PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ازدواج



jooyandeh
۱۳۸۶/۰۲/۲۳, ۰۸:۲۴
سلام


من مدتي است كه خانواده ام (به درخواست من) به فكر ازدواج من افتاده اند. دانشجوي ترم چهارم كارشناسي ام و واقعيت اينست كه اصلا دوست ندارم الان ازدواج كنم. ترجيح مي دهم ازدواجم حداقل سه چهار سال ديگر انجام شود. اما يك مشكل بزرگ وجود دارد و آن اينست كه وقتي تصميم مي گيرم ازدواج را به تعويق بيندازم به طرز عجيبي عصبي و افسرده مي شوم. در آن شرايط حوصله هيچ كاري را ندارم و فشارهاي رواني بر من زياد مي شود به طوري كه اصلا نمي توانم درسم را (كه وظيفه اصلي من است) بخوانم.


برعكس وقتي صحبت از فراهم شدن مقدمات براي ازدواج مي شود آرام مي گيرم و همه فعاليتهايم را خيلي خوب و با علاقه انجام مي دهم. اما مشكل اينجاست كه من هنوز بايد مسيري را طي كنم كه چند سال طول مي كشد. در دبيرستان جزو نخبه هاي كشور بودم و تحت هيچ شرايطي حاضر نيستم درس را به اولويتي غير از "اول" اختصاص بدهم. پيدا كردن موردي كه حاضر به پذيرفتن شرايط من هم باشد خودش كاري سخت؛ استرس زا و اعصاب خردكن است.


براي همين از شما مي خواهم كمك كنيد بتوانم ازدواج را به تاخير بيندازم و روان آرامي هم داشته باشم تا به كارم ادامه دهم.

minou
۱۳۸۶/۰۴/۱۱, ۱۳:۱۲
salam
mitouni aqd koni chand sale bad ezdevaj kon
سلام
مي توني عقد كني چند سال بعد ازدواج كني

محمدي شاهرودي
۱۳۸۶/۰۴/۱۱, ۱۶:۲۶
سلام

من مدتي است كه خانواده ام (به درخواست من) به فكر ازدواج من افتاده اند. دانشجوي ترم چهارم كارشناسي ام و واقعيت اينست كه اصلا دوست ندارم الان ازدواج كنم. ترجيح مي دهم ازدواجم حداقل سه چهار سال ديگر انجام شود. اما يك مشكل بزرگ وجود دارد و آن اينست كه وقتي تصميم مي گيرم ازدواج را به تعويق بيندازم به طرز عجيبي عصبي و افسرده مي شوم. در آن شرايط حوصله هيچ كاري را ندارم و فشارهاي رواني بر من زياد مي شود به طوري كه اصلا نمي توانم درسم را (كه وظيفه اصلي من است) بخوانم.
برعكس وقتي صحبت از فراهم شدن مقدمات براي ازدواج مي شود آرام مي گيرم و همه فعاليتهايم را خيلي خوب و با علاقه انجام مي دهم. اما مشكل اينجاست كه من هنوز بايد مسيري را طي كنم كه چند سال طول مي كشد. در دبيرستان جزو نخبه هاي كشور بودم و تحت هيچ شرايطي حاضر نيستم درس را به اولويتي غير از "اول" اختصاص بدهم. پيدا كردن موردي كه حاضر به پذيرفتن شرايط من هم باشد خودش كاري سخت؛ استرس زا و اعصاب خردكن است.
براي همين از شما مي خواهم كمك كنيد بتوانم ازدواج را به تاخير بيندازم و روان آرامي هم داشته باشم تا به كارم ادامه دهم.






بسم الله الرحمن الرحيم
با عرض سلام و ارادت
1.بين ازدواج و ادامه تحصيل و رسيدن به مراتب عالي علم و معرفت منافاتي وجود نداردچنانكه اين مطلب در حوزه هاي علميه كاملا آشكار است
2. امر فراهم كردن مقدمات ازدواج را به پدر و مادر واگذار كنيد و شما كمتر فكر و وقت خود را صرف آَن كنيد .
3. تا زماني كه امكان ازدواج فراهم شود دستور قرآن كريم را درباره اين مطلب اجرا كنيد كه مي فرمايد :
وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ(نور /33) و كساني كه امكان ازدواج برايشان فراهم نيست بايد عفت بورزند تا خداوند متعال آنان را ا زفضل خود بي نياز كند.
4. در اين مدت توصيه مي كنيم بيشتر روزه بگيريد، ورزش و كارهاي بدني را در برنامه روزانه خود قرار دهيد از مطالب و مناظر تحريك كننده پرهيز كنيد ، چنانكه بلند نگاه داشتن مو بي تاثير نيست و....

member
۱۳۸۶/۰۴/۱۳, ۰۰:۱۰
سلام ببخشید من از آقای محمدی شاهرودی سوالی داشتم حکمت توصیه به روزه رو متوجه شدم توی احادیث آمده ، اما حکمت توصیه به کوتاه کردن مو را نفهمیدم می شه توضیح بدین ؟ متشکرم

havva
۱۳۸۶/۰۴/۱۳, ۰۰:۲۸
من در زمان دانشجویی یکی از همکلاسی هام ازم خاستگاری کرد و مدتی هم بر سر این موضوع با هم صحبت کردیم تا وقتی که موضوع را با خانواده هامون مطرح کردیم . خانواده او مخالفتی نکردن اما خانواده من در اشد درجات به خاطر اینکه توی مادیات از ما کمتر بودن مخالفت کردن ! اون آقا در حالی که به همه اعضای دانشگاه از استاد گرفته تا کارمند گفت که هنوز هم به من علاقه داره و چشمش دنبال منه از دانشگاه رفت و یک سال بعد هم ازدواج کرد اما من نتونستم فراموشش کنم و چون همه آدمهای دیگرو با اون مقایسه می کنم نمی تونم کس دیگری رو انتخاب کنم خصوصا اینکه از خانواده ام هم به خاطر این موضوع هنوز با گذشت سه سال دلخورم شما بگین باید چیکار کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کاربر جدید!
۱۳۸۶/۰۴/۱۳, ۰۵:۱۴
سلام ببخشید من از آقای محمدی شاهرودی سوالی داشتم حکمت توصیه به روزه رو متوجه شدم توی احادیث آمده ، اما حکمت توصیه به کوتاه کردن مو را نفهمیدم می شه توضیح بدین ؟ متشکرم
اون هم توي احاديث اومده اما حكمتشو من نمي دونم. شما در مورد اينكه بعضي از دستورات يا توصيه هاي اسلام كه ما حكمتشو نمي دونيم ولي قطعا به نفع ما هستند كه شك نداريد؟

من در زمان دانشجویی یکی از همکلاسی هام ازم خاستگاری کرد و مدتی هم بر سر این موضوع با هم صحبت کردیم تا وقتی که موضوع را با خانواده هامون مطرح کردیم . خانواده او مخالفتی نکردن اما خانواده من در اشد درجات به خاطر اینکه توی مادیات از ما کمتر بودن مخالفت کردن ! اون آقا در حالی که به همه اعضای دانشگاه از استاد گرفته تا کارمند گفت که هنوز هم به من علاقه داره و چشمش دنبال منه از دانشگاه رفت و یک سال بعد هم ازدواج کرد اما من نتونستم فراموشش کنم و چون همه آدمهای دیگرو با اون مقایسه می کنم نمی تونم کس دیگری رو انتخاب کنم خصوصا اینکه از خانواده ام هم به خاطر این موضوع هنوز با گذشت سه سال دلخورم شما بگین باید چیکار کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
راستش قبل از اينكه به پاسخ اشاره كنم يك مطلبي و اون اينكه (مخاطبم آقايون هستند) براي باز كردن گفتگوي ازدواج از خانواده ي خانوم ها شروع كنيد نه از خود اونها. من خودم تو وضعيت مشابهي بودم بعد يكي از آشناهامون رو كه دوست برادر اون خانم بود فرستاديم صحبت كنه و بپرسه آيا اونها حاضرند شرايط ما رو بپذيرند يا نه. بعد هم برادر اون خانم گفت كه مادرشون توي اين مسائل خيلي سخت گيره. هم من ضايع نشدم و هم اون خانم اصلا روحش هم خبردار نشد چه برسه به اينكه بخواد دچار مشكل عاطفي و اينها بشه.
شما به نظر من اولا از مخالفت خانوادتان خيلي دلخور نباشيد. هرچند به نظر من اشتباه است كه اگر مرد خوبي پيدا شد به خاطر سطح اقتصادي او، او را رد كنند و در اسلام آمده اگر كسي كه دينش درست است به خواستگاري دختر شما آمد به خاطر ماديات با او مخالفت نكنيد و دخترتان را به او بدهيد وگرنه در زمين فتنه بزرگي پديد آورده ايد. اما شما نبايد خيلي هم مطمئن باشيد. چه تعداد زيادي جوان بوده اند كه اول مي گفتند عشقولانه همه چيز را حل مي كند اما بعد به خاطر اينكه بعد از ورود به زندگي با واقعيتها مواجه شدند تلخي هاي مسائل اقتصادي روي هم انباشته شد و شيريني عشقولانه را بي اثر كرد و در نهايت به نتايج ناخوشايندي سرانجام كرد.
البته اينها به نظر من به خاطر اينست كه زوجين قبل از اينكه تصميم بگيرند دنيايشان عشقشان را تحت تاثير قرار ندهد دنيا را خوب نشناختند. كسي كه همه زندگي اش دنيايش است تلخي هاي اقتصادي با فروكش كردن عشق ( كه در بسياري از موارد عشق كاذب است و اگر براي آن اسم بگذارم ممكن است خيلي ها ناراحت شوند) خود را به رخ مي كشند و ... (اينها كه گفتم خيلي مورد سوال شخص شما نبود بلكه مطالب كلي بود كه در مورد اين موضوع مفيد به ذهنم آمد)
منظور اينكه شما از تداوم موفقيت آميز زندگيتان با آن آقا خيلي مطمئن نباشيد چون نمونه شكست خورده آن زياد بوده و مخالف سه سال پيش خانوادتان با يك موضوعي كه خير بودن يا خير نبودن آن معلوم هم نبوده براي امروزتان تبديل به مساله نكنيد.
هرچند من معتقدم قبل از ازداج بايد سخت گرفت و از كنار مسائل راحت نگذشت ( دليلش همان عشق كاذبي است كه معمولا جلوي چشم زوجين را مي گيرد و نمي گذارد آنا به واقعيتها فكر كنند) اما اين خودش حد دارد و به نظر من شما نكات زير را در نظر بگيريد.
1. اين يكي خيلي مهم است هم قبل از تصميم و به خصوص بعد از ازدواج: همسر يا نامزدتان را با اشخاص مقايسه نكنيد! بلكه آنها را با ملاكها مقايسه كنيد. چون وقتي بخواهيد كسي را با افراد ديگر مقايسه كنيد هميشه بهتر از او پيدا مي شود اما وقتي با ملاكها مقايسه مي كنيد مي بينيد كه مثلا اين موضوع در او ضعيف است يا او 70 درصد از اين نظر خوب است. بنشينيد فكر كنيد چه ملاكهايي براي شما اساسي هستند و بعد چه ملاكهايي براي شما اهميت دارند و به ملاكهايي كه براي شما اهميت ندارند فكر نكنيد. به نظر من همسر خوب كسي است كه 90 تا 100 درصد ملاكهاي اساسي و 50 تا 60 درصد ملاكهاي مهم را دارا باشد
2. شما خودتان چقدر ايده آل هستيد كه به دنبال ايده آلتان مي گرديد.؟
فعلا سخن كوتاه مي كنم.
موفق باشيد

saeed623
۱۳۸۶/۰۴/۱۶, ۱۸:۱۹
سلام ببخشید من از آقای محمدی شاهرودی سوالی داشتم حکمت توصیه به روزه رو متوجه شدم توی احادیث آمده ، اما حکمت توصیه به کوتاه کردن مو را نفهمیدم می شه توضیح بدین ؟ متشکرم

باسلام با توجه به اين كه آقاي محمدي شاهرودي فعلا تشريف ندارند بنده عرض مي كنم:البته شايد اگر كسي اطلاعات پزشكي كاملي داشته باشد جواب بدهد و مطلب راتاييد كند بهتر باشد اما آنگونه كه مشهوراست همين نكته اي است كه:
موهاي بدن قدرت جسمي زيادي را از انسان مي گيرند واين امر كمك مي كند كه قواي جنسي كمتر تحريك شوند
تعبير روايت چنين است: و وفٌر شعرك.

havva
۱۳۸۶/۰۴/۱۶, ۲۳:۳۷
از اینکه تلاش کردین جواب منو بدین و کمکم بکنید متشکرم اما فکر کنم توصیه های شما مال یه بچه هایی خیلی کم سن و سال تر از منه که کور کورانه و بدون شناخت دچار یک احساس زودگذر و بی اساس شدن نه مال من که هم سنم خیلی بیشتره و هم اینکه مقبولیت ایشون در نظر من به جهت تحت تاثیر احساسات قرار گرفتن نبود بلکه به خاطر شناختی بود که از ایشون حاصل کردم ، من راجع به کسی حرف می زنم که حافظ قرآن بود و رتبه برتر کنکور کارشناسی ارشد نه یه بچه محصل ......که به نظر من خیلی از ملاکهایی رو که دین به آنها تاکید داره و من هم تلاش دارن به اونها برسم رو داشت
مسئله کلی اینجاست که من توی معیارهام با خانواده ام اختلاف اساسی داشتیم چون به نظر من مادیات و کلاس خانوادگی و .... اصلا مهم نیست چون طبق آیه قرآن خداوند خودش متکقل تامین روزی زوجهای جوان است . حالا با اطلاعات جدیدی که به دست آوردید اگر بتونید راهنمایی مفید تری بفرمایید ممنون می شم

کاربر جدید!
۱۳۸۶/۰۴/۱۷, ۰۶:۰۹
سلام
خوب بر اساس عقلانيت تصميم گرفتن خيلي خوب است و ظاهرا كه اينطور است. در واقع الان قسمت اول پاسخ من اگرچه مواردي در جامعه دارد اما با وضعيت شما همخواني ندارد. حالا مي ماند دو نكته:
يكي اينكه شما خودتان را خوب بشناسيد و انتظارتان از طرف مقابل خيلي بيشتر از آنچه خودتان هستيد نباشد. مثلا اگر شما حافظ قرآن نيستيد براي طرف شرط حفظ قرآن نگذاريد و اگر رتبه برتر ارشد نيستيد اين انتظار را از ديگران نداشته باشيد.
بعد از اينكه خودتان را شناختيد و ديديد خواستگاران شما از نظر اخلاقي و ديني و (و در مرحله بعد علمي آن هم تا حدودي) در شرايط مطلوبي نيستند از رد كردن آنها نترسيد. (به نظر من!) من فكر مي كنم اگر شما خوب باشيد خواستگاران بد زياد خواهيد داشت اما خواستگاران خوب در سطح خود شما هم حتما خواهيد داشت انشا الله

saeed623
۱۳۸۶/۰۴/۱۷, ۱۷:۵۵
من در زمان دانشجویی یکی از همکلاسی هام ازم خاستگاری کرد و مدتی هم بر سر این موضوع با هم صحبت کردیم تا وقتی که موضوع را با خانواده هامون مطرح کردیم . خانواده او مخالفتی نکردن اما خانواده من در اشد درجات به خاطر اینکه توی مادیات از ما کمتر بودن مخالفت کردن ! اون آقا در حالی که به همه اعضای دانشگاه از استاد گرفته تا کارمند گفت که هنوز هم به من علاقه داره و چشمش دنبال منه از دانشگاه رفت و یک سال بعد هم ازدواج کرد اما من نتونستم فراموشش کنم و چون همه آدمهای دیگرو با اون مقایسه می کنم نمی تونم کس دیگری رو انتخاب کنم خصوصا اینکه از خانواده ام هم به خاطر این موضوع هنوز با گذشت سه سال دلخورم شما بگین باید چیکار کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بسم الله الرحمن الرحيم
با سلام خدمت شما كاربر گرامي
در پاسخ شما توجه تان رابه چند نكته جلب مي كنم
نخست اين كه مردان بازنان در محبت به يكديگر متفاوتند بنابراين معمولا مردان خود را محصور به يك نفر نمي كنند اگر اين يكي نشد شخص ديگري بر خلاف زن ها كه معمولا سعي مي كنند محبت خود در يك نفر خلاصه كنند بنابراين من به دختران مراجعين خودم همواره توصيه مي كنم تا زماني كه مسئله ازدواج شما قطعي نشده و پدر و مادر هر دو خانواده رضايت خود را اعلام نكرده اند هرگز ظرف دل خود را جاي محبت شخصي كه تقاضاي ازدواج با شمارا دارد قرار ندهيد چون هيچ از آينده خبر نداريم ممكن است او با اتفاقي نظرش نسبت به شما تغييركند ممكن است مشكلي در بين باشد كه خانواده ها رضايت ندهندو هزار امكان و اگر ديگر ...
2. شايد يكي از حكمت هاي اين كه فردي همچون پدر خانواده نقش مهمي در اين تصميم گيري دارد اين باشد كه او چيزي را مي بيند كه شما نمي بينيددر بند بعدي توضيح اين مطلب خواهد آمد
3. اصولا خداوند زنان را احساسي و عاطفي و مردان را خشك و كم عاطف خلق كرده است البته اين امر براي زنان عيب نيست بلكه چون خانواده در دوران حيات خود نياز مبرم به عواطف گرم مادرانه و زنانه دارد وجود اين ويژگي ضروري است اگر نبود كانون خانواده ازهم مي پاشيد بنابراين اين جا ديگر بحث بچه و بزرگ براي زنان مطرح نيست زن به خاطر احساسات ممكن است تحت تاثير عواملي به مردي علاقمند شود اما از عيوبي و نواقصي غافل شود و اين امر طبيعي است اين جاست كه پاي مردي ميان مي آيد تا اين مشكل پيش نيايد و آن اذن پدر است.
4. آنچه درمورد خصلت زن و مرد اشاره شد نوعي بوده بنابراين ممكن است مردي هم كاملا عاطفي باشد و زني بي رحم و بدون عاطفه كه آن ها استثناء ها هستند و ما در مورد استثناء ها سخن نمي گوييم
5. آن چه اشاره شد به معناي عيبي براي زن نيست بلكه مرد و زن هر دو از ويژگي برخوردارند كه مكمل يكديگر است لذا زن بدون مرد و مرد بدون زن ناقص هستند و با هم كامل مي شوند
نتيجه آن چه اشاره شد:
شما از آغاز ارتباط دچار اشتباه شديد و هرگز نبايد دل خود را به مردي كه هنوز معلوم نيست در زندگي شما پا مي گذارد يا نه دل مي بستيد چه بسا ممكن بود به غير از بحث رضايت پدر و مادر مشكلات ديگري پيش مي آمد كه شما ازآن غافل بوديد پس اين مشكل را شما بوجود آورديد. اكنون هم خود شما بايد با تمرين و هر راهي كه شده آن مرد را از دل خود بيرون كنيد چون او علاقه اش را از شما منقطع و به ديگري متصل كرده است همينجا پرونده را مختومه اعلام كنيد و ديگر در مورد آن هيچ جا بحث نكنيد كه به روح خود آسيب رسانده ايد.
شما چه مي دانيد شايد پدر و مادر اموري را مي ديدند كه شما به خاطر عشق و علاقه از آن غافل بوديد نگوييد من بچه نيستم آن چه اشاره كردم مربوط به بچه هانيست بچه ها كه عشق و محبت را درك نمي كنند اتفاقا مربوط به بزرگان است و اين امري طبيعي است در روايت داريم من عشق شيئا اعشي بصره كسي كه عاشق چيزي يا كسي شد چشمانش كور مي شود و خيلي از بدي ها را نمي بيند .
هرچند الگوهاي شما ممكن است با پدر و مادر متفاوت باشد اما تصميم گيرنده نهايي شماييد و كسي نمي تواند براي شما تصميم بگيرد پس اگر موردي مناسب يافتيد سعي كنيد رضايت پدر را جلب كنيد و كار را تمام كنيد و ديگر درمورد قبلي فكر نكنيد.
يادتان باشد مشكلات روحي بر خلاف جسمي به اين زودي ها خوب بشو نيست پس براي خود مشكل روحي ايجاد نكنيد.
اگر مطلبي باقي ماند انشا الله اساتيد پاسخگو كه هنوز درمورد پرسش شما اظهار نظري نكرده اند پاسخ مناسب خواهند داد
بنده هم هر كاري از دستم بر آيد براي خدمت به قرآن در خدمت هستم
در پناه قرآن موفق باشيد

saeed623
۱۳۸۶/۰۴/۱۷, ۱۸:۱۲
از اینکه تلاش کردین جواب منو بدین و کمکم بکنید متشکرم اما فکر کنم توصیه های شما مال یه بچه هایی خیلی کم سن و سال تر از منه که کور کورانه و بدون شناخت دچار یک احساس زودگذر و بی اساس شدن نه مال من که هم سنم خیلی بیشتره و هم اینکه مقبولیت ایشون در نظر من به جهت تحت تاثیر احساسات قرار گرفتن نبود بلکه به خاطر شناختی بود که از ایشون حاصل کردم ، من راجع به کسی حرف می زنم که حافظ قرآن بود و رتبه برتر کنکور کارشناسی ارشد نه یه بچه محصل ......که به نظر من خیلی از ملاکهایی رو که دین به آنها تاکید داره و من هم تلاش دارن به اونها برسم رو داشت
مسئله کلی اینجاست که من توی معیارهام با خانواده ام اختلاف اساسی داشتیم چون به نظر من مادیات و کلاس خانوادگی و .... اصلا مهم نیست چون طبق آیه قرآن خداوند خودش متکقل تامین روزی زوجهای جوان است . حالا با اطلاعات جدیدی که به دست آوردید اگر بتونید راهنمایی مفید تری بفرمایید ممنون می شم

كاربر گرامي با توجه به آن چه پيش از اين اشاره كردم يادآور مي شوم
1. نوع زنان خواهي نخواهي و به طور طبيعي گرفتار احساسات و عواطف هستند اگر نبود محبت حتي براي طرف مقابل هم ايجاد نمي شد.
2. مطمئن باشيد شما با شناخت انتخاب كرديد اما در انتخاب عجله كرديد لائق به دستور قرآن عمل نكرديد قرآن توصيه مي كند قبل از ازدواج رابطه دوستي ايجاد نكنيد زماني مي توانيد چنين ارتباطي ايجاد كنيد كه مطمئن شديد هيچ محضوري در كار نبوده و خانواده ها هم مطلعند و راضي پس از آن شما اجازه داريد محبت او را در دل خواد جاگير كنيد قبل از آن بايد خويش تن داري مي كرديد شما كار بسيار بزرگي مي خواهيد انجام دهيد و آن يك عمر زندگي است پس ايجاد محبت براي زن مشكل ساز است چون بيرون بردن آن از دل امري بس دشوار است كه بيماري هاي روحي بدنبال دارد اما مردان چنين امري را درك نمي كنند لذا به راحتي وقتي كارشان با مشكل مواجه شد سراغ مورد ديگر بي مشكل مي روند.
3. در مورد تصميم خانواده هم قضاوت مشكل است ممكن است واقعا مطالبي دربين بوده كه خانواده نگران آن بودند ولي شما توجه به آن نداشتيد.
4. آن چه گذشت كه گذشت در مورد آن ديگر ميانديش آينده هم كه معلوم نيست چه مي شود پس بيا و به حال بنگر و گذشته ها را فراموش كن و حال را غنيمت شمار
5. من هم دعا مي كنم انشاالله موردي كه هم شأن شما و هم كفو شمااست به زودي پيدا شود و با يكديگر به سعادت اخروي برسيد .

