PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : فلسفه عبادت خداوند چیست؟



حکمتی فرد
۱۳۸۹/۰۱/۱۸, ۱۰:۳۲
فلسفه عبادت خداوند چیست؟

عبادات هدف و فلسفه‏اى دارند كه اگر انسان به آن بى‏توجه باشد نصیبى از آن نمى‏برد. اگر انسان شرایط باطنى عبادات را رعایت نكند، بهره لازم از عبادت را نخواهد برد. كسانى كه رنج و مشقت عبادت را بر خود هموار، اما از روح عبادت غافلند. عبادات آنها به جاى این كه در روحشان خشوع و خضوع و كمالات دیگر را به وجود آورد، عجب و غرور و رذایل دیگر را ایجاد مى‏كند. چنین عبادتى قطعاً جز خستگى نتیجه‏اى ندارد، اما نباید این نكته كسى را از انجام عبادت باز دارد و نا امید كند بلكه فقط هشدارى است كه انسان مراقب باشد عبادتش داراى باطن باشد و روح عبادت را دریابد و عبادتش همراه با خشوع و حضور قلب باشد. تا از آن بهره برده و مصداق این آیه قرار گیرد: اَلَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ‏ [1] (http://balagh.net/persian/feqh/falsafeh_ahkam/#lz_01)



فلسفه عبادات را تنها در پرتو بینش توحیدى اسلام، مى‏توان دریافت كرد.

بدیهى است تا زمانى كه ابعاد مختلف این بینش، به درستى شناخته نشود، جایگاه عبادات و هم چنین دیگر برنامه‏هاى عملى آن، روشن نخواهد شد. در بینش اسلام و ادیان توحیدى، انسان و مجموعه هستى، آفریده‏هاى خداوند و در مسیر حركت به سوى او و معرفت مبدأ خویشند. در این دیدگاه، هیچ غایتى جز معرفت خداوند براى انسان متصوّر نیست و كمال انسان، تنها در این محدوده رقم مى‏خورد و تمامى جاذبه‏هاى دیگر، جملگى براى به حركت درآوردن آدمى و فراخوان وى به معرفت خداوند هستند. در این مسیر است كه «عبادت» جایگاه خود را پیدا مى‏كند آن هم به صورت عبادتى موزون و حساب شده كه باید به صورت خاصى به جاى آورده شود. بدون این عبادت، سرّ حیات بى‏رنگ خواهد شد و انسان در بیغوله جاذبه‏هاى دیگر، راه اصلى را به فراموشى خواهد سپرد. مثلاً نمازهاى پنج گانه در تمامى عمر، همانند تابلوها و چراغ‏هایى است كه در مسیرى سخت، طولانى و پرحادثه، انسان را به تبعیت از خود فرا مى‏خواند تا او را از پرتگاه‏هاى سقوط و گزند حوادث سنگین، باز دارد. بدون نماز، آدمى در مسیر زندگى، گوهر عبودیت خویش را در برابر ذات لایزال احدیت به فراموشى خواهد سپرد و در نتیجه از كمال خویش باز خواهد ماند. از همین رو، تمامى پیامبران الهى و كتاب‏هاى آسمانى، آدمى را به نماز دعوت كرده‏اند. آن‏چه گفته شد، تنها اشاره‏اى كوتاه به فلسفه فردى نماز بود و نماز و دیگرعبادات، از جهات مختلف اجتماعى، فرهنگى، سیاسى و داراى حكمت‏هاى عمیقى است.


------------------------------------------

براى آگاهى بیشتر ر. ك: حكمت عبادات، آیت‏اللَّه‏جوادى آملى.

پى‏نوشت‏ها

[1]. (http://balagh.net/persian/feqh/falsafeh_ahkam/#ly_01) (مؤمنون، آیه 2)

منبع:http://www.ahkam.mihanblog.com/post/archive/1388/11/page/2

نویسنده: محمد حسین زاده

پاسخگوی اعتقادی 4
۱۳۸۹/۰۵/۲۹, ۲۳:۱۶
در پاسخ به این که "فلسفه عبادت خداوند چیست" به دو نکته باید توجه کرد:

نکته 1- عبوديت و پرستش يكي از نيازهای انسان است. تمامی انسان ها از ابتدا تاكنون به شكلی پرستش داشته اند. روح انسان نياز به عبادت و پرستش دارد. هيچ چيزی جای آن را پر نميی كند، و خداوند تنها موجودي است كه لائق پرستش است.

اهل عرفان گفته اند: براي رسيدن به عرفان الهي و شناخت خود و خدا مراحلي بايد طي شود. مرحله اوّل، شريعت است. براي پيمودن اين مرحله بايد به سراغ عبادت پروردگار رفت و با استعانت و كمك از عبادت ، وارد مرحله دوم يعني طريقت شد، آن گاه از طريقت عبور كرده و به حقيقت پيوست كه پيوستن قطره به دريا است.

هر كدام از مكتب ها و آيين ها اَشكالي براي عبادت دارند امّا همه به دنبال پرستش و عبادت‌اند، ‌حتي موجودات ديگر نيز به عبادت و پرستش مشغولند. قرآن مي‌فرمايد: "كلّ قد علم صلوته و تسبيحه؛(نور / 41.)تمامي موجودات نماز و تسبيح خدا را مي دانند".
در جاي ديگر مي‌فرمايد: "إنْ مِن شيء إلاّ يسبّح بحمده و لكن لا تفقهون تسبيحهم؛(اسراء / 44.)هر موجودي با حمد، خدا را تسبيح مي‌گويد، ليكن شما تسبيح آنان را نمي فهميد".


جمله ذرات عالم در نهان
با تو مي گويند روزان وشبان
ماسميعيم و بصيريم وهشيم
با شما نامحرمان ما خا موشيم
گر شما سوي جمادي مي رويد
محرم جان جمادان كي شويد.

پاسخگوی اعتقادی 4
۱۳۸۹/۰۵/۲۹, ۲۳:۱۸
نکته 2- خداوند در انتظار عبادت كسى نيست و عبادت و طغيان بندگان نفع و ضررى براى خداوند ندارد.
قرآن مجيد در اين باره مى‏فرمايد: "وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى‏ عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اَللَّهَ شَيْئاً"؛ هر كس به جاهليت و گمراهى پسروى كند هرگز خدا را زيان نمى‏رساند، (آل عمران 144).
به عنوان نمونه پيرامون قربانى در حج مى‏فرمايد: "لَنْ يَنالَ اَللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها"؛ چنان نيست كه گوشت و خون آن به خدا برسد، (حج، آيه 37).

بنابراين عبادت فلسفه‏هاى ديگرى دارد كه به اختصار به برخى از فلسفه‏هاى آن اشاره مى‏شود:

1- نقش تربيتى و سازندگى؛ عبادت و ارتباط با خدا در رشد كمالات انسانى، پرورش فضائل و مكارم اخلاقى و تنظيم مناسبات انسانى و اجتماعى نقش فوق العاده‏اى دارد.

2- آرامش روحى و روانى؛ از ديدگاه روانشناختى ارتباط با خدا، انس با خالق هستى و گفتگو با آفرينشگر عالم و آدم از بهترين عوامل آرامش روانى و مقابله با اضطرابات درونى است.

3- ايجاد روح اميد و نشاط، يكى از ديگر كاركردهاى روانشناختى عبادت، احساس اميدوارى است، زيرا كسى كه با خدا در ارتباط است، خود را در زندگى تنها و بى‏پناه نمى‏يابد. از اينرو روانشناسان معتقدند كه دين و عقايد و مناسك دينى باعث كاهش رنجهاى انسان و بويژه غم و رنج تنهايى در كوير خشك زندگى و در برخورد با ناملايمات و دشوارى‏ها است. آرى عبادت آدمى شور و نشاط، اميد و قدرت بردبارى و مقاومت در برابر سختيها عطا مى‏كند.

4- تأثیر در حیات اخروی ،اعمال انسان داراى اثر تكوينى و حقيقى در حيات جاودان آدمى است. به عبارت ديگر بهشت و دوزخ يك امر قراردادى و وضعى نيست، بلكه حضور و تجسم خود عمل انسان است.