PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩



صفحه ها : 1 [2] 3 4 5 6

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۲۱, ۰۰:۵۴
[/URL]
[URL="http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif"]http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif (http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif)


غصه ات اي ملك سوخته پر سنگين است
گريه ام روز و شب و شام و سحر سنگين است

كس زمن بعدِ تو بر صبر توقع نكند
بشكند چون كه كمر، درد كمر سنگين است

بانويم، هست يقينم كه ترا چشم زدند
وضع و حال تو بگويد كه نظر سنگين است

با علي حرف بزن تا كه نگويند به هم
با علي مثل همه فاطمه سرسنگين است

رمقي نيست كه حركت بدهي جسمت را
نتواني بزني بال كه پر سنگين است

تك و تنها وسط راه رهايم نكني
راهزن پر شده و بار سفر سنگين است

همه با ديدن روي تو چنين مي گفتند
دست آنكس كه تو را زد چه قدر سنگين است.

http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif (http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۲۱, ۰۰:۵۷
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif (http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif)


همدرد علي
دردم آرام نشد تا كه غمت را ديدم
سوختم تا به سحر از جگرم ناليدم


تو كه بودي يل خيبر شكن هاشميان
بارها بازوي تو زين سببت بوسيدم


سخني گو تو كه شايد دلم آرام شود
تا حياتم دهي و زنده شود اميدم


من اگر ناله كنم درد امانم بُرده
بارها از ستم جور بخود پيچيدم


اين همه سال به تو زهره تابان بودم
به اميدت همه شب بهر تو مي تابيدم


آن زمان خواست عدو آتش كين افروز
من زجان تو و طفلان خودم لرزيدم


دل لرزان تو را زير لگد حس كردم
من خودم هيچ براي دل تو لرزيدم


درد برده رمق و تاب و توان نيست مرا
ورنه مي شد به خدا بهر تو مي خنديدم


اين مصيبات كه آمد به سرم هيچ نبود
فقط از غربت و مظلومي تو رنجيدم


سروده كمال مومني



http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif (http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۲۱, ۰۱:۰۱
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif (http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif)


دانه دانه
حالا براي اينكه برگردي به خانه
ديگر نداري هيچ عذري و بهانه


از بس مرا كردي عصاي خويش آخر
تو از نفس افتادي و من هم زشانه


مردانگي كردي و با بال شكسته
پرواز كردي از كران تا بي كرانه


تسبيح بودي و علي سرگرم ذكرت
حالا ولي گشتي گسسته دانه دانه


فرياد يا فضه خذينيِ تو گم شد
در لابلاي خنده هاي وحشيانه


تو سعي خود را واقعا كردي ولي حيف
اين بار هم افتاده از دست تو شانه
سروده مهدي پورپاك


http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif (http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۲۱, ۰۱:۰۸
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif (http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif)
حسرت زده
اي كاش كه بند دل او پاره نمي شد
حسرت زده ي ديدن گهواره نمي شد


اي كاش نمي گفت نبي ام ابيها
تا شعله ور از كيد ستمكاره نمي شد


گر عشق علي در دل او جاي نمي داشت
هرگز هدف كينه ي قدّاره نمي شد


مي ماند اگر پشت در خانه نمي رفت
دلخون زغم محسن مه پاره نمي شد


انگار كه زود است سخن گفتن از آن روز
در كربوبلا زينش آواره نمي شد


او پشت در خانه و دشمن به تماشا
جز صبر علي جان مگرت چاره نمي شد؟


گربود و نمي رفت زدنيا به غريبي
هر شب علي اش اين همه آواره نمي شد


سروده كمال مومني



http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۲۱, ۰۱:۰۹
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif (http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif)


مثل قديم
جارو بدست مي شوي و كار مي كني
داري براي خانه غذا بار مي كني



شكر خدا كه پا شده اي راه مي روي
مثل قديم با همه رفتار مي كني


فضه براي تو اينجاست فاطمه
تقسيم كار با تن بيمار مي كني


لبخند مي زني دلم آرام تر شود
يا سقف خانه بر سرم آوار مي كني


وقتي سوال مي كنم اموز بهتري
جارو بدست مي شوي و كار مي كني


سروده حسين رستمي




http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۲۱, ۰۲:۳۳
http://shiaupload.ir/images/nly7e2enpa8n5l3sgx2h.jpg

راز دل‌ غمین‌ فاطمه علیهااسلام

"شما ای‌ مردم‌ بر پرتگاه‌ آتش‌ بودید و از فرط‌ ذلت‌ نزد دیگران، همچون‌ جرعه ‌آبی‌ در دست‌ تشنه‌ كامی‌ یا لقمه‌ای‌ در دست‌ گرسنه‌ای‌ و یا چون‌ آتشی‌ كه‌ شخص‌ مستعجلی‌ از آن‌ برگیرد.

شما لگدكوب‌ و پایمال‌ بودید و از آب‌ متعفن‌ با سرگین‌ شتر می‌‌آشامیدید و از برگ‌های‌ خاك‌مال‌ و علف‌ بیابان‌ می‌خوردید. ذلیل‌ بودید و زبون‌ می‌زیستید و هر آن‌ مضطرب‌ بودید كه‌ مبادا از این‌ سوی‌ یا آن‌ سوی‌ به‌ شما هجوم‌ آورند و به‌ اسارتتان‌ ببرند.

شما این‌ بودید تا خداوند به‌ دست‌ محمد صلی الله علیه و آله با همه‌ آنچه‌ بر او گذشت‌ رهایتان‌ كرد. چه‌ سختی‌ها كه‌ نكشید و چه‌ شكنجه‌ها كه‌ ندید.

هرگاه‌ شاخی‌ از شاخ‌های‌ شیطان‌ و گردنكشی‌ از یارانش‌ سر بر می‌داشت‌ و فتنه‌ای‌ از مشركان‌ به‌ خونخواری‌ دهان‌ می‌گشود، او برادرش‌ علی علیه السلام را در كام‌ آتش‌ رقصان‌ آن‌ و در گلوگاه‌ خطر می‌افكند و او‌ نیز، تا مغز دشمن‌ را نمی‌كوفت‌ و آتش‌ سركش‌ فتنه‌ را به‌ آب‌ شمشیرش‌ خاموش‌ نمی‌كرد، آرام‌ نمی‌گرفت.

در همه‌ این‌ مدت، علی علیه السلام در راه‌ خدا سختی‌ می‌كشید و به‌ آب‌ و آتش‌ می‌‌زد. در كار خدا از جان‌ مایه‌ می‌‌گذارد و همواره‌ به‌ رسول‌ خدا نزدیك‌ بود.

در میان‌ دوستان‌ و سربازان‌ خدا وقف‌ راه‌ خدا بود و مدام‌ خود را به‌ مشقت‌ می‌انداخت. در دریای‌ رنج‌ فرو می‌رفت‌ و هرگز در راه‌ خدا به‌ ملامت‌ مردم‌ وقعی‌ نمی‌نهاد و به‌ ستوه‌ نمی‌آمد.

ولی‌ شما چه؟
در تمام‌ آن‌ روزها، در رفاه‌ و عیش‌ بودید، خوش‌ می‌گذراندید و زندگی‌ می‌كردید و بی‌درد بودید.

هرگاه‌ درگیری‌ و نبرد پیش‌ می‌آمد، خود را كنار می‌كشیدید و ما را تنها می‌گذاردید و از جنگ‌ می‌گریختید.


... به‌ كجا می‌روید؟ چه‌ می‌كنید؟ هنوز پیكر پیامبر تازه‌ است؛ آیا می‌گویید كه‌ محمد مُرد و همه‌ چیز تمام‌ شد؟ هرگز!

... هان‌ می‌بینم‌ كه‌ اینك‌ باز زمین‌گیر شده‌اید و دل‌ به‌ تن ‌آسایی‌ و راحت‌ طلبی‌ و دنیا خواهی‌ داده‌اید و قصد همیشه ‌ماندن‌ در دنیا كرده‌اید و كسی‌ را كه‌ به‌ قبض‌ و بسط‌ كار حكومت‌ سزاوارتر است، دور رانده‌اید و با راحتی‌ و عیاشی، خلوت‌ كرده‌اید.
... بدانید اگر همه‌ شما هم‌ كافر شوید و به‌ حق‌ پشت‌ كنید، خداوند همچنان‌ ستوده‌ است‌ و احتیاجی‌ به‌ شمایان‌ ندارد.

و بدانید آنچه‌ را كه‌ اینك‌ گفتم؛ گفتم، در حالی‌ كه‌ می‌دانستم‌ هرگز یاوری‌ نخواهید كرد. ولی‌ آنچه‌ گفتم‌ راز دل‌ غمین‌ من‌ بود كه‌ در سینه‌ جمع‌ شده‌ و دود حزن‌ و اندوه‌ من‌ بود كه‌ در دل‌ خسته‌ام‌ متراكم‌ شده‌ و آه‌ آتش ‌افروزی‌ كه‌ از سینه‌ دردمند من‌ شعله‌ كشیده؛ تنها خواستم‌ با شما حجت‌ را تمام‌ كرده‌ باشم."(3)


پی‌نوشت‌ها:
1- مستدرك سفینة البحار؛ 3/334 .
2- الكافی؛1/457. 3- از سخنرانی‌ تاریخی‌ حضرت‌ فاطمه‌ زهرا علیهالسلام در مسجدالنبی، ده‌ روز پس‌ از رحلت‌ پدر (برگرفته‌ از كتاب‌ "زندگانی‌ حضرت‌ فاطمه (س)"، نوشتهِ دكتر اسماعیل‌ حسینی).




http://shiaupload.ir/images/81252743389935920803.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۲۱, ۱۸:۳۱
http://img28.picoodle.com/img/img28/4/6/5/f_11417524572m_5049771.jpg


حضرت زهرا علیها سلام در نگاه پيامبر اكرم (ص)

رسول مكرم اسلام صلی الله علیه وآله به مناسبت های مختلف درباره صدیقه كبرا علیها سلام سخنانی فرموده است كه مبین مقام والای این بانوی اسلام می باشد. در این مبحث ، به منظور تبرك ، به كلام نورانی نبوی به چند مورد اشاره می نمائیم :

1- فاطمه پاره تن من است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است : فاطمه پاره تن من است. هر كس او را خشمگین كند مرا خشمگین نموده است .(1)
و فرمود: هرآنچه او را اندوهگین كند، مرا هم اندوهگین می كند. هرآنچه او را بیازارد... وخسته كند، مرا نیز آزرده می سازد. هر چه او را شادمان كند، مرا هم شادمان، و هر چه او را افسرده سازد مرا نیز افسرده می نماید. (2)

2- غضب فاطمه غضب خداست.

فرمود: ای فاطمه ، خداوند به خاطر غضب تو ، غضب می كند و به خاطر رضای تو خشنود می شود. (3)

3- فاطمه سرور زنان جهان

و سرور زنان با ایمان است.(4)زمانی نیز فرمود:... این فرشته آمده است تا به من بشارت دهد كه فاطمه سرور زنان بهشت است. (5)

4- فاطمه قبل از همه وارد بهشت می شود.

فرمود: اولین كسی كه وارد بهشت می شود، فاطمه دختر محمد صلوات الله علیه است. (6)

5- فاطمه علیها السلام ، روز قیامت ، هم منزل پیامبر اكرم (ص) است.

فرمود: من ، علی ، فاطمه ، حسن و حسین ، روز قیامت در زیر بارگاه عرش خواهیم بود. (7)
امیرالمؤمنین(ع) روایت كرده است كه شبی پیامبر اكرم(ص) در خانه ما خوابید. نیمه شب حسن آب خواست و حضرت برخاسته، كاسه ای آب از مشك برگرفته تا به او بنوشاند. دراین میان ، حسین دست به كاسه آب برد، پیامبر او را باز داشت و آب را به حسن داد. فاطمه (س) عرض كرد: ای رسول خدا! مثل اینكه حسن را بیشتر دوست می داری! فرمود: نه، ولی او قبل از حسین آب خواست. آنگاه فرمود: ای فاطمه، من ، تو و این دو و اینكه در خواب است [ علی(ع)] همه درروز قیامت در یك جا خواهیم بود. (8).

6- نسل فاطمه(س) بر آتش حرام است.

فرمود: فاطمه پاكدامن است، پس خدا نسل او را بر آتش حرام كرده است. (9)
و فرمود: خدا تو و فرزندانت را عذاب نخواهد كرد. (10)






http://shiaupload.ir/images/91325459237694059675.jpg (http://shiaupload.ir/images/91325459237694059675.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۲۱, ۱۸:۳۱
http://img26.picoodle.com/img/img26/4/6/5/f_15214315442m_ca24af0.jpg


7- فاطمه(س) میوه وجود پیامبر است.

فرمود: من درختی از بهشتم و فاطمه میوه اوست. (11)

8- فاطمه پاره ای از وجود پیامبر است.

فرمود: فاطمه ازوجود من است. هرچه او را خوشحال كند مرا خوشحال می سازد وهرچه او راغمگین سازد،مراغمگین می كند. (12)

9- دوست داران فاطمه ، در بهشتند.

فرمود: ای سلمان ، هركس فاطمه را دوست بدارد، در بهشت است و هر كس با فاطمه دشمنی ورزد، در جهنم است. ای سلمان، دوست داشتن فاطمه، در یكصد جایگاه به كار می آید كه راحت ترین آنها، لحظه مرگ، قبر، میزان، محشر، صراط و محاسبه است.
هر كس دخترم ، از او راضی باشد من از او راضی هستم و هر كس من از او راضی باشم خدا از او راضی است و هر كس كه فاطمه بر او غضب كند ، خدا براو غضب می كند. (13)

10- فاطمه (س) ، مظهر نیكی است.

فرمود: اگر حُسن و نیكی همچون پیكری نمایان می گردید ، همانا سیمای فاطمه می شد. بلكه فاطمه ، بزرگتر ازآن است . (14)

11- فاطمه (س) ، روح پیامبراست.

فرمود: دخترم ، فاطمه سرور اولین و آخرین زنان جهان است. او پاره تن من، نور چشم و میوه دل من و روح من است. او حوریه آدمی نسب است. هر گاه در محراب مقابل پروردگارش می ایستد ، نورش برای فرشتگان آسمان می درخشد آنچنان كه نورستارگان برای اهل زمین. و خدای عزوجل ، به فرشتگان می گوید: ای فرشتگان من، به بنده ام فاطمه بنگرید كه چگونه در مقابل من ایستاده واعضای بدنش ، از خوف من می لرزد. بنگرید چگونه قلبش متوجه من است. شما را شاهد می گیرم كه او و پیروانش را ازآتش ایمن كردم... آنگاه همان طور كه مریم را صدا زد او را صدا می زند و می گوید: ای فاطمه، خدا تو را برگزیده و تطهیر كرده وبر زنان جهان برتری بخشیده است...(15)

12- فاطمه (س) مادر پدرش است.

پیامبراكرم(ص) او را به این كنیه افتخار بخشید و او در مدینه ، به این كنیه مشهور بود. (16)
در تفسیر این كنیه ، گفته اند منظور از پدرشان ، رسالت پیامبر(ص) است . بنابراین فاطمه مادر اسلام و مسلمین است . یعنی همانطور كه اطفال در شداید وگرفتاری ها به مادر خویش پناه می برند و مادر مرجع و محور آنهاست ، فاطمه زهرا(س) پناهگاه پیروان اسلام در شداید و گرفتاری هاست. و هنگامی كه حق و باطل با هم مشتبه شوند جویندگان حق، راه راست و حق را از او می جویند.
به حقیقت فاطمه میزان است. همراه او بودن با خدا بودن است وپیروی از او ، پیمودن راه مستقیم است و جدایی از او ، جدایی از خدا و حقیقت اسلام.






http://shiaupload.ir/images/90927325206220712632.jpg (http://shiaupload.ir/images/90927325206220712632.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۲۱, ۱۸:۳۲
http://img28.picoodle.com/img/img28/4/6/5/f_12722015818m_ded8682.jpg

رفتار پیامبر (ص) نسبت به زهرا(س)

زهرا(س) در نظرپیامبرعظیم الشأن ، ازجایگاهی بلند برخوردار بود و نمی توان برای منزلت و قرب فاطمه نزد رسول خدا(ص) حدی تعیین كرد. صحیح تر آن كه بگوییم ، زبان و قلم از قدرتی برخوردار نیست كه بتواند از عهده این كار برآید. در یك سخن باید گفت:" در پهناورترین مكان قلب پدر خویش جای داشته و در كشور وجود پیامبر اكرم(ص) ، بهترین موقعیت از آن وی بوده است ."(17)


علاقه حضرت رسول به دختر گرانقدر خود

1- كوتاه ترین زمان دوری
پیامبر عظیم الشأن اسلام ، هنگامی كه آهنگ سفر داشت با فاطمه علیها سلام بعد از همه وداع می كرد و هنگام مراجعت با او قبل از همه ملاقات می كرد.(18)

2- بوسه و احترام

عایشه روایت می كند: هنگامی كه فاطمه علیها سلام داخل می شد ، پدرش برمی خاست ، او را می بوسید و درجای خود می نشاند.همچنین اومی گوید: روزی پیامبرگلوی فاطمه را بوسید، عرض كردم: ای رسول خدا، كاری كردید كه پیشترانجام نمی دادید!
حضرت فرمود: ای عایشه، وقتی مشتاق بهشت می شوم گلوی فاطمه را می بوسم.(19)

3- سلام پیاپی

تا مدت ها پس از نزول آیه تطهیر، هنگامی كه پیامبر (ص) برای نمازهای پنجگانه از منزل خارج می شد نخست به در خانه فاطمه(س) می رفت، دستانش را به دو طرف در می گرفت وبا صدای بلند می فرمود: سلام بر شما، ای اهل بیت!(20)


پی نوشتها:
1- خصائص نسائی، ص 35 و كنز العمال ، ج 6، ص 220.
2- فضائل الخمسة، ج 3، ص 5-15.
3- ذخائر العقبی، ص 39 و میزان الاعتدال ذهبی،ج 2، ص 72.
4- فضائل الخمسة، ج 3، ص 146.
5- صحیح ترمذی، ج 2، ص 306.
6- مستدرك الصحیحین، ج 2،ص 152.
7- معجم هیثمی، ج 9، ص 184.
8- اُسد الغابة، ج 5، ص 269.
9- اسدالغابة، ج 5، ص 510.
10- كنزالعمال، ج 6، ص 219.
11- فرائد السمطین، ج 2، ص 30.
12- همان، ص 45.
13- همان، ص 67.
14- همان، ص 68.
15- همان، ص 35.
16- اسدالغابة، ج 5، ص 520/ الاستیعاب، ج 2، ص 752.
17- فاطمة زهرا از ولادت تا شهادت، ترجمه دكتر حسین فریدونی ، ص 227.
18- مستدرك الصحیحین، ج 1، ص 498. 19- صحیح ترمذی، ج 2، ص 319.






http://shiaupload.ir/images/81252743389935920803.jpg (http://shiaupload.ir/images/81252743389935920803.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۲۱, ۱۸:۴۳
http://img27.picoodle.com/img/img27/4/6/5/f_Najvam_cf45b19.jpg


حضرت زهرا علیهاالسلام؛ علت خلقت

ضمن روایات فراوانی آمده است که اساس و علت خلقت، اهل بیت علیهم السلام هستند. خداوند به پیامبر اکرم (ص) فرمود: اگر تو نبودی، افلاک را خلق نمی کردم؛ و رسول گرامی اسلام خطاب به حضرت زهرا(س) فرمود: اگر تو نبودی خداوند زمین و آسمان را خلق نمی کرد.

در روایات ذکر شده است بعد از هبوط حضرت آدم(ع) به زمین و ناله و زاری کردن او، خداوند کلماتی را به وی آموخت و افرادی را به حضرت معرفی کرد که آنها را علل خلقت هستی معرفی نمود.

" فتلقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه." (بقره / 37)

پس حضرت آدم (ع) از حضرت حق کلماتی را فرا گرفت و آن کلمات را وسیله - قبول - توبه خویش قرار داد.

درباره این آیه احادیثی نقل شده که بسیار فوق العاده است و با توجه به آیه مذکور و این روایات، انسان می تواند به خوبی درک نماید که حضرت صدیقه علیهاالسلام، علت خلقت است و یکی از اسباب آفرینش جهان می باشد؛ یعنی همانطور که رسول اکرم(ص)، امیرالمؤمنین و حسنین علیهم السلام سبب خلقتند، حضرت صدیقه سلام الله علیها نیز یکی از علل آفرینش است و معقول نیست کسی علت خلقت باشد و ولایت نداشته باشد.

در این باره دو روایت، یکی از حضرت علی علیه السلام و دیگری از جناب ابن عباس نقل می کنیم:

1- روایتی که از وجود مقدس حضرت علی علیه السلام رسیده است و جمعی از حفاظ عامه آن را ذکر کرده اند چنین است:

حضرت علی علیه السلام می فرماید:
از پیامبراکرم(ص) معنای آیه شریفه ی " فتلقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه" را سؤال کردم، فرمود: هنگامی که خدای تعالی، آدم را در هند، و حوّا را در جدّه فرود آورد… -حضرت آدم مدتها گذشت که اشک غم بر چهره می ریخت- تا این که خدای تعالی جبرئیل را نازل کرد و فرمود:
یا آدم، آیا من ترا به دست - قدرت - خودم نیافریدم؟ آیا از روح خود بر تو ندمیدم؟ و ملائک را به سجده کردن بر تو فرمان ندادم؟ و حوّا را به ازدواج تو در نیاوردم؟

حضرت آدم عرض کرد: بله،

خطاب آمد: پس این گریه (مداوم) تو از چیست؟

عرض کرد: خدایا، چرا گریه نکنم، که از جوار رحمت تو رانده شده ام.

خدای تعالی فرمود: اینک این کلمات را فراگیر که به وسیله آن، خدا توبه تو را قبول می کند و گناهت را می بخشد، بگو یا آدم: خدایا، تو پاک و منزهی، نیست خدایی جز تو، من بد کردم و به خود ستم روا داشتم، پس به حق محمد و آل محمد، مرا ببخش، به درستی که تو بخشنده و مهربان هستی.

پیامبر اکرم در پایان سخن فرمود: این است آن کلماتی که خدای تعالی به حضرت آدم آموخته است. گویی خدای متعال حضرت آدم را با این کلمات تسلی داده است که اگر از جوار رحمت من دور شده ای، اینک ارزش فرا گرفتن این کلمات گرانقدر، عوض، هم سنگ و برابر جوار رحمان و هم تراز فردوس و جنان است، و جبران آن نعمتی که از آن محروم شده ای.

2- روایت دیگر در همین موضوع از ابن عباس است که از پیامبراکرم(ص) نقل می کند که آن حضرت فرمود:

بعد از آن که خدای تعالی آدم(ع) را آفرید، حضرت آدم عطسه کرد و با الهام خدایی "الحمد لله رب العالمین" گفت. خدای تعالی در جواب او فرمود:

"یرحمکَ ربّک" رحمت خدا بر تو باد.

هنگامی که فرشتگان بر حضرت آدم سجده کردند، تکبر به او راه یافت و در حالی که بر خود می بالید عرض کرد: پروردگارا، آیا مخلوقی که نزد تو محبوبتر از من باشد، آفریده ای؟ و این سؤال را سه بار تکرار کرد و هر سه بار بی جواب ماند، دفعه سوم که حضرت آدم(ع) سؤال خود را بازگو می کرد، متوجه گردید که سؤال بی پاسخ او، سخن به جایی نبوده است، آنگاه از جانب پروردگار خطاب آمد:

بله، ای آدم، مخلوقاتی از تو محبوبتر دارم، که اگر آنها به وجود نمی آمدند، ترا نیز نمی آفریدم.

عرض کرد: پروردگارا آنها را به من نشان بده.

در آن هنگام از جانب خدای تعالی به فرشتگان درگاه الهی وحی شد: پرده ها را کنار بزنید. چون حجاب ها برداشته شد، از پشت پرده ی غیب، پنج شبح ظاهر شدند که در پیشگاه عرش ایستاده بودند.

حضرت آدم عرض کرد: پروردگارا اینان کیستند؟

خطاب آمد: این پیامبر من، این علی امیرالمؤمنین پسر عمّ او، این فاطمه دخترش و این دو، حسن و حسین، پسران علی، فرزندان پیامبر من هستند. و پس از معرفی نام های آنها، خدای تعالی فرمود:
یا آدم، اینان مقام اول را دارا هستند و درجاتشان بسیار عالی است و مرتبه تو، تالی مقام والای اینها می باشد.

و بعدها وقتی که حضرت آدم مرتکب و مبتلای آن ترک اولی شد، عرض کرد:
پروردگارا، از تو مسئلت دارم که به حق محمد، و علی، و فاطمه و حسن و حسین از خطای من درگذری؛ پس دعایش مستجاب شد و مشمول عفو و آمرزش خدای تعالی قرار گرفت و این است معنای آیه شریفه که خدا می فرماید:

پس آدم کلماتی از پروردگارش فراگرفت که به وسیله آن کلمات توبه او مورد قبول واقع گردید.

ابن عباس، سپس روایت را چنین ادامه می دهد که پیغمبر(ص) فرمود:
هنگامی که آدم(ع) بر زمین فرود آمد، انگشتری برای خود ساخت که نقش نام مبارک پیامبر اعظم اسلام "محمد رسول الله" بود و ابی محمد، کنیه او شد.


منبع:
1- تفسیر نمونه،ج 1.
2- درّالمثور، سیوطی،ذیل آیه مورد نظر.




http://shiaupload.ir/images/88292091401133805845.jpg (http://shiaupload.ir/images/88292091401133805845.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۲۲, ۰۱:۲۶
http://upload.tazkereh.ir/images/09931007830848363087.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/09931007830848363087.jpg)


حدیث عبادت زهرا علیها سلام

حدیث نیایش زهرا علیها سلام در آیینه عبارت نگنجد و زبان ما از بیان عبادت و خضوع بی بی دو عالم قاصر است ، پس كلام معصومین علیهم السلام را به مدد می طلبیم تا جرعه ای از نیایش حضرت را به كام بنشانیم :

- داده حق

حضرت فاطمه علیها السلام به این جهت« بتول» نامیده شد كه از همه بریده و دل به خدا بسته بود.(1)

- تندیس عبادت

حسن بصری می گوید:

در میان امت اسلام، كسی خداپرست تر از فاطمه نبود. آنقدر در نماز می ایستاد كه پاهایش ورم می كرد.(2)

- نیاز نماز

حضرت فاطمه (س) در نمازش از ترس خدا ، نفس نفس می زد و (بغض در گلویش می شكست)(3)

- قدر شناس قدر

حضرت علی علیه السلام فرمود:

فاطمه (س) نمی گذاشت كسی از اهل خانه در شب های قدر به خواب رود به آنان غذای كم می داد و از روز قبل برای احیای شب قدر آماده می شد و می فرمود: محروم كسی است كه از بركات این شب محروم باشد.(4)

- نثار و ایثار

حضرت موسی بن جعفرعلیه السلام از پدرانش نقل می كند: هر گاه حضرت فاطمه (س) دعا می كرد ، برای زنان و مردان مؤمن دعا می كرد و برای خود دعا نمی كرد، به او گفته شد: چرا شما برای مردم دعا می كنید اما برای خودتان دعا نمی كنید؟ فرمود: اول همسایه، آنگاه خانه.(5)

- وقت دعا

حضرت فاطمه (س) گوید: شنیدم پیامبر (ص) فرمود: غروب روز جمعه ساعتی است كه هر كس آن را مراقبت و در آن لحظه دعا كند ، عایش مستجاب شود. حضرت زهرا- برای درك آن ساعت- به خدمتكارش می گفت: بر فراز بلندی برو و هرگاه دیدی نیمه خورشید غروب نمود مرا خبر كن تا دعا كنم.(6)

- دو ركعت نماز

امام صادق (ع) فرمود:

مادرم فاطمه (س) همواره دو ركعت نماز را كه جبرئیل به او آموخته بود می خواند ، در ركعت اول آن ، پس از حمد صد بار سوره قدر و در ركعت دوم ، پس ازحمد صد بارسوره توحید را می خوانی، وپس ازسلام نماز ، تسبیحات حضرتش را نیز می گویی.(7) - هدیه بی نظیر

امیرالمؤمنین (ع) به حضرت زهرا گفت تا از پیامبر خادمی بخواهد، او نزد پیمبر رفت و ضمن نشان دادن پینه های دستش گفت: آسیاب كردن ، مرا به زحمت انداخته است و آنگاه درخواست خادمی كرد. پیامبر در پاسخ فرمود: آیا نمی خواهی- به جای خادم- هدیه ای به تو دهم كه از همه ی دنیا ارزشمندتر باشد؟ هنگامی كه برای خواب آماده شدی ، سی و چهار بار « الله اكبر» ، سی و سه بار« الحمدلله» و سی و سه بار « سبحان الله » بگو.(8)

- تسبیح تربت

امام صادق (ع) فرمود:

تسبیح حضرت فاطمه(ع) نخی بود كه برآن به تعداد تكبیرات ، 34 گره زده بود و آن را در دستش می چرخانید و تكبیر و تسبیح می گفت ؛ تا وقتی كه حمزه شهید شد و تسبیحی از تربت او ساخت ، و از آن پس ساختن تسبیح درمیان مردم رواج یافت.(9)

پی نوشت:
1- مستدرك عوالم ، ج 1، صص 81-80.
2- مناقب ، ج 3، ص 341.
3- ارشاد القلوب، ص 105.
4- دعائم الاسلام، ج 1، ص 282.
5- علل الشرایع، ج 16، ص 102.
6- معانی الاخبار، ص 399.
7- جمال الاسبوع، ص 173.
8- كنزالعمال، ج 7، ص 205. 9- وسائل الشیعه، ج 33، ص 401.




http://upload.tazkereh.ir/images/00716514159670108213.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/00716514159670108213.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۲۲, ۰۲:۰۲
http://upload.tazkereh.ir/images/31155919270825446089.png (http://upload.tazkereh.ir/images/31155919270825446089.png)



القاب حضرت فاطمه سلام الله عليها

حضرت صدیقه طاهره علیها سلام ، نام ها و القابی دارند كه برخی آسمانی اند و از سوی پروردگار تعیین شده و بعضی از سوی برگزیدگان الهی. نام های آسمانی ، نه اسم است كه در حدیث ذیل آمده است.

امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: برای فاطمه(س) نزد خدای عزّّوجل ، نـُه اسم است

:" فاطمه، صدیقه، مباركه، طاهره، زكیه، راضیه، مرضیه، محدثه، زهرا"(1)

آنچه این نام ها را برای ایشان فضیلت قرار داده این است كه نامهای حضرتش حاكی از صفتی والاست كه در وی وجود داشته است و چون نام های دیگر افراد نیست ، كه صاحب نام از معنی نام خود هیچ بهره ای نبرده باشد.

ما در ذیل، نام ها، لقب ها و كنیه های آن حضرت را به ترتیب حروف الفبا ذكر می نماییم.

- ام الائمه(2)

( مادر امامان):به موجب روایات نقل شده از سوی شیعه و سنی، نسل پاك پیامبر به وسیله دخترش به وجود آمده و گسترش یافته است. رسول اكرم (ص) فرموده است: پروردگار عزیز و بلند مرتبه ، نسل هر پیامبر را در صلب خود آن پیامبر قرار داد ، حال آن كه نسل مرا در صلب علی قرار داد.(3)

آن حضرت چندین بار به دختر عزیزش فرمود: ای فاطمه، تو را بشارت می دهم كه از نسل تو ، یازده فرزند معصوم، امام مردم خواهند شد و آخرین آنها مهدی علیه السلام است.

- ام ابیها(4)

یعنی : مادر ( و دلسوز) پدرش.كنیه ای است كه پدر بزرگوارش حضرت رسول اكرم (ص) وی را بدان خواند . پیامبر در خردسالی مادر را از دست داد و سراسر عمر عزیزش را به سختی گذراند و تا قبل از ازدواج با حضرت خدیجه و حتی پس از آن، پیوسته مورد آزار مشركان بود، یا در جنگ ها به این سو و آن سو می رفت و دشواری تحمل می كرد. پس از تولد دخترعزیزش فاطمه، با اینكه وی كودكی بیش نبود همواره چون پروانه به گرد شمع، از پدر جدا نمی شد و در رفع اندوه او آنچه می توانست می كوشید و از پدر دلجویی می كرد.اگر آن بزرگوار در جنگی آسیب می دید فاطمه خردسالش بود كه بر زخم و رنج پدر ، مرهم می نهاد و بر آرامش و سلامت جانش اصرار داشت. چون رسول خدا (ص) دلسوزی وی را می دید اشك می ریخت و می فرمود: او مادر پدرش است.(5)

"ام" به معنی مادر و اصل و ریشه است و در حقیقت آن بانو را باید مادر نبوت دانست.
ام ابیها بود آن خوش خصال چونكه بود بانوی كاخ جلال

- ام الحسن. ام الحسین(6)

مادر حسن(ع) . مادر حسین(ع) .امام مجتبی علیه السلام نخستین فرزند حضرت زهرا(س) است كه در پانزدهم رمضان سال سوم هجرت در مدینه به دنیا آمد.

پس از حدود یك سال ، وجود مقدس حسین(ع) در سوم شعبان سال چهارم هجری به دنیا آمد.

- ام المحسن(7)

مادر محسن (ع)آن حضرت را پنج فرزند بود: حسن، حسین، زینب، ام كلثوم و محسن علیهم السلام. محسن آخرین فرزند آن بانو و اولین شهید اهل بیت از پیامبر بود كه در ماه آخر حمل، سقط شد.




http://upload.tazkereh.ir/images/65887045067538079120.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/65887045067538079120.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۲۲, ۰۲:۰۳
http://upload.tazkereh.ir/images/96303854113744172292.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/96303854113744172292.jpg)


- بتول

بتول یعنی جدا و ممتاز از دیگرانابن اثیر درالنهایه می نویسد: فاطمه را بتول نامیدند زیرا از زنان زمان خویش [ وزمان های قبل و بعد خود] از نظر فضیلت و دین وحسب ، جدا و ممتاز بود . یا آنكه از دنیا منقطع گشته و به خدای تعالی روی آورده بود. (8)

- حانیه(9)

یعنی آن كه با شوهر و فرزندانش بسیار مهربان است.

- الحرة (10) یعنی بانوی آزاد.

- حصان (11)

یعنی پارسا و عفیف

- حورا

یعنی انسانی زمینی كه از حوریان بهشتی است.

حورای انسیه.

[حوریه ای شبیه آدمی] دریكی ازمعراج های پیامبر اكرم(ص) به آسمان، آن حضرت از میوه ها ، خرمای تازه و سیب بهشتی تناول كرد و خداوند متعال آن غذاهای بهشتی را در صلب پیامبر قرار داد و هنگامی كه ایشان از معراج به زمین بازگشت ، حضرت فاطمه (س) در رحم حضرت خدیجه قرار گرفت. بدین سبب حضرت فاطمه (س) " حورای انسیه" نام گرفت.(12)

- راضیه (13)

یعنی كسی كه به تقدیر و قوانین الهی خشنود بود.این صفت از والاترین درجات ایمان است و آن حضرت در تمام مراحل زندگی ، به آنچه كه از سوی خداوند متعال از ترس و آزار در راه دین و ظلم واندوه و غم- برایش مقدرشده بود ، رضایت داشت و هیچ گاه از وضع خود گله نكرد.

- زكیه

. به معنی پاك و پاكدامن یا وجود پر بركت است.قرآن هر یك از این معانی را در سه آیه مختلف بیان فرموده است. در جایی از پاكدامنی و مقام عصمت حضرت عیسی علیه السلام چنین یاد می كند: قال انما انا رسول ربك لاهب لك غلاماً زكیا(14). یعنی جبرئیل به مریم گفت من فرستاده پروردگار توام تا از جانب او پسری پاكیزه به تو بخشم .

در آیه دیگر آمده است: فانطلقا حتی اذا لقیا غلاما فقتله قال اقتلت نفساً زكیة بغیر نفس.(15) یعنی چون خضر آن پسر را كشت ، موسی گفت آیا جوانی پاكیزه وبی گناه را بی آن كه كسی را كشته باشد، كشتی؟
درجایی دیگر می فرماید: قد افلح من زكیها.(16) یعنی رستگار شد هر كه روان خود را پاك ساخت.
در حقیقت زكیه به بانویی گویند كه از همه ناپاكی های اخلاقی دور باشد و هرگز در وجودش هیچ صفت بد یافت نشود.

- زهرا

. یعنی درخشان، نورانی و درخشنده.ازامام صادق (ع) پرسیدند : چرا فاطمه را زهرا نامیدند ؟ فرمود: زیرا فاطمه چنان بود كه چون در محراب می ایستاد ، نوری ازاو برای اهل آسمان درخشش می كرد ، همان طور كه ستارگان برای اهل زمین درخشش دارند.

- سماویه(17)

یعنی گرانبها ، گوهری آسمانی

- سیدة، سیدة نساء العالمین (18)

یعنی بزرگ بانوی جهانیان.

شیخ صدوق در كتاب امالی ، حدیثی را ازحضرت رسول خدا(ص) چنین نقل كرده كه فرمود: ابنتی فاطمه ، سیدة نساء العالمین. یعنی دخترم فاطمه ، بزرگ بانوی زنان جهان است.
رسول خدا (ص) به دخترش فرمود: ای فاطمه، به درستی كه خداوند تو را بر همه زنان جهان و زنان اسلام كه بهترین دین است ، برتری داد . (19)

رسول خدا(ص) از نزدیك بودن وفات خود از طریق وحی با اطلاع شد ، دخترش فاطمه را از این موضوع آگاه ساخت و آن بانو گریست. در این حال رسول خدا(ص) به وی فرمود: تو اولین كسی از خانواده ام هستی كه به من خواهی پیوست. آیا دوست نداری كه ارجمندترین زنان بهشت باشی
(20)

- صدیقه، صدیقه كبری

" صدیقه" یعنی كسی كه در راستگویی كامل است یا آن كه هرگز دروغ نگفته است. یا كسی كه سخن خود را با عمل خویش تصدیق می كند.(21)

مرتبه صدیقین ، در ردیف پیامبران وشهیدان است. این مطلب را آیات بسیاری روشن می كنند كه از آن جمله اند: و من یطع الله و الرسول فاولئك مع الذین انعم الله علیهم من النبیین والصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن اولئك رفیقا.(22)

اهل تسنن از عایشه روایتی را چنین نقل كرده اند : ما رأیت احداً اصدق من فاطمه (س) غیر ابیها: پس از رسول خدا(ص) ، هرگز كسی را راستگوتر از فاطمه ندیدم.(23)




http://shiaupload.ir/images/95934659173831862824.jpg (http://shiaupload.ir/images/95934659173831862824.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۲۲, ۰۲:۰۴
http://shiaupload.ir/images/94327037179462742533.jpg (http://shiaupload.ir/images/94327037179462742533.jpg)

- طاهره

به معنی پاكیزه، بی عیب، پاك و معصوم.در حقیقت آیه شریفی كه در پاكیزه دانستن اهل بیت نازل شده است این نام را برای حضرت زهرا(س) ثابت می كند. خدای تعالی در سوره احزاب(آیه 33) می فرماید:" انما یرید الله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهركم تطهیرا" یعنی خداوند چنین می خواهد كه پلیدی هر آلایش را از شما خاندان نبوت ببرد و از هر عیب پاكتان گرداند.

در این مطلب ، مفسران و محدثان شیعه وسنی به گونه ای انبوه ، روایاتی ذكر كرده اند كه به مفاد آن ها معنی اهل بیت هر چه باشد صدیقه طاهره را شامل می شود.(24)

والاترین حدیث در مقام طهارت حضرت زهرا(س) حدیث شریف كساء است كه شیعه وسنی با ده ها سند صحت آن را تأیید كرده اند. بر پایه این حدیث، زمانی رسول اكرم(ص) به خانه دخترش فاطمه(س) آمد و خود را در چیزی شبیه عبا پیچید . زمانی بعد امیرالمومنین علی(ع) و پس از وی حضرت مجتبی علیه السلام و حسین(ع) نزد حضرتش رفتند و آنگاه فاطمه (س) به پیش ایشان رفت. درهمین هنگام بود كه آیه تطهیر ( انما یرید الله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت...) نازل شد. -

عذرا

یعنی آن بانو پیوسته همچون دوشیزگان بود.از فرموده رسول خدا(ص) كه آن بانو را حوریه ای به صورت انسان معرفی كرده است بر می آید كه آن حضرت همچون حوریان بهشت پیوسته دوشیزه باقی خواهد ماند. چه آن كه حضرتش از طعام بهشتی آفریده شد. از امام صادق(ع) در آن باره پرسش شد كه چگونه حوریه بهشتی هر زمان كه همسرش نزد وی می رود او را دوشیزه می یابد؟ فرمود: چون او از ماده ای پاك آفریده شده و هیچ گونه فسادی به جسم وی راه نمی یابد و بدنش دچار آفتی نمی گردد...(25)

- فاطمه

یعنی آن كه خود و شیعیانش از آتش بازداشته ( و در امان نگاه داشته) شده اند.یا به معنی آن كه شر وبدی در وجود او راهی ندارد.

و به معنی آن كه از طفولیت با علم ، رشد یافته است.
شیخ صدوق در " علل الشرایع " و علامه مجلسی در" بحار الانوار" از امام باقر(ع) روایت كرده اند كه فرمود: چون فاطمه(س) متولد شد ، خدای عزوجل به یكی از فرشتگان وحی فرمود كه به زمین برود و این نام را بر زبان پیغمبر جاری سازد و بدین ترتیب رسول خدا(ص) نام فاطمه(س) را برای نوزاد انتخاب فرمود.(26)

حضرت رضا علیه السلام از پدرش ، و ایشان از رسول خدا(ص) نقل كرده اند كه فرمود: ای فاطمه، آیا می دانی چرا فاطمه نامیده شده ای ؟ علی پرسید چرا؟ فرمود: زیرا كه وی و شیعیانش را از آتش بازداشته اند.(27)

امیرالمؤمنین علی (ع) فرمود: شنیدم كه رسول خدا(ص) می فرمود: فاطمه را فاطمه نامیده اند زیرا خدای تبارك و تعالی او و فرزندانش را از آتش بركنار داشته است. البته آن فرزندانی كه با ایمان از دنیا بروند وبر آنچه كه بر من نازل گردیده اعتقاد داشته باشند.(28)

امام صادق (ع) فرمود: او را فاطمه گفتند چون شر وبدی در وجود او راهی ندارد و اگر برای همسری این بزرگوار، علی(ع) نبود تا قیامت كسی همشأن ایشان یافت نمی شد . پس از رسول خدا(ص) ، هرگز كسی را راستگوتر از فاطمه ندیدم.(29)




http://shiaupload.ir/images/01180542368167919568.jpg (http://shiaupload.ir/images/01180542368167919568.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۱/۲۲, ۰۲:۰۴
http://shiaupload.ir/images/10190943737612026986.jpg (http://shiaupload.ir/images/10190943737612026986.jpg)

- مباركه

از نامهای دیگر حضرت زهرا(س) و به معنی وجود پر بركت است. راغب در مفردات گوید: جایی كه خیرالهی به صورتی كه در خور نگهداری و شمارش و اندازه گیری نباشد و هر كسی به آن بنگرد فزونی محسوسی در آن ببیند گویند در آن بركت است و آن چیز مبارك است.

- محدثه

. یعنی آن كه فرشتگان با او سخن گویند.

- مرضیه (30)

یعنی آن كه خداوند پیوسته از او و كردارش راضی است.

- مریم كبری (31)

. یعنی مریم بزرگمقام وی در نزد مسلمانان ، والاتر از مقامی است كه حضرت مریم(س) در نزد مسیحیان دارد. در این باره ده ها روایت وجود دارد، از جمله آن كه رسول خدا(ص) فرمود: مریم ارجمندترین بانوی زمان خویش بود و فاطمه ارجمندترین بانوی همه زمانهاست.(32)

- منصوره

یعنی یاری شده از سوی پروردگار.در تفسیر فرات كوفی ، نحوه خلقت حضرت زهرا علیه السلام از قول پیامبر اكرم نقل شده است كه جبرئیل سیب را به پیامبرداد و گفت: بخور كه آن نور وجود "منصوره" است كه درزمین فاطمه نامیده می شود. گفتم ای جبرئیل، منصوره كیست ؟ گفت : بانویی از صلب تو بیرون آید و اسمش در آسمان منصوره و در زمین فاطمه باشد!(33)

- نوریه (34)

یعنی فاطمه وجودی از نور است و انوار او تا ابد آفاق زندگی بشریت را روشن می سازد.سلام خدا و فرشتگان و همه پاكان براو، روز ولادت ، روز شهادتش و تا قیام قیامت.

پی نوشتها:
1- امالی صدوق، ص 474، ح 18.
2- بحار الانوار، ج 43، ص 16.
3- مناقب خوارزمی ، ص229.
4- المناقب ، ج 3، ص 32.
5- العوالم، ج 6، ص 37.
6- بحار الانوار، ج 43، ص 16/ المناقب، ج 3، ص 132.
7- المناقب، ج 3، ص 132؛ بحار الانوار، ج 43، ص 16.
8- معانی الاخبار، ص 54/ علل الشرایع، ص 181.
9و10- بحار الانوار، ج 43، ص 16
11- المناقب، ج 3، ص 133.
12- تفسیر فرات كوفی ، ص 119، بحار الانوار، ج 43، ص 18.
13- بحار الانوار، ج 43، ص 16.
14- سوره مریم، آیه 19.
15- سوره كهف، آیه 75.
16- سوره شمس ، آیه 10.
17- بحار الانوار، ج 43، ص 16.
18- امالی، ص 245، حدیث 12.
19- عوالم العلوم، ج 6، ص 46.
20- همان، ص 45.
21- لسان العرب و تاج العروس.
22- نساء ، آیه 68.
23- مستدرك حاكم، ج 3، ص 150/ حلیة الاولیاء، ابونعیم، ج 2، ص 41.
24- تاریخ خطیب بغدادی، ج 10، تفسیر كشاف زمخشری، ج 1، ص 193/ اسدالغابة، ابن اثیر، ج 2، ص 12/ درالمنثور،ابوبكر سیوطی، ج 5، ص 198.
25- فاطمه زهرا از ولادت تا شهادت( ترجمه)، ص 123.
26- بحار الانوار، ج 43، ص 13.
27- همان، ص 14.
28- بحار الانوار، ج 43، صص 18و19.
29- همان، ص 10.
30- بحار الانوار، ج 43، ص 16.
31- بحار الانوار، ج 43، ص 16.
32- العوالم ، ج 6 ، صص 44-51.
33- العوالم، ج 6، صص 35-36. 34- المناقب، ج 3، ص 133






http://shiaupload.ir/images/05947439588274099326.jpg (http://shiaupload.ir/images/05947439588274099326.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۰۴, ۱۷:۵۰
http://shiaupload.ir/images/79273843641927540452.jpg





همسرداري در خانه علي عليه السلام

از آنجا كه همسرداري امري است دو جا نبه، در اين بخش به جاي همسرداري علي (ع) ، عنوان همسرداري در خانه علي (ع) انتخاب گرديد لذا به چند اصل از اصول حاكم در همسرداري خانه علي (ع) و فاطمه زهرا (س) اشاره مي گردد:

1- پرهيز از خواسته هاي مادي و تلاش در جهت جلب رضايت همسر:
- فاطمه جان! آيا غذايي داري تا از گرسنگي بيرون آيم؟
- دو روز است كه در منزل غذاي كافي نداريم آنچه بود به شما و فرزندانم حسن و حسين دادم و خود از غذاي اندك موجود استفاده نكرديم.
- فاطمه جان ! چرا به من اطلاع ندادي تا به دنبال تهيه غذا بروم؟
حضرت زهراي اطهر، نگاه نجيبش را بر زمين انداخت و فرمود:
يا ابا الحسن ! اني لا ستحيي من الهران اكلف نفسك ما لا تقدر عليه
اي اباالحسن! من از خدايم شرم دارم كه از تو چيزي درخواست نمايم كه مقدورت نباشد.
و اينگونه خانه علي و زهرا، كانون مودت و محبت و رحمت مي شود، و عليرغم وجود همه مشكلات و سختيها و مصائب كه در زندگي مشترك علي (ع) و زهرا (س) بيش از هر خانه ديگر وجود داشت، به اعتراف خود اميرالمؤمنان نگاه به چهره همسر كردن باعث زدوده شدن هرگونه غم و اندوه مي گردد:
((سوگند به خدا، من زهرا (س) را تا آن هنگام كه خداوند او را به سوي خود برد، خشمگين و مجبور به كاري ننمودم، او نيز مرا خشمگين نكرد و هيچگاه موجب ناخشنوديمن نشد... من هر گاه به چهره زهرا (س) نگاه مي كردم هرگونه غم و اندوه از من برطرف مي شد...))
آري اين خانه، خانه اي است كه از مظاهر رفاه مادي در آن هيچ يافت نمي كني و ليكن همجواري با همسر و شريك زندگي را مايه آرامش مي يابي.

2- تقسيم كار در خانه:
يكي از عوامل شادابي و تكامل خانواده تعيين حدود مسؤوليت افراد در خانواده است.
رسول خدا در اولين شب ازدواج علي (ع) و زهرا (س) كارهاي آنان را به اين شكل تقسيم نمود: خمير كردن آرد و پختن نان و تميز كردن و جارو زدن خانه به عهده فاطمه (س) باشد و كارهاي بيرون منزل از قبيل جمع آوري هيزم و مواد غذايي را علي (ع) انجام دهد.
پس از آن بود كه حضرت زهرا (س) فرمود:
جز خدا كسي نمي داند كه از اين تقسيم كار تا چه اندازه خوشحال شدم، زيرا رسول خدا (ص) مرا از انجام كارهايي كه مربوط به مردان است،‌ بازداشت.

3- فرمان پذيري و رعايت حق مديريت شوهر در خانه:

البيت بيتك و المره زوجتك إفعل ما تشاء
علي جان! خانه، خانه توست و من همسر تو هستم، هر آنچه مي خواهي انجام بده.
اين پاسخ زهراي اطهر در جواب درخواست علي (عليه السلام) براي ورود عمر و ابوبكر به خانه و پس از ماجراي به آتش كشيدن در منزل و مصدوم شدن حضرت زهرا (س) است.

4- آرايش و زينت براي همسر

رسيدگي به وضع ظاهري به خاطر همسر از اصول زندگي يك زن و مرد مسلمان است و در زندگي علي (ع) و زهرا (س) نيز اين اصل خود ر به خوبي نشان مي دهد. نقل است پيامبر براي شب عروسي حضرت زهرا (س) دستور داد عطرهايي خوشبو تهيه كنند و زهرا (س) نيز در داخل خانه دائماً معطر بودند.

5- ياري رساندن به همسر

يا رسول الله هر دو دستم به علت آرد كردن گندم با آسياي دستي ورم كرده،‌زخم شده است.
ديشب را تا صبح به آرد كردن گندم مشغول بودم و علي نيز فرزندانم حسن وحسين را نگهداري مي كرد.
و همين همراهي و دلجويي علي (ع) بود كه زهرا (س) را در تحمل مصائب و مشكلات كارهاي خانه ياري كرده و حتي تحمل زخم دست را هم بر او آسان مي كرد. در آن سو هم هنگامي كه علي (ع) از جهاد و جبهه جنگ برمي گشت، فاطمه (س) استقبال گرمي از او مي كرد، شمشير او را گرفته و مي شست. در تمام فعاليتهاي علي (ع) او را همراهي مي كرد و نسبت به مسائل او و جامعه حساسيت نشان مي داد و به اين شكل با همراهي ، همفكري و رغبتي كه در خود نشان مي داد خستگيها و مرارتهاي بيرون را از جسم و روح او دور مي كرد.





http://shiaupload.ir/images/95934659173831862824.jpg (http://shiaupload.ir/images/95934659173831862824.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۰۴, ۱۷:۵۱
http://shiaupload.ir/images/62477567048213807958.jpg


6- حاكميت روح عاطفي و نگاههاي محبت آميز در خانه
شيرين ترين اوقات زندگي ، لحظاتي است كه انسان چشم به معشوق خود مي دوزد و او را مي نگرد و عاشقانه با او صحبت مي كند و نهايت عشق و عاطفه خود را در كلام و نگاه ابراز مي دارد.
زندگاني علي (ع) و زهرا (س) پر است از اين لحظات عاشقانه و شيرين.
علي (ع) مي گويد: ((دائماً به او مي نگريستم و از دلم غم و اندوهها برطرف مي شد.))
و فاطمه (س) خطاب به همسرش مي گويد:
علي جان ! جانم فداي تو ! جان و روح من سپر بلاي جان تو ! يا اباالحسن همواره با تو خواهم بود. چه در خير و نيكي به سر ببري، چه در سختي ها و بلاها گرفتار شوي، همواره با تو خواهم بود.
و چه نيكو كلام خود را به اثبات رسانيد و جان خويش را در طبق اخلاص نهاد و فدايي علي (ع) شد.