ملكي
۱۳۸۶/۰۴/۱۸, ۱۷:۳۸
من در زمان دانشجویی یکی از همکلاسی هام ازم خاستگاری کرد و مدتی هم بر سر این موضوع با هم صحبت کردیم تا وقتی که موضوع را با خانواده هامون مطرح کردیم . خانواده او مخالفتی نکردن اما خانواده من در اشد درجات به خاطر اینکه توی مادیات از ما کمتر بودن مخالفت کردن ! اون آقا در حالی که به همه اعضای دانشگاه از استاد گرفته تا کارمند گفت که هنوز هم به من علاقه داره و چشمش دنبال منه از دانشگاه رفت و یک سال بعد هم ازدواج کرد اما من نتونستم فراموشش کنم و چون همه آدمهای دیگرو با اون مقایسه می کنم نمی تونم کس دیگری رو انتخاب کنم خصوصا اینکه از خانواده ام هم به خاطر این موضوع هنوز با گذشت سه سال دلخورم شما بگین باید چیکار کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خواهر گرامي كاملا شما را درك مي كنم زيرا :
1.محبت و عشق امري غير اختياري است يعني نمي شود بالاجبار به فرزند بگوييم مادرت را دوست نداشته باش به عاشق بگوييم محبوبت را دوست نداشته باش اما بايد دانست مقدمات عشق و محبت اختياري است، يعني اگر به كس علاقه وافر داشتيم بعدا بدانيم كه اون همه خوبي هايي كه ما نسبت به او تصور مي كرديم كاملا برعكس بوده، بلافاصله بعد از دانستن، محبت از دل ما خارج مي شود.
2. ما بايد با واقعيت هاي اطراف خود واقع بينانه برخورد كنيم، زيرا همه چيز در اختيار ما نيست، به قول شاعر :
رضا به داده بده وز جبين گره بگشا
كه بر من و تو در‍ب اختيار نگشادست
بنابراين اتفاقاتي كه در اطراف ما مي افتد _كه ما نقش در تحقق آن نداريم_ را بايد واقع بينانه بپذيريم.
بنابر دو نكته بالا :
1.اصل محبت شما به آن فرد درست است؛ اما اشكال در مقدمه آن است و آن مقدمه اين است كه او هم بايد بخواهد، واگر مي خواهد بايد شرايط خارجي محيا باشد و الا اگر او بخواهد و شرايط خارجي محيا نباشد و يا نخواهد، علاقه و محبت شما بي نتيجه و غير معقول خواهد بود؛ چون هميشه هر گاه محبت يكطرفه و يكسره باشد دردسر مي آفريند و بي نتيجه خواهد بود(محبت هاي غير معقول و غيرواقع باصبر و حوصله و گذشت زمان از بين خواهد رفت)
2. دنيا مانند زمين بازي است قاعده و قانون مختص به خود را دارد، هركس آن قاعده و قانون را نشناسد و يا رعايت نكند محكوم به شكست خواهد شد.
شما در اين جا اين قاعده را فراموش كرده ايد كه بارفتن آن شخص، دنيا به آخر نرسيده است، اگر هزار راه نارفته وجود دارد؛ هزاران افرادي كه متناسب با شأنيت و شخصيت شما باشد نيز وجوددارد. چرا به يك راه و به يك شخص چسبيده ايد؟ و چرا دنيارا به آخر رسيده مي انگاريد؟ بسيارند كساني كه عاشق افرادي شدند اما موفق به ازدواج با آنان نگشتند و با كسان ديگر ازدواج كردند و خدارا شاكر شدند كه چه خوب شد با آن فرد اول ازدواج نكردند خواهرم دنيارا بزرگتر از يك فرد، يك شهر ، يك كشور و يك زمين ببين و خالق اين دنيارا حاضر و ناظر بر اعمال و نيات خود ببين. به خدا توكل كن كه خدا يار تو خواهد شد.
لطفا اگر دقت در اين مطالب شما را قانع نكرد دوباره با ما در تماس باشيد.

ملكي
۱۳۸۶/۰۴/۱۸, ۱۷:۵۵
از اینکه تلاش کردین جواب منو بدین و کمکم بکنید متشکرم اما فکر کنم توصیه های شما مال یه بچه هایی خیلی کم سن و سال تر از منه که کور کورانه و بدون شناخت دچار یک احساس زودگذر و بی اساس شدن نه مال من که هم سنم خیلی بیشتره و هم اینکه مقبولیت ایشون در نظر من به جهت تحت تاثیر احساسات قرار گرفتن نبود بلکه به خاطر شناختی بود که از ایشون حاصل کردم ، من راجع به کسی حرف می زنم که حافظ قرآن بود و رتبه برتر کنکور کارشناسی ارشد نه یه بچه محصل ......که به نظر من خیلی از ملاکهایی رو که دین به آنها تاکید داره و من هم تلاش دارن به اونها برسم رو داشت


مسئله کلی اینجاست که من توی معیارهام با خانواده ام اختلاف اساسی داشتیم چون به نظر من مادیات و کلاس خانوادگی و .... اصلا مهم نیست چون طبق آیه قرآن خداوند خودش متکقل تامین روزی زوجهای جوان است . حالا با اطلاعات جدیدی که به دست آوردید اگر بتونید راهنمایی مفید تری بفرمایید ممنون می شم

اما در خصوص اختلاف نظر شما با خانواده :
نظر شما كاملا اسلامي و ديني است؛ زيرا اسلام هم كفو بودن را درايمان مي داند، نه در طبقه اجتماعي و نه حتي در جمال و زيبايي؛ اما اين مطلب به اين معني نيست كه اگر كسي طبقه اجتماعي و جمال براي او مهم بود، او از مسير اسلام خارج شده باشد. بنابراين اگر خانواده علاوه برايمان طبقه اجتماعي را هم مهم مي دانند، چه اشكالي دارد كه شما با آن ها همكاري كنيد مگر هر كسي كه پول دار باشد و يا از طبقه اجتماعي بالاي جامعه برخوردار باشد، نمي تواند با ايمان و با تقوا باشد؟!
شما يك عمر مي خواهيد با پدر و مادر و خانواده خود ارتباط تنگاتنگ داشته باشيد پدر و مادر فاميل هاي بي منت براي ما هستند، چه اشكالي دارد كه با بعضي از خواسته هاي آن ها كه بر خلاف اسلام هم نيست همراهي كنيد ؟ تا اين كه تا آخر عمر با عشق و محبت زير سايه پدر و مادر و خانواده زندگي پر از مهر و محبت داشته باشيد . البته ما قدرت ايمان و تقواي شما را تحسين مي كنيم؛ اما بدانيد سري كه درد نمي كند نبايد دستمال بست وقتي هزار راه نارفته وجود دارد نبايد روي يك راه زوم كرد و راه هاي ديگر را به فراموشي سپرد.
آنچه كه خانواده شما مي خواهد با آن چه كه شما مي خواهيد قابل جمع است، ضديتي با هم ندارند . كارهايت را و خودت را به خدايت بسپار كه او يار و نگهدار توست.

elham
۱۳۸۶/۰۴/۲۷, ۰۳:۲۴
دوست محترم havva
گفتنی ها رو اساتید و کارشناسان محترم فرموده اند و من تنها نکته ای که به ذهنم می رسه برای شما بگم اینه که :
نمی دونم به چه قصدی آیدی خودت رو havva انتخاب کردی ولی انتخاب جالبیه ، چون حوا هم به خاطر اولین گناه سالها سرگردانی کشید ، اما وقتی توبه اش پذیرفته شد خداوند دوباره آدم رو بهش برگردوند .
شاید این سالهایی رو که شما داری می گذرانی همان سالهای سرگردانی حواست دعا کن حتما آدم تو هم پیدا خواهد شد که هرگز وعده خداوند تخلف نخواهد شد که
و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لستنکوا الیها

fatememeshkat
۱۳۸۶/۰۴/۳۱, ۲۱:۳۶
به نام خداکاربر گرامی حوای عزیز سلام
هرچند که طبق اونچه مطرح کردین ، به نظر میاد نیاز به انتقاد و ملامت و برشمردن معایب کارتون رو ندارید بلکه نیاز به راه حل عملی دارید، اما دانستن برخی اشتباهات و وقوف به اونها به شما کمک میکنه که راحت تر از مشکلتون خارج بشید – همونطور که تمام توصیه هایی که تا حالا خدمتتون ارائه شده در همین جهت بوده نه در جهت برشمردن معایب شما - امیدوارم صراحت ما موجب ناراحتی شما نشه .
ببینید ما اول باید تکلیفمون رو با خودمون روشن کنیم ، آیا شما در این ادعای خودتون که فرد مذهبی و مومنی هستید صداقت دارید یا خیر ؟ اگه آدم مذهبیی هستید و انتخاب و علاقه شما به اون آقا از سر ویژگیهای خاص ایمانی بوده – که ایشون واجدش بودن – و این محبت به این دلیل در قلبتون وارد شده که فکر میکردید با هم زندگی خداپسندانه ای رو – که فکر میکنید شایسته شماست – تشکیل خواهید داد، اما نشد ، در اینصورت باید موارد دیگری رو هم لحاظ کنید در خصوص محبت و و دوست داشتن کسی یا چیزی ، باید این نکته مهم رو مد نظر داشته باشید که شما باید محبتتون رو مشروط به خیری بکنید که در اون هست .
اما می دونید که همواره اونچه شما اون رو خیر تلقی میکنید و دلبسته اون میشید ، به نفع شما نیست یا خیری که در اونه بسیار اندکه . توضیح اینکه ما نسبت به امور از برخی جهات علم داریم و از برخی جهات جهل ، اما خداوند نسبت به جمیع جهات امور و اشیاء ، عالم است . کسی که محبت و انتخابش به اعتراف خودش با ملاکهای الهیه ، باید سرسپرده آیات الهی و خواست الهی هم باشه . خداوند در قران کریم می فرماید : (( ...و عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیا و هو شر لکم و الله یعلم و انتم لاتعلمون )) بقره / 216 (... و بسا چیزی را خوش نمی دارید و آن برای شما خوب است و بسا چیزی را دوست می دارید و آن برای شما بد است و خدا می داند و شما نمی دانید )
منطقی ترین شکل قضیه اینه که شما راهی برای بازگشت ندارید یعنی چون ایشون ازدواج کردن شما نمی تونید به زندگی با اون آقا امیدوار باشید پس سعی کنید بر گذشته تاسف نخورید : (( لکی لا تاسوا علی ما فاتکم ...)) حدید /23 ( تا بر آنچه از دست شما رفته اندوهگین نشوید ...) مطمئنا شما برای سر گرفتن این ازدواج ازخدا طلب خیر کردید و بسیار هم دعا کردید ، اما این ازدواج سر نگرفت ، چرا؟ احتمال نمی دید به این دلیل بوده که خیری در این ازدواج نبوده والله یعلم و انتم لا تعلمون بنابر این به فضل خدا در موارد دیگری امیدوارباشید ، بعضی وقتها خدا یه چیزی رو میگیره تا بهتر از اون رو روزی آدم کنه (( فاردنا ان یبدلهما ربهما خیرا منه زکوة و اقرب رحما )) کهف /81 ( پس خواستیم که پروردگارشان آن دو را به پاکتر و مهربانتر از او عوض دهد ) .
درسته که صبر در این زمینه سخته - و شاید هم تنها کاری که الان انجام میدین اینه که صبر کنید - اما صبرتلخ نتیجه شیرینی داره و خداوند به صابران وعده های نیکو داده .
دیگران رو هم با ایشون مقایسه نکنید .ممکنه کسی ویژگی های اون آقا رو - در مواردی که برشمردید – در همون درجات نداشته باشه ، اما ممکنه ویژگی های مثبت و مهم دیگری رو دارا باشه که ایشون فاقد اون بودند و شما غافل .
این محبت به مرور زمان در دل شما وارد شده به مرور هم خارج خواهد شد انشاء الله ، فقط سه چیز میخواد : توکل ، توسل ، زمان

سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل

بیرون نمی توان کرد الا به روزگارا

محمدي شاهرودي
۱۳۸۶/۰۵/۰۱, ۱۷:۳۵
سلام ببخشید من از آقای محمدی شاهرودی سوالی داشتم حکمت توصیه به روزه رو متوجه شدم توی احادیث آمده ، اما حکمت توصیه به کوتاه کردن مو را نفهمیدم می شه توضیح بدین ؟ متشکرم
بسم الله الرحمن الرحيم
با سلام و تشكر
آنچه ما گفتيم بلند نگهداشتن مو بود نه كوتاه كردن آن و شايد وجه آن اين باشد كه بخشي از انرژي ها از اين طريق گرفته مي شود و كمتر نمود پيدا مي كند

mohammadhashem
۱۳۸۶/۰۷/۲۵, ۲۲:۴۷
با توجه به مشكلات زياد ازدواج، چگونه با توكل به خداوند
مي توان در اين زمينه اقدام كرد؟

چون محور اصلى سؤال درباره ازدواج مى‏باشد، لذا در ابتداى سخن به موضوع مشكلات و موانع ازدواج اشاره مى‏كنيم:
الف) جوان اولين مشكل را در امر ازدواج، مشكل امور مالى و اقتصادى مى‏داند. اگر زندگى ما براساس مبانى اسلام و فطرت انسانى استوار شود، اين مشكل وجود خارجى نخواهد داشت، يا بسيار اندك خواهد بود.
1- خداوند و رهبران اسلام، در اين باره نويدهاى اميدبخش فراوانى داده‏اند كه مى‏توانند پشتوانه‏هاى اطمينان‏بخشى براى جوانان باشند.
براى نمونه خداوند مى‏فرمايد: و انكحوا الايامى منكم ان يكونوا فقراء يغنهم الله من فضله جوانان بدون همسر را همسر دهيد اگر فقير باشند، خداوند با فضل و رحمت خود آنان را غنى و بى‏نياز مى‏كند (نور، آيه 32).
اين وعده و تضمين صريح و روشن خداوند است و چه تضمينى بالاتر از تضمين خدا؟ عموم كسانى را كه ازدواج كرده‏اند ملاحظه كنيد، اكثر ايشان قبل از ازدواج بهره‏اى از خانه و ثروت نداشته‏اند ولى بعد از ازدواج، خانه‏دار و متمكن شده‏اند.
2- پيامبر اكرم (ص) كه امين اسرار خداوند است درباره امدادهاى الهى به جوانان مجرد چنين مى‏فرمايند: زوجوا اياماكم، فان الله يحسنُ لهم فى اخلاقهم و يوسع لهم فى ارزاقيهم و يزيدهم فى مرواتيهم بى‏همسرانتان را همسر دهيد، زيرا خداوند در پرتو ازدواج اخلاق آنان را نيكو مى‏گرداند و رزق و توان مالى آنها را وسعت مى‏دهد و بر مروت و ارزش‏هاى انسانى‏شان مى‏افزايد .
و باز آن حضرت مى‏فرمايند: من ترك التزويج مخافة العيلة، فقد ساء ظنّه بالله، ان الله يقول «ان يكونوا فقراء يغنهم الله من فضله كسى كه ازدواج را از ترس فقر ترك كند همانا به خداوند گمان بد برده است، زيرا خداوند مى‏فرمايد: اگر فقير باشند خداوند با فضل و رحمت خويش آنان را بى‏نياز مى‏سازد .
در پرتو ازدواج، افق‏هاى جديدى به روى انسان باز مى‏شود كه پيش از ازدواج وجود نداشته، زيرا انسان در اثر ازدواج، احساس مسؤوليت بيشترى مى‏كند و خود را مسؤول اداره زندگى جديد و تأمين معاش و حفظ آبروى خانواده مى‏بيند، بنابراين تمام ابتكار و استعدادهاى نهفته و پنهان را به كار مى‏گيرد و از سوى ديگر فشارهاى جنسى، پريشانى، تنهايى و احساس حقارت‏ها و كمبودها، در پرتو ازدواج و قرار گرفتن در كنار همسرى مهربان و همدم و دلسوز از بين مى‏رود و در نتيجه جان انسان شكوفا مى‏شود و شوق تكامل در او بالنده مى‏شود. بسيارى از جوانان در سايه ازدواج شخصيتى تازه پيدا مى‏كنند و سيرشان در تمام امور، سرعت بيشترى به خود گرفته است.
- با ازدواج مى‏توان از تسهيلات و مزاياى شغلى در مؤسسات و ادارات برخوردار شد.
- در جامعه معمولًا براى متأهل‏ها بيش از مجردها اعتبار و ارزش قائلند.
- صندوق‏هاى قرض‏الحسنه مخصوص ازدواج و وام‏هاى بانكى براى اين امر مهم در همه جاى ميهن اسلامى تأسيس شده كه مى‏توان از اعتبارات اين مؤسسه‏ها برخوردار شد.
- اگر تشريفات و خرج‏هاى اضافى در امر ازدواج كنار گذاشته شود و يا تعديل شود ازدواج يكى از سهل‏ترين امور زندگى خواهد بود.
ب) مشكل ديگرى كه براى جوانان تحصيل‏كرده ساخته شده و واقعيت ندارد اين است كه جوان ازدواج را مانع ادامه تحصيلات علمى خود مى‏داند در حالى كه اين معضل با يك برنامه‏ريزى حساب‏شده و عزم و اراده راستين برطرف مى‏شود و از ازدواج مى‏توان نردبانى براى بالا رفتن و پيشرفت در تحصيلات علمى بهره جست.
ج) مشكل انتخاب همسر سومين مشكلى است كه جوانان را رنج مى‏دهد و از اقدام به ازدواج باز مى‏دارد. اين مشكل به عكس دو مشكل قبل، واقعى است و بايد با دقت و آينده‏نگرى در امر ازدواج اين مانع را از سر راه برداشت.
در اين زمينه به معيارهاى انتخاب همسر كه در كتاب‏ها و تحقيقات مختلف به آن اشاره شده است مراجعه نماييد. مانند كتاب: جوانان و انتخاب همسر، على اكبر مظاهرى.
سخن پايانى ما درباره كسب موفقيت در امور است.
همتم بدرقه راه كن اى طاير قدس كه دراز است ره مقصد و من نوسفرم‏

موفقيت در هر امرى از امور مربوط به دنيا و آخرت يك فرايند تجربى است كه با آزمون‏هاى زيادى راه‏كارهاى آن مشخص شده است. شناخت و به كارگيرى اين راه‏كارها موفقيت را در دسترس ما مى‏نهد و ناآگاهى ما نسبت به آنها، كاميابى را به كام مرگ مى‏كشاند.
درك باورهاى درست و راه‏كارهاى شايسته، يكى از بنيادى‏ترين شيوه‏هاى دست‏يابى به پيروزى است. لذا به راه‏كارهاى موفقيت به طور اجمالى مى‏پردازيم:
1- شناخت و ارزيابى دقيق، درباره هدفى كه در پى آنيم، امكانات و توانايى‏هايى كه
آن هدف نياز دارد و شناسايى توانايى‏هايى كه داريم، آفت‏ها و موانع راه ما را در رسيدن به موفقيت بسيار كمك خواهد كرد.
حضرت على (ع) مى‏فرمايند: العامل بالعلم كالسائر على الطريق الواضع كسى كه آگاهانه عمل مى‏كند، چونان كسى است كه در راه آشكار ره مى‏سپرد .
2- كار و تلاش، از عناصر دگرگون ساز، زندگى‏آفرين، پيشرفت‏آور و موفقيت‏پرداز است. دين مقدس اسلام از يك سو با تنبلى، بى‏كارى و كم‏كارى به ستيز برخاسته است واز سوى ديگر مردم را به كار فرا مى‏خواند.
ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست عاشقى شيوه رندان بلاكش باشد

