PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : افسردگی و درمان آن



ذوالقرنین
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۵:۱۲
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام به همه ی دوستان.امیدوارم که حالتان خوب باشه.
این ایام را به همه ی شما تسلیت میگم.
با توجه به مشکلاتی که امروزه در دنیای همه ی ما انسانها وجود دارد برخی از انسانها دچار یکسری بیماریهای روانی از جمله افسردگی میشوند.
وهدف از ایجاد این تاپیک بررسی بیماری افسردگی و راهکارها و درمان آن میباشد.
و از آنجایی که شخص بنده هم کم و بیش دچار این بیماری هستم لذا از دوستان و کارشناسان و مشاوران گرامی تقاضا دارم که در این تاپیک به من و دوستان دیگر کمک کنید.
از لطف شما متشکرم.
التماس دعا.:Rose:

asal 98
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۱۶:۳۱
من یک پیش زمینه می دم جهت هدایت بحث:
افسردگي يک بيماري اختصاصي نيست بلکه در تماما سنين و همه نژادها، هم در زنان و هم در مردان ظاهر مي شود. افسردگي بيماري ساده اي نيست بلکه انواع گوناگون دارد به طوري که در بعضي افراد به صورت هايي ظاهر مي شود که ما عموماً آنها را افسردگي نمي شناسيم. افسردگي پس از آنکه درمان شد غالباً باز مي گردد. افسردگي مسائل گوناگوني به همراه دارد. غيراز مسائل پزشکي و اندوه که بسيار شايع است، فرد مبتلا به افسردگي خود را در کارها مورد تبعيض و از نظر اجتماعي مطرود و حتي منفور خانواده خودش مي بيند. گاهي انزواي همراه افسردگي، بيماراني را که وضعي درمان پذير دارند به دوري از مردم يا به سوي مرگ سوق مي دهد. درباره افسردگي خبرهاي خوشي نيز وجود دارد:بيشتر انواع افسردگي قابل درمان اند. Depression که غالباً افسردگي باليني، اختلالات خلق و خوي يا اختلالات عاطفي ناميده مي شود، بيمار را دچار آشفتگي انديشه، آشفتگي عاطفي، تغيير رفتار و بيماري هاي جسماني مي کند.



افسردگي باليني، از ديدگاه عملکردهاي اجتماعي بيش از ديگر بيماري هاي مزمن، بيمار را ناتوان مي کند. افسردگي کبير بيش از بيماري هاي مزمن ششي، التهاب مفصل و ديابت ، ناتوان کننده است. افسردگي يک نشانگان (Syndrom) يعني مجموعه اي از علامات مرضي(Symptoms) مختلف است.



شرح بيماري



علايم‌ شايع‌
- از دست‌ دادن‌ علاقه‌؛ بي‌حوصلگي‌ و دل‌زدگي‌؛ ناتواني‌ از لذت‌ بردن

- احساس‌ نااميدي‌؛ بي‌حالي‌ و خستگي‌

- بي‌خوابي‌؛ خواب‌ زياد يا ناراحت‌

- گوشه‌گيري‌ اجتماعي‌؛ احساس‌ بي‌ارزش‌ بودن‌ ومورد نياز نبودن‌

- بي‌اشتهايي‌ يا پرخوري‌؛ يبوست‌

- از دست‌ دادن‌ ميل‌ جنسي‌

- مشکل‌ داشتن‌ در تصميم‌گيري‌؛ مشکل‌ داشتن‌ در تمرکز

- يکباره‌ به‌ گريه‌ افتادن‌ بدون‌ توضيح‌ مشخص‌

- احساس‌ گناه‌ شديد به‌ خاطر وقايع‌ بي‌اهميت‌ يا خيالي‌

- تحريک‌پذيري‌؛ بي‌قراري‌؛ افکار خودکشي‌

-دردهاي‌ مختلف‌، مثل‌ سردرد، درد قفسه‌ سينه‌ بدون‌ شواهدي‌ از بيماري‌ جسمي‌ همچنين اضطراب ، بي تفاوتي عاطفي،توهم،کژپنداري و...

مونس
۱۳۸۹/۰۲/۲۷, ۲۲:۰۹
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام به همه ی دوستان.امیدوارم که حالتان خوب باشه.
این ایام را به همه ی شما تسلیت میگم.
با توجه به مشکلاتی که امروزه در دنیای همه ی ما انسانها وجود دارد برخی از انسانها دچار یکسری بیماریهای روانی از جمله افسردگی میشوند.
وهدف از ایجاد این تاپیک بررسی بیماری افسردگی و راهکارها و درمان آن میباشد.
و از آنجایی که شخص بنده هم کم و بیش دچار این بیماری هستم لذا از دوستان و کارشناسان و مشاوران گرامی تقاضا دارم که در این تاپیک به من و دوستان دیگر کمک کنید.
از لطف شما متشکرم.
التماس دعا.:rose:
سلام دوست خوبم و تشکر از سوال خوبتون
اینکه خیلی از ما گاهی در زندگی احساس پوچی می کنیم و گاهی فکر می کنیم به بن بست رسیدیم و این آخر خطه ، کاملا طبیعی است. زیاد هم بد نیست ؛ خوبه که گاهی احساس درماندگی و شاید کمی افسردگی برای ما تلنگری باشه که ما را به فکر وا میداره.
گاهی فراموش می کنیم هدفمون در زندگی چیه و به بیراهه می ریم.
شاید شما هم مثل خیلی های دیگه گاهی به این احساس مبتلا میشید و با خودتون فکر می کنید افسرده شدید ؛ اما
افسردگی معنایی دارد و مفهومی که یکی از معانی آن تکرار این احساس هست به طوری که زندگی را دچار رکود می کند.
به موضوع خوبی اشاره کردید که در فرصتهای آتی بیشتر با هم در موردش صحبت می کنیم.
با ما همراه باشید. . .

ذوالقرنین
۱۳۸۹/۰۲/۲۸, ۱۸:۱۲
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام به همه ی دوستان.
از لطف شما و نظرات شما کمال تشکر را دارم.
بله افسردگی خیلی هم توی زندگی بد نیست و خیلی ها معنای آن را با غم و غصه ی معمول زندگی اشتباه میگیرند.
غم و اندوه باید در زندگی وجود داشته باشه تا خنده و خوشحالی هم در کنار آن باشه.
ولی بعضی اوقات افرادی که دچار بیماری روانی افسردگی میشوند به طوری این غم و اندوه زندگی آنها را در بر میگیره که دیگه خنده و خوشحالی جایی نداره.
البته این بیماری با علل مختلفی در فرد ظاهر میشه که برای خود شخص بیمار ناشناخته هست.
و انواع مختلفی داره و درمانهای متفاوتی.
که امیدوارم این مراحل توسط مشاورین گرامی توضیح بیشتر داده بشه.
فکر میکنم که یکی از این علتهایی که باعث بروز این بیماری میشه ندادن پاسخ صحیح به غم و اندوه های معمول زندگی هست که همواره در کنار ما زندگی میکنند.
شاید لازم به ذکر نباشه ولی بنده خودم دچار افسردگی عمده هستم که روش روان کاوی را برای درمانم انتخاب کردم. ولی فعلا اصلی ترین مشکلم پیدا کردن انگیزه برای زندگی هست که خیلی فکر میکنم و آرزوهای زیادی دارم اما هیچ کدام آنها نتوانستند من را در جریان زندگی حرکت بدهند.
امیدوارم دوستان کمکم کنند.
اینجا مطالبی را در مورد افسردگی ماژور قرار میدهم.
اختلال افسردگی ماژور یکی از شایعترین تشخیص‌های روانپزشکی است که مشخصه آن خلق افسرده است و با احساس غمگینی، اعتماد به نفس پایین و بی علاقگی به هر نوع فعالیت و لذت روزمره مشخص می‌شود. افسردگی مجموعه‌ای از حالات مختلف روحی و روانی است که از احساس خفیف ملال تا سکوت و دوری از فعالیت روزمره بروز می‌کند. افسردگی ماژور واژه‌ای است که توسط انجمن روانپزشکی آمریکا جهت مجموعه ای از علایم اختلال خلق برای DSM-III در سال ۱۹۸۰ به کار رفت و پس از آن عمومیت یافت. افسردگی ماژور منجر به ازکارافتادگی قابل توجه فرد در قلمروهای زندگی فردی و اجتماعی و اشتغال می‌شود و عملکردهای روزمره فرد همچون خوردن و خوابیدن و سلامتی فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
منبع:ویکی پدیا
با تشکر از لطف دوستان.التماس دعا.:Gol:

مونس
۱۳۸۹/۰۲/۲۸, ۱۸:۳۳
سلام دوست من
گاهی لازمه برای درمان افسردگی به روانپزشک یا روانشناس با تجربه مراجعه کرد تا طی مراحل درمان ، بحث و گفتگو و ... فرد از حالت بی انگیزگی و در خودماندگی بیرون بیاد و دوباره به زندگی سلام کنه.

ذوالقرنین
۱۳۸۹/۰۲/۳۰, ۱۴:۵۷
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام دوستان.
از لطف شما دوست بزرگوار متشکرم.
متاسفانه من دیگه اجازه ندارم که این پست را مدیریت کنم چون دکترم گفته نباید ذهنت را درگیر این افسردگی کنی.
اگر دوستان مایل هستند و اطلاعاتی در این زمینه دارند لطفا این پست را کامل کنند.
خوشحال میشم اگه مطلبی توی این پست بزارید که حاوی درمان افسردگی با روش دینی اعتقادی باشه.
و یا اینکه آیاتی از قران را اینجا بزاریم که برای درمان این بیماری مفید واقع بشه و دوستان دیگر بتوانند استفاده کنند.
از لطف همه گی سپاسگذارم.
التماس دعا.

khaleghifar78
۱۳۸۹/۰۲/۳۱, ۲۳:۱۹
سلام
در صورتي‌ که‌ علايم‌ خفيف‌ تا متوسط‌ باشند، روش‌هاي‌ به‌ عهده‌ گرفتن‌ مراقبت‌ از خود را در پيش‌ گيريد:


- با دوستان‌ و خانواده‌ صحبت‌ کنيد.

- به‌ طور منظم‌ ورزش‌ کنيد.

- يک‌ رژيم‌ غذايي‌ متعادل‌ و کم‌چرب‌ داشته‌ باشيد

- کارهاي‌ عادي‌ زندگي‌ خود را ادامه‌ دهيد.

- فيلم‌هاي‌ خنده‌دار و شاد ببينيد.

- در صورت‌ امکان‌ به‌ تعطيلات‌ برويد.

- احساسات‌ خود را در يک‌ دفتر خاطرات‌ روزانه‌ بنويسيد.

- سعي‌ کنيد مشکلات‌ در روابط‌ با ديگران‌ را حل‌ کنيد (بهتر است‌ که‌ در اين‌ زمان‌ تصميمات‌ عمده‌ نگيريد)

- تا حدي‌ که‌ مي‌توانيد فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري خود را حفظ‌ کنيد
.
- مسؤوليت‌هاي‌ خود را تا زمان‌ بهبودي‌ به‌ فرد ديگري‌ واگذار کنيد.

- به‌ گروه‌هاي‌ حمايتي‌ در مورد افسردگي‌ بپيونديد.

khaleghifar78
۱۳۸۹/۰۲/۳۱, ۲۳:۲۳
افسردگي و راههاي درمان آن
ـدرمان غيردارويي

نور درمانى

اين نوع درمان براى معالجة افسردگى فصلى بهکار برده ميشود. اما اگر افسردگى فصلى شديد باشد نور درمانى بايد با دارو درمانى همراه گردد.
?ـ شوک درمانى
(ect)

اين شيوه در موارد زير براى درمان بيماران افسرده بهکار ميرود
:
- افسردگى بيمار با درمان دارويى از بين نرفته باشد.

- بيمار قادر به تحمل داروهاى ضدافسردگى نباشد.

- بيمارى چنان شديد باشد که به بهبود سريع نياز باشد مثلاً بيمار افکار خودکشى
خيلى شديد داشته باشد

در اين روش جريان الکتريکى را به سر شخص وارد ميکنند و يک حملة تشنجى ايجاد ميشود.ectبيخطر و بدون درد بوده و ميزان عارضة آن کم و در حافظة کوتاهمدت ميباشد.

?ـ روان درمانى

اين نوع درمان شامل درمانهايى است که از دارو استفاده نميشود. موارد زير از جمله موفقترين شيوههاى روان درمانى در درمان افسردگى است:
شناخت درمانى، روان درمانى بين فردى، رفتار درمانى، روانکاوى و روان درمانى خانواده.

درمانهاى گياهى و غذايى

به نظر ميرسد که آمار افسردگى در ايالات متحده آمريکا رو به افزايش است. دليل قطعى آن ناشناخته است ولى ميتواند به علت تغييراتى در استرس روزانه، ساختار اجتماعى افراد، تغييرات ژنتيکى، تشخيص پيشرفته و اصلاح شده و يا تغييراتى در رژيم غذايى افراد باشد
.
تغييرات در رژيم غذايى افراد ميدان وسيعى براى تحقيقات دانشمندان ميباشد. از آنجائيکه بعضى از مواد غذايى بهطور مستقيم در ساختمان سروتونينها (يک واسطه شيميايى که در ايجاد افسردگى نقش بسيار قابل ملاحظهاى دارد بهکار ميرود)، ميتوان اين گونه نتيجه گرفت که بعضى افراد، با مصرف اين مواد غذايى از جمله ماهى و روغن ماهى نقش بازدارندهاى در ايجاد افسردگى دارند. بعضى از دانشمندان با مصرف زياد روغن ماهى (روغن امگا?) در افراد داوطلب و مقايسه آن با افرادى که آن را مصرف نکردهاند، به اين نتيجه رسيدهاند که هر چقدر مصرف امگا? (روغن ماهي) در جوامع بيشتر باشد افسردگى به حداقل آن خواهد رسيد.
همچنين نشان داده شده است که مصرف روغن ماهى در ايجاد بقيه بيماريهاى روانى نقش بازدارندهاى نيز دارد. قبلاً نيز نقش بازدارندة روغن ماهى درايجاد بيماريهاى قلبى و عروق ثابت شده بود.

روان درماني افسردگي انواع گوناگون دارد ( متجاوز از 200 نوع ) که اساس همه آنها " گفت و گو با بيمار" است.

روش هاي روان درماني در دو گروه جاي مي گيرند:

1) جهت دهنده به بينش بيمار درباره ي ريشه هاي بيماري يا افزايش آگاهي او از انگيزش ناخودآگاه خود؛

2) "رفتار درماني شناختي" که عمدتاً در تغيير رفتار بيمار و فرآيندهاي انديشه او متمرکز است؛ حال آنکه رفتار درماني تلاش مي کند راه هاي تغيير رفتار را به بيمار بياموزد تا بر افسردگي غلبه کند.

تلاش روان درماني، رفع تعارض هاي رواني بيماران و اصلاح رفتارهاي نادرست و شيوه هاي تفکري است که به افسردگي انجاميده است. درمان جهت دهنده بينش بيمار به او امکان مي دهد بفهمد که چرا افسرده شده است. حال آنکه رفتار درماني تلاش مي کند راه هاي تغيير رفتار را به بيمار بياموزد تا بر افسردگي غلبه کند.

ديگر انواع درمان افسردگي:

چند نوع درمان ديگر غير از دارو درماني و روان درماني افسردگي وجود دارند: درمان با ايجاد تشنج به وسيله الکتريسيته، نور درماني و درمان هاي جانشين، درمان با ايجاد تشنج به وسيله الکتريسيته براي بيماراني تجويز مي شود که به اختلالات شديد خلق و خوي مبتلا هستند.

نور درماني ، به وسيله نور فلوئورسان با شدت 1000 واحد ( لوکس ) انجام مي گردد. درمان هاي جانشين مثل ورزش منظم، در بيمار اعتماد به نفس ايجاد مي کند. از اين گذشته سبب افزايش تراز اندورفين در بدن مي شود.

اندورفين به بخش هايي از مغز اثر مي کند که دست اندرکار ادراک درد و هيجان اند. ميزان اين ماده در افراد افسرده کمتر از معمول است.

khaleghifar78
۱۳۸۹/۰۲/۳۱, ۲۳:۲۵
يک راه عالي براي پيشگيري از افسردگي

افسردگى (depression) حالتى احساسى است که مشخصه‏اش اندوه، بى‏احساسى (apathy) ، بدبينى (pessimism) و احساس تنهايى است. اين بيمارى که امروزه از شيوع بالايى در ميان مراجعه کنندگان به کلينيک‏هاى روانپزشکى برخوردار است، داراى تظاهرات متنوع و زيادى بوده که از مهمترين آنها مى‏توان به اختلالات خواب اشاره نمود. تحقيقات نشان مى‏دهد 75 درصد از بيماران افسرده مشکلى در خواب (چه به صورت بى خوابى و چه پرخوابى) دارند و همچنين علايم اين بيماران در هنگام صبح تشديد مى‏شود. نکته جالب و قابل توجه و مورد بحث ما اين است که در اين بيماران چگالى (rem حرکت‏ سريع چشم) در نيمه اول خواب و همچنين کل زمان rem افزايش يافته و فاصله ميان به خواب رفتن تا شروع اولين دوره rem يعنى ( latency - rem) کم شده و مرحله 4 خواب نيز کاهش مى‏يابد. پس به عبارت ساده‏تر مى‏توان گفت، افراد افسرده زمان بيشترى را در مرحله خواب rem به سر مى‏برند. يعنى به ميزان بيشترى نسبت ‏به سايرين خواب مى‏بينند. يک روش درمانى جديد براى بيماران افسرده، بيدار نگه داشتن آن‏ها براى کاهش ميزان rem است، که بهترين شکل آن نماز صبح است. زمان نماز صبح که مورد تاکيد قرآن و همچنين بسيارى از روايات بوده، سبب کاهش قابل توجه ميزان خواب rem در اشخاص مى‏شود. زيرا شخص نمازگزار که خود را ملزم به اقامه نماز صبح مى‏داند و بايد صبحگاه بيدار شود، پس در حقيقت جلوى ورود به مرحله قابل توجهى از rem را مى‏گيرد. از اين جهت ‏بيدارى صبحگاهى براى نماز خود به تنهايى مى‏تواند يک عامل مهم بدون عارضه در پيشگيرى از افسردگى مطرح باشد که بر تمام روش‌هاى درمانى دارويى و غير دارويى ارجح است، چرا که پيشگيرى بر درمان مقدم است .حال ببينيم، اين موضوع چه ارتباطى با نماز صبح دارد، يعنى نماز صبح چه اثر درمانى مى‏تواند در اين بيماران داشته باشد؟ به طور متوسط 20 - 15 دقيقه طول مى‏کشد تا يک فرد معمولى به خواب رود. پس در عرض 45 دقيقه وارد مراحل 3 و 4 خواب شده که اين مراحل عميقترين مراحل خواب‏اند. يعنى بيشترين تحريک براى بيدار کردن فرد در اين مراحل لازم است. حدود 45 دقيقه پس از مرحله ‏4 است که نخستين دوره حرکات سريع چشم (rem) فرا مى‏رسد. هر چه از شب مى‏گذرد، دوره‏هاى rem طولانى‏تر و مراحل 3 و 4 کوتاه‏تر مى‏شود. بنابراين در اواخر شب، خواب شخص سبک‏تر شده و رؤياى بيشترى مى‏بيند (يعنى خواب rem اش بيشتر مى‏شود). پس قسمت اعظم خواب rem در ساعات نزديک صبح به وقوع مى‏پيوندد. و از طرفى ديديم که يکى از مشکلات مهم بيماران افسرده، افزايش يافتن طول خواب rem و خواب ديدن زياد است. از اين جهت ‏يک مبناى مهم در توليد داروهاى ضد افسردگى ايجاد داروهايى است که کاهش دهنده مرحله rem خواب باشند (از جمله داروهاى ضد افسردگى سه حلقه‏اى) . لازم به ذکر است آثار روحى و روانى ايمان به خدا و اقامه نماز بسيار زياد است و نکات علمى بسيار شگرفى در اسرار سحر که مورد تاکيد فراوان اسلام نيز بوده، نهفته است که انسان با دانستن آنها از تمام وجود زمزمه مى‏کند.
علاوه بر اين يک روش درمانى جديد براى بيماران افسرده، بيدار نگه داشتن آن‏ها براى کاهش ميزان rem است، که بهترين شکل آن نماز صبح است. (2) زمان نماز صبح که مورد تاکيد قرآن و همچنين بسيارى از روايات بوده، سبب کاهش قابل توجه ميزان خواب rem در اشخاص مى‏شود. زيرا شخص نمازگزار که خود را ملزم به اقامه نماز صبح مى‏داند و بايد صبحگاه بيدار شود، پس در حقيقت جلوى ورود به مرحله قابل توجهى از rem را مى‏گيرد. از اين جهت ‏بيدارى صبحگاهى براى نماز خود به تنهايى مى‏تواند يک عامل مهم بدون عارضه در پيشگيرى از افسردگى مطرح باشد که بر تمام روش‌هاى درمانى دارويى و غير دارويى ارجح است، چرا که پيشگيرى بر درمان مقدم است . لازم به ذکر است آثار روحى و روانى ايمان به خدا و اقامه نماز بسيار زياد است و نکات علمى بسيار شگرفى در اسرار سحر که مورد تاکيد فراوان اسلام نيز بوده، نهفته است که انسان با دانستن آنها از تمام وجود زمزمه مى‏کند؛ "اقم الصلوة لدلوک الشمس الى غسق اليل و قرءان الفجر ان قرءان الفجر کان مشهودا (3) ؛ نماز را از زوال آفتاب تا نهايت تاريکى شب برپا دار و (نيز) نماز صبح را، زيرا نماز صبح همواره (مقرون با) حضور (فرشتگان) است .

Behrooz_313
۱۳۸۹/۰۲/۳۱, ۲۳:۳۲
به نظر شما راهی برای درمان منم هست؟؟؟

با دوستان‌ و خانواده‌ صحبت‌ کنيد.
من که خونه نشینم و تو خونه هم با هیچ کس همکلام نمیشم و همش یا تو خودمم یا تو اینترنت و حتی موقع نهار وشامم سر سفره نمیرم
غذامو میزارم تو سینی میارم دم سیستم
- به‌ طور منظم‌ ورزش‌ کنيد.
حال تکون خوردن ندارم
- يک‌ رژيم‌ غذايي‌ متعادل‌ و کم‌چرب‌ داشته‌ باشيد
.......
- کارهاي‌ عادي‌ زندگي‌ خود را ادامه‌ دهيد.
از بیکاری دارم دیونه میشم
- فيلم‌هاي‌ خنده‌دار و شاد ببينيد.
یه زمانی بمب خنده بودم و هر جا میرفتم محیطو پر از خنده و شادی میکردم اما الان...
- در صورت‌ امکان‌ به‌ تعطيلات‌ برويد.
از این تعطیل ترم مگه میشه
- احساسات‌ خود را در يک‌ دفتر خاطرات‌ روزانه‌ بنويسيد.
اهل نوشتن نیستم((تو کل دوره دانشگاه یه جزوه خودم ننوشتم همش از انتشارات واسه بچه ها رو کپی میکردم))
- سعي‌ کنيد مشکلات‌ در روابط‌ با ديگران‌ را حل‌ کنيد (بهتر است‌ که‌ در اين‌ زمان‌ تصميمات‌ عمده‌ نگيريد)
اینو خیلی دنبالشم اما هر چی میخوام ثواب کنم کباب میشه
- تا حدي‌ که‌ مي‌توانيد فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري خود را حفظ‌ کنيد
. ...
- مسؤوليت‌هاي‌ خود را تا زمان‌ بهبودي‌ به‌ فرد ديگري‌ واگذار کنيد.
...
- به‌ گروه‌هاي‌ حمايتي‌ در مورد افسردگي‌ بپيونديد.
...این طرفا مد نشده((شکلک خنده))

asal 98
۱۳۸۹/۰۲/۳۱, ۲۳:۳۹
خود کرده را تدبیر هست؟ اگر هست که هست بسم الله

khaleghifar78
۱۳۸۹/۰۲/۳۱, ۲۳:۴۱
به نظر شما راهی برای درمان منم هست؟؟؟

با دوستان‌ و خانواده‌ صحبت‌ کنيد.
من که خونه نشینم و تو خونه هم با هیچ کس همکلام نمیشم و همش یا تو خودمم یا تو اینترنت و حتی موقع نهار وشامم سر سفره نمیرم
غذامو میزارم تو سینی میارم دم سیستم
- به‌ طور منظم‌ ورزش‌ کنيد.
حال تکون خوردن ندارم
- يک‌ رژيم‌ غذايي‌ متعادل‌ و کم‌چرب‌ داشته‌ باشيد
.......
- کارهاي‌ عادي‌ زندگي‌ خود را ادامه‌ دهيد.
از بیکاری دارم دیونه میشم
- فيلم‌هاي‌ خنده‌دار و شاد ببينيد.
یه زمانی بمب خنده بودم و هر جا میرفتم محیطو پر از خنده و شادی میکردم اما الان...
- در صورت‌ امکان‌ به‌ تعطيلات‌ برويد.
از این تعطیل ترم مگه میشه
- احساسات‌ خود را در يک‌ دفتر خاطرات‌ روزانه‌ بنويسيد.
اهل نوشتن نیستم((تو کل دوره دانشگاه یه جزوه خودم ننوشتم همش از انتشارات واسه بچه ها رو کپی میکردم))
- سعي‌ کنيد مشکلات‌ در روابط‌ با ديگران‌ را حل‌ کنيد (بهتر است‌ که‌ در اين‌ زمان‌ تصميمات‌ عمده‌ نگيريد)
اینو خیلی دنبالشم اما هر چی میخوام ثواب کنم کباب میشه
- تا حدي‌ که‌ مي‌توانيد فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري خود را حفظ‌ کنيد
. ...
- مسؤوليت‌هاي‌ خود را تا زمان‌ بهبودي‌ به‌ فرد ديگري‌ واگذار کنيد.
...
- به‌ گروه‌هاي‌ حمايتي‌ در مورد افسردگي‌ بپيونديد.
...این طرفا مد نشده((شکلک خنده))

اكثر مشكلاتي كه شما گفتين خود منم دارم.البته اينكه من اينجوري شدم دليل داره اونم از دست دادن پدرم بود.حالا شدم يه آدمي كه هيچي براش مهم نيست.از بيكاري هم حسابي كلافه شدم از پارسال كه درسم تموم شده فقط تو خونه هستم و حوصله هيچ كاري ندارم.
اما ديگه مي خوام زندگي كنم فكر مي كنم كه بابامم اين جوري خوشحالتره.
من كوچيكتر از اينم كه به كسي توصيه اي داشته باشم ولي سعي كنيد عوض بشين زندگي رو جوره ديگه اي ببينيد.زندگي همون ديدگاه ما به اونه.از قديم هم گفتن زندگي رو هر جور بگيرين همون جور مي گذره.
دنبال كار هم بريد اين كه آدم فكر كنه مفيده و بودن و نبودنش فرق داره خيلي موثره حداقل واسه من موثره.

Behrooz_313
۱۳۸۹/۰۲/۳۱, ۲۳:۵۵
اكثر مشكلاتي كه شما گفتين خود منم دارم.البته اينكه من اينجوري شدم دليل داره اونم از دست دادن پدرم بود.حالا شدم يه آدمي كه هيچي براش مهم نيست.از بيكاري هم حسابي كلافه شدم از پارسال كه درسم تموم شده فقط تو خونه هستم و حوصله هيچ كاري ندارم.
اما ديگه مي خوام زندگي كنم فكر مي كنم كه بابامم اين جوري خوشحالتره.
من كوچيكتر از اينم كه به كسي توصيه اي داشته باشم ولي سعي كنيد عوض بشين زندگي رو جوره ديگه اي ببينيد.زندگي همون ديدگاه ما به اونه.از قديم هم گفتن زندگي رو هر جور بگيرين همون جور مي گذره.
دنبال كار هم بريد اين كه آدم فكر كنه مفيده و بودن و نبودنش فرق داره خيلي موثره حداقل واسه من موثره.
خوشحالم که شما دارید درست میشید
و اینکه مثل من از پارسال که درستون تموم شده بیکارید((البته من جلوئی بقیه کنکور رو بهانه میکنم و پارسالم کنکور ندادم))
من قبل از مشکلاتم خیلی ادم فعالی بودم و در حین درس خوندن کلی مدرک فنی حرفه ای هم گرفتم و همزمان چنتا کار رئو دستم بود ولی....
البته دعا میکنم تا مشکلاتتون حل بشه
اما من هر روز به مشکلات قبلیم داره اضافه میشه
دیگه تحمل مشکلای بیشتر رو ندارم
اگر یه جا تو خارج از شهر یک متر جا گیر میوردم به بقین ازخونه میزدم بیرون
برای شادی روح پدرتون حتما امشب یه دعای سفارشی میکنم
یا علی(ع)

khaleghifar78
۱۳۸۹/۰۳/۰۱, ۰۰:۱۲
خوشحالم که شما دارید درست میشید
و اینکه مثل من از پارسال که درستون تموم شده بیکارید((البته من جلوئی بقیه کنکور رو بهانه میکنم و پارسالم کنکور ندادم))
من قبل از مشکلاتم خیلی ادم فعالی بودم و در حین درس خوندن کلی مدرک فنی حرفه ای هم گرفتم و همزمان چنتا کار رئو دستم بود ولی....
البته دعا میکنم تا مشکلاتتون حل بشه
اما من هر روز به مشکلات قبلیم داره اضافه میشه
دیگه تحمل مشکلای بیشتر رو ندارم
اگر یه جا تو خارج از شهر یک متر جا گیر میوردم به بقین ازخونه میزدم بیرون
برای شادی روح پدرتون حتما امشب یه دعای سفارشی میکنم
یا علی(ع)

ممنون خيلي لطف مي كنيد كه براي بابام دعا مي كنيد.مي خوام يه تجربه از خودم براتون بگم شايد بدردتون بخوره،يه زماني من از همه چي خسته شده بودم فكر مي كردم اگه تو اين شرايطي كه الان هستم نبودم وضعم بهتر ميشد زد و همون سال اسمم براي حج عمره در اومد رفتم حج از همه چي دور شدم تازه به بهترين جاي دنيا رفتم ولي مي دونيد هيچي فرق نكرد بعد رسيدم به اين كه مي گن آسمون همه جا يه رنگه.ما بعضي وقتا اشتباه مي كنيم فكر مي كنيم مشكلات ما همش به خاطر محيطمونه ولي همه چي از خود ما شروع ميشه اگه آدم سعي نكنه فكرش رو درست كنه بهترين جا هم بره هيچي فرق نمي كنه.
با نا اميدي هيچي حل نميشه هر چي بدتر بشه.اميد خيلي با ارزشه و منشا اميد هم درون خود ماست كه اشتباهي دنبالش جاي ديگه مي گرديم.
اميدوارم مشكلات شما هم حل بشه.

ذوالقرنین
۱۳۸۹/۰۳/۰۱, ۱۳:۰۵
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام دوستان.
خوشحالم که به این پست توجه میشه آخه خیلی دوست داشتم که ادامه پیدا کنه.گرچه وقتی کلمه افسردگی را که میبینم حالم بد میشه ولی از اینکه میبینم میتونه به دوستان کمک کنه خیلی خوشحالم.
از خدا میخواهم که به همه مون کمک کنه.
دوست دارم اینجا حرفهای دلم را بزنم.بگم که از این بیماری که دارم چه قدر ناراحتم.آخه نمیتونم به کسی بگم.اصلا نمیتونم پیش کسی دردودل کنم.دوست ندارم که دیگران را ناراحت کنم.
اما اینجا راحتم.لااقل میدانم افراد دیگه ای هم مثل من هستند و فقط من توی این شرایط نیستم.
من الان چند سالی میشه که این مشکل را دارم و تازه به دکتر مراجعه کردم.اونم با مرگ مادربزرگم این مشکل شروع شد و افسردگی گرفتم.تحملش خیلی برام سخته تا 6 یا 7 ماه هم مریض بودم.البته این اتفاق برای 5 ساله پیشه اما چون خودم را درمان نکردم همین طور روز به روز بدتر شدم.
اما الان دیگه نمیخواهم.میخواهم دوباره زندگی کنم.دوست دارم از زندگی کردنم لذت ببرم.دیگه دوست ندارم که به خودکشی فکر کنم.
الان 3 هفته هست که بعد از این چند سال دیگه به خودکشی فکر نمیکنم و دوست دارم که زندگی کنم و از زندگی کردنم لذت ببرم.طوریکه خدا هم ازم راضی باشه.این خیلی لذت بخشه.
خدایا شکرت.
التماس دعا.

neginsabz
۱۳۸۹/۰۳/۰۱, ۱۳:۳۲
افسردگي وراههاي درمان آن

افسردگي بيماري جسمي وروحي بسيار شايع عصر ماست. و در تمامي جهان روندي فزاينده دارد. اين در حالي است که حدود نيمي از مبتلايان به افسردگي يا از بيماري خود بي خبرند يا بيماري آنها چيزي ديگر تشخيص داده شده است. افسردگي‌ عبارت‌ است‌ از احساس‌ غم‌، دلسردي‌، يانااميدي‌ به‌ مدت‌ حداقل‌ 2 هفته‌ در اغلب‌ روزها و اغلب‌ ساعات‌ روز، به‌ علاوه‌علايم‌ همراه‌.

افسردگي يک بيماري اختصاصي نيست بلکه در تماما سنين و همه نژادها، هم در زنان و هم در مردان ظاهر مي شود. افسردگي بيماري ساده اي نيست بلکه انواع گوناگون دارد به طوري که در بعضي افراد به صورت هايي ظاهر مي شود که ما عموماً آنها را افسردگي نمي شناسيم. افسردگي پس از آنکه درمان شد غالباً باز مي گردد. افسردگي مسائل گوناگوني به همراه دارد. غيراز مسائل پزشکي و اندوه که بسيار شايع است، فرد مبتلا به افسردگي خود را در کارها مورد تبعيض و از نظر اجتماعي مطرود و حتي منفور خانواده خودش مي بيند. گاهي انزواي همراه افسردگي، بيماراني را که وضعي درمان پذير دارند به دوري از مردم يا به سوي مرگ سوق مي دهد. درباره افسردگي خبرهاي خوشي نيز وجود دارد:بيشتر انواع افسردگي قابل درمان اند. Depression که غالباً افسردگي باليني، اختلالات خلق و خوي يا اختلالات عاطفي ناميده مي شود، بيمار را دچار آشفتگي انديشه، آشفتگي عاطفي، تغيير رفتار و بيماري هاي جسماني مي کند.

افسردگي باليني،
از ديدگاه عملکردهاي اجتماعي بيش از ديگر بيماري هاي مزمن، بيمار را ناتوان مي کند. افسردگي کبير بيش از بيماري هاي مزمن ششي، التهاب مفصل و ديابت ، ناتوان کننده است. افسردگي يک نشانگان (Syndrom) يعني مجموعه اي از علامات مرضي(Symptoms) مختلف است.



شرح بيماري

علايم‌ شايع‌
- از دست‌ دادن‌ علاقه‌؛ بي‌حوصلگي‌ و دل‌زدگي‌؛ناتواني‌ از لذت‌ بردن
- احساس‌ نااميدي‌؛ بي‌حالي‌ و خستگي‌
- بي‌خوابي‌؛خواب‌زياد يا ناراحت‌
- گوشه‌گيري‌اجتماعي‌؛ احساس‌ بي‌ارزش‌ بودن‌ ومورد نياز نبودن‌
- بي‌اشتهايي‌ ياپرخوري‌؛ يبوست‌
- از دست‌ دادن‌ ميل‌ جنسي‌
- مشکل‌ داشتن‌ درتصميم‌گيري‌؛ مشکل‌ داشتن‌ در تمرکز
- يکباره‌ به‌ گريه‌ افتادن‌ بدون‌توضيح‌ مشخص‌
- احساس‌ گناه‌ شديد به‌ خاطر وقايع‌ بي‌اهميت‌ يا خيالي‌
- تحريک‌پذيري‌؛ بي‌قراري‌؛ افکار خودکشي‌
-دردهاي‌ مختلف‌، مثل‌سردرد، درد قفسه‌ سينه‌ بدون‌ شواهدي‌ از بيماري‌ جسمي‌همچنين اضطراب ، بي تفاوتي عاطفي،توهم،کژپنداري و...

نشانه هاي افسردگي

همانند بسياري از اختلالات روحي و رواني، افسردگي نيزداراي نشانه هاي فراواني است که با شناسايي آنها مي تواند شرايط لازم براي درمانافسردگي را تسهيل کرد. اين نشانه ها که در اصل بسيار ناخوشايند هستند شامل مواردزير مي شوند:
*خلق و خوهاي مختلف که در طول روز بروز مي کند. اين شرايط معمولادر هنگام صبح به بدترين حالت خود مي رسد و با گذر زمان در طول روز بهتر ميشود.
*اختلالات خواب، که در زمان بيدار شدن هاي زودهنگام از خواب ايجاد مي شود وفرد نمي تواند دوباره به خواب برود. اين امر معمولا به دنبال افکار منفي که در ذهنافراد نقش بسته بروز مي کند.

*کندي در تفکر، صحبت کردن و حرکت

*احساس اضطرابو تشويش

*گريه کردن ها بي مورد

*نداشتن انرژي کافي براي انجام فعاليت هايروزانه و احساس خستگي شديد

*ناتواني در لذت بردن از اتفاقات مختلف

*ناتوانيدر تمرکز

*بروز مشکل در تصميم گيري

*بروز احساس فراموشي در فرد و به خاطرنياوردن موارد مختلف

*بروز افکار منفي در مورد آينده

*احساس تقصيرکردن

*نديد گرفتن هويت شخصي و ...

اين نشانه ها مي توانند تصوير روشني ازبروز افسردگي در بين افراد را براي ما نمايان کنند. به هر حال، اين امر خيلي مهماست که همواره به خاطر داشته باشيم اين نشانه ها به طور کامل در هر فردي ظاهر نميشوند و ممکن است در حالتي متفاوت بروز کنند. توجه داشته باشيد که بين افسردگي هايمعمولي با افسردگي هاي حاد که در آن فرد مجبور است به پزشک معالج مراجعه کند تفاوتهاي زيادي وجود دارد و پس از گذشت مدت زمان طولاني فرد به اين افسردگي ها مبتلا ميشوند.

neginsabz
۱۳۸۹/۰۳/۰۱, ۱۳:۳۹
افسردگي وراههاي درمان آن
علت هاي افسردگي

براي‌ بيماري‌ افسردگي‌ واقعي‌ هيچ‌ علت‌ يگانه‌ و روشني‌نمي‌توان‌ متصور بود. بعضي‌ از عوامل‌ زيست‌شناختي‌ مثل‌ بيماري‌هاي‌ جسمي‌، اختلالات‌ هورموني‌، يا بعضي‌ داروها مي‌توانند نقش‌ داشته‌ باشند.

عوامل‌ اجتماعي‌ و رواني‌ نيز مي‌توانند نقش‌ داشته‌ باشند
.
اختلالات‌ ارثي‌ نيز مي‌توانند مؤثر باشند.

بروز اين‌ حالت‌ ممکن‌ است‌ با تعداد وقايع‌ ناراحت‌کننده‌ زندگي‌ فرد ارتباط‌ داشته‌ باشد.

مکانيسم هاي دقيق ابتلا به افسردگي هنوز کشف نشده اند. با وجود اين چند عامل زيست شيميايي و رواني اجتماعي شناخته شده اند که باعث افسردگي مي شوند. ساختار زيست شيميايي و ژنتيکي بعضي از مردان و زنان چنان است که در محيط هاي داراي عوامل محيطي و اجتماعي يکسان ، آسيب پذيري بيشتر نسبت به افسردگي نشان مي دهند.

علت هاي روان شناختي افسردگي گوناگون اند. استرس آغازگر افسردگي است. استرس هاي موجد افسردگي، رويدادهاي بزرگ ناخواسته زندگي اند؛ مثل مرگ يک عزيز، نه رويدادهاي جزيي مثل ترافيک شلوغ سرشب در شهر که همواره با آن روبرو هستيم.

استرس هاي زندگي را بر اساس شدت تاثير درجه بندي کرده اند. مقياس 37 درجه اي Holmes , Rahe مرگ همسر را 100، طلاق را 75 ، بيماري شخصي را 53 ، ازدواج را 50 ، آبستني را 39 ، تغيير مسئوليت کار را 29 ، موفقيت چشمگير را 28 ، تغيير اوضاع زندگي را 25 ، مشکل داشتن با کارفرما را 23 ، تغيير فعاليت اجتماعي را 18 ارزيابي کرده است.

چنان که در اين مقياس ديده مي شود استرس هاي خوشايند هم مي توانند از عوامل افسردگي باشند. ازدواج و آشتي بعد از جدايي، تنها عوامل استرس زا نيستند بلکه کسب موفقيت چشمگير، با آن که بسيار خوشايند است، استرس زا است.

روان شناسان بر اين باورند که در نبود حمايت اجتماعي يا دوستان، گرايش به افسردگي تشديد مي شود؛ به سخن ديگر وجود دوستان متعدد ، فرد را از ابتلاي به افسردگي حفظ مي کند.

بعضي از پژوهشگران بر اين باورند که نشانگاهي به نام " اختلال افسرده ساز شخصيت" وجود دارد که افراد مبتلا به آن همواره نسبت به خود و ديگران بدبين اند؛ جهان به نظر آنها بي رحم و بي پشتيبان است و خود بي ارزش اند و آينده نوميد کننده است. به خاطر داشتن اين ديد منفي به زندگي، مستعد ابتلاي به افسردگي اند.

عوامل تشديد کننده بيماري


عصبانيت‌ يا احساس‌ ديگري‌ که‌ فرو خورده‌ شده‌ باشد.


داشتن‌ شخصيتي‌ وسواسي‌، منظم‌ و جدي‌، تکامل‌گرا، يا شديداً وابسته‌



سابقه‌ خانوادگي‌ افسردگي




شکست‌ در کار، ازدواج‌، يا روابط‌ با ديگران‌



مرگ‌ يا فقدان‌ يکي‌ از عزيزان‌



از دست‌ دادن‌ يک‌ چيز مهم‌ (شغل‌، خانه‌، سرمايه‌(



تغيير شغل‌ يا نقل‌ مکان‌ به‌ يک‌





گذر از يک‌ مرحله‌ از زندگي‌ به‌ مرحله‌اي‌ ديگر



استفاده‌ از بعضي‌ از داروها

بعضي‌ از بيماري‌ها مثل‌ ديابت‌، سرطان‌ لوزالمعده ‌
انواع افسردگي


1- افسردگي اساسي: اين نوع افسردگي اختلال در خلق ميباشد که معمولا 2 هفته بطول مي انجامد. احساس دلتنگي و حزن مفرط و از دست دادن ميل و لذت از فعاليتهاي دلپذيرو احساس گناه و بي ارزشي از نشانه هاي آن ميباشد. اين نوع افسردگي خطرناک بوده و ميتواند به خود کشي منجر گردد.

2- افسردگي مزمن: شدت علايم آن از افسردگي اساسي کمتر بوده اما دوره آن طولاني و ممکن است و 2 الي 5 سال بطول انجامد. علايم آن معمولا ناتوان کننده نميباشد اما در عملکرد مناسب و احساس خوشايندي فرد تاثير گذار است.

3- اختلال در سازگاري: هرگاه انسان عزيزي را از دست ميدهد، شغلش را از دست داده و يا تغيير ميدهد، و يا آگاه ميگردد که بيماري لاعلاجي دارد کاملا طبيعي است که احساس استرس، اندوه و خشم ميکند. اما در نهايت امر افراد خود را با شرايط پديد آمده وفق ميدهند. اما برخي قادر به چنين عملي نميباشند. هنگامي که واکنش فرد به يک موقعيت و يا حادثه سبب افسردگي در وي ميگردد به آن اختلال در سازگاري ميگويند.

4- اختلال دو قطبي: به تغييرات غير قابل پيش بيني خلق از شيدايي تا افسردگي اختلال دو قطبي ميگويند. در يک زمان فرد رفتار برونگرايي (http://www.mardoman.com/life/introvert.aspx) مفرط، پر حرفي، خود بزرگ بين از خود بروز ميدهد و در دوره اي ديگر افسرده ميگردد.

5- افسردگي فصلي: اين نو ع افسردگي معمولا در زمستان شيوع مي يابد. علت آن کاهش تابش نور خورشيد است.اين افسردگي سبب سردرد، تحريک پذيري و کاهش سطح انرژي ميگردد.

مونس
۱۳۸۹/۰۳/۰۱, ۱۳:۳۹
جناب بهروز و سرکار خالقی فر در تاپیک افسردگی به بررسی علائم و راههای درمان این بیماری روحی پرداخته میشه ،
اما
قرار نیست هر کسی یه کوچولو خسته شده بود از زندگی فکر کنه افسرده است.
شما همین که به این سایت سر می زنید و در این تاپیک پست های متعدد می زنید
نشون دهنده شخصیت سالم شما و امیدتون به زندگی هستش.
روشنه؟

*عرفانی*
۱۳۸۹/۰۳/۰۱, ۱۴:۰۴
جناب بهروز و سرکار خالقی فر در تاپیک افسردگی به بررسی علائم و راههای درمان این بیماری روحی پرداخته میشه ،

اما
قرار نیست هر کسی یه کوچولو خسته شده بود از زندگی فکر کنه افسرده است.
شما همین که به این سایت سر می زنید و در این تاپیک پست های متعدد می زنید
نشون دهنده شخصیت سالم شما و امیدتون به زندگی هستش.
روشنه؟





منم بابت این همه انرژی مثبت ممنونم.
از زدن پستی با این عنوان : منم دچار افسردگیم.
منصرف شدم.

http://cdn.content.sweetim.com/sim/cpie/emoticons/000203FB.gif (http://www.sweetim.com/s.asp?im=gen&lpver=3&ref=10)

asal 98
۱۳۸۹/۰۳/۰۱, ۱۴:۰۸
اندیشه یک انرژی ارتعاشی فوق العاده قوی است و انسان به سوی چیزهایی که با اندیشه اش خلق کرده است کشیده می شود.

Thought is a tremendous vibratory force and man is drawn to his thought creations.

پس بیاید چیز هایی که خلق میکنیم سراسر امید وسراسر زندگی باشه که این نعمتی است که یگانه خالق هستی بخش به ما عطا کرده.
_

asal 98
۱۳۸۹/۰۳/۰۱, ۱۴:۱۷
- تو رشته ای از تار و پود عالمی.

2- در آینه رابطه ات با دیگران می توانی خود بیکرانت را کشف کنی.

3- کنترل گفتگوهای درونی ات را در دست بگیر.

4- خواست تو تار و پود هستی را می بافد.

asal 98
۱۳۸۹/۰۳/۰۱, ۱۴:۳۵
ای تاپیک رو پر کنید از انرژی مثبت


بگذار گل لبخند بر لبانت بشکفد

بگذار مثل کودکی باشی

شاد، ساده، در لحظه



آغاز هر روز به یاد آر که شایسته آنی که لبخند بزنی

آغاز هر روز به یاد آر که می توانی دل دیگری را شاد کنی

زیرا این تویی که خوبی و زیبایی

زیبایی در درون توست و این زیبایی با حضور تو جهان را از خود لبریز می کند

به افکار بزرگ فکر کن اما از شادیهای کوچک لذت ببر

چه می شد زمانی را برای بوییدن گلهای سرخ وقت صرف کنی

مثل مثبت ترین و پرشورترین کسی شو که می شناسی

بگذار همه چیز ساده باشد

هیچ فرصتی را برای ابراز محبت از دست مده

امروز با خود مهربان باش

توانایی عشق ورزیدن بزرگترین موهبت خداوند به انسان است

عشق چنان است که هر چه بیشتر ارزانی داری سرشارتر می گردد

عشق آنست که با همه توان خویش دیگری را یاری کنی تا به رویای خود واقعیت بخشند

هیچ وقت به این فکر کرده اید که هر روز چند نفر در انتظار دیدن تنها یک لبخند شما هستند؟




تا نشیب نباشه فراز مفهومی نداره.

khaleghifar78
۱۳۸۹/۰۳/۰۱, ۱۶:۲۴
جناب بهروز و سرکار خالقی فر در تاپیک افسردگی به بررسی علائم و راههای درمان این بیماری روحی پرداخته میشه ،
اما
قرار نیست هر کسی یه کوچولو خسته شده بود از زندگی فکر کنه افسرده است.
شما همین که به این سایت سر می زنید و در این تاپیک پست های متعدد می زنید
نشون دهنده شخصیت سالم شما و امیدتون به زندگی هستش.
روشنه؟


سلام سركار مونس
بله روشنه چه جورم روشنه.
پس هنوز اميدي هست:yes:
يا حق

neginsabz
۱۳۸۹/۰۳/۰۱, ۱۷:۱۳
راههاي پيشگيري‌




- تغييرات‌ عمده‌ زندگي‌ را پيش‌بيني‌ و آمادگي‌ لازم‌ براي‌ مواجهه‌ شدن‌ باآنها را کسب‌ کنيد.




- حتي‌الامکان‌ از عوامل‌ خطر پرهيز کنيد.




-در بسياري‌ از موارد، بيماري‌ خود به‌ خودخوب‌ مي‌شود، اما با کمک‌ گرفتن‌ از پزشک‌ مي‌توان‌ مدت‌ افسردگي‌ را کم‌ کرد وروش‌هاي‌ مقابله‌ با افسردگي‌ را فرا گرفت‌. عود افسردگي‌ شايع‌ است‌. درصد بهبودي‌بالا است‌، حتي‌ اگر فرد به‌ هنگام‌ افسردگي‌، نسبت‌ به‌ بهبودي‌ خود ديد منفي‌داشته‌ باشد.











يک راه عالي براي پيشگيري از افسردگي (http://www.persianv.com/view/001403.php)




افسردگى (DEPRESSION) حالتى احساسى است که مشخصه‏اش اندوه، بى‏احساسى (APATHY) ، بدبينى (PESSIMISM) و احساس تنهايى است. اين بيمارى که امروزه از شيوع بالايى در ميان مراجعه کنندگان به کلينيک‏هاى روانپزشکى برخوردار است، داراى تظاهرات متنوع و زيادى بوده که از مهمترين آنها مى‏توان به اختلالات خواب اشاره نمود. تحقيقات نشان مى‏دهد 75 درصد از بيماران افسرده مشکلى در خواب (چه به صورت بى خوابى و چه پرخوابى) دارند و همچنين علايم اين بيماران در هنگام صبح تشديد مى‏شود. نکته جالب و قابل توجه و مورد بحث ما اين است که در اين بيماران چگالى (REM حرکت‏ سريع چشم) در نيمه اول خواب و همچنين کل زمان REM افزايش يافته و فاصله ميان به خواب رفتن تا شروع اولين دوره REM يعنى ( LATENCY - REM) کم شده و مرحله 4 خواب نيز کاهش مى‏يابد. پس به عبارت ساده‏تر مى‏توان گفت، افراد افسرده زمان بيشترى را در مرحله خواب REM به سر مى‏برند. يعنى به ميزان بيشترى نسبت ‏به سايرين خواب مى‏بينند. يک روش درمانى جديد براى بيماران افسرده، بيدار نگه داشتن آن‏ها براى کاهش ميزان REM است، که بهترين شکل آن نماز صبح است. زمان نماز صبح که مورد تاکيد قرآن و همچنين بسيارى از روايات بوده، سبب کاهش قابل توجه ميزان خواب REM در اشخاص مى‏شود. زيرا شخص نمازگزار که خود را ملزم به اقامه نماز صبح مى‏داند و بايد صبحگاه بيدار شود، پس در حقيقت جلوى ورود به مرحله قابل توجهى از REM را مى‏گيرد. از اين جهت ‏بيدارى صبحگاهى براى نماز خود به تنهايى مى‏تواند يک عامل مهم بدون عارضه در پيشگيرى از افسردگى مطرح باشد که بر تمام روش‌هاى درمانى دارويى و غير دارويى ارجح است، چرا که پيشگيرى بر درمان مقدم است .حال ببينيم، اين موضوع چه ارتباطى با نماز صبح دارد، يعنى نماز صبح چه اثر درمانى مى‏تواند در اين بيماران داشته باشد؟ به طور متوسط 20 - 15 دقيقه طول مى‏کشد تا يک فرد معمولى به خواب رود. پس در عرض 45 دقيقه وارد مراحل 3 و 4 خواب شده که اين مراحل عميقترين مراحل خواب‏اند. يعنى بيشترين تحريک براى بيدار کردن فرد در اين مراحل لازم است. حدود 45 دقيقه پس از مرحله ‏4 است که نخستين دوره حرکات سريع چشم (REM) فرا مى‏رسد. هر چه از شب مى‏گذرد، دوره‏هاى REM طولانى‏تر و مراحل 3 و 4 کوتاه‏تر مى‏شود. بنابراين در اواخر شب، خواب شخص سبک‏تر شده و رؤياى بيشترى مى‏بيند (يعنى خواب REM اش بيشتر مى‏شود). پس قسمت اعظم خواب REM در ساعات نزديک صبح به وقوع مى‏پيوندد. و از طرفى ديديم که يکى از مشکلات مهم بيماران افسرده، افزايش يافتن طول خواب REM و خواب ديدن زياد است. از اين جهت ‏يک مبناى مهم در توليد داروهاى ضد افسردگى ايجاد داروهايى است که کاهش دهنده مرحله REM خواب باشند (از جمله داروهاى ضد افسردگى سه حلقه‏اى) . لازم به ذکر است آثار روحى و روانىايمان به خدا واقامه نماز بسيار زياد است و نکات علمى بسيار شگرفى در اسرار سحر که مورد تاکيد فراوان اسلام نيز بوده، نهفته است که انسان با دانستن آنها از تمام وجود زمزمه مى‏کند.


علاوه بر اين يک روش درمانى جديد براى بيماران افسرده، بيدار نگه داشتن آن‏ها براى کاهش ميزان


REM است، که بهترين شکل آن نماز صبح است. زمان نماز صبح که مورد تاکيد قرآن و همچنين بسيارى از روايات بوده، سبب کاهش قابل توجه ميزان خواب REM در اشخاص مى‏شود. زيرا شخص نمازگزار که خود را ملزم به اقامه نماز صبح مى‏داند و بايد صبحگاه بيدار شود، پس در حقيقت جلوى ورود به مرحله قابل توجهى از REM را مى‏گيرد. از اين جهت ‏بيدارى صبحگاهى براى نماز خود به تنهايى مى‏تواند يک عامل مهم بدون عارضه در پيشگيرى از افسردگى مطرح باشد که بر تمام روش‌هاى درمانى دارويى و غير دارويى ارجح است، چرا که پيشگيرى بر درمان مقدم است . لازم به ذکر است آثار روحى و روانى ايمان به خدا و اقامه نماز بسيار زياد است و نکات علمى بسيار شگرفى در اسرار سحر که مورد تاکيد فراوان اسلام نيز بوده، نهفته است که انسان با دانستن آنها از تمام وجود زمزمه مى‏کند؛ "اقم الصلوة لدلوک الشمس الىغسق اليل و قرءان الفجر ان قرءان الفجر کان مشهودا ؛ نماز را از زوال آفتاب تا نهايت تاريکى شب برپا دار و (نيز) نماز صبح را، زيرا نماز صبح همواره (مقرون با) حضور (فرشتگان) است .

neginsabz
۱۳۸۹/۰۳/۰۱, ۱۷:۱۴
افسردگي وراههاي درمان آن-



راهبردهايي براي غلبه بر افسردگي




1- براي خود اهداف قابل دسترس تعيين کنيد.




2- تنها به ميزان معقول و در حد توان خود مسئوليت بعهده بگيريد.




3- کارها، اهداف و وظايف بزرگ را به بخشهاي کوچک تقسم کنيد.




4- مدیریت زمان و الويت بندي را فراموش نکنيد.




5- مدتي از وقت خود را با ديگران و يک دوست صميمي سپري کنيد. سعي کنيد فردي را در زندگي بيابيد که بتوانيد به وي اعتماد کرده و با وي درد دل کنيد.




6- به سرگرميهايي که علاقه داريد بپردازيد.




7- ورزش کنيد و فعاليت بدني منظم داشته باشيد.




8- تا بر طرف شدن آثار افسردگي تصميمات مهم و حياتي خود را به تعويق اندازيد.




9- به خاطر داشته باشيد که بهبودي خلق افسرده زمانبر و تدريجي ميباشد انتظار معجزه نداشته باشيد.




10- از افراد غير حامي و منتقد اجتناب کنيد.




11- به دوستان و خانواده خود اجازه دهيد در روند بهبودي به شما کمک کنند.




12- افکار مثبت را جايگزين افکار منفي گردانيد.




13- به خاطر داشته باشيد که زندگي بطور ذاتي مبهم و نامشخص بوده و در بسياري از شرايط تنها يک پاسخ واحد مشکل گشا نخواهد بود.زندگي مملو از احتمالات است.




14- شما بايد بياموزيد چگونه ميان اموري که شما مسئول آنها ميباشيد و يا نميباشيد تفاوت قائل گرديد. معمولا افراد کنترلي که بر شرايط دارند را کمتر و يا بيشتر از آنچه هست بر آورد ميکنند.اموري که شما مسئوليتي در قبال آن نداريد و يا خارج از کنترل شماست به حال خود بگذاريد.




15- شما بايد قادر باشيد ميان موقعيتهايي که ارزش شما بايد بر اساس موفقيتهاي شما تعيين گردند و ديگر موقعيتها تفاوت قائل گرديد.




16- شما بايد بياموزيد که چه زمان بايد با احساسات خود ارتباط برقرار کرده و چه زمان از آنها فاصله بگيريد.




17- شما بايد بياموزيد که چه هنگام بايد به بر زمان حال تمرکز کنيد و چه هنگام به زمان آينده.




18- خوشبختي و نيل به شادي در زندگي هدف نامعقولي نيست اما شما بايد ابتدا مفهوم خوشبختي را براي خود معنا کرده و سپس با برنامه ريزي و ايجاد سلسه مراتب و پيروي از آنها به خوشبختي مطلوب خود دست يابيد.




19- شما بايد قادر باشيد که ميان احساسات دروني خود و واقعيتهاي عيني تفاوت قائل گرديد.




20- شما بايد قادر باشيد تا با ديگران رابطه برقرار کنيد.




21-اعتماد به نفس خود را افزايش دهيد.




22- وابستگي خود را به دنياي خارج کاهش دهيد.




23- به خاطر داشته باشيد هيچ فرد ديگر ي جز خود شما مسئول

ذوالقرنین
۱۳۸۹/۰۳/۰۲, ۱۰:۵۰
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام به همه ی دوستان گلم.
امروز حالم خیلی خوبه با اینکه یه ذره استرس امتحان سه شنبه ام را دارم ولی خوشحال و سرحالم.خدایا شکرت.
یکسری از مواردی را که در درمان خودم دارم بکار میگیرم و بهم خیلی کمک میکنه را اینجا ذکر میکنم.امیدوارم که مفید واقع بشه.
1) هر روز صبح برای روزتان برنامه ریزی کنید و از کارهایی که باید انجام دهید یک لیست تهیه کنید و آن کارها را درجه بندی کنید.
2) ورزش را به هیچ عنوان ترک نکنید و هر روز ورزش کنید.اگر گروهی باشه که خیلی بهتره.
3) کارهایی را انجام بدهید که به شما احساس آرامش و رضایت مندی میده.شاید این کارها آن قدر مهم نباشه و کارهای واجب تری را باید انجام بدید ولی کافی هست یکبار امتحان کنید و اون موقع متوجه تاثیر آن میشید.
4)برای خودتان زندگی کنید و خودتان و احساساتتان را مهمتر از هر چیزی بدانید.
5)افکار و احساساتتان را در آخر شب یادداشت کنید.
6) هرروز برید جلوی آینه و از خودتان تعریف کنید.
زنده باد زندگی .
خدایا شکرت.
التماس دعا.