7- اهميت دادن به تفريح، مزاح و شادي در روابط

اگر چه خانه علي و زهرا، كانون ساده زيستي،‌ زهد، ايثار، انفاق، جهاد، سياست،‌ انديشه، شجاعت و هزاران فضيلت ديگر بود و اگر چه آنها مظلوم ترين انسانهاي عالم هستند و عمري پررنج و مصيبت داشتند !‌و ليكن زندگي آنان خالي از لحظات شيرين و دلپسند تفريح و شادي هم نبود. چرا كه علي (ع) و زهرا (س) هم انسانند و انسان هم به شادي و تفريح احتياج دارد،‌اما از آنجا كه علي و زهار در بالاترين مراتب انسانيت قرار دارند، تفريح و شاديشان هم متناسب با روح متكاملشان و به دور از هر گونه، افراط و تفريط است.
مروري بر چند نمونه زيبا از زندگي سراسر زيباي اين بزرگواران مؤيد مطالب فوق است :
- در شب عروسي شان، اگر چه زنان دف مي زنند و سرودهاي شاد مي خوانند، اما فضاي مجلس خالي از تكبير و سرودهاي معنوي هم نيست.
- در صحنه اي ديگر زهرا (س) را مشاهده مي كنيم كه در حضور علي (ع) با فرزندش حسين مشغول بازي كردن است و به او مي فرمايد :
انت شبيها بأبي لست شبيها بعلي
تو به پدر من پيامبر شبيهي و به پدرت علي شباهتي نداري
و اين موجب خنده و تبسم حضرت علي (ع) مي شود.
- در جاي ديگري علي (ع) و زهرا (س) را مشاهده مي كنيم كه به اتفاق به صحرا رفته اند و به هنگام خوردن خرما و در قالب گفتگو و مفاخره اي شنيدني، تفريحي شيرين و دلپسند دارند.
علي (ع) مي فرمايد: اي فاطمه ! رسول خدا ، مرا بيشتر از تو دوست مي دارد. و حضرت زهرا (س) پاسخ مي گويد: از سخن تو تعجب مي كنم ! آيا مي شود پيامبر اكرم (ص) تو را بيش از من دوست داشته باشند، در حاليكه من ميوه دل او و عضوي از پيكرش و شاخه اي از شاخسارش مي باشم و غير از من فرزندي ندارد.
پس از آن به نزد پيامبر رفتند و صحبتشان را در حضور پيامبر ادامه دادند، ابتدا فاطمه (س) پيش دستي كرده و عرض كرد:
اي رسول خدا ! كدام يك از ما دو نفر نزد تو محبوب تريم، من يا علي؟ رسول خدا (ص) فرمود:
تو به من محبوب تري و علي از تو براي من عزيزتر است !
و پس از آن باز هم علي (ع) است و زهرا (س) و مفاخره اي شيرين و شنيدني :
علي (ع) : آيا من به تو نگفتم كه فرزند فاطمه باتقوايم؟
زهرا (س) : من نيز دختر خديجه كبرايم
علي (ع) : من فخر كائناتم
زهرا (س) : من دختر كسي هستم كه نزد خدا آنچنان گرامي شد كه گويي به فاصله دو كمان يا نزديكتر نسبت به پرودگارش قرار گرفت.
علي (ع) : خدمتگزارم جبرئيل است.
زهرا (س) : خطبه ام را در آسمان، راحيل خوانده است و خدمتگرارانم گروههاي فرشتگان يكي پس از ديگري هستند.
علي (ع) : من در جايگاهي رفيع و بلند زاده شدم.
زهرا (س) : من هم در مقام والا و بلند مرتبه به ازدواج و همسري تو در آمدم...
علي (ع) : شيعيان من از دانشم مي نگارند.
زهرا (س) : ظرف دانش شيعيان من نيز از درياي علمم لبريز مي شود.
علي (ع) : من كسي هستم كه خداوند اسم مرا از اسم خود مشتق ساخته، او عالي است و من علي.
زهرا (س) : من نيز چنين ام، او فاطر است و من فاطمه.
و زندگي كوتاه علي (ع) و زهرا (س) پر است از اين قطعات تاريخي و صحنه هاي زيبا و شنيدني كه نشانگر با نشاط و زيبا بودن زندگي ايشان است عليرغم تمام مشكلات و گرفتاريهاي آنان.





http://shiaupload.ir/images/91325459237694059675.jpg (http://shiaupload.ir/images/91325459237694059675.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۰۴, ۱۸:۰۰
http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif


آنکه بايد دل غمين باشد منم


آنکه بايد اينچنين باشد منم
دل غمين و شرمگين باشد منم



خواستم ياري کنم اما نشد
ريسمان از دستهايت وا نشد



من آن شاخه گل افسرده بودم
که در نشکفتگي پژمرده بودم



زسوز سينه ام مي سوزم اي کاش
که در پشت همان در مرده بودم



مغيره گر نبود در آن کشاکش
علي را من به خانه برده بودم



مدينه محشر کبري به پا بود
رسل بر گردن شير خدا بود



دو صد گلچين و يک گل من چه گويم
گل حيدر به زير دست و پا بود



http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif

مدیر اسبق
۱۳۸۹/۰۲/۰۴, ۱۸:۱۰
با سلام
حضرت فاطمه ( سلام الله علیها ) می فرمایند : از دنیای شما سه چیز در نزد من محبوب است
۱) تلاوت قرآن (به مومنین سفارش شده حداقل روزی ۵۰ آیه همراه با تامل در آیات و تلاش برای عمل به آنها )
۲) انفاق در راه خدا (که به عنوان رمز عبور از تنگناهای برزخ می باشد)
۳) نگاه به چهره رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم )
(به نقل از نهج الحیاه / ص۱۶۲)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۰۴, ۱۸:۲۳
http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif

غصه ات اي ملك سوخته پر سنگين است



گريه ام روز و شب و شام و سحر سنگين است



كس زمن بعدِ تو بر صبر توقع نكند



بشكند چون كه كمر، درد كمر سنگين است



بانويم، هست يقينم كه ترا چشم زدند



وضع و حال تو بگويد كه نظر سنگين است



با علي حرف بزن تا كه نگويند به هم



با علي مثل همه فاطمه سرسنگين است



رمقي نيست كه حركت بدهي جسمت را



نتواني بزني بال كه پر سنگين است



تك و تنها وسط راه رهايم نكني



راهزن پر شده و بار سفر سنگين است



همه با ديدن روي تو چنين مي گفتند



دست آنكس كه تو را زد چه قدر سنگين است.

http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۴, ۱۸:۴۲
http://www.al-islam.org/gallery/photos/zahra.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۴, ۱۸:۴۴
فاطميه شعر داغ لاله است قصه ي زهراي (س)هجده ساله است
فاطميه سوز دل را ساز كرد دفتر داغ علي(ع) را باز كرد
فاطميه ماه گل افشردن است فتح باب تازيانه خوردن است

فاطميه قفل غم را شد كليد چونكه دارد هم شهيده

هم شهيد



http://newsee.persiangig.com/image/mazhabi/FatemataAlzahra.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۴, ۱۸:۴۵
سلام بر یگانه دخت آخرین پیامبر پرودگار

سلام بر توای گنج پنهان زمین
سلام بر سرزمین مدینه
سلام بر غربت
سلام بر مسمار
سلام بر کوچه بنی هاشم
سلام بر درب نیم سوخته
سلام بر بزرگ مرد تاریخ اسلام
سلام بر پهلوان خیبر فاتح خیبر
سلام بر صاحب ذوالفقار
سلام بر شجاعت خندق
سلام غیرت احد
سلام بر دستهای بسته
سلام بر عهد بسته
سلام بر رضایت خدا
سلام بر تازیانه و شلاق
سلام بر قلاف شمشیر
سلام بر گریه
سلام بر بغض
سلام بر بیمار
سلام بر خانه نشینی
سلام بر شب
سلام بر قبر مخفی
سلام بر بغض های شبانه
سلام بر غربت......

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۴, ۱۸:۴۶
شیعه هر جا پاگذارد با علیست
اول و آخر کلامش یا علیست
شیعه یعنی گنج پنهان همه
مثل قبر بی نشان فاطمه (س)

http://magicblog.persiangig.com/Safar/%D9%8A%D8%A7-%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7-(%D8%B3)---%D9%81%D9%83%D9%87---2-1-88.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۴, ۱۸:۴۸
مصطفی تاج است و حیدر تاجدار فاطـمـــــــــه
گوهر سبطین احمدگوشوار فاطمــــــــه(ع)
ایزد یکتا بساق عرش اعلی بر نگاشت
نام پاک و عزت و شان و وقار فاطمــــــــه
ام سبطین است وجفت مرتضی سلطان دین
زهره برج رسالت مه عذار فاطمه
پیش سرو قامتش شرمنده طوبای بهشت
عرشیان تکبیر گویان بر شعار فاطمـــــــه
آسمان را دامن از در و گهر پر کرده اند
تا شبی از شوق گرداند نثار فاطمــــــــه
تا ابد گردد مشام اهل جنت مشگبو
زلف حورلعین گر افشاند غبار فاطمـــــــــه
معدن در ولایت منبع فیض خدا
درشفاعت عالمی چشم انتظار فاطمــــــــه
چون بمحشر بر شفاعت لب گشاید لطف
دوست بخشدازرحمت گناه دوستدار فاطمـــه
صدتبارک گفت نقاش ازل چون بر نگاشت
طلعت زیبا و زلف مشگبار فاطمــــــــه
زیور تاج امامت زیب شاهان وجود
گوهر زهرا و در شاهوار فاطمــــــــه
طاهر طهر مطهر ظل نور لم یزل
آیت تطهیر نازل شد بدار فاطمــــــه
زد(الهی)چنگ در دامان عصمت کز نشاط
مست ناب کوثر است از جویبار فاطمـــــــه

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۴, ۱۸:۴۹
http://fc02.deviantart.com/fs25/f/2008/073/d/d/Ya_Zahra_by_iranamc.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۴, ۱۸:۵۰
مولا بخوان تو آیه امن یجیب را *** زیرا كه می رسد به اجابت دعای تو

اول بیا مدینه و بنما كه در كجاست *** گمگشته قبر مادر درد آشنای تو

من بمان پرستوی شكسته بال ، بعد از تو غربت مدینه را چگونه باور كنم؟ بعد از تو چه كس محرم این دل خسته من است ؟؟

شب بود و حتی ماه روی بیرون آمدن نداشت ...

در و دیوار همه و همه می گریستند ... اما نه! در شرمسار بود و دیگر تاب دیدن روی علی را نداشت ...

مولا جان ... جمعه ای دیگر گذشت و نیامدی !
زهرا (س) سخت بیمار است و منتظر ... تا کی باید غربت دوری ات را باور کنیم؟ تا کی هر سال ایام فاطمیه ندبه مادر کنیم؟

مولا جان ... بی تو علی تنها ماند دیگر بس است ... ندبه هایت هر روز غریب تر می شود و مادر دل سوخته تر !

هم نفس با زهرا (س) فریاد \" اللهم عجل الولیک الفرج \" را باز ندبه کنیم ...

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۴, ۱۸:۵۶
فاطمه جانم ...................
خوشی ز عمر ندیده خدا نگهدارت
صنوبری که خمیده خدا نگهدارت
قرار بعدی ما کربلا زمان غروب
کنار رأس بریده خدا نگهدارت.
***************************

یه روز یه باغبونی
یه مرد آسمونی
نهالی کاشت میون
باغچه مهربونی
می گفت سفرکه رفتم
یه روز و روزگاری
این بوته ی یاس من
…می مونه یادگاری
هرروز غروب عطریاس
تو کوچه ها می پیچید
میون کوچه باغها
بوی خدا می پیچید
هرروز غروب عطریاس
تو کوچه ها می پیچید
میون کوچه باغها
بوی خدا می پیچید

اونایی که نداشتن
از خوبیها نشونه
دیدن که خوبی یاس
باعث زشتیشونه
عابرای بی احساس
پا گذاشتند روی یاس
ساقه هاشو شکستند
آدمای ناسپاس
یاس جوون برگمون
تکیه زدش به دیوار
خواست برنه جوونه
امّا سراومد بهار

یه باغبون دیــگه
شبونه یاسو برداشت
پنهون ز نامحرما
تو باغ دیگه ای کاشت

هزار ساله کوچه ها
پر میشه از عطر یاس
امّا مکان اون گل
مونده هنوز ناشناس
هزار ساله کوچه ها
پر میشه از عطر یاس
امّا مکان اون گل
…مونده هنوز ناشناس

*************

از آب نه
از مهر آب می گویم
از فاطمه
که همیشه فاطمه است
نام عزیز مادرم
نام خواهرم
پاک
و
روشن
و
زلال
بخاطرنام عزیز فاطمه بپا می ایستم
تمام عمر
دست به سینه
و
ازسینه ای که از گریه لبریز است
می گویم
خاک پای تو هستم
تاابد
تاهمیشه
!فاطمه
…بنت نبی

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۴, ۱۹:۱۲
http://upload.tazkereh.ir/images/82710218075475598439.gif




تا ابد یه غم به سینه می ماند
عقده های مدینه می ماند





کوچه های مدینه بی روحند
آه زهرا به کوچه می ماند





گر به پایان رسد غم عالم
داغ زینب همیشه می ماند





بی تو ای آرزوی گم شده ام
زینب با بهانه می ماند





در سپهر دو دیده ام باقی
تا ابد تازیانه می ماند





قصه را تازیانه می داند
در و دیوار خانه می داند





تا هویدا شود گل نرگس
قبر تو بی نشانه می ماند




http://upload.tazkereh.ir/images/82710218075475598439.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۴, ۱۹:۱۸
http://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gif

ايثار نسبت به پدر و ساير اعضاى خانواده




فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام نه تنها براى افراد مستمند و بى‏چاره در خانه كمك و ايثار داشت، بلكه در داخل خانواده‏ى خود نيز ايثارگر بود و به هر يك از خانواده‏ى خود نيز ايثارگر بود و به هريك از خانواده‏ى خويش اعم از شوهر و فرزندان ايثار مى‏كرد.
فاطمه عليهاالسلام خود نمى‏خورد و على عليه‏السلام را سير مى‏كرد، و خود گرسنه مى‏ماند و درد و رنج مى‏كشيد، ولى شوهرش را متوجه نمى‏ساخت، و حتى جاهاى مجروح و متورم بدنش را كه از هجوم و ضرب مهاجمين خونخوار و منافق به خانه‏اش صورت گرفته بود، از شوهرش پوشيده داشت و على آنها را هنگام غسل دادن پيكر پاك زهرا متوجه شد.
فاطمه عليهاالسلام به فرزندان نيز ايثار داشت و شبانه روز براى آنان زحمت كشيد و دستاس نمود و با مهر و محبت بى‏نظير آنان را پرورش داد و راه و رسم پرورش فرزند را به پيروانش نشان داد. او در حالى كه مشغول كارهاى سخت و از جمله آرد كردن جو مى‏شد، از بچه‏هاى خود نيز غفلت نمى‏كرد و با آن حال به آنان مى‏رسيد و نوازش مى‏فرمود...
آرى اخلاق اصيل و واقعى، هر انسانى را در رفتار خانوادگيش بايد جستجو كرد، نه اخلاق بيرون مرزى و خارج از خانواده، كه معمولاً در چنين مواقع، حقيقت‏يابى و حقيقت‏شناسى مشكل است، و اى بسا سر از تزوير حقه‏بازى درمى‏آورد.
زهرا تجسم ايثار به خانواده و توده‏هاى جامعه بود و در اين ميان از ايثارگرى او به پدرش نبايد غفلت كرد. وى روزى از پدر بزرگوارش در منزل خود پذيرايى نمود و با پاره نانى آن حضرت را سير كرد، در حالى كه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله سه روز بود كه طعامى ميل نكرده بود و فاطمه عليهاالسلام دلش به حال پدر مى‏سوخت و از شدت عاطفه گريه مى‏كرد. (1)
از حضرت على عليه‏السلام نقل شده است:
ما مشغول كندن خندق بوديم- كه بدين وسيله از تهاجم دشمن جلوگيرى نماييم- ناگاه فاطمه عليهاالسلام به حضور پدر رسيد و پس از عرض ادب، پاره نانى را به آن حضرت تقديم داشته و گفت: پدر! اين نانها را براى حسنين پخته بودم، اينك اينها را براى تو آوردم. پيامبر خدا آن نان را گرفت و گفت: فاطمه جان! اين نخستين طعامى است، كه در طول سه روز، پدرت ميل مى‏كند. (2)
در روزگار ديگر رسول خدا به شدت گرسنه بود و نمى‏توانست تحمل كند، بدين منظور سر به بيوتات همسرانش زد، ولى چاره‏اى نشد، سپس به خانه فاطمه آمد، با كمال تأسف آنجا نيز طعامى نبود، پيامبر الهى با تمام گرسنگى از خانه دختر برگشت، در اين ميان دو عدد نان و مقدارى گوشت از يكى از همسايه‏ها به دست زهرا رسيد، آن بانوى ايثارگر آنها را در ظرفى گذاشت و يكى از فرزندانش را به دنبال پدر فرستاد و چنين گفت: سوگند به خدا، رسول خدا را بر خود و فرزندانم مقدم مى‏دارم. (3)
رسول خدا دوباره وارد خانه دختر شد و از رسيدن تحفه و طعام آگاه گشت، در اين بين فاطمه عليهاالسلام غذا را به حضور پدرش آورد، ولى دست غيبى را كه از لطف خدا سرچشمه گرفته بود، بالاى سرش ديد، زيرا ظرف غذا پر از طعام بود، همگى كنار هم نشسته، خوردند و سير شدند و سپس زنان و همسران رسول خدا و همسايه‏هاى فاطمه عليهاالسلام نيز از آن بهره‏مند گشتند. (4)
از مجموع اين قضايا نتيجه مى‏گيريم كه فاطمه عليهاالسلام به پدر و ساير اعضاى خانواده‏اش نيز فوق‏العاده ايثارگرى كرده و پيوسته براى سلامتى آنان تلاش نموده است.
حتى در تاريخ و كتب تفسير و حديث شيعه و سنى آمده است كه امام حسن و امام حسين عليهماالسلام مريض شدند، فاطمه همراه با شوهرش نذر كردند كه آن دو بزرگوار خوب شوند، آنان سه روز روزه بگيرند...
پس از شفاى فرزندان فاطمه، آن حضرت شخصاً براى شمعون يهودى كار كرد و از اجرت آن مقدارى جو گرفت و سه روز روزه گرفت. هنگام افطار غذايش را- همچون ساير اعضاى خانواده‏اش- به تربيت به مسكين، يتيم و اسير كافر داد، و سوره‏ى دهر در حق آنان نازل شد. (5)
و بدين طريق به جهان و جهانيان ثابت كرد كه وى تا چه حدى به بچه‏هايش ايثارگر است؟ و در حق ساير مردم نيز تا آنجا ايثار كرد كه سه روز گرسنگى را تحمل كرد، ولى اسير كافر را سير نمود.


http://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۰۴, ۱۹:۲۳
http://www.nasimrezvan.com/user_upload/images/editor_photo/1211039699fatemeh-zahra.jpg


عشق یعنی ...

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/parvaneh.gifعشق یعنی دل سپردن در الستhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/parvaneh.gif

از می وصل الهی مستِ مست

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/parvaneh.gifعشق یعنی ذكر ناموس خداhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/parvaneh.gif

یا علی گفتن به زیر دست و پا

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/parvaneh.gifعشق یعنی جلوه صبر خداhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/parvaneh.gif

شرم ایوب نبی از مرتضی

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/parvaneh.gifعشق بر دلداده فرمان می‌دهدhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/parvaneh.gif

عاشق جان داده را جان می‌دهد

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/parvaneh.gifعشق باعث شد كه دل سامان گرفتhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/parvaneh.gif

پشت درب خانه زهرا جان گرفت

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/parvaneh.gifعشق یعنی انقلاب فاطمهhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/parvaneh.gif

از كبودی چشم تار فاطمه

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/parvaneh.gifعشق یعنی عشق ناب فاطمهhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/parvaneh.gif

بیت الاحزان خراب فاطمه

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/parvaneh.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/parvaneh.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/parvaneh.gif

http://img.tebyan.net/small/1388/12/20100302144700739_baner.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۴, ۱۹:۳۰
با من بمان پرستوی شكسته بال ، بعد از تو غربت مدینه را چگونه باور كنم؟ بعد از تو چه كس محرم این دل خسته من است ؟؟

شب بود و حتی ماه روی بیرون آمدن نداشت ...

در و دیوار همه و همه می گریستند ... اما نه! در شرمسار بود و دیگر تاب دیدن روی علی را نداشت ...

مولا جان ... جمعه ای دیگر گذشت و نیامدی !
زهرا (س) سخت بیمار است و منتظر ... تا کی باید غربت دوری ات را باور کنیم؟ تا کی هر سال ایام فاطمیه ندبه مادر کنیم؟

مولا جان ... بی تو علی تنها ماند دیگر بس است ... ندبه هایت هر روز غریب تر می شود و مادر دل سوخته تر !

http://magicblog.persiangig.com/Safar/%D9%8A%D8%A7-%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7-(%D8%B3)---%D9%81%D9%83%D9%87---2-1-88.jpg



عشق یعنی دل سپردن در الست
از می وصل الهی مستِ مست

عشق یعنی ذكر ناموس خدا
یا علی گفتن به زیر دست و پا


عشق یعنی جلوه صبر خدا
شرم ایوب نبی از مرتضی

عشق بر دلداده فرمان می‌دهد
عاشق جان داده را جان می‌دهد

عشق باعث شد كه دل سامان گرفت
پشت درب خانه زهرا جان گرفت

عشق یعنی انقلاب فاطمه
از كبودی چشم تار فاطمه

عشق یعنی عشق ناب فاطمه

بیت الاحزان خراب فاطمه

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۴, ۱۹:۳۵
عشق من پائیز آمد مثل پار
باز هم، ما باز ماندیم از بهار

احتراق لاله را دیدیم ما
گل دمید و خون نجوشیدیم ما

باید از فقدان گل خونجوش بود
در فراق یاس، مشكی پوش بود

یاس بوی مهربانی می‌دهد
عطر دوران جوانی می‌دهد

یاس‌ها یادآور پروانه‌اند
یاس‌ها پیغمبران خانه‌اند

یاس ما را رو به پاكی می‌برد
رو به عشقی اشتراكی می‌برد

یاس در هر جا نوید آشتی ست
یاس دامان سپید آشتی ست

در شبان ما كه شد خورشید؟ یاس!
بر لبان ما كه می‌خندید؟ یاس!

یاس یك شب را گل ایوان ماست
یاس تنها یك سحر مهمان ماست

بعد روی صبح پرپر می‌شود
راهی شب‌های دیگر می‌شود

یاس مثل عطر پاك نیت است
یاس استنشاق معصومیت است

یاس را آیینه‌ها رو كرده‌اند
یاس را پیغمبران بو كرده‌اند

یاس بوی حوض كوثر می‌دهد
عطر اخلاق پیمبر می‌دهد

حضرت زهرا دلش از یاس بود
دانه‌های اشكش از الماس بود

داغ عطر یاس زهرا زیر ماه
می‌چكانید اشك حیدر را به چاه

عشق محزون علی یاس است و بس
چشم او یك چشمه الماس است و بس

اشك می‌ریزد علی مانند رود
بر تن زهرا " گل یاس كبود "

گریه آری گریه چون ابر چمن
بر كبود یاس و سرخ نسترن

گریه كن حیدر! كه مقصد مشكل است
این جدایی از محمد مشكل است

گریه كن زیرا كه دخت آفتاب
بی خبر باید بخوابد در تراب

این دل یاس است و روی یاسمین
این امانت را امین باش ای زمین

گریه كن زیرا كه كوثر خشك شد
زمزم از این ابر ابتر خشك شد

نیمه شب دزدانه باید در مغاك
ریخت بر روی گل خورشید، خاك

یاس خوشبوی محمد داغ دید
صد فدك زخم از گل این باغ دید

مدفن این ناله غیر از چاه نیست
جز تو كس از قبر او آگاه نیست

گریه بر فرق عدالت كن كه فاق
می‌شود از زهر شمشیر نفاق

گریه بر طشت حسن كن تا سحر
كه پر است از لخته ی خون جگر

گریه كن چون ابر بارانی به چاه
بر حسین تشنه لب در قتلگاه

خاندانت را به غارت می‌برند
دخترانت را اسارت می‌برند

گریه بر بی‌دستی احساس كن!
گریه بر طفلان بی عباس كن!

باز كن حیدر! تو شط اشك را
تا نگیرد با خجالت مشك را

گریه كن بر آن یتیمانی كه شام
با تو می‌خوردند در اشك مدام

گریه كن چون گریه ی ابر بهار
گریه كن بر روی گل‌های مزار

مثل نوزادانی كه مادر مرده‌اند
مثل طفلانی كه آتش خورده‌اند

گریه كن در زیر تابوت روان
گریه كن بر نسترن‌های جوان

گریه كن زیرا كه گل‌ها دیده‌اند
یاس‌های مهربان كوچیده‌اند

گریه كن زیرا كه شبنم فانی است
هر گلی در معرض ویرانی است

ما سر خود را اسیری می‌بریم
ما جوانی را به پیری می‌بریم

زیر گورستانی از برگ رزان
من بهاری مرده دارم ای خزان

زخم آن گل بر تن من چاك شد
آن بهار مرده در من خاك شد

ای بهار گریه بار نا امید
ای گل مأیوس من! یاس سپید

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۴, ۱۹:۳۸
http://img.tebyan.net/big/1385/03/2122213531981222192314954963135718086.jpg


زهرا عصاره عصمت است.
زهرا، آیینه پاکی است.
زهرا زلال کوثر است.
ای همیشه جاری!
ای بهار کوتاه!
ای ترنم باران وحی!
در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشته‌های چادرت دست نیاز می‌آویزد
و معرفت به غبار آستان خانه‌ات بوسه می‌زند.
برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت.
تو که در آیینه زخم‌ها و داغ‌ها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانه‌ات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی... وجود مبارك حضرت فاطمه علیهاالسلام تنها یك تفكر یا تصور یك حقیقت حیات بخش نیست. بلكه تجسمی عینی و زنده از بركت خداوند بر انسان است. اگر تا قبل از حضور ایشان در عالم خاكی انسان معناگرا مجبور بود گوشه‌هایی از نعمت یك زن مقدس را در اسطوره‌ها، الهه‌ها و افسانه‌ها جستجو كند یا متوسل به پاكدامنی حضرت مریم(ع) یا خردمندی آسیه و بعد از تجسم خاكی و عینی ایشان برای انسان كمال‌گرا یك الگوی زنده و جاوید پدید آمد و آن شخصیتی والا به نام «فاطمه» دختر رسول اكرم بود.

reyhane jan
۱۳۸۹/۰۲/۰۴, ۱۹:۴۹
http://aksestan.persiangig.com/image/fateme-zahra/fatemeh.zahra%20(8).JPG

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۴, ۱۹:۵۱
http://upload.tazkereh.ir/images/42482176620095128547.gif







همدردى با پدر

گاه دشمنان سنگدل، خاك، يا خاكستر بر سر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم مى‏پاشيدند، هنگامى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم خانه مى‏آمد، فاطمه عليهاالسلام خاك و خاكستر را از سر و صورت پدر پاك مى‏كرد. در حالى كه اشك در چشمانش حلقه زده بود پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم مى‏فرمود:
دخترم غمگين مباش و اشك مريز كه خداوند حافظ و نگهبان پدر توست.(1)
در يكى از روزها، ابوجهل مشتى از اراذل مكه را تحريك كرد كه به هنگامى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم در مسجدالحرام به سجده رفته بود، شكمبه‏ى گوسفندى را بياورند و بر سر حضرت بيفكنند، هنگامى كه اين كار انجام شد، ابوجهل و اطرافيان صدا به خنده بلند كردند و پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم را به باد مسخره گرفتند.
بعضى از ياران، منظره را ديدند اما دشمن بيرحم چنان آماده بود كه توانائى بر دفاع نداشتند، ولى هنگاميكه اين خبر به گوش دختر كوچكش فاطمه عليهاالسلام رسيد به سرعت به مسجدالحرام آمد و آن را برداشت و با شجاعت مخصوص خودش، ابوجهل و يارانش را نفرين كرد. (2)




http://upload.tazkereh.ir/images/42482176620095128547.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۴, ۲۰:۳۳
http://upload.tazkereh.ir/images/82424526181170337530.gif




نام : فاطمه (س)

لقب : زهرا

کنیه : ام ابیها

نام پدر : حضرت محمد (ص)

نام مادر : خدیجه کبری (س)

نام همسر: علی بن ابیطالب (ع)

لقب : زهرا،صديقه،طاهره،راضيه،مر ضيه،مباركه،بتول ( لقب زهرا از شهرت بيشترى برخوردار است. )

محل ولادت : مکه خانه خدیجه

مدت عمر : 18 سال

تاریخ شهادت : 3 جمادی الثانی سال 11 هجری

علت شهادت : صدمات وارده

نام قاتل : ثانی

محل دفن : مدینه طیبه


http://upload.tazkereh.ir/images/82424526181170337530.gif

آساره
۱۳۸۹/۰۲/۰۴, ۲۰:۴۸
یه روز یه باغبونی

یه مرد آسمونی

نهالی کاشت میونه

باغچه ی مهربونی

سلمان فارسی
۱۳۸۹/۰۲/۰۴, ۲۱:۴۴
به نام خداي فاطمه
من مادرم فاطمه زهرا(سلام الله عليها )را خيلي دوست دارم.نمي دانم چرا هر وقت نام فاطمه بر زبانم جاري مي شود اشك ها را ياراي ايستادن نيست.نام فاطمه با اشك هايم بازي مي كند.گوئي اشك ها نيز در فراق مادر اشك مي ريزند؟مادرم دوستت دارم؟خدايا بغض وكينه مرا نسبت به دشمنان مادرم از تمام شيعيان بيشتر كن تا حدي كه بغض من مثل دشمنانش شود.دوست دارم اولين نفري باشم كه انتقام مادرم را از دشمنانش مي گيرم.آخه نامرد صورت مادر ما طاقت تحمل يك گلبرك گل را هم نداشته؟نمي دونم شنيديد يا نه روايت هست كه ميگن روزي يك برگ گلبرك بر روي گونه مادر ما مي افتد زماني كه گلبرك را از روي صورت مباركش بر مي دارد جاي گلبرك بر روي گونه هاي مادر مي افتد!!!حالا يك ديو،يك كافر بيايد به صورت مادر ما سيلي بزند.اين دست با صورت مادر ما چه كرده امامزمان(عج) مي داند وبس.
اگه توش حرف نبود يك شعر مي نوشتم توي اين تايپك دلتون خنك بشه اما صد حيف كه مي ترسم به مادر مظلوم ما توهين بشه؟؟؟؟
ما كه عزاداريم بزار رنگ نوشته هايمان هم سياه باشه.

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۴, ۲۲:۰۲
http://upload.tazkereh.ir/images/46310686314928282327.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/46310686314928282327.gif

حکایاتی از آئین همسرداری وادب زهرا (س):


الف - زهرا از دیدگاه علی (ع) :

پاسخ صریح وزیبای علی (ع) به پیامبر (ص) در فردای عروسی ، فاطمه را بهترین یار ومدد کاردر طاعت حق معرفی می کند . وقتی که پیامبر (ص) از او پرسید : زهرا را چگونه یافتی ؟ عرض کرد : نعم العون علی طاعه الله . فاطمه چه خوب یاوری برای طاعت الهی است ..


http://upload.tazkereh.ir/images/46310686314928282327.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/46310686314928282327.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۴, ۲۲:۲۱
http://upload.tazkereh.ir/images/71618871401709934577.gif





حیف از فاطمه آن نخل جوان



که خم از باد اجل شد ناگاه





حیف از آن گوهر ارزنده که بود



در جهان خیل نکویان را شاه





حیف از آن شمع فروزنده که بود



پرتو آن طرب‌افزا غم‌گاه





بود از پاکی طینت تا بود



عفتش همدم و عصمت همراه





بود ذیل وی از آلایش دور



پاک دامان وی از لوث گناه





روز و شب تا به جهان داشت مقام



بود آن رشک خور و خجلت ماه





خرم از چهره‌اش این هفت اقلیم



روشن از عارضش این نه خرگاه





چون شد آن سرو قد لاله عذار



از سموم اجلش حال تباه





سرو ازین غصه به بر جامه درید



لاله زین غم ز سرافکنده کلاه





ریخت در فرقتش آن خاک بسر



کرد در ماتمش این جامه سیاه





چون شد از دار فنا سوی بهشت



جانش از شوق ملاقات الله





رخت بربست از این غمخانه



بار بگشاد در آن عشرتگاه





کلک هاتف پی تاریخ نوشت



رفت از دار فنا فاطمه آ




( هاتف )



http://upload.tazkereh.ir/images/71618871401709934577.gif

seyed133
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۰۰:۱۷
سلام بر تو فاطميه ؛ اي فصل عزاي علي (ع)
آه فاطميه ؛ روزها و شبهايت چقدر غم انگيز و حزن آورند !
آه فاطميه ؛ در شبهايت زمزمه دلتنگي مولا در چاههاي نخلستانها را مي‌شنويم و در روزهايت خانه نشيني‌ حيدر
كرار را نظاره‌گر .
آه فاطميه ؛ هنوز جاي دستان انسيه حورا كه بر ديوارهايت نقش بسته است بر كوچه بني‌هاشم هويداست .
آه فاطميه ؛ هنوز پشت درب سوخته خانه مولا و در عزاي محسن ششماهه مظلومت ، قنداقه خونين علي اصغر
(س) و دل غمدار رباب (س) را در خاطر زنده ميكند .
آه فاطميه ؛ هياهوي صداي ضربه غلاف و تازيانه و در ناله هاي جانسوز بانوي هجده ساله‌ات و در گرفتگي روي
ماهش و در رنگ نيلي ياس زيبايش يادآور روضه‌هاي فاطمه سه ساله‌ ارباب است .
آه فاطميه ؛ هنوز در حكمت وصيت (غسلني و كفني و دفني في‌الليل) بانوي قد كمان مدينه و در سفارشات
مادرانه حضرت به زينب پنج ساله‌اش و در راز قبر مخفي مادر مات و مبهوت مانده‌ايم .
آه فاطميه ؛ در بهت شبانه‌ تشييع ياس حيدر و در زمزمه تنهاترين امام در زير تابوت اولين شهيد و شهيده ي راه
ولايت شنيدي اين نغمه را كه : اللهم عجل لوليك الفرج ...

seyed133
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۰۰:۲۱
فاطميه فصـل تجديـدغــم است
بـر لـب شيعـه ســـرود ماتـم است
فاطميه حرمت حيــدر شكست
فاطميــه پهلــوي كـوثــر شكســـت
فاطميه وقـــت آه و درد بــــود
فصــل داغ وغـربت يـك مـرد بـود
فاطميه حجله غــم بسته است
سـاقي كـوثـر به غـم بنشسته است


التماس دعا
يا زهرا

habib12
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۰۰:۲۳
ای نگار نازنین فاطمه

یادگار آخرین فاطمه


نام زهرا بهر قرآن شد نگین

نام تو نقش نگین فاطمه

دهه ی اوّل فاطمیّه بر شیعیانِ مظلومِ آن مظلومه تسلیت باد
:salavat10:

seyed133
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۰۰:۲۳
دود بود و دود بود و دود بود
گل ميان آتش نمرود بود

دست گلچين هيچ پروايي نداشت
داغ گل را بر دل بلبل گذاشت

شعله ميپيچيد بر گرد بهار
خون دل مي خورد تيغ ذوالفقار

يك طرف گلبرگ اما بي سپر
يك طرف ديوار بود و ميخ در

ميخ بود و سينه اي لبريز درد
ميخ بود غربت يك رادمرد

ميخ ياد صحبت جبريل بود
شاهد هر رخصت جبريل بود

قلب آهن را محبت نرم كرد
ميخ از چشمان زينب شرم كرد

شعله ها از داغ غربت سرخ شد
ميخ كم كم از خجالت سرخ شد

ميخ بود دست شوم سرنوشت
سينه اي ميديد لبريز بهشت

گفت با در رحم كن سويش مرو
غنچه دارد سوي پهلويش مرو

حمله طوفان سوي دود شمع كرد
هر چه قوت داشت دشمن جمع كرد

روز رنگ تيره شب را گرفت
مجتبي چشمان زينب را گرفت

پاي ليلي چشم مجنون مي گريست
ميخ بر سر مي زد و خون مي گريست

ابر با رنگ كبودي گريه كرد
جاي مردم يك يهودي گريه كرد

جوي حون نه تا به مسجد رود بود
دود بود و دود بود و دود بود

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۰۰:۳۲
http://www.ganjafzar.com/wp-content/uploads/2008/06/70fb7e4168797c1e09199a564834a7af.jpg


http://upload.tazkereh.ir/images/54179004855552724976.gifضمن تسلیت شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)http://upload.tazkereh.ir/images/54179004855552724976.gif

http://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gif



حضرت فاطمه زهرا (س) بلندنظری در مناعت طبع را از مادرش و سجایای ملكوتی را از پدر بزرگوارش به ارث برده است.
مسئله عبادت فاطمه برای همه مهم است، و باید از عبادت فاطمه (س) درس گرفت.

حجت‌الاسلام ‌متقی‌نیا خاطرنشان كرد:
حضرت فاطمه(س) عاشقانه خدا را عبادت می‌كرد و در سایه این عبادت استقامت در برابر مشكلات را نشان می‌داد.

ایستادگی این بانوی بزرگوار در برابر مشكلات به ‌خاطر نماز است، زیرا نماز است كه انسان را مقاوم می‌كند.


راز محبوبیت فاطمه زهرا (س) نزد خداوند در پر بودن ایمان در وجود این بانوی گرامی اسلام بود.


ویژگی‌های اخلاقی حضرت فاطمه زهرا (س) افزود:

عبادت، عفاف، پاكدامنی و همسرداری موجب شده كه ایشان بهترین الگوی زنان جامعه امروز باشند.




http://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۰۰:۳۳
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gif

یا فاطمة الزهرا
یا بنتمحمد
یا قرة عین الرسول
یا سیدتنا و مولاتنا انا توجهنا و استشفعنا بك الى الله
وقدمناك بین یدى حاجاتنا .
یا وجیهة عندالله اشفعى لنا عندالله






http://rawalpindi.icro.ir/files/news/496396/sh_zahra_003.jpg







فاطمه زهرا علیهاالسلام

انسانى است ملكوتى و جبروتى و لاهوتى صفات.
و اوست كه میزان تام انسانیت و الگوى كامل آدمیت است
و اوست كه ام ابیها و ام الائمه است و باید بسیار قدربدانیم .

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۰۰:۳۴
http://upload.tazkereh.ir/images/43933776071540112298.jpg




http://upload.tazkereh.ir/images/42482176620095128547.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/42482176620095128547.gif




اي بانوي پاكي ...

عشق از تو آبرو ميگيرد و راه ما از آبروي تو روشن است .

تو معناي صداقتي ورهنماي سپيده ي راستي ...

غم فقدانت هميشه در سينه ما سنگيني ميكند و مي سوزاند ...

سالروز بازگشت فرشته ي عالم شيعه حضرت فاطمه(س)

به جمع فرشتگان خالق هستي تسليت باد ... !!!


http://upload.tazkereh.ir/images/42482176620095128547.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/42482176620095128547.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۰۰:۳۵
http://img.tebyan.net/big/1383/06/206116246393325012421514497555175134173166.jpg


هجوم به خانه زهرا علیهاالسلام


هنوز از وفات رسول الله‏ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله چند لحظه‏اى بیش نگذشته بود و وجود شریف آن حضرت كفن و دفن نشده بود كه فریب خوردگان دنیا گرد هم جمع شدند و بر خلاف وصایا و سفارشات پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله به تعیین خلیفه اقدام كردند.





پس از این واقعه، براى گرفتن بیعت از حضرت على و حضرت فاطمه علیهماالسلام به طرف خانه فاطمه آمدند.


علماى متعصّب اهل سنّت كه بسیارى از حقائق را مخفى كرده‏اند، نوشته‏اند: یکی از افراد شعله‏اى از آتش در دست داشت و تهدید كرد كه اگر با ابوبكر بیعت نكنید خانه را به آتش خواهم كشید.



فاطمه علیهاالسلام فرمود: اگر چه خانه دختر رسول خدا باشد؟
او گفت: آرى.(1)



در ادامه این رویداد ابن جریر طبرى مى‏نویسد:
سبب شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام این بود كه قنفذ غلام عمر با غلاف شمشیر به ایشان ضربه‏اى وارد كرد كه در اثر آن فرزندش محسن را سقط كرد و دچار بیمارى سختى شد و بعد از آن به أحدى از كسانى كه او را اذیت نمودند اجازه نداد تا بر او داخل شوند.»(2)




http://img.tebyan.net/small/1388/12/20100302144700739_baner.jpg


پی‎نوشت‎ها:
1. الامامة والسیاسة، ابن قتیبه، مؤسسة الحلبى، ج1، ص18؛ العقد الفرید، ابن عبد ربّه، مطبعة الأزهریّة، ج3، ص63؛ تاریخ الامم والملوك، همان، ج3، ص202؛ شرح نهج‏البلاغة، ابن ابى الحدید، داراحیاء التراث العربى، ج2، ص56.

2. دلائل الامامة، ابن جریر طبرى، مؤسسة البعثة، ص134؛ بحارالأنوار، همان، ص170.

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۰۸:۲۸
http://upload.tazkereh.ir/images/79586756801477271352.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/79586756801477271352.gif)

(http://shiaupload.ir/images/62750348590848608159.jpg)



يكي از عاليترين الگوهاي قابل پيروي براي انسانها بويژه زنان ، حضرت صديقه طاهره ، فاطمه زهرا سلام اللّه عليها است. درباره زندگاني حضرت زهرا سلام اللّه عليها كتابهاي بسياري به رشته تحرير درآمده اما بررسي كاربردي و ارائه الگوهاي رفتاري آن حضرت كمتر موردتوجه قرار گرفته است. كه در اين مقاله به طور مختصر به برخي از آنها اشاره مي شود.

۱- محبت به فرزند:

دانشمندان علوم تربيتي مي گويند: كودكان در تمام دوران كودكي به محبت و اظهار علاقه نيازمندند. كودك مي خواهد پدرومادر او رادوست داشته باشند و نسبت به اواظهار علاقه كنند. كودك چندان توجهي به لباس ، خوراك و محل زندگي ندارد اما به اين موضوع توجه دارد كه آيا او را دوست دارند يا نه؟
درس محبت در خانه حضرت زهرا سلام اللّه عليها بطور كامل ارائه مي شد و آن حضرت كه خود ازسرچشمه محبت وعطوفت رسول خدا صلی الله عليه و اله و سلم سيراب شده و قلبش كانون محبت به همسرو فرزندانش بود در اين جهت نيز وظيفه مادري خود را به بهترين شكل انجام مي داد.
سلمان فارسي مي گويد: روزي حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه عليها راديدم، كه مشغول آسياب كردن غله است. فرزندش حسين عليه السلام به گريه افتاد و بي تابي مي كرد.عرض كردم : براي كمك به شما ، غله را آسياب كنم يا بچه را آرام نمايم؟ حضرت فرمود: من به آرام كردن فرزند اولي هستم. شما آسياب را بچرخانيد.2

۲- همبازي با فرزندان

يكي از نيازهاي طبيعي كودك، بازي كردن است كه براي او هم ورزش جسمي است و هم ورزش فكري ، موجب شادي روح و روان او شده و او را با نشاط بار مي آورد.
حضرت زهرا سلام اللّه عليها به اين نكات ظريف توجه داشت. نقل شده فاطمه سلام اللّه عليها فرزندش حسن عليه السلام را روي دست مي گرفت و بالا مي انداخت و حركت مي داد و مي فرمود:

اشبه أباك ياحسن واخلع عن الحق الرّسن
واعبد الهاً ذامنن ولاتوال ذا الاحسن

«اي حسن ، نظير پدرت باش و ريسمان ظلم از حق دور كن، و خداوندي را كه صاحب نعمت هاست پرستش كن و با افراد تيره دل دوست مباش.»

فاطمه سلام اللّه عليها حسين عليه السلام را نيز به بازي مي گرفت و با شادمان كردن او مي فرمود:
انت شبيه بأبي لست شبيهاً بعلي
«تو همانند پدرم هستي، و شبيه علي نيستي»

علي عليه السلام با شنيدن اين جمله مي خنديد و شاد مي شد.



http://upload.tazkereh.ir/images/00716514159670108213.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/00716514159670108213.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۰۸:۳۱
http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif



با بچه های یتیمم شام غریبون می گیرم



میخوای بری برو ولی بدون که بی تو می میرم




مادرخوب ومهربون حرفاموازچشام بخون



من التماست می کنم یه شب دیگه پیشم بمون




باباجون یواش یواش کبودیِ روشو بشور



باباجون آهسته تر زخمای پهلوشو بشور




باباجون آخری ها همه اش برات گریه میکرد



گاهی وقتا واسه تو با بچه ها گریه میکرد




حالا که غم زده از مصیبت زهرا شدی



بذار تا برات بگم فکر نکنی تنها شدی




زینبت کنیزته کنیز خونه دارته



مثل زهرا مادرش تاپای جون کنارته




تابوت مادرمرا به روی شانه می برید



ببرولی بگوبه من چرا شبانه می برید




درد و بلای مادرم قلبمو از جا می کنه



هرکی باهرچی دستشه مادر ما رو می زنه




دنبال حیدرمی دوید ازسینه اش خون می چکید



دارم ز سوز دل ندا شكر خدا حيدر نديد ...

http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif

سوگند
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۱۰:۰۳
اينها كه بسوي خانه ام تاخته اند

اينها كه مرا به گريه انداخته اند

با چادر و چوبه هاي بيت الاحزان

از بغض تو مشعل همگي ساخته اند

سوگند
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۱۰:۰۴
عاقبت از بند غم شد خسته جان فاطمه

پرگرفت از آشيان مرغ روان فاطمه

گر بسوزد عالمى از اين مصيبت نى عجب

سوخته يكسر زآتش كين آشيان فاطمه

وامصيبت بعد مرگ احمد ختمى مآب

دادن جان بود هردم آرمان فاطمه

آسمان شد نيلگون چون ديد نيلى روى او

خُرد شد از ضربت در استخوان فاطمه

محسن شش ماهه اش در راه داور شد شهيد

ريخت خون در ماتمش از ديدگان فاطمه

نيمه ی شب بهر تدفينش مهيّا شد على

عاقبت شد در دل صحرا مكان فاطمه

منع كرد از ناله طفلان را ولى ناگه ز دل

ناله ها زد همسر والانشان فاطمه

اى فلك ترسم شوى وارون كه افكندى شرر

از غم مرگش به جان كودكان فاطمه

نيست «مردانى» نشان از تربت پاكش ولى

مهدى (عج) يى آيد كند پيدا نشان فاطمه
محمد علی مردانی

مجیب
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۱۰:۳۷
در جهان تا زنده ام گويم ثناي فاطمه
دست حاجت مي برم سوي خداي فاطمه
گر براي درد بي درمان مداوا طالبي
رايگان درمان كند دارالشفاي فاطمه

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۱۱:۴۹
نوشت فاطمه، شاعر زبانش الکن شد
نوشت فاطمه هفت آسمان مزین شد
نوشت فاطمه تکلیف نور روشن شد
دلیل خلق زمین و زمان معین شد

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۱۱:۵۲
http://upload.tazkereh.ir/images/72557002551853309267.gif

حکایاتی از آئین همسرداری وادب زهرا (س):



الف - زهرا از دیدگاه علی (ع) :

پاسخ صریح وزیبای علی (ع) به پیامبر (ص) در فردای عروسی ، فاطمه را بهترین یار ومدد کاردر طاعت حق معرفی می کند . وقتی که پیامبر (ص) از او پرسید : زهرا را چگونه یافتی ؟ عرض کرد : نعم العون علی طاعه الله . فاطمه چه خوب یاوری برای طاعت الهی است ..


http://upload.tazkereh.ir/images/72557002551853309267.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۱۱:۵۴
هستيِ هستي به بود فاطمه است
مهر محراب سجود فاطمه است
قصـه را كـــوته كنــم كـــانــــدر ازل
عـلت خلقــت وجــود فــاطمــــه است

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۱۲:۱۶
http://upload.tazkereh.ir/images/16719673170993070338.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/16719673170993070338.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/16719673170993070338.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/16719673170993070338.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/16719673170993070338.gif

مسلمین روی کلامم با شماست

نسل آینده پیامم با شماست



این سخن فرموده پیغمبر است

منکر آن هر که باشد کافر است




گفت زهرا خلق من خوی من است

روح مابین دو پهلوی من است



مکتب من زنده از این دختر است

نسل من پاینده از این دختر است




جاودان ماند از او آثار من

بلکه آزارش بود آزار من




ضبط کن ای چرخ فریاد مرا

بشنوید آیندگان داد مرا




ناسپاسان،دخت احمد را زدند

فاش می گویم محمد را زدند



آنچه بیداد خزان با یاس کرد

درد آنرا باغبان احساس کرد




در پی حفظ حریم خویشتن

مرد باید پشت در آید نه زن




هیچ دانی دختر خیرالبشر

از چه جای حیدر آمد پشت در




دید مولایش علی تنها شده

خانه اش محصور دشمن ها شده




بر دفاع شوهرش فردی ندید

بین آننا مردها مردی ندید



گفت باید پیش امواج خطر

یار بهر یار خود گردد سپر



من که تنها دختر پیغمبرم

پشت این در پیش مرگ حیدرم



فاطمه تنها طرفدار علیست

در هجوم دشمنان یار علیست



آن که باشد مرد این سنگر منم

اولین قربانی حیدر منم



چشم پوشیدم ز جان خویشتن

ای مغیره هرچه میخواهی بزن
(دستت بشکنه به حق ابالفضل)



این در کاشانه این پهلوی من

این غلاف تیغ این بازوی من



من به جان زخم علی را می خرم

گو چهل نا مرد ریزد بر سرم



گر برآید شعله از کاشانه ام

یا که گردد قتلگاهم خانه ام



گر شود پرپر زجور قاتلم

غنچه نشکفته در باغ دلم



گر رود از ضرب سیلی هوش من

گوشواره بشکند بر گوش من



گر شوم با کوه آتش روبرو

یا رود مسمار در قلبم فرو



گر رسد در پشت در جان بر لبم

افتم از پا پیش چشم زینبم



گر شوم در لحظه سقط جنین

از جفای دشمنان نقش زمین



باز می گویم به آوای جلی

یا علی و یا علی و یا علی



http://upload.tazkereh.ir/images/16719673170993070338.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/16719673170993070338.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/16719673170993070338.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/16719673170993070338.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/16719673170993070338.gif

belher2
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۱۲:۲۰
ما مستحق ناريم بايد كه سوخت مارا... روز قيامت اما زهرا نمي گذارد

parvaz
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۱۳:۵۸
سيل اشكم راه بينائي گرفت بند بندم عطر زهرائي گرفت

عشق را از فاطمه آموختم چشم بر دست كبودش دوختم

دست او صدها گره وا مي كند دست او والله غوغا مي كند

دست او مشكل گشاي عالم است روي آن جاي لبان خاتم است

دست او دنياي احسان و صفاست دست او مشكل گشاي مرتضي است

حيف شد آن دست را دشمن شكست با غلاف تيغ اهريمن شكست

گويمت از قصه شهر نبي از شرار آتش و بيت علي

درد بود و آتش و افسردگي ياس بود و سيلي و پژمردگي

آه بود و ناله و بغض گلو پهلوئي بود و لگدهاي عدو

در ميان كوچه آن دنيا پرست راه را بر مادر سادات بست

گويمت سر بسته در آن كوچه ها فاطمه گم كرد راه خانه را

آه اي مجنون زبان در كام گير لب فرو بند و كمي آرام گير

parvaz
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۱۴:۰۱
حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود

خلقت از روز ازل مدیون عطریاس بود

ای که ره بستی میان کوچه ها برفاطمه

گردنت را میشکست آنجا اگر عباس بود

parvaz
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۱۴:۰۷
ناموس دردهاي علي بودي و چو اشک
پنهان نمود غيرت شير خدا ترا

دفن شبانه ي تو که با خواهش تو بود
فرياد روشني است ز چندين جفا ترا ...

يک عمر در گلوي تو بغض استخوان شکست
در سايه داشت گرچه علي چون هما ترا ...

