PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : •*♥*• سيزده بدر حسن ختام آئين هاي نوروزي •*♥*•



║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۱۲, ۱۹:۳۷
http://shiaupload.ir/images/8debkw1s1cupy6iaj5oc.gif (http://shiaupload.ir/images/8debkw1s1cupy6iaj5oc.gif)http://shiaupload.ir/images/56947653711519739930.jpghttp://shiaupload.ir/images/wxhcea5810jnopve42iu.gif (http://shiaupload.ir/images/wxhcea5810jnopve42iu.gif)
http://shiaupload.ir/images/08824310576234069153.jpg


سيزده به در» يكى از مراسم نمادين سلسله «جشن ها و آيين هاى نوروزى» است كه توانسته با وجود دگرگونى هاى فراوان اجتماعى، فرهنگى در جامعه ايران، راه به دوران ما رسانده و به عنوان يك جشن فراگير در بين گروه ها و اقشار مختلف اجرا شود.


در حقيقت، «سيزده به در» حسن ختامى بر «جشن ها و آيين هاى نوروزى» است كه در آن هم به بدرقه نوروز رفته و هم «نحسى» سيزده را با ترك شهر و سپردن خود به دامن مام طبيعت كه همواره مورد احترام و ستايش ايرانيان بوده، به در مى كنند!


و جالب اينكه، با وجود باور نحسى و نامباركى روز سيزده فروردين، اين روز به خوش باشى و خوش گويى و خوش خورى سپرى مى شود. حتى طبق باورى كهن، در اين روز غم و اندوه و خمودى حرام است؛ چرا كه «غم و اندوه و گرفتارى و پريشانى هديه اهريمن و عشق و شور و نشاط و حيات و تعالى و تندرستى از هداياى نيك اهورامزداى بزرگ (خداوند) است».


به نظر مى رسد «سيزده به در» نمى تواند بى ارتباط با جايگاه عدد سيزده در فرهنگ و باورعاميانه مردم ايران باشد. هر چند گروهى از صاحبنظران و حتى بسيارى از كسانى كه آن را به عنوان يك آيين كهن ملى اجرا مى كنند، با اين باور كه تمامى روزها در فرهنگ ايران باستان مقدس و قابل احترام هستند، نحسى سيزده و وجود چنين چيزى را در ايران باستان رد مى كنند؛ ولى حقيقت اين است كه، آنچه در اعتقادات و باورداشت هاى عامه مردم (به عنوان جزء لاينفك فرهنگ عامه ) در خصوص عدد سيزده وجود دارد، همگى حاكى از نامباركى و نحسى آن است.


تا آنجا كه منشأ بسيارى از رفتارها و اعمال آنها مى شود: اگر از كوچه پس كوچه هاى برخى شهرها گذر كنيم، هنوز پلاك هاى ۱+۱۲ را خواهيم ديد كه ساكنانش براى درامان مانندن از نحسى عدد سيزده، آن را جايگزين عدد واقعى پلاك كه ۱۳ است، كرده اند.

و حتى «برخى با وحشت از جادوى عدد سيزده، در هنگام شمارش، با گفتن واژه «زياده» از آن مى گذرند» و جالب اينكه بسيارى از شركت هاى هواپيمايى نيز (از جمله شركت هواپيمايى «هما» در ايران ) رديف سيزده ندارد؛ و موارد بسيارى كه همگى دال بر دورى و گريز افراد از نحسى و بديمنى اين عدد است. علامه عباسعلى كيوان در كتابش (كيوان نامه) درباره نحسى سيزده بدر مى نويسد:

«روز سيزده به در جايز نبود براى ديد و بازديد به خانه اى رفت، هم صاحبخانه به فال بد مى گرفت و مى گفت نحوست را به خانه من آوردند و هم رونده. چرا كه نمى خواست مبتلا به نحوست آن خانه شود. روز سيزده بايد به صحرا رفت. زيرا آنچه بلا در اين سال بيايد، در آن روز مقدور و تقسيم مى شود. پس خوب است ما در شهر و خانه خود نباشيم، شايد در تقسيم بلا، فراموش شده و از قلم بيفتيم.»





http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif (http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۱۲, ۱۹:۵۱
http://shiaupload.ir/images/15057783142554307472.jpg


اين امر تنها مختص ايران و ايرانيان نيست بلكه نحوست عدد سيزده موضوعى است كه از دير باز در فرهنگ هاى كهن مطرح بوده است و در اكثرآنها، هرچه عدد هفت مقدس و مبارك است.


در مقابل، سيزده به عنوان عددى نحس و نامبارك شناخته شده!كه به نظر مى رسد تقارن برخى حوادث ناگوار با عدد سيزده، در اين فرهنگ ها، زمينه ساز ذهنيتى منفى و اضطرابى همگانى از آن شده است.


چنانكه نقل است «در دوران اساطيرى و تاريخى، در روز سيزدهم سال نو زلزله سهمگين و خوف انگيزى جهان را در هم پيچيده و زمينه ساز اين باور در انديشه مردم شد كه در هر چند هزار سال يك بار در همين هنگام سال، بلايى آسمانى فرا خواهد رسيد. از اين رو، مردم همه ساله به هنگام روز سيزدهم فروردين ماه، منتظر زمين لرزه اى سهمگين بوده اند و به همين دليل، خانمان خود را رها كرده و در زير سقف و بام نمى ماندند، تا اگر زمين لرزه اى فرا رسد، از آسيب در امان باشند و بدين ترتيب، رفته رفته روز سيزدهم سال و درپى آن عدد سيزده نحس شمرده شد و ترس و وحشتى روانى براى تمام مردم روى زمين پديد آورد.


برخى از پژوهشگران در تأييد اين مسأله، عقيده دارند مفهوم ناخجستگى روز سيزده فروردين در نخستين سال رصد زرتشت پديد آمد كه سيزده فروردين با روز سيزدهم ماه قمرى همان سال يكى شد و آفتاب و ماه در مقابل يكديگر قرار گرفتند.






http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif (http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۱۲, ۱۹:۵۱
http://shiaupload.ir/images/09532132933998734674.jpg


منجمان اين روز خاص استثنايى را نحس خواندند و گفتند مردم از خانه ها خارج شوند و به صحرا بروند تا نحوست اين روز را در بيابان به در كنند.، و يا دركتاب تورات يهوديان، از برخورد ستاره دنباله دارى با زمين در روز سيزده فروردين (روز سيزدهم سال نو مصرى) گزارش مى دهد كه در فضاى زمين درخشيد و باعث آتشفشان و زمين لرزه، ويرانى كاخ ها و مرگ بسيارى از مردم شد. همچنين گفته مى شود گرفتارى حضرت مسيح در روز سيزده ماه مزيد بر اين نحوست است.


مسيحيان بر اين باورند كه در آخرين غذاى حضرت عيسى (شام آخر)، سيزده نفر بر سر سفره بوده اند و خيانت يكى از آنان موجب مصلوب شدن مسيح شده است؛ و از اين رو، اين عدد را شوم مى دانند.


بطورى كه هرگز سيزده نفر بر سر يك سفره غذا نمى خورند و جالب اينكه، تاريخ يونان نيز به اين ناخجستگى شماره سيزده مبتلاست، چنانكه در تاريخ آنان آمده است پدر اسكندر مقدونى، مجسمه خود را در معبدى گذاشت كه دوازده مجسمه ديگر از خدايان در آن بود، اما پس از زمانى كوتاه، نامباركى عدد سيزده دامنش را گرفت و به دست دشمنانش به قتل رسيد .


