PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩



صفحه ها : 1 2 3 4 [5] 6

soheyl1979
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۸:۰۲
سلام به بانویی که مرد نبردهزغیر هرچه شنیدوبه یار شکوه نکرد

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۰۳, ۱۹:۰۷
[/URL]
[URL="http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/45762850097351688784.jpg"]http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/45762850097351688784.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/45762850097351688784.jpg)


حجاب نزد فاطمه زهرا

چند روایت درباره اهمیت حجاب در نظر فاطمه زهرا علیهاسلام:

حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که:

روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.
رسول خدا فرمود:

" چرا از او رو می گیری، او که تو را نمی بیند؟"

فاطمه عرض کرد:
" او مرا نمی بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی بیند ولی بوی مرا که حس می کند."

رسول خدا فرمود:

" شهادت می دهم که تو پاره تن منی."



روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:

" نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟"

اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید.

فاطمه فرمود:

" نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)"

وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود:

" فاطمه پاره تن من است."

امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید:

روزی رسول خدا از ما پرسید:" بهترین کار برای زنان چیست؟"

فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:

" بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند "

رسول خدا فرمود:

" فاطمه پاره تن من است "

رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاسلام کارها را بین او و علی علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی.

فاطمه علیها سلام می فرماید:

" هیچ کس نمی داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد."

روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء فرمود:

" چه بد است این تخته هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می گذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است."

اسماء گفت:" من که در حبشه بودم، می دیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست می کردند و مرده را داخل آن می گذاشتند."

سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبه دار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود

:" این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه ای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمی شود مرده مرد است یا زن." و فرمود:" پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید."

پي نوشت :
* بحارالانوار، ج 43، صفحات 91 و 93 و 54 و 81 و 189.
* بحار/92/43 اول صفحه -
* بحار/189/43 -
* بحار1/81/43-
* بحار/54/43 -



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60595456044370957546.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60595456044370957546.jpg)

یا منتظر
۱۳۹۰/۰۲/۰۴, ۱۰:۰۳
:Hedye:از مطالب زیبا و زحمات شما متشکرم :Sham::salavat10:

neginsabz
۱۳۹۰/۰۲/۰۴, ۱۰:۰۴
http://friends18.com/img/divider/0046.gif
نسیمی از آموزه های حضرت فاطمه زهرا(س)

به طور قطع بهترین آموزه های تربیتی و اخلاقی و مطمئن ترین روش های سلوکی برای انسانهای مشتاق کمال و تشنگان هدایت و جویندگان سرچشمه زلال معرفت، دیدگاه های اولیاء الهی و در رأس آنان حضرات چهارده معصوم(ع) است.

● بالاترین فضیلت حضرت زهرا(س) از دیدگاه امام خمینی(ره)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/65453853757648669577.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/65453853757648669577.jpg)

فاطمه(س) افتخار خاندان وحی است. زنی که فضائل او همطراز فضائل بی نهایت پیغمبر اکرم(ص) و خاندان عصمت و طهارت بود. (صحیفه نور ، ج ۱۲ ،ص ۲۷۴)
امام صادق(ع) می فرمایند: فاطمه(س) بعد از رحلت پیامبر(ص) بیش از ۷۵ روز زنده نماند. غم جانسوز داغ پدر قلب او را لبریز کرده بود، به این جهت جبرئیل پی درپی به حضورش می آمد و او را در عزای پدر سلامت باد می گفت و تسلی بخش خاطر غمین زهرا(س) بود.
گاه از مقام و منزلت پدر بزرگوارش سخن می گفت و گاه از حوادثی که بعد از رحلت او بر ذریه اش وارد می گردید، خبر می داد و امیرالمؤمنین(ع) نیز آنچه جبرئیل املاء می کرد، همه را به رشته تحریر
درمی آورد. مجموعه این سخنان است که به مصحف فاطمه(س) موسوم گردید. (اصول کافی ج ۱ ، ص ۳۴۹ و ج ۲ ، ص ۳۵۵)

جبرئیل بر هر کسی وارد نمی شد !


آمدن جبرئیل برای کسی یک مسئله ساده نیست. خیال نشود که جبرئیل برای هر کسی می آید و امکان دارد بیاید. یک تناسب لازم دارد بین روح آن کسی که جبرئیل می خواهد بیاید و مقام جبرئیل که روح اعظم است. این تناسب بین جبرئیل و انبیاء درجه اولی بوده مثل رسول خدا(ص) و موسی و عیسی و ابراهیم(ع) و امثال اینها. میان همه کس نبوده است. بعد از این هم میان کسی دیگر دیده نشده است. حتی درباره ائمه(ع) هم من ندیده ام که وارد شده باشد. در هر صورت من این شرافت و فضیلت را از همه فضائلی که برای حضرت زهرا(س) ذکر کرده اند بالاتر می دانم. این فضیلت مختص حضرت صدیقه است. (صحیفه نورج ۲۰ ، ص ۴ ۵ ۶)
امام راحل (ره) در جایی دیگر می فرمایند: برای تمام ابعادی که برای زن و برای یک انسان متصور است در فاطمه زهرا(س) جلوه کرده است. او تمام نسخه انسانیت، تمام حقیقت زن، تمام حقیقت انسان است. او موجودی ملکوتی است که در عالم به صورت انسان ظاهر شده است. بلکه موجود الهی جبروتی در صورت یک زن ظاهر گشته است. فاطمه(س) زنی است که تمام ویژگی های انبیاء در اوست. زنی که اگر مرد بود ، نبی بود. زنی که اگر مرد بود ، به جای رسول الله بود. (صحیفه نور ج ۷ ،ص ۳۳۷)
● آموزه های تربیتی و اخلاقی حضرت فاطمه(س)

آموزه اول) حجاب کامل
امام موسی بن جعفر(ع) از پدرانش نقل فرموده است که امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود: روزی فرد نابینایی اجازه خواست که به منزل فاطمه(س) وارد شود، آن حضرت خود را (با چیزی مانند پرده) از او پوشیده داشت. رسول خدا(ص) به او فرمود: چرا خود را پوشیده داشتی در حالی که نابیناست و ترا نمی بیند؟
حضرت فرمود: اگر او مرا نمی بیند من او را می بینم و نیز رایحه و عطر را می بوید و شامه اش سالم است. رسول خدا(ص) فرمود: گواهی می دهم که تو پاره تن من هستی. (بانوی بانوان ص ۲۶ به نقل از بحار ج ۴۳ ص ۹۱)

آموزه دوم) اوصاف شیعه
مردی از همسرش خواست نزد فاطمه (س) برود و ازقول او بپرسد که آیا من از شیعیان شما هستم؟ او به حضور حضرت (س) آمد و سؤال شوهرش را رساند.

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43890763317302925274.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43890763317302925274.jpg)
زهرا(س) فرمود: به شوهرت بگو: اگر آنچه را به شما امر می کنیم انجام دهی و آنچه را که از آن نهی می کنیم، انجام ندهی از شیعیان ما هستی وگرنه از شیعیان ما نیستی.
وی نزد شوهرش آمد و سخن فاطمه (س) را به او رساند. او از این پاسخ ناراحت شد با آه و ناله گفت: وای برمن، کیست که به گناه آلوده نباشد، بنابراین اگر از گناه پاک نشوم، شیعه نیستم، در آن صورت همیشه در دوزخ خواهم بود.
وای برمن چه خاکی برسرم کنم؟ همسرش وقتی او را چنین آشفته دید به حضور حضرت زهرا (س) برگشت و داستان را به عرض رساند، فاطمه (س) فرمود به شوهرت بگو: چنین نیست که تو تصور می کنی.
شیعیان ما از افراد نیک اهل بهشت هستند، ولی اگر گناه کار باشند، براثر گرفتاریها و صدماتی که در صحرای محشر، در روز قیامت، یا در طبقه اعلای دوزخ می بینند، گناهانشان ریخته می شود و سپس ما آنها را نجات می دهیم و به بهشت می بریم. (داستانهای روایی ص ۴۹۹) همان طور که ملاحظه می شود از دیدگاه رهبران الهی ملاک شیعه عمل به دستورات آنها است و نه داشتن اسم و رسم و ادعا. لذا از خدا توفیق عمل و نیت صالح برای همه بخواهیم.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60595456044370957546.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60595456044370957546.jpg)

neginsabz
۱۳۹۰/۰۲/۰۴, ۱۰:۲۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187075823213551992.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187075823213551992.jpg)
آموزه سوم) کیفیت رابطه با مردم و خانواده
معیار و میزان سنجش ارزشمندی انسان از دیدگاه فاطمه (س) روابط شایسته با مردم وخانواده است. حضرت دراین باره می فرمایند: بهترین شما کسی است که دربرخورد با مردم نرم خو و مهربان تر است و ارزشمندترین مردان شما آن کسانی اند که با همسران خود مهربان و بخشنده هستند. (فرهنگ سخنان فاطمه (س) ص ۱۳۹)

آموزه چهارم) رعایت محرم و نامحرم
رسول خدا(ص) درب خانه فاطمه(س) را کوبید و فرمود: سلام بر شما، آیا وارد خانه شوم؟ پاسخ شنید، سلام بر تو ای فرستاده خدا، داخل شوید. پیامبر(ص) فرمود: آیا داخل شوم با کسی که همراه من است؟ فاطمه(س) فرمود: ای رسول خدا، اگر نامحرمی با شماست وارد نشوید که چادر بر سر ندارم. کمی بعد، چادر به سر گذاشت و فرمود: داخل شوید. رسول خدا دوباره سلام کرد و فرمود: با کسی که همراه من است؟ پاسخ شنید: سلام بر تو ای فرستاده خدا، داخل شوید با کسی که همراه شماست. (همان ص۸۳و ۸۴)
آموزه پنجم) علاقه مندیهای فاطمه(س)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/56884491422494030680.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/56884491422494030680.jpg)
حضرت فاطمه(س) در رهنمود ارزشمندی فرمود: از دنیای شما سه چیز محبوب من است : تلاوت قرآن، نگاه به چهره رسول خدا(ص)، انفاق در راه خدا.
همچنین نسبت به تلاوت برخی از سوره های قرآن سفارش می فرمود: کسانی که سوره های حدید، واقعه، الرحمن، را تلاوت کنند، در آسمان ها و زمین، اهل بهشت خوانده می شوند.
فاطمه(س) به امام علی(ع) سفارش کرد که: وقتی من وفات کردم، تو غسل و کفن مرا به عهده گیر و بر من نماز بگزار و مرا درون قبر قرار ده، دفن کن و سنگ قبر را بر روی قبرم بگذار و خاک بر آن بریز و آن را همآهنگ کن. آن گاه بالای سرم روبرو من بنشین و زیاد قرآن بخوان و دعا کن. زیرا در چنین لحظه هایی، میت به انس گرفتن با زندگانی محتاج است. من تو را به خدا می سپارم و درباره فرزندانم سفارش به نیکوکاری دارم. (همان ص۲۱۹ و ۲۵۲)

آموزه ششم) تقاضای عمر مفید
حضرت زهرا(س) در مناجات با خدای خویش می فرمود: بار خدایا تو را به علم غیبت و تواناییت بر آفرینش، سوگند می دهم که مرا، تا وقتی می دانی زنده بودن برایم بهتر است، زنده بداری و هرگاه مرگ برایم بهتر بود، مرا بمیران. (میزان الحکمه، ج۲ ،ص۷۳۵)

http://friends18.com/img/divider/0046.gif
منبع :
روزنامه کیهان – مقاله محمدمهدی رشادتی

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۰۴, ۱۷:۲۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/18512593038714408219.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/18512593038714408219.jpg)


شهادت حضرت محسن عليه السلام

گفتيم که مردم بي‎وفاي آن عصر به دنبال تحريک برخي به در خانه دختر رسول خدا آمدند و نسبت به وصي پيامبر اکرم، اميرالمومنين علي عليه السلام بي‎حرمتي کردند و اين هجوم به خانه وحي ضايعاتي را در پي داشت و حضرت زهرا عليهاالسلام، عزيز رسول خدا، همو که پيامبر اکرم بارها در موردش فرموده بود: "کسي که فاطمه دخترم را آزار دهد، مرا آزار داده و کسي که مرا آزار دهد باعث ناخشنودي خدا مي‎شود"؛ را صدمه زدند. از جمله اين که باعث شدند که حضرت، فرزند شش ماهه‎اش را که رسول خدا نامش را "محسن" نهاده بود و هنوز به دنيا نيامده بود را سقط نمايد. در بسياري از منابع عامه نيز به سقط حضرت محسن بن علي عليهماالسلام اشاره شده است که نام آن منابع را ذکر مي‎نماييم.

1ـ ابن شهر آشوب سروى در كتاب «المناقب» خود ج 3، ص 132، از كتاب «المعارف» ابن قتيبه دينورى اين واقعه را نقل کرده است.

2ـ مسعودى در«اثبات الوصيه» صفحه 142.

3ـ شهرستانى در كتاب «الملل و النحل» چاپ بيروت، ج 1، ص 57.

4ـ ذهبى در كتاب «الميزان الاعتدال»، ج 1، ص 139، رقم 552.

5ـ صفدى در كتاب خود به نام «الوافى بالوفيات»، ج 6، ص 17.

6ـ الاسفرائينى التميمى در كتاب «الفرق بين الفرق»، ص 107.

7ـ الحموئى الجوينى الشافعى در كتاب «الفرائد السمطين»، ج 2، ص 35.

8ـ ابن ابى الحديد معتزلى در «شرح نهج البلاغه»، چاپ بيروت، ج 14، ص 192.

نارضايتى‎هاى حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام از برخي صحابه

از جمله مسائل قابل طرح و بحث كه مربوط روزهاي آخر زندگي حضرت زهرا عليهاالسلام مي‎شود مسئله ناراضى بودن حضرت زهرا عليهاالسلام از برخي صحابه رسول خدا است چه اين كه نارضايتى حضرت فاطمه عليهاالسلام، نارضايتى رسول خدا و در نتيجه نارضايتى خداوند بارى تعالى است.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/20073462492718337549.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۰۴, ۱۷:۲۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23055885117618175786.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23055885117618175786.jpg)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23055885117618175786.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23055885117618175786.jpg)


شهر پيغمبر پر از بيداد شد
آسمان لبريز از فرياد شد



نخل ها بر سينه و سر مي زدند
طائران عرش پرپر مي زدند



چشم جبريل امين مبهوت بود
غرق ماتم عالم لاهوت بود



کينه توزي را عجب آموختند
قلب مادر را به طفلش دوختند



آن در و ديوار گلگون گشت ،واي
فرق حيدر(ع) غرق در خون گشت ، واي



http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_h_zahra_sh_88_k_postpic.png

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۰۵, ۰۲:۳۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31758852295147147380.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31758852295147147380.jpg)



خوف و خشیت حضرت فاطمه(س)

يكى از خصوصيات ويژه در نماز و عبادت حضرت فاطمه عليهاالسلام خوف و خشيت وى بوده است .
ابومحمد ديلمى در ارشاد القلوب روايتى را در اين باره نقل نموده و گويد:
كانت فاطمة تنهج فى صلواتها من خوف الله ؛ (1)

و روايت شده كه حضرت فاطمه عليهاالسلام به هنگام نماز نفسش به شماره مى افتاد.
سبب اين حالت كه در نماز و دعا براى فاطمه عليهاالسلام پيش مى آمد خوف و خشيت وى از حضرت بارى تعالى بوده است .
ممكن است پرسيده شود كه : خوف از چه چيزى ؟
مگر حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام ، معصوم نبوده و آيه تطهير در شان او نازل نشده است ؟

پس كسى كه خداوند او را از معاصى و پليدى ها تطهير نموده گناهى از او صادر نمى شود، چرا بايد خائف و ترسان باشد؟

در پاسخ گوييم : خوف اسباب متعدد دارد، گاهى به سبب گناه و سوء عمل است و اين كه فردى مى داند در محضر كسى ايستاده كه او را به دليل گناهش مجازات خواهد كرد و گاهى منشاء خوف ، اطلاع و يقين نسبت به نقص خود و كمال معبود است ، و ناقص وقتى خود را در محضر كامل بيند، البته نفسش به شماره مى افتد، رنگش متغير مى شود و حتى غش به او دست مى دهد.

در روايتى آمده است : كان اميرالمومنين عليه السلام اذا اخذ بالوضوء يتغير وجهه من خيفة الله ؛

على عليه السلام هرگاه وضو مى ساخت ، رنگ چهره اش از خوف الهى تغيير مى كرد.
و در روايت ديگرى آمده است :

امام حسن مجتبى عليه السلام هرگاه سجده شكر را به جاى مى آورد از خشيت و خوف مقام ربوبى حالت غش به او دست مى داد.

و در روايت ديگر، درباره امام حسن عليه السلام آمده است :
امام وقتى از وضو فارغ مى گرديد، رنگ چهره اش تغيير مى كرد، هنگامى كه از وى درباره علت اين حالت سوال كردند، فرمود:

حق آن است كه وقتى در برابر كسى چون (پروردگار عالميان ) مى ايستيم رنگ از چهره ما پريده باشد.

و شبيه اين روايات را درباره ساير امامان شيعه عليهم السلام و صديقين نيز نقل نموده اند: در روايتى آمده است كه :
از امام سجاد عليه السلام پرسيدند: چرا وقتى براى وضو حاضر مى شويد رنگ چهره شما زرد مى گردد؟ فرمود: چه ميدانيد كه به حضور چه كسى مى روم !

بنابراين معلوم مى شود كه علت خوف و خشيت حضرت فاطمه عليهاالسلام معرفت تمام نسبت به خداوند متعال مى باشد.

حال اگر كسى بگويد: جايگاه خوف و خشيت در قلب است ؟

گوييم : امام مومنان على بن ابى طالب عليه السلام در اين باره گويد: بنده خداوند طعم ايمان را وقتى مى چشد كه داراى خوف و رجا باشد و اگر خوف و رجاى او صحيح و كامل باشد، اثر آن ، در جسد و عمل مومن ديده مى شود. (2)

1 - ارشاد القلوب ، ج 1، ص 105
2 - زندگانى حضرت زهرا عليهاالسلام علامه مجلسى ، ص 933








http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/27978064955274714000.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/27978064955274714000.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۰۵, ۰۲:۳۳
[/URL]
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/40478813847116885077.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23055885117618175786.jpg) (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23055885117618175786.jpg)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/40478813847116885077.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/40478813847116885077.jpg)

گر غمي داري بگوبا فاطمه
چاره دردت بجو از فاطمه

گر تويي بيچاره و غم مبتلا
خانه زهرا بُوَد دارُالشّفاء

محرم راز خودت کن فاطمه
حاجت خود را بخواه ازفاطمه

(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/40478813847116885077.jpg)

[URL="http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/84973130680861297366.jpg"]http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/84973130680861297366.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23055885117618175786.jpg)

(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23055885117618175786.jpg)

arash37
۱۳۹۰/۰۲/۰۵, ۱۰:۰۵
متشکرم

ღ پریا ღ
۱۳۹۰/۰۲/۰۵, ۱۲:۳۹
« به نام خالق یکتا »



مریم مادر عیسی است
من خواستم با چنین شیوه ای از فاطمه بگویم
باز در مانده ام:
خواستم بگویم فاطمه دختر خدیجه ی بزرگ است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که فاطمه دختر محمد (ص) است.
دیدم که فاطمه نیست
خواستم بگویم که فاطمه همسر علی است.
دیدم که فاطمه نیست
خواستم بگویم که فاطمه مادر حسین است .
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که فاطمه مادر زینب است
باز دیدم که فاطمه نیست
نه این ها همه هست و این همه فاطمه نیست.
فاطمه فاطمه است


«دکترعلی شریعتی»


***************************************


زهرایی قرآن تو را مدحت سرایی میکند
ختم رسل در خدمتت جان را فدایی میکند



****************************************


من علیم كه خدا قبله نما ساخت مرا جز خدا و نبی و فاطمه نشناخت مرا


من كه یكباره در از قلعه خیبر كندم به خدا داغ زهرا از نفس انداخت مرا




****************************************


در رتبه زانبیا مقدم زهراست همتای علی مرد دو عالم زهراست
برگوی به انکه اسم اعظم جوید شاید که تمام اسم اعظم زهراست


****************************************


یه روز یه باغبونی یه مرد آسمونی
نهالی كاشت مییون باغچه مهربونی
هر روز غروب عطر یاس تو كوچه ها می پیچه
مییون كوچه باغها عطر خدا می پیچه


************************************



شهادت حضرت فاطمه زهرا تسلیت باد...

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۲/۰۵, ۱۳:۵۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47898165210752692150.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47898165210752692150.jpg)


http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20%2861%29.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20%2861%29.gif
فاطمیه قصه گوی رنجهاست
فاطمیه تفسیر سوز مرتضی ست
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20%2861%29.gif
فاطمیه شعر داغ لاله است
قصه ی زهرای ۱۸ ساله ست
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20%2861%29.gif
فاطمیه شرح دیوار و در است
دفتر در مقام سخت زینب پرور است

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20%2861%29.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20%2861%29.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11458305469433930314.gif (http://www.ayehayeentezar.com/index.php)

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۲/۰۵, ۱۴:۰۴
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43673687348238674469.png (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43673687348238674469.png)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47898165210752692150.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47898165210752692150.jpg)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43673687348238674469.png


http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif




«غیرت فاطمی»

تو ستون استحکام عرشی بانو! این‌گونه بر زمین نیفت!
برخیز؛ وگرنه آسمان بر زمین سقوط خواهد کرد.
برخیز و چنین رنجور به دیوار تکیه نده که تمام عالم به تو اتکا دارد.
برخیز! همه زخم‌هایت را پنهان کن تا دشمن، آرزوی پیروزی را برای خویش به گور ببرد.
هنوز باید باشى. هنوز اسلام نیازمند خطبه‌های توست.
هنوز امیرالمؤمنین علی(ع) انقلاب و غیرت فاطمى تو را پشتوانه خویش می‌خواهد. برخیز و با همین نیمه‌جان مجروح، با همین پیکر زخم‌خورده در کوچه‌های شهر جاری شو.
در تمام خانه‌های خواب برده را با دست‌های عصمت خویش بکوب تا بیدارشان کنى؛
تا تنها ماندن حجت خداوند را بدانند و به پا خیزند، تا پای‌مال شدن وصیت و میراث رسول را سکوت نکنند.
پس از تو غمگین نباید بود.
اکنون که تو رفته‌اى، تمام دردهایت به پایان رسیده‌اند.
اینک در جوار پیامبر خاتم نشسته‌ای و بی‌شک، غصه‌هایت را سر بر دامان او از یاد می‌برى
. امّا اندوه من از بی‌تو ماندن است...، از تنها شدنِ حقیقت بر روی این خاک پرفریب...،
از درد دل‌های تلنباری که پس از تو تنها قلب پرسکوت چاه، یارای شنیدنش را خواهد داشت.
تو را پنهان از چشم‌های بخیل روزگار به خاک سپردم تا حسرت دیدار مزارت تا قیامت،
دل‌های گنه‌کارشان را به آتش بکشد. تو را که ناموس حق بوده‌اى، دور از دست‌ها و چشم‌های نامحرم زمین دفن کردم.
بگذار همه تا ابد بدانند دختر معصوم رسول خدا (ص) چنان از امت خویش در ستم بود که نخواست هیچ‌کس نشان مزارش را بداند.
بگذار این بی‌نشانى، به نشانه اعتراضی ابدی در دل تاریخ جاودانه شود.
اینک من برای روزهای بعد از این غمگینم؛ روزهایی که باید بی‌تو نفس کشید و سکوت کرد و خون دل خورد.
من برای این دنیای ستم‌کار و در غفلت غمگینم که از این پس قرار است نشانه‌های خداوند را بر روی زمین، یک به یک بیازارند و بر گمراهی خویش بیفزایند.
از این پس اندوه من ابدی‌است؛ تا آن زمان که به تو بپیوندم.
شانه‌ای که پس از تابوت تو خسته و غمگین به خانه بازمی‌گردد، هیچ آرزویی جز ندیدن دنیا ندارد.
دیگر دنیا با تمام فراخی‌اش برای من تنگ است؛
وقتی تو را در هیچ جای زمین نمی‌توان سراغ گرفت.
دیگر هیچ‌کس انگار در دنیا نیست؛
وقتی بین ازدحام مردم، بانوی بهشتی من حضور ندارد.
آه بانو! این کلبه محقر با تو فردوس برین بود برای من...،
برای من و فرزندانی که دیگر طاقت نگاه‌های سوگوارشان را ندارم.
وقتی که تو بودى، سفره خالی و بی‌رونقمان گوارا بود؛ آنچنان که گویا مائده‌های آسمانی برایمان پهن بود و گرسنگی را کنار این سفره بی‌نان، با شمیم بهشتی تو از یاد می‌بردیم.

بانو! هنوز زمین نیازمندت بود.
هنوز گرسنگان مشتاقند که در خانه تو را بکوبند و تو افطار فقیرانه خود و خانواده‌ات را انفاق کنی و با لب‌های روزه‌دار، از خداوند بشنوی که:
«وَیُطْعِمُونَ الطّعَامَ عَلَى حُبّهِ مِسْکِیناً وَیَتِیماً وَأَسِیراً».


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54418848840507775957.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54418848840507775957.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۰۵, ۲۱:۴۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/28606268592679428906.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/28606268592679428906.jpg)

دُر واژه هایی از حضرت فاطمه علیها السلام

عبادت خالص
عن فاطمه الزهراء (س)
مَن اَصعَدَ اِلی اللهِ خالِصَ عِبادتهِ اَهَبطَ اللهُ اِلیهِ اَفضلَ مَصلـَحـَته.(1)
هر که عبادت خالصش را به سوی خدا بالا فرستد،
خدای متعال برترین مصلحتش را به سوی او پایین فرستد.

بدترین امت
عن فاطمه الزهرا قالت: قال رسول الله (ص)
شِرارُ اُمتی الذینَ غـَذَوا بِالنعَیمِ، الذینَ یاکلونَ اَلوانَ الطَعامِ،
ویلبسونُ الَوانَ الثِیابِ وَ یتَشدقون فِی الکلامِ.(2)
حضرت زهرا (س) نقل می کنند که پیامبر فرمود:
بدترین امت من کسانی هستند که : از انواع نعمت ها تغذیه می کنند
و خوراکی های رنگارنگ می خورند، و لباس های گوناگون می پوشند،
و هر چه بخواهند می گویند.

نتیجه صلوات بر زهراء(س)
عن فاطمه الزهراء(س) قالت:
قالَ لی رسول الله (ص) یا فاطمهُ مَن صَلـّی عَلیکِ غَفَرَاللهُ لَهُ
و الحَقَهُ بی حَیثُ کنتُ مِن الجَنةِ .(3)
دختر گرامی پیامبر فرمود: رسول خدا (ص) به من گفت :
ای فاطمه هر که بر تو صلوات فرستد، خداوند او را بیامرزد
و در هر جای بهشت که باشم او را به من ملحق گرداند.

حجاب فاطمه علیها سلام
عن فاطمه الزهراء( س) قالت :
یا رسول الله اِن لَمْ یکُنْ یرانی فَانَا اَراهُ، وَ هُوَ یشُمُّ الریحَ.
فقال النبی (ع) اَشهدُ اَنَّکِ بضعةٌ مِنّی.(4)
پیامبراکرم (ع) همراه با مرد نابینایی به خانه فاطمه(س) آمد،
بلافاصله فاطمه (س) خود را کاملا پوشاند. رسول خدا (ص) فرمود:
چرا خود را پوشاندی با این که او تو را نمی بیند ؟
فاطمه (س) فرمود: ای پیامبر خدا اگر او مرا نمی بیند،
من که او را می بینم و او بوی مرا حس می کند .
پیامبر اکرم فرمود: گواهی می دهم که تو پاره تن من هستی.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/19655721111172839086.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/19655721111172839086.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۰۵, ۲۱:۴۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/80750512556506420947.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/80750512556506420947.jpg)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/80750512556506420947.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/80750512556506420947.jpg)

شبي که آينه ام را به دست خاک سپردم
هزار بار شکستم هزار مرتبه مردم

دو دست از سر حسرت به هم زدم که چگونه
به دست خود گل خود را چنين به خاک سپردم

شد اشک غربت و گل کرد روي خاک مزارش
هر انچه داغ که ديدم هر انچه زخم که خوردم

شب امدم که بگريم تمام درد دلم را
سحر به غربت خانه جز اشک و اه نبردم

بدون فاطمه سخت است زندگي که پس از او
براي امدن روز مرگ لحظه شمردم

صلي الله عليک ايتها الصديقه الشهيده ...





http://www.ayehayeentezar.com/image.php?u=143&type=sigpic&dateline=1303132769

neginsabz
۱۳۹۰/۰۲/۰۶, ۱۱:۱۵
http://friends18.com/img/divider/0046.gif

ما و فاطمه (علیهاالسلام)

http://img.tebyan.net/big/1387/02/202716517118012193185192339314019100145137.jpg
باور ما این است كه در عرصه جهان چهره فاطمه علیهاالسلام محجوب است، نه تنها در جوامع منهای اسلام، بلكه در جامعه اسلامی، وای وای كه چه می‏گوید حتی در جامعه شیعی ما، بیش از چهارده قرن از تاریخ حیات و ممات فاطمه علیهاالسلام می‏گذرد، با این همه آثار و نوشته‏ها در ‌شان و موقعیت ایشان به این همه بحث و سخنرانی و مرثیه‎سرائی درباره او، هنوز تصویری درست از چهره حیات فاطمه علیهاالسلام در اذهان وجود ندارد. آنچه كه دوستدارانش در اذهان دارند شبح‏هائی نامفهوم و مبهم از فاطمه علیهاالسلام است و نه چیزی بیشتر.
او حتی در میان طرفدارانش نیز غریب و ناشناخته است به گفته محقق، چهره‏ای است كه در پشت مدح و ثنا و گریه دوستان محجوب مانده و فرصتی نیافته‏اند كه از حركات و سكنات رفتار و مواضع او سر درآورند. بحث‎ها اغلب در مورد مصیبت‏های وارده بر فاطمه علیهاالسلام دور می‏زند، و كمتر از حقایق و جهات زندگی او.
نوع شناخت‏ها از فاطمه علیهاالسلام

- دوستدارانش او را زنی مظلومه و معصومه می‏شناسند، كه البته فاطمه علیهاالسلام چنین بود.
- از گریه‏های ممتد و طولانی او پس از مرگ پدرش خبر دارند كه البته او را گریه‏ای بسیار بود.
- و از ناشناخته بودن قبر او سخن دارند كه البته قبرش هنوز شناخته شده و معلوم نیست.
ولی از این نكته غافلند آن چه را كه بیشتر سازنده شناخت رمز و راز مظلومه و مغضوبه بودن است، شناخت علل گریه‏های ممتد و طولانی اوست و دریافت راز مخفی بودن قبر اوست. از مبارزات فاطمه علیهاالسلام، از حق‏طلبی‏های او از مشی سیاسی و اقتصادی او، از حیات احساسی و تعقلی او، از مقام معاونت او در رابطه با علی (علیه‌السلام)، از شیوه كیفیت تربیت فرزندش، از خانه‏داری او، از همت و پشتكار او، از بی‏ترسی و بی واهمگی او، از فریاد اعتراضش علیه ستمگری‏ها، تجاوزها و ناحقی‏ها، از تلاش او در هدایت زنان و ... كمتر سخن به میان می‏آید. در حالی كه زمان ما به آگاهی از این مسائل بیشتر نیاز دارند تا به مسائل دیگر.

نیاز زنان ما

زنان ما نیاز دارند دریابند چگونه باید پیوندی بین عبادت و لذت ایجاد كرد، و چگونه در عین حضور اجتماعی باید به پوشش و عفاف خود عنایت داشت و چگونه می‎توان در جو زمانی نامناسب هدف و هویت خود را فراموش نكرد. بحث‎ها باید در این حدود دور زند.
جامعه زنان ما باید دریابند كه ارزش تلاش مبارزاتی فاطمه علیهاالسلام كمتر از ارزش صلح حسن (علیه‌السلام) و كم‎بهاتر از قیام حسین (علیه‌السلام) نیست و اگر تصویری در اذهان، خلاف چنین باور است بدان خاطر است كه هنوز ما در فاطمه‏شناسی ضعیفیم و هنوز ما را توان ارزیابی و تحلیل و مقایسه و بررسی ریشه‏ها و عوامل پدید آوردنده یك نهضت و حركت نیست.
http://img.tebyan.net/big/1387/02/1361981284531172188113204220492052214320023.jpg
ما و بمباران تبلیغاتی

در عین وجود نارسائی‏هائی این چنین، و با مواجهه با مشكلات و دشواری‏هائی كه ما را در رساندن پیام فاطمه علیهاالسلام و مكتب او در عرصه ملی و بین‏المللی است، ما با سد راه‎ها و حایل‎سازی‏های متعددی مواجهیم كه از جمله آنها بمباران تبلیغاتی دشمنان اسلام است، تبلیغاتی كه خصم درباره آن از سال‎های سال قبل، به ویژه پس از جنگ‎های صلیبی درباره آن حساب شده، برنامه‎ریزی كرده است.
برنامه‏ریزی‏ها به گونه‏ای بوده است كه در آن حذف نام فاطمه علیهاالسلام از صحنه‏های علم و عمل مطرح و مورد نظر بوده است. در دانشكده‏های معارف و الهیات جهان و در محافلی كه از خدمت ناچیز زن در عرصه جهان یاد می‏شود از فاطمه علیهاالسلام دختر پیامبر، اسم و خبری نیست و اگر هم باشد به گونه‏ای مبهم و مسخ شده است.
ما امروز با دنیائی مواجهیم كه از جرقه‎زنان غربی، نورافكن‏هایی ساخته‏اند و از زنی به نام ژاندارك، بتی پدید آورده‏اند و كوشیدند با حماسه‎سازی‏ها و شور آفرینی‏ها، نام و یاد آن را زنده داشته و محبت آنها را در دل‏ها بیافكنند - در قبال چنین وضعی در دنیای اسلام چه خبر است؟ از فاطمه علیهاالسلام چه سخنی در میان است؟ از زینب و كلثوم و سكینه چه حرف و بحث و مطلبی؟
گناه جوامع اسلامی

در این گناه نارسائی، جوامع اسلامی تا چه حد شركت دارند؟ سهم آنها در این كوتاهی و نارسائی به چه میزان است؟ آیا دستگاه تبلیغاتی و وسایل ارتباط جمعی آنها را در این جنبه گناهی نیست؟ آیا آنها به وظیفه اسلامی خود در این زمینه عمل كرده‏اند؟
كوتاهی‏های آنان در این زمینه به گونه‏ای است كه گویی آنان دستگاه ارتباط جمعی و وسایل رادیو، تلویزیون خود با شرط همگامی با شیوه غرب از آنان خریداری كرده‏اند. و شاید به همین نظر است كه در آنان جرئتی و همتی برای معرفی زنان نمونه به چشم نمی‏خورد و یا باید گفت افكار مسئولان و گروندگان آنها در حدی نیست كه برای چنین اقداماتی ارزش قائل باشند و یا در سطحی نیستند كه از حیات فاطمه علیهاالسلام و ابعاد زندگی او سر درآورده باشند.
سیده زنان بودن فاطمه علیهاالسلام و جنبه الگوئی او مورد قبول همه فرق مسلمین است، تنها مورد بحث شیعیان نیست، حال باید پرسید با چنین زمینه و اعتقادی درباره معرفی فاطمه علیهاالسلام چه كرده‏اند؟ چه بررسی و تحلیلی؟ چه ارائه تصویری از او؟ و كدام شیوه برای جا انداختن او به عنوان یك الگو و مدل؟ در دنیائی كه غرب می‏كوشد هنر پیشه‏ای معروف الحال را مدل و الگو معرفی كند و با سخن گفتن از وقار و حیاء و زیبائی و راه و مشیش دلها را واله و حیران او بسازد از فاطمه علیهاالسلام چه خبر؟ برای استقرار محبتش در دلها چه برنامه‏ریزی‏هائی شد؟


تلاش نویسندگان

نویسندگان در ‌شان و مدح فاطمه علیهاالسلام سخن‏ها گفتند، آثار و نوشته‏هایی از خود بر جای گذاردند كه الحق باید گفت شكرالله ساعیهم. ولی جنبه تحلیل و نتیجه‏گیری‏ها و درس آموزی‏ها از بحث را بر عهده خوانندگان گذارده‏اند و این مسأله‏ای است كه برای افراد نوپائی چون ما دشواری می‏آفریند، ما در آن درجه از فرصت و تعمق و تفكر نیستیم كه بتوانیم در سایه بررسی‎ها از حقایق سر درآوریم، عادت كرده‏ایم كه دیگران به ما درس بدهند و یا تصویرهائی درس‏آموز به ما ارائه دهند.
و البته كوتاهی عمر فاطمه علیهاالسلام، عدم ثبت همه وقایع حیاتش توسط تاریخ نگاران، و به دست نرسیدن همه آنچه را كه تازه در مورد زندگیش ثبت شده سبب شدند كه شناخت او كامل نباشد و نویسندگان تا حدودی از این بابت معذور باشند.
البته این نكته هم قابل ذكر است كه دوستی‏های نیاندیشیده و سعی افراطی در جا انداختن مسأله‏ای كه متكی به سند و استدلالی نیست، ذكر حقایق و مسلمات با تكیه به تعصب‎ورزی‏ها، و بد و ناسزاگوئی به خصم و نه تنها اثری مثبت بر جای نمی‏گذارد بلكه در مواردی نوعی سرخوردگی و وازدگی نسبت به گوینده و نویسنده پدید می‏آورد كه حاصل آن مهجور ماندن از آشنائی با فاطمه علیهاالسلام است.

http://img.tebyan.net/big/1387/02/115239129641909614320013363521302462436121.jpg

كوشش‏های لازم

اعتقاد ما بر این است كه تلاشی كامل و همه جانبه برای شناخت فاطمه علیهاالسلام و ابعاد حیات او لازم است، كاری كه دیگران آن را عرضه و ارائه كرده و بیش و كم از عهده آن برآمده‏اند. اما آنچه مهم است بیرون آوردن جنبه‏های حیات ‏فاطمه علیهاالسلام از صورت تاریخی و قرار دادن آن در مقابل یك مكتب است، كاری كه ما را شوق انجام دادن آن بود ولی عرضه و توان كافی برای آن نبود.
باید خطوط فكری فاطمه علیهاالسلام را از لا به لای تاریخ، از احادیث و سخنان حضرات معصومین، از گفته‏ها و سروده‏ها و مواضع ایشان استخراج كرد و به صورت یك طرح و یك دستورالعمل درآورد تا زنان ما بدانند چگونه باید عمل كرده و در شرایط گوناگون چگونه باید موضع بگیرند.
گام به گام زندگی را باید مورد بررسی و تحلیل قرار داد و یافته‏ها را به صورت درس عرضه كرد این واقعاً جای تأسف است كه با وجود این همه مجالس و فاطمیه‏ها و عزاداری‏ها تلاش گویندگان و سرایندگان متوجه برانگیختن عواطف و گریستن و گریاندن باشد. این خواسته‏ای معقول برای همه دوستداران فاطمه علیهاالسلام است كه بدانند برای چگونه فردی گریه می‏كنند و فاطمه علیهاالسلام برای بشریت چه ره‎آورد ارزنده‏ای داشت كه اینك برای فقدانش آن همه اشك بریزیم. از خداوند برای وصول به چنین هدف تمنای توفقی و برای تلاشگران در این راه دعا می‏كنیم.

منبع:
کتاب در مكتب فاطمه علیهاالسلام، دكتر علی قائمی، فصل 27.

http://friends18.com/img/divider/0046.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۰۸, ۰۸:۳۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/30620191020183828972.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/images/30620191020183828972.jpg)



فاطمه (س) در آیینه وحی

پیشتر به مناسبت فرا رسیدن ایام جانگداز " فاطمیه " نخست، به ذکر پاره ای از فضایل و محامدحضرت زهرا (س) از منظر قرآن پرداختیم. اینک در آستانه فرا رسیدن ایام غمبار "فاطمیه"دوم، همچنان که از پیش وعده کرده بودیم، به تماشای پرتوی دیگر از سیمای ملکوتی آن بانوی مکرمه در آیینه وحی خواهیم نشست.

فاطمه‏ علیها السلام از «ابرار»

در سوره « انسان» كه در شأن فاطمه، امام على، امام حسن و امام حسین‏علیهم السلام نازل شده است، آن حضرت به عنوان یكى از "ابرار" معرّفى شده و مورد تمجید قرارگرفته است. «انّ الأبرار یشربون من كأس كان مزاجها كافورا» (1)

فاطمه ‏علیها السلام در قیامت‏

فاطمه ‏علیها السلام، فرزندان و شیعیان او از وحشت روز قیامت در امان مى‏باشند و در بهشت آنچه از خدا بخواهند، بدان نائل مى‏شوند و براى همیشه در بهشت ماندگارند. «لایحزنهم الفزع الأكبر و هم فیما اشتهت انفسهم خالدون» (2)

فاطمه‏ علیها السلام و نعمت‏هاى بهشتى‏

خداوند در سوره « انسان» نعمت‏هاى بسیارى را بر مى‏شمارد كه حضرت فاطمه‏علیها السلام و دیگر ابرار به آنها متنعّم مى‏شوند. و البته این نعمت‏ها تنها به جهت پاداش كارهاى خیر آن حضرت است و بدین گونه، خداوند خواسته تا در دنیا و آخرت از او تقدیر نموده باشد.

اخلاص فاطمه‏ علیها السلام‏

خداوند در سوره «انسان» ضمن اشاره به قصّه اطعام مسكین، یتیم و اسیر از جانب امیرمؤمنان، فاطمه و حسنین‏علیهم السلام، این عمل آنان را ستوده و آنها را به عنوان كسانى كه از روى اخلاص و بدون هیچ چشمداشتى از غذاى مورد نیاز خود گذشتند و نیازمندانِ بى‏پناه را بر خود مقدّم داشتند، معرّفى مى‏كند.

صبر فاطمه‏ علیها السلام‏

از نظر قرآن صبر فاطمه ‏علیها السلام شایسته پاداش نعمت‏هاى بهشتى است، نعمت‏هایى كه ابدى و سرمدى هستند: «... و جزاهم بما صبروا جنّة و حریرا...» (3)



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74234743308242414869.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74234743308242414869.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۰۸, ۰۸:۳۶
http://www.askquran.ir/customavatars/avatar4260_20.gif (http://www.ayehayeentezar.com/images/30620191020183828972.jpg)http://www.askquran.ir/customavatars/avatar4260_20.gif

ناموس دردهاي علي بودي و چو اشک
پنهان نمود غيرت شير خدا تورا

دفن شبانه ي تو که با خواهش تو بود
فرياد روشني است ز چندين جفا تورا

يک عمر در گلوي تو بغض استخوان شکست
در سايه داشت گرچه علي چون هما تورا


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/27978064955274714000.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/27978064955274714000.jpg)

neginsabz
۱۳۹۰/۰۲/۰۸, ۱۱:۲۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26639885014324422107.jpg
فاطميه يک علي ، يک يا علي
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
درس آب و کربلا بر زينب است
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
فاطميه برزخي مستور بود
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
معرفت از آدمي ، بس دور بود
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
فاطميه شد سکوت آخرين
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
بر علي اين بغض يک دستور بود
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۲/۰۸, ۱۱:۴۶
http://friends18.com/img/divider/0046.gif
كوثر قرآن

«بسم الله الرحمن الرحيم.
انا اعطيناك الكوثر،
فصل لربك وانحر.
ان شانئك هو الابتر»

معنويت قدسى فاطمه(س) در قرآن كريم، جلوه‏اى تام يافته. جمال معنوى و اوج پاكى و عصمتش، در آيه تطهير، (1) درخشش انسان كامل را متجلى ساخت، آيه مباهله (2) شاهدى بر شكوهمندى و قدر و جلالتش شد.
و سوره «هل اتى‏» (3) جلوه‏اى از مروت و ايثار فاطمه(س) را همراه با عارفانه‏ترين زمزمه هستى - «على حبه‏» - تجسمى زيبا بخشيد.
اين جويبارهاى فضيلت‏به هم پيوند خورد و در سوره «كوثر» مجموعه‏اى دل‏انگيز از زيباييها و اصالتها را رقم زد و آن را به عنوان، هديه‏اى الهى، تقديم رسول خاتم(ص) كرد، زيرا فاطمه(س) يكى از مظاهر فيض مداوم و جريان پر بركت‏حركت محمدى است كه استمرار آن را با ذريه خويش تضمين كرد.
در اين راستا نگاهى به سوره كوثر داريم:
الف: جلوه‏هاى اعجاز در سوره كوثر; آنان كه اهل ذوق و ادب و آشناى با آهنگ كلمات هستند و معانى زيبا و معارف بلند را درك مى‏كنند سوره‏هاى قرآن را آنچنان پرجاذبه و دلربا احساس مى‏كنند كه خضوع و فروتنى خويش را در مقابل اين اعجاز بزرگ اعلام داشته و اسلام را به عنوان دين و برنامه زندگى خويش برمى‏گزينند.
همين آهنگ زيبا و دلنشين قرآن در نظم و نسق زيباى كلمات سوره كوثر جلوه غير قابل تقليد يافته است; بويژه كه پايان هر آيه به راء ماقبل مفتوح در كلمات - الكوثر - و انحر - ابتر - روح هنرمند را به وجد و شوق آورده و او را به دنياى زيباى تركيب كلمات رهنمون مى‏گردد. يكى از مفسرين در اين باره مى‏نويسد: مخارج صوتى حروف، حركات، تركيبات و فواصل اين سوره، آهنگ و ايقاعات خاص و وصف ناپذيرى دارد. هر آيه داراى دو ايقاع (4) است كه از حروف هم مخرج و قريب المخرج «ا، ن، ك، ل‏» متصل و منفصل و فواصل راء ماقبل فتحه، تركيب يافته كه از مجموع آنها آهنگ يكنواخت‏بر مى‏آيد، آيه اول با حركت كسره و نون مشدد و فتحه‏ها و سكونهاى متعالى آمده كه حركت اعطاء را از مبدء تا نهايت مى‏نماياند.
صداى حروف و حركات متنوع آيه دو، بيانگر دو امر متوالى است ... اوزان و كلمات خاص اين سوره: اعطيناك، الكوثر، انحر، شانئ، الابتر است. معانى عالى و پيشگويى قاطع را كه در آيه كوتاه اين سوره آمده و در آهنگ حروف و حركات و كلمات خاص و متقارب و متقابل نمودار شده است، نه آنطور كه هست مى‏توان دريافت و نه وصف نمود و خود سرچشمه كوثر و نشانه كلام برتر و به عجز آوردن بشر است. (5)
اعجاز قرآن در سوره كوثر نه تنها در موزون بودن كلمات و تركيب زيباى آن نهفته است‏بلكه با پيشگويى درست از آينده، جلوه‏اى ديگر از اعجاز را فراراه حق جويان قرار داده است. با استخدام كلمات غنى و برخوردار از معانى بلند آنچنان به سوره كوثر استحكام بخشيده، كه مجال ظهور و مقاومت هر گونه معارضه‏اى را از بين برده است و اگر كسى به اين كار دست زد نه تنها بر آن خدشه‏اى وارد نساخته بلكه بر رونق آن نيز افزوده است.

نمونه آن را در كار يكى از مزدوران استكبار در كتاب «حسن الايجاز» (6) «حويش‏» مشاهده مى‏نماييم. نويسنده به گمان خود به مقابله با سوره «كوثر» برخاسته و معارضه خويش را اين چنين آورده است: «انا اعطيناك الجواهر فصل لربك و جاهر - ولا تعتمد قول ساحر; ما به تو زر و زيور داديم، پس براى پروردگار خويش نماز بگزار و آن را آشكار كن و به سخن جادوگر اعتماد نكن.»
اولين سؤالى كه براى هر فرد پيش مى‏آيد اين است كه; اين چه نوع مقابله و معارضه‏اى است كه بيشترين الفاظ را از خود سوره كوثر انتخاب كرده است و فقط به جايگزينى بعضى الفاظ بسنده كرده است؟ آيا همانندى يك اثر زيبا اين گونه است كه عبارات آن اثر با تغييرات اندك ذكر نشود؟ علاوه اينكه تاكيد آورده شده در جمله «انا اعطيناك‏» كه لفظ «انا» و «نا» و آوردن فعل ماضى گواه آن است مى‏بايست‏بيانگر امرى باشد كه از اهميت فراوانى برخوردار است.

هر انسان انديشمند و متفكر اين را به خوبى مى‏فهمد كه نعمتهاى مهمترى مانند عقل، ايمان و حيات با اين تاكيد و اهتمام سازگارى و تناسب تام دارد و آوردن زر و زيور تنها به خاطر همان روحيه بندگى و پويندگى در مقابل جواهرات است كه از بين همه نعمتها به آن اهتمام ورزيده است. (7) سوره كوثر جداى از كوتاهى عبارات، از مضامين بلند و معارف زيبايى برخوردار است و اين معجزه و سند نبوت پيامبر گرامى(ص)براى هميشه‏در تاريخ‏از مردم خواسته است كه اگر مى‏توانند يك سوره هر چند به كوتاهى سوره كوثر، بياورند.
سوره كوثر با اين جمله آغاز مى‏شود «انا اعطيناك الكوثر». سؤالى كه مطرح است اين است كه چگونه عطاى خداوندى به صورت جمع، ما، آورده شده است؟ با اين كه خداوند متعال يگانه يكتاست و همه نعمتها از او سرچشمه گرفته است‏براى اين تعبير كه نظير آن در سوره‏هاى ديگر از جمله سوره قدر «ما قرآن را در شب قدر فرو فرستاديم‏»فخر رازى، از علماى اهل سنت، در تفسير خود مى‏نويسد: سومين نظر در معناى كوثر اين است كه منظور از آن فرزندان آن حضرت است، و اين به آن جهت است كه; اين سوره در رد كسانى نازل شده است كه از آن حضرت به خاطر نداشتن فرزندان عيبجويى‏مى‏كردند.
مشاهده مى‏شود، دو جواب داده شده است:
1 - تعبير جمع به خاطر عظمت دادن به او است و اينكه مورد، كوثر، ذكر شده است، نشان دهنده اهتمام فوق‏العاده خداوند است.
2 - جهان مبتنى بر نظام علت و معلول و اسباب و مسببات است;
چنانكه در حديثى از امام صادق(ع) مى‏خوانيم: «ابى الله ان يجرى الاشياء الا بالاسباب‏» اراده‏اى الهى بر اين قرار گرفته است كه امور جهان جز به اسباب خود جريان نيابد. (8) و چون علل و اسباب به اذن الهى دست اندر كار اين عطيه الهى بوده است، در اشاره به آن جمع آورده شده است.
فخر رازى در اين زمينه مى‏نويسد: «فلا يمكن حمله على الجمع الا اذا اريد ان هذه العطيه مما سعى فى تحصيلها الملائكة وجبريل و ميكائيل والانبياء المتقدمون...» نمى‏توان اين آيه را «انا اعطيناك‏» جمع دانست; مگر اينكه بگوييم اين بخشش از امورى است كه در به دست آوردن آن ملائكه و جبرئيل و ميكائيل و انبياء پيشين سعى و تلاش داشته‏اند. (9)
ب: معناى كوثر: مرحوم طبرسى در معناى لغوى «كوثر» مى‏نويسد: «الكوثر، فوعل من الكثرة و هو الشئ الذى من شانه الكثرة و الكوثر، الخير الكثير» كوثر صفت مبالغه و وزن فوعل را دارد و بر گرفته از كثرت است و آن عبارت از چيزى است كه; شايستگى و زيادى را داشته باشد و منظور از آن خير فراوان است. (10)
بيضاوى، از ديگر مفسرين اهل سنت، نيز زيادى فرزندان و پيروان را در شمار معانى كوثر ذكر مى‏كند.
ج: مظاهر و جلوه‏هاى كوثرى: خير فراوان در اين آيه به امور مختلفى از جمله: قرآن، نبوت، چشمه‏اى در بهشت، علماء، زيادى فرزندان، حوضى در بهشت، حكمت و شفاعت تفسير شده است. (11)
هيچ كدام از اين معانى با يكديگر منافاتى ندارند، زيرا همه بيانگر همان مضمون متعالى كوثر و خير فراوانند. نكته در خور توجه اين است كه اين زيادى فرزندان و نسل پيامبر(ص) كه از چشمه‏سار فاطمه(س) جوشيده است، در ميان ديگر معانى از درخشش و جلوه بيشترى برخوردار است. برخى از شواهد و قرائنى كه آن را تاييد مى‏كند عبارتند از:
الف. شان نزول سوره: مفسرين از شيعه و اهل سنت در شان نزول اين سوره اين گونه نگاشته‏اند كه; عاص بن‏وائل سهمى جلوى يكى از درهاى مسجد الحرام بنام باب بنى السهم با رسول گرامى اسلام ملاقات كرد و با آن حضرت به گفتگو پرداخت. قريشى‏ها كه شاهد اين منظره بودند از او سؤال كردند: با چه شخصى سخن مى‏گفتى؟ او با عبارات بيشرمانه گفت‏با ابتر.
اين جواب به آن جهت‏بود كه عبدالله، آخرين فرزند پسر آن بزرگوار، زندگى را بدرود گفته بود. و عرب جاهلى كسانى را كه داراى فرزند پسر نباشد «ابتر» قلمداد مى‏كردند زيرا تنها راه استمرار اهداف فرد را در وجود پسر مى‏دانستند. (12) در نتيجه، اين شان نزول متناسب با سرزنش آنان خواهد بود.
در اين باره فخر رازى، از علماى اهل سنت، در تفسير خود مى‏نويسد: «سومين نظر در معناى كوثر اين است كه منظور از آن فرزندان آن حضرت است و اين به آن جهت است كه; اين سوره در رد كسانى نازل شده است كه از آن حضرت به خاطر نداشتن فرزندان عيبجويى مى‏كردند كه در اين صورت معناى آن اين است كه خداوند ترا فرزندان و نسلى عطا مى‏كند كه در طول تاريخ برقرار خواهند ماند سپس مى‏گويد: ببين كه چقدر انسانها از اهل‏بيت پيامبر(ص) به شهادت رسيده‏اند اما جهان همچنان شاهد رونق فزاينده آنان است آنگاه بنگر كه چه تعداد از بزرگان انديشمند مانند امام باقر، امام صادق، امام كاظم، امام رضا «عليهم الصلوة و السلام‏» و محمد نفس زكيه در ميان آنها جلوه‏گر شده است‏» (13) .
علامه آلوسى بغدادى در تفسير روح المعانى مى‏نويسد: مى‏توان يكى از معانى كوثر را زيادى فرزندان رسول گرامى اسلام(ص) دانست زيرا كه; عيبجويى دشمنان در ارتباط با فقدان فرزند آن حضرت بوده است. سپس مى‏گويد: اين‏چنين است كه فرزندان رسول گرامى اسلام سراسر گيتى را فرا گرفته‏اند. (14)
بيضاوى، از ديگر مفسرين اهل سنت، نيز زيادى فرزندان و پيروان را در شمار معانى كوثر ذكر مى‏كند. (15)
در ميان مفسرين شيعه، مرحوم طبرسى در مجمع البيان و علامه طباطبايى در الميزان مخاطبان خود را به اين معنا توجه داده‏اند. در تفسير الميزان در اين باره به خوبى استدلال شده است.
ب: دومين شاهد بر اينكه در كوثر معناى فرزندان فراوان منظور شده، ذيل سوره شريفه است كه مى‏فرمايد: «ان شانئك هو الابتر.» محققا دشمن تو بى‏دنباله است; زيرا كه ظاهر كلمه ابتر، عبارت از قطع نسل و بى‏فرزندى است چنانكه شان نزول سوره آن را تاييد مى‏كند و يا دليلى بر انحصار به يكى از موارد آن مثل جدا شدن از خيرات ... است.
و يا از قوم خود نخواهد دانست و بيانگر هرگونه انقطاع و جدا شدن مى‏باشد در هر صورت بدون دنباله بودن از نظر فرزند، در معناى ابتر ملاحظه شده است كه خود دليلى بر اين است كه در كوثر معنايى مقابل آن ارائه شده است; يكى وجود فرزندان بسيار است كه به پيامبر(ص) اعلام مى‏دارد كه: اى پيامبر ما به تو خير فراوان از جمله فرزندان بسيار داديم و دشمن تو براى هميشه تاريخ از تمامى نيكيها و از نسل و فرزندان منقطع و جدا خواهد بود و از آنجا كه بستر كوثر و جريان پرفيض و مداوم، در وجود مقدس حضرت صديقه طاهره فاطمه(س) قرار دارد، به عظمت اين سرچشمه خيرات و وجود با بركت‏بيشتر مى‏توان پى برد.
وجود مقدسى كه نعمت‏بزرگ الهى و استمرار فرزندان رسول گرامى اسلام(ص) به وسيله او تحقق يافت، تا شخصيت زن را در ابعاد معنوى و اجتماعى جلوه بيشترى بخشيده تا هيچ فردى به خود اجازه ندهد كه فرزندش را تنها به خاطر جنسيت مورد تحقير قرار دهد زيرا كه الگوى زن مسلمان فاطمه(س) است. همان بزرگوارى كه حلقه پيوند شكوهمند رسالت و امامت گشت و زيباترين جلوه‏هاى انسانى معنوى را در خويش متجلى ساخت.
مكتب فاطمه(س) مجموعه‏اى از فضايل انسانى و منظومه‏اى از گلواژه‏هاى نيك زيستن است كه در هسته مركزى آن پيامبر قرار گرفته است و فرزندان معصومش، اقمار اين منظومه‏اند. جهان امروز به همان مقدار نيازمند به آرمانهاى فاطمى است، كه جامعه ديروزجاهلى.
سوره كوثر خود گواه اين مطلب است كه تبار و ذريه پيامبر گرامى(ص) از دختر گرانمايه‏اش فاطمه(س) استمرار مى‏يابد; چنانكه مرحوم علامه طباطبائى (16) به آن توجه داده است. البته اين معنا را در آيات ديگر به صورت آشكارترى مى‏توان ديد. همچنين به دو نمونه آن در مناظره امام موسى بن‏جعفر(ع) با هارون الرشيد تصريح شده است زمانى هارون الرشيد از امام موسى بن‏جعفر(ع)، پرسيد: چگونه شما مى‏گوييد ما از فرزندان پيامبريم، با اينكه به جاى ماندن نسل از پسر است نه دختر و شما فرزندان دختر او هستيد؟ حضرت در جواب او، آيه‏اى از سوره انعام را خواند: «و من ذريته داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هرون وكذلك نجزى المحسنين و زكريا و يحيى و عيسى و الياس كل من الصالحين‏» و هدايت نموديم - از فرزندان او، نوح يا ابراهيم، داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هارون و اينگونه نيكوكاران را جزا مى‏دهيم و زكريا و يحيى و عيسى و الياس را كه همه از شايستگان بودند. (17)
آنگاه حضرت از هارون‏الرشيد پرسيد: پدر عيسى كيست، كه به وسيله آن از فرزندان نوح «يا ابراهيم‏» بشمار آمده است؟ هارون گفت: عيسى پدرى نداشت. امام بى‏درنگ فرمود: همانگونه كه خداوند عيسى را بوسيله مريم از فرزندان انبياء محسوب داشته است، ما نيز به پيامبر اسلام از طريق مادرمان فاطمه(س) انتساب پيدا كرده‏ايم و از فرزندان آن حضرت هستيم. آنگاه حضرت آيه شريفه مباهله را تلاوت كرد: «فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائكم ...» و فرمود: هيچ كس ادعا نكرده است كه: در موقع مباهله و نفرين بر مسيحيان پيامبر غير از على بن ابيطالب و فاطمه و حسن و حسين،: در زير كساء (عبا) داخل كرده باشد. به اين ترتيب مشخص مى‏شود منظور از ابنائنا، پسران ما، حسن و حسين‏اند كه خداوند آنها را پسران رسول خود خوانده است. (18)
بهره‏اى كه از اين سوره نورانى بايد براى امروزمان برداريم اين است كه: راه نجات جامعه انسانى در بازگشت‏به چشمه‏سار جوشان و استفاده از بركات فراوان آن است، كه در مجموعه‏اى از الگوهاى متعالى تجلى يافته است.

http://friends18.com/img/divider/0046.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۲/۰۸, ۱۱:۴۷
http://friends18.com/img/divider/0046.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/52561214531398973444.jpg
اگر فاطمه(س) براى زن معاصر امروزين بهترين الگو است‏بدان جهت است كه مكتب فاطمه(س) مجموعه‏اى از فضايل انسانى و منظومه‏اى از گلواژه‏هاى نيك زيستن است كه در هسته مركزى آن پيامبر قرار گرفته است و فرزندان معصومش، اقمار اين منظومه‏اند. جهان امروز به همان مقدار نيازمند به آرمانهاى فاطمى است، كه جامعه ديروز جاهلى. زيرا كه اصول حاكم بر نظام جاهلى قديم، در شكلهاى جديدتر ارائه شده است و جاهليت جديدى را در قالب نظام‏هاى غربى و الحادى ترسيم كرده است. نظام خانواده استحكام و اصالت‏خويش را از دست داده و زن به صورت يك شى‏ء و بازيچه بازارهاى تبليغاتى درآمده و آزادى زن در برهنگى و جلوه‏گرى او تجسم يافته است.
اينجاست كه زن امروز نيازمند اسوه‏هايى است كه با تكيه بر ارزشهاى راستين الهى او را به كوثر آگاهى و ايمان و آزادى راستين رهنمون شود.
نى تو اعطيناك كوثر خوانده‏اى پس چرا خشكى و تشنه مانده‏اى يا مگر فرعونى و كوثر چو نيل بر تو خون گشته است و ناخوش اى عليل توبه كن بيزار شو از هر عدو كو ندارد آب كوثر در گلو هر كه را ديدى ز كوثر سرخ رو او محمد(ص) خوست‏با او گير خو هر كه را ديدى ز كوثر خشك لب دشمنش ميدار همچون مرگ و تب
«فصل لربك وانحر; پس براى پروردگارت نماز گزار و نحر كن.» سپاسگزارى و كرنش به آستان الهى از وظايف مهمى است كه عقل هر انسان برايش مقرر مى‏دارد. سرشت انسانها مبتنى بر قدردانى از فردى است كه به او نيكى كرده است و از آنجا كه تمامى نعمتها از جانب خداوند به انسان ارزانى شده است، سپاسگزارى از او جلوه ديگرى به خود مى‏گيرد كه در اين سوره مباركه در نماز و «نحر» تجسم يافته است.
هر معنايى كه در «نحر» منظور باشد چه قربانى كردن شتر و چه بالا بردن دو دست تا روبروى گلوگاه و يا جلو آوردن روى سينه - به هنگام تكبيرهاى نماز، همه نشانه سپاسگزارى از نعمتهاى خداوند است و نماز و نحر در صورتى مى‏تواند اعلام سپاس باشد كه فقط براى خدا و در جهت پروردگار جهان باشد.
«ان شانئك هو الابتر.» به يقين دشمن تو بى‏دنبال و بى‏خير است. يكى از جلوه‏هاى اعجاز قرآن، خبرهاى غيبى و پيشگوييهاى قاطع و انطباق آن با واقعيتها است و به روشنى موارد زيادى را در آيات قرآنى مى‏توان يافت. از جمله; داستان پيشگويى پيروزى رو ميان بر ايرانيان، پس از آنكه آنها مغلوب ايرانيان گشتند و آن را نه سال قبل پيش‏بينى كرد و به همانگونه نيز تحقق يافت‏خداوند متعال در قرآن كريم فرمود: «غلبت الروم فى ادنى الارض وهم من بعد غلبهم سيغلبون فى بضع سنين‏» روميان مغلوب شدند در جنگى كه به نزديكتر زمين واقع شد و آنها پس از مغلوب شدن به زودى بر فارسها با ر ديگر غلبه خواهند كرد. (19) و در آيه‏اى ديگر پيروزى مسلمين در جنگ بدر را پيش‏بينى كرد و فرمود: «سيهزم الجمع و يولون الدبر» به زودى آن جماعت «در بدر» شكست‏خورده و به جنگ پشت كنند. (20)
جهت تحقيق بيشتر مى‏توان به تفسير البيان اثر آية‏الله خوئى (21) و الميزان نوشته علامه طباطبائى (22) مراجعه كرد.
سومين پيش‏بينى مربوط به آيه شريفه «ان شانئك هو الابتر» است. دشمن كه از سر غرور و نخوت به زيادى تعداد و فرزندان خويش مى‏باليد و مسلمين را ناچيز مى‏انگاشت و به خصوص بعد از فوت فرزند رسول گرامى اسلام، كار را تمام شده تلقى كرد و گمان برد پيام و رسالت پيامبر در ميان انبوه حوادث تاريخ به فراموشى سپرده خواهد شد. در اين هنگام قرآن كريم پيشگويى كرد كه دين تو جهانگير خواهد شد و كار دشمنان به نافرجامى و تباهى خواهد كشيد و امروزه كه پس از چهارده قرن حضور سرافراز اسلام را در جهان مشاهده مى‏كنيم درخشش اعجاز اين سوره را هر چه بيشتر حس كرده و آن را به عنوان نشانه صدق ديگرى بر رسالت نبى گرامى اسلام اعلام مى‏داريم.
مصطفى را وعده كرد الطاف حق گر بميرى تو نميرد اين سبق من كتاب و معجزت را رافعم بيش و كم كن را ز قرآن مانعم من مناره پر كنم آفاق را كور گردانم دو چشم عاق را چاكرانت‏شهرها گيرند و جاه دين تو گيرد ز ماهى تا به ماه تا قيامت‏باقيش داريم ما تو مترس از نسخ دين اى مصطفا (23)
در پرتو همين اعجاز فرزندان فاطمه(س) همچنان رونقى فزاينده يافته، سرچشمه‏اى پربركت‏شده‏اند كه هر روز بيش از گذشته در جهان مى‏درخشند و شاخسارهاى معنويت و پاكى را فرا راه حق‏جويان قرار مى‏دهند، تا آن زمان كه چهره پر فروغ حسن يار و جلوه زيباى عدل الهى حضرت بقية الله «عجل الله تعالى فرجه الشريف‏» رخ كند و با ظهور خود كوثر فاطمى را تفسيرى تام و تمام بخشد - به اميد آن روز. والسلام.
http://friends18.com/img/divider/0046.gif
پى‏نوشتها:

1- سوره احزاب، آيه‏33.
2- آل عمران، آيه 61.
3- سوره دهر، آيه‏76.
4- ايقاع: توافق صداها - هم آهنگى نقل از كتاب «فرهنگ نوين‏» در ماده وقع.
5- پرتوى از قرآن; آية‏الله طالقانى، بخش 2، جلد آخر، ص‏281.
6- اين كتاب از چاپخانه انگليسى، آمريكائى بولاق مصر در سال 1912 منتشر شد و مرحوم آية‏الله خوئى در رد آن كتاب «نفحات الاعجاز» را نگاشته است. نقل از تفسير «البيان‏» ج‏1، ص‏108، طبع پنجم.
7- براى توضيح بيشتر مراجعه شود به «البيان‏»: آية‏الله خوئى، ج‏1، ص‏113، طبع پنجم.
8- بحارالانوار، ج‏2، كتاب العلم، ص‏90.
9- تفسير فخر رازى، سوره كوثر، ج‏32، ص‏124.
10- مجمع البيان، سوره كوثر، ج‏5، ص‏548، كتابخانه آية‏الله نجفى.
11- مراجعه شود به مجمع البيان، ج‏5، ص‏549 و تفسير فخر رازى، ج‏32، ص‏124.
12- مجمع البيان، ج‏5، ص‏549 و الميزان، ج‏20، ص‏372 و درالمنثور، ج‏8، ص‏652، دارالفكر.
13- تفسير فخر رازى، ج‏32، ص‏124.
14- روح المعانى، ج‏30، ص‏245.
15- تفسير بيضاوى، ج‏2، ص‏626.
16- الميزان، سوره كوثر، ج‏20، ص‏371.
17- سوره انعام، آيه 84.
18- بحارالانوار، ج‏48، ص‏128.
19- سوره روم، آيه‏3.
20- سوره قمر، آيه 45.
21- البيان، ج‏1، ص‏81، طبع پنجم.
22- الميزان، ج‏1، ص‏63.
23- مثنوى مولوى، دفتر سوم، ص‏442، شماره‏1196.


ماهنامه كوثر شماره 8

neginsabz
۱۳۹۰/۰۲/۰۸, ۲۳:۵۲
http://friends18.com/img/divider/0046.gif

حديث عبادت زهرا(س)

قصه نيايش زهرا(س) در آينه عبارت نگنجد. در اين بخش ده حديث زيبا از زبان حضرات معصومين(ع) در ترسیم سيماى عبادى فاطمه(س) به خوانندگان گرامى ماهنامه كوثر تقديم مى‏شود
فروغ فرشتگان
سالت عن اباعبدالله(ع) عن فاطمة لم سميت الزهرا؟ فقال: لانها كانت اذا قامت فى محرابها و هو نورها لاهل السماء كما تزهر - تزهو - نورالكواكب لاهل الارض.
علل الشرايع، ج 1: ص 215.
راوى مى‏گويد:
از حضرت صادق(ع) علت نامگذارى حضرت فاطمه(س) را به - زهرا - پرسيدم. فرمود: چون وقتى كه در محراب عبادتش به نماز مى‏ايستاد فروغ نورش براى ساكنان آسمان مى‏درخشيد همانگونه كه نور ستارگان آسمان براى زمينيان مى‏درخشد.
دلداده حق
سميت فاطمة بالبتول لانقطاعها الى عبادة الله تعالى
مستدرك عوالم، ج 1: ص 80-81.
حضرت فاطمه(س) به اين جهت «بتول‏» ناميده شد كه از همه بريده و دل به خدا بسته بود.
تنديس عبادت
عن الحسن البصرى:
ما كان فى هذه الامة اعبد من فاطمة(س) كانت تقوم حتى تورم قدماها.
مناقب، ج‏3: ص 341.
حسن بصرى مى‏گويد:
در ميان امت اسلام، كسى خداپرست‏تر از فاطمه نبود. آنقدر در نماز مى‏ايستاد كه قدم‏هايش ورم مى‏كرد.
نياز نماز
كانت فاطمة(س) تنهج فى صلاتها من خوف الله تعالى.
ارشاد القلوب: 105.
حضرت فاطمه(س) در نمازش از ترس خدا نفس نفس مى‏زد و - گريه در گلويش مى‏شكست - .
قدرشناس قدر
قال على(ع):
و كانت فاطمة(س) لا تدع احدا من اهلها ينام تلك الليلة - ليلة القدر - و تداويهم بقلة الطعام‏و تتاهب لها من النهار و تقول: محروم من حرم خيرها.
دعائم الاسلام، ج 1: 282.
حضرت على(ع) فرمود:
فاطمه(س) نمى‏گذاشت كسى از اهل خانه در شبهاى قدر به خواب رود به آنان غذاى كم مى‏داد و از روز قبل براى احياى شب قدر آماده مى‏شد و مى‏فرمود: محروم كسى است كه از بركات اين شب محروم باشد.