دادند در بهاي فدک آخر- اي دريغ-
گلخانه اي به گستره ي کربلا ترا ..

parvaz
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۱۴:۰۸
غا رتگران گلبرگ گلهارا شکستند
الاله های سر خ زیبا را شکستند
با اه وحسرت یک شبی اندر مدینه
گنجینه ی عشق وتمنا را شکستند
گویا تمام وسعت...... سبز ولایت
یعنی بهار عشق مولا را شکستند
این گوهر یکدانه ی در یای عصمت
ایینه ی پاک مصفا را شکستند
حق علی را بی سببب از او گرفتند
از سوز در پهلوی زهرا را شکستند
تا در صدف از وسعت ان گنج عصمت
ان گوهر پاک مهیا را... شکستند
چشم وچراغ با نوان جمله عالم
بال وپر زیبای عنقا را شکستند
یاس کبود حضرت مولا به حسرت
در شعله ها ان لاله ی زیبا شکستند
خستند..با زوی..... زگل نازکترت را
در سینه قلب شیعه را یکجا شکستند
تنها نه قلب زهره ی زهرای اطهر
قلب تمام اهل دنیا را شکستند

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۱۴:۱۴
http://www.nasimevahy.com/images/smilies/wqvtb6gu4njz6tch5g7f.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/a55hkzmuekx5ah4jr2y.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wqvtb6gu4njz6tch5g7f.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/a55hkzmuekx5ah4jr2y.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wqvtb6gu4njz6tch5g7f.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/a55hkzmuekx5ah4jr2y.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wqvtb6gu4njz6tch5g7f.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/a55hkzmuekx5ah4jr2y.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wqvtb6gu4njz6tch5g7f.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/a55hkzmuekx5ah4jr2y.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wqvtb6gu4njz6tch5g7f.gif

شهر پيغمبر پر از بيداد شد
آسمان لبريز از فرياد شد








نخل ها بر سينه و سر مي زدند
طائران عرش پرپر مي زدند








چشم جبريل امين مبهوت بود
غرق ماتم عالم لاهوت بود








کينه توزي را عجب آموختند
قلب مادر را به طفلش دوختند








آن در و ديوار گلگون گشت ،واي
فرق حيدر(ع) غرق در خون گشت ، واي








ضرب سيلي ديده اي را تار کرد
مجتبي (ع) با زهرِ آن افطار کرد








باغلاف تيغ ،بازويي شکست
شمر،روي سينه مولا نشست








روي مه را ،جوهر نيلي زدند
دختري در کربلا سيلي زدند








درب بيت وحي را افروختند
خيمه اهل حرم را سوختند








از دل زهرا(س) برون شد بوي عود
بوي ياس و آتش و اسپند و دود








ميخ در ، پهلوي محسن را دريد
تير شد ، بر حنجر اصغر رسيد








تيغ را قنفذ به عالم تاب داد
دست عباس (ع) علي(ع) در شط فتاد








بس نيام و تيغ در رقص آمدند
بوسه بر پهــــلو و بر بازو زدند










کيست زهرا(س)؟آسماني در سجود
بوسه دستاس بر دستي کبـــــــــــود








عاديان زين سو و آن سو آمدند
بند بر دستان دست حــق زدند








دست حق (ع) در بيعت زنجيــر شد
شير حق (ع) بين دو صد خنزير شد








گنبد نيلي ، گريبـــــــــــــان چاک زد
عصمت حق(س) را عدو بر خاک زد








فاطمه (س)يعني زدن در کوچه ها
مـــــــــادري را پيش چشم بچه ها








چشم عالم لب لب از الماس شد
خاک يپرب مست بوي يــاس شد








عالمي خاموش و بي مهتاب گشت
ارغـــوان رخ ، ماه عالمتــــاب گشت








عرش حق هم زين جفا در هوش شد
ذوالفقار مرتضي(ع) بيهـــــــــوش شد








کيست زهرا(س)؟ يکَه يار مرتضي(ع

(هم زِرِه هم ذوالفقـــــــــار مرتضي(ع








آه زهرا(س) ، نعره هاي حيدر (ع)است
ني که دختر،مادر پيغمبــــــر(ص) است








روضه رضوان به زيــــــــــر پاي اوست
سينه غم چاک ، از غم هاي اوست








چشم عين الله (ع) گريان امشب است
بعد از اين ام ابيها ، زينـــب (س) است








گفت حيدر(ع) اي تمام جان من
طفل و بازويت بلاگــــــــردان من









قــامتم را اي وجودت قائـــمه
(کلَِميني کلَِميني فاطمه(س








فاطمه(س)چشمان خود را باز کرد
با نگه روي علي(ع) را ناز کرد








دست حيدر(ع) را گرفت آن نازنين
گفت اي مولا(ع) اميرالمومنين(ع)








هرچه گويي من اطاعت مي کنم
غم مخور، خود با تو بيعت مي کنم








فاطمه(س) گردد بلاگردان تو
هستي زهرا(س) فداي جان تو








گرچه مي داني تو نيت هاي من
ياعلي(ع)بشنو وصيت هاي من








غسل ده ،من را به زير پيرهن
صبر کن در بستن بند کفن








اي اميرالمومنينم ،بوتراب(ع)
جاي من شب ،پيش طفلانم بخواب








جان فدايت ، اي پناه عالمين
جان تو، جان حسن(ع) ، جان حسين(ع)








ياعلي(ع) پيش حسينم(ع) وقت خواب
جاي زهرا(س) کاسه اي بگذار آب








چادري پنهان درون خانه کن
جاي من موهاي زينب (س) شانه کن








جان زهرايت(س) ،علي(ع) جان ،جاي من
بوسه بر چشمان عباسم (ع) بزن








ياعلي(ع) شب بر سر قبرم بمان
هل اتي ! بر کوثرت ياسين بخوان








گفت و گفت و ديدگان بر هم گذاشت
هل اتي (ع) را غرق در ماتم گذاشت








چاره ساز عالمي بيچاره شد
کوثر و دخَان ،ز قران پاره شد








ياس گلگون علي (ع) چون جان سپرد
ني که زهرا(س)، بل علي (ع) افتاد و مرد








شاپرکهاييم و خاکستر شديم
واي مردم ،واي ، بي مادر شديم








جاي سيلي تا ابد بر روي ماست
تا قيامت ميخ در پهلوي ماست

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۱۴:۵۸
http://upload.tazkereh.ir/images/68240261624125059108.gif



گر غمي داري بگوبا فاطمه
چاره دردت بجو از فاطمه

گر تويي بيچاره و غم مبتلا
خانه زهرا بُوَد دارُالشّفاء

محرم راز خودت کن فاطمه
حاجت خود را بخواه ازفاطمه

فاطمه نور دو چشم احمد است
برحسين و بر حسن او مادر است

فاطمه زوج وليّ حيدر است
روز محشر تاج و نورش بر سر است

گر تو داري درد بيدرمان ، بدان
فاطمه از هر طبيبي بهتر است

تو قسم ده فاطمه را بر حسن
چون که او نور دو چشم مادر است

http://upload.tazkereh.ir/images/68240261624125059108.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۱۴:۵۹
http://upload.tazkereh.ir/images/68240261624125059108.gif




ب - ایثار وتعاون زهرا (س) :

ایثار واز خودگذشتگی یکی از مهمترین عوامل استحکام روابط میان اعضای یک مجموعه است ، نمونه ای از ایثار وگذشت در زندگی هر انسانی نشانه بزرگی روح وعلو همت اوست . در زندگی فاطمه (س) وایثار در برابر شوی بزرگش نمونه های بارزی به چشم می خورد . هنگامی که پیامبر آندو را مشغول کار دید از آنها پرسید کدامیک از شما خسته ترید ؟ هر یک از آنها دیگری را مقدم دانسته واو را خسته از مشقت کار ذکر کرد.



http://upload.tazkereh.ir/images/68240261624125059108.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۱۵:۴۴
http://upload.tazkereh.ir/images/43933776071540112298.jpg



مصحف فاطمه«س» چيست؟

سؤال: گويند حضرت فاطمه(س) كتابي به نام مصحف دارد، كه قرآن جامع همان است، و در دست امامان(ع) دست به دست مي گشته، و اكنون در نزد حضرت مهدي آل محمد(عج) است، و هنگام ظهور، آن را آشكار مي سازد، آيا اين مصحف با قرآني كه در همه جا در دسترس ماست، فرق دارد؟

پاسخ: قرآني كه اكنون در همه جا در دسترس است، تحريف و كم و زياد نشده، بلكه همان قرآني است كه با املاء پيامبر اكرم(ص) نوشته شده و تنظيم گشته است، و شخص پيامبر(ص) در نام گذاري سوره ها و تقسيم قرآن به 114 سوره، و تنظيم آن به همين صورت فعلي نظارت كامل داشته است.
ولي مصحف فاطمه زهرا(س) كتاب ديگر با محتواي ديگر است، و هيچ گونه تضادي با قرآن ندارد. توضيح اين كه، مطابق روايات، مصحف فاطمه(س) كتاب مخصوصي است با مطالبي كه آن مطالب از ناحيه فرشته مخصوص يا جبرئيل به حضرت فاطمه(س) القاء شده، و حضرت علي(ع) آن را نوشته و تدوين كرده است، در اين كتاب سخني از حلال و حرام نيست، بلكه مشتمل بر حوادث غيبي آينده و اسرار آل محمد(ص) است، و در نزد امامان(ع) دست به دست مي گشته، و اكنون در نزد حضرت مهدي(عج) است و هنگام ظهور آن را آشكار مي سازد، بنابراين نسبت فوق نارواست.

در اين راستا نظر شما را به چند روايت زير جلب مي كنيم

1 - شيخ كليني به سند خود از ابوعبيده نقل مي كند: كه يكي از اصحاب از امام صادق(ع) پرسيد:
«مصحف فاطمه(س) چيست؟»
امام صادق(ع) پس از سكوت طولاني فرمود: «فاطمه(س) 75 روز بعد از رسول خدا(ص) زنده بود، و در اين ايام از فراق پدر، بسيار غمگين بود.
جبرئيل نزد فاطمه(س) مي آمد، و او را دلداري مي داد و احوال و مقام هاي پدرش را براي او بيان مي كرد، و از حوادث آينده و غيبي در مورد ظلم هاي دشمنان به فرزندانش به او خبر مي داد، حضرت علي(ع) آن مطالب را مي نوشت، و آن (مجموعه) نوشته شده، همان مصحف
فاطمه(س) است.


http://upload.tazkereh.ir/images/00716514159670108213.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/00716514159670108213.jpg)

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۱۵:۵۰
http://upload.tazkereh.ir/images/79586756801477271352.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/79586756801477271352.gif)




http://upload.tazkereh.ir/images/42482176620095128547.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/42482176620095128547.gif



روزي يكي از شاگردان امام صادق(ع) به نام حماد بن عثمان در محضر آن حضرت بود، سخن از مصحف فاطمه(س) به ميان آمد، حماد مي گويد:

از آن حضرت شنيدم درباره مصحف فاطمه(س) چنين فرمود: «هنگامي كه رسول خدا(س) رحلت كرد، فاطمه(س) بسيار اندوهگين شد كه اندازه آن را كسي جز خدا نداند، در اين هنگام فرشته اي به حضور فاطمه(س) مي آمد، فاطمه(س) را دلداري مي داد، و با او هم سخن مي شد، فاطمه(س) حاضر شدن فرشته را احساس مي كرد، و صدايش را مي شنيد، ماجرا را به حضرت علي(ع) خبر داد،
حضرت علي(ع) به فاطمه(س) فرمود:
«وقتي كه حضور فرشته را احساس كردي و صدايش را شنيدي، به من بگو.»
آنگاه فاطمه(س) به حضرت علي(ع) خبر مي داد، حضرت علي(ع) نزد فاطمه (س) مي آمد و هرچه (از فاطمه يا از فرشته) مي شنيد، مي نوشت.
تا آن كه از آن نوشته ها مجموعه اي به نام مصحف، تدوين شد، در آن مصحف چيزي از حلال و حرام نيست، بلكه در آن از حوادث (غيبي) آينده، خبر داده شده است.»

3 - امام صادق(ع) در سخن ديگري فرمود:
«مصحف فاطمه(س) در نزد ما است، معتقد نيستم كه در آن، چيزي از قرآن باشد، آنچه را كه مردم به آن نياز دارند در اين وجود دارد، و ما به كسي احتياج نداريم، در آن مصحف، حتي مجازات يك تازيانه و نصف تازيانه و يك چهارم تازيانه و جريمه خراش هست.»

4 - امام صادق(ع) در ضمن گفتار و احتجاج در رد مخالفان فرمود:
«اگر آنها راست مي گويند، مصحف فاطمه(س) را كه وصيتش در آن است، و سلاح پيامبر(ص) نيز همراه آن است بيرون آورند.»4 يعني مصحف فاطمه(س) در نزد ما است، و وصيت حضرت زهرا(س) كه در آن مصحف ذكر شده مخالفان را تكذيب مي كند.

5 - فضيل بن سكره مي گويد:
به محضر امام صادق(ع) شرفياب شدم، به من فرمود:
آيا مي داني كه اندكي قبل چه چيزي را مطالعه مي كردم؟
گفتم: نه،
فرمود: به كتاب فاطمه (س) مي نگريستم، نام همه سلاطين كه در زمين فرمان روايي مي كنند و همچنين نام پدران آنها در آن، ذكر شده است، ولي من از نوادگان امام حسن(ع) (و زمامداري آنها) چيزي را در مصحف نديدم.»

از اين روايات فهميده مي شود، كه مصحف فاطمه(س) كتابي غير از قرآن است، و حاوي مطالبي از اخبار آينده و اسراري است كه توسط جبرئيل يا فرشته ديگر به حضرت فاطمه(س) القاء شده، و نيز مشتمل بر وصيت حضرت زهرا(س) مي باشد كه حضرت علي(ع) آن مطالب را تنظيم و تدوين نموده است، و اين مصحف در نزد امامان(ع) مي باشد.
بنابراين آنچه بعضي به شيعه نسبت داده اند كه مصحف فاطمه(س) در نزد شيعيان همان قرآن حقيقي است و امام عصر(عج) هنگام ظهور، آن را آشكار مي كند، و آن غير از اين قرآني است كه در دست رس مسلمانان مي باشد، نسبت بيهوده و ناروا است.

:پي نوشت ها
1- اصول كافي، ج1، ص241، حديث.50
2- همان، ص240، حديث.2
3- همان، حديث.3
4- همان، ص241، حديث.4
5- همان، ص242، حديث8
به نقل از: پاسدار اسلام- ش246


http://upload.tazkereh.ir/images/42482176620095128547.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/42482176620095128547.gif

نیلا.
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۱۶:۰۷
آشيان درد

آن شب كه دفن كرد علي بي صدا تورا * * *
خون گريه كرد چشم ملك در عزا تو را
در گوش چاه گوهر نجوا نمي شكست * * *
اي آشيان درد ، علي داشت تا تو را
اي مادر پدر ، غمش از دست برده بود * * *
همراه خود نداشت اگر مصطفي تورا
زين درد سوختيم كه اي زهره منير * * *
كتمان كند به خلوت شب مرتضي تو را
ناموس دردهاي علي بودي و چو اشك * * *
پنهان نمود غيرت شير خدا تو را
دفن شبانه تو كه با خواهش تو بود * * *
فرياد روشني است زچندين جفا تورا
خم كرد اي يگانه سپيدار باغ وحي * * *
اين هيجده بهار پر از ماجرا تو را
تحريف دين ، فراق پدر ، غربت علي * * *
انداخت اين سه درد مجسم ز پا تو را
نامت نهاد فاطمه كان فاطر غيور * * *
مي خواست از تمامي عالم جدا تو را
در شط اشك روح تو هر چند غوطه خورد * * *
رفع عطش نكرد فرات دعا تو را
دادند در بهاي فدك ، آخر اي دريغ * * *
گلخانه اي به گستره كربلا تو را
پهلو شكسته اي و علي با فرشتگان * * *
با گريه مي برند به دارالشفا تورا
دارالشفاي درد جهان خانه علي است * * *
زين خانه مي برند ندانم كجا تو را



« قادر طهماسبي فريد »


http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__184_.gif

نیلا.
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۱۶:۱۱
گل محمدي من



گلي كه عالم از او تازه بود پرپر شد
يگانه كوكب باغ وجود پر پر شد
شب شهادت زهرا علي به خود مي گفت :
گل محمدي من چه زود پر پر شد
خزان چه كرد كه در چشم اشكبار علي
تمام گلشن غيب و شهود پر پر شد
به باغ حسن كدام آفتاب ناب افسرد
كه در مدار افق هر چه بود پر پر شد
براي تسليت اهل باغ آمده بود
شقایق كه به صحرا كبود پر پر شد
نشان ز پاكي روح لطيف فاطمه داشت
بنفشه اي كه سحر در سجود پر پرشد
ز فيض صحبت او رنگ و بوي عزت داشت
گلي كه تشنه ميان دو رود پر پر شد


http://askquran.ir/gallery/images//499/1_Hashieh__184_.gif

parvaz
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۱۶:۳۰
»رنگ شقايق«
چون ابر نوبهار من از گريه خسته ‏ام
يا رب ببين سرشك غم دسته دسته‏ ام
از بس كه گريه كرده ‏ام و سوختم چو شمع
چون اشك خود پياپى و از هم گسسته ‏ام
ياسم كه رنگ داغ شقايق گرفته ‏ام
يعنى ميان بسترى از خون نشسته ‏ام
قدكمانى و رخ نيلى و پهلويم
دارد نشان ز عهد و وفايى كه بسته‏ ام
دستى بروى دست دگر مى ‏زند على
هر دم كند نگاه به دست شكسته ‏ام
گفتم به خود كه چهره ز حيدر كنم نهان
كن چاره ‏اى خدا به نماز نشسته ‏ام

نیلا.
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۱۶:۴۴
فاطمه سرّ خفي ، ذكر جليّ است

فاطمه روح نبي ، جان علي است

فاطمه معناي اسماء خداست

فاطمه آيينه ايزدنماست...

nasimebahar
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۲۰:۴۴
زهرا اگر نبود خدا مظهری نداشت

توحید انعکاس نمایانتری نداشت


جز در مقام عالی زهرا فنا شدن

ملک وجود فلسفه دیگری نداشت


زهرا اگر در اول خلقت ظهور داشت

دیگر خدا نیاز به پیغمبری نداشت


فرموده اند در برکات وجود او

زهرا اگر نبود علی همسری نداشت


محشر بدون مهریه ی همسر علی

سوگند می خوریم شفاعتگری نداشت


حتی بهشت با همه نهرهای خود

چنگی به دل نمی زد اگر کوثری نداشت


دیروز اگر به فاطمه سیلی نمی زدند

دنیا ادامه داشت، دگر محشری نداشت
علی اکبر لطیفیان

http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_header1.gif

سلمان فارسی
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۲۰:۵۸
چرا بال وپر ما را شكستي
گل ياس مدينه را شكستي
الهي بشكند قنفذ دو دستت
كه دست مادر ما را شكستي
لعنت الله علي قاتلي يا فاطمه الزهرا(سلام الله عليها)

ashoob
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۲۱:۱۵
حميدرضا برقعي
زیر باران دوشنبه بعد از ظهر
اتفاقی مقابلم رخ داد
وسط کوچه ناگهان دیدم
زن همسایه بر زمین افتاد
سیب ها روی خاک غلطیدند
چادرش در میان گرد و غبار
قبلا این صحنه را...نمی دانم
در من انگار می شود تکرار
آه سردی کشید، حس کردم
کوچه آتش گرفت از این آه
و سراسیمه گریه در گریه
پسر کوچکش رسید از راه
گفت: آرام باش! چیزی نیست
به گمانم فقط کمی کمرم...
دست من را بگیر، گریه نکن
مرد گریه نمی کند پسرم
چادرش را تکاند، با سختی
یا علی گفت و از زمین پا شد
پیش چشمان بی تفاوت ما
ناله هایش فقط تماشا شد
*
صبح فردا به مادرم گفتم
گوش کن! این صدای روضه ی کیست
طرف کوچه رفتم و دیدم
در و دیوار خانه ای مشکی است
*
با خودم فکر می کنم حالا
کوچه ی ما چقدر تاریک است


گریه، مادر، دوشنبه، در، کوچه
راستی! فاطمیه نزدیک است...

silver
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۲۱:۴۱
ضریح گمشده

عشق من! پاییز آمد مثل پار :: باز هم، ما باز ماندیم از بهار
احتراق لاله را دیدیم ما :: گل دمید و خون نجوشیدیم ما
باید از فقدان گل، خونجوش بود :: در فراقیاس، مشکی پوش بود
یاس بوی مهربانی می دهد :: عطر دوران جوانی می دهد

یاس ها یادآور پروانه اند :: یاس ها پیغمبران خانه اند
یاس ما را رو به پاکی می برد :: رو به عشقی اشتراکی می برد
یاس در هر جا نوید آشتی است :: یاس دامان سپید آشتی است
در شبان ما که شد خورشید؟ یاس :: بر لبان ما که می خندید؟ یاس

یاس یک شب را گل ایوان ماست ::یاس تنها یک سحر مهمان ماست
بعد روی صبح، پرپر می شود :: راهی شبهای دیگر می شود
یاس مثل عطر پاک نیتست :: یاس استنشاق معصومیتست
یاس را آیینه ها رو کرده اند :: یاس را پیغمبران بو کرده اند

یاس بوی حوض کوثر می دهد :: عطر اخلاق پیمبر می دهد
حضرت زهرا دلش از یاس بود :: دانه های اشکش از الماس بود
داغ عطر یاس زهرا زیر ماه :: می چکانید اشک حیدر را به چاه
عشق محزون علی یاس است و بس :: چشم او یک چشمه الماس است و بس

اشک می ریزد علی مانند رود :: بر تن زهرا: گل یاس کبود
گریه آری گریه چون ابر چمن :: بر کبود یاس و سرخ نسترن
گریه کن حیدر! که مقصد مشکلست :: این جدایی از محمد مشکلست
گریه کن زیرا که دخت آفتاب :: بی خبر باید بخوابد در تراب

این دل یاس است و روح یاسمین :: این امانت را امین باش ای زمین
گریه کن زیرا که کوثر خشک شد :: زمزم از این ابر ابتر خشک شد
نیمه شب دزدانه باید در مغاک :: ریخت بر روی گل خورشید، خاک
یاس خوشبوی محمد داغ دید :: صد فدک زخم از گل این باغ دید

مدفن این ناله غیر از چاه نیست :: جز تو کس از قبر او آگاه نیست
گریه بر فرق عدالت کن که فاق :: می شود از زهر شمشیر نفاق
گریه بر طشت حسن کن تا سحر :: که پر است از لخته خون جگر
گریه کن چون ابر بارانی به چاه :: بر حسین تشنه لب در قتلگاه

خاندانت را به غارت می برند :: دخترانت را اسارت می برند
گریه بر بی دستی احساس کن! :: گریه بر طفلان بی عباس کن!
باز کن حیدر! تو شط اشک را :: تا نگیرد با خجالت مشک را
گریه کن بر آن یتیمانی که شام :: با تو می خوردند در اشک مدام

گریه کن چون گریه ی ابر بهار :: گریه کن بر روی گلهای مزار
مثل نوزادن که مادر مرده اند :: مثل طفلانی که آتش خورده اند
گریه کن در زیر تابوت روان :: گریه کن بر نسترن های جوان
گریه کن زیرا که گل ها دیده اند :: یاس های مهربان کوچیده اند

گریه کن زیرا که شبنم فانی است :: هر گلی در معرض ویرانی است
ما سر خود را اسیری می بریم :: ما جوانی را به پیری می بریم
زیر گورستانی از برگ رزان :: من بهاری مرده دارم ای خزان

زخم آن گل در تن من چاک شد :: آن بهار مرده در من خاک شد
ای بهار گریه بار نا امید :: ای گل مایوس من! یاس سپید

احمد عزیزی

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۲۱:۴۴
عشق http://blogfa.com/images/smileys/24.gifمن پائيز آمد مثل پار
باز هم ما بازمانديم از بهار
بايد از فقدان گلhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif خونجوش بود
در فراق ياس http://blogfa.com/images/smileys/24.gifمشكي پوش بود
ياسhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif بوي مهرباني مي دهد
عطر دوران جواني مي دهد
ياسهاhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif يادآور پروانه اند
ياسهاhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif پيغمبران خانه اند
ياسhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif را يك شب گل ايوان ماست
ياسhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif تنها يك سحرمهمان ماست
ياسhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif را آئينه ها رو كرده اند
ياسhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif را پيغمبران بو كرده اند
ياسhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif بوي حوض كوثر مي دهد
عطر اخلاق پيمبرhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif مي دهد
حضرت زهرا http://blogfa.com/images/smileys/24.gifدلش از ياس بود
دانه هاي اشكش از الماس بود
داغ عطر ياس زهراhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif زير ماه
مي چكانيد عطرحيدرhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif را به چاه
عشق محزون عليhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif ياسhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif است و بس
چشم او يك چشمه الماس است وبس
اشك مي ريزد عليhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif مانند رود
بر تن زهراhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif گل ياسhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif كبود

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۲۱:۵۱
http://upload.tazkereh.ir/images/98399400024010405978.gif




د - تقسیم کار:

یکی از نمادهای زندگی مشترک زندگی علی (ع) وفاطمه (س) تقسیم مطلوب وظایف ناشی از زندگی مشترک بود . وقتی که پیامبر تقاضا کردند تا کارها را میان آن دو تقسیم کند ، رسول خدا (ص) کارهای خانه را به فاطمه (س) سپرد ومسئولیت خارج از منزل را به علی (ع) واگذار کرد . زهرا (س) بارها اظهار خشنودی می کرد ورضایت خود را از تقسیم ابراز می داشت .


http://upload.tazkereh.ir/images/98399400024010405978.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۲۱:۵۳
http://upload.tazkereh.ir/images/98399400024010405978.gif

خدا:

در زمانی که زمان یاد ندارد چه زمان
در مکانی که مکان یاد ندارد چه مکان

نه شبی بود ، نه روزی، نه چرخی ، نه جهان
نه پری بود، نه جبریل، نه جنت ، نه جنان

دل من در پی یک واژه ی بی خاتمه بود
اولین واژه که آمد به نظر فاطمه بود

من به عشق رخ او ساخته ام طاها(ص) را
او به من گفت بسازم علی اعلی را

به خداوندی خود فاطمه ام بی همتاست
فاطمه چون من تنها ، به دوعالم ، تنهاست

از همه آثار که از من برجاست
همه ی دار و ندارم گل روی زهراست(س)






http://upload.tazkereh.ir/images/98399400024010405978.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۲۲:۱۸
http://www.shiaupload.ir/images/51558396544863086583.jpg



http://upload.tazkereh.ir/images/42482176620095128547.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/42482176620095128547.gif


عادت به روضه کرده دلم روضه خوان کجاست

صاحب عزای فاطمه آن بی نشان کجاست

احساس می کنم کنار من نشسته است

مردی که چهار گوشه ی قلبش شکسته است

هر خیمه ای که مجلس روضه است جای اوست

مردی که ذکرهای مصیبت برای اوست

از چشمهایش خون جگرها چکیده است

اندازه ی تمام جهان داغ دیده است

با اشک او اگر دل ما شستشو شود

شاید روضه خواندن ما مثل او شود

قربان اشک روزو شبت چشم خسته ات

مولا فدای مادر پهلو شکسته ات


http://upload.tazkereh.ir/images/42482176620095128547.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/42482176620095128547.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۲۲:۲۱
http://rawalpindi.icro.ir/files/news/496396/84.jpg



http://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gif
منظومه غم


http://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gif


فاطمه، یادگار رسول خدا و تنها دختر اوست.
مدینه، عطر محمد(ص) را از او استشمام می کند و در خـَلق و خـُلق، به او می نگرد که « آینه مصطفی نما» است.
فاطمه ، موهبت بزرگ خدا به بشریت است .
کوثر همیشه جوشان و جاری ، و فیض گستر ابدی است.
اما بانویی است شکسته بال و پر، رنجدیده و محزون، غریب و بی پناه، و در داغ رحلت رسول خاتم، دل شکسته و مغموم.
مگر چند روزاز آن « ماتم بزرگ» ، از رحلت آخرین سفیر حق، از کوچ آخرین منادی ملکوت گذشته ، که باغ رسالت چنین خزان و گل عصمت این گونه پرپر شده است؟ مدینه، بوی غم و رنگ ماتم دارد.
آنان که در پی « چگونه زیستن » و یافتن « الگوی حیات» بودند، به فاطمه می نگریستند . فاطمه در طاعت ، خشیت ، عفاف ، حجاب و حیا، « میزان» بود.
چشمه سار حکمت و رحمت و عطوفت بود.
خشم و رضای او، میزان خشم و رضای رحمان بود، جلوه همه کمالات مکتب ، و مظهر همه خوبیهای انسان!
دختر رسالت بود ، همسر ولایت ، و مادر امامت.
بانوی بانوان جهان بود، « سیدة نساء العالمین ».
اما اینک... پس از وفات امین وحی،
در خلوت غمگین مولا، تنهاترین انیس لحظه های غربت اوست.
علی (ع) را یگانه محرم راز ، و مرهم دردهای جانگداز!
راستی ، داستان « رخ کبود» ، « بازوی ورم کرده » ، « میخ در» و « سینه مجروح» چیست که کتاب تاریخ را با غم ، رنگ زده است؟
کیست مفسر آن رازهای پنهان و دردهای نهان؟
گرچه رسول مدنی در مدینه، خفته درخاک است، اما چشم خدایی اش بصیر و بیناست ، و جسارت ها در همین مدینه، پیش چشمان بیدار رسول، شکل می گیرد.
این « مادر نمونه تاریخ » در کوچه های پر ازغربت مدینة النبی ، در پی دستی است که به یاری و حمایتش برخیزد و در جستجوی پایی است که برای احقاق حقش به راه افتد و زیانی که به دفاع از او در کام بچرخد!
سلام بر آن سینه زخمی، که بوسه گاه محمد (ص) بود و عطر بهشت را با خود داشت.
وقتی بلبلی به فراق گل مبتلا می شود،
چه می ماند، جز نالیدن و گریستن و فغان ؟
اینک، مدینه پیامبر، محل التقای این فراق ها و کانون فراق گل ها و بلبل هاست.
فاطمه، در فراق محمد سوخت،
و اینک، علی در فراق زهرا می گدازد.
و .... حسنین و زینبین، گل های نوشکفته این بوستان عرشی اشک می ریزند و عزادارند.
فراق فاطمه، تنها علی را داغدار نکرده است،
چشم فضیلت در این مصیبت عظمی می گرید ، آه از نهاد حق برمی خیزد و کوه غم بر دوش « امت رسول (ص) » سنگینی می کند.
و مدینه انس گرفته به این « محبوبه خدا» ؛ چگونه است؟
« یک طرف ، دل شکسته حسین و زینب و حسن
یک طرف علی ز رحلت تو سوگوار
رفتی ای قرار دل
ای که پر کشیده ای به سدره حضور و بارگاه نور
خانه تو مانده است،
با چهار کودک یتیم و یک علی در انتظار ....»
چگونه باور کردنی است، آن همه جفا بر آل مصطفی؟
و آن بی حرمتی به حریم فاطمه؟
هر روز، آن رسول بزرگ، هنگام عبور از برابر خانه فاطمه، به اهل آن خانه که طاهر و مطهر بودند، سلام می کرد و آیه تطهیر می خواند.
دست و سینه زهرا، بوسه گاه محمد (ص) بود،
« مودت ذی القربی» سفارش پیامبر و مزد رسالت بود،
چه زود، صاحبان هوس بر اسب فتنه سوار شدند و میراث نبوی را غارت کردند ، و ودیعه رسول را آزردند!
« بعد از آن همه شهید، بعد از آن همه سفارش اکید، آن همه حدیث و آیه، وعده و وعید، اینک اهل بیت ، مانده در کنار، بنگر این جفا به جای آن جفا، بنگر این ستم به جای آن صفا، چهره زمانه گشته شرمسار شیعیان راستین فاطمه، دل شکسته، داغدار و چشم های اشکبار...»
راستی ... قبر فاطمه کجاست؟
و چرا در مدینه، انسان زائر در می ماند که عقده دل در سوگ « بضعة الرسول» کجا بگشاید و اشک دیده، پای کدام نخل بریزد و نشان « بیت الاحزان» را از که بپرسد و در کجا ایستاده، بر « فاطمه» سلام دهد؟
در مدینه چه گذشت و اکنون چه می گذرد؟
یک سوی، جوشش صداقت و اطاعت و وفا وعشق به اهل بیت عصمت بود و شیدایی و شیفتگی سلمان و ابوذر و مقداد و عمار و...
سوی دیگر ، کینه های بدر و خیبر و حنین.
و اکنون نیز مگر جز این است؟
باز هم صدای پای حمله قبایل قریش،
باز هم مدینه مانده درحصار !
« تا نسوزد دل، نریزد اشک و خون از دیده ها»
این نشانه پیوند و همدلی با فاطمه و همدردی با علی و زینب است.
نام « فاطمه» ، از تاردل ها نوای غم بر می آورد.
یاد « زهرا»، واژه های محزون وغربت زده را به « غمنامه» تبدیل می کند.
و ... « ایام فاطمیه» ، مجموعه ای است از جگرهای سوزان، چشمهای گریان، عزاداران سیه پوش، عاشقان درد آشنا، شیعیان وفادار، احساس های یتیمانه و دردهای تنهایی.
مرور اوراق کتاب تاریخ، یاد آور « رنج های شیعه » و درد و داغ « آل الله » است.
خدا را شاکریم که نعمت « غم زهرا» عطایمان کرده و ما را نمک گیر سفره « محبت اهل بیت » ساخته است. از این رو، روحمان با " اولاد علی و فاطمه " همنوایی دارد و جز از " کوثر ولایت" سیراب نمی شود و جز از " شراب مودت" جام بر نمی گیرد.
خوشیم که جرعه نوش ولاییم و اسیر سلسله غم این خاندان.
محبتمان منحصر در " ذی القربی" است.
خاندانی که هم شایسته " دوست داشتن" اند، هم اشک ریختن بر رنجهایشان و سوختن در مصیبت ها و داغ هایشان.
امروز ما ، در فاطمیه ای به وسعت ایران اسلامی، سر بر شانه " مظلومیت شیعه" می گذاریم و آرام آرام می گرییم ؛ چون شمع می سوزیم و پیوسته در پی آنیم که جواب سؤال های بی پاسخ مانده خویش را بیابیم.
می خواهیم باز هم سری به مدینه بزنیم ، بر سفینه نجات " عترت" سوار شویم و از موج ها بگذریم.
" موج فتنه ها و کینه ها فرا گرفته باز هم ،
دامن مدینه و حجاز را .
" اهل بیت " در میان موج های سهمگین ، یک " سفینه " اند، ثابت و نجابت بخش و استوار، مایه امید و رشته قرار
لیکن این سفینه نجات هم شکسته است
دست و بازوی امیر عشق بسته است
چشم روزگار، مانده همچنان در انتظار
این دل شکسته، پای خسته، بی شکیب مانده بی قرار "
و ... سوگنامه " بانوی بانوان" را نهایتی نیست.
کتاب غم وغربت زهرا، تا ابدیت و تا دامنه محشر گشوده است، تا درس های ناگفته و ناشنوده این مکتب و کتاب، به گوش همگان برسد.
پایان غم فاطمه ، صبح قیامت است و عرصات داوری خدا.
سلام بر آن" منظومه غم " که بی پایان است...
جواد محدثی



http://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۰۵, ۲۲:۲۵
http://www.upload.tazkereh.ir/images/52111926230178541945.jpg


دوباره فاطمیه و دوباره نغمه های دل
دوباره مانده شعر من به پای روضه ات به گل

دوباره آه می کشم به یاد غصه ات ز دل
دوباره آسمان شده ز زخم روی تو خجل

سیاه پرچم عزا گرفته ماتم تو را
سیاه شب به خود زده سیاه پرچم تو را

ببین که ناله می زنم درون خاطرم تو را
دوباره باب میکنم به دل بساط روضه را

به روضه های دم به دم ، زبانه می کشد دلم
ز شعله های قصه ات کناره می کشد الم

رسیده اشک روضه ات ، ازل به خاکم و گلم
به جز همین نشد دگر در این میانه حاصلم

به روضه ها نشسته ام تو را بهانه می کنم
ز غم وجود شمع را چراغ خانه می کنم

خدا به روضه چون رسد به او اشاره می کنم
بدین نشان بر حرامیان چنین کنایه می کنم

تو لامروت ای لعین ، سرشک من چنین مبین
من از تبار حیدرم تو ننگری مرا چنین

اگر صلاح ما رسد به کارزار کفر و دین
به سیلی آنچنان زنم که برکنی تو از زمین

شعر از : روح الله

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۰۱:۳۴
http://upload.tazkereh.ir/images/51818330557320122546.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/51818330557320122546.gif

ذ - محبت به همسر (رعایت یکدیگر ) :

پیامبر اکرم (ص) بارها دختر وداماد گرامی اش را به محبت یکدیگر سفارش می فرمود . روزی به زهرا فرمودند : دخترم شوهر تو بهترین همسرهاست تو را از نافرمانی او بر حذر می دارم . سپس به علی (ع) فرمود : علی جان به همسرت مهربانی کن زیرا فاطمه پاره تن من است . رنج او رنج من است وشادی او خشنودی من است .

ه - رازداری زهرا (س):

روزی فاطمه (س) به حضورپدرش رسید در حالیکه آثار ضعف وگرسنگی از چهره فرخنده اش نمایان بود . رسول خدا (ص) با مشاهده این حالت دستهایش را به سوی آسمان بلند نمود وگفت : خدایا گرسنگی فرزندم را به سیری تبدیل کن ووضع او را سامان بده .

آری زهرا (س) از فقر خانه علی شکوه نمی کند وپیامبر بدون اینکه زهرا سخنی یه او بگوید از ضعف وگرسنگی او باخبر می شود . که این خود یکی از نمونه های پایبندی یه اساس واسرار خانواده است .


http://upload.tazkereh.ir/images/51818330557320122546.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/51818330557320122546.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۰۱:۳۹
http://upload.tazkereh.ir/images/51818330557320122546.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/51818330557320122546.gif

گوهــر عفاف




هفت گردون را،یگانه شمس اظهرفاطمه(س) است
کهکشان راه دین را بدر انور فاطمه(س) است

دُرّ دریای کرامت گوهر بحر عفاف
بحر هستی را فقط یکدانه گوهر فاطمه(س) است

شاخ طوبای نبوّت گوهر آویز است از او
بر گلستان ولا صد برگ احمر فاطمه(س) است

گلشن ختم رُسل را گلبن حجب حیاست
ارغوان و یاس و نسرین پیمبر فاطمه(س) است


نزد اصحاب کساء چون جان شیرین جاگرفت
رکن ایمان را گرامی شاخه و بر فاطمه(س) است

هردو عالم را به یمن مقدمش آراستند
زیب هستی جان نثار راه داور فاطمه(س) است

جان شیرین پدر امّ ابیها شد خطاب
حافظ دین خدا همراه همسر فاطمه(س) است

مهربان یار، وصی خاتم پیغمبران
غمگسار و یاور سقّای کوثر فاطمه(س) است


http://upload.tazkereh.ir/images/51818330557320122546.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/51818330557320122546.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۰۲:۲۷
http://upload.tazkereh.ir/images/86070277442870788278.gif




ياس بوي مهرباني مي دهد
عطر دوران جواني مي دهد

ياس ها يادآور پروانه اند
ياس ها پيغمبران خانه اند

ياس ما را رو به پاكي مي برد
رو به عشقي اشتراكي مي برد

ياس در هر جا نويد آشتي ست
ياس دامان سپيد آشتي ست
...
ياس يك شب را گل ايوان ماست
ياس تنها يك سحر مهمان ماست

بعد روي صبح، پرپر مي شود
راهي شبهاي ديگر مي شود

ياس مثل عطر پاك نيّـت است
ياس استنشاق معصوميّـت است

ياس را آيينه ها رو كرده اند
ياس را پيغمبران بو كرده اند

ياس بوي حوض كوثر مي دهد
عطر اخلاق پيمبر مي دهد

حضرت زهرا دلش از ياس بود
دانه هاي اشكش از الماس بود
...
احمد عزیزی


http://upload.tazkereh.ir/images/86070277442870788278.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۰۲:۲۸
http://upload.tazkereh.ir/images/86070277442870788278.gif

ز- فداکاری وصبر بر فقر :

صبح یکی از روزها که علی (ع) وفاطمه در کنار هم بودند علی (ع) برای رفع گرسنگی شدید خود از همسرش غذایی را طلب کرد . زهرا (س) گفت : خود دو روز است که چیزی نخورده ام وهر چه در خانه بود برای شما وفرزندان آورده ام .

علی (ع) فرمود : چرا مرا از این امر آگاه نساختی ، تا برای تهیه غذا اندیشه کنم . زهرا (س) پاسخ داد : از خدای خود شرم کردم که چیزی از تو بخواهم که انجام آن برای تو دشوار باشد .

ح - نگاه شفا وروح بخش :

امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند : هیچ گاه فاطمه از من نرنجید. واو نیز هرگز مرا نرنجاند . او را به هیچ کاری نرنجاند. او را به هیچ کاری مجبور نکردم . وهر گاه بصورت ورخساره اش نظاره می کردم تمام غصه های من برطرف می شد . ودردهایم را فراموش می کردم . بخدا قسم هرگز کاری نکردم که فاطمه خشمگین شود . او نیز هیچ گاه مرا خشمگین نکرد . آری فاطمه (س) برای ایجاد یک محیط آرام وبا صفا در درون خانه بود وآنچه می گفت در جهت اهداف همسر فداکار ودلاورش بود .


http://upload.tazkereh.ir/images/86070277442870788278.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۰۷:۵۰
http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif

یا فاطمه الزهرا (س)
فاطمه زیباترین واژه هاست
فاطمه ناموس شاه لافتی است
فاطمی بودن تشیع بودن است
فاطمه راه علی پیمودن است
فاطمه آلاله آلاله هاست
فاطمه سوز و گداز ناله هاست
فاطمه گنجینه ای از خاتم است
فاطمه چشم و چراغ عالم است
فاطمه روح علی جان علیست
فاطمه هم عهد و پیمان علیست
فاطمه تفسیر یاسین است و بس
باغ هستی را گل آذین است و بس
فاطمه سبزینه سبزینه هاست
فاطمه آوای وای سینه هاست
نی توان گفتن زنی مانند اوست
قلب احمد از ازل پیوند اوست
فاطمه از هر پلیدی عاری است
فاطمه فرهنگی از بیداری است
فاطمه یعنی زمین یعنی زمان
فاطمه یعنی حدیث قدسیان
فاطمه یعنی زمین یعنی زمان

http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۰۸:۰۴
http://upload.tazkereh.ir/images/52111926230178541945.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/52111926230178541945.jpg)


شوهرداري

براي زن بزرگترين موفقيت وارزش اين است كه در شئون گوناگون زندگي، خشنودي همسرش را به دست آورد و ازهرگونه عملي كه موجب ناراحتي شوهر مي گردد پرهيز نمايد. حضرت علي عليه السلام مي فرمايند: «جهاد زن، خوب شوهرداري است» زن براي اينكه بتواند در اين جهاد پيروزمند باشد بايد تمام سعي و تلاش خود را بكار گيرد تا خانه رامحل آرامش مرد قرار دهد.

شوهرداري حضرت زهراي مرضيه سلام اللّه عليها بهترين الگو براي زنان مسلمان است. رفتار حضرت زهرا سلام اللّه عليها با شوهر در عالي ترين مرحله صفا و مهرباني بود. نه تنها هرگز خاطر شوهر رانرنجاند بلكه ياوري مهربان براي او بود.
حضرت علي عليه السلام مي فرمايند: «سوگند به خدا، من زهرا سلام اللّه عليها را تا آن زمان كه خداوند او را به سوي خود برد، خشمگين نساختم و در هيچ كاري موجب ناخشنودي او نشدم. او نيز هيچ گاه مراخشمگين نكرد و عملي از او سرنزد تا باعث ناخشنودي من شود.4
و هم چنين نقل است كه امام علي عليه السلام فرمود:
«هرگاه به چهره ي او«زهرا سلام اللّه عليها » نگاه مي كردم هرگونه غم واندوه از من برطرف مي شد»۵

هماهنگي با شوهر

پس از ماجراي تلخ سقيفه، سران سقيفه براي جلب افكار عمومي مردم به فكر چاره افتادند تا به گونه اي كه از حضرت زهرا سلام اللّه عليها دلجويي نمايند كه اجازه ملاقات مي خواستند. اما فاطمه زهرا سلام اللّه عليها هرگونه پيشنهادي را رد مي نمود و موضع اعتراض و سكوت و بيزاري را ادامه مي داد.
روزي امام علي عليه السلام وارد منزل شد و فرمود: فاطمه جان خليفه و عمر در پشت درب منزل ،منتظر اجازه ورود مي باشند، تا نظر شما چه باشد. حضرت زهرا سلام اللّه عليها فرمودند: «علي جان خانه، خانه ي توست و من همسر تو مي باشم هر آنچه مي خواهي انجام ده.»۶


http://upload.tazkereh.ir/images/64185023009972900295.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/64185023009972900295.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۰۸:۰۴
http://upload.tazkereh.ir/images/33977126974335580983.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/33977126974335580983.gif)


حوصله

فاطمه سلام اللّه عليها در ياد دادن مسائل دين به ديگران از حوصله و پشتكار فراواني برخوردار بود. روزي زني نزد او آمد وگفت:

مادري پير دارم كه در مورد نماز خود اشتباهي كرد. و مرا فرستاده تا از شما مسئله اي را بپرسم.حضرت زهرا سلام اللّه عليها سؤال او را پاسخ فرمود، زن براي بار دوم وسوم مسئله اي پرسيد و پاسخ شنيد اينكار تا ده بار تكرار شد و هر بار آن بانوي بزرگوار ، سؤال وي راپاسخ فرمود.

زن از رفت و آمدهاي پي در پي شرمگين شد و گفت: ديگر شما را به زحمت نمي اندازم.

فاطمه سلام اللّه عليها فرمود: باز هم بيا و سوالهايت را بپرس ، تو هر قدر سؤال كني من ناراحت نمي شوم. زيرا از پدرم رسول خدا صلی الله عليه و اله و سلم شنيدم كه فرمود: روز قيامت علماي پيرو ما محشور مي شوند و به آنها به اندازه دانش شان خلعت هاي گرانبها عطا مي گردد واندازه پاداش به نسبت ميزان تلاش است كه براي ارشاد و هدايت بندگان خدا نموده اند.7

فاطمه سلام اللّه عليها و علي عليه السلام

فاطمه كسي است كه با نه سال زيستن همگام با علي عليه السلام ، درگام گام علي عليه السلام و لحظه لحظه علي عليه السلام ، و تنفس علي عليه السلام و سرنوشت علي عليه السلام تاثيري جاودانه و ملموس مي كند.

فاطمه سلام اللّه عليها كسي است كه تبسم را برلبان علي عليه السلام نقش مي بندد.
فاطمه سلام اللّه عليها التيام بخش جگرف دندان خورده علي عليه السلام است.
فاطمه عصاره مظلوميت علي عليه السلام است.






http://upload.tazkereh.ir/images/65887045067538079120.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/65887045067538079120.jpg)

محب زهرا
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۰۹:۰۸
http://i10.glitter-graphics.org/pub/1269/1269500lteboezixl.gif (http://i10.glitter-graphics.org/pub/1269/1269500lteboezixl.gif)




روز نخست چون گل اين بوستان شکفت



http://i10.glitter-graphics.org/pub/1269/1269500lteboezixl.gif (http://i10.glitter-graphics.org/pub/1269/1269500lteboezixl.gif)


عِطر عفيف عشق فرو ريخت بر تنش



http://i10.glitter-graphics.org/pub/1269/1269500lteboezixl.gif (http://i10.glitter-graphics.org/pub/1269/1269500lteboezixl.gif)



هم باشدش بهار رسالت در آستين



http://i10.glitter-graphics.org/pub/1269/1269500lteboezixl.gif (http://i10.glitter-graphics.org/pub/1269/1269500lteboezixl.gif)


هم مي چکد گلاب ولايت ز دامنش



http://i10.glitter-graphics.org/pub/1269/1269500lteboezixl.gif (http://i10.glitter-graphics.org/pub/1269/1269500lteboezixl.gif)



مردآفرين زني که خليلانه مي شکست



http://i10.glitter-graphics.org/pub/1269/1269500lteboezixl.gif (http://i10.glitter-graphics.org/pub/1269/1269500lteboezixl.gif)


بتخانه خلاف خلافت ز شيونش



http://i10.glitter-graphics.org/pub/1269/1269500lteboezixl.gif (http://i10.glitter-graphics.org/pub/1269/1269500lteboezixl.gif)



از سدره نيز در شب معراج مي گذشت






http://i10.glitter-graphics.org/pub/1269/1269500lteboezixl.gif (http://i10.glitter-graphics.org/pub/1269/1269500lteboezixl.gif)


حرمت اگر نبود عنانگير توسنش






http://i10.glitter-graphics.org/pub/1269/1269500lteboezixl.gif (http://i10.glitter-graphics.org/pub/1269/1269500lteboezixl.gif)

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۰۹:۱۵
http://upload.tazkereh.ir/images/82710218075475598439.gif
:Gol:فاطمه اکتفا به نامش نکنید:Gol:
:Gol:نشناخته توصیف کمالش نکنید:Gol:



http://upload.tazkereh.ir/images/82710218075475598439.gif


http://gio.ir/include/html/uploaddir/1180879923Fatemeh01.jpg
http://upload.tazkereh.ir/images/82710218075475598439.gif



روز محشر كار ما با فاطمه است

نقش پيشاني ما يا فاطمه است


از كرامت بر جبين ما همه
نقش كن هذا محب فاطمه

http://upload.tazkereh.ir/images/82710218075475598439.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۰۹:۱۹
یافاطمه
ای مضمون آب وآینه ،
ای نجابت سبز،
ای رایحه صبح ،
خورشید رو به تو نماز می گذارد
ومهتاب بر بوریای ساده تو به تمنا می نشیند.
ای بلندای قامت سپیده !
ای مفهوم سبز ولایت !
ای زهره !
ای زهرا!
ای صداقت محمد
ای زبان علی
ای اسطوره مهر

سلام بر صورت نیلی
سلام بر پهلوی شکسته
وسلام بر خسوف غمگینانه تو !

http://www.kawsaryazd.com/images/website/home.JPG


فاطمه کیست؟


همسر علی(ع)،
شبیه نبی(ع)،
ریحانه بهشتی،
مائده آسمانی،
سیده نساء العالمین قوه الرسول بضعه النبی و پاره تن پیامبر(ص) و الگوی
زنان عالم و در یک جمله باید گفت که فاطمه برای پیروانی واقعی فاطمه است
زیرا که پیامبر اسلام(ص) فرمودند:
«انی سمیت انبتی فاطمه لان الله عزوجل فطمها و فطم من اجها من النار.
من دخترم را فاطمه(س) گذاشتم، زیرا خدای عزوجل فاطمه و هرکس که او را دوست داشته باشد از آتش دوزخ دور نگه داشته است»
(عیون اخبارالرضا(ع) ج 2، ص 46.)

محب زهرا
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۰۹:۲۲
بسم الله الرحمن الرحیم




زیارت نامه





حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها




يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ

صَابِرَةً وَ زَعَمْنَا أَنَّا لَكِ أَوْلِيَاءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صَابِرُونَ لِكُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ

أَبُوكِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ


وَ أَتَى (أَتَانَا) بِهِ وَصِيُّهُ‏ فَإِنَّا نَسْأَلُكِ إِنْ كُنَّا صَدَّقْنَاكِ إِلاَّ أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِيقِنَا

لَهُمَا لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوِلاَيَتِكِ‏

اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ نَبِيِّ اللَّهِ‏ السَّلاَمُ عَلَيْكِ

يَا بِنْتَ حَبِيبِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ خَلِيلِ اللَّهِ‏

السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ صَفِيِّ اللَّهِ



السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ أَمِينِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ خَيْرِ خَلْقِ اللَّهِ‏ السَّلاَمُ

عَلَيْكِ يَا بِنْتَ أَفْضَلِ أَنْبِيَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ مَلاَئِكَتِهِ‏

السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ خَيْرِ الْبَرِيَّةِ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَ

الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ‏ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا زَوْجَةَ وَلِيِّ اللَّهِ

وَ خَيْرِ الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ‏

السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ




السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الصِّدِّيقَةُ الشَّهِيدَةُ

السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الرَّضِيَّةُ الْمَرْضِيَّةُ السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْفَاضِلَةُ الزَّكِيَّةُ





السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِيَّةُ

السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا التَّقِيَّةُ النَّقِيَّةُ السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمُحَدَّثَةُ الْعَلِيمَةُ

السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْمَغْصُوبَةُ

السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَقْهُورَةُ

السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا فَاطِمَةُ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ

صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكِ وَ عَلَى رُوحِكِ وَ بَدَنِكِ‏

أَشْهَدُ أَنَّكِ مَضَيْتِ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكِ وَ أَنَّ مَنْ سَرَّكِ فَقَدْ سَرَّ رَسُولَ اللَّهِ

صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‏

وَ مَنْ جَفَاكِ فَقَدْ جَفَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‏

وَ مَنْ آذَاكِ فَقَدْ آذَى رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‏

وَ مَنْ وَصَلَكِ فَقَدْ وَصَلَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‏

وَ مَنْ قَطَعَكِ فَقَدْ قَطَعَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‏

لِأَنَّكِ بَضْعَةٌ مِنْهُ وَ رُوحُهُ الَّذِي بَيْنَ جَنْبَيْهِ كَمَا قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‏

أُشْهِدُ اللَّهَ وَ رُسُلَهُ وَ مَلاَئِكَتَهُ أَنِّي رَاضٍ عَمَّنْ رَضِيتِ عَنْهُ سَاخِطٌ عَلَى مَنْ

سَخِطْتِ عَلَيْهِ‏

مُتَبَرِّئٌ مِمَّنْ تَبَرَّأْتِ مِنْهُ مُوَالٍ لِمَنْ وَالَيْتِ مُعَادٍ لِمَنْ عَادَيْتِ‏ مُبْغِضٌ لِمَنْ

أَبْغَضْتِ مُحِبٌّ لِمَنْ أَحْبَبْتِ وَ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً وَ حَسِيباً وَ جَازِياً وَ مُثِيباً

محب زهرا
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۰۹:۲۳
زیارت حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها



اى آن كه خدايى كه تو را خلق كرد پيش از خلقت بيازمود و در آن آزمايش بر هر گونه بلا و مصيبت تو را شكيبا و بردبار گردانيد

و ما چنين پنداريم كه دوستان شما هستيم و مقام بزرگى شما را تصديق مى‏كنيم و بر هر دستور و تعليمات الهى كه پدر شما و وصيّش كه درود حق بر او

و آلش باد براى ما آورد صبور و مطيع خواهيم بود

پس ما درخواست مى‏كنيم هرگاه كه مصدق و مؤمن به شما هستيم كه ما را بواسطه اين تصديق به رسول و وصيش خدا به شما ملحق فرمايد

تا به ما مژده رسد كه بواسطه دوستى شما ما را از گناهان پاك سازد

سلام بر تو اى دختر رسول خدا سلام بر تو اى دختر پيغمبر خدا

سلام بر تو اى دختر حبيب خدا سلام بر تو اى دختر دوست خاص خدا

سلام بر تو اى دختر بنده خالص خدا سلام بر تو اى دختر امين خدا سلام بر تو اى دختر بهترين خلق خدا

سلام بر تو اى دختر بهترين پيغمبران و رسولان و فرشتگان خدا

سلام بر تو اى دختر بهترين خلق سلام بر تو اى سيده زنان عالم از اولين و آخرين

سلام بر تو اى زوجه ولى خدا (امير المؤمنين) و بهترين تمام خلق بعد از رسول خدا

سلام بر تو اى مادر حسن و حسين دو سيد جوانان اهل بهشت


سلام بر تو اى صديقه طاهره كه به راه دين شهيد گرديدى

سلام بر تو اى آنكه خدا از تو خوشنود و تو از خدا خوشنودى

سلام بر تو اى صاحب فضيلت‏و پاكيزه صفات سلام بر تو اى انسيه حوراء

سلام بر تو اى ذات متقى پاك گوهر سلام بر تو اى آنكه به الهام خدا دانا بودى

سلام بر تو اى مظلوم (و داراى عصمت) كه حق تو را غصب كردند

سلام بر تو اى ستم كشيده و مقهور دشمنان دين

سلام بر تو اى فاطمه دختر رسول خدا و رحمت و بركات حق بر تو باد

درود خدا بر تو و بر جسم و جان تو باد


گواهى مى‏دهم كه چون تو از جهان رفتى با مقام يقين و دليل روشن از جانب پروردگار بودى و هر كه تو را مسرور و شاد ساخته

رسول خدا كه درود خدا بر او و آلش باد را شاد ساخته

و هر كه در حق تو جفا و ظلم كرد به رسول خدا كه درود خدا بر او و آلش باد ظلم و جفا كرده

و هر كه تو را آزرده كرد رسول خدا كه درود خدا بر او و آلش باد را آزرده است

و هر كه به تو پيوست به رسول خدا كه درود خدا بر او و آلش باد پيوسته

و هر كه از تو بريده از رسول خدا كه درود خدا بر او و آلش باد بريده است

زيرا تو پاره تن پيغمبر و روح مقدس آن بزرگوارى

خدا را گواه مى‏گيرم و رسول او و فرشتگان را كه من از آن كس راضيم كه شما از او راضى هستيد و خشمگينم از هر كه شما از او خشمگين هستيد

بيزارم از آنكه شما از او بيزاريد دوستم با آن كه شما با او دوستيد و دشمنم با هر كه شما با او دشمنيد

ناراضيم از هر كه شما از او ناراضى هستيد و محبوب من است هر كه محبوب شماست و بر صدق گواهى من خدا كافى است

كه گواه و محاسب و جزا دهنده و ثواب بخشنده است.

