupload.ir/images/3y18o43ktw2st2oz1r.gif)http://shiaupload.ir/images/3y18o43ktw2st2oz1r.gif (http://shiaupload.ir/images/3y18o43ktw2st2oz1r.gif)http://shiaupload.ir/images/3y18o43ktw2st2oz1r.gif (http://shiaupload.ir/images/3y18o43ktw2st2oz1r.gif)


http://www.upload.tazkereh.ir/images/33287534402343768329.jpg (http://www.upload.tazkereh.ir/images/33287534402343768329.jpg)

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۱/۰۴, ۱۵:۵۰
http://www.upload.tazkereh.ir/images/88909000818297018302.png (http://www.upload.tazkereh.ir/images/88909000818297018302.png)

http://shiaupload.ir/images/yvunjt7671n4mj2adegb.gif (http://shiaupload.ir/images/yvunjt7671n4mj2adegb.gif)چیزی به عشق نمانده استhttp://shiaupload.ir/images/yvunjt7671n4mj2adegb.gif (http://shiaupload.ir/images/yvunjt7671n4mj2adegb.gif)

شعرها، از عاقبت به خیریِ خود می‌گویند که یازدهمین عطر را بوییده‌اند؛ عطشناک و مشتاق.

زمین، امروز متبسم است و آسمان، طرحی از نشانه‌های یک‌ریز، از سوی فرشتگان مسرور دارد. همه آراستگی‌ها، بر صفحه امروز باریده است.

چه تابناک می‌توان از مدایح امروز، پیاله برگرفت و با مستانگی، تا آخرِ دنیا، به عشق و شور و خلوص پرداخت.

مدینه، بار دیگر، در اندامی قُدسی ظاهر شده است؛ ایستاده بر درگاهِ صبح.

جماعت شاید نیز صف کشیده‌اند پشت خانه رونق شکوفایی. تولد چکامه‌های اردیبهشتی است.

مدینه، قلمرو روشن عشق است؛ بافتِ محکم دلدادگی.

چیزی به عشق نمانده است

با نام «حَسَن»، باب یازدهم کتاب امامت نگاشته می‌شود

و این، مژده‌ای است برای ما که چیزی به کلیّت روشنی نمانده است.

چیزی نمانده به سر زدنِ یگانه گوهر عشق و اتمام حجت.

از هم اکنون، دنیا چشمان پرفروغش را به انتظار می‌نشیند.
http://sl.glitter-graphics.net/pub/408/408727i48e626jo8.gif (http://sl.glitter-graphics.net/pub/408/408727i48e626jo8.gif)

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۱/۰۴, ۱۵:۵۹
http://upload.tazkereh.ir/images/30588661393943054527.png (http://upload.tazkereh.ir/images/30588661393943054527.png)

http://sl.glitter-graphics.net/pub/193/193331uol2asze0g.gif

گوهر رخشنده‌

ای رخ مــاهــت ز نـکــو منظری
مطلع خورشید و مه و مشتری

ای گُل نـو رستـه‌ی بـستان حق
مـظـهر زهد و شرف و سروری

مـژده کــه بــا نـور هدایت رسید
راهـــنــمــایــی ز پـی رهـبری

پــرده بـر افـکـنـد ز وَجْــه حَسَن
حـجّت بر حق، حسن عسکری

آن کـه بـه صورت چـو شه انـبـیا
آمــده بــا خــاتــم پـیـغـمـبـری

آن که بـه صولت چو شه لافتـی
آمـده بـا کــوکــبـــه حــیــدری

گــوهــر رخـشــنــده بـرج کمال
منــبــع فـیـض و کرم و داوری

ابــر کَـرَم، چشـمـه مـوّاج فیض
گـنــج کــمــالات و ادب پروری

آن کـه ربوده است ز اهل سخن
گوی فصاحت ز سخن گستری

چهره بر آن تربت خوشبو بسای
تـا شودت جامه، همه عنبری

آیـتــی از قلب جهان بینِ اوست
جــام جــم آیـیـنـه اسکنـدری

نــوگُــل قــائــم دمد از گلشنش
با گل نرگس چو کند همسری

خـواست کـند چهره حق را نهان
جـعـفـر کــذّاب بـه افسونگری

جلـوه حق، رونق باطل شکست
بـا یــدبـیـضا چـه کـند سامری

http://sl.glitter-graphics.net/pub/193/193331uol2asze0g.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۲/۱۹, ۱۷:۴۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05605859147842081836.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05605859147842081836.gif)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92027341032485116457.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05605859147842081836.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05605859147842081836.gif)


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/24657450026018622209.gif
ويژه نامه ولادت فرخنده خورشيد سامرا
٬امام حسن عسگري(ع)


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/24657450026018622209.gif


http://www.askquran.ir/upload/files/3mqpcqtrzf2kyo41j8_askquran.ir.swf


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/24657450026018622209.gif



قال الامام الحسن العسگري عليه السلام :


لَیسَتِ العِبادَةُ کَثرَةَ الصیّامِ وَ الصَّلوةِ
وَ انَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّر فی أمر اللهِ؛


عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست،
بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است.



(تحف العقول، ص448)


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/24657450026018622209.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۰۵:۲۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/28324050974422381321.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/28324050974422381321.gif)





ده مژده كه نخل دل ما برگ و برى داد

زيرا شجر باغ رسالت ثمرى داد



اى ساقى گل چهره بده باده كه امشب

بر ما صدف بحر ولايت گهرى داد



از نسل نبى و على و فاطمه خالق

بر خلق جهان بار دگر راهبرى داد



جبريل امين گفت به احمد كه خداوند

بر امت تو بار دگر تاج سرى داد


تا آنكه بشر را برساند به تكامل

بر هادى دين بهر هدايت پسرى داد


بر عسكريان مژده بده حضرت معبود

بر مكتب شرع نبوى زيب و فرى داد


آمد پدر مهدى موعود بدنيا

كز آمدنش تير دعا را اثرى داد



روبه صفتان را هله اعلام خطر كن

چون حق در بر آتش به كف ما سپرى داد


آمد به جهان آنكه خدا خلق جهان را

از جلوه او مهدى نيكو سيرى داد



آمد به جهان آنكه به يك گوشه چشمى
بر محفل ما شور و صفاى دگرى داد





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/78856896770098051414.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/78856896770098051414.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۰۵:۲۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/72336137308167716510.jpg

شرقی ترین شکوفه های شکوه،
دامن دامن از آسمان مدینه می‌بارید
و شاد باش فرشته‌های شکوفه پوش،
نثار لحظه‌های زرد رنگ و زنگار
خورده زمین می‌شد.

شب برات بود و سپیده دم برکات.
آفتاب از همه سوی لحظه‌ها، طلوع می‌کرد
تا زمانه به درک عمیق روشنایی برسد.

مدینه غرق در شادی بود و ربیع الثانی
غوطه وردر سروری ناگزیر.
پروانه‌های شوق، پی در پی می‌آمدند
و شالی از پرواز بر دوش نسیم می‌افکندند.

درختها تا پرنده شدن قد می‌کشیدند
و لحظه‌های سرنوشت ساز،
در شوق جوانه می‌زدند. بوی خوش نسیم نیایش،
سرتاسر جهان را غرق در آهنگ شکوفایی کرده بود.

ولایت سبز حضرت امیر علیه السلام یک بار دیگر
در تبسم معصومانه طفلی، تجلی کرده بود
و خنده‌های پی درپی «ابو محمد»
تازه ترین شعر مولا را می‌سرود
و سرشارترین اشتیاق به دریا پیوستن را
به جریان در آورده بود.

جوّ مدینه، ابری ناپایدار بود و قلب ولایت
به قرصی مهتاب شبهای شیدایی بود.

مدینه،عطر آگین عطوفت وطراوت لطیف اطلسیها بود.
مدینه آبستن نور بود و «ابومحمد» می‌آمد
تا هویت هول انگیز شب صفتان را روشن کند.

«ابومحمد» می‌آمد تا تنفس خوش‌بویش،
جایگزین تعفن رایج حجاز شود.
«ابومحمد» می‌آمد تا تبسم را به انسان تعارف کند.

«ابومحمد» می‌آمد تا تردید
در خاک خیال تاریخ ریشه ندوانَد
که روشنی اولین اصلِ حقیقی زیستن است.

«ابومحمد» می‌آمد تا «معتمدها» را
به تماشای فروپاشی شیطان
و عصیان دعوت کند.

«ابومحمد» می‌آمد تا پشت میله‌های زندان را خم کند.
می‌آمد تا خمی به ابرو نیاورد. می‌آمد تا تمام سیاه چالها
را در معرض تابش آفتاب سیمای خویش قرار دهد،

می‌آمد تا زنبقها در تاریک‌ترین لحظه‌ها برویند.
می‌آمد تا پشت میله‌های زندان را خم کند،
میله‌هایی که هیچ زمانی آسمان را
درک نمی‌کنند و چشمه را نمی‌فهمند.

«ابومحمد» می‌آمد تا حقارت
به اوج تاریخ رسیده را خط بطلانی بکشد.
«ابومحمد» می‌آمد تا زمینه ساز
طلوع فراگیر زندگی باشد.


از پشت پرده با خلق سخن می‌گفت
تا نقش پرده غیبت را
بر ضمیر روشن دلان هوشیار، حک کند.

از پشت پرده با خلق سخن می‌گفت
تا غربت خویش را بپوشاند
و زمینه ساز غیبت آخرین حجت خداوندی باشد.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77382842917348509168.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77382842917348509168.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۰۵:۳۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/57899801939227077277.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/98642154031254994267.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/79674271277080430648.gif)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/94223565205209164453.gif

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26882130611757030337.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26882130611757030337.gif)


http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gifخجسته ميلاد يازدهمين کوکب درخشانhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gifآسمان امامت و ولايت ٬ يازدهمين حجت حقhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gifباب المهدي ٬ حضرت امام حسن عسگري http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gifعليه السلام بر شيعيان مباركhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gif

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26882130611757030337.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26882130611757030337.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۰۵:۳۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_18801061942622506591.gif



ميلاد خورشيد سامرا

عرش به بركت میلاد جهان افروز امام حسن عسكری (ع) بزم شادی گستراند. تولد او موعودی را بشارت‌دهنده است كه ظهورش، سپیده دمی است به سوی روشنایی و مرهمی بر تمامی رنج‌ها و مقصد تمام رفتن‌ها و رسیدن‌ها.

مدینه روز جمعه هشتم ماه ربیع الثانی حال و هوای دیگری داشت، همه منتظر درخشیدن نوری بودند تا گلهای زندگی را در فضای آن سامان، شادابی بخشند.

آسمان دیده بر زمین گشوده بود و مدینه، شب انتظارش را به دست صبح امید می‌سپرد كه ناگاه در صبحدمی حیات بخش، آفرینش، تولدی دوباره كرد و یازدهمین روشنگرش را به هستی بخشید.

نوری برخاست تاامید بخش مظلومان و مستضعفان گیتی شود، میلادی كه بر عظمت روز جمعه افزود و بر این عید طراوتی خاص بخشید، او دومین امامی بود كه نام حسن (ع) را به خود می‌گرفت و هم نام سبط اكبر رسول خدا (ص) یعنی حسن ابن فاطمه (ع) شد.

باید ولادت با سعادت آن حضرت را نه به عنوان حادثه بلكه نقطه عطفی در تاریخ تشیع دانست و اذعان داشت كه این میلاد درآینده‌ای نه چندان دور تاریخ بشریت را دگرگون می‌كند، چرا كه او می‌باید فرزندی به دست غیب بسپارد تا روزی دادگستر جهان هستی شود.

در آن ایام كه امام هادی (ع) را از مدینه به سامرا بردند تا تحت نظر حكمت عباسیان قرار گیرد، امام حسن عسگری (ع) را نیز به دستور متوكل عباسی به‌سامرا انتقال دادند و بخش عمده عمر امام (ع) در پایتخت عباسیان در سكوت مرگبار حكومت آنان گذشت.

ابومحمد حسن ابن علی ، امام یازدهم، پدر بزرگوارش امام هادی (ع) و مادرش بانویی صالحه به نام سوسن یا حدیثه یا سلیل بود.

تولد آن حضرت با اختلاف روایات در ماه ربیع الاول یا ربیع‌الاخر سال ‪۲۳۱‬ یا ‪ ۲۳۲‬قمری و بنا به اكثر روایات، در مدینه اتفاق افتاده است.

اسم شریف آن حضرت، "حسن" و كنیه‌اش ابومحمد و القابش به صامت، رفیق ، زكی ، هادی و عسكری معروف بودند.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/13974356490631497637.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/13974356490631497637.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۰۵:۳۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_35208899242991883102.gif




دوران حيات

چون آن حضرت و پدر بزرگوارش امام هادی (ع) در سامرا درمحله‌عسكر سكونت داشتند، آن حضرت را عسكری می‌نامیدند، عسكر یعنی لشكر و سپاه نظامی، امام هادی (ع) و امام حسن (ع) به "عسكریین" مشهور بودند.

امام عسكری همراه پدرش امام هادی ناراحتی‌های بسیاری را تحمل كرد و بیشتر دوران زندگی خود را در پایتخت عباسیان یعنی "سامرا" سپری كرد.
مدت كوتاه حیات امام (ع) به سه دوره تقسیم می‌شود:

تا چهار سال و چند ماهگی امام (و به قولی تا ‪ ۱۳‬سالگی) از عمر شریفش در مدینه سپری شده، تا ‪ ۲۲‬سالگی به اتفاق پدر بزرگوارش در سامرا می‌زیسته است .

و تا ‪ ۲۹‬سالگی یعنی شش سال و اندی پس از رحلت امام دهم (ع) در سامرا ولایت بر امور و پیشوایی بر ستون را برعهده داشته است.

آنچه مهم است، توجه امام در فرصتهای مناسب به آینده درخشان و تابناك اسلام و امت اسلامی بود كه توانستند در سالهای رسالت خویش ویژگی‌های دولت حضرت مهدی (عج) را یادآور شوند و در این راه گامهای موثری چون پاسخ به مسائل علمی، رد شبهات، توجه به اصحاب، برحذر كردن آنان در همكاری با خلفا، تقویت و تحكیم مبانی امامت به صورت یك عقیده اسلامی، آماده كردن مردم برای غیبت امام مهدی (عج) و دعوت مردم به امامی كه غایب خواهد بود، بردارند.

امام حسن (ع) در حالیكه ‪ ۲۲‬سال سن داشت امامت را پس از پدرش بر عهده گرفت. امام هادی (ع) بارها بر امامت امام حسن (ع) پس از خودش تصریح فرموده بود، لذا پس ازشهادت امام هادی (ع) تقریبا تمامی شیعیان ‪ ۱۲‬امامی، امامت حضرت را پذیرفتند.




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1818379ypm1wty9d4.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34214218909215719620.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۰۵:۳۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_18801061942622506590.gif



مهم ترين مسئوليت امام حسن عسگري عليه السلام

یكی از مهمترین مسؤلیتهایی كه ايشان در مورد انجام آن اهتمام جدی داشتند، مسأله معرفی امام پس از خود به شیعیان، و مطرح نمودن غیبت آن حضرت می‌باشد؛ چرا كه در آن زمان عباسیان برای جلوگیری از ولادت امام عصر (عج) كه بشارت ظهورش از سالیان پیش توسط انبیاء و امامان (علیهم السلام) داده شده بود، به جستجوی منجی آخرالزمان (برای كشتن وی) ‏می‌پرداختند و در نتیجه حضرت امام حسن عسكری (علیه السلام)، برای در امان ماندن فرزند خود، باید ایشان را از دید مأموران حكومتی مخفی می‌داشتند.

اما از طرف دیگر از آنجائیكه پس از امام عسكری (علیه السلام) ابتدا غیبت صغری و پس از آن غیبت كبری به وقوع می‌پیوست و عموم شیعیان از رؤیت امام خود محروم می‌شدند، لذا باید حضرت مهدی (عج) به خواص شیعیان معرفی شده و مسأله غیبت آن حضرت، تبیین می‌گشت.

در این زمینه، روایتهای مختلفی وجود دارد كه ‏به ذكر یكى از آنها بسنده می‌كنیم:
احمد بن اسحاق از یاران مورد اعتماد امام حسن عسكری (علیه السلام) روایت كرده است كه: بر آن حضرت وارد شدم و تصمیم داشتم كه از جانشین ایشان بپرسم. اما آن ‏حضرت خود بدون مقدّمه فرمود:

"ای احمد بن اسحاق! خداوند تبارك و تعالى از زمانى كه آدم را آفرید زمین را از حجّت خدا بر خلقش خالى نگذاشته و تا روز قیامت هم خالى نخواهد گذارد ..."
گفتم: ای فرزند رسول خدا! بنابراین، امام و خلیفه بعد از شما كیست؟

امام (علیه السلام) فوراً از جا برخاست و وارد خانه شد، سپس بیرون آمد در حالیكه پسری حدوداً سه ساله را روى دوش گرفته بود كه صورتش همچون ماه شب چهارده می‌درخشید. آنگاه فرمود:

"ای احمد! اگر به خاطر كرامت تو نزد خداى عزّ و جل و اولیای او نبود، این ‏كودكم را به تو نشان نمى‏دادم. او همنام و هم كنیه رسول خداست و كسى است ‏كه زمین را از عدل و داد پر مى‏كند پس از آنكه از ستم و بیداد پر شده باشد ...

به خدا سوگند او در غیبتی طولانی به سر خواهد برد و مردمان از هلاكت و انحراف نجات نخواهند یافت مگر كسانی كه در اعتقاد به امامت او ثابت قدم بوده و به خاطر دعا برای تعجیل فرج او توفیق داشته باشند."

احمد بن اسحاق می‌گوید: گفتم آیا معجزه و علامتی ظاهر خواهد شد كه اطمینان خاطر پیدا كنم؟ (به محض گفتن این سخن) آن كودك به سخن آمد و فرمود:

"منم باقیمانده خدا در روی زمین و انتقام گیرنده از دشمنان خدا و پس از دیدن من دیگر در جستجوی نشانه‌ای دیگر نباش!"





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/98857250930792723500.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/98857250930792723500.gif)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46673645367374046040.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46673645367374046040.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۰۵:۳۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_25065087351542431892.gif






شمه اي از فضايل امام حسن عسگري عليه السلام

فضايل اخلاقي وكمالات معنوي امام حسن عسگري ( ع ) موجب شده بود كه نه تنها شيعيان و پيروان آن حضرت ‚ بلكه عامة مسلمانان و حتي دشمنان نيز بر عظمت و بزرگواري آن حضرت اعتراف نمايند كه نمونه اي از گفتار دشمنان آن حضرت سخن احمدبن عبيدالله بود كه بيان گرديد .

امام حسن همچون پدران بزرگوارش عابدترين فرد زمان بود و بيش از همه به اطاعت خداوند مي پرداخت . محمد شاكري مي گويد :

امام به سجده مي رفت ومن مي خوابيدم و بيدار مي شدم و او همچنان در سجده بود .

هرگاه امام زنداني مي شد ‚‌عبادت حضرت زندان بانان را تحت تأثير قرار ميداد ‚ به گونه اي كه عبادت و رفتار او با زندانابانان موجب شرمندگي آنها مي شد كه نمونه اش را در جدش امام كاظم نيز ديديم.

صالح بن وصف كه از ماموران عباسي بود و مسووليت نگهباني از امام را بر عهده داشت ‚ از سوي برخي از عباسيان تحريك مي شدكه بر امام سخت گيري كند ‚ او در پاسخ آنان گفت :

دو مرد را كه از بدترين افراد من بودند ‚ بر او مآمور كردم ‚ اما آن دو در عبادت و نماز خواندن به درجات بالايي رسيده اند .

شيخ مفيد از محمد بن اسماعيل علوي نقل مي كند :
امام عسگري نزد علي بن او تامش زنداني گرديد . اين شخص برخاندان ابيطالب بسيار سختگير بود .با اينكه به او توصيه شده بود كه نسبت به امام سختگيري كند ‚ در حالي از امام جدا شدكه بيش از ديگران بينش و آگاهي يافته بود و گفتارش درباره امام نيكو بود .

درعلم و دانش نيز مورخان حضرت راداناترين فرد زمان خود معرفي كرده اند و بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه آن حضرت نه تنها در احكام دين متخصص بود ‚ بلكه درتمام علوم و در عرصه هاي مختلف دانش يگانه عصر خود به شمار مي رفت . ((‌بختيشوع )) پزشك مسيحي ‚‌ به شاگرد خود ((‌بطرين ))‌درباره حضرت چنين مي گويد :

((‌بدان كه او داناترين فرد روزگار ماست كه بر روي زمين زندگي مي ـ كند . ))

ابن صباغ مالكي در خصوص علم امام حسن چنين مي گويد : او برمركب دانش نشسته ‚‌غوامض و مشكلاتي را يكايك مي گشايد و در اين كار رقيبي نمي شناسد وكسي را ياري كشاكش با او نيست .

بانظر صائب خود حقايق را آشكار و با انديشه نيرومند و دشوار ياب خود ‚ دقايق فكر را عيان مي سازد .

در نهان بااو رازهاي پشت پرده سخن مي گويند وبه عالم غيب متصل است ‚ نيك نفس اصيل و والا گهر است .

و سپس مي افزايد : امام حسن عسگري يكتا و يگانه عصر خود بود و كسي را ياراي برابري با او نبود.آقاي اهل عصر و سرور دهربود.
اين سخنان شايسته‌ترين شخص را به زيبا‌ترين وجه مي‌ستايد.





http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2824828ie9wc9p9za.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۰۵:۳۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_57730988246453791207.gif




بخشندگي امام عسگري عليه السلام

در مورد بخشش حضرت عسگري (ع) روايات زيادي نقل شده است.

از جمله محمد بن علي بن ابراهيم مي گويد : ما تهيدست شده بوديم و روزگار بر ما سخت شده بود . پدرم گفت خوب است نزد اين مرد ( امام حسن عسگري ع ) كه وصف بخشش و سخاوت او را شنيده ام برويم .

به اوگفتيم :‌او را مي شناسي ؟

.گفت : نه ‚ او را نمي شناسم و تاكنون نديده ام .

مابه سوي خانه امام راه افتاديم ‚ در بين راه پدرم گفت: چقدر خوب است كه ايشان به من پانصد درهم عطا كند ‚ دويست درهم براي پوشاك ‚ دويست درهم بر اي خوراك و يكصد درهم براي مخارج ديگر .

من هم با خود گفتم : اي كاش ‚ به من نيز سيصد درهم ببخشد ‚ با صد درهم مركبي بخرم و به منطقه جبل بروم ‚‌ صد درهم براي پوشاك و صد درهم خوراك .

هنگامي كه به خانه حضرت رسيديم ‌غلام حضرت بيرون آمدو گفت :‌ علي بن ابراهيم و فرزندش محمد وارد شوند .

وارد شديم و برحضرت سلام كرديم .ايشان پس از پاسخ سلام به پدرم فرمودند : يا علي ‚ چرا تاكنون نزد ما نيامده اي ؟

پدرم عرض كرد : قاي من شرم داشتم با اين حال شما راملاقات كنم.

اندكي درنگ كرديم و سپس خارج شديم ‚ غلام حضرت به دنبال ما آمد وكيسه اي به پدرم داد و گفت اين پانصد درهم است . دويست درهم براي خوراك و دويست درهم براي پوشاك و صد درهم براي مخارج ديگر وكيسه اي نيز به من داد وگفت اين سيصد درهم است ‚ صد درهم براي خريد مركب‚‌ صد درهم براي پوشاك و صد درهم براي خوراك ...




http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_42jnbgpl0sav643bwnha.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۰۵:۴۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/8_6.gif



مقام علمي امام عسگري عليه السلام

برجستگي علمي و اخلاقي امامان شيعه(ع) در هر دوره در ميان عوام و خواص تا اندازه اي متمايز و شاخص بود. براي شناسايي امام نيازي به تفحص نبود، از اين رو ائمه(ع) در اين شرايط، شناخته شده و كاملاً تحت نظر و مراقبت شديد نظامي و امنيتي بودند تا كمتر در متن اجتماع باشند و ارتباط آنها با مردم و متقابلاً ارتباط مردم با آنها مستمر نبوده بلكه بسيار محدود باشد؛ بخصوص در دوره عسكريين (امامان دهم و يازدهم) كنترل و مراقبت نظامي بيشتر از دوره هاي قبل بود. اين نوع برخورد با ائمه(ع) حكايت از ضعف شديد اقتدار عباسيان و جايگاه رفيع ائمه(ع) داشت.
همين ضعف يكي از علل كوتاهي دوره حكومت، سلاطين عباسي در اواخر بود كه آنها تنها به عنوان ابزار دست بودند، در دوره كوتاه امامت حضرت امام حسن عسكري(ع) (شش سال) سه حاكم عباسي كشته شدند:

1- معتز (252-255) معتز پس از متوكل كه تركان بر امور مسلط شدند و به حكومت رسيد، و سرانجام به دست تركان حبس و به قتل رسيد.

2- مهتدي (255-256) مدت حكومت او را كمتر از يك سال نوشته اند. او در فكر احياي مجدد اقتدار خلافت بود. از آن جهت كه امام حسن عسكري(ع) به زهد و تقوا و فضيلت معروف بود، و خلفاي عباسي به فسق و فجور و بي بند و باري، مهتدي با اتخاذ روش زاهدانه در فكر جلب توجه افكار اجتماعي بود و هدف ديگرش غلبه بر جوي بود كه ديد مثبت به امام داشت. از اين رو، چون ديد با رياكاري و تظاهر به زهد و عبادت نمي تواند وجهه امام و جايگاه معنوي او را داشته باشد، به خشم آمد و آن حضرت را محبوس نمود.

مهتدي تصميم گرفته بود از دخالت تركان در امور جلوگيري كند. درصدد سركوب غيرمستقيم آنها برآمد، اما براي اين كار پشتوانه اجتماعي و مردمي نيز لازم بود كه او اين جايگاه را نداشت، از اين رو پس از سركوب شورش به جنگ پرداخت، كه در اين جنگ توسط تركان كشته شد.

3- معتمد در زندان بود، پس از مهتدي توسط تركان آزاد شد و به حكومت رسيد. پايتخت عباسيان را از سامرا به بغداد آورد. او در فسق و فجور معروف بود و به عياشي مي پرداخت. كارهاي سياسي و اداره مملكت را موفق عهده دار بود. اقدامهاي او سبب شد دوره حكومت معتمد 23 سال به طول انجامد.

امام حسن عسكري(ع) در دوره حكومت او به شهادت رسيدند (سال 260). خلافت معتمد تا سال 279 ادامه داشت. در دوران سلطنت اين سه نفر كه معاصر با حيات و امامت امام حسن عسكري بود، جهان اسلام مملو از فسق و فجور و آشوب و قيامهاي سياسي و ناامني بود.

فسق و فجور شايع در جامعه از دربار و درباريان به جامعه كشيده شده بود. زيرا هرگاه دربار و حكومتگران به فسق و فجور گراييدند، جامعه نيز پر از فسق و فجور بود و هرگاه حاكمان تقوا و زهد پيشه كردند، همين رسم در اجتماع رواج يافت و اين تنها با اصلاح يك حاكم در رأس حاصل نمي شود، بلكه تمام اركان حكومت بايد چنين سلوكي پيشه كنند تا اين رفتار در جامعه فرهنگ شود و گرنه با اصلاح يك يا چند نفر از حاكمان، جامعه هرگز اصلاح نخواهد شد، فرهنگ تقوا پيشگي از لايه هاي فوقاني، (كارگزاران) به لايه هاي اجتماعي تسري پيدا مي كند.

از جمله مفاسد بزرگ اين دوره، استيلاي يك قشر نظامي غيرشايسته در امور جهان اسلام بود كه بر حاكم استيلا يافته بودند و آنها بودند كه حاكمان عباسي را بر تخت نشانده و معزول مي كردند.

هر گاه اهل فرهنگ در جامعه و در رأس امور قرار بگيرند، شايسته سالاري محقق شده و جامعه، علم و تمدن جوانه زده و رو به رشد خواهد بود. شاهد عيني تاريخي بر اين مدعا دوره استيلاي آل بويه بر اوضاع خلافت است كه وزيران عالم و دانشمندي چون ابن سينا، ابن مسكويه، ابن عميد و صاحب بن عباد و... داشتند. دقيقاً اين دوره «دوره طلايي» تمدن اسلامي توسط مستشرقان و دانشمندان مسلمان ناميده شده، هيچ يك از وزيران دولت هايي مثل آل بويه، فاطميان و مرعشيان و... كه شيعه بودند نظامي نبودند.

دوره امام حسن عسكري(ع) دوره حاكميت نظاميان بر امور بود. لذا مردم به شدت تحت مراقبت نظاميان و كاملاً زندگي پر مرارت و در محاصره و ناامني داشتند، ملاقات با مردم بسيار محدود و بيشتر در بيرون از خانه و هنگامي كه به دربار برده مي شد انجام مي گرفت كه شيعيان با اشكال مختلف موفق مي شدند با امام ديدار داشته باشند.
امام حسن عسكري و پدرش امام هادي(ع) هر دو به اجبار در سامرا كه يك شهر نظامي بود سكونت داشتند، چنان كه امام رضا(ع) تحت نظر مأمون از مدينه به مرو منتقل شد.

تمام رفت و آمد و فعاليتهاي آنها تحت كنترل شديد درآمد؛ و ايذايي مي شد. اين رفتار حاكمان عباسي بدين جهت بود كه مانع از قيام ائمه با هواداران عليه حكومت شوند و گمان مي شيعيان شناسايي مي شدند و با برخي از آنها برخورد سياسي كردند كه آنها براي گرفتن حقوق خود قيام خواهند كرد.




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_68411255509534480187.gif

seyed yasin
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۰۹:۳۰
امام حسن عسكري فرمودند : لَیسَ مِنَالاَدَبِ اِظهارِ الفَرَح عِندَ المَحزونِ
اظهار شادی نزد غمدیده، از بی ادبی است.
(تحف العقول، ص489)

كبوتر دل
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۱۰:۲۲
اشك شوق و محبّت


http://img.tebyan.net/big/1386/02/12716720180108170994413270811522011965167.jpg


ابو هاشم گوید: از حضرت امام حسن عسكرى صلوات الله علیه درباره‌ی آیه:
« ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَیْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِیرُ(1)
سپس کتاب را به کسانی از بندگانمان که برگزیده بودیم به میراث دادیم بعضی بر خود ستم کردند و بعضی راه میانه را برگزیدند و بعضی به فرمان خدا در کارهای نیک پیشی گرفتند و این است بخشایش بزرگ»
سؤال كردم. حضرت فرموند:
هر سه گروه از آل محمداند (صلوات الله علیهم)، "ظالم به نفس" از آنها كسى است كه به امام معتقد نیست، "مقتصد" كسى است كه عارف به امام باشد، و "سابق به خیرات" خود امام است.
در این بین من پیش خود درباره كرامتی كه به آل محمد (ص) داده شده فكر مى‏كردم كه بی اختیار گریه‏ ام گرفت.
امام به من نگاه كرد و فرمود: عظمت شأن آل محمد بزرگتر از آن است كه به نظرت آمده، خدا را حمد كن كه تو را به ولایت آنها معتقد و متمسك كرده است. روز قیامت وقتى كه هر جمعیت با امامش خوانده مى ‏شود با آنها خوانده خواهى شد ؛ تو بر خیرى.(2)


________________________
1- سوره مباركه فاطر ، آیه شریفه 32
2- بحار الانوار ، ج 50 ، ص 254

كبوتر دل
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۱۰:۳۴
اسوه پارسایی

امام حسن عسكری علیه السلام




http://img.tebyan.net/big/1386/01/18827255223236242441709680152272334665123.jpg
ابومحمد، حسن بن علی العسكری علیهم السلام در ماه ربیع الاخر سال 231 (و به نقلی 232 ق) در مدینه به دنیا آمد. پدر بزرگوارش امام علی هادی علیه السلام و مادرش بانویی صالح و عارف به نام سوسن (یا حدیثه یا سلیل) بود. آن حضرت 22 یا 23 سال داشت كه پس از شهادت پدر بزرگوارش (در سال 254 ق) به امامت رسید و در هشتم ربیع الاول سال 260 ق كه حدود 28 یا 29 سال داشت، شربت شهادت نوشید و در خانه خود، در جوار تربت شریف پدر در سامرا به خاك سپرده شد.
در شمایل آن حضرت آورده‌اند كه رنگش گندم‌گون، چشمانش درشت و سیاه، رویش زیبا، قامتش معتدل و اندامش متناسب بود و با وجود جوانی، مشایخ قریش و رجال و علمای زمان را تحت تاثیر خود قرار می‌داد. دوست و دشمن به برتری او در علم و حلم و جود و زهد و تقوا و سایر مكارم اخلاق اذعان داشتند. چون او و پدر بزرگوارش امام هادی علیه السلام در محله عسكر (قرارگاه سپاه) در شهر سامرا زندگی می كردند، به «عسكری» لقب یافتند و نیز این دو امام مانند امام جوادعلیه السلام به احترام جد بزرگوارشان حضرت رضا علیه السلام به «ابن الرضا» مشهور بودند.
مدت كوتاه حیات این امام همام به سه دوره تقسیم می گردد: تا چهار سال و چند ماهگی (و به قولی تا 13 سالگی) از عمر شریفش را در مدینه به سر برد، تا 23 سالگی به اتفاق پدر بزرگوارش در سامرا می زیست (254 ق) و تا 29 سالگی یعنی شش سال و اندی پس از شهادت امام دهم علیه السلام در سامرا ولایت بر امور و پیشوایی شیعیان را به عهده داشت. امام هادی علیه السلام پسری به نام ابوجعفر محمد داشت كه در زمان حیات حضرت از دنیا رفت. همچنین پسر دیگری به نام جعفر داشت كه نزد شیعیان به لقب «كذاب» معروف شد؛ زیرا بعد از آنكه امام عسكری علیه السلام به امامت رسید، وی مدعی امامت گردید و شروع به كارشكنی و توطئه‌گری و فتنه انگیزی بسیار نمود و بعد از رحلت حضرت امام حسن عسكری علیه السلام هم دعوی امامت كرد و منكر وجود امام غایب (عج) شد. در حوادث رجب سال 255 قمری گفته‌اند كه دو تن از سادات حسنی در كوفه خروج كردند و در نتیجه به دستور حكومت عده‌ای گرفتار و زندانی شدند. یكی از این اشخاص ابوهاشم جعفری است كه روایت می‌كند شبی امام حسن عسكری علیه السلام و برادرش جعفر را به زندان آوردند و جعفر زاری و بی‌قراری می‌كرد؛ ولی حضرت عسكری علیه السلام او را ساكت می‌نمود.
آن حضرت مدتی از ایام حبس خود را نزد شخصی به نام علی بن اوتامیش گذراند و این مرد با همه شدت بغض و عداوت به آل محمد(كه درود خداوند بر او خاندانش باد) پس از یك روز از مشاهده احوال امام، از پیروان و معتقدان ایشان گشت. می گویند عباسیان و منحرفان از آل محمد(كه درود خداوند بر او خاندانش باد) بر صالح بن وصیف، متصدی زندانی كردن امام، فشار آوردند كه بر حضرت در زندان سخت بگیرد، وی گفت: «دو تن از شرورترین افراد را مامور این كار كرده‌ام، اما با دیدن حسن بن علی تحول یافته و روی به عبادت و نماز آورده‌اند و وقتی علت این تغییر حالت را از ایشان پرسیدم، گفتند از فیض دیدار امام به این سعادت رسیده‌ایم. او تمام روزها را روزه می‌گیرد و هر شب تا بامداد به نماز ایستاده است، با هیچ كس سخن نمی‌گوید و جز عبادت به كاری دیگر نمی‌پردازد، مهابت او بدان حد است كه وقتی به ما نگاه می‌كند، به لرزه می افتیم و خود را به كلی می‌بازیم» . در آن زمان خلافت عباسی بر اثر ضعف شدید خلفا و ناشایستگی ایشان سخت در معرض خطر بود و غلامان ترك و دیگر غلامان بر دربار خلافت مسلط بودند و امر و نهی به دست ایشان بود. از سوی دیگر در همان سالها شورش «صاحب الزنج» در بصره و قیام یعقوب ابن لیث صفار در ایران روی‌داد و خلافت سخت در معرض تهدید قرار گرفت. بنابراین وجود شخص بسیار محترم و بزرگواری مانند امام حسن عسكری علیه السلام و فرزند او برای عباسیان بسیار ناگوار بود می‌‌ترسیدند كه اگر حادثه‌ای پیش آید و در آن جمعی از عباسیان از میان بروند، هیچ كس شایسته‌تر ازعلویان و در میان ایشان شایسته‌تر از امام و خاندانش برای خلافت نخواهد بود. ابو الادیان می‌گوید: من خادم امام عسكری بودم و نامه‌هایش را به شهرهای دیگر می بردم و جواب می‌آوردم. در بیماری منتهی به رحلت وی هم نزد او رفتم نامه‌هایی را كه نوشته بود، به من داد و فرمود به مداین ببرم. من رفتم و بعد از پانزده روز برگشتم، اما دیدم بانگ زاری و شیون ازخانه امام بلند است و جعفر بن علی بر در خانه ایستاده به تعزیت شیعیان پاسخ می‌دهد. با خود گفتم: «اگر این مرد امام شده باشد، كار امامت دگرگون خواهد‌شد.» در این هنگام خادمی آمده و به جعفر گفت: «كار تكفین تمام شد. بیا بر پیكر برادرت نماز بگزار.» جعفر و همه حاضران به داخل خانه رفتند. من هم رفتم و امام را كفن شده دیدم. جعفر پیش رفت تا در نماز امامت كند. وقتی خواست تكبیر بگوید، ناگهان كودكی با چهره‌ای گندم‌گون و مویی كوتاه و مجعد و دندانهایی كه بینشان گشادگی بود، پیش آمد و ردای جعفر را كشیده، گفت: «عمو، عقب برو. من برای نماز بر پدرم از تو شایسته ترم» . جعفر درحالی كه رنگش از خشم تیره شد، عقب رفت و آن كودك بر جنازه امام نماز گزارد. او حضرت مهدی موعود، امام دوازدهم (كه خداوند ظهورش را نزدیك گرداند) بود.
تفسیر قرآنی در دست است كه به این امام همام منسوب است و عده ای‌از جمله علمای شیعه این تفسیر را تایید نموده‌اند.
دیگر از آثار امام علیه السلام نامه‌ای است كه به اسحاق ابن اسماعیل نیشابوری نوشته‌اند. دیگر مجموعه حكم و مواعظ و كلمات قصار امام است كه در كتب تاریخ و حدیث ثبت است. اثر دیگر منسوب به امام «رساله المنقبه» در مسائل حلال و حرام است كه ابن شهر آشوب در كتاب «مناقب» از آن سخن گفته است. در همین كتاب قطعه‌ای از احكام دین منسوب به امام هادی علیه السلام و امام عسكری علیه السلام منقول است. به علاوه احادیث و ادعیه بسیار از آن حضرت روایت شده است.

neginsabz
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۱۱:۳۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2824828ie9wc9p9za.gif
با نام «حَسَن»،
باب یازدهم کتاب امامت نگاشته می شود و این،
مژده ای است برای ما که چیزی به
کلیّت روشنی نمانده است.
چیزی نمانده به سرزدنِ یگانه گوهر عشق و اتمام حجت.
از هم اکنون،
دنیا چشمان پرفروغش را به انتظار می نشیند.

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/goleroz.gifولادت امام حسن عسکری(ع) مبارک باد. http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/goleroz.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/goleroz.gifولادت امام حسن عسکری(ع) مبارک باد.http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/goleroz.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/goleroz.gifولادت امام حسن عسکری(ع) مبارک باد. http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/goleroz.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/goleroz.gifولادت امام حسن عسکری(ع) مبارک باد. http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/goleroz.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_42jnbgpl0sav643bwnha.gif

محمد حسام شجاع
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۱۷:۳۰
:fireworks::fireworks::fireworks::fireworks:
:ghalb:این ایام فرخنده مبارک باد:ghalb:
:fireworks::fireworks::fireworks::fireworks:

گل نرگس
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۱۷:۴۲
http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/18801061942622506590.jpg
http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gif

تو آمدی و کوچه های مدینه را باران شکوفه پوشاند؛
آمدی و آینه ها، به پابوسی ات،
آب های جهان را
به انعکاس برخاستند.
آمدی، تو یازدهمین چراغ پرفروغ ولایت باشی.

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/13974356490631497637.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/13974356490631497637.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۱۸:۰۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_pic41.jpg

چیزی به عشق نمانده است

شعرها، از عاقبت به خیریِ خود می‌گویند
که یازدهمین عطر را بوییده‌اند؛ عطشناک و مشتاق.

زمین، امروز متبسم است و آسمان،
طرحی از نشانه‌های یک‌ریز،
از سوی فرشتگان مسرور دارد.
همه آراستگی‌ها، بر صفحه امروز باریده است.

چه تابناک می‌توان از مدایح امروز،
پیاله برگرفت و با مستانگی، تا آخرِ دنیا،
به عشق و شور و خلوص پرداخت.

مدینه، بار دیگر، در اندامی قُدسی ظاهر شده است؛
ایستاده بر درگاهِ صبح.

جماعت شاید نیز صف کشیده‌اند
پشت خانه رونق شکوفایی.
تولد چکامه‌های اردیبهشتی است.

مدینه، قلمرو روشن عشق است؛ بافتِ محکم دلدادگی.