« اين عقيده با رسوخ غريبى در تمام جهان متمدن آن زمان انتشار يافت و مردم به همان عقيده گرويدند و از عدد سيزده ترسيدند».


ولى در يافتن خاستگاه و پيشينه رسم سيزده به در كه آيينى نمادين است، بايد به اساطير ايران كه بنا بر نظر دكتر مهرداد بهار تحت تأثير نجوم بين النهرينى ، شكل گرفته است، رجوع كرد.


طبق اين اساطير، هر يك از دوازده اختر كه خود بر يكى از برج هاى دوازده گانه حاكم است، هزار سال بر جهان حكومت خواهد كرد .


از اين رو عمر جهان دوازده هزار سال است و در پايان دوازده هزار سال، آسمان و زمين در هم خواهد شد و آشفتگى آغازين باز خواهد گشت و از آنجا كه به گمان انسان اعصار كهن آن چه در كيهان بزرگ (هستى) رخ مى داد، در كيهان ُخرد (در جهان انسانى) نيز رخ مى داد ؛ جشن هاى دوازده روزه آغاز سال را نيز با اين سال دوازده ماهه و دوره دوازده هزار ساله عمر جهان مربوط مى دانست و آنچه را در اين دوازده روز پيش مى آمد، سرنوشت سال خود مى انگاشت و گمان مى كرد اگر روز هاى نوروزى به اندوه بگذرد، همه سال به اندوه خواهد گذشت.


مختصر آن كه، دوازده روز آغاز سال نماد و مظهر همه سال بود . اما اگر در پايان دوازده هزار سال جهان درهم مى شد و آشفتگى نخستين، باز مى گشت و اگر به نشان آن، در پايان هر سال قانون از ميان بر مى خاست، پس در پايان دوازده روز نيز يك روز نشان آشفتگى نهايى و پايان سال را بر خود داشت .


در اين روز كار كردن و نظام عمومى را رعايت كردن نيز از ميان برمى خاست و شايد عياشى ها و «ارجى» بارى ديگر براى يك روز باز مى گشت .


نحسى سيزدهم عيد، نشان فروريختن واپسين جهان و نظام آن بود. »كه در پى پيروزى نيكى بر بدى، روز رهايش انسانها از جهان مادى و بازگشت ارواح به جهان مينوى است و خارج شدن از روال عادى زندگى و تعطيلى كارهاى روزمره و ترك خانه و كاشانه و سپرى كردن آن به بازى و تفريح در بيرون شهر و … همگى تمثيلى از آشفتگى هزاره سيزدهم جهان است.




http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif (http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۱۲, ۱۹:۵۷
http://shiaupload.ir/images/21868956023143173271.jpg

در مقابل، عده اى توجيه و مناسبت ديگرى براى اين روز قائل شده و با رجوع به تقويم ايران باستان، نه تنها براى سيزدهم فروردين نحسى و ناخجستگى قائل نيستند بلكه آن را مختص خداى باران (تيشتر‎/تير) و دليل حضور در طبيعت را شكرگزارى و طلب باران و نعمت مى دانند.

همچنانكه، استاد فره وشى، مراسم سيزده نوروز را «روز ويژه طلب باران براى كشتزارهاى نودميده» در دوران هاى كهن دانسته و در توضيح مى نويسد:

« ايرانيان در روزگاران كهن پس از برگزار مراسم نوروزى و دميدن سبزه و گندم و جو و حبوبات در نخستين روزهاى سال و در روزى كه متعلق به ستاره باران بود، يعنى در روز سيزدهم فروردين ماه، به دشت و صحرا و كنار چشمه و جويبار مى رفتند و به هنگام شكست يافتن ديو خشكسالى «اپوشَه» در نيم روز، گوسفند بريان مى كردند و اين نثارى بود براى فرشته باران «تيشتر يا تير» تا كشت هاى نودميده را سيراب كند.

از اين رو خوردن غذاى روز در دشت و صحرا نشانه همان فديه گوسفند بريان است كه در اوستا آمده و افكندن سبزه هاى تازه دميده نوروزى به آب روان جويبار تمثيلى از دادن فديه به ايزد آب «آناهيتا» و ايزدباران و جويبارها «تير» است و به اين طريق تخم بارورشده اى را كه ناهيد فرشته موكل بر آن بوده است. به خود او بازمى گردانند و گياهى را كه ايزد تير پرورانده است به خود وى باز مى سپرند تا موجب بركت و بارورى و آبسالى در سال نو باشد.»

وى در خصوص رسم سبزه گره زدن نيز معتقد است « رسمى است از روزگاران كهن كه در آن دوران، آيين هاى مذهبى و جادويى به هم آميخته بود و هركس آرزوى خود را عملاً به نوعى براى خود برآورده مى كرد و مى پنداشت بدين طريق در تحقق آن تسريع خواهد شد و گره زدن دو شاخه سبزه در روزهاى پايان زايش كيهانى، تمثيلى از پيوند زن و مرد براى تسلسل نسل هاست.» كه امروزه حتى به شوخى هم كه شده، دختران و پسران جوان با گره زدن سبزه در روز سيزده به در، آرزوى ازدواج و به قول قديمى ها باز شدن بختشان را دارند!

بقايى (ماكان) نيز آن را ياد آور تولد و ميلاد انسان ايرانى و نمادى از گياه «مشى» و «مشيانه» (نخستين زوج) مى داند. چرا كه براساس اساطير ايرانى، انسان از به هم پيوستن اين دو ساقه ريواس به وجود آمده است .

و ديگر رسم اين جشن كه در گذشته بسيار معمول بوده، شركت در مسابقات بُرد و باختى بويژه سواركارى است كه ياد آور نبرد ايزد باران با ديو خشكسالى است و امروزه با تغيير چهره، در غالب ديگر بازيها و مسابقات رقابتى، مثل شطرنج، كشتى و… اجرا مى شود.

و مطلب آخر اينكه، درست است كه اين سنت اساطيرى همچون بسيارى ديگر، در هاله اى از خرافات و افسانه ها قرار دارد، و بسيارى با انگشت نهادن بر اين وجه آيين، و با اين توجيه كه عارى از هرگونه ادله علمى و عقلى است، آن را رد مى كنند اما هرچه هست، آيينى است از گذشته كه با خود بارى از هويت ايرانى به همراه دارد و بايد آگاه بود كه هرچند در جوامع مدرن امروزى با گسترش «علم گرايى» و «استدلال» و «تعقّل» و «لزوم تجربه»، دامنه اينگونه آيين ها و مراسم ها كه به ظاهر ريشه در خرافات دارد محدودتر و شيوع و پذيرش آن كم تر مى شود، ولى هيچ گاه از بين نمى رود. بلكه به واسطه پيشرفت علم و زمان، لباس كهن از تن به در كرده و پوششى متناسب دوره خود بر تن مى كند. و حتى در نسل و عصر امروزى، نيز، به اشكال متفاوت و شايد به ظاهر مدرن! تجلى مى يابند و با از دست دادن كاركرد غيرعلمى خود، بيشتر با كاركرد فرهنگى - نمادين حضور مى يابد. سنت «سيزده به در» نيز در دنياى امروزى، بيشتر به عنوان يك عنصر فرهنگى با كاركردهاى مثبتى همچون تقويت نمودن هويت جمعى به جاى فرديت گرايى مدرن، برانگيختن توجه مردم به طبيعت و جلوه هاى آفرينش و از همه مهمتر ايجاد فضايى شاد جهت كسب انرژى و روحيه براى شروع فعاليت در سال جديد و ... ظهور پيدا مى كند.