خدا را گواه مى‏گيرم و پيغمبران و فرشتگان را خدا را گواه مى‏گيرم و فرشتگان را كه من دوستم با دوستان شما

و دشمنم با دشمنان شما و با هر كه محاربه كند با شما محاربم

من اى مولاى من به مقام عصمت و عظمت تو و پدر بزرگوارت و شوهر و فرزندانت كه پيشوايان دين منند يقين دارم

و به ولايت و امامت شما ايمان دارم و ملتزم اطاعت شما هستم

گواهى مى‏دهم كه دين همان است كه آنها راست و حكم خدا همان حكم است كه آنها كنند و آنها حكم خدا را البته به خلق رسانيدند

و امت را به راه خدا به طريق حكمت و برهان و پند و اندرز نيكو دعوت كردند و از ملامت لائمان نينديشيدند

و درود بر تو و بر پدر بزرگوار و شوهر و ذريه و فرزندانت كه امامان پاك گوهرند اى پروردگار درود فرست بر محمد (ص) و اهل بيتش

و درود فرست بر بتول طاهره و صديقه معصومه باتقواى پاكيزه روح

كه از خدا راضى است و خدا از او راضى است پاك گوهر با رشد و هدايت و مظلوم و مقهور امت كه حقش را غصب

و ارثش را منع كردند و استخوان پهلويش را شكستند و به شوهرش ستم نمودند و فرزندش را شهيد كردند

اى خدا فاطمه دخت رسول توست و پاره تن و باطن قلب و جگر گوشه پيغمبر توست

تحيت و درود از توبر او باد و او تحفه گرانبهاى توست كه خاصه به وصى رسولت اعطا فرمودى و حبيب حضرت مصطفى و قرين حضرت مرتضى

و بزرگ زنان عالم و بشارت دهنده اولياء و ملازم ورع و زهد

و سيب باغ فردوس و بهشت خلد تو مولدش را به شرف زنان بهشتى شرافت دادى

و انوار ائمه طاهرين را از نسل پاك او مقرر داشتى و در برابرش پرده نبوت را بياويختى

پروردگارا درود فرست بر او درودى كه مقامش نزد تو بيفزايد و نزد تو شرافت يابد و از مقام رضا و خشنوديت منزلت گيرد از ما تحيت و سلام به روح پاك آن بزرگوار برسان

و بواسطه دوستى و محبت او ما را فضل و احسان و رحمت و مغفرت كرامت فرما كه تو اى خدا داراى مقام عفو با لطف و كرامتى



السلام علیک یا حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ارواحنا فداه



اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم واحشرنا معهم و لعن اعدائهم اجمعین

محب زهرا
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۰۹:۲۵
ـ حضرت زهرا در سوگ مادر

چون ایام سخت و طاقت فرسای محاصره‌ی اقتصادی و سیاسی شعب پایان یافت رنجها و غصه‌های وارده بر پیکر مطهر خدیجه کبری امکان زندگی را از او سلب کرد و بانوی خردسالش را در میان انبوهی از غم بی مادری تنها گذاشت،‌این اندوه از یک سوی و از دست دادن بزرگ پرچمدار حمایت از رسول خدا(ص) حضرت ابوالائمه ابوطالب (علیه‌السلام) از سوی دیگر به حدی بر رسول خدا (ص) و جامعه‌ی نوپای اسلام سخت و سنگین بود که آن سال را «عام حزن» نامیدند.
آن بانوی یگانه در فقدان مادر فوق‌العاده بی تاب بود و لحظه‌ای از گریه و ناله نمی‌ایستاد. ماجرا را از زبان جگر گوشه‌اش حضرت صادق(علیه‌السلام) می‌شنویم: «هنگامی که حضرت خدیجه دار فانی را وداع گفت دخترش حضرت فاطمه به سراغ رسول خدا (ص) آمده و با تمام غم و غصه به دور او می‌چرخید و می‌پرسید: ای رسول خدا مادرم کجاست؟ در حالی که پیامبر الهی جواب نمی‌داد، فاطمه علیها‌السلام مرتب به دور آن حضرت می‌گردید و سؤال می‌کرد: مادرم کو؟ رسول خدا متحیر بود که چگونه پاسخ فاطمه را بدهد و خبر وفات حضرت خدیجه را برای دخترش بازگو کند.
در این هنگام جبرئیل نازل شد و عرض کرد:‌یا محمد! خداوند می‌فرماید: به فاطمه سلام مرا برسان و بگو:‌ مادرت در یک ساختمان زیبا در بهشت که بنای اصلی آن از مروارید و ستونهایش از یاقوت سرخ است در میان آسیه و مریم جای دارد.
فاطمه (علیها‌السلام) چون این پیام الهی را شنید گفت: خداوند خود سلام است و سلام از سوی اوست و سلام به سوی او باز می‌گردد.

محب زهرا
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۰۹:۲۵
حضرت فاطمه علیها‌السلام, هجرت و جلای وطن

هجرت از دیار و عشیره برای ترویج دین الهی سیره و سنت سفیران الهی است. لذا رسول خدا (ص) به دستور خداوند عزوجل همانند حضرت ابراهیم و موسی (علیهما‌السلام) مأمور به ترک وطن (مکه) و هجرت به سوی مدینه شد. در پی این پیام الهی رسول خدا(ص) در تاریکی شب مخفیانه و بدور از چشم دشمنان شهر مکه را به قصد مدینه ترک فرمودند. و حضرت علی (علیه‌السلام) آن شب به دستور رسول خدا(ص) دست از جان برشست و جان به رضای خدا فروخت و بر بستر پیامبر آرمید تا رسول خدا (ص) از شر مشرکین مکه جان به سلامت برد.
فردای آن روز امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) طبق مأموریتی که از سوی رسول خدا داشت امانت‌های مردم را ـ که در نزد رسول خدا به امانت گذاشته بودند ـ به صاحبانش برگرداند و مهیای هجرت به سوی یثرب شد و به همراه حضرت فاطمه دخت گرامی رسول خدا (ص) و مادرش فاطمه بنت اسد، و فاطمه بنت زبیر بن عبدالمطلب و فاطمه بنت حمزه و ایمن و ابو واقد لیثی در روز روشن و مقابل دیدگان قریش از شهر مکه خارج شدند.
قریش هشت نفر از شجاعان و تک سواران خود را در تعقیب امام فرستادند، و در بین راه با حضرت ،‌رودررو شدند. امام (علیه‌السلام) رئیس و بزرگ آنان را همچون دیگر سران کفر و ضلالت به کام مرگ سپردند و بقیه از رعب و وحشت فرار را بر قرار ترجیح دادند. امام علی (علیه‌السلام) و همراهانش به مسیر ادامه دادند و در قبا به حضرت رسول خدا(ص) که منتظر آنان بودند ملحق شدند.

محب زهرا
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۰۹:۲۶
مهریه حضرت زهرا(س)

گرچه مهریه ظاهری حضرت زهرا (س) را که نبی گرامی اسلام معین نمود, مورخین پانصد درهم نوشته‌اند. ولی از آنجا که قبلاً هم ذکر شد ازدواج حضرت امیر و حضرت زهرا (علیها‌السلام) قبل از اینکه در عالم ظاهر منعقد شود و در عالم عرش ربوبی این دو زوج به عقد هم درآمده بودند و خدا خود ولی این عروس و داماد بود،‌پیداست که مهر واقعی و معنوی حضرت زهرا هم به دست خداست و او خود عهده دار پرداخت این مهر می‌باشد. چرا که علی (علیه‌السلام) آن یگانه مرد روزگار و جان باخته‌ی احمد مختار جان خویش را در راه خدا و ‌دین و رسول خدا در معرض معامله با خدا قرار داد و در این سودا،‌مرضات و رضوان الهی را که سنگین بهاترین کالاست خریدار شد، پس بر خداوند متعال است که تمام امورات حضرت علی (علیه‌السلام) را عهده دار و ضامن باشد.
در خصوص مهر آسمانی حضرت زهرا (س) روایات متعددی وارد شده است در برخی از آنها مهریه حضرت کل دنیا و در برخی نصف و در برخی یک پنجم دنیا ... ذکر شده است که به استناد این روایات منکرین ولایت حضرت امیرمؤمنان و ائمه هدی تصرف و حتی راه رفتنشان بر روی کره‌ی خاکی غصب و معصیت می‌باشد.
در احادیثی هم مهریه حضرت شفاعت گناهکاران امت رسول الله (صلی الله علیه و آله) بیان شده است.

سوگند
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۰۹:۳۲
دیدی زده بالای دری پرچم زهرا
بی اذن مشو وارد بزم غم زهرا
ایام، تعلق به گل یاس گرفته
افراشته بنگر همه جا پرچم زهرا
بر سینه ی زخمی و شکسته پی تسکین
جز اشک محبان نبود مرهم زهرا
پیدا نکند لولو و مرجان بهشتی
هرکس نشود غرق مگر در یم زهرا
خواهی عرق شرم نریزی به قیامت
درنوکری اینجا مگذاری کم زهرا
کافی است به سنی و مسیحی چو یهودی
از چادر خاکی بخورد یک دم زهرا
ای رشته ای از چادر بی بی مددی کن
گردیم چو سلمان شما محرم زهرا
بردار زبانم ببرید و بنویسید
تو میثم تماری و من میثم زهرا
محسن افشار

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۱۲:۰۱
http://upload.tazkereh.ir/images/76169292285061101040.gif

ط- تقویت روانی شوهر مجاهد :

هنگامی که علی (ع) از جبهه باز می گردد. فاطمه (س) به استقبال اومی رود وبا رویی گشاده ولبخند حاکی از رضایت وافتخار به او مینگرد ، لباس وشمشیر خون آلود او را می شوید واز حوادث میدان جنگ می پرسد . وبدین وسیله نقش خود را در جهاد سرنوشت ساز اسلام ودر تقویت روانی شوی مجاهدش ایفا می کند .

ی - تسلیم اختیارات شوهر :

خلیفه اول ودوم چندین بار تقاضای ملاقات حضرت فاطمه (س) کرده بودند وفاطمه نپذیرفته بودند . علی (ع) در آخرین روزهای واپسین عمر زهرا (س) نزد او آمد وتقاضای آنان را برای ملاقات با فاطمه بازگو کرد واز او اجازه خواست . زهرا (س) چنین گفت : خانه از آن شما ودر اختیار شمایم آنچه خود صلاح می دانی عمل کن

ک - محبت به همسر :

روزی پیامبر از فاطمه سلام الله پرسید شوهرت با تو چگونه است ؟ فاطمه (س) عرض کرد: خوب است اما زنان قریش مرا با ازدواج با کسی که دستش از مال دنیا خالی است سرزنش می کنند . پیامبر فرمود : دخترم شوهر تو بهترین همسرهاست . به او محبت کن ! تو را از نافرمانی او برحذر می دارم .


http://upload.tazkereh.ir/images/76169292285061101040.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۱۲:۰۳
http://upload.tazkereh.ir/images/76169292285061101040.gif





مزار مخفي يا آخرين جهاد




فاطمه اي يادگار مصطفي



فاطمه اي داغدار مصطفي





فاطمه اي همسر جان رسول(1)



شد علی تك كفو زهراي بتول





نسل پيغمبر كجا ابتر شده؟



كوثرش داده خدا، مادر شده





فاطمه تنهاترين حامي عشق



قهرمان خاكي و نامي عشق





زان وصیت نامه تو بر علی(ع)



تا ابد زین درد می سوزم ولی





کار تو تنها برای سـوز نیست



غربت تو قصه ی امروز نیست





از همان روزی که احمد پر گشود



از همان روزی که رویت شد کبود





از همان وقتی غدیر بی یار شد



ثـقل اکبر ، ثـقل اصغر خوار شد





غـربت تو فاطمه (س) آغاز شد



در به روی فتنه هاشان باز شد





مـکـر آمـد بـا نفـاق پیـوسته شد



دست های شاه دینم بسته شد





بغض کردی خشم کردی تا ابد



لیک دانستی که تحریفت کنند





پس سندهای قوی را ساختی



بـا جهادت ریشه شان انداختی





یک سند از محکمی همچون فدک



نه به تَـفَـل (۲) محو گردد نه کتـک





قبر مخفی تو یعنی یک سنـد



حق شناسان پیش آن زانو زنند





قبر مخفی تو یعنی یک جهاد



بـر تمام قلب های خفته، داد





قـبـــر مـخـفـی تو یـعـنـی کـه غضـب



ای که از خشمت غضب کرده ست رب





قبر مخفی تو ما را مشعلی ست



که همی گوید ولایت با علی (ع) ست






اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطمةَ و اَبیها و بَعلِِها وَ بَنیها وَ السِّرِّ المُستَودَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلمُک




http://upload.tazkereh.ir/images/76169292285061101040.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۱۲:۵۰
http://upload.tazkereh.ir/images/96303854113744172292.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/96303854113744172292.jpg)





http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif




بهترین بانو



حضرت فاطمه علیهاالسلام ، ویژگی های زیادی داشتند.
در بین این امتیازها که از سوی خداوند به ایشان داده شده است، یک ویژگی از همه جالب تر و مهم تر است و آن «بهترین بانو» بودن ایشان است؛

یعنی ایشان بهترین خانم از میان تمام خانم هایی است که تا کنون متولد شده اند و نیز تمام آن هایی که در آینده متولد می شوند.

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله با اعلام این مقام الهی، ایشان را به همه مسلمانان معرفی کردند و فرمودند:


http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/11153520993171432399.gif«فاطمه علیهاالسلام ، سرور زنان دنیاست».http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/82267837111751960989.gif

http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۱۲:۵۱
http://www.ganjafzar.com/wp-content/uploads/2008/06/70fb7e4168797c1e09199a564834a7af.jpg


سیماى حضرت فاطمه علیهاالسلام




در روز قیامت


چهره مقدس و ملكـوتى فاطمه زهرا علیهاالسلام در تاریخ اسلام آنقدر تابناك و روشـن است كه چنـدان به تحقیق و بـررسـى نیاز نـدارد، اما با تـوجه به ایام شهادت آن بزرگوار شایسته است اندكى درباره فضایل حضـرتـش گفتگـو كنیـم. بـر ایـن اسـاس، به سـراغ روایات نـورانـى معصـومان علیهم السلام مـىرویـم تا بـا مقام و جایگاه آن حضـرت در قیامت آشنا شویم.

كیفیت برانگیخته شدن
برانگیخته شـدن و رستاخیز از لحظات بسیار سخت و وحشتناك آینـده بشر است، زمانى كه معصـومین علیهم‌السلام همـواره بدان مىاندیشند و گاه از خوف آن بیهوش مىشدند. فاطمه صلوات الله علیها نیز چنیـن بود و بیشتر به آن زمان مـىاندیشید.

فكر زنده شدن، عریان بـودن انسان‌ها در قیامت، عرضه شـدن به محضـر عدل الهى و... او را در انـدوه فـرو مـىبـرد. امیـرمـومنـان علـى علیه السلام مـىفـرمـایند:

"روزى پیامبر خـدا صلی الله علیه و آله بـر فاطمه علیهاالسلام وارد شـد و او را انـدوهناك یـافت. فـرمـود: دختـرم! چـرا انـدوهگینى؟

فاطمه علیهاالسلام پاسخ داد: پدر جان! یاد قیامت و برهنه محشـور شدن مردم در آن روز، رنجم مىدهد.

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمـود: آرى دخترم! آن روز، روز بزرگـى است. اما جبرئیل از سوى خداوند برایم خبر آورد مـن اولین كسى هستم كه برانگیخته مىشـوم. سپس ابراهیـم و آنگاه همسرت على بـن ابىطالب. پـس از آن، خـداونـد جبـرئیل را همـراه هفتاد هزار فـرشته به سـوى تـو مىفرستد. وى هفت گنبد از نـور بر فراز آرامگاهت برقرار مىسازد.

آنگـاه اسـرافیل لبـاس‌هاى بهشتـى بـرایت مـىآورد و تـو آنها را مـىپـوشـى. فـرشته دیگرى به نام زوقائیل مركبـى از نـور بـرایت مىآورد كه مهارش از مروارید درخشان و جهازش از طلاست. تـو بر آن مركب سـوار مىشـوى و زوقائیل آن را هدایت مـىكنـد. در ایـن حال هفتاد هزار فرشته با پرچم‌هاى تسبیح پیشاپیـش تـو راه مىروند.

اندكـى كه رفتـى، هفتاد هزار حـورالعیـن در حالى كه شادمانند و دیدارت را به یكـدیگر بشارت مىدهند، به استقبالت مـىشتابند. به دست هر یك از حـوریان منقلـى از نـور است كه بـوى عود از آن بـرمىخیزد... آنها در طرف راستت قرار گرفته، همراهت حركت مـىكنند.

هنگامـى كه به همان انـدازه از آرامگاهت دور شـدى، مریـم دختـر عمران همراه هفتاد هزار حـورالعیـن به استقبالت مـىآید و بر تـو سلام مىگـوید.
آنها سمت چپت قرار مىگیرند و همراهت حركت مىكنند. آنگـاه مادرت خـدیجه، اولیـن زنـى كه به خـدا و رسـول او ایمان آورد، همراه هفتاد هزار فرشته كه پرچم‌هاى تكبیر در دست دارنـد، به استقبالت مىآیند.
وقتـى به جمع انسان‌ها نزدیك شدى، حـواء با هفتاد هزار حـورالعیـن به همراه آسیه دختر مزاحـم نزدت مىآید و با تـو رهسپار مـىشـود.





http://upload.tazkereh.ir/images/00716514159670108213.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۱۲:۵۲
http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif




حضـور فاطمه در میان مردم
فاطمه جان، هنگامى كه به وسط جمعیت حاضـر در قیامت مـىرسى، كسـى از زیر عرش پـروردگار به گـونه‌اى كه تمام مردم صدایش را بشنوند، فریاد مـىزنـد: چشم‌ها را فـرو پوشانید و نظرها را پایین افكنید تا صـدیقه فـاطمه، دخت پیـامبـر صلی الله و علیه و آله و همـراهـانـش عبـور كننـد.

پـس در آن هنگـام هیچ كـس جز ابـراهیـم خلیل الـرحمان و علـى بـن ابـى طـالب علیهماالسلام و... به تـو نگـاه نمـىكنند.

جابربـن عبدالله انصارى نیز در حدیثى از پیامبر خدا صلى الله و علیه و آله این حضور را چنین توصیف مىكند:

روز قیامت دختـرم فاطمه بـر مركبـى از مـركب‌هاى بهشت وارد عرصه محشر مـىشـود. مهار آن مركب از مرواریـد درخشان، چهار پایـش از زمرد سبز، دنباله‌اش از مشك بهشتى و چشمانـش از یاقوت سرخ است و بر آن گنبدى از نور قرار دارد كه بیرون آن از درونـش و درون آن از بیرونـش نمایان است.
فضاى داخل آن گنبـد انـوار عفـو الهى و خارج آن پرتـو رحمت خـدایـى است. بر فرازش تاجـى از نـور دیـده مـىشـود كه هفتاد پایه از در و یاقـوت دارد كه هماننـد ستارگان درخشان نور مىافشانند.

در هر یك از دو سمت راست و چپ آن مركب هفتاد هزار فرشته به چشـم مـىخـورد. جبرئیل مهار آن را در دست دارد و با صـداى بلند نـدا مىكند:
نگاه خود فراسوى خویش گیرید و نظرها پایین افكنید. ایـن فـاطمه دختـر محمـد است كه عبـور مـىكنـد.
در ایـن هنگام، حتـى پیامبـران و انبیـا و صـدیقیـن و شهدا همگـى از ادب دیـده فـرو مىگیـرند تا فاطمه صلوات الله علیها عبـور مـىكنـد و در مقابل عرش پـروردگارش قرار مىگیرد.

منبرى از نور براى فاطمه علیهاالسلام
در ادامه گفتگوى پیامبر صلی الله و علیه و آله با دختر گرامىاش درباره چگـونگـى حضـور وى در عرصه قیامت، چنیـن مىخـوانیـم: سپـس منبرى از نـور برایت برقرار مـىسازنـد كه هفت پله دارد و بیـن هر پله‌اى تا پله دیگر صف‌هایـى از فرشتگان قرار گرفته‌انـد كه در دستشان پـرچم‌هاى نـور است. همچنین در طرف چپ و راست منبـر حـورالعیـن صف مـىكشنـد.

آنگاه كه بر بالاى منبر قرار مىگیرى، جبرئیل مىآید و مىگـوید: اى فـاطمه! آنچه مـایلـى از خـدا بخـواه.

شكایت در دادگاه عدل الهى
اولیـن درخواست فاطمه علیهاالسلام در روز قیامت، پس از عبور از برابر خلق، شكایت از ستمگران است.

جابربـن عبـدالله انصارى از پیامبـر اكرم صلی الله علیه و آله چنیـن نقل مىكنـد: هنگامـى كه فاطمه در مقابل عرش پروردگار قرار مىگیرد، خـود را از مركب به زیر انداخته، اظهار مىدارد:


الهى و سیـدى، میان من و كسـى كه مرا آزرده و بـر مـن ستـم روا داشته، داورى كـن.
خـدایـا! بیـن مـن و قـاتل فـرزنـدم، حكـم كن...





http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif

.:تسنیم:.
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۱۳:۲۱
http://t3.gstatic.com/images?q=tbn:NztD8aawXBKPaM:http://i31.tinypic.com/dcsjs9.jpg (http://www.google.com/imgres?imgurl=http://i31.tinypic.com/dcsjs9.jpg&imgrefurl=http://www.n1arak.blogfa.com/8702.aspx&usg=__L-ynXVjuJi33z0U5A5-Xm2vNe9I=&h=470&w=306&sz=86&hl=fa&start=80&um=1&itbs=1&tbnid=NztD8aawXBKPaM:&tbnh=129&tbnw=84&prev=/images%3Fq%3D%25D9%2581%25D8%25A7%25D8%25B7%25D9%2 585%25D8%25A9%2B%25D8%25A7%25D9%2584%25D8%25B2%25D 9%2587%25D8%25B1%25D8%25A7%2B%25D8%25B4%25D9%2587% 25D8%25A7%25D8%25AF%25D8%25AA%2B%25D9%2581%25D8%25 A7%25D8%25B7%25D9%2585%25DB%258C%25D9%2587%26start %3D60%26um%3D1%26hl%3Dfa%26lr%3D%26sa%3DN%26ndsp%3 D20%26tbs%3Disch:1)


در مدينه چه گذشت و اکنون چه مى‏گذرد؟


يک سوى، جوشش صداقت و اطاعت و وفا و عشق به اهل‏بيت عصمت‏بود


و شيدايى و شيفتگى سلمان و ابوذر و مقداد و عمار و...


سوى ديگر، کينه‏هاى بدر و خيبر و حنين.


و اکنون نيز مگر جز اين است؟


باز هم صداى پاى حمله قبايل قريش،


باز هم مدينه مانده در حصار!


«تانسوزد دل، نريزد اشک و خون از ديده‏ها»



http://t3.gstatic.com/images?q=tbn:a9V_2SiJ1m_r6M:http://www.3noqte.com/main/images/stories/shabanpoor/baghi-01.jpg (http://www.google.com/imgres?imgurl=http://www.3noqte.com/main/images/stories/shabanpoor/baghi-01.jpg&imgrefurl=http://salarjmo.blogfa.com/8708.aspx&usg=__AhfCaxSN69LqDyqMxSdsf-IVgCU=&h=525&w=700&sz=36&hl=fa&start=13&um=1&itbs=1&tbnid=a9V_2SiJ1m_r6M:&tbnh=105&tbnw=140&prev=/images%3Fq%3D%25D8%25A8%25D9%2582%25DB%258C%25D8%2 5B9%26um%3D1%26hl%3Dfa%26lr%3D%26sa%3DN%26ndsp%3D2 0%26tbs%3Disch:1)

اينک، مدينه پيامبر، محل التقاى اين فراقها و کانون فراق گلها و بلبلهاست.

فاطمه، در فراق محمد سوخت،

و اينک، على در فراق زهرا مى‏گدازد.

و... حسنين و زينبين، گلهاى نوشکفته اين بوستان عرشى اشک مى‏ريزند و عزادارند.

فراق فاطمه، تنها على را داغدار نکرده‏است،

چشم فضليت در اين مصيبت عظمى مى‏گريد و آه از نهاد حق بر مى‏خيزد

و کوه غم بر دوش «امت رسول(ص)» سنگينى مى‏کند.

و مدينه انس گرفته به اين «محبوبه خدا» چگونه است؟

بقيع و احد و روضه رسول و بلال و فضه و...


:Sham:السلام علیک یا فاطمة الزهرا سلام الله علیک یا ام ابیها:Sham:

چشم ابری
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۱۵:۰۵
مه خورشید طلعت کیست؟ زهرا
چراغ شعله خلعت کیست ؟ زهرا

نمایان شد ز خط آتش و دود
که جرم فاطمه حب علی بود

پس از زهرا علی بی همزبان شد
اسیر امتی نامهربان شد
علی تنهاست در یک قوم گمراه
زبانش را که می فهمد به جز چاه

پس از او کیسه نان و رطب کو ؟
صدای ناله های نیمه شب کو ؟

خدایا کاش آن شب بی سحر بود
که تیغ ابن ملجم شعله ور بود

اذان گفتند و ما در خواب بودیم
علی تنها به مسجد رهسپر بود

در آن شب تا قمر در عقرب افتاد
غم عالم به دوش زینب افتاد

فدک شد پایمال نانجیبان
علی لرزید و در تاب و تب افتاد
یقین دارم به جرم فتح خیبر
فدک در دست ال مرحب افتاد

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۱۵:۲۷
http://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gif


ر- زهرا (س) وتربیت فرزندان : ( وراثت در شخصیت فرزندان زهرا (س) ) :

یکی از عوامل موثر در تشکیل شخصیت فرزندان زهرا (س) وراثت است . زیرا در این خانواده مادر از مقام عصمت بهره مند است . در وجود مطهر او هیچ رجس وگناهی راه ندارد . چنانچه در زیازت امام حسین (ع) داریم که : گواهی می دهم که شما در اصلاب پاک وارحام مطهر بودید وهیچ غباری از شرک وجهالت بر دامن شما ننشست .

ن_ زهرا مادی پاکدامن :

امام حسین (ع) در روز عاشورا حقیقتی را بازگو کرد تا از آن طریق بر حقانیت خود تاکید ورزد . بدین جهت در آن روز تاریخی فرمود : شهامت ، آزاد منشی وکرامت خود را مرهون پاکدامنی وطهارت مادرم زهرا ( س ) هستم .

س - اعتقاد به عقیقه :

حضرت زهرا (س) هرگاه صاحب فرزندی می شد برای او گوسفندی را عقیقه می داد . سپس روز هفتم تولد هر یک از عزیزانش ، سر او را می تراشید وبرابر وزن موهای او نقره صدقه می داد . برای همسایه ها هدیه می فرستاد ودیگران را در شادی خود سهیم می نمود .




http://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۱۵:۲۸
http://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gif


http://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gif


یا علی رفتم بقیع اما چه سود
هر چه گشتم فاطمه آنجا نبود

یا علی قبر پرستویت کجاست
آن گل صدبرگ خوشبویت کجاست

هر چه یاشد من نمک پرورده ام
دل به عشق فاطمه خوش کرده ام

از فاطمه اکتفا به نامش نکنید
نشناخته توصیف مقامش نکنید

هر کس که در او محبت زهرا نیست
علامه اگر هست سلامش نکنید



http://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gif

سید علی اکبر
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۱۷:۴۷
سلام به تمام دوستان


راستی در این روز ها باید سکوت کرد و اگر خلوتگاهی گیر آوردیم گریست

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۲۰:۴۳
http://upload.tazkereh.ir/images/72557002551853309267.gif

ع - عواطف مادری ونقش آن در تربیت فرزند :

سلمان می گوید : روزی فاطمه زهرا(س) را دیدم که مشغول آسیاب بود . در این هنگام فرزندش حسین گریه کرد وبیتابی نمود . عرض کردم برای کمک به شما آسیاب می کنم یا بچه را آرام می نمایم . ایشان فرمود من به آرام کردن فرزند اولی هستم . شما آسیاب را بچرخانید .

ص - بازی وتحرک :

حضرت فاطمه (س) با فرزندانش همبازی می شد وبه این نکته توجه داشت که در بازی نوع الفاظ وحرکات مادر سرمشق کودک قرار می گیرد . نقل شده است که حضرت با فرزندش امام حسن (ع) بازی می کرد واو را بالا می انداخت وبرایش شعر می خواند .

ق - رعایت عدالت در میان کودکان :

روزی امام حسن (ع) نزد پیامبر آمد واظهار تشنگی کرد وتقاضای آب نمود . رسول خدا (ص) بی درنگ برخاسته وظرفی برداشت واز گوسفندی مقداری شیر دوشید وبه امام حسن (ع) داد و در این هنگام که امام حسین (ع) خواست تا ظرف شیر برادرش را بگیرد . اما پیامبر در حمایت از امام حسن (ع) مانع گرفتن ظرف او شد . فاطمه (س) عرض کرد گویا حسن برای شما عزیزتر است . پیامبر فرمود ند : هر دو برایم عزیز ومحبوبند . چون اول حسن تقاضای آب کرد او را مقدم داشتم .


http://upload.tazkereh.ir/images/72557002551853309267.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۲۰:۴۴
http://upload.tazkereh.ir/images/72557002551853309267.gif


مادر ببین که روح مرا جا گذاشتند
جایی که عطره خاطره تان را گذاشتند

سنگینی و وخامت یک داغ تازه را
بر شانه های زخمی بابا گذاشتند

وقتی که دستشان به عدالت نمی رسید
پا در حریم غربت مولا گذاشتند

عادت نداشتند به مردی که "مرد" بود
عادت نداشتند که تنها گذاشتند

دیوارهای کوفه به تکرار شاهدند
حتی به بال پنجره ها پا گذاشتند

بابا که هیچ طاقت تزویر را نداشت
در دستهاش دست تمنا گذاشتند

بابا نخواست فاصله بیشتر شود
بابا نخواست فاصله...آیا گذاشتند ؟

عمری به نام دین خدا سکه می زدند
آن روی سکه را به تماشا گذاشتند

حالا ببین که نام تو را ماندنی ترین
گلواژه ی شفاعت فردا گذاشتند

نامت شکوفه بار ترین شعر زندگیست
نام مرا به شوق تو "زهرا" گذاشتند

سیده زهرا بصارتی


http://upload.tazkereh.ir/images/72557002551853309267.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۲۰:۵۳
http://upload.tazkereh.ir/images/06994942535649013303.gif


سرشار، دلم ز عشق بی واهمه است
در جاده ی یک مسیر بی خاتمه است
امروز نوار قلب خود را دیدم
هی فا-طمه-و-فا-طمه-و-فا-طمه است
http://upload.tazkereh.ir/images/06994942535649013303.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۲۰:۵۵
http://upload.tazkereh.ir/images/06994942535649013303.gif
عشق من! پائيز آمد مثل پار
باز هم ما بازمانديم از بهار

احتراق لاله را ديديم ما
گل دميد و خون نجوشيديم ما

بايد از فقدان گل، خونجوش بود
در فراق ياس، مشکي پوش بود

ياس بوي مهرباني مي دهد
عطر دوران جواني مي دهد

ياسها يادآور پروانه اند
ياسها پيغمبران خانه اند

ياس ما را رو به پاکي مي برد
رو به عشقي اشتراکي مي برد

ياس در هر جا نويد آشتي ست
ياس دامان سپيد آشتي ست

در شبان ما که شد خورشيد؟ ياس
بر لبان ما که مي خنديد؟ ياس

ياس يک شب را گل ايوان ماست
ياس تنها يک سحر مهمان ماست

بعد روي صبح پرپر مي شود
راهي شبهاي ديگر مي شود

ياس مثل عطر پاک نيت است
ياس استنشاق معصوميت است

ياس را آئينه ها رو کرده اند
ياس را پيغمبران بو کرده اند

ياس بوي حوض کوثر مي دهد
عطر اخلاق پيمبر مي دهد

حضرت زهرا دلش از ياس بود
دانه هاي اشکش از الماس بود

داغ عطر ياس زهرا زير ماه
مي چکانيد اشک حيدر را به چاه

عشق محزون علي ياس است و بس
چشم او يک چشمه الماس است و بس

اشک مي ريزد علي مانند رود
بر تن زهرا: گل ياس کبود

گريه آري گريه چون ابر چمن
بر کبود ياس و سرخ نسترن

گريه کن حيدر! که مقصد مشکلست
اين جدايي از محمد مشکلست

گريه کن زيرا که دخت آفتاب
بي خبر بايد بخوابد در تراب

اين دل ياس است و روح ياسمين
اين امانت را امين باش اي زمين

گريه کن زيرا که کوثر خشک شد
زمزم از اين ابر ابتر خشک شد

نيمه شب دزدانه بايد در مغاک
ريخت بر روي گل خورشيد، خاک

ياس خوشبوي محمد داغ ديد
صد فدک زخم از گل اين باغ ديد

مدفن اين ناله غير از چاه نيست
جز تو کس از قبر او آگاه نيست

گريه بر فرق عدالت کن که فاق
مي شود از زهر شمشير نفاق

گريه بر طشت حسن کن تا سحر
که پرست از لختة خون جگر

گريه کن چون ابر باراني به چاه
بر حسين تشنه لب در قتلگاه

خاندانت را به غارت مي برند
دخترانت را اسارت مي برند

گريه بر بي دستي احساس کن!
گريه بر طفلان بي عباس کن!

باز کن حيدر! تو شط اشک را
تا نگيرد با خجالت مشک را

گريه کن بر آن يتيماني که شام
با تو مي خوردند در اشک مدام

گريه کن چون گرية ابر بهار
گريه کن بر روي گلهاي مزار

مثل نوزادان که مادر مرده اند
مثل طفلاني که آتش خورده اند

گريه کن در زير تابوت روان
گريه کن بر نسترنهاي جوان

گريه کن زيرا که گلها ديده اند
ياسهاي مهربان کوچيده اند

گريه کن زيرا که شبنم فاني است
هر گلي در معرض ويراني است

ما سر خود را اسيري مي بريم
ما جواني را به پيري مي بريم

زير گورستاني از برگ رزان
من بهاري مرده دارم اي خزان

زخم آن گل در تن من چاک شد
آن بهار مرده در من خاک شد

اي بهار گريه بار نااميد
اي گل مايوس من، ياس سپيد

http://upload.tazkereh.ir/images/06994942535649013303.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۲۰:۵۶
:Sham:فاطمه يعني نياز عالمين:Sham:




:Sham: فاطمه يعني حسن يعني حسين:Sham:




:Sham: فاطمه يعني تمام سرنوشت:Sham:




:Sham: نيم لبخندش بود باغ بهشت:Sham:




:Sham: سينه بي عشق زهرا برزخ است:Sham:




:Sham: چشم بي اشک به زهرا دوزخ است:Sham:




:Sham: اي خوش آن ديده که دريا مي کند:Sham:




:Sham: اشک خود را وقف زهرا مي کند:Sham:

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۲۰:۵۸
http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/vesaleshohada/AD_05_YAZAHRA_0.JPG
فاطمه رمز علي بود علي مي داند
نام او حرز علي بود علي مي داند


فاطمه مادر شيعه است علي مي داند
دست او بر سر شيعه است علي مي داند


فاطمه جان علي بود علي مي داند
جان به قربان علي بود علي مي داند


فاطمه عطر وگلاب است علي مي داند
شافع روز حساب است علي مي داند


فاطمه سوره ي عشق است علي مي داند
رمز مستوره ي عشق است علي مي داند

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۲۱:۱۱
http://upload.tazkereh.ir/images/31155919270825446089.png (http://upload.tazkereh.ir/images/31155919270825446089.png)



فاطمه سلام اللّه عليها و زينب سلام اللّه عليها

زينب سلام اللّه عليها ،فاطمه ي كربلاست و تجلي فاطمه سلام اللّه عليها در زينب عاشوراست. دركربلا زينب سلام اللّه عليها رسول فاطمه سلام اللّه عليها است. خليفه تام فاطمه سلام اللّه عليها است. پيام فاطمه سلام اللّه عليها را مي خواند. حضور فاطمه سلام اللّه عليها را فرياد مي كشد. با هر جنازه اي كه بردست مي گيرد قطره اي از جام صبر فاطمه سلام اللّه عليها را مزمزه مي كند. دربارگاه يزيد زينب سلام اللّه عليها به تداعي خطبه مادر در مقابل دشمن هاي پدر خطبه مي خواند.
در كربلا زينب سلام اللّه عليها محبت مادر را در جان برادر مي ريزد.

فاطمه سلام اللّه عليها و امام حسن عليه السلام

حسن عليه السلام بعد ديگر منشور فاطمه سلام اللّه عليها است.
حسن عليه السلام شير صبر از جان مادر نوش كرده است.
حسن عليه السلام در تداوم سكوت علي عليه السلام و مظلوميت فاطمه سلام اللّه عليها است كه صبر مي كند.
حسن عليه السلام بلوغ بردباري فاطمه سلام اللّه عليها است پاره هاي سرخ جگر فاطمه سلام اللّه عليها است كه بر طشت مي ريزد.
فاطمه سلام اللّه عليها و حضرت محمد صلی الله عليه و اله و سلم
فاطمه سلام اللّه عليها افتخار محمد صلی الله عليه و اله و سلم و نمونه اعلي و بارز دانشگاه محمد صلی الله عليه و اله و سلم است.
فاطمه سلام اللّه عليها پاره جگر محمد صلی الله عليه و اله و سلم ،بضعه محمد صلی الله عليه و اله و سلم است.
فاطمه تنها كسي است كه پيامبر صلی الله عليه و اله و سلم پس از هر بار جهاد طاقت فرسا به ديدار او مي رود و خستگي را درعمق چشمان مهربان او گم مي كند.9



http://upload.tazkereh.ir/images/00716514159670108213.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/00716514159670108213.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۲۱:۴۰
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif (http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif)



گفت در طغیان عشقم کوثرم



تیغ دارم پیش مرگ حیدرم



می دهم جان – جان او را می خرم



هرچه پیش آید علی را می برم



دست خالی گرنشد حل مشکلم



ذوالفقاری دارم از آه دلم



بیم دارید ازمن و از آه من



سیل عشقم کیست سد راه من



دید ساقی کوثرش را در خروش



رافت رحمانی اش آمد به جوش



آسمان دیده را پر اَبر کرد



گفت : سلمان باز باید صبر کرد



خیز کان بانوی بی همتای من



گرگشاید لب به نفرین وای من



تا نگشته آسمانها زیر و رو



با زبان مرتضی او را بگو



ای عروس آسمانی خدا



ترجمان مهربانی خدا



ای بلندای دلت هفت آسمان



ای گذشت تو کران تا بیکران



ای امید رحمتٌ للعالمین



خاتم پیغمبران را خود نگین



ماه پیشانی جبین پرچین مکن



فاطمه جان علی ، نفرین مکن



گفت سلمان پس مسلمانی چه شد



آن سفارش ها که میدانی چه شد



این که در بند است مولای همه است



این همه بود و نبود فاطمه است



ریسمان وبازوی خیبرگشا



دوستی این بود با آل عبا ؟



ای فدای تار مویش جان من



جان چه ارزد در بر جانان من



خواهد اَر بالاتر ازجان هم به چشم



صبر میخواهد علی آن هم به چشم


http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif (http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif)

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۲۲:۰۴
http://upload.tazkereh.ir/images/72557002551853309267.gif



به سوى بهشت
حضرت فاطمه علیهاالسلام، پـس از شفاعت از دوستان خود و فرزندانـش و رسیدگى به شكایتـش در دادگاه عدل الهى به فرمان خدا، با جلال و شكـوه خاصى وارد بهشت مىشـود.

پیامبـر اكرم صلوات الله علیه مـىفرمایـد:
روز قیامت دخترم فاطمه در حالـى كه لباس‌هاى اهـدایـى خـداونـد را كه با آب حیات آمیخته شده، پـوشیده، محشور مـىشـود و همه مردم از مشاهده ایـن كـرامت تعجب مـىكننـد.

آنگـاه لبـاسـى از لبـاس‌هاى بهشت بـر وى پـوشانده مـىشـود.
بر هزار حله بهشتـى براى او با خط سبز چنیـن نوشته شده است
: دختر پیامبر را به بهترین شكل ممكـن و كامل‌ترین هیبت و تمام‌ترین كرامت و بیشتریـن بهره وارد بهشت سازیـد.
پـس، فـاطمه سلام الله علیها را به فـرمـان پـروردگـار در كمـال عظمت و شكـوه، در حالى كه پیرامونـش هفتاد هزار كنیز قرار گرفته، به بهشت مىبرند.


http://upload.tazkereh.ir/images/72557002551853309267.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۲۲:۰۴
http://upload.tazkereh.ir/images/72557002551853309267.gif

اولین سخن فاطمه در بهشت
سلمـان فـارسـى از پیـامبـر اسلام صلی الله علیه و آله چنیـن روایت كرده است:


هنگامى كه فاطمه داخل بهشت مـىشـود و آنچه خـداونـد برایـش مهیا كـرده، مـىبینـد، ایـن آیه را تلاوت مـىكند:


«بسـم الله الرحمـن الـرحیـم الحمـدلله الذى اذهب عناالحزن ان ربنا لغفـور شكور الذى احلنا دارالمقامه مـن فضله لایمسنا فیها نصب ولا یمسنا فیها لغوب»؛ ستـایـش و سپـاس ویژه خـدایـى است كه اندوهمان را زدود. همانا پروردگار ما آمرزنده و پاداش دهنـده است.
پروردگارى كه در سایه بخشـش خود ما را به بهشت و اقامتگاه همیشگىمان فرود آورد. مـا در آن جـا بـا رنج و ملالـى رو به رو نمـىشـویم.

نـورانـى شـدن بهشت از نـور فاطمه زهرا علیهاالسلام
ابـن شهرآشوب مىنویسد:
در بسیارى از كتاب‌ها، از جمله كشف ثعلبى و فضائل ابـوالسعادات، در معناى ایـن آیه «لایـرون فیها شمسـا ولا زمهریـرا»؛ (و نمـىبیننـد در بهشت نه آفتـاب و نه سـرمایـى را) آورده‌انـد كه ابـن عبـاس گفت: چنـان كه بهشتیان در بهشت هستنـد، ناگاه نورى مـىبینند كه باغ‌هاى بهشت را نـورانـى كرد.

اهل بهشت اظهار مـىدارند:
خـدایا! تـو در كتابـى كه بر پیامبرت فرستادى، فرمـودى:«لایرون فیها شمسا»؛
"بهشتیان در بهشت خورشیدى نخـواهند دید."
نـدا مـىرسـد: ایـن، نـور آفتاب و ماه نیست، بلكه علـى و فاطمه از چیزى تعجب كرده و خندیدند و از نور آن دو، بهشت روشـن گردید.


http://upload.tazkereh.ir/images/72557002551853309267.gif

Moamma
۱۳۸۹/۰۲/۰۶, ۲۳:۲۲
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا ام ابیها(س):Gol:


حيدر که هست پس تو چرا کار مى کني

جارو مکش که سرفه امانت نمى دهد

نانى بخور، عزيز دلم آب رفته اي

اين کاسه هاى آب، توانت نمى دهد

دنبال رنگ چهره در آيينه ات مباش

آيينه شرم کرده نشانت نمى دهد

تابوت قوس دار و عجيبى که ساختم

شرحى زحجم جسم کمانت نمى دهد

دستاس!دست فاطمه ام پينه بسته است

از خواهش من است تکانت نمى دهد
:Sham::Sham:

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۷, ۰۰:۵۴
http://upload.tazkereh.ir/images/20622664809594066079.gif

ياري زمرگ مي طلبم، غربتـم ببيـــن



امـــت پس ازتــو كرد عجب قدرداني ام!



موي سپيد وفصل جواني، خبـردهـــد



كزهـــجرخود به روز سيه مي نشاني ام



ديوار مي كنـــد كمكـم، راه مــي روم



ديــــگرمــــپرس حــال مــن وناتواني ام



سوزنده تر زآتش غم، غربت علي (ع) است

http://upload.tazkereh.ir/images/20622664809594066079.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۷, ۰۱:۵۹
http://upload.tazkereh.ir/images/20622664809594066079.gif

سخنان برگزیده از حضرت زهرا (س):

در خدمت مادر باش زیرا بهشت در زیر پای مادران است .

آن گاه در که روز قیامت برانگیخته شوم ، گناهکاران امت پیامبر اسلام را شفاعت خواهم کرد.

اگر به آنچه تو را به آن فرمان می دهیم عمل کنی واز آنچه بر حذر می داریم دوری کنی ، از شیعیان مایی والا هرگز.

از دنیای شما محبت سه چیز در دل من نهاده شد ؛ تلاوت قرآن ، نگاه به چهره پیامبر خدا وانفاق در راه خدا .

خوش رویی در هنگام روبه رو شدن با مؤمن ، بهشت را بر فرد خوش رو واجب می کند .

يا فاطمة الزهرا يا بنت محمد يا قرة عين الرسول يا سيدتنا و مولاتنا انا توجهنا و استشفعنا بك الى الله و قدمناك بين يدى حاجاتنا .يا وجيهة عندالله اشفعى لنا عندالله .

تهیه وتنظیم : فرشته خدائی فر


http://upload.tazkereh.ir/images/20622664809594066079.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۷, ۰۲:۴۶
http://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gif







خلقت شیعه برای فاطمه(س) است



عزت شیعه ولای فاطمه(س) است








جاودان گرداند این نامه علی(ع)



زیر دین ناله های فاطمه(س) است








هر کجا پرچم زدی ,سینه زدی شک مکن



آن جا سرای فاطمه(س) است








چشم ها گر اشک داردبرحسین(ع)



تحت تاثیر صدای فاطمه (س) است








هر شهید که میان خون نشست



خون بهای او به پای فاطمه (س) است








گر خدا محشر به پا خواهد نمود



علتش تنها برای فاطمه (س) است








آن که می آید به استقبال او



در صف محشر خدای فاطمه (س) است








فاطمیه فاطمی تر می شود



شیعه محبوب حیدر می شود

















http://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۷, ۰۲:۴۶
http://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gif



خانم فاطمه الزهرا عليها السلام در خطبه (فدکیه) خود فرمودند:
پس (خداوند) ایمان را موجب پاکی از شرک، نماز را موجب پاکی از (آلودگی) تکبر، زکات را افزاینده روزی، روزه را موجب پایداری اخلاص، حج را سر بلندی دین، عدل و داد را سبب آرامش دلها، پیروی(از امام بر حق) را موجب انتظام دین (یا انتظام امور مردم)، امامت را فرجام بخش پراکندگی و تفرقه، جهاد را سرفرازی اسلام، شکیبایی را مددکار استجابت، امر به معروف را صلاح آفرین عموم، نیکی به پدر و مادر را پوششی از خشم (خدا)، پیوند با خویشان را باعث فزونی شما و قصاص را پیشگیر خونریزی و ادای نذر را سبب آمرزش قرار داد....
شهادت خانم فاطمه زهرا علیهاالسلام را خدمت امیرالمونین علی علیه السلام و آقا صاحب الزمان عج الله تعالی فرج الشریف و تمامی شیعیان حضرتش تسلیت عرض مینمایم
یا فاطمه الزهرا دستم گیر دستم گیر دستم گیر



http://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۷, ۰۷:۳۶
http://shiaupload.ir/images/3ivfxux1p9m8wjw2mtej.jpg

فاطمه! اى گلواژه آفرينش!
كجا زبان ما را رسد كه وصف تو گوييم و كجا به انديشه ما آيد كه ذكرتو آريم،
و كجا توان قلم بود كه نقش حسن تو نويسد و كدام آينه است
‏كه درخشش نور تو را بتاباند.
فاطمه! اى بزرگ‏بانو!
اى نام تو، جامع كمالاتت كه گوياى عصمت آتش‏سوز توست.
اى آن كه‏دامنت، رسالت‏سردار توحيد را پرورد. اى آن كه مهر رخت،
خورشيد فروزان مريم و آسيه و خديجه را فزونتر است;
چرا كه‏جهان بانوان را تو سرورى.
اى آن كه شهد شهادت سوزانت را ازچشمه صداقت
و اخلاص چشيده‏اى.
فاطمه! اى واژه خوشبختى!
تو واژه خوشبختى را معنا بخشيدى.
تو توحيد را خانه‏دارى كردى.دستى كه چرخ هدايت را مى‏گرداند،
همو آسياى كوچك خانه‏خويش را براى پخت گرده نانى مى‏چرخاند.
شاهدش دست پينه‏بسته‏و تاول‏زده است. همان كه در كنار خندق براى پدر،
گرده نانى مى‏برد، وهمان كه شمشير مجاهد مردى چون على مرتضى(ع) را مى‏شويد، و همان كه در دفاع از ولايت و فدك كه مظهر افشاى دوزخيان و دشمنان‏سامرى‏نسب بود، به خطابه مى‏نشيند،

http://shiaupload.ir/images/3ivfxux1p9m8wjw2mtej.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۷, ۰۷:۳۸
http://shiaupload.ir/images/3ivfxux1p9m8wjw2mtej.jpg

فاطمه! اى پاره وجود مصطفى!
در كنار خندق بر تو چه گذشت؟
براى پدر چه آورده بودى؟خودت گفتى:
«نانى است كه براى فرزندم پخته‏ام;
تكه‏اى از آن را براى شما آوردم‏».
پاسخ پدر با دل تو چه كرد؟
«اى دخترم! بدان كه اين اولين غذايى است كه بعد از سه روز در كام پدرت‏جاى مى‏گيرد».
فاطمه! اى گلبانگ ولايت!
تا تو مى‏خروشيدى و تا بر منافقان بانگ برمى‏آوردى،
كسى را ياراى‏سلطه بر ولى خدا نبود. تو «ام‏ابيها»ى پدر و همچون او، ركن همسربودى، و چه زود اين دو استوانه ولى(ع) فرو ريخت.
خوانده‏ايم كه توبعد از پدر، تبسم را از ميان بردى. تو ديگر نخنديدى;
خنده كه هيچ،حتى تبسمى ننمودى; جز يك تبسم پرمعنا!
براى چه بود؟
مگر آنگاه‏كه شبه‏تابوت ساخته دست دوست وفادارت «اسماء» را ديدى،
كدام‏آرزويت را جامه عمل‏يافته مى‏ديدى؟

http://shiaupload.ir/images/3ivfxux1p9m8wjw2mtej.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۷, ۰۷:۴۰
http://shiaupload.ir/images/3ivfxux1p9m8wjw2mtej.jpg
فاطمه! اى راز سر به مهر!
تو مگر يگانه يادگار اشرف كاينات نبودى؟
چرا كسى نبايد از درد توآگاه باشد؟
گويا تو با اين سكوت، با عالمى سخن دارى;
سخن از ظلم‏نفاق‏پيشگان; سخنى در سكوت;
سكوت شبهاى على(ع) كه پرستاريت‏مى‏كرد;
سكوت غسل شب و دفن شب و پنهانى قبر.
تو با على(ع) كه‏سرور سينه‏اش بودى، چه رازى،
چه سرى، چه عهدى داشتى كه باگونه‏هاى تر،
مقابل قبر مصطفى(ص) از قلت‏شكيبايى خود،
در غم‏فراقت‏سخن مى‏گويد؟
راستى اى جلوه‏گاه صبر و رضا!
مگر آن روز كه نشان قهرمانى را به‏بازويت گرفتى،
به على(ع) نگفتى كه چه گذشت؟
مگر به او نگفته بودى‏كه استخوان پهلو،
ضربه ديده است؟
هاى! خلايقى كه در قيامت،
درمعبر عبور فاطمه(ع) سر به زير و چشم بر هم مى‏نهيد،
آيا مى‏نگريد كه‏سامرى‏مسلكان،
بر بازوى فرزند «و ما رميت اذ رميت، ولكن الله‏رمى‏» چه فرود مى‏آورند؟
آيا مى‏شنويد ناله جانسوز فرزند «و ماينطق عن الهوى، ان هو الا وحي يوحى‏» را كه چه سان ميان در وديوار كمك مى‏طلبد؟
فاطمه! اى كوثر حيات!

http://shiaupload.ir/images/3ivfxux1p9m8wjw2mtej.jpg

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۷, ۱۰:۵۸
http://upload.tazkereh.ir/images/86070277442870788278.gif



حضرت فاطمه زهرا(س) از نگاه معصومين



2- فاطمه(س) از نگاه امام حسن مجتبي(ع):

امام حسن(ع) در موارد بسياري از مادرشان سخن گفته‏اند. من جمله: «شبي ديدم مادرم در محراب به نماز ايستاده است و تا طلوع خورشيد مشغول ركوع و سجود بود و شنيدم براي يكايك مردان و زنان دعا مي‏كرد و آنان را نام مي‏برد ولي براي خود چيزي نخواست. عرض كردم: مادر! چرا همان گونه كه براي ديگران دعا مي‏كني، براي خود دعا نمي‏كني؟ فرمود: فرزندم! اول همسايه بعد از آن خانه.»