چیزی به عشق نمانده است

با نام «حَسَن»، باب یازدهم کتاب امامت نگاشته می‌شود

و این، مژده‌ای است برای ما که چیزی به کلیّت روشنی نمانده است.

چیزی نمانده به سر زدنِ یگانه گوهر عشق و اتمام حجت.

از هم اکنون، دنیا چشمان پرفروغش را به انتظار می‌نشیند.

http://sl.glitter-graphics.net/pub/408/408727i48e626jo8.gif (http://sl.glitter-graphics.net/pub/408/408727i48e626jo8.gif)

seyed yasin
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۱۸:۴۳
امام حسن عسكري (ع) : آن كس كه برادر خود را در خلوت اندرز و نصيحت گويد به وي جمال و زيبايي بخشيده است و كسي كه به برادرش آشكارا (در برابر ديگران) نصيحت و اندرز گويد وي را نامزين (كوچك) ساخته است. الحديث جلد 2 صفحه 129

seyed yasin
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۱۸:۴۷
امام حسن عسكري (ع) : نفوذ شرك در ضمير مردم ، پنهان‌تر از آن است كه مورچه سياهي در شب تيره و تاريكي روي گليم سياهي راه برود. (وقتي بشر در آن شرايط تاريك و سياه از راه‌رفتن مور آگاه نشود ، قطعاً از شرك ، كه پنهان‌تر از آن است ، آگاه نخواهد شد.) الحديث جلد 2 صفحه 171

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۲/۲۰, ۲۰:۲۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/18801061942622506590.jpg

ابعاد هفتگانه فعالیت امام حسن عسکری علیه‌السلام




امام عسکری علیه‌السلام با وجود همه این فشارها و نظارت‌ها و مراقبت‌های بی‌وقفه حکومت عباسى، یک سلسله فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی و علمی در جهت حفظ اسلام و مبارزه با افکار ضداسلامی انجام می‌داد که می‌توان آنها را بدین‌گونه خلاصه کرد:

1. کوشش‌های علمی در دفاع از آیین اسلام و رد اشکال ها و شبهه های مخالفان، و نیز تبیین اندیشه صحیح اسلامى؛
2. ایجاد شبکه ارتباطی با شیعیان مناطق مختلف از طریق تعیین نمایندگان و اعزام پیک‌ها و ارسال پیامها؛
3. فعالیت های سرّی سیاسى، با وجود تمام نظارت‌‌ها و مراقبت های حکومت عباسى؛
4. حمایت و پشتیبانی مالی از شیعیان، ‌به‌ویژه یاران خاص خود؛
5. تقویت و توجیه سیاسی رجال و عناصر مهم شیعه در برابر مشکلات؛
6. استفاده گسترده از آگاهی غیبی برای جلب منکران امامت و دل‌گرمی شیعیان؛
7. (و از همه مهمتر) آماده‌سازی شیعیان برای دوران غیبت فرزند خود، امام دوازدهم.




از آنجا که غائب شدن امام و رهبر، یک حادثه غیرطبیعی و نامأنوس است و باور کردن آن و نیز تحمل مشکلات ناشی از آن برای نوع مردم دشوار است، پیامبر اسلام و امامان پیشین، به‌تدریج مردم را با این موضوع آشنا می‌ساختند و افکار را برای پذیرش آن آماده می‌کردند.
این تلاش در عصر امام هادی و امام عسکری- علیهما‌السلام- که زمان غیبت نزدیک می‌شد، به صورت محسوس‌تری به چشم می‌خورد؛ چنان‌که در زندگی امام هادی -علیه‌السلام-، آن حضرت اقدامات خود را نوعاً توسط نمایندگان انجام می‌دادند و کمتر شخصاً با افراد تماس می‌گرفتند.
این معنا در زندگی امام حسن عسکری علیه‌السلام جلوه بیشتری یافت؛ زیرا امام از یک‌سو، با وجود تأکید بر تولد حضرت مهدی -عجل‌الله‌فرجه-،‌او را تنها به شیعیان خاص و بسیار نزدیک نشان می‌داد و از سوی دیگر تماس مستقیم با خود آن حضرت روز‌به‌روز محدودتر و کمتر می‌شد، تا آنجایی که حتی سخنان خود را با اصحاب از پشت پرده بیان می‌کردند و حتی در خود شهر سامرا نیز به مراجعات و مسائل شیعیان از طریق نامه یا توسط نمایندگان خویش پاسخ می‌دادند و بدین‌ترتیب آنان را برای تحمل اوضاع و شرایط و تکالیف عصر غیبت و ارتباط غیرمستقیم با امام آماده می‌ساختند. این همان روشی است که بعدها امام دوازدهم در زمان غیبت صغری در پیش گرفتند و شیعیان را به‌تدریج برای دوران غیبت کبری آماده ساختند.

تنظیم : گروه دین و اندیشه تبیان





http://friends18.com/img/divider/0016.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)

گل نرگس
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۰۱:۱۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/12_Untitled-6.gif

http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gif
آن که می آید، شکوه آسمان، عظمت زمین، صداقت ایمان و نجابت آب است.
بهار از نامش شکوفا و عشق از یادش لبریز است!
ولادت امام حسن عسکری علیه السلام مبارک باد.
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gif

http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۰۱:۵۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_pic7.jpg

شعرها، از عاقبت به خیریِ خود می‌گویند
که یازدهمین عطر را بوییده‌اند؛
عطشناک و مشتاق.

زمین، امروز متبسم است و آسمان،
طرحی از نشانه‌های یک‌ریز،
از سوی فرشتگان مسرور دارد.
همه آراستگی‌ها، بر صفحه امروز باریده است.

چه تابناک می‌توان از مدایح امروز،
پیاله برگرفت و با مستانگی، تا آخرِ دنیا،
به عشق و شور و خلوص پرداخت
.
مدینه، بار دیگر،
در اندامی قُدسی ظاهر شده است؛
ایستاده بر درگاهِ صبح.
جماعت شاید نیز صف کشیده‌اند
پشت خانه رونق شکوفایی.
تولد چکامه‌های اردیبهشتی است.

مدینه، قلمرو روشن عشق است؛ ب
افتِ محکم دلدادگی.
چیزی به عشق نمانده است

با نام «حَسَن»، باب یازدهم کتاب امامت
نگاشته می‌شود
و این، مژده‌ای است برای ما
که چیزی به کلیّت روشنی نمانده است.
چیزی نمانده به سر زدنِ یگانه گوهر عشق
و اتمام حجت.
از هم اکنون، دنیا چشمان پرفروغش
را به انتظار می‌نشیند.

http://bahar-20.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/71.gif

هدایت
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۰۷:۴۱
سلام بر خواهر خوبم هدیه فاطمی میلاد امام حسن عسگری هم بر شما مبارکباد ، از دست نوشته هایت لذت می برم ممنون .:goleroz::sallallah::fireworks:

neginsabz
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۱۰:۰۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif
کرامات عسکریه (علیه السلام)


http://img.tebyan.net/big/1386/02/17917514723967551392011652541532551736996169.jpg

8 ربیع الثانی مصادف است با میلاد امام حسن عسگری(علیه السلام) که در سال 232 هجری قمری روی داد. پدر آن حضرت، امام هادی(علیه السلام) و مادر گرامی شان بانویی است به نام حدیث یا حُدَیثه یا سوسن یا سلیل. محل ولادت ایشان در مدینه منوره بوده است و از مشهورترین القاب حضرت به زکی و نقی می توان اشاره نمود. کنیه ی ایشان ابومحمد است. علت نامیده شدن حضرت به «عسکری» آن است که ایشان را برای زیر نظر داشتن و کنترل رفت و آمدها، در محل سکونت سپاهیان ترک تبار دربار عباسی مسکن داده بودند.

ربیع الثانی ماه امام حسن عسکری(علیه السلام)

شاید بی جهت نباشد اگر ربیع الثانی را ماه امام حسن(علیه السلام) بدانیم. زیرا در روز هشتم آن ولادت ایشان اتفاق افتاده است و در روز سوم آن، شیعیان شاهد کرامتی از جانب حضرت بودند. این روزها که همه حال و هوای بهار و عید دارند، نقل این روایت از کرامت حضرت عسکری(علیه السلام) دلهای ما را نیز بهاری خواهد کرد:

کرامت حضرت عسکری(علیه السلام)
جعفر بن شریف می گوید: در سالی قصد حج کردم و قبل از زیارت حج به زیارت امام حسن عسکری (علیه السلام) در سامرا رفتم. اموالی از شیعیان همراهم بود که باید آنها را به حضرت می رساندم. خواستم از آن حضرت بپرسم اموال را به چه کسی بدهم، ولی پیش از آنکه من صحبت کنم حضرت فرمودند: «به مبارک خادمم بده»
جعفر بن شریف می گوید: انجام دادم و بیرون آمدم و به حضرت گفتم: شیعیان شما در جرجان به شما سلام می رسانند. امام(علیه السلام) فرمودند: مگر بعد از مراسم حج به جرجان برنمی گردی؟ عرض کردم: بله، برمی گردم. فرمودند: 170 روز دیگر اول روز جمعه سوم ربیع الثانی به جرجان وارد می شوی. در آن روز به مردم اعلام کن که من در آخر همان روز به آنجا می آیم. خداوند متعال تو را و آنچه با توست به سلامت به اهل و اولادت خواهد رسانید. پسری برای پسرت متولد می شود، نام او را «صلت» بگذار که خداوند به زودی او را به حد کمال می رساند و او از اولیا ما خواهد بود.
جعفر می گوید: از خدمت امام مرخص شدم و به حج رفتم و بازگشتم و در همان روزی که حضرت فرموده بودند به سلامت وارد جرجان شدم. هنگامی که اصحاب و شیعیان برای تهنیت می آمدند به ایشان گفتم: امام(علیه السلام) مرا وعده داده که در آخر همین روز (سوم ربیع الثانی) به اینجا تشریف می آورند. پس مهیا شوید و خود را آماده سازید. شیعیان پس از اقامه ی نماز ظهر و عصر در خانه ی جعفر جمع شدند. ناگاه امام حسن عسکری (علیه السلام) در همان ساعتی که فرموده بودند وارد شدند. بر شیعیان سلام کردند و فرمودند: من به جعفر بن شریف وعده کرده بودم که در آخر این روز نزد شما بیایم. نماز ظهر و عصر را در سامراء به جا آوردم و نزد شما آمدم تا با شما تجدید عهد نمایم. اکنون حوائج و مسائل خود را بیاورید. .
http://img.tebyan.net/big/1385/02/12684662111532089416919813714857135211190119.jpg
شفای چشمان نابینا
در آن مجلس نضربن جابر خدمت حضرت رسید و گفت: یابن رسول الله، پسرم از هر دو چشم نابیناست. دعا فرمایید که خداوند دیده هایش را به او برگرداند. حضرت فرمودند: او را حاضر کن. او را حاضر کردند و حضرت دست مبارک بر چشمان او کشیدند و به اذن الهی به دعای امام(علیه السلام) چشمانش روشن گردید و بینا شد.

طی الارض امام عسکری(علیه السلام)
پس از آن که امام(علیه السلام) به کلیه ی حوائج و مسائل شیعیان خود در آن روز رسیدگی فرمودند دوباره در همان روز به سامراء بازگشتند و بدین ترتیب کرامات ایشان بر همه شیعیانشان تا به امروز روشن و آشکار گردید.

پایان سخن ...
چه خوب است در این روزهای پایانی سال، فارغ از همه ی کارها و دل مشغولی ها،
لحظاتی با امام زمان (عج) خود خلوت کنیم و از حضرتش بخواهیم بنا به شیوه و سیره پدربزرگوارشان برای سرکشی و رسیدگی به امور ما نیز،
به ما سری بزنند.
به قول آن ظریف دل شکسته:
مولای ما، آقا جان،
به خوبا سر می زنی مگه بدا دل ندارن!
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif
به امید ظهورش




فهرست منابع و مآخذ
1- تقویم شیعه- عبدالحسین نیشابوری- در مناسبات ربیع الثانی
2- بحارالانوار- ج 50- ص 263
3- سیری در سیره ی ائمه (علیهم السلام)- شهید مطهری
4- کلیات فقهی الآمال- شیخ عباس قمی(ره)

گل نرگس
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۱۲:۲۸
http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_pic41.jpg
http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gif



http://s18.rimg.info/7b40650af4e68d86c219be186118813e.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)


میلاد با سعادت یازدهمین اختر تابناک امامت

و ولایت ، پدر بزرگوار حضرت بقية الله الاعظم

:goleroz:حضرت امام حسن عسگری (ع):goleroz:

بر تمام دوستداران آن حضرت تبریک و تهنیت باد




http://s18.rimg.info/7b40650af4e68d86c219be186118813e.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)

neginsabz
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۱۷:۱۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif
چهل مروارید از اقیانوس کلام امام حسن عسکری (علیه السلام)


http://img.tebyan.net/big/1386/12/831675954250209227249136158108654123712564.jpg
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
1- پرهیز از جدال و شوخى
لاتمـار فیذهب بهائك و لا تمـازخ فیجترء علیك.1
جـدال مكـن كه ارزشت مـى رود و شـوخـى مكـن كه بـر تـو دلیـر شـوند.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
2ـ تواضع در نشستن
من رضى بدون الشرف من المجلس لم یزل الله و ملائكته یصلون علیه حتى یقوم2
هـر كه به پـاییـن نشستـن در مجلـس خشنـود بـاشـد پیـوسته خــــــــــدا و فرشته ها بر او رحمت فرستند تا برخیزد.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
3ـ هلاكت در ریاست و افشاگرى
دع مـن ذهب یمینا و شمالا، فـان الراعى یجمع غنمه جمعها باهون سعى و ایاك و الاذاعه و طلب الـریـاسه فـانهمـا یـدعوان الى الهلكه.3
آن را كه به راست و چپ رود واگذار! به راستـى چـوپان گوسفندانش را به كمتر تلاشى گرد آورد.
مبادا اسرار را فاش كرده و سخن پراكنى كنى و در پى ریاست باشى، زیرا این دو آدمى را به هلاكت مى كشانند.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
4ـ گناهى كه بخشوده نشود
مـن الذنـوب التى لا تغفر: لیتنى لا اواخذ الا بهدا. ثم قال: الاشراك فى الناس اخفـى مـن دبیب النمل علـى المسح الاسـود فى اللیله المظلمه.4
از جمله گناهانى كه آمرزیده نشـود این است كه (آدمى) بگوید: اى كاش مرا به غیر از ایـن گناه مواخذه نكنند. سپـس فرمود: شرك در میان مردم از جنبـش مورچه بر روپوش سیاه در شب تار نهانتر است.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
5ـ نزدیكتر به اسم اعظم
بسم الله الرحمـن الـرحیـم اقـرب الى اسـم الـله الاعظم مـن سواد العین الى بیاضها.5
(بسم الله الرحمـن الـرحیـم) به اسـم اعظم خـدا،از سیاهـى چشـم به سفیـدىاش نزدیكتـر است.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
6ـ دوستـى نیكـان و دشمنــى بـدان
حب الابرار للابرار ثواب للابرار،و حب الفجار للابرار فضیله للابرار و بغض الفجار
للابـرار زیـن للابـرار ، و بغض الابـرار للفجـار خزى علـى الفجار.6
دوستـى نیكـان به نیكـان ، ثـوابست بـراى نیكـان.
و دوستـى بـدان به نیكان ، فضیلت است براى نیكان،
و دشمنى بدان با نیكان ، زینت است بـراى نیكان،
و دشمنـى نیكـان بـا بـدان، رسـوایـى است بـراى بـدان.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۱۷:۱۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
7ـ سلام نشانه تواضع
مـن التـواضع السلام علـى كل مـن تمر به، و الجلـوس دون شـرف المجلس.7
از جمله تواضع و فروتنى سلام كردن بر هر كسى است كه بر او مى گذارى، و نشستن در پایین مجلس است.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
8ـ خنده بیجا
من الجهل الضحك من غیر عجب.8
خنده بیجا از نادانى است.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
9ـ همسایه بد
مـن الفـواقـر التـى تقصـم الظهر جار ان راى حسنه اطفـاهــا و ان راى سیئه افشاها.9
از بلاهاى كــمـر شكــن ، همــسایـه اى اسـت كـه اگــر كـردار خـوبى رابینـد نهانـش سـازد و اگـر كـردار بـدى را بینـد آشكـارش نمـایـد.
عبـادت كــردن بـه زیـادى روزه و نـمـاز نیـست، بلكه ( حقیقت) عبادت، زیاد در كار خدا اندیشیدن است
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)


10ـ پندى گویا و جامع
http://img.tebyan.net/big/1386/12/741442094097202511531932231319636753914.jpg
اوصیكـم بتقـوى الله و الورع فـى دینكم و الاجتهاد لله و صدق الحدیث و اداء الامانه الـى مـن ائتمنكـم مـن بـر او فـاجـر و طـول السجـود و حسـن الجـوار .
فبهذا جاء محمـد(ص) صلـوا فـى عشائرهـم واشهدوا جنائـزهـم و عودوا مـرضاهـم و ادوا حقوقهم، فان الرجل منكـم اذا ورع فى دینه و صدق فى حدیثه و ادى الامانه و حسـن خلقه مع النـاس قیل: هذا شیعى فیسـرنى ذلك.
اتقـوا الله و كونوا زینا و لا تكونا شینا، جروا الینا كل موده وادفعوا عنا كل قبیح ، فانه ما قیل فینا من حسـن فنحـن اهله و ما قیل فینا مـن سـوء فما نحـن كذلك. لنا حق فى كتاب الله و قرابه من رسول الله و تطهیر مـن الله لایدعیه احد غیرنا الا كذاب.
اكثروا ذكر الله و ذكر الموت و تلاوه القرآن و الصلاه على النبـى (ص) فان الصلاه على رسول الله عشر حسنات احفظوا ما وصیتكم به و استـودعكم الله و اقرء علیكـم السلام.10
شما را به تقـواى الهى و پارسایـى در دینتان و تلاش براى خدا وراستگویـى و امانتـدارى درباره كسـى كه شما را امیـن دانسته ـ نیكـوكار باشد یا بـدكارـ و طول سجود و حسـن همسایگى سفارش مى كنـم، محمد(ص) براى همیـن آمده است. در میان جماعتهاى آنان نماز بخـوانید و بـر سر جنازه آنها حاضر شـویـد و مریضانشان را عیادت كنید، و حقوقشان را ادا نمایید زیرا هر یك از شما چون در دینـش پارسا و در سخنـش راستگـو و امانتدار و خـوش اخلاق بامردم باشد، گفته مى شـود : ایـن یك شیعه است، و ایـن كـارهـاست كه مـرا خـوشحـال مـى سـازد.
تقواى الهى داشته باشید، مایه زینت باشید نه زشتى، تمام دوستى خـود را به سوى ما بكشانید و همه زشتـى را از ما بگردانید، زیرا هر خـوبـى كه درباره ما گفته شود ما اهل آنیم و هر بدى درباره ما گفته شـود ما نه آنیـم، در كتاب خدا براى ما حقـى و قرابتـى از پیامبر خداست و خـداونـد ما را پاك شمرده ، احـدى جز ما مدعى ایـن مقام نیست، مگر آن كه دروغ مـى گـوید. زیاد به یاد خدا باشید و زیاد یاد مرگ كنید و زیاد قـرآن را تلاوت نماییـد و زیاد بر پیغمبـر (ص) سلام و تحیت بفـرستیـد. زیـرا صلـوات بـر پیـامبـر خــدا(ص) ده حسنه دارد.
آنچه را به شما گفتـم حفظ كنیـد و شمـا را به خدا مـى سپارم و سلام بر شمـا.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۱۷:۱۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
11ـ اندیشه در كار خدا
لیست العباده كثـره الصیام و الصلـوه و انمـا العباده كثره التفكـر فى امر الله.11
عبـادت كــردن بـه زیـادى روزه و نـمـاز نیـست، بلكه ( حقیقت) عبادت، زیاد در كار خدا اندیشیدن است.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
12ـ پلیدى خشم
الغضب مفتاح كل شر.12
خشم و غضب كلید هر گونه شر و بدى است.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
13ـ ویژگیهاى شیعیان
شیعتنـا الفئه النـاجیه والفـرقه الزاكیه صـاروا لنـا رادئا و صـونا و على الظلمه البا و عونا سیفجـر لهم ینابیع الحیـوان بعد لظى مجتمع النیـران امـام الـروضه.13پیـروان ما ، گـروههاى نجات یابنـده و فـرقه هاى پاكـى هستنـد كه حافظان (آییـن) ماینـد، و ایشـان در مقـابل ستمكـاران ، سپـر و كمك كـار ما (هستند).
به زودى چشمه هاى حیات ( منجى بشریت) بعـد از گدازه توده هاى آتـش! پیش از ظهور براى آنان خواهد جوشید.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)


14ـ ناآرامى كینه توز
اقل الناس راحه الحقود.14
كینه توز ناآرام ترین مردمان است.
شما عمر كاهنده و روزهاى برشمرده اى دارید، و مرگ به ناگهان مىآید، هر كس تخم خیرى بكارد به خوشى بدرود، و هر كس تخـم شرى بكارد به پشیمانى بدرود، هر كه هر چه بكارد همان براى اوست.كندكار را بهره از دست نرود و آزمنـد آنچه را مقـدرش نیست در نیابـد، هر كه به خیرى رسـد خدایش داده و هر كه از شـرى رهـد خـدایـش رهانده


http://img.tebyan.net/big/1388/12/1405776153216125363702242162415571146235.jpg
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
15ـ پارسا ترین مردم
اورع الناس من وقف عند الشبهه، اعبد الناس من اقام على الفرائض ازهد الناس مـن تـرك الحـرام ، اشـد النـاس اجتهادا مـن تـرك الذبوب.15
پـارسـاتـریـن مـردم كسـى است كه در هنگـام شبهه تـوقف كنـد.
عابـدتـریـن مـردم كسـى است كه واجبـات را انجـام دهـد.
زاهـد تـریـن مـردم كسـى است كه حـرام را تـرك نمـاید.
كـوشنـده تـریـن مـردم كسـى است كه گنـاهـان را رهـا سازد.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
16ـ وجود مومن
المـومـن بـركه علـى المـومـن و حجه علـى الكـافـر.16
مـومـن بـراى مـومـن، بـركت و بـر كـافـر ،اتمام حجت است.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۱۷:۱۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
17ـ محصول اعمال
انكـم فى آجال منقـوصه وایام معدوده و الموت یاتى بغبه، من یزرع خیرا یحصد غبطه و مـن یزرع شرا یحصـد ندامه، لكل زارع ما رزع لایسبق بطـىء بحظه، ولا یدرك حـریص ما لـم یقـدر له، مـن اعطـى خیـرا فالله اعطـاه، و مـن وقـى شـرا فالله وقاه.17
شما عمر كاهنده و روزهاى برشمرده اى دارید، و مرگ به ناگهان مىآید، هر كس تخم خیرى بكارد به خوشى بدرود، و هر كس تخـم شرى بكارد به پشیمانى بدرود، هر كه هر چه بكارد همان براى اوست.كندكار را بهره از دست نرود و آزمنـد آنچه را مقـدرش نیست در نیابـد، هر كه به خیرى رسـد خدایش داده و هر كه از شـرى رهـد خـدایـش رهانده.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
18ـ شناخت احمق و حكیم
قلب الاحمق فـى فمه و فـم الحكیـم فى قلبه.18
قلب احمق در دهـان او و دهـان حكیم در قلب اوست.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
19ـ تلاش براى رزق
مقـدر لا یشغلك رزق مeمـون عن عمل مغروض.19
رزق و روزى ضمـانت شـده، تـو را از كـار واجب بـاز نـدارد.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
20ـ عزت حقگرایى
مـا ترك الحق عزیز الا ذل ، ولا اخذ به ذلیل الا عز.20
هیچ عزیزى را رها نكند مگر آن كه ذلیل گردد و هیچ ذلیلى به حق نیاویزد مگر آن كه عزیز شود.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
21ـ دوست نادان
صدیق الجاهل تعب.21
دوست نادان ، مایه رنج است.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
22ـ بهترین خصلت
خصلتـان لیـس فـوقهمـا شـىء :الایمـان بـالله و نفع الاخـوان.22
دو خصلت است كه بهتر و بالاتراز آنها چیزى نیست: ایمان به خدا و سود رساندن به برادران .
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
23ـ نتیجه جسارت بر پدر
جراه الـولـد علـى والـده فـى صغره تـدعوا الـى العقـوق فـى كبـره . 23
جرات و دلیرى فرزنـد بر پدرش در كـوچكى ، سبب عاق و نارضایتى پدر در بزرگى مى شود.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
24ـ بهتر از حیات و بدتر از مرگ
خیـر مـن الحیاه ما اذا فقـدته ابغضـت الحیاه و شر من الموت ما اذا نزل بك احببت الموت.24
بهتر از زندگى چیزى است كه چون از دستش دهى از زندگى بدت آید،و بدتر از مرگ چیزى است كه چـون به سـرت آیـد مـرگ را دوست بـدارى.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
25ـ وابستگى و خوارى
مـااقبح بـالمـومـن ان تكون له رغبه تذله.25
چه زشت است بـراى مـومـن ، دلبستگـى به چیزى كه او را خـوار دارد.
هر كه در نهان، برادر خود را پند دهد او را آراسته، و هر كه آشكارا برادرش را پند دهد او را كاسته


http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
26ـ نعمت بلا
ما من بلیه الا ولله فیها نعمه تحیط بها.26
هیچ بلایـى نیست مگـرایـن كه در آن از طـرف خـدا نعمتى است.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۱۷:۱۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
27ـ اكرام بدون افراط
لا تكرم الرجل بما یشق علیه.27
هیچ كـس را طـورى اكـرام مكـن كه بـر او سخت گذرد.
http://img.tebyan.net/big/1385/02/1071455219214524823176186961642552446123738.jpg
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
28ـ ارزش پند پنهان
مـن وعظ اخـاه سـرا فقـد زانه، و مـن وعظه علانیه فقـد شـانه.28
هر كه در نهان، برادر خود را پند دهد او را آراسته، و هر كه آشكارا برادرش را پند دهد او را كاسته .
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
29ـ تواضع و فروتنى
التواضع نعمه لایحسد علیها.29
تـواضع و فـروتنـى، نعمتـى است كه بـر آن حسـد نبـرنـد.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
30ـ سختى تربیت نادان
ریـاضه الجـاهل و رد المعتـاد عن عادته كـالمعجز.30
پـرورش دادن نـادان و تـرك دادن معتـاد از عادتـش ، مـاننـد معجزه است.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
31ـ شادى بیجا
لیـس مـن الادب اظهار الفـرح عند المحزون.31
اظهار شـادى نزد غمـدیـده، از بـى ادبـى است.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
32ـ جمال ظاهر و باطن
حسـن الصـوره جمـال ظاهـر، و حسـن العقل جمـال البـاطـن
صـورت نیكـو، زیبـایـى ظاهـرى است، و عقل نیكـو ، زیبـایى بـاطنى است.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۱۷:۱۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
33ـ كلید تمام گناهان
جعلت الخبـائث فـى بیت و جعل مفتـاحه الكذب.32
تمـام پلیـدیها در خـانه اى قـرار داده شـده و كلیـد آن دروغگـویى است.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
34ـ چشم پوشى از لغزش و یاد آورى احسان
خیـر اخـوانك مـن نسـى ذنبك و ذكـر احسـانك الیه.33
بهتـریـن بـرادران تـو كسـى است كه خطـایت را نـادیـده گیرد و احســانت را یادآور شود.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
35ـ مدح نالایق
مـن مـدح غیـر المستحق فقـد قـام مقـام المتهم.34
هـر كه نـالایقـى را ثنـا گـویـد، خـود در مـوضع اتهام قـرار گیـرد.
وصـول به خـداونـد عزوجل، سفـرى است كه جز بـا عبـادت در شب حـاصل نگردد


http://img.tebyan.net/big/1383/02/9621418196243242431661901484125111398123.jpg
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
36ـ راه دوست یابى
مـن كـان الـورع سجیته، و الكـرم طبیعته، و الحلـم خلته كثـر صـدیقه. 35
كسـى كه پارسایـى خـوى او ، و بخشنـدگـى طبیعت او، وبردبارى خصلت او باشـد دوستانش بسیار شوند.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
37ـ انس با خدا
من آنس بالله استوحش من الناس.36
كسـى كه بـا خـدا مـانـوس بـاشـد، از مـردم گـریزان گــردد.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
38ـ خرابى مناره ها و كاخها
اذا قـام القـائم امـر بهدم المنـائر و المقـاصیـر التى فى المسـاجـد.37
هنگامى كه قائم (ع) قیام كند دستور به خرابى مناره ها و كاخهاى مساجد دهد.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
39ـ سیر شبانه
ان الـوصـول الـى الله عزوجل سفـر لا یـدرك الا بـامتطاء اللیل.38
وصـول به خـداونـد عزوجل ، سفـرى است كه جز بـا عبـادت در شب حـاصل نگردد.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
40ـ ادبى بسنده
كفاك ادبا تجنبك ما تكره من غیرك. 39
در مقام ادب براى تـو همین بس كه آنچه براى دیگران نمى پسندى، خود را از آن مى شود.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif



پى نوشت ها:
1 ـ تحف العقول،ص 486.
2 ـ همان،ص 486.
3 ـ همان،ص 487.
4 ـ تحف العقول ، ص 487.
5 ـ همان،ص 487.
6 همان،ص 487.
7 تحف العقول،ص 487.
8 همان،ص 487.
9 همان،ص 487.
10 تحف العقول،ص 487و 488
11 تحف العقـول ،ص 488. ایـن حدیث از امـام رضا (ع) هـم نقل شـده است.
12 همان،ص 488.
13 الزام الناصب،ص 189.
14 تحف العقول، ص 488.
15 تحف العقول ،ص 489.
16 همان،ص 489.
17 پیشین،ص 489.
18 تحف العقول،ص 489.
19 همان،ص 489.
20 پیشین، ص 489
21 همان،ص 489.
22 تحف العقول،ص 489.
23 همـان،ص 489 .
24 ـ همـان،ص 489 .
25 ـ همــان،ص 489.
26 تحف العقول،ص 489.
27 همان،ص 489.
28 ـ همان،ص 489.
29 ـ پیشین،ص 489.
30 ـ همان،ص 489.
31 ـ تحف العقول،ص 489.
32 ـ بحارالانوار،ج 78،ص 377.
33 ـ پیشین،ج 78 ص 379.
34 ـ همان،ج 78،ص 378.
35 ـ مسند الامام العسكرى،ص 289.
36 ـ همان،ص 287.
37 ـ غیبت شیخ طوسى،ص 133.
38 ـ مسند الامام العسكرى ،ص 290.
39 ـ همان،ص 288

گل نرگس
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۲۰:۵۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/41183872122873598947.jpg

امام عسكرى علیه السلام و تصوّف

سیّد جعفر ربّانى
از جمله جریان‏هاى فاسدى که امام عسکرى علیه‏السلام به شدّت از آن بیزارى جسته و مردم را از گرویدن به آن بر حذر مى‏داشت، گروه «صوفیه» است.
این فرقه از آغاز پیدایش توسّط «ابوالقاسم کوفى بهشمیّه» توانست تحت پوشش اسلام، عدّه‏اى از مسلمانانِ ساده‏لوح را بفریبد.
محمّد بن عبدالجبّار از امام عسکرى علیه‏السلام نقل کرده که حضرتش فرمود:
از امام صادق علیه‏السلام در مورد «ابوهاشم کوفى» سؤال شد، امام صادق علیه‏السلام فرمود:
«او فردى بسیار فاسد العقیده بود و مسلکى به نام تصوّف اختراع کرد و آن را مرکزى براى اعتقادات پلید خود قرار داد.»(۱)
آرى، بدعت، خودنمایى، چلّه نشینى، تعطیل کردن احکام دین، انزوا و... از مظاهر تصوّف است و ائمه علیهم‏السلام با آن مقابله نموده‏اند. و موجب تأسّف آنکه این روش‏هاى غلط گاهى تحت عناوینى همچون: تشیّع، ابراز علاقه به اهل بیت علیهم‏السلام و یا تهذیب نفس انجام مى‏گیرد!
امام حسن عسکرى علیه‏السلام خطاب به صحابى گرانقدرش، ابوهاشم داود بن قاسم جعفرى فرمود:
«زمانى بر مردم فرا مى‏رسد که چهره‏هایشان خندان، ولى دلهایى تاریک دارند. از دیدگاه آنان، سنّت یعنى بدعت و بدعت یعنى سُنّت.
مؤمن را به دیده حقارت مى‏نگرند و فاسق را ارج مى‏نهند.
فرمانروایان آنان افرادى نادان و ستم پیشه‏اند و دانشمندان ایشان دریوزه دربار ستمگرانند.
ثروتمندان آنها حقّ تهیدستان را به یغما مى‏برند و کوچک‏ترها بر بزرگان خود پیشى مى‏گیرند. انسان‏هاى نادان از دیدگاه ایشان فردى آگاه و اشخاص حیله‏گر را مهذّب مى‏دانند.
میان فرد با اخلاص و انسان مُردّد تمییز نمى‏دهند. آنان گوسفندان را از گرگ‏ها باز نمى‏شناسند.
عالمان و اندیشمندان آنها بدترین آفریده‏هاى الهى در روى زمین‏اند؛ چرا که به فلسفه و تصوّف تمایل نشان مى‏دهند. به خدا سوگند!
آنها از عقیده [و فطرت] خود برگشته و از راه حق منحرف شده‏اند. در علاقه و محبّت به مخالفان ما زیاده‏روى مى‏کنند و شیعیان و دوستداران ما را به گمراهى مى‏کشانند.
اگر به جاه و مقامى دست یابند، از گرفتن رشوه سیر نمى‏شوند و اگر به ذلّت گرفتار گردند، ریاکارانه خدا را پرستش مى‏کنند.
آگاه باشید که آنان راه (سعادت و حقیقت) را بر مؤمنان مى‏بندند و مُبلّغان آئین کافرانند.
کسانى که با آنها زندگى مى‏کنند، باید از آنان بر حذر بوده و دین و ایمان خویش را حفظ کنند.»



http://s17.rimg.info/badf9d459f7643af743347fea66729c2.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)

گل نرگس
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۲۱:۰۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/89959749840310803795.jpg



سپس امام عسکرى علیه‏السلام فرمود:
«اى ابوهاشم! این مطالب را پدرم از پدران بزرگوارش، از جعفر بن محمّد علیهم‏السلام برایم نقل نمود. این سخنان از اسرار ما است، آنها را جز براى اهلش بازگو مکن.»(۲)
نفوذ افکار انحرافى و از جمله تصوّف در میان شیعیان، خطرى بوده است که بزرگان از یاران ائمه علیهم‏السلام بدان اهتمام مى‏ورزیده و گزارش آن را به امامان معصوم علیهم‏السلام منتقل مى‏نموده‏اند.
احمد بن محمد بن عیسى ـ از اصحاب امام حسن عسکرى علیه‏السلام ـ در نامه‏اى به حضرت چنین گزارش مى‏دهد:
«گروهى یافت شده‏اند که براى مردم سخنرانى مى‏کنند و احادیثى مى‏خوانند و آنها را به شما و پدران شما نسبت مى‏دهند.
در میان آنهاست احادیثى که قلوب ما آنها را نمى‏پذیرد ولى امکان ردّ این روایات وجود ندارد، چرا که آنها را از پدران شما نقل مى‏نمایند.
ایشان دو نفرند؛ یکى، على‏بن حَسکه و دیگرى، قاسم یقطینى.»
وى در ادامه مى‏نویسد:
«از عقاید ایشان است که مى‏گویند: مراد از سخن خدا که مى‏فرماید:
«انّ الصّلوه تنهى عن الفحشاء و المنکر»(۳)
مردى است که مردم را از فحشاء بازمى‏دارد نه آنکه مقصود، رکوع و سجود باشد.
و مقصود از زکات نیز همان مرد است نه دراهم و اخراج مال.
و بر همین منوال، اوامر و نواهى خداوند را تأویل مى‏کنند. بر ما منّت بگذارید و راه حق و سلامت از انحرافات را بیان نمایید.»
امام عسکرى علیه‏السلام در پاسخ نوشت:
«ابن حَسکه دروغ مى‏گوید و براى شما همین کافى است که ما او را در زمره دوستان خود نمى‏شناسیم. خدا، او را لعنت کند.
به خدا قسم! که پروردگار، محمّد صلى‏الله‏علیه ‏و‏آله‏وسلم و پیامبران قبل از او را نفرستاد مگر براى دین خالص و نماز و زکات و روزه و حج و ولایت.
و پیامبر گرامى اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏ وسلم مردم را دعوت نکرد مگر به سوى خداى وحده لاشریک له و ما اوصیا از فرزندان پیامبر نیز بنده خدا هستیم و به او شرک نمى‏ورزیم.
اگر اطاعتش کنیم، بر ما رحم خواهد کرد و اگر نافرمانى‏اش کنیم، ما را عذاب خواهد نمود. ما بر خدا حجّت نداریم بلکه حجّت از اوست بر ما و بر همه خلقش. من این سخنان را نفى نموده، از این اشخاص بیزارى مى‏جویم؛ شما نیز آنها را رها کنید.
خداوند، لعنتشان کند. و آنان را در تنگنا قرار دهید و چنانچه آنها را در مکان خلوت یافتید، سرشان بر سنگ بکوبید.»(۴)
----------------------------------------------
۱. سفینه‏البحار، شیخ عباس قمى، ص ۱۴۵، بنیاد پژوهش‏هاى اسلامى آستان قدس.
۲. همان.
۳. عنکبوت / ۴۵.
۴. رجال الکشّى، ج ۲، ص ۸۰۲ و ۸۰۳، مؤسّسه آل البیت علیهم‏السلام .



http://s17.rimg.info/badf9d459f7643af743347fea66729c2.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)

محمد حسام شجاع
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۲۱:۲۷
دست همگی درد نکنه چه جملات زیبایی خواندم
و به خاطرم چه خوش نشست:Graphic (16):

neginsabz
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۲۲:۰۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif

دست عیسی (ع)در آستین امام عسکری(ع)

روزی در محضر امام حسن عسکری علیه السلام بودیم، از مامورین خلیفه وارد شد و گفت : خلیفه پیام داد که چون أنوش نصرانی یکی از بزرگان نصاری دو فرزند پسرش در حال مرگ هستند، تقاضا کرده‌اند که برویم و برای سلامتی ایشان دعا کنیم. اکنون چنانچه مایل باشید، نزد ایشان برویم تا در نتیجه به اسلام و خاندان نبوّت، خوش بین گردند

http://img.tebyan.net/big/1387/01/205115141013195311466174854812018113216.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/01/892511451501052531111091232492542385621664.jpg)
یکی از راویان حدیث به نام جعفر بن محمّد بصری حکایت کند: روزی در محضر حضرت ابومحمّد، امام حسن عسکری علیه السلام بودیم ، یکی از مامورین خلیفه وارد شد و گفت : خلیفه پیام داد که چون أنوش نصرانی یکی از بزرگان نصاری - در شهر سامراء است و دو فرزند پسرش مریض و در حال مرگ هستند، تقاضا کرده‌اند که برویم و برای سلامتی ایشان دعا کنیم . اکنون چنانچه مایل باشید، نزد ایشان برویم تا در نتیجه به اسلام و خاندان نبوّت ، خوش بین گردند.
امام علیه السلام اظهار داشت : شکر و سپاس خداوند متعال را که یهود و نصاری نسبت به ما خانواده اهل بیت از دیگر مسلمین عارف‌تر هستند.
سپس حضرت آماده حرکت شد، لذا شتری را مهیّا کردند و امام علیه السلام سوار شتر شد و رهسپار منزل أنوش گردید. همین که حضرت نزدیک منزل أنوش نصرانی رسید، ناگهان متوجّه شدیم أنوش سر و پای برهنه به سوی امام علیه السلام می‌آید و کتاب انجیل را بر سینه چسبانده است ، همچنین دیگر روحانیّون نصاری و راهبان ، اطراف او در حال حرکت هستند. چون جلوی منزل به یکدیگر رسیدند، أنوش گفت : ای سرورم ! تو را به حقّ این کتاب - که تو از ما نسبت به آن آگاه‌تر هستی و تو از درون ما و آئین ما مطّلع هستی - آنچه را که خلیفه پیشنهاد داده است انجام بده ، همانا که تو در نزد خداوند، همچون حضرت عیسی مسیح علیه السلام هستی .
امام حسن عسکری علیه السلام با شنیدن این سخنان ، حمد و ثنای خداوند را به جای آورد و سپس وارد منزل نصرانی شد و در گوشه‌ای از اتاق نشست . و جمعیّت همگی سر پا ایستاده و تماشای جلال و عظمت فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله بودند، بعد از لحظاتی حضرت لب به سخن گشود و اشاره به یکی از دو فرزند مریض نمود و اظهار داشت : این فرزندت باقی می‌ماند و ترسی بر آن نداشته باش ؛ و امّا آن دیگری تا سه روز دیگر می‌میرد، و آن فرزندت که زنده می‌ماند مسلمان خواهد شد و از مؤمنین و دوستداران ما اهل بیت قرار خواهد گرفت .
أنوش نصرانی گفت : به خدا سوگند، ای سرورم! آنچه فرمودی حقّ است و چون خبر دادی که یکی از فرزندانم زنده می‌ماند، از مرگ دیگری واهمه‌ای ندارم و خوشحال هستم از این که پسرم اسلام می‌آورد و از علاقه مندان شما اهل بیت رسالت قرار می‌گیرد. یکی از روحانیّون مسیحی ، أنوش را مخاطب قرار داد و گفت : ای أنوش! تو چرا مسلمان نمی‌شوی؟ پاسخ داد: من اسلام را از قبل پذیرفته‌ام و نیز مولایم نسبت به من آگاهی کامل دارد.
در این موقع ، حضرت ابومحمّد، امام عسکری علیه السلام اظهار نمود: چنانچه مردم برداشت‌های سوئی نمی‌کردند، مطالبی را می‌گفتم و کاری می‌کردم که آن فرزندت نیز سالم و زنده بماند.
أنوش گفت : ای مولا و سرورم! آنچه را که شما مایل باشید و صلاح بدانید، من نیز نسبت به آن راضی هستم .
جعفر بصری گوید: یکی از پسران أنوش نصرانی همین طور که امام علیه السلام اشاره کرده بود، بعد از سه روز از دنیا رفت و آن دیگری پس از بهبودی مسلمان شد و جزء یکی از خادمین حضرت قرار گرفت.