http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif (http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۱۲, ۲۰:۰۰
http://shiaupload.ir/images/91827572159979808652.jpg

سخن پیرامون جشن «سیزده بدر»، همانند دیگر جشن های ملی و باستانی ایران، نیاز به پژوهش زیاد و مقدمه چینی ای طولانی دارد، به ویژه جشنی با این گستره ی برگزاری و سابقه ی طولانی که این پهنه و زمان تغییراتی ژرف در آیین ها و مراسم ویژه ی این روز ایجاد کرده است.
در این راستا کوشش بر این بوده است تا خردورزانه ترین و مستندترین گفتارها، نوشتارها و نگرش ها را در این زمینه گردآوری کنیم.
بهتر است در آغاز، پیشگفتاری پیرامون عدد 13 و روز سیزدهم و اینکه آیا این عدد و این روز در ایران و فرهنگ ایرانی نحوست داشته یا نه فراهم آوریم : نخست باید به این موضوع توجه داشت که در فرهنگ ایرانی، هیچ یک از روزهای سال «نحس» و «بدیومن» یا «شوم» شمرده نشده، بلکه چنانچه می دانیم هر یک از روزهای هفته و ماه نام هایی زیبا و در ارتباط با یکی از مظاهر طبیعت یا ایزدان و امشاسپندان داشته و دارند،(نگاه کنید به نام روزهای ماه) و روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در گاهشماری ایرانی نیز «تیر روز» نام دارد که از آن ِستاره ی تیشتر، ستاره ی باران آور می باشد و نیاکان فرهیخته ی ما از روی خجستگی، این روز را برای نخستین جشن تیرگان سال، انتخاب کرده اند.
همچنین در هیچ یک از متون کهن و هیچ دانشمند و نویسنده ای، از این روز به بدی یاد نکرده اند بلکه در بیشتر نوشتارها و کتاب ها، از سیزدهم نوروز با عنوان روزی فرخنده و خجسته نام برده اند.
برای نمونه کتاب «آثار الباقیه» جدولی برای سعد و نحس بودن روزها دارد که در آن جدول در مقابل روز سیزدهم نوروز کلمه ی «سعد» به معنی نیک و فرخنده آورده شده است.
اما پس از حمله ی تازیان به ایران از این رو که اعراب هفت روز در هر ماه را نحس می دانستند و سیزدهمین روز از هرماه نیز جز این روزها بوده، روز سیزدهم فروردین را هم به اشتباه نحس خواندند.
برای مثال دو بیتی ای از «ابونصر فراهی» هست که نحوست روزهای هر ماه را بیان می کند :

هفت روزی نحس باشد در مهی
زان حذر کن تا نیابی هیچ رنج
سه و پنج و سیزده با شانزده
بیست ویک وبیست وچهار وبیست وپنج





http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif (http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۱۲, ۲۰:۰۴
http://shiaupload.ir/images/00279833123973430638.jpg

از سویی دیگر پس از نفوذ فرهنگ سامی نوبت به رخنه ی فرهنگ اروپایی در زمان حکومت صفویان رسید که در این فرهنگ نیز عدد 13 را نحس می دانستند، و هنوز هم با پیشرفت های علمی و فن آوری پیشرفته اروپا، این خرافات عمیقا در دل بسیاری از اروپاییان وجود دارد که در مقایسه با خرافات شرقی، شمارگان آن ها کم نیست و مثال های بسیار دیگری مانند «داشتن روزی بد با دیدن گربه ی سیاه رنگ»، «احتمال رویدادی شوم پس از رد شدن از زیر نردبام» یا «شوم بودن گذاشتن کلید خانه روی میز آشپزخانه»، «خوش شانسی آوردن نعل اسب» و بسیاری موارد خرافی دیگر که خوشبختانه تا کنون وارد فرهنگ ما نشده اند و برای ما خنده آور هستند.

اما تنها چیزی که در فرهنگ ایرانی می توانیم درباره ی عدد سیزده پیدا کنیم، «بد قلق» بودن عدد 13 به خاطر خاصیت بخش ناپذیری آن است.(این خود نشانه ای از دانش بالای ایرانیان از ریاضی و به کارگیری آن در زندگی روزمره است.)
اما وقتی درباره ی نیکویی و فرخندگی این روز بیشتر دقت می کنیم منابع معقول و مستند با سوابق تاریخی زیادی را می یابیم.

همان طور که گفته شد سیزدهم فرودین ماه که تیر روز نام دارد و متعلق به فرشته یا امشاسپند یا ایزد سپند (مقدس) و بزرگواری است که در متون پهلوی و در اوستا تیشتر نام دارد و جشن بزرگ تیر روز از تیر ماه که جشن تیرگان است به نام او می باشد.

فروردین ماه نیز که هنگام جشن و سرور و شادمانی و زمان فرود آمدن فروهرها است. و تیر روز از این ماه نخستین تیر روز از سال می باشد در میان ایرانیان باستان بسیار گرامی بوده و پس از دوازده روز جشن که یادآور دوازده ماه سال است، روز سیزدهم را پایان رسمی روزهای جشن نوروز می دانستند و با رفتن به کنار جویبارها و باغ و صحرا و شادی کردن در واقع جشن نوروز را با شادی به پایان می رساندند و به قول امروزی ها «حسن ختامی بود بر بزرگ ترین جشن سال».

در کتاب « المحاسن و الاضداد » گفته شده :
«... در صحن کاخ سلطنتی دوازده ستون از خشت خام برپا می کردند که در هریک از آنها یکی از حبوبات دوازده گانه را می کاشتند و کـُشتی که از پشم گوسفند بافته می شود، شش قسمت است که هر قسمت دوازده رشته می شود که بطور مجموع هفتاد و دو نخ می شود، می بستند.» عدد شش اشاره است به شش گاههنبار و عدد دوازده به یاد دوازده ماه است و هفتادودو هم به هفتادودو فصل یسنا اشاره است.




http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif (http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif)

••ostad••
۱۳۸۹/۰۱/۱۲, ۲۰:۰۹
باسلامی به سبزی بهار انهم سیزده بدر بهار :Kaf:
البته عنوان کردن مسئله ینحسی سیزده بدر و اصولا" عدد سیزده در عصر وزمان ما رونق وعینیت گرفته همانطور که دوست بزرگوارمان نوشته اند از قدیم رسم بوده برای دور کردن نحسی سیزده اول سال به طبیعت و دشت وصحرا میرفتند ..اما گویا نحسی قدیمیها خیلی کمتر از نحسی نسل جدید بوده چون غروب سیزدهم عید طبیعت از این نحسی وزشتی جهره اش گریان نمیشده اما الان چند سالی است که طبیعت بادریافت انواع نحسی ها وزشت شدن چهره اش به وسیله ی تخریبها و زباله ها از همان سر ظهر گریه اش میگیرد و گاهی از شدت عصابنیت تگرگ میگرید تا بلکه بتواند این همه نحسی تخریبها و زباله ها را از خود دور کند. بیاییم به جای دادن نحسی ها به طبیعت ؛ طراوت طبیعت را از خود طبیعت هدیه بگیریم
و خاطره ای زیبا در اغوش طبیعت را تجربه کنیم
http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1387/12/24/25742_363.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۱۲, ۲۰:۰۹
http://shiaupload.ir/images/78359716042844191316.jpg

