PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ۩۞۩ ويژه نامه سالگرد ارتحال ملکوتي حضرت امام خميني (ره) ۩۞۩



║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۱, ۲۱:۰۱
http://shiaupload.ir/images/ygcjsbr4ccqeq2ytk9hb.jpghttp://shiaupload.ir/images/nd8erm4gnjr7hk6umsnp.pnghttp://shiaupload.ir/images/ygcjsbr4ccqeq2ytk9hb.jpg
http://upload.tazkereh.ir/images/60831007552316618383.gif (http://ayehayeentezar.com/images/60831007552316618383.gif)


ويژه نامه سالروز ارتحال ملکوتي
حضرت امام خميني رحمت الله عليه


http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

http://iranproud3088.persiangig.com/other/nime%20khordad89.swf




اى صـــــــــدهزار جلـــــــوه‏گـر و باز در نقاب
اى خوب رخ كه پـــــرده نشينى و بى‏ حجاب
اى آفتــــــــــابِ نيمــــه شب، اى ماهِ نيمروز
اى نجم دوربين كـــــه نـــه ماهى، نه آفتاب
كيهان طلايه دارت و خــــــورشيد ســـايه‏ات
گيســـــــــوى حــــــور خيمــه ناز تو را طناب
جانهاى قدسيــان همه در حسرتت به سوز
دلهــــــاى حوريـــــــان همـه در فرقتت كباب



http://upload.tazkereh.ir/images/40830959313321101085.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۱, ۲۲:۳۰
http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-7/3_8803061192_L600.jpg
ولادت حضرت امام

در روز بيستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهريـور 1281 هجرى شمسى ( 21 سپتامپر 1902 ميلادى) در شهرستان خمين از توابع استان مركزى ايران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطـهـر سلام الله عليها, روح الـلـه المـوسـوى الخمينـى پـاى بـر خـاكدان طبيعت نهاد .

او وارث سجاياى آباء و اجدادى بـود كه نسل در نسل در كار هـدايـت مردم وكسب مـعارف الهى كـوشيـده انـد. پـدر بزرگـوار امام خمينـى مرحوم آيه الـله سيد مصطفى مـوسـوى از معاصريـن مرحـوم آيه الـلـه العظمـى ميرزاى شيـرازى (رض), پـس از آنكه ساليانـى چنـد در نجف اشـرف علـوم و معارف اسلامـى را فـرا گرفته و به درجه اجتهـاد نايل آمـده بـود بـه ايـران بازگشت و در خمـيـن ملجاء مردم و هادى آنان در امـور دينـى بـود.

در حـالـيكه بيـش از 5 مـاه ولادت روح الـلـه نمى گذشت, طاغوتيان و خوانين تحت حمايت عمال حكومت وقت نداى حق طلبـى پـدر را كه در برابر زورگـوئـيهايشان بـه مقاومت بـر خاسته بـود, با گلـوله پاسـخ گفـتـنـد و در مـسير خمـيـن به اراك وى را بـه شهادت رسانـدنـد.

بستگان شهيـد بـراى اجراى حكـم الهى قصاص به .تهران (دار الحكـومه وقت) رهـسـپار شـدند و بر اجراى عـدالت اصـرار ورزيدند تا قاتل قصاص گرديد.

بديـن ترتبيب امام خـميـنى از اوان كـودكى با رنج يـتـيـمى آشـنا و با مفهوم شهادت روبرو گرديد. وى دوران كـودكـى و نـوجـوانى را تحت سرپرستى مادر مـومـنـه اش (بانـو هاجر) كه خـود از خاندان علـم و تقـوا و از نـوادگان مـرحـوم آيـه الـلـه خـوانسـارى ( صاحب زبـده التصانيف ) بوده است.

همچنيـن نزد عمه مـكـرمه اش ( صاحبـه خانم ) كه بانـويى شجاع و حقجـو بـود سپرى كرد اما در سـن 15 سالگى از نعمت وجـود آن دو عزيز نيز محـروم گـرديد .



http://upload.tazkereh.ir/images/51799144949690825700.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۱, ۲۲:۳۶
http://www.seemorgh.com/images/iContent/1388-7/2_8803061192_L600.jpg





هجرت به قـم, تحصيل دروس تكميلى وتدريس علوم اسلامى



اندكـى پـس از هجرت آيه الله العظمـى حاج شيخ عبد الكريـم حايرى يزدى ـ رحـمه الله عليه ـ ( نـوروز 1300 هـجـرى شمسـى, مـطابق بـا رجب المـرجب 1340 هجـرى قمـرى ) امام خمينى نيز رهـسپار حـوزه علميه قـم گرديد و به سرعت مراحل تحصيلات تكميلى علوم حـوزوى را نزد اسـاتيد حـوزه قـم طـى كرد. كه مـى تـوان از فرا گرفتـن تـتـمـه مباحث كـتاب مطـول ( در علـم معانى و بيان ) نزد مرحوم آقا مـيـرزا محمـد علـى اديب تهرانـى و تكميل دروس سطح نزد مرحـوم آيه الـله سيد محمد تقـى خـوانسارى, و بيشتر نزد مرحـوم آيه الـله سـيـد عـلى يثربى كاشانى و دروس فـقـه و اصـول نزد زعيـم حـوزه قـم آيـه الـله العظمى حاج شيخ عبدالكريـم حايرى يزدى ـ رضـوان الـلـه عليهـم نام برد .

پـس از رحلت آيه الله العظمـى حـايـرى يزدى تلاش امـام خمينـى به همراه جمعى ديگر از مجتهديـن حـوزه علميه قـم به نـتيچـه رسـيـد و آيه الله العظمـى(رض) به عنـوان زعـيـم حـوزه عـلمـيـه عازم قـــم گـرديـد.

در اين زمان, امام خمينـى به عـنـوان يـكـى از مـدرسيـن و مجتهديـن صـاحب راءى در فـقـه و اصـول و فلسفه و عرفــان و اخلاق شناخته مى شد . حضرت امام طى سالهاى طولانى در حوزه علميه قـم به تدريـس چنديـن دوره فقه, اصـول, فلسفه و عرفان و اخـلاق اسـلامى در فيضيه, مسجـد اعظم, مسجـد محمـديه, مـدرسه حـاج ملاصـادق, مسجد سلماسى, و ... همت گماشت و در حـوزه علميه نجف نيز قريب 14 سال در مسجـد شيخ اعطـم انصــــارى (ره) معارف اهل بـيت و فـقـه را در عاليترين سطـوح تدريـس نمود و در نجف بـود كه بـراى نخـستـيـن بار .مبانـى نظرى حكـومت اسلامـى را در سلسله درسهاى ولايت فـقيه بازگـو نمود.




http://upload.tazkereh.ir/images/51799144949690825700.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۱, ۲۳:۰۲
http://upload.tazkereh.ir/images/54655599546525800059.gif



امـام خمينـى در سنگـر مبـارزه و قيــام



روحيه مبارزه و جهاد در راه خـدا ريـشـه در بينـش اعـتـقـادى و تربـيت و محيط خانـوادگى و شرايط سـيـاسى و اجـتماعى طـول دوران زندگى آن حضرت داشـتـه است.

