PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : توبه و جبران غیبت و تهمت چگونه است؟



طهورا فروزان
۱۳۸۹/۰۱/۲۸, ۱۷:۲۰
سلام

برای کسی که میخواد از گناه غیبت توبه کنه حتماً لازمه که بره و حلالیت بطلبه؟؟

کلا میخواستم بدونم توبه از گناه بزرگ غیبت به چه نحوی هست؟

میقات
۱۳۸۹/۰۱/۲۸, ۲۰:۵۰
با سلام و درود


در مورد حقوق معنوی مثل غیبت، باید از غیبت شونده حلالیت طلبیده شود و رضایت او جلب گردد.


و اگر امکان دسترسی به آن نیست یا خود حلالیت طلبیدن منجر به کدورت و ایجاد مفسده دیگری می شود، برای او استغفار و طلب آمرزش نموده و به درگاه الهی دعا کند.



توبه بهترين و مطمئن ترين راه براي جبران گذشته و پاك نمودن نامه اعمال است.


توبه هيچ شكل خاصي ندارد. تنها بايد از صميم قلب پشيمان بود و تصميم جدي بر ترگ آن گناه داشت.


توبه‏اى که جامع شرايط باشد به اجماع علما مقبول است و خداوند آن را مي پذيرد، و دليل آن گفتار خداى تعالى است كه مى‏فرمايد:

«وَ هُوَ الَّذِى يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَ يَعْفُواْ عَنِ السَّياتِ »
او كسى است كه توبه را از بندگانش مى‏پذيرد و بديها را مى‏بخشد.(شورى، 25)

پاسخگوی اعتقادی 3
۱۳۸۹/۰۱/۲۸, ۲۰:۵۵
با سلام و عرض ادب خدمت دوست گرامي

درباره توبه از غیبت، روایات مختلفى نقل شده‏است. بعضى از احادیث، استغفار را کافى دانسته و برخى گرفتن رضایت طرف را لازم شمرده‏اند. در حدیثى رسول اکرم9 فرمود: »هر کس حقى از برادر دینى بر عهده دارد (آبرو یا مال) باید از او رضایت بخواهد پیش از فرارسیدن روزى که درهم و دینار یافت نمى‏شود و به جاى آن از حسنات و کارهاى نیک او برمى‏دارند. اگر کار نیکى نداشته باشد، از گناهان طرف برمى‏دارند و به گناهان او مى‏افزایند. در روایتى دیگر پیامبر اکرم(ص) گناه غیبت را از گناه زنا شدیدتر مى‏داند و دلیلش را این‏طور ذکر مى‏کنند که زناکار توبه مى‏کند و خداوند توبه او را مى‏پذیرد، ولى توبه غیبت کننده آن گاه پذیرفته مى‏شود که رضایت طرف را کسب کند. اگر او راضى نشود، توبه‏اش مقبول نیست.

اما در مقابل، روایاتى از معصومان نقل شده که استغفار را کافى دانسته است. امام صادق علیه السلام مى‏فرماید: »از پیامبر صلی الله علیه و أله و سلم در مورد کفاره غیبت سؤال شد، حضرت فرمود: « تَسْتَغْفِرُ اللهَ لِمَنْ اِغْتَبْتَهُ کُلَّما ذَکَرْتَهُ؛ براى کسى که او را غیبت کرده‏اى، هرگاه یادت آمد، استغفارکن» . (الكافي، ج‏2، ص: 358)

روایات دیگر نظیر آن‏چه گذشت، در کتب روایى نقل شده‏است.

در جمع این دو دسته روایات نظریاتى مطرح شده است:

1- آن‏چه وجوب طلب حلالیت را مى‏فهماند، مربوط به زنده بودن غیبت شده‏است اما اگر آن شخص مرده باشد، استغفار براى او کافى است. این نظریه برپایه روایتى است که امام صادق(ع) از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرد که فرمود: « مَنْ ظَلَمَ أَحَداً فَفاتَه فَلْیَسْتَغْفِرِ الله فَاًِّنَّهُ کَفّارٌَْ لَهُ؛ کسى که به فردى ظلم کند،سپس مظلوم بمیرد، گناهکار از خداوند طلب آمرزش كند که استغفار، کفاره گناه او است» . (الكافي، ج‏2، ص: 335)

2- مرحوم فیض راه دیگرى را براى جمع بین این دو دسته روایات ذکر کرده‏است. او مى‏گوید: طلب حلالیت در صورتى است که خبر به غیبت شده رسیده باشد. ایشان براى ادعاى خود به روایتى از امام صادق7 استدلال مى‏کند که فرمود: « هرگاه غیبت کردى، اگر غیبت شده از غیبت تو با خبر شد، باید نزد او بروى و او را از خود راضى کنى، در غیر این صورت براى او استغفار کن» .121 البته این روایت در مصباح الشریعه آمده که امام خمینى(ره) آن را قابل استناد نمى‏داند و روایت بودن آن را زیر سؤال برده‏است.

3- بعضى گفته‏اند: روایاتى که مى‏گوید تنها استغفار کافى است، مربوط به مواردى است که طلب حلالیت موجب درگیرى و سبب دشمنى مى‏گردد. روایاتى که حلالیت‏طلبیدن را لازم مى‏داند، مربوط به مواردى است که پیامد و عواقب سویى ندارد.

البته چون موضوع یک سؤال فقهى است، صرف نظر از جنبه نظرى، باید وظیفه شرعى مکلفان را در این خصوص معیّن کنیم. امام خمینى روایاتى را که بر وجوب استحلال (طلب حلالیت) دلالت مى‏کرد، از نظر سند و دلالت ضعیف مى‏داند، از این رو مى‏فرماید: دلیلى بر وجوب آن نیست. براین اساس در استفتأ گفته‏اند: جلب رضایت فرد غیبت شده لازم نیست، ولى باید توبه کند.

طهورا فروزان
۱۳۸۹/۰۱/۲۹, ۰۶:۵۵
سلام
بسیاری از اوقات ما شنونده غیبت هستیم در این موقع وظیفه ما چی هست؟
آیا باید تذکر بدیم ؟

میقات
۱۳۸۹/۰۱/۲۹, ۰۷:۴۹
با سلام و درود

شنیدن غیبت نیز حرام است.

در مواردی که دیگران غیبت می کنند، شنونده می تواند موضوع صحبت را عوض کند، و یا از مجلس خارج شود، و یا از غیبت شونده دفاع کرده و حفظ آبروی مؤمن نماید.


ـ البته امر به معروف و نهی از منکر را نباید فراموش کند؛ اما اگر نهی از منکر اثر ندارد، وظیفه ای بر عهده او نیست.

ـ ضمنا برخورد غیر مستقیم اثر بیشتری دارد؛ لذا تغییر موضوع صحبت، خروج از مجلس و ... نیز به نوعی امر به معروف و نهی از منکر است، ولی از نوع عملی و غیر مستقیم.

mishi
۱۳۸۹/۰۳/۱۷, ۲۱:۵۵
در کتابی خواندم که امام جعفر صادق (ع) فرمودند:" کسی که عیبی را به کسی نسبت دهد و یا کسی را به علت عیبی سرزنش کند نخواهد تا این عیب را خودش بیابد "
حال اگر کسی به شخصی تهمتی مانند دزدی یا هر رفتار ناشایست دیگری نسبت دهد و یا کسی را به دلیل کار اشتباهی سرزنش کند و حال پشیمان از کرده خود است و می خواهد توبه کند و آن عیب را هم معیوب نشود چه کارهایی به جز توبه به درگاه خداوند باید انجام بدهد

پاسخگوی احکام 1
۱۳۸۹/۰۳/۱۹, ۱۵:۲۶
به نام خدا و با سلام خدمت شما دوست بزرگوار
موضوع شما را به جهت مناسبتی که داشت، با این تاپیک ادغام نمودم.


----------------------------


- طبق آیات و روایات، تهمت زدن حرام و گناه است:



وَمَنْ یكْسِبْ خَطِیئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ یرْمِ بِهِ بَرِیئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِینًا(1)

و کسی که خطا یا گناهی مرتکب شود، سپس بیگناهی را متهم سازد، بار بهتان و گناه آشکاری بر دوش گرفته است.


امام صادق علیه السلام می فرمایند:(2)

«تهمت زدن به بی گناه از کوه های عظیم نیز سنگین تر است.»


و باز در حدیث شریف دیگری می فرمایند:(3)

«کسی که برادر مسلمانش را متهم کند، ایمان در قلب او ذوب می شود همانند ذوب شدن نمک در آب.»


---------------------------------------------


- حکم فقهی تهمت:


تهمت زدن، به لحاظ نوع تهمت، متفاوت است.

مثلا تهمت ناروا به زن پاک دامن ، هشتاد ضربه شلاق است .

وَالَّذِینَ یرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ یأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِینَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ (4)

و کسانی که آنان پاکدامن را متهم می‌کنند، سپس چهار شاهد (بر مدعای خود) نمی‌آورند ، آنها را هشتاد تازیانه بزنید و شهادتشان را هرگز نپذیرید؛ و آنها همان فاسقانند!


البته این نوع تهمت ها که حدّ دارد، از نظر فقهی به آن قذف می گویند.


-------------------------


- جبران تهمت و غیبت:


تهمت و غیبت قصاص ندارد. و جبران آن، بر حسب مورد متفاوت است:


1) اگر تهمت زده از سوی تهمت خورده بخشیده نشود، چنان چه تهمت از نوع قذف باشد (که حدّ دارد)، حدّ بر او جاری می شود. و اجرای حدّ (که در واقع نوعی جبران حق اللّه یا حق الناس است) اگر همراه با توبه باشد، در کمال توبه مؤثر است .

در قیامت ، اگر تهمت خورده به هیچ وجه راضی نشود، فصل الخطاب خود خداوند خواهد بود و تهمت زده را به اندازه جرمش مجازات کرده ، یا طبق مصلحت عمل می کند، تا شخص بلا تکلیف نماند.


خداوند متعال در قرآن کریم ، در حالات تهمت زنندگان در قیامت می فرماید:

یوْمَ تَشْهَدُ عَلَیهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَیدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا یعْمَلُونَ (5)

در آن روز زبانها و دستها و پاهایشان بر ضد آنها به اعمالی که مرتکب می‌شدند گواهی می‌دهد!


گفتنی است، احکام فقهی درباره تهمت به لحاظ فروض گسترده ای که دارد بسیار است که در این باره می توانید به توضیح المسائل مرجع تقلید خود یا کتب فقهی دیگر مراجعه کنید. (6)



2) اما اگر غیبت و تهمت او به میزان جاری شدن حدّ شرعی نیست، برای جبران، اگر آن فرد از دنيا رفته است، بايد توبه کرده و از درگاه خداوند عذرخواهى کنيم که البتّه خداوند توبه پذير است.

و البته اگر امکان دسترسى به شنوندگان است، به نحوى با ذکر خير و تکريم از آنها، تحقير گذشته را جبران کند.


3) اما در صورتى که او زنده و در قيد حيات باشد، در صورت امكان و عدم مفسده و اگر غيبت شونده ناراحت نمى شود، از خود او حلاليّت بخواهد.