تاریخچه ی سیزده بدر

همانطور که پیشینه ی جشن نوروز را از زمان جمشید می دانند درباره ی سیزده به در (سیزده بدر) هم روایت هست که :
«... جمشید، شاه پیشدادی، روز سیزده نوروز را در صحرای سبز و خرم خیمه و خرگاه بر پا می کند و بارعام می دهد و چندین سال متوالی این کار را انجام می دهد که در نتیجه این مراسم در ایران زمین به صورت سنت و آیین درمی آید و ایرانیان از آن پس سیزده بدر را بیرون از خانه در کنار چشمه سارها و دامن طبیعت برگزار می کنند ...»
اما برای بررسی دیرینگی جشن سیزده بدر از روی منابع مکتوب، تمامی منابع مربوط به دوران قاجار می باشند و گزارش به برگزاری سیزده به در در فروردین یا صفر داده اند، از همین رو برخی پژوهشگران پنداشته اند که این جشن بیش از یکی دو سده دیرینگی ندارد اما با دقت بیشتر در می یابیم که شواهدی برای دیرینگی این جشن وجود دارد.
همانطور که پیش از این گفته آمد، تنوع و گوناگونی شیوه های برگزاری یک آیین، و دامنه ی گسترش فراخ تر یک باور در میان مردمان، بر پایه ی قواعد مردم شناسی و فرهنگ عامه، نشان دهنده ی دیرینگی زیاد آن است.
همچنین مراسم مشابه ای که به موجب کتیبه های سومری و بابلی از آن آگاهی داریم، آیین های سال نو در سومر با نام «زگموگ» و در بابل با نام «آکیتو» دوازده روز به درازا می کشیده و در روز سیزدهم جشنی در آغوش طبیعت برگزار می شده. بدین ترتیب تصور می شود که سیزده بدر دارای سابقه ای دست کم چهار هزار ساله است.





http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif (http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۱۲, ۲۰:۱۰
http://shiaupload.ir/images/40194556494175504161.jpg

شیوه های برگزاری و مراسم سیزده بدر

همانگونه که اشاره شد شیوه های برگزاری این جشن و همچنین مراسم و آداب این روز بسیار متفاوت و گسترده می باشد که در اینجا به تفصیل نمی توان به آنها پرداخت، اما همانطور که می دانیم سیزدهم فروردین تیشتر روز می باشد و آغاز نیمسال دوم زراعی، و مردمان ایرانی برای نیایش و گرامیداشت تیشتر، ایزد باران آور و نوید بخش سال نیک به کشتزارها و مزارع خود می رفتند و در زمین تازه روییده و سرسبز و آکنده از انبوه گل و گیاهان صحرایی به شادی و ترانه سرایی و پایکوبی می پرداختند و از گردآوری سبزه های صحرایی و پختن آش و خوراکی های ویژه غافل نمی شدند.
بخشی دیگر از آیین های سیزده بدر را هم باورهایی تشکیل می دهند که به نوعی با تقدیر و سر نوشت در پیوند است.
برای نمونه فال گوش ایستادن، فال گیری (به ویژه فال کوزه)، گره زدن سبزی و گشودن آن، بخت گشایی (که درسمرقند و بخارا رایج است)
و نمونه های پرشمار دیگر ...
علاوه بر این ها آیین های سیزده بدر مانند چهارشنبه سوری و نوروز، پر شمار، زیبا و دوست داشتنی است، بازی های گروهی، ترانه ها و رقص های دسته جمعی، گردآوری گیاهان صحرایی، خوراک پزی های عمومی، بادبادک پرانی، سوارکاری، نمایش های شاد، هماوردجویی جوانان، آب پاشی و آب بازی بخشی از این آیین هاست که ریشه در باورها و فرهنگ اساطیری دارند. از جمله شادی کردن و خندیدن به معنی فروریختن اندیشه های پلید و تیره، روبوسی نماد آشتی، به آب سپردن سبزه ی سفره ی نوروزی نشانه ی هدیه دادن به ایزد آب «آناهیتا» و گره زدن علف برای شاهد قرار دادن مادر طبیعت در پیوند میان زن و مرد، ایجاد مسابقه های اسب دوانی که یادآور کشمکش ایزد باران و دیو خشک سالی است.





http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif (http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۱۳, ۰۰:۵۷
http://shiaupload.ir/images/08217326970254747957.jpg (http://shiaupload.ir/images/08217326970254747957.jpg)

گره زدن سبزه

افسانه ی آفرینش در ایران باستان و موضوع نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی درباره ی «کیومرث» دارای اهمیت زیادی است، در «اوستا» چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را نخستین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است.
گفته های «حمزه ی اصفهانی» در کتاب «سِنی ملوک الارض و الانبیاء» صفحه های 23 تا 29 و گفته های «مسعودی» در کتاب «مروج الذهب» جلد دوم صفحه های 110 و 111 و «بیرونی» در کتاب «آثار الباقیه» بر پایه ی همان آگاهی است که در منبع پهلوی وجود دارد که :

«مَشیه» و «مَشیانه» که دختر و پسر دو قلوی کیومرث بودند، روز سیزدهم فروردین برای نخستین بار در جهان با هم ازدواج کردند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته نشده بود ! آن دو به وسیله ی گره زدن دو شاخه ی «موُرد»، پایه ی ازدواج خود را بنا نهادند و چون ایرانیان باستان از این راز به خوبی آگاهی داشتند، آن مراسم را به ویژه دختران و پسران دم بخت انجام می دادند، امروزه نیز دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی، نیت می کنند و علف گره می زنند.

این رسم از زمان «کیانیان» تقریبا فراموش شد و در زمان «هخامنشیان» دوباره آغاز شد و تا امروز باقی مانده است.

در کتاب «مُجمل التواریخ» چنین آمده است : «... اول مردی که به زمین ظاهر شد، پارسیان آن را «گل شاه» نامیدند، زیرا که پادشاهی او الا بر گل نبود، پس پسر و دختری از او ماند که مشیه و مشیانه نام گرفتند و روز سیزده نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هیجده فرزند بوجود آوردند و چون مُردند، جهان نود و چهار سال بی پادشاه بماند.»

همانگونه که شباهتی بین چارشنبه سوری و نوروز امروزی متداول در تهران و شهرهای بزرگ، با شیوه های اصیل و کهن آن وجود ندارد، سیزده بدر امروزی نیز تنها نامی از یک جشن کهن را برخود داشته و هیچ شباهتی به آیین کهن و یادگار نیاکان ما ندارد. نحوه ی اجرای این جشن، مانند بسیاری از دیگر آیین های ایرانی، عمیقا از شیوه ی اصیل و باستانی خود دور شده است و به شکل فعلی آن، دارای سابقه ی تاریخی در ایران نیست.

اگر در گذشته مادران و پدران ما، سبزه های نوروزی خود را در این روز به صحرا می برده و برای احترام به زمین و گیاه، آن را در آغوش زمین می کاشته اند، امروزه ما آن را به سوی یکدیگر پرتاب می کنیم و تکه تکه اش می کنیم.