نثار و ايثار
قال موسى بن‏جعفر(ع) :
كانت فاطمة(س) اذا دعت تدعوا للمؤمنين و المؤمنات و لا تدعوا لنفسها فقيل لها يا بنت رسول الله(ص) انك تدعين للناس و لا تدعين لنفسك فقالت: الجار ثم الدار.
علل الشرايع، ج 1:216.
حضرت موسى بن‏جعفر از پدرانش نقل مى‏كند: هرگاه حضرت فاطمه(س) دعا مى‏كرد براى زنان و مردان مؤمن دعا مى‏كرد و براى خود دعا نمى‏كرد، به او گفته شد: چرا شما براى مردم دعا مى‏كنيد اما براى خودتان دعا نمى‏كنيد؟ فرمود: اول همسايه آنگاه خانه.
وقت دعا
عن فاطمة(س) قالت: سمعت النبى(ص) يقول: ان فى الجمعة لساعة لا يراقبها رجل مسلم يسال الله عز و جل فيها خيرا الا اعطاه ... و قال هى اذا تدلى نصف عين الشمس للغروب ... و كانت فاطمة(س) تقول لغلامها:
اصعد على الضراب - الظراب - فاذا رايت عين الشمس قد تدلى للغروب فاعلمنى حتى ادعو.
معانى الاخبار:399.
حضرت فاطمه(س) گويد: شنيدم پيامبر(ص) فرمود: غروب روز جمعه ساعتى است كه هر كس آن را مراقبت كند و در آن لحظه دعا كند دعايش مستجاب شود. - حضرت زهرا - براى درك آن ساعت - به خدمتكارش مى‏گفت: بر فراز بلندى برو و هر گاه ديدى نيمه خورشيد غروب نمود مرا خبر كن تا دعا كنم.
دو ركعت نماز
قال ابوعبدالله الصادق(ع):
كان لامى فاطمة صلاة تصليها علمها جبرئيل، ركعتان تقرء فى الاولى: الحمد مرة و: انا انزلناه فى ليلة القدر، ماة مرة و فى الثانية: الحمد مرة و ماة مرة: قل هو الله احد، فاذا سلمت‏سبحت تسبيح الطاهرة عليها السلام.
جمال الاسبوع:173.
امام صادق(ع) فرمود:
مادرم فاطمه(س) همواره دو ركعت نماز را مى‏خواند كه جبرئيل به او آموخته بود، در ركعت اول آن پس از حمد صد بار سوره قدر و در ركعت دوم پس از حمد صد بار سوره توحيد را مى‏خوانى، و پس از سلام نماز تسبيحات حضرتش را نيز مى‏گويى.
هديه بى‏نظير
ان على بن‏ابيطالب(ع) امر فاطمة(س) تستخدم رسول الله(ص) فقالت: يا رسول الله انه قد شق على الرحى - و ارته اثرا فى يديها من اثر الرحى - فسالته ان يخدمها خادما، فقال: اولا اعلمك خيرا من الدنيا و ما فيها؟ اذا آويت الى فراشك فكبرى اربعا و ثلاثين تكبيرة و ثلاثا و ثلاثين تحميدة و ثلاثا و ثلاثين تسبيحة.
كنزالعمال 2:57.
اميرالمؤمنين(ع) به حضرت زهرا گفت تا برود و از پيامبر خادمى بخواهد، او نيز رفت و ضمن نشان دادن پينه‏هاى دستش گفت: آسياب كردن مرا به زحمت انداخته است و آنگاه درخواست‏خادمى كرد. پيامبر در پاسخ فرمود: آيا نمى‏خواهى - به جاى خادم - هديه‏اى به تو دهم كه از همه دنيا ارزشمندتر باشد؟ هنگامى كه براى خواب آماده شدى سى و چهار بار «الله‏اكبر» و سى و سه بار «الحمدلله‏» و سى و سه بار «سبحان الله‏» بگو.
تسبيح تربت
ان فاطمة بنت رسول الله كانت مسبحتها من خيوط صوف مفتل معقود عليه عدد التكبيرات فكانت عليهاالسلام تديرها بيدها تكبر و تسبح الى ان قتل حمزة بن‏عبدالمطلب فاستعملت تربته و عملت التسابيح فاستعملها الناس.
وسائل الشيعه، ج 4:1033.
امام صادق(ع) فرمود:
تسبيح حضرت فاطمه(ع) نخى بود كه بر آن به تعداد تكبيرات - 34 عدد گره زده بود و آن را در دستش مى‏چرخانيد و تكبير و تسبيح مى‏گفت تا وقتى كه حمزه شهيد شد تسبيحى از تربت او ساخت. و از آن پس ساختن تسبيح در ميان مردم رواج يافت.
http://friends18.com/img/divider/0046.gif


ماهنامه كوثر شماره 8


محمود لطيفى

neginsabz
۱۳۹۰/۰۲/۰۹, ۰۰:۱۶
http://friends18.com/img/divider/0046.gif
حضرت زهرا(س) هم راز جبرئيل

روايتي در كافى شريف با سند معتبرنقل شده است;كه حضرت صادق(ع) مى‏فرمايد
فاطمه(س) بعد از پدرش هفتاد و پنج روز زنده بودند، در اين‏دنيا بودند و حزن و» شدت بر ايشان غلبه داشت; و جبرئيل امين‏مى‏آمد خدمت ايشان و به ايشان تعزيت عرض مى‏كرد و مسايلى ازآينده نقل مى‏كرد.» ظاهر روايت اين است كه در اين هفتاد و پنج‏روز مراوده‏اى بوده است; يعنى رفت و آمد جبرئيل زياد بوده‏است... البته آن وحى به معناى آوردن احكام، تمام شد به رفتن‏رسول اكرم....
در هر صورت، من اين شرافت و فضيلت را از همه فضايلى كه براى‏حضرت زهرا ذكر كرده‏اند: با اين كه آنها هم فضايل بزرگى است‏اين فضيلت را من بالاتر از همه مى‏دانم كه براى غيرانبياعليهم السلام آن هم نه همه انبيا، براى طبقه بالاى انبيا وبعضى اوليايى كه در ربته آنهاست، براى كسى ديگر حاصل‏نشده.(امام خمينى، 11/12/64)
امام خمينى(ره) عاشق خدا بود وشيداى حق. دلداده رسالت‏بود و جرعه نوش كوثر ولايت. ياد و نام‏مادرش زهراى اطهر برايش دل انگيز بود و شورآفرين. تقدير نيزاين دوستدارى و جذبه ولايى را زيبا و نيك به هم پيوند داد وميلاد فرزند را قرين تجلى نور فاطمى در بيستم جمادى الثانى‏قرار داد. كتاب «مصباح الهدايه الى الخلافه والولايه‏»، پرتوى‏از شيدايى و مهر ولايى اوست و سخنان فوق جلوه شكوهمندى از مهرو معرفت مقام فاطمى.
امام(ره) با نقل روايتى معتبر از اصول كافى به عظمت معنوى‏فاطمه(س) كه همان محدثه بودن است اشاره مى‏كند و آن رامهمترين فضيلت‏بانوى نمونه اسلام مى‏شمارد. فضيلتى كه جز براى‏طبقه اول انبياء براى ديگرى حاصل نشده است. گفتگو با جبرئيل‏به مدت هفتاد و پنج روز و سخن گفتن با فرشتگان كه به خاطرمكرمت و عظمت فاطمى به حضورش مى‏شتافتند. امام صادق(ع) در پاسخ‏فردى كه مى‏پرسد: محدث چيست؟
مى‏فرمايد: «ياتيه ملك فينكت فى‏قلبه كيت و كيت‏».
محدثه كسى است كه فرشته به سويش مى‏آيد و به قلب او لطايف ونكات آسمانى را ياد آور مى‏شود.
امام باقر(ع) مى‏فرمايد: محدث كسى است كه فرشته را نمى‏بيند;اما سخن او را در بيدارى مى‏شنود.
وجود فردى كه محدث و گوش فرادهنده به حديث فرشتگان باشد، مورداتفاق تمامى دانشمندان شيعه و سنى است. و از اختصاصات شيعه‏شمرده نمى‏شود. مرحوم علامه امينى در بحث «المحدث فى الاسلام‏»نصوص فراوانى از اهل سنت ذكر مى‏كند كه وجود محدث راپذيرفته‏اند و بر افرادى تطبيق كرده‏اند.
البته شيعه موارد تطبيقى آن را قبول نكرده، مصاديق و جلوه‏هاى‏آن را در عترت پيامبر(ص) و ائمه معصومين‏عليهم السلام مى‏داند;ولى متون مزبور بيانگر اين است كه شيعه در مساله وجود محدث‏در اسلام تنها نيست و ديگر فرق اسلامى نيز آن را پذيرفته‏اند. ازطرفى، پذيرفتن وجود انسانهايى مورد خطاب فرشتگان به معناى‏نبوت و پيامبرى نيست. حمران ابن اعين مى‏گويد: امام باقر(ع) به‏من فرمود كه على(ع) محدث بود. من آن را براى ياران خويش نقل‏كردم. آنان پرسيدند:
چه كسى با او گفتگو مى‏كرد؟ پاسخى نداشتم. به سوى امام باقر(ع)
برگشتم و پرسش را به وى عرضه داشتم.
حضرت فرمود: فرشته با او سخن مى‏گفت. گفتم منظورتان اين است كه‏پيامبر بود؟
حضرت دست‏خود را حركت داد و فرمود: خير، آنان همانند كسانى‏اندكه همراه حضرت سليمان و حضرت موسى بودند و يا مثل ذوالقرنين‏شمرده مى‏شوند.
امام صادق(ع) نيز در پاسخ به اين پرسش مى‏فرمايد: خير، پيامبرنيستند. آنها از علمايند، همانند ذوالقرنين در علم خويش.
در اصول كافى، در باب فرق بين رسول و نبى و محدث، نيز به اين‏مطلب تصريح شده است. امام باقر و امام صادق‏عليهما السلام پس ازبيان اينكه امام «محدث‏» و مورد گفتگو و خطاب فرشتگان است،مى‏فرمايد:
«لقد ختم الله بكتابكم و ختم بنبيكم الانبياء.»
با قرآن‏كتابهاى آسمانى پايان يافت و با حضرت محمد(ص) پيامبرى به آخررسيد.
بدين ترتيب، «محدث‏» هرگز به معناى نبوت و پيامبرى نيست.
دراين راستا امام خمينى(ره) مى‏فرمايد: البته آن وحى به معناى‏آوردن احكام، تمام شد به رفتن رسول اكرم(ص).
در باره حضرت صديقه در روايات، دو جهت گفتگو مطرح شده است:
يكى گفتگو با فرشتگان و ديگرى حضور جبرئيل نزد آن حضرت.
حضرت امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «فاطمه بنت رسول الله(ص) كانت‏محدثه و لم تكن نبيه‏»
فاطمه دختر رسول خدا، محدثه بود نه‏پيامبر.
سپس در ادامه توضيح مى‏دهد كه فاطمه را از اين جهت محدثه‏ناميده‏اند كه فرشتگان از آسمان بر او نازل مى‏شدند و همان گونه‏كه با مريم دختر عمران گفتگو داشتند، با او چنين سخن مى‏گفتند:
«يافاطمه، خداى متعال تو را پاك گردانيد و از ميان تمام زنان‏عالم برگزيد.» شبى حضرت صديقه(س) به فرشتگان فرمود: آيا آن‏زن كه از جميع زنان عالم برتر است، مريم دختر عمران نيست؟
جواب دادند: نه، مريم فقط سيده زنان عالم در زمان خويش بود;ولى خداى تعالى تو را بزرگ بانوان جهان در تمام زمانها ازاولين و آخرين قرار داده است. روايتى كه امام خمينى از آن يادكرده، چنين است:
«ان فاطمه مكثت‏بعد رسول الله خمسه و سبعين يوما و قدكان‏دخلها حزن شديد على ابيها و كان جبرئل ياتيها فيحسن و يخبرهابما يكون بعدها فى ذريتها و كان على يكتب ذالك فهذا مصحف‏فاطمه.»
فاطمه بعد از رحلت پيامبر اكرم(ص) بيش از هفتاد وپنج روز زنده نماند. داغ پدر اندوهى سخت‏بر قلبش وارد ساخته‏بود; به اين جهت جبرئيل پى‏در پى به حضورش مى‏آمد و او را درعزاى پدر تسليت مى‏گفت.خاطر غمين زهرا را تسلى مى‏بخشيد و ازمقام و منزلت پدرش، حوادثى كه بعد از رحلت او بر فرزندانش‏وارد مى‏گرديد، خبر مى‏داد. اميرمومنان(ع) آنچه جبرئيل مى‏گفت‏به‏رشته تحرير در مى‏آورد. مجموع اين سخنان «مصحف فاطمه‏» را شكل‏مى‏دهد.
اين جهت نيز به شان و منزلت نبوت ارتباط ندارد; زيرا در قرآن‏كريم از حضرت مريم و سخن گفتن جبرئيل با او ياد مى‏كند. بااينكه آن حضرت پيامبر نبود. امام خمينى در اين زمينه مى‏نويسد:
در قرآن كريم آياتى هست كه دلالت مى‏كند بر آنكه اشخاصى كه‏پيغمبر نبودند، ملائكه; بلكه جبرئيل را ديدند و با او سخن‏گفتند. ما نمونه‏اى از آن را اينجا ياد مى‏كنيم: (اذ قالت‏الملائكه يا مريم ان الله اصطفيك و طهرك واصطفيك على نساءالعالمين) (سوره آل عمران، آيه 42) يعنى چون ملائكه گفتند به‏مريم كه خدا تو را برگزيده و پاكيزه كرده و فضيلت داد برزنهاى جهان، پس از آن خداى تعالى حكايت مريم را نقل مى‏كند از«آيه 44» بسيارى از حالات عيسى مسيح و معجرات او را ملائكه‏براى مريم نقل مى‏كند و از غيب به او اخبار مى‏دهند; و در سوره‏مريم (آيه 17) مى‏گويد: (فارسلنا اليها روحنا فتمثل لها بشراسويا); و قضيه مراوده ملائكه و جبرئيل با مريم در بسيارى ازآيات قرآن مذكور است و خبرهايى كه از غيب به او دادند، خداوندنقل مى‏كند.
آمدن جبرئيل نزد حضرت صديقه از عظمت و تعالى روحى و اوج معنوى‏آن بزرگوار حكايت مى‏كند; زيرا در باره كيفيت ايجاد رابطه‏جبرئيل و فرشتگان با انسان دو نظريه است. نظريه‏اى كه فلاسفه‏برآن تاكيد دارند، اين است كه مى‏گويند: انسان تا در طبيعت وماده است، در حجاب است و نمى‏تواند به ملا اعلى دست‏يابد. همين‏كه خود را از معاصى و لذات و تعلقات نفسانى آزاد ساخت، نورمعرفت و ايمان به خدا و ملكوت اعلى در قلبش تجلى مى‏كند.
اين نور در بالاترين مرتبه خويش همان جوهر قدسى است كه دراصطلاح فلاسفه عقل فعال و در زبان شريعت نبوى روح قدسى ناميده‏مى‏شود. با ظهور اين نور، آنچه در آسمانها و زمينهاست‏برايش‏روشن مى‏گردد. و حقايق اشيا را مى‏بيند، همان گونه كه نور مادى‏را در صورتى كه حجاب نباشد مشاهده مى‏كند. در اين زمينه به‏آياتى نيز استشهاد شده است; براى نمونه خداوند مى‏فرمايد:
(و طبع على قلوبهم فهم لايفقهون) بر دلهاى آنها مهر زده شده،پس آنان چيزى نمى‏فهمند.
(بل ران على قلوبهم ماكانوا يكسبون) گناهانى كه انجام دادندبر دلهاى آنان غلبه كرده است.
پس از آنكه فرد از اين حجابها دور شد، باطن او معراج معنوى‏خويش را آغاز مى‏كند; سر ملكوت بر او آشكار شده، آيات بزرگ‏خداوند را مشاهده مى‏كند. چنانكه خداوند مى‏فرمايد:
(لقد راى من آيات ربه الكبرى) سپس همين روح قدسى در روح بشرى‏و دنيايى‏اش تاثير مى‏نهد. و حقايقى كه شهود كرده، در حواس‏ظاهرى مانند بينايى و شنوايى متمثل آشكار مى‏سازد. بدين ترتيب،شخص حقايق ملكوتى را، كه در آن عالم حقيقى خارجى و مشخص است،به صورت محسوس مشاهده مى‏كند.
بر اساس اين نظريه، تكامل و عروج معنوى و روحى انسان سبب‏ارتباط با حقايق ملكوت مى‏شود.
نظريه دوم اين است كه روح ولى يا پيامبر سبب نزول فرشتگان‏نيست، بلكه خداوند فرشته را مامور مى‏كند در پيشگاه ولى خداقرار بگيرد و مسايل را بازگويد. ظواهر ادله نيز بر درستى اين‏نظر گواهى مى‏دهد. بر اساس اين نظريه، تا ظرفيت معنوى و تناسب‏روحى كامل بين ولى الهى و فرشته نباشد، اين نزول ممكن نخواهدشد. قرآن كريم در اين زمينه مى‏فرمايد:
(الله اعلم حيث‏يجعل رسالته) (انعام، 124) خداوند آگاه‏تر است‏كه پيامبرى و رسالت‏خويش را در كدامين جايگاه قرار دهد.
در شان نزول اين آيه مى‏خوانيم كه: وليد ابن مغيره مى‏گفت: چون‏ثروتمند هستم و سن بيشترى دارم، بايد بر من وحى نازل شود.
خداوند متعال مى‏فرمايد: شايستگى‏ها را خداوند مى‏داند. براى اين‏در آيه ديگر صبر و يقين را عامل وصول به مقام امامت معرفى‏مى‏نمايد و مى‏فرمايد:
(و جعلنا منهم ائمه يهدون بامرنا لما صبروا و كانو بآياتنايوقنون) (سجده، 34) از آنان پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان‏ما هدايت مى‏كنند; و اين بدان سبب است كه آنان صبر پيشه كردندو به آيات ما يقين داشتند.
امام خمينى(ره) در اين زمينه مى‏فرمايد: مساله آمدن جبرئيل‏براى كسى يك مساله ساده نيست. خيال نشود كه جبرئيل براى‏هركسى مى‏آيد و امكان دارد بيايد. اين يك تناسب لازم است‏بين‏روح آن كسى كه جبرئيل مى‏خواهد بيايد و مقام جبرئيل كه روح‏اعظم است. چه ما قابل بشويم به اين كه قضيه تنزيل، تنزل‏جبرئيل، به واسطه روح اعظم خود اين ولى است‏يا پيغمبر است، اوتنزيل مى‏دهد او را و وارد مى‏كند تا مرتبه پايين يا بگوييم كه‏خير، حق تعالى او را مامور مى‏كند كه برو و اين مسايل را بگو.
چه آن قسم بگوييم كه بعضى اهل نظر مى‏گويند. و چه اين قسم‏بگوييم كه بعض از اهل ظاهر مى‏گويند تا تناسب ما بين روح اين‏كسى كه جبرئيل مى‏آيد پيش او و بين جبرئيل كه روح اعظم است‏نباشد امكان ندارد اين معنا... . اين فضيلت را من بالاتر ازهمه مى‏دانم كه براى غير انبياعليهم السلام آن هم نه همه انبيابراى طبقه بالاى ابيناعليهم السلام و بعضى از اوليايى كه دررتبه آنها هست، براى كسى ديگر حاصل نشده.
اميد آنكه پرتوى از فيض كوثر قرآن صديقه طاهره دل و جانمان راروشن سازد و با شناخت هرچه بيشتر آن بانو، گلواژه‏هاى تقوا وايمان را در اجتماع خويش متجلى سازيم.
http://friends18.com/img/divider/0046.gif

ماهنامه كوثر شماره 30
عباس كوثرى

neginsabz
۱۳۹۰/۰۲/۰۹, ۱۳:۵۶
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif
فاطمــــه
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
یعنی زمین یعنی زمان
فاطمــــه
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
یعنی حدیث قدسیان

فاطمــــه
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
یعنی زمین یعنی زمان
فاطمــــه
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
یعنی حدیث قدسیان

فاطمــــه
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
یعنی ثریا تا سمک
فاطمــــه
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
یعنی مدینه تا فدک

فاطمــــه
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
دریای عصمت را در است
فاطمــــه
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
جامی است کز کوثر پر است

فاطمــــه
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
راز هزاران رازهاست
فاطمــــه
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
خود برترین اعجاز هاست


http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۲/۰۹, ۱۳:۵۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53147339200071545061.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/88796397145538412111.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/88796397145538412111.jpg)

الا طلیعه ی کوثر سفر بس است بیا
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

غروب غربت مادر سفر بس است بیا

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
بیا که چشم به راهت نشسته خاک بقیع

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
به جان فاطمه دیگر سفر بس است بیا

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20(61).gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69140276061535420670.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۲/۱۰, ۰۸:۰۱
http://friends18.com/img/divider/0046.gif
شفاعت حضرت زهرا در محشر

مسأله شفاعت، چيزى است كه ريشه‏ى قرآنى و حديثى داشته و ضرورت مذهب به حساب مى‏آيد. بنابراين، يكى از شفعاى روز قيامت- آن هم در حد وسيع- حضرت فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام مى‏باشد كه در اينجا توجه شما را به مضمون دو حديث كه از طريق حضرت سلمان و جابر جعفى آمده است جلب مى‏كنم:
روزى سلمان به پيامبر صلى اللَّه عليه و آله خدا گفت: اى مولاى من! تو را سوگند به خدا، از عظمت فاطمه عليه‏السلام در روز قيامت تعريفى بفرماييد.
پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله با تبسم رو به سلمان كرد و فرمود: سوگند به آن آفريدگارى كه جانم در دست اوست، فاطمه عليهاالسلام را در آن روز بر ناقه‏اى از ناقه‏هاى بهشت سوار مى‏كنند، جبرئيل و ميكائيل به ترتيب از راست و چپ او حركت مى‏نمايند. اميرالمؤمنين پيشاپيش و حسن و حسين از پشت سر، وى را همراهى مى‏كنند، تا بدين طريق فاطمه عليهاالسلام از پل‏صراط مى‏گذرد و پس از گفتگوهاى زياد، آنگاه خطاب مى‏رسد: فاطمه! هرچه مى‏خواهى بخواه. دخترم عرض مى‏كند:

اسالك ان لاتعذب محبى، و محبى عترتى بالنار، فيوحى اللَّه اليها: يا فاطمه! و عزتى و جلالى و ارتفاع مكانى، لقد آليت على نفسى من قبل ان اخلق السموات و الارض بالفى عام ان لااعذب محبيك و محبى عترتك بالنار. (1)
بار الهى! از تو مى‏خواهم علاقه‏مندان خود و فرزندانم حسن و حسين را در آتش مسوزان. خطاب مى‏رسد: يا فاطمه! سوگند به عزت و جلالم، دو هزار سال پيش از خلق آسمانها و زمين، بر خودم لازم كرده‏ام كه اين حاجت تو را برآورم

جابر جعفى نيز به حضور امام باقر عليه‏السلام رسيده، عرض كرد: فدايت شوم، حديثى در مورد فاطمه عليهاالسلام بفرماييد، كه با نقل آن، شيعيان را خوشحال كنم.
حضرت فرمودند: در روز رستاخيز منابرى از نور براى پيامبران نصب مى‏گردد، كه منبر رسول خدا از همه مجلل‏تر است و همچنين منبرهايى براى اوصيا در نظر مى‏گيرند كه جايگاه على عليه‏السلام از همه بالاتر مى‏باشد آنگاه نوبت به فرزندان انبيا مى‏رسد كه مقام حسن و حسين عليهماالسلام بس منيع‏تر است. سپس نوبت فاطمه عليهاالسلام فرامى‏رسد و او را با تجليل و شكوه بى‏نظير به محشر آورند و كنار در بهشت قرار مى‏گيرد، ولى داخل آن نمى‏شود و مى‏گويد: خدايا! از تو مسالت مى‏دارم كه مقام مرا در همچو روزى براى اهل محشر معلوم كنى.

از جانب خدا ندا مى‏رسد: اى دختر پيامبر! برگرد به سوى اهل محشر و هر كه را از علاقه‏مندان خود يافتى شفاعت كن.
امام باقر عليه‏السلام مى‏فرمايند: به خدا سوگند، فاطمه عليهاالسلام شيعيان خويش را يكى پس از ديگرى انتخاب نموده و داخل بهشت مى‏نمايد، همان طورى كه پرنده‏ها دانه‏ها را برمى گزينند، و سپس شيعه‏هاى آن حضرت نيز، خود شفاعت نموده و علاقه‏مندان فاطمه عليهاالسلام را به بهشت داخل مى‏كنند...
در دنباله اين حديث امام پنجم مى‏فرمايند:

واللَّه لايبقى فى الناس الا شاك او كافر او منافق. (2)
سوگند به خدا، از امت اسلامى كسى باقى نمى‏ماند مگر افراد مذبذب و كافر و منافق و ساير مردم مشمول شفاعت فاطمه مى‏گردند.
در پايان اين فصل، براى توضيح مطلب، تذكرى را لازم مى‏دانم و آن اينكه: شفاعت شوندگان بايد واجد شرايط باشند. ايمانشان را در دنيا تباه نسازند. حقوق و آبروى مردم را تضييع ننمايند.

در عمل به واجبات دينى كوتاهى نكنند. از نظر اخلاقى و عملى مشابهت و سنخيت با فاطمه عليهاالسلام و ساير شفاعت‏كنندگان داشته باشند، و گرنه به طور مطلق مشمول شفاعت نمى‏شوند، بلكه هر جرم و تخلف دينى و تجاوز به حقوق ديگران، كيفر مناسبى را به دنبال خواهد داشت و چنين افرادى به طور محدود و موقت كيفر مى‏بينند و سپس مشمول شفاعت مى‏شوند...

همانطورى كه دانش‏آموزان غير واجد شرايط مشمول الطاف مربيان آموزشى نمى‏گردند.
خداوندا! ما را شايسته‏ى شفاعت فاطمه، پدر، شوهر، و فرزندان معصوم او بفرما.
http://friends18.com/img/divider/0046.gif
1ـ سفينه البحار، ج 2، ص 375.
2ـ عوالم، ج 11، ص 150- بحارالانوار، ج 43، ص 64، ح

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۱۰, ۱۲:۳۴
http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_bapyjatju5j111x35hkb.gif

تـا عـلــی ماهَـش بـه ســوی قبـــر بُرد
مـاه، رخ از شــرم، پـشـت ابـــــر بُرد

آرزوهــا را عـلــی در خــــاک کـــرد
خـاک هــم گـویی گــریبـان چاک کرد

زد صــدا: ای خــاک، جـانـانــم بگیــر
تــن نـمـانــده هیـچ از او، جـانـــم بگیر

نــاگــهـان بـر یــاری دســــت خــــــدا
دسـتــی آمـد، همچو دست مصـطـفــی

گـوهــرش را از صــدف، دریا گرفت
احـمــــد از دامـاد خـود، زهــرا گرفت

گـفـتـش ای تـاج ســر خیــل رُسُــــــــل
وی بَــر تـــو خُــرد، یکسر جزء و کل

از مــن ایــن آزرده جـانـــت را بـگـیـر
بـازگــردانــدم، امـانــت را بـگیــــــــــر

بــار دیــگر، هـدیـه ی داور بـگـیــــــــر
کــوثـــرت از سـاقــــی کـوثــــــــر بگیر

مــی کِـشــد خجلــت عـلــی از محضـرت
یــاس دادی، می دهد نیلوفــرت


http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_bapyjatju5j111x35hkb.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۲/۱۰, ۱۴:۲۳
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif
گلي كه عالم از او تازه بود پرپر شد
يگانه كوكب باغ وجود پر پر شد


شب شهادت زهرا علي به خود مي گفت :
گل محمدي من چه زود پر پر شد


خزان چه كرد كه در چشم اشكبار علي
تمام گلشن غيب و شهود پر پر شد


به باغ حسن كدام آفتاب ناب افسرد
كه در مدار افق هر چه بود پر پر شد


براي تسليت اهل باغ آمده بود
شقایق كه به صحرا كبود پر پر شد


نشان ز پاكي روح لطيف فاطمه داشت
بنفشه اي كه سحر در سجود پر پرشد


ز فيض صحبت او رنگ و بوي عزت داشت
گلي كه تشنه ميان دو رود پر پر شد
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/27271507714674676943.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/27271507714674676943.jpg)

nekuee
۱۳۹۰/۰۲/۱۰, ۲۲:۴۸
http://www.hawzah.net/Per/Vigenam/zahra/far/fhba/Pic2.jpg

neginsabz
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۱۱:۳۳
http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_bapyjatju5j111x35hkb.gif

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifفاطمه زهرا(س) در محشر http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

انسان پس از مردن ممكن است هزاران سال بلكه ميليونها سال در عالم قبر (برزخ)بماند، ولى سرانجام دوباره زنده شده و براى پس دادن اعمالش، به عالم رستاخيز خواهد آمد.

در قرآن مجيد آيات زيادى از سختى آن روز سخن به ميان آورده و اضافه مى‏كند كه انسانها در همچو لحظاتى از ترس و وحشت، نزديكترين افراد خويش را فراموش مى‏كنند.
مادران باردار، از وحشت، بچه‏هايشان را سقط مى‏نمايند و زنان شيرده، از فرزندان شيرخوار غفلت مى‏كنند، و كسان ديگر در حال مستى به سر مى‏برند، در حالى كه مست نيستند، ولى عذاب خدا ترسناك است. (1) آرى در آن روز زنده‏ها مى‏ميرند و همراه مرده‏ها دوباره زنده مى‏شوند و همگى به محشر مى‏آيند...

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifحضرت فاطمه(س) چگونه سر از قبر برمى ‏دارد؟http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

حضرت فاطمه عليهاالسلام هر چند مقام برترى دارد، ولى او نيز همانند ديگران اين مسير را مى‏پيمايد و پس از عالم برزخ به محشر مى‏آيد و در پيشگاه خدا مقام او بر ديگران ثابت مى‏شود...

على عليه‏السلام مى‏فرمايند: روزى پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله براى ديدار فاطمه عليهاالسلام به خانه‏ى ما آمد، ولى دخترش را بسيار محزون ديد. از او پرسيد چرا اين گونه غمگينى؟ در جواب گفت: پدر جان! به ياد عالم محشر افتادم كه مردم در آن حال عريان خواهند بود. (ذكرت المحشر و وقوف الناس عراه...)
رسول گرامى فرمودند: نگران مباش، پس از آنكه من، على و ابراهيم خليل عليه‏السلام سر از قبر برمى‏داريم آنگاه خداوند جبرئيل را با هفتاد هزار ملائكه به سراغ تو مى‏فرستند، سپس اسرافيل در حالى كه با سه پارچه زيبا از نور در اختيار دارد، كنار تو مى‏آيد و تو را از قبر بيرون مى‏نمايد، در حالى كه بدنت پوشيده است...

آنگاه با عزت و احترام بى‏نظير هفتاد هزار ملائكه تسبيح گويان تو را وارد محشر مى‏كنند و به همين تعداد حوريان بهشتى به استقبالت مى‏آيند. در اين هنگام مريم (دختر عمران)، خديجه (دختر خويلد)، حوا (زن آدم)، آسيه، (دختر مزاحم) هر كدام با صفوف ملائكه اطراف تو را مى‏گيرند و تو را بر روى منبرى از نور مى‏نشانند در اين هنگام جبرئيل به حضور تو مى‏رسد و مى‏گويد: هر حاجتى دارى بگو و تو مى‏گويى: خدايا! حسن و حسينم را مى‏خواهم.

در آن ساعت حسينت را مى‏بينى كه با بدن خون آلون به محشر مى‏آيد و از خدا مى‏خواهد كه قاتلان وى را به كيفر رساند، بلافاصله خداوند به خشم آمده و از خشم او ملائكه نيز به خشم آيند و شعله‏هاى جهنم زبانه مى‏كشد و قاتلان حسين و دشمنان او بر درون آتش افكنده مى‏شوند. (2)

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifورود حضرت فاطمه(س) به محشرhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

در احاديث معتبر از طريق عامه و خاصه آمده است كه در روز رستاخير حضرت فاطمه عليهاالسلام را به ناقه‏اى از ناقه‏هاى بهشتى سوار مى‏كنند و ملائكه اطراف او را مى‏گيرند، جبرئيل از طرف راست، ميكائيل از طرف چپ، اميرالمؤمنين پيشاپيش، امام حسن و امام حسين نيز از پشت سر او را همراهى مى‏كنند، و با تمام عظمت و جلالت وى را به محشر مى‏آورند، تا جايى كه خلايق از ديدن او سرهاى خود را پايين بيندازيد و چشمهايتان را ببنديد، تا فاطمه عليهاالسلام دختر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله عبور كند».

مردم محشر با شنيدن اين پيام كه از سوى عرش خدا صادر مى‏گردد، همگى سرهاى خود را پايين مى‏اندازند و چشمهايشان را مى‏بندند و فاطمه عليهاالسلام از روى پل صراط عبور مى‏كند و در كنار بهشت قرار مى‏گيرد... (يا معشر الخلائق! نكسوا رئوسكم و غضوا ابصاركم حتى تمر فاطمه عليهاالسلام بنت محمد على الصراط، فتمر مع سبعين الف جاريه من الحور العين...) (3)
آرى در روز قيامت نيز همه‏ى چشمها لياقت ديدن فاطمه عليهاالسلام را نخواهند داشت، فقط آنان كه در اين دنيا امتحان پس داده و لياقت شيعه بودن را كسب كرده‏اند، مدال افتخار آن روز را از دست فاطمه عليهاالسلام دريافت مى‏دارند...
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/27271507714674676943.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/27271507714674676943.jpg)

پي نوشت


1ـ حج/ 1 و 2: ان زلزله الساعه شى عظيم، يوم ترونها تذهل كل مرضعه عما رضعت و تضع كل ذات حمل حملها و ترى الناس سكارى و ماهم بسكارى ولكن عذاب اللَّه شديد. 2ـ بحارالانوار، ج 43، ص 226-225 با تلخيص.
3ـ كنزالعمال، ج 12، ص 105، ش 34209- فرائدالسمطين، ج 2، ص 49، ش 380 و ص 64، ش 387- سفينه، ج 2، ص 375- ابن ابى‏الحديد، ج 9، ص 193- بحار، ج 43، ص 53 و ص 219.

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۱۲:۱۳
فاطمه (س) و حضور در صحنه های نبرد


http://img.tebyan.net/big/1383/04/19611711091717818778503280258190113250.jpg

در روزگار صدر اسلام اندک زمانی از زنده به گور کردن دختران می گذرد که پیامبر دخترش را "ام ابیها " می نامد ، و بر دست وصورتش بوسه می نشاند . در آن ایام که عرب با پسرانی که می توانند بجنگند و نام پدر ویا قبیله خویش را برافرازند ، پیامبر تنها و تنها دل به دختر یگانه اش می سپارد ، دختری که بناست تمام رنج های پدر را بر دوش کشد ، حامل رسالت وی در کوثر وجودش گردد و همراه او در سالهای غربت مکه و روزگار نبردهای بی امان مدینه باشد ، دختری که روزهای فراق پدر را جز به مژده ی هم او که می گوید تو از خاندانم نخستین فردی که به من می پیوندی ، تاب می آورد و روز را به شب می رساند .
روزهایی که نه تنها دشنه فراق پدر را بر دلش می نهد که همسرش ، یکه تاز میدانهای نبرد ، جان و جانشین رسول را خانه نشین می سازد ، روزهایی که حقش را به تاراج می برند و او یکه و تنهاست تا یک تنه در برابر تمام ناحقی هایی که اصحاب پدر بر او تحمیل کرده اند در ایستد .او شجاعانه ، اولین مدافع راه امامت و نخستین شهید همان راه است .

ولی آیا فاطمه تنها پس از رسول خدا پای در صحنه می نهد ؟

آیا ریحانه رسول خدا (ص) پیش از اینها در زمان پدر برای این روزها آماده نشده بود ؟

آیا می توان نمونه های دیگری از حضور سیاسی و اجتماعی فاطمه یافت ؟
برای شناختن فاطمه باید فراتر از قالب های رایج اندیشید . باید او را چنان که بود ، نه تنها دختر خاتم رسولان و همسر نخستین امام که بانویی مسئول و آگاه به شرایط سیاسی – اجتماعی زمانه در نظر آورد ،

آیا می توان تصور کرد دختری که در دامان وحی و نبوت پرورش می یابد ، در کنار امامت جای می گیرد ،

لقب کوثر را از جانب خدای دریافت می دارد ، در کنار پدر رنج رسالت و هدایت عرب جاهلی را بر دوش می کشد ، و هم پای همسر در صحنه های نبرد حاضر می شود، از آگاهی و آنچه به اشتباه رشادت مردانه لقب یافته است بی بهره باشد ؟

این فاطمه است که هدف خلقت کهکشانها و زمین است ، این فاطمه است که هم نشین کروبیان عالم بالاست ، و این فاطمه است که.... دیگر ما را که اسیر خاکیم چه می دانیم که فاطمه کیست و تا کجا پرکشیده است ؟
در این فرصت و با توجه به فرا رسیدن ایام سراسر اندوه شهادت یگانه بانوی عالم اسلام ، در نظر داریم به فعالیت های سیاسی و به ویژه حضور در عرصه های نبرد بانو فاطمه زهرا (س) بپردازیم .
در سالهایی که حکومت نوپای اسلامی در مدینه پا می گرفت و آماج تیرهای کینه و عداوت دشمنان ، کافران و یهودیان بود ، و هردم طبل جنگ به صدا در می آمد ، پیامبر با اصحاب راستین خود بی مهابا در نبرد حاضر می شد و جان مبارکش را در صحنه های نبرد به خطر می افکند؛ و در این میان مردی چون سایه همه جا به دنبال پیامبر بود و او کسی نبود جز علی . و فاطمه (س) در این میان که دو عزیزترینش در کارزار در معرض خطرند آیا به خانه نشینی رضایت می دهد ؟
حاشا که فاطمه (س) چنین کند .
متاسفانه تاریخ صدر اسلام و به ویژه ایام پس از رحلت پیامبراکرم (ص) آکنده از غرض ورزی ها و نادیده گرفتن های حضور دائمی فاطمه زهرا و علی مرتضی (علیها سلام ) است ، با این حال گزارش هایی از حضور فاطمه زهرا(س) در صحنه های نبرد و پرستاری از مجروحان در دست است .



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/91215362631350202622.jpg

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۱۲:۱۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43673687348238674469.png (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43673687348238674469.png)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47898165210752692150.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47898165210752692150.jpg)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43673687348238674469.png


" در طول 10 سال حكومت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) در مدینه 27 یا 28 غزوه و 35 تا 90 سریّه در تاریخ ذكر شده است. گاهى برخى از این مأموریتهاى رزمى به خاطر فاصله زیاد جبهه ها از مدینه، حدود دو یا سه ماه به طول مىانجامید
.به تحقیق مى توان گفت على(علیه السلام)در طول زندگى مشتركش با حضرت زهرا(علیها السلام) بیشتر اوقاتش را در میدانهاى جهاد یا مأموریّتهاى تبلیغى گذراند.

در این مدّت، فاطمه(علیها السلام) به یارى خانواده هاى رزمندگان و شهیدان مىشتافت و با آنها اظهار همدردى مىكرد و گاهى هم، ضمن تشویق زنان امدادگر و آشنا ساختن آنان به وظایف خطیرشان، به مداواى جراحت محارم خویش مىپرداخت. در جنگ اُحد، فاطمه(علیها السلام) همراه زنان به اُحد (در شش كیلومترى مدینه) رفت.
در این نبرد، رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) به شدّت زخمى شد و على(علیه السلام) نیز جراحاتى برداشت. فاطمه(علیها السلام)خون را از چهره پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) مىشست و على(صلى الله علیه وآله وسلم) با سپر خود آب مىریخت.هنگامى كه فاطمه(علیها السلام) مشاهده كرد كه خون بند نمىآید، قطعه حصیرى را سوزانید و خاكستر آن را بر زخم پاشید تا خون بند آمد."
نبرد احد تنها حضور فاطمه (س) در جبهه های نبرد نبود بلکه " فاطمه زهرا(علیها السلام) در فتح مكّه نیز حضور داشت."
علاوه بر این بانو فاطمه زهرا (س) در حجه الوداع شرکت کرد و در نتیجه در مراسم غدیرخم و اعلام جانشینی امیرالمومنین پس از پیامبر حضور داشت .

شاید این حضور خود زمینه ای را بر دفاع تام وتمام فاطمه زهرا از خلافت وامامت امیر المومنین و پایفشاری بر حق مسلم ایشان فراهم کرد ؛ آنان که اندکی پس از پیامبراکرم بر ایشان دروغ بستند و احادیث جعلی ایراد کردند، در صورتی که فاطمه زهرا(س) در غدیر خم حضور نمی داشت به راحتی ادعای وی را نیز باطل می خواندند.

به هر روی به نظر می رسد ادعای اینکه بانوفاطمه زهرا (س) تنها و تنها به کار خانه و تربیت فرزندان اشتغال داشته ، ادعایی باطل برای تحت الشعاع قرار دادن حضور سیاسی این بانوی بزرگ در دفاع از حق مسلم خود (فدک) و حق خلافت و جانشینی امیرالمومنین است ، تا این بزرگ بانو را در حد انسانی فاقد جهت گیری های سیاسی – اجتماعی تنزل بخشد . هر چند اشتغال فاطمه زهرا(س) به خانه داری و تربیت فرزندان به هیچ روی منزلت و شان ایشان را کاهش نمی دهد ولی منحصر کردن ایشان تنها به این دو امر به نوعی تحریف تاریخ است .
دفاع فاطمه زهرا (س) از جانشینی امیرالمومنین دفاع زنی از شوی خویش نیست که دفاع فردی از جامعه اسلامی از امامی است که حق وی نادیده گرفته شده است .
دفاع حضرت فاطمه (س) و مبارزه ایشان از امامت علی ابن ابیطالب را نباید تنها در چارچوب خانواده و مناسبات یک زوج دید و بررسی کرد بلکه باید این مبارزه را اولین ندا و نخستین فریاد بر کج اندیشان و فرصت طلبان دانست .

باشد که زنان مسلمان در تمام زمینه ها به این بانوی پاک - که پاکی اش را نه در کنج عزلت و عبادت که درعین حضور در عرصه های پرالتهاب صدر اسلام به دست آورده است – تاسی کنند.





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54418848840507775957.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54418848840507775957.jpg)

nekuee
۱۳۹۰/۰۲/۱۱, ۲۳:۱۶
http://paknevis1.persiangig.ir/image/1/fateme-shahed.jpg


دل غريب من از گردش زمانه گرفت
به ياد غربت زهرا شبی بهانه گرفت

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۱۲, ۰۳:۳۸
http://shiaupload.ir/images/k7ex5kkjpbv6k1pztlj.jpg (http://shiaupload.ir/images/k7ex5kkjpbv6k1pztlj.jpg)



درسوگ ياس حيدر

زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است.
ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی!
در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشته‌های چادرت دست نیاز می‌آویزد و معرفت به غبار آستان خانه‌ات بوسه می‌زند.
برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم‌ها و داغ‌ها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانه‌ات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...
وجود مبارك حضرت فاطمه علیهاالسلام تنها یك تفكر یا تصور یك حقیقت حیات بخش نیست. بلكه تجسمی عینی و زنده از بركت خداوند بر انسان است.

اگر تا قبل از حضور ایشان در عالم خاكی انسان معناگرا مجبور بود گوشه‌هایی از نعمت یك زن مقدس را در اسطوره‌ها، الهه‌ها و افسانه‌ها جستجو كند یا متوسل به پاكدامنی حضرت مریم(ع) یا خردمندی آسیه و وفاداری سارا بشود، بعد از تجسم خاكی و عینی ایشان برای انسان كمال‌گرا یك الگوی زنده و جاوید پدید آمد و آن شخصیتی والا به نام «فاطمه» دختر رسول اكرم بود.


از این رو است كه فاطمه علیهاالسلام را ناموس و علت هستی می‌دانند. اگر فاطمه علیهااسلام پا به جهان فانی نگذاشته بود و خاك هبوط را به قدوم خود مبارك نمی‌كرد، دیگر برای پیروانش هدفی وجود نداشت تا برای آن به شهادت برسند و جهاد كنند. جهانیان با توسل به اوست كه توكل به احد را می‌آموزند و از نور هدایت ایشان است كه بركت زندگی دنیایی درك می‌شود.

بنابراین بی‌دلیل نیست كه بعد از درگذشت ملكوتی ایشان، بشریت، سرگشته به دنبال مرهمی است تا زخم نبود روح بخش ایشان در عالم فانی التیام یابد. از این روست كه هر چه انسان برای درك حضرت فاطمه علیهاالسلام تلاش می‌كند، بركت آن بر خودش می‌تابد و این اصل وجودی نعمت فاطمه علیهاالسلام در دنیا است.

امروز هم شاهد تلاش انسان‌های پاكی هستیم كه به دنبال معنویت فاطمه علیهاالسلام در رفتار روزمره خود هستند و با تذكره و یادمان‌هایی سعی دارند آوای خوش چشمه كوثر را در یادشان زنده نگه دارند تا در بهشت، حاضر در خدمت ایشان باشند.

رسول اكرم صلی الله علیه و آله روایت نموده‌اند كه خدای متعال فرمود: ای احمد! اگر تو نبودی آسمان و زمین را نمی‌آفریدم و اگر علی نبود تو را نمی‌آفریدم و اگر فاطمه نبود، شما را نمی‌آفریدم.(یعنی شمایان رمز خلقتید)(1)

از امام محمدباقر علیه السلام روایت شده است كه، ولادت حضرت زهرا علیهاالسلام پنج سال بعد از بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سن شریف آن بانو در هنگام وفات هیجده سال و هفتاد و پنج روز بود.(2)




http://shiaupload.ir/images/95934659173831862824.jpg (http://shiaupload.ir/images/95934659173831862824.jpg)

neginsabz
۱۳۹۰/۰۲/۱۲, ۱۹:۵۷
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif


فاطمه(س) در انديشه امام خمينى

اين نوشتار سزاوار مى‏بيند، نظرى به ديدگاه امام خمينى; در باره شخصيت فاطمه زهرا(س) داشته باشد، گذشته از آنكه حضرت امام; از فرزندان حضرت زهرا(س) است و در مكتب او پرورش يافته و عمر شريف خويش را در راه اهداف والاى اسلام و اهل بيت(ع) سپرى فرموده است، همزمانى ميلاد امام خمينى; (بيستم جمادى‏الثانى سال 1320 ه .ق) و ميلاد فاطمه زهرا(س) بر اين مناسبت، دو چندان، افزوده است. حضرت امام; در برخى از پيامها و سخنرانيهاى خود به ترسيم و توصيف شخصيت جاودانه فاطمه زهرا(س) پرداخته‏اند، اما به اين نكته نيز بايد توجه داشت كه آنچه بيان كرده‏اند تنها اشاره به بخشى از فضايل بى‏پايان و وصف‏ناشدنى زهراى مرضيه(س) است، نه تبيين همه آن، كه اصولا از قدرت بشر خارج است، و به كلام امام; نيز در اين باره خواهيم پرداخت.
اينك سخنان حضرت امام; را تحت عناوينى چند به شما خواننده گرامى تقديم مى‏داريم:

1 - فاطمه(س) مايه افتخار
در دنيايى كه در آن زندگى مى‏كنيم، از گذشته تا حال، انسانها بر حسب ديدگاه خود از جهان و انسان و زندگى، به اشياء يا اشخاصى افتخار مى‏كرده‏اند و آنها را مايه فخر و مباهات خود دانسته‏اند، اما حضرت امام; فاطمه زهرا(س) را مايه افتخار مى‏دانند، ببينيم چه كسانى به زهراى مرضيه(س) افتخار مى‏كنند.
الف) افتخار جهان هستى
امام: روز پر افتخار ولادت زنى [است] كه از معجزات تاريخ و افتخارات عالم وجود است (1) .
زنى كه عالم به او افتخار دارد. (2)

ب) افتخار خاندان وحى
امام: زنى كه افتخار خاندان وحى، و چون خورشيدى بر تارك اسلام مى‏درخشد. (3)
تاريخ اسلام گواه احترامات بى‏حد رسول خدا(ص) به اين مولود شريف است. (4)

ج) افتخار پيروان او
امام: براى زن‏ها كمال افتخار است كه روز تولد حضرت صديقه را روز زن قرار داده‏اند، افتخار است و مسؤوليت. (5)


2 - فاطمه(س) تجلى كمال انسان امام: تمام هويت انسانى در او جلوه‏گر است. (6)
تمام ابعادى كه براى زن متصور است و براى يك انسان متصور است در فاطمه زهرا(س) جلوه كرده و بوده است. (7)
يك انسان به تمام معنى انسان، تمام نسخه انسانيت، تمام حقيقت زن، تمام حقيقت انسان،... تمام حيثيت زن، تمام شخصيت زن فردا [روز ميلاد] موجود شد. (8)
تمام هويت‏هاى كمالى كه در انسان متصور است و در زن تصور دارد، تمام، در اين زن است. (9)
نكته: حضرت امام; در بيان اينكه چرا در آيه (انا انزلناه) به شكل جمع ذكر شده است فرموده‏اند: بدانكه نكته آن تفخيم مقام حق تعالى به مبدئيت تنزيل اين كتاب شريف است... بعبارت ديگر اين صحيفه نورانيه [قرآن كريم] صورت اسم اعظم است چنانچه انسان كامل نيز صورت اسم اعظم است، بلكه حقيقت اين دو در حضرت غيب يكى است و در عالم تفرقه از هم بحسب صورت متفرق [هستند]. (10)
نتيجه: با توجه به اينكه حضرت امام;، حضرت زهرا را انسان كامل معرفى نموده‏اند و از سويى انسان كامل را صورت اسم اعظم مى‏دانند، نتيجه مى‏گيريم كه:
«حضرت زهرا(س) صورت اسم اعظم الهى است‏».


3 - مقامات معنوى حضرت زهرا(س) الف) نور او قبل از خلقت‏بشر آفريده شده است. (11)
امام: اصولا رسول اكرم(ص) و ائمه(عليهم‏السلام) طبق رواياتى كه داريم قبل از اين عالم انوارى بوده‏اند در ظل عرش... و مقاماتى دارند الى ماشاءالله... چنانكه بحسب روايات اين مقامات معنوى براى حضرت زهرا(س) هم هست. (12)

ب) موجودى ملكوتى و جبروتى امام:او [فاطمه زهرا] موجود ملكوتى است كه در عالم انسان ظاهر شده است، بلكه موجود الهى جبروتى در صورت يك زن ظاهر شده است. (13)
معنويات، جلوه‏هاى ملكوتى، جلوه‏هاى الهى، جلوه‏هاى جبروتى، جلوه‏هاى ملكى و ناسوتى همه در اين موجود است. (14)


ج) مجمع اوصاف انبياء(ع)امام: فردا [روز ولادت فاطمه زهرا] همچو زنى متولد مى‏شود كه تمام خاصه‏هاى انبياء در اوست. (15)


د) حقيقت ليلة القدرامام: دلالت‏بر آنچه احتمال داديم از حقيقت ليلة‏القدر مى‏كند حديث‏شريف طولانى كه در تفسير برهان از كافى شريف نقل فرموده و در آن حديث است كه نصرانى گفت‏به حضرت موسى بن‏جعفر كه تفسير باطن (حم، والكتاب المبين، انا انزلناه فى ليلة مباركة، انا كنا منذرين فيها يفرق كل امر حكيم) چيست؟ فرمود:
اما «حم‏» محمد(صلى الله عليه و آله) و اما «كتاب مبين‏» اميرالمؤمنين‏(ع) است و اما الليلة، فاطمه(س) است. (16)
و در روايتى ليالى عشر به ائمه طاهرين از حسن تا حسن تفسير شده است و اين يكى از مراتب ليلة القدر است كه حضرت موسى بن‏جعفر(ع) ذكر فرموده و شهادت داده بر آنكه ليلة‏القدر تمام دوره محمديه است روايتى كه در تفسير برهان از حضرت باقر(ع) نقل مى‏كند و اين روايت چون روايت‏شريفى است و به معارف چندى اشاره فرموده و از اسرار مهمه كشف فرموده ما تيمنا عين آن حديث را نقل مى‏كنيم:
قال (رحمه الله) و عن الشيخ ابى جعفر الطوسى عن رجاله عن عبدالله بن‏عجلان السكونى قال سمعت اباجعفر(ع) يقول:
بيت على و فاطمة حجرة رسول الله(ص) و سقف بيتهم عرش رب العالمين و فى قعر بيوتهم فرجة مكشوطة الى العرش معراج الوحى والملائكة تنزل عليهم بالوحى صباحا و مسائا و كل ساعة و طرفة عين، و الملائكة لا تنقطع فوجهم، فوج ينزل و فوج يصعد و ان الله تبارك و تعالى كشف لابراهيم(ع) عن السموات حتى ابصر العرش و زاد فى قوة ناظره، و ان الله زاد فى قوة ناظر محمد و على و فاطمة و الحسن و الحسين(ع) و كانوا يبصرون العرش و لايجدون لبيوتهم سقفا غير العرش، فبيوتهم مسقفة بعرش الرحمن و معارج الملائكة و الروح فيها باذن ربهم من كل امر سلام، قال قلت: من كل امر سلام؟

قال: بكل امر
فقلت: هذا التنزيل؟
قال: نعم
و تدبر در اين حديث‏شريف، ابوابى از معرفت‏به روى اهلش باز كند و شمه‏اى از حقيقت ولايت و باطن ليلة القدر به آن مكشوف شود. (17)
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۲/۱۲, ۱۹:۵۷
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif


ه) تسبيحات فاطمه زهرا بهترين تعقيبات نماز امام:و از جمله تعقيبات شريفه، تسبيحات صديقه طاهره(س) است كه رسول خدا(ص)، آن را به فاطمه(س) عطا فرمود. از حضرت صادق(ع) مرويست كه اين تسبيحات در هر روز، در تعقيبات هر نمازى پيش من محبوب‏تر است از هزار ركعت نماز در هر روز. (18)


و) مراوده با جبرئيل، بالاترين فضيلت زهرا(س) امام:من راجع به حضرت صديقه(س) خودم را قاصر مى‏دانم ذكرى بكنم، فقط اكتفا مى‏كنم به يك روايت كه در كافى شريفه است و با سند معتبر نقل شده است و آن روايت اين است كه حضرت صادق(ع) مى‏فرمايد:
فاطمه(س) بعد از پدرش 75 روز زنده بودند، در اين دنيا بودند و حزن و شدت برايشان غلبه داشت و جبرئيل امين مى‏آمد خدمت ايشان و به ايشان تعزيت عرض مى‏كرد و مسائلى از آينده نقل مى‏كرد.
ظاهر روايت اين است كه در اين 75 روز مراوده‏اى بوده است‏يعنى رفت و آمد جبرئيل زياد بوده است و گمان ندارم كه غير از طبقه اول از انبياء عظام در باره كسى اينطور وارد شده باشد. ... مساله آمدن جبرئيل براى كسى يك مساله ساده نيست، خيال نشود كه جبرئيل براى هر كسى مى‏آيد و امكان دارد بيايد، اين يك تناسب لازم است‏بين روح آن كسى كه جبرئيل مى‏خواهد بيايد و مقام جبرئيل كه روح اعظم است، چه ما قائل بشويم به اين كه قضيه تنزيل، تنزل جبرئيل، به واسطه روح اعظم خود اين ولى است‏يا پيغمبر است، او تنزيل مى‏دهد او را و وارد مى‏كند تا مرتبه پايين، يا بگوييم كه خير، حق تعالى او را مامور مى‏كند كه برو و اين مسايل را بگو... تا تناسب ما بين روح اين كسى كه جبرئيل مى‏آيد پيش او و بين جبرئيل كه روح اعظم است نباشد، امكان ندارد اين معنا، و اين تناسب بين جبرئيل كه روح اعظم است و انبياء درجه اول بوده است مثل رسول خدا و موسى و عيسى و ابراهيم و امثال اينها، بين همه كس نبوده است... در هر صورت من اين شرافت و فضيلت را از همه فضايلى كه براى حضرت زهرا ذكر كرده‏اند، با اين كه آنها هم فضايل بزرگى است، اين فضيلت را من بالاتر از همه مى‏دانم،... و اين از فضايلى است كه مختصات حضرت صديقه(س) است. (19)


ز) صحيفه فاطمية نتيجه رفت و آمدهاى بسيار جبرئيل و گفتگوى با فاطمه زهرا، جمع مطالبى در مجموعه‏اى شد كه صحيفه فاطميه خوانده مى‏شد. حضرت امام;:
ما مفتخريم كه ادعيه حيات‏بخش كه او را قرآن صاعد مى‏خوانند از ائمه معصومين ما است، مناجات شعبانيه امامان و دعاى عرفات حسين بن‏على(عليهما السلام)، و صحيفه سجاديه اين زبور آل محمد و صحيفه فاطميه كه كتاب الهام شده از جانب خداوند تعالى به زهراى مرضيه است، از ما است. (20)
در ظرف 75 روز جبرئيل امين رفت و آمد داشته است و مسائل را در آتيه‏اى كه واقع مى‏شده است، مسائل را ذكر كرده است و حضرت امير هم آنها را نوشته است، كاتب وحى بوده است‏حضرت امير، همان طورى كه كاتب وحى رسول خدا بوده است - و البته وحى به معناى آوردن احكام، تمام شد به رفتن رسول اكرم - كاتب وحى حضرت صديقه در اين 75 روز بوده است. (21)
و شايد يكى از مسائلى كه گفته است راجع به مسائلى است كه در عهد ذريه بلند پايه او حضرت صاحب(عج) است، براى او ذكر كرده است، كه مسائل ايران جزو آن مسائل باشد، ما نمى‏دانيم، ممكن است. (22)


4 - پرورش يافتگان مكتب زهرا(س) امام:مكتبى كه مى‏رفت‏با كجرويهاى تفاله جاهليت و برنامه‏هاى حساب شده احياى ملى‏گرايى و عروبت‏با شعار «لا خبر جاء و لا وحى نزل‏» محو و نابود شود و از حكومت عدل اسلامى يك رژيم شاهنشاهى بسازد و اسلام و وحى را به انزوا كشاند كه ناگهان شخصيت عظيمى كه از عصاره وحى الهى تغذيه و در خاندان سيد رسل محمد مصطفى و سيد اولياء على مرتضى تربيت در دامن صديقه طاهره بزرگ شده بود قيام كرد و با فداكارى بى‏نظير و نهضت الهى خود واقعه بزرگى را بوجود آورد كه كاخ ستمكاران را فرو ريخت و مكتب اسلام را نجات بخشيد. (23)
اين خانه كوچك فاطمه(س) و اين افرادى كه در آن خانه تربيت‏شدند كه به حسب عدد، چهارپنج نفر بودند و به حسب واقع، تمام قدرت حق تعالى را تجلى دادند، خدمتهايى كردند كه ما را و شما را و همه بشر را به اعجاب درآورده است. (24)
زنى كه در حجره‏اى كوچك و خانه‏اى محقر، انسانهايى تربيت كرد كه نورشان از بسيط خاك تا آن سوى افلاك و از عالم ملك تا آن سوى ملكوت اعلى مى‏درخشيد، صلوات و سلام خداوند تعالى بر اين حجره محقرى كه جلوه‏گاه نور عظمت الهى و پرورشگاه زبدگان اولاد آدم است. (25)
در ناحيه معنويات آنقدر در مرتبه بالا بودند كه دست ملكوتى‏ها هم به آن نمى‏رسيد و در جنبه‏هاى تربيتى آنقدر بوده است كه هر چه انسان مى‏بينند بركات در بلاد مسلمين هست و خصوصا در مثل بلاد ماها، اينها از بركت آنهاست. (26)
زنى كه دخترش در مقابل حكومتهاى جبار ايستاد و آن خطبه را خواند. (27)


5 - لزوم تشكيل حكومت اسلامى حضرت امام:ما براى اينكه وحدت امت اسلام را تامين كنيم، براى اين كه وطن اسلام را از تصرف و نفوذ استعمارگران و دولتهاى دست‏نشانده آنها خارج و آزاد كنيم راهى نداريم جز اينكه تشكيل حكومت‏بدهيم ... چنانكه حضرت زهرا سلام الله عليها در خطبه خود مى‏فرمايد كه امامت‏براى حفظ نظام و تبديل افتراق مسلمين به اتحاد است. (28)


6 - زهرا(س) الگوى زندگى امام :الگو حضرت زهرا است، الگو پيغمبر اسلام است. (29)
ما بايد تبعيت كنيم و زندگى خود را براى آنها قرار دهيم. (30)
ما بايد سرمشق از اين خاندان بگيريم، بانوان ما از بانوانشان و مردان ما، از مردانشان، بلكه همه، از همه آنها، آنها زندگى خودشان را وقف كردند از براى طرفدارى مظلومين و احياى سنت الهى. (31)
اين خاندان ... براى ملت‏ها و مستضعفين قيام كردند در مقابل كسانى كه مى‏خواستند مستضعفين را از بين ببرند. (32)
خطبه فاطمه زهرا (سلام الله عليها) در مقابل حكومت و قيام اميرالمؤمنين و صبر اميرالمؤمنين و ... و فداكارى دو فرزند عزيزش ... اسلام را زنده كردند و براى ما و شما برادرهاى عزيز الگو شدند ... ما هم الگوى آنها را، تبعيت از آنها را مى‏پذيريم. (33)
همه بايد به او (حضرت زهرا سلام الله عليها) اقتدا كنيم و همه بايد دستورمان از اسلام را بوسيله او و فرزندان او بگيريم و همان طورى كه او بوده است‏باشيد. (34)


7 - ميلاد حضرت زهرا(س) تا توجه به آنچه تا بحال بيان شد به اين نتيجه مى‏رسيم كه الگويى براى زنان مسلمان مناسب‏تر و ارزشمندتر از فاطمه زهرا(س) نمى‏توان پيدا كرد و بنابر اين روز ولادت آن حضرت، بهترين انتخاب به عنوان روز زن خواهد بود.
حضرت امام: اگر روزى بايد روز زن باشد، چه روزى والاتر و افتخارآميزتر از روز ولادت با سعادت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) است. (35)
روز ولادت سرتاسر سعادت صديقه طاهره كه والاترين روز براى انتخاب روز زن است، به ملت‏شريف ايران، خصوصا زنان محترم تبريك و تهنيت عرض مى‏كنم. (36)
مبارك باد بر ملت عظيم‏الشان ايران بويژه زنان بزرگوار، روز مبارك زن، روز شرافتمند عنصر تابناكى كه زيربناى فضيلتهاى انسانى و ارزشهاى والاى خليفة الله در جهان است. (37)
براى زنها كمال افتخار است كه روز تولد حضرت صديقه را روز زن قرار داده‏اند، افتخار است و مسؤوليت. (38)
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۲/۱۲, ۱۹:۵۸
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

8 - حكم اهانت‏به فاطمه(س) روز شنبه 8 بهمن‏1367، از صدا و سيماى جمهورى اسلامى، مصاحبه‏اى با برخى خانمها پيرامون زن و الگوى زنان پخش شد از آن جمله، يكى از خانمهادر باره فاطمه زهرا(س) مطلبى قريب به اين مضمون گفت كه «فاطمه زهرا تعلق به چهارده قرن قبل داشته‏اند و ما زنان امروز بايد طبق زمان خود زندگى كنيم‏» روز بعد حضرت امام; در باره پخش اينگونه مصاحبه‏ها در نامه‏اى به مدير عامل وقت صدا و سيما، چنين مرقوم داشتند:
با كمال تاسف و تاثر روز گذشته (روز شنبه 8 بهمن) از صداى جمهورى اسلامى مطلبى در مورد الگوى زن پخش گرديده است كه انسان شرم دارد بازگو نمايد، فردى كه اين مطلب را پخش كرده است تعزير و اخراج مى‏گردد و دست‏اندكاران آن تعزير خواهند شد، در صورتى كه ثابت‏شود قصد توهين در كار بوده است‏بلاشك فرد توهين‏كننده محكوم به اعدام است. اگر بار ديگر از اين‏گونه قضايا تكرار گردد، موجب تنبيه و توبيخ و مجازات شديد و جدى مسؤولين بالاى صدا و سيما خواهد شد، البته در تمامى زمينه‏ها قوه قضاييه اقدام مى‏نمايد.» (39)


9- ناتوانى از درك و ترسيم شخصيت فاطمه زهرا(س) امام: فاطمه زهرا زنى كه افتخار خاندان وحى و چون خورشيدى بر تارك اسلام عزيز مى‏درخشد، زنى كه فضايل او همطراز فضايل بى‏نهايت پيغمبر اكرم و خاندان عصمت و طهارت بود، زنى كه هر كس با هر بينش در باره او گفتارى دارد و از عهده ستايش او برنيامده، كه احاديثى كه از خاندان وحى رسيده به اندازه فهم مستمعان بوده و دريا را در كوزه‏اى نتوان گنجاند و ديگران هر چه گفته‏اند به مقدار فهم خود بوده، نه به اندازه مرتبت او، پس اولى آنكه از اين وادى شگفت درگذريم! (40)
«والسلام‏»
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/91215362631350202622.jpg
پی نوشت ها:

1 - صحيفه نور، ج‏16، ص 125، چاپ وزارت ارشاد اسلامى.
2- همان، ج‏6، ص‏187.
3- همان، ج 12، ص 72.
4- همان، ج 14، ص 201.
5- همان، ج‏19، ص 278.
6- همان، ج‏6، ص 194.
7- همان، ج‏6، ص 185.
8و9 - همان.
10 - آداب الصلوة، ص‏347 چاپ آستان مقدس رضوى. براى اطلاع از مطالبى در باره اسم اعظم به تفسير دعاى سحر امام خمينى، ص‏123 تا 158، انتشارات نهضت زنان مراجعه شود.
11- به گفتار علامه امينى در باره فاطمه زهرا، ص‏39 و107 مراجعه شود.
12- ولايت فقيه، ص 58، انتشارات آزادى قم.
13و14 - صحيفه نور، ج‏6، ص 185.
15- همان.
16- آداب الصلوة، ص‏356.
× حضرت باقر(ع) مى‏فرمود: خانه على و فاطمه حجره رسول الله است و سقف خانه‏شان عرش رب‏العالمين است و در عمق خانه‏هاشان شكافى است، رو باز تا عرش كه معراج وحى است و فرشتگان هر صبح و شام و هر ساعت و هر چشم بهم زدن بر آنان با وحى فرود مى‏آيند و دسته‏هاى فرشتگان از هم گسيخته نمى‏شود، دسته‏اى فرود مى‏آيند و دسته‏اى بالا مى‏روند. و همانا خداى تبارك و تعالى براى ابراهيم(ع) از آسمانها پرده برداشت تا آنكه عرش را ديد و خداوند نور ديده او را نيرو بخشيد و همانا خداوند به نور ديده محمد و على و فاطمه و حسن و حسين نيرو بخشيد، آنان عرش را مى‏ديدند و سقفى براى خانه خودشان بجز عرش نمى‏يافتند، پس سقف خانه‏هاى آنان عرش رحمان است و معراج‏هاى ملائكه و روح در اين خانه‏ها است و با اذن پروردگارشان از هر امرى سلامت است، راوى گويد: گفتم: از هر امرى سلامت است؟ فرمود: به هر امرى. گفتم: اين چنين نازل شده؟ فرمود: آرى.
17- همان، آداب‏الصلاة، پاورقى، ص‏357.
18- همان، ص 408.
19- صحيفه نور، ج‏19، ص 278.
20- همان، ج 21، ص 171 از وصيت نامه سياسى - الهى امام(ره)
21و22 - همان، ج‏19، ص 278.
23- همان، ج 12، 181.
24- همان، ج‏16، ص‏167.
25- همان، ص 125.
26- همان، ج‏17، ص‏216.
27- همان، ج‏6، ص‏187.
28- ولايت فقيه، ص‏36.
29- صحيفه نور، ج‏7، ص‏17.
30و31 و32 - همان، ج 5، ص‏283.
33- همان، ج‏16، ص‏67.
34- همان، ج‏19، ص 120.
35- همان، ج 12، ص 72.
36- همان، ج 14، ص 201.
37- همان، ج‏16، ص 125.
38- همان، ج‏19، ص 278.
39- همان، ج 21، ص‏76.
40- همان، ج 12، ص 72.
و پيامها و سخنرانيها، ج 1، ص 68.
ماهنامه كوثر شماره 8

neginsabz
۱۳۹۰/۰۲/۱۳, ۱۶:۲۸
مقام حضرت زهرا(س) در بهشت

مقام زهرا عليهاالسلام در بهشت با مقام پيامبر و على و حسنين عليهم‏السلام يكسان است
منقبت ديگر، اشتراك فاطمه‏ى زهرا سلام‏اللَّه‏عليها با پيامبر اكرم و اميرالمؤمنين و حسنين عليهم‏السلام است در مقامات و درجاتى كه مخصوص و منحصر مى‏باشد به پنج تن آل‏عبا. با دقت در اين دسته روايات كاملاً روشن مى‏شود كه آنان را مقام و مركزيت خاصى است، و هرگز هيچ بشرى را به آن درجات والا راه نيست.

زيد بن ارقم از پيامبر اكرم روايت مى‏كند كه آن حضرت خطاب به اميرالمؤمنين فرمود:
«انت معى فى قصرى فى الجنه مع فاطمه ابنتى (و انت اخى و رفيقى) ». (1)
«يا على تو و دخترم فاطمه در بهشت در قصر من همنشين من هستيد. سپس پيامبر اكرم اين آيه را تلاوت فرمود: (برادرانه بر تختهاى بهشتى روبروى هم مى‏نشينيد)».
اين روايت را محب‏الدين طبرى در كتاب الرياض النضره، ابن مغازلى در مناقب، حموينى در فرائد، ابن باكثير (2) در وسيله المال، و عاصمى در زين الفتى، احمد بن حنبل در مناقب نقل كرده‏اند.

حديث ديگرى اميرالمؤمنين عليه‏السلام مرفوعا از پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم نقل كرده‏اند كه رسول اكرم فرمود:
«فى الجنه درجه تدعى «الوسيله». فاذا سالتم اللَّه فسلوا لى الوسيله، قالوا: يا رسول‏اللَّه، من يسكن معك فيها؟
قال: على و فاطمه والحسن والحسين». (3)
«در بهشت درجه‏اى است به نام «الوسيله»، هرگاه بخواهيد در هنگام دعا چيزى براى من از خدا بطلبيد، مقام «وسيله» را مسئلت نماييد، گفتند: يا رسول‏اللَّه چه كسانى در اين درجه‏ى مخصوص با شما همنشين هستند؟ فرمود: على، فاطمه، حسن و حسين». اين حديث از دانشمندان عامه نيز در كتب خود ذكر نموده‏اند، از جمله سيوطى در كتاب جامع الكبير از حافظ ابن مردويه نقل كرده است.

ما شيعيان نيز در زيارت پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم چنين عرض مى‏كنيم: «اللهم اعطه الدرجة الرفيعة، و آته الوسيلة من الجنة». (4)
چنانكه گفته شد درجة الوسيله- كه والاترين درجات بهشتى است- مخصوص و منحصر است به پنج تن، و هرگز بشرى را به آن رتبه‏ى اعلى راه نيست. درجة الوسيله برتر از درجات جميع انبيا، اوصيا، اوليا، و علماء و مخلصين است. (5)
اميرالمؤمنين چنين روايت مى‏كند كه پيامبر اكرم فرمود:
«انا و فاطمة و على والحسن والحسين فى مكان واحد يوم القيامة».
«روز قيامت من و فاطمه و على و حسن و حسين داراى مقام و منزلت واحدى هستيم».
آرى اينان در تمام عوالم خلقت مقام و منزلتشان يكى است. در عالم نور، در عالم ذر، در عالم اظله، در محشر، در عوالم سفلى و علوى، ملكى و ملكوتى، در غيب و شهود، خلاصه در تمام مسير آفرينش، از آغاز تا پايان، همه جا با هم، هم‏رديف و هم‏شان و هم‏مقامند. بعضى ازعلماى عامه (سنى) كه حديث مذكور را نقل كرده‏اند عبارتند از: احمد بن حنبل در مسند، حافظ محب‏الدين طبرى در الرياض النضره.

روايت ديگرى كه حضرات عامه نيز نسبت به آن اهميت بسيار قائل شده‏اند عبارت از اين است: روزى رسول اكرم وارد خانه على شد، و اميرالمؤمنين را در حال استراحت مشاهده كرد؛ و خطاب به حضرت زهرا چنين فرمود:
«انى و اياك و هذين (يعنى الحسنين) و هذالراقد (او النائم)، يوم القيامه فى مكان واحد». (6)
«همانا، من و تو (يا زهرا) و حسن و حسين، و اين شخص كه در اينجا آرميده است (على)، روز قيامت همه در يك جا خواهيم بود».

راويان اين حديث عبارتند از: احمد ابن حنبل در مسند، حافظ ابن‏عساكر، محب‏الدين طبرى، حاكم حسكانى....
حاكم نيسابورى اسناد اين روايت را بررسى و آن را تأييد نموده است. (7)
ما نيز مدارك اين حديث شريف را كاملاً رسيدگى كرديم؛ ترديدى در صحت آن نيست، و مسلماً از فرمايشات پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم مى‏باشد.

عبداللَّه بن قيس از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم نقل مى‏كند كه فرمود:
«انا و على و فاطمة والحسن والحسين يوم القيامة فى قبة تحت العرش». (8)
«جايگاه من و على و فاطمه و حسن و حسين روز قيامت در قبه‏اى است كه زير عرش قرار دارد».

از اين روايت چنين معلوم مى‏شود كه والاترين مقامات كه «وسيله» نام دارد، در پايتخت عظمت حضرت حق تبارك و تعالى است؛ و هرگز كسى را به آنجا راه نيست. آرى، پايتخت عالم فقط جايگاه پنچ تن است، آنجا كه نشانگر عظمت و جلال و جلوه‏گاه نور جمال و جلال كبريايى است.
چنانكه گفته شد، اين انوار پنج‏گانه، در جميع منازل خلقت در تمام شئون ولايت همه جا همراه و همگام و همتايند؛ در ابتدا و انتها، در عالم اظله، در عالم ذر، در عالم ارواح و اشباح، در دنيا و برزخ، در حشر و نشر، خلاصه تا روز قيامت، از يكديگر جدا نبوده، در كنار هم در جميع مراحل و در تمام ملكات و فضائل بطور يكسان سهيمند.

http://www.askquran.ir/signaturepics/sigpic45970_5.gif
پي نوشت ها

1ـ در بعضى از روايات عبارت داخل پرانتز نيز درج است.

2ـ احمد بن فضل بن محمد با كثير مكى شافعى متوفاى 1047 هجرى. وى از ادبا و شعراى مكه بوده و كتاب «وسيله المال فى عد مناقب الال» را در سال 1027 در مكه تدوين نموده است. (ايضاح المكنون ج 1/ 405، هديه العارفين ج 1/ 159، الاعلام ج 1/ 195، معجم المولفين ج 1/ 228).

3ـ مقتل الحسين (خوارزمى) ج 1/ 67، 68، منتخب كنزالعمال ج 5/ 94، مناقب ابن مغازلى ص 247، كنزالعمال ج 12/ 103/ ح 34195، ج 13/ 639، 640/ ح 37616.

4ـ اين عبارت در زيارت پيامبر با الفاظ ديگرى هم آمده است نظير: «اللهم اعطه الدرجه العليا و آته الوسيله الشريفه». (بحارالانوار 97/ 169).
و يا «اللهم و اعطه الدرجه و الوسيله من الجنه و ابعثه مقاما محمودا يغبطه به الاولون و الاخرون». (كامل الزيارات ص 16).
در اعمال روز عرفه نيز صلواتى بر پيامبر و اهل‏بيت عليهم‏السلام نقل است كه عبارات فوق به اين صورت در آن آمده است «اللهم اعط محمدا و آله الوسيله و الفضيله والشرف والرفعه والدرجه الكبيره». (متن كامل اين صلوات را در مفاتيح‏الجنان مى‏توانيد ببينيد).