اما اگر به او بگويد که: غيبت تو را کرده ام یا به تو تهمت زده ام، او ناراحت مى شود و ممکن است مفسده های بیشتری پیش بیاید، به گفته بعضى از مراجع تقليد، نبايد به او گفت. بلکه بايد بين خود و خداوند توبه کند.(7) و لازم نیست از وی طلب رضایت کند.

و البته در این حالت نیز اگر امکان دسترسى به شنوندگان است، به نحوى با ذکر خير و تکريم از آنها تحقير گذشته را جبران کند.


-----------------------------------------------


برخی از علما فرموده ‏اند:

اگر به واسطه غیبت کردن توهینی از مسلمان شده، در صورتی که ممکن است و آن مسلمان از شنیدن این حرف اذیّت نمیشود، خوب است که از او حلالیّت نماید و توهین را برطرف کند.(8)


برخی دیگر میفرمایند:

اگر غیبت توهین به شخص مسلمان بوده، در صورتی که ممکن است باید آن توهین را بر طرف نماید.(9)

هم چنین میتواند برای جبران، کار خیری برای آن شخص انجام دهد.


مرحوم شيخ طوسى (رحمة الله علیه) در شرح تجريد بر اساس حديثى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مى فرمايد:

اگر غيبت شونده غيبت را شنيده است، جبران آن به اين است که نزد او برويم و رسما عذر خواهى کرده و حلاليّت بخواهيم. امّا اگر نشينده است، بايد هرگاه يادى از غيبت شونده کرديم، براى او استغفار نماييم. (انّ کفّارة الغيبة اءن تستغفر لمَن اغتبتَه کلّما ذکرتَه)


و همچنین در کافى و نيز من لايحضره الفقيه، از ابوعبدالله، امام صادق عليه السلام نقل است:

پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را پرسيدند که کفاره غيبت چيست؟ فرمود: «هرگاه به ياد شخصى که غيبتش نموده، افتد، براى او از خداوند طلب غفران کند.»


----------------------

پی نوشت‏ها:

1) سوره مبارکه نسا- آیه 112
2) مستدرک ، محدث نوری ، ج ، ص ، مؤسسة آل البیت
3) اصول کافی ، کلینی ;، ج ، ص ، دارالکتب الاسلامیة
4) سوره مبارکه نور - آیه 4
5) سوره مبارکه نور - آیه 24
6) تفسیر نمونه، آیة اللّه مکارم شیرازی و دیگران، ج 14، ص 369 ـ 374; ج 4، ص 117ـ121، دارالکتب الاسلامیة.
7) امام خمینی، استفتائات، ج 2، ص 621، مسئله 21 و 15
8) توضیح المسائل، مطابق با فتاوای مراجع معظم تقلید، ص 830
9) آیة اللَّه تبریزی، توضیح المسائل مراجع، ص 503، مسئله 2824

.

shaghaiegh
۱۳۸۹/۰۳/۱۹, ۲۲:۱۵
غیبت با تهمت با هم تفاوت دارد درغیبت عیب پنهان شخص آشکار می شود ولی در تهمت عیبی به کسی نسبت داده می شود در صورتی که آن عیب مطرد شخص نمی باشد

فالق الاصباح
۱۳۸۹/۰۴/۱۵, ۱۲:۵۵
تهمت زدن چگونه است و از این نوع گناهان - گناهان زبان- چه نتیجه ای می گیریم؟



تهمت زدن و افترا به دیگران، از غیبت و دروغ پست تر است و عذاب و عقاب آن بیش تر و آبرو ریزى اش فزون تر است. خداوند تبارك و تعالى مى فرماید:
(وَ مَنْ یَكْسِبْ خَطِیئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ یَرْمِ بِهِ بَرِیئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِیناً);[1]هر كس خطا یا گناهى انجام دهد و آن را به گردن بى گناهى اندازد، دروغى بزرگ و گناهى آشكار به گردن خود گرفته است.

رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نیز مى فرماید:
من بَهت مؤمناً او مؤمنة او قال فیه ما لیس فیه اقامه الله على تلّ من نارحتّى یخرج ممّا قال فیه[2];
هر كس به مرد یا زن مؤمنى بهتان زند، یا درباره ى او چیزى بگوید كه در او نباشد، خداوند او را بر تلّى از آتش وا دارد تا از عهده ى گفته ى خود برآید (او را حلال كند).

از این نوع گناهان می توان نتیجه گرفت كه زبان زیانبارترین جوارح انسان است و بسیارى از رذایل (غیبت و دروغ و بهتان و فحش و شماتت و جدال و مزاح) از او صادر مى شود، لذا از پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله)نقل شده:
هل یَكُّب الناس على مناخرهم فى النار الاّ حصائد السنتهم[3]; آیا مردم را جز درو شده هاى زبانشان به رو در آتش مى اندازد؟

فالق الاصباح
۱۳۸۹/۰۴/۱۵, ۱۲:۵۵
امام سجاد(علیه السلام) نیز مى فرماید:
انّ لسان ابن آدم یشرف فى كلّ یوم على جوارحه كلّ صباح فیقول كیف اصبحتم؟ فیقولون بخیران تركتنا و یقولون الله الله فینا و یناشدونه و یقولون انّما نثاب و نعاقب بك[4]; هر روز زبان آدمى بر تمام اعضا رو مى كند و مى گوید: چگونه اید؟ اعضا پاسخ مى دهند: اگر تو ما را رها كنى خوبیم و مى گویند خدا را خدا را درباره ى ما به یاد بیاور; قسم مى دهند و مى گویند ثواب و عقاب ما به سبب توست.
هم چنین امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:
ما من مؤمن الاّ و كلّ عضو من اعضاء الجسد یُكفّر اللسان یقول نشدتك الله ان نعذّب فیك[5]; هیچ روزى نیست كه هر عضوى از اعضاى بدن به زبان فروتنى مى كند و گوید تو را به خدا مبادا درباره ى تو ما عذاب شویم.
روى این اصل، خموشى و صمت ضدّ تمام آفات زبان است كه در گذشته درباره ى آن مفصّل سخن گفتیم (عفّت كلام)[6] و در این جا مجدّد اشاره اى مى كنم.

فالق الاصباح
۱۳۸۹/۰۴/۱۵, ۱۲:۵۶
امیرالمؤمنین (علیه السلام)مى فرماید:
(الْكَلَامُ فِی وَثَاقِكَ مَا لَمْ تَتَكَلَّمْ به);[7] تا حرف نزده اى سخنت در اختیار تو است

ولى در جاى دیگر مى فرماید:
(لَا خَیْرَ فِی الصَّمْتِ عَنِ الْحُكْمِ كَمَا لَا خَیْرَ فِی الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ);[8]خیرى در خموشى نیست در جایى كه حكم لازمى باشد (كه باید بیان شود) همان گونه كه خیرى در گفتار نیست با نادانى.
اگر چه پیش خردمند خاموشى ادب است به وقت مصلحت آن به كه در سخن گویى

فالق الاصباح
۱۳۸۹/۰۴/۱۵, ۱۲:۵۶
امام رضا(علیه السلام)مى فرماید:
من علامات الفقه الحكم و العلم و الصمت انّ الصمت باب من ابواب الحكمة انّ الصمت یكسب المحّبة انه دلیل على كلّ خیر[9]; از نشانه هاى دین، بردبارى و علم و خاموشى است. خاموشى یكى از درهاى حكمت است و جلب محبّت مى كند و راه نماى هر خیرى است.

[1]. سوره ى نساء، آیه ى 11.
[2]. جامع السعادات، ج 2، ص 243.
[3]. همان، ص 263، و اصول كافى، ج 2، ص 115.
[4]. همان.
[5]. جامع السعادات، ج 2، ص 263; و اصول كافى، ج 2، ص 115.
[6]. ص 132.
[7]. نهج البلاغه، محمد عبده، ج 2، ص 227.
[8]. همان، ص 244.
[9]. جامع السعادات، ج 2، ص 267.

منبع:http://www.cloob.com/club/article/list/clubname/pasokh/wrapper/true

Farzaad
۱۳۸۹/۰۹/۱۸, ۱۶:۴۱
با سلام
خواستم بپرسم اگه آدم پشت کسی‌ که مؤمن نیست غیبت کنه گناه نیست ؟
با تشکر :Rose:

پاسخگوی احکام 1
۱۳۸۹/۰۹/۱۸, ۱۷:۱۹
به نام خدا و سلام بر شما
وقت بخیر

غیبت کردن فرد فاسق (یعنی کسی که گناهی رو با اینکه میدونه گناه هست، علنی انجام میده و برای او مهم هم نیست دیگران میدونند و می بینند)، در همون فسق و گناهش اشکالی نداره و غیبت محسوب نمیشه.

ولی در همین مورد هم نمیشه گناهان دیگه او را که بر دیگران مخفی هست بیان نمود. مگر در شرایط خاصی همانند مقام مشورت یا شهادت در دادگاه که بحثش جداست.

.

محمد
۱۳۸۹/۰۹/۱۸, ۱۷:۲۱
با سلام
خواستم بپرسم اگه آدم پشت کسی‌ که مؤمن نیست غیبت کنه گناه نیست ؟
با تشکر :rose:
با عرض سلام و احترام
البته غیبت کلا عمل گناهیه و مومن و غیر مومن نداره.
غیبت کردن جزئ گناهان کبیره است و هیچ استثنایی نداره.

پاسخگوی احکام 1
۱۳۸۹/۰۹/۱۸, ۲۰:۴۲
به نام خدا و سلام بر شما
وقت بخیر

درست است که غیبت کردن از جمله بزرگ ترین گناهان هست، اما علماى اخلاق و همچنین فقها در این نكته اتفاق نظر دارند كه مواردى پیش مى آید كه غیبت كردن در آن جایز و حتى گاهى واجب است، و این به خاطر عوارض خاصى است كه بر غیبت مترتب مى شود.


به عبارت دیگر:

غیبت به عنوان حکم اولیه امری حرام و از گناهان كبیره است و همه علماى اسلام در آن اتفاق نظر دارند، ولى عناوین ثانویه و عوارضی که حاصل می شود ممكن است این عنوان اولیه و ذاتى غیبت را تحت الشعاع قرار دهند، و در موارد خاصى غیبت مجاز و یا حتی واجب گردد.

و این موضوع در مواردى است كه پاى مصلحت مهمترى در میان است، كه حفظ آن مصلحت بر مفاسد عظیم غیبت غلبه مى كند.


این موارد را فقها در کتب فقهی تحت عنوان «مستثنيات غيبت» دسته بندی کرده اند.


مرحوم شيخ انصارى رحمة الله علیه در اوائل کتاب مکاسب محرمه چند مورد را جزء حرمت غيبت ندانسته و استثناء نموده و فرموده است در اين موارد غيبت جايز است:


1- کسى که در مورد شخصى با انسان مشورت مى کند و از او مى خواهد که خوبى و بدى آن شخص را براى او بازگو کند، انسان بايد براى او خيرخواهى کند و واقعيت را براى او بيان کند، مخصوصا در کارهاى خير مانند ازدواج، که بخواهد دختر به او بدهد يا دختر از او بگيرد، و غيبت در اين موارد اشکال ندارد، زيرا که خيرخواهى براى مشورت کننده واجب، و خيانت به او حرام است، زيرا خيانت به او چه بسا مفسده اش از واقع شدن در غيبت بيشتر باشد.