3- فاطمه(س) از نگاه امام حسين(ع):

در روز عاشورا، در آن هنگام كه لشكر دشمن امام حسين(ع) را احاطه كرد. ضمن خطبه مفصلي فرمودند: «مرا بين كشته شدن و ذلت مخير كرده‏اند و من هرگز تن به پستي نمي‏دهم. خدا و رسول مرا از چنين كاري باز مي‏دارند. هم چنين نياكان پاك و دامن‏ هاي مطهر و پاكيزه اجازه چنين پذيرشي را به من نمي‏دهند.»

در يك كلام، امام حسين(ع) دليل پايمردي و مقاومت ‏خويش را تربيت الهي فاطمه (س) مي‏داند. امام حسين(ع) نقل مي‏كند: «آن زمان كه رسول خدا(ص) در خانه ام‏سلمه بود، صرصائيل(يكي از فرشتگان الهي) نزد پيامبر آمد و عرض كرد: نور را به عقد نور درآور. پيامبر فرمود: چه كسي را براي چه كسي؟ گفت: دخترت فاطمه (س) را براي علي ‏بن‏ ابيطالب. سپس در حضور جبرئيل و ميكائيل و صرصائيل فاطمه را به عقد علي درآورد.»



http://upload.tazkereh.ir/images/86070277442870788278.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۷, ۱۰:۵۸
http://upload.tazkereh.ir/images/86070277442870788278.gif



بقیع



هجوم در کبود کرد تنت را
تمام نقطه نقطه بدنت را

فرشته ها به روی دست گرفتند
تو را و پاره های پیرهنت را

خدا تو را برای خاک نبرده است
شنیده ام صدای پر زدنت را

علی، همان کسی که وصله خود کرد
و غسل داد جسم بی کفنت را

بقیع،باقی از نگاه تو شد آه
هجوم در کبود کرد تنت را



http://upload.tazkereh.ir/images/86070277442870788278.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۷, ۱۱:۰۹
http://shiaupload.ir/images/3ivfxux1p9m8wjw2mtej.jpg
فاطمه زیباترین واژه هاست

فاطمه راه علی پیمودن است

فاطمه آلاله آلاله هاست

فاطمه سوز و گداز ناله هاست


فاطمه چشم و چراغ عالم است



فاطمه سبزینه سبزینه هاست


قلب احمد از ازل پیوند اوست


فاطمه یعنی زمین یعنی زمان

فاطمه یعنی حدیث قدسیان



فاطمه یعنی مدینه تا فدک

فاطمه دریای عصمت را در است


فاطمه راز هزاران رازهاست

فاطمه خود برترین اعجاز هاست

کعبه را آیینه روی فاطمه است

پنج تن را آبروی فاطمه است


فاطمه تنها سرود خواندنی است

فاطمه آموزگار زینب است

فاطمه رمز تماس با خداست




فاطمه رمز و کلید جدول است

فاطمه یعنی که حرف اول است

فاطمه فصل گل گلریزی است

برگ زرد موسم پاییزی است

فاطمه مرگ نبی را دیده است

فاطمه اشک علی را دیده است

در دل طوفان علی را نوح بود



فاطمه تکیه کلامش یا علیست


پهلوی صدیقه را بشکسته اند

خطبه زهرا چه غوغا می کند

دست های بسته را وا می کند

پشت در رنگین زخون فاطمه است

چرخ گردون واژگون فاطمه است

فاطمه گنجینه ای از جام هاست

فاطمه رنگین کمان نام هاست

فاطمه خورشید پشت ابرهاست

فاطمه مخفی ترین قبرهاست

فاطمه بغض میان ناله است

فاطمه زهرای هجده ساله است

عاشقم در عالم شیدائیم

هر چه هستم مکتب الزهرائیم

http://shiaupload.ir/images/3ivfxux1p9m8wjw2mtej.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۰۷, ۱۲:۰۵
http://rawalpindi.icro.ir/files/news/496396/84.jpg


http://upload.tazkereh.ir/images/04509834527577629819.gif
اگر زهرا نبود...

بـاغ هسـتی بـی صفــا می شد اگــر زهرا نبود
عطر گل از گل جدا می شد اگــر زهــرا نبود

تــیـرگی در اوّلین بــرخـورد بــا خورشیـد عـشق
چـیـره بـر آیـینه هـا مـی شــد اگر زهرا نبود

ارتــزاق آفــتـــاب از روی عـالــم تـــــاب اوسـت
این جهان ظلمت سرا می شد اگر زهرا نبود

ابـرهــای کفــر آلـــود از نـــــسـیـــم فــتـنـه ها
در هـوای دل، رهــا مــی شد اگـر زهرا نبود

در دل امـــواج تــوفـــان زای اقـیـانــــــوس دهــر
فُـلـک دیـن بی ناخدا می شد اگر زهرا نبود

نــصـرت حــــق در بـرِ کـفــــر از فـداکاریِّ اوست
کفر، حـق را رهـنـمـا می شد اگر زهرا نبود

قـامت یـکـتــاپـرستـــانــی هــمــانــنـــد عـلــی
زیـر بــار غـم، دو تــا مــی شد اگر زهرا نبود

دست حـبـل اللّه را بـسـتـنـد ره پــویـــانِ کفـــــر
فتنه بیش از این به پا می شد اگر زهرا نبود

عشق اگر دارد حیات از اوست «یاسر» بی گمان
عشق در عالـم فـنـا مـی شـد اگر زهرا نبود

http://upload.tazkereh.ir/images/75309250581225698486.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۰۷, ۱۲:۰۶
http://upload.tazkereh.ir/images/04509834527577629819.gif


نشانی یک قبر بی نشان

در لحظاتی که پیکر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دفن می شد، عملا نیز توصیه او درباره ولایت علی (علیه السلام) ـ که مسیر حرکت سیاسی جامعه اسلامی را تبیین می کرد ـ دفن می شد.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با ظرافتی که تنها از او باید انتظار داشت، علی (علیه السلام) را "ولی مؤمنان" معرفی کرد، نه "ولی مسلمین" و این واقعیت را تصریح کرد که کسانی که تسلیم شرایط سیاسی شده و اسلام آورده اند و اینک مسلمان نامیده می شوند، ولایت او را نخواهند پذیرفت.
ولی از کسانی که به پیامبری پیامبر ایمان آورده و ولایت پیامبر را پذیرفته اند، انتظار می رود که پذیرای ولایت علی (علیه السلام) باشند.

در این شرایط، فاطمه (علیها السلام) می دید که عملا پیام و پیامبر هر دو از دست رفته اند و یا دست کم پیام پیامبر در برابر موج تجدیدنظرطلبی و ارتجاع1 در خطر از دست رفتن است و اگر کسی در مقابل این سیل زمانگیر و ایمان برانداز مقاومت نکند، همه چیز از دست خواهد رفت. همه چیز! ... برای همیشه! ...

این چنین بود که با استواری تمام در مسجدالنبی خطاب به همه آنهایی که به موازنه های سیاسی و به قدرت جدید "آری" و به وصایای پیامبر "نه" گفته بودند، گفت: "...ما مانند کسی که با کارد و نیزه پیکرش چاک چاک شود، در برابر شما استقامت و بردباری خواهیم کرد ..."2

هیچ کس باور نمی کرد که دختر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) اینگونه از جان گذشته و بی باک، برای دفاع از پیام پیامبر به پاخیزد و از هیچ فرصتی فروگذار نکند. از رویارویی مستقیم با ارتجاع تا دعوت حضوری مهاجرین و انصار، از حضور هدفمند در مسجد النبی و کنار مزار شهدا تا بیان صریح اعتراض در خطبه ها و ملاقات ها و ...

به عنوان نمونه، او در روزهای آخر عمرش و در پاسخ به ام سلمه که حال او را جویا شد، صراحتاً اعلام نمود که: "محزون فقدان رسول خدا و مغموم غصب حق وصی اوست."3 در فرصتی دیگر فاطمه (علیها السلام) شبیه به همین اظهارات را به طور مبوسط و گسترده تر با زنان مدینه که به عیادت او رفته بودند، در میان گذاشت
و گفت: "صبح کردم به خدا، بیزار از دنیای شما و خشمگین از مردهای شما ... وای بر اینان!
چرا این منصب [جانشینی رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)] را از فراز پایه های محکم و تزلزل ناپذیر رسالت و نبوت و وحی برکندند و از کسی که بر امر دنیا و دینشان خبیرتر و کارآمدتر بود، گرفتند؟ ...

اینان از ابوالحسن چه عقده ای در دل داشتند؟ ... سوگند به خدا اگر زمام مرکب حکومت که رسول خدا به او سپرده بود، در دست او باز می گذاشتند و از او دفاع و پیروی می کردند، به خوبی این مرکب را مهار می کرد ... به راستی که اگر چنین کرده بودند درهای برکت آسمان و زمین به روی آنان گشوده می شد. اما ..."4


http://upload.tazkereh.ir/images/75309250581225698486.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۰۷, ۱۲:۰۷
http://upload.tazkereh.ir/images/04509834527577629819.gif



و در ادامه نیز همانند آخرین شعله های شمعی که در حال خاموش شدن است، از زبان او شنیده شد که فرمود: "...اکنون بیا و بشنو!
هر چه از این پس زندگی کنی، روزگار تازه ها و شگفتی های دیگری به تو نشان خواهد داد ... به راستی کار اینان شگفت آور است!
اینها دنباله ها را به جای پیشروان نشاندند و پیشتازان را رها کرده و پس ماندگان را گرفتند.
هان! به خدا سوگند که این کردار نابجا و ناپسند، روزگار شما را آبستن حوادثی خواهد کرد که نتایج شوم آن را در آینده خواهید دید ..." 5

شمّه‌اى از اخلاق، صفات و كرامات حضرت فاطمه علیهاالسلام
فاطمه (علیها السلام) که از هر فرصتی برای هشدار مردم زمان خود استفاده کرده بود و آنها، یا هشدار او را نادیده گرفته بودند و یا آن را نفهمیده بودند، اینک در اندیشه مردمی بود که در آینده خواهند آمد.

برای آنها چه می توان کرد؟ آنها را چگونه می توان هشیار نمود؟ چگونه با آنها می توان سخن گفت؟ چگونه می توان به آنها خبر داد که پس از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)، پیام او قربانی دسیسه اشرافیت و جاه طلبی نخبگان سیاسی و فرصت طلبی آنها که اسلام را برای خود می خواستند و جهل و ساده اندیشی مردم شده است؟
چگونه می توان صدای اعتراض خود را به گوش تاریخ رسانید؟
راستی فاطمه (علیها السلام) چه وسیله ای در اختیار داشت تا با آن اعتراض خود را به گوش خلقها و نسلها و عصرها برساند؟
او حتی از حق گریستن در سوگ پیام و پیامبر نیز محروم شده بود.

از میان صفحات تاریخ صدای اعتراض فاطمه (علیها السلام) را در میان وصیتی کوتاه می توان شنید:


"بسم الله الرحمن الرحیم"


این است آنچه فاطمه دختر رسول خدا بدان وصیت می کند. وصیت می کند در حالی که شهادت می دهد به یگانگی خداوند یکتا و رسالت بنده او محمد و گواهی می دهد که بهشت حق است، دوزخ حق است و قیامت بی تردید فرا خواهد رسید و خداوند کسانی را که در گورهایند، زنده خواهد کرد.

علی! منم فاطمه! دختر محمد که خدا مرا به همسری تو درآورد تا در دنیا و آخرت برای تو باشم. تو در انجام کارهای من سزاوارتر از دیگرانی. مرا شبانه حنوط کن، غسل ده و کفن کن و بر من نماز بخوان و شبانه مرا دفن کن و کسی را خبر مکن. تو را به خدا می سپارم. به فرزندانم تا روز قیامت سلام می رسانم."6

فاطمه سفارش کرده بود که پیکرش مخفیانه به خاک سپرده شود. اختفای محل دفن پیکر فاطمه (علیها السلام) در حقیقت پیام او به تاریخ بود. پیامی به بشریت مسلمان برای همیشه تاریخ. هنگامی این پیام می توانست به همه نسلها و عصرها در عرصه تاریخ برسد که پیکر فاطمه (علیها السلام) مخفیانه به خاک سپرده شده باشد تا مردم نشانی قبر گمشده او را در داستان زندگی اندوهبار و اعتراض دائمی او به ارتجاع و استبداد جستجو کنند و بتوانند از این پنجره نگاهی نو و جدید به تاریخ اسلام و سرنوشت بشریت مسلمان داشته باشند.

بدین گونه بود که فاطمه (علیها السلام) از مرگ، زندگی و از شکست، پیروزی و از فاجعه، حماسه و از آرامش ابدی خود، حرکتی دائمی و شوری انقلابی در همه عصرها و نسلها و در بستر تمام قرون آفرید و هنوز هم قلب فاطمه (علیها السلام) در التهاب سرنوشت مسلمانان جهان می تپد و چشمهایش منتظر پرچمی است که روزی برای رهایی بشریت مظلوم و دفاع از اسلام و بازآفرینی مدینة النبی، به دست فرزندش مهدی موعود برافراشته گردد.

امروز نیز چون همیشه، هر که در اندیشه رنج انسان و بشریت تحت ستم است، باید به راز قبر پنهان، سینه گدازان، اشک فروان و آه سوزان فاطمه (علیها السلام) بیندیشد و سخنان او را زمزمه کند و در حد خویش پیام فاطمه را به گوش جهانیان برساند ...


http://upload.tazkereh.ir/images/75309250581225698486.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۰۷, ۱۲:۰۸
برگرفته از کتاب: “شهر گمشده؛ فاطمه چه گفت ...؟ مدینه چه شد ...؟”، نوشته محمدحسن زورق

پاورقی ها:
1ـ اینان کسانی بودند که به حکم آنکه در برابر گفتار رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)، نظر خویش را هم به حساب می آوردند و در دوران قدرت، با کنار نهادن حکم خدا و رسول، به پندار خود عمل می نمودند، گویا تجدید نظر طلب هستند و از آنجا که پس از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به راه و رسم عرب جاهلی روی آوردند، مطابق تعبیر قرآن کریم، واپس گرا و مرتجع نامیده شدند.
2- منابع اهل سنت: بلاغات النساء، صفحه 14- جواهر المطالب فی مناقب الامام علی، جلد 1، صفحه 160
منابع شیعه: دلائل الامامة، صفحه 116- مناقب آل ابی طالب جلد 2 صفحه 50 - احتجاج، جلد 1، صفحه 138- کشف الغمه، جلد 2، صفحه 112 و ...
3ـ منابع شیعه: مناقب آل ابی طالب، جلد 2، صفحه 49- جامع الأخبار، صفحه 91 و ...
4ـ منابع اهل سنت: بلاغات النساء، صفحه 19- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، جلد 16، صفحه 234 و ...
منابع شیعه: معانی الاخبار، صفحه 354- کشف الغمه، جلد 1، صفحه 492- احتجاج، جلد 1، صفحه 108 و ...
5ـ منابع اهل سنت: بلاغات النساء، جلد 1، صفحه 9 - نثر الدر، جلد 1، صفحه 264
منابع شیعه: دلائل الإمامه، صفحه 41- کشف الغمه، جلد 1، صفحه492- احتجاج طبرسی، جلد 1، صفحه 108- امالی شیخ طوسی، صفحه 374
6- منابع شیعه:بحارالانوار، جلد 43، صفحه 214- بیت الاحزان، صفحه 18و ...
فرازهائی از وصایای صدیقه طاهره (علیها السلام)، به انحاء گوناگون در منابع اهل سنت ذکر گردیده است، به عنوان نمونه، تعدادی از منابع معتبر اهل سنت که به مسأله تدفین شبانه آن حضرت اشاره می کنند، عبارتند از: صحیح بخاری، جلد 5، باب غزوه خیبر، صفحه 139(چاپ سلطان عبدالحمید)- صحیح مسلم، باب "قول النبی لا نورث"، حدیث 1759- طبقات ابن سعد، جلد 8، صفحه 29 و 30- التنبیه و الاشراف، جلد 1، صفحه 106- سیر اعلام النبلاء، جلد2، صفحه 127و 128- اسد الغابة، جلد 3، صفحه 398- سنن بیهقی، جلد 4، صفحه 29 و 31- استیعاب، جلد 2 صفحه 114- خلاصه وفاء الوفاء، جلد 1، صفحه 259 و ...



http://upload.tazkereh.ir/images/20622664809594066079.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۰۷, ۱۲:۰۹
http://upload.tazkereh.ir/images/52111926230178541945.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/52111926230178541945.jpg)

گریه روشنگرانه حضرت زهرا (س)


شکل دیگر مبارزه ی حضرت زهرا (سلام الله علیها) با غاصبان ، عزاداری ایشان بر پدر بزرگوارشان است. گریه های ایشان بر پدر صرفا به جنبه های عاطفی باز نمی گردد. به همان اندازه که حضرت زهرا (سلام الله علیها) نسبت عاطفی با پیامبر داشتند، امیر مومنان هم نسبت به پیامبر عاطفه داشتند. بنابراین گریه های فاطمه(سلام الله علیها) هدفمند بوده است.
چرا که ایشان نخست سراغ فدک می روند و بعد به نوحه و شیون بر پیامبر می پردازند.
حضرت بر قبر پیامبر رفتند و گریه و شیون آغاز کردند در بطن این کار اعتراض به وضعیت موجود نهفته است و اظهار تظلم به رسول الله (صلی الله علیه و آله) در آن موج می زند.

زنان مدینه برخی از پرسشهای خود را در زمان حضرت رسول از فاطمه (سلام الله علیها) می پرسیدند و ایشان پاسخ می دادند.
بنابر این به نوعی استاد زنان مدینه بودند بنابر این ایشان را در عزاداری همراهی کردند.

شاگردان دور او جمع می شدند و سخنان او را می شنیدند و او شروع به افشاگری می کرد. آنها این کلمات را به همسران خود انتقال می دادند بنابراین اوج بیداری از این کانون گریه برخاست و از طریق زنان به خانه های مدینه سرایت کرد و برای ابوبکر و دستگاه حکومت بحران ساز شد.

بنابراین نخست تلاش کردند فاطمه (سلام الله علیها) را خاموش کنند. در تاریخ آمده است که اهل مدینه یا بزرگان مدینه ، خدمت امیر مومنان آمدند و به ایشان عرض کردند گریه های زهرا(سلام الله علیها) آرامش ر ا از ما گرفته است نه شبها خواب داریم و نه روزها آرامش داریم که به دنبال کسب و کارمان برویم.
به طور طبیعی نمی توان پذیرفت که مردم چنین رفتاری را با فاطمه (سلام الله علیها) داشته باشند. پدر این امت رحلت فرموده است و همه ی این امت باید در فراغ پدر خود نیز شیون سر دهند طبیعی است این امت باید به فاطمه(سلام الله علیها) حق بدهند که به عزاداری بپردازد و اعتراضی نداشته باشند و در غم ایشان شریک باشند و در سوگواری ها شرکت کنند از این رو در می یابیم که اعتراض کنند گان ا ز غاصبان خلافت بوده اند.

مطلب قابل تامل اینکه گریه زهرا (سلام الله علیها) اگر در خانه باشد مگر تا چه مسافتی شنیده می شود که اهالی مدینه بگویند ما آرامش خود را از دست داده ایم و اگر بر قبر پیامبر باشد آن نیز درون خانه و خروج صدا اندک خواهد بود.

جوسازی گروه نفاق و حاکم مبنی بر این بود که گریه مستمر زهرا (سلام الله علیها) در کنار قبر و حضور زنها در کنار ایشان آرامش را از مدینه سلب نموده است و این نشان از عمق تاثیر این حرکت بر مدینه دارد.
غاصبان خلافت از ترس روشنگری های فاطمه (سلام الله علیها) فضایی در مدینه ایجاد کردند و عده ای از مردم ساده لوح نیز فریب خوردند و نزد علی (علیه السلام) آمدند و شکایت کردند.




http://upload.tazkereh.ir/images/20622664809594066079.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۰۷, ۱۲:۱۲
http://upload.tazkereh.ir/images/52111926230178541945.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/52111926230178541945.jpg)




سوگواری حضرت زهرا (سلام الله علیها) روشنگرانه بوده است و هویت غاصبان خلافت را فاش کرده است و آنان را بر آن داشت که شماری از بزرگان گروه خود را به نزد علی (علیه السلام) بفرستند و نیز جوی در مدینه ایجاد کنند و برخی از مردم ساده لوح را بر آن دارند که به علی (علیه السلام) اعتراض کنند این گروه برای ایجاد این فضا دست به اقداماتی زدند.

از جمله اینکه عمر حدیث جعلی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) جعل می کند که میت در اثر گریه های اهل او عذاب می شود.
اینان با این جعل اعتراض خود را وجهه ی دینی بخشیدند و گفتند ما به این دلیل که پیامبر در آن دنیا معذب نباشد می گوییم دخترشان گریه نکند.

این در حالی است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برای حضرت حمزه و جناب جعفر اشک ریختند و برای فرزندشان ابراهیم نیز گریستند و موارد دیگری نیز در کتابهای حدیث و تاریخ آمده است .فاطمه(سلام الله علیها) در برابر این اعتراضات ساکت نشدند بلکه راه مبارزه را تغییر دادند و دست حسنین (علیهما السلام) را گرفتند و در حالی که در میان جماعتی از زنان مدینه بودند به قبرستان بقیع می رفتند و در سایه ی درختی برای رسول خدا نوحه سر می دادند.

اما گروه غاصبان خلافت برای خاموش کردن فاطمه (سلام الله علیها) آن درخت را قطع کردند. امیر مومنان برای ایشان مکان مسقفی فراهم کردند که در آن به سوگواری بپردازند. این مکان بیت الاحزان نامیده شد.

حضرت زهرا (سلام الله علیها) با برخی از زنان مدینه در روزهای دوشنبه و پنج شنبه به قبور شهدا می رفتند و بر قبر حضرت حمزه حضور می یافتند و برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) عزاداری می کردند و می فرمودند:
اینجا رسول خدا بودند و آنجا مشرکان
. از این عبارت در می یابیم که زهرا (سلام الله علیها) برای زنان وقایع جنگ احد را باز می گفتند و معلوم است که جنگ احد افشاگر منافقان بود.
چرا که آنان در این جنگ گریختند ابوبکر و عمر و عثمان فرار کردند و امیر مومنان در این جنگ ایستادگی کردند و باعث نجات جان رسول خدا شدند.

حضرت فاطمه (سلام الله علیها) می خواستند بگویند که امروز حکومت را کسانی به عهده گرفتند. که در جنگها فرار می کردند بدیهی است که بانوی حاضر این سخنان را انتشار می دادند و چهره ی منافقان و غاصبان برای مردم آشکار می شد و حکومت غاصبان به تزلزل می افتاد.


http://upload.tazkereh.ir/images/20622664809594066079.gif

nasimebahar
۱۳۸۹/۰۲/۰۷, ۱۷:۰۰
عصمت اللهم من و ازعشق مولا سوختم

صورتم مى‏سوخت كردم ناله بابا سوختم


مردم دنيا پرست در انحرافى ريشه دار

در سقيفه رأى دادند و من آنجا سوختم


دشمنان نقشه كشيدند و ز جهل دشمنان

بهره بردند و من مظلومه تنها سوختم


اى جوانان من جوان بودم ولى با عمر كم

تا بماند شمع دين روشن سراپا سوختم


سينه‏ ام از داغى مسمار غافل مانده بود

كز غريبى على در بين اعدا سوختم


گر على تنها شود پهلو شكستن جايز است

بهر حفظ جان حيدر بى مهابا سوختم


در ميان شعله آتش حجابم حفظ شد

پشت در رفتم غريبانه خدايا سوختم




http://shiaupload.ir/images/37393923260539851047.jpg

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۷, ۱۷:۲۶
http://upload.tazkereh.ir/images/06994942535649013303.gif



به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام

به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام


تویـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو

بـــر آن مقام رفیــع و بـر این مقام، ســلام


به هر عدد که تکلم شـود به لیل و نهار

هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام


صبح تا شب و از شام، تا طلیعه صبــح

بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام


در آســـمان ولایــت، مــه تمــامی تـــو

ز پای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام


به پیشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونین

ز فـرد فـرد خلیـق، به صبح و شام ســلام


منم که هر سر مویم به هر زمان گویـد

به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام


http://upload.tazkereh.ir/images/06994942535649013303.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۷, ۱۷:۲۹
http://upload.tazkereh.ir/images/06994942535649013303.gif

4- فاطمه(س) از نگاه امام سجاد(ع):
امام سجاد(ع) مي‏فرمايد: «وقتي كه قيامت فرا رسد، منادي ندا مي‏دهد: در اين روز، ترس و اندوهي به خود راه ندهيد. همه خوشحال از اين عفو عمومي سربالا مي‏برند. فاطمه(س) وارد محشر مي‏شود و گفته مي‏شود كساني كه به آيات ما ايمان آوردند و مسلمان شدند به جز مسلماناني كه دوستدار اهل‏بيت هستند، همگي سرها را بزير اندازند. آن گاه اعلام مي‏شود: اين است فاطمه دخت محمد(ص). او و همراهانش به سوي بهشت مي‏روند. خداوند فرشته‏اي را خدمت وي مي‏فرستد و مي‏گويد: حاجتت را از من بخواه! فاطمه(س) عرض مي‏دارد: پروردگارا! حاجت من آن است كه مرا و كساني را كه فرزندان مراياري كردند، مورد عفو قرار دهي.»


http://upload.tazkereh.ir/images/06994942535649013303.gif

hssnheravi
۱۳۸۹/۰۲/۰۷, ۱۸:۲۷
راستی! فاطمیه نزدیک است..

زیر باران دوشنبه بعد از ظهر
اتفاقی مقابلم رخ داد

وسط کوچه ناگهان دیدم
زن همسایه بر زمین افتاد

سیب ها روی خاک غلطیدند
چادرش در میان گرد و غبار

قبلا این صحنه را...نمی دانم
در من انگار می شود تکرار

آه سردی کشید، حس کردم
کوچه آتش گرفت از این آه

و سراسیمه گریه در گریه
پسر کوچکش رسید از راه

گفت: آرام باش! چیزی نیست
به گمانم فقط کمی کمرم...

دست من را بگیر، گریه نکن
مرد گریه نمی کند پسرم

چادرش را تکاند، با سختی
یا علی گفت و از زمین پا شد

پیش چشمان بی تفاوت ما
ناله هایش فقط تماشا شد

*

صبح فردا به مادرم گفتم
گوش کن! این صدای روضه ی کیست

طرف کوچه رفتم و دیدم
در و دیوار خانه ای مشکی است

*

با خودم فکر می کنم حالا
کوچه ی ما چقدر تاریک است

گریه، مادر، دوشنبه، در، کوچه
راستی! فاطمیه نزدیک است...

منبع:رجا
حمیدرضا برقعی

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۰۷, ۲۰:۱۷
http://upload.tazkereh.ir/images/91753635713784113629.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/91753635713784113629.jpg)




فاطمه سلام اللّه عليها و امام حسن عليه السلام

حسن عليه السلام بعد ديگر منشور فاطمه سلام اللّه عليها است.
حسن عليه السلام شير صبر از جان مادر نوش كرده است.
حسن عليه السلام در تداوم سكوت علي عليه السلام و مظلوميت فاطمه سلام اللّه عليها است كه صبر مي كند.
حسن عليه السلام بلوغ بردباري فاطمه سلام اللّه عليها است پاره هاي سرخ جگر فاطمه سلام اللّه عليها است كه بر طشت مي ريزد.
فاطمه سلام اللّه عليها و حضرت محمد صلی الله عليه و اله و سلم
فاطمه سلام اللّه عليها افتخار محمد صلی الله عليه و اله و سلم و نمونه اعلي و بارز دانشگاه محمد صلی الله عليه و اله و سلم است.
فاطمه سلام اللّه عليها پاره جگر محمد صلی الله عليه و اله و سلم ،بضعه محمد صلی الله عليه و اله و سلم است.
فاطمه تنها كسي است كه پيامبر صلی الله عليه و اله و سلم پس از هر بار جهاد طاقت فرسا به ديدار او مي رود و خستگي را درعمق چشمان مهربان او گم مي كند.9
تسبيح حضرت زهرا سلام اللّه عليها مرحوم شيخ صدوق در كتاب علل الشرايع نقل مي كند: حضرت علي عليه السلام به مردي از خاندان بني سعد فرمودند: جرياني اززندگي خودم و فاطمه سلام اللّه عليها را برايت نقل كنم. فاطمه سلام اللّه عليها در خانه من زندگي مي كرد در حالي كه براي رسول خدا صلی الله عليه و اله و سلم محبوبترين افراد خانواده بود. حضرت فاطمه سلام اللّه عليها با دستاس آرد مي كرد بطوري كه دستانش تاول مي زد ، خانه را جارو مي كرد و لباس هايش خاك آلوده مي شد، زير ديگ ، آتش روشن مي كرد و جامه هايش سياه مي شد،و در اثر انجام اين كارها بسيار اذيت مي شد. من به او گفتم: اي كاش نزد پدرت مي رفتي و درخواست مي كردي خدمتكاري به تو بدهد تا در انجام كارهاي سخت،ياريت كند. فاطمه سلام اللّه عليها نزد رسول خدا صلی الله عليه و اله و سلم رفت. شرم مانع او شد كه كلامي بگويد. صبح روز بعد پيامبر صلی الله عليه و اله و سلم نزد ما آمد و فرمود: فاطمه سلام اللّه عليها روز گذشته باپدرت چه كاري داشتي؟ من به جاي حضرت زهرا سلام اللّه عليها پاسخ دادم و ماجرا راگفتم. سپس پيامبر صلی الله عليه و اله و سلم فرمودند: آيا به شما ياد ندهم چيزي را كه از خدمتكار برايتان بهتر باشد كه در اينجا تسبيح حضرت زهرا سلام اللّه عليها كه 34 مرتبه الله اكبر، 33 مرتبه الحمد لله ،33 مرتبه سبحان الله را فرموده اند.10
نتيجه گيري: خداوند مهربان ارواح مقدس چهارده معصوم عليهم السلام را آفريدو آنها را در بعد جسمي هم قرار داد تا بشر با آنها انس بگيرد واينكه چون آنها عين الله ، لسان الله ، مظهر و نماينده الهي هستند بشر با ديدن اعمال و رفتارشان به خدا نزديك شود. مرحله اول معرفت امام اين است كه ابتدا بايد تاريخچه زندگي شان ،تولد ،وفات ونحوه زندگي شان را بشناسيم كه اينبعد ظاهري استو بعد بفعد باطني شان اين است كه بدانيم اولاً ايشان مفترض الطاعه هستند و مراحل معرفت امام عليه السلام مطرح مي شود كه مقصودما در اين مقاله همان بعد ظاهري است كه در اين قسمت بايد بدانيم كه چطور از اين الگوها در زندگي عملي مان استفاده كنيم. براي اين مهم بايد چشم دل را كمي باز كنيم تا از لحظه لحظه زندگي ائمه اطهار عليهم السلام كه درس است براي ما بهره ببريم. و نكته ديگر اينكه بايد بدانيم هر آنچه ازمناجات ائمه اطهار عليهم السلام ، دعاهايشان،رفتارشان،و.... براي ما بيان شده براي اين است كه ما مي توانيم به آنجا برسيم وگرنه لزومي نداشت كه مثلاً امام معصوم عليه السلام رفتار يا دعايي را بفرمايند و مخصوص خودشان باشد. اگر اين طور بود براي ما فايده اي نداشت و لغو مي شد. پس آنچه براي ما نقل كردند براي اين است كه ما ياد بگيريم و خود را به آنجا برسانيم.
بايد از خداوند متعال مدد بجوييم و ازحضرت زهرا سلام اللّه عليها كمك بخواهيم كه زندگي بي بي دوعالم را فقط در بعد ظاهري زندگي و مقدار جهيزيه و زندگي ايشان در فقرو... نبينيم بلكه بايد سعي كنيم عملاً رفتارهاي حضرت را در زندگي پياده كنيم كه در اين مقاله به نكاتي اشاره شده است.
خيلي از مشكلاتي كه جامعه ما خصوصاً زنان ما دارند بخاطر اين است كه از اين الگوي نمونه استفاده نمي كنند. مثلاً خيلي از زنان ما در شوهرداري و رفتار با ايشان مشكل دارند و فكر مي كنند بايد آنها هم مانند مردان كارهاي سنگين وسخت انجام دهند و اصلاً طرز تفكرشان غلط است واينجاست كه فرموده اند: «زن ريحانه است» و «زن محبوبه خداست» چرا بايد خود رااين قدر به زحمت بيندازد و با مردان نامحرم سروكار داشته باشد به خانم فاطمه زهرا سلام اللّه عليها كه در اين مورد رجوع مي كنيم مي بينيم ايشان چقدر از تقسيم كاري كه برايشان شد خوشحال شدند. ببينيد ما كجا هستيم و حضرت كجا؟ ما چه فكر مي كنيم و ايشان چه؟ يامثلآً جرياني كه به ما تسبيح حضرت زهرا سلام اللّه عليها راياد مي دهندچقدر مهم است كه شما اي خانم خانه اگر كار زيادي در منزل داري، مهمان زيادي داري، بركت وقتي مي خواهي تو هم بنشين تسبيحات رابگو تا وقتت بركت پيدا كند و همين طور ساير موارد.
اميد است بتوانيم حضرت زهرا سلام اللّه عليها رادر زندگي عملي مان داخل و واردكنيم و اينطور امامانمان را بشناسيم تا با معرفت شناخته باشيم. ان شاء الله

پي نوشتها:
۳-محمدي اشتهاردي ،محمد، نگاهي بر زندگي حضرت فاطمه سلام اللّه عليها صفحه 64 ۱-حسيني شاهرودي ،سيدمحمد، الگوهاي رفتاري حضرت زهرا سلام اللّه عليها تربيت فرزند. 2-حسيني شاهرودي ،سيدمحمد، الگوهاي رفتاري حضرت زهرا سلام اللّه عليها تربيت فرزند، صفحه 14
4-حسيني شاهرودي ،سيدمحمد، الگوهاي رفتاري حضرت زهرا سلام اللّه عليها اداره منزل صفحه 16 . 5-حسيني ، سيدعلي، كرامات و مقامات عرفاني حضرت زهرا سلام اللّه عليها صفحه 44 ۶- دشتي ،محمد، فرهنگ سخنان حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه عليها صفحه 13 ۷-كفاش، حميدرضا، 75 درس زندگي از سيره عملي حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه عليها صفحه 29 ۸-شجاعي ، سيد مهدي ، خدا كند تو بيايي ،صفحه 27 ۹-گروه كتاب ، آشنايي با حضرت زهرا سلام اللّه عليها صفحه




http://upload.tazkereh.ir/images/02117682775505221543.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/02117682775505221543.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۰۷, ۲۰:۲۲
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif

چهره ها با اشک زيبا مي شود

عشق با تصوير معنا مي شود

عشق يعني ذکر ناموس خدا

يا علي گفتن به زير دست و پا

عشق يعني جلوه صبر خدا

شرم ايوب نبي از مرتضي

عشق بر دلها شهامت مي دهد

عشق بر غمها حلاوت مي دهد

عشق بر دلداده فرمان مي دهد

عاشق جان داده را جان مي دهد

http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif

سلمان فارسی
۱۳۸۹/۰۲/۰۷, ۲۱:۴۰
ما بي خيال حرمت مادر نمي شويم
هرگز جدا زدامان حيدر نمي شويم
با ما نگو شيعه وسني برادرند
ما با حرام زاده برادر نمي شويم
***********************
چرا بال وپر ما را شكستي
گل ياس مدينه را شكستي
الهي بشكند قنفذ دو دستت
كه دست مادر ما را شكستي
***********************
آن فرقه اي كه تيشه به نخل فدك زدند
بر قلب پاك ختم رسولان نمك زدند
مهدي بيا زقاتل مادر سوال كن
زهرا چه كرده بود كه او را كتك زدند
***********************

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۸, ۰۰:۰۴
http://upload.tazkereh.ir/images/81846367784501382564.gif


5 - فاطمه(س) از نگاه امام محمدباقر(ع):
امام باقر(ع) به جابر روايت كردند كه: «... چون قيامت ‏شود، جبرئيل ندا مي‏دهد: خديجه دختر خويلد كجاست؟ مريم دختر عمران، آسيه دختر مزاحم، ام كلثوم خواهر موسي كجايند؟ آنان از جاي بر مي‏خيزند... اي اهل محشر! امروز من كرامت را براي محمد و علي و حسن و حسين و فاطمه(ع) قرار دادم. سرها را پايين بياندازيد و چشم ها را فرو ببنديد، چون فاطمه مي‏خواهد به بهشت‏ برود. سپس جبرئيل ناقه‏اي بهشتي مي‏آورد و آن حضرت را به بهشت مي‏برد و ليكن ايشان وقتي نزديك بهشت مي‏رسد درنگ مي‏كند. خداوند مي‏فرمايد: درنگ شما براي چيست؟ فاطمه مي‏گويد: پروردگارا! دوست دارم در چنين روزي مقامم شناخته شود. خداوند مي‏فرمايد: اي دختر حبيبم! برگرد و نظر افكن و هركس را كه دوستي تو يا دوستي يكي از فرزندان تو در دلش باشد، او را گرفته و وارد بهشت كن.» در ادامه امام باقر(ع) مي‏فرمايد: «به خدا سوگند! اي جابر در آن روز فاطمه شيعيان و دوستانش را همانند پرنده‏اي كه دانه خوب را از دانه بد جدا مي‏كند، از بين جمعيت جدا مي‏كند.»


http://upload.tazkereh.ir/images/81846367784501382564.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۸, ۰۱:۴۹
http://upload.tazkereh.ir/images/81846367784501382564.gif




نام گل بردی و بلبل گشت خاموش ای بلال !
مادر مظلومه ی ما رفت از هوش ای بلال !

بوستان وحی را بیت الحزن کردی بس است
با اذان خود مکن ما را سیه پوش ای بلال !

دیر اگر خاموش گردی زودتر گردد زتو
مادر ما را چراغ عمر خاموش ای بلال !

مادر ما بر اذانت گوش داد اینک تو هم
بر صدای گریه ی زینب(س) بده گوش ای بلال !

مرگ پیغمبر(ص) شکسته قامت ما را به هم
بار غم مگذار ما را بر سر دوش ای بلال !

غنچه پرپر گشت و گل از دست رفت و باغ سوخت
کرد حق باغبان گلچین فراموش ای بلال !

گرد غم بر روی ما بنشسته و دانسته ایم
خاک گیرد لاله ی ما را در آغوش ای بلال !


http://upload.tazkereh.ir/images/81846367784501382564.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۰۸, ۰۱:۵۵
http://www.shiaupload.ir/images/30466605405683788349.jpg




چرا فاطمه را " شهیده" می خوانیم؟
بدون شك فاطمه علیهاالسلام به مرگ طبیعی از دنیا نرفته است ، چرا كه قضایاى حمله به خانه او، و وارد آمدن آسیب هاى فراوان بر دست و پهلو و سینه و جنین ، ادامه زندگى را بر او بسیار دشوار كرد.

و در این مدت كوته پیوسته از صدمات وارده رنج مى برد، و سرانجام در اثر همان آسیب ها به شهادت رسید. اینك جهت اثبات شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام نگاهى به شواهد و دلائل موجود مى پردازیم.

ناگفته نماند كه از امام حسن علیهاالسلام مجتبى و امام صادق و امام رضا علیه السلام روایت شده كه فرمودند: ما منا الا مسموم اءو شهید1 و شك نیست كه فاطمه علیهاالسلام جزو منا مى باشند.

افزون بر این كه روایات صریح و روشنى بر شهادت حضرت فاطمه داریم كه معصومین روى این جهت تكیه كرده اند:
1-پیامبر پیش از رحلت خود در یك پیشگویى به على فرمود:
پس فاطمه اولین كسى است كه به من ملحق خواهد شد، در حالى كه حزن و اندوه او را فراگرفته ، حق او را غصب كرده و وى را كشته اند بر من وارد خواهد شد.2

2-پس از شهادت فاطمه ، مدتى امیر مؤ منان از یاران فاصله گرفته و از خانه بیرون نرفت .
برخى از یاران و دوستان على علیه السلام كه این وضعیت براى آن ها گران آمده بود از عمار یاسر خواستند تا به خانه على رفته و از او بخواهد تا از دوستان فاصله نگیرد.

عمار براى رساندن پیام ، به خانه حضرت على رفته و از وى خواست تا از خانه بیرون بیاید.
حضرت در پاسخ فرمود: بدان اى عمار!
این فقید از دست رفته ، دختر رسول خدا دار فانى را وداع گفت در حالى كه مظلوم بود و حق او غصب شده و شهید از دنیا رفت . سپس از جاى برخاسته در حالى كه اشك از چشمانش سرازیر بود خانه را ترك گفت ...3

3-سلیم بن قیس از على نقل كرده وقتى كه ابوبكر به قنفذ پیام فرستاد كه اگر فاطمه مانع شد او را بزن پس او را براى آن كه دست از على بردارد به طرف دسته در خانه اش فشار داده و یك دنده از پهلویش را شكست و جنین او را سقط كرد، و پس از آن ماجرا در بستر بیمارى بود تا این كه در اثر همان صدمات ، شهید از دنیا رفت .4



http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۰۸, ۰۱:۵۶
http://upload.tazkereh.ir/images/31155919270825446089.png (http://upload.tazkereh.ir/images/31155919270825446089.png)




4-امام حسین علیه السلام از محمد بن عمار بن یاسر از پدرش عمار حدیثى نقل كرده و در پایان همان حدیث ، عمار ضمن باز گو كردن ماجراى پس از رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله و هجوم به خانه فاطمه مى گوید:
وقتى كه پیامبر به لقاء الله شتافت ، و گذشت آنچه كه گذشت به هنگام ورود به خانه فاطمه و بیرون آوردن پسر عموى او، از دست آن مرد به فاطمه آنچنان آسیب رسید كه فرزند خود را سقط كرد و همان جریان باعث بیمارى و وفات وى بود.5

5-همچنین از امام صادق علیه السلام نقل شده كه فرمود:
علت وفات فاطمه علیهاالسلام این بود كه قنفذ غلام عمر به دستور وى با غلاف شمشیر به دختر پیامبر صلى الله علیه و آله زد كه در اثر همان زدن محسن سقط گردید و در پى این سقط جنین سخت بیمار گشت ...6

6-على بن جعفر از برادر خود امام موسى بن جعفر علیه السلام نقل كرده كه فرمود:
ان فاطمه علیهاالسلام صدیقة شهیدة .7
و بزرگان ما همانند شیخ مفید و دیگران بر این عقیده هستند كه وى شهید از دار دنیا رفته است . وى در كتاب فقهى خود به نام المقنعة در زیارت حضرت فاطمه علیهاالسلام چنین آورده است :
هرگاه به مدینه رفتى ... به روضه داخل شو و آن جا بایست و فاطمه علیهاالسلام را زیارت كن كه او همان جا دفن گردیده ، پس هرگاه خواستى او را زیارت كنى به سوى قبله بایست و بگو...:


السلام علیك یا رسول الله صلى الله علیه و آله ،
السلام علیك و على بنتك الصدیقة الطاهرة ،
السلام علیك یا فاطمه علیهاالسلام بنت رسول لله صلى الله علیه و آله ،
السلام علیك ایتها البتول الشهیدة الطاهرة ،
لعن الله من ظلمك و منعك حقك و دفعك عن ارثك و لعن الله من كذبك.8


و علامه مجلسى در مرآة العقول ذیل روایت كلینى در كافى از حضرت موسى بن جعفر علیه السلام كه فرمود:
ان فاطمه صدیقة شهیدة مى فرماید:
و این خبر دلالت دارد كه فاطمه علیهاالسلام شهید شده است و این مسئله از متواترات است ...9




http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۸, ۰۲:۰۵
http://upload.tazkereh.ir/images/03357324223789116833.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/03357324223789116833.gif

6- فاطمه(س) از نگاه امام جعفر صادق(ع):
مرحوم مجلسي در ضمن روايتي از امام صادق(ع) نقل مي‏كند: «فاطمه، صديقه كبري است. محور حركت انسان هاي گذشته، معرفت و شناخت ‏حضرت فاطمه بوده است.» سيد هاشم بحراني روايت ديگري از امام صادق(ع) نقل مي‏كند كه: «نبوت هيچ پيامبري تكميل نشد مگر اين كه به فضيلت آن حضرت اقرار نموده، محبت او را دارا باشد.» امام صادق(ع) در ذيل آيه شريفه«اناانزلناه في‏ليلة‏القدر»؛ مي‏فرمايد: منظور از«ليلة‏» فاطمه و منظور از«قدر» خداوند است. هركس فاطمه را آن گونه كه سزاوار است، بشناسد، «ليلة‏القدر» را درك كرده است.»
7- فاطمه(س) از نگاه امام موسي كاظم(ع):
امام كاظم(ع) مي‏فرمايد: «همانا فاطمه، صديقه و شهيده است.» سليمان جعفر مي‏گويد: از امام كاظم(ع) شنيدم كه فرمودند: «درخانه‏اي كه اسم محمد يا علي، حسن، حسين، جعفر، عبدالله و از زنان فاطمه باشد، فقر و تنگدستي وارد نخواهد شد.»


http://upload.tazkereh.ir/images/03357324223789116833.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/03357324223789116833.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۰۸, ۰۲:۱۶
http://upload.tazkereh.ir/images/79586756801477271352.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/79586756801477271352.gif)




http://upload.tazkereh.ir/images/42482176620095128547.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/42482176620095128547.gif




سال روز شهادت
و اما سال روز رحلت جانگداز فاطمه علیهاالسلام اگر چه در بین مورخین اختلاف نظر هست به گونه اى كه برخى اقوال را به هجده نظر رسانده اند.10

اما مختار از بین این گفته ها فقط دو قول است و نظر بزرگان نیز بر همین دو گفته استوار است .

قول اول هفتاد و پنج روز پس از رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله در نظر گرفته شده و برگرفته از روایتى است كه به نظر علامه مجلسى صحیح است از امام محمد باقر نقل شده ؛ فرمود: وى هفتاد و پنج روز پس از رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله بزرگوار از دنیا رفته است.11

قول دوم نود و پنج روز است ، چنان چه مرحوم اربلى از امام محمد باقر علیه السلام همین قول را نقل كرده 12 و ابو الفرج اصفهانى نیز از امام محمد باقر علیه السلام گذشت سه ماه پس از رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله روایت كرده 13 كه قول پیامبر صلى الله علیه و آله را تایید مى كند.

در این جا علامه مجلسى ضمن صحیح خواندن روایت هفتاد و پنج روز فرموده: تطبیق دادن بین ولادت و وفات و عمر شریف فاطمه علیهاالسلام كار بسیار دشوارى است ؛ زیرا اگر رحلت پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله در روز 28 صفر باشد باید وفات فاطمه در اواسط جمادى الاولى باشد
و اگر به گفته اهل تسنن در دوازدهم ربیع الاول پیامبر صلى الله علیه و آله وفات نموده باشد، مى بایست وفات آن حضرت در اواخر جمادى الاولى صورت پذیرفته باشد و آن چه كه ابو الفرج اصفهانى نقل كرده كه فاطمه علیهاالسلام سه ماه پس از پدرش زنده ماند؛ ممكن است با قول مشهور كه حضرت در سوم جمادى الثانى از دنیا رفته است ، منطبق شود، و خبر ابو بصیر از امام صادق بر همین قول است ، البته اگر بگوییم كه روزهاى زیادى را امام بخاطر ناچیز بودنش ذكر نفرموده است.14

و شیخ مفید در تایید نظر دوم مى فرماید روز سوم جمادى الثانى سال یازدهم هجرت سال روز رحلت حضرت فاطمه علیهاالسلام زهرا مى باشد و این همان روزى است كه در همه سال غم و اندوه مؤمنین تجدید مى شود.15
این بود خلاصه اى از زندگى پاره تن مصطفى و همسر على مرتضى كه به طور اشاره و گذرا تقدیم خوانندگان شد؛ امید است خوانندگان عزیز ما را از كم و كاستى ها و یا ناهماهنگى هاى موجود در این چكیده عفو فرموده و اگر بر نكته اى دست یافتند، ما را بهرمند سازند.

منبع: فاطمه علیها سلام الگوى حیات زیبا، محمد جواد مروجى طبسى
1- حیاة الامام الحسن العسكرى ، ص 425.
2- بحار الاءنوار، ج 43، ص 173، بشارة المصطفى ، ص 199، اءمالى الصدوق ، ص 101.
3- الكوكب الدرى ، ص 250.
4- احتجاج طبرسى ، ج 1، ص 108.
5- دلائل الامامة ، ص 26.
6- همان ، ص 45.
7- الكافى ، ج 1، ص 458.
8- المقنعة ، ص 71.
9- مرآة العقول ، ج 5، ص 318.
10- رجوع شود به وفات الصدیقة الزهراء، ص 114.
11- بحار الاءنوار، ج 43، ص 15.
12- كشف الغمة ، ج ، ص ، بحار الاءنوار، ج 43، ص 189.
13- مقاتل الطالبیین ، ص 31، فتح البارى ، ج 7، ص 397، تهذیب التهذیب ، ج 12، ص 469.
14- بحار الاءنوار، ج 43، ص 215.
15- مسارالشیعة ، ص 66، مصباح كفعمى ، ص 511.




http://upload.tazkereh.ir/images/42482176620095128547.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/42482176620095128547.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۰۸, ۰۲:۱۷
http://www.sobh.org/images/sokhanrooz-arshiv/tasavir/89-2-7.jpg



http://upload.tazkereh.ir/images/72557002551853309267.gif

از بــيـت آل طـاهـا(ص) آتـــش كــشــد زبـانــه
گــوئـي شــده قـــيـامـت بـر پـا درون خــانــه

برپاست شور محـشر از عـتـرت پـيـمبـر(ص)
خـلــقـنـد مـات و مـبـهـوت از گـردش زمانـه

اهريمنان نمودند خون قلب مـصـطفي(ص) را
در مـنـظـر خـلايـق بـي جــرم و بــي بـهــانـه

در پــشــت در فــتــاده ام الائـــمـــه(س) از پـا
دارد فـغــان ز دشـمـن آن گـــوهــر يـگــانـه

زيـنـب(س) بـه نـاله گـويـد كـشـتـند مــادرم را
ايـن يك ز ضـرب سـيـلي آن يك ز تـازيانه

در خون فتاده زهرا(س) چون مرغ نيم بسمل
مـحـسـن(ع) فـتاده چـون گـل پر پر در آستانه

در پشت زانـوي غم پژمان نشسته حـيـدر(ع)
مانده حـسـيـن مظـلوم(ع) حيران در آن ميانه

از نقش خون و ديوار پرسد ز حال زهرا(س)
وز زخــم سـيـنـه گـيـرد از مــيــخ در نشـانه

دارد حــســن(ع) شـكـايـت از كـيـنـه مغيره(ل)
ريـــزد ز ديـــدگـــانـــش يــاقـــوت دانـه دانـه

بـا پـهـلـوي شـكـسـته چون مـرغ بـال بسته
زهـرا(س) بـه خـون نـشسـته در كـنج آشيانه

http://upload.tazkereh.ir/images/72557002551853309267.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۰۸, ۰۸:۳۶
http://upload.tazkereh.ir/images/97685463601256336967.png




رفتار حضرت زهرا(سلام الله علیها) با شوهر در عاليترين مرحله صفا و مهرباني بود، نه تنها هرگز خاطر شوهر را نرنجانيد، بلکه ياور مهربان و نوازشگر دلسوز براي شوهر بود، و در همه صحنه‏هاي زندگي، همدم و همدرد و شريک زندگي علي(علیه السلام) بود.