قرآن شريف مى‏فرمايد: و ان ليس الانسان الا ما سعى و اين كه براى انسان بهره‏اى جز تلاش او نيست .
زندگى بزرگان را اگر مرور كنيم، كار و تلاش بى‏وقفه را جزء لاينفك شخصيت ايشان خواهيم يافت.
3- پشتكار، استمرار، استقامت و شكيبايى، گذر از سنگلاخ‏ها، آب كردن كوه‏هاى يخ و زدودن دلزدگى پايه‏هاى موفقيت در كليه امور مخصوصا در امر خطير ازدواج است. چنان كه امير بيان على (ع) مى‏فرمايد: «صبر پيشه، پيروزى را از دست نمى‏دهد، گرچه زمان بر او بگذرد» .
4- نظم و برنامه، داشتن ساز و كار صحيح و اجراى منظم آن و تدبير و مديريت پويا، از ديگر عوامل رهيافت به دنياى موفقيت‏هاست.
آخرين وصيت اميرالمؤمنين (ع) به فرزندان خود و خاندانش و به همه مردم تقواپيشگى و رعايت نظم است .
5- عوامل معنوى از قبيل تكيه بر تقوا و دانش، ايمان، اخلاص، توكل، توسل، نيايش، مهمترين نقش را در كسب موفقيت ايفا مى‏كند. هستى برابر با ماديات نيست. اين جهان مادى‏بخش اندكى از هستى است زندگى فردى و اجتماعى همانگونه كه تحت تأثير كنش‏ها و واكنش‏هاى مادى است به شدت در قلمرو كنش‏ها و واكنش‏هاى معنوى نيز هست. وقتى عوامل مادى در هر موضوع فراهم شد، پاره‏اى مسائل باطنى از قبيل دل واپسى و اضطراب، بيم و اميد، توهم، امل و آرزو و ظهور مى‏كند براى اين كه فرد بتواند از اين مشكلات رهايى يابد توجه به عوامل معنوى راهگشا مى‏باشد.
هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ از يمن دعاى شب و ورد سحرى بود
سعدى نيز فرموده است:
بخت و دولت به كاردانى نيست جز به تأييد آسمانى نيست‏
و در روايت نيز آمده است: من ا حب ان يكون اقوى الناس فليتوكل على اللّه هر كه مى‏خواهد توانمندترين مردم باشد، بايد بر خدا توكل كند .
تو با خداى خود انداز كار و دل خوش‏دار كه رحم اگر نكند مدعى به خدا نكند

mohammadhashem
۱۳۸۶/۰۷/۲۵, ۲۲:۴۸
مدتى است وضعيت روحى‏ام تغييركرده و ديگر چشمهايم را ازديدن نامحرم نمى‏توانم كنترل كنم و از طرفى ازدواج برايم ميسر نيست. چه كار كنم؟

قلب انسان حالات گوناگونى دارد. در نهج البلاغه از امير المومنين (ع) نقل شده: «ان للقلوب شهوه واقبالا وادبارا» بنابراين قلب انسان گاه اقبال به خدا و معنويات دارد و گاه پشت مى‏كند. در اين رابطه فرموده‏اند: در هنگام اقبال دل به مستحبات و مندوبات بپردازيد و در صورت ادبار به واجبات اكتفا كنيد. البته هر قدر انسان مجاهده نفس بيشترى كند و با خدا وقرآن و اهل بيت انس بيشترى گرفته و دل از هواهاى نفسانى تخليه كند به تدريج اقبالش بيشتر شده و به صورت ملكه راسخه در مى‏آيد. آن گاه است كه در همه حالات به ياد خدا و متوجه اوست و هيچ چيز نمى‏تواند او را از محبوب حقيقى باز دارد.
اين همان حالتى است كه ازآن تعبير به «نماز دائم» شده است:
خوشا آنان كه الله يارشان بى به حمد و قل هوالله كارشان بى‏
خوشا آنان كه دايم در نمازند بهشت جاودان مأوايشان بى‏
چنان چه نگاه كردن از روى ريبه نباشد مانعى ندارد.
اما درباب كنترل چشم:
اگر نگاه شما به صورت خيره و عمدى نيست و در اثر برخوردهاى اجتماعى ايجاد مى‏شود به آن حساس نباشيد. اما اگر به صورتى درآمده كه گناه تلقى مى‏شود براى درمان آن بايد مراحلى را طى كنيد.
در مرحله اول به برنامه زير به دقت عمل كنيد و در عدم تخلف از آن كاملا سختگير باشيد:
1- هر روز صبح بعد از نماز با خداى خود شرط كنيد كه هرگز نگاه عمدى به نامحرم نكنيد و هم از او در اين مسير استعانت جوييد.
2- در طول روز كاملا مراقب خود باشيد و هرگاه نفس شما را وسوسه كرد بلافاصله با آن برخورد نموده و جلوى تخلفش را بگيريد.
3- شب بعد از نماز چند دقيقه كنش‏هاى روزانه خود را محاسبه كنيد و در جدولى موارد تخلف يا اطاعت خود را يادداشت نماييد.
4- نسبت به موارد عدم تخلف خداى را سپاس گزاريد و در موارد تخلف استغفار و خود را تنبيه و سرزنش كنيد و تصميم جدى ترى براى مجاهده با نفس در روز بعد بگيريد. اين برنامه راتا مدتى ادامه داده و نتيجه را براى ما گزارش نماييد.
5- نمازهاى خود را كاملا با توجه و حضور قلب و دقت كامل بخوانيد. زيرا نماز بزرگ‏ترين عامل بازدارنده از كژى‏هاست وميزان قبولى نماز هر كس متناسب با قوت بازدارندگى آن از فحشاست. بنابراين هر قدر نماز بهتر باشد ديگر اعمال نيز بهتر خواهند بود و هر اندازه نماز از حقيقت اصلى‏اش دور گردد ديگر كنش‏ها نيز به ناهنجارى خواهند گراييد. از خداوند متعال توفيقات روز افزون شما را در جهت آرمان‏هاى مقدس الهى و اسلامى مسألت داريم.
مسأله ازدواج در شرايط حاضر، به عنوان يكى از بزرگ‏ترين معضلات جوانان ما خودنمايى مى‏كند. آنچه اين مسأله را چنين بغرنج ساخته است، ناشى از عوامل متعددى است. اين عوامل عبارت است از:
الف) طولانى بودن مدت تحصيل
ب) عدم اطمينان نسبت به آينده
ج) مشكل نظام وظيفه
د) مخارج سنگين ازدواج
ه) روحيه گريز از مشكلات
براى حل مشكل، حركت‏هايى از چند سو لازم است از جمله:
الف) تغيير فرهنگ ازدواج، و تلاش همه جانبه در جهت آسان و كم خرج سازى آن.
ب) گسترش امكانات دولتى، از قبيل خوابگاه‏هاى متأهلين، وام ازدواج و
ج) درگير ساختن خانواده‏ها در جهت كمك به زوج‏هاى جوان ودر حال تحصيل.
د) گسترش خوداتكايى، مسؤوليت پذيرى و روحيه برخورد فعال با مشكلات در جوانان. در حال حاضر ترس از مشكلات، بيش از خود آنها، جوانان را از ازدواج دور مى‏سازد. واقع مطلب اين است كه در هيچ مسأله‏اى نمى‏توان نشست تا مشكلات حل شود و سپس اقدام نمود. همه پيشرفت‏ها و موفقيت‏هايى كه بشريت تاكنون به دست آورده، مرهون اقدامات انسان‏هاى ماجرا جويى است كه خود را به آب و آتش زده، و قهرمانانه از انبوه مشكلات استقبال كرده، و با عزم و پشتكار بر آن فائق آمده‏اند. به قول شاعر:
زندگى جنگ است جانا بهر جنگ آماده شو
نيست هنگام تأمل بى‏درنگ آماده شو
بسيارى از جوانان همين كه ازدواج كرده‏اند و خود را ناچار به كاريابى ديده‏اند، به تلاش مضاعف پرداخته و پس از چندى زندگى خود را رو به سامان برده‏اند. برعكس كسانى هم در انتظار حل مشكلات نشسته‏اند، در حالى كه هيچ راه اميدى براى حل مشكلاتشان وجود ندارد.
در حال حاضر توصيه ما به جوانانى چون شما اين است كه براى حل مشكل خود، فردى مناسب- كه هم مورد علاقه شما و
هم با شرايطتان سازگار باشد- پيدا كنيد و با توافق طرف مقابل و خانواده‏اش، او را به عقد رسمى خود درآوريد ولى زمان ازدواج را دو يا سه سال به تأخير بيندازيد. اين كار مزاياى زير را در بر دارد:
1- از شيرينى دوران نامزدى- كه دلپذيرترين دوران زندگى است- بهره‏مند مى‏شويد.
2- مخارج سنگين ازدواج بر دوش شما سنگينى نمى‏كند.
3- به تدريج در برخورد با مشكلات و تلاش براى حل آنها، پختگى بيشترى براى زندگى كسب مى‏كنيد.
4- در طى اين مدت، كم كم در جست‏وجوى كار برمى‏آييد تا بتوانيد در كنار تحصيل كارى نيز دست و پا كنيد و بدين صورت بر مشكلات اقتصادى فائق آمده، و زمينه‏هاى ازدواج را فراهم مى‏كنيد.

شهيدان
۱۳۸۶/۰۷/۲۶, ۰۴:۱۱
من دراین قسمت به بحث كنترل چشم می پردازم بعدا انشا’الله اگر فرصت شد به بحث ازدواج می پدازم.راهبردهاي عملي براي پرهيز از نگاه به نامحرم و کنترل چشم عبارتند از:
1. دوري كردن از اختلاط هاي غيرضروري‌؛ چه در محیط خانواد و چه در محیط های آموزشی و ...
2. معاشرت و رفاقت با دوستان واقعی و دوري كردن از رفاقت با نااهلان و شركت نكردن در جلسات خصوصي كه احتمال فساد در آن است‌؛ از نگاه كردن به تصاوير و فيلم‌هاي تحريك كننده ، جداً پرهيز شود.
3. اشتغال به فعاليت‌هاي مفید ورزشي و علمي‌؛که زمینه وسوسه های شیطانی را کم می کند.
4. باور قلبي به اين‌كه اين عمل‌، گناهی بزرگ و عذاب آور است‌.
از ديدگاه يك مؤمن واقعي‌، تمام عالم‌، محضر خداست و همة كارها در حضور او انجام مي‌گيرد: "أَلَم‌ْ يَعْلَم بِأَن‌َّ اللَّه‌َ يَرَي‌َ؛(علق‌، 14) آيا انسان نمي‌داند كه خدا همه چيز را مي‌بيند". آري‌! همين شرم و حضور براي دوري از گناهان كافي است‌.
پيامبر (ص) مي‏فرمايد:
اگر از ديدگان مواظبت نكني روز قيامت گريان خواهي بود.( بحار الانوار، ج 7، ص 195)
5. تمرين و ممارست‌ِ دوري كردن از نگاه به نامحرم تا حدّ عادت‌؛و توجه به این مسئله که دوری از این عمل ، موجب سعادت دنیا و آخرت می شود...
در روایات آمده است که : كسي كه چشمش را از نامحرم حفظ كند از طرف پيامبر (ص)، بهشت براي او ضمانت شده است.( بحارالانوار، ج 77، ص 171)
نيز پيامبر (ص) فرموده است: هر مسلماني كه بي‌اختيار چشمش به زيبايي‌هاي زني بيفتد و چشم فرو نهد، خداوند به او توفيق عبادتي مي‌دهد كه شيريني آن را احساس مي‌كند. (بحارالانوار، ج 104، ص41)
6. توجه بيش‌تر به عبادت‌، مخصوصاً نماز، تلاوت قرآن‌، دعا و نيايش‌، توسل به امامان معصوم‌؛
ايمان مذهبي خود را روز به روز تقويت كنيم و توسل به ائمه(ع) را فراموش نكنيم و اميدوار به رحمت الهي باشيم و هيچ گاه مأيوس نشويم.
7. تفكر و انديشه‌ در عاقبت این عمل که سر چشمه انواع بدی هاست؛
8.تنبيه؛ راه ديگر مقابله كردن با اين تحريكات آن است كه خود را تنبيه نماييم، مثلاً با خود شرط كنيم اگر يك بار چنين گناهي را مرتكب شوم مثلاً يك يا چند روز، روزه مي‌گيرم يا مبلغي را صدقه مي‌دهم.
حاصل سخن اين كه چشم چراني پايه و اساس انواع انحرافات است و شیطان در این باره سرمایه گذاری کلانی می کند. پس لازم است با تقويت اراده و ايمان و عفت و حيا و شرم ، چشم‌ها را از نامحرم بپوشانيم و بدانیم که خدا همیشه همراه و مراقب ماست.
موفق باشید

ya zahra
۱۳۸۶/۰۸/۲۲, ۰۴:۲۹
بسمه تعالی
سلام به همه
به نظر بنده هروقتی كه شما چشمتان به نامحرمی افتاد كه باعث تحریك شهوت شما شدبه هرطرف دیگری كه نگاه كنید كه اورانبینیدبه خدای رحمان نگاه كردیداگر این را باور كنید هروقت كه خواستید به نامحرم نگاه كنید به خودتان بگویید كه نگاه به خدا بهتر است یا به آن چیز تحریك كننده
شیخ رجبعلی خیاط دركتاب كیمیای محبت آقای ری شهری هستش كه ایشان هروقت بیرون می رفتندوناخودآگاه چشم ایشن به نامحرم می افتاد به خودش می گفت:
خدای من كه این را خلق كرده است كه زیباتر است.
وروزی شیخ رجبعلی خیاط بیرون از خانه ودر خیابان بودندودیدین یكی از شاگردان ایشان آن طرف خیابان هستش ودید كه آن جوان چشمش به زنی خورد ولی خیلی سریع چشمش رابرگرداندوشیخ ازدیدن آن صحنه خوشحال شد وبعداكه آن شاگردش را دید به اوفرمودند:
من تورادرخیابان دیدم وبهخاطراون كاری كه كردی خداوند برای تودربهشت برای تو یك حوری شبیه به آن برایت خلق كرد.
خداحافظ

ya zahra
۱۳۸۶/۰۸/۲۲, ۰۴:۴۳
بسمه تعالی
باسلام به همه
بنده فقط به هوا یك پیشنهاد دارم نه فقط به ایشان بلكه به همه ی كسانی كه قصدازدواج دارند.
چرامتاسفانه فقط برای درمان مریض هایمان وپرداخت بدهی هایمان باید به پیش امام رضا(ع) بریم؟
چرا برای امرازدواج آن هم یك امربه این مهمی به پیش ایشان نرویم تاایشان خودآقاامام رضا(ع) برای ماكه نمی توانیم انتخاب درستی بكنیم برای ما انتخاب كنند.
پیشنهاد بنده این هستش كه برای یك انتخاب خوب به ائمه(ع)توسل كنیم كه آنهاراپیش قدم كنیم كه آنها هم خیلی خوشحال می شوند.
والسلام

saeed623
۱۳۸۶/۰۸/۲۲, ۰۸:۰۲
شاید اگر وارد این مقوله بشوم عده بنویسند كه فلانی خیلی از غافله دور است و حرف های قرون وسطی را می زند ولی من همچنان فكر می كنم این ماجراها قدیمی نشده اند و در همه عصر ها و زمانه ها باید به گوش جوانان برسند تا بدانند كه این اتفاقات برای آن ها هم می افتد و آنان نیز اراده خود را باید قوی كنند بالاخره بنده هم یه روزی جوان بودم و با همین موقعیت ها مواجه بودم پس من هم می توانم نظر بدهم
گذشته از همه این ها چند سالی است مشاور جوانان ومشكلاتشون هستم و گوشم از مشكلات آنان پر است
به همین خاطر تصمیم گرفتم در هر پست یكی از ماجراهای شنیدنی رابرای كاربران عزیز نقل كنم
قرآن نیز وقتی می رسد به این جا كه جوان راهی برای ازدواج ندارد توصیه می كند كه خویشتن داری كنید
وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ
اى مؤمنان ، به مردان و زنانِ بى همسرى كه از ] همكيشان [ شما هستند و به آن بندگان و كنيزانتان كه شايستگى ازدواج را دارند ، همسر دهيد . اگر تهيدست اند ، خداوند آنان را از فضل خود توانگر خواهد ساخت ، كه خداوند داراى بخششى گسترده است و به حال كسى كه صلاح او در گشايش است داناست .«32 نور>

helen
۱۳۸۶/۰۹/۲۱, ۱۳:۵۰
سلام
من نظر خودمو مي گم به عنوان يه دختر مجرد
بيكاري و گروني و تجمل همه اينا هست اما به نظرم.اعتماد كردن خيلي سخت شده.
بزرگترين حسني كه ازدواج اين دو بزرگوار داشت شناخت بود.از هر نظر پيامبر (ص) مولا
رو مي شناختند.و همينطور شناختي كه حضرت علي (ع) از تربيت خانم فاطمه زهرا(س
داشتند.از نظر اعتقادي و فرهنگي در يك سطح بودند.رشادت و مردانگي حضرت علي (ع) ثابت شده بود.مسئوليت پذيري ايشون ثابت شده بود .
هدفشون مشخص بود و در يك جهت حركت ميكردن .به خدا ايمان و توكل داشتن
مشكل ما جوونا اينه كه نمي تونيم اعتماد كنيم
نه مثل قديم مردم همديگرو مي شناسن نه مثل قديم يكرنگن
جوونا با خانواده هاشون از نظر فكري خيلي فاصله گرفتن
خانواده ها كمك زيادي در انتخاب نمي تونن بكنن
جووناي الان بين ازدواج سنتي و اين شيوه هاي جديد موندن.حلا اين اصل قضيه ديگه بيكاري و گروني و ... اينارم بهش اضافه كنيد.

hoseintabar
۱۳۸۶/۰۹/۲۱, ۲۰:۰۹
سلام
من نظر خودمو مي گم به عنوان يه دختر مجرد
بيكاري و گروني و تجمل همه اينا هست اما به نظرم.اعتماد كردن خيلي سخت شده.
بزرگترين حسني كه ازدواج اين دو بزرگوار داشت شناخت بود.از هر نظر پيامبر (ص) مولا
رو مي شناختند.و همينطور شناختي كه حضرت علي (ع) از تربيت خانم فاطمه زهرا(س
داشتند.از نظر اعتقادي و فرهنگي در يك سطح بودند.رشادت و مردانگي حضرت علي (ع) ثابت شده بود.مسئوليت پذيري ايشون ثابت شده بود .
هدفشون مشخص بود و در يك جهت حركت ميكردن .به خدا ايمان و توكل داشتن
مشكل ما جوونا اينه كه نمي تونيم اعتماد كنيم
نه مثل قديم مردم همديگرو مي شناسن نه مثل قديم يكرنگن
جوونا با خانواده هاشون از نظر فكري خيلي فاصله گرفتن
خانواده ها كمك زيادي در انتخاب نمي تونن بكنن
جووناي الان بين ازدواج سنتي و اين شيوه هاي جديد موندن.حلا اين اصل قضيه ديگه بيكاري و گروني و ... اينارم بهش اضافه كنيد.

با سلام به دوست گرامی Helen

در حدیثی هست بدین مضمون: هر کس سه چیز را به تنهایی در ازدواج شرط کند آن ازدواج بسر نمیرسد.
1- ثروت 2- شهرت 3- زیبائی
و رمز موفقیت ازدواج بامیمنت امام علی و فاطمه زهرا (سلام الله علیهما )در شرط نکردن این سه امر مادی و زود گذر است.

ان شاءا.. در این باب در بخش دوستی پسر و دختر قبل از ازدواج مبحث جدیدی را مطرح میکنم؟ حسین تبار

.:MONTAZER:.
۱۳۸۶/۰۹/۲۱, ۲۳:۲۴
من سخت بودن اعتماد رو ردمی کنم!
چرا؟!
چون اگر شما در دوران مجردی ریگی به کفشتون نبوده باشه و مشکلی نداشته باشید و اشتباهی نکرده باشید مطمئن باشید همسر خوبی (مثل خودتان) نصیب شما خواهد شد.
این یک قانون کلی است.