مـبارزات ايـشان از آغاز نـوجـوانـى آغـاز و سـيـر تكاملى آن به مـوازات تكـامـل ابـعاد روحى و عـلمى ايـشان از يكـسـو و اوضاع و احـوال سياسـى و اجتماعى ايـران و جـوامع اسـلامـى از سـوى ديگـر در اشكـال مخـتـلف ادامـه يـافـته است و در ســـال 1340 و 41 ماجراى انجمـنهاى ايالـتى و ولايـتى فرصـتـى پـديـد آورد تا ايـشان در رهبـريت قـيام و روحـانيـت ايـفاى نقـش كنـد و بـديـن تـرتـيـب قـيـام سراسرى روحانيت و ملت ايـران در 15 خـرداد سال 1342 با دو ويـژگـى برجستـه يعنى رهـبرى واحد امام خمـيـنى و اسلامـى بـودن انگـيـزه ها, و شعارها و هدفهـاى قيام, سرآغـازى شـد بر فـصـل نـويـن مـبارزات مـلـت ايران كه بـعد ها تحت نام انقلاب اسلامى در جهان شناخـتـه و معرفـى شـد .

امام خمـيـنـى خاطـره خـويـش از جنـگ بيـن المـلل اول را در حاليكه نـوجـوانى 12 ساله بـوده چنين ياد مـى كند :

مـن هـر دو جـنـگ بـيـن المللـى را يادم هست ... مـن كـوچـك بـودم لكـن مـدرسـه مى رفـتـم و سربازهاى شـوروى را در هـمان مركزى كه ما داشـتـيـم در خـمـيـن, مـن آنجا آنهـا را مى ديـدم و ما مـورد تاخت و تاز واقع مى شـديـم در جـنـگ بيـن المـلـل اول. حضـرت امام در جايى ديگر با ياد آورى اسامى بـرخى از خوانيـن واشـرار سـتمگر كه در پناه حكـومت مـركـزى بـه غـارت اموال و نواميـس مردم مى پرداختند مى فـرمايد :

مـن از بچگى در جـنـگ بـودم .... ما مـورد زلقـى هـا بـوديـم, مـورد هـجـوم رجـبعلـيـهـا بــوديـم و خـودمان تفنگ داشتيـم و مـن در عيـن حالى كه تـقـريـبا شـايـد اوايـل بلوغم بود, بـچـه بودم, دور ايـن سنگـرهايى كه بـسـتـه بـود نـد در مـحل ما و اينها مى خـواسـتند هجـوم كـنند و غـارت كـنند, آنجا مى رفـتـيــم سنگرها را سركشـى مى كرديـم كـودتاى رضا خان در سـوم اسفـند 1299 شمسـى كه بنابر گـواهـى اسـناد و مدارك تاريخـى و غـير قابـل خـدشـه بـوسيله انگليـسها حـمايت و سازمانـدهـى شـده بـود هـر چـنـد كـه بـه سلطنت قاجاريه پايان بخشيد و تا حـدودى حكـومت مـلوك الطـوايـفـى خـوانيـن و اشـرار پـاركنـده را محمـدود سـاخت اما درعـوض آنچـنـان ديكتاتـورى پديد آورد كه در سايـه آن هـزار فامـيـل بر سرنـوشـت مـلـت مظلـوم ايـران حاكـم شدند ودودمان پهـلـوى به تنهايى عهـده دار نقـشسابق خوانين و اشرار گرديد .



http://upload.tazkereh.ir/images/54655599546525800059.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۱, ۲۳:۰۳
http://upload.tazkereh.ir/images/54655599546525800059.gif

در چنينـى شرايطـى روحانيت ايران كه پـس از وقايع نهـضـت مشروطيت در تنگناى هجـوم بى وقـفـه دولتهـاى وقت و عـمال انگليسى از يكـسو و دشمـنيهاى غرب باختگان روشنفـكر مـآب از سـوى ديگر قـرار داشت براى دفاع از اسـلام و حـفـظ موجـوديت خـويـش بـه تكاپـو افـتاد. آيه الـلـه العظمى حاج شيخ عـبدالـكريـم حايرى بـه دعـوت علماى وقت قـم از اراك به ايـن شهـر هجرت كرد واندكـى پـس از آن امـام خـميـنى كه با بـهـره گيرى از استعداد فـوق العاده خـويـش دروس مقـدماتى و سطـوح حـوزه علميه را در خـميـن و ارا ك با سـرعـت طى كرده بود به قـم هجرت كـرد و عملا در تـحكيـم موقعيت حـوزه نـو تاسيـس قـم مـشاركـتى فعال داشت.
زمان چندانـى نگذشت كه آن حضرت در اعداد فضلاى برجـسته اين حـوزه در عرفـان و فلسفه و فقه و اصـول شنـاخته شـد.

پـس از رحلت آيـه اللـه العظمى حايرى ( 10 بهمـن 1315 ه-ش ) حـوزه علميه قـم را خطر انحلال تهـديد مى كرد. عـلماى مـتـعهـد به چاره جويى برخاستند.

مدت هشت سال سرپرستى حـوزه علمـيـه قـم را آيات عـظـام :
سيد محمد حجت, سيد صدر الديـن صدر و سيـد محـمـد تقـى خـوانسارى -رضوان الـلـه عليهـم ـ بر عهده گرفتند. در ايـن فاصله و بـخصـوص پـس از سقوط رضاخان, شرايط براى تحقق مرجعيت عظمى فراهـم گرديد.




http://upload.tazkereh.ir/images/54655599546525800059.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۱, ۲۳:۰۴
http://upload.tazkereh.ir/images/54655599546525800059.gif



آيه الله العظمى بروجردى شخصيت علمى برجسته اى بـود كـه مـى تـوانست جانشين مناسبـى براى مـرحوم حايرى و حفـظ كيان حـوزه بـاشـد. ايـن پيشنهاد از سـوى شاگردان آيـه الـلـه حايرى و از جمله امام خـمـيـنـى به سرعت تعقيب شـد. شخص امام در دعـوت از آيـه الـلـه بـروجردى براى هجرت به قـم و پذيرش مسئوليت خطـير زعامت حـوزه مجدانه تلاش كرد.
امام خمينـى كه با دقـت شـرايط سياسـى جامعه و وضعـيـت حـوزه ها را زير نظر داشت و اطـلاعات خـويش را از طريق مطالـعه مـستمر كتب تاريخ معاصـر و مجلات و روزنـامـه هاى وقـت و رفـت و آمـد بـه تهـران و درك محضر بزرگانى همچون آيـه الـلـه مـدرس تكـميل مى كرد دريافـته بـود كه تـنها نقـطـه امـيـد بـه رهـايـى و نجات از شـرايط ذلت بارى كه پـس از شكست مشروطيت و بخصـوص پـس از روى كار آوردن رضا خان پديد آمده است, بيدارى حوزه هاى عـلمـيـه و پيش از آن تضـميـن حيات حوزه ها و ارتبـاط معنـوى مـردم بـا روحـانيت مـى بـاشـد.

امام خمينى در تعقيب هدفهاى ارزشمند خويش در سال 1328 طرح اصلاح اساس ساختار حـوزه علميه را با هـمـكارى آيـه الـلـه مـرتضـى حايـرى تهـيـه كرد و بـه آيـه الـلـه بـروجردى ( ره) پـيشـنهاد داد. ايـن طرح از سوى شاگردان امام و طلاب روشـن ضمير حـوزه مـورد اسـتقبال و حمايت قرار گرفت .
اما رژيـم در محاسباتـش اشـتـبـاه كرده بـود. لايحه انجـمـنـهاى ايالتى و ولايتى كـه به مـوجـب آن شـرط مسـلمان بودن, سوگـند به قرآن كريـم و مرد بـودن انـتخاب كـنـنـدگان و كانديـداها تغيير مـى يافت در 16 مهـر 1341 ه - ش به تصـويب كـابـيـنـه اميـر اسـد الـلـه علـم رسيـد. آزادى انتخابات زنان پـوششـى براى مخفى نگـه داشـتـن هـدفـهاى ديگر بـود.

حذف و تغيير دو شـرط نخـست دقـيـقا بـه منظور قانـونـى كـردن حضـور عناصر بهايـى در مصـادر كـشـور انتخاب شـده بـود. چـنانكه قـبـلا نـيـز اشاره شد پـشتـيـبـانى شـاه از رژيـم صهـيـونيـستـى در تـوسعه مناسبات ايران و اسرائـيل شرط حمايـتهاى آمـريـكـا از شـاه بـود. نـفـوذ پـيـروان مـسـلك استعـمـارى بهـائـيت در قـواى سه گانه ايران ايـن شرط را تحقق مـى بخشيد. امام خمـيـنـى به هـمراه عـلماى بزرگ قـم و تهـران به محض انتشار خبر تصويب لايحه مـزبور پـس از تبادل نـظـر دسـت به اعـتـراضات همه جانبه زدند .




http://upload.tazkereh.ir/images/54655599546525800059.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۱, ۲۳:۰۴
http://upload.tazkereh.ir/images/54655599546525800059.gif



نقـش حضرت امام در روشـن ساختـن اهداف واقعى رژيـم شـاه و گوشـزد كـردن رسالت خطير علما و حـوزه هاى علمـيـه در ايـن شـرايـط بـسيـار مـوثـر وكارساز بـود. تلگرافـهـا و نامـه هـا سرگـشـاده اعـتـراض آمـيز علما به شاه و اسـد الـلـه علـم مـوجى از حـمايـت را در اقـشار مخـتلف مردم برانگيخت. لحـن تلگرافـهـاى امام خمـيـنـى به شاه و نخست وزير تند و هشـدار دهنده بود. در يكـى از ايـن تلگرافها آمده بـود :

اينجانب مجددا به شما نصيحت مى كنـم كه بـه اطاعت خـداوند مـتعـال و قانـون اساسـى گردن نهيد واز عواقب وخـيـمـه تخلف از قـرآن و احـكام علماى ملت و زعماى مسلميـن و تخـلف از قانـون اساس بـترسيد وعـمـدا و بـدون مـوجب مـمـلكت را به خطـر نـيـنـدازيد و الا علماى اسلام درباره شمـا از اظهار عقيـده خـوددارى نخـواهنـد كـرد .

بديـن ترتـيـب ماجراى انجـمنهاى ايـالـتى و ولايـتـى تجربـه اى پيروز و گرانقدر براى ملت ايران بـويژه از آنجهـت بـود كـه طى آن ويـژگـيـهـاى شخصيتـى را شناخـتـنـد كه از هر جهـت براى رهـبـرى امت اسلام شايسته بـود.
با وجـود شكست شـاه در ماجـراى انجـمـنها, فـشـار آمريكـا بـراى انجـام اصلاحـات مـورد نظر ادامـه يافت. شـاه در ديـماه 1341 هجـرى شمسى اصـول ششگانه اصلاحات خويـش را بر شمرد و خـواستار رفـراندوم شد . امام خمينى بار ديگـر مراجع و عـلمـاى قـم را بـه نـشـست و چاره جويى دوباره فراخواند .

با پيشنهاد امام خمينى عـيـد باسـتانـى نـوروز سـال 1342 در اعـتراض به اقدامات رژيم تحريـم شد. در اعلامـيه حضـرت امام از انـقـلاب سـفـيـد شاه بـه انقـلاب سـيـاه تعـبـيـر و هـمـسـويـى شـاه بـااهـداف آمريكا و اسرائيل افـشا شده بود . از سـوى ديگـر, شـاه در مـورد آمادگى جامـعـه ايـران بـراى انجام اصلاحات آمـريكا به مـقامات واشـنگـتـن اطـمـيـنان داده بـود و نام اصـلاحات را انقـلاب سـفـيـد نهاده بـود. مخالـفت عـلما براى وى بسيار گران مى آمد .




http://upload.tazkereh.ir/images/54655599546525800059.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۱, ۲۳:۰۵
http://upload.tazkereh.ir/images/54655599546525800059.gif


امام خمـيـنى در اجـتماع مردم, بى پروا از شخـص شـاه به عنـوان عـامل اصلـى جنايات و هـمـپـيـمان بـا اسـرائـيـل ياد مـى كـرد و مـردم را بـه قـيام فرا مـى خـوانـد. او در سـخـنـرانى خـود در روز دوازده فـرورديـن 1342 شديـدا از سـكـوت عـلماى قـم و نجف و ديگر بلاد اسلامى در مقابل جنايات تازه رژيـم انـتـقـاد كرد و فـرمـود : امـروز سكـوت هـمـراهى بـا دستگـاه جبـار است حضـرت امـام روز بعد ( 13 فرورديـن 42 ) اعلامـيـه معروف خـود را تحت عنـوان شاه دوستى يعنى غارتگرى منـتـشر ساخت .
راز تاءثير شگـفت پـيـام امام و كـلام امـام در روان مخاطـبـيـنـش كه تا مرز جانـبازى پيـش مـى رفت را بايـد در هـمـيـن اصـالت انـديشه, صلابت راى و صـداقت بـى شـائبه اش بـا مـردم جستجـو كـرد .

سال 1342 با تحريـم مراسـم عـيـد نوروز آغـاز و با خـون مظـلـوميـن فيضيه خـونرنگ شد. شـاه بر انجام اصـلاحات مـورد نظـر آمـريكـا اصـرار مـى ورزيـد و امام خـمـيـنى بر آگاه كردن مردم و قـيـام آنـان در بـرابـر دخـالتهاى آمـريكـا و خيـانـتهاى شاه پـافـشـارى داشـت. در چهـارده فرورديـن 1342 آيـه الله العظمـى حكيـم از نجف طـى تلگـرافـهـايى بـه علما و مراجع ايران خـواستار آن شد كـه همگـى به طـور دسـتـه جمـعى به نجف هجرت كنند. اين پيشنهاد براى حفـظ جان عـلما و كيان حـوزه ها مطرح شده بود .

حضرت امام بـدون اعـتـنا بـه ايـن تهـديـدها, پاسخ تلگـراف آيـه الـلـه العـظـمى حكيـم را ارسال نمـوده و در آن تاكيـد كرده بـود كـه هـجـرت دسـتـه جمـعى علما و خالـى كـردن حـوزه علميه قـم به مصلحت نيست .

امام خميـنـى در پيامـى( بـه تايخ 12 / 2 / 1342 ) بـمناسـبـت چهـلـم فاجعـه فـيـضـيـه بـر همـراهـى عـلما و مـلت ايران در رويارويـى سـران ممـالك اسلامـى و دول عربـى بـا اسـرائيل غاصب تـاكيد ورزيد وپيمانهاى شـاه و اسـرائيل را محكـوم كرد .




http://upload.tazkereh.ir/images/54655599546525800059.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۱, ۲۳:۴۲
http://upload.tazkereh.ir/images/85221076227472176860.jpg






قيام پانزده خرداد

ماه محرم 1342 كه مـصادف با خرداد بـود فـرا رسـيد. امام خمينى از ايـن فـرصت نهـايت اسـتفاده را در تحـريك مردم بـه قيام عـليـه رژيـم مستبد شاه بعمل آورد .

امام خمينى در عـصـر عاشـوراى سال 1383 هجرى قمـى( 13 خرداد 1342شمسى ) در مـدرسه فيضـيـه نطق تاريخـى خـويـش را كه آغازى بر قيام 15 خرداد بود ايراد كرد .

در هميـن سخنرانى بـود كه امام خمـيـنى بـا صداى بلند خطاب به شاه فرمـود : آقا مـن به شما نصيحت مـى كنـم, اى آقاى شـاه ! اى جنـاب شاه! مـن به تو نيصحت مى كـنم دسـت بـردار از اين كارها, آقا اغـفـال مى كنند تو را. مـن مـيل ندارم كـه يـك روز اگر بـخـواهـند تـو بـروى, همه شكر كـنند ... اگر ديكـته مى دهند دسـتت و مى گـويند بخـوان, در اطـرافـش فكـر كـن .... نصـيحت مرا بـشـنـو ... ربط ما بـيـن شـاه و اسرائيل چيست كه سازمان امنيت مـى گـويد از اسرائـيـل حرف نزنـيـد ... مگر شاه اسـرائـيلـى است ؟ شاه فـرمان خامـوش كـردن قـيـام را صادر كـرد.

نخست جمع زيادى از ياران امام خمينـى در شـامگاه 14 خرداد دستگيـر و ساعت سه نيمه شب ( سحـرگاه پانزده خـرداد 42 ) صـدها كماندوى اعـزامـى از مركز, منزل حضرت امـام را محاصره كردند و ايشان را در حاليكه مشغول نماز شب بـود دستگيـر و سـراسـيـمـه بـه تهـران بـرده و در بازداشــتگاه باشگاه افـسـران زنـدانـى كـردنـد و غروب آنروز به زندان قـصر مـنتقل نمـودنـد . صـبحگاه پـانـزده خـرداد خبـر دستگيرى رهـبـر انقلاب بـه تهـران, مـشهـد, شيـراز وديگـر شهرها رسيـد و وضعيتـى مشـابه قـم پـديد آورد .

نزديكترين نديم هميشگى شاه, تيمـسار حسيـن فردوست در خاطراتش از بكارگيرى تجربيات و همكارى زبـده ترين ماموريـن سـياسى و امـنيـتى آمريكا براى سركـوب قـيام و هـمچنيـن از سراسـيمگـى شاه و دربـار وامراى ارتـش وساواك در ايـن ساعـات پرده بـرداشـتـه و تـوضـيح داده است كه چگـونه شـاه و ژنـرالهـايـش ديـوانه وار فرمان سركـوب صادر مى كردند .




http://smiles.al-wed.com/smiles/13/anyaflower349.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۱, ۲۳:۴۲
http://upload.tazkereh.ir/images/22136457361420392601.jpg

امام خمينـى, پـس از 19 روز حبـس در زنـدان قـصـر بـه زنـدانـى در پـادگـان نظامـى عشـرت آبـاد منتقل شـد .

با دستگيرى رهبـر نهـضـت و كـشتار وحشيانه مـردم در روز 15 خـرداد 42, قيام ظاهرا سركوب شد. امـام خمـينى در حبـس از پاسخ گفتـن بـه سئوالات بازجـويان, با شهـامت و اعلام ايـنكه هـيـئـت حاكمه در ايـران و قـوه قضائيه آنرا غـير قـانـونـى وفـاقـد صلاحـيت مـى داند, اجتـناب ورزيـد.

در شامگاه 18 فـرورديـن سال 1343 بـدون اطلاع قـبـلى, امام خمينى آزاد و به قـم منتقل مـى شـود. بـه محض اطلاع مردم, شـادمـانى سراسر شهر را فرا مـى گيرد وجشنهاى باشكـوهى در مـدرسه فـيـضـيـه و شهـر بـه مـدت چـنـد روز بـر پا مـى شـود . اوليـن سالگـرد قـيام 15خـرداد در سال 1343 با صـدور بيانيه مـشتـرك امام خمـيـنـى و ديگر مراجع تقليد و بيانيه هاى جداگانه حـوزه هاى علمـيه گرامـى داشـتـه شـد و به عنـوان روز عزاى عمـومـى معرفـى شـد.

امـام خمـينـى در هـمـيـن روز ( 4 آبـان 1343 ) بـيانـيـه اى انقلابـى صادر كرد و درآن نـوشـت : دنـيا بـدانـد كه هر گرفـتارى اى كـه ملـت ايـران و مـلـل مسلمـيـن دارنـد از اجـانب اسـت, از آمـريكاست, ملـل اسلام از اجـانب عمـومـا و از آمـريكـا خصـوصـا متنفــر است ...

آمـريكـاست كه از اسـرائيل و هـواداران آن پشتيبـانـى مـى كنـد. آمريكاست كه به اسرائيل قـدرت مـى دهـد كه اعراب مسلـم را آواره كند. افشاگرى امام عليه تصـويب لايحه كاپيتـولاسيون, ايران را در آبان سـال 43 در آستـانه قيـامـى دوبـاره قرار داد .

سحرگاه 13 آبان 1343 دوباره كماندوهاى مـسلح اعـزامى از تـهـران, مـنزل امام خمـيـنى در قـم را محاصره كـردنـد. شگـفـت آنـكه وقـت باز داشت, هـمـاننـد سال قـبـل مصادف با نيايـش شبـانه امام خمينـى بـود .


حضرت امام بازداشت و بـه هـمراه نيروهاى امـنـيـتى مـستقيما بـه فرودگاه مهرآباد تهران اعـزام و بـا يك فـرونـد هـواپـيـماى نظامى كـه از قبل آماده شـده بـود, تحت الحـفـظ مامـوريـن امـنيـتى و نظامى بـه آنكارا پـرواز كـرد. عـصـر آنـروز سـاواك خـبـر تـبـعـيـد امـام را بـه اتهام اقـدام عليه امنيت كشـور ! در روزنـامه ها مـنتـشـر سـاخت.

عليرغم فضاى خفقان موجى از اعتراضها بـه صـورت تـظـاهـرات در بـازار تهران, تعطيلى طولانى مدت دروس حوزه ها و ارسال طومارها و نامـه ها به سازمانهاى بيـن المللـى و مـراجع تقليـد جلـوه گـر شد.

اقامت امام در تركيه يازده ماه به درازا كشيد در اين مدت رژيم شاه با شدت عمل بـى سابقه اى بقاياى مقاومت را در ايران در هـم شكـست و در غياب امام خمينى به سرعت دست به اصلاحات آمريكا پـسند زد. اقـامت اجبارىدر تـركيـه فـرصتـى مغـتـنـم بـراى امـام بـود تا تـدويـن كتـاب بزرگ تحـريـر الـوسيله را آغاز كند.




http://smiles.al-wed.com/smiles/13/anyaflower349.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۱۷:۱۸
http://www.aftab.ir/articles/politics/iran/images/4cfe82db77985bfe5a58600fe3c0c084.jpg

هجرت به قـم, تحصيل دروس تكميلى وتدريس علوم اسلامى



اندكـى پـس از هجرت آيه الله العظمـى حاج شيخ عبد الكريـم حايرى يزدى ـ رحـمه الله عليه ـ ( نـوروز 1300 هـجـرى شمسـى, مـطابق بـا رجب المـرجب 1340 هجـرى قمـرى ) امام خمينى نيز رهـسپار حـوزه علميه قـم گرديد و به سرعت مراحل تحصيلات تكميلى علوم حـوزوى را نزد اسـاتيد حـوزه قـم طـى كرد. كه مـى تـوان از فرا گرفتـن تـتـمـه مباحث كـتاب مطـول ( در علـم معانى و بيان ) نزد مرحوم آقا مـيـرزا محمـد علـى اديب تهرانـى و تكميل دروس سطح نزد مرحـوم آيه الـله سيد محمد تقـى خـوانسارى, و بيشتر نزد مرحـوم آيه الـله سـيـد عـلى يثربى كاشانى و دروس فـقـه و اصـول نزد زعيـم حـوزه قـم آيـه الـله العظمى حاج شيخ عبدالكريـم حايرى يزدى ـ رضـوان الـلـه عليهـم نام برد .

پـس از رحلت آيه الله العظمـى حـايـرى يزدى تلاش امـام خمينـى به همراه جمعى ديگر از مجتهديـن حـوزه علميه قـم به نـتيچـه رسـيـد و آيه الله العظمـى(رض) به عنـوان زعـيـم حـوزه عـلمـيـه عازم قـــم گـرديـد. در اين زمان, امام خمينـى به عـنـوان يـكـى از مـدرسيـن و مجتهديـن صـاحب راءى در فـقـه و اصـول و فلسفه و عرفــان و اخلاق شناخته مى شد .

حضرت امام طى سالهاى طولانى در حوزه علميه قـم به تدريـس چنديـن دوره فقه, اصـول, فلسفه و عرفان و اخـلاق اسـلامى در فيضيه, مسجـد اعظم, مسجـد محمـديه, مـدرسه حـاج ملاصـادق, مسجد سلماسى, و ...
همت گماشت و در حـوزه علميه نجف نيز قريب 14 سال در مسجـد شيخ اعطـم انصــــارى (ره) معارف اهل بـيت و فـقـه را در عاليترين سطـوح تدريـس نمود و در نجف بـود كه بـراى نخـستـيـن بار .مبانـى نظرى حكـومت اسلامـى را در سلسله درسهاى ولايت فـقيه بازگـو نمود.





http://upload.tazkereh.ir/images/16971689567961069041.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۱۷:۴۴
http://upload.tazkereh.ir/images/01275029592985225928.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/01275029592985225928.jpg)


امـام خمينـى در سنگـر مبـارزه و قيــام



روحيه مبارزه و جهاد در راه خـدا ريـشـه در بينـش اعـتـقـادى و تربـيت و محيط خانـوادگى و شرايط سـيـاسى و اجـتماعى طـول دوران زندگى آن حضرت داشـتـه است. مـبارزات ايـشان از آغاز نـوجـوانـى آغـاز و سـيـر تكاملى آن به مـوازات تكـامـل ابـعاد روحى و عـلمى ايـشان از يكـسـو و اوضاع و احـوال سياسـى و اجتماعى ايـران و جـوامع اسـلامـى از سـوى ديگـر در اشكـال مخـتـلف ادامـه يـافـته است و در ســـال 1340 و 41 ماجراى انجمـنهاى ايالـتى و ولايـتى فرصـتـى پـديـد آورد تا ايـشان در رهبـريت قـيام و روحـانيـت ايـفاى نقـش كنـد.

و بـديـن تـرتـيـب قـيـام سراسرى روحانيت و ملت ايـران در 15 خـرداد سال 1342 با دو ويـژگـى برجستـه يعنى رهـبرى واحد امام خمـيـنى و اسلامـى بـودن انگـيـزه ها, و شعارها و هدفهـاى قيام, سرآغـازى شـد بر فـصـل نـويـن مـبارزات مـلـت ايران كه بـعد ها تحت نام انقلاب اسلامى در جهان شناخـتـه و معرفـى شـد امام خمـيـنـى خاطـره خـويـش از جنـگ بيـن المـلل اول را در حاليكه نـوجـوانى 12 ساله بـوده چنين ياد مـى كند :

مـن هـر دو جـنـگ بـيـن المللـى را يادم هست ... مـن كـوچـك بـودم لكـن مـدرسـه مى رفـتـم و سربازهاى شـوروى را در هـمان مركزى كه ما داشـتـيـم در خـمـيـن, مـن آنجا آنهـا را مى ديـدم و ما مـورد تاخت و تاز واقع مى شـديـم در جـنـگ بيـن المـلـل اول. حضـرت امام در جايى ديگر با ياد آورى اسامى بـرخى از خوانيـن واشـرار سـتمگر كه در پناه حكـومت مـركـزى بـه غـارت اموال و نواميـس مردم مى پرداختند مى فـرمايد :

مـن از بچگى در جـنـگ بـودم .... ما مـورد زلقـى هـا بـوديـم, مـورد هـجـوم رجـبعلـيـهـا بــوديـم و خـودمان تفنگ داشتيـم و مـن در عيـن حالى كه تـقـريـبا شـايـد اوايـل بلوغم بود, بـچـه بودم, دور ايـن سنگـرهايى كه بـسـتـه بـود نـد در مـحل ما و اينها مى خـواسـتند هجـوم كـنند و غـارت كـنند, آنجا مى رفـتـيــم سنگرها را سركشـى مى كرديـم كـودتاى رضا خان در سـوم اسفـند 1299 شمسـى كه بنابر گـواهـى اسـناد و مدارك تاريخـى و غـير قابـل خـدشـه بـوسيله انگليـسها حـمايت و سازمانـدهـى شـده بـود هـر چـنـد كـه بـه سلطنت قاجاريه پايان بخشيد و تا حـدودى حكـومت مـلوك الطـوايـفـى خـوانيـن و اشـرار پـاركنـده را محمـدود سـاخت اما درعـوض آنچـنـان ديكتاتـورى پديد آورد كه در سايـه آن هـزار فامـيـل بر سرنـوشـت مـلـت مظلـوم ايـران حاكـم شدند ودودمان پهـلـوى به تنهايى عهـده دار نقـش سابق خوانين و اشرار گرديد .

در چنينـى شرايطـى روحانيت ايران كه پـس از وقايع نهـضـت مشروطيت در تنگناى هجـوم بى وقـفـه دولتهـاى وقت و عـمال انگليسى از يكـسو و دشمـنيهاى غرب باختگان روشنفـكر مـآب از سـوى ديگر قـرار داشت براى دفاع از اسـلام و حـفـظ موجـوديت خـويـش بـه تكاپـو افـتاد.



http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۱۷:۴۴
http://upload.tazkereh.ir/images/26031689973061971340.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/26031689973061971340.jpg)


آيه الـلـه العظمى حاج شيخ عـبدالـكريـم حايرى بـه دعـوت علماى وقت قـم از اراك به ايـن شهـر هجرت كرد واندكـى پـس از آن امـام خـميـنى كه با بـهـره گيرى از استعداد فـوق العاده خـويـش دروس مقـدماتى و سطـوح حـوزه علميه را در خـميـن و ارا ك با سـرعـت طى كرده بود به قـم هجرت كـرد و عملا در تـحكيـم موقعيت حـوزه نـو تاسيـس قـم مـشاركـتى فعال داشت.

زمان چندانـى نگذشت كه آن حضرت در اعداد فضلاى برجـسته اين حـوزه در عرفـان و فلسفه و فقه و اصـول شنـاخته شـد.

پـس از رحلت آيـه اللـه العظمى حايرى ( 10 بهمـن 1315 ه-ش ) حـوزه علميه قـم را خطر انحلال تهـديد مى كرد. عـلماى مـتـعهـد به چاره جويى برخاستند.

مدت هشت سال سرپرستى حـوزه علمـيـه قـم را آيات عـظـام :
سيد محمد حجت, سيد صدر الديـن صدر و سيـد محـمـد تقـى خـوانسارى -رضوان الـلـه عليهـم ـ بر عهده گرفتند. در ايـن فاصله و بـخصـوص پـس از سقوط رضاخان, شرايط براى تحقق مرجعيت عظمى فراهـم گرديد.

آيه الله العظمى بروجردى شخصيت علمى برجسته اى بـود كـه مـى تـوانست جانشين مناسبـى براى مـرحوم حايرى و حفـظ كيان حـوزه بـاشـد. ايـن پيشنهاد از سـوى شاگردان آيـه الـلـه حايرى و از جمله امام خـمـيـنـى به سرعت تعقيب شـد. شخص امام در دعـوت از آيـه الـلـه بـروجردى براى هجرت به قـم و پذيرش مسئوليت خطـير زعامت حـوزه مجدانه تلاش كرد.

امام خمينـى كه با دقـت شـرايط سياسـى جامعه و وضعـيـت حـوزه ها را زير نظر داشت و اطـلاعات خـويش را از طريق مطالـعه مـستمر كتب تاريخ معاصـر و مجلات و روزنـامـه هاى وقـت و رفـت و آمـد بـه تهـران و درك محضر بزرگانى همچون آيـه الـلـه مـدرس تكـميل مى كرد دريافـته بـود كه تـنها نقـطـه امـيـد بـه رهـايـى و نجات از شـرايط ذلت بارى كه پـس از شكست مشروطيت و بخصـوص پـس از روى كار آوردن رضا خان پديد آمده است, بيدارى حوزه هاى عـلمـيـه و پيش از آن تضـميـن حيات حوزه ها و ارتبـاط معنـوى مـردم بـا روحـانيت مـى بـاشـد.

امام خمينى در تعقيب هدفهاى ارزشمند خويش در سال 1328 طرح اصلاح اساس ساختار حـوزه علميه را با هـمـكارى آيـه الـلـه مـرتضـى حايـرى تهـيـه كرد و بـه آيـه الـلـه بـروجردى ( ره) پـيشـنهاد داد. ايـن طرح از سوى شاگردان امام و طلاب روشـن ضمير حـوزه مـورد اسـتقبال و حمايت قرار گرفت .

اما رژيـم در محاسباتـش اشـتـبـاه كرده بـود. لايحه انجـمـنـهاى ايالتى و ولايتى كـه به مـوجـب آن شـرط مسـلمان بودن, سوگـند به قرآن كريـم و مرد بـودن انـتخاب كـنـنـدگان و كانديـداها تغيير مـى يافت در 16 مهـر 1341 ه - ش به تصـويب كـابـيـنـه اميـر اسـد الـلـه علـم رسيـد. آزادى انتخابات زنان پـوششـى براى مخفى نگـه داشـتـن هـدفـهاى ديگر بـود.




http://upload.tazkereh.ir/images/27313833635183858511.png

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۱۷:۴۵
http://upload.tazkereh.ir/images/79611429685375613473.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/79611429685375613473.jpg)



حذف و تغيير دو شـرط نخـست دقـيـقا بـه منظور قانـونـى كـردن حضـور عناصر بهايـى در مصـادر كـشـور انتخاب شـده بـود. چـنانكه قـبـلا نـيـز اشاره شد پـشتـيـبـانى شـاه از رژيـم صهـيـونيـستـى در تـوسعه مناسبات ايران و اسرائـيل شرط حمايـتهاى آمـريـكـا از شـاه بـود. نـفـوذ پـيـروان مـسـلك استعـمـارى بهـائـيت در قـواى سه گانه ايران ايـن شرط را تحقق مـى بخشيد. امام خمـيـنـى به هـمراه عـلماى بزرگ قـم و تهـران به محض انتشار خبر تصويب لايحه مـزبور پـس از تبادل نـظـر دسـت به اعـتـراضات همه جانبه زدند .

قـش حضرت امام در روشـن ساختـن اهداف واقعى رژيـم شـاه و گوشـزد كـردن رسالت خطير علما و حـوزه هاى علمـيـه در ايـن شـرايـط بـسيـار مـوثـر وكارساز بـود. تلگرافـهـا و نامـه هـا سرگـشـاده اعـتـراض آمـيز علما به شاه و اسـد الـلـه علـم مـوجى از حـمايـت را در اقـشار مخـتلف مردم برانگيخت. لحـن تلگرافـهـاى امام خمـيـنـى به شاه و نخست وزير تند و هشـدار دهنده بود. در يكـى از ايـن تلگرافها آمده بـود :

اينجانب مجددا به شما نصيحت مى كنـم كه بـه اطاعت خـداوند مـتعـال و قانـون اساسـى گردن نهيد واز عواقب وخـيـمـه تخلف از قـرآن و احـكام علماى ملت و زعماى مسلميـن و تخـلف از قانـون اساس بـترسيد وعـمـدا و بـدون مـوجب مـمـلكت را به خطـر نـيـنـدازيد و الا علماى اسلام درباره شمـا از اظهار عقيـده خـوددارى نخـواهنـد كـرد .

بديـن ترتـيـب ماجراى انجـمنهاى ايـالـتى و ولايـتـى تجربـه اى پيروز و گرانقدر براى ملت ايران بـويژه از آنجهـت بـود كـه طى آن ويـژگـيـهـاى شخصيتـى را شناخـتـنـد كه از هر جهـت براى رهـبـرى امت اسلام شايسته بـود. باو جـود شكست شـاه در ماجـراى انجـمـنها, فـشـار آمريكـا بـراى انجـام اصلاحـات مـورد نظر ادامـه يافت. شـاه در ديـماه 1341 هجـرى شمسى اصـول ششگانه اصلاحات خويـش را بر شمرد و خـواستار رفـراندوم شد . امام خمينى بار ديگـر مراجع و عـلمـاى قـم را بـه نـشـست و چاره جويى دوباره فراخواند .





http://upload.tazkereh.ir/images/60451518977942711877.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۱۷:۴۶
http://upload.tazkereh.ir/images/16745125564651711892.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/16745125564651711892.jpg)



با پيشنهاد امام خمينى عـيـد باسـتانـى نـوروز سـال 1342 در اعـتراض به اقدامات رژيم تحريـم شد. در اعلامـيه حضـرت امام از انـقـلاب سـفـيـد شاه بـه انقـلاب سـيـاه تعـبـيـر و هـمـسـويـى شـاه بـااهـداف آمريكا و اسرائيل افـشا شده بود .

از سـوى ديگـر, شـاه در مـورد آمادگى جامـعـه ايـران بـراى انجام اصلاحات آمـريكا به مـقامات واشـنگـتـن اطـمـيـنان داده بـود و نام اصـلاحات را انقـلاب سـفـيـد نهاده بـود. مخالـفت عـلما براى وى بسيار گران مى آمد .

امام خمـيـنى در اجـتماع مردم, بى پروا از شخـص شـاه به عنـوان عـامل اصلـى جنايات و هـمـپـيـمان بـا اسـرائـيـل ياد مـى كـرد و مـردم را بـه قـيام فرا مـى خـوانـد. او در سـخـنـرانى خـود در روز دوازده فـرورديـن 1342 شديـدا از سـكـوت عـلماى قـم و نجف و ديگر بلاد اسلامى در مقابل جنايات تازه رژيـم انـتـقـاد كرد و فـرمـود :

امـروز سكـوت هـمـراهى بـا دستگـاه جبـار است حضـرت امـام روز بعد ( 13 فرورديـن 42 ) اعلامـيـه معروف خـود را تحت عنـوان شاه دوستى يعنى غارتگرى منـتـشر ساخت .

راز تاءثير شگـفت پـيـام امام و كـلام امـام در روان مخاطـبـيـنـش كه تا مرز جانـبازى پيـش مـى رفت را بايـد در هـمـيـن اصـالت انـديشه, صلابت راى و صـداقت بـى شـائبه اش بـا مـردم جستجـو كـرد .

سال 1342 با تحريـم مراسـم عـيـد نوروز آغـاز و با خـون مظـلـوميـن فيضيه خـونرنگ شد. شـاه بر انجام اصـلاحات مـورد نظـر آمـريكـا اصـرار مـى ورزيـد و امام خـمـيـنى بر آگاه كردن مردم و قـيـام آنـان در بـرابـر دخـالتهاى آمـريكـا و خيـانـتهاى شاه پـافـشـارى داشـت. در چهـارده فرورديـن 1342 آيـه الله العظمـى حكيـم از نجف طـى تلگـرافـهـايى بـه علما و مراجع ايران خـواستار آن شد كـه همگـى به طـور دسـتـه جمـعى به نجف هجرت كنند. اين پيشنهاد براى حفـظ جان عـلما و كيان حـوزه ها مطرح شده بود .

حضرت امام بـدون اعـتـنا بـه ايـن تهـديـدها, پاسخ تلگـراف آيـه الـلـه العـظـمى حكيـم را ارسال نمـوده و در آن تاكيـد كرده بـود كـه هـجـرت دسـتـه جمـعى علما و خالـى كـردن حـوزه علميه قـم به مصلحت نيست .

امام خميـنـى در پيامـى( بـه تايخ 12 / 2 / 1342 ) بـمناسـبـت چهـلـم فاجعـه فـيـضـيـه بـر همـراهـى عـلما و مـلت ايران در رويارويـى سـران ممـالك اسلامـى و دول عربـى بـا اسـرائيل غاصب تـاكيد ورزيد وپيمانهاى شـاه و اسـرائيل را محكـوم كرد .




http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۱۷:۵۹
http://upload.tazkereh.ir/images/36352300004678990137.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/36352300004678990137.jpg)


قيام 15 خرداد



ماه محرم 1342 كه مـصادف با خرداد بـود فـرا رسـيد. امام خمينى از ايـن فـرصت نهـايت اسـتفاده را در تحـريك مردم بـه قيام عـليـه رژيـم مستبد شاه بعمل آورد .

امام خمينى در عـصـر عاشـوراى سال 1383 هجرى قمـى( 13 خرداد 1342شمسى ) در مـدرسه فيضـيـه نطق تاريخـى خـويـش را كه آغازى بر قيام 15 خرداد بود ايراد كرد .

در هميـن سخنرانى بـود كه امام خمـيـنى بـا صداى بلند خطاب به شاه فرمـود : آقا مـن به شما نصيحت مـى كنـم, اى آقاى شـاه ! اى جنـاب شاه! مـن به تو نيصحت مى كـنم دسـت بـردار از اين كارها, آقا اغـفـال مى كنند تو را. مـن مـيل ندارم كـه يـك روز اگر بـخـواهـند تـو بـروى, همه شكر كـنند ... اگر ديكـته مى دهند دسـتت و مى گـويند بخـوان, در اطـرافـش فكـر كـن .... نصـيحت مرا بـشـنـو ... ربط ما بـيـن شـاه و اسرائيل چيست كه سازمان امنيت مـى گـويد از اسرائـيـل حرف نزنـيـد ... مگر شاه اسـرائـيلـى است ؟ شاه فـرمان خامـوش كـردن قـيـام را صادر كـرد.

نخست جمع زيادى از ياران امام خمينـى در شـامگاه 14 خرداد دستگيـر و ساعت سه نيمه شب ( سحـرگاه پانزده خـرداد 42 ) صـدها كماندوى اعـزامـى از مركز, منزل حضرت امـام را محاصره كردند و ايشان را در حاليكه مشغول نماز شب بـود دستگيـر و سـراسـيـمـه بـه تهـران بـرده و در بازداشــتگاه باشگاه افـسـران زنـدانـى كـردنـد و غروب آنروز به زندان قـصر مـنتقل نمـودنـد . صـبحگاه پـانـزده خـرداد خبـر دستگيرى رهـبـر انقلاب بـه تهـران, مـشهـد, شيـراز وديگـر شهرها رسيـد و وضعيتـى مشـابه قـم پـديد آورد .

نزديكترين نديم هميشگى شاه, تيمـسار حسيـن فردوست در خاطراتش از بكارگيرى تجربيات و همكارى زبـده ترين ماموريـن سـياسى و امـنيـتى آمريكا براى سركـوب قـيام و هـمچنيـن از سراسـيمگـى شاه و دربـار وامراى ارتـش وساواك در ايـن ساعـات پرده بـرداشـتـه و تـوضـيح داده است كه چگـونه شـاه و ژنـرالهـايـش ديـوانه وار فرمان سركـوب صادر مى كردند .

امام خمينـى, پـس از 19 روز حبـس در زنـدان قـصـر بـه زنـدانـى در پـادگـان نظامـى عشـرت آبـاد منتقل شـد .






http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۱۷:۵۹
http://upload.tazkereh.ir/images/83434156350357033981.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/83434156350357033981.jpg)


با دستگيرى رهبـر نهـضـت و كـشتار وحشيانه مـردم در روز 15 خـرداد 42, قيام ظاهرا سركوب شد. امـام خمـينى در حبـس از پاسخ گفتـن بـه سئوالات بازجـويان, با شهـامت و اعلام ايـنكه هـيـئـت حاكمه در ايـران و قـوه قضائيه آنرا غـير قـانـونـى وفـاقـد صلاحـيت مـى داند, اجتـناب ورزيـد. در شامگاه 18 فـرورديـن سال 1343 بـدون اطلاع قـبـلى, امام خمينى آزاد و به قـم منتقل مـى شـود. بـه محض اطلاع مردم, شـادمـانى سراسر شهر را فرا مـى گيرد وجشنهاى باشكـوهى در مـدرسه فـيـضـيـه و شهـر بـه مـدت چـنـد روز بـر پا مـى شـود . اوليـن سالگـرد قـيام 15خـرداد در سال 1343 با صـدور بيانيه مـشتـرك امام خمـيـنـى و ديگر مراجع تقليد و بيانيه هاى جداگانه حـوزه هاى علمـيه گرامـى داشـتـه شـد و به عنـوان روز عزاى عمـومـى معرفـى شـد.

امـام خمـينـى در هـمـيـن روز ( 4 آبـان 1343 ) بـيانـيـه اى انقلابـى صادر كرد و درآن نـوشـت : دنـيا بـدانـد كه هر گرفـتارى اى كـه ملـت ايـران و مـلـل مسلمـيـن دارنـد از اجـانب اسـت, از آمـريكاست, ملـل اسلام از اجـانب عمـومـا و از آمـريكـا خصـوصـا متنفــر است ... آمـريكـاست كه از اسـرائيل و هـواداران آن پشتيبـانـى مـى كنـد. آمريكاست كه به اسرائيل قـدرت مـى دهـد كه اعراب مسلـم را آواره كند. افشاگرى امام عليه تصـويب لايحه كاپيتـولاسيون, ايران را در آبان سـال 43 در آستـانه قيـامـى دوبـاره قرار داد .

سحرگاه 13 آبان 1343 دوباره كماندوهاى مـسلح اعـزامى از تـهـران, مـنزل امام خمـيـنى در قـم را محاصره كـردنـد. شگـفـت آنـكه وقـت باز داشت, هـمـاننـد سال قـبـل مصادف با نيايـش شبـانه امام خمينـى بـود .حضرت امام بازداشت و بـه هـمراه نيروهاى امـنـيـتى مـستقيما بـه فرودگاه مهرآباد تهران اعـزام و بـا يك فـرونـد هـواپـيـماى نظامى كـه از قبل آماده شـده بـود, تحت الحـفـظ مامـوريـن امـنيـتى و نظامى بـه آنكارا پـرواز كـرد. عـصـر آنـروز سـاواك خـبـر تـبـعـيـد امـام را بـه اتهام اقـدام عليه امنيت كشـور ! در روزنـامه ها مـنتـشـر سـاخت.

عليرغم فضاى خفقان موجى از اعتراضها بـه صـورت تـظـاهـرات در بـازار تهران, تعطيلى طولانى مدت دروس حوزه ها و ارسال طومارها و نامـه ها به سازمانهاى بيـن المللـى و مـراجع تقليـد جلـوه گـر شد.
اقامت امام در تركيه يازده ماه به درازا كشيد در اين مدت رژيم شاه با شدت عمل بـى سابقه اى بقاياى مقاومت را در ايران در هـم شكـست و در غياب امام خمينى به سرعت دست به اصلاحات آمريكا پـسند زد. اقـامت اجبارىدر تـركيـه فـرصتـى مغـتـنـم بـراى امـام بـود تا تـدويـن كتـاب بزرگ تحـريـر الـوسيله را آغاز كند.





http://upload.tazkereh.ir/images/51799144949690825700.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۱۸:۰۴
http://upload.tazkereh.ir/images/81756967920661270344.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/81756967920661270344.jpg)



تبعيـد امـام خمينـى از تـركيه به عراق


روز 13 مهرماه 1343 حضرت امام به هـمـراه فرزنـدشان آيه الله حاج آقا مصطفـى از تركيه به تبعيدگاه دوم, كشـور عراق اعزام شدند . امام خمينى پس از ورود بـه بـغداد بـراى زيارت مرقـد ائـمه اطهار(ع) به شهــرهــاى كاظميـن, سامـرا و كـربلا شتـافت ويك هـفـته بعد بـه محل اصلـى اقـامت خـود يعنـى نجف عزيمت كرد.

دوران اقامت طـولانـى و 13 ساله امام خمـينى در نجف در شرايطى آغاز شد كه هر چند در ظاهر فشارها و محدوديـتهاى مستقيـم در حـد ايـران و تـركيه وجـود نـداشت اما مخالفـتها و كارشكـنـيها و زخـم زبانهـا نـه از جـبـهـه دشمـن رويارو بـلكه از ناحيه روحانى نمايان و دنيا خـواهان مخفى شده در لباس ديـن آنچنان گـسترده و آزاردهنده بود كه امام با هـمـه صـبر و بـردبارى معروفـش بارها از سخـتى شرايط مبارزه در ايـن سالها بـه تلخى تمام ياد كرده است. ولى هـيچـيـك از ايـن مصـائب و دشـواريها نـتـوانـست او را از مـسيــرى كه آگـاهانه انتخاب كرده بود باز دارد .
امام خمينى سلسله درسهاى خارج فـقه خـويـش را با همه مخالفتها و كارشكنيهاى عناصر مغرض در آبان 1344 در مسجد شيخ انصارى (ره) نجف آغاز كرد كه تا زمان هجـرت از عراق به پاريـس ادامه داشت . حوزه درسى ايشان به عنـوان يكى از برجسته تريـن حوزه هاى درسى نجف از لحـاظ كيفيت و كميت شـاگـردان شنـاخته شـد .

امام خمينـى از بدو ورود بـه نجف بـا ارسال نامـه ها و پيكـهايى بـه ايران, ارتباط خويـش را بـا مـبارزيـن حـفـظ نـموده و آنان را در هـر منـاسبـتـى بـه پـايـدارى در پيگيـرى اهـداف قـيام 15 خـرداد فـرا مى خواند .

امام خمينى در تمام دوران پـس از تـبـعـيد, عليرغـم دشواريهاى پديد آمـده, هيچگاه دست از مبارزه نـكـشيـد, وبـا سخنـرانيها و پيامهـاى خـويـش اميـد به پيـروزى را در دلها زنـده نگـاه مى داشت .
امام خمينى در گفتگـويى با نمانيده سازمان الفـتـح فـلسطيـن در 19 مهر 1347 ديـدگاههاى خويش را درباره مسائل جهان اسلام و جهاد ملت فلسطين تشريح كرد و در همين مصاحبه بر وجوب اختصاص بخشى از وجـوه شـرعى زكات بـه مجـاهـدان فلسطينـى فتـوا داد .

اوايل سال 1348 اختلافات بـيـن رژيـم شاه و حزب بـعث عراق بـر سر مرز آبـى دو كشـور شدت گرفت. رژيـم عراق جمع زيادى از ايـرانـيان مقيـم اين كشـور را در بـدتريـن شرايط اخراج كرد. حزب بـعث بـسـيار كوشيد تا از دشمـنى امام خمـيـنى با رژيـم ايـران در آن شرايط بـهـره گيرد

چهار سال تـدريس, تلاش و روشنگرى امام خمـيـنـى تـوانسته بـود تا حـدودى فضاى حـوزه نجف را دگرگـون سازد. اينـك در سال 1348 علاوه بر مبارزين بيـشمار داخل كشور مخاطبين زيادى در عراق, لبـنان و ديگر بـلاد اسلامـى بـودنـد كه نهـضت امام خمينى را الگـوى خويـش مى دانستند





http://upload.tazkereh.ir/images/82938473698856668800.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۱۸:۱۳
http://www.rahpouyan.com/vizhe/imam/album/imam42.jpg


امـام خمينـى و استمـرار مبـارزه ( 1350 ـ 1356 )



نيمه دوم سال 1350 اختلافات رژيـم بعثـى عراق و شاه بالا گـرفت و به اخراج و آواره شـدن بسيارى از ايرانيان مقيـم عراق انجاميد. امام خمينى طـى تلگرافى به رئيـس جمهور عراق شديدا اقدامات ايـن رژيـم را محكـوم نمود. حضرت امام در اعتراض به شرايط پيـش آمـده تصميـم به خـروج از عراق گـرفت اما حكـام بـغداد بـا آگـاهـى از پيـامـدهـاى هجـرت امـام در آن شـرايط اجـازه خـروج ندادند سال 1354 در سالگرد قيام 15 خـرداد,


مـدرسه فيضيه قـم بار ديگر شاهـد قيام طلاب انقلابـى بـود. فريادهاى درود بر خمينـى ومـرگ بر سلسله پهلـوى به مـدت دو روز ادامه داشت پيـش از ايـن سازمانهـاى چـريكـى متلاشـى شـده وشخصيتهاى مذهى و سياسى مبارز گرفـتار زندانهاى رژيم بودند .


شاه در ادامه سياستهاى مذهـب ستيز خود در اسفنـد 1354 وقيحـانه تاريخ رسمـى كشـور را از مـبداء هجرت پيامـبـر اسلام بـه مبداء سلطنت شاهان هخامنشى تغـيير داد. امام خمينى در واكنيشى سخت, فـتوا به حرمت استفاده از تاريخ بـى پايـه شاهنشاهـى داد.


تحريـم اسـتفـاده از ايـن مبداء موهـوم تاريخى هـمانند تحريـم حزب رستاخيز از سـوى مردم ايران اسـتقبال شـد و هر دو مـورد افـتـضاحـى براى رژيـم شاه شـده و رژيـم در سـال 1357 ناگزيـر از عقـب نشينـى و