2- در مورد ظالم و ستمگر غيبت کردن و شنيدن غيبت اشکالى ندارد زيرا خداى متعال مى فرمايد: «لا يحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم» «خداوند دوست ندارد که آشکارا بدى کسى گفته شود مگر در مورد مظلوم و ستمديده»

پس مظلوم و کسى که مورد ستم واقع شده مى تواند ظلم ظالم را در نزد کسى که از ظلم او خبر ندارد بر ملا کند و از دست او شکايت کند و بدى او در اين مورد اشکالى ندارد.


3- اگر آدم فاسقى شهادت داد يا خبرى آورد که فلانى چنين و چنان است بايد به شهادت او ترتيب اثر داده نشود، و به محض شنيدن خبر نادرست او حکم نکنيم ، بلکه غيبت و بدگوئى او نيز در اين مورد جايز است، چون حکم نکردن به شهادت فاسق مصلحتش بيشتر از مفسده آن است، و بدگوئى او در اين مورد اشکالى ندارد، چون با شهادت به ناحق او يا به ترتيب اثر دادن به خبر دروغ او ممکن است بين چند طائفه بهم بخورد و بدينجهت مفسده عظيمى رخ دهد.


4- اگر کسى به شخص عادلى تهمت زد بايد کلام او را رد کرد و الا غيبت خود او که به مؤمن عادل تهمت مى زند در اين مورد جايز است.


5- کسى که ادعاى نسبى را مى کند که اهليت آن را ندارد، بايد او را رد کرد و حرفش را قبول نکرد و لو با غيبت نمودن و بدگوئى پشت سر او (در همين مورد.)


6- کسى که حرف باطلى را در مورد دين اسلام مى زند و يا مقاله اى عليه دين اسلام مى نويسد، غيبتش در اين مورد اشکالى ندارد.


7- کسى که علنا فسق و فجور انجام مى دهد، مثلا علنا روزه مى خورد و يا گناه کبيره انجام مى دهد و يا زنا مى کند و يا شراب مى خورد، غيبتش جايز است. و بايد قصدش از غيبت و بدگوئى او اين باشد که از کار زشتش بازدارد، و در واقع اين احسانى است به حق او. چون مى خواهد او را به کارهاى خوب وا دارد.


8- غيبت بدعت گذار در دين جايز است ، در صورتى که خوف داشته باشى که او مردم را گمراه کند.


9- غيبت در استفتاء از مجتهد جايز است، مثلا زنى مى رود پيش ‍ مرجع تقليدش و مى گويد آيا مى توانم طلاق بگيرم يا نه؟ اگر استفتاء موقوف باشد بر ذکر کردن نام او جايز است و الا جايز نيست.


10- غيبت در مورد دفع ضرر از غيبت شده جايز است ، همان طورى که امام صادق (علیه السلام) بدگوئى زراره را مى نمود و قصد آن حضرت دفع ضرر دشمن از او بود، و به عبدالله بن زراره فرمود از جانب من به پدرت سلام برسان و بگو من بدى ترا پشت ترا گفتم، به جهت دفاع از تو، زيرا که دشمن و اهل سنت در اذيت و آزار به دوستان ما شتاب مى کنند، و با آنها دشمنى مى ورزند به جهت علاقمنديشان به ما، پس من غيبت تو را گفتم ، تا آزار و اذيت آنان را از تو دفع نمايم و تا اين که مورد تمجيد و ستايش آنان قرارگيرى.

زيرا خداى متعال مى فرمايد: «و اما السفينة فکانت لمساکين يعلمون فى البحر فاردت ان اعيبها و کان وراءهم ملک ياخذ کل سفينة غضبا». «اما کشتى مال فقرائى بود که در دريا مى کردند، پس خواستم آن را عيب دار و ناقص کنم، چون در اطراف پادشاهى بود که کشتى سالم (سالمى ) را به زور و به غصب مى گرفت»

امام در تجويز عيب زراره به اين آيه استدلال مى فرمايد که اين کلام خدا است، به خدا سوگند او آن را معيوب و ناقص نکرد جز آن که هدفش اين بود که از غضب نمودن شاه در امان باشد.


11- جايز است عيبى از او بگويد که به عنوان صفت خصوصى او گشته، به طورى که تا آن عيب و نقص را نگوئيد، آن فرد شناخته نشود، مثل دست شل، و يا پا شل و يا لوچ و يک چشمى و يايک دستى ، و در حديث است که زينب عطاره لوچ آمد پيش زنان پيغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و با آنان ملاقات نمود.

پس اين عيب را گفتن در صورتى که به اين صفت مشهور شده باشد و با شنيدن آن بدش نيايد اشکال ندارد. البته اين مبنى بر اين است که فقط آن عيب ظاهر گفته شود و قصد مذمت او را نداشته باشد، بلکه قصدش ‍ شناختن يا شناساندن او به طرف باشد.


- بعد مرحوم شيخ مرتضى انصارى رحمة الله علیه مى فرمايد:

البته فقهاء موارد استثناء حرمت غيبت را بيش از اين بيان نموده اند، ولى ما ضابطه و قاعده کلى را در اين مورد وجود مصلحت غالبه بر مفسده هتک احترام مؤ من مى دانيم، چون هتک احترام مؤمن حرام است و اين به اختلاف مصالح و مراتب مفسده هتک مؤمن متفاوت است، زيرا که مصلحت در قوت و ضعف مندرج است، چه بسا مؤمنى که عرض و آبرويش هيچ ارزشى ندارد، پى بايد در هر دو جانب مصلحت و مفسده را مورد سنجش قرار دهيم، اولويت با رعايت مصلحت بيشتر است اگر غيبت مصلحت بيشترى داشت غيبت جايز است و اگر حفظ آبروى مؤمن مصلحتش بيشتر بود غيبت جايز نيست.

.

Farzaad
۱۳۸۹/۰۹/۲۳, ۱۹:۱۲
با سلام
من یه موضوعی هست که چند وقت هست که خیلی اذیت می‌کنه من رو .. خواستم اگه می‌شه اینجا بنویسم و جواب سوال من رو بدید ..
من راستش چند روز پیش از طریق چت با یکی‌ از آشناها که قبلا با ایشون دوست بودم دعوا کردم و در مورد همین دین اسلام و ..... خلاصه تا فهمید ما مذهبی‌ شدیم شروع کرد به حرفهای بد زدن ... و بر علیه من حرف میزد و میگفت تو عرب هستی‌ اینا تو عرب پرست هستی‌ و از اینجور چیزها و یکمم فحاشی کرد به من ... کلا بر علیه دین اسلام بود و از آدمایی مثل من میگفت بدش میومد ... به هرحال من بعد از دعوا که کردیم خیلی ناراحت شدم ( البته من چیزی نگفتم و بی‌ احترامی نکردم به ایشون ) و رفتم برای یکی‌ اینو تعریف کردم و گفتم که این آدم چقدر بی‌ شخصیت بود به من فحاشی کرد و چقدر هم بی‌ تربیت بود و اینا .... در کلّ خواستم بپرسم این کار من غیبت حساب می‌شه یا اینکه این موضوع غیبت حساب نمی‌شه ... یعنی‌ در این صورت هم مرتکب گناه شدم حتی ؟
خیلی دوست دارم یکی‌ فوری جوابم رو بده چون آخه خیلی اعصابم رو خورد کرده این برنامه...
با تشکر:Rose:

محمد حسام شجاع
۱۳۸۹/۰۹/۲۳, ۱۹:۲۴
بی خیال بابا سخت نگیر...
شما پشت سر یه دست خط غیبت کردید
نه یه آدم
نه شما اون را میشناسید
نه کسی که براش تعریف کردید او را میشناسه
در نتیجه غیبتی در میان نیست

محمد حسام شجاع
۱۳۸۹/۰۹/۲۳, ۱۹:۲۹
سلام
بسیاری از اوقات ما شنونده غیبت هستیم در این موقع وظیفه ما چی هست؟
آیا باید تذکر بدیم ؟

در مواردی که دیگران غیبت می کنند، شنونده می تواند موضوع صحبت را عوض کند، و یا از مجلس خارج شود، و یا از غیبت شونده دفاع کرده و حفظ آبروی مؤمن نماید.


حالا اگه شخصی که داره غیبت میکنه مادرمون باشه و غیبتش حالت درد دل کردن داره چکار کنیم
من مادرم این اواخر با مادر بزرگم بحثشون شد(مادر پدرم) و حق هم با مادرم بود بعد از رفتن مادر بزرگ به خانه خودشون مادرم با بغض و آه برام درد دل میکرد هر چی گفتم مامان بیخیال من دارم غیبت را ترک میکنم و میگفتم با اینکار فقط بار گناهمون را زیاد میکنیم اول میگفت باشه پسرم ولی 5 ثانیه نگذشته که دوباره شروع میکردو من دیگه آخرش از گفتن حرفام پشیمون شدم......
حالا اگه عین این اتفاق برای شما بیافته چکار میکنید؟
چطور جلوی غیبت کردن خودتون و مادرتون را میگیرید؟

Farzaad
۱۳۸۹/۰۹/۲۳, ۱۹:۳۲
متوجه نمیشم ، من که گفتم این فرد قبلا دوست من بوده و به اون کسی‌ که تعریف کردم طرف رو میشناخت ... ولی‌ بحث این نیست بحث رو شما اگه دوباره بخونید که سر چی‌ اینجوری رفتم پشتش حرف زدم هست !

محمد حسام شجاع
۱۳۸۹/۰۹/۲۳, ۱۹:۳۴
اگه اینطور باشه احتمالا همان غیبت صورت گرفته و باید حلالیت بگیرید

Farzaad
۱۳۸۹/۰۹/۲۳, ۱۹:۴۴
البته میگم این فرد بر علیه اسلام حرف میزد و ...
و اگر هم من حلالیت بخوام ازش بگیرم مطمئنم که حلال نمی‌کنه چون اون از آدم‌های می‌شه گفت مذهبی‌ نفرت داره و می‌دونم حلال نمی‌کنه و حتی فحاشی هم می‌کنه ...
حالا اگه حلال نکنه و توبم قبول نشه من باید چیکار کنم ؟

محمد حسام شجاع
۱۳۸۹/۰۹/۲۴, ۱۱:۰۰
البته میگم این فرد بر علیه اسلام حرف میزد و ...
و اگر هم من حلالیت بخوام ازش بگیرم مطمئنم که حلال نمی‌کنه چون اون از آدم‌های می‌شه گفت مذهبی‌ نفرت داره و می‌دونم حلال نمی‌کنه و حتی فحاشی هم می‌کنه ...
حالا اگه حلال نکنه و توبم قبول نشه من باید چیکار کنم ؟
اگه این طور باشه مصداق گفته ی این پاسخگو میشه


به نام خدا و سلام بر شما
وقت بخیر

غیبت کردن فرد فاسق (یعنی کسی که گناهی رو با اینکه میدونه گناه هست، علنی انجام میده و برای او مهم هم نیست دیگران میدونند و می بینند)، در همون فسق و گناهش اشکالی نداره و غیبت محسوب نمیشه.

ولی در همین مورد هم نمیشه گناهان دیگه او را که بر دیگران مخفی هست بیان نمود. مگر در شرایط خاصی همانند مقام مشورت یا شهادت در دادگاه که بحثش جداست.

.