شهيدان
۱۳۸۶/۰۹/۲۲, ۰۵:۵۰
من سخت بودن اعتماد رو ردمی کنم!
.
يعني مي فرماييد مي شه به همه اعتماد كرد؟


چون اگر شما در دوران مجردی ریگی به کفشتون نبوده باشه و مشکلی نداشته باشید و اشتباهی نکرده باشید مطمئن باشید همسر خوبی (مثل خودتان) نصیب شما خواهد شد.
این یک قانون کلی است.
دوست عزيز ، معلومه هنوز متأهل نشدي ؟چون اگر متأهل شده بودي و از نزديك مشكلات بعد از ازدواج برخي خانواده ها رو ديده بودي هرگز اين حرف رو نمي زدي .
به نظر شما ، آيا همه كساني كه به نحوي در زندگي با هم سازش ندارند ويا در انتخاب همسر اشتباه كرده اند (به هر نحوي ) ريگي به كفش داشته اند؟
من از نزديك برخي از دوستان مذهبي كه ريگي هم در كفششان ندارند رامي شناسم كه 3سال از ازدواجشان نگذشته بود از هم جداشدند.ودر انتخاب همسر هم دقت كرده بود ولي بعد از ازدواج به خاطر دخالتهاي ديگران اينها در زندگيشان مشكل پيدا كردند وچون تجربه نداشتند كار به جاهاي باريك كشيد واز هم جدا شدند.
نه گاهي وقتها به خاطر اشتباهات مجردي نيست بلكه ممكن است با آئين همسرداري ونحوه برخورد با همسر آشنا نباشند...
بحث در اين باره زياد است انشاءالله سر فرصت مطرح مي كنيم.

saeed623
۱۳۸۶/۰۹/۲۲, ۰۷:۵۴
:doosti:امروز به مشكل بزرگتري برخورد كرده ايم كه بالارفتن سطح توقعات خانواده ها سن ازدواج را بالا برده است:Rose:
خيلي از پدر و مادران فكر مي كنند كه ديگه دوران خودشان به سر آمده كه دختر و پسر دست يكديگر را مي گرفتند و مي رفتند خونه خودشون بعد از مدتي به مرور زمان اساسي منزل رو جمع مي كنند و زندگي شون رو تكميل مي كنند جالب اين است كه خودشان همينطوري ازدواج كردند اما نوبت به دختران و پسرانشان كه رسيد ورق برگشت بهانه شون اينه كه مي گويند نمي خواهيم :Labkhand:دختر و يا پسرمون مثل خودمون زجر بكشد در حالي كه غافلند از اين امر كه با اين كار خود هم سن ازدواج را بالا بردند هم مشكلات اجتماعي را بيشتر كردند هم فساد هم ....
از اول فكر مي كنند پسر بايد خانه و ماشين و .. داشته باشد
من خودم وقتي ازدواج كردم يك فرش شش متري داشتم نمي دونستم كجاي اين خانه اي كه اجاره كرده بودم بگذارمش بعد از مدتي رفتم سمساري مقداري موكت دست دوم خريدم جالبه پس از 19 سال تا همين چند وقت پيش هم اون موكت ها رو داشتم اما چقدر اين زندگي براي آدم شيرين است
اصولا سختي كشيدن درزندگي آدم رو آبديده مي كند اما اگر از روز اول همه چيز آدم مهيا باشد معلوم نيست اگر يك روز با يك معضل مواجه شدند بتوانند از پس آن بر بيايند
:Sokhan::Ealam:كمي در مطالبم تامل كنيد

helen
۱۳۸۶/۰۹/۲۲, ۰۸:۲۵
جناب منتظر
منظور من از سخت بودن اعتماد خيلي كلي بود .درهمه زمينه ها.اعتماد به اينكه طرف مقابل مسئوليت پذير هست؟هدفش از ازدواج معلومه؟مي دونه بايد چه كار كنه؟ كم نمياره؟و...حرف زدن قبل از ازدواج خيلي راحته.چون هيچ تجربه اي نداريم.اما من وقتي از آدماي متاهل سوال مي كنم از همين دوستاي خودم كه هم سن وساليم ميگن زندگي با اون چيزي كه قبلش فكر مي كني زمين تا آسمون فرق داره.من فكر مي كنم اگه دو نفر از نظر اخلاقي و فكري بتونن جوابگوي هم باشن بله مي شه تو يه اتاق با موكت دست دوم لحظات شيريني داشت.اما لطفا راجع به اين صحبت كنيد كه چه جوري ميشه به اين نتيجه رسيد كه 2 نفر مي تونن زير يه سقف زندگي كنند.چطوري ميشه به يه شناخت رسيد.اگه همين كه يه ريگي به كفشت نباشه كافيه؟يعني اين همه آدم همشون يه ريگي به كفششون بوده؟
و دوست عزيز حسين تبار من درست متوجه نشدم.ميشه بيشتر توضيح بديد؟اصلا مگه ميشد كه شرط ازدواج اين دو بزرگوار ثروت -شهرت -زيبائي باشه؟به نظر من بزرگترين دليل اين ازدواج هم كفو بودن اين دو عزيز بود.از هر نظر.

helen
۱۳۸۶/۰۹/۲۲, ۰۸:۵۲
بهتره هدفمون رو از اين بحث مشخص كنيم اگه ميخوايم واقعا به نتيجه برسيم بايد كلي و خيلي باز با مسئله برخورد كنيم.نه اينكه با يه قانون كلي و يه حديث و يه مثال از زندگي ساده بخوايم سرو تهشو هم بياريم.اگه اين قانون - كليه پس مي تونيم پيشنهاد بديم آقايون قبل از خواستگاري رفتن و خانوما قبل از اومدن خواستگار حسابي كفشاشون رو بررسي كنن اگه ريگي پيدا كردن بي خيال ازدواج شن چون آدم خوبي گيرشون نمياد.
.جناب شهيدان پيشنهاد دادن آسيب شناسي كنيم
پيشنهاد من اينه مشكلات رو دسته بندي كنيم بعد مفصلا به موضوع بپردازيم.

shams
۱۳۸۶/۰۹/۲۲, ۱۲:۰۰
بهتره هدفمون رو از اين بحث مشخص كنيم اگه ميخوايم واقعا به نتيجه برسيم بايد كلي و خيلي باز با مسئله برخورد كنيم.نه اينكه با يه قانون كلي و يه حديث و يه مثال از زندگي ساده بخوايم سرو تهشو هم بياريم.اگه اين قانون - كليه پس مي تونيم پيشنهاد بديم آقايون قبل از خواستگاري رفتن و خانوما قبل از اومدن خواستگار حسابي كفشاشون رو بررسي كنن اگه ريگي پيدا كردن بي خيال ازدواج شن چون آدم خوبي گيرشون نمياد.
.جناب شهيدان پيشنهاد دادن آسيب شناسي كنيم
پيشنهاد من اينه مشكلات رو دسته بندي كنيم بعد مفصلا به موضوع بپردازيم.

يكي ديگه از معضلات مهريه است
البته اشتباه نشه من خيلي با كساني كه اسراربه مهريه پايين دارن خيلي موافق نيستم اين قضيه هم ربطي به مقام معظم رهبري كه در خواندن عقد مهريه سنگين رو عقد نميخونند هم نداره چون ايشون رهبر جامعه اسلامي اند و الگو اگر كاري بكنند مستمسك عده اي ميشود پس ايشون مجبورند اينگونه عمل كنند
اما بعضي به همين بهانه اسرار مي كنند كه مهريه بايد حتما 14 سكه باشه بيشتر نشه
در حالي كه شانيت دختر از يك طرف و حداقل مهريه حضرت زهرا سلام الله عليها رو اگرتقويم كنند مبلغش خيلي پايين هم نيست
به هر حال مشكل اين جا است بعضي اونقدر از ترس افتادن از بام عقب عقب رفتن كه از اونطرف دارند مي افتند برخي هم به خاطر چشم و هم چشمي مهريه هاي آنچناني ميزنند كه جوون ها رو از ازدواج ترسانده اند براي اين فكر كنيد:Moshtagh::Moshtagh::Labkhand:

askari110
۱۳۸۶/۰۹/۲۲, ۱۲:۱۹
در تأييد مطالب دوستمان درباره خطبه عقد نخواندن مقام معظم رهبري اين نكته را بايد اضافه كرد كه :اگر چه آقا به بيش از 14 سكه نمي خوانند ولي حق را در تعيين مهريه به دختر مي دهند .آقاي حداد د ر ماجراي ازدواج دخترشان با پسر آقا نقل مي كند كه:درمحضر مقام معظم رهبري از مهريه صحبت به ميان آمد. آقا فرمودند: اولاً در مورد مهريه، هر چه مورد نظر دختر شما باشد، همان را مهريه قرار دهيد، ولي من چون براي مردم خطبه عقد مي خوانم و اين سنّت من بوده كه دختر خانمي كه مهريه اش بيش از 14سكه باشد صيغه عقدش را نمي خوانم، تا حالا اين كار را نكرده ام. اگر بخواهيد مي توانيد بيش از 14 سكه هم قرار بدهيد ولي من صيغه عقد را نمي خوانم، برويد نزد آقاي ديگري صيغه عقد را بخواند و از نظر من اشكالي ندارد .

helen
۱۳۸۶/۰۹/۲۲, ۱۴:۱۱
يكي از مشکلات بزرگي که درحال حاضرگریبان جوانان راگرفته مهریه های سنگینیه كه بدون اندیشه وبه خاطرچشم وهم چشمی و به نوعي خودنمايي براي دختر تعين ميشه .
حالا گذشته از خانواده دختر،خانواده پسر هم در این مورد مقصرند زیرا آنها نباید تعهدی را قبول کنند که از قدرت و توانایی آنها خارجه و به هیچ وجه قادر به انجام این تعهد نیستند و در همان ابتدا باید توان خود را اعلام كنند و بیشتر از توان خود مهریه ای را قبول نکنند .

سخن آشنا
۱۳۸۶/۰۹/۲۲, ۱۸:۱۶
به نام خدا
با عرض سلام
به نظر بنده مهريه زياد قرار دادن توهين به خانواده دختر و اقا داماد و عروسه
دليلم هم اينه كه اگه واقعا خانواده دختر دامادشون رو تحقيق كردند و بهش اعتماد پيدا كردند ديگه نياز نيست بخواند دستو پاشو با مهريه بالا ببندند و در واقع مفهوم مهريه بالا اينه كه خانواده دختر خانم رفتند تحقيق كردند و اعتماد لازم رو بدست نياوردند اما چون دختر دستشون مونده مي خواند دخترشون رو به كسي بدند كه بهش اعتماد ندارند و اين هم توهين به اقا داماده چون غير قابل اعتماد تلقي شده و هم خانواده دختر و هم خود دختره
يا حق

شهيدان
۱۳۸۶/۰۹/۲۲, ۱۹:۰۹
اين نكته را هم بايد اضافه كرد كه:
مهريه اساسا به خاطر اين گذاشته شده كه جلوي مرد را از ظلم وستم وخيانت و...نسبت به زن بگيرد وكانون خانواده را محكم كند .ولي متأسفانه مي بينيم اين مسئله مهريه گاهي كانون خانواده هارا متلاشي كرده .چون مهريه سنگين بوده و برخي زنها را به وسوسه مي اندازه كه من با اين سرمايه چه كارها كه مي توانم انجام دهم و چون حق خودم هست مي خواهم مطالبه كنم ....آنوقت اين فكر باعث مي شه كم كم مشكلات بعدي را درست كنه كه نهايتش به هم خوردن زندگي است...

fatememeshkat
۱۳۸۶/۰۹/۲۲, ۲۰:۲۳
باسلام
امروزه تقریبا مهریه از حالت " صداق" در آمده و در حقیقت به یک سپر تدافعی در مقابل مرد تبدیل شده و همونطور که بعضی از دوستان هم فرمودن ، غالبا مهریه های سنگین به دلیل عدم اعتماد به داماد پیشنهاد می شود البته این هم حرف درستی است که در میزان مهریه باید شانیت دختر هم مورد توجه قرار بگیرد و نباید بیش از حد متعارف سنگین یا سبک باشد چون تنها مورد طلاق نیست ، در صورت فوت همسر هم این خانم باید بتواند زندگی خود را اداره کند .
بهر حال یکی از عواقب عدم اعتماد مهریه سنگین است _ البته مهریه های سنگین علل دیگری هم دارد که دوستان اشاره کردند _ باید راهی برای اعتماد بیشتر و یا بهتر بگویم شناخت بیشتر طرفین پیدا کرد .
در ضمن بحثی در خصوص معضل ازدواج در بخش مشاوره بانوان مطرح شده که به همین مبحث اعتماد رسیده است. شاید برای جلوگیری از موازی کاری بهتر باشد این دو بحث با هم ترکیب شوند .
با تشکر

.:MONTAZER:.
۱۳۸۶/۰۹/۲۲, ۲۲:۱۶
بله!
مهریه سنگین یکی از مشکلات ازدواجه ولی به نظرمن قضیه خیلی کلی تر و عمیق تر از بحث مهریه است و بیشتر مربوط به خود مردم و سبک زندگیشون دارن...یعنی خیلی سخت می تونن اعتماد کنن

سخن آشنا
۱۳۸۶/۰۹/۲۳, ۲۲:۳۹
اين نكته را هم بايد اضافه كرد كه:
مهريه اساسا به خاطر اين گذاشته شده كه جلوي مرد را از ظلم وستم وخيانت و...نسبت به زن بگيرد وكانون خانواده را محكم كند .ولي متأسفانه مي بينيم اين مسئله مهريه گاهي كانون خانواده هارا متلاشي كرده .چون مهريه سنگين بوده و برخي زنها را به وسوسه مي اندازه كه من با اين سرمايه چه كارها كه مي توانم انجام دهم و چون حق خودم هست مي خواهم مطالبه كنم ....آنوقت اين فكر باعث مي شه كم كم مشكلات بعدي را درست كنه كه نهايتش به هم خوردن زندگي است...
به نام خدا
با عرض سلام
دوست عزيز اين نكته كه فرموده ايد مهريه براي اين گذاشته شده كه جلوي ظلم و ستم و خيانت و ... نسبت به زن را بگيره رو از كجا مي فرماييد ايا ايه يا حديثي در اين باره سراغ داريد
يا حق

شهيدان
۱۳۸۶/۰۹/۲۳, ۲۳:۳۱
به نام خدا
با عرض سلام
دوست عزيز اين نكته كه فرموده ايد مهريه براي اين گذاشته شده كه جلوي ظلم و ستم و خيانت و ... نسبت به زن را بگيره رو از كجا مي فرماييد ايا ايه يا حديثي در اين باره سراغ داريد
يا حق
بله دوست عزيز
يكي از خواص مهريه اينه كه جلوي مردان هوس باز رو كه به زنهاشون ظلم مي كنند رو مي گيره .
اگر زن ديد مرد مميخواهد درحقش ظلم كنه (به قولي : مي خواهد شلوارشو دو تا كنه ):Ebraz Doosti:سريع مهريه را مطالبه مي كنه اينجا مرده ماستها رو به كيسه مي كنه ...ديگه هوس از كله اش مي پره ...
چرا همش براي هر حرفي حديث طلب مي كنيد ...اسرار وحكمتهاي برخي احكام يكي دو تا نيست شايد برخي از اسرار وحكمتهاي احكام در زماني ديگر كشف شود....نياز به اين نيست كه همه حكمتهاي احكام در احاديث آمده باشد...با عقل هم مي شود برخي چيزها رو فهميد .آخه يكي از ادله اربعه عقله ...

helen
۱۳۸۶/۰۹/۲۴, ۱۳:۴۱
سلام.ممكن راجع به اينكه مهريه دين هست صحبت كنيد؟اگه تعريفي از دِين ارائه بديد ممنون ميشم
و اينكه در اسلام چه پيشنهادي براي مهريه شده؟ مهريه بر چه اساسي بايد انتخاب بشه؟

شهيدان
۱۳۸۶/۰۹/۲۴, ۱۷:۵۱
سلام.ممكن راجع به اينكه مهريه دين هست صحبت كنيد؟اگه تعريفي از دِين ارائه بديد ممنون ميشم

و اينكه در اسلام چه پيشنهادي براي مهريه شده؟ مهريه بر چه اساسي بايد انتخاب بشه؟

باسلام
اينكه مي گويند مهريه دين است به اين معني است كه مرد درصورت مطالبه زن واجب است مهريه را بپردازدوبه گردن اوست .در مباني حقوقي اسلام درباره مهريه آمده است كه :مهريه بر سه قسم است - مهر المسمى ۲- مهرالمثل ۳- مهرالمتعه.
مهر المسمى:اگر در حین عقد ازدواج مهریه با توافق طرفین (زن و شوهر) تعیین شود، در اصطلاحفقه به آن مهرالمسمى گویند، مهرالمسمى مال معینى است که با توافق دو طرف عقد (زن ومرد) یا شخصى که زن و مرد به عنوان داورانتخاب کرده اند، به عنوان مهریه تعیین مى شود.
مهرالمثل:مهرى است که در ضمن عقد، بر آن توافق نشده، یا توافق بر مهر شده، اما به جهتى مهر تعیین شده باطل شد یا فاقد مالیت باشد یا عدم مهر در عقد شرط شده باشد، یااینکه نکاح به جهتى باطل باشد و زن، به بطلان نکاح جاهل بوده باشد. در هر صورت،زمانى مهرالمثل به زن تعلق مى گیرد که بعد از عقد و پس از زناشویى باشد، نزدیکى شرطاستقرار مهرالمثل است برحسب عرف و عادت و با توجه به وضع زن از لحاظ سن، زیبایى،تحصیلات، موقعیت خانوادگى و با در نظر گرفتن مکان و شرایط و اوضاع و احوال و امثال اینها معین مى شود.
مهرالمتعه:در صورتى که مرد اقدام به طلاق زن قبل از زناشویى و قبل ازتعیین مهر نماید، زن مستحق مهر نیست ولیکن بر عهده مرد است که مهرالمتعه را به زن پرداخت کند. مهرالمتعه هدیه اى است که مرد برحسب وضعیت و امکانات مالى خود (اگر ثروتمند باشد بیشتر و اگرفقیر باشد نیز به اندازه دارایى خود) به زن پرداخت مى نماید

این مرد است که مهرالمتعه را تعیین مى کند و برخلاف مهرالمسمى است که با توافق طرفین تعیین مى شود، در صورت اختلاف بر مقدار مهرالمتعه، حاکم مقدار آن را تعیین مى کند.

شهيدان
۱۳۸۶/۰۹/۲۴, ۱۷:۵۳
چون اكثر مهريه ها مهرالمسمي است :جا داره خدمتتان شرايط آن را عرض كنم :
شرایط مهر المسمى


الف: دارای ارزش مالی و اقتصادی باشد
ب: قابل تملک و نقل و انتقال باشد
ج : مشخص و معلوم باشد
د: معین و تصریح شده باشد
ه: داراى منفعت عقلایى و مشروع باشد
و: شوهر قدرت تسلیم مهریه را داشته باشد
بنابراين وقت تعيين مهريه مي بايست به اين شرايط توجه داشت ولي متأسفانه كو گوش شنوا ، همه رفتند به سمت چشم وهم چشمي كه دودش هم به چشم خودشان مي رود...

التماس دعا-شهيدان

سخن آشنا
۱۳۸۶/۰۹/۲۴, ۲۱:۴۷
بله دوست عزيز
يكي از خواص مهريه اينه كه جلوي مردان هوس باز رو كه به زنهاشون ظلم مي كنند رو مي گيره .
اگر زن ديد مرد مميخواهد درحقش ظلم كنه (به قولي : مي خواهد شلوارشو دو تا كنه ):Ebraz Doosti:سريع مهريه را مطالبه مي كنه اينجا مرده ماستها رو به كيسه مي كنه ...ديگه هوس از كله اش مي پره ...
چرا همش براي هر حرفي حديث طلب مي كنيد ...اسرار وحكمتهاي برخي احكام يكي دو تا نيست شايد برخي از اسرار وحكمتهاي احكام در زماني ديگر كشف شود....نياز به اين نيست كه همه حكمتهاي احكام در احاديث آمده باشد...با عقل هم مي شود برخي چيزها رو فهميد .آخه يكي از ادله اربعه عقله ...
به نام خدا
با عرض سلام
دوست عزيز اقاي شهيدان در قرآن كريم از مهريه در سوره نساء آيه 4 به "نحله" تعبير كرده است كه نزد اهل لغت و مفسرين حاوي دو معني است:
1) بدهي و دين: يعني، خداوند متعال در راستاي تعيين حقوق و تكاليف زن و مرد، از جمله حقوق زن و تكاليف مرد، مسأله مهريه را قرار داده است، در مقابل برخي حقوق براي مرد جعل شده است
2) هبه و بخشش بدون عوض: همان طور كه راغب اصفهاني در "المفردات" مي‏نويسد: به عقيده من اين كلمه از ريشه "نحل" (به معني زنبور عسل) آمده است زيرا بخشش و عطيه شباهتي به كار زنبوران عسل در دادن عسل دارد.
در نتيجه با توجه به توضيحات فوق مي بينيم كه مهريه به هيچ وجه جهت بستن دست و پاي مرد وضع نشده است و بر عكس از مهريه هاي بالا كه مي تواند جنبه دست و پا بستن رو داشته باشد مومنين برحذر شده اند
دوست عزيز اگر فلسفه وضع مهريه انچيزي باشد كه شما مي فرماييد در ان صورت بايد براي زنان بعد از فوت شوهرشون مهريه اي تعلق نگيره چون ديگه كسي نيست كه به قول شما شلوارشو دو تا كنه
هميشه بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه چون واضع احكام خدا بوده پس علت اصلي وضع اونها رو فقط او مي دونه و ما هم فقط اون حكمتهايي مي تونيم بگيم كه صد در صد يكي از حكمتهاي حكم خداست كه يا در قران كريم امده باشه يا در سخنان معصومين (عليهم السلام ) به ان اشاره شده باشه ضمنا ادله اربعه كه يكي از اونها عقله در فقه اعتبار داره نه در حدس و گمان در مورد فلسفه احكام الهي
يا حق

hoseintabar
۱۳۸۶/۰۹/۲۴, ۲۲:۱۰
يكي ديگه از معضلات مهريه است
البته اشتباه نشه من خيلي با كساني كه اسراربه مهريه پايين دارن خيلي موافق نيستم اين قضيه هم ربطي به مقام معظم رهبري كه در خواندن عقد مهريه سنگين رو عقد نميخونند هم نداره چون ايشون رهبر جامعه اسلامي اند و الگو اگر كاري بكنند مستمسك عده اي ميشود پس ايشون مجبورند اينگونه عمل كنند
اما بعضي به همين بهانه اسرار مي كنند كه مهريه بايد حتما 14 سكه باشه بيشتر نشه
در حالي كه شانيت دختر از يك طرف و حداقل مهريه حضرت زهرا سلام الله عليها رو اگرتقويم كنند مبلغش خيلي پايين هم نيست
به هر حال مشكل اين جا است بعضي اونقدر از ترس افتادن از بام عقب عقب رفتن كه از اونطرف دارند مي افتند برخي هم به خاطر چشم و هم چشمي مهريه هاي آنچناني ميزنند كه جوون ها رو از ازدواج ترسانده اند براي اين فكر كنيد:Moshtagh::Moshtagh::Labkhand:


با عرض هلو به مستر پیتر
دیر پیتر معنی الگو همینه که مستمسک برا ی همه نه بعضی گردد تا زیاده روی یا کند روی نکنند. در ضمن فکر میکنم جناب رهبری قبل از این مسئولیت نیز چنین رفتار اسلامی را داشته اند. ان شاءا.. این عمل الگوی همه دخترداران باشه
تنکیو وری ماچچچچچ
:doosti::salavat:
ح ت