براي روشن شدن اين مطلب به نمونه‏هايي اشاره مي‏کنيم:
1- پيامبر(صلی الله علیه وآله) روزي نزد دخترش فاطمه(علیها السلام) آمد و ضمن احوالپرسي، پرسيد: «شوهرت را چگونه يافتي؟» فاطمه(سلام الله علیها) در پاسخ گفت: «اور ا بهترين شوهر يافتم» پيامبر(صلی الله علیه و اله) فرمودند: «دخترم! شوهرت، نيکو همسري است، در هيچ کاري از دستور او سرپيچي نکن».(1)

2- امير مؤمنان علي(علیه السالم) در سخني در شأن حضرت زهرا(علیها السلام) فرمود:
سوگند به خدا من زهرا(سلام الله علیها) را تا آن هنگام که خداوند او را به سوي خود برد، خشمگين نکردم، در هيچ کاري موجب ناخشنودي او نشدم، او نيز مرا خشمگين نکرد و هيچگاه موجب ناخشنودي من نشد.(2)

3- پيوند مقدّس همسري زهرا(سلام الله علیها) و علي(علیه السلام) به قدري با صفا و پر مهر بود، و وجود زهرا(سلام الله علیها) به قدري براي حضرت علي(علیه السلام) مايه آرامش و خشنودي بود که علي(علیه السلام) در سخني مي‏فرمايد: «من به چهره زهرا نگاه مي‏کردم، همين نگاه، هرگونه غم و اندوه را از من برطرف مي‏نمود».(3)

4- فاطمه(سلام الله علیها) در ياري علي(علیه السلام) و همکاري با او در رنج‏ها و دشواري‏ها و غم‏ها به قدري کوشا بود، که وقتي پيامبر(صلی الله علیه وآله) از علي(علیه السلام) پرسيد: «زهرا(سلام الله علیها) را چگونه همسري يافتي؟» علي(علیه السلام) بي‏درنگ در پاسخ گفت: او را در راستاي اطاعات خداوند، ياوري نيکو يافتم.(4)


[1] کشف الغمّه، ج 1، ص 491.
[2] کشف الغمّه، ج 1، ص 492.
[3] کشف الغمّه، ج 1، ص 492.
[4] بحار الانوار - ج 43، ص 117.





http://upload.tazkereh.ir/images/31769882138739530277.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/31769882138739530277.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۰۸, ۰۸:۳۸
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif

این زخم تا همیشه به جانم نشانه است
انبوه غصه ات به دلم تازیانه است

ای یادگار وچشمه پر خیر مصطفی
داغت شرار آتش اهل زمانه است

ازآن شبی که پیکرت از خانه شد برون
روی سیاه دشمن و روضه بهانه است

ای بانویی که مادر بابای خود شدي
بعد از تو چاه محرم راز شبانه است...

http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif

مجیب
۱۳۸۹/۰۲/۰۸, ۰۸:۵۲
از فاطمه اکتفا به نامش نکنید
نشناخته توصیف مقامش نکنید
آنکس که در او محبت زهرا نیست
علامه اگر هست سلامش نکنید
:Sham::Sham::Sham:

محب زهرا
۱۳۸۹/۰۲/۰۸, ۱۳:۳۳
فلسفه گریه های حضرت زهرا(س)


http://mansurzamany.webphoto.ir/photos/ma793633.jpg


فلسفه گریه های حضرت زهرا(س)
رحلت پیامبر(ص) مسلمانان، به ویژه فاطمه(س) را سخت غمگین نمود. حضرت زهرا(س) مدت هفت روز به عزاداری و گریه پرداخت و از خانه بیرون نیامد و بعد از آن به سوی قبر پیامبر(ص) حركت نمود. هنگامی كه به قبر رسید، خود را روی قبر پدر انداخت و غش كرد. زنان مدینه دور حضرت(س) حلقه زدند و آب به صورت او پاشیدند، آن گاه حضرت(س) رو به قبر نمود و گفت: ای پدر بزرگوار! بعد از تو چه كسی به داد بیوه زنان و فقرا خواهید رسید؟ بعد از تو تا روز قیامت چه كسی به فریاد و ناله‏های امت خواهد رسید؟!(1)
از كلمات و ناله‏های حضرت زهرا(س) استفاده می‏شود گریه و عزاداری ایشان بر اساس عوامل زیر شكل گرفته است:
1 - فراق پدر(ص)
طبیعی است رحلت پدر بر فرزندان، به ویژه دختران سخت تأثیر می‏گذارد، از این رو معمولاً دختران بیشتر در مرگ پدر احساس ناراحتی می‏كنند. گریه و ناله دختر بر سوگ پدر، امری عقلایی و طبیعی است، از این رو مردم دخترانی را كه در مرگ پدر گریه می‏كنند، سرزنش نمی‏كنند.

علی(ع) در قبرستان بقیع بیت الاحزان رابه وجود آورد.(2) حضرت زهرا(س) دست‏های امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را گرفته، آن جا رفته و گریه می‏كرد.(3)


2 - درد اجتماعی.
یكی از علل گریه حضرت زهرا(س) درد اجتماعی و آینده امت اسلامی بود حضرت زهرا(س) در كنار قبر پیامبر(ص) عرضه داشت: ای پدی بزرگوار! بعد از تو چه كسی به داد بیوه زنان و فقرا خواهد رسید؟! بعد از تو تا روز قیامت چه كسی به فریاد این امت خواهد رسید؟!
فاطمه زهرا(س) در كنار قبر پیامبر(ص) برای فقیران، پابرهنگان و آینده جهان اسلام گریه می‏كند، و گریه برای آینده مسلمانان، همخوان و همسو با حقوق شهروندان است.
از این رو حضرت زهرا(س) در كنار قبر پدر(ص) عرضه داشت: ای رسول خدا(ص) ای برگزیده خدا! ای پناه یتیمان!(4)
بر اساس احساس دردهای اجتماعی بود كه حضرت زهرا(س) در كوه احد برای شهیدان، به ویژه حضرت حمزه(ع) گریه و ناله كرد.
3 - مبارزه سیاسی.
بی تردید یكی از علل گریه‏های حضرت زهرا(س) سیاسی است. متأسفانه برخی از مسلمانان پس از رحلت پیامبر(ص) وصایای حضرت(ص) را نادیده گرفته و نسبت به خاندان او ستم‏ها روا داشتند.
منحرف کردن حكومت توسط خلفا و آتش زدن خانه زهرا(س)،(5) و غصب فدك(6) از مصادیق ستم هایی بود كه بر علی(ع) و فاطمه زهرا(س) روا داشته شد.
فاطمه زهرا(س) با گریه و عزاداری به دفاع از ولایت پرداخته و مظلومیّت خویش را به مردم فهماند كه حقّ شوهر او را ضایع نموده و بر خود او ظلم روا داشته‏اند: مرگ پدر، مظلوم شدن شوهر، از دست رفتن حق، و بالاتر از همه دگرگونی‏هایی كه پس از رسول خدا(ص) به فاصله‏ای اندك پدیدار گردید، روح و سپس جسم دختر پیغمبر(ص) را سخت آزرده ساخت.(7)

1 - بحار الانوار، ج 43، ص 175.
2 - مصطفی دشتی، معارف و معاریف، ج 3، ص 315.
3 - بحار الانوار، ج 43، ص 177.
4 - ستارگان درخشان، ج 2، ص 80.
5- جعفر شهیدی، زندگانی حضرت فاطمه(س)، ص 145.
6 - حسین علی منتظری، شرح خطبه حضرت زهرا(س).
7 - جعفر شهیدی، زندگانی حضرت فاطمه(س)، ص 144.

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۰۸, ۱۴:۱۴
http://www.upload.tazkereh.ir/images/23458268876713591845.png


پایان حیات شمع


پایان حیات شمع پیداست؛ و به گونه اى دیگر مى تابد؛ و شاید نیز فروزانتر! و آن روز ، نیز، فاطمه، شمع وجودش ، در پیش چشمان مولاش على، چنین مى نمود! و خود نیز بدادش خبر كه:

على جان!

بدرود خواهمت گفت، اى جان من، و نیز جهان را ، همین امروز! و ه! چه بى تاب شد على! و گویى كه همه چیزش به سنگ مى خورد!

آه! فداى چشم هاش، كه اشك هاش ، چه با حیرت و شگفت فرومى چكیدند!
آرى ، على ، خوانده نبود ، اینجاى داستان را!
چه بایدش مى كرد؟! و یا كه مى توانست نمودن؟! و ایم! چه غریبانه گفت، همه را، كه دمى چند تنهایشان گذارند، تا كه بنشینند، و نیز بشنوند ، شنیدن هاى واپسین را! و همه نیز چنین بنمودند، و آن دم ، سقف بظاهر كوچك خانه فاطمه ، فاطمه را، و على را، در زیر چتر خویش میزبان بود!
به نگاه فاطمه اش گفت:

على جان!

در این كوتاه ایام بودن ، بودن من با تو ، با تو به «صدق» بودم، و هیچ خیانت را ننمودم، و نه مخالفتى ، نه چنین بوده است، آیا؟! و على آن نشسته ى شكسته ، در آن غروب غریبى، كه برایش گفتن، حتى اندكش، چه سنگین مى نمود، گفت: معاذ الله!!!

فاطمه جان!

پناه بر خدا!

تو كجا و خیانت؟!

تو كجا و خلاف؟!

به خدایم، كه تو، بس گرامى بودى! و چه خداى ترس! و قد عز مفارقتك و فقدك!

فاطمه ام!

دورى ، جدایى ، از تو ، اى گرانمایه! بسى بر من گران است!

اما چه مى توانم كرد؟!

الا انه امر لابد منه ، امر خداوند است، و نه از آن گریزى! و قد عظمت وفاتك و فقدك ، فانالله و انا الیه راجعون!

فراق تو، و فقدانت، چه سهمگین است! و من به خداى پر مهر پناه مى آورم، از این انبوه اندوه، و چه سوگ بزرگى است، این! و آنگاه لرزان و پر ارتعاش فاطمه اش را گفت:

به یقین باش كه على مرد وفاست، و به انجام خواهمش رسانید آنچه مرا بازگویى، و بر خواهش خویش نیز برمى گزینم ، گو كه چه دشوار آید!

آرى، هر چه خواهى بگو، مى شنوم و مى شود! و فاطمه اش نیز گفت:

ارزانیت بدارد خداى پر مهر، اى بزرگمرد!

آن هم شكوهمندترین پاداش ها!

على جان!

مى خواهم تو را، و به جد، و بر آن نیز بسى اصرار، كه:

نه «عمر»، و نه «ابوبكر»، و نه آنان كه تابعند آنان را ، آرى، هیچكدام ، در نماز ، بر پیكر من ، نبایست كه حاضر آیند!

آه! دخترم، گفتم نماز!

هنوزم در یاد است ، غربت را ، همه اش، كه آن شب بنشسته بود، سینه على را، و گویى كه نبود ، در خاطرش ، جز یاد آن قامت خم، و ابروى وار فاطمه اش!

حیرتا!

گویى كه محراب به فریاد بود! و نبود على را هیچ تحمل!

در نمازم خم ابروى تو در یاد آمد

حالتى رفت كه محراب به فریاد آمد

از من اكنون طمع صبر و دل و هوش مدار

كان تحمل كه تو دیدى، همه بر باد آمد


فاطمه، واژه بی خاتمه، محمد رضا رنجبر

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۰۸, ۱۴:۱۵
http://www.upload.tazkereh.ir/images/08264166072643114803.png



منتظریم، تاریخ جواب دهد!




زیارت فاطمه زهرا ( سلام اللّه علیها ) را هم در مسجد رسول خدا (صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله) مى خوانیم و هم در قبرستان بقیع، چون قبر فاطمه زهرا ( علیهاالسّلام ) مفقود الأثر است، گویا خداوند براى تسلیت كسانى كه عزیزان خود را در جبهه ها از دست مى‏دهند و حتى از جناره فرزندشان خبرى ندارند، چنین مقرر داشته كه از قبر دختر پیامبر اكرم (صلّى‏ اللَّه‏علیه‏وآله) نیز خبرى نباشد، «اِنَّا لِلّهِ وَ اِنَّا اِلَیهِ راجِعُونَ».

البته مفقود الأثر واقعى، ستمكاران و ریاكاران تاریخ هستند كه در قیامت، اثرى از تلاشها و عمل خود را مشاهده نمى‏نمایند و ناله ها سر مى‏دهند كه اى واى
«ما اَغْنى عَنّى مالِیَه»، مال و ثروتم هیچ سودى نداشت.

«هَلَكَ عَنّى سُلْطانِیَهْ»2، سلطنت و قدرتم از دستم رفت، بدون آنكه براى امروز نتیجه و حاصلى داشته باشم.

«یا لَیْتَنى‏ كُنْتُ تُرابا»، اى كاش، من خاك بودم و زیر پاى مردم له مى‏شدم و به چنین دادگاهى حاضر نمى‏شدم.

آرى، بود و نبود بارگاه، چندان مهم نیست، اگر بر قبر شریف فاطمه زهرا ( سلام اللّه علیها )بارگاه و نشانه‏اى نیست در عوض، خداوند از او به عنوان كوثر یاد فرموده است، بارگاه همه جا نیست، اما قرآن و سوره كوثر در همه جا هست.

صحن و سرا اثر جمادى است، ولى از ذریه و فرزندان فاطمه زهرا ( سلام اللّه علیها ) آثار معنوى و انسانى و مكتبى به جاى مانده است كه ما، در زمان خودمان، یكى از فرزندان او را به نام «امام خمینى» ( ره ) مشاهده كرده‏ایم كه چگونه به میلیونها ترسو، شجاعت داد و خواب رفته‏ها را بیدار كرد و در جهان زلزله‏اى انداخت كه خواب را از چشم ابرقدرت‏ها ربود و چراغى روشن كرد كه شعاع نورش به شرق و غرب عالم رسیده است و مقدماتى براى حكومت حضرت مهدى (عجّل اللّه فرجه) آماده شده است.

به هر حال، از قبر مادر امامان خبرى نیست، ولى از ناله‏هاى آن بانو و خطبه‏ها و كلمات و فرزندانش صدها خبر در دست است، از شخص فاطمه (سلام اللَّه علیه) بى‏خبریم، ولى از شخصیت فاطمه زهرا (علیهاالسّلام) خیر.
فاطمه - (علیهاالسّلام) وصیت مى‏كند كه شب، مرا غسل دهید و به خاك بسپارید، او مى‏خواهد با دنیا حرف بزند و بگوید:

مگر من دختر نبوّت، همسر ولایت، مادر امامت نبودم، چرا باید قبرم مخفى باشد؟

مگر من تنها یادگار محمّد (صلّى اللَّه علیه و آله) و محمّد (صلّى اللَّه علیه و آله) وارث ابراهیم و نوح و موسى و عیسى (علیهم السّلام) نیست؟

مگر من مصداق آیه تطهیر و سوره كوثر و بزرگ زنان عالم نبودم؟

مگر پدرم رسول خدا (صلّى‏ اللَّه‏علیه‏وآله) نفرمود:

فاطمه (علیها السّلام) پاره تن من است، هر كه او را آزار دهد مرا آزرده و هر كه مرا بیازارد، خدا را به غضب آورده است؟3


مگر پدرم هنگام بازگشت از سفر، اول به دیدن من نمى‏آمد؟4

مگر وقتى وارد مى‏شدم، پدرم به احترام من نمى‏ایستاد؟5

مگر روز عاشورا، حسین(علیه السلام) دلیل زیر بار زور نرفتن خود را، تربیت در دامن من ندانست؟6

مگر براى پدرم، آنگاه كه مشغول كندن خندق بود، غذا نمى‏آوردم؟7

مگر من تنها كسى نبودم كه هنگام پرتاب شكمبه شتر بر پدرم، از راه رسیدم و از او در برابر آن همه كفار حمایت كردم؟8

مگر من لباسهاى خون آلود پدرم را به هنگام مراجعت از جبهه نمى‏شستم؟

مگر من پانسمان كننده جراحت صورت پدرم در جنگ - احد نبودم؟

مگر صبرم، حسن (علیه‏السلام) و شجاعتم، حسین (علیه‏السلام) و سخنرانى و حمایت از مقام رهبرم، زینب(علیهاسلام) را نپروراند؟

مگر براى سیركردن محرومان و گرسنگان، گردنبدم را نفروختم؟

مگر در شوهر دارى به عالى ترین درجه نرسیدم؟ شوهرم، على (علیه السلام) فرمود: فاطمه «سلام الله علیها» هیچگاه مرا خشمگین نكرده است؟9

مگر همه امامان معصوم (علیهم السّلام) از فرزندان من نیستند؟

مگر پدرم این همه سفارش مرا نكرد؟

مگر حامله نبودم؟

مگر داغدار مرگ پدرم نبودم؟

مگرجوان نبودم؟
پس چرا باید وصیت كنم، كسى براى تشییع جنازه‏ام نیاید؟
و قبرم مخفى باشد؟


منتظریم، تاریخ جواب بدهد!


1) سوره حاقه آیات 28 و 29.
2) سوره حاقه آیات 28 و 29.
3) الغدیر جلد 7 صفحه 232.
4) بحار الانوار جلد 43 صفحه 30.
5) اعلامالورى صفحه 157.
6) هیهات من الذلة... حجور طابت و طهرت.
7) ذخائر العقبى صفحه 47.
8) ذخائر العقبى صفحه 47.
9) مناقب خوارزمى به نقل از بانوى نمونه صفحه 104.


http://upload.tazkereh.ir/images/72557002551853309267.gif

طهورا فروزان
۱۳۸۹/۰۲/۰۸, ۱۴:۵۳
نه مثل ساره اي و مريم! نه مثل آسيه و حوا/
فقط شبيه خودت هستي! فقط شبيه خودت زهرا/
! اگر شبيه کسي باشي، شبيه نيمه شب قدري/
شبيه آيه تطهيري شبيه سوره «اعطينا»
شناسنامه تو صبح است، پدر تبسم و مادر نور/
سلام ما به تو اي باران، سلام ما به تو اي دريا/
کبود شعله ور آبي! سپيده طلعت مهتابي/!
به خون نشستن تو امروز، به گل نشستن تو فردا/
بگير آب و وضويي کن، ز چشمه سار فدک امشب/
نماز عشق بخوان فردا، به سمت قبله عاشورا/


http://publicrelations.tums.ac.ir/images/news/yazahra1.jpg

سوگند
۱۳۸۹/۰۲/۰۸, ۱۶:۵۲
نگاه سرد مردم بود و آتش
صدا بين صدا گم بود و آتش
بجاي تسليت با دسته ي گل
هجوم قوم هيضم بود و آتش
:Sham:

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۰۸, ۱۷:۴۲
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif

باز هم موسم پرپر شدن گل آمد
باز هم فصل فراق گل و بلبل آمد

آسمان دل ما ابری و بارانی شد
دیده از موسم اشک و گهرافشانی شد

دل بی سوز و گداز از غم زهرا دل نیست
دل اگر نشکند از ماتم او، جز گل نیست

خون و اشک از دل و از دیده ما می جوشد
فاطمه صورت خود را ز علی می پوشد

عمر کوتاه تو، ای فاطمه فهرست غم است
قبر پنهان تو روشنگر اوج ستم است

رفتی، اما ز تو منظومه غم بر جا ماند
با دل خسته و بشکسته علی تنها ماند

اثر دست ستم از رخ نیلی نرود
هرگز از یاد علی، ضربت سیلی نرود

با علی راز نگفتی تو ز بازوی کبود
با پدر گوی که بعد از تو چه بود و چه نبود

شهر اگر شهر تو، پس حمله به آن خانه چرا
مرگ جانسوز چرا؟ دفن غریبانه چرا؟

داغ ما آتش و میخ در و سینه است هنوز
مدفن گمشده در شهر مدینه است هنوز

باغ، تاراج شده، عطر اقاقی مانده است
سنت دفن شبانه ز تو باقی مانده است
جواد محدثی

http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif

zeynab
۱۳۸۹/۰۲/۰۸, ۱۸:۴۵
ای گل خزانم آتش زدی به جانم

ای پرستوی من رفتی ز آشیانم

مانده کنج سینه غم های بی حسابم

بی تو در مدینه سلام بی جوابم


در غمت خمیدم ، امیدم ، رفیق خقته زیر گل ها

ای فرشته رویم چه گویم چه کرده هجرانت به دل

مرتضی و دوری ، صبوری ندارم و بریده ام

یاد روی ماهت بریزد ستاره از دو دیده ام

یاس نیلوفری - کی مرا می بری

وای از این غم جدایی



بعد تو به عالم من دلخوشی ندارم

بی تو با که گویم غمهای بی شمارم

من که در مدینه غریب و بی شناسم

سر بر آر و بشنو زهرا تو التماسم

یاس نیلوفری - کی مرا می بری

وای از این غم جدایی

در کنار قبرت ،ببین در اعتکافم

کعبه هستی و من ، دور تو در طوافم

از غمت بر آید ، زسینه آه سردم

بی تو من که دیگر ، علی کوچه گردم

کی رود ز یادم ، غم تو ، ای مانده بین کوچه ها

کس خبر ندارد ، زداغت ، با من چه کردی کوچه ها

کی رود ز یادم ، که دشمن ، هست تو را گرفته بود

کی رود زیادم ، که زینب ، دست تو را گرفته بود

یاس نیلوفری ، کی مرا می بری

وای از این غم جدایی

http://www.emam8.com/maddahi/fatemieh/mosibat/shermosibat-1.mp3

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۰۸, ۲۱:۰۱
http://upload.tazkereh.ir/images/98492007242890494900.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/98492007242890494900.jpg)


از بر علی (ع)
چنین شتابان و رنج دیده مگریز!
که غمهای علی پس از تو شماره ندارد.
آتشی می شوی بر زخم ریش علی پس از مرگ رسول...
اینگونه با همسر تا مکن!

کاش در تاریخ اینهمه وحشت از سیلی زهرآگین شقی نبود. (1)
کاش زنان هرگز رنگ گوشواره نمی دیدند،
کاش نام محسن را کسی نمی شنید،
کاش می شد آیه های محکم خدا را نادیده گرفت... (2)

اگر آن هنگام که در مسجد نبی (ص)،
شیرخدا را دست بسته و شمشیر بر گردن دیدی
مو پریشان می کردی و
خراش بر سینه ی آغشته به خون می دادی و
زبان به نفرین می گشودی،
از نسل آدم (ع) کسی بر زمین نمی ماند تا... (3)
کاش...!

مانده ام اگر حسن (ع) نبود،
اگر دستهای کوچکش حلقه بر شانه های شکسته ات نبود،
راه کوتاه مسجد تا خانه را چگونه طی می کردی...؟

هر لحظه از خود می رسم،
وداع با تو را،
علی (ع)
چگونه تاب آورد؟

«دوری از تو برایم چقدر سخت است،
چه کنم که چاره ای جز آن نیست؟
به خدا سوگند داغ رسول الله را برایم شعله ور نمودی و...
بی تو سر کردن... چه مصیبتی است!
همه به سوی خدا بازمی گردیم!
اما؛ مصیبت تو برایم رنج آور است...
به خدا سوگند فاطمه!
رفتن تو تسلا ندارد و
درد تو درمانی...» (4)

آنچه رفتنی است،
لا جرم باید برود.
ولی نه اینچنین دل شکسته و زار!

آن چه ماندنی است
می ماند...
چون علی؛
که تاریخ تقدیر او را بی تو نوشته است.

پی نوشت:

1. در تاریخ آمده است که وقتی خلیفه ی دوم فهمید که خواهر و شوهر خواهرش اسلام آورده اند، خواهرش را چنان سیلی زد که به دیوار خورد و به زمین افتاد.

2.في بُيُوت اَذِنَ الله اَنْ تُرفَعَ وَيُذكَرَ فيهااسْمُهُ يُسبحُ لَهُ فيها بِالغُدُوّ وَالاصالِ (نور، 36)

3.امام باقر فرمودند: به خدا سوگند که اگر حضرت فاطمه موی سر خود را می گشود هر آینه همه می مردند. (14 معصوم علامه مجلسی، ص 255)

4.سخنان حضرت علی (ع) در آخرین لحظات زندگی صدیقه ی کبری (س)، روضة الواعظین، ص 151






(http://upload.tazkereh.ir/viewer.php?file=97644581074553388682.jpg)
http://upload.tazkereh.ir/images/97644581074553388682.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/97644581074553388682.jpg)

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۸, ۲۱:۰۸
http://upload.tazkereh.ir/images/13589221264129632092.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/13589221264129632092.jpg)



محبوبه حق در دوجهان فاطمه است.....
........ در قلب محبِ او کجا واهمه است؟
آندم که قدم نهد بسوی محشر...........
......... لطف و کرمش شامل حال همه است

باغ شکوفه می کند به يمن نام فاطمه........
...... سرو قيام می کند به احترام فاطمه
روز حساب ماه من، ز پرده می شود برون....
...... حجاب اگر برافکند ز رخ امام فاطمه
سحر اگر ز چشم جان، نگه کنی به آسمان....
... سکه خورشيد زند فلک به نام فاطمه
دولت شب به سر شود، دور جهان دگر شود.
.... تيغ کشد چو نور حق به انتقام فاطمه
بهار می رسد ز راه، می شکفد دوباره ماه....
... اگر به گوش باغها رسد پيام فاطمه

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۸, ۲۱:۱۰
حيف از فاطمه آن نخل جوان
که خم از باد اجل شد ناگاه

حيف از آن گوهر ارزنده که بود

در جهان خيل نکويان را شاه

حيف ازآن شمع فروزنده که بود

پرتو آن طرب‌ افزا غم‌گاه

بود از پاکی طينت تا بود

عفتش همدم و عصمت همراه

بود ذيل وی از آلايش دور

پاک دامان وی از لوث گناه

روز و شب تا به جهان داشت مقام

بود آن رشک خور و خجلت ماه

خرم از چهره‌اش اين هفت اقليم

روشن از عارضش اين نه خرگاه

چون شد آن سرو قد لاله عذار

از سموم اجلش حال تباه

سرو ازين غصه به بر جامه دريد

لاله زين غم ز سرافکنده کلاه

ريخت در فرقتش آن خاک بسر

کرد در ماتمش اين جامه سياه

چون شد از دار فنا سوی بهشت

جانش از شوق ملاقات الله

رخت بربست از اين غمخانه

بار بگشاد در آن عشرتگاه

کلک هاتف پی تاريخ نوشت

رفت از دار فنا فاطمه آه

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۸, ۲۱:۱۲
شیعه هر جا پاگذارد با علیست
اول و آخر کلامش یا علیست
شیعه یعنی گنج پنهان همه
مثل قبر بی نشان فاطمه (س)


http://newsee.persiangig.com/image/mazhabi/FatemataAlzahra.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۸, ۲۱:۱۳
سلام بر یگانه دخت آخرین پیامبر پرودگار

سلام بر توای گنج پنهان زمین
سلام بر سرزمین مدینه
سلام بر غربت
سلام بر مسمار
سلام بر کوچه بنی هاشم
سلام بر درب نیم سوخته
سلام بر بزرگ مرد تاریخ اسلام
سلام بر پهلوان خیبر فاتح خیبر
سلام بر صاحب ذوالفقار
سلام بر شجاعت خندق
سلام غیرت احد
سلام بر دستهای بسته
سلام بر عهد بسته
سلام بر رضایت خدا
سلام بر تازیانه و شلاق
سلام بر قلاف شمشیر
سلام بر گریه
سلام بر بغض
سلام بر بیمار
سلام بر خانه نشینی
سلام بر شب
سلام بر قبر مخفی
سلام بر بغض های شبانه
سلام بر غربت......

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۸, ۲۱:۱۵
http://shiaupload.ir/images/3ivfxux1p9m8wjw2mtej.jpg



پشت کدام پنجره بایستیم و زیارتنامه‏ات را خون بنالیم.
سر بر کدام دیوار بگذاریم و داغت را شماره کنیم؟
ای بهار در تیررس خزان زودرس!
چه کسی شب‏های دلتنگی علی علیه‏السلام را خون ببارد؛ بعد از این؟
چه کسی دردهای انباشته علی علیه‏السلام را بشنود؛ بعد از این؟
... بعد از این مدینه شب‏های بی تو را چگونه تاب بیاورد؟
بعد از این بیت‏الاحزان سر بر کدام دامن بگذارد؟
بعد از این آسمان چگونه ببارد؟
زمین چگونه قامت نشکند؟
ای هنگامان همیشگی اندوه!
فرشته بخوانمت
یا انسان متعالی؟ کدام یک؟
تو را که در صورت، انسانی و در سیرت، فرشته.
تو را با کلام لحن بسوزیم؟
تو را با کدام زبان مصیبت بخوانیم؟
ای شب‏های بی ستاره‏ات زود هنگام!
ای کوه‏ترین صبر!
کدام داغ تو را بنویسم؛
که سنگدلانه تازیانه‏ات زدند
که بی رحمانه سیلی‏ات زدند.
که نامردانه پهلویت را شکستند؟
تو را که دستانت بوسه گاه آفتاب بود.
تو را که چشمانت ضریح آسمان بود
تو را که دریاهای جهان، کنار نامت پهلو گرفتند.
تو را که گل‏های جهان، عطر نامت را وام گرفتند.
تو را که باران، به یمن نگاه تو نازل شد.
خورشید، فردا را بی تو در کنج کدام خرابه غروب کند؟
دریا، فردا را بی تو در کدام ساحل، سر بکوبد؟
آسمان، فردا را بی تو در کدام کرانه شعله‏ور شود.
شب‏های بی تو، مرگ بار است.
روزهای بی تو، داغناک است.
ای مادر پدر!
ماجرای پهلوی تو تلخ است.
بگذار فقط خدا بداند که چه بر مدینه گذشت؟!
بگذار فقط خدا بداند...
http://shiaupload.ir/images/3ivfxux1p9m8wjw2mtej.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۸, ۲۱:۱۷
http://shiaupload.ir/images/3ivfxux1p9m8wjw2mtej.jpg

ای آفتاب برج عصمت!
ای گوهر ملکوتیِ خانه عفاف!
ای شمع بزم آفرینش!
زمانه، بی حضور تو، زمینه‏ای برای ماندگاری ندارد.
فوج پرستوهای صبوری از گریبان تو پرواز آموخته‏اند.
پروانه‏های صداقت، در کنار شمع تو سوخته‏اند و جان فدا کرده‏اند.
آیینه‏ها، به بی غباری تو رشک می‏برند.
وقتی تو طلوع کردی، خورشید به کسوف نشست و ماه، آهی کشید از شرمساری.
اگر زمین، دیده زیر گام‏هایت نمی‏سود، هیچ‏گاه قرار و آرام نمی‏یافت و نمی‏آسود.
تو منتهای تفسیر آفتابی.
تو منتهای همه آب‏های نابی.
تو زلال نوری، زمزم سروری و کوثر شور و شعوری.
مهربانی، بارانی است که از دیدگان تو می‏بارد.
آفتاب، تنها شعاعی از وجود توست.
کلامت، واژه‏نامه همه خوبی‏هاست.
تو را همیشه به یاد دارم، ای نگاهت چونان سپیده‏ای بر آینه!
تو را به نام می‏خوانم ای تابناک! ای اهتزاز صدای بلال بر بام کعبه دل‏ها! ای بارگاه رحمت و نعمت!
ای سپیده دم! آوای سوزناک ما را بپسند.
بگذار به درگاه تکلّم تو با نور بیاویزیم.
بگذار گیسوان حقیقت را از نگاه تو ببینیم.
بگذار از آبشار معنویت تو سیراب شویم.
ای حرمت حجاب!
ای گل غریب! ای پرنده زود پرواز! ای نبض آروزها! ای پرستوی همه هزاره‏ها! ای بانوی ما!
ای زهرا علیهاالسلام !
شب‏های بی شبنم جهان را به بسیج نگاه سپیده دعوت کن و به ما آرامش سبز ببخش
کتیبه‏های زندگی تو، از خطوط آزادگی و نقوش صلابت و صفا لبریز است.
تو گلبرگ مادری را به گیسوان نیلوفرها و شقایق‏ها شانه زدی.
تو خوشه‏های رستگاری را برای ما به ارمغان آوردی.
نامت در دل‏هایمان جاوانه است.


http://shiaupload.ir/images/3ivfxux1p9m8wjw2mtej.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۰۸, ۲۱:۲۰
http://shiaupload.ir/images/3ivfxux1p9m8wjw2mtej.jpg
خواستم از تو بنویسم،
اما قلم توان نوشتن نداشت؛
زیرا که از تو نوشتن عشق می‏خواهد و دلی چو چشمه زلال،
هرچه تفکر خویش را به کار انداختم،
از تو هیچ در ذهن خویش نساختم، تا آن که کار دل به میان آمد.
چشمه عشق درونم جوشید و دریای وجودم متلاطم شد.
آن‏گاه امواج به تو پیوستنم اوج گرفت. با خود گفتم مگر می‏شود از تو ننوشت،
ای یگانه بی همتای بهشت؟
هرچند که بزرگی تو در ابعاد کوچک کلام نمی‏گنجد،
امّا قطره‏ای از تو نوشتن، دریای متلاطم عاشقان تو را آرام خواهد کرد و ساحل وجودشان را دیگر جزر و مدّ بی قراری فرا نخواهد گرفت.
از تو نوشتن، آبی آرامش است، ای آسمان همیشه آبی عشق.
آن‏گاه نوشتم «فاطمه علیهاالسلام »، زیباترین نام عالم،
دختر نبی خاتم علیهاالسلام ، همسر حیدر علیهاالسلام ،
بهترین مادر، یاسی از باغ همیشه سبز نبوّت،
که بوی عطرِ معرفتش تا قیامت،
در کوچه‏های حقیقت پیچیده خواهد بود.
ای بزرگ بانوی عالم!
تو از همان کوچکی به ضریح چشمان پدر دخیل بسته و امید خانه مادر بودی.
در اجاق گرم محبّت تو همیشه شعله عشق زبانه می‏کشید.
وقتی مادر،
چمدان سفر همیشگی خویش را بست،
دل پدر از سفر یار شکست؛
امّا تو دل بلورین پدر را بند زدی و خود را به دریای وجودش پیوند دادی.
ای بهشت روی زمین!
چه زیبا رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمودند: «هرگاه مشتاق بوی بهشت می‏شوم، دخترم فاطمه علیهاالسلام را می‏بویم» به راستی! بهشت از آن تو است یا تو از آن بهشت؟
یقین که خداوند، گل بهشت را از تو سرشت.
ای چراغ روشن شب‏های خانه نبی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله !
از آن زمان که ابتدای دل خویش را به انتهای دل علی علیه‏السلام با پلی از مهر و وفا متصل کردی، زیباترین خانه عشق در جهان بنا شد؛ خانه‏ای که اهل بهشت در آن می‏زیستند. علی علیه‏السلام و فاطمه علیهاالسلام ، حسن و حسین علیهماالسلام ،
زینب علیهاالسلام و امّ کلثوم علیهاالسلام .
شگفتا!
مگر می‏شود بر خاک بی مقدار زمین،
خانه‏ای از بهشت را بنا کرد؟
اگر از زمین گیاه رویید و سبز شد،
یقین،
جا پای فاطمه و خاندان بهشتی اوست.
فاطمه علیهاالسلام !
چه مظلومانه تو را میان
در و دیوار گذاشتند و چه ناجوانمردانه دست پهلوان پهلوانان را بستند و یاس باغ
پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را پرپر کردند!
کدام سیلی بود که صورت تو را نیلی کرد؟
میخ در و پهلوی تو؟!
علی علیه‏السلام دست و پا بسته روبه‏روی تو؟
آه! چه دردناک است زنی را مقابل چشمان همسرش کتک بزنند
و زخم غیرتش را عمیق کنند و نمک بپاشند
. خدایا! چه بر علی گذشت وقتی فاطمه علیه‏السلام را میان در و دیوار دید؟
«السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده»
مخفیانه و غریبانه؛
امّا عاشقانه تو را دفن کردند.
آن شب که علی علیه‏السلام با اشک خویش،
شبانه تو را غسل داد و به خاک سپرد، حسن و حسین علیهم‏السلام می‏گریستند
و زینب علیهاالسلام جای خالی تو را می‏نگریست و اشک از چشمانش سرازیر می‏شد.
امروز،
اگرچه قرن‏ها از غروب آفتاب عفاف و ایمان گذشته است،
امّا هنوز دل هزاران عاشق،
در سوگ مادر،
داغدارند و چشم‏ها،
در جست‏وجوی مزار پنهان اوست،
تا شاید دوباره نشان عشق علی علیه‏السلام را در یابند و دل دردناک خود را تسکین دهند.

http://shiaupload.ir/images/3ivfxux1p9m8wjw2mtej.jpg

Mostafiz
۱۳۸۹/۰۲/۰۹, ۰۸:۵۱
http://www.irupload.ir/images/amd9ew1q6gf5fmmbqp.jpg
در سوگ سپیده
نخستین ستاره ای بودی که در عرش به خورشید نبوت رسیدی؛ ستاره ای نیلی به رنگ جراحت آسمان و زخم زمان. ای ام ابیها! ای مهربان ترین مادر، حبیبه ی حق و شفیعه ی حشر! پدر و مادرم فدای پینه ی دست هایت باد. تو محور آسیای ایثاری و اولین علت خلقت. ای مادر رسالت و همتای ولایت! به روزهایی می اندیشیم که پس از واقعه ی عظیم غدیر، همراه با حسنین به خانه های اهل مدینه می رفتی و با بیان وحیانی خویش حجت الهی را بر غافلان، تمام می کردی و بدین سان از آغاز، حمایت از ولایت، سرلوحه ی خصایل آسمانی ات بود.
غبار غم از سیمای زیبای علی می زدودی و بر زخم های فزون از ستاره ی پیکرش که نشان از رزم با باطل داشت، مرهم می نهادی. فتوحات مولا، رهین مهربانی توست. هنوز خطابه های رسایت سراج راه مجاهدان است و بر آفاق تاریخ می تابد. پاره ی تن رسول یار بودی و یگانه یاور یکتا امیر عاشقان. تلألؤ ذوالفقارعلی، وامدار عزم و عزت تو بود. آنگاه که بر بی بصیرتان و دنیا پرستان غضب می کردی، غضبناکی آفریدگار قادر، آشکار می شد. رضای تو رضای حق بود و با خرسندی ات، تمامت اهل عرش و ساکنان قدس، قرین شعف می شدند.
وصله های چادر و بوریای خانه ات، تمنیات و تمایلات خاکیان را به هیچ می انگاشت. صالحان و صدیقین و مقربان ملکوت، آرزومند خدمتگزاری خاندان خدایی ات بودند و بانوان برگزیده ی حق ، رفت و روب آستانه ی خانه ی اهل بیت(ع) را تمنا می کردند و با این وصف، دستان مبارکت که بوسه گاه اشرف رسولان بود، از فزونی تلاش مهرآگینت پینه بسته بود.
همه ی قصرهای جنت و تمام گهرها و آذین های باغ بهشت، ذره ای از غبار خشت خانه ات هستند و هستی، جلوه ی یک سجود سالکانه ی تو. اگر نبودی، افلاک و آفریدگان به وادی حیات نمی رسیدند.
ما «اسیر» عنایت تو هستیم و «مسکین» و محتاج شفاعتت. اینک «یتیم» هجران توییم و سیه پوش نیلوفر ساقه شکسته ی شهود؛ « و یطعمون الطعام علی حبّه مسکینا ً و یتیما ً و اسیرا». ما را نیز به طعام معرفت و محبت، میهمان کن و از زلال زمزم خیر کثیر، بنوشان ای عطیه ی عرش!
سلام بر غمگنانه ترین روایت ولایت! امروز جان علی از تن مفارقت کرد، گرد یتیمی بر رخسار مهسای زینب نشست، موسم تنهایی حسن فرا رسید، حسین از همین لحظه، کربلایی شد و طلیعه ی عاشورا بر صحیفه ی راز، تابید. ای مهدی موعود، ای آخرین حجت یار! تو شاهدی که مادر سادات را شبانه به جانب مزاری ناپیدا مشایعت کردند و پیکر زخمی شقایق باغ ولایت را به آغوش خاک سپردند و علی بی یاور شد. ای قائم آل یاسین، ای شمس بنی هاشم، ای برپا کننده ی قسط ، ای احیاگر عدل علی!
ذوالفقار قیام از نیام برآور و روا مدار که چنین، امواج غم بر دریای دل شیعه بیفزایند.
اینک در شعاع آفتاب خرداد، اندوهی سترگ بر شکوفه های قلب شیعه سایه گستر شد. ستاره ی امید نبی بر خاک فتاد و موج دریای دل علی به ساحل فرقت رسید و برترین آشنای عرشیان بر فراز دست سپیداران در سیاهی شب به ضیافت سرخ لقا نایل شد.
مادر، چه غریبانه از دیار عاطفه ها هجرت کرد و در مشایعتش مرغ دل تا فراسوی آسمان کوچید. معتصمین شیطان، تلخی شوکران فراق را در کام یاران سپیده ریختند. واحسرتا! مهتاب نیلی شفاعت به محاق نشست و طوبای رعنای ولایت و آذین صحیفه ی شهادت، پای به معراج نهاد و سایه ی همای عنایتش را از ماسوا برچید.
امروز از سیمای یاس ها و نسترن های بهاری، نکهت غم می خیزد. امروز شقایق های دشت بی قراری، سیاهپوش زهرای آل یاسینند و از سمت آبی دلدادگی، سحاب حزن و توفان حسرت به آسمان احساس سرخ شیعه رسیده و بارش اشک و تراوش زمزم عشق و ریزش آبشار حرمان و رویش غنچه های درد و داغ، منظر بهار غمند و عندلیب عاطفه را به نغمه ی فرقت فرامی خوانند.
یا فاطمه، یا سیدتنا و مولاتنا!
ادرکنا!
امروز صبای سوزدل ها حزین و خرامان به سوی مدینه وزید و عطر یاسمن های اندوه در کوچه های ارادت پیچید. سلام عاشقان بر غریب مدینه. امروز تمام راه های آسمان را به سوی مدینه گشوده اند و راهیان سبز سلوک به تنهایی مزار یار می اندیشند. آنک، در رثای گوهر گمگشته ی علی، ریزش الماس اشک را شاید و تراوش یاقوت آه. آنگاه که شمشاد شیدای ولایت را شبانه به معراج مهر بردند، چشمه ی اشتیاق خشکید و ماه امید، هجرت کرد. چه شباهنگام دلتنگی بود و چه سپیده ی سیاهی! تمام خورشیدهای شعف، یکباره با غروب آشنا شدند. سیمای سپید زهره ی منظومه ی ولایت به سرخی گرایید.
فاطمه، معیار فضایل بود و اسوه ی سرآمدان عصمت و میزان محسنین. در فناکده ی خاک، افول کرد و در بقاسرای عرش، طلوع و تابندگی نمود. هنوز آوای شیوایش در گوش دل ها باقی است که همگان را به پارسایی و پایداری در ولایت علوی می خواند و خود،عامل نخست آن بود. آیین محمد (ص) از استقامت سرخ زهرا آوازه یافت و امت از مرام زیبایش، مجد. فردای شیعه از دیروز شعله ناک آلاله ی شهید نبی، به روشنایی رسید و سوز سینه ی آسمانی اش، اقتدار و صبر حسین و سطوت و صلابت حسن را به ارمغان آورد.
السلام علیک یا فاطمة الزهرا یا بنت رسول الله!
ما خاک پای یوسف گمگشته ی توییم و حیات و قیام و حکومت و جان و روح و هستی مان رهین یک نگاه آسمانی اوست. انقلاب اسلامی ما جلوه ی کوچکی از نورعنایت فرزند عزیز توست. تمام شقایق های دشت التهاب برای قطره ای از دریای احسانش در انتظار، می سوزند.
خدایا مباد که نسیان و غفلت ما، موعود عاشقان را دل آزرده سازد، که تمام حیات و نهضت ما برای یک تبسم ملیح اوست. سال هاست که دلتنگ غیبت و نهانی اوییم و نیک می دانیم که وجود جودآگینش حضور محض است و نهانی، از آن ماست.
یا فاطمة الزهرا، یا قرة عین الرسول!
پدر و مادرم فدای خاک قدوم گل گمگشته ات باد. نظر عنایت خویش از ما مگیر. ضعیفانیم و چه کسی به ما نظر کند جز مظهر سطوت رسول یار؟ تهی دستانیم و چه کسی احسان مان کند جز جلوه ی غنای دوست؟
یا وجیهتا ًعند الله، اشفعی لنا عند الله!

avaye_zohur
۱۳۸۹/۰۲/۰۹, ۱۱:۳۸
اجر شما با حضرت زهرا (س)
التماس دعا

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۹, ۱۲:۴۹
http://upload.tazkereh.ir/images/06994942535649013303.gif


7- فاطمه(س) از نگاه امام موسي كاظم(ع):
امام كاظم(ع) مي‏فرمايد: «همانا فاطمه، صديقه و شهيده است.» سليمان جعفر مي‏گويد: از امام كاظم(ع) شنيدم كه فرمودند: «درخانه‏اي كه اسم محمد يا علي، حسن، حسين، جعفر، عبدالله و از زنان فاطمه باشد، فقر و تنگدستي وارد نخواهد شد.»
8- فاطمه(س) از نگاه امام رضا(ع):
امام رضا(ع) از اجداد گراميش نقل مي‏كند كه پيامبر(ص) به علي(ع) فرمودند: سه فضيلت‏ به تو داده شد كه به من داده نشده است. علي(ع) عرض كرد: چه چيزهايي به من داده شده است؟ فرمود: تو پدر زني چون من داري كه من چنين پدر زني ندارم، همسري چون فاطمه به تو داده شده كه به من داده نشده است، حسن و حسين به تو داده شده كه به من داده نشده است.» امام رضا(ع) از پدران بزرگوار خود از رسول خدا(ص) نقل مي‏كند كه پس از ازدواج علي و فاطمه(ع) خداوند عزوجل فرمودند: «اگر علي(ع) را نمي‏آفريدم براي دخترت فاطمه همتا و همسري در روي زمين يافت نمي‏شد.»


http://upload.tazkereh.ir/images/06994942535649013303.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۹, ۱۳:۲۸
http://upload.tazkereh.ir/images/06994942535649013303.gif

یاس کبود

کو به کو منزل به منزل دیده را دریا کنم
گم شوم در اشک شاید مرگ را پیدا کنم
پای رفتن ده خداوندا من افتاده را
تا روم بیرون ز شهر و گریه در صحرا کنم
رو بگیرم از علی یا از حسن یا از حسین ؟
ناله از داغ پسر یا گریه بر بابا کنم ؟
طالب مرگم ولی قوت ندارد بازویم
تا به سوی آسمان دست دعا بالا کنم
تخته ی در صفحه ی تاریخ غمهای علی ست
من به خون محسنم این صفحه را امضا کنم
در دل شب سنگدلها می برند از ریشه اش
روز اگر در سایه ی نخلی عزا بر پا کنم

http://upload.tazkereh.ir/images/06994942535649013303.gif

اشتهاردی
۱۳۸۹/۰۲/۰۹, ۱۴:۴۳
اي سر به پاي عشق تو موسي گذاشته
با نام تو قدم دل دريا گذاشته
عيسي كه خود دمش همه را زنده ميكند
سر را به پيش مقدم تو جاگذاشته
يا فاطمه غم تو خدايي ترين غم است
مهر تو را خدا به دل ما گذاشته
شكر خدا كه شامل لطف خدا شديم
چون داغ تو به سينه شيدا گذاشته
در آتش عذاب خدا جاودانه باد
دستي كه روي صورت تو جاگذاشته
تا روز حشر لعن خدا ميفرستمش
آنرا كه روي چادر تو پاگذاشته
دنيا تورا گرفت زدست علي ولي
تابوت تو به شانه مولا گذاشته

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۹, ۱۴:۵۷
http://upload.tazkereh.ir/images/57049381609266528642.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/57049381609266528642.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/57049381609266528642.gif


خلقت شیعه برای فاطمه(س) است



عزت شیعه ولای فاطمه(س) است





جاودان گرداند این نامه علی(ع)



زیر دین ناله های فاطمه(س) است





هر کجا پرچم زدی ,سینه زدی شک مکن



آن جا سرای فاطمه(س) است





چشم ها گر اشک داردبرحسین(ع)



تحت تاثیر صدای فاطمه (س) است





هر شهید که میان خون نشست



خون بهای او به پای فاطمه (س) است





گر خدا محشر به پا خواهد نمود



علتش تنها برای فاطمه (س) است





آن که می آید به استقبال او



در صف محشر خدای فاطمه (س) است





فاطمیه فاطمی تر می شود



شیعه محبوب حیدر می شود


http://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۹, ۱۴:۵۸
http://upload.tazkereh.ir/images/57049381609266528642.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/57049381609266528642.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/57049381609266528642.gif

9- فاطمه(س) از نگاه امام جواد(ع):
امام جواد(ع) خطاب به موسي بن قاسم كه گفت: در حج از طرف مادرت نيز زيارت كردم و گاهي هم نكردم؛ فرمودند: «آن را زياد كن، زيرا كه برترين چيزي است كه بدان عمل مي‏كني.» زكريا بن آدم نقل مي‏كند: «در محضر امام رضا(ع) بودم كه امام جواد(ع) در حالي كه بيش از چهار سال از عمرش نگذشته بود، وارد شد. وقتي نشست دستش را روي زمين قرار داد و سر به آسمان بلند نمود و مدتي طولاني به فكر فرو رفت. امام رضا(ع) فرمود: جانم فدايت! چرا اين چنين در انديشه‏اي؟ پاسخ داد: به جهت‏ ستم‏ هايي كه نسبت ‏به مادرم فاطمه(س) انجام دادند.»
10- فاطمه(س) از نگاه امام هادي(ع):
آن حضرت در مورد علت نام گذاري حضرت صديقه طاهره(س) به«فاطمه‏»، از رسول خدا(ص) نقل مي‏كند: «دخترم فاطمه را بدان جهت فاطمه ناميدند كه خداوند عزوجل او و دوستانش را از آتش جهنم به دور نگه مي‏دارد.»


http://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gif

آرامش m
۱۳۸۹/۰۲/۰۹, ۱۵:۴۸
لای گلبرگای شقایق بنویسید که گل تاب فشار درو دیوار ندارد

سوگند
۱۳۸۹/۰۲/۰۹, ۱۵:۴۹
با دلى لرزان، ز بلبل پیكر گل را گرفت
یاد دارى گریه‏هاى باغبان را اى بقیع
لرزه مى‏افتد به جانت، تا كه مى‏آرى به یاد
لرزش آن دست‏هاى مهربان را اى بقیع
جز تو غم‏هاى على را هیچ كس باور نكرد
مى‏كشى بر دوش خود بارى گران را اى بقیع
باز گو با ما، مزار كعبه‎ی دل‎ها كجاست
در كجا كردى نهان آن بى‏نشان را اى بقیع
قطره‏اى، اما در آغوش تو دریا خفته است
كرده‏اى پنهان تو موجى بیكران را اى بقیع
چشم تو خون گرید و «پروانه» مى‏داند كجاست
چشمه‎ی جوشان این اشكِ روان را اى بقیع


http://img37.picoodle.com/img/img37/5/11/25/f_3m_2d2e356.gif (http://img37.picoodle.com/img/img37/5/11/25/f_3m_2d2e356.gif)

طهورا فروزان
۱۳۸۹/۰۲/۰۹, ۱۶:۴۰
(http://www.pichak.net/):Sham::Sham::Sham::Sham:
من غریب دیار دیدارم ..آشنای مدینه یارم
کوچه های مدینه بی دردند...مردمانش هنوز نامردند
می روم سوی دلبر خسته ...سر من روی درب بشکسته
شاهد غربتی عظیمم من...در غم مادرم سهیمم من
فاطمه مادر شما و من است ...او همان پاک مادر حسن است
دست او را شکسته میبینم ...غم به قلبش نشسته میبینم
چون در خانه با لگد وا شد ...میخ سوزان به سینه اش جا شد
مادرم خسته میزند فریاااااد ......مرتضی بین کوچه ها جااااان داد
:Sham::Sham::Sham:

صلی الله علیک ایتها الصدیقه الشهیده

سوگند
۱۳۸۹/۰۲/۰۹, ۱۶:۵۴
فاطميه شور و غوغا مي شود
درب سوزان با لگد باز مي شود
فاطميه آه و درد و ناله است
پشت درب جاي گلاب لاله است
فاطميه مهر زد تاريخ را
در دل آتش گدازد ميخ را
فاطميه صورتش نيلي شود
با رقيه شاهد سيلي شود
فاطميه تا حکايت مي شود
غربت حيدر روايت مي شود

طه
۱۳۸۹/۰۲/۰۹, ۱۷:۳۸
حضرت زهرا دلش از یاس بود(شعری زیبا از احمد عزیزی)


http://img.tebyan.net/big/1389/02/1691222611958972322621531543268178103.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1389/02/24562146143151397584371801972021683212287.jpg)