احتمالا همین در مورد ایشون درسته اما اگه اشتباه باشه حتما پاسخگوهای عزیزمون جواب میدن

پاسخگوی احکام 1
۱۳۸۹/۰۹/۲۴, ۱۳:۰۵
...من راستش چند روز پیش از طریق چت با یکی‌ از آشناها که قبلا با ایشون دوست بودم دعوا کردم و در مورد همین دین اسلام و ..... خلاصه تا فهمید ما مذهبی‌ شدیم شروع کرد به حرفهای بد زدن ... و بر علیه من حرف میزد و میگفت تو عرب هستی‌ اینا تو عرب پرست هستی‌ و از اینجور چیزها و یکمم فحاشی کرد به من ... کلا بر علیه دین اسلام بود و از آدمایی مثل من میگفت بدش میومد ... به هرحال من بعد از دعوا که کردیم خیلی ناراحت شدم ( البته من چیزی نگفتم و بی‌ احترامی نکردم به ایشون ) و رفتم برای یکی‌ اینو تعریف کردم و گفتم که این آدم چقدر بی‌ شخصیت بود به من فحاشی کرد و چقدر هم بی‌ تربیت بود و اینا .... در کلّ خواستم بپرسم این کار من غیبت حساب می‌شه یا اینکه این موضوع غیبت حساب نمی‌شه ... یعنی‌ در این صورت هم مرتکب گناه شدم حتی ؟


البته میگم این فرد بر علیه اسلام حرف میزد و ...
و اگر هم من حلالیت بخوام ازش بگیرم مطمئنم که حلال نمی‌کنه چون اون از آدم‌های می‌شه گفت مذهبی‌ نفرت داره و می‌دونم حلال نمی‌کنه و حتی فحاشی هم می‌کنه ...
حالا اگه حلال نکنه و توبم قبول نشه من باید چیکار کنم ؟


به نام خدا و سلام بر شما

یکی از موارد استثناء غیبت (که در پست های پیشین گذشت) این بود که:

«کسى که حرف باطلى را در مورد دين اسلام مى زند و يا مقاله اى عليه دين اسلام مى نويسد، غيبتش در اين مورد اشکالى ندارد.»

و صرف نظر از این مورد، همانطور که محمد حسام گرامی هم اشاره کردند، ظاهرا این موضوع مصداق مورد دیگری از مستثنیات غیبت هم باشه که قبلا عرض شد:

«غیبت کردن فرد فاسق، یعنی کسی که گناهی را با اینکه میدونه گناه هست، انجام میده و برای او مهم هم نیست دیگران میدانند و می بینند، در همون فسق و گناهش اشکالی نداره و غیبت محسوب نمیشه.»

در مورد سوال شما هم اگر همینطور بوده، یعنی درسته که شخصی با هم صحبت می کردید ولی دیگران به این نوع رفتار و افکار او آشنایی دارند و گناهی مخفی بر دیگران نیست، نقلش در همون محدوده، غیبت محسوب نمی شود.

ولی نمی توانیم به صرف اینکه فردی گناهکار هست بیاییم و گناهان دیگه او را که بر دیگران مخفی هست بیان کنیم. مگر در همان شرایط خاصی همانند مقام مشورت یا شهادت در دادگاه که ذکر آن در موارد جواز غیبت در پست های پیشین گذشت.

.

پاسخگوی احکام 1
۱۳۸۹/۰۹/۲۴, ۱۳:۲۳
حالا اگه شخصی که داره غیبت میکنه مادرمون باشه و غیبتش حالت درد دل کردن داره چکار کنیم
من مادرم این اواخر با مادر بزرگم بحثشون شد(مادر پدرم) و حق هم با مادرم بود بعد از رفتن مادر بزرگ به خانه خودشون مادرم با بغض و آه برام درد دل میکرد هر چی گفتم مامان بیخیال من دارم غیبت را ترک میکنم و میگفتم با اینکار فقط بار گناهمون را زیاد میکنیم اول میگفت باشه پسرم ولی 5 ثانیه نگذشته که دوباره شروع میکردو من دیگه آخرش از گفتن حرفام پشیمون شدم......
حالا اگه عین این اتفاق برای شما بیافته چکار میکنید؟
چطور جلوی غیبت کردن خودتون و مادرتون را میگیرید؟



به نام خدا و سلام بر شما

در موردی که اشاره کردید اگر محتوای صحبت از حرف های معمولی ای بوده که بیان نقص و عیب دیگران نیست که بر شما مخفی باشه، طوری که اگر بفهمند ناراحت بشوند، غیبت محسوب نمیشه.

اما اگر واقعا غیبت بوده، فرقی نمیکنه غیبت توسط نزدیکانمون باشه یا غریبه ها. اتفاقا در مورد نزدیکان وظیفه امر به معروف و نهی از منکر سنگین تر هم میشه. مخصوصا اگر بتونیم با زبان نرم و با ملایمت اونها رو متوجه کنیم و احتمال اثر بدیم، واجب هم هست.

و البته مواردی در بحث جواز غیبت داریم که در پست های قبلی گذشت. از جمله اون موارد مقام مشورت و یا کمک برای حل و فصل اختلاف و دعوایی که از عهده اون بر میاییم هست. البته اگر واقعا اینطور هست و در مقام و موقعیتش هستیم.

.

محمد
۱۳۸۹/۰۹/۲۴, ۱۴:۴۰
با عرض سلام و احترام خدمت پاسخگوی محترم و کاربران عزیز
اول اینکه معنی لغوی غیبت چیست؟
با توجه به این معنی, ایا مواردی که شما فرمودین (غیبت کردن در مورد فرد فاسق و ناسزا گوینده به دین اسلام و خدا)شامل این معنی میشوند؟
یا اینکه در هر دو مورد ذکر شده به این صورت بیان میشود که : اشنا کردن مردم به صورت اشکارا از گناهان فاسق و مقابله با انحراف عوام از توهین و سخنان باطلی که در مورد اسلام بیان شده؟

Farzaad
۱۳۸۹/۰۹/۲۴, ۱۴:۵۶
با سلام
یه سوال دارم که همیشه من رو توی فکر برده ... خواستم ببینم حالا اگه کسی‌ حلال نکنه کسی‌ رو تکلیف اون کسی‌ که پشتش غیبت کرده چی‌ میشه ؟ یعنی‌ دیگه نمیتونه توبه کنه و مورد رضایت خداوند قرار بگیره و کافر می‌شه ؟
من متوجه نمیشم اینارو اگه می‌شه یکم بیشتر توضیح بدید
با تشکر

محمد حسام شجاع
۱۳۸۹/۰۹/۲۴, ۱۵:۱۸
با سلام
یه سوال دارم که همیشه من رو توی فکر برده ... خواستم ببینم حالا اگه کسی‌ حلال نکنه کسی‌ رو تکلیف اون کسی‌ که پشتش غیبت کرده چی‌ میشه ؟ یعنی‌ دیگه نمیتونه توبه کنه و مورد رضایت خداوند قرار بگیره و کافر می‌شه ؟
من متوجه نمیشم اینارو اگه می‌شه یکم بیشتر توضیح بدید
با تشکر
مسلما کافر که نمیشه فقط یکی از بزرگترین گناهای کبیره رو انجام داده من توی بحث حق الناس با مشاورا که صحبت میکردم میگفتن اگه چاره ای نداشتیم یا کسی که حقی ازش زایع کردیم در دسترسمون نیست، خدا با توبه واقعی فرد ایشون مورد لطف خودشون قرار میده و از طرف خودشون اون شخص را راضی میکنن این مورد در موقعی که شخص غیبت شونده حاضر هم هست اما اگر به طلب حلالیت بریم مفسده پیش میاد هم صدق میکنه

محمد حسام شجاع
۱۳۸۹/۰۹/۲۴, ۱۵:۲۲
اتفاقا در مورد نزدیکان وظیفه امر به معروف و نهی از منکر سنگین تر هم میشه. مخصوصا اگر بتونیم با زبان نرم و با ملایمت اونها رو متوجه کنیم و احتمال اثر بدیم، واجب هم هست.

با تشکر از راهنماییتون
من اتفاقا از وقتی که به لطف خدا پاگذاشتم تو این سایت همین نیت را داشتم که کلا فساد غیبت را از دامان خودم و بعد خانوادم پاک کنم اما همونطور که عرض کردم من به مادرم میگفتم بهتره این بحث را ادامه ندیم و....... اما ایشون انقدر دل پری از مادر بزرگم داشتن که طاقت سکوت را نداشتن حتی بعضی وقتاش هم به گریه میافتادن و میگفتن ببین چقدر بهشون محبت کردم اما......

Farzaad
۱۳۸۹/۰۹/۲۴, ۱۵:۴۴
یعنی‌ توبه کردن کافی‌ هست ؟
خیلی ممنون از اینکه سوال من رو پاسخ دادید :Rose:

محمد حسام شجاع
۱۳۸۹/۰۹/۲۴, ۱۵:۵۵
یعنی‌ توبه کردن کافی‌ هست ؟
خیلی ممنون از اینکه سوال من رو پاسخ دادید :Rose:
اینطور که من از حرفای کارشناسامون برداشت کردم وقتی که خیلی خیلی پشیمونی از اشتباهی که مرتکب شدی و چاره ای هم نداری توانایی طلب مغفرت از اون فرد را هم اگه داشته باشی دعوا یا کشت و کشتار پیش میاد آره توبه کافیه ولی توبه واقعی واقعی
من که خیلی میترسم خیلی حق مردم را خوردم به این تاپیک (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=24197)یه سر بزن مطالب قشنگی کارشناسای عزیزمون نوشتن دیدتون به کلی عوض میشه

Farzaad
۱۳۸۹/۰۹/۲۴, ۱۶:۱۱
بله درسته ولی‌ منم خیلی پشیمونم و اگه پشیمونم نبودم که اینجا انقدر سوال نمیپرسیدم .... خدایی خیلی میترسم از این که خدا منو نبخشه و حتما باید رضایت طرف رو جلب کنم و اگه نکنم مورد بخشش قرار نگیره !!
من خیلی نگران هستم خیلی !!!! من مطمئن هستم اگه برم طرفش بگم حلالم کن ، نمی‌کنه چون اون ضدّ اسلام هستش و اگر بفهمه اونم من ازش طلب حلالیت می‌خوام صد درصد فحشم هم حتی میده چه برسه به طلب حلالیت !!
فقط می‌خوام بگم خیلی ناراحتم خیلی میترسم ... امیدوارم خدا به دادم برسه

محمد حسام شجاع
۱۳۸۹/۰۹/۲۴, ۱۶:۳۶
خدا همیشه نگاه مهربونش به ماها که از خدا میترسیم هست اگه تنهامون گذاشته بود من و شما الان این جا تو این سایت نورانی نبودیم ان شاء الله توبه شما و من هر دو پذیرفته بشه

Farzaad
۱۳۸۹/۰۹/۲۴, ۱۸:۵۶
ممنونم بابت پاسخ دوست عزیز آقای محمد حسام
منکه همه‌چیز رو تعریف کردم فقط خواستم بگم اون فرد با اینکه بر علیه اسلام حرف میزد من نباید غیبت می‌کردم ؟ آخه شنیدم کسی‌ که بر علیه اسلام باشه می‌شه غیبتش رو کرد ...
بله دوست عزیز من همینطور امیدوارم خدا توبه هامون رو قبول کنه انشالله...:Gol:

