PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩



صفحه ها : 1 2 3 [4] 5 6

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۰۲:۲۳
http://www.upload.tazkereh.ir/images/52238397441981733714.gif


http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif)

بوي خوش مي آيد اينجا،عود و عنبر سوخته
يا كه بيت الله را كاشانه و در سوخته

از چه خون مي گريد اين ديوار و در يارب مگر
گلشن آل خليل،اينجا در آذر سوخته

خانه زهراست اينجا،قتلگاه محسن است
آشيان قهرمان بدر و خيبر سوخته

بر حريم عقل كل ديوانه اي زد آتشي
كز غمش هر عاقلي را جان و پيكر شوخته

خيمه گاه كربلا را آتش از اينجا زدند
شد ز داغ محسن آخر،كام اصغر سوخته



http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif)

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۰۳:۲۲
http://www.upload.tazkereh.ir/images/75870336350934859793.jpg

http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_4ot7ybm.gif


بیان عظمت فاطمه از زبان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، بارها و بارها فاطمه (علیها السلام) را ستود و از او تجلیل نمود. در مواقع بسیاری می‌فرمود: "پدرش به فدایش باد" و گاه خم می‌شد و دست او را می‌بوسید.
به هنگام سفر از آخرین کسی که خداحافظی می‌نمود، فاطمه (علیها السلام) بود و به هنگام بازگشت به اولین محلی که وارد می‌شد، خانه او بود.

عامه محدثین و مسلمانان از هر مذهب و با هر عقیده‌ای، این کلام را نقل نموده‌اند که حضرت رسول می‌فرمود: "فاطمه پاره تن من است هر کس او را بیازارد مرا آزرده است."
از طرفی دیگر، قرآن کریم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از هر سخنی که منشأ آن هوای نفسانی باشد، بدور دانسته و صراحتاً بیان می‌دارد که هر چه پیامبر می‌فرماید، سخن وحی است. پس می‌توان دریافت که این همه تجلیل و ستایش از فاطمه (علیها السلام)، علتی ماورای روابط عاطفی مابین پدر و فرزند دارد.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز خود به این مطلب اشاره می‌فرمود.
گاه در جواب خرده‌گیران، لب به سخن می‌گشود که خداوند مرا به این کار امر نموده و یا می‌فرمود: "من بوی بهشت را از او استشمام می‌کنم."

اما اگر از زوایای دیگر به بحث بنگریم و حدیث نبوی را در کنار آیات شریفه قرآن کریم قرار دهیم، مشاهده می‌نماییم قرآن کریم عقوبت کسانی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را اذیت نمایند، عذابی دردناک ذکر می‌کند.
و یا می‌فرماید کسانی که خدا و رسول را اذیت نمایند، خدا آنان را در دنیا از رحمت خویش دور می‌دارد و برای آنان عذابی خوار کننده آماده می‌نماید.
پس به نیکی مشخص می‌شود که رضا و خشنودی فاطمه (علیها السلام)، رضا و خشنودی خداوند است و غضب او نیز باعث غضب خداست. به بیانی دقیق‌تر، او مظهر رضا و غضب الهی است.
چرا که نمی‌توان فرض نمود، شخصی عملی را انجام دهد و بدان وسیله فاطمه (علیها السلام) را بیازارد و موجب آزردگی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گردد و بدین سبب مستوجب عقوبت الهی شود، اما خداوند از آن شخص راضی و به عمل او خشنود باشد و در عین رضایت، او را مورد عقوبتی سنگین قرار دهد.

نکته‌ای دیگر که از قرار دادن این حدیث در کنار آیات قرآن کریم بدست می‌آید، آنست که رضای فاطمه (علیها السلام)، تنها در مسیر حق بدست می‌آید و غضب او فقط در انحراف از حق و عدول از اوامر الهی حاصل می‌شود و در این امر حتی ذره‌ای تمایلات نفسانی و یا انگیزه‌های احساسی مؤثر نیست.
چرا که از مقام عدل الهی، بدور است شخصی را به خاطر غضب دیگری که برخواسته از تمایل نفسانی و یا عوامل احساسی مؤثر بر اراده اوست، عقوبت نماید.


http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_4ot7ybm.gif

http://www.iec-md.org/monasebatha/images/ya_fatemeh_zahra.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۰۴:۰۵
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif

نبوت ناتمام است و علي تنهاست بي زهرا

ولايت کشتي گم گشته در درياست بي زهرا

چنان که بي علي زهرا ندارد کفو و همتايي

علي آري علي يکتاي بي همتاست بي زهرا

به قدر قدر و کوثر مي خورم سوگند نزد حق

که قدر قدر و کوثر هر دو ناپيداست بي زهرا

نه جنت را نه کوثر را نه غلمان را نه حورا را

نه دنيا را نه عقبي را نخواهم خواست بي زهرا

مبادا ناقة او پا گذارد دير در محشر

که حتي انبيا را بانگ وانفساست بي زهرا

به آيات شفاعت مي خورم سوگند در محشر

شفاعت را نه مفهوم است و نه معناست بي زهرا

به پيشاني اهل جنت اين مصراع بنوشته

که جنت دوزخ رنج و عذاب ماست بي زهرا

محبت آب داده لاله هاي بوستانش را

شفاعت مي کشد در حشر ناز دوستانش را

http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۰۴:۰۵
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif
را محمد جان جان عالم و زهرا بود جانش

از آن مي گفت اي جان پدر بادا به قربانش

زمين و آسمان مهمان سرا و ميزبان زهرا

ملک در عرش و جن و انس در فرشند مهمانش

چگونه، کي، کجا از خلق آيد وصف بانويي

که ذات حق ثناگو باشد و احمد ثنا خوانش

به قرآن مي خورم سوگند بي جا نيست گر گويم

محمد خاتم پيغمبران زهراست قرآنش

اگر بي مهر او سلمان گذارد پاي در محشر

مسلمان نيستم بالله اگر خوانم مسلمانش

مناز اينقدر بر عيساي خود اي مادر عيسي

دو عيسي آفرين پرورده اين مادر به دامانش

نه جن و انس و حوري و ملک گشتند مبهوتش

که علم کل امير المومنين گرديده حيرانش

ثناها گفته و خواندند در امکان بسي او را

به جز آنکس که خلقش کرده نشناسد کسي او
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۰۴:۰۶
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif
تو زهرايي تو زهراي محمد پروري زهرا

رسول الله را هم دختري، هم مادري زهرا

نبي را پارة تن روح مابين دو پهلويي

اميرالمومنين را رکن و کفو و همسري زهرا

گواهي مي دهم اي روح احمد هستي حيدر

که تو هم مصطفي، هم فاطمه، هم حيدري زهرا

گهي گويم اميرالمومنين برتر بود از تو

گهي بينم تو از او در جلالت برتري زهرا

تو والشمسي، تو والليلي، تو والفجري، تو والعصري

تو نوري، هل اتايي و الضحايي کوثري زهرا

تو از مريم، تو از هاجر، تو از حوا، تو از ساره

نه، تو از انبيا جز احمد مرسل سري زهرا

اميد رحمة للعالمين محبوبة داور

پناه انبيا در گير و دار محشري زهرا

تو سر ناشناس ذات پاک حق تعالايي

نمي دانم که هستي آنقدر دانم که زهرايي
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۰۴:۰۶
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif
سلام الله اي جان محمد، بر تن و جانت

که پيغمبر کند تعظيم و بوسد همچون قرآنت

تويي آن سرمدي بحر و تويي آن احمدي کوثر

که جوشد تا قيامت گوهر عصمت ز دامانت

خدا خود بر محمد کرد ابلاغ سلامت را

محمد گفت جانان مني جانم به قربانت

تو از روز نخستين ميزبان خلقتي زهرا

تمام آفرينش تا صف حشرند مهمانت

تويي انسيه الحورا تويي حوراء الانسيه

همه در حيرتم حوريه خوانم يا که انسانت

تو نوراللهي و نور علي? نورند اولادت

تو الرحماني و حق داده لؤلؤ داده مرجانت

نه تنها خواجة لولاک برخيزد به تعظيمت

که جبرييل امين آرد سلام از حي سبحانت

تو روحي، روح مابين دو پهلوي رسول استي

بتول استي، بتول استي، بتول استي، بتول استي
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۰۴:۰۶
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif
تو امام يازده عيساي عيسي آفرين استي

تو سرتا پا تمام رحمة للعالمين استي

تو از صبح ازل منصورة اهل سماواتي

تو تا شام ابد عرش الهي در زمين استي

اميرالمومنين دست خدا بود و يقين دارم

که تو يا فاطمه دست اميرالمومنين استي

علي حبل المتين باشد به قرآن حي سرمد را

يقين دارم تو حبل محکم حبل المتين استي

شنيدم بعد احمد جبرئيلت هم سخن بودي

چه مي گويم تو خود استاد جبريل امين استي

تو منصوره، تو صديقه، تو راضيه، تو مرضيه

تو توحيدي، تو قرآني، تو ايماني، تو دين استي

تو هم روح الفؤاد استي، تو هم باب المراد استي

تو هم عين الحيات استي، تو هم حق اليقين استي

اگر چه در ثنايت در فشاندم يا گهر سفتم

تو بالاتر از آني من به قدر فهم خود گفتم
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۰۴:۰۷
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif

قيامت روز قدر و اقتدار توست يا زهرا

عذاب و عفو هم در اختيار توست يا زهرا

شفاعت مي کني در حشر کل دوستانت را

کرامت تا ببخشي بي قرار توست يا زهرا

نه تنها آدم و نوح و خليل و موسي و عيسي

رسول الله هم چشم انتظار توست يا زهرا

رها کردن، گرفتن، عفو کردن، حکم فرمودن

به تو تفويض از پروردگار توست يا زهرا

تو کوثر بودي و گشتي عطا بر احمد مرسل

که اين سوره فقط در انحصار توست يا زهرا

تمام آفرينش در مزارت گشته گم آري

کجا از ديده ها پنهان مزار توست يا زهرا

ميان دشمنان تنها حمايت از علي کردن

به دست و سينه مهر افتخار توست يا زهرا

مدينه خواست از نفرين تو زير و زبر گردد

فداکاريت باعث شد که حيدر زنده برگردد
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۰۴:۰۷
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif

تو در بيت ولايت شمع سوزان علي بودي

تو جانان محمد بودي و جان علي بودي

چگونه حرمتت پامال شد اي سورة کوثر

چرا نقش زمين گشتي تو قرآن علي بودي

علي حق داشت گر از هجر تو سرو قدش خم شد

تو سرو و باغ و بستان و گلستان علي بودي

نه در شام عروسي، نه ز صبح روز ميلادت

تو پيش از خلقتت در عهد و پيمان علي بودي

تو تا رفتي علي تنهاي تنها شد، که تو تنها

شريک درد و غم هاي فراوان علي بودي

تو با دست شکسته، دست حيدر بودي اي زهرا

تو با اشک پياپي چشم گريان علي بودي

ندارد شير حق بعد از تو همتايي و هم شاني

تو همتاي علي بودي و هم شان علي بودي

علي مي ديد مرآت الهي را به ديدارت

چگونه پيش چشم او جسارت شد به رخسارت
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۰۴:۰۸
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif
شگفتا اهل دوزخ باغ رضوان را زدند آتش

شياطين بيت ذات حي سبحان را زدند آتش

الهي جسمشان در نار قهر کبريا سوزد

که هيزم جمع کرده کعبة جان را زدند آتش

به دين کردند با شمشير دين از چار سو حمله

ز قرآن دم زدند و بيت قرآن را زدند آتش

گلي را که نبي پرورد با ضرب لگد چيدند

به غنچه حمله کردند و گلستان را زدند آتش

به قرآن مي خورم سوگند سوزاندند قرآن را

به ايمان مي خورم سوگند ايمان را زدند آتش

مسلمان نيستم گر کذب گويم، نامسلمانان

از اين بيداد قلب هر مسلمان را زدند آتش

به ناموس الهي حمله ور گشتند نامردان

همان قومي که بيت شاه مردان را زدند آتش

نمي گويم که تنها دخت احمد را زدند آنجا

محمد را، محمد را، محمد را زدند آنجا
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۰۴:۰۸
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif
خداي من بهشت و شعله هاي نار يعني چه؟

خطا کاران و بيت عصمت دادار يعني چه؟

جسارت هاي ديو و صورت انسيه الحورا

گل بي خار و باغ وحي و نيش خار يعني چه؟

نگاه شير حق و تازيانه خوردن زهرا

طناب خصم و دست حيدر کرار يعني چه؟

اميرالمومنين تنها ميان آن همه دشمن

يگانه حاميش بين در و ديوار يعني چه؟

مگر نه سينة زهرا، بهشت مصطفي بودي

بهشت مصطفي و صدمة مسمار يعني چه؟

فشار در، غلاف تيغ، قتل طفل شش ماهه

به ناموس الهي اين چنين رفتار يعني چه؟

مدينه زير و رو شد از صداي نالة زهرا

خدايا بي تفاوت بودن انصار يعني چه؟

نه تنها سوختند از آتش کين بيت مولا را

مسلمانان به پيغمبر قسم کشتند زهرا را
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۰۴:۱۱
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif
تو طوباي علي بودي، چرا بشکست پهلويت

تو مرآت خدا بودي، چرا شد نيلگون رويت

تو روح مصطفي بودي، چرا پشت در افتادي

تو دست مرتضي بودي، چرا بشکست بازويت

خديجه کو که گيرد در بغل چون جان شيرينت

محمد کو که در بر گيرد و چون گل کند بويت

اگر چه در پس در، حبس شد در سينه فريادت

صداي يا علي سر مي کشيد از تار هر مويت

تو با دست شکسته لب گشودي تا کني نفرين

اميرالمومنين با دست بسته شد دعاگويت

مصيبت هاي تو از آسمان ها بود سنگين تر

که در سن جواني اين چنين خم گشت زانويت

چرا در هم شکستي اي محمد در قد و قامت

چه با مهر رخت شد اي قمر شرمنده از رويت

چه شد با تو چه پيش آمد که با آن صبر بسيارت

طلب کردي هماره مرگ خود از حي دادارت
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۰۴:۱۱
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif
تو در راه اميرالمومنين خود را فدا کردي

تو با ايثار جان حق ولايت را ادا کردي

تو بر حفظ علي با طفل معصومت سپر گشتي

تو حتي بين دشمن چار کودک را رها کردي

تو زينب داشتي اي بانوي خلقت چه پيش آمد

که چون نقش زمين گشتي کنيزت را صدا کردي

مدال روي بازويت گواهي مي دهد آري

که جان دادي طناب از دست حبل الله وا کردي

تو از دور علي، روبه صفت ها را پراکندي

تو در يک شهر دشمن، ياريِ شير خدا کردي

تو برگرداندي از مسجد امامت را سوي خانه

تو دختر تربيت بهر قيام کربلا کردي

تو با نطق رسايت خطبه خواندي از علي گفتي

تو ما را با علي تا صبح محشر آشنا کردي

ولايت زنده از نطق رساي توست يا زهرا

غدير دوم ما خطبه هاي توست يا زهرا
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۰۴:۱۲
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif
سلام ما به سوز و گريه و تاب و تبت مادر

سلام مرغ شب بر ذکر يا رب، يا ربت مادر

سلام ما به پايان غروب درد انگيزت

سلام ما به غسل و کفن و تشييع شبت مادر

سلام ما به غم هايي که کردي از علي پنهان

سلام ما به اشک بي صداي زينبت مادر

سلام ما به آن آخر نگاه و آخرين ذکرت

که وقت دادن جان، گشت جاري بر لبت مادر

سلام ما سلام ما سلام ما بر آن بانو

که درس عصمت و ايمان گرفت از مکتبت مادر

سلام ما به فرزندان پاکت تا صف محشر

که تو خود آسمان استي و آنان کوکبت مادر

سلامي پاک همچون آية تطهير از ميثم

به سبطين و دو دخت و شوهر و ام و ابت مادر

به هر جا رو کنم شهر و ديار توست يا زهرا

دل هر شيعه تا محشر مزار توست يا زهرا

غلامرضا سازگار
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif

parsa
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۰۵:۴۸
فاطمه ‌(سلام الله علیها) ناموس هستی

استاد نظری منفرد



http://www.shia-news.com/files/fa/news/1389/2/13/5213_990.jpg




جایگاه معرفتی و معنوی حضرت زهرا ‌(سلام الله علیها) در نظر اهل‌بیت چیست؟


در ایام شهادت حضرت زهرا ‌(سلام الله علیها) هستیم و آن را به تمامی مسلمانان جهان و پیشگاه حضرت ولی عصر ‌(عجل الله فرجه) و مقام عظمای ولایت و همه ارادتمندان آن حضرت تسلیت می‌گویم و امیدوارم زندگی این بانوی گرامی الگوی همه باشد.

شخصیت فاطمه زهرا ‌(سلام الله علیها) تنها الگوی زنان نیست،‌ بلکه تمامی انسان‌ها می‌توانند از زندگی این بانو الگو بگیرند. درست است که عمر با برکت ایشان کوتاه بود،‌ اما می‌تواند برای جامعه ما نقش کاربردی داشته باشد.


صاحب احتجاج سخنی از امام زمان (عجل الله فرجه) نقل کرده است، که حضرت می‌فرمایند:

«فی ابنة رسول الله (صلی الله علیه و اله و سلم) لی اسوة حسنة»
برای من در دختر پیامبر (صلی الله علیهما) اسوه حسنه‌ای است.

البته باید دانست که منظور حضرت ولی عصر (عجل الله فرجه) در چه بعدی مادر خود را الگو معرفی می‌کنند، تلاش‌ها و فعالیت‌های بی‌وقفه ایشان برای ابقای دین پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم) و حفظ ارزش‌های اسلامی، دفاع از حریم ولایت، صبر ایشان دربرابر تمامی مشکلات، ایراد سخنرانی و حضور در صحنه‌ها، در برابر افرادی که در صدد آسیب زدن به اسلام داشتن از این نوع الگو‌هاست.

جایگاه حضرت صدیقه کبری (سلام الله علیها) از نظر اهل‌بیت (سلام الله علیهم) جایگاه والا و خاصی است. وقتی حضرت علی(سلام الله علیه) چاه «بئر ابن ابی نیزر» را احداث کرد، تصمیم گرفتند وقف‌نامه برای آن بنویسند، فرزندان حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را متولی وقف‌نامه معرفی کردند.

در جنگ صفین و جمل نیز امیرمؤمنان‌ (سلام الله علیه) به حسنین‌ (سلام الله علیهما) اجازه میدان رفتن نمی‌دادند، زمانی که اصحاب علت را جویا شدند،‌ حضرت فرمودند که این‌ دو را حفظ کنید، «لئلا یَنقَطِع بِهما نَسل رسول‌الله» برای اینکه نسل رسول‌الله‌ (ص) قطع نشود.

همچنین امام حسین (سلام الله علیه) در روز عاشورا، رجزی خواندند و برای این که مادرشان حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بود، افتخار کردند.

اما مهم‌ترین دلیلی که نشان دهنده جایگاه بالای حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در پیشگاه حضرت علی (سلام الله علیه) است، خطبه‌ای است که امیرمؤمنان در کنار قبر حضرت زهرا، خطاب به پیامبر اسلام‌ (صلی الله علیه و اله و سلم) ایراد کردند.

در آن خطبه تصریح شده که حضرت فرمودند ای رسول خدا شکیبایی من از فراق محبوبه‌ات کم شد و خویشتن داریم در فراق سرور زنان جهان از بین رفت.



http://upload.tazkereh.ir/images/72439740322923369201.jpg



ادامه دارد...

.

parsa
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۰۵:۴۹
یکی از ویژگی‌هایی که خداوند در وجود حضرت فاطمه (سلام الله علیها) قرار داده بود، مقام «عصمت» بود، در این باره توضیح دهید.


مهم‌ترین سخنی که عصمت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را اثبات می‌کند، آیه مبارکه تطهیر است.

بیش از چهل نفر از صحابه رسول‌الله (صلی الله علیه و اله و سلم) بر این سخن تأکید دارند که این آیه درباره حضرت زهرا، حسنین و امیرمؤمنان (سلام الله علیهم) است پس از نزول این آیه، پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم) مقابل خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) می‌آمدند و می‌فرمودند:

«السلام علیکم اهلَ‌البیت اِنَّما یُرید الله لِیُذهب عنکم الرِجس اهلَ‌البیت و یُطّهِرکُم تَطهیرا».

دلالت آیه تطهیر بر عصمت این ذوات مقدس، بر اهل فن پوشیده نیست، چون اراده‌ای که در این آیه است، اراده تشریعی نیست، زیرا اراده تشریعی خداوند برای تطهیر نسبت به همه است، ولی «انّما» که در ابتدای این آیه آمده است،‌ حصر اراده خدا را درتطهیر نشان می‌دهد و این غیر از اراده تشریعی است و خداوند آن را به این خانواده عطا کرده‌ است.


در این خصوص بیشتر توضیح دهید.


همانگونه که گفته شد، عصمت حضرت فاطمه (سلام الله علیها)با مراجعه به قرآن امر ثابتی است؛ حال اگر این آیه هم نبود، عصمت این بانو در روایاتی که میان فریقین عامه و خاصه مسلم و قطعی الصدور از رسول‌الله است، گواه بر این است.

در روایت پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم)که فرمودند:

«اِن‌الله عَزوجل یَغضبِ بغضب فاطمة و یرضا برضاها»
«خداوند با غضب فاطمه خشمگین و با خشنودی او خشنود می‌شود»

دلالت روشنی بر عصمت حضرت ام ابیها (سلام الله علیها) است نشان می‌دهد؛ رفتار این حضرت (سلام الله علیها) همیشه درست و دور از هر گونه اشتباهی بود.

پیامبر در درباره ایشان فرمودند: که ایشان «سیدة نساءالعالمین» است؛ حال اگر ایشان دارای مقام عصمت نبود، هیچگاه به این مقام دست نمی‌یافتند.

این بانوی گرامی اسلام،‌ در عبادت، عفاف، ارزش‌های دینی، اخلاقی و انسانی، زنی بی‌نظیر و بی‌بدیل است.



http://upload.tazkereh.ir/images/54518619709985316863.jpg



ادامه دارد...

.

parsa
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۰۵:۵۰
برای حضرت زهرا (سلام الله علیها) لقب‌های زیادی عنوان شده و برخی تا پنجاه لقب شمرده اند، یکی از این القاب، محدَّثه بودن ایشان است، کمی در این باره توضیح دهید.


واژه محدثه به کسی گفته می‌شود که دیگری برای او حدیث می‌کند.

در روایت آمده است که ملائکه با او حدیث می‌کردند و در حدیث معتبری که در کافی آمده است، پس از رسول خدا (صلی الله علیه و اله و سلم)، شدت حزن و اندوه فاطمه (سلام الله علیها) به دلیل رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) به اندازه‌ای شد که خداوند برای تسکین روح ایشان، جبرئیل را بر او ‌فرستاد.

«کان یأتیها جبرائیل و یُحدّثِها»
یعنی جبرئیل نزد او می‌آمدند با او سخن می‌گفتند.


ممکن است، عده‌ای بگویند جبرئیل تنها بر پیامبران نازل می‌شد در پاسخ به این پرسش چه باید گفت؟


در پاسخ به آنها باید گفت؛ جبرائیل به خدمت حضرت مریم (سلام الله علیها)نیز می‌آمد و با ایشان هم سخن می‌گفتند.

همانگونه که در سوره مریم آمد:
«فَتَمثَّل لها بشراً سویاً»

از این رو مشخص می‌شود که جبرئیل تنها بر پیامبران نازل نمی‌شد. جبرئیل بر حضرت زهرا (سلام الله علیها) نازل می‌شد و مطالبی را از آینده برای ایشان می‌آرود و حضرت علی‌ (سلام الله علیه) آنها را می‌نوشت.

این کتاب به عنوان مصحف فاطمه (سلام الله علیها) نام دارد، ائمه اطهار (سلام الله علیهم) نیز گاهی به این کتاب استناد می‌کردند.




http://upload.tazkereh.ir/images/74264053827737999312.jpg



ادامه دارد...

.

parsa
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۰۵:۵۰
حضرت امام موسی کاظم (سلام الله علیه) در روایتی فرموده‌‌اند «اِنَّ فاطمة علیها السلام صدیقة شهیدة»، برخی با ایجاد شبهاتی در شهادت حضرت تشکیک می‌کنند در این خصوص اگر صحبتی دارید، بفرمایید.


در آغاز باید گفت؛ سند حدیث درست و قابل اعتماد است. کلمه صدیقه به مقام عصمت ایشان دلالت دارد،‌ چون کسی که معصوم نباشد، صدیق نمی‌شود و این واژه ملازم فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است.

درباره کلمه «شهیدة» نیز باید گفت؛ شهید از القاب خداوند است که در قرآن آمده است «انه علی کل شیء شهید» و شاهد هم که اسم فاعل است به پیغمبر نسبت داده شده است « یا اَیها النبیُّ اِنّا ارسلناک شاهداً و مبشراً و نذیراً» که به معنی حاضر است.

«شهید» را «شهید» می‌گویند، چون حاضر است و در نزد خدا روزی می‌برد.
«ولا تحسبن‌الذین قتلوا فی سبیل‌الله امواتاً بل احیاءٌ عند ربهم یرزقون».


اما در لسان روایات و در عرف و در لغت به کسی که در راه خدا جان خود را از دست بدهد،‌ «شهید» گفته می‌شود؛ این واژه در زبان عربی و در زمان پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم) نیز بود.

برای نمونه شهدای «بئر معونه» کسانی بودند که در زمان پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم) برای تبلیغ رفتند و شهید شدند،‌ شهدای بدر، شهدای احد و... در همان عصر گفته می‌شد که شهدا بدون غسل و کفن دفن می‌شدند.


حال مسئله غسل حضرت زهرا (سلام الله علیها) به دست علی (سلام الله علیه) مطرح می‌شود که در این باره باید گفت؛ که غسل و کفن نکردن برای افرادی است که در معرکه جنگ شهید می‌شوند؛ به نظر بنده برای این بود که اگر می‌خواستند شهید را در جبهه جنگ غسل و کفن کنند، امکانات اجازه نمی‌داد تا این کار صورت بگیرد، از همین رو شارع مقدس این حکم را برداشته است، ولی شخصی که در معرکه جنگ زخمی شده بود و پس از آن شهید می‌شد، او را غسل و کفن می‌کردند که او هم شهید واقعی بود؛ چون در راه خدا جان خود را از دست داده بود.

حضرت زهرا (سلام الله علیها) هم شهیده است، چون در راه خدا جان خود را داد‌ند و فداکاری و ایثار کردند.


ابی بصیر نقل می‌کند؛ این بانو در اثر دفاع از حریم ولایت و ضرباتی که بر او وارد شد، شهید شد. می‌گوید؛ سبب شهادت این بانو از این بود که «قنفذ» ضربه‌ای با غلاف شمشیر به او زد که سبب سقط شدن حضرت محسن ‌(سلام الله علیه) شد و آسیب شدیدی به بازوی دختر پیغمبر وارد کرد و منجر به شهادت او شد.

در کجا به حضرت فاطمه ضربه زدند؟ در خانه‌ای که پیغمبر خدا در مقابل آن می‌ایستادند و سلام می‌کردند و آیه تطهیر را قرائت می‌نمودند، آنها به این خانه هجوم برده و او را به شهادت رساندند.

با این همه توضیحات، به نظر من جای ابهامی برای شهیده بودن حضرت فاطمه زهرا وجود ندارد.



http://upload.tazkereh.ir/images/31769882138739530277.jpg




ادامه دارد...

.

parsa
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۰۵:۵۰
خطبه‌ای از حضرت صدیقه کبری (سلام الله علیها) بعد از ارتحال پیامبر ‌(صلی الله علیه و اله) و در دفاع از حقوق خود نقل شده که در عین فصاحت و بلاغت، نکاتی را پیرامون توحید، عدالت و فلسفه احکام فرموده‌اند در خصوص محتوای این خطبه توضیح بفرمایید.


خطبه ایشان به نوعی دایره‌المعارفی برای تمامی مسلمانان است؛ از همان ابتدا که ایشان شروع به قرائت خطبه می‌کند، معجزه‌ای از معجزات خود را نمایان می‌سازند.


انسان برای اینکه بتواند به خوبی سخن بگوید؛ باید سالها فن سخنوری را تمرین کرده و آن را بیاموزد تا صحبت خوبی داشته باشد؛ ایشان نه در گذشته سخن گفته و نه در مکتبی درس خوانده بودند, حال آنکه خطبه‌ای که از آغاز تا پایان آن دارای نکات عمیق و دقیق است و در اوج بلاغت و فصاحت است، معجزه‌ای از آن حضرت بود.


در بخشی از این خطبه، حضرت درباره فلسفه احکام سخن می‌گوید:


«جعل‌الله الایمان تطهیراً لکم من‌الشرک و الصلاه تنزیهاً لکم عن الکبر و الزکاة تزکیة للنفس و نماء فی‌ الرزق و الصیام تثبیتا للاخلاص و الحج تشییدا للدّین ... و الامر بالمعروف و نهی عن‌المنکر مصلحة للعامه»


خدا ایمان را برای این که شما را از شرک نجات دهد،‌ نماز را برای دور داشتن از کبر و غرور، حج را برای محکم کردن دین، روزه را برای بیش‌تر شدن اخلاص و امر به معروف و نهی از منکر را برای سالم سازی مصلحت جامعه قرار داده است.


در ادامه این خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها) بیان می‌دارند که «و امامتنا نظاماً للملة و اماناً من ‌الفُرقة» الهی بودن امامت از سوی خدا تصریح می‌کند تا جامعه و امت اسلامی نظم بگیرد.


امام محوریت جامعه است و جلوی پراکندگی را می‌گیرد. اگر مردم امام را تعیین کنند،‌ ممکن است دو‌دستگی به وجود آید، حال اگر خدا،‌ همانگونه که پیامبر (ص) را انتخاب کرده است،‌ امام را تعیین کند،‌ دیگر کسی اعتراض نمی‌کند.


با این توصیفات مشخص می‌شود که اسلام سامان نمی‌یابد، مگر در مسیری که حضرت زهرا(سلام الله علیها) بیان کرده است، قرار گیرد.


آیا چنین خطبه‌ای، نشان از علم لدنّی ایشان دارد؟


همه می‌دانند که تنها خدا فلسفه اصلی احکام را می‌داند و کسانی که معدن علم خدا هستند به اسرار عبادت آگاه می‌باشند زمانی که مشخص می‌شود، ایشان به فلسفه احکام آگاه است، نشان می‌دهد که دارای علم لدنی بودند.



http://upload.tazkereh.ir/images/03431831964291208850.jpg



ادامه دارد...

.

parsa
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۰۵:۵۱
در درباره الگو بودن این بانوی گرامی اسلام بگویید.

انسان الگو را برای کارهای روزمره، در زمینه‌های مختلف قرار می‌دهد که دچار خطا نشود. برای رسیدن به کمالات نیز باید الگویی داشته باشد.

از همین رو خدا پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم) را بهترین الگوی انسان می‌داند:
«لقد کان لکم فی رسول‌الله اسوة‌ حَسنه لمن کان یرجوا الله والیومَ‌ الآخرَ»

چون تمامی ویژگی‌ها و ارزش‌های انسانی در او می‌باشد.


فاطمه زهرا (سلام الله علیها) نیز آینه تمام نمای رسول اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) است و در روایتی آمده است که:

« لوکان حُسن شخصاً وکان فاطمه»
اگر می‌شد زیبایی را نشان داد، فاطمه بود.


ایشان در هر حال بهترین الگو برای مردان و زنان جامعه بشری است و حضرت مهدی (عجل الله فرجه) نیز دقیقاً به همین دلیل ایشان را الگویی برای خود می‌دانند.




http://upload.tazkereh.ir/images/00401099806141605724.jpg



-----------------------------------

منبع : مرکز خبر حوزه

.

parsa
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۰۶:۳۴
http://upload.tazkereh.ir/images/12371993876960704859.jpg


حاج علي انساني، شاعر و مداح پيشكسوت اهل بيت غزل مرثيه‌اي در بيان مصيبت حضرت صديقه كبري (سلام الله علیها) سروده است.


فردا مدينه نشنود آواي گريه‌ام



گل، بر من و جواني من گريه مي‌كند

بلبل به خسته جاني من گريه مي‌كند


از بس كه هست غم به دلم، جاي آه نيست

مهمان به ميزباني من گريه مي‌كند


از پا فتاده پا و ز كار اوفتاده دست

بازو به ناتواني من گريه مي‌كند


گل‌هاي من هنوز شكوفا نگشته‌اند

شبنم به باغباني من گريه مي‌كند


در هر قدم نشينم و خيزم ميان راه

پيري، بر اين جواني من گريه مي‌كند


گردون، كه خود كمان شده با چشم ابرها

بر قامت كماني من گريه مي‌كند


اين آبشار نيست كه ريزد كه چشم كوه

بر چهره‌ خزاني من گريه مي‌كند


فردا مدينه نشنود آواي گريه‌ام

بر مرگ ناگهاني من گريه مي‌كند


http://upload.tazkereh.ir/images/24043001106100656515.jpg

كبوتر دل
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۰۶:۴۷
http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif)


یا صاحب الزمان آجرک الله فی مصیبت اُمّکَ فاطمة الزهراء البتول(سلام الله علیها)




http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif)

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۲:۱۷
http://upload.tazkereh.ir/images/04579712348172495709.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/04579712348172495709.gif




نماز و رکوع

چه می‌شد؟ گر مرا با غربت خود آشنا می‌کرد
چه می‌شد سفره‌اش گر، گل برای غنچه وا می‌کرد

چرا می‌کرد دور از چار طفلش بستر خود را
گل از چه خویش را از غنچه‌های خود جدا می‌کرد

اگر از گریه‌اش همسایگان را شکوه بر لب بود
دل شب‌ها نمی‌زد پلک و آنان را دعا می‌کرد

به چشم خویشتن دیدم که بشکستند بازویش
ولی مادر مگر دامان حیدر را رها می‌کرد

هم از سینه هم از بازوش خون می‌رفت در آن روز
ولیکن می‌دوید و باز بابم را صدا می‌کرد

نماز عشق نیّت کرد ما بین در و دیوار
ولی زان پس رکوع خود میان کوچه‌ها می‌کرد

مرا می‌برد و دست او به روی شانه‌ی من بود
قد دختر، کنار مادرش کار عصا می‌کرد

"علی انسانی"
http://upload.tazkereh.ir/images/04579712348172495709.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/04579712348172495709.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/04579712348172495709.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۲:۲۳
http://upload.tazkereh.ir/images/04579712348172495709.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/04579712348172495709.gif


بررسي الگوهاي رفتاري فاطمه در نقش دختر
1.فاطمه و مسئوليت هاي اجتماعي
فاطمه نه ناز پرورده ونه پرده نشين است، اگرچه حجاب و عفاف او زبانزد خاص و عام است ولي آنگاه که نداي ياري و همکاري از اجتماع شنيده شود در راه پيشبرد اهداف اسلام نشستن روا نمي دارد. او معتقد است بهترين خصلت براي زن آن است که نه نامحرم او را ببيند و نه او نا محرم را ببيند ولي اين مانع از آن نيست تا براي انجام وظيفه رفتن به مسجد و خانه انصار و مهاجرين را ترک کند. او گاه در نقش معلمي دلسوز پاسخ گوي سوالات مردم است و گاه در نقش پرستار مرهم گذار زخم پدر و همسر. و اگر لازم باشد رهبر بسيج کننده زنان براي پشتيباني جبهه.
2. فاطمه و همنوائي با زنان جامعه
از آفات قشر ممتاز جامعه کناره جستن از متن مردم است که البته گا ه اين آفت با توجيهات ظاهرا مثبتي نيز همراه است اما دليل هرچه که باشد نتيجه آن شکاف فکري اين قشر با عامه مردم و عدم درک صحيح از واقعيتهاي جامعه است. فاطمه هرگز چنين رويه اي در پيش نگرفت با زنان مدينه هم سخن و هم سنخ بود؛ چون ايشان مي پو شيد، در مراسم آنها شرکت مي جست اگر چه يهودي باشند؛ وچيزي براي مخفي کردن از آنها نداشت. در خانه چون همه زنان زندگي مي کرد؛ او شخصي متکبر نبود آن چنانکه بعض زنان اشراف بودند و او در اخلاق و تواضع ممتاز بود آن چنانکه زنان اشراف نبودند.



http://upload.tazkereh.ir/images/04579712348172495709.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/04579712348172495709.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۲:۴۱
http://upload.tazkereh.ir/images/58995253257474564892.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/58995253257474564892.jpg)





حضرت زهراء درقرآن

آيه تطهير :

انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا

خدا چنين مى خواهد كه رحبس (هر آلايش ) را از شما خاندان نبوت ببرد وشما را پاك و منزه گرداند)) برخى را عقيده بر اين است كه چون اين آيه شريفه بين دو آيه واقع شده که آنآيات درباره زوجات پيغمبرصلى الله عليه و آله وسلم وسلم نازل گرديده است ،بنابراين به همان نسق ، اين آيه هم بايد درشان زوجات آن حضرت باشد، و مالازم مى دانيم كه از پنج طريق به اين آيه نظر كنيم : 1 - اول بررسى اينكه بعد از نزول اين آيه ، از رسول اكرم صلى الله عليه وآله وسلم درباره آن نصى (كلام صريحى ) هست كه آيه تطهير درشان چه كسى نازل شدهاست ؟ 2 - دوم اينكه در اين موضوع ، از خود زنهاى پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآلهوسلم كلام معتبر و صريحى وجود دارد كه دلالت كند اين آيه درباره كيست ؟،آيا يكى از آنان ادعا كرده است كه آيه تطير درشان ما زنان پيامبر نازل شدهاست ؟ و يا اينكه عكس اين مطلب را اظهار نموده است ؟ 3 - سوم اينكه آيا على سلام الله عليه و يا اولاد اميرالمؤ منين علیهالسلام با اين آيه احتجاج و مشاهده كرده اند؟ آيا ادعا كرده اند كه اينآيه درشان ما اهل بيت علیهم السلام است و در غير ما نيست ؟ و آيا در مقام احتجاج ازصحابه چه شنيده اند؟ 4 - چهارم اينكه آيا از خود صحابه كلام معتبر و صريحى در اين باره موجوداست كه آيه تطهير درباره چه كسى نازل شده است ؟ 5 - پنجم اينكه رجال تفسير و حديث در اين مورد چه مى گويند؟ ايا با نظر آنكسانيكه مى گويند آيه تطهير (مانند دو آيه قبل و بعد آن ) مربوط به زوجاتپيغمبر صلى الله عليه و آله وسلم است همراى و موافق هستند؟ يا اينكه مى گويند نه خير، چون دربارهشان نزول اين آيه ، نص (كلام معتبر و صريحى ) وجود دارد، لذا بايد تابع آننص شد. بنابراين آنچه درباره تطهيرشان مى شود از اين پنج طريق كه گفته شد، بيروننيست .


آيه تطهير گفتار پيامبر صلی الله علیه واله وسلم


اما آنچه نفس قضيه است : درشان نزول اين آيه روايات متواترى در دست است كه حاكى است آيه تطهير در خانه ام سلمه نازل شده است و در آن هنگام رسول اكرم صلی الله علیه واله وسلم ، حضرت صديقه ، اميرالمؤ منين ، و حسنين صلوات الله عليهم حضور داشته اند، جناب ام سلمه خودش از رسول اكرم صلى الله عليه و آله وسلم تقاضا مى كند كه من نيز به جمع شما داخل بشوم و تحت كسا نزد شما خاندان رسالت قرار گيرم ؟ حضرت او را نهى كرد و فرمود: نه ، تو داخل نشو (وانت فى خير) چون اين آيه مخصوص است به ما پنج تن .
نام جماعتى از صحابه كه شان نزول اين آيه را به همين ترتيب نقل كرده اند و روايات آنها متواتر است به اين شرح مى باشد:
سعدبن ابى وقاص - انس بن مالك - ابن عباس - ابوسعيد خدرى - عمر بن ابوسلمه - واصلة بن اسقع - عبدالله بن جعفر - ابوحمرا هلال - عايشه - ام سلمه - ابوهريره - معقل بن يسار - ابوطفيل - جعفربن حبان - حبيره - ابوبرزه اسلمى - مقداد بن اسود.
رواياتى كه صحابه مذكور نقل كرده اند، در اين موضوع هم راى و هم سخن هستند كه آيه شريه تطهير در خانه ((ام سمله )) نازل شده ، و فقط درشان پنج تن بوده است و هيچيك از زنان پيغمبر صلى الله عليه و آله وسلم داخل اين قضيه نيست ، و اين مطلب از مسلمات است . غير از حضرات صحابه ، تقريبا 300 نفر ديگر نيز اين روايت را به همان ترتيب و با ذكر اينكه محل نزول آيه خانه ((ام سمله )) بوده است ، نقل كرده اند. و ما مشخصات اين 300 نفر را كه در قرون مختلفه مى زيسته اند بطور تقصيل در كتاب ((الغدير)) شرح داده ايم .
تمام اين 300 نفر نصوصى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله وسلم نقل كرده اند، كه بعد از نزول آيه تطهير از حضرت پرسيده شد كه اين آيه شريفه در شان كيست ؟
حضرت فرمود: منم ، على ، فاطمه ، حسنين عليهمالسلام

پس با توجه به مطالب فوق ، جاى هيچگونه ترديدى نيست كه حضرت صديقه زهراء سلام الله عليها نيز مشمول آيه تطهير است و در كلمه ((اهل البيت علیم السلام )) او نيز مراد مى باشد. گذشته از اينها، پيغمبر اكرم صلىالله عليه و آلهوسلم ، براى اثبات و روشن شدن حقيقت امر كار بسيار جالبى كرده است كه 9 نفر از صحابه آنرا نقل كرده اند، به اين شرح كه بعد از نزول اين آيه ، حضرت رسول صلی الله علیه واله وسلم ، هر روز (تا زمان وفاتش تقريبا)، هنگام خروج از منزل كه براى اقامه نماز صبح به مسجد تشريف مى برد، قبل از نماز به در خانه حضرت صديقه سلام الله عليها مى آمد و مى فرمود:

((السلام عليكم يا اهل البيت ، انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا))

((سلام بر شما اى اهل البيت ، بدرستيكه خدا اراده فرموده است كه هر ناپاكى را از شما خاندان نبوت دور گرداند و شما را پاك و منزه نمايد)).
راوى ديگرى مى گويد: من شش ماه در مدينه بودم و اين جريان را هر روز مشاهده كردم ، راوى ديگر نقل مى كند: من نه ماه در مدينه توقف كردم و هر روز ناظر اين صحنه بودم . راوى ديگر اظهار مى دارد: من 12 ماه در مدينه ساكن بودم و هر روز شاهد اين روش پيامبر صلی الله علیه واله وسلم بودم و اين جريان تا آخرين روز زندگانى رسول اكرم صلى الله عليه و آله وسلم ادامه داشته است .
پس با توجه به مطالب مذكور كاملا روشن است كه آيه تطهير مخصوص بوده است به خانه صديقه سلام الله عليها، و آن اشخاصى كه در آنجا ساكن بوده اند.
حضرت رسول اكرم صلی الله علیه واله وسلم كه به اين روش ، به اين استمرار، به اين استقرار و در اين مدت متوالى ، هر روز بر در خانه زهرا سلام اللهعليها مى آمد، منظورش اين بوده است كه اگر كسى سخنان آموزنده و تعيين كننده او را ديروز نشنيده است امروز بشنود، و اگر امروز نشد فردا، و اگر فردا نشد، روزهاى ديگر......
همه صحابه ، چه آنانكه در مدينه حضور داشتند، و چه مسافرينى كه وارد شهر مى شدند، از اين روش رسول اكرم صلى الله عليه و آله وسلم ، آگاه شدند كه آيه تطهير فقط و فقط درشان خاندان پيغمبر صلی الله علیه واله وسلم (پنج تن ) نازل شده است .



http://upload.tazkereh.ir/images/58569464025229919647.jpg

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۲:۴۳
3. فاطمه و همسرداري
در روايت آمده است:«جهاد المرأه حسن التبعل؛ جهاد زن خوب شوهر داري کردن است[14] (http://www.ido.ir/cm1/#_ftn14)». بايد ببينيم معيار هاي شوهر داري از نظر اسلام چيست؟جهاد يکي از پرهزينه ترين و دشوارترين عبادات در دين اسلام است و اسلام جهاد زن را خوب شوهر داري کردن معرفي مي کند، چرائي اهميت شوهرداري را بايد در اهميت خانواده جستجوکرد.از نظر جامعه شناسي بزرگترين بحران ها در حالت آنومي براي يک جامعه پيش مي آيد و اولين جرقه هاي اين مسأله بحران ساز بي ثباتي خانواده است و عمده ترين عامل بي ثباتي خانواده نيز در حوزه رابطه زن و شوهر شکل مي گيرد. اسلام با تاُکيد بر وظيفه دوسويه زن وشوهر، زن را در استحکام بنيان هاي خانواده داراي نقش ويژه معرفي مي کند.روايات، اطاعت از همسر، تاُمين امنيت رواني همسر، تمکين، احترام و محبت به او، خدمتگذاري به همسر ومدارا با فقر و نداري او، و... ، رااز مصاديق حسن التبعل معرفي کرده اند. فاطمه در مدت کمي که در خانه علي زندگي کرد از اين جهاد مقدس و وظيفه سنگين غفلت نکرد. تا الگويي براي همگان در طول تاريخ باشد:
الف: تأميت امنيت رواني همسر
زندگي مشترک حضرت علي و فاطمه(س) در مدينه و در سالهاي اوليه هجرت پيامبر اکرم(ص) در حالي آغاز شد که نهال نو پاي اسلام دائما از طرف کفار و منافقين نهديد مي شد؛ لذا پيامبر اکرم و ياران ايشان دائما در حال خنثي سازي اين توطئه ها بودند. از اين رو براي مبارزه با شرک و بت پرستي و پايه گذاري مرام توحيد هر روز در هجرت بودند. در اين ميان وظيفه علي (ع) از همه سخت تر بود؛ زيرا سپهسالار همه اين جنگها علي است و همه جا با فداکاري و جانبازي او فتح و پيروزي نصيب مسلمين مي گردد. چنين مجاهد و سپهسالاربزرگي بايد چنان همسر فداکار و وظيفه شناسي همچون فاطمه (س) داشته باشد که از هر جهت امور داخلي خانه را اداره نمايد فرزندانش را بزرگ نمايد ، تعليم و تربيت فرزندان را با کمال دلسوزي به انجام رساند؛ با سختيها و مشکلات بسازدو از نظر فکري و روحي نيز مشوق وهم فکر او باشد و نوازشها و تحسينهاي اوپشتوانه و تکيه گاهي براي ادامه مبارزات و درماني براي رفع کوفتگي هاي جسم و جان او باشد و زخمهاي تنش را مرهم گذارد. در غير اين صورت آيا علي، آن علي قهرمان و موفق مي شد؟. علي (ع) درباره زهرا مي فرمود:« وقتي به خانه مي آمدم و به زهرانگاه مي کردم تمام غم و اندوهم برطرف مي شد». و اين در حالي بود که زندگي امام علي (ع)با تهيدستي مي گذشت.
ب: اطاعت از همسر
فاطمه هرگز بدون اجازه علي از خانه خارج نشد؛ در خانه علي(ع) هرگز دروغ نگفت و خيانت نکرد و هيچگاه از دستوراتش سر پيچي ننمود به همين دليل است که هم علي از فاطمه(س) خشنود است و هم فاطمه از علي. اين اطاعت در بدترين شرايط نيز فراموش نمي شود، آنگاه که علي را با خشونت به مسجد مي بردند فاطمه فرمود: «اگر علي را رها نکنيد موي خود را پريشان مي کنم و در جوارقبر رسول خدا به پيشگاه خدا ناله مي کنم، آن وقت زمين همه را در کام خود فرو خواهد برد؛ علي به واسطه سلمان، فاطمه را از اين کار منع مي کند، با اين که ديدن آن صحنه ها و ديدن علي با آن وضع، براي فاطمه غير قابل تحمل است اما مي فرمايد:« اذا ارجع و اصبر و اسمع له و اطيع؛ در اين صورت ( چون شوهرم فرموده) به خانه بر مي گردم و صبر مي کنم و سخن آن حضرت را مي پذيرم و از او اطاعت مي کنم[15] (http://www.ido.ir/cm1/#_ftn15)».حضرت علي عليه السلام مي فرمايد:« فو الله ما اغضبتها و لا اکرهتها علي امرحتي قبضها الله عزّ و جلّ و لا اغضبتني و لا عصت لي امرا و لقد کنت انظر اليها فتنکشف عني الهموم و الاحزان؛ به خدا سوگند ! هرگز او را به خشم نياوردم و به کاري که خوش نداشت وادار نکردم تا اينکه خداي صاحب عزت و جلال روحش را به نزد خود فرا خواند و او نيز مرا به خشم نياورد و در هيچ کاري نافرمانيم را روا نداشت و هرگاه که به وي مي نگريستم حزن واندوه از وجودم رخت بر مي بست[16] (http://www.ido.ir/cm1/#_ftn16)».در جاي ديگر فرمود:« به خدا سوگند هرگز کاري نکردم که فاطمه از من خشمناک شود وفاطمه نيز هيچگاه مرا خشمناک ننمود».حضرت فاطمه نيز در هنگام مرگ به حضرت علي فرمود:« يا ابن عمّ ما عهدتني کاذبه و لا خائنه و لا خالفتک منذ عاشرتني؛ اي عمو زاده! هيچگاه دروغ و خيانتي از من در زندگي نديدي و از وقتي که با من معاشرت کردي هرگز با دستورهاي تو مخالفت ننمودم. علي در جواب او فرمود: « معاذ الله انت اعلم بالله و ابرّ و اتقي و اکرم واشدّ خوفا من الله من ان اوبّخّک بمخالفتي؛ پناه به خدا اي دختر پيغمبر که تو نسبت به خدا داناتر و نيکو کارتر، پرهيزکارتر، بزرگوارتر و ترسناک تر از آن هستي که من بخواهم در مورد مخالفت با خود تو راسرزنش و توبيخ کنم[17] (http://www.ido.ir/cm1/#_ftn17)».نکته مهم اين است که: اطاعت از همسر در واقع نوعي احترام گذاردن به او است و اين احترام باعث ايجاد مهر و محبت و علاقه بيشتري بين طرفين خواهد شد.اگر زن مسلمان الگويي اين چنين راسر مشق خود قرار دهد ـ نه از آن روي که وي ناقص العقل است يا ضعيف،که وي بنيان است و لرزشهاي پي درپي اين بنيان فرو ريختن اين پايگاه و نهاد مقدس را در پي خواهد داشت ـ آنگاه اعضاي خانواده در کمال آرامش به فعاليت هاي فردي و اجتماعي خودادامه مي دهند، در نتيجه زمينه پيشرفت بيشتر براي همه آنها فراهم خواهد شد، در اين صورت توقع داشتن جامعه اي مصون از انحراف که دستاورد عظيمي براي يک اجتماع است، دور از دسترس نيست.



http://upload.tazkereh.ir/images/04579712348172495709.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/04579712348172495709.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۲:۴۳
http://upload.tazkereh.ir/images/36599533192186881137.png (http://upload.tazkereh.ir/images/36599533192186881137.png)


آيه تطهير و گفتار زنان پيامبر اكرم صلی الله علیه واله وسلم

اينك بررسى اينكه آيا از همسران پيغمبر صلی الله علیه واله وسلم در مورد آيه تطهير ادعائى كرده است يا نه ؟ در اين مورد شيعيان رواياتى از زنان پيغمبر صلی الله علیه واله وسلم ، از جمله ((ام سلمه )) نقل كرده اند كه آن احاديث را حضرت عامه نيز صحيح و معتبر شمرده اند.
يكى از آن روايات كه مورد قبول فريقين (شيعه و سنى ) مى باشد، اين است كه جناب ((ام سلمه )) مى فرمايد: من از پيغمبر صلی الله علیه واله وسلم پرسيدم كه اين آيه تطهير درشان كيست ؟ حضرت فرمود: درباره من ، على ، فاطمه ، حسنين علیهم السلام است و تهم مشمول اين آيه نيستى . مشمول اين آيه نيستم ، ما همسران نبى ، مورد خطاب اين قضيه نيستيم ، و كاملا واضح است كه اگر آيه شريفه تطهير درباره زنان پيغمير صلی الله علیه واله وسلم بود، جناب ((عايشه ))آنرا بر پيشانى جمل مى نوشد و غوغائى بر پا مى كرد، در صورتيكه هيچيك از همسران رسول اكرم صلی الله علیه واله وسلم هرگز چنين ادعائى نكرده اند كه اين آيه درشان آنان بوده است .
آيه تطهير و گفتار ائمه اطهار علیهم السلام و حضرت زهراء سلام الله عليها
اميرالمؤ منين علیه السلام حضرت صديقه سلام الله عليها، حسن بن على علیه السلام حسين بن على علیه السلام حضرت سجاد، حضرت باقر، و حضرت صادق عليهم السلام همگى در هنگام منقبت شمارى به اين آيه استناد و احتجاج كرده و برهان سخن خويش قرار داده اند.
اميرالمؤ منين علیه السلام در ((يوم الدار)) براى اثبات گفتار خود به اين آيه احتجاج و استنشاد نموده است كه آيا آيه تطهير در مورد ما نيست ؟ و تمامى صحابه و تابعين ، ضمن قبول اظهارات آن حضرت عرض كرده اند: بلى ، اين آيه درشان شماست ، و اين مطلب از مسلمات است .


آيه تطهير و گفتار صحابه


همانطوريكه در قسمت اول اين بخش اشاره شد، تمام صحابه و تابعين در اين مطلب هم راى و هم سخن هستند كه آيه تطهير درشان پنج تن است و از آنان كسى كه مخالف اين عقيده است ، فقط و فقط ((عكرمه )) است كه داستان ((سياق )) از او نقل شده است .



http://upload.tazkereh.ir/images/58569464025229919647.jpg

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۲:۴۴
ت: عدم تقاضاي خارج از توان همسر
فاطمه در مکتب پدر آموخته است که هيچگاه از شوهرش تقاضاي چيزي ننمايد که فراهم کردن آن در توان علي (ع) نباشد.از ابوسعيد خدري نقل شده:« روزي حضرت علي گرسنه بود، به حضور فاطمه آمد وفرمود: اي فاطمه آيا طعامي هست تا بخورم؟ فاطمه عرض کرد: نه سوگند به خدائي که پدرم را به مقام نبوت گرامي داشت و تو را به وصايت اکرام نمود، چيزي از غذا در نزد من نيست و دو روز است که غذا نداريم و اگر چيزي از غذا وجود داشت تو را بر خود و فرزندانم مقدم مي داشتم، علي فرمود: اي فاطمه چرا به من خبر ندادي تا غذايي براي شما تهيه نمايم فاطمه عرض کرد: اي ابوالحسن من از خدايم شرم مي کنم که تو را به چيزي که قدرت بر آن را نداري تکليف کنم.اين حديث درسي است به همه کساني که به خاطر تشريفات و تجملات بي ارزش دنيوي و نيز چشم و هم چشميهاي بي مورد زندگي را به کام خود ، همسر و ديگران تلخ نموده، تقاضاهاي غير مسئولانه آنها باعث فروپاشي بنيان خانه و خانواده شده ؛ نتيجه اين روند مفاسداقتصادي، تباهي همسر و در نهايت فرزندان طلاق خواهد بود که بعضا تبديل به بزهکاراني ماهر خواهند شد که جامعه اي را به تباهي انحراف و بدبختي خواهند کشيد.
ث: علاقه و محبت به همسر
زندگي اين دو معصوم سرشار از احترام، علاقه و محبت نسبت به يکديگر بوده است؛ حتي مشکلات فراوان اجتماعي و شخصي در طول حيات آن بانوي معظم ـ که هر زندگي را دچار مشکل مي کندـ نيز بر اين علاقه تاُثيرنگذاشته است.براي فهم اين محبت توجه به گفتگوي اين دو بزرگوار مارا به در ياي اين عشق زيبا آشنا مي کند: هيچ گاه فاطمه علي را علي صدا نکرد و هيچگاه سخن سبکي در مورد او بر زبان نياورد همسر را به گونه اي مورد خطاب قرار مي داد که گوياي تذکر شخصيت والاي اوست.گفتگوي و رفتار اين شمع و پروانه هستي به هنگام احتضار فاطمه اگر چه جانسوز است ولي ياد آور الگوئي هم براي زنان وهم مردان است:«بر من گران است مفارقت از تو» « اين مصيبتي است که تسلي بخش ندارد » «امام پس از گريه بسيار به همراه همسر سر او را به دامن گرفت و بر سينه فشرد و فرمود هرچه وصيت فرمائي عمل خواهم کرد[18] (http://www.ido.ir/cm1/#_ftn18)...».و علي آنگاه که خبر شهادت زهرا را مي شنود در حال حرکت به زمين مي افتد و هر چه مي کوشد تا برخيزد نمي تواندو در نقل ديگري آمده « فغشّي عليه حتي رشّ الماء عليه ثم افاق؛ وقتي خبر شهادت فاطمه را شنيد بيهوش شد به صورت او آب پاشيد ند تا به هوش آمد[19] (http://www.ido.ir/cm1/#_ftn19)».


http://upload.tazkereh.ir/images/04579712348172495709.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/04579712348172495709.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۲:۴۵
[/URL][URL="http://upload.tazkereh.ir/images/65918117667663849807.png"]http://upload.tazkereh.ir/images/65918117667663849807.png (http://upload.tazkereh.ir/images/22340609881570250344.png)
(http://upload.tazkereh.ir/images/22340609881570250344.png)








نگرشي به اسامى حضرت زهرا سلام‏اللَّه‏عليها



http://www.yazahra.net/image/table/line.gif (http://www.yazahra.net/image/table/line.gif) قال الصادق عليه‏السلام:

«لفاطمة تسعة أسماء عند اللَّه عزّ و جل: فاطمة والصديقة والمباركة والطاهرة والزكية والراضية والمرضية والمحدثة والزهراء ثم قال:...؛
حضرت فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام در پيشگاه خداوند نه اسم مخصوص دارد: فاطمه، صديقه، مباركه، طاهره، زكيه، راضيه، مرضيه، محدثه و زهراء.» (1)

حضرت فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام يك نام رسمى داشت كه همان فاطمه مى‏باشد. اين نام را پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم هنگام تولد به امر خداوند براى دخترش برگزيد؛ لكن به تصريح امام صادق عليه‏السلام، فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام نه اسم مخصوص، در پيشگاه خداوند متعال دارد، لذا يكى از كنيه‏هاى آن حضرت «اُمّ‏الأسماء» است؛ يعنى بانويى كه اسامى فراوان دارد.

و اين مطلب، دلالت بر عظمت روحى صديقه كبرى عليهاالسلام مى‏كند، زيرا حضرت فاطمه عليهاالسلام زن نمونه بودند. زن نمونه؛ يعنى انسانى كامل كه براى بشريت الگو و سرمشق مى‏باشد، لذا همه‏ى صفات عالى انسانى در صديقه‏ى طاهره عليهاالسلام جمع بود و ايشان در برابر هر صفت نيك، داراى لقبى خاص هستند. اين نه نام كه از شهرت والايى برخوردار است در فصل اول مورد بررسى و تبيين قرار مى‏گيرد.

1 ـ بحارالانوار، ج 43، ص 10، ر 1 از امالى صدوق و علل‏الشرايع.





http://upload.tazkereh.ir/images/58569464025229919647.jpg (http://www.nasimevahy.com/images/58569464025229919647.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۲:۵۲
http://upload.tazkereh.ir/images/10625354290894089345.png (http://upload.tazkereh.ir/images/10625354290894089345.png)



فاطمه


http://www.yazahra.net/image/table/line.gif (http://www.yazahra.net/image/table/line.gif)فَطَمَ- فِطاماً فَطْماً الولدَ: فصله عن الرضاع.

در لغت وقتى طفل از شير گرفته مى‏شود، مى‏گويند: فَطَمَ الولدَ.
«فاطمه وصفى است از مصدر فطم. و فطم در لغت عرب به معنى بريدن، قطع كردن و جدا شدن آمدن است. اين صيغه كه بر وزن فاعل معنى مفعولى مى‏دهد، به معنى بريده و جدا شده است. فاطمه از چه چيز جدا شده است؟» (1)

در روايات بسيارى به وجه تسميه‏ى آن حضرت به «فاطمه» اشاره شده است.

فاطمه از جهل و پليدى جدا شده است:

عن الباقر عليه‏السلام قال:... ثم قال:

«إنّي فطمتك بالعلم، و فطمتك عن الطّمت. ثم قال أبوجعفر عليه‏السلام: واللَّه لقد فطمها اللَّه تبارك و تعالى بالعلم و عن الطّمث بالميثاق.

امام باقر عليه‏السلام فرمودند: خداوند فاطمه‏ى زهراء را از جهل و پليدى جدا نموده است، لذا «فاطمه» نام گرفته است. ايشان سپس ادامه دادند: به خدا قسم، خداوند در عالم پيمان و عهد (يعنى عالم ذر) فاطمه عليهاالسلام را از جهل و پليدى جدا كرده است.» (2)

فاطمه از شرّ به دور است.

قال الصادق عليه‏السلام:
«أتدرون أىّ شى‏ء تفسير «فاطمة»؟ قلت: أخبرني يا سيدي! قال:
فطمت من الشّر. ثم قال: لولا أن أميرالمؤمنين عليه‏السلام تزوجها لما كان لها كفو إلى يوم القيامة على وجه الأرض آدم فمن دونه،

امام صادق عليه‏السلام فرمودند: مى‏دانيد تفسير فاطمه چيست؟ و فاطمه چه معنايى دارد؟ عرضه داشتم: مرا آگاه بنما چه معنايى دارد. فرمودند: «فاطمه» از شر و بدى جدا گرديده است. سپس فرمودند: اگر اميرالمؤمنين عليه‏السلام با حضرت زهرا عليهاالسلام ازدواج نمى‏كرد، هيچ‏كس همتاى زهرا عليهاالسلام نبود، از زمان حضرت آدم تا روز قيامت كفو و همتايى براى زهرا عليهاالسلام يافت نمى‏شد.» (3)

فاطمه و دوستانش از آتش بازگرفته شده‏اند.

ولى شيرين‏ترين تفسير از علت نامگذارى فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام رواياتى است كه مى‏گويد «فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام» «فاطمه» ناميده شد، زيرا شيعيان آن حضرت، از آتش جهنم بازگرفته شده‏اند.

عن الرضا عن آبائه عليهم‏السلام قال رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله:
«يا فاطمة! أتدرين لم سميتِ «فاطمة»؟ قال على عليه‏السلام: لِمَ سمّيتْ؟ قال: لانها فطمتْ هى و شيعتها من النار؛

امام رضا عليه‏السلام از اجدادش نقل مى‏فرمايد: پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود: اى فاطمه! آيا مى‏دانى كه چرا «فاطمه» نام گرفتى؟ اميرالمؤمنين عليه‏السلام عرضه مى‏دارند: شما بفرماييد چرا فاطمه، «فاطمه» ناميده شده است. پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: زيرا «فاطمه عليهاالسلام» و شيعيان فاطمه از آتش جهنم بازگرفته شده‏اند و به آتش نخواهند رفت.» (4)

پيمان خدا، بر آزادى دوستداران فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام.

عن محمّد بن مسلم قال: سمعت أباجعفر عليه‏السلام يقول:

«لفاطمة عليهاالسلام وقفة على باب جهنم فإذا كان يوم القيامة، كتب بين عيني كل رجل مؤمن أو كافر. فيؤمر بمحبّ قد كثرت ذنوبه إلى النار. فتقرء بين عينيه محبّا. فتقول: إلهي و سيدي سميتني فاطمة و فطمت بي من تولاني و تولى ذريتي من النار و وعدك الحق و أنت لاتخلف الميعاد. فيقول اللَّه عز و جل: صدقت يا فاطمة انى سميتك «فاطمة» و فطمت بك من أحبك و تولاك و أحب ذريتك و تولاهم من النار و وعدى الحق و أنا لا اُخلف الميعاد و إنّما امرت بعبدي هذا إلى النار لتشفعي فيه فاشفعك ليتبين لملائكتي و أنبيائي و رسلي و أهل الموقف موقفك مني و مكانتك عندي فمن قرأت بين عينيه مؤمناً فجذبت بيده و أدخلته الجنة.

امام باقر عليه‏السلام فرمودند: در روز قيامت حضرت فاطمه عليهاالسلام بر در جهنم توقفى دارند. روى پيشانى هركس نوشته شده است كه مؤمن است يا كافر. در اين هنگام به يكى از دوستان خطاكار حضرت فاطمه عليهاالسلام، فرمان مى‏دهند به طرف جهنم برو. فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام روى پيشانى او را مى‏خواند: (بر روى پيشانى او نوشته شده است) «دوستدار زهراء».
«فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام به درگاه خداوند عرضه مى‏دارد: خدايا! پروردگارا! نام مرا «فاطمه» نهادى و فرمودى: «به خاطر تو، دوستدارانت و دوستداران فرزندانت را از آتش جهنم رهايى مى‏بخشم.» وعده‏ى تو هميشه حق بوده و هيچ‏گاه خلاف وعده‏ى خود عمل نكرده‏اى.

«خداوند متعال مى‏فرمايد: فاطمه جان! چنين است كه مى‏گويى. من تو را فاطمه نام نهادم و هركس كه تو را دوست بدارد، يا فرزندان تو را دوست بدارد، او را از آتش جهنم رهايى مى‏بخشم، وعده‏ى من راست است و من خلاف وعده‏ى خود عمل نمى‏كنم. من اين بنده‏ام را به طرف جهنم فرستادم تا تو او را شفاعت كنى و فرشتگان و پيامبران من و هركس در محشر است مقام تو را پيش من ببينند. هركس را كه مؤمن (و عاشق) يافتى دستش را بگير و داخل بهشت نما.» (5)

خلايق از معرفت فاطمه عاجزند.

قال الصادق عليه‏السلام:
«إنا أنزلناه فى ليلة القدر، الليلة، فاطمة والقدر، اللَّه. فمن عرف فاطمة حق معرفتها، فقد أدرك ليلة القدر و إنّما سميت «فاطمة» لأنّ الخلق فطموا عن معرفتها،

امام صادق عليه‏السلام درباره آيه‏ى كريمه «إنّا أنزلناه فى ليلة القدر» فرمود:مراد از «ليلة» فاطمه است. مراد از «قدر» خداوند است، پس هركس مادرم فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام را آنگونه كه بايد، بشناسد، شب قدر را درك كرده است. مادرم «فاطمه» ناميده شد، زيرا خلايق از معرفت او عاجزند.» (6)

فاطمه مشتق از فاطر است.

قال النبى صلى اللَّه عليه و آله لفاطمة عليهاالسلام.
«شق اللَّه لك يا فاطمة! إسماً من أسمائه، فهو «الفاطر» و أنت «فاطمة.»

پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله به حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمودند: اى فاطمه‏ى من!
خداوند براى تو اسمى از اسامى خود برگرفته است. (7) خداوند «فاطر» است و نام تو را «فاطمه» گذاشته است.» (8)

نام فاطمه برگرفته از نام خداوند

«هذه «فاطمة» و أنا فاطر السماوات والأرضين فاطم، أعدائي عن رحمتي يوم فصل قضائي و فاطم أوليائي عمّا يعتريهم و يشينهم فشققت لها إسماء من إسمي، من فاطر زمين و آسمان هستم (يعنى خالق آسمان و زمين هستم.) و در روز قيامت دشمنان خود را از رحمتم محروم مى‏گردانم و اولياى خود را، از هر چه آنها را مى‏آزارد و ناپسند دارند، جدا نموده‏ام، پس نام «فاطمه» را از نام خود مشتق نمودم. (9)


1- سيد جعفر شهيدى، زندگانى فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام، ص 34.
2- بحارالانوار، ج 43، ص 13، ر 9 از علل‏الشرايع.
3- فاطمه الزهراء من المهد إلى اللحد، ص 71 از مقتل الحسين خوارزمى، ص 65 و مناقب ترمذى.
4- فاطمة الزهراء من المهد إلى اللحد، ص 70.
5- بحارالانوار، ج 8، ص 50، ر 58 از علل‏الشرايع.
6- بحارالانوار، ج 43، ص 65 ر 58 از تفسير فرات بن ابراهيم.
7- اشتقاق بر سه قسم است. 1- صغير 2- كبير 3- اكبر، اشتقاق صغير آن است كه مشتق مشتمل بر حروف مشتق منه باشد و ترتيب حروف نيز در آن رعايت شده باشد، مانند يضرب و ضارب و مضروب كه از «ضرب» مشتق مى‏شود. اگر در اشتقاق، مشتق مشتمل بر حروف مشتق منه باشد، لكن ترتيب حروف ملحوظ نباشد، آن را «اشتقاق كبير» گويند، مانند جذب و جبذ، حمد و مدح، غرد و رغد. اگر در اشتقاق مشتق مشتمل بر بعض حروف مشتق منه باشد و در معنى چنان مناسبتى داشته باشد كه صلاحيت رجوع معنا به سوى آن باشد، آن را «اشتقاق اكبر» گويند، مانند: ثلم و ثلب، قصم و فصم، خضم و هضم، حزوجز، فطر و فطم، نبع و نيع، نزح و نزف. لفظ فطر به معناى شق و ابتداء و انشاء و امثال اينها آمده است و فطم به معناى فصل و قطع و منع آمده و هر يك مستلزم ديگرى هستند، پس اشتقاق فاطمه از فاطر، اشتقاق اكبر است. شايد اشاره باشد به اينكه حضرت زهرا عليهاالسلام مظهر صفت فاطريت حق جل و علا و متادب به آداب اللَّه و متخلق به اخلاق اللَّه مى باشد (با قدرى تلخيص و تصرف از جنه العاصمه، ص 49.)
8- بحارالانوار، ج 43، ص 15.
9- بحارالانوار، ج 26، ص 326، ر 10. از تفسير الإمام العسكرى.@.




http://upload.tazkereh.ir/images/33005716828153471896.jpg (http://www.askquran.ir/images/33005716828153471896.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۳:۰۶
http://upload.tazkereh.ir/images/33776954649356174199.png






صديقه
http://www.yazahra.net/image/table/line.gif (http://www.yazahra.net/image/table/line.gif) صَدَقَ، صَدْقاً، صِدْقاً، مَصْدُوقَةً، تصديقا و تصداقاً: ضّد كذب،
صادقه: مُخلصه،
صديقَة: الخلّ الحبيب،

الصديق: الكثير الصدق، مرد بسيار راست و درست. الكامل في لصدق، الذي يصدق قوله بالعمل، آنكه گفتار و كردارش مطابقت بر درستى كند. البارّ الدائم التصديق،

به زنى صديقه گويند كه بسيار راستگو باشد. زنى كه هم در عمل، هم در گفتار و هم در اعتقادات و ايمان صادق باشد.

صديقه همسر اميرالمؤمنين.

عن رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم قال لعلي عليه‏السلام:
«اتيت ثلاثاً لم اوتهن أحد و لا انا: اوتيت صهرا مثلي و لم اوت مثلي. اوتيت زوجة «صديقة» مثل إبنتي و لم اوت مثلها زوجة. و اوتيت الحسن والحسين من صلبك و لم اوت من صلبي مثلهما. ولكنكم منّي و أنا منكم،
پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله به اميرالمؤمنين عليه‏السلام فرمودند: سه چيز به تو عنايت شده كه به هيچكس، حتى خود من هم، چنين عنايتى نشده است. پدر خانمى مثل من دارى، اما من ندارم. زنى «صديقه» چون دخترم (فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام) دارى، اما من چنين همسرى ندارم. پسرانى چون حسن و حسين دارى كه من پسرانى مثل آنها ندارم، البته همه شما از من هستيد، من هم از شما هستم. (1)
قالت عائشة:
«ما رأيت أحداً قطّ «أصدق» من فاطمة غير أبيها،
عائشه گويد: كسى را راستگوتر از فاطمه، غير از پدرش نديدم.» (2)
صديقه را فقط صدّيق غسل مى ‏دهد.

عن مفضل بن عمر قال:
قلت لأبي‏عبداللَّه عليه‏السلام: «من غسل فاطمة عليهاالسلام؟ قال: ذاك أميرالمؤمنين عليه‏السلام. فكأنّما إستفظعت ذلك من قوله. فقال لي: كأنّك ضقت مما أخبرتك. فقلت: قد كان ذلك. جعلت فداك. فقال: لاتضيقن فإنّها «صديقة» لم يكن يغسلها إلّا صديق. أما علمت أن مريم لم يغسلها إلّا عيسى،

مفضل از امام صادق عليه‏السلام سؤال مى‏كند: چه كسى حضرت فاطمه عليهاالسلام را غسل داد؟ امام صادق عليه‏السلام فرمودند: اميرالمؤمنين عليه‏السلام فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام را غسل دادند. اين مطلب قدرى براى من سنگين به نظر رسيد. امام عليه‏السلام فرمودند:

مثل اينكه از اين خبر در تعجبى؟! گفتم: فدايت گردم بله همين طور است. فرمود: اين مطلب برايت هيچ سنگين نباشد، زيرا زهرا عليهاالسلام «صديقه» است و صديقه را فقط صديق غسل مى‏دهد. مگر نمى‏دانى حضرت مريم عليهاالسلام را كه صديقه بود كسى بجز حضرت عيسى عليه‏السلام غسل نداد؟.» (3)

صديقه زنى كه شناخته نشد.