منبع: چهل داستان و چهل حدیث از امام حسن عسگری(ع)/ عبدالله صالحی
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۲۲:۱۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif
نشانه‌ها و صفات شیعه در کلام امام حسن عسکری (علیه‌السلام )


http://img.tebyan.net/big/1387/01/388124123140799225421951731111416513518.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/01/80124908462831611852211415810420669248254.jpg)
مذهب شیعه جریان اصلی اسلام پیامبر اعظم حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم است . تاسیس و پیدایش و ظهور شیعه در صدر اسلام توسط پیامبر اسلام در مکه و مدینه در23 سال از بعثت تا رحلت آن حضرت تحقق یافته است . شیعه علی علیه‌السلام در سرزمین وحی درزمان حیات پیامبر اعظم به وجود آمد و پیامبر بود که برای نخستین بار کلمه مقدس شیعه را در پیروان علی بن ابی ابیطالب علیه‌السلام به کاربرد و اوصاف و فضایل شیعه را بیان نمود و پس از آن اهل بیت و امامان علیهم‌السلام در جایگاه رهبری شیعیان آنان را آموزش داده و در بقا و توسعه مذهب شیعه سعی و کوشش نمودند.

5نشانه شیعه

ائمه معصومین علیهم‌السلام از نخستین امام تا امام دوازدهم هر یک در عصر امامت خویش در تبیین حقیقت اسلام و شیعه شناسی گام‌های بلندی برداشته و معارف شیعه را گسترش داده‌اند. امام یازدهم امام حسن عسکری علیه‌السلام در حدیثی پنج علامت ایمان و تشیع را برشمرده و پیروان خویش را به سوی آن دعوت کرده‌اند. به نقل شیخ طوسی امام حسن عسکری علیه‌السلام فرموده‌اند : علامات المومن خمس : صلاه احدی و خمسین وزیاره الاربعین والتختم فی الیمین و تعفیر الجبین والجهر به بسم الله الرحمن الرحیم .1 علامات مومن پنج چیز است : 51 رکعت نماز گذاردن در هر شب و روز (17 رکعت نماز واجب و34 رکعت نافله ) و زیارت اربعین و انگشتر دردست راست کردن وبر خاک سجده نمودن و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم . با توجه به مجموعه این نشانه هاباهم روشن می‌شود که منظور از «مؤمن» در متن حدیث «شیعه» می‌باشد و بنا بر این از ویژگی‌های شیعیان اهل بیت علیهم‌السلام این پنج حکم الهی است.
مهربانی و فروتنی و رعایت حقوق برادران ایمانی

شیعه علی علیه‌السلام مهربان‌ترین انسان‌ها نسبت به مؤمنان و برادران مسلمان خویش است و در تلاش در راستای شناخت حقوق بشر از دیدگاه اسلام و رعایت آن کوتاهی نمی‌کند. امام حسن عسکری علیه‌السلام در توصیف شیعه علی علیه‌السلام فرموده‌اند : اعرف الناس به حقوق اخواته و اشد هم قضا لها اعظمهم عندالله شانا و من تواضع فی الدنیا لاخوانه فهوعندالله من الصدیقین و من شیعه علی بن ابی طالب علیه‌السلام حقا.2
آگاه‌ترین و آشناترین مردم به حقوق برادرانش و کوشاترین آنان در راه ادای آن حقوق بزرگ‌ترین آنان در پیشگاه خداست و جایگاهش در نزد خدا بلندتر است و هرکس در دنیا برای برادرانش تواضع و فروتنی کند نزد خداوند از صدیقان است و از شیعیان حقیقی علی بن ابی طالب علیه‌السلام به شمار می‌رود.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۲۲:۱۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif
داستان احترام امام علی علیه‌السلام به میهمانان
تکریم و احترام به میهمان از اوصاف شیعیان پیامبر اعظم و اهل بیت علیهم‌السلام است . امام حسن عسکری علیه‌السلام در ادامه رهنمودهای خویش در موضوع حق شناسی شیعیان و ادای حقوق برادران ایمانی نمونه‌ای از گفتار و رفتار وصی پیامبر و نخستین امام شیعیان جهان امیرمومنان امام علی بن ابیطالب علیه‌السلام را گزارش کرده و فرموده‌اند : دو تن از برادران دینی یکی پدر و دیگری پسر بر امیرمومنان علی بن ابی طالب علیه‌السلام وارد شدند امام به احترام آنان برخاست و آنان را گرامی داشت و در بالای مجلس خود نشاند و خود میان آن دو نشست .
سپس دستور داد غذا آوردند آن دو خوردند. آنگاه قنبر لگن و ظرف چوبی پر از آب و حوله برای خشک کردن آورد و آمد که به دست آن مرد آب بریزد حضرت علی علیه‌السلام برخاست و ظرف آب را گرفت تابه دست آن مرد آب بریزد. وی خود رابه خاک افکند و گفت : یا امیرمومنان ! خدا مرا می‌بیند در حالی که می‌خواهی بر دستان من آب بریزی ! امام فرمود : بنشین و دستانت را بشوی خدای متعال تو و برادر تو را می‌بیند که با تو فرقی ندارد و بر تو برتری نمی‌جوید تو را خدمت می‌کند و می‌خواهد ده برابر شمار مردم دنیا در بهشت خدمتکار داشته باشد. آن مرد نشست .
امام علی علیه‌السلام به او فرمود : تو رابه خدا قسم می‌دهم به آن حق بزرگ من که آن را شناخته‌ای و بزرگ داشته‌ای و به فروتنی‌ات برای خدا به این که مرا بر این کار فرا خوانده و تو را این شرافت بخشیده که من به تو خدمت کنم دستت را با آرامش بشوی همان گونه که اگر قنبر آب می‌ریخت می‌شستی . آن مرد چنان کرد. چون از شستن فراغت یافت حضرت علی علیه‌السلام ظرف آب را به محمدبن حنفیه داد و فرمود : پسرم اگر این پسر تنها و بدون پدرش پیش من آمده بود خودم آب بر دستانش می‌ریختم ولی خداوند نمی‌خواهد که وقتی پدر و پسر با هماند یکسان باشند. پدربر دست پدر و پسر بر دست پسر آب ریخت . سپس امام حسن عسکری علیه‌السلام فرمود : فمن اتبع علیا علی ذلک فهو الشیعی حقا.3 هرکس در این کار علی علیه‌السلام را پیروی کند او شیعه راستین است .
مطابق این داستان راستان که امام عسگری علیه‌السلام از رفتار امام علی علیه‌السلام در تکریم و احترام به میهمان و فروتنی امام در برخورد با مومنان نقل کرده‌اند یکی از ویژگی های شیعیان راستین فروتنی در برخورد با مومنان وادای حقوق آنان و احترام وتکریم میهمانان است . نکته مهم در نقل این داستان تصریح امام عسکری علیه‌السلام در پایان داستان بر متابعت و پیروی شیعیان حقیقی و راستین از رفتار و گفتار امام علی علیه‌السلام است بنابراین شیعه تنها به حرف و شهادت زبانی نیست بلکه باید رفتار و گفتار علوی را بشناسد و در عمل پیاده و اجرا کند.
پیشگامان تشیع در اصحاب رسول اعظم


http://img.tebyan.net/big/1387/01/190217102219254362011177313781582491011154.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/01/751421151111921678077245936481929923971.jpg)
از دلایل پیدایش مذهب شیعه در زمان حیات پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم وجود گروهی از اصحاب پیامبر است که شیعه بوده‌اند و در تاریخ به شیعه علی شناخته شده و مشهورند. امام حسن عسکری علیه‌السلام برخورد و گفتار جد خویش امام رضا علیه السلام را در ارتباط باکسانی که با ادعای تشیع به دیدار آن حضرت رفته‌اند گزارش کرده و فرموده‌اند :
شیعه امیرمومنان علی بن ابی طالب حسن و حسین و سلمان و ابوذر و مقداد و عمار و محمدبن ابی بکرند که در هیچ چیزی از اوامر امام با او مخالفت ننموده اند4.
امام عسکری علیه‌السلام با نقل سخنان امام رضاعلیه السلام در نامبردن از شیعیان نخستین هم پیوند مذهب شیعه با اصحاب پیامبر و صدر اسلام را نشان داده‌اند و هم الگوها و نمونه‌های برتر تشیع را به مسلمانان شناسانده‌اند تا با پیروی از این اسوه‌های بزرگ شیعه در راه شیعیان راستین و حقیقی گام بردارند
والسلام علی من یخدم الحق لذات الحق
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2212067kurlzme99e1a.gif
پاورقی‌ها :
1 ـ شیخ طوسی تهذیب الاحکام دارالکتب الاسلامیه چاپ دوم ج 6 ص 52 شیخ طوسی مصباح المتهجد موسسه فقه شیعه چاپ اول 1411 ه ق ص 787 سیدبن طاووس اقبال الاعمال دفتر تبلیغات اسلامی قم 1419 ه ق ج 3 ص 100 ابن نماحلی مثیرالاحزان مدرسه امام هادی علیه‌السلام قم 1406 ه ق ص 2 شیخ حرعاملی وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه ج 3 ص 42 حدیث 4499 علامه مجلسی بحارالانوار الجامعه لدرراخبار الائمه الاطهار علیهم‌السلام ج 85 ص 75 و ج 98 ص 348
2 ـ ابومنصور طبرسی الاحتجاج نشر اسوه قم 1416 ه ق ج 2 ص 517 حدیث 340 تفسیر منسوب به امام عسکری علیه‌السلام مدرسه امام مهدی علیه‌السلام قم 1409 ه ق ص 325 بحارالانوار ج 41 ص 55 میرزاحسن نوری طبرسی مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل موسسه آل البیت علیهم‌السلام قم 1407 ه ق ج 11 ص 295 وج 16 ص 327 فرهنگ جامع سخنان امام حسن عسکری علیه‌السلام ترجمه جواد محدثی نشر معروف قم 1386 ص 268 تاص 270
3 ـ همان منابع پاورقی ردیف دوم .
4 ـ الاحتجاج ج 2 ص 459 تفسیر منسوب امام عسکری علیه‌السلام ص 312 بحار الانوار ج 22 ص 330 و ج 68 ص 158
شیعه علی (ع ) در حیات مبارک پیامبر اکرم (ص ) به وجود آمد و آن حضرت بود که برای نخستین بار این کلمه را برای پیروان حضرت علی (ع ) به کار برد و اوصاف و فضایل شیعه را بیان نمود
ائمه معصومین (ع ) از نخستین امام تا امام دوازدهم هر یک در عصر امامت خویش در تبیین حقیقت اسلام و شیعه شناسی گام‌های بلندی برداشته و معارف شیعه را گسترش داده‌اند.


دکتر محمد رضا جو اهری/استادیار دانشگاه فردوسی مشهد

neginsabz
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۲۲:۴۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_50026555059495003669a.gif


فضایل اخلاقی امام عسکری علیه السلام
امام حسن عسگری علیه السلام در همه صفات پسندیده انسانی و اخلاق و فضایل درحد کمال بوده است. آن امام والا مقام در عصر خویش بزرگوارترین، عابدترین، بردبارترین و محترم ترین افراد به شمار می‌رفته و دارای اندیشه بلند، زبانی گویا و پرجاذبه و برخوردار از اخلاق نیک بوده‌اند. امام یازدهم شیعیان با مردم بسیار مهربان، و نسبت به ضعیفان و افراد تهی دست بسیار بخشنده بودند. او سالار قبیله ایثار، پیشوای مستضعفانِ خاک و مسجود فرشتگان افلاک بود. سلام سوخته دلانِ عطشان بر آن امام همام باد!


ویژگی های شخصیتی امام علیه السلام


امام حسن عسکری علیه السلام در کلیه صفات و ویژگی های مثبت شخصیتی زبانزد عام وخاص بود. در این میان شجاعت و صلابت روحی، قوت قلب، و جرأت و شهامت، از ویژگی های شخصیتی ایشان به شمار می‌آید. آن بزرگوار به همه انسانها عشق می‌ورزید و همواره با آنان به نیکی و احسان رفتار می‌کرد. بدین جهات بود که نگاهش تا اعماق جان نفوذ می‌کرد و چون پناهی مطمئن برای بی پناهان و امید ناامیدان بود. امام حسن عسگری علیه السلام در سختیها یاور شیعیان بود و در عبور از گذرگاه های سخت و پرپیچ وخم، هم چون چراغی روشنگر راه.


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_50026555059495003669a.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۲۲:۵۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_50026555059495003669a.gif


نمودار خلوص و پاکی


امام حسن عسگری علیه السلام سرچشمه ایمان و جلوه ای از نور الهی بود. در سیمای تابناکش نور عشق و ایمان خانه داشت و در رازونیاز شبانه اش با پروردگار خلوص و پاکی موج می‌زد. پیشوای یازدهم ما به عبادت، تهجد، و نماز شب بسیار اهمیت می‌داد، به طوری که هیچ گاه آن را ترک نمی‌کرد. همین که پاسی از شب می‌گذشت از خواب بر می‌خاست، وضو می‌گرفت، و به راز و نیاز با پروردگار متعال می‌پرداخت.


صداقت کلام و صفای باطن امام علیه السلام


امام حسن عسکری علیه السلام با وجود پربرکتش، زندگی را با تمام زیبایی‌ها معنا می‌کرد. صفای باطنش، صداقت کلامش و دستان پر محبتش، به قلبها گرمی می‌بخشید و نیروی پایداری و مقاومت می‌داد. آن روزها، با وجود امام عسکری علیه السلام، زندگی معنای دیگری داشت. توفان حوادث در برابر اراده استوارش، به نسیمی زندگی بخش بدل می‌شد و انبوه مشکلات با کلام آرام و اطمینان بخش او به کنار می‌رفت. آرامش و استواری او قلبها را آرام می‌کرد و بر زخم های دیرینه شیعیان مرهم می‌نهاد. چون صخره ای نفوذناپذیر، از دسترس فرومایگان به دور بود و به بلندای عزت و مردانگی اش خس وخار را راهی نبود.


http://img.tebyan.net/big%5c1386%5c02%5c17917514723967551392011652541532 551736996169.jpg
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_50026555059495003669a.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۲۲:۵۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_50026555059495003669a.gif
در مسیر تربیت مردم


امامان پاک، هم چون پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم پیوسته در تعلیم و تربیت مردم می‌کوشیدند. آنان، در تمامی اوقات به راهنمایی و تربیت مردم پایبند بودند. رفتار و گفتار و معاشرت و حتی هرگوشه از زندگی روزمره آنان، آموزشگر کسانی بود که با آنان تماس داشتند. هرکس در هر وقت با آنان می‌نشست برایش ممکن بود که از اخلاق و دانش آنان بهره مند شود و اگر سؤالی داشت، می‌توانست مطرح کند و پاسخ آن را بشنود. امام حسن عسکری علیه السلام یکی از این مربیّان الهی بود که همواره با رفتار و گفتار خویش نکته های پندآموز و نغز به پیروان راستین خویش، و حتی دشمنان اهل بیت علیهم السلام، می‌آموخت. آری، شخصیت آن حضرت چنان بود که دوست و دشمن را تحت تأثیر قرار می‌داد و تحوّل عمیق در افکار و اعمال مردم پدید می‌آورد.


سخنان آرامش بخش امام علیه السلام


امام حسن عسکری علیه السلام الگوی محبت و آرامش است؛ زیرا محبت، با او معنا می‌گرفت و در نگاهش موج می‌زد و از دستان پرمهرش جاری می‌شد و گونه های یخ زده را شوق زندگی می‌داد. وقتی یاران امام علیه السلام از سختیها به جان می‌آمدند و زمانی که شیعیان تمام درها را به روی خود بسته می‌یافتند، کلمات گوهربار امام یازدهم، آرامش را به جانهایشان ارزانی می‌کرد. پرده های اندوه و ناامیدی با کلمات اطمینان بخش و پرجاذبه آن حضرت به کنار می‌رفت و نوری از امید و شادی بر قلب های خسته شیعیان تابیدن آغاز می‌کرد.


فروتنی امام عسگری علیه السلام


فروتنی از فضایل اخلاقی است که موجب مودت و پیوستگی بیشتر در میان اعضای جامعه می‌شود و زندگی اجتماعی را رضایت بخش و مطبوع می‌سازد. این صفت نیکو، افراد را به هم نزدیک می‌کند و مشارکت های اجتماعی را افزایش می‌دهد و زمینه بهبود و ارتقای جامعه را فراهم می‌آورد. امام حسن عسکری علیه السلام درباره تواضع می‌فرمایند: «تواضع نعمتی است که بر آن حسد برده نمی‌شود.


گشاده رویی امام علیه السلام


گشاده رویی و داشتن چهره شاد و خرم سبب گسترش شادی و نشاط و افزایش کارایی در جامعه می‌شود. همان طور که دل مردگی، بی نشاطی و داشتن چهره عبوس، غمگین و اخم آلود موجب گسترش افسردگی و کاهش کارایی و ثمربخشی افراد می‌شود. جامعه زنده و پویا، جامعه ای است که در آن نشاط، لبخند، شوخ طبعی و شادابی حاکم است. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم همواره چهره گشاده داشت و با افراد با خوش رویی برخورد می‌کرد و از این طریق موجب جذب افراد به دین مبین اسلام می‌گردید. پیشوایان دینی، ما هریک، از این فضایل بهره مند بودند که از جمله آنان می‌توان به خورشید یازدهم، امام حسن عسکری علیه السلام، اشاره نمود. بزرگ مردی که در گشاده رویی و انبساط خاطر سرآمد زمان خویش بود، به گونه‌ای که افراد پروانه وار دور شمع وجودش می‌چرخیدند واز زلال اندیشه و اخلاق کریمانه اش بهره‌ها می‌جستند.


http://img.tebyan.net/big%5c1386%5c02%5c24421960142134903825415211389701 9202168229.jpg
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_50026555059495003669a.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۲۲:۵۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_50026555059495003669a.gif
عابد و زاهد در کلام امام حسن عسکری علیه السلام


عبادت و رازونیاز با خدا، بدون شک دیواره درون را در برابر تهدید حوادث، مستحکم می‌کند و اراده را پولادین و تصمیم را استوار می‌سازد. زهد و پارسایی، روح را طراوت و تازگی می‌بخشد، روان را صیقل می‌دهد و انسان را از تسلیم، تردید، ترس، تزلزل، شکست و انزوا می‌رهاند. امام حسن عسکری علیه السلام افراد پارسا، عابد و زاهد را این گونه معرفی و توصیف می‌نمایند: «پارساترین مردم کسی است که به هنگام شبهه توقف کند؛ عابدترین مردم کسی است که واجبات را انجام دهد؛ زاهدترین مردم کسی است که حرام را ترک نماید؛ و کوشنده ترین مردم کسی است که گناهان را رها سازد».
الهام بخش فضیلت
باز هم به یاد مردی از دودمان رسالت سخن می‌گوییم که نور امامت را بر دلها و دیده های شیعه می‌افشاند. نامش رمز نیکوییها و زیباییها است و یادش الهام بخش عفاف و فضیلت. وقتی در کوچه پس کوچه‌های تاریخ می‌گردیم و اعماق تاریخ را می‌کاویم، به گوهرهای درخشانی بر می‌خوریم که فخر بشریتند و به بودن و زیستن، معنی می‌بخشند. امام حسن عسکری علیه السلام یکی از این گوهرهای نفیس است و شیعه را همین افتخار بس، که به پیشوایی این زبدگان آفرینش معتقد است و حقانیت آنان را باور کرده است. امام یازدهم، هم چون نیاکان خویش، بار سنگین «هدایت امت» را بر دوش می‌کشید و در عصر حاکمیت ستم، خود را فدای روشنگریِ راه ایمان و حق ساخت. امام حسن عسکری علیه السلام بزرگ مردی است که دوست و دشمن، به فضیلت و دانایی و زهد و عبادت او گواهی داده‌اند و جز این نیز انتظاری نیست.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_50026555059495003669a.gif


منبع : ماهنامه گلبرگ، ش 30

neginsabz
۱۳۸۹/۱۲/۲۱, ۲۳:۵۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_50026555059495003669a.gif

خادم امام، مسیحی بود!

http://img.tebyan.net/big/1387/01/24813449592521057224871695413521123020761.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/01/707739243223137236156971187722812417160133.jpg)
یکی از راویان حدیث به نام جعفر بن محمّد بصری حکایت کند: روزی در محضر حضرت ابومحمّد، امام حسن عسکری علیه السلام بودیم ، یکی از مامورین خلیفه وارد شد و گفت : خلیفه پیام داد که چون أنوش نصرانی یکی از بزرگان نصاری - در شهر سامراء است و دو فرزند پسرش مریض و در حال مرگ هستند، تقاضا کرده‌اند که برویم و برای سلامتی ایشان دعا کنیم . اکنون چنانچه مایل باشید، نزد ایشان برویم تا در نتیجه به اسلام و خاندان نبوّت ، خوش بین گردند.
امام علیه السلام اظهار داشت : شکر و سپاس خداوند متعال را که یهود و نصاری نسبت به ما خانواده اهل بیت از دیگر مسلمین عارف‌تر هستند.
سپس حضرت آماده حرکت شد، لذا شتری را مهیّا کردند و امام علیه السلام سوار شتر شد و رهسپار منزل أنوش گردید. همین که حضرت نزدیک منزل أنوش نصرانی رسید، ناگهان متوجّه شدیم أنوش سر و پای برهنه به سوی امام علیه السلام می‌آید و کتاب انجیل را بر سینه چسبانده است ، همچنین دیگر روحانیّون نصاری و راهبان ، اطراف او در حال حرکت هستند. چون جلوی منزل به یکدیگر رسیدند، أنوش گفت : ای سرورم ! تو را به حقّ این کتاب - که تو از ما نسبت به آن آگاه‌تر هستی و تو از درون ما و آئین ما مطّلع هستی - آنچه را که خلیفه پیشنهاد داده است انجام بده ، همانا که تو در نزد خداوند، همچون حضرت عیسی مسیح علیه السلام هستی .

یکی از روحانیّون مسیحی، أنوش را مخاطب قرار داد و گفت: ای أنوش ! تو چرا مسلمان نمی‌شوی؟ پاسخ داد: من اسلام را از قبل پذیرفته‌ام و نیز مولایم نسبت به من آگاهی کامل دارد


امام حسن عسکری علیه السلام با شنیدن این سخنان ، حمد و ثنای خداوند را به جای آورد و سپس وارد منزل نصرانی شد و در گوشه‌ای از اتاق نشست . و جمعیّت همگی سر پا ایستاده و تماشای جلال و عظمت فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله بودند، بعد از لحظاتی حضرت لب به سخن گشود و اشاره به یکی از دو فرزند مریض نمود و اظهار داشت : این فرزندت باقی می‌ماند و ترسی بر آن نداشته باش ؛ و امّا آن دیگری تا سه روز دیگر می‌میرد، و آن فرزندت که زنده می‌ماند مسلمان خواهد شد و از مؤمنین و دوستداران ما اهل بیت قرار خواهد گرفت .
أنوش نصرانی گفت : به خدا سوگند، ای سرورم ! آنچه فرمودی حقّ است و چون خبر دادی که یکی از فرزندانم زنده می‌ماند، از مرگ دیگری واهمه‌ای ندارم و خوشحال هستم از این که پسرم اسلام می‌آورد و از علاقه مندان شما اهل بیت رسالت قرار می‌گیرد. یکی از روحانیّون مسیحی ، أنوش را مخاطب قرار داد و گفت : ای أنوش ! تو چرا مسلمان نمی‌شوی؟ پاسخ داد: من اسلام را از قبل پذیرفته‌ام و نیز مولایم نسبت به من آگاهی کامل دارد. در این موقع ، حضرت ابومحمّد، امام عسکری علیه السلام اظهار نمود: چنانچه مردم برداشت‌های سوئی نمی‌کردند، مطالبی را می‌گفتم و کاری می‌کردم که آن فرزندت نیز سالم و زنده بماند. أنوش گفت : ای مولا و سرورم ! آنچه را که شما مایل باشید و صلاح بدانید، من نیز نسبت به آن راضی هستم .
جعفر بصری گوید: یکی از پسران أنوش نصرانی همین طور که امام علیه السلام اشاره کرده بود، بعد از سه روز از دنیا رفت و آن دیگری پس از بهبودی مسلمان شد و جزء یکی از خادمین حضرت قرار گرفت.

برگرفته از:
چهل داستان و چهل حدیث از امام حسن عسگری(ع)/ عبدالله صالحی
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_50026555059495003669a.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۲/۲۲, ۰۱:۰۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/9_8.jpg


فضایل اخلاقی امام عسکری علیه السلام

امام حسن عسگری علیه السلام در همه صفات پسندیده انسانی و اخلاق و فضایل

درحد کمال بوده است. آن امام والا مقام در عصر خویش بزرگوارترین، عابدترین،

بردبارترین و محترم ترین افراد به شمار می رفته و دارای اندیشه بلند، زبانی گویا

و پرجاذبه و برخوردار از اخلاق نیک بوده اند. امام یازدهم شیعیان با مردم بسیار

مهربان، و نسبت به ضعیفان و افراد تهی دست بسیار بخشنده بودند. او سالار قبیله

ایثار، پیشوای مستضعفانِ خاک و مسجود فرشتگان افلاک بود. سلام سوخته دلانِ

عطشان بر آن امام همام باد!



http://bahar22.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/02.gifhttp://bahar22.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/02.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۲/۲۲, ۰۱:۰۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_pic36.jpg

سخنان آرامش بخش امام علیه السلام

امام حسن عسکری علیه السلام الگوی محبت و آرامش است؛ زیرا محبت، با او معنا

می گرفت و در نگاهش موج می زد و از دستان پرمهرش جاری می شد و گونه های

یخ زده را شوق زندگی می داد. وقتی یاران امام علیه السلام از سختی ها به جان

می آمدند و زمانی که شیعیان تمام درها را به روی خود بسته می یافتند، کلمات

گوهربار امام یازدهم، آرامش را به جان هایشان ارزانی می کرد. پرده های اندوه و

ناامیدی با کلمات اطمینان بخش و پرجاذبه آن حضرت به کنار می رفت و نوری از

امید و شادی بر قلب های خسته شیعیان تابیدن آغاز می کرد.



http://bahar22.com/ftp/zibasazi/zibasazi08/image/45.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۲/۲۲, ۰۱:۰۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_pic35.jpg


روایات



امامحسن عسکری علیه السلام می فرمایند:


جدال مکن که ارزش ات را می کاهد و زیاد شوخی مکن که بر تو دلیر می شوند.


بهترین دوست کسی است که اشتباه تو را فراموش کند و نیکی تو را از یاد نبرد.


در رعایت ادب، تو را همین کافی است که از آنچه برای دیگران بد می دانی، دوری کنی.


هرکس بر مرکب باطل سوار شود، در سرزمین پشیمانی فرود خواهد آمد.


دو خصلت، بالاترین اوصاف است: ایمان به خداوند و سودمند بودن برای برادران دینی.


ابراز شادی و شعف در برابر افراد پریشان و گرفتار، از ادب انسانی محسوب نمی شود.


کسی که برادر دینی اش را پنهانی نصیحت کند، او را آراسته و اگر در انظار مردم از او انتقاد

کند، وی را زشت جلوه داده است.


از نشانه های فروتنی سلام کردن به همه و نشستن در پایین مجلس است.


خنده بی مورد نشانه نادانی است.


از جمله گرفتاری های کمرشکن، همسایه ای است که چون خوبی یا کار نیکی را ببیند آن را پنهان
سازد و چون بدی ببیند آن را افشا کند.


عبادت در زیادی روزه و فزونی نماز نیست؛ بلکه به بسیاری تفکر در امر خداوند است.


خشم کلید هر بدی است.


گستاخی فرزند بر پدر در ایّام کودکی مایه ناسپاسی او در ایّام بزرگ سالی اوست.


از جمله گناهان نابخشودنی این است که گفته شود:ای کاش جز بر این گناه مؤاخذه نشوم.


چه زشت است برای مؤمن تمایل به چیزی که مایه خواری اوست.


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_40110988490425446637a.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۲/۲۲, ۰۱:۳۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/8_10.jpg

شیعه از دیدگاه امام حسن عسکری علیه السلام

از دیدگاه امام یازدهم هر کس که به نام شیعه خوانده شود ولی اوصاف و ویژگیهای یک شیعه حقیقی و واقعی را دارا نباشد، شیعه شمرده نمی‌شود.

شیعه واقعی کسانی هستند که همچون رهبران دینی خویش در نهضت خدمت رسانی به مردم و برادران دینی خویش فعال و کوشا باشند و به دستورات و نواهی الهی پای بند باشند
چنان که حضرت عسکری در کلام زیبا و دلنشین خود درباره تعریف شیعه می‌فرماید:

«شیعةُ عَلیٍ هُمُ الذین یُؤثرونَ اِخوانََهم علی اَنفسِهِم وَ لو کان بهم خصاصة و هُمُ الذین لایراهم الله حیثُ نَهاهُم و لا یَفقدهُم حَیث اَمَرَهم، وَ شیعةُ عَلیٍ هُمُ الذین یَقتدون بعَلیٍ فی اِکرامِ اِخوانِهم المؤمنین1 ;

پیروان و شیعیان علی علیه السلام کسانی هستند که برادران (دینی) خود را بر خویش مقدم می‌دارند گرچه خودشان نیازمند باشند و شیعیان علی (علیه السلام) کسانی هستند که از آن چه خداوند نهی کرده دوری می‌کنند و به آنچه امر نموده عمل می‌کنند و آنان در تکریم و احترام برادران مؤمن خود به علی علیه السلام اقتدا می‌نمایند.


و در جای دیگر درباره نشانه‌های شیعیان فرمود:

«علامات المؤمنین خَمسٌ صلاةُ الاحدی و الخمسین و زیارةُ الاربعین و التَختُّم فی الیمین و تَعفِیر الجَبین و الجَهر

بسم الله الرحمن الرحیم2،

نشانه های مؤمنان (شیعیان) پنچ چیز است:

خواندن پنجاه و یک رکعت نماز در هر روز (17 رکعت واجب و 34 رکعت نافله) زیارت اربعین امام حسین (علیه السلام)
داشتن انگشتر در دست راست،
و ساییدن پیشانی به خاک (سجده به خاک)
و بلند خواندن بسم الله الرحمن الرحیم (در نمازها).





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/24739660948237169301.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/24739660948237169301.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۲/۲۲, ۰۱:۳۸
http://shiaupload.ir/images/21107086723551923514.jpg (http://shiaupload.ir/images/21107086723551923514.jpg)




فضايل وسيره فردى امام حسن عسكرى (ع)




1- نفوذ معنوى



ثقة الاسلام كلينى در كافى و شيخ مفيد در ارشاد نقل مى‏كند: از حسين بن محمد اشعرى و محمد بن يحيى و ديگران كه گويند: احمد بن عبيدالله بن خاقان (وزير معتمد عباسى) و كيل املاك و مستغلات خليفه در قم و عامل اخذ ماليات از آنها بود، او در عداوت اهل بيت عليهم السلام بسيار شديد بود.

روزى در مجلس او سخن از علويان و اهل بيت و مذهب آنها به ميان آمد، احمد گفت: من كسى از علويان را در سيرت و وقار و عفت و نجابت و عزت و شرف مانند حسن بن على بن محمد بن رضا نديدم، رجال خانواده‏اش و بنى‏هاشم او را برهمه مقدم مى‏داشتند، و ميان فرماندهان خليفه و وزراء و همه مردم مورد احترام و عظمت بود.

روزى بالاى سر پدرم (عبيدالله بن خاقان وزير اعظم خليفه) ايستاده بودم كه دربانها گفتند: ابن الرضا مى‏خواهد وارد شود، پدرم با صداى بلند گفت: اجازه بدهيد تشريف بياورند، من تعجب كردم كه دربانها چطور توانستند پيش پدرم كسى را با كنيه ياد كنند. فقط خليفه يا وليعهد خليفه يا كسى را كه خليفه كنيه مى‏داد، پيش پدرم با كنيه ياد مى‏كردند.

در آن موقع ديدم مردى گندمگون، زيبا قامت، زيبا صورت، با تناسب اندام، جوان، با جلالت و با هيبت وارد شد، پدرم چون او را ديد برخاست و به طرف او رفت، من نديده بودم كه پدرم به استقبال كسى از بنى هاشم و فرماندهان برود، چون به او رسيد دست به گردن او انداخت، صورت و سينه او را بوسيد و دستش را گرفت و او را در مصلاى خود نشانيد و خود در كنار او نشست و به او رو كرد و با او سخن مى‏گفت و گاهى مى‏گفت: فدايت شوم، من غرق تعجب بودم.

در اين بين دربان آمد و گفت: موفّق (برادر خليفه) آمد، قرار بر اين بود چون موفق نزد پدرم مى‏آمد، دربانان و فرماندهان از اول درب ورودى تا تخت پدرم دو طرف صف مى‏ايستادند، موفق از ميان آنها مى‏آمد و مى‏رفت، پدرم همانطور با او صحبت مى‏كرد تا غلامان خاص موفق ديده شدند، در آن وقت پدرم به او گفت: خدا مرا فداى تو كند، اگر مى‏خواهيد تشريف ببريد مانعى ندارد. او به پا خاست، پدرم گفت: او را از پشت صفها ببريد تا امير (موفق) او رإ؛ ك‏ك نبيند، بعد پدرم با او معانقه كرد و چهره او را بوسيد و او رفت.

من به دربانان گفتم: واى بر شما! اين كيست كه پدرم با او با چنين احترامى برخورد كرد؟ گفتند: اين مردى از علويان است كه حسن بن على معروف به ابن الرضا مى‏باشد. تعجب من زيادتر شد، آن روز همه‏اش در فكر او و كار پدرم نسبت به او بودم پدرم شبها پس از نماز عشاء مى‏نشست و درباره جلسات و كارها و مطالبى كه بايد به محضر خليفه برسد بررسى مى‏كرد.

چون از كارش فارغ شد، من رفتم و پيش رويش نشستم، گفت: احمد! كارى دارى؟ گفتم: آرى، پدرجان! اگر اجازه دهى، گفت: اجازه دادم هر چه مى‏خواهى بگو، گفتم: پدرجان! آن مرد كى بود كه ديروز آن هم اجلال و اكرام و تبجيل از ايشان نموده و خودت و پدر و مادرت را فداى او مى‏كردى؟

گفت: پسرم! او ابن الرضا و امام رافضه است، بعد از كمى سكوت اضافه كرد: اگر خلافت از بنى عباس برود، كسى از بنى هاشم جز او شايسته نخواهد بود، چون او در فضل، عفاف، وقار، صيانت نفس، زهد، عبادت، اخلاق نيكو و صلاح بر ديگران مقدم است، و اگر پدر او را مى‏ديدى، مى‏ديدى كه مردى جليل، بزرگوار، نيكو كار و فاضل است .

اين سخنان بر اضطراب و تفكر و غضب من بر پدرم افزود، بعد از آن، من پيوسته از حالات او مى‏پرسيدم و از كارش جستجو مى‏كردم ولى از هر كه از بنى هاشم، فرماندهان، نويسندگان، قضات، فقهاء و ديگر مردم سؤال مى‏كردم، مى‏ديدم كه در نزد همه در نهايت تجليل و تعظيم و مقام بلند و تعريف نيكو و مقدّم بر خانواده و ديگران است و همه‏ى گفتند: او امام رافضه است، لذا مقام وى در نزد من بزرگ شد، زيرا دوست و دشمن درباره او نيكو گفته و ثنا مى‏كردند.

بعضى از حاضران از اشعريها به او گفتند: اى ابابكر! حال برادرش جعفر چگونه بود؟ گفت: جعفر كيست كه از او سؤال شود ويا با او يك جا گفته شود؟ جعفر آشكارا گناه مى‏كرد، بى حياء و شرابخوار بود، كمتر كسى را مانند او ديده‏ام كه پرده خويش را بدرد، احمق و خمار و كم ارزش بود، به خدا قسم او در وقت وفات حسن بن على پيش سلطان آمد كه تعجب كردم و فكر نمى‏كردم كه چنين كند.

چون ابن الرضا مريض شد، فوراً به پدرم خبر فرستاد كه او مريض است، بعد بلافاصله به خانه خليفه آمد و با پنج نفر از خادمان و خواص خليفه از جمله نحرير (مسؤول باغ وحش) برگشت و آنها را گفت كه در خانه حسن بن على باشند و حالات او را زير نظر بگيرند و به چند نفر پزشك گفت كه شب و روز از او ديدار كنند...

جريان اين طور بود كه او چند روز از ربيع الاول گذشته در سال دويست و شصت از دنيا رفت، سامراء يكپارچه ضجه شد، همه مى‏گفتند: «ابن الرضا از دنيا رفت»...

پس از آن جعفر نزد پدر من آمد و گفت: مقام پدر و برادرم را به من واگذار كن، در عوض هر سال بيست هزار دينار به تو مى‏دهم، پدرم او را طرد كرد و گفت: احمق! خليفه شمشير و تازيانه‏اش را به دست گرفت تا مردم را از امامت پدرت و برادرت برگرداند، مقدور نشد و نتوانست و تلاش كرد كه آن دو را از امامت براندازد، موفق نشد، اگر در نزدغ شيعه پدر و برادرت امام بودى، لازم نبود كه سلطان و غير سلطان تو را در جاى آنها قرار بدهد.

و اگر آنها به امامت تو قائل نباشند با نصب خليفه به امامت نخواهى رسيد، پدرم او را تحقير كرد و گفت اجازه ندهند كه نزد او بيايد... رجوع شود به كافى: ج 1 ص 503 باب مولد ابى محمد الحسن بن على، ارشاد مفيد: ص 318 حالات امام عسكرى (ع) ،كمال الدين صدوق: ج 1ص 40 - 43 ما روى فى وفات العسكرى (ع)، شيخ طوسى در فهرست در ترجمه احمد بن عبيدالله بن خاقان و نيز نجاشى در ترجمه وى به اين مجلس اشاره فرموده‏اند.





http://sl.glitter-graphics.net/pub/2090/2090846uh64p2pwb3.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۲/۲۲, ۰۱:۴۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/10_11.jpg

2- خبر از مهدى موعود صلوات الله عليه‏

ثقه جليل القدر احمد بن اسحاق بن سعد اشعرى نقل مى‏كند: خدمت امام حسن (ع) رسيدم، مى‏خواستم از امام بعد از او بپرسم، امام پيش از سؤال من فرمود:

«يا احمد بن اسحاق ان الله تبارك و تعالى لم يخل الارض منذ خلق آدم عليه السلام و لا يخليها الى ان تقوم الساعة من حجت الله على خلقه به يدفع البلاء عن اهل الارض و به ينزل الغيث و به يخرج بركات الارض».

گفتم: يابن رسول الله! امام و خليفه بعد از شما كيست؟ آن حضرت بسرعت برخاست و داخل اندرون شد، بعد به اتاق آمد و در شانه‏اش پسرى بود، گويى جمال مباركش مانند ماه چهارده شبه بود، حدود سه سال داشت، بعد فرمود: يا احمد بن اسحاق! اگر پيش خدا و امامان محترم نبودى اين پسرم را به تو نشان نمى‏دادم، او همنام و هم كينه رسول خداست، زمين را پر از عدل و داد مى‏كند چنان كه از ظلم و جور پر شده باشد.

يا احمد بن اصحاق! مَثل او در اين امت مَثل خضر (ع) و مثل ذوالقرنين است، به خدا قسم او را غيبتى خواهد بود كه فقط كسى از هلاكت نجات مى‏يابد كه خدا او را در امامت وى ثابت نگاه دارد و به دعا در تعجيل فرجش موفق فرمايد.

گفتم: مولاى من! آيا علامتى هست كه قلب من مطمئن باشد؟ در اين وقت آن كودك با زبان عربى فصيح فرمود:
«انا بقيّةُ اللّه فى اَرضه و المنتقم من اعدائه فلا تطلب اثر بعد عين يا احمد بن اسحاق».

احمد بن اسحاق گويد: شاد و خرامان از خانه امام (ع) بيرون آمدم، فرداى آن به محضر امام بازگشتم و عرض كردم يابن رسول الله (ص)! شاديم بيش از حد گرديد در مقابل منتى كه بر من نهاديد، اين كه فرموديد: مَثل او مَثل خضر و ذوالقرنين است يعنى چه؟
فرمود: طول غيبت.
گفتم: غيبتش طولانى خواهد بود؟
فرمود: آرى، به خدايم قسم تا جايى كه اكثرى از اين امر برگردند و در امامت او نماند مگر كسى كه خدا براى ولايت ما از او عهد گرفته باشد و ايمان را در قلب او ثابت فرموده و با روح مخصوصى او را تأييد كرده باشد.