یا ابا صالح المهدی (عج)
۱۳۸۹/۰۹/۲۴, ۲۳:۴۱
درباره غیبت هم میخواستم بگم بعضی وقتا یه اتفاقایی میوفته که ادم باید تعریفشون کنه تا خالی شه این بین مثلا باید عامل اون کار واسمشو بگیم حتما تا بیشتر اعصابمون خورد نشه
راه چاره چیه؟

محمد حسام شجاع
۱۳۸۹/۰۹/۲۵, ۱۶:۵۴
درباره غیبت هم میخواستم بگم بعضی وقتا یه اتفاقایی میوفته که ادم باید تعریفشون کنه تا خالی شه این بین مثلا باید عامل اون کار واسمشو بگیم حتما تا بیشتر اعصابمون خورد نشه
راه چاره چیه؟
راست میگید من هم بیشتر غیبت هام از همین قبیله معمولا از دست کسی یا خودم یا اقوام دلخور میشن و باب مدیریت شیطان را ه میافته و به غیبت رو میارم

Farzaad
۱۳۸۹/۰۹/۲۵, ۱۸:۴۲
با سلام و درود
من از اون فردی که پشتش غیبت کرده بودم امروز از طریق چت خواستم ازش عذر خواهی‌ کنم ولی‌ نپذیرفت !! میگن آدم خیلی کینه‌ای هستش و به گفت خودش بی‌ دین هست و میگه دین من فقط خدا پرستی‌ هستش نه اسلام یا چیز دیگری ... خلاصه خواستم بگم اگر طرف بی‌ دین باشه و از اسلام بدش میاد میشود پشت سرش غیبت کرد ؟ یا اگه من رو حلال نکرد من باید چیکار کنم تا خدا توبه من رو قبول کنه ؟ آیا اگه من رو حلال نکنه دیگه نمیتونم با خدا و مؤمن باشم ؟
از اینکه حتی پشت سره یه آدم بی‌ دین غیبت کردم هم خیلی ناراحتم و خیلی غمگین شدم خیلی پشیمونم فقط خدا میدونه چقدر اعصابم خورد شده ....
واقعا ممنون میشم اگه این سوال آخر من رو پاسخ بدید
التماس دعا
یا علی‌

حسرت
۱۳۸۹/۰۹/۲۵, ۲۰:۰۰
ممنونم بابت پاسخ دوست عزیز آقای محمد حسام
منکه همه‌چیز رو تعریف کردم فقط خواستم بگم اون فرد با اینکه بر علیه اسلام حرف میزد من نباید غیبت می‌کردم ؟ آخه شنیدم کسی‌ که بر علیه اسلام باشه می‌شه غیبتش رو کرد ...
بله دوست عزیز من همینطور امیدوارم خدا توبه هامون رو قبول کنه انشالله...:gol:
همین منو گرفتار کرد حالا در مورد غیبت نه به طور کلی
چند سال پیش در خواب دیدم که با عده ای در جنگلی بودیم یهو آتش همه جا رو فرا گرفت همه کسانی که با من بودند فرار کردند و فقط من ماندم ، سعی کردم که آتش خاموش کنم ولی وقتی آتش به من رسید به جای اینکه آتش خاموش کنم خودم سوختم درد تمام وجودمو فراگرفت و از شدت درد بیدار شدم
این خواب گذشت منم هر چی فکر کردم که تعبیرش چیه نفهمیدم

ماجرا طولانی است به طور خلاصه مدتی بعد از این خواب متوجه شدم که عده ای کارهای نادرستی انجام میدهند میخواستم جلوی انها را بگیرم ولی روشم درست نبود
کارهای من نه تنها جلوی بدی را نگرفت بلکه دامن خودم را هم گرفت
بعد میخواستم رضایت انها را بگیرم ولی اصلا ممکن نبود! خودم را گرفتار کرده بودم دیگه نمی دانستم چه کنم خدا دوباره کمک کرد و شرایط طوری درست کرد که انها مرا اذیت می کردند من خوشحال شدم چون می دانستم که این لطف خداست که می خواهد مرا نجات دهد و در اخرت مدیون انها نباشم چیزی نمیگفتم من غرق در معنویات بودم و چیزهای زیادی ورای این دنیا خدا به من می فهماند و در هدایت الهی بودم ولی بخاطر این ماجرا معنویات خود را از دست دادم و اون یه ذره حالت مکاشفه هم از دستم رفت کارتون گیر کرد از خدا بخواهید بحق امام حسین کمکتون کنه خدا طوری درست میکنه که فکرشو هم نمیکنید

یادآور...!
۱۳۸۹/۰۹/۲۵, ۲۱:۴۱
اکثرغیبت ها همینجورهستش!
خصوصادرمورداساتیدمون!
خیلی بداست که نمیتونیم راحت حرفمون روبه طرف مقابل بزنیم ومجبورمیشیم پشت سرشون تعریف یاتعریف کنیم!:Cheshmak:
خدا به فریادبرسه که فردای قیامت چجورمیخوایم جواب بدیم!
اصلامیتونیم جواب بدیم؟

محمد حسام شجاع
۱۳۸۹/۰۹/۲۶, ۱۶:۱۱
احتمالا اشکالی نداره
ایشون که فقط خدا را به زبان قبول داره نه به عمل
پس این حق شماست که به زبان از او تمجید کنید نه به عمل

محمد حسام شجاع
۱۳۸۹/۰۹/۲۷, ۲۱:۳۶
من منظور دقيق رو متوجه نشدم اما قطعا تهمت از گناهان كبيره است اصلا خيلي هم با اين سايت آشنايي ندارم تازه اومدم يعني قبلا ميشناختمش اما عضو نبودم:cheshmak: كسي مي تونه كمك كنه بتونم كار كنم باهاش سرعت نتمون هم كه ماشاللا بالاااااااااااااااااااااا اااااااا...
کل تاپیک در مورد چگونگی توبه کردن هست مخصوصا توبه از غیبت که کمر شکن شده این روزا و تهمت
البته من زیاد تهمت زدن را دوست ندارم و به کسی هم تهمت نمیزنم اما متاسفانه غیبت زیاد کردم

محمد حسام شجاع
۱۳۸۹/۰۹/۲۸, ۰۷:۴۴
به نام خدا و سلام بر شما
وقت بخیر

درست است که غیبت کردن از جمله بزرگ ترین گناهان هست، اما علماى اخلاق و همچنین فقها در این نكته اتفاق نظر دارند كه مواردى پیش مى آید كه غیبت كردن در آن جایز و حتى گاهى واجب است، و این به خاطر عوارض خاصى است كه بر غیبت مترتب مى شود.


به عبارت دیگر:

غیبت به عنوان حکم اولیه امری حرام و از گناهان كبیره است و همه علماى اسلام در آن اتفاق نظر دارند، ولى عناوین ثانویه و عوارضی که حاصل می شود ممكن است این عنوان اولیه و ذاتى غیبت را تحت الشعاع قرار دهند، و در موارد خاصى غیبت مجاز و یا حتی واجب گردد.

و این موضوع در مواردى است كه پاى مصلحت مهمترى در میان است، كه حفظ آن مصلحت بر مفاسد عظیم غیبت غلبه مى كند.


این موارد را فقها در کتب فقهی تحت عنوان «مستثنيات غيبت» دسته بندی کرده اند.


مرحوم شيخ انصارى رحمة الله علیه در اوائل کتاب مکاسب محرمه چند مورد را جزء حرمت غيبت ندانسته و استثناء نموده و فرموده است در اين موارد غيبت جايز است:


1- کسى که در مورد شخصى با انسان مشورت مى کند و از او مى خواهد که خوبى و بدى آن شخص را براى او بازگو کند، انسان بايد براى او خيرخواهى کند و واقعيت را براى او بيان کند، مخصوصا در کارهاى خير مانند ازدواج، که بخواهد دختر به او بدهد يا دختر از او بگيرد، و غيبت در اين موارد اشکال ندارد، زيرا که خيرخواهى براى مشورت کننده واجب، و خيانت به او حرام است، زيرا خيانت به او چه بسا مفسده اش از واقع شدن در غيبت بيشتر باشد.


2- در مورد ظالم و ستمگر غيبت کردن و شنيدن غيبت اشکالى ندارد زيرا خداى متعال مى فرمايد: «لا يحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم» «خداوند دوست ندارد که آشکارا بدى کسى گفته شود مگر در مورد مظلوم و ستمديده»

پس مظلوم و کسى که مورد ستم واقع شده مى تواند ظلم ظالم را در نزد کسى که از ظلم او خبر ندارد بر ملا کند و از دست او شکايت کند و بدى او در اين مورد اشکالى ندارد.


3- اگر آدم فاسقى شهادت داد يا خبرى آورد که فلانى چنين و چنان است بايد به شهادت او ترتيب اثر داده نشود، و به محض شنيدن خبر نادرست او حکم نکنيم ، بلکه غيبت و بدگوئى او نيز در اين مورد جايز است، چون حکم نکردن به شهادت فاسق مصلحتش بيشتر از مفسده آن است، و بدگوئى او در اين مورد اشکالى ندارد، چون با شهادت به ناحق او يا به ترتيب اثر دادن به خبر دروغ او ممکن است بين چند طائفه بهم بخورد و بدينجهت مفسده عظيمى رخ دهد.


4- اگر کسى به شخص عادلى تهمت زد بايد کلام او را رد کرد و الا غيبت خود او که به مؤمن عادل تهمت مى زند در اين مورد جايز است.


5- کسى که ادعاى نسبى را مى کند که اهليت آن را ندارد، بايد او را رد کرد و حرفش را قبول نکرد و لو با غيبت نمودن و بدگوئى پشت سر او (در همين مورد.)


6- کسى که حرف باطلى را در مورد دين اسلام مى زند و يا مقاله اى عليه دين اسلام مى نويسد، غيبتش در اين مورد اشکالى ندارد.


7- کسى که علنا فسق و فجور انجام مى دهد، مثلا علنا روزه مى خورد و يا گناه کبيره انجام مى دهد و يا زنا مى کند و يا شراب مى خورد، غيبتش جايز است. و بايد قصدش از غيبت و بدگوئى او اين باشد که از کار زشتش بازدارد، و در واقع اين احسانى است به حق او. چون مى خواهد او را به کارهاى خوب وا دارد.


8- غيبت بدعت گذار در دين جايز است ، در صورتى که خوف داشته باشى که او مردم را گمراه کند.


9- غيبت در استفتاء از مجتهد جايز است، مثلا زنى مى رود پيش ‍ مرجع تقليدش و مى گويد آيا مى توانم طلاق بگيرم يا نه؟ اگر استفتاء موقوف باشد بر ذکر کردن نام او جايز است و الا جايز نيست.


10- غيبت در مورد دفع ضرر از غيبت شده جايز است ، همان طورى که امام صادق (علیه السلام) بدگوئى زراره را مى نمود و قصد آن حضرت دفع ضرر دشمن از او بود، و به عبدالله بن زراره فرمود از جانب من به پدرت سلام برسان و بگو من بدى ترا پشت ترا گفتم، به جهت دفاع از تو، زيرا که دشمن و اهل سنت در اذيت و آزار به دوستان ما شتاب مى کنند، و با آنها دشمنى مى ورزند به جهت علاقمنديشان به ما، پس من غيبت تو را گفتم ، تا آزار و اذيت آنان را از تو دفع نمايم و تا اين که مورد تمجيد و ستايش آنان قرارگيرى.