عشق من پاییز آمد مثل پار
باز هم ما بازماندیم از بهار
احتراق لاله را دیدیم ما
گل دمید و خون نجوشیدیم ما
باید از فقدان گل خونجوش بود
در فراق یاس مشكی‌پوش بود
یاس بوی مهربانی می‌دهد
عطر دوران جوانی می‌دهد
یاس‌ها یادآور پروانه‌اند
یاس‌ها پیغمبران خانه‌اند
یاس در هر جا نوید آشتی‌ست
یاس دامان سپید آشتی‌ست
در شبان ما كه شد خورشید؟ یاس
بر لبان ما كه می‌خندید؟ یاس
یاس یك شب را گل ایوان ماست
یاس تنها یك سحر مهمان ماست
بعد روی صبح پرپر می‌شود
راهی شب‌های دیگر می‌شود
یاس مثل عطر پاك نیت است
یاس استنشاق معصومیت است
یاس را آیینه‌ها رو كرده‌اند
یاس را پیغمبران بو كرده‌اند
یاس بوی حوض كوثر می‌دهد
عطر اخلاق پیمبر می‌دهد
حضرت زهرا دلش از یاس بود
دانه‌های اشكش از الماس بود
داغ عطر یاس زهرا زیر ماه
می‌چكانید اشك حیدر را به راه
عشق معصوم علی یاس است و بس
چشم او یك چشمه الماس است و بس
اشك می‌ریزد علی مانند رود
بر تن زهرا گل یاس كبود
گریه آری گریه چون ابر چمن
بر كبود یاس و سرخ نسترن
گریه كن حیدر كه مقصد مشكل است
این جدایی از محمد مشكل است
گریه كن زیرا كه دخت آفتاب
بی‌خبر باید بخوابد در تراب
این دل یاس است و روح یاسمین
این امانت را امین باش ای زمین
نیمه‌شب دزدانه باید در مغاك
ریخت بر روی گل خورشید خاك
یاس خوشبوی محمد داغ دید
صد فدك زخم از گل این باغ دید
مدفن این ناله غیر از چاه نیست
جز دو كس از قبر او آگاه نیست
گریه بر فرق عدالت كن كه فاق
می‌شود از زهر شمشیر نفاق
گریه بر طشت حسن كن تا سحر
كه پر است از لخته خون جگر
گریه كن چون ابر بارانی به چاه
بر حسین تشنه‌لب در قتلگاه
خاندانت را به غارت می‌برند
دخترانت را اسارت می‌برند
گریه بر بی‌دستی احساس كن
گریه بر طفلان بی‌عباس كن
باز كن حیدر تو شط اشك را
تا نگیرد با خجالت مشك را
گریه كن بر آن یتیمانی كه شام
با تو می‌خوردند در اشك مدام
گریه كن چون گریه ابر بهار
گریه كن بر روی گل‌های مزار
مثل نوزادان كه مادر‌مرده‌اند
مثل طفلانی كه آتش خورده‌اند
گریه كن در زیر تابوت روان
گریه كن بر نسترن‌های جوان
گریه كن زیرا كه گل‌ها دیده‌اند
یاس‌های مهربان كوچیده‌اند
گریه كن زیرا كه شبنم فانی است
هر گلی در معرض ویرانی است
ما سر خود را اسیری می‌بریم
ما جوانی را به پیری می‌بریم
زیر گورستانی از برگ رزان
من بهاری مرده دارم ای خزان
زخم آن گل در تن من چاك شد
آن بهار مرده در من خاك شد
ای بهار گریه‌ بار نا امید
ای گل مأیوس من یاس سپید
سید احمد عزیزی
شکوری - گروه دین و اندیشه تبیان

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۹, ۱۹:۰۶
http://upload.tazkereh.ir/images/73648547296759881619.gif


11- فاطمه(س) از نگاه امام حسن عسكري(ع):
امام حسن عسكري(ع) از امام علي(ع)، از رسول خدا(ص) نقل مي‏كند كه: «آن هنگام كه خداوند آدم و حوا را آفريد، آنان در بهشت‏ به خود مباهات مي‏كردند. آدم به حوا گفت: خداوند هيچ مخلوقي بهتر از ما نيافريده است. خداوند به جبرئيل فرمود: اين دو بنده‏ام را به فردوس برين ببر! زماني كه وارد فردوس شدند، چشمانشان به بانويي افتاد كه جامه‏اي زيبا از جامه‏هاي بهشتي در برداشت و تاجي نوراني بر سرگذاشته و دو گوشواره درخشان به گوشش آويخته بود و بهشت از پرتو نور چهره‏اش درخشان بود. حضرت آدم به جبرئيل گفت: حبيبم جبرئيل! اين بانو كه از زيبايي چهره‏اش بهشت نوراني گشته، كيست؟ گفت: او فاطمه دختر محمد(ص) پيامبري از نسل تو است كه در آخرالزمان خواهد آمد. گفت: اين تاجي كه برسردارد، چيست؟ پاسخ داد: شوهرش علي‏بن ابيطالب(ع) است. گفت: اين دو گشواره كه بر دو گوش او است چيست؟ پاسخ داد: دو فرزندش حسن و حسين مي‏باشند. آدم گفت: حبيبم! آيا اينان پيش از من آفريده شده‏اند؟ گفت: بلي، اينان در علم مكنون خداوند چهارهزار سال پيش از آن كه تو آفريده شوي، وجود داشتند.»
12- فاطمه(س) از نگاه امام مهدي (عج):
حضرت بقية‏الله(عج) فرمودند: «دختر رسول خدا فاطمه(س) براي من سرمشق و الگوي نيكويي است.» امام مهدي(عج) كه با ظهور خويش عالم را متحول مي‏سازد، حضرت فاطمه(س) را الگوي عملي و حكومتي خويش مي‏شمرد و اين، حكايت از مقام عظماي بانوي عالم، حضرت زهرا(س) دارد.


http://upload.tazkereh.ir/images/73648547296759881619.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۰۹, ۱۹:۲۵
http://upload.tazkereh.ir/images/46310686314928282327.gif

حیران جهان در آینه ی ساغرت شده

آیینه محو روشنی باورت شده

ای سوره ی زلال که بر شرح آیه هات

قرآن ناطق ازلی همسرت شده

ای ، چادر تو خیمه ی بخشایش جهان

عشق تو روز حشر پل مغفرت شده

تو مادر پدر شده ای و « همین بس است »

وقتی پدر برای تو پیغمبرت شده

مثل تو رو کرده به وجه یگانگی

چشم کسی که وا به روی منظرت شده

تا در مذاق خلق بریزد شراب نور

دست خدای ، ساقی بر کوثرت شده

***

پروانه ای و سوخته ای ....شعله شعله شمع

پروانه ای بر آتش خاکسترت شده

امیر اکبر زاده

http://upload.tazkereh.ir/images/46310686314928282327.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۰۹, ۲۱:۵۷
http://www.upload.tazkereh.ir/images/52238397441981733714.gif

http://www.upload.tazkereh.ir/images/63382905816209207004.gif

مادر آئینه ها

مادر آئینه های کربلا
لاله ی خوشبوی جان مصطفی

ای نجابت دست بر دامان تو
آسمان شرمنده ی احسان تو

فاطمه ای نور چشمان رسول
طاهره صدیقه زهرای بتول

من فدای سروهای باغ تو
کشته ی مجنون شرح داغ تو

کوثری رنگ شقایق بر تنت
آفتاب آمد بسوی دامنت

دامنی که جنس او از ماه بود
با دل مولا علی همراه بود

دامنی که مجتبی را هدیه کرد
قهرمان کربلا را هدیه کرد

کاش می شد بوسه زد بر خاک تو
بوسه بر اندیشه های پاک تو

مادر آئینه های کربلا
لاله ی خوشبوی جان مصطفی

جمله ای با من بگو از یاس خود
از در و دیوار و از احساس خود

از کسانی که تو را سیلی زدند
یا زمانی که تو را سیلی زدند

آه ای خیرالنساء العالمین
از تو سیراب است اصل نخل دین

کیستی ای دختر خیرالبشر؟
کیستی ای پاره ی جان پدر؟

کیستی فرمانروای قلبها؟
کیستی همراه خوب مرتضی؟

من فدای سروهای باغ تو
کشته ی مجنون شرح داغ تو

فاطمه ای نور چشمان رسول
طاهره صدیقه زهرای بتول

http://www.upload.tazkereh.ir/images/63382905816209207004.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۰۹, ۲۱:۵۷
http://img31.picoodle.com/img/img31/4/5/21/f_24815315721m_7028eb2.jpg


http://www.shiaupload.ir/images/15367938868677583039.gif



فاطمه! ای که غم از داغ تو، سر می شکند
زیر بـار غـــم تــو، کـــوه کــمر می شکند

مـرغ حـقّ بـودی و رفـتی سوی بـاغ ملکوت
جبرئیـل است که از داغ تو، پر می شکند

ادی قُـدس بـُـوَد یـثــــرب و «فَاخْلَعْ نَعلیک»
به درستی که درین طور شَجَر می شکند

از فـشار غــم و انــدوه بــــه گــلــزار رسـول
نــونــهــالــی کـه بود تازه و تر می شکند

از بــرم رفـتـــی و انـدیــشه نـکـردی که مرا
بـعــد فـقـدان نـبـی، رکن دگر می شکند

جــان بــه قــربــان تـو و سینـه سپر کردن تو
صبر کــردی و نگفتی که سپر می شکند


http://www.shiaupload.ir/images/15367938868677583039.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۰۹, ۲۱:۵۹
http://www.shiaupload.ir/images/15367938868677583039.gif
فاطمه! ای که غم از داغ تو، سر می شکند
زیر بـار غـــم تــو، کـــوه کــمر می شکند

مـرغ حـقّ بـودی و رفـتی سوی بـاغ ملکوت
جبرئیـل است که از داغ تو، پر می شکند

ادی قُـدس بـُـوَد یـثــــرب و «فَاخْلَعْ نَعلیک»
به درستی که درین طور شَجَر می شکند

از فـشار غــم و انــدوه بــــه گــلــزار رسـول
نــونــهــالــی کـه بود تازه و تر می شکند

از بــرم رفـتـــی و انـدیــشه نـکـردی که مرا
بـعــد فـقـدان نـبـی، رکن دگر می شکند

جــان بــه قــربــان تـو و سینـه سپر کردن تو
صبر کــردی و نگفتی که سپر می شکند
http://www.shiaupload.ir/images/15367938868677583039.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۰۱:۲۸
http://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gif

درد دل با مادرم زهرا(س)


ای باغ پراز شكوفه درد! و ای دشت پر از بنفشه زرد! خدا ما را در مصیبتت صبور كناد!
ما چگونه صبر كنیم بر مصائب تو، وقتی كه علی (ع) آن كوهسار حلم پس از تدفینت بر مزارت نوحه می كند وچنین می موید:
«... ای پیغمبر خدا! پس از او آسمان و زمین زشت می نماید و هیچ گاه اندوه دلم نمی بگشاید.
چشمانم بی خواب و دلم از سوز غم كباب است، تا خدا مرا در جوار تو ساكن گرداند!
مرگ زهرا ضربتی بود كه دلم را خسته و غصه ام را پیوسته گردانید و چه زود، جمع ما را به پریشانی كشانید!
شكایت خود را به خدا می برم و دخترت را به تو می سپارم او خواهد گفت كه امتت پس از تو با وی چه سمت ها كردند. آن چه خواهی از او بجوی، و هر چه خواهی بدو بگوی، تا سر دل بر تو گشاید و خونی كه خورده است بیرون آید! و خدا كه بهترین داور است میان او و ستمكاران داوری نماید.»
عزیزم زهرا جان!
سلامی كه به تو می دهم بدرود است.نه از ملامت! و از روی شوق است نه كسالت!
اگر می روم نه ملول و خسته جانم و اگر می مانم نه به وعده خدا بدگمانم و چون شكیبایان را وعده داده است، در انتظار پاداش او می مانم، كه هر چه هست، از اوست و شكیبایی نیكوست، اگر بیم چیرگی ستمكاران نبود. برای همیشه دركنار قبرت می ماندم و در این مصیبت عظمی! چون فرزند مرده، جوی اشك، از دیدگانم جاری می كردم.
ای رسول خدا!
خدا گواهست كه دخترت پنهانی به خاك می رود.
هنوز روزی چند از مرگ تو نگذشته و نام تو از زبان ها نرفته، حق او را بردند و میراث او را خوردند. «پهلوی او را شكستند». درد دل را با تو درمیان می گذارم و دل را به یاد تو خوش می دارم. درود خدا بر تو باد و سلام و رضوان خدا بر فاطمه (س)!»
پروردگارا! درود فرست بر او، درودی كه مقامش را نزد تو بیفزاید، و نزد تو شرافت یابد و از مقام رضا و خشنودیت منزلت گیرد، خدایا! از ما تحیت و سلام بر روح آن بزرگوار و پدر و مادر و شوهر و فرزندان برسان و به واسطه دوستی و محبت او ما را فضل و احسان و رحمت و مغفرت كرامت فرما كه تو آمرزنده و كریم مهربانی!

http://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gif

انك مجیب الدعا

http://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۰۱:۳۱
http://upload.tazkereh.ir/images/46310686314928282327.gif

هوا گرفته ، زمین زار زار می گرید

در ازدحام خزان یک بهار می گرید

وزیده در همه ی شهر روح حیله و مکر

و شهر مضطرب و شرمسار می گرید

تمام کوچه پر از فصل تلخ نامردی است

و خانه ای که به غم ها دچار ....می گرید

درون خانه گلی غسل داده خواهد شد

زمین ، زمان ، همه ی روزگار می گرید

«بریز آب روان » مرد خانه می گوید

و آب – مهریه اش – بی گدار می آید

و دست می برد آرام زیر پیراهن

نگاه دخترکی بی قرار می گرید

و دست می کشد آرام روی دست گل اش

و از تورم دست بهار می گرید

« بریز آب روان » خون تازه می بیند

که سینه ، خون زغریبی یار می گرید

...و سر به شانه ی دیوار می گذارد مرد

تمام هستی پروردگار می گرید

امیر اکبر زاده

http://upload.tazkereh.ir/images/46310686314928282327.gif

habib12
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۰۶:۲۶
بسم الله
http://i31.tinypic.com/2gxr1vl.jpg
ای شعر ، ای بهانه در خود گریستن
تابیده بر کبود زمین روی فاطمه
پیچیده بر سبوی زمان بوی فاطمه
ای دل هزار مرتبه در عشق تازه شو
شاید رسی به خلوت نه توی فاطمه
امشب بپیچ زلف غزلهای خسته را
بر شانه نسیم خوش کوی فاطمه
سرمست از تلاوت آیات نور باش
تا پر کشی به بال دعا ، سوی فاطمه
امشب پر از بهانه ی شور و نشور باش
چرخی بزن در آینه ی خوی فاطمه
در کوچه های وحی به سوگ زمین نشین
وقتی شکست حرمت مشکوی فاطمه
وقتی که آسمان تب طوفان حشر داشت
در حسرت اشاره ی ابروی فاطمه
مجروح تر ز صبر علی ، ذوق آتشین !
شعری بخوان شکسته چو پهلوی فاطمه
چون دستهای کوچک زینب غریب وار
دستی بگیر زیر دو پهلوی فاطمه
مثل حسین گر تب اشکی است در دلت
سر را گذار بر سر زانوی فاطمه
ای شعر ، ای بهانه در خود گریستن !
بوی بهشت میدهی و بوی فاطمه

پروانه نجاتی

اردیبهشت ماه ۸۰ - شیراز

habib12
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۰۶:۳۴
:Sham:

تابیده بر کبود زمین روی فاطمه




پیچیده بر سبوی زمان بوی فاطمه



ای دل هزار مرتبه در عشق تازه شو




شاید رسی به خلوت نه توی فاطمه
:Sham:

طهورا فروزان
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۰۸:۵۲
:Sham::hamdel:
منکه از عشق علی چون شمع شیدا سوختم
صاحب جنت منم، اما در اینجا سوختم
سوختم تا یک سر مویی نسوزد از علی
تا بماند رهبرم من بی مهابا سوختم
بی گنه بودم ولی در آتشم انداختند
محسنم شد کشته، نالیدم که بابا سوختم
زینبم می دید آتش زائر رویم شده
از پریشانی او در بین اعدا سوختم
صورت آتش گرفته تا زسیلی شد کبود
شکر کردم، بهر حفظ جان مولاسوختم
مثل چشم مجتبی مسمار یارب سرخ بود
من نمی گویم چه شد تنهای تنها سوختم
هرکه نان از سفره ی ما برده بود استاده بود
بسکه نامردی بود در این تماشا سوختم
سوختم تا شعله ی عشقت بماند جاودان
پای تا سر یا علی با این تمنا سوختم
(برگرفته از کتاب بهار سوخته جلد2)

طهورا فروزان
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۰۸:۵۷
:Sham::Sham:
از سوز گريه چشم ترم درد ميکند ...تنها نه چشم بلکه سرم درد ميکند
وقت نماز شب شده يا رب عنايتي ...قامت خميده ام کمرم درد ميکند
از بس که گريه کرد به شب زنده داري ام ...چم ستاره سحرم درد ميکند
اشک علي به زخم جگر مي زند نمک ...اتش گرفته ام جگرم درد ميکند
پلک به خون نشسته من وا نميشود ...از ان کشيده چشم ترم درد ميکند
تنها نه روي نيلي من اي خداي من ...در عرش گونه پدرم درد ميکند
اي جبرئيل گوشه تابوت را بگير...چون شانه هاي همسفرم درد ميکند
مي ايم از بهشت به ديدار دخترم ...وقتي که سيته پسرم درد ميکند
مي ايم از بهشت به ديدار علقمه ...اي جان من (حسين)مگو کمرم درد ميکند

:Sham::Sham:

http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/Fatemeh/Shahadat/88/fatemiye-1.jpg

طهورا فروزان
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۰۹:۰۰
مگذار که بين درو ديوار بسوزم
چون شمع شب افروزچراغي بفروزم

مگذار ولي اشک تو را باز ببينم
مگذار به تن پيرهن اه بدوزم

habib12
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۰۹:۱۲
افسانه نیست اینکه تو پروا نداشتی


چشمی به مال و راحت دنیا نداشتی



امروزهای ما همه آکنده از تو باد


مدیون صبر تو ، تو که فردا نداشتی

:Rose::Sham::Gol:

rezamahdi
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۱۰:۰۱
سلام
دستت شمادرد نکنه نرم افزار خوب و مفیدیه امیدوارم در آینده هم ارتقا پیدا بکنه.
خداقوت.

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۱۰:۱۰
http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif

آن دختري كه مانده به دل ماتمِ پدر
آيا روا بُوَد كه گذارند به پشتِ در
آن مادري كه غنچه گرفته به زيرِ پر
آيا سزد كه سقط بر او نازنين پسر
آن همسري كه بهرِ حمايت شده به بر
آيا زدن به بازوي او ضربه‌ي شرر
ما حاميِ پيمبر و زهراي اطهريم
دنبالِ ضاربين گلِ عشقِ حيدريم
آن حيدري كه خانه نشينش نموده‌اند
آخر چرا به غصه قرينش نموده‌اند
هيزم شروع جنگ و كمينش نموده‌اند
از داغ فاطمه چو حزينش نموده‌اند
از چه جفا به ياسي غمينش نموده‌اند
در بين كوچه نقشِ زمينش نموده‌اند
ما جانثارِ مادرِ ساداتِ كوثريم
ما دشمنان قاتلِ بي‌شرمِ مادريم
دردِ نهفته‌ي دلِ ما را دوا كنيد
ما را به كوچه‌هاي مدينه رها كنيد
ما را ز عطرِ ياسِ علي با صفا كنيد
با روضه‌هاي مادر و كوچه صدا كنيد
آندم نگه به ديدن آن عقده‌ها كنيد
آن جا نگه به صورتِ نيليِ ما كنيد
ما كشتگان چادرِ خاكيِ بر سريم
ديوانگان كوچه‌ي ياس و صنوبريم

http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif

درگاه محبوب
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۱۰:۳۰
http://img.tebyan.net/big/1384/06/7323622225210719616017519089203245181820108.jpg


حضرت فاطمه زهرا(س ) برای این كه شكوهمندی شخصیت والا و ملكوتی پیامبرگرامی اسلام (ص ) را توصیف نماید ، از روشی دیگر نیز بهره می برد و سعی می كند از این طریق مشخص نماید كه فقدان او برای بشر تاسف انگیز می باشد و نه تنها انسان , كه همه موجودات و آسمان و زمین در اندوه ارتحال سوزناكش می گریند.

یا رسول الاله یا خیره الله
و كهف الایتام و الضعفا
قد بكتك الجبال و الوحش جمعا
و الطیر و الارض بعد یبكی السما
و بكاك المحراب و الدرس
للقرآن فی الصبح معلنا و المسا
و بكاك الاسلام اذ صارفی الناس
غریبا من سائر الغربا

ای رسول خدا ، ای برگزیده خداوند ، ای پناهگاه بزرگ یتیمان و ناتوانان .
كوه ها ، حیوانات و پرندگان ، و زمین برتو گریستند ، و سپس آسمان بر تو می گرید.
محراب مسجد و درس قرآن در هر صبح و شب ، آشكارا بر تو گریستند.
اسلام ، در آن هنگام كه در بین مردم غریبی بسان دیگر غریبان گشت ، بر تو گریست .


در این ابیات ، حضرت زهرای بتول (س ) ابتدا به برخی از صفات و ویژگی ها و عملكردهای اجتماعی رسول خدا(ص ) اشاره می كند و آن پیشوای محبوب الهی را پناهگاه « یتیمان » و « ضعیفان » معرفی می نماید ، هم آنان كه بگاه بی پناهی و درماندگی و تهی دستی به آشیان گرم و محبت خیز رسول الهی التجا می جستند و زمزمه های دل انگیز و آرام بخش او را می شنودند و دست نوازشگرش را بر سر خویش احساس می نمودند و نیازهایشان را مرتفع می یافتند.
و سپس فقدان پیامبر عظیم الشان اسلام را آن چنان دردناك و حسرت خیز و جانگداز و گسترده می داند كه همه چیز و همه كس و تمام موجودات را سوگوار و مرثیه سرای او معرفی می نماید ، و « اسلام » را پس از ارتحال سوزناك پیامبراكرم (ص ) ،« غریب » می داند و عزادار در از دست دادن كسی كه برای تبلیغ و ترویج و استقرار احكام و قوانین جامع و رهایی بخش و سعادت آمیزش رنج طولانی كشید و مقاومت دیرپا و ایثار و فداكاری های مستمر ورزید.

احسان مفتاحی
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۱۰:۳۸
[idea]
الهی مادرم زهرا جوان است

چرا پس قامتش همچون کمان است؟

چرا از شوهر خود رو گرفته؟

چرا یک دست بر پهلو گرفته؟

طهورا فروزان
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۱۳:۱۱
:Sham:
آن شب که ابوتراب با قلب حزين
بسپرد تن اُم ابيها به زمين
داني که چرا خاک ز دستش افشاند
يعني که تمام هستي ام بود همين!
:Sham:

نیلا.
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۱۳:۱۹
دست من و عنايت و لطف و عطاي فاطمه
قلب من و محبت و مهر و ولاي فاطمه
طبع من و قصيده مدح و ثناي فاطمه
جرم من و شفاعت روز جزاي فاطمه

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۱۳:۴۱
http://img34.picoodle.com/img/img34/4/5/21/f_18841228592m_3905ef0.jpg


زهرا، (س) درآستانه‏ ملكوت


و ان للمتقین لحسن مآب جنات عدن مفتحة لهم الابواب‏» 1
دختر پیغمبر چند روز را در بستر بیمارى بسر برده؟ درست نمى‏دانیم، چند ماه پس از رحلت پدر زندگانى را بدرود گفته؟ روشن نیست.
كمترین مدت را چهل شب 2و بیشترین مدت را هشت ماه نوشته‏اند 3 و میان این دو مدت روایت‏ هاى مختلف از دو ماه 4 تا هفتاد و پنج روز 5 ،سه ماه 6 ، و شش ماه 7 است.

این همه اختلاف، و این همه روایت‏هاى گوناگون چرا؟ پیش از این نوشتیم كه در چنان سالها، تاریخ حادثه‏ ها از خاطر یكى به ذهن دیگرى انتقال مى‏یافت. و چه كسى مى‏تواند ادعا كند كه همه این ناقلان از اشتباه بر كنار بوده‏اند. و این در صورتى است كه موجبات دیگر در كار نباشد.

اما مى‏دانیم كه در آن روزهاى پرآشوب، از یك سو دسته‏ بندى‏هاى سیاسى هنوز قوت خود را از دست نداده بود، و از سوى دیگر مسلمانان سرگرم جنگ در داخل سرزمین اسلام بودند در چنین شرایط كدام كس پرواى ضبط تاریخ درست ‏حوادث را داشت؟
بر فرض كه هیچ یك از این دو عامل دخالتى در این روى داد نداشته باشد، بدون شك دسته‏ هاى سیاسى كه پس از این تاریخ روى كار آمدند تا آنجا كه توانسته‏اند تاریخ حادثه‏ ها را دستكارى كرده‏اند.

بارى به نقل مجلسى از دلائل الامامه در این بیمارى بود كه دو تن از صحابى پیغمبر یعنی ابو بكر و عمر خواستار دیدار او شدند.
اما دختر پیغمبر رخصت این دیدار را نمى‏داد. على (ع) گفت من پذیرفته‏ ام كه تو به آنان اجاز ملاقات دهى.

فاطمه گفت ‏حال كه چنین است‏ خانه خانه تو است 8 هر چند ابن سعد نوشته است ابو بكر چندان با دختر پیغمبر سخن گفت كه او را خشنود ساخت 9 اما ظاهرا از این ملاقات نتیجه ‏اى كه در نظر بود بدست نیامد.

دختر پیغمبر به آنان گفت نشنیدید كه پدرم فرمود فاطمه پاره تن من است هر كه او را بیازارد مرا آزرده است؟ گفتند چنین است! فاطمه گفت ‏شما مرا آزردید و من از شما ناخشنودم 10 و آنان از خانه او بیرون رفتند.

بخارى در صحیح نویسد:پس از آنكه دختر پیغمبر میراث خود را از خلیفه خواست و او گفت از پیغمبر شنیدم كه ما میراث نمى‏گذاریم زهرا دیگر با او سخن نگفت تا مرد.



http://www.upload.tazkereh.ir/images/69344836963828529574.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۱۳:۴۲
http://www.upload.tazkereh.ir/images/29729392454338977561.png



در واپسین روزهاى زندگى، اسماء دختر عمیس را كه از مهاجران حبشه و از نزدیكان وى بود طلبید.
در واپسین روزهاى زندگى، اسماء دختر عمیس را كه از مهاجران حبشه و از نزدیكان وى بود طلبید.
چنانكه نوشتیم اسماء نخست زن جعفر بن ابى طالب بود، چون جعفر در نبرد مؤته شهید شد به ابو بكر بن ابى قحافه شوهر كرد.

دختر پیغمبر به اسماء گفت:
- من خوش نمى‏دارم بر جسد زن جامه‏اى بیفكنند و اندام او از زیر جامه نمایان باشد.

- من در حبشه چیزى دیدم، اكنون صورت آن را به تو نشان مى‏دهم. سپس چند شاخه تر خواست.
شاخه‏ها را خم كرد. پارچه‏اى به روى آن كشید.

دختر پیغمبر گفت:
- چه چیز خوبى است. نعش زن را از نعش مرد مشخص مى‏سازد. چون من مردم، تو مرا بشوى! و نگذار كسى نزد جنازه من بیاید. 12

در آخرین روز زندگانى آبى خواست. بدن خود را نیكو شست و شو داد جامه‏
هاى نو پوشید و به غرفه خود رفت. خادمه خویش را گفت تا بستر او را در وسط غرفه بگستراند.

سپس روى به قبله دراز كشید دست‏ها را بر گونه‏هاى نهاد و گفت من همین ساعت‏ خواهم مرد 13 به نقل علماى شیعه، شوهرش على (ع) او را شست و شو داد.
ابن سعد نیز همین روایت را اختیار كرده است 14 .
لیكن چنانكه نوشتم ابن عبد البر گوید دختر پیغمبر اسماء را گفت تا متصدى شست و شوى او باشد.
و گویا اسماء در شست و شوى فاطمه (ع) با على علیه السلام همكارى داشته است.

ابن عبد البر نوشته است چون دختر پیغمبر زندگانى را بدرود گفت، عایشه خواست‏ به حجره او برود اسماء طبق وصیت او را راه نداد.

عایشه شكایت ‏به پدر برد كه:
- این زن خثعمیه 15 میان من و دختر پیغمبر در آمده است و نمى‏گذارد من نزد جسد او بروم.
بعلاوه براى او حجله‏اى چون حجله عروسان ساخته است. ابو بكر در حجره دختر پیغمبر آمد و گفت:

- اسماء چرا نمى‏گذارى زنان پیغمبر نزد دختر او بروند؟
چرا براى دختر پیغمبر حجله ساخته‏اى؟

- زهرا به من وصیت كرده است كسى بر او داخل نشود.

- چیزى را كه براى نعش او ساخته‏ام، وقتى زنده بود به او نشان دادم و به من دستور داد مانند آن را برایش بسازم.
- حال كه چنین است هر چه به تو گفته چنان كن. 16

ابن عبد البر نوشته است نخستین كس از زنان كه در اسلام براى او بدین سان نعش ساختند فاطمه (ع) دختر پیغمبر (ص) بود.
سپس مانند آن را براى زینب بنت جحش (زن پیغمبر) آماده كردند.



http://www.upload.tazkereh.ir/images/31312879433825711304.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۱۳:۴۳
http://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gif



منبع: زندگانى فاطمه زهرا(س)، سید جعفر شهیدی

--------------------------------------------------------------------------------

1. همانا پرهیزكاران را نیكو بازگشتگاهى است. بهشت جاویدان كه درهاى آن بروى آنان گشوده است.

2. بحار ص 191 ج 43. روضة الواعظین ص 151.

3. الاستیعاب ص 749.

4. بحار ص 213 ج 43.

5. عیون المعجزات بنقل مجلسى ص 212.

6. طبقات ج 8 ص 18.

7. انساب الاشراف بلاذرى ص 402.

8. بحار ج 43 ص 170 بنقل از دلائل الامامه و نیز رجوع شود به علل الشرائع ج 1 ص 178.

9. طبقات ص 17 ج 8.

10. بحار ص 171.

11. صحیح ج 5 ص 177.

12. استیعاب ص 751 و رجوع به طبقات ابن سعد ج 8 ص 18 و انساب الاشراف ص 405 و بحار ج 43 ص 189 شود.

13. بحار ج 43 ص 172 به نقل از امالى شیخ طوسى و رجوع به انساب الاشراف ص 402 و طبقات ج 8 ص 17-18 شود.

14. طبقات ج 8 ص 18.

15. خشعم از قحطانیان و از عرب‏هاى جنوبى بوده است. و این سرزنشى است كه عدنانیان (و از جمله قریش) به قحطانیان مى‏كردند.

16. استیعاب ص 751، چنانكه نوشتیم اسماء در این تاریخ زن ابو بكر بوده است.


http://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۱۵:۵۰
http://www.upload.tazkereh.ir/images/31155919270825446089.png



غمبارترین روز تاریخ


دریاى بى كرانه عواطف و احساسات پاك علی به موج آمد و باران اشك از دیدگان فرو بارید؛ همان گونه كه دست فاطمه در دستش بود، سر او را به سینه چسبانید تا شاید قلب طوفان زده اش ‍آرامش یابد و اقیانوس متلاطم وجودش به سكون و آرامش گراید؛ و هر ساعتى گریستند.

لحظات عجیبى بود. فرشتگان به گریه افتادند و زمین و زمان رنگ غم گرفت .

آن گاه امیرمؤمنان فرمود:

گرامى همسرم !
فاطمه جان !
مام پرفضیلت فرزندانم ، دخت پرشكوه پیامبر،

با تو هستم !

با تو، جلوه نور، فروغ ابدیت ، دخت بهشت !

با تو، امانت گرانبهاى خدا و پیامبر، آرى با تو!

به خداى سوگند، تو بالاتر و داناتر از آن هستى كه جز آن گونه كه خود گفتى عمل كرده باشى .

معاذ الله ، انت اعلم بالله و ابر و اتقى و اكرم و اشد خوفها من الله ان اوبخك بمخالفتى (745)

فاطمه جان !
دورى تو براى من سخت است و فراقت گران .
دوریت سوگ پیامبر را برایم تجدید مى كند،

محبوب دل پیامبر!

در مورد وصیت هایت مطمئن باش كه على مرد وفاست ؛ همه را به جان مى خرم ، گرچه دشوار باشد و على تنها. واختار امرك على امرى ...



http://www.upload.tazkereh.ir/images/92895402723652975585.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۱۵:۵۲
http://www.upload.tazkereh.ir/images/09235286286109390301.jpg


و آن گاه واپسین لحظات

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/43.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/43.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/43.gif


و سرانجام ، آن لحظات آخرین از راه رسید، پرده هاى جهان مادى به كنار رفت ، و دروازه سراى جاودانه گشوده شد.
فرشتگان بال در بال در فرودگاه وحى و رسالت فرود آمدند و درهاى آسمان ها تا عرش خدا گشوده شد. بوى عطرآگین بهشت در فضا پیچید و به مشام جان رسید و باغ ها، بوستان ها و چشمه سارهاى آن در برابر بانوى سرفراز دو گیتى جلوه گر شد.

حوریان بهشت صف به صف براى استقبال و خوش آمدگویى ایستادند.

فرشته وحى فرود آمد،

روح تابناك محمد (صلى الله علیه و آله ) تجلى كرد، و آنگاه فرشته مرگ با ادب و تواضع بر درگاه خانه على (علیه السلام) و رویاروى فاطمه (علیها السلام ) ایستاد تا روح بلند و ملكوتى او را دریافت و به همراه دیگر فرشتگان به بهشت پرطراوت و پرشكوه خدا برد؛ از همان جایى كه آمده بود.

او كه دیدگان حق بین و نافذ خویش را كه بر روى این جهان بسته و بر جهان حقیقت گشوده بود، باز كرد و نگاهى پرمعناتر از همیشه به اطراف بسترش ‍ افكند و گفت :
على جان ! آنچه را من دیدم شما نیز مى بینید؟ اینها ساكنان عالم بالا هستند و این فرشته وحى و او هم پدرم پیامبر است كه به من اشاره مى كند و مى فرماید: یا بینة اقدمى فما امامك خیر لك


" دخت فرزانه ام بیا! بیا آنچه براى تو مهیا و آماده است برایت بهتر است ."


و آن گاه فرمود: السلام على جبرئیل ، السلام على رسول الله ، اللهم مع رسولك ، اللهم فى رضوانك وجوارك ...(746)


http://www.upload.tazkereh.ir/images/53592970392130238338.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۱۵:۵۳
((سلام بر فرشته امین وحى !

سلام بر پیامبر خدا!

سلام بر همه فرشتگان و حوریان !

بار خدایا! مرا قرین و همراه پیامبرت قرار ده !

خداوندا! مرا در رضوان و همسایگى لطف و مهرت جاى ده !

خدایا! به سوى تو روانم نه چیز دیگر.

شیداى توام نه در هواى دیگر.

پدر جان ! درود بر تو! سلام بر مژده ات و بر وعده هاى راستین ات !

سلام بر تبسم دلنشینت !

سلام بر سیماى پرفروغ و جمال جهان افروزت !

سلام بر چشمان درخشنده ات !

پدر جان ! به دیده منت ؛ آمدم ، آمدم ))

و آن گاه این نداى مهر و این سرود عشق در كران تا كران هستى طنین افكن شد:

یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلَى رَبِّكِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً فَادْخُلِی فِی عِبَادِی وَادْخُلِی جَنَّتِی .(747)

"هان اى روح آرامش یافته !

اینك خشنود و پسندیده به بارگاه پروردگارت بازگرد؛

و در زمره برترین بندگان من درآى و به بهشت پرطراوت و زیباى من وارد شو!))

فریاد!http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/69.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/69.gif
كه دیگر فاطمه پركشید و به پدر پیوست .

و آن گاه خون در رگ ها خشكید!

و آن گاه بود كه دیگر اشك ها خون شد،

خون در رگ ها خشكید،

قلب هاى گرم و پر طپش یخ زد،

اندوه بر سینه ها كوه شد،

دست ها و پاها از تلاش و تحرك واماند،

خورشید از آسمان فرو غلتید،

دریا از موج و خروش به ساحل آرامش رو نهاد،

پرفرازترین قله استوار و سر به آسمان ساییده از هم پاشید،

قلب تپنده بشریت به یكباره از حركت باز ایستاد،

باران خیر و مهر و رحمت از ریزش باز ماند،

چشمه ساران امید و نوید خشكید،

مهتاب اندوه زده و رنگ باخته ، رخ در نقاب كشید،

افق مه گرفته و غبارآلود، قیرگون گشت ،

و زمین تیره و تار گردید و لرزه بر اركان آن افتاد،

سوگى سهمگین به گستره عصرها و نسل ها سایه افكند،

غمبارترین روز تاریخ رقم خورد،

اندوه بارترین رویداد روزگاران روى داد؛ چرا كه ریحانه سرفراز و بشردوست پیامبر و گل زیبا و عطرآگین بوستان او، از جور و ستم استبداد سرانجام با پیكرى آزرده و پهلویى خسته و دلى پردرد، غریبانه سر بر بستر شهادت نهاد و براى همیشه دوستداران عدالت و آزادى و شرافت و كرامت را به سوگ خویش نشاند.

برگرفته از: سیما و سیره ریحانه پیامبر (ص)، على كرمى فریدنى



http://www.upload.tazkereh.ir/images/65887045067538079120.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۱۶:۰۵
دل از غم فاطمه توان دارد، نه
و ز تربتِ او كسی نشان دارد، نه

آن تربتِ گمگشته به بَر، زوّاری
جز مهدی صاحب الزمان دارد، نه

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۱۶:۰۵
دیدم که ز دل خدا خدا می کردی
شکوه ز جفا به مصطفا می کردی

ای کاش شبی پس از دعای همگان
از بهر شفای خود دعا می کرد

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۱۶:۰۶
تا که پرسیدم ز منطق، عشق چیست
در جوابم این چنین گفت و گریست
لیلی ومجنون همه افسانه اند
عشق تفسیری ز زهرا و علیست

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۱۶:۰۸
حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود
خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود
ای كه ره بستی میان كوچه ها بر فاطمه
گردنت را می شكست آنجا اگر عباس بود

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۱۶:۰۹
الا ای چاه یارم را گرفتند

گلم، باغم، بهارم را گرفتند

میان کوچه ها با ضرب سیلی

همه دار و ندارم را گرفتند

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۱۶:۰۹
دل از غم فاطمه توان دارد، نه
و ز تربتِ او كسی نشان دارد، نه
آن تربتِ گمگشته به بَر، زوّاری
جز مهدی صاحب الزمان دارد، نه

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۱۷:۰۸
http://dl.ariamobile.net/dl2/zahra-a.gif (http://www.ariamobile.net/)

http://upload.tazkereh.ir/images/20622664809594066079.gif

باز هم موسم پرپر شدن گل آمد

باز هم فصل فراق گل و بلبل آمد

آسمان دل ما ابرى و بارانى شد

ديده را موسم اشك و گهرافشانى شد

دل بى‏سوز و گداز از غم زهرا دل نيست

دل اگر نشكند از ماتم او، جز گل نيست

خون و اشك از دل و از ديده ما مى‏جوشد

فاطمه صورت خود را ز على مى‏پوشد

عمر كوتاه تو، اى فاطمه فهرست غم است

قبر پنهان تو روشنگر اوج ستم است

رفتى، اما ز تو منظومه غم بر جا ماند

با دل خسته و بشكسته على تنها ماند

اثر دست‏ستم از رخ نيلى نرود

هرگز از ياد على، ضربت‏سيلى نرود

با على راز نگفتى تو زبازوى كبود

باپدرگوى كه بعد از تو چه بود و چه نبود

شهر اگر شهر تو، پس حمله به آن خانه چرا

مرگ جانسوز چرا؟ دفن غريبانه چرا؟

داغ ما آتش و ميخ در و سينه است هنوز

مدفن گمشده در شهر مدينه است هنوز

باغ، تاراج شده، عطر اقاقى مانده است

سنت دفن شبانه ز تو باقى مانده است
http://upload.tazkereh.ir/images/20622664809594066079.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۱۷:۵۸
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif (http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif)

حيدر که هست پس تو چرا کار مى کني
جارو مکش که سرفه امانت نمى دهد

نانى بخور، عزيز دلم آب رفته اي
اين کاسه هاى آب، توانت نمى دهد

دنبال رنگ چهره در آيينه ات مباش
آيينه شرم کرده نشانت نمى دهد

تابوت قوس دار و عجيبى که ساختم
شرحى زحجم جسم کمانت نمى دهد

دستاس!دست فاطمه ام پينه بسته است
از خواهش من است تکانت نمى دهد



http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif (http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif)

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۱۹:۰۱
http://www.irupload.ir/images/ocvybphdxrsyszngn2m.jpg

http://upload.tazkereh.ir/images/06994942535649013303.gif
خدایا
به سوز دل مولا علی-ع و به پهلوی بشکسته ی
زهرای مرضیه (س)

قَسمت می دهیم که فرج منتقم شان را برسانی ..

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/sfe4adlkulmzentukza.gif آمینhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/ul9zeb3qtxect1lrbvyu.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/06994942535649013303.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۱۹:۱۶
سلام بر يگانه دخت آخرين پيامبر پرودگار
سلام بر تواي گنج پنهان زمين
سلام بر سرزمين مدينه
سلام بر غربت
سلام بر مسمار
سلام بر عهد بسته
سلام بر رضايت خدا
سلام بر تازيانه و شلاق
سلام بر قلاف شمشير
سلام بر گريه
سلام بر بغض
سلام بر شب
سلام بر قبر مخفي
سلام بر بغض هاي شبانه
سلام بر غربت......






خواستم از تو بنويسم،
اما قلم توان نوشتن نداشت؛
زيرا که از تو نوشتن عشق مي‏خواهد و دلي چو چشمه زلال،
هرچه تفکر خويش را به کار انداختم،
از تو هيچ در ذهن خويش نساختم، تا آن که کار دل به ميان آمد.
چشمه عشق درونم جوشيد و درياي وجودم متلاطم شد.
آن‏گاه امواج به تو پيوستنم اوج گرفت. با خود گفتم مگر مي‏شود از تو ننوشت،
اي يگانه بي همتاي بهشت؟
هرچند که بزرگي تو در ابعاد کوچک کلام نمي‏گنجد،
امّا قطره‏اي از تو نوشتن، درياي متلاطم عاشقان تو را آرام خواهد کرد و ساحل وجودشان را ديگر جزر و مدّ بي قراري فرا نخواهد گرفت.
از تو نوشتن، آبي آرامش است، اي آسمان هميشه آبي عشق.
آن‏گاه نوشتم «فاطمه عليهاالسلام »، زيباترين نام عالم،
دختر نبي خاتم عليهاالسلام ، همسر حيدر عليهاالسلام ،
بهترين مادر، ياسي از باغ هميشه سبز نبوّت،
که بوي عطرِ معرفتش تا قيامت،
در کوچه‏هاي حقيقت پيچيده خواهد بود.
اي بزرگ بانوي عالم!
تو از همان کوچکي به ضريح چشمان پدر دخيل بسته و اميد خانه مادر بودي.
در اجاق گرم محبّت تو هميشه شعله عشق زبانه مي‏کشيد.
وقتي مادر،
چمدان سفر هميشگي خويش را بست،
دل پدر از سفر يار شکست؛
امّا تو دل بلورين پدر را بند زدي و خود را به درياي وجودش پيوند دادي.
اي بهشت روي زمين!
چه زيبا رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله فرمودند: «هرگاه مشتاق بوي بهشت مي‏شوم، دخترم فاطمه عليهاالسلام را مي‏بويم» به راستي! بهشت از آن تو است يا تو از آن بهشت؟
يقين که خداوند، گل بهشت را از تو سرشت.
اي چراغ روشن شب‏هاي خانه نبي صلي‏الله‏عليه‏و‏آله !
از آن زمان که ابتداي دل خويش را به انتهاي دل علي عليه‏السلام با پلي از مهر و وفا متصل کردي، زيباترين خانه عشق در جهان بنا شد؛ خانه‏اي که اهل بهشت در آن مي‏زيستند. علي عليه‏السلام و فاطمه عليهاالسلام ، حسن و حسين عليهماالسلام ،
زينب عليهاالسلام و امّ کلثوم عليهاالسلام .
شگفتا!
مگر مي‏شود بر خاک بي مقدار زمين،
خانه‏اي از بهشت را بنا کرد؟
اگر از زمين گياه روييد و سبز شد،
يقين،
جا پاي فاطمه و خاندان بهشتي اوست.
فاطمه عليهاالسلام !
چه مظلومانه تو را ميان
در و ديوار گذاشتند و چه ناجوانمردانه دست پهلوان پهلوانان را بستند و ياس باغ
پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله را پرپر کردند!
کدام سيلي بود که صورت تو را نيلي کرد؟
ميخ در و پهلوي تو؟!
علي عليه‏السلام دست و پا بسته روبه‏روي تو؟
آه! چه دردناک است زني را مقابل چشمان همسرش کتک بزنند
و زخم غيرتش را عميق کنند و نمک بپاشند
. خدايا! چه بر علي گذشت وقتي فاطمه عليه‏السلام را ميان در و ديوار ديد؟
«السلام عليک ايتها الصديقه الشهيده»
مخفيانه و غريبانه؛
امّا عاشقانه تو را دفن کردند.
آن شب که علي عليه‏السلام با اشک خويش،
شبانه تو را غسل داد و به خاک سپرد، حسن و حسين عليهم‏السلام مي‏گريستند
و زينب عليهاالسلام جاي خالي تو را مي‏نگريست و اشک از چشمانش سرازير مي‏شد.
امروز،
اگرچه قرن‏ها از غروب آفتاب عفاف و ايمان گذشته است،
امّا هنوز دل هزاران عاشق،
در سوگ مادر،
داغدارند و چشم‏ها،
در جست‏وجوي مزار پنهان اوست،
تا شايد دوباره نشان عشق علي عليه‏السلام را در يابند


و دل دردناک خود را تسکين دهند.

طهورا فروزان
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۲۰:۴۰
:parandeh:
ديدم که ز دل خدا خدا مي کردي
شکوه ز جفا به مصطفي مي کردي
اي کاش شبي پس ازدعاي همگان
از بهر شفاي خود دعا مي کردي

:parandeh:

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۲۳:۵۴
http://www.upload.tazkereh.ir/images/82585790613823383684.jpg




فضيلت و آداب تسبيح حضرت زهرا(س)
روايات زيادى در اين باب در كتب معتبر وجود دارد و گستردگى روايات و عنايت اكثر ائمه به ذكر سخنى درباره تسبيح از عظمت آن پرده بر مى‏دارد.

حضرت مهدى -عجل الله تعالى فرجه الشريف)، درباره تسبيح فرمود:
«ان فضل الدعاء و التسبيح بعد الفرائض على الدعاء بعقب النوافل، كفضل الفرائض على النوافل. فضيلت دعا و تسبيح بعد از نمازهاى واجب در مقايسه با دعا و تسبيح پس از نمازهاى مستحبى، مانند فضيلت واجبات بر مستحبات است.»

امام صادق(ع) نيز به فضيلت تسبيح بعد از نمازهاى واجب چنين اشاره كرد:
«من سبح تسبيح فاطمه الزهراء(س) قبل ان يثنى رجليه من صلاة الفريضه، غفر الله له.
هر كس بعد از نماز واجب تسبيح فاطمه زهرا(س) را به جا آورد، قبل از اينكه پاى راست را از بالاى پاى چپ بردارد، جميع گناهانش آمرزيده مى‏شود.»

و در حديثى ديگر فرمود:
«من سبح تسبيح فاطمة(س)، فقد ذكر الله الذكر الكثير.
كسى كه تسبيح فاطمه زهرا(س) را بگويد، خدا را به ذكر كثير ياد كرده است.»

روزى امام صادق(ع) ابوهارون را مخاطب ساخت و از تعليم تسبيح حضرت فاطمه به كودكان سخن گفت:
«يا ابا هارون، انا نامر صبياننا بتسبيح فاطمة(س) كما نامرهم بالصلاة، فالزمه، فانه لم يلزمه عبد فشقى.
اى ابوهارون، ما تسبيح فاطمه(س) را به فرزندان خود سفارش مى‏كنيم همچنانكه آنها را به نماز توصيه مى‏كنيم. تو نيز بر آن مداومت كن.
زيرا هر بنده‏اى كه بر آن مواظبت و مداومت كند، سرانجام نيكو خواهد داشت.»

در جاى ديگر حضرت از عظمت تسبيحات حضرت زهرا(س) در مقابل نمازهاى مستحبى چنين ياد كرد:
«تسبيح فاطمة(س) فى كل يوم فى دبر كل صلاة احب الى من صلاة الف ركعة فى كل يوم.
تسبيح حضرت فاطمه(س) در هر روز، به دنبال هر نماز، نزد من از هزار ركعت نماز (مستحبى) در هر روز، محبوبتر است.»

امام هادى(ع) فرمود:
«لنا اهل البيت عند نومنا عشر خصال: الطهارة، ... و تسبيح الله ثلاثا و ثلاثين و تحميده ثلاثا و ثلاثين، و تكبيره اربعا و ثلاثين...
ما اهل بيت‏به هنگام خواب ده كار را انجام مى‏دهيم:
وضو گرفتن، ... و سى و سه مرتبه «سبحان الله‏» گفتن، و سى و سه مرتبه «الحمدلله‏» گفتن، و سى و چهار مرتبه «الله اكبر» گفتن و ...»

خواص و آثار فراوان ديگرى براى گوينده تسبيحات آن حضرت ذكر شده كه برخى از آنها بدين قرار است:

ناكام و نااميد نشدن، دور كردن شيطان ، برطرف نمودن سنگينى گوش ،
نجات يافتن از شقاوت و بدبختى، باعث‏سنگينى اعمال،
خوشنودى خداوند و رفتن به بهشت مى‏شود.



http://upload.tazkereh.ir/images/20622664809594066079.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۱۰, ۲۳:۵۵
http://www.upload.tazkereh.ir/images/99662832217310603266.jpg




تسبيح حضرت زهرا(س)، به چه معنى است؟

الله اكبر، اولين ذكر تسبيحات حضرت زهرا(س):
در تسبيح فاطمى(س)، انسان با گفتن «الله اكبر» به نهايت عجز خود اعتراف مى‏كند و به ناتوانيش به درگاه الهى بارها اقرار مى‏كند.

جميع بن عمير گويد: در محضر امام صادق(ع) بودم، حضرت از من پرسيد:
جمله «الله اكبر» يعنى چه؟ گفتم: يعنى خدا از همه چيز بزرگتر است، حضرت فرمود:
مطابق اين معنى، خدا را چيزى تصور كرده و سپس مقايسه با ساير اشياء كرده‏اى و او را بزرگتر از آن چيزها تصور نموده‏اى.

عرض كردم: پس معنى الله اكبر چيست؟ حضرت پاسخ داد:
معنايش اين است كه;
«الله اكبر من ان يوصف; خداوند بزرگتر از آن است كه توصيف گردد.»

الحمدلله، دومين ذكر تسبيحات حضرت زهرا(س):

پس از آن كه انسان به عجز و ناتوانى خويش در شناخت‏خالق اعتراف كرد، با گفتن الحمدلله كه از افضل اذكار تسبيح است، وارد مرحله بعدى مى‏شود.

حضرت امام خمينى; در باب حمد مى‏فرمايد:
«حمد خدا مساوق شكر است; چنانچه در روايات كثيره وارد است كه، كسى كه بگويد: الحمدلله، شكر خدا را ادا كرده; چنانچه
[امام صادق(ع)] فرمود: شكر هر نعمتى، واگر چه بزرگ باشد اين است كه حمد خداى عز و جل كنى.»

و ... [امام صادق(ع)] فرمود:
... كمال شكر گفتن مرد است، الحمدلله رب العالمين. ... و در حديثى حماد بن عثمان گفت: بيرون آمد حضرت صادق(ع)، از مسجد و حال آنكه گم شده بود مركوب آن حضرت.
فرمود: «اگر خداوند رد كند آن را به من، هر آينه شكر مى‏كنم او را حق شكر او». گفت درنگى نكرد تا آنكه آن مركوب آورده شد. پس فرمود: «الحمدلله‏». قائلى عرض كرد: «فدايت‏شوم، آيا شما نگفتيد كه شكر خدا مى‏كنم حق شكر او را»؟

فرمود: «آيا نشنيدى كه من گفتم: الحمدلله.»

از اين روايت معلوم مى‏شود كه حمد خداوند افضل افراد شكر لسانى است.

«سبحان الله‏»; سومين ذكر تسبيحات حضرت زهراء(س)

شخصى از حضرت على(ع) پرسيد: معنى سبحان الله چيست؟ جضرت فرمود:
«سبحان الله‏» تعظيم مقام بلند و با عظمت‏خدا و منزه دانستن او از آنچه كه مشركان مى‏پندارند، است و زمانى كه بنده اين كلمه را مى‏گويد، همه فرشتگان بر او درود مى‏فرستند.»

بعد از آنكه رسول اكرم(ص) تسبيحات را به كوثرش عطا كرد، حضرت فاطمه(س) ابتدا رشته‏اى از پشم تابيده و با آن به تسبيح پرداخت.
تا اين كه حضرت حمزه بن عبدالمطلب شهيد شد، پس حضرت فاطمه از تربت قبر آن بزرگوار خاك برداشت و تسبيح ساخت و با آن تسبيح مى‏كرد و مردم نيز چنان كردند و چون سيدالشهدا حسين بن على(ع) شهيد شد، سنت‏شد كه از تربت آن امام مظلوم تسبيح سازند و با آن ذكر گويند.

درباره ثواب تسبيح حضرت زهرا(س) با تربت امام حسين(ع) از حضرت صاحب الامر(عج) روايت‏شده است كه: هر كه تسبيح تربت امام حسين(ع) را در دست داشته باشد و ذكر را فراموش كند، ثواب ذكر براى او نوشته مى‏شود.