سیزده بدرِ پیشینیان ما، روزی برای ستایش تیشتر، برای طلب باران فراوان در سال پیش رو، برای گرامیداشت و پاکیزگی طبیعت و مظاهر آن، و زیست بوم مقدس آنان بوده است. در حالیکه امروزه روز ویرانی و تباهی طبیعت است






http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif (http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۱۳, ۰۸:۴۹
http://shiaupload.ir/images/02222480241615025649.jpg (http://shiaupload.ir/images/02222480241615025649.jpg)



سيزده فروردين ماه روز بسيار مبارک و فرخنده اي است.

ايرانيان چون در مورد اين روز آگاهي کمتري دارند آن روز را نحس مي دانند و براي بيرون کردن نحسي از خانه و کاشانهً خود کنار جويبارها و سبزه ها مي روند و به شادي مي پردازند.

تا کنون هيچ دانشمندي ذکر نکرده که سيزده نوروز نحس است. بلکه قريب به اتفاق روز سيزده نوروز را بسيار مسعود و فرخنده دانسته اند.

مثلا در صفحهً 266 آثار الباقيه جدولي براي سعد و نحس آورده شده که در آن سيزده نوروز که تير روز نام دارد کلمهً ( سعد ) به معني فرخنده آمده و به هيچ وجه نحوست و کراهت ندارد.

بعد از اسلام چون سيزدهً تمام ماه ها را نحس مي دانند به اشتباه سيزده عيد نوروز را نيز نحس شمرده اند.

وقتي دربارهً نيکويي و فرخنده بودن روز سيزدهم نوروز بيشتر دقت و بررسي کنيم مشاهده مي شود موضوع بسيار معقول و مستند به سوابق تاريخي است.

سيزدهم هر ماه شمسي که تير روز ناميده مي شود مربوط به فرشتهً بزرگ و ارجمندي است که " تير " نام دارد و درزبان پهلوي آن را تيشتر مي گويند.

فرشتهً مقدس تير در کيش مزديستي مقام بلند و داستان شيريني دارد.

ايرانيان قديم پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادي کردن که به ياد دوازده ماه سال است، روز سيزدهم نوروز را که روز فرخنده ايست به باغ و صحرا مي رفتند و شادي مي کردند و در حقيقت با اين ترتيب رسمي بودن دورهً نوروز را به پايان ميرسانيدند.





http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif (http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif)

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۱/۱۳, ۱۰:۲۸
http://upload.tazkereh.ir/images/50548699050738718461.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/50548699050738718461.jpg)





http://upload.tazkereh.ir/images/10156378214357282057.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/10156378214357282057.gif)http://upload.tazkereh.ir/images/10156378214357282057.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/10156378214357282057.gif)
http://upload.tazkereh.ir/images/10156378214357282057.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/10156378214357282057.gif)http://upload.tazkereh.ir/images/10156378214357282057.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/10156378214357282057.gif)

(http://upload.tazkereh.ir/images/10156378214357282057.gif)


http://upload.tazkereh.ir/images/60709239000418280221.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/60709239000418280221.gif) http://upload.tazkereh.ir/images/60709239000418280221.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/60709239000418280221.gif)http://upload.tazkereh.ir/images/60709239000418280221.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/60709239000418280221.gif)



روز طبیعت




فصل زیبایی ها






دی شد و بهمن گذشت، فصل بهاران رسید



جلوه گُلشن به باغ، هم چو نگاران رسید



مولوی

بار دیگر بهار، این فصل زیبایی ها، به همراه نسیم دل انگیز و دل نوازش از راه رسید. سرمای سوزان و پُربرف زمستانی، رخت بر بست و سبزه ها آرام آرام سر از خاک بُرون آوردند و شکوفه های درختان، با هر باد نوروزی، نفس کشیدند. چه زیباست در فصل شکوفایی شکوفه ها خانه هایمان نیز از بوی گُل و طبیعت بهاری عطر آگین، و دل ها، از کدورت ها و کینه ها، خانه تکانی شوند.

طبیعت



طبیعت با شکوه و نشان قدرت بی پایانِ خداوندگاری سایه مِهر و نوازش خود را بالای سرمان گسترده، و در زیر پایمان، چونان مَهدِ آرامش و آسایش نشسته و گویا عهدی ناگُسستنی با ما بسته است. دریاهای گاه آرام و گاه نا آرام، کوه های سر به فلک کشیده، آفتابِ عالَم آرا، ماه و ستارگان شورانگیز و آسمان، این آبیِ آرام بلند که چون پرنیان، افق تا افق دامن گشوده و در هر چین دامانش، هزاران پولَک نقره ای جلوه گری می کند، ما را به مِهر می پذیرند، اما همواره از ما قهر و نامهربانی می بینند.

انسان امروزی و طبیعت


در جهان پُر آشوب امروز، انسانِ دردمند، گرفتار مصیبت های بی شماری است که فقط اندکی از آن ها از دامن طبیعت سرچشمه می گیرد، اما بیشتر آن ها، زاییده حضور نامتعادل انسان در طبیعت است که روز به روز از برابری فطری آن می زداید و در آتشی که خود برافروخته می سوزد و خاکستر می شود.

به راستی، امروز ما با طبیعت و دنیایی پیرامون خود، چه رفتاری داریم؟ آگاهان و صاحب نظران بر آنند، با وقوع پیوستن بلایی که انسان بر سر طبیعت در آورده، دور نیست محیط زیستِ انسان ها، به جهنّمی سوزان و نا آماده برای زیست، مُبدّل گردد.


http://upload.tazkereh.ir/images/60709239000418280221.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/60709239000418280221.gif)http://upload.tazkereh.ir/images/60709239000418280221.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/60709239000418280221.gif)http://upload.tazkereh.ir/images/60709239000418280221.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/60709239000418280221.gif)
http://upload.tazkereh.ir/images/10156378214357282057.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/10156378214357282057.gif)http://upload.tazkereh.ir/images/10156378214357282057.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/10156378214357282057.gif)
http://upload.tazkereh.ir/images/10156378214357282057.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/10156378214357282057.gif)http://upload.tazkereh.ir/images/10156378214357282057.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/10156378214357282057.gif)
(http://upload.tazkereh.ir/images/10156378214357282057.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۱۳, ۱۴:۱۵
http://shiaupload.ir/images/43174810905596133307.jpg (http://shiaupload.ir/images/43174810905596133307.jpg)

درباره سيزده بدر

در کتابهاي تاريخي و ادبي سده هاي گذشته، که رسم ها، آيين جشن هاي نوروزي کهن را ياد و يادداشت کرده اند، چون تجارب الامم، آثار الباقيه، التفهيم، تاريخ بيهقي، مروج الذهب، زين الاخبار .

و نيز در شعر شاعران به ويژه شاعران دورهً غزنوي که بيشترين توصيف جشن ها را در بر دارد اشاره اي به " سيزده بدر " نمي يابيم.

پرسش اينجاست که اگر در کتاب هاي تاريخي و ادبي گذ شته اشاره اي به سيزده بدر و هفت سين نمي يابيم آيا اين رسم ها را بايد پديده اي جديد دانست و يا اين که، رسمي کهن است، و به علت عام و عاميانه بودن در خور توجه نبوده و با معيارهاي مورخان زمان ارزش و اعتبار ثبت و ضبط نداشته است؟

نگارنده حالت دوم را باور دارد. زيرا رسم و آييني که بدين گونه در همه شهرها و روستاهاي ايران همگاني است و در بين همهً قشرهاي اجتماعي عموميت دارد، نمي تواند عمري در حد دو نسل و سه نسل داشته باشد.