زيرا خداى متعال مى فرمايد: «و اما السفينة فکانت لمساکين يعلمون فى البحر فاردت ان اعيبها و کان وراءهم ملک ياخذ کل سفينة غضبا». «اما کشتى مال فقرائى بود که در دريا مى کردند، پس خواستم آن را عيب دار و ناقص کنم، چون در اطراف پادشاهى بود که کشتى سالم (سالمى ) را به زور و به غصب مى گرفت»

امام در تجويز عيب زراره به اين آيه استدلال مى فرمايد که اين کلام خدا است، به خدا سوگند او آن را معيوب و ناقص نکرد جز آن که هدفش اين بود که از غضب نمودن شاه در امان باشد.


11- جايز است عيبى از او بگويد که به عنوان صفت خصوصى او گشته، به طورى که تا آن عيب و نقص را نگوئيد، آن فرد شناخته نشود، مثل دست شل، و يا پا شل و يا لوچ و يک چشمى و يايک دستى ، و در حديث است که زينب عطاره لوچ آمد پيش زنان پيغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و با آنان ملاقات نمود.

پس اين عيب را گفتن در صورتى که به اين صفت مشهور شده باشد و با شنيدن آن بدش نيايد اشکال ندارد. البته اين مبنى بر اين است که فقط آن عيب ظاهر گفته شود و قصد مذمت او را نداشته باشد، بلکه قصدش ‍ شناختن يا شناساندن او به طرف باشد.


- بعد مرحوم شيخ مرتضى انصارى رحمة الله علیه مى فرمايد:

البته فقهاء موارد استثناء حرمت غيبت را بيش از اين بيان نموده اند، ولى ما ضابطه و قاعده کلى را در اين مورد وجود مصلحت غالبه بر مفسده هتک احترام مؤ من مى دانيم، چون هتک احترام مؤمن حرام است و اين به اختلاف مصالح و مراتب مفسده هتک مؤمن متفاوت است، زيرا که مصلحت در قوت و ضعف مندرج است، چه بسا مؤمنى که عرض و آبرويش هيچ ارزشى ندارد، پى بايد در هر دو جانب مصلحت و مفسده را مورد سنجش قرار دهيم، اولويت با رعايت مصلحت بيشتر است اگر غيبت مصلحت بيشترى داشت غيبت جايز است و اگر حفظ آبروى مؤمن مصلحتش بيشتر بود غيبت جايز نيست.

.
این پاسخ جناب پاسخگو هست

میقات
۱۳۸۹/۰۹/۲۸, ۲۱:۲۱
با سلام و درود
من از اون فردی که پشتش غیبت کرده بودم امروز از طریق چت خواستم ازش عذر خواهی‌ کنم ولی‌ نپذیرفت !! میگن آدم خیلی کینه‌ای هستش و به گفت خودش بی‌ دین هست و میگه دین من فقط خدا پرستی‌ هستش نه اسلام یا چیز دیگری ... خلاصه خواستم بگم اگر طرف بی‌ دین باشه و از اسلام بدش میاد میشود پشت سرش غیبت کرد ؟ یا اگه من رو حلال نکرد من باید چیکار کنم تا خدا توبه من رو قبول کنه ؟ آیا اگه من رو حلال نکنه دیگه نمیتونم با خدا و مؤمن باشم ؟
از اینکه حتی پشت سره یه آدم بی‌ دین غیبت کردم هم خیلی ناراحتم و خیلی غمگین شدم خیلی پشیمونم فقط خدا میدونه چقدر اعصابم خورد شده ....
واقعا ممنون میشم اگه این سوال آخر من رو پاسخ بدید
التماس دعا
یا علی‌


با سلام ودرود

شما وظیفه خود را انجام داده و از او عذرخواهی کردید ولی او نپذیرفت؛ از طرفی شما از کار خویش پشیمان و ناراحت هستید پس عذرخواهی و ندامت خود را نزد خداوند مهربان و درگاه الهی ببرید و با توبه و نیز طلب مغفرت برای آن شخص، گذشته را جبران نمایید.

توبه بهترین راه برای جبران اشتباه و خطای گذشته است و بدانید خداوند بخشنده و مهربان، همیشه درب توبه را به روی بندگانش باز گذاشته است.

بابت نپذیرفتن عذر شما توسط آن شخص، نگران نباشد و از درگاه الهی برای او طلب غفران نمایید؛ و بدانید با این کار، جبران می شود؛ لذا اصلا نگران رابطه خود با خداوند نباشید و این گونه نیست که مشکلی برای ایمان و رابطه شما با خداوند ایجاد نماید.

بنابر این با امیدواری و دلگرمی بیش از پیش به ارتباط خود با خداوند ادامه دهید و دوستانتان را هم دعا کنید.

سدید
۱۳۸۹/۰۹/۲۸, ۲۲:۰۴
با سلام و درود

شنیدن غیبت نیز حرام است.

در مواردی که دیگران غیبت می کنند، شنونده می تواند موضوع صحبت را عوض کند، و یا از مجلس خارج شود، و یا از غیبت شونده دفاع کرده و حفظ آبروی مؤمن نماید.


ـ البته امر به معروف و نهی از منکر را نباید فراموش کند؛ اما اگر نهی از منکر اثر ندارد، وظیفه ای بر عهده او نیست.

ـ ضمنا برخورد غیر مستقیم اثر بیشتری دارد؛ لذا تغییر موضوع صحبت، خروج از مجلس و ... نیز به نوعی امر به معروف و نهی از منکر است، ولی از نوع عملی و غیر مستقیم.







یا لطیف
با سلام
بنده فرصت نکردم همه ی پست ها را مطالعه کنم فلذا اگر این سوال تکراری است پوزش می طلبم.
شنیده شده نزد برخی از علما - هم چون میرزا جواد آقا ملکی تبریزی - غیبت کردند و ایشان فرمودند مرا چهل روز به زحمت انداختی!
سوال بنده این جاست که گاه این موارد برای ما نیز پیش می اید که نزدمان غیبت می کنند و خوب سعی می کنیم یا از شخص دفاع کنیم یا بحث را عوض کنیم و یا نهایتا مجلس را ترک کنیم اما شنیدن غیبت از جانب ما ناخواسته بوده و ما برای جلوگیری از ادامه یافتن فعل حرام تلاش کرده ایم . آیا در این جا باز هم حکم شنونده ی غیبت درباره ی ما جاری می شود ؟!
با سپاس:Rose:

میقات
۱۳۸۹/۰۹/۲۸, ۲۲:۲۳
یا لطیف
با سلام
بنده فرصت نکردم همه ی پست ها را مطالعه کنم فلذا اگر این سوال تکراری است پوزش می طلبم.
شنیده شده نزد برخی از علما - هم چون میرزا جواد آقا ملکی تبریزی - غیبت کردند و ایشان فرمودند مرا چهل روز به زحمت انداختی!
سوال بنده این جاست که گاه این موارد برای ما نیز پیش می اید که نزدمان غیبت می کنند و خوب سعی می کنیم یا از شخص دفاع کنیم یا بحث را عوض کنیم و یا نهایتا مجلس را ترک کنیم اما شنیدن غیبت از جانب ما ناخواسته بوده و ما برای جلوگیری از ادامه یافتن فعل حرام تلاش کرده ایم . آیا در این جا باز هم حکم شنونده ی غیبت درباره ی ما جاری می شود ؟!
با سپاس:rose:

با سلام و درود

آن چه شما از مرحوم میرزا جواد آقای ملکی تبریزی نوشته اید ناظر به حیث اخلاقی و مراتب سیر و سلوک و عرفان است.

ولی از نظر فقهی شنیدن و گوش دادن اختیاری معیار است، یعنی کسی به اختیار خود به غیبت و یا موسیقی حرام گوش بدهد.

ولی در مواردی که چاره ای از ماندن در مجلسی ندارد و غیبت یا مثلا موسیقی حرام به گوش او می خورد ـ بدون این که او قصد شنیدن و توجه به آن را داشته باشد ـ در این موارد از نظر فقهی گناه محسوب نمی شود؛ اگر چه از نظر اخلاقی و سیر و سلوک عرفانی، همین به گوش خوردن غیر اختیاری هم ممکن است اثرات وضعی خود را داشته باشد. و طبعا هر چه درجات و مراتب عرفان بالاتر باشد این اثرات وضعی می تواند بیشتر باشد.

پاسخگوی احکام 1
۱۳۸۹/۰۹/۲۹, ۰۲:۱۸
با عرض سلام و احترام خدمت پاسخگوی محترم و کاربران عزیز
اول اینکه معنی لغوی غیبت چیست؟
با توجه به این معنی, ایا مواردی که شما فرمودین (غیبت کردن در مورد فرد فاسق و ناسزا گوینده به دین اسلام و خدا)شامل این معنی میشوند؟
یا اینکه در هر دو مورد ذکر شده به این صورت بیان میشود که : اشنا کردن مردم به صورت اشکارا از گناهان فاسق و مقابله با انحراف عوام از توهین و سخنان باطلی که در مورد اسلام بیان شده؟

به نام خدا
سلام بر شما و وقتتون بخیر

از لحاظ لغوی غیبت به معنای بدگویی آمده است.

از جهت اصطلاحی هم همانطور که در پست های پیشین اومده، غیبت یعنی: بیان عیب و نقص مخفی فرد غائبی پیش دیگران که اگر به گوش وی برسد و بفهمد، خوشش نیاید و ناراحت بشود.

حالا این عیب و نقص در جسم و بدن او باشه، در کلام و صحبت او باشه، در ظاهرش باشه، اعم از لباس و خانه و مال و اموال و.... و یا در رفتار و کردارش باشه.

البته مواردی در جواز غیبت داریم. همانطور که جناب حسام اشاره کردند، در این پست (http://www.askquran.ir/showpost.php?p=387425&postcount=16) کامل ذکر شده است. از جمله غیبت فرد فاسق در اون فسق و گناهی که علنی هست و إبایی هم از فهمیدن دیگران نسبت به اون نداره. (نه گناهان مخفی دیگرش.)

و در مواردی لازم هم هست:

حدیثی در این مورد از وجود نازنین آقا رسول الله صلوات الله علیه و آله داریم که فرمودند:

«حتّی متی تَرعَوونَ عَن ذِکرِ الفاجر؟ إهتِکوهُ حتّی یَحذَرَهُ الناس»(کنزالعمال،8074)
یعنی: تا کی از بردن نام فاجر خودداری می کنید؟ رسوایش سازید تا مردم از او برحذر باشند.

.