«يا احمد بن اسحاق هذا امرٌ من امر الله و سرّ من سرّاللّه و غيبٌ من غيب اِللّه فخذما آتيتك و اكتمه و كن من الشاكرين تكن معنا غدا فى عليين» 1.

3- مخلوق بودن قرآن‏

ثقه جليل القدر، داوود بن قاسم ابو هاشم جعفرى كه زمان پنج امام را درك كرده است مى‏گويد: به خاطرم خطور كرد كه آيا قرآن مخلوق است يا غير مخلوق؟ امام عسكرى (ع) فرمود: «يا ابا هاشم الله خالق كل شى و ما سواه مخلوق» 2.

خدا خالق هر چيز است، غير خدا مخلوق خداست، و در نقل ديگرى آمده كه گويد: در پيش خودم گفتم: اى كاش مى‏دانستم ابو محمد عسكرى درباره قرآن چه مى‏گويد: آيا قرآن مخلوق است يا غير مخلوق؟

امام رو كرد به من و فرمود: آيا به تو نرسيده آنچه از ابى عبدالله (ع) نقل شده كه فرمود: چون قل هو الله احد نازل شد، خداوند براى آن چهار هزار بال آفريد، به هر گروهى از ملائكه كه مى‏گذشت به او خشوع مى‏كردند، نسبت پروردگار تبارك و تعالى اين است .3

ناگفته نماند: مسأله خلق قرآن يكى از پر جنجالترين مسائل در ميان اهل سنت بود كه در زمان عباسيان دست سياست نيز درباره آن بازى كرد و فريادها به آسمان رفت، عده‏اى مى‏گفتند: قرآن كلام خداست، متكلم بودن خدا،مانند خود خدا قديم است و قرآن نيز قديم است و مخلوق نيست و سخن شاعر:

ان الكلام لفى الفواد و انما
جعل اللسان على الفواد دليلاً

در همين زمينه است. ولى عده‏اى به حادث و مخلوق بودن قرآن قائل بودند، كه رأى اهل بيت عليهم السلام نيز همان است .



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_oiu1.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۲/۲۲, ۰۱:۴۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/10_12.jpg

خبر از وفات فضل بن شاذان‏

شيخ كشى در رجال خود از محمد بن ابراهيم وراق سمرقندى نقل كرده گويد: بقصد حج از وطن خويش بيرون شدم، خواستم قبل از حج به زيارت مردى از اصحاب برسم، او معروف به صدق و صلاح و ورع و خير بود، نامش بورق و در «بوشنجان» از روستاهاى هرات سكونت داشت.

چون به زيارت او رسيدم، صحبت از فضل بن شاذان نيشابورى به ميان آمد، بورق گفت: او مبتلا به «بطن» شديد11 بود بطورى كه در يك شب صد تا صد و پنجاه دفعه به قضاى حاجت مى‏رفت، من سالى به حج رفته به خدمت محمد بن عيساى عبيدى رسيدم، او را شيخ فاضلى يافتم... عده‏اى نيز با او بودند ولى همه را محزون و غمگين ديدم.

گفتم: جريان چيست؟ گفتند: ابو محمد عسكرى (ع) را زندان كرده‏اند من به حج رفتم، پس از اتمام مراسم حج باز به خدمت محمد بن عيسى رسيدم، ديدم شادمان است، گفتم: خبر چيست؟ گفت: امام (ع) از زندان آزاد شده‏اند.

بعد من به سامرآء آمدم و كتاب «يوم و ليلة» را با خود داشتم، به خدمت امام (ع) رسيدم و كتاب را به ايشان نشان داده و گفتم: فدايت شوم اگر صلاح بدانى، به آن نگاهى كرده و اظهار نظر فرمايى،.

امام (ع) همه آن را ورق زد و فرمود: اين صحيح است، شايسته است عمل شود، گفتم: فضل بن شاذان بشدت مريض است، مى‏گويند: شما نسبت به ايشان خشم گرفته‏ايد، چون گفته: وصى ابراهيم از وصى محمد (ص) بهتر است، ولى او چنين چيزى نگفته، بلكه به او دروغ بسته‏اند.

امام صلوات الله عليه فرمود: آرى به او دروغ بسته‏اند، خدا به فضل رحمت كند، خدا به فضل رحمت كند«رحم الله الفضل، رحم الله الفضل». بورق گويد: چون از سامرآء برگشتم ديدم فضل بن شاذان در همان ايام كه امام به او رحمت فرستاد از دنيا رفته بود. 12

ناگفته نماند كتاب «يوم وليله» تأليف يونس بن عبدالرحمان مولى آل يقطين است، كشى در رجال خود از احمد بن ابى خلف نقل مى‏كند گويد: مريض بودم، ابوجعفر جواد (ع) به عيادت من آمد، كتاب يوم و ليله را در بالاى سر من ديد، آن را تا آخر ورق زد و مى‏فرمود: «رحم الله يونس، رحم الله يونس، رحم الله يونس» 13

و نيز از ابو هاشم جعفرى نقل كرده گويد: كتاب يوم و ليله يونس را محضر امام عسكرى (ع) بردم، به آن نگاه كرد و ورق زد، بعد فرمود «هذا دينى و دين آبائى حقا» 14 نجاشى در رجال خويش نقل كرده كه آن حضرت از ابوهاشم پرسيد: اين كتاب تصنيف كيست؟ جواب داد: تصنيف يونس آل يقطين، فرمود: «اعطاه الله بكل حرف نورا فى الجنة».



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2057398jhl6f0a9fq1.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۲/۲۲, ۰۱:۴۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/8_14.jpg


نواده حبابه والبيّه‏

حبابه والبيه زنى بود كه در كوفه به خدمت اميرالمؤمنين (ع) رسيد و گفت: يا اميرالمؤمنين! خدا تو را رحمت كند، دليل امامت چيست؟

امام سنگى را نشان داد و فرمود: آن سنگ 15 را پيش من آور، زن سنگ را پيش امام آورد، حضرت مهر خودش را به سنگ زد (اثر مهر در سنگ آشكار شد). بعد فرمود: يا حبابه! وقتى كه يك نفر ادعاى امامت كرد و توانست ماند من اين سنگ را مهر كند بدان او امام مفترض الطاعة است.

اين زن تا زمان امام رضا (ع) زنده ماند، با معجزه امام سجاد (ع) جوانى به او بازگشت و سنگ را تا مهر امام ثامن (ع) رسانيد، 16 آنگاه فرزندان وى در زمان امامان ديگر اين كار ادامه دادند.

ثقه جليل‏القدر داود بن قاسم جعفرى گويد: نزد امام حسن عسكرى (ع) بودم كه به امام گفتند: مردى از اهل يمن اجازه ورود مى‏خواهد، امام اجازه فرمود، ديدم مردى بلند قامت و قوى بازو داخل شد، به امام سلام ولايت داد، حضرت جواب داده و امر به نشستن كرد.

او در نزد من و چسبيده به من نشست، من به خود گفتم: اى كاش مى‏دانستم اين شخص كيست؟ امام (ع) فرمود: اين از فرزندان آن زنى است كه پدران من سنگى كه او داشت مهر كرده‏اند، و اثر مهرشان در آن نقش شده است، آن را آورده است تا من نيز مهر كنم. بعد فرمود: سنگ را بياور، او سنگ را بيرون آورد، ديدم جايى از آن صاف است و مهر نخورده .

ابو محمد عسكرى (ع) آن را گرفت، مهر خويش بيرون آورد و آن را مهر كرد، گويى الان نقش مهر را مى‏بينم كه «الحسن بن على» بود، من به مرد يمانى گفتم: تا به حال امام را ديده بودى؟ گفت: نه واللّه ولى مدتى بود كه به ديدارش شايق بودم، گويى الساعه جوانى كه او را نديده بودم نزد من آمد و گفت: برخيز به محضر امام برو، من وارد خدمتش شدم.

سپس مرد يمانى برخاست و مى‏گفت: «رحمة الله و بركاته عليكم اهل البيت ذرية بعضها من بعض اشهد بالله ان حقك الواجب كوجوب حق اميرالمؤمنين والائمة من بعده صلوات الله عليهم اجمعين»آنگاه رفت و ديگر او را نديدم.

ابو هشام گويد: از او پرسيدم اسمت چيست؟ گفت: نام من مهجع پسر صلت پسر عقبه، پسر سمعان، پسر غانم، پسر ام غانم و آن زن اعرابيه يمنى صاحب سنگى است كه اميرالمؤمنين (ع) بر آن مهر زد و فرزندانش مهر زدند تا زمان امام أبى الحسن رضا (ع). 17 مجلسى رحمة الله آن را در بحار: ج 50 ص 302 از ابوهاشم از اعلام الورى نقل كرده و اشعار ابوهاشم را نيز درباره آن آورده است .





http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_76p.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۲/۲۲, ۰۱:۴۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/8_13.jpg

كار عيسى بن مريم (ع)

ثقه جليل القدر احمد بن اسحاق اشعرى گويد: به امام حسن عسكرى صلوات الله عليه گفتم: چيزى بنويسيد تا من خط شما را بشناسم، وقتى كه نامه‏اى آمد بدانم كه شما مرقوم فرموده‏ايد. امام فرمود: آرى، بعد فرمود: يا احمد! خط با درشتى و كوچكى قلم فرق مى‏كند، در خط من بودن شك نكن.

آنگاه دواتى خواست و شروع به نوشتن كرد، به فكرم آمد كه قلم امام را به عنوان تبرك از او بخواهم، چون از نوشتن فارغ شد با من صحبت مى‏كرد و قلم را با دستمال دوات پاك مى‏فرمود، بعد قلم را به طرف من آورد و فرمود: بگير يا احمد!

گفتم: فدايت شوم عارضه‏اى پيش آمده كه مرا غمگين كرده است، خواستم از پدر بزرگوارتان بپرسم ميسر نشد و رحلت فرمود.


گفت: يا احمد! آن چيست؟

گفتم: مولاى من! از پدرانت نقل شده: انبياء بر پشت مى‏خوابند، مؤمنان بر طرف راست، منافقان بر طرف چپ و شياطين بر رويشان:

«نوم الانبياء على اقفيتهم و نوم المومنين على ايمانهم و نوم المنافقين على شمائلهم و نوم الشياطين على وجوههم».

فرمود: چنين است گفتم: مولاى من! من هر قدر تلاش مى‏كنم كه بر پهلوى راستم بخوابم خوابم نمى‏برد، امام (ع) مقدارى ساكت شد، بعد فرمود: يا احمد! جلو بيا، من جلو آمدم، فرمود: دستت را به زير لباست داخل كن، داخل كردم، آن حضرت دست خويش را از زير لباس بيرون آورد و زير لباس من برد، آنگاه دست راستش را به پهلوى چپ من و دست چپش را به پهلوى راست من سه دفعه كشيد.

احمد بن اسحاق مى‏گويد: از روزى كه امام اين كار را كرد، ديگر نمى‏توانم بر پهلوى چپ بخوابم، خوابم نمى‏برد. 18

نگارنده گويد: اين نظير جريان حضرت عيسى (ع) كه با دست كشيدن، كور مادرزادى را شفا مى‏داد و آدم مبروص را صحت مى‏بخشيد و مردگان را زنده مى‏كرد. خداوند از زبان عيسى مى‏فرمايد: «و أبرى الاكمه و الابرص و أحى الموتى باذن الله» آل عمران: 49، پيامبران و امامان (ع) در ولايت تكوينى همه از يك افاضه مدد گرفته‏اند.




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_9.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۲/۲۲, ۰۱:۴۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_46138550683084027211.jpg


12- يك ارشاد بخصوص

ابوالقاسم كوفى در كتاب تبديل مى‏نويسد: اسحاق كندى در زمان خود فيلسوف عراق بود، او شروع به نوشتن كتابى در«تناقض قرآن» (نعوذ بالله) كرد، شغلش را به آن منحصر نمود و در خانه خود نشست تا بتواند آن را زود بنويسد. روزى يكى از شاگردان او محضر امام حسن عسكرى (ع) آمد.

امام فرمود:آيا در ميان شما مرد رشيد و كاملى نيست تا استادتان را از نوشتن چنين كتاب باز دارد؟!! او جواب داد: ما از شاگردان او هستيم، چگونه مى‏توانيم به او در چنين كار يا غير آن اعتراضى بكنيم.

امام (ع) فرمود: آيا مى‏توانى آنچه را كه من مى‏گويم به او بگويى؟ گفت: آرى، حضرت فرمود: پيش او برو و با او انس برقرار كن، چون با او خصوصيت پيدا كردى، بگو: براى من مسأله‏اى پيش آمده كه مى‏خواهم از تو بپرسم، او خواهد گفت: بپرس.

بگو: اگر گوينده اين قرآن بيايد و بگويد: غرض من آن نيست كه تو فكر كرده‏اى، آيا جايز است كه چنين باشد؟ او در جواب به تو خواهد گفت: جايز است، زيرا او آدمى است چون بشنود مى‏فهمد. و چون چنين جواب داد، بگو: از كجا مى‏دانى شايد غرض گوينده قرآن غير از آن است كه تو گمان مى‏كنى. در اين صورت معانى را در جايى مى‏نهى كه گوينده، آن را اراده نكرده است .

آن شخص پيش اسحاق كندى رفت و مطابق دستور امام با او انس پيدا كرد. و آن سؤال را از وى كرد، اسحاق پيش خود فكر كرد، ديد چنين چيزى جايز است، گفت: تو را به خدا قسم مى‏دهم اين سؤال را از كجا دانسته‏اى؟ گفت: سؤالى است كه به ذهنم رسيد و به تو گفتم.

گفت: نه هرگز، شخصى مانند تو چنين فكرى نتواند، بگو ببينم از كى ياد گرفته‏اى؟ گفتم: ابومحمد حسن عسكرى مرا به اين كار امر كرد. گفت: الان راست گفتى وگرنه اين سؤال جز از بيت او خارج نمى‏شود، آنگاه آتشى آماده كرد وآنچه نوشته بود مبدّل به خاكستر نمود.19




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_476.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۲/۲۲, ۰۱:۴۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/9_16.jpg

13- تشريف بردن آن حضرت به گرگان‏

جعفر بن شريف گرگانى گويد: سالى كه به حج مى‏رفتم در «سر من رأى» (= سامرّا) به خدمت امام عسكرى (ع) رسيدم، مردم آنجا مقدارى مال توسط من ارسال كرده بودند خواستم از امام بپرسم كه آن را به كجا تحويل دهم، حضرت پيش از سؤال من، فرمودند: آنچه آورده‏اى به خادم من، مبارك تحويل بده، اين كار را كردم.

بعد گفتم: شيعيان شما در گرگان به محضرتان سلام مى‏رسانند، فرمود: مگر بعد از حج به گرگان نخواهى رفت؟ گفتم: چرا، فرمود: از امروز تا صد و هفتاد روز به گرگان باز مى‏گردى، روز جمعه سوم ربيع الاخر در اول روز وارد آن جا خواهى شد، چون وارد شدى به آنها بگو كه در آخر همان روز من به آنجا خواهم آمد.

برو در هدايت و رشاد، بدان كه خدا تو را و ياران تو را در اين مسافرت سلامت خواهد داد، بسلامت به خانواده‏ات باز خواهى گشت. براى پسرت شريف پسرى به دنيا خواهد آمد، نام آن را صلت بن شريف بن جعفر بن شريف بگذارد، خداوند او را بزرگ خواهد كرد و از شيعيان ما خواهد بود.

گفتم: يابن رسول الله! ابراهيم بن اسماعيل جرجانى مردى است از شيعيان شما، به دوستان شما بسيار كمك مى‏كند، در هر سال بيشتر از صد هزار درهم در اين باره خرج مى‏نمايد و او يكى از ثروتمندان گرگان است. فرمود: خداوند به ابى اسحاق در مقابل احسانش جزاى خير بدهد، گناهانش را بيامرزد و به او پسر كامل الخلقه‏اى عطا فرمايد، به او بگو: حسن بن على مى‏گويد: نام پسرت را احمد بگذار.

من از خدمت امام مرخص شدم، خداوند مرا در سفر سلامت داد تا روز جمعه سوم ربيع الاخر در اول روز آنطور كه امام فرموده بود وارد گرگان شدم، دوستان به ديدار من آمدند، به من تهنيت مى‏گفتند. به آنها گفتم كه: امام صلوات الله عليه وعده كرده در آخر امروز به گرگان تشريف بياورد، آنچه لازم داريد بخواهيد و مسائل و حوائجتان را در نظربگيريد.

آنان چون نماز ظهر و عصر را خواندند همه در خانه من جمع شدند، به خدا قسم كه در يك حالت بى خبرى بوديم ناگاه ديديم كه امام تشريف آوردند و به جمع ما داخل شدند و پيش از ما به ما سلام كردند، ما از آن حضرت استقبال كرده، دست مباركش را بوسيديم.

امام صلوات الله عليه فرمودند: من به جعفر بن شريف وعده كردم كه در آخر اين روز به اين جا آيم، نماز ظهر و عصر را در سامراء خوانده با اينجا آمدم تا با شما تجديد عهد نمايم و الان به وعده خود عمل كرده‏ام، مسائل و حوائج خويش را بگوييد.

در آن وقت، اول نضربن جابر عرض كرد: يابن رسول الله! پسرم، جابر يك ماه است كه چشمش بينايى خود را از دست داده است، دعا كنيد كه خداوند بينياى او را باز گرداند. امام (ع) فرمود: او را پيش من آوريد، حضرت دست مباركش را بر چشم او كشيد، در دم بينايى خويش را باز يافت، بعد يكى پس از ديگرى آمده از حوائج خويش سؤال مى‏كردند، امام حاجاتشان را برآورد و براى آنها دعاى خير كرد و همان روز برگشت.20

نگارنده گويد: آمدن امام (ع) به گرگان نظير جريان على بن خالد و جريان آمدن تخت ملكه سباء به محضر سليمان است كه در حالات امام جواد (ع) گذشت، و شفا دادن آن حضرت نظير كار عيسى بن مريم (ع) است كه خدا درباره او فرموده: «و أبُرى الاكمه والابرص و أُحى الموتى‏ بإذنِ اللّه» (آل عمران: 49)، و خبر دادن از غيب از علوم خدايى است كه در اختيار آنان عليهم السلام بود.




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_7.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۲/۲۲, ۰۱:۴۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_710492260130451597610178137169522695.jpg

جريان فصد

يكى از پزشگان نصارى به نام بطريق كه بيشتر از صد سال عمر داشت و در شهر «رى» مشغول طبابت بود مى‏گويد: من شاگرد دكتر «بختيشوع» پزشك مخصوص متوكّل بودم، او براى كارهاى مخصوص مرا مأموريت مى‏داد، روزى حسن بن على بن محمد عسكرى به او سفارش كرد كه بهترين شاگردانش را پيش او بفرستد تا با فصد (رگ زدن) از او خون بگيرد، او مرا براى اين كار برگزيد و گفت: ابن الرضا از من خواسته كه كسى را براى فصد (رگ زدن) پيش او بفرستم.

تو برو و بدان كه او در اين روز داناترين كس زير آسمان است، حذر كن از اين كه بر خلاف دستور او كارى كنى. من خدمت او رسيدم، فرمود: برو در فلان اتاق باش تا تو را بخواهم، من در وقتى كه وارد خدمت او شدم براى فصد و خون گرفتن مناسب بود. ولى او مرا در وقتى خواست كه براى «فصد» مناسب نبود.

طشت بزرگى حاضر كردند من رگ اكحل امام را فصد كردم، 21مرتب خون مى‏آمد تا طشت پر از خون گرديد، فرمود: خون را قطع كن، من رگ را بستم، خون قطع گرديد، امام دستش را شست و بست، فرمود به همان حجره برگشتم، براى من طعام زيادى گرم و سر آوردند و تا عصر در آنجا ماندم.

آنگاه مرا خواست و فرمود: رگ را باز كن، رگ را باز كردم، خون شروع به آمدن كرد تا طشت مزبور باز پر از خون گرديد، فرمود: خون را قطع كن، من خون را بستم، امام دستش را بست و مرا به همان حجره باز گردانيد، من شب را در آنجا ماندم.

چون صبح شد و آفتاب بالا آمد مرا خواست، باز طشت را حاضر كردند فرمود: خون را باز كن، من رگ را باز كردم، اين دفعه خونى مانند شير سفيد آمد، تا طشت پر گرديد، فرمود: خون را قطع كن، رگ را بستم، امام دست خويش را بست، مرا مقدارى لباس و پنجاه دينار داد و فرمود: اين را بگير و از كمى آن معذرت خواست، من آن را گرفته و برگشتم، به وقت برگشتن گفتم: آيا سفارشى نداريد؟ فرمود: آرى، آنان كه از «دير عاقول» با تو رفاقت خواهند كرد، با آنها خوب رفيق باش.

من پيش «بختيشوع» برگشته، جريان را باز گفتم، گفت :حكماء اتفاق دارند كه در بدن انسان بيشتر از هفت امناء خون نمى‏شود، 22 اين كه تو مى‏گويى اگر از چشمه آبى هم خارج شود عجيب است، عجيب‏تر از آن، جريان شير است، استادم به فكر رفت .
آنگاه سه روز مرتب كتابها را مطالعه مى‏كرديم تا براى اين واقعه نظيرى پيدا نماييم، ولى چيزى پيدا نشد، بعد گفت:

در عالَم نصرانيت داناتر به طب كسى نماند مگر راهبى در «دير عاقول»، آنگاه براى او نامه‏اى نوشت و جريان را گزارش كرد.

من نامه را به دير عاقول بردم و آن راهب را صدا كردم، از بالاى دير سر بلند كرد و گفت: تو كيستى؟ گفتم: شاگرد بختيشوع. گفت: نامه‏اى آورده‏اى؟ گفتم: آرى. زنبيلى از پشت بام با طنابى پايين فرستاد، نامه را در آن گذاشتم و بالا كشيد چون نامه را خواند، فى الفور پايين آمد و گفت: آيا تو اين فصد را انجام داده‏اى؟ گفتم: آرى. گفت: طوبا به حال مادرت. آنگاه قاطرى سوار شده و با من به طرف سامرآء آمد، چون به سامرآء رسيديم، ثلثى از شب مانده بود، گفتم: دوست دارى كجا بروى، آيا به خانه استادم يا به خانه آن كس؟ بعد به خانه ابن الرضا رفتيم، پيش از اذان به آن جا رسيديم.

غلام سياه پوستى در را باز كرد و گفت: كدام يك ازشما راهب دير عاقول هستيد؟ راهب جواب داد: من هستم فدايت شوم، گفت: پياده شو. بعد آن خادم به من گفت: اين قاطرها را نگاه دار. آن دست او را گرفت و به داخل خانه برد.
من در آن جا ماندم تا صبح شد و آفتاب بلند گرديد، ناگاه ديدم كه راهب خارج شد و لباس رهبانيت را انداخته و لباس سفيدى پوشيده و اسلام آورده است، بعد به من گفت: اكنون مرا پيش استاد خودت ببر. من از را به خانه بختيشوع بردم، استادم با ديدن او يه سويش دويد، و گفت: چه عاملى تو را از دين خودت بيرون كرد؟

گفت: مسيح را پيدا كرده و در دستش اسلام آوردم. گفت: مسيح را پيدا كردى؟! گفت: نه، بلكه نظير او را پيدا كردم، اين كار را در جهان جز مسيح كسى انجام نداده است!!! اين مانند آيات و براهين مسيح است.

نگارنده گويد: اين واقعه را علامه مجلسى رضوان الله عليه در بحار: ج 50 ص 261 از مختار خرائج: ص 213 نقل كرده است، مرحوم ثقة الاسلام كلينى آن را بطور اختصار در كافى: ج 1 ص 512 باب مولد ابى محمد الحسن بن على نقل مى‏كند و در آخر آن فرموده: «فقال لى ان هذا الذى تحكيه عن هذا الرجل فعله المسيح فى دهره مرة.»

مجلسى رحمة الله عليه در مرآت العقول در شرح حديث كافى، حديث خرائج را كه در بالا نقل شد، نقل فرموده و در آخر گويد:» و الظاهر اتحاد الواقعة و يحتمل التعدد». ناگفته نماند اين واقعه از مصاديق ولايت تكوينى است كه خداوند در اختيار اهل بيت عليهم السلام قرار داده بود، امام صلوات الله عليه مأموريت داشت با اين واقعه آن راهب را مسلمان نمايد.




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_40110988490425446637a.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۲/۲۲, ۰۱:۵۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_666543116761311392449164661386143181145.jpg



احسان عالى‏

محمد بن على بن ابراهيم گويد: كار معاش بر ما تنگ شد، پدرم گفت: برويم محضر ابو محمد حسن عسكرى، گويند: آدم باسخاوتى است، گفتم: با او آشنايى دارى؟ گفت: نه، او را نمى‏شناسم و تا به حال او را نديده‏ام.

در راه كه براى ديدن او مى‏رفتيم پدرم گفت: اى كاش پانصد درهم به من مى‏داد، دويست درهم براى لباس، دويست درهم براى آرد و صد درهم براى مخارج. من هم در دلم گفتم: اى كاش مى‏فرمود به من سيصد درهم مى‏دادند، با صد درهم الاغى مى‏خريدم، صد درهم براى مخارج و صد درهم براى لباس، در اين صورت به طرف قزوين و همدان براى كار مى‏رفتم.

چون به در خانه آن حضرت رسيديم غلامى بيرون آمد و ما را با نام صدا كرد و گفت: على بن ابراهيم و پسرش محمد داخل شوند، چون به خدمتش رسيده و سلام عرض كرديم، فرمود: يا على! چه چپز سبب شده كه تا اين وقت از ملاقات ما تأخير كرده‏اى؟! گفتم: يا سيدى! مقيد بودم كه در اين حال تنگدستى محضر شما آيم.

و چون از خدمت ايشان بيرون آمديم غلامش آمد و به پدرم كيسه‏اى داد و گفت: اين پانصد درهم است، دويست درهم براى لباس، دويست درهم براى آرد و صد درهم براى نفقه، بعد كيسه ديگرى به من داد و گفت: اين سيصد درهم است، با صد درهم الاغ بخر، صد درهم براى لباس و صد درهم براى نفقه، به سوى جبل (همدان و قزوين...) و به طرف «سورا» 23سفر كن.

ابن كردى، راوى حديث مى‏گويد: او به «سورا» رفت و در آن جا زنى تزويج كرد و در يك روز چهار هزار دينار به خانه‏اش وارد شد، با وجود آن، قائل به وقف و از واقفيّه بود، به او گفتم: آيا دليلى روشنتر از اين به امامت او مى‏خواهى؟! گفت: راست مى‏گويى ولى ما در كارى و در گروهى هستيم كه به آن عادت كرده‏ايم.24
و نگارنده گويد: واى به حال او! خدا هدايتش كرده ولى هدايت خدايى را نپذيرفته است «و ما يغنى الايات و النذر عن قوم لا يومنون».



(http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_0u.gif)http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_0u.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۲/۲۲, ۰۱:۵۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1771356168235329925420121194312014515457.jpg


امام حسن عسكرى (ع) و أبوالاديان‏

ابوالاديان گويد: من از خدمتگزاران امام حسن عسكرى (ع) بودم و نامه‏هاى آن حضرت را به شهرها مى‏بردم، در بيمارى كه امام با آن از دنيا رفت به خدمتش رسيدم، حضرت نامه‏هايى نوشت و فرمود: اينها را به مدائن مى‏برى، پانزده روز در سامراء نخواهى بود، روز پانزدهم كه داخل شهر شدى خواهى ديد كه ناله از خانه من بلند است و جسد مرا در محل غسل گذاشته‏اند.

گفتم: مولاى من! اگر چنين شود، امام بعد از شما كيست؟ فرمود: هر كه جواب نامه‏هاى مرا از تو بخواهد، گفتم: شاهد ديگرى بفرماييد، فرمود: هر كه بر جنازه من نماز گزارد قائم بعد از من است. گفتم: باز شاهد ديگرى بفرماييد، فرمود: هر كه خبر دهد به آنچه در هميان (كمربند) است، او امام بعد از من است .

هيبت و عظمت امام مانع شد كه بگويم: آنچه در هميان است يعنى چه؟ من نامه‏هاى آن حضرت را به مدائن بردم، و جواب آنها را گرفته، روز پانزدهم داخل سامرآء شدم، ديدم همان طور كه فرموده بود از خانه امام ناله بلند است و ديدم برادرش جعفر (جعفر كذاب) در كنار خانه آن حضرت نشسته و شيعه در اطراف او، به وى تسليت و به امامتش تبريك مى‏گويند!!!

من از اين جريان يكه خورده و در پيش خود گفتم: اگر جعفر امام باشد، پس جريان امامت عوض شده است، چون من خودم با چشم خود ديده بودم كه جعفر شراب مى‏خورد و قمار بازى مى‏كرد و اهل تار و طنبور است، من هم جلو آمده، رحلت برادرش را تسليت و امامتش را تبريك گفتم. ولى از من چيزى نپرسيد.

در اين هنگام عقيد خادم بيرون آمد و به جعفر گفت: مولاى من! برادرت را كفن كردند براى نماز بياييد، 25 جعفر داخل خانه شد، شيعه در اطراف او بودند، سمان و حسن بن على معروف به سلمه پيشاپيش آنها بودند.

چون به صحن خانه آمديم حسن بن على صلوات الله عليه را كفن كرده و در نعش گذاشته بودند، جعفر برادر آنحضرت پيش رفت تا بر جنازه امام نماز گزارد، چون خواست تكبير نماز را بگوييد، ناگاه طفيل گندمگون و سياه موى كه دندانهاى پيشينش تا حدى از همه فاصله داشت بيرون آمد و لباس جعفر را گرفته و كنار كشيد.

و گفت: عمو! كنار شو، من سزاروارترم كه بر پدرم نماز بخوانم، جعفر در حالى كه قيافه‏اش متغير شده بود كنار رفت، آن كودك بر جنازه امام نماز خواند و حضرت را در كنار قبر پدرش امام هادى دفن كردند.

بعد همان كودك رو كرد به من كه: اى مرد بصرى! جواب نامه‏هاى را كه با تواست بده، من جواب نامه‏هاى را داده و پيش خود گفتم: اين دو شاهد (نماز بر جناره و خواستن جواب نامه‏ها)، فقط هميان ماند. آنگاه پيش جعفر آمدم كه صدايش بلند بود، حاجز وشّاء كه حاضر بود به جعفر گفت: آن كودك كى بود؟!! مى‏خواست با اين سؤال جعفر را مجاب كند، جعفر گفت: والله تا به حال او را نديده و نشناخته‏ام.

در آن جا نشسته بوديم كه گروهى از اهل قم آمدند و از امام حسن عسكرى (ع) پرسيدند، چون دانستند كه امام رحلت فرموده است، گفتند: جانشينش كيست؟ حاضران جعفر را نشان دادند، آنها به جعفر سلام كرده تسليت و تهنيت گفتند، و گفتند: نامه‏ها و پول آورده‏ايم، بفرماييد: نامه‏ها را كدام كسان نوشته‏اند و پول چقدر است، جعفر از اين سؤال بر آشفت و برخاست و در حالى كه گرد جامه‏هاى خود را پاك مى‏كرد، گفت:

اينها از ما مى‏خواهند كه علم غيب بدانيم!! در اين ميان خادمى از خانه بيرون آمد و گفت: نامه‏ها از فلان كس و فلان كس است و در هميان هزار دينار هست كه ده تا از آنها را آب طلا داده‏اند. آنها نامه‏ها و هميان را داده و به خادم گفتند:

هر كه تو را براى گرفتن هميان فرستاده ،او امام است جعفر بن على به نزد معتمد خليفه عباسى آمد و اين جريان را به وى گفت، معتمد مأموران خويش را فرستاد، خادمه صيقل نامى را از خانه امام گرفته و به او گفتند: آن كودك كجاست؟ او گفت: من اطلاعى ندارم ولى خودم حامله هستم، خواست با اين كار امر آن كودك (صاحب الامر) را پنهان دارد.

صيقل را به قاضى ابوالشوارب سپردند تا وضع حمل در نزد او باشد، در آن بين عبيدالله بن يحيى بن خاقان ناگهان از دنيا رفت و صاحب زنج در بصره قيام كرد، اين جريان اوضاع را آشفته نمود، صيقل از موقعيت استفاده كرده از خانه قاضى بيرون آمد وو الحمد لله رب العالمين لا شريك له .26


پى‏نوشتها:

1- كمال الدين: ج 2 ص 384 باب 38، آنگاه در ص 409 .407 هشت روايت ديگر از آن حضرت درباره مهدى موعود (ع) آورده است .
2- رعد: 39.
3- بحار: ج 50 ص 257.
4- كافى: ج 2 ص 469 كتاب الدعاء.
5- مناقب: ج 4 ص 436.
6- بحار: ج 50 ص 254.
7- مناقب آل ابى طالب: ج 4 ص 431.
8- فاطر: 32.
9- بحار: ج 50 ص 259.
10- كافى: ج 1 ص 509 ارشاد: ص 323.
11- مناقب: ج 4 ص 439.
12- مناقب: ج 4 ص 437.
13- كافى: ج 1 ص 512 باب مولد ابو محمد الحسن بن على، ارشاد مفيد ص 324.
14- بطن مرضى است كه انسان از آمدن غائط جلوگيرى نتواند و ذره ذره بيرون مى‏آيد.
15- رجال كشى: ص 451 فضل بن شاذان‏
16- رجال كشى: يونس بن عبدالرحمن.
17- رجال كشى: يونس بن عبدالرحمن.
18- عبارت عربى «حصاة» است ظاهراً منظور سنگ كوچكى است .
19- اصول كافى: ج 1 ص 346 باب ما يفصل به بين دعوى المحق و المبطل، كمال الدين: ص 536 باب 49.
20- كافى: ج 1 ص 347 باب مايفصل به بين دعوى المحق و المبطل، غيبت شيخ: ص 122.
21- اصول كافى: ج 1 ص 513 باب مولدالعسكرى (ع).
22- مناقب ابن شهر آشوب: ج 4 ص 424.
23- بحار الانوار: ج 50 ص 263 از مختار الخرائج.
24- اكحل رگ معروف است در بازوى انسان كه بيشتر آنرا فصد مى‏كنند.
25- امناء جمع مناء پيمانه‏اى است كه با آن روغن را پيمانه مى‏كنند.
26- سورى بر وزن طوبى محلى است در عراق.
27- ارشاد مفيد: ص 320 و كافى: ج 1 ص 506 باب مولد ابى محمد العسكرى (ع).
28- در حالات مهدى موعود (ع) خواهد آمد كه تجهيز و غسل حضرت عسكرى (ع) توسط عثمان بن سعيد رضوان الله عليه بوده است .
29- كمال الدين صدوق: ج 2 ص 475، باب ذكر من شاهد القائم (ع).





http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_dtr.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۲/۲۲, ۰۱:۵۵
http://www.islamupload.ir/images/fpzc387iry3w3tzbietg.jpg


بدترين نوع يتيمي

امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:

«شدیدتر از یتیمی یتیمی که از پدرش جدا شده، یتیمی یتیمی است که از امام خویش جدا گشته است و به او دسترسی ندارد و حکم او را در زمینه شرایع دینی‌اش که مورد نیاز اوست، نمی‌داند» (1)

احمد بن عبیدالله بن خاقان که دشمنی سختی با امام علی علیه السلام و اولادشان داشت، متصدی املاک و خراج شهر قم بود. روزی در مجلسش از علویان و مذاهبشان سخن به میان آمد، او گفت من در سامره مردی از اولاد علی را از لحاظ رفتار و پاکدامنی و بزرگواری در خانواده خودش، مانند حسن بن علی بن محمد، ابن الرضا ندیدم و نشناختم که همه مردم او را بر اشراف مقدم دارند.
من روزی بالای سر پدرم ایستاده بودم. ناگهان دربانانش آمدند و گفتند: ابو محمد، ابن الرضا دم در است. پدرم گفت: او را اجازه دهید. سپس مردی گندم گون، خوش اندام، نیکو رخسار، خوش پیکر، تازه جوان با جلالت و هیبت وارد شد. چون نگاه پدرم به او افتاد، برخاست و چند قدم استقبالش کرد، با آنکه گمان ندارم چنین کاری را نسبت به هیچ بنی‌هاشمی و سرلشکری بکند.

چون به نزدیکش رسید، دستش را گرفت او را روی مسندی که خودش نشسته بود، نشانید و پهلوی او نشست و با او به سخن پرداخت. من از آنچه از پدرم می‌دیدم، در شگفت بودم...

پس از آنکه پدرم نماز عشاء را گزارد، آمدم و در برابر او نشستم و گفتم:

ای پدر! مردی که امروز صبح دیدم نسبت به او احترام نمودی که بود؟

گفت: پسر جان، او امام رافضیان است، او حسن بن علی است که به ابن الرضا معروفست، آنگاه ساعتی سکوت کرد و سپس گفت:

پسر جان! اگر امامت از خلفای بنی عباس جدا می‌شد، هیچکس از بنی‌هاشم جز او سزاوار آن نیست و او برای فضیلت، پاکدامنی، رفتار، خویشتنداری، پرهیزکاری، عبادت، اخلاق شریف و شایستگیش، سزاوار خلافت می‌باشد ...

پاورقی:
1- مستدرک وسائل، جلد 17، صفحه 317.

منبع: کتاب اصول کافی، باب مولد ابی محمد الحسن بن علی علیه السلام





http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_776.gif

مجیب
۱۳۸۹/۱۲/۲۲, ۰۸:۰۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2824828ie9wc9p9za.gif

با نام «حَسَن»،
باب یازدهم کتاب امامت نگاشته می شود و این،
مژده ای است برای ما که چیزی به
کلیّت روشنی نمانده است.
چیزی نمانده به سرزدنِ یگانه گوهر عشق و اتمام حجت.
از هم اکنون،
دنیا چشمان پرفروغش را به انتظار می نشیند.

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gif

ولادت امام حسن عسکری(ع) مبارک باد.
ولادت امام حسن عسکری(ع) مبارک باد.
ولادت امام حسن عسکری(ع) مبارک باد.
ولادت امام حسن عسکری(ع) مبارک باد.