از حضرت صادق(ع) نقل شده است كه تسبيح تربت آن حضرت، ذكر مى‏گويد، بى‏آنكه آدمى ذكر گويد و فرمود كه يك ذكر يا استغفار كه با تربت‏حضرت اباعبدالله(ع) گفته مى‏شود برابر با هفتاد ذكر كه با چيز ديگر گفته شود است.
و اگر بى ذكر تسبيح را بگرداند به عدد هر دانه، هفت تسبيح براى او نوشته مى‏شود.

به روايت ديگر، اگر با ذكر تسبيح را بگرداند، به هر دانه چهل حسنه براى او نوشته مى‏شود.

مروى است كه حوريان بهشت وقتى فرشته‏اى را مى‏بينند كه به زمين مى‏آيد از او درخواست مى‏كنند تا تسبيح و ربت‏حضرت حسين(ع) را برايشان بياورد.

از حضرت موسى(ع) نقل شده است:
پنج چيز هميشه همراه انسان پرهيزكار است; مسواك، شانه، سجاده نماز، تسبيح كه سى و چهار دانه داشته باشد و انگشتر عقيق


http://upload.tazkereh.ir/images/20622664809594066079.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۱۱, ۰۲:۳۵
http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/81213843110219395547.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/81213843110219395547.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/81213843110219395547.gif

درد دل امیر مومنان با پیامبر خدا در سوگ حضرت زهراء


این سخن از آن حضرت روایت شده كه هنگام به خاك سپردن سیده زنان، فاطمه (علیهما السلام) بر سر قبر رسول اللّه صلوات الله علیه و آله ، چنانكه گویى با او راز مى‏گوید، بیان داشته است :
سلام بر تو، اى پیامبر خدا. سلام من و دخترت كه اكنون در كنار تو فرود آمده و چه زود به تو پیوست.
اى رسول خدا، بر مرگ دخت برگزیده تو، شكیبایى من اندك است و طاقت و توانم از دست رفته ولى مرا، كه اندوه عظیم فرقت تو را دیده‏ام و رنج مصیبت تو را چشیده‏ام، جاى شكیبایى است.
من خود تو را به دست خود در قبر خواباندم و هنگامى كه سر بر سینه من داشتى، جان به جان آفرین تسلیم نمودى.
«انا لله و انا الیه راجعون».
آن ودیعت بازگردانده شد و آن امانت به صاحبش رسید.
و اندوه مرا پایانى نیست و همه شب خواب به چشمم نرود تا آن گاه كه خداوند براى من سرایى را كه تو در آن جاى گرفته‏اى، اختیار كند.
بزودى، دخترت تو را خبر دهد كه چگونه امتت گرد آمدند و بر او ستم كردند. همه سرگذشت را از او بپرس و خبر حال ما از او بخواه.
اینها در زمانى بود كه از مرگ تو دیرى نگذشته بود و تو از یادها نرفته بودى.
بدرود تو را و دخترت را. بدرود كسى كه وداع مى‏كند، نه بدرود كسى كه رنجیده و ملول است. اگر از اینجا بازمى‏گردم نه از روى ملالت است و اگر درنگ مى‏كنم نه به سبب آن است كه به وعده‏اى كه خدا به صابران داده است بدگمان شده‏ام.


http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/81213843110219395547.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/81213843110219395547.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/81213843110219395547.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۱۱, ۱۱:۰۴
http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/81213843110219395547.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/81213843110219395547.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/81213843110219395547.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/98399400024010405978.gif)




حضرت زهرا (س) : در يكي از روزها ، صبحگاهان امام علي (ع ) فرمود : فاطمه جان آيا غذايي داري تا از گرسنگي بيرون آيم ؟ پاسخ دادند : نه ، به خدايي كه پدرم را به نبوت و شما را به امامت برگزيد سوگند ، دو روز است كه در منزل غذاي كافي نداريم و در اين مدت شما را بر خود و فرزندانم در طعام ترجيح دادم . امام (ع ) با تأسف فرمودند : فاطمه جان چرا به من اطلاع ندادي تا به دنبال تهيه غذا بروم ؟ حضرت زهرا (ع ) فرمودند : اي اباالحسن ، من از پروردگار خود حيا مي كنم كه چيزي را كه تو بر آن توان و قدرت نداري ، درخواست نمايم .

أصبح علي بن أبيطالب (ع ) ذات يوم ساغبا ، فقال : يا فاطمة هل عندك شيء تغذينيه ؟ قالت (ع ) : لا والذي أكرم أبي بالنبوة و أكرمك بالوصية ما أصبح الغداة عندي شيء ، و ما كان شيء أطعمناه مذ يومين إلا شيء كنت أؤثرك به علي نفسي و علي ابني هذين الحسن و الحسين . فقال علي (ع ) : يا فاطمة ألا كنت أعلمتيني فأبغيكم شيئا ؟ فقالت (ع ) : يا أباالحسن إني لأستحيي من إلهي أن أكلف نفسك ما لا تقدر عليه .

بحار الانوار ، ج 43 ، ص 59


http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/81213843110219395547.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/81213843110219395547.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/81213843110219395547.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۱۱, ۱۲:۲۸
http://upload.tazkereh.ir/images/98399400024010405978.gif



حضرت زهرا (س) : حضرت فاطمه سلام الله عليها به پدر گرامي شان عرض كردند : اي رسول خدا زنان قريش به منزل من وارد شدند و گفتند : پيامبر تو را همسر كسي قرار داد كه سرمايه اي ندارد . رسول اكرم صلي الله عليه و آله در جواب فرمودند : قسم به خدا دخترم ، در خيرخواهي تو كوتاهي نكرده ام كه تو را به اولين مسلمان و عالمترين و بردبارترين اشخاص تزويج نموده ام . دخترم ، همانا اي عزوجل نگاهي به زمين افكند و از اهل آن دو نفر را برگزيد، كه يكي از آن دو را پدرت و ديگري را شوهرت قرار داد .



قالت فاطمة سلام الله عليها : يا رسول الله دخل علي نساء من قريش و قلن لي زوجك رسول الله من فقير لا مال له . فقال صلي الله عليه و آله لها : و الله يا بنية ما ألوتك نصحا أن زوجتك أقدمهم سلما و أكثرهم علما و أعظمهم حلما . يا بنية إن الله عزوجل اطلع إلي الأرض اطلاعة فاختار من أهلها رجلين ، فجعل أحدهما أباك و الَخر بعلك .



بحار الانوار ، ج 43 ، ص 133



http://upload.tazkereh.ir/images/98399400024010405978.gif

طهورا فروزان
۱۳۸۹/۰۲/۱۱, ۱۴:۱۷
:Sham::Sham:
بنويس شاعر، بار ديگر با رديف درد
بنويس يک ديوار و يک در با رديف درد
بنويس از ممکن‏ترين ناممکن دنيا
خاتون غم‏ها را مکدّر با رديف درد
بنويس يک پروانه، امّا بال‏هايش را
آتش بزن، بشکن سراسر با رديف درد
ترسيم کن يک لاله را با شاخه‏اي زخمي
بنويس چيزي مثل مادر، با رديف درد
بنويس يک زن، درد يک سيلي، کمي پرواز
بنويس زهرا عليهاالسلام را مکرر با رديف درد

http://fc07.deviantart.com/fs47/f/2009/249/c/4/hazrate_fatemeh_by_asr_entezar.jpg

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۱۱, ۱۴:۲۶
http://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gif


حضرت فاطمه علیهاالسلام چگونه سر ز قبر بر می دارد؟


حضرت فاطمه علیهاالسلام هر چند مقام برتری دارد ولی او نیز همانند دیگران این مسیر را می پیماید و پس از عالم برزخ به محشر می آید و در پیشگاه خداوند، مقام او بر دیگران ثابت می شود.
حضرت علی علیهاالسلام می فرمایند: روزی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برای دیدار فاطمه علیهاالسلام به خانه ما آمد، ولی دخترش را بسیار محزون دید. از او پرسید چرا اینگونه غمگینی؛ در جواب گفت : پدر جان! به یاد عالم محشر افتادم که مردم در آن حال عریان خواهند بود.(ذکرت المحشر و وقوف الناس عراه ...)
رسول گرامی فرمودند: نگران مباش، پس از آنکه من، علی و ابراهیم خلیل الله علیهاالسلام سر از قبر بر می داریم آنگاه خداوند جبرئیل را با هفتاد هزار ملک به سراغ تو می فرستند، سپس اسرافیل در حالی که سه پارچه زیبا از نور در اختیار دارد، کنار تو می آید و تو را از قبر بیرون می نماید، در حالی که بدنت پوشیده است....
آنگاه با عزت و احترام بی نظیر هفتاد هزار فرشته تسبیح گویان تو را وارد محشر می کنند و به همین تعداد حوریان بهشتی به استقبالت می آیند. در این هنگام مریم (دختر عمران)، خدیجه(دختر خویلد)،حوا(زن آدم)، آسیه (دختر مزاحم) هر کدام با صفوف ملائکه اطراف تو را می گیرند و تو را بر روی منبری از نور می نشانند. در این هنگام جبرئیل به حضور تو می رسد و می گوید : هر حاجتی داری بگو و تو می گویی : خدایا! حسن و حسینم را می خواهم. در آن ساعت حسینت را می بینی که با بدن خون آلود به محشر می آید و از خدا می خواهد که قاتلان وی را به کیفر رساند، بلافاصله خداوند به خشم آمده و از خشم او ملائکه نیز به خشم آیند و شعله های جهنم زبانه می کشد و قاتلان حسین و دشمنان او بر درون آتش افکنده می شوند.



منبع : بهارالانوار،ج 43،ص 226_ 225 با تلخیص




http://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gif

zeynab
۱۳۸۹/۰۲/۱۱, ۱۶:۲۴
:Sham::Sham::Sham:
فاطميه قصه‎گوى رنج‎هاست
بهترين تفسيرسوز مرتضى است

:Sham::Sham::Sham:
فاطميه شعر داغ لاله است
قصه زهراى هجده ساله است

:Sham::Sham::Sham:
فاطميه آتش‎افروز دل است
احتجاجش يک کتاب کامل است

:Sham::Sham::Sham:
فاطميه سينه‎چاک دردهاست
شاهد نامردى نامردهاست

:Sham::Sham::Sham:
فاطميه سوز دل را ساز کرد
دفتر داغ على را باز کرد

:Sham::Sham::Sham:
فاطميه ماه گل افشردن است
فتح باب تازيانه خوردن است

:Sham::Sham::Sham:
فاطميه قفل غم را شد کليد
چون که دارد هم شهيده، هم شهيد

zeynab
۱۳۸۹/۰۲/۱۱, ۱۶:۲۸
فاطميه قصه گوي رنجهااست * * * بهترين تفسير سوز مرتضي است
:Sham:
فاطميه جنگ اشعار علي است * * * شرح حال چشم خونبار علي است
:Sham:
فاطميه شعر داغ لاله است * * * قصه زهرا ي هجده ساله است
:Sham:
فاطميه آتش افروز دل است * * * احتجاجش يك كتاب كامل است
:Sham:
فاطميه سينه چاك دردها است* * * شاهد نامردي نامرد ها است
:Sham:
فاطميه مهر زد تاريخ را * * * در دل آتش گدازد ميخ را
:Sham:
فاطميه سوخت درب خانه اي * * * شمع را كشتند با پروانه اي
:Sham:
فاطميه سوز دل را ساز كرد * * * دفتر داغ علي را باز كرد
:Sham:
فاطميه شرح ديوار و در است * * * در مقام صبر زينب پرور است
:Sham:
فاطميه ناله زهرا مي زند * * * داد مظلومي مولا مي زند
:Sham:
فاطميه آتشي افروختند * * * خيمه هاي كربلاء را سوختند
:Sham:
فاطميه فاطمه اعجاز كرد * * * انقلاب كربلا را ساز كرد
:Sham:
فاطميه ماه گل افشردن است * * * فتح باب تازيانه خوردن است
:Sham:
فاطميه قفل غم را شد كليد * * * چونكه دارد هم شهيده هم شهيد
:Sham:
فاطميه صورتش نيلي شود * * * تا رقيه شاهد سيلي شود

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۱۱, ۱۶:۴۲
دل از غم فاطمه توان دارد، نه



و ز تربتِ او کسي نشان دارد، نه



آن تربتِ گمگشته به بَر، زوّاري



جز مهدي صاحب الزمان دارد، نه






http://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gif



http://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gif





http://www.nikah.persiangig.com/image/mehdi/weblog/fatemieh1.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۱۱, ۱۶:۵۳
ای دل مددی که بی امان گریه کنیم
چون ابر بهار و آسمان گریه کنیم

امروز که روز رفتن فاطمه است


با مهدی صاحب الزمان گریه کنیم


از هجر فقیه آشنا گریه کنیم


یا برتخریب سامرا گریه کنیم


یا فاطمه بگذار که با این همه غم


از بحر شهادت شما گریه کنیم


ساقی امشب آتشی دارد دلم


شعله شعله اشک می بارد دلم


عشقم امشب باجنون آمیخته


اشک های من به خون آمیخته


همچو موج آتشم سردرگمم


نیستم گرچه میان مردمم


خودنمیدانم کجایم کیستم ؟


هستی ام رفته زدستم نیستم


همچو موج آتشم سردرگمم


نیستم گرچه میان مردمم


من چه می گویم بهارم گم شده


زیردست و پا قرارم گم شده


خوشه ازتاک تحمل چیده ای


ازبهار زخم دل گل چیده ای


ای دریغا عمق زخمم فاش نیست


شرح دردم کار کند وکاش نیست


از لب و دست هزاران چنگ و نی


آید آیا سوز دل ابراز نی


شعر هم هر دم نوایی می زند


گاه گاهی دست وپایی می زند


سیلی طوفان و ساحل دیده ای ؟


ماهی افتاده در گِل دیده ای ؟


دیده ای پرهای درهم ریخته ؟


با سپیدی سرخ را آمیخته


سرو را گاه نشستن دیده ای؟


شاخه را وقت شکستن دیده ای ؟


سینه ام آتشفشانی می کند


شعر اما بی زبانی می کند


زهره را یک خواب راحت دیده ای


بازی نیش وجراحت دیده ای


دود آهی رفته تا چشم فلک


سوخته در بی کسی نخل فدک


دل برایم روضه خوانی می کند


برتن من سر – گرانی می کند


سینه را آه دمادم داده اند


زخم را با تیغ مرحم داده اند


لاله ام را داد بر باغ آمده


باد برخاکستر باغ آمده


نا کِسان عرش خدا را سوختند


آن دل بی انتها را سوختند


آیه های هل اتی را سوختند


در مدینه کربلا را سوختند


آنچه آنجا بین آتش بود و دود


آیه های آخر والفجربود


نسترن های تبسم دود شد


گوهر دردانه ای مفقود شد


رفته غارت نان طفل هَل اَتی


گمشده انگشتری اِنّما


پس چه شد اَلیَوم اَکمَلتُ لَکُم


حرمت میخانه و ساقی و خم


حذف شد فریاد سرخ ذوالفقار


قرن ها باید که بازآید بهار


کمتراز شب روزمردم تار نیست


وای برمن یک نفر بیدار نیست


جان به قربانگاه جانان آمده


جای کوثر به طغیان آمده


دیده ای طغیان نهر عشق را


زلزله درهفت شهر عشق را


مَستم از تکبیره الاحرام او


آب شد آتش پیش جام او


سخت دارد استقامت می کند


با قیام خود قیامت می کند


در قنوتش آسمانی از دعا


در رکوعش اقتدا بر مرتضی


سجده ای جانانه در درگاه کرد


سجده ای هم نیمه های راه کرد


زان قیام و زان رکوع و زان سجود


سینه و رخسار و رویش شد کبود


این نماز قبله و قبله نماست


از نماز خلق آدابش جداست


آنکه درمعشوق فانی می شود


در حقیقت جاودانی می شود


در بلوغ عشق پیش چشم جمع


شمع شد پروانه و پروانه شمع


جهل مردم قلعه ي خیبر شده


یامحمد فاطمه حیدر شده


موج کوثر چون به مسجد سرنهاد


لرزه بر اندام یثرب اوفتاد

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۱۱, ۱۶:۵۵
گفت در طغیان عشقم کوثرم


تیغ دارم پیش مرگ حیدرم


می دهم جان – جان او را می خرم


هرچه پیش آید علی را می برم


دست خالی گرنشد حل مشکلم


ذوالفقاری دارم از آه دلم


بیم دارید ازمن و از آه من


سیل عشقم کیست سد راه من


دید ساقی کوثرش را در خروش


رافت رحمانی اش آمد به جوش


آسمان دیده را پر اَبر کرد


گفت : سلمان باز باید صبر کرد


خیز کان بانوی بی همتای من


گرگشاید لب به نفرین وای من


تا نگشته آسمانها زیر و رو


با زبان مرتضی او را بگو


ای عروس آسمانی خدا


ترجمان مهربانی خدا


ای بلندای دلت هفت آسمان


ای گذشت تو کران تا بیکران


ای امید رحمتٌ للعالمین


خاتم پیغمبران را خود نگین


ماه پیشانی جبین پرچین مکن


فاطمه جان علی ، نفرین مکن


گفت سلمان پس مسلمانی چه شد


آن سفارش ها که میدانی چه شد


این که در بند است مولای همه است


این همه بود و نبود فاطمه است


ریسمان وبازوی خیبرگشا


دوستی این بود با آل عبا ؟


ای فدای تار مویش جان من


جان چه ارزد در بر جانان من


خواهد اَر بالاتر ازجان هم به چشم


صبر میخواهد علی آن هم به چشم

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۱۱, ۱۶:۵۷
http://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gif



http://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gif



یکی نبود تواین کوچه


به مادرم کمک کنه


اشک حسین و پاک کنه


به خواهرم کمک کنه


در باغو کی دیده غریبونه بسوزونن


گل یاس و کی دیده تو گلخونه بسوزونن


دل یار منو با زخم زبون آتیش زدن


گل یاس من و تو گلخونمون آتیش زدن








با بچه های یتیمم شام غریبون می گیرم


میخوای بری برو ولی بدون که بی تو می میرم


مادرخوب ومهربون حرفاموازچشام بخون


من التماست می کنم یه شب دیگه پیشم بمون


باباجون یواش یواش کبودیِ روشو بشور


باباجون آهسته تر زخمای پهلوشو بشور


باباجون آخری ها همه اش برات گریه میکرد


گاهی وقتا واسه تو با بچه ها گریه میکرد


حالا که غم زده از مصیبت زهرا شدی


بذار تا برات بگم فکر نکنی تنها شدی


زینبت کنیزته کنیز خونه دارته


مثل زهرا مادرش تاپای جون کنارته


تابوت مادرمرا به روی شانه می برید


ببرولی بگوبه من چرا شبانه می برید


درد و بلای مادرم قلبمو از جا می کنه


هرکی باهرچی دستشه مادر ما رو می زنه


دنبال حیدرمی دوید ازسینه اش خون می چکید


دارم ز سوز دل ندا شكر خدا حيدر نديد ...





http://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gif




http://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۱۱, ۱۶:۵۹
http://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gif






http://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gif



گریه نکن گریه نکن خوب میشه زخم مادرت


گریه نکن گریه نکن جون تو و برادرت


گریه نکن گریه نکن چه آه جان گدازی داری


گریه نکن گریه نکن هنوز راه درازی داری


مثل ابر بهار – وای


گریتو نگه دار وای


براکربلا بذار وای


تل زینبه وای


صحرای ماریه وای





گریه نکن خوب میدونم چه سخته دل بریدنت


گریه نکن خودم میام تو قتلگاه به دیدنت


میون قتله گاه وای


به آسمون کن نیگاه وای


که میرسم من زراه وای


http://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62278942541664050799.gif






http://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۱۱, ۱۷:۰۱
سینه اش بویید پیغمبر که مینوی من است
http://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gif


فاطمه هم فکر و هم سیما و هم خوی من است

http://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gif


یاد از بشکستن پهلوی او چون کرد گفت
http://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gif


بضعه من، روح ما بین دو پهلوی من است
http://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۱۱, ۱۷:۰۲
یا فاطمه از تو دلْ بریدن سخت است
http://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gif

پا از سر کوی تو کشیدن سخت است
http://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gif
بر زائر تو که از ره دور آید
http://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gif

برگشتن و قبر تو ندیدن سخت است
http://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/15350308364408115610.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۱۱, ۱۷:۱۹
http://upload.tazkereh.ir/images/82424526181170337530.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/57049381609266528642.gif
http://www.nasimevahy.com/images/smilies/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/ul9zeb3qtxect1lrbvyu.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gif

السلام علیک یا سیدة نساءالعالمین
السلام علیک یا والدة الحجج علی الناس اجمعین



السلام علیک ایتها المظلومة الممنوعة حتها
السلام علیک یا بنت رسول الله
السلام علیک یا بنت نبی الله



السلام علیک یا بنت حبیب الله
السلام علیک یا بنت خلیل الله



السلام علیک یا بنت صفی الله
السلام علیک یا بنت امین الله
السلام علیک یا بنت خیرخلق الله
السلام علیک یا بنت خیرالبریه
السلام علیک یا ام المومنین
السلام علیک یا ایتها الصدیقة الشهیدة
السلام علیک ایتها الرضیة المرضیه



السلام علیک ایتها الفاضلة الزکیه
السلام علیک ایتها الحوراء الانسیه



السلام علیک ایتها التقیةالنقیه
السلام علیک ایتها المحدثةالعلمیه
السلام علیک ایتها المعصومة المظلومه
السلام علیک یا بنت افضل انبیاء الله و رسله و ملائکته
السلام علیک یا سیدة نساء العالمین من الاولین و الاخرین
السلام علیک یا زوجة ولی الله وخیر خلق بعد رسول الله
السلام علیک یا ام الحسن والحسین سیدی شباب اهل الجنة
السلام علیک یافاطمه بنت محمد رسول الله ورحمة الله وبرکاته



یا فاطمة الزهرا یا بنت محمد یا قرة عین الرسول
یا سیدتنا و مولاتنا انا توجهنا واستشفعنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا
یا وجیها عندالله اشفعی لنا عندالله
http://www.nasimevahy.com/images/smilies/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/38.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/43.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gif
الهی
تورا قسم می دهم به بانوی دو عالم، دخت نبی، شافع محشر



ارحم عبدک الضعیف



ارحم یا لطیف



ارحم...

http://www.nasimevahy.com/images/smilies/69.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/4bkliwqu4ljmk8xm4kja.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/69.gif



http://upload.tazkereh.ir/images/82424526181170337530.gif

zeynab
۱۳۸۹/۰۲/۱۱, ۱۷:۲۴
یادتان باشد اگر همچو پرستو رفتید

خانه مادری ما همه بیت الزهرا ست

:Sham::Sham::Sham:
یادتان باشد اگر تنگی دل غوغا کرد

مهدی فاطمه را یاد کنید او تنهاست

:Sham::Sham::Sham:

zeynab
۱۳۸۹/۰۲/۱۱, ۱۷:۲۶
در وقتى كه بستر خواب را گسترده بودم، رسول خدا (ص) بر من وارد شد ،

فرمود: اى فاطمه ! نخواب مگر آن كه هرشب چهار كار را انجام دهى:

1-قرآن را ختم كنى.

2- وتمامی پیامبران را شفیع خود گردانى.

3- وهمه مؤمنین را از خود راضى كنى.

4- حجّ و عمره اى را به جا آورى.

بسیار شگفت زده شدم !این را فرمود و شروع به خواندن نماز كرد، صبر كردم تا نمازش تمام شد،

گفتم : یا رسول اللّه! به چهار چیز مرا امر فرمودى در حالى كه بر آنها قادر نیستم!

آن حضرت تبسّمى كرد و فرمود :

چون قل هو اللّه را سه بار بخوانى مثل این است كه قرآن را ختم كرده اى،

و چون بر من و پیامبران پیش از من صلوات فرستى ، شفاعت كنندگان تو در روز قیامت خواهیم بود.

و چون براى مؤمنین استغفار كنى ، آنان همه از تو راضى خواهند شد.

و چون بگویى : سُبحانَ اللّه وَ الحَمدُ للّه وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ اكبر ُ، حجّ و عمره اى را انجام داده اى.

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۱۱, ۱۹:۴۸
http://upload.tazkereh.ir/images/98346480317532378642.gif

http://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gif به نام خدايي که بر همه حقايق آگاه است ...http://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gif





..::لعن الله قاتلي فاطمه الزهرا (س)::..

«الذين اذا اصابتهم مصيبة قالوا انا لله و انا اليه راجعون » (1) . (البقره:56)
دانشمندان و تذکره نويسان شيعه متفقند که نعش دختر پيغمبر را شبانه بخاک سپردند. ابن سعد نيز در روايت هاى خود که از طريق ابن شهاب،عروه،عايشه،زهرى و ديگران است گويد فاطمه (ع) را شبانه دفن کردند و على (ع) او را بخاک سپرد (2) .
بلاذرى نيز در دو روايت خود همين را نوشته است (3) بخارى نيز چنين نويسد:
«شوى او شبانه او را بخاک سپرد و رخصت نداد تا ابو بکر بر جنازه او حاضر شود» (4) .
کلينى که از بزرگان علما و محدثان شيعى است و در آغاز قرن چهارم هجرى در گذشته و کتاب خود را در نيمه دوم قرن سوم نوشته و نوشته او از ديرينه ترين سندهاى شيعه بشمار مى رود،چنين نوشته است:
چون فاطمه (ع) در گذشت.امير المؤمنين او را پنهان بخاک سپرد و آثار قبر او را از ميان برد. سپس رو به مزار پيغمبر کرد و گفت:
-اى پيغمبر خدا از من و از دخترت که بدين تو آمده و در کنار تو زير خاک خفته است،بر تو درود باد!
خدا چنين خواست که او زودتر از ديگران بتو به پيوندد.پس از او شکيبائى من بپايان رسيده و خويشتن دارى من از دست رفته.اما آنچنان که در جدائى تو صبر را پيشه کردم،در مرگ دخترت نيز جز صبر چاره ندارم که شکيبائى بر مصيبت سنت است.اى پيغمبر خدا!تو بر روى سينه من جان دادى!ترا بدست خود در دل خاک سپردم!قرآن خبر داده است که پايان زندگى همه بازگشت بسوى خداست.
اکنون امانت به صاحبش رسيد،زهرا از دست من رفت و نزد تو آرميد. اى پيغمبر خدا پس از او آسمان و زمين زشت مى نمايد،و هيچگاه اندوه دلم نمى گشايد (5) . چشمانم بى خواب،و دل از سوز غم کباب است،تا خدا مرا در جوار تو ساکن گرداند.
مرگ زهرا ضربتى بود که دل را خسته و غصه ام را پيوسته گردانيد.و چه زود جمع ما را به پريشانى کشانيد.شکايت خود را بخدا مى برم و دخترت را به تو مى سپارم!خواهد گفت که امتت پس از تو با وى چه ستمها کردند.آنچه خواهى از او بجو و هر چه خواهى بدو بگو!تا سر دل بر تو گشايد،و خونى که خورده است بيرون آيد و خدا که بهترين داور است ميان او و ستمکاران داورى نمايد (6) .
سلامى که بتو مى دهم بدرود است نه از ملالت،و از روى شوق است،نه کسالت.اگر مى روم نه ملول و خسته جانم و اگر مى مانم نه بوعده خدا بد گمانم.و چون شکيبايان را وعده داده است در انتظار پاداش او مى مانم که هر چه هست از اوست و شکيبائى نيکوست.
اگر بيم چيرگى ستمکاران نبود براى هميشه در کنار قبرت مى ماندم و در اين مصيبت بزرگ، چون فرزند مرده جوى اشک از ديدگانم مى راندم. خدا گواهست که دخترت پنهانى بخاک مى رود.هنوز روزى چند از مرگ تو نگذشته،و نام تو از زبانها نرفته،حق او را بردند و ميراث او را خوردند.درد دل را با تو در ميان مى گذارم و دل را به ياد تو خوش مى دارم که درود خدا بر تو باد و سلام و رضوان خدا بر فاطمه (7) .

http://upload.tazkereh.ir/images/98346480317532378642.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۱۱, ۲۱:۵۱
در مقابل اين شهرت،ابن سعد روايت ديگرى دارد که ابو بکر بر دختر پيغمبر نماز خواند و بر او چهار تکبير گفت (8) .پيداست که اين روايت و يک دو حديث ديگر،در مقابل آن شهرت ارزشى ندارد،و دور نيست که آنرا براى مصلحت وقت ساخته باشند. فقدان دختر پيغمبر على (ع) را سخت آزرده ساخت.نمونه اين آزردگى را از سخنانى که بر کنار قبر او خطاب به پيغمبر (ص) گفت ديديم.در سندهاى ديرين،دو بيت زير را نيز بدو نسبت داده اند که نشان دهنده سوز درونى اوست.اما شمار اين بيت ها در ماخذهاى بعدى بيشتر است چنانکه در ديوان منسوب به آنحضرت نوزده بيت است (9) .
زبير بن بکار در کتاب خود الاخبار الموفقيات که آنرا در نيمه دوم قرن سوم نوشته و از مصادر قديمى بشمار مى رود چنين نويسد:
مداينى گويد چون امير المؤمنين على بن ابى طالب رضى الله عنه از دفن فاطمه راغت يافت بر سر قبر او ايستاد و اين دو بيت را انشاء کرد:
لکل اجتماع من خليلين فرقة و کل الذى دون الممات قليل (10) و ان افتقادى واحدا بعد واحد دليل على ان لا يدوم خليل (11) اين دو بيت در بعض مصادر بدين صورت ضبط شده:
لکل اجتماع من خليلين فرقة و کل الذى دون الفراق قليل و ان افتقادى فاطما بعد احمد دليل على ان لا يدوم خليل (12) مصحح فاضل چاپ اخير بحار الانوار (طهران) در ذيل صفحه صد و هشتاد و هفت مجلد چهل و سوم عبارتى را دارد که ترجمه آن اينست: در بعض نسخه ها«و ان افتقادى واحدا بعد واحد»آمده و اين درست است چه على عليه السلام بدين دو بيت تمثل جسته نه آنرا انشاء کرده است.
ليکن عبارت زبير بن بکار چنين است:«و انشا يقول »بعلاوه اين دو بيت چنانکه نوشته شد در ديوان منسوب بآن حضرت ضبط شده است. مجلسى نويسد:روايت شده است که هاتفى شعر او را پاسخ داد.سپس چهار بيت را نوشته است (13) .


1.آنانکه چون مصيبتى بديشان رسد گويند:همانا ما از آن خدا و بسوى او باز گردنده ايم. 2.طبقات ج 8 ص 18-19. 3.انساب الاشراف ص 405. 4.صحيح ج 5 ص 177،و ر.ک بحار ص 183. 5.السلام عليک يا رسول الله عنى.و السلام عليک عن ابنتک و زائرتک و البائنة فى الثرى ببقعتک و المختار الله لها سرعة اللحاق بک.قل يا رسول الله عن صفيتک صبرى و عفا عن سيدة نساء العالمين تجلدى.الا ان فى التاسى لى بسنتک فى فرقتک موضع تعز فلقد و سدتک فى ملحودة قبرک و فاضت نفسک بين نحرى و صدرى.بلى و فى کتاب الله (لى) انعم القبول. انا لله و انا اليه راجعون.قد استرجعت الوديعة.و اخذت الرهينة و اختلست الزهراء فما اقبح الخضراء و الغبراء.اما حزنى فسرمد. 6.و اما ليلى فمسهد.و هم لا يبرح قلبى او يختار الله لى دارک التى انت فيها مقيم.کمد مقيح و هم مهيج سرعان ما فرق بيننا و الى الله اشکو و ستنبئک ابنتک بتظافر امتک على هضمها. فاحفها السؤال.و استخبرها الحال.فکم من غليل معتلج بصدرها لم تجد الى بثه سبيلا.و ستقول و يحکم الله و هو خير الحاکمين. 7.سلام مودع لا قال و لا سئم.فان انصرف فلا عن ملالة.و ان اقم فلا عن سوء ظن بما وعد الله الصابرين.واها واها و الصبر ايمن و اجمل و لو لا غلبة المستولين لجعلت المقام و اللبث لزاما معکوفا و لاعولت اعوال الثکلى على جليل الرزية.فبعين الله تدفن ابنتک سرا و تهضم حقها و تمنع ارثها.و لم يتباعد العهد و لم يخلق منک الذکر.و الى الله يا رسول الله المشتکى و فيک يا رسول الله احسن العزاء.صلى الله عليک و عليها السلام و الرضوان (اصول کافى ج 1 ص 458-459) . 8.طبقات ج 8 ص 19. 9.و ر.ک.بحار ص 216. 10.جمع هر دو دوست را پريشانى است و هر چيز جز مرگ ناچيز است. 11.اينکه من يکى را پس از ديگرى از دست مى دهم نشان آن است که هيچ دوست جاويد نمى ماند.الاخبار الموفقيات ص 194 و رجوع شود به عقد الفريد. 12.مناقب ج 1 ص 501. 13.ص 184 ج 43. برگرفته ازسايت تبيان (http://www.tebyan.net/)


http://upload.tazkereh.ir/images/98346480317532378642.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۱۱, ۲۲:۰۲
http://upload.tazkereh.ir/images/34455603196926539219.jpg

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۱۱, ۲۳:۴۸
http://upload.tazkereh.ir/images/68541632533576495532.gif


ای گل خزانم آتش زدی به جانم

ای پرستوی من رفتی ز آشیانم

مانده کنج سینه غم های بی حسابم

بی تو در مدینه سلام بی جوابم


در غمت خمیدم ، امیدم ، رفیق خقته زیر گل ها

ای فرشته رویم چه گویم چه کرده هجرانت به دل

مرتضی و دوری ، صبوری ندارم و بریده ام

یاد روی ماهت بریزد ستاره از دو دیده ام

یاس نیلوفری - کی مرا می بری


وای از این غم جدایی http://www.nasimevahy.com/images/smilies/43.gif





بعد تو به عالم من دلخوشی ندارم

بی تو با که گویم غمهای بی شمارم

من که در مدینه غریب و بی شناسم

سر بر آر و بشنو زهرا تو التماسم

یاس نیلوفری - کی مرا می بری

وای از این غم جدایی

در کنار قبرت ،ببین در اعتکافم

کعبه هستی و من ، دور تو در طوافم

از غمت بر آید ، زسینه آه سردم

بی تو من که دیگر ، علی کوچه گردم

کی رود ز یادم ، غم تو ، ای مانده بین کوچه ها

کس خبر ندارد ، زداغت ، با من چه کردی کوچه ها

کی رود ز یادم ، که دشمن ، هست تو را گرفته بود

کی رود زیادم ، که زینب ، دست تو را گرفته بود

یاس نیلوفری ، کی مرا می بری

وای از این غم جدایی
http://www.nasimevahy.com/images/smilies/43.gif



http://upload.tazkereh.ir/images/68541632533576495532.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۱۲, ۰۱:۲۶
http://upload.tazkereh.ir/images/51818330557320122546.gif

هوالشهيد

خانم فاطمه الزهرا عليهما السلام به يكي از زنان فرمود: پدران آيينت محمد (صلي الله عليه و آله) و علي (عليه السلام) را در برابر خشم والدين نسبي خود خشنود دار و مبادا كه والدين نسبي خويش را با به خشم آوردن پدران ديني ات خشنود سازي؛ زيرا اگر پدران نسبي ات خشم آورند، محمد و علي (عليهما السلام) به ثواب يك جزء يك ساعت طاعاتشان آنان را راضي مي كنند، اما اگر پدران ديني ات محمد و علي (عليهما السلام) به خشم آيند، والدين نسبي ات توان خشنود كردن آنان را ندارند؛ زيرا كه ثواب طاعتها و (عبادتهاي) تمامي اهل دنيا به خشم آنان نمي تواند برابري نمايد شهادت بانوي دو عالم خانم فاطمه الزهرا عليهما السلام را خدمت آقا صاحب الزمان عج الله تعالي فرج الشريف و تمامي شيعيان حضرتش تسليت عرض مينمايم

http://upload.tazkereh.ir/images/51818330557320122546.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۱۲, ۰۳:۱۵
http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif



شمـع وجود فاطمـه سوسو گرفتـه است
شب با سکوت بغض علی خو گرفته است


آتـش گـرفت جـان علی با شرار آه
وقتی که از ولی خدا رو گرفته است


در دست ناتوان خودش بعد ماجرا
اين بار چندم است كه جارو گرفته است


قلب تمام ارض و سماوات و عرش و فرش
یک جـا بـرای غـربـت بـانو گـرفته است


حـتی وجـود میخ و در و تـازیـانـه ها
عطر و مشام از گل شب بو گرفته است


بـا ازدحـام مـوج مخـالف بیـا ببین
کشتی عمر فاطمه پهلو گرفته است


***
مردی که بدر و خیبر و خندق حماسه ساخت
سـر در بغــل گـرفتــه و زانــو گـرفـته است
مجيد لشكري


http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۱۲, ۰۸:۳۸
http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif)

باغ تاراج شده
هرگز از یاد علی، ضربت سیلی نرود
با علی راز نگفتی تو ز بازوی کبود
با پدر گوی که بعد از تو چه بود و چه نبود
شهر اگر شهر تو، پس حمله به آن خانه چرا
مرگ جانسوز چرا؟ دفن غریبانه چرا؟
داغ ما آتش و میخ در و سینه است هنوز
مدفن گمشده در شهر مدینه است هنوز
باغ، تاراج شده، عطر اقاقی مانده است
سنت دفن شبانه ز تو باقی مانده است
جواد محدثی

http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۱۲, ۰۸:۴۰
http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif
(http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif)
باغ تاراج شده
هرگز از یاد علی، ضربت سیلی نرود
با علی راز نگفتی تو ز بازوی کبود
با پدر گوی که بعد از تو چه بود و چه نبود
شهر اگر شهر تو، پس حمله به آن خانه چرا
مرگ جانسوز چرا؟ دفن غریبانه چرا؟
داغ ما آتش و میخ در و سینه است هنوز
مدفن گمشده در شهر مدینه است هنوز
باغ، تاراج شده، عطر اقاقی مانده است
سنت دفن شبانه ز تو باقی مانده است
جواد محدثی


http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif
(http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif)

neginsabz
۱۳۸۹/۰۲/۱۲, ۱۰:۰۱
http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/Fatemeh/Shahadat/87/fateme_zahra.jpg



تا زخمهای کهنه دل را دوا کنم


با ذکر نام پاک تو ذکر خدا کنم
يافاطمه به سجده بگويم به صد نفس


مولای من تويی و به حاجت صدا کنم
تا پا نهم به خاک مدينه به ياد تو


خاکش ز بهر چشم ترم توتيا کنم
چون آن ضريح گمشده پيدا نمی کنم


اندر کنار قبر نبی عقده وا کنم
من عهد بسته ام که بميرم ز داغ تو


عهدی دگر کنم که به عهدم وفا کنم
غمهای آسمان که هجوم آورد به دل


رفع غم گران به حديث کساء‌ کنم
مهدی کجاست تا که به امر ولايتش


سرهای دشمنان تو از تن جدا کنم

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۱۲, ۱۲:۴۹
http://upload.tazkereh.ir/images/82710218075475598439.gif

حدیث دل





بس که دل بی ماه رویت در دل شب ها گریست



آسمان دیده ام زین غُصّه یک دریا گریست





باغبان عشق، در سوگت نه تنها ناله کرد



ای گُل پرپر، به حالت بلبل شیدا گریست





بار اِلها بین دیوار و دری، آن شب چه شد؟



کآسمان بر حال زار زُهره زهرا گریست





گشت خون آلوده چشم اختران آسمان



بس که زهرا تا سحر بر غربت مولا گریست





شد کویر تشنه سیراب ای فلک از بس علی



داغ بر دل، لاله آسا، در دل صحرا گریست





تا نبیند اشک او را،تا سحر هر شب علی



با حدیث دل به چَهْ گفت از غریبی یا گریست





شیر میدان شجاعت بود و یک دنیای صبر



من ندانم ای فلک با او چه کردی تا گریست




جواد جهان آرایی

http://upload.tazkereh.ir/images/82710218075475598439.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۱۲, ۱۴:۵۷
http://www.nasimevahy.com/images/smilies/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/9z6sqray9zvqxo5z2rx.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wn9yht3zryuz0nf28pzk.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/t7rqc76yh8wm5nk1ry9s.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wn9yht3zryuz0nf28pzk.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/t7rqc76yh8wm5nk1ry9s.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/9z6sqray9zvqxo5z2rx.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gif

عفت حضرت فاطمه زهرا(س) (http://www.rasekhoon.net/weblog/reyhane/57307.aspx)

حضرت موسي بن جعفر عليه السلام از پدران گراميش از حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام نقل فرمود که: روزي شخص نابينايي اجازه ورود خواست. فاطمه عليهاسلام برخاست و چادر به سر کرد. رسول خدا فرمود:« چرا از او رو مي‌گيري، او که تو را نمي‌بيند؟» فاطمه عرض کرد:« او مرا نمي‌بيند، اما من که او را مي بينم. و او اگر چه مرا نمي‌بيند ولي بوي مرا که حس مي‌کند


http://www.nasimevahy.com/images/smilies/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/9z6sqray9zvqxo5z2rx.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wn9yht3zryuz0nf28pzk.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/t7rqc76yh8wm5nk1ry9s.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wn9yht3zryuz0nf28pzk.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/t7rqc76yh8wm5nk1ry9s.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/9z6sqray9zvqxo5z2rx.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۱۲, ۱۵:۵۹
http://www.nasimevahy.com/images/smilies/t7rqc76yh8wm5nk1ry9s.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wqvtb6gu4njz6tch5g7f.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/t7rqc76yh8wm5nk1ry9s.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wqvtb6gu4njz6tch5g7f.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/t7rqc76yh8wm5nk1ry9s.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wqvtb6gu4njz6tch5g7f.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/t7rqc76yh8wm5nk1ry9s.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wqvtb6gu4njz6tch5g7f.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/t7rqc76yh8wm5nk1ry9s.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wqvtb6gu4njz6tch5g7f.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/t7rqc76yh8wm5nk1ry9s.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wqvtb6gu4njz6tch5g7f.gif


دل غرقه خون





بتاب امشب ای مه که با سوز دل



نهان سازم از غم گُلم را به گِل





بتاب امشب ای مه تو با درد و داغ



که خاموش گشته علی را چراغ





بتاب امشب ای مه که تا حوریان



ببینند نیلی رخش را عیان





بتاب امشب ای مه به غم خانه ام



که تاریک گردیده کاشانه ام





تو ای زهره امشب شدی تابناک



ولی خفته زهرا در آغوش خاک





همه اختران اشک بار از دو عین



که اختر فشان است چشم حسین





ز هجران بُوَد دیده ام اشکبار



چو لاله دلم غرق خون داغ دار





چو رفتی تو ای مهر عالم فروز



پسِ تو مرا شام گردیده روز





پس از تو مرا نیست خیری عیان



از این زندگانی دگر در جهان




علی سهرابی (صفا)

http://www.nasimevahy.com/images/smilies/t7rqc76yh8wm5nk1ry9s.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wqvtb6gu4njz6tch5g7f.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/t7rqc76yh8wm5nk1ry9s.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wqvtb6gu4njz6tch5g7f.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/t7rqc76yh8wm5nk1ry9s.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wqvtb6gu4njz6tch5g7f.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/t7rqc76yh8wm5nk1ry9s.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wqvtb6gu4njz6tch5g7f.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/t7rqc76yh8wm5nk1ry9s.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wqvtb6gu4njz6tch5g7f.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/t7rqc76yh8wm5nk1ry9s.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wqvtb6gu4njz6tch5g7f.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۱۲, ۱۶:۰۲
http://www.nasimevahy.com/images/smilies/t7rqc76yh8wm5nk1ry9s.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wqvtb6gu4njz6tch5g7f.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/t7rqc76yh8wm5nk1ry9s.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wqvtb6gu4njz6tch5g7f.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/t7rqc76yh8wm5nk1ry9s.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wqvtb6gu4njz6tch5g7f.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/t7rqc76yh8wm5nk1ry9s.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wqvtb6gu4njz6tch5g7f.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/t7rqc76yh8wm5nk1ry9s.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wqvtb6gu4njz6tch5g7f.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/t7rqc76yh8wm5nk1ry9s.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wqvtb6gu4njz6tch5g7f.gif




سلام اى سفره‌دار فاطمیه ...
نگار بیقرار فاطمیه ...
سلام اى محرم غم‏هاى مادر
تویى تنها نگار فاطمیه ...
دلم یک سال میسوزد به حسرت
مگر بیند بهار فاطمیه...
دمى چشمان دل را باز بنما
که بینم لاله زار فاطمیه...
نظر کن تا نشیند بر سر من
کمى از این غبار فاطمیه...
دلم تنگ عزاى یاس باشد
ز بس هستم خمار فاطمیه...
شود آیا دهى چیزى نشانم؟
الا اى پرده‌دار فاطمیه...
شود آیا دهى شال عزایم ؟
یگانه سوگوار فاطمیه...
تویى تنها مدار قلب زهرا(س)
مدال افتخار فاطمیه ...
شود آیا کنى بر ما عنایت
شوم من جان نثار فاطمیه
بیا اى راز دار قلب حیدر(ع)
الا اى ذوالفقار فاطمیه...
http://www.nasimevahy.com/images/smilies/t7rqc76yh8wm5nk1ry9s.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wqvtb6gu4njz6tch5g7f.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/t7rqc76yh8wm5nk1ry9s.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wqvtb6gu4njz6tch5g7f.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/t7rqc76yh8wm5nk1ry9s.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wqvtb6gu4njz6tch5g7f.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/t7rqc76yh8wm5nk1ry9s.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wqvtb6gu4njz6tch5g7f.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/t7rqc76yh8wm5nk1ry9s.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wqvtb6gu4njz6tch5g7f.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/t7rqc76yh8wm5nk1ry9s.gifhttp://www.nasimevahy.com/images/smilies/wqvtb6gu4njz6tch5g7f.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۱۲, ۱۷:۵۴
http://upload.tazkereh.ir/images/20622664809594066079.gif

عشق يعني جلوه صبر خدا

شرم ايوب نبي از مرتضي






عشق بر دلداده فرمان مي‌دهد

عاشق جان داده را جان مي‌دهد






عشق باعث شد که دل سامان گرفت

پشت درب خانه زهرا جان گرفت






عشق يعني انقلاب فاطمه

از کبودي چشم تار فاطمه

عشق يعني عشق ناب فاطمه

بيت الاحزان خراب فاطمه







عشق يعني دل سپردن در الست

از مي وصل الهي مستِ مست






عشق يعني ذکر ناموس خدا

يا علي گفتن به زير دست و پا

http://upload.tazkereh.ir/images/20622664809594066079.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۱۲, ۱۹:۳۶
http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/81213843110219395547.gif

کشتی پهلو گرفته
هیچکس آیا توانسته است غم فاطمه(س) را در سوگ پدر به تصویر بکشد، جز ناله های بیت الاحزان فاطمه(س)؟
در اندوه جگر سوز علی (ع) در مواجهه با فاطمه ی میان در و دیوار و گاه شستن صورت نیلی و بازوی کبود فاطمه(س)، هیچ هنرمند عارفی توانسته است مرثیه بسراید آنچنانکه از عمق رنج آدمی در چروک های پیشانی علی(ع) خبر دهد و وسعت غمهای خلقت را در پهنای اشک علی (ع) بشناسد و بشناساند جز باز اشک پنهانی علی(ع) ؟
هیچکس را یارای آن بوده است که آلام محض زینب (س) را به هنگام دیدار سر برادر بر بام نیزه ها بیان کند، جز خون جاری از سر مبارک زینب(س) ؟
اگر زینب(س) با مشاهده ی سر برادر ،حسین،روحی فداه سلامت سر خویش را تاب آورده بود و سر بر ستون کجاوه نکوبیده بود،چه کسی عشق را ،درد را و هجران را در آفرینش تفسیر می کرد ؟
اینها دردهایی است که نویسنده را اگر احساس داشته باشد خاکستر می کند و قلم را اگر به تعداد درختان عالم باشد می سوزاند و دفتری به پهنای گیتی را آتش می زند.
سوز اشکهای فاطمه(س) هنوز پای عارفان را در بیت الاحزان او سست می کند و کمر ابرار را می شکند و آتش به جان اولیاء الله می اندازد.
معاذالله که رشحه ی هیچ قلمی بتواند با اشک سوزناک علی(ع) به هنگام شستن پیکر فاطمه(س) برابری کند.کجاست اسماء ؟
از او بپرسید، فرشتگانی که در اشکهای آن هنگام علی(ع) به تبرک غسل می کردند، بال و پرشان نسوخت؟
آنچه بر پیشانی تاریخ تشیع، چروکهایی اینچنین عمیق آفریده، دردهایی از این دست است.دردهایی که گفتنی نیست،بیان کردنی نیست،تصویر و تصور کردنی نیست.
درد را اگر بسیار عمیق باشد به زخم تشبیه می کنند و زخم را اگر بیش از حد سوزنده باشد به آتش . و حرارت کدام آتشی می تواند با هرم قلب علی (ع) در بیست و پنج سال سکوت خار در چشم و استخوان در گلوی او برابری کند ؟
پس اینگونه دردها مشبه نیستند مشبه به اند.
و تاریخ شیعه آکنده از دردهایی اینگونه است.
غم کمر شکن و چاره سوز حسین(ع) در شهادت برادر علمدار ، عباس روحی فداه.
سکوت اندوهبار حسین جان عالمی به فدایش در برابر جگر پاره پاره امام برادر حسن(ع).حسرت عمیق عباس برادر(ع)،عباس عمو،عباس پدر و عباس امید در جراحت مشک آب.
درد وصف ناشدنی سجاد(ع) در شهادت مظلومانه ی پدر.
واز آن پس، همچنان انبوه درد بر درد و تراکم جراحت بر جراحت و زخم بر زخم و اتصال مدام جوی خون.
انگار تاریخ را در سرزمین شیعه با خون رقم می زنند،با مظلومیت خون.
...

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۱۳, ۰۱:۱۷
http://upload.tazkereh.ir/images/86070277442870788278.gif

راز خاموش مدينه

" باسمه و بذکر وليه "
و خدا نوري آفريد . ناميدش سرور خلائق . خواند او را حبيبش .کائنات را بوجودش آفريد . گذشت و گذشت ... آن يگانه را هديه اي داد از بهشت .کوثري براي خلقت . وجودش را بهانه وجود حبيبش خواند! بانويي به قامت زمين تا آسمان. به عظمت عرش کبريايي اش . هنگام ورودش ميان اهل محشر ندا مي آيد :
چشمانتان را زير افکنيد فاطمه زهرا (س) ... انسيه حوراء ... ناموس خدا آمد ...!
نه ! اندکي درنگ ! ازو و از آمدنش نگوييم ... از پدر بگوييم که رفت و اورا يادگاري از بهشت ، براي زمينيان قرار داد ! يگانه يادگار حبيب خدا،ريحانه عالم ... ! روزگاري نه چندان طولاني ... اما سخت ... بر او گذشت! گلبرگهاي ريحانه، يکي يکي پر پر شد.تا نوبت به اخرينش رسيد ...! ريحانه اميرش را خواند: آرام جانم لحظه جدايي است ... مرا شبانه غسل ده ... شبانه کفن کن و شبانه به خاک بسپار ... -- بانويم چرا؟ ...عزيز دل نميخواهم آنها که مرا آزردند همراهيم کنند!! ابر مرد عالم? آرام و صبور با محرمترين محرمان...در سياهي شب... ياس کبود و پرپرش را نزد خاک امانت نهاد ...آن شب چه سخت به صبح نزديک شد! و صبح نه ياس بود و نه نشاني ازو ... !!!
محرمترينان به حرمت آخرين کلام حوراي بهشت،مهر سکوت بر لبان زدند! آدميان ناپاک ندا دادند : اي واي بر ما يک پيامبر و يک ريحانه ! از چه روي در مراسم وداعش ما را نخوانديد؟ گفتند: اذن نداده بود ...!!! و ديگر کسي نپرسيد چرا ؟ و نگفتند عده اي او را آزردند، گلبرگهايش را دريدند، وجودش را سوزاندند،حريمش را شکستند و با شکايت اهل دنيا روانه بهشتش کردند!!!
آن سکون زمين و آسمان نميخواست نامردمان روزگار با او وداع کنند ... نپرسيدند که بودند آنها ؟مگر چه کرده بودند؟ به تو نگفتند همانها که ميخ در و آتش و نوازشهاي تازيانه را پيشکشي کردند به قدرداني رسالت ! ميشناسي آنها را؟ ميداني که بودند و چه کردند ؟
صبوري ديگر نشايد. وقت است تا گوش به نجواي تاريخ، نه بلکه فرياد تاريخ !!! بسپاريم و راز آن يگانه امانتگاه مخفي عالم را بيابيم! راز پنهان يادگار رسول را ! از تاريخ بپرسيم .... که چرا نشان تمام آدميان باقي است از بهترينها تا خبيث ترينها.الا امانتگاه مادر !!!! بپرسيم چه شد فاطمه را ؟ چه شد مودت ذي القربي ؟ بپرسيم:
فاطمه آيا ذوي القربي نبود؟ يا محبت را جز اين معنا نبود؟!
از تاريخ ميپرسم چراها را، اما ميدانيم نشاني ياس نزد آخرين يادگار ياس است و بس!پس به ياد مادر سلامش ميکنيم و تسليتي در اين روزهاي حزن و اندوه که طاقتش را به نهايت ميرساند......


http://upload.tazkereh.ir/images/86070277442870788278.gif