پاسخگوی احکام 1
۱۳۸۹/۰۹/۲۹, ۰۲:۲۶
با سلام و درود
من از اون فردی که پشتش غیبت کرده بودم امروز از طریق چت خواستم ازش عذر خواهی‌ کنم ولی‌ نپذیرفت !! میگن آدم خیلی کینه‌ای هستش و به گفت خودش بی‌ دین هست و میگه دین من فقط خدا پرستی‌ هستش نه اسلام یا چیز دیگری ... خلاصه خواستم بگم اگر طرف بی‌ دین باشه و از اسلام بدش میاد میشود پشت سرش غیبت کرد ؟ یا اگه من رو حلال نکرد من باید چیکار کنم تا خدا توبه من رو قبول کنه ؟ آیا اگه من رو حلال نکنه دیگه نمیتونم با خدا و مؤمن باشم ؟
از اینکه حتی پشت سره یه آدم بی‌ دین غیبت کردم هم خیلی ناراحتم و خیلی غمگین شدم خیلی پشیمونم فقط خدا میدونه چقدر اعصابم خورد شده ....
واقعا ممنون میشم اگه این سوال آخر من رو پاسخ بدید
التماس دعا
یا علی‌

ممنونم بابت پاسخ دوست عزیز آقای محمد حسام
منکه همه‌چیز رو تعریف کردم فقط خواستم بگم اون فرد با اینکه بر علیه اسلام حرف میزد من نباید غیبت می‌کردم ؟ آخه شنیدم کسی‌ که بر علیه اسلام باشه می‌شه غیبتش رو کرد ...
بله دوست عزیز من همینطور امیدوارم خدا توبه هامون رو قبول کنه انشالله...:Gol:
به نام خدا و سلام بر شما
وقتتون بخیر

این سوال رو قبلا هم مطرح کرده بودید و پاسخش در این پست (http://www.askquran.ir/showpost.php?p=389716&postcount=24) عرض شد:




...من راستش چند روز پیش از طریق چت با یکی‌ از آشناها که قبلا با ایشون دوست بودم دعوا کردم و در مورد همین دین اسلام و ..... خلاصه تا فهمید ما مذهبی‌ شدیم شروع کرد به حرفهای بد زدن ... و بر علیه من حرف میزد و میگفت تو عرب هستی‌ اینا تو عرب پرست هستی‌ و از اینجور چیزها و یکمم فحاشی کرد به من ... کلا بر علیه دین اسلام بود و از آدمایی مثل من میگفت بدش میومد ... به هرحال من بعد از دعوا که کردیم خیلی ناراحت شدم ( البته من چیزی نگفتم و بی‌ احترامی نکردم به ایشون ) و رفتم برای یکی‌ اینو تعریف کردم و گفتم که این آدم چقدر بی‌ شخصیت بود به من فحاشی کرد و چقدر هم بی‌ تربیت بود و اینا .... در کلّ خواستم بپرسم این کار من غیبت حساب می‌شه یا اینکه این موضوع غیبت حساب نمی‌شه ... یعنی‌ در این صورت هم مرتکب گناه شدم حتی ؟


البته میگم این فرد بر علیه اسلام حرف میزد و ...
و اگر هم من حلالیت بخوام ازش بگیرم مطمئنم که حلال نمی‌کنه چون اون از آدم‌های می‌شه گفت مذهبی‌ نفرت داره و می‌دونم حلال نمی‌کنه و حتی فحاشی هم می‌کنه ...
حالا اگه حلال نکنه و توبم قبول نشه من باید چیکار کنم ؟


به نام خدا و سلام بر شما

یکی از موارد استثناء غیبت (که در پست های پیشین گذشت) این بود که:

«کسى که حرف باطلى را در مورد دين اسلام مى زند و يا مقاله اى عليه دين اسلام مى نويسد، غيبتش در اين مورد اشکالى ندارد.»

و صرف نظر از این مورد، همانطور که محمد حسام گرامی هم اشاره کردند، ظاهرا این موضوع مصداق مورد دیگری از مستثنیات غیبت هم باشه که قبلا عرض شد:

«غیبت کردن فرد فاسق، یعنی کسی که گناهی را با اینکه میدونه گناه هست، انجام میده و برای او مهم هم نیست دیگران میدانند و می بینند، در همون فسق و گناهش اشکالی نداره و غیبت محسوب نمیشه.»

در مورد سوال شما هم اگر همینطور بوده، یعنی درسته که شخصی با هم صحبت می کردید ولی دیگران به این نوع رفتار و افکار او آشنایی دارند و گناهی مخفی بر دیگران نیست، نقلش در همون محدوده، غیبت محسوب نمی شود.

ولی نمی توانیم به صرف اینکه فردی گناهکار هست بیاییم و گناهان دیگه او را که بر دیگران مخفی هست بیان کنیم. مگر در همان شرایط خاصی همانند مقام مشورت یا شهادت در دادگاه که ذکر آن در موارد جواز غیبت در پست های پیشین گذشت.

.
.

البته همانطور که پاسخگوی محترم قرآنی هم فرمودند، اگر این شخص فرضا هم جزء موارد جواز غیبت نبوده باشه، شما وظیفه خود را انجام داده اید و کافیست.

.

پاسخگوی احکام 1
۱۳۸۹/۰۹/۲۹, ۰۲:۵۹
درباره غیبت هم میخواستم بگم بعضی وقتا یه اتفاقایی میوفته که ادم باید تعریفشون کنه تا خالی شه این بین مثلا باید عامل اون کار واسمشو بگیم حتما تا بیشتر اعصابمون خورد نشه
راه چاره چیه؟

به نام خدا و سلام بر شما

طبق تعریفی که از غیبت شد خودتون باید تشخیص بدید که آیا فلان صحبت پشت سر دیگری و در غیابش، غیبت محسوب میشه یا خیر

غیبت یعنی: بیان عیب و نقص مخفی فرد غائبی پیش دیگران که اگر به گوش وی برسد و بفهمد، خوشش نیاید و ناراحت بشود.

حالا این عیب و نقص در جسم و بدن او باشه، در کلام و صحبت او باشه، در ظاهرش باشه، اعم از لباس و خانه و مال و اموال و.... و یا در رفتار و کردارش باشه.

البته مواردی در جواز غیبت داریم که در این پست (http://www.askquran.ir/showpost.php?p=387425&postcount=16) کامل ذکر شده است.

.

محمد حسام شجاع
۱۳۸۹/۱۰/۰۱, ۱۴:۱۸
سلام و خسته نباشید عرض میکنم خدمت همه ی شما بزرگواران
میخواستم یه تاپیک ایجاد کنم فقط در مورد توبه ی همه جوره
ولی گفتم احتمال داره به این تاپیک پیوند بخوره
پس بهتر دیدم مطلبم را همینجا بزارم
"من میخوام توبه حقیقی کنم ولی سر در گمم
میخوام اگه لطف کنیدراههای صحیح توبه صحیح را
برام بازگو کنید تا از این سردرگمی و نگرانی دربیام
میدونم توبه ی واقعی یا همون جهاد اکبر خیلی سخته
به خاطر همین از شما درخواست کمک کردم تا راهنماییم کنید"
**ممنون**

پاسخگوی احکام 1
۱۳۸۹/۱۰/۰۲, ۲۲:۲۵
به نام خدا و سلام بر شما
وقت بخیر

بحث پیرامون توبه بسیار است و تقریبا مطمئنم قبلا هم در همین سایت بحث های خوبی در این مورد انجام شده، که فقط یک مورد رو تونستم پیدا کنم:

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=13430

بقیه موارد بحث شده را اگر دوستان سراغ دارند، اطلاع بدن تا در همین پست اضافه کنم.

----------------

توبه در لغت به معناى «دست کشیدن از گناه، بازگشتن بر طریق حق، پشیمان شدن از گناه» است.(1)

توبه را مى توان از الطاف و محبّت هاى الهى دانست، پس از گناه، جاده و راهى براى بازگشت ایجاد مى شود، تا بنده خطاکار به محض آگاهى از بدى گناه، از آن راه باز گردد. توبه نعمت بزرگى است که بر بشر ارزانى شده است.

حقیقت «توبه» ندامت و پشیمانى از گناه است که لازمه آن تصمیم بر ترک در آینده است. اگر کارى بوده که قابل جبران است، در صدد جبران بر آید.

گفتن استغفار بیانگر همین معنا است، به این ترتیب ارکان توبه را مى توان در پنج چیز خلاصه کرد: ترک گناه، ندامت و پشیمانى، تصمیم بر ترک در آینده، جبران گذشته و استغفار.(2)

خدا در قرآن از توبه واقعى به نام توبه نصوح نام برده است: «اى کسانى که ایمان آورده اید! به سوى خدا بازگردید و توبه کنید، توبه خالصانه.»(3)

شخصى از پیامبر سؤال کرد که توبه نصوح چیست، حضرت فرمود: «شخص توبه کننده به هیچ وجه بازگشت به گناه نکند، چنان که شیر به پستان هرگز باز نمى گردد.»(4)

بعضى گفته اند توبه نصوح آن است که واجد چهار شرط باشد: پشیمانى قلبى، استغفار زبانى، ترک گناه و تصمیم بر ترک در آینده.(5)


چگونه مى توان بر گناه چیره و به توبه موفق شد؟

بیشتر علماى اخلاق توبه را مجموعه مرکّبى از علم و حال و عمل مى دانند.

اگر کسى بخواهد موفق به توبه شود، باید این سه امر را مورد توجه قرار دهد، یعنى اوّل لازم است انسان به زشتى گناه پى ببرد، سپس حال پشیمانى در دل او به وجود آید، سرانجام در مقام عمل، گذشته را جبران نماید.(6)

آغاز توبه و ترک گناه، عنایت حق است. تا لطف الهى نصیب انسان نگردد، توبه امکان پذیر نیست.

مرحوم علامه طباطبایى مى گویند: توبه عبد حسنه است و حسنه نیازمند به نیرو است و نیروى انجام حسنه را خداوند مى دهد. او است که توفیق میدهد، یعنى اسباب را فراهم مى سازد تا بنده موفق و متمکن از توبه شود و بتواند از فرورفتگى در لجنزار گناه و دورى از خدا بیرون آید و به سوى پروردگارش باز گردد.(7)

امام سجاد علیه السلام به این نکته تصریح دارند که وفاى به توبه جز به نیروى حفظ و نگه دارى خداوند میسّر نیست.(8)

بنابراین در ابتدا باید از خداوند کمک خواست و سپس قدرت تصمیم گیرى را افزایش داد و اقدام عملى را شروع نمود.


چکار کنیم تا توبه مان شکسته نشود و فراموش نکنیم؟

بعضى از بزرگان، راهکارهاى مشخصى جهت عدم بازگشت به گناه و نشکستن توبه پیشنهاد کرده اند:

1- جدا شدن از محیط گناه و عدم شرکت در مجالس معصیت،
2- تجدید نظر و دوستان و معاشران،
3- یاد خدا،
4- پیش چشم قرار دادن آثار مرگبار گناه،
5- اندیشه در سرگذشت گناهکاران،
6- توجه به الطاف و عنایت پروردگار به توبه کاران،
7- پر کردن اوقات فراغت.

علاوه بر نکات ذکر شده براى موفقیت در توبه و حفظ آن مطالب زیر قابل توجه است:

1- باقى ماندن بر خُلقى پسندیده نیاز به مراقبت و ریاضت دارد. شیطان با همه امکانات خود در پى شکستن توبه و بازگشت انسان به گناه است. مبارزه پیوسته و همبستگى با وسوسه هاى شیطانى، دوام توبه را تضمین مى کند.

2- براى استمرار توبه، برنامه زمان بندى شده براى مبارزه با گناه لازم است. این برنامه باید در ابتدا سبک و قابل اجرا و به تدریج جدى تر و سنگین تر باشد.