عن أبي‏عبداللَّه عليه‏السلام قال:
«إنّ اللَّه تبارك و تعالى أمهر فاطمة عليهاالسلام ربع الدنيا فربعها لها و أمهرها الجنة والنار تدخل أعداءها النار و تدخل أولياءها الجنة و هي «الصديقة» الكبرى و على معرفتها دارت القرون الاُولى،
امام صادق عليه‏السلام فرمودند: خداوند يك چهارم دنيا را مهر فاطمه عليهاالسلام قرار داده است. بهشت و جهنم را نيز مهريه‏ى او قرار داده است، دشمنانش را در جهنم و دوستانش را در بهشت وارد مى‏كند. فاطمه عليهاالسلام، «صديقه كبرى» است كه در شناختن او همه‏ى جهانيان در حيرت هستند.» (4)

فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام زن راستگو و شهيده.

عن أبي‏الحسن عليه‏السلام قال:
«إنّ فاطمة عليهاالسلام «صديقة» شهيدة،
امام رضا عليه‏السلام فرمودند: فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام زنى «بسيار راستگو» بودند و شهيده از اين دنيا رفتند.» (5)

1- فاطمة الزهراء من المهد إلى اللحد، ص 82 از رياض النضرة، ج 2، ص 202 و شرف النبّوة.
2- على‏اكبر تلافى، فضائل الزهراء، انتشارات نيك معارف، ص 36 از حليةالاولياء، ج 2، ص 41 و بحارالانوار، ج 43، ص 84، ر 7 از مناقب.
3- وسائل‏الشيعه، ج 2، ص 530، ر 2825.
4- بحارالانوار، ج 43، ص 105، ر 19 از امالى الشيخ.
5- مرآة العقول، ج 5، ص 315.




http://upload.tazkereh.ir/images/77711892926021069560.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۳:۳۷
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif



یکی نبود تواین کوچه به مادرم کمک کنه


اشک حسین و پاک کنه به خواهرم کمک کنه



در باغو کی دیده غریبونه بسوزونن


گل یاس و کی دیده تو گلخونه بسوزونن



دل یار منو با زخم زبون آتیش زدن


گل یاس من و تو گلخونمون آتیش زدن



با بچه های یتیمم شام غریبون می گیرم


میخوای بری برو ولی بدون که بی تو می میرم



مادرخوب ومهربون حرفاموازچشام بخون


من التماست می کنم یه شب دیگه پیشم بمون



باباجون یواش یواش کبودیِ روشو بشور


باباجون آهسته تر زخمای پهلوشو بشور



باباجون آخری ها همه اش برات گریه میکرد


گاهی وقتا واسه تو با بچه ها گریه میکرد



حالا که غم زده از مصیبت زهرا شدی


بذار تا برات بگم فکر نکنی تنها شدی



زینبت کنیزته کنیز خونه دارته


مثل زهرا مادرش تاپای جون کنارته



تابوت مادرمرا به روی شانه می برید


ببرولی بگوبه من چرا شبانه می برید



درد و بلای مادرم قلبمو از جا می کنه


هرکی باهرچی دستشه مادر ما رو می زنه



دنبال حیدرمی دوید ازسینه اش خون می چکید


دارم ز سوز دل ندا شكر خدا حيدر نديد .

http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۳:۴۹
http://upload.tazkereh.ir/images/68608418173925550402.png (http://upload.tazkereh.ir/images/68608418173925550402.png)




مباركه



http://www.yazahra.net/image/table/line.gif (http://www.yazahra.net/image/table/line.gif)«بَرَكَتْ: فايده‏ى ثابت. قاموس، «بركت» را زيادت، سعادت و «بروك» را ثبوت معنا كرده و گويد: «باِركْ على محمّد و آل محمّد»، يعنى شرف و كرامت آنها را هميشگى كن. مجمع ‏البيان، ذيل آيه‏ى 97 از سوره‏ى بقره گفته: اصل بركت به معناى ثبوت است گويند: «برك بروكاً»، يعنى ثابت شد، پس بركت به معناى ثبوت فايده است در اثر نمو و رشد. مجمع آب را، «بِرْكِة» گويند كه آب در آن ثابت است. در مفردات گويد: بركت، يعنى ثبوت خير خدايى در يك چيز، و مجمع آب را، بركه گويند. مبارك چيزى است كه در آن فايده‏ى ثابت باشد.» (1)

بِرْكِة: در لغت آبگير را گويند، جايى كه آب به مرور زمان در آن جمع مى‏شود. بركة: الزياده، افزايش و زيادت معنا مى‏دهد. بركت، رشد و نمو و زيادتى در يك شى‏ء را گويند. و راغب گويد بركة به جايى اطلاق مى‏گردد كه خيرى الهى بدون حساب و شمارش نصيب شده باشد. (2)

حضرت زهراء عليهاالسلام منبع انواع بركات است، و مهمترين بركت در وجود فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام اين است كه ذريه‏ى پيامبر از نسل زهراء عليهاالسلام هستند، در حالى كه با مراجعه به تاريخ روشن مى‏شود كه دشمنان آن حضرت با به وجود آوردن وقايع مختلف، فرزندان فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام را از بين مى ‏برده‏اند.

در واقعه ‏ى كربلا فقط يك فرزند براى امام حسين عليه‏السلام باقى ماند، آن هم امام زين‏العابدين عليه‏السلام. و بنابر قولى، هفت فرزند امام حسن مجتبى عليه‏السلام و دو فرزند حضرت زينب عليهاالسلام را نيز به قتل رساندند. و اما ام‏كلثوم عليهاالسلام، اصلا از او فرزندى متولد نشد. و در اين مسير چه وقايع دردناكى كه براى ذريه فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام به وجود آوردند و فرزندان زهراء عليهاالسلام را از دم تيغ گذراندند.

با همه‏ى آنچه كه گفته شد، لكن از بركت نسل فاطمه‏ زهراء عليهاالسلام، سادات سر تا سر جهان را نورافشانى مى‏كنند. قريب به محال است جايى را بيابيم كه يكى از اولاد فاطمه‏ زهرا عليهاالسلام در آنجا نباشد. «مباركه»، دلالت بر بركت در ذريه آن حضرت مى ‏كند، همچنان كه كوثر بر كثرت اولاد حضرت زهراء عليهاالسلام دلالت دارد.

توصيف فاطمه‏ زهرا عليهاالسلام در انجيل.

عن عبداللَّه بن سليمان قال:
«قرأت في الإنجيل في وصف النّبي صلى اللَّه عليه و آله نكّاح النساء، ذوالنسل القليل، إنّما نسله من «مباركة»، لها بيت في الجنة، لاصخب فيه و لا نصب، يكفلها في آخر الزمان كما كفل زكريا اُمّك، لها فرخان مستشهدان،

عبداللَّه بن سليمان مى‏گويد: اوصاف پيامبر خاتم صلى اللَّه عليه و آله را در انجيل خواندم كه ايشان زياد نكاح مى‏كنند و نسل كمى خواهند داشت و نسل او از «دخترى مبارك» به وجود خواهد آمد كه براى او خانه‏اى در بهشت آماده گشته است....» (3)

1- قاموس قرآن، ج 1، ص 189.

2- والبركة ثبوت الخير الإلهى فى شى‏ء، قال تعالى: (لفتحنا عيلهم بركات من السماء والأرض) و سمي بذلك لثبوت الخير فيه ثبوت الماء فى البركة، والمبارك ما فيه ذلك الخير... و لما كان الخير الإلهى يصدر من حيث لايحس و على وجه لايحصى و لايحصر قيل لكل شى‏ء ما يشاهد منه زيادة غير محسوسة هو مبارك و فيه بركة. مفردات راغب، ماده‏ى بركة. 3- بحارالانوار، ج 43، ص 22، ر 14 از امالى صدوق.





http://upload.tazkereh.ir/images/64748155342942484173.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۳:۵۳
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif


فاطمه.! ای بانوی بی نشان






ای چراغ خلعتی چون سوزان







شادی قلب رسول مصطفی



ذوالفقار را در نیام مرتضی







مادری تو بر تمام اهل بیت



خاک پایت سرمه اهل بهشت







ای طلوع روشنی چون آفتاب



از سر این چاکرانت رخ متاب







یا علی تربت زهرا کجاست؟



یادگار غربت زهرا کجاست؟







می پرم گاهی به گلزار بقیع



می نشینم پشت دیوار بقیع







من چو قطره گریه ای بر فاطمه



تو کجایی ای امید فاطمه







تو مدد کردی نمودم شاعری



نوکر زهرا بگردان فاطری







کی شود زائر به قبر فاطمه



خدمتی بگردان بر شعر فاطمه




.:شعری از حسین مظاهر کالهرودی:.






http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif

rodabeh
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۵:۲۴
بند هشتم

یك عمر بود با غم و غربت قرین علی (ع)

آن قصه ی حسین و حسن بود و این علی (ع)

وقتی ابوتراب شدی خاک پاک شد

تا زد به خاک بندگی او جبین علی (ع)

درخانقاه نوری و در كعبه چلچراغ

بر خاتم رسول رسولان نگین علی (ع)

آیینه ای برابر انسان و كائنات

آیین عشق و آینه ی راستین علی (ع)

شمشیر حق كه چرخ زنان است و خطبه خوان

دست خداست بر شده از آستین علی (ع)

زهرا(س) نداشت بعد پدر جز علی (ع) كسی

احمد(ص) نداشت جز تو کسی همنشین ، علی(ع) !

اندوه بی شمار مرا دیده ای ، بیا

انسان روزگار مرا هم ببین ، علی (ع)!

دنیا چقدر تشنه ی نام زلال توست

هر ماه ماه آینه هر سال سال توست

rodabeh
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۵:۲۶
بند نهم

شب گریه های غربت مادر تمام شد

زینب (س) به گریه گفت که دیگر تمام شد

امشب اذان گریه بگوید بگو، بلال

سلمان به آه گفت ابوذر تمام شد

طفلان تشنه هروله در اشک می کنند

ایام تشنه کامی مادر تمام شد

آن شب حسن (ع) شکست که آرام تر ! حسین (ع)

چشم حسین (ع) گفت : برادر! تمام شد

تا صبح با تو استن حنانه ضجه زد

محراب خون گریست كه منبر تمام شد

زاینده است چشمه ی زهرایی رسول

باور مكن که سوره ی کوثرتمام شد

باور مكن كه فاطمه (س) از دست رفته است

باور مکن حماسه ی حیدر تمام شد؟

زهرا (س) اگرنبود حدیث کسا نبود

زینب (س) نبود و واقعه ی کربلا نبود

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۵:۳۶
http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif

با علی راز نگفتی تو ز بازوی کبود
با پدر گوی که بعد از تو چه بود و چه نبود

شهر اگر شهر تو، پس حمله به آن خانه چرا
مرگ جانسوز چرا؟ دفن غریبانه چرا؟

داغ ما آتش و میخ در و سینه است هنوز
مدفن گمشده در شهر مدینه است هنوز

باغ، تاراج شده، عطر اقاقی مانده است
سنت دفن شبانه ز تو باقی مانده است

جواد محدثی

http://shiaupload.ir/images/sj608eoom7cdwkqsyvm.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۶:۰۳
http://upload.tazkereh.ir/images/74241452370078800406.png







طاهره


http://www.yazahra.net/image/table/line.gif (http://www.yazahra.net/image/table/line.gif) طَهَرَ، طَهُرَ، طُهْراً، طَهُوراً، و طَهارَة: ضد نجس،
الطُهْر: نقيض الحيض، پاك گرديد.
طَهَرَتِ الْمَرْأة يعنى حيض زن منقطع شد.
طاهرة يعنى زن پاكيزه از نجاست و نقص.

معناى ظاهرى اسم طاهره اين است كه حضرت زهرا عليهاالسلام به خواست خداوند متعال، از خونريزى ماهانه‏ى زنان و خونريزى زايمان به دور و پاكيزه بوده‏اند. معناى باطنى نام طاهره اين است كه فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام از هرگونه آلودگى ظاهرى و باطنى به دور بوده و روحى پاكيزه و دور از گناه داشته‏اند.
فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام از هر آلودگى به دور است.

عن أبي‏جعفر عليه‏السلام عن آبائه عليهم‏السلام قال:
«إنّما سمّيت فاطمة عليهاالسلام بنت محمّد «الطاهرة» لطهارتها من كل دنس و طهارتها من كل رفث و ما رأت قط يوماً حمرة و لا نفاساً،
امام باقر عليه‏السلام از پدران خود عليهم‏السلام نقل فرمودند: فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام چون از هرگونه پليدى و گناه پاك بودند، «طاهره» ناميده شدند. هرگز فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام خون حيض و يا خون نفاس نديدند.»

آيه‏ى تطهير كه در وصف پاكى اهل‏بيت عصمت و طهارت عليهم‏السلام نازل شده است، براى همه آشنا مى‏باشد. «إنّمإ؛ّّ يريد اللَّه ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهّركم تطهيراً»، همانا خدا چنين مى‏خواهد كه رجس و هر آلودگى را از شما خانواده‏ى نبوت ببرد و شما را از هر عيب، پاك و منزه گرداند.» (1)
پنج تن آل‏عبا.

عن أبي‏سعيد الخدري:
«عن النبي صلى اللَّه عليه و آله في قوله تعالى: «إنّما يريد اللَّه ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهّركم تطهيراً» قال: جمع رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله علياً و فاطمة والحسن والحسين عليهم‏السلام، ثم أدار عليهم الكساء فقال: هولاء أهل‏بيتى، اللهم أذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيراً، و اُمّ‏سلمة على الباب. فقالت: يا رسول‏اللَّه! ألست منهم؟ فقال: إنّك لعلى خير (أو إلى خير)،
خطيب بغدادى در كتاب تاريخ خود مى‏گويد: أبي‏سعيد خدرى درباره آيه «إنّما يريد اللَّه ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيراً» گفت: پيامبر صلى اللَّه عليه و آله، على و حسن و حسين و فاطمه عليهم‏السلام را جمع كرد. سپس بر روى آنها يك عبا قرار داد و فرمود: خدايا! اينان، اهل‏بيت من هستند، رجس و پليدى را از آنها بردار و آنان را پاكيزه گردان.

ام‏سلمه در اين هنگام نزديك در ايستاده بود عرضه داشت: يا رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله آيا من هم در بين آنها هستم؟ پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود: تو در بين ايشان نيستى، اما از نيكان مى‏باشى.» (2)
حديث كساء، از روايات مشهور است. اين روايت در ميان شيعيان از شهرت خاصى برخوردار است. مفاتيح‏الجنان را كه ورق بزنيم به حديث كساء مى‏رسيم، يعنى حديث كساء در دل ادعيه‏ى ما جاى گرفته است و كمتر حاجتمندى است كه در مواقع اضطرار به حديث كساء پناه نبرد.
فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام هميشه پاكيزه بودند.

عن أبي‏عبداللَّه عليه‏السلام قال:
«حرّم اللَّه عز و جل على علي، النساء ما دامت فاطمة عليهاالسلام حية. قلت: و كيف؟ قال: لأنّها «طاهرة» لاتحيض،
امام صادق عليه‏السلام فرمودند: تا فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام زنده بودند، ازدواج مجدد بر اميرالمؤمنين عليه‏السلام حرام بود. راوى گويد: سؤال كردم: چرا اينگونه بود؟ امام عليه‏السلام فرمودند: زيرا حضرت زهراء عليهاالسلام هيچ‏گاه حيض نمى‏شد و هميشه «طاهره» بود.» (3)
فاطمه عليهاالسلام هرگز خون نفاس نديد.
عن عائشة قالت:
«إذا أقبلت فاطمة، كانت مشيتها مشية رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله، و كانت لاتحيض قط، لأنّها خلقت من تفاحة الجنة، و لقد وضعت الحسن بعد العصر، و طهرت من نفاسها، فإغتسلت و صلّت المغرب...،

عايشه مى‏گويد: زهرا عليهاالسلام هيچ‏گاه خون حيض نمى‏ديد، زيرا از سيب بهشتى خلقت يافته بود. همانگونه كه فرشتگان بهشتى خون حيض و نفاس ندارند، فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام نيز هميشه در پاكى به سر مى‏برد. فاطمه عليهاالسلام امام حسن را بعد از نماز عصر به دنيا آورد و سپس غسل نمود و نماز مغرب همان روز را بجاى آورد.» (4)

1- بحارالانوار، ج 43، ص 19، ر 20 از مصباح‏الانوار.
2- فاطمة الزهراء من المهد إلى اللحد، ص 100 از الخطيب البغدادى في تاريخه ج 10.
3- بحارالانوار، ج 43، ص 153، ر 12 از امالى الشيخ.
4- فاطمه الزهراء بهجة قلب المصطفى، ص 158، از اخبار الدول، ص 87، ط بغداد، على ما فى احقاق‏الحق، ج 10، ص 24



http://upload.tazkereh.ir/images/72635397663638773731.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۶:۱۳
http://upload.tazkereh.ir/images/59649024122344242492.png



زكيه
http://www.yazahra.net/image/table/line.gif (http://www.yazahra.net/image/table/line.gif) زَكا، زَكاءً و زُكُوّاً، يعنى رشد كرد. الزَكِىّ زَكيّة: هرچه پاكيزه و در حال رشد باشد. زكى الزرع: نما،

يقال: «أرض زكية»، يعنى زمينى پاك و ثمردهنده. زكية: ما كان نامياً طيب، زكية: ما كان صالحاً: الزائد الخير والفضل، الطاهر من الذنب. زكيه در لغت پاكيزه بودن و رشد و نمو را معنى مى ‏دهد.

پاكيزه بودن از هرگونه رجس، گناه و يا صفات رذيله، كه به تفصيل، در شرح نام «طاهره» آمد. درباره معناى دوم نيز، در نام مبارك «مباركه» سخن گفته شد. مباهات اميرالمؤمنين بر همسرى با فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام «... أنا زوج البتول، سيّدة نساء العالمين، فاطمة التقية «الزكية» البرة المهدية، حبيبة حبيب‏اللَّه و خير بناته و سلالته و ريحانة رسول‏اللَّه...، ...

من شوهر بتول، سرور زنان عالم هستم. فاطمه‏اى كه اهل تقوا، پاكدامنى و نيكوكاريست، او كه از طرف خداوند هدايت شده است، دوست، دوست خداست، بهترين دختر و فرزند پيامبر خداست، ريحانه‏ى پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله است...» (1) «... السلام عليك أيّتها الفاضلة «الزكية»...، درود بر تو اى زن با فضيلت! و اى زنى كه از هر آلودگى خود را پاك نموده‏اى.» (2)


1- بحارالانوار، ج 35، ص 45، ر 1 از معانى الاخبار همچنين، ج 33، ص 283، ر 547 از بشارة المصطفى.
2- بحارالانوار، ج 100 ص 199، ر 20 از الاقبال، ص 100.




http://upload.tazkereh.ir/images/77711892926021069560.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۶:۱۷
http://upload.tazkereh.ir/images/98322992075641649873.png





راضيه
http://www.yazahra.net/image/table/line.gif (http://www.yazahra.net/image/table/line.gif) رَضِىَ، رُضاً، رِضاً، رُضي، رِضي، رُضْوانا، رضوانا و مرضاة عنه و عليه: ضد سخط، پسنديد و خشنود گشت.

رض، رضي، راض، راضى: المحب.

فاطمه‏ زهراء عليهاالسلام داراى صفت رضا بود، يعنى هر سختى و مصيبت و رنجى را كه خداوند براى او مقدر كرده بود، تحمل مى‏كرد و به آن راضى بود. ما سراسر زندگى پر بركت فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام را مملو از غم مى‏بينيم، اما هيچ‏گاه سخنى از اعتراض و نارضايتى به ميان نمى‏ آورد.

در تمام اين وقايع دردناك، فاطمه عليهاالسلام به مقدرات خداوند تن درمى‏دهد و كوچكترين اعتراضى ندارد، البته ايشان به بهانه‏ى تقدير، دست از مبارزه با غاصبان ولايت و فدك نكشيدند و به وظيفه‏ى خود عمل نمودند.
فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام بر سختيهاى دنيا خرسند بود.
عن جابر بن عبداللَّه قال:
«دخل رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله على فاطمة و هي تطحن بالرحى و عليها كساء من حملة الإبل، فلما نظر إليها قال: يا فاطمة! تعجلي فتجرعي مرارة الدنيا لنعيم الآخرة غداً. فأنزل اللَّه «و لسوف يعطيك ربك فترضى.»

جابر بن عبداللَّه گويد: پيامبر صلى اللَّه عليه و آله وارد منزل فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام شدند در حالى كه عبايى از پشم شتر بر دوش حضرت فاطمه بود و با دست آسيا مى‏كردند. پيامبر نگاهى به فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام نمود و فرمود: عجله كن و تلخيهاى دنيا را تحمل كن تا فردا (در بهشت) به نعمتهاى آخرتى نائل گردى، چرا كه خداوند بر من نازل كرده است كه آنقدر پروردگارت به تو مى‏بخشد كه تو راضى شوى، و لسوف يعطيك ربّك فترضى.» (1)

1- فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام بهجة قلب المصطفى، ج 1، ص 189 از الدر المنثور، ج 8، ص 543 في ورة الضحى.







http://upload.tazkereh.ir/images/28952192644263545811.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۶:۲۳
http://upload.tazkereh.ir/images/43671829036785002565.png






مرضيه
http://www.yazahra.net/image/table/line.gif (http://www.yazahra.net/image/table/line.gif) فاطمه‏ زهرا عليهاالسلام نه تنها به مقدرات خداوند راضى بود، بلكه در مقام رضا به حدى رسيده بود كه خداوند نيز از او راضى بود.

فاطمه عليهاالسلام، راضيه بود، يعنى در برابر هر سختى ايستادگى مى‏كرد و اعتراضى نداشت.

«مرضيه» بود، يعنى در اين مقام به درجه‏اى رسيده بود كه خداوند نيز اعمال او را تأييد مى‏كرد و از تمامى اعمال او راضى بود. پس فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام مصداق كامل آيه‏«يا أيّتها النفس المطمئنة إرجعي إلى ربّك راضية مرضية» مى ‏باشد.

رضايت فاطمه‏ زهرا عليهاالسلام به شهادت امام حسين عليه‏السلام.

عن عبدالرحمن بن المثنى الهاشمي قال:

«قلت لأبي‏عبداللَّه عليه‏السلام: جعلت فداك من أين جاء لولد الحسين، الفضل على ولد الحسن و هما يجريان في شرع واحد؟ فقال: لا أراكم تأخذون به، إنّ جبرئيل عليه‏السلام نزل على محمد صلى اللَّه عليه و آله و ما ولد الحسين عليه‏السلام بعد فقال له: يولد لك غلام تقتله اُمّتك من بعدك فقال: يا جبرئيل! لا حاجة لي فيه. فخاطبه ثلاثاً ثم دعا عليا عليه‏السلام فقال له:

إنّ جبرئيل يخبرني عن اللَّه عز و جل أنّه يولد لك غلام تقتله اُمّتك من بعدك فقال: لا حاجة لى فيه يا رسول‏اللَّه! فخاطب عليا عليه‏السلام ثلاثا ثم قال: إنه يكون فيه و في ولده الامامة والوارثه والخزانة فأرسل الى فاطمة عليهاالسلام: ان اللَّه يبشرك بغلام تقتله امتى من بعدي فقالت فاطمة: ليس لي فيه حاجة يا أبه! فخاطبها ثلاثا ثم أرسل إليها لابد أن يكون فيه الإمامة والوارثة والخزانة. فقالت له: رضيت عن الله عز و جل فعلقت و حملت بالحسين عليه‏السلام فحملت ستة أشهر ثم وضعته و لم يعش مولود قط لسته أشهر غير الحسين بن على و عيسى بن مريم عليهاالسلام فكفلته ام‏سلمه و كان رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله يأتيه في كل يوم فيضع لسانه في فم الحسين فيمصه حتى يروى فأنبت اللَّه عز و جل لحمه من لحم رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و لم يرضع من فاطمة عليهاالسلام و لا من غيرها لبنا قطّ...، (1)

عبدالرحمن بن المثنى گويد: به امام صادق عليه‏السلام عرض كردم: فدايتان شوم چرا فرزندان امام حسين بر فرزندان امام حسن برترى دارند (فرزندان امام حسين امام قرار گرفتند اما فرزندان امام حسن چنين نشدند) در حالى كه هر دو از يك پدر و مادر هستند.

جبرئيل بر پيامبر نازل شد و گفت: خداوند فرزندى به شما خواهد داد كه امتت پس از شما او را خواهند كشت.

پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم به جبرئيل فرمودند: به چنين فرزندى نياز ندارم و سه مرتبه اين كلام را تكرار فرمودند و سپس اميرالمؤمنين را در جريان اين سخن قرار داد كه جبرئيل از طرف خداوند به او خبر داده است كه پسرى براى تو به دنيا مى‏آيد، امتم بعد از من او را مى‏كشند حضرت امير عرضه داشت: اى رسول‏اللَّه! چنين فرزندى را نمى‏خواهيم.

سه مرتبه اين كلام را به حضرت امير فرمود و سپس افزود: امامت و وراثت بايد از طريق فرزندان همين پسر شهيد منتقل گردد پس به دنبال فاطمه فرستاده و به او پيام داد:

خداوند بشارت پسرى را مى ‏دهد كه امتم پس از من او را مى ‏كشند فاطمه عرضه داشت: پدر جان! به چنين فرزندى احتياجى ندارم سه مرتبه اين سخن تكرار شد، پس از آن پيامبر به فاطمه خبر داد كه امامت و وراثت بايد از طريق همين فرزند منتقل گردد.

فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام به پدر گفت: راضى به رضاى خداوند هستم (اگر او چنين مى‏ خواهد من حرفى ندارم) پس فاطمه‏ زهرا به امام حسين باردار گرديد و بعد از شش ماه به دنيا آمد (هيچ نوزادى شش ماهه زنده نمانده مگر امام حسين و حضرت عيسى) سرپرستى امام حسين را به ام‏سلمه سپردند.

پيامبر صلى اللَّه عليه و آله هر روز مى ‏آمد و زبان مباركشان را در دهان امام حسين قرار مى‏داد و او زبان رسول‏اللَّه را مى‏مكيد و تمام وجود امام حسين، اينگونه رشد كرد اصلاً از مادر خود يا زن ديگرى شير نخورد.

1- بحارالانوار، ج 25، ص 254، ر 15 از علل‏الشرايع.





http://upload.tazkereh.ir/images/37917560007182029671.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۶:۳۹
http://upload.tazkereh.ir/images/33887629851602583970.png





زهراء



http://www.yazahra.net/image/table/line.gif (http://www.yazahra.net/image/table/line.gif) زهر، زهورا السراج أو القمر أو الوجه: تلألأ، أضاء،

زهراء، مونث أزهر است، يعنى، النير، الصافى اللون، المشرق الوجه والقمر.
«زهرا كه در تداول بيشتر به جاى نام او به كار مى‏رود، در لغت، درخشنده، روشن و مرادفهايى از اينگونه، معنى مى‏دهد. و اين لقب از هر جهت برازنده‏ى اين بانوست. او چهره‏ى درخشان زن مسلمان، فروغ تابان معرفت و نمونه‏ى روشن پرهيزكارى و خداپرستى است. اين درخشندگى به ساعتى مخصوص و روزى معين اختصاص ندارد. از آن روز كه وظيفه‏ى خود را تعهد كرد، تا امروز و براى هميشه چون گوهرى بر تارك تربيت اسلامى مى‏درخشد.» (1)

زهراء در لغت، يعنى درخشنده. در روايات آمده است هنگامى كه فاطمه به نماز و عبادت مى‏ايستاد، اهل آسمان از نور او بهره مى‏گرفتند، چنانكه زمينيها از نور خورشيد بهره‏مند مى‏شوند.

فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام از نور عظمت خداوند به وجود آمده است.

عن جابر عن أبي‏عبداللَّه عليه‏السلام قال:
«قلت: لم سميت فاطمة الزهراء عليهاالسلام «زهراء»؟ فقال: لأنّ اللَّه عز و جل خلقها من نور عظمته فلمّا أشرقت أضاءت السماوات والأرض بنورها و غشيت أبصار الملائكة للَّه ساجدين و قالوا إلهنا و سيدنا! ما هذا النور؟، فأوحى اللَّه إليهم هذا نور من نوري و أسكنته في سمائي، خلقته من عظمتي، اُخرجه من صلب نبىّ من أنبيائي، افضله على جميع الأنبياء و اخرج من ذلك النور أئمة يقومون بأمري، يهدون الى حقى و اجعلهم خلفائي في أرضي بعد إنقضاء وحيي،

جابر از امام حسين عليه‏السلام سؤال كرد: چرا فاطمه عليهاالسلام را «زهراء» ناميده‏اند؟ ايشان فرمودند: خداوند فاطمه را از نور عظمت خود آفريد. وقتى فاطمه عليهاالسلام درخشيد، زمين و آسمان را نورانى كرد.
چشمهاى ملائكه غرق نور شد و خداوند را سجده كردند و از روى تعجب گفتند: خداوندا! اين چه نورى است؟ وحى شد كه اين يكى از نورهاى من است، در آسمان جايش دادم و او را از طريق پيامبر متولد گردانيدم و او را بر همه‏ى پيامبران برترى دادم و از آن نور، ائمه‏ى هدى به وجود آمدند، تا دستورات مرا اجرا نمايند و مردم را هدايت كنند، آنها بعد از قطع شدن وحى، جانشينان من در زمين هستند.» (2)

روشنگرى لازم:

درخشندگى باطنى خاندان پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بر كسى پوشيده نيست. اين چهارده نور پاك، چراغ هدايت بشريت هستند. جهان تاريك مادى، فقط با نور ارشاد و هدايتهاى اين انوار مقدس به طرف ملكوت گام برمى‏دارد. شيعه، ائمه اطهار عليهم‏السلام را با وصف «مصباح‏الهدى و سفينةالنجاة» مى‏شناسد. فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام علاوه بر درخشندگى باطنى، نوعى درخشندگى چهره و ظاهر نيز داشتند. اين تفضّلى است كه خداوند متعال به اين بانوى با تقوا عنايت نموده است.

تذكر اين نكته لازم است كه هيچ نيازى به ضعيف شمردن اين روايات نيست، زيرا اولاً، درباره درخشندگى ظاهرى فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام تواتر معنوى وجود دارد. ثانياً، اين خصوصيت جسمانى حضرت فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام، بر الگو بودن ايشان لطمه‏اى وارد نمى‏كند، زيرا ايشان الگوى رفتارى همه جهانيان است نه الگوى جسم و تن مردم. ثالثاً، بعضى از اين روايات كه نشان‏دهنده نورانيت شديد ايشان است، به صورت مقطعى بوده و شايد يكبار بيشتر اتفاق نيفتاده و آن هم براى شناساندن مقام معنوى فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام به جهانيان. در نتيجه هيچ ضرورتى براى حمل اين روايات به معانى مجازى نيست.

محراب فاطمه‏ زهرا عليهاالسلام هنگام عبادت غرق نور است.

عن إبن‏عمارة عن ابيه قال:
«سئلت أباعبداللَّه عليه‏السلام عن فاطمة عليهاالسلام لم سميت «زهراء»؟ فقال: لأنها كانت إذا قامت في محرابها زهر نورها لأهل السماء كما يزهر نور الكواكب لأهل الأرض،
از امام صادق عليه‏السلام سؤال شد: چرا فاطمه عليهاالسلام را «زهراء» ناميده‏اند؟ فرمودند: زيرا هرگاه در محراب عبادت مى‏ايستاد نورش براى اهل آسمان مى‏درخشيد، همچنانكه ستارگان براى ما زمينيها درخشش دارند.» (3)




http://upload.tazkereh.ir/images/72439740322923369201.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۶:۴۰
http://upload.tazkereh.ir/images/31155919270825446089.png



فاطمه‏ زهرا عليهاالسلام درخشنده چون ماه.

عن الرضا عليه‏السلام قال في حديث طويل:
«كانت فاطمة عليهاالسلام إذا طلع هلال شهر رمضان يغلب نورها الهلال و يخفى فإذا غابت عنه ظهر،
امام رضا عليه‏السلام فرمودند: هلال ماه كه ظاهر مى‏شد نور فاطمه عليهاالسلام بر آن غلبه مى‏كرد و كسى نمى‏توانست نور هلال ماه را ببيند، تا اينكه حضرت فاطمه عليهاالسلام از آنجا مى‏رفتند، آنگاه هلال ماه ديده مى‏شد.» (4)

زهرا، يعنى درخشنده.
عن عائشة:
«كنا نخيط و نغزل و ننظم الإبرة بالليل فى ضوء وجه فاطمة عليهاالسلام... و لذلك سميت «الزهراء.»
عائشه مى‏گويد: شب هنگام، ما در نور صورت فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام خياطى، پشم‏ريسى و بافندگى مى‏كرديم و چون صورتى بسيار درخشنده داشت «زهراء» ناميده شد.» (5)

فاطمه‏ زهرا عليهاالسلام براى اميرالمؤمنين مى‏درخشد.

ابوهاشم العسكري سالت صاحب العسكر عليه‏السلام:
«لم سميت فاطمة، «الزهراء» عليهاالسلام؟ فقال: كان وجهها يزهر لأميرالمؤمنين عليه‏السلام من أول النهار كالشمس الضاحية و عند الزوال كالقمر المنير و عند غروب الشمس كالكوكب الدري،
ابوهاشم گويد: از امام حسن عسكرى عليه‏السلام سؤال كردم: چرا فاطمه عليهاالسلام، «زهراء» ناميده شد؟ فرمودند: صورت فاطمه عليهاالسلام براى اميرالمؤمنين عليه‏السلام در اول روز مانند خورشيد مى‏درخشيد و هنگام ظهور مانند ماه تابان بود. و هنگام غروب خورشيد مانند ستاره‏اى پر نور بود، چون چنين بود او را زهراء گويند.» (6)

تعجب اهل مدينه از محراب غرق نور فاطمه‏ زهرا عليهاالسلام.

عن ابان بن تغلب قال:
«قلت لأبي‏عبداللَّه عليه‏السلام: يابن رسول‏اللَّه! لِمَ سمّيت «الزهراء» عليهاالسلام، زهراء؟ فقال لانّها تزهر لاميرالمؤمنين عليه‏السلام فى النهار ثلاث مرات بالنور كان يزهر نور وجهها صلاة الغداة والناس فى فراشهم فيدخل بياض ذلك النور إلى حجراتهم بالمدينة فتبيض حيطانهم فيعجبون من ذلك فيأتون النبي صلى اللَّه عليه و آله فيسألونه عمّا رأوا فيرسلهم إلى منزل فاطمة عليهاالسلام فيأتون منزلها فيرونها قاعدة فى محرابها تصلى والنور يسطع من محرابها من وجهها، فيعلمون ان الذى رأوه كان من نور فاطمة، فاذا انتصف النهار و ترتبت للصلاة، زهر نور وجهها عليهاالسلام بالصفرة فتدخل الصفرة، فى حجرات الناس، فتصفر ثيابهم و إلوانهم، فيأتون النبي صلى اللَّه عليه و آله و سلم فيسألونه عمّا رأوا، فيرسلهم إلى منزل فاطمة صلى اللَّه عليه و آله فيرونها قائمة في محرابها و قد زهر نور وجهها- صلوات‏اللَّه‏عليها- و على أبيها و بعلها و بنيها بالصفرة فيعلمون أنّ الذي رأوا، كان من نور وجهها، فإذا كان آخر النهار و غربت الشمس احمرّ وجه فاطمة، فاشرق وجهها بالحمرة فرحاً و شكراً للَّه عز و جل، فكان تدخل حمرة وجهها حجرات القوم و تحمر حيطانهم فيعجبون من ذلك و يأتون النبى صلى اللَّه عليه و آله و يسألونه عن ذلك، فيرسلهم الى منزل فاطمة عليهاالسلام، فيرونها جالسة تسبح اللَّه و تمجده و نور وجهها يزهر بالحمرة فيعلمون ان الذي رأوا كان من نور وجه فاطمة عليهاالسلام فلم يزل ذلك النور فى جهها حتى ولد الحسين عليه‏السلام فهو يتقلب فى وجوهنا إلى يوم القيامة فى الأئمة منا أهل البيت إمام بعد إمام، (7)

ابان بن تغلب مى‏گويد: از امام صادق عليه‏السلام سؤال كردم: اى فرزند پيامبر!چرا فاطمه عليهاالسلام را، «زهراء» گويند؟ فرمودند: فاطمه عليهاالسلام براى اميرالمؤمنين عليه‏السلام در طول روز سه بار مى‏درخشيد. نور او در هنگام نماز صبح، زمانى كه مردم در خواب بودند، حياط خانه‏ى آنها نورافشانى كرد. همه متعجب شدند، خدمت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله رسيدند و سؤال كردند اين چه بود كه ما ديديم؟ پيامبر صلى اللَّه عليه و آله آنها را به منزل فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام فرستاد. وقتى كه به منزل فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام آمدند، ديدند آن حضرت روى سجاده‏ى خود نشسته و در حال نماز است و نور از صورت فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام از ميان محراب مى‏درخشد. همه دريافتند آنچه ديده‏اند نور فاطمه عليهاالسلام بوده است. هنگام ظهر، وقتى براى نماز آماده شدند، نورى زرد رنگ از ايشان ساطع گشت كه تمام خانه‏هاى مدينه را فراگرفت. رنگ صورت و لباس همه‏ى مردم زرد شد. پيش پيامبر آمدند و از آنچه ديده بودند سؤال كردند. باز پيامبر صلى اللَّه عليه و آله آنها را به منزل فاطمه عليهاالسلام فرستاد. اين بار حضرت فاطمه عليهاالسلام را در محراب ديدند در حالى كه از صورت ايشان براى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و على عليه‏السلام نورى زرد رنگ مى‏درخشيد. فهميدند آنچه ديده‏اند از نور فاطمه عليهاالسلام بوده است. و هنگامى كه خورشيد غروب نمود، صورت زهراء عليهاالسلام قرمز گشت و نورى قرمز از ايشان مى‏درخشيد اين نور داخل منازل مردم مدينه گشت، خانه‏هاى مردم قرمز شد و در تعجب فرورفتند. مردم دوباره پيش پيامبر صلى اللَّه عليه و آله آمدند و از اين مطلب سؤال كردند، پيامبر صلى اللَّه عليه و آله آنها را به منزل فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام فرستاد، آنها به منزل فاطمه عليهاالسلام آمدند و ايشان را در روى سجاده ديدند، در حالى كه خداوند را تسبيح مى‏گفت و از سيماى ملكوتى ايشان نورى قرمز مى‏درخشيد، دريافتند آنچه ديده بودند از نور سيماى فاطمه عليهاالسلام بوده است. اين نور در سيماى فاطمه‏ى عليهاالسلام بود، تا زمانى كه امام حسين عليه‏السلام متولد گشت، از آن به بعد اين نور در سيماى هر يك از اهل‏بيت بود و تا قيامت از چهره‏ همه امامان درخشش خواهد داشت.»


--------
1- سيد جعفر شهيدى، زندگانى فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام، ص 32.
2- بحارالانوار، ج 43، ص 12، ر 5 از علل‏الشرايع.
3- بحارالانوار، ج 43، ص 12، ر 6 از علل‏الشرايع و معانى‏الخبار.
4- بحارالانوار، ج 43، ص 56، ر 49 از فضائل شهر رمضان صدوق.
5- فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام بهجة قلب المصطفى، ج 1، ص 180 از احقاق‏الحق، ج 19، ص 16.
6- بحارالانوار، ج 43، ص 15، ر 14 از مناقب ابن شهرآشوب.
7- بحارالانوار، ج 43، ص 11، ر 2 از علل‏الشرايع.






http://upload.tazkereh.ir/images/19076869047256457438.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۶:۴۲
http://upload.tazkereh.ir/images/13271634300283699944.gif





محدثه



http://www.yazahra.net/image/table/line.gif (http://www.yazahra.net/image/table/line.gif) حَدَّثَ عن فلان: روى و أورد الحديث،
الحديث: الخبر

نام محدثه داراى دو تلفظ است كه هر كدام به طور جداگانه مورد بحث قرار مى‏گيرد.

معناى «محدَّثه» به فتح دال.

«محدثه» به فتح دال، يعنى زنى كه براى او حديث گفته مى‏شد.
پس از رحلت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله ايام بر فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام به سختى مى‏گذشت، لذا جبرئيل به امر خداوند بر آن حضرت نازل مى‏ شد و براى آن حضرت از وقايع آينده سخن مى‏گفت. صحيفه‏ى فاطميه، حاصل نزول جبرئيل بر فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام در اين مدت است.

فرشتگان با فاطمه‏ زهرا عليهاالسلام سخن مى‏گفتند.

بإسناده عن أبي‏عبداللَّه عليه‏السلام قال:
«إنما سميت فاطمة «محدثة» لأن الملائكة كانت تهبط من السماء فتناديها كما تنادي مريم بنت عمران. فتقول «يا فاطمة! ان اللَّه إصطفاك و طهرك و اصطفاك على نساء العالمين يا فاطمة! اقنتي لربّك و اسجدي و اركعي مع الراكعين» فتحدثهم و يحدثونها، فقالت لهم ذات ليلة: أليست المفضلة على نساء العالمين مريم بنت عمران؟ فقالوا: إنّ مريم كانت سيدة نساء عالمها و أنّ اللَّه عز و جل جعلك سيدة نساء عالمك و عالمها و سيدة نساء الأوّلين والآخرين،

امام صادق عليه‏السلام فرمودند: فاطمه عليهاالسلام را «محدثه» گويند، چون ملائكه از آسمان به پايين مى‏آمدند و همانگونه كه ملائكه با حضرت مريم عليهاالسلام سخن مى‏گفتند، با حضرت زهرا عليهاالسلام نيز سخن مى‏گفتند. ملائكه به حضرت زهرا عليهاالسلام گويند: «يا فاطمة! إن اللَّه إصطفاك و طهرك و إصطفاك على نساء العالمين يا فاطمة! اقنتى لربك و اسجدي و اركعي مع الراكعين» حضرت فاطمه عليهاالسلام با ملائكه سخن مى‏گفت و فرشتگان نيز با آن حضرت سخن مى‏گفتند.
شبى حضرت فاطمه عليهاالسلام از فرشتگان سؤال نمود: آيا برترين زن عالم، حضرت مريم عليهاالسلام دختر عمران نيست؟ فرشتگان عرضه داشتند: حضرت مريم عليهاالسلام سرور زنان زمان خود بود، اما خداوند شما را برترين زن جهان قرار داده است، هم در زمان خودت و هم در زمان حضرت مريم عليهاالسلام و سرور همه‏ى زنان از اول عالم تا آخر جهان.» (1)

فاطمه‏ زهرا عليهاالسلام محدثه بود، لكن پيامبر نبود.

قال محمد بن أبي‏بكر:
«لما قرأ «و ما أرسلنا من قبلك من رسول و لا نبيّ و لامحدث» قلت: و هل يحدث الملائكة إلّا الأنبياء. قال: إنّ مريم لم تكن نبية و كانت محدثة و اُمّ‏موسى بن عمران كانت محدثة و لم تكن نبية و سارة إمرأة إبراهيم قد عاينت الملائكة فبشروها بإسحاق و من وراء إسحاق يعقوب و لم تكن نبية و فاطمة عليهاالسلام بنت رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله كانت «محدثة» و لم تكن نبية،

محمد پسر ابوبكر گويد: وقتى آيه «و ما أرسلنا من قبلك من رسول و لا نبيّ و لا محدث» نازل شد من گفتم: آيا فرشتگان با غير از پيامبران نيز سخن مى ‏گويند؟

«امام عليه‏السلام فرمودند: حضرت مريم عليهاالسلام پيامبر نبود ولى «محدثه» بود، يعنى فرشتگان با او سخن مى‏گفتند. مادر موسى نيز محدثه بود، ولى پيامبر نبود. ساره همسر حضرت ابراهيم عليه‏السلام، محدثه بود، امّا پيامبر نبود. فرشتگان با او ملاقات نمودند و بشارت اسحاق و يعقوب را به او دادند. و فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام ملائكه را مى‏ديد و از آنها حديث مى‏شنيد، اما پيامبر نبود.» (2)

اخبار غيبى، در مصحف فاطمه‏ زهرا عليهاالسلام.

عن حماد بن عثمان قال:
«سمعت أباعبداللَّه عليه‏السلام يقول: تظهر الزنادقه سنة ثمانية و عشرين و مائة و ذلك لأنّي نظرت في «مصحف فاطمة» عليهاالسلام. قال: فقلت: و ما مصحف فاطمة عليهاالسلام؟ فقال: إنّ اللَّه تبارك و تعالى لما قبض نبيه صلى اللَّه عليه و آله دخل على فاطمة عليهاالسلام من وفاته من الحزن ما لايعلمه إلّا اللَّه عز و جل فأرسل إليها ملكاً يسلّى عنها غمها و يحدثها. فشكت ذلك إلى أميرالمؤمنين عليه‏السلام. فقال لها: إذ أحست بذلك و سمعت الصوت قولي لي. فأعلمتْه. فجعل يكتب كل ما سمع حتى اُثبت من ذلك مصحفاً. قال: ثم قال: أمّا أنّه ليس من الحلال والحرام ولكن فيه علم ما يكون،
حماد بن عمان مى‏گويد: از امام صادق عليه‏السلام شنيدم كه فرمود: در سال 128 ه.ق، زنادقه ظهور خواهند كرد، زيرا من مصحف فاطمه عليهاالسلام را نگاه كردم و اين مطلب را آنجا ديدم. گفتم: مصحف فاطمه عليهاالسلام چيست؟ فرمودند: وقتى كه پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله رحلت كرد، غم و غصه‏ى بى‏حدى كه فقط خدا (مقدار آن را) مى‏داند، بر فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام وارد شد. خداوند ملكى را فرستاد تا حضرت زهرا عليهاالسلام را تسلى خاطر دهد و با او سخن بگويد. فاطمه عليهاالسلام از اين جريان به اميرالمؤمنين عليه‏السلام گلايه كردند. على عليه‏السلام فرمودند: هرگاه ملك را ديدى و صداى او را شنيدى مرا خبر كن. زهرا عليهاالسلام، على عليه‏السلام را از آمدن ملك خبر كرد اميرالمؤمنين عليه‏السلام آنچه را كه مى‏شنيد، مى‏نوشت، تا اينكه كتابى از آن مطالب نوشته شد. سپس امام صادق عليه‏السلام فرمودند: اما در «مصحف فاطمه عليهاالسلام» حلال و حرام خدا نيست، بلكه وقايعى كه اتفاق خواهد افتاد (تا روز قيامت) همه درون آن است.» (3)



http://upload.tazkereh.ir/images/97644581074553388682.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۶:۴۴
http://upload.tazkereh.ir/images/79586756801477271352.gif



در مصحف فاطمه‏ زهرا عليهاالسلام چيست؟

إنّ الصادق عليه‏السلام يقول:
«علمنا غابر و مزبور و نكت فى القلوب و نقر في الأسماع و أن عندنا الجفر الأحمر والجفر الأبيض و «مصحف فاطمة» عليه‏السلام و عندنا الجامعة فيها جميع ما تحتاج الناس إليه فسئل عن تفسير هذا الكلام. فقال: أما الغابر، فالعلم بمإ؛ّّ يكون و أما المزبور فالعلم بما كان و امّا النكت في القلوب فهو الإلهام و أمّا النقر في الأسماع فحديث الملائكة نسمع كلامهم و لا نرى أشخاصهم و أمّا الجفر الأحمر فوعاء فيه سلاح رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و لن يخرج حتى يقوم قائمنا أهل البيت و أمّا الجفر الأبيض فوعاء فيه توراة موسى و إنجيل عيسى و زبور داود و كتب اللَّه الاولى و أمّا مصحف فاطمة عليهاالسلام ففيه ما يكون من حادث و أسماء من يملك إلى أن تقوم الساعة و امّا الجامعة، فهو كتاب طوله سبعون ذراعاً، املاء رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله من فلق فيه و خطّ علي بن أبي‏طالب عليه‏السلام بيده فيه واللَّه جميع ما تحتاج إليه الناس إلى يوم القيامة حتى أنّ فيه أرش الخدش والجلدة و نصف الجلدة، (4)

امام صادق عليه‏السلام مى‏فرمود: ما غابر و مزبور را مى‏دانيم، ما مسائل قلبى و نيَّات را مى‏دانيم. ما «نقرى» كه در گوشها مى‏رود را مى‏دانيم.

«جفر قرمز» و «جفر سفيد» را مى‏شناسيم. در نزد ما «مصحف فاطمه عليهاالسلام» است. در پيش ما «جامعه‏اى» است كه همه‏ى چيزهايى كه انسان به آن نياز دارد در آن هست. سؤال شد: اين كلام يعنى چه؟
«امام عليه‏السلام فرمودند: «غابر»، يعنى دانستن آنچه واقع مى‏شود. «مزبور»، يعنى دانستن آنچه قبلاً رخ داده است. اما «نكته‏هاى قلبى»، اوهام ذهنى ديگران است كه ما مى‏دانيم. «نقرِ» در گوشها، سخن ملائكه مى‏باشد كه ما آنها را مى‏شنويم، ولى خودشان را نمى‏بينيم. «جفر قرمز» ظرفى است كه اسلحه‏ى پيامبر در آن است و آن سلاح تا زمان امام مهدى، قائم اهل‏بيت عليه‏السلام خارج نخواهد شد. اما «جفر سفيد» آن ظرفى است كه تورات موسى و انجيل عيسى و زبور داوود و كتاب اولى خداوند در آن است. اما «مصحف فاطمه عليهاالسلام»، پس آنچه از حوادث رخ خواهد داد و اسامى پادشاهان تا روز قيامت در آن آمده است. اما «جامعه» كتابى است كه طول آن هفتاد ذرع است (شايد كنايه از كثرت معارف آن كتاب باشد) پيامبر صلى اللَّه عليه و آله مطالب آن را فرموده است و حضرت على عليه‏السلام آن را نوشته است و به خدا قسم! در آن تمام آنچه انسان تا روز قيامت نياز دارد، نوشته شده است، حتى در كتاب جامعه مقدار خسارت بسيار كم نيز وجود دارد، يك شلاق و نصف شلاق نيز در آن بيان شده است.»

معناى «محدثه» بكسر دال.
«محدثه» به كسر دال، يعنى زنى كه براى ديگران نقل حديث مى‏كند. ما از حضرت فاطمه‏ زهرا عليهاالسلام روايات زيادى را در دست داريم. (5) فاطمه‏ زهرا عليهاالسلام به سؤالات زنان مدينه پاسخ مى‏فرمود و آنان را حديث مى‏كرد. فاطمه‏ زهرا عليهاالسلام احاديث زيادى را از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و يا حضرت على عليه‏السلام براى ما نقل فرموده‏اند، لذا او را «محدِّثه» گويند.


------------
1- بحارالانوار، ج 14، ص 206، ر 23 از علل‏الشرايع.
2- بحارالانوار، ج 43، ص 79، ر 66 از علل‏الشرايع.
3- بحارالانوار،ج 26، ص 44، ر 77 از بصائرالدرجات ص 43.
4- بحارالانوار، ج 43، ص 79، ر 66 از علل‏الشرايع.
5- اخيراً بعض سخنان آن حضرت، در كتابى مستقل با نام «نهج‏الحياة» به چاپ رسيده است.





http://upload.tazkereh.ir/images/15622320302782923166.jpg

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۶:۴۸
http://upload.tazkereh.ir/images/03357324223789116833.gif
نرو مادر

نرو ای همدم تنهایی بابا، مادر

می شود بعد تو بابا تک و تنها، مادر



چه مگر بر سر تو رفته در آن کوچه ی شوم


پس از آن حادثه افتاده ای از پا، مادر



آخرین بار که گیسوی مرا شانه زدی


لرزه دست تو لرزانده دلم را مادر



من و بی مادری ، ای وای، برایم زود است


کاش می شد که از اینجا بروم با مادر





سید محمد جواد شرافت

یا زهرا

http://ayehayeentezar.com/images/smilies/69.gif


http://upload.tazkereh.ir/images/03357324223789116833.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/03357324223789116833.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۶:۵۲
http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif


دلــم از رفـــــتنت بـــــــگرفته مادر
بـــــميرم خسته بوده خفته مـــادر

چــــه سازم فــاطمه اندر شب تار
رومن مـــن سوي خــانه بـا دل زار

يـــــتيمانت نــگر بـــا حــال مـضطر
كـــــــه دارنـــــــد آرزوي روي مادر

تـــــــو رفتي فاطمه زين دار فاني
دگر بر من حـــرام ايـــــن زندگاني


http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۷:۰۱
4. فاطمه (س) و تربيت فرزندان
خانه فاطمه خانه اي است نمونه؛ چرا که همه اعضاي آن معصومند هم علي و فاطمه و هم حسن و حسين. تاريخ چنين خانواده اي را به ياد ندارد. همچنين خانه فاطمه کانون مهر و صفا وصميميت است و فاطمه مدير خانواده و مربي فرزندان است؛ اگر چه آنجا که بايد اجتماع و مسئوليت هايش را خوب مي شناسد و به خوبي از عهده بر مي آيد، اما گرفتار افراط و فراموشي اولويتها نمي شود و مادر بودن را ارج مي نهد.فاطمه(س) فرزنداني را تربيت کرده است که هر يک بر تارک تاريخ درخشيدند و خواهند درخشيد. به فرموده امام راحل (ره):« زني که در حجره اي کوچک و خانه اي محقر انسانهايي تربيت کرد که نورشان از بسيط خاک تا آن سوي افلاک و از عالم ملک تا ملکوت درخشيد. صلوات و سلام خداوند تعالي بر اين حجره محقري که جلوه گاه نور عظمت الهي و پرورشگاه زبدگان اولاد آدم است[20] (http://www.ido.ir/cm1/#_ftn20). »بنا بر اين فاطمه (س) در بعد تربيت فرزند هم نمونه است چرا که اوپرورش دهنده انسانهايي چون حسن و حسين است که امامان معصومند حضرت به ابعاد مختلف تربيت فرزندان خود توجه ويژه اي داشت .ما به جهت رعايت اختصار تنها به ذکر چند محور تربيتي مهم در سيره آن بزرگوار اشاره مي کنيم:
الف: سوق دادن فرزندان به سوي پرستش خدا و انجام تکاليف الهي
يکي از محور هاي اساسي که حضرت در تربيت فرزندان به آن توجه داشت، تشويق فرزندان به انجام تکاليف الهي و عبادي بود. آن حضرت شوق بندگي و خضوع در برابر معبود را از همان کودکي در جان فرزندان خود تقويت نموده ونه با سخن که با خطوط چهره عشق به رکوع و سجود را به فرزندان آموخت؛ آنگاه که در محراب عبادت از فرط عشق به خدا صورتش بشّاش و نوراني مي شد، و اينگونه است که فرزندان او تکليف را انجام نمي دهند که با آن عشق بازي مي کنند و از آن بالاترين لذتها را مي برند. حضرت به اين ايده تاُکيد داردکه بايد از کودکي محبت الهي را در دل فرزند کاشت تا عبادت برايش مشقت آفرين نباشد. بر اين اساس فاطمه فرزندان خود را حتي به شب زنده داري عادت مي داد. البته در حد توان و استعداد فرزندان. حضرت براي استفاده فرزندان از شب بيست و سوم ماه مبارک رمضان ايشان را در روز مي خوابانيد تا کاملا استراحت کنند وغذاي کمتري به آنها ميداد تا بدين گونه زمينه و موقعيت بهتر و مطلوبتري از نظر جسمي و روحي براي شب زنده داري داشته باشند و به آنها گوشزد مي کرد:« محروم است کسي که از برکات شب قدر محروم بماند». گويا فاطمه مي خواهد در نوجواني فرزندان را با محبوب راستين آشنا کند تا در جواني جذب جلوه هاي دروغين نشوند.اين روش تربيتي فاطمه(س) به عنوان يک سنت بسيار پسنديده و قابل اجرا در گفتار امامان معصوم (ع) نيز به چشم مي خورد. از جمله امام صادق (ع) مي فرمايد:« زماني که کودک به سن شش سالگي رسيد، او را به نماز خواندن و چنانچه تحمل گرفتن روزه راداشت او را به انجام آن وادار نماييد».


http://upload.tazkereh.ir/images/04579712348172495709.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/04579712348172495709.gif

rodabeh
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۷:۰۲
بند دهم

شب آمده ست گریه كنان بر مزار تو

دریا شکست موج زنان در کنارتو

بعد از تو چله چله علی (ع) خطبه خواند و سوخت

چرخید ذوالفقار علی (ع) در مدارتو

زینب (س) كجاست ؟ همسفر خطبه های خون

دنیا چه كرد بعد تو با یادگار تو

باران نیزه ، نعش غریبانه ی حسن (ع)

آن روزگار زینب (س) و این روزگار تو

گل داد روی نیزه ، سرتشنه ی حسین (ع)

تا شام و كوفه رفت دل داغدار تو

تو سوگوار زینب (س) و زینب (س)غریب شام

تو سوگوار زینب (س) و او سوگوار تو

بعد از تو سهم آینه درد و دریغ شد

دست نوازشی كه كشیدند تیغ شد

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۷:۰۳
ب: رفتار عادلانه بافرزندان
رفتار هماهنگ و عادلانه و بذل محبت و توجه عادلانه به فرزندان، اصل سازنده اي است که تا اعماق وجود کودک اثر مي گذارد. در برخي از روايات معصومين (ع) سفارش شده است که پدر و مادر از تبعيض و عدم رعايت انصاف، پرهيز کنند بلکه عدالت و به يک چشم نگريستن را سر لوحه رفتار خانوادگي خود قرار دهند. پدر و مادر نبايد در مواقعي مانند خريد، هديه دادن و پاسخ سلام، روح کودک رابامراعات نکردن انصاف، آزار دهند ناگفته نماند ممکن است آنها به يکي از فرزندان خود علاقه ويژه و به خصوصي داشته باشند و اين تا حدودي طبيعي است و شايد خارج از اراده آنها؛ اما نکته مهم و اساسي اين است که نبايد اين علاقه ويژه دررفتار و عملکرد پدر و مادر تاثير بگذارد به گونه اي که سايرين متوجه اين علاقه و ارتباط ويژه شوند. نمونه هايي در زندگي خانوادگي حضرت زهرا (س) ديده شده است که نشانگر توجه و دقت نسبت به اين موضوع مي باشد.روزي امام حسن (ع) نزد پيامبر آمد و اظهار تشنگي کرد و از پيامبر تقاضاي آب نمود، رسول خدا بي درنگ بر خاسته ظرفي برداشت و از گوسفندي که در منزل بود مقداري شير دوشيد و به امام حسن داد در اين هنگام امام حسين (ع) خواست تا ظرف شير را از برادرش بگيرد اما پيامبر به حمايت از امام حسن، مانع از گرفتن ظرف از او شد. فاطمه زهرا که شاهد اين ماجرا بود به پيامبر عرض کرد:«گويا براي شما حسن عزيزتر از حسين است. پيامبر فرمود: نه هر دو برايم عزيزند و محبوب، اما چون اول حسن تقاضاي آب کرد او را مقدم داشتم[21] (http://www.ido.ir/cm1/#_ftn21)» .نمونه ديگر:«روزي رسول گرامي اسلام امام حسن و امام حسين را بر دوش گرفته و آنان را مورد لطف و نوازش خود قرار داد در همان حال آنها را به خانه آورد و چون بچه ها گرسنه بودند، مادرشان زهرا، براي آنها نان و خرما آورد پس از اين که نان و خرما را خوردند پيامبر به آنها فرمود: با هم کشتي بگيريد امام حسن و امام حسين به در خواست پيامبر کشتي گرفتند. حضرت زهرا مي فرمايد: ديدم پدرم با جملاتي حسن را تشويق کرده، در صدد تقويت اوست بدين خاطر به پدرم گفتم: اي پدر بزرگوار از شما تعجب مي کنم که يکي را بر ديگري ترجيح مي دهيد آن هم بزرگتر را بر کوچکتر! پيامبر فرمود: دوستم جبرئيل، حسين را تشويق و تحريک مي کند و من حسن را تشجيع مي نمايم[22] (http://www.ido.ir/cm1/#_ftn22)».اين دو حادثه کوتاه ولي پر اهميت مي رساندکه حضرت زهرا با توضيحاتي که از پدر مي شنود متقاعد مي گردد که تبعيضي در کار نيست. به هر حال اهتمام فاطمه (س) به رعايت عدالت بين فرزندان و عدم تبعيض بيين آنها قابل تامل و دقت است.
ت: توجه به حضور و غياب فرزندان
بر کسي پوشيده نيست که بي توجهي در نظارت بر فرزندان، به خصوص در رفت و آمدها، چه نتايج زيان باري به دنبال دارد. با توجه به خطرات و تهديداتي که هر لحظه سعادت يک جوان را در معرض نابودي قرار مي دهد، لازم است که رفتار آنها در مواقع ورود و خروج، مورد دقت و بررسي قرار گيرد. گفتني است که اعتياد، فساد، انحرافات فکري و بسياري از خطرات ديگر از همين بي توجهي آغاز مي شود. حضرت فاطمه (س) با فداکاري ومحبت خاصي که نسبت به فرزندانش نشان مي داد مراقب تمام حرکات و سکنات آنها بود و به دقت رفت و برگشت هاي آنها را زير نظر داشت.نقل شده است که روزي پيامبر عازم خانه دخترش فاطمه شد چون به خانه رسيد ديد فاطمه با حالتي مضطرب و ناراحت پشت در ايستاده است آن حضرت فرمود:«چرا اين جا ايستاده اي؟ فاطمه با آهنگي مضطرب عرض کرد: فرزندانم صبح بيرون رفته اند و تا کنون از آنها هيچ خبري ندارم. پيامبر به دنبال آنها روانه شد چون به نزديک غار جبل رسيد آنها را ديد که خواب رفته اند و ماري کنار سرشان حلقه زده است پيامبرسنگي برداشت و به طرف مار پرتاب کرد. در اين هنگام مار به اذن خدا به سخن آمده و گفت: السلام عليک يا رسول الله، به خدا قسم من نزد سر آنهانخوابيدم مگر به جهت محافظت از آنها. پيامبر برايش دعاي خير کرد و امام حسن را روي کتف راست و امام حسين را روي کتف چپ گذاشت و به طرف منزل روان شد که جبرئيل نازل شد و امام حسين را تا منزل فاطمه (س) حمل کرد[23] (http://www.ido.ir/cm1/#_ftn23)».
ث: پيشگيري از ايجاد عقده حقارت در فرزندان
عقده حقارت يک حالت رواني است که به وسيله پدر و مادر در کودکان ايجاد مي شود و عواقب سوء و خطرناکي خواهد داشت. ترجيح دادن بعضي از فرزندان بر بعضي ديگر يکي از موجبات عقده حقارت است. لذا اولياء بزرگوار اسلام هرگز مرتکب چنين خلافي نمي شدند و فرزندان خود را به يک چشم نگاه مي کردند و رفتارشان با تمام آنها يکسان بود. بهترين شاهد داستاني است که درباره حضرت فاطمه آمده است:در روايات مرسل آمده است:«روزي امام حسن و امام حسين چيزي جداگانه بر روي صفحه اي نوشتند، آنگاه حسن به حسين مي گفت: خط من بهتر از خط تو است و حسين به حسن مي گفت خط من بهتر است؛ به ناچار نزد حضرت فاطمه رفتند و در خواست داوري کردند، حضرت که دوست نداشت يکي از آنها را برنجاند فرمود: برويد از پدرتان داوري بخواهيد، رفتند و خطهايشان را نشان دادند و داوري خواستند حضرت علي هم که دوست نداشت يکي از آنها رنجيده خاطر شود فرمود: برويد از جدتان بپرسيد! رسول خدا هم فرمود من بين شما داوري نمي کنم تا آن که اسرافيل قضاوت نمايد اسرافيل هم گفت از خدا مي خواهم. وقتي که از خدا خواست، خداوند داوري بين آنها را به مادرشان فاطمه واگذار کرد حضرت فاطمه فرمود: خدايا اينک داوري مي کنم، آن حضرت گردن بندي داشت، فرمود اي فرزندان من توجه کنيد من دانه هاي اين گردن بند را نثار(پخش) مي کنم هر کس بيشترين دانه ها را جمع کند خط او بهتر است، گردن بند را در آورد و دانه هاي آن را نثار کرد در چنين وقتي جبرئيل کنار قائمه عرش ايستاده بود مامور شد به زمين بيايد و دانه آخر را نصف کند تا هيچ کدام رنجيده خاطر نشوند، جبرئيل امر خدا را اطاعت کرد و از حضرت حسن و حسين احترام به عمل آورد[24] (http://www.ido.ir/cm1/#_ftn24)».


http://upload.tazkereh.ir/images/04579712348172495709.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/04579712348172495709.gif

rodabeh
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۷:۰۴
بند یازدهم

ای ناخدای كشتی درد - ای خدای درد

تنها تویی كه آمده ای پا به پای درد

زین پیش درد و داغی اگر بود با تو بود

درد آشنای داغی و داغ آشنای درد

زان شب كه غرق خطبه ی چشم تو شد علی (ع)

مانند رعد می شكند با صدای درد

شعر تو را چگونه بخوانم كه نشكنم؟

آخر بگو كه قصه كنم از كجای درد ؟

ای قطعه ی بهشت ، غزلگریه ی زمین

با چشم خود سرود تو را های های درد

مگذار مردگان شب عافیت شویم

ما را ببر به آینه ی کربلای درد

تو آبروی داغی و تو آبروی اشک

تو ابتدای دردی و تو انتهای درد

یوسف اگر برای پدر درد آفرید

زهرا (س) شكست و درد پدر را به جان خرید

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۷:۰۴
ج: هم بازي شدن با کودکان
امروزه روانشناسان معتقدند: يکي از راههاي شخصيت دادن به کودک هم بازي شدن با اوست. خوب گوش دادن و... را فرا مي گيرد در بازي يادگيري به دور از شرائط سخت انجام مي گيرد.يکي از راههاي پرورش شخصيت کودکان شرکت بزرگسالان در بازيهاي آنان است. وقتي بزرگسالان خود را تنزل مي دهند و در بازي کودکان شرکت مي کنند، طفل به هيجان مي آيد. کودک احساس مي کند که کارهاي او آنقدر ارزنده است که والدينش با او همکاري مي کنند.عليرغم اين که ظهور اسلام در محيطي است که خصائص ارزنده انساني در آن کمتر ديده مي شود، اما برنامه ها و شيوه هاي ارائه شده از طرف اولياي دين هميشه با انسانها از هر فرهنگ و تمدني سازگار است. اين فعاليت و تکاپو به قدري براي سلامتي ورشد مناسب کودک ضروري است که حتي براي تشويق آنها به تحرک و بازي، بزرگترها نيز بايد به بازي و جست و خيز تن دهند. بازي در دوران کودکي به منزله واکنش کودک در برابر عوامل محيطي و بروز استعداد هاي نهفته اوست که تأثيرات آن در کنار تقويت جسم و افزايش بنيه کودک قابل توجه است. همچنين بازي در پرورش نيروي ابداع وابتکار کودک بي نهايت مؤثر است بنا بر اين غفلت از بازي به هيچ وجه به صلاح کودک و والدين او نيست. هم بازي شدن رسول گرامي اسلام با فرزندان فاطمه(س) بيانگر اين نکته مهم است که بازي و تحرک کودک يکي از لوازم تربيت محسوب مي شود لذا حضرت رسول (ص) مي فرمايد:«من کان عنده صبي فليتصابّ له؛ کسي که در خانه کودکي دارد بايد با بازي کودکانه فرزندش را شاد نمايد[25] (http://www.ido.ir/cm1/#_ftn25)».
چون که با کودک سر و کارت فتاد هم زبان کودکي بايدگشاد
از جمله مواردي که که در شيوه تربيتي حضرت زهرا جايگاه خاصي داشت تحرک و بازي با کودکان بود. حضرت علي و فاطمه در خانه به بازي بچه ها توجه کافي مبذول مي داشتند و همين امر موجب نشاط و شادابي روز افزون آنها مي شد. در مقابل خانه هايي که براي کودک محيط مناسب و دلنشين براي بازي و تحرک نيست، در روحيه و شخصيت اعضاي خردسال آن خانه اثر نامطلوبي دارد نبايد فراموش کرد که تحرک و بازي اقتضاي سن و طبيعت کودک است وپدر و مادر وي وظيفه دارند شرائط و لوازم اين امر را فراهم سازند.حضرت فاطمه در دوران کودکي فرزندانش با آنها، هم بازي مي شد و به اين نکته نيز توجه داشت که در بازي نوع الفاظ و حرکات مادر سرمشق کودک قرار مي گيرد بنا بر اين بايد از کلمات و جملات مناسبي استفاده کرد. علاوه بر اين بايد در قالب بازي و شوخي، شخصيت کودک را تقويت نمود، او را به داشتن مفاخر و ارزشهاي اکتسابي تحريک و تهييج کرد؛ اينها همه مرهون در پيش گرفتن شيوه هاي صحيح در اين رابطه است.نقل شده که: حضرت با فرزندش امام حسن بازي مي کرد و او را بالا مي انداخت و مي فرمود:
اشبه اباک يا حسن و اخلع عن الحق الوسنو
اعبد الها ذا منن و لا توال ذاالاحن
فرزندم حسن ! مانند پدرت باش ريسمان ظلم را از بن برکن.خدايي را بپرست که صاحب نعمتهاي متعدد است و هيچگاه با صاحبان ظلم و ستم دوستي مکن.همچنين نقل شده است که: وقتي فرزندش حسين را بازي مي داد اين گونه مي فرمود:
انت شبيها بابي لست شبيها بعلي
تو به پدر من (پيامبر)شبيهي و به پدرت علي شباهت نداري.طبق همين نقل اين بيت موجب خنده و تبسم علي(ع) مي شد.از اين قطعات تاريخي استفاده مي شود که حضرت علي و فاطمه عليرغم تمام مشکلات و گرفتاريهاي موجود در بر خورد با کودکان و در محيط منزل، خوشحال، بانشاط و خندان بودند و اين لازمه و جوهره جوانمردي است که انسان گرفتاريهاي خارج از خانه را با خود به خانه نياورد و غصه هاي خود را هر قدر که باشد در ظاهر خود نمايان نسازد. بي ترديد فرزنداني که محصول تربيت چنين خانواده هايي هستند از رواني سالم روحيه اي قوي و نفسي مطمئن برخوردار خواهند بود. بازي وسيله اي است براي شناخت جهاني که در آن زندگي مي کند وکسب تجربه مي کند، ياد مي گيرد چگونه احساسات را کنترل کند در حين بازي با مشکلاتي رو به رو مي شود و راه حل مشکلات را مي آموزد در بازي رعايت ديگران را، نظم و انضباط، نحوه سخن گفتن، خوب نگاه کردن و...
ح: تقويت روحيه احترام به مردم
از آنجا که امام حسن و امام حسين در جامعه آن روز جايگاه ويژه اي داشته و مورد احترام همگانند سزاوار است که در تربيت ايشان شيوه اي اتخاذ شود تا از خود بزرگ بيني، غرور و نهايتا برخوردهاي تحقير آميز با افراد جلو گيري کند؛ شواهد بر اين نکته اذعان دارد که مادر نمونه جهان اين چنين بوده است. نمونه بارز آن قضيه ياد دادن وضو به پيرمرد ي است که اشتباه وضو مي گرفت که در تاريخ مشهور است.


http://upload.tazkereh.ir/images/04579712348172495709.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/04579712348172495709.gif

rodabeh
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۷:۰۵
بند دوازدهم

ای سرپناه عارف و عامی نگاه تو

آتش گرفت خیمه ی گردون ز آه تو

آیا چه بود قسمت تو غیر درد و درد

آیا چه بود غیر محبت گناه تو

ساقی علی (ع) ست - كوثر جوشان حق تویی

ما تشنه ایم تشنه ی لطف نگاه تو

در چشم من تمام زمین سنگ قبر توست

گردون کجا و مرقد بی بارگاه تو

در کربلای چند شهید غمت شدیم

سربندهای فاطمه(س) بود و سپاه تو

از خانه ی تو می گذرد راه مستقیم

را هی نمانده است به حق - غیر راه تو

دنیا اگرغدیر تو را خم نكرده است

روح مدینه رد تو را گم نكرده است

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۷:۰۷
· نتيجه گيري
غرب امروزه الگويي از زن ارائه کرده و مي کند که نتيجه آن نابودي جامعه است؛ چون در آن الگو زن رها است، البته نه براي خود، که براي جامعه سرمايه داري، تا به هر شکلي توليد سرمايه نمايد و اما خانواده او:همسرش در نمايش جذابي از آزادي سکس خود را ارضاء مي کند و تا هر مرحله اي که خواست پيش مي رود او نيز رها است؛ او بايد بتواند جيب کمپاني هاي در هم تنيده تجارت سفيد راپر کند و فرزندانش نيز در پانسيون ها فقط از گرسنگي نمي ميرند.باقي نيازها و وظيفه ها از جامعه حذف شده است. البته همه پشيمانند، اما حرص سرمايه داري و اسارت جوامع، در چنگ آن، راه برگشتي باز نگذاشته است.پس سزاوار است الگويي ارائه شود تا تأمين کننده ابعاد شخصي و شخصيتي زن بوده و از سويي وي را آماده حضور در اجتماع نموده، در عين حال جايگاه او را در نقش همسرو مادر که بنيان ساز خانواده، يعني اولين و مهمترين پايگاه اجتماعي ـ به اقرار حتي علوم مدرن ـ است، تقويت نمايد.بر اين اعتقاديم که اين الگو با مدل برداري از شخصيت و زندگي حضرت فاطمه(س) امکان پذير خواهد بود.بر اين نکته نيز واقفيم که بررسي تمامي زواياي اين اقيانوس عظيم در توان ما نيست و از سويي در اين زمينه مطالعات کافي و وافي صورت نگرفته است با اين وجود نيز ساختن مدلي از زندگاني اين بزرگ زن تاريخ بشريت، براي جامعه امروز امکان پذير است.مهم ترين بخش اين مدل بيانگر اين نکته است که فاطمه(س) در عين حفظ حريم هادر اجتماع زباني گويا و مديريتي برتر دارد.اولويت همسر و فرزندان در زندگي او هيچگاه فراموش نمي شود چون به خوبي مي داند فراموشي اين وظيفه يعني شکست فرزند و همسر در اجتماع و شکست آنها يعني جامعه بيمارکه جامعه بيمار يعني دوري از سعادت.واو در اين راه عاشقانه قدم بر مي دارد.از آن جا که زن مسلما ن ايراني در طول تاريخ، با فاطمه سير کرده است و انقلاب اسلامي فرصت ساز بروز ارزشهاي فاطمي بوده است، پس از انقلاب اسلامي خصلت هاي آن بانوي گرانقدر در شخصيت زن ايراني بروز و نمود داشته است.اگر چه زماني طولاني است که زن ايراني در ابعاد گوناگون از فاطمه الگو گرفته است ولي فرصت بروز بعض ابعاد ديگر بدون انقلاب اسلامي ميسر نبود.با نگاه اجمالي به ابعاد حضرت وتطبيق آن با جلوه هاي رفتاري زن امروز ايران اسلامي به اين نکته دست مي يابيم که:پيروزي در عرصه هاي مختلف سياسي، اجتماعي و فرهنگي مانند مبارزه با رژيم ستم شاهي، پيروزي در جنگ تحميلي و ...، مرهون حضور مستقيم و غير مستقيم ايشان در اين صحنه ها است.


http://upload.tazkereh.ir/images/04579712348172495709.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/04579712348172495709.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۷:۱۱
پي نوشت:

1. سوره انفال ، آيه 17 .2. سوره نجم ، آيه 3و4 .3 (http://www.ido.ir/cm1/#_ftnref3). بحار الانوار ، ج 43 ، ص 15 .4 (http://www.ido.ir/cm1/#_ftnref4). بحار الانوار ، ج 43، ص 16.5. بحار الانوار ، ج 43 ، ص 12.6. ر ، ك ، بحار الانوار ، ج 43 ، ص 15 .7. بحار الانوار ، ج 43 ، ص 20 .8. سوره ، حجرات ، آيه 13 .9. سوره ، فتح ، آيه 29 .10. زندگاني حضرت فاطمه ، ص 23.11. صديقه طاهره بانوي بزرگ اسلام ، ص 79 .12. گلواژه آفرينش ، ص 47 .13. بحار الانوار ، ج 43 ، ص 156.14. احكام النساء ، ص 39 و الهداية ، ص 60 .15. ترجمه بيت الاحزان ، ص 139 .16. بحار الانوار ، ج 43 ، ص 134 .17. بحار الانوار ، ج 43 ، ص 191 .18. منتهي الامال ، ج 1 ، ص 262 .19. منتهي الامال ، ج 1 ، ص 214 .20. پيام حضرت امام خميني به مناسبت روز زن ، سال 1361 .21. بحار الانوار ، ج 43 ، ص 283 .22. جلوه هاي رفتاري حضرت زهرا ، ص 48 .23. بحار الانوار ، ج 43 ، ص 316 .24. بحار الانوار ، ج 43 ، ص 309 .25. وسائل الشيعه ، ج 5 ، ص 126 . منابع و ماخذ1- قرآن کريم.2- انصاري، عذراء، جلوه هاي رفتاري حضرت زهرا، انتشارات دفتر تبليغات حوزه علميه قم .3- بابازاده، علي اکبر، تحليل سيره حضرت زهرا، انتشارات امام عصر (ع)، 1382 .4- جمعي از نويسندگان، ره توشهُ حج، نشر مشعر ،1381 .5- رسولي محلاتي، سيد هاشم، زندگاني حضرت فاطمه، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1375 .6- شهيدي، سيد جعفر، تاريخ تحليلي زندگاني فاطمه زهر .7- شيخ مفيد، احكام النساء، چاپ مهر .8- شيخ صدوق، الهدايه، چاپ اول رجب المرجب 1418،9- عقيقي بخشايشي، صديقه طاهره بانوي بزرگ اسلام، دفتر نشر نويد اسلام، 1375 .10- عاملي ، شيخ حر، وسائل الشيعه، جلد 5 .11- قمي، شيخ عباس، منتهي الامال، ج1، انتشارات هجرت، 1378 .12- قمي،شيخ عباس، بيت الاحزان، ترجمه محمد محمدي اشتهاردي، انتشارات ناصر، 1369 و دشتي، محمد، مسئولبت تربيت، نشر امام علي (ع)، 1364 .13- مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار ،جلد 43 .چاپ بيروت .14- واحد خواهران دفتر تبليغات حوزه علميه قم، گلواژه آفرينش،1373 .
http://upload.tazkereh.ir/images/04579712348172495709.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/04579712348172495709.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/04579712348172495709.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/26163824042869061541.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۷:۱۷
http://upload.tazkereh.ir/images/03357324223789116833.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/03357324223789116833.gif)
http://www.shiaupload.ir/images/20447693933469390889.gif

درد دلی با بقیع



من عاشق و سرگشته ى كوى تو هستم
دلداده ام، ديوانه ى روى تو هستم

يا فاطمه! دايم ثناگوى تو هستم
هر سو روم، بينم كه در سوى تو هستم

عقده ز قلبم وانشد اى واى ازاین غم
گم كرده ام پيدا نشد

اى عاشقان! من نوگلى گم كرده دارم
چون مرغ بسمل از فراقش بيقرارم

اندر مدينه، جستجو گرديده كارم
يا رب! سحر كى مى شود اين شام تارم؟

عقده ز قلبم وانشد اى واى ازين غم!
گم كرده ام پيدا نشد

گاهى كنم رو جانب قبر پيمبر
گاهى ز غم كوبم به ديوار بقيع سر

سر مى كشم در جستجويش من به هر در
آخر كجا هستى بگو مظلومه مادر؟

عقده ز قلبم وانشد اى واى ازين غم!
گم كرده ام پيدا نشد

اى جان فداى ديدگان خونفشانت
اى من بميرم بهر قبر بى نشانت

آتش چسان زد غاصب حق آشيانت؟
گويد (فراز) اندر غم و درد نهانت:

عقده ز قلبم وانشد اى واى ازين غم!
گم كرده ام پيدا نشد! گم كرده ام پيدا نشد!

http://upload.tazkereh.ir/images/03357324223789116833.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/03357324223789116833.gif)

http://www.shiaupload.ir/images/20447693933469390889.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۸:۲۰
http://www.shiaupload.ir/images/98214892075518677878.gif


دشمن فاطمه علیها السلام در دوزخ است
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:
«... یا فاطمة! لو ان کل نبی بعثه الله وکل ملک قربه شفعوا فی کل مبغض لک غاصب لک ما اخرجه الله من النار ابدا; (14)
ای فاطمه! اگر تمام پیامبرانی که خدا برانگیخته و تمام فرشتگانی که مقرب درگاه خود گردانده است، برای هر کینه توزی که حق تو را غصب نموده است، شفاعت کنند، هرگز خدا او را از آتش [دوزخ] خارج نمی سازد .»

http://upload.tazkereh.ir/images/26951157244944631348.gif
اختر تابناک
امام صادق علیه السلام می فرمایند:
«... فاطمة کوکب دری بین نساء اهل الدنیا ... ; (15)
فاطمه علیها السلام اختری تابناک در میان زنان دنیاست .»

http://upload.tazkereh.ir/images/26951157244944631348.gif
سرور زنان
امام صادق علیه السلام می فرمایند:
«... فاطمة سیدة نساء العالمین من الاولین والاخرین; (16)
فاطمه علیها السلام سرور زنان جهانیان از اولین تا آخرین است .»

http://upload.tazkereh.ir/images/26951157244944631348.gif
تسبیحات حضرت زهرا علیها السلام
امام باقر علیه السلام می فرمایند:
«ما عبد الله بشی ء من التحمید افضل من تسبیح فاطمة علیهاالسلام ... ; (17)
خداوند در حمد و ستایش به چیزی برتر از تسبیح فاطمه علیها السلام عبادت نشده است .»

http://upload.tazkereh.ir/images/26951157244944631348.gif
درود بر فاطمه علیها السلام
امام رضا علیه السلام می فرمایند:
«اول من جعل له النعش فاطمة ابنة رسول الله، صلوات الله علیها وعلی ابیها وبعلها وبنیها; (18)
نخستین کسی که پس از مرگش برای او تابوت ساخته شد، فاطمه علیها السلام دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله بود; درود و صلوات خدا بر او و پدر و شوهر و فرزندانش باد .»

http://www.shiaupload.ir/images/98214892075518677878.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۸:۲۷
<b>
http://upload.tazkereh.ir/images/26951157244944631348.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/03357324223789116833.gif)http://upload.tazkereh.ir/images/03357324223789116833.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/03357324223789116833.gif)http://upload.tazkereh.ir/images/26951157244944631348.gif


فهرست غم

دل بى‏سوز و گداز از غم زهرا دل نيست
دل اگر نشكند از ماتم او، جز ِگل نيست

خون و اشك از دل و از ديده ما مى‏جوشد
فاطمه صورت خود را ز على مى‏پوشد

عمر كوتاه تو، اى فاطمه فهرست غم است
قبر پنهان تو روشنگر اوج ستم است

رفتى، اما ز تو منظومه غم بر جا ماند
با دل خسته و بشكسته على تنها ماند

اثر دست‏ستم از رخ نيلى نرود
هرگز از ياد على، ضربت‏ سيلى نرود

با على راز نگفتى تو زبازوى كبود
باپدرگوى كه بعد از تو چه بود و چه نبود

شهر اگر شهر تو، پس حمله به آن خانه چرا
مرگ جانسوز چرا؟ دفن غريبانه چرا؟

داغ ما آتش و ميخ در و سينه است هنوز
مدفن گمشده در شهر مدينه است هنوز



قاسم نصیر پور

http://upload.tazkereh.ir/images/26951157244944631348.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/03357324223789116833.gif)http://upload.tazkereh.ir/images/03357324223789116833.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/03357324223789116833.gif)http://upload.tazkereh.ir/images/26951157244944631348.gif
</b>

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۸:۴۷
http://upload.tazkereh.ir/images/59649024122344242492.png


مباهات حضرت علی به همسری فاطمه علیهماالسلام

شخصیت بزرگی چون علی علیه السلام به همسری فاطمه علیهاالسلام افتخار می‌کند و همسری با او را برای خود فضیلت و ملاک برتری بر دیگران و شایستگی پذیرش مسئولیت‌های سنگینی چون رهبری جهان اسلام می‌داند.

برخی از موارد که حضرت برای اثبات حقانیت خود به داشتن همسری فاطمه علیهاالسلام استناد فرموده‌اند عبارت است از:

* در پاسخ نامه‌ای به معاویه از جمله فضیلت‌ها و امتیازهایی که حضرت به آن اشاره می‌فرمایند این است که «بهترین زنان جهان از ماست و حمالة الحطب و هیزم کش دوزخیان از شماست.»

حضرت علی علیه السلام در ضمن پاسخ به نامه معاویه می‌نویسد: «دختر پیامبر صلی الله علیه و آله همسر من است که گوشت او با خون و گوشت من در هم آمیخته است. نوادگان حضرت احمد(صلی الله علیه و آله)، فرزندان من از فاطمه علیهاالسلام هستند، کدامیک از شما سهم و بهره‌ای چون من دارا هستید.»

* در جریان شورای شش نفره که خلیفه دوم برای جانشینی وی را تعیین کرده بود حضرت خطاب به سایر اعضا فرمود: «آیا در بین شما به جز من کسی هست که همسرش بانوی زنان جهان باشد؟» همگی پاسخ دادند: نه.

* حضرت علی علیه السلام در ضمن پاسخ به نامه دیگر معاویه می‌نویسد: «دختر پیامبر صلی الله علیه و آله همسر من است که گوشت او با خون و گوشت من در هم آمیخته است. نوادگان حضرت احمد(صلی الله علیه و آله)، فرزندان من از فاطمه علیهاالسلام هستند، کدامیک از شما سهم و بهره‌ای چون من دارا هستید.»

* در جریان سقیفه حضرت ضمن برشمردن فضایل و کمالات خویش و این‌ که باید بعد از پیامبر، او رهبری و هدایت جامعه اسلامی را عهده‌دار شود به ابوبکر فرمود: «تو را به خدا سوگند می‌دهم! آیا آن کس که رسول خدا او را برای همسری دخترش برگزید و فرمود خداوند او را به همسری تو [علی] در آورد من هستم یا تو؟ ابوبکر پاسخ داد: تو هستی




بحارالانوار/ج41/ صص151و 224.
نهج البلاغه.
طبرسی/ احتجاج/ مؤسسه الاعلمی للمطبوعات/ بیروت/ چاپ دوم، 1983 میلادی/ج1/ ص135.
همان/ ص 123.



http://upload.tazkereh.ir/images/77711892926021069560.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۸:۵۶
http://www.upload.tazkereh.ir/images/10625354290894089345.png

غمبارترین روز تاریخ


دریاى بى كرانه عواطف و احساسات پاك علی به موج آمد و باران اشك از دیدگان فرو بارید؛ همان گونه كه دست فاطمه در دستش بود، سر او را به سینه چسبانید تا شاید قلب طوفان زده اش ‍آرامش یابد و اقیانوس متلاطم وجودش به سكون و آرامش گراید؛ و هر ساعتى گریستند.

لحظات عجیبى بود. فرشتگان به گریه افتادند و زمین و زمان رنگ غم گرفت .

آن گاه امیرمؤمنان فرمود:

گرامى همسرم !

فاطمه جان !

مام پرفضیلت فرزندانم ، دخت پرشكوه پیامبر

با تو هستم !

با تو، جلوه نور، فروغ ابدیت ، دخت بهشت !

با تو، امانت گرانبهاى خدا و پیامبر، آرى با تو!

به خداى سوگند، تو بالاتر و داناتر از آن هستى كه جز آن گونه كه خود گفتى عمل كرده باشى .

معاذ الله ، انت اعلم بالله و ابر و اتقى و اكرم و اشد خوفها من الله ان اوبخك بمخالفتى

فاطمه جان !
دورى تو براى من سخت است و فراقت گران .
دوریت سوگ پیامبر را برایم تجدید مى كند،

محبوب دل پیامبر!
در مورد وصیت هایت مطمئن باش كه على مرد وفاست ؛ همه را به جان مى خرم ، گرچه دشوار باشد و على تنها. واختار امرك على امرى ...


http://upload.tazkereh.ir/images/64748155342942484173.jpg

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۹:۰۲
نفرین الهی برای دشمنان فاطمه علیها السلام
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:
«ملعون ملعون من یظلم بعدی فاطمة ابنتی ویغصبها حقها ویقتلها ... ; (19)
مورد نفرین است، مورد نفرین است هر کس پس از من به فاطمه علیها السلام دخترم ستم کند و حقش را غصب نماید و او را بکشد .»

http://upload.tazkereh.ir/images/26951157244944631348.gif

زیارت فاطمه علیها السلام
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:
«... من زار فاطمة فکانما زارنی ... ; (20)
هر کس فاطمه علیها السلام را زیارت کند، مانند این است که مرا زیارت کرده است .»

http://upload.tazkereh.ir/images/26951157244944631348.gif

نماز مخصوص فاطمه علیها السلام

امام صادق علیه السلام می فرمایند:
«من صلی اربع رکعات فقرا فی کل رکعة بخمسین مرة «قل هو الله احد» کانت صلوة فاطمة علیهاالسلام ... ; (21)
هر کس چهار رکعت نماز بخواند [هر دو رکعت به یک سلام] و در هر رکعت [پس از سوره حمد] پنجاه مرتبه سوره «قل هو الله احد» را بخواند، این نماز، نماز فاطمه علیها السلام است .»

http://upload.tazkereh.ir/images/26951157244944631348.gif
من از تو هستم
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:
«یا فاطمة ... انت منی وانا منک ... ; (22)
ای فاطمه! تو از من هستی و من از تو هستم .»

http://upload.tazkereh.ir/images/26951157244944631348.gif
پدرت به قربانت
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:
«... فداک ابوک یا فاطمة; (23)
پدرت به قربان تو باد ای فاطمه علیها السلام!»

http://upload.tazkereh.ir/images/26951157244944631348.gif
بوی بهشت
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:
«... ففاطمة حوراء انسیة وکلما اشتقت الی رائحة الجنة شممت رائحة ابنتی فاطمة علیها السلام; (24)
فاطمه علیها السلام حوریه ای است به صورت انسان که من هر گاه مشتاق بوی بهشت می شوم، دخترم فاطمه علیها السلام را می بویم .»


http://www.shiaupload.ir/images/98214892075518677878.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۹:۵۴
فاطمه علیها السلام قلب محمد صلی الله علیه و آله
حضرت امیرالمؤمنین، علی علیه السلام می فرمایند:
«... ان الحسن والحسین سبطا هذه الامة وهما من محمد کمکان العینین من الراس واما انا فکمکان الید من البدن واما فاطمة فکمکان القلب من الجسد ... ; (25)
حسن و حسین علیهما السلام دو سبط این امت هستند، و آن دو برای محمد صلی الله علیه و آله همانند دو چشم برای سرند، و من [برای محمد صلی الله علیه و آله] همانند دست برای بدن هستم، و فاطمه علیها السلام [برای محمد صلی الله علیه و آله] همانند قلب برای بدن است .»

http://upload.tazkereh.ir/images/26951157244944631348.gif
افتخار علی علیه السلام به فاطمه علیها السلام
حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند:
«... انا زوج البتول سیدة نساء العالمین ... ; (26)
من همسر بتول علیها السلام هستم; همان کسی که سرور زنان جهانیان است .»

http://upload.tazkereh.ir/images/26951157244944631348.gif
فاطمه علیها السلام زهره است
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:
«انا الشمس وعلی علیه السلام القمر وفاطمة الزهرة والفرقدان الحسن والحسین; (27) من خورشیدم و علی علیه السلام ماه و فاطمه علیها السلام، زهره (ناهید) است و حسن و حسین علیهما السلام دو ستاره نور افشان فرقدان هستند .»

http://upload.tazkereh.ir/images/26951157244944631348.gif
ایمان فاطمه علیها السلام
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «یا سلمان! ان ابنتی فاطمة ملا الله قلبها وجوارحها ایمانا ویقینا الی مشاشها تفرغت لطاعة الله ... ; (28)
ای سلمان! به راستی که خداوند قلب و اعضای فاطمه علیها السلام تا استخوانهایش را از ایمان و یقین آکنده ساخته است; به گونه ای که در طاعت خدا جدیت دارد .»

http://upload.tazkereh.ir/images/26951157244944631348.gif
زیارت شهیدان
امام صادق علیه السلام می فرمایند:
«ان فاطمة علیها السلام کانت تاتی قبور الشهداء فی کل غداة سبت ... ; (29)
فاطمه علیها السلام در هر بامداد شنبه به مزار شهیدان می رفت .»

http://upload.tazkereh.ir/images/26951157244944631348.gif
بوی خوش فاطمه علیها السلام
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:
«رائحة الانبیاء رائحة السفرجل ورائحة الحور العین رائحة الآس ورائحة الملائکة رائحة الورد ورائحة ابنتی فاطمة الزهراء رائحة السفرجل والآس والورد ... ; (30) بوی پیامبران بوی به و بوی حورالعین بوی آس و بوی فرشتگان بوی گل سرخ است، ولی بوی دخترم فاطمه علیها السلام بوی به و آس و گل سرخ روی هم است .»

http://upload.tazkereh.ir/images/26951157244944631348.gif
علی علیه السلام شایسته ترین انسان برای فاطمه علیها السلام
امام صادق علیه السلام می فرمایند:
«... لولا ان امیرالمؤمنین علیه السلام تزوجها لما کان لها کفو الی یوم القیامة علی وجه الارض آدم فمن دونه; (31)
به راستی اگر امیرالمؤمنین علیه السلام فاطمه علیها السلام را به ازدواج خود در نیاورده بود، تا روز قیامت بر روی زمین از آدم تا پس از آدم برای فاطمه علیها السلام همتایی نبود .»


http://www.shiaupload.ir/images/98214892075518677878.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۲۰:۰۲
http://upload.tazkereh.ir/images/26553419482784690382.gif
گفت و گویى با بقیع

باز كن بر روى من آغوش جان را اى بقیع
تا ببینم دوست دارى میهمان را اى بقیع

خاكى اما برتر از افلاك دارى جایگاه
در تو مى‏بینم شكوهِ آسمان را اى بقیع

پنج خورشیدِ جهان‎افروز در دامان تست
كرده‏اى رشك فلك این خاكدان را اى بقیع

مى‏رسیم از گرد ره با كوله بار اشك و آه
بار ده این كاروانِ خسته جان را اى بقیع

بیت الاحزان بود و زهرا، هیچ كس باور نداشت
تا كنند از او دریغ آن سایبان را اى بقیع

عاقبت از جور گلچین، سایه این گل شكست
در بهاران دید تاراج خزان را اى بقیع

گرچه باغ یاس او پُر شد ز گل‎هاى كبود
با على، زهرا نگفت این داستان را اى بقیع

سیلى گلچین چو گردد با رخ گل آشنا
بلبل از كف مى‏دهد تاب و توان را اى بقیع

حامل وحى الهى، گاهِ ابلاغ پیام
بوسه مى‏زد بارها آن آستان را اى بقیع

اى دریغا روز روشن، دشمنِ آتش فروز
بى امان مى‏سوخت آن دارالأمان را اى بقیع

قهر دشمن آنقدر دامن به آتش زد، كه سوخت
عاقبت آن طایر عرش آشیان را اى بقیع

اى دریغا در میان شعله، صاحبخانه سوخت
سوخت این ناخوانده مهمان، میزبان را اى بقیع

دیگر از آن شب على از درد، آرامى نداشت
داده بود از دست چون آرام جان را اى بقیع

با دلى لرزان، ز بلبل پیكر گل را گرفت
یاد دارى گریه‏هاى باغبان را اى بقیع

لرزه مى‏افتد به جانت، تا كه مى‏آرى
به یاد لرزش آن دست‏هاى مهربان را اى بقیع

جز تو غم‏هاى على را هیچ كس باور نكرد
مى‏كشى بر دوش خود بارى گران را اى بقیع

باز گو با ما، مزار كعبه‎ی دل‎ها كجاست
در كجا كردى نهان آن بى‏نشان را اى بقیع

قطره‏اى، اما در آغوش تو دریا خفته است
كرده‏اى پنهان تو موجى بیكران را اى بقیع

چشم تو خون گرید و «پروانه» مى‏داند كجاست
چشمه ‎ی جوشان این اشكِ روان را اى بقیع



محمد علی مجاهدی
http://upload.tazkereh.ir/images/26553419482784690382.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۲۰:۰۵
http://www.upload.tazkereh.ir/images/23458268876713591845.png


السلام علیک یا سیدة نساءالعالمین
السلام علیک یا والدة الحجج علی الناس اجمعین
السلام علیک ایتها المظلومة الممنوعة حتها
السلام علیک یا بنت رسول الله
السلام علیک یا بنت نبی الله
السلام علیک یا بنت حبیب الله
السلام علیک یا بنت خلیل الله
السلام علیک یا بنت صفی الله
السلام علیک یا بنت امین الله
السلام علیک یا بنت خیرخلق الله
السلام علیک یا بنت خیرالبریه
السلام علیک یا ام المومنین
السلام علیک یا ایتها الصدیقة الشهیدة
السلام علیک ایتها الرضیة المرضیه
السلام علیک ایتها الفاضلة الزکیه
السلام علیک ایتها الحوراء الانسیه
السلام علیک ایتها التقیةالنقیه
السلام علیک ایتها المحدثةالعلمیه
السلام علیک ایتها المعصومة المظلومه
السلام علیک یا بنت افضل انبیاء الله و رسله و ملائکته
السلام علیک یا سیدة نساء العالمین من الاولین و الاخرین
السلام علیک یا زوجة ولی الله وخیر خلق بعد رسول الله
السلام علیک یا ام الحسن والحسین سیدی شباب اهل الجنة
السلام علیک یافاطمه بنت محمد رسول الله ورحمة الله وبرکاته

یا فاطمة الزهرا یا بنت محمد یا قرة عین الرسول
یا سیدتنا و مولاتنا انا توجهنا واستشفعنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا
یا وجیها عندالله اشفعی لنا عندالله

http://www.shiaupload.ir/images/98214892075518677878.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۲۰:۱۱
http://upload.tazkereh.ir/images/83256060131259722071.gif
دل خورشید محک داشت؟ نداشت

یا به او آیینه شک داشت؟ نداشت

آسمانی که فلک می بخشید

احتیاجی به فدک داشت؟ نداشت

غیر دیوار و در و آوارش

شانه وحی کمک داشت ؟ نداشت

مردم شهر به هم می گفتند :

در این خانه ترک داشت؟ نداشت

شب شد و آیینه ماه شکست

دست این مرد نمک داشت؟ نداشت

تو بپرس از دل پر خون و غمت

چهره یاس کتک داشت؟ نداشت

http://upload.tazkereh.ir/images/83256060131259722071.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۲۰:۱۳
http://upload.tazkereh.ir/images/03357324223789116833.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/03357324223789116833.gif)http://upload.tazkereh.ir/images/03357324223789116833.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/03357324223789116833.gif)

شبی تاریك و وهم آلود و پر درد

تمام شهر در خواب جنون بود

همه در خانه در رؤیای غفلت

حریم عشق، اما غرق خون بود

شب ویرانی و آشوب و بیداد

شبی سرشار از نامردمی‌ها

شب آتش زدن بر پیكر عشق

شب تنهایی امّ ابیها

رخ مهتاب، نیلی گشت آن شب

گلی نشكفته را از باغ چیدند

ز مرگ لاله‌ی زهرایی آن شب

تمام نسترن‌ها داغ دیدند

سراپای علی از غصّه می‌سوخت

چو چشم فاطمه خونبار گردید

از آن شب تا ابد در ماتم او

عزادار در و دیوار گردید

چو مردم با خدا بیعت نكردند

رسن بر گردن خورشید افتاد

در آن دم چون علی را می‌كشیدند

گل باغ نبی، از غصه جان داد

هنوز این آسمان در یاد دارد

كه زهرا پاره‌ی جان نبی بود

كه در طغیان ظلم و شرك و اندوه

نبی بر دامن زهرا می‌آسود

هنوز از خاطر مردم نرفته است

که محراب محمد کوی زهراست

ولی در كوچه‌های غربت و غم

كنون شلّاق بر بازوی زهراست

همان بازو كه اندر ظلمت شب

شبان گاهان به سوی آسمان بود

همان بازو كه در تیمار حیدر

پس از پیكارها بس مهربان بود

به صبح و ظهر و عصر و مغرب و شام

هنوز آیات كوثر بر زبان‌هاست

ولی در خیل یاران سقیفه

غم بی یاوری بر قلب زهراست

محمد نیکخواه منفرد(احسان

http://upload.tazkereh.ir/images/03357324223789116833.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/03357324223789116833.gif)http://upload.tazkereh.ir/images/03357324223789116833.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/03357324223789116833.gif)

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۲۰:۱۵
http://shiaupload.ir/images/k7ex5kkjpbv6k1pztlj.jpg (http://shiaupload.ir/images/k7ex5kkjpbv6k1pztlj.jpg)


http://upload.tazkereh.ir/images/83256060131259722071.gif
دل خورشید محک داشت؟ نداشت

یا به او آیینه شک داشت؟ نداشت

آسمانی که فلک می بخشید

احتیاجی به فدک داشت؟ نداشت

غیر دیوار و در و آوارش

شانه وحی کمک داشت ؟ نداشت

مردم شهر به هم می گفتند :

در این خانه ترک داشت؟ نداشت

شب شد و آیینه ماه شکست

دست این مرد نمک داشت؟ نداشت

تو بپرس از دل پر خون و غمت

چهره یاس کتک داشت؟ نداشت

http://upload.tazkereh.ir/images/83256060131259722071.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۲۰:۱۶
http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif



فاطميه تا حکايت مي شود
غربت حيدر روايت مي شود

فاطميه از جفا شاکي بود
ماجراي چادر خاکي بود

فاطميه فصل بيعت با علي ست
جرم زهرا گفتن يک يا علي ست



http://shiaupload.ir/images/h8pvnstykl8w393u7eg.gif

پاسخگوی اعتقادی 3
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۲۰:۳۵
ممتحنه بودن حضرت فاطمه زهرا (س)

تاريخ زندگاني حضرت زهرا (س) و مشكلات و سختي‌هايي كه در طول عمر خود متحمل شده‌اند، بيانگر سربلندي ايشان در انواع امتحانات الهي است. چهره تابناك ايشان در تحمل مشكلات و پذيرش مصائب، به حدي پرصلابت است كه گويا كوه وجودش را با بنياني سُربي پي ريزي نموده و هيچ مصيبتي نمي‌تواند آن را متزلزل و دگرگون سازد، بلكه هرچه اين مصائب بر ايشان ببارد، آن «ممتحنة» الهي شكوفاتر و درجات قرب الهي‌اش افزون‌تر مي‌گردد.

حضرت علي (ع) در حديث مشهور به معرفت اميرالمومنين (ع) به نورانيت مي‌فرمايند: «المومن الممتحنُ هو الذي لايُرّد مِن امرنا اليه شيءٌ الاّ شُرِحَ صَدره لقبوله و لم يشكُّ و لم يرتبْ» (مؤمن ممتحن (مومني كه مورد امتحان و آزمايش الهي قرار مي‌گيرد) كسي است كه هيچ چيزي از ما به او نمي‌رسد مگر اينكه سينه‌اش براي پذيرفتن آن گشاده مي‌شود و دچار شك و ترديد نمي‌گردد) (مجلسي، 1404ق: ج26، ص1).

پس نتيجه موفقيت در امتحان الهي، انشراح صدر است و ليكن سوال در اين است كه امتحان قبل از خلقت چگونه قابل تصور است؟

«نشئه‌اي كه در آن زندگي مي‌كنيم، آخرين مرحلة وجود و ادني مرتبة هستي است. يعني بعد از آن هيچ مرحله‌اي وجود ندارد، بلكه عدم است. از اين رو بر اين نشئه طبيعي، عنوان دنيا اطلاق مي‌كنند. قبل از اين مرحله مراحل ديگري وجود دارد كه از نظر رتبه وجودي قوي‌تر و بالاتر از اين مرحله است و ترتيب خلقت در آن مرحله براساس سعه و شدت وجودي است و چون نظام خلقت در نشئه سابق غير از نظامي است كه در اين نشئه وجود دارد، از اين رو اشكالي ندارد كه كسي قبل از پدرش خلق شود. (يعني كسي بعداً در نشئه دنيا پدر او مي‌شود و گرنه ابوّت و بنوّت به معنايي كه در اينجاست در آن نشئه معنايي ندارد). همان طور كه در آن مرحله آن 14 نور قبل از ديگران خلق شدند و همان طور كه پـيامبر اكرم (ص) مي‌فرمايد: «اول ما خلق الله نوري» (همان، ج25، ص22).

امتحان قبل از خلقت كه درباره بانوي دوسرا آمده است، بدين معناست كه دخت گرامي رسول خدا (ص) در آن نشئه حالتي داشته كه اگر آن حالت در اين نشئه بروز و ظهور كند به صورت امتحان در مي‌آيد. اما آن حالت چيست مطلبي است كه فعلاً علمش را بايد به اهلش واگذار كرد» (جوادي آملي، 1381: ج1، صص223-220).
2-2-3) ولايت حضرت فاطمه (س)

طبق دلايل متقن عقلي و نقلي وصول به مقام توحيد و سير صحيح الي الله و عرفان ذات احديت عزّ اسمه بدون ولايت خدا و رسول الله و امامان شيعه محال است. «فاطمه (س) نوري از خدا در صلب نبي كه از خاتم و افضل انبيا خارج شده بود را ظاهر مي‌كند. او آغاز ظهور ولايت در اجراي هدايت است. زهرا (س) از عالم نور به عالم ماده پايين مي‌آيد تا نور ائمه (ع) را از وجودش ظهور دهد و راه صعود انسان‌ها را براي ابديت باز كند» (ميرزايي، 1384: ص102).

محوريت و مركزيت اين ولايت، از پيامبر (ص) تا امام زمان (عج) بر وجود مقدس و نوراني حضرت زهرا (س) مي‌باشد «هم فاطمة و ابوها و بعلها و بنوها» (حديث كساء).

حضرت فاطمه (س) خود نيز داراي مقام ولايت است، همان طور كه در متن اين زيارت‌نامه به آن تصريح شده است.

«در اصطفاي الهي فرقي بين زن و مرد نيست. به لحاظ اجرايي بودن نبوت و رسالت، ممكن است هيچ زني نبي و رسول نشود، ليكن در بعد تكويني امامت، يعني ولايت، كه مقامي باطني و پيوندي معنوي ميان عبد و مولاست و با امور اجرايي مرتبط نيست، زن نيز مي‌تواند معرض عهد الهي، يعني امامت قرار گيرد و وليّ خدا شود، چنانكه صديقه طاهره حضرت فاطمه (س) از اولياي الهي است» (جوادي آملي، 1378: ج6، ص495).

«زن به مقام نبوت نمي‌رسد، گرچه به مقام ولايت كه پشتوانه نبوت و رسالت است مي‌رسد. چون نبوت و رسالت كاري اجرايي و مستلزم تماس با مردم است و در آن اموري مانند جنگ و صلح و آموزش احكام و... مطرح است، پيامبر بايد مرد باشد و اين از مقام زن نمي‌كاهد، زيرا ممكن است زن به مقام ولايت برسد و نسبت به بسياري از انبيا برتر باشد، چنانكه حضرت فاطمه (س) به آن مقام منيع دست يافت. ولايت مقامي ملكوتي و معنوي است و باطن نبوت و رسالت محسوب مي‌شود و بين زن و مرد مشترك است» (همو، 1377: ص46). چون حقيقت انسان را روح مجرد او تامين مي‌نمايد و بدن در تمام مراحل تابع آن است و موجود مجرد نيز منزه از پديده‌هاي ذكورت و انوثت است، لذا هيچ كمالي از كمالات وجودي انسان، نه مشروط به مذكر بودن اوست و نه ممنوع به مونث بودن او خواهد بود و از اين جهت، كمال حقيقي كه همان مقام شامخ ولايت است، نصيب انسان مطهر واجد شرايط خواهد شد (همو، 1382: ج2، ص69).

بنابراين علاوه بر اينكه منع عقلي و نقلي براي احراز مقام ولايت در حضرت زهرا (س) وجود ندارد، بلكه بالعكس نقل مؤيد وجود آن مقام در ايشان است.

در حديثي از ابوعبدالله (ع) است كه: در آيه «نور»، «مَثَل نور كمشكاة» فاطمه (س) «فيها مصباح» حسن (ع) است، «المصباح في زجاجة» حسين (ع) است، «الزجاجه كوكب درّي» فاطمه (س) است كه كوكب درّي بين زنان دنياست «يوقد مِن شجرة مباركة»، ابراهيم (ع) است، «زيتونة لاشرقية و لاغربية»، لايهوديه و لانصرانيه است، «يكاد زيتها يضئ» يعني نزديك است كه علم از آن بشكافد «و لولم تمسسه نارٌ نور علي نور»، امام بعد از امام است (كليني، 1365: ج1، ص195).

مثل نور حق مثل فاطمه عالمة منيره است به مصباح نور حسن و حسين كه آن ظهور به واسطة ظهور ائمه هداة از ولد حسين چندين برابر مي‌شود و بايد مراد نور باطني و واقعي باشد كه اين نور ظاهري هم پرتوي از آن نور باطني كه مقام ولايت فاطمه (س) است مي‌باشد (آشتياني، 1375: ص799).

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۲۰:۳۹
پیوند آسمانی
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:
«ما زوجت فاطمة الا لما امرنی الله بتزویجها; (32)
من فاطمه علیه السلام را به ازدواج در نیاوردم، مگر پس از آنکه خداوند مرا به ازدواج او فرمان داد .»

http://upload.tazkereh.ir/images/26951157244944631348.gif

انجام کارهای سخت خانه
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام درباره حضرت فاطمه زهرا علیها السلام می فرمایند:
«انها استقت بالقربة حتی اثرفی صدرها وطحنت بالرحی حتی مجلت یدها وکسحت البیت حتی اغبرت ثیابها واوقدت النار تحت القدر حتی دکنت ثیابها فاصابها من ذلک ضرر شدید; (33)
حضرت فاطمه زهرا علیها السلام آن قدر با مشک، آب کشید که اثر آن در سینه اش آشکار شد و چندان با دست خود آسیاب کرد که دستهایش پینه زد و آن قدر خانه را جاروب کرد که لباسهایش خاک آلود گردید . و چندان آتش در زیر دیگ روشن کرد که لباسهایش سیاه و دود آلود شد و از این کارها رنج و سختی زیادی به او رسید .»

http://upload.tazkereh.ir/images/26951157244944631348.gif

فاطمه علیها السلام مطیع دائم علی علیه السلام
حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند:
«فوالله ... لا اغضبتنی ولاعصت لی امرا ولقد کنت انظر الیها فتنکشف عنی الهموم والاحزان; (34)
سوگند به خدا که فاطمه علیها السلام هیچ گاه مرا خشمگین نکرد و در هیچ کاری از من سرپیچی ننمود . و من هرگاه به فاطمه علیها السلام نگاه می کردم، غم و اندوه از من زدوده می شد .»

http://upload.tazkereh.ir/images/26951157244944631348.gif

نور فاطمه علیها السلام از نور خداست
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:
«... نور ابنتی فاطمة من نور الله وابنتی فاطمة افضل من السماوات والارض ... ; (35)
نور دخترم فاطمه علیها السلام از نور خداست، و دخترم فاطمه علیها السلام برتر از آسمانها و زمین است .»


http://upload.tazkereh.ir/images/26951157244944631348.gif

فاطمه علیها السلام بر بالین آدمی
امام باقر و امام صادق علیهما السلام می فرمایند: «حرام علی روح ان تفارق جسدها حتی تری الخمسة: محمدا وعلیا وفاطمة وحسنا وحسینا بحیث تقر عینها او تسخن عینها ... ; (36)
بر روح آدمی حرام است که از بدنش جدا شود، مگر آنکه پنج تن را ببیند: محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام، و آن هم به گونه ای است که یا چشم آدمی روشن و یا تاریک و محزون می شود .»


http://www.shiaupload.ir/images/98214892075518677878.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۲۰:۴۲
http://upload.tazkereh.ir/images/48985661561783354528.jpg


به خاك ‏سپردن ‏ياس پيغمبر


«الذين اذا اصابتهم مصيبة قالوا انالله و انااليه راجعون‏»؛

آنان كه چون مصيبتى بديشان رسد گويند: همانا ما از آن خدا و به سوى او باز گردانده‏ايم. (البقره/ 56)
دانشمندان و تذكره نويسان شيعه متفقند كه پيکر دختر پيغمبر را شبانه به خاك سپردند.
ابن سعد نيز در روايت‏هاى خود كه از طريق ابن شهاب، عروه، عايشه، زهرى و ديگران است گويد فاطمه عليهاالسلام را شبانه دفن كردند و حضرت على عليه السلام او را به خاك سپرد.
بلاذرى نيز در دو روايت ‏خود همين را نوشته است بخارى نيز چنين نويسد:
«شوى او شبانه او را به خاك سپرد و رخصت نداد تا ابوبكر بر جنازه او حاضر شود.»
كلينى كه از بزرگان علما و محدثان شيعى است و در آغاز قرن چهارم هجرى در گذشته و كتاب خود را در نيمه دوم قرن سوم نوشته و نوشته او از ديرينه‏ترين سندهاى شيعه بشمار مى‏رود، چنين نوشته است:
چون حضرت فاطمه سلام الله عليها درگذشت. اميرالمؤمنين او را پنهان به خاك سپرد و آثار قبر او را از ميان برد. سپس رو به مزار پيغمبر كرد و گفت:
- اى پيغمبر خدا از من و از دخترت كه به ديدار تو آمده و در كنار تو زير خاك خفته است، بر تو درود باد!
خدا چنين خواست كه او زودتر از ديگران به تو به پيوندد. پس از او شكيبائى من به پايان رسيده و خويشتن‎دارى من از دست رفته. اما آنچنان كه در جدائى تو صبر را پيشه كردم، در مرگ دخترت نيز جز صبر چاره ندارم كه شكيبائى بر مصيبت ‏سنت است. اى پيغمبر خدا! تو بر روى سينه من جان دادى! تو را به دست‏ خود در دل خاك سپردم! قرآن خبر داده است كه پايان زندگى همه بازگشت ‏به سوى خداست.
اكنون امانت ‏به صاحبش رسيد، زهرا از دست من رفت و نزد تو آرميد.
اى پيغمبر خدا پس از او آسمان و زمين زشت مى‏نمايد، و هيچگاه اندوه دلم نمى‏گشايد. چشمانم بى‏خواب، و دل از سوز غم كباب است، تا خدا مرا در جوار تو ساكن گرداند.
مرگ زهرا ضربه‌اي بود كه دل را خسته و غصه‏ام را پيوسته گردانيد. و چه زود جمع ما را به پريشانى كشانيد. شكايت ‏خود را به خدا مى‏برم و دخترت را به تو مى‏سپارم! خواهد گفت كه امتت پس از تو با وى چه ستم‌ها كردند. آنچه خواهى از او بجو و هر چه خواهى به او بگو! تا سّر دل بر تو گشايد، و خونى كه خورده است ‏بيرون آيد و خدا كه بهترين داور است ميان او و ستمكاران داورى نمايد. سلامى كه به تو مى‏دهم به درود است نه از ملالت، و از روى شوق است، نه كسالت. اگر مى‏روم نه ملول و خسته جانم و اگر مى‏مانم نه به وعده خدا بدگمانم. و چون شكيبايان را وعده داده است در انتظار پاداش او مى‏مانم كه هر چه هست از اوست و شكيبائى نيكوست.
اگر بيم چيرگى ستمكاران نبود براى هميشه در كنار قبرت مى‏ماندم و در اين مصيبت ‏بزرگ، چون فرزند مرده جوى اشك از ديدگانم مى‏راندم.
خدا گواه است كه دخترت پنهانى به خاك مى‏رود. هنوز روزى چند از مرگ تو نگذشته، و نام تو از زبان‌ها نرفته، حق او را بردند و ميراث او را خوردند. درد دل را با تو در ميان مى‏گذارم و دل را به ياد تو خوش مى‏دارم كه درود خدا بر تو باد و سلام و رضوان خدا بر فاطمه. در مقابل اين شهرت، ابن سعد روايت ديگرى دارد كه ابوبكر بر دختر پيغمبر نماز خواند و بر او چهار تكبير گفت. پيداست كه اين روايت و يك دو حديث ديگر، در مقابل آن شهرت، ارزشى ندارد، و دور نيست كه آن را براى مصلحت وقت ‏ساخته باشند.
فقدان دختر پيغمبر، على عليه السلام را سخت آزرده ساخت. نمونه اين آزردگى را از سخنانى كه بر كنار قبر او خطاب به پيغمبر گفت ديديم. در سندهاى ديرين، دو بيت زير را نيز به او نسبت داده‏اند كه نشان‎دهنده سوز درونى اوست. اما شمار اين بيت‏ها در ماخذهاى ديگر بيشتر است چنانكه در ديوان منسوب به آن حضرت نوزده بيت است.
زبير بن بكار در كتاب خود الاخبار الموفقيات كه آن را در نيمه دوم قرن سوم نوشته و از مصادر قديمى بشمار مى‏رود چنين نويسد:
مداينى گويد چون اميرالمؤمنين على بن ابى طالب رضى الله عنه از دفن فاطمه فراغت ‏يافت ‏بر سر قبر او ايستاد و اين دو بيت را انشاء كرد:
لكل اجتماع من خليلين فرقة
و كل الذى دون الممات قليل
و ان افتقادى واحدا بعد واحد
دليل على ان لا يدوم خليل.

جمع هر دو دوست را پريشانى است
و هر چيز جز مرگ ناچيز است.
اين كه من يكى را پس از ديگرى از دست مى‏دهم
نشان آن است كه هيچ دوست جاويد نمى‏ ماند.





http://upload.tazkereh.ir/images/35281690637630385805.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۲۱:۴۳
http://www.upload.tazkereh.ir/images/23458268876713591845.png

اندوه گل یاس

این کوچه را خوب می‌شناسم. گام به گامش و قدم به قدمش را به یاد دارم. این دیوارهای ترک خورده، این خشت‌های بی رمق را بارها و بارها دیده‌ام. خوب گوش کن!. این ندای دل‌انگیز گامهای محمد (صلی الله علیه و آله) نیست که در گوش کهنه‌ی قصه‌های این کوچه مدام می‌پیچد؟!
او را ثانیه‌ها می‌ستایند و ذره ذره خاک پهنه هستی به تکرار خاطره قدمهایش تشنه است.
آری ای کوچه! تو هم به یاد داری ... نه تو مثل ذهن تاریخ فراموشکار نیستی؟!! من می‌دانم. اما چرا ساکتی؟ چرا حرف نمی‌زنی؟ چرا از آن پدر مهربان که هر روز برای دیدن تنها ثمره عمرش، تنها یادگارش و تنها دخترش تو را می‌پیمود چیزی به زبان نمی‌آوری؟
مگر صدای او را نمی‌شنیدی که می‌گفت: فاطمه پاره تن من است. می‌دانم تو هم روزی را به شب نرساندی مگر این که او را می‌دیدی که نگران و مضطرب حال پاره تنش را از تو جویا می‌شد؟
چرا از من روی می‌گردانی؟ راستی چرا لبهایت را به افسوس می‌گزی؟ تو هم درست مثل من، زیر لب با خود می‌گویی که مگر او را مدام به این مردم سفارش نکرده بود؟ مگر نگفته بود که هر کس او را بیازارد مرا آزرده و هر کس رسول خدای را بیازارد، خدای را آزرده است.
اینان چه زود آیات کتاب خدا را فراموش کردند که «آنان که خدا و رسول را به عصیان و مخالفت، آزار و اذیت می‌کنند خدا آنها را در دنیا و آخرت لعن کرده و بر آنان عذابی با ذلت و خواری مهیا ساخته است.» باز که سکوت کرده‌ای؟ نکند که تو هم نمی‌خواهی حرفی بزنی؟ کمی دست نگهدار. صبر کن. وای خدای من بایست. این درِ خانه دختر رسول خدا نیست؟ اما چرا؟ چرا نیمه سوز است اینجا چه خبر بوده؟!
این در نیمه سوخته، این دیوارهای سیاه، این خانه اندوه گرفته، راوی کدام حکایت‌اند؟
راست بگو این مردم، شومی کدام نفرین را به جان و مال خود خریده‌اند؟
ای کوچه! حرف بزن. چرا حرف نمی‌زنی؟ این صدای غمبار و این ناله‌های جانسوز از خانه علی (علیه‌السلام) بلند است؟! باورم نیست مگر چه شده است؟ از آن روز برایم بگو! می‌دانم که برای تو هم سخت است اما از آن روز برایم بگو؛ راست می‌گویند که یاس را قربانی شومی و بی شرمی دنیا پرستیشان کردند؟!
باز که رویت را می‌پوشانی و سرت را پایین می‌اندازی؟... درون این بغض گرفته که هنوز هوای شکفتن ندارد چه چیزی پنهان است؟ می‌دانم، آری می‌دانم که تو هم طاقت نداری که آن واقعه‌ها را به یاد بیاوری. لازم نیست حرفی بزنی همه چیز را در چشمان تو به خوبی می‌بینم. دیگر لازم نیست چیزی بگویی:
جمعیت از طرف مسجد به سمت خانه علی(علیه‌السلام) در حرکت است تا شاید او را نیز مجبور کنند که به خواسته‌های پلیدشان تن در دهد. سراسر کوچه شلوغ شده و همه در جلوی خانه دختر رسول خدا تجمع کرده‌اند و روزهایی که او با احترام فراوان به خانه وحی پای می‌گذاشت را گویی از یاد برده‌اند. سکوتی مبهم همه جا را فرا گرفته بود که به ناگاه صدایی از میان جمع به گوش می‌رسد:
«ای علی، باید از خانه بیرون بیایی و بیعت کنی وگرنه خانه تو را بر تو آتش می‌زنم!»
درست می‌شنوم؟! خانه را آتش می‌زنند؟! علی که به سفارش پیامبر خدا، کتاب خدا را که بر جریده‌های خرما و روی کتف‌های شتر نوشته شده است را جمع می‌کند خوب یادش هست که محمد (صلی الله علیه و آله) مدتها پیش او را از این حادثه خبر کرده بود و این که تنها و تنها باید صبر کند. صبر کند؟ اما چه کسی می‌تواند پرپر شدن سفیدی و زلالی و پاکی یاس را ببیند و دم بر نیارد جز علی؟!

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/4bkliwqu4ljmk8xm4kja.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/4bkliwqu4ljmk8xm4kja.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/4bkliwqu4ljmk8xm4kja.gif

"خدا لعنت کند قومی را که بیعت کردند و بیعت شکستند."
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/4bkliwqu4ljmk8xm4kja.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/4bkliwqu4ljmk8xm4kja.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/4bkliwqu4ljmk8xm4kja.gif

اندکی گذشت، دوباره همان صدا به گوش رسید «هیزم‌ها را آتش بزنید» دود همه جا را فرا گرفت و زبانه‌های آتش وحشیانه خودشان را به اطراف در خانه دختر رسول رساندند و در هم ناچار شروع به سوختن کرد اما چه می‌بینم؟ او که انگار فرمان آتش زدن هیزمها آرامش نکرده بود به طرف در خانه می‌رود. نه صبر کن. سیاهی کدام واقعه را در سر می‌پرورانی؟
نه! بایست؛ صبر کن؛ نزن؛ تو را به خدا صبر کن. آخر یاس سفید تحمل ماندن بین در و دیوار را ندارد. ناگاه صدای مهیبی به گوش می‌رسد. ضربت پای او در را به دیوار می‌کوبد و فاطمه(علیهاالسلام) بین در و دیوار ... آه! آخر مگر او با شما چه کرده بود؟!
شرمتان باد! کودکی که در بطن او به این دنیا راه پیدا نکرد چه گناهی داشت؟!
گرچه می‌دانم که امویان و عباسیان سهم محسن او را از آن همه ضجر و عذاب و ماتم و غم و غصه‌ی خاندان آل رسول همین امروز پرداختند تا بعدها هم حسن را مسموم کنند و هم حسین (علیهماالسلام) را شهید.

"اینان رنگ سیاه فردایشان را همین امروز بر صفحه تاریخ کشیدند."

ای کوچه حق داشتی که چیزی نگویی، چشمانت را ببندی و خیلی آهسته حلقه حلقه اشک بریزی. اما صبر کن! باز چه شده؟
باورم نیست مگر بس نبود آن همه رنج؟! درست می‌بینم. اینان تازیانه بدست گرفته‌اند؟ نه! تو را به خدا اندکی دست نگهدار، نمی‌دانی که هیچ کودکی تحمل دیدن نشستن ضربه‌های دردناک تازیانه را بر پیکر مادرش ندارد؟! بگذار بچه‌ها از خانه بیرون بیایند و این فضاحت‌های شما را نبینند.
صدای گریه کودکان از چه بلند است؟ چرا اینقدر مویه می‌کنند؟ چرا همه دور او را گرفته‌اند؟ آه آن وسط، او فاطمه نیست که دیگر قامتش خمیده و شمع وجودش قطره قطره می‌گرید و لحظه لحظه آب می‌شود؟
یکی به صورت نیلی مادر دست می‌کشد، یکی پهلوی شکسته او را نوازش می‌کند و دیگری آرام آرام بر تازیانه‌های بازوی او می‌گرید. او را دیگر یارای ایستادن نیست. ناگهان صدایی رنجور و لرزان. آرام و بریده بریده که دیگر رمقی برایش نمانده به گوش می‌رسد.
صدا، صدای مبارک خود اوست که دیگر به سختی شنیده می‌شود:

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/43.gif یا رسول الله ماذا لقینا بعدک؟ ای رسول خدا بعد تو با ما چه کردند؟http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/43.gif

محمدحسین راسخی


http://upload.tazkereh.ir/images/64748155342942484173.jpg

مونس
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۲۲:۴۷
یاد و خاطره یآن یاس کبود
یاس بوی مهربانی میدهد
عطر دوران جوانی میدهد
یاس ها یاد آور پروانه اند
یاس ها پیغمبران خانه اند
یاس بوی حوض کوثر میدهد
عطر اخلاق پیمبر میدهد
حضرت زهرا(س) دلش از یاس بود
دانه های اشکش از الماس بود
داغ عطر یاس زهرا(س)زیر ماه
می چکانید اشک حیدر را به چاه
عشق محزون علی یاس است و بس
چشم او یک چشمه الماس است و بس
اشک می ریزد علی مانند رود
برق زهرا(س) گل یاس کبود
گریه کن حیدر که مقصد مشکل است
این جدای از محمد مشکل است
گریه کن زیرا که دخت آفتاب
بی خبر باید بخوابد در تراب
این دل یاس است و روح یاسمین
این امانت را امین باش ای زمین

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۲۳:۳۰
فاطمه علیها السلام شهیده است
امام کاظم علیه السلام می فرمایند:
«ان فاطمة علیها السلام صدیقة شهیدة ... ; (37)
فاطمه علیها السلام بانوی بسیار راست گویی است که او را به شهادت رسانده اند .»
اشتیاق بهشت به فاطمه علیها السلام
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:
«اشتاقت الجنة الی اربع من النساء: مریم بنت عمران، وآسیة بنت مزاحم زوجة فرعون وخدیجة بنت خویلد وفاطمة بنت محمد صلی الله علیه و آله; (38)
بهشت مشتاق چهار زن است: مریم دختر عمران، آسیه دختر مزاحم و زن فرعون، خدیجه دختر خویلد و فاطمه علیها السلام دختر محمد صلی الله علیه و آله .»
فاطمه علیها السلام و خردسالان
امام صادق علیه السلام می فرمایند:
«ان اطفال شیعتنا من المؤمنین تربیهم فاطمة علیها السلام; (39)
بی شک خردسالان شیعه ما از مؤمنان را فاطمه علیها السلام پرورش می دهد .»
شفاعت فاطمه علیها السلام
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند:
«... یا فاطمة ابشری فلک عندالله مقام محمود تشفعین فیه لمحبیک وشیعتک; (40)
ای فاطمه علیها السلام مژده باد! که در پیشگاه خدا مقامی شایسته داری که در آن مقام برای دوستان و شیعیانت شفاعت می کنی .»
پی نوشت:
1) بحارالانوار، ج 43، ص 65 . 2) همان، ج 27، ص 116 . 3) دلائل الامامة، ص 28 . 4) بحارالانوار، ج 22، ص 484 . 5) همان، ج 78، ص 112 . 6) عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج 2، ص 46 . 7) کافی، ج 6، ص 19 . 8) همان، ص 48 . 9) بحارالانوار، ج 53، ص 180 . 10) همان، ج 43، ص 117 . 11) الامالی، شیخ مفید، ص 259 . 12) الامالی، شیخ صدوق، ص 486 . 13) الامالی، شیخ مفید، ص 94 . 14) بحارالانوار، ج 76، ص 354 . 15) کافی، ج 1، ص 195 . 16) معانی الاخبار، ص 107 . 17) کافی، ج 3، ص 343 . 18) بحارالانوار، ج 78، ص 249 . 19) همان، ج 73، ص 354 . 20) همان، ج 43، ص 58 . 21) من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 564 . 22) بیت الاحزان، ص 19; بحارالانوار، ج 43، ص 32 . 23) بحارالانوار، ج 22، ص 490 . 24) التوحید، شیخ صدوق، ص 117 . 25) بحارالانوار، ج 39، ص 352; کتاب سلیم بن قیس، ص 830 . 26) معانی الاخبار، ص 58 . 27) بحارالانوار، ج 24، ص 74; معانی الاخبار، ص 114 . 28) بحارالانوار، ج 43، ص 46; مناقب، ج 3، ص 337 . 29) وسائل الشیعة، ج 2، ص 879 . 30) بحارالانوار، ج 66، ص 177 . 31) خصال، ج 2، ص 414 . 32) عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج 2، ص 59 . 33) علل الشرایع، ج 2، ص 366 . 34) بحارالانوار، ج 43، ص 134 . 35) همان، ج 15، ص 10 . 36) کشف الغمة، ج 1، ص 414 . 37) کافی، ج 1، ص 458 . 38) بحارالانوار، ج 43، ص 53 . 39) همان، ج 6، ص 229; تفسیر علی بن ابراهیم، ج 2، ص 332 . 40) بحارالانوار، ج 76، ص 359 .

پدیدآورنده: رحیم شمیم


http://www.shiaupload.ir/images/98214892075518677878.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۹/۰۲/۲۸, ۰۹:۴۱
پنج درس آموزنده و ارزشمند

1 امام جعفر صادق صلوات اللّه عليه حكايت فرمايد:
حضرت فاطمه زهراء عليها السلام هر هفته ، صبح هاى شنبه به زيارت قبور شهدا مى رفت و بر قبر حمزه حضور مى يافت و برايش دعا و استغفار مى نمود.

2 امام موسى بن جعفر به نقل از اميرالمؤ منين ، علىّ عليهما السلام حكايت فرمايد:
روزى حضرت زهراء عليها السلام نزد پدرش ، رسول خدا صلّلى اللّه عليه و آله بود، كه مردى نابينا وارد شد؛ و حضرت فاطمه عليها السلام خود را مخفى كرد.
هنگامى كه مرد نابينا خارج شد، حضرت رسول اظهار داشت :
اى فاطمه ! با اين كه مى دانستى ، او نابينا است و تو را نمى بيند، با اين حال چرا پنهان شدى ؟
پاسخ داد: بلى ، او نابينا بود ولى من كه بينا بودم و چشم داشتم .
و سپس افزود: همان طورى كه مرد نبايد به زن نامحرم نگاه كند، زن هم نبايد به مرد نامحرم نگاه نمايد، علاوه بر آن ، از اندام زن ، بوئى تراوش مى كند كه نبايد نامحرم نزديك او قرار گيرد.
حضرت رسول صلّلى اللّه عليه و آله فرمود: به راستى كه تو پاره تن من هستى

3 امام جعفر صادق صلوات اللّه عليه فرمود:
حضرت زهراء عليها السلام سبزى خُرفه را بسيار دوست مى داشت .
و اين گياه به عنوان ((بَقلة الزّهراء)) معروف بود؛ خدا لعنت كند بنى اميّه را كه از روى دشمنى با ما، آن را بَقلة الحَمقاء ناميدند.
در كُتب طبّ خواصّ بسيارى براى خُرفه بيان شده است .

4 جابر بن عبداللّه انصارى حكايت كند:
روزى پيامبر خدا صلّلى اللّه عليه و آله بر فاطمه مرضيّه عليها السلام وارد شد و ديد آن مخدّره . خود را به وسيله جُل پلاس شتر پوشانده است و مشغول دستاس كردن مى باشد.
و شير خواره اش نيز در دامانش شير مى نوشد.
حضرت رسول گريان شد و فرمود: اى دخترم ! تلخى هاى دنيا زودگذر مى باشد وليكن لذّتهاى آخرت جاويد است .
فاطمه زهراء اظهار داشت : من خداوند را بر نعمت هايش شكر مى گويم و در تمام حالات حقّ او را پاس مى دارم .
در همين لحظه بود كه خداوند متعال اين آيه شريفه قرآن را بر حضرت رسول فرستاد: ((وَ لَسَوْفَ يُعْطيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى )).

5 و امام سجّاد عليه السلام فرمود: اسماء بنت عميس حكايت كرده است :
روزى اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام در يكى از جنگ ها غنيمتى به دست آورد و گردنبندى براى همسرش فاطمه عليها السلام خريدارى كرد و به عنوان هديّه تحويل او داد و حضرت آن را پوشيد.
روز بعد، حضرت رسول صلوات اللّه عليه به منزل ايشان آمد و گردنبند را در گردن دخترش ديد، فرمود: دخترم ! مردم و دنيا تو را نفريبند، تو دختر رسول خدائى ، مبادا به تجمّلات دنيا و زر و زيور آن دل خوش كنى .
حضرت زهراء عليها السلام با شنيدن اين سخن ، گردنبند را از گردن خود در آورد و پس از فروش با پولش غلامى خريد و او را آزاد كرد و پيامبر خدا شادمان و مسرور گشت

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۸, ۱۱:۴۲
http://upload.tazkereh.ir/images/45053885689327152324.gif
http://www.shiaupload.ir/images/30128371345553295430.gif
علی در سوگ زهرا علیهماالسلام

... ساعتی چند از شب گذشته است. شبی به غایت تاریک از نخستین شب‌های جمادی الثانی، که ماه هنوز فرصت نورافشانی و خودنمایی و جلوه‌گری نیافته است. مدینه را سکوتی غریب فراگرفته و چشمان بی‌فروغ منافقان، علیرغم همدردی کاذبانه با علی علیه السلام و خانواده‌اش در شهادت زهرا سلام الله علیها، در خوابی آرام(!) فرو رفته و رؤیاهای شیرین(!) را تجربه می‌کنند. و در این میان تنها، عده‌ای معدود از ساکنان شهر رسول الله صلی الله علیه و آله، در اندوه این مصیبت بی‌بدیل، در غربتی جانسوز سرشک غم از دیدگان فرو می‌ریزند.
اما در خانه گلین و محقر علی علیه السلام بساط سوگواری رونقی دو چندان دارد!! علی با قلبی آکنده از اندوه، خاطرات روزهای با زهرا بودن را از نظر می‌گذراند و غریبانه می‌گرید. گاه گذشته را می‌کاود و گاه چشم دل به آینده خیره می‌کند. آینده‌ای که باید بی حضور زهرا از میان «حوادث»، ناچار عبور کند. علی خود مرد حماسه‌ها و حادثه‌هاست. مرد لیلة المبیت و لیلة الهریر، مرد یوم البدر و یوم الاحد، مرد خندق و خیبر و صدها حادثه کوچک و بزرگ دیگر، ولی آنچه او را در این حوادث استوار می‌داشت، دو چیز بود؛ یکی ایمان بی چون و یقین متقن به هستی‌بخش یکتا و دیگر حضور پر طراوت و با صلابت رسول الله صلی الله علیه و آله، که به او و دیگر مؤمنان قوت قلب می‌بخشید، چرا که خود فرمود:
«کنا اذا احمر البأس اتقینا برسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ...؛ هر گاه آتش جنگ شعله می‌کشید، ما به رسول خدا پناه می‌بردیم... .»(1)
علی علیه السلام می‌فرماید: در آن هنگام - که با یتیمان فاطمه در گریه و اندوهشان همراه بودم - خدای را شاهد می‌گیرم که فاطمه نیز شروع به ناله و آه نموده و دست‌های خویش را از کفن بیرون آورده و دو پسر خویش را مدتی به خویش چسبانید.»(2) «این منظره برای اهل آسمان نیز که چشمانشان متوجه و خیره به آن نقطه از منزل علی علیه السلام گردیده بود سخت تکان دهنده بود پس تعجبی ندارد فرشتگان نیز ضجه زنند و با اهل آن خانه در گریه همراهی نمایند. و مانعی نیز نخواهد داشت که علی علیه السلام صدای یکی از آنان را بشنود که ندا می‌دهد: یا علی! آن دو را از روی بدن مادر بلند کن چرا که فرشتگان آسمان را به گریه انداختند. حبیب و دوست یعنی خداوند، مشتاق حبیبه خود فاطمه زهراست. امام پیش آمد تا دو طفل خود را از سینه مادر بلند کند در حالی که از دو چشم او اشک به شدت می‌بارید.»
و آنگاه که رسول گرامی صلی الله علیه و آله رحلت فرمود، حضور زهرا سلام الله علیها که خلقاً و خلقاً شباهتی تام به پدر داشت برای او موجب تسلای دل بود و قوت قلب، ولی این که از آن همراه همدل، تنها جسم بی روحی باقی مانده که آن نیز تا ساعتی دیگر در دل تیره خاک مأوا می‌گیرد و این چنین است که در مدینه امشب، هیچ دل و جانی را محزون‌تر از علی نخواهی یافت.
و اما یتیمان زهرا، حسنین به همراه زینب و ام‌کلثوم علیهم السلام. اینان نیز در کنار پیکر مادر که لحظاتی پیش علی علیه السلام به دستیاری «اسماء بنت عمیس» او را غسل داده و در کفن پیچیده بود، مویه می‌کنند و هر یک به زبانی با مادر خفته در آغوش مرگ، نجوا می‌نمایند و البته حسن و حسین را سوز دیگری است. چرا که همواره میان مادر و پسر، انس و علاقه‌ای بوده که دختران را از آن بهره‌ای نبوده کما این که میان پدر و دختر نیز الفتی بوده که پسران را نه، و از همین روی آنگاه که فرزندان زهرا سلام الله علیها بر پیکر مادر افتاده و صدا به گریه و ناله بلند کرده بودند: «واقعه‌ای رخ داد که قلم از شرح و تحلیلش عاجز و ناتوان است، قضیه‌ای که قوانین طبیعت را زیر پا می‌نهد و از قواعد ماوراء الطبیعی نشأت می‌یابد، قضیه‌ای که در حد خود عجیب است زیرا که خرق عادت و سنن طبیعی را می‌نماید. علی علیه السلام می‌فرماید: در آن هنگام - که با یتیمان فاطمه در گریه و اندوهشان همراه بودم - خدای را شاهد می‌گیرم که فاطمه نیز شروع به ناله و آه نموده و دست‌های خویش را از کفن بیرون آورده و دو پسر خویش را مدتی به خویش چسبانید.»(2) «این منظره برای اهل آسمان نیز که چشمانشان متوجه و خیره به آن نقطه از منزل علی علیه السلام گردیده بود سخت تکان دهنده بود پس تعجبی ندارد فرشتگان نیز ضجه زنند و با اهل آن خانه در گریه همراهی نمایند. و مانعی نیز نخواهد داشت که علی علیه السلام صدای یکی از آنان را بشنود که ندا می‌دهد: یا علی! آن دو را از روی بدن مادر بلند کن چرا که فرشتگان آسمان را به گریه انداختند. حبیب و دوست یعنی خداوند، مشتاق حبیبه خود فاطمه زهراست. امام پیش آمد تا دو طفل خود را از سینه مادر بلند کند در حالی که از دو چشم او اشک به شدت می‌بارید.»(3)


http://www.shiaupload.ir/images/30128371345553295430.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۸, ۱۱:۵۹
http://upload.tazkereh.ir/images/45053885689327152324.gif


... شب به نیمه نزدیک می‌شود. علی علیه السلام به آسمان می‌نگرد. مبادا سپیده سر زند و وصیت زهرا سلام الله علیها که فرموده بود: «وصیت می‌کنم ترا که نگذاری بر جنازه من حاضر شوند یکی از آنهایی که بر من ستم کردند و حق مرا گرفتند؛ چه ایشان دشمن من و دشمن رسول خدایند و نگذاری که احدی از ایشان و اتباع ایشان بر من نماز کنند و مرا در شب دفن کنی در وقتی که دیده‌ها در خواب باشد.»(4)
قاصدی فرا می‌خواند و به سوی برخی خویشان و اصحاب گسیل می‌دارد. «عمار و مقداد و عقیل و زبیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنی‌هاشم»(5) یکی یکی و به آرامی وارد می‌شوند. همگی می‌دانند که باید سکوت کرده و صدا به ناله بلند نکنند، مبادا منافقان مدینه از خواب نوشین(!) بیدار شده و در راه اجرای وصیت زهرا سلام الله علیها مانع شوند. بغض گلوها را می‌فشرد و سینه‌ها مالامال درد و اندوه است، ولی خفقان حاکم بر مدینه جرأت نالیدن را از آنان گرفته و به ناچار باید سکوت کرده سکوتی که صد البته از هزاران فریاد رساتر است، چرا که در آینده‌ای که با طلوع سپیده چهارم جمادی الثانی سال یازدهم هجری، آغاز می‌شود تا همیشه تاریخ، وجدان‌‌های بیدار و جان‌های آگاه را به پاسخ جوئی از این سؤال فرا می‌خواند که: چه اتفاقی روی داده و چه شرایطی بر جامعه مسلمانان حاکم شد که تنها دو ماه و اندی از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله گذشته، باید مراسم تشییع پیکر تنها یادگارش در سکوت و شبانه برگزار گردد.
... شب به نیمه نزدیک می‌شود. علی علیه السلام به آسمان می‌نگرد. مبادا سپیده سر زند و وصیت زهرا سلام الله علیها که فرموده بود: «وصیت می‌کنم ترا که نگذاری بر جنازه من حاضر شوند یکی از آنهایی که بر من ستم کردند و حق مرا گرفتند؛ چه ایشان دشمن من و دشمن رسول خدایند و نگذاری که احدی از ایشان و اتباع ایشان بر من نماز کنند و مرا در شب دفن کنی در وقتی که دیده‌ها در خواب باشد.»


... چون شایستگان مدینه برای اقامه نماز بر جنازه زهرا سلام الله علیها، گرد آمدند، علی علیه السلام به امامت ایستاد و حاضران به همراه او و در قفای او، بر پیکر دخت رسول صلی الله علیه و آله، نماز گزاردند. آنگا پیکر نحیف زهرا سلام الله علیها را بر دوش جسم، و اندوه عظیم فقدانش را بر دوش جان گذارده و تا محل دفن پیش آوردند. علی علیه السلام مکان خاکسپاری صدیقه طاهره سلام الله علیها را می‌نمایاند و گروهی از همراهان به حفر قبر مشغول می‌شوند.
... اینک قبر آماده است. ولی کدام دست را یارای آن است که خورشید را در دل زمین پنهان کند؟! علی علیه السلام هم که باشی؛ باز در این کار سترگ از یاری دیگران گریزی نخواهی داشت!! جمعی از اصحاب به یاری شما می‌آیند و آن پیکر نحیف و لاغر را نزدیک قبر می‌برند. علی علیه السلام خود داخل قبر می‌شود. با دستانی لرزان و قلبی اندوهناک، پیکر زهرا سلام الله علیها را می‌گیرد تا در گودال قبر قرار دهد. «ابن شهر آشوب و دیگران روایت کرده‌اند که چون آن حضرت را خواستند که در قبر گذارند دو دست از میان قبر پیدا شد شبیه به دست‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.»(6) و علی علیه السلام به نجوا پرداخت: «ای زمین امانت خود را به تو سپردم، این دخت رسول خداست، بسم الله الرحمن الرحیم. بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله. ای صدیقه تو را به کسی تسلیم کردم که از من به تو سزاوارتر و شایسته‌تر است، و راضی شدم برای تو آنچه را که خدای تعالی برای تو راضی شود.»(7)
آنگاه خشت‌ها را چید و از قبر خارج شد. قبری که محبوب‌ترین خلق خدا را بدان سپرده بود. قبری که شبیه‌ترین خلق خدا از حیث سیما و رفتار به رسول الله در آن خفته بود. قبری که پیکر بهترین حامی و یاورش را در بر گرفته بود. ولی اگرچه جسمش از آن گودال بیرون آمد ولی یقیناً دل و جانش هنوز در کنار زهرا سلام الله علیها بود.

http://www.shiaupload.ir/images/30128371345553295430.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۸, ۱۲:۰۱
http://upload.tazkereh.ir/images/45053885689327152324.gif

... اطرافیان به کار خاک افشانی پرداختند و آرام آرام گودال از انبوهی از خاک پر شد و علی علیه السلام فقدان زهرا سلام الله علیها را با تمام وجود احساس کرد. تا پیش از این لحظه اگرچه زهرا سلام الله علیها دیگر با او سخن نمی‌گفت و نگاه مهربانش را در نگاه او گره نمی‌زد، ولی باز هم حضور آن پیکر بی روح باعث تسلای خاطرش بود، و با نگاه بدان، قدری آرام می‌گرفت، ولی حال دیگر حتی آن جسم بی جان هم حضور ندارد و علی علیه السلام با تمام وجود، بار سنگین اندوه و فراق را بر پشت خویش و در دل آگاه و پر دردش احساس می‌کند و اینجاست که آن کوه صبر و استقامت و قامت استوار امامت لب می‌گشاید و سوگوارانه مویه می‌کند و نخست رسول گرامی را مخاطب قرار داده و به او می‌گوید:
در خانه گلین و محقر علی علیه السلام بساط سوگواری رونقی دو چندان دارد!! علی با قلبی آکنده از اندوه، خاطرات روزهای با زهرا بودن را از نظر می‌گذراند و غریبانه می‌گرید. گاه گذشته را می‌کاود و گاه چشم دل به آینده خیره می‌کند. آینده‌ای که باید بی حضور زهرا از میان «حوادث»، ناچار عبور کند. علی خود مرد حماسه‌ها و حادثه‌هاست. مرد لیلة المبیت و لیلة الهریر، مرد یوم البدر و یوم الاحد، مرد خندق و خیبر و صدها حادثه کوچک و بزرگ دیگر، ولی آنچه او را در این حوادث استوار می‌داشت، دو چیز بود؛ یکی ایمان بی چون و یقین متقن به هستی‌بخش یکتا و دیگر حضور پر طراوت و با صلابت رسول الله صلی الله علیه و آله، که به او و دیگر مؤمنان قوت قلب می‌بخشید.

«سلام بر تو ای رسول خدا از من سلام بر تو از دخترت و زیارت کننده‌ات و آن کس که بقعه شما در خاک آرمیده، خدا زود رسیدن او را نزد تو برایش برگزیده.
ای رسول خدا! شکیبایی‌ام از فراق محبوبه‌ات کم شد و خودداریم در فراق سرور زنان جهان از بین رفت جز این که من در پیروی از تو که در مصیبت‌ها گریه می‌کردی گریه می‌کنم ولی با توجه به تأثری که من در فقدان شما داشتم در این مصیبت جای تسلیت و خویشتن داری‌ام وجود دارد.
زیرا من سر تو را در لحد آرامگاهت نهادم ، بعد از آن که جان مقدس به میان گلو و سینه من ریخت (هنگام جان دادن سرت بر سینه من بود) و من به دست خود چشمانت را بستم.
و انجام مراسم غسل و کفن و دفن تو را من عهده‌دار بودم.
آری در برابر تقدیر خدا جز قبول چاره‌ای نیست
که می‌فرماید:
انالله و اناالیه راجعون ؛ پس امانت پس گرفته شد. و گروگان دریافت گشت.
ای رسول خدا!
اما اندوهم همیشگی است، و اما شبم در بی خوابی می‌گذرد، و غم پیوسته در دلم خانه کرده است.
تا خدا خانه‌ای را که تو در آن اقامت داری برایم برگزیند.
غصه‌ای دارم که دلت را خون می‌کند و اندوهی دارم که به جوشش در آمده است.
چه زود خدا میان ما جدائی انداخت و من از این فراق به خدا شکایت می‌برم.
و به زودی دخت شما برای شما خبر خواهد آورد که امت شما بر علیه من با یکدیگر همدست شدند.
و برخوردن حق وی نیز.
سرگذشت ما از او بپرس و گزارش را از او بخواه. زیرا چه بسا درد دل‌هایی داشت که چون آتش در سینه‌ات می‌جوشید و در دنیا راهی برای گفتن آن نیافت.
ولی به زودی خواهد گفت و خدا، داوری خواهد کرد که او بهترین داوران است.
و سلام بر هر دوی شما باد ای رسول خدا !
سلام وداع کننده‌ای که؛
نه دلتنگ است و نه خشمگین زیرا اگر از اینجا برگردم به واسطه دل تنگی‌ام نیست.
و اگر بمانم به واسطه بدگمانی به آنچه خدا به صابران وعده فرموده نمی‌باشد.
آنگاه که رسول گرامی صلی الله علیه و آله رحلت فرمود، حضور زهرا سلام الله علیها که خلقاً و خلقاً شباهتی تام به پدر داشت برای او موجب تسلای دل بود و قوت قلب، ولی این که از آن همراه همدل، تنها جسم بی روحی باقی مانده که آن نیز تا ساعتی دیگر در دل تیره خاک مأوا می‌گیرد و این چنین است که در مدینه امشب، هیچ دل و جانی را محزون‌تر از علی نخواهی یافت.

http://www.shiaupload.ir/images/30128371345553295430.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۸, ۱۲:۰۲
http://upload.tazkereh.ir/images/45053885689327152324.gif

به به!
باز هم بردباری مبارک‌تر و پسندیده‌تر است.
و اگر بیم چیرگی دشمنان بر ما نبود،
در کنار قبر تو ای فاطمه اقامت اختیار می‌نمودم.
و درنگ نزد تو را مانند معتکفان بر می‌گزیدم.
و مانند مادری که جوانش مرده باشد بر این مصیبت بزرگ می‌گریستم.
آری پیامبر، در محضر خدا، دختر تو مخفیانه به خاک سپرده شد.
و با زور و قهر حقش را خوردند. و علناً وی را از ارثش باز داشتند. با آن که زمان رفتن شما از دنیا طولانی نشده بود. و یاد شما کهنه نگردیده بود.
پس ای رسول الله! من شکایت فقط به سوی خدا می‌برم.
و بهترین دلداری از جانب توست (چون تو درباره صبر بسیار سخن گفتی)
پس درودهای خدا بر فاطمه و بر تو یا رسول الله و رحمت و برکات خدا.»(9)
... چون خطبه تمام گشت، به کار ساختن قبر پرداخت و صورت چندین قبر تازه را در مکان‌های متفاوت ایجاد کرد، تا منافقان مدینه از مکان دفن زهرا سلام الله علیها مطلع نشوند و وصیت آن یکتا گوهر اقیانوس نبوت به بهترین شکلی اجراء گردد. محدث قمی(ره) می‌گوید: «حضرت امیر علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر را آب پاشد که قبر آن مظلومه در میان آنها مشتبه باشد، و به روایت دیگر قبر آن حضرت را با زمین هموار کرد که علامت قبر معلوم نباشد. اینها برای آن بود که عین موضع قبر آن حضرت را ندانند و بر قبر او نماز کنند و خیال نبش قبر آن حضرت را به خاطر نگذرانند و به این سبب در موضع قبر آن حضرت اختلاف واقع شده است. بعضی گفته‌اند که در بقیع است نزدیک قبور ائمه بقیع علیهم السلام و بعضی گفته‌اند مابین قبر حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و منبر آن حضرت مدفون است، زیرا که حضرت رسول اکرم فرمودند: مابین قبر من و منبر من باغی است که از باغ‌های بهشت و منبر من بر دری است از درهای بهشت. و بعضی گفته‌اند که آن حضرت را در خانه خود دفن کردند و این اصح اقوال است چنانکه روایت صحیحه بر آن دلالت می‌کند.»(10)

پی‌نوشت‌ها:

1- نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، ص 690، کلام 9. 2- فاطمه زهرا (س) از ولادت تا شهادت، سید محمد کاظم قزوینی، ترجمه دکتر حسین فریدونی، ص 601. 3- همان، ص 602. 5- همان، ص 304 . 6- همان. 7- فاطمه زهرا (س) از ولادت تا شهادت، سید محمد کاظم قزوینی، ترجمه دکتر حسین فریدونی. 8- اصول کافی، ثقة الاسلام کلینی، ترجمه شیخ محمدباقر کمره‌ای، ج 3، ص 321، ص 605 . 9- فاطمه زهرا (س) از ولادت تا شهادت، سیدمحمد کاظم قزوینی، ترجمه دکتر حسین فریدونی، ص 607 تا ص 611 . 10- منتهی الامال، شیخ عباس قمی، تحقیق و ترجمه: صادق حسن زاده، ص 304 . 4- منتهی الامال، شیخ عباس قمی، تحقیق و ترجمه: صادق حسن زاده، ص 301، ج اول .
منبع:
روزنامه کیهان، 16/4/84 ، محتشم مومنی


http://upload.tazkereh.ir/images/45053885689327152324.gif

http://www.shiaupload.ir/images/30128371345553295430.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۸, ۱۲:۱۱
http://www.shiaupload.ir/images/30128371345553295430.gif

فاطمه سوخت


اى به طوفان بلا، يار على
همدم آه شرر بار على

مهر و قهرت، سبب ردّ و قبول
فاطمه! روح على! جان رسول


اى ز سيلى شده نيلى رويت
كشت آزردگى پهلويت


تا على را سوى مسجد بردند تا
نازنينْ قلب ترا، آزردند


رابط فيض خدا را كشتند
مادر زهد و ريا را، كشتند


آنكه نان و نمكش را خوردند
به تلافى، فدكش را بردند!


تا كه بيت الشرف فاطمه سوخت
عرش را ز آتش غم، قائمه سوخت


هستى شير خدا رفت ز دست
تا كه زهراى وى از پاى نشست

تقی براتی

http://www.shiaupload.ir/images/30128371345553295430.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۸, ۱۴:۰۵
http://upload.tazkereh.ir/images/75542899297302687861.gif





حضرت زهرا (س) :

همانا خوشبخت حقيقي كسي است كه علي ( عليه السلام ) را دوست بدارد .

إن السعيد ، كل السعيد ، حق السعيد من أحب عليا .

مجمع الزوائد علامه هيثمي ، ج 9 ، ص 132

http://upload.tazkereh.ir/images/75542899297302687861.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۸, ۱۴:۰۶
http://upload.tazkereh.ir/images/75542899297302687861.gif
ایام گل یاس

دیدی زده بالای دری پرچم زهرا
بی اذن مشو وارد بزم غم زهرا

ایام، تعلق به گل یاس گرفته
افراشته بنگر همه جا پرچم زهرا

بر سینه ی زخمی و شکسته پی تسکین
جز اشک محبان نبود مرهم زهرا

پیدا نکند لولو و مرجان بهشتی
هرکس نشود غرق مگر در یم زهرا

خواهی عرق شرم نریزی به قیامت
درنوکری اینجا مگذاری کم زهرا

کافی است به سنی و مسیحی چو یهودی
از چادر خاکی بخورد یک دم زهرا

ای رشته ای از چادر بی بی مددی کن
گردیم چو سلمان شما محرم زهرا

بردار زبانم ببرید و بنویسید
تو میثم تماری و من میثم زهرا


محسن افشار
http://upload.tazkereh.ir/images/75542899297302687861.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۸, ۱۷:۴۳
http://www.shiaupload.ir/images/71598926417922311518.gif
هاله اندوه

ندارد ابر، چشمان گهرباری که من دارم
ندارد کوه بر دوش این چنین باری که من دارم

نمانده هیچ ماهی این چنین در هاله ی اندوه
ندارد آسمان اینک شب تاری که من دارم

غم مرگ پدر ، دیدار دشمن غربت مولا
کمی از آن همه اندوه بسیاری که من دارم

بهشت مصطفی بودم ندارم هیچ گل اینک
بدین سان آشیان در سایه ی خاری که من دارم

کنارم آمده قاتل، فزون تر کرده اند و هم
شگفتا وعده مرگ است دیداری که من دارم

مدینه در غروبی تلخ، خورشید که تو داری
کبود ابرهای کینه، رخساری که من دارم

مدینه بعد از این نقش حبیبت بی وفا شد
همه جویند از تو رسم بیزاری که من دارم

ربوده خواب از چشم تمام عافیت جویان
در این شب های غربت ،ناله ی زاری که من دارم

پس از این ای مدینه تا ابد آرام خواهی خفت
به خاموشی گراید چشم بیداری که من دارم

برایت می سرایم نیمه شب اندوه مولا را
تماشایی است شبها اشک سرشاری که من دارم



سید مهدی حسینی

http://www.shiaupload.ir/images/71598926417922311518.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۸, ۱۷:۴۷
http://www.shiaupload.ir/images/71598926417922311518.gif
قبر مخفی مادرم

تا ابد یه غم به سینه می ماند
عقده های مدینه می ماند





کوچه های مدینه بی روحند
آه زهرا به کوچه می ماند





گر به پایان رسد غم عالم
داغ زینب همیشه می ماند





بی تو ای آرزوی گم شده ام
زینب با بهانه می ماند





در سپهر دو دیده ام باقی
تا ابد تازیانه می ماند





قصه را تازیانه می داند
در و دیوار خانه می داند





تا هویدا شود گل نرگس
قبر تو بی نشانه می ماند
http://www.shiaupload.ir/images/71598926417922311518.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۸, ۲۱:۱۴
http://www.shiaupload.ir/images/57896238993173952181.gif

فاطمه ، فاطمه است




● فاطمه (س) در كلام دكتر علی شریعتی
تقارن شهادت بی بی دوعالم حضرت زهرا (س) و سالگرد درگذشت دكترعلی شریعتی بهانه ای شد تا تورقی دوباره در اثر جاودانه او « فاطمه فاطمه است » بیندازم و خوشه ای ازكلام او را بر چینم و تقدیم شما نمایم.
توصیه می كنم پس از خواندن این چكیده به خوانش كتاب دست زنید كه بی شك نكته های جذاب بسیاری برای شما خواهد داشت .
دكتر شریعتی در این كتاب به مسائل بی شماری من جمله از نقش زنان در جامعه اسلامی و الگو قرار دادن حضرت فاطمه زهرا (س) و مسائل متعدد دیگر سخن می گوید .
شریعتی بعد از بحث در مورد جایگاه زن در دنیای امروز و بررسی نقش فرهنگی و پایگاه اجتماعی او در عصر جدید از جایگزینی جنسیت به جای عشق در نظام مصرفی سخن می گوید و با بررسی دیدگاههای شرق و غرب در مورد زن به نام مبارك فاطمه فاطمه می رسد و او را چنین معرفی می كند : « ، چهارمین دختر پیامبر بزرگ اسلام بود و كوچكترین ، هم دختر آخرین خانواده ای كه پسری برایشان نمانده بود و هم در جامعه ای كه ارزش هر پدری و هر خانواده ای به پسر بود.» با این كلام جایگاه زن در عصر جاهلیت را مورد بررسی قرار می دهد و باز از فاطمه می گوید : « فاطمه ، وارث همه ی مفاخرخاندانش ، وارث اشرافیت نوینی كه نه از خاك و خون و پول ، كه پدیده ی وحی است ، آفریده ی ایمان و جهاد و انقلاب و اندیشه و انسانیت و ... بافت زیبایی ، از همه ی ارزش های متعالی روح . محمد ، نه به عبدالمطلب و عبد مناف ، قریش و عرب ، كه به تاریخ و بشریت پیوند خورده و وارث ابراهیم است و نوح و موسی و عیسی و فاطمه ، تنها وارث او .
انا اعطیناك الكوثر ، فصل لربك وانحر ، انّ شانئك هو الابتر.
به تو « كوثر » عطا كردیم ای محمد (ص) . پس برای پروردگارت نماز بگذار و شتر قربانی كن . همانا ، دشمن كینه توز تو هم « ابتر » است .»
« اكنون ، یك دختر ملاك ارزش های پدر می شود ، وارث همه ی مفاخر خانواده می گردد و ادامه ی سلسله ی تیره و تباری بزرگ ، سلسله ای كه از آدم آغاز می شود و بر همه ی راهبران آزادی و بیداری تاریخ انسان گذر می كند و به ابراهیم بزرگ می رسد و موسی و عیسی را به خود می پیوندند و به محمد می رسد و آخرین حلقه ی این زنجیر عدل الهی ، زنجیر راستین حقیقت فاطمه است . »
و در ادامه كتاب به سیر زندگی فاطمه در كنار پیامبر (ص) و شویش علی (ع)می پردازد و با بیانی شیوا داستان رنج ها و دردهایی را كه بر اسلام و پیامبر می رود و فاطمه كه سنگ صبور پدر است و امید زندگی او و با گذر از این دوران به روز وداع می رسد . وداع سخت پدر از دختر و پدری كه فاطمه را تسلیت می بخشد و امیدش می دهد كه : « اما تو دخترم ، نخستین كسی خواهی بود ، از خانواده ی من ، كه از پی من خواهی آمد و به من خواهی پیوست . »
« لب های پدرم بسته شد . لب هایی كه پیام وحی را می گذاشت ، لب هایی كه بر دخترش ، بر كودكان دخترش ، بوسه می زد . نگاهش مدتی ما را نگریست و سپس فرو خفت ، از حلقومش خون آمد .
سرش بر سینه ی علی بود ، علی سكوتی وحشتناك و سنگین داشت ، گویی پیش از پیغمبر مرده است . عایشه بر سر پدرم خم شد ، و زنان دیگر .
آری ، آری . لحظه های وحشت ، در سكوت مرگ گذشتند ؛
ناگهان دست های او كه به نشانه ی دعا ، بر سر اسامه گذاشته بود ، به دو پهلویش افتاد ، لب هایش تكان خورد : الی الرفیق الاعلی – همه چیز تمام شد .
ابتاه ، یا ابتاه .
اجاب رباً دعاه .
الی جبریل ننماه . »
و حالا فاطمه بود و دردهایی كه باید تنها بر دوش می كشید . نامحرمان چه به روز اسلام آورند و چه بی حرمت ها كه به خانه وحی ننموده اند . علی را خانه نشین كردند و هدیه پدر را از دستان فاطمه ربودند.
« هر كسی می داند كه این ها كینه ی ضربه های قهرمانی بدر و خندق و ... است كه این چنین چركین شده و سرباز كرده است . »
« فاطمه ، كه اكنون همچون پرنده ای مجروح در میانه ی دو فاجعه ی سنگین فشرده می شود : مرگ پیامبر و شكست علی ، سر در گریبان غم های سیاه خویش فرو برده است و به گذشته می اندیشد و به پدر كه آن همه نگران فردا بود ، و به آینده ، كه سرنوشت مذهب عدالت و رهبری چه خواهد شد ؟ .... ناگهان هیاهوی بسیاری از مسجد بلند شد و فاطمه ، در میان صداهای كه بر هم می خورد و همهمه می شد فریادهای تند و هولناك عمر بن خطاب را شنید كه دمادم نزدیك می شود .


http://www.shiaupload.ir/images/57896238993173952181.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۸, ۲۱:۱۵
http://www.shiaupload.ir/images/57896238993173952181.gif
قبر تو مستور ماند


اى حرم خاص خداوندگار
دست خداوند، ترا پرده دار

اُمِّ اَب و، بضعه ى خير الانام
مادر دو رهبر صلح و قيام

خوانده خدا، عصمت كبرى ترا
گفته نبى، اُمِّ ابيها ترا

چيست حيا؟ ريشه ى دامان تو
كيست ادب؟ بنده ى فرمان تو

وقت خوشت، وقت مناجات توست
شاد، پيمبر ز ملاقات توست

كس نبرد راه به سامان تو
جز پدر و همسر و يزدان تو

هم ز پى عرض ادب، گاه گاه
يافته جبريل در آن خانه، راه

مكتب تو، مكتب صدق و صفا
خانه ى تو، گلشن مهر و وفا

نيست عجب گر به چنين مكتبى
تربيت آموخته، چون زينبى

اى پدرت رحمةُ للعالمين
مرحمتى كن به منِ دلْ غمين

منكه ز احسان تو شرمنده ام
دست به دامان تو افكنده ام

قدر تو يا فاطم! نشناختند
بر حرم حرمت تو، تاختند

تا كه صنم جاى صمد نصب شد
حق تو و همسر تو غصب شد

حاصل آن طرح كه بس شوم بود
تو و محسن مظلوم بود قتل

شد سبب قتل تو بى اختلاف
ضرب در و، ضربت سخت غلاف

اى شده محروم ز ارث پدر
عالم و آدم ز غمت خونْ جگر

عصمت يزدانى و، معصومه يى
زوج تو مظلوم و، تو مظلومه يى

داغ غمت بر دل رنجور ماند
قدر تو و قبر تو، مستور ماند

فاطمه! اى آنكه خرد مات توست
چشم (مؤيّد) به كرامات توست



سید رضا مؤید
http://www.shiaupload.ir/images/57896238993173952181.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۸, ۲۱:۱۶
http://www.shiaupload.ir/images/57896238993173952181.gif


- من این خانه را با اهلش به آتش می كشم .
این جمله را فاطمه به روشنی شنید .. اكنون خیلی نزدیك شده اند . درِ خانه ی فاطمه به مسجد باز می شود . و شنید كه صداهایی با شگفتی به او می گویند :
- گرچه در این خانه فاطمه باشد ؟
و عمر با همان لحن قاطع :
- باشد
به راستی هم ، غلام عمر ، از خانه آتش به مسجد آورده است .
اكنون ، آتش بر در خانه ی فاطمه .
وهیاهوی جمع و در میانه ی فریاد رعب آور عمر كه :
- ای علی ، بیرون بیا .
در خانه به شدت تكان می خورد و زبانه های آتشی كه آورده اند ، از روزنه های در پیداست و فریادهای عمر كه هر لحظه تندتر و مهاجم تر می شود .
ناگهان فریاد فاطمه ، كه پشت در آمده بود برخاست . فریادی كه تمامی اندوه عالم را با خود داشت :
- ای پدر ، ای رسول خدا . بعد از تو از پسر خطاب و پسر ابی قحافه چه ها كه ندیدم !»
« به ام ارفع گفت :
- بستر مرا در وسط اطاق بگستران .
آرام و سبك بار بر بستر خفت ، روبه قبله كرد ، در انتظار ماند .
لحظه ای گذشت و لحظاتی ...
ناگهان از خانه شیون برخاست .
پلكهایش را فرو بست و چشمهایش را به روی محبوبش – كه در انتظار او بود – گشود.
شمعی از آتش و رنج ، در خانه ی علی خاموش شد .
و علی تنها ماند با كودكانش .
از علی خواسته بود تا او را شب دفن كنند ، گورش را كسی نشناسد ، آن دو شیخ جنازه اش را تشییع نكنند .
و علی چنین كرد .
اما كسی نمی داند كه چگونه ؟ و هنوز نمی داند كجا ؟
در خانه اش ؟ یا در بقیع ؟ معلوم نیست .
و كجای بقیع ؟ معلوم نیست .
آنچه معلوم است ، رنج علی است ، امشب بر گور فاطمه . »
و بند های آخر كتاب :
« از شخصیت فاطمه سخن گفتن بسیار دشوار است . فاطمه ، یك زن بود ، آن چنان كه اسلام می خواهد كه زن باشد . تصویر سیمای او را پیامبر خود رسم كرده بود و او در كوره های سختی و فقر و مبارزه و آموزش های عمیق و شگفت انسانی خویش پرورده و ناب ساخته بود .
وی در همه ی ابعاد گوناگون « زن بودن » نمونه شده بود .
مظهر یك « دختر » ، در برابر پدرش .
مظهر یك « همسر » ، در برابر شویش .
مظهر یك « مادر » ، در برابر فرزندانش .
مظهر یك « زن مبارز و مسئول » ، در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش .
... نمی دانم چه بگویم ؟ بسیار گفتم و بسیار ناگفته ماند .
در میان همه ی جلوه های خیره كننده ی روح بزرگ فاطمه ، آنچه بیش از همه برای من شگفت انگیز است این است كه فاطمه همسفر و همگام و هم پرواز روح عظیم علی است .
... نمی دانم از او چه بگویم ؟ چگونه بگویم ؟
خواستم از « بوسوئه » تقلید كنم ، خطیب نامور فرانسوی كه روزی در مجلسی با حضور لوئی از « مریم » سخن می گفت .
گفت : هزار و هفتصد سال است كه همه ی سخنوران عالم درباره ی مریم داد سخن داده اند.
هزار و هفتصد سال است كه همه ی فیلسوفان و متفكران ملت ها در شرق و غرب ، ارزش های مریم را بیان كرده اند .
هزار و هفتصد سال است كه شاعران جهان در ستایش مریم همه ی ذوق و قدرت خلاقه شان را به كار گرفته اند .
هزار و هفتصد سال است كه همه ی هنرمندان ، چهره نگاران ، پیكره سازان بشر ، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندی های اعجازگر كرده اند .
اما مجموعه ی گفته ها و اندیشه ها و كوشش ها و هنرمندی های همه در طول این قرن های بسیار ، به اندازه ی این كلمه نتوانسته اند عظمت های مریم را بازگویند كه :
« مریم مادر عیسی است . »
و من خواستم با چنین شیوه ای از فاطمه بگویم .
باز درماندم :
خواستم بگویم : فاطمه دختر خدیجه ی بزرگ است .
دیدم كه فاطمه نیست .
خواستم بگویم كه : فاطمه دختر محمد (ص) است .
دیدم كه فاطمه نیست .
خواستم بگویم كه : فاطمه همسر علی است .
دیدم كه فاطمه نیست .
خواستم بگویم كه : فاطمه مادر حسنین است .
دیدم كه فاطمه نیست .
خواستم بگویم كه : فاطمه مادر زینب است .
باز دیدم كه فاطمه نیست .
نه ، این ها همه هست و این همه ی فاطمه نیست .
فاطمه ، فاطمه است.


http://www.shiaupload.ir/images/57896238993173952181.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۹, ۰۱:۰۸
http://upload.tazkereh.ir/images/98346480317532378642.gif

پابه پای اشک

بر ديده ام، كه موج زند قطره هاى اشك

اى كاش بوده جلوه رويت به جاى اشك!

بعد از غروب ماه رخت، خانه ام پدر!

ماتم سراى دل شد و خلوت سراى اشك

دود دلم ز سينه برآيد به جاى آه

خون دلم ز ديده بريزد به جاى اشك

وقتى كه همرهان ز برم پا كشيده اند

اشكم انيس گشته، بنازم وفاى اشك

روز و شبم كه مى گذرد با هزار درد

پيوند مى زنند به هم دانه هاى اشك!

تا نخل سايبان مرا قطع كرده اند

هر روز مى روم به «اُحُد» پا به پاى اشك!


سید رضا مؤید

http://upload.tazkereh.ir/images/98346480317532378642.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۲/۲۹, ۰۱:۱۲
http://shiaupload.ir/images/rwco8dd360yj7x6e8jkf.jpg (http://shiaupload.ir/images/rwco8dd360yj7x6e8jkf.jpg)

http://upload.tazkereh.ir/images/98346480317532378642.gif

بسم الله الرحمن الرحیم


إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ «1» (http://javascript%3Cb%3E%3C/b%3E:void%280%29)http://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gif (http://javascript%3Cb%3E%3C/b%3E:void%280%29)
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ «2» (http://javascript%3Cb%3E%3C/b%3E:void%280%29)http://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gif (http://javascript%3Cb%3E%3C/b%3E:void%280%29)
إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ «3» (http://javascript%3Cb%3E%3C/b%3E:void%280%29)http://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gif (http://javascript%3Cb%3E%3C/b%3E:void%280%29)

http://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gif

به نام خداوند بخشنده مهربان

ما به تو كوثر (= خير و بركت فراوان‏) عطا كرديم‏! «1» (http://javascript%3Cb%3E%3C/b%3E:void%280%29)http://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gif (http://javascript%3Cb%3E%3C/b%3E:void%280%29)
پس براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى كن‏! «2» (http://javascript%3Cb%3E%3C/b%3E:void%280%29)http://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gif (http://javascript%3Cb%3E%3C/b%3E:void%280%29)
[و بدان‏] دشمن تو قطعاً بريده‏نسل و بى‏عقب است‏! «3» (http://javascript%3Cb%3E%3C/b%3E:void%280%29) http://upload.tazkereh.ir/images/71318211875950496748.gif

http://upload.tazkereh.ir/images/98346480317532378642.gif

فالق الاصباح
۱۳۸۹/۰۲/۲۹, ۰۹:۵۰
صداي تشييع جنازه شرف می آید
أين الفاطميون؟ از مادرم مي‌پرسم "أين الفاطميون" يعني چي؟ مادر مي‌گويد: يعني كجايند فاطميون.

هرسال دهه‌هاي فاطميه را در كوچه، خيابان‌هاي شهر مي‌توانم با "أين الفاطميون"ي كه روي در و ديوار نوشته‌اند احساس كنم. از زماني كه خواندن و نوشتن را ياد گرفتم اين سوال را دهه‌هاي فاطميه زياد مي‌ديدم و از مادرم مي‌پرسيدم كه اين جمله عربي چه معني مي‌دهد؟ و مادرم فقط "أين" را برايم ترجمه مي كرد،‌ فاطميون را ديگر نمي‌پرسيدم.

فاطمیون چه کسانی هستند؟ فاطميون كجا هستند؟ چرا پس خودشان را معرفي نمي كنند؟ چرا نمي‌آيند تا هر سال اين سوال تكراري را نپرسيم؟ مردم ديگر خسته‌اند... چشم انتظاري آن‌ها را خسته كرده، شايد هم اين سوال تبديل به يك سرگرمي شده، همان كه حاج كاظم گفت.

در كوچه پس كوچه‌هاي ذهنم هستم. فاطميه است. فرقي ندارد كدام دهه، 75 روز يا 95 روز، آقا گفته، سكوت است، كوچه‌ها خاكي است، خانه‌ها هم. بوي كاه، گل مي‌آيد، بوي دود هم. صداي جان دادن غيرت مي‌آيد، صداي شكستن هم. بغض صدا ندارد، بو ندارد اما حس دارد، علي آن را احساس مي كند.
ادامه در پست بعدي

فالق الاصباح
۱۳۸۹/۰۲/۲۹, ۱۴:۳۵
در كوچه پس كوچه‌ها قدم مي زنم، گم شده‌ام. به دنبال كسي مي‌گردم، يكي مي‌گويد اگر به دنبال خدايي از كوچه اهل بيت برو، چه نام جالبي دارد اين كوچه، مردمان اين كوچه‌ها، نمي شناسند "اهل بيت" را.

هنوز بوي دود مي‌آيد اما صدايي شنيده نمي‌شود، از كسي مي‌پرسم كجا آتش گرفته؟‌ پاسخ نداده مي‌رود، انگار مي‌ترسد. اوضاع آرام نيست، اين را مي‌فهمم. بوي سوختن چوب مي‌آيد،‌ بوي خوبي مي‌دهد اين سوختن. مي‌رسم به قتلگاه غيرت، شرف و ولايت.

اين كيست كه مي‌برندش؟ كسي نمي خواهد جواب بدهد. اين خانه كيست كه درش آتش گرفته؟ هنوز هم سكوت است، انگار سكوت ها مي‌خواهند دين را به آرامي تشييع جنازه كنند. يكي آرام، پشت سرم،‌ زير لب مي‌گويد:‌ علي است،‌ داماد رسول خدا،‌ اين هم خانه اوست كه درش را آتش زده‌اند.


ادامه در پست بعدي

فالق الاصباح
۱۳۸۹/۰۲/۲۹, ۱۴:۳۸
مرد اسلام بود كه مي‌بردندش، همان كه افتخار همسري زهرا(س) را دارد. اولين اسلام آورنده بعد از رسول خدا، همسر فاطمه زهرا و داماد پيامبر خدا بود.

چرا بايد بپرسم كه آيا اين‌ها را مي‌دانيد؟ مي‌دانيد او كيست؟

در چوبي هنوز هم بوي خوبي مي‌دهد،‌ بوي شب‌هايي را مي‌دهد كه علي(ع) به خانه مي‌آمد، فاطمه در را با دستانش مي‌گشود،‌ علي خستگي را با ديدن همسرش از ياد مي‌برد و با دستانش در را مي‌بست. بوي درد و دل‌هاي پنهاني مي دهد.

:Sham:

ادامه در پست بعدي

فالق الاصباح
۱۳۸۹/۰۲/۲۹, ۱۴:۴۱
پهلو كجاي بدن است؟ درد دارد؟ مي‌گويند فرزندي هم در راه بوده. مادر درد را احساس نمي كند، باز هم به فكر خودش نيست، به فكر حسن است،‌ حسين و زينب كه بايد هميشه در كنار هم باشند. چه داستان غم انگيزي است داستان اين خانواده، 4 معصوم در يك خانواده، باهم سر يك سفره غذا خوردن،‌ مادر،‌ فاطمه بودن، پدر، علي بودن، برادر،‌ حسن و حسين بودن و خود، زينب بودن!

مادر نگران است، نگران بچه‌ها، بچه‌ها ديدند اين صحنه را؟ اين جنايت را؟ اين شكستن را؟ در، حرمت، پهلو و علي شكستن را؟

ادامه در پست بعدي

فالق الاصباح
۱۳۸۹/۰۲/۲۹, ۱۴:۴۳
حسن، حسين و زينب ديدند شكستن پهلوي مادر را؟ شكستن حرمت اهل بيت رسول خدا را؟ سوالي كه حالا از مادرم مي‌پرسم.

در كوچه پس كوچه‌هاي ذهنم، هرسال، همين موقع، بوي چوب مي آيد، سوختن چوب،‌ چوبي كه درب خانه اي بوده، خانه‌اي كه مال علي و فاطمه بوده، خانه‌اي كه 4 معصوم در آن زندگي مي كردند، بوي چوبي مي‌آيد كه دست علي و فاطمه هر روز آن را لمس مي‌كرده‌اند،‌ بوي دست‌هاي پينه بسته‌اي مي‌آيد كه روزي يتيمان را نوازش مي‌كرده، بوي سوختن مي آيد.

ادامه در پست بعدي

فالق الاصباح
۱۳۸۹/۰۲/۲۹, ۱۴:۴۶
شب تا ديروقت بيرون سنگر،‌ روي شيب سرازيري خاكريز مي نشست وهمين جوري كه به آسمان و ماه نگاه مي‌كرد، آرام،‌ هق، هقش بلند مي‌شد، چند ماهي مي‌شد، يك شب رفتم كنارش، تو حال خودش كه نه، تو حال خداش بود، پرسيدم کمیل جان قضيه آسمون، ماه و گريه‌هاي تو چيه؟ كوتاه گفت و آتشم زد: "حالا كه ما از مزار خانم خبر نداريم تا خودمون رو از بغض راحت كنيم، هرشب مي‌يام ماه رو نگاه مي كنم چون مطمئنم خانم هم به اون نگاه كرده، با چشم‌هاي پر غم و غصه‌اش يك دفعه هم كه شده به ماه نگاه كرده، از ماه مي‌خوام از بي‌بي برام بگه، از درد و دل‌هاش، همين".

حالا دیگه از کوچه رد شده ام اما هنوز بوی دود می آید...
ميثو تولايي
منبعhttp://www.rajanews.com/detail.asp?id=50525

habib12
۱۳۸۹/۰۳/۰۵, ۱۶:۱۵
حضرت زهرا



کوثر ِمهرو وفا حضرت زهرا

<div align="center"><div align="center"><b><font size="4">

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۹/۰۶/۲۴, ۰۸:۴۲
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2826/2826511o1ajq0yep5.gif (http://sl.glitter-graphics.net/pub/2826/2826511o1ajq0yep5.gif)

فاطمه نامي كه با آن عشق مي بازد خدا


فاطمه نوري كزآن بر خلق مي نازد خدا


ما نه ياران دگر نه انبيا گويند كاش


در جزا ما را ز چشم او نياندازد خدا


http://sl.glitter-graphics.net/pub/2826/2826511o1ajq0yep5.gif (http://sl.glitter-graphics.net/pub/2826/2826511o1ajq0yep5.gif)

سيد رضا مؤيد

boutimar
۱۳۸۹/۰۶/۲۴, ۰۹:۵۸
:Graphic (61):تو را بی یار می بینم علی جان:Graphic (61):
:Graphic (61):پریشان زار می بینم علی جان:Graphic (61):
:Graphic (61): عزیزم چند روزی هست دیگر:Graphic (61):
:Graphic (61):رخت را تار می بینم علی جان:Graphic (61):

boutimar
۱۳۸۹/۰۶/۲۴, ۱۰:۰۰
از فاطمه اکتفا به نامش نکنید

نشناخته توصیف مقامش نکنید

هرکس که در او محبت زهرا نیست

علامه اگر هست سلامش نکنید

boutimar
۱۳۸۹/۰۶/۲۴, ۱۰:۰۳
از زبان بی بی جانم زینب سلام اله علیها:

آنقدر تمرین میکنی با دستهایت
تا شانه را یک مرتبه بالا بیاری
بگذار گیسویم به حال خویش باشد
اصلا بیا و فرض کن زینب نداری

:Graphic (61)::Graphic (61)::Graphic (61)::Graphic (61):

سلمان فارسی
۱۳۸۹/۰۶/۲۴, ۱۷:۳۰
گل و خاک شهیدان با غم زهرا سرشتند
خوشا آنانکه با خون، نام یا زهرا نوشتند

:salavat10:


سلام!!!
دوست دارم با خون گلويم نام مادرم حضرت زهرا(س) را بنويسم.
شهيد عبدالحسن برونسي

habib12
۱۳۸۹/۰۶/۲۵, ۱۰:۳۹
آینه ی غیب نما فاطمه
مظهر اسمائ خدا فاطمه

معنی آیات کتاب مبین
آیت کبرایخدا فاطمه

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۹/۰۶/۲۶, ۱۷:۳۷
http://sl.glitter-graphics.net/pub/488/488298hkr3ekff51.gif


دریا ست نبی و گوهرش فاطمه است

یکتاست علی و همسرش فاطمه است

با آنکه پناهه همه خلقست حسین

او هم به پناه مادرش فاطمه است

http://sl.glitter-graphics.net/pub/488/488298hkr3ekff51.gif

habib12
۱۳۸۹/۰۶/۲۶, ۱۷:۴۶
:salavat10:
کوثر جاری ز ازل تا ابد

چشمه ی جوشان بقا فاطمه

وارث اخلاق پدر عقل کل

عشق علی صبح صفا فاطمه

:Mohabbat:

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۹/۰۶/۲۸, ۰۸:۴۷
http://sl.glitter-graphics.net/pub/488/488298hkr3ekff51.gif

علت ایجاد عالم فاطمه است


نقش روی قلب خاتم فاطمه است

او تمام دلخوشی حیدر است


او شهيد بین دیوار و در است

http://sl.glitter-graphics.net/pub/488/488298hkr3ekff51.gif

belher2
۱۳۸۹/۰۶/۲۸, ۰۹:۰۵
اين سوز و گداز تو معماي من است
سجاده راز تو معماي من است
اين شيوه قيام يا ركوع است بگو
چندي است نماز تو معماي من است ...

habib12
۱۳۸۹/۰۶/۲۸, ۱۶:۵۱
داشت به تن کسوت حوّا که بود
خود صفت ذات حیا فاطمه

امّ ابیها سخنی بود و نیست
در خور فهمیدن ما فاطمه

سوگند
۱۳۸۹/۰۶/۲۸, ۱۷:۰۰
رسول عشق را گشتی تو مادر


ولیّ عشق را گشتی تو همسر


دو سبط عشق را گشتی تو رهبر


زلال عشق را گشتی تو کوثر

سوگند
۱۳۸۹/۰۶/۲۸, ۱۷:۰۰
بر عالمیان رحمت رحمان زهراست

در هر دو جهان سرور نسوان زهراست

نوری که دهد شاخه ی طوبی از اوست

کوثر که خدا گفته به قران زهراست

boutimar
۱۳۸۹/۰۶/۲۸, ۱۷:۴۲
فضایی دیده را پر ابر کردی

جهان در چشم مولا قبر کردی

بنازم صبرت ای بازوی زخمی

خدای صبر را بی صبر کردی

:Graphic (61):

boutimar
۱۳۸۹/۰۶/۲۸, ۱۷:۴۴
تو هم با کوفه هم دستی مدینه

نمک خوردی ولی پستی مدینه

کسی بربازوی زهرا نمی زد

اگر دستم نمی بستی مدینه!!!

:Graphic (61):

boutimar
۱۳۸۹/۰۶/۲۸, ۱۷:۴۷
آنان که قمار عشق را می بازند

در سینه بنای حسرتی می سازند

بنگر به قداست و صفای گل سرخ

سادات جهان به فاطمه می نازند

به یاد زنده یاد سید جواد ذاکر (ره)

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۹/۰۶/۳۰, ۰۸:۵۲
http://sl.glitter-graphics.net/pub/488/488298hkr3ekff51.gif

بیا بانو و مثل سابقم کن


برای خادمی ات لایقم کن



شفاعت کن که قلبم پاک گردد


و همچون شیعه هایت عاشقم کن

http://sl.glitter-graphics.net/pub/488/488298hkr3ekff51.gif

boutimar
۱۳۸۹/۰۶/۳۰, ۱۰:۲۸
حق به محشر محور جودت کند

آنقدر بخشد که خشنودت کند

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۹/۰۷/۰۱, ۰۷:۴۶
http://sl.glitter-graphics.net/pub/488/488298hkr3ekff51.gif

گلواژه ی باغ شعر هستی زهرا

مفهوم عمیق حق پرستی زهرا


ای خیر کثیر جاودانی ای عشق

عرش از تو گرفته شور مستی، زهرا

http://sl.glitter-graphics.net/pub/488/488298hkr3ekff51.gif

davud
۱۳۸۹/۰۷/۰۱, ۱۵:۴۴
رفت دى و باغ پر ز نقش و نگار است
نقش و نگارش به چشم من همه خار است
پيش من اين نوبهار ناخوش و زشت است
در نظر تو اگر خجسته بهار است
تا كى گوئى ز سعى ابر بهارى
لؤ لؤ لالا به فرق لاله نثار است
زلف بنفشه به طبع پر خم و تاب است
ديده نرگس به خويش پر ز خمار است
همچو زنى حامله است ابر خروشان
كز پى زادن همى بناله زار است
زن چون بزايد بگرد بچه بگردد
اين برود زود چون گذاشته بار است
اين همه تشبيه و استعاره چه لازم
زآنش غفلت بسرت اگر نه بخار است
پيش تو گر بابر است نخل زمانه
در نظر من بسان بيد و چنار است
خار شمار آنچه پايدار نباشد
پس گل بى خار آن نگارنگار است
گر كه گلش خوانده ام مگير تو بر من
عالم الفاظ تنگ و تيره و تار است
زيب جهان عاريه است ، عاريتى زيب
زشت بود گر يكى است يا كه هزار است
دهر زنى زانيه است سخت سيه روى
يك به رنگ مشاطه سرخ عذار است
دارد با ديگران اشاره نهانى
با تو به ظاهر اگر به بوس و كنار است
چون تو بسى كشته است و كشتن مردان
اين زن بدكاره را طبيعت و كار است
دوست مدارش كه هوشمند نجويد
دوستى آنكه دشمنيش شعار است
رنجه ز نيك و بد جهان مشو نجويد
دوستى آنكه دشمنيش شعار است
دور زمان را غم تو نيست چه داند
حالت وامانده را كسى كه سوار است
دشمن تو نفس تست از ره تحقيق
هيچ كس از شر او خلاص نيار است
بر تو بود حكمران و قاهر و پيشش
عقل و طاعت گزين و غاشيه دار است
غير اطاعت دگر چه حيله سگالد
آنكه به چنگال شير شرزه شكار است
نفس تو ديو است و بسمله است شريعت
بسمله مر ديو را زمام و مهار است
اصل شريعت مديح فاطمه ميدان
آن كه شفيعه گناه روز شمار است
جفت على (ع )مام سيدين و نبى باب
بيشتر از اين دگر چه عز و فخار است
باغ نبى (ص )راست مر درخت برومند
طرفه درختى كز اولياش ثمار است
بار خداوندى و درخت خدائى
گر كه انا الله زند نه عيب و عوار است
فاطمه (س ) در حق فنا و هر كه چنين است
مر صفت ايزدش شعار و دثار است
رتبت صديقه زانكه دخت رسولست
خجلت مردان و انبياى كبار است
مريم و هاجر براى خدمت و طاعت
همچو جواريش بر يمين و يسار است
مهرش حصنى مصون ز هول قيامت
علم و عمل راه آن ستوده حصار است
تا كه مرا از مديح مير غرور است
تا كه مرا از كلام بيهده عار است
باد مرا از غرور و حرص رهائى
كاين دو صفت مايه هلاك و دمار است

davud
۱۳۸۹/۰۷/۰۱, ۱۵:۵۰
وفات حضرت صديقه است و روز عزا
دلا بسوز كه شد تازه روز عاشورا
بود بزرگ مصيب اگر چه قتل حسين
بزرگتر نبود از شهادت زهرا
دريغ و درد كه نيلى ز ضرب سيلى شد
رخى كه بود درخشان چو آفتاب سما
ز تازيانه كين شد كبود بازويى
كه بود بازوى او دستيار دست خدا
چو گشت محسن صديقه سقط ازين ماتم
خروش خاست ز سكان عالم بالا
درى بسوخت ز دست ستم كه بود از قدر
بر آستانه او جبرئيل جبهت سا
رواست تا بايد چشم چرخ خون بارد
از آن ستم كه رسيد از خسان به آل عبا
چنان به خانه زهرا زدند آنش كين
كه زد زبانه او سر به دشت كرب و بلا
نسوختى عدو وار خانه على را در
يزيد را نبر اينگونه زهره ويارا
شكست پهلوى پاك بتول و دخت رسول
كه از شكستن او شد شكسته خاطر ما
نگذشت بسته گر آن روز بازوى حيدر
نبود در غل و زنجير بسته زين عبا
اگر عدو نزدى سيلى آن زمان به بتول
كجا طپانچه به زينب زدند قوم دغا
يقين كه آل عبا شافعان جرم ويند
طرب چو مرثيه خوانى كند بر آل عب

habib12
۱۳۸۹/۰۷/۰۲, ۱۵:۲۷
:salavat10:
اُمّ اَبیها سخنی بود و نیست

در خور فهمیدت ما فاطمه

پیش تر از خلق زمین و زمان

بود سر آغاز صدا فاطمه

:salavat10:

habib12
۱۳۸۹/۰۷/۰۲, ۱۵:۳۷
آینه گردان رخش آفتاب
کوکب روز و شب ما فاطمه

زهره ی رخشان سپهر وجود
شمسه ی ایوان ولا فاطمه

مجنون
۱۳۸۹/۰۷/۱۸, ۱۷:۴۰
میخواستم یک تاپیک به یاد مادر بزنم دیدم یه تاپیکی هست...

مادر...مادر...مادر:geryeh:

با شنیدن اسمت دست ها و پاهام سرد میشن حتی کنار بخاری با شعله های سوزان

مادر...مادر...مادر:geryeh:

با شنیدن اسمت حرکت اشک رو به طرف چشمم احساس میکنم
وقتی به یادت می افتم یک کوچه و خانه ی تاریک در ذهنم هست

مادر...مادر...مادر:geryeh:
خودت انصاف بده...این رسم مادری هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ندیدی چطور مثل بچه سه ساله تو یخ بندان بی کس مونده بودم؟؟؟؟؟؟؟
پس چرا حالی ازم نپرسیدی؟؟؟؟؟؟؟
مگه در خونه ات نیومدم؟:geryeh:
یادته!!!...کادو هم آوردم هاااااا؟؟؟؟؟؟؟یادته مگه نه؟؟؟
شکایت نمیکنم...میخوام دلیل بدونم

مادر...مادر...مادر:geryeh:
این آتش چه قدر سرده...با هر زبانه اش یه قسمت از روح و جسمم یخ میزنه
کاش میتونستم ازت شکایت کنم مادر
ولی حیف که نمیتونم...و نخواهم تونست

مادر...مادر...مادر:geryeh:
این بغض هم...نگران نباش...باهاش کنار میام...همیشه اومدم

مادر...یک شب به خوابم بیا...حد اقل صورت زیبات رو ببینم.نترس!!!ازت نمیخوام بغلم کنی
یا دستت رو روی سرم بکشی

مادر...مادر...مادر:geryeh:

مجنون
۱۳۸۹/۰۷/۱۹, ۱۴:۰۸
مادر...
بهشت زیر پای شماست؟
زیر پای شما هم از سر من زیاد تره

این خواب ها چیه که برای من میفرستید
نمیدونم دیگه زبونی غیر از این هم هست که من حرفمو بزنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یک دلیل به من بگید یک دلیل!!!
که چرا بین بچه های خودتون و بچه های دیگران فرق میگذارید؟؟؟؟؟
مگه من بچه شما نیستم
چطور باهات ارتباط برقرار کنم مادر؟
مگه من بچه تو نیستم؟
این چه رسم مادری هست؟
حالا میدونم که خدا پشتمه و تو هم همیشه دعاگو هستی
ولی من چی؟؟؟؟؟؟
من سهمی از شما ندارم؟
حتی به اندازه ی یک پسر سر راهی؟
تازه پسر خودت هم هستم
چی بگم مادر...:geryeh:
خدا منو بکشه اگه بخوام به شما تندی بکنم
نمیدونم چی باعث میشه که من که به شما اینقدر مشتاقم و شما به من...از هم دور باشیم
اهههههههه
باز همه چیز قاطی شد...:geryeh:
خدایا به من و مادرم صبر بده!!!

ْآلاله
۱۳۸۹/۰۷/۱۹, ۱۵:۲۱
:Rose:عشق مادر:Rose:


http://www.andishe.ir/images/newspost_images/madar-dar-zelzeleh.jpg

RUYA
۱۳۸۹/۰۹/۱۰, ۱۴:۳۹
http://static.cloob.com/public/user_data/album_photo/38/112019-b.jpg

مادر
مادر، نگاه خسته و تاریکت
با من هزار گونه سخن دارد
با صد زبان به گوش دلم گوید
رنجی که خاطره تو ز من دارد
دردا که از غبار کدورت ها
ابری به روی ماه تو می بینم
سوزد چو برق خرمن جانم را
سوزی که در نگه تو می بینم
چشمی که پر زخنده‌ی شادی بود
تاریک و دردناک و غم آلودست
جز سایه ملا به چشمت نیست
آن شعله‌ی نگاه پر از دود است
آرام خنده می زنی و دانم
در سینه ات کشاکش طوفان است

RUYA
۱۳۸۹/۰۹/۱۰, ۱۴:۴۰
ادعای عاشقی می کنیـــــــم
امـــــا
رنگ چشــمان مــــــادرمان را
از یـــــاد می بریـــــــم

نجم الثاقب
۱۳۸۹/۰۹/۱۰, ۲۱:۴۰
سلام اون شب اخبارداشت نشون ميدادكه خبرنگار ازمردم درموردفيلم مختارنامه سوال ميكرد كه چرامادرها وزنهااز همراهي مردها وپسرانشون از امام حسين اونارو منصرف كردن....................يهو ذهنم از سوال خبرنگارپركشيد به مادران شهدايدفاع مقدسمون كه ساك ودادن دست بچه هاشونو گفتن پاتو خونه نزار اگه به هل من ناصر ينصرني امام خميني سلاله پاك رسول لبيك نگي شيرمو حلالت نميكنم ..................اينام مادربودن وعاطفه مادري داشتن اگه مادراي كوفي هم اينكاروميكردن واقعه عاشورا بوجودميومد؟؟؟؟ ........بردامن مادرشهيدان صلواتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت تتتتت

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۱/۲۵, ۰۳:۰۳
(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77730727805457415996.jpg)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70338095376666745397.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70338095376666745397.jpg)http://shiaupload.ir/images/jvgknzpfb9dfyu6sadul.pnghttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70338095376666745397.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70338095376666745397.jpg)
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif


ويژه نامه ايام شهادت بانوي محشر،
حضرت فاطمه زهراي مرضيه سلام الله عليها


http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif


http://www.askquran.ir/upload/files/fatemiye.ask1-1_askquran.ir.swf


http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif


قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء سلام الله عليها :


الْزَمْ رِجْلَها، فَإنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ أقْدامِها، و الْزَمْ رِجْلَها فَثَمَّ الْجَنَّةَ.


حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها فرمود:


هميشه در خدمت مادر و پاي بند او باش،
چون بهشت زير پاي مادران است;
و نتيجه آن نعمت هاي بهشتي خواهد بود.


«كنزل العمّال، ج 16، ص 462، ح 45443»


http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۱/۲۶, ۰۵:۳۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/75539983860309072268.jpg


منظومه غم

فاطمه، یادگار رسول خدا و تنها دختر اوست.
مدینه، عطر محمد(ص) را از او استشمام می کند
و در خـَلق و خـُلق، به او می نگرد که « آینه مصطفی نما» است.
فاطمه ، موهبت بزرگ خدا به بشریت است .
کوثر همیشه جوشان و جاری ، و فیض گستر ابدی است.

اما بانویی است شکسته بال و پر، رنجدیده و محزون،
غریب و بی پناه، و در داغ رحلت رسول خاتم، دل شکسته و مغموم.

مگر چند روزاز آن « ماتم بزرگ» ،
از رحلت آخرین سفیر حق، از کوچ آخرین منادی
ملکوت گذشته ، که باغ رسالت چنین خزان
و گل عصمت این گونه پرپر شده است؟

مدینه، بوی غم و رنگ ماتم دارد.
آنان که در پی « چگونه زیستن »
و یافتن « الگوی حیات» بودند، به فاطمه می نگریستند .
فاطمه در طاعت ، خشیت ، عفاف ،
حجاب و حیا، « میزان» بود.

چشمه سار حکمت و رحمت و عطوفت بود.
خشم و رضای او، میزان خشم و رضای رحمان بود،
جلوه همه کمالات مکتب ، و مظهر همه خوبیهای انسان!

دختر رسالت بود ، همسر ولایت ، و مادر امامت.
بانوی بانوان جهان بود، « سیدة نساء العالمین ».
اما اینک... پس از وفات امین وحی،
در خلوت غمگین مولا، تنهاترین
انیس لحظه های غربت اوست.


علی (ع) را یگانه محرم راز ، و مرهم دردهای جانگداز!
راستی ، داستان « رخ کبود» ، « بازوی ورم کرده » ،
« میخ در» و « سینه مجروح» چیست
که کتاب تاریخ را با غم ، رنگ زده است؟
کیست مفسر آن رازهای پنهان و دردهای نهان؟

گرچه رسول مدنی در مدینه، خفته درخاک است،
اما چشم خدایی اش بصیر و بیناست ،
و جسارت ها در همین مدینه،
پیش چشمان بیدار رسول، شکل می گیرد.

این « مادر نمونه تاریخ » در کوچه های پر ازغربت مدینة النبی ،
در پی دستی است که به یاری و حمایتش برخیزد
و در جستجوی پایی است که برای احقاق حقش
به راه افتد و زیانی که به دفاع از او در کام بچرخد!

سلام بر آن سینه زخمی، که بوسه گاه محمد (ص)
بود و عطر بهشت را با خود داشت.

وقتی بلبلی به فراق گل مبتلا می شود،
چه می ماند، جز نالیدن و گریستن و فغان ؟

اینک، مدینه پیامبر، محل التقای این فراق ها
و کانون فراق گل ها و بلبل هاست.

فاطمه، در فراق محمد سوخت،
و اینک، علی در فراق زهرا می گدازد.

و .... حسنین و زینبین، گل های نوشکفته
این بوستان عرشی اشک می ریزند و عزادارند.

فراق فاطمه، تنها علی را داغدار نکرده است،
چشم فضیلت در این مصیبت عظمی می گرید ،
آه از نهاد حق برمی خیزد
و کوه غم بر دوش « امت رسول (ص) » سنگینی می کند.
و مدینه انس گرفته به این « محبوبه خدا» ؛ چگونه است؟

« یک طرف ، دل شکسته حسین و زینب و حسن
یک طرف علی ز رحلت تو سوگوار
رفتی ای قرار دل
ای که پر کشیده ای به سدره حضور و بارگاه نور
خانه تو مانده است،
با چهار کودک یتیم و یک علی در انتظار ....»

چگونه باور کردنی است،
آن همه جفا بر آل مصطفی؟
و آن بی حرمتی به حریم فاطمه؟

هر روز، آن رسول بزرگ، هنگام عبور
از برابر خانه فاطمه، به اهل آن خانه
که طاهر و مطهر بودند، سلام می کرد
و آیه تطهیر می خواند.

دست و سینه زهرا، بوسه گاه محمد (ص) بود،
« مودت ذی القربی» سفارش پیامبر و مزد رسالت بود،

چه زود، صاحبان هوس بر اسب فتنه سوار شدند
و میراث نبوی را غارت کردند ، و ودیعه رسول را آزردند!

« بعد از آن همه شهید، بعد از آن همه سفارش اکید،
آن همه حدیث و آیه، وعده و وعید، اینک اهل بیت ،
مانده در کنار، بنگر این جفا به جای آن جفا،
بنگر این ستم به جای آن صفا، چهره زمانه گشته
شرمسار شیعیان راستین فاطمه، دل شکسته،
داغدار و چشم های اشکبار...»

راستی ... قبر فاطمه کجاست؟
و چرا در مدینه، انسان زائر در می ماند
که عقده دل در سوگ « بضعة الرسول»
کجا بگشاید و اشک دیده، پای کدام نخل بریزد
و نشان « بیت الاحزان» را از که بپرسد
و در کجا ایستاده، بر « فاطمه» سلام دهد؟

در مدینه چه گذشت و اکنون چه می گذرد؟
یک سوی، جوشش صداقت و اطاعت و وفا
وعشق به اهل بیت عصمت بود
و شیدایی و شیفتگی سلمان و ابوذر و مقداد و عمار و...

سوی دیگر ، کینه های بدر و خیبر و حنین.
و اکنون نیز مگر جز این است؟
باز هم صدای پای حمله قبایل قریش،


باز هم مدینه مانده درحصار !
« تا نسوزد دل، نریزد اشک و خون از دیده ها

این نشانه پیوند و همدلی با فاطمه
و همدردی با علی و زینب است.
نام « فاطمه» ، از تاردل ها نوای غم بر می آورد.

یاد « زهرا»، واژه های محزون وغربت زده را
به « غمنامه» تبدیل می کند.

و ... « ایام فاطمیه» ، مجموعه ای است
از جگرهای سوزان، چشمهای گریان،
عزاداران سیه پوش، عاشقان درد آشنا،
شیعیان وفادار، احساس های یتیمانه و دردهای تنهایی.

مرور اوراق کتاب تاریخ، یاد آور
« رنج های شیعه » و درد و داغ « آل الله » است.

خدا را شاکریم که نعمت « غم زهرا» عطایمان کرده
و ما را نمک گیر سفره « محبت اهل بیت » ساخته است.
از این رو، روحمان با " اولاد علی و فاطمه " همنوایی دارد
و جز از " کوثر ولایت"سیراب نمی شود
و جز از " شراب مودت" جام بر نمی گیرد.

خوشیم که جرعه نوش ولاییم
و اسیر سلسله غم این خاندان.
محبتمان منحصر در " ذی القربی" است.

خاندانی که هم شایسته " دوست داشتن" اند،
هم اشک ریختن بر رنجهایشان
و سوختن در مصیبت ها و داغ هایشان.

امروز ما ، در فاطمیه ای به وسعت ایران اسلامی،
سر بر شانه " مظلومیت شیعه" می گذاریم
و آرام آرام می گرییم ؛ چون شمع می سوزیم
و پیوسته در پی آنیم که جواب سؤال های
بی پاسخ مانده خویش را بیابیم.

می خواهیم باز هم سری به مدینه بزنیم ،
بر سفینه نجات " عترت" سوار شویم و از موج ها بگذریم.
" موج فتنه ها و کینه ها فرا گرفته باز هم ،
دامن مدینه و حجاز را .

" اهل بیت " در میان موج های سهمگین ، یک " سفینه " اند،
ثابت و نجابت بخش و استوار، مایه امید و رشته قرار
لیکن این سفینه نجات هم شکسته است
دست و بازوی امیر عشق بسته است
چشم روزگار، مانده همچنان در انتظار
این دل شکسته، پای خسته، بی شکیب مانده بی قرار "
و ... سوگنامه " بانوی بانوان" را نهایتی نیست.
کتاب غم وغربت زهرا، تا ابدیت
و تا دامنه محشر گشوده است،
تا درس های ناگفته و ناشنوده این مکتب و کتاب،
به گوش همگان برسد.

پایان غم فاطمه ، صبح قیامت است
و عرصات داوری خدا.
سلام بر آن" منظومه غم " که بی پایان است...
جواد محدثی









http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/91215362631350202622.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۱/۲۶, ۰۵:۳۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43673687348238674469.png (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43673687348238674469.png)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47898165210752692150.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47898165210752692150.jpg)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43673687348238674469.png

شهادت مظلومانه دخت نبوت،همسر ولايت،
‌مادر امامت،بانوي محشر ، صديقه طاهره ،‌
راضيه مرضيه ،حضرت فاطمه زهرا سلام الله
عليها را خدمت همه شيعيان تسليت عرض مي نماييم

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/61982661147048120655.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/61982661147048120655.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۱/۲۶, ۰۵:۳۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/82272842342104442103.png (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/82272842342104442103.png)

دود بود و دود بود و دودبود
گل ميان آتش نمرود بود

شعله مي پيچيد برگرد بهار
خون دل مي خورد تيغ ذوالفقار

يك طرف گلبرگ اما بي سپر
يك طرف ديوار بود و ميخ در

ميخ ياد صحبت جبريل بود
شاهد هر رخصت جبريل بود

قلب آهن را محبت نرم كرد
ميخ از چشمان زينب شرم كرد

شعله تا از داغ غربت سرخ شد
ميخ كم كم از خجالت سرخ شد

گفت با در رحم كن سويش مرو
غنچه دارد سوي پهلويش مرو

حمله طوفان سوي دود شمع كرد
هرچه قوت داشت دشمن جمع كرد

روز رنگ تيره ي شب را گرفت
مجتبي چشمان زينب را گرفت

پاي ليلي چشم مجنون مي گريست
ميخ بر سر مي زد و خون مي گريست

جوي خون نه تا به مسجد رود بود
دود بود ودود بود و دود بود

سروده حسن لطفي


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54418848840507775957.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54418848840507775957.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۱/۲۶, ۰۵:۴۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/65053912705091043399.jpg




ريحانه نبي در يک نگاه

نام : فاطمه (س)

لقب : زهرا

کنیه : ام ابیها

نام پدر : حضرت محمد (ص)

نام مادر : خدیجه کبری (س)

نام همسر: علی بن ابیطالب (ع)

لقب : زهرا،صديقه،طاهره،راضيه،مر ضيه،مباركه،بتول
( لقب زهرا از شهرت بيشترى برخوردار است. )

محل ولادت : مکه خانه خدیجه

مدت عمر : 18 سال

تاریخ شهادت : 3 جمادی الثانی سال 11 هجری

علت شهادت : صدمات وارده

نام قاتل : ثانی

محل دفن : مدینه طیبه




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/94649105637376334186.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۱/۲۶, ۰۵:۴۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26639885014324422107.jpg


حضرت زهرا علیهاالسلام؛ علت خلقت

ضمن روایات فراوانی آمده است که اساس و علت خلقت، اهل بیت علیهم السلام هستند. خداوند به پیامبر اکرم (ص) فرمود: اگر تو نبودی، افلاک را خلق نمی کردم؛ و رسول گرامی اسلام خطاب به حضرت زهرا(س) فرمود: اگر تو نبودی خداوند زمین و آسمان را خلق نمی کرد.

در روایات ذکر شده است بعد از هبوط حضرت آدم(ع) به زمین و ناله و زاری کردن او، خداوند کلماتی را به وی آموخت و افرادی را به حضرت معرفی کرد که آنها را علل خلقت هستی معرفی نمود.

" فتلقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه." (بقره / 37)

پس حضرت آدم (ع) از حضرت حق کلماتی را فرا گرفت و آن کلمات را وسیله - قبول - توبه خویش قرار داد.

درباره این آیه احادیثی نقل شده که بسیار فوق العاده است و با توجه به آیه مذکور و این روایات، انسان می تواند به خوبی درک نماید که حضرت صدیقه علیهاالسلام، علت خلقت است و یکی از اسباب آفرینش جهان می باشد؛ یعنی همانطور که رسول اکرم(ص)، امیرالمؤمنین و حسنین علیهم السلام سبب خلقتند، حضرت صدیقه سلام الله علیها نیز یکی از علل آفرینش است و معقول نیست کسی علت خلقت باشد و ولایت نداشته باشد.

در این باره دو روایت، یکی از حضرت علی علیه السلام و دیگری از جناب ابن عباس نقل می کنیم:

1- روایتی که از وجود مقدس حضرت علی علیه السلام رسیده است و جمعی از حفاظ عامه آن را ذکر کرده اند چنین است:

حضرت علی علیه السلام می فرماید:
از پیامبراکرم(ص) معنای آیه شریفه ی " فتلقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه" را سؤال کردم، فرمود: هنگامی که خدای تعالی، آدم را در هند، و حوّا را در جدّه فرود آورد… -حضرت آدم مدتها گذشت که اشک غم بر چهره می ریخت- تا این که خدای تعالی جبرئیل را نازل کرد و فرمود:
یا آدم، آیا من ترا به دست - قدرت - خودم نیافریدم؟ آیا از روح خود بر تو ندمیدم؟ و ملائک را به سجده کردن بر تو فرمان ندادم؟ و حوّا را به ازدواج تو در نیاوردم؟

حضرت آدم عرض کرد: بله،

خطاب آمد: پس این گریه (مداوم) تو از چیست؟

عرض کرد: خدایا، چرا گریه نکنم، که از جوار رحمت تو رانده شده ام.

خدای تعالی فرمود: اینک این کلمات را فراگیر که به وسیله آن، خدا توبه تو را قبول می کند و گناهت را می بخشد، بگو یا آدم: خدایا، تو پاک و منزهی، نیست خدایی جز تو، من بد کردم و به خود ستم روا داشتم، پس به حق محمد و آل محمد، مرا ببخش، به درستی که تو بخشنده و مهربان هستی.

پیامبر اکرم در پایان سخن فرمود: این است آن کلماتی که خدای تعالی به حضرت آدم آموخته است. گویی خدای متعال حضرت آدم را با این کلمات تسلی داده است که اگر از جوار رحمت من دور شده ای، اینک ارزش فرا گرفتن این کلمات گرانقدر، عوض، هم سنگ و برابر جوار رحمان و هم تراز فردوس و جنان است، و جبران آن نعمتی که از آن محروم شده ای.

2- روایت دیگر در همین موضوع از ابن عباس است که از پیامبراکرم(ص) نقل می کند که آن حضرت فرمود:

بعد از آن که خدای تعالی آدم(ع) را آفرید، حضرت آدم عطسه کرد و با الهام خدایی "الحمد لله رب العالمین" گفت. خدای تعالی در جواب او فرمود:

"یرحمکَ ربّک" رحمت خدا بر تو باد.

هنگامی که فرشتگان بر حضرت آدم سجده کردند، تکبر به او راه یافت و در حالی که بر خود می بالید عرض کرد: پروردگارا، آیا مخلوقی که نزد تو محبوبتر از من باشد، آفریده ای؟ و این سؤال را سه بار تکرار کرد و هر سه بار بی جواب ماند، دفعه سوم که حضرت آدم(ع) سؤال خود را بازگو می کرد، متوجه گردید که سؤال بی پاسخ او، سخن به جایی نبوده است، آنگاه از جانب پروردگار خطاب آمد:

بله، ای آدم، مخلوقاتی از تو محبوبتر دارم، که اگر آنها به وجود نمی آمدند، ترا نیز نمی آفریدم.

عرض کرد: پروردگارا آنها را به من نشان بده.

در آن هنگام از جانب خدای تعالی به فرشتگان درگاه الهی وحی شد: پرده ها را کنار بزنید. چون حجاب ها برداشته شد، از پشت پرده ی غیب، پنج شبح ظاهر شدند که در پیشگاه عرش ایستاده بودند.

حضرت آدم عرض کرد: پروردگارا اینان کیستند؟

خطاب آمد: این پیامبر من، این علی امیرالمؤمنین پسر عمّ او، این فاطمه دخترش و این دو، حسن و حسین، پسران علی، فرزندان پیامبر من هستند. و پس از معرفی نام های آنها، خدای تعالی فرمود:
یا آدم، اینان مقام اول را دارا هستند و درجاتشان بسیار عالی است و مرتبه تو، تالی مقام والای اینها می باشد.

و بعدها وقتی که حضرت آدم مرتکب و مبتلای آن ترک اولی شد، عرض کرد:
پروردگارا، از تو مسئلت دارم که به حق محمد، و علی، و فاطمه و حسن و حسین از خطای من درگذری؛ پس دعایش مستجاب شد و مشمول عفو و آمرزش خدای تعالی قرار گرفت و این است معنای آیه شریفه که خدا می فرماید:

پس آدم کلماتی از پروردگارش فراگرفت که به وسیله آن کلمات توبه او مورد قبول واقع گردید.

ابن عباس، سپس روایت را چنین ادامه می دهد که پیغمبر(ص) فرمود:
هنگامی که آدم(ع) بر زمین فرود آمد، انگشتری برای خود ساخت که نقش نام مبارک پیامبر اعظم اسلام "محمد رسول الله" بود و ابی محمد، کنیه او شد.


منبع:
1- تفسیر نمونه،ج 1.
2- درّالمثور، سیوطی،ذیل آیه مورد نظر.










(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/22028237562133820209.jpg)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/22028237562133820209.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۱/۲۶, ۰۵:۵۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26133089851924657609.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26133089851924657609.jpg)


القاب حضرت فاطمه سلام الله عليها

حضرت صدیقه طاهره علیها سلام ، نام ها و القابی دارند كه برخی آسمانی اند و از سوی پروردگار تعیین شده و بعضی از سوی برگزیدگان الهی. نام های آسمانی ، نه اسم است كه در حدیث ذیل آمده است.

امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: برای فاطمه(س) نزد خدای عزّّوجل ، نـُه اسم است

:" فاطمه، صدیقه، مباركه، طاهره، زكیه، راضیه، مرضیه، محدثه، زهرا"(1)

آنچه این نام ها را برای ایشان فضیلت قرار داده این است كه نامهای حضرتش حاكی از صفتی والاست كه در وی وجود داشته است و چون نام های دیگر افراد نیست ، كه صاحب نام از معنی نام خود هیچ بهره ای نبرده باشد.

لقب ها و كنیه های

- ام الائمه(2)

( مادر امامان):به موجب روایات نقل شده از سوی شیعه و سنی، نسل پاك پیامبر به وسیله دخترش به وجود آمده و گسترش یافته است. رسول اكرم (ص) فرموده است: پروردگار عزیز و بلند مرتبه ، نسل هر پیامبر را در صلب خود آن پیامبر قرار داد ، حال آن كه نسل مرا در صلب علی قرار داد.(3)

آن حضرت چندین بار به دختر عزیزش فرمود: ای فاطمه، تو را بشارت می دهم كه از نسل تو ، یازده فرزند معصوم، امام مردم خواهند شد و آخرین آنها مهدی علیه السلام است.

- ام ابیها(4)

یعنی : مادر ( و دلسوز) پدرش.كنیه ای است كه پدر بزرگوارش حضرت رسول اكرم (ص) وی را بدان خواند . پیامبر در خردسالی مادر را از دست داد و سراسر عمر عزیزش را به سختی گذراند و تا قبل از ازدواج با حضرت خدیجه و حتی پس از آن، پیوسته مورد آزار مشركان بود، یا در جنگ ها به این سو و آن سو می رفت و دشواری تحمل می كرد. پس از تولد دخترعزیزش فاطمه، با اینكه وی كودكی بیش نبود همواره چون پروانه به گرد شمع، از پدر جدا نمی شد و در رفع اندوه او آنچه می توانست می كوشید و از پدر دلجویی می كرد.اگر آن بزرگوار در جنگی آسیب می دید فاطمه خردسالش بود كه بر زخم و رنج پدر ، مرهم می نهاد و بر آرامش و سلامت جانش اصرار داشت. چون رسول خدا (ص) دلسوزی وی را می دید اشك می ریخت و می فرمود: او مادر پدرش است.(5)

"ام" به معنی مادر و اصل و ریشه است و در حقیقت آن بانو را باید مادر نبوت دانست.
ام ابیها بود آن خوش خصال چونكه بود بانوی كاخ جلال

- ام الحسن. ام الحسین(6)

مادر حسن(ع) . مادر حسین(ع) .امام مجتبی علیه السلام نخستین فرزند حضرت زهرا(س) است كه در پانزدهم رمضان سال سوم هجرت در مدینه به دنیا آمد.

پس از حدود یك سال ، وجود مقدس حسین(ع) در سوم شعبان سال چهارم هجری به دنیا آمد.

- ام المحسن(7)

مادر محسن (ع)آن حضرت را پنج فرزند بود: حسن، حسین، زینب، ام كلثوم و محسن علیهم السلام. محسن آخرین فرزند آن بانو و اولین شهید اهل بیت از پیامبر بود كه در ماه آخر حمل، سقط شد.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/01777862358937934651.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۱/۲۶, ۰۶:۰۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/52561214531398973444.jpg

- بتول(8)

بتول یعنی جدا و ممتاز از دیگرانابن اثیر درالنهایه می نویسد: فاطمه را بتول نامیدند زیرا از زنان زمان خویش [ وزمان های قبل و بعد خود] از نظر فضیلت و دین وحسب ، جدا و ممتاز بود . یا آنكه از دنیا منقطع گشته و به خدای تعالی روی آورده بود. (8)

- حانیه(9)

یعنی آن كه با شوهر و فرزندانش بسیار مهربان است.

- الحرة (10)

یعنی بانوی آزاد.

- حصان (11)

یعنی پارسا و عفیف

- حورا (12)

یعنی انسانی زمینی كه از حوریان بهشتی است.

حورای انسیه(13)

[حوریه ای شبیه آدمی] دریكی ازمعراج های پیامبر اكرم(ص) به آسمان، آن حضرت از میوه ها ، خرمای تازه و سیب بهشتی تناول كرد و خداوند متعال آن غذاهای بهشتی را در صلب پیامبر قرار داد و هنگامی كه ایشان از معراج به زمین بازگشت ، حضرت فاطمه (س) در رحم حضرت خدیجه قرار گرفت. بدین سبب حضرت فاطمه (س) " حورای انسیه" نام گرفت.(12)

- راضیه (14)

یعنی كسی كه به تقدیر و قوانین الهی خشنود بود.این صفت از والاترین درجات ایمان است و آن حضرت در تمام مراحل زندگی ، به آنچه كه از سوی خداوند متعال از ترس و آزار در راه دین و ظلم واندوه و غم- برایش مقدرشده بود ، رضایت داشت و هیچ گاه از وضع خود گله نكرد.

- زكیه(15)

. به معنی پاك و پاكدامن یا وجود پر بركت است.قرآن هر یك از این معانی را در سه آیه مختلف بیان فرموده است. در جایی از پاكدامنی و مقام عصمت حضرت عیسی علیه السلام چنین یاد می كند: قال انما انا رسول ربك لاهب لك غلاماً زكیا(14). یعنی جبرئیل به مریم گفت من فرستاده پروردگار توام تا از جانب او پسری پاكیزه به تو بخشم .

در آیه دیگر آمده است: فانطلقا حتی اذا لقیا غلاما فقتله قال اقتلت نفساً زكیة بغیر نفس.(15) یعنی چون خضر آن پسر را كشت ، موسی گفت آیا جوانی پاكیزه وبی گناه را بی آن كه كسی را كشته باشد، كشتی؟
درجایی دیگر می فرماید: قد افلح من زكیها.(16) یعنی رستگار شد هر كه روان خود را پاك ساخت.
در حقیقت زكیه به بانویی گویند كه از همه ناپاكی های اخلاقی دور باشد و هرگز در وجودش هیچ صفت بد یافت نشود.

- زهرا(16)

. یعنی درخشان، نورانی و درخشنده.ازامام صادق (ع) پرسیدند : چرا فاطمه را زهرا نامیدند ؟ فرمود: زیرا فاطمه چنان بود كه چون در محراب می ایستاد ، نوری ازاو برای اهل آسمان درخشش می كرد ، همان طور كه ستارگان برای اهل زمین درخشش دارند.

- سماویه(17)

یعنی گرانبها ، گوهری آسمانی

- سیدة، سیدة نساء العالمین (18)

یعنی بزرگ بانوی جهانیان.

شیخ صدوق در كتاب امالی ، حدیثی را ازحضرت رسول خدا(ص) چنین نقل كرده كه فرمود: ابنتی فاطمه ، سیدة نساء العالمین. یعنی دخترم فاطمه ، بزرگ بانوی زنان جهان است.
رسول خدا (ص) به دخترش فرمود: ای فاطمه، به درستی كه خداوند تو را بر همه زنان جهان و زنان اسلام كه بهترین دین است ، برتری داد . (19)

رسول خدا(ص) از نزدیك بودن وفات خود از طریق وحی با اطلاع شد ، دخترش فاطمه را از این موضوع آگاه ساخت و آن بانو گریست. در این حال رسول خدا(ص) به وی فرمود: تو اولین كسی از خانواده ام هستی كه به من خواهی پیوست. آیا دوست نداری كه ارجمندترین زنان بهشت باشی(20)

- صدیقه، صدیقه كبری(19)



" صدیقه" یعنی كسی كه در راستگویی كامل است یا آن كه هرگز دروغ نگفته است. یا كسی كه سخن خود را با عمل خویش تصدیق می كند.(21)


مرتبه صدیقین ، در ردیف پیامبران وشهیدان است. این مطلب را آیات بسیاری روشن می كنند كه از آن جمله اند: و من یطع الله و الرسول فاولئك مع الذین انعم الله علیهم من النبیین والصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن اولئك رفیقا.(22)

اهل تسنن از عایشه روایتی را چنین نقل كرده اند : ما رأیت احداً اصدق من فاطمه (س) غیر ابیها: پس از رسول خدا(ص) ، هرگز كسی را راستگوتر از فاطمه ندیدم.(23)





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/20954469348126777249.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۱/۲۶, ۱۳:۲۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70003667698150125407.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70003667698150125407.jpg)


- طاهره(20)

به معنی پاكیزه، بی عیب، پاك و معصوم.در حقیقت آیه شریفی كه در پاكیزه دانستن اهل بیت نازل شده است این نام را برای حضرت زهرا(س) ثابت می كند. خدای تعالی در سوره احزاب(آیه 33) می فرماید:" انما یرید الله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهركم تطهیرا" یعنی خداوند چنین می خواهد كه پلیدی هر آلایش را از شما خاندان نبوت ببرد و از هر عیب پاكتان گرداند.

در این مطلب ، مفسران و محدثان شیعه وسنی به گونه ای انبوه ، روایاتی ذكر كرده اند كه به مفاد آن ها معنی اهل بیت هر چه باشد صدیقه طاهره را شامل می شود.(24)

والاترین حدیث در مقام طهارت حضرت زهرا(س) حدیث شریف كساء است كه شیعه وسنی با ده ها سند صحت آن را تأیید كرده اند. بر پایه این حدیث، زمانی رسول اكرم(ص) به خانه دخترش فاطمه(س) آمد و خود را در چیزی شبیه عبا پیچید . زمانی بعد امیرالمومنین علی(ع) و پس از وی حضرت مجتبی علیه السلام و حسین(ع) نزد حضرتش رفتند و آنگاه فاطمه (س) به پیش ایشان رفت. درهمین هنگام بود كه آیه تطهیر ( انما یرید الله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت...) نازل شد. -

-عذرا(21)

یعنی آن بانو پیوسته همچون دوشیزگان بود.از فرموده رسول خدا(ص) كه آن بانو را حوریه ای به صورت انسان معرفی كرده است بر می آید كه آن حضرت همچون حوریان بهشت پیوسته دوشیزه باقی خواهد ماند. چه آن كه حضرتش از طعام بهشتی آفریده شد. از امام صادق(ع) در آن باره پرسش شد كه چگونه حوریه بهشتی هر زمان كه همسرش نزد وی می رود او را دوشیزه می یابد؟ فرمود: چون او از ماده ای پاك آفریده شده و هیچ گونه فسادی به جسم وی راه نمی یابد و بدنش دچار آفتی نمی گردد...(25)

- فاطمه(22)

یعنی آن كه خود و شیعیانش از آتش بازداشته ( و در امان نگاه داشته) شده اند.یا به معنی آن كه شر وبدی در وجود او راهی ندارد.

و به معنی آن كه از طفولیت با علم ، رشد یافته است.
شیخ صدوق در " علل الشرایع " و علامه مجلسی در" بحار الانوار" از امام باقر(ع) روایت كرده اند كه فرمود: چون فاطمه(س) متولد شد ، خدای عزوجل به یكی از فرشتگان وحی فرمود كه به زمین برود و این نام را بر زبان پیغمبر جاری سازد و بدین ترتیب رسول خدا(ص) نام فاطمه(س) را برای نوزاد انتخاب فرمود.(26)

حضرت رضا علیه السلام از پدرش ، و ایشان از رسول خدا(ص) نقل كرده اند كه فرمود: ای فاطمه، آیا می دانی چرا فاطمه نامیده شده ای ؟ علی پرسید چرا؟ فرمود: زیرا كه وی و شیعیانش را از آتش بازداشته اند.(27)

امیرالمؤمنین علی (ع) فرمود: شنیدم كه رسول خدا(ص) می فرمود: فاطمه را فاطمه نامیده اند زیرا خدای تبارك و تعالی او و فرزندانش را از آتش بركنار داشته است. البته آن فرزندانی كه با ایمان از دنیا بروند وبر آنچه كه بر من نازل گردیده اعتقاد داشته باشند.(28)

امام صادق (ع) فرمود: او را فاطمه گفتند چون شر وبدی در وجود او راهی ندارد و اگر برای همسری این بزرگوار، علی(ع) نبود تا قیامت كسی همشأن ایشان یافت نمی شد . پس از رسول خدا(ص) ، هرگز كسی را راستگوتر از فاطمه ندیدم.(29)




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/98381869128148227354.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/98381869128148227354.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۱/۲۶, ۱۳:۵۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21381780412404472469.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21381780412404472469.jpg)


- مباركه(23)

از نامهای دیگر حضرت زهرا(س) و به معنی وجود پر بركت است. راغب در مفردات گوید: جایی كه خیرالهی به صورتی كه در خور نگهداری و شمارش و اندازه گیری نباشد و هر كسی به آن بنگرد فزونی محسوسی در آن ببیند گویند در آن بركت است و آن چیز مبارك است.

- محدثه(24)

. یعنی آن كه فرشتگان با او سخن گویند.

- مرضیه (25)

یعنی آن كه خداوند پیوسته از او و كردارش راضی است.

- مریم كبری (26)

. یعنی مریم بزرگمقام وی در نزد مسلمانان ، والاتر از مقامی است كه حضرت مریم(س) در نزد مسیحیان دارد. در این باره ده ها روایت وجود دارد، از جمله آن كه رسول خدا(ص) فرمود: مریم ارجمندترین بانوی زمان خویش بود و فاطمه ارجمندترین بانوی همه زمانهاست.(32)

- منصوره(27)

یعنی یاری شده از سوی پروردگار.در تفسیر فرات كوفی ، نحوه خلقت حضرت زهرا علیه السلام از قول پیامبر اكرم نقل شده است كه جبرئیل سیب را به پیامبرداد و گفت: بخور كه آن نور وجود "منصوره" است كه درزمین فاطمه نامیده می شود. گفتم ای جبرئیل، منصوره كیست ؟ گفت : بانویی از صلب تو بیرون آید و اسمش در آسمان منصوره و در زمین فاطمه باشد!(33)

- نوریه (28)

یعنی فاطمه وجودی از نور است و انوار او تا ابد آفاق زندگی بشریت را روشن می سازد.سلام خدا و فرشتگان و همه پاكان براو، روز ولادت ، روز شهادتش و تا قیام قیامت.

پی نوشتها:
1- امالی صدوق، ص 474، ح 18.
2- بحار الانوار، ج 43، ص 16.
3- مناقب خوارزمی ، ص229.
4- المناقب ، ج 3، ص 32.
5- العوالم، ج 6، ص 37.
6- بحار الانوار، ج 43، ص 16/ المناقب، ج 3، ص 132.
7- المناقب، ج 3، ص 132؛ بحار الانوار، ج 43، ص 16.
8- معانی الاخبار، ص 54/ علل الشرایع، ص 181.
9و10- بحار الانوار، ج 43، ص 16
11- المناقب، ج 3، ص 133.
12- تفسیر فرات كوفی ، ص 119، بحار الانوار، ج 43، ص 18.
13- بحار الانوار، ج 43، ص 16.
14- سوره مریم، آیه 19.
15- سوره كهف، آیه 75.
16- سوره شمس ، آیه 10.
17- بحار الانوار، ج 43، ص 16.
18- امالی، ص 245، حدیث 12.
19- عوالم العلوم، ج 6، ص 46.
20- همان، ص 45.
21- لسان العرب و تاج العروس.
22- نساء ، آیه 68.
23- مستدرك حاكم، ج 3، ص 150/ حلیة الاولیاء، ابونعیم، ج 2، ص 41.
24- تاریخ خطیب بغدادی، ج 10، تفسیر كشاف زمخشری، ج 1، ص 193/ اسدالغابة، ابن اثیر، ج 2، ص 12/ درالمنثور،ابوبكر سیوطی، ج 5، ص 198.
25- فاطمه زهرا از ولادت تا شهادت( ترجمه)، ص 123.
26- بحار الانوار، ج 43، ص 13.
27- همان، ص 14.
28- بحار الانوار، ج 43، صص 18و19.
29- همان، ص 10.
30- بحار الانوار، ج 43، ص 16.
31- بحار الانوار، ج 43، ص 16.
32- العوالم ، ج 6 ، صص 44-51.
33- العوالم، ج 6، صص 35-36. 34- المناقب، ج 3، ص 133





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21625352549987811421.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۱/۲۶, ۱۳:۵۹
[/URL][URL="http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33835493117841476104.jpg"]http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33835493117841476104.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/35542759617884132832.jpg)
(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/35542759617884132832.jpg)



ـ حضرت زهرا در سوگ مادر




چون ایام سخت و طاقت فرسای محاصره‌ی اقتصادی و سیاسی شعب پایان یافت رنجها و غصه‌های وارده بر پیکر مطهر خدیجه کبری امکان زندگی را از او سلب کرد و بانوی خردسالش را در میان انبوهی از غم بی مادری تنها گذاشت.



‌این اندوه از یک سوی و از دست دادن بزرگ پرچمدار حمایت از رسول خدا(ص) حضرت ابوالائمه ابوطالب (علیه‌السلام) از سوی دیگر به حدی بر رسول خدا (ص) و جامعه‌ی نوپای اسلام سخت و سنگین بود که آن سال را «عام حزن» نامیدند.



آن بانوی یگانه در فقدان مادر فوق‌العاده بی تاب بود و لحظه‌ای از گریه و ناله نمی‌ایستاد. ماجرا را از زبان جگر گوشه‌اش حضرت صادق(علیه‌السلام) می‌شنویم:



«هنگامی که حضرت خدیجه دار فانی را وداع گفت دخترش حضرت فاطمه به سراغ رسول خدا (ص) آمده و با تمام غم و غصه به دور او می‌چرخید و می‌پرسید:



ای رسول خدا مادرم کجاست؟ در حالی که پیامبر الهی جواب نمی‌داد، فاطمه علیها‌السلام مرتب به دور آن حضرت می‌گردید و سؤال می‌کرد: مادرم کو؟



رسول خدا متحیر بود که چگونه پاسخ فاطمه را بدهد و خبر وفات حضرت خدیجه را برای دخترش بازگو کند.



در این هنگام جبرئیل نازل شد و عرض کرد:‌یا محمد! خداوند می‌فرماید: به فاطمه سلام مرا برسان و بگو:‌ مادرت در یک ساختمان زیبا در بهشت که بنای اصلی آن از مروارید و ستونهایش از یاقوت سرخ است در میان آسیه و مریم جای دارد.



فاطمه (علیها‌السلام) چون این پیام الهی را شنید گفت:



خداوند خود سلام است و سلام از سوی اوست و سلام به سوی او باز می‌گردد.





(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/16581567313229632110.jpg)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/16581567313229632110.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۱/۲۶, ۱۴:۰۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95131428187802790764.jpg



هجرت و جلای وطن

هجرت از دیار و عشیره برای ترویج دین الهی سیره و سنت سفیران الهی است. لذا رسول خدا (ص) به دستور خداوند عزوجل همانند حضرت ابراهیم و موسی (علیهما‌السلام) مأمور به ترک وطن (مکه) و هجرت به سوی مدینه شد.

در پی این پیام الهی رسول خدا(ص) در تاریکی شب مخفیانه و بدور از چشم دشمنان شهر مکه را به قصد مدینه ترک فرمودند. و حضرت علی (علیه‌السلام) آن شب به دستور رسول خدا(ص) دست از جان برشست و جان به رضای خدا فروخت و بر بستر پیامبر آرمید تا رسول خدا (ص) از شر مشرکین مکه جان به سلامت برد.

فردای آن روز امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) طبق مأموریتی که از سوی رسول خدا داشت امانت‌های مردم را که در نزد رسول خدا به امانت گذاشته بودند به صاحبانش برگرداند و مهیای هجرت به سوی یثرب شد و به همراه حضرت فاطمه دخت گرامی رسول خدا (ص) و مادرش فاطمه بنت اسد، و فاطمه بنت زبیر بن عبدالمطلب و فاطمه بنت حمزه و ایمن و ابو واقد لیثی در روز روشن و مقابل دیدگان قریش از شهر مکه خارج شدند.

قریش هشت نفر از شجاعان و تک سواران خود را در تعقیب امام فرستادند، و در بین راه با حضرت ،‌رودررو شدند. امام (علیه‌السلام) رئیس و بزرگ آنان را همچون دیگر سران کفر و ضلالت به کام مرگ سپردند و بقیه از رعب و وحشت فرار را بر قرار ترجیح دادند.

امام علی (علیه‌السلام) و همراهانش به مسیر ادامه دادند و در قبا به حضرت رسول خدا(ص) که منتظر آنان بودند ملحق شدند.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83149275935436149192.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۱/۲۶, ۱۴:۲۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67297679642434786373.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67297679642434786373.jpg)


حضرت زهرا علیها سلام در نگاه پيامبر اكرم (ص)

رسول مكرم اسلام صلی الله علیه وآله به مناسبت های مختلف درباره صدیقه كبرا علیها سلام سخنانی فرموده است كه مبین مقام والای این بانوی اسلام می باشد. در این مبحث ، به منظور تبرك ، به كلام نورانی نبوی به چند مورد اشاره می نمائیم :

1- فاطمه پاره تن من است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است : فاطمه پاره تن من است. هر كس او را خشمگین كند مرا خشمگین نموده است .(1)
و فرمود: هرآنچه او را اندوهگین كند، مرا هم اندوهگین می كند. هرآنچه او را بیازارد... وخسته كند، مرا نیز آزرده می سازد. هر چه او را شادمان كند، مرا هم شادمان، و هر چه او را افسرده سازد مرا نیز افسرده می نماید. (2)

2- غضب فاطمه غضب خداست.

فرمود: ای فاطمه ، خداوند به خاطر غضب تو ، غضب می كند و به خاطر رضای تو خشنود می شود. (3)

3- فاطمه سرور زنان جهان

و سرور زنان با ایمان است.(4)زمانی نیز فرمود:... این فرشته آمده است تا به من بشارت دهد كه فاطمه سرور زنان بهشت است. (5)

4- فاطمه قبل از همه وارد بهشت می شود.

فرمود: اولین كسی كه وارد بهشت می شود، فاطمه دختر محمد صلوات الله علیه است. (6)

5- فاطمه علیها السلام ، روز قیامت ، هم منزل پیامبر اكرم (ص) است.

فرمود: من ، علی ، فاطمه ، حسن و حسین ، روز قیامت در زیر بارگاه عرش خواهیم بود. (7)
امیرالمؤمنین(ع) روایت كرده است كه شبی پیامبر اكرم(ص) در خانه ما خوابید. نیمه شب حسن آب خواست و حضرت برخاسته، كاسه ای آب از مشك برگرفته تا به او بنوشاند. دراین میان ، حسین دست به كاسه آب برد، پیامبر او را باز داشت و آب را به حسن داد. فاطمه (س) عرض كرد: ای رسول خدا! مثل اینكه حسن را بیشتر دوست می داری! فرمود: نه، ولی او قبل از حسین آب خواست. آنگاه فرمود: ای فاطمه، من ، تو و این دو و اینكه در خواب است [ علی(ع)] همه درروز قیامت در یك جا خواهیم بود. (8).

6- نسل فاطمه(س) بر آتش حرام است.

فرمود: فاطمه پاكدامن است، پس خدا نسل او را بر آتش حرام كرده است. (9)
و فرمود: خدا تو و فرزندانت را عذاب نخواهد كرد. (10)




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83140904207865739698.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83140904207865739698.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۱/۲۶, ۱۴:۲۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/51330891511535311916.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/51330891511535311916.jpg)



7- فاطمه(س) میوه وجود پیامبر است.

فرمود: من درختی از بهشتم و فاطمه میوه اوست. (11)

8- فاطمه پاره ای از وجود پیامبر است.

فرمود: فاطمه ازوجود من است. هرچه او را خوشحال كند مرا خوشحال می سازد وهرچه او راغمگین سازد،مراغمگین می كند. (12)

9- دوست داران فاطمه ، در بهشتند.

فرمود: ای سلمان ، هركس فاطمه را دوست بدارد، در بهشت است و هر كس با فاطمه دشمنی ورزد، در جهنم است. ای سلمان، دوست داشتن فاطمه، در یكصد جایگاه به كار می آید كه راحت ترین آنها، لحظه مرگ، قبر، میزان، محشر، صراط و محاسبه است.
هر كس دخترم ، از او راضی باشد من از او راضی هستم و هر كس من از او راضی باشم خدا از او راضی است و هر كس كه فاطمه بر او غضب كند ، خدا براو غضب می كند. (13)

10- فاطمه (س) ، مظهر نیكی است.

فرمود: اگر حُسن و نیكی همچون پیكری نمایان می گردید ، همانا سیمای فاطمه می شد. بلكه فاطمه ، بزرگتر ازآن است . (14)

11- فاطمه (س) ، روح پیامبراست.

فرمود: دخترم ، فاطمه سرور اولین و آخرین زنان جهان است. او پاره تن من، نور چشم و میوه دل من و روح من است. او حوریه آدمی نسب است. هر گاه در محراب مقابل پروردگارش می ایستد ، نورش برای فرشتگان آسمان می درخشد آنچنان كه نورستارگان برای اهل زمین. و خدای عزوجل ، به فرشتگان می گوید: ای فرشتگان من، به بنده ام فاطمه بنگرید كه چگونه در مقابل من ایستاده واعضای بدنش ، از خوف من می لرزد. بنگرید چگونه قلبش متوجه من است. شما را شاهد می گیرم كه او و پیروانش را ازآتش ایمن كردم... آنگاه همان طور كه مریم را صدا زد او را صدا می زند و می گوید: ای فاطمه، خدا تو را برگزیده و تطهیر كرده وبر زنان جهان برتری بخشیده است...(15)

12- فاطمه (س) مادر پدرش است.

پیامبراكرم(ص) او را به این كنیه افتخار بخشید و او در مدینه ، به این كنیه مشهور بود. (16)
در تفسیر این كنیه ، گفته اند منظور از پدرشان ، رسالت پیامبر(ص) است . بنابراین فاطمه مادر اسلام و مسلمین است . یعنی همانطور كه اطفال در شداید وگرفتاری ها به مادر خویش پناه می برند و مادر مرجع و محور آنهاست ، فاطمه زهرا(س) پناهگاه پیروان اسلام در شداید و گرفتاری هاست. و هنگامی كه حق و باطل با هم مشتبه شوند جویندگان حق، راه راست و حق را از او می جویند.
به حقیقت فاطمه میزان است. همراه او بودن با خدا بودن است وپیروی از او ، پیمودن راه مستقیم است و جدایی از او ، جدایی از خدا و حقیقت اسلام.





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/17133409439411994664.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۱/۲۶, ۱۴:۳۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31977290564603444866.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31977290564603444866.jpg)


رفتار پیامبر (ص) نسبت به زهرا(س)

زهرا(س) در نظرپیامبرعظیم الشأن ، ازجایگاهی بلند برخوردار بود و نمی توان برای منزلت و قرب فاطمه نزد رسول خدا(ص) حدی تعیین كرد. صحیح تر آن كه بگوییم ، زبان و قلم از قدرتی برخوردار نیست كه بتواند از عهده این كار برآید. در یك سخن باید گفت:" در پهناورترین مكان قلب پدر خویش جای داشته و در كشور وجود پیامبر اكرم(ص) ، بهترین موقعیت از آن وی بوده است ."(17)


علاقه حضرت رسول به دختر گرانقدر خود

1- كوتاه ترین زمان دوری

پیامبر عظیم الشأن اسلام ، هنگامی كه آهنگ سفر داشت با فاطمه علیها سلام بعد از همه وداع می كرد و هنگام مراجعت با او قبل از همه ملاقات می كرد.(18)

2- بوسه و احترام

عایشه روایت می كند: هنگامی كه فاطمه علیها سلام داخل می شد ، پدرش برمی خاست ، او را می بوسید و درجای خود می نشاند.همچنین اومی گوید: روزی پیامبرگلوی فاطمه را بوسید، عرض كردم: ای رسول خدا، كاری كردید كه پیشترانجام نمی دادید!
حضرت فرمود: ای عایشه، وقتی مشتاق بهشت می شوم گلوی فاطمه را می بوسم.(19)

3- سلام پیاپی

تا مدت ها پس از نزول آیه تطهیر، هنگامی كه پیامبر (ص) برای نمازهای پنجگانه از منزل خارج می شد نخست به در خانه فاطمه(س) می رفت، دستانش را به دو طرف در می گرفت وبا صدای بلند می فرمود: سلام بر شما، ای اهل بیت!(20)

پی نوشتها:
1- خصائص نسائی، ص 35 و كنز العمال ، ج 6، ص 220.
2- فضائل الخمسة، ج 3، ص 5-15.
3- ذخائر العقبی، ص 39 و میزان الاعتدال ذهبی،ج 2، ص 72.
4- فضائل الخمسة، ج 3، ص 146.
5- صحیح ترمذی، ج 2، ص 306.
6- مستدرك الصحیحین، ج 2،ص 152.
7- معجم هیثمی، ج 9، ص 184.
8- اُسد الغابة، ج 5، ص 269.
9- اسدالغابة، ج 5، ص 510.
10- كنزالعمال، ج 6، ص 219.
11- فرائد السمطین، ج 2، ص 30.
12- همان، ص 45.
13- همان، ص 67.
14- همان، ص 68.
15- همان، ص 35.
16- اسدالغابة، ج 5، ص 520/ الاستیعاب، ج 2، ص 752.
17- فاطمة زهرا از ولادت تا شهادت، ترجمه دكتر حسین فریدونی ، ص 227.
18- مستدرك الصحیحین، ج 1، ص 498. 19- صحیح ترمذی، ج 2، ص 319.





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49126652036098830371.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49126652036098830371.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۱/۲۶, ۱۴:۴۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/59960040930013017762.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/59960040930013017762.jpg)


حدیث عبادت زهرا علیها سلام

حدیث نیایش زهرا علیها سلام در آیینه عبارت نگنجد و زبان ما از بیان عبادت و خضوع بی بی دو عالم قاصر است ، پس كلام معصومین علیهم السلام را به مدد می طلبیم تا جرعه ای از نیایش حضرت را به كام بنشانیم :

- داده حق

حضرت فاطمه علیها السلام به این جهت« بتول» نامیده شد كه از همه بریده و دل به خدا بسته بود.(1)

- تندیس عبادت

حسن بصری می گوید:

در میان امت اسلام، كسی خداپرست تر از فاطمه نبود. آنقدر در نماز می ایستاد كه پاهایش ورم می كرد.(2)

- نیاز نماز

حضرت فاطمه (س) در نمازش از ترس خدا ، نفس نفس می زد و (بغض در گلویش می شكست)(3)

- قدر شناس قدر

حضرت علی علیه السلام فرمود:

فاطمه (س) نمی گذاشت كسی از اهل خانه در شب های قدر به خواب رود به آنان غذای كم می داد و از روز قبل برای احیای شب قدر آماده می شد و می فرمود: محروم كسی است كه از بركات این شب محروم باشد.(4)

- نثار و ایثار

حضرت موسی بن جعفرعلیه السلام از پدرانش نقل می كند: هر گاه حضرت فاطمه (س) دعا می كرد ، برای زنان و مردان مؤمن دعا می كرد و برای خود دعا نمی كرد، به او گفته شد: چرا شما برای مردم دعا می كنید اما برای خودتان دعا نمی كنید؟ فرمود: اول همسایه، آنگاه خانه.(5)

- وقت دعا

حضرت فاطمه (س) گوید: شنیدم پیامبر (ص) فرمود: غروب روز جمعه ساعتی است كه هر كس آن را مراقبت و در آن لحظه دعا كند ، عایش مستجاب شود. حضرت زهرا- برای درك آن ساعت- به خدمتكارش می گفت: بر فراز بلندی برو و هرگاه دیدی نیمه خورشید غروب نمود مرا خبر كن تا دعا كنم.(6)

- دو ركعت نماز

امام صادق (ع) فرمود:

مادرم فاطمه (س) همواره دو ركعت نماز را كه جبرئیل به او آموخته بود می خواند ، در ركعت اول آن ، پس از حمد صد بار سوره قدر و در ركعت دوم ، پس ازحمد صد بارسوره توحید را می خوانی، وپس ازسلام نماز ، تسبیحات حضرتش را نیز می گویی.(7) - هدیه بی نظیر

امیرالمؤمنین (ع) به حضرت زهرا گفت تا از پیامبر خادمی بخواهد، او نزد پیمبر رفت و ضمن نشان دادن پینه های دستش گفت: آسیاب كردن ، مرا به زحمت انداخته است و آنگاه درخواست خادمی كرد. پیامبر در پاسخ فرمود: آیا نمی خواهی- به جای خادم- هدیه ای به تو دهم كه از همه ی دنیا ارزشمندتر باشد؟ هنگامی كه برای خواب آماده شدی ، سی و چهار بار « الله اكبر» ، سی و سه بار« الحمدلله» و سی و سه بار « سبحان الله » بگو.(8)

- تسبیح تربت

امام صادق (ع) فرمود:

تسبیح حضرت فاطمه(ع) نخی بود كه برآن به تعداد تكبیرات ، 34 گره زده بود و آن را در دستش می چرخانید و تكبیر و تسبیح می گفت ؛ تا وقتی كه حمزه شهید شد و تسبیحی از تربت او ساخت ، و از آن پس ساختن تسبیح درمیان مردم رواج یافت.(9)

پی نوشت:
1- مستدرك عوالم ، ج 1، صص 81-80.
2- مناقب ، ج 3، ص 341.
3- ارشاد القلوب، ص 105.
4- دعائم الاسلام، ج 1، ص 282.
5- علل الشرایع، ج 16، ص 102.
6- معانی الاخبار، ص 399.
7- جمال الاسبوع، ص 173.
8- كنزالعمال، ج 7، ص 205. 9- وسائل الشیعه، ج 33، ص 401.




http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_4_1.png

neginsabz
۱۳۹۰/۰۱/۲۶, ۱۵:۰۷
http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_4_1.png
درس‏هایی از فاطمه علیهاالسلام

http://img.tebyan.net/big/1387/02/22713523420217916514514314314521618955346.jpg
فاطمه علیهاالسلام آن بانوی بزرگ ما شهید شد و نه تنها شیعیان جهان، بلكه همه دوستان و آزادمنشان را عزادار ساخت. او زنی در خور احترام و بانویی نمونه‏ و بی‎مانند در جهان بشریت بود. عمری كوتاه داشت، ولی از همه ساعات و ایام آن در راه بندگی خدا، و نجات انسان‎ها از قیود و انحرافات استفاده كرد.
اینك مائیم و خاطرات فاطمه (علیهاالسلام)، مائیم و روح جهان و تلاش قرآنی فاطمه (علیهاالسلام) كه برای زنده داشتن آن خاطرات، سالانه هزاران مجلس وعظ سخنرانی برپا می‏سازیم و به یاد عظمت و بزرگواری‏های او احساس غرور می‏كنیم و جهت رنج‎ها و مصیبت‏های وارده بر او اشك‏ها می‏ریزیم و یا او را وسیله گرانقدری در پیشگاه خدا قرار داده و به عرض حاجت می‏نشینیم.
این تلاش‏ها و برنامه‏ها خوب و ارزنده‏اند ولی جهت‎دهنده به سوی مقصود نیستند و نقش سازندگی و تحول‎انگیزی آنها اندك است. فاطمه علیهاالسلام برای این، تلاش نکرد كه به او احسنت و مرحبا بگوئیم و بدان خاطر به شهادت نرسید كه اشك ما را بدرقه راه كند و یا مجالس عزای او صرفاً برای عزاداری و توبه نیست كه مقصدی فوق آن مطرح است.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49126652036098830371.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49126652036098830371.jpg)

neginsabz
۱۳۹۰/۰۱/۲۶, ۱۵:۲۲
http://sl.glitter-graphics.net/pub/684/684900e22c429em2.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifبهترین توسلhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
بهترین توسل برای نجات از مشكلات و همّ و غمّی كه در سر راه ماست توسل به راه و رسم حیات فاطمه علیهاالسلام است. فاطمه علیهاالسلام قافله سالار زنان جهان و مایه افتخار دنیای اسلام است. زندگی او بر اساس ایمان و اعتقاد و باور راستین است. عرضه كننده ب
راه فاطمه (علیهاالسلام) تنها راه دیروز نبوده و نیست كه راه امروز است و هر روز. و تنها راه. شریعت خاص و آئینی ویژه نیست كه راه فطرت است و بدین سان در همه جای جهان قابل اجرا و عملی است. اگر ما راه فاطمه (علیهاالسلام) را راه اسلام می‏خوانیم بدان خاطر است كه در باور ما اسلام، آئین فطرت است. تعالیم آن با زمینه‏های فطری سازگار است و فاطمه (علیهاالسلام) آنچه را كه دارد از عطایای الهی است كه در سایه تطابق خود با اندیشه‏های اسلامی آن را به دست آورده است.
هترین ایده‏ها و سنت‏هاست و راه او، راه نجات است. و از رمز پیروزی‏ها و انحطاطها در پیروی یا عدم تبعیت از راه و رسم اوست.
راه فاطمه (علیهاالسلام) تنها راه دیروز نبوده و نیست كه راه امروز است و هر روز. و تنها راه. شریعت خاص و آئینی ویژه نیست كه راه فطرت است و بدین سان در همه جای جهان قابل اجرا و عملی است. اگر ما راه فاطمه (علیهاالسلام) را راه اسلام می‏خوانیم بدان خاطر است كه در باور ما اسلام، آئین فطرت است. تعالیم آن با زمینه‏های فطری سازگار است و فاطمه (علیهاالسلام) آنچه را كه دارد از عطایای الهی است كه در سایه تطابق خود با اندیشه‏های اسلامی آن را به دست آورده است.

ذكر یک هشدار بجاست كه گمان نرود نجات‎بخشی انسان تنها در سایه گریه بر فاطمه علیهاالسلام حاصل است و یا با گریه‎ی تنها، می‏توان آلودگی‏ها را از خود زدود. گریه عاطفی و ناشی از دلسوزی‏ها و به خاطر تصویر مصائب جانكاه و دردهای انسانی ستمدیده نمی‏تواند گرهی از مشكل بگشاید و عامل نجات گردد كه اگر چنین بود عمر سعد نجات یافته است. زیرا در عصر عاشورا از دیدن مصائب بازماندگان حسین دلش به رقّت آمد و سوخت و قطرات اشك هم نثار كرد.
گریه بر فاطمه علیهاالسلام باید گریه معرفت باشد و گریه ندامت از این كه من گنهكارم چرا كه می‏توانستم پاك و سالم باشم. چرا گنه كرده‏ام؛ و گریه حسرت كه چرا از كاروان فاطمه (علیهاالسلام) عقب افتاده‏ام. و در پس این گریه تصمیم‏گیری بر این امر كه دیگر به راه خطا نروم، و حق خدا و خلق را كه بر ذمه دارم ادا كنم. و سختگیری بر خود از طریق عبادتی چون عبادت فاطمه (علیهاالسلام)، که لذت گناه را فراموش كنم و حتی گوشت روئیده از گناه را ذوب نمایم و حال و عملم خلاف آن باشد كه بوده است.
http://img.tebyan.net/big/1387/02/218411161949623423311471092112277921279.jpg
http://sl.glitter-graphics.net/pub/684/684900e22c429em2.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۱/۲۶, ۱۵:۲۳
http://sl.glitter-graphics.net/pub/684/684900e22c429em2.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifیاد فاطمه علیهاالسلامhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

فاطمه (علیهاالسلام) را باید همیشه به یاد داشت و یاد او باید یاد عشق در ایمان باشد و یاد عاطفه و احساس توام با تعقل او درخور یاد كردن و ذكر است؛ بدان خاطر كه تصویر آزادگی او به ما درس آزادی می‏دهد، خاطره حق‎طلبیش به ما درس وظیفه و جرئت و شهامت می‏دهد و یا مبارزه‏اش در ما روح مبارزات حق‏طلبانه را احیاء می‏كند.
ما با یاد فاطمه علیهاالسلام و موضعگیری‎هایش باید این درس را داشته باشیم كه به موضع‏گیری اندیشه در شرایط گوناگون و متفاوت زندگی دست یابیم و در هر مساله و مشكل از خود سوال كنیم اگر فاطمه (علیهاالسلام) با این مشكل مواجه می‏شد چه می‏كرد؟ و هم با مطالعه تاریخ زندگیش از او و از راه و روش او الهام می‏گیریم و طریق خود را روشن و هموار كرده و به پیش رویم.
او ولیّ خدا بود دارای ایمان و عصمت، علی (علیه‌السلام) او را یکی از دو ركن جهان اسلام معرفی كرد كه ركن اول آن شخص پیامبر بود. و آن روز كه فاطمه (علیهاالسلام) از دنیا رفت علی (علیه‌السلام) با تأثر و اندوه فرموده بود این همان ركن دومی بود كه از دست رفت (هذا ركن الاخر) و چنانچه پیامبر اکرم در مورد فاطمه علیهاالسلام فرموده بود: هذا احدالركنین [1] و آدمی برای استواری نیایش، ناگزیر به ستون و ركنی نیاز دارد. هر قدر آن ركن مهم‎تر و سنگین‏تر، استحكام بنا و اعتماد ما بدان بیشتر و زیادتر است و این خود نیز اسوه‎آموزی و الگوپذیری است كه آیات قرآن و روایات، ما را بدان توصیه می‏كنند.

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifدرس آموزی از فاطمه علیهاالسلامhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
برای فاطمه علیهاالسلام رمز و رازی الهی و مقصدی لاهوتی، معرفی كرده‏اند و در خور اسوه بودن برای بشریت. اسناد و روایات ما نشان می‏دهند او ولی خداست، معصومه و محصوره از گناه است، آزاده است و آزاد از قیود بشر ساخته، دارای تقوائی بی‏نظیر و ادبی كم نظیرتر در دنیای زنان. دارای رقّت قلب، ایمان آمیخته با اركان وجودی، صبر و مقاومت در امور، حلم و متانت در كارها، علوّ روح، دارای سرعت در ادراك و تعقل جهت‏دار كه به سوی بی‎نهایت است، دارای شجاعت گرفته از ایمان، تنها و تنها در جهان بشریت و نمونه ‏عالی حبّ خدا و اسوه در پرستش و نیایش، شرافت و جدال و برگزیده خدا و ... .
http://img.tebyan.net/big/1387/02/3921919592381741061632291142221418128205.jpg
و بدین سان همه عملكردها، مواضع، حالات و حركاتش درس است. زندگی او خود یك راه است و راه اسلام، مسلمانی و راه فطرت با درس‎آموزی از فاطمه علیهاالسلام است كه می‏توانیم دریابیم راه خدا چیست؟ راه ایمان و تقوا كدام است؟ راه حق‏طلبی و مبارزه و تلاش در راه هدف الهی كدام است؟.
فاطمه علیهاالسلام به زنان ما درس می‏دهد، درس زندگی، درس جهاد و مبارزه، درس مرزداری ایدئولوژی و درس حضور اجتماعی در عین رعایت موازین شرعی و او آموزگار مسلم راهی است كه بشریت از ابتدای پیدایش خود تا امروز خواستار و متوقع شناخت آن راه و طی طریق در آن مسیر بوده است.
http://sl.glitter-graphics.net/pub/684/684900e22c429em2.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۱/۲۶, ۱۵:۲۳
ادامه...
http://sl.glitter-graphics.net/pub/684/684900e22c429em2.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifعبرت‎آموزی از تاریخhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

ما در مطالعه حیات فاطمه علیهاالسلام درس‎هائی می‏آموزیم كه از یك سو درس عبرت‎اند و از سوی دیگر در خور ثبت در تاریخ برای راه‎آموزی ما. و در ضمن این مطالعه با كسانی آشنا شدیم كه برای دستیابی به رتبه و مقام ظاهر و بزرگ و جلال و شكوه فاطمه علیهاالسلام را نادیده گرفته و خواستند از این راه به نوائی برسند ولی خدای آن را برای همیشه‏شان پذیرا نشد.
برخی شكوه فاطمه علیهاالسلام را فراموش كردند، به خاطر نانی، به دریوزگی درآمدن و به خاطر مقامی، با دستگاه ظلم همدست شدند، آزادگی خود، و حتی شرافت خویش را فروختند و مجری فرمان خائنان شدند كه در سایه آن فاطمه علیهاالسلام مجروح و زخمی به بستر افتاد و بر اثر همان صدمات جسمش ناتوان شد و از دنیا رفت.
http://img.tebyan.net/big/1387/02/16314210140101251612660165172691501734190.jpg
ولی امروز نه آن دونان‎صفت حضور دارند و نه فاطمه علیهاالسلام؛ هر دو از جهان رخت بربستند و چه درس عبرتی از این بالاتر كه می‏بینیم ظالمان با خرید آن همه ننگ‏ها طرفی نیستند و ظلم و تجاوز و غصب‌شان برای آنها آبروئی نساخت و راه و روش شرم انگیزشان راهی و وسیله‏ای برای سعادت‌شان فراهم نكرد.
آنان كه در آن روز جز به خود و نیت پست خود نمی‏اندیشیدند اینك در كجایند و فاطمه علیهاالسلام در كجاست؟
آنها كه در زیر پوشش‏های تبلیغاتی خود خواستند نور خدا را خاموش كنند آیا به هدف خود رسیدند؟ آیا آنها عزت دارند یا فاطمه علیهاالسلام؟ دیدید كه اشك مظلوم چه‏ها كرد؟ و قطرات سرشك صاف و روان چگونه ریشه آنها را قطع کرد؟
فاطمه علیهاالسلام جان داد ولی آبرومندانه، زندگی كرد ولی مدبرانه، مبارزه كرد ولی اندیشمندانه، تسلیم نشد حتی در بستر مرگ، رای خود را عوض نكرد حتی به بهای جان، دست از دفاع از مقام ولایت علی (علیه‌السلام) برنداشت حتی به بهای سقط فرزند، و از دامن علی (علیه‌السلام) دست نكشید مگر به ضربه تازیانه، و وقتی که بیهوش شد. و اینها همه درس است برای آن كس كه حسرت جلال و شكوه فاطمه علیهاالسلام را در دل دارد.

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifفاطمه علیهاالسلام محور درس‏هاhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

او محور درس‏هاست و در حیات شخصی، در عبادت و نیایش در كار و تلاش، در احساس تعهد و در انجام مسؤلیت، در تكلیف نسبت به خود و خدا و جامعه در هدفداری و در برنامه‏ریزی، در اعمال روش معین در امور، در نظارت اجتماعی، در امر به معروف و نهی از منكر و در مبارزه و حق‏طلبی.
او با عمل درس داد، درس توّلا و تبّرا، درس همرزمی با همسر در تعقیب هدف مشترك، درس صفا و اخلاص در كارها، درس انجام وظیفه هدایت برای زنان، درس كمك‎كاری برای مردم، درس زیر بازوگیری، درس بیان حق، درس از خود گذشتگی و ایثار، درس ثبات قدم در برابر متجاوزان و غاصبان، درس حجاب و پوشش، درس پرچم‎افرازی و گاهی پرچم ساختن مظلومیت، حتی پنهان کردن جنازه و قبر خود برای هشیار كردن.
http://img.tebyan.net/big/1387/02/17318546198497323991082221383822974179197.jpg
- او دختری برای پدر است در احترام ‏پدر، رعایت حال او، دفاع از او، مهرورزی به پدر، رعایت شئون ‏او.
- او همسری است برای شوهر، هم‎شأن او، كفو او، دوستی با شوهر، همرزمی با او، همگامی با او.
- او مادری است برای فرزندان، مادری متعهد، درس‏آموز، مهربان، صمیمی و همراه، القاء كننده ایمان و اخلاق.
- او عضوی است برای جامعه، خود اهل احسان و خیر، اهل هدایت و ارشاد، تمام كننده حجت.
- و او الگوی مكتب محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) است.
http://sl.glitter-graphics.net/pub/684/684900e22c429em2.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۱/۲۶, ۱۵:۲۳
ادامه...
http://sl.glitter-graphics.net/pub/684/684900e22c429em2.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifمرزهای درس آموزیhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

برای آن كس که طالب راه فاطمه علیهاالسلام و در مسیر سعادت آموزی است، مرزهای مطالعه و تحقیق در حیاتش از این دیدها و جنبه‏ها می‏توانند مفید باشند.
1- فاطمه علیهاالسلام در رابطه با خود: تلاش او در خداشناسی، خودسازی، پرورش ابعاد وجودی، حیات شخصی، رشد خود و ... .
2- فاطمه علیهاالسلام در رابطه با خدای خود در شناخت او از خدا در عبادت، اطاعت، تسلیم، استمداد، توكل، هدف و خشیت از خدا، امیدواری‎ها ...
3- فاطمه علیهاالسلام در رابطه با انسان‎ها: پدر، مادر، اعضای خانواده، همسر، فرزندان، خادمان، دوست، دشمن، مؤمن، كافر، مشرك، منافق و ... .
4- فاطمه علیهاالسلام در رابطه با دنیا: دنیا، ارزش آن، تلقی از آن، وظیفه‏اش در جهان، موضعگیری‏ها، نگرش‏ها ... .
5- فاطمه علیهاالسلام در رابطه با پدیده‏های این جهان: از نعمت‏ها، آب و خاك، حیوان، حق، باطل و عوامل و موانع رشد، پدیده‏های مرئی و نامرئی ... .
6- فاطمه علیهاالسلام در رابطه با واقعیت‏های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، فقر و غنا و دیگر جنبه‏هائی كه از آن می‏زایند.
و در سایه این مطالعه و تحقیق راه‏ها روشن می‏شوند. و آنگاه عزم و اراده‏ای نیرومند لازم است تا حیات خود را بر پایه این شناخت‏ها استوار سازد. قدم در جای قدم او بگذارد خوشبختی و بدبختی را بر اساس این چارچوب‏ها تنظیم نماید.

http://img.tebyan.net/big/1387/02/116234118319782160174183029711935115155.jpg
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifفاطمه علیهاالسلام؛ سندیت حقhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

فاطمه علیهاالسلام سند حق است در برابر باطل، سند زن اسلامی در برابر غیر آن است. او سندی است برای معرفی زن و ارزش او و رشد او، و كمال او، و نمونه‏ای از یك همسر ایده‏آل، مادر ارزنده و عضوی برای جامعه، هادی زنان، الگوی نیایش، اسوه پوشش... .
و هم او سند مظلومیت است، سند حق‏طلبی است. كبودی بدنش خط روشنی بر سیه روزی خصم است و ورم بازویش نشانه بدستیزی دشمن برای كوتاه كردن دست او از دامن حق و این خود یك سند است. اثر ضربه‏های تازیانه بر بدن، خطوط كبودی در آن پدید آوردند كه هر كدام خطوط روشنی است بر بی منطقی دشمن.
فاطمه علیهاالسلام امروز در میان ما نیست ولی خاطره ناله‏های دردمندانه‏اش كه به خاطر نجات امت و اصلاح شوؤن آنها بر می‏آمد هنوز در گوش‏ها طنین‎انداز است. و شهادت مظلومانه‏اش حاكی از مقاومت و خطابه جانانه‏اش پرچمی افروخته بر قلب تاریخ برای اعلام حق و قبر پنهانش اعلام نوعی ناامنی پدید آمده از غاصبان حق.
سلام بر فاطمه (علیهاالسلام) و پدرش، سلام بر فاطمه (علیهاالسلام) و همسرش، سلام بر فاطمه (علیهاالسلام) و فرزندان و ذریه‏اش.
http://sl.glitter-graphics.net/pub/684/684900e22c429em2.gif
پی‎نوشت:
1- ذخائر العقبی، ص 56.

منبع:
کتاب در مكتب فاطمه علیهاالسلام، دكتر علی قائمی، فصل 28.

دلواپس
۱۳۹۰/۰۱/۲۶, ۱۶:۰۳
رُوِىَ عَنْهُ اَنَّهُ قالَهُ عِندَ دَفنِ سَيّدةِ النِّساءِ فاطمةَ عَلَيهَا السّلام كَالْمُناجى بِهِ
اين سخن را به هنگام دفن سرور زنان جهان حضرت فاطمه عليهاسلام گفت
رَسُولَ اللّهِ صَلّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عِنْدَ قَبْـرِهِ.
گويى با پيامبر صلّى اللّه عليه وآله بر سر قبرش درد دل مى كرد


السَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللّهِ عَنّى وَ عَنِ ابْنَتِكَ النّازِلَةِ فى
اى رسول خدا، از من و دخترت بر تو سلام باد كه در جوار

جِوارِكَ، وَالسَّريعَةِ اللَّحاقِ بِكَ. قَلَّ يا رَسُولَ اللّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ
تو آمد، و به سرعت به تو ملحق شد. اى رسول حق، از دورى دختر برگزيده ات شكيبايى ام

صَبْرى، وَ رَقَّ عَنْها تَجَلُّدى، اِلاّ اَنَّ لى فِى التَّاَسّى بِعَظيمِ فُرْقَتِكَ،
كم شد، و طاقتم از دست رفت، جز آنكه مرا در فراق عظيم تو،

وَ فادِح ِ مُصيبَتِكَ مَوْضِعَ تَعَزٍّ. فَلَقَدْ وَسَّدْتُكَ فى مَلْحُودَةِ
و سنگينى مصيبتت جاى تسليت (در مصيبت فاطمه) است. زيرا من بودم كه با دست خود تو را در آغوش خاك

قَبْرِكَ، وَ فاضَتْ بَيْنَ نَحْرى وَ صَدْرى نَفْسُكَ. فَاِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَيْهِ
جاى دادم، و سرت بر سينه من بود كه روح پاكت از قفس تن پريد. ما از خداييم و به خدا

راجِعُونَ. فَلَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَديعَةُ، وَ اُخِذَتِ الرَّهينَةُ. اَمّا حُزْنى
بازمى گرديم. راستى كه امانت بازگردانده شد، و گروگان دريافت گرديد. اما غصه من

فَسَرْمَدٌ، وَ اَمّا لَيْلى فَمُسَهَّدٌ، اِلى اَنْ يَخْتارَ اللّهُ لى دارَكَ الَّتى اَنْتَ
ابدى است، و شبم قرين بيدارى است تازمانى كه خداوند براى من جايگاهى راكه تو درآن اقامت دارى

بِها مُقيمٌ. وَ سَتُنَبِّئُكَ ابْنَتُكَ بِتَضافُرِ اُمَّتِكَ عَلى هَضْمِها، فَاَحْفِهَا
اختيار كند. به زودى دخترت از همدستى امت براى ستم بر او به تو خبر خواهد داد، در پرسيدن از او

السُّؤالَ، وَاسْتَخْبِرْهَا الْحالَ; هذا وَ لَمْ يَطُلِ الْعَهْدُ، وَ لَمْ يَخْلُ
اصرار كن، و خبر اوضاع را از او بخواه; در حالى كه بين ما و تو فاصله زيادى نشده و زمانه از يادت

مِنْكَ الذِّكْرُ. وَالسَّلامُ عَلَيْكُما سَلامَ مُوَدِّع ، لا قال وَ لا سَئِم.
خالى نگشته اين همه ستم به ما شد. به هر دو نفر شما سلام باد سلام وداع كننده نه سلام رنجيده خاطر دلتنگ.

فَاِنْ اَنْصَرِفْ فَلا عَنْ مَلالة، وَ اِنْ اُقِمْ فَلا عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِما وَعَدَ اللّهُ
اگر از كنار مرقدت بروم نه از باب ملالت است، و اگر بمانم نه از جهت بدگمانى به آنچه خداوند

الصّــابِــريــنَ .
به صابران وعده داده است.

ترجمه نهج البلاغه استاد حسین انصاریان/خطبه 193

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۱/۲۶, ۲۰:۵۶
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43673687348238674469.png (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43673687348238674469.png)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47898165210752692150.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47898165210752692150.jpg)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43673687348238674469.png

http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

« پهلوی زمان شکسته است »

سنگ‏ریزه‏ها سیاه،
آسمان کبود،
دست‏های مهربان کبود،
در سیاه، سوخته، مثل سینه زمینیان، آسمان.
پهلوی زمان شکسته است.
حق دارد آسمان اگر زانو بزند این همه غم را.
سکوت، غم بزرگی است که گلوی پرنده‏ها را می‏فشارد.
بعد از تو، حق دارند اگر نخوانند.
بعد از تو، رد پاها به کدام سو می‏روند؛
وقتی مدفنت، مشام هیچ نسیمی را معطر نمی‏کند؟ مبادا که بیراهه‏ ها،
نشان تو را دوباره بخواهند از همه صراط‏های مستقیم، پنهان کنند!
کاش نشانه‏ای به قاصدک‏ها می‏دادی! کاش...!
عباس محمدی

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/94649105637376334186.jpg

كبوتر دل
۱۳۹۰/۰۱/۲۶, ۲۲:۰۱
در سوگ سپیده

نخستین ستاره ای بودی که در عرش به خورشید نبوت رسیدی؛ ستاره ای نیلی به رنگ جراحت آسمان و زخم زمان. ای ام ابیها! ای مهربان ترین مادر، حبیبه ی حق و شفیعه ی حشر! پدر و مادرم فدای پینه ی دست هایت باد. تو محور آسیای ایثاری و اولین علت خلقت. ای مادر رسالت و همتای ولایت! به روزهایی می اندیشیم که پس از واقعه ی عظیم غدیر، همراه با حسنین به خانه های اهل مدینه می رفتی و با بیان وحیانی خویش حجت الهی را بر غافلان، تمام می کردی و بدین سان از آغاز، حمایت از ولایت، سرلوحه ی خصایل آسمانی ات بود.
غبار غم از سیمای زیبای علی می زدودی و بر زخم های فزون از ستاره ی پیکرش که نشان از رزم با باطل داشت، مرهم می نهادی. فتوحات مولا، رهین مهربانی توست. هنوز خطابه های رسایت سراج راه مجاهدان است و بر آفاق تاریخ می تابد. پاره ی تن رسول یار بودی و یگانه یاور یکتا امیر عاشقان. تلألؤ ذوالفقارعلی، وامدار عزم و عزت تو بود. آنگاه که بر بی بصیرتان و دنیا پرستان غضب می کردی، غضبناکی آفریدگار قادر، آشکار می شد. رضای تو رضای حق بود و با خرسندی ات، تمامت اهل عرش و ساکنان قدس، قرین شعف می شدند.
وصله های چادر و بوریای خانه ات، تمنیات و تمایلات خاکیان را به هیچ می انگاشت. صالحان و صدیقین و مقربان ملکوت، آرزومند خدمتگزاری خاندان خدایی ات بودند و بانوان برگزیده ی حق ، رفت و روب آستانه ی خانه ی اهل بیت(ع) را تمنا می کردند و با این وصف، دستان مبارکت که بوسه گاه اشرف رسولان بود، از فزونی تلاش مهرآگینت پینه بسته بود.
همه ی قصرهای جنت و تمام گهرها و آذین های باغ بهشت، ذره ای از غبار خشت خانه ات هستند و هستی، جلوه ی یک سجود سالکانه ی تو. اگر نبودی، افلاک و آفریدگان به وادی حیات نمی رسیدند.
ما «اسیر» عنایت تو هستیم و «مسکین» و محتاج شفاعتت. اینک «یتیم» هجران توییم و سیه پوش نیلوفر ساقه شکسته ی شهود؛ « و یطعمون الطعام علی حبّه مسکینا ً و یتیما ً و اسیرا». ما را نیز به طعام معرفت و محبت، میهمان کن و از زلال زمزم خیر کثیر، بنوشان ای عطیه ی عرش!
سلام بر غمگنانه ترین روایت ولایت! امروز جان علی از تن مفارقت کرد، گرد یتیمی بر رخسار مهسای زینب نشست، موسم تنهایی حسن فرا رسید، حسین از همین لحظه، کربلایی شد و طلیعه ی عاشورا بر صحیفه ی راز، تابید. ای مهدی موعود، ای آخرین حجت یار! تو شاهدی که مادر سادات را شبانه به جانب مزاری ناپیدا مشایعت کردند و پیکر زخمی شقایق باغ ولایت را به آغوش خاک سپردند و علی بی یاور شد. ای قائم آل یاسین، ای شمس بنی هاشم، ای برپا کننده ی قسط ، ای احیاگر عدل علی! ذوالفقار قیام از نیام برآور و روا مدار که چنین، امواج غم بر دریای دل شیعه بیفزایند.
اینک در شعاع آفتاب خرداد، اندوهی سترگ بر شکوفه های قلب شیعه سایه گستر شد. ستاره ی امید نبی بر خاک فتاد و موج دریای دل علی به ساحل فرقت رسید و برترین آشنای عرشیان بر فراز دست سپیداران در سیاهی شب به ضیافت سرخ لقا نایل شد.
مادر، چه غریبانه از دیار عاطفه ها هجرت کرد و در مشایعتش مرغ دل تا فراسوی آسمان کوچید. معتصمین شیطان، تلخی شوکران فراق را در کام یاران سپیده ریختند. واحسرتا! مهتاب نیلی شفاعت به محاق نشست و طوبای رعنای ولایت و آذین صحیفه ی شهادت، پای به معراج نهاد و سایه ی همای عنایتش را از ماسوا برچید.
امروز از سیمای یاس ها و نسترن های بهاری، نکهت غم می خیزد. امروز شقایق های دشت بی قراری، سیاهپوش زهرای آل یاسینند و از سمت آبی دلدادگی، سحاب حزن و توفان حسرت به آسمان احساس سرخ شیعه رسیده و بارش اشک و تراوش زمزم عشق و ریزش آبشار حرمان و رویش غنچه های درد و داغ، منظر بهار غمند و عندلیب عاطفه را به نغمه ی فرقت فرامی خوانند.
یا فاطمه، یا سیدتنا و مولاتنا!
ادرکنا!
امروز صبای سوزدل ها حزین و خرامان به سوی مدینه وزید و عطر یاسمن های اندوه در کوچه های ارادت پیچید. سلام عاشقان بر غریب مدینه. امروز تمام راه های آسمان را به سوی مدینه گشوده اند و راهیان سبز سلوک به تنهایی مزار یار می اندیشند. آنک، در رثای گوهر گمگشته ی علی، ریزش الماس اشک را شاید و تراوش یاقوت آه. آنگاه که شمشاد شیدای ولایت را شبانه به معراج مهر بردند، چشمه ی اشتیاق خشکید و ماه امید، هجرت کرد. چه شباهنگام دلتنگی بود و چه سپیده ی سیاهی! تمام خورشیدهای شعف، یکباره با غروب آشنا شدند. سیمای سپید زهره ی منظومه ی ولایت به سرخی گرایید.
فاطمه، معیار فضایل بود و اسوه ی سرآمدان عصمت و میزان محسنین. در فناکده ی خاک، افول کرد و در بقاسرای عرش، طلوع و تابندگی نمود. هنوز آوای شیوایش در گوش دل ها باقی است که همگان را به پارسایی و پایداری در ولایت علوی می خواند و خود،عامل نخست آن بود. آیین محمد (ص) از استقامت سرخ زهرا آوازه یافت و امت از مرام زیبایش، مجد. فردای شیعه از دیروز شعله ناک آلاله ی شهید نبی، به روشنایی رسید و سوز سینه ی آسمانی اش، اقتدار و صبر حسین و سطوت و صلابت حسن را به ارمغان آورد.
السلام علیک یا فاطمة الزهرا یا بنت رسول الله!
ما خاک پای یوسف گمگشته ی توییم و حیات و قیام و حکومت و جان و روح و هستی مان رهین یک نگاه آسمانی اوست. انقلاب اسلامی ما جلوه ی کوچکی از نورعنایت فرزند عزیز توست. تمام شقایق های دشت التهاب برای قطره ای از دریای احسانش در انتظار، می سوزند.
خدایا مباد که نسیان و غفلت ما، موعود عاشقان را دل آزرده سازد، که تمام حیات و نهضت ما برای یک تبسم ملیح اوست. سال هاست که دلتنگ غیبت و نهانی اوییم و نیک می دانیم که وجود جودآگینش حضور محض است و نهانی، از آن ماست.
یا فاطمة الزهرا، یا قرة عین الرسول!
پدر و مادرم فدای خاک قدوم گل گمگشته ات باد. نظر عنایت خویش از ما مگیر. ضعیفانیم و چه کسی به ما نظر کند جز مظهر سطوت رسول یار؟ تهی دستانیم و چه کسی احسان مان کند جز جلوه ی غنای دوست؟
یا وجیهه عند الله، اشفعی لنا عند الله!

http://ali-mola.persiangig.com/image/wallpaper/ya%20zahra.jpg

neginsabz
۱۳۹۰/۰۱/۲۶, ۲۲:۵۸
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif
چهل حدیث گهربار از حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47898165210752692150.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47898165210752692150.jpg)
1 قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء سلام اللّه علیها: نَحْنُ وَسیلَتُهُ فى خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَیْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَةُ اءنْبیائِهِ.(شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج 16، ص 211.)
ما اهل بیت پیامبر وسیله ارتباط خداوند با خلق او هستیم ، ما برگزیدگان پاك و مقدّس پروردگار مى باشیم ، ما حجّت و راهنما خواهیم بود؛ و ما وارثان پیامبران الهى هستیم .


2 قالَتْ علیها السلام : وَ هُوَ الا مامُ الرَبّانى ، وَ الْهَیْكَلُ النُّورانى ، قُطْبُ الا قْطابِ، وَسُلالَةُ الاْ طْیابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَةُ دائِرَةِ الا مامَةِ.(ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 93.)
در تعریف امام علىّ علیه السلام فرمود : او پیشوائى الهى و ربّانى است ، تجسّم نور و روشنائى است ، مركز توجّه تمامى موجودات و عارفان است ، فرزندى پاك از خانواده پاكان مى باشد، گوینده‌اى حقّگو و هدایتگر است ، او مركز و محور امامت و رهبریّت است.


3 قالَتْ علیها السلام : ابَوا هِذِهِ الاْ مَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلىُّ، یُقْیمانِ اءَودَّهُمْ، وَ یُنْقِذانِ مِنَ الْعَذابِ الدّائِمِ إ نْ اطاعُوهُما، وَ یُبیحانِهِمُ النَّعیمَ الدّائم إنْ واقَفُوهُما.(بحارالا نوار: ج 23، ص 259، ح 8.)
حضرت محمّد صلّى اللّه علیه و آله و علىّ علیه السلام ، والِدَین این امّت هستند، چنانچه از آن دو پیروى كنند آن ها را از انحرافات دنیوى و عذاب همیشگى آخرت نجات مى دهند؛ و از نعمت هاى متنوّع و وافر بهشتى بهره مندشان مى سازند.


4 قالَتْ علیها السلام : مَنْ اصْعَدَ إ لىَ اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، اهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ افْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.(بحار: ج 67، ص 249، ح 25)
هر كس عبادات و كارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترین مصلحت ها و بركات خود را براى او تقدیر مى نماید.


5 قالَتْ علیها السلام : إنَّ السَّعیدَ كُلَّ السَّعیدِ، حَقَّ السَّعیدِ مَنْ احَبَّ عَلیّا فى حَیاتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ.(شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج 2، ص 449 )
همانا حقیقت و واقعیّت تمام سعادت ها و رستگارى ها در دوستى علىّ علیه السلام در زمان حیات و پس از رحلتش خواهدبود.


6 قالَتْ علیها السلام : إلهى وَ سَیِّدى ، اءسْئَلُكَ بِالَّذینَ اصْطَفَیْتَهُمْ، وَ بِبُكاءِ وَلَدَیَّ فى مُفارِقَتى اَنْ تَغْفِرَ لِعُصاةِ شیعَتى ، وَشیعَةِ ذُرّیتَى .(كوكب الدّرىّ: ج 1، ص 254.)
خداوندا، به حقّ اولیاء و مقرّبانى كه آنها را برگزیده‌اى ، و به گریه فرزندانم پس از مرگ و جدائى من با ایشان ، از تو مى خواهم گناه خطاكاران شیعیان و پیروان ما را ببخشى .
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۱/۲۶, ۲۳:۰۰
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif
7 قالَتْ علیها السلام : شیعَتُنا مِنْ خِیارِ اءهْلِ الْجَنَّةِ وَكُلُّ مُحِبّینا وَ مَوالى اَوْلیائِنا وَ مُعادى اعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا.(بحارالا نوار: ج 68، ص 155، س 20، ضمن ح 11.)
شیعیان و پیروان ما، و همچنین دوستداران اولیاء ما و آنان كه دشمن دشمنان ما باشند، نیز آنهایى كه با قلب و زبان تسلیم ما هستند بهترین افراد بهشتیان خواهند بود.


8 قالَتْ علیها السلام : وَاللّهِ یَابْنَ الْخَطّابِ لَوْلا إ نّى اكْرَهُ انْ یُصیبَ الْبَلاءُ مَنْ لاذَنْبَ لَهُ، لَعَلِمْتَ انّى سَاءُقْسِمُ عَلَى اللّهِ ثُمَّ اجِدُهُ سَریعَ الاْ جابَةِ. 1
حضرت به عمر بن خطّاب فرمود: سوگند به خداوند، اگر نمى ترسیدم كه عذاب الهى بر بى گناهى ، نازل گردد؛ متوجّه مى شدى كه خدا را قسم مى دادم و نفرین مى كردم . و مى دیدى چگونه دعایم سریع مستجاب مى گردید.


9 قالَتْ علیها السلام : وَاللّهِ، لاكَلَّمْتُكَ ابَدا، وَاللّهِ لاَ دْعُوَنَّ اللّهَ عَلَیْكَ فى كُلِّ صَلوةٍ. 2
پس از ماجراى هجوم به خانه حضرت ، خطاب به ابوبكر كرد و فرمود: به خدا سوگند، دیگر با تو سخن نخواهم گفت ، سوگند به خدا، در هر نمازى تو را نفرین خواهم كرد.


10 قالَتْ علیها السلام : إنّى اُشْهِدُاللّهَ وَ مَلائِكَتَهُ، انَّكُما اَسْخَطْتُمانى ، وَ ما رَضیتُمانى ، وَ لَئِنْ لَقیتُ النَبِیَّ لا شْكُوَنَّكُما إلَیْهِ. 3
هنگامى كه ابوبكر و عمر به ملاقات حضرت آمدند فرمود: خدا و ملائكه را گواه مى گیرم كه شما مرا خشمناك كرده و آزرده‌اید، و مرا راضى نكردید، و چنانچه رسول خدا را ملاقات كنم شكایت شما دو نفر را خواهم كرد.
http://img.tebyan.net/big/1388/03/671220701781734624618193182341332501566.jpg
11 قالَتْ علیها السلام : لاتُصَلّى عَلَیَّ اُمَّةٌ نَقَضَتْ عَهْدَاللّهِ وَ عَهْدَ ابى رَسُولِ اللّهِ فى امیرالْمُؤ منینَ عَلیّ، وَ ظَلَمُوا لى حَقىّ، وَاءخَذُوا إ رْثى ، وَخَرقُوا صَحیفَتى اللّتى كَتَبها لى ابى بِمُلْكِ فَدَك .4
افرادى كه عهد خدا و پیامبر خدا را درباره امیرالمؤمنین علىّ علیه السلام شكستند، و در حقّ من ظلم كرده و ارثیّه‌ام را گرفتند و نامه پدرم را نسبت به فدك پاره كردند، نباید بر جنازه من نماز بگذارند.


12 قالَتْ علیها السلام : إلَیْكُمْ عَنّى ، فَلا عُذْرَ بَعْدَ غَدیرِكُمْ، وَالاَْمْرُ بعد تقْصیركُمْ، هَلْ تَرَكَ ابى یَوْمَ غَدیرِ خُمّ لاِ حَدٍ عُذْوٌ. 5
خطاب به مهاجرین و انصار كرد و فرمود: از من دور شوید و مرا به حال خود رها كنید، با آن همه بى تفاوتى و سهل انگارى هایتان ، عذرى براى شما باقى نمانده است . آیا پدرم در روز غدیر خم براى كسى جاى عذرى باقى گذاشت ؟
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۱/۲۶, ۲۳:۰۰
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70003667698150125407.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70003667698150125407.jpg)
13 قالَتْ علیها السلام : جَعَلَ اللّهُ الاْیمانَ تَطْهیرا لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ، وَ الصَّلاةَ تَنْزیها لَكُمْ مِنَ الْكِبْرِ، وَالزَّكاةَ تَزْكِیَةً لِلنَّفْسِ، وَ نِماءً فِى الرِّزقِ، وَالصِّیامَ تَثْبیتا لِلاْ خْلاصِ، وَالْحَّجَ تَشْییدا لِلدّینِ 6
خداوند سبحان ، ایمان و اعتقاد را براى طهارت از شرك و نجات از گمراهى ها و شقاوت ها قرار داد. و نماز را براى خضوع و فروتنى و پاكى از هر نوع تكّبر، مقرّر نمود. و زكات (و خمس ) را براى تزكیه نفس و توسعه روزى تعیین نمود. و روزه را براى استقامت و اخلاص در اراده ، لازم دانست . و حجّ را براى استحكام اءساس شریعت و بناء دین اسلام واجب نمود.


14 قالَتْ علیها السلام : یا ابَاالْحَسَنِ، إنَّ رَسُولَ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ عَهِدَ إلَىَّ وَ حَدَّثَنى أنّى اَوَّلُ اهْلِهِ لُحُوقا بِهِ وَلا بُدَّ مِنْهُ، فَاصْبِرْ لاِ مْرِاللّهِ تَعالى وَارْضَ بِقَض ائِهِ. 7
اى ابا الحسن! همسرم ، همانا رسول خدا با من عهد بست واظهار نمود: من اوّل كسى هستم از اهل بیتش كه به او ملحق مى شوم و چاره‌اى از آن نیست ، پس تو صبر نما و به قضا و مقدّرات الهى خوشنود باش .


15 قالَتْ علیها السلام : مَنْ سَلَّمَ عَلَیْهِ اَوْ عَلَیَّ ثَلاثَةَ اءیّامٍ اءوْجَبَ اللّهُ لَهُ الجَنَّةَ، قُلْتُ لَها: فى حَیاتِهِ وَ حَیاتِكِ؟
قالَتْ: نعَمْ وَ بَعْدَ مَوْتِنا. 8
هر كه بر پدرم رسول خدا و بر من به مدّت سه روز سلام كند خداوند بهشت را براى او واجب مى گرداند، چه در زمان حیات و یا پس از مرگ ما باشد.


16 قالَتْ علیها السلام : ما صَنَعَ ابُوالْحَسَنِ إلاّ ما كانَ یَنْبَغى لَهُ، وَلَقَدْ صَنَعُوا ما اللّهُ حَسیبُهُمْ وَ طالِبُهُمْ. 9
آنچه را امام علىّ علیه السلام نسبت به دفن رسول خدا و جریان بیعت انجام داد، وظیفه الهى او بوده است ، و آنچه را دیگران انجام دادند خداوند آنها را محاسبه و مجازات مى نماید.


17 قالَتْ علیه السلام : خَیْرٌ لِلِنّساءِ انْ لایَرَیْنَ الرِّجالَ وَلایَراهُنَّ الرِّجالُ. 10
بهترین چیز براى حفظ شخصیت زن آن است كه مردى را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد.


18 قالَتْ علیها السلام : اوُصیكَ یا ابَاالْحَسنِ انْ لاتَنْسانى ، وَ تَزُورَنى بَعْدَ مَماتى .11
ضمن وصیّتى به همسرش اظهار داشت : مرا پس از مرگم فراموش نكنى . و به زیارت و دیدار من بر سر قبرم بیایى .


19 قالَتْ علیها السلام : إنّى قَدِ اسْتَقْبَحْتُ ما یُصْنَعُ بِالنِّساءِ، إنّهُ یُطْرَحُ عَلىَ الْمَرْئَةِ الثَّوبَ فَیَصِفُها لِمَنْ رَاءى ، فَلا تَحْمِلینى عَلى سَریرٍ ظاهِرٍ، اُسْتُرینى، سَتَرَكِ اللّهُ مِنَ النّارِ. 12
در آخرین روزهاى عمر پر بركتش ضمن وصیّتى به اسماء فرمود: من بسیار زشت و زننده مى‌دانم كه جنازه زنان را پس از مرگ با انداختن پارچه‌اى روى بدنش تشییع مى‌كنند. و افرادى اندام و حجم بدن او را مشاهده كرده و براى دیگران تعریف مى نمایند. مرا بر تخت كه اطرافش پوشیده نیست و مانع مشاهده دیگران نباشد قرار مده بلكه مرا با پوشش كامل تشییع كن ، خداوند تو را از آتش جهنّم مستور و محفوظ نماید.
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۱/۲۶, ۲۳:۰۰
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif
20 قالَتْ علیها السلام : .... إنْ لَمْ یَكُنْ یَرانى فَإنّى اراهُ، وَ هُوَ یَشُمُّ الریح . 13
مرد نابینائى وارد منزل شد و حضرت زهراء علیها السلام پنهان گشت ، وقتى رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله علّت آن را جویا شد؟ در پاسخ پدر اظهار داشت : اگر آن نابینا مرا نمى بیند، من او را مى بینم ، دیگر آن كه مرد، حسّاس است و بوى زن را استشمام مى كند.
http://img.tebyan.net/big/1388/03/21717923154240110172193588717412594822134.jpg
21 قالَتْ علیها السلام : أصْبَحْتُ وَ اللّهِ! عاتِقَةً لِدُنْیاكُمْ، قالِیَةً لِرِجالِكُمْ. 14
بعد از جریان غصب فدك و احتجاج حضرت ، بعضى از زنان مهاجر و انصار به منزل حضرت آمدند و احوال وى را جویا شدند، حضرت در پاسخ فرمود: به خداوند سوگند، دنیا را آزاد كردم و هیچ علاقه اى به آن ندارم ، همچنین دشمن و مخالف مردان شما خواهم بود.


22 قالَتْ علیها السلام : إنْ كُنْتَ تَعْمَلُ بِما اءمَرْناكَ وَ تَنْتَهى عَمّا زَجَرْناكَ عَنْهُ، قَانْتَ مِنْ شیعَتِنا، وَ إلاّ فَلا. 15
اگر آنچه را كه ما اهل بیت دستور داده ایم عمل كنى و از آنچه نهى كرده ایم خوددارى نمائى ، تو از شیعیان ما هستى وگرنه ، خیر.


23 قالَتْ علیها السلام : حُبِّبَ إ لَیَّ مِنْ دُنْیاكُمْ ثَلاثٌ: تِلاوَةُ كِتابِ اللّهِ، وَالنَّظَرُ فى وَجْهِ رَسُولِ اللّهِ، وَالاْنْفاقُ فى سَبیلِ اللّهِ.
سه چیز از دنیا براى من دوست داشتنى است : تلاوت قرآن ، نگاه به صورت رسول خدا، انفاق و كمك به نیازمندان در راه خدا.


24 قالَتْ علیها السلام : اُوصیكَ اَوّلاً انْ تَتَزَوَّجَ بَعْدى بِإبْنَةِ اُخْتى اءمامَةَ، فَإ نَّها تَكُونُ لِوُلْدى مِثْلى ، فَإنَّ الرِّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ.16
در آخرین لحظات عمرش به همسر خود چنین سفارش نمود: پس از من با دختر خواهرم اءمامه ازدواج نما، چون كه او نسبت به فرزندانم مانند خودم دلسوز و متدیّن است . همانا مردان در هر حال ، نیازمند به زن مى باشند.
http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_4_1.png
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۱/۲۶, ۲۳:۰۱
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif
25 قالَتْ علیها السلام : الْزَمْ رِجْلَها، فَإنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ اقْدامِها، و الْزَمْ رِجْلَها فَثَمَّ الْجَنَّةَ. 17
همیشه در خدمت مادر و پاى بند او باش ، چون بهشت زیر پاى مادران است ؛ و نتیجه آن نعمت هاى بهشتى خواهد بود.


26 قالَتْ علیها السلام : ما یَصَنَعُ الصّائِمُ بِصِیامِهِ إذا لَمْ یَصُنْ لِسانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ. 18
روزه دارى كه زبان و گوش و چشم و دیگر اعضاء و جوارح خود را كنترل ننماید هیچ سودى از روزه خود نمى برد.


27 قالَتْ علیها السلام : اَلْبُشْرى فى وَجْهِ الْمُؤْمِنِ یُوجِبُ لِصاحِبهِ الْجَنَّةَ، وَ بُشْرى فى وَجْهِ الْمُعانِدِ یَقى صاحِبَهُ عَذابَ النّارِ. 19
تبسّم و شادمانى در برابر مؤ من موجب دخول در بهشت خواهد گشت، و نتیجه تبسّم در مقابل دشمنان و مخالفان سبب ایمنى ازعذاب خواهد بود.


28 قالَتْ علیها السلام : لایَلُومَنَّ امْرُءٌ إلاّ نَفْسَهُ، یَبیتُ وَ فى یَدِهِ ریحُ غَمَرٍ. 20
كسى كه بعد از خوردن غذا، دست هاى خود را نشوید دستهایش آلوده باشد، چنانچه ناراحتى برایش بوجود آید كسى جز خودش را سرزنش نكند.


29 قالَتْ علیها السلام : اصْعَدْ عَلَى السَّطْحِ، فَإ نْ رَأیْتَ نِصْفَ عَیْنِ الشَّمْسِ قَدْ تَدَلّى لِلْغُرُوبِ فَأ عْلِمْنى حَتّى أدْعُو. 21
روز جمعه نزدیك غروب آفتاب به غلام خود مى فرمود: بالاى پشت بام برو، هر موقع نصف خورشید غروب كرد مرا خبر كن تا براى خود و دیگران دعا كنم .


30 قالَتْ علیها السلام : إنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعا وَلایُبالى . 22
همانا خداوند متعال تمامى گناهان بندگانش را مى آمرزد و از كسى باكى نخواهد داشت .
http://img.tebyan.net/big/1388/03/130222120141901832856575959419635167120.jpg
31 قالَتْ علیها السلام : الْجارُ ثُمَّ الدّارُ. 23
اوّل باید در فكر مشكلات و آسایش همسایه و نزدیكان و سپس در فكر خویشتن بود.
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۱/۲۶, ۲۳:۰۲
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif
[/URL]
[URL="http://yaabalfazl.ir/wp-content/uploads/2010/12/w-fatema-1425.jpg"]http://yaabalfazl.ir/wp-content/uploads/2010/12/w-fatema-1425-300x203.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/44364736065845348693.png)


32 قالَتْ علیها السلام : الرَّجُلُ اُحَقُّ بِصَدْرِ دابَّتِهِ، وَ صَدْرِ فِراشِهِ، وَالصَّلاةِ فى مَنْزِلِهِ إلا الاْمامَ یَجْتَمِعُ النّاسُ عَلَیْهِ. 24
هر شخصى نسبت به مركب سوارى ، و فرش منزل خود و برگزارى نماز در آن از دیگرى در اولویّت است مگر آن كه دیگرى امام جماعت باشد و بخواهد نماز جماعت را اقامه نماید، نباشد.


33 قالَتْ علیها السلام : یا ابَة ، ذَكَرْتُ الْمَحْشَرَ وَ وُقُوفَ النّاسِ عُراةً یَوْمَ الْقیامَةِ، واسَوْاء تاهُ یَوْمَئِذٍ مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ. 25
اى پدر، من به یاد روز قیامت افتادم كه مردم چگونه در پیشگاه خداوند با حالت برهنه خواهند ایستاد و فریاد رسى ندارد، جز اعمال و علاقه نسبت به اهل بیت علیهم السلام .


34 قالَتْ علیها السلام : إذا حُشِرْتُ یَوْمَ الْقِیامَةِ، اشْفَعُ عُصاةَ اءُمَّةِ النَّبىَّ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَسَلَّمَ. 26
هنگامى كه در روز قیامت برانگیخته و محشور شوم ، خطاكاران امّت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله ، را شفاعت مى نمایم .


35 قالَتْ علیها السلام : فَاكْثِرْ مِنْ تِلاوَةِ الْقُرآنِ، وَالدُّعاءِ، فَإنَّها ساعَةٌ یَحْتاجُ الْمَیِّتُ فیها إلى اُنْسِ الاْحْیاءِ.27
ضمن وصیّتى به امام علىّ علیه السلام اظهار نمود: پس از آن كه مرا دفن كردى ، برایم قرآن را بسیار تلاوت نما، و برایم دعا كن ، چون كه میّت در چنان موقعیّتى بیش از هر چیز نیازمند به اُنس با زندگان مى باشد.


36 قالَتْ علیها السلام : یا ابَا الحَسَن ، إنّى لا سْتَحى مِنْ إلهى انْ اكَلِّفَ نَفْسَكَ مالاتَقْدِرُ عَلَیْهِ. 28
خطاب به همسرش امیرالمؤ منین علىّ علیه السلام كرد: من از خداى خود شرم دارم كه از تو چیزى را در خواست نمایم و تو توان تهیه آن را نداشته باشى .


37 قالَتْ علیها السلام : خابَتْ اُمَّةٌ قَتَلَتْ ابْنَ بِنْتِ نَبِیِّها.
(مدینة المعاجز: ج 3، ص 430.)
رستگار و سعادتمند نخواهند شد آن گروهى كه فرزند پیامبر خود را به قتل رسانند.

38 قالَتْ علیها السلام : ... وَ النَّهْىَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزیها عَنِ الرِّجْسِ، وَاجْتِنابَ الْقَذْفِ حِجابا عَنِ اللَّعْنَةِ، وَ تَرْكَ السِّرْقَةِ ایجابا لِلْعِّفَةِ.
(ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 312، فاطمة الزهراء علیها السلام : ص 360، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه .)
خداوند متعال منع و نهى از شرابخوارى را جهت پاكى جامعه از زشتى‌ها و جنایت ها؛ و دورى از تهمت ها و نسبت هاى ناروا را مانع از غضب و نفرین قرار داد؛ و دزدى نكردن ، موجب پاكى جامعه و پاكدامنى افراد مى گردد.


39 قالَتْ علیها السلام : حرم [الله] الشِّرْكَ إخْلاصا لَهُ بِالرُّبُوبِیَّةِ، فَاتَّقُوا اللّه حَقَّ تُقاتِهِ، وَ لا تَمُوتُّنَ إ لاّ وَ اءنْتُمْ مُسْلِمُونَ، وَ اءطیعُوا اللّه فیما اءمَرَكُمْ بِهِ، وَ نَهاكُمْ عَنْهُ، فَاِنّهُ، إ نَّما یَخْشَى اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءِ.
(ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 312، فاطمة الزهراء علیها السلام : ص 360، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه .)
و خداوند سبحان شرك را (در امور مختلف ) حرام گرداند تا آن كه همگان تن به ربوبیّت او در دهند و به سعادت نائل آیند؛ پس آن طورى كه شایسته است باید تقواى الهى داشته باشید و كارى كنید تا با اعتقاد به دین اسلام از دنیا بروید.
بنابر این باید اطاعت و پیروى كنید از خداوند متعال در آنچه شما را به آن دستور داده یا از آن نهى كرده است ، زیرا كه تنها علماء و دانشمندان (اهل معرفت ) از خداى سبحان خوف و وحشت خواهند داشت .


40 قالَتْ علیها السلام : امّا وَاللّهِ، لَوْتَرَكُوا الْحَقَّ عَلى اهْلِهِ وَاتَّبَعُوا عِتْرَةَ نَبیّه ، لَمّا اخْتَلَفَ فِى اللّهِ اثْنانِ، وَلَوَرِثَها سَلَفٌ عَنْ سَلَفٍ، وَخَلْفٌ بَعْدَ خَلَفٍ حَتّى یَقُومَ قائِمُنا، التّاسِعُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِالسَّلام .
(الا مامة والتبصرة : ص 1، بحارالا نوار: ج 36، ص 352، ح 224.)
به خدا سوگند، اگر حقّ یعنى خلافت و امامت را به اهلش سپرده بودند؛ و از عترت و اهل بیت پیامبر صلوات اللّه علیهم پیروى ومتابعت كرده بودند حتّى دو نفر هم با یكدیگر درباره خدا و دین اختلاف نمى كردند.
و مقام خلافت و امامت توسط افراد شایسته یكى پس از دیگرى منتقل مى گردید و در نهایت تحویل قائم آل محمّد عجّل اللّه فرجه الشّریف ، و صلوات اللّه علیهم اجمعین مى گردید كه او نهمین فرزند از حسین علیه السلام مى باشد.
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif


1-اصول كافى : ج 1، ص 460، بیت الا حزان : ص 104، بحارالا نوار: ج 28، ص 250، ح 30.
2-صحیح مسلم : ج 2، ص 72، صحیح بخارى : ج 6، ص 176.
3-بحارالا نوار: ج 28، ص 303، صحیح مسلم : ج 2، ص 72، بخارى : ج 5، ص 5.
4-بیت الا حزان : ص 113، كشف الغمّة : ج 2، ص 494.
5-خصال : ج 1، ص 173، احتجاج : ج 1، ص 146.
6-ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 312، فاطمة الزّهراء علیها السلام : ص 360، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه در جمع مهاجرین و انصار.
7-بحارالا نوار: ج 43، ص 200، ح 30.
8-بحارالا نوار: ج 43، ص 185، ح 17.
9-الا مامة والسّیاسة : ص 30، بحارالا نوار: ج 28، ص 355، ح 69.
10-بحارالا نوار: ج 43، ص 54، ح 48.
11-زهرة الرّیاض كوكب الدّرى : ج 1، ص 253.
12-تهذیب الا حكام : ج 1، ص 429، كشف الغمّه : ج 2، ص 67، بحار:ج 43، ص 189،ح 19.
13-بحارالا نوار: ج 43، ص 91، ح 16، إ حقاق الحقّ: ج 10، ص 258.
14-دلائل الا مامة : ص 128، ح 38، معانى الا خبار: ص 355، ح 2.
15-تفسیر الا مام العسكرى علیه السلام : ص 320، ح 191.
16-بحارالا نوار: ج 43، ص 192، ح 20، اءعیان الشّیعة : ج 1، ص 321.
17-كنزل العمّال : ج 16، ص 462، ح 45443.
18-مستدرك الوسائل : ج 7، ص 336، ح 2، بحارالا نوار: ج 93، ص 294، ح 25.
19-تفسیر الا مام العسكرى علیه السلام : ص 354، ح 243، مستدرك الوسائل : ج 12، ص 262، بحارالا نوار: ج 72، ص 401، ح 43.
20-كنزل العمّال : ج 15، ص 242، ح 40759.
21-دلائل الا مامة : ص 71، س 16، معانى الا خبار: ص 399، ضمن ح 9.
22-تفسیر التّبیان : ج 9، ص 37، س 16.
23-علل الشّرایع : ج 1، ص 183، بحارالا نوار: ج 43، ص 82، ح 4.
24-مجمع الزّوائد: ج 8 ، ص 108 ، مسند فاطمه : ص 33 و 52.
25-كشف الغمّة : ج 2، ص 57، بحار الا نوار: ج 8 ، ص 53، ح 62.
26-إ حقاق الحقّ: ج 19، ص 129.
27- بحارالا نوار: ج 79، ص 27، ضمن ح 13.
28-اءمالى شیخ طوسى : ج 2، ص 228.

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۱/۲۷, ۱۴:۲۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33835493117841476104.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33835493117841476104.jpg)




وصیت حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام



مطابق آنچه درمنابع معتبر نقل گردیده است؛ حضرتفاطمه زهرا سلام الله علیها بعد از وفات پدر بزرگوارش پیوسته غمناك، افسرده، محزون، پژمرده، گریان و نالان بوده و پس از وقایعی که در خانه آن حضرت پیش آمد دربستر بیماری افتاد، تا سرانجام دیده از جهان فانى فرو بسته و به دار بقا پیوست.
حضرت فاطمه علیهاالسلام هنگامی كه در خود احساس رحلت فرمود ام ایمن و اسماء بنتعمیس را صدا زد و دنبال حضرت على مرتضى شوهرش فرستاد و به حضرتش عرضه داشت پسرعمو! من خود را در حال عزیمت و ارتحال مى بینم و این بیمارى مرا ملحق به پدربزرگوارم مى نماید و هر لحظه به انتظار فرا رسیدن مرگ مى باشم اینك تو را به چیزهایی وصیت و سفارش مى نمایم آنگاه على مرتضى علیه السلام فرمود: اى دختر رسول الله (ص ) به هر چه می خواهى و انجام دادن آن را دوست دارى وصیت فرما تا من نسبت به وصیت تو عمل نموده و آن را انجام دهم.
آنگاه حضرت كنار بستر همسرش فاطمه (ع ) نشست و آنان كه در خانه بودند بیرون نمود و خانه را از اغیارخلوت فرمود سپس در حالی كه اشك از چشمانش جارى بود آمادگى خود را براى شنیدن وصایاىهمسر عزیزش اعلام نمود.حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به على مرتضى(ع ) شوهر بزرگوارش عرض كرد.
پسرعمو جان مطلب اول این است كهدر این مدت كه با هم معاشرت وزندگى كردیم من هرگز به شما دروغ نگفتم و خیانتى نكردم و در سراسر زندگى با تومخالفت و نافرمانى نداشتم در عین حال اگر از من قصورى سر زده و رنجى به دل گرفته اىمرا حلال كن.على علیه السلام با چشم اشكبار فرمود معاذالله به خداپناه مى برم توداناتر و نیكوتر و پرهیزكارتر و بزرگوارتر و خدا ترس تر از آنى كه از تو كوچكترین خطا و لغزشى سر زده باشد و من تو را به خاطر خلافى مورد سرزنش و نكوهش قرار دهم.
همسرعزیزم جدائى و فقدان تو براى من بسیار سخت و دشوار است؛اما چه كنم كه چاره اىندارم به خدا قسم كه مصیبت رسول الله بر من تجدید گردید. رحلت و در گذشت تو بس بزرگ وفقدان تو بس امرى است عظیم (انالله و انا الیه راجعون) چه مصیبت دردناك و تلخ وناگوارى است به خدا سوگند كه این مصیبت را تسلایى نیست و این كمبود را جانشینى وجودندارد و هیچ چیزى نمی تواند تسلى بخش دل من باشد. بعد مدتى على و فاطمه با هم گریه نمودند و ناله سر دادند.آنگاه على علیه السلام سر فاطمه را بر روی سینه خود قرار دادو گفت: عزیزم به هر چه خواهى وصیت نما كه طبق آن عمل خواهم نمود و خواسته تو را بركار خود ترجیح مى دهم. سپس حضرت فاطمه به على فرمود:
خداوند به تو از من پاداش خیر عنایتفرمای، نخستین وصیت من این است كه بعد از رحلت من با دختر خواهرم)امامه) ازدواج كنى زیرا او مانند خودم نسبت به فرزندانم مهربان است و مردان را درزندگى زن لازم است.سپس وصیت من به شما این است كه براى حمل جنازه ام تابوتىتهیه نمایید آن طور كه شكل آن را فرشتگان ترسیم نموده اند. على فرمود آن را برایمتوصیف كن و فاطمه (س ) بیان فرمود و آن حضرت دقیقاً به دستورش ‍ عمل نمود و تابوت موردتوصیف را تهیه کرد(نظر حضرت فاطمه (س) این بود كه حجم بدنش حتى بعد از مرگشآشكار نباشد.)
و نیز سومین وصیتم این است كه شبانه كه همه چشمها در خواب است مرادفن كن چرا که میل ندارم اشخاصى كه در حق من ظلم كرده اند در تشییع جنازه ام شركتنمایند و نگذار احدى از آنان بر جسد من نماز بخوانند.
وجود مقدس امیرالمؤمنینعلى علیه السلام به وصایاى حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها گوش داد و دستورات او رابعد از وفاتش انجام داد.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/16581567313229632110.jpg

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۱/۲۷, ۱۴:۲۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67297679642434786373.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67297679642434786373.jpg)



وصیت نامه كتبى حضرت فاطمه زهراسلام الله علیها

بسم الله الرحمن الرحیمهذا ما اوصت به فاطمه بنترسول الله اوصت و هى تشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا عبده و رسوله و ان الجنةحق والنار حق و ان الساعة آتیته لاریب فیها و ان الله یبعث من فى القبور. یا علىانا فاطمة بنت محمد (ص ) زوجنى الله منك لاكون لك فى الدنیا والاخره انت اولى بىمن غیرى حنوطى و غسلنى و كفنى باللیل وصل ولدى السلام الى یوم القیامه .
بنام خداوند بخشنده مهربان
این وصیت نامه دختر رسول خداست در حالى وصیت مى كند كه شهادت می دهد خدایى جز خداى یگانه نیست و محمد (ص) بنده و رسول اوست و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و روز قیامت كه هیچ شكى در آننیست فرا خواهد رسید و ذات الهى جمیع مردگان را از قبور برانگیزاند و زنده گرداندو همه را وارد محشر فرماید.
اى على من فاطمه دختر حضرت محمد هستم خدا مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنیا و آخرت براى تو باشم و تو از دیگران بر من سزاوارترى.على جان حنوط و غسل و كفن كردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگذار وشب مرا دفن كن و هیچ كس را اطلاع نده. اینك با شما وداع می كنم و بر فرزندانم تا روزقیامت سلام و درود می فرستم.
این بود كیفیت رحلت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیهادخت گرامى حضرت خاتم الانبیاء محمد مصطفى علیهما آلاف التحیة والثناء كهپدر بزرگوارش هنگام رخت بربستن از دنیا به او بشارت داده و فاطمه علیهاالسلام بعد از رحلت پدر با اشتیاق فراوان به انتظار مرگ خود بود و پیوسته زبان حالش بهنغمه الهى(عجل وفاتى سریعا) مترنم بود.
درود بی پایان ما بر او و فرزندان پاکش باد.
منبع:
بحارالانوار، جلد 43، ص 214.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83140904207865739698.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83140904207865739698.jpg)

neginsabz
۱۳۹۰/۰۱/۲۷, ۱۶:۳۲
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

علی جان، حلالم کن!

ممکن است در برخی اذهان این سؤال مطرح شود که آیا براستی حضرت فاطمه (علیها السلام) پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مورد اذیت و ستم قرار گرفت؟


http://img.tebyan.net/big/1389/02/2131742248215742204001214119314014410860.jpg
جواب این سؤال با مراجعه به کتب معتبر تاریخ از مورخان شیعه و سنی که وقایع پس از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را به گونه‌ای کاملاً مفصل و با تمام جزئیات آن ضبط کرده‌اند، مشخص می‌شود.(1) این کتب به گونه‌ای روشن‌تر از آفتاب ارائه کرده‌اند که آن حضرت در تمام مدت عمر کوتاه خود پس از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پیوسته از ظلم و ستمهای متصدیان حکومت در حال شکایت بوده است.
اگر یک نگاه گذرا به خطابه آتشین و پر سوز و گداز آن یگانه یادگار رسول خدا در مسجد مدینه و در مجمع عمومی مهاجرین و انصار بیندازیم(2)، می‌ببینیم که رئیس حکومت را چگونه به صحنه محاکمه کشیده و با خطابهای تند و عتاب آمیز، او را مورد سرزنش قرار می‌دهد. در این هنگام یک سؤال در ذهن نقش می‌بند. آیا اینگونه سخن گفتن حاکی از آزردگی خاطر از ظلم خلیفه اول و اظهار خشم بر او و هوادارانش نیست؟ در حالیکه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: "خشم و رضای فاطمه، سبب خشم و رضای خداست."(3)
یعنی آن کسی که مغضوب فاطمه است، مورد غضب خداست و مغضوب خدا حق حاکمیت بر امت اسلامی را ندارد...
آن خطابه، کار خود را کرد و همچون صاعقه بر سر خلیفه اول و هوادارانش فرود آمد و افکار عمومی را علیه دستگاه حاکم متشنج ساخت. اما پس از ایراد خطابه در مسجد، وقایع دردناک دیگری پیش آمد و آن ودیعه الهی، بستری شد ...
... امیرالمؤمنین (علیه السلام) احساس کرد که همسرش سخنانی محرمانه دارد و می‌خواهد اتاق، خلوت باشد. به زنهایی که حاضر بودند، دستور داد از اتاق خارج شوند. آمد و کنار بستر زهرا (علیها السلام) نشست. سر زهرا (علیها السلام) را از روی بالش بلند کرد و به سینه‌اش چسبانید و فرمود: "عزیزم! بگو، هرچه درد دل داری برای من بگو."
عرض کرد: "ای پسر عموی عزیزم! من رفتنی هستم. ساعتی پیش، پدرم را در خواب دیدم، به من فرمود: دخترم! بیا؛ من اشتیاق دیدار تو را دارم. اینک من حرف اولم اینست که آیا در طول این مدتی که با شما بوده‌ام، یک حرف دروغ از من شنیده‌اید؟ یک نافرمانی کوچک از من مشاهده کرده‌اید؟ (یعنی اگر دیده و شنیده‌اید، اکنون حلالم کنید.)
امیرالمؤمومنین (علیه السلام) از شنیدن این سخن سخت دگرگون شد و اشک از دیدگانش جاری گشت و فرمود: "معاذ الله؛ تو بزرگتر از این بودی که دروغی بر زبانت جاری شود و نافرمانی از تو مشاهده گردد."
آنگاه فرمود: "بچه های من(4) خردسالند و بی‌مادر می‌شوند. هر مردی احتیاج به زن دارد و بعد از من ازدواج خواهید کرد. از شما می‌خواهم با "امامه" دختر خواهرم زینب ازدواج کنید که با بچه‌های من مهربان‌تر از دیگران است.
سپس عرض کرد: "وصیت من اینست که مرا شبانه تجهیز کن، نمی‌خواهم احدی از اینان که به من ستم کردند، از تجهیزم آگاه گردند. خودت شب غسلم بده و کفن بر من بپوشان و نماز بر من بخوان و شب دفنم کن و پس از دفنم کنار قبرم بنشین و برای من تلاوت قرآن کن."
http://img.tebyan.net/big/1389/01/20221486247951197716256113182243572365220.jpg
در همان حال که سر بر سینه علی داشت، گفت: "السلام علی جبرئیل، السلام علی رسول الله"؛ و روح از بدن مقدسش به پرواز درآمد و به عالم قدس ارتحال یافت و چراغ خانه علی خاموش شد. امیرالمؤمنین (علیه السلام) آهسته سرش را روی بالش گذاشت. کودکان بی‌مادر آمدند و خود را روی پیکر بی‌روح مادر انداختند. حسن روی سینه مادر افتاده بود و می‌بوسید و می‌گفت: "مادر! من حسنم، با من حرف بزن." حسین آمد و پایین پای مادر نشست. پاهای مادر را در بغل گرفته، می‌بوسید و می‌گفت: "مادر! من حسین توام، با من حرف بزن؛ نزدیک است جان از بدنم مفارقت کند."
صدای شیون از خانه امیرالمؤمنین (علیه السلام) بلند شد. ساعات اول شب بود. مردم که از شدت بیماری زهرا (علیها السلام) آگاه بودند، انتظار چنین واقعه‌ای را داشتند و لذا صدای گریه از این خانه به آن خانه منتقل شد و شهر مدینه یکجا تکان خورد و مبدل به عزا خانه شد.
به فرموده محدث قمی (ره)، "اهل مدینه یک صدا فریاد کشیدند؛ آن چنان که گویی مدینه می‌خواهد از جا کنده شود" .(5)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/94649105637376334186.jpg
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif
پی نوشت ها:
1- در میان مورخین و محدثان مشهور اسلامی نمونه‌های متعددی برای این موضوع ذکر شده است. به عنوان نمونه پس از آنکه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) با روایتی ساختگی از جانب ابوبکر مواجه شد که مخالف صریح آیات قرآن کریم بود و تنها برای محروم ساختن آن حضرت از حق خویش ساخته شده بود، سخت بر آشفت و بر خلیفه اول خشمگین شد. تا جایی که بر طبق نقل بزرگان اهل سنت نظیر بخاری، احمد حنبل، ابن سعد، ابن اثیر، ابن کثیر و...، تا پایان عمر با او سخن نگفت و از او رویگردان بود: صحیح بخاری، جلد 4، صفحه 42 – مسند احمد، جلد 1، صفحه 6 – طبقات الکبری، جلد 8، صفحه 28 – البدایة و النهایة، جلد 5، صفحه 306 و ...
2- این خطبه را که به "خطبه فدکیه" مشهور است، هم علمای شیعه و هم علمای اهل سنت در کتب خویش نقل نموده‌اند.
3- قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): "یا فاطمة! إن الله لیغصب لغضبک و یرضی لرضاک"
منابع اهل تسنن: مستدرک صحیحین، جلد 3، صفحه 154 - تاریخ مدینه، دمشق، جلد 3، صفحه 156 – أسد الغابة، جلد 5، صفحه 522 – الإصابة، جلد 8، صفحه 265 و ...
منابع شیعه: مناقب (ابن شهر آشوب)، جلد 3، صفحه 107 - امالی شیخ طوسی، صفحه 427 – کشف الغمة، جلد 2، صفحه 85 و ...
4-فاطمه زهرا (سلام الله علیها) چهار فرزند داشت که در آن زمان بزرگترینشان 8 ساله و کوچکترینشان 4 ساله بودند.
5-"فصاحت أهل المدینة صیحة واحدة، کادت المدینة أن تتزعزع" (بیت الأحزان، صفحه 78)


منبع:
سلسله مباحث معارفی "صفیر هدایت"، تألیف آیت الله ضیاء آبادی (با اندکی تصرف)

آفتاب ولایت
۱۳۹۰/۰۱/۲۷, ۱۹:۴۰
ممون از لطفتون
موئد باشید

معز الاولیاء
۱۳۹۰/۰۱/۲۷, ۲۱:۰۱
ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشته‌های چادرت دست نیاز می‌آویزد و معرفت به غبار آستان خانه‌ات بوسه می‌زند. برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم‌ها و داغ‌ها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانه‌ات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...



http://www.aviny.com/occasion/ahlebeit/fatemeh/shahadat/89/Fatemie2.jpg


در سوگ ریحانه رسول خدا صلی الله علیه و آله


http://img.tebyan.net/big/1385/03/1851792075815717064195709014410415419102132.jpg
زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشته‌های چادرت دست نیاز می‌آویزد و معرفت به غبار آستان خانه‌ات بوسه می‌زند. برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم‌ها و داغ‌ها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانه‌ات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...

وجود مبارك حضرت فاطمه علیهاالسلام تنها یك تفكر یا تصور یك حقیقت حیات بخش نیست. بلكه تجسمی عینی و زنده از بركت خداوند بر انسان است. اگر تا قبل از حضور ایشان در عالم خاكی انسان معناگرا مجبور بود گوشه‌هایی از نعمت یك زن مقدس را در اسطوره‌ها، الهه‌ها و افسانه‌ها جستجو كند یا متوسل به پاكدامنی حضرت مریم(ع) یا خردمندی آسیه و وفاداری سارا بشود، بعد از تجسم خاكی و عینی ایشان برای انسان كمال‌گرا یك الگوی زنده و جاوید پدید آمد و آن شخصیتی والا به نام «فاطمه» دختر رسول اكرم بود.



از این رو است كه فاطمه علیهاالسلام را ناموس و علت هستی می‌دانند. اگر فاطمه علیهااسلام پا به جهان فانی نگذاشته بود و خاك هبوط را به قدوم خود مبارك نمی‌كرد، دیگر برای پیروانش هدفی وجود نداشت تا برای آن به شهادت برسند و جهاد كنند. جهانیان با توسل به اوست كه توكل به احد را می‌آموزند و از نور هدایت ایشان است كه بركت زندگی دنیایی درك می‌شود.

بنابراین بی‌دلیل نیست كه بعد از درگذشت ملكوتی ایشان، بشریت، سرگشته به دنبال مرهمی است تا زخم نبود روح بخش ایشان در عالم فانی التیام یابد. از این روست كه هر چه انسان برای درك حضرت فاطمه علیهاالسلام تلاش می‌كند، بركت آن بر خودش می‌تابد و این اصل وجودی نعمت فاطمه علیهاالسلام در دنیا است.
امروز هم شاهد تلاش انسان‌های پاكی هستیم كه به دنبال معنویت فاطمه علیهاالسلام در رفتار روزمره خود هستند و با تذكره و یادمان‌هایی سعی دارند آوای خوش چشمه كوثر را در یادشان زنده نگه دارند تا در بهشت، حاضر در خدمت ایشان باشند.

رسول اكرم صلی الله علیه و آله روایت نموده‌اند كه خدای متعال فرمود:

ای احمد! اگر تو نبودی آسمان و زمین را نمی‌آفریدم و اگر علی نبود تو را نمی‌آفریدم و اگر فاطمه نبود، شما را نمی‌آفریدم.(یعنی شمایان رمز خلقتید)(1) از امام محمدباقر علیه السلام روایت شده است كه، ولادت حضرت زهرا علیهاالسلام پنج سال بعد از بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سن شریف آن بانو در هنگام وفات هیجده سال و هفتاد و پنج روز بود.(2)


راز دل‌ غمین‌ فاطمه علیهااسلام

"شما ای‌ مردم‌ بر پرتگاه‌ آتش‌ بودید و از فرط‌ ذلت‌ نزد دیگران، همچون‌ جرعه ‌آبی‌ در دست‌ تشنه‌ كامی‌ یا لقمه‌ای‌ در دست‌ گرسنه‌ای‌ و یا چون‌ آتشی‌ كه‌ شخص‌ مستعجلی‌ از آن‌ برگیرد. شما لگدكوب‌ و پایمال‌ بودید و از آب‌ متعفن‌ با سرگین‌ شتر می‌‌آشامیدید و از برگ‌های‌ خاك‌مال‌ و علف‌ بیابان‌ می‌خوردید. ذلیل‌ بودید و زبون‌ می‌زیستید و هر آن‌ مضطرب‌ بودید كه‌ مبادا از این‌ سوی‌ یا آن‌ سوی‌ به‌ شما هجوم‌ آورند و به‌ اسارتتان‌ ببرند. شما این‌ بودید تا خداوند به‌ دست‌ محمد صلی الله علیه و آله با همه‌ آنچه‌ بر او گذشت‌ رهایتان‌ كرد. چه‌ سختی‌ها كه‌ نكشید و چه‌ شكنجه‌ها كه‌ ندید.

هرگاه‌ شاخی‌ از شاخ‌های‌ شیطان‌ و گردنكشی‌ از یارانش‌ سر بر می‌داشت‌ و فتنه‌ای‌ از مشركان‌ به‌ خونخواری‌ دهان‌ می‌گشود، او برادرش‌ علی علیه السلام را در كام‌ آتش‌ رقصان‌ آن‌ و در گلوگاه‌ خطر می‌افكند و او‌ نیز، تا مغز دشمن‌ را نمی‌كوفت‌ و آتش‌ سركش‌ فتنه‌ را به‌ آب‌ شمشیرش‌ خاموش‌ نمی‌كرد، آرام‌ نمی‌گرفت. در همه‌ این‌ مدت، علی علیه السلام در راه‌ خدا سختی‌ می‌كشید و به‌ آب‌ و آتش‌ می‌‌زد. در كار خدا از جان‌ مایه‌ می‌‌گذارد و همواره‌ به‌ رسول‌ خدا نزدیك‌ بود. در میان‌ دوستان‌ و سربازان‌ خدا وقف‌ راه‌ خدا بود و مدام‌ خود را به‌ مشقت‌ می‌انداخت. در دریای‌ رنج‌ فرو می‌رفت‌ و هرگز در راه‌ خدا به‌ ملامت‌ مردم‌ وقعی‌ نمی‌نهاد و به‌ ستوه‌ نمی‌آمد.

ولی‌ شما چه؟ در تمام‌ آن‌ روزها، در رفاه‌ و عیش‌ بودید، خوش‌ می‌گذراندید و زندگی‌ می‌كردید و بی‌درد بودید. هرگاه‌ درگیری‌ و نبرد پیش‌ می‌آمد، خود را كنار می‌كشیدید و ما را تنها می‌گذاردید و از جنگ‌ می‌گریختید.

"برای‌ تمام‌ كسانی‌ كه‌ می‌خواهند الهی‌ زندگی‌ كنند، فاطمه علیهاالسلام دفاع‌ از حریم‌ ولایت‌ را، زیباتر از هر كس‌ به‌ معرض‌ نمایش‌ گذارد. خطبه‌ غَرایش‌ در مسجد مدینه، گواه‌ فصاحت‌ و بلاغت‌ بی‌نظیر آن‌ حضرت‌ است. مضامین‌ عالی‌ خطبه، اسلام‌ راستین‌ را معرفی‌ می‌كند و اهمیت‌ ولایت‌ و امامت‌ را روشن‌ می‌سازد.



... به‌ كجا می‌روید؟ چه‌ می‌كنید؟ هنوز پیكر پیامبر تازه‌ است؛ آیا می‌گویید كه‌ محمد مُرد و همه‌ چیز تمام‌ شد؟ هرگز!
... هان‌ می‌بینم‌ كه‌ اینك‌ باز زمین‌گیر شده‌اید و دل‌ به‌ تن ‌آسایی‌ و راحت‌ طلبی‌ و دنیا خواهی‌ داده‌اید و قصد همیشه ‌ماندن‌ در دنیا كرده‌اید و كسی‌ را كه‌ به‌ قبض‌ و بسط‌ كار حكومت‌ سزاوارتر است، دور رانده‌اید و با راحتی‌ و عیاشی، خلوت‌ كرده‌اید.

... بدانید اگر همه‌ شما هم‌ كافر شوید و به‌ حق‌ پشت‌ كنید، خداوند همچنان‌ ستوده‌ است‌ و احتیاجی‌ به‌ شمایان‌ ندارد.

و بدانید آنچه‌ را كه‌ اینك‌ گفتم؛ گفتم، در حالی‌ كه‌ می‌دانستم‌ هرگز یاوری‌ نخواهید كرد. ولی‌ آنچه‌ گفتم‌ راز دل‌ غمین‌ من‌ بود كه‌ در سینه‌ جمع‌ شده‌ و دود حزن‌ و اندوه‌ من‌ بود كه‌ در دل‌ خسته‌ام‌ متراكم‌ شده‌ و آه‌ آتش ‌افروزی‌ كه‌ از سینه‌ دردمند من‌ شعله‌ كشیده؛ تنها خواستم‌ با شما حجت‌ را تمام‌ كرده‌ باشم."(3)


پی‌نوشت‌ها:



1- مستدرك سفینة البحار؛ 3/334 .
2- الكافی؛1/457.
3- از سخنرانی‌ تاریخی‌ حضرت‌ فاطمه‌ زهرا علیهالسلام در مسجدالنبی، ده‌ روز پس‌ از رحلت‌ پدر (برگرفته‌ از كتاب‌ "زندگانی‌ حضرت‌ فاطمه (س)"، نوشتهِ دكتر اسماعیل‌ حسینی).




**************




فاطمه علیهاالسلام را ناموس و علت هستی می‌دانند. اگر فاطمه علیهااسلام پا به جهان فانی نگذاشته بود و خاك هبوط را به قدوم خود مبارك نمی‌كرد، دیگر برای پیروانش هدفی وجود نداشت تا برای آن به شهادت برسند و جهاد كنند. جهانیان با توسل به اوست كه توكل به احد را می‌آموزند و از نور هدایت ایشان است كه بركت زندگی دنیایی درك می‌شود.

دلواپس
۱۳۹۰/۰۱/۲۷, ۲۲:۵۹
وهب بن منبه (بضم ميم و فتح نون و كسر باء مشدد) از ابن عباس نقل ميكند كه گفت:

حضرت زهراى اطهر مدت چهل روز و بقولى شش ماه بعد از پدر بزرگوارش زنده بود، تا آنجا كه ميگويد:
موقعى كه فاطمه اطهر عليها السّلام رحلت كرد اسماء گريبان خود را پاره كرد و خارج شد، آنگاه با حضرت حسنين عليهما السّلام مصادف شد، ايشان به وى فرمودند: مادر ما كجا است؟ اسماء جوابى نگفت. وقتى آنان وارد خانه شدند ديدند. مادر بزرگوارشان خوابيده است. وقتى امام حسين مادر خود را حركت داد ديد از دنيا رفته است. سپس بحضرت امام حسن گفت: برادر جان! خدا براى رحلت مادرت زهراء بتو اجر عطا كند! آنگاه در حالى خارج شدند كه ميفرمودند:


يا محمداه! يا احمداه! امروز بعلت فوت مادرمان مصيبت تو براى ما تجديد شد.


پس از اين جريان متوجه حضرت امير كه در مسجد بود شدند و آن حضرت را از رحلت مادرشان آگاه نمودند.
امير المؤمنين: على عليه السّلام بعد از شنيدن اين خبر دلخراش غش كرد، آب بصورت آن حضرت پاشيدند تا بهوش آمد، آنگاه حسنين عليهما السّلام را برداشت و داخل خانه حضرت زهراى اطهر شد. اسماء را ديد كه بالاى سر زهراء نشسته و گريه ميكند و ميگويد:
يتيمان حضرت محمّد چه كنند، بعد از فوت جد شما دل ما بفاطمه اطهر خوش بود! بعد از فاطمه به چه كسى دل خوش كنيم!! آنگاه حضرت على بن ابى طالب عليه السّلام صورت مبارك فاطمه زهراء را باز كرد رقعه‏اى نزد سر آن بانوى معظمه يافت كه در آن نوشته بود:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ* اين آن وصيتى است كه فاطمه دختر پيغمبر خدا صلى اللَّه عليه و آله كرده: فاطمه شهادت ميدهد كه خدائى جز خداى يگانه وجود ندارد، حضرت محمّد بنده و پيامبر خدا ميباشد. بهشت بر حق و دوزخ بر حق است، قيامت خواهد آمد و شكى در آن نخواهد بود، خدا كليه افرادى را كه در قبرها مدفونند برانگيخته خواهد كرد.
يا على! من فاطمه دختر حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله ميباشم. خدا مرا در دنيا و آخرت براى تو تزويج نمود. يا على! تو از ديگران براى (غسل و كفن) من مقدم هستى، مرا حنوط كن غسل بده، شبانه مرا دفن كن، شبانه بر بدنم نماز بگذار، شبانه بخاكم بسپار، احدى را از فوت من آگاه منماى، من تو را بخدا ميسپارم و تا روز قيامت بفرزندانم سلام ميرسانم.

منابع:
1- علامه مجلسي، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، جلد43، تهران: اسلاميه.
2- نجفي، محمد جواد، زندگانى حضرت زهرا عليها السلام( نجفى)؛ ترجمه جلد 43 بحار الانوار، تهران: اسلاميه‏، 1377.


http://bachehayeghalam.ir/wp-content/uploads/2011/04/fateme007.jpg

دلواپس
۱۳۹۰/۰۱/۲۷, ۲۳:۰۲
شيخ صدوق رحمه الله در كتاب خصال ، به سندش از امام صادق عليه السلام روايت كرده :

افرادى كه فوق العاده گريه كردند پنج نفر بودند: آدم، يعقوب، يوسف، فاطمه، دختر حضرت محمد صلى الله عليه و آله و على بن الحسين عليهم السلام.

حضرت آدم از فراق بهشت به قدرى گريه كرد كه اثر اشك در دو گونه صورت مباركش نظير جوى باقى ماند.
حضرت يعقوب به قدرى از فراق يوسف گريه نمود كه چشمان خود را از دست داد و بدو گفتند: به خداوند سوگند يوسف را از خاطرنخواهى برد تا آنكه افسرده يا نابود گردى .
حضرت يوسف به قدرى براى پدرش يعقوب گريست كه اهل زندان ناراحت شدند و به وى گفتند: يا بايد شب گريان و روز ساكت شوى و يا اينكه روز گريان و شب ساكت باشى .
يوسف با يكى از پيشنهادهاى ايشان موافقت نمود.


حضرت فاطمه در فراق پيغمبر به قدرى گريه كرد كه اهل مدينه خسته و ناراحت شده به او گفتند: تو به واسطه كثرت گريه ات ما را اذيت مى كنى . لذا حضرت زهرا از مدينه خارج و به سوى قبر شهدا مى رفت ، وقتى ناراحتيهاى قلبى خود را با گريستن خالى مى كرد به سوى مدينه بازمى گشت .


حضرت على بن الحسين عليهماالسلام مدت بيست يا چهل سال بر حضرت حسين گريست . هيچ غذايى در مقابل آن حضرت نمى گذاشتند مگر اينكه گريان مى شد.
كار آن حضرت به جايى رسيد كه يكى از غلامانش به وى گفت : اى پسر رسول خدا! فداى تو شوم ، من مى ترسم تو خود را (به واسطه كثرت گريه ) هلاك نمايى !
فرمود: چاره اى نيست جز اينكه از غم و اندوه خود به خداوند شكايت كنم . من چيزهايى را مى دانم كه شما نمى دانيد. من يادآور قتلگاه فرزندان فاطمه عليهاالسلام نمى شوم مگر اينكه گريه راه گلويم را مسدود مى كند.



http://bachehayeghalam.ir/wp-content/uploads/image/fatemiyeh.jpg

neginsabz
۱۳۹۰/۰۱/۲۷, ۲۳:۱۷
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

http://yaabalfazl.ir/wp-content/uploads/2010/12/w-fatema-1425-300x203.jpg (http://yaabalfazl.ir/wp-content/uploads/2010/12/w-fatema-1425.jpg)

http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

آن سوتر از بی‌مهری

http://img.tebyan.net/big/1390/01/93237185204231199225250910871701571970236.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1390/01/20217424227202244413025217125374411638749.jpg)
دین اسلام به وسیله‌ی ویژگی‌های متعددی از دیگر ادیان متمایز می‌گردد. از آن جمله، اسلام به واسطه‌ی شخصیت بانویی یگانه چون فاطمه‌ی زهرا (علیهاالسلام) ویژگی خاصی می‌یابد؛ بانویی که قرآن کریم سوره‌ی کوثر را به نام او اختصاص داده است...
خداوند اراده کرده است تا به وسیله‌ی خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، هم بُعد انسانی و هم بعد رسالتی وی را استمرار بخشد و برخلاف برخی انبیای گذشته چون نوح، موسی و عیسی (علیهم‌السلام) رشته‌ی بقای رسالت را از خاندانش گسسته ننماید. لذا خداوند این‌گونه مقدر نمود تا نسل پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به وسیله‌ی "دخترش" امتداد یابد و او فاطمه (علیهاالسلام) است و بس.(1) این در حالی است که خداوند می‌توانست مانند ابراهیم (علیه‌السلام)، نسل پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را نیز از طریق پسرانش امتداد دهد.
فاطمه زهرا (علیهاالسلام)، فضیلت و قداست خاصی در نزد خداوند دارد و البته رابطه‌ی او با پروردگارش نیز، ارتباطی ویژه است که در مقابل باعث گردیده تا تمجید و ستایش الهی شامل حال فاطمه(علیهاالسلام) گردد. برای همین، هیچ بانویی همتای فاطمه (علیهاالسلام) نیست. این مطلب از موضوعاتی است که می‌توان از متون روایی و تاریخی به صورت قطعی و یقینی آن را اثبات کرد؛ تا جایی که حتی عموم علمای اهل سنت نیز در قالب‌های مختلف و با نصوص گوناگون، آن را نقل نموده‌اند.(2) این نصوص همگی بر یک نکته اتفاق نظر دارند و آن "قداست فاطمه (علیهاالسلام)" می‌باشد.
حال اگر این چنین بانویی مورد بی‌مهری قرار گیرد، بدون شک دامنه‌ی این بی‌مهری بسیار فراتر از آن چیزی است که تصور می‌کنیم:
به راستی که دشمنان زهرا (علیهاالسلام)، تشکیل دهنده‌ی جبهه‌ی دشمنی با مهم‌ترین مقدسات اسلامی، یعنی قرآن کریم هستند؛ چرا که به اعتقاد مسلمانان بسیاری از آیات قرآن کریم در شأن اهل بیت (علیهم‌السلام) نازل گردیده است: همانند "آیه تطهیر"(3)، " آیه مودت"(4) و " آیه مباهله"(5)
آری؛ شاید مسلمانان در مورد مصادیق اهل بیت و تعداد آن‌ها اختلاف نظر داشته باشند، اما در این که زهرا (علیهاالسلام) یکی از مصادیق اهل بیت در آیه‌ی تطهیر است، هیچ شک و اختلافی میان مسلمین وجود ندارد.(6) لذا دشمنی با زهرا (علیهاالسلام)، دشمنی با قرآن کریم است.
از سوی دیگر بدون شک دشمنی با زهرا (علیهاالسلام)، دشمنی با پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است؛ پیامبری که مقدس‌ترین چهره‌ی بشریت در طول تاریخ است. به بیان دیگر: ظلم به زهرا (علیهاالسلام)، ظلم به تمام مقدسات اسلامی است که بارزترین و واضح‌ترین آن پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌باشد؛ چرا که رضای فاطمه (علیهاالسلام)، رضای او و غضب فاطمه (علیهاالسلام)، غضب او و آزار فاطمه (علیهاالسلام)، آزار اوست.(7) لذا دشمنی با زهرا (علیهاالسلام)، دشمنی با پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است.
هم‌چنین این دشمنی در حقیقت دشمنی با شخصیت مؤمن است. در بسیاری از روایات از حرمت و عظمت مؤمن در نزد خداوند سبحان یاد شده است؛ به گونه‌ای که حرمت او از حرمت کعبه که در میان مسلمانان از جایگاه رفیعی برخوردار است، بیشتر و والاتر برشمرده شده است؛(8) همان کعبه‌ای که بنا بر برخی روایات، اگر احترام آن خدشه‌دار گردد، عرش خدا به لرزه درمی‌آید. اما علی رغم این، باز هم "حرمت مؤمن عادی" از کعبه بالاتر است.
حال به راستی جایگاه بانوی مؤمنی چون زهرا (علیهاالسلام) که بی‌شک به دلیل انتسابش به پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از یک سو و به اعتبار شخصیت و صفات متعالی و مقام بالا و رفیعش از سوی دیگر حرمتی بسیار خاص دارد، چگونه می‌شود؟ در بیان جایگاه چنین بانویی همین بس که آیه‌ی تطهیر در شأن او نازل گردیده است. با این وجود اگر به چنین وجود مقدسی، که میان مسلمانان به پاکی و طهارت شهره است، ظلمی روا گردد، این دشمنی عادی نیست بلکه این، بالاترین نوع دشمنی با کرامت و انسانیت خواهد بود.
http://img.tebyan.net/big/1390/01/504248172319095238210163910619559206111.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1390/01/235962118525522514723113530207115758418982.jpg)
از بعد دیگر دشمنی با این بانو، دشمنی با جایگاه زن است. در اسلام، زن از جایگاه ویژه و احترام خاص و والایی برخوردار است. حتی اگر به این موضوع از ناحیه‌ی متعارف اجتماعی نیز بنگریم، متوجه خواهیم شد که در جوامع بشری هم برای زن احترام خاصی وجود دارد. لذا یکی از دردناک‌ترین ظلم‌هایی که برای یک مرد روی می‌دهد، آن است که به همسرش در مقابل چشمانش ستم روا شود. برای همین، مصائبی که بر بانوان اهل بیت امام حسین (علیه‌السلام) در کربلا وارد گردید، به موازات ظلم و مصائبی است که بر خود سیدالشهدا (علیه‌السلام) روا گشت؛ این در حالی بود که آن‌چه بر اهل بیت ایشان واقع شد، نه قتل و نه ضربه‌ی سنگ و شمشیر بود؛ بلکه "هتک حرمت" آنان به وسیله‌ی اسارت و موضوعاتی از این قبیل بود که خود مصیبتی بزرگ است...
هنگامی که کمی بیشتر در زوایای زندگانی فاطمه (علیهاالسلام) می‌اندیشیم، می‌یابیم که او نمونه‌ی کامل یک بانو و مثال بارز قداست در جامعه‌ی اسلامی است. لذا بی مهری و دشمنی با این بانو که در اوج قداست مقام زن قرار دارد، دشمنی با جایگاه زن است.
اما آیا فاطمه‌ای که این چنین جایگاه رفیعی دارد، پس از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مورد بی‌مهری قرار نگرفت؟ به راستی هم اکنون مزار بانوی اسلام کجاست؟ واقعاً سرنوشت سومین سبط پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) که رسول خدا او را محسن نامید و علمای اسلامی در آثار خویش نام او را به عنوان فرزند فاطمه (علیهاالسلام) برشمرده‌اند، چه شد؟ چرا از سرنوشت او کمتر سخن به میان آمده؟ صفحات تاریخ، حرف‌های بسیاری به رایمان دارند...
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif
پی نوشت ها:
[1]ـ باید توجه داشت که جامعه‌ی انسانی آن روزگار، زن را یک موجود زشت و غیر صالح می‌دانست که نمی‌تواند باعث استمرار یاد و نام پدرش گردد. این نگاه بدبینانه تا آن‌جا ادامه داشت که قرآن کریم در توصیف آن می‌فرماید: "واذا بشر احدهم بالانثی ظل وجهه مسودا وهو کظیم"، "در حالی که هرگاه به یکی از آن‌ها بشارت دهند دختر نصیب تو شده، صورتش (از فرط ناراحتی) سیاه می‌شود؛ و به شدت خشمگین می‌گردد." (سوره نحل، آیه 58)
2 صحیح ابن حبان جلد 15، صفحه 408 – امالی الحافظ الاصبهانی صفحه 45 – المعجم الکبیر جلد 20، صفحه 20 – خصائص امیرالمومنین صفحه 121 – السنن الکبری جلد 5، صفحه 97، حدیث 8370 – الجامع الصغیر جلد 2، صفحه 208 – کنز العمال جلد 12، صفحه 107– تثبیت الامامة صفحه 28 – الذریه الطاهره النبویه صفحه 48 – نظم درر السمطین صفحه 176 و بسیاری احادیث و کتب دیگر.
3 "... انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا"، "همانا خداوند اراده کرده است که تنها از شما خاندان هر گونه پلیدی را بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند.." (سوره احزاب، آیه 33)
4 " ... قل لا اسالکم علیه اجرا الا الموده فی القربی ..."، "من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی‌کنم؛ جز دوست داشتن نزدیکانم [=اهل بیتم]" (سوره شوری، آیه 23)
5 " فمن حاجک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا وابناءکم ونساءنا ونساءکم وانفسنا وانفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنه الله علی الکاذبین"،"هر گاه بعد از علم و دانشی که (درباره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آن‌ها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود، آنگاه مباهله کنیم، و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم" "... که در این آیه زهرا (سلام الله علیها) مصداق نساءنا می‌باشد." (سوره آل عمران، آیه 61) شواهد التنزیل جلد 1، صفحه 160 – جامع البیان طبری جلد 3 ، صفحه 404 – ینابیع المودة جلد 1، صفحه 136
6 مستدرک حاکم جلد 3، صفحه 158 – الدر المنثور، جلد 5، صفحه 199
7 صحیح البخاری جلد 4، صفحه 210 (چاپ دارالفکر بیروت) – فتح الباری فی شرح صحیح البخاری جلد 7، صفحه 84 – مستدرک حاکم جلد 3، صفحه 154 – الامامة و السیاسة جلد 1، صفحه 31– مجمع الزوائد جلد 9، صفحه 203 – الشافی جلد 4، صفحه 214 – شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 16، صفحه 281
8 الخصال صفحه 27، حدیث 95



«منبع: کتاب "زهرا (علیهاالسلام)"، نوشته‌ی آیت الله سید محمد باقر حکیم (با تلخیص و اضافات)»

دلواپس
۱۳۹۰/۰۱/۲۷, ۲۳:۱۸
مقام معنوى فاطمه زهرا عليهاالسلام در كلام امام خمينى قدس سره


زنى كه در حجره اى كوچك و خانه اى محقر انسان هايى تربيت كرد كه نورشان از بسيط خاك تا آن سوى افلاك و از عالم ملك تا آن سوى ملكوت اعلا مى درخشد.

حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام يك زن معمولى نبوده است ، يك زن روحانى ، يك زن ملكوتى ، يك زن به تمام معنا انسان ، تمام نسخه انسانيت ، تمام حقيقت زن ، تمام حقيقت انسان .

مساءله آمدن جبرئيل براى كسى يك مساءله ساده نيست ، خيال نشود كه جبرئيل براى هر كسى مى آيد و امكان دارد بيايد، اين يك تناسب لازم است بين روح آن كسى كه جبرئيل مى خواهد بيايد و مقام جبرئيل كه روح اعظم است ....اين معنا و اين تناسب بين جبرئيل كه روح اعظم است و انبياى درجه اول بوده است ، مثل رسول خدا و موسى و عيسى و ابراهيم و امثال اينها، بين همه كسى نبوده است ، بعد از اين هم بين كسى ديگر نشده است ، حتى درباره ائمه هم من نديده ام كه وارد شده باشد اين طور كه جبرئيل بر آن ها نازل شده باشد...


مقام معنوى فاطمه زهرا عليهاالسلام در كلام مقام معظم رهبرى


من از جنبه هاى معنوى و روحى و الهى آن بزرگوار (حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام ) حرفى نمى توانم بزنم . من كوچك تر از اين هستم كه آن چيزها را درك كنم ، حتى اگر كسى هم بتواند درك بكند نمى تواند آن چنان كه حق اوست او را توصيف و بيان كند. آن جنبه هاى معنوى يك عالم جداگانه اى است .

اين چه دانش والايى است؟ اين چه معرفت و حكمت بى نظيرى است كه خداى متعال به يك زن در سنين جوانى مى بخشد؟ اين مقام معنوى حضرت زهرا عليهاالسلام است . اين مسائل معنوى تا حدود زيادى به فضايل علمى ارتباط پيدا مى كند. ارتباط پيدا مى كند به آن چه كه از تلاش ‍ فاطمه زهرا عليهاالسلام ناشى مى شود.

عبادت فاطمه زهرا عليهاالسلام يك عبادت نمونه است .


http://www.bachehayeghalam.ir/UserFiles/Image/fateme009.jpg

ensi
۱۳۹۰/۰۱/۲۷, ۲۳:۴۳
السلام علیک یا دخت النبی صلوات الله علیه و آله طاهرین

سلام بر همگی دوستان و شیفتگان بانوی رسالت و نبوت ام ابیها فاطمه زهرا سلام الله علیها و دهه فاطمیه را خدمت همگی دوستان و سروران عزیز تسلیت عرض می کنم و التماس دعا دارم ازهمگی دوستان.
دوستان عزیز من شنبه 3/2/90 عازم خانه وحی هستم و نایب زیاره همگی شما خوبان امید است به زودی زود قسمت و روزی شما گردد دعا کنید به معنای واقعی کلمه آدم شوم و برگردم درغیر این صورت شرمنده خالق و مخلوق هستم. خدانگهدار همگیتان :laklak: :bye:

دلواپس
۱۳۹۰/۰۱/۲۷, ۲۳:۴۸
امیرالمومنین (علیه السلام) روزى به شخصى از بنى سعد که درباره فاطمه (سلام الله علیها) و زندگیش سئوال کرده بود فرمود:

- الا احدتُک عنى و عن فاطمه الزهراء علیها السلام آیا دوست ندارى از خود و فاطمه (سلام الله علیها) براى تو سخن بگویم،

- انهاکانت عندى: او روزگارى را در کنار من گذارند،

- فاستقت بالقربه حتى اثر فى صدرها: آنقدر سقائى کرد و با مشک بخانه آب آورد که روى سینه ‏اش اثر گذاشت.

- و طحنت بالرحى حتى مجلت یدها: آنقدر گندم آسیاب کرد که دستهایش پینه بست.

- و کسحت البیت حتى اغبرت ثیابها: آنقدر خانه را رفت و روب کرد تا بر جامه ‏اش خاک و گرد نشست.

و اوقدت تحت القدر حتى ر کنت ثیابها: آنقدر زیر اجاق در آتش دمید که پیراهنش خاک آلود شد.

فاصابها من ذلک ضر شدید: و از این بابت بر او صدمه سختى وارد آمد.

او در کارهاى خانه چندان گرفتار بود که با یکدست آسیاب را به گردش مى ‏انداخت و با دستى دیگر فرزند خود را در آغوش گرفت و شیر مى ‏داد و پیامبر دلداریش مى ‏داد که دختر تلخى‏ هاى دنیا را بچش تا در آخرت شیرین کام باشى.

محجة البیضاء


http://www.bachehayeghalam.ir/UserFiles/Image/fatemeye-zahra.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۱/۲۸, ۰۲:۰۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77453779931254437950.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77453779931254437950.jpg)







زهرا، (س) درآستانه‏ ملكوت

و ان للمتقین لحسن مآب جنات عدن مفتحة لهم الابواب‏» 1
دختر پیغمبر چند روز را در بستر بیمارى بسر برده؟ درست نمى‏دانیم، چند ماه پس از رحلت پدر زندگانى را بدرود گفته؟ روشن نیست.
كمترین مدت را چهل شب 2و بیشترین مدت را هشت ماه نوشته‏اند 3 و میان این دو مدت روایت‏ هاى مختلف از دو ماه 4 تا هفتاد و پنج روز 5 ،سه ماه 6 ، و شش ماه 7 است.

این همه اختلاف، و این همه روایت‏هاى گوناگون چرا؟ پیش از این نوشتیم كه در چنان سالها، تاریخ حادثه‏ ها از خاطر یكى به ذهن دیگرى انتقال مى‏یافت. و چه كسى مى‏تواند ادعا كند كه همه این ناقلان از اشتباه بر كنار بوده‏اند. و این در صورتى است كه موجبات دیگر در كار نباشد.

اما مى‏دانیم كه در آن روزهاى پرآشوب، از یك سو دسته‏ بندى‏هاى سیاسى هنوز قوت خود را از دست نداده بود، و از سوى دیگر مسلمانان سرگرم جنگ در داخل سرزمین اسلام بودند در چنین شرایط كدام كس پرواى ضبط تاریخ درست ‏حوادث را داشت؟
بر فرض كه هیچ یك از این دو عامل دخالتى در این روى داد نداشته باشد، بدون شك دسته‏ هاى سیاسى كه پس از این تاریخ روى كار آمدند تا آنجا كه توانسته‏اند تاریخ حادثه‏ ها را دستكارى كرده‏اند.

بارى به نقل مجلسى از دلائل الامامه در این بیمارى بود كه دو تن از صحابى پیغمبر یعنی ابو بكر و عمر خواستار دیدار او شدند.
اما دختر پیغمبر رخصت این دیدار را نمى‏داد. على (ع) گفت من پذیرفته‏ ام كه تو به آنان اجاز ملاقات دهى.

فاطمه گفت ‏حال كه چنین است‏ خانه خانه تو است 8 هر چند ابن سعد نوشته است ابو بكر چندان با دختر پیغمبر سخن گفت كه او را خشنود ساخت 9 اما ظاهرا از این ملاقات نتیجه ‏اى كه در نظر بود بدست نیامد.

دختر پیغمبر به آنان گفت نشنیدید كه پدرم فرمود فاطمه پاره تن من است هر كه او را بیازارد مرا آزرده است؟ گفتند چنین است! فاطمه گفت ‏شما مرا آزردید و من از شما ناخشنودم 10 و آنان از خانه او بیرون رفتند.

بخارى در صحیح نویسد: پس از آنكه دختر پیغمبر میراث خود را از خلیفه خواست و او گفت از پیغمبر شنیدم كه ما میراث نمى‏گذاریم زهرا دیگر با او سخن نگفت تا زماني که از دنيا رفت.





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/72912015178976243786.jpg

كبوتر دل
۱۳۹۰/۰۱/۲۸, ۱۰:۲۱
خبر شهادت حضرت زهرا به على(ع) و حالات حسنين

اسماء مى‏گويد: پس از لحظاتى بانويم را صدا زدم، جواب نداد گفتم يا بنت محمد المصطفى اى دختر بهترين پيامبران، اى دختر بهترين مادران... چون جواب نيامد آمدم و روپوش را از روى مباركش برداشتم ديدم كه روح مطهرش به عالم ملكوت پرواز كرده است اسماء با ديدن اين منظره دلخراش، گريبان چاك زده مى‏ناليدم كه ناگاه حسنين عليهماالسلام وارد شدند و فرمودند: اسماء اين امنا؟ مادر ما كجا است؟
اسماء ساكت بود و چيزى نمى‏گفت فرزندان زهرا عليهاالسلام وارد حجره مادر شدند و مادر را بيجان يافتند آه از دل بيرون كرده و يكديگر را تسليت گفتند آنگاه حسن عليه‏السلام خود را روى مادر انداخته او را بوسيده و مى‏گفت: يا اماه كلمينى قبل ان يفارق روحى بدنى. مادر با من حرف بزن پيش از آن كه روح از بدنم مفارقت كند و آنگاه حسين عليه‏السلام پاهاى مادر در آغوش گرفته و مى‏گفت: يا اماه انا ابنك الحسين، كلمينى قبل ان ينصدع قلبى فاموت.
مادر من فرزندت حسينم با من حرف بزن پيش از آنكه دلم از كار بيفتد اسماء به آنها دلدارى داده و مى‏گفت جگرگوشگان رسول خدا برويد در مسجد و از ماجراى وفات مادر پدرتان را خبر دهيد. آنها از خانه به طرف مسجد دويدند و فرياد برآورده: يا محمداه يا احمداه، اليوم جدد لنا موتك اذ ماتت امنا.
اى پيامبر بزرگ، اى رسول خدا اى جد گرامى امروز بار ديگر داغ فراق شما بر ما تازه شد مادر ما جان به جان آفرين تسليم كرد. سپس به طرف مسجد رفته و فوت مادرشان را به پدر بزرگوارشان خبر دادند. مولاى متقيان از شنيدن اين حادثه ناگوار غش كرد آب به صورت مباركش پاشيدند چون به هوش آمد فرمود: بمن العزاء يا بنت محمد، اى دختر رسول خدا به چه كسى در اين مصيبت تسليت بايد گفت، كنت بك اتعزى ففيم العزاء من بعدك؟ (1) اى سيده النساء من اندوه و غمم را به تو تسلى مى‏دادم بعد از تو به چه كسى خود را تسليت دهم. با اشك چشم و سوز دل اينگونه مى‏ناليد:


لكل اجتماع من خليلين فرقة -و كل الذى دون الفراق قليل
و ان افتقادى فاطمة بعد احمد -دليل على ان لا يدوم خليل (2)
ميان هر اجتماعى از دو دوست فراق حاصل مى‏شود، و اساساً كم اتفاق مى‏افتد كه بين دوستان جدايى نيفتد.
گم كردنم فاطمه را بعد از رحلت رسول خدا (سلام‏اللَّه‏عليهما) بهترين دليل بر اين است كه دوست براى انسان نمى‏ماند.

كبوتر دل
۱۳۹۰/۰۱/۲۸, ۱۰:۲۲
مراسم وداع با مادر و خاكسپارى


بعضى نوشته ‏اند: كه حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام به خاطر طاهره بودن به غسل نيازى نداشته است. امام صادق عليه‏السلام فرمود: اميرالمؤمنين على عليه‏السلام فاطمه زهرا را غسل داد زيرا او صديقه و معصومه بود نبايد جز معصوم، ديگرى او را غسل دهد چنانچه مريم را جز عيسى عليه‏السلام كسى غسل نداد(3)
امام عليه‏السلام چون كافور بر بدن مطهرش ريخت اين دعا را خواند:
اللهم انها امتك و بنت رسولك و خيرتك من خلقك اللهم لقنها حجتها و اعظم برهانها و اعل درجتها و اجمع بينها و بين محمد صلى اللَّه عليه و آله.
پروردگار اين است كنيز تو و دختر پيغمبر تو و بهترين خلق تو بارالها حجتش را تلقينش كن و برهاشن را بزرگ دار و درجه‏اش را بالا ببر و جمع كن بين او و بين محمد صلى اللَّه لعيه و آله و او را با حبيبت در يك درجه بدار.
آنگاه از حنوط باقيمانده رسول‏اللَّه او را حنوط كرد و در هفت پارچه كفن پوشانيد و عبا را بر روى آنها انداخت سپس فرزندانش را صدا كرد تا بيابند و بار ديگر از مادر توشه برگيرند. على عليه‏السلام صدا زد: يا ام‏كلثوم، يا زينب، يا فضه يا حسن يا حسين هلموا و تزودا من امكم الزهراء فهذا الفراق و اللقاء فى الجنة
بيائيد از مادرتان زهرا توشه برداريد كه اين ديدار آخر است و ملاقات بعدى در بهشت است حسن و حسين عليهماالسلام آمدند كنار جسد مطهر مادر مى‏ناليدند فرزندان آن بانوى بزرگوار هر كدام اندوه دل را به اشك ديده فرونشانده و مى‏گفتند مادر وقتى خدمت جد ما رسول‏اللَّه رسيدى فاقرئيه منا السلام. سلام ما را به او ابلاغ نما و بگو كه ما بعد از تو يتيم شديم، اميرالمؤمنين عليه‏السلام مى‏فرمايد: ناگهان ديدم كه مادرشان آغوش باز كرد و آن دو عزيزش را به سينه‏اش چسبانيد كه هماندم شنيدم هاتفى از آسمان ندا مى‏كند.
يا اباالحسن ارفعهما عنها فلقد ابكيا واللَّه ملائكة السماء. يا على حسن و حسين را از روى نعش مادر بلند كن به خدا سوگند اينها فرشتگان آسمان را به گريه درآوردند (4)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۱/۲۸, ۱۳:۲۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70003667698150125407.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70003667698150125407.jpg)


حرز حضرت زهرا سلام الله عليها

حرز (بكسر حاء)، موضع محكم و حصين است.
و در شرع، امرى است كه معد
براى محفوظ نگه داشتن اموال است.
در عادت و عرف مانند خانه، خيمه. (1)

حرز به معانى زير نيز مى باشد:


1- جاى استوار، پناهگاه

2- بهره، حظ، نصيب

3- دعايى كه بر كاغذى نويسند
و با خود دارند، بازوبند، چشمآويز، تعويذ. (2)

در بين ادعيه وارده در كتب دعا به دعاهائى برخورد مى كنيم
كه با تمسك به بعضى از اسماء و صفات خدا
قلعه هاى معنوى و حصن حصين در برابر حوادث
و آفات براى انسان فراهم مى كنند
اينگونه دعاها معروف به حرز مى باشند.

معمولا همه ائمه و پيشوايان دينى داراى
حرزهاى مخصوص مى باشند
از جمله حرز حضرت زهرا عليهاالسلام
اين عبارات از اين دعاست:

بسم اللَّه الرحمن الرحيم
يا حى يا قيوم
برحمتك استغيث فأغثنى
و لا تكلنى الى نفسى طرفة عين ابدا
و اصلح لى شأنى كله(3)
اللَّهم بحقِّ العرش و من علاه،
و بحقِّ الوحى و من اوحاه،
و بحقِّ النَّبى و من نبَّاه،
و بحقِّ البيت و من بناه،
يا سامع كلِّ صوتٍ،
يا جامع كُلِّ فوتٍ،
يا بارىءَ النُّفوس بعدالمَوت،
صلِّ على محمَّدٍ و اهل بيته،
و اتنا و جميع المؤمنين والمؤمنات
فى مشارق الارض و مغاربها،
فرجاً من عندك عاجلاً،
بشهادة ان لا اله الا اللَّه
و اَنَّ محمداً عبدك و رسولك،
صلَّى اللَّه عليه و اله،
و على ذريَّته الطَّيبين الطَّاهرين،
و سَلَّمَ تسليماً كثيراً.



1ـ فرهنگ معارف اسلامى/ سيد جعفر سجادى/ ج 2/ ص 250
2ـ فرهنگ معين
3ـ فاطمه زهرا عليهاالسلام شكوفه عصمت/ محمود جويبارى/ ص 228


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/61982661147048120655.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/61982661147048120655.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۱/۲۸, ۱۳:۵۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/07844153031463050847.jpg


دعاءهاي روزانه حضرت فاطمه زهرا(س)

روز شنبه

اَللَّهُمَّ افْتَحْ لَنا خَزائِنَ رَحْمَتِكَ، وَ هَبْ لَنَا اللَّهُمَّ رَحْمَةً لا تُعَذِّبُنا بَعْدَها فِي الدُّنْيا وَ الْأَخِرَةِ، وَ ارْزُقْنا مِنْ فَضْلِكَ الْواسِعِ رِزْقاً حَلالاً طَيِّباً، وَ لا تُحْوِجْنا وَ لا تُفْقِرْنا اِلي اَحَدٍ سِواكَ، وَ زِدْنا لَكَ شُكْراً، وَ اِلَيْكَ فَقْراً وَفاقَةً، وَ بِكَ عَمَّنْ سِواكَ غِناً وَ تَعَفُّفاً. اَللَّهُمَّ وَسِّعْ عَلَيْنا فِي الدُّنْيا، اَللَّهُمَّ اِنَّا نَعُوذُبِكَ اَنْ تَزْوِىَ وَجْهَكَ عَنَّا في حالٍ، وَ نَحْنُ نَرْغَبُ اِلَيْكَ فيهِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍوَالِ مُحَمَّدٍ، وَ اَعْطِناماتُحِبُّ،وَ اجْعَلْهُ لَنا قُوَّةً فيما تُحِبُّ، يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.

ترجمه:

پروردگارا! گنجهاى رحمتت را براى ما بگشا، و ما را مشمول رحمتى قرار ده كه بعد از آن در دنيا و آخرت عذابمان ننمائى، و از فضل گسترده‏ات، ما را از روزى حلال و پاكيزه‏اى بهره‏مند گردان، و ما را نيازمند و محتاج كسى جز خودت قرار نده، و شكرگذارى ما را نسبت بخودت، و نيز فقر و نيازمان را بتو، و بى‏نيازى و كرامت نفسمان از غير خودت را، افزون فرما. خداوندا! در دنيا بر ما گشايش عطا فرما، بارالها! از اينكه ما را در حالى كه ديدارت را طالبيم، از ديدارت منع نمائى، بتو پناه مى‏بريم. پروردگارا! بر محمد و خاندانش درود فرست، و آنچه را كه دوست دارى بما عطا فرما، و آنرا نيرويى قرار ده در آنچه ما دوست مى‏داريم، اى بهترين رحم‏كنندگان

روز يكشنبه

اَللَّهُمَّ اجْعَلْ اَوَّلَ يَوْمي هذا فَلاحاً، وَ اخِرَهُ نَجاحاً، وَ اَوْسَطَهُ صَلاحاً، اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَ اجْعَلْنا مِمَّنْ اَنابَ اِلَيْكَ فَقَبِلْتَهُ، وَ تَوَكَّلَ عَلَيْكَ فَكَفَيْتَهُ، وَ تَضَرَّعَ اِلَيْكَ فَرَحِمْتَهُ.

ترجمه:
پروردگارا! آغاز اين روزم را رستگارى، و پايانش را موفقيت، و وسط آنرا سعادتمندى قرار ده، خداوندا بر محمد و خاندانش درود فرست، و ما را از كسانى قرار ده كه بسوى تو روى آورده، و تو آنان را پذيرفته‏اى، و بر تو توكّل كرده و آنان را كفايت نموده‏اى، و بسوى تو زارى كرده و آنان را مشمول رحمتت قرار داده‏اى.

روز دوشنبه

اَللَّهُمَّ اِنّي اَسْأَلُكَ قُوَّةً في عِبادَتِكَ، وَ تَبَصُّراً في كِتابِكَ، وَ فَهْماً في حُكْمِكَ، اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَ لا تَجْعَلِ الْقُرانَ بِنا ماحِلاً، وَ الصِّراطَ زائِلاً، وَ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ عَنَّا مُوَلِّياً.

ترجمه:
خداوندا! از تو نيرو در عبادت و بندگى، و بينش در درك آيات كتابت، و فهم در درك احكامت را خواستارم، پروردگارا بر محمد و خاندانش درود فرست، و قرآن را دور از دسترس فهم ما، و صراط را زائل از ما، و محمّد را روى گردان از ما قرار مده.

روز سه شنبه

اَللَّهُمَّ اجْعَلْ غَفْلَةَ النَّاسِ لَنا ذِكْراً، وَ اجْعَلْ ذِكْرَهُمْ لَنا شُكْراً، وَ اجْعَلْ صالِحَ ما نَقُولُ بِأَلْسِنَتِنانِيَّةً في قُلُوبِنا.
اَللَّهُمَّ اِنَّ مَغْفِرَتَكَ اَوْسَعُ مِنْ ذُنُوبِنا، وَ رحْمَتَكَ اَرْجي عِنْدَنا مِنْ اَعْمالِنا، اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَ وَفِّقْنا لِصالِحِ الْأَعْمالِ وَ الصَّوابِ مِنَ الْفِعالِ.

ترجمه:
پروردگارا! در مقابل غفلت مردم ما را متذكّر قرار ده، و در برابر ذكر آنان براى ما شكر و سپاس مقرر فرما، و بهترين چيزى كه بر زبانمان جارى مى‏شود را نيّات قلبى ما قرار ده. خداوندا، غفران و بخشش تو از گناهان ما گسترده‏تر و رحمت تو اميدواركننده‏تر از اعمال ما مى‏باشد، خداوندا بر محمد و خاندانش درود فرست، و ما را بر اعمال صالح و كارهاى نيك موفق دار.

روز چهارشنبه

اَللَّهُمَّ احْرُسْنا بِعَيْنِكَ الَّتي لا تَنامُ، وَ رُكْنِكَ الَّذى لا يُرامُ، وَ بِأَسْمائِكَ الْعِظامِ، وَ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ الِهِ، وَ احْفَظْ عَلَيْنا ما لَوْ حَفِظَهُ غَيْرُكَ ضاعَ، وَ اسْتُرْ عَلَيْنا ما لَوْ سَتَرَهُ غَيْرُكَ شاعَ، وَ اجْعَلْ كُلَّ ذلِكَ لَنا مِطْواعاً، اِنَّكَ سَميعُ الدُّعاءِ، قَريبٌ مُجيبٌ.

ترجمه:
پروردگارا! ما را با ديدگانت كه هرگز بخواب نمى‏ رود، و با پايه و ستونى كه مورد تجاوز قرار نمى‏ گيرد، و با نامهاى بزرگت مرا حفاظت فرما، و بر محمد و خاندانش درود فرست، و برايمان حفظ كن آنچه را كه اگر حافظى غير از تو داشته باشد ضايع مى‏گردد، و بپوشان بر ما آنچه اگر غير تو آنرا بپوشاند شيوع پيدا مى‏ كند، و همه اينها را فرمانبر ما قرار ده، بدرستيكه تو خواسته ‏ها را مى ‏شنوى، و نزديك بوده و اجابت‏ كننده‏ اى.

روز پنج‏شنبه

اَللَّهُمَّ اِنّي اَسْأَلُكَ الْهُدى وَ التُّقي، وَ الْعِفافَ وَ الْغِني، وَ الْعَمَلَ بِما تُحِبُّ وَ تَرْضي، اَللَّهُمَّ اِنّي اَسْأَلُكَ مِنْ قُوَّتِكَ لِضَعْفِنا، وَ مِنْ غِناكَ لِفَقْرِنا وَ فاقَتِنا، وَ مِنْ حِلْمِكَ وَ عِلمِكَ لِجَهْلِنا. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَ اَعِنَّا عَلي شُكْرِكَ وَ ذِكْرِكَ، وَ طاعَتِكَ وَ عِبادَتِكَ، بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.

ترجمه:
پروردگارا! هدايت و تقوى، و عفاف و بى‏نيازى، و عمل به آنچه كه دوست دارى و خشنود مى‏گردى، را از تو خواستارم، خداوندا از تو در مقابل ناتوانيمان نيرو، و در مقابل نيازمان بى‏نيازى، و در مقابل جهالت و نادانيمان علم و حلم خواهانيم.خداوندا! بر محمد و خاندانش درود فرست، و ما را بر شكر و ذكر، و اطاعت و عبادتت يارى فرما، برحمتت اى بهترين رحم‏كنندگان.

روز جمعه

اِلهي وَسَيِّدى مَنْ تَهَيَّاَ اَوْ تَعَبَّأَ، اَوْ اَعَدَّ اَوِ اسْتَعَدَّ، لِوِفادَةِ مَخْلُوقٍ رَجاءَ رِفْدِهِ وَ فَوائِدِهِ وَ نائِلِهِ، وَ فَواضِلِهِ وَ جَوائِزهِ، فَاِلَيْكَ يا اِلهي كانَتْ تَهْيِأَتي وَ تَعْبِأَتي، وَ اِعْدادى وَ اسْتِعدادى، رَجاءَ فَوائِدِكَ وَ مَعْرُوفِكَ، وَ نائِلِكَ وَ جَوائِزِكَ. فَلا تُخَيِّبْني مِنْ ذلِكَ، يا مَنْ لا تَخيبُ عَلَيْهِ مَسْأَلَةُ السَّائِلِ، وَ لا تَنْقُصُهُ عَطِيَّةُ نائِلٍ، فَاِنّي لَمْ اتِكَ بِعَمَلٍ صالِحٍ قَدَّمْتُهُ، وَ لا شَفاعَةَ مَخْلُوقٍ رَجَوْتُهُ.اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ بِشَفاعَتِهِ اِلاَّ شَفاعَةُ مُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَيْتِهِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ، اَتَيْتُكَ اَرْجُو عَظيمَ عَفْوِكَ، الَّذى عُدْتَ بِهِ عَلَي الْخاطِئينَ عِنْدَ عُكُوفِهِمْ عَلَي الْمَحارِمِ ،فَلَمْ يَمْنَعْكَ طُولُ عُكُوفِهِمْ عَلَي الْمَحارِمِ اَنْ جُدْتَ عَلَيْهِمْ بِالْمَغْفِرَةِ. وَ اَنْتَ سَيِّدِى الْعَوَّادُ بِالنَّعْماءِ، وَ اَنَا الْعَوَّادُ بِالْخَطاءِ، اَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَالِهِ الطَّاهِرينَ اَنْ تَغْفِرَلي ذَنْبِيَ الْعَظيمَ،فَاِنَّهُ لا يَغْفِرُ الْعَظيمَ اِلاَّالْعَظيمُ، يا عَظيمُ يا عَظيمُ، يا عَظيمُ يا عَظيمُ، يا عَظيمُ يا عَظيمُ.

ترجمه:
امام صادق (ع) فرمود: كسى را نزد پيامبر صلى الله عليه و آله گراميتر از فاطمه عليهاالسلام، و چيزى را بهتر از چيزى كه آن حضرت به ايشان آموخت، نمى ‏يابم: روز جمعه غسل كرده و چهار ركعت نمازگذار- دو ركعت دو ركعت- در اولين ركعت حمد و پنجاه مرتبه «قل هو اللَّه احد»، و در ركعت دوم حمد و پنجاه بار سوره العاديات، و در ركعت سوم حمد و پنجاه بار «اذازلزلت»، و در ركعت چهارم حمد و پنجاه بار «اذا جاء نصر اللَّه و الفتح»- كه آخرين سوره‏اى است كه بر پيامبر نازل شده- بعد از نماز اين دعا را بخواند: اى معبودم و اى آقايم! هر كسى مهيّا و مجهّز، و آماده و توشه برگرفته است، تا به اميد صله و عطا و بهره و عطيّه و بخشش و جائزه‏اى نزد مخلوقى برود، پس به
سوى توست اى معبودم مهيّا شدنم، و مجهّز بودنم،و آمادگيم، و توشه برگرفتنم، به اميد بهره‏هايت و نيكى شناخته شده‏ات، و عطيّه مطلوبت و جايزه‏هايت. پس اى آنكه درخواست سائلى نزد او محروم نشد، و بخشش خواهنده‏اى در او كاستى پديد نياورد، مرا محروم مفرما، چرا كه من با عمل صالحى كه قبلاً انجام داده‏ام، و يا شفاعت مخلوقى كه اميد به او بسته، و تقرّب به او جسته‏ام، نزد تو نيامده‏ام، جز شفاعت محمد و خاندانش، كه درود تو بر او و خاندان پاكش باد،به درگاه تو آمده‏ام، و اميدوار عفو و بخشش بزرگت، كه برخطاكارانى كه محرّمات تو را انجام داده‏اند، وعده داده‏اى، مى‏باشم،بطوريكه پافشارى طولانى آنان در انجام امور حرام، تو را از بخشش وجود به آنان بازنداشت.و تو اى آقاى من بسيار نعمت‏دهنده‏اى و من بسيار خطاكار، و بحق محمد و خاندان پاكش از تو مى‏خواهم، كه گناه بزرگم را ببخشى، چرا كه گناه بزرگ را جز بزرگ نمى‏بخشد، اى بزرگ، اى بزرگ، اى بزرگ، اى بزرگ، اى بزرگ، اى بزرگ. آمين يارب العالمين



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21625352549987811421.jpg

سوگند
۱۳۹۰/۰۱/۲۸, ۱۵:۱۰
بغضی غریب بر سینه آسمان نشسته است بغضی که بندبند استخوانم را می‌لرزاند.
آه! ای بهانه هستی! چگونه اندوهگین نباشم وقتی که جشن هجده سالگی‌ات را سیاه پوشیدم هجده شمع خاموش، هیجده …
تو نیستی و دیوارهای کوچه هنوز سیلی خوردن تو را ضجه می‌زنند، تو نیستی و پاییز نبودنت، همه آسمانم را به آتش کشیده است. من می‌دانم که شب از ازل به خاطر تو سیاه‌پوش است و باران، بغض شکسته عرشیان است بر داغ‌های بی‌کرانت. آه! ای بانوی آب‌ها تو کیستی که موج‌ها دربرابر قامتت سر فرود آورده‌اند و درختان به احترامت ایستاده‌اند؟

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif

شهادت صدیقه کبری ، فاطمه زهرا سلام الله علیها تسلیت باد

سوگند
۱۳۹۰/۰۱/۲۸, ۱۵:۱۱
مدینه مبهوت فاجعه بود. از گستاخی این قوم، زمانه، انگشت تحیر به دندان گرفته است.
کوچه بنی هاشم در ازدحام بی شرمی گم شده است.
یک خانه که مهبط فرشتگان است، که قبله دلسوختگان است، که بهشت افلاکیان است، محل آمد و رفت شیاطین شده است.
بر دستان «یداللّه‏» زنجیر بسته‏اند، علی علیه‏السلام را کشان‏کشان به مسجد می‏برند ـ علی علیه‏السلام را! ـ
هیچ مردی نیست که حتی قدمی پیش بگذارد!
هیچ حادثه‏ای نیست که غدیر را به یاد آورد!
هیچ دهانی نیست تا حقیقت را فریاد بکشد!
علی علیه‏السلام ـ حقیقت مظلوم تاریخ ـ تنها است
بر بازوان خیبرگشا بند بسته‏اند و کسی دستی برای یاری پیش نمی‏آورد!
ناگهان، دستی بر آمد و صدایی به دادخواهی ولایت بلند شد. دستی به دستان «یداللّه‏» گره خورد.
دستی مدافع ولایت شد و برای چندمین بار، با علی علیه‏السلام بیعت کرد.
و دست، دست یک زن بود، یک زن مرد آفرین، پاره تن رسول صلی‏الله‏علیه‏و‏آله
بند دستان علی علیه‏السلام را گرفت، نه این که علی بود و همسرش، نه این که علی بود و پسر عمویش، نه این که علی بود و برادر پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، که بند بر دستان ولایت بود، بر دستان امام.
شعله‏های آتش از در زبانه کشید و خون عصمت خدا بر زمین جاری شد...، پهلوی قرآن شکست و دستی بر صورت محبوبه خدا نقش بست...
از انتهای دست‏ها، دستی که جنسش خار بود بر صورت روح بهاران، مادر گل‏ها شکفت
دست، نمی‏دانست که این زن فاطمه علیهاالسلام است، دست، نمی‏دانست که فاطمه پاره تن محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است؟!
دست؛ نمی‏دانست «هرکس فاطمه را بیازارد محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را آزرده است و هرکس او را خوشنود کند، محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را خوشنود کرده»؟!

دست، می‏دانست و سیلی زد!
دست می‏فهمید و جسارت کرد!
زخمی عمیق و آتشین، بر روح ایمان نقش بست
تا بر سرشت خاکیان، گندم و عصیان نقش بست
دیوار، تنها قاریِ درد عظیم کوثر است
دردی که آیه آیه بر پهلوی قرآن نقش بست
ننگ شکستن این خطای بی حساب آدمی
افسوس بر پیشانی تاریخ انسان نقش بست
بانوی من! از داغ سرخت، تا همیشه، تا ابد
در قاب چشم آسمان، تصویر باران نقش بست
بر شانه تاریخ، جای پای تابوتی گم است
پرواز یک ققنوس بر یک قبر پنهان نقش بست




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۱/۲۸, ۱۹:۲۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1_fatemie_be1---1.gif


السلام عليک یا فاطِمَهَ الزَّهْراَّءُ ، یا بِنْتَ مُحَمَّدٍ ،
یا قُرَّهَ عَیْنِ الرَّسُولِ یا سَیِّدَتَنا وَمَوْلاتَنا ،
اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکِ اِلَى اللّهِ،
وَقَدَّمْناکِ بَیْنَ یَدَىْ حاجاتِنا ،
یا وَجیهَهً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعى لَنا عِنْدَ اللّهِ



http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_bapyjatju5j111x35hkb.gif

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif)۩ •,,• ۩ سوگنامه شهادت ريحانه نبي،ياس نيلي علي،حضرت فاطمه (س) ۩ •,,• ۩ (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=26372)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif) یاس کبود ۞ نرم افزار پرتابل پاسخ به شبهات فاطمی ۞ (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=21154)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif) نرم افزار ریحانة النبی ( جامع ترین نرم افزار موبایل درباره حضرت فاطمه زهرا (س) ) (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=426125#post426125)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif) *,,•,,*مرثيه هاي دل درسوگ فاطمه(س)،بانوي آب و ائينه*,,•,,* (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=26374)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif) ۞|*•*|۞پيامک هاي تسليت ايام سوگواري بانوي محشر۞|*•*|۞ (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=26375)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif)●●*^*●● گالري تصاوير ويژه شهادت حضرت زهرا(س) ●●*^*●● (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=26376)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif)◄*♥*► امضاهاي تصويري ويژه ايام فاطميه ◄*♥*► (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=26378)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif ╣ ◄*►╣ مجموعه نفيس آواتارهاي فاطمي ╣ ◄*►╣ (http://www.askquran.ir/thread20638.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif حرز حضرت زهرا سلام الله عليها (http://www.askquran.ir/showpost.php?p=426550&postcount=45)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif دعاهاي روزانه حضرت زهرا سلام الله عليها (http://www.askquran.ir/showpost.php?p=426563&postcount=46)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif ^♥^▬^♥^ چهل داستان از حضرت فاطمه زهرا(س) ^♥^▬^♥^ (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=26380)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif(¯*~|♥|♥|♥~*¯) چهل حديث گهربار فاطمي (¯*~|♥|♥|♥~*¯) (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=26649)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif ۩ (~•~) ۩ فاطمه علیهاالسلام ؛ فرشته زمینی(به مناسبت ایام فاطمیه) ۩ (~•~) ۩ (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=26514)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif نرم افزارصوتی پهلو شکسته ( ویژه ایام فاطمیه س ) (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=430375#post430375)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif ایام فاطمیه (س) (صوتی ، تصویری ، فلش) (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=12604&p=431595)




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83140904207865739698.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83140904207865739698.jpg)

neginsabz
۱۳۹۰/۰۱/۲۸, ۱۹:۲۴
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

نامت گل، نشانت گل آذین،
یادت گلاب و غروبت گلگون!
آن گلی که بهشت با عطر گلبرگ های آن از هوش می رود؛
گلی با هیجده گلبرگ بی مثال،
با هیجده بهار لا یزال.
خوشا به حال هیجده بهاری که با تو شکفتند.
هیجده تابستانی که به بار نشستند؛
هیجده خزانی که بر باد رفتند و هیجده زمستانی که کفن پوشیدند....
کوه ها حجم عقده های کبود توست و دریاها چکیده اشک های غریب تو.
از آن روز که فدک به نام تو شد،
فلک قافیه ای در خور یافت و از آن دم که آب مهریه تو شد،
سفینه اهل بیت به جریان افتا د.
بیت الاحزان تو، پیشگوی کربلا بود و گریه های دردناکت پیش درآمد نینوا. سیمرغ گم شده!
مبادا بی تو حقیقت، آشیانه خفاش ها شود و عشق،
بازیچه کاکلی ها! مادر پهلو شکسته، دل های شکسته را دریاب.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21625352549987811421.jpg

edalat
۱۳۹۰/۰۱/۲۸, ۱۹:۴۳
يا فاطِمَةَ الزَّهْراءُ يا بِنْتَ مُحَمَّد يا قُرَّةَ عَيْنِ الرَّسُولِ، يا سَيِّدَتَنا وَمَولاتَنا اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِكِ اِلَى اللهِ وَقَدَّمْناكِ بَيْنَ يَدَىْ حاجاتِنا، يا وَجيهَةً عِنْدَ اللهِ اِشْفَعي لَنا عِنْدَ اللهِ،



روضه و مصيبت حضرت زهرا ام الائمه عليها السلام


بودى چراغ خانه ام زهرا، يازهرا



تاريك شده كاشانه ام زهرا، يازهرا



گويد حسين كو مادرم زهرا،يازهرا



كو مادر غم پرورم زهرا، يازهرا



اى نوگل پژمرده ام زهرا، يازهرا



سيلى ز دشمن خورده ام زهرا، يازهرا

edalat
۱۳۹۰/۰۱/۲۸, ۱۹:۵۲
قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء سلام اللّه عليها:
نَحْنُ وَسيلَتُهُ فى خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَيْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَةُ اءنْبيائِهِ.
ترجمه :
فرمود: ما اءهل بيت پيامبر وسيله ارتباط خداوند با خلق او هستيم ، ما برگزيدگان پاك و مقدّس پروردگار مى باشيم ، ما حجّت و راهنما خواهيم بود؛ و ما وارثان پيامبران الهى هستيم .

neginsabz
۱۳۹۰/۰۱/۲۸, ۲۳:۵۴
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

زهرا علیهاالسلام کوثر خداست.
لیلة القدر خداست.
جلوه جمال خداست و تفسیر جلال خدا.
زهرا علیهاالسلام حصن محکم ولایت است و آموزگار خوب شهادت.
زهرا علیهاالسلام تلاوت بیداری است؛
سایبان شوق است؛ تولّد بالغ تاریخ است و بهار سرشار دل های آشنا.
زهرا علیهاالسلام معرّف نهایت کمال زن است و اوج عروج انسان.
چشمه غدیر در باغ دستان پرتوان او به بلوغی رسید و غدیری ها از دامان عصمت او به رویشی رسیدند...
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

كبوتر حرم معصومه
۱۳۹۰/۰۱/۲۹, ۱۱:۰۲
آن قبر كه در مدينه شد گم./

پيدا شده در مدينه قم./

ايام شهادت دردانه رسول الله تسليت باد.

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۱/۲۹, ۱۳:۴۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/63092154952230127972.jpg




بازخوانی اسناد مقام "فاطمه" در روایات و احادیث معتبر



سوم جمادی الثانی وفات حضرت فاطمه(س) است. او که پدر؛"مادر خویش"می نامیدش، در زندگی خانه‌ای از عشق ساخت که انسان در قامت اسلام در آن تداوم یافت و در مرگ، مظلومیت خود و پیروان راستین اسلام را، به رخ تمامی تاریخ کشاند. در ذیل مروری اسنادی بر چرایی"فاطمه شدن" او داریم :

حضرت امیرالمؤمنین، علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «... ان الحسن والحسین سبطا هذه الامة وهما من محمد کمکان العینین من الراس واما انا فکمکان الید من البدن واما فاطمة فکمکان القلب من الجسد... ؛ (1) حسن و حسین علیهما السلام دو سبط این امت هستند، و آن دو برای محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وس لم) همانند دو چشم برای سرند، و من [برای محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و سلم) همانند دست برای بدن هستم، و فاطمه علیها السلام [برای محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وس لم) همانند قلب برای بدن است.»
پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وس لم) از حضرت امیرالمؤمنین، علی (علیه‌السلام) درباره حضرت فاطمه زهرا علیها السلام پرسیدند، حضرت پاسخ دادند: «نعم العون علی طاعة الله؛ (2) [فاطمه علیها السلام] خوب یاوری در راه اطاعت و بندگی خداست.»

امام صادق (ع) می‌فرمایند: «... فمن عرف فاطمة حق معرفت‌ها فقد ادرک لیلة القدر؛ (3)
هر کس به شناخت حقیقی فاطمه علیها‌السلام دست یابد، بی گمان شب قدر را درک کرده است.»

امام زمان (ع) در یکی از نامه‌هایشان می‌فرمایند: «وفی ابنة رسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و �سلم) لی اسوة حسنة... ؛ (4) در دختر پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و سلم) برای من الگوی نیکویی است.»

پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وس لم) می‌فرمایند: «یا سلمان! ان ابنتی فاطمة ملا الله قلب‌ها وجوارحها ایمانا ویقینا الی مشاشها تفرغت لطاعة الله... ؛ (5) ای سلمان! به راستی که خداوند قلب و اعضای فاطمه علیها‌السلام تا استخوان‌هایش را از ایمان و یقین آکنده ساخته است؛ به گونه‌ای که در طاعت خدا جدیت دارد.»

پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وس لم) می‌فرمایند: «... فاطمة اعز البریة علی (6) ؛ فاطمه (علیها‌السلام) عزیزترین مردم در نزد من است.»
پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وس لم) می‌فرمایند: « ... ان فاطمة بضعة منی و هی نور عینی وثمرة فؤادی... ؛

(7) فاطمه علیها‌السلام پاره تن و نور چشم و میوه دل من است.»


امام باقر (ع) می‌فرمایند: «ما عبد الله به شی ء من التحمید افضل من تسبیح فاطمة علیهاالسلام... ؛ (10) خداوند در حمد و ستایش به چیزی برتر از تسبیح فاطمه علیها‌السلام عبادت نشده است.»




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33554929247609797506.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۱/۲۹, ۱۳:۵۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/18201839587302616812.jpg



امام صادق (ع) می‌فرمایند:
«... فاطمة کوکب دری بین نساء اهل الدنیا... ؛ (8)
فاطمه (علیها‌السلام) اختری تابناک در میان زنان دنیاست.»

امام صادق (ع) می‌فرمایند:
« ... فاطمة سیدة نساء العالمین من الاولین والاخرین؛ (9)
فاطمه (علیها‌السلام) سرور زنان جهانیان از اولین تا آخرین است.»

امام باقر (ع) می‌فرمایند:

«ما عبد الله به شی ء من التحمید افضل من تسبیح فاطمة علیهاالسلام... ؛ (10)
خداوند در حمد و ستایش به چیزی برتر از تسبیح فاطمه علیها‌السلام عبادت نشده است.»
پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وس لم) می‌فرمایند:

«یا فاطمة... انت منی وانا منک... ؛
(11) ای فاطمه! تو از من هستی و من از تو هستم.»

پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و سلم) می‌فرمایند:
« ... فداک ابوک یا فاطمة؛ (12)
پدرت به قربان تو باد فاطمه علیها‌السلام!»

امام صادق (ع)می‌فرمایند:
«ان فاطمة علیها‌السلام کانت تاتی قبور الشهداء فی کل غداة سبت... ؛(13)
فاطمه علیها‌السلام در هر بامداد شنبه به مزار شهیدان می‌رفت.»

امام صادق (ع) می‌فرمایند:
« ... لولایان امیرالمؤمنین (ع) تزوجها لما کان لها کفو الی یوم القیامة علی وجه الارض آدم فمن دونه؛ (14)
به راستی اگر امیرالمؤمنین (ع) فاطمه علیها‌السلام را به ازدواج خود در نیاورده بود، تا روز قیامت بر روی زمین از آدم تا پس از آدم برای فاطمه علیها‌السلام همتایی نبود.»

پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و سلم) می‌فرمایند:
«ما زوجت فاطمة الا لما امرنی الله بتزویجها؛ (15)
من فاطمه (ع) را به ازدواج در نیاوردم، مگر پس از آنکه خداوند مرا به ازدواج او فرمان داد.»

پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وس لم) می‌فرمایند:
«اشتاقت الجنة الی اربع من النساء: مریم بنت عمران، وآسیة بنت مزاحم زوجة فرعون وخدیجة بنت خویلد وفاطمة بنت محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و سلم) ؛(16)
بهشت مشتاق چهار زن است: مریم دختر عمران، آسیه دختر مزاحم و زن فرعون، خدیجه دختر خویلد و فاطمه علیها‌السلام دختر محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وس لم) .»

پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و سلم) می‌فرمایند:
«... یا فاطمة ابشری فلک عندالله مقام محمود تشفعین فیه لمحبیک وشیعتک؛ (17)
ای فاطمه علیها‌السلام مژده باد! که در پیشگاه خدا مقامی شایسته داری که در آن مقام برای دوستان و شیعیانت شفاعت می‌کنی.»

پی نوشت ها:
1) بحارالانوار، ج 39، ص 352؛ کتاب سلیم بن قیس، ص 830
2) همان منبع ، ج 43، ص 117.
3) همان منبع، ج 43، ص 65.
4) همان منبع، ج 53، ص 180.
5) همان منبع، ج 43، ص 46؛ مناقب، ج 3، ص 337.
6) الامالی، شیخ مفید، ص 259.
7) همان منبع، شیخ صدوق، ص 486.
8) اصول کافی، ج 1، ص 195.
9) معانی الاخبار، ص 107.
10) اصول کافی، ج 3، ص 343.
11) بیت الاحزان، ص 19؛ بحارالانوار، ج 43، ص 32.
12) بحارالانوار، ج 22، ص 490.
13) وسائل الشیعة، ج 2، ص 879.
14) خصال، ج 2، ص 414.
15) عیون اخبار الرضا (ع)، ج 2، ص 59
16) بحارالانوار، ج 43، ص 53.
17) همان منبع، ج 76، ص 359.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33638975428604995043.jpg

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۱/۲۹, ۱۴:۴۰
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43673687348238674469.png (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43673687348238674469.png)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47898165210752692150.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47898165210752692150.jpg)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43673687348238674469.png

http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif



« آه از اندوه ریحانه رسول »


فاطمه علیهاالسلام ، صبر لایزال نبوی بود که در هیأت عفتی سر به فلک کشیده،
چادر به سر می‏کشید و در کوچه ‏های مدینه،
در تمام رهگذرهای هستی، حضور خدا را به کائنات، یادآور می‏شد.

سیلی ستم و تازیانه کینه را به جان خرید تا هجوم تندبادِ انکار، شمع یک‏تنه حقیقت را خاموش نکند.

افسوس از سوره کوثر که در آن خانه گِلین، همسایه اهالی غفلت و سنگدلی شد!

آه از زمزمه‏های شرحه شرحه بتول که در نیمه‏شبِ سجاده و تسبیح،
ارکان عرش را به لرزه می‏افکند!
آه از ریحانه رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله
که در مشام حسادتِ زمین،
به هدر می‏رفت و چشمانِ حقیقت ‏ستیز زمانه،
رخساره طهارتش را طاقت نداشت.

سودابه مهیجی

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49126652036098830371.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49126652036098830371.jpg)

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۱/۲۹, ۱۴:۵۲
... واپسین روزهای فاطمه علیهاالسلام




http://img.tebyan.net/big/1383/04/3819012415522624622161865864721222532195.jpg

دختر پیغمبر نالان در بستر افتاد. در مدت بیماری او، از آن مردان جان برکف، از آن مسلمانان آماده در صف، از آنان که هر چه داشتند از برکت پدر او بود، چند تن او را دلداری دادند و یا به دیدنش رفتند؟
هیچکس! جز یکی دو تن از محرومان و ستمدیدگان چون بلال و سلمان.
اما هر چه باشد زنان، عاطفه و احساسی رقیق تر از مردان دارند، بخصوص که در آن روزها، زنان بیرون صحنه سیاست بودند و در آنچه می گذشت دخالت مستقیم نداشتند.
صدوق به اسناد خود که به فاطمه دختر حسین بن علی(ع) می رسد نویسد: زنان مهاجر و انصار نزد او گرد آمدند. اما در عبارت احمد بن ابی طاهر تنها( زنان) آمده است و از مهاجر و انصار نامی نمی برد.
اگر هم از زنان مهاجران کسی در این دیدار شرکت داشته، مسلما وابسته به گروه ممتاز و دست در کار سیاست نبوده است. اما انصارموقعیت دیگری داشته اند. آنان از آغاز یعنی از همان روزها که پیغمبر را به شهر خود خواندند، پیوند خویش را با خویشاوندان او نیز برقرار و سپس استوار ساختند.
و چنانکه اشارت خواهم کرد، بیشتر آنان این دوستی را با علی و فرزندان او، و خاندان او به سر بردند. بهر حال پاسخی را که دختر پیغمبر به پرسش آنان داده است، نشان دهنده روحیه رنگ پذیر مردم آن زمان است، که با دیگر زمانها یکسان است. دختر پیغمبر از رفتار مردان آنان گله مند است.
گفتار زهرا(ع) پاسخ احوال پرسی نیست. خطبه ای بلیغ است که اوضاع آن روز مدینه را روشن می سازد و از آنچه پس از یک ربع قرن پیش آمد خبر می دهد. دیرینه ترین متن این گفتار را که نویسنده در دست دارد کتاب بلاغات النساء است. اما این گفتار در کتابهایی چون امالی شیخ طوسی کشف الغمه، احتجاج طبرسی و بحارالانوار مجلسی و دیگرکتابها آمده است. من عبارت احمد بن ابی طاهر را به فارسی برگردانده ام و چون این گفتار نیز صنعت های لفظی و معنوی را در بردارد کوشیده ام تا ترجمه نیز از آن زیورها عاری نباشد. لکن:
گربریزی بحر را در کوزه ای چند گنجد قسمت یک روزه ای
دختر پیغمبر چگونه ای؟ با بیماری چه می کنی؟
به خدا دنیای شما را دوست نمی دارم و از مردان شما بیزارم! درون و برونشان را آزمودم و از آنچه کردند نا خشنودم! چون تیغ زنگار خورده نابّرا، و گاه پیش روی واپس گرا، و خداوندان اندیشه های تیره و نارسایند.

خشم خدا را به خود خریدند و در آتش دوزخ جاویدند.
ناچار کار را بدانها واگذاردم، و ننگ عدالت کشی را برایشان بار کردم، نفرین بر این مکاران و دور باشند از رحمت حق، این ستمکاران.
وای بر آنان. چرا نگذاشتند حق در مرکز خود قرار یابد؟ و خلافت بر پایه های نبوت استوار ماند؟
آنجا که فرود آمد نگاه جبرائیل امین است و بر عهده علی که عالم به امور دنیا و دین است. به یقین کاری که کردند خسرانی مبین است.به خدا علی را نپسندیدند، چون سوزش تیغ او را چشیدند و پایداری او را دیدند. دیدند که چگونه بر آنان می تازد و با دشمنان خدا نمی سازد.
بخدا سوگند، اگر پای در میان می نهادند، و علی را بر کاری که پیغمبر به عهده او نهاد می گذاردند، آرام آرام ایشان را به راه راست می برد.

و حق هر یک را بدو می سپرد، چنانکه کسی زیانی نبیند و هر کس میوه آنچه کشته است بچیند. تشنگان عدالت را چشمه معدلت او سیر و زبونان در پناه صولت او دلیر می گشتند. اگر چنین می کردند درهای رحمت از زمین و آسمان به روی آنان می گشود. اما نکردند و به زودی خدا به کیفر آنچه کردند آنان را عذاب خواهد فرمود.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/16581567313229632110.jpg

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۱/۲۹, ۱۴:۵۲
http://img.tebyan.net/big/1383/04/68147136245224842241083025012112162226241241.jpg



بیایید! و بشنوید!:
شگفتا! روزگار چه بوالعجب ها در پس پرده دارد و چه بازیچه ها یکی از پس دیگری برون می آرد. راستی مردان شما چرا چنین کردند؟ چه عذری آوردند؟ دوست نمایانی غدار، در حق دوستان ستمکار و سرانجام به کیفر ستمکاری خویش گرفتار. سر را گذاشته به دُم چسبیدند. پی عامی رفتند و از عالِم نپرسیدند: نفرین بر مردمی نادان که تبهکارند. و تبهکاری خود را نیکو کاری می پندارند.
وای بر آنان. آیا این که مردم را براه راست می خواند، سزاوار پیروی است، یا آنکه خود راه را نمی داند؟ در این باره چگونه داوری می کنید؟
به خدایتان سوگند، آنچه نباید بکنند کردند. نواها ساز و فتنه ها آغاز شد. حال لختی بپایند! تا به خود آیند، و ببینند چه آشوبی خیزد و چه خونها بریزد! شهد زندگی در کامها شرنگ و جهان پهناور بر همگان تنگ گردد. آن روز زیانکاران را باد در دست است و آیندگان به گناه رفتگان گرفتار و پای بست.
اکنون آماده باشید! که گرد بلا انگیخته شد و تیغ خشم خدا از نیام انتقام آهیخته. شما را نگذارد تا دمار از روزگارتان برآورد، آنگاه دریغ سودی ندارد.
جمع شما را بپراکند و بیخ و بنتان را بر کند. دریغا که دیده حقیقت بین ندارید. بر ماهم تاوانی نیست که داشتن حق را ناخوش می دارید.
این سخنان که در آن روز درد دل و گله و شکوه بانویی داغدیده و ستمدیده می نمود، به حقیقت اعلام خطری بود. خطری که نه تنها مهاجر و انصار، بلکه رژیم حکومت و آینده نظام اسلامی را تهدید می کرد.
دیری نگذشت که آنچه دختر پیغمبر در بستر بیماری و نیز روزهای پیش در جمع مسلمانان از آن خبر داد، و مردم را از پایان آن ترساند، تحقق یافت.
آن روز گفتند پیغمبری و رهبری نباید در یک خاندان بماند. گفتند قریش، این تیره خود خواه و برتری جو، باید همچنان مهتری کند. آن روز پایان کار را نمی دیدند. ندانستند که مهتری از قریش به خاندان امیه و سپس به فرزندان ابوسفیان و تیره حکم بن عاص و مروانیان می رسد، ندانستند که تند باد این تصمیم عجولانه گردی را که بر روی اخگر سوزان دشمنی دیرینه عراقی و شامی انباشته است به یکسو خواهد زد. ندانستند که همچشمی قحطانی وعدنانی از نو آغاز می شود، دو گروه برابر هم خواهند ایستاد و خلیفه هایی جان خود را در این راه خواهند داد و سرانجام آتشی سر می زند که سراسر شرق و سپس حجاز و شام و مغرب اسلامی را فرا گیرد.
که:"... ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم..." (رعد/11)
دختر پیغمبر چند روز را در بستر بیماری بوده؟ درست نمی دانیم، چند ماه پس از رحلت پدر زندگانی را بدرود گفته؟ روشن نیست. کمترین مدت را چهل شب و بیشترین مدت را هشت ماه نوشته اند و میان این دو مدت روایت های مختلف از دوماه تا هفتاد و پنج روز، سه ماه و شش ماه است.
این همه اختلاف، و این همه روایت های گوناگون چرا؟ از این پیش نوشتیم که در چنان سالها، تاریخ حادثه ها از خاطر یکی به ذهن دیگری انتقال می یافت. و چه کسی می تواند ادعا کند که همه این ناقلان از اشتباه بر کنار بوده اند. این در صورتی است که موجبات دیگر در کار نباشد. اما می دانیم که در آن روزهای پر آشوب، از یکسو دسته بندی های سیاسی هنوز قوت خود را از دست نداده بود و از سوی دیگر مسلمانان سرگرم جنگ در داخل سرزمین اسلام بودند. در چنین شرایط کدام کس پروای ضبط تاریخ درست حوادث را داشت؟
بر فرض که هیچیک از این دو عامل دخالتی در این رویداد نداشته باشد، بدون شک دسته های سیاسی که پس از این تاریخ روی کار آمدند تا آنجا که توانسته اند تاریخ حادثه ها را دستکاری کرده اند.
باری به نقل مجلسی از دلائل الامامه در این بیماری بود که دو تن از صحابی پیغمبر؛ ابوبکر و عمر خواستار دیدار او شدند. اما دختر پیغمبر رخصت این دیدار را نمی داد. علی (ع) گفت من پذیرفته ام که تو به آنان اجازه ملاقات دهی. فاطمه گفت حال که چنین است خانه خانه تو است هر چند ابن سعد نوشته است ابوبکر چندان با دختر پیغمبر سخن گفت که او را خشنود ساخت اما ظاهراً از این ملاقات نتیجه ای که در نظر بود بدست نیامد.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83140904207865739698.jpg

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۱/۲۹, ۱۴:۵۳
http://img.tebyan.net/big/1383/04/25024819711463431553714611852462504814482.jpg



دختر پیغمبر به آنان گفت نشنیدید که پدرم فرمود فاطمه پاره تن من است هر که او را بیازارد مرا آزرده است؟
گفتند چنین است! فاطمه گفت شما مرا آزردید و من از شما ناخشنودم و آنان از خانه او بیرون رفتند. بخاری در صحیح نویسد: پس از آنکه دختر پیغمبر میراث خود را از خلیفه خواست و او گفت از پیغمبر شنیدم که ما میراث نمی گذاریم زهرا دیگر با او سخن نگفت تا مُرد.
در واپسین روزهای زندگی، اسماء دختر عمیس را که از مهاجران حبشه و از نزدیکان وی بود طلبید. چنانکه نوشتیم اسماء نخست زن جعفربن ابی طالب بود، چون جعفر در نبرد موته شهید شد به ابوبکر بن ابی قحافه شوهر کرد. دختر پیغمبر به اسماء فرمود:
- من خوش نمی دارم بر جسد زن جامه ای بیفکند و اندام او از زیر جامه نمایان باشد.
اسماء گفت:
- من درحبشه چیزی دیدم، اکنون صورت آن را به شما نشان می دهم. سپس چند شاخه تر خواست. شاخه ها را خم کرد. پارچه ای به روی آن کشید. دختر پیغمبر گفت:
- چه چیز خوبی است. نعش زن را از نعش مرد مشخص می سازد. چون من مُردم تو مرا بشوی! و نگذار کسی نزد جنازه من بیاید.
در آخرین روز زندگانی آبی خواست. بدن خود را نیکو شست و شو داد و جامه های نو پوشید و به غرفه خود رفت. خادمه خویش را گفت تا بستر او را در وسط غرفه بگستراند. سپس روی به قبله دراز کشید دست ها را بر گونه ها نهاد و گفت من همین ساعت خواهم مُرد.
به نقل علمای شیعه، شوهرش علی (ع) او را شست و شو داد. ابن سعد نیز همین روایت را اختیار کرده است. لیکن چنانکه نوشتم ابن عبدالبر گوید دختر پیغمبر اسماء را گفت تا متصدی شست و شوی او باشد. و گویا اسماء در شست و شوی فاطمه (ع) با علی علیه السلام همکاری داشته است.
ابن عبدالبر نوشته است چون دختر پیغمبر زندگانی را بدرود گفت، عایشه خواست به حجره او برود اسماء طبق وصیت او را راه نداد. عایشه شکایت به پدر برد که:
- این زن خثعمیه میان من و دختر پیغمبر در آمده است و نمی گذارد من نزد او بروم. بعلاوه برای او حجله ای چون حجله عروسان ساخته است. ابوبکر به در حجره دختر پیغمبر آمد و گفت:
- اسماء چرا نمی گذاری زنان پیغمبر نزد دختر او بروند؟ چرا برای دختر پیغمبر حجله ساخته ای ؟
اسماء گفت:
- زهرا به من وصیت کرده است کسی بر او داخل نشود- چیزی را که برای او ساخته ام، وقتی زنده بود به او نشان دادم و به من دستور داد مانند آن را برایش بسازم.
ابوبکر گفت:
- حال که چنین است هر چه به تو گفته چنان کن.
ابن عبدالبر نوشته است نخستین کس از زنان که در اسلام برای او بدین سان تابوت ساختند فاطمه(ع) دختر پیغمبر(ص) بود. سپس مانند آن را برای زینب بنت جحش (زن پیغمبر) آماده کردند.
"سید جعفر شهیدی"



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/94649105637376334186.jpg

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۱/۲۹, ۱۸:۰۳
http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_mahdiyeh.jpg

http://sl.glitter-graphics.net/pub/684/684900e22c429em2.gif

« چقدر مظلوم بودی »
و چقدر مظلوم بودی و علی از تو هم، مظلوم‏تر.
و آن‏گاه که پدر، در بسترِ ارتحال افتاد، قلبت شکست.
هیچ‏وقت، تو را چنین غمگین ندیده بودم.
پدر که گریه‏هایت را دید، در آغوشت کشید؛
هر چند خود نیز می‏گریست! راستی!
نگفتی پدر، برایت چه گفت؟
چه زود او را فراموش کردند و حرف‏هایش را!
چه زود، تو را خشمگین کردند و خدا را.
آمده بودند تا علی را بِبَرند. یادت می‏آید؟
هر چند، به یاد آوردنش نیز قلبم را می‏آزارد.
هر چند، هیچ‏کس نمی‏خواهد تو را به یاد بیاوَرَد،
اما من شهادت می‏دهم خونِ تو را و
کودک نیامده‏ات را و «فضه» نیز با من همزبانی خواهد کرد
آغوشِ گرم و خونینت را.
تمامِ مظلومیت، در چشم‏های علی علیه‏السلام جمع شده بود
و ریسمان، فریاد را در گلویش می‏شکست.
دیگر وقتِ نشستن نبود. انگار پیامبر بود که برخاست و از پسِ پرده ـ
در مسجد مدینه ـ سخن گفت؛
برآشفت و تو ـ دیگر ـ هیچ نگفتی؛
هر چند کودکانت را در برابر دیدگان اشکبارِ علی علیه‏السلام در آغوش گرفتی؛ هر چند علی علیه‏السلام ۳۰ سال، تنها شد؛ هر چند... .

http://sl.glitter-graphics.net/pub/684/684900e22c429em2.gif

ایلام سرابله
۱۳۹۰/۰۱/۲۹, ۱۸:۳۵
صلوات ودرود خداوند تعالی، براین حجره دمحقر فاطمه (س)، که جلوه گاه نور وعظمت الهی وپرورشگاه زبدگان عالم است.
**امام خمینی (ره)**

ایلام سرابله
۱۳۹۰/۰۱/۲۹, ۱۸:۳۹
صلوات ودرود خداوند تعالی، براین حجره دمحقر فاطمه (س)، که جلوه گاه نور وعظمت الهی وپرورشگاه زبدگان عالم است.
**امام خمینی (ره)**

neginsabz
۱۳۹۰/۰۱/۲۹, ۱۸:۴۴
http://sl.glitter-graphics.net/pub/684/684900e22c429em2.gif
دختر رسول خدا علیهاالسلام الگوی امام زمان(عج)

http://img.tebyan.net/big/1388/03/19114544254224191261654810001958101128236.jpg



هر چند عمر کوتاهی داشت اما در همین عمر کوتاه به گونه ای زیست که زندگیش سراسر سرمشق شد؛ سرمشق برای یک عمر زندگی عارفانه و عاشقانه، زندگی مملو از نورانیت و صمیمیت، و زندگی سرشار از موفقیت و زندگی با احساس مسئولیت کردن به آنچه در پیرامونش می گذشت.

گمان نشود چون زن است تنها الگوی زنان است و مردان نمی توانند از او الگوبرداری کنند.
چون حضرت در انسانیت با همه انسانها مشترک است پس می تواند الگوی همگان باشد چه مرد و چه زن. اگر حضرت فاطمه سلام الله علیها تنها الگویی برای زنان بود دیگر چه جای این کلام حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بود که فرموده باشند:
عَنِ الشَّیْخِ الْمُوَثَّقِ أَبِی عُمَرَ الْعَامِرِیِّ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَیْهِ قَالَ... وَ فِی ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ ص لِی أُسْوَةٌ حَسَنَة.1 در توقیعی و نامه ای که از سوی امام عصر علیه السلام به واسطه یکی از نواب خاص حضرت در زمان غیبت صغری صادر شد آمده بود: دختر رسول خدا برای من الگویی نیکوست.
بنابراین دختر رسول خدا برای همگان الگوست. یکی از علمای معاصر در این باره می نویسد: «ایشان نه تنها الگویی برای زنان بلکه الگویی برای مردان نیز می باشد و چه بسا که در مرحله اول الگویی برای مردان و در مرحله دوم الگویی برای زنان باشد. دلیل آن این است که خداوند نور واحدی بیافرید و سپس آن را سه قسمت کرد، قسمت اول نور پیامبر مکرم اسلام محمد مصطفی صلی الله علیه وآله و قسمت دوم نور مولای متقیان علی علیه السلام و ائمه هدی از فرزندانش و قسمت سوم نور فاطمه زهرا علیها السلام بود که خداوند آسمانها و زمین را با آن خلق کرد... پس نمی توان آن حضرت را فقط الگویی برای بانوان به شمار آورد زیرا ایشان بخشی از نور الهی می باشد و زن و مرد باید به طور مساوی از خلق و خو و سیره آن حضرت الگو برداری کنند.» 2
از آنچه گذشت روشن شد که الگوپذیری از اول بانوی هستی، بخشی مختص به بانوان مؤمن است و بخشی برای عموم انسانهای خداجو است چه مرد و چه زن. در هر یک از این دو بخش نیز برخی رفتار فردی است و برخی رفتار اجتماعی است. در قسم اول به ما می آموزند که چگونه یک انسان کامل باشیم و در قسم دوم در جامعه چگونه حضور داشته باشیم و وظایف ما نسبت به جامعه چیست؟
http://sl.glitter-graphics.net/pub/684/684900e22c429em2.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۱/۲۹, ۱۸:۴۴
http://sl.glitter-graphics.net/pub/684/684900e22c429em2.gif
حضرت زهرا علیها سلام الگوی بانوان

همسرداری:

http://img.tebyan.net/big/1388/10/244158113104573282108722555474843130128.jpg

ایشان در همسرداری الگوی زنان مسلمان است. در تاریخ آمده است که در یکی از صبحگاهان امام علی علیه السلام فرمود: فاطمه جان! آیا غذایی داری تا گرسنگی ام برطرف شود؟ پاسخ داد: نه به خدایی که پدرم را به نبوت و شما را به امامت برگزید سوگند که دو روز است که در منزل غدای کافی نداریم؛ آن چه بود به شما و فرزندانم دادم و خود از غذای اندک موجود استفاده نکردم.
امام با تأسف فرمود: فاطمه جان! چرا به من اطلاع ندادی تا به دنبال تهیه غذا بروم؟ قالت علیهاالسلام یا اباالحسن إنی لأستحیی من إلهی أن اکلف نفسک مالا تقدر علیه. حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: ای ابا الحسن من از پروردگار خود حیاء می کنم چیزی را از تو درخواست نمایم که تو بر آن توان و قدرت نداری. زنان دنیای معاصر باید از اینگونه جلوه های ایثار درس زندگی بگیرند و با ساده زیستی و مراقبت از خویشتن و دوری از آرزوی های زودگذر زندگی زناشویی را رنگی جاودانه زنند.3

در ارتباط با نامحرم :


در تعالیم دینی به ارتباط در حد ضرورت زن با نامحرم سفارش شده است. این مطلب در کلام و در رفتار بزرگ بانوی اسلام وارد شده است: گفتار حضرت در این باره چیست؟ ایشان می فرماید: خیرٌ للنساء أن لا یرین الرجال و لا یراهنّ الرجال. آن چه برای زنان نیکوست این که (بدون ضرورت) مردان نامحرم را نبیند و نامحروان نیز او را ننگرند. 4
و اما رفتار حضرت صدیقه کبری:‏ امیر المؤمنین علیه السلام می فرماید: روزی فاطمه علیهاالسلام در محضر رسول خدا نشسته بود که مرد نابینایی اجازه ورود خواست. در این حال دختر رسول گرامی اسلام اتاق پذیرایی را ترک کرده و در اندرونی نشست. پس از رفتن مهمان، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله پرسیدند: چرا از مرد نابینا دور شدی در حالی که او تو را نمی دید؟ فاطمه علیهاالسلام جواب داد: اگر او مرا نمی دید من وی را می دیدم علاوه بر این اگر او چشم نداشت که مرا ببیند از طریق بویایی می توانست بو کند. 5

تربیت فرزندان:

http://img.tebyan.net/big/1389/02/2315811528509261953140232462246822192.jpg


همچنین ایشان در تربیت فرزندان الگوی مادران مهربان است؛ یکی از راههای تربیت فرزندان که می توان گفت بهترین روش نیز هست عمل خود مربی یعنی مادر است. حضرت فاطمه سلام الله علیها با عبادت خالصانه اش در درگاه الهی روح بندگی را به فرزندانش آموخت. با حضور به موقع و به جا در صحنه جامعه روح مسئولیت پذیری را در کودکانش پرورش داد. فرزندش امام حسن مجتبی نقل می کند که: مادرم فاطمه را در شب جمعه در محراب عبادت دیدم که به عبادت و نماز مشغول است او پیوسته به رکوع و سجود مشغول بود که شب به پایان رسید... 6 اینجاست که فرزندان ایشان عابدترین افراد در زمان خود می شوند تا جایی که امام حسین علیه السلام برای راز و نیاز با محبوب هستی از دشمن یک شب مهلت می گیرد و بعد از واقعه کربلا نماز شب عقیله بنی هاشم حضرت زینب سلام الله علیها ترک نمی شود.
در محبت و احترام به والدین به ویژه پدر، الگوی دختران عفیف است. محبت ایشان به پدر بزرگوارش مثال زدنی است. حضرت زهرا تحمل دوری پدر را نداشت بخاطر همین رسول خدا صلى الله علیه و آله هنگام مسافرت با آخرین كسى كه وداع مى‏گفت حضرت فاطمه علیهاالسلام بود و هنگام بازگشت از مسافرت اولین كسى را كه دیدار مى‏كرد فاطمه علیهاالسلام بود.7 در لحظات پایانی عمر شریف پدرش بیش از همه بی تابی می کرد تا این که پدرش او را فراخواند و مژده ای به او داد که دخترم تو اول کسی هستی که به من ملحق می شوی 8 اینجا بود که همه دیدند لبخندی در چهره پر از غم فاطمه سلام الله علیها پدیدار گشت.

http://sl.glitter-graphics.net/pub/684/684900e22c429em2.gif

‏پی نوشت ها:
1. بحارالأنوار، ج 53 ،ص 178 ( باب ما خرج من توقیعاته) و الإحتجاج‏،ج2 ص 466
2.فاطمه زهرا علیها سلام تجلیگاه رسالت الهی، محمد تقی مدرسی، مترجم قزوینی حائری،ص 31و 32
3. فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها سلام، محمد دشتی، ص 9
4. مكارم الأخلاق، شیخ حسن فرزند شیخ طبرسى‏، ص: 233 ناشر: شریف رضى
5. تحلیل سیره فاطمه زهرا، علی اکبر بابازاده، ص 159 و 160
6. همان، ص98
7. فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 18
8.الإنصاف فى النص على الأئمة ع ،سید هاشم بحرانى با ترجمه رسولى محلاتى‏ ،ص: 206 ،ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامى

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۱/۳۰, ۰۳:۰۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/15072960306168285339.jpg

به سوى بهشت

حضرت فاطمه علیهاالسلام، پـس از شفاعت از دوستان خود و فرزندانـش و رسیدگى به شكایتـش در دادگاه عدل الهى به فرمان خدا، با جلال و شكـوه خاصى وارد بهشت مى شـود.

پیامبـر اكرم صلوات الله علیه مـى فرمایـد:
روز قیامت دخترم فاطمه در حالـى كه لباس‌هاى اهـدایـى خـداونـد را كه با آب حیات آمیخته شده، پـوشیده، محشور مـىشـود و همه مردم از مشاهده ایـن كـرامت تعجب مـى كننـد.

آنگـاه لبـاسـى از لبـاس‌هاى بهشت بـر وى پـوشانده مـى شـود.

بر هزار حله بهشتـى براى او با خط سبز چنیـن نوشته شده است

دختر پیامبر را به بهترین شكل ممكـن و كامل‌ترین هیبت و تمام‌ترین كرامت و بیشتریـن بهره وارد بهشت سازیـد.

پـس، فـاطمه سلام الله علیها را به فـرمـان پـروردگـار در كمـال عظمت و شكـوه، در حالى كه پیرامونـش هفتاد هزار كنیز قرار گرفته، به بهشت مى برند.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/38490146298518034722.jpg

neginsabz
۱۳۹۰/۰۱/۳۰, ۱۰:۲۳
http://sl.glitter-graphics.net/pub/684/684900e22c429em2.gif
روزهای فاطمه(سلام‌الله‌علیها)


می‌دانم رنج‌ها را چگونه باید نوشید .
و این درسی است که تو آموزگارم بوده‌ای .
در وسعت سینه‌ی سبز تو، حقارت رنج‌ها را دیده‌ام .
ای آموزگار ظرافت !!
تو! این گونه رنج‌ها را تحقیر می‌کنی
http://img.tebyan.net/big/1390/01/2622821231935374122711972201538192170125.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1390/01/1332478923418683149181232148234133155101209184.jpg )
این روزها، روزهای فاطمه (سلام‌الله‌علیها)و این شب‌ها، شب‌های علی علیه‌السلام است .
بارها با خودم اندیشیده‌ام که چگونه می‌توان در فرصت‌های کوتاه، بهره‌های زیاد برداشت .
با خودم می‌گویم چگونه در عمرهای کوتاه و در بهاره‌های محدود، این همه جوشش و شکوفایی و این همه زایش و باروری! ! جوششی که از مرز قرن‌ها گذشته و از محدوده‌ی جغرافیا و تاریخ پرکشیده و حتی این دل خسته و این کویر تشنه را در خود گرفته است .
این روزها، روزهای فاطمه (سلام‌الله‌علیها)و این شب‌ها، شب‌های علی علیه‌السلام است .
بارها با خودم می‌گویم: «یک لحظه و این همه ارزش؟! نه سال و این همه استمرار؟! ». همین لحظه از همین بلندگوهای دور و خسته می‌شنوم: «فَاطِمَةُ امُّ ابِیهَا ». [1]و در جواب فرشته‌ها در مورد اصحاب کساء می‌شنوم: « هُمْ فَاطِمَةُ وَ ابِیهَا وَ بَعْلُهَا وَ بنی‌ها ». [2]رسالت و ولایت و امامت را فاطمه رابط است و پیوند .
اگر بیشتر گوش بدهیم می‌توانیم صدای حزن آلود علی علیه‌السلام را از مدینه‌ی رسول بشنویم که با چشم اشک و نوای غربت می‌گوید: « امَّا حُزْنِی فَسَرْمَدٌ وَ امَّا لَیْلِی فَمُسَهَّدٌ ». [3]
راستی این فاطمه (سلام‌الله‌علیها)در کجا ایستاده که علی علیه‌السلام از او این گونه می‌گوید؟
که ای فاطمه! از این مصیبت اندوه من همیشگی و شب‌هایم همه بیداری است.
این چه انس عمیقی است که این گونه حزن سرمد می‌آورد؟ این چه خورشید در خاک نشسته‌ای است که این گونه شام دیجور به دنبال می‌کشد ؟
من از فرزندان فاطمه (س)، از آن کهکشان‌های حلم و حماسه و فریاد و از آن خانه‌ی مبارک، حرفی نمی‌زنم. من فقط از فاطمه(سلام‌الله‌علیها) می‌پرسم؟ راستی در او چه درخششی است که تا امروز در چشم‌ها و دل‌های ما نشسته است و راه‌ها را نشانه میزند .
بگذار تا تمامی سؤالم را بگویم که من همین سؤال را در مورد مادر فاطمه(سلام‌الله‌علیها)، خدیجه‌ی کبریََ هم داشته‌ام. خدیجه چه کرده که این گونه در دل رسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و سلم) نشسته تا آنجا که عایشه حتی پس از مرگ بر او حسادت می‌برد؟ [4]
من از این سؤال سمج نمی‌توانم دامن جمع کنم. این همه ارزش آیا از معرفت و شناخت و یا عشق و ایمان و یا عمل و تقوا، از کدامین ریشه، سر برگرفته؟
ریشه‌ها را باید در جایی دیگر جست چون حتی تقوا توشه‌ی راه است. و توشه برای رفتن کافی نیست. و همانطور که گذشت، حتی عصمت، کفاف این مقصد بلند و راه دراز را نمی‌دهد و تحلیلی دیگر می‌خواهد .
ما در این آیه می‌شنویم: «انَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِنَ المُحْسِنِینَ» [5] یعنی رحمت خدا به کسانی که در مرحله‌ی احسان هستند نزدیک است. نزدیکی با وصال، تفاوت دارد. و این را هم می‌دانیم که محسن، از متقی بالاتر است چون تقوا به اضافه‌ی صبر می‌شود احسان. [6] چون احسان، خوب خوبی کردن است، با زیبایی کار خوب را به سامان رساندن است. و تو می‌بینی که این مرحله، پس از گذشت از اسلام و ایمان و تقوا و احسان، تازه به رحمت نزدیک می‌شود. پس این‌ها، این خوب‌های خوب، این‌ها که خود رحمت واسع حق هستند، این‌ها که جلوه‌ی محبت او هستند، این‌ها که بر تمامی هستی باریده‌اند، این‌ها چه کرده‌اند و چگونه پرواز کرده‌اند ؟
(http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1390/01/20217424227202244413025217125374411638749.jpg)
مرحوم صدوق در علل الشرایع آورده: خداوند به موسی می‌فرماید: «یا موسی! می‌دانی چرا تو را به مقام کلیم اللهی رساندم؟ چون در میان دل‌ها و صورت‌ها، دلی از دل تو خاشع‌تر و صورتی از تو متواضع‌تر، نیافتم ». [7]
پس آن‌هایی انتخاب می‌شوند که با تمامی عصمت و با تمامی خوبی‌ها، به “اخبات” رسیده باشند و دل خاشع و چهره‌ی متواضع داشته باشند. مخبتین بالاتر از محسنین هستند. مخبت همچون زمین فرو افتاده، سرشار می‌شود و سیراب می‌گردد. غرورها، محدودیت می‌آورد و محدودیت، محرومیت می‌سازد. انکسار و اخبات مرحله‌ی وصال و لقاء است. و همین است که گناه رنج آور، از خوبی غرور آفرین، بهتر است.[8]
تو هنگامی که ذلت و شکست گناه را بر صورت کودک خودت می‌بینی، دیگر بر او فریاد نمی‌کشی، گرچه چینی قیمتی را شکسته باشد که از او دلجویی می‌کنی و بر او می‌بخشی که امام سجاد علیه‌السلام در وداع ماه رمضان می‌فرماید: «اللّهُمَّ اجُرْنا عَلی ما اصابَنا مِنَ التَّفْریطِ ». [9] خداوندا! ما را بر آنچه کوتاهی کرده‌ایم، پاداش و اجر بده. پاداش بر تفریط‌ها و کوتاهی‌ها، در همین فضای انکسار و اخبات معنی می‌دهد چون تو سرزنش می‌کنی تا متوجه شود و بیدار شود و باز گردد، پس آنجا که بیدار شده و خودش را محکوم کرده، دیگر حتی سرزنش و توبیخ، ضرورتی و شاید حکمتی نداشته باشد. و از حکیم کریم، و حلیم رحیم، دور است که این گونه شکسته را بکوبد و سوخته را بسوزاند. که عنایت او جابر شکسته‌هاست و او جبار است و جبران می‌کند، همانطور که جبروت دارد و حریم و حرمت نگه می‌دارد و حتی سوختن و عذاب او، مسبوق به رحمت است و از عشق و محبت او الهام می‌گیرد: « یَا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ ». [10]
برای او که واسع است و کریم است و حمید است، مَنْعی و اخْذی، به خاطر ضعف و بخل و فقر نیست که بخشش، چیزی را از مُلک او بیرون نمی‌برد. و با دادن، چیزی از او کاسته نمی‌شود: « وَ لَا تَزِیدُهُ کَثْرَةُ العَطاءِ الَّاجُوْدَاًوَکَرَمَاً ». [11] پس اگر می‌ستاند و اگر سخت می‌گیرد، به خاطر محدودیت‌ها و دیوارها و ضعف‌های ماست که با داشتن مغرور می‌شویم و از دوست می‌بریم و غافل می‌گردیم .
پس اگر با تمامی عبادت ثقلین و با تمامی خوبی‌های جنّ و انس، مغرور نشدیم و بر عمل خویش تکیه نکردیم و طلبکار حق نگشتیم و انتظار و توقع، بالا نیاوردیم، از فتنه رهیده‌ایم و در امتحان موفق شده‌ایم. همانطور که اگر با تمامی گناهان جن و انس مأیوس نشدیم و به قنوط راه ندادیم و انتظار فضل و احسان او را داشتیم، باز هم از فتنه رهیده‌ایم و از مکر شیطان رهایی گرفته‌ایم. و در این مرحله از انکسار و اخبات، تو از حق بهره می‌گیری و با او به سوی او می‌آیی. و این پایی است که نمی‌شکند و می‌رسد و واصل می‌شود .
با این نگاه، می‌توانی بلوغ و تمامیت خدیجه‌ی کبری و فاطمه‌ی زهرا را بفهمی که خدیجه در برابر رسول خدا برای خودش حدی نگذاشت و سهمی نگرفت و فاطمه (سلام‌الله‌علیها) در برابر ولیّ رسول خدا، از تمامی توانش کمک گرفت و سینه و صورت نیلی گرفت، ولی رخ از مولی نهان کرد و چهره به او نشان نداد .
http://sl.glitter-graphics.net/pub/684/684900e22c429em2.gif

پی‌نوشت‌ها:
( 1) تاج الموالید، طبرسی، ص 20
( 2) مفاتیح الجنان، حدیث کساء
( 3) کافی، ج 1، ص 358، ح 3.
(4) صحیح بخاری، ج 2، ص 177ص 210و ص 277مسند احمد، ج 6، ص 117، ص 150و ص 154سنن ترمذی، ص 247سنن ابن ماجه، ج 1، ابواب الغیرة من ابواب النکاح، ص 315
( 5) اعراف، 56
( 6) «مَنْ یَتَّقِ وَ یَصْبِر فَانَّ اللَّهَ لَا یُضِیعُ اجْرَالمُحْسِنِینْ ». یوسف، 90
( 7) علل الشرایع، صدوق، ج 1، ص 57
( 8) سیئة تسوئک خیر من حسنة تسرک. بحار، ج 75، ص 67
( 9) صحیفه سجادیه، دعای 45، دعای وداع ماه رمضان
( 10) مفاتیح الجنان، دعای جوشن کبیر
(11) مفاتیح الجنان، دعای ابوحمزه

منبع: روزهای فاطمه (سلام‌الله‌علیها)، نوشته‌ی مرحوم دکتر علی صفایی حایری(عین صاد)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۱/۳۰, ۱۳:۵۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/30620191020183828972.jpg



زهد فاطمه علیهاالسلام


بزرگترین زهد حضرت که پشت پا زدن به تعلقات دنیوی بود ازدواج ایشان با حضرت علی صلوات الله علیه می باشد. در حالی که او دختر پیامبر خداست و بسیاری از صاحبان ثروت، خواهان ازدواج با ایشان بودند اما ایشان نپذیرفت و با حضرت علی علیه السلام که در آن زمان به علت درگیریهای اوایل اسلام با کفار فرصت برای فعالیت اقتصادی نداشت و دستش خالی بود حاضر شد ازدواج کند؛ با وجود سرزنش و نیز وسوسه زنان مدینه که چرا می خواهد با جوانی که نه خانه ای دارد و نه شغلی و نه مال قابل توجهی بر ازدواج با ایشان اصرار داشت؛ سید زنان عالم خطاب به پدر بزرگوارش نظر خود را اینگونه بیان کرد: ما اختار علیه احدا من اهل الارض. یعنی جز علی را اختیار نمی کنم. 3 مولا را برگزید و به جهان و جهانیان درس داد که فاطمه کسی را برای زندگی انتخاب می کند که دارای فضائل انسانی است و بدنبال دنیا و دنیا پرستان نمی رود. فاطمه آسمانی است و آسمانی می اندیشد.


در میان امت اسلامی کسی بیش از فاطمه به عبادت نمی پرداخت. او آن چنان در این زمینه پیش رفت که پاهای مبارکش متورم شد

زهد فاطمه علیهاالسلام و اسلام شمعون یهودی



وقتی قرار شد مسلمان تازه وارد را طعامی دهند و طعامی یافت نشد سلمان به در خانه حضرت زهرا آمد؛ آن حضرت فرمودند: سلمان! سه روز است که خود و فرزندانم گرسنه ایم و چیزی در خانه نداریم اما خیر را از خود بر نمی گردانم. اینک بیا این چادر مرا بگیر و به سراغ خانه شمعون یهودی برو و پیغام مرا برسان و بگو این چادر فاطمه است او می گوید: در مقابل آن به طور رهن سه کیلو خرما و سه کیلو جو بدهید، إن شاء الله پول آن را می پردازم. سلمان می گوید من چادر را به شمعون دادم و پیغام فاطمه سلام الله علیها را رساندم شمعون چادر را گرفت و مرتب آن را در دستش نگه داشت و خیره شد و پاره ها و وصله های آن را دید و چشمانش پر از اشک گردید و چنین گفت: یا سلمان هذا هم الزهد فی الدنیا... ای سلمان! این چادر نشانه زهد فاطمه در دنیاست این دین همان است که موسی در تورات به ما خبر داده؛ سپس شهادتین گفت و در ایمانش ثابت قدم گشت. 4




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/28228979393898064408.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۱/۳۰, ۱۳:۵۸
http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_bapyjatju5j111x35hkb.gif


برگلسان ولايت تاختند
غنچه را با لاله پرپر ساختند


غنچه زير خار و خس افتاده بود
باغبان هم از نفس افتاده بود


ظلم و طغيان و جنايت زاده شد
اينچنين مزد رسالت داده شد


http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_bapyjatju5j111x35hkb.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۱/۳۰, ۱۹:۱۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/72126600241200458287.jpg




http://www.shiaupload.ir/images/69379724564009184428.gif

« جای خالی یاس »

سنگ‏ها بر سوگ تو ندبه می‏خوانند؛
در غروبی که شاخه‏ات را شکسته بودند.
امشب، جای پای دوست، در خانه خالی است و ترنم مهربانی،
بی‏حدیث حضور او، خاموش است.
... علی، شبانه یاس می‏کارد!
شبانه، داغ دلش را به خاک می‏گوید؛
اگرچه فردا صبح، از سمت خانه همسایه بوی نان آید.
دوباره بغض حسن با حسین می‏گیرد.
و جای خالیِ مادر به خانه می‏پیچد.
کجاست فاطمه امشب؟ کجاست بانوی نور؟

رزیتا نعمتی




http://www.shiaupload.ir/images/69379724564009184428.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۰۱:۲۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69510638431263819101.png (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69510638431263819101.png)

« تو سیب سرخ بهشتی »

فرشته‏ ها همه در خانه ‏ات قدم زده بودند
شبی که یاس سپید تو را رقم زده بودند
نه آن که مریم و هاجر نه آن که دختر عمران
هزار شربت شیرین تو را به هم زده بودند
ببار بانوی باران، ببار ابر محمد صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله
چقدر پنجره ‏ها از تو حرف کم زده بودند!
تو سیب سرخ بهشتی برای لحظه چیدن
به سیب‏های بهشتی به جز تو سم زده بودند
خدا محاسبه کرد و پس از خلاصه قرآن
نوشت سوره کوثر تو را قلم زده بودند
رزیتا نعمتی

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69140276061535420670.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69140276061535420670.gif)

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۰۱:۳۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/03538156148033801580.png (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/03538156148033801580.png)


«پرسش تاریخی»

بیمار را سرشک و تبسم برای چه؟
بر کودکان، نگاه ترحم برای چه؟
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
از ساقی همیشه کوثر سؤال کن
افتاده کوثرت به تلاطم برای چه؟
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
دست شکسته را که شفا استراحت است
دستاس کرده دانه گندم برای چه؟
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
زهرا که در غم پدر آتش گرفته بود!
پس پشت خانه این همه هیزم برای چه؟
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
می‌گفت با علی که پسر عم! حلال کن
مولا گریست: فاطمه، خانم! برای چه؟
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
در بازتاب آن همه ظلمی که شد روا
تاریخ پرسشی است که مردم! برای چه؟...

* جواد محمدزمانی

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11458305469433930314.gif (http://www.ayehayeentezar.com/index.php)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۰۲:۵۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_fatemiyeh-takht__89_.jpg

اولین سخن فاطمه در بهشت

سلمـان فـارسـى از پیـامبـر اسلام صلی الله علیه و آله چنیـن روایت كرده است:
هنگامى كه فاطمه داخل بهشت مـى شـود و آنچه خـداونـد برایـش مهیا كـرده، مـىبینـد، ایـن آیه را تلاوت مـى كند:

«بسـم الله الرحمـن الـرحیـم الحمـدلله الذى اذهب عناالحزن ان ربنا لغفـور شكور الذى احلنا دارالمقامه مـن فضله لایمسنا فیها نصب ولا یمسنا فیها لغوب»؛ ستـایـش و سپـاس ویژه خـدایـى است كه اندوهمان را زدود. همانا پروردگار ما آمرزنده و پاداش دهنـده است.

پروردگارى كه در سایه بخشـش خود ما را به بهشت و اقامتگاه همیشگىمان فرود آورد. مـا در آن جـا بـا رنج و ملالـى رو به رو نمـى شـویم.

نـورانـى شـدن بهشت از نـور فاطمه زهرا علیهاالسلام

ابـن شهرآشوب مى نویسد:
در بسیارى از كتاب‌ها، از جمله كشف ثعلبى و فضائل ابـوالسعادات، در معناى ایـن آیه «لایـرون فیها شمسـا ولا زمهریـرا»؛ (و نمـىبیننـد در بهشت نه آفتـاب و نه سـرمایـى را) آورده‌انـد كه ابـن عبـاس گفت: چنـان كه بهشتیان در بهشت هستنـد، ناگاه نورى مـى بینند كه باغ‌هاى بهشت را نـورانـى كرد.
اهل بهشت اظهار مـى دارند:

خـدایا! تـو در كتابـى كه بر پیامبرت فرستادى، فرمـودى:
«لایرون فیها شمسا»؛
"بهشتیان در بهشت خورشیدى نخـواهند دید."
نـدا مـى رسـد:
ایـن، نـور آفتاب و ماه نیست، بلكه علـى و فاطمه از چیزى تعجب كرده و خندیدند و از نور آن دو، بهشت روشـن گردید.



http://www.ayehayeentezar.com/image.php?u=143&type=sigpic&dateline=1303132769

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۰۸:۰۴
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70003667698150125407.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70003667698150125407.jpg)


http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif





هیجده شمع خاموش


بغضی غریب بر سینه آسمان نشسته است بغضی که بندبند استخوانم را می‌لرزاند.
آه! ای بهانه هستی!
چگونه اندوهگین نباشم وقتی که جشن هجده سالگی‌ات را سیاه پوشیدم هجده شمع خاموش، هیجده …
تو نیستی و دیوارهای کوچه هنوز سیلی خوردن تو را ضجه می‌زنند، تو نیستی و پاییز نبودنت، همه آسمانم را به آتش کشیده است.
من می‌دانم که شب از ازل به خاطر تو سیاه‌پوش است و باران، بغض شکسته عرشیان است بر داغ‌های بی‌کرانت.
آه! ای بانوی آب‌ها تو کیستی که موج‌ها دربرابر قامتت سر فرود آورده‌اند و درختان به احترامت ایستاده‌اند؟

سیده فاطمه حسینی


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33638975428604995043.jpg

سوگند
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۱۰:۲۳
بانوی اعتراض، بانوی حماسه




زهرا تازه‏ترین اتفاقی بود که در عالم افتاد و هیچ وقت نیست که این اتّفاق، باز هم تازه نباشد!
زهرا حرف تازه خدا بود: «انّا اَعْطَیناکَ الکوثَر»؛ نگاهی نو، به سراپای هستی. ارتباط خاک با خدا؛

مادر شهود و شهادت؛ بانوی محراب؛ بانوی اعتراض؛ بانوی حماسه؛ بانوی بسیج بنی‏هاشم؛ بانوی شهادت...

پیش از زهرا ـ هیچ زنی را ندیده بودند، که پدر خویش را مادر باشد!

پیش از زهرا «شهادت» این همه، تازگی نداشت. او که آمد، جانی تازه گرفت. قبلاً، کلمه‏ای بود و بعد، معنا شد! «شهادت» در خانه زهرا، حیثیت پیدا کرد، بزرگ شد و انتشار یافت. و او، به روشنی این همه را می‏دانست. مادرانه، شهادت را بزرگ می‏کرد. آگاهانه شهادت را شیر می‏داد...

از جغرافیای قتلگاه خبر داشت. کربلا را بر دامان می‏نشاند. برای عاشورا، لالایی می‏خواند. گیسوان «اسارت» را شانه می‏زد! حکایت چاه و محراب خون را می‏دانست. با این همه، اهل شکایت نبود. اگر هم می‏گفت، درد می‏گفت که درمان بشنود!...

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۱۳:۵۵
http://s1.picofile.com/mine/Pictures/Hearts/Heart%202/Heart.gif http://s1.picofile.com/mine/Pictures/Hearts/Heart%202/Heart.gifhttp://s1.picofile.com/mine/Pictures/Hearts/Heart%202/Heart.gif

http://yaabalfazl.ir/wp-content/uploads/2010/12/w-fatema-1425-300x203.jpg (http://yaabalfazl.ir/wp-content/uploads/2010/12/w-fatema-1425.jpg)


http://s1.picofile.com/mine/Pictures/Hearts/Heart%202/Heart.gif http://s1.picofile.com/mine/Pictures/Hearts/Heart%202/Heart.gif http://s1.picofile.com/mine/Pictures/Hearts/Heart%202/Heart.gif






برخیز/
خفتن برای تو زود است هنوز/
هنوز هستند دل‏ هایی که دردهایت را به جان می‏خرند تا تسلّی دهند قلب آزرده‏ات را/
برخیز/
خانه خالی است از تو/گلدان‏ های پنجره‏ مان خشک شده‏اند/
آیینه تو را نمی‏بیند دیگر/و مَشکی که روزانه بندهای زمخت‏اش را به دوش می‏کشیدی، چشم انتظارت نشسته است/
زجر کشیده مادر! / برخیز /
برخیز که کودکانِ دل شکسته‏ات بی مادری را تاب نخواهند آورد /
تو مادر حسینی و حسین از دامن تو به معراج کربلا می‏رود / زود است هنوز که زینب علیهاالسلام تنها بماند / زود است که حسن علیه‏السلام طعم زیستن با مادر نچشیده طعمِ زیستن با نا همسری را تلخ بچشد
برخیز / سنگ صبور علی علیه‏السلام !
برخیز که شانه‏ های استوارم به لرزه در آمده‏اند و چین نشسته به پیشانی‏ام
آیا به یادت بیاورم آن شب‏هایی را که ظلم سایه گسترانده بود و تو تنها فانوس امید علی علیه‏السلام بودی که هم چنان می‏درخشید به یادت بیاورم یا می‏دانی که کشتی آرام و قرارم به گل نشسته است / یا می‏دانی که دیگر سر به سکوت چاه فرو می‏برم تا نفسی به یادِ همنفسی ‏هایت آرام باشم
برخیز / چشم‏های تاریخ به سوی ماست
علی علیه‏السلام چگونه به خانه‏ای برگردد که فاطمه علیهاالسلام در آن نیست و کوچه‏ای را بگذرد که همیشه فاطمه علیهاالسلام از آن گذشته است
به خدا دیوارها هم سر به گریبان فرو برده‏اند. ابرها هم از فرو ریختن متعجب‏اند
برخیز / که بی تو به سر نمی‏شود این زندگی این شهر و این آفرینش حتی!
چه شده است که دیگر پاسخ سلام علی علیه‏السلام را نمی‏دهی؟
چه شده است که دیگر سنگ آسیاب خانه علی علیه‏السلام نمی‏چرخد؟
چه شده است که تنور خانه علی علیه‏السلام دیگر روشن نیست؟
و علی علیه‏السلام مثل پروانه‏ ها بقیع را می‏گردد تا مگر کور سویی، بویی از تو بیابد
چه شده است که علی علیه‏السلام دیگر نباید خورشید وجودت را در خانه ببیند؟
چرا باید خانه علی علیه‏السلام بی خانم شود؟
و چرا دختر پیامبر خدا علیه‏السلام به مظلومیت برسد؟
برخیز / رفتن برای تو زود است هنوز / تو مادر مدینه و کربلایی!
برخیز / فاطمه علیهاالسلام برخیز / علی علیه‏السلام می‏گوید!



میثم امانی


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/72912015178976243786.jpg

neginsabz
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۱۷:۳۲
http://sl.glitter-graphics.net/pub/684/684900e22c429em2.gif
ای ایّوب بلاها؛
ای یعقوب فراق ها؛
ای یوسف جغاها؛
ای کوه پر ابهت؛
ای جاری محبّت؛
ای چشمه طهارت؛
ای اسوه خدایی؛
ای جلوه الهی؛
ای عشق کبریایی؛...
ای آفتاب سفر کرده،
من فریاد سبز تو را، که از پشت دیوار قرن ها هنوز به گوش می رسد شنیدم. ...
من در جغرافیای خانه گلی تو، تا ریخ های تاریخ را دیدم.
من در ناله های تو بر زمینِ از دست رفته ات،
طهارت چشمه غدیر را و در ارتفاع نگاهت قیام طوفان را دیدم...
http://sl.glitter-graphics.net/pub/684/684900e22c429em2.gif

سوگند
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۱۷:۳۸
علی علیه السلام تنها شد

... مرد خیبر، مرد خندق، تا شنید، از پای افتاد. آبی بیاورید...
در کنارش می گفت: ای کوثر خدا، ای دختر رسول، ای اُنس مهربان، این دل رمیده ما را دیگر چه کسی انیس و مونس باشد؟ ... یک بار دیگر آسمان گرفت و خنجر تبار قابیل، خورشیدی دیگر را که در ابتدای طلوع خود بود، بر سجاده خون از پای انداخت. رسول صلی الله علیه و آله وسلم از تنهایی درآمد و علی علیه السلام غربت خود را به سوگ نشست. و حرامیان سرمست، که علی علیه السلام تنها شد؛ چون بی همتا شد.

سوگند
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۱۷:۴۲
گرچه پرداختن به موضوع اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام که حضرت فاطمه نیز از آنانست امری شایسته و مطلوب است اما باید پذیرفت که نمی توانیم در مقام شناساندن آن چهره های بی نظیر قرار گیریم چرا که آنان کلمات خدایند و از کمالات نامتناهی برخوردارند؛ کمالاتی که تنها بندگان «مُخْلَص» به آنها آراسته اند و دیگر انسان ها از حدود و حقیقت آن به خوبی آگاه نیستند و به علاوه جدای از ناتوانی طبیعی ما وجود مقدّس معصومان علیهم السلام هیچ گاه نیازمند بیان و بنان ما در ذکر فضیلت و مدیحت نمی باشند، بلکه این ما هستیم که علل و انگیزه های گوناگونی ممکن است در شکل دهی نیاز ما به معصومان علیهم السلام مؤثّر باشد.

روشن است که شایسته ترین و مطلوب ترین سخنی که درباره حضرت فاطمه علیهاالسلام و دیگر معصومان گفته می شود سخنی است که از ناحیه ذات اقدس الهی بیان شده باشد؛ چرا که او حکیم علی الاطلاق است و کلام او در افق حکمت اوست. بنابراین، هر آنچه را که در این موضوع نیاز باشد، به خوبی می شناسد و آن را با بی نیازی خود به نحو شایسته بر طرف می سازد.

و نیز بدیهی است که سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و اهل بیت او، بعد از کلام خداوند، از مکانت و مرتبت ویژه ای برخوردار است؛ چرا که آن سخنان نیز در امتداد انگیزه و اهدافی است که حکمت الهی همان را اقتضا می کند.

با مطالعه در قرآن کریم معلوم می شود که وجود مقدس حضرت زهرا علیهاالسلام در پیشگاه خداوند از منزلت ممتازی برخوردار است، چنانکه نزول بسیاری از آیات قرآن در شأن آن حضرت، شاهد این مدّعاست.
اینک فرصت را مغتنم شمرده و به طور مختصر به فضیلت های قرآنی حضرت فاطمه علیهاالسلام اشاره می کنیم

سوگند
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۱۷:۴۲
فاطمه و اهل بیت علیهم السلام

فاطمه در کنار علی، حسن و حسین علیهم السلام مراد و مقصود خداوند از «اهل البیت» در آیه تطهیر می باشد:

«انّما یرید اللّه لیذهب عنکم الرّجس اهل البیت و یطهرّکم تطهیراً».1

بنابراین به مقتضای آیه فوق، فاطمه علیهاالسلام از «اهل بیت» محسوب می شود و خداوند خواسته تا آنان را از هرگونه پلیدی و آلودگی پاکیزه نماید

سوگند
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۱۷:۴۲
فرزندان فاطمه علیهاالسلام

فرزندان فاطمه علیهاالسلام پیشوایان معصوم اند که به امر الهی، عهده دار هدایت بندگان خدا می باشند.

مفسّران گفته اند: آیه شریفه «و جعلنا منهم ائمّة یهدون بأمرنا لمّا صبروا...»2 درباره فرزندان فاطمه علیهاالسلام نازل شده است.3

سوگند
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۱۷:۴۲
فاطمه علیهاالسلام از «ذوی القربی»

بعد از نزول آیه «... و آت ذوی القربی حقّه...»4 پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلم فاطمه علیهاالسلام را فراخواند و فدک را به او بخشید و فرمود: «بخشیدن فدک به فاطمه علیهاالسلام امری الهی بود.»5

سوگند
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۱۷:۴۲
فاطمه؛ کوثر محمّد صلی الله علیه و آله وسلم

کوثر یک معنای جامع و وسیع دارد و آن «خیر کثیر و فراوان» است و مصادیق آن زیاد است. اما بسیاری از بزرگان علمای شیعه و اهل سنّت، یکی از روشن ترین مصادیق آن را وجود مبارک فاطمه زهرا علیهاالسلام دانسته اند. در شأن نزول سوره کوثر آمده است:

مشرکان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را متّهم کردند که فاقد نسل است. قرآن ضمن نفی سخن آنها، می گوید: «ما به تو کوثر دادیم.» از این تعبیر استفاده می شود که این خیر کثیر همان فاطمه زهرا علیهاالسلام است. نسل و ذریّه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به وسیله همین دختر گرامی در جهان انتشار یافت؛ نسلی که علاوه بر اینکه فرزندان جسمانی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بودند، آیین و ارزش های اسلام را حفظ کردند.

مفسّران یادآور شده اند: اینکه این سوره خبر می دهد که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بی فرزند نخواهد بود و نسل و دودمان او فراوان در جهان وجود خواهد داشت، یکی از جهت های اعجاز قرآن محسوب می شود.6

سوگند
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۱۷:۴۲
فاطمه علیهاالسلام و مهر پدر

پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلم به مدّت شش ماه و به قولی نه ماه، هرگاه برای خواندن نماز صبح به مسجد می رفت، در کنار خانه فاطمه و علی علیهماالسلام توقّف می کرد و می فرمود: «الصّلاة اهل البیت انّما یرید اللّه لیذهب عنکم الرّجس اهل البیت و یطهّرکم تطهیراً»7 بدین ترتیب، فاطمه علیهاالسلام که از اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم محسوب می شود، برای اقامه نماز که مظهر عبودیت و بندگی خداوند است، مورد خطاب لطف آمیز پیامبرگرامی قرار می گیرد

سوگند
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۱۷:۴۳
فاطمه علیهاالسلام و نور خداوند


در ذیل آیه شریفه «اللّه نور السّموات و الأرض مثل نوره کمشکوة...»8 روایت شده است: «مراد از مشکوة، حضرت فاطمه علیهاالسلام است.»


بنابراین نور خداوند به وجود مقدّس آن حضرت تشبیه شده است

سوگند
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۱۷:۴۳
فاطمه علیهاالسلام و لیلة القدر

روایاتی از امام صادق علیه السلام و دیگر امامان نقل شده است که به حسب آنها، «لیلة» در سوره «قدر» به حضرت فاطمه علیهاالسلام تأویل شده است و در آن روایات، «قدر» به معنای خدا دانسته شد و لذا گفته اند: «هر کس فاطمه را آن چنان که حقّ اوست، بشناسد، در حقیقت «لیلة القدر» را درک کرده است.»9

سوگند
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۱۷:۴۳
فاطمه علیهاالسلام و بانوان جهان

در روایتی عبارت «فی زجاجة کانّها کوکب درّی...»10 به وجود بزرگوار صدّیقه کبری فاطمه زهرا علیهاالسلام تأویل شده و به حسب آن روایت، ایشان مانند ستاره ای درخشان در میان بانوان جهان است.11 به همین جهت است که وقتی شخصی از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم پرسید که: مریم با فضیلت تر است یا فاطمه؟ آن حضرت نخست در پاسخ سکوت نمود تا آنکه آن شخص بار دیگر سؤال کرد: یا رسول اللّه! فاطمه افضل است یا مریم؟ پیامبرگرامی در پاسخ فرمود: «فاطمه در دنیا و آخرت بافضیلت تر است.»

و در روایتی نیز آمده است که: «برترین زنان جهان چهار تن هستند: آسیه، مریم، خدیجه و فاطمه علیهم السلام ، اما فاطمه برترین آنهاست.» و در روایتی دیگر آمده است: «مریم برگزیده زنان عصر خود، اما فاطمه برگزیده زنان همه زمانها است.»

سوگند
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۱۷:۴۳
فاطمه علیهاالسلام در مباهله

همه مفسّرانی که آیه « فمن حاجّک فیه من بعد ماجاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم نسائنا و نساءکم... »12 را مورد تفسیر قرار داده اند، تصریح یا اشاره نموده اند به اینکه مراد از «نسائنا» حضرت فاطمه علیهاالسلام است

سوگند
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۱۷:۴۳
فاطمه علیهاالسلام از «ابرار»

در سوره «انسان» که در شأن فاطمه، امام علی، امام حسن و امام حسین علیهم السلام نازل شده است، آن حضرت به عنوان یکی از «ابرار» معرّفی شده و مورد تمجید قرارگرفته است. «انّ الأبرار یشربون من کأس کان مزاجها کافورا»13

سوگند
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۱۷:۴۴
فاطمه علیهاالسلام در قیامت

فاطمه علیهاالسلام ، فرزندان و شیعیان او از وحشت روز قیامت در امان می باشند و در بهشت آنچه از خدا بخواهند، بدان نائل می شوند و برای همیشه در بهشت ماندگارند. «لایحزنهم الفزع الأکبر و هم فیما اشتهت انفسهم خالدون»14

سوگند
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۱۷:۴۴
فاطمه علیهاالسلام و نعمت های بهشتی

خداوند در سوره «انسان» نعمت های بسیاری را بر می شمارد که حضرت فاطمه علیهاالسلام و دیگر ابرار به آنها متنعّم می شوند. و البته این نعمت ها تنها به جهت پاداش کارهای خیر آن حضرت است و بدین گونه، خداوند خواسته تا در دنیا و آخرت از او تقدیر نموده باشد

سوگند
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۱۷:۴۴
اخلاص فاطمه علیهاالسلام

خداوند در سوره «انسان» ضمن اشاره به قصّه اطعام مسکین، یتیم و اسیر از جانب امیرمؤمنان، فاطمه و حسنین علیهم السلام این عمل آنان را ستود و آنها را به عنوان کسانی که از روی اخلاص و لوجه اللّه و بدون هیچ چشمداشتی از غذای مورد نیاز خود گذشتند و نیازمندانِ بی پناه را بر خود مقدّم داشتند، معرّفی می کند

سوگند
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۱۷:۴۴
صبر فاطمه علیهاالسلام

فاطمه ای که قرآن کریم از وی سخن می گوید، انسانی برخوردار از صبر جمیل و تحسین انگیز است. از نظر قرآن صبر فاطمه علیهاالسلام شایسته پاداش نعمت های بهشتی است، نعمت هایی که ابدی و سرمدی هستند: «... و جزاهم بما صبروا جنّة و حریرا...»15

سوگند
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۱۷:۴۴
وفای به عهد فاطمه علیهاالسلام

از نظر قرآن، حضرت زهرا علیهاالسلام کسی است که نسبت به عهد الهی وفادار است: «یوفون بالنّذر»16

سوگند
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۱۷:۴۵
ایثار فاطمه علیهاالسلام

مفسّران بر این نکته تأکید دارند که عبارت « یطعمون الطّعام علی حبّه »17 برخصلت پسندیده ایثار حضرت زهرا علیهاالسلام توجّه و اشاره دارد

سوگند
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۱۷:۴۵
نماز حضرت زهرا علیهاالسلام

در روایات آمده است که نماز حضرت فاطمه علیهاالسلام چهار رکعت است و در رکعت اوّل و دوم آن 50 بار سوره «قل هواللّه احد»خوانده می شود. به این نماز، نماز «اوّابین» (نماز بسیار توبه کنندگان) نیز گفته می شود.18

سوگند
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۱۷:۴۶
تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام

حضرت امام محمّد باقر علیه السلام فرموده است: «تسبیح فاطمه علیهاالسلام » از جمله «ذکر کثیر» خداوند است؛ چنانکه خداوند می فرماید: « یا ایّها الّذین آمنوا اذکروا اللّه ذکراً کثیراً»19

سوگند
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۱۷:۴۶
محبّت فاطمه علیهاالسلام

خدای متعال محبّت فاطمه علیهاالسلام را عوض مزد همه تلاش های پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در امر رسالت قرار داده است و تأکید نموده که این محبّت خواسته خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم است.

لذا در حدیثی آمده است که وقتی آیه « قل لا اسئلکم علیه اجراً الاّ المودّة فی القربی »نازل شد، عده ای پرسیدند: یا رسول اللّه! «قُربی» چه کسانی اند که محبّت آنها بر ما واجب است؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: « فاطمه علیهاالسلام و فرزندان او »20

سوگند
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۱۸:۲۲
پاکدامنی فاطمه علیهاالسلام

روایت شده است: مراد از آیه «التی احصنت فرجها...»21 حضرت زهرا علیهاالسلام است

سوگند
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۱۸:۲۴
خشنودی فاطمه علیهاالسلام

زمانی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نزد دخترش فاطمه علیهاالسلام آمد و بر تن او لباسی بافته از پشم شتر بود که بسیار مشقّت آمیز بود و در آن حال سرگرم آسیاب کردن گندم بود. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم با مشاهده این صحنه، گریست و فرمود: «ای فاطمه! سختی و تلخی دنیا را در ازای نعمت های بزرگ آخرت تحمّل می کنی.»، در این وقت این آیه نازل شد: «ولسوف یعطیک ربّک فترضی»؛22 و البته به زودی پروردگارت آنقدر به تو از نعمت های بهشتی عطا می کند که خشنود شوی.23

آیات زیادی از قرآن کریم بر مقام عصمت حضرت فاطمه علیهاالسلام دلالت می نماید همانند آیه تطهیر که به حسب آن، اراده و مشیّت خداوند بر پاکی و طهارت آن حضرت از هرگونه پلیدی و آلودگی، تعلّق گرفته است

سوگند
۱۳۹۰/۰۱/۳۱, ۱۸:۲۵
عصمت فاطمه علیهاالسلام

آیات زیادی از قرآن کریم بر مقام عصمت حضرت فاطمه علیهاالسلام دلالت می نماید همانند آیه تطهیر که به حسب آن، اراده و مشیّت خداوند بر پاکی و طهارت آن حضرت از هرگونه پلیدی و آلودگی، تعلّق گرفته است: «انّما یرید اللّه لیذهب عنکم الرّجس اهل البیت و یطهّرکم تطهیراً»24



سخن آخر اینکه: این گفتار می خوهد اجمالی و فهرست گونه به برخی از ابعاد شخصیت «برترین بانوی جهان» ازمنظر قرآن کریم نظری افکنده باشد امیدواریم بتوانیم در پرتو هدایت وجود آن حضرت و خاندان معصومش هماره در «صراط مستقیم» گام برداشته و به سوی کمال و رشد رهنمون باشیم .

پی نوشت ها :



1. احزاب / 33.
2. سجده / 24.
3. شواهد التنزیل، حاکم حسکانی، ص 583؛ ذیل آیه.
4. اسراء / 23.
5. تفسیرفرات کوفی، ص 118 و 119.
6. تفسیر نمونه، ج 27، ذیل سوره کوثر.
7. احزاب / 33.
8. تفسیر نمونه، ج 27، ذیل سوره کوثر.
9. تفسیر قمی، ج 1، ص 103.
10. نور / 35.
11. همان.
12. آل عمران / 63.
13. دهر / 5.
14. انبیاء / 103.
15. دهر / 13.
16. همان / 7.
17. همان / 9.
18. تفسیر عیاشی، ج 2، ص 286.
19. احزاب / 41؛ تفسیر عیاشی، ج 1، ص 68.
20. شواهد التنزیل، ج 1، ص 193.
21. انبیاء / 91.
22. ضُحی / 5.
23. شواهد التنزیل، ج 2، ص 444.
24. احزاب / 33.

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۰۱, ۰۳:۳۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25698105432884987758.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25698105432884987758.jpg)

درد دل امیر مومنان با پیامبر خدا در سوگ حضرت زهراء

این سخن از آن حضرت روایت شده كه هنگام به خاك سپردن سیده زنان، فاطمه (علیهما السلام) بر سر قبر رسول اللّه صلوات الله علیه و آله ، چنانكه گویى با او راز مى‏گوید، بیان داشته است :
سلام بر تو، اى پیامبر خدا. سلام من و دخترت كه اكنون در كنار تو فرود آمده و چه زود به تو پیوست.
اى رسول خدا، بر مرگ دخت برگزیده تو، شكیبایى من اندك است و طاقت و توانم از دست رفته ولى مرا، كه اندوه عظیم فرقت تو را دیده‏ام و رنج مصیبت تو را چشیده‏ام، جاى شكیبایى است.

من خود تو را به دست خود در قبر خواباندم و هنگامى كه سر بر سینه من داشتى، جان به جان آفرین تسلیم نمودى.

«انا لله و انا الیه راجعون».
آن ودیعت بازگردانده شد و آن امانت به صاحبش رسید.
و اندوه مرا پایانى نیست و همه شب خواب به چشمم نرود تا آن گاه كه خداوند براى من سرایى را كه تو در آن جاى گرفته‏اى، اختیار كند.
بزودى، دخترت تو را خبر دهد كه چگونه امتت گرد آمدند و بر او ستم كردند. همه سرگذشت را از او بپرس و خبر حال ما از او بخواه.

اینها در زمانى بود كه از مرگ تو دیرى نگذشته بود و تو از یادها نرفته بودى.
بدرود تو را و دخترت را. بدرود كسى كه وداع مى‏كند، نه بدرود كسى كه رنجیده و ملول است.
اگر از اینجا بازمى‏گردم نه از روى ملالت است و اگر درنگ مى‏كنم نه به سبب آن است كه به وعده‏اى كه خدا به صابران داده است بدگمان شده‏ام.


http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_shahadate_H_zahra_s1.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۰۱, ۰۳:۵۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/87192759523423395314.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/87192759523423395314.jpg)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/87192759523423395314.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/87192759523423395314.jpg)



بنال از داغ ان بلبل
كه پرپر در قفس ميزد
بجرم يا على گفتن
به پشت در نفس ميزد

غريبى مرا مردم
همه با چشم خود ديدند
ميان شعله آتش
گلم را با لگد چيدند

بود هر شب همى نفرين
به لب در دشت و صحرايم
الهى بشكند دستى
كه سيلى زد به زهرايم

گلاب از ديده جارى بر
سر سجاده كن زينب
براى مادرت زهرا
كفن آماده كن زينب


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187075823213551992.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187075823213551992.jpg)

كبوتر دل
۱۳۹۰/۰۲/۰۱, ۰۹:۴۱
معجزه جسد بيجان فاطمه عليهاالسلام

براى برگزيدگان خداوند و تربيت شدگان مهد نبوت، زمان و مكان، طبيعت و خواص آنها مفهومى ندارد فى‏المثل به طور معمول آتش كارش سوزاندن است ولى اگر خدا نخواهد خاصيت آتش تغيير مى‏كند و ديگر قدرت سوزاندن نخواهد داشت. چنانچه در داستان حضرت ابراهيم در قرآن كريم مى‏خوانيم كه اين پيامبر بزرگ را نمروديان به آتش افكندند ولى خداوند نخواست كه آتش او را بسوزاند

نسوزد آتشى تا او نخواهد -نبارد بارشى تا او نخواهد



يا در داستان معراج حضرت رسول اكرم مى‏خوانيم كه با همين عنصر خاكى و بدن مطهرش به آسمانها عروج مى‏كند بدون اين كه جاذبه زمين مانع صعود آن حضرت شود يا سر بريده ابى‏عبداللَّه الحسين تلاوت قرآن مى‏كند كه مورد اتفاق تمام فرق اسلامى است يا كارد گلوى حضرت اسماعيل را نمى‏برد و امثال اينگونه معجزات و خارق عادات نشان‏دهنده اين معنا است كه بر ما معلوم شود كه آنها به نيروى عظيم خداوندى مجهزاند از جمله معجزات حضرت زهرا عليهاالسلام پس از غسل و كفن پوشيدن در آغوش گرفتن فرزندانش حسنين عليهماالسلام است يا صحبت كردن آن بانو بعد از وفات با همسرش اميرالمؤمنين عليه‏السلام است در اين رابطه روايات متعدد و مطالب گوناگون در كتب مختلف نقل شده كه بحث از آنها در اين مختصر نمى‏گنجد آنچه نقل شده ز باب نمونه است كه مبادا خوانندگان گرامى شك كنند كه چگونه انسانى كه روحش از بدن مفارقت مى‏كند قدرت دارد كارى را انجام دهد كه انجام آن از زنده‏هاى داراى عصمت و ولايت پذيرفتنى است ولى از وفات يافته‏ها چگونه؟ و بدانند كه مقام معصوم عليه‏السلام مقامى است فوق مقام بشر آنها مجهز به قدرتى هستند كه آن قدرت در حيطه علوم بشرى نيست و ابعاد معنويت آنها فراتر از دنياى انسانها است از اين روى هم در حال حيات صاحب معجزات محيرالعقول هستند و هم بعد از شهادت از آنها معجزاتى بروز مى‏كند كه عقول صاحبان خرد عاجز از تجزيه و تحليل آنها است مگر به نور ايمان و صفاى دل بر صدق معجزات و خوارق عادات آنها يقين پيدا كنند.

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_65083478306702665558.jpg

كبوتر دل
۱۳۹۰/۰۲/۰۱, ۰۹:۴۳
مراسم تدفين شبانه حضرت زهرا سلام ‏اللَّه ‏عليها

على عليه‏السلام پيكر مطهر بانوى مظلومه‏اش را طبق وصيتش زير پيراهن غسل داد با آن كه خود به اهل خانه‏اش فرموده بود براى عمل كردن به سفارش بانويش آهسته سخن بگويند و گريه بلند بلند نكنند مبادا همسايه‏ها مطلع شوند. اسماء بر پيكر مطهر آن بانوى رنجديده آب مى‏ريخت و مولاى متقيان مى‏شست ناگهان ديدند كه مولا تكيه به ديوار داده هاى‏هاى گريه مى‏كند و نتوانست خويشتن‏دارى كند وقتى پرسيدند يا اميرالمؤمنين چرا بى‏تاب شده‏اى؟ فرمود: از حياء اين بانو اشك مى‏ريزم چطور در اين مدت بعد از حادثه تازيانه خوردن اين همه درد و صدمه را از من مخفى داشته و اكنون كه دستم به بازوى ورم كرده‏اش رسيد دانستم كه چه بر سر اين بانو آمده است نتوانستم خويشتن را نگه دارم كه بى‏اختيار گريستم. (6)

هر قهرمان مدال خودش را نشان دهد -زهرا مدال خود به على هم نشان نداد



آرى پيكر مطهر حضرت زهرا عليهاالسلام را غسل داد و كفن كرد و تنها خودش و دو فرزندش حسن و حسين عليهماالسلام و عمار و مقداد و عقيل و زبير و ابوذر غفارى و سلمان فارسى، بريده و عباس بن عبدالمطلب و ابن مسعود و تنى چند از بنى‏هاشم بر پيكر مطهر آن بانو نماز خواندند
على عليه‏السلام سپس آن پيكر نورانى را به خاك سپرد و در كنار قبر آن بانوى پهلو شكسته نشست و خطاب به قبر آن بانو فرمود: يا ارض استودعتك وديعتى. هذه بنت رسول‏اللَّه فنودى منهايا على انا ارفق بها منك فارجع ولاتهتم (7)
اى زمين امانتم رابه تو مى‏سپارم اين دختر رسول خداست، ناگاه شنيد كسى مى‏گويد يا على من از تو نسبت به بانويت مهربان‏ترم به سوى منزل بازگرد و غصه مخور. اميرالمؤمنين عليه‏السلام در حين خاكسپارى حضرت زهرا عليهاالسلام كلماتى دارد كه سزاوار است در اينجا آورده شود.

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_fatemiyeh-takht__85_.jpg

كبوتر دل
۱۳۹۰/۰۲/۰۱, ۰۹:۴۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_fatemiyeh-takht__22_.jpg




نماز و رکوع



چه می‌شد؟ گر مرا با غربت خود آشنا می‌کرد
چه می‌شد سفره‌اش گر، گل برای غنچه وا می‌کرد


چرا می‌کرد دور از چار طفلش بستر خود را
گل از چه خویش را از غنچه‌های خود جدا می‌کرد


اگر از گریه‌اش همسایگان را شکوه بر لب بود
دل شب‌ها نمی‌زد پلک و آنان را دعا می‌کرد


به چشم خویشتن دیدم که بشکستند بازویش
ولی مادر مگر دامان حیدر را رها می‌کرد


هم از سینه هم از بازوش خون می‌رفت در آن روز
ولیکن می‌دوید و باز بابم را صدا می‌کرد


نماز عشق نیّت کرد ما بین در و دیوار
ولی زان پس رکوع خود میان کوچه‌ها می‌کرد


مرا می‌برد و دست او به روی شانه‌ی من بود
قد دختر، کنار مادرش کار عصا می‌کرد

sabz_ac
۱۳۹۰/۰۲/۰۱, ۱۲:۲۴
del.askquran82hr1c9pg25kfxoyx29.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۰۱, ۱۶:۴۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/07346586821180013648.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/07346586821180013648.jpg)




حضرت فاطمه علیهاالسلام چگونه سر ز قبر بر می دارد؟

حضرت فاطمه علیهاالسلام هر چند مقام برتری دارد ولی او نیز همانند دیگران این مسیر را می پیماید و پس از عالم برزخ به محشر می آید و در پیشگاه خداوند، مقام او بر دیگران ثابت می شود.

حضرت علی علیهاالسلام می فرمایند:
روزی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برای دیدار فاطمه علیهاالسلام به خانه ما آمد، ولی دخترش را بسیار محزون دید. از او پرسید چرا اینگونه غمگینی؛ در جواب گفت :

پدر جان! به یاد عالم محشر افتادم که مردم در آن حال عریان خواهند بود.(ذکرت المحشر و وقوف الناس عراه ...)
رسول گرامی فرمودند: نگران مباش، پس از آنکه من، علی و ابراهیم خلیل الله علیهاالسلام سر از قبر بر می داریم آنگاه خداوند جبرئیل را با هفتاد هزار ملک به سراغ تو می فرستند، سپس اسرافیل در حالی که سه پارچه زیبا از نور در اختیار دارد، کنار تو می آید و تو را از قبر بیرون می نماید، در حالی که بدنت پوشیده است....

آنگاه با عزت و احترام بی نظیر هفتاد هزار فرشته تسبیح گویان تو را وارد محشر می کنند و به همین تعداد حوریان بهشتی به استقبالت می آیند.

در این هنگام مریم (دختر عمران)، خدیجه(دختر خویلد)،حوا(زن آدم)، آسیه (دختر مزاحم) هر کدام با صفوف ملائکه اطراف تو را می گیرند و تو را بر روی منبری از نور می نشانند. در این هنگام جبرئیل به حضور تو می رسد و می گوید : هر حاجتی داری بگو و تو می گویی : خدایا! حسن و حسینم را می خواهم. در آن ساعت حسینت را می بینی که با بدن خون آلود به محشر می آید و از خدا می خواهد که قاتلان وی را به کیفر رساند، بلافاصله خداوند به خشم آمده و از خشم او ملائکه نیز به خشم آیند و شعله های جهنم زبانه می کشد و قاتلان حسین و دشمنان او بر درون آتش افکنده می شوند.

منبع : بهارالانوار،ج 43،ص 226_ 225 با تلخیص




http://askquran.ir/gallery/images//15132/1_L3.jpg

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۲/۰۱, ۱۶:۴۵
http://www.aviny.com/occasion/ahlebeit/fatemeh/shahadat/88/Yadegari/fateme-%2821%29_S.jpg


در هوای کوچه

امشب، مدینه در دلش درد است، بانو
حال و هوای کوچه‏ها سرد است، بانو

پشت دری، یاس سپیدی، سخت پژمرد
یاس عزیز من، چرا زرد است، بانو

آیینه‏ها، حتی حضورت را ندیدند
سنگی به دستی ناجوان‏مرد است، بانو

امشب، دلم پرواز را از یاد، بُرده‏ست
«پهلو به پهلو در دلم، دَرد است، بانو!»

دیشب غروب غربتت مولا (ع) چه می‏گفت
انگار او هم با تو همدرد است، بانو

امشب، مدینه در دلش دَرد است، بانو
حال و هوای کوچه‏ها سرد است، بانو

زینب مسرور

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83626644067852536184.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83626644067852536184.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۰۱, ۱۶:۵۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/88796397145538412111.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/88796397145538412111.jpg)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/88796397145538412111.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/88796397145538412111.jpg)
ضبط کن ای چرخ فریاد مرا
بشنوید آیندگان داد مرا


ناسپاسان،دخت احمد را زدند
فاش می گویم محمد را زدند


آنچه بیداد خزان با یاس کرد
درد آنرا باغبان احساس کرد



http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_h_zahra_sh_postpic.png (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187075823213551992.jpg)

neginsabz
۱۳۹۰/۰۲/۰۱, ۱۸:۱۹
http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_shahadate_H_zahra_s1.jpg
هنوز بازوی مادرم کبود است

(http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1389/02/24314174125682551212462062391618983198175.jpg)
حضرت آیة الله مرتضی فیروز آبادی یکی از استوانه‌های علم در حوزه علمیه نجف اشرف و حوزه علمیه قم بود.
نقل کرده‌اند که ایشان می‌فرمود: زمانی که در نجف اشرف بودم، یک شب در عالم رؤیا دیدم که در منزل شخصی خود، مجلسی اقامه شده و در آن مجلس حضرت فاطمه(علیهاالسلام ) با چادر نشسته است. افرادی از مؤمنین به صف ایستاده، یکی یکی آمده عرض ادب می‌کنند و می‌روند. چون همه رفتند، حضرت چادر را کنار زد، از این عمل خانم متوجه شدم که چون من به آن حضرت محرم هستم، لذا این عمل را انجام داد. چه جمالی! در عالم رؤیا گفتم: صورتش شبیه به صورت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم ) است.
سپس جلوتر رفته و عرض کردم : مادر! آیا این که قریب به هزار و چهارصد سال است خطباء می‌گویند، شوهرت علی (علیه السلام ) را با سر بی عمامه و دوش بی رداء و ریسمان به گردن به مسجد بردند، صحت دارد؟
حضرت فرمود:
استحقروا ابا الحسن بعد رسول الله

علی را بعد از رسول خدا تحقیر کردند!
من به فارسی می‌گفتم و حضرت عربی جواب می‌داد.
عرض کردم : مادر! قریب هزار و چهارصد سال است که مورخین نوشته‌اند و خطباء گفته‌اند که آن نانجیب به بازوی شما تازیانه زد و سیاه شده "و فی عضدها کمثل الدملج " فرمود: بلی. آنگاه دست راست را از آستین بیرون آورد، دیدم هنوز بازوی مادرم سیاه و کبود است.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69140276061535420670.gif


منبع: فضائل و کرامات فاطمه، ص 262 - 263.

rassoolkord
۱۳۹۰/۰۲/۰۱, ۲۳:۵۶
دردنامه ای از قلم در غم شهادت فاطمه(س) (http://rassoolkord.blogfa.com/post-53.aspx)


به نام خالق قلم
خدایا توفیقم ده حق قلم را اداء نمایم
بله! همان که خدایم سوگند به آن را در قرآن به انسان می فهماند
قلم بسان ابزار مهندسی است که راه میسازد و بسان دانشگاهیست که دانشجویانش را به اهداف مشخصه میرساند
قلم 3 حرف و 2 نقطه بیشتر که ندارد اما یک کلمه نیست یک جمله هم نیست فراتر از آن خودش دنیا و آخرتی است خودش روز محشری است
و خودش بهشت و جهنمی است!!!!
قلم است که ما را با قرآن پسوند میدهد و سپس محمد(ص) و آلش را بما میشناساند
قلم است که نهج البلاغه شناسمان میکند و دردنامه پیامبر رحمت را به ما نشانی میدهد
او میگوید که خدا و پیامبر علی را دوست داشته و دارند
و میگوید خدا و پیامبر و علی،فاطمه را دوست داشته و دارند
او میگوید پیامبر به احترام فاطمه در کودکی اش تمام قد قیام میکند
او میگوید خدا و پیامبر و علی و فاطمه حسن وحسین را دوست دارند
و ...
اما آیا چشمهایی کور بودند که اینها را ببینند و عکس این گفته ها را تایید کنند
آیا چشمهایی کور بودند که ببینند در غدیر چه شد و چه کسی بعدا" با چاه صحبت کرد
آبا چشمها و گوشها از کار افتاد که صدای سیلی کوچه را ببینند و بشنوند
آیا نخواندند که آن نانجیب درب خانه ای که جبرییل با اجازه واردش میشد را لگد زد و به آتش کشید
خدایا این قلمی که آفریدی شیء زیباییست و رسالتسش را اداء نموده او به ما قاتل محسن فاطمه را هم معرفی کرد
او به ما لگد به درو میخ و سینه سوراخ رو معرفی کرد
او فزت و رب الکعبه رو به ما یاد داد
او به ما یاد داد که فعلا" با چاه هم کلام شویم
و صلح حسن را به خاطر نبود یاور باور کنیم
و سرآخر قیام حسینی را بفهمیم
و به ما همهء دردها را گزارش داد تا همهء این دردها را در روز انتقام التیام دهیم
ای قلم حالا اینها را تو بگو
ما برای درمان دردهایمان فقط منتظر هل من ناصر ینصرنی هستیم
ما منتقم 18 ذی الحجه ایم ما هنوز منتقم محسن زهراییم منتقم سیلی خورده ایم
ما شاکی لگد و آتش در و سینه سوراخیم
ای قلم نگو خواهش میکنم داد بزن بگو مسجد کوفه و سم خورانده رو!!
ای قلم نگو خواهش میکنم این بار داد هم نزن منفجر شو و بگو:
ما منتقم خون حسین زهراییم ای یزیدیها همهء اینها را ما در سینه داریم
یالثارت الحسین
قلم هم کم آورد بعضی جاها رو نتونست بگه آخه یه عده ازونا اسرارمونند که باید از لابلاشون بتونی بخونی مثل این:
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا"
و مثل این یکی:
اللهم خص انت اول ظالم باللعن منی و ابدا به اولا" ثم الثانی و الثالث و الرابع
اللهم العن یزید خامسا" و العن عبیدالله بن زیاد وابن مرجانه و عمربن سعد و شمرا" و ال ابی سفیان و ال زیاد و ال مروان الی یوم القیامه
دیدی قلم نتونست بگه 4 ستمگر اصلی رو
آخه چاه جربان رو به آب گفت نه به قلم
آب میگه از من بپرس اون 4 ستمگر رو
جریانش بین سینه و چشم و اشک بر این مصایبه
با قلم نمیشه فقط جریانش و رازش پیشه دل صافه و خلاص
قلم گفت یزید با اون کارنامه شرارتش پنجمین ستمگره!!!
وای اون 4 ملعون کی یاییند که لعنت خدا و پیامبر و ملایک بر اونا!!!!!!!!!!!!!
خدایا بر عذاب قاتلین محسن و فاطمه و علی و حسنین و متابعینشون بیافزا.
و شرمنده مستمعین آخه قلم دست یه کم سواد بود والا بهتر مینوشت
خدایا فقط به عشق فاطمه بود ازم قبول کن-التماس دعا

neginsabz
۱۳۹۰/۰۲/۰۲, ۰۰:۱۳
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://sl.glitter-graphics.net/pub/684/684900e22c429em2.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


علم حضرت زهرا

محبت اولياى خداوند نسبت به افراد، يك محبت ساده نيست، حتما از عواملى سرچشمه مى‏گيرد كه مهمترين آنها علم و ايمان و تقواست، علاقه‏ى فوق‏العاده‏ى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم به دخترش فاطمه زهرا دليلى است بر وجود اين امتيازات بزرگ در اين بانوى نمونه‏ى جهان و از اين گذشته وقتى او مى‏فرمايد: «فاطمه برترين زنان جهان» يا «برترين زنان بهشت» است، كه مدارك آن در بحثهاى گذشته بيان شد، اين خود دليل بر اين است كه او از نظر علمى نيز سرآمد همه‏ى زنان جهان بود.

وانگهى آيا ممكن است فردى كه به مقامات والاى علم و دانش نرسيده، رضاى او رضاى خدا، و غضب او غضب پروردگار و پيغمبر باشد؟- كه در روايات پيشين به آن اشاره شده بود.
علاوه بر همه‏ى اينها روايات مهمى در منابع معروف اسلامى وارد شده، كه از مقام ارجمند علمى اين بانوى بزرگ پرده مى‏دارد مانند احاديث زير:

ابونعيم در حديث از پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم نقل مى‏كند كه روزى رو به يارانش كرد و فرمود:
«ما خير للنساء»
چه چيزى براى زنان از همه بهتر است؟
ياران ندانستند در جواب چه بگويند.
على عليه‏السلام به سوى فاطمه عليهاالسلام آمد و اين مطلب را به اطلاع او رسانيد. بانوى اسلام گفت: «چرا نگفتى:

«خير لهن ان لا يرين الرحال و لا يرونهن»
از همه بهتر اين است كه نه آنها مردان بيگانه را ببينند و نه مردان بيگانه آنها را» (با آنها جلسات خصوصى نداشته باشند).
على عليه‏السلام بازگشت و اين پاسخ را به پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم عرض كرد. پيامبر فرمود: «من علمك هذا، چه كسى اين پاسخ را به تو آموخت؟».

عرض كرد: فاطمه عليهاالسلام.

فرمود: «انها بضغه منى، او پاره‏ى وجود من است» (1) اين حديث نشان مى‏دهد كه امير مؤمنان على عليه‏السلام با آن مقام عظيمى كه در علوم و دانش داشت كه دوست و دشمن همه به آن معترفند و باب مدينه‏ى علم پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم بود گاهى از محضر همسرش فاطمه عليهاالسلام استفاده‏ى علمى مى‏كرد.

اين سخن پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم كه بعد از بيان احاطه‏ى علمى فاطمه علهياالسلام مى‏گويد: «او پاره‏اى از وجود من است» بيانگر اين واقعيت است كه منظور از «بضعه» تنها پاره‏ى تن و جسم نيست، كه بسيارى در تفسير حديث گفته‏اند، بلكه فاطمه پاره‏اى از روح پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم و علم و دانش و اخلاق و ايمان و فضيلت او نيز بود، و پرتوى از آن خورشيد و شعله‏اى از آن مشكات محسوب مى‏شد.
در «مسند احمد» از ام‏سلمه (يا طبق روايتى ام‏سلمى) چنين آمده: وقتى فاطمه عليهاالسلام بيمار شد همان بيمارى كه به وفاتش منتهى مى‏گشت، من از او پرستارى مى‏كردم، روزى حلاتش را از همه روز بهتر ديدم، على عليه‏السلام به دنبال كارى رفته بود، فاطمه عليهاالسلام به من فرمود: آبى بياور تا غسل كنم،آب آوردم و او غسل كرد، غسلى كه بهتر از آن نديده بودم.

سپس فرمود: لباسهاى تازه‏اى براى من بياور، لباسها را آوردم و به او دادم، و او پوشيد.
سپس فرمود: بسترم را در وسط اطاق بيفكن، من اين كار را كردم، او دراز كشيد و رو به قبله كرد، و دستش را زير صورتش گذاشت، سپس فرمود: اى ام‏سلمه! (ام‏سلمى) من الان از دنيا مى‏روم (و به ملكوت اعلى مى‏شتابم) در حالى كه پاك شده‏ام، كسى روى مرا نگشايد. اين سخن گفت و چشم از جهان پوشيد! (2)

اين حديث بخوبى نشان مى‏دهد كه فاطمه از لحظه‏ى مرگش آگاه و با خبر بوده، و بى‏آنكه نشانه‏هاى آن در او باشد، آماده‏ى رحلت از اين جهان گشت، و از آنجا كه هيچكس لحظه‏ى مرگ را جز به تعليم الهى نمى‏داند اين نشان مى‏دهد كه از سوى خدا به او الهام مى‏شد.
آرى، روح او با عالم غيب مربوط بود، و فرشتگان آسمان با او سخن مى‏گفتند.

به علاوه مطابق روايات گذشته حتى او از مريم دختر عمران و مادر حضرت عيسى برتر بود، و همين امر كافى است، زيرا قرآن با صراحت مى‏گويد: مريم با فرشتگان خدا سخن مى‏گفت، آيات متعددى در اين زمينه در سوره‏ى مريم و آل‏عمران وجود دارد.
بنابراين فاطمه عليهاالسلام دخت گرامى پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله و سلم به طريق اولى بايد بتواند با فرشتگان آسمان هم‏سخن شود. (3)
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://sl.glitter-graphics.net/pub/684/684900e22c429em2.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif



1ـ حليه‏الاولياء 2 / 40.
2ـ مسند احمد بن حنبل 6 / 461. اين حديث را ابن‏اثير «اسد الغابه». و جمعى ديگر در كتب خود آورده‏اند.
3ـ البته دلائل علم و دانش گسترده و فوق‏العاده‏ى آن حضرت در روايات شيعه وضع ديگرى دارد كه در زندگينامه‏ى آن بزرگوار قبلاً بدان اشاره شد.

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۰۲, ۰۹:۲۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23648820713881229185.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23648820713881229185.jpg)


راز خاموش مدينه
" باسمه و بذکر وليه "

و خدا نوري آفريد .
ناميدش سرور خلائق .
خواند او را حبيبش .
کائنات را بوجودش آفريد .

گذشت و گذشت ...
آن يگانه را هديه اي داد از بهشت .
کوثري براي خلقت .
وجودش را بهانه وجود حبيبش خواند!
بانويي به قامت زمين تا آسمان.
به عظمت عرش کبريايي اش .

هنگام ورودش ميان اهل محشر ندا مي آيد :
چشمانتان را زير افکنيد فاطمه زهرا (س) ...
انسيه حوراء ... ناموس خدا آمد ...!

نه ! اندکي درنگ ! ازو و از آمدنش نگوييم ...
از پدر بگوييم که رفت و اورا يادگاري از بهشت ،
براي زمينيان قرار داد !
يگانه يادگار حبيب خدا،ريحانه عالم ... !

روزگاري نه چندان طولاني ...
اما سخت ... بر او گذشت!
گلبرگهاي ريحانه، يکي يکي پر پر شد.
تا نوبت به اخرينش رسيد ...!

ريحانه اميرش را خواند:
آرام جانم لحظه جدايي است ...
مرا شبانه غسل ده ...
شبانه کفن کن و شبانه به خاک بسپار ... --

بانويم چرا؟ ...
عزيز دل نميخواهم
آنها که مرا آزردند همراهيم کنند!!

ابر مرد عالم ،
آرام و صبور با محرمترين محرمان...
در سياهي شب...
ياس کبود و پرپرش را نزد خاک امانت نهاد ...
آن شب چه سخت به صبح نزديک شد!
و صبح نه ياس بود و نه نشاني ازو ... !!!

محرمترينان به حرمت آخرين کلام حوراي بهشت،
مهر سکوت بر لبان زدند!
آدميان ناپاک ندا دادند :
اي واي بر ما يک پيامبر و يک ريحانه !
از چه روي در مراسم وداعش ما را نخوانديد؟
گفتند: اذن نداده بود ...!!!

و ديگر کسي نپرسيد چرا ؟
و نگفتند عده اي او را آزردند،
گلبرگهايش را دريدند، وجودش را سوزاندند،
حريمش را شکستند و با شکايت اهل دنيا
روانه بهشتش کردند!!!

آن سکون زمين و آسمان نميخواست
نامردمان روزگار با او وداع کنند ...
نپرسيدند که بودند آنها ؟
مگر چه کرده بودند؟
به تو نگفتند همانها که ميخ در و آتش
و نوازشهاي تازيانه را پيشکشي کردند
به قدرداني رسالت ! ميشناسي آنها را؟
ميداني که بودند و چه کردند ؟

صبوري ديگر نشايد.
وقت است تا گوش به نجواي تاريخ،
نه بلکه فرياد تاريخ !!! بسپاريم
و راز آن يگانه امانتگاه مخفي عالم را بيابيم!
راز پنهان يادگار رسول را !

از تاريخ بپرسيم .... که چرا
نشان تمام آدميان باقي است
از بهترينها تا خبيث ترينها.ا
لا امانتگاه مادر !!!!

بپرسيم چه شد فاطمه را ؟
چه شد مودت ذي القربي ؟
بپرسيم: فاطمه آيا ذوي القربي نبود؟
يا محبت را جز اين معنا نبود؟!

از تاريخ ميپرسم چراها را،
اما ميدانيم
نشاني ياس نزد آخرين يادگار ياس است و بس!

پس به ياد مادر سلامش ميکنيم
و تسليتي در اين روزهاي حزن و اندوه
که طاقتش را به نهايت ميرساند......





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97382890911870943692.jpg

neginsabz
۱۳۹۰/۰۲/۰۲, ۱۳:۴۸
http://sl.glitter-graphics.net/pub/684/684900e22c429em2.gif
من اشک های تو را بر کوبه های کوچه پس کوچه های سرد و خسته مدینه یافتم.
خط تو را که بر پوست هر ستاره،
غزل آفتاب را می نوشتی، خواندم.
من نشان کبودین تو را از قافله هایی که از کناره بقیع می گذشتند گرفتم....
این شعله های عشق توست که انسان خسته را به میهمانی آفتاب می خواند.
در حجم نگاه تو افق هم رنگ می باخت.
سبزی این سال ها هنوز وام دار آن نگاه بلندی است که از قله ناپیدای تو سر زد.
من با نوای آشنای تو از قناعت انجمادها و از پس کوچه های حقیر خلافت ها رهیدم...
اوج تسلیت تو را آن جا که مردِ راه را پای انداخت شناختم.
من در خاموشی قبرت تابش هزاران خورشید را دیدم.
اگر قبرت را نشانی نیست چه باک؟
هر سنگْ نبشته ای حکایت تو را دارد...
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20(61).gif
http://sl.glitter-graphics.net/pub/684/684900e22c429em2.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۰۲, ۱۶:۵۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_fatemiyeh-takht__2_.jpg

کشتی پهلو گرفته

هیچکس آیا توانسته است غم فاطمه(س) را در سوگ پدر به تصویر بکشد، جز ناله های بیت الاحزان فاطمه(س)؟

در اندوه جگر سوز علی (ع) در مواجهه با فاطمه ی میان در و دیوار و گاه شستن صورت نیلی و بازوی کبود فاطمه(س)، هیچ هنرمند عارفی توانسته است مرثیه بسراید آنچنانکه از عمق رنج آدمی در چروک های پیشانی علی(ع) خبر دهد و وسعت غمهای خلقت را در پهنای اشک علی (ع) بشناسد و بشناساند جز باز اشک پنهانی علی(ع) ؟

هیچکس را یارای آن بوده است که آلام محض زینب (س) را به هنگام دیدار سر برادر بر بام نیزه ها بیان کند، جز خون جاری از سر مبارک زینب(س) ؟

اگر زینب(س) با مشاهده ی سر برادر ،حسین،روحی فداه سلامت سر خویش را تاب آورده بود و سر بر ستون کجاوه نکوبیده بود،چه کسی عشق را ،درد را و هجران را در آفرینش تفسیر می کرد ؟

اینها دردهایی است که نویسنده را اگر احساس داشته باشد خاکستر می کند و قلم را اگر به تعداد درختان عالم باشد می سوزاند و دفتری به پهنای گیتی را آتش می زند.

سوز اشکهای فاطمه(س) هنوز پای عارفان را در بیت الاحزان او سست می کند و کمر ابرار را می شکند و آتش به جان اولیاء الله می اندازد.
معاذالله که رشحه ی هیچ قلمی بتواند با اشک سوزناک علی(ع) به هنگام شستن پیکر فاطمه(س) برابری کند.کجاست اسماء ؟

از او بپرسید، فرشتگانی که در اشکهای آن هنگام علی(ع) به تبرک غسل می کردند، بال و پرشان نسوخت؟

آنچه بر پیشانی تاریخ تشیع، چروکهایی اینچنین عمیق آفریده، دردهایی از این دست است.دردهایی که گفتنی نیست،بیان کردنی نیست،تصویر و تصور کردنی نیست.

درد را اگر بسیار عمیق باشد به زخم تشبیه می کنند و زخم را اگر بیش از حد سوزنده باشد به آتش . و حرارت کدام آتشی می تواند با هرم قلب علی (ع) در بیست و پنج سال سکوت خار در چشم و استخوان در گلوی او برابری کند ؟
پس اینگونه دردها مشبه نیستند مشبه به اند.
و تاریخ شیعه آکنده از دردهایی اینگونه است.

غم کمر شکن و چاره سوز حسین(ع) در شهادت برادر علمدار ، عباس روحی فداه.

سکوت اندوهبار حسین جان عالمی به فدایش در برابر جگر پاره پاره امام برادر حسن(ع).حسرت عمیق عباس برادر(ع)،عباس عمو،عباس پدر و عباس امید در جراحت مشک آب.

درد وصف ناشدنی سجاد(ع) در شهادت مظلومانه ی پدر.

واز آن پس، همچنان انبوه درد بر درد و تراکم جراحت بر جراحت و زخم بر زخم و اتصال مدام جوی خون.

انگار تاریخ را در سرزمین شیعه با خون رقم می زنند،با مظلومیت خون.
...




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/20073462492718337549.jpg

yanoor
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۰:۱۴
مرا به خانة زهرای مهربان ببرید
به خاک‌بوسی آن قبر بی‌نشان ببرید

اگر نشانی شهر مدینه را بلدید
کبوتر دل ما را به آشیان ببرید

کجاست آن درِ آتش گرفته تا که مرا
برای جامه دریدن به سوی آن ببرید؟

.................

http://sabereh.blogfa.com (http://sabereh.blogfa.com)
http://ahadpop.googlepages.com/ya-zahra-b.jpg



http://darkhalvat.blogfa.com/8803.aspx (http://darkhalvat.blogfa.com/8803.aspx)


http://radsms.com/image/image_post/sms_fatemiye/sms-ayame-fatemiyeh.jpg
دکتر شریعتی (http://radsms.com/):
خواستم (http://www.radsms.com/?cat=10823)بگویم، که فاطمه دختر محمد است. دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه همسر (http://radsms.com/)علی است. دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر حسین است. دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب (http://www.radsms.com/?cat=10823)است. باز دیدم که فاطمه نیست.
نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست.
«فاطمه، فاطمه است (http://www.radsms.com/?cat=10823)»


http://sabereh.blogfa.com (http://sabereh.blogfa.com)

yanoor
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۰:۱۷
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیهاوسرالمستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcRd-clBHTd95lKmf8aC-jAyVxuw7OZmF5HzHDJGzzZ2uKusvgLZ4nYkZhvL (http://www.google.com/imgres?imgurl=http://www.al-islam.org/gallery/photos/zahra.gif&imgrefurl=http://alimahdiyar.blogfa.com/&usg=__ibEcfdHKhuNeF38JekzLjCDKYqs=&h=346&w=534&sz=48&hl=en&start=83&zoom=1&itbs=1&tbnid=4WTCm7US5yFwzM:&tbnh=86&tbnw=132&prev=/search%3Fq%3D%25D8%25A7%25DB%258C%25D8%25A7%25D9%2 585%2B%25D9%2581%25D8%25A7%25D8%25B7%25D9%2585%25D B%258C%25D9%2587%26start%3D80%26hl%3Den%26sa%3DN%2 6ndsp%3D20%26tbm%3Disch%26prmd%3Divns&ei=ieqjTdCrHZCG4AakjuGSCg)http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSy4mgfeEovy8Lo6KIuU5VaB9kuWLy4R l-VcPB8-WEGCdDz2WUUDAFC9g (http://www.google.com/imgres?imgurl=http://i4.tinypic.com/161e06e.jpg&imgrefurl=http://oxsama.persianblog.ir/tag/%25D8%25A7%25DB%258C%25D8%25A7%25D9%2585_%25D9%258 1%25D8%25A7%25D8%25B7%25D9%2585%25DB%258C%25D9%258 7&usg=__YRn8RK-MmcBAVd97K9iu9cEDDtw=&h=278&w=448&sz=26&hl=en&start=88&zoom=1&itbs=1&tbnid=k34uWf3dW7caTM:&tbnh=79&tbnw=127&prev=/search%3Fq%3D%25D8%25A7%25DB%258C%25D8%25A7%25D9%2 585%2B%25D9%2581%25D8%25A7%25D8%25B7%25D9%2585%25D B%258C%25D9%2587%26start%3D80%26hl%3Den%26sa%3DN%2 6ndsp%3D20%26tbm%3Disch%26prmd%3Divns&ei=ieqjTdCrHZCG4AakjuGSCg)

http://sabereh.blogfa.com

yanoor
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۰:۲۰
كد روز شمار فاطمیه





١٣ روز تا شهادت به روایت دوم


دریافت کد روز شمار فاطمیه (http://www.ashoora.ir/)

در آدرس

http://www.ashoora.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=1579 (http://www.ashoora.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=1579)

yanoor
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۰:۲۴
حضرت فاطمه زهرا (س) (http://sabereh.blogfa.com/post-254.aspx)

(http://hejabeqorany.blogfa.com/post-117.aspx)
http://img.tebyan.net/mainParts/persian/services/Advertisement/2010/4/28/New_11371.jpg (http://www.tebyan.net/Advertisement/RedirectNew.aspx?advID=11371&link=http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=122276)
http://www.tebyan.net/religion_thoughts/articles/quranicarticles/2011/3/5/158333.html (http://www.tebyan.net/religion_thoughts/articles/quranicarticles/2011/3/5/158333.html)
http://img.tebyan.net/small/1389/02/20100426132638146_sh_zahra89_icon.jpg زیارتنامه حضرت زهرا سلام الله علیها(فلش) (http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/HazartZahra/2010/4/27/121111.html) http://img.tebyan.net/small/1389/02/20100426132638146_sh_zahra89_icon.jpg غمبارترین روز تاریخ (http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/HazartZahra/2010/4/27/121093.html) http://img.tebyan.net/small/1389/02/20100426132638146_sh_zahra89_icon.jpg زهرا (س) درآستانه‏ ملكوت (http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/HazartZahra/2010/4/27/121104.html) http://img.tebyan.net/small/1389/02/20100426132638146_sh_zahra89_icon.jpg صدای پای پیامبر(نوشته‌ ای شورانگیز از علامه حکیمی) (http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/HazartZahra/2010/4/27/121084.html) http://img.tebyan.net/small/1389/02/20100426132638146_sh_zahra89_icon.jpg چرا بلال اذانش را تمام نكرد؟! (http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/HazartZahra/2010/4/27/121097.html) http://img.tebyan.net/small/1389/02/20100426132638146_sh_zahra89_icon.jpg نشانی یک قبر بی نشان (http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/HazartZahra/2010/4/27/121103.html) http://img.tebyan.net/small/1389/02/20100426132638146_sh_zahra89_icon.jpg اگر زهرا(س) نبود... (http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/HazartZahra/2010/4/27/121095.html) http://img.tebyan.net/small/1389/02/20100426132638146_sh_zahra89_icon.jpg زمزمه زهرایى سلام الله علیها (http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/HazartZahra/2010/4/27/121100.html) http://img.tebyan.net/small/1389/02/20100426132638146_sh_zahra89_icon.jpg قبر دختر پیغمبر(ص) کجاست؟ (http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/HazartZahra/2010/4/27/121089.html) http://img.tebyan.net/small/1389/02/20100426132638146_sh_zahra89_icon.jpg گریه روشنگرانه حضرت زهرا(س) (http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/HazartZahra/2010/4/27/121105.html) http://img.tebyan.net/small/1389/02/20100426132638146_sh_zahra89_icon.jpg چرا فاطمه(س) را " شهیده" می خوانیم؟ (http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/HazartZahra/2010/4/27/121086.html) http://img.tebyan.net/small/1389/02/20100426132638146_sh_zahra89_icon.jpg منتظریم، تاریخ جواب دهد! (http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/HazartZahra/2010/4/27/121083.html) http://img.tebyan.net/small/1389/02/20100426132638146_sh_zahra89_icon.jpg متن وصیتنامه حضرت زهرا (س) (http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/HazartZahra/2010/4/27/121102.html) http://img.tebyan.net/small/1389/02/20100426132638146_sh_zahra89_icon.jpg پایان حیات شمع (دلنوشته) (http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/HazartZahra/2010/4/27/121099.html) http://img.tebyan.net/small/1389/02/20100426132638146_sh_zahra89_icon.jpg پیامکهای فاطمی(نغز) (http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/HazartZahra/2010/4/27/121080.html) http://img.tebyan.net/small/1389/02/20100426132638146_sh_zahra89_icon.jpg احساس کبود http://img.tebyan.net/small/1389/02/20100426132638146_sh_zahra89_icon.jpg حضرت زهرا(س) دلش از یاس بود(شعری زیبا از احمد عزیزی) (http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/HazartZahra/2010/4/27/121090.html) http://img.tebyan.net/small/1389/02/20100426132638146_sh_zahra89_icon.jpg بتاب امشب ای مه! (http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/HazartZahra/2010/4/27/121109.html) http://img.tebyan.net/small/1389/02/20100426132638146_sh_zahra89_icon.jpg کنار بقیع (http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/HazartZahra/2010/4/27/121108.html) http://img.tebyan.net/small/1389/02/20100426132638146_sh_zahra89_icon.jpg مرغ حق (http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/HazartZahra/2010/4/27/121107.html) http://img.tebyan.net/small/1389/02/20100426132638146_sh_zahra89_icon.jpg رسم عاشقی(سخنرانی) (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=73064&categoryid=3055) http://img.tebyan.net/small/1389/02/20100426132638146_sh_zahra89_icon.jpg آوای غم (مرثیه خوانی) (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=73064&categoryid=3056) http://img.tebyan.net/small/1389/02/20100426132638146_sh_zahra89_icon.jpg بانوی مهربانی‌ها (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=77644&categoryid=2972) http://img.tebyan.net/small/1389/02/20100426132638146_sh_zahra89_icon.jpg حورای هستی (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=77644&categoryid=2975) http://img.tebyan.net/small/1389/02/20100426132638146_sh_zahra89_icon.jpg کتاب "کشتی پهلو گرفته" را بشنوید (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=122353) http://img.tebyan.net/small/1389/02/20100426132638146_sh_zahra89_icon.jpg نماهنگ فاطمی (http://dnl.tebyan.net/1389/02/20100426135420917.rar) http://img.tebyan.net/small/1389/02/20100426132638146_sh_zahra89_icon.jpg کتابخانه فاطمی (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=19673&parentid=84&language=1) http://img.tebyan.net/small/1389/02/20100426132638146_sh_zahra89_icon.jpg تصاویر ویژه (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=122280) http://img.tebyan.net/small/1389/02/20100426132638146_sh_zahra89_icon.jpg Screensaver (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=122281)



تهیه و تنظیم مطالب: ابوالقاسم شکوری

طراح و گرافیست : سمیه ظهرابی
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=122276 (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=122276)


http://sabereh.blogfa.com/90013.aspx

yanoor
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۰:۲۶
شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام از منظر علمای اهل تسنن (http://sabereh.blogfa.com/post-218.aspx)
http://img.tebyan.net/mainParts/persian/services/Advertisement/2009/5/25/New_7156.jpg (http://www.tebyan.net/Advertisement/RedirectNew.aspx?advID=7156&link=http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=67823)
http://www.tebyan.net/religion_thoughts/articles/theinfallibles/imamsajjad/2010/7/15/129988.html (http://www.tebyan.net/religion_thoughts/articles/theinfallibles/imamsajjad/2010/7/15/129988.html)
شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام از منظر علمای اهل تسنن
http://img.tebyan.net/big/1387/03/571992301731791722531122311912920193110211156.jpg

در http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=67823 (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=67823)



به راستى چرا باید دختر بزرگوار حضرت رسول اكرم صلى الله علیه وآله وصیت نمایند تا ایشان را بدینگونه و شبانه تدفین نمایند؟! و کسی بر پیکر مطهر ایشان نماز نخواند؟!

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=67823 (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=67823)

http://sabereh.blogfa.com/89103.aspx

yanoor
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۰:۲۸
رابطه معنویت و برکت


http://img.tebyan.net/big/1387/09/208141312251882459512620622123023515710200.jpg
ترک نماز، از عوامل برکت زداست. حضرت زهرا علیهاالسلام درباره رخت بربستن برکت از عمر و مال انسان بی نماز می فرماید: «یَرْفَعُ اللّه ُ الْبَرَکَةَ مِنْ عُمْرِهِ وَ یَرْفَعُ اللّه ُ الْبَرَکَةَ مِنْ رِزْقِه».
ادامه در
http://www.tebyan.net/religion_thoughts/articles/quranicarticles/2011/1/5/150323.html (http://www.tebyan.net/religion_thoughts/articles/quranicarticles/2011/1/5/150323.html)
http://yazahrah.mihanblog.com (http://yazahrah.mihanblog.com)

http://sabereh.blogfa.com/89103.aspx

neginsabz
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۲:۳۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/72126600241200458287.jpg
دل از غم فاطمه توان دارد ، نه
و ز تربتِ او کسی نشان دارد ، نه
آن تربتِ گمگشته به بَر ، زوّاری
جز مهدی صاحب الزمان دارد ،
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20(61).gif
نــــــــــــه
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۳:۱۹
http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/akhbar/%2815%29.jpg


«یا زهرا» کلید درهای بسته

شبانه، غریبانه‏ هایم را بهانه می‏کنم و با نجوای «یا زهرا علیهاالسلام »،
دل به غربت دیرینه بقیع می‏سپارم. ای دامن شب!
ببین که دل خونم
دل خون از این فریادهای مانده در بیداد
ای دامن شب... دلم، این تنهاترین، مثل شب‏های جبهه،
عادت به گفتن «یا زهرا علیهاالسلام » دارد و من،
ایّام فاطمیه که می‏رسد،
به یاد مظلومیّت روزهایی می‏افتم که حتی آسمان،
پیراهن مشکی خود را به تن کرده بود!
انگار تنها آسمان می‏فهمد، درد را.
تنها آسمان می‏فهمد، فاطمه علیهاالسلام را.
تنها آسمان می‏داند که زخم دل تاریخ،
با کدامین مرهم التیام خواهد یافت! شبانه،
تنها بهانه غریبانه‏هایم، یا زهراست.
«یا زهرا»، وِرد معجزه سازی است که دوای تمام دردهاست،
کلید تمام درهای بسته است و مشکل‏گشای تمام رنج‏ها!
یا زهرا علیهاالسلام یعنی: ای آسمان!
تو را گواه می‏گیرم که من به ولایت عشق می‏ورزم و از غاصبان حق ولایت بیزارم!
یا زهرا علیهاالسلام یعنی: ای زمین!
تو را گواه می‏گیرم که به حجت خداوند در زمین ایمان دارم
و در سایه عنایتش و در آرزوی سپیده موعود،
غرق در ندبه صبحگاهان جمعه می‏شوم!
یا زهرا علیهاالسلام یعنی:
ای بقیع!
تو را گواه می‏گیرم که دلم سرشار از محبت فاطمه علیهاالسلام است؛
محبتی که از علی علیه‏السلام تا مهدی(عج)، از مدینه تا کربلا،
از کربلا تا جمکران و از ازل تا ابد،
در دلم ریشه کرده و هیچ‏گاه از آن بیرون نخواهد رفت!
یا زهرا علیهاالسلام یعنی...
یا زهرا، ای آیینه دردمندی، ای مظلومه آل یس، ای اُمّ اَبیها،
ای شرافت زن در قاموس هستی، ای عصمت محض،
ای مفهوم زلالی و ای کوثر بی‏بدیل نجابت!
بگو! بگو چه کرد با تو، این عالَم خاک؟!
سید علی‏ اصغر موسوی

http://askquran.ir/gallery/images//15132/1_L3.jpg

دلواپس
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۳:۵۲
چرا اين همه براى شيعه قيمت گذارى شده است؟
چون كمياب است. در بیش از شش ميليارد جمعيت جهان فعلى، آن تعداد شيعه واقعى، قابل مقايسه با كل نيست.

شيعيان خيلى كم هستند.
خدا در قرآن مجيد مى‏ فرمايد: «ناس» يعنى كل مردان و زنان، اما وقتى به بندگان واقعى مى‏رسد، مى ‏فرمايد: « قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ»

ارزش داران خيلى كم هستند.
جايگاه اين ارزش در پيشگاه پروردگار به قدرى مهم است كه در حديث قدسى آمده است: اگر روز قيامت ميان اولين و آخرين يك نفر از اين ارزش داران بيشتر نداشته باشم، هشت بهشت را به او مى‏دهم و بقيه را به جهنم مى ‏ريزم و باكى ندارم.




امام صادق عليه السلام مى‏ فرمايد:


«وَ لَوْكَانَ عِنْدَ اللَّهِ عِبَادَةٌ تُعُبِّدَ بِهَا عِبَادَةَ الْمُخْلَصِينَ أَفْضَلَ مِنَ الشُّكْرِ عَلَى كُلِّ حَالٍ لَأَطْلَقَ لَفْظَهُ فِيهِمْ مِنْ جَمِيعِ الْخَلْقِ بِهَا فَلَمَّا لَمْ يَكُنْ أَفْضَلَ مِنْهَا خَصَّهَا مِنْ بَيْنِ الْعِبَادَاتِ وَ خَصَّ أَرْبَابَهَا فَقَالَ وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُور ...»


اگر مى‏ بود نزد خداوند عالم، عبادتى و عملى فاضل‏تر از شكر، هر آينه او را جارى مى ‏كرد در ميان خلايق. پس چون شكر، فاضل‏تر از همه است، پروردگار عالم تخصيص داد او را به ذكر كردن در قرآن عزيز، و فرمود كه: وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُور.


اگر يك قيراط از الماس گم شود، دل انسان مى ‏سوزد، حق هم هست، ولى خبر بدهند در خانه‏ اى كه دارند بنايى مى‏كنند، ده كاميون آشغال بردند، انسان خوشحال مى‏ شود؛ چون همه عكس العمل روان انسان در مقابل شى‏ء باارزش است و اين عكس العمل شعبه ‏اى از عكس العمل پروردگار است.



اشياى بى ‏ارزش، دور ريختنى هستند. صدها ميليارد زليخا را روز قيامت در آتش بريزد باكى ندارد،

اما حضرت زهرا عليها السلام را مى‏ خواهد وارد محشر كند، براى ورود ايشان در قيامت چه كار مى ‏كنند.

استاد حسین انصاریان


http://friends18.com/img/divider/0046.gif