5ـ در روايتى آمده است كه پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود: «و اسالوا اللَّه لى الدرجه الوسيله من الجنه. قيل: يا رسول‏اللَّه، و ما الدرجه الوسيله من الجنه؟ قال: هى اعلى درجه من الجنه لاينالها الا نبى ارجو ان اكون انا». (بحارالانوار ج 91/ 65).

6ـ مسند طيالسى ص 26/ ح 190، مسند احمد بن حنبل ج 1/ 101، معجم كبير طبرانى ج 3/ 40، 41/ ح 2622، ج 22/ 405، 406/ ح 1016، 1017، مستدرك حاكم ج 3/ 137، تلخيص المستدرك ج 3/ 137، الرياض النضره ج 3/ 183، ذخائرالعقبى ص 25، فرائد السمطين ج 2/ 28/ ح 367، مقتل الحسين خوارزمى ص 75، 103، اسدالغابه ج 5/ 269، 523، تاريخ مدينه دمشق (ط دار الفكر) ج 13/ 227، 228، ج 14/ 163، 164، تاريخ مدينه دمشق (ترجمه الحسين ع) ص 111، تهذيب‏الكمال ج 6/ 403، 404، سير اعلام النبلاء ج 3/ 258، مجمع‏الزوائد ج 9/ 170، منتخب كنزالعمال 5/ 94، كنزالعمال ج 12/ 99/ ح 34172، در السحابه ص 270، ينابيع‏الموده 194.

7ـ مستدرك حاكم ج 3/ 137.

8ـ كنزالعمال ج 12/ 100/ ح 34177.

poooya
۱۳۹۰/۰۲/۱۳, ۲۳:۱۵
بسم الله

ولایت الهی از زمان هابیل و قابیل به چالش کشیده شد و قداست دستورات الهی به علت حسادت و تکبر قابیلی و وسوسه ابلیس زیر سوال رفت .
قدرت طلبان در زمان حضرت ابراهیم پیامبر خدا را سوزاندند
حضرت موسی قبل از تولد تحت تعقیب بود و متهم به قدرتطلبی شد
حضرت عیسی متهم به سحر شد و محکوم به مصلوب شدن گردید
پیامبر گرامی اسلام متهم به جنون شد و بارها جان مبارکشان مورد سوئ قصد قرارگرفت و با تشکیل حکومت توسط ایشان انواع
توطئه بر علیه ایشان برنامه ریزی شد تا اینکه تصمیم گرفتند پس از ایشان با هر حقه ای شده حکومت به جانشین معین الهی نرسد
حضرت علی (ع) و حضرت زهرا(س) طبق دستور خداوند تا یک هفته مردم را به قیام ترغیب کردند ولی با شدیدترین تهدیدها و خشونتها روبرو شدند و تهمت قدرت طلبی به انها زدند .من بعد مردم متوجه شدند موضوع جدی است و حمایت از حقانیت ولی خدا با حدت و تندی روبرو میشود .امامان معصوم به ترتیب انجام وظیفه نمودند و لی هیچکدام فرصت تشکیل حکومت نیافتند (مگر حضرت علی و مدت کمی امام حسن) تا اینکه با یک توطئه مسموم و یا مقتول می شدند.غیبت امامان به نوعی از زمان امام سجاد (ع) اغاز شد .جامعه اسلامی و زمین و آسمان دیگر تا ب و تحمل حادثه ای مانند کربلا را نداشت و زندگی نیمه مخفی امامان منصوب الهی تا امام عسگری به تناوب ادامه داشت تا اینکه اخرین معصوم بنا به حکمت و عدم لیاقت مردمان از دید همگان پنهان گشت.
در ماجرای انتقال نبوت به املمت بانوی دو عالم نقش مهمی ایفا کرد تا تاریخ بوی جنایت قاسطین را فراموش نکند . و روزی خواهد آمد که انتقام سیلی بگیریم.

يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرى‏ إِنَّا مُنْتَقِمُونَ

كنون منتظر باش اى مصطفى كه روز بزرگى بيايد فرا

كه با ذلت و با عذابى تمام از آن كافران مى‏كشيم انتقام (16)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۱۴, ۰۱:۵۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/19065093653464796758.jpg


حجاب نزد فاطمه زهرا

چند روایت درباره اهمیت حجاب در نظر فاطمه زهرا علیهاسلام:
حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که:
روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.
رسول خدا فرمود:" چرا از او رو می گیری، او که تو را نمی بیند؟"
فاطمه عرض کرد:" او مرا نمی بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی بیند ولی بوی مرا که حس می کند."
رسول خدا فرمود:" شهادت می دهم که تو پاره تن منی."

روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:" نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟" اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید. فاطمه فرمود:" نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)"
وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود:" فاطمه پاره تن من است."

امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید:" بهترین کار برای زنان چیست؟"
فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:" بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند "
رسول خدا فرمود:" فاطمه پاره تن من است "

رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاسلام کارها را بین او و علی علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی.
فاطمه علیها سلام می فرماید:" هیچ کس نمی داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد."

روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء فرمود:" چه بد است این تخته هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می گذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است."
اسماء گفت:" من که در حبشه بودم، می دیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست می کردند و مرده را داخل آن می گذاشتند."
سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبه دار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود:" این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه ای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمی شود مرده مرد است یا زن." و فرمود:" پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید."


dag.gif
* بحارالانوار، ج 43، صفحات 91 و 93 و 54 و 81 و 189.
* بحار/92/43 اول صفحه -
* بحار/189/43 -
* بحار1/81/43-
* بحار/54/43 -




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/61982661147048120655.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/61982661147048120655.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۱۴, ۱۸:۱۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/30620191020183828972.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/images/30620191020183828972.jpg)



چرا پاره‌ی تن بود؟



بسیار شده است که حدیث مشهور «فاطمهُ بضعهٌ منّی» را شنیده‌ایم. آیا تاکنون اندیشیده‌اید که چرا حضرت زهرا(علیهاالسلام) پاره ی تن پیامبر(صلی الله علیه و آله) بود؟!!

پرده داری نه پرده دری!

اسلام بر محور حیا و پرده داری است که امری فطری و ما به الامتیاز انسان از حیوان است. در بسیاری از احکام و عبادات الهی تأکید شدیدی بر پرده داری مؤمنان شده است.
این مسأله تا جایی اهمیت دارد که از پیرزنان نیز که دیگر امیدی به ازدواج ندارند هم عفت و پرده داری خواسته شده است و حیا را برای آنها بهتر می‌داند!
در حدیثی شریف از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل است که ایشان در جمع اصحاب سوالی را مطرح نمودند که بهترین زنان چه کسی است؟ امیرالمومنین(علیه‌السلام) این پرسش رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را در منزل در نزد حضرت زهرا(علیهاالسلام) مطرح نمودند و حضرت فرمودند: بهترین زنان کسی است که به مرد نامحرمی نگاه نکند و مرد نامحرمی نیز او را نبیند. وقتی امیرالمومنین این پاسخ نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله) بازگو فرمودند حضرت فرمودند: أنّها بضعَهٌ منّی. او پاره‌ی تن من است!

پاره‌ی تن پیامبر(صلی الله علیه و آله)

در جای دیگری که پیامبر از این تعبیر درباره حضرت زهرا (علیهاالسلام) استفاده نمودند و ایشان را پاره تن خویش نامیدند داستان آن مرد نابینایی است که حضرت زهرا (علیهاالسلام) با علم به نابینایی او خود را می‌پوشاند و علت امر را نیز آن می‌دانند که گرچه او مرد نابینایی است اما من بینا هستم و او را می‌بینم و نیز او رایحه و بوی مرا می‌تواند استشمام نماید. در این موضع نیز پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند: أشهد أنّکَ بضعَهٌ منّی.
با توجه به روایات شریفه‌ای که وجود دارد معلوم می‌شود روایت مشهور: فاطمة بضعة منی: فاطمه (علیهاالسلام) پاره تن من است، که از قول رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) مکرراً نقل گردیده است مربوط به مواضعی است که حضرت زهرا(علیهاالسلام) روی پرده داری و عفت و حیا تأکید می‌نموده‌اند.

نزدیکترین حالت زن به خدا

حضرت زهرا(علیهاالسلام) در روایت شریفی در مورد نزدیکترین حالت زن به خداوند متعال فرمودند: آن حالتی که او خود را از نامحرم می‌پوشاند؛ نزدیکترین حالت به خداست. در این موضع نیز رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) با شنیدن پاسخ حضرت فاطمه(علیهاالسلام) فرمودند: إنّ فاطمه بضعَةٌٌ منّی.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54418848840507775957.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54418848840507775957.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۱۵, ۰۳:۲۲
http://shiaupload.ir/images/nly7e2enpa8n5l3sgx2h.jpg


راز دل‌ غمین‌ فاطمه علیهااسلام

"شما ای‌ مردم‌ بر پرتگاه‌ آتش‌ بودید و از فرط‌ ذلت‌ نزد دیگران، همچون‌ جرعه ‌آبی‌ در دست‌ تشنه‌ كامی‌ یا لقمه‌ای‌ در دست‌ گرسنه‌ای‌ و یا چون‌ آتشی‌ كه‌ شخص‌ مستعجلی‌ از آن‌ برگیرد.

شما لگدكوب‌ و پایمال‌ بودید و از آب‌ متعفن‌ با سرگین‌ شتر می‌‌آشامیدید و از برگ‌های‌ خاك‌مال‌ و علف‌ بیابان‌ می‌خوردید. ذلیل‌ بودید و زبون‌ می‌زیستید و هر آن‌ مضطرب‌ بودید كه‌ مبادا از این‌ سوی‌ یا آن‌ سوی‌ به‌ شما هجوم‌ آورند و به‌ اسارتتان‌ ببرند.

شما این‌ بودید تا خداوند به‌ دست‌ محمد صلی الله علیه و آله با همه‌ آنچه‌ بر او گذشت‌ رهایتان‌ كرد. چه‌ سختی‌ها كه‌ نكشید و چه‌ شكنجه‌ها كه‌ ندید.

هرگاه‌ شاخی‌ از شاخ‌های‌ شیطان‌ و گردنكشی‌ از یارانش‌ سر بر می‌داشت‌ و فتنه‌ای‌ از مشركان‌ به‌ خونخواری‌ دهان‌ می‌گشود، او برادرش‌ علی علیه السلام را در كام‌ آتش‌ رقصان‌ آن‌ و در گلوگاه‌ خطر می‌افكند و او‌ نیز، تا مغز دشمن‌ را نمی‌كوفت‌ و آتش‌ سركش‌ فتنه‌ را به‌ آب‌ شمشیرش‌ خاموش‌ نمی‌كرد، آرام‌ نمی‌گرفت.

در همه‌ این‌ مدت، علی علیه السلام در راه‌ خدا سختی‌ می‌كشید و به‌ آب‌ و آتش‌ می‌‌زد. در كار خدا از جان‌ مایه‌ می‌‌گذارد و همواره‌ به‌ رسول‌ خدا نزدیك‌ بود.

در میان‌ دوستان‌ و سربازان‌ خدا وقف‌ راه‌ خدا بود و مدام‌ خود را به‌ مشقت‌ می‌انداخت. در دریای‌ رنج‌ فرو می‌رفت‌ و هرگز در راه‌ خدا به‌ ملامت‌ مردم‌ وقعی‌ نمی‌نهاد و به‌ ستوه‌ نمی‌آمد.

ولی‌ شما چه؟
در تمام‌ آن‌ روزها، در رفاه‌ و عیش‌ بودید، خوش‌ می‌گذراندید و زندگی‌ می‌كردید و بی‌درد بودید.

هرگاه‌ درگیری‌ و نبرد پیش‌ می‌آمد، خود را كنار می‌كشیدید و ما را تنها می‌گذاردید و از جنگ‌ می‌گریختید.


... به‌ كجا می‌روید؟ چه‌ می‌كنید؟ هنوز پیكر پیامبر تازه‌ است؛ آیا می‌گویید كه‌ محمد مُرد و همه‌ چیز تمام‌ شد؟ هرگز!

... هان‌ می‌بینم‌ كه‌ اینك‌ باز زمین‌گیر شده‌اید و دل‌ به‌ تن ‌آسایی‌ و راحت‌ طلبی‌ و دنیا خواهی‌ داده‌اید و قصد همیشه ‌ماندن‌ در دنیا كرده‌اید و كسی‌ را كه‌ به‌ قبض‌ و بسط‌ كار حكومت‌ سزاوارتر است، دور رانده‌اید و با راحتی‌ و عیاشی، خلوت‌ كرده‌اید.
... بدانید اگر همه‌ شما هم‌ كافر شوید و به‌ حق‌ پشت‌ كنید، خداوند همچنان‌ ستوده‌ است‌ و احتیاجی‌ به‌ شمایان‌ ندارد.

و بدانید آنچه‌ را كه‌ اینك‌ گفتم؛ گفتم، در حالی‌ كه‌ می‌دانستم‌ هرگز یاوری‌ نخواهید كرد. ولی‌ آنچه‌ گفتم‌ راز دل‌ غمین‌ من‌ بود كه‌ در سینه‌ جمع‌ شده‌ و دود حزن‌ و اندوه‌ من‌ بود كه‌ در دل‌ خسته‌ام‌ متراكم‌ شده‌ و آه‌ آتش ‌افروزی‌ كه‌ از سینه‌ دردمند من‌ شعله‌ كشیده؛ تنها خواستم‌ با شما حجت‌ را تمام‌ كرده‌ باشم."(3)


پی‌نوشت‌ها:
1- مستدرك سفینة البحار؛ 3/334 .
2- الكافی؛1/457. 3- از سخنرانی‌ تاریخی‌ حضرت‌ فاطمه‌ زهرا علیهالسلام در مسجدالنبی، ده‌ روز پس‌ از رحلت‌ پدر (برگرفته‌ از كتاب‌ "زندگانی‌ حضرت‌ فاطمه (س)"، نوشتهِ دكتر اسماعیل‌ حسینی).





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/19655721111172839086.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/19655721111172839086.jpg)

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۲/۱۵, ۱۰:۲۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/52261928314146836247.png (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/52261928314146836247.png)

ای کاش فدک این همه اسرار نداشت
ای کاش مدینه در و دیوار نداشت

فریاد دل محسن زهرا این بود
ای کاش در سوخته مسمار نداشت

کاش قلبم به قبرش راه داشت
کاش زهرا هم زیارتگاه داشت

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33042942808570073631.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33042942808570073631.jpg)

neginsabz
۱۳۹۰/۰۲/۱۵, ۱۷:۱۹
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifسلام بر تو ای خلاصه جمال خداوندhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

http://img.tebyan.net/big/1390/02/233209223146217362612710200112215171129246238.jpg
سلام بر تو ای صدیقه شهیده ، پاره تن رسول خدا
سلام بر تو ای خلاصه جمال خداوند
سلام بر تو که ملائک ، هنوز ذکرشان را با نام تو متبرک می کنند
سلام بر تو ای مادر آب ها
سلام بر تو که رودخانه های جهان ، راه دریا را با سر انگشت های هدایت تو پیدا می کنند
سلام بر تو که چشمه ها ، نام زلال تو را آواز می خوانند
سلام بر تو که گل ها ، شکفتن را از تو آموخته اند و پرستوها پرواز را
سلام بر تو که تمام خاک ، از شرق تا غرب بارگاه توست
سلام بر تو که آفتاب را در دوازده آینه به وسعت آسمان تکثیر کردی
سلام بر تو که نام خدا را با دوازده قلم بر لوح خاک نوشتی
سلام بر تو که دوازده رود بی کران را تا کرانه ابدیت روانه کردی
سلام بر تو ، دختری که مادر پدر شد
سلام بر تو ، بانویی که در حمایت از مردترین ، مرد تاریخ ، شهادت را مردانه به جان خرید .
سلام بر تو ، مادری که قهرمان کربلا را دامان مهرش پرورش داد
و سلام بر تو بانویی که نامش تا همیشه بر تارک تاریخ می درخشد …

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20(61).gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۲/۱۵, ۱۷:۲۰
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifوداع با زهرا(سلام الله علیها)http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

http://img.tebyan.net/big/1390/02/22401801401788824142138730149135178787.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1390/02/23216123625424695149146247486319624924017895.jpg)
تشییع و تدفین
صداى گریه از خانه ى زهرا (علیهاالسلام) بلند شد اهل مدینه خبردار شدند صداى ضجه و شیون از شهر بلند شد به سوى خانه ى حضرت على حركت نمودند ، على (علیه السلام) نشسته بود و حسن و حسین اطرافش گریه مى كردند. ام كلثوم مى گریست و مى فرمود: یا رسول اللَّه اكنون تو را از دست دادیم. مردم بیرون خانه اجتماع نموده و در انتظار خروج جنازه ى زهرا بودند. ناگاه ابوذر از خانه خارج شد و به مردم گفت: پراكنده شوید چون تشییع جنازه به تأخیر افتاد. [بحارالانوار ج 43 ص 192]
عمر و ابوبكر به على (علیه السلام) تسلیت گفتند و عرض كردند: یا اباالحسن مبادا قبل از ما بر جنازه ى فاطمه نماز بخوانى. [بحارالانوار ج 43 ص 199.] لیكن على بن ابى طالب (علیه السلام) به اتفاق اسماء، در همان شب فاطمه (علیهاالسلام) را غسل داد و كفن كرد. كودكان یتیم فاطمه اطراف جنازه مادر گریه مى كردند. وقتى از غسل و كفن فاطمه فارغ شد صدا زد: اى حسن، اى حسین، اى زینب، اى ام كلثوم بیایید با مادرتان وداع كنید كه دیگر او را نخواهید دید. یتیمان زهرا (علیهاالسلام) روى جنازه ى نازنین مادر افتاده مى بوسیدند و مى گریستند. على (علیه السلام) یتیمان را از روى جنازه ى مادر برداشت. [بحارالانوار ج 43 ص 179.] بر جنازه نماز خواندند و آنرا حركت دادند. عباس و فضل و مقداد و سلمان و ابوذر و عمار و حسن و حسین (علیهماالسلام) و عقیل و بریده و حذیفه و ابن مسعود در تشییع جنازه شركت نمودند. [بحارالانوار ج 43 ص 183.] جنازه را در تاریكى شب، آنگاه كه چشم ها بخواب بود، آهسته آهسته در سكوت مطلق، به جانب قبر حركت دادند، مبادا منافقین بفهمند و از دفن مانع شوند. جنازه را كنار قبر زمین نهادند، امیرالمؤمنین (علیه السلام) خودش بدن نازنین همسرش را برداشت و داخل قبر گذاشت و با تعجیل تمام، خاك بر قبر ریختند. [بحارالانوار ج 43]

على بر مزار زهرا

مراسم دفن را در كمال خفا و پنهانى و با سرعت انجام دادند. مبادا دشمنان مطلع شوند و از دفن زهرا (علیهاالسلام) مانع گردند. اما همین كه على (علیه السلام) از دفن فارغ شد، غم و اندوه فراوان بر او هجوم آورد. اى خدا! چگونه یادگار رسول خدا را در زمین مدفون نمودم! چه همسر مهربان و با صفا و صداقت و پاكدامن و فداكارى را از دست دادم! خدایا بواسطه ى دفاع از من چه صدماتى را تحمل كرد! چقدر در خانه ام زحمت كشید! آه از دردهاى درونى زهرا! آه از پهلوى شكسته و بازوى ورم كرده و كودك سقط شده ى زهرا! خدایا امیدوار بودم تا آخر عمر با همسر مهربانم بسر برم، اما افسوس و صد افسوس كه مرگ در بین ما جدایى افكند، آه با كودكان یتیم زهرا چكنم؟.
در تاریكى شب متوجه قبر رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) شد و عرض كرد: سلام بر تو اى رسول خدا، از من و از جانب دختر عزیزت كه هم اكنون به خدمتت مى رسد، و در جوارت مدفون شد، و زودتر از همه به تو پیوست. یا رسول اللَّه صبر من تمام شد، اما چاره اى ندارم، باید چنانكه در مصیبت تو صبر كردم در فراق زهرا (علیهاالسلام) نیز شكیبایى نمایم. یا رسول اللَّه تو در دامن من قبض روح شدى. دیدگانت را من بستم. من بودم كه بدن شریفت را در قبر نهادم. آرى صبر مى كنم و میگویم: انا للَّه و انا الیه راجعون. یا رسول اللَّه آن ودیعه را كه به من سپرده بودى هم اكنون به سویت بازگشت. زهرا از دست من ربوده شد. زمین و آسمان از نور و زیبایى افتاد. یا رسول اللَّه اندوه مرا پایانى نیست. خواب به دیدگانم راه ندارد. غم و غصه هاى من تمام نمى شود مگر این كه بمیرم و به نزد تو بیایم. همانا غم و اندوهى است كه از جراحت هاى قلب جارى مى شود. غصه اى است كه تهییج و تحریك شده است. انجمن با صفاى ما چه زود از هم پاشید؟! درد دلم را با خدا مى گویم.
یا رسول اللَّه دخترت برایت خبر مى آورد كه امت اجتماع كردند و خلافت را از من گرفتند. حق زهرایت را غصب نمودند. یا رسول اللَّه احوال و اوضاع را با اصرار از فاطمه (علیهاالسلام) بپرس. زیرا چه بسیار درد دلهایى داشته كه نتوانسته اظهار كند، ولى براى تو خواهد گفت. شاید خدا در بین ما و این مردم داورى كند. یا رسول اللَّه با تو وداع مى كنم ولى نه از آن جهت كه از بودن سر قبرت خسته شده ام، اگر از حضورت بروم نه از آن است كه ملول شده ام. و اگر سر قبرت بمانم نه از آن جهت است كه وعده هاى خدا را درباره ى صبر كنندگان باور نداشته باشم. باز هم صبر و شكیبایى از همه چیز بهتر است.
http://img.tebyan.net/big/1390/02/501891022001702131316919149193205712122361.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1390/02/123098713417220827143233108431694632235.jpg)
یا رسول اللَّه اگر بیم چیرگى دشمنان نبود در آرامگاهت اقامت مى گزیدم، و در این مصیبت بزرگ گریه و ناله مى كردم. یا رسول اللَّه اوضاع ما چنین بود كه ناچار شدیم دخترت را مخفیانه و در تاریكى شب به خاك بسپاریم. حقش را گرفتند و از ارث محرومش نمودند. یا رسول اللَّه، دردهاى درونى خودم را به خدا عرض مى كنم و این مصیبت دردناك را به شما تسلیت مى گویم، درود بر تو و همسر مهربانم. [بحار ج 43 ص 211- 193.] على (علیه السلام) از ترس دشمن قبر فاطمه را با خاك هموار نمود. صورت هفت یا چهل قبر تازه در نقاط مختلف درست كرد تا جاى حقیقى آن شناخته نشود [بحار ج 43 ص 183.] سپس به خانه برگشت.
عمر و ابوبكر و سایر مسلمین، بامداد، به عزم تشییع جنازه به سوى خانه ى على (علیه السلام) حركت نمودند، ولى مقداد اطلاع داد كه بدن زهرا دیشب به خاك سپرده شد. عمر به ابوبكر گفت: نگفتم كه چنین مى كنند؟ عباس گفت: چون خود فاطمه (علیهاالسلام) وصیت كرد كه شبانه دفنش نماییم، بر طبق وصیتش عمل نمودیم.
عمر گفت: دشمنى و حسد شما بنى هاشم تمام شدنى نیست. من تصمیم دارم قبر فاطمه را بشكافم و بر او نماز بخوانم.
على بن ابى طالب (علیه السلام) فرمود: اى عمر به خدا سوگند اگر بخواهى چنین كارى را انجام دهى با شمشیر خونت را مى ریزم. هرگز اجازه نمى دهم كه بدن زهرا (علیهاالسلام) را از قبر بیرون بیاورى. عمر وقتى وضع را خطرناك دید از تصمیمش منصرف گشت. [بحارالانوار ج 43 ص 199]
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/19655721111172839086.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/19655721111172839086.jpg)

منبع:
بانوى نمونه اسلام فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، ابراهیم امینی
امیر مؤ منان على (علیه السلام) در روز آخر عمر حضرت زهرا(سلام الله علیها) ، به هنگام غروب آفتاب در كنار بستر آن حـضـرت نـشـسـت . بـا ایـنـكـه امـام (علیه السلام) كـوهـى از مـقـاومـت و شـكـیـبـایـى بـود، از دیـدن حال فاطمه زهرا(سلام الله علیها) به گریه افتاد. زهرا(سلام الله علیها) چشم گشود و فرمود:
پسر عم ! تویى !؟
آرى ! زهراى عزیز، حالت چگونه است ؟
على جان ! وصیت دارم .
بگو فاطمه ، به من بگو.
وصیت من این است كه : مرا شب غسل بده ، شب كفن كن ، شب به خاك بسپار. مگذار خصم بر جنازه ام نماز بخواند و براى تشییع حضور یابد.(134)
134 ـ بحارالانوار ، ج 43 ، ص 214 ؛ احقاق الحق ، ج 10 ، ص 453 .

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۱۶, ۰۲:۳۵
http://www.shiaupload.ir/images/30466605405683788349.jpg


چرا حضرت فاطمه سلام الله عليها را " شهیده" می خوانیم؟

بدون شك فاطمه علیهاالسلام به مرگ طبیعی از دنیا نرفته است ، چرا كه قضایاى حمله به خانه او، و وارد آمدن آسیب هاى فراوان بر دست و پهلو و سینه و جنین ، ادامه زندگى را بر او بسیار دشوار كرد.

و در این مدت كوته پیوسته از صدمات وارده رنج مى برد، و سرانجام در اثر همان آسیب ها به شهادت رسید. اینك جهت اثبات شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام نگاهى به شواهد و دلائل موجود مى پردازیم.

ناگفته نماند كه از امام حسن علیهاالسلام مجتبى و امام صادق و امام رضا علیه السلام روایت شده كه فرمودند: ما منا الا مسموم اءو شهید و شك نیست كه فاطمه علیهاالسلام جزو منا مى باشند.

افزون بر این كه روایات صریح و روشنى بر شهادت حضرت فاطمه داریم كه معصومین روى این جهت تكیه كرده اند:

1-پیامبر پیش از رحلت خود در یك پیشگویى به على فرمود:
پس فاطمه اولین كسى است كه به من ملحق خواهد شد، در حالى كه حزن و اندوه او را فراگرفته ، حق او را غصب كرده و وى را كشته اند بر من وارد خواهد شد.

2-پس از شهادت فاطمه ، مدتى امیر مؤ منان از یاران فاصله گرفته و از خانه بیرون نرفت .
برخى از یاران و دوستان على علیه السلام كه این وضعیت براى آن ها گران آمده بود از عمار یاسر خواستند تا به خانه على رفته و از او بخواهد تا از دوستان فاصله نگیرد.

عمار براى رساندن پیام ، به خانه حضرت على رفته و از وى خواست تا از خانه بیرون بیاید.
حضرت در پاسخ فرمود: بدان اى عمار!
این فقید از دست رفته ، دختر رسول خدا دار فانى را وداع گفت در حالى كه مظلوم بود و حق او غصب شده و شهید از دنیا رفت . سپس از جاى برخاسته در حالى كه اشك از چشمانش سرازیر بود خانه را ترك گفت ...

3-سلیم بن قیس از على نقل كرده وقتى كه ابوبكر به قنفذ پیام فرستاد كه اگر فاطمه مانع شد او را بزن پس او را براى آن كه دست از على بردارد به طرف دسته در خانه اش فشار داده و یك دنده از پهلویش را شكست و جنین او را سقط كرد، و پس از آن ماجرا در بستر بیمارى بود تا این كه در اثر همان صدمات ، شهید از دنیا رفت .




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05479259318420339902.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05479259318420339902.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۱۶, ۰۳:۱۲
http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_bapyjatju5j111x35hkb.gif



تـا عـلــی ماهَـش بـه ســوی قبـــر بُرد
مـاه، رخ از شــرم، پـشـت ابـــــر بُرد


آرزوهــا را عـلــی در خــــاک کـــرد
خـاک هــم گـویی گــریبـان چاک کرد


زد صــدا: ای خــاک، جـانـانــم بگیــر
تــن نـمـانــده هیـچ از او، جـانـــم بگیر



http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_bapyjatju5j111x35hkb.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۲/۱۶, ۱۸:۰۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/78285097266402541499.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/78285097266402541499.jpg)



علت آشکار نشدن قبر حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

پرسش:
چرا قبر امام علی (ع) که در ابتدا مخفی بود توسط امامان بعدی آشکار شد ولی قبر حضرت فاطمه (س) هم چنان مخفی مانده است؟

پاسخ:
یک علت مهم مخفی بودن قبر حضرت زهرا (س) این است که هنوز رفع ظلم از آن حضرت نشده است، زیرا کسانی که در حق آن حضرت ظلم نمودند و در واقع قاتل آن حضرت هستند هنوز به عنوان صحابی کبار و خلیفه الرسول مورد احترام و اکرام می¬باشند.
در واقع قهر نمودن حضرت فاطمه زهرا (س) با ظالمین در زمان نزدیک به شهادتشان و وصیت آن حضرت به دفن شبانه بدون حضور کسانی که آن مظلومه مقهوره را آزردند، یک شیوه و سبک مبارزه است که آن حضرت برای رسوا نمودن کسانی که مورد غضب پاره تن رسول (ص) قرار گرفتند، انتخاب نمود و جایی برای جعل حدیث و تغییر تاریخ برای پوشاندن این ستم باقی نگذاشت و سند بزرگی است بر مظلومیت آن حضرت.
و اما حضرت امیر (ع) گر چه بزرگ مظلوم عالم بود ولی در مورد آن حضرت شیوه فرق داشت و علت مهم مخفی بودن قبر آن حضرت امیر (ع) شدت دشمنی عده¬ای از خوارج و بنی امیه بوده که احتمال نبش قبر آن حضرت توسط آنها داده می¬شده است و در زمان¬های بعد، پس از نابود شدن خوارج و بنی امیه و گذشت سالیان متمادی از حکومت بنی عباس، زمانی که در ظاهر مقداری از آن شدت دشمنی کاسته شد و امکان نبش قبر برای دشمنان وجود نداشت.
بخصوص که موقعیت مکانی قبر آن حضرت در نزدیکی منطقه¬ای تقریبا شیعه نشین قرار گرفته بود که بعدها شیعیان مانند پروانه دور شمع قبر آن حضرت جمع شدند، به خاطر این جهات، ائمه علیهم السلام مکان قبر آن حضرت (ع) را برای مردم بیان کردند.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85264002545775783600.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85264002545775783600.jpg)

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۲/۱۶, ۱۸:۰۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/52261928314146836247.png (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/52261928314146836247.png)

ای کاش فدک این همه اسرار نداشت
ای کاش مدینه در و دیوار نداشت

فریاد دل محسن زهرا این بود
ای کاش در سوخته مسمار نداشت

کاش قلبم به قبرش راه داشت
کاش زهرا هم زیارتگاه داشت

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33042942808570073631.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33042942808570073631.jpg)

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۲/۱۶, ۱۸:۱۳
http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_fatemeh6.jpg



قبر حضرت فاطمه سلام الله علیها کجاست؟

پرسش:
برخی معتقدند قبر شریف حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در مسجد النبی است و برخی
پاسخ:
بر اساس روایات متعدد[۱]، خود حضرت فاطمه تصمیم گرفته بودند که قبرشان مخفی بماند و از همین رهگذر بود که علی بن ابی طالب علیه السلام فاطمه را در تاریکی شب به خاک سپرد و قبرش را مخفی نمود.
و برای اینکه دشمنان نتوانند موضع حقیقی قبر را تشخیص دهند صورت چهل قبر تازه در مدینه احداث کرد تا کاملا در اشتباه واقع شوند.
گر چه خود حضرت علی (ع) و فرزندان حضرت زهرا علیهاسلام،جایگاه دفن حضرت زهرا (س) را می دانستند ولی سفارش های فاطمه (س) در مورد اخفاء قبر به طوری جدی و مؤکد بود که هیچ یک از آنان حاضر نشدند آن را معرفی کنند حتی کاری نکردند که از آثار و قرائن موضع قبر شناخته شود.
ائمه اطهار هم یقینا از موضع قبر مطلع بودند ولی اجازه نداشتند که این سر الهی را آشکار سازند.
ولی در عین حال اهل تحقیق از آن صرف نظر نکردند؛ و بعضی از نقاط را به عنوان محل دفن حضرت زهرا سلام الله علیها (با توجه به قرائن و شواهد) معرفی نموده اند.
۱ـبعضی گفته اند در روضه رسول خدا (یعنی ما بین بیت پیامبر رسولخدا (ص) تا منبر ایشان) مدفون است.
مجلسی از محمد بن همام نقل کرده که گفت: علی (علیه السلام) فاطمه را در روضه پیامبر مدفون ساخت ولی آثار قبر را بکلی از بین برد. باز مجلسی از فضه کنیز زهرا (س) روایت کرده که در روضه رسول خدا (ص) بر فاطمه نماز خواندند و همانجا مدفون شد.
شیخ طوسی می فرماید: ظاهرا فاطمه (س) را در روضه پیغمبر دفن کرده اند و از جمله شواهدی که می توان برای این احتمال اقامه کرد حدیثی است که از رسول خدا (ص) نقل شده که فرمود بین قبر من و منبرم روضه ای است از روضه های بهشت. و امام صادق فرمود چون قبر فاطمه صلوات الله علیها بین قبر و منبر پیغمبر است و قبر حضرت فاطمه باغی است از باغهای بهشت.[۲]
شاهد دوم اینکه نوشتند علی علیه السلام در روضه پیغمبر بر فاطمه نماز خواند سپس پیغمبر را مخاطب ساخت و فرمود:«سلام من و دخترت که در جوارت مدفون گشته است بر تو باد یا رسول الله».
۲ـاحتمال دوم: مجلسی، از ابن بابویه نقل کرده که فرمود: نزد من به صحت رسیده که فاطمه (س) را در خانه اش مدفون نمودند بعد از آنکه بنی امیه مسجد را توسعه دادند قبر فاطمه در مسجد واقع شد. در این زمینه روایات زیادی هم داریم[۳].
۳ـاحتمال سوم: صاحب کشف الغمه می نویسد:«مشهور آناست که فاطمه علیها سلام را در بقیع دفن کردند».[۴]
در میان سه احتمال، احتمال اول و دوم دارای قرائن بیشتری است.
در هر حال آن حضرت وصیت کردند تا قبرشان مخفی بماند و این کار را به عنوان اظهار مخالفت و نشان دادن مظلومیت خود در برابر خلفاء انجام دادند.

[۱]- بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۱۹۱ و ۱۷۸ و ۲۱۴. مناقب ابن شهر آشوب، ج ۳، ص ۳۶۲،- دلائل الامامه ص ۴۲.
[۲]- بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۱۸۵.
[۳]- معانی الاخبار: ۲۶۷/۱.
[۴]-بانوی نمونه اسلام، ابراهیم امینی، ص ۲۰۰ تا ص ۲۰۲.


http://www.up.vatandownload.com/images/8q421u8b51w04meocq5v.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۱۶, ۱۹:۱۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/00265142600770903762.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/00265142600770903762.jpg)




جايگاه حضرت فاطمه (س) در عالم وجود


در بينش عرفان اسلامي، مراحل ظهور عالم وجود از نخستين تجليات حق تعالي شروع شده و به منتهي‌اليه درجات ظهور فعلي در عالم خاتمه مي‌يابد كه از آن به دو قوس «نزول» و «صعود» تعبير مي‌شود.


قوس نزول كه در عرفان نظري مطرح است، مراحل ظهور و تجلياتي است كه موجب تحقق مظاهر وجود با درجات و مراتبي متناسب با سعه و ضيق آنها مي‌شود. از وجود مقيد به تعيّن «هوالاول» شروع شده و به اضعف مظاهر خلقت (عالم ناسوت) مي‌رسد. قوس صعود مراحل كمال‌يابي است كه از ناسوت شروع مي‌شود و به واسطه امدادها و فيوضات حق به عوالم ملكوت و جبروت و در نهايت به فناء في الله و بقاء بالله منتهي مي‌شود.


پس قوس نزول وجود، از اولين مخلوق الهي يعني نور وجودي پيامبر اكرم (ص) آغاز مي‌گردد: «اول ما خلق الله نوري» (مجلسي، 1404ق: ج15، ص10) و ساير مراتب و مخلوقات همه از او و پس از اوست: «ابتدعه مِن نوره و اشتقّه مِن جلال عظَمته» (همان، ص24) كه در احاديث متعددي اين نور به حضرت علي (ع) و اهل بيت رسول الله (ص) نيز نسبت داده شده است؛ گاه به صورت جمعي و گاه به لحاظ مراتب.



قال رسول الله (ص): «ان الله خلقني و علياً و فاطمة و الحسن و الحسين من قبل ان يخُلَق الدنيا بسبعة الاف عامٍ. قلتُ فأين كنتم يا رسول الله؟ قال: قدّام العرش نسبّحُ الله و نحمده و نقدسه و نمجّده» (همان، ص8).


(رسول الله فرمودند: خداوند تعالي من و علي و فاطمه و حسن و حسين را هفت هزار سال قبل از اينكه دنيا را خلق كند، آفريد. از ايشان سوال كردم يا رسول الله شما كجا بوديد؟ فرمودند: ما در عرش تسبيح و تحميد و تقديس الهي و تمجيد الهي مي‌كرديم).


در حديث ديگري نيز وارد شده است:


«خلق مِن نوري علياً، فدعاه فأطاعه و خلق من نوري و نور علي فاطمةَ، فدعاها فأطاعتْه، خلق منّي و مِن علي و من فاطمه الحسنَ و الحسينَ، فدعاهما فأطاعاه، فسمّانا بالخسمة الاسماء، مِن اسمائه الله المحمود و انا محمد، والله العلي و هذا علي، والله فاطر و هذه فاطمه، والله ذوالاحسان و هذا الحسن، والله المحسن و هذا الحسين ثم...» (همان، ص10)


(خداوند از نور من نور علي را خلق كرد، سپس وي را خواند و او اطاعت كرد، از نور من و علي فاطمه را خلق كرد، سپس وي را خواند و او اطاعت كرد، از نور من و علي و فاطمه، حسن و حسين را خلق كرد، سپس آن دو را خواند و آنها اطاعت كردند و ما را به پنج نام از اسماء خود ناميد. اسم او «المحمود» است و من محمد، او «العلي» است و اين علي، او «الفاطر» و اين فاطمه، او «ذو الاحسان» است و اين حسن، او «المحسن» است و اين حسين...).


با دقت در اين احاديث سرّ جايگاه حضرت فاطمه (س) در عالم تكوين گشوده مي‌شود؛ حضرت محمد (ص) (حقيقت محمديه (ص)) اولين تجلي آن وحدت غيبي ذات اقدس الهي است كه نور وجود حضرت علي (ع)، از لاتعيّني به تعيّنِ علمي آمدن آن است و حضرت فاطمه (س) به آن تعيّن، ظهور عيني بخشيدند، به همين جهت «زهرا» ناميده شدند.


استعدادهايي كه در اعيان ثابته بوده توسط نور وجود ايشان تحقق و ظهور پيدا كرده و از ظلمت قوه به نور فعليت تبديل شد؛ لذا عوالِم تعيّن همه مديون فاطمه (س) هستند:


«ثم فتق نور ابنتي فاطمه فخلق منه السماواتُ و الارض، فالسمواتُ و الارض من نور ابنتي فاطمه، فاطمه افضل مِن السماوات و الارض» (همان، ج25، ص16).


(سپس نور دخترم فاطمه را شكافت (منتشر كرد) و از او آسمان و زمين را خلق كرد، پس آسمان‌ها و زمين از نور دخترم فاطمه‌اند؛ در حالي كه فاطمه برتر از آسمان و زمين است).اگر فاطمه (س) نبود، زمين و آسمان و انسان ‌ها تعيّن نمي‌يافتند و در حالت استعدادي خود باقي مي‌ماندند.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/98381869128148227354.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/98381869128148227354.jpg)

neginsabz
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۰۱:۱۹
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif
تأثّر و اندوه امامان از مصیبت حضرت زهرا(سلام الله علیها)
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

http://img.tebyan.net/big/1390/01/183249213190663225215897784621723817418456.jpg
اندوه امام جواد(علیه السلام)
در كتاب «دلائل الامامه» طبرى از زكریّا بن آدم نقل شده كه گفت: من در محضر امام رضا (علیه السلام) بودم ناگاه حضرت جواد (علیه السلام) فرزند آن حضرت را به حضورش آوردند، او در آن وقت كمتر از چهار سال داشت، وقتى كه وارد شد دستش را بر زمین زد و سرش را به طرف آسمان بلند كرد، و مدّت طولانى در فكر فرورفت.
امام رضا (علیه السلام) به فرزندش فرمود: «قربانت گردم، چرا در فكر طولانى فرورفته اى؟»
امام جواد (علیه السلام) در پاسخ گفت: به خاطر آن مصائبى كه بر مادرم فاطمه (سلام الله علیها) وارد شد، سوگند به خدا، آن دو نفر را از قبر بیرون مى آورم سپس با آتش آنها را مى سوزانم، سپس خاكسترشان را در دریا پراكنده مى نمایم».
حضرت رضا (علیه السلام) فرزندش را به نزدیك خواند، و بین دو چشم او را بوسید و سپس فرمود: «پدر و مادرم به فدایت، تو شایسته ى این امر (امامت) هستى».

اندوه امام باقر و امام صادق(علیهاالسلام)
نقل شده هرگاه بیمارى تب بر امام باقر (علیه السلام) عارض مى شد، آب سرد بر بدنش مى ریخت، سپس با صداى بلند مى گفت: یا فاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ «اى فاطمه دختر محمّد (صلی الله علیه و آله)».
علّامه ى مجلسى در شرح این عبارت مى گوید: شاید این ندا از امام باقر (علیه السلام) از این رو بوده كه آن حضرت مى خواسته از نام مقدّس فاطمه (سلام الله علیها) براى رفع تب، شفا بجوید.
مؤلّف گوید: من احتمال قوى مى دهم: همانگونه كه تب در جسم لطیف او اثر داشت، همچنین پوشاندن اندوهش بخاطر مصائب مادر مظلومش، در قلب شریفش اثر مى كرده است، و همانگونه كه گرمى تب را بوسیله آب، از بدنش مى زدود با یاد مادرش فاطمه (سلام الله علیها)، از شدّت اندوه او مى كاست، چنانكه انسان اندوهگین با آه سوزان و نفس هاى عمیق، از اندوه خود مى كاهد، زیرا تأثیر مصائب حضرت زهرا (سلام الله علیها) در دلهاى فرزندانش، ائمه ى اطهار (علیهم السلام) از بریدن شمشیر و كارد، دردناكتر، و از سوزش آتش سوزانده تر مى باشد، چرا كه در شرایطى بودند كه تقیّه مى كردند و قدرت بر آشكار نمودن مصائب زهرا (سلام الله علیها) را نداشتند، از این رو وقتى كه نام فاطمه (سلام الله علیها) در حضور آنها برده مى شد، قلوبشان پر از اندوه مى شد به طورى كه هر آدم هوشیارى آثار اندوه را از چهره ى آنها مشاهده مى كرد.
چنانكه در روایت آمده، امام صادق (علیه السلام) به سكُونى (یكى از یارانش) كه خدا به او دخترى داده بود، فرمود: چه نامى براى او انتخاب نموده اى؟
سكونى عرض كرد: نامش را «فاطمه» گذارده ام.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: آه! آه!، سپس دستش را بر پیشانى خود گذاشت و اندوهگین نشست... و قبلاً خاطرنشان شد كه وقتى عباس از امیرمؤمنان على (علیه السلام) پرسید: چرا عمر از قنفذ، مالیات نگرفت، همانگونه كه از دیگران مى گرفت؟!
حضرت على (علیه السلام) به اطراف خود نگاه كرد، و قطرات اشك از چشمانش سرازیر شد و فرمود: «براى اینكه از ضربتى كه قنفذ با تازیانه به فاطمه (سلام الله علیها) زده بود، تشكّر نماید، فاطمه (سلام الله علیها) وقتى كه از دنیا رفت اثر آن تازیانه، مثل بازوبند در بازویش مانده بود».

داستان بشّار مكارى



بزرگان ما [مانند علّامه ى مجلسى در تحفة الزّائر] نقل مى كنند «بشّار مكارى» مى گفت: در كوفه به حضور امام صادق (علیه السلام) رفتم دیدم طبقى از خرماى «طبرزد» براى آن حضرت آورده بودند و از آن مى خورد، و به من فرمود: بیا جلو از این خرما بخور.
عرض كردم: گوارا باد، قربانت گردم در راه مى آمدم حادثه اى دیدم، غیرتم بجوش آمد و قلبم درد كرد و گریه گلویم را گرفت.
http://img.tebyan.net/big/1390/01/2622821231935374122711972201538192170125.jpg
فرمود: به حقّى كه بر گردنت دارم جلو بیا و بخور، جلو رفتم و از خرما خوردم، آنگاه به من فرمود: اكنون چه حادثه اى دیدى؟
گفتم: در راه مى آمدم یكى از مأمورین حكومت را دیدم كه بر سر زنى مى زند و او را به سوى زندان مى برد، و او با صداى بلند مى گوید: «پناه مى برم به خدا و رسولش، و به غیر خدا و رسول، به هیچكس پناه نمى برم!»
امام صادق (علیه السلام) فرمود: چرا آن زن را مى زد و به زندان مى برد؟
عرض كردم: از مردم شنیدم كه پاى آن زن لغزید و به زمین افتاد، و گفت: «اى فاطمه! خدا آنان را كه به تو ظلم كردند از رحمت خود دور سازد!» گماشتگان حكومت او را دستگیر كرده و زدند.
امام صادق (علیه السلام) تا این سخن را شنید، از خوردن خرما دست كشید، و گریه كرد به گونه اى كه دستمال و محاسن شریف و سینه اش از اشك چشمانش تر شد، سپس فرمود:
«اى بَشّار! برخیز با هم به مسجد سهله برویم و براى نجات و آزادى آن بانو، دعا كنیم و از خدا بخواهیم كه او را حفظ كند (تا آخر داستان).
براستى وقتى كه امام صادق (علیه السلام) با شنیدن حادثه ناگوارى كه براى یك بانوى شیعه ى فاطمه (سلام الله علیها) رخ داده، این گونه دگرگون مى شود، پس چگونه خواهد شد كه اگر جریان مصائب مادرش فاطمه (سلام الله علیها) را براى او نقل كنند؟ كه ظالمى به صورت آن حضرت سیلى زد كه گوئى نگاه مى كنم به گوشواره اش كه بر اثر شدّت ضربت سیلى، شكسته و جدا شده است.
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

منبع:
رنج ها و فریادهاى فاطمه (سلام الله علیها)
(ترجمه بیت الأحزان)
خاتم المحدثین حاج شیخ عباس قمى(ره)
مترجم: محمد محمدی اشتهاردى

neginsabz
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۰۱:۲۰
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif
●●فاطمیه آمد اما همدم و مونس کجاست ؟ ●●
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
●●شمع می پرسد ز پروانه گل نرگس کجاست ؟●●
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
●●در عزای مادرت یابن الحسن یک دم بیا ●●
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
●●تا نپرسند این جماعت بانی مجلس کجاست●●
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20(61).gif
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

معز الاولیاء
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۱۳:۱۹
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

سر فصل کتاب افرینش زهراست

روح ادب وکمال وبینش زهراست

روزی که گشایند در باغ بهشت

مسئول پذیرش وگزینش زهراست


التماس دعا

http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۱۳:۵۰
http://img.tebyan.net/big/1390/02/31171144142941958794123160249113143542252.jpg

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53147339200071545061.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53147339200071545061.gif)
بهترین الگو
فِی ابْنَه رَسولِ اللهِ لِی اُسْوَه حَسَنَه
امام عصر (عج) فرمود:
دختر رسول خدا (ص) برای من نیکوالگویی است.
(بحارالانوار، ج۵۳، ص۱۷۸)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69140276061535420670.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69140276061535420670.gif)

معز الاولیاء
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۱۳:۵۰
http://www.takhribchimajazi.ir/images/takhribchi/1359882759.jpg (http://www.takhribchimajazi.ir/images/takhribchi/1359882758.jpg)


اي كاش فدك اين همه اسرار نداشت*


اي كاش مدينه در و ديوار نداشت*


فرياد دل محسن زهرا اين بود *



اي كاش در سوخته مسمار نداشت*


كاش قلبم به قبرش راه داشت*

كاش زهرا هم زيارتگاه داشت****

http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۱۳:۵۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/99727653147307860060.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/99727653147307860060.gif)

تو را از جان و دل باشم خریدار
بیا ای یوسف زهرا به بازار

بیا و انتقام مادر خویش
بگیر از دشمن بد اختر خویش

از آنهایی که حقش غصب کردند
عدو را جای حیدر نصب کردند

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/4bkliwqu4ljmk8xm4kja.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/4bkliwqu4ljmk8xm4kja.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/4bkliwqu4ljmk8xm4kja.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/4bkliwqu4ljmk8xm4kja.gif

خدایا دل نازنین زهرای اطهر(سلام الله علیها) را
بواسطه ی ظهور فرزندش شاد بگردان . . .

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/4bkliwqu4ljmk8xm4kja.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/4bkliwqu4ljmk8xm4kja.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/4bkliwqu4ljmk8xm4kja.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/4bkliwqu4ljmk8xm4kja.gif

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85264002545775783600.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85264002545775783600.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۱۴:۳۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58492793530268016113.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58492793530268016113.jpg)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58492793530268016113.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58492793530268016113.jpg)

ديگر آن خنده زيبا به لب مولا نيست
همه اطراف علي اند ، ولي زهرا نيست

قطره اشک علي تا به ته چاه رسيد
چاه فهميد کسي همچو علي تنها نيست

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/19399400508579082887.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/19399400508579082887.jpg)

neginsabz
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۱۵:۰۳
مُصْحَف فاطمه علیهاالسلام

از سخنان اهل‏بیت عصمت و طهارت استفاده مى‏شود كه مصحف فاطمه بعد از رحلت رسول خدا كه فاطمه‏ زهرا علیهاالسلام به شدت محزون بود، (در طول هفتاد و پنج روز مدت زندگى آن حضرت بعد از پدرش)، نازل شده است.

http://img.tebyan.net/big/1390/02/31171144142941958794123160249113143542252.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1390/02/132178114212246255217011613875761311473195.jpg)
در ذیل روایات دیگری برای روشن تر شدن موضوع درباره مصحف حضرت زهرا (سلام الله علیها) می آوریم:
1.شیخ كلینی به سند خود از ابوعبیده نقل می كند: كه یكی از اصحاب از امام صادق(علیه السلام) پرسید:
«مصحف فاطمه(سلام الله علیها) چیست؟»
امام صادق(علیه السلام) پس از سكوت طولانی فرمود: «فاطمه(سلام الله علیها) 75 روز بعد از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) زنده بود، و در این ایام از فراق پدر، بسیار غمگین بود. جبرئیل نزد فاطمه(سلام الله علیها) می آمد، و او را دلداری می داد و احوال و مقام های پدرش را برای او بیان می كرد، و از حوادث آینده و غیبی در مورد ظلم های دشمنان به فرزندانش به او خبر می داد، حضرت علی(علیه السلام) آن مطالب را می نوشت، و آن (مجموعه) نوشته شده، همان مصحف فاطمه(سلام الله علیها) است.»(1)
2. روزی یكی از شاگردان امام صادق(علیه السلام) به نام حماد بن عثمان در محضر آن حضرت بود، سخن از مصحف فاطمه(سلام الله علیها) به میان آمد، حماد می گوید: از آن حضرت شنیدم درباره مصحف فاطمه(سلام الله علیها) چنین فرمود: «هنگامی كه رسول خدا(سلام الله علیها) رحلت كرد، فاطمه(سلام الله علیها) بسیار اندوهگین شد كه اندازه آن را كسی جز خدا نداند، در این هنگام فرشته ای به حضور فاطمه(سلام الله علیها) می آمد، فاطمه(سلام الله علیها) را دلداری می داد، و با او هم سخن می شد، فاطمه(سلام الله علیها) حاضر شدن فرشته را احساس می كرد، و صدایش را می شنید، ماجرا را به حضرت علی(علیه السلام) خبر داد، حضرت علی(علیه السلام) به فاطمه(سلام الله علیها) فرمود: «وقتی كه حضور فرشته را احساس كردی و صدایش را شنیدی، به من بگو.» آنگاه فاطمه(سلام الله علیها) به حضرت علی(علیه السلام) خبر می داد، حضرت علی(علیه السلام) نزد فاطمه(سلام الله علیها) می آمد و هرچه (از فاطمه یا از فرشته) می شنید، می نوشت. تا آن كه از آن نوشته ها مجموعه ای به نام مصحف، تدوین شد، در آن مصحف چیزی از حلال و حرام نیست، بلكه در آن از حوادث (غیبی) آینده، خبر داده شده است.»(2)
3.امام صادق(علیه السلام) در سخن دیگری فرمود: «مصحف فاطمه(سلام الله علیها) در نزد ما است، معتقد نیستم كه در آن، چیزی از قرآن باشد، آنچه را كه مردم به آن نیاز دارند در این وجود دارد، و ما به كسی احتیاج نداریم، در آن مصحف، حتی مجازات یك تازیانه و نصف تازیانه و یك چهارم تازیانه و جریمه خراش هست.»(3)
4. امام صادق(علیه السلام) در ضمن گفتار و احتجاج در رد مخالفان فرمود: «اگر آنها راست می گویند، مصحف فاطمه(سلام الله علیها) را كه وصیتش در آن است، و سلاح پیامبر(صلی الله علیه و آله) نیز همراه آن است بیرون آورند.»(4) یعنی مصحف فاطمه(سلام الله علیها) در نزد ما است، و وصیت حضرت زهرا(سلام الله علیها) كه در آن مصحف ذكر شده مخالفان را تكذیب می كند.
5.فضیل بن سكره می گوید: به محضر امام صادق(علیه السلام) شرفیاب شدم، به من فرمود: آیا می دانی كه اندكی قبل چه چیزی را مطالعه می كردم؟ گفتم: نه، فرمود: به كتاب فاطمه (سلام الله علیها) می نگریستم، نام همه سلاطین كه در زمین فرمان روایی می كنند و همچنین نام پدران آنها در آن، ذكر شده است، ولی من از نوادگان امام حسن(علیه السلام) (و زمامداری آنها) چیزی را در مصحف ندیدم.»(5)
و در روایات بسیار از امامان (علیه السلام) آمده كه مصحف فاطمه (سلام الله علیها) در نزد امامان معصوم (علیه السلام) است:
از جمله در كتاب بصائر الدّرجات نقل شده كه امام صادق (علیه السلام) فرمود: «فاطمه (سلام الله علیها) مصحفى را بیادگار گذاشت، آن مصحف، قرآن نیست، ولى سخنى از سخن خدا است كه خدا بر فاطمه (سلام الله علیها) نازل كرده، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن را املاء نموده و به خطّ على (علیه السلام) است».
«همانا مصحف فاطمه (سلام الله علیها) در نزد ما است» مردم چه مى دانند كه مصحف فاطمه (سلام الله علیها) چیست؟!»
پرسیدم: مصحف فاطمه (سلام الله علیها) چیست؟
فرمود: مصحفى است سه برابر قرآنى كه در دست شما است، به خدا حتّى یك حرف قرآن شما هم در آن نیست. [یعنى مطالب ظاهرى كه از ظاهر قرآن مى فهمیم در آن نیست، بلكه از نظر معانى و تأویلات قرآن كه ما مى فهمیم، شرحى بر قرآن است (شرح بیشتر در كتاب اعیان الشیعه ط ارشاد ج 1 ص 97) مترجم.]
عرض كردم: علم كامل این است، فرمود: این هم علم است ولى علم كامل نیست، و پس از ساعتى سكوت فرمود: «علم گذشته و آینده تا روز قیامت نزد ما است».
http://img.tebyan.net/big/1390/02/233209223146217362612710200112215171129246238.jpg
عرض كردم: به خدا علم كامل همین است.
فرمود: این هم علم است ولى علم كامل نیست.
پرسیدم: پس علم كامل چیست؟
فرمود: علمى است كه در هر شب و هر روز، راجع به موضوعى پس از موضوع دیگر، و چیزى پس از چیز دیگر، تا روز قیامت پدید مى آید. (6)
از این روایات فهمیده می شود، كه مصحف فاطمه(سلام الله علیها) كتابی غیر از قرآن است، و حاوی مطالبی از اخبار آینده و اسراری است كه توسط جبرئیل یا فرشته دیگر به حضرت فاطمه(سلام الله علیها) القاء شده، و اوضاع آینده جهان و اخبار غیبى در مورد سرنوشت فرزندان فاطمه علیهاالسلام و جنایات خلفا و پادشاهان ستمگر و سایر مسائل غیر فقهى و نیز مشتمل بر وصیت حضرت زهرا(سلام الله علیها) می باشد كه حضرت علی(علیه السلام) آن مطالب را تنظیم و تدوین نموده است، و این مصحف جزو ودایع امامت در نزد امامان(علیه السلام) می باشد و هم ‏اكنون در محضر امام زمان- عجل اللَّه تعالى فرجه- مى‏باشد. بنابر این آنچه بعضی به شیعه نسبت داده اند كه مصحف فاطمه(سلام الله علیها) در نزد شیعیان همان قرآن حقیقی است و امام عصر(عج) هنگام ظهور، آن را آشكار می كند، و آن غیر از این قرآنی است كه در دست رس مسلمانان می باشد، نسبت بیهوده و ناروا است.

پی نوشت ها:
1.اصول كافی، ج1، ص241، حدیث.50 ؛ بحارالانوار، ج 26، ص 41، ح 72؛ كافى، ج 1، ص 241، ح 5 و ص 458، ح 1؛ بصائر، ص 153 ح 6؛عوالم، ج 11، ص 188.
2. همان، ص240، حدیث.2
3.همان، حدیث.3
4.همان، ص241، حدیث.4
5.همان، ص242، حدیث8
6.همان، ج 1 ص 239

منابع:
رنج ها و فریادهاى فاطمه (سلام الله علیها)
(ترجمه بیت الأحزان)
خاتم المحدثین حاج شیخ عباس قمى(ره)
مترجم: محمد محمدی اشتهاردى
سایت شهید آوینی

معز الاولیاء
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۱۶:۰۷
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif


آنشب كه شب ، از صبح محشر تيره تر بود



آنشب كه از ان ، مرغ شب هم بى خبر بود





آنشب كه رخت غم به مه ، پوشيده بودند



آنشب كه انجم هم سيه پوشيده بودند





آنشب كه خون از دامن مهتاب مى ريخت



اسما براى غسل زهرا عليه السلام اب مى ريخت





آنشب خد داند خداداند كه چون بود



قلب على زندانى فرياد و خون بود





طفلى گرفته استين دانم به دندان



تا ناله خود را كند در سينه پنهان





آنشب امير المومنين با اشك ديده



مى شست تنها پيكر يار شهيده





مى شست در تاريكى شب مخفيانه



گه جاى سيلى گاه جاى تازيانه





صد بار از رفت و دست از خويشتن شست



تا جان خود را در درون پيرهن شست





مى شست جسم يار خود ارام و خاموش



مى كرد بر دستش نگه طفلى سيه پوش





خود در كفن پيچيد ان خونين بدن را



خونين بدن نه ! بلكه جان خويشتن را





چشم از نگه ، لب از نوا، ناى از سخن بست



بگشود دست حسرت و بند كفن بست





ناگه فتاد ان تيره كوكب را نظاره



برگرد ماه خويش ، لرزان دو ستاره





دو گوشوار غم ز هوش افتاده بودند



بر خاك تنهايى خموش افتاده بودند





دو جوجه در اشيان بى اشيانه



دو بلبل خاموش مانده از ترانه





از بى كسى دو بال درهم برده بودند



گويى كنار جسم مادر مرده بودند





داغ دل مولا دوباره گشت تازه



ريحانه ها را خواند پاى ان جنازه





كاى گوشه گيران شب غربت بياييد



آخر وداع خويش ، با مادر نماييد





ان پر شكسته طايران از جا پريدند



افتادن و خيزان جانب مادر دويدند





چون جان شيرين جسم او در بر گرفتند



يك بوسه از ان لاله پرپر گرفتند





يكباره از عمق كفن اهى بر آمد



با ناله بيرون دستهاى مادر آمد





در قلب شب ، خورشيد خاموش مدينه



بگذاشت روى هر دو ماهش را به سينه





ناگه ندا آمد على بشتاب بشتاب



دو گوشوار عرش را درياب درياب





مگذار زهرا را چنين در بر بگيرند



مگذار روى سينه مادر بميرند





خيل ملك را رحمى از بهر خدا كن



از پيكر مادر يتيمان را جدا كن



http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

معز الاولیاء
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۱۶:۱۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53147339200071545061.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53147339200071545061.gif)

این سخن فرموده پیغمبر است



منکر آن هر که گردد کافر است





گفت زهرا خلق من خوی من است



روح مابین دو پهلوی من است





مکتب من زنده از این دختر است



نسل من پاینده از این دختر است





جاودان ماند از او آثار من



بلکه آزارش بود آزار من





ضبط کن ای چرخ فریاد مرا



بشنوید آیندگان داد مرا





ناسپاسان دخت احمد را زدند



فاش می گویم پیمبر را زدند





آنچه بی دتاد خزان با یاس کرد



درد آن را باغبان احساس کرد

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53147339200071545061.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53147339200071545061.gif)

neginsabz
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۱۷:۰۴
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif
امروز صبای سوزدل ها حزین و خرامان به سوی مدینه وزید و عطر یاسمن های اندوه در کوچه های ارادت پیچید.
سلام عاشقان بر غریب مدینه.
امروز تمام راه های آسمان را به سوی مدینه گشوده اند و راهیان سبز سلوک به تنهایی مزار یار می اندیشند.
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20(61).gif
آنک، در رثای گوهر گم گشته ی علی، ریزش الماس اشک را شاید و تراوش یاقوت آه. آنگاه که شمشاد شیدای ولایت را شبانه به معراج مهر بردند، چشمه ی اشتیاق خشکید و ماه امید، هجرت کرد.
چه شباهنگام دلتنگی بود و چه سپیده ی سیاهی! تمام خورشیدهای شعف، یکباره با غروب آشنا شدند. سیمای سپید زهره ی منظومه ی ولایت به سرخی گرایید.
فاطمه،
معیار فضایل بود و اسوه ی سرآمدان عصمت و میزان محسنین. در فناکده ی خاک، افول کرد و در بقاسرای عرش،
طلوع و تابندگی نمود. هنوز آوای شیوایش در گوش دل ها باقی است که همگان را به پارسایی و پایداری در ولایت علوی می خواند و خود،
عامل نخست آن بود. آیین محمد (صلی الله علیه و آله) از استقامت سرخ زهرا آوازه یافت و امت از مرام زیبایش، مجد.
فردای شیعه از دیروز شعله ناک آلاله ی شهید نبی، به روشنایی رسید و سوز سینه ی آسمانی اش، اقتدار و صبر حسین و سطوت و صلابت حسن را به ارمغان آورد.
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20(61).gif
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

http://www.up.vatandownload.com/images/8q421u8b51w04meocq5v.jpg
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

السلام علیک یا فاطمة الزهرا یا بنت رسول الله!

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۱۷:۲۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/08963412723655337729.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/08963412723655337729.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۱۷:۳۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/08963412723655337729.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/08963412723655337729.gif)


عشق من ! پاییز آمد مثل پار
باز هم ما باز ماندیم از بهار



احتراق لاله را دیدیم ما
گل دمید و خون نجوشیدیم ما



باید از فقدان گل خون جوش بود
در فراق یاس ، مشکی پوش بود



http://shiaupload.ir/images/rbgdyg7ckn8drcrhqh6a.gifhttp://shiaupload.ir/images/u1nk6vj666sb7a7peg.gif



یاس بوی مهربانی می دهد
عطر دوران جوانی می دهد



یاس ها یاد آور پروانه اند
یاس ها پیغمبران خانه اند



http://shiaupload.ir/images/rbgdyg7ckn8drcrhqh6a.gifhttp://shiaupload.ir/images/u1nk6vj666sb7a7peg.gif



یاس یک شب را گل ایوان ماست
یاس تنها یک سحر مهمان ماست



یاس مثل عطر پاک نیّت است


یاس استنشاق معصومیت است




http://shiaupload.ir/images/rbgdyg7ckn8drcrhqh6a.gifhttp://shiaupload.ir/images/u1nk6vj666sb7a7peg.gif



یاس را آیینه ها رو کرده اند
یاس را پیغمبران بو کرده اند



یاس بوی حوض کوثر می دهد
عطر اخلاق پیمبر می دهد


حضرت زهرا دلش از یاس بود
دانه های اشکش از الماس بود



http://shiaupload.ir/images/rbgdyg7ckn8drcrhqh6a.gifhttp://shiaupload.ir/images/u1nk6vj666sb7a7peg.gif



داغ عطر یاس زهرا زیر ماه
می چکانید اشک حیدر را به چاه


عشق محزون علی یاس است و بس
چشم او یک چشمه الماس است و بس

اشک می ریزد علی مانند رود
بر تن زهرا ، گل یاس کبود



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/71347346280223994651.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۱۷:۳۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/71967461455579107373.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/71967461455579107373.gif)

گریه آری گریه چون ابر چمن
بر کبود یاس و سرخ نسترن

گریه کن حیدر که مقصد مشکل است
این جدایی از محمد مشکل است

این دل یاس است و روح یاسمین
این امانت را امین باش ای زمین


http://shiaupload.ir/images/rbgdyg7ckn8drcrhqh6a.gifhttp://shiaupload.ir/images/u1nk6vj666sb7a7peg.gif


گریه کن زیرا که کوثر خشک شد
زمزم از این ابر ابتر خشک شد


مدفن این ناله غیر از چاه نیست
جز تو کس از قبر او آگاه نیست


گریه بر بی دستی احساس کن !
گریه بر طفلان بی عباس کن !


مثل نوزادان که مادر مرده اند
مثل طفلانی که آتش خورده اند


http://shiaupload.ir/images/rbgdyg7ckn8drcrhqh6a.gifhttp://shiaupload.ir/images/u1nk6vj666sb7a7peg.gif


گریه کن در زیر تابوت روان
گریه کن بر نسترن های جوان


گریه کن زیرا که گل ها دیده اند
یاس های مهربان کوچیده اند


گریه کن زیرا که شبنم فانی است
هر گلی در معرض ویرانی است




http://shiaupload.ir/images/rbgdyg7ckn8drcrhqh6a.gifhttp://shiaupload.ir/images/u1nk6vj666sb7a7peg.gif




زیر گورستانی از برگ رزان
من بهاری مرده دارم ای خزان

زخم آن گل در تن من چاک شد
آن بهار مرده در من خاک شد


ای بهار گریه بار نا امید
ای گل مأیوس من ، یاس سپید


« احمد عزیزی »

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33086765026268978258.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۱۷:۴۰
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif
شهید راه ولایت

http://img.tebyan.net/big/1390/02/233209223146217362612710200112215171129246238.jpg
شهید راه حمایت از امام زمانش

حـضـرت زهرا(سلام الله علیها) دفاع از ولایت را تا آخرین لحظات عمر كوتاه خود، یك تكلیف الهى مـى دانـسـت. اعـتـراض و دفاع حضرت زهرا(سلام الله علیها) پیوسته و در هر فرصتى ادامه داشت . تا آنكه جریان بیعت اجـبارى از امیر مؤمنان على (علیه السلام) براى ابابكر پیش آمد. امام (علیه السلام) درِ خانه را به روى خود بست و بـا خـود عـهـد كـرد تـا قـرآن را جمع آورى نكند، از خانه بیرون نرود. ابابكر نیز گرچه به كـرسـى خـلافـت دسـت یـافـتـه بود، امّا گروه عظیمى از بنى هاشم و مهاجر و انصار، بیعتش را نـپـذیـرفـته بودند. به ویژه آنكه امام على (علیه السلام) و جمعى از اصحاب خاص پیامبر(صلی الله علیه و آله) نیز با او بـیـعـت نـكـرده بـودنـد. این موضوع آنچنان بر خلیفه اول و دوستانش سنگین بود كه آنان را سخت پریشان ساخته بود.
آنان بطور مكرر، امام (علیه السلام) را آزموده بودند كه او براى حفظ اسلام ، هرگز به جنگ داخـلى اقـدام نـخـواهد كرد. با این اطمینان خاطر، نقشه كشیدند تا به اجبار امام (علیه السلام) را به مسجد آورند. ابتدا قنفذ را براى آوردن على (علیه السلام) فرستادند اما نتیجه اى نبخشید. عمر با عده اى رجاله به خانه على (علیه السلام) حمله كردند ولى با مقاومت زهرا(سلام الله علیها) مواجه شدند، درب خانه را آتش زدند و نـاگـهـان دود سـیـاه و شـعـله سرخ از در خانه رسالت بلند شد و فریاد زهرا(سلام الله علیها) به گوش رسید كه مى فرمود:
یا اَبتاه ! یا رَسُولَ اللّه !
ولى نـه تـنـهـا فـریـادرسـى نـبـود كـه بـه كـمـك پـاره تـن رسـول خـدا(صلی الله علیه و آله) بـشـتابد، بلكه در میان آن آتش و دود، غلاف شمشیر بود كه بر پهلوى زهرا نـواخته مى شد. تازیانه بود كه بر بازوى آن حضرت نشانه مى رفت و فاطمه (سلام الله علیها) همچنان پدر را صدا مى زد.
آنـگاه تعدادى از افراد طمّاع و قدرت طلب به خانه زهرا(سلام الله علیها) حـمـله كـردنـد تـا عـلى (علیه السلام) را بـه مـسـجـد بـبـرنـد ولى حـضـرت زهـرا(سلام الله علیها) بـا هـمـان حال رنجور و ضربت دیده مانع از بردن امام (علیه السلام) شد.(1)
قـنـفـذ بـه دسـتـور عمر، مامور كوتاه كردن دست فاطمه (سلام الله علیها) از دامن على (علیه السلام) شد. او با غلاف شمشیر ضربتى به آن حضرت زد كه بازوى حضرت ورم كرد.