3- براى پایبندى به استمرار توبه، بازخواست از نفس و تعیین جریمه و اداى آن مثل دادن صدقه یا گرفتن روزه مؤثر است.

4- براى استمرار توبه، لازم است با زمینه ها و علل گناه به صورت ریشه اى برخورد کرد، مثل فراهم کردن شرایط ازدواج براى جوانان و پرهیز از برخورد با نامحرم.

- در خصوص « توبه » مقالات زیبایی را می توانید در این لینک مطالعه بفرمایید:

http://www.pasokhgoo.ir/node/1686

------------------------------------------------------------

پى نوشت ها:

1. محمد معین، فرهنگى فارسى، ج 1، ص 1160.
2. تفسیر نمونه، ج 24، ص 290.
3. سوره تحریم ( ) آیه 8.
4. تفسیر مجمع البیان، ج 10، ص 318.
5. تفسیر نمونه، ج 24، ص 290.
6. محجة البیضاء، ج 7، ص 5.
7. ترجمه المیزان، ج 4، ص 376.
8. صحیفه سجادیه، دعاى 19.

.

parnian90
۱۳۹۰/۰۶/۲۰, ۱۴:۱۷
خداوند در قرآن می فرماید: «وَ لا یَغْتَب بَّعْضكُم بَعْضاً أَ یحِب أَحَدُكمْ أَن یَأْكلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِیمٌ؛ و هیچیك از شما دیگرى را غیبت نكند، آیا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ ( به یقین ) همه شما از این امر كراهت دارید، تقواى الهى پیشه كنید كه خداوند توبه پذیر و مهربان است» (حجرات/12). و از آنجا كه ممكن است افرادى آلوده به بعضى از این گناهان ظن و گمان بد و تجسس و عیبجویی و غیبت باشند و با شنیدن این آیات متنبه شوند و در صدد جبران بر آیند در پایان آیه راه را به روى آنها گشوده، مى فرماید: تقواى الهى، پیشه كنید و از خدا بترسید كه خداوند توبه پذیر و مهربان است. نخست باید روح تقوا و خدا ترسى زنده شود و به دنبال آن توبه از گناه صورت گیرد، تا لطف و رحمت الهى شامل حال آنها شود.

پیامبر خداصلى الله علیه وآله در پاسخ به این سؤال كه كفّاره غیبت چیست، فرمود: «تَستَغفِرُ اللَّهَ لِمَنِ اغتَبتَهُ كُلَّماذَكَرتَهُ؛ كفّاره اش این است كه هرگاه به یاد كسى كه از او غیبت كرده اى افتادى، از خداوند برایش آمرزش بخواهى». هم چنین می فرماید: «إذا اغتابَ أحَدُكُم أخاهُ فلْیَستَغفِرِ اللَّهَ ؛ فإنَّها كفّارَةٌ لَهُ؛ هرگاه یكى از شما غیبت برادرش را كرد، از خداوند آمرزش بطلبد؛ زیرا این كفّاره گناه اوست»، و نیز می فرماید: « مَن تَطَوَّلَ على أخِیهِ فی غِیبةٍ سَمِعَها فیهِ فی مَجلِسٍ فَرَدَّها عَنهُ ، رَدَّ اللَّهُ عَنهُ ألفَ بابٍ مِن السُّوءِ فی الدنیا والآخِرَةِ؛ هر كس در مجلسى بشنود كه از برادرش غیبت مى شود و آن را از او دفع كند، خداوند هزار باب بدى را در دنیا و آخرت از او دفع كند».

geologist
۱۳۹۱/۰۱/۲۵, ۱۱:۱۹
سلام
گناهاني كه مستقيمأ با فرد ديگري مربوط است مثل غيبت ،تهمت و... آيا حق الناس است؟
چون اگه حق الناس باشه با معذرت خواهي و حلاليت خواستن ميشه حلش كرد

مستانه
۱۳۹۱/۱۲/۰۱, ۲۱:۵۰
سلام،حدودا 6 ماه پیش،من به یکی از دوستام مشکوک شدم که داره سرمو کلاه میذاره،و بدون داشتن مدرک لیسانس داره جایی مشغول به کار میشه البته بدون حقوق،داشتش پنهون کاری میکرد و تو زمینه مشترک فعالیتمومونو به اسم خودش میزد،چون مطمئن نبودم،بهش نگفتم،ولی انقدر ادامه داد به پنهون کاریهاش که من داشتم مطمئن میشدم،روحیم خیلی خراب و بهم ریخته بود کم کم ازش فاصله گرفتم و طوری شد که حتی پیش چند از دوستای مشترکمونم دردو دل کردم،آیا دردو دل ازروی ظلم گناهه؟ بعد از یه ماه شکم یه یقین تبدیل شد،تا این که دو سه روز پیش طرفمو دیدم،به طور غیر مستقیم برام تعریف کرد که اونجایی که شاغل بوده ازش سو استفاده کردن،منم نه اینکه دلم خنک شده،ولی یاد روحیه خرابم میافتادم من اونموقع نفرینش نکردم،ولی از خدا خواستم که دیگه با کسی اینکارو نکنه،اون دوستای مشترکمون که از طرف پرسیدن،منم واقعیتو بهشون ،نظرتون اشتباه کردم،دچار غیبت شدم،ازتون خواهش میکنم جوابمو بدید.
:Hedye:

بصیر
۱۳۹۲/۰۵/۱۵, ۱۶:۵۷
سلام
گناهاني كه مستقيمأ با فرد ديگري مربوط است مثل غيبت ،تهمت و... آيا حق الناس است؟
چون اگه حق الناس باشه با معذرت خواهي و حلاليت خواستن ميشه حلش كرد
باسلام و عرض ادب
بلی، چون آبروی فردی را برده است، از این رو حق الناس است و با حلالیت طلبید. اما اگر حلالیت طلبیدن باعث گناهی دیگر شود یا غیبت فردی که عیب آن شخص را برایش بازگو کرده ای باشد، دیگر لازم به حلالیت طلبیدن به زبان نیست، بلکه باید استغفار نمود و اعمال صالحی را انجام داد و ثوابش را به آن شخص هدیه نمود.

بصیر
۱۳۹۲/۰۵/۱۶, ۱۶:۴۱
سلام،حدودا 6 ماه پیش،من به یکی از دوستام مشکوک شدم که داره سرمو کلاه میذاره،و بدون داشتن مدرک لیسانس داره جایی مشغول به کار میشه البته بدون حقوق،داشتش پنهون کاری میکرد و تو زمینه مشترک فعالیتمومونو به اسم خودش میزد،چون مطمئن نبودم،بهش نگفتم،ولی انقدر ادامه داد به پنهون کاریهاش که من داشتم مطمئن میشدم،روحیم خیلی خراب و بهم ریخته بود کم کم ازش فاصله گرفتم و طوری شد که حتی پیش چند از دوستای مشترکمونم دردو دل کردم،آیا دردو دل ازروی ظلم گناهه؟ بعد از یه ماه شکم یه یقین تبدیل شد،تا این که دو سه روز پیش طرفمو دیدم،به طور غیر مستقیم برام تعریف کرد که اونجایی که شاغل بوده ازش سو استفاده کردن،منم نه اینکه دلم خنک شده،ولی یاد روحیه خرابم میافتادم من اونموقع نفرینش نکردم،ولی از خدا خواستم که دیگه با کسی اینکارو نکنه،اون دوستای مشترکمون که از طرف پرسیدن،منم واقعیتو بهشون ،نظرتون اشتباه کردم،دچار غیبت شدم،ازتون خواهش میکنم جوابمو بدید.
باسلام
تا زمانی که مطمئن نیستید کسی ظلمی در حق شما کرده یا نه، نمی توان آبروی او را برد. اما اگر مطمئن باشید که ظلمی در حق شما کرده، می توانید در این باره به کسی بگویید یا مشورت بگیرید، طبق آیه قرآن گناهی بر شما نیست.
النساء : 148 لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَنْ ظُلِمَ وَ كانَ اللَّهُ سَميعاً عَليما.(دوست نميدارد خدا آشكارا كردن بسخنى بد، مگر آشكار كردن كسى كه بر او ستم كرده‏اند)

مستانه
۱۳۹۲/۰۵/۱۶, ۲۰:۴۴
سلام،ممنون که جواب دادید.

دلارام
۱۳۹۲/۰۵/۲۳, ۱۲:۰۱
سلام

برای کسی که میخواد از گناه غیبت توبه کنه حتماً لازمه که بره و حلالیت بطلبه؟؟

کلا میخواستم بدونم توبه از گناه بزرگ غیبت به چه نحوی هست؟


طهورا جان من از تجربه خودم تو این زمینه میگم شاید حرفام خیلی عامیانه و بدون سند باشه اما من همیشه هر وقت کاره بدی انجام میدم یه گوشه ای همیشه به یادش دارم و هرگز اون کاره بدو فراموش نمیکنم شاید با فک کردن بهش هر بار اذیت بشم اما همیشه قبل ازینکه از خدا بخوام منو ببخشه بهش میگم بهم فرصت بده تا جبران کنم اگه بهت ثابت شد که من واقعا میخوام که از نوع شروع کنم اونوقت منو ببخش در مورده غیبتم این قضیه مستثنی نیست اما یه چیزو بدون خیلی وقتا که آدم یه کاره اشتباهی انجام میده اگه بخواد ازش برگرده مث ترمز کردن یه دفعه ی اتوموبیله احتمالش هست انقد تو اون کار تند رفته باشه که با ترمز کردن یه دفعه برای نجات جونش سرش به شیشه اتومبیل بخوره و قدری صدمه ببینه و ممکنه بمیره اما اگه زنده بمونه کشیدن درد اون آسیب تا خوب شدنش تاوان تند رویش خواهد بود و اگر بمیره شاید از زندگی تو دنیا محروم بشه اما چون قصدش دست کشیدن ازون تند روی بوده بدون شک به بهشت میره چون در هر صورت قصده بازگشت از کاره خطاشو داشته اما اگه در حال تند رفتن بدون ترمز کردن بمیره بدون شک سهمی از بهشت هم نصیبش نخواهد شد
زندگی ما هم همینطوره مطمئنن هر کاره خطایی تاوانی خواهد داشت اما مهم اینه ازون کار تو اولین فرصت دست کشید
به نظره من بیشتر ازینکه به فکره این باشی که گناهت بخشیده میشه یا نه به فکره تکمیل کردن خودت بیشتر از قبل باشی و هیچوقت پیش کسی به گناهت اعتراف نکنی حتی غیبت اما واسه آروم کردن دل خودت با ترک کردن اون کار و با گفتن خوبیای همون فرد پیش کسایی که ازش بد گفتی کاره بدتو تا حدودی جبران کن
توبه یعنی بازگشت به سوی خدا یعنی بازگشت به سوی راه درست پس بهتره به جای جستجو کردن یه راه برای توبه تنها تصمیم به ترک کردن ازون کار بگیری و دیگه به اون راه برنگردی و با این کار خود بخود یه روز که به خودت بیای میبینی هم غیبتایی که کردی با حرفای خوب جبران شده هم به خدا ثابت شده که تو واقعا میخواستی از غیبت کردن دست برداری و اونوقت دیگه آمرزیده ی آمرزیده ای:solh: