PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ۩۞۩ السلام عليک يا ام العباس (به بهانه وفات حضرت ام النبين(س) ۩۞۩



║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۰۵, ۲۳:۳۰
http://upload.tazkereh.ir/images/18418581240393970664.jpg


السلام علیک یا زوجه ولی الله یا ام العباس بن علی ابی طالب یا ام البنین

۱۳ ماه جمادی الثانی سالروز وفات مادریست که در دامنشوفا و ایثار و ادبرا پروریده است .

زبان و قلم از وصفاین مادر ناتوانند . مادری که ...

مادری که اگر چه در کربلا نبود، ولی دلش تا ابد در کربلا ماند و نگاهش بر افق، که آیا «کاروان عشق» را بازگشتی خواهد بود؟مادری که دلش برای همیشه در کنار «نهر علقمه»، سوگ نشین فرزندی شد که نظیر نداشت در زیبایی و شجاعت!

مادری که دلش در میدان «قتلگاه» بود و نگاهش بر آسمان، که چه وقت، «ماه»، بار دیگر خواهد تابید!

مادری که یک عمر، دست از «حسین حسین» گفتن بر نداشت و تمام غریبانه‏هایش را، حتی سوگ عزیزانش را با نام حسین علیه‏السلام همراهی کرد!

مادری که «ام البنین علیهاالسلام » بود، ولی آیینه نگاهش از آسمان کربلا، تنها اشکِ خونین ستارگان را چید؛ آن گاه که راوی، از عبور نیزه‏ها روایت می‏کرد!

مادری که حتی کوچه‏های «مدینه»، مرثیه‏سرای اندوه سترگ او شدند و به استقامت و صبر او ایمان آوردند!

مادری که «وفا»، اولین درس زندگی و «شجاعت»، عالی‏ترین سرشت همسری‏اش بود و «صحبت»، بالاترین باور مهر پروری‏اش

مادری که برای همیشه، با ناله‏های نینوایی، به یاد پسرانش، لالایی سرود و سروده‏هایش را فرات، هر روز، هنگام غروب نجوا می‏کند!

مادری که بعد از شهادت «عباس علیه‏السلام »، دیگر به ماه نگاه نکرد و آسمان مدینه، نعمت نورافشانی‏اش را از دست داد!

مادری که در کربلا نبود، ولی تا ابد در کربلا ماند و دل از «گودال قتلگاه» نگرفت و فریاد «یا حسین»اش را نه‏تنها در مدینه، که از صحن مطهر کربلا می‏توان شنید!

درود خداوند و سلام پاکان، بر روح بلند و وفاداری بی‏نظیرش باد!
روح آسمانی‏اش، در سایه سار کوثر، شاد، و شفاعت بشکوهش، دستگیرمان باد!







http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۰۵, ۲۳:۳۳
http://upload.tazkereh.ir/images/60831007552316618383.gif

منم که سایه نشین و جود مولایم
کنیز خانه غم ؛ خاک پای زهرایم

منم که خانـــه به دوش غــم علی
منم که همقدم محنت ولی هستم

منم که شاهد زخم شکسته ابرویم
انیس گریه به یاس شکسته پهلویم

منم که در همه جا در تب حسن بودم
منم که شاهد خون لب حسن بودم

منم که جلوه حق را به عین می دیدم
خدای را به جمال حسین می دیددم

منم که بوده دلم صبح و شام با زینب
منم میان همه ؛ هم کلام با زینب

منم که سوگ گلستان و باغبان دارم
به سینه زخم غم کربلائیان دارم

منم که ظهر عطش را نمی برم از یاد
چهار لاله بی سر ز من به خاک افتاد

منم که مادر عشق و امید و احساسم
فدای یک سر موی حسین عباسم


http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۰۵, ۲۳:۳۳
http://upload.tazkereh.ir/images/60831007552316618383.gif



ام البنين کيست ؟

نامش فاطمه و کنیه‏اش امُّ البنین (مادر پسران) است. پدرش حِزام، و مادرش ثمامه یا لیلاست. همسرش علی‏بن ابی‏طالب علیه‏السلام و فرزندانش عباس علیه‏السلام ، عبداللّه‏، جعفر و عثمان هستند که هر چهار نفرْ در سرزمین کربلا و در رکاب امام حسین علیه‏السلام به شهادت رسیدند. آرام‏گاه وی در مدینه منوّره و قبرستان بقیع است.

ولادت ام البنین علیهاالسلام

در مورد تاریخ دقیق ولادت حضرت ام‏البنین اطلاعی در دست نیست و تاریخ‏نگارانْ سال ولادت او را ثبت نکرده‏اند، ولی یاد آور شده‏اند که تولد پسر بزرگ ایشان، حضرت ابوالفضل علیه‏السلام ، در سال 26 ق اتفاق افتاده است.
برخی از تاریخ‏نگارانْ زمان ولادت ایشان را در حدود پنج سال پس از هجرت تخمین می‏زنند.

بانویی از تبار دلاوران عرب

تاریخ گواهی می‏دهد که پدران و داییان حضرت ام‏البنین از دلیران عربِ پیش از اسلام بوده و از آن‏ها به هنگام نبرد، دلیرْمردی‏های فراوانی نقل شده است که در عین شجاعتْ بزرگ و پیشوای قوم خود نیز بوده‏اند، آن‏چنان که حاکمان زمانْ در برابرشان سرتسلیم فرود می‏آورند. اینان همانان هستند که عقیل ـ نسبْ‏شناس بزرگ عرب و برادر علی علیه‏السلام ـ به امیرالمؤمنین علیه‏السلام گفت: «در میان عرب از پدرانش شجاع‏تر و قهرمان‏تر یافت نمی‏شود».

چگونگي انتخاب برای همسری علی علیه‏السلام

بعد از شهادت فاطمه زهرا علیهاالسلام ، علی بن ابی‏طالب علیه‏السلام برادرش عقیل را ـ که آشنا به علم نسب‏شناسی عرب بود ـ فرا خواند و از او خواست که برایش همسری از تبار دلاوران برگزیند تا پسر دلیری برای مولا به ارمغان آورد.
عقیل، فاطمه کلابیه را برای حضرت برگزید که قبیله و خاندانش، بنی کِلاب، در شجاعت بی‏مانند بودند، و حضرت علی علیه‏السلام نیز این انتخاب را پسندید.

خواستگاری

بعد از این که عقیل شجره‏نامه‏های اَعراب را بررسی و ام‏البنین را انتخاب کرد، حضرت علی علیه‏السلام ، او را نزد پدر ام‏البنین فرستاد. پدرخشنود از این وصلت مبارک، نزد دختر خود شتافت و موضوع را در میان گذاشت. ام البنین نیز با سربلندی و افتخارْ پاسخ مثبت داد و پیوندی همیشگی بین وی و مولای متقیان علی بن ابی‏طالب علیه‏السلام برقرار شد.
امام علی علیه‏السلام ، در همسرش عقلی سترگ، ایمانی استوار، آدابی والا و صفاتی نیکو مشاهده کرد و او را گرامی داشت و از صمیم قلب در حفظ حُرمت او کوشید.

اولین روز زندگی مشترک

روز اولی که ام البنین علیهاالسلام پا در خانه علی علیه‏السلام گذاشت، حسن و حسین علیهماالسلام مریض بوده و در بستر افتاده بودند. عروس تازه ابوطالب، به محض آن‏که وارد خانه شد، خود را به بالین آن دو عزیز عالم وجود رسانید و هم‏چون مادری مهربان به دلجویی و پرستاری آنان پرداخت.



وقتی غمِ زهرا، شد همدم مولا
تو آمدی ای گل، در خانه گل‏ها
بر دربِ حریمِ، کاشانه نشستی
یعنی که کنیزِ، این خانه تو هستی





http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۰۵, ۲۳:۳۳
http://upload.tazkereh.ir/images/26212025469926696463.jpg





چرا ام البنين ؟!


فاطمه کلابیه، بعد از گذشت مدتی از زندگی مشترک با علی علیه‏السلام ، به امیرالمؤمنین پیشنهاد کرد که به جای «فاطمه»، که اسم قبلی و اصلی وی بوده، او را ام البنین صدا زند تا فرزندان حضرت زهرا علیهاالسلام از ذکر نام اصلی او توسط پدرشان، به یاد مادر خویش، فاطمه زهرا علیهاالسلام نیفتند و در نتیجه، خاطرات گذشته، در ذهن آن‏ها تداعی نگردد و رنج بی‏مادری آن‏ها را آزار ندهد.


محبت بی‏دریغ به فرزندان زهرا علیهاالسلام


ام‏البنین بر آن بود که، در زندگی جای خالی حضرت زهرا علیهاالسلام را برای فرزندان ایشان پر کند؛ مادری که در اوج شکوفایی پژمرده شد و آتش به جان فرزندان خردسال زد: فرزندان فاطمه زهرا علیهاالسلام در وجود این بانوی پارسا، مادر خود را می‏دیدند و رنج فقدانِ مادر را کمتر احساس می‏کردند.


ام‏البنین علیهاالسلام ، فرزندان دختر گرامی رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را بر فرزندان خود مقدّم می‏داشت و بخش عمده محبت و علاقه خود را متوجه آنان می‏کرد و آن را فریضه‏ای دینی می‏شمرد؛ زیرا خداوند متعال در کتاب خود، همگان را به محبت آنان دستور داده است.


فرزندان ام‏البنین علیهاالسلام


ثمره زندگی مشترک ام البنین علیهاالسلام با حضرت علی علیه‏السلام ، چهار پسر بود که به دلیل داشتن همین پسران، او را ام‏البنین، یعنی مادر پسران می‏خواندند. نام فرزندان ایشان به ترتیب عبارتند از: قمربنی‏هاشم حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام ، عبداللّه‏، جعفر و عثمان.
فرزندان ام البنین همگی در کربلا به شهادت رسیدند و نسل ایشان از طریق عُبیداللّه‏ فرزند حضرت ابوالفضل علیه‏السلام ادامه یافت.


مادر چهار شهید


با شهادت چهار فرزند ام‏البنین علیهاالسلام در کربلا، این بانوی شکیبا، به افتخار مادر شهیدان بودن نائل آمد و درکنار همسر شهید بودن، افتخاری دیگر بر صفحه افتخاراتش افزوده شد.


وقتی خبر شهادت فرزندانش به او رسید، سرشک اشک از دیده فرو ریخت و با روحیه‏ای قوی در اشعاری گفت: «ای کسی که فرزند رشیدم عباس را دیدی که همانند پدرش بر دشمنان تاخت، فرزندان علی علیه‏السلام همه شیران بیشه شجاعتند. شنیده‏ام بر سر عباس عمود آهنین زدند، در حالی که دست‏هایش را قطع کرده بودند؛ اگر دست در بدن پسرم بود، چه کسی می‏توانست نزد او آید و با او بجنگد؟»


فرزندانم به فدای حسین علیه‏السلام


ام‏البنین بَشیر را دید که فرستاده امام سجاد علیه‏السلام بود و به مدینه آمده بود تا مردم را از ماجرای کربلا و بازگشت کاروان امام حسین علیه‏السلام با خبر سازد. به او فرمود: ای بشیر! از امام حسین علیه‏السلام چه خبر داری؟ بشیر گفت: خدا به تو صبر دهد که عباس تو کشته گردید. ام‏البنین فرمود: از حسین علیه‏السلام مرا خبر ده!


بشیر خبر شهادت بقیه فرزندان او را هم اعلام کرد، ولی ام‏البنین پیوسته از امام حسین علیه‏السلام خبر می‏گرفت و می‏گفت: فرزندان من و آن‏چه در زیر آسمان است، فدای حسینم باد.


چون بشیر خبر شهادت امام حسین علیه‏السلام را به آن حضرت داد، صیحه‏ای کشید و گفت: ای بشیر! رگ قلبم را پاره کردی و سپس صدا به ناله و شیون بلند کرد.


این علاقه او به امام حسین علیه‏السلام دلیل کمال معنویت اوست که آن همه ایثار را در راه مقام ولایت فراموش کرد و تنها از رهبرش سخن به میان آورد.





http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۰۵, ۲۳:۳۳
http://upload.tazkereh.ir/images/60831007552316618383.gif


واسطه فیض الهی


ام‏البنین، همسر علی علیه‏السلام و مادر سردار کربلا، نزد مسلمانان جایگاهی ویژه دارد، چون نزد خداوند از مقام و منزلتی والا برخودار است، و این مقامْ به واسطه تقدیم خالصانه فرزندان در راه خدا و استواری و عبودیت ایشان است.


از این‏رو، مؤمنانِ حاجت‏مند و دردمند او را به درگاه حضرت باری تعالی شفیع و واسطه قرار می‏دهند، و غم واندوهشان را با زیارت مزار آن بانو می‏زدایند.






http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۰۵, ۲۳:۳۳
http://upload.tazkereh.ir/images/79677675020512213260.jpg





ای همسر بافضیلت امیرالمؤمنین علیه‏السلام ، دختر دلاوران عرب، ام البنین!


خدا تو را رحمت کند! نیک همسری برای علی علیه‏السلام بودی؛ هم او که به برادرش عقیل فرمود:
زنی را به همسریم اختیار کن که فرزندانی شجاع برایم به دنیا آورد و «عقیل»، نام تو را بر زبان آورد که شجاع‏تر از پدران تو، در عرب نبوده است.

و تو، چهار پسر رشید برای علی علیه‏السلام آوردی تا دوست داران فرزندان زهرا علیهاالسلام باشند و فدائیان حسین علیه‏السلام در روز عاشورا.

اگر تو نبودی، چگونه در کربلا، «عباس» دلاور، علمدار دلیر حسین می‏شد که یزید، لعنت خدا بر او باد ـ از شجاعت او در نگهداری عَلَم در شگفت مانده بود؛ آن‏جا که دید بر پیکر علم سپاه حسین، تیر بسیار نشسته، مگر جای دست‏های علمدار. حیرت‏زده پرسید: این عَلَم در دست چه کسی بوده است، که با این همه تیر، علم را رها نکرده است؟

ای بانوی شرافت و ادب! کرامت تو را می‏شود در زلال آیینه اباالفضلت دید؛ آن‏جا که امان نامه شیطان را به سینه خاک کوبید و گفت: حیرتا! زاده ام البنین امان داشته باشد، اما میوه نازنین رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس �م زاده زهرای مطهّر، امان نداشته باشد؟

اگر تو همسر امیرالمؤمنین نبودی، چه کسی ماه بلند بالای بنی هاشم را به دنیا می‏آورد، که از طلعت زیبا و جمال دل آرایش، عرب، انگشت حیرت به دندان می‏گزید؟
بانوی بافضیلت بودی که ابوالفضل را چنان تربیت کردی، تا پشت و پناه حسین و لشگرش باشد و از کشته‏های دشمن، پشته بسازد.

مرحبا به مادریت، ای مادر ادب! که به نوباوگان خویش فرمودی: از سر ادب. به گل‏های زهرا علیهاالسلام ، «آقا و مولا» خطاب کنند، نه «برادر». خدا تو را رحمت کند.
هنوز صدای مرثیه‏هایت در بقیع، در گوش زمان جاری است:
دیگر به من «مادرِ پسران» نگویید؛ چون مرا به یاد شیران قوی پنجه‏ام می‏اندازید. من پسرانی داشتم که مرا به نام آنها، «ام البنین» می‏خواندند.

اما اکنون دیگر برای من پسری نمانده است؛ چهار فرزندم، همچون عقابان تیز پنجه بودند که با مرگ سرخ، زندگی را وداع گفتند.

ای مادر وفا، که روح شریف چهار پسر وفادارت ـ «عباس و جعفر و عثمان و عبداللّه‏» تجلی‏گاهِ وفای تو به علی علیه‏السلام و اولاد علی علیه‏السلام گردید.که وفای آنان، درخششی از وفای تو بود!

آیا از شجاعت پدرانت که در رگ‏های تو جاری بود و از شرافت و فضیلتی که در تو می‏جوشید، غیر از این انتظار می‏رفت که فرزندت، قمر بنی هاشم، عبّاس رشید باشد که بر فوج اهریمنان تاخت.

چه نیک می‏شناختی فرزندانت را که در رثای آنان سرودی:
به من خبر دادند که عباس، با دست‏های بریده، با صورت به زمین افتاده اما پسرم! می‏دانم که اگر عمود آهنین بر سرت نمی‏کوفتند و شمشیر در دست می‏داشتی، هیچ کس یارای نزدیک شدن به تو را نداشت.

خدا تو را رحمت کند، ای شجاع‏زاده شجاع پرور، مادر پسران، ام البنین!





http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۰۵, ۲۳:۵۶
http://upload.tazkereh.ir/images/60831007552316618383.gif

مادر عشق و وفا ام البنین

ثانی خیراانسا ام البنین

مکتبت آموزش آزادگی ست

دامنت مهد وفا ام البنین

ای که از نامت جهان سرمست شد

حامل عطر خدا ام البنین

خانه ی حیدر ز نو رونق گرفت

ای پناه مرتضی ام البنین

بانوی این خانه بودن شان توست

ای ادب را تو ادا ام البنین

شیرمردانت حماسه ساختند

مادر کرب و بلا ام البنین

فخر بر عباس بس باشد تو را

تا شوی فخر خد ا ام البنین


http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۰۶, ۰۰:۱۵
http://upload.tazkereh.ir/images/69838459686432855286.jpg




دیگر مرا ام البنین نخوانید؛ تا جای پای خاطرات برهنه کودکی‏های پسرانم در ساحل خالی دریای توفانی خیالم، با اندوه مادرانه‏ام، پُر نشود!


کدام تندیس تاریخی، در میانه میدان شهر آرزوهای زیر تیغ رفته‏ام، می‏تواند گوشه‏ای از پیکره دست نیافتنی عباس علیه‏السلام را تجسمی دوباره بخشد؟


آن بغض پنهان در رجزهای ناخوانده «ابن اسداللّه‏» که در ابهت غرش هیچ شیری بازگو نخواهد شد، تارهای حنجره زخمی مرا نیز از صدای زندگی انداخته است!
مرا به نام مادر خطاب نکنید، تا گهواره عقاب تیزبال بنی‏هاشمی‏ام، بر فرار قله کوه‏های غرورم، با لرزش دستان ناامیدم از حرکت باز نایستد!


چه کسی برق آسمان چشمان درخشان او را به باران خون و اشک تبدیل کرد؛ بی‏آن‏که از صدای رعدآسای تکان بال و پرش بهراسد؟


پدرش علی علیه‏السلام که دست خدا بود، او را به دور دست‏ترین نقطه آسمانی، مشق پرواز داده بود تا پنجه هیچ کفتاری نتواند بال و پرش را زخمیِ خیانت خویش کند!


آه از آن لحظه‏ای که عقابی بر زمین بیفتد
!



همین است که از عاشورای خبر مصیبت علقمه تا کنون، زمین زیر پایم می‏لرزد و من برای پیری‏ام، عصایی نمی‏یابم جز قامت خمیده زینب علیهاالسلام که مهتاب نیمه جان شب‏های کوری دلم گشته!







http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۰۶, ۰۰:۱۵
http://upload.tazkereh.ir/images/60831007552316618383.gif


بگیر از شب من آفتاب فردا را
نبند روی من آن چشمه‏های زیبا را


تو گاهواره ماه و ستاره‏ها هستی
خدا به نام تو کرده است آسمان‏ها را


تو در ادامه هاجر به خاک آمده‏ای
که باز سجده کنی امتحان عظمی را


خدا سپرده بدستت چهار اسماعیل
که چشمه چشمه گلستان کنند دنیا را


چه کرده‏ای که به آغوش مهربانی تو
سپرده‏اند جگر گوشه ‏های زهرا علیهاالسلام را


بگو چه بر سر بانوی آب آمده است
که باز می ‏شنوم رود رود دریا را


تبر چگونه شکسته‏ست شاخه و برگ تو را
چطور خم شده‏ای بر زمین، سپیدارا!


بخوان! دوباره بخوان با گلوی مرثیه‏ها
حدیث تشنه ترین دست‏های صحرا را


از آسمان به زمین آمده است گیسویت
که سربلند کند دختران حوّا را


پانته آصفایی


http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۰۶, ۰۱:۰۲
http://upload.tazkereh.ir/images/76425780653126196865.jpg




پاياني غم انگيز




زندگی سراسر مهر و عاطفه و مبارزه ام‏البنین علیهاالسلام ، رو به پایان بود. او به عنوان همسر شهید، رسالت خویش را به خوبی به پایان رسانید و فرزندانی تربیت کرد که فداییِ ولایت و امامت بودند.

او، بعد از زینب کبری علیهاالسلام دار فانی را وداع گفت، ولی تاریخ‏ نگاران سال ارتحال او را متفاوت نگاشته‏ اند، به طوری که عده‏ای آن را سال 70 ق بیان کرده‏اند و عده دیگری تاریخ وفات آن مادر فداکار را، سیزدهم جمادی الثانی سال 64 ق دانسته‏اند که نظر دوم از شهرت بیشتری برخوردار است.

ام‏البنین را در بقیع، در جوار امام حسن مجتبی علیه‏السلام ، فاطمه بنت اسد علیهاالسلام و دیگر شخصیت‏های اسلامیِ مدفون در آن‏جا به خاک سپردند




http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۰۶, ۰۱:۱۴
http://upload.tazkereh.ir/images/79451405431438405831.jpg





خورشید همواره در چشمان مادرانی طلوع می‏کند که به دور دستها خیره شده‏اند و برای فرداها مردان و زنانی می‏پرورانند تا در زمین، این امانت الهی، جانشینی آسمانی باشند.

دامان تربیت مادران مهد پرورش انسانهای پاک و خدایی است و ما با نگاهی درس‏آموز از زندگانی این مادران توشه معرفت‏برمی‏چینیم.

یکی از مادران برجسته تاریخ «ام‏ البنین، فاطمه کلابیه‏» است که زندگی او مالامال از عشق به ولایت و امامت‏بوده و در تربیت فرزندان دلیر و شجاع و با ادب چون عباس بن‏علی(ع) بسیار موفق بوده است.

تولد و رشد او در خاندان با اصالت و شجاع، صفات و ویژگیهای فردی این بانو و صبر و بردباری در خانه امامت و تربیت فرزندانی که همگی پیرو امام خویش بوده و تا آخرین لحظات زندگی خویش دست از ولایت نکشیده ‏اند و پیام‏رسانی و مبارزه سیاسی این بانوی کریمه همه و همه نشان از مجد و عظمت وی دارد





http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۰۶, ۰۱:۱۴
http://upload.tazkereh.ir/images/98398989412961583290.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/24112212082429953217.png
http://upload.tazkereh.ir/images/98398989412961583290.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۰۶, ۰۱:۱۹
http://upload.tazkereh.ir/images/34921126954477058180.jpg





این‏جا مزار فاطمه علیهاالسلام ، ام البنین است

یا مادری غم‏دیده مدفون زمین است

این‏جا نهاده سر به خاک غربت و غم

مظلومه‏ای کز مرگ گل ‏هایش غمین است

در دامنش پرورده سرداری چو عباس

آری چنین زن، مادری شیرآفرین است

شد جان او آزرده از رنج زمانه

بر سینه‏ اش چون لاله داغی آتشین است


http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۰۶, ۰۱:۲۳
http://upload.tazkereh.ir/images/42507378572676910006.jpg


ام البنین علیهاالسلام از نگاه اهل بيت عليهم السلام

محبت بی‏ شائبه ام البنین در حق فرزندان رسول خدا صلی‏ الله‏علیه‏و‏آله و فداکاری فرزندان وی در راه سیدالشهدا، در تاریخ بی ‏پاسخ نماند.

اهل بیت علیهم‏السلام هم در احترام و بزرگ‏داشت وی کوشیدند و بسیار از او قدردانی کرده، او را سپاس گفتند.

زینب کبری علیهاالسلام پس از رسیدن به مدینه، به محضرش شتافت و شهادت فرزندانش را به او تسلیت گفت.

ایشان هم‏چنین در مناسبت‏های دیگر مثل عیدها، برای ادای احترام، به محضر ام البنین علیهاالسلام مشرّف می‏شد.




http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۰۶, ۰۱:۲۸
http://upload.tazkereh.ir/images/60831007552316618383.gif


مخوان جانا دگر ام البنینم‏
که من با محنت دنیا قرینم‏


مرا ام البنین گفتند، چون من‏
پسرها داشتم ز آن شاه دینم‏


جوانان هر یکى چون ماه تابان‏
بدندى از یسار و از یمینم‏


ولى امروز بى بال و پرستم‏
نه فرزندان، نه سلطان مبینم‏


مرا ام البنین هر کس که خواند
کنم یاد از بنین نازنینم‏


به خاطر آورم آن مه جبینان‏
زنم سیلى به رخسار و جبینم


به نام عبد الله و عثمان و جعفر
دگر عباس آن دُرّ ثمینم‏




http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۰۶, ۰۱:۳۳
http://upload.tazkereh.ir/images/35236689795143705943.jpg



حضرت ام البنين علیهاالسلام در نگاه علما

عالم جلیل ‏القدر، زین ‏الدین عاملی، شهید ثانی درباره حضرت ام‏البنین علیهاالسلام می‏گوید:

«ام‏البنین از بانوان با معرفت و پر فضیلت بود. نسبت به خاندان نبوت، محبت و دلبستگی خالص و شدید داشت و خود را وقف خدمت به آن‏ها کرده بود.

خاندان نبوت نیز برای او جایگاه والایی قائل بودند و به او احترام ویژه می‏گذاشتند.»

هم‏چنین علامه سید محسن امین می‏گوید: «ام البنین علیهاالسلام ، شاعری خوش‏بیان و از خانواده‏ای اصیل و شجاع بود.»

علی محمد علی دُخَیِّل، نویسنده معاصر عرب در وصف این بانوی بزرگوار می‏نویسد:

«عظمت این زن (ام البنین) در آن‏جا آشکار می‏شود که وقتی خبر شهادت فرزندانش را به او می‏دهند، به آن توجه نمی‏کند، بلکه از سلامت حضرت امام حسین علیه‏السلام می‏پرسد؛ گویی امام حسین علیه‏السلام فرزندِ اوست نه آنان».





http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۰۶, ۰۲:۰۷
http://upload.tazkereh.ir/images/60831007552316618383.gif





کسی که غم به دلش کرده آشیانه منم

شرار درد به جانش کشد زبانه، منم

کسی که مادر خوش‏بخت روزگاران است

ولیک تیر بلا را بود نشانه، منم

کسی که همسریِ با علی بُود فخرش

ولیک غم زده بر هستی‏اش زبانه، منم

کسی که سیده ام‏البنین بود نامش

ولیک مانده از این نام بی‏نشانه منم

شدم غریب پس از عون و جعفر و عباس

کسی که بار غریبی کشد به شانه منم

کسی که چار پسر بوده حاصل عمرش

که از شهادتشان خورده تازیانه منم

غریب دشتِ بلا را، دریغ مادر نیست

کسی که گریه بر او کرده مادرانه، منم


http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۳/۰۶, ۰۵:۲۴
مادر؛
مادری که اگر چه در کربلا نبود،
ولی دلش تا ابد در کربلا ماند و نگاهش بر افق،
که آیا «کاروان عشق» را بازگشتی خواهد بود؟
مادری که دلش برای همیشه در کنار «نهر علقمه»، سوگ نشین فرزندی شد
که نظیر نداشت در زیبایی و شجاعت!
مادری که دلش در میدان «قتلگاه» بود و نگاهش بر آسمان،
که چه وقت، «ماه»، بار دیگر خواهد تابید!
مادری که یک عمر،
دست از «حسین حسین» گفتن بر نداشت و تمام غریبانه هایش را،
حتی سوگ عزیزانش را با نام حسین علیه السلام همراهی کرد!
مادری که
«ام البنین علیهاالسلام »
بود، ولی آیینه نگاهش از آسمان کربلا، تنها اشکِ خونین ستارگان را چید؛
آن گاه که راوی، از عبور نیزه ها روایت می کرد!
مادری که حتی کوچه های «مدینه»، مرثیه سرای اندوه سترگ او شدند
و به استقامت و صبر او ایمان آوردند!
مادری که «وفا»، اولین درس زندگی و «شجاعت»،
عالی ترین سرشت همسری اش بود و «صحبت»،
بالاترین باور مهر پروری اش
مادری که برای همیشه،
با ناله های نینوایی، به یاد پسرانش، لالایی سرود و سروده هایش را فرات،
هر روز، هنگام غروب نجوا می کند!
مادری که بعد از شهادت
«عباس علیه السلام »
، دیگر به ماه نگاه نکرد و آسمان مدینه، نعمت نورافشانی اش را از دست داد!
مادری که در کربلا نبود، ولی تا ابد در کربلا ماند و دل از
«گودال قتلگاه» نگرفت و فریاد «یا حسین»اش را نه تنها در مدینه،
که از صحن مطهر کربلا می توان شنید!
درود خداوند و سلام پاکان، بر روح بلند و وفاداری بی نظیرش باد!
روح آسمانی اش،
در سایه سار کوثر، شاد، و شفاعت بشکوهش، دستگیرمان باد!

neginsabz
۱۳۸۹/۰۳/۰۶, ۰۵:۲۵
دیگر مرا ام البنین نخوانید؛
تا جای پای خاطرات برهنه کودکی های پسرانم در ساحل خالی دریای توفانی خیالم، با اندوه مادرانه ام، پُر نشود!
کدام تندیس تاریخی، در میانه میدان شهر آرزوهای زیر تیغ رفته ام، می تواند گوشه ای از پیکره دست نیافتنی عباس علیه السلام را تجسمی دوباره بخشد؟
آن بغض پنهان در رجزهای ناخوانده «ابن اسداللّه » که در ابهت غرش هیچ شیری بازگو نخواهد شد، تارهای حنجره زخمی مرا نیز از صدای زندگی انداخته است!
مرا به نام مادر خطاب نکنید، تا گهواره عقاب تیزبال بنی هاشمی ام، بر فرار قله کوه های غرورم، با لرزش دستان ناامیدم از حرکت باز نایستد!
چه کسی برق آسمان چشمان درخشان او را به باران خون و اشک تبدیل کرد؛ بی آن که از صدای رعدآسای تکان بال و پرش بهراسد؟
پدرش علی علیه السلام که دست خدا بود، او را به دور دست ترین نقطه آسمانی، مشق پرواز داده بود تا پنجه هیچ کفتاری نتواند بال و پرش را زخمیِ خیانت خویش کند!
آه از آن لحظه ای که عقابی بر زمین بیفتد!
همین است که از عاشورای خبر مصیبت علقمه تا کنون، زمین زیر پایم می لرزد و من برای پیری ام، عصایی نمی یابم جز قامت خمیده زینب علیهاالسلام که مهتاب نیمه جان شب های کوری دلم گشته!

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۰۶, ۰۷:۵۴
http://upload.tazkereh.ir/images/60831007552316618383.gif

السلام ای گوهر دریای عشق

السلام ای لاله صحرای عشق

السلام ای مظهر صبر و وفا

السلام ای زوجه شیر خدا

السلام ای باغبان لاله ها

ای به حیرانت همه آلاله ها

خوانده ای خود را کنیز فاطمه

داده ای درس محبت بر همه

جعفرزاده


http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

مجیب
۱۳۸۹/۰۳/۰۶, ۰۸:۰۴
http://tabrizi.org/fa/wp-content/uploads/omolbanin-fg.jpg (http://tabrizi.org/fa/wp-content/uploads/omolbanin-fg.jpg)

شیر زن بودی و شیر پرور.
دلیر بودی و دلیرپرور.
غیور بودی و غیورپرور.

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۳/۰۶, ۰۸:۴۰
http://upload.tazkereh.ir/images/24112212082429953217.png



http://upload.tazkereh.ir/images/56963340662832503763.gif
تقدیم به ام البنین (علیها السلام)
روزی که علی بن ابیطالب با عقیل مشورت کرد و از آن پیر نسب شناس همسری خواست که (ولدتها الفحوله) فرزندانش شیر مردان روزگار باشند، هیچ کس حتی عقیل نفهمید که چرا و از چه جهت؟ اما تو را نمی دانم. تا بحال فکر نکرده بودم شاید می دانستی. پس بگذار بگوئیم نمی دانستی.
تو! فاطمه کلابیه! که به پاکدامنی شهره بودی... اما چون تو کم نبودند در آن عصر و او تو را برگزید. نمی دانم آنروز به او چگونه جواب دادی، اما آنقدر می دانم که نوعروس خانه حیدر شدی.

نامت فاطمه بود؛ اما دوست نداشتی فاطمه صدایت کند. نخستین بار که تو را فاطمه خواندند، نشستی و در غم تنهاترین بانوی آسمانی، زار گریستی و یادش را در دل زنده نگاه داشتی. خود را با آفتاب عظمت او مقایسه نمودی و گفتی: "مرا فاطمه مخوانید. فاطمه کوثر رسول است، مادر هستی است. من کنیز اویم، البته اگر این افتخار نصیبم شود."

و باز مردم دهان ناپاک مدینه سخن آغاز کردند که دیگر حسنین و زینبین روز خوشی نمی بینند! (مگر نه اینست که همین مردم آنها را یتیم کرده بودند با یاری نکردن علی و فاطمه؟؟!) اما آن روز تو با علی شرطی کردی که: مولای من! دیگر مرا فاطمه مخوانید که با هر بار بردن نام آن کوثر رسول تن کودکان را لرزان می بینم! روز اول به خدمت زینب رفتی که طفلی٦ ساله بود و گفتی که به خدمت خانه و شما آمده ام! کدبانوی خانه شمائید خانمم! و اینگونه زندگی آغاز شد تا آنزمان که خدا به تو و علی فرزندی عطا کرد.

و باز هم شروع کردند که: دیگر تمام شد. فرزند خودش که بیاید دیگر اولاد زهرا از چشم میافتند اما...

آن روز که برخاستی کودکان و علی بر سر سفره غذا بودند. عباست را آرام در آغوش گرفتی و نزدشان رفتی و ناگهان همه دیدند بجز زمین که بر گرد سر این کودکان و پدرشان می چرخد کودک شیرخواره ای و مادرش نیز خود به تنهایی گردشی عظیم آفریده اند که عالمیان را انگشت حیرت به دهان گذاشته...

عباس من به فدایتان! آرام آرام میگفتی و میگریستی. به فدای تو حسن جان! به فدای تو زینب جان. به فدای تو ام کلثوم و ناگهان دیگر فدایش کردی... به فدایت شود حسین فاطمه. من کنیز این خانه ام و شمایان اربابان فضل و کمال! کنیززاده را چه به برابری و برادری با شما...

آری، تو کوثر رسول نبودی؛ اما درس آموخته مکتب او بودی، اما اکنون بقیع، مهمانی تازه دارد. رفتی و عاشقانه در جوار مادر علی (عليه السلام) و فرزند او امام حسن مجتبی (عليه السلام) رخ در خاک دلربای بقیع کشیدی.


غروب غم انگیز تو بانوی فاطمی سرشت را به حق باوران و شیفتگان خاندان رسول اکرم (صلوات الله علیه) تسلیت می گوییم



http://upload.tazkereh.ir/images/56963340662832503763.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۳/۰۶, ۰۸:۴۶
http://i34.tinypic.com/71h5y9.jpg

ای بانو، ای فاطمه دیگر خانه علی!
درود بی کران خداوند و رسولش بر تو.خوب یتیم نوازی کردی، خوب فرزندان فاطمه را در آغوش پر مهر خویش گرفتی،
خوب فرزندانت را محب فرزندان فاطمه تربیت کردی.
ای مادر ماه بنی هاشم! ای مادر فضایل و کرامات بی شمار و ای مادر پسران دلیر و پر توان!

رحمت به تو و بر فرزندان دلیرت.
چه بر دهان آنان نهادی که هنوز غریو غیرتمندانه آنان به گوش می رسد.
چه دستی بر سر آنان کشیدی که سایه مهر و عطوفتت هنوز بر دلهای سودازده حماسه می آفریند و چه نگاهی به فرزندانت انداختی که هریک از آنها در اندازه آسمان رشد کرده اند.
آسمان باید در مقابل بزرگواری تو سجده کند که به هر چه خوبی بود فرزندانت را متمایل کردی
و آنان را با تمام مردانگی، مردانی از جنس احساس و عشق پروریدی....
آری ای فاطمه، عباس شیرمرد مردستان عاشورا، نام آورترین فرزند توست.

اکنون که رحل اقامت به جهان دیگری افکنده ای،
سلام ما را به فرزندت برسان و چشمان سرشاز از وفا و مهربانی او را از جای ما ببوس!...
اما خدا صبرت دهد فاطمه!
اکنون که پس از گذشت سالها، فرزند دلبندت را با چشمانی خونین، فرقی شکافته و دستانی جدا از تن می نگری!
درود خداوند بر تو و بر فرزندان رشید تو ای مادر ماه تشنه، ای ام البنین


http://upload.tazkereh.ir/images/97608819515953947128.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۳/۰۶, ۰۸:۵۷
http://upload.tazkereh.ir/images/42507378572676910006.jpg


http://shiaupload.ir/images/n7k22z2n9g3ce22aorn.gif


ای مدینه گریه كن بر حال من
گریه سر كن بر من واحوال من

ناله های آتشین را گوش كن
شكوه ام البنین را گوش كن

ای مدینه یاد داری پیش از این
یك مدینه بود و یك ام البنین

بود كانون وفا كاشانه ام
بو ی زهرا می رسید از خانه ام

جای گل در تو گلستان داشتم
هفده سرو خرامان داشتم

خانه ام ام القرای عشق بود
جای جایش جای پای عشق بود

عرش را گر ماه روشن می نمود
كسب نور از خانه من می نمود

خانه ام خشبو ز عطر یاس بود
در كنارم اكبر و یاس بود

بود از یمن حسین بن علی
خشت خشت آشیانم منجلی

هر زنی هر جا كه نامم می شنید
برمقامم آه حسرت می كشید

وه چه شیرین روزگاری بود و رفت
برسرمن سایه ساری بودو رفت

یاد آن كانون احساسم بخیر
ای مدینه یاد عباسم بخیر

یاد باد از قامت رعنای او
یاد باد از نرگس شهلای او

خوب دانم با سر و دستش چه شد
خوب دانم نرگس مستش چه شد

زینبم می گفت آن روح ادب
داده جان یبن دو دریا تشنه لب

زینبم گفتا كنار علقمه
دیده او را در كنار فاطمه


http://shiaupload.ir/images/n7k22z2n9g3ce22aorn.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۳/۰۶, ۱۱:۱۳
http://shiaupload.ir/images/qv0hr575dvpmujzlm58o.gif http://shiaupload.ir/images/v6zpt38bvmi7u8a93z0.gifhttp://shiaupload.ir/images/qv0hr575dvpmujzlm58o.gif

http://shiaupload.ir/images/u1nk6vj666sb7a7peg.gif (http://shiaupload.ir/images/u1nk6vj666sb7a7peg.gif)http://shiaupload.ir/images/u1nk6vj666sb7a7peg.gif (http://shiaupload.ir/images/u1nk6vj666sb7a7peg.gif)


سلام، مادر شهامت، مادر رشادت و مادر شهادت! چه نیک آرمیده‏ای! چقدر آسوده، صورت به خاک نهاده‏ای!
انگار همین دیروز بود! علی علیه‏السلام به عقیل فرمود: برایم از قبیله‏ای رشید و شجاع، همسری بیاب!

و تو، برگزیده این انتخاب بودی تا قدم به خانه وحی بگذاری

تا سایه مهربانی‏ات را مادرانه، بر خانه وحی بگسترانی.

که تو هم فاطمه بودی؛ فاطمه‏ای که می‏خواست جگر گوشه‏های بانویش فاطمه علیهاالسلام را پناه باشد!

فاطمه‏ای که می‏خواست زینبِ فاطمه علیهاالسلام را مادری کند! فاطمه‏ای که می‏خواست حسین فاطمه علیهاالسلام را عاشقانه خدمت کند!

تو آمدی! یعنی باید می‏آمدی! تا مادر حماسه شوی و حماسه را در دامان خود بپروری.

هنوز تاریخ، لحظه ورودت به خانه وحی را به خاطر دارد!

تو، عروس مهربانی‏ها و خوبی‏ها، قدم به خانه نگذاشتی و گفتی: تا دختر بزرگ خانه اجازه نفرماید، وارد نمی‏شوم.

و این، از بانویی چون تو، دور نبود، که همه تاریخ، به ادب و نجابت و وقار تو سوگند می‏خورد.

تو آمدی و خاتون مهربان خانه شدی، تا زینب علیهاالسلام ، سنگ صبوری برای درد دل داشته باشد.

تا حسین علیه‏السلام ، بیش از این، در اندوه کوچه‏های بنی هاشم، تنها نماند.

تا حسین علیه‏السلام ... آه! همه می‏دانند که تو چقدر فرزندان فاطمه علیهاالسلام را دوست می‏داشتی.

آن‏قدر، به فرزندان بانویت فاطمه علیهاالسلام ، عشق داشتی که به مولایت علی علیه‏السلام گفتی: مولا! دیگر مرا فاطمه خطاب نکنید؛ به خدا تاب اندوه کودکان بانو را ندارم؛ نام فاطمه علیهاالسلام دل زینب را به درد می‏آورد. و آنوقت تو شدی ام البنین؛ مادر سروهای آزاده!

تو آمدی تا نوری دیگر از خانه علی علیه‏السلام ساطع شود و شعاعش، همه هستی را به تماشا بخواند. با تو، نور علی نور، تحقق یافت و ماه بنی هاشم، قمر منظومه ولایت گردید و به حق، تو لایق این ماه بودی.

ام البنین!

اینک تو مادر پسری هستی که قرار است علمدار کربلا باشد و ساقی گل‏های محمدی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس �م .

تو مادرِ آفتابی شدی، که قرار است، تمام عالم در سایه امن، بیاساید. و به راستی که فقط تو لایق این ماه بودی!

مگر می‏شود از تو نگفت؟

مگر می‏شود از آن همه عظمت حرفی نزد؟!


وقتی خبر شهادتِ پسرت را، امیدت را و نور چشمت را شنیدی، گفتی: پسرم فدای حسین فاطمه! سلام بر تو، مادر وفا، مادر ادب و مادر عشق!

ام البنین!

دیگر مرا ام البنین نخوانید


http://shiaupload.ir/images/u1nk6vj666sb7a7peg.gif (http://shiaupload.ir/images/u1nk6vj666sb7a7peg.gif)http://shiaupload.ir/images/u1nk6vj666sb7a7peg.gif (http://shiaupload.ir/images/u1nk6vj666sb7a7peg.gif)

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۹/۰۳/۰۶, ۱۳:۰۲
مادر داغدار مدینه


http://shiaupload.ir/images/n7k22z2n9g3ce22aorn.gif
سلام بر صبر!


سلام بر استقامت ام البنین!

آسمانی که چهار قرص ماهش را بی هیچ چشم داشتی تقدیم کربلا کرد، مادری که چهار ستون قامتش فرو ریخت؛ اما باز ایستاد و پژواک کربلا را در مدینه انعکاس داد!

این بقیع است و اینکه آخرین قدم زمینی اش را بر آن گذاشته، «ام البنین» مادر «وفاداری»، مادر «صبر» و «استقامت»، مادر «چهار قرص ماه»، دامنی که ادامه دامن فاطمه بود تا حسین علیه السلام سر بر آن بگذارد، تا زینب، بی هیچ دغدغه، غصه هایش را در آن مویه کند، تا عموی تشنگان کربلا، وفاداری را و گذشت را از آن بیاموزد.

ام البنین، مادر داغدار مدینه بود، اما ایستاد؛ ایستاد و کربلا را در مدینه، پنجره در پنجره سرود. کربلا را در کوچه های مدینه جاری کرد. دست هایش، آشناترین داغ کربلا بود.

حالا مدینه مویه می کند و بقیع، ماتمی دیگر را در دامن می کشد و اشک می ریزد. آن روز هم که قبری در مدینه گم شد، بقیع اشک می ریخت.

بقیع، اشک می ریزد و چهار ماه کامل در آسمانش می درخشند؛ چهار ماه پاره پاره.

http://shiaupload.ir/images/n7k22z2n9g3ce22aorn.gif
علی سعادت شایسته
پایگاه حوزه

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۰۶, ۱۳:۳۴
http://upload.tazkereh.ir/images/60831007552316618383.gif

یا ام البنین

من فاطمه بانوی بیت مرتضایم
من همدم تنهایی شیر خدایم

من همنشین فاتح و بدر و حنینم
من مادر عباس علمدار حسینم

روزی که من همخانه گشتم با شه عشق
روزی که پایم را نهادم در ره عشق

بر درب بیت شاه مردان ایستادم
خم گشتم و بر دست زینب بوسه دادم

گفتم به زینب من کنیزم در بر تو
من نآمدم اینجا به جای مادر تو

هر چند نامم فاطمه باشد عزیزم
اما بدان بر مادرت زهرا کنیزم

من که در این دلدادگی در شور و شینم
تا زنده ام خاک کف پای حسینم

ای زینب ای بانوی از غربت غمینم
دیگر در این خانه مخوان ام البنینم

امشب مدینه می دهد بوی گل یاس
پر میزند ام البنین، مادر عباس

ام البنین بانوی بیت مرتضی بود
او روضه خوان ماجرای کربلا بود

بر طفل خود عباس داد او درس ایثار
از کودکی می گفت بر طفلش علمدار

می گفت عباسم تو که در شور و شینی
در کربلای عشق سقای حسینی


http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۰۶, ۱۳:۳۸
http://upload.tazkereh.ir/images/79677675020512213260.jpg



ام البنین

ام البنین مادر عباس بن علی علیه السلام بود. نام اصلی اش فاطمه و دختر «حزام بن خالد بن ربیعة بن عامر» بود.

روایت شده است که حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام به برادرش، عقیل، که از حسب و نسب اعراب آگاهی داشت، گفت:

« برای من همسری را انتخاب کن که فرزندانی شجاع و دلیر بزاید.»

عقیل ام البنین را انتخاب کرد و به امام علی علیه السلام گفت:

« با این بانو که از قبیله بنی کلاب است ازدواج کن زیرا که در میان اعراب شجاع تر از پدران او سراغ ندارم.»
و امیرالمؤمنین علیه السلام او را به همسری برگزید.

فرزندان او عباس علیه السلام و عبدالله و جعفر و عثمان بودند که هر چهار تن در کربلا به شهادت رسیدند.

ایمان عمیق این بانو را از این جا روشن می‌شود که وقتی بشیر به مدینه آمد و خبر شهادت هر چهار فرزندش را به او داد، ام البنین از او سئوال کرد:

« فرزندان من و هر کس زیر این آسمان آبی است، فدای حسین باد! مرا از حسین خبر بده.»

منابع:
* قصه کربلا، ص 544، پاورقی 1.
* تنقیح المقال، ج 3، ص 70، از فصل نساء.







http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۰۶, ۱۳:۴۳
http://upload.tazkereh.ir/images/60831007552316618383.gif



روایت است که چون رفت حضرت زهرا
از این جهان فنا رو بعالم عقبی


زبعد چند علی میر منصب لولاک
امام جن و بشر خسرو نهم افلاک


نمود رو به عقیل ای یگانه دوران
که ای عقیل وفادار ای برادر جان


بیا عقیل زمانی به من تو یاری کن
زنی برای من از مهر مهر خواستگاری کن


زنیکه چند علامت از او بود پیدا
رفیع جاه و ملک مقدم و نکو سیما


بلند قد و قوی تن درشت انگشتان
فصیح سینه و گردن فرازو در دندان


لبش چه غنچه مسلسل سخن بود نیکو
رخش چو لاله و چشمش سیه کمان


عقیل گفت که اینها صفات مردان است
چنین صفات زنان را کمال نقصان است


علی بگفت که این راز را نمی دانی
چرا که بی خبر از راز های پنهانی


عقیل گفت از این زن چه دلپذیر آید
علی بگفت که فرزند بی نظیر آید


بسوی وادیه ها شد عقیل از آن فرمان
بدید همچو زنی در بنی کلاب عیان


بخواستگاریش آمد عقیل خوش منظر
به عقد شاه ولایت برآمد آن دختر


عقیل بست همی عقد مهر و مه با هم
دو باره گشت جهان رشگ گلستان ارم


بیوسف ازلی چرخ برقرار آمد
شب وصال زلیخا بروزگار آمد


چه گشت از دل شب تا طلوع صبح عیان
ز چاک پیرهنش قرص ماه شد رخشان


بروی دامن ام البنین چه پیدا شد
نگر که ماه بنی هاشمی هویدا شد


برای دیدن آن طفل شاه خیبر کن
درون حجره ام البنب شدش مسکن


چه دید روی همان طفل آنشه مردان
همی گرفت ز گهواره اش همچون جان


برای اسسم علی خسرو سپر اساس
نمود نام گرامیش حضرت عباس


گهی نگاه به چشم و گهی به ابرویش
گهی به گریه ببو سید هر دو بازویش


از این معامله شد تنگ قلب ام بنین
روانه کرد سرشک از مژه بروی زمین


بگفت ایشه لولاک ای امیر عرب
از این قضیه شده روزگار من چون شب


بدست طفل من ایشه مگر بود عیبی
کزین دو دست شما را بود شک و ریبی


بگفت به آن بانوی حمیده سیر
شوی تو واقف از این دستها زنی بر سر


زبعد قتل من از کینه کوفیان دغا
طلب کنند حسین مرا بکرب و بلا


همین دو دست حسین را کند علمداری
کند برای حسین من از وفا یاری


همین دو دست کشد مشک آب را بر دوش
کزین دو دست فتد آب و کودکان بخروش


همین دو دست نه تنها فتد ز پیکر او
جدا زخنجر بیداد می شود سر او


همین دو دست به مشگین زار غم پرور
شود شفیع به محشر به حق باب و پدر




http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۳/۰۶, ۱۴:۴۵
http://i34.tinypic.com/71h5y9.jpg

http://shiaupload.ir/images/n7k22z2n9g3ce22aorn.gif

بی بال و پر
مخوان جانا دگر ام البنینم
که من با محنت دنیا قرینم

مرا ام البنین گفتند چون من
پسرها داشتم زان شاه دینم

ولی امروز بی بال و پَرَستم
نه فرزندان، نه سلطان مبینم

مرا ام البنین هرکس که خواند
کنم یاد از بنین نازنینم

به خاطر آورم آن مه جبینان
زنم سیلی به رخسار و جبینم

http://shiaupload.ir/images/n7k22z2n9g3ce22aorn.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۳/۰۶, ۱۸:۱۶
http://i34.tinypic.com/71h5y9.jpg

منم که سایه نشین و جود مولایم
کنیز خانه غم ؛ خاک پای زهرایم
منم که خانـــه به دوش غــم علی
منم که همقدم محنت ولی هستم
منم که شاهد زخم شکسته ابرویم
انیس گریه به یاس شکسته پهلویم
منم که در همه جا در تب حسن بودم
منم که شاهد خون لب حسن بودم
منم که جلوه حق را به عین می دیدم
خدای را به جمال حسین می دیددم
منم که بوده دلم صبح و شام با زینب
منم میان همه ؛ هم کلام با زینب
منم که سوگ گلستان و باغبان دارم
به سینه زخم غم کربلائیان دارم
منم که ظهر عطش را نمی برم از یاد
چهار لاله بی سر ز من به خاک افتاد
منم که مادر عشق و امید و احساسم
فدای یک سر موی حسین عباسم

ششم خرداد سالروز وفات خانم ام البنین(س) و آقا سید جواد ذاکر گرامی باد

قلب زهرا و پیمبر شاد باد
خانه ام البنین آباد باد
گل،گلی آورده نامش یاس بود
باب حاجت حضرت عباس بود

rodabeh
۱۳۸۹/۰۳/۰۶, ۲۱:۱۰
سالروز وفات خانم ام البنین(سلام الله علیها) و آقا سید جواد ذاکر گرامی باد

لینک نوحه مرحوم سید جواد ذاکر وفات حضرت ام البنین (سلام الله علیها) 1382



http://www.naleh.ir/2009/10/-1382-3.php (http://www.naleh.ir/2009/10/-1382-3.php)

seyed133
۱۳۸۹/۰۳/۰۷, ۰۲:۴۶
منم به همه دوستان سالروز وفات اسوه صبر و مهربانی ، ام ادب مادر شیر کربلا ، حضرت ام البنین(س) تسلیت عرض می کنم

ریحانه
۱۳۸۹/۰۳/۰۷, ۱۲:۳۳
بنده هم تسلیت میگم به همگی .!

این کتاب رو هم دانلود کنید ...

نگاهی کوتاه به زندگی ام البنین س

ساخته شده با کتابساز ایران پرود

دریافت از کتابخانه :

http://www.askquran.ir/downloads.php?do=file&id=3795 (http://www.askquran.ir/downloads.php?do=file&id=3795)

موفق باشید

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۲۴, ۲۲:۵۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_74Y64822--1.jpghttp://askquran.ir/gallery/images//5405/1_b_054_1.pnghttp://askquran.ir/gallery/images//5405/1_74Y64822--2.jpg


http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif


وفات جانسوز ام الشهداء ، ام العباس ،
مادر مهربان يتيمان مولا علي (ع) ، حضرت
ام البنين سلام الله عليها تسليت باد


http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_omolbanin2.gif


http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif


السلام ای گوهر دریای عشق
السلام ای لاله صحرای عشق


السلام ای مظهر صبر و وفا
السلام ای زوجه شیر خدا


http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۲۴, ۲۳:۰۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/48737558903407593591.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/48737558903407593591.gif)



گویا آسمان مدینه رنگ و بوی عزا گرفته. ام‏البنین‏علیها السلام در بستر غنوده و خاطرات تلخ و شیرین گذشته را به یاد می‏آورد. خاطراتی که یادآور گذشته پرفراز و نشیب اوست.

اولین خاطره‏ای که در ذهنش نقش می‏بندد، زمانی است که عقیل او را برای برادرش امیرالمؤمنین علی ‏علیه السلام خواستگاری کرد و گفت:
علی‏علیه السلام همسری می‏خواهد که از او فرزندی جنگجو و تک‏سوار پدید آید، پسری که قهرمان عرب لقب گیرد. و آن زن کسی نبود جز فاطمه کلابیه; آری فاطمه!

فاطمه‏ای که می‏خواست جای خالی فاطمه سفرکرده را برای علی‏علیه السلام و کودکان داغدارش پرکند. و گیسوان زینب‏علیها السلام را به جای مادر مهربانش زهراعلیها السلام شانه بزند و دست نوازش بر سر و روی حسنین‏علیهما السلام بکشد و ام‏کلثوم را مادرانه در آغوش گیرد.

از این پس او بانوی خانه‏ای می‏شد که انوار لاهوتیش تا فراسوی ملکوت کشیده شده بود و گذرگاه فرشتگان و ملائک مقرب درگاه حق بود و قدسیان عالم بالا، فوج فوج برای تبرک جستن از این وجودهای نازنین هبوط می‏کردند.

آری فاطمه قدم به خانه‏ای می‏گذاشت که داغ فراق فاطمه‏علیها السلام زخمی عمیق و جان‏سوز در دل یتیمانش پدید آورده بود و زینب‏علیها السلام در دوران کودکی خانه‏دار کوچک این سرای بهشتی شده بود.

و علی‏علیه السلام چه عاشقانه او را فاطمه خطاب می‏کرد، ولی وقتی نام فاطمه‏علیها السلام از زبان علی‏علیه السلام در خانه طنین‏انداز می‏شد، اشک غم در چشمان زینب حلقه می‏زد و رنگ از رخسار حسین‏علیه السلام می‏پرید و قلب او با دیدن این صحنه‏های جانسوز شرحه شرحه می‏شد. او از علی‏علیه السلام خواست تا او را با این نام نخواند. زیرا نام فاطمه‏علیها السلام داغ یتیمان فاطمه‏علیها السلام را زنده می‏کرد.

و آن‏گاه که عباس‏علیه السلام، عبدالله‏علیه السلام و عثمان‏علیه السلام و جعفرعلیه السلام، زمین خاکی و عرش الهی را غرق در شادی و سرور کردند او را ام‏البنین‏علیها السلام خواندند و چه نیکو نامی: مادر پسران!

پسرانی که بارها و بارها آنان را فدائی حسین‏علیه السلام خوانده بود. حسین‏علیه السلام که با هر لبخندی، او را جانی دوباره می‏بخشید و روح بی‏تابش را آرامش می‏داد.

او به یاد آورد زمان تولد عباس‏علیه السلام را; آن هنگام که علی‏علیه السلام دستان او را غرق بوسه کرد و بی‏قرار گریست و در پاسخ علت‏بی‏قراری و اشک فرمود: "این دست‏ها روز عاشورا در راه فرزندم حسین‏علیه السلام جدا خواهد شد."

و بارها از زبان زینب‏علیها السلام شنیده بود که چگونه عباس‏علیه السلام وفا و ادب را شرمنده خویش کرد و با دستان فتاده‏اش حماسه ازلی آفرید.
نیز زمانی را به یاد آورد که کاروان زخمی اسراء به مدینه بازگشتند. او کنار قبر رسول‏خداصلی الله علیه وآله، زینب‏علیها السلام را در آغوش فشرد و پیش از همه از مولایش حسین‏علیه السلام پرسید; زانوان زینب‏ علیها السلام سست‏شده، قلبش فرو ریخت و گریه امانش را برید و فریاد برآورد:
«حسین‏علیه السلام را با لب تشنه سر بریدند»

و زمانی را به یاد آورد که سپر خون‏آلود عباس‏علیه السلام را از میان چادرش بیرون آورد و مقابل دیدگان اشکبار ام‏البنین نهاد; در این لحظه آن‏چنان قلبش به درد آمد که بی‏هوش در خاک غلطید.

پس از آن، دیگر بقیع رنگ تلخ سکوت را بر خود ندید. ندبه‏های ام‏البنین ‏علیها السلام دوست و دشمن را به فغان وا می‏داشت و زمین و آسمان را به لرزه می‏انداخت.

حال، پس از تمامی شدائد و سختی‏های روزگار، لحظه وصال نزدیک است.
عباس‏علیه السلام با بال‏های گشوده در میان دروازه بهشت ایستاده و ورود مادرش را انتظار می‏کشد زهراعلیها السلام و علی‏علیه السلام با تبسمی شیرین بر لب، چشم بر آسمان دوخته‏اند. حسین‏علیه السلام با عبایی سپید بر دوش، در میان خیل ملائک برای دیدارش لحظه‏شماری می‏کنند.

ام‏البنین‏علیها السلام با قلبی آرام چشم از این دنیای فانی فرو می‏بندد و به سوی آسمان معبودش پرمی‏گشاید و یقین دارد که بهشت و تمامی ساکنان افلاکیش حضور سبز او را می‏طلبند.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/10403024297666122858.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/10403024297666122858.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۲۴, ۲۳:۲۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/04410376805831797018.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/04410376805831797018.gif)




بنال اي دل شب ام البنين است
شب تاب و تب ام البنين است

صداي قطره‌هاي آب لرزان
غم روز و شب ام البنين است

به طفلان حال عباس بگويد
وفا چون مذهب ام البنين است

ميان ناله‌ها امشب بنالد
ابالفضلم گلِ ام البنين است

اگر شد كار عباسش دليري
شجاعت مكتب ام البنين است

اگر عباس او باب كرم شد
سخاوت منسب ام البنين است

كتاب غيرت و عشق و شهادت
نمي از مشربِ ام البنين است




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70248691740874024665.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70248691740874024665.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۲۴, ۲۳:۵۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/84791611259414188181.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/84791611259414188181.gif)


مادر يک علقه جاودانگي

مادر گرامی حضرت ابوالفضل العباس ( علیه السلام ) ، مادر یک علقمه جاودانگی ، همسر علی ( علیه السلام ) ، بزرگ مرد تاریخ ، مادر حماسه های عاشورایی عباس ( علیه السلام ) و یادآور حماسه آفرینی های علمدار کربلا بود .

چند سال پس از شهادت حضرت فاطمه ( سلام الله علیها ) بود ، که امیرالمؤمنین ( علیه السلام ) از برادرش عقیل ، که به اصل و نسب قبایل آگاه بود ، درخواست کرد زنی را از دودمانی شجاع برای او خواستگاری کند و عقیل ، فاطمه کلابیه ( ام البنین ) را برای آن حضرت خواستگاری کرد و ازدواج صورت گرفت .

« ام ‏البنین ، فاطمه کلابیه ‏» ، یکى از مادران برجسته تاریخ است که زندگى او مالامال از عشق به ولایت و امامت ‏بوده و در تربیت فرزندان دلیر و شجاع و با ادب چون عباس بن ‏على ( علیه السلام ) بسیار موفق بوده است . تولد و رشد او در خاندان با اصالت و شجاع ، صفات و ویژگی هاى فردى این بانو و صبر و بردبارى در خانه امامت و تربیت فرزندانى که همگى پیرو امام خویش بوده و تا آخرین لحظات زندگى خویش دست از ولایت نکشیده ‏اند و پیام ‏رسانى و مبارزه سیاسى این بانوى کریمه ( سلام الله علیها ) همه و همه نشان از مجد و عظمت وى دارد .

امیرالمؤمنین ( علیه السلام ) از این بانوی گرامی ، صاحب چهار پسر به نام های عباس ، عثمان ، جعفر و عبدالله شد . هر چهار برادر به امام خویش ، حسین ( علیه السلام ) وفادار بودند . فرزند نخستشان ، حضرت عباس (علیه السلام) ، مولود پاک و زیبایی به نام قمر پرفروغ بنی هاشم ، علمدار کربلا ست که قدوم مبارکش زیبنده و چشم و چراغ خاندان اهل بیت بود و به یقین خداوند سبحان با خلقت عباس زیباترین هدیه را به بشریت عطا فرمود ، هدیه ای که به بهای ناب و طلای سفید می ارزد و الحق جمال و جلال و وقار و فداکاری اش مبین همه خوبی ها و مهربانی هاست .

این بانوی بزرگوار فرزندانى تربیت کرد که فدایى ولایت و امامت‏ بودند و هر 4 تن در کربلا قربانى آرمان هاى « ولى ‏» و « امام ‏» خویش شدند و بدین وسیله بر صحیفه تربیت ام‏ البنین ( سلام الله علیها ) امضاى سبز مولاى متقیان على ( علیه السلام ) قرار گرفت .

ارادت قلبی ام البنین ( سلام الله علیها ) به خاندان پیامبر (صلوات الله علیه) آنقدر بود که امام حسین ( علیه السلام ) را از فرزندان خود بیشتر دوست می داشت ؛ بطوری که وقتی به این بانوی گرامی خبر شهادت چهار فرزندش را دادند فرمود : مرا از حال حسین ( علیه السلام ) باخبر سازید و چون خبر شهادت امام حسین ( علیه السلام ) به او داده شد ، فرمود رگ های قلبم گسسته شد ، اولادم و هر چه زیر این آسمان کبود است ، فدای امام حسین ( علیه السلام ) .

این همسر شهید ، مادر چهار شهید و طلایه‏ دار پیام ‏آوران کربلا پس از حضرت زینب ( سلام الله علیها ) که لحظه لحظه عمر خویش را با خداى خود معامله کرد و لحظه ‏اى خطا و انحراف در زندگى وى راه نیافت در سال 64 ه .ق دار فانى را وداع گفت و در قبرستان بقیع در کنار سبط رسول خدا ( صلوات الله علیه ) ، امام حسن ( علیه السلام ) ، و فاطمه بنت‏ اسد و دیگر چهره‏ هاى درخشان شریعت محمدى ( صلوات الله علیه ) به خاک سپرده شد .
اگر چه جسم او در خاک است ، اما روح بلند او و صفات کریمه و عظیمه وى نام او را به بلنداى آفتاب زنده نگاه داشته است و در پرتو صفات این بانوى فاضله انسان هایى تربیت‏ شده ‏اند که در تاریخ مانا و ماندگار خواهد بود .



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/37496575950969059527.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/37496575950969059527.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۲۵, ۰۰:۰۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/80773786147738731334.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/80773786147738731334.gif)


بانوي فاطمي سرشت

روزی که علی بن ابیطالب با عقیل مشورت کرد و از آن پیر نسب شناس همسری خواست که ( ولدتها الفحوله ) فرزندانش شیر مردان روزگار باشند ، هیچ کس حتی عقیل نفهمید که چرا و از چه جهت ؟ اما تو را نمی دانم . تا بحال فکر نکرده بودم شاید می دانستی . پس بگذار بگوئیم نمی دانستی .

تو ! فاطمه کلابیه ! که به پاکدامنی شهره بودی . . . اما چون تو کم نبودند در آن عصر و او تو را برگزید . نمی دانم آنروز به او چگونه جواب دادی ، اما آنقدر می دانم که نو عروس خانه حیدر شدی .

نامت فاطمه بود ؛ اما دوست نداشتی فاطمه صدایت کند . نخستین بار که تو را فاطمه خواندند ، نشستی و در غم تنهاترین بانوی آسمانی ، زار گریستی و یادش را در دل زنده نگاه داشتی . خود را با آفتاب عظمت او مقایسه نمودی و گفتی : " مرا فاطمه مخوانید . فاطمه کوثر رسول است ، مادر هستی است . من کنیز اویم ، البته اگر این افتخار نصیبم شود . "

و باز مردم دهان ناپاک مدینه سخن آغاز کردند که دیگر حسنین و زینبین روز خوشی نمی بینند ! (مگر نه اینست که همین مردم آنها را یتیم کرده بودند با یاری نکردن علی و فاطمه ؟؟! ) اما آن روز تو با علی شرطی کردی که :

مولای من ! دیگر مرا فاطمه مخوانید که با هر بار بردن نام آن کوثر رسول تن کودکان را لرزان می بینم ! روز اول به خدمت زینب رفتی که طفلی ٦ ساله بود و گفتی که به خدمت خانه و شما آمده ام ! کدبانوی خانه شمائید خانمم ! و این گونه زندگی آغاز شد تا آن زمان که خدا به تو و علی فرزندی عطا کرد .

و باز هم شروع کردند که : دیگر تمام شد . فرزند خودش که بیاید دیگر اولاد زهرا از چشم می افتند اما ...

آن روز که برخاستی کودکان و علی بر سر سفره غذا بودند . عباست را آرام در آغوش گرفتی و نزدشان رفتی و ناگهان همه دیدند بجز زمین که بر گرد سر این کودکان و پدرشان می چرخد کودک شیرخواره ای و مادرش نیز خود به تنهایی گردشی عظیم آفریده اند که عالمیان را انگشت حیرت به دهان گذاشته ...

عباس من به فدایتان ! آرام آرام می گفتی و می گریستی . به فدای تو حسن جان ! به فدای تو زینب جان . به فدای تو ام کلثوم و ناگهان دیگر فدایش کردی ... به فدایت شود حسین فاطمه . من کنیز این خانه ام و شمایان اربابان فضل و کمال ! کنیززاده را چه به برابری و برادری با شما ...

آری ، تو کوثر رسول نبودی ؛ اما درس آموخته مکتب او بودی ، اما اکنون بقیع ، مهمانی تازه دارد . رفتی و عاشقانه در جوار مادر علی ( علیه السلام ) و فرزند او امام حسن مجتبی ( علیه السلام ) رخ در خاک دلربای بقیع کشیدی .

غروب غم انگیز تو بانوی فاطمی سرشت را به حق باوران و شیفتگان خاندان رسول اکرم ( صلوات الله علیه ) تسلیت می گوییم



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/07918234828708488349.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/07918234828708488349.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۲۶, ۱۶:۴۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33218866465077627511.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33218866465077627511.gif)


سوگ نشين نهر علقه

نامش فاطمه دختر حزام بن خالد عامری و مادرش ثمامه بود. در حدود سال پنجم هجری در کوفه و یا اطراف آن متولد گردید. وی در عصر خود یکی از زنان با فضیلت، پرهیزگار، عابد، با تقوا و در شعر و حدیث سرآمد دیگران بود .

پدران ام البنین در دوران قبل از اسلام جزو دلیران عرب محسوب می شدند و مورخان آنان را به دلیری در هنگام نبرد ستوده اند. چنانکه ابوالفرج اصفهانی در کتاب خود دلیری و شجاعت اجداد ام البنین را متذکر شده است .

افزون بر این، آنان علاوه بر شجاعت و قهرمانی، پیشوای قوم خود نیز بودند، چنانکه سلاطین زمان در برابر ایشان سر تسلیم فرود می آوردند .

بی جهت نیست که عقیل بن ابی طالب به امیرالمؤمنین( ع) می گفت: در میان عرب از پدران ام البنین شجاع تر و قهرمان تر یافت نمی شود .

گروهی از مورخان بر آنند که علی(ع) با ام البنین بعد از شهادت حضرت زهرا(س) ازدواج نمود . دسته ای دیگر می گویند که این امر بعد از ازدواج حضرتش با امامه بوده، اما در هر حال ، مسلم است این ازدواج بعد از شهادت صدیقه کبری صورت گرفته است .

گویند عقیل بن ابی طالب که آشنا به انساب عرب بود، پیشنهاد ازدواج ام البنین را به حضرت علی (ع) داد. حضرت این انتخاب را پسندید و او را به خواستگاری نزد پدر ام البنین فرستاد.

حضرت علی ( ع ) با ام البنین ازدواج کرد. ثمره این ازدواج چهار پسر به نامهای عباس( ۲۶- ۶۱ق)، عبدا… ( ۳۶-۶۱ق)، عثمان ( ۳۸-۶۱ق) و جعفر( ۴۰-۶۱ق) بود که تمامی آنها در کربلا به شهادت رسیدند و سرور همه آنان حضرت ابوالفضل العباس (ع) بود .

ام البنین چه در زمان حیات امام علی(ع) و چه بعد از شهادت ایشان برای شوهر گرانقدرش، زنی صمیمی، فداکار و با عفت بود.

این بانوی فداکار وقتی کودکان خرد سال حضرت علی( ع) را دید، بلافاصله تصمیم به خدمت و پرستاری آنان گرفت و در این کار تا حد یک مادر واقعی پیش رفت وفرزندان فاطمه(س) را بر فرزندان خود مقدم داشت و بخش عمده محبت و علاقه خود را متوجه آنان کرد وهمچون مادری مهربان به دلجویی و پرستاری آنان پرداخت.

با کمال خوشرویی و سخنان محبت آمیز با آنها روبرو می شد؛ به خاطر همین وفاداری و رفتار شایسته او بود که زینب به دیدار او می رفت و از او تجلیل به عمل می آورد.

چنانکه گفته اند، پس از چندی به مولا علی(ع) پیشنهاد داد به جای فاطمه که اسم قبلی و اصلی وی بوده، او را «ام البنین» صدا زند، تا حسنین (ع) از ذکر نام اصلی او توسط علی(ع) به یاد مادر خویش فاطمه زهرا (س) نیفتاده و در نتیجه خاطرات تلخ گذشته در ذهنشان تداعی نگردد و رنج بی مادری آنها را آزار ندهد.

به واسطه صفات نیکوی ام البنین بود که حضرت او را گرامی می داشت و از صمیم قلب در حفظ و حرمت او کوشید.

منابع تاریخی هیچ گونه گزارشی از حضورفعال او در زمان امام حسن (ع) و امام حسین(ع) ارائه نکردند. تنها گویند ام البنین در واقعه عاشورا در مدینه بود چنان که به آنانی که عازم سفر بودند، چنین سفارش کرد: چشم و دل مولایم امام حسین (ع) و فرمانبردار او باشید.

البته وقتی بشیر و زینب او را از ماجرای کربلا و شهادت امام حسین (ع) وفرزندانش باخبر نمودند، ام البنین همچنان از امام حسین (ع) خبرگرفت و چون بشیر خبر شهادت آن حضرت را به او داد، ام البنین گفت:

«ای بشیر، بند دلم را پاره کردی!» و صدا و ناله شیون بلند کرد. می گویند بشیر گفت: خداوند به سبب مصیبت مولایمان امام حسین(ع) به شما پاداش بزرگ عنایت کند.

ام البنین گفت: فرزندان من و آنچه در زیر آسمان است، فدای حسینم باد !
به گفته علامه مامقانی، این شدت علاقه ، کاشف از علو مرتبه او در ایمان، و قوت معرفت او به مقام امامت است که شهادت چهار جوان خود را که نظیر ندارند در راه دفاع از امام زمان خویش سهل می شمارد .

به هر حال، فقدان فرزندانش او را متأثر و ناراحت کرده بود، چنانکه وقتی حضرت زینب(س) سپر خونین حضرت عباس را به عنوان یادگاری به ام البنین نشان داد، وی تا آن را دید چنان دلش سوخت که نتوانست تحمل کند و بی هوش بر زمین افتاد.

وی هر روز برای فرزندش عباس نوحه سرایی می کرد و فرزند او عبید اله را نیز به همراه خود می آورد. مردم مدینه برای شنیدن نوحه او گرد می آمدند و به سبب جانسوز بودن نوحه سرایی او همگی اشک می ریختند.

باید گفت، آمدن ام البنین به بقیع نوعی انقلاب بر ضد بنی امیه و آگاهی مردم از ژرفای مصیبت بود. پس از آگاهی از جریان عاشورا و شهدای آن واقعه، ام البنین مجلس سوگواری و مصیبت در خانه اش برپا کرد. زنان بنی هاشم در آن جا گرد آمدند و برای امام حسین( ع) و خاندانش گریه کردند.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/17030961389607695947.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/17030961389607695947.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۲۶, ۱۶:۴۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/80315021771266641667.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/80315021771266641667.gif)




وفات خانم ام البنین سلام الله عليها

بنا بر قول مشهور، این بانوی بزرگوار در ۱۳ جمادی الثانی سال ۶۴ ق وفات یافت و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد .

چنانکه اشاره شد، وی صاحب چهار پسر به نامهای عباس، عبدا… ، عثمان و جعفربود. در این میان، نوادگان عباس که اکثر آنان درعربستان، عراق، مصر، اردن، ایران و ترکمنستان پراکنده می باشند، در علم و ادب، شعر و حدیث سرآمد عصر خویش بودند.

از جمله ابویعلی حمزه بن قاسم بن علی بن حمزه بن حسن بن عبیداله بن عباس از محدثان مورد اعتماد شیعه و صاحب کتاب «التوحید»، «الزیاره» و «المناسک» می باشد که مزار او در حله معروف است و مردم آنجا را زیارت می کنند .




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/93367341644908763138.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/93367341644908763138.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۲۶, ۱۷:۴۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/80282293651891700426.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/80282293651891700426.gif)


ام البنین علیهاالسلام از نگاه اهل بيت عليهم السلام

محبت بی‏ شائبه ام البنین در حق فرزندان رسول خدا صلی‏ الله‏علیه‏و‏آله و فداکاری فرزندان وی در راه سیدالشهدا، در تاریخ بی ‏پاسخ نماند.

اهل بیت علیهم‏السلام هم در احترام و بزرگ‏داشت وی کوشیدند و بسیار از او قدردانی کرده، او را سپاس گفتند.

زینب کبری علیهاالسلام پس از رسیدن به مدینه، به محضرش شتافت و شهادت فرزندانش را به او تسلیت گفت.

ایشان هم‏چنین در مناسبت‏های دیگر مثل عیدها، برای ادای احترام، به محضر ام البنین علیهاالسلام مشرّف می‏شد.





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/18562886139948281041.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/18562886139948281041.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۲۶, ۱۷:۵۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/16255523762517791227.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/16255523762517791227.gif)



حضرت ام البنين علیهاالسلام در نگاه علما

عالم جلیل ‏القدر، زین ‏الدین عاملی، شهید ثانی درباره حضرت ام‏البنین علیهاالسلام می‏گوید:

«ام‏البنین از بانوان با معرفت و پر فضیلت بود. نسبت به خاندان نبوت، محبت و دلبستگی خالص و شدید داشت و خود را وقف خدمت به آن‏ها کرده بود.

خاندان نبوت نیز برای او جایگاه والایی قائل بودند و به او احترام ویژه می‏گذاشتند.»

هم‏چنین علامه سید محسن امین می‏گوید: «ام البنین علیهاالسلام ، شاعری خوش‏بیان و از خانواده‏ای اصیل و شجاع بود.»

علی محمد علی دُخَیِّل، نویسنده معاصر عرب در وصف این بانوی بزرگوار می‏نویسد:

«عظمت این زن (ام البنین) در آن‏جا آشکار می‏شود که وقتی خبر شهادت فرزندانش را به او می‏دهند، به آن توجه نمی‏کند، بلکه از سلامت حضرت امام حسین علیه‏السلام می‏پرسد؛ گویی امام حسین علیه‏السلام فرزندِ اوست نه آنان».




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/40650459465304583973.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/40650459465304583973.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۲۶, ۱۸:۲۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49142689500858661598.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49142689500858661598.gif)

من فاطمه بانوی بیت مرتضایم
من همدم تنهایی شیر خدایم

من همنشین فاتح و بدر و حنینم
من مادر عباس علمدار حسینم

روزی که من همخانه گشتم با شه عشق
روزی که پایم را نهادم در ره عشق

بر درب بیت شاه مردان ایستادم
خم گشتم و بر دست زینب بوسه دادم

گفتم به زینب من کنیزم در بر تو
من نآمدم اینجا به جای مادر تو

هر چند نامم فاطمه باشد عزیزم
اما بدان بر مادرت زهرا کنیزم

من که در این دلدادگی در شور و شینم
تا زنده ام خاک کف پای حسینم

ای زینب ای بانوی از غربت غمینم
دیگر در این خانه مخوان ام البنینم

امشب مدینه می دهد بوی گل یاس
پر میزند ام البنین، مادر عباس

ام البنین بانوی بیت مرتضی بود
او روضه خوان ماجرای کربلا بود

بر طفل خود عباس داد او درس ایثار
از کودکی می گفت بر طفلش علمدار

می گفت عباسم تو که در شور و شینی
در کربلای عشق سقای حسینی


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/03188202747527587628.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/03188202747527587628.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۲۶, ۱۹:۳۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_12358063980500116470.jpg



ای بانو، ای فاطمه دیگر خانه علی!


درود بی کران خداوند و رسولش بر تو.
خوب یتیم نوازی کردی،
خوب فرزندان فاطمه را در آغوش پر مهر خویش گرفتی،
خوب فرزندانت را محب فرزندان فاطمه تربیت کردی.


ای مادر ماه بنی هاشم!
ای مادر فضایل و کرامات بی شمار
و ای مادر پسران دلیر و پر توان!


رحمت به تو و بر فرزندان دلیرت.
چه بر دهان آنان نهادی که هنوز غریو
غیرتمندانه آنان به گوش می رسد.


چه دستی بر سر آنان کشیدی که سایه مهر و عطوفتت
هنوز بر دلهای سودازده حماسه می آفریند
و چه نگاهی به فرزندانت انداخنی
که هریک از آنها در اندازه آسمان رشد کرده اند.


آسمان باید در مقابل بزرگواری تو سجده کند
که به هر چه خوبی بود فرزندانت را متمایل کردی


و آنان را با تمام مردانگی،
مردانی از جنس احساس و عشق پروریدی....


آری ای فاطمه،
عباس شیرمرد مردستان عاشورا،
نام آورترین فرزند توست.


اکنون که رحل اقامت به جهان دیگری افکنده ای،
سلام ما را به فرزندت برسان و چشمان سرشار از
وفا و مهربانی او را از جای ما ببوس!...



اما خدا صبرت دهد فاطمه!
اکنون که پس از گذشت سالها،
فرزند دلبندت را با چشمانی خونین،
فرقی شکافته و دستانی جدا از تن می نگری!


درود خداوند بر تو و بر فرزندان رشید تو
ای مادر ماه تشنه، ای ام البنین




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/40515550909577627891.jpg

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۲/۲۶, ۱۹:۳۷
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/91408618503214595570.jpg


http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif



روحِ وفا

ممنونم از تو مادر، من را تو پروراندی

شهد وفا و غیرت، بر جان من چشاندی

گفتی که همچو بابا، از هر گُنه برّی باش

رفتی میون میدون، همیشه حیدری باش

من این همه ادب را، درس از شما گرفتم

من از صفای روحت، روحِ وفا گرفتم

از زحمت تو مادر، شد حالِ من خدایی

با شورِ تو ابالفضل، گردیده کربلایی

وقت وداع آخر، گفتی به شور و شین باش

تو کربلا عزیزم، قربونیِ حسین باش

وقتی که تو شنیدی، گشتم شهید و عطشان

ناله زدی و گفتی، ای وای غریب حسین جان

تا ذکر یا حسینت، را در جنان شنیدم

در پیش روی زهرا، کردی تو رو سفیدم

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68475214909659931804.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۲۶, ۲۱:۲۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_68213798376873458364.jpg


سلام برتو اي بانوي مهرو عاطفه

چه نیک آرمیده‏ای! چقدر آسوده، صورت به خاک نهاده‏ای!

انگار همین دیروز بود! علی علیه‏السلام به عقیل فرمود: برایم از قبیله‏ای رشید و شجاع، همسری بیاب!

و تو، برگزیده این انتخاب بودی تا قدم به خانه وحی بگذاری

تا سایه مهربانی‏ات را مادرانه، بر خانه وحی بگسترانی.

که تو هم فاطمه بودی؛ فاطمه‏ای که می‏خواست جگر گوشه‏های بانویش فاطمه علیهاالسلام را پناه باشد!

فاطمه‏ای که می‏خواست زینبِ فاطمه علیهاالسلام را مادری کند! فاطمه‏ای که می‏خواست حسین فاطمه علیهاالسلام را عاشقانه خدمت کند!

تو آمدی! یعنی باید می‏آمدی! تا مادر حماسه شوی و حماسه را در دامان خود بپروری.

هنوز تاریخ، لحظه ورودت به خانه وحی را به خاطر دارد!

تو، عروس مهربانی‏ها و خوبی‏ها، قدم به خانه نگذاشتی و گفتی: تا دختر بزرگ خانه اجازه نفرماید، وارد نمی‏شوم.

و این، از بانویی چون تو، دور نبود، که همه تاریخ، به ادب و نجابت و وقار تو سوگند می‏خورد.

تو آمدی و خاتون مهربان خانه شدی، تا زینب علیهاالسلام ، سنگ صبوری برای درد دل داشته باشد.

تا حسین علیه‏السلام ، بیش از این، در اندوه کوچه‏های بنی هاشم، تنها نماند.

تا حسین علیه‏السلام ... آه! همه می‏دانند که تو چقدر فرزندان فاطمه علیهاالسلام را دوست می‏داشتی.

آن‏قدر، به فرزندان بانویت فاطمه علیهاالسلام ، عشق داشتی که به مولایت علی علیه‏السلام گفتی:

مولا! دیگر مرا فاطمه خطاب نکنید؛ به خدا تاب اندوه کودکان بانو را ندارم؛ نام فاطمه علیهاالسلام دل زینب را به درد می‏آورد. و آنوقت تو شدی ام البنین؛ مادر سروهای آزاده!

تو آمدی تا نوری دیگر از خانه علی علیه‏السلام ساطع شود و شعاعش، همه هستی را به تماشا بخواند. با تو، نور علی نور، تحقق یافت و ماه بنی هاشم، قمر منظومه ولایت گردید و به حق، تو لایق این ماه بودی.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69400341170706269452.jpg

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۲/۲۶, ۲۱:۲۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_95152639116038597722.jpg


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/17001747626964983472.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/66731138075487154035.gif

السلام عليكِ يا زوجة ولى الله،
السلام عليكِ يا زوجة امير المؤمنين،
السلام عليكِ يا ام البنين،
السلام عليكِ يا ام العباس ابن امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام،
رضى الله تعالى عنك وجعل منزلكِ وماواكِ الجنه ورحمة الله وبركاته ...

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21811801151670479701.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34114562910705057057.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۲/۲۶, ۲۲:۵۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/17_Untitled-1.gif

http://www.shiaupload.ir/images/29904631390657799852.png

دیگر مرا ام البنین نخوانید!

دیگر مرا ام البنین نخوانید؛ تا جای پای خاطرات برهنه کودکی های پسرانم در ساحل خالی دریای توفانی خیالم، با اندوه مادرانه ام، پُر نشود!

کدام تندیس تاریخی، در میانه میدان شهر آرزوهای زیر تیغ رفته ام، می تواند گوشه ای از پیکره دست نیافتنی عباس علیه السلام را تجسمی دوباره بخشد؟

آن بغض پنهان در رجزهای ناخوانده «ابن اسداللّه » که در ابهت غرش هیچ شیری بازگو نخواهد شد، تارهای حنجره زخمی مرا نیز از صدای زندگی انداخته است!

مرا به نام مادر خطاب نکنید، تا گهواره عقاب تیزبال بنی هاشمی ام، بر فرار قله کوه های غرورم، با لرزش دستان ناامیدم از حرکت باز نایستد!

چه کسی برق آسمان چشمان درخشان او را به باران خون و اشک تبدیل کرد؛ بی آن که از صدای رعدآسای تکان بال و پرش بهراسد؟

پدرش علی علیه السلام که دست خدا بود، او را به دور دست ترین نقطه آسمانی، مشق پرواز داده بود تا پنجه هیچ کفتاری نتواند بال و پرش را زخمیِ خیانت خویش کند!

آه از آن لحظه ای که عقابی بر زمین بیفتد!

همین است که از عاشورای خبر مصیبت علقمه تا کنون، زمین زیر پایم می لرزد و من برای پیری ام، عصایی نمی یابم جز قامت خمیده زینب علیهاالسلام که مهتاب نیمه جان شب های کوری دلم گشته!
نزهت بادی

http://www.shiaupload.ir/images/29904631390657799852.png

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۲۷, ۰۲:۲۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/59027379804862648998.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/59027379804862648998.jpg)


در طول تاریخ افراد زیادی زندگی می کردند، که هر چه در توانشان بود به کار بسته، تا از خود نام نیکی بجای بگذارند!

اما اکثریت مطلق آنها یا فراموش شدند، یا به آنچه می خواستند نرسیدند!

در مقابل آن، بسیار اتفاق افتاده، که افرادی، مطلقا دنبال اسم و رسم نبودند، و هر آنچه داشتند هم، در راه خدا، و در کمال گمنامی نثار نمودند، اما خداوند در عوض این فداکاری آنها، یادشان را در میان ملتها، به نیکی زنده داشت!

چنانکه خداوند متعال در آیه 96 از سوره مبارکه مریم، این مطلب را بیان داشته که :

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا

كسانيكه ايمان آورده و عمل صالح انجام داده اند ، خداوند رحمان محبت آنها را در دلها مي افكند .

و حافظ هم، در این بیت زیبا فرموده که:



تو بندگي چو گدايان به شرط مُزد مكن /// كه دوست خود روش بنده پروري داند




شاید با جرأت بتوان گفت، یکی از بهترین مصادیقی که برای این مطالب می توان یافت، بانوی بزرگوار اسلام، حضرت امّ البین(س)، همسر امیرالمومنین علی(ع)، و مادر قمر بنی هاشم(ع) است، بانویی که غیر از تواضع و اطاعت، در محضر ولیّ زمان خود، کاری انجام نداد !

بانویی که بعد از گذشت مدتي از زندگي مشترکش با امیرالمومنین(ع) ، حتی نخواست نامی از خودش باقی گذارد، و به حضرت پيشنهاد کرد که به جاي «فاطمه»، که اسم اصلي اش بود، او را ام البنين صدا زند، تا فرزندان حضرت زهرا (س) از ذکر نام اصلي او توسط پدرشان، به ياد مادر خويش، فاطمه زهرا (س) نيفتند و در نتيجه، خاطرات گذشته، در ذهن آن ها زنده نشود و رنج بي مادري، آن ها را آزار ندهد!

خداوند متعال هم در این دنیا از ایشان، که از هر آنچه داشت (از جوانی و فرزندان گرفته، تا حتی نامش، گذشت و) در راه ولایت نثار کرد، نامی نیک و جاودانه در طول تاریخ باقی گذاشت!



بندگي كن تا كه سلطانت كنند /// تن رها كن تا كه جانانت كنند


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/50116169750809147654.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/50116169750809147654.jpg)

دلواپس
۱۳۹۰/۰۲/۲۷, ۰۵:۲۷
نگیر از شب من آفتاب فردا را
نبند روی من آن چشمه‏ های زیبا را

تو گاهواره ماه و ستاره ‏ها هستی
خدا به نام تو کرده است آسمان‏ها را

تو در ادامه هاجر به خاک آمده‏ ای
که باز سجده کنی امتحان عظمی را

خدا سپرده بدستت چهار اسماعیل
که چشمه چشمه گلستان کنند دنیا را

چه کرده‏ ای که به آغوش مهربانی تو
سپرده ‏اند جگر گوشه ‏های زهرا (علیهاالسلام) را

بگو چه بر سر بانوی آب آمده است
که باز می‏شنوم رود رود دریا را

تبر چگونه شکسته‏ ست شاخه و برگ تو را
چطور خم شده ‏ای بر زمین، سپیدارا!

بخوان! دوباره بخوان با گلوی مرثیه‏ ها
حدیث تشنه‏ ترین دست‏ های صحرا را

از آسمان به زمین آمده است گیسویت
که سربلند کند دختران حوّا را

http://sheikh.persiangig.com/image/madine/baghee.JPG

دلواپس
۱۳۹۰/۰۲/۲۷, ۰۵:۳۶
منم که سایه نشین و جود مولایم
کنیز خانه غم؛ خاک پای زهرایم

منم که خانـــه به دوش غــم علی هستم
منم که همقدم محنت ولی هستم

منم که شاهد زخم شکسته ابرویم
انیس گریه به یاس شکسته پهلویم

منم که در همه جا در تب حسن بودم
منم که شاهد خون لب حسن بودم

منم که جلوه حق را به عین می دیدم
خدای را به جمال حسین می دیددم

منم که بوده دلم صبح و شام با زینب
منم میان همه؛ هم کلام با زینب

منم که سوگ گلستان و باغبان دارم
به سینه زخم غم کربلائیان دارم

منم که ظهر عطش را نمی برم از یاد
چهار لاله بی سر ز من به خاک افتاد

منم که مادر عشق و امید و احساسم
فدای یک سر موی حسین عباس

مخوان جانا دگر ام البنینم‏..
که من با محنت دنیا قرینم‏

مرا ام البنین گفتند، چون من‏..
پسرها داشتم ز آن شاه دینم‏

جوانان هر یکى چون ماه تابان‏..
بدندى از یسار و از یمینم‏

ولى امروز بى بال و پرستم‏..
نه فرزندان، نه سلطان مبینم‏

مرا ام البنین هر کس که خواند..
کنم یاد از بنین نازنینم‏

به خاطر آورم آن مه جبینان‏..
زنم سیلى به رخسار و جبینم

به نام عبد الله و عثمان و جعفر..
دگر عباس آن دُرّ ثمینم‏

http://tabrizi.org/fa/wp-content/uploads/omolbanin-fg.jpg

seyed yasin
۱۳۹۰/۰۲/۲۷, ۱۰:۱۲
در رثاي ام البنين عليهاالسلام
اين جا مزار فاطمه عليهاالسلام ،ام البنين است
يا مادري غم ديده مدفون زمين است
اين جا نهاده سر به خاك غربت و غم مظلومه اي كز مرگ گل هايش غمين است
در دامنش پرورده سرداري چو عباس
آري چنين زن، مادري شيرآفرين است
شد جان او آزرده از رنج زمانه
بر سينه اش چون لاله داغي آتشين است
محسن صافي

دلواپس
۱۳۹۰/۰۲/۲۷, ۱۱:۳۳
عظم الله أجورنا و أجوركم بذكرى وفاة باب الحوائج أم البنين عليها السلام

http://www.alhsa.com/forum/imgcache2/108917.gif

من خادمه در خانه شاه ولایم
جارو کش صحن و سرای مرتضایم

من امدم اینجا نه از بهر عزیزی
من آمدم در خانه حیدر کنیزی

خدمتگزار کودکان مه جبینم
من مادر عباسم و ام البنینم

در چشم خود بحری ز خون اشک دارم
من خاطری بد از فرات و مشک دارم

غم نیست گر عباس را در خون کشیدند
یا اینکه با شمشیر دستش را بریدند

چشمش اگر زخمی است این تاوان عشق است
در جنت فردوس او مهمان عشق است

گر جسم او در علقمه شد پاره پاره
شادم که زهرا کرده ماهم را نظاره

تنها غمم اینست او آبی نیاوُرد
با رفتنش امید را از خیمه ها برد

تا هست این دنیا و من زنده هستم
از مادر اصغر بسی شرمنده هستم

http://dl.glitter-graphics.net/pub/263/263171lxlble1hnk.gif

http://www.alhsa.com/forum/imgcache2/108918.gif

http://www.alhsa.com/forum/imgcache2/108919.gif

http://www.alhsa.com/forum/imgcache2/108920.gif

سلمان فارسی
۱۳۹۰/۰۲/۲۷, ۱۶:۲۳
سلام!!!سالروز وفات مادر حضرت عباس (عليه السلام)بر تمامي شيعيان جهان تسليت باد!!!
مادرم نبودي ببيني تو كربلا عباست چكار كرد!!!مادرم عباس تو بلا گردون حسين (ع)شد.مادرم عباس نزد حضرت زهرا(س)شما را روسفيد كرد.!!!

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۲/۲۷, ۱۷:۴۳
http://www.hajismaeeli.com/files/om1.jpg (http://www.hajismaeeli.com/files/om1.jpg)

http://www.azzahraqr.net/forum/images/smilies/90.gifhttp://www.azzahraqr.net/forum/images/smilies/90.gifhttp://www.azzahraqr.net/forum/images/smilies/90.gif

امشب عزا گرفته‌ي غوغاي مادرم
هستم خموش و گوش به آواي مادرم

گر منصبم چنين شده «سقاي تشنه لب»
اين است مرحمت از دعاهاي مادرم

http://www.azzahraqr.net/forum/images/smilies/90.gifhttp://www.azzahraqr.net/forum/images/smilies/90.gifhttp://www.azzahraqr.net/forum/images/smilies/90.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۲/۲۷, ۱۷:۵۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_omolbanin5.gif


مادر ادب

سید عبدالحمید کریمی

ای همسر بافضیلت امیرالمؤمنین علیه السلام ، دختر دلاوران عرب، ام البنین!
خدا تو را رحمت کند! نیک همسری برای علی علیه السلام بودی؛ هم او که به برادرش عقیل فرمود: زنی را به همسریم اختیار کن که فرزندانی شجاع برایم به دنیا آورد و «عقیل»، نام تو را بر زبان آورد که شجاع تر از پدران تو، در عرب نبوده است.
و تو، چهار پسر رشید برای علی علیه السلام آوردی تا دوست داران فرزندان زهرا علیهاالسلام باشند و فدائیان حسین علیه السلام در روز عاشورا.
اگر تو نبودی، چگونه در کربلا، «عباس» دلاور، علمدار دلیر حسین می شد که یزید، لعنت خدا بر او باد ـ از شجاعت او در نگهداری عَلَم در شگفت مانده بود؛ آن جا که دید بر پیکر علم سپاه حسین، تیر بسیار نشسته، مگر جای دست های علمدار. حیرت زده پرسید: این عَلَم در دست چه کسی بوده است، که با این همه تیر، علم را رها نکرده است؟
ای بانوی شرافت و ادب! کرامت تو را می شود در زلال آیینه اباالفضلت دید؛ آن جا که امان نامه شیطان را به سینه خاک کوبید و گفت: حیرتا! زاده ام البنین امان داشته باشد، اما میوه نازنین رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم زاده زهرای مطهّر، امان نداشته باشد؟
اگر تو همسر امیرالمؤمنین نبودی، چه کسی ماه بلند بالای بنی هاشم را به دنیا می آورد، که از طلعت زیبا و جمال دل آرایش، عرب، انگشت حیرت به دندان می گزید؟
بانوی بافضیلت بودی که ابوالفضل را چنان تربیت کردی، تا پشت و پناه حسین و لشگرش باشد و از کشته های دشمن، پشته بسازد.
مرحبا به مادریت، ای مادر ادب! که به نوباوگان خویش فرمودی: از سر ادب. به گل های زهرا علیهاالسلام ، «آقا و مولا» خطاب کنند، نه «برادر». خدا تو را رحمت کند.
هنوز صدای مرثیه هایت در بقیع، در گوش زمان جاری است:
دیگر به من «مادرِ پسران» نگویید؛ چون مرا به یاد شیران قوی پنجه ام می اندازید. من پسرانی داشتم که مرا به نام آنها، «ام البنین» می خواندند.
اما اکنون دیگر برای من پسری نمانده است؛ چهار فرزندم، همچون عقابان تیز پنجه بودند که با مرگ سرخ، زندگی را وداع گفتند.
ای مادر وفا، که روح شریف چهار پسر وفادارت ـ «عباس و جعفر و عثمان و عبداللّه » تجلی گاهِ وفای تو به علی علیه السلام و اولاد علی علیه السلام گردید.
که وفای آنان، درخششی از وفای تو بود!
آیا از شجاعت پدرانت که در رگ های تو جاری بود و از شرافت و فضیلتی که در تو می جوشید، غیر از این انتظار می رفت که فرزندت، قمر بنی هاشم، عبّاس رشید باشد که بر فوج اهریمنان تاخت.
چه نیک می شناختی فرزندانت را که در رثای آنان سرودی:
به من خبر دادند که عباس، با دست های بریده، با صورت به زمین افتاده اما پسرم! می دانم که اگر عمود آهنین بر سرت نمی کوفتند و شمشیر در دست می داشتی، هیچ کس یارای نزدیک شدن به تو را نداشت.
خدا تو را رحمت کند، ای شجاع زاده شجاع پرور، مادر پسران، ام البنین!


http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQzyWHlSk1Ns2ilOBZlhP6cJtcnMFhpA E7Y7sbHqOUHqgpPlkXNNg (http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQzyWHlSk1Ns2ilOBZlhP6cJtcnMFhpA E7Y7sbHqOUHqgpPlkXNNg)

parsa
۱۳۹۰/۰۲/۲۷, ۲۰:۱۹
http://s18.rimg.info/39ea0b85132672b62c1bf0ca85736cfd.gif


پدران ام البنین در دوران قبل از اسلام جزو دلیران عرب محسوب می شدند و مورخان آنان را به دلیری در هنگام نبرد ستوده اند. چنانکه ابوالفرج اصفهانی در کتاب خود دلیری و شجاعت اجداد ام البنین را متذکر شده است.

افزون بر این، آنان علاوه بر شجاعت و قهرمانی، پیشوای قوم خود نیز بودند، چنانکه سلاطین زمان در برابر ایشان سر تسلیم فرود می آوردند. بی جهت نیست که عقیل بن ابی طالب به امیرالمؤمنین(ع) می گفت: در میان عرب از پدران ام البنین شجاع تر و قهرمان تر یافت نمی شود.

گروهی از مورخان بر آنند که علی(ع) با ام البنین بعد از شهادت حضرت زهرا(س) ازدواج نمود. دسته ای دیگر می گویند که این امر بعد از ازدواج حضرتش با امامه بوده، اما در هر حال، مسلم است این ازدواج بعد از شهادت صدیقه کبری صورت گرفته است.

گویند عقیل بن ابی طالب که آشنا به انساب عرب بود، پیشنهاد ازدواج ام البنین را به حضرت علی (ع) داد. حضرت این انتخاب را پسندید و او را به خواستگاری نزد پدر ام البنین فرستاد. حضرت علی (ع) با ام البنین ازدواج کرد. ثمره این ازدواج چهار پسر به نامهای عباس(۲۶- ۶۱ق)، عبدالله (۳۶-۶۱ق)، عثمان (۳۸-۶۱ق) و جعفر(۴۰-۶۱ق) بود که تمامی آنها در کربلا به شهادت رسیدند و سرور همه آنان حضرت ابوالفضل العباس (ع) بود.

ام البنین چه در زمان حیات امام علی(ع) و چه بعد از شهادت ایشان برای شوهر گرانقدرش، زنی صمیمی، فداکار و با عفت بود. این بانوی فداکار وقتی کودکان خرد سال حضرت علی( ع) را دید، بلافاصله تصمیم به خدمت و پرستاری آنان گرفت و در این کار تا حد یک مادر واقعی پیش رفت وفرزندان فاطمه(س) را بر فرزندان خود مقدم داشت و بخش عمده محبت و علاقه خود را متوجه آنان کرد وهمچون مادری مهربان به دلجویی و پرستاری آنان پرداخت. با کمال خوشرویی و سخنان محبت آمیز با آنها روبرو می شد؛ به خاطر همین وفاداری و رفتار شایسته او بود که زینب به دیدار او می رفت و از او تجلیل به عمل می آورد.

چنانکه گفته اند، پس از چندی به مولا علی(ع) پیشنهاد داد به جای فاطمه که اسم قبلی و اصلی وی بوده، او را «ام البنین» صدا زند، تا حسنین (ع) از ذکر نام اصلی او توسط علی(ع) به یاد مادر خویش فاطمه زهرا (س) نیفتاده و در نتیجه خاطرات تلخ گذشته در ذهنشان تداعی نگردد و رنج بی مادری آنها را آزار ندهد. به واسطه صفات نیکوی ام البنین بود که حضرت او را گرامی می داشت و از صمیم قلب در حفظ و حرمت او کوشید.

منابع تاریخی هیچ گونه گزارشی از حضورفعال او در زمان امام حسن (ع) و امام حسین(ع) ارائه نکردند. تنها گویند ام البنین در واقعه عاشورا در مدینه بود چنان که به آنانی که عازم سفر بودند، چنین سفارش کرد: چشم و دل مولایم امام حسین (ع) و فرمانبردار او باشید؛ البته وقتی بشیر و زینب او را از ماجرای کربلا و شهادت امام حسین (ع) وفرزندانش باخبر نمودند، ام البنین همچنان از امام حسین (ع) خبرگرفت و چون بشیر خبر شهادت آن حضرت را به او داد، ام البنین گفت: «ای بشیر، بند دلم را پاره کردی!» و صدا و ناله شیون بلند کرد. می گویند بشیر گفت: خداوند به سبب مصیبت مولایمان امام حسین(ع) به شما پاداش بزرگ عنایت کند.

ام البنین گفت: فرزندان من و آنچه در زیر آسمان است، فدای حسینم باد!

به گفته علامه مامقانی، این شدت علاقه ، کاشف از علو مرتبه او در ایمان، و قوت معرفت او به مقام امامت است که شهادت چهار جوان خود را که نظیر ندارند در راه دفاع از امام زمان خویش سهل می شمارد.

به هر حال، فقدان فرزندانش او را متأثر و ناراحت کرده بود، چنانکه وقتی حضرت زینب(س) سپر خونین حضرت عباس را به عنوان یادگاری به ام البنین نشان داد، وی تا آن را دید چنان دلش سوخت که نتوانست تحمل کند و بی هوش بر زمین افتاد.

وی هر روز برای فرزندش عباس نوحه سرایی می کرد و فرزند او عبید الله را نیز به همراه خود می آورد. مردم مدینه برای شنیدن نوحه او گرد می آمدند و به سبب جانسوز بودن نوحه سرایی او همگی اشک می ریختند. باید گفت، آمدن ام البنین به بقیع نوعی انقلاب بر ضد بنی امیه و آگاهی مردم از ژرفای مصیبت بود. پس از آگاهی از جریان عاشورا و شهدای آن واقعه، ام البنین مجلس سوگواری و مصیبت در خانه اش برپا کرد. زنان بنی هاشم در آن جا گرد آمدند و برای امام حسین( ع) و خاندانش گریه کردند.

● وفات ام البنین

بنا بر قول مشهور، این بانوی بزرگوار در ۱۳ جمادی الثانی سال ۶۴ ق وفات یافت و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

چنانکه اشاره شد، وی صاحب چهار پسر به نامهای عباس، عبدا… ، عثمان و جعفربود. در این میان، نوادگان عباس که اکثر آنان درعربستان، عراق، مصر، اردن، ایران و ترکمنستان پراکنده می باشند، در علم و ادب، شعر و حدیث سرآمد عصر خویش بودند؛ از جمله ابویعلی حمزه بن قاسم بن علی بن حمزه بن حسن بن عبیدا… بن عباس از محدثان مورد اعتماد شیعه و صاحب کتاب «التوحید»، «الزیاره» و «المناسک» می باشد که مزار او در حله معروف است و مردم آنجا را زیارت می کنند.



http://s18.rimg.info/39ea0b85132672b62c1bf0ca85736cfd.gif

parsa
۱۳۹۰/۰۲/۲۷, ۲۰:۱۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76824946922551422656.jpg


باغ گل یاس سلام علیک *** مادر عباس سلام علیک

معرفتت زبانزد عالم است *** هر چه بگویم ز وصفت کم است


ای شده محرم به ولای علی *** فاطمه دوم بیت علی

اختر تابنده برج ادب *** شیرزن خیل زنان عرب

باغ گل یاس سلام علیک *** مادر عباس سلام علیک

معرفتت زبانزد عالم است *** هر چه بگویم ز وصفت کم است

تو عالم و صابر و آزاده ای *** چهار پسر بهر علی زاده ای

چهار پسر نه چهار قرص قمر *** چهار ستاره چهار نور بصر

تو گفته ای ای گل باغ عفاف *** با پسر فاطمه شام زفاف

کی همه جا چشم و چراغ همه *** منم کنیز مادرت فاطمه

همدم نور احدی فاطمه *** عروس بنت اسدی فاطمه

تو بانوی بیت علی گشته ای *** دور حسین بن علی گشته ای

تا که در آن بیت مقرب شدی *** از دل و جان عاشق زینب شدی


http://s18.rimg.info/39ea0b85132672b62c1bf0ca85736cfd.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۲۷, ۲۲:۴۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/93694738807100581764.jpg


دیگر مرا ام البنین نخوانید!

دیگر مرا ام البنین نخوانید؛ تا جای پای خاطرات برهنه کودکی های پسرانم در ساحل خالی دریای توفانی خیالم، با اندوه مادرانه ام، پُر نشود!
کدام تندیس تاریخی، در میانه میدان شهر آرزوهای زیر تیغ رفته ام، می تواند گوشه ای از پیکره دست نیافتنی عباس علیه السلام را تجسمی دوباره بخشد؟
آن بغض پنهان در رجزهای ناخوانده «ابن اسداللّه » که در ابهت غرش هیچ شیری بازگو نخواهد شد، تارهای حنجره زخمی مرا نیز از صدای زندگی انداخته است!
مرا به نام مادر خطاب نکنید، تا گهواره عقاب تیزبال بنی هاشمی ام، بر فرار قله کوه های غرورم، با لرزش دستان ناامیدم از حرکت باز نایستد!
چه کسی برق آسمان چشمان درخشان او را به باران خون و اشک تبدیل کرد؛ بی آن که از صدای رعدآسای تکان بال و پرش بهراسد؟
پدرش علی علیه السلام که دست خدا بود، او را به دور دست ترین نقطه آسمانی، مشق پرواز داده بود تا پنجه هیچ کفتاری نتواند بال و پرش را زخمیِ خیانت خویش کند!
آه از آن لحظه ای که عقابی بر زمین بیفتد!
همین است که از عاشورای خبر مصیبت علقمه تا کنون، زمین زیر پایم می لرزد و من برای پیری ام، عصایی نمی یابم جز قامت خمیده زینب علیهاالسلام که مهتاب نیمه جان شب های کوری دلم گشته!


نزهت بادی




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/40515550909577627891.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۲۷, ۲۳:۰۴
http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSJp47IqHlzlYpWKVMLxx1SyXeWNpYqi L7USBNAFZKtfPDna-ID&t=1




خواستگاری از ام البنین علیهاالسلام

بعد از این که عقیل شجره‏نامه‏های اَعراب را بررسی و ام‏البنین را انتخاب کرد، حضرت علی علیه‏السلام ، او را نزد پدر ام‏البنین فرستاد. پدرخشنود از این وصلت مبارک، نزد دختر خود شتافت و موضوع را در میان گذاشت. ام البنین نیز با سربلندی و افتخارْ پاسخ مثبت داد و پیوندی همیشگی بین وی و مولای متقیان علی بن ابی‏طالب علیه‏السلام برقرار شد.
امام علی علیه‏السلام ، در همسرش عقلی سترگ، ایمانی استوار، آدابی والا و صفاتی نیکو مشاهده کرد و او را گرامی داشت و از صمیم قلب در حفظ حُرمت او کوشید.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68475214909659931804.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۲۷, ۲۳:۰۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_25173641209383082031.jpg




خداحافظ، مادر کربلا!


غریبانه می روی؛ می روی تا خاک، غم رفتنت را به دوش بکشد. دنیایی درد را با خود می بری. تو مادر پسرانی که در کمتر از یک روز، پرنده شدند. دامانت، خوابگاه روزهای تنهایی زینب بود. دست هایت، بوی حسنین را می دهد. تو آغاز عاشقانه ترین روزهای مادرانه بوده ای. خاک مرقدت، قدمگاه عاشقان شده است. کبوترها خاکت را برای شفا می برند.
غیر از تو، کدام زنی را می توانم سراغ بگیرم که زیر بار این همه داغ، آنی زانویش نلرزیده باشد؟! اشک روزهای تنهایی ات بیش از آنکه بوی باب الحوایج بدهد، بوی لب های تشنه حسین علیه السلام را می دهد؛ بوی بی قراری اسارت زینب، بوی دست های بریده قمر بنی هاشم. تو مادر زیباترین ماه شب چهاردهم دنیایی! چهار پسرت را قربانی کرده اند و تو شادمانی که سربلند از امتحان بیرون آمده ای. اسماعیل هایت را به قربانگاه فرستادی و کوچه را با اشک هایت پشت سرشان آب پاشی کردی و آه هایت بدرقه راهشان شد. دلشوره بازگشت کاروان سفر رفته،تابت کرده بود. عشق در ثانیه های بی قراری ات تپید و گل های معطر، عطر نفس های تو را شکوفه زدند. تمام غنچه ها نام تو را با شبنم بر گلبرگ هایشان نوشتند.
نمی دانم خدا تو را کی و کجا آفرید؛ ولی می دانم به بهشت نزدیک تر از فرشته هایی. نمی دانم خدا تو را در باغ های ازل آفرید یا روزهای اردیبهشتی بهشت؟
لبخند تو لبریز شادی شدند و نارنج ها، شبیه آفتاب درخشیدند. دست ها بوی دوستی گرفتند و خانه ها اندوه را فراموش کردند. وقتی قدم به خانه کوچک علی گذاشتی، زندگی یک بار دیگر لبخند زد و عشق، با مهربانی هم قدم شد و بهار، خزان باغچه را به دست بادهای رهگذر سپرد.
ماهی ها، دریا را برای ابرها سوغات بردند تا یاد صبوری تو را بر دشت های تشنه لب بگریند.
نام بلند تو را تمام درخت ها می دانند. تمام آب ها از شرم تو سال های سال لب تشنه گریسته اند.
اندوه تو را آینه آب ها کردند تا یادت در لحظه لحظه دریاها موج بزند. صدای رفتنت را تمام باران ها گریه کردند و ماهی ها مرثیه خواندند و گل های سرخ، از اندوه رفتنت پرپر شدند و درخت ها از خواب پریدند.
پرستوها، دوازده بند محتشم را به رفتنت گره زدند و بادها با نوای «عمان سامانی» هق هق کردند و تو با دنیا، آرام خداحافظی کردی؛ با اندوه خداحافظی کردی، با روزهای دوری و دلتنگی خداحافظی کردی و در ناگهانی از اتفاق، به شهیدانت سلام گفتی، به عزیزان دور از دستت سلام دادی، به خدا سلام دادی.
تمام آینه ها با تو خداحافظی کردند؛ با لبخندهایت که زیبایی های بی پایان بودند، خداحافظی کردی.
خداحافظ ای مادر زخم های بزرگ!
خداحافظ ای مادر کربلا! خداحافظ ای مادر کاروان اسیر! خداحافظ ای....!
عباس محمدی





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/36845576246346151273.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۲۷, ۲۳:۵۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/27709054800605127442.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/27709054800605127442.jpg)




شدم غریب پس از عون و جعفر و عباس

کسی که بار غریبی کشد به شانه منم

کسی که چار پسر بوده حاصل عمرش

که از شهادتشان خورده تازیانه منم

غریب دشتِ بلا را، دریغ مادر نیست

کسی که گریه بر او کرده مادرانه، منم

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83921100110848873956.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83921100110848873956.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۲۷, ۲۳:۵۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_41122959939722121557.jpg


سکوت تلخ بقیع را مویه های جانسوز مادری در هم میشکند:
دیگر به من مادر پسران نگویید؛
چون مرا به یاد شیران قوی پنجه ام می اندازید.
پسرانی داشتم که مرا به نام آنها ام البنین میخواندند



اما اکنون دیگر برای من پسری نمانده است؛
چهار فرزندم، همچون عقابان تیز پنجه بودند
که با مرگ سرخ، زندگی را وداع گفتند.


مادری که خواسته بود فاطمه نخوانندش
تا حزن و اندوه، میهمان دلهای کودکان فاطمه نشود...

مادری که مادر حماسه بود و وفا و فضیلت؛
مادر بزرگواری و کرم؛ مادر شجاعت و استقامت...

و امروز بقیع سوگوار اوست.
سوگوار مادری که صبوری اش،
ایستادگی و پایداری را معنا کرد؛

مادری که نامش یادآور اقیانوس ادب،
فروتنی و صداقت بود...

بزرگ بانو! واگویه هایت را چگونه فریاد کردی
که پژواک وجود دردمندت
همچنان در جان جهان جاری است؟...

شجاع زاده ی شجاع پرور! راز و رمز اشکهایت چه بود
که افشاگرانه هدف های شوم و اراده های پلید
و کردارهای جنایت کارانه نابکاران و ستمگران را برملا می کرد؛
همانگونه که مظلومیت آل الله را فریاد می کشید؟...


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_13288325651150110034.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۰۰:۰۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_58876828644362042966.jpg

آموزگار عشق و ارادت!


عشق را چگونه یافتی که پسرانت را آموختی تا سایه سار عقیله بنی هاشم و سپر بلای خون خدا باشند؟... پسرانت را آموختی که چشمانشان در برابر خصم، ذوالفقار باشد و دستانشان گلوگاه معرکه را بفشارد و رو به قبله ابروی حسین(ع) قامت ببندند...

ام العشق، ام الوفا!


در زمزمه های شبانه ات چه می خواندی در گوش عباست که دست هایش، متبرک ترین پل استجابت شدند.

قیامتی برپا کردند که قامت بیدار را درهم شکستند.

اسطوره تاریخ شدند و مثنوی موزون ایثار را در شاهنامه ذهن بشر حک کردند...

چه کسی جز تو می توانست دلاوری در دامن بپروراند که سقای تشنه ترین و جگرسوخته ترین لشکر تاریخ باشد؟

چه کسی جز تو می توانست شیرمردی بیاورد تا در عرصه پیکار تزلزل به ارکان یلان پوشالی و طبل ای توخالی بیفکند؟

چه کسی جز تو می انست دانای راز آبها را بیاموزد تا ساقی جامی باشد که ملائک حسرت نوش زلال آن باشند، جامی که عطش آباد تاریخ، چشم امید به آن دارد

چه کسی جز تو می وانست عباسی بیاورد که ماهتاب شب ای تنهایی حسین(ع) باشد، چهره زیبای انسان در ملکوتی ترین حالات ایثار و فداکارى، ترجمه زخم های انسان به زبان ملکوت ؟

چه کسی جز تو می توانست قصیده عاشقانه عباس را در گوش زمان بخواند و صبورتر از همه مادران دلسوخته، به ایثارش ببالد...؟!

اینک آرام بگیر بانو در این گوشه غربت که طنین نوای جان سوزت هماره در گوش زمان جاری خواهد بود؛ تا آن زمان که رودها، موج زنان، داغ عبّاست را بر سینه می زنند و تا هر زمان که پروانگان بال سوخته و لبان ترک خورده تشنگی که از سرزمین آسمانی عشق آمدهاند، حماسی ترین روضه های عالم را با نام عبّاس تو میخوانند...





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/89384567704726041665.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/89384567704726041665.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۰۰:۰۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_90965187535520102994.jpg


فرزندان ام‏البنین علیهاالسلام

ثمره زندگی مشترک ام البنین علیهاالسلام با حضرت علی علیه‏السلام ، چهار پسر بود که به دلیل داشتن همین پسران، او را ام‏البنین، یعنی مادر پسران می‏خواندند. نام فرزندان ایشان به ترتیب عبارتند از: قمربنی‏هاشم حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام ، عبداللّه‏، جعفر و عثمان.

فرزندان ام البنین همگی در کربلا به شهادت رسیدند و نسل ایشان از طریق عُبیداللّه‏ فرزند حضرت ابوالفضل علیه‏السلام ادامه یافت.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69400341170706269452.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69400341170706269452.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۰۰:۱۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_14533644678484593136.jpg

ام الشهدا

با شهادت چهار فرزند ام‏البنین علیهاالسلام در کربلا، این بانوی شکیبا، به افتخار مادر شهیدان بودن نائل آمد و درکنار همسر شهید بودن، افتخاری دیگر بر صفحه افتخاراتش افزوده شد.
وقتی خبر شهادت فرزندانش به او رسید، سرشک اشک از دیده فرو ریخت و با روحیه‏ای قوی در اشعاری گفت: «ای کسی که فرزند رشیدم عباس را دیدی که همانند پدرش بر دشمنان تاخت، فرزندان علی علیه‏السلام همه شیران بیشه شجاعتند. شنیده‏ام بر سر عباس عمود آهنین زدند، در حالی که دست‏هایش را قطع کرده بودند؛ اگر دست در بدن پسرم بود، چه کسی می‏توانست نزد او آید و با او بجنگد؟»



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_27244603931885482593.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۰۰:۱۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/09346447329767622730.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/09346447329767622730.jpg)



مادر عشق و وفا ام البنین

ثانی خیراانسا ام البنین

مکتبت آموزش آزادگی ست

دامنت مهد وفا ام البنین

ای که از نامت جهان سرمست شد

حامل عطر خدا ام البنین

خانه ی حیدر ز نو رونق گرفت

ای پناه مرتضی ام البنین

بانوی این خانه بودن شان توست

ای ادب را تو ادا ام البنین

شیرمردانت حماسه ساختند

مادر کرب و بلا ام البنین

فخر بر عباس بس باشد تو را

تا شوی فخر خد ا ام البنین

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/09346447329767622730.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/09346447329767622730.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۰۰:۱۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_58876828644362042966.jpg




این‏جا مزار فاطمه علیهاالسلام ، ام البنین است

یا مادری غم‏دیده مدفون زمین است

این‏جا نهاده سر به خاک غربت و غم

مظلومه‏ای کز مرگ گل ‏هایش غمین است

در دامنش پرورده سرداری چو عباس

آری چنین زن، مادری شیرآفرین است

شد جان او آزرده از رنج زمانه

بر سینه‏ اش چون لاله داغی آتشین است

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/50116169750809147654.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/50116169750809147654.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۰۰:۲۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_63832617771560099377.jpg




سلام بر صبر!




سلام بر استقامت ام البنین!

آسمانی که چهار قرص ماهش را بی هیچ چشم داشتی تقدیم کربلا کرد، مادری که چهار ستون قامتش فرو ریخت؛ اما باز ایستاد و پژواک کربلا را در مدینه انعکاس داد!

این بقیع است و اینکه آخرین قدم زمینی اش را بر آن گذاشته، «ام البنین» مادر «وفاداری»، مادر «صبر» و «استقامت»، مادر «چهار قرص ماه»،

دامنی که ادامه دامن فاطمه بود تا حسین علیه السلام سر بر آن بگذارد، تا زینب، بی هیچ دغدغه، غصه هایش را در آن مویه کند، تا عموی تشنگان کربلا، وفاداری را و گذشت را از آن بیاموزد.

ام البنین، مادر داغدار مدینه بود، اما ایستاد؛ ایستاد و کربلا را در مدینه، پنجره در پنجره سرود. کربلا را در کوچه های مدینه جاری کرد. دست هایش، آشناترین داغ کربلا بود.

حالا مدینه مویه می کند و بقیع، ماتمی دیگر را در دامن می کشد و اشک می ریزد. آن روز هم که قبری در مدینه گم شد، بقیع اشک می ریخت.

بقیع، اشک می ریزد و چهار ماه کامل در آسمانش می درخشند؛ چهار ماه پاره پاره.


علی سعادت شایسته
پایگاه حوزه






http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_79052940950527154876.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۰۰:۲۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/17342608191387016348.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/17342608191387016348.gif)


چهار مرتبه بانو! برای تو خبر آمد
چهار بار دلت کوه شد به لرزه درآمد

تو منتظر، تو گدازنده بر معابر خونین
مسافر تو نیامد مسافری اگر آمد

چهار مرتبه شن زارهای ظهر، تنت را
گریستند و تو را داغ های مستمر آمد

چنان گریسته ای روزهای خستگی ات را
که تکّه تکّه خاک بقیع نوحه گر آمد

از آن گلایه تلخت به گوش علقمه بانو!
هر آنچه رود از آن لحظه سر به زیرتر آمد

چهار بار پسر رفت و اسب رفت و تو بودی
چهار بار تو بودیّ و اسب بی پسر آمد

تو کوه بودی و از پشتِ شانه های بلندت
چهار مرتبه خورشید سر بریده برآمد

حسین هدایتی


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/89384567704726041665.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/89384567704726041665.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۰۱:۰۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/65056950027449944477.jpg

simayeeshq
۱۳۹۰/۰۲/۲۸, ۲۳:۰۵
بسم رب الشهداء والصديقين


تسليت مي گويم،

آن بانوي بزرگ اسلام با اينكه چهار فرزند دلير خود را در كربلا از دست داده بود،
چهار صورت قبر درست مي كرد و صدا مي زد حسين جان

reyhaneh114
۱۳۹۰/۰۲/۲۹, ۱۱:۰۴
سلام منم شهادت این بانوی بزرگوار رو به همه ی شما عزیزان تسلیت میگم

كبوتر حرم معصومه
۱۳۹۰/۰۲/۳۱, ۰۶:۲۳
ديگر مرا ام البنين مخوانيد

زيرا كه من ديگر پسر ندارم :Sham:

آساره
۱۳۹۰/۰۲/۳۱, ۰۹:۵۱
سالروز وفات ام الشهداء،خانم ام البنين (س) رو بههمه عزیزان تسلیت عرض میکنم

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۲/۱۵, ۱۲:۰۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14520724258241705031.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14520724258241705031.gif)

سلمان فارسی
۱۳۹۱/۰۲/۱۵, ۱۵:۲۲
سلام!!!
مادر خوبم؛
عزیزم .فدات بشم.نازکم.الهی بمیرم برات.
داغ چهار پسر دیده ای.

نوسفر
۱۳۹۱/۰۲/۱۵, ۱۸:۱۴
http://pic4up.ir/images/wzehk9umlagcyhi2nk86.jpg

چهار مرتبه بانو! برای تو خبر آمد
چهار بار دلت کوه شد به لرزه درآمد
تو منتظر، تو گدازنده بر معابر خونین
مسافر تو نیامد مسافری اگر آمد
چهار مرتبه شن زارهای ظهر، تنت را
گریستند و تو را داغ های مستمر آمد
چنان گریسته ای روزهای خستگی ات را
که تکّه تکّه خاک بقیع نوحه گر آمد
از آن گلایه تلخت به گوش علقمه بانو!
هر آنچه رود از آن لحظه سر به زیرتر آمد
چهار بار پسر رفت و اسب رفت و تو بودی
چهار بار تو بودیّ و اسب بی پسر آمد
تو کوه بودی و از پشتِ شانه های بلندت
چهار مرتبه خورشید سر بریده برآمد

قاری قرآن
۱۳۹۱/۰۲/۱۵, ۱۸:۵۱
بسم رب الحیدر

وفات حضرت ام البنین علیها السلام
مادر گرامی حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام را
خدمت امیرالمومنین علیه السلام و حضرت قمر بنی هاشم علیه السلام
و حضرت ولی عصر عج الله تعالی فرجه الشریف تسلیت عرض میکنم.

╫❀نیایش❀╫
۱۳۹۱/۰۲/۱۵, ۲۲:۰۳
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif





مادر؛ مادری که اگر چه در کربلا نبود، ولی دلش تا ابد در کربلا ماند و نگاهش بر افق، که آیا «کاروان عشق» را بازگشتی خواهد بود؟




مادری که دلش برای همیشه در کنار «نهر علقمه»، سوگ نشین فرزندی شد که نظیر نداشت در زیبایی و شجاعت!




مادری که دلش در میدان «قتلگاه» بود و نگاهش بر آسمان، که چه وقت، «ماه»، بار دیگر خواهد تابید!




مادری که یک عمر، دست از «حسین حسین» گفتن بر نداشت و تمام غریبانه هایش را، حتی سوگ عزیزانش را با نام حسین علیه السلام همراهی کرد!



مادری که «ام البنین علیهاالسلام » بود، ولی آیینه نگاهش از آسمان کربلا، تنها اشکِ خونین ستارگان را چید؛ آن گاه که راوی، از عبور نیزه ها روایت می کرد!



مادری که حتی کوچه های «مدینه»، مرثیه سرای اندوه سترگ او شدند و به استقامت و صبر او ایمان آوردند!




مادری که «وفا»، اولین درس زندگی و «شجاعت»، عالی ترین سرشت همسری اش بود و «صحبت»، بالاترین باور مهر پروری اش
مادری که برای همیشه، با ناله های نینوایی، به یاد پسرانش، لالایی سرود و سروده هایش را فرات، هر روز، هنگام غروب نجوا می کند!
مادری که بعد از شهادت «عباس علیه السلام »، دیگر به ماه نگاه نکرد و آسمان مدینه، نعمت نورافشانی اش را از دست داد!




مادری که در کربلا نبود، ولی تا ابد در کربلا ماند و دل از «گودال قتلگاه» نگرفت و فریاد «یا حسین»اش را نه تنها در مدینه، که از صحن مطهر کربلا می توان شنید! درود خداوند و سلام پاکان، بر روح بلند و وفاداری بی نظیرش باد!




روح آسمانی اش، در سایه سار کوثر، شاد، و شفاعت بشکوهش، دستگیرمان باد!




http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif




سید علی اصغر موسوی

╫❀نیایش❀╫
۱۳۹۱/۰۲/۱۵, ۲۲:۰۴
دیگر مرا ام البنین نخوانید!

http://www.askdin.com/images/smilies/Small/Sham.gifhttp://www.askdin.com/images/smilies/Small/Sham.gifhttp://www.askdin.com/images/smilies/Small/Sham.gifhttp://www.askdin.com/images/smilies/Small/Sham.gifhttp://www.askdin.com/images/smilies/Small/Sham.gif

دیگر مرا ام البنین نخوانید؛ تا جای پای خاطرات برهنه کودکی های پسرانم در ساحل خالی دریای توفانی خیالم، با اندوه مادرانه ام، پُر نشود!

کدام تندیس تاریخی، در میانه میدان شهر آرزوهای زیر تیغ رفته ام، می تواند گوشه ای از پیکره دست نیافتنی عباس علیه السلام را تجسمی دوباره بخشد؟

آن بغض پنهان در رجزهای ناخوانده «ابن اسداللّه » که در ابهت غرش هیچ شیری بازگو نخواهد شد، تارهای حنجره زخمی مرا نیز از صدای زندگی انداخته است!

مرا به نام مادر خطاب نکنید، تا گهواره عقاب تیزبال بنی هاشمی ام، بر فرار قله کوه های غرورم، با لرزش دستان ناامیدم از حرکت باز نایستد!

چه کسی برق آسمان چشمان درخشان او را به باران خون و اشک تبدیل کرد؛ بی آن که از صدای رعدآسای تکان بال و پرش بهراسد؟

پدرش علی علیه السلام که دست خدا بود، او را به دور دست ترین نقطه آسمانی، مشق پرواز داده بود تا پنجه هیچ کفتاری نتواند بال و پرش را زخمیِ خیانت خویش کند!

آه از آن لحظه ای که عقابی بر زمین بیفتد!

همین است که از عاشورای خبر مصیبت علقمه تا کنون، زمین زیر پایم می لرزد و من برای پیری ام، عصایی نمی یابم جز قامت خمیده زینب علیهاالسلام که مهتاب نیمه جان شب های کوری دلم گشته!

http://www.askdin.com/images/smilies/Small/Sham.gifhttp://www.askdin.com/images/smilies/Small/Sham.gifhttp://www.askdin.com/images/smilies/Small/Sham.gifhttp://www.askdin.com/images/smilies/Small/Sham.gifhttp://www.askdin.com/images/smilies/Small/Sham.gif

نزهت بادی

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۲/۱۵, ۲۳:۵۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/20393817688698733272.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/20393817688698733272.gif)

.:MOBAREZ:.
۱۳۹۱/۰۲/۱۶, ۲۲:۱۰
گمان مكن پسرت ناتنی‌برادر بود
قسم به عشق، كنارم حسین دیگر بود


منال ام بنین و ببال از عباس
تو شیرمادر و شیر تو شیرپرور بود


سقوط قلعه‌ی خیبر اگر به نام علی‌ست
فرات، خیبر دیگر؛ یل تو حیدر بود


ز شام تا به سحر دور خیمه‌ها می‌گشت
كه ماه هاشمیان بود و مهرپرور بود

به لرزه بود از او پشت هفت‌پشت ستم
یل تو یك‌تنه یك تن نبود، لشگر بود

به جای دست روی چشم خویش تیر گذاشت
ببین كه تا به چه حدی مطیع رهبر بود

اگر فتاد روی خاك می‌شود پرپر
ولی گل تو روی شاخه بود و پرپر بود

افشین علاء

http://downloads.mahdimirdamad.ir/downloads/shahadat/1389/hazrate_ommolbanin/vafat_hazrate_ommolbanin.1389_b.mp3

http://downloads.mahdimirdamad.ir/downloads/shahadat/1390/hazrate_ommolbanin/vafat_hazrate_ommolbanin.1390_b.mp3

مقاومت
۱۳۹۱/۰۲/۱۶, ۲۳:۲۰
کرامت تو را می‏شود در زلال آیینه اباالفضلت دید؛ آن‏جا که امان نامه شیطان را به سینه خاک کوبید و گفت: حیرتا! زاده ام البنین امان داشته باشد، اما میوه نازنین رسول خدا صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله‏ وسلم زاده زهرای مطهّر ، امان نداشته باشد؟

مرحبا به مادریت، ای مادر ادب! که به نوباوگان خویش فرمودی: از سر ادب ، به گل‏های زهرا علیهاالسلام ، «آقا و مولا» خطاب کنند، نه «برادر» ، خدا تو را رحمت کند

هنوز صدای مرثیه‏ هایت در بقیع، در گوش زمان جاری است:
به من خبر دادند که عباس، با دست‏های بریده، با صورت به زمین افتاده اما پسرم! می‏دانم که اگر عمود آهنین بر سرت نمی‏کوفتند و شمشیر در دست می‏داشتی، هیچ کس یارای نزدیک شدن به تو را نداشت.

خدا تو را رحمت کند، ای شجاع‏زاده شجاع پرور، مادر پسران، ام البنین!

+
(http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/Bastegan/Ommolbanin/87/Adabi2.aspx)



http://dl.aviny.com/voice/marsieh/hazrat_omolbanin/sibsorkhi_01.mp3

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۲/۱۶, ۲۳:۳۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/18892187549722964711.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/18892187549722964711.gif)


ای بانو، ای فاطمه دیگر خانه علی!

درود بی کران خداوند و رسولش بر تو.خوب یتیم نوازی کردی، خوب فرزندان فاطمه را در آغوش پر مهر خویش گرفتی،

خوب فرزندانت را محب فرزندان فاطمه تربیت کردی.

ای مادر ماه بنی هاشم! ای مادر فضایل و کرامات بی شمار و ای مادر پسران دلیر و پر توان!

رحمت به تو و بر فرزندان دلیرت. چه بر دهان آنان نهادی که هنوز غریو غیرتمندانه آنان به گوش می رسد.

چه دستی بر سر آنان کشیدی که سایه مهر و عطوفتت هنوز بر دلهای سودازده حماسه می آفریند و چه نگاهی به فرزندانت انداخنی

که هریک از آنها در اندازه آسمان رشد کرده اند. آسمان باید در مقابل بزرگواری تو سجده کند که به هر چه خوبی بود فرزندانت را متمایل کردی

و آنان را با تمام مردانگی، مردانی از جنس احساس و عشق پروریدی....آری ای فاطمه، عباس شیرمرد مردستان عاشورا، نام آورترین فرزند توست.

اکنون که رحل اقامت به جهان دیگری افکنده ای،

سلام ما را به فرزندت برسان و چشمان سرشاز از وفا و مهربانی او را از جای ما ببوس!...

اما خدا صبرت دهد فاطمه!اکنون که پس از گذشت سالها، فرزند دلبندت را با چشمانی خونین، فرقی شکافته و دستانی جدا از تن می نگری!

درود خداوند بر تو و بر فرزندان رشید تو ای مادر ماه تشنه، ای ام البنین






http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/65106021474341716287.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/65106021474341716287.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۲/۱۷, ۰۰:۰۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67686127313179136321.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67686127313179136321.gif)


ای مدینه گریه كن بر حال من
گریه سر كن بر من واحوال من

ناله های آتشین را گوش كن
شكوه ام البنین را گوش كن

ای مدینه یاد داری پیش از این
یك مدینه بود و یك ام البنین

بود كانون وفا كاشانه ام
بو ی زهرا می رسید از خانه ام

جای گل در تو گلستان داشتم
هفده سرو خرامان داشتم

خانه ام ام القرای عشق بود
جای جایش جای پای عشق بود

عرش را گر ماه روشن می نمود
كسب نور از خانه من می نمود

خانه ام خشبو ز عطر یاس بود
در كنارم اكبر و یاس بود

بود از یمن حسین بن علی
خشت خشت آشیانم منجلی

هر زنی هر جا كه نامم می شنید
برمقامم آه حسرت می كشید

وه چه شیرین روزگاری بود و رفت
برسرمن سایه ساری بودو رفت

یاد آن كانون احساسم بخیر
ای مدینه یاد عباسم بخیر

یاد باد از قامت رعنای او
یاد باد از نرگس شهلای او

خوب دانم با سر و دستش چه شد
خوب دانم نرگس مستش چه شد

زینبم می گفت آن روح ادب
داده جان یبن دو دریا تشنه لب

زینبم گفتا كنار علقمه
دیده او را در كنار فاطمه

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43543610123235108355.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43543610123235108355.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۲/۱۷, ۰۰:۰۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/18892187549722964711.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/18892187549722964711.gif)



http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/a55hkzmuekx5ah4jr2y.gifالسلام علیک یا زوجة ولی الله http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/a55hkzmuekx5ah4jr2y.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/a55hkzmuekx5ah4jr2y.gifیا ام البنینhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/a55hkzmuekx5ah4jr2y.gif

۱۳http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/a55hkzmuekx5ah4jr2y.gif جمادی الثانی سالروز شهادت بزرگ بانوی فضل و ادبhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/a55hkzmuekx5ah4jr2y.gif

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/a55hkzmuekx5ah4jr2y.gifحضرت فاطمه ام البنین (سلام الله علیها)http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/a55hkzmuekx5ah4jr2y.gif

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/a55hkzmuekx5ah4jr2y.gifتسلیت باد.http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/a55hkzmuekx5ah4jr2y.gif



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/65106021474341716287.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/65106021474341716287.gif)

.:MOBAREZ:.
۱۳۹۱/۰۲/۱۷, ۰۹:۳۳
روضه ام‏البنین از زبان شهید مطهری :


مطابق معتبرترین نقل‏ها اولین کسی که از خاندان پیغمبر شهید شد، جناب علی اکبر و آخرینشان جناب ابوالفضل العباس بود، یعنی ایشان وقتی شهید شدند که دیگر از اصحاب و اهل بیت کسی نمانده بود، فقط ایشان بودند و حضرت سید الشهداء؛ آمد عرض کرد: برادر جان! به من اجازه بدهید به میدان بروم که خیلی از این زندگی ناراحت هستم.

جناب ابوالفضل سه برادر کوچکترش را مخصوصا قبل از خودش فرستاد، گفت: بروید برادران! من می‌خواهم اجر مصیبت برادرم را برده باشم. می‏خواست مطمئن شود که برادران مادری‏اش حتما قبل از او شهید شده‌اند و بعد به آنها ملحق بشود.

بنا بر این ام‏البنین است و چهار پسر، ولی ام البنین در کربلا نیست، در مدینه است. آنان که در مدینه بودند از سرنوشت کربلا بی‏خبر بودند. به این زن، مادر این چند پسر که تمام زندگی و هستی‏اش همین چهار پسر بود، خبر رسید که هر چهار پسر تو در کربلا شهید شده‌اند. البته این زن، زن کامله ای بود که همه پسرهایش را از دست داده بود.

گاهی می‌آمد در سر راه کوفه به مدینه می‌نشست و شروع به نوحه‏سرایی برای فرزندانش می‌کرد. تاریخ نوشته است که این زن خودش یک وسیله تبلیغ علیه دستگاه بنی امیه بود. هر کس که می‌آمد از آنجا عبور کند متوقف می‌شد و اشک می‌ریخت. مروان حکم که یک وقتی حاکم مدینه بوده و از آن دشمنان عجیب اهل بیت است، هر وقت می‌آمد از آنجا عبور کند بی اختیار می‌نشست و با گریه این زن می‌گریست. این زن اشعاری دارد و در یکی از آنها می‌گوید:


لا تـدعونی ویک ام البنین تـذکـریـنـی بـلـیـوث الـعـریـن

کانت بنون لی ادعی بهم و الیوم اصبحت و لا من بنین ( منتهی الآمال،ج 1/ص 386)


مخاطب را یک زن قرار داده، می گوید: « ای زن، ای خواهر! تا به حال اگر مرا ام البنین می‌نامیدی، بعد از این دیگر ام البنین نگو، چون این کلمه خاطرات مرا تجدید می‌کند، مرا به یاد فرزندانم می‌اندازد، دیگر بعد از این مرا به این اسم نخوانید، بله، در گذشته من پسرانی داشتم ولی حالا که هیچیک از آنها نیستند».

رشیدترین فرزندانش جناب ابوالفضل بود و بالخصوص برای جناب ابوالفضل مرثیه بسیار جانگدازی دارد، می‏گوید:

یا من رای العباس کر علی جماهیر النقد
و وراه مــن ابـنـاء حـیـدر کـل لـیـث ذی لـبـد

انبئت ان ابـنی اصیب بـراسه مقطوع یـد
ویلی علی شبلی امال براسه ضرب العمد

لو کان سیفک فی یدیک لما دنی منه احد ( همان)

پرسیده بود که پسر من، عباس شجاع و دلاور من چگونه شهید شد؟ دلاوری حضرت ابوالفضل العباس از مسلمات و قطعیات تاریخ است. او فوق العاده زیبا بوده است که در کوچکی به او می‌گفتند قمر بنی هاشم، ماه بنی هاشم. در میان بنی هاشم می‌درخشیده است.

اندامش بسیار رشید بوده که بعضی از مورخین معتبر نوشته‌اند هنگامی که سوار بر اسب می‌شد، وقتی پاهایش را از رکاب بیرون می‌آورد،سر انگشتانش زمین را خط می‌کشید. بازوها بسیار قوی و بلند، سینه بسیار پهن.

می‏گفت که پسرش به این آسانی کشته نمی‌شد. از دیگران پرسیده بود که پسر من را چگونه کشتند؟ به او گفته بودند که اول دستهایش را قطع کردند و بعد به چه وضعی او را کشتند. آن وقت در این مورد مرثیه‏ای گفت.

می‏گفت: ای چشمی که در کربلا بودی، ای انسانی که در صحنه کربلا بودی آن زمانی که پسرم عباس را دیدی که بر جماعت شغالان حمله کرد و افراد دشمن مانند شغال از جلوی پسر من فرار می‌کردند.

پسران علی پشت سرش ایستاده بودند و مانند شیر بعد از شیر، پشت پسرم را داشتند. وای بر من! به من گفته‌اند که بر شیر بچه تو عمود آهنین فرود آوردند. عباس جانم، پسر جانم! من خودم می‌دانم که اگر تو دست در بدن می‌داشتی، احدی جرات نزدیک شدن به تو را نداشت.

.:MOBAREZ:.
۱۳۹۱/۰۲/۱۷, ۰۹:۳۴
دامن کشان رفتي دلم زير و رو شد
چشم حرامي با حرم رو برو شد
بيا برگرد خيمه اي کس و کارم
من و تنها نگزار اي علمدارم
آب به خيمه نرسيد فداي سرت


http://media.afsaran.ir/aUYCjZ.mp3

fateme_d
۱۳۹۲/۰۲/۰۴, ۰۹:۱۶
حضرت ام البنين در واقعه كربلا حضور نداشت، هنگامى كه بشير به مدينه بازگشت و ام البنين را ملاقات كرد، خواست تا خبر شهادت فرزندانش را به وى دهد ام البنين گفت: رگ قلبم راپاره كردى بچه ‏هايم و آنچه زير آسمان است فداى ابا عبد الله عليه السلام، از حسين برايم بگو .
حضرت ام البنين(سلام الله علیها) (محدث، متوفى سال 70 ه) (فاطمه كلابيه)، دختر حزام، از زنان مؤمن، شجاع و فداكار بود.روايت است كه امير المؤمنين عليه السلام پس از شهادت حضرت زهرا عليه السلام به برادرش عقيل كه انساب عرب را خوب می ‏دانست و از احوال خانوادگى آنها آگاه بود فرمود : مى خواهم زنى برايم خواستگارى نمايى كه از خاندان شجاعت باشد تا فرزند شجاعى برايم به دنيا آورد.عقيل، فاطمه كلابيه (ام البنين) را به ايشان معرفى نمود و گفت: در بين عرب خاندانى شجاعتر از خانواده وى سراغ ندارم.اين مادر پسرانش عباس، جعفر، عبد الله و عثمان را چنان تربيت كرد كه همه شيفته برادر بزرگوارشان حضرت امام حسين عليه السلام بودند و در ركاب آن حضرت شهيد شدند.


حضرت ام البنين در واقعه كربلا حضور نداشت، هنگامى كه بشير به مدينه بازگشت و ام البنين را ملاقات كرد، خواست تا خبر شهادت فرزندانش را به وى دهد ام البنين گفت: رگ قلبم راپاره كردى بچه ‏هايم و آنچه زير آسمان است فداى ابا عبد الله عليه السلام، از حسين برايم بگو .


ام البنين براى عزادارى هر روز همراه نوه ‏اش عبيد الله (فرزند عباس عليه السلام) به بقيع م‏ی رفت و نوحه می ‏خواند و می ‏گريست و اين اشعار را زمزمه می ‏كرد:



منم که سایه نشین و جود مولایم
کنیز خانه غم ؛ خاک پای زهرایم
منم که خانـــه به دوش غــم علی
منم که همقدم محنت ولی هستم
منم که شاهد زخم شکسته ابرویم
انیس گریه به یاس شکسته پهلویم
منم که در همه جا در تب حسن بودم
منم که شاهد خون لب حسن بودم
منم که جلوه حق را به عین می دیدم
خدای را به جمال حسین می دیددم
منم که بوده دلم صبح و شام با زینب
منم میان همه ؛ هم کلام با زینب
منم که سوگ گلستان و باغبان دارم
به سینه زخم غم کربلائیان دارم
منم که ظهر عطش را نمی برم از یاد
چهار لاله بی سر ز من به خاک افتاد
منم که مادر عشق و امید و احساسم
فدای یک سر موی حسین عباسم

*عرفانی*
۱۳۹۲/۰۲/۰۴, ۰۹:۵۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76824946922551422656.jpg

*عرفانی*
۱۳۹۲/۰۲/۰۴, ۱۰:۰۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_31452326730297041015.jpg




مصائب حضرت ام البنین(س)





عمری به پای چشم تر خود گریستم

هر شب ز داغ یک پسر خود گریستم




بر خاک های گرم بقیع روضه خوان شدم

تنها، ز شام تا سحر خود گریستم




از فرط گریه خون چکد از پلک های من

بر حال زار این جگر خود گریستم




تا دوختم نگاه سوی ماه آسمان

با یاد چهره ی قمر خود گریستم




با مشک آب پیش سکینه نشستم و

شرمنده مثل گل پسر خود گریستم

شاعر : رضا رسول زاده

*عرفانی*
۱۳۹۲/۰۲/۰۴, ۱۰:۱۰
http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQGjvfsUqxNpE56hzHBJeOQBLuSSs-QwMgnPOP_OVYUxCvdwvsJ




غزل مرثیه حضرت ام البنین سلام الله علیها





وقتی به روی خاک اثرش را جدا کشید
خود را جدا و چهار پسرش را جدا کشید



یک آسمان ، سه ستاره كنار هم
با دقت تمام قمرش را جدا كشيد




بر روی خاك صحنه ای از كربلا نگاشت
گودي درست كرد و دور وبرش را جدا كشيد




هفتاد و دو پروانه زخمی غرق خون
هرچه كشيد بال و پرش را جدا كشيد



یك پهلوان كه تیر خورده چشم او
مانند خارپشت سپرش را جدا كشيد




آه از حسین كشیدن این مادر شهید
تن را جدا كشيد و سرش را جدا كشيد



یك خیمه یك زن بی سر پناه را
با دختران دور و برش را جدا كشيد



خود را به یاد بانوی در پشت در فتاد
يك در كشيد و ميخ درش را جدا كشيد




ام البنین شده ست ام بی بنین
خود را جدا و چهار پسرش را جدا كشيد




شاعر : مجید احدزاده

*عرفانی*
۱۳۹۲/۰۲/۰۴, ۱۰:۱۲
http://graphic.ir/pictures/___1/__17/omolbanin_poster_1_20110519_1853955293.jpg



مصیبت حضرت ام البنین (س)

غصه ها بر روی پیشانیش چین انداخته
گریه ها از پای، او را اینچنین انداخته

مادری کرده برای بچه های فاطمه
خویش را پای امیرالمومنین انداخته

چار فرزند او فدای پنج تن آورده است
سفره نذریست که ام البنین انداخته

مادر قدیسه ی لب تشنه های کربلا
گریه اش لرزه تن روح الامین انداخته

مادر باب الحوائج دارد از دریا گله
چون که دریا روی او را بر زمین انداخته

عاقبت چشم حسودی لاله اش را زخم زد
لاله عباسی او را لاله چین انداخته

باورش هرگز نخواهدشد عمود بی حیا
پهلوان شهر را از روی زین انداخته

او شنیده زینبش افتاده روی خاک ها
یک نظر بر ساقی نیزه نشین انداخته

شرمسارش بوده ساقی، چون که دیده خواهرش
پوشیه بر صورتش با آستین انداخته

*عرفانی*
۱۳۹۲/۰۲/۰۴, ۱۰:۲۰
http://askquran.ir/gallery/images//31977/1_04.jpg

دايي حسن
۱۳۹۲/۰۲/۰۴, ۱۰:۳۳
شیر او کاری چنان حساس کرد
کربلا را کربلا عباس کرد
قصه ام البنین شرح غم است
در غم او دیده گردون نم است
وفات ام البنین تسلیت باد

دايي حسن
۱۳۹۲/۰۲/۰۴, ۱۰:۳۴
http://www.askdin.com/gallery/images/594/1_1_25173641209383082031.jpg

دايي حسن
۱۳۹۲/۰۲/۰۴, ۱۰:۳۸
السلام عليكِ يا زوجة ولى الله
السلام عليكِ يا زوجة امير المؤمنين
السلام عليكِ يا ام البنين
السلام عليكِ يا ام العباس ابن امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام
رضى الله تعالى عنك و جعل منزلكِ و ماواكِ الجنه و رحمة الله و بركاته ...

http://www.askdin.com/gallery/images/8087/medium/1_hazrat-ommolbanin-sa-1.jpg (http://www.askdin.com/gallery/images/8087/1_hazrat-ommolbanin-sa-1.jpg)

دايي حسن
۱۳۹۲/۰۲/۰۴, ۱۰:۳۸
ای بانی اشک و روضه های سقا
ای فاطمه دوم بیت مولا
از دامن تو روح ادب را آموخت
آن تشنه بی دست کنار دریا

دايي حسن
۱۳۹۲/۰۲/۰۴, ۱۰:۳۸
گفتم ام البنین دلم پا شد
گره هایی که داشتم وا شد

مادر آب را صدا زدم و
خشکی من شبیه دریا شد

خادمی کرد تا که عباسش
از ازل تا همیشه آقا شد

دايي حسن
۱۳۹۲/۰۲/۰۴, ۱۰:۳۹
http://www.askdin.com/gallery/images/9592/6__________________.jpg

دايي حسن
۱۳۹۲/۰۲/۰۴, ۱۰:۳۹
کیست او یار امیرالمومنین
مادر شیران نر، ام البنین
دامنش گلخانه گلهای یاس
مادر عباس خود حیدر شناس

گلستان قرآن
۱۳۹۲/۰۲/۰۴, ۱۳:۰۹
سلام

حتما دانلود کنید ، خیلی زیباست:

سرگذشت مادر گرامی حضرت عباس(س) (http://khabaronline.ir/Images/News/AtachFile/4-2-1392/FILE635023776956234378.mp3)

سلمان فارسی
۱۳۹۲/۰۲/۰۵, ۰۴:۳۰
سلام!!!
دنبال یک شعر از یک شاعر می کردم در وصف فاطمه ی دوم حضرت ام البنین سلام الله علیها که در آن این بیت هست:
پرستوهای زهرا را مادری کرد؛
کسی می تونه برام کاملش را پیدا کنه!
ممنونم