ديگر اين که مي دانيم کتابهاي تاريخي و شعرهاي شاعران، رويدادها و جشن هاي رسمي را که در حضور شاهان و خاصان دستگاه حکومتي بود، بيان و توصيف مي کرد. ولي سيزده بدر، رسمي خانوادگي و عام و به بياني ديگر پيش پا افتاده و همه پسند ( و نه شاه پسند ) بود. از طرف ديگر، نوشتن رويدادهاي روزي که رفتارها و گفتارهاي خنده دار و غير جدي، براي خود جايي باز کرده، تا " نحسي سيزده " آسانتر " در " برود، توجه مورخ و شاعر را به خود جلب نمي کرد.

و شايد " نحس " بودن هم عاملي براي بيان نکردن بود. نحس و ناخوشايند بودن عدد 13 و دوري جستن از آن، در بسياري از کشورها و نزد بسياري از ملت ها، باوري کهن است.

مسيحيان هيچ گاه سيزده نفر بر سر يک سفره غذا نمي خورند. در باور تازيان سيزدهمين روز هر ماه ناخوشايند است. ابوريحان بيروني در جدول " روزهاي مختار و مسعود و مکروه " در ايران کهن، روز سيزدهم ماه تير را که ( تير نام دارد ) منحوس ذکر کرده است.

سالهاي زيادي فروردين ماه اول تابستان بود. يکي از نويسندگان در خاطره هاي هفتاد ساله اش از باور مردم شهر خود، قزوين، دربارهً سيزده بدر مي نويسد :

روز سيزده بدر جايز نبود براي ديد و بازديد، به يک خانه رفت، هم صاحب خانه به فال بد ميگرفت و مي گفت نحوست را به خانه من آوردند و هم رونده، نمي خواست مبتلا به نحوست آن خانه شود.

روز سيزده بايد به صحرا رفت. زيرا آنچه بلا در اين سال بيايد، امروز مقدر و تقسيم مي شود. پس خوب است ما در شهر و خانه خود نباشيم، شايد در تقسيم بلا، فراموش شده و از قلم بيفتيم.

شباهتي که بين سيزده بدر و برخي از رسم هاي کاتارها( بازماندگاه مانويان در اروپا، که ترکيبي از انديشه هاي زردشتي، فلسفهً باستان و مسيحيت دارند ) اين پرسش را به ذهن مي رساند که آيا هر دو ريشهً مشترک باستاني ندارند؟

کاتارها در روز عيد " پاک " ( که برخي از سال ها به روز سيزده فروردين نزديک است ) از خانه بيرون آمده و روز را در دامن صحرا و کنار کشتزار مي گذرانند، و براي ناهار با خود تخم مرغ ميبرند.

در اين روز پنهان کردن تخم مرغ در گوشه و کنار و پيدا کردن آنها سرگرمي کودکان است.

سه شباهت ، يا سه ويژگي مشترک اين دو عبارتند از :

1- آغاز محاسبهً هر دو از آغاز بهار و اعتدال ربيعي است.

2- در روز سيزده و عيد پاک کاتارها به صحرا و دامان طبيعت مي روند.

3- بازي و سرگرمي کودکان با تخم مرغ فقط در روزهاي عيد بهاري رسم است، نه فصلهاي ديگر سال.






<A href="http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif" target=_blank>http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif (http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif)

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۱/۱۳, ۱۷:۲۵
http://upload.tazkereh.ir/images/73412436653424202120.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/73412436653424202120.jpg)



http://upload.tazkereh.ir/images/68240261624125059108.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/68240261624125059108.gif)

انسان امروزی و طبیعت

در جهان پُر آشوب امروز، انسانِ دردمند، گرفتار مصیبت های بی شماری است که فقط اندکی از آن ها از دامن طبیعت سرچشمه می گیرد، اما بیشتر آن ها، زاییده حضور نامتعادل انسان در طبیعت است که روز به روز از برابری فطری آن می زداید و در آتشی که خود برافروخته می سوزد و خاکستر می شود.
به راستی، امروز ما با طبیعت و دنیایی پیرامون خود، چه رفتاری داریم؟ آگاهان و صاحب نظران بر آنند، با وقوع پیوستن بلایی که انسان بر سر طبیعت در آورده، دور نیست محیط زیستِ انسان ها، به جهنّمی سوزان و نا آماده برای زیست، مُبدّل گردد.
پیامِ مهر

سیزدهمین روزِ فروردین ماه، به نامِ روز «طبیعت» نام گذاری شده است. در این روز، گرایش روح انسان به طراوت و طبیعت، شکوفا می شود.
دشتی به وسعت تمدّن ایران، سبزینه ای به زیبایی فرهنگِ ایران و مردمانی به زلالیِ آب که بر سر تا سر دشت های زیبای این سرزمین رؤیاها، می نشیند. پدرها و مادرها، پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها و نوه ها و نتیجه ها، هر یک سُفره ای پهن می کنند و نانی و خوراکی و آبی که فراهم است.
مردم، بیرون رفتن در این روز را نماد مهرورزی، دوستی، پالایش روح و روان از کدورت ها و اختلافات و پیامش را پیامِ مهر و آشتی می دانند.
بهانه ای برای رفتن

روز طبیعت، فقط یک بهانه است؛ بهانه ای برای رفتن، دیدن و گره خوردن با آنچه پیش روی چشمانت رشد می کند و تو صدایِ رشد طبیعت را از میانِ آن همه تازگی و طراوت، می شنوی.
هر کجا گیاهی سر از خاک برون آورده، گُلی روییده، یا طراوتِ بهاری به آن دمیده و نوای نغمه و سرود شادی در هوا آکنده است، آن جا جایگه شادی و شعف مردم است.
مهم نیست؛ کنار خیابان، تویِ بوستان، کنارِ بزرگ راه یا خارج از شهر و میانِ زمین هایِ خاکی، مهم فرار از چهار دیواری هایِ خسته کننده است و ترس از خفه شدن و پوسیدنِ دل، میانِ این دیوارها.


http://upload.tazkereh.ir/images/68240261624125059108.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/68240261624125059108.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۱۳, ۱۸:۴۱
http://www.iran-newspaper.com/1383/830115/html/157980.jpg (http://www.iran-newspaper.com/1383/830115/html/157980.jpg)


شباهت ديگر دروغ هاي روز اول آوريل، با شوخي هاي سيزده بدر است.

روز اول آوريل، هر چهار سال يکبار مصادف با روز سيزده فروردين است ( و سه سال با 12 فروردين ).

پيشينه و انگيزهً برگزاري سيزده بدر، هر چه باشد، در همهً شهرها و روستاها و عشيره هاي ايران، سيزدهمين روز فروردين، رسمي است که بايد از خانه بيرون آمد و به باغ و کشتزارها رو آورد و به اصطلاح نحسي روز سيزده را بدر کرد.

خانواده ها در اين روز به صورت گروهي و گاه چند خانواده با هم غذاي ظهر را آماده کرده و نيز آجيل ها و خوردني هاي سفرهً هفت سين را با خود برداشته، به دامان صحرا و طبيعت مي روند و سبزهً هفت سين را با خود برده و به آب روان مي اندازند.

به دامن صحرا رفتن، شوخي و بازي کردن، دويدن، تاب خوردن و در هر حال جدي نبودن، از سرگرمي ها و ويژگي هاي روز سيزده است. گره زدن سبزه، به نيت باز شدن گره دشواري ها و برآورده شدن آرزوها، از جمله بيرون کردن نحسي است.

اين باور، معروف است که " سبزه گره زدن " دختران " دم بخت "، شگوني براي ازدواج و همسر يابي، مي باشد. در فرهنگ اساطير براي رسم هاي سيزده بدر، معني هاي تمثيلي آورده :
شادي و خنده در اين روز به معني فروريختن انديشه هاي تيره و پليدي، روبوسي نماد آشتي و به منزله تزکيه، خوردن غذا در دشت نشانهً فديه گوسفند بريان، به آب افکندن سبزه هاي تازه رسته - نشانه دادن هديه به ايزد آب يا " ناهيد " و گره زدن سبزه براي باز شدن بخت و تمثيلي براي پيوند زن و مرد براي تسلسل نسلها، رسم مسابقه ها به ويژه اسب دواني يادآور کشمکش ايزد باران و ديو خشکسالي است.

اين باور همگاني چنان است که اگر خانواده اي نتواند به علتي تمام روز را به باغ و صحرا برود، به ويژه با دگرگوني هاي جامعه شهر امروز در بعد از ظهر، هر قدر هم مختصر، " براي گره زدن سبزه و بيرون کردن نحسي سيزده " به باغ يا گردشگاه عمومي مي رود.

با دگرگوني هاي صنعتي، شغلي، بزرگ شدن شهرها، فراواني وسيله هاي آمد و رفت سريع السير، وسيله هاي ارتباط جمعي و ... به ناگزير شهرداري هاي شهرهاي بزرگ، دشواريهاي آمد و رفت را پيش بيني مي کنند.

فراواني اتومبيل و ديگر وسيله هاي آمد و رفت موتوري و نيز وسعت خانه سازي ها و شهرسازي ها، باعث شده که خانواده ها، سال به سال راه دورتري را براي " سيزده بدر " پشت سر بگذارند، تا سبزه و کشتزاري بيابند.






<A href="http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif" target=_blank>http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif (http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۱۳, ۱۸:۴۱
http://www.thewatershed.org/Slide%20Shows/Watershed%20Reserve%20Rain%20Garden/slides/Functional%20Rain%20Garden.jpg (http://www.thewatershed.org/Slide%20Shows/Watershed%20Reserve%20Rain%20Garden/slides/Functional%20Rain%20Garden.jpg)




هر چقدر"7" عددي مقدس و محترم است،"13" عدد نحس و نامباركي تلقي مي‌شود.


ايراني‌ها براي اين‌كه اين بديمني را از خود دور كنند از چند صد سال پيش قرار گذاشتند كه اولين روز"13" از سال جديد به دشت و صحرا بروند، سبزه‌هايي را كه در هفت‌سين گذاشته بودند در آبي بيندازند و آن‌قدر شادي و جست‌وخيز كنند تا نحسي روز سيزده از آنها دور شود.


غذاي روز سيزده به‌در شهرهاي مختلف فرق مي‌كند. در اغلب شهرها، خانم ها باقالي ‌پلو، آش، كوكو يا كوفته درست مي‌كنند.


معروف‌ترين رسم سيزده به‌در پس از به آب سپردن سبزه‌ها، گره زدن دو سبزه به همديگر است. اين دو سبزه را تمثيلي از پيوند يك زن و مرد جوان مي‌دانند. به همين دليل مادربزرگ‌ها جوان‌ها و بخصوص دختران جوان را به گره زدن سبزه‌ها تشويق مي‌كنند.


دكتر نيك‌نام دربارة سابقة رسم گره زدن در روز سيزده به‌در مي‌گويد: برخي از آداب نوروز به آيين زرتشتي بازنمي‌گردد بلكه مربوط به باورهاي مردمان آريايي است كه پيش از زرتشت در سرزمين ايران زندگي مي‌كردند.


طبق يكي از اين باورها، بارندگي به فرشته‌اي به نام تِشتر مربوط است كه در آسمان‌ها به صورت اسب سپيدي در حال حركت است و هرگاه با ديوي به نام اَپوش بجنگد و برنده شود، سالي پر از سبزي و خرمي و باران در پيش است.


به همين دليل ايرانيان روز سيزدهم فروردين كنار سبزه‌ها و جويبارها مي‌روند و به‌ويژه زنان كه نمايندة آناهيتا يعني ايزدآب هستند با نوازش سبزه‌ها و گره زدن آنها حمايت خود را از فرشتة باران نشان مي‌دهند.


امّا دكتر وكيليان مي‌گويد: در گذشته جامعة ما جامعة بسته‌اي بوده است. زن هميشه در خانه بوده و منتظر بوده تا به خواستگاري‌اش بروند. امروزه تغييراتي به‌وجود آمده اما در گذشته دختران نمي‌توانستند همسرشان را خودشان انتخاب كند. بنابراين مهم‌ترين آمال و آرزوهاي هر دختري در گذشته اين بود كه شوهر خوبي بكند يا زودتر به خانة بخت برود.


دربارة دخترها اين حرف وجود داشت كه: دختر كه رسيد به "20" بايد نشست و به حالش گريست. اينها جزء فرهنگ ما بوده است. دختر در"16"، "17" سالگي بايد به خانة بخت مي‌رفت وگرنه ماية ننگ به حساب مي‌آمد.


اينها واقعياتي بود كه وجود داشت. به همين دليل دخترها به امامزاده مي‌رفتند، سبزه گره مي‌زدند و سفره‌هاي نذري پهن مي‌كردند تا شايد نيروهاي غيبي كمك كنند و شوهري برايشان پيدا شود زيرا دختري كه ازدواج نمي‌كرد جايگاهي در جامعه نداشت.


روز سيزدهم فروردين مانند شب آخرين چهارشنبة سال اهميت ويژه‌اي دارد. اگر با چهارشنبه‌سوري به استقبال نوروز مي‌رويم، با سيزده به‌در نوروزمان را بدرقه مي‌كنيم. نوروز كه مراسمش محفلي خانوادگي دارد، با دو حركت اجتماعي و عمومي از خانه‌ها به خارج راه مي‌يابد، با دو آيين سنتي كه نشان از همبستگي جمعي دارند.





http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif (http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۱۳, ۱۸:۴۲
http://shiaupload.ir/images/44374418698657485523.jpg (http://shiaupload.ir/images/44374418698657485523.jpg)


گشت و گذار و شادی:
روز سیزده برای خانواده ها روز آخر تعطیلات نوروزی به حساب می آمد و باید از فردای آن به سلامتی روانه کار شده و به زندگی عادی خود بازگردند.

این روز ، مبارک یا شوم، در خارج از خانه و در دامن طبیعت سپری میشد و از یکی دو روز مانده به سیزده، خانمها بساط خوردنیها را فراهم میکردند، کاهوی مفصلی تهیه کرده، مقداری سکنجبین میپختند و اسباب غذا، از برنج و روغن و سایر مخلفات را جور میکردند. علاقه مردم به این "پیک نیک" بهاری به قدری بود که حتا عده ای صبحانه را هم در خارج از خانه و در کنار جوی آب و دامن سبزه صرف میکردند.