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۱۲/۲۲, ۱۰:۵۱
آفتاب مهر

http://img.tebyan.net/big/1387/01/388124123140799225421951731111416513518.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/01/2622110121643182232596342436123721856124.jpg)
http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gif
اى آفتاب مهر تو روشنگر وجود
در پیشگاه حكم تو ذرات در سجود
اى میر عسكرى لقب اى فاطمى نسب
آن را كه نیست مهر تو از زندگى چه سود
علمت محیط بر همه ذرات كاینات
فیضت نصیب، بر همه در غیب و در شهود
تاریخ تابناك حیاتت، گر اندك است
بر دفتر مفاخر اسلامیان فزود
عیسى دمى و پرتو رأى منیر تو
ز نگار كفر از دل نصرانیان زدود
این افتخار گشته نصیبت كه از شرف
در خانه تو مصلح كل دیده برگشود
اى قبله مراد كه در بركه السّباع
شیران به پیش پاى تو آرند سر فرود
قربان دیده اى كه به بزم تو فاش دید
جاى قدوم عیسى و موسى و شیث و هود

http://img.tebyan.net/big/1387/01/205115141013195311466174854812018113216.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/01/892511451501052531111091232492542385621664.jpg)

قرآن ناطقى تو و قرآن پاك را
الحق مفسّرى، ز تو شایسته تر نبود
دشمن بدین كلام ستاید ترا كه نیست
در روزگار، چون تو به فضل و كمال و جود
شادى به نزد مردم غمدیده نارواست
جان ها فداى لعل لبت كاین سخن سرود
مدح شما، ز عهده مردم برون بود
اى خاندان پاك كه یزدانتان ستود
از نعمت ولاى شما خاندان وحى
منّت نهاد بر همگان، خالق و دود
اى پورهادى، اى حسن العسكرى ز لطف
بپذیر از " مؤید " دلخسته این درود



http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/22.gif

بخش دین و اندیشه تبیان



شاعر : سیّد رضا مؤیّد


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/04038723763412407111.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/04038723763412407111.gif)

neginsabz
۱۳۸۹/۱۲/۲۲, ۱۳:۴۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_dtr.gif
ماندگارترین راز در کلام امام حسن عسکری (علیه السلام)
http://img.tebyan.net/big/1389/12/152167557532468143381652282521124668122.jpg
حضرت امام حسن عسکری(علیه‌السلام) به کنیه‌های "ابامحمد" و "ابن الرضا" مشهور بودند. با کاوش در منابع تاریخی، به دست می‌آید که در کودکی همراه با پدر بزرگوارشان به تبعیدگاه آمده و مدت بیست سال با امام هادی(علیه‌السلام) در زندان یا تبعید به سر بردند. پس از شهادت امام دهم شیعیان، دوران شش ساله امامتش را نیز به همین منوال گذراند(1). بی گمان،دوران امامت امام حسن عسکری(علیه‌السلام) یکی از حساس‌ترین دوره‌های امامت شیعه بوده است، زیرا رهبری و امامت شیعه به جایی می‌رسد که همگان انتظار آن را داشته‌اند. بر این اساس، از طرف خلافت وقت، اموال و اوقاف شیعه، به دست کسانی که دشمن آل محمد(صلی‌الله‌علیه‌و‌آل ‌و‌سلم)و جریان‌های شیعی بودند سپرده می‌شد تا بدین گونه از تقویت بنیه مالی نهضت جلوگیری کنند(2).
چنین سیاستی در را ستای جلوگیری از مفهوم والای ظهور منجی، در نزد خاندان پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌ له‌و‌سلم)بود. با آن که بنی عباس در گذشته قصد داشت چنین مفهوم پویایی را به نفع خود در خاندان بنی عباس پی ریزی کردند، اما شیعه در طول دوران مختلف امامت معصومان(علیهم‌السلام)، به چنان بلوغ فکری رسیده بود که دیگر، سیاست‌های دشمنان دین خدا کارساز نبود.
بی تردید، دوره امامت یازدهمین امام شیعیا ن(علیه‌السلام)، سرآغاز تعابیر نورانی پیامبر و امامان شیعه(علیهم‌السلام) در ظهور منجی و قائم آل محمد(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه ‌الشریف) بود. با آن که خلافت عباسی، در همه حال مراقب اقدام‌های فرهنگی و انقلابی امام عسکری(علیه‌السلام) بود، ولی آن حضرت به گونه معجزه آسا باز هم در مسیر تقویت هر چه بیشتر مقوله انتظار و ظهور قائم(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه ‌الشریف)، سخنان ارزشمندی را بیان داشتند.
شیخ صدوق در کمال الدین، از موسی بن جعفر بغدادی نقل می‌کند که گفت: شنیدم امام حسن عسکری(علیه‌السلام) می‌فرمود:"شما را چنان می‌بینم که بعد از من درباره جانشین من اختلاف می‌کنید. آگاه باشید... کسی که معتقد به امامت ائمه بعد از پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌ له‌و‌سلم)باشد ولی فرزند مرا انکار کند، مانند آن است که تمام انبیا را باور دارد ولی نبوت پیامبر خاتم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و سلم)را منکر شود. در صورتی که هر کس منکر رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و‌سلم)باشد همه پیامبران را انکار کرد ه است، زیرا اطاعت آخرین نفر ما، مانند اطاعت اولین آن‌هاست و هر کس منکر اولین معصوم ما شود، آخرین نفر ما را انکار کرده است. آگاه باشید... فرزند مرا غیبتی است که مردم درباره آن دچار شک و تردید شوند، مگر کسا نی که خداوند آن‌ها را ثابت می‌دارد."(3)
نویسنده می‌کوشد تا درباره آخرین جمله از این حدیث رهگشا (شک و تردید در مقوله انتظا ر) به محوریت دنیا مرزی، دنیا رمزی و دنیا رازی، ارائه گر سرفصل‌های توضیحی باشد.
دنیا، در مفهوم تقابلی خود، با سرای آخرت، بستر زندگی فرزندان آدم است.
چنین بستری در نگاهی ژرف، سراسر، مرز است و رمز و راز... مرزها در آینه خلق و خوی نهفته در آدمیزادگان نمایان گشت. مرام هابیلی، مرز قابیلیان گردید و این گسست، یعنی جدایی حق از باطل.
مرزها مقدسند، زیرا جا پای استقرار آدمیت است در سرزمین فطرت.
شاید مرزبندی‌های جغرافیایی نیز از این لحاظ ارزشمند باشند که نمایانگر وطن می‌گردند. آن گاه که خدا انسان را آفرید، کالبد بی جانش را هویت بخشید. در او دمید و مسجود فرشتان شد.
این دمیدن، آدمی را به چالش واداشت تا برای همیشه مرز خوبی‌ها را پاس بدارد. بی گمان، این دنیا مرز است و پویایی آن به غفلت نورزیدن از دمیدن خداست. به تعبیری این "نفخه الهی" را چنانچه آدمی در زندگی همیشه به یاد داشته باشد، در وطن الهی یا همان آدمیت، خوش سیری دارد. و این خود تلاقی گاه آدمیت و حیوانیت است. گاه افرادی وابسته به دنیایند تا جایی که ارزش‌ها را فراموش می‌کنند. فارغ از آن که اشخاصی نیز عارف و واصل به حقند که حقیقت‌هایی دیگر را در می‌یابند که او بیگانه با آنهاست.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_dtr.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۱۲/۲۲, ۱۳:۴۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_dtr.gif
http://img.tebyan.net/big/1389/12/20319799112192962021987548424319921718027.jpg
اینجاست که در نگاهی معنوی، چنین آدم‌های بی خردی، با فراموشی فطرت خویش، از حیوانات نیز دنیایی‌تر، دنی تر و پست‌تر می‌گردند. بر این اساس، فطرت، آدمیت انسان را در قبال عمل نمودن به احکام الهی (انجام واجبات و ترک محرمات) تضمین می‌نماید. و این همان است که امامان شیعه(علیهم السلام) بر آن تأکید ورزیده‌اند که "ما کسی را مؤمن و شیعه به شمار نمی‌آوریم مگر هنگامی که از اوامر ما پیروی نماید."(4) این باور از چنان استحکامی برخوردار است که فرمودند:"هر آن کس که بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به گونه مردگان دوره جاهلیت مرده است."(5) چنین باوری، شیعه را وامی دارد تا در مسیر خداشناسی مرز راستین ایمانش را که همان شناخت اسلام از شبکه نورانی امامان شیعه(علیهم‌‌السلام) است، پاس بدارد. بدیهی است، سرفصل‌هایی چون دنیا، آخرت، بهشت، جهنم، نفخه الهی، فطرت و معرفت حلال و حرام و الهی... همه به مرزبندی شناخت امام شیعه و حجت خدا در هر عصری خاتمه می‌یابد.
از سویی دیگر، این دنیا رمز و رازی دارد که باید در پی کشف آن برآییم. هر رمزی، به محتوای درونش بستگی دارد که تا چه اندازه از ارزشمندی برخوردار است. رمزها در امتداد عقلانی مرزها قابل کشفند، به شرطی که در حقانیت و اصالت رمزها، دچار تردید نشویم. در زندگی روزمره آدمیان، حوادثی به ظهور می‌رسد که ندانستن علت‌ها و زنجیره غایتی آن، هر یک می‌تواند رمزی در زندگی انسان‌ها باشد. زلزله، سیل، مرگ و فراز و نشیب روزگار و... همه و همه رمزهایی هستند که انسان خواهان حیات طیبه، با کشف آن‌ها زندگی جاویدی را برای خود رقم می‌زند. بدیهی است، کشف این گونه رموز، به طور کامل به اعتقادات و معنویات بستگی دارد که تا چه اندازه آدمی از آن برخوردار باشد.
چنانچه از پیچیده‌ترین رمزها به "راز" تعبیر نماییم، حقیقت بحث آشکارتر می‌شود، که رازها نیازمند رازدارانی مستحکمند. یکی از ماندگارترین رازهای عالم که در طول تاریخ، رازداران خاص خود را به همراه داشته است، مقوله ظهور منجی از خاندان پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌ له‌و‌سلم)بوده است .(6) این رازداران بیگانه با تردید، بر این باورند که تاریخ بشری با وجود فراز و نشیب‌ها، فرجامی خجسته دارد و با ظهور مهدی(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه ‌الشریف) کار جهان به سامان می‌شود و آدمی به رستگاری دست می‌یابد. این، وعده‌ای مقدر است که احادیث و اخبار موثق به آن اشاره کرده و شیعیان آن را امری حتمی و تحقق یافته در آینده می‌دانند.(7)
از برکات چنین راز مقدسی که پنهان از چشم‌های ظاهری است، روحیه منتظرانی است که در راه یاری حق و یاری دین خدا و امر به معروف و نهی از منکر، در برابر باطل ایستادگی دارند. آنان آموخته‌اند که اگر از دنیا تنها یک روز باقی بماند، خدا آن روز را طولانی می‌گرداند تا مردی از فرزندان پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌ له‌و‌سلم)ظهور کند که دنیا را سرشار از عدل و قسط نماید و ظالمان را به سزایشان رساند.(8) چنین رازدارانی به وعده پیشوایی مؤمنان ایمان دارند(9) و با تلقین‌های رسیده از مدار وحی، انتظار فرج را، پرفضیلت‌ترین کردارها می‌دانند.(10) ایشان به گوش جانشان نواخته شده است که هر کدام از شما در انتظار و چشم به راهی این راز بزرگ، از دنیا برود؛ همچون کسی است که در خیمه منجی و قائم(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه ‌الشریف)، همراه او بوده است.(11)
این عاشقان از زندگی لذت نمی‌برند تا آن که راز معنوی را به چشم ببینند و این رازی است که هر چند در فردوس یا بهشت جاودان هم باشند، باز به دنبال آن روانند(12)، بر این رازشان استوارند و در مناجات عارفانه خود نجوا دارند:"بار پروردگارا آن جمال دلربای با عظمت و آن سیمای محبوب را به من نشان بده.(13) برای تعجیل منجی دعا می‌کنند و قائم(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه ‌الشریف) برایشان دعا می‌کند. هر صبحگاه و شامگاه به رازشان پابندند و در لحظه‌هایی که در ناامیدی‌های زندگی، طاقتشان کم می‌شود؛ خاضعانه دعای ثابت ماندن در دین را می‌خوانند.(14) به راستی که چه خوش رازی دارند چنین رازداران سیراب شده از آبشار معرفت(15)، چه این که این راز بزرگ، رازهای انبیا را نیز در خود جای داده است. امام سجاد(علیه‌السلام) فرمودند: در قائم(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه ‌الشریف)، سنت‌های انبیای سلف نیز موجود است. طولانی بودن عمرش به مثل عمر نوح و آدم(علیه‌السلام)، پنهان بودن ولادتش همانند ابراهیم(علیه‌السلام)، غیبتش به مانند موسی(علیه‌السلام)، فرج و گشایشش همانند ایوب(علیه‌السلام)، تردید و شک درباره‌اش همچون اختلاف و تردید مردم درباره مسیح(علیه‌السلام) و حق طلبی و از بین بردن زورگویان و طاغوت‌ها همانند جدش محمد مصطفی(ص).(16) بدون تردید، ماندگاری این راز را باید از آن منظر کاوش نمود که تاریخ جهان، با حجت خدا آغاز گردید و با حجتی دیگر به پایان می‌رسد، زیرا دنیا نیز وامدار چنین رازی است که اگر حجت خدا نباشد، دنیایی نیست.(17)
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_dtr.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۱۲/۲۲, ۱۳:۴۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_dtr.gif
http://img.tebyan.net/big/1387/01/25224023823146245883715940442134152176193.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/01/5124293669016241941313423318819287221.jpg)
در طول تاریخ، همیشه کسانی بودند که قصد از بین بردن چنین رازی را داشتند. امام رضا( ع) فرمود:"بنی‌امیه و بنی عباس به دو علت به روی ما شمشیر کشیدند؛ نخست این که خود می‌دانستند در خلافت حقی ندارند، بنابراین می‌ترسیدند ما ادعای حکومت کنیم و خلافت را به جایگاه اصلی آن بازگردانیم. دوم، از روایت‌های متواتر یقین داشتند به این که زوال حکومت ستمکاران به دست قائم ماست. و از طرفی شک نداشتند که خودشان از ستمکارانند. بر این اساس، کوشش داشتند به منظور جلوگیری از تولد امام قائم(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه ‌الشریف)، با کشتن او، اولاد رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و‌سلم)را به قتل رسانند و نسل او را نابود کنند، اما خداوند برای هیچ کدام از آن‌ها این امر را میسر نمی‌سازد تا نور "قائم" خود را به کمال رساند.(18)
پس از غیبت آن بزرگوار نیز دشمنان خدا در پایان بخشی به این معمای پیچیده عالم هستی، کوشش داشتند، ولی امر خدا بر چیزی استوار است که باید محقق شود. اینک پس از چندین قرن، افکاری بیگانه با رازهای الهی، با بیان شبهه‌هایی، تلاش در مسیر غیرواقعی نشان دادن مقوله انتظار منجی می‌نمایند. ایشان چنین حقیقت پویایی را در قالب اساطیر کهن نهادینه می‌کنند و با طرح مقوله اشتراک جمعی تمام ادیان، درباره ظهور من جی، این راز را تنها یک اسطوره می‌پندارند. در بیانی دیگر، کارکرد اسطوره‌ها را متفاوت می‌دانند و چنین حقیقتی را از نمونه‌های اساطیر موفق در هماهنگی نظم دینی و باورهای مذهبی افراد قلمداد می‌نمایند. باید اذعان نمود، این دیدگاه در هر موردی که از توان درک حقایق عاجز است، با آوردن واژه‌هایی کلیشه‌ای همچون سمبلیک، اسطوره و خرافات... به آن خاتمه می‌دهد. ایشان مقصود و هدف خود را در لابه لای مطالب علمی پنهان می‌سازند و با زیرکی خاص به مخاطب خود القا می‌کنند، حق و حقیقتی در این گونه مسایل عامه پسند و جود ندارد.
به اعتقاد نویسنده، چنین شبهاتی همه از غفلت در وادی جهان‌بینی اسلامی است. چنانچه معیارهای موفقیت یک جهان‌بینی برتر را بازنگری کنیم، این حقیقت آشکار می‌شود که رسالت و نقش دین در حل بحران‌های زندگی، انسان مؤمن را به صحیح‌ترین شیوه، هدایت بخشی می‌کند.
اگر قائل گردیم که یک جهان بینی باید قابل اثبات باشد و پشتوانه‌های عقلانی و منطقی داشته باشد، زندگی آدمی در آن هدفمند و معنادار باشد یعنی زندگی در دنیا پوچ و بی هدف نباشد و از همه مهم‌تر انسان را نسبت به آنچه از او صادر می‌شود متعهد و مسئول نماید و دیگر آن که آرمان ساز و تقدس بخش هدف‌های انسانی باشد و انسان را نسبت به آینده‌اش امیدوار سازد(19)؛ با توجه به این مؤلفه‌های کارآمد، به دست می‌آید که جهان‌بینی اسلامی‌ با استفاده دقیق از تمامی ابزار و مؤلفه‌هایش، سعی در پیشبرد و هدایت جامعه بشری داشته است.
http://img.tebyan.net/big/1387/01/1399524420362200177861678317319444776241.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/01/20790214157149143801802151856521425510135181.jpg)
در چنین باوری، موجودات جهان هستی با هماهنگی شگفت انگیزی به یک جهت و به سمت یک مرکز تکامل در حرکتند. بر این اساس، گاهی این حرکت رو به تکامل به گونه ظاهر و گاهی به شیوه پنهانی، هدایت بخشی مردم را به عهده دارد.(20). به راستی، چگونه امکان دارد این همه روایات متواتر، مکاشفات گوناگون و... را با برداشتی ابتدایی، غیرواقعی قلمداد کنیم.
در دایره تقدیر الهی، مقدر است که این وجود مقدس و رهبر منتظر خود را آشکار نسازد و با این که همراه دیگران لحظه‌ی موعود را انتظار می‌کشد، خود را به آنان ننماید. حکمت غیبت امام عصر(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه الشریف) برای ما به طور کامل روشن نشده است و به یقین علت آن پس از ظهور حضرت، مشخص می‌گردد.
بر این اساس، انسان نه قادر است و نه به او اجازه داده شده با گمانه زنی‌هایش، فلسفه حقیقی غیبت امام عصر(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه الشریف) را دریابد؛ و این رازی سر به مهر است که آدمی به آن آگاهی ندارد.(21) از طرفی، هر چند این راز از دیدگان مردم پنهان است، ولی یادش از دل‌های اهل ایمان ناپدید نمی‌شود(22) و همین ایمان راسخ است که مؤمنان و رازداران واقعی را در عرصه‌های زندگی نجات می‌بخشد. بی گمان، هر حقیقتی واقعیت دارد و این واقعیت را نمی‌توان تنها به بهانه درک نکردن با حواس ظاهری، منکر شد.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_dtr.gif

پی نوشت ها:
1،رک:حسین مظاهری، "زندگی چهارده معصوم"؛ رک:نورالابصار شبلنجی
2،هیأت علمی معاونت و آموزش ارتش، دروس تاریخ تحلیلی اسلام، ص146
3،رک:صدوق، "کمال الدین"، بخش سخنان حضرت عسکری"ع"
4،"اصول کافی"، ج2/63، ج13
5،"ینابیع الموده"، باب29/137
6،رک:ناصرالدین صاحب الزمانی، "دیباچه‌ای بر رهبری"، ص96 به بعد
7،علی رضا مسجد جامعی، "پژوهشی در معارف امامیه"، ج2/822
8،رک:"منتخب الاثر"، ص 247
9،رک:قرآن کریم، قصص/5
10،رک:"کمال الدین"، باب 25/ح 6
11،رک:"منتخب الاثر"،ص498
12،رک:"مکیال المکارم"، ج1/314:"ولست الذی العیس حتی اراکم. لو کنت فی الفردوس او جنة الخلد"
13 و ،اللهم ارنا الطلعة الرشیدة و الغرة الحمیده
14،رک:"اصول کافی"، کتاب الحجه ج1/342/ح5 و ... مکیال المکارم ج2/284
15،رک:اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف
16،رک:"نورالابصار" مازندرانی، ص352
17،رک:"بحارالانوار"، ج37 "لو لا الحجة لساخت الارض باهلها" علامه مجلسی، 118 حدیث بهای ن مضمون آورده است.
18،پژوهشی در معارف امامیه، ج2، ص872
19،رک:محمد سالاری، "تقویت باورهای دینی در معارف و اخلاق اسلامی"، ص17
20،رک:"نهج البلاغه"، حکمت 147
21،"پژوهشی در معارف امامیه"، ج2، ص854
22،رک:"کمال الدین"، باب34، ج6


نوشته‌ی: محمد حسن پاکدامن "حسام"

گل نرگس
۱۳۸۹/۱۲/۲۲, ۱۵:۱۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/87377195836094879058.jpg (http://www.askquran.ir/images/87377195836094879058.jpg)


سخن های کوتاه از امام یازدهم

هر کس پارسایی خصلت، بخشندگی سرشت و بردباری خوی او باشد، دوستانش بسیار شوند و فراوان از او ستایش گردد و با تمجید از وی، از دشمنانش انتقام گیرند.(1)
کسی که زیاد بخوابد، خواب های پریشان و آشفته می بیند.(2)
دانشمندان شیعه ما، آنان که سرپرست دوستان و اهل ولایت ما هستند، روز قیامت می آیند، در حالی که از تاج هایشان نور درخشیده می شود. بر سر هر یک از آنها تاجی گران بهاست و نور این تاج ها در همه گرداگرد عرصه قیامت به محیط سی هزار سال راه پرتو می افکند.(3)
هر کس از مردم پروا نکند (و خجالت نکشد)، از خدا هم پروا نمی کند.(4)
هر کس فردی را که استحقاق ستایش ندارد بستاید، خود را در مقام اتهام و بدگمانی قرار داده است.(5)
عطای بزرگوار و کریم، تو را نزد او محبوب می سازد و عطای پست و فرومایه، تو را نزد او پست می گرداند.(6)
هر کس بردباری نورزد، طعم آسایش دل را نچشد.(7)
قدر نعمت را نشناسد، مگر سپاسگزار و شکر نعمت نکند، مگر آنکه قدر نعمت را بشناسد.(8)
کسی که نبخشیدن (به جای خویش) را بلد نیست، گذشت به موقع را نیز نمی داند.(9)
چه بسا دگرگونی های زمانه، نوعی از تأدیب خدای عزوجل باشد.(10)
هیچ گرفتاری و بلایی نیست مگر آنکه نعمتی از سوی خدا آن را در برگرفته است.(11)
نکویی صورت، زیبایی ظاهری و نکویی خِرَد، زیبایی درون است.(12)
______________________________
1. بحارالانوار، ج 78، ص 379.
2. محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ترجمه حمیدرضا شیخی، قم، دارالحدیث، 1379، چ 2، ج 4، ص 1925.
3. احتجاج، ج 1، ص 16.
4. بحارالانوار، ج 78، ص 377.
5. میزان الحکمه، ج 11، ص 5479.
6. بحارالانوار، ج 78، ص 378.
7. میزان الحکمه، ج 10، ص 5017.
8. همان، ج 6، ص 2819.
9. بحارالانوار، ج 78، ص 380.
10. میزان الحکمه، ج 1، ص 109.
11. همان، ج 2، ص 575 ؛ بحارالانوار، ج 78، ص 374.
12. میزان الحکمه، ج 2، ص 776.


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_776.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۱۲/۲۲, ۲۲:۳۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_dtr.gif
تکلم به زبان جن و انس و حیوان
http://img.tebyan.net/big/1389/12/152167557532468143381652282521124668122.jpg


مرحوم شیخ مفید، کلینی ، راوندی و بعضی دیگر از بزرگان در کتاب‌های خود آورده‌اند:
یکی از خادمان حضرت ابوالحسن ، امام علیّ هادی علیه السلام - به نام نصیر خادم - حکایت کند:
بارها به طور مکرّر می‌دیدم و می‌شنیدم که حضرت ابومحمّد، امام حسن عسکری علیه السلام در حیات پدر بزرگوارش با افراد مختلف ، به لُغت و لهجه ترکی ، رومی ، خزری و... سخن می‌گوید.
مشاهده این حالات ، برای من بسیار تعجّب آور و حیرت انگیز بود و با خود می‌گفتم : این شخص - یعنی ؛ امام عسکری علیه السلام - در شهر مدینه به دنیا آمده و نیز خانواده و آشنایان او عرب بوده و هستند، جائی هم که نرفته است ، پس چگونه به تمام لغت‌ها و زبان‌ها آشنا است و بر همه آن‌ها تسلّط کامل دارد؟!
تا آن که پدرش امام هادی علیه السلام به شهادت رسید؛ و باز هم می‌دیدم که فرزندش ، حضرت ابومحمّد عسکری علیه السلام با طبقات مختلف و زبان‌ها و لهجه‌های گوناگون سخن می‌گوید، روز به روز بر تعجّب من افزوده می‌گشت که از چه طریقی و به چه وسیله‌ای حضرت به همه زبان‌ها آشنا شده است ؟!
تا آن که روزی در محضر مبارک آن حضرت نشسته بودم و بدون آن که حرفی بزنم ، فقط در درون خود، این فکر را گذراندم که حضرت چگونه به همه لغت‌ها و زبان‌ها آگاه و آشنا شده است ؟!
که ناگهان امام حسن عسکری علیه السلام به من روی کرده و مرا مورد خطاب قرار داد و فرمود: خداوند تبارک و تعالی حجّت و خلیفه خود را که برای هدایت و سعادت بندگانش تعیین نموده است دارای خصوصیّات و امتیازهای ویژه‌ای می‌باشند، همچنین علم و آشنائی به تمام لهجه‌ها و لغت‌ها حتّی به زبان حیوانات را دارند.
و نیز معرفت به نَسَب شناسی و آشنائی به تمام حوادث و جریانات گذشته و آینده را که خداوند متعال از باب لطف به حجّت و خلیفه خود عطا کرده است ، دارند به طوری که هر لحظه اراده کنند، همه چیز و تمام جریانات را می‌داند .
سپس امام حسن عسکری علیه السلام در ادامه فرمایشاتش افزود: چنانچه این امتیازها و ویژگی‌ها نبود، آن وقت فرقی بین آن‌ها و دیگر مخلوق وجود نداشت ؛ و حال آن که امام و حجّت خداوند باید در تمام جهات از دیگران برتر و والاتر باشد.(1)

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_dtr.gif

1- اصول کافی : ج 1، ص 509، ح 11، الخرایج و الجرایح : ج 1، ص 436، ح 14، إرشاد شیخ مفید: ج 343، بحارالا نوار: ج 50، ص 268، ح 8.

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۲/۰۹, ۱۸:۳۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/64902271093634171897.gif
(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/64902271093634171897.gif)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/10744767696081907646.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/10744767696081907646.gif)
طلایه دار عبادت و عرفان
ویژه نامه ولادت با سعادت یازدهمین اختر تابناک آسمان
امامت و ولایت ٬ حضرت امام حسن عسکری علیه السلام

(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25649141136999657035.gif) http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/10744767696081907646.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/10744767696081907646.gif)

http://www.askquran.ir/upload/files/veladetemamhasnasgary.ask_askquran.ir.swf (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/64902271093634171897.gif)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/10744767696081907646.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/10744767696081907646.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۲/۱۰, ۰۰:۵۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/04668634935115101836.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/04668634935115101836.gif)

قطره ای از اقیانوس بیکران کلام امام :


قال الامام العسکری علیه السلام :

لَیسَتِ العِبادَةُ کَثرَةَ الصیّامِ وَ الصَّلوةِ وَ انَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّر فی أمر اللهِ.

امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند

عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت،
زیاد در کار خدا اندیشیدن است.

(تحف العقول، ص448)


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/30951494574647404997.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/30951494574647404997.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۲/۱۰, ۰۰:۵۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/63511783384303295005.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/63511783384303295005.gif)

شیعیان مژده كه از پرده برون یار آمد
عسكرى پورنقى مظهر دادار آمد

گشت از كان كرم گوهر پاكى ظاهر
ز صدف آن دُر تابنده به بازار آمد

شد تولد ز سلیل آن مه تابنده حق
سامره از قدمش جنت الانهار آمد

بهر مولود حسن پورنقى از دل عرش
تهنیت باد ز خلاق، جهاندار آمد

با صفات احدى كرد تجلى به جهان
نور چشم على و احمد مختار آمد

نام نیكوش حسن، خوى حسن، روى حسن
باب مهدى زمان كاشف الاسرار آمد

حامى دین محمد (ص) متولد گردید
عسكرى فخر زمن سرور و سالار آمد

فخر ملك دوسرا جان و دل اهل ولا
خسرو هادى عشر رحمت غفار آمد

گشت از مقدم وى باغ ولایت خرم
چون كه از گلشن دین آن گل بى خار آمد

خواست حق رحمت خود را برساند بر خلق
صورتى ساخت كه با سیرت دادار آمد

نور او نور خدا بود به عالم تابید
روى او شمع هُدى بود شب تار آمد

خُلق غفارى از او خُوى رحیمى ظاهر
مظهر ذات خدا آن گل گلزار آمد


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02238617120841561106.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02238617120841561106.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۲/۱۰, ۰۱:۱۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/17420810131827365636.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/17420810131827365636.gif)



شعرها، از عاقبت به خیریِ خود می‌گویند

که یازدهمین عطر را بوییده‌اند؛ عطشناک و مشتاق.

زمین، امروز متبسم است و آسمان،

طرحی از نشانه‌های یک‌ریز،

از سوی فرشتگان مسرور دارد.

همه آراستگی‌ها، بر صفحه امروز باریده است.

چه تابناک می‌توان از مدایح امروز،

پیاله برگرفت و با مستانگی، تا آخرِ دنیا،

به عشق و شور و خلوص پرداخت.

مدینه، بار دیگر، در اندامی قُدسی ظاهر شده است؛

ایستاده بر درگاهِ صبح.

جماعت شاید نیز صف کشیده‌اند

پشت خانه رونق شکوفایی.

تولد چکامه‌های اردیبهشتی است.

مدینه، قلمرو روشن عشق است؛

بافتِ محکم دلدادگی.

چیزی به عشق نمانده است

با نام «حَسَن»، باب یازدهم کتاب امامت نگاشته می‌شود

و این، مژده‌ای است برای ما که چیزی به کلیّت روشنی نمانده است.

چیزی نمانده به سر زدنِ یگانه گوهر عشق و اتمام حجت.

از هم اکنون، دنیا چشمان پرفروغش را به انتظار می‌نشیند.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90020084982992211506.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90020084982992211506.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۲/۱۰, ۰۲:۰۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_72336137308167716510.gif




فعالیتهای فرهنگی ویژه میلاد خجسته
امام حسن عسگری علیه السلام



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/56520923797351996940.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/56520923797351996940.gif)








http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/13a.gif▐** ▐ويژه نامه ولادت فرخنده خورشيد سامرا ٬امام حسن عسگري(ع) ▐** ▐ (http://www.askquran.ir/thread26050.html)

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/13a.gif(¯*~•~*¯)السلام ای پادشاهِ سامرا ""وصف يازدهمين خورشيد""(¯*~• ~*¯) (http://www.askquran.ir/thread26052.html#post417875)

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/13a.gif╫*♥*╫ پيامک هاي تبريک ميلاد با سعادت امام عسگري╫*♥*╫ (http://www.askquran.ir/thread26051.html)

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/13a.gif|♥|♥|♥|♥|گالري تصاوير ويژه ولادت امام حسن عسگري (ع)|♥|♥|♥|♥| (http://www.askquran.ir/thread26053.html#post417845)


http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/13a.gif✿✿✿ مولودی های ویژه میلاد با سعادت امام حسن عسکری (ع) ✿✿✿ (http://www.askquran.ir/thread30489.html#post527440)



مقالات :

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/13a.gif^*••*^ مروری بر زندگانی یازدهمین پیشوای شیعیان ^*••*^ (http://www.askquran.ir/thread30463.html#post527235)

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/13a.gif▐**♥**▐ابعاد هفتگانه فعاليتهای امام حسن عسكرى(ع) ▐**♥**▐ (http://www.askquran.ir/thread30464.html#post527238)

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/13a.gif▄▀▄ شمه ای ازفضايل وسيره فردى امام حسن عسکری(ع) ▄▀▄ (http://www.askquran.ir/thread30465.html#post527244)





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/79715738944712469617.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/79715738944712469617.gif)

neginsabz
۱۳۹۰/۱۲/۱۰, ۰۸:۴۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/79715738944712469617.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/79715738944712469617.gif)

دست عیسی (ع)در آستین امام عسکری(ع)

روزی در محضر امام حسن عسکری علیه السلام بودیم، از مامورین خلیفه وارد شد و گفت : خلیفه پیام داد که چون أنوش نصرانی یکی از بزرگان نصاری دو فرزند پسرش در حال مرگ هستند، تقاضا کرده‌اند که برویم و برای سلامتی ایشان دعا کنیم. اکنون چنانچه مایل باشید، نزد ایشان برویم تا در نتیجه به اسلام و خاندان نبوّت، خوش بین گردند

http://img.tebyan.net/big/1387/01/205115141013195311466174854812018113216.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1387/01/892511451501052531111091232492542385621664.jpg)
یکی از راویان حدیث به نام جعفر بن محمّد بصری حکایت کند: روزی در محضر حضرت ابومحمّد، امام حسن عسکری علیه السلام بودیم ، یکی از مامورین خلیفه وارد شد و گفت : خلیفه پیام داد که چون أنوش نصرانی یکی از بزرگان نصاری - در شهر سامراء است و دو فرزند پسرش مریض و در حال مرگ هستند، تقاضا کرده‌اند که برویم و برای سلامتی ایشان دعا کنیم . اکنون چنانچه مایل باشید، نزد ایشان برویم تا در نتیجه به اسلام و خاندان نبوّت ، خوش بین گردند.
امام علیه السلام اظهار داشت : شکر و سپاس خداوند متعال را که یهود و نصاری نسبت به ما خانواده اهل بیت از دیگر مسلمین عارف‌تر هستند.
سپس حضرت آماده حرکت شد، لذا شتری را مهیّا کردند و امام علیه السلام سوار شتر شد و رهسپار منزل أنوش گردید. همین که حضرت نزدیک منزل أنوش نصرانی رسید، ناگهان متوجّه شدیم أنوش سر و پای برهنه به سوی امام علیه السلام می‌آید و کتاب انجیل را بر سینه چسبانده است ، همچنین دیگر روحانیّون نصاری و راهبان ، اطراف او در حال حرکت هستند. چون جلوی منزل به یکدیگر رسیدند، أنوش گفت : ای سرورم ! تو را به حقّ این کتاب - که تو از ما نسبت به آن آگاه‌تر هستی و تو از درون ما و آئین ما مطّلع هستی - آنچه را که خلیفه پیشنهاد داده است انجام بده ، همانا که تو در نزد خداوند، همچون حضرت عیسی مسیح علیه السلام هستی .
امام حسن عسکری علیه السلام با شنیدن این سخنان ، حمد و ثنای خداوند را به جای آورد و سپس وارد منزل نصرانی شد و در گوشه‌ای از اتاق نشست . و جمعیّت همگی سر پا ایستاده و تماشای جلال و عظمت فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله بودند، بعد از لحظاتی حضرت لب به سخن گشود و اشاره به یکی از دو فرزند مریض نمود و اظهار داشت : این فرزندت باقی می‌ماند و ترسی بر آن نداشته باش ؛ و امّا آن دیگری تا سه روز دیگر می‌میرد، و آن فرزندت که زنده می‌ماند مسلمان خواهد شد و از مؤمنین و دوستداران ما اهل بیت قرار خواهد گرفت .
أنوش نصرانی گفت : به خدا سوگند، ای سرورم! آنچه فرمودی حقّ است و چون خبر دادی که یکی از فرزندانم زنده می‌ماند، از مرگ دیگری واهمه‌ای ندارم و خوشحال هستم از این که پسرم اسلام می‌آورد و از علاقه مندان شما اهل بیت رسالت قرار می‌گیرد. یکی از روحانیّون مسیحی ، أنوش را مخاطب قرار داد و گفت : ای أنوش! تو چرا مسلمان نمی‌شوی؟ پاسخ داد: من اسلام را از قبل پذیرفته‌ام و نیز مولایم نسبت به من آگاهی کامل دارد.
در این موقع ، حضرت ابومحمّد، امام عسکری علیه السلام اظهار نمود: چنانچه مردم برداشت‌های سوئی نمی‌کردند، مطالبی را می‌گفتم و کاری می‌کردم که آن فرزندت نیز سالم و زنده بماند.
أنوش گفت : ای مولا و سرورم! آنچه را که شما مایل باشید و صلاح بدانید، من نیز نسبت به آن راضی هستم .
جعفر بصری گوید: یکی از پسران أنوش نصرانی همین طور که امام علیه السلام اشاره کرده بود، بعد از سه روز از دنیا رفت و آن دیگری پس از بهبودی مسلمان شد و جزء یکی از خادمین حضرت قرار گرفت.

منبع: چهل داستان و چهل حدیث از امام حسن عسگری(ع)/ عبدالله صالحی
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/79715738944712469617.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/79715738944712469617.gif)

neginsabz
۱۳۹۰/۱۲/۱۰, ۰۸:۴۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90020084982992211506.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90020084982992211506.gif)
چهل مروارید از اقیانوس کلام امام حسن عسکری (علیه السلام)


http://img.tebyan.net/big/1386/12/831675954250209227249136158108654123712564.jpg
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
1- پرهیز از جدال و شوخى
لاتمـار فیذهب بهائك و لا تمـازخ فیجترء علیك.1
جـدال مكـن كه ارزشت مـى رود و شـوخـى مكـن كه بـر تـو دلیـر شـوند.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
2ـ تواضع در نشستن
من رضى بدون الشرف من المجلس لم یزل الله و ملائكته یصلون علیه حتى یقوم2
هـر كه به پـاییـن نشستـن در مجلـس خشنـود بـاشـد پیـوسته خــــــــــدا و فرشته ها بر او رحمت فرستند تا برخیزد.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
3ـ هلاكت در ریاست و افشاگرى
دع مـن ذهب یمینا و شمالا، فـان الراعى یجمع غنمه جمعها باهون سعى و ایاك و الاذاعه و طلب الـریـاسه فـانهمـا یـدعوان الى الهلكه.3
آن را كه به راست و چپ رود واگذار! به راستـى چـوپان گوسفندانش را به كمتر تلاشى گرد آورد.
مبادا اسرار را فاش كرده و سخن پراكنى كنى و در پى ریاست باشى، زیرا این دو آدمى را به هلاكت مى كشانند.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
4ـ گناهى كه بخشوده نشود
مـن الذنـوب التى لا تغفر: لیتنى لا اواخذ الا بهدا. ثم قال: الاشراك فى الناس اخفـى مـن دبیب النمل علـى المسح الاسـود فى اللیله المظلمه.4
از جمله گناهانى كه آمرزیده نشـود این است كه (آدمى) بگوید: اى كاش مرا به غیر از ایـن گناه مواخذه نكنند. سپـس فرمود: شرك در میان مردم از جنبـش مورچه بر روپوش سیاه در شب تار نهانتر است.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
5ـ نزدیكتر به اسم اعظم
بسم الله الرحمـن الـرحیـم اقـرب الى اسـم الـله الاعظم مـن سواد العین الى بیاضها.5
(بسم الله الرحمـن الـرحیـم) به اسـم اعظم خـدا،از سیاهـى چشـم به سفیـدىاش نزدیكتـر است.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
6ـ دوستـى نیكـان و دشمنــى بـدان
حب الابرار للابرار ثواب للابرار،و حب الفجار للابرار فضیله للابرار و بغض الفجار
للابـرار زیـن للابـرار ، و بغض الابـرار للفجـار خزى علـى الفجار.6
دوستـى نیكـان به نیكـان ، ثـوابست بـراى نیكـان.
و دوستـى بـدان به نیكان ، فضیلت است براى نیكان،
و دشمنى بدان با نیكان ، زینت است بـراى نیكان،
و دشمنـى نیكـان بـا بـدان، رسـوایـى است بـراى بـدان.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90020084982992211506.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90020084982992211506.gif)

neginsabz
۱۳۹۰/۱۲/۱۰, ۰۸:۴۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90020084982992211506.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90020084982992211506.gif)
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
7ـ سلام نشانه تواضع
مـن التـواضع السلام علـى كل مـن تمر به، و الجلـوس دون شـرف المجلس.7
از جمله تواضع و فروتنى سلام كردن بر هر كسى است كه بر او مى گذارى، و نشستن در پایین مجلس است.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
8ـ خنده بیجا
من الجهل الضحك من غیر عجب.8
خنده بیجا از نادانى است.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
9ـ همسایه بد
مـن الفـواقـر التـى تقصـم الظهر جار ان راى حسنه اطفـاهــا و ان راى سیئه افشاها.9
از بلاهاى كــمـر شكــن ، همــسایـه اى اسـت كـه اگــر كـردار خـوبى رابینـد نهانـش سـازد و اگـر كـردار بـدى را بینـد آشكـارش نمـایـد.
عبـادت كــردن بـه زیـادى روزه و نـمـاز نیـست، بلكه ( حقیقت) عبادت، زیاد در كار خدا اندیشیدن است
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)


10ـ پندى گویا و جامع
http://img.tebyan.net/big/1386/12/741442094097202511531932231319636753914.jpg
اوصیكـم بتقـوى الله و الورع فـى دینكم و الاجتهاد لله و صدق الحدیث و اداء الامانه الـى مـن ائتمنكـم مـن بـر او فـاجـر و طـول السجـود و حسـن الجـوار .
فبهذا جاء محمـد(ص) صلـوا فـى عشائرهـم واشهدوا جنائـزهـم و عودوا مـرضاهـم و ادوا حقوقهم، فان الرجل منكـم اذا ورع فى دینه و صدق فى حدیثه و ادى الامانه و حسـن خلقه مع النـاس قیل: هذا شیعى فیسـرنى ذلك.
اتقـوا الله و كونوا زینا و لا تكونا شینا، جروا الینا كل موده وادفعوا عنا كل قبیح ، فانه ما قیل فینا من حسـن فنحـن اهله و ما قیل فینا مـن سـوء فما نحـن كذلك. لنا حق فى كتاب الله و قرابه من رسول الله و تطهیر مـن الله لایدعیه احد غیرنا الا كذاب.
اكثروا ذكر الله و ذكر الموت و تلاوه القرآن و الصلاه على النبـى (ص) فان الصلاه على رسول الله عشر حسنات احفظوا ما وصیتكم به و استـودعكم الله و اقرء علیكـم السلام.10
شما را به تقـواى الهى و پارسایـى در دینتان و تلاش براى خدا وراستگویـى و امانتـدارى درباره كسـى كه شما را امیـن دانسته ـ نیكـوكار باشد یا بـدكارـ و طول سجود و حسـن همسایگى سفارش مى كنـم، محمد(ص) براى همیـن آمده است. در میان جماعتهاى آنان نماز بخـوانید و بـر سر جنازه آنها حاضر شـویـد و مریضانشان را عیادت كنید، و حقوقشان را ادا نمایید زیرا هر یك از شما چون در دینـش پارسا و در سخنـش راستگـو و امانتدار و خـوش اخلاق بامردم باشد، گفته مى شـود : ایـن یك شیعه است، و ایـن كـارهـاست كه مـرا خـوشحـال مـى سـازد.
تقواى الهى داشته باشید، مایه زینت باشید نه زشتى، تمام دوستى خـود را به سوى ما بكشانید و همه زشتـى را از ما بگردانید، زیرا هر خـوبـى كه درباره ما گفته شود ما اهل آنیم و هر بدى درباره ما گفته شـود ما نه آنیـم، در كتاب خدا براى ما حقـى و قرابتـى از پیامبر خداست و خـداونـد ما را پاك شمرده ، احـدى جز ما مدعى ایـن مقام نیست، مگر آن كه دروغ مـى گـوید. زیاد به یاد خدا باشید و زیاد یاد مرگ كنید و زیاد قـرآن را تلاوت نماییـد و زیاد بر پیغمبـر (ص) سلام و تحیت بفـرستیـد. زیـرا صلـوات بـر پیـامبـر خــدا(ص) ده حسنه دارد.
آنچه را به شما گفتـم حفظ كنیـد و شمـا را به خدا مـى سپارم و سلام بر شمـا.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90020084982992211506.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90020084982992211506.gif)

neginsabz
۱۳۹۰/۱۲/۱۰, ۰۸:۴۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90020084982992211506.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90020084982992211506.gif)

http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
11ـ اندیشه در كار خدا
لیست العباده كثـره الصیام و الصلـوه و انمـا العباده كثره التفكـر فى امر الله.11
عبـادت كــردن بـه زیـادى روزه و نـمـاز نیـست، بلكه ( حقیقت) عبادت، زیاد در كار خدا اندیشیدن است.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
12ـ پلیدى خشم
الغضب مفتاح كل شر.12
خشم و غضب كلید هر گونه شر و بدى است.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
13ـ ویژگیهاى شیعیان
شیعتنـا الفئه النـاجیه والفـرقه الزاكیه صـاروا لنـا رادئا و صـونا و على الظلمه البا و عونا سیفجـر لهم ینابیع الحیـوان بعد لظى مجتمع النیـران امـام الـروضه.13پیـروان ما ، گـروههاى نجات یابنـده و فـرقه هاى پاكـى هستنـد كه حافظان (آییـن) ماینـد، و ایشـان در مقـابل ستمكـاران ، سپـر و كمك كـار ما (هستند).
به زودى چشمه هاى حیات ( منجى بشریت) بعـد از گدازه توده هاى آتـش! پیش از ظهور براى آنان خواهد جوشید.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)