باران پویا
۱۳۸۶/۱۱/۰۲, ۲۲:۴۱
آیه ی30 سوره مبرکه نور را با دقت بخوانید در ضمن انسانی که اراده دارد نمیتوانم را بکار نمی برد.

yeganeh
۱۳۸۶/۱۱/۰۳, ۰۹:۵۶
با سلام
یادم میاد تو دبیرستان تو دینیمون میخوندیم که ائمه چون به اثرات گناه اگاهی کامل دارن گناه کردن براشون مثل این میمونه که خودشون رو از صخره پایین بندازن
ما هم اگه متوجه ی اثرات نامطلوب گناه تو زندگیمون بشیم کنترل نفسمون در مقابل گناه راحت تر میشه
به علاوه خدا تو قران فرموده که هر گاه از جانب شیطان وسوسه ای به تو رسید همان لحظه خدا رو به یاد بیار و به خدا پناه ببر که در همان لحظه بصیرت پیدا خواهید کرد
به علاوه ایجاد رابطه ی محکم و عمیق با پروردگار و عبادت زیاد تحمل و صبر ادم رو در مقابل گناه زیاد میکنه
و کسی که طعم همنشینی با خدارو بچشه اجازه نمیده هر گناه کوچیکی باعث نارضایتی پروردگارش بشه و رابطه اش با خدا خراب بشه پس برای گناه نکردن همه ی تلاشش رو میکنه

saeed623
۱۳۸۶/۱۱/۰۳, ۱۱:۱۳
مي گويد روزي وارد كارگاه آهنگري شدم ديدم آهنگر آهن ها را با دست از درون كوره بيرون مي آورد
با تعجب به او گفتم آيا تو دستت نمي سوزد ؟ پاسخ داد اين ماجرايي دارد مفصل است. اسرار كردم كه ماجرا را بگويد
پاسخ داد: روزي خانم متديني فقير كه در همسايگي مابود و همسر نداشت و چند بچه يتيم داشت به من كه وضع مالي خوبي داشتم مراجعه كرد و گفت: اگه ممكنه كمي پول به من قرض بدهيد شايد بعد بتوانم به شما برگردانم
من در جواب گفتم : حرفي ندارم شرط دارد شرطش اين است كه خودت را در اختيار من بگذاريد.
بلافاصله زن امتناع كرد و رفت. دوباره بعد از چند روز مراجعه كرد و اسرار كرد كه كمكش كنم اماهمچنان روي شرطم بودم ، او مي گفت بچه هايم مدتي است رنگ گوشت به چشم خود نديدند ....
بالاخره زن تسليم شد و شرط را پذيرفت اما گفت من هم يك شرط دارم
گفتم بگو هرشرطي بگويي مي پذيرم
زن گفت : شرط من اين است كه جايي برويم كه غير از خودم و خودت كسي ديگر آنجانباشد
من هم پذيرفتم.
خانه خلوتي را مهيا كردم درهم را قفل كردم كه خيالش راحت باشد
وقتي نزد زن آمدم ديدم دارد برخود مي لرزد و من را مرتب مورد خطاب قرار مي دهد مي گويد: تو دروغ گفتي به شرطت وفا نكردي
گفتم نه اينجا كه كسي نيست خيالت راحت باشه
زن در حالي كه برخود ميلرزيد گفت: تو خيال مي كني خدا هم من و تو رو نمي بينه
همين كه اين جمله از زبانش بيرون آمد مو بر بدنم سيخ شد و برخود لرزيدم و از آن مكان فرار كردم
اين جا بود كه به او كمك كردم و اوهم برايم دعا كرد و از خدا خواست : حال كه او از اين گناه صرف نظر كرده است خدايا توهم بدنش را بر هر آتشي حرام كن و اين شد كه آتش بر دست و بدن من اثري ندارد
در حقيقت اين استجابت دعاي اين زن بود كه آنقدر خويشتن داري كرد تا به اين مقام رسيد.....

fatememeshkat
۱۳۸۶/۱۱/۰۵, ۲۰:۴۴
با سلام
بنده در مورد نگاه به نامحرم دو مطلب را در دو پست ان شاءالله مطرح میکنم .
شیطان برای ورود و نفوذ در حوزه ایمان راهکارهای بسیار مختلفی را بکار میگیرد در برخی موارد برای ورود در عرصه حرام به همیاری نفس آدمی میاید و در برخی موارد با یاری دیگری سعی در شکستن حریم تقوای مومنین دارد .
کشاندن بحث نزاکت و ادب اجتماعی - و به اصطلاح کلاس و برخورد مودبانه با خانم ها - به حوزه نگاه به نامحرم یکی ازاین راه هاست :
دوستی تعریف می کرد که آقایی جوان مودب ، متین و متدین مسئول بررسی پرونده ها در یکی از ادارات بود ، دو خانم جوان باپوشش و آرایش بسیار نا مناسبی وارد شدند و پیش این آقا برای بررسی پرونده شان رفتند آقا پس از مطالعه پرونده در حالی که نگاهش به میز بود بسیار مودب نتیجه بررسی رو به خانم ها اعلام کرد یکی از اونها گفت با ما بودین ؟
آقا گفت بله با شما بودم .
خانم گفت - البته با لحنی تمسخر آمیز - پس چرا به میز و درو تخته نگاه میکنین ؟ آهان یادم رفت شما دارین شرایط تقوا رو رعایت میکنین ...
بعد هم هر دو زدن زیر خنده و اون یکی گفت :آقا اونقدر هام که شما فکر میکنین ما ترسناک نیستیم اگه یه نگاه مرحمت کنین میبینین که بعکسه
اون آقا هم بدون اینکه ذره ای از لحن مودبانش کاسته بشه و به اصطلاح کم بیاره گفت : چرا هستین .خودتون خبر ندارین .اینم پروندتون ببرید اطاق مشاور اگه به مشکلی برخوردین در خدمتیم
اون دوتام که کم آورده بودن هی غر میزدن که چه کج سلیقه ! باید از خداتونم باشه شما ها که نحوه برخورد با خانم ها رو بلد نیستید نمی دونم چرا گذاشتنتون اینجا !کلی بد وبیراه گفتن و رفتن .
خلاصه بعد از کلی آمدو رفت آخرشم گره کاراداریشون رو خدا بدست همین آقای متدین باز کرد و جالب اینکه هر دفعه پیش این آقا می اومدن علیرغم اهانتی که کرده بودن، همون برخورد مودبانه رو می دیدن وقتی برای تشکر اومدن منفعل و شرمنده بودن همه کسانی که توی اون اطاق بودن متوجه شدن .
حقیقتا بعضی ها میخوان از راه تمسخر و تحقیر و برچسب بی کلاسی و حرفایی از این قبیل که نحوه برخورد با خانم ها رو بلد نیستین به حوزه تقوای مومنین نفوذ کنن . نمی دونن دین ما دین ادب و احترام و تقواست و نزاکت اجتماعی و التفات و ادب هنگام صحبت کردن نیازی به نگاه به نامحرم نداره . همونطور که رعایت تقوا ملازم بابی نزاکتی و برخورد های اهانت آمیز هم نیست .

.:MONTAZER:.
۱۳۸۶/۱۱/۰۵, ۲۲:۱۸
دقیقا بنده هم با فاطمه مشکات موافقم.ادب و نزاکت ارتباطی با نگاه به نامحرم نداره.اتفاقا وقتی آدم سرش پایینه و با یه نامحرم صحبت می کنه و تو چشاش زل نمی زنه خیلی با ادب تر از وقتیه که مثله عقاب زل می زنه تو چشای طرفه مقابل.

شهيدان
۱۳۸۶/۱۱/۰۵, ۲۲:۳۵
يكي از راههاي خودسازي معاقبه است كه بزرگان سفارش كرده اند...يكي از راههاي درمان مرض نگاه به نامحرم همين معاقبه است.

ومعاقبه یعنی تنبیه کردن واگر محاسبه کردیم واعمال اشتباهی داشتیم برای خودمان جریمه
وضع کنیم . اگرچشم به نا محرم دوختیم ،چشممان راباخواندن ونگاه کردن به ایات شریف
قران تنبیه بکنیم .ویا دورکعت نمازبه نیت قرب الهی بخوانیم .واین روش باعث زیاد شدن تقوی
ودرنتیجه پیشرفت انسان در رسیدن به خداوند تبارک وتعالی می شود.
امتحانش مجانيه !!!

fatememeshkat
۱۳۸۶/۱۱/۰۶, ۱۹:۲۹
مطلب دوم در باره این مساله است که متاسفانه بعضی ها به اصطلاح از اون ور بوم می افتند .
بعضی ها دیگه موقع ازدواج و خواستگاری هم به دختر خانم نگاه نمی کنن واقعا این همه افراط و تفریط جای تاسف داره .
یادم میاد چند وقت پیش مشکلی برای عروس و دامادی که تازه ازدواج کرده بودن پیش اومده بود که دوستان خانوادگی اونها برای حل مشکلشون بدنبال مشاور مذهبی بودن .حالا اصل مطلب این بود که آقا موقع خواستگاری اصلا به دختر خانم نگاه نمی کنه و علیرغم حساسیتی که روی چهره همسر آینده اش داشته فقط از طریق مادر و خواهرانش از ویژگی های چهره دختر خانم مطلع میشه ( این چه جورشه من که نفهمیدم !!!) تا بعد از عقد که دنبال مشاور میگشتند برای حل این مشکل چون دختر خانم مطابق سلیقه آقا نبودن .
متاسفانه هنوز باید ها و نباید ها رو در زمینه نگاه ها و حوزه اون نمی دونیم و با نگاه بیجا و یا نگاه نکردن نابجا موجبات بروز مشکل برای خودمان و دیگران رو فراهم میکنیم.
این باید ها و نباید ها دقیقا چیزی است که در روابط اجتماعی برای تمام جوانان باید روشن بشه تا هم از گناه ، به موقع پرهیز شود و هم در مواقع انتخاب ، نگاهی کمک کار باشد .

حنانه
۱۳۸۶/۱۲/۰۶, ۰۷:۲۹
از قول یکی از دوستانم دارم تعریف می کنم .:Ealam: او 25 سال سن داره و فوق دیپلمه جزء خانواده های متوسط جامعه هم هست اومده بود پیش من که به قول معروف درد دل کنه البته با توجه به اینکه از نظر روحی توی بد موقعیتی به سر می برد که از ظاهرش به راحتی به درون پریشانش می شد پی برد . بگذریم . یه خواستگار داشت که آنها هم خیلی سمج بودند با توجه به تحقیقات به عمل آمده از این آقا متوجه شدیم که ایشان هم سیگاری هستند و هم با دوست و رفیقشون خیلی در تماسند . توی پارکها و اطراف پرسه زدن البته شغل هم داره توی دانشکده قسمت تأسیسات کار می کنه . بالاخره این دوست ما هم با توجه به این مشکلات به این آقا جواب مثبت داد . البته ناگفته نمونه که خیلی می ترسید و شک داشت ولی نمی دونم با این وجود چرا اینو قبول کرد ؟ هر روز زنگ می زد و می گفت خیلی بهش شک دارم . ناگفته نمونه که این اقا قبلاً هم با یک نفر دیگه هم نامزد بوده ولی به دلایلی که یکی از اون که خودش مطرح کرده که مهریه هست رابطه خودشو قطع کرده . :Geryan:الان که دوستم نامزد کرده خیلی هم این آقا دوستش داره و مرتباً با هم بیرون میرن ولی باز هم دختر شک داره و مرتباً می گه می ترسم از آخر و عاقبتمون نمی دونم می تونم خوشبخت بشم یا نه . یا از وضعیت مالی اش میگه که الان با ماهی دویست هزار تومان نمی تونیم زندگی کنیم و کرایه خونه بدیم و هزار مشکل می یاره به نظر شما من چطور می تونم اینو راهنمایی کنم و به نظر شما این کیس می تونه کیس خوبی براش باشه ؟ :doosti:

fatememeshkat
۱۳۸۶/۱۲/۰۷, ۲۲:۳۸
حنانه عزیز سلام
به نظر میرسه دوست شما یا در زمینه ملاک های انتخاب همسر دچار سردرگمی هستن و یا انتخاب خودشون رو تحت شرایط نامطلوبی انجام دادن به نحوی که حتی با انجام تحقیقات و دانستن مواردی در خصوص این آقا – که برای دوست شما ظاهرا مقبول نبوده – ایشون رو انتخاب کردن . چرا؟ ممکنه دوست شما به دلیل خاصی تحت فشارهای جانبی مجبور به پذیرش یا انتخاب ایشون شدن والان چون می دونن با ملاک های اساسیشون سازگاری ندارن دائم در تردید بسر میبرن و نگران هستن .
ابراز محبت و بیرون رفتن باهم ، نیز دلیل بر پذیرش قلبی و محبت عمیق نیست چون غالبا در دوران نامزدی این ابراز محبت ها وجود داره و نمی تونه حقیقتا ملاک محبت قلبی باشه .
ما نمی دونیم که این خانم عقد کردن یا خیر ، شرایط خانوادگیشون به چه نحویه ؟ برای بعضی از خانواده ها – بویژه خانواده های سنتی – برهم زدن عقد یا قول و قرار برای دختر خانواده قابل قبول نیست و دختر مجبور به ادامه دادنه و ما نمی دونیم دوست شما تحت چنین شرایطی قرار داره یا نه ؟
بهر حال اگر عقد کرده هستن باید به طریق نا محسوس و غیر مستقیم عادات ایشون رو تغییر بدن مثلا به شکلی نا محسوس تنفر خودشون رو نسبت به سیگاری بودن ایشون اعلام کنند یا مثلا بطور غیر مستقیم از کسانی که متاهل هستن ولی بیشتر وقتشون رو با دوستانشون میگذرونند و مشکلاتی که از نظر خانوادگی و تاثیر منفی ای که بر روی رابطه اونها با خانواده هاشون می گذاره صحبت کنن چون اگر به شکل مستقیم مطرح کنن ممکنه منجر به جبهه گیری ایشون بشه .
واگر هم هنوز عقد نکردن باید با جدیت بیشتر و بسیار دقیق و باز هم نامحسوس تحقیقات بیشتری انجام بدن چون ممکنه مشکلات جدی تری داشته باشن که از چشم خانواده دختر مخفی مونده باشه و حتی میتونن در تصمیم خودشون تجدید نظر کنن برای اینکار بهتره با یک مشاور یا یکی از بستگان آگاه و دلسوز و با تجربه شون مشورت کنن اگه واقعا ایشون رو در حد و شان خودشون و منطبق با ملاک های اساسی شون نمی دونن بهتره تا دیر نشده یک اقدام جدی در خصوص تصمیم خودشون بکنن .
موفق باشید

yeganeh
۱۳۸۶/۱۲/۰۷, ۲۲:۴۶
حنانه جان این مطلب رو هم به دوستتون بگو که اگه میخواد چشماشو باز کنه الان وقتشه و الان باید جسارت داشته باشه که برای خودش تصمیم بگیره دو روز دیگه باید چشماشو ببنده و فقط تحمل کنه
جامعه ما جامعه ای نیست که ادمهای اسیب خورده توش جایگاهه مناسبی داشته باشن یکی که میخوره زمین اکثرا یه لگد هم بهش میزنن پس تا وقتی هنوز وقت هست نباید بزاره اسیب بخوره

حنانه
۱۳۸۶/۱۲/۱۳, ۱۰:۵۹
من یه نفر رو می شناسم که اصلاً قصدی برای ازدواج نداره الان 27 سالش هم هست و از تموم لحاظ شرایط برای ازدواج رو داره ولی هر وقت هر خواستگاری براش میاد بدون هیچ دلیل و بدون هیچ ایرادهایی مگه نه . به نظر شما من چطور می تونم راهنماییش کنم . درضمن موقعی که می خوایم دلیل های نه گفتنشو بپرسیم اصلا حرف نمی زنه . واقعا
ً توش موندیم چیکارکنیم . خواهش می کنم شما من را به طور واضح راهنمایی کنید .
ممنونم

a3emoon
۱۳۸۷/۰۱/۱۴, ۲۳:۰۴
سلام
به نظر شما يه نفر چه طور مي تونه طرف مقابلشو و خانوادشو به طور كامل براي ازدواج بشناسه ؟ به خصوص زماني كه خواستگاري به صورت سنتي باشه .

sara.m
۱۳۸۷/۰۱/۱۵, ۰۱:۲۵
تا زیر یه سقف نرین شناخت کامل رو نمی تونین پیدا کنین
ولی یکی تو سفر می تونی بشناسیش ،
سعی کن عصبانیش کنی اونوقت ببین در چه حد خودشو کنترل می کنه ،
وقتی بیرون هستین ببین به خانوم ها نگاه می کنه مخصوصا اون مانتویی ها،(حتی با خانوم های فامیلش هم باید حد رو رعایت کنه ، بیش از حد هره کره راه نندازه ) دقتت رو تو این مساله بالا ببر و نزار خودش بفهمه که شما اونو زیر ذره بین قرار دادی
یه جوری مطمئن شو نمازش رو می خونه ، اهل خدا پیغمبر هست البته اینو اول از همه مد نظر داشته باش
خیلی هم به تحقیق مردمی اتکا نکن چون احتمال داره یکی باهاش لج باشه بد بگه ، یکی با هاش خوب باشه خوب بگه ولی هیچ کدومش حقیقت نباشه ،
اگر هم دیدی خونوادش خوب یا بدن هم به پای اون ننویس چون احتمال داره اون بر عکسش باشه
اگه خونوادش سنتی باشن که از یه جهت خوبه ، از یه جهت هم بده خب ، شما سعی کن زندگی مستقل خودت رو اداره کنی ولی خب اگه دل پدر و مادرشم بدست بیاری و حرمت بزاری دعا پشت سر زندگی خودت می کنن
دنبال گل بی خار نگرد چون فقط خداست ، هر کی یه سری خوبی داره یه سری بدی ، سبک سنگین کن ببین خوبیش اگه بیشتره تمومش کن
ببخشید جواب قانع کننده تر رو مدیران انجمن می آن می دن من فقط نظر خودمو گفتم

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۱/۱۵, ۰۲:۵۴
سئوال:

به نظر شما يه نفر چه طور مي تونه طرف مقابلشو و خانوادشو به طور كامل براي ازدواج بشناسه ؟ به خصوص زماني كه خواستگاري به صورت سنتي باشه .
جواب ها:


ولی یکی تو سفر می تونی بشناسیش

سعی کن عصبانیش کنی اونوقت ببین در چه حد خودشو کنترل می کنه

وقتی بیرون هستین ببین به خانوم ها نگاه می کنه مخصوصا اون مانتویی ها،

با خانوم های فامیلش هم باید حد رو رعایت کنه ، بیش از حد هره کره راه نندازه

جناب آسمان:
در جواب های داده شده فوق 4 قسمت نقل قول شده بالا به نظر بنده اصلا معیار و مصداق خوبی برای شناخت نیست چون تو این موارد طرفتون کاملا می تونه واستون نقش بازی کنهاز طرفی نکته اول و نکته دوم تقریبا غیر ممکنه چون نمی شه مثلا نمی شه با یه پسر رفت مسافرت تا ببینی چه کاره است و اگر هم بهش قطعا طرف نقش بازی خواهد کرد.شماره سه و چهار هم حس های حسادت زنانه هستند و نمی ارزه به خاطر این محسوسات به بختتون لگد بزنید چون ممکنه بنده خدا حواسش نبوده یا اصلا هدفی رو دنبال می کرده...در مورد شماره چهار هم ممکنه یه زمانی حتی خود شما هم مثلا با پسر عموی محترم خوش و بشی کنید،پس طرفتون باید بی خیالتون بشه؟؟!!
از طرفی تا تغییری در رفتارهای طرف مقابل ندیدید به هیچ چیز بدی فکر نکنید.
یادتون باشه که شما از همه بیشتر طرفتون رو می شناسید و حس های شما معمولا درست تره اما دلیل بر محکوم کردن هم نمی شه.
اما باقی توصیه ها الحق و الانصاف فوق العاده هستند و جای تشکر داره...

a3emoon
۱۳۸۷/۰۱/۱۵, ۱۵:۱۴
ممنون از لطف دوستان
اما من جوابم رو نگرفتم . كه قبل از ازدواج چه طور مي شه طرف مقابل رو شناخت ؟
مثلا با صحبت كردن ؟ چه سوالاتي پرسيده بشه بهتره؟
خانواده ها چه طور همديگر رو بشناسند؟
ويا راه هاي ديگه كه اگر دوستان راهنمايي كنند و يا تجربه ي ارزشمندي دارند ممنون مي شم .

sara.m
۱۳۸۷/۰۱/۱۵, ۲۲:۰۹
آره به نظر من صحبت کردن اونم به مدت طولانی ، نه اینکه دو یا سه ماه
تازه اونم به حرفایی که اون می زنه :Sokhan:خیلی اعتماد نکنی ، چون شاید اصلا اونی نباشه که تو بخوای ولی به خاطر اینکه به تو برسه خودش رو یه آدم ایده آل جا می زنه :Ebraz Doosti:، سعی کن اصلا نفهمه تو چه خصوصیات اخلاقی ای رو دوست داری چون احتمال داره نقش بازی کنه ، :Nishkhand:
وقتی می گن چند وقت با هم باشن یعنی اینکه تو شرایط خاص همدیگه رو بسنجن :Tajoob:
وقتی باهاش بیرون میری به حرکات و سکناتش ، به آداب معاشرتش با دیگران ، به اینکه پشت فرمون با دیگران داد:Ealam: و دعوا راه می ندازه (منظورم این نیست که یه دفعه این کار رو کرد یعنی بی خیالش شی ، نه ، یعنی اگه مدام این کار ادامه داشت ، معنیش اینه که از لحاظ اعصاب:Narahat: تقریبا تعطیله )، مراقبه حرکات چشماش هم باش ببین همیشه به ناموس مردم خیره:Moshtagh: می شه یا اینکه نه بطور اتفاقی بوده ،
با خانوم های فامیل هم منظورم این بود که تو کار دست دادن با هم نباشن ، چون اگه خودت هم آدم خیلی معتقدی نباشی قالب تهی می کنی :Shekastan Del::Geryan:وقتی ببینی با دخترهای فامیلش انقدر صمیمیه ، :Ghamgin:
راستی حواست باشه که بچه ننه نباشه ، این که بخواد به پدر و مادرش احترام بزاره بحثش جداست ولی اگه بخواد نفس هم بکشه ...... تو رو خدا حواست رو جمع کن
می دونم اینایی که گفتم به کارت نمی آد ولی دلم می خواست یه جورایی بهت کمک کنم
حالا پستت که بالا باشه ، مدیر انجمن ها می آن و اصولی کمکت می کنن
موفق باشی

سخن آشنا
۱۳۸۷/۰۱/۱۵, ۲۳:۵۲
سلام
به نظر شما يه نفر چه طور مي تونه طرف مقابلشو و خانوادشو به طور كامل براي ازدواج بشناسه ؟ به خصوص زماني كه خواستگاري به صورت سنتي باشه .
به نام خدا
با عرض سلام
خواهرم انچه که مسلم است تحقيق در زمينه ازدواج كاري بسيار پسنديده، معقول و درستي است برای اينكه انتخاب شريك زندگي كار كوچكي نيست و نمی توان به این سادگی تصمیم گرفت و بايد با تحقيق صحيح و شناخت و در عين حال توكل به خداوند متعال انسان همسر آينده خود را انتخاب نمود چرا که همانگونه که در ایه 32 سوره نور آمده است هدف از زوجیت رسیدن به آرامش است انجا که گفته است : " و از نشانه های او این است که همسرانی از جنس خودتان برای شما افرید تا در کنار انان آرامش یابید ....." و انسان در کنار کسی می تواند به آرامش برسد که مشترکات اعتقادی و رفتاری و خلقی بااو داشته باشد به نظر بنده راه صحیح تحقیق حتما نبايد به صورت مستقيم باشد چه اينكه در بسياري از موارد نمي‏تواند به صورت مستقيم به همه جنبه‏هاي فرد مورد نظر توجه كرد و چه بسا انسان تحت تأثير احساسات و مسائل ظاهري قرار بگيرد و از مسائل مهم و حساس غفلت كند به همین خاطر به نظر من بهترين راه تحقيق به صورت غير مستقيم و سنتي است يعني از طريق خانواده اگر شما برادر یا پدر یا عمه و دایی با تجربه‏اي داريد مي‏توانيد از طريق آنها فرد مورد نظر را شناسائي كنيد تا آنها از نزديك ويژگي‏هاي مورد نظر شما را بررسي كنند ـ خود شما نيز، اگر فرد مورد نظرتان خواهر دارد مي‏توانيد از طريق شناخت خواهر او تا حدودي پي به ويژگي‏هاي شخصيتي او ببريد چه اينكه آنها محصول يك خانواده هستند و از نظر شخصيتي شباهت‏هاي زيادي با هم دارند. نكته ديگري كه در انتخاب همسر مناسب بايد مورد توجه قرار دهيد خانواده است يعني شما مجموعه خانواده را بايد ببينيد چگونه هستند آيا خانواده خوش سابقه، داراي شخصيت اجتماعي و فرهنگي مناسب هستند يا نه، بعد از تحقيقات اوليه و كارهاي مقدماتي، خود شما نيز از نزديك بايد فرد مورد نظر را ببينيد و در صورت توافق خانواده با او صحبت كنيد، در ضمن بعد از خواستگاري و قبل از عقد حتما مشاوره ژنتيك و خانواده و ازدواج انجام دهيد تا از سلامتي او مطمئن شويد.
نكته ديگري كه توجه به آن خيلي لازم است، اين است كه در عين تحقيقات لازم، سعي كنيد خيلي وسواس به خرج ندهيد چه اينكه نمي‏توان صد در صد به همه ويژگي‏هاي جسمي، روحي، اخلاقي و شخصيتي افراد پي برد و شناخت صحيح و نسبي كافي است بعد از تحقيقات اگر فرد را مناسب ديديد با توكل به خداوند متعالي و توسل به ائمه معصومين(علیهم السلام ) اقدام نمائيد. انشاء الله به مطلوب خود خواهيد رسيد. در ضمن خيلي ايده‏آلي فكر نكنيد كه ممكن است به نتيجه نرسيد. زيرا هيچ انسان بي نقص و عيبي نمي‏تواند پيدا كرد همه افراد كم و بيش جنبه‏هاي مثبت و منفي دارند خود شما نيز از اين قاعده مستثنا نيستيد بنابراين در امر ازدواج ضمن اينكه بايد حساسيت نشان داد ولي از افراط و زياده‏روي و وسواس خودداري كنيد
یا حق

po-sara
۱۳۸۷/۰۱/۱۷, ۲۳:۳۹
سلام: من مشکل یک دوستی رو مطرح می کنم لطفا راهنمایی کنید
من مهدي هستم 23 سال سن دارم. الان 2 ساله كه عاشقه خواهره دوستم كه 15 سال داره شدم و الان يكسال كه تونستم اون را عاشق خودم كنم . خانواده هاي ما كاملا راضي هستن. خانواده اون خيلي من رو دوست دارن . من سربازيم يكي 2 ماه تمام شده و الان سر كار هستم . خونه و ماشين هم دارم البته با پوله باباست و لي ماله خودمه شايد يكي از دلايلي كه خانواده اون راضي هستن اين باشه. من اين دختر رو خيلي دوست دارم اونم من رو دوست داره بعضي اوقات با تلفني با هم صحبت ميكنيم و الان چند روزي هست كه به هم اس ام اس ميديم. اولا كه منو دوست نداشت مامانش باعث مي شود كه با هم ارتباط داشته باشيم. ولي الان نه . من به خاطره اون خيلي گذشت ها كردم و ميكنم. اونم حرف من رو بيشتر از حرف همه گوش ميده . نسبت به سنش خيلي فهميدست هيچوقت هم حاضر نيست تنهام بزاره. بعضي وقتها كه به بهانه خانوادش بيرون ميريم من پياده نميشم تا برن كارشون رو انجام بدن اين دختر هم از ماشين پياده نميشه و تنهام نميزاره و پيشم تو ماشين ميمونه و تنها با هم صحبت ميكنيم. به نظر شما من به خاطر سن كم اون امكان داره ضربه بخورم يعني اون پشيمون بشه؟ راهنمايي كنيد كه عشقم با شكست رو به رو ميشه يا نه؟ اون با ازدواجمون در اينده موافقت كرده و بعضي و قتها هم درباره اينده يكم صحبت ميكنيم درسته هنوز كامل نميشه حرف زد به خاطر سنش. اون قبول كرده توي اين ماه بريم خواستگاري . فقط خانواده 2تامون. سال ديگه نامزدي . سال بعد عقد و سال بعد عروسي. چون خانوادش ميگن دخترمون بايد ديپلم بگيره و بعد از عروسي هم بايد درسش رو ادامه بده.

yeganeh
۱۳۸۷/۰۱/۱۷, ۲۳:۵۹
دوست عزیز سلام
من مشاور نیستم پس صحبتهام علمی نیست
بیشتر تجربی حرف میزنم
اگرچه نمیشه به طور قاطع در این باره نظری داد
اما از نظر من شکست شما(خدایی نکرده)یا عدم شکست شما(ان شاء الله)خیلی به فرهنگ وخانواده ی این خانوم بستگی داره
تو بعضی خانواده ها ازدواج در سنین پایین رسمه و به دلیل ایجاد امادگی اشکالی ایجاد نمیکنه اما تو بعضی خونواده ها یه کم حساسیت قضیه بیشتره چون افراد هنوز به اون درجه از درک و فهم نرسیدن که بدونن از زندگی چی میخوان در واقع عقل و شعور زندگی پیدا نکردن .نمیتونن اهم ومهم کنن و زندگی رو عاقلانه و با صبر و احیانا تجربه پیش ببرن
چه تضمینی وجود داره که معیارهایی که باعث شده این خانوم به شما و حتی شما به ایشون علاقه مند بشین در اینده تغییر نکنه!
پس دومین چیزی که باید بهش توجه کنید اینه که ایا شما دو نفر به ثبات شخصیتی رسیدید یا هنوز وقت لازم دارید؟

po-sara
۱۳۸۷/۰۱/۱۸, ۰۰:۱۷
خیلی مچکرم که نظرتون رو گفتید چیزی که مهم تبات شخصیتی وهر لحظه انسان تغییر میکنه ممکنه افکار دیدگاهاش در اینده عوض شه

yeganeh
۱۳۸۷/۰۱/۱۸, ۰۱:۵۱
بله درسته که انسان تغییر میکنه اما اموری هم هستند که در انسانهایی که در سلامت روحی به سر میبرند در سنین بین بلوغ تا نهایت 30 سالگی به ثبات میرسه و پایه و اساس مهمترین تصمیمات زندگیش میشه

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۱/۱۸, ۰۱:۵۹
سئوال مطرح شده توسط کاربر po-sara:
((سلام: من مشکل یک دوستی رو مطرح می کنم لطفا راهنمایی کنید
من مهدي هستم 23 سال سن دارم. الان 2 ساله كه عاشقه خواهره دوستم كه 15 سال داره شدم و الان يكسال كه تونستم اون را عاشق خودم كنم . خانواده هاي ما كاملا راضي هستن. خانواده اون خيلي من رو دوست دارن . من سربازيم يكي 2 ماه تمام شده و الان سر كار هستم . خونه و ماشين هم دارم البته با پوله باباست و لي ماله خودمه شايد يكي از دلايلي كه خانواده اون راضي هستن اين باشه. من اين دختر رو خيلي دوست دارم اونم من رو دوست داره بعضي اوقات با تلفني با هم صحبت ميكنيم و الان چند روزي هست كه به هم اس ام اس ميديم. اولا كه منو دوست نداشت مامانش باعث مي شود كه با هم ارتباط داشته باشيم. ولي الان نه . من به خاطره اون خيلي گذشت ها كردم و ميكنم. اونم حرف من رو بيشتر از حرف همه گوش ميده . نسبت به سنش خيلي فهميدست هيچوقت هم حاضر نيست تنهام بزاره. بعضي وقتها كه به بهانه خانوادش بيرون ميريم من پياده نميشم تا برن كارشون رو انجام بدن اين دختر هم از ماشين پياده نميشه و تنهام نميزاره و پيشم تو ماشين ميمونه و تنها با هم صحبت ميكنيم. به نظر شما من به خاطر سن كم اون امكان داره ضربه بخورم يعني اون پشيمون بشه؟ راهنمايي كنيد كه عشقم با شكست رو به رو ميشه يا نه؟ اون با ازدواجمون در اينده موافقت كرده و بعضي و قتها هم درباره اينده يكم صحبت ميكنيم درسته هنوز كامل نميشه حرف زد به خاطر سنش. اون قبول كرده توي اين ماه بريم خواستگاري . فقط خانواده 2تامون. سال ديگه نامزدي . سال بعد عقد و سال بعد عروسي. چون خانوادش ميگن دخترمون بايد ديپلم بگيره و بعد از عروسي هم بايد درسش رو ادامه بده.))

bhzad
۱۳۸۷/۰۱/۲۸, ۲۲:۴۳
سلام بر دوستان عزیز آیا خداوند حکیم در کتاب خود در باره ای ازدواج فامیلی مطلبی آورده است و آیا حدیثی هست که ازدواج فامیلی رامنع کرده باشد بخاطر ضررات آن لطفا در باره این مطلب من را یاری کنید متشکرم:Gol:هر چه از دوست رسد نیکوست.:Rose:

mohammadhashem
۱۳۸۷/۰۱/۲۸, ۲۳:۲۸
با سلام خدمت شما دوست عزيز و گرامي
آنچه در مورد انتخاب همسر در آيين اسلام تأكيد شده است صلاحيت، تقوا، عفاف و حسن خلق است و فرقي نمي‏كند كه از فاميل باشد يا غير آن. بنابراين اولويت را به ديانت و اخلاق بدهيد و به نكات چندي توجه داشته باشيد:
الف) ازدواج با فاميل از جنبه‏هاي مثبتي برخوردار است كه نبايد از آن غافل بود؛ مثلاً انسان نسبت به فاميل شناخت بيشتري دارد و... .
ب ) آنچه درباره ازدواج فاميلي گفته شد به جاي خود ولي در ازدواج علاقه و شايستگي ملاك است. بنابراين اگر هردو يا يكي از اين دو جهت نباشد اين ازدواج به صلاح طرفين نخواهد بود.
ج ) در عين حال اگر در صدد ازدواج با فاميل برآمديد حتما به پزشك متخصص مراجعه كنيد تا در آينده نسبت به فرزندان شما مشكلي پيش نيايد؛ گرچه اين گونه مشكلات در ازدواج‏هاي غيرفاميلي نيز وجود دارد.

ahmadbarca
۱۳۸۷/۰۳/۱۱, ۰۸:۲۸
من 19 سال دارم و دختری که عاشقش هستم 20 سال دارد و اهل عراق هست بسیار با حیا و با عفت میباشد به نظر شما این ازدواج عملی میباشد. من تا به هال به او ابراز علاقه نکردم ولی او خوب میدونه که دوستش دارم.

fatememeshkat
۱۳۸۷/۰۳/۱۲, ۱۴:۵۰
با سلام خدمت شما دوست بزرگوار
پاسخ شما در این لینک گذاشته شده است لطفا مراجعه بفرمایید .
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=2927&p=20963
موفق باشید .

milaadlopez
۱۳۸۷/۰۳/۲۷, ۱۷:۰۶
salam man milad hastam 22 sale man alan mogheiiate ezdevaj nadaram na khone daram na kar va to zendegim paye dota dokhtar dar mioon hast yeki dokhtar khalame yeki dokhtare hamsayamoone ke az familhaye dooremoon mishe ham dokhtar khalam midoone ke man ooono mikham ham dokhtare hamsayamoon 2taiishoon ham pakan ham khoshkel montaha dokhtare hamsayamoon kmi khoshkeltare va ham dokhtar khalam midoone ke oono mikham va ham dokhtare hamsayamoon har dotashoon manam mikhan vali hich kodom az ona nemidone ke man be har doye ona del bastam ba madaram sohbat kardam chon pedare dokhtare hamsayamoon mige motade mige na va dokhtar khalamam mige chon madaresh bad akhlaghe mige na mozoooiy ke hast ine ke man senam kame baraye ezdevaj az tarafi dige dokhtare pak baraye ezdevaj mese ina peida nemishe chon man amare bishtare dokhtara ro daram rastesh delamam pishe in dotas vali mondam kodomo begiram bad masaleye senamam has ke age bekham beram sare karo khoone begiram ta onja in 2 ta paridan be nazare shoma chika konam

milaadlopez
۱۳۸۷/۰۴/۲۱, ۱۵:۳۵
ey bemirin 1mahe javabe mano hanooz nadadin

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۱, ۱۶:۲۵
salam man milad hastam 22 sale man alan mogheiiate ezdevaj nadaram na khone daram na kar va to zendegim paye dota dokhtar dar mioon hast yeki dokhtar khalame yeki dokhtare hamsayamoone ke az familhaye dooremoon mishe ham dokhtar khalam midoone ke man ooono mikham ham dokhtare hamsayamoon 2taiishoon ham pakan ham khoshkel montaha dokhtare hamsayamoon kmi khoshkeltare va ham dokhtar khalam midoone ke oono mikham va ham dokhtare hamsayamoon har dotashoon manam mikhan vali hich kodom az ona nemidone ke man be har doye ona del bastam ba madaram sohbat kardam chon pedare dokhtare hamsayamoon mige motade mige na va dokhtar khalamam mige chon madaresh bad akhlaghe mige na mozoooiy ke hast ine ke man senam kame baraye ezdevaj az tarafi dige dokhtare pak baraye ezdevaj mese ina peida nemishe chon man amare bishtare dokhtara ro daram rastesh delamam pishe in dotas vali mondam kodomo begiram bad masaleye senamam has ke age bekham beram sare karo khoone begiram ta onja in 2 ta paridan be nazare shoma chika konam
به نام خدا
سلام دوست گرامی پیشنهاد بهت میکنم اول تکلیف خودت رو مشخص کن و هر کدوم رو که واقعا میخای انتخاب کن تا هم خودت و هم دیگران ر واذیت نکنی مخصوصا که میگی نمیدونن چون اگه بعدا بفهمنن با احساسشون بازی شده دل خور میشن
بعد اینکه میفرمائید دختر خوب کمه این نظر شخصیتونه من به عنوان یه پسر میگم مرد زندگی هم کمه پس این حرف ملاک نیست
کسی هم نمیتونه بهت کمک کنه که کدومشون رو بگیری بشین پیش خودت حساب کن هر کدوم که از نظر فکری و خوانوادگی مناسب تره انتخاب کن

sara.m
۱۳۸۷/۰۴/۲۱, ۱۹:۳۳
ببینید دوست عزیز
اولا شما واقعا سنتون کمه و از روی احساس دارین تصمیم می گیرین ، نه عقل
ببخشید من صریح حرف می زنم ولی این دو دختر با شما دوستن ، درسته ؟ خب این چه پاکی و نجابتی هستش پس اونایی که با پسر دوست نمی شن چی هستن ؟ اصلا شما ملاک پاکی و نجابت رو چی می دونین ؟

yas sefid
۱۳۸۷/۰۴/۲۲, ۱۰:۰۶
دوست عزيز saraاينجوري قضاوت نكن شايد اونا جور ديگر همديگرو مي شناسند.گاهي وقتا ميشه با اخلاق و رفتار هم به كسي فهموند كه دوسش داري بدون اينكه با اون رابطه داشته باشي

مليكا
۱۳۸۷/۰۴/۲۲, ۱۳:۲۳
برا ی یافتن زن می ارزد كه یك كفش بیشتر پاره كنی . ( ضرب المثل چینی )

مليكا
۱۳۸۷/۰۴/۲۲, ۱۳:۲۳
تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب كن . ( ضرب المثل چینی )

شهودي
۱۳۸۷/۰۴/۲۲, ۱۴:۵۳
زز نزه خوزوب چازار تازا شزم كز مزه، زز نزه بزد يز كيزي شزم ززي يازا دزه( ضرب المثل زرگري )

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۲, ۱۷:۱۵
برا ی یافتن زن می ارزد كه یك كفش بیشتر پاره كنی . ( ضرب المثل چینی )
البت ه این یه تفسیر کوچک داره
برای هر زنی نه

اخلاقي
۱۳۸۷/۰۴/۲۲, ۱۷:۱۷
تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب كن . ( ضرب المثل چینی )

اومدیم و طرف شیشه خورده داشت اون وقت چی؟

یا غفور
۱۳۸۷/۰۶/۱۴, ۱۹:۲۹
با سلا وتشکر ببخشید که متن طولانیه ولی واقعا به مشاوره احتیاج دارم.
17 ساله که بودم یکی از دوستان خانوادگی مرا برای پسرشان که یک سال از من بزرگتر بود خواستگاری کردند من به ایشان جواب رد دادم ولی به علت رفت و آمدهایی که با هم داشتیم مادرشان محبت های بسیاری به من میکرد وهر زمان که فرصتی پیش می آمد موضوع را با من مطرح میکردند و خدا شاهد است که طی این چند سال حتی یکبار هم با پسرشان صحبتی نداشتم فقط در مهمانی های خانوادگی در حد سلام واحوالپرسی همدیگر را می دیدیم پس از 5 سال من حالا دانشجوی فوق لیسانس هستم و ایشان فوق دیپلم هستند البته دوره های مختلفی در فنی حرفه ای گذرانده و مهارت دارند و علاوه بر آن در زمینه های هنری نیز تبحر دارند و از نظر ایمان و صلاحیت اخلاقی و سلامت پدرم ایشان را تائید می کنند در درخواست آخر مادرشان نتوانستم به ایشان جواب رد بدهم و آنها رسما به خواستگاری آمدند اما به علت حساسیت پدرم فقط دو خانواده و یکی از آبستگان نها در جریان است و همان شب برای اولین بار با ایشان صحبت کردم ولی به علت های مختلف حرف ها کامل زده نشد من برای ایشان شرط سر کار رفتن (رسمی) و ادامه تحصیل را گذاشتم و ایشان قبول کردند. از آن روز دو ماه می گذرد و بعد از آن دیگر هیچ صحبتی نداشتیم مادرم فقط به دلیل تحصیلات ایشان مخالف هستند . یکی از بستگان ایشان با من تماس گرفتند وگفتند که این آقا قادر به بیان احساساتش نیست ، کم حرف و خجالتی است و بهتر است که شما با هم بیشتر آشنا شوید و به هم نزدیک شوید و از من خواستند با ایشان تماس بگیرم و اس ام اس بزنم و به قول خودشان او را به حرف بیاورم و از این قبیل صحبت ها ولی برای من این کار مشکل است تا حالا با کسی ارتباط نداشته و هیچ تجربه ای ندارم آیا اگر ایشان با من تماس گرفتند یا اس ام اس زدند جواب بدهم ؟ اینها از رابطه های ناصحیح قبل از ازدوج نیست؟ این کار از نظر شرعی اشکال ندارد گناه محسوب می شود یا خیر ؟ خانواده ها از نظر فرهنگی به هم خیلی نزدیک هستند و احساس می کنم به خاطر این چند سال به فکر ایشان وابسته شده ام ولی می خواهم عقلانی تصمیم بگیرم و حاضرم احساس را کنار بگذارم . ضمنا من از ایشان هیچ چیزی ندیده ام و در مورد احساسات ایشان فقط مادرشان و یکی از آشنایان ایشان با من صحبت کرده اند.لطفا در مورد کل ماجرا و سوال هایی که مطرح کردم مرا راهنمایی کنید.

fatememeshkat
۱۳۸۷/۰۶/۱۵, ۲۱:۵۶
با سلا وتشکر ببخشید که متن طولانیه ولی واقعا به مشاوره احتیاج دارم.
17 ساله که بودم یکی از دوستان خانوادگی مرا برای پسرشان که یک سال از من بزرگتر بود خواستگاری کردند من به ایشان جواب رد دادم ولی به علت رفت و آمدهایی که با هم داشتیم مادرشان محبت های بسیاری به من میکرد وهر زمان که فرصتی پیش می آمد موضوع را با من مطرح میکردند و خدا شاهد است که طی این چند سال حتی یکبار هم با پسرشان صحبتی نداشتم فقط در مهمانی های خانوادگی در حد سلام واحوالپرسی همدیگر را می دیدیم پس از 5 سال من حالا دانشجوی فوق لیسانس هستم و ایشان فوق دیپلم هستند البته دوره های مختلفی در فنی حرفه ای گذرانده و مهارت دارند و علاوه بر آن در زمینه های هنری نیز تبحر دارند و از نظر ایمان و صلاحیت اخلاقی و سلامت پدرم ایشان را تائید می کنند در درخواست آخر مادرشان نتوانستم به ایشان جواب رد بدهم و آنها رسما به خواستگاری آمدند اما به علت حساسیت پدرم فقط دو خانواده و یکی از آبستگان نها در جریان است و همان شب برای اولین بار با ایشان صحبت کردم ولی به علت های مختلف حرف ها کامل زده نشد من برای ایشان شرط سر کار رفتن (رسمی) و ادامه تحصیل را گذاشتم و ایشان قبول کردند. از آن روز دو ماه می گذرد و بعد از آن دیگر هیچ صحبتی نداشتیم مادرم فقط به دلیل تحصیلات ایشان مخالف هستند . یکی از بستگان ایشان با من تماس گرفتند وگفتند که این آقا قادر به بیان احساساتش نیست ، کم حرف و خجالتی است و بهتر است که شما با هم بیشتر آشنا شوید و به هم نزدیک شوید و از من خواستند با ایشان تماس بگیرم و اس ام اس بزنم و به قول خودشان او را به حرف بیاورم و از این قبیل صحبت ها ولی برای من این کار مشکل است تا حالا با کسی ارتباط نداشته و هیچ تجربه ای ندارم آیا اگر ایشان با من تماس گرفتند یا اس ام اس زدند جواب بدهم ؟ اینها از رابطه های ناصحیح قبل از ازدوج نیست؟ این کار از نظر شرعی اشکال ندارد گناه محسوب می شود یا خیر ؟ خانواده ها از نظر فرهنگی به هم خیلی نزدیک هستند و احساس می کنم به خاطر این چند سال به فکر ایشان وابسته شده ام ولی می خواهم عقلانی تصمیم بگیرم و حاضرم احساس را کنار بگذارم . ضمنا من از ایشان هیچ چیزی ندیده ام و در مورد احساسات ایشان فقط مادرشان و یکی از آشنایان ایشان با من صحبت کرده اند.لطفا در مورد کل ماجرا و سوال هایی که مطرح کردم مرا راهنمایی کنید.

با سلام خدمت شما خواهر بزرگوار
در خصوص مواردی که مطرح فرمودید باید چند نکته را مد نظر قرار دهید :
1- از توجه به توصیه های دیگران و راهکارهایی که برای ایجاد ارتباط با این آقا به شما پیشنهاد می دهند ( تلفن ، اس ام اس و ...) خودداری کنید ، این قبیل راهها ضمن اینکه تبعاتی دارد ، راه درستی برای شناخت قبل از ازدواج نیست . 2- شناخت شما از ایشان نباید بر پایه حرف و سخن دیگران باشد ( چه کسانی که ایراد و نقدی به ایشان وارد میکنند و چه کسانی که تعریف و تحسین می کنند ) این خود شما هستید که باید در مورد ایشان در جریان سوالها و صحبت ها و رفت و آمدها قضاوت کنید و به نتیجه مثبت یا منفی در مورد شخصیت ایشان برسید و سپس با مقایسه شرایط اخلاقی و عاطفی ایشان با خودتان ببینید که مناسب هم هستید یا خیر ، در حقیقت شما باید از دیدگاه خودتان و از دریچه احساسات و عواطف و توقعات و خواسته های خودتان به ایشان نگاه کنید نه از دریچه قضاوت دیگران . 3- از خانواده خودتان بخواهید که یک و یا حتی چند جلسه دیگر را برای صحبت و گفتگو بین شما و ایشان ترتیب دهند تا موارد قابل صحبت را بطور کامل مطرح کنید ، مساله ای نیست که دو ماه یا بیشتر از صحبت اولیه شما گذشته است و دیگران چه می اندیشند و مساله را پایان یافته می دانند یا خیر ، مهم اینست که شما به یک شناخت قابل اطمینان برسید و با اطمینان ازدواج کنید و قبل از ازدواج مسائل مهم را بیان کرده باشید .

یا غفور
۱۳۸۷/۰۶/۱۵, ۲۲:۰۸
با سلام و تشکر از شما مشاور گرامی. خانواده من موضوع را منتفی می دانندتا زمانی که ایشان شرایط را فراهم کنند در واقع این درخواست از خانواده مخالفت با تصمیم آنهاست و من دوست ندارم با پدرم مخالفت کنم و یا اینکه روی حرف ایشان حرف بزنم از طرفی به شناخت این آقا نیز برای تصمیم گیری درست احتیاج دارم ترس من از این است که ایشان بعد از چند سال شرایط را فراهم کنند و آن وقت متوجه شوم با اخلاق ایشان سازگار نیستم و لی نتوانم جواب رد بدهم.

fatememeshkat
۱۳۸۷/۰۶/۱۵, ۲۲:۲۲
با سلام مجدد
خب الان قضیه کمی فرق کرد . در اینصورت شما هم مثل خانواده قضیه را منتفی بدانید ، اگر ایشان شرایط را بعد از مدتی فراهم کردند باز خانواده ها با هم تماس میگیرند و صحبت میکنند و احتمالا قرار صحبت مجدد شما را هم خواهند گذاشت . اما یک نکته مهم اینکه شما مادرتان را از این مساله کاملا آگاه کنید که صحبت های شما و این آقا کامل نبوده و شما شناخت درستی از ایشان ندارید و در صورت مهیا شدن شرایط نمی تونید پاسخ قطعی بدید و از مادر بخواهید که پدرتان را در جریان این قضیه قرار دهند تا اگر صحبتی از جانب خانواده داماد شد ، عدم شناخت کامل شما را به اطلاع آنها برسانند .

deldel
۱۳۸۸/۰۴/۰۴, ۲۰:۳۲
من خیلی کم نماز می خونم !!! تو مایه هایی که اصلا نمی خونم :Motehayer:
البته مشکلاتی دارم که اینجا جای صحبتش نیست.
مشکل امروز من اینه که دوست دارم با کمال خودخواهی با یک دختر مسلمون مومن ازدواج کنم.
یه بنده خدایی هم پیدا شده:Labkhand:
به یک تضاد رسیدم. ضمنا احتمالی که بتونم بعد از ازدواج یه کم عاقلتر بشم هست!
الغرض باب آشنایی من و ایشون تازه باز شده (ما سنتی هستیم و ارتباطات کاملا با نظر والدین طرفینه) و داریم سعی می کنیم شناختی نسبت به هم پیدا کنیم.
مطلب رو همین جور سر بسته از من قبول کنید. ببینید به نظر شما منصفانه است و تا آخر قضیه برم؟
بقیه اش هم شاید موقعی توضیح بدم که یکی پیدا شه یه جواب درست و درمون بهم بده.

عزت زیاد

مرصاد
۱۳۸۸/۰۴/۰۴, ۲۱:۰۲
بسم الله النور
سلام علیکم
ابتدا عرض می کنم که این نشانه حسن نیت وحسن شعور شمادرانتخاب است...
انتخاب همسرباید تحت تدابیری باشد....
زمانی که شماهمسری مومن می پسندید نشان از این است که خود این حس را دارید که باید به قیود دینی واحکام پایبند بود...حالا چرا خودتان پیش قدم نمی شوید؟
درمورد استخاف یاهمان سبک شمردن نماز هم بنده به عنوان برادر کوچکتر به شما توصیه می کنم برای سعادت دردنیا وآخرت این کار را نکنید.....خداوند به مانزدیک است نکند بادست خودمان از خدادور شویم...
سخنرانی حاج اقا قرائتی درمورد سبک شمردن نماز:

حالا راجع به استخفاف، آيا قرآن راجع به استخفاف نماز آيه‌اي دارد يا نه؟ قرآن كلمه‌ي «استخف» ندارد، ولي مشابه آن را دارد. مي‌گويد: «أَضاعُوا» يعني نماز را ضايع مي‌كنند. «أَضاعُوا الصَّلاة» (مريم/59)، «أَضاعُوا» داريم. يعني نماز را ضايع مي‌كنند. اين را در قرآن داريم. عمل استخفاف هم در قرآن هست. پيغمبر داشت خطبه مي‌خواند، يك بازار روز هست، مثلاً چهارشنبه بازار، سه‌شنبه بازار، در زمان ما، يك گروهي كارواني آمد جنس بفروشد. تا صداي طبل را ديدند كه جنس فروش‌ها وارد شدند، همينطور كه پيغمبر سخنراني مي‌كرد، همه بلند شدند رفتند جنس بخرند. آوردند آقا تخم مرغ كوپني! «وَ تَرَكُوكَ قائِما» آيه آخر سوره‌ي جمعه «وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً ... وَ تَرَكُوكَ قائِما» (جمعه/11) آيه‌ي قرآن است. يعني همينكه طبلي براي فروش به صدا درآمد، همه بلند شدند رفتند «تَرَكُوكَ» يعني تو را ترك كردند. رها كردند و در تاريخ داريم 12 نفر پاي سخنراني پيغمبر نشستند. چقدر مردم ما از مردم زمان پيغمبر بهتر هستند. يعني الآن اگر هرچه هم جنس ارزان شود و يك چيز مفت هم بدهند، در نماز جمعه‌ها، بگويند: آقا اصلاً مفت است. مفتِ مفت! اينطور نيست كه الآن امام جمعه را تنها بگذارند، 12 نفر بنشينند. ممكن است يك جمعي بروند. اما ديگر به اين خفت هم نمي‌كنند. تخفيف!
در قرآن «عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ» (ماعون/5) داريم. در دو جاي قرآن فرمود: اينها وقتي نماز مي‌خوانند، در حال كسالت نماز مي خوانند. يعني نمازشان با نشاط نيست. كلمه‌ي «كُسالى‏» (نساء/142) در قرآن آمده است. يعني در حال كسالت!
روايت داريم كه يك كسي سجده مي‌كرد، حضرت فرمود: «نَقَرَ كَنَقْرِ الْغُرَاب‏» (كافي/ج3/ص/268) مثل كلاغ به زمين نوك زد. مثل كلاغ به زمين نوك زد. پس در قرآن هم اين ريشه دارد. «اسْتَخَفَّ» اصولاً يك چيزي برايتان بگويم، شيرين است. امامان ما مي‌فرمودند، به خصوص امام رضا، يادم هست. حديث از امام رضا است. باقي امام‌ها را هم ديدم. كه فرمودند: هرچه ما مي‌گوييم، به ما بگو: اين حرف تو از كجاي قرآن است؟ تا ما بگوييم آنچه حديث از ما نقل شده است، ريشه‌اش در قرآن است. اين حديث «لَا يَنَالُ» يعني نايل نمي‌شود. يعني نمي‌رسد، شفاعت ما به كسي كه نماز را سبك شمارد. حالا آن كسي كه نماز نمي‌خواند كه ديگر هيچ! ديگر ما حرف او را نمي‌زنيم. ان كسي كه نماز مي‌خواند ولي نماز را سبك مي‌شمارد. ما شفاعت او را نمي‌كنيم. حالا اين بيست آيه كه من نوشتم انشاء‌الله هركدام را يك دقيقه بگويم.
انواع استخفاف: 1- چقدر خوب است كه اين تابلو شود و در مسجدها زده شود. در مدارس زده شود. در امور تربيتي، افرادي كه اهل قلم هستند، اگر شاعر هستند، اگر طراح هستند بنشينند اينها را به يك نوعي رويش كار كرد.
انواع استخفاف: استخفاف يعني سبك شمردن. فارسي‌اش كنيم كه روان‌تر شود.
حال یک روایت از حضرت فاطمه زهرا(س):

حضرت فاطمه(علیها السلام)از رسول خدا(صل الله علیه و آله و سلم)سوال کردند :
ای پدر چه کیفرهایی است برای مردان و زنانی که نماز را سبک بشمارند؟
رسول اکرم فرمودند :ای فاطمه،اگر کسی از مردان و زنان نماز را سبک بشمارد به پانزده بلا در دنیا و آخرت گرفتار میگردد.
6 بلا در دنیا،3 بلا هنگام مردن، 3 بلا در قبرش و 3 بلا در قیامت هنگامی که از قبر خارج میگردد.
اما آن شش بلایی که در دنیا گرفتار میشود:
1- خداوند برکت را از عمرش برمیدارد.
2- 2-خداوند برکت را از رزقش برمیدارد
3- خداوند نورانیت سیمای صالحین را از صورتش میگیرد.
4- هر عمل نیکی انجام دهد اجری نمیبرد
5- دعایش مستجاب نشده و به آسمان بالا نمیرود
6- برای او بهره ای از دعای صالحین نیست

اما آن سه بلایی که دم مرگ دامنگیرش میشود:
1-با ذلت و خواری میمیرد.
2- گرسنه میمیرد.
3-تشنه از دنیا میرود اگرچه همه آبهای عالم را به کامش بریزند عطشش برطرف نمیشود.

اما آن 3 بلایی که در قبر گرفتارش میشود:
1-خداوند ملکی در قبر برایش میگذارد که او را شکنچه دهد
2-به فشار قبر مبتلا میشود.
3- به ظلمت و تاریکی قبر مبتلا میشود.


و اما آن 3 بلایی که در قیامت به آن مبتلا میشود
1-خداوند ملکی را بر او موکل میگرداند که او را با صورت بر روی زمین بکشد در حالی که خلایق همه او را می نگرند.
2- او را محاسبه شدید مینمایند.
3- خداوند به او نظر رحمت نمیکند و پاکش نمیگرداند واز برای او عذاب دردناک و الیم است.
حال که درحال انتخاب همسری مومن وپاک هستید سعی کنید تازمان رسیدن ووصال خود را کاملا درراه حق قرار دهید....نماز چیز مهمی است...فراموشش نکنیم،انشاءالله

rahro
۱۳۸۸/۰۴/۰۴, ۲۳:۱۰
بسم الله الرحمن الرحیم
به نظر من اخر بی انصافیه. اون خانوم حقش نیست چنین ازدواجی داشته باشه. تا خودتون رو تغییر ندادین اونم صرفا به خاطر خدا تو رو خدا سراغش نرید. گناه داره. مورد شما منو یاد بدبختی خودم می ندازه. راستی چرا اقایونی که کمتر مذهبی هستن اینقدر گرایش به دختر خانومای مومن دارن ؟ این خودخواهی نیست؟

مدافع
۱۳۸۸/۰۴/۰۴, ۲۳:۲۷
:Rose:بسم الله الرحمن الرحیم :Rose:


داداشی اگه جنس خوب می خوای باید پول خوب هم بدی

و نشون بدی لیاقتش رو هم داری

اگر فرصت کردی یه سر هم به این پست بزن



http://askquran.ir/showpost.php?p=149444&postcount=96



حرفهای زیادی برای گفتن هست اما عاقلان را یک حرف بس است




سر بلند و شادکام باشی :Rose:

D.HAMID
۱۳۸۸/۰۴/۰۴, ۲۳:۲۸
سلام
زن و شوهر هرچه تناسب هاي بيشتري داشته باشند زندگي آنها بي درد سر تر است. يكي از آن تناسب ها تناسب در ديندار(باورها،اخلاقيات،عم به دستورات و احكام دين).البته كمي تفاوت در برخي امور نمك زندگي است.
فعلا اينو داشته باش و دعامون كن

deldel
۱۳۸۸/۰۴/۰۶, ۱۲:۵۹
سلام مرصاد

از اینکه مطالب مختلفی را در خصوص اهمیت نماز ارائه کردید تشکر می کنم.
من در اهمیت نماز هیچ شکی ندارم. مشکلاتی که در ادای این فریضه واجب برای من وجود دارد چیزهایی است که در اینجا نمی خواهم به آن پرداخته شود.
درست یا غلط، فکر می کنم این وصلت می تواند من را به مسیر صحیح بازگرداند.
در اینجا فقط یک برش عرضی از زندگیم را گفتم تا شاید مطلبی بتواند راه گشایم باشد.
معذالک سعی می کنم نکات ارائه شده را به خاطر بسپارم.
ضمنا شاید بد نباشد بدانید که سن من بالای 30 است و فکر می کنم تا همین الان هم دیر برای ازدواج اقدام نموده ام. حال اگر بخواهم مدتی نامعلوم هم به تذهیب نفس بپردازم نمی دانم چه می شود؟!
آیا ازدواج سنت پیامبر (ص) نیست؟ آیا پیامبر (ص) سفارش نکرده اند که همسر دیندار برگزینیم ؟
جواب سوال های بالا معلوم است. فقط باید ارتباط بین آنها و خود خواهی خودم و تناسب پیدا کنم.

موید باشید

deldel
۱۳۸۸/۰۴/۰۶, ۱۳:۱۲
سلام rahro
جانا سخن از زبان ما می گویی.
من با شما موافقم.
راستی یادتون هست کدوم داستان بود که پیرزنه هم خروسش رو برده بود ... .
امیدوارم هیچ وقت مانعی براتون وجود نداشته باشه که نتونید باورهای صحیحتون رو محقق کنید.

حق نگهدارتون

fatememeshkat
۱۳۸۸/۰۴/۰۶, ۱۳:۵۸
سلام بر شما برادر بزرگوار
با توجه به دو جمله اي كه در فرمايشات شما بود :

ضمنا احتمالی که بتونم بعد از ازدواج یه کم عاقلتر بشم هست!
و

فکر می کنم این وصلت می تواند من را به مسیر صحیح بازگرداند.
جسارتا من فكر ميكنم ابتدا بايد با خودتون خوب خلوت كنيد و ببينيد حقيقتا مي خواهيد مسير صحيح رو انتخاب كنيد يا خير ( حالا اين مسير صحيح ،نمازخوندن هست يا باضافه كارهاو احكام ديني ديگه ) وقتي وجدانا و انصافا به اين نتيجه رسيديد كه مي خواهيد نماز بخونيد يا اقدام به انجام احكام ديگر كنيد اما زمان ميبره ، بهتره صادقانه با دختر خانم صحبت كنيد و بگيد كه تصميم به نمازخوندن و رعايت مابقي احكام داريد اما كمي نياز به زمان داريد تا اين احكام رو مثلا ياد بگيريد يا در بكاربستنش اهتمام كنيد ( البته خود نماز كه عموما همه بلدند واز همين الان هم ميشه شروعش كرد ) منظورم احكام و مسائل تكميلي اونه ، شما بايد با ايشون صادقانه برخورد كنيد و بهشون حق انتخاب بديد و ببينيد اصلا مايل هستند به شما اين فرصت رو بدند ؟ مايلند همراهيتون كنند ؟ شايد انتظار ايشون از همسر آيندشون چيزي بيشتر از نمازخوندن باشه ... پس صادقانه خودتون رو معرفي كنيد و بهشون حق انتخاب درست رو بديد كه النجاة في الصدق ضمنا زندگي با يك دختر مومن ، تنها نياز به نمازخوندن نداره بسياري از مسائل ديگه رو هم بايد رعايت كنيد و حداكثر توافق و انطباق رو بايد داشته باشيد هر چند انطباق صد در صد تنها در خصوص معصومين (ع) عملا تصور ميشه و بقيه افراد با صبر و گذشت و عمل به دين و عقل ميتونند ميزان اين انطباق رو بالا ببرند .

deldel
۱۳۸۸/۰۴/۰۶, ۱۴:۳۶
(http://www.askquran.ir/member.php?u=56)سلام fatememeshkat

به نظر میاد باید حالا حالا ها تقاص زشتی ها و پلشتی هامو بدم. اینم یکیش.

فکر کنم باید پام و رو دلم بذارم و برم سراغ یکی دیگه!!! یکی که مطمئن باشم نماز نمی خونه. اینجوری متناسب می شیم. بعدش هم یه بچه میاریم از خودمون بدتر!!!
یه بار تو زندگیمون نشستیم فکر کردیم! با خودم گفتم هر چی من کم دارم شریکم داره! باید با یکی بهتر از خودم باشم و ....

الغرض فعلا که حالم خرابه شاید بعدا اومدم یه خورده دیگه با هم صحبت کردیم.

مدافع
۱۳۸۸/۰۴/۰۶, ۱۶:۴۹
به نظر میاد باید حالا حالا ها تقاص زشتی ها و پلشتی هامو بدم. اینم یکیش. فکر کنم باید پام و رو دلم بذارم و برم سراغ یکی دیگه!!! یکی که مطمئن باشم نماز نمی خونه. اینجوری متناسب می شیم. بعدش هم یه بچه میاریم از خودمون بدتر!!! یه بار تو زندگیمون نشستیم فکر کردیم! با خودم گفتم هر چی من کم دارم شریکم داره! باید با یکی بهتر از خودم باشم و .... الغرض فعلا که حالم خرابه شاید بعدا اومدم یه خورده دیگه با هم صحبت کردیم.

سلام آقای خوش سلیقه

می دونی چرا دلت به سمت دختری که اهل دین داریه گرایش پیدا کرده؟ می دونی که دین داری آرامش میاره؟ میدونی که آثار نماز توی زندگی انسان توی این دنیا و آخرت چه چیزهاییه؟

از این مورد دست برندار ولی از تنبلی هایی که تو رو مجبور به ترک نماز کرده دست بردار. اگر بتونی مردی کنی و بینی شیطون رو به زمین بمالی حتما لیاقت اون دختره رو داری. کمی فکر کن ببین آیا ارزشش رو نداره؟




همیشه سر بلند باشید :Rose:

مدافع
۱۳۸۸/۰۴/۰۶, ۱۷:۱۳
ضمنا شاید بد نباشد بدانید که سن من بالای 30 است و فکر می کنم تا همین الان هم دیر برای ازدواج اقدام نموده ام. حال اگر بخواهم مدتی نامعلوم هم به تذهیب نفس بپردازم نمی دانم چه می شود؟!

سلام مجدد.

برادر من لازم نیست بخواهی یه تهذیب نفس چند ساله رو شروع کنی بعد بری ازدواج کنی. باید مردونگی کنی و عادتهای بد خودت رو ترک کنی و این فقط یه اراده ی جدی می خواد نه یک تهذیب نفس طولانی.


مردانه تصمیم بگیر و مردانه عمل کن :Rose:

نسيم وصل
۱۳۸۸/۰۴/۰۶, ۱۹:۵۶
سلام برادر محترم.نوشته هاتون و خوندم يك جورايي احساس تناقض كردم تو نوشته هاتون.نوشتيد كه دوست داريد با يك دختر مومن ازدواج كنيد تا شايد شما را وادار به نماز خوندن كرد.يكي از واجبات نماز نيته.اصليترين ركن نماز را شما داريد.شما دوست داريد كه نماز بخونيد و بقيه اش فكر مي كنم اونقدر اهميت نداشته باشه.وقتي كه شما قصد نماز خوندن را داريد چرا از همين الان شروع نمي كنيد حالا چه با زن چه بي زن.يعني نماز خوندن هم بايد به خواسته همسرتان باشد؟فكر نمي كنيد اين يك جور دليل تراشي براي فرار از خواسته قلبيتان هست.؟

deldel
۱۳۸۸/۰۴/۰۷, ۰۹:۳۳
سلام مدافع

حرفاتون به آدم قوت قلب می ده. ولی روبرو شدن با واقعیتها رو نمی تونم در نظر نگیرم.
ضمنا شاید موضوع جدیدی باز کنم که توی اون در رابطه با مشکلات و موانع نماز خواندنم از شما و دیگر دوستان راهنمایی بخواهم.ضمنا من سالهاست دارم تلاش می کنم تا مشکلات مربوط به نمازم رو رفع کنم. (فقط خواستم بدونید در تلاشم )
علی الحساب فعلا تصمیم دارم خیلی در مورد اون مشکلم صحبت نکنم و تمرکز مطلب روی ازدواج با این شرایط باشه.

نکته قابل تامل دیگه ای که می خوام بهش توجه بشه اینه که صداقت آبروی آدم رو می بره ! آخه طرف فامیله (هر چند که فامیل دوره)! اگر بفهمه من این نقص بزرگ رو دارم (که البته حقش هست که بدونه!) در واقع از یکی از رازهای زندگی من آگاه شده که به آبروی من برمیگرده.

امیدوارم هیچ وقت لای منگنه گیر نکنید:)

حق نگهدارتون

deldel
۱۳۸۸/۰۴/۰۷, ۰۹:۵۱
سلام نسیم وصل

کاملا با شما موافقم. من نیتم رو گم نکردم. هدف همواره قرب الی ا... است. که اگر این نباشد راهی کج انتخاب شده.
بد نیست بدانید یکی از اهداف من در انتخاب یک همسر مومن به عنوان شریک و همراه سرعت بخشیدن به حرکت رو به جلو به سمت خدا بوده. و البته شاید به نوعی جبران مافات کردن و جلوگیری کردن از بد تر شدن نسل بعد از من.

التماس دعای جدی!

zahra1370
۱۳۸۸/۰۴/۰۷, ۱۳:۵۰
اصلا خوب نيس چون مطمئنا يكي رو اون يكي تاثير ميزاره و چه بد كه شما رو اون دختر تاثير بزارين اتفاقا يكي از نزديكانم(خيلي نزديك) نماز شب هم ميخوند اما با يه مردي ازدواج كرد كه خانوادگي نميدونن نماز و روزه چيه حالا اين دختر كه نماز شب ميخوند نماز خودش و بزور ميخونه تا سر كوچه بي چادر نميرفت اما حالا:Gig: چي اين خانم اگه واقعا واسش مهم باشه با يه فرد بي نماز ازدواج نميكنه چون خيلي مهم ادم نون سفره ي چه جور ادمي رو ميخوره ناراحت نشيد اول خودتون رو اصلاح كنيد بعد با يه همچين ادمي ازدواج كنين اگه نميتونين دنبال يكي مثله خودتون باشين چون به نظر من شوهر رو زن تاثير ميزاره چون خيلي از ادما با ازدواج با يه مرد مومن مومن شدن ولي كمتر مردي با ازدواج با زن مومن مومن شده چون زنه رو هم مثله خودش ميكنه

deldel
۱۳۸۸/۰۴/۰۷, ۱۵:۱۷
سلام zahra1370

با تشکر از اظهار نظرتون. با این قسمت از صحبتتون که فرموده بودید مرد و زن روی همدیگر تاثیرگذارند موافقم ولی اینکه یکطرفه از سمت مرد به زن باشد موافق نیستم.اگر قرار باشد مرد و زن تاثیری روی هم نداشته باشند بهتر است هیچ ازدواجی صورت نگیرد.موضوع در میزان تاثیرات و به تبع آن تغییرات می باشد. هرچقدر تغییرات زیادی لازم باشد (یا اتفاق بیفتد) یعنی ناهمگونی در بدو آشنایی بیشتر بوده است . (البته در مورد حالت عکسش جای بحث دارد)

الغرض خوشحال می شوم در خصوص نگرش شما درباره تاثیر گذاری این دو موجود روی هم بیشتر بدانم.

نکته قابل ذکر بعدی ایرادی است که از درآمد من عنوان شده است. دوست من، پر واضح است که رفتار انسان متاثر از نگرش آن به دنیای اطراف خود و باورهای ساخته شده ذهن او دارد. شاید به همین دلیل است که فکر میکنید من بی نماز آدم بی ایمانی هستم و چون بی ایمان هستم حاضرم هر کاری با هر درآمدی و با هر شکلی را انجام دهم. (ببخشید به جای شما فکر کردم(حدس زدم)). اما واقعیت اینه که "نخوردیم نون گندم ..." یه چیزایی از بد و خوب، حلال و حروم رو می فهمم. ساعات زیادی از زندگی من صرف کار کردن می شود. اگر نصف زمانی که من مشغول به کار هستم رو حساب کنید از خیلی ها بیشتر کار می کنم! (جهت ریا عرض کردم :Cheshmak:). الحمدالله شغل آبرومندی دارم که از ذکر اون خودداری می کنم.

خلاصه اینکه من بسیار سعی می کنم که در کسب روزی حلال کوشا باشم. و البته هر کاری نواقص و مشکلات خاص خودش را دارد.

ضمنا یه خورده بهتون حق می دم اینجوری به من نگاه کنید چون شناخت شما از من در حد همین چند جمله ایست که در این صفحات مشاهده فرمودید. (خواهش می کنم همین حق رو شما هم به من بدهید)

در هر صورت از اینکه وقت گذاشتید و این متون رو خواندید کمال تشکر را دارم.

پاینده باشید

deldel
۱۳۸۸/۰۴/۰۸, ۱۳:۴۰
طرف تصمیم عاقلانه گرفت!
بیچاره دل من که یه ذره عقل تو کله اش نیست!
راستی راست می گن آدم همه چیز یادش می ره؟
من از بچگی هر موقع نوشته های غلطم رو پاک می کردم آخرش می دیدم ردش می مونه.

الهی شکر

مدافع
۱۳۸۸/۰۴/۰۸, ۱۵:۴۸
من از بچگی هر موقع نوشته های غلطم رو پاک می کردم آخرش می دیدم ردش می مونه. الهی شکر

سلام به برادر خوش مشرب خودم.

داداشی چه جملات معنی دار و قشنگی نوشتی؟ دست مریزاد و دمت گرم. معلومه می شه روت حساب کرد. همون همت مردونه رو زحمتش رو بکش. منتظرتیم. عزت زیاد.


سر بلند باشید :Rose:

یاقوت
۱۳۸۸/۰۶/۲۳, ۱۷:۳۳
بسم الله الرحمن الرحیم
به نظر من اخر بی انصافیه. اون خانوم حقش نیست چنین ازدواجی داشته باشه. تا خودتون رو تغییر ندادین اونم صرفا به خاطر خدا تو رو خدا سراغش نرید. گناه داره. مورد شما منو یاد بدبختی خودم می ندازه. راستی چرا اقایونی که کمتر مذهبی هستن اینقدر گرایش به دختر خانومای مومن دارن ؟ این خودخواهی نیست؟
شاید چون ارزش اونها رو می دانند

محسن خلیلی
۱۳۸۸/۰۶/۲۳, ۱۸:۵۶
سلام مرصاد

از اینکه مطالب مختلفی را در خصوص اهمیت نماز ارائه کردید تشکر می کنم.
من در اهمیت نماز هیچ شکی ندارم. مشکلاتی که در ادای این فریضه واجب برای من وجود دارد چیزهایی است که در اینجا نمی خواهم به آن پرداخته شود.
درست یا غلط، فکر می کنم این وصلت می تواند من را به مسیر صحیح بازگرداند.
در اینجا فقط یک برش عرضی از زندگیم را گفتم تا شاید مطلبی بتواند راه گشایم باشد.
معذالک سعی می کنم نکات ارائه شده را به خاطر بسپارم.
ضمنا شاید بد نباشد بدانید که سن من بالای 30 است و فکر می کنم تا همین الان هم دیر برای ازدواج اقدام نموده ام. حال اگر بخواهم مدتی نامعلوم هم به تذهیب نفس بپردازم نمی دانم چه می شود؟!
آیا ازدواج سنت پیامبر (ص) نیست؟ آیا پیامبر (ص) سفارش نکرده اند که همسر دیندار برگزینیم ؟
جواب سوال های بالا معلوم است. فقط باید ارتباط بین آنها و خود خواهی خودم و تناسب پیدا کنم.

موید باشید

خیلی نامردیه که بدون گفتن این موارد ازدواج کنید
در ضمن ازدواج وسیله تغییر افراد نیست
شما بهتره بگی من نماز نمی خونم اگه قبول کرد ایرادی نداره

سائل
۱۳۸۸/۰۶/۲۳, ۲۰:۲۹
من اگه جای شما بودم یک تصمیم قطعی برای نماز خواندن(و نه تهذیب نفس و عارف شدن و یک شبه ره صد ساله رفتن...صرفا نماز خواندن!) می گرفتم...بعد صادقانه بهش می گفتم من از این به بعد می خوام نماز بخونم...حلال حروم هم سرم میشه!..نهایتا می گفتم با این شرایط هستی یا نه؟

maryam
۱۳۸۸/۰۶/۲۳, ۲۱:۲۹
چقدر خوب است انسان هم کفو خود را انتخاب کند

raiat.hossin
۱۳۸۸/۰۶/۲۳, ۲۲:۵۴
درود به همه
عزیزان اگه بحث ازدواجه یه فردنمازخون با غیر نماز خونه یه نکته رو باید در تظر داشت اگه انسان این قدرت رو در خودش میبینه که بتونه شخص غیر نماز خون رو به سمت نماز وخداپرستی بیاره کاربزرگی کرده درسته بسیارسخته میدونید مثل چی میمونه مثل یه پیامبری که میخواد جاهلی رو سربه راه کنه تواین مسیر دچار خیلی از نیش زبانها وکم صبریها وسوالات میشه.ولی خداکمک میکنه.
در حالت دوم اگه این قدرت رو در خودش نمیبینه بنظر حقیر نباید به به این وصلت تن بده چون اگه خدارو اصل قرار بده نباید خودشو فدای فرع منفی کنه که عقیده خودشو از دست بده

jahangardkocholo
۱۳۸۸/۰۶/۲۳, ۲۳:۵۲
سلام
خوبی؟
جواب ساده است.
هر چی الماس گرون تر باشه خاطر خواش هم بیشتره.ببین پسر بحث نماز و این که گفتی همه اش بهانه است.باید به دلت رجوع کنی ببینی چیزی که میخایی باهاش بجنگی ارزشش را داره یا نه؟ارزش بر سر اعتقاد جدید یا نه اون الماس برات اینقدر ارزش نداره که با اعتقادت بجنگی(اینا هم بگم که خدا محتاج نماز من و تو نیست)ولی ببین ارزشش چیه بعد تصمیمت را بگیر

زینب_الگوی صبر
۱۳۹۰/۰۱/۱۲, ۱۸:۰۵
ازدواج با بی نماز


پرسش 355- آیا ازدواج با شخصی که نماز نمی خواند، جایز است؟
همه ی مراجع: ازدواج با او جایز است؛ ولی کراهت دارد **زیرنویس=امام، نوری، مکارم و فاضل، العروه الوثقی، ج 2 م 7؛ وحید، منهاج الصالحین، ج 3، م 1298؛ تبریزی، منهاج الصالحین، ج 2، م 298؛ سیستانی، منهاج الصالحین، ج 2، م 2؛ خامنه ای، اجوبه الاستفتاءات، س 20؛ صافی، هدایه العباد، ج 2، م 4؛ دفتر: بهجت و خامنه ای.@.
تبصره- ازدواج با فرد فاسق کراهت دارد و کسی که نماز نمی خواند، مصداق بارز فسق شمرده می شود.

╫❀نیایش❀╫
۱۳۹۰/۰۳/۱۷, ۰۹:۰۵
http://kkkkk03.persiangig.ir/125.gif

http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/div1013.files/image013.gif


با سلام خدمت همه شما عزیزان

شايد در دانشگاه با دروسي که نقش پيش واحد را براي واحدهاي ديگر بازي مي‏کنند ، برخورد کرده‏ايد.

اگر اين پيش واحد، پاس نشود ، نمي‏توانيد درس مورد نياز ترم بعد را گرفته و پاس کنيد

حالا به نظر شما پیش واحد ازدواج چی می تونه باشه
منتظر نظرات شما بزرگواران هستیم

http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/div1013.files/image013.gif

خادم الشهداهویزه
۱۳۹۰/۰۳/۱۷, ۱۰:۵۶
عقل:Gig:

kabootare haram
۱۳۹۰/۰۳/۱۷, ۱۴:۴۷
استقلال شخصيتي

zeiinab
۱۳۹۰/۰۳/۱۷, ۲۰:۱۷
صبرووجود عقل واحساس

khaleghifar78
۱۳۹۰/۰۳/۱۷, ۲۰:۵۷
سلام
به نظر من آدم باید اول تو کنکور زندگی قبول بشه
بعد برای پاس کردن و هم نیاز و پیش نیازش فکر کنه :ok:

ولایت پذیر
۱۳۹۰/۰۳/۱۷, ۲۱:۰۵
سلام
مشکل برای امر ازدواج جوانان کم بود که اینم اومد روش
:doosti:

"Aye"
۱۳۹۰/۰۳/۱۸, ۰۷:۳۱
ياد گرفتن طرز برخورد با همسر و خانواده همسر كه همون رشد عقلي محسوب ميشه !!!

چون من ديديم بارها و بارها كه افراد زود ازدواج كردن چون موقعيت ازدواج رو داشتن ديگه به امادگي فرد از نظر عقلي نيگا نشده بعد دچار مشكل شدن!!

╫❀نیایش❀╫
۱۳۹۰/۰۳/۱۸, ۲۱:۳۰
http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/div1013.files/image013.gif


در روايات آمده است که رسول الله هر گاه به شخصي نگاه مي‏کرد و از او خوشش مي‏آمد ، مي‏فرمودند : «شغلي هم دارد؟». اگر مي‏گفتند نه ، مي‏فرموند : «از چشمم افتاد» . عرض مي‏شد : چرا اي رسول خدا؟ مي‏فرمود : «زيرا اگر مؤمن، شغل و حرفه‏اي نداشته باشد ، دين خود را وسيله امرار معاش مي‏کند .»

و در جاي ديگر فرموده‏اند : «هر گاه کسي ازدواج کند، نصف دين را کامل مي‏کند و براي حفظ نصف ديگر بايد تقواي خدا را پيشه کند و اهل و عيال اختيار کنيد؛ زيرا که اين کار، روزي شما را زياد مي‏کند »

اگر به اين احاديث دقت کرده باشيد ، متوجه اهميت و ارزش اين دو مقوله ( کار و ازدواج ) خواهيد شد ، و به جايگاه آنها پي خواهيد برد . آيا واقعا به اين موضوع فکر کرده‏ايد که اگر شغلي مناسب در اختيار نداشته باشيد ، از چشم بزرگ‏ترين شخصيت دنيا و اسلام افتاده‏ايد ، يا با نداشتن همسر، نصف دين خود را کامل نکرده‏ايد؟!


http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/div1013.files/image013.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۹۰/۰۳/۱۹, ۱۰:۳۳
http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/div1013.files/image013.gif

شايد در دانشگاه با دروسي که نقش پيش واحد را براي واحدهاي ديگر بازي مي‏کنند ، برخورد کرده‏ايد.

اگر اين پيش واحد، پاس نشود ، نمي‏توانيد درس مورد نياز ترم بعد را گرفته و پاس کنيد ، کار هم دقيقا نقش پيش واحد را براي ازدواج بازي مي‏کند .

اگر شخص ، شغل مناسبي در اختيار نداشته باشد به ندرت مي‏تواند خانواده‏اي تشکيل دهد و از عهده مخارج آن برآيد . در اين جا به اهميت اين جمله گذشتگان مي‏رسيم که: «کار ، جوهره مردان را مي‏سازد. »

اگر در بين جوانان، بخصوص جنس مذکر، دقت کرده باشيد ، مي‏بينيد که کار و يا شغل درآمدزا براي آنان از اهميت ويژه‏اي برخوردار است، و اگر به اين هدف عمده و مهم خود دست نيابند ، با مشکلات فراواني از جمله مشکلات اقتصادي و حتي مشکلات روحي ـ رواني نيز روبه رو مي‏شوند .

http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/div1013.files/image013.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۹۰/۰۳/۱۹, ۱۰:۳۴
http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/div1013.files/image013.gif


اما نمي‏توان صرفا به دليل نداشتن کار يا شغل مناسب ، امر مهم ازدواج را ناديده گرفت و معيارهاي مهم ديگر را فراموش کرد و نياز به داشتن زندگي مشترک را فقط به دليل نداشتن کار ، کنار گذاشت .

همان طور که در احاديث ديگر ديده‏ايم ، به فرموده پيامبر(ص) : بي همسران را همسر دهيد ، زيرا با اين کار ، خداوند ، اخلاق آنان را نيکو و روزي‏شان را زياد مي‏کند و به جوان‏مردي شان مي‏افزايد.

از اين نکته بر مي‏آيد که به واسطه امر مهم ازدواج ، خداوند ، شخص را در به دست آوردن شغل (که همان وسيله روزي است) ، ياري مي‏کند .

http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/div1013.files/image013.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۹۰/۰۳/۲۱, ۱۰:۴۸
http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/div1013.files/image013.gif


پس در اين زمينه بدون ترديد ، کار ، مقدمه‏اي براي ازدواج است .

اما شايد شما هم که به کرّات ديده‏ايد که در جامعه‏اي که در آن زندگي مي‏کنيد ، به ويژه شهرهاي صنعتي بزرگ، داراي چنين ويژگي هستند که خانواده‏هاي ساکن در اين شهرها ، زماني که مسئله ازدواج مطرح مي‏شود ، اکثريت آنها از پول زياد به عنوان ملاک اصلي براي ازدواج ياد مي‏کنند و همان طور که پول فراوان، منوط به داشتن شغل پول ساز است ، بنا بر اين ، سختگيري اين خانواده‏ها به شغل افراد مي‏رسد . يعني ديگر داشتن شغل مناسب، کافي نيست ، بلکه داشتن شغلي درآمدزا آن هم به مقدار فراوان، مورد تأييد اين خانواده است .

در صورتي که من معتقدم و شايد شما هم موافق باشيد که به قول قديمي‏ها: « پول، خوش‏بختي نمي‏آورد».

http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/div1013.files/image013.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۹۰/۰۳/۲۱, ۱۰:۵۰
http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/div1013.files/image013.gif


درست است که براي تأمين اکثر نيازهاي بشريت، پول مهم است، اما همه آن نيست . حتي اين که پول فراوان، ممکن است سودي نداشته باشد که هيچ ، بلکه درد سر آفرين نيز شود .

پس توصيه ما اين است که در امر خطير ازدواج (که از جانب خداوند و پيامبرانش اين گونه بر آن سفارش شده است) ، کمي از سختگيري‏ها بکاهيم و با دقت و به آساني به آن بنگريم ، و فقط به داشتن شغل مناسب و درآمدزا و به اندازه کفاف نيازهاي يک خانواده ، خود را قانع کنيم ، تا بدين گونه، شرايط ازدواج را براي کساني که شغل مناسب دارند مهيا سازيم. فکر مي‏کنم اگر اين گونه بينديشيم ، ديگر خبري از افزايش سن ازدواج در ميان جوانان نباشد!


يادمان نرود ، محبوب‏ترين بنيان‏ها نزد خداوند ، بنيان خانواده است3 و ازدواج ، سنت پيامبر(ص) است و کسي که از آن روي گرداند ، از او نيست . هر که دوست دارد خدا را پاک و پاکيزه ديدار کند ، با داشتن همسر به ديدارش برود

http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/div1013.files/image013.gif

منبع : تبیان