یکی ازمهمترین کارهای صبح روز سیزده، به آب سپردن سبزه عید بود. این سبزه که بنا به اعتقاد عامه، تمام شر و بدی را از خانه گرفته بود را به آب روان می انداختند و دو مرتبه از روی جوی آب میپریدند و اعتقاد داشتند که ناراحتیها و مشکلات خانه با این سبزه از آنها دور میشود.

یکی از اعتقادات بی اساس سیزده این بود که تا ظهر سیزده، به خانه کسی نروند تا با سردی و بی حرمتی صاحبخانه روبرو نشوند، چرا که مهمان در این روز، نحوست سیزده خودش را به خانه دیگران می برد!!!





<A href="http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif" target=_blank>http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif (http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۱۳, ۱۸:۴۲
http://www.iranto.ca/images/persian-img/13bedar-toronto-400.jpg (http://www.iranto.ca/images/persian-img/13bedar-toronto-400.jpg)



محل مناسب برای اطراق کردن:

درقدیم مناسبترین محل برای به در کردن سیزده، بیرون دروازه های شهر و در هر زمین سبز و سایه درختی که در نزدیکی آب باشد، بود. در این میان عده ای از افراد نادرست، ناخنکهای فراوانی هم به محصولات باغات میزدند که گاهی به مرافعه شدید ختم میشد و خوشی را از بین میبرد.

اما بیشتر روز، پس از رسیدن و نشستن، به ساز و آواز، بازیهای دسته جمعی مانند الک-دولک، جفتک چارکش و چلتوپ میگذشت. هر دسته برای خود ساز و ضربی جور میکرد و یا از مطربهای اجرتی دعوت میکرد و خلاصه دشت و صحرا پر از آواز و ساز و رقص و شادی بود.
اماامروزه هرجایی که اندکی سرسبزباشدوخوش آب وهوامی تواندمکانی برای گذراندن سیزده باشد.

اماباهمه این اوصاف نبایدمحیط زیست رابه دست فراموشی سپردوبی رحمانه باآن رفتارکرد.بهتراست زباله های غیرقابل تجزیه رادرطبیعت به حال خودرهانکنیم وباخنجروتبربی رحمی اسم خودرابه عنوان قاتلان محیط زیست روی تنه وپیکره درختان ننویسیم.چوب آنهارانشکنیم وباآن آتشی برای گرم کردن خودکه نه، بلکه برای سوزاندن آینده فرزندانمان محیا کنیم،چراکه محیط زیست ماباسرعت بی سابقه ای روبه افول ونابودی است.

امیدوارم سیزده بدرشادوخوبی داشته باشیدوخوش باشیددرکنارطبیعت واین جشن راپاس داشته وبه رسوم گذشتگان ارج نهاده وبه آنچه مربوط به هویت ایرانی است ،افتخارنماییم.





http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif (http://shiaupload.ir/images/zc91os98ko2rxiwau0.gif)

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۱/۱۳, ۲۰:۰۴
http://upload.tazkereh.ir/images/48321270286393018277.jpg

http://upload.tazkereh.ir/images/10631114544950846584.gif


تحوّل؛ درس بزرگ

بهار، فصلِ دگرگونی است. طبیعت خزان زده و زمستان دیده، به ناگاه به امرِ خداوندگاری سر از خاک بر می آورد و زنده و با طراوت می گردد؛ «خداوند از آسمان، آبی فرستاد و زمین را پس از آن که مرده بود، حیات و زندگی بخشید و این، نشانه روشنی است برای گروهی که گوش شنوا دارند.» (نحل: 65) (عصر: 2)
دیدن این دگرگونی شگرف، درسی بزرگ و زمانی سودمند برای ما انسان هاست تا به یاد بهار و خزان عمر خویش بیفتیم و به خویشتن بیندیشیم؛ که «اِنَّ الأِنسانَ لَفی خُسرٍ»
خرافات در دلِ طبیعت

در قدیم که شهرها دارای دروازه های چند گونه بود، روز سیزده می بایست هر کس از دروازه ای بیرون می رفت و از دروازه ای دیگر بر می گشت تا بدین فریب، دیوِ شریری که همراه او دمِ دروازه خروجی می ماند، در بقیه سال، پشت دیوار شهر به انتظار باقی بماند و او سال خوبی داشته باشد. هنوز هم کسانی دیده می شوند که سبزه نوروزی شان را بر ماشین می نهند و به سوی سبزه زاران حرکت می کنند و با دُعا و آرزو، به نیّت بخت گشایی دختران، بر سبزه ها گره می زنند و ماهیان قرمز را از تُنگ ها بیرون می آورند و به آب روان می سپارند. چه زیباست که رنگ این خرافات را از دامن سُنت های ملّی خود بزداییم.
آرزو

اکنون در پایانِ تعطیلات نوروزی و روز پیوند با طبیعت، آرزویمان این است که همگام با یکدیگر، آینده را در شادمانی عمومی جشن بگیریم و آن گونه که خورشید، بی دریغ بر همگان می تابد، بکوشیم ثروت های عظیم و خداداده این سرزمین نیز از آنِ همگان باشد و آن گونه که بهار از میانه روی و رستاخیز عدالت سخن می گوید، ما نیز باید در راه استقرار عدالت و آزادی که از آرمان های همیشگی ایرانیان و از شعارهای محوری انقلاب اسلامی ماست، بکوشیم.


http://upload.tazkereh.ir/images/10631114544950846584.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۱/۱۳, ۲۰:۰۸
http://upload.tazkereh.ir/images/11646696264059896670.gif

درختان روح




آمد بهار خرّم و آمد رسولِ یار



مستیم و عاشقیم و خُماریم و بی قرار
http://upload.tazkereh.ir/images/05966335271668392530.gif




ای چشم و ای چراغ، روان شو به سوی باغ



مگذار شاهدانِ چمن را در انتظار
http://upload.tazkereh.ir/images/05966335271668392530.gif




گُل از پیِ قدوم تو در گلشن آمده است



خار از پیِ لقای تو گشته است خوش عذار
http://upload.tazkereh.ir/images/05966335271668392530.gif




ای سرو، گوش دار که سوسن به شرح تو



سر تا به سر زبان شده بر طرف جویبار
http://upload.tazkereh.ir/images/05966335271668392530.gif




گویی قیامت است که بر کرد سر ز خاک



پوسیدگانِ بهمن ودی، مردگانِ پار
http://upload.tazkereh.ir/images/05966335271668392530.gif




تخمی که مرده بود، کنون یافت زندگی



رازی که خاک داشت، کنون گشت آشکار
http://upload.tazkereh.ir/images/05966335271668392530.gif




شاخی که میوه داشت، همی نازد از نشاط



بیخی که آن نداشت، خجل گشت و شرم سار
http://upload.tazkereh.ir/images/05966335271668392530.gif




آخر چنین شوند درختان روح نیز


پیدا شود درختِ نکو، شاخ بختیار


http://upload.tazkereh.ir/images/05966335271668392530.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/11646696264059896670.gif

pietist
۱۳۸۹/۰۱/۱۳, ۲۰:۳۳
سيزده را همه عالم بدر امروز از شهر

من خود آن سيزدهم کز همه عالم به درم!

توحید صمدی
۱۳۸۹/۰۱/۱۳, ۲۲:۴۶
شهید مطهری: سیزده به در واقعی ما این است که از خانه های تنگ و تاریک افکار خرافی خودمان به صحرای دانش و بینش خارج شویم. (یادداشت‏ها، ج6، ص 131)