این جنایت باعث بیمارى منجر به شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) گردید.(2)
هرچند تاریخ ‌نگاران درباره مدت عمر حضرت زهرا(سلام الله علیها) اختلاف دارند، ولى هیچكس از بیمارى آن حـضـرت در زمـان رسـول خـدا(صلی الله علیه و آله) سـخـنـى نگفته است و سلامت و تندرستى دخت پیامبر(صلی الله علیه و آله) را پذیرفته اند. بنابراین ، ناراحتى و بیمارى آن حضرت مربوط به پس از وفات پیامبر(صلی الله علیه و آله) است .
امام باقر(علیه السلام) فرمود:
ما رُؤیَت فاطِمَةُ(سلام الله علیها) ضاحِكَةً قَطُّ منذ قُبِضَ رَسُول اللّهِ(صلی الله علیه و آله) حَتى قُبِضَتْ.(3)

فـاطـمـه(سلام الله علیها) پـس از وفـات رسـول الله (صلی الله علیه و آله) هـرگـز خـنـدان دیـده نـشد تا زمانى كه بدین حال از دنیا رفت .
امـام عـلى (علیه السلام) بـه هـنـگـام خـاك سـپـارى پـیـكـر مـقـدس حـضـرت زهـرا(سلام الله علیها) ، پـس از سـلام بـه رسول الله عرض كرد:
وَ سـَتـُنـَبـِئُكَ اِبـْنـَتـُكَ بـِتـَضـافـُرِ اُمـَتـِكَ عـَلى هـَضـْمـِهـا فَاحْفِها السُؤ الَ وَاَسْتَخْبِرْها الحالَ...(4)

http://img.tebyan.net/big/1390/01/204173219922223255140210199194164439191242.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1390/01/21377818612519671382452188322126191187212.jpg)
اى رسـول خـدا! بـه زودى دخـترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امّتت در ستم كردن به وى اجتماع كـرده بـودنـد. پـس هـمـه چـیـز را از او سـؤ ال كـن و از حال او جویا شو!...
بـنـابـرایـن ، هـمـه بـیـمـارى حـضـرت زهـرا(سلام الله علیها) پـس از رحـلت رسـول خـدا(صلی الله علیه و آله) بـه وجـود آمـد به ویژه ضربه هایى كه در جریان دفاع از ولایت بر آن حضرت وارد شـد، مـنـجـر بـه شـهادت آن حضرت گردید. حضرت فاطمه (سلام الله علیها) فداى ولایت شد و در راه حـمـایـت از امـام زمـان خـود و جانبدارى از دین خدا، جان خود را نثار كرد. پهلوى شكسته ، صورت سیلى خورده و بازوان ورم كرده ، او را در هم شكست و حضرتش را انیس بستر و همنشین خانه كرد تا آنكه مدت هفتاد و پنج (5)، یا نود و پنج روز(6) پس از رحلت پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) به شهادت رسید.
حـضـرت زهرا(سلام الله علیها) ، بدون تردید، نخستین شهید راه خدا پس از رحلت پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) است . او براى دفاع از امامت و ولایت ضربت خورد. در زیارت آن حضرت مى خوانیم :
وَ صـَلِّ عـَلَى ... المـَغـْضـُوبـَةِ حـَقـّهـا، المـَمـْنـُوعَةِ اِرْثُها، المَكْسُورَةِ ضِلْعُها، المَظْلُومِ بَعْلُها، المَقْتُولِ وَلَدُها.(7)

و درود فـرسـت بـر آن بـانویى كه حقش غصب شد. از ارث ممنوع شد. پهلویش شكست . شوهر او مظلوم بود و فرزندش در راه خدا كشته شد.
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif
http://www.up.vatandownload.com/images/8q421u8b51w04meocq5v.jpg
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

پی نوشت ها:
1. بحارالانوار ، ج 43 ، ص 198 .
2. دلائل الامامه ، طبرى ، ص 45 ؛ بحارالانوار ، ج 43 ، ص 170 .
3. بحارالانوار ، ج 43 ، ص 196 .
4. شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحدید ، ج 1 ، ص 265 .
5. بحارالانوار ، ج 43 ، ص 212 .
6. بحارالانوار ، ج 10 ، ص 52 و الاصابه ، ج 4 ، ص 280 .
7. زیارت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) ، مفاتیح الجنان .
بخش عترت و سیره تبیان

منبع:
فاطمه حامی ولایت
سید محمد حسینی شاهرودی

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۲۱:۴۲
[/URL][URL="http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/65947965994973100836.jpg"]http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/65947965994973100836.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58052333188556319903.jpg)
(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58052333188556319903.jpg)

خوف و خشیت حضرت فاطمه(س)

يكى از خصوصيات ويژه در نماز و عبادت حضرت فاطمه عليهاالسلام خوف و خشيت وى بوده است .
ابومحمد ديلمى در ارشاد القلوب روايتى را در اين باره نقل نموده و گويد:
كانت فاطمة تنهج فى صلواتها من خوف الله ؛ (1)
و روايت شده كه حضرت فاطمه عليهاالسلام به هنگام نماز نفسش به شماره مى افتاد.
سبب اين حالت كه در نماز و دعا براى فاطمه عليهاالسلام پيش مى آمد خوف و خشيت وى از حضرت بارى تعالى بوده است .
ممكن است پرسيده شود كه : خوف از چه چيزى ؟
مگر حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام ، معصوم نبوده و آيه تطهير در شان او نازل نشده است ؟
پس كسى كه خداوند او را از معاصى و پليدى ها تطهير نموده گناهى از او صادر نمى شود، چرا بايد خائف و ترسان باشد؟
در پاسخ گوييم : خوف اسباب متعدد دارد، گاهى به سبب گناه و سوء عمل است و اين كه فردى مى داند در محضر كسى ايستاده كه او را به دليل گناهش مجازات خواهد كرد و گاهى منشاء خوف ، اطلاع و يقين نسبت به نقص خود و كمال معبود است ، و ناقص وقتى خود را در محضر كامل بيند، البته نفسش به شماره مى افتد، رنگش متغير مى شود و حتى غش به او دست مى دهد.
در روايتى آمده است : كان اميرالمومنين عليه السلام اذا اخذ بالوضوء يتغير وجهه من خيفة الله ؛
على عليه السلام هرگاه وضو مى ساخت ، رنگ چهره اش از خوف الهى تغيير مى كرد.
و در روايت ديگرى آمده است :
امام حسن مجتبى عليه السلام هرگاه سجده شكر را به جاى مى آورد از خشيت و خوف مقام ربوبى حالت غش به او دست مى داد.
و در روايت ديگر، درباره امام حسن عليه السلام آمده است :
امام وقتى از وضو فارغ مى گرديد، رنگ چهره اش تغيير مى كرد، هنگامى كه از وى درباره علت اين حالت سوال كردند، فرمود:
حق آن است كه وقتى در برابر كسى چون (پروردگار عالميان ) مى ايستيم رنگ از چهره ما پريده باشد.
و شبيه اين روايات را درباره ساير امامان شيعه عليهم السلام و صديقين نيز نقل نموده اند: در روايتى آمده است كه :
از امام سجاد عليه السلام پرسيدند: چرا وقتى براى وضو حاضر مى شويد رنگ چهره شما زرد مى گردد؟ فرمود: چه ميدانيد كه به حضور چه كسى مى روم !
بنابراين معلوم مى شود كه علت خوف و خشيت حضرت فاطمه عليهاالسلام معرفت تمام نسبت به خداوند متعال مى باشد.
حال اگر كسى بگويد: جايگاه خوف و خشيت در قلب است ؟
گوييم : امام مومنان على بن ابى طالب عليه السلام در اين باره گويد: بنده خداوند طعم ايمان را وقتى مى چشد كه داراى خوف و رجا باشد و اگر خوف و رجاى او صحيح و كامل باشد، اثر آن ، در جسد و عمل مومن ديده مى شود. (2)

1 - ارشاد القلوب ، ج 1، ص 105
2 - زندگانى حضرت زهرا عليهاالسلام علامه مجلسى ، ص 933





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/22561970711985371923.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/22561970711985371923.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۲۱:۴۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05834047709775530410.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05834047709775530410.jpg)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05834047709775530410.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05834047709775530410.jpg)



از گريه عرش آسمان در يا شد
يک قطره چکيد و مثل عاشورا شد


با شال عزا مرد غريبي مي گفت
ايام عزاي مادرم زهرا شد



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54418848840507775957.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54418848840507775957.jpg)

كبوتر دل
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۲۱:۴۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_55582343241606011390.jpg

كاش مي شد بنويسند مرا سينه زنت
كاش مي شد بنويسند به نام حسنت

كاش در اول پرونده ي دنيائيمان
بنويسند غلام پسر بي كفنت

كاش مي شد كه مرا دست كرامات شما
بنويسد اسير غم و در د و محنت

غزل مرثيه ي روضه ي ما هستي تو
من همان شمع برافروخته ي انجمنت
**
راستي مادر مظلومه ي غربت زده ام
در سوالم . جرم تو چيست ؟ چرا هي زدنت ؟

از هجوم در و ديوار و دستي سنگين
درد مي كرد نگفتي ....همه جاي بدنت

پيرهن بافته اي بهر حسين اما حيف
گفت زينب كه غارت شده آن پيرهنت

دلواپس
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۲۱:۴۹
فاطمه ای یار کفن پوش علی.....پروانه وحی خاموش علی
لرزید زمین به خویش چون دید فلک.....تابوت تو را نهاد بر دوش علی


http://rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/01%20esfand/13/0008079%20%284%29.jpg

كبوتر دل
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۲۲:۰۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_fatemiyeh-takht__86_.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۲۲:۲۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90586728220912410355.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90586728220912410355.jpg)




غروب غم انگيز آفتاب


آن شب فاطمه درخواب دید فرشتگان بال در بال پرواز می کردند آنچنان که آسمان را به تمامی می پوشاندند...
دو فرشته پیش رو آمدند ، سلام کردند و مرا روی بال های خود سوار کرده و به آسمان بردند. ناگهان بوی بهشت به مشامم رسید. فرشتگان صف در صف ایستاده بودند و ورود مرا انتظار می کشیدند . اول خنده ای بسان بازشدن گلی و بعد هم با هم گفتند: خوش آمدی ای هدف آفرینش بهشت و ای فرزند " لَوْ لاکَ لَما خَلَقْتُ الاَ فْلاک . "
فرشتگان مرا بالاتر بردند ، قصرهای بی انتها، لباس های بی همانند، آنچه چشم از حیرت خیره می ماند ، و بعد نهرهای آبی سفیدتر از شیر و خوشبوتر از عطر وبعد قصری ، و چه قصری!
گفتم اینجا کجاست؟ این چیست؟ از آن کیست؟ گفتند اینجا فردوس اعلی است.
برترین و بالاترین مرتبه بهشت است. منزل و مسکن تو و پدرت و پیامبران همراه پدرت و هر که خدا با اوست اینجاست. و این نهرکوثراست. پدرم که بر سریری تکیه زده بود مرا دید از جا برخاست در آغوشم گرفت و میان دو چشمانم را بوسه زد. و فرمود: اینجا جایگاه تو ، شوی تو ، و فرزندان و دوستداران توست. بیا دخترم که سخت مشتاق توأم.
علی جان! پدرم به من گفت که امشب میهمان او خواهم بود. اکنون ای پسرعموی مهربانم ، من عازمم، بر من مسلم است که از امشب ، میهمان پدر خواهم بود. گریزانم از این دنیای پر جلا ، و سراسر مشتاقم به خانه بقا. تنها دل نگرانیم برای رفتن، تویی و فرزندانم.
علی جان ولی جدا شدن از تو همین اندازه هم برایم سخت است. شما را به خدا می سپارم و از خدا می خواهم که سختی های این دنیا را برای شما آسان گرداند.
علی جان! من در سال های حیاتم ، همیشه با تو وفادار بوده ام ، از من دروغ، خُدعه و خیانت ندیده ای، لحظه ای پا را از حریم مهر و وفا و عفاف بیرون نگذاشته ام ، بر خلاف فرمان تو حرفی نگفته ام. اعتقاد من همیشه این بوده که جهاد زن ، نیکو رفتار کردن با همسر است ، خوب شوهر داری کردن است .
علی جان! به وصیت هایم عمل کن ، چه آنهایی را که در کاغذی نوشته ام و چه آنها که اکنون می گویم. در آنجا باغ های وقفی پیامبر را نوشته ام که به حسن بسپاری ، و او به حسین ، و او به امامان بعد از خویش تا آخر. سهمی برای زنان پیامبر(ص) و زنان بنی هاشم ، و امامه دختر خواهرم قائل شده ام
. و اگر چیزی ماند به دخترانم بده . تو ناگزیری بعد از مرگ من ، ازدواج کنی و با کسی ازدواج کنی که نسبت به فرزندانمان مهربانتر است. مرا در تابوتی به همان شکل که گفته ام حمل کن تا محفوظ تر باشم مرا شبانه غسل بده ، از روی پیراهن – بر من شبانه نماز بخوان و مرا شبانه و مخفیانه دفن کن و قبرم را مخفی بدار.
مبادا مردمی که بر من ستم کرده اند بر جنازه ام نماز بخوانند و در دفنم حاضر شوند ، و از مکان دفنم آگاهی بیابند. یاران معدود و محدود تو و پدرم ، از زنان فقط اسماء ، ام ایمن ، فضّه و ام سلمه و از مردان ، سامان ، ابوذر ، مقداد ، عمار ، عبدالله و خدیفه همین .
وای گریه نکن علی . من گریه ام برای توست ، تو چرا گریه می کنی ؟ تو مظلوم ترین مظلومان عالمی، گریه بر تو رواست من آنچه انجام داده ام برای دفاع از حقوق مغضوب تو بوده . من می دانم که رفتنی ام، پدر مرا مطمئن ساخته بود. ولی من می دانستم پی مرگ من بر تو چه خواهد گذشت.
و این جگرم را آتش می زند. پس تو گریه مکن. عالمی برای مظلومیت تو باید اشک بریزد . اکنون ، اول راحتی من است ، اما آغاز مصیبت توست. پس در این گاه رفتن ، بیش از این جگرم را مسوزان. تو و فرزندانمان را به خدا می سپارم.
سلام مرا به همه فرزندانمان که تا قیامت به وجود می آیند برسان. راستی علی جان ، آیا می بینی آنچه را که من می بینم؟ این جبرئیل است که به من سلام می کند ؛ و علیک السلام . این میکائیل است که سلام می کند و خیر مقدم عرض می نماید ؛ و علیک السلام . اینها فرشتگان الهی هستند که به استقبال من آمده اند . چه شکوهی وچه عظمتی ؛ و علیکم السلام .



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/20429385871077533590.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/20429385871077533590.jpg)

دلواپس
۱۳۹۰/۰۲/۱۷, ۲۲:۴۶
من ایستاده بودم دیدم که مادرم را...قاتل گهی به کوچه گه بین خانه میزد
گاهی به پشت و پهلو، گاهی بدست و بازو...گاهی بچشم صورت، گاهی به شانه میزد

http://dl.glitter-graphics.net/pub/263/263171lxlble1hnk.gif


الا ای چاه یارم را گرفتند...گلم، عشقم، بهارم را گرفتند
میان کوچه ها با ضزب سیلی... همه دار و ندارم را گرفتند

http://dl.glitter-graphics.net/pub/263/263171lxlble1hnk.gif


الا ای مادر پهلو شکسته...که دشمن رشته عمرت گسسته
ز جا برخیز و بین گرد یتیمی...به رخسار عزیزانت نشسته

http://dl.glitter-graphics.net/pub/263/263171lxlble1hnk.gif


سوزنده تر از داغ تو دغی نبود....پژمرده تر از تو گل بباغی نبود
روشنگر دل هایی واما افسوس....بر گمشده قبر تو چراغی نبود

http://dl.glitter-graphics.net/pub/263/263171lxlble1hnk.gif


من علیم که خدا قبله نما ساخت مرا....جز خدا و نبی و فاطمه نشناخت مرا
من که یکباره در از قلعه خیبر کندم....داغ زهرای جوان از نفس انداخت مرا

http://dl.glitter-graphics.net/pub/263/263171lxlble1hnk.gif


آنچنان ضرب لگد از نفس انداخت مرا.....که هم آغوش غم داغ پسر ساخت مرا
زن همسایه دیوار به دیوار امروز.....بعیادت بر من آمد و نشناخت مرا

http://dl.glitter-graphics.net/pub/263/263171lxlble1hnk.gif


آنروز نخل ماتم از دل جوانه میزد....از درب خانه ما آتش زبانه میزد
آنروز مادر ما در استان در بود....کان بی حیا لگد بر درب خانه میزد

http://dl.glitter-graphics.net/pub/263/263171lxlble1hnk.gif


از خانه باب ما را بردند سوی مسجد....آنسان که تیر غم را غم بر شانه میزد
مادر چو دید بابا بگرفت دامنش را....او می کشید و قنفذ با تازیانه میزد


http://rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/01%20esfand/13/0008079%20%283%29.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۱۸, ۰۲:۱۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/16398495742528236629.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/16398495742528236629.jpg)


واما ای علی !
به خدا سوگند این عزرائیل است که به من سلام می کند و"علیک السلام یا قابض الارواح "بگیرجان مرا اما با مدارا.
خدای من، مولای من به سوی تو می آیم نه بسوی آتش .
سلام بابا ! سلام به وعده های راستین تو.
سلام به لبخند شیرین تو.
سلام به چشمان روشن تو .

آری این چنین بود که فاطمه زهرا(س) ام ابیها به جانب پدر مطهرش شتافت و چشم از این جان بی وفا بربست. اما علی مظهر عدالت و حقیقت ناب ، بعد از مرگ همسرش زیر لب چنین می سرود: اکنون با رفتن تو خستگی ها را بیش از پیش احساس می کنم.

خدایا چطور من بدن نازنین این عزیز را شستشو کنم؟ اگر غسل کردن او با اشک چشم مجاز بود آب را بر بدنش حرام می کردم. پس آب بریز اسماء ای وای این بازوی ورم کرده از چیست؟ آری این همان حکایت جگر سوز تازیانه و بازوست .

فاطمه ! گفتی از روی پیراهن غسلت دهم برای بعد از رفتنت هم باز ملاحظه این دل خسته را نمودی؟ ای کسی که پنهانکاری را فقط در دردها و غمهایت بلد بودی. شوهرتو کسی نیست که برای این رازهای سَر به مُهر تو در نخلستان های تاریک شب نگریسته باشد.

اینجا جای تازیانه نامردان است، در آن زمان که ریسمان در گردن مردت آویخته بودند.

ای خدا ! این غسل نیست، مرور مصیبت است، تداعی محنت است، دوره کردن درد است. ای وای از حکایت محسن حکایت فاطمه و آن در و دیوار، حکایت آن میخهای آهنین با آن بدن نحیف و خسته و بیمار، حکایت آن آتش با آن تن تب دار، حکایت آن دست پلید با این صورت و رخسار. بچه ها بیایید با مادر وداع کنید.

خدا در این غم صبرتان دهد. آرامترعزیزان من ! می دانم از گریه گریزی نیست. اما شیون نکنید مثل من آهسته اشک بریزید.

نمی دانم چطور تسلایتان دهم. اما تقدیر این بوده است، راضی به مشیت خدا هستم . اینقدر مادر را صدا نزنید او اکنون توان پاسخ گفتن به شما را ندارد. فقط نگاهش کنید و آرام اشک بریزید اما نه گویی این دست های فاطمه است که از کفن بیرون می آید و شما را درآغوش می کشد.
این بازهمان دل مهربان اوست که نمی تواند پس از مرگ هم ندای شما را بی جواب گذارد. کنار روید تا در قبرش گذارم. خدایا چه سنگین است این مصیبت ، و چه سبک است این بدن درد و محنت دیده.

آری اینک دیگر من لب بر می بندم از سخن گفتن ، تا علی و حسن و حسین و زینب بال گشایند بر مزار تو. این تو ، این علی و این فرزندانت و این چشم همیشه مشتاق من.

منبع : برگرفته از کتاب کشتی پهلو گرفته، سید مهدی شجاعی





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21429868278782506788.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21429868278782506788.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۱۸, ۰۲:۳۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/94652454188171422664.jpghttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/94652454188171422664.jpg


نيمه شب تابوت رابرداشتند
بارغم برشانه ها بگذاشتند

هفت تن دنبال يک پيکر روان
در پي آن هفت تن ، هفت آسمان

اينطرف خيل رسل دنبال او
آن طرف احمد به استقبال او


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/98381869128148227354.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/98381869128148227354.jpg)

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۲/۱۸, ۱۱:۰۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/50385432713919533341.png (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/50385432713919533341.png)



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53147339200071545061.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53147339200071545061.gif)

الا ای چاه یارم را گرفتند...
گلم، عشقم، بهارم را گرفتند

میان کوچه ها با ضزب سیلی...
همه دار و ندارم را گرفتند

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69140276061535420670.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69140276061535420670.gif)

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۲/۱۸, ۱۱:۰۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/50385432713919533341.png (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/50385432713919533341.png)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53147339200071545061.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53147339200071545061.gif)

الا ای چاه یارم را گرفتند...
گلم، عشقم، بهارم را گرفتند

میان کوچه ها با ضزب سیلی...
همه دار و ندارم را گرفتند

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69140276061535420670.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69140276061535420670.gif)

neginsabz
۱۳۹۰/۰۲/۱۸, ۱۱:۵۲
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifوصیت فاطمه به علی(علیهماالسلام) http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
بیمارى زهرا(سلام الله علیها) در حدود چهل روز طول كشید ولى روز بروز حالش سخت تر مى شد و كسالتش شدت مى یافت. یك روز به على بن ابى طالب علیه السلام گفت: پسر عموى مهربان، آثار و علائم مرگ را در خودم مشاهده مى نمایم. گمان مى كنم عنقریب به پدرم ملحق گردم، مى خواهم وصیت كنم. على (علیه السلام) در كنار بستر فاطمه نشست و اطاق را خلوت كردند: فرمود: اى دختر پیغمبر به هر چه دلت مى خواهد وصیت كن و یقین داشته باش كه به وصیت تو عمل خواهم كرد. انجام وصایاى تو را بر كارهاى شخصى خودم مقدم مى دارم. على (علیه السلام) به چهره ى پژمرده و چشم هاى فرورفته ى همسرش نگاه مى كرد و اشك مى ریخت. فاطمه (علیهاالسلام) برگشت و با دیده هاى فرورفته اش نگاهى به صورت غمناك و پژمرده ى شوهر مهربانش نمود و گفت: پسر عمو! تاكنون در خانه ات دروغ نگفته ام، مرتكب خیانت نشده ام و هیچگاه از اوامر و دستوراتت تخلف نكردم.
على (علیه السلام) فرمود: مقام خداشناسى و پرهیزكارى تو به قدرى عالى است كه احتمال خلاف درباره ات نمى رود. به خدا سوگند مفارقت و جدایى تو بر من گران است. اما چه كنم كه مرگ را چاره اى نیست. به خدا قسم مصیبات مرا تازه كردى، مرگ نابهنگام تو حادثه ى دردناكى است، انا للَّه و انا الیه راجعون. چه مصیبت ناگوار و دردناكى است؟! به خدا سوگند این مصیبت جانسوز را هرگز فراموش نمى كنم و چیزى نمى تواند تسلى بخش من باشد. آنگاه ساعتى را با هم گریستند. [بحارالانوار ج 43 ص 191.] حضرت زهرا در این مذاكره ى كوتاه برنامه ى دوران زندگى زناشویى خویش را در چند جمله مختصر خلاصه كرد: مقام صداقت و پاكدامنى و اطاعت از شوهر را بیاد همسرش آورد. على بن ابى طالب (علیه السلام) نیز از زحمات و موقعیت علمى و پرهیزكارى و صداقت و درستى همسر عزیزش تقدیر كرد. مهر و علاقه ى بى پایانش را نسبت به او ابراز داشت. در اینجا بود كه احساسات و عواطف آن دو یار مهربان دو همسر نمونه ى اسلام چنان تحریك شد كه نتوانستند از گریه خوددارى كنند. ساعتى را با هم گریستند و به یاد دوران كوتاه زندگى زناشویى كه جهانى از صفا و مهر و علاقه و صداقت و درستى و پاكدامنى و فداكارى بود اشك ریختند. و به یاد زحمات طاقت فرسا و فداكارى ها و گرفتارى ها همدیگر ناله كردند. شاید بوسیله ى اشك هاى چشم، آتش درونى خود را كه نزدیك بود كالبدشان را محترق سازد خاموش كنند.
بعد از آن كه گریه شان آرام تر شد على بن ابى طالب علیه السلام سر همسر عزیزش را در دامن گرفت، فرمود: اى دختر پیغمبر! هر چه میل دارى وصیت كن و مطمئن باش كه از وصایاى تو تخلف نخواهم كرد. فاطمه به موضوعات زیر وصیت نمود:
1- اى پسر عمو! مردها بدون زن نمى توانند زندگى كنند، شما نیز ناچارید زن بگیرید. خواهشمندم بعد از من، با امامه دختر خواهرم ازدواج كن، زیرا نسبت به اطفال من مهربان است. [مناقب ابن شهر آشوب ج 3 ص 362.]
2- فرزندانم یتیم مى شوند با آنان مدارا كن، بر سرشان فریاد مزن، براى دلجویى آنان یك شب نزد آن ها بمان و یك شب نزد همسرت. [بحارالانوار ج 43 ص 178.]
3- براى من تابوتى تهیه كن كه در موقع حمل جنازه، بدنم پیدا نباشد. و طرز ساختمانش چنین و چنان باشد. [بحارالانوار ج 43 ص 192.]
4- مرا شبانه غسل بده و كفن كن و به خاك بسپار، اجازه نده اشخاصى كه حقم را غصب كردند و اذیت و آزارم نمودند بر من نماز بخوانند یا به تشییع جنازه ام حاضر شوند. [بحارالانوار ج 43 ص 192.]
http://img.tebyan.net/big/1390/02/54445794452718737183149952152441630199.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1390/02/431472132099197411280205225241565563243.jpg)
5- به هر یك از زنان رسول خدا دوازده وقیه بده.
6- به هر یك از زنان بنى هاشم دوازده وقیه بده.
7- به امامه دختر خواهرم نیز چیزى بده. [دلائل الامامة ص 42.] بعد از وفات فاطمه، وصیتنامه ى مكتوب زیر نیز بدست آمد:
8- بوستان ذى الحسنى، و بوستان ساقیه، و بوستان دلال، و بوستان غراف، و بوستان رقمه، و بوستان هیثم، و بوستان ام ابراهیم هفت بوستان مذكور بعد از من در اختیار على بن ابى طالب باشد. بعد از او در اختیار فرزندم حسن، بعد از حسن در اختیار حسین باشد. بعد از حسین در اختیار فرزند ارشد حسین باشد.
نویسنده: على. شاهد: مقداد، زبیر. [دلائل الامامة ص 42.]
ابن عباس نیز روایت كرده كه وصیتنامه ى كتبى زیر، از حضرت زهرا بدست آمد:
بسم اللَّه الرحمن الرحیم. این وصیتنامه ى فاطمه دختر رسول خداست. به یگانگى خدا شهادت مى دهم. شهادت مى دهم كه محمد (صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) رسول خداست. بهشت و دوزخ حق است. و در وجود قیامت شك نیست. و خدا مردگان را مبعوث مى كنم. یا على خدا مرا همسر تو قرار داد تا در دنیا و آخرت با هم باشیم. و اختیارم در دست تو است. یا على در شب مرا غسل بده و كفن كن و حنوط كن و به خاك بسپار. و به احدى اطلاع نده. اكنون با شما وداع مى كنم. سلام مرا به فرزندانم كه تا قیامت به وجود مى آیند برسان. [بحارالانوار ج 43 ص 214.]

http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif
منبع:
بانوى نمونه اسلام فاطمه زهرا (سلام الله علیها)ریال ابراهیم امینی

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۱/۱۵, ۱۹:۳۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76054579535081290956.gif

تشیع آئینه
** ویژه نامه شهادت مظلومانه **
** یاس شکسته٬‌ام ابیها ٬ بانوی محشر**
** حضرت صدیقه طاهره **
** فاطمه زهرا مرضیه سلام الله علیها **

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/51573790866907316776.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/51573790866907316776.gif)

http://www.askquran.ir/upload/files/fatemiye91.ask_askquran.ir.swf

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/51573790866907316776.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/51573790866907316776.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۱/۱۵, ۱۹:۴۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26483336941768904770.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26483336941768904770.gif)


سخن گهربار فاطمه زهرا (س) خطاب به زنان مومن

قالَتْ فاطمة عليه السلام :

خَيْرٌ لِلِنّساءِ اءنْ لايَرَيْنَ الرِّجالَ وَلايَراهُنَّ الرِّجالُ.

حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها فرموده اند :

بهترين چيز براى حفظ شخصيت زن آن است كه
مردى را نبيند و نيز مورد مشاهده مردان قرار نگيرد.

بحارالا نوار: ج 43، ص 54، ح 48.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/13431339808661698545.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/13431339808661698545.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۱/۱۵, ۲۱:۳۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/18018974110461920825.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/18018974110461920825.gif)



با کدامین واژه داغدار،
با کدامین حنجره سوخته
و با کدامین رمق بازمانده،
پاسخت گویم؛ علی جان!

نفسم بالا نمی‌آید!
چشم‌های خسته‌ام دیگر توان باز شدن ندارد؛
اما چه کنم که دم مسیحایی‌ات مرده زنده می‌کند!
چه کنم که جان فاطمه نه در قبضه عزرائیل که در قبضه توست!

می‌خواهم دیگر بار آفتاب چهر‌ه‌ات را به نظاره بنشینم!
می‌خواهم این چشم‌های جوشان اشک را
که بر چهره تکیده و مظلومت می‌چکد با سرانگشتانم پاک کنم!

علی جان! کمک کن تا بازوان مجروحم
برای آخرین بار به یاری‌‌ات بشتابد
و غبار غم از دیدگانت بزداید!

می‌دانم که بعد از من کسی نیست که یاری‌ات کند!
می‌دانم که بعد از من تنها مونس تو چاه خواهد بود
و نخلستان‌های کوفه!

ای مظلوم‌ترین مرد تاریخ!
تو بعد از من تنهاتر از پیش خواهی شد.
تو بعد از من سال‌ها خار در چشم
و استخوان در گلوخواهی داشت؛

اما ملالی نیست، آن‌روز را می‌بینم
که فرزندم مهدی می‌آید
و انتقام تو را از دودمان کفر و نفاق می‌گیرد؛
روزی که حق به حق‌دار می‌رسد
و باطل برای همیشه نابود می‌شود.

من می‌روم!
اما کودکانم را به تو می‌سپارم!
یتیمانم را دریاب. علی‌جان!

یتیمانم را دریاب!
مرا شبانه غسل و کفن کن!
شبانه به خاک بسپار و
نشان مزارم را بر هیچ کس آشکار نکن!
بگذرا که داغ غربت من
تا ابد بر سینه تاریخ بماند.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/61732659479603518036.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/61732659479603518036.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۱/۱۵, ۲۱:۳۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/93497932838545353277.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/93497932838545353277.gif)

نیـمـه شــب، تـابـــوت را بـرداشـتـنــد
بـــار غــــم بـر شــانـــه هـا بگذاشتنــد

هـفـت تــن، دنـبــال یـک پیکــر روان
وز پــی آن هـفــت تـن، هفـت آسمــان

ایــن طـرف، خیــل رُسُـــل دنبـــال او
آن طــرف، احمـــــد به استـقـبــــال او

ظــاهــرا تشیـیـع یـک پـیـکـــر ولــــی
بـاطـنــا تشـیـیـع زهــــرا و عـلـــــــــی

امشب ای مَه، مِهر وَرز و خوش بتاب
تـا بـبـیـنـد پـیـش پــایـــش آفــتـــــــــاب

ابـــرهــا گِـریـنــد بـر حـــال عــلــــــی
مــی رود در خــاک، آمـــال عــلــــــی

چـشـم، نــور از دسـت داده، پـا رمـــق
اشـک، بر مهتـاب رویش، چون شفـق

دل همه فریــاد و لــب، خاموش داشت
مــرده ای، تابــوت، روی دوش داشت

آهِ ســرد و بـغـض پـنـهـــان در گــلــــو
بـــود بــا آن عـــدّه، گـرم گفـت و گـــو

آه آه؛ ای همـرهـــان، آهــستـــه تـــــــر
مـی بـریـد اســـــرار را، سـربستــه تـر

ایــن تـــن آزرده، بـاشـــد جـــــان مــن
جــــــان فـدایـــش، او شـده قربـان مـن

همــــرهــان، ایـن لیـلـــه القدر من است
من هـلال از داغ و، این بــدر من است

اشــک مــن زیـن گــل، شــده گـلـفــام تر
هـسـتـی ام را مـی بـَریـــد، آرام تـــــــــر

وســعــتِ اشــکــم، به چشـم ابــر نیست
چــاره ای غیـر از نمـاز صبـــــر نیست

زیـن گـل من، بـاغ رضوان نَفحه داشت
مصحف من بود و هجـده صفحه داشت

مَرهـمـی خــــرج دل چــاکــــــم کـنـیـــد
هـمـرهــان، هـمــراهِ او خـــاکـــم کـنـیــد


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/24373332086648997236.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/24373332086648997236.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۱/۱۵, ۲۱:۵۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1_fatemie_be1---1.gif


السلام عليک یا فاطِمَهَ الزَّهْراَّءُ ، یا بِنْتَ مُحَمَّدٍ ،
یا قُرَّهَ عَیْنِ الرَّسُولِ یا سَیِّدَتَنا وَمَوْلاتَنا ،
اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِکِ اِلَى اللّهِ،
وَقَدَّمْناکِ بَیْنَ یَدَىْ حاجاتِنا ،
یا وَجیهَهً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعى لَنا عِنْدَ اللّهِ


http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_bapyjatju5j111x35hkb.gif




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif)▄♥▄*پرستوي شکسته پر*ويژه نامه شهادت ام الائمه حضرت فاطمه(س)*▄♥▄ (http://www.askquran.ir/thread26428.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif)۩ •,,• ۩ سوگنامه شهادت ريحانه نبي،ياس نيلي علي،حضرت فاطمه (س) ۩ •,,• ۩ (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=26372)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif) یاس کبود ۞ نرم افزار پرتابل پاسخ به شبهات فاطمی ۞ (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=21154)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif) نرم افزار ریحانة النبی ( جامع ترین نرم افزار موبایل درباره حضرت فاطمه زهرا (س) ) (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=426125#post426125)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif) *,,•,,*مرثيه هاي دل درسوگ فاطمه(س)،بانوي آب و ائينه*,,•,,* (http://www.askquran.ir/thread30891-12.html#post537071)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif) ۞|*•*|۞پيامک هاي تسليت ايام سوگواري بانوي محشر۞|*•*|۞ (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=26375)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif)●●*^*●● گالري تصاوير ويژه شهادت حضرت زهرا(س) ●●*^*●● (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=26376)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif)◄*♥*► امضاهاي تصويري ويژه ايام فاطميه ◄*♥*► (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=26378)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif ╣ ◄*►╣ مجموعه نفيس آواتارهاي فاطمي ╣ ◄*►╣ (http://www.askquran.ir/thread20638.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif حرز حضرت زهرا سلام الله عليها (http://www.askquran.ir/showpost.php?p=426550&postcount=45)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif دعاهاي روزانه حضرت زهرا سلام الله عليها (http://www.askquran.ir/showpost.php?p=426563&postcount=46)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif ^♥^▬^♥^ چهل داستان از حضرت فاطمه زهرا(س) ^♥^▬^♥^ (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=26380)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif(¯*~|♥|♥|♥~*¯) چهل حديث گهربار فاطمي (¯*~|♥|♥|♥~*¯) (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=26649)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif ۩ (~•~) ۩ فاطمه علیهاالسلام ؛ فرشته زمینی(به مناسبت ایام فاطمیه) ۩ (~•~) ۩ (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=26514)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif نرم افزارصوتی پهلو شکسته ( ویژه ایام فاطمیه س ) (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=430375#post430375)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76101979197312873391.gif (http://www.askquran.ir/thread30919-7.html#post431595) ₪₪₪ دانلود مداحی و روضه خوانی شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) ₪₪₪ (http://www.askquran.ir/thread30919-7.html#post431595)[/URL]




[URL="http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/41087425943695808569.gif"]http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/41087425943695808569.gif (http://www.askquran.ir/thread30919-7.html#post431595)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۱/۱۶, ۰۳:۱۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/82142175776125136898.gif


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/87048357808405985168.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/87048357808405985168.gif) llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıl (http://www.askquran.ir/thread30326.html#post525155)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/87048357808405985168.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/87048357808405985168.gif) ۩*><*۩ هجوم به خانه حضرت علی و بانوی محشر ۩*><*۩ (http://www.askquran.ir/thread30871.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/87048357808405985168.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/87048357808405985168.gif) ░▒▓█ آتش بر در خانه حضرت زهرا سلام الله علیها █▓▒░ (http://www.askquran.ir/thread30872.html#post536018)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/87048357808405985168.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/87048357808405985168.gif) ۩ミ✿ミ۩ جسارت واهانت به ساحت مقدس صدیقه طاهره ۩ミ✿ミ۩ (http://www.askquran.ir/thread30873.html#post536019)

(http://www.askquran.ir/thread30874.html#post536020)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/87048357808405985168.gif (http://www.askquran.ir/thread30874.html#post536020) ۩✿*✿۩ مقام ولایت حضرت زهرا مرضیه (س)۩✿*✿۩ (http://www.askquran.ir/thread30874.html#post536020)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/87048357808405985168.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/87048357808405985168.gif) ^♥*••^ آثار اخروی محبت به حضرت زهرا علیه السلام^♥*••^ (http://www.askquran.ir/thread30875.html#post536021)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/87048357808405985168.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/87048357808405985168.gif) ۩۞<*>۞۩ چراقبر حضرت فاطمه علیهاالسلام مخفی ست؟ ۩۞<*>۞۩ (http://www.askquran.ir/thread30876.html#post536022)




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21595613198790796412.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21595613198790796412.gif)

morteza sh313
۱۳۹۱/۰۱/۱۶, ۰۸:۳۶
نرو ای همدم تنهایی بابا، مادر

می شود بعد تو بابا تک و تنها، مادر

چه مگر بر سر تو رفته در آن کوچه ی شوم

پس از آن حادثه افتاده ای از پا، مادر

آخرین بار که گیسوی مرا شانه زدی

لرزه دست تو لرزانده دلم را مادر

من و بی مادری ، ای وای، برایم زود است

کاش می شد که از اینجا بروم با مادر



شهادت مظلومانه بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بر فرزند دلبندشان مهدی فاطمه عج و عموم شیعیان تسلیت باد.

morteza sh313
۱۳۹۱/۰۱/۱۶, ۰۸:۵۱
امام خامنه ای:
فاطمه زهرا سلام الله علیها معمای ناشناخته ذهن و معارف بشری است.
:salavat10:

شروع دوباره
۱۳۹۱/۰۱/۱۶, ۰۹:۰۷
http://www.eteghadat.com/Files/Images/Fatemieh/fatemieh.jpg

neginsabz
۱۳۹۱/۰۱/۱۶, ۰۹:۴۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53147339200071545061.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/88796397145538412111.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/88796397145538412111.jpg)

الا طلیعه ی کوثر سفر بس است بیا
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

غروب غربت مادر سفر بس است بیا

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
بیا که چشم به راهت نشسته خاک بقیع

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
به جان فاطمه دیگر سفر بس است بیا

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20(61).gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/61732659479603518036.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/61732659479603518036.gif)

neginsabz
۱۳۹۱/۰۱/۱۶, ۰۹:۵۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53147339200071545061.gif

چهل حدیث گهربار از حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47898165210752692150.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47898165210752692150.jpg)
1 قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء سلام اللّه علیها: نَحْنُ وَسیلَتُهُ فى خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَیْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَةُ اءنْبیائِهِ.(شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج 16، ص 211.)
ما اهل بیت پیامبر وسیله ارتباط خداوند با خلق او هستیم ، ما برگزیدگان پاك و مقدّس پروردگار مى باشیم ، ما حجّت و راهنما خواهیم بود؛ و ما وارثان پیامبران الهى هستیم .


2 قالَتْ علیها السلام : وَ هُوَ الا مامُ الرَبّانى ، وَ الْهَیْكَلُ النُّورانى ، قُطْبُ الا قْطابِ، وَسُلالَةُ الاْ طْیابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَةُ دائِرَةِ الا مامَةِ.(ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 93.)
در تعریف امام علىّ علیه السلام فرمود : او پیشوائى الهى و ربّانى است ، تجسّم نور و روشنائى است ، مركز توجّه تمامى موجودات و عارفان است ، فرزندى پاك از خانواده پاكان مى باشد، گوینده‌اى حقّگو و هدایتگر است ، او مركز و محور امامت و رهبریّت است.


3 قالَتْ علیها السلام : ابَوا هِذِهِ الاْ مَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلىُّ، یُقْیمانِ اءَودَّهُمْ، وَ یُنْقِذانِ مِنَ الْعَذابِ الدّائِمِ إ نْ اطاعُوهُما، وَ یُبیحانِهِمُ النَّعیمَ الدّائم إنْ واقَفُوهُما.(بحارالا نوار: ج 23، ص 259، ح 8.)
حضرت محمّد صلّى اللّه علیه و آله و علىّ علیه السلام ، والِدَین این امّت هستند، چنانچه از آن دو پیروى كنند آن ها را از انحرافات دنیوى و عذاب همیشگى آخرت نجات مى دهند؛ و از نعمت هاى متنوّع و وافر بهشتى بهره مندشان مى سازند.


4 قالَتْ علیها السلام : مَنْ اصْعَدَ إ لىَ اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، اهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ افْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.(بحار: ج 67، ص 249، ح 25)
هر كس عبادات و كارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترین مصلحت ها و بركات خود را براى او تقدیر مى نماید.


5 قالَتْ علیها السلام : إنَّ السَّعیدَ كُلَّ السَّعیدِ، حَقَّ السَّعیدِ مَنْ احَبَّ عَلیّا فى حَیاتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ.(شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج 2، ص 449 )
همانا حقیقت و واقعیّت تمام سعادت ها و رستگارى ها در دوستى علىّ علیه السلام در زمان حیات و پس از رحلتش خواهدبود.


6 قالَتْ علیها السلام : إلهى وَ سَیِّدى ، اءسْئَلُكَ بِالَّذینَ اصْطَفَیْتَهُمْ، وَ بِبُكاءِ وَلَدَیَّ فى مُفارِقَتى اَنْ تَغْفِرَ لِعُصاةِ شیعَتى ، وَشیعَةِ ذُرّیتَى .(كوكب الدّرىّ: ج 1، ص 254.)
خداوندا، به حقّ اولیاء و مقرّبانى كه آنها را برگزیده‌اى ، و به گریه فرزندانم پس از مرگ و جدائى من با ایشان ، از تو مى خواهم گناه خطاكاران شیعیان و پیروان ما را ببخشى .
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69140276061535420670.gif

neginsabz
۱۳۹۱/۰۱/۱۶, ۰۹:۵۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53147339200071545061.gif
7 قالَتْ علیها السلام : شیعَتُنا مِنْ خِیارِ اءهْلِ الْجَنَّةِ وَكُلُّ مُحِبّینا وَ مَوالى اَوْلیائِنا وَ مُعادى اعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا.(بحارالا نوار: ج 68، ص 155، س 20، ضمن ح 11.)
شیعیان و پیروان ما، و همچنین دوستداران اولیاء ما و آنان كه دشمن دشمنان ما باشند، نیز آنهایى كه با قلب و زبان تسلیم ما هستند بهترین افراد بهشتیان خواهند بود.


8 قالَتْ علیها السلام : وَاللّهِ یَابْنَ الْخَطّابِ لَوْلا إ نّى اكْرَهُ انْ یُصیبَ الْبَلاءُ مَنْ لاذَنْبَ لَهُ، لَعَلِمْتَ انّى سَاءُقْسِمُ عَلَى اللّهِ ثُمَّ اجِدُهُ سَریعَ الاْ جابَةِ. 1
حضرت به عمر بن خطّاب فرمود: سوگند به خداوند، اگر نمى ترسیدم كه عذاب الهى بر بى گناهى ، نازل گردد؛ متوجّه مى شدى كه خدا را قسم مى دادم و نفرین مى كردم . و مى دیدى چگونه دعایم سریع مستجاب مى گردید.


9 قالَتْ علیها السلام : وَاللّهِ، لاكَلَّمْتُكَ ابَدا، وَاللّهِ لاَ دْعُوَنَّ اللّهَ عَلَیْكَ فى كُلِّ صَلوةٍ. 2
پس از ماجراى هجوم به خانه حضرت ، خطاب به ابوبكر كرد و فرمود: به خدا سوگند، دیگر با تو سخن نخواهم گفت ، سوگند به خدا، در هر نمازى تو را نفرین خواهم كرد.


10 قالَتْ علیها السلام : إنّى اُشْهِدُاللّهَ وَ مَلائِكَتَهُ، انَّكُما اَسْخَطْتُمانى ، وَ ما رَضیتُمانى ، وَ لَئِنْ لَقیتُ النَبِیَّ لا شْكُوَنَّكُما إلَیْهِ. 3
هنگامى كه ابوبكر و عمر به ملاقات حضرت آمدند فرمود: خدا و ملائكه را گواه مى گیرم كه شما مرا خشمناك كرده و آزرده‌اید، و مرا راضى نكردید، و چنانچه رسول خدا را ملاقات كنم شكایت شما دو نفر را خواهم كرد.

11 قالَتْ علیها السلام : لاتُصَلّى عَلَیَّ اُمَّةٌ نَقَضَتْ عَهْدَاللّهِ وَ عَهْدَ ابى رَسُولِ اللّهِ فى امیرالْمُؤ منینَ عَلیّ، وَ ظَلَمُوا لى حَقىّ، وَاءخَذُوا إ رْثى ، وَخَرقُوا صَحیفَتى اللّتى كَتَبها لى ابى بِمُلْكِ فَدَك .4
افرادى كه عهد خدا و پیامبر خدا را درباره امیرالمؤمنین علىّ علیه السلام شكستند، و در حقّ من ظلم كرده و ارثیّه‌ام را گرفتند و نامه پدرم را نسبت به فدك پاره كردند، نباید بر جنازه من نماز بگذارند.


12 قالَتْ علیها السلام : إلَیْكُمْ عَنّى ، فَلا عُذْرَ بَعْدَ غَدیرِكُمْ، وَالاَْمْرُ بعد تقْصیركُمْ، هَلْ تَرَكَ ابى یَوْمَ غَدیرِ خُمّ لاِ حَدٍ عُذْوٌ. 5
خطاب به مهاجرین و انصار كرد و فرمود: از من دور شوید و مرا به حال خود رها كنید، با آن همه بى تفاوتى و سهل انگارى هایتان ، عذرى براى شما باقى نمانده است . آیا پدرم در روز غدیر خم براى كسى جاى عذرى باقى گذاشت ؟
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69140276061535420670.gif

neginsabz
۱۳۹۱/۰۱/۱۶, ۰۹:۵۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53147339200071545061.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70003667698150125407.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70003667698150125407.jpg)
13 قالَتْ علیها السلام : جَعَلَ اللّهُ الاْیمانَ تَطْهیرا لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ، وَ الصَّلاةَ تَنْزیها لَكُمْ مِنَ الْكِبْرِ، وَالزَّكاةَ تَزْكِیَةً لِلنَّفْسِ، وَ نِماءً فِى الرِّزقِ، وَالصِّیامَ تَثْبیتا لِلاْ خْلاصِ، وَالْحَّجَ تَشْییدا لِلدّینِ 6
خداوند سبحان ، ایمان و اعتقاد را براى طهارت از شرك و نجات از گمراهى ها و شقاوت ها قرار داد. و نماز را براى خضوع و فروتنى و پاكى از هر نوع تكّبر، مقرّر نمود. و زكات (و خمس ) را براى تزكیه نفس و توسعه روزى تعیین نمود. و روزه را براى استقامت و اخلاص در اراده ، لازم دانست . و حجّ را براى استحكام اءساس شریعت و بناء دین اسلام واجب نمود.

14 قالَتْ علیها السلام : یا ابَاالْحَسَنِ، إنَّ رَسُولَ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ عَهِدَ إلَىَّ وَ حَدَّثَنى أنّى اَوَّلُ اهْلِهِ لُحُوقا بِهِ وَلا بُدَّ مِنْهُ، فَاصْبِرْ لاِ مْرِاللّهِ تَعالى وَارْضَ بِقَض ائِهِ. 7
اى ابا الحسن! همسرم ، همانا رسول خدا با من عهد بست واظهار نمود: من اوّل كسى هستم از اهل بیتش كه به او ملحق مى شوم و چاره‌اى از آن نیست ، پس تو صبر نما و به قضا و مقدّرات الهى خوشنود باش .

15 قالَتْ علیها السلام : مَنْ سَلَّمَ عَلَیْهِ اَوْ عَلَیَّ ثَلاثَةَ اءیّامٍ اءوْجَبَ اللّهُ لَهُ الجَنَّةَ، قُلْتُ لَها: فى حَیاتِهِ وَ حَیاتِكِ؟
قالَتْ: نعَمْ وَ بَعْدَ مَوْتِنا. 8
هر كه بر پدرم رسول خدا و بر من به مدّت سه روز سلام كند خداوند بهشت را براى او واجب مى گرداند، چه در زمان حیات و یا پس از مرگ ما باشد.

16 قالَتْ علیها السلام : ما صَنَعَ ابُوالْحَسَنِ إلاّ ما كانَ یَنْبَغى لَهُ، وَلَقَدْ صَنَعُوا ما اللّهُ حَسیبُهُمْ وَ طالِبُهُمْ. 9
آنچه را امام علىّ علیه السلام نسبت به دفن رسول خدا و جریان بیعت انجام داد، وظیفه الهى او بوده است ، و آنچه را دیگران انجام دادند خداوند آنها را محاسبه و مجازات مى نماید.

17 قالَتْ علیه السلام : خَیْرٌ لِلِنّساءِ انْ لایَرَیْنَ الرِّجالَ وَلایَراهُنَّ الرِّجالُ. 10
بهترین چیز براى حفظ شخصیت زن آن است كه مردى را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد.

18 قالَتْ علیها السلام : اوُصیكَ یا ابَاالْحَسنِ انْ لاتَنْسانى ، وَ تَزُورَنى بَعْدَ مَماتى .11
ضمن وصیّتى به همسرش اظهار داشت : مرا پس از مرگم فراموش نكنى . و به زیارت و دیدار من بر سر قبرم بیایى .

19 قالَتْ علیها السلام : إنّى قَدِ اسْتَقْبَحْتُ ما یُصْنَعُ بِالنِّساءِ، إنّهُ یُطْرَحُ عَلىَ الْمَرْئَةِ الثَّوبَ فَیَصِفُها لِمَنْ رَاءى ، فَلا تَحْمِلینى عَلى سَریرٍ ظاهِرٍ، اُسْتُرینى، سَتَرَكِ اللّهُ مِنَ النّارِ. 12
در آخرین روزهاى عمر پر بركتش ضمن وصیّتى به اسماء فرمود: من بسیار زشت و زننده مى‌دانم كه جنازه زنان را پس از مرگ با انداختن پارچه‌اى روى بدنش تشییع مى‌كنند. و افرادى اندام و حجم بدن او را مشاهده كرده و براى دیگران تعریف مى نمایند. مرا بر تخت كه اطرافش پوشیده نیست و مانع مشاهده دیگران نباشد قرار مده بلكه مرا با پوشش كامل تشییع كن ، خداوند تو را از آتش جهنّم مستور و محفوظ نماید.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69140276061535420670.gif

neginsabz
۱۳۹۱/۰۱/۱۶, ۰۹:۵۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53147339200071545061.gif
20 قالَتْ علیها السلام : .... إنْ لَمْ یَكُنْ یَرانى فَإنّى اراهُ، وَ هُوَ یَشُمُّ الریح . 13
مرد نابینائى وارد منزل شد و حضرت زهراء علیها السلام پنهان گشت ، وقتى رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله علّت آن را جویا شد؟ در پاسخ پدر اظهار داشت : اگر آن نابینا مرا نمى بیند، من او را مى بینم ، دیگر آن كه مرد، حسّاس است و بوى زن را استشمام مى كند.
http://img.tebyan.net/big/1388/03/21717923154240110172193588717412594822134.jpg
21 قالَتْ علیها السلام : أصْبَحْتُ وَ اللّهِ! عاتِقَةً لِدُنْیاكُمْ، قالِیَةً لِرِجالِكُمْ. 14
بعد از جریان غصب فدك و احتجاج حضرت ، بعضى از زنان مهاجر و انصار به منزل حضرت آمدند و احوال وى را جویا شدند، حضرت در پاسخ فرمود: به خداوند سوگند، دنیا را آزاد كردم و هیچ علاقه اى به آن ندارم ، همچنین دشمن و مخالف مردان شما خواهم بود.


22 قالَتْ علیها السلام : إنْ كُنْتَ تَعْمَلُ بِما اءمَرْناكَ وَ تَنْتَهى عَمّا زَجَرْناكَ عَنْهُ، قَانْتَ مِنْ شیعَتِنا، وَ إلاّ فَلا. 15
اگر آنچه را كه ما اهل بیت دستور داده ایم عمل كنى و از آنچه نهى كرده ایم خوددارى نمائى ، تو از شیعیان ما هستى وگرنه ، خیر.


23 قالَتْ علیها السلام : حُبِّبَ إ لَیَّ مِنْ دُنْیاكُمْ ثَلاثٌ: تِلاوَةُ كِتابِ اللّهِ، وَالنَّظَرُ فى وَجْهِ رَسُولِ اللّهِ، وَالاْنْفاقُ فى سَبیلِ اللّهِ.
سه چیز از دنیا براى من دوست داشتنى است : تلاوت قرآن ، نگاه به صورت رسول خدا، انفاق و كمك به نیازمندان در راه خدا.


24 قالَتْ علیها السلام : اُوصیكَ اَوّلاً انْ تَتَزَوَّجَ بَعْدى بِإبْنَةِ اُخْتى اءمامَةَ، فَإ نَّها تَكُونُ لِوُلْدى مِثْلى ، فَإنَّ الرِّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ.16
در آخرین لحظات عمرش به همسر خود چنین سفارش نمود: پس از من با دختر خواهرم اءمامه ازدواج نما، چون كه او نسبت به فرزندانم مانند خودم دلسوز و متدیّن است . همانا مردان در هر حال ، نیازمند به زن مى باشند.
http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_4_1.png
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69140276061535420670.gif

neginsabz
۱۳۹۱/۰۱/۱۶, ۰۹:۵۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53147339200071545061.gif
25 قالَتْ علیها السلام : الْزَمْ رِجْلَها، فَإنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ اقْدامِها، و الْزَمْ رِجْلَها فَثَمَّ الْجَنَّةَ. 17
همیشه در خدمت مادر و پاى بند او باش ، چون بهشت زیر پاى مادران است ؛ و نتیجه آن نعمت هاى بهشتى خواهد بود.


26 قالَتْ علیها السلام : ما یَصَنَعُ الصّائِمُ بِصِیامِهِ إذا لَمْ یَصُنْ لِسانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ. 18
روزه دارى كه زبان و گوش و چشم و دیگر اعضاء و جوارح خود را كنترل ننماید هیچ سودى از روزه خود نمى برد.


27 قالَتْ علیها السلام : اَلْبُشْرى فى وَجْهِ الْمُؤْمِنِ یُوجِبُ لِصاحِبهِ الْجَنَّةَ، وَ بُشْرى فى وَجْهِ الْمُعانِدِ یَقى صاحِبَهُ عَذابَ النّارِ. 19
تبسّم و شادمانى در برابر مؤ من موجب دخول در بهشت خواهد گشت، و نتیجه تبسّم در مقابل دشمنان و مخالفان سبب ایمنى ازعذاب خواهد بود.


28 قالَتْ علیها السلام : لایَلُومَنَّ امْرُءٌ إلاّ نَفْسَهُ، یَبیتُ وَ فى یَدِهِ ریحُ غَمَرٍ. 20
كسى كه بعد از خوردن غذا، دست هاى خود را نشوید دستهایش آلوده باشد، چنانچه ناراحتى برایش بوجود آید كسى جز خودش را سرزنش نكند.


29 قالَتْ علیها السلام : اصْعَدْ عَلَى السَّطْحِ، فَإ نْ رَأیْتَ نِصْفَ عَیْنِ الشَّمْسِ قَدْ تَدَلّى لِلْغُرُوبِ فَأ عْلِمْنى حَتّى أدْعُو. 21
روز جمعه نزدیك غروب آفتاب به غلام خود مى فرمود: بالاى پشت بام برو، هر موقع نصف خورشید غروب كرد مرا خبر كن تا براى خود و دیگران دعا كنم .


30 قالَتْ علیها السلام : إنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعا وَلایُبالى . 22
همانا خداوند متعال تمامى گناهان بندگانش را مى آمرزد و از كسى باكى نخواهد داشت .
http://img.tebyan.net/big/1388/03/130222120141901832856575959419635167120.jpg
31 قالَتْ علیها السلام : الْجارُ ثُمَّ الدّارُ. 23
اوّل باید در فكر مشكلات و آسایش همسایه و نزدیكان و سپس در فكر خویشتن بود.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69140276061535420670.gif

neginsabz
۱۳۹۱/۰۱/۱۶, ۰۹:۵۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53147339200071545061.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33835493117841476104.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33835493117841476104.jpg)

32 قالَتْ علیها السلام : الرَّجُلُ اُحَقُّ بِصَدْرِ دابَّتِهِ، وَ صَدْرِ فِراشِهِ، وَالصَّلاةِ فى مَنْزِلِهِ إلا الاْمامَ یَجْتَمِعُ النّاسُ عَلَیْهِ. 24
هر شخصى نسبت به مركب سوارى ، و فرش منزل خود و برگزارى نماز در آن از دیگرى در اولویّت است مگر آن كه دیگرى امام جماعت باشد و بخواهد نماز جماعت را اقامه نماید، نباشد.


33 قالَتْ علیها السلام : یا ابَة ، ذَكَرْتُ الْمَحْشَرَ وَ وُقُوفَ النّاسِ عُراةً یَوْمَ الْقیامَةِ، واسَوْاء تاهُ یَوْمَئِذٍ مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ. 25
اى پدر، من به یاد روز قیامت افتادم كه مردم چگونه در پیشگاه خداوند با حالت برهنه خواهند ایستاد و فریاد رسى ندارد، جز اعمال و علاقه نسبت به اهل بیت علیهم السلام .


34 قالَتْ علیها السلام : إذا حُشِرْتُ یَوْمَ الْقِیامَةِ، اشْفَعُ عُصاةَ اءُمَّةِ النَّبىَّ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَسَلَّمَ. 26
هنگامى كه در روز قیامت برانگیخته و محشور شوم ، خطاكاران امّت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله ، را شفاعت مى نمایم .


35 قالَتْ علیها السلام : فَاكْثِرْ مِنْ تِلاوَةِ الْقُرآنِ، وَالدُّعاءِ، فَإنَّها ساعَةٌ یَحْتاجُ الْمَیِّتُ فیها إلى اُنْسِ الاْحْیاءِ.27
ضمن وصیّتى به امام علىّ علیه السلام اظهار نمود: پس از آن كه مرا دفن كردى ، برایم قرآن را بسیار تلاوت نما، و برایم دعا كن ، چون كه میّت در چنان موقعیّتى بیش از هر چیز نیازمند به اُنس با زندگان مى باشد.


36 قالَتْ علیها السلام : یا ابَا الحَسَن ، إنّى لا سْتَحى مِنْ إلهى انْ اكَلِّفَ نَفْسَكَ مالاتَقْدِرُ عَلَیْهِ. 28
خطاب به همسرش امیرالمؤ منین علىّ علیه السلام كرد: من از خداى خود شرم دارم كه از تو چیزى را در خواست نمایم و تو توان تهیه آن را نداشته باشى .


37 قالَتْ علیها السلام : خابَتْ اُمَّةٌ قَتَلَتْ ابْنَ بِنْتِ نَبِیِّها.
(مدینة المعاجز: ج 3، ص 430.)
رستگار و سعادتمند نخواهند شد آن گروهى كه فرزند پیامبر خود را به قتل رسانند.

38 قالَتْ علیها السلام : ... وَ النَّهْىَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزیها عَنِ الرِّجْسِ، وَاجْتِنابَ الْقَذْفِ حِجابا عَنِ اللَّعْنَةِ، وَ تَرْكَ السِّرْقَةِ ایجابا لِلْعِّفَةِ.
(ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 312، فاطمة الزهراء علیها السلام : ص 360، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه .)
خداوند متعال منع و نهى از شرابخوارى را جهت پاكى جامعه از زشتى‌ها و جنایت ها؛ و دورى از تهمت ها و نسبت هاى ناروا را مانع از غضب و نفرین قرار داد؛ و دزدى نكردن ، موجب پاكى جامعه و پاكدامنى افراد مى گردد.


39 قالَتْ علیها السلام : حرم [الله] الشِّرْكَ إخْلاصا لَهُ بِالرُّبُوبِیَّةِ، فَاتَّقُوا اللّه حَقَّ تُقاتِهِ، وَ لا تَمُوتُّنَ إ لاّ وَ اءنْتُمْ مُسْلِمُونَ، وَ اءطیعُوا اللّه فیما اءمَرَكُمْ بِهِ، وَ نَهاكُمْ عَنْهُ، فَاِنّهُ، إ نَّما یَخْشَى اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءِ.
(ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 312، فاطمة الزهراء علیها السلام : ص 360، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه .)
و خداوند سبحان شرك را (در امور مختلف ) حرام گرداند تا آن كه همگان تن به ربوبیّت او در دهند و به سعادت نائل آیند؛ پس آن طورى كه شایسته است باید تقواى الهى داشته باشید و كارى كنید تا با اعتقاد به دین اسلام از دنیا بروید.
بنابر این باید اطاعت و پیروى كنید از خداوند متعال در آنچه شما را به آن دستور داده یا از آن نهى كرده است ، زیرا كه تنها علماء و دانشمندان (اهل معرفت ) از خداى سبحان خوف و وحشت خواهند داشت .


40 قالَتْ علیها السلام : امّا وَاللّهِ، لَوْتَرَكُوا الْحَقَّ عَلى اهْلِهِ وَاتَّبَعُوا عِتْرَةَ نَبیّه ، لَمّا اخْتَلَفَ فِى اللّهِ اثْنانِ، وَلَوَرِثَها سَلَفٌ عَنْ سَلَفٍ، وَخَلْفٌ بَعْدَ خَلَفٍ حَتّى یَقُومَ قائِمُنا، التّاسِعُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِالسَّلام .
(الا مامة والتبصرة : ص 1، بحارالا نوار: ج 36، ص 352، ح 224.)
به خدا سوگند، اگر حقّ یعنى خلافت و امامت را به اهلش سپرده بودند؛ و از عترت و اهل بیت پیامبر صلوات اللّه علیهم پیروى ومتابعت كرده بودند حتّى دو نفر هم با یكدیگر درباره خدا و دین اختلاف نمى كردند.
و مقام خلافت و امامت توسط افراد شایسته یكى پس از دیگرى منتقل مى گردید و در نهایت تحویل قائم آل محمّد عجّل اللّه فرجه الشّریف ، و صلوات اللّه علیهم اجمعین مى گردید كه او نهمین فرزند از حسین علیه السلام مى باشد.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69140276061535420670.gif


1-اصول كافى : ج 1، ص 460، بیت الا حزان : ص 104، بحارالا نوار: ج 28، ص 250، ح 30.
2-صحیح مسلم : ج 2، ص 72، صحیح بخارى : ج 6، ص 176.
3-بحارالا نوار: ج 28، ص 303، صحیح مسلم : ج 2، ص 72، بخارى : ج 5، ص 5.
4-بیت الا حزان : ص 113، كشف الغمّة : ج 2، ص 494.
5-خصال : ج 1، ص 173، احتجاج : ج 1، ص 146.
6-ریاحین الشّریعة : ج 1، ص 312، فاطمة الزّهراء علیها السلام : ص 360، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه در جمع مهاجرین و انصار.
7-بحارالا نوار: ج 43، ص 200، ح 30.
8-بحارالا نوار: ج 43، ص 185، ح 17.
9-الا مامة والسّیاسة : ص 30، بحارالا نوار: ج 28، ص 355، ح 69.
10-بحارالا نوار: ج 43، ص 54، ح 48.
11-زهرة الرّیاض كوكب الدّرى : ج 1، ص 253.
12-تهذیب الا حكام : ج 1، ص 429، كشف الغمّه : ج 2، ص 67، بحار:ج 43، ص 189،ح 19.
13-بحارالا نوار: ج 43، ص 91، ح 16، إ حقاق الحقّ: ج 10، ص 258.
14-دلائل الا مامة : ص 128، ح 38، معانى الا خبار: ص 355، ح 2.
15-تفسیر الا مام العسكرى علیه السلام : ص 320، ح 191.
16-بحارالا نوار: ج 43، ص 192، ح 20، اءعیان الشّیعة : ج 1، ص 321.
17-كنزل العمّال : ج 16، ص 462، ح 45443.
18-مستدرك الوسائل : ج 7، ص 336، ح 2، بحارالا نوار: ج 93، ص 294، ح 25.
19-تفسیر الا مام العسكرى علیه السلام : ص 354، ح 243، مستدرك الوسائل : ج 12، ص 262، بحارالا نوار: ج 72، ص 401، ح 43.
20-كنزل العمّال : ج 15، ص 242، ح 40759.
21-دلائل الا مامة : ص 71، س 16، معانى الا خبار: ص 399، ضمن ح 9.
22-تفسیر التّبیان : ج 9، ص 37، س 16.
23-علل الشّرایع : ج 1، ص 183، بحارالا نوار: ج 43، ص 82، ح 4.
24-مجمع الزّوائد: ج 8 ، ص 108 ، مسند فاطمه : ص 33 و 52.
25-كشف الغمّة : ج 2، ص 57، بحار الا نوار: ج 8 ، ص 53، ح 62.
26-إ حقاق الحقّ: ج 19، ص 129.
27- بحارالا نوار: ج 79، ص 27، ضمن ح 13.
28-اءمالى شیخ طوسى : ج 2، ص 228.

yekta
۱۳۹۱/۰۱/۱۶, ۱۰:۱۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/19619671291710647826.jpg


http://mazhaby.persiangig.com/zahra/Ziarat-Hazrat-Zahra.pdf (http://mazhaby.persiangig.com/zahra/Ziarat-Hazrat-Zahra.pdf)

nekuee
۱۳۹۱/۰۱/۱۶, ۱۳:۰۲
بســـــــم الله الرحمن الرحيــم


اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ يا مَنْ هُوَ وِتْرٌ بِلا کَيفٍ يا مَنْ هُوَ قَاضٍ بِلا حَيفٍ يا مَنْ هُوَ رَبٌّ بِلا وَزِيرٍ ...


خدايا از تو مي خواهم به حق نامت اي که او تنهاي بدون دليل ، اي حاکم عادل ، اي پروردگار بدون وزير ...
اللهم صل علي محمد و آل محمد


و عجل فرجهم و اهلك اعدائهم


السلام عليك يا بنت رسول الله ، يا فاطمه الزهرا (سلام الله عليها )

دوستان عزيز
سلام ؛ صبح تان سرشار از عشق و نور باد

فردا ( به روايتي ) سالروز شهادت اُمّ‏أبيها ، حضرت صديقة طاهره ، فاطمة زهرا ( عليها سلام ) و آغاز دهة فاطميه مي باشد . ضمن عرض تسليت به وجود نازنين فرزند آن حضرت ؛ ابا صالح المهدي ( عجل الله تعالي فرجه الشريف ) و شما دوستان محترم ؛ روح و جانمان را با خلاصه اي از زيارت آن بزرگوار ( سلام الله عليها ) منور مي نماييم .


سلام بر تو اي دختر رسول خدا ؛ سلام بر تو اي دختر دوست خاص خدا
سلام بر تو اي سيده زنان عالم از اولين و آخرين


سلام بر تو اي صديقه طاهره كه به راه دين شهيد گرديدي
سلام بر تو اي آنكه خدا از تو خوشنود و تو از خدا خوشنودي
سلام بر تو اي آنكه به الهام خدا دانا بودي
سلام بر تو اي مظلوم كه حق تو را غصب كردند
سلام بر تو اي فاطمه دختر رسول خدا


و رحمت و بركات حق بر تو باد
درود خدا بر تو و بر جسم و جان تو باد


گواهي مي‏دهم كه چون تو از جهان رفتي با مقام يقين و دليل روشن از جانب پروردگار بودي


و هر كه تو را مسرور و شاد ساخته رسول خدا (صل الله عليه و آله و سلم ) را شاد ساخته
و هر كه در حق تو جفا و ظلم كرد به رسول خدا (صل الله عليه و آله و سلم ) ظلم و جفا كرده
و هر كه تو را آزرده كرد رسول خدا (صل الله عليه و آله و سلم ) را آزرده است
و هر كه به تو پيوست به رسول خدا (صل الله عليه و آله و سلم ) پيوسته
و هر كه از تو بريده از رسول خدا (صل الله عليه و آله و سلم ) بريده است
زيرا تو پاره تن پيغمبر و روح مقدس آن بزرگواري
اي مولاي من به مقام عصمت و عظمت تو و پدر بزرگوارت و شوهر و فرزندانت ( عليهم السلام ) كه پيشوايان دين منند يقين دارم


و به ولايت و امامت شما ايمان دارم و ملتزم اطاعت شما هستم
خدايا درود فرست بر بتول طاهره و صديقه معصومه


همان كسي كه از خدا راضي است و خدا از او راضي است


كسي كه حقش را غصب و ارثش را منع كردند و استخوان پهلويش را شكستند


و به شوهرش ستم نمودند و فرزندش را شهيد كردند
پروردگارا درود فرست بر او ، درودي كه مقامش نزد تو بيفزايد و نزد تو شرافت يابد و از مقام رضا و خشنوديت منزلت گيرد از ما تحيت و سلام به روح پاك آن بزرگوار برسان
و به واسطه دوستي و محبت او ما را فضل و احسان و رحمت و مغفرت كرامت فرما


كه تو اي خدا داراي مقام عفو با لطف و كرامت هستي


آمين ، يا رب العالمين

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۱/۱۶, ۱۶:۲۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25063217493760590025.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25063217493760590025.gif)

شهادت مظلومانه دخت نبوت،همسر ولايت،
‌مادر امامت، بانوي محشر ، صديقه طاهره ،‌
راضيه مرضيه ،حضرت فاطمه زهرا سلام الله
عليها را خدمت همه شيعيان تسليت عرض مي نماييم

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/44322735428824710551.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/44322735428824710551.gif)

فاطمه ایمانی
۱۳۹۱/۰۱/۱۶, ۱۶:۳۵
امشب به نخل آرزویم برگ پیداست *** در چهره ی زردم نشان مرگ پیداست


امشب مرا در بستر خود واگذارید *** بیمار بیت وحی را تنها گذارید


دوران هجرم رو به اتمام است امشب *** خورشید عمرم بر لب بام است امشب


بیرون برید از خانه زینب را که حاشا *** مادر دهد جان و کند دختر تماشا


گوئید مولا را که در مسجد نشیند *** تا مرگ یارش را به چشم خود نبیند


خجلت زده از اشک فرزندان خویشم *** اسماء تو تنها وقت مردن باش پیشم


پیش حسن از اشک ماتم رخ نشویی *** جان حسینم با علی حرفی نگوئی


چون روز آخر بود ، کار خانه کردم *** گیسوی فرزندان خود را شانه کردم


دیدی چه حالی در نمازم بود اسماء؟ *** این آخرین راز و نیازم بود اسماء


http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/iman86/235.jpg


آخر نگاه خویش را سویم بیفکن *** می خوابم اینک پرده بر رویم بیفکن


بنشین کناری ناله از دل در خفا زن *** بانوی خود را لحظه ای دیگر صدا زن


دیدی اگر خامش به بستر خفته ام من *** راحت شدم ، پیش پیمبر رفته ام من


آیند چون اطفال معصومم به خانه *** پرسند از مادر خبر داری تو یا نه؟


دیدند اگر خاموش و بی تاب است مادر *** آهسته با آن ها بگو خواب است مادر


چون سوی حجره کودکانم رو نهادند *** یکباره روی جسم رنجورم فتادند


مگذار ساعت ها تنم در بر بگیرند *** مگذار آنان هم کنار من بمیرند


بفرست مسجد آن دو طفل نازنین را *** کآرند بالینم امیر المؤمنین را


شب ها برایم بزم اشک و غم بگیرند *** در خانه ی آتش زده ماتم بگیرند


از من بگو با زینب آزاده ی من *** برچیده مگذاری شود سجاده ی من


من رفتم اما یادگارم زینب اینجاست *** تکرار آهنگ دعایم هر شب اینجاست





شعر از : حاج غلامرضا سازگار

فاطمه ایمانی
۱۳۹۱/۰۱/۱۶, ۱۶:۳۷
اشاره ای به خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها (http://iman86.parsiblog.com/Posts/16/%d8%a7%d8%b4%d8%a7%d8%b1%d9%87+%d8%a7%d9%8a+%d8%a8 %d9%87+%d8%ae%d8%b7%d8%a8%d9%87+%d8%ad%d8%b6%d8%b1 %d8%aa+%d8%b2%d9%87%d8%b1%d8%a7+%d8%b3%d9%84%d8%a7 %d9%85+%d8%a7%d9%84%d9%84%d9%87+%d8%b9%d9%84%d9%8a %d9%87%d8%a7/)


وقتی خبر غصب خلافت به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها رسید، چادر به سر کرده و با جمعی از بانوان وارد مسجد مدینه شد. در حالی که ابابکر و جمعی از مهاجرین و انصار حضور داشتند، به احترام خانم پرده ی سفیدی آویختند که سخنرانی را در پشت پرده آغاز کند.

حضرت قبل از آغاز سخن، ناله ی جانسوزی کشید که بسیاری از حاضران با صدای بلند گریه کردند. سپس حضرت شروع به سخن کرد:

« الحمد لله علی ما انعم، و له الشکر علی ما الهم، و الثّناء بما قدّم من عموم نعم ابتدأها...... »

حضرت خطبه را با حمد و ثنای پروردگار آغاز نمود و نعمتهایی که خداوند متعال به بندگانش ارزانی داشته را یاد آور شد.

سپس می فرماید: « اشهد ان لا اله الّا الله وحده لا شریک له، کلمة جعل الإخلاص تأویلها و ضمّن القلوب موصولها و انار فی التّفکّر معقولها... »

حضرت در این فراز خطبه یاد آور می شود که اولین عنصری که ما نیاز داریم آگاهی ماست. ( شهادت می دهم که خدا یکی است ) کسی که چنین شهادتی می دهد باید آگاه و عاقل باشد، بالغ باشد، عادل باشد، حاضر باشد. وقتی می گوییم « اشهد ان لا اله الّا الله » یعنی من از سه عنصر بلوغ و آگاهی و عدالت برخوردار هستم.

حضرت با این سخن به شنوندگان تذکر می دهند: ای مردم شما در صحنه ای قرار گرفته اید که علی رغم اینکه زبانتان به یگانگی خدا شهادت می دهد ولی عملتان مطابق با این شهادت نیست.

سپس فرمود: « و اشهد انّ ابی محمداً ( صلی الله علیه و آله ) عبده و رسوله.... »

حضرت در اثبات نبوت صحبت نمی کند بلکه در مورد ویژگیهای نبوت سخن می گوید و به میثاقی که خداوند در عالم ذر از همه انسانها گرفت اشاره می کند. و به اینکه پیامبر آنان را از جهالت و بدبختی بیرون کشید. حضرت یاد آور می شود که مؤمنان هر چه دارند به نور پیامبرشان دارند و بس.





حضرت خطاب به حاضران در مجلس می فرماید:« انتم عباد الله نصب امره و نهیه و حمله دینه و وحیه و أمناء الله علی أنفسکم و بلغائه إلی الأمم... »

« شما بندگان خدا! نگاهبانان حلال و حرام، و حاملان دین و احکام، و امانتداران حق و رسانندگان آن به امت ها هستید...خداوند تأویل کتاب الله را به عهده ما گذاشت. حجت های آن آشکار است... قرآنی که رسول اسلام پس از خود نهاد هم اکنون در میان شماست. قرآن ناطق ( علی علیه السلام ) نور درخشان، هنوز در میان شما تابان است... »

حضرت در ادامه صحبت هایش نکاتی را یاد آور می شود که به شرح زیر است:

« خدای سبحان به وسیله رسول اسلام و کتاب قرآن، حقایق اسلام را به شرح زیر برای شما بیان فرمود و شما را از مزایای زیر برخوردار نمود:

1) ایمان به خدا را وسیله پاکیزه شدن روح و روان از شرک و بت پرستی قرار داد.

2) نماز را وسیله پاک شدن و پاکیزه گشتن از خودپرستی و تکبّر، به عنوان فریضه ای واجب اعلان کرد.

3) زکات مال را وسیله پاک گردیدن انسان ( از لحاظ مال دوستی ) و برکت و ترقی مالی بیان فرمود.

4) روزه را موجب و نمودار عزم و اراده نفسانی و خلوص نیّت دانست.

5) حجّ بیت الله الحرام را وسیله استحکام و بنیان دین و تحکیم شالوده اجتماع معرفی نمود.

6) عدالت را موجب ترکیب و ارتباط دل ها، محبت و آرامش قلوب قرار داد.

7) پیروی از ما ( امامت و رهبری اسلام ) را یگانه وسیله نظم و انتظام ملت اسلام وبیمه از افتراق و جدائی معرفی نمود.

8) دوستی ما ( اهل بیت علیهم السلام ) را مایه عزّت مسلمانی قرار داد.

9) جهاد و فداکاری را عزت اسلام و مایه تحکیم موقعیت جامعه اسلام قرار داد.

10)صبر و بردباری ( در برابر حوادث ) وسیله دریافت پاداش و نتیجه ارزنده بردباری اعلان نمود.

11) امر به معروف و نهی از منکر را ضامن مصلحت عمومی دانست و شما را با آن نشان دار فرمود.

12) نیکی به پدر و مادر را سپر غضب پروردگار قرار داد.

13) صله ارحام را مایه برکت و زیادتی خاندان نشان داد.

14) قوانین قصاص ( حدود و جزای اسلام ) را حافظ جان ها و خون ها و برای بقاء و سلامت و حیثیت اجتماعی قرار داد.

15) وفای به نذر و پیمان را برای اینکه انسانی را در معرض آمرزش قرار دهد، معین نمود.

16) تمام پرداختن پیمانه و وزن را مانع از کم فروشی و برای جلوگیری از فساد مقرّر داشت.

17) از خمر و میگساری نهی کرد تا اجتماع را از پلیدی پاک گرداند.

18) شما را از نسبت ناروا دادن بر حذر داشت تا موجبات دوری و ملعنت پدید نیاید.

19) دزدی را حرام نمود و شما را امر به ترک آن نمود تا عفت مال محفوظ باشد.

20) خدای شرک را حرام نمود تا عقیده سعادت بار توحید خالص بماند.

حضرت زهرا سلام الله علیها پس از بیان این نکات خطاب به حاضران می فرماید: « هان مردم! از خدا بترسید و از حق و عذاب الهی بهراسید! بترسید از اینکه هنگام مرگ جزو مسلمانان محسوب نشوید و در حالیکه مسلمان نیستید در کام مرگ فرو روید! فرمان خداوند متعال را در واجبات و محرمات اطاعت کنید.

دانا باشید. همانا خشیت خداوند در دل علما جای دارد.

سخنان حضرت آنقدر رسا و شیواست که نیازی به توضیح بیشتر ندارد. چرا حضرت باید در خطبه خود به چنین مواردی اشاره کند؟! آیا خطاب حضرت فقط حاضرین در مسجد است؟!

چرا کسانی که تا دیروز یار پیامبر بودند و سخنان پیامبر درباره دُردانه وجودش حضرت زهرا سلام الله علیها را شنیده بودند،فراموش می کنند و کار را به جایی می رسانند که حضرت زهرا سلام الله علیها برای تصدیق سخنانش به آنان یاد آور شود که او دخت پیامبر اسلام، حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه و آله است؟!

حضرت خطاب به حاضرین می فرماید:

« أیّها اناس! إعلموا أنّی فاطمة و أبی محمّد ( صلی الله علیه و آله ) أقول عوداً و بدؤاً و لا أقول ما أقول غلطاً، و لا أفعل ما أفعل شططاً... »

ای مردم! بدانید که من فاطمه ام و پدرم محمد ( صلی الله علیه و آله ) است. نمی گویم آنچه را که غلط است و عملی خلاف مصلحت انجام نمی دهم.

حضرت سپس به رنج هایی که پیامبر برای هدایت آنها تحمل کرد اشاره می کند و سپس گلایه می کند که در حالیکه از عهد و پیمانی که بسته بودند چیزی نگذشته بود و هنوز جای شکاف زخم دل حضرت از عزای پدر بزرگوارش بهبود نیافته بود، آنچه نباید می شد اتفاق افتاد و شیطان صفتان آن روی خود را نمایان کردند و جامعه ای را به تباهی کشیدند.

در ادامه خطبه خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها پس از گلایه از مهاجرین و انصار که به بهانه اینکه از فتنه می ترسند، سکوت کردند به دفاع از میراث مسلّم خود ( فدک ) می پردازد.

فاطمه ایمانی
۱۳۹۱/۰۱/۱۶, ۱۶:۴۰
اثبات ارثی که به دختر پیامبر می رسید (http://iman86.parsiblog.com/Posts/17/%d8%a7%d8%ab%d8%a8%d8%a7%d8%aa+%d8%a7%d8%b1%d8%ab% d9%8a+%d9%83%d9%87+%d8%a8%d9%87+%d8%af%d8%ae%d8%aa %d8%b1+%d9%be%d9%8a%d8%a7%d9%85%d8%a8%d8%b1+%d9%85 %d9%8a+%d8%b1%d8%b3%d9%8a%d8%af/)


حضرت زهرا سلام الله علیها خطاب به حاضرین فرمود:

« چندان درنگ نکردید که کار نخستین تان تمام گردد. نوائی دیگر و سخنی جز آنچه در دل دارید آغاز کردید! می پندارید ما میراثی نداریم! در تحمل این ستم نیز بردباریم و بر سختی این جراحت پایداریم. »

... و أنتم ألان تزعمون ان لا إرث لنا أفحکم الجاهلیة تبغون ( و مَن أحسن مِن الله حکماً لقوم یوقنون) (1) أفلا تعلمون؟ بلی قد تجلی لکم کالشّمس الضّاحیة أنّی أبنته! أیّها المسلمون ءَ أغلَبُ علی إرثی؟ یابن أبی قحافة أفی کتاب الله أن ترث أباک و لا أرث أبی؟! لقد جئت شیئاً فریّاً! أفعلی عمد ترکتم کتاب الله و نبذتموه وراء ظهورکم؟...

مگر به روش جاهلیت می گرایید؟ و راه گمراهی می پیمایید؟ برای مردم با ایمان چه داوری بهتر از خدای جهان؟

ای مهاجران! این حکم خداست که میراث مرا بربایند و حرمتم را نپایند؟

ای پسر ابو قحافه! خدا گفته تو از پدر ارث بری و میراث مرا از من بگیری؟ این چه بدعتی است در دین می گذارید! مگر از داور روز رستاخیز خبر ندارید؟ آیا دانسته و به عمد، کتاب خدا را ترک کرده و پشت سر انداختید که می گوید:

v « وَ وَرِثَ سُلَیمانُ داودَ » ؛ سلیمان از داود ارث برد. ( سوره نمل ـ آیه 16 )

v و در آیه دیگر آنجا که خبر زکریا را بازگو می کند؛ زکریا عرض کرد: « ... فَهب لی من لدُنک ولیّاً * یرثنی و یرث من آل یعقوب ... » ؛ پروردگارا مرا فرزندی عنایت فرما تا از من و آل یعقوب ارث برد. ( سوره مریم ـ آیات 5 و 6 )

v و فرمود: « و اولوا الأرحام بعضهم اولی ببعض فی کتاب الله» ؛ خویشاوندان نسبت به یکدیگر، در احکامی که خدا مقرّر داشته، ( از دیگران ) سزاوارترند. ( سوره انفال ـ آیه 75 )





v و فرمود: « یوصیکم الله فی أولادکم للذّکر مثل حظّ الأنثیین »؛ خداوند متعال سفارش می کند به شما درباره فرزندانتان که سهم ( میراث ) یک پسر به اندازه سهم دو دختر باشد. » ( سوره نساء ـ آیه 11 )

v و فرمود: « إن ترک خیراً الوصیة للوالدین و الأقربین بالمعروف حقا علی المتّقین.» ؛ هنگامی که مرگ شما فرا رسد بر شما واجب است که وصیت کنید برای والدین و نزدیکان بطور شایسته، این حقی برای پرهیزکاران است. ( سوره بقره ـ 180 )

حضرت پس از بیان این آیات فرمود: « و شما گمان می برید که مرا بهره ای نیست و سهمی از ارث پدرم ندارم؟ آیا خدا شما را مخصوص آیه ای فرمود که پدرم را از آن بیرون کرده؟ یا آنکه می گویید اهل دو کیش از یکدیگر ارث نمی برند؟ و یا من و پدرم را اهل یک کیش نمی دانید؟ و یا شما به خصوص و عموم قرآن از پدر و پسر عمویم (علی علیه السلام) داناترید؟...

سپس خطاب به انصار فرمود: ای گروه مؤمنین! ای یاوران دین!... چرا حق من را نمی گیرید؟ چرا دیده به هم نهاده و ستمی را که به من می شود می پذیرید؟ مگر نه اینکه پدرم فرمود احترام فرزند، حرمت پدر است! چه زود رنگ پذیرفتید و بی درنگ در غفلت خفتید...

قرآن در دسترس شماست و شب و روز آن را می خوانید. چرا و چگونه معنی آن را نمی دانید؟...

از اینها بیم مدارید، تا هستید. از خدا بترسید اگر حق پرستید....

من آنچه شرط بلاغ است با شما گفتم، اما می دانم خوارید و در چنگال زبونی گرفتار. چه کنم که دلم خون است. و باز داشتن زبان شکایت، از طاقت برون. و نیز می گویم برای اتمام حجت بر شما مردم دون.

بگیرید! این لقمه ی گلوگیر به شما ارزانی، و ننگ حق شکنی و حقیقت پوشی بر شما جاودانی باد. اما شما را آسوده نگذارد تا به آتش افروخته خدا بیازارد....

آنچه می کنید خدا می بیند و ستمکار به زودی داند که در کجا نشیند.

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

(1) سوره مائده ـ آیه 50

فاطمه ایمانی
۱۳۹۱/۰۱/۱۶, ۱۶:۴۳
حکمت تعداد اذکار تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها (http://iman86.parsiblog.com/Posts/205/%d8%ad%da%a9%d9%85%d8%aa+%d8%aa%d8%b9%d8%af%d8%a7% d8%af+%d8%a7%d8%b0%da%a9%d8%a7%d8%b1+%d8%aa%d8%b3% d8%a8%d9%8a%d8%ad%d8%a7%d8%aa+%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d 8%aa+%d8%b2%d9%87%d8%b1%d8%a7+%28%d8%b3%29/)

زمان ازدواج دختر پیامبر اسلام حضرت فاطمه سلام الله علیها که فرا رسید در عرض کمتر از یک هفته تعداد خواستگارانش به 1700 نفر از ثروتمندان و رجال عرب رسید.

در این زمان حضرت جبرئیل از جانب خداوند متعال نازل گشت و به پیامبر عرض کرد که فاطمه را به آن کسی تزویج کن که ستاره زهره در شب جمعه به خانه اش فرود می آید. وقتی این خبر به اصحاب پیامبر صلوات الله علیه و آله رسید، آنها خانه های خود را زینت دادند و برای نزول ستاره زهره مهیّا گشتند. تا اینکه شب جمعه فرا رسید و پیامبر صلوات الله علیه و آله بر پشت بام رفت و منتظر نزول ستاره شد. حضرت زهرا سلام الله علیها نیز پشت سر آن حضرت نشستند تا شاهد فرود ستاره زهره باشند. تا اینکه نیمه شب شد و ناگهان ستاره فرود آمد و شب تاریک و ظلمانی همچون روز روشن شد.

وقتی حضرت فاطمه سلام الله علیها ستاره را در حال فرود دید شروع به گفتن " الله اکبر " کرد. نزول ستاره طولانی شد تا جایی که حضرت زهرا سلام الله علیها سی و چهار مرتبه " الله اکبر " گفت. ستاره بر بام های خانه اصحاب دور زد تا بر بام خانه حضرت علی علیه السلام استقرار یافت و به خانه اش وارد گشت.

حضرت زهرا سلام الله علیها وقتی این واقعه را دید خداوند را شکر کرد و سی و سه مرتبه " الحمدلله " گفت و زمانی که به سی و سه رسید، ستاره به سوی آسمان بالا رفت. و حضرت فاطمه سلام الله علیها با مشاهده صعود ستاره تعجّب کرد و شروع به گفتن " سبحان الله " نمود تا اینکه ستاره در آسمان وارد گشت و تعداد " سبحان الله " گفتن حضرت به سی و سه مرتبه رسید.

منبع: کتاب "عجایب و معجزات شگفت انگیزی از چهارده معصوم علیهم السلام " ( اثبات حقانیت مذهب تشیّع )؛ این کتاب حاصل تلاش جمعی از محقّقین به سرپرستی آقای حمید عزیزی است که توسط واحد تحقیقاتی گل نرگس تهیه و تنظیم شده است و مطلب فوق را از کتاب" لئالی الأخبار " نقل کرده است.


http://iman86.parsiblog.com/PhotoAlbum/iman86/302.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۱/۱۶, ۱۷:۲۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47898165210752692150.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47898165210752692150.jpg)


http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20%2861%29.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20%2861%29.gif
فاطمیه قصه گوی رنجهاست
فاطمیه تفسیر سوز مرتضی ست
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20%2861%29.gif
فاطمیه شعر داغ لاله است
قصه ی زهرای ۱۸ ساله ست
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20%2861%29.gif
فاطمیه شرح دیوار و در است
دفتر در مقام سخت زینب پرور است

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20%2861%29.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20%2861%29.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11458305469433930314.gif (http://www.ayehayeentezar.com/forum.php)

yas135
۱۳۹۱/۰۱/۱۶, ۱۸:۰۱
فاطمیه شعر داغ لاله است / قصه ی زهرا ی 18ساله است /فاطمه سوز دل را ساز کرد/ دفتر داغ علی را باز کرد/ فاطمیه ماه گل افشردن است/ فتح باب تازیانه خوردن است/ فاطمیه قفل غم را شد کلید/ چون که دارد هم شهیده هم شهید.

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۱/۱۷, ۰۰:۵۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/87627439056758337888.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25063217493760590025.gif)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/27790427616806224199.gif

بانویی همراز جبرئیل


http://img.tebyan.net/big/1390/11/111798216111224949816378945115816840.gif

«من راجع به حضرت صدیقه علیها‏السلام خودم را قاصر می‏دانم ذكری بكنم فقط اكتفا می‏كنم به یك روایت كه در كافی شریف است و با سند معتبر نقل شده است؛ و آن روایت این است كه حضرت صادق علیه‏السلام می‏فرماید:
«فاطمه علیها‏السلام بعد از پدرش هفتاد و پنج روز زنده بودند، در این دنیا بودند و حزن و شدّت بر ایشان غلبه داشت؛ و جبرئیل امین می‏آمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت عرض می‏كرد و مسایلی از آینده نقل می‏كرد.»(1)
ظاهر روایت این است كه در این هفتاد و پنج روز مراوده‏ای بوده است؛ یعنی رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است...
البته آن وحی به معنای آوردن احكام، تمام شد به رفتن رسول اكرم....
در هر صورت، من این شرافت و فضیلت را از همه فضایلی كه برای حضرت زهرا ذكر كرده‏اند: ـ
با این كه آنها هم فضایل بزرگی است ـ این فضیلت را من بالاتر از همه می‏دانم كه برای غیر انبیا: آن هم نه همه انبیا، برای طبقه بالای انبیا و بعضی اولیایی كه در رتبه آنهاست، برای كسی دیگر حاصل نشده».
(امام خمینی، 11/12/64) (2)

امام خمینی (ره) این جرعه نوش كوثر ولایت، با نقل روایتی معتبر از اصول كافی به عظمت معنوی فاطمه علیها‏السلام ـ كه همان محدّثه بودن است ـ
اشاره می‏كند و آن را مهمترین فضیلت بانوی نمونه اسلام می‏شمارد. فضیلتی كه جز برای طبقه اول انبیاء برای دیگری حاصل نشده است.
گفتگو با جبرئیل به مدّت هفتاد و پنج روز و سخن گفتن با فرشتگان كه به خاطر مكرمت و عظمت فاطمی به حضورش می‏شتافتند.
امام صادق علیه ‏السلام در پاسخ فردی كه می‏پرسد: محدّث چیست؟ می‏فرماید: «یأتیه ملك فینكت فی قلبه كیت و كیت» .
(محدّث كسی است كه فرشته به سویش می‏آید و به قلب او لطایف و نكات آسمانی را یادآور می‏شود. (3)
همچنین امام باقر علیه ‏السلام می‏فرماید: محدّث كسی است كه فرشته را نمی‏بیند؛ اما سخن او را در بیداری می‏شنود.(4)
وجود فردی كه محدَّث و گوش فرادهنده به حدیث فرشتگان باشد، مورد اتفاق تمامی دانشمندان شیعه و سنّی است و از اختصاصات شیعه شمرده نمی‏شود.
مرحوم علاّمه امینی در بحث «المحدّث فی الاسلام» نصوص فراوانی از اهل سنّت ذكر می‏كند كه وجود محدّث را پذیرفته‏اند و بر افرادی تطبیق كرده‏اند.(5)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69793368148800722353.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۱/۱۷, ۰۱:۰۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/27049170022466856361.jpg
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/27790427616806224199.gif

محدّثه یا پیامبر؟

درباره حضرت صدّیقه در روایات، دو جهت گفتگو مطرح شده است: یكی گفتگو با فرشتگان و دیگری حضور جبرئیل نزد آن حضرت.
حضرت امام صادق علیه ‏السلام می‏فرماید:
«فاطمةُ بنت رسول اللّه‏ صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله كانت محدّثة و لم تكن نبیّة»،
فاطمه دختر رسول خدا، محدّثه بود نه پیامبر.

سپس در ادامه توضیح می‏دهد كه فاطمه علیها‏السلام را از این جهت محدّثه نامیده ‏اند كه فرشتگان از آسمان بر او نازل می‏شدند و همان گونه كه با مریم دختر عمران گفتگو داشتند، با او چنین سخن می‏گفتند:
«یا فاطمه، خدای متعال تو را پاك گردانید و از میان تمام زنان عالم برگزید.»
شبی حضرت صدّیقه علیها‏السلام به فرشتگان فرمود:
آیا آن زن كه از جمیع زنان عالم برتر است، مریم دختر عمران نیست؟

جواب دادند: نه، مریم فقط سیّده زنان عالم در زمان خویش بود؛
ولی خدای تعالی تو را بزرگ بانوان جهان در تمام زمانها از اوّلین و آخرین قرار داده است.(6)

اما باید توجه داشت که روایتی كه امام خمینی (ره) از آن یاد كرده، به شأن و منزلت نبوّت ارتباط ندارد؛
زیرا در قرآن كریم از حضرت مریم و سخن گفتن جبرئیل با او یاد می‏كند. با اینكه آن حضرت، پیامبر نبود.

بررسی دو نظریه

آمدن جبرئیل نزد حضرت صدّیقه از عظمت و تعالی روحی و اوج معنوی آن بزرگوار حكایت می‏كند؛
زیرا درباره كیفیّت ایجاد رابطه جبرئیل و فرشتگان با انسان دو نظریّه است.


نظریه عروج معنوی
نظریه‏ای كه فلاسفه بر آن تأكید دارند، این است كه می‏گویند:
انسان تا در طبیعت و مادهّ است، در حجاب است و نمی‏تواند به ملأ اعلی دست یابد.
همین كه خود را از معاصی و لذّات و تعلّقات نفسانی آزاد ساخت، نور معرفت و ایمان به خدا و ملكوت اعلی در قلبش تجلّی می‏كند. این نور در بالاترین مرتبه خویش همان جوهر قدسی است كه در اصطلاح فلاسفه عقل فعّال و در زبان شریعت نبوی روح قدسی نامیده می‏شود.
با ظهور این نور، آنچه در آسمانها و زمینهاست برایش روشن می‏گردد.
و حقایق اشیا را می‏بیند، همان گونه كه نور مادّی را در صورتی كه حجاب نباشد، مشاهده می‏كند. در این زمینه به آیاتی نیز استشهاد شده است؛ برای نمونه خداوند می‏فرماید:

«بل ران علی قلوبهم ماكانوا یكسبون» ؛ گناهانی كه انجام دادند بر دلهای آنان غلبه كرده است.( مطفّفین/14)
پس از آنكه فرد از این حجابها دور شد، باطن او معراج معنوی خویش را آغاز می‏كند؛ سرّ ملكوت بر او آشكار شده، آیات بزرگ خداوند را مشاهده می‏كند. چنانكه خداوند می‏فرماید: «لقد رأی من آیات ربّه الكبری» ( نجم/18)



سپس همین روح قدسی در روح بشری و دنیایی‏اش تأثیر می‏نهد. و حقایقی كه شهود كرده، در حواس ظاهری مانند بینایی و شنوایی متمثّل و آشكار می‏سازد. بدین ترتیب، شخص حقایق ملكوتی را، كه در آن عالم حقیقی خارجی و مشخص است، به صورت محسوس مشاهده می‏كند.
بر اساس این نظریّه، تكامل و عروج معنوی و روحی انسان سبب ارتباط با حقایق ملكوت می‏شود.

نظریه تناسب روحی
نظریّه دوم این است كه روح ولیّ یا پیامبر سبب نزول فرشتگان نیست، بلكه خداوند فرشته را مأمور می‏كند در پیشگاه ولیّ خدا قرار بگیرد و مسایل را بازگوید.
ظواهر ادّله نیز بر درستی این نظر گواهی می‏دهد. بر اساس این نظریه، تا ظرفیت معنوی و تناسب روحی كامل بین ولیّ الهی و فرشته نباشد، این نزول ممكن نخواهد شد.
قرآن كریم در این زمینه می‏فرماید:

«اللّه‏ اعلم حیث یجعل رسالته»(انعام/124)؛ خداوند آگاه‏تر است كه پیامبری و رسالت خویش را در كدامین جایگاه قرار دهد.

در شأن نزول این آیه می‏خوانیم كه: ولید ابن مغیره می‏گفت: چون ثروتمند هستم و سنّ بیشتری دارم، باید بر من وحی نازل شود.
خداوند متعال می‏فرماید: شایستگی‏ها را خداوند می‏داند. برای این در آیه دیگر صبر و یقین را عامل وصول به مقام امامت معرفی می‏نماید و می‏فرماید:
«و جعلنامنهم ائمّةً یهدون بامرنا لمّا صبروا و كانوا بآیاتنایوقنون»
از آنان پیشوایانی قرار دادیم كه به فرمان ما هدایت می‏كنند؛ و این بدان سبب است كه آنان صبر پیشه كردند و به آیات ما یقین داشتند.(16)
امام خمینی قدس‏سره در این زمینه می‏فرماید: مسأله آمدن جبرئیل برای كسی یك مسأله ساده نیست.
خیال نشود كه جبرئیل برای هر كسی می‏آید و امكان دارد بیاید.
این یك تناسب لازم است بین روح آن كسی كه جبرئیل می‏خواهد بیاید و مقام جبرئیل كه روح اعظم است.
چه ما قایل بشویم به این كه قضیّه تنزیل، تنزّل جبرئیل، به واسطه روح اعظم خود این ولیّ است یا پیغمبر است،
او تنزیل می‏دهد او را و وارد می‏كند تا مرتبه پایین یا بگوییم كه خیر، حقّ تعالی او را مأمور می‏كند كه برو و این مسایل را بگو.
چه آن قسم بگوییم كه بعض اهل نظر می‏گویند.
و چه این قسم بگوییم كه بعض اهل ظاهر می‏گویند تا تناسب ما بین روح این كسی كه جبرئیل می‏آید پیش او و بین جبرئیل كه روح اعظم است نباشد امكان ندارد این معنا... . این فضیلت را من بالاتر از همه می‏دانم كه برای غیر انبیا علیهم ‏السلام آن هم نه همه انبیا برای طبقه بالای انبیا علیهم‏السلام و بعض از اولیایی كه در رتبه آنها هست، برای كسی دیگر حاصل نشده.(8)

امید آنكه پرتوی از فیض كوثر قرآن صدیقه طاهره،
دل و جانمان را روشن سازد و با شناخت هرچه بیشتر آن بانو، گلواژه‏های تقوا و ایمان را در اجتماع خویش متجلّی سازیم.

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69793368148800722353.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۱/۱۷, ۰۱:۰۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/27790427616806224199.gif



پی نوشت:

1) «انّ فاطمة مكثت بعد رسول اللّه‏ خمسةً و سبعین یوماً و قدكان دخلها حزنٌ شدید علی ابیها و كان جبریلُ یأتیها فَیُحْسِنُ عزاها علی أبیها و یُطیّب نفسها و یُخبرها عن ابیها و مَكانِهِ و یُخبرها بما یكون بعدها فی ذُرّیّتها و كان علیٌّ یَكْتُبُ ذالك فهذا مُصحفُ فاطمة»؛ اصول كافی، ج 1، ص 241، (ترجمه: فاطمه بعد از رحلت پیامبر اكرم صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏آله بیش از هفتاد و پنج روز زنده نماند. داغ پدر اندوهی سخت بر قلبش وارد ساخته بود؛ به این جهت جبرئیل پی در پی به حضورش می‏آمد و او را در عزای پدر تسلیت می‏گفت.
خاطر غمین زهرا را تسلّی می‏بخشید و از مقام و منزلت پدرش و حوادثی كه بعد از رحلت او بر فرزندانش وارد می‏گردید، خبر می‏داد. امیرمؤمنان علیه‏السلام آنچه جبرئیل می‏گفت به رشته تحریر در می‏آورد. مجموع این سخنان «مصحف فاطمه» را شكل می‏دهد)
2) جایگاه زن در اندیشه امام خمینی، ص 42 و 43.
3) بحارالانوار، ج 22، ص 327.
4) اصول كافی، ج 1، ص 176.
5) الغدیر، ج 5، ص 42.
6) جایگاه ‏زن‏دراندیشه ‏امام خمینی، ص 42 ؛ بحارالانوار، ج 43، ص 78 و 79.
7) امام خمینی در این زمینه می‏نویسد: در قرآن كریم آیاتی هست كه دلالت می‏كند بر آنكه اشخاصی كه پیغمبر نبودند، ملائكه؛ بلكه جبرئیل را دیدند و با او سخن گفتند. ما نمونه‏ای از آن را اینجا یاد می‏كنیم: «و اذ قالتِ الملائكة یا مریمُ انّ اللّه‏ اصطفیكِ و طهّركِ وَاصطفیكِ علی نساء العالمین»(آل عمران/ 42)

یعنی چون ملائكه گفتند به مریم كه خدا تو را برگزیده و پاكیزه كرده و فضیلت داد بر زنهای جهان، پس از آن خدای تعالی حكایت مریم را نقل می‏كند از «آیه 44» بسیاری از حالات عیسی مسیح و معجزات او را ملائكه برای مریم نقل می‏كنند و از غیب به او اخبار می‏دهند؛ و در سوره مریم (آیه 17) می‏گوید: «فارسلناالیها روحنافتمثّل لها بشراً سویّاً»؛ و قضیّه مراوده ملائكه و جبرئیل با مریم در بسیاری از آیات قرآن مذكور است و خبرهایی كه از غیب به او دادند، خداوند نقل می‏كند.
8) جایگاه زن در اندیشه امام خمینی، ص 42 و 43.

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منبع: ماهنامه كوثر، شماره 30.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69793368148800722353.gif

خادم حسین ع
۱۳۹۱/۰۱/۱۷, ۰۷:۲۵
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرّ المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک؛

neginsabz
۱۳۹۱/۰۱/۱۷, ۰۹:۲۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53147339200071545061.gif

●●فاطمیه آمد اما همدم و مونس کجاست ؟ ●●
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
●●شمع می پرسد ز پروانه گل نرگس کجاست ؟●●
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
●●در عزای مادرت یابن الحسن یک دم بیا ●●
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
●●تا نپرسند این جماعت بانی مجلس کجاست●●
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20(61).gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21595613198790796412.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21595613198790796412.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۱/۱۷, ۱۴:۲۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77329443506646064362.jpg



فریاد بغض های ورم کرده
غم تنهایی، پهن شده بود در همه لحظه ها.
نیمه شبهای تاریک، پر بود از دین فروشان.
رسم رسالت، از یادها می گریخت.
فاطمه بود و فاطمه بود و علی .
یک جهان تازه پر درد، بعد از رحلت پدر، دم از شعور می زد.
و گاهی آنان که کشکول پارسایی به دست داشتند،
غم فاطمه را نمی فهمیدند.
آن عشق ناب محمد، فاطمه بریده از آتش؛
کنون هر روز با علی در دل هزار خطبه از جور زمان می خواند.
فاطمه بود و غم جانکاه رحلت پدر
و درد باور نکردنی جفای مردم
بشارت پدر، نزدیک است که به وقوع بپیوندند.
می اندیشد به تنهایی علی، به شهید کربلا، به مظلومیت حسن و رنج بی نهایت زینب. طلوع خورشیدی عظیم، از روزنه سقف خانه، بشارت بهشت را برایش به ارمغان می آورد.
آن لحظه های پر از دردهای گدازنده،
که فاطمه در هجوم فصلِ سرد جهل،
بر در و دیوار کوبیده می شود،
و آن آتش پر از گلستان و سرسبزی، که آشیانه اش را می سوزاند؛
آن دقایقی که حیدر کرار در بند می ماند و دل فاطمه پرواز می کند؛
در برابر نگاه مظلوم و معصوم فاطمه موج موج در اشکش می غلطد و بر خاک تا قیام قیامت می ماند.
صدای چکاچک شمشیرهای برهنه و داغ و لبان خشکیده و جگر تاول زده بچه های حسین که در آن محشر سوزان، که تا همه سالها، حتی سالهای بی رنگ پر از رنگ ریا، می ماند سینه فاطمه را می گدازد.
از این پس، با غم تنهایی و بی مونسی علی چه کند، فاطمه.
در رفتنش باغ قشنگ وصال است و در این شهر، علی است و مردمی که گاه حتی قبله را تغییر می دهند.
نفاق می ماند و کوفه و کوچه های غریب مدینه و علی.
علی می ماند و قصه های پرسوز فاطمه، رنجهای مردم اهل ریا و اهل عذاب، و یاد و خاطره فاطمه و آسیاب کردنش، گریه کردنش، زخمهای یتیمی اش، لبخندهای پر از توکل و تبسمش و بغضهای شکسته در پس مهربانی اش.
دیگر از نگاه علی، زمین بهار نخواهد داشت.
اطلسی های ابد، پا به پای زینب، آن لحظه های دویدن به دنبال فاطمه تا مزار خورشید را دنبال می کنند و هرگز عشق نمی پوسد،
حتی در پس هزاره های متمادی
و در شب غروب فاطمه که طلوع جاودانه او بود.
خدا می داند چه اشکها از دل و قلب علی و زینب و حسن و حسین و ام کلثوم بر دامن پلک غمناک شب چکید...
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

بتول جعفری



http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_h_zahra_sh_88_k_postpic.png

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۱/۱۷, ۱۴:۳۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25063217493760590025.gif

(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25063217493760590025.gif)

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20%2861%29.gifمسافر، میخ، درhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20%2861%29.gif





کوچه بنی هاشم، پلاک سوم جمادی الثانی .
باز هم آدرس را مرور می کنم .
چه قدر بوی نامهربانی از این کوچه می آید، توقف می کنم .
به دنبال درب خانه می گردم .
دری کبود و سینه سوخته به چشم می خورد اما باز باید بپرسم .


کسی دارد رد می شود اما نه مثل آن روز که تمام اهل مدینه در آن آزمون رد شدند .



می بخشید این همان دری نیست که در آتش جهالت و بی وفایی مسلمانان نامسلمان سوخت




این همان دری نیست که بوی دست پرمهر پیامبر می دهد؟


این همان دری نیست که پیامبر از آن به دیدار پاره تنش می آمد؟
این همان دری نیست که آدم های آن طرفش اهل بیت نامیده شدند؟
ناگهان همه چیز در این کوچه با من سخن می گویند .
در، دیوار و میخ با چشم های شفق گونه شان به من می نگرند .
می گریم بر کبودی ها . بر ماه صورت نیلگون و فریاد می زنم بر میخ .
تو قاتل مادر منی، تو مسبب شهادت دختر رسول خدایی تو . . .
و میخ در حالی که گریه می کند می گوید: نه غریبه، آرام تر، اشتباه مکن .
اگر مرا به رنگ شفق می بینی نه برای آن است که به خون پهلوی کوثر محمد صلی الله علیه وآله آغشته گشته ام، نه، که من خون گریستم .
در را ببین، تو گمان می کنی از گذشت زمان پوسیده گشته است .
نه این پوسیدگی حاصل دل پژمردگی در سوگ فاطمه است .
به راستی در و علی چه همراهند در سوختن و ساختن . در بی کسی و غربت، در هجران رحمت و محبت .
در اگر زبان داشت با نعره ای اسرافیل گونه تمام مردگان را به شهادت می خواند تا همه از مصیبت آن روز بگویند که مردگان همیشه از ما زنده تر بوده اند .
در به نشستن دعوتم می کند .
بنشین که غم بزرگی، به بزرگی تمام کوه های دنیا سینه ام را فشار می دهد .
ما هم ناله ایم خواهرم . می بویمش . هنوز بوی پهلو می دهد .
هنوز بوی کینه دوستان از دشمن دشمن تر علی را می دهد .
و به میخ می گویم از آن روز برایم بگو و می گوید خواهرم، دختر آن بانوی بزرگ اگرچه آن روز به ظاهر پهلوی مادرت را . . . ولی رگ های بریده پهلوی مبارکش را بوسیدم و بر جنینی که با او بود سلام کردم .
چشمان من نظاره گر خون معصومه پیامبر بود . جنازه حبیب خدا بر روی زمین، همخانه معصومه پیامبر مشغول غسل و دفن پسر عمویش به وسیله اشک چشمان همسرش و دزدان حکومت اسلامی در حال بریدن این ودیعه الهی و بعد از آن ماجرای من و در و پهلو و غربت بزرگ ترین مرد دنیا و . . .
میخ دوباره بغضش به گریه باز می شود و من از گناه مادرم می پرسم و میخ می گوید: گاهی ایمان و تقوی و اخلاص بزرگ ترین جرم های دنیایند و در مورد مادرتان این جرم به اضافه جرم غفلت و جهل مسلمانان نه چندان مسلمان، آن فاجعه را آفریدند و این بار سوخته چوبین برایم حرف می زند:
مسافر، آتش عشق به زهرا این بلا را بر سر من آورده است .
تمام پیری چهره من، زردی گونه های من، رنجی که در سلول سلول بدنم نقش بسته است همه از عشق به آن تنها معصومه دنیاست .
خواهرم فقط چند روز بعد از آن روز بد همه غم های فاطمه از دنیا رفتند و علی با دنیایی از تنهایی، تنها ماند .
با این که مادرم رفته است اما کدام عقل سلیمی این را باور می کند که این تنها معصومه تمام افلاک هنوز غمگین نباشد که فرزند بزرگوارش درست مانندآن روزهای همسرش این قدر تنها و بی یاور است . دلم شکسته است . یاد خدا و دل شکسته که همواره با همند می افتم .
حالا وقت دعاست . باید کاری بکنم به میخ و در نگاه می کنم . هر سه دستمان را بالا می بریم .
معبودا، به ما صبری به وسعت آسمان نگاه فاطمه هنگام لبخند مرگ، صبری به وسعت مجروحیت علی، صبری به بزرگی کرم آخرین بازمانده زهرای بتول و افتخار پرستاری در رکاب قطب عالم امکان کرم فرما .
آمین یا رب الفاطمه .


بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

سیده لیلی مقیمی



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/44322735428824710551.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/44322735428824710551.gif)

reyhaneh114
۱۳۹۱/۰۱/۱۷, ۱۷:۴۰
مرغ دل یک بام دارد دو هوا
گه مدینه میرود گه نینوا

این اسیر بند قاف و شین و عین
گاه می گوید حسن گاهی حسین

میپرد گاهی به گلزار بقیع
می نشیند پشت دیوار بقیع

می نهد سر بر سر زانوی دین
اشک ریزان در غم بانوی دین

عرضه میدارد که ای شهر رسول
در کجا مخفی بود قبر بتول

از تمام نخلها پرسیده ام
آری اما پاسخی نشنیده ام

یا امیر المؤمنین روحی فداک
آسمان را دفن کردی زیر خاک ؟

آه را در دل نهان کردی چرا ؟
ماه را در گل نهان کردی چرا ؟

یا علی جان تربت زهرا کجاست ؟
یادگار غربت زهرا کجاست ؟

تا ز نورش دیده را روشن کنم
بر مزارش شعله ها بر تن کنم

آه از آن ساعت که آتش در گرفت
جام را از ساقی کوثر گرفت

یاد پهلویش نمازم را شکست
فرصت راز و نیازم را شکست

آه زهرا تا ابد جاری بود
دست مولا تشنه یاری بود

چون علی شد بی کس و بی همنفس
گفت یا زینب به فریادم برس
:parandeh::Sham::Graphic (61)::Sham::parandeh:

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۱/۱۷, ۱۹:۵۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67252113977126713815.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67252113977126713815.gif)




نامت گل، نشانت گل آذین،
یادت گلاب و غروبت گلگون!
آن گلی که بهشت
با عطر گلبرگ های آن از هوش می رود؛

گلی با هیجده گلبرگ بی مثال،
با هیجده بهار لا یزال.

خوشا به حال هیجده بهاری که با تو شکفتند.
هیجده تابستانی که به بار نشستند؛

هیجده خزانی که بر باد رفتند
و هیجده زمستانی که کفن پوشیدند....

کوه ها حجم عقده های کبود توست
و دریاها چکیده اشک های غریب تو.

از آن روز که فدک به نام تو شد،
فلک قافیه ای در خور یافت

و از آن دم که آب مهریه تو شد،
سفینه اهل بیت به جریان افتا د.

بیت الاحزان تو، پیشگوی کربلا بود
و گریه های دردناکت پیش درآمد نینوا.

سیمرغ گم شده!
مبادا بی تو حقیقت،
آشیانه خفاش ها شود
و عشق، بازیچه کاکلی ها!
مادر پهلو شکسته
دل های شکسته را دریاب.







http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26451289936923211314.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26451289936923211314.gif)

salamekhoda
۱۳۹۱/۰۱/۱۸, ۰۹:۲۸
http://www.askquran.ir/member62298-albums1384-12440.jpg

با وزش نسیم هم به یاس لطمه می خورد

تا چه رسد لگد خورد به پهلوان فاطمه(س)
:Graphic (61)::Graphic (61)::Graphic (61):

neginsabz
۱۳۹۱/۰۱/۱۸, ۰۹:۵۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53147339200071545061.gif
امشب گل باغ علی پژمرده گشته،
و ماه از خانه مرتضی هجرت کرده و ستارگان عزادارند.
امشب کهکشان ولایت غرق در ماتم است و در سکوت شب صدایی جز نوحه علی و فرزندانش شنیده نمی شود.
حرامیان در اندیشه ظلمی دیگر، به خواب رفته اند، و غرق در دنیای آلوده خویشند.
در این دنیای اسرارآمیز، زمینی است که همه ارزش آن به یک شهر است، و همه بهای آن شهر، به یک خانه است.
کلبه ای که باب شهر علم و خیرة النساء العالمین به آن شرف حضور بخشیده اند.
هر روز صبح پیامبر اسلام بر اهل خانه ای در مدینه وارد می شدند و دسته گلهای سلام را تقدیم اهل آن می نمودند.
اهل آن خانه چه کسانی بودند و چه سری در آن خانه نهفته بود، که ارزشمندترین انسانهای دنیا، برای آن این همه عظمت قائل بودند؟
علی، او که باید از درب ولایتش وارد شهر علم نبی شد.
فاطمه، همو که دلدادگان کویش از آتش گمراهی رهایی یافته اند.
حسنین ، همانها که آقا و سید دلهای بهشتی مؤمنانند.
و زینبین ، همان ستارگان پر فروغ دامان زهرا و ماجرا از اینجا شروع شد که:
غم فراق پیامبر، چون ابرهای در هم پیچیده، آسمان دل زهرا را فرا گرفت، و باران اشک، نمود دل طوفانی اش شد.
او تنها برای جدایی از پدر نمی گریست، بر مظلومیت علی هم اشک می ریخت.
دنیاپرستان زرخواه زورگو،همان حسودانی که به طمع رسیدن به مقام و به طمع عشقهای آتشین، چشم دلشان کور شد، و گوشهای اندیشه شان ناتوان گشت، و زبان حق گوییشان لال شد.
ارزش وجود اهل بیت را نخواستند که درک کنند.
آنها، خفاشان شب خواهی بودند، که از تابش خورشید حقیقت وحشت داشتند.


آنها چون کف های روی آب زلالی دل علی را پوشاندند، و خود با زرق و برقهای دروغین، نمایان شدند.
و زهرا، نور درخشان آسمان ولایت، خود را موظف دید حق علی را بازپس گیرد،نه اینکه علی شوهرش بود، و او می بایستی، برای رسیدن به تجملها هر طور که شده حق همسرش را بگیرد!!!
نه، زهرا، والاتر از دنیاست، و دنیا، برای او پدید آمده او آنقدر جمیل است که نیاز به تجمل ندارد.
فاطمه، فریاد زد تا قرآن ناطق را خاموش نکنند.
او سخن گفت: تا گوساله های سامری نمود پیدا نکنند.
گریست که دلهای زنگار گرفته و دنیا طلب آنها، با زلال اشکهای او شستشو شود.
اما افسوس که زهر هوس غیرت دینی آنها را کشته بود. آن «ایمان آوردگان مصلحتی » بر گردن خورشید ریسمان فکندند، و بر صورت چون ماه زهرا، صاعقه سیلی زدند
و پهلوی فاطمه را چون دل علی شکستند شراب خواران مست از می دنیا، باده گساران شهوت و مقام یاس خانه علی را پژمردند. و علی ماند و تنهایی و غم، و مهتاب شاهد ناله های مولا بود.
اسماء، آب بریز تا طاهره مطهره را غسل دهم، اما نه، دست نگهدار.
خدای من! کبودی تازیانه بر پهلوی محبوبه ام ...
زن، اینقدر، با وفا و با حیاء، که نگذاشت، بدانم درد وجودش را.
بارخدایا! آنروز که گل مهر زهرا را در قلبم رویاندی، حبیبت پاره تنش را در خانه من به امانت نهاد.
اما،گل یاس من، آنروز، نیلوفری نبود، و آسمان چهره اش نیلی نبود ...»
این زمزمه های سوزناک علی بود از فراق محبوبه خدا، در شب غم. و فرزندانش چون بلبلان خزان زده بر گل پرپرشان اشک ریختند.
و ما ...
ما که خانه زهرا در، دلهای بی قرارمان است،
ستاره های دعا را از آسمان نیاز می چینیم، و
از خدای زهرا می خواهیم که مهدیش بیاید و قبر محبوبه مان را بر ما بنماید.
ما به زهرا اقتدا کرده ایم و در صدف حجاب خواهیم درخشید.
و با حمایت از ولایت علی زمانمان،
نمی گذاریم تاریخ مظلومیت «علی » دوباره تکرار شود ...
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21595613198790796412.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21595613198790796412.gif)

behnam27
۱۳۹۱/۰۱/۱۸, ۱۱:۳۹
نامت گل، نشانت گل آذین،
یادت گلاب و غروبت گلگون!
آن گلی که بهشت
با عطر گلبرگ های آن از هوش می رود؛

گلی با هیجده گلبرگ بی مثال،
با هیجده بهار لا یزال.

خوشا به حال هیجده بهاری که با تو شکفتند.
هیجده تابستانی که به بار نشستند؛

هیجده خزانی که بر باد رفتند
و هیجده زمستانی که کفن پوشیدند....

کوه ها حجم عقده های کبود توست
و دریاها چکیده اشک های غریب تو.

از آن روز که فدک به نام تو شد،
فلک قافیه ای در خور یافت

و از آن دم که آب مهریه تو شد،
سفینه اهل بیت به جریان افتا د.

بیت الاحزان تو، پیشگوی کربلا بود
و گریه های دردناکت پیش درآمد نینوا.

سیمرغ گم شده!
مبادا بی تو حقیقت،
آشیانه خفاش ها شود
و عشق، بازیچه کاکلی ها!
مادر پهلو شکسته
دل های شکسته را دریاب.

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۱/۱۸, ۱۵:۲۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/63227650625851428398.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/63227650625851428398.gif)



گلایه می‏کنم از دیوارهای سرد و خاموش مدینه،
از این کوچه‏ ها که آشنای دیرینه ‏اند با حضور روشن تو،

از این خشت‏ها که لب فرو بسته ‏اند؛

حال آنکه بارها سلام و تحنیت پر مهر پیامبر، به تو و خاندانت را شنیده ‏اند.

از این آسمان افسرده و محزون که شاهد بود حبیب خدا،
کلام الهی را بر در خانه شما تلاوت می‏کرد:
«انما یرید اللّه‏ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرا».

گلایه دارم از چشمان سرخ این آفتاب
که هنوز بعد تو،
دیده به این کوچه ‏های تهی از عطر یاس می‏دوزد.

شکوه می‏کنم از ملاقات سرخ در و دیوار خانه
با سینه پاک تو که هنوز جای بوسه پیامبر بر آن تازه بود.

به ستاره‏ ها گفته‏ ام برایت آرام بگریند
تا آزرده نشوی.

به ماه سپرده‏ ام شیون چشم‏هایش را پنهان کند
تا نشان قبر تو، از دیدگان شب مخفی بماند.

کودکانت، ناله یتیمی را
در بغض گلوهاشان فرو می‏برند
تا تو را مخفیانه غسل دهم
و به دستان سپید پدرت بسپارم.

به زمین سفارش کرده ‏ام
پیکر مجروح یاس را آرام در آغوش بگیرد.

فاطمه جان!
«بعد تو اندوه من جاودانه و شب‏هایم شب زنده ‏داری است،
تا آن روز که خدا خانه زندگی تو را برای من برگزیند




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21595613198790796412.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21595613198790796412.gif)

قرار دل
۱۳۹۱/۰۱/۱۸, ۱۶:۲۹
الا ای چاه یارم را گرفتند
گلم ،عمرم ،بهارم را گرفتند
میان کوچه هابا ضرب سیلی
همه دارو ندارنم را گرفتند...

عرض تسلیت و التماس دعا

seyed133
۱۳۹۱/۰۱/۱۸, ۲۱:۴۳
به نام خدا

در مدینه می زنند این خانه را در بیشتر
رفت و آمدها شده بعد از پیمبر بیشتر

گل که پرپر شد شمیمش را همه حس می‌کنند
می رسد از کوچه عطر یاس پرپر بیشتر

اجر پیغمبر ادا با شعله های کینه شد
بین آن دیوار و در شد سهم کوثر بیشتر

چوب می‌سوزد ولی آهن ز جنس دیگری‌ست
داغ شد در بین آتش میخ آن در بیشتر

آه سیلی بی هوا سخت است از نامحرمان
پیش چشم غیرت اللّهی شوهر بیشتر

کاش جای دست مولا چشم او را بسته بود
پیش چشمان علی می‌ زد به مادر بیشتر

داغ محسن، هجر بابا، زخمهای بی‌شمار
از نفس انداخت او را فکر حیدر بیشتر

با عمویش حمزه از دوران غربت گفته است
از دو دست بسته‌ی سردار خیبر بیشتر

خواست تا روی کبودش را نبیند مرتضی
یاری‌اش کرده ست بین خانه معجر بیشتر

قلب زینب خون شده از حرف های مادرش
از وصیت های او در روز آخر بیشتر
. . .
کهنه پیراهن برای کشتن زینب بس است
می‌کشد او را ولی گودال و خنجر بیشتر

در هجوم سنگ ها لب می‌شود پرپر ولی
بر فراز نیزه ای باشد اگر سر بیشتر

آه جانسوز است چوب خیزران و زخم لب
پیش چشم خسته و خونبار خواهر بیشتر

باز سیلی التیام داغ بابایی شده
ارث مادر می رسد بی شک به دختر بیشتر

***یوسف رحیمی***

یا علی

neginsabz
۱۳۹۱/۰۱/۱۹, ۱۰:۲۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53147339200071545061.gif
ای کاش فدک این همه اسرار نداشت
ای کاش مدینه در و دیوار نداشت
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20%2861%29.gif
فریاد دل محسن زهرا این بود
ای کاش در سوخته مسمار نداشت
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20%2861%29.gif
کاش قلبم به قبرش راه داشت
کاش زهرا هم زیارتگاه داشت
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20%2861%29.gif

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33042942808570073631.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33042942808570073631.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۱/۱۹, ۱۶:۰۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/84804240725384273275.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/84804240725384273275.gif)

« آه از اندوه ریحانه رسول »

فاطمه علیهاالسلام ،
صبر لایزال نبوی بود
که در هیأت عفتی سر به فلک کشیده،
چادر به سر می‏کشید و در کوچه ‏های مدینه،
در تمام رهگذرهای هستی،
حضور خدا را به کائنات، یادآور می‏شد.

سیلی ستم و تازیانه کینه را به جان خرید
تا هجوم تندبادِ انکار،
شمع یک‏تنه حقیقت را خاموش نکند.

افسوس از سوره کوثر که در آن خانه گِلین،
همسایه اهالی غفلت و سنگدلی شد!

آه از زمزمه‏های شرحه شرحه بتول
که در نیمه‏شبِ سجاده و تسبیح،
ارکان عرش را به لرزه می‏افکند!

آه از ریحانه رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله
که در مشام حسادتِ زمین، به هدر می‏رفت
و چشمانِ حقیقت ‏ستیز زمانه،
رخساره طهارتش را طاقت نداشت.
سودابه مهیجی


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58046628730473807802.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58046628730473807802.gif)

قاری قرآن
۱۳۹۱/۰۱/۱۹, ۲۳:۰۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53147339200071545061.gif


ای روح آفتاب چرا پا نمی شوی؟
بانوی بو تراب چرا پا نمی شوی؟


پهلوی منهم از خبر رفتنت شکست
رکنم شده خراب چرا پا نمی شوی؟



با قطره قطره اشک سلا مت نموده ام
زهرا بده جواب چرا پا نمی شوی ؟


خورشید لطمه دیده حیدر بلند شو
بر جمع ما بتاب چرا پا نمی شوی ؟

رفتی و روی صورت خود را کشیده ای
ای مادر حجاب چرا پا نمی شوی ؟

بی تو تمام ثانیه ها دق نموده اند
رفته زمان بر آب چرا پا نمی شوی؟

اینجا خدا هم آمده و گریه می کند
بر اشک بو تراب چرا پا نمی شوی؟

روی کبود تو به نگاهم اشاره کرد
مُردم از این خطاب چرا پا نمی شوی ؟

می میرد از تنفس دلگیر کوچه ها
این غنچه های ناب چرا پا نمی شوی ؟



شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه س

بر تمامی شیعیان تسلیت باد


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26451289936923211314.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26451289936923211314.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۱/۱۹, ۲۳:۱۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/91468120882272040129.jpg



آرزوى ترك دنیا بر زبان یادگار نبی

در مورد آرزوى مرگ، در دل و جان دختر گرامى و با فضیلت پیامبر عالیقدر اسلام، بیان روشن و توضیحات مفید و روشنگرى توسط محدث اربلى، از علماى ارجمند قرن هفتم و صاحب «كشف‏الغمه فى معرفة الأئمه» ارائه شده است كه بازگویى آن در بر دارنده ‏ى نكته‏هاست.
از این رو شمه‏ اى از آن گفتار به صورت اختصار در اینجا نقل مى‏شود. وى مى‏گوید:
«طبیعت بشر بر حب ذات و علاقه به ادامه‏ى حیات خویش نهاده شده است.
عموما بشر از مرگ گریزاتن و عاشق و علاقمند حیات و زندگى خویش است. انبیاى الهى هم با آن همه عظمت و جلالت قدر و فضیلت، باز از این قاعده مستثنى نیستند، و در این علاقه با عموم مردم شریك و یكسان‏اند. داستان حضرت آدم با آن همه طول عمر و مدت زندگى‏اش باز هم آرزوى حیات و ادامه‏ى زندگى را داشت و همیشه از خداوند متعال آرزوى عمر طولانى و زندگى بیشتر مى‏كرد، خود گواهى بر این حقیقت است.
حضرت نوح كه از لحاظ سن و سال در حدى بود كه به تصریح قرآن مجید، تنها 950 سال در میان قوم خود به دعوت مردم و تبلیغ راه حق و توحید مشغول بود، وقتى اجلش فرارسید هنوز از زندگى سیر نبود.
زیرا چون در لحظات آخر از او پرسیدند كه دنیا را چگونه یافتى؟
پاسخ داد: «دنیا را خانه‏اى دیدم داراى دو در، كه از یك در به اندرون آیند و از در دیگر بیرون روند» و مفهوم این جمله، شدت علاقه به حیات و دشوارى جدایى از دنیا را در نظر آن پیغمبر كهن‏سال و منادى توحید نشان مى‏دهد.
و یا حضرت ابراهیم از حقتعالى خواسته بود كه تا او خودش آرزوى مرگ نكرده است، او را از دنیا نبرد.
و یا حضرت موسى در مفارقت از دنیا و به هنگام فرارسیدن آخرین لحظات عمر، با ملك‏ الموت محاجه و گفتگو داشت و دل از دنیا نمى‏برید.
آرى اینها، فقط شمه‏اى از احوال انبیاى عظام بود كه با وجود علو درجه و رفعت شأن و عظمت مقام، باز از دنیا سیر نمى‏شدند و به ترك حیات و قطع زندگى رغبت نداشتند...
ولى فاطمه‏ى زهرا علیهاالسلام با آن سن و سال اندك و در عنفوان جوانى، چنان با شور و شوق در انتظار مفارقت از دنیا و ترك حیات بود كه دریافت خبر رحلت خویش از پدرش را جشن و سرور تلقى مى‏كرد، و بسیار خوشحال و شادمان بود كه زودتر بر پدر بزرگوارش نزول خواهند كرد. و این امر، یكى از اسرار عظمت روحى و معنوى اهل‏بیت علیهم السلام است كه در آنان به ودیعت نهاده شده، و امرى است كه تنها به آنان اختصاص دارد». (1)
همین معنى را فاطمه علیهاالسلام خود نیز ضمن همان خطبه‏ى شورانگیزى كه در مسجد مدینه و در حضور جمع كثیرى از مردم ایراد كرد، بیان فرموده است. بدین‏صورت كه حضرتش در آن گفتار كوبنده و پرشور، پیرامون رحلت پدر بزرگوار خود مى‏گوید:
«خداوند او را با رحمت و رأفت خویش به سوى جوار خود قبض روح فرمود، و از مشقت و رنج و درد این دنیاو تحمل وزر و بال آن آسوده ساخت و مشمول رضوان و خشنودى خود نمود».(2)
این جملات عمیق، خود مى‏تواند بازگوكننده‏ى دیدگاه كلى و عمومى زهرا علیهاالسلام نسبت به مرگ و انتقال از این جهان باشد. در واقع این سخنان پرمعنى، نگرش و جهان‏بینى زهراى اطهر علیهاالسلام را ترسیم مى‏كند و نشان مى‏دهد كه در نظر او، رخت بربستن از این جهان و شتافتن به سوى باقى، عالى‏ترین راه رهایى از مشقات دنیا و رسیدن به جوار رحمت و رأفت حق است. لذا كسى كه چنین دیدگاهى نسبت به مرگ دارد، طبیعى است كه در مورد مرگ خود نیز از همین دیدگاه به مسأله مى‏نگرد.
آنچه از بیان زهرا علیهاالسلام در مورد رحلت پدر بزرگوارش استفاده مى‏شود، در حقیقت تأییدى استوار، بر همان عامل روحى و معنوى در نهاد اوست كه باعث مى‏شود تا از شنیدن خبر رحلت خود نیز شادمان گردد.
در روایت وارد است هنگامى كه فاطمه زهرا علیهاالسلام با تمام توان در دفاع از ولایت امیرالمؤمنین و حكومت اسلامى برآمد در این مسیر به مصیبتها و ناگواریهاى گوناگون گرفتار شد. پس از آنكه امیرالمؤمنین علیه‏السلام را از حكومت كنار دید و حادثه‏ى غدیر را فراموش شده‏ى امت وقت دید و آن هنگام كه فدك و حقوق اقتصادى خود را در دستان نامردان نااهل دید و در دفاع از حقوق خود ناامید گشت و پس از آنكه حریم و حرمت اهل‏بیت را توسط هتاكان منافق محل امنى نیافت، و آنگاه كه حتى مردم را از صداى گریه‏هاى خود دلتنگ دید دست به دعا برداشت و آرزوى ملاقات با خدا و رسول خدا را نمود. در كتاب نهج‏الحیاة آمده است: درباره‏ى شكوه ‏ها و غم هاى جانكاه حضرت زهرا علیهاالسلام پیامبر گرامى اسلام به اصحاب خویش خبر داده و فرمود: «دخترم آنچنان در امواج بلاها و مصیبتها، غمناك و نگران مى‏شود كه دست به دعا برداشته، از خدا آرزوى مرگ و شهادت كند، مى‏گوید:
یا رب انى قد سئمت الحیاة و تبرمت باهل الدنیا فالحقنى بأبى الهى عجل وفاتى سریعا.»
(پروردگارا! از زندگى خسته و روى گردان شده‏ام و از دنیازدگان، بلاها و مصیبتهاى ناگوار دیده‏ام، خدایا مرا به پدرم رسول خدا متصل گردان و مرگ مرا زود برسان.) (3)


http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_4_1.png

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۱/۱۹, ۲۳:۱۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25063217493760590025.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25063217493760590025.gif)



اندوهی بی انتها

علت رنجورى و ناتوانى روزافزون زهرا علیهاالسلام تنها بیمارى نبود، بلكه افكار و غم و غصه‏هاى فراوان، مغز و اعصاب آن بانوى عزیز را فشار مى‏داد، گاهى كه در اطاق كوچك خویش بر پوستى آرمیده و بالشى كه از علف پر شده بود به زیر سر داشت، افكار گوناگون بر آن حضرت هجوم مى‏آورد:
آه چگونه به وصیت‏هاى پدرم اعتنا نكردند و خلافت شوهرم را غصب نمودند؟ آثار شوم و خطرناك غصب خلافت تا قیامت باقى خواهد ماند. خلافتى كه بوسیله‏ى زور و حیله‏بازى بر ملت تحمیل شد، عاقبت خوبى ندارد. علت پیشرفت و ترقى اسلام و عظمت مسلمین، اتحاد و یگانگى جهان مسلمین بود.

آه چه نیروى بزرگى را از دست دادند! اختلافات را در داخل خودشان كشاندند، نیروى واحد و مقتدر اسلام را به نیروهاى پراكنده تبدیل نمودند. جهان اسلام را در مسیر ناتوانى و ضعف و پراكندگى و ذلت انداختند.
آه آیا من همان فاطمه و عزیز كرده پیغمبرم كه در بستر بیمارى افتاده‏ام و در اثر ضربات همین امت از درد مى‏نالم و مرگ را بالعیان مشاهده مى‏كنم؟!
آن همه سفارشهاى پیغمبر چه شد؟ خدایا على علیه‏السلام را چه كنم كه با وجود آن همه شجاعت و قدرتى كه در او سراغ دارم در وضعى گرفتار شده كه ناچار است براى حفظ مصالح اسلام دست بر روى دست بگذارد و در قبال غصب حق مشروعش سكوت اختیار كند؟
آه مرگ من نزدیك شده و در روزگار جوانى از دنیا مى‏روم و از غم و غصه نجات مى‏یابم، اما كودكان یتیم را چه كنم؟ حسن و حسین و زینب و ام‏كلثومم یتیم و بى سرپرست مى‏شوند. آه، چه مصیباتى بر سر عزیزانم وارد خواهد آمد، من بارها از پدرم مى‏شنیدم كه مى‏فرمود: حسنت را مسموم مى‏كنند و حسینت را با شمشیر به قتل مى‏رسانند. هم اكنون آثار و علائمش را مى بینم.
گاهى حسین كوچك را مى‏گرفت و زیر گلویش را مى‏بوسید و براى مصیباتش اشك مى‏ریخت.
گاهى حسن را به سینه مى‏چسبانید و بر لبهاى معصومش بوسه مى‏زد.
گاهى گرفتاریهاى آینده و حوادث طاقت‏فرساى زینب و ام‏كلثوم را به یاد مى‏آورد و براى آنان مى‏گریست.
آرى امثال این افكار ناراحت كننده بود كه زهراى عزیز را رنج مى‏داد و روز بروز رنجورتر و ضعیف‏تر مى‏شد.
در روایت وارد شده كه فاطمه علیهاالسلام در هنگام وفات گریه مى‏كرد، على علیه‏السلام فرمود: چرا گریه مى‏كنى؟ پاسخ داد: براى گرفتارى‏هاى آینده‏ى تو گریه مى‏كنم. فرمود: گریه نكن، به خدا سوگند اینگونه امور در نزد من مهم نیست.(4)


پی نوشت:
1ـ كشف ‏الغمه، ج 2، ص 82.
2ـ «قبضه اللَّه قبضة رأفة و اختیار رغبة بمحمد عن تعب هذه الدار موضوعا عنه اعباء الأوزار محفوفا بالملائكة الأبرار و رضوان الرب الغفار و جوار الملك الجبار».
3ـ نهج‏الحیاة، ص 204، ح 118.
4ـ بحارالانوار، ج 43، ص 218.

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منبع: مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت علیهم السلام.





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/44322735428824710551.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/44322735428824710551.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۱/۱۹, ۲۳:۱۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25253968838452624497.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25253968838452624497.gif)
بی خبری ها




ای کاش خبر داشتی از بی خبری ها
از بی خبری های من و دربدری ها
ای فاطمه ! تنهاتر از آنم که بگویم...
بر من چه گذشت از غم بی بال و پری ها
انگار به تاوان گناهی که ندارم
در آتشی افتاده ام از خیره سری ها
دور از تو ، نفس در نفسِ چاه شدن ها
دردا ! غم پنهان چنین خون جگری ها
بوی تو هنوز از خَمِ این کوچه می آید
از کوچهء تنهایی و بی همسفری ها

مانند یتیمی که سر راه تو باشم...
در حق دلم ، کرده ای ای زن ! پدری ها
ای کاش صدایم کنی از حنجره ء چاه
ای کاش خبر داشتی از بی خبری ها...


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/42159147045274932581.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/42159147045274932581.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۱/۲۰, ۱۰:۳۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/59080108337556726312.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/59080108337556726312.gif)



ای ایّوب بلاها؛

ای یعقوب فراق ها؛

ای یوسف جغاها؛

ای کوه پر ابهت؛

ای جاری محبّت؛

ای چشمه طهارت؛

ای اسوه خدایی؛

ای جلوه الهی؛

ای عشق کبریایی؛...

ای آفتاب سفر کرده،

من فریاد سبز تو را،

که از پشت دیوار قرن ها

هنوز به گوش می رسد شنیدم. ...



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/42352831131998784449.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/42352831131998784449.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۱/۲۰, ۱۲:۲۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/82142175776125136898.gif

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gifفاطمیه که فرا می رسد
دوباره «محرم» با تمام لحظه های داغدارش زنده می شود و در هر روز غربت خاموشی یک ستاره تکرار می شود.http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gifفاطمیه که از راه می رسد،
خورشید دوباره راوی عطش و خون می شود و آسمان از سوز دل آل محمد حکایت می کند.http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gifفاطمیه که از راه می رسد،
قصه غریب گداختن میخ و آتش و سوختن خیمه ها و داغ زینب تکرار می شود.http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gifفاطمیه که از راه می رسد،
تمام غربت عالم را با خود می آورد.http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gif


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21595613198790796412.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21595613198790796412.gif)

yeganeh2134
۱۳۹۱/۰۱/۲۰, ۱۵:۰۴
ممنون از مطلب زیباتون..... جانم فدای علی و فاطمه

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۱/۲۰, ۲۲:۳۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46643366952746822719.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46643366952746822719.gif)


راز خاموش مدينه
" باسمه و بذکر وليه "

و خدا نوري آفريد .
ناميدش سرور خلائق .
خواند او را حبيبش .
کائنات را بوجودش آفريد .

گذشت و گذشت ...
آن يگانه را هديه اي داد از بهشت .
کوثري براي خلقت .
وجودش را بهانه وجود حبيبش خواند!
بانويي به قامت زمين تا آسمان.
به عظمت عرش کبريايي اش .

هنگام ورودش ميان اهل محشر ندا مي آيد :
چشمانتان را زير افکنيد فاطمه زهرا (س) ...
انسيه حوراء ... ناموس خدا آمد ...!

نه ! اندکي درنگ ! ازو و از آمدنش نگوييم ...
از پدر بگوييم که رفت و اورا يادگاري از بهشت ،
براي زمينيان قرار داد !
يگانه يادگار حبيب خدا،ريحانه عالم ... !

روزگاري نه چندان طولاني ...
اما سخت ... بر او گذشت!
گلبرگهاي ريحانه، يکي يکي پر پر شد.
تا نوبت به اخرينش رسيد ...!

ريحانه اميرش را خواند:
آرام جانم لحظه جدايي است ...
مرا شبانه غسل ده ...
شبانه کفن کن و شبانه به خاک بسپار ... --

بانويم چرا؟ ...
عزيز دل نميخواهم
آنها که مرا آزردند همراهيم کنند!!

ابر مرد عالم ،
آرام و صبور با محرمترين محرمان...
در سياهي شب...
ياس کبود و پرپرش را نزد خاک امانت نهاد ...
آن شب چه سخت به صبح نزديک شد!
و صبح نه ياس بود و نه نشاني ازو ... !!!

محرمترينان به حرمت آخرين کلام حوراي بهشت،
مهر سکوت بر لبان زدند!
آدميان ناپاک ندا دادند :
اي واي بر ما يک پيامبر و يک ريحانه !
از چه روي در مراسم وداعش ما را نخوانديد؟
گفتند: اذن نداده بود ...!!!

و ديگر کسي نپرسيد چرا ؟
و نگفتند عده اي او را آزردند،
گلبرگهايش را دريدند، وجودش را سوزاندند،
حريمش را شکستند و با شکايت اهل دنيا
روانه بهشتش کردند!!!

آن سکون زمين و آسمان نميخواست
نامردمان روزگار با او وداع کنند ...
نپرسيدند که بودند آنها ؟
مگر چه کرده بودند؟
به تو نگفتند همانها که ميخ در و آتش
و نوازشهاي تازيانه را پيشکشي کردند
به قدرداني رسالت ! ميشناسي آنها را؟
ميداني که بودند و چه کردند ؟

صبوري ديگر نشايد.
وقت است تا گوش به نجواي تاريخ،
نه بلکه فرياد تاريخ !!! بسپاريم
و راز آن يگانه امانتگاه مخفي عالم را بيابيم!
راز پنهان يادگار رسول را !

از تاريخ بپرسيم .... که چرا
نشان تمام آدميان باقي است
از بهترينها تا خبيث ترينها.ا
لا امانتگاه مادر !!!!

بپرسيم چه شد فاطمه را ؟
چه شد مودت ذي القربي ؟
بپرسيم: فاطمه آيا ذوي القربي نبود؟
يا محبت را جز اين معنا نبود؟!

از تاريخ ميپرسم چراها را،
اما ميدانيم
نشاني ياس نزد آخرين يادگار ياس است و بس!

پس به ياد مادر سلامش ميکنيم
و تسليتي در اين روزهاي حزن و اندوه
که طاقتش را به نهايت ميرساند......



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/93011478076246673943.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/93011478076246673943.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۱/۲۱, ۰۰:۴۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/40744308892095430870.jpg



با توأم ای مدینه!

دل، معبد غم و اندوه توست و باز دل بهانه تو را می گیرد و چشمها به یاد آن همه مظلومیت بارانی می شود.
نمی دانم بر کدامین ماتم اشک بریزم، یا نه، از دیدگان خون ببارم! بر محسن شهید؟
بر بازوی کبود؟ بر صورت سیلی خورده؟ بر ... که نه، بر دل زخم خورده ات؟
نامت یادآور مظلومیت علی است و فاطمه؛ مظلومیت حسن و فاطمه، مظلومیت حسین و فاطمه و ... ظلمی که گل نورسته جوانی ات را با غنچه ای در وجود،
پر پر کرد و رحمی بر پهلوی شکسته و دل داغدارت ننمود.
با توام ای مدینه، تو را که تاج افتخار مدینة النبی بر سرت نهادند.
آری با توام، عجبا از خاموشی ات! عجبا از سکوت مرگبار جاهلیتی مکرر! چگونه تاب آوردی و درنگ نمودی؟
شاید چشمهایت اعمی بود از دیدن خشمی که گلی از سلالة النبی را بین در و دیوار پر پر کرد! ولی باز هم سکوتت را دلیلی نیست.
مگر گوشهایت هم نمی شنیدند ناله های علی، ضجه های حسنین و زینب را؛ که این گونه بر لبانت مهر سکوت زده بودی؟
آه که باید دهان باز می کردی و بغض فرو خورده خود را بیرون می ریختی،
که ناله های بیت الاحزان برای زیر و رو کردن جهان بس بود و تو ... آه که با چه ولعی گل زخم خورده وجودش را در دلت جای دادی.
چگونه دختر را اندکی پس از پدر در کام فرو کشیدی و دم نزدی!
آه که در آن دم باید همه را می بلعیدی، پیش از آنکه دستهای پلیدشان بر گونه «خیر کثیر دو عالم» سیلی زده باشد.
عجبا از تو که پس از آن چاههایت از سوز جانگداز علی نخشکیدند، آن هنگام که از فرط مصایب و ستمها به دل بیابان و نخلستانهایت پناه می برد و با چاه راز دل می گفت
و شما ای چاه های مدینه چقدر حریص شنیدن سوز وصی خدا بودید که روز به روز فزونی غمش را می دیدید و آتش نمی گرفتید؟!
و تو ای آسمان مدینه، اگر آن گاه که ناله های بیت الاحزانش به گوشت می رسید سنگ بر سر این جماعت بی همت و عهدشکن می باریدی
و بر بدنهاشان زخم می زدی، باز هم نمی توانستی زخمهای دل فاطمه را قصاص کنی.
شاید ای مدینه! حرمت قبر رسول اللّه نگه می داشتی و دم نمی زدی.
اما نه.
امروز اگر تمام کره خاکی بخواهند کفاره گناه آن روز را بپردازند و تمام دریاها جوهر شوند،
تمام درختها قلم، و همه وسعت این خاک، کاغذ! باز هم کم است برای نوشتن گوشه ای از مظلومیت عترت رسول اکرم.
بار گناهت سنگین است ای مدینه و خود بهتر می دانی، کوتاهی ات فراوان و جبران ناپذیر.
پس همچنان خاموش بمان، تا خاکت در زیر سم اسبان او، با خون نابکاران سیراب گردد و اشک چشمان زیبایش،
خاک مادر را پس از قرنها شستشو دهد و ما «السلام علیک یا بقیة اللّه الاعظم» سر دهیم.

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
زهرا بلوچ زاده


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/64634317226652350815.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۱/۲۱, ۰۱:۳۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47352138907513581512.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47352138907513581512.gif)



قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء سلام الله عليها :


الْزَمْ رِجْلَها، فَإنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ أقْدامِها، و الْزَمْ رِجْلَها فَثَمَّ الْجَنَّةَ.


حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها فرمود:


هميشه در خدمت مادر و پاي بند او باش،
چون بهشت زير پاي مادران است;
و نتيجه آن نعمت هاي بهشتي خواهد بود.


«كنزل العمّال، ج 16، ص 462، ح 45443»

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69667034353754614096.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69667034353754614096.gif)

eshtad
۱۳۹۱/۰۱/۲۱, ۰۶:۲۷
اقوال مختلف درباره روز شهادت حضرت زهرا(س)
نویسنده کتاب «صحیفه فاطمیه» با بیان اینکه 13 قول درباره روز شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) از جانب مورخان و محدثان نقل شده است، به مشهورترین قول در این زمینه اشاره کرد.

به گزارش فارس، به مناسبت فرا رسیدن سالروز شهادت حضرت زهرای مرضیه(س) پیرامون اقوال مختلف شهادت آن حضرت با حجت‌الاسلام «حمید احمدی جلفایی» پژوهشگر مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث و نویسنده کتاب‌های «احکام حجاب و عفت، در گلستان مرجعیت»، «بهترین‌ها و برترین‌ها در کتاب و سنت»، «چهل حدیث پیرامون حجاب و عفت زنان»، «حجاب برتر (بررسی جایگاه چادر در حجاب اسلامی)» و «صحیفه فاطمیه: جامع خطبه‌ها، کلمات قصار، ادعیه، اشعار، فضائل، کرامات و سایر ملحقات حضرت فاطمه» گفت‌و‌گو کردیم که مشروح آن در پی می‌آید:

13 قول مختلف درباره تاریخ شهادت حضرت زهرا(س) وجود دارد

* با توجه به اینکه اقوال مختلفی در خصوص روز شهادت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها توسط مورخین و محدثین نقل شده، کدام قول معتبرتر است؟

- در تقویم زندگی حضرت فاطمه علیها‌السلام، همچون سایر معصومین(ع) بین مورخان و محدثان اخلاف وجود دارد، در این اختلاف بیش از هر چیز به ضعف فرآیند ثبت و ضبط در آن زمان بر می‌گردد، به ویژه آنکه ضابطان و محدثان در آن دوره به مباحث تواریخ و ولادات و وفیات اهمیت چندانی نمی‌دانند و شبیه این اختلافات در مورد خود رسول اکرم(ص) نیز کمابیش وجود دارد. اما این اختلافات در مورد تقویم زندگانی حضرت زهرا(س) نسبت به سایر معصومین بیشتر است و این ظاهراً به نوع جنسیت آن حضرت (س) یعنی به زن بودن ایشان بر می‌گردد که طبیعتاً موجب ارتباط و اطلاع نسبتاً کمتر از این تواریخ می‌شدند، به طور کلی 13 گفته مختلف در منابع تاریخی و روایی در مورد تاریخ شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها وجود دارد که عبارت است از:

۱ـ 40 روز بعد از وفات رسول خدا(ص)، این گفته را مرحوم مجلسی در «بحار‌الانوار» جلد 43 صفحه 212 حدیث 41 از کتاب «عیون المعجزات» نقل کرده است، همچنین در کتاب «کشف الغمه» جلد1 صفحه 500 با استناد به روایتی مجهول این گفته نقل شده است.
۲ـ 45 روز بعد از وفات رسول خدا(ص)، این گفته را برخی از محدثان به عنوان یک گفته نامعلوم نقل کرده‌اند.

۳ـ دو ماه بعد از وفات رسول خدا(ص)، این گفته را «حاکم نیشابوری» در کتاب «مستدرک» از عایشه نقل کرده است.

۴ـ 70 روز پس از رحلت رسول خدا(ص)، این گفته را یکی از دانشمندان اهل سنت «ابن عبد الاب» در کتاب «الاستیعاب» نقل کرده است.

۵ـ 72 روز پس از رحلت رسول خدا، این گفته را «ابن شهر آشوب» در کتاب «المناقب» جلد ۳ صفحه 357 آورده است و گفته که مطابق آن حضرت(س) در روز شنبه 17 شب مانده از ربیع‌الاخر در سال دهم هجری در سن 17 سال و 7 ماهگی دار دنیا را وداع گفته است و البته «ابن طاووس» هم کتاب «اعلام الوری» صفحه 147 به عنوان قول اظهر ذکر کرده است.

6ـ 75 روز پس از رحلت رسول خدا(ص)، این گفته که در کتاب «الکافی» مرحوم کلینی جلد یک صفحه 458 آمده است که مطابق آن «مرحوم کلینی» با استناد از امام باقر علیه‌السلام، ولادت آن حضرت را 5 سال پس از مبعث و شهادت وی را 75 روز بعد از وفات پدرش در سن 18 سال و 75 روزگی ذکر کرده است، در کتاب «دلایل الامامه» «طبری»، صفحه 45 طبق روایتی به نقل از امام باقر علیه‌السلام و نیز در کتاب «الخرائج» مطابق روایتی به نقل از امام صادق علیه‌السلام این نطریه مورد تائید قرار گرفته و در متن این روایات روز شهادت آن حضرت سیزده جمادی الاولی بیان شده است که امروزه نظر اهل سنت بر همین مبنا قرار گرفته است..

7- 85 روز پس از رحلت رسول خدا(ص)، این گفته را مرحوم طبری در کتاب «دلائل الامامه» صفحه 45 به عنوان یک قیل نقل کرده است.

8 ـ سه ماه پس از رحلت رسول خدا(ص)، این گفته به «ابوالفرج اصفهانی» نسبت داده شده است.

9- 95 روز پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، مستند این گفته امروزه در میان شیعیان به ویژه ایران به رسمیت شناخته می‌شود، دو روایت از امام باقر علیه‌السلام و امام صادق علیه‌السلام است که یکی آز آنها در کتاب «کشف‌الغمه» جلد یک صفحه 553 نقل شده استو روایت دوم که از لحاظ سندی نسبت بر همه اخبار دیگر محکم‌تر و متقن‌تر هست، در کتاب «دلائل‌الامامه» صفحه 45 از زبان امام صادق علیه‌السلام آمده است که مطابق آن روز شهادت آن حضرت (س) سه شنبه سوم جمادی الثانی اعلام شده است.

10- 100 روز بعد از رحلت رسول خدا(ص)، این گفته را نیز نویسنده کتاب «کشف‌الغمه» در جلد یک صفحه 503 به نقل از «ابن قتیبه» نقل کرده است.

11ـ چهار ماه پس از رحلت رسول خدا(ص)، این گفته «ابن شهر آشوب» در کتاب «المناقب» جلد ۳ صفحه 357 با عنوان قیل نقل کرده است و گفته که قربانی یکی از محدثان معروف، این نظریه را صحیح‌تر از همه دانسته است و البته «ابن‌طاووس» هم در کتاب «اعلام الوری» صفحه 147 روایتی به نقل از جابر و او از امام محمد باقر علیه‌السلام در تأیید این نظریه نقل کرده است.

12- 6 ماه پس از رحلت رسول خدا(ص)، این نظریه به عنوان یک نظریه مشهور میان شیعه و سنی در برخی از دوره‌های تاریخی مطرح بوده است و مستندات آن، دو روایت از «امام باقر(ع)» و «عروة بن زیبر» است که مطابق آن حضرت(س) در شب سه‌شنبه سه روز مانده به ماه رمضان در سال یازدهم هجری به شهادت رسیده‌اند و البته «ابن ابی الحدید» در شرح نهج‌البلاغه جلد 6 صفحه ۴۶ همین گفته را از عایشه نیز نقل کرده است.

13- ۸ ماه پس از رحلت رسول خدا(ص)، این گفته را به برخی از محدثان نسبت داده شده است، همچنین در کتاب «کشف‌الغمه» جلد یک صفحه 503 نیز این نظریه نقل شده است.

مشهورترین تاریخ شهادت حضرت زهرا(س) 95 روز پس از رحلت رسول‌الله(ص) است

با جمع‌بندی این نقد‌ها کلاً سه قول مختلف در مورد سن حضرت زهرا(س) هنگام شهادت وجود دارد:

۱ـ «مرحوم کلینی» که معتقد است حضرت ۱۷ سال و 75 روز داشته‌اند.

۲ـ صاحب «مناقب» و برخی دیگر که معتقدند حضرت 18 سال و 7 ماه می‌باشد.

3- نقل قولی از مرحوم ابن‌طاووس در کتاب «اعلام‌الوری» صفحه 47 که شهادت آن حضرت را 23 سالگی مطرح کردند، همچنین در کتاب «کشف‌الغمه» جلد یک صفحه 502 این نظریه را به «ابن شهاب» و به «زهری» هم نسبت داده شده است.

«ابن عربی» حضرت زهرا(س) را در طهارت و عصمت با رسول الله(ص) شریک می‌داند

* عصمت حضرت زهرا(س) از دیدگاه شیعه و اهل سنت چگونه است؟ اهل سنت از چه زاویه‌ای به حضرت فاطمه (س) می‌نگرند؟

-اختلاف اساسی دیدگاه شیعه و سنی در مورد آن حضرت عمدتاً از دو زاویه قابل بحث است: یکی؛ مربوط به مباحث تاریخی و وقایع پس از رحلت رسول گرامی اسلام(ص) و دیگری؛ مربوط به ارزش وجودی و رتبه یا مقام حضرت فاطمه زهراست.

در بحث اول دامنه اختلافات بسیار است و ما معتقدیم که در این بخش از تاریخ انصافاً منابع اهل سنت به مرور زمان تحریف شده و شواهد و قراین این تحریف در آثار خود آنها بسیار واضح و روشن است، ضمن آنکه دلایل و قرائن بسیاری در منابع کهن و معتبر تاریخی و روایی اهل سنت وجود دارد که دیدگاه شیعه را در خصوص مسائل حضرت فاطمه زهرا(س) و حقانیت آن حضرت مورد تایید قرار می‌دهد.

اما جهت دوم بحث، در واقع می‌توان گفت: به عنوان پایه و اساس سایر اختلافات نیز به حساب می‌آید، مربوط به رتبه و مقام وجودی آن حضرت(س) است که در رأس همه اختلافات در این زمینه به مسئله عصمت آن حضرت بر می‌گردد، اینکه شیعه به دلایل متعدد نقلی و اصلی اعتقاد به عصمت و برخورداری آن حضرت از علم لدنی دارد، اما مکتب مقابل علی‌رغم دلایل و قرائن موجود در قرآن کریم و سنت نبوی آثار متعدد تاریخی و روایی خود به آن معتقد نیستند.

یکی از دلایل شیعه در اثبات آن حضرت(س) آیه مبارکه ۳۳ سوره احزاب (مربوط به آیه تطهیر) «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا» و روایات و اخبار تاریخی ذیلیه آن است که در منابع فریقین به وفور وارد شده و ضمن اشاره به ماجرای کسا یا لوای رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم به اثبات این مقام برای آن حضرت می‌پردازد، در معتبر‌ترین منابع اهل سنت صحابه و تابعین مورد قبول اهل سنت از جمله: «ابو سعید خدری»، «انس بن مالک»، «عایشه»، «ام سلمه»، «ابن ابی سلمه»، «سعد» و غیره به طرق متعدد این ماجرا را نقل کردند و بعد از آن نیز محدثان و دانشمندان مختلف آنها همچون «بخاری» در صحیح خود جلد ۵ صفحه ۲۶ و «مسلم» در صحیحش جلد ۱۵ صفحه 194 و «بیهقی» در «سنن کبری» جلد 2 صفحه 149 و «طبری» در تفسیرش جلد 5 صفحه ۳۲ و «حاکم نیشابوری» در «مستدرک» جلد۳ صفحه 147 و غیره این اخبار را که تعداد طرق آنها به بیش از 20 طریق می‌رسند، نقل کرده‌اند، اما متأسفانه علی‌رغم آنکه نتوانسته‌اند در تفسیر دلالت آیه و مقامات موجود در آن، بین رسول خدا (ص) و با آن حضرت(س) تفاوت منطقی بیان کنند، اما در نتیجه‌گیری همچنان با برخی توضیحات غیرعلمی و غیرمنطقی تعصب ورزیده‌اند.

روشنی این دلایل در منابع اهل سنت چنان محکم است که دانشمندی همچون «محی‌الدین عربی» در این زمینه پس از نقل اخبار مربوط به آیه شریفه و به استناد به دلالت آنها اهل بیت علیهم‌السلام و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در طهارت و عصمت با رسول گرامی اسلام(ص) شریک اعلام کرده است، در روایت امامان شیعه نیز علاوه بر پردازش متواتر به این اخبار به عصمت ویژه آن حضرت تصریح و جز مقام امامت ظاهری، آن حضرت در همه مقامات و فضائل بیان شده ائمه معصومین به منزله سرچشمه و سرآمد معرفی شده است.

به عنوان مثال در روایاتی از امام صادق (ع) در کتاب «دعائم الاسلام» جلد یک صفحه 37 نقل شده، به صراحت آمده است، همچنین در متون برخی ادعیه و زیارات معتبر مربوط به آن حضرت(س)، به این مقامات ویژه ایشان تصریح بیشتری شده است که پرداختن به همه این موارد در فرصت کوتاه نمی‌گنجد.

علامه امینی: فاطمه(س) مابین در و دیوار «مهدی» را صدا زد

* بیان شده است «هنگامی که حضرت فاطمه زهرا(س) ما بین در و دیوار قرار گرفتند، اباصالح المهدی را صدا زدند»، آیا این روایت صحت دارد؟

ـ تنها مستند این گفته کتاب «الغدیر» مرحوم علامه امینی است که ایشان در اشاره به این سخن به هیچ منبعی استناد نکرده است، حالا این گفته می‌تواند به عنوان زبان حالی، مطرح باشد و یا اینکه نقدی است بدون سنجش لازم از ناحیه مرحوم علامه که نظیر آن در برخی از مواضع دیگر مجموعه ایشان نیز شناسایی شده است که البته در یک بینش خوشبینانه می‌توان گفت این سخن را در منبعی دیده که در اختیار خود داشته، ولی مصدر آن را ذکر نکرده است.

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۱/۲۱, ۱۱:۳۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67252113977126713815.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67252113977126713815.gif)





بر سر سفره بهشتی

حضرت فاطمه علیهاالسلام در پیشگاه خدا آن چنان معزز بود كه بارها مورد عنایت خاص آسمانى قرار گرفته و موائد گوناگون از سوى پروردگار عالم نازل مى‏شد كه اینك به برخى از آنها اشاره مى‏كنیم:
پیامبر عالى قدر اسلام به شدت گرسنه بود و ضعف و ناتوانى وى را از پاى درآورده بود، او براى پاره نانى به اتاقهاى هر یك از زنانش مراجعه كرد، ولى آنان نیز طعامى نداشتند. سرانجام به خانه‏ ى دخترش فاطمه علیهاالسلام سركشید، تا در آن خانه ‏ى امید به مقصود رسد، ولى فاطمه علیهاالسلام و بچه‏هایش گرسنه بودند و تكه ‏نانى در آنجا نیز به دست نیامد.
هنوز چند دقیقه بیش نبود كه رسول گرامى اسلام منزل دخترش را ترك كرده بود كه مختصر طعامى از سوى یكى از همسایه‏ها به آن بانو رسید. فاطمه علیهاالسلام با خود گفت:
سوگند به خدا، خود و فرزندانم گرسنه مى‏مانم، ولى این تكه نان و گوشت را به پدرم مى‏خورانم، و لذا یكى از حسنین را به دنبال پدر فرستاد و او را دوباره به خانه‏اش دعوت كرد.
فاطمه علیهاالسلام اهدایى همسایه را كه دو تكه نان و مختصر گوشتى بود، در یك ظرف سرپوشیده قرار داده بود، چون پدرش دوباره به خانه او برگشت، سراغ طعام رفت و آن را در برابر دیدگان رسول خدا گذاشت، ولى ظرف پر از گوشت و نان بود، و فاطمه علیهاالسلام خود نیز از این مائده‏ى آسمانى تعجب مى‏كرد و خیره خیره به آن تماشا مى‏نمود.
رسول خدا خطاب به دخترش گفت: اى دختر گرامى! این طعام چگونه و از كجا رسید؟ فاطمه علیهاالسلام جواب داد:
«هو من عنداللَّه ان اللَّه یرزق من یشا بغیر حساب. فقال: الحمدللَّه الذى جعلك شبیهه بسیدة نسا بنى‏اسرائیل فانها كانت اذا رزقها اللَّه شیئا فسئلت عنه قالت: «هو من عنداللَّه ان اللَّه یرزق من یشاء بغیر حساب.» (1) آن از بركات و الطاف الهى است، خداوند به هر كسى بخواهد بدون محدودیت عطا مى‏كند.
رسول خدا چون سخن دخترش را شنید فرمود: سپاس خدایى را كه تو را همانند مریم سرور زنان بنى‏اسرائیل قرار داده، زیرا او نیز هرگاه مورد عنایت الهى قرار مى‏گرفت و خداوند برایش مائده مى‏فرستاد، كه در جواب سؤال مى‏گفت: این طعام از جانب خدا است، او به هر كسى بخواهد روزى بى‏حساب مى‏دهد.

آنگاه رسول خدا على علیه ‏السلام را نیز به حضورش فراخواند و همگى از آن غذا خوردند و سیر شدند و زنان و اهل‏بیت پیامبر نیز دعوت شدند و خوردند، ولى غذا و مائده آسمانى به همان صورت باقى بود. حتى فاطمه علیهاالسلام براى همسایگان نیز از طعام آسمانى كه از الطاف خفیه الهى سرچشمه گرفته بود ارسال داشت.... (2)
موائد آسمانى براى فاطمه علیهاالسلام در یكى دوبار محدود نمى‏گردد، او بارها از خداوند خویش درخواست طعام كرد و پروردگار عالم نیز بى‏درنگ طعام بهشتى براى آن حضرت ارسال داشت از آن جمله:
روزى امیرالمؤمنین على علیه ‏السلام به شدت گرسنه بود و از فاطمه علیهاالسلام طعام خواست، ولى در خانه چیزى نبود. فاطمه علیهاالسلام گفت: یا على! در خانه طعامى نیست، من و بچه‏هایت دو روز است كه گرسنه‏ایم و مختصر طعامى هم كه بود، آن را به تو خوراندیم و خود در گرسنگى صبر كردیم.
على علیه‏السلام از شنیدن این سخن فوق‏العاده ناراحت گشته و اشك در چشمانش حلقه زد و براى تهیه طعام زن و فرزندانش به بازار رفت و یك دینار قرض گرفت تا مشكل گرسنگى خانواده‏اش را برطرف سازد، ولى نشد.
چرا؟!
چون یكى از دوستانش گرفتار بود و گرسنگى و گریه زن و بچه‏ها او را در بیرون از خانه آواره كرده بود، او دنبال نان و پول بود، ولى چاره‏اش بدون چاره....
على از درد او آگاه شد و مانند همیشه ایثار كرد و دیگران را بر خود و خانواده‏اش مقدم داشت و بدین وسیله یكى از دوستانش را كه مقداد نام داشت خوشحال و خوش‏دل ساخت.
امام على علیه ‏السلام دست خالى شد و نتوانست به خانه رود، رو به سوى مسجد كرد و مشغول عبادت شد از آن سو پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله مأمور گشت شب را در خانه حضرت على علیه ‏السلام بسر برد و لذا بعد از نماز مغرب و عشا دست امام على علیه ‏السلام را گرفت و فرمود:



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/93011478076246673943.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/93011478076246673943.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۱/۲۱, ۱۱:۳۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/62769944290106194748.jpg



على جان! امشب مرا به مهمانى خود مى‏پذیرى؟

مولاى متقیان سكوت كرد، چرا كه زمینه پذیرایى نداشت و فاطمه علیهاالسلام و حسنین گرسنه مانده بودند و پول تهیه نان و گوشت فراهم نبود، ولى پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله دوباره اظهار داشت:
چرا جواب نمى‏دهى؟ یا بگو: بلى، تا با تو آیم و یا بگو: نه، تا راه دیگر پیش گیرم.
امام على علیه‏السلام عرض كرد: یا رسول‏اللَّه! بفرمایید.
رسول خدا دست حضرت على علیه ‏السلام را گرفت، دست در دست او به خانه حضرت فاطمه علیهاالسلام آمد و با هم به خانه وارد شده و با زهرا دیدار كردند، حضرت فاطمه علیهاالسلام در حال نماز و نیایش بود و خدا را مى‏خواند، او صداى پدر را شنید و به سوى او آمد و خوش ‏آمد گفت و سفره را باز كرده و غذاى مطبوع آورد، تا گرسنگان را سیر كند و چاره نیافته‏ها را چاره‏ساز باشد.
امام على علیه‏ السلام به حضرت فاطمه علیهاالسلام خیره‏خیره نگاه مى‏كرد و با زبان بى‏ زبانى سؤال مى‏نمود: یا فاطمه! این طعام از كجا؟
پیش از آنكه حضرت فاطمه علیهاالسلام جواب گوید رسول خدا دست بر دوش امیرالمومنین علیه ‏السلام گذاشت و جواب داد:
یا على! هذا جزا دینارك من عنداللَّه؛ این غذا پاداش آن دینارى است كه به مقداد دادى.
خداوند به شما جریان زكریا و مریم را تكرار كرد.(3) و از طعام‏هاى بهشتى مرحمت نمود... (4)

پی نوشت:
1 ـ آل‏ عمران/ 37.
2 ـ فرائدالسمطین، ج 2، ص 51 و 52، ش 382- تجلیات ولایت، ج 2، ص 319- فضائل خمسه، ج 3 ص 178- مناقب ابن شهرآشوب، ج 3، ص 339- جلاءالعیون شبر، ج 1، ص 136.
3 ـ اشاره است به آیه‏ى 37 سوره‏ى آل‏عمران كه زكریا موائد آسمانى را در محراب مریم دید.
4 ـ محجة البیضاء، ج 4، ص 213- بحار، ج 43، ص 59، و ج 41، ص 30 با اختصار.

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منبع: پایگاه اینترنتی شناخت رهبری.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/00230763572942391777.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۱/۲۱, ۲۱:۲۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/16214413486035353416.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/16214413486035353416.gif)



من اشک های تو را بر کوبه های
کوچه پس کوچه های سرد و خسته مدینه یافتم.

خط تو را که بر پوست هر ستاره،
غزل آفتاب را می نوشتی، خواندم.

من نشان کبودین تو را از قافله هایی
که از کناره بقیع می گذشتند گرفتم....

این شعله های عشق توست
که انسان خسته را به میهمانی آفتاب می خواند.

در حجم نگاه تو افق هم رنگ می باخت.
سبزی این سال ها هنوز وام دار
آن نگاه بلندی است که از قله ناپیدای تو سر زد.

من با نوای آشنای تو از قناعت انجمادها
و از پس کوچه های حقیر خلافت ها رهیدم...

اوج تسلیت تو را آن جا که
مردِ راه را پای انداخت شناختم.

من در خاموشی قبرت
تابش هزاران خورشید را دیدم.

اگر قبرت را نشانی نیست چه باک؟
هر سنگْ نبشته ای حکایت تو را دارد...




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/04065725154148888231.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/04065725154148888231.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۱/۲۲, ۱۵:۳۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/22954723919529614324.gif


(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/22954723919529614324.gif)

سنگ‏ریزه‏ها سیاه،

آسمان کبود،

دست‏های مهربان کبود،

در سیاه، سوخته،

مثل سینه زمینیان، آسمان.

پهلوی زمان شکسته است.

حق دارد آسمان

اگر زانو بزند این همه غم را.

سکوت، غم بزرگی است

که گلوی پرنده‏ ها را می‏ فشارد.

بعد از تو، حق دارند اگر نخوانند.

بعد از تو، رد پاها به کدام سو می‏روند؛

وقتی مدفنت،

مشام هیچ نسیمی را معطر نمی‏کند؟

مبادا که بیراهه ‏ها،

نشان تو را دوباره بخواهند

از همه صراط‏های مستقیم، پنهان کنند

کاش نشانه‏ ای به قاصدک ‏ها می‏دادی!

کاش................!

عباس محمدی


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69263141816712051920.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69263141816712051920.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۱/۲۳, ۰۸:۴۰
برای خدا بخند


http://img.tebyan.net/big/1390/01/1010018820914511122588154235127158246175250121.jpg



این روزهای آخر عمرت بیا بخند

اصلا برای من نه برای خدا بخند


گفتی که گریه هات مرا میکشد علی
یا گریه میکنم سر سجاده یا بخند


گفتی بلند شو به سوی مسجدت برو
اینگونه که نمیروم اول شما بخند


باشد قبول رو زدن من قبول نیست
پس لا اقل به خاطر این بچه ها بخند


اصلا بنا شد اگر خنده ای کنی
این سینه ات شکسته فقط بی صدا بخند


وقتی خداست منتظر خیر مقدمت
خوشحال باش گریه چرا ؟غصه چرا ؟غم چرا؟ بخند

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/42352831131998784449.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/42352831131998784449.gif)

✿ عاشق قرآن ✿
۱۳۹۱/۰۱/۲۴, ۰۱:۰۵
http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_h_zahra_sh_88_k_postpic.png




شهر پيغمبر پر از بيداد شد
آسمان لبريز از فرياد شد



نخل ها بر سينه و سر مي زدند
طائران عرش پرپر مي زدند



چشم جبريل امين مبهوت بود
غرق ماتم عالم لاهوت بود



کينه توزي را عجب آموختند
قلب مادر را به طفلش دوختند



آن در و ديوار گلگون گشت ،واي
فرق حيدر(ع) غرق در خون گشت ، واي



http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_h_zahra_sh_88_k_postpic.png

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۱/۲۴, ۱۷:۱۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25253968838452624497.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25253968838452624497.gif)

درس آموزی از فاطمه علیهاالسلام


برای فاطمه علیهاالسلام رمز و رازی الهی و مقصدی لاهوتی، معرفی كرده‏اند و در خور اسوه بودن برای بشریت.
اسناد و روایات ما نشان می‏دهند او ولی خداست، معصومه و محصوره از گناه است، آزاده است و آزاد از قیود بشر ساخته،
دارای تقوائی بی‏نظیر و ادبی كم نظیرتر در دنیای زنان.
دارای رقّت قلب، ایمان آمیخته با اركان وجودی، صبر و مقاومت در امور، حلم و متانت در كارها، علوّ روح،
دارای سرعت در ادراك و تعقل جهت‏دار كه به سوی بی‎نهایت است، دارای شجاعت گرفته از ایمان، تنها و تنها در جهان بشریت
و نمونه ‏عالی حبّ خدا و اسوه در پرستش و نیایش، شرافت و جدال و برگزیده خدا و ... .
و بدین سان همه عملكردها، مواضع، حالات و حركاتش درس است.
زندگی او خود یك راه است و راه اسلام، مسلمانی
و راه فطرت با درس‎آموزی از فاطمه علیهاالسلام است كه می‏توانیم دریابیم راه خدا چیست؟ راه ایمان و تقوا كدام است؟
راه حق‏طلبی و مبارزه و تلاش در راه هدف الهی كدام است؟.
فاطمه علیهاالسلام به زنان ما درس می‏دهد، درس زندگی، درس جهاد و مبارزه، درس مرزداری ایدئولوژی
و درس حضور اجتماعی در عین رعایت موازین شرعی و او آموزگار مسلم راهی است كه بشریت از ابتدای
پیدایش خود تا امروز خواستار و متوقع شناخت آن راه و طی طریق در آن مسیر بوده است.

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/42159147045274932581.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/42159147045274932581.gif)

نوسفر
۱۳۹۱/۰۱/۲۴, ۱۷:۵۱
http://pic4up.ir/images/5xf0re1u99ubp76p1i1y.jpg

دل، معبد غم و اندوه توست و باز دل بهانه تو را می گیرد

و چشمها به یاد آن همه مظلومیت بارانی می شود.

نمی دانم بر کدامین ماتم اشک بریزم، یا نه،

از دیدگان خون ببارم! بر محسن شهید؟

بر بازوی کبود؟ بر صورت سیلی خورده؟

بر ... که نه، بر دل زخم خورده ات؟

نوسفر
۱۳۹۱/۰۱/۲۴, ۱۷:۵۳
http://pic4up.ir/images/c17srmgasm9433cuqld8.jpg

من اشک های تو را بر کوبه های
کوچه پس کوچه های سرد و خسته مدینه یافتم.

خط تو را که بر پوست هر ستاره،
غزل آفتاب را می نوشتی، خواندم.

من نشان کبودین تو را از قافله هایی
که از کناره بقیع می گذشتند گرفتم....

این شعله های عشق توست
که انسان خسته را به میهمانی آفتاب می خواند.

در حجم نگاه تو افق هم رنگ می باخت.
سبزی این سال ها هنوز وام دار
آن نگاه بلندی است که از قله ناپیدای تو سر زد.

من با نوای آشنای تو از قناعت انجمادها
و از پس کوچه های حقیر خلافت ها رهیدم...

اوج تسلیت تو را آن جا که
مردِ راه را پای انداخت شناختم.

من در خاموشی قبرت
تابش هزاران خورشید را دیدم.

اگر قبرت را نشانی نیست چه باک؟
هر سنگْ نبشته ای حکایت تو را دارد...

نوسفر
۱۳۹۱/۰۱/۲۴, ۱۷:۵۳
http://pic4up.ir/images/mhvu8u40bevwdswakcd.jpg

این روزهای آخر عمرت بیا بخند
اصلا برای من نه برای خدا بخند


گفتی که گریه هات مرا میکشد علی
یا گریه میکنم سر سجاده یا بخند


گفتی بلند شو به سوی مسجدت برو
اینگونه که نمیروم اول شما بخند


باشد قبول رو زدن من قبول نیست
پس لا اقل به خاطر این بچه ها بخند


اصلا بنا شد اگر خنده ای کنی
این سینه ات شکسته فقط بی صدا بخند


وقتی خداست منتظر خیر مقدمت
خوشحال باش گریه چرا ؟غصه چرا ؟غم چرا؟ بخند

نوسفر
۱۳۹۱/۰۱/۲۴, ۱۷:۵۴
http://pic4up.ir/images/i7ldenjxz7i031xlnupl.jpg

رفته توان تو، چقدر گریه می کنی؟!

از لحظه ای که رفته پدر گریه می کنی

داغ پدر مگر که برای تو بس نبود

حالا برای داغ پسر گریه می کنی

میخ گداخته جگرت را درید و سوخت

می سوزی و به سوز جگر گریه می کنی

این چوب نیم سوخته آیینه دق است

تا می کنی نگاه به در گریه می کنی

این استخوان در گلویم راه گریه بست

اما تو جای هر دو نفر گریه می کنی

افتاده ام به پای تو مانند اشک تو

من آب می شوم تو اگر گریه می کنی

از شام تا طلوع سحر بغض می کنم

از شام تا طلوع سحر گریه می کنی

از فرط درد خنده و گریه یکی شود

لبخند می زنی؛ به نظر گریه می کنی

تنها سلاح دست تو این اشک چشم توست

با چادری که هست سپر گریه می کنی

هرکس بیاید از پی احوالپرسی ات

پرسد چه حال یا چه خبر؛ گریه می کنی

دستی شکسته اشک مرا پاک می کند

دستی گرفته ای به کمر گریه می کنی

بیت الحزن که می روی از خانه، هرقدم

کوچه به کوچه بین گذر گریه می کنی

همسایه ها برای تو پیغام داده اند

بس کن تو فاطمه! چقدر گریه می کنی

نوسفر
۱۳۹۱/۰۱/۲۴, ۱۷:۵۵
http://pic4up.ir/images/o04sp56kxeu5ta4s4yp.jpg

کیستی ای مهر پنهان کیستی

از کدامین آب وخاکی چیستی

در تمام لحظه های زندگی

پس چرا با درد وبا غم زیستی

کیستی ای شمع سب افروخته

سینه ات از آتش در سوخته

هیچکس نادیده زخم کاریت

سالها این درد واین بیماریت

مثل باغ گل نمودی خانه را

آفرین بر رسم شوهر داریت

گر شود مانند زهرا هر زنی

خرمن گل میشود هر دامنی

اشک تو اشک غم دنیا نبود

اشک تو جز غربت مولا نبود

هیچ معصومی نمی آمد وجود

در جهان گر زهره ی زهرا نبود

اینهمه با ران زچشم فاطمه

غربت دین بود وخشم فاطمه

گر نبودی از وفا نامی نبود

از حسین وکربلا نامی نبود

پرورش گر تو نمیدادی حسین

از تمام انبیا...نامی نبود

آتش در شعله زد تا کربلا

سوخت سر تا پا اسیران بلا

دختری چون نور زینب داشتی

در کف او برقی افراشتی

در کلامش نطقی از آتشفشان

کاخ ظلم از بیخ و بن بر داشتی

او چراغ اهل غربت در شب ست

قاصد خون شهیدان زینب است

کیست زهرا بر تر از مردان مرد

اشکهایش آتشین تر از نبرد

من نمی گویم بگو...دیوار و در

یا علی با مادرم زهرا چه کرد

شافع ما تا که محشر میشود

زهره ی زهرای اطهر میشود.

نوسفر
۱۳۹۱/۰۱/۲۴, ۱۷:۵۶
http://pic4up.ir/images/ggefegj059j3my4ioe9q.jpg

نوسفر
۱۳۹۱/۰۱/۲۴, ۱۷:۵۷
http://pic4up.ir/images/gxgi86se82xmhxwv9m2z.jpg

کوثر بهای بهشت بود و بهشت را به بها می دهند نه به بهانه...

کوثر را به خاتم دادند تا علی را همسری کند

و حسن و حسین را مادری.

از حضرت علی پرسیدند که فاطمه چگونه بود برای تو؟

گفت:"نعم العون فی طاعت الله"

بهترین یاور در عبادت حق تعالی بود.

در خطبه شقشقیه هست که علی علیه السلام می گوید:

گروهی بر فدک تجاوز کردند،

و گروهی کریمانه از این حق گذشتند...

حضرت زهرا سلام الله علیها چشمه جوشان اهل بیت بود

که از این لیلة القدر یازده یوم الله طلوع کردند.

زهرا(س) اولین روضه خوان بر سر قبر عمویش حمزه بود.

هر روز پیاده بر سر مزار شهدای احد می رفت...

شاید به شیعه می آموخت تا بر سر مزار حسین

باید رفت و روضه بر غریبی خواند.

زهرا سنگ صبور غم های رحمت للعالمین،

پس از مادرش خدیجه بود.

زهرا پس از رحلت رسول خدا هفتاد روز بیشتر دوام نیاورد.

زهرا(س) نماد ولایت پذیری در اعصار است.

عباس را یاد داد که حسین را تنها نگذارد در کربلا ...

زهرا ادامه ی خداست، در روی زمین؛

و زمین کم آورد از نبودش.

نوسفر
۱۳۹۱/۰۱/۲۴, ۱۷:۵۸
http://pic4up.ir/images/zx9tjkibt97tdcrztcw.jpg

شب است وبغض سکوت وصدای گریه آب
تمام غصه عالم نشسته در محراب


نگاه کن که ببینی چگونه می بارد
مصیبت از در و دیوار خانه ارباب


برای غسل شب قدر آمده امشب
فقط خدا و رسولش به منزل مهتاب


بنای زندگیش را به آب می شوید
الهی صبر علی را به فاطمه دریاب

به قطره قطره سرشکش دخیل می بندد
بر آن ضریح کبود و شکسته و بیتاب

چه آبها که سراسیمه غسل می کردند
برای آنکه نماند در آن بدن خوناب

چه می رسد به علی از مرور خاطرها
که ناله های صبورش ندارد امشب تاب

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۱/۲۵, ۰۲:۴۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83740452125951326509.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83740452125951326509.gif)


نمی‏دانم کجایی،
اما هر روز برایت گل می‏چینم.

اگر بودی،
مردانگی‏ ها، بوی تعفن نمی‏گرفت
و دست‏های سیاه تفرقه،
کشورهای مسلمان‏ نشین را نمی‏ بلعید.

ما در تنهایی خویش، غرق می‏شویم
و آوازهای ابوجهل‏ها را صیقل می‏دهیم.
ما از تو دور افتادیم.

هنوز بوی در نیم ‏سوخته را
از کوچه‏ های تنگ مدینه می‏شنویم؛
از پشت صفحات غبارگرفته تاریخ.

هنوز کلمات و آیین‏ های زندگی تو زنده ‏اند.
اگر سیره تو فراگیر شود،
دوباره عطر امامت،
مشام روزهای تنها مانده ما را خواهد آکند.

کاش به ما یادآوری می‏کردی
شیوه پیروان حقیقی را!
کاش ما از این خواب زمستانی برخیزیم!
عباس محمدی



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26345691655628462860.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26345691655628462860.gif)

boutimar
۱۳۹۱/۰۱/۲۵, ۰۶:۵۰
كار تنش زياد ولي وقت من كم است
يك شب براي شست و شوي اين بدن كم است

بانوي من نحيف نبود ، اينچنين نبود
وقتي نگاه ميكنمش ظاهراً كم است

در زير پارچه ورمش گم نميشود
آنقدر واضح است كه يك پيرهن كم است

بايد چگونه جمع كنم اين بساط را
فرصت كم است و آب كم است و كفن كم است

مسمار را خودم زده بودم به تخته ها
بايد بميرم آه ، پشيمان شدن كم است

گيرم حسين دق نكند اينچنين ولي
گريه بدون داد براي حسن كم است

آئينه آمدي و ترك خورده ميروي
يعني براي بردن تو چهار زن كم است

پيراهن حسين كه كارش تمام شد
پس جاي غُصّه نيست اگر يك كفن كم است

بالت ، پرت ، تنت ، همه ي پيكرت خدا
اين زخمها زياد ولی وقت من کم است

علی اکبر لطیفیان فاطمیه 91

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۱/۲۶, ۰۴:۰۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23608967343793871351.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23608967343793871351.gif)




درسوگ ياس حيدر

زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است.
ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی!
در شکوه مقام تو حیرانم که معنویت رشته‌های چادرت دست نیاز می‌آویزد و معرفت به غبار آستان خانه‌ات بوسه می‌زند.
برهوت این دنیای خاکی شایان میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم‌ها و داغ‌ها و در هجران پدر غریبانه زیستی و در وداع شبانه‌ات با پهلویی شکسته، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...
وجود مبارك حضرت فاطمه علیهاالسلام تنها یك تفكر یا تصور یك حقیقت حیات بخش نیست. بلكه تجسمی عینی و زنده از بركت خداوند بر انسان است.

اگر تا قبل از حضور ایشان در عالم خاكی انسان معناگرا مجبور بود گوشه‌هایی از نعمت یك زن مقدس را در اسطوره‌ها، الهه‌ها و افسانه‌ها جستجو كند یا متوسل به پاكدامنی حضرت مریم(ع) یا خردمندی آسیه و وفاداری سارا بشود، بعد از تجسم خاكی و عینی ایشان برای انسان كمال‌گرا یك الگوی زنده و جاوید پدید آمد و آن شخصیتی والا به نام «فاطمه» دختر رسول اكرم بود.


از این رو است كه فاطمه علیهاالسلام را ناموس و علت هستی می‌دانند. اگر فاطمه علیهااسلام پا به جهان فانی نگذاشته بود و خاك هبوط را به قدوم خود مبارك نمی‌كرد، دیگر برای پیروانش هدفی وجود نداشت تا برای آن به شهادت برسند و جهاد كنند. جهانیان با توسل به اوست كه توكل به احد را می‌آموزند و از نور هدایت ایشان است كه بركت زندگی دنیایی درك می‌شود.

بنابراین بی‌دلیل نیست كه بعد از درگذشت ملكوتی ایشان، بشریت، سرگشته به دنبال مرهمی است تا زخم نبود روح بخش ایشان در عالم فانی التیام یابد. از این روست كه هر چه انسان برای درك حضرت فاطمه علیهاالسلام تلاش می‌كند، بركت آن بر خودش می‌تابد و این اصل وجودی نعمت فاطمه علیهاالسلام در دنیا است.

امروز هم شاهد تلاش انسان‌های پاكی هستیم كه به دنبال معنویت فاطمه علیهاالسلام در رفتار روزمره خود هستند و با تذكره و یادمان‌هایی سعی دارند آوای خوش چشمه كوثر را در یادشان زنده نگه دارند تا در بهشت، حاضر در خدمت ایشان باشند.

رسول اكرم صلی الله علیه و آله روایت نموده‌اند كه خدای متعال فرمود: ای احمد! اگر تو نبودی آسمان و زمین را نمی‌آفریدم و اگر علی نبود تو را نمی‌آفریدم و اگر فاطمه نبود، شما را نمی‌آفریدم.(یعنی شمایان رمز خلقتید)(1)

از امام محمدباقر علیه السلام روایت شده است كه، ولادت حضرت زهرا علیهاالسلام پنج سال بعد از بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سن شریف آن بانو در هنگام وفات هیجده سال و هفتاد و پنج روز بود.(2)






http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/37077569112451687995.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/37077569112451687995.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۱/۲۶, ۱۴:۳۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23608967343793871351.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23608967343793871351.gif)

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
زهرا علیهاالسلام کوثر خداست.
لیلة القدر خداست.
جلوه جمال خداست و تفسیر جلال خدا.
زهرا علیهاالسلام حصن محکم ولایت است و آموزگار خوب شهادت.
زهرا علیهاالسلام تلاوت بیداری است؛
سایبان شوق است؛ تولّد بالغ تاریخ است و بهار سرشار دل های آشنا.
زهرا علیهاالسلام معرّف نهایت کمال زن است و اوج عروج انسان.
چشمه غدیر در باغ دستان پرتوان او به بلوغی رسید و غدیری ها از دامان عصمت او به رویشی رسیدند...
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

abasaleh9359
۱۳۹۱/۰۱/۲۶, ۱۵:۰۷
ای اختر ظهر گوشواره
خورشید دو ماه و یک ستاره
ای ابروی تو حلال عالم
بنگر تو به قد چون حلالم
ای تیر غمت به دل نشانه
بر خیز رویم سوی خانه



زبان حال مولا علی ع در تعزیه حضرت زهرا س

neginsabz
۱۳۹۱/۰۱/۲۶, ۱۶:۴۰
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
نامت گل، نشانت گل آذین،
یادت گلاب و غروبت گلگون!
آن گلی که بهشت با عطر گلبرگ های آن از هوش می رود؛
گلی با هیجده گلبرگ بی مثال،
با هیجده بهار لا یزال.
خوشا به حال هیجده بهاری که با تو شکفتند.
هیجده تابستانی که به بار نشستند؛
هیجده خزانی که بر باد رفتند و هیجده زمستانی که کفن پوشیدند....
کوه ها حجم عقده های کبود توست و دریاها چکیده اشک های غریب تو.
از آن روز که فدک به نام تو شد،
فلک قافیه ای در خور یافت و از آن دم که آب مهریه تو شد،
سفینه اهل بیت به جریان افتا د.
بیت الاحزان تو، پیشگوی کربلا بود و گریه های دردناکت پیش درآمد نینوا. سیمرغ گم شده!
مبادا بی تو حقیقت، آشیانه خفاش ها شود و عشق،
بازیچه کاکلی ها! مادر پهلو شکسته، دل های شکسته را دریاب.
http://pic4up.ir/images/gxgi86se82xmhxwv9m2z.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۱/۲۷, ۰۳:۱۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/94673864254678743094.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/94673864254678743094.gif)]


به سوى بهشت

حضرت فاطمه علیهاالسلام، پـس از شفاعت از دوستان خود و فرزندانـش و رسیدگى به شكایتـش در دادگاه عدل الهى به فرمان خدا، با جلال و شكـوه خاصى وارد بهشت مى شـود.

پیامبـر اكرم صلوات الله علیه مـى فرمایـد:
روز قیامت دخترم فاطمه در حالـى كه لباس‌هاى اهـدایـى خـداونـد را كه با آب حیات آمیخته شده، پـوشیده، محشور مـىشـود و همه مردم از مشاهده ایـن كـرامت تعجب مـى كننـد.

آنگـاه لبـاسـى از لبـاس‌هاى بهشت بـر وى پـوشانده مـى شـود.

بر هزار حله بهشتـى براى او با خط سبز چنیـن نوشته شده است

دختر پیامبر را به بهترین شكل ممكـن و كامل‌ترین هیبت و تمام‌ترین كرامت و بیشتریـن بهره وارد بهشت سازیـد.

پـس، فـاطمه سلام الله علیها را به فـرمـان پـروردگـار در كمـال عظمت و شكـوه، در حالى كه پیرامونـش هفتاد هزار كنیز قرار گرفته، به بهشت مى برند.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05833200730289159620.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05833200730289159620.gif)

neginsabz
۱۳۹۱/۰۱/۲۷, ۱۲:۳۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53147339200071545061.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53147339200071545061.gif)
در حریم فاطمیّه مرغ دل پر می زند
ناله از مظلومی زهرای اطهر می زند
هر سینه که دوستدار زهراست
آشفته و بی قرار زهراست
گنجینه ی هفت آسمان ها
در سینه ی خون نگار زهراست
از شرح کرامتش همین بس
عالم همه وامدار زهراست


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/93497932838545353277.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/93497932838545353277.gif)

مينا_65
۱۳۹۱/۰۱/۲۷, ۱۴:۵۸
[/URL]http://ts4.mm.bing.net/images/thumbnail.aspx?q=4784637026697743&id=1afb072610fc0079151e53fba50c5261 (http://images.search.yahoo.com/r/_ylt=A0PDoX_GO4BPXUEAjjGjzbkF;_ylu=X3oDMTBpcGszamw 0BHNlYwNmcC1pbWcEc2xrA2ltZw--/SIG=11tvb3rjk/EXP=1333832774/**http%3a//www.soroushnews.ir/newsF-1007.html)


فاطمیه است و دلم گوشه ی یک حسینیه می خواهد!
فاطمیه است و دلم عجیب حسین حسین می کند!
فاطمیه است و باید یاد مدینه باشم و غربت بقیع اما هوای بین الحرمین به سر دارم!
فاطمیه است و یاد یا فاطمه هایی افتاده ام که در مدینه برای گرفتن برات کربلا گفتم!
فاطمیه است و هیچ کس جز خانوم فاطمه نمیداند دل تنگ حسین بودن یعنی چه؟
فاطمیه است و یاد دلی افتاده ام که در کربلا جا گذاشته ام! دلی که در کف العباس ماند!
فاطمیه است و جز از فاطمه از که توانم خواست رخصت بوسیدن خاک بهشت کربلا را؟
فاطمیه است و برات کربلا را در حسینیه ها می دهند!
فاطمیه است اما دلم گوشه ی یک حسینیه را می خواهد...
.......
[URL="http://images.search.yahoo.com/r/_ylt=A0PDoX_GO4BPXUEAjjGjzbkF;_ylu=X3oDMTBpcGszamw 0BHNlYwNmcC1pbWcEc2xrA2ltZw--/SIG=11tvb3rjk/EXP=1333832774/**http%3a//www.soroushnews.ir/newsF-1007.html"]

نوسفر
۱۳۹۱/۰۱/۲۷, ۱۹:۴۰
http://pic4up.ir/images/rvxftns0yspd67a0q8gc.jpg

می گفت:

مصیبت هایی که بر این خاندان وارد شد

آنقدر بود که هر روز چشمانت تر شود !

این اشک ، چشمانت را قیمتی میکند ...

حتی اگر اشک نداری ، آه بکش !

خدا می داند صدای آهت

تا آسمان ِ چندم می رود

و بازتابش چگونه دلت را

جلا میدهد ...

از آن روز ذکر من این است :

بنال ای دل !

نوسفر
۱۳۹۱/۰۱/۲۷, ۱۹:۴۱
http://pic4up.ir/images/s73sahbnehd3s7iznxpa.jpg

نامت گل، نشانت گل آذین،

یادت گلاب و غروبت گلگون!

آن گلی که بهشت با عطر گلبرگ های آن از هوش می رود؛

گلی با هیجده گلبرگ بی مثال،

با هیجده بهار لا یزال.

خوشا به حال هیجده بهاری که با تو شکفتند.

هیجده تابستانی که به بار نشستند؛

هیجده خزانی که بر باد رفتند

و هیجده زمستانی که کفن پوشیدند....

کوه ها حجم عقده های کبود توست

و دریاها چکیده اشک های غریب تو.

از آن روز که فدک به نام تو شد،

فلک قافیه ای در خور یافت و از آن دم که آب مهریه تو شد،

سفینه اهل بیت به جریان افتا د.

بیت الاحزان تو، پیشگوی کربلا بود

و گریه های دردناکت پیش درآمد نینوا.

سیمرغ گم شده!

مبادا بی تو حقیقت، آشیانه خفاش ها شود و عشق،

بازیچه کاکلی ها! مادر پهلو شکسته،

دل های شکسته را دریاب.

نوسفر
۱۳۹۱/۰۱/۲۷, ۱۹:۴۲
http://pic4up.ir/images/8k7fbjy5cwekyb531aeg.jpg

نمی‏دانم کجایی،
اما هر روز برایت گل می‏چینم.

اگر بودی،
مردانگی‏ ها، بوی تعفن نمی‏گرفت
و دست‏های سیاه تفرقه،
کشورهای مسلمان‏ نشین را نمی‏ بلعید.

ما در تنهایی خویش، غرق می‏شویم
و آوازهای ابوجهل‏ها را صیقل می‏دهیم.
ما از تو دور افتادیم.

هنوز بوی در نیم ‏سوخته را
از کوچه‏ های تنگ مدینه می‏شنویم؛
از پشت صفحات غبارگرفته تاریخ.

هنوز کلمات و آیین‏ های زندگی تو زنده ‏اند.
اگر سیره تو فراگیر شود،
دوباره عطر امامت،
مشام روزهای تنها مانده ما را خواهد آکند.

کاش به ما یادآوری می‏کردی
شیوه پیروان حقیقی را!
کاش ما از این خواب زمستانی برخیزیم!

نوسفر
۱۳۹۱/۰۱/۲۷, ۱۹:۴۲
http://www.pic4up.ir/images/37i6y6mkw6hvihbbvu90.jpg

نوسفر
۱۳۹۱/۰۱/۲۷, ۱۹:۴۳
http://pic4up.ir/images/21vlnmtp1z0oqrwyt26.jpg

این روزها پائیز عمر مادرم بود

باران این پائیز چشمان ترم بود

از زخم تلخی ؛سینه اش می سوخت اما

چادر نمازش سقف بالای سرم بود

هستی ما غارت شد اما بین خانه

شمع وجود مادری اش گوهرم بود

زانو بغل كرده حسن یك كنج خانه

درچاه های شهر آه رهبرم بود

چیزی نمانده بعد مادر از وجودم

این ذره مانده فقط خاكسترم بود

فضه كنار بستر او بود اما

زیر سرش بالش دراین شبها پرم بود

هرشب بجای چشم،دستم خواب می رفت

بر روی پیشانیش دست دیگرم بود

آنقدر شستم جامه های خونی اش را

تنها امیدم گفتن یك دخترم بود

مأمور بودم كربلا باشم و گرنه

با مادرم دیروز روز آخرم بود

می سوختم می ریختم اشك از دودیده

بر مادر مظلومه ای كه بی حرم بود

نوسفر
۱۳۹۱/۰۱/۲۷, ۱۹:۴۴
http://pic4up.ir/images/i1aal3vaffq9kzqxf5oz.jpg


شب است وبغض سکوت وصدای گریه آب
تمام غصه عالم نشسته در محراب


نگاه کن که ببینی چگونه می بارد
مصیبت از در و دیوار خانه ارباب




برای غسل شب قدر آمده امشب
فقط خدا و رسولش به منزل مهتاب


بنای زندگیش را به آب می شوید
الهی صبر علی را به فاطمه دریاب

به قطره قطره سرشکش دخیل می بندد
بر آن ضریح کبود و شکسته و بیتاب

چه آبها که سراسیمه غسل می کردند
برای آنکه نماند در آن بدن خوناب

چه می رسد به علی از مرور خاطرها
که ناله های صبورش ندارد امشب تاب

نوسفر
۱۳۹۱/۰۱/۲۷, ۱۹:۴۴
http://pic4up.ir/images/rjyuns5fttlu0px0cgea.jpg

نــورها، از پرتــو روبنــد تــــوست
آفتـاب خانـــه ام، لبخـنــد تـــوست

دیــد شــرح حــال او ناگفتنـــــی ست
ای زبانــــم لال، زهــــرا رفتنـی ست

چشم بر رخ، اشک نم نم می فروخت
نرگسش بر لالـه، شبنـــم می فروخت

آتشـــی در دل، ولــــی بی دود داشت
بر لــب لــرزان خــود، بــدرود داشت

گفــت: روز وصــل را شـام آمده ست
آفتــــابــم بر لــب بـــام آمــــــده ســـت

دیـــده ام را بر گشـــودن نیست تـــاب
فصـــــل آخــر را بخوان از این کتاب

ای مـــرا آیینــه؛ تصـــویــــرم ببیــــن
آخــریـن دیـــــدار شــد، سیـــرم ببیـن

نوسفر
۱۳۹۱/۰۱/۲۷, ۱۹:۴۵
http://pic4up.ir/images/c17srmgasm9433cuqld8.jpg

من اشک های تو را بر کوبه های
کوچه پس کوچه های سرد و خسته مدینه یافتم.

خط تو را که بر پوست هر ستاره،
غزل آفتاب را می نوشتی، خواندم.

من نشان کبودین تو را از قافله هایی
که از کناره بقیع می گذشتند گرفتم....

این شعله های عشق توست
که انسان خسته را به میهمانی آفتاب می خواند.

در حجم نگاه تو افق هم رنگ می باخت.
سبزی این سال ها هنوز وام دار
آن نگاه بلندی است که از قله ناپیدای تو سر زد.

من با نوای آشنای تو از قناعت انجمادها
و از پس کوچه های حقیر خلافت ها رهیدم...

اوج تسلیت تو را آن جا که
مردِ راه را پای انداخت شناختم.

من در خاموشی قبرت
تابش هزاران خورشید را دیدم.

اگر قبرت را نشانی نیست چه باک؟
هر سنگْ نبشته ای حکایت تو را دارد...

نوسفر
۱۳۹۱/۰۱/۲۷, ۱۹:۴۶
http://pic4up.ir/images/mhvu8u40bevwdswakcd.jpg

این روزهای آخر عمرت بیا بخند
اصلا برای من نه برای خدا بخند


گفتی که گریه هات مرا میکشد علی
یا گریه میکنم سر سجاده یا بخند


گفتی بلند شو به سوی مسجدت برو
اینگونه که نمیروم اول شما بخند


باشد قبول رو زدن من قبول نیست
پس لا اقل به خاطر این بچه ها بخند


اصلا بنا شد اگر خنده ای کنی
این سینه ات شکسته فقط بی صدا بخند


وقتی خداست منتظر خیر مقدمت
خوشحال باش گریه چرا ؟غصه چرا ؟غم چرا؟ بخند

نوسفر
۱۳۹۱/۰۱/۲۷, ۱۹:۴۶
http://pic4up.ir/images/i7ldenjxz7i031xlnupl.jpg

رفته توان تو، چقدر گریه می کنی؟!

از لحظه ای که رفته پدر گریه می کنی

داغ پدر مگر که برای تو بس نبود

حالا برای داغ پسر گریه می کنی

میخ گداخته جگرت را درید و سوخت

می سوزی و به سوز جگر گریه می کنی

این چوب نیم سوخته آیینه دق است

تا می کنی نگاه به در گریه می کنی

این استخوان در گلویم راه گریه بست

اما تو جای هر دو نفر گریه می کنی

افتاده ام به پای تو مانند اشک تو

من آب می شوم تو اگر گریه می کنی

از شام تا طلوع سحر بغض می کنم

از شام تا طلوع سحر گریه می کنی

از فرط درد خنده و گریه یکی شود

لبخند می زنی؛ به نظر گریه می کنی

تنها سلاح دست تو این اشک چشم توست

با چادری که هست سپر گریه می کنی

هرکس بیاید از پی احوالپرسی ات

پرسد چه حال یا چه خبر؛ گریه می کنی

دستی شکسته اشک مرا پاک می کند

دستی گرفته ای به کمر گریه می کنی

بیت الحزن که می روی از خانه، هرقدم

کوچه به کوچه بین گذر گریه می کنی

همسایه ها برای تو پیغام داده اند

بس کن تو فاطمه! چقدر گریه می کنی

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۱/۲۸, ۰۳:۱۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/04920354931905448157.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/04920354931905448157.gif)



کشتی پهلو گرفته

هیچکس آیا توانسته است غم فاطمه(س) را
در سوگ پدر به تصویر بکشد،
جز ناله های بیت الاحزان فاطمه(س)؟

در اندوه جگر سوز علی (ع)
در مواجهه با فاطمه ی میان در و دیوار
و گاه شستن صورت نیلی و بازوی کبود فاطمه(س)،
هیچ هنرمند عارفی توانسته است مرثیه بسراید

آنچنانکه از عمق رنج آدمی
در چروک های پیشانی علی(ع) خبر دهد
و وسعت غمهای خلقت را در پهنای اشک علی (ع) بشناسد
و بشناساند جز باز اشک پنهانی علی(ع) ؟

هیچکس را یارای آن بوده است
که آلام محض زینب (س) را به هنگام دیدار سر برادر
بر بام نیزه ها بیان کند،
جز خون جاری از سر مبارک زینب(س) ؟

اگر زینب(س) با مشاهده ی سر برادر ،
حسین،روحی فداه سلامت سر خویش را تاب آورده بود
و سر بر ستون کجاوه نکوبیده بود،
چه کسی عشق را ،درد را
و هجران را در آفرینش تفسیر می کرد ؟

اینها دردهایی است که نویسنده را
اگر احساس داشته باشد خاکستر می کند
و قلم را اگر به تعداد درختان عالم باشد
می سوزاند و دفتری به پهنای گیتی را آتش می زند.

سوز اشکهای فاطمه(س) هنوز
پای عارفان را در بیت الاحزان او سست می کند
و کمر ابرار را می شکند
و آتش به جان اولیاء الله می اندازد.

معاذالله که رشحه ی هیچ قلمی بتواند
با اشک سوزناک علی(ع)
به هنگام شستن پیکر فاطمه(س) برابری کند.
کجاست اسماء ؟

از او بپرسید، فرشتگانی که
در اشکهای آن هنگام علی(ع) به تبرک غسل می کردند،
بال و پرشان نسوخت؟

آنچه بر پیشانی تاریخ تشیع،
چروکهایی اینچنین عمیق آفریده،
دردهایی از این دست است.

دردهایی که گفتنی نیست،
بیان کردنی نیست،
تصویر و تصور کردنی نیست.

درد را اگر بسیار عمیق باشد به زخم تشبیه می کنند
و زخم را اگر بیش از حد سوزنده باشد به آتش .

و حرارت کدام آتشی می تواند
با هرم قلب علی (ع) در بیست و پنج سال سکوت
خار در چشم و استخوان در گلوی او برابری کند ؟

پس اینگونه دردها مشبه نیستند مشبه به اند.
و تاریخ شیعه آکنده از دردهایی اینگونه است.

غم کمر شکن و چاره سوز حسین(ع)
در شهادت برادر علمدار ، عباس روحی فداه.

سکوت اندوهبار حسین جان عالمی به فدایش
در برابر جگر پاره پاره امام برادر حسن(ع).

حسرت عمیق عباس برادر(ع)،عباس عمو،عباس پدر
و عباس امید در جراحت مشک آب.

درد وصف ناشدنی سجاد(ع) در شهادت مظلومانه ی پدر.

واز آن پس، همچنان انبوه درد بر درد
و تراکم جراحت بر جراحت و زخم بر زخم
و اتصال مدام جوی خون.


انگار تاریخ را در سرزمین شیعه
با خون رقم می زنند،با مظلومیت خون.
...




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49077172782460747675.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49077172782460747675.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۱/۲۸, ۱۲:۵۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/04920354931905448157.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/04920354931905448157.gif)

(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/04920354931905448157.gif)

روزگار فاطمه(س)




آفتاب، از كجا طلوع می كند، از كجا نور می افشاند، و پرتو پرتلالو خود را از كجا همچون بارانی از پولك های طلایی و ذراتی از گرد نقره و قطراتی از شبنم عطرآگین، فرو می پاشد؟

اگر برخاستگاه آفتاب طبیعت، افق های سیمابگون پهنه جهان ما است، آفتاب معنویت و روحانیت، خانه ای دیگر و برخاستگاهی دیگر دارد: خانه محمد(ص) رسول خدا، پیامبر اسلام، و آخرین پیامبر الهی، خانه نور و جایگاه آفتاب معنویت است...
اینجا، این خانه كوچك و ساده، اما در عین حال شكوهمند و پرجلال - كه شكوه و جلال آن، نه در عظمت ساختمان كه در عظمت صاحب آن و عزت ساكنان آن است - خانه ای است كه آفتاب معنویت و روحانیت، در آن تجسم پیدا می كند و آفتاب طبیعت، این چراغ پرفروغ منظومه شمسی، با چشم حسرت بدان می نگرد...
و در گستره انوار همین آفتاب زرتاب است كه آن اختر تابناك عصمت و طهارت، یعنی فاطمه زهرا(ع)، چشم به جهان می گشاید، تا چشم جهان را به تماشای جمال پرجلال خود خیره سازد...
آری، فاطمه زهرا(ع)، آن اختر تابان عصمت و طهارت، در خاندان نور، در خانه وحی، در فرودگاه فرشتگان آسمان، در منزلگه جبرئیل، در مشرق رسالت و تقوی چشم به جهان گشود، و جهان اسلام و افق معنویت و روحانیت را با طلوع مسعود وجود مبارك خویش، نوری دیگر و فروغی دیگر بخشید...
او در خانه ای چشم به جهان گشود كه چشمان پرانتظار جهان انسانیت، در درازنای زمانها، و در فراخنای مكانها، بدان دوخته شده است. خانه ای كه چشم جهان و چشم تاریخ به شعاع های پرنور و گرم و گرمی بخش فروغ تربیتهای آن و روشنایی تعلیمات و اشراقات آن، خیره مانده است.
خانه ای كه با همه كوچكی و سادگی اش، مكتب پرعظمت و پرجلال و انسان ساز جهان انسانیت است. خانه ای كه جایگاه و پایگاه یگانه معلم راستین جامعه انسانیت در آن قرار داده شده است: خانه محمد(ص)، خانه پیامبر، خانه معلمی كه خود به مكتب نرفت و خط ننوشت، لكن به غمزه مساله آموز صد مدرس و صدها مدرس شد.
آری، اینجا خانه پیامبر و تولدگاه ستاره پرفروغ خاندان رسالت و سازنده گهواره امامت و سمبل پاكی و عصمت بود... فاطمه زهرا(ع) دوران كودكی و صباوت را در این خانه گذراند. در این خانه و در مهد تربیت و تحت ارشادهای مستقیم پیامبر اسلام، یگانه مربی جهان بشری... و خوشا بر كودكی كه خداوندگار زمین و زمان و آفریدگار هستی و جهان چنین آموزگاری را برای تربیت و ارشاد او برگزیند و سایه مهر و عطوفتش را بر سر او بگسترد. آموزگاری بر قله رسالت و پیامبری در اوج آموزگاری و مهر و عطوفت كه خود شایسته ترین پدر جهان و بایسته ترین تربیت دهنده افراد بشر و نسلهای انسان، در گستره زمین و زمان است.
درباره پدر بزرگوار و عالیقدر فاطمه(ع)، به راستی چه می توان گفت كه از فرط عظمت و جلال و شكوه و جمال او لب از گفتن و قلم از نوشتن فرو می ماند.
تاریخ جهان در پی شناختن چنین پدری قد علم كرده و در طول قرنها ،نسل در پی نسل زبان به وصفش گشوده اند . لیكن تاریخ هنوز در خم كوچه اول درمانده و بشریت هنوز بیان نخستین كلام وصف او را به پایان نبرده است.
راستی این است كه بیان خصلتها و خصوصیات پیامبر و بر زبان آوردن توصیف صفات او، جدا از شناخت قدرت آفریدگار و بیان آن میسر نیست.
از این رو چه بهتر كه ما نیز به ذكر یكی از كلمات بلیغ آسمانی اكتفا كنیم: آنجا كه خداوند، خلق و خوی پیامبر و روش زندگی او را، با صفتی شایسته توصیف می كند و با این وصف بی بدیل، قدرت بی مانند خویش را بیان می نماید.
بدینسان كه می فرماید: انك لعلی خلق عظیم، یعنی در حقیقت تو بر خلق و خویی نیكو و پرعظمت آراسته هستی.
آری راستی كه او به حق زیبنده چنین ستایشی و سزاوار چنین توصیفی بود و آنجا كه خداوندگار در وصف پدر فاطمه زهرا چنین سخن می گوید، مخلوق ناتوان خداوند چه كلامی می تواند بر زبان و قلم آورد؟
فاطمه زهرا(ع) در روزگاری پا به عرصه هستی نهاد كه پدر گرامی اش دشوارترین دوره حیات پربركت خود را می گذرانید. از چندی پیش، دشمنان سرسخت و قسم خورده پیامبر، كه با همدستی گروهی از افراد نادان و سیاه دل قریش، سپاهی از جهل و شرك تشكیل داده بودند، پیامبر اسلام و یاران فداكارش را در حلقه خصومت های خود به محاصره گرفته بودند. این محاصره، تنها یك محاصره سیاسی نبود، بلكه در عین حال، محاصره وحشت و خطر و تهدید، و بدتر از همه محاصره اقتصادی هم بود.
مشركین، در پی مبارزاتی سخت و فرساینده، سرانجام مسلمانان را از شهر و زادگاه خود، «مكه» بیرون راندند و آنها را، در خارج از شهر، درون دره یی كه در تاریخ به نام «شعب ابی طالب» معروف شده، به صورت گروهی تبعیدی و رانده شده، در محاصره نگاه داشته بودند.
سران قریش، برای تمام افراد قبایل، به شدت قدغن كرده بودند كه هیچكس به آن پناهگاه آكنده از وحشت و خطر نزدیك نشود، هیچكس با پیامبر و یارانش تماس نگیرد، و هیچكس با آنها داد وستد نكند، نه چیزی از آنها خریداری كند، نه به آنها كاری رجوع كند و دستمزدی بدهد، و نه حتی یك قرص نان بفروشد.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49077172782460747675.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49077172782460747675.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۱/۲۸, ۱۲:۵۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/40744308892095430870.jpg










بدینسان، زندگی پیامبر و یارانش، در آن تبعیدگاه پررنج، با درد و محرومیت و گرسنگی می گذشت. مواد خوراكی جیره بندی شده بود، و گاهی غذا چنان كم بود كه بزرگسالان از فرط گرسنگی به ناله می افتادند و كودكان بی هوش بر زمین می افتادند.
همراه با فقر و گرسنگی، بیماری و مرگ و میر نیز آمده بود و گروهی از نزدیكان رسول خدا و تنی چند از بهترین یاران و یاورانش در همان تبعیدگاه و بر اثر آن محاصره مخوف و گرسنگی و امراض ناشی از آن، جان سپردند.
و در چنان دوران سیاه و دردباری بود كه فاطمه زهرا(ع) چشم به جهان گشود. دوران شیرخوارگی خود را، در همان محیط سپری كرد. در همان ریگزار داغ، برپای ایستادن و راه رفتن را آموخت و در همان دره تحت محاصره، گوش دردآشنایش با فریادها و ناله های كودكان گرسنه و محروم، آشنا و همنوا شد. آری، او از نخستین روزهای میلاد مبارك اما آمیخته به رنج و دردش، زندگی را با محرومان آغاز كرد، با محرومیت كشیدگان و زجردیدگان و مستضعفان زیست، و همگام با دردمندان و ستم دیدگان روزهای زندگی را پشت سر نهاد...
اما در كنار این همه درد و رنج و محرومیت، بزرگترین نعمت ها نیز با او بود: زیرا كه آن دختر بی همتا، از لطف بسر بردن از سایه مهر و عطوفت پیامبر خدا بهره مند بود. او، در مكتب انسان ساز رسول خدا(ص)، و در دامن پر از صفای خدیجه كبری پرورش می یافت و هر روز، جهانی از پاكی و صفا و معنویت و جهان بینی عمیق و راستین معنوی، و در یك كلام تمامی رمز و رازهای شگرف خداشناسی و خداجویی و خدابینی را در آن مكتب سازنده و ارزنده می آموخت.
بدینگونه بود كه فاطمه زهرا(ع) الگوی بی مانند و شاخص و نمودار كامل یك بانوی نمونه، اسوه راستین تربیت اسلامی و اسوه باشكوه مكتب الهی اسلام گردید. بدانسان كه از همان سنین نوجوانانی و آغاز شكوفایی و بالندگی، وجود گرامی اش، در بردباری و استقامت در برابر سختی ها و مصائب، و علاقه و مهر بی پایان به محرومان و مستمندان جامعه، اسطوره ای جاودانه و مصداقی روشن و بارز گردید.
فاطمه زهرا(ع) كه در سنین كودكی، مادر بزرگوار و ارجمندش را - در پی تحمل مصائب زندگی در شعب ابی طالب- از دست داده بود، از همان دوران طفولیت، مسئولیت های سنگینی را بر دوش های ترد و كودكانه اش تحمل كرد. بالاترین آن مسئولیت ها، نگهداری و پرستاری از پدربزرگوارش بود، كه اندوه از دست دادن همسری چون خدیجه كبری در اعماق جانش باقی مانده بود، و دختر خردسال، خود را در آن اندوه شریك و همدرد پدر می ساخت و همواره می كوشید تا درد پدر را تسكین دهد و جای خالی مادر را، در زندگی اندوهبار داخلی، با لطف وجودش و فهم و درك و درایتش، و فضل و فضیلت و كمالش پر كند...
او از نظر مراتب كمال و فضیلت، و همدردی هوشمندانه با پدری چون پیامبر خدا و مسئولیت پرستاری از قلب شكسته چنان پدری، به چنان پایه و مایه ارجمندی رسید، كه از سوی پدر عالیقدرش، سند افتخار و سرفرازی بی مانندی درباره اش صادر شد و از لسان رسول خدا(ص) لقب «ام ابیها» یافت...
«ام ابیها»، یعنی «مادر پدر خویش» كه از یك دیدگاه، نشانه نقش مادرانه یی بود كه فاطمه زهرا(ع) درباره پدر بزرگوارش ایفا كرده بود. از دیدگاه دیگر نیز مطرح و درخور بررسی است: این لقب، نشانگر احترام عمیقی است كه پدر گرانقدر فاطمه، برای دختر محبوب و میوه دل و جان خود قائل بود. و نیز نشانگر نوعی احترام آمیخته به قدردانی، نسبت به كل شخصیت و اعتبار قشر محروم و متروك و ستمدیده «زن» بود. موجودی كه سالها و قرنها، در جامعه عرب جاهلی سركوب شده بود و در آخرین سالهای پیش از اسلام، می رفت كه دوران فنای كامل و زوال قطعی خود را سپری سازد. می رفت تا به محض تولد، یا زنده به گور شود، یا چون لكه ننگی، چون شیء ناپاك و منفوری، دور از دیدرس و دور از دسترس، در تاریك ترین گوشه انبارها و زیرزمین ها، زندانی شود و مخفیانه به زندگی سرشار از درد و رنج و نكبت و ذلت خود ادامه دهد. تا وقتی به سن بالندگی رسید، مانند كالایی بی ارزش، به دیگران واگذار شود، تا از او به عنوان وسیله ای برای زاد وولد پسران، یعنی اصحاب كار و تلاش و جنگ و كشتار، استفاده شود. و این، تازه سرنوشت خوشبخت ترین دختران عرب می توانست به شمار آید، كه سعادت رهایی از مرگ بی رحمانه و زنده به گور شدن با دست پدران خود را یافته باشند...



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05833200730289159620.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05833200730289159620.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۱/۲۸, ۱۲:۵۳
http://askquran.ir/gallery/images//4260/1_18886146132201701375923017416176224120189.jpg


اما وجود گرانقدر فاطمه زهرا(ع) با آن احترام عمیق و محبت سرشاری كه پدرش برای او قائل بود، یكباره طومار چنین سرنوشتی را در زندگی جامعه زنان، درهم پیچید و سرنوشتی تازه برای «زن» رقم زد. به بركت تربیت های اسلامی، از محیط خانه، كانونی پر از صفا و صمیمیت و سرشار از عطوفت و مهربانی به وجود آورد. خانه را به صورت آموزشگاه بزرگی بازسازی كرد، كه توانست در آن، پسرانی همانند حسن و حسین(ع) و شیرزنانی همچون زینب و ام كلثوم را به وجود آورد و تربیت كند.
آری، او به عنوان نمونه «زن» در جامعه اسلامی و انسانی، توانست در راه ایمان و تقوای استوار، و در مسیر تشیید مبانی انقلاب نوپای اسلام، سنگر به سنگر و خانه به خانه و میدان به میدان، همراه با پدر و همگام با همسر بزرگوارش پیش رود، تا جایی كه حتی جان عزیز خود را در مسیر تعهد و مسئولیت عمیق اسلامی خود، فدا كند...
بانوی نمونه اسلام، در عرصه خانه اش یك كدبانوی كامل، در برابر شوهرش یك همسر فداكار و شكیبا، در مورد فرزندانش یك مادر بی همتا و دلسوز و مربی، در پهنه كار و تلاش، یك كوشنده خستگی ناپذیر، در جهان اسلام یك مسلمان نمونه و الگو، در عرصه حفظ و صیانت از دستاوردهای انقلاب اسلامی یك مبارز تلاشگر و سازنده، و در برابر خالق خویش یك مؤمن پرهیزگار و پاكدامن و پارسا بود... در خانه اش با دست های رنج دیده خود، كه از فرط كار و تلاش، لطمه دیده و آزرده و تاول زده بود، كار می كرد و «دستاس» می كشید و گندم می كوبید و نان می پخت، تا سفره بی رنگ و رونق خانه، قوت لایموتی داشته باشد. با سن و سال اندك خود، كارهای طاقت فرسای خانه پرجمعیت و عائله مندشان را شخصاً انجام می داد، و انتظام امور خانه را به تنهایی برعهده داشت... شب ها را، با تنی خسته و جسمی درهم كوفته، به جای آرام و استراحت، تا نیمه شبان و گاه تا سحرگاهان، بر سر سجاده بیدار می نشست و به دعا و نیایش و راز و نیاز با آفریدگار یكتای خود می گذرانید... در معركه جنگ و مهلكه نبرد حق و باطل، به یاری مجروحان و زخم خوردگان می شتافت و با دست های مهربانش، مرهم بر جراحاتشان می گذاشت... و در عالم سیاست و جهان بینی سیاسی اسلام، قهرمانی نستوه، مجاهدی راستین، و رزمنده ای خستگی ناپذیر و به تمام معنی انقلابی بود...
او در راه دفاع از حق خود و خاندانش، كه در حقیقت حق جامعه مسلمین و طبقه محرومان بود و با پایمال شدن آن، حق جامعه و حقیقت انقلاب اسلامی پایمال می شد، یك دم از پای نمی نشست. چون كوهی استوار، در برابر ناملایمات می ایستاد و می جنگید. به مسجد می رفت و با ایراد خطابه های آتشین و سخنرانی های روشنگر، حق خود و خاندانش را آشكار می ساخت و حكومت وقت را رسوا و استیضاح می كرد.
همین اعمال و كنش ها و واكنش های آگاهانه و روشنگرانه او، به روشنی نشان می دهد كه دختر پیامبر و همسر جانشین پیامبر و مادر امامان برحق، تنها زن خانه و كدبانوی كاشانه نبود، بلكه او بانوی كار و پیكار، زنی قهرمان و رزمنده ای شایسته در عرصه های گوناگون زندگی بود: قهرمان صحنه كار، صحنه سیاست، صحنه عبادت، صحنه آموزش و تربیت، صحنه جهاد و پیكار و شهادت، و بالاخره سرآمد فضایل و فضیلت ها، كارآیی ها و كاردانی ها، دانایی ها و توانایی ها، و شایستگی ها و بایستگی ها بود...
در زندگی فردی و اجتماعی فاطمه زهرا(ع)، دیده تیزبین واقع نگران، به نكات برجسته ای برخورد می كند، كه هر یك می تواند حلال مسائل و گره گشای بسیاری از مشكلات خانوادگی دختران و بانوان جامعه اسلامی ما باشد.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05833200730289159620.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05833200730289159620.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۱/۲۹, ۰۱:۳۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/59952153791134653305.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/59952153791134653305.gif)


«یا زهرا» کلید درهای بسته

شبانه، غریبانه‏ هایم را بهانه می‏کنم
و با نجوای «یا زهرا علیهاالسلام »،

دل به غربت دیرینه بقیع می‏سپارم.
ای دامن شب!
ببین که دل خونم
دل خون از این فریادهای مانده در بیداد

ای دامن شب...
دلم، این تنهاترین، مثل شب‏های جبهه،
عادت به گفتن «یا زهرا علیهاالسلام » دارد

و من، ایّام فاطمیه که می‏رسد،
به یاد مظلومیّت روزهایی می‏افتم که حتی آسمان،
پیراهن مشکی خود را به تن کرده بود!

انگار تنها آسمان می‏فهمد، درد را.
تنها آسمان می‏فهمد، فاطمه علیهاالسلام را.
تنها آسمان می‏داند که زخم دل تاریخ،
با کدامین مرهم التیام خواهد یافت!

شبانه،تنها بهانه غریبانه ‏هایم، یا زهراست.
«یا زهرا»، وِرد معجزه سازی است
که دوای تمام دردهاست،
کلید تمام درهای بسته است
و مشکل‏ گشای تمام رنج‏ها!

یا زهرا علیهاالسلام یعنی:
ای آسمان! تو را گواه می‏گیرم که من
به ولایت عشق می‏ورزم
و از غاصبان حق ولایت بیزارم!

یا زهرا علیهاالسلام یعنی:
ای زمین! تو را گواه می‏گیرم
که به حجت خداوند در زمین ایمان دارم

و در سایه عنایتش و در آرزوی سپیده موعود،
غرق در ندبه صبحگاهان جمعه می‏شوم!

یا زهرا علیهاالسلام یعنی:
ای بقیع! تو را گواه می‏گیرم
که دلم سرشار از محبت فاطمه علیهاالسلام است؛

محبتی که از علی علیه‏ السلام
تا مهدی(عج)، از مدینه تا کربلا،
از کربلا تا جمکران و از ازل تا ابد،
در دلم ریشه کرده
و هیچ‏گاه از آن بیرون نخواهد رفت!

یا زهرا علیهاالسلام یعنی...
یا زهرا، ای آیینه دردمندی،
ای مظلومه آل یس، ای اُمّ اَبیها،
ای شرافت زن در قاموس هستی،
ای عصمت محض،
ای مفهوم زلالی
و ای کوثر بی‏بدیل نجابت!

بگو! بگو چه کرد با تو،
این عالَم خاک؟!

سید علی‏ اصغر موسوی


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/64581082431874199556.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/64581082431874199556.gif)

taha_q
۱۳۹۱/۰۱/۲۹, ۱۳:۴۹
کنار قبر فاطمه علی نشسته گرید به حال بانوی پهلوی شکسته
آسوده گشتی تازه جوانم رفتی زدنیا فاطمه جانم
ایام سوگواری بانوی دوعالم فاطمه زهرا برتمامی مسلمین جهان تسلیت باد
ممنون از ارسال مطالب ارزشمندتان

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۱/۳۰, ۰۰:۰۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/82142175776125136898.gif


به دنبال مزار مادر


بدون هیچ تردیدی پس از دفن شبانه و مخفیانه زهرا علیهاالسلام مزارش نیز پنهان داشته شد. اما چرا بایستی درشهر پیامبر مزار تنها دخترش که به فاصله کوتاهی از او به دیدار خدا شتافت مخفی بماند؟
چرا نباید آنگونه که شایسته مقام اوست انبوه مردم در عزای او و تشییع جنازه اش شرکت کنند و بر او نماز بگزارند و دفنش نمایند؟ آیا اینها بخاطر اجرای وصیت زهرا علیهاالسلام نبود؟
از این رو آن روزها کسی بدرستی جایگاه مزار فاطمه علیهاالسلام را نمی دانست و اگر کسی از علی علیه السلام سراغ مزار دختر پیامبر صلی الله علیه و آله را می گرفت پاسخی جز سکوت درنمی یافت.
سکوتی که در آن هزاران نکته اعتراض آمیز نهفته بود زیرا امام علی علیه السلام سعی در پنهان داشتن مزار زهرا علیهاالسلام داشت بدین خاطر جایگاه مزار فاطه را با زمین یکسان کرد آنگاه صورت هفت قبر (1) و یا چهل قبر در بقیع ترتیب داد و هنگامی که مردم به بقیع رفتند صورت چهل قبر را دیدند از این روشناخت مزار فاطمه علیهاالسلام بر آنان مشکل افتاد.(2)

طبری در دلائل الامامه می نویسد آن روز صبح می خواستد زنها را ببرند که قبرها را نبش کنند و جنازه زهرا علیهاالسلام را از قبر بیرون آوردند و بر آن نماز بخوانند اما با تهدید حضرت علی علیه السلام منصرف شدند.(3)

با این وجود در مورد مزار فاطمه زهرا علیهاالسلام چهار قول وجود دارد:

1- برخی مزار فاطمه آن حضرت را در بقیع می دانند از جمله اربلی در کشف الغمه و سید مرتضی در عیون المعجزات. اهل سنت نیز عموما بر این باورند آنان مزاری را که در کنار مزار چهار امام وجود دارد مزار فاطمه دختر رسول خدا می دانند.
2- برخی چون ابن سعد و ابن جوزی گویند فاطمه علیهاالسلام را در خانه عقیل دفن نموده اند.(4)
3- برخی مزار ایشان را در روضه پیامبر می دانند.
4- عده ای گویند فاطمه علیهاالسلام را در خانه اش دفن نمودند که قرائن، روایات و اقوال زیادی این قول را تایید می کند که عبارتنداز:
1- سخن علی علیه السلام بر مزار فاطمه علیهاالسلام که پس از دفن او برخاست و رو به قبر پیامبر کرد و فرمود «السلام علیک یا رسول الله عنی و عن ابنتک النازلة فی جوارک »(5) یعنی: سلام بر تو ای رسول خدا از من و از دخترت که در جوار تو فرود آمده.
و طبق نقل کلینی: «السلام علیک عنی و عن ابنتک و زائرک و البائنة فی الثری ببقعتک »(6) یعنی: ای رسول خدا! از من و دخترت که به دیدار تو آمده و در کنارت زیر خاک آرمیده درود باد.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21595613198790796412.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21595613198790796412.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۱/۳۰, ۰۰:۰۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/82142175776125136898.gif


از هر دو عبارت کافی و نهج البلاغه چنین استفاده می شود که علی علیه السلام پس از دفن فاطمه علیهاالسلام رو به قبر پیامبر کرد. بنابراین معلوم می شود قبر شریف نبوی در پیش روی او بود، و اگر علی علیه السلام در بقیع بود بایستی رو به سوی قبر حضرت می کرد نه رو به قبر شریف پیامبر. دیگر اینکه به تصریح ذکر شده که فاطمه علیهاالسلام در جوار پیامبر و در کنار او به خاک سپرده شده است. چنانکه مردی بنام ابراهیم بن محمد همدانی نامه ای به امام علی النقی علیه السلام نوشت و از حضرت محل دفن فاطمه علیهاالسلام را سؤال کرد. امام در پاسخ وی نوشت او را کنار جدم رسول خدا بخاک سپردند.(7)
2- شیخ صدوق ابن بابویه عالم بزرگ شیعه - متوفای 389 ه - گوید: برایم ثابت شده که فاطمه علیهاالسلام رادر خانه اش دفن نمودند، پس از آنکه مسجد را توسعه دادند قبر فاطمه علیهاالسلام در مسجد واقع شد. من سالی که به سفر حج رفتم در مدینه رو به سوی خانه فاطمه علیهاالسلام که از استوانه روبروی باب جبرئیل تا پشت حظیره مرقد نبوی است نمودم و در آنجا زیارت فاطمه علیهاالسلام را به جا آوردم.(8)
گروهی دیگر از علماء نظیر علامه حلی و علامه مجلسی نیز معتقدند که فاطمه علیهاالسلام را درخانه اش دفن نمودند.(9)
3- شیخ طوسی - متوفای 460 ق - گوید صحیح آن است که فاطمه علیهاالسلام در خانه اش یا روضه پیامبر دفن گردید، زیرا حدیث شریف پیامبر این مطلب را تایید می کند که فرمود: «ما بین قبری و منبری روضة من ریاض الجنه » بین قبر و منبرم باغی از گلشن های بهشت است.(10)
در صورتی که مکان روضه را وسیعتر بدانیم قول شیخ طوسی نیز قابل قبول است و گرنه خانه فاطمه علیهاالسلام ما بین قبر و منبر پیامبر نبوده است بلکه پایین قبر پیامبر قرار داشته است.
4- به موجب روایتی که معتبرترین کتب شیعه نظیر اصول کافی، عیون اخبار الرضا، مناقب و دیگر کتابها آن را نقل کرده اند: مردی از حضرت رضا علیه السلام مکان قبر فاطمه علیهاالسلام را پرسید، حضرت فرمود: فاطمه علیهاالسلام را در خانه اش دفن نمودند بعد از آنکه بنی امیه مسجد را توسعه دادند قبر فاطمه علیهاالسلام در مسجد واقع شد.(11)
همچنین مردی از امام جعفر صادق علیه السلام مکان مزار فاطمه علیهاالسلام را سؤال نمود حضرت فرمود: «در خانه اش دفن شد»(12)

بنابراین با توجه به دلائلی که ذکر شد جای تردید باقی نمی ماند که فاطمه زهرا علیهاالسلام در خانه اش دفن گردید بخصوص که ائمه علیهم السلام نیز این موضوع را با صراحت بیان فرموده اند و به یقین آن فرزندان گرامی بهتر جای قبر مادرشان را می دانند و اهل خانه از درون خانه بهتر خبر دارند.اگر فاطمه علیهاالسلام دستور ساختن تابوت را به اسماء می دهد نه برای این است که جسد او را می خواستند جابجا کنند بلکه بدین جهت است که چند تنی که بر او نماز می گزارند پیکرش را نبیند و اگر علی علیه السلام صورت قبرهای در بقیع بنا می کند بدان خاطر است تا مزارهای واقعی در آن مقطع خاص زمانی مخفی بماند و اگر با کسانی که قصد شکافتن آن قبرهای غیر واقعی را دارند به مقابله جدی برمی خیزد بدان خاطر است که اگر آن شبه قبرها شکافته شود بر آنان تردیدی نخواهد ماند که فاطمه علیهاالسلام در خانه اش به خاک سپرده شده و هر چند علی علیه السلام مزار فاطمه علیهاالسلام را با زمین یکسان قرار داده بود اما کنجاویها راز نهفته را آشکار می کرد. بعد از گذشت آن دوران خاص دیگر پنهان داشتن مزار دلیل خاص نداشت و از این رو فرزندان فاطمه علیهاالسلام یعنی حضرت امام جعفر صادق امام رضا و امام علی النقی (که درود خدا بر آنان باد) با صراحت فرمودند که مزار فاطمه علیهاالسلام در خانه اش می باشد و در کنار پیامبر صلی الله علیه و آله بخاک سپرده شده است.
اکنون تنها پاسخ به این سوال باقی است که مکان حجره فاطمه زهراء علیهاالسلام در مسجد نبوی کجاست؟
در پاسخ به این سوال مورخ کبیر اهل سنت شیخ محمود بن محمد النجار در کتابش «الدرة الثمینة فی اخبار المدینة» چنین می نویسد: قبر فاطمه رضی الله عنها در خانه اوست که عمر بن عبد العزیز آن را ضمیمه مسجد کرد خانه او امروز داخل مقصوره و پشت حجره پیامبر است و در آن محرابی قرار دارد. همچنین قبر پیامبر وسائر حجرات همسرانش در مسجد قرار دارد.(13)





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21595613198790796412.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21595613198790796412.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۱/۳۰, ۰۳:۲۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/71678968465566576561.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/71678968465566576561.gif)





علی علیه السلام تنها شد

... مرد خیبر، مرد خندق،

تا شنید، از پای افتاد.

آبی بیاورید...

در کنارش می گفت:

ای کوثر خدا،

ای دختر رسول،

ای اُنس مهربان،

این دل رمیده ما را

دیگر چه کسی انیس و مونس باشد؟ ...

یک بار دیگر آسمان گرفت

و خنجر تبار قابیل،

خورشیدی دیگر را

که در ابتدای طلوع خود بود،

بر سجاده خون از پای انداخت.

رسول صلی الله علیه و آله وسلم از تنهایی درآمد

و علی علیه السلام

غربت خود را به سوگ نشست.

و حرامیان سرمست،

که علی علیه السلام تنها شد؛

چون بی همتا شد.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74404984554767476053.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74404984554767476053.gif)

neginsabz
۱۳۹۱/۰۱/۳۰, ۱۱:۳۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/04920354931905448157.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/04920354931905448157.gif)
گلي كه عالم از او تازه بود پرپر شد
يگانه كوكب باغ وجود پر پر شد


شب شهادت زهرا علي به خود مي گفت :
گل محمدي من چه زود پر پر شد


خزان چه كرد كه در چشم اشكبار علي
تمام گلشن غيب و شهود پر پر شد


به باغ حسن كدام آفتاب ناب افسرد
كه در مدار افق هر چه بود پر پر شد


براي تسليت اهل باغ آمده بود
شقایق كه به صحرا كبود پر پر شد


نشان ز پاكي روح لطيف فاطمه داشت
بنفشه اي كه سحر در سجود پر پرشد


ز فيض صحبت او رنگ و بوي عزت داشت
گلي كه تشنه ميان دو رود پر پر شد
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/27271507714674676943.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/27271507714674676943.jpg)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۱/۳۰, ۲۲:۲۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/93497932838545353277.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/93497932838545353277.gif)

خوش‏رویی و خوش اخلاقی فاطمه علیهاالسلام
حضرت فاطمه علیهاالسلام در زندگی زناشویی خود، همواره با همسر بزرگوارش علی علیه‏السلام با چهره‏ای گشاده،
رویی خوش و لبانی متبسّم رو به رو می‏شد تا بدین طریق، غبار غم و اندوه از آینه وجود او بزداید
و محیط خانه و خانواده را با طراوت و نشاطْ و به دور از یک نواختی و خستگی سازد.
تأثیر معجزه‏آسای خوش‏رویی و خوش اخلاقی برای تمامی مردان و زنان،به ویژه
جوانان در سخن گران‏سنگ فاطمه زهرا به خوبی نمایان است که فرمود:
«پاداش خوش‏رویی در برابر مؤمن، بهشت است».

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11458305469433930314.gif (http://www.ayehayeentezar.com/forum.php)

neginsabz
۱۳۹۱/۰۱/۳۱, ۰۹:۱۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53147339200071545061.gif
اي كاش فدك اين همه اسرار نداشت
اي كاش مدينه در و ديوار نداشت

فرياد دل محسن زهرا اين بود
اي كاش در سوخته مسمار نداشت

كاش قلبم به قبرش راه داشت
كاش زهرا هم زيارتگاه داشت
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49077172782460747675.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49077172782460747675.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۱/۳۱, ۱۰:۳۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/36080858575915701369.jpg



معنای نام « فاطمه » چیست ؟
روایات گوناگونی در مورد نامگذاری آن حضرت به این نام مبارک نقل شده است که ما پیش از ترسیم این روایات خاطر نشان می‌سازیم که؛ نام مقدّس فاطمه از واژه «فطم» که به معنای بریدن و جدا کردن است، برگرفته شده است. بر این اساس هنگامی که گفته می‌شود:
«فطمتِ الامُ طفلها» و یا «فطمت الحبل» به این معناست که مادر، کودک خویش را از شیر برگرفت و یا ریسمان بریده شد.
علاّمه مجلسی در این مورد می‌گوید:
چه بسیار که اسم فاعل به مفهوم اسم مفعول می‌آید. برای نمونه: «سرٌّ کاتم» و «مکانٌ عامر» که به مفهوم مکتوم و معمور، یعنی پوشیده داشته شده و آباد شده، آمده است.
همان‌گونه که در قرآن شریف نیز: فی عیشة راضیة» به معنای «فی عیشة مرضیة» آمده است.
و اینک برخی از روایات پیرامون این نام مقدّس:

پیروان او از آتش در امان داشته شده‌اند

ششمین امام نور از پدران گرانمایه‌اش و آنان از پیامبر گرامی آورده‌اند که فرمود:
ان جبرئیل قال له: ... سُمّیت فاطمة، فی الارض، [لانها] فطمت شیعتها من النار. (1)
فرشته وحی برای او پیام آورد که: این دخت گرانمایه در زمین، «فاطمه» نامگذاری شد، چرا که پیروان راستین او از آتش دوزخ در امان داشته شده‌‌اند.

خدا، او و پیروانش را از آتش در امان داشته است

هشتمین امام نور از پدران گرانقدرش و آنان از پیامبر آورده‌‌اند که فرمود:
یا فاطمة أتدرین لمَ سُمّیتِ فاطمة؟ فاطمه جان! می‌دانی چرا به این نام، نامگذاری شده‌ای؟
قال علی علیه‌السلام: لمَ سُمّیتِ؟ امیرمومنان پرسید: چرا؟
قال: لانها فطمت هی و شیعتها من النار.(2) فرمود: بدان دلیل که او و پیروان راستین‌اش از آتش دوزخ در امان داشته شده‌اند.
و نیز فرمود:
سمّیت فاطمة لان الله فطمها و ذریّتها من النار، من لقی الله منهم بالتوحید و الایمان بما جئت به(3)؛
او فاطمه نامیده شده چرا که خدای جهان‌آفرین او و هر کدام از نسل پاکش که خدای را با توحیدگرایی و ایمان به آنچه من آورده‌ام، دیدار کند، همه را، از آتش در امان داشته است.
و نیز از پیامبر آورده‌اند که فرمود:
انّما سمّیت ابنتی فاطمة، لان الله فطمها و ذرّیتها و محبّیها عن النار(4) ؛
دخترم فاطمه تنها بدین جهت به این نام مقدّس نامیده شد که خدا او و نسل پاک و دوستداران واقعی‌اش را از آتش دوزخ در امان داشت.
و نیز از پنجمین امام نور آورده‌اند که فرمود:
در روز رستاخیز فاطمه علیهاالسلام بر نزدیک در دوزخ می‌ایستد و نیایش‌گرانه رو به آسمان می‌گوید:
الهی و سیدی، سمّیتنی فاطمة، ... (5)
خدای من! سالار من! شما نام مرا فاطمه برگزیدی و به مهر خویش مرا و دوستداران نسل مرا از آتش در امان داشتی.
بار خدایا! وعده تو حقّ است و تویی که در وعده‌هایت تخلّف نمی‌ورزی.
از جانب خدا ندا می‌رسد که:
هان ای فاطمه! درست گفتی، من تو را بدین نام نامگذاری کردم و تو و دوستداران تو و نسل تو را که ولایت تو و نسل تو را داشته باشند،
همه را از آتش دوزخ در امان داشته‌ام. درست می‌گویی، وعده‌ام حقّ است و من در وعده‌های خویش تخلّف نمی‌ورزم ...



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/03843987360149634240.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/03843987360149634240.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۱/۳۱, ۱۰:۳۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/71678968465566576561.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/71678968465566576561.gif)



او را از هر ناپسندی در امان داشت

از امام صادق علیه السلام روایت است که فرمود:
آیا می‌دانید مفهوم واژه «فاطمه» چیست؟
یکی از شاگردان آن حضرت می‌گوید، گفتم: سرورم شما بفرمایید چیست؟
فرمود: یعنی او از بدی‌ها و ناپسندی‌ها جدا شده است.
آنگاه فرمود: اگر امیرمومنان با او پیمان زندگی مشترک امضاء نمی‌کرد، از آدم گرفته تا روز رستاخیز، در کران تا کران زمین، همتا و همشأنی برای او پیدا نمی‌شد.
گفتنی است که این روایت را گروهی از دانشمندان و محدّثان اهل تسنّن از جمله: «ابن شیرویه دیلمی» از «امّ سلمه»، آن بانوی با شخصیّت آورده است که می‌گوید: «پیامبر فرمود: اگر خدا علی را نیافریده بود، برای «فاطمه» همشأنی نبود.»
این مطلب را خوارزمی در کتاب «مقتل الحسین» ، ترمذی در کتاب «مناقب»، مناوی در «کنوز الحقایق»
و قندوزی در «ینابیع المودّة» از «امّ سلمه» و از «عبّاس» عموی پیامبر روایت کرده‌اند.

برکت شناخت او

از ششمین امام نور آورده‌اند که:
دخت فرزانه پیامبر فاطمه علیها‌السلام، بدان دلیل به این نام مبارک نامیده شد که آفرینش از شناخت و معرفت او برگرفته شده است. (6)
و انّما سُمّیت فاطمه لأن الخلق فطموا عن معرفتها. (7)

امتیاز او بر دیگران

از پنجمین امام نور حضرت باقر علیه‌السلام آورده‌اند که فرمود:
آنگاه که فاطمه علیها‌السلام ولادت یافت، خداوند به فرشته‌ای وحی فرمود که نام «فاطمه» را بر زبان پیامبر جاری سازد. از این رو پیامبر گرامی به خواست خدا نام گرانمایه او را «فاطمه» نهاد. سپس خدا به آن بانوی با فضیلت فرمود: من به وسیله دانش و بینش، تو را از دیگر بندگان جدا ساخته و بر همه آنان برتری بخشیدم و تو را پاک و پاکیزه ساختم.
آنگاه امام باقر علیه‌السلام فرمود:
به خدای سوگند که خدا این بانوی گرانمایه را به وسیله دانش و بینش از دیگران ممتاز ساخت و از همان عالم «ذر» او را پاک و پاکیزه قرار داد.
-------------------
پی نوشت‌ها:
1- بحارالانوار، ج 43، ص 18.
2- بحارالانوار، ج 43، ص 14/ ذخائر العقبی، ص 26، چاپ قاهره / ینابیع المودة، ص 194 .
3- بحارالانوار، ج 43، ص 14.
4- ینابیع المودة، ص 397، چاپ استامبول/ نور الابصار، ص 41، چاپ مصر .
5- بحارالانوار، ج 43، ص 15 .
6- بحارالانوار، ج 43، ص 65 .
7- بحارالانوار، ج 43، ص 65 .
منبع:
کتاب فاطمة الزهرا؛ از ولادت تا شهادت، آیة الله فقید سید محمدکاظم قزوینی، ترجمه علی کرمی. (تبیان)



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74404984554767476053.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74404984554767476053.gif)

"Aye"
۱۳۹۱/۰۱/۳۱, ۱۰:۴۶
http://www.netiran.net/uploads_user/2000/1266/57918.jpg

"Aye"
۱۳۹۱/۰۱/۳۱, ۱۰:۴۷
http://s1.picofile.com/file/7207411719/5.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۲/۰۱, ۰۳:۴۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32958567814580968725.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32958567814580968725.gif)



فاطمه(س) از زبان پیامبر(ص)

رسول خدا(ص) در زمان حیات خویش به ویژه ماههای آخر عمر خود در باره دخترش فاطمه(س) سفارش بسیار نمود به طوری که مردم او را پاره تن پیامبر و روشنی قلب مصطفی و وارث همه خصلتهای خداگونه محمد بن‏عبدالله‏۹ می‏دانستند، او عصمت کبرایی بود که دوستیش دوستی پیامبر و خدای پیامبر بود ودشمنیش دشمنی با خاتم انبیاء و مبدا هستی همه عالم بشمار می‏رفت، مردم آن روز فاطمه(س) را محدثه، صدیقه، طاهره و زکیه و ... می‏دانستند، زیرا آنگاه که پیامبر خدا(ص) با سلمان - ره - سخن می‏گفت مردم از آن حضرت شنیدند که می‏فرمود:

سلمان! دوستی و محبت دخترم فاطمه در صد موطن و جایگاه سود خواهد بخشید که ساده ‏ترین آن جایگاه‏ها این چند موضع است:
هنگام مرگ، خانه قبر، زمان سنجش اعمال، وقت‏ حشر، به هنگام عبور از صراط، زمان حسابرسی.

یا سلمان من احب فاطمه بنتی فهو فی الجنه معی، و من ابغصها فهو فی الناریا سلمان حب فاطمه ینفع فی مائه من المواطن، ایسر ذلک المواطن الموت و القبر و المیزان و المحشر و الصراط و المحاسبه. فمن رضیت عنه ابنتی فاطمه رضیت عنه و من رضیت عنه رضی الله عنه، و من غضبت علیه غضبت علیه و من غضبت علیه غضب الله علیه.
یا سلمان، ویل لمن یظلمها و یظلم بعلها امیرالمؤمنین علیا، و ویل لمن یظلم ذریتها و شیعتها.

ای سلمان، کسی که دخترم فاطمه(س) را دوست‏ بدارد پس آن کس همراه من در بهشت‏ خواهد بود و کسی که او را دشمن بدارد جایگاه آن کس جهنم است.
سلمان! دوستی و محبت دخترم فاطمه در صد موطن و جایگاه سود خواهد بخشید که ساده ‏ترین آن جایگاه ‏ها - این چند موضع است:
هنگام مرگ، خانه قبر، زمان سنجش اعمال، وقت‏ حشر، به هنگام عبور از صراط، زمان حسابرسی. پس کسی که دخترم فاطمه از او خشنود باشد من از آن کس خشنود خواهم بود و هر کس که من از او خشنود باشم خداوند از او خرسند خواهد شد. و چنانچه دخترم بر کسی خشم کند من را خشمگین کرده است. و کسی که مورد خشم من واقع شود مورد خشم خداوند قرار خواهد گرفت.

ای سلمان وای بر کسی که بر فاطمه و شوهرش امیرمؤمنان علی [ابن‏ ابی‏طالب] ظلم کند و وای بر کسی که بر فرزندان و شیعیانش ستم روا دارد.
باید اذعان کرد که همان توصیه ‏های بی‏شمار رسول خدا(ص) در باره دخترش فاطمه(س) سبب شده که ابن ابی ‏الحدید معتزلی در صداقت و راستگویی و حقانیت ادعای فاطمه(س) در باره فدک چنین بنویسد:

از استادم (علی بن‏فارقی) در مدرسه بغداد پرسیدم:
آیا فاطمه(س) در ادعای مالکیت «فدک‏» صادق نبود؟ پاسخ داد: آری گفتم: پس چرا خلیفه اول فدک را به او نداد در حالی که فاطمه نزد او راستگوبود؟
او تبسمی کرد و با زبان طنز و لطیفه گونه ‏ای گفت:

اگر ابی‏ بکر آن روز «فدک‏» را به مجرد ادعای فاطمه می‏داد فردا به سراغش می‏آمد و ادعای خلافت ‏برای همسرش می‏کرد!
و او را از مقامش کنار می‏زد در آن هنگام خلیفه هیچگونه دفاعی از خود نداشت زیرا با دادن فدک پذیرفته بود که فاطمه(س) هر چه را ادعا کند راست می‏گوید و نیازی به دلیل و گواه ندارد.
سپس ابن ابی ‏الحدید اضافه می‏کند: این یک حقیقت است، گرچه استادم آن را به عنوان مزاح مطرح کرد.





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33483873026247952213.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33483873026247952213.gif)

seyed133
۱۳۹۱/۰۲/۰۱, ۱۱:۳۹
به نام خدا

دیدگاه امام خمینی رهبر معظم انقلاب در مورد حضرت فاطمه زهرا (س)
من راجع به حضرت صدیقه سلام الله علیها خودم را قاصر می دانم ذکری بکنم، فقط اکتفا می کنم به یک روایت که در کافی شریفه است و با سند معتبر نقل شده است و آن روایت این است که حضرت صادق علیه السلام می فرماید: «فاطمه سلام الله علیها بعد از پدرش 75 روز زنده بودند، و حزن و شدت بر ایشان غلبه داشت و جبرئیل امین می آمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت عرض می کرد.»
ظاهر روایت این است که در این 75 روز مراوده ای بوده است یعنی رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است و گمان ندارم که غیر از طبقه اول از انبیاء عظام درباره کسی این طور وارد شده باشد که در ظرف 75 روز جبرئیل رفت و آمد داشته است ... مسئله آمدن جبرئیل برای کسی یک مسئله ساده نیست، خیال نشود که جبرئیل برای هر کسی می اید. امکان دارد بیاید، یک تناسب لازم است بین روح آن کس که جبرئیل می خواهد بیاید و مقام جبرئیل که روح اعظم است...
حتی درباره ائمه هم ندیده ایم که وارد شده باشد این طور که جبرئیل بر آنها نازل شده باشد، فقط این است که برای حضرت زهرا سلام الله علیها است آن که من دیده ام جبرئیل به وفور در آن 75 روز وارد می شده و مسائل آتیه ای که بر ذریه ی او می گذشته است، این مسائل را می گفته است و حضرت امیر علیه السلام هم ثبت می کرده است.
در هر صورت من این شرافت و فضیلت را از همه فضائلی که برای حضرت زهرا سلام الله علیها ذکر کرده اند ... بالاتر می دانم.
یا علی

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۲/۰۲, ۰۳:۳۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31521299924888135083.gif




حجاب نزد فاطمه زهرا

چند روایت درباره اهمیت حجاب در نظر فاطمه زهرا علیهاسلام:
حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که:
روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.
رسول خدا فرمود:" چرا از او رو می گیری، او که تو را نمی بیند؟"
فاطمه عرض کرد:" او مرا نمی بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی بیند ولی بوی مرا که حس می کند."
رسول خدا فرمود:" شهادت می دهم که تو پاره تن منی."

روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:" نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟" اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید. فاطمه فرمود:" نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)"
وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود:" فاطمه پاره تن من است."

امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید:" بهترین کار برای زنان چیست؟"
فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:" بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند "
رسول خدا فرمود:" فاطمه پاره تن من است "

رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاسلام کارها را بین او و علی علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی.
فاطمه علیها سلام می فرماید:" هیچ کس نمی داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد."

روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء فرمود:" چه بد است این تخته هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می گذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است."
اسماء گفت:" من که در حبشه بودم، می دیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست می کردند و مرده را داخل آن می گذاشتند."
سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبه دار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود:" این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه ای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمی شود مرده مرد است یا زن." و فرمود:" پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید."


پی نوشت :
* بحارالانوار، ج 43، صفحات 91 و 93 و 54 و 81 و 189.
* بحار/92/43 اول صفحه -
* بحار/189/43 -
* بحار1/81/43-
* بحار/54/43 -


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58514672514279919751.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/58514672514279919751.gif)

از خاک تا افلاک
۱۳۹۱/۰۲/۰۲, ۰۶:۵۸
http://quranct.com/gallery/images/3033/1_fateme-_9__S.jpg






چگونه زیستن و معاشرت کردن با همسر و فرزندان و سامان‏بخشی به امور خانه و زندگی که در حیات طیبه حضرت زهرا(س) بود، به عنوان «الگوی خانواده‏ ها»، خانه و خانواده او را به عنوان یک «خانواده الگو» مطرح ساخته است.آن حضرت، آیین خانه‏ داری و همسرداری را به خوبی مراعات می‏کرد. در زندگی واقعا شریک و همراه و هم‏راز همسرش امیرمؤمنان(ع) بود.

گاهی در خانه، به علت وضعیت دوران و شرایط تنگنای اقتصادی حاکم بر مسلمانان و آن حضرت غذایی نبود و کودکان و خود آن بانو گرسنه بودند، اما فاطمه زهرا(س) چیزی به حضرت علی(ع) نمی‏گفت و از او درخواستی نمی‏کرد؛ حتی به پیامبر خدا هم در این مورد سخنی نمی‏گفت. بیم آن داشت که همسرش نتواند خواسته او را برآورد و تأمین کند و شرمنده شود. تا این حد مراعات مالی شوهر و پرهیز از «درخواست»، تنها از آن حضرت برمی ‏آمد که همسر و همتای کسی همچون علی(ع) است.

مشارکت در کارهای خانه، جلوه دیگری از رفتار آن خانواده الگو بود. گاهی در اثر کار بسیار، دست‏هایش تاول می‏زد، لباس‏هایش غبارآلود می‏شد و بر لبانش دود و خاکستر می‏ نشست.
کارها بین حضرت علی(ع) و فاطمه(س) تقسیم شده بود. آوردن آب و تهیه هیزم و کارهای خارج از خانه، برعهده علی(ع) بود و درست کردن آرد و خمیر و پختن نان و وصله زدن لباس و کارهای داخل خانه با فاطمه(س) بود. حضرت زهرا(س) از اینگونه تقسیم کار، بسیار خرسند بود؛ چرا که از برخورد و روبه‏ رو شدن با نامحرمان در بیرون، دورتر بود. این نکته، درسی برای تقویت عفاف و پاکی زنان ما در جامعه اسلامی است.



************************************

neginsabz
۱۳۹۱/۰۲/۰۲, ۰۹:۳۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47898165210752692150.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47898165210752692150.jpg)


http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20%2861%29.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20%2861%29.gif

فاطميه آتش و هيزم ز کين

پشت در جز يک گل پژمرده نيست

فاطميه چادري خاکي شده

در ميان سينه شان ، نه! قلب نيست

فاطميه گريه هاي زينب است

دستها مغروق يارب يارب است

فاطميه يک علي ، يک يا علي

درس آب و کربلا بر زينب است

فاطميه برزخي مستور بود

معرفت از آدمي ، بس دور بود

فاطميه شد سکوت آخرين

بر علي اين بغض يک دستور بود

(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47898165210752692150.jpg)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33483873026247952213.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33483873026247952213.gif)


(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47898165210752692150.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۲/۰۳, ۰۲:۳۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39680691682457413370.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39680691682457413370.gif)



«غیرت فاطمی»

تو ستون استحکام عرشی بانو!
این‌گونه بر زمین نیفت!

برخیز؛ وگرنه آسمان
بر زمین سقوط خواهد کرد.

برخیز و چنین رنجور به دیوار تکیه نده
که تمام عالم به تو اتکا دارد.

برخیز! همه زخم‌هایت را پنهان کن تا دشمن،
آرزوی پیروزی را برای خویش به گور ببرد.

هنوز باید باشى.
هنوز اسلام نیازمند خطبه‌های توست.

هنوز امیرالمؤمنین علی(ع)
انقلاب و غیرت فاطمى تو را
پشتوانه خویش می‌خواهد.

برخیز و با همین نیمه‌جان مجروح،
با همین پیکر زخم‌خورده در کوچه‌های شهر جاری شو.

در تمام خانه‌های خواب برده را
با دست‌های عصمت خویش بکوب
تا بیدارشان کنى؛

تا تنها ماندن حجت خداوند را بدانند و به پا خیزند،
تا پایمال شدن وصیت و میراث رسول را سکوت نکنند.

پس از تو غمگین نباید بود.
اکنون که تو رفته‌اى،
تمام دردهایت به پایان رسیده‌اند.

اینک در جوار پیامبر خاتم نشسته‌ای و بی‌شک،
غصه‌هایت را سر بر دامان او از یاد می‌برى

. امّا اندوه من از بی‌تو ماندن است...،
از تنها شدنِ حقیقت بر روی این خاک پرفریب...،

از درد دل‌های تلنباری که پس از تو
تنها قلب پرسکوت چاه،
یارای شنیدنش را خواهد داشت.

تو را پنهان از چشم‌های بخیل روزگار به خاک سپردم
تا حسرت دیدار مزارت تا قیامت،
دل‌های گنه‌کارشان را به آتش بکشد.

تو را که ناموس حق بوده‌اى،
دور از دست‌ها و چشم‌های نامحرم زمین دفن کردم.

بگذار همه تا ابد بدانند
دختر معصوم رسول خدا (ص)
چنان از امت خویش در ستم بود
که نخواست هیچ‌کس نشان مزارش را بداند.

بگذار این بی‌نشانى،
به نشانه اعتراضی ابدی
در دل تاریخ جاودانه شود.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47285074136457660771.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47285074136457660771.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۲/۰۳, ۱۲:۳۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/71678968465566576561.gif
(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/71678968465566576561.gif)

سیماى حضرت فاطمه علیهاالسلام



در روز قیامت


چهره مقدس و ملكـوتى فاطمه زهرا علیهاالسلام در تاریخ اسلام آنقدر تابناك و روشـن است كه چنـدان به تحقیق و بـررسـى نیاز نـدارد، اما با تـوجه به ایام شهادت آن بزرگوار شایسته است اندكى درباره فضایل حضـرتـش گفتگـو كنیـم.
بـر ایـن اسـاس، به سـراغ روایات نـورانـى معصـومان علیهم السلام مـىرویـم تا بـا مقام و جایگاه آن حضـرت در قیامت آشنا شویم.


كیفیت برانگیخته شدن


برانگیخته شـدن و رستاخیز از لحظات بسیار سخت و وحشتناك آینـده بشر است، زمانى كه معصـومین علیهم‌السلام همـواره بدان مىاندیشند و گاه از خوف آن بیهوش مىشدند.
فاطمه صلوات الله علیها نیز چنیـن بود و بیشتر به آن زمان مـىاندیشید.

فكر زنده شدن، عریان بـودن انسان‌ها در قیامت، عرضه شـدن به محضـر عدل الهى و... او را در انـدوه فـرو مـىبـرد.
امیـرمـومنـان علـى علیه السلام مـىفـرمـایند:
"روزى پیامبر خـدا صلی الله علیه و آله بـر فاطمه علیهاالسلام وارد شـد و او را انـدوهناك یـافت. فـرمـود: دختـرم! چـرا انـدوهگینى؟

فاطمه علیهاالسلام پاسخ داد: پدر جان! یاد قیامت و برهنه محشـور شدن مردم در آن روز، رنجم مىدهد.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمـود:
آرى دخترم! آن روز، روز بزرگـى است.
اما جبرئیل از سوى خداوند برایم خبر آورد مـن اولین كسى هستم كه برانگیخته مىشـوم.
سپس ابراهیـم و آنگاه همسرت على بـن ابىطالب.
پـس از آن، خـداونـد جبـرئیل را همـراه هفتاد هزار فـرشته به سـوى تـو مىفرستد.
وى هفت گنبد از نـور بر فراز آرامگاهت برقرار مىسازد.

آنگـاه اسـرافیل لبـاس‌هاى بهشتـى بـرایت مـىآورد و تـو آنها را مـىپـوشـى.
فـرشته دیگرى به نام زوقائیل مركبـى از نـور بـرایت مىآورد كه مهارش از مروارید درخشان و جهازش از طلاست.
تـو بر آن مركب سـوار مىشـوى و زوقائیل آن را هدایت مـىكنـد.
در ایـن حال هفتاد هزار فرشته با پرچم‌هاى تسبیح پیشاپیـش تـو راه مىروند.

اندكـى كه رفتـى، هفتاد هزار حـورالعیـن در حالى كه شادمانند و دیدارت را به یكـدیگر بشارت مىدهند، به استقبالت مـىشتابند.
به دست هر یك از حـوریان منقلـى از نـور است كه بـوى عود از آن بـرمىخیزد... آنها در طرف راستت قرار گرفته، همراهت حركت مـىكنند.

هنگامـى كه به همان انـدازه از آرامگاهت دور شـدى، مریـم دختـر عمران همراه هفتاد هزار حـورالعیـن به استقبالت مـىآید و بر تـو سلام مىگـوید.
آنها سمت چپت قرار مىگیرند و همراهت حركت مىكنند.
آنگـاه مادرت خـدیجه، اولیـن زنـى كه به خـدا و رسـول او ایمان آورد، همراه هفتاد هزار فرشته كه پرچم‌هاى تكبیر در دست دارنـد، به استقبالت مىآیند.
وقتـى به جمع انسان‌ها نزدیك شدى، حـواء با هفتاد هزار حـورالعیـن به همراه آسیه دختر مزاحـم نزدت مىآید و با تـو رهسپار مـىشـود.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74404984554767476053.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74404984554767476053.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۲/۰۳, ۱۲:۳۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25063217493760590025.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25063217493760590025.gif)





حضـور فاطمه در میان مردم


فاطمه جان، هنگامى كه به وسط جمعیت حاضـر در قیامت مـىرسى، كسـى از زیر عرش پـروردگار به گـونه‌اى كه تمام مردم صدایش را بشنوند، فریاد مـىزنـد:
چشم‌ها را فـرو پوشانید و نظرها را پایین افكنید تا صـدیقه فـاطمه، دخت پیـامبـر صلی الله و علیه و آله و همـراهـانـش عبـور كننـد.

پـس در آن هنگـام هیچ كـس جز ابـراهیـم خلیل الـرحمان و علـى بـن ابـى طـالب علیهماالسلام و... به تـو نگـاه نمـىكنند.

جابربـن عبدالله انصارى نیز در حدیثى از پیامبر خدا صلى الله و علیه و آله این حضور را چنین توصیف مىكند:
روز قیامت دختـرم فاطمه بـر مركبـى از مـركب‌هاى بهشت وارد عرصه محشر مـىشـود. مهار آن مركب از مرواریـد درخشان، چهار پایـش از زمرد سبز، دنباله‌اش از مشك بهشتى و چشمانـش از یاقوت سرخ است و بر آن گنبدى از نور قرار دارد كه بیرون آن از درونـش و درون آن از بیرونـش نمایان است.
فضاى داخل آن گنبـد انـوار عفـو الهى و خارج آن پرتـو رحمت خـدایـى است.
بر فرازش تاجـى از نـور دیـده مـىشـود كه هفتاد پایه از در و یاقـوت دارد كه هماننـد ستارگان درخشان نور مىافشانند.

در هر یك از دو سمت راست و چپ آن مركب هفتاد هزار فرشته به چشـم مـىخـورد.
جبرئیل مهار آن را در دست دارد و با صـداى بلند نـدا مىكند: نگاه خود فراسوى خویش گیرید و نظرها پایین افكنید.
ایـن فـاطمه دختـر محمـد است كه عبـور مـىكنـد.
در ایـن هنگام، حتـى پیامبـران و انبیـا و صـدیقیـن و شهدا همگـى از ادب دیـده فـرو مىگیـرند تا فاطمه صلوات الله علیها عبـور مـىكنـد و در مقابل عرش پـروردگارش قرار مىگیرد.





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/44322735428824710551.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/44322735428824710551.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۲/۰۳, ۱۲:۳۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67252113977126713815.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67252113977126713815.gif)




منبرى از نور براى فاطمه علیهاالسلام


در ادامه گفتگوى پیامبر صلی الله و علیه و آله با دختر گرامىاش درباره چگـونگـى حضـور وى در عرصه قیامت، چنیـن مىخـوانیـم:
سپـس منبرى از نـور برایت برقرار مـىسازنـد كه هفت پله دارد و بیـن هر پله‌اى تا پله دیگر صف‌هایـى از فرشتگان قرار گرفته‌انـد كه در دستشان پـرچم‌هاى نـور است.
همچنین در طرف چپ و راست منبـر حـورالعیـن صف مـىكشنـد.

آنگاه كه بر بالاى منبر قرار مىگیرى، جبرئیل مىآید و مىگـوید: اى فـاطمه! آنچه مـایلـى از خـدا بخـواه.



شكایت در دادگاه عدل الهى

اولیـن درخواست فاطمه علیهاالسلام در روز قیامت، پس از عبور از برابر خلق، شكایت از ستمگران است.

جابربـن عبـدالله انصارى از پیامبـر اكرم صلی الله علیه و آله چنیـن نقل مى كنـد:
هنگامـى كه فاطمه در مقابل عرش پروردگار قرار مىگیرد، خـود را از مركب به زیر انداخته، اظهار مىدارد: الهى و سیـدى، میان من و كسـى كه مرا آزرده و بـر مـن ستـم روا داشته، داورى كـن. خـدایـا! بیـن مـن و قـاتل فـرزنـدم، حكـم كن...

بر اساس روایتـى دیگر، پیامبـر اكرم صلی الله علیه و آله فرمـود: دختـرم فاطمه در حالـى كه پیـراهن‌هاى خـونیـن در دست دارد، وارد محشـر مـىشـود.
پـایه‌اى از پـایه‌هـاى عرش را در دست مـىگیـرد و مـىگـوید:
«یا عدل، یا جبار، احكم بینى و بیـن قاتل ولدى»؛ اى خداى عادل و غالب، بیـن مـن و قـاتل فـرزنـدم داورى كـن.

قـال:« فیحكـم لابنتـى و رب الكعبه» به خـداى كعبه سـوگنـد، به شكـایت دختـرم رسیـدگـى مـىشـود و حكـم الهى صـادر مـىگـــردد.





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26451289936923211314.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26451289936923211314.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۲/۰۳, ۱۲:۴۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/63227650625851428398.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/63227650625851428398.gif)



دیدار حسن و حسین علیهماالسلام

دومین خـواسته فاطمه علیهاالسلام در روز قیامت از خداوند چنیـن است: خدایا! حسن و حسین را به من بنمایان.

در این لحظه، امام حسـن و امام حسیـن علیهماالسلام به سوى فاطمه صلوات الله علیها مىروند، در حالـى كه از رگ‌هاى بریده حسیـن علیه السلام خـون فـوران مـىكنـد.

پیامبر خـدا صلی الله علیه و آله مىفرماید:
هنگامى كه به فاطمه گفته مـىشـود وارد بهشت شو، مىگـوید:
هرگز وارد نمـىشـوم تا بدانـم پـس از مـن با فرزندانم چه كردند؟

به وى گفته مـىشـود: به وسط قیـامت نگـاه كـن.
پـس بدان سمت مىنگرد و فرزندش حسیـن را مىبیند كه ایستاده و سر در بـدن نـدارد.
دخت پیـامبـر صلی الله علیه و آله نـاله و فـریـاد سـر مـىدهـد.

فرشتگان نیز(با دیـدن ایـن منظره) ناله و فریاد بـرمـىآورنـد.

امام صادق علیه السلام مىفرماید:
حسیـن بـن على علیهماالسلام در حالى كه سر مقدسـش را در دست دارد، مـىآیـد. فـاطمه علیهاالسلام بـا دیـدن ایـن منظره نـاله‌اى جانسـوز سر مىدهد.
در ایـن لحظه، هیچ فرشته مقرب و پیامبر مرسل و بنده مومنى نیست مگر آن كه به حال او مىگرید.

در ایـن موقعیت، خداوند به خشـم آمده، به آتشـى به نام «هبهب» كه هزار سال در آن دمیده شده تا سیاه گشته و هیچ آسـودگـى در آن راه نمىیابد و هیچ اندوهى از آنجا بیرون نمىرود، دستـور مـىدهد كشندگان حسیـن بـن على را برگیر و جمع كـن... آتش به فرمان پروردگار عمل كرده، همه آنها را برمىچیند...




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21595613198790796412.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21595613198790796412.gif)

مجیب
۱۳۹۱/۰۲/۰۳, ۱۸:۲۱
فاطمیه قصه گوی رنجها است
بهترین تفسیر سوز مرتضی است

فاطمیه جنگ اشعار علی است
شرح حال چشم خونبار علی است

فاطمیه شعر داغ لاله است
قصه زهرای هجده ساله است

فاطمیه آتش افروز دل است
احتجاجش یک کتاب کامل است

فاطمیه سینه چاک درد ها است
شاهد نامردی نامرد هاست

فاطمیه مهر زد تاریخ را
در دل آتش گدازد میخ را

فاطمیه سوخت درب خانه ای
شمع را کشتند با پروانه ای

فاطمیه سوز دل را ساز کرد
دفتر داغ علی را باز کرد

فاطمیه شرح دیوارودر است
در مقام صبر زینب پرور است

فاطمیه ناله زهرا می زند
داد مظلومی مولا می رند

فاطمیه آتشی افرو ختند
خیمه های کربلا را سوختند

فاطمیه فاطمه اعجاز کرد
انقلاب کربلا را ساز کرد

فاطمیه ماه گل افشردن است
فتح باب تازیانه خوردن است

فاطمیه قفل غم را شد کلید
چونکه دارد هم شهیده هم شهید

فاطمیه صوزتش نیلی شود
تا رفیه شاهد سیلی شود

:Sham::Sham::Sham:

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۲/۰۴, ۰۰:۳۰
سلام علیکم ورحمة الله-"عزیزان،بگذاریدکشور با شهادت به عصمت حضرت زهرا (ع)بیمه شود.(به نقل از کتاب حضور و مراقبت)
با فریاد رسا در اذان نمازمان ،همنوا با شهادت به وحدانیت پروردگار و رسالت حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه و آله وسلم)برای تبرّک، بگوییم:
اَشهَدُ اَنَّ فاطِمَةُ الزَهراءَ عِصمَةُ الله الکُبری وَ حُجَّةُ الله عَلَی الحُجَج

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۲/۰۴, ۰۱:۱۰
به نام خدای فاطمه(س)
میخواهم به عیادت بانوی پهلو شکسته خانه علی(ع)بروم.بُعد مسافت نباشد در سفر روحانی.
پشت در خانه ای که حدود نود و سه روز است موج غم آنرا در بر گرفته وعزادار رسول الله(ص)است ،ایستاده ام.قلبم در سینه بیتابست.اذن ورودم میدهند؟شرمنده وامیدوار فضلشان.
و من صدای قلبم را شنیدم که مینالید :فاطمه جان ،بانوی مجللّه بهشتی، یاس خوشبوی علی، فقط به عشق تو وبرای عیادتت آمده ام .با اشک چشمم غسلی کرده ام تا شاید چشمانم رویت را ببیند.
گرچه سراپا فقر ونیازم ،اما بدون نیرنگ ودریافت عوض آمده ام. دلم طاقت در خانه ماندن نداشت .تو سیده سرور وسالار من ومایی .چسان در بستر بیماریت ببینم وکودکان خرد سالت را.آه کاش ....
فاطمه جان ،همیشه در این ایام ،نمی دانم برای غربت و اندوه مولا بگریم یا زخم سینه ات؟برای پهلوی شکسته ات یا زینب پریشت؟ویا...
آه بغضی راه نفسم را بسته،دلم از خصم خسته،زخمی در دلم نشسته،قلبم شکسته، منتظر از برای حضرت منتظَر نشسته،شمشیر غیرت بسته ام.با خود زمزمه میکنم:
کی شود آقا بیایی،عقده از دلها گشایی--دین جد خویشتن را از کرم یاری نمایی
......اللّهم صلّ علی محمد وآل محمد وعجّل فرجهم

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۲/۰۴, ۰۳:۲۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53508920463527194315.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53508920463527194315.gif)



اینک من برای روزهای بعد از این غمگینم؛
روزهایی که باید بی‌تو نفس کشید
و سکوت کرد و خون دل خورد.

من برای این دنیای ستم‌کار و در غفلت غمگینم
که از این پس قرار است نشانه‌های خداوند را
بر روی زمین، یک به یک بیازارند
و بر گمراهی خویش بیفزایند.

از این پس اندوه من ابدی‌است؛
تا آن زمان که به تو بپیوندم.

شانه‌ای که پس از تابوت تو
خسته و غمگین به خانه بازمی‌گردد،
هیچ آرزویی جز ندیدن دنیا ندارد.

دیگر دنیا با تمام فراخی‌اش برای من تنگ است؛
وقتی تو را در هیچ جای زمین نمی‌توان سراغ گرفت.
دیگر هیچ‌کس انگار در دنیا نیست؛

وقتی بین ازدحام مردم،
بانوی بهشتی من حضور ندارد.

آه بانو! این کلبه محقر
با تو فردوس برین بود برای من...،

برای من و فرزندانی که دیگر
طاقت نگاه‌های سوگوارشان را ندارم.

وقتی که تو بودى،
سفره خالی و بی‌رونقمان گوارا بود؛
آنچنان که گویا مائده‌های آسمانی
برایمان پهن بود
و گرسنگی را کنار این سفره بی‌نان،
با شمیم بهشتی تو از یاد می‌بردیم.

بانو! هنوز زمین نیازمندت بود.
هنوز گرسنگان مشتاقند
که در خانه تو را بکوبند
و تو افطار فقیرانه خود و خانواده‌ات را انفاق کنی
و با لب‌های روزه‌دار، از خداوند بشنوی که:
«وَیُطْعِمُونَ الطّعَامَ عَلَى حُبّهِ مِسْکِیناً وَیَتِیماً وَأَسِیراً».




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/37707386025952486107.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/37707386025952486107.gif)

neginsabz
۱۳۹۱/۰۲/۰۴, ۱۶:۳۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25063217493760590025.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25063217493760590025.gif)

فاطمیه آمد ٬

آن همدم و مونس کجاست ؟

شمع می پرسد زپروانه

گل نرگس کجاست ؟

در عزای مادرت یابن الحسن یک دم بیا

تا نپرسند این جماعت

بانی مجلس کجاست


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69140276061535420670.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69140276061535420670.gif)

مجیب
۱۳۹۱/۰۲/۰۴, ۲۲:۴۶
http://kocholo.org/img/images/dla23vlnw9hwddou5dk.jpg


تـا عـلــی ماهَـش بـه ســوی قبـــر بُرد
مـاه، رخ از شــرم، پـشـت ابـــــر بُرد
:Sham:
آرزوهــا را عـلــی در خــــاک کـــرد
خـاک هــم گـویی گــریبـان چاک کرد
:Sham:


زد صــدا: ای خــاک، جـانـانــم بگیــر
تــن نـمـانــده هیـچ از او، جـانـــم بگیر

:Sham:
نــاگــهـان بـر یــاری دســــت خــــــدا
دسـتــی آمـد، همچو دست مصـطـفــی

:Sham:
گـوهــرش را از صــدف، دریا گرفت
احـمــــد از دامـاد خـود، زهــرا گرفت

:Sham:
گـفـتـش ای تـاج ســر خیــل رُسُــــــــل
وی بَــر تـــو خُــرد، یکسر جزء و کل

:Sham:
از مــن ایــن آزرده جـانـــت را بـگـیـر
بـازگــردانــدم، امـانــت را بـگیــــــــــر

:Sham:
بــار دیــگر، هـدیـه ی داور بـگـیــــــــر
کــوثـــرت از سـاقــــی کـوثــــــــر بگیر

:Sham:
مــی کِـشــد خجلــت عـلــی از محضـرت
یــاس دادی، می دهد نیلوفــرت
علی انسانی

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۲/۰۵, ۰۹:۴۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90613575342857895179.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90613575342857895179.gif)



امروز صبای سوزدل ها حزین و خرامان
به سوی مدینه وزید و عطر یاسمن های اندوه
در کوچه های ارادت پیچید.
سلام عاشقان بر غریب مدینه.

امروز تمام راه های آسمان را به سوی مدینه گشوده اند
و راهیان سبز سلوک به تنهایی مزار یار می اندیشند.

آنک، در رثای گوهر گم گشته ی علی،
ریزش الماس اشک را شاید و تراوش یاقوت آه.

آنگاه که شمشاد شیدای ولایت را شبانه به معراج مهر بردند،
چشمه ی اشتیاق خشکید و ماه امید، هجرت کرد.

چه شباهنگام دلتنگی بود و چه سپیده ی سیاهی!
تمام خورشیدهای شعف، یکباره با غروب آشنا شدند.
سیمای سپید زهره ی منظومه ی ولایت به سرخی گرایید.


فاطمه،معیار فضایل بود
و اسوه ی سرآمدان عصمت و میزان محسنین.
در فناکده ی خاک، افول کرد
و در بقاسرای عرش، طلوع و تابندگی نمود.

هنوز آوای شیوایش در گوش دل ها باقی است

که همگان را به پارسایی و پایداری
در ولایت علوی می خواند و خود،
عامل نخست آن بود.

آیین محمد (صلی الله علیه و آله) از استقامت سرخ زهرا
آوازه یافت و امت از مرام زیبایش، مجد.

فردای شیعه از دیروز شعله ناک آلاله ی شهید نبی،
به روشنایی رسید و سوز سینه ی آسمانی اش،
اقتدار و صبر حسین و سطوت و صلابت حسن را به ارمغان آورد.

السلام علیک یا فاطمة الزهرا یا بنت رسول الله!




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/93337767033204386026.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/93337767033204386026.gif)

مجیب
۱۳۹۱/۰۲/۰۵, ۲۲:۰۳
یا علی رفتم بقیع اما چه سود
هرچه گشتم فاطمه(س) آنجا نبود

یا علی قبر پرستویت کجاست؟
آن گل صد برگ خوش بویت کجاست؟

هرچه باشد من نمک پرورده ام
دل به عشق فاطمه خوش کرده ام

حج من بی فاطمه (س) بی حاصل است
فاطمه (س) حلال صدها مشکل است
http://www.askquran.ir/images/smilies/Graphic/Graphic%20(61).gif


http://www.askquran.ir/member16548-albums1099-8677.jpg (http://www.askquran.ir/member16548-albums1099-8677.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۲/۰۶, ۰۱:۳۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/07303546884267694253.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/07303546884267694253.gif)




سلام بر تو ای خلاصه جمال خداوند

سلام بر تو ای صدیقه شهیده ، پاره تن رسول خدا

سلام بر تو ای خلاصه جمال خداوند

سلام بر تو که ملائک ، هنوز ذکرشان را با نام تو متبرک می کنند

سلام بر تو ای مادر آب ها

سلام بر تو که رودخانه های جهان ، راه دریا را با سر انگشت های هدایت تو پیدا می کنند

سلام بر تو که چشمه ها ، نام زلال تو را آواز می خوانند

سلام بر تو که گل ها ، شکفتن را از تو آموخته اند و پرستوها پرواز را

سلام بر تو که تمام خاک ، از شرق تا غرب بارگاه توست

سلام بر تو که آفتاب را در دوازده آینه به وسعت آسمان تکثیر کردی

سلام بر تو که نام خدا را با دوازده قلم بر لوح خاک نوشتی

سلام بر تو که دوازده رود بی کران را تا کرانه ابدیت روانه کردی

سلام بر تو ، دختری که مادر پدر شد

سلام بر تو ، بانویی که در حمایت از مردترین ، مرد تاریخ ، شهادت را مردانه به جان خرید .

سلام بر تو ، مادری که قهرمان کربلا را دامان مهرش پرورش داد

و سلام بر تو بانویی که نامش تا همیشه بر تارک تاریخ می درخشد



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/72716994912244462231.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/72716994912244462231.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۲/۰۶, ۰۹:۱۸
بر مزار غربت



http://img.tebyan.net/big/1391/01/1231683369165144385115621632322081755150.jpg


تهاجمِ خزانِ ناپاک به آبادیِ غزل های زهرایی؛ جان گدازتر از این تصویر، حادثه ای دیگر برای شاعران نبوده است.
درست در لحظه ای که همه چیز با سپیدی خو گرفته است، شب، با تمام پلیدی اش تو را در بر می گیرد.
می خواهی فریاد بکشی؛ اما اجازه در خود سوختن داری و بس. دنیا از دیدِ آگاهان، مکان شکر و تسلیم است.
چشم فرو می بندی و با خود می گویی: تکلیف ما با این جگر کباب شده چیست؟ و اشک هایت سرازیر می شود؛ همان دسته گل های زخم؛ یکی یکی بر مزار غربت.
خدایا! کجا باید شمعی روشن نگه داشت؟
این غم های آسمانی در کدام نقطه و گِرد کدام تربت فرود آیند؟ این خود، داغ دیگری است و تحملی دیگر بایدش.
دنیا چرا این بوی اندوه را از خود دور نمی کند؟

امان از تو ای نقطه پایانِ تلخ، ای آخر خط شکستن!

اُف بر همه بی رحمی هایی که خودشان را پهلوی بانوی نحیف رسانده اند! با این حُزن، همه گل های جوان، به سپید مویی رسیده اند.
سیمای عشق، شکستگی اش از روز آشکارتر است. امروز زبانی جز گریه به کار نمی آید.
جز هق هقی آهسته، زمزمه ای در باغ آینه ها نیست.
جز رویش نغمه های جان سوز در گلشن یاد «ام ابیها»، به چشم نمی خورد.

شما بیائید ای منظومه های فراق!

مصیبت عمیق است و هر دلی برای خود «بیت الاحزانی» دارد. در محفلی، شعری، لحظه ای... همه برای آن است که غریب بگرییم و عقده ها بگشاییم.
اما مگر برای این زخم، مرهمی آمده است؟

امروز با توام ای حال و هوای بقیع!

دلم تنگ است و در اشک سفر کرده ام.
دلم هم سو با کبوترانت، مرثیه هایی انبوه دارد.
ناله های زهرایی دارد و شعله شعله، روضه های مفصّل.
دلم طاقت ندارد به جانب بغض بچه های علی، پر بگشاید.
خیلی از آه ها را به شعر درآورده اند؛
اما خانه آتش گرفته علی، چیز دیگری است که شاید هیچ مرثیه ای آن را نسروده باشد.
لحظه های من تا به حال مدینه نرفته اند.
اما غم های امروز آن قدر زیاد است که به آسانی هر دلی را به آن دیارِ انس راهی می کنند؛
دیاری که می دانم جای جای آن از مظلومیت و معصومیت زهرا روشن است. مدینه سرتاسرش از یاد زهرا آکنده است.
دیگر سراغ «مزاری» را نباید گرفت.
امروز نه تنها من، که تمام واژه هایی که در اشکِ سوگ و شطّ خون شناورند، می پرسند:
چرا کنار هجده سالگی، این همه رنگ سیاه ماتم؟ یعنی هجده سال، این اندازه طولانی است با آن همه رنج های متراکم؟
در این دنیا اما چیزی بعید نیست.

مگر فاطمه، «ریحانة النبی» نبود؟ چرا حکایت کبودی بازو؟ مگر علی جان پیامبر نبود؟ چرا تنها و گوشه نشینش خواستند؟ چرا...
امروز نمی دانم چه باید گفت وقتی که خودِ داغ، در خانه علی تکلّم نمی کند؛
وقتی علی تمام هستی اش از دست می رود و او نمی تواند حتی به راحتی بگرید.
نمی دانم چه باید خواند که شب و اختفا، با سکوتِ خود حرف ها را زده اند.


بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

محمد کاظم بدرالدین


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/72716994912244462231.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/72716994912244462231.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۲/۰۶, ۰۹:۲۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90613575342857895179.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90613575342857895179.gif)



پرستاران و عيادت‏ كنندگان حضرت زهرا(س)


حضرت فاطمه عليهاالسلام در خانه خود در بستر بيمارى قرار گرفت و غم و اندوه ديگرى بر آن خانه سايه افكند.
فرزندان صغير و خردسال او در اطراف بستر مادر مانند پرندگان بال و پر شكسته سر به زير انداخته، در فكر فرورفته و چهره زرد و نحيف و سيلى خورده او را نظاره مى‏كردند.
پرستاران او ام‏سلمه زن ابورافع و اسماء بنت عميس بودند.
خبر بيمارى و بسترى شدن فاطمه عليهاالسلام در ميان مردم مدينه و مهاجر و انصار طنين‏انداز شد.
زنان مهاجر و انصار تصميم گرفتند به عيادت حضرت فاطمه عليهاالسلام بروند، گروهى گرد هم آمده و به حضور او رسيدند.
«فقلن كيف اصبحت من علتك يا بنة رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم فحمد اللَّه و صلت على ابيها، و به او خطاب كرده گفتند شب را چگونه به صبح كرديد از بيمارى خود اى دخرت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم، (فاطمه عليهاالسلام) حمد و ثناى الهى را بجا آورد و به پدر خود درود فرستاد.»
«ثم قالت اصبحت والله عائفة لدنيا كن قالية لرجالكن، سپس فرمود: به خدا سوگند صبح كردم در حالى كه از دنياى شما بيزارم و بغض مردان (ابوبكر و عمر و...) در دلم جاى گرفته است.» «لفظتهم بعد ان عجمتهم و شنأتهم بعد ان سبرتهم، از دهان به دورشان انداختم بعد از آنكه گاز گرفتمشان و از آنها بدم آمد بعد از آنكه امتحانشان كردم.»
اين كلمات كنايه و استعاره است. و به معنى آنست كه مردان شما را امتحان و ازمون نمودم اما آنها بد از امتحان درآمدند و لذا از آنها بيزار مى‏باشم.
«فقبحا لفلول الحد، چه زشت است كندى، آنچه تندى از آن مطلوب مى‏باشد.»
اين جمله نيز كنايه است.
و به معنى آن است كه همانگونه كه از شمشير تيزى و تندى انتظار مى‏رود، حال اگر كند باشد زشت و نارواست.
از مردان شما هم وفا و معاونت و همكارى انتظار مى‏رفت اما برعكس بى‏وفايى و بى‏اعتنايى ديده شد.
«واللعب بعد الحد، و چه زشت است بازى بعد از جديت و كوشش.»
يعنى زشت و نارواست براى مردمى كه كار را با اراده و جديت شروع كردند حال برگردند و بازيگر شوند.
«و قرع الصفاة و صدع القناء و خيل الاراء و زلل الاهواء، و چه زشت است كوبيدن بر سنگ خارا و چه قبيح است شكاف برداشتن سرنيزه‏ها و حيله و نيرنگ در آراء و انديشه‏ها و لغزش در خواسته‏ها.»
يعنى كار اينها مانند مشت بر سنگ كوفتن و بالاخره نيزه به سنگ زدن كه عاقبت سرنيزه شكاف برمى‏دارد و مى‏شكند و فايده نمى‏برد و زشت و قبيح است كه انسان مزورانه فكر كند و در خواسته‏هاى خود راه لغزش و سقوط را دنبال كند.
«و بئس ما قدمت لهم انفسهم ان سخط الله عليهم و فى العذاب هم خالدون، و مردان شما بد چيزى براى خود پيش فرستادند و آن اينكه خشم خدا را براى خود فراهم آوردند و در عذاب جهنم جاودان خواهند بود.»
«لا جرم لقد قلدتهم ربقتها و انما الناس مع الملوك والدنيا الا من عصم الله، به ناچار ريسمان فدك و خلافت را به گردن (ابوبكر و عمر) آنها انداختم و همانا مردم با شاهان و صاحبان قدرت و دنيا مى‏باشند، مگر آن كس را كه خدا حافظ و مراقب او باشد.»
دو جمله و نكته قابل ملاحظه در بيان اخير است، يكى اينكه حضرت فاطمه عليهاالسلام با دل‏آزردگى تمام و يأس از مهاجر و انصار فرمود: من آمدم از مردان شما استمداد كنم.
اما وقتى ياريش نكردند و غاصبين اصرار در غصب داشتند آنها را رها كرد، ديگر آنكه هنگامى كه غاصبينى زمام امور را به دست گرفتند، مردم به بطلان آنها فكر نكردند و بلكه به دنبال آنها رفتند كه گوئيا اين رسم مردم است كه پيرو قدرت و همراه آن مى‏باشند!.
«و حملتهم اوقتها و سننت عليهم غاراتها فجدعا و عقرا و بعدا للقوم الظالمين، و سنگين بار آن را بر آنها تحميل نموده و تمام مظالم و مفاسد تغيير مسير حكومت را متوجه آنها نمودم، پس هلاكت و نابودى و جراحت و ناسالمى و دورى، از آن قوم ستمگر باد.»
«ويحهم انى زعزعوها عن رواسى الرسالة، واى بر آنها، به كجا حركت و تغيير جهت دادند خلافت را از آن پايگاههاى محكم رسالت.»
«و قواعد النبوة والدلالة و مهبط الروح الامين والطيبين بامور الدنيا والدين، و از پايه‏هاى نبوت و رهبرى و از محل نزول جبرئيل امين و از كسى كه حاذق و آگاه به امور دين و دنيا مى‏باشد، خلافت را منحرف كردند.»
«الا ذلك هو الخسران المبين، آگاه باشيد كه اين بزرگترين زيانى آشكار است كه آنها مرتكب شدند.»
«و ما الذى نقموا من ابى‏الحسن، و چه عاملى باعث شد كه اينها انتقامجويانه با ابوالحسن «على عليه‏السلام» برخورد نمايند.»
«نقموا واليد منه نكير سيفه و قلة مبالاته لحتفه، به خدا سوگند از او به خاطر شمشير باطل برانداز او انتقام گرفتند و به خاطر بى‏باكى و نترسيدن او از مرگ خود بود.»
«و شدة و طأته و نكال وقعته و تنمره فى ذات امه و صلى الله على محمد و آل محمد، و به علت محكمى قدمهاى او بر روى باطل و له كردن آن و به خاطر اينكه گناهكار و جنايتكار را به شدت عقوبت مى‏كرد و به خاطر پلتك صفتى و شجاعت و تسليم‏ناپذيرى او در راه خدا.»
زنان مهاجر و انصار با شنيدن آن بيانات و حقايق، سرافكنده و شرمنده از حضور فاطمه عليهاالسلام خارج شدند و به خانه‏ هاى خود برگشتند و گفتار فاطمه عليهاالسلام را براى مردان خود بيان نمودند.
عده‏اى از مهاجرين و انصار تصميم گرفتند از فاطمه عليهاالسلام عيادت كنند و عذر تقصير بخواهند، لذا آمدند و وارد شدند و پس از حضور گفتند اى دختر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم اگر قبل از آنكه ما با ابوبكر بيعت كنيم على عليه‏السلام از ما خواسته بود كه با او بعيت كنيم دست از او نمى‏كشيديم.
فاطمه عليهاالسلام كه گفتار آنها را مزورانه تلقى نمود با ناراحتى از آنها خواست كه منزل را ترك كنند و فرمود شما هيچ عذرى نداريد و مقصر مى‏باشيد. (1)
پس از آن موضع مزاجى حضرت فاطمه عليهاالسلام روز به روز بدتر مى‏شد. عباس عموى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم شنيد كه فاطمه زمين‏گير شده و ديگر كسى به حضور نمى‏پذيرد پيغام براى حضرت على عليه‏السلام فرستاد و گفت: عمويت عباس اسلام مى‏رساند و مى‏گويد من وقتى شدت كسالت فاطمه عليهاالسلام را شنيدم غم‏زده و افسرده شدم، چنين مى‏نمايد كه او اولين كسى است كه به رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم ملحق مى‏شود، پس اگر قضيه رحلت او حتمى است من مهاجرين و انصار را جمع كنم تا نماز بر او بخوانند و به ثوابى برسند و خود براى دين هم عظمت و زينتى خواهد بود.
عمار ياسر مى‏گويد: من حضور داشتم كه على عليه‏السلام فرمود: سلام مرا به عمويم برسان و به او بگو خداوند محبت و لطف تو را از ما نگيرد، مشورت و نظر تو را فهميدم، اما حضرت فاطمه عليهاالسلام پيوسته مورد ستم بوده و او را از حق وى منع نموده و ارث او را به وى ندادند، توصيه و سفارش رسول خدا صلى اللَّه عليه آله و سلم را در حق او رعايت نكردند و از تو مى‏خواهم كه اجازه بدهى كه مطابق وصيت او عمل كنم كه سفارش كرده است مخفيانه دفن شود.
فرستاده عباس جواب على عليه‏السلام را براى او آورد، عباس گفت: خدا پسر برادرم را رحمت كند كه او آمرزيده است، رأى و نظر او مطاع خواهد بود، از ميان فرزندان عبدالمطلب بعد از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرزندى پربركت‏تر از على عليه‏السلام متولد نشده است، على عليه‏السلام در هر كرامتى با سابقه‏تر و در هر فضيلتى داناتر از همه و در سختيها و ناملايمات شجاع‏تر از همه و در يارى دين حنيف از همه با دشمن مبارزتر و اولين كسى است كه به خدا و رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم ايمان آورد. (2)

1ـ بحارالانوار، ج 43، ص 161.
2ـ بحارالانوار، ج 43، ص 210.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/42352831131998784449.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/42352831131998784449.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۲/۰۶, ۰۹:۲۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/59952153791134653305.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67114211219491739099.gif)



خواب ديدن حضرت زهرا(س) قبل از شهادت


از آن بانوى پهلو شكسته نقل كرده‏اند كه در روزهاى آخر عمر خواب ديدم پدرم را و به او از دست امت شكايت كردم آن حضرت به من فرمود: انك قادمة على عن قريب (1) تو به زودى به سوى من مى‏آيى.
بار ديگر خواب مى‏بيند ملائكه بسيارى به زمين فرود مى‏آيند و دو فرشته جليل‏القدر پيشاپيش آنها است كه او را به آسمانها بردند و قصرهاى عاليه بهشتى را به او نشان دادند و باغها و بستانهاى فردوس اعلا را به او نمودند... مى‏پرسد كه اين كاخ‏هاى عالى از آن كيست؟

مى‏گويند: اينجا فردوس اعلا است كه آخرين درجه بهشت است و اين همان نهر كوثر است كه متعلق به شما است.
آن رسيده بزرگوار مى‏پرسد: اين ابى؟ پدرم كجا است؟ گفتند: هم‏اكنون وارد مى‏شود و همان لحظه مى‏فرمايد كه پدرم وارد شد و مرا در آغوش گرفت و پريشانى مرا بوسيد و فرمود: فرزند دلبندم ديدى آنچه خدا وعده فرموده بود؟ اين همان وعده الهى است اين كاخ منزل تو و شوهرت و فرزندان شما است و اين جايگاه متعلق به دوستان شما است از خواب بيدار شد و رؤياى شيرين خود را به حضرت اميرالمؤمنين عليه‏السلام نقل كرد، مولاى متقيان عليه‏السلام دانست كه به زودى همسرش از دستش خواهد رفت و به بهشت اعلا منتقل خواهد شد.
پس از ديدن اين خواب بود كه مكرر اين دعا را مى‏خواند:

يا حى يا قيوم برحمتك استغيث فاغثنى اللهم زحزحنى عن النار و ادخلنى الجنة والحقنى بابى محمد صلى الله عليه و آله. (2)
اى خداوند زنده و پاينده به رحمت تو پناه مى‏برم پس به فريادم برس بار خدايا مرا از آتش جهنم دور گردان و به بهشت وارد كن و مرا به پدرم حضرت محمد صلى الله عليه و آله ملحق گردان. وقتى در همان حال حضرت على عليه‏السلام به بالينش آمد و به وى فرمود عافاك الله و ابقاك.
اى دختر پيامبر خداوند تعالى تو را به سلامت و باقى نگه دارد. گفت يا اباالحسن به زودى پدرم را ملاقات نموده و به او ملحق مى‏شوم.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47285074136457660771.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67114211219491739099.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۲/۰۶, ۰۹:۲۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67114211219491739099.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67114211219491739099.gif)


دستور ساختن تابوت


روايت شده: فاطمه (س) به اسماء بنت عُمَيْس فرمود:
من ناپسند مى‏دانم آنچه را كه با آن جنازه‏ى زنان را حمل مى‏كنند (3) كه پارچه‏اى روى جنازه‏ى آنها مى‏اندازند و جسم آنها از زير پارچه پيدا است،
و هر كس آن را ديد تشخيص مى‏دهد كه مرد است يا زن، من ضعيف شده‏ام و گوشت بدنم گداخته شده،
آيا چيزى نمى‏سازى كه مرا بپوشاند.
اسماء گفت: آن زمان كه در حبشه بودم (4) مردم حبشه براى حمل جنازه چيزى را كه پوشاننده بدن بود ساخته بودند، اگر مى‏خواهى مثل آن را بسازم.
فاطمه (س) فرمود: آن را بساز.
اسماء تختى طلبيد و آن را به رو انداخت، سپس چند چوب از شاخه‏ى خرما طلبيد و آن را بر پايه‏هاى آن تخت، استوار كرد و سپس پارچه‏اى روى آن كشيد (شبيه عِمارى درآمد) و به فاطمه (س) عرض كرد: تابوتهاى مردم حبشه، اين گونه است.
فاطمه (س) آنرا پسنديد و به اسماء فرمود: خدا تو را از آتش دوزخ محفوظ بدارد، مانند اين تابوت براى من بسازد و مرا با آن بپوشان.
و نقل شده وقتى كه حضرت زهرا (س) آن تابوت را ديد خنديد، با توجه به اينكه بعد از رحلت رسول خدا (ص) هيچگاه تبسّم (لبخند) نكرده بود و فرمود:
اين تابوت، چقدر زيبا و نيكو است كه مانع مشخص شدن زن و مرد مى‏شود! (5)



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69885536724102292592.gif (http://www.ayehayeentezar.com/forum.php)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۲/۰۶, ۰۹:۲۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/37707386025952486107.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/37707386025952486107.gif)

پی نوشتها

1ـ الصديقة للعلامة المقرم/ 105
2ـ دلايل الامامه طبرى 46
3ـ گويا تابوت آن زمان همانند نردبانى بدون ديوار بوده، و جنازه را روى آن مى‏گذاشتند، و جنازه مشخّص مى‏شد.
4ـ اسماء همسر جعفر طيّار بود، و حدود پانزده سال همراه جعفر در حبشه به سر برد و بعد از شهادت جعفر، همسر ابوبكر شد، محمد بن ابوبكر پسر او است (مترجم).
5ـ كشف‏الغمّه ج 2 ص 67 به نقل از ابن‏عبّاس.

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/37707386025952486107.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/37707386025952486107.gif)

سلیم بن قیس هلالی
۱۳۹۱/۰۲/۰۶, ۱۲:۱۹
از توی یک کتاب قصه بابا برام خوند که:


یک روز یک آقایی که مسلمون نبود چادر حضرت زهرا رو از اماممون امانت گرفت.
بعد توی انباری خونه شون وصلش کرد به میخ.
شب که شد دید از چادر حضرت زهرا نور میاد . همینجوری نور میاد، نور میاد.
بعد همه جا روشن شد.


بعد بخاطر همین مسلمون شد.
http://golmikh2.persiangig.com/masoomeh.jpg

منبع (http://masoomeh.parsiblog.com/Posts/10/%DA%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1/)

قاری قرآن
۱۳۹۱/۰۲/۰۶, ۱۳:۳۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/80750512556506420947.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/80750512556506420947.jpg)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/80750512556506420947.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/80750512556506420947.jpg)

شبي که آينه ام را به دست خاک سپردم
هزار بار شکستم هزار مرتبه مردم

دو دست از سر حسرت به هم زدم که چگونه
به دست خود گل خود را چنين به خاک سپردم

شد اشک غربت و گل کرد روي خاک مزارش
هر انچه داغ که ديدم هر انچه زخم که خوردم

شب امدم که بگريم تمام درد دلم را
سحر به غربت خانه جز اشک و اه نبردم

بدون فاطمه سخت است زندگي که پس از او
براي امدن روز مرگ لحظه شمردم

صلي الله عليک ايتها الصديقه الشهيده ...

raz72
۱۳۹۱/۰۲/۰۶, ۱۴:۵۸
زيارت حضرت فاطمه زهراءعَليهَا السَّلام
اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ الَّذى خَلَقَكِ فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ


سلام بر تو اى آزمايش شده ، آزمودت آن خدايى كه تو را آفريد پس تو را در آنچه آزمود

صابِرَةً اَنَا لَكِ مُصَدِّقٌ صابِرٌ عَلى ما اَتى بِهِ اَبُوكِ وَ وَصِيُّهُ صَلَواتُ


بردبار يافت و من مقام شامخت را تصديق دارم و بر آنچه پدرت و همچنين وصى او - كه درود


اللّهِ عَلَيْهِما وَ اَنَا اَسْئَلُكِ اِنْ كُنْتُ صَدَّقْتُكِ اِلاّ اَلْحَقْتِنى بِتَصْديقى


خدا بر ايشان باد - آورده اند صابرم و از تو مى خواهم كه اگر تو را تصديق كرده ام تصديق مرا


لَهُما لِتُسَرَّ نَفْسى فَاشْهَدى اَنّى ظاهِرٌ بِوَِلايَتِكِ وَ وَِلايَةِ آلِ بَيْتِكِ


به آن دو نيز برسانى تا دلم را شاد گردانى و گواه باش كه من پشت گرم به ولايت تو و ولايت خاندانت


صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْهِمْ اَجْمَعينَ


صلوات الله عليهم اجمعين هستم

التماس دعا

قاری قرآن
۱۳۹۱/۰۲/۰۶, ۱۶:۰۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53147339200071545061.gif

●●فاطمیه آمد اما همدم و مونس کجاست ؟ ●●
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
●●شمع می پرسد ز پروانه گل نرگس کجاست ؟●●
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
●●در عزای مادرت یابن الحسن یک دم بیا ●●
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
●●تا نپرسند این جماعت بانی مجلس کجاست●●
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20(61).gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21595613198790796412.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21595613198790796412.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۲/۰۶, ۱۷:۱۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67114211219491739099.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67114211219491739099.gif)



دل خورشید محک داشت ؟ نداشت

یابه او آیینه شک داشت ؟ نداشت

آسمانی که فلک می بخشید

احتیاجی به فدک داشت ؟ نداشت

غیر دیوار و در و آوارش

شانه وحی کمک داشت ؟ نداشت

مردم شهر به هم می گفتند :

دراین خانه ترک داشت ؟ نداشت

شب شد و آیینه ماه شکست

دست این مرد نمک داشت ؟ نداشت

تو بپرس از دل پرخون و غمت

چهره یاس کتک داشت ؟؟ والله نداشت


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/04065725154148888231.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/04065725154148888231.gif)

parsa
۱۳۹۱/۰۲/۰۶, ۱۸:۲۱
زهرای من - زهرای من ... بانوی آب


http://askquran.ir/gallery/images//60/medium/1_52153769957430283508.jpg (http://askquran.ir/gallery/images//60/1_52153769957430283508.jpg)


بانوی سبز شعر سپید من، سلام !
مهرت آب بود و دلت آئینه
وای بر من !
که حریم آب و باران را شکستند...
پیش از تو نه کسی، غربت را می شناخت
و نه کسی درد را تفسیر می کرد.


بانوی آبی محراب بلند عشق! بانوی مهر!
پیش از تو یاس ها، سپید بود.
هیچ دختی، مام پدر نبود.
هیچ زن، کفو اسد نشد.
هیچ مادر، عطش را آب نداد
و بر غربت لالائی نخواند...


شب سپیدِ روز سیاه من ! بانوی قدر!
پیش از تو هیچ شب به روشنی آن لیله ی سحر نبود.
هیچ دختر، بوی بهشت نداشت.
هیچ عروس، لباسش
هیچ مادر، افطارکودکانش، نبخشید
و هیچ بانو، آفتاب را خطبه نکرد.


ریحانه ی رسول! دردانه ی ولی! بانوی سیب!
پیش از تو نمی دانستیم، می شود
پهلوی عرش را شکست!
و به آفتاب سیلی زد!
یا درب بهشت را سوزاند!
و حور را گریاند!


تفسیرهل اتی،کوثر، لیله ی قدر! بانوی دهر!
پیش از توکوثر، معنا نداشت
و قدر قدر، غریب بود
وخدا از حجب حضور نام نازنین تو
فقط حور را از نعم بهشتی سوره ی دهر
حذف نمی کرد!
پیش از تو مصحف ، صاحب نداشت
و فدک وارث نداشت
و رضای کسی، رضای خدا نبود ...


بانوی ارغوانی حسرت و درد و دریغ! بانوی آه !
پیش از تو هیچ کس
گریه را چنین بلند، نگریاند
و در عمرکوتاه خویش
همه ی تاریخ را یک جا، نگنجاند
و به تابوت خویش، تبسم نکرد.


بانوی کبود مهر، رشک زهره، ماه !
خشم وغربت و شرمت
آن چنان بزرگ بود که مزارت را نیز
از چشم ها پوشاندی
بربلندای قیام قامتت
تاریخ آن چنان گنگ شد که
زمان شهادتت را هنوز هم، نمی داند
و زمین آن چنان گیج شد
که مکانش را هنوز هم پوشانده است.


نیلوفرحزین باغ بهشت من! بانوی یاس !
آه از آن دفن شبانه ات!...
بعد از تو، درد علی
جز چاه، محرم نیافت ...
بعد از تو هیچ زن ، شبانه دفن نشد
و با مرگش، غصب و جهل را چنین نلرزاند.
و روزگار را درحسرت نشان خویش، ننشاند.


بانوی سپید شب انتظار من! بانوی فجر!
تو برتر از زمین وزمانی
تو برتر از مکین ومکانی
تو برتر از همین و همانی
مطلع آفتاب و مغرب تو
هم چنان ناپیداست
تا هور از غرب برآید ...


بانوی سبز شعر سپید من! سلام !
تا طلوع آن آفتاب دیرین
گل طه، گل نرگس، گل یاسین
سلام !
سلام هی حتی مطلع الفجر ...


فریبا احمدی

قاری قرآن
۱۳۹۱/۰۲/۰۶, ۱۹:۰۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47898165210752692150.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47898165210752692150.jpg)


رسول خدا فرمود: هنگامى که خداى تعالى حضرت آدم ابوالبشر را آفرید و از روح خود در او بدمید، آدم به جانب راست عرش نظر افکند، آنجا پنج شبح غرقه در نور به حال سجده و رکوع مشاهده کرد، عرض کرد: خدایا قبل از آفریدن من، کسى را از خاک خلق کرده‏ اى؟ خطاب آمد: نه، نیافریده‏ ام. عرض کرد: پس این پنج شبح که آنها را در هیئت و صورت همانند خود مى‏ بینم چه کسانى هستند؟


خداى تعالى فرمود: این پنج تن از نسل تو هستند، اگر آنها نبودند، ترا نمى ‏آفریدم، نامهاى آنان را از اسامى خود مشتق کرده‏ ام (و من خود آنان را نامگذارى کرده‏ ام)، اگر این پنج تن نبودند، نه بهشت و دوزخ را مى‏ آفریدم و نه عرش و کرسى را، نه آسمان و زمین را خلق مى‏ کردم و نه فرشتگان و انس و جن را.


منم محمود و این محمد است، منم عالى و این على است، منم فاطر و این فاطمه است، منم احسان و این حسن است، و منم محسن و این حسین است. به عزتم سوگند، هر بشرى اگر به مقدار ذره‏ ى بسیار کوچکى کینه و دشمنى هر یک از آنان را در دل داشته باشد، او را در آتش دوزخ مى‏ افکنم... یا آدم، این پنج تن، برگزیدگان من هستند و نجات و هلاک هرکس وابسته به حب و بغضى است که نسبت به آنان دارد. یا آدم، هر وقت از من حاجتى مى‏ خواهى، به آنان توسل کن.


ابوهریره مى‏گوید، پیامبر اکرم در ادامه‏ ى سخن فرمود: ما پنج تن کشتى نجاتیم، هرکس با ما باشد، نجات یابد، و هرکس که از ما روگردان شود هلاک گردد. پس هرکس حاجتى از خدا مى‏ خواهد پس به وسیله‏ ى ما اهل‏بیت از حضرت حق تبارک و تعالى مسئلت نماید».


حقیقت آنست که پنج تن مقدّس رمز خلقتند:
یا أحمَدُ! لَو لاکَ لَما خَلَقتُ الأفلاکَ، وَ لَو لا عَلِىُّ لَما خَلَقتُکَ، وَ لَو لا فاطِمَةُ لَماخَلقُتُکما. (1)


اى احمد! اگر تو نبودى آسمان و زمین نمى‏ آفریدم و اگر على نبود تو را نمى‏ آفریدم و اگر فاطمه نبود شما را نمى‏ آفریدم (یعنى شمایان رمز خلقتید).
و فاطمه حوریّه‏ اى بود که چند صباحى لباس آدمیان در بر نمود

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11458305469433930314.gif (http://www.ayehayeentezar.com/forum.php)

مجیب
۱۳۹۱/۰۲/۰۶, ۲۲:۰۶
http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)




http://upload.iranvij.ir/images_bahman/33358713741596163647.png (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)


http://upload.iranvij.ir/images_bahman/36787132418446512109.png (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)

http://upload.iranvij.ir/images_bahman/78401087416481252163.png (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)










http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۲/۰۷, ۰۲:۰۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/52033688039783599036.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/52033688039783599036.gif)



غروب غم انگيز آفتاب


آن شب فاطمه درخواب دید فرشتگان بال در بال پرواز می کردند آنچنان که آسمان را به تمامی می پوشاندند...

دو فرشته پیش رو آمدند ، سلام کردند و مرا روی بال های خود سوار کرده و به آسمان بردند.

ناگهان بوی بهشت به مشامم رسید. فرشتگان صف در صف ایستاده بودند و ورود مرا انتظار می کشیدند .

اول خنده ای بسان بازشدن گلی و بعد هم با هم گفتند:

خوش آمدی ای هدف آفرینش بهشت و ای فرزند " لَوْ لاکَ لَما خَلَقْتُ الاَ فْلاک . "

فرشتگان مرا بالاتر بردند ، قصرهای بی انتها، لباس های بی همانند، آنچه چشم از حیرت خیره می ماند ،
و بعد نهرهای آبی سفیدتر از شیر و خوشبوتر از عطر وبعد قصری ، و چه قصری!

گفتم اینجا کجاست؟ این چیست؟ از آن کیست؟ گفتند اینجا فردوس اعلی است.

برترین و بالاترین مرتبه بهشت است. منزل و مسکن تو و پدرت و پیامبران همراه پدرت و هر که خدا با اوست اینجاست.

و این نهرکوثراست. پدرم که بر سریری تکیه زده بود مرا دید از جا برخاست در آغوشم گرفت و میان دو چشمانم را بوسه زد. و فرمود:

اینجا جایگاه تو ، شوی تو ، و فرزندان و دوستداران توست. بیا دخترم که سخت مشتاق توأم.

علی جان! پدرم به من گفت که امشب میهمان او خواهم بود. اکنون ای پسرعموی مهربانم ، من عازمم، بر من مسلم است که از امشب ، میهمان پدر خواهم بود.

گریزانم از این دنیای پر جلا ، و سراسر مشتاقم به خانه بقا. تنها دل نگرانیم برای رفتن، تویی و فرزندانم.

علی جان ولی جدا شدن از تو همین اندازه هم برایم سخت است. شما را به خدا می سپارم و از خدا می خواهم که سختی های این دنیا را برای شما آسان گرداند.

علی جان! من در سال های حیاتم ، همیشه با تو وفادار بوده ام ، از من دروغ، خُدعه و خیانت ندیده ای، لحظه ای پا را از حریم مهر و وفا و عفاف بیرون نگذاشته ام ،

بر خلاف فرمان تو حرفی نگفته ام. اعتقاد من همیشه این بوده که جهاد زن ، نیکو رفتار کردن با همسر است ، خوب شوهر داری کردن است .

علی جان! به وصیت هایم عمل کن ، چه آنهایی را که در کاغذی نوشته ام و چه آنها که اکنون می گویم.

در آنجا باغ های وقفی پیامبر را نوشته ام که به حسن بسپاری ، و او به حسین ، و او به امامان بعد از خویش تا آخر.

سهمی برای زنان پیامبر(ص) و زنان بنی هاشم ، و امامه دختر خواهرم قائل شده ام

. و اگر چیزی ماند به دخترانم بده . تو ناگزیری بعد از مرگ من ، ازدواج کنی و با کسی ازدواج کنی که نسبت به فرزندانمان مهربانتر است.

مرا در تابوتی به همان شکل که گفته ام حمل کن تا محفوظ تر باشم مرا شبانه غسل بده ،

از روی پیراهن – بر من شبانه نماز بخوان و مرا شبانه و مخفیانه دفن کن و قبرم را مخفی بدار.

مبادا مردمی که بر من ستم کرده اند بر جنازه ام نماز بخوانند و در دفنم حاضر شوند ، و از مکان دفنم آگاهی بیابند.

یاران معدود و محدود تو و پدرم ، از زنان فقط اسماء ، ام ایمن ، فضّه و ام سلمه و از مردان ، سامان ، ابوذر ، مقداد ، عمار ، عبدالله و خدیفه همین .


وای گریه نکن علی . من گریه ام برای توست ، تو چرا گریه می کنی ؟

تو مظلوم ترین مظلومان عالمی، گریه بر تو رواست من آنچه انجام داده ام برای دفاع از حقوق مغضوب تو بوده .

من می دانم که رفتنی ام، پدر مرا مطمئن ساخته بود. ولی من می دانستم پی مرگ من بر تو چه خواهد گذشت.

و این جگرم را آتش می زند. پس تو گریه مکن. عالمی برای مظلومیت تو باید اشک بریزد .

اکنون ، اول راحتی من است ، اما آغاز مصیبت توست.

پس در این گاه رفتن ، بیش از این جگرم را مسوزان. تو و فرزندانمان را به خدا می سپارم.

سلام مرا به همه فرزندانمان که تا قیامت به وجود می آیند برسان.

راستی علی جان ، آیا می بینی آنچه را که من می بینم؟

این جبرئیل است که به من سلام می کند ؛ و علیک السلام .

این میکائیل است که سلام می کند و خیر مقدم عرض می نماید ؛ و علیک السلام .

اینها فرشتگان الهی هستند که به استقبال من آمده اند .

چه شکوهی وچه عظمتی ؛ و علیکم السلام .






http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70562574794107897412.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70562574794107897412.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۲/۰۷, ۰۲:۳۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73735650397358192994.gif



واما ای علی !
به خدا سوگند این عزرائیل است که به من سلام می کند

و"علیک السلام یا قابض الارواح "بگیرجان مرا اما با مدارا.

خدای من، مولای من به سوی تو می آیم نه بسوی آتش .

سلام بابا ! سلام به وعده های راستین تو.

سلام به لبخند شیرین تو.

سلام به چشمان روشن تو .

آری این چنین بود که فاطمه زهرا(س) ام ابیها به جانب پدر مطهرش شتافت

و چشم از این جان بی وفا بربست.

اما علی مظهر عدالت و حقیقت ناب ، بعد از مرگ همسرش زیر لب چنین می سرود:

اکنون با رفتن تو خستگی ها را بیش از پیش احساس می کنم.

خدایا چطور من بدن نازنین این عزیز را شستشو کنم؟

اگر غسل کردن او با اشک چشم مجاز بود آب را بر بدنش حرام می کردم.

پس آب بریز اسماء ای وای این بازوی ورم کرده از چیست؟

آری این همان حکایت جگر سوز تازیانه و بازوست .

فاطمه ! گفتی از روی پیراهن غسلت دهم برای بعد از رفتنت هم باز ملاحظه این دل خسته را نمودی؟

ای کسی که پنهانکاری را فقط در دردها و غمهایت بلد بودی.

شوهرتو کسی نیست که برای این رازهای سَر به مُهر تو در نخلستان های تاریک شب نگریسته باشد.

اینجا جای تازیانه نامردان است، در آن زمان که ریسمان در گردن مردت آویخته بودند.

ای خدا ! این غسل نیست، مرور مصیبت است، تداعی محنت است، دوره کردن درد است.

ای وای از حکایت محسن حکایت فاطمه و آن در و دیوار،

حکایت آن میخهای آهنین با آن بدن نحیف و خسته و بیمار،

حکایت آن آتش با آن تن تب دار،

حکایت آن دست پلید با این صورت و رخسار.

بچه ها بیایید با مادر وداع کنید.

خدا در این غم صبرتان دهد. آرامترعزیزان من !

می دانم از گریه گریزی نیست.

اما شیون نکنید مثل من آهسته اشک بریزید.

نمی دانم چطور تسلایتان دهم. اما تقدیر این بوده است،

راضی به مشیت خدا هستم .

اینقدر مادر را صدا نزنید او اکنون توان پاسخ گفتن به شما را ندارد.

فقط نگاهش کنید و آرام اشک بریزید ...

اما نه ٬ گویی این دست های فاطمه است که از کفن بیرون می آید

و شما را درآغوش می کشد.

این بازهمان دل مهربان اوست که نمی تواند پس از مرگ هم ندای شما را بی جواب گذارد.

کنار روید تا در قبرش گذارم.

خدایا چه سنگین است این مصیبت ،

و چه سبک است این بدن درد و محنت دیده.

آری اینک دیگر من لب بر می بندم از سخن گفتن ،

تا علی و حسن و حسین و زینب بال گشایند

بر مزار تو. این تو ، این علی و این فرزندانت

و این چشم همیشه مشتاق من.

منبع : برگرفته از کتاب کشتی پهلو گرفته، سید مهدی شجاعی



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/82109208667744116475.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/82109208667744116475.gif)

neginsabz
۱۳۹۱/۰۲/۰۷, ۰۷:۵۸
http://kocholo.org/img/images/dla23vlnw9hwddou5dk.jpg


مدینه مبهوت فاجعه بود. از گستاخی این قوم، زمانه، انگشت تحیر به دندان گرفته است.
کوچه بنی هاشم در ازدحام بی شرمی گم شده است.
یک خانه که مهبط فرشتگان است، که قبله دلسوختگان است، که بهشت افلاکیان است، محل آمد و رفت شیاطین شده است.
بر دستان «یداللّه‏» زنجیر بسته‏اند، علی علیه‏السلام را کشان‏کشان به مسجد می‏برند ـ علی علیه‏السلام را! ـ
هیچ مردی نیست که حتی قدمی پیش بگذارد!
هیچ حادثه‏ای نیست که غدیر را به یاد آورد!
هیچ دهانی نیست تا حقیقت را فریاد بکشد!
علی علیه‏السلام ـ حقیقت مظلوم تاریخ ـ تنها است
بر بازوان خیبرگشا بند بسته‏اند و کسی دستی برای یاری پیش نمی‏آورد!
ناگهان، دستی بر آمد و صدایی به دادخواهی ولایت بلند شد. دستی به دستان «یداللّه‏» گره خورد.
دستی مدافع ولایت شد و برای چندمین بار، با علی علیه‏السلام بیعت کرد.
و دست، دست یک زن بود، یک زن مرد آفرین، پاره تن رسول صلی‏الله‏علیه‏و‏آله
بند دستان علی علیه‏السلام را گرفت، نه این که علی بود و همسرش، نه این که علی بود و پسر عمویش، نه این که علی بود و برادر پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، که بند بر دستان ولایت بود، بر دستان امام.
شعله‏های آتش از در زبانه کشید و خون عصمت خدا بر زمین جاری شد...، پهلوی قرآن شکست و دستی بر صورت محبوبه خدا نقش بست...
از انتهای دست‏ها، دستی که جنسش خار بود بر صورت روح بهاران، مادر گل‏ها شکفت
دست، نمی‏دانست که این زن فاطمه علیهاالسلام است، دست، نمی‏دانست که فاطمه پاره تن محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است؟!
دست؛ نمی‏دانست «هرکس فاطمه را بیازارد محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را آزرده است و هرکس او را خوشنود کند، محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را خوشنود کرده»؟!

دست، می‏دانست و سیلی زد!
دست می‏فهمید و جسارت کرد!
زخمی عمیق و آتشین، بر روح ایمان نقش بست
تا بر سرشت خاکیان، گندم و عصیان نقش بست
دیوار، تنها قاریِ درد عظیم کوثر است
دردی که آیه آیه بر پهلوی قرآن نقش بست
ننگ شکستن این خطای بی حساب آدمی
افسوس بر پیشانی تاریخ انسان نقش بست
بانوی من! از داغ سرخت، تا همیشه، تا ابد
در قاب چشم آسمان، تصویر باران نقش بست
بر شانه تاریخ، جای پای تابوتی گم است
پرواز یک ققنوس بر یک قبر پنهان نقش بست





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif

neginsabz
۱۳۹۱/۰۲/۰۷, ۰۸:۰۱
http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)
دختر رسول خدا علیهاالسلام الگوی امام زمان(عج)

http://img.tebyan.net/big/1388/03/19114544254224191261654810001958101128236.jpg



هر چند عمر کوتاهی داشت اما در همین عمر کوتاه به گونه ای زیست که زندگیش سراسر سرمشق شد؛ سرمشق برای یک عمر زندگی عارفانه و عاشقانه، زندگی مملو از نورانیت و صمیمیت، و زندگی سرشار از موفقیت و زندگی با احساس مسئولیت کردن به آنچه در پیرامونش می گذشت.

گمان نشود چون زن است تنها الگوی زنان است و مردان نمی توانند از او الگوبرداری کنند.
چون حضرت در انسانیت با همه انسانها مشترک است پس می تواند الگوی همگان باشد چه مرد و چه زن. اگر حضرت فاطمه سلام الله علیها تنها الگویی برای زنان بود دیگر چه جای این کلام حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بود که فرموده باشند:
عَنِ الشَّیْخِ الْمُوَثَّقِ أَبِی عُمَرَ الْعَامِرِیِّ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَیْهِ قَالَ... وَ فِی ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ ص لِی أُسْوَةٌ حَسَنَة.1 در توقیعی و نامه ای که از سوی امام عصر علیه السلام به واسطه یکی از نواب خاص حضرت در زمان غیبت صغری صادر شد آمده بود: دختر رسول خدا برای من الگویی نیکوست.
بنابراین دختر رسول خدا برای همگان الگوست. یکی از علمای معاصر در این باره می نویسد: «ایشان نه تنها الگویی برای زنان بلکه الگویی برای مردان نیز می باشد و چه بسا که در مرحله اول الگویی برای مردان و در مرحله دوم الگویی برای زنان باشد. دلیل آن این است که خداوند نور واحدی بیافرید و سپس آن را سه قسمت کرد، قسمت اول نور پیامبر مکرم اسلام محمد مصطفی صلی الله علیه وآله و قسمت دوم نور مولای متقیان علی علیه السلام و ائمه هدی از فرزندانش و قسمت سوم نور فاطمه زهرا علیها السلام بود که خداوند آسمانها و زمین را با آن خلق کرد... پس نمی توان آن حضرت را فقط الگویی برای بانوان به شمار آورد زیرا ایشان بخشی از نور الهی می باشد و زن و مرد باید به طور مساوی از خلق و خو و سیره آن حضرت الگو برداری کنند.» 2
از آنچه گذشت روشن شد که الگوپذیری از اول بانوی هستی، بخشی مختص به بانوان مؤمن است و بخشی برای عموم انسانهای خداجو است چه مرد و چه زن. در هر یک از این دو بخش نیز برخی رفتار فردی است و برخی رفتار اجتماعی است. در قسم اول به ما می آموزند که چگونه یک انسان کامل باشیم و در قسم دوم در جامعه چگونه حضور داشته باشیم و وظایف ما نسبت به جامعه چیست؟

http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)

neginsabz
۱۳۹۱/۰۲/۰۷, ۰۸:۰۲
http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)

حضرت زهرا علیها سلام الگوی بانوان

همسرداری:

http://img.tebyan.net/big/1388/10/244158113104573282108722555474843130128.jpg

ایشان در همسرداری الگوی زنان مسلمان است. در تاریخ آمده است که در یکی از صبحگاهان امام علی علیه السلام فرمود: فاطمه جان! آیا غذایی داری تا گرسنگی ام برطرف شود؟ پاسخ داد: نه به خدایی که پدرم را به نبوت و شما را به امامت برگزید سوگند که دو روز است که در منزل غدای کافی نداریم؛ آن چه بود به شما و فرزندانم دادم و خود از غذای اندک موجود استفاده نکردم.
امام با تأسف فرمود: فاطمه جان! چرا به من اطلاع ندادی تا به دنبال تهیه غذا بروم؟ قالت علیهاالسلام یا اباالحسن إنی لأستحیی من إلهی أن اکلف نفسک مالا تقدر علیه. حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: ای ابا الحسن من از پروردگار خود حیاء می کنم چیزی را از تو درخواست نمایم که تو بر آن توان و قدرت نداری. زنان دنیای معاصر باید از اینگونه جلوه های ایثار درس زندگی بگیرند و با ساده زیستی و مراقبت از خویشتن و دوری از آرزوی های زودگذر زندگی زناشویی را رنگی جاودانه زنند.3

در ارتباط با نامحرم :


در تعالیم دینی به ارتباط در حد ضرورت زن با نامحرم سفارش شده است. این مطلب در کلام و در رفتار بزرگ بانوی اسلام وارد شده است: گفتار حضرت در این باره چیست؟ ایشان می فرماید: خیرٌ للنساء أن لا یرین الرجال و لا یراهنّ الرجال. آن چه برای زنان نیکوست این که (بدون ضرورت) مردان نامحرم را نبیند و نامحروان نیز او را ننگرند. 4
و اما رفتار حضرت صدیقه کبری:‏ امیر المؤمنین علیه السلام می فرماید: روزی فاطمه علیهاالسلام در محضر رسول خدا نشسته بود که مرد نابینایی اجازه ورود خواست. در این حال دختر رسول گرامی اسلام اتاق پذیرایی را ترک کرده و در اندرونی نشست. پس از رفتن مهمان، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله پرسیدند: چرا از مرد نابینا دور شدی در حالی که او تو را نمی دید؟ فاطمه علیهاالسلام جواب داد: اگر او مرا نمی دید من وی را می دیدم علاوه بر این اگر او چشم نداشت که مرا ببیند از طریق بویایی می توانست بو کند. 5

تربیت فرزندان:

http://img.tebyan.net/big/1389/02/2315811528509261953140232462246822192.jpg


همچنین ایشان در تربیت فرزندان الگوی مادران مهربان است؛ یکی از راههای تربیت فرزندان که می توان گفت بهترین روش نیز هست عمل خود مربی یعنی مادر است. حضرت فاطمه سلام الله علیها با عبادت خالصانه اش در درگاه الهی روح بندگی را به فرزندانش آموخت. با حضور به موقع و به جا در صحنه جامعه روح مسئولیت پذیری را در کودکانش پرورش داد. فرزندش امام حسن مجتبی نقل می کند که: مادرم فاطمه را در شب جمعه در محراب عبادت دیدم که به عبادت و نماز مشغول است او پیوسته به رکوع و سجود مشغول بود که شب به پایان رسید... 6 اینجاست که فرزندان ایشان عابدترین افراد در زمان خود می شوند تا جایی که امام حسین علیه السلام برای راز و نیاز با محبوب هستی از دشمن یک شب مهلت می گیرد و بعد از واقعه کربلا نماز شب عقیله بنی هاشم حضرت زینب سلام الله علیها ترک نمی شود.
در محبت و احترام به والدین به ویژه پدر، الگوی دختران عفیف است. محبت ایشان به پدر بزرگوارش مثال زدنی است. حضرت زهرا تحمل دوری پدر را نداشت بخاطر همین رسول خدا صلى الله علیه و آله هنگام مسافرت با آخرین كسى كه وداع مى‏گفت حضرت فاطمه علیهاالسلام بود و هنگام بازگشت از مسافرت اولین كسى را كه دیدار مى‏كرد فاطمه علیهاالسلام بود.7 در لحظات پایانی عمر شریف پدرش بیش از همه بی تابی می کرد تا این که پدرش او را فراخواند و مژده ای به او داد که دخترم تو اول کسی هستی که به من ملحق می شوی 8 اینجا بود که همه دیدند لبخندی در چهره پر از غم فاطمه سلام الله علیها پدیدار گشت.

http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)


‏پی نوشت ها:
1. بحارالأنوار، ج 53 ،ص 178 ( باب ما خرج من توقیعاته) و الإحتجاج‏،ج2 ص 466
2.فاطمه زهرا علیها سلام تجلیگاه رسالت الهی، محمد تقی مدرسی، مترجم قزوینی حائری،ص 31و 32
3. فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها سلام، محمد دشتی، ص 9
4. مكارم الأخلاق، شیخ حسن فرزند شیخ طبرسى‏، ص: 233 ناشر: شریف رضى
5. تحلیل سیره فاطمه زهرا، علی اکبر بابازاده، ص 159 و 160
6. همان، ص98
7. فضائل پنج تن علیهم السلام در صحاح ششگانه اهل سنت، ج‏4، ص: 18
8.الإنصاف فى النص على الأئمة ع ،سید هاشم بحرانى با ترجمه رسولى محلاتى‏ ،ص: 206 ،ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامى

neginsabz
۱۳۹۱/۰۲/۰۷, ۰۸:۰۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67114211219491739099.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67114211219491739099.gif)




http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)

« جای خالی یاس »

سنگ‏ها بر سوگ تو ندبه می‏خوانند؛
در غروبی که شاخه‏ات را شکسته بودند.
امشب، جای پای دوست، در خانه خالی است و ترنم مهربانی،
بی‏حدیث حضور او، خاموش است.
... علی، شبانه یاس می‏کارد!
شبانه، داغ دلش را به خاک می‏گوید؛
اگرچه فردا صبح، از سمت خانه همسایه بوی نان آید.
دوباره بغض حسن با حسین می‏گیرد.
و جای خالیِ مادر به خانه می‏پیچد.
کجاست فاطمه امشب؟ کجاست بانوی نور؟
http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)http://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gifhttp://upload.iranvij.ir/images_bahman/93065319358032413319.gif (http://groups.yahoo.com/group/Darham/join)

*عرفانی*
۱۳۹۲/۰۱/۰۴, ۱۱:۵۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/75513714815775015526.gif
(http://www.askquran.ir/thread30326.html)

(http://www.askquran.ir/thread30326.html)


(http://www.askquran.ir/thread30326.html)

(http://www.askquran.ir/thread29306.html)بیت الاحزان حضرت زهرا سلام الله علیها.... (http://www.askquran.ir/thread35919-3.html)



دانســــتنــی هـــای فـاطــمــی (http://www.askquran.ir/thread29306.html)


سوگنامه شهادت ريحانه نبي،ياس نيلي علي،حضرت فاطمه (س) (http://www.askquran.ir/thread26372.html)





یاس کبود ۞ نرم افزار پرتابل پاسخ به شبهات فاطمی ۞ (http://www.askquran.ir/thread21154.html)






نرم افزار ریحانة النبی ( جامع ترین نرم افزار موبایل درباره حضرت فاطمه زهرا (س) ) (http://www.askquran.ir/post426125.html#post426125)



مرثيه هاي دل درسوگ فاطمه(س)،بانوي آب و ائينه (http://www.askquran.ir/thread26374.html)


پيامک هاي تسليت ايام سوگواري بانوي محشر (http://www.askquran.ir/thread26375.html)


گالري تصاوير ويژه شهادت حضرت زهرا(س) (http://www.askquran.ir/thread26376.html)


امضاهاي تصويري ويژه ايام فاطميه (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=26378)


مجموعه نفيس آواتارهاي فاطمي (http://www.askquran.ir/thread20638.html)


حرز حضرت زهرا سلام الله عليها (http://www.askquran.ir/post426550-45.html)


دعاهاي روزانه حضرت زهرا سلام الله عليها (http://www.askquran.ir/post426563-46.html)


چهل داستان از حضرت فاطمه زهرا(س) (http://www.askquran.ir/thread26380.html)


چهل حديث گهربار فاطمي (http://www.askquran.ir/thread26649.html)


فاطمه علیهاالسلام ؛ فرشته زمینی(به مناسبت ایام فاطمیه) (http://www.askquran.ir/thread26514.html)


نرم افزارصوتی پهلو شکسته ( ویژه ایام فاطمیه س ) (http://www.askquran.ir/thread29306.html#post430375)


ایام فاطمیه (س) (صوتی ، تصویری ، فلش) (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=12604&p=431595)


بهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها} (http://www.askquran.ir/thread30326.html)



تشییع آیینه {ویژه نامه شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) (http://www.askquran.ir/thread30867.html)


چراقبر حضرت فاطمه علیهاالسلام مخفی ست؟ (http://www.askquran.ir/thread30876.html)


مقام ولایت حضرت زهرا مرضیه (س) (http://www.askquran.ir/thread30874.html)


آثار اخروی محبت به حضرت زهرا علیها السلام (http://www.askquran.ir/thread30875.html)


غم دل با تو بگویم تنها ........ یار من مادر خوبم زهرا (http://www.askquran.ir/thread3194.html)


هجوم به خانه حضرت علی و بانوی محشر (http://www.askquran.ir/thread30871.html)


آتش بر در خانه حضرت زهرا سلام الله علیها (http://www.askquran.ir/thread30872.html)


جسارت واهانت به ساحت مقدس صدیقه طاهره (http://www.askquran.ir/thread30873.html)


مجموعه نفيس آواتارهاي فاطمي (http://www.askquran.ir/thread20638.html)


امضای تصویری ایام فاطمیه(س) (http://www.askquran.ir/thread27517.html)



گالري تصاوير ويژه شهادت حضرت زهرا(س) (http://www.askquran.ir/thread26376.html)

چرا حاکم نیشابوری کتابی در فضائل فاطمه زهرا (س) نوشته.... (http://www.askquran.ir/thread17530.html)

مرثيه هاي دل درسوگ فاطمه(س)،بانوي آب و ائينه (http://www.askquran.ir/thread30891.html)


فاطمیه مهم تراست یاعیدنوروز؟؟ (http://www.askquran.ir/thread35665-3.html)

تکیۀ أمّ أبیها حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها (http://www.askquran.ir/thread35704.html)


شهادت حضرت فاطمه زهرا س بر همه تسلیت باد (http://www.askquran.ir/thread35702.html)


تصاویرغربت قبر بی نشان مادر اهل بیت خانم فاطمه الزهرا(س)و امامان بقیع (http://www.askquran.ir/thread22655.html)


وهابیون با مسجد حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)در مدینه چه کردند+عکس (http://www.askquran.ir/thread35726.html)


زیارتنامه حضرت فاطمه زهرا س (http://www.askquran.ir/thread35736.html)


فاطمه(س) لیلة القدر ناشناخته است! (http://www.askquran.ir/thread35755.html)


مادر شیعیان ما را دریاب ... (http://www.askquran.ir/thread35708.html)


حوادث دوران سیاه پس از رحلت پیامبراکرم (ص ) (http://www.askquran.ir/thread35709.html)



فضیلت حضرت زهرا(س)چیست؟ (http://www.askquran.ir/thread35884.html)


حضرت زهرا خط کش اعتقادی است - اهمیت فاطمیه (http://www.askquran.ir/thread20854.html)


دانلود مداحی و روضه خوانی شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) (http://www.askquran.ir/thread30919-14.html)


یاس کبود ۞ نرم افزار پرتابل پاسخ به شبهات فاطمی ۞ (http://www.askquran.ir/thread21154.html)







تـــصـــاویـــــر فـــاطـــمـــی (http://www.askquran.ir/thread35703-3.html#post604414)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/82060229963239550193.gif

*عرفانی*
۱۳۹۲/۰۱/۰۴, ۱۳:۳۵
پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله:


إنّ اللّه َ لَيَغضَبُ لِغَضَبِ فاطمةَ ، ويَرضي لِرِضاها؛


به يقين خداوند با خشم فاطمه به خشم مى‌آيد و با خشنودى او خشنود می‌شود.




http://img.tebyan.net/big/1386/03/187757619921616473013413631381548759210.jpg

.:MOBAREZ:.
۱۳۹۲/۰۱/۰۴, ۱۸:۵۸
سلام علیکم. به مناسبت شهادت حضرت زهرا (س) ، روضه ی مرحوم آیت الله مجتهدی را قرار دادم.



http://www.iranhall.com/news/upload/294231-2008-1-14-11-8-53.gif


دانلود (http://www.askquran.ir/attachment.php?attachmentid=33282&stc=1&d=1364136986)

مجیب
۱۳۹۲/۰۱/۰۴, ۲۳:۰۴
http://img.tebyan.net/Big/1391/01/5982312317912015221361782021401733421862.jpg


پوشانده است ابر کبودی مدینه را

برلب نمانده شوق سرودی مدینه را



قندیل ماه رنگ پرید ه است تاگرفت

گرد عزای یاس کبودی مدینه را

:Sham::Sham::Sham:

azv
۱۳۹۲/۰۱/۰۴, ۲۳:۲۶
http://social.saramad.ir/file/pic/photo/2013/03/aa809ae2906841591975f92d646b8f9a_500.jpg

یـــونـــس
۱۳۹۲/۰۱/۰۵, ۰۱:۲۲
زهرا! گمان کنم که زمان سفر شده
خواب و خوراک تو چه قدر مختصر شده
داری برای مرگ خودت می کنی دعا
امّا غروب عمر علی جلوه گر شده
در زیر بار غم، بدنت آب رفته است
حالت شبیه حال دل محتضر شده
در خانه هم برای علی رو گرفته ای!
این صورت کبود تو هم دردسر شده
حرفی بزن وگرنه که دق می کند حسن
حرفی بزن ببین حسنم، جان به سر شده
خیلی دلت برای حسین شور می زند
« جانم حسین » های تو غرق شرر شده
در پشت در چه بر سرت آمد که این دو ماه
دارو دگر به زخم تنت بی اثر شده؟!
فهمیده ام که دست به پهلو گرفته ای
هر چه که پیش آمده از « میخ در » شده
کمتر نفس بکش به خدا می کشی مرا
خونابه های پهلوی تو بیشتر شده

شهید هدایت
۱۳۹۲/۰۱/۰۵, ۱۱:۰۷
http://shiaupload.ir/images/37393923260539851047.jpg

شهید هدایت
۱۳۹۲/۰۱/۰۵, ۱۱:۰۹
http://img.tebyan.net/big/1387/02/213227124165160601611921984129132107162117187.jpg

شهید هدایت
۱۳۹۲/۰۱/۰۵, ۱۱:۱۷
چهره ها با اشك زیبا می شود-----روضه استاد شهریار در مورد حضرت زهرا(س)



چهره ها با اشك زیبا می شود



چهره ها با اشك زیبا می شود
عشق با تصویر معنا می شود


عشق يعني دل سپردن در الست

از مي وصل الهي مستِ مست




عشق يعني ذكر ناموس خدا

يا علي گفتن به زير دست و پا



عشق يعني جلوه صبر خدا

شرم ايوب نبي از مرتضي



عشق بر دلداده فرمان مي‌دهد

عاشق جان داده را جان مي‌دهد



عشق باعث شد كه دل سامان گرفت

پشت درب خانه زهرا جان گرفت




عشق يعني انقلاب فاطمه

از كبودي چشم تار فاطمه



عشق يعني عشق ناب فاطمه

بيت الاحزان خراب فاطمه

شهید هدایت
۱۳۹۲/۰۱/۰۵, ۱۱:۳۴
روضه ای از استاد شهریار در مورد حضرت زهرا(س)

یخلب دینن اوی رحلت ادیب ختم رسل------- خانه دین ویران شد با رحلت ختم رسل

چرپلب دین قاپس حضرت زهرا باشنا------- درب دین کوبیده شد بر سر حضرت زهرا

سقط اولوب محسن بانو اوزود اولدی شهید------ محسن اش سقط و بانو خودش هم شهید شد

گول الندی اوزماننان بری دنیا باشنا------- از ان زمان خاک بر سد دنیا شد

کربلا فاجعه سی بذرن اکیب باشلاندی------ بذر فاجعه کربلا کاشته و شروع شد

تا قیامت نه گوپا زینب کبری باشنا------- تا قیامت چه بر سر حضرت زینب بیاید

حضرت فاطمنه نین قبرد محجوب اولدی------ قبر حضرت فاطمه هم محجوب شد

چادر عصمتین سالدی ثریا باشنا ------ چادر عصمت خود را بر سر ثریا کرد

التماس دعا

seyed133
۱۳۹۲/۰۱/۰۵, ۱۳:۱۷
به نام خدا

کار تنش زیاد ولی وقت من کم است
یک شب برای شست و شوی این بدن کم است

بانوی من نحیف نبود ، اینچنین نبود
وقتی نگاه میکنمش ظاهراً کم است

در زیر پارچه ورمش گم نمیشود
آنقدر واضح است که یک پیرهن کم است

باید چگونه جمع کنم این بساط را
فرصت کم است و آب کم است و کفن کم است

مسمار را خودم زده بودم به تخته ها
باید بمیرم آه ، پشیمان شدن کم است

گیرم حسین دق نکند اینچنین ولی
گریه بدون داد برای حسن کم است

آئینه آمدی و ترک خورده میروی
یعنی برای بردن تو چهار زن کم است

پیراهن حسین که کارش تمام شد
پس جای غُصّه نیست اگر یک کفن کم است

بالت ، پرت ، تنت ، همه ی پیکرت خدا
این زخمها زیاد ولی وقت من کم است

***علی اکبر لطیفیان***

التماس دعا
یا علی(ع)

خادمة المهدی
۱۳۹۲/۰۱/۰۵, ۱۴:۵۱
http://www.bata.ir/images/fatemie/yazahra%20(9).jpg



اونا که فصل بهارو به روز سیاه کشوندن

جمع شدن با چن تا هیزم باغ لاله روز سوزوندن

جاری شدپایین چشمات چشمه آب کبودی

بال پروازت شکسته توی آسمون دودی

زخمی شد درخت عمرت وقتی که تبر پا می زد

غیرتش خرج نگا شد هر کسی دلش جا می زد

اونا که روزیشونو از سفره لطف تو بردن

عمریه آب حیات از چشمه مهر تو خوردن

چی شد از صدای سیب گریه بهشتی خستن

پل اعتراضشون رو به روی اشک تو بستن

ریسمون انداختن به جون دستای حیدر کرار

بوسه گاه مصطفی رو میخ زدن به قاب دیوار

قدر یوسف شما رو ندونستن و فروختن

برای قامت خونت پیرهن عزا می دوختن

پاشیدن نمک به روی صدای زخمی خونه

علی رو تنها گذاشتن بدون عذر وبهونه

شما یک تنه خودت رو به آب و آتیش کشیدی

از دهان تازیانه حرف نا مربوط شنیدی

آخرش این نا مرادی جوابش می رسه از راه

همین آدما یه روزی می افتن از چاله تو چاه

باشه امتحان همینه زمونه داره تموشا

چی میگن اگه سوال کرد جواب خدا رو فردا

یه روز ی می یاد اقامون بر می داره ذوالفقارو

با همون هیزم اون روز می زنه آتیش اونارو

*عرفانی*
۱۳۹۲/۰۱/۰۶, ۰۳:۰۴
سزاوار بوسه




http://img.tebyan.net/big/1391/01/1264240165164210901122112212742118248110116.gif




آهی غریب خیمه زده در صدای تو
« عجّـل وفات » می شنوم در دعای تو
گـیرم نگفته ای که چه شد، با شنیده ها
دارم هلاک می شوم از ماجرای تو
در عاشقی چقدر کم آورده ام عزیز!
حس می کنم نیامده ام پا به پای تو
از من فقط دلی ست که لبریز خون شده
افسوس زخمی است ولی جای جای تو
جز اشک و بوسه مرهم دیگر نداشتم
با عاشقی دوا می سازم برای تو
من زنده ام علیّ ِ تو باشم، فقط همین
بگـذار تا نفس بکشم در هـوای تو
لبخند خسته ات را باور کنم اگر
تکـلیف چیست با غم ِ در چشم های تو؟
خاک حیاط خانه سزاوار بوسه نیست
بر روی آن نباشد اگر ردّ پای تو

✿ عاشق قرآن ✿
۱۳۹۲/۰۱/۰۶, ۱۹:۱۵
http://askquran.ir/gallery/images//57376/1_e108175564b6a39dd246c762a874b10d.jpg

سلام خواهران و برادران بزرگوار

من هم ایام فاطمیه رو خدمت همه ی بزرگواران فاطمی تسلیت عرض میکنم . امیدوارم سال بعد ، بعد از ظهور مولا در کنار حرم خانم حضرت زهرا س به عزاداری برای ایشون بپردازیم :Rose:

التماس دعا از همگی

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۱/۰۷, ۰۰:۲۲
آتش بر در خانه حضرت زهرا علیهاالسلام!

اسناد تاریخی اهل سنت در شهادت زهرا(سلام الله علیها)!

چه کسی است که گواهی ندهد که خانه فاطمه(سلام الله علیها) خانه رسول خداست و حرمت منزل او حرمت منزل پیامبر. این سوال بی پاسخ در همه تاریخ مانده است! چه کسی پاسخش را می دهد؟! جز دل های سوخته و آه های حسرت! ننگ بر پیشانی مسلمانان که با دختر رسول خدا پس از او، چنین کردن

http://img.tebyan.net/big/1390/02/1415919359139177189511361211923428114118209.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1390/02/6516121525022916711718618125460123121718463.jpg)


در مقاله قبلی (http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=163853) به بررسی مستندات تاریخی شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) براساس منابع اهل سنت و شیعه پرداختیم و اسناد هجوم به منزل حضرت علی(علیه السلام) و انباشتن هیزم بر درب خانه را مورد بررسی قرار دادیم. در این نوشتار به بررسی سایر اسناد در این واقعه تاریخی می پردازیم.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۱/۰۷, ۰۰:۲۳
آتش بر درب خانه!

بر اساس اسناد تاریخ پس از انباشتن هیزم بر درب منزل حضرت زهرا(سلام الله علیها) مهاجمان اقدام به آتش زدن هیزم ها نموده اند. این شحنه در روضة المناظر از کتب اهل سنت می نویسد: خلیفه اول به سوی خانه علی(علیه السلام) آمد تا این که خانه را با هر که در آن است بسوزاند، إن عمر جا الی بیت علی لیحرقه عی من فیه ... » (1)

البلاذری در انساب الاشراف تصریح دارد که «عمر مشعل بدست بود که فاطمه (سلام الله علیها) او را بر درب خانه اش مشاهده کرد: ... فحاء عمر و معه فتیله قتلقته فاطمه علی الباب. » (2)

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۱/۰۷, ۰۰:۲۵
فرمان سوزاندن !

شهرستانی از علمای اهل سنت در الملل والنحل می نویسد: «و کان یصیح احرقوا دارها بمن فیها و ما کان فی الدار غیر علی و فاطمه و الحسن و الحسین...؛ کسی فریاد کشید: خانه را با اهلش به آتش بکشید و در خانه کسی جز علی و فاطمه و حسن و حسین نبود.» (3)

براساس گفته عبدالفتاح عبدالمقصود از علمای اهل تسنن او می دانست که فاطمه(سلام الله علیها) در خانه است و با این حال اقدام به آتش زدن درب منزل نمود. عبدالفتاح می نویسد: «قالت له طائفة خافت الله و رعت الرسول فی عقبه: یا ابا حفص انّ فیها فاطمه فصاح لا یبالی و ان ...؛ طایفه ای که می ترسیدند و می خواستند رعایت حال پیامبر اکرم را در مورد دخترش بنمایند گفتند: ای ابا حفص در این خانه فاطمه است! او گفت: اگر چه فاطمه باشد(خانه را به آتش می کشم.) (4)


براساس تصریح این عالم سنّی کمترین حد رعایت حال پیامبر در مورد دخترش شاید همان احترام به منزل و حریم خانه او بود که البته شکسته شد! به خصوص آن که براساس تصریح عبدالفتاح طایفه خداترس چنین هتک حرمتی را هرگز روا نمی دادند!!



در سند البلاذری آمده است که فاطمه (سلام الله علیها) فرمود: ای پسر خطاب آیا می خواهی درب خانه ام را آتش بزنی؟ او گفت: آری، این محکم ترین امر است در آنچه پدرت آورده...؛ و قالت فاطمه یابن الخطاب اتراک محرقاً علی بابی؟ قال: نعم و ذلک اقوی فیما جاء به ابوک ...» (5) براساس این نقل از عالم اهل سنت عمر پس از اتمام حجت حضرت زهرا (سلام الله علیها) و کاملاً آگاهانه به جایگاه حضرت به عنوان دختر رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) اقدام به سوزاندن درب منزل نمود!

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۱/۰۷, ۰۰:۲۶
اتمام حجت فاطمه(سلام الله علیها)!

در سند البلاذری آمده است که فاطمه (سلام الله علیها) فرمود: ای پسر خطاب آیا می خواهی درب خانه ام را آتش بزنی؟ او گفت: آری، این محکم ترین امر است در آنچه پدرت آورده...؛ و قالت فاطمه یابن الخطاب اتراک محرقاً علی بابی؟ قال: نعم و ذلک اقوی فیما جاء به ابوک ...» (5) براساس این نقل از عالم اهل سنت عمر پس از اتمام حجت حضرت زهرا (سلام الله علیها) و کاملاً آگاهانه به جایگاه حضرت به عنوان دختر رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) اقدام به سوزاندن درب منزل نمود!

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۱/۰۷, ۰۰:۲۷
آتش بر درب خانه!

مسعودی در اثبات الوصیة از کتب معتبر اهل سنت نقل می کند که «پس راه خانه علی(علیه السلام) را در پیش گرفتند و به او یورش بردند و درب خانه اش را آتش زدند و او را به زور بیرون کشیدند؛ فوجهوا الی منزله فهجموا علیه و احرقوا بابه واستخرجوه منه کرهاً.» (6) بر این مبنا سوخته شدن درب منزل فاطمه(سلام الله علیها) واقعه ای تاریخی است که مسلمانان این ننگ را بر پیشانی دارند که درب منزل دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را به آتش کشیدند! هم چنین مقاتل بن عطیه در مؤتمر علمای بغداد به آتش گرفتن درب منزل حضرت زهرا (سلام الله علیها) اشاره نموده است. (7)فشار بین در و دیوار!

قلم دیگر نمی تواند جسارت به دختر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) را به رشته تحریر در آورد و زبان شرمسار است که بگوید هنگامی که درب منزل آتش گرفت فاطمه (سلام الله علیها) در پشت در بود! تنها به ارائه سند البلاذری از علمای اهل سنت در این باره اکتفا می کنیم که می نویسد: انّه حصر فاطمه (سلام الله علیها) فی الباب حتی اسقطت محسناً ؛ ... فاطمه را چنان در میان در فشرد که محسن را سقط کرد(8) این موضوع در اثبات الوصیة مسعودی و نیز موتمر علماء بغداد از مقاتل بن عطیه نیز آمده است. (9)


علامه مجلسی از علمای شیعه در بحارالانوار به نامه ای از عمر بن خطاب به معاویه اشاره می نماید که در آن می گوید: «فرکلت الباب و قد الصقت احشاء ها بالباب تترسه و سمعتها و قد صرخت صرخة حسبتها قد جعلت اعلی المدینه اسفلها...؛ در حالی که او (فاطمه (سلام الله علیها) سینه خود را به درب چسبانده و خود را به پشت درب پوشانده بود با لگد محکم به درب خانه زدم و شنیدم فریادی کشید که گمان کردم شهر مدینه زیر و رو شده است... (10)

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۱/۰۷, ۰۰:۲۷
حکایت میخ در!

مقاتل بن عطیه در مؤتمر می گوید: وقتی فاطمه (سلام الله علیها) پشت درب آمد تا عمر و دیگران را برگرداند، او فاطمه را بین در و دیوار به شدت فشار داد تا فرزندش سقط شد و میخ در به سینه زهرا(سلام الله علیها) فرو رفت: و لما جاء ت فاطمه خلف الباب الترد عمر و حزبه، عصر عمر فاطمه بین الحائط و الباب عصرة شدیدة قاسیة حتی السقطت جنینها و نبت مسمار الباب فی صدرها...» (11)

بدون اذن وارد نشوید!

شرح سوختن در و شکستن باب و فشار بین دیوارها و حکایت میخ در، همگی وقایع تاریخی بی جوابی هستند. مگر در مصحف شریف قرآن نیامده است: یا ایها الذین امنوا لا تدخلوا بیوت النبی الا ان یوذن لکم؛ ای کسانی که ایمان آورده اید بدون اذن به خانه های پیامبر وارد نشوید. (احزاب/53)


و چه کسی است که گواهی ندهد که خانه فاطمه(سلام الله علیها) خانه رسول خداست و حرمت منزل او حرمت منزل پیامبر(صلی الله علیه و آله). این سوال بی پاسخ در همه تاریخ مانده است! چه کسی پاسخش را می دهد؟! جز دل های سوخته و آه های حسرت! ننگ بر پیشانی مسلمانان که با دختر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) پس از او، چنین کردند!

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۱/۰۷, ۰۰:۲۸
پی نوشت ها:



1- روضة المناظر، ابن شحنه (م -882)، چاپ افندی، ج7، ص 164.
2- انساب الاشراف، البلاذری (م- 279)، فی مکتبة الشاملة، ج 1، ص 252 .
3- الملل و النحل، شهرستانی، فی المکتبة الشاملة، ج1، ص 7 .
4- السقیفة و الخلافة، عبدالفتاح عبدالمقصود، ص 14 .

5- انساب الاشراف، البلاذری، ج 1، ص 252 .
6- اثبات الوصیة، مسعودی، ص 155 .
7- موتمر علماء بغداد، مقاتل بن عطیه، ص 181 .
8- انساب الاشراف، البلاذری، ج 2، ص 370 .
9- به نقل از دفاعیات، سیدعلی رضا غروی، مهدی امامی، مرتضی کارگر به قلم مجید هوشنگی، نشر طوبای محبت، صص 66- 38 .
10- بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 30، ص 294 .
11- مؤتمر علماء بغداد، مقاتل بن عطیه، ص 181.

yanoor
۱۳۹۲/۰۱/۰۹, ۱۱:۳۱
شهادت حضرت فاطمه زهرا س بر همه تسلیت باد



دانلود 55کلیپ صوتی فاطمی - در 100 جای مهم محبت فاطمه به کار میاد
http://www.askdin.com/thread25548-6.html#post328301
http://www.askdin.com/gallery/images/10784/medium/1_hazrate-fateme-32.jpg (http://www.askdin.com/gallery/images/10784/1_hazrate-fateme-32.jpg)
والپیپر و تصاویر ویژه شهادت حضرت زهراء سلام الله علیها

http://www.askdin.com/gallery/images/10784/medium/3_hazrate-fateme-30.jpg (http://www.askdin.com/gallery/images/10784/3_hazrate-fateme-30.jpg)
http://www.askdin.com/gallery/images/10784/medium/1_hazrate-fateme1.jpg (http://www.askdin.com/gallery/images/10784/1_hazrate-fateme1.jpg)

http://www.askdin.com/gallery/images/10784/medium/1_hazrate-fateme2.jpg (http://www.askdin.com/gallery/images/10784/1_hazrate-fateme2.jpg)
http://www.askdin.com/gallery/images/10784/medium/3_hazrate-fateme-29.jpg (http://www.askdin.com/gallery/images/10784/3_hazrate-fateme-29.jpg)

منبع : اسک دین

yanoor
۱۳۹۲/۰۱/۰۹, ۱۹:۰۵
http://media.afsaran.ir/siz9Wn_535.jpg


کد پلیر آنلاین مداحی های فاطمی ویژه ایام فاطمی برای وبلاگ و سایت ها

در

http://www.askdin.com/thread26734.html#post328279

yanoor
۱۳۹۲/۰۱/۰۹, ۱۹:۵۳
دیگر آن خنده‌ی زیبا به لب مولا نیست / همه هستند ولی هیچ کسی زهرا نیست
قطره‌ی اشک علی تا به ته چاه رسید / چاه فهمید که کسی همچو علی تنها نیست
http://www.nakhodadel.blogfa.com (http://www.nakhodadel.blogfa.com/)

yanoor
۱۳۹۲/۰۱/۰۹, ۱۹:۵۳
بارونه بارونه
دانلود (http://www.askdin.com/attachments/10318d1302953110-karimi-14.mp3)


غریبونه
دانلود (http://www.askdin.com/attachments/13625d1334561754-gharibouneh16.mp3)


http://www.askdin.com/thread26734.html#post328279

seyed133
۱۳۹۲/۰۱/۲۰, ۲۱:۰۱
به نام خدا




آیت الله العظمی شیخ وحید خراسانی (مدظله العالی)
فاطمیه را احیاء کنید این امر اوجب از محرم و صفر است!
احیاء ایام الفاطمیة اوجب من الشهرین (محرم الحرام و صفر)



برای دریافت تصاویر فاطمی روی لینک ها کلیک کنید



پوستر1 (http://bitatarahan.com/imamhazer/file/Fatemie/1.imamhazer.com.jpg) پوستر2 (http://bitatarahan.com/imamhazer/file/Fatemie/2.imamhazer.com.jpg) پوستر3 (http://bitatarahan.com/imamhazer/file/Fatemie/3.imamhazer.com.jpg) پوستر4 (http://bitatarahan.com/imamhazer/file/Fatemie/4.imamhazer.com.jpg)


پوستر5 (http://bitatarahan.com/imamhazer/file/Fatemie/5.imamhazer.com.jpg) پوستر6 (http://bitatarahan.com/imamhazer/file/Fatemie/6.imamhazer.com.jpg) پوستر7 (http://bitatarahan.com/imamhazer/file/Fatemie/7.imamhazer.com.jpg) پوستر8 (http://bitatarahan.com/imamhazer/file/Fatemie/8.imamhazer.com.jpg)



پوستر9 (http://bitatarahan.com/imamhazer/file/Fatemie/9.imamhazer.com.jpg) پوستر10 (http://bitatarahan.com/imamhazer/file/Fatemie/10.imamhazer.com.jpg) پوستر11 (http://bitatarahan.com/imamhazer/file/Fatemie/11.imamhazer.com.jpg) پوستر12 (http://bitatarahan.com/imamhazer/file/Fatemie/12.imamhazer.com.jpg)

یا علی(ع)

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۱/۲۰, ۲۱:۱۹
http://noorportal.net/Page-Data%5CStaticImages%5C88%5C11%5C16-30%5Cmecb14.JPG

عزیز دل پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)


زن روبه روی حضرت فاطمه (سلام الله علیها) نشست و گفت: «مادر پیرم سؤال های زیادی درباره نماز دارد و مرا فرستاده تا آن ها را از شما بپرسم». بعد یکی یکی سؤال هایش را پرسید و حضرت فاطمه (سلام الله علیها) جواب همه سؤال هایش را داد. زن چند لحظه ساکت شد و چیزی نگفت. حضرت فاطمه (سلام الله علیها) به او نگاه کرد و پرسید: «چرا بقیه سؤال ها را نمی پرسی؟»

زن گفت: «ای فاطمه! اجازه بده بروم. آخر خجالت می کشم. سؤال ها زیاد است و شما خسته شده اید».

حضرت فاطمه (سلام الله علیها) با مهربانی لبخندد زد و از زن پرسید: «کسی که برای حمل بار سنگینی مبلغ زیادی می گیرد، آیا از آن کار خسته می شود؟»

زن گفت: «نه، هرگز!»

حضرت فاطمه (سلام الله علیها) فرمودند: همه سؤال هایت را بپرس و بدان که خدای بزرگ در برابر جواب هر سؤالی بیشتر از آنچه بین زمین و آسمان پر از مروارید باشد، به من ثواب می دهد. با این حال چگونه از جواب دادن خسته شوم».
زن با شنیدن سخن حضرت فاطمه (سلام الله علیها) خوشحال شد و بقیه سؤال هایش را پرسید». (1)

مرد گرسنه بود. به مسجد آمد، روبه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) کرد و گفت: «گرسنگی امانم را بریده، کسی هست مرا مهمان کند؟»

پیامبر نگاهی به جمعیت نشسته در مسجد کرد و فرمود: «چه کسی امشب این مرد را مهمان می کند؟»
از میان جمعیت حضرت علی (علیه السلام) با مهربانی فرمود: «من او را مهمان می کنم یا رسول الله!» مرد گرسنه به همراه حضرت علی (علیه السلام) به خانه او رفت.

حضرت علی (علیه السلام) روبه فاطمه (سلام الله علیها) فرمود: «این مرد امشب مهمان ماست، آیا در خانه غذایی داریم؟»

حضرت فاطمه (سلام الله علیها) فرمود: «در خانه غذای کمی داریم که آن را به این مرد می دهیم».

حضرت علی (علیه السلام) با غذایی که داشتند از مرد گرسنه پذیرایی کرد در حالی که خودش و خانواده اش شب را گرسنه بودند. (2)

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به خانه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) آمد. نگاهی به او و حضرت علی (علیه السلام) کرد و پرسید: «فاطمه جان! دیروز برای چه آمده بودی؟»

حضرت فاطمه سلام الله چیزی نگفت. حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: «کارهای خانه زیاد است و فاطمه را خسته می کند. آن قدر کار می کند که اثر بند مشک آب بر شانه او دیده می شود و دست هایش نیز پینه بسته است. من از او خواستم نزد شما بیاید تا برای او خدمتکاری بفرستید».

پیامبر با مهربانی به آنان نگاه کرد و فرمود: «قبل از خواب 34 مرتبه الله اکبر، 33 مرتبه الحمدلله و 33 مرتبه سبحان الله بگویید. این ذکر صد مرتبه است ولی در نامه اعمال هزار حسنه ثواب دارد. ای فاطمه! هر روز صبح نیز این ذکرها را بگو که حاجت دنیا و آخرت را برآورده می کند».

حضرت فاطمه (سلام الله علیها) برای همه دعا می کرد: همسایگان، آشنایان، دوستان، و همه مسلمانان. لحظات آخر عمر او بود. اسماء (همسر جعفر طیار) کنارش بود و او را می دید که غسل کرده و با لباس های پاکیزه مشغول راز و نیاز با خدا بود و می گفت: «پروردگارا! بزرگا! به حق پیامبرانی که آن ها را برگزیدی و به گریه های حسن و حسین در فراق من، از تو می خواهم گناهکاران شیعیان من و شیعیان فرزندان مرا ببخشایی!». (4)

پی نوشت ها:
1. بحارالانوار، ج 2، ص 3.
2. فرهنگ سخنان فاطمه (سلام الله علیها)، ص 130، بحارالانوار، ج 34، ص 59.
3. بحارالانوار، ج 43، صص 82 و 134.
4. بحارالانوار، ج 92، ص 48؛ فرهنگ سخنان فاطمه (سلام الله علیها).
معصومه سادات میرغنی
منبع: قاصدک، شماره 28، صص 104 – 102.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۱/۲۱, ۱۲:۲۰
آه! فاطمه جان! سوز، مانند مار زخم خورده‌اي در من مي‌پيچد و
با آتش، بغض در جانم مي‌ دود و وجودم را شعله‌‌ور مي‌سازد.

آن زمان که کودکانت در گوشة خانه، پناه گرفته و مي‌گريستند آن‌قدر معصومانه
که مظلوميت و معصوميت از خود شرم مي‌ کردند.

غم، آن‌چنان برخانه علي چنبره زده است که گويي بهتر از اين‌جا پيدا کرده است،
آخر چرا؟!

در، از روي زهرا شرمگين است چرا که ديگر از او جاني براي عذرخواهي باقي
بایقی ماندهتا خاکستري بر زخم زهرا شود.

شعله‌هاي آتش نمي‌ دانند که چگونه از جلوي خانة علي فرار کنند و سرگردان و گريزان
راه به سوي آسمان پيش مي‌گيرند و از پشيماني و سرنوشت شومي که براي آن‌ها رقم
خورد چهره‌سياه مي‌ کنند.

و اما آب، آبي که براي غسل، قرار داده‌اند، بيچاره نمي‌ داند که بر کجا بريزد
و سرگردان،انگشت حيرت بر دهان گرفته است.

آيا بر آتش دل کودکان ريزد؟
آيا برتن پاک و معصوم تو آرام و صبور فرود آيد؟

آه! اي جان، چقدر سنگدلي که هنوز در بدن مانده‌اي، طاقت را ببين که چگونه
سرگردان و حيران سر به بيابان گذاشته است و دوان دوان از ميان زخم‌هاي علي راه باز
مي‌کند و پا به گريز مي‌ گذارد؟!

آه از غربت بي‌انتهاي علي،
آه که چقدر علي مظلوم و تنها مانده است...

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۱/۲۱, ۱۲:۲۱
بغضي غريب بر سينة آسمان نشسته است بغضي که بندبند استخوانم را مي‌لرزاند.

آه! اي بهانة هستي!

چگونه اندوهگين نباشم وقتي که جشن هجده سالگي‌ات را سياه پوشيدم
هجده شمع خاموش، هيجده …تو نيستي و ديوارهاي کوچه هنوز سيلي
خوردن تورا ضجه مي‌زنند،

تو نيستي و پاييز نبودنت، همة آسمانم را به آتش کشيده است.

من مي‌دانم که شب از ازل به خاطر تو سياه‌پوش است و باران، بغض شکستة
عرشيان است بر داغ‌هاي بي‌کرانت.

آه! اي بانوي آب‌ها تو کيستي که موج‌ها دربرابر قامتت سر فرود
آورده‌اند و درختان به احترامت ايستاده‌اند؟

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۱/۲۱, ۱۲:۲۱
ا کدامين واژة داغدار، با کدامين حنجرة سوخته و با کدامين رمق بازمانده، پاسخت گويم؛

علي جان!
نفسم بالا نمي‌آيد!
چشم‌هاي خسته‌ام ديگر توان باز شدن ندارد؛

اما چه کنم که دم مسيحايي‌ات مرده زنده مي‌کند!
چه کنم که جان فاطمه نه در قبضة عزرائيل که در قبضه توست!

مي‌خواهم ديگر بار آفتاب چهر‌ه‌ات را به نظاره بنشينم!
مي‌خواهم اين چشم‌هاي جوشان اشک را که بر چهرة تکيده و
مظلومت مي‌چکد با سرانگشتانم پاک کنم!

علي جان!
کمک کن تا بازوان مجروحم براي آخرين بار به
ياري‌‌ات بشتابد و غبار غم از ديدگانت بزدايد!

مي‌دانم که بعد از من کسي نيست که ياري‌ات کند!
مي‌دانم که بعد از من تنها مونس تو چاه خواهد بود و نخلستان‌هاي کوفه!

اي مظلوم‌ترين مرد تاريخ!
تو بعد از من تنهاتر از پيش خواهي شد.

تو بعد از من سال‌ها خار در چشم و استخوان در گلوخواهي داشت؛

اما ملالي نيست، آن‌روز را مي‌بينم که فرزندم مهدي مي‌آيد و انتقام
تو را از دودمان کفر و نفاق مي‌گيرد؛

روزي که حق به حق‌دار مي‌رسد و باطل براي هميشه نابود مي‌شود.
من مي‌روم! اما کودکانم را به تو مي‌سپارم!

يتيمانم را درياب. علي‌جان!
يتيمانم را درياب!

مرا شبانه غسل و کفن کن!
شبانه به خاک بسپار و نشان مزارم را بر هيچ کس آشکار نکن!

بگذرا که داغ غربت من تا ابد بر سينة تاريخ بماند.

صدیقه طاهره
۱۳۹۲/۰۱/۲۱, ۱۳:۵۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/56504106495349707754.gif

زندگی در دل این شهر حرام است علی
به خدا كار من خسته تمام است علی

طایر عشق تو را بال و پری نیست دگر
مرغ عمرم بنگر بر سر بام است علی

غم مخور هیچ، كه در شهر سلامت نكنند
به لب بسته ی من باغ سلام است علی

با اشاره غم دل با پسرم می گویم
ذوالفقار حسن من به نیام است علی

تو طبیبانه به بهبود من زار نكوش
عمر بیمار تو امروز تمام است علی

تو و این شهر بگویید به حالم پس از این
به دل قاتل من عیش مدام است علی

شب تشییع، تنم را تو از آن كوچه مبر
آخرین خواهشم و ختم كلام است علی

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/96062001686369000952.gif