14ـ ناآرامى كینه توز
اقل الناس راحه الحقود.14
كینه توز ناآرام ترین مردمان است.
شما عمر كاهنده و روزهاى برشمرده اى دارید، و مرگ به ناگهان مىآید، هر كس تخم خیرى بكارد به خوشى بدرود، و هر كس تخـم شرى بكارد به پشیمانى بدرود، هر كه هر چه بكارد همان براى اوست.كندكار را بهره از دست نرود و آزمنـد آنچه را مقـدرش نیست در نیابـد، هر كه به خیرى رسـد خدایش داده و هر كه از شـرى رهـد خـدایـش رهانده


http://img.tebyan.net/big/1388/12/1405776153216125363702242162415571146235.jpg
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
15ـ پارسا ترین مردم
اورع الناس من وقف عند الشبهه، اعبد الناس من اقام على الفرائض ازهد الناس مـن تـرك الحـرام ، اشـد النـاس اجتهادا مـن تـرك الذبوب.15
پـارسـاتـریـن مـردم كسـى است كه در هنگـام شبهه تـوقف كنـد.
عابـدتـریـن مـردم كسـى است كه واجبـات را انجـام دهـد.
زاهـد تـریـن مـردم كسـى است كه حـرام را تـرك نمـاید.
كـوشنـده تـریـن مـردم كسـى است كه گنـاهـان را رهـا سازد.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
16ـ وجود مومن
المـومـن بـركه علـى المـومـن و حجه علـى الكـافـر.16
مـومـن بـراى مـومـن، بـركت و بـر كـافـر ،اتمام حجت است.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90020084982992211506.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۱۲/۱۰, ۰۸:۴۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90020084982992211506.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90020084982992211506.gif)
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
17ـ محصول اعمال
انكـم فى آجال منقـوصه وایام معدوده و الموت یاتى بغبه، من یزرع خیرا یحصد غبطه و مـن یزرع شرا یحصـد ندامه، لكل زارع ما رزع لایسبق بطـىء بحظه، ولا یدرك حـریص ما لـم یقـدر له، مـن اعطـى خیـرا فالله اعطـاه، و مـن وقـى شـرا فالله وقاه.17
شما عمر كاهنده و روزهاى برشمرده اى دارید، و مرگ به ناگهان مىآید، هر كس تخم خیرى بكارد به خوشى بدرود، و هر كس تخـم شرى بكارد به پشیمانى بدرود، هر كه هر چه بكارد همان براى اوست.كندكار را بهره از دست نرود و آزمنـد آنچه را مقـدرش نیست در نیابـد، هر كه به خیرى رسـد خدایش داده و هر كه از شـرى رهـد خـدایـش رهانده.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
18ـ شناخت احمق و حكیم
قلب الاحمق فـى فمه و فـم الحكیـم فى قلبه.18
قلب احمق در دهـان او و دهـان حكیم در قلب اوست.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
19ـ تلاش براى رزق
مقـدر لا یشغلك رزق مeمـون عن عمل مغروض.19
رزق و روزى ضمـانت شـده، تـو را از كـار واجب بـاز نـدارد.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
20ـ عزت حقگرایى
مـا ترك الحق عزیز الا ذل ، ولا اخذ به ذلیل الا عز.20
هیچ عزیزى را رها نكند مگر آن كه ذلیل گردد و هیچ ذلیلى به حق نیاویزد مگر آن كه عزیز شود.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
21ـ دوست نادان
صدیق الجاهل تعب.21
دوست نادان ، مایه رنج است.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
22ـ بهترین خصلت
خصلتـان لیـس فـوقهمـا شـىء :الایمـان بـالله و نفع الاخـوان.22
دو خصلت است كه بهتر و بالاتراز آنها چیزى نیست: ایمان به خدا و سود رساندن به برادران .
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
23ـ نتیجه جسارت بر پدر
جراه الـولـد علـى والـده فـى صغره تـدعوا الـى العقـوق فـى كبـره . 23
جرات و دلیرى فرزنـد بر پدرش در كـوچكى ، سبب عاق و نارضایتى پدر در بزرگى مى شود.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
24ـ بهتر از حیات و بدتر از مرگ
خیـر مـن الحیاه ما اذا فقـدته ابغضـت الحیاه و شر من الموت ما اذا نزل بك احببت الموت.24
بهتر از زندگى چیزى است كه چون از دستش دهى از زندگى بدت آید،و بدتر از مرگ چیزى است كه چـون به سـرت آیـد مـرگ را دوست بـدارى.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
25ـ وابستگى و خوارى
مـااقبح بـالمـومـن ان تكون له رغبه تذله.25
چه زشت است بـراى مـومـن ، دلبستگـى به چیزى كه او را خـوار دارد.
هر كه در نهان، برادر خود را پند دهد او را آراسته، و هر كه آشكارا برادرش را پند دهد او را كاسته


http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
26ـ نعمت بلا
ما من بلیه الا ولله فیها نعمه تحیط بها.26
هیچ بلایـى نیست مگـرایـن كه در آن از طـرف خـدا نعمتى است.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90020084982992211506.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90020084982992211506.gif)

neginsabz
۱۳۹۰/۱۲/۱۰, ۰۸:۴۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90020084982992211506.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90020084982992211506.gif)
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
27ـ اكرام بدون افراط
لا تكرم الرجل بما یشق علیه.27
هیچ كـس را طـورى اكـرام مكـن كه بـر او سخت گذرد.
http://img.tebyan.net/big/1385/02/1071455219214524823176186961642552446123738.jpg
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
28ـ ارزش پند پنهان
مـن وعظ اخـاه سـرا فقـد زانه، و مـن وعظه علانیه فقـد شـانه.28
هر كه در نهان، برادر خود را پند دهد او را آراسته، و هر كه آشكارا برادرش را پند دهد او را كاسته .
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
29ـ تواضع و فروتنى
التواضع نعمه لایحسد علیها.29
تـواضع و فـروتنـى، نعمتـى است كه بـر آن حسـد نبـرنـد.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
30ـ سختى تربیت نادان
ریـاضه الجـاهل و رد المعتـاد عن عادته كـالمعجز.30
پـرورش دادن نـادان و تـرك دادن معتـاد از عادتـش ، مـاننـد معجزه است.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
31ـ شادى بیجا
لیـس مـن الادب اظهار الفـرح عند المحزون.31
اظهار شـادى نزد غمـدیـده، از بـى ادبـى است.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
32ـ جمال ظاهر و باطن
حسـن الصـوره جمـال ظاهـر، و حسـن العقل جمـال البـاطـن
صـورت نیكـو، زیبـایـى ظاهـرى است، و عقل نیكـو ،زیبـایى بـاطنى است.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90020084982992211506.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90020084982992211506.gif)

neginsabz
۱۳۹۰/۱۲/۱۰, ۰۸:۴۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90020084982992211506.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90020084982992211506.gif)
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
33ـ كلید تمام گناهان
جعلت الخبـائث فـى بیت و جعل مفتـاحه الكذب.32
تمـام پلیـدیها در خـانه اى قـرار داده شـده و كلیـد آن دروغگـویى است.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
34ـ چشم پوشى از لغزش و یاد آورى احسان
خیـر اخـوانك مـن نسـى ذنبك و ذكـر احسـانك الیه.33
بهتـریـن بـرادران تـو كسـى است كه خطـایت را نـادیـده گیرد و احســانت را یادآور شود.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
35ـ مدح نالایق
مـن مـدح غیـر المستحق فقـد قـام مقـام المتهم.34
هـر كه نـالایقـى را ثنـا گـویـد، خـود در مـوضع اتهام قـرار گیـرد.
وصـول به خـداونـد عزوجل، سفـرى است كه جز بـا عبـادت در شب حـاصل نگردد

http://img.tebyan.net/big/1383/02/9621418196243242431661901484125111398123.jpg
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
36ـ راه دوست یابى
مـن كـان الـورع سجیته، و الكـرم طبیعته، و الحلـم خلته كثـر صـدیقه. 35
كسـى كه پارسایـى خـوى او ، و بخشنـدگـى طبیعت او، وبردبارى خصلت او باشـد دوستانش بسیار شوند.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
37ـ انس با خدا
من آنس بالله استوحش من الناس.36
كسـى كه بـا خـدا مـانـوس بـاشـد، از مـردم گـریزان گــردد.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
38ـ خرابى مناره ها و كاخها
اذا قـام القـائم امـر بهدم المنـائر و المقـاصیـر التى فى المسـاجـد.37
هنگامى كه قائم (ع) قیام كند دستور به خرابى مناره ها و كاخهاى مساجد دهد.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
39ـ سیر شبانه
ان الـوصـول الـى الله عزوجل سفـر لا یـدرك الا بـامتطاء اللیل.38
وصـول به خـداونـد عزوجل ، سفـرى است كه جز بـا عبـادت در شب حـاصل نگردد.
http://s18.rimg.info/9c5942a2feb9cd23ee1c7323e19f3624.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)
40ـ ادبى بسنده
كفاك ادبا تجنبك ما تكره من غیرك. 39
در مقام ادب براى تـو همین بس كه آنچه براى دیگران نمى پسندى، خود را از آن مى شود.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90020084982992211506.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90020084982992211506.gif)


پى نوشت ها:
1 ـ تحف العقول،ص 486.
2 ـ همان،ص 486.
3 ـ همان،ص 487.
4 ـ تحف العقول ، ص 487.
5 ـ همان،ص 487.
6 همان،ص 487.
7 تحف العقول،ص 487.
8 همان،ص 487.
9 همان،ص 487.
10 تحف العقول،ص 487و 488
11 تحف العقـول ،ص 488. ایـن حدیث از امـام رضا (ع) هـم نقل شـده است.
12 همان،ص 488.
13 الزام الناصب،ص 189.
14 تحف العقول، ص 488.
15 تحف العقول ،ص 489.
16 همان،ص 489.
17 پیشین،ص 489.
18 تحف العقول،ص 489.
19 همان،ص 489.
20 پیشین، ص 489
21 همان،ص 489.
22 تحف العقول،ص 489.
23 همـان،ص 489 .
24 ـ همـان،ص 489 .
25 ـ همــان،ص 489.
26 تحف العقول،ص 489.
27 همان،ص 489.
28 ـ همان،ص 489.
29 ـ پیشین،ص 489.
30 ـ همان،ص 489.
31 ـ تحف العقول،ص 489.
32 ـ بحارالانوار،ج 78،ص 377.
33 ـ پیشین،ج 78 ص 379.
34 ـ همان،ج 78،ص 378.
35 ـ مسند الامام العسكرى،ص 289.
36 ـ همان،ص 287.
37 ـ غیبت شیخ طوسى،ص 133.
38 ـ مسند الامام العسكرى ،ص 290.
39 ـ همان،ص 288

neginsabz
۱۳۹۰/۱۲/۱۰, ۰۸:۴۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90020084982992211506.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90020084982992211506.gif)


http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gif
آن که می آید، شکوه آسمان، عظمت زمین، صداقت ایمان و نجابت آب است.
بهار از نامش شکوفا و عشق از یادش لبریز است!
ولادت امام حسن عسکری علیه السلام مبارک باد.
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gif



(http://shabahang20.blogfa.com/)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90020084982992211506.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90020084982992211506.gif)

خادم الحسن
۱۳۹۰/۱۲/۱۰, ۱۴:۱۲
http://www.ferz.ir/img/imam_Askari_Www.Ferz_.Ir_.jpg



ساقي بياوريد که بزمي به پا کنيم
ساغر بياوريد که قدري صفا کنيم


مُطرب بياوريد که تا خط خويش را
از خط پيروان طريقت جدا کنيم


عمري نماز، پشت سر شيخ خوانده ايم
حالا شبي به پير مغان اقتدا کنيم


عمري نماز، پشت سر شيخ خوانده ايم
حالا شبي به پير مغان اقتدا کنيم


خواندم دعا به مسجد و؛ حاجت روا نشد
يک بار بين ميکده امشب دعا کنيم


يک خمره نه، دو خمره نه، تا يازده رسيد
ما آمديم تا که ز دل عقده وا کنيم


حالا که نام پاک تو اکسير واقعيست
با ذکر «يا حسن» مس دل را طلا کنيم


وقتي که مرده را نفست زنده مي کند
بايد تو را مسيح پيمبر صدا کنيم


حُرّيم و زير دِين نگاه تو رفته ايم
آقا چگونه قرض شما را ادا کنيم؟


حالا که بي ولاي تو طاعات باطل است
بايد نماز و روزه ي خود را قضا کنيم


فرموده ايد شيعه به دوزخ نمي رود
پس هرچه خواستيم گناه و خطا کنيم؟!


وقتي به خاطر تو، به ما شأن مي دهند
ديگر چه احتياج که در دين ريا کنيم


زهرا اگر اجازه دهد در بهشت هم
خدمت به خاندان شريف شما کنيم


تمّار شهرِ عشقِ علي باش اي رفيق
تا اين که پاي دار غمش گريه ها کنيم


گيرم که تو حبيب نبودي، زُهير باش
تا اين که زير تيغ جنون جان فدا کنيم


در باب نوکري به مقامي نمي رسيم
تنها اگر به سينه زدن اکتفا کنيم


ما را غلام قصر خودت کن که در بهشت
شب هاي جمعه روضه برايت به پا کنيم


http://www.shiapics.ir/components/com_joomgallery/img_pictures/___imam_akari_16/856_20090828_1319201819.jpg

neginsabz
۱۳۹۰/۱۲/۱۰, ۱۷:۱۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81297716469476275119.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81297716469476275119.gif)
بی تو خورشید خریدار ندارد

http://img.tebyan.net/big/1390/11/97559923591141363161211158926228247.gif



از ازل آب و گلم گفت : که من کوثری ام
فاطمی دین و حسینی ، حسنی ، حیدری ام
همه ی دلخوشی ام ای گل زهرا این است
که خوش اقبال از این مرحمت داوری ام
سر در قصر بهشتی دلم بنوشتند
که مسلمان مرام حسن عسگری ام
چه کسی مثل من دل شده دلبر دارد ؟
چه کسی مثل تو ای دوست کند دلبری ام ؟
من که مجنونم و آشفته – تورا می خوانم
سربازار غمت-یوسف من – مشتری ام
به همه نسل بنی فاطمه سوگند که من
تا صف حشر بگویم که علی اکبری ام
آری آری بخدا کف زدن اینجاست حلال
که حسن داده مرا وعده دیدار و وصال
آسمان مهر وتولای تو داردآقا
عرش درسینه تمنای تو دارد آقا
حور و قلمان بهشت اند گدای نفست
باغ رضوان سر سودای تو دارد آقا
از شعاع افق چشم تو بالاتر چیست؟
ماه سودای قدم های تو دارد آقا
هل اتا آید وآقایی تو می خواند
جبرئیل آیت غرای تو دارد آقا
عرصه محشر وآغاز شفاعت از توست
عالمی حسرت فردای تو دارد آقا
گوشه صحن وسرایت ، حرم آل عباست
خاک سرداب گل پای تو دارد آقا
زیر پایت نظر افکن که تماشا دارد
دل آواره به خاک قدمت جا دارد
وای اگر جلوه کنی ! – جلوه نکرده این است
هرچه خون است به پای علمت می ریزد
بی تو خورشید خریدار ندارد یعنی ،
هرچه نور است ز عرش حرمت می ریزد
عمر نوح ای همه روح – تو را لازم نیست
کشتی نوح از این عمر کمت می ریزد
از دل خسته خداوند نگیرد غم تو
که سرور از دل دریای غمت می ریزد
دست خالی نرود هیچکس از درگه تو
از تهیدستی سائل درمت می ریزد
تو اباالمهدی زهرایی و دوم حسنی
مجتبای دگر فاطمه – آقای منی
تاکه من چون حسن عسگری آقا دارم
ز عیار گل دلبر دل زیبا دارم
زندگی زیر لوایش چه صفایی دارد !
روزگار خوشی از این قد و بالا دارم
با محبت تر از این جمله ندارم در دل
که به بالای سرم مثل تو بابا دارم
به وجود تو امام حسن عسگری است
که به کنعان دلم یوسف زهرا دارم
ای بنازم به مقامت که امانت داری
من امان نامه ز امضای تولا دارم
حاجت روی جگر گوشه تو ما را کشت
ای بسا دست توسل به تو مولا دارم
مادرت منتظر آمدن مهدی توست
صبح میلاد تو هنگامه هم عهدی توست
سامرا خاک گل ماست خدا می داند
خاک من از گل مولاست خدا می داند
نظر از سامره بردار دلم را بنگر
حرم عسگری اینجاست خدا می داند
نه من از کوی تو دورم به همین منزل چند
بعد منزل نه به اینهاست خدا می داند
حج تویی کعبه تویی در دل من خانه توست
طوف کوی تو مهیاست خدا می داند
حرم و گنبد و گلدسته تو در عرش است
عرش زوار دل ماست خدا می داند
طلب و دعوت و همت همگی نزد شماست
ورنه دل قافله پیماست خدا می داند
بین مانیست کمی فاصله یابن الهادی
جز من و گرد همین قافله یابن الهادی

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81297716469476275119.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81297716469476275119.gif)
محمود ژولیده

neginsabz
۱۳۹۰/۱۲/۱۰, ۱۷:۳۶
http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/18801061942622506590.jpg
http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gif


تو آمدی و کوچه های مدینه را باران شکوفه پوشاند؛
آمدی و آینه ها، به پابوسی ات،
آب های جهان را
به انعکاس برخاستند.
آمدی، تو یازدهمین چراغ پرفروغ ولایت باشی.

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۲/۱۰, ۱۹:۲۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39797936845669330246.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39797936845669330246.gif)



می‌پیچد عطر حضور فرشته‌ها،
در دهان «مدینه النبی».

کوچه‌های مدینه دوباره عطر یاس گرفته‌اند
و صدای بال فرشتگان، روی شانه‌های شهر جاری ‌است.

خانه، خانه هادی امت است.
«حَسن»، به حُسن ازلی و تبسم نبوی، چشم می‌گشاید.

می‌آید تا تداوم‌بخش چشمه‌سارهای زلال زمزم پیامبر باشد.
می‌آید تا وام‌دار کرامت و احسان حسنی باشد.

می‌آید تا شانه‌هایش، ادامه پرچم خونین حسینی باشد.
می‌آید تا تداوم سجده‌های طولانی سجاد(ع) باشد.

تا وارث بلاغت علوم باقری باشد.
تا مدرس منابر «حکمت» صادقی و «مذهب» جعفری باشد.

تا تداعی رنج‌های دیرینه امام کاظم و آینه بی‌بدیل صبر و استقامت باشد.
تا طلیعه غربت و همدم تنهایی رضوی باشد.

می‌آید تا سینه‌اش مالامال از جود و سخاوت امام جواد(ع) و دست‌هایش،
نشانه‌های نورانی هدایت امت موحد باشدکه از پدر به ارث برده است.

می‌آید تا چلچراغ عشق و سکان کشتی دین را
به دست کسی بسپارد که از صلب مطهر او خواهد آمد.





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/89226105856851632581.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/89226105856851632581.gif)

Fatemeh.sh
۱۳۹۰/۱۲/۱۰, ۲۰:۳۶
سلام
من میخوام این مطلب رو بخونم ولی چیزی نمایش نمیده نمیدونم دلیلش چیه!!!:Motehayer:

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۲/۱۰, ۲۱:۴۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/01982330364544977908.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/01982330364544977908.gif)



شیعه از دیدگاه امام حسن عسکری علیه السلام

از دیدگاه امام یازدهم هر کس که به نام شیعه خوانده شود ولی اوصاف و ویژگیهای یک شیعه حقیقی و واقعی را دارا نباشد، شیعه شمرده نمی‌شود.

شیعه واقعی کسانی هستند که همچون رهبران دینی خویش در نهضت خدمت رسانی به مردم و برادران دینی خویش فعال و کوشا باشند و به دستورات و نواهی الهی پای بند باشند
چنان که حضرت عسکری در کلام زیبا و دلنشین خود درباره تعریف شیعه می‌فرماید:

«شیعةُ عَلیٍ هُمُ الذین یُؤثرونَ اِخوانََهم علی اَنفسِهِم وَ لو کان بهم خصاصة و هُمُ الذین لایراهم الله حیثُ نَهاهُم و لا یَفقدهُم حَیث اَمَرَهم، وَ شیعةُ عَلیٍ هُمُ الذین یَقتدون بعَلیٍ فی اِکرامِ اِخوانِهم المؤمنین1

پیروان و شیعیان علی علیه السلام کسانی هستند که برادران (دینی) خود را بر خویش مقدم می‌دارند گرچه خودشان نیازمند باشند و شیعیان علی (علیه السلام) کسانی هستند که از آن چه خداوند نهی کرده دوری می‌کنند و به آنچه امر نموده عمل می‌کنند و آنان در تکریم و احترام برادران مؤمن خود به علی علیه السلام اقتدا می‌نمایند.

و در جای دیگر درباره نشانه‌های شیعیان فرمود:

«علامات المؤمنین خَمسٌ صلاةُ الاحدی و الخمسین و زیارةُ الاربعین و التَختُّم فی الیمین و تَعفِیر الجَبین و الجَهر

نشانه های مؤمنان (شیعیان) پنچ چیز است:
خواندن پنجاه و یک رکعت نماز در هر روز (17 رکعت واجب و 34 رکعت نافله) زیارت اربعین امام حسین (علیه السلام)
داشتن انگشتر در دست راست،
و ساییدن پیشانی به خاک (سجده به خاک)
و بلند خواندن بسم الله الرحمن الرحیم (در نمازها).




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/24739660948237169301.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/24739660948237169301.gif)

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۲/۱۰, ۲۳:۳۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/71601937549466940450.gif

(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/71601937549466940450.gif)http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gif

تو آمدی و کوچه های مدینه را باران شکوفه پوشاند؛
آمدی و آینه ها، به پابوسی ات،
آب های جهان را
به انعکاس برخاستند.
آمدی، تو یازدهمین چراغ پرفروغ ولایت باشی. (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/71601937549466940450.gif)


(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/71601937549466940450.gif)http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gifhttp://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/71601937549466940450.gif)

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۲/۱۰, ۲۳:۴۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47998703261974463565.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47998703261974463565.gif)

(http://shabahang20.blogfa.com/)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81297716469476275119.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81297716469476275119.gif)

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gif
آن که می آید، شکوه آسمان، عظمت زمین، صداقت ایمان و نجابت آب است.
بهار از نامش شکوفا و عشق از یادش لبریز است!
ولادت امام حسن عسکری علیه السلام مبارک باد.
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gif
(http://shabahang20.blogfa.com/)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81297716469476275119.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81297716469476275119.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۲/۱۱, ۰۱:۰۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/04879653662851113268.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/04879653662851113268.gif)



بدترين نوع يتيمي

امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:

«شدیدتر از یتیمی یتیمی که از پدرش جدا شده، یتیمی یتیمی است که از امام خویش جدا گشته است و به او دسترسی ندارد و حکم او را در زمینه شرایع دینی‌اش که مورد نیاز اوست، نمی‌داند» (1)

احمد بن عبیدالله بن خاقان که دشمنی سختی با امام علی علیه السلام و اولادشان داشت، متصدی املاک و خراج شهر قم بود. روزی در مجلسش از علویان و مذاهبشان سخن به میان آمد، او گفت من در سامره مردی از اولاد علی را از لحاظ رفتار و پاکدامنی و بزرگواری در خانواده خودش، مانند حسن بن علی بن محمد، ابن الرضا ندیدم و نشناختم که همه مردم او را بر اشراف مقدم دارند.
من روزی بالای سر پدرم ایستاده بودم. ناگهان دربانانش آمدند و گفتند: ابو محمد، ابن الرضا دم در است. پدرم گفت: او را اجازه دهید. سپس مردی گندم گون، خوش اندام، نیکو رخسار، خوش پیکر، تازه جوان با جلالت و هیبت وارد شد. چون نگاه پدرم به او افتاد، برخاست و چند قدم استقبالش کرد، با آنکه گمان ندارم چنین کاری را نسبت به هیچ بنی‌هاشمی و سرلشکری بکند.

چون به نزدیکش رسید، دستش را گرفت او را روی مسندی که خودش نشسته بود، نشانید و پهلوی او نشست و با او به سخن پرداخت. من از آنچه از پدرم می‌دیدم، در شگفت بودم...

پس از آنکه پدرم نماز عشاء را گزارد، آمدم و در برابر او نشستم و گفتم:

ای پدر! مردی که امروز صبح دیدم نسبت به او احترام نمودی که بود؟

گفت: پسر جان، او امام رافضیان است، او حسن بن علی است که به ابن الرضا معروفست، آنگاه ساعتی سکوت کرد و سپس گفت:

پسر جان! اگر امامت از خلفای بنی عباس جدا می‌شد، هیچکس از بنی‌هاشم جز او سزاوار آن نیست و او برای فضیلت، پاکدامنی، رفتار، خویشتنداری، پرهیزکاری، عبادت، اخلاق شریف و شایستگیش، سزاوار خلافت می‌باشد ...

پاورقی:
1- مستدرک وسائل، جلد 17، صفحه 317.

منبع: کتاب اصول کافی، باب مولد ابی محمد الحسن بن علی علیه السلام



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/22874988061921304617.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/22874988061921304617.gif)

neginsabz
۱۳۹۰/۱۲/۱۱, ۰۷:۵۱
[/URL][URL="http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47998703261974463565.gif"]http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47998703261974463565.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49843001240898655555.gif)


تو آمدی و کوچه های مدینه را
باران شکوفه پوشاند؛
آمدی و آینه ها، به پابوسی ات،
آب های جهان رابه انعکاس برخاستند.
آمدی، تو یازدهمین چراغ پرفروغ ولایت باشی.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60712035262252093091.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60712035262252093091.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۲/۱۱, ۱۴:۵۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/10744767696081907646.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/10744767696081907646.gif)
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gifمیلاد فرخنده یازدهمین پرچمدارhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gifامامت ٬ کوکب هدایت ٬ باب المهدیhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gifحضرت امام حسن عسکری http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gifبر همگی مبارک باد http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gif

(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25649141136999657035.gif) http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/10744767696081907646.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/10744767696081907646.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۲/۱۲, ۰۰:۳۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/86293302541219174570.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/86293302541219174570.gif)

مدینه،عطر آگین عطوفت وطراوت لطیف اطلسیها بود.
مدینه آبستن نور بود و «ابومحمد» می‌آمد
تا هویت هول انگیز شب صفتان را روشن کند.

«ابومحمد» می‌آمد تا تنفس خوش‌بویش،
جایگزین تعفن رایج حجاز شود.
«ابومحمد» می‌آمد تا تبسم را به انسان تعارف کند.

«ابومحمد» می‌آمد تا تردید
در خاک خیال تاریخ ریشه ندوانَد
که روشنی اولین اصلِ حقیقی زیستن است.

«ابومحمد» می‌آمد تا «معتمدها» را
به تماشای فروپاشی شیطان
و عصیان دعوت کند.

«ابومحمد» می‌آمد تا پشت میله‌های زندان را خم کند.
می‌آمد تا خمی به ابرو نیاورد. می‌آمد تا تمام سیاه چالها
را در معرض تابش آفتاب سیمای خویش قرار دهد،

می‌آمد تا زنبقها در تاریک‌ترین لحظه‌ها برویند.
می‌آمد تا پشت میله‌های زندان را خم کند،
میله‌هایی که هیچ زمانی آسمان را
درک نمی‌کنند و چشمه را نمی‌فهمند.

«ابومحمد» می‌آمد تا حقارت
به اوج تاریخ رسیده را خط بطلانی بکشد.
«ابومحمد» می‌آمد تا زمینه ساز
طلوع فراگیر زندگی باشد.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12703588858878441835.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12703588858878441835.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۲/۱۲, ۱۲:۴۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12703588858878441835.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12703588858878441835.gif)

تو آمدی و کوچه های مدینه را باران شکوفه پوشاند؛
آمدی و آینه ها، به پابوسی ات،
آب های جهان را
به انعکاس برخاستند.
آمدی، تو یازدهمین چراغ پرفروغ ولایت باشی.
میلاد مبارک ای قبله عشق و ایمان

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12703588858878441835.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12703588858878441835.gif)

*عرفانی*
۱۳۹۱/۱۱/۲۹, ۱۸:۰۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/18801061942622506590.jpg

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۱/۱۸, ۲۲:۳۳
http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-1.gif



می‌پیچد عطر حضور فرشته‌ها، در دهان «مدینه النبی».
کوچه‌های مدینه دوباره عطر یاس گرفته‌اند و صدای بال فرشتگان، روی شانه‌های شهر جاری ‌است.خانه، خانه هادی امت است.«حَسن»، به حُسن ازلی و تبسم نبوی، چشم می‌گشاید.می‌آید تا تداوم‌بخش چشمه‌سارهای زلال زمزم پیامبر باشد.می‌آید تا وام‌دار کرامت و احسان حسنی باشد.می‌آید تا شانه‌هایش، ادامه پرچم خونین حسینی باشد.می‌آید تا تداوم سجده‌های طولانی سجاد(ع) باشد.تا وارث بلاغت علوم باقری باشد.تا مدرس منابر «حکمت» صادقی و «مذهب» جعفری باشد.



http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-7.gif (http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-7.gif)

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۱/۱۸, ۲۲:۳۷
http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-3.gif (http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-3.gif)

عاشقا، مستانگى از سر بگير
ساقى از ره مى‏رسد ساغر بگير

مرغ دل را از قفس آزاد كن
با پرستوهاى عاشق پر بگير

پر بزن تا كوىِ يارِ مَه لقا
جا به بامِ خانه دلبر بگير

گرچو من بشكسته بالى غم مخور
با ولاى يار بال و پر بگير

جشن ميلاد امام عسگرى
آمده عيدى ز پيغمبر بگير

هر چه مى‏خواهد دلت از يُمن او
از يَدِ پر قدرت حيدر بگير

طالب عفوى اگر با يا حسن
دامن محبوبه داور بگير

شيعه مى‏نازد به نام عسگرى
يا اباالمهدى امام عسگرى

http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-4.gif (http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-4.gif)

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۱/۱۸, ۲۲:۳۸
http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-5.gif (http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-5.gif)

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۱/۱۸, ۲۲:۴۱
http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-10.gif (http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-10.gif)


پدر به خلق جهان هادی و پسر مهدی(ع)
عجب سعادت و اجلال، در تبارش بود

ز علم و دانش خود سفره‌ای چنان گسترد
که هر چه عالم و داناست ریزه خوارش بود

اگر چه مدت عمرش چو عمر گل، کم بود
به فضل و علم، سرآمد به روزگارش بود

به حیرتم که چرا، این چنین گل بیخار
به دل خلیده ز دوران، هزار خارش بود

ولای آل علی(ع) بود در دل «خسرو»
که باعث شرف و عزّ و اعتبارش بود

http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-4.gif (http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-4.gif)

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۱/۱۸, ۲۲:۴۱
http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-9.gif (http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-9.gif)

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۱/۱۸, ۲۲:۵۷
نگاهی به صحیفه عسکریّه

ادعیه؛ میراث معنوی امامان علیهمالسلام


http://img1.tebyan.net/big%5c1386%5c02%5c81411814994467178179226116136210 151165213.jpg


آنچه از دعاهای منقول از امامان شیعه به دست ما رسیده است، منبعی مطمئن و غنی برای شناخت تعالیم عرفانی و توحیدی امامان معصوم و ذخیره فرهنگی ارزشمندی برای بشریّت است.
در کتب سیره و شرح حال امامان، دعاهایی از آن بزرگواران نقل شده است. برخی از عالمان و پژوهشگران نیز به گردآوری این ادعیه و تدوین «صحیفه»های ائمّه علیهمالسلام پرداختهاند و این، جدا از «صحیفه سجّادیّه» است که ماجرایی ویژه و مستندی خاص دارد.
از سوی مؤسّسه «الامام المهدی» ـ در قم، به سرپرستی استاد سیّد محمّدباقر ابطحی اصفهانی ـ مجموعه‌ای شش جلدی تحقیق، تدوین و نشر یافته که حاوی دعاهای چهارده معصوم علیهمالسلام است. جلد ششم این مجموعه، دعاهای امام رضا تا امام مهدی علیهمالسلام را در بردارد. بخش خاصّ به امام یازدهم، عنوان «الصّحیفة العسکریّة، الجامعة الادعیة الحادی عشر من الائمّة، الامام الحسن بن علیّ العسکری» را بر پیشانی خود دارد که حاوی 51 دعای کوتاه و بلند از آن امام همام است.
در این نوشته، مروری گذرا به این ادعیه نورانی داریم، تا از گلگشت در این بوستان عرفان و معنویّت، مشام جان را معطّر سازیم و از میراث معنوی اهل بیت علیهمالسلام بیشتر بهرهمند گردیم.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۱/۱۸, ۲۲:۵۹
گاهی اجمالی


در آغاز، مروری بر دعاهای منقول از امام حسن عسکری علیهالسلام داریم، تا با دور نمایه، مناسبتها و جایگاه‌های این دعاها آشنا شویم:

1. دعای امام در تسبیح خدا، 2. دعای او در ستایش خداوند، 3. دعای او در حمد خدا به خاطر دیدن فرزندش، 4. صلوات او بر پیامبر و یکایک جانشینانش، 5. دعای او برای درخواست حاجت، 6. دعا برای حاجت‌طلبی از آستان پروردگار، 7. دعا برای قضای حوائج پس از نماز، 8. دعا برای طلب روزی و طول عمر، 9. دعا در احتجاب و پناهندگی به حرز الهی، 10. دعا در احتجاب و پناه جویی به خدا، 11. دعا برای حرز و ایمنی، 12. دعا در پرهیز از وسوسه‌های شیاطین، 13. دعای مظلوم علیه ظالم، 14. استعاذه از شرّ دشمنان، 15. تعویذ برای درمان تب، 16. تعویذ برای سر درد، 17. دعا برای درمان تب نوبه، 18. دعای روز سوم شعبان، 19. دعا در ماه رمضان، 20. دعا در تعقیب نماز صبح، 21. دعا هنگام صبح، 22. دعای صبح و عصر، 23. دعا برای ورود به مسجد، 24. دعای دیگری برای ورود به مسجد، 25. دعای قنوت، 26. دعای دیگری برای قنوت، 27. دعا پس از فراغت از نماز، 28. دعا برای مشکلات در راه سفر، 29. دعا هنگام غذا خوردن، 30. دعا در ذکر حاملان عرش، 31. دعای توسّل حضرت موسی علیهالسلام به محمد و خاندانش علیهمالسلام ، 32. دعای دیگر حضرت موسی علیهالسلام ، 33 ـ 37. دعاهای دیگر توسّل حضرت موسی علیهالسلام به پیامبر و عترت او علیهمالسلام ، 38. دعای او در مناجات امیر مؤمنان علیهالسلام ، 39 ـ 49. دعاهای او درباره اشخاص گوناگون همچون: اسحاق بن اسماعیل، اشجع، عیسی بن صبیح و محمد بن علی بن ابراهیم، (و ده جمله کوتاه دعایی)، 50. دعا برای ساعت یازدهم روز، 51. دعا برای توسّل به امام عسکری علیهالسلام در ساعت یازده.

همان گونه که از عنوان مناسبت بعضی دعاها برمی‌آید، مفاهیم آن‌ها درباره حمد و ثنای پروردگار، صلوات و درود بر خاندان رسالت، پناه جویی به درگاه خداوند قادر متعال از شرّ دشمنان، کید حاسدان، آفات، امراض، دردها و مشکلات است

همچنان که اشاره شد، تعدادی از این دعاها کوتاه و یک سطری است، بخشی نیز بلند و چند صفحه‌ای و برخی هم متوسّط.



ناگفته نماند که بعضی از این دعاها، از ائمّه علیهمالسلام دیگر هم نقل شده است؛ لذا محقّق گرامی کتاب، با اشاره به اینکه این دعا در دعاهای امام علی یا امام صادق علیهماالسلام و... گذشت، از آوردن دوباره آن پرهیز کرده و تنها جملات نخست دعا را آورده است.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۱/۱۸, ۲۳:۰۰
مضامین ادعیه


همان گونه که از عنوان مناسبت بعضی دعاها برمی‌آید، مفاهیم آن‌ها درباره حمد و ثنای پروردگار، صلوات و درود بر خاندان رسالت، پناه جویی به درگاه خداوند قادر متعال از شرّ دشمنان، کید حاسدان، آفات، امراض، دردها و مشکلات است. آنچه هم که در اوقات خاصّی همچون: روز میلاد سیدالشهدا علیهالسلام و ماه رمضان و هنگام غذا خوردن است، اهمیّت این روزها و مناسبتها و عملها و شناخت نعمت‌های پروردگار و توفیق خواهی برای ادای شکر آن‌هاست.

در دعاهای مربوط به اشخاص نیز، در نامهها و توقیعاتی که برای اصحاب خویش و نویسندگان عریضه پاسخ میداده، دعای خیری به تناسب هر شخص، درباره آنان ذکر کرده که گویای عنایت خاصّ حضرت به دوستداران اهل بیت علیهمالسلام و مرتبطان با خطّ ولایت است.


از دعاهایی که اشاره شد، دعاهای شماره 4، 6، 7، 18، 21، 25 و 51، به دلیل مفصّلتر بودن و مضامین بیشتر، درخور توجّه ویژه است.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۱/۱۸, ۲۳:۰۱
درنگی در آستان سه دعا


برای ژرف نگری در مفاهیم ادعیه حضرت عسکری علیهالسلام درنگی متأمّلانه در آستان سه دعا داریم، تا با حقایقی از زبان آن حضرت آشنا شویم:

1. صلوات بر پیامبر و جانشینانش (دعای چهارم)




http://img1.tebyan.net/big/1387/01/11411811424423124119625361248223261441225775.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img1.tebyan.net/big/1387/01/80124908462831611852211415810420669248254.jpg)


عبداللّه بن محمّد بن عابد می‌گوید:

در سامرّا در خانه حضرت ابا محمد عسکری علیهالسلام به دیدارش رفتم، سال 255 هجری بود. از او خواستم صلوات بر پیامبر و اوصیای آن حضرت را بر من دیکته کند تا بنویسم. کاغذ بسیار هم با خودم برده بودم. حضرت، بی‌آنکه از روی نوشته‌ای املاء کند، بر من دیکته کرد و فرمود: بنویس...

این صلواتها نخست با درود بر خاتم پیامبران شروع شده، سپس بر امیرمؤمنان، بر حضرت فاطمه زهرا، امام حسن و امام حسین، آنگاه بر یکایک امامان علیهمالسلام و درباره هر کدام، صلواتی خاص با عبارات و اوصافی ویژه آمده است که اشاره به ابعاد شخصیت و فضایل و مناقب هر یک از آن زبدگان عالم آفرینش دارد.

در صلوات بر پیامبر، از آن حضرت با اوصافی همچون: حامل وحی، مبلّغ رسالات الهی، معلّم کتاب خدا، بر پا دارنده نماز و زکات و دعوت گر به دین حق یاد می‌کند و از آمرزش الهی در سایه توسّل به آن حضرت سخن می‌گوید، که مظهر رحمت الهی و جلوه بت‌شکنی و طاغوت ستیزی است و آیین او را برترین ادیان برمیشمارد.

در صلوات بر علیّ بن ابی طالب علیهالسلام ،او را به عنوان برادر، جانشین و امانت دار علم و راز رسول خدا، زبان گویای حکمت نبوی، غم زدا از چهره پیامبر و درهم کوبنده کافران و فاجران معرّفی می‌کند و بر دوستان و موالیان او دعا و بر دشمنان و معاندانش نفرین میفرستد.

در صلوات بر حضرت زهرا علیهاالسلام از مقامات والا، برگزیدگی، مظلومیّت، محروم شدنش از حق و جایگاهش نزد خدا و رسول سخن می‌گوید.

همچنین درباره یکایک امامان علیهمالسلام .

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۱/۱۸, ۲۳:۰۳
راوی می‌گوید:

آن حضرت همین طور میگفت و مینوشتم، تا پس از امام‌هادی علیهالسلام به خودش رسید و توقّف کرد. از او علّتش را پرسیدم، فرمود: اگر نبود که این، دینی است که خداوند فرمانمان داده که ادا کنیم و به اهلش برسانیم، دوست داشتم درباره خود نگویم، لیکن دین است. بنویس.

آنگاه صلوات بر خود و سپس بر امامزمان علیهالسلام را بیان می‌کند که صلوات بر امام عصر طولانیتر از صلوات دیگران است. در فرازی از آن چنین آمده است:

«خداوندا! عدالت را با او آشکار ساز، او را با یاری خود تأیید کن، یاورانش را یاور باش و دشمنانش را خوار گردان. به سبب او جبّاران کفر را در هم شکن و به وسیله او کافران و منافقان و همه ملحدان را نابود ساز، هر جا که باشند، در خاوران و باختران، در خشکی و دریا، در دشت و کوهستان. و با وجود او زمین را پر از عدالت کن و دین پیامبرت را غالب و چیره گردان».

دعای قضای حوائج:

در این دعا، ضمن ستایش‌های بلندی که از مقام رُبوبی شده، از رنج و گرفتاری خویش و پناه جویی به درگاه الهی و استغاثه به حضرت پروردگار سخن گفته است. در بخشی از این دعا، ادّعا نامه‌ای بر ضدّ حکومت جبّاران و ستمگران است

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۱/۱۸, ۲۳:۰۵
2. دعای قضای حوائج ( دعای ششم )


حِمْیَری نقل می‌کند:

خدمت آن حضرت بودم، نامه‌ای از زندان به دست امام عسکری علیهالسلام رسید که یکی از هواداران حضرت نوشته بود و از سنگینی کُنْد و زنجیر و بد رفتاری حکومت و پریشان حالی خود شکوه کرده بود. امام عسکری علیهالسلام ضمن دعوت او به صبر و مقاومت و آزمایش دانستن اینگونه مصائب و یادآوری پاداش‌های الهی آن، دستور داد که عریضه‌ای به خداوند بنویسد و آن را به حرم امام حسین علیهالسلام بفرستد و آن را در آن محلّ شریف به خداوند عرضه دارد. متن آن عریضه و شکوائیّه به درگاه خدا چنین باشد: «الی اللّه الملک الدّیّان...»

در این دعا، ضمن ستایش‌های بلندی که از مقام رُبوبی شده، از رنج و گرفتاری خویش و پناه جویی به درگاه الهی و استغاثه به حضرت پروردگار سخن گفته است. در بخشی از این دعا، ادّعا نامه‌ای بر ضدّ حکومت جبّاران و ستمگران است. و اینکه آنان در زمین، سلطه یافته و دین‌داران را به بازیچه گرفتهاند و اموال عمومی و بیت‌المال مسلمین را صرف عیّاشی، موسیقی و مُطربی می‌کنند و صاحبان حق را از حقوقشان محروم میسازند و با سلطه جبّارانه خویش، ذلیلان الهی را عزّت میبخشند و عزیزان خدایی را خوار میسازند و در پشت درهای بسته، حجابها و دربانها، خود را از دسترس نیازمندان دور نگه میدارند تا خیرشان به کسی نرسد... «انّه قد علا الجبابرةُ فی ارضک و ظَهَروا فی بلادک...»

در ادامه، حاجات خود را از خدا میخواهد و خواستار رهایی و نجات است و تنها تکیهگاهش را هم خدا میداند که امید هر محروم و بی پناه است. همچنین درودهای بلندی بر پیامبر اکرم و خاندان او و برخی خواسته‌های دیگر بیان شده است.
این دعا و شکوائیّه ـ که آموزش امام عسکری علیهالسلام به یک زندانی سیاسی علوی در عصر طواغیت عبّاسی است ـ به نوعی، کیفرخواست علیه حکّام جائر است که از دین و مسلمانی، نامش را یدک می‌کشند و به بدترین شیوه‌های ظالمانه و غیر اسلامی، بر امّت مسلمان حکم میرانند و پاکان و حقطلبان را به بند می‌کشند.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۱۱/۱۸, ۲۳:۰۷
3. دعای قنوت (دعای 25)

این دعا، بُعد سیاسی قوی‌تری دارد. گروهی از مردم قم در سامرّا خدمت آن حضرت میرسند و از بد رفتاری و ستم‌های «موسی بن بُغا»، که حاکم بر آنان بوده است، گلایه و شکایت می‌کنند. امام حسن عسکری علیهالسلام به آن مظلومان یادآور میشود که از «سلاح دعا» بهره بگیرند و در قنوت‌های نمازشان این دعا را بخوانند: «الحمدللّه شکرا لنعمائه و استدعاءً لِمزیده...»

دو خطّ روشن و برجسته در کلّیت این دعای مبسوط و ژرف، دیده می‌شود: یکی، خطّ نفرین بر ستمکاران و غاصبان و دیگری، خطّ دعا برای عدالت گستران و حق طلبان.

مثل هر دعای دیگر، آغاز آن با حمد و ثنای الهی و برشمردن نعمت‌های او و درود بر پیامبر خاتم و خاندان اوست. سپس ورود به عرصه نیاز خواهی، حاجت گستری، درد دل و مناجات با پروردگار. آنگاه شکایت به درگاه خدا از سلطه نا اهلان و گسترش ظلم و انحراف و حکومتِ آنان که نه امین بر دین و نه مورد اعتماد بر دنیا و اموالاند، حکومت حقّه اهل بیت را غاصبانه تصرّف کردهاند و آن را دست به دست میگردانند و در بیتالمال، به دلخواه عمل و مصرف می‌کنند و با حقّ محرومان، یتیمان و بیوه زنان، آلات و ابزار موسیقی و لهو و لعب و عیّاشی میخرند و اهل ذمّه را بر مسلمانان مسلّط ساختهاند و کارها را به دست فاجرانِ بی‌دین و بی رحم سپردهاند و هر چه میخواهند، می‌کنند و هر حریمی را می‌شکنند.

امام عسکری علیهالسلام در پایان، از خداوند میطلبد که در سایه حکومت مردان خالص و بندگان صالح، همه آفاق، سرشار از عدالت و رحمت باشد و خداوند، درجات والا و پاداش‌های عظیم به آنان عطا کند


در ادامه، از خداوند میخواهد که شوکت و عظمتشان را بشکند، پرچمشان را سرنگون و کاخ‌هایشان را ویران سازد، خورشیدشان را تیره و یادشان را محو کند و با سنگ حق، مغز آنان را متلاشی کند و رعب و وحشت بر دل‌هایشان افکند و نسل آنان را براندازد و وحدتشان را از هم بپاشد و شرمسار، سرشکسته، خوار و رسوا گرداند.

در فصل دوم این دعای بلند، درخواست امام آن است که حقّ و عدل، آشکار و رایج گردد و در سایه عدالت و داد، دل‌ها زنده، افکار منسجم، حدود الهی برپا، گرسن‌گان و محرومان سیر و کامیاب گردند. درخواست اینکه ما در دولت حق و عدل، تلاشگر و عدالت گستر و حقّ محور باشیم و پناه و مأمنی برای پیروان دین خدا گردیم.

سپس از هر کس که دعوت گر به حق و منادی عدالت و پناه مظلومان و سدّی در مقابل تبهکاران و جانیان باشد، به نیکی یاد کرده و در حقّشان دعا می‌کند و نصرت، غلبه و شوکت آنان را از خدا میطلبد که تنها و تنها برای خدا و ادای وظیفه، هر سختی را تحمّل می‌کنند و رنج سفر و غربت و دوری از خانواده را برای اجرای احکام الهی تحمّل می‌کنند و مردم را به «توحید ناب» در فکر و عمل فرامیخوانند و قیام به امر الهی دارند.

طبعا نمونه اعلا و فرد شاخص اینگونه حق‌طلبی و عدالت گستری، حکومت حقّه حضرت مهدی علیهالسلام است که نوید آن داده شده و خود حضرت عسکری و پیروان او هم چشم به راه ظهور آن سپیده روشن ایمان بودند.

دعا، بسیار عالی و بلند، دارای نکات عرفانی ژرف و اشارات لطیف است که شرح و بسط آن در این مختصر نمیگنجد.

امام عسکری علیهالسلام در پایان، از خداوند میطلبد که در سایه حکومت مردان خالص و بندگان صالح، همه آفاق، سرشار از عدالت و رحمت باشد و خداوند، درجات والا و پاداش‌های عظیم به آنان عطا کند.

این، نگاهی گذرا به سه دعا از ادعیه نورانی امام حسن عسکری علیهالسلام بود. باشد که از مکتب عرفانی معصومان علیهمالسلام درس عبادت و نیایش بیاموزیم و در زندگی، گام جای گام آنان نهیم.


بخش عترت و سیره تبیان
منبع: جواد محدّثی
1. متن این دعا در بحارالانوار (ج 99، ص 238، ح 5) نیز آمده است.
2. و نیز ر.ک: همان، ج 82، ص 229؛ حیاةالامام الحسن العسکری، باقر شریف القرشی، ص 205

Tuberose
۱۳۹۲/۱۱/۱۹, ۰۷:۴۰
امام حسن عسکری(ع) می فرمایند:
هر که به پایین نشستن در مجلس خشنود باشد، پیوسته خدا و فرشته ها بر او رحمت فرستند تا برخیزد


امام حسن عسکری(ع) می فرمایند:
«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم» به اسم اعظم خدا، از سیاهى چشم به سفیدىاش نزدیکتر است
:parvaneh::fireworks::fireworks::fireworks::parvan eh:

ا

RUYA
۱۳۹۲/۱۱/۱۹, ۱۹:۴۳
http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-5.gif


http://shiaupload.ir/images/00phc815yd18oueuj1jv.gifhttp://shiaupload.ir/images/00phc815yd18oueuj1jv.gifhttp://shiaupload.ir/images/00phc815yd18oueuj1jv.gifhttp://shiaupload.ir/images/00phc815yd18oueuj1jv.gif


http://shiaupload.ir/images/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gifميلاد فرخنده يازدهمين http://shiaupload.ir/images/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gif



http://shiaupload.ir/images/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gifگل بوستان امامت و ولايت http://shiaupload.ir/images/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gif



http://shiaupload.ir/images/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gif بر شيعيان مباركhttp://shiaupload.ir/images/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gif
http://shiaupload.ir/images/00phc815yd18oueuj1jv.gifhttp://shiaupload.ir/images/00phc815yd18oueuj1jv.gifhttp://shiaupload.ir/images/00phc815yd18oueuj1jv.gifhttp://shiaupload.ir/images/00phc815yd18oueuj1jv.gif






http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-7.gif

Partofar
۱۳۹۳/۱۱/۰۸, ۰۳:۲۹
http://www.aviny.com/karikator/InfoGaraphic/farhangi/images/Infographic-f-(13).jpg

Partofar
۱۳۹۳/۱۱/۰۸, ۰۳:۳۱
http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamAskari/Veladat/91/01.jpg








« بخشهای اصلی ویژه نامه ولادت امام حسن عسگری علیه السلام»






http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamZaman/veladat/87/Images/Star_main.gif زندگی نامه امام حسن عسگری (ع) (http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamAskari/Veladat/VijeName.aspx#1)


http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamZaman/veladat/87/Images/Star_main.gif فضائل امام حسن عسگری (ع) (http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamAskari/Veladat/VijeName.aspx#2)




http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamZaman/veladat/87/Images/Star_main.gif بخش ویژه صوتی و تصویری (http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamAskari/Veladat/VijeName.aspx#3)


http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamZaman/veladat/87/Images/Star_main.gif یادگاری ها (http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamAskari/Veladat/VijeName.aspx#4)




http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamZaman/veladat/87/Images/Star_main.gif شعر و سبک و پیامک (http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamAskari/Veladat/VijeName.aspx#5)


http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamZaman/veladat/87/Images/Star_main.gif کتابخانه حضرت (http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamAskari/Veladat/VijeName.aspx#6)












زندگی نامه امام حسن عسگری (ع)








http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamZaman/veladat/87/Images/Star_main.gif مختصری از زندگانی حضرت (http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamAskari/Shahadat/86/Biografi.aspx)


http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamZaman/veladat/87/Images/Star_main.gif (http://www.aviny.com/voice/motahari/motahari.aspx)دست حضرت عیسی (ع) در آستین امام حسن عسگری (ع) (http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamAskari/Veladat/90/dast.aspx)
یکی از راویان حدیث به نام جعفر بن محمّد بصری حکایت کند: روزی در محضر حضرت ابومحمّد، امام حسن عسکری علیه السلام بودیم ، یکی از مامورین خلیفه وارد شد و گفت : خلیفه پیام داد که چون أنوش نصرانی یکی از بزرگان نصاری - در شهر سامراء است و دو فرزند پسرش مریض و در حال مرگ هستند، تقاضا کرده‌اند که برویم و برای سلامتی ایشان دعا کنیم . اکنون چنانچه مایل باشید، نزد ایشان برویم تا در نتیجه به اسلام و خاندان نبوّت ، خوش بین گردند.


http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamZaman/veladat/87/Images/Star_main.gif خادم امام ، مسیحی بود ! (http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamAskari/Veladat/90/khadem.aspx)امام علیه السلام اظهار داشت : شکر و سپاس خداوند متعال را که یهود و نصاری نسبت به ما خانواده اهل بیت از دیگر مسلمین عارف‌تر هستند.


http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamZaman/veladat/87/Images/Star_main.gif خورشید یازدهم در آسمان جرجان (http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamAskari/Veladat/90/khorshid.aspx)









فضائل امام حسن عسگری (ع)








http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamZaman/veladat/87/Images/Star_main.gif نمونه هایی از فضايل و سيره فردى (http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamAskari/Shahadat/87/Fazael.aspx)
احمد بن اسحاق گويد:شاد و خرامان از خانه امام (ع) بيرون آمدم، فرداى آن به محضر امام بازگشتم و عرض كردم يابن رسول الله(ص)! شاديم بيش از حد گرديد در مقابل منتى كه بر من نهاديد، اين كه فرموديد: مَثل او مَثل خضر و ذوالقرنين است يعنى چه؟ فرمود: طول غيبت.گفتم: غيبتش طولانى خواهد بود؟ فرمود: آرى...


http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamZaman/veladat/87/Images/Star_main.gif چهل حدیث و داستان (http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamAskari/Shahadat/86/40dh-asgary/Index.htm)


http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamZaman/veladat/87/Images/Star_main.gif نگاهی به صحیفه عسگریه (http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamAskari/Veladat/90/sahife.aspx)


http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamZaman/veladat/87/Images/Star_main.gif (http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamAskari/Shahadat/87/Fazael.aspx)امام حسن عسگری (ع) ذهن ها را می خواند ! (http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamAskari/Veladat/90/zehn.aspx)
آگاهی اهل بیت پیامبر علیهم السلام از درون انسانها بر آنان که معتقد به امامت ایشانند جای هیچ شکی نیست. از آنجا که حضرات معصومین حجت و خلیفه خداینددارای این فضیلتند که از آنچه در دلها می گذرد آگاهند.این است که می دانند چه در ذهنها خطور می کند و حاجت نگفته را برآورده می نمایند. در این گفتار به نمونه هایی از ذهن خوانی افراد از سوی امام یازدهم شیعیان اشاره می شود


http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamZaman/veladat/87/Images/Star_main.gif (http://www.aviny.com/voice/motahari/motahari.aspx)منشور الهی - سیاسی امام یازدهم (http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamAskari/Veladat/90/manshor.aspx)


http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamZaman/veladat/87/Images/Star_main.gif مقالات و سخنان حضرت (http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamAskari/Shahadat/86/Maghalat/index.htm)









بخش ویژه صوتی و تصویری








http://dl.aviny.com/Album/mazhabi/ahlbeit/asgari/kamel2/27.jpg (http://dl.aviny.com/Album/mazhabi/ahlbeit/asgari/kamel/27.jpg) http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamZaman/veladat/87/Images/Star_main.gif مولودی های امام حسن عسگری (ع) (http://www.aviny.com/Voice/madiheh/emam_hasan_asgari/emam_hasan_asgari.aspx) (صوتی)http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamZaman/veladat/87/Images/Star_main.gif مولودی های امام حسن عسگری (ع) (http://www.aviny.com/clip/madahi/ahlebeit/emam-hasan-asgari/index.aspx) (تصویری)








یادگاری ها








http://dl.aviny.com/Album/mazhabi/ahlbeit/asgari/kamel2/33.jpg (http://dl.aviny.com/Album/mazhabi/ahlbeit/asgari/kamel/33.jpg) http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamZaman/veladat/87/Images/Star_main.gif البوم تصاویر امام حسن عسگری (ع) (http://www.aviny.com/Album/mazhabi/ahlbeit/asgari/page01.aspx)


http://www.aviny.com/mobile/software/ahlebeyt/13/imamaskari-a.jpgfile://server/Cyberi/Aviny/Site/mobile/software/ahlebeyt/13/emam-hasan-askari.jpghttp://www.aviny.com/mobile/software/android/image/askari/askari.jpghttp://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamZaman/veladat/87/Images/Star_main.gif تم های امام حسن عسگری (ع) (http://www.aviny.com/mobile/theme/Ahlabeyt.aspx)http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamZaman/veladat/87/Images/Star_main.gif برنامه های مذهبی در مورد امام حسن عسگری (ع) (http://www.aviny.com/mobile/software/ahlabeyt2.aspx)http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamZaman/veladat/87/Images/Star_main.gif برنامه های مذهبی در مورد امام حسن عسگری (ع) (http://aviny.com/mobile/software/android/index6.aspx#askari) - اندروید






اشعار و پیامک





http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamZaman/veladat/87/Images/Star_main.gifاشعار و سبک های ولادت امام حسن عسکری (ع) (http://www.aviny.com/madihe-shear/special/veladat-emam-asgari.aspx) (http://www.aviny.com/madihe-shear/special/veladat-emam-asgari.aspx) http://www.aviny.com/images/bargozideha/abbasi-veladat-emam-asgari.jpg (http://www.aviny.com/madihe-shear/special/veladat-emam-asgari.aspx)




http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamZaman/veladat/87/Images/Star_main.gif اشعار ویژه ولادت امام حسن عسگری (ع) (http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamAskari/Veladat/90/sher.aspx)
كيست او بر شيعيان مولاستى كيست او نور دل طاهاستى كيست او ابن الرضا، بابُ الهدى پور حيدر زاده زهراستى


http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamZaman/veladat/87/Images/Star_main.gif پیامک های ویژه ولادت امام حسن عسگری (ع) (http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamAskari/Veladat/90/Sms.aspx)
میلاد یازدهمین امام، و سیزدهمین کشتی نجات آقا امام حسن عسکرى (ع) بر شما مبارک باد.میلاد یازدهمین حجت خداوند، پیام آور آیینه و روشنی، بر رهروان صدیقش مبارک باد!








کتابخانه حضرت








http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamZaman/veladat/87/Images/Star_main.gif کتابخانه امام عسگری علیه السلام (http://www.aviny.com/Library/ahlebeyt/index13.aspx)(متن + دانلود کتاب)


http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamZaman/veladat/87/Images/Star_main.gif ویژه نامه سال گذشته (http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamAskari/Veladat/90/VijeName90.aspx)

Partofar
۱۳۹۳/۱۱/۰۸, ۰۳:۳۸
http://dl.aviny.com/Album/mazhabi/ahlbeit/asgari/kamel/01.jpg

Partofar
۱۳۹۳/۱۱/۰۸, ۰۳:۴۱
شد ربیعُ الثانی و فصل شور ِ دلبری
نغمه ی عالَم شده یا امام ِ عسگری
ای امام ِ عالمین از همه خوبان سری
بر فَلَک مولایی و از مَلَک دل می بری
ای گل پیغمبری،یا امام ِ عسگری
آیه ای از کوثری،یا امام ِ عسگری...
آمده ای عاشقان،نخل زهرا را ثمر
شد ز الطاف ِ خدا،حضرت ِ هادی پدر
آمده آنکه بُوَد دَه صدف را چون گوهر
من مدیحه خوان شدم بهر ِ تو با چشم ِ تر
ای گل پیغمبری،یا امام ِ عسگری
آیه ای از کوثری،یا امام ِ عسگری...
حُسن سر تا پا تویی دلبر دلها تویی
حُجّتُ الّه هستی و یوسف زهرا تویی
لاله ی صحرا تویی،لطف را دریا تویی
راحت و آرامشی بر دل ِ شیدا تویی
ای گل پیغمبری،یا امام ِ عسگری
آیه ای از کوثری،یا امام ِ عسگری...
دارد این دل حاجت ِ وادی ِ عشق شما
عطر فردوس ِ برین عطر و بوی سامرا
کاش یبن فاطمه در ره ِ سُرخ ِ ولا
از حریم ِ تو رویم هم نجف هم کربلا
ای گل پیغمبری،یا امام ِ عسگری
آیه ای از کوثری،یا امام ِ عسگری...

خاتون عشق
۱۳۹۳/۱۱/۰۸, ۰۵:۰۷
كرامت امام (ع)


ابو هاشم جعفري (ره) گفت : به حضور امام حسن عسكري (ع) رفتم ، هدفم اين بود كه نگين انگشتري را از آن حضرت تقاضا كنم ، تا انگشتري بسازم و آن نگين را به عنوان تبرك ، بر سر انگشترم بگذارم ، ولي وقتي كه به حضورش شرفياب شدم ، به طور كلي آن تقاضا را فراموش كردم ، پس از ساعتي ، بر خاستم و خداحافظي كردم ، همين كه خواستم از محضرش ‍ بيرون بيايم ، انگشتري را به طرف من نهاد و فرمود: تقاضاي تو، نگين بود، ما به تو نگين را با انگشترش داديم ، خداوند اين انگشتر را براي تو مبارك گرداند. از اين حادثه ، تعجب كردم ، كه آن حضرت به آنچه در ذهنم پوشيده بود، خبر داد، عرض كردم : اي آقاي من ! براستي كه تو ولي خدا و همان امامي هستي ، كه خداوند فضل و اطاعت آن امام را دين خود قرار داده است . فرمود: غفر الله لك يا ابا هاشم : خدا تو را ببخشد اي ابو هاشم.
داستانهاي شنيدني از چهارده معصوم(عليهم السلام)/ محمد محمدي اشتهاردي

صادق
۱۳۹۳/۱۱/۰۸, ۰۵:۴۸
http://askdin.com/gallery/images/378/medium/2_imamaskari.jpg (http://askdin.com/gallery/images/378/2_imamaskari.jpg)

محمد گل است وحسن گلشنش
سپهر برین است پیراهنش

ابا مهدی آن بر تر از ماه و مِهر
فروزنده کرده ست عالم به چِهر

گلِ نرگسِ ناز فرزند اوست
زمین وزمان جمله در بند اوست

http://www.askdin.com/images/smilies/Small/Gol.gifhttp://www.askdin.com/images/smilies/Small/Gol.gifhttp://www.askdin.com/images/smilies/Small/Gol.gifhttp://www.askdin.com/images/smilies/Small/Gol.gifhttp://www.askdin.com/images/smilies/Small/Gol.gif
http://www.askdin.com/images/smilies/Small/hamdel.gifhttp://www.askdin.com/images/smilies/Small/hamdel.gifhttp://www.askdin.com/images/smilies/Small/hamdel.gifhttp://www.askdin.com/images/smilies/Small/hamdel.gifhttp://www.askdin.com/images/smilies/Small/hamdel.gif

صهبا
۱۳۹۳/۱۱/۰۸, ۱۰:۱۷
مژده بر اهل خرد باز به تن جان آمد
حجت یازدهم رحمت رحمان آمد
خلف پاک نبی زاده ی زهرای بتول
از گلستان علی نو گل خندان آمد

مخزن علم خدا مفخر ارباب خرد
محرم راز و نماینده ی یزدان آمد
زکی و خالص و هادی و سراج حرمین
حضرت عسگری آن رهبر ایمان آمد

منبع فضل و عطا و کرم و جود و سخا
صاحب خوی نکو معدن احسان آمد
خسرو مهر و وفا آنکه به خاک ره او
وحش و طیر و همه خلق به فرمان آمد

قاسم شوکت کفار و پناه ضعفا
حاکم دین مبین حافظ قرآن آمد ​

سالار زینب
۱۳۹۳/۱۱/۰۸, ۱۰:۵۷
http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-5.gif

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۱۱/۰۸, ۱۱:۱۶
http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-7.gif

باز گیتی روشن آمد از جمال عسکری
ماه گردون شد خجل پیش هلال عسکری

موکب اجلال او چون شد پدید از گرد راه
محو شد هر جلالی در جلال عسکری

هادی دین می برد دست دعا پیش خدا
چشم حق بینش چو می بیند جمال عسکری

من چه گویم در مقام و حسن این کودک که هست
منطق پیر خرد مات از کمال عسکری

عصمت زهرا عیان از چهره ی زیبای او
خصلت حیدر ببینی در خصال عسکری

رشک کوثر برد از لعل لب جان بخش او
ماه گردیده خجل از خط و خال عسکری

گلشن جاوید گردد هر زمین شوره زار
چون ببیند موکب فرخنده فال عسکری

دانش سرشار او تا کرد تفسیر کتاب
عالمی سیراب گردید از زلال عسکری

رستگار و ثابت امید است از لطفش شوید
مورد غفران حیّ لایزال عسکری


http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-7.gif

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۱۱/۰۸, ۱۱:۲۰
http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-7.gif

از محیط عظمت گوهر زهرا آمد
البشاره حسن دیگر زهرا آمد

آمد از برج ولایت قمر یازدهم
یا ز دریای امامت گهر یازدهم

http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-7.gif

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۱۱/۰۸, ۱۱:۲۴
http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-7.gif

این پسر آینه طلعت خیر البشر است
بشنوید این پدر حجت ثانی عشر است

صلوات همه بر ماه جمال پدرش
پدر و مادر من باد فدای پسرش

عسکر او ملک و حوری و جن و بشرند
پرتویی از رخ او اختر و شمس و قمرند

خلق عالم به گدایی درش مفتخرند
همه خوبان جهان منتظر منتظَرند

http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-7.gif

یوسف
۱۳۹۳/۱۱/۰۸, ۱۱:۳۵
http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-7.gif

http://sms.dostaneh.com/wp-content/uploads/2013/02/sMs-Milade-emamHasanAskari-dostaneh.com5_.jpg (http://sms.dostaneh.com)

پسر فاطمه، نور هدی
سبزترین باغ بهار خدا
با تو دل از غصه رها می شود
پاکتر از آینه ها می شود
ای گل گلزار خدا، یا حسن عسکرى (ع)
آینه ی قبله نما یا حسن عسکرى (ع)

امام حسن عسکری(ع) می فرمایند:
از جمله تواضع و فروتنى، سلام کردن بر هر کسى است که بر او مى گذرى، و نشستن در پایین مجلس است.

http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-7.gif

یوسف
۱۳۹۳/۱۱/۰۸, ۱۱:۴۲
http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-7.gif

عاشقا، مستانگى از سر بگير
ساقى از ره مى‏رسد ساغر بگير
مرغ دل را از قفس آزاد كن
با پرستوهاى عاشق پر بگير
پر بزن تا كوىِ يارِ مَه لقا

جا به بامِ خانه دلبر بگير
گرچو من بشكسته بالى غم مخور
با ولاى يار بال و پر بگير
جشن ميلاد امام عسگرى
آمده عيدى ز پيغمبر بگير
هر چه مى‏خواهد دلت از يُمن او
از يَدِ پر قدرت حيدر بگير
طالب عفوى اگر با يا حسن
دامن محبوبه داور بگير



شيعه مى‏نازد به نام عسگرى
يا اباالمهدى امام عسگرى

http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-7.gif

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۱۱/۰۸, ۱۱:۴۶
http://www.askquran.ir/gallery/images/75834/1_321456000.gif

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۳/۱۱/۰۸, ۱۱:۴۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/18801061942622506590.jpg

چیزی به عشق نمانده است

شعرها، از عاقبت به خیریِ خود می‌گویند
که یازدهمین عطر را بوییده‌اند؛ عطشناک و مشتاق.

زمین، امروز متبسم است و آسمان،
طرحی از نشانه‌های یک‌ریز،
از سوی فرشتگان مسرور دارد.
همه آراستگی‌ها، بر صفحه امروز باریده است.

چه تابناک می‌توان از مدایح امروز،
پیاله برگرفت و با مستانگی، تا آخرِ دنیا،
به عشق و شور و خلوص پرداخت.

مدینه، بار دیگر، در اندامی قُدسی ظاهر شده است؛
ایستاده بر درگاهِ صبح.

جماعت شاید نیز صف کشیده‌اند
پشت خانه رونق شکوفایی.
تولد چکامه‌های اردیبهشتی است.

مدینه، قلمرو روشن عشق است؛ بافتِ محکم دلدادگی.

چیزی به عشق نمانده است

با نام «حَسَن»، باب یازدهم کتاب امامت نگاشته می‌شود

و این، مژده‌ای است برای ما که چیزی به کلیّت روشنی نمانده است.

چیزی نمانده به سر زدنِ یگانه گوهر عشق و اتمام حجت.

از هم اکنون، دنیا چشمان پرفروغش را به انتظار می‌نشیند.

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_pic41.jpg

بی ریا
۱۳۹۳/۱۱/۰۸, ۱۱:۴۹
http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-7.gif

شیعیان مژده كه از پرده برون یار آمد

عسكرى پورنقى مظهر دادار آمد
گشت از كان كرم گوهر پاكى ظاهر
ز صدف آن دُر تابنده به بازار آمد
شد تولد ز سلیل آن مه تابنده حق
سامره از قدمش جنت الانهار آمد
بهر مولود حسن پورنقى از دل عرش
تهنیت باد ز خلاق، جهاندار آمد
با صفات احدى كرد تجلى به جهان
نور چشم على و احمد مختار آمد
نام نیكوش حسن، خوى حسن، روى حسن
باب مهدى زمان كاشف الاسرار آمد
حامى دین محمد (ص) متولد گردید
عسكرى فخر زمن سرور و سالار آمد
فخر ملك دوسرا جان و دل اهل ولا
خسرو هادى عشر رحمت غفار آمد
گشت از مقدم وى باغ ولایت خرم
چون كه از گلشن دین آن گل بى خار آمد
خواست حق رحمت خود را برساند بر خلق
صورتى ساخت كه با سیرت دادار آمد
نور او نور خدا بود به عالم تابید
روى او شمع هُدى بود شب تار آمد
خُلق غفارى از او خُوى رحیمى ظاهر
مظهر ذات خدا آن گل گلزار آمد




http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-7.gif

صدیقه طاهره
۱۳۹۳/۱۱/۰۸, ۱۲:۰۲
http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-7.gif

پسر فاطمه، نور هدی
سبزترین باغ بهار خدا

با تو دل از غصه رها می شود
پاکتر از آینه ها می شود

ای گل گلزار خدا، یا حسن عسکرى (ع)
آینه ی قبله نما یا حسن عسکرى (ع)


http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-7.gif

یا عزیز زهرا
۱۳۹۳/۱۱/۰۸, ۱۳:۰۹
http://bi-neshan.ir/filehaaa/2014/02/E.Assgharia-8.jpg

karbalanajaf
۱۳۹۳/۱۱/۰۸, ۱۳:۱۵
باعرض سلام و ادب

http://s1.picofile.com/file/7662075157/69205113686175102648_300x235.jpg



آی عاشقا بیاین که مولا اومده

نواده ی حضرت زهرا اومده

گل می ریزن ملائکه از آسمون

امام عسگری به دنیا اومده

چه غوغائیه چه آقائیه

روی دست باباش چقدر تماشائیه

دلا مسروره – زمین پر نوره

بساط شادیمون خدا وکیلی جوره

یا وجیهاً عند الله – تهنیت بقیة الله (2)




http://askdin.com/gallery/images//80/1_68_432_m_imam_askari05.jpg


پسر فاطمه، نور هدی
سبزترین باغ بهار خدا
با تو دل از غصه رها می شود
پاکتر از آینه ها می شود
ای گل گلزار خدا، یا حسن عسکرى (ع)
آینه ی قبله نما یا حسن عسکرى (ع)


دست بیفشانید و عود بسوزانید که یازدهمین مسافر بهار، از راه می رسد؛

قدم هایش را شکوفه باران کنید!
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/goleroz.gif
ولادت امام حسن عسکری(ع) مبارک باد. http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/goleroz.gif







سالروز ولادت با سعادت امام یازدهم حضرت امام حسن عسكرى (علیه السلام) را به تمامى شیعیان جهان تبریك عرض نموده، امیدواریم خداوند متعال توفیق پیروى آن امام همام را به همه ما عنایت فرموده ودر فرج فرزند بزرگوارش حضرت مهدى (علیه السلام) تعجیل فرماید


یاعلی مدد

منبع:http://www.weblog98.com

http://www.beytoote.com/fun/sms/sms-birthday1-hassanaskari.html

باتشکرفراوان

عمار رهبری
۱۳۹۳/۱۱/۰۸, ۱۳:۱۶
میلاد یازدهمین حجت خداوند، پیام آور آیینه و روشنی، بر رهروان صدیقش مبارک باد!

یک ماجرای شگفت انگیز و خاطره ای از حرم امام عسکری(ع):
المستنصر بالله، سی و ششمین خلیفه عباسی از بغداد مرکز خلافت خویش برای دیداری رسمی از شهر سامراء به همراه وزراء و رجال کشوری به این شهر وارد شد.
او برای دیدار با مردم به آنجا رفت و حرم امام حسن عسکری(ع) را بسیار مجلل و آبرومند دید، زائرین عاشق فوج فوج با کمال خضوع وارد می شدند و در نهایت ادب در برابر قبر امام علیه السلام ایستاده، زیارت کرده و عرض ادب می نمودند و با چشم های پر از اشک و دل های مملو از عشق و محبت، آن جا را ترک می کردند.

المستنصر پس از انجام مراسم احترام و زیارت امام عسکری علیه السلام از حرم بیرون رفته و به سمت آرامگاه خاندان و پدرانش که در نزدیکی حرم مطهر واقع شده بود روان گردید. او از مشاهده قبرهای ویران اجدادش که در اثر حوادث و تابش آفتاب و وزش باد و باران به مخروبه ای بدل گشته و محل زندگی حیوانات شده بود، ناراحت شده و متاثر گردید. خلیفه با چشم خود می دید که حتی یک نفر هم به زیارت آنان نمی رود.

در این حال یکی از وزرای متملق به او گفت: ای خلیفه مسلمین! تا کی به این ننگ و عار صبر می کنید؟ این ها قبور پدران توست که در دوران زندگی خود نسل اندر نسل، زمامداران و حاکمان مطلق ممالک اسلامی بودند، خزینه های پر از ثروت داشتند و حکومت در اختیار شما و اجداد شما بوده است. اینک قبور آن هاست که ویران شده و مورد توجه مردم نیست. آرامگاه آنان فرشی ندارد، گرد و خاک و کثافات حیوانات روی قبرها را پوشانده، فردی به زیارت آنان نمی رود و کسی یاد آنان نمی کند; اما قبور فرزندان علی علیه السلام چنانکه دیدید با پرده های زینتی، قندیل های طلایی، فرش های عالی و انواع زینت ها آرایش یافته است و مردم دسته دسته به زیارت آنان می شتابند. این در حالی است که آنان نه حکومتی داشتند و نه ثروت و خزانه ای!
دردوران زندگی یا در تبعید بوده اند یا در زندان و همیشه رقبایی خطرناک برای خلافت شما به شمار می آمده اند. ای خلیفه مسلمین! بر این وضع دل خراش تا کی صبر خواهید کرد؟

المستنصر پس از شنیدن سخنان وزیر سر به زیر افکند. در فکر عمیقی فرو رفت و بعد از لحظاتی رمز این معما را با صدایی نیمه لرزان چنین بیان کرد: «هذا امر سماوی لایحصل باجتهادنا، ولو حملنا الناس علی ذلک ما قبلوه ; این [دو منظره متفاوت ] یک امر آسمانی است و با تلاش ما حاصل نمی شود و اگر مردم را [به اجبار] بر آن وادار کنیم از ما نمی پذیرند.»

او سپس ادامه داد: ما آنچه توانسته ایم نسبت به قبور پدرانمان انجام داده ایم، اما دل های مردم تحت تسلط ما نیست. ما هرچه تلاش کردیم تا مردم به زیارت قبور فرزندان علی علیه السلام نروند و به زیارت اینجا بیایند تاثیری نکرد و آنان با عشقی وصف ناپذیر به مزار امامان خویش می شتابند و به تهدید و ارعاب و تطمیع ما هیچ گونه توجهی ندارند.
کشف الغمه، ج 2، ص 519. - مبلغان شماره 30


http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/_P3918GWTnZNFMFv5N-iZsQ0d6ztLTDniT8CprxSgyJ6FmWRAT5-TQ/s/w535/

منتظران ظهور
۱۳۹۳/۱۱/۰۸, ۱۳:۴۸
http://h-askari.persiangig.com/tarhmazhabi/www.abamahdi.com7.jpg

Partofar
۱۳۹۳/۱۱/۰۸, ۱۴:۳۲
http://dl.aviny.com/Album/mazhabi/ahlbeit/asgari/kamel2/10.jpg

تبارک الله احسن الخالقین
:Rose:و بارک علی محمّد و آله الطّیّبین الطاهرین صلوة الله علیهم اجمعین:Rose:
:Rose:و بارک علی بقیّة الله امام العصر و الزّمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف:Rose:
:Rose:و بارک علی قائدنا الخامنه ای دامة تأییداته:Rose:
:Rose:و بارک علینا و علی جمیع المؤمنین و مؤمنات و المسلمین و المسلمات:Rose:
:Rose:عید سالروز میلاد امام حسن عسگری صلوة الله علیه بر تمامی دوستان و میهمانان گرامی مبارک باد:Rose:
:Rose::Rose::Rose::Rose::Rose:

آخرین امید
۱۳۹۳/۱۱/۰۸, ۱۴:۵۷
http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/SeAK3ZElnjKzazKTKcC2jZCBKkGqkglogBFzqtfINGFCHclCrI QfXw/s/w535/

وجود مقدس امام حسن عسکری علیه السلام از ائمه ‏ای هستند که تحت فشار بسیار بودند چون هر چه که دوران ائمه به دوره امام عصر علیه السلام نزدیکتر می ‏شد کار بر آنها سخت‏تر می ‏گردید.

عمار رهبری
۱۳۹۳/۱۱/۰۸, ۱۵:۰۹
چهار سفارش امام حسن عسکری(ع) به مؤمنان

آیت‌الله مجتبی تهرانی به مناسبت فرا رسیدن میلاد مسعود امام حسن عسکری(ع) با بیان حدیثی از این امام بزرگوار، به بیان فواید ذکر خدا و رسول او پرداخت.

رُوِیَ عَن الحَسنَ بن عَلِیٍّ العَسکَری قالَ: أَکْثِرُوا ذِکْرَ اللَّهِ وَ ذِکْرَ الْمَوْتِ وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ وَ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِیِّ فَإِنَّ الصَّلَاةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ عَشْرُ حَسَنَات‏(بحارالأنوار ج 75، ص 37)

زیاد به یاد خدا باشید،
و مرگ را نیز فراموش نکنید!
قرآن را زیاد تلاوت کنید
و بر پیامبر زیاد درود بفرستید، چون صلوات بر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) ده حسنه محسوب می‌شود.

http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/MKndYFy7tOFM4sOQtWh8ywg45Xt4_ndlJjPSzvjNVUDwanWmAj p9eQ/s/w400/

Partofar
۱۳۹۳/۱۱/۰۸, ۱۵:۲۵
http://www.montazer.ir/sites/default/files/styles/865x250/public/uploaded/images/x1965386515.jpg,qitok=mFotc_iG.pagespeed.ic.p9R5dl 5IFZ.webp

انتظارات امام حسن عسگری (ع) از شیعیان (http://www.montazer.ir/content/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86)

امام حسن عسكرى(علیه السلام) يازدهمين امام شيعيان، در روز جمعه هشتم ربيع الثانى، سال ۲۳۲ ه.ق (۱) در مدينه منوره ديده به جهان گشود،(۲) و عالم را با نور جمال خويش روشن نمود. پدر بزرگوار آن حضرت، امام هادى (علیه السلام) و مادرش بانويى پارسا و شايسته است كه از او به نامهاى «حُديثه»، «سليل» و «سوسن» ياد شده است. اين بانوى گرامى از زنان نيكوكار و داراى بينش اسلامى بوده در فضيلت او همين بس است كه پس از شهادت امام حسن عسكرى(عليه السلام) پناهگاه و نقطه اتكاى شيعيان در آن دوره بحرانى و پراضطراب به شمار مى‏رفت.(۳)
مدت امامت امام حسن عسكرى(عليه السلام) شش سال، و با سه نفر از خلفاى عباسى كه هر يك از ديگرى ستمگرتر بودند، معاصر بود:
المعتز باللّه - المهتدى باللّه - و المعتمد باللّه
امامت حضرت از سال ۲۵۴ شروع شد و در ۲۶۰ ه.ق با شهادت آن حضرت پايان يافت. به مناسبت سالروز ولادت آن امام همام، در اين مجال نگاهى داريم به برخى «انتظارات حضرت» از شيعيان خويش، اميد كه ره توشته‏اى باشد براى همه آنهايى كه بر خط امامت و ولايت سير مى‏كنند.
شيعه از ديدگاه امام حسن عسكرى (عليه السلام)
از ديدگاه امام يازدهم هر كس كه بنام شيعه خوانده شود ولى اوصاف و ويژگيهاى يك شيعه حقيقى و واقعى را دارا نباشد، شيعه شمرده نمى‏شود. شيعه واقعى كسانى هستند كه همچون رهبران دينى خويش در نهضت خدمت رسانى به مردم و برادران دينى خويش فعّال و كوشا باشند و به دستورات و نواهى الهى پاى بند باشند چنان كه حضرت عسكرى در كلام زيبا و دلنشين خود درباره تعريف شيعه مى‏فرمايد:
«شيعة عَلِّىٍ هُمُ الّذين يؤثِرُونَ اِخوانَهم عَلى اَنفُسِهِم وَ لَو كانَ بِهِم خصاصَةٌ وَ هُمُ الَّذينَ لايَراهُمُ اللّه حَيثُ نَهاهُم وَ لا يَفقَدُهُم حَيثُ اَمرَهُم، وَ شيعَةُ عَلِىٍّ هم الَّذينَ يَقتَدُون بِعَلىٍ فى اكرامِ اِخوانِهُم المُؤمِنين(۴)؛
يعني پيروان و شيعيان على (عليه السلام) كسانى هستند كه برادران (دينى) خود را بر خويش مقدم مى‏دارند گرچه خودشان نيازمند باشند و شيعيان على (عليه السلام) كسانى هستند كه از آن‏چه خداوند نهى كرده دورى مى‏كنند و به آنچه امر نموده عمل مى‏كنند و آنان در تكريم و احترام برادران مؤمن خود به على(عليه السلام) اقتدا مى‏نمايند.
و در جاى ديگر درباره نشانه‏هاى شيعيان فرمودند:
«علامات المؤمنين خمسٌ صلاة الاحدى و الخمسين و زيارة الاربعين و التختم فى اليمين و تعفير الجبين و الجهر ببسم اللّه الرحمن الرحيم(۵)،
نشانه‏ هاى مؤمنان (شيعيان) پنچ چيز است: خواندن پنجاه و يك ركعت نماز در هر روز (۱۷ ركعت واجب و ۳۴ ركعت نافله) زيارت اربعين امام حسين(عليه السلام) داشتن انگشتر در دست راست، و ساييدن پيشانى به خاك و بلند خواندن بسم اللّه الرحمن الرحيم (در نمازها).
انتظارات امام عسكرى (عليه السلام) از شيعيان‏
انتظارات و توقّعات امام حسن عسكرى(عليه السلام) به عنوان آخرين امامى كه در جامعه حضور عينى داشته، و بعد از او غيبت صغرى و كبرا فرزندش مهدى موعود (عليه السلام) آغاز مى‏گردد و براى مدّت مديدى مردم و جامعه از درك حضور او محروم خواهند بود قابل اهمّيت و دقّت است، و مى‏تواند رهنمودهاى گرانبها و ارزشمندى باشد براى دوران غربت تشيّع و دورانى كه غبار غم هجرت مولا و محبوبشان بر دلها و پيشانى آنها سايه افكنده است، اينك به گوشه‏هايى از انتظارات حضرتش مى‏پردازيم.
۱.انديشه و تفكر
اساس تمام پيشرفتهاى مادّى و معنوى بشر در طول تاريخ، انديشه و تفكر از يك طرف، و سعى و تلاش و عمل از طرف ديگر بوده است. اگر بشر قرن بيستم و بيست و يكم از نظر صنعتى و تكنولوژى به موفقيتهاى چشمگيرى دست يافته، بر اثر انديشه و تلاش بوده است؛ چنان كه پيشرفتهاى معنوى جوامع و افراد نيز بر اثر بهره‏ورى از توان عقل و تفكر و قدرت عمل و تلاش بوده است. پيامبران، امامان و بندگان صالح الهى همگى اهل فكر و تعقل بوده‏اند، در منزلت ابوذر امام صادق(عليه السلام) فرمودند:
«بيش‏ترين عبادت اباذر كه رحمت خدا بر او باد، انديشه و عبرت اندوزى بود(۶)»
قرآن اين كتاب الهى و آسمانى براى انديشه و تفكر، ارزش والا و حياتى قائل است و زيباترين و رساترين سخنان را درباره ارزش دانش و تعقل، و دقّت و تفقه بيان نموده است در قرآن بيش از هزار بار كلمه «علم» و مشتقات آن كه نشانه بارورى انديشه است تكرار شده و افزون بر ۱۷ آيه به طور صريح انسان را دعوت به تفكر نموده، بيش از ۱۰ آيه با كلمه «اُنظُرُوا؛ دقت كنيد» شروع شده است. بيش از پنجاه مورد كلمه عقل و مشتقات آن به كار رفته است و در چهار آيه نيز قاطعانه به تدبّر در قرآن امر شده است.(۷)
و همچنين از كلمه فقه و تفقه و امثال آن بهره جسته است.(۸)
با توجه به اين اهمّيت انديشه و تفكّر است كه امام حسن عسكرى (عليه السلام) از شيعيان خويش انتظار دارد، كه اهل انديشه و تفكر باشند. لذا فرمودند:
«عَليكُم بِالفِكرِ فَاِنَّهُ حَياة قَلب البَصير وَ مَفاتيحُ اَبوابِ الحِكمَةِ ؛ بر شما باد به انديشيدن! پس به حقيقت، تفكر موجب حيات و زندگى دل آگاه و كليدهاى دربهاى حكمت است.(۹)
انسانهايى كه با عقل انديشه نكنند و با چشم جانشان در ديدن حقايق دقّت بخرج ندهند در روز قيامت نابينا محشور مى‏شوند.
امام حسن عسكرى(عليه السلام) اين حقيقت را با گوشزد كردن آيه‏اى از قرآن براى اسحاق بن اسماعيل نيشابورى در طىّ نامه‏اى چنين بيان مى‏كند:
«اى اسحاق! خداوند بر تو و امثال تو از آن‏هايى كه مورد رحمت الهى قرار گرفته و همچون تو داراى بصيرت خدا دادى مى‏باشند، نعمت خويش را تمام كرده است... پس به يقين بدان اى اسحاق كه هركس از دنيا نابينا بيرون رود، در آخرت هم نابينا و گمراه خواهد بود. اى اسحاق! چشمها نابينا نمى‏شوند، بلكه دلهايى كه در سينه‏ها هستند نابينا مى‏شوند. (بر اثر انديشه نكردن) و اين سخن خداوند در كتاب متقن خويش است آنجا كه از زبان انسان ستم پيشه بيان مى‏كند(۱۰):
«پروردگارا چرا مرا نابينا محشور نمودى با اين كه داراى چشم بوديم؟ (خداوند در جواب) مى‏فرمايد: همان گونه كه آيات ما براى تو آمد و تو آنها را فراموش كردى، امروز نيز تو فراموش خواهى شد.(۱۱)»
گاه امام حسن عسكرى با گوشزد اين خطر كه عده‏اى در جامعه عبادت را منحصر در انجام نماز و خواندن نمازهاى مستحبى و گرفتن روزه‏هاى واجب و مستحب مى‏دانند، بدون آنكه در رمز و راز آن انديشه كنند و يا در زمان و اوضاع آن تعقل نمايند، جايگاه ويژه انديشه و تفكر را اين‏گونه بيان مى‏فرمايد:
«لَيست العِبادَةُ كَثرَةَ الصِّيامِ وَ الصَّلوةِ وَ اِنّما العِبادَةُ كَثرَةُ التفكُّرِ فى اَمرِ اللّه(۱۲)؛ عبادت به بسيارى نماز و روزه نيست، همانا عبادت تفكر بسيار در امر خداوند است».
۲.ايمان گرائى و سود رسانى:
فكر و انديشه، و يا تأمّل و تدبّر آن‏گاه ارزش حقيقى و عينى خويش را نشان مى‏دهد كه منجر به ايمان و عمل و تلاش شود وگرنه تفكرى كه بدنبالش ايمان و عمل نباشد مطلوب و كارساز نيست. به همين جهت آن حضرت تأكيد فرمود كه شيعيان به دو خصلت توجّه داشته باشند «خِصلَتانِ لَيس فَوقَهُما شَى‏ءٌ الايمانُ بِاللّه، وَ نَفعُ الاِخوان(۱۳)؛ دو خصلت است كه برتر از آن چيزى نيست، ايمان به خداوند و فايده رساندن به برادران (دينى)».
۳.به ياد خدا و قيامت بودن‏
ايمان برگرفته از انديشه بدنبال خود عمل و ياد خدا و همچنين انجام عبادت را در پى دارد، به همين جهت يكى ديگر از انتظارات حضرت عسكرى (عليه السلام) از شيعيان اين است كه خداوند و قيامت و رسول را فراموش نكنند. چنان كه فرمودند: «اَكثرُوا ذِكرُ اللّه و ذِكرَ المَوتِ وَ تِلاوَةَ القُرآن و الصَّلاةَ عَلى النَّبى؛ زياد به ياد خداو مرگ باشيد و همواره قرآن بخوانيد و بر پيامبر(صلى اللّه عليه و آله و سلّم) (و آل او) درود بفرستيد.(۱۴)
و هوشمندترين و زيركترين افراد كسى است كه به ياد بعد از مرگ باشد و وجدان خويش را براى رسيدگى به اعمال قاضى قرار دهد.(۱۵)
۴.حسابرسى اعمال و پاسخگويى وجدان‏
انتظار ديگرى كه امام حسن(عليه السلام) از شيعيان دارد، رسيدگى به اعمال و داشتن محاسبه در هر شبانه روز، و پاسخگويى وجدان اخلاقى است.
لازم است انسان در ابتداى هر روز نسبت به اعمال نيك و دورى از گناه با خود «مشارطه» و قرار دادى داشته باشد، و در طول روز مواظبت و «مراقبه» داشته باشد. و در پايان روز «محاسبه» و حسابرسى، و پاسخگويى به وجدان درونى خويش.
آنهايى هم كه مسئوليت‏هاى اجتماعى دارند، در مقابل مردم و جامعه مسئولند كه بايد پاسخگو باشند، علاوه بر اين در مقابل خداوند متعال، پيامبر اكرم(صلى اللّه عليه و آله و سلّم) و وجدان خويش نيز بايد پاسخگو باشند.
ممكن است عده‏اى زرنگى را در آن بدانند كه از حسابرسى، و پاسخگويى فرار كنند و به نوعى طفره روند، ولى بايد بدانند كه هرگز چنين رفتارى هوشمندى و زرنگى بحساب نمى‏آيد، در همين زمينه است كه حضرت عسكرى (عليه السلام) خردمندانه مى‏فرمايد:
«اَكيَسُ الكيِسين مَن حاسب نَفسَه وَ عَمِلَ لما بَعدِ المَوت(۱۶)؛ زيركترين زيركان (و هوشمندترين افراد) كسى است كه به حساب نفس خويش پردازد (و پاسخگوى خدا و وجدان خويش باشد) و براى پس از مرگ خويش تلاش نمايد».
۵.تقوا و پاكى راستى و امانتدارى‏
از مهم‏ترين و بارزترين ويژگى‏هاى مورد انتظار براى شيعيان و مؤمنان دو صفت نفسانى تقوا و ورع است كه انسان را در مقابل انجام گناه و دورى از محرّمات حفظ و تقويت مى‏كند، و در كنار آن دو، دو صفت والاى امانتدارى و راستگويى است كه آنچنان اهمّيت دارد كه اساس نظم و انسجام و آرامش هر جامعه‏اى را مى‏توان با تقويت و ترويج اين اوصاف در ميان افراد جامعه پى‏ريزى نمود و مشكلات را حل و سعادت جوامع را تضمين نمود. امام حسن عسكرى(عليه السلام) با تأكيد بر اوصاف فوق و برخى اوصاف ديگر خطاب به شيعيان خود مى‏فرمايد:
«اُوصيكُم بِتَقوىَ اللّهِ وَ الوَرَعِ فى دِينِكم والاِجتهاد لِلّه و صِدقِ الحَديثِ وَ اَداءِ الاَمانَةِ اِلى مَن اِئتَمَنَكُم مِن بِرِّ اَوفاجِرٍ وَ طُولِ السُّجُودِ وَ حُسنِ الجَوار فَبِهذا جاءَ مُحَمَّد (ص) صَلّوا فى عَشايِرِهِم وَ اَشهِدُوا جَنائِزَهُم وعُودُوا مرضاهُم، وَ اَدّوا حُقُوقَهُم، فَاِنَّ الرَّجُل مِنكم اِذا وَرِعَ فى دِينِهِ وَ صَدَقَ فى حَديثِهِ وَ اَدّى الاَمانَةَ و حَسُنَ خُلقُه مَعَ النّاس قيلَ هذا شيعى فَيسرّنى ذلك؛(۱۷)
شما را سفارش مى‏كنم به تقواى الهى و ورع در دين خود و كوشش در راه خدا، راستگويى و ردّ امانت به هركه به شما امانت سپرد (خوب يا بد) و طولانى بودن سجده و خوب همسايه دارى؛ چرا كه محمد (ص) براى اين‏ها آمده است. در گروههاى آنها (مخالفان) نماز بخوانيد (يعنى در نماز جماعت شركت كنيد) و در تشييع جنازه آنها حضور داشته باشيد و بيمارانشان را عيادت، و حقوق آنان را ادا نماييد، زيرا اگر مردى (و فردى) از شما در دين خود ورع داشت و در سخنش راست گفت و امانت را رد كرد و اخلاقش با مردم خوب بود گفته مى‏شود اين شيعه است. پس من از اين (گفته) شادمان مى‏شوم.»
و در جاى ديگر فرمودند: المُؤمِنُ بَرَكَةٌ عَلى المُؤمِنِ و حُجّةٌ عَلى الكافِر(۱۸)؛ مؤمن (و شيعه) بركتى براى مؤمن و (اتمام) حجّتى براى كافر است.
۶.جزء بهترين‏ها باشيد نه بدترين‏ها
آن امام همام گاه به بيان افراد نمونه و برتر و همين طور افراد بدتر غير مستقيم انتظار خويش را از شيعيان ابراز مى‏دارد كه جزء بهترين‏ها باشيد، و آنان را اين‏گونه معرّفى مى‏نمايد:
«اورع النّاس من وقف عند الشّبهة، اعبد النّاس من اقام على الفرائض، ازهد النّاس من ترك الحرام، اشدّ النّاس اجتهاداً من ترك الذّنوب(۱۹)؛
پارساترين مردم كسى است كه در شبهات توقف كند، عابدترين مردم كسى است كه واجبات را به‏جا آورد، زاهدترين مردم كسى است كه از حرام دورى كند و كوشاترين مردم كسى است كه گناهان را ترك كند.»
در مقابل بدترين‏ها را نيز معرّفى مى‏كند تاشيعيان آگاهانه يا ناآگاهانه جزء آن افراد قرار نگيرند، در حديثى آن حضرت فرمودند:
«بِئسَ العَبدُ، عَبدٌ يَكون ذا وجهين وذالِسانين يَطرى اَخاهُ شاهِداً وَ يأكُلُهُ غائِباً، اِن اُعطِىَ حَسَدَهُ وَ اِن ابتَلى خانَهُ(۲۰)؛
بدترين بندگان بنده‏اى است كه داراى دو چهره و دو زبان باشد، در حضور برادرش او را مى‏ستايد و پشت سر، او را مى‏خورد(و غيبتش را گويد). اگر به او چيزى عطا شود، حسد مى‏ورزد و اگر گرفتار گردد، به او خيانت مى‏كند.»
۷.عزّت نفس و دورى از ذلّت‏
انسان به عزّت نفس و تكريم شخصيت بيش از همه چيز نيازمند است انسان مى‏تواند رنج گرسنگى و تشنگى را تحمّل كند و با فقر و ندارى بسازد امّا تحقير شخصيت و آزردگى روح و روان و پايمال شدن عزّت انسان بسادگى قابل رفع و جبران نيست، ممكن است تا پايان عمر انسان را آزار دهد، خداوند عزيز انسان را عزيز آفريده و هرگز به او اجازه تحقير ديگران و يا شخصيت خودش را نداده.
امام صادق (عليه السلام) فرمودند:
«خداوند تمام امور مؤمن را به خود او واگذار نموده، ولى به او واگذار نكرده است (و اجازه نداده) كه ذليل باشد آيا سخن خدا را نشنيده‏اى كه مى‏فرمايد:
«عزّت از آن خدا و رسول او و مؤمنان است ولى منافقان نمى‏دانند، پس مؤمن هميشه عزيز است و ذليل نمى‏باشد»(۲۱)
به همين جهت يكى از انتظارات مهم حضرت عسكرى (عليه السلام) در دوران غيبت امام زمان (عجل اللّه تعالى فرجه الشريف) اين است كه شيعيان عزيز و با عزّت باشند و هرگز خود را ذليل نكنند، در يكجا فرمودند:
«ما اَقبَحُ بِالمُؤمِنِ اَن تكُونَ لَهُ رَغبَة تُذِلُّه؛(۲۲)
چه زشت است براى مؤمن (و شيعه) دل بستن به چيزى كه وى را خوار مى‏سازد».
و در جاى ديگر دلسوزانه نصيحت نمود كه:
«لا تمار فيذهب بهاؤك و لا تمازح فيحقر عليك؛
جدال و كشمكش مكن زيرا ارزش و شخصيت تو را از بين مى‏برد (و موجب خوارى انسان مى‏شود) و شوخى (بيش از حد) مكن تا مردم به تو جرأت جسارت پيدا نكنند.»(۲۳)
و گاه راهكارهاى رسيدن به عزّت و دورى از ذلّت را به شيعيان ارائه مى‏دهد و قاطعانه مى‏فرمايد:
«ما ترك الحقّ عزيزٌ الّا ذلّ و لا اخذ به ذليلٌ الّا عزّ؛
هيچ عزيزى حق را رها نكرد مگر آنكه خوار و ذليل شد، و هيچ ذليل و خوارى به حق عمل نكرد مگر آن كه عزيز گرديد»(۲۴)
۸.افتخار ما باشيد نه باعث سرشكستگى ما
يكى ديگر از مهمترين انتظارات امامان مخصوصاً امام حسن عسكرى(عليه السلام) از شيعيان اين است كه از نظر رفتارى و اخلاقى به گونه‏اى رفتار كنند كه در بين جامعه بشرى عموماً و در بين مسلمانان خصوصاً الگو و نمونه باشند تا آنجا كه مردم بگويند اين‏ها شيعيان على(عليه السلام) و امامان معصوم هستند، و اين‏ها تربيت يافتگان مكتب اهل بيت مى‏باشند.
به همين جهت حضرت عسكرى عاجزانه درخواست مى‏فرمايد:
«اِتَّقُوا اللّهَ وَ كُونُوا زَيناً وَلا تَكُونُو شَيناً، جَرّوا اِلَينا كُلَّ مَوَدَّةٍ، وَ ادفَعُوا عَنّا كُلَّ قَبِيحٍ، فَاِنَّهُ ما قيلَ فِينا مِن حَسَنٍ فَنَحنُ اَهلُهُ و ما قيل فينا مِن سوءٍ فَما نَحن كذلك...(۲۵)
از خدا پروا نماييد و زينت ما (مايه سرافرازى) باشيد نه مايه ملامت (سرافكندگى)، همه دوستى‏ها را به سوى ما جذب كنيد و هر زشتى را از ما دور نماييد؛ زيرا هر خوبى كه در حق ما گفته آيد ما شايستگى آن را داريم و هر بدى كه درباره ما بر زبان برآيد ما چنان نيستيم...(چرا كه) خداوند ما را پاك شمرده و هيچ كس غير از ما نمى‏تواند ادّعاى چنين مقامى را نمايد مگر اين كه دروغ پرداز باشد.»
۹.از رياست ‏طلبى پرهيز كنيد
از صفاتى كه سخت گمراه كننده و خطرناك است مقام خواهى‏ها و رياست‏طلبى‏ها است، بر كسى پوشيده نيست كه رياست‏ طلبى‏ها چه ضربات شكننده‏اى بر پيكر اسلام وارد نموده و همين رياست‏ طلبى بود كه خلافت را از مسير اصلى خويش خارج نموده و پيش آمد آنچه كه پيش آمد، و اين فرياد فاطمه (سلام اللّه عليها) است از دست رياست‏ طلبى گروهى كه خلافت را غصب نمودند، آنجا كه فرمودند:
«امّا (افسوس) كسى را مقدم داشتند كه خداوند او را كنار زده بود و كسى را كنار زدند كه خداوند او را مقدّم داشت، تا آنجا كه ره آورد بعثت را انكار كردند و به بدعت‏ها روى آوردند، آن‏ها هوا پرستى و شهوت (و رياست‏طلبى) را برگزيدند و بر اساس رأى و نظر شخصى عمل كردند هلاك و نابودى بر آنان باد، آيا نشنيدند كلام خدا را كه فرمودند:
«پروردگار تو آنچه را كه مى‏خواهد خلق مى‏كند و هرچه را بخواهد اختيار مى‏كند و براى آنان اختيارى نيست...(۲۶)».
افسوس (كه سران سقيفه) آرزوها(و رياست‏طلبى‏هاى) خود را در دنيا تحقق بخشيدند و از آينده غافل ماندند، خدا نابودشان گرداند و آنان را در كارهايشان گمراه كند...(۲۷)»
و امروز در جامعه خود نيز شاهد رياست‏طلبى‏ها و مقام خواهى‏ها هستيم. خدا مى‏داند كه چه بودجه‏هاى كلانى در راه رسيدن به رياست خرج شده و مى‏شود. و از چه وسيله‏ هايى كه براى رسيدن به مقام استفاده شده است و مى‏شود. عده‏اى براى رسيدن به مقام از آزادى‏هاى خلاف قانون و نامشروع نيز پشتيبانى كردند، و عده‏ اى نيز براى رسيدن به رياست از تخريب ديگران بهره‏ جسته و يا اسلام و ارزشهاى اسلامى را سپر رياست‏ طلبى‏هاى خويش قرار دادند و...
شرح اين هجران و اين خون جگر
اين زمان بگذار تا وقت دگر
امام حسن عسكرى(عليه السلام) با توجّه به اين خطرها است كه دردمندانه مى‏فرمايد:
«اِيّاكَ وَ اَلاذاعَةَ وَ طَلَبَ الرِّياسَة فَاِنَّهُما يَدعُوانِ اِلَى الهَلكَة؛ از افشاى اسرار(ما اهلبيت(عليهم السلام) و رياست خواهى دورى كن كه اين دو مايه هلاك و نابودى است.»(۲۸)
۱۰.استوارى بر دين و ولايت در دوران غيبت‏
آخرين انتظارى كه در اين سطور بدان اشاره مى‏شود، انتظار حضرت عسكرى(عليه السلام) از شيعيان خويش است در دوران غيبت كبراى امام زمان(عجل اللّه تعالى فرجه الشريف)، چرا كه يكى از دورانهاى بسيار سخت و طاقت فرسا كه صبر و استوارى فراوانى مى‏طلبد همين دوره است، انتظار آن حضرت اين است كه مردم و شيعيان دوران غيبت را تحمّل كنند و از خود بردبارى و استقامت بخرج دهند، و بر دين الهى و امامت و ولايت ثابت و استوار بمانند، و دائماً براى ظهور مهدى موعود (عجل اللّه تعالى فرجه الشريف) دعا نمايند، چرا كه
«وَ اللّهِ لَيَغيبَنَّ غَيبَةً لايَنجُوا فيها مِن الهَلَكَةِ اِلّا مَن ثَبّته اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِاِمامَتِهِ وَ وَفّقَهُ لِلدّعاء بتَعجيل فَرَجِه؛ به خدا سوگند(حضرت مهدى) غيبت طولانى خواهد داشت كه نجات پيدا نكند در آن دوران مگر كسانى كه خداوند عزيز و جليل بر قائل بودن (و اعتقاد) به امامت او استوارش نگهدارد، و توفيق دهد كه براى فرج آن حضرت دعا نمايد(۲۹)»
سخن را با اشعارى به ياد آن سفر كرده به پايان مى‏بريم:


فكر بلبل همه اين است كه گل شد يارش‏
گل در انديشه كه چون عشوه كند در كارش‏
اى كه از كوچه معشوقه ما مى‏گذرى‏
با خبر باش كه سر مى‏شكند ديوارش‏
اگر از وسوسه نفس و هوا دور شوى‏
به يقين ره ببرى در حرم اسرارش‏
آن سفر كرده كه صد قافله دل همره اوست‏
هركجا هست خدايا به سلامت دارش‏
پى ‏نوشت‏ها:
۱.مسعودى و على بن عيسى اربلى تولد حضرت را در سال ۲۳۱ ق دانسته‏اند.
۲.اصول كافى، ج ۱، ص ۵۰۳.
۳.شيخ عباس قمى، الانوار البهية، ص ۱۵۱.
۴.محمدى رى شهرى، ميزان الحكمه، ج ۵، ص ۲۳۱.
۵.بحارالانوار، ج ۹۵، ص ۳۴۸ و مصباح المتهجد، ص ۷۸۷، روضة الواعظين، ج ۱، ص ۱۹۵.
۶.بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۴۳۱.
۷.سوره نحل، آيه ۴۴؛سوره آل عمران، آيه ۱۹۱ و سوره نحل، آيه ۶۹.
۸.آمار استخراج شده بر اساس اطلاعات كتاب «المعجم المفهرس» محمد فؤاد عبدالباقى (دارالحديث القاهره) مى‏باشد.
۹.محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج ۸، ص ۱۱۵ و الحكم الزاهرة، ج ۱، ص ۱۹.
۱۰.على بن شعبه حرّانى، تحف العقول، ص ۵۱۳ و ۵۱۴.
۱۱.سوره طه، آيه ۱۲۶.
۱۲.بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۳۲۲، وسائل الشيعه، ج ۱۱، ص ۱۵۳ ؛ اصول كافى، ج ۲ ص ۵۵ و تحف العقول، ص ۵۱۸، حديث ۱۳.
۱۳.تحف العقول، ص ۵۱۸، حديث ۱۴.
۱۴.همان، ص ۴۸۷.
۱۵.حر عاملى، وسائل الشيعه، ج ۱۶، ص ۹۸.
۱۶.همان.
۱۷.همان، ج ۸، ص ۳۸۹، حديث ۲ و تحف العقول، ص ۵۱۸، حديث ۱۲ و ميزان الحكمه، ج ۱۰، ص ۴۹۱.
۱۸.تحف العقول، ص ۵۱۹، حديث ۲۰ و درچاپ انتشارات آل على(علیه السلام) ص ۸۹۲، روايت ۲۰.
۱۹.همان، ص ۵۱۹ ح ۱۸، و انوار البهيّة، شيخ عباس قمى، ص ۳۱۸.
۲۰.تحف العقول (همان) ص ۵۱۸، ح ۱۴ و در چاب انتشارات آل على(ع)، ص ۸۹۲ روايت ۱۴.
۲۱.ميران الحكمه، ج ۵، ص ۱۹۵۷.
۲۲.تحف العقول، ص ۵۲۰.
۲۳.بحارلانوار، ج ۷۵، ص ۳۷۱، ميزان الحكمه، ج ۹، ص ۱۳۵.
۲۴.تحف العقول، ص ۵۲۰ و در چاپ انتشارات آل على (ع)، ص ۸۹۴، روايت ۳۵.
۲۵.همان، ص ۵۱۸ و در چاپ آل على(ع)، ص ۸۹۰، روايت ۱۲.
۲۶.سوره قصص، آيه ۶۸.
۲۷.محمد باقر مجلسى، بحارالانوار (بيروت، داراحياء التراث)، ج ۳۶، ص ۳۵۳ و ر - ك احقاق الحق ج‏۲۱، ص ۲۶.
۲۸.تحف العقول (انتشارات آل على (ع)) ص ۸۸۸، روايت ۴.
۲۹.شيخ صدوق، كمال الدين، ج ۲، ص ۳۸۴.

عمار رهبری
۱۳۹۳/۱۱/۰۸, ۱۶:۵۶
میلاد فرخنده امام حسن عسکری(ع) بر همه وارستگان، مبارک باد.

اثر پيام امام حسن عسکری(ع ) به فيلسوف عراق
اسحاق كندى از دانشمندان عراق بود، و مردم او را به عنوان فيلسوف و دانشمند بر جسته مى شناختند، او كافر بود و اسلام را قبول نداشت ، حتى تصميم گرفت كتابى درباره تناقض گوئى قرآن بنويسد، چرا كه مى پنداشت بعضى از آيات قرآن با بعضى ديگر (در ظاهر) سازگار نيست ، او نگارش ‍ چنين كتابى را شروع كرد.

يكى از شاگردان او به حضور امام حسن عسكرى (ع ) آمد و جريان را به اطلاع آن حضرت رسانيد، امام به او فرمود: آيا در ميان شما يك مرد هوشمند و رشيد نيست تا با استدلال و منطق محكم ، استاد كندى را از نوشتن چنان كتابى باز دارد و او را پشيمان كند؟!
شاگرد گفت : ما شاگرد او هستيم ، و از نظر علمى نمى توانيم او را قانع كرده و از عقيده اش منصرف كنيم .

امام حسن (ع ) به او فرمود: من سخنى را به تو ياد مى دهم ، تو نزد او برو، و چند روز او را در اين كارى كه شروع كرده ، كمك كن ، وقتى كه با او دوست و همدم شدى ، به او بگو سوالى به نظرم رسيده مى خواهم از تو بپرسم.
او مى گويد: بپرس .
به او بگو: اگر نازل كننده قرآن (خدا) نزد تو آيد، آيا ممكن است كه بگويد: مراد من از معانى اين آيات ، غير از آن معانى است كه تو براى آن آيات فهميده اى ؟
استاد كندى مى گويد: آرى ممكن است.
در اين هنگام به او بگو: تو چه مى دانى ، شايد مراد خدا از آيات قرآن ، غير از آن معانى باشد كه تو فهميده اى.
شاگرد نزد استاد اسحاق رفت ، و مدتى او را در تاءليف آن كتاب ، يارى كرد، و با او همدم شد، تا روزى گفت : آيا ممكن است كه خدا غير از اين معانى را كه تو از آيات قرآن فهميده اى ، اراده كرده باشد؟ استاد فكرى كرد و سپس ‍ گفت : سوال خود را دوباره بيان كن ، او سوال خود را تكرار كرد.
استاد گفت : آرى ممكن است خدا اراده معانى غير از معانى ظاهرى آيات قرآن كرده باشد، زيرا واژه ها، داراى احتمالات مختلف است .

سپس به شاگرد گفت : راست بگو بدانم اين سخن را چه كسى به تو ياد داده است ؟!
شاگرد گفت : به دلم افتاد كه از تو بپرسم.
استاد گفت : اين سوال ، سوال بسيار مهم و سخن بسيار عميق و بلند پايه اى است ، و از تو بعيد است چنين سخنى سرزند.
شاگرد گفت : اين سخن را از امام حسن عسكرى (ع ) شنيده ام
استاد گفت : اكنون حقيقت را گفتى ، چنين مسائل جز از خاندان رسالت شنيده نمى شود.
آنگاه استاد، تقاضاى آتش كرد، و تمام آنچه را درباره تناقض آيات قرآن نوشته بود، به آتش كشيد و سوزانيد و نابود كرد.

منبع: داستانهای شنیدنی از چهارده معصوم علیهم السلام


http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/GCgkE9863cEIYi0JG8Yw7ayYsZrDtmHgdjpxaQ-mv36a1V-A_aYC8Q/s/w414/

عمار رهبری
۱۳۹۳/۱۱/۰۹, ۰۴:۰۰
میلاد امام حسن عسکری علیه السلام بر همه پیروان و دوستدارانش مبارک باد.

یازدهمین ستاره آسمان ولایت

مرتضی مطهری:
شب ولادت امام عسکری علیه السلام است،
شب عید است و شب مولود امام یازدهم، شبی که همه باید به وجود مقدس حضرت صاحب الامر(عجل الله تعالی فرجه)تبریک عرض بکنیم.

... وجود مقدس امام حسن عسکری علیه السلام از ائمه ای هستند[که تحت فشار بسیار بودند] چون هر چه که دوران ائمه[به دوره امام عصر علیه السلام] نزدیکتر می شد کار بر آنها سخت تر می گردید.
ایشان در سامرا بودند که در آن وقت مرکز خلافت بود. از زمان «معتصم» مرکز خلافت از بغداد به سامرا منتقل شد.... علتش هم این بود که لشکریان معتصم خیلی به مردم ظلم می کردند و مردم شکایت کردند و ابتدا معتصم گوش نکرد ولی بالاخره هر طور بود راضی اش کردند و او برای اینکه سپاهیان از مردم دور باشند مرکز را به سامرا منتقل کرد.

امام عسکری و امام هادی علیهما السلام اجبارا در سامرا به سر می بردند، در محلی که به نام «العسکر» یا «العسکری » نامیده می شد، یعنی محلی که محل سپاهیان و در واقع پادگان بود، یعنی خانه ای که در آن زندگی می کردند برایشان انتخاب شده بود که مخصوصا در پادگان باشند و تحت نظر.

ایشان در بیست و هشت سالگی از دنیا رفتند(پدر بزرگوارشان هم در حدود چهل و دو ساله بودند که از دنیا رفتند) و دوره امامتشان فقط شش سال طول کشید. به نص تواریخ،تمام این مدت شش سال یا در حبس بودند یا اگر هم آزاد بودند ممنوع المعاشرة و ممنوع الملاقات بودند. از نظر معاشرت آزادی نداشتند، اگر هم احیانا رفت و آمدهایی می شد یا گاهی حضرت را می خواستند، تحت نظر بودند، وضع عجیبی بود.
مجموعه آثار جلد 18


http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/iTx3TYuxM9ANvzNFtF539g-lB3vOMxrPnofsbnvr4bGyzvM5fVS2qQ/s/w424/

سجاد
۱۳۹۳/۱۱/۰۹, ۰۵:۵۸
http://www.askdin.com/images/smilies/Small/Gol.gifمیلاد با سعادت یازدهمین اختر تابناک ، امام حسن عسکری علیه السلام مبارک باد http://www.askdin.com/images/smilies/Small/Gol.gif


امام عسکری جانم فدایت
به قربان نگاه با حیایت

چو هستی تو به پاکی، اوجِ انسان
شدم اینک اسیر و مبتلایت

اگر سازم اگر سوزم در این بین
به جانت که نسازم من رهایت

چو تاریک است قلبم از بدی ها
تو روشن ساز از نورِ هدایت

ز بحر دانشت بنما نمایان
اَلا ای معدن علم و درایت

ز گمراهی نجاتم ده اماما !
تو ایی درمان جهلِ بی نهایت

به دل دارم همانا آرزویی
ببینم آن نگاه با صفایت

گهی که یار را هجران سر آید
ظهورش را دهد مژده صدایت

اگر خورشید را گیرم در آغوش
به یُمنت بودو آن نورِ ولایت

چه شادم من از این فرخنده میلاد
که قسمت بوده دنیا را لقایت

تو می دانی که سجادت فقیر است
قبولش کن اگر گفته ثنایتhttp://www.askdin.com/images/smilies/Small/Gol.gif

Partofar
۱۳۹۳/۱۱/۰۹, ۰۶:۰۹
http://dl.aviny.com/Album/mazhabi/ahlbeit/asgari/kamel2/14.jpg

منتظران ظهور
۱۳۹۳/۱۱/۰۹, ۰۶:۳۳
سخن امام حسن عسکری(ع) درباره کسانی که آیات کتاب الهی را نادیده گرفته اند
(http://khademen1381.blogfa.com/post-2634.aspx)

http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9-shabhayetanhayi-4.gif


اعوذ بالله من قوم حذفوا محکمات الکتاب و نسوا الله رب الارباب و النبی و ساقی الکوثر فی مواقف الحساب و لظی و الطامه الکبری و نعیم دارالثواب فنحن السنام الاعظم و فینا النبوه و الولایه و الکرم، و نحن منار الهدی و العروه الوثقیف و الانبیاء کانوا یقتبسون من انوارنا و یقنفون آثارنا و سیظهر حجه الله علی الخلق بالسیف المسلول لاظهار الحق


پناه می برم به خدا از جماعتی که آیات محکمات خدا کتاب الهی را نادیده گرفته اند و حضرت رب العالمین را فراموش کرده اند.

و پیغمبر اکرم (ص) و ساقی کوثر امیرالمؤمنین (ع) را در مواقف حساب روز قیامت و آتش سوزان و شداید و گرفتاریهای بزرگ و نعمت بهشت

و دار ثواب خدا را از خاطر واندیشه خود محو کردند.پس ما بزرگترین مقام بلند پایه هستیم و مقام نبوت و ولایت و کرم در ماست و ما مناره پرتو افکن

و نوربخش هدایتیم و ما دستگیره محکم و متین و استواریم و پیامبران گذشته از انوار ما اقتباس می نمودند و از آثار ما پیروی می کردند

و در آینده حجت خدا بر خلق، شمشیر کشیده برای اظهار حق ظهور خواهد کرد.

«علامه مجلسی (ره) در بحارالانوار ،جلد۷۲»




http://askdin.com/gallery/images/80/1_68_432_m_imam_askari03.jpg

طاهره
۱۳۹۳/۱۱/۰۹, ۰۶:۵۵
سلام و عرض ادب

میلاد باسعادت امام حسن عسگری مبارک

فرازی از زیارت نامه امام حسن عسگری علیه السلام
التماس دعا

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا مَوْلاىَ
سلام بر تو اى مولا و سرور من
یا اَبا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِی الْهادِىَ الْمُهْتَدِىَ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ
اى ابا محمد حسن بن على هادى راه یافته و رحمت خدا و بركاتش نیز بر تو باد
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا وَلِىَّ اللَّهِ وَابْنَ اَوْلِیآئِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا حُجَّةَ اللَّهِ
سلام بر تو اى ولى و نماینده خدا و فرزند اولیاء او سلام بر تو اى حجت خدا
وَابْنَ حُجَجِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا صَفِىَّ اللَّهِ وَابْنَ اَصْفِیآئِهِ اَلسَّلامُ
و فرزند حجتهاى خدا سلام بر تو اى برگزیده خدا و زاده برگزیدگانش سلام
عَلَیْكَ یا خَلیفَةَ اللَّهِ وَابْنَ خُلَفآئِهِ وَاَبا خَلیفَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا بْنَ
بر تو اى جانشین خدا و فرزند جانشینانش و پدر جانشین او سلام بر تو اى فرزند
خاتَمِ النَّبِیّینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا بْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا
خاتم پیمبران سلام بر تو اى فرزند آقاى اوصیاء سلام بر تو اى
بْنَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا بْنَ سَیِّدَةِ نِسآءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ
فرزند امیر مؤ منان سلام بر تو اى فرزند بانوى زنان جهانیان سلام
عَلَیْكَ یَا بْنَ الاَْئِمَّةِ الْهادینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَا بْنَ الاَْوْصِیآءِ
بر تو اى فرزند امامان راهنما سلام بر تو اى فرزند اوصیاى
الرّاشِدینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا عِصْمَةَ الْمُتَّقینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اِمامَ
با رشد و هدایت سلام بر تو اى نگهبان پرهیزكاران سلام بر تو اى پیشواى
الْفآئِزینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا رُكْنَ الْمُؤْمِنینَ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا فَرَجَ
رستگاران سلام بر تو اى پایه و ركن اهل ایمان سلام بر تو اى گشایش ده

معین
۱۳۹۳/۱۱/۰۹, ۰۶:۵۷
:Rose:میلاد با سعادت یازدهمین اختر تابناک ، امام حسن عسکری علیه السلام مبارک باد:Rose:







امام عسکری جانم فدایت
به قربان نگاه با حیایت

چو هستی تو به پاکی، اوجِ انسان
شدم اینک اسیر و مبتلایت

اگر سازم اگر سوزم در این بین
به جانت که نسازم من رهایت

چو تاریک است قلبم از بدی ها
تو روشن ساز از نورِ هدایت

ز بحر دانشت بنما نمایان
اَلا ای معدن علم و درایت

ز گمراهی نجاتم ده اماما !
تو ایی درمان جهلِ بی نهایت

به دل دارم همانا آرزویی
ببینم آن نگاه با صفایت

گهی که یار را هجران سر آید
ظهورش را دهد مژده صدایت

اگر خورشید را گیرم در آغوش
به یُمنت بودو آن نورِ ولایت

چه شادم من از این فرخنده میلاد
که قسمت بوده دنیا را لقایت

تو می دانی که سجادت فقیر است
قبولش کن اگر گفته ثنایت

علی ولی زاده
۱۳۹۳/۱۱/۰۹, ۰۹:۰۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/18801061942622506590.jpg

امام عسكرى عليه السلام : جُعِلَتِ الخَبائِثُ في بَيتٍ و جُعِلَ مِفتاحُهُ الكِذبَ ؛
امام عسكرى عليه السلام :همه پليدى ها را در خانه اى نهادند و كليد آن دروغ است .(1)


امام عسكرى عليه السلام : خَصلَتانِ لَيسَ فَوقَهُما شَى ءٌ : الإيمانُ بِاللّه ِ و نَفعُ الإخوانِ ؛ (http://www.hadithlib.com/guides/view/13/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%DA%A9%D8%B1%DB%8C-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85#)

امام عسكرى عليه السلام :دو خصلت است كه بالاتر از آنها چيزى نيست : ايمان به خدا و سود رساندن به برادران .(2)

















آينه يادها > (http://www.hadithlib.com/Books/view/2/%D8%A2%D9%8A%D9%86%D9%87-%D9%8A%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7) 2- حدیث شماره : 200583 (http://www.hadithlib.com/hadithtxts/view/200583) و 1- حدیث شماره : 200582 (http://www.hadithlib.com/hadithtxts/view/200582)

عمار رهبری
۱۳۹۳/۱۱/۰۹, ۱۴:۴۱
انسان ۲۵۰ ساله | امام عسکری علیه‌السلام و ایجاد شبکه جهانی

رهبر انقلاب: حضرت عسکری علیه‌السلام در همان شهر سامرا، که در واقع مثل یک پادگان بود توانسته بودند با یک شبکه‌ی عظیم تبلیغاتی و تعلیماتی این همه ارتباطات را با سرتاسر دنیای اسلام تنظیم کنند. فقط این نبود که مسائل نماز و روزه یا طهارت و نجاسات را جواب بدهند؛ در موضع «امام» با همان معنای اسلامىِ خودش قرار میگرفتند و با مردم حرف میزدند.

۱۳۸۲/۰۲/۲۰
http://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=25228

http://www.askquran.ir/gallery/images/78030/large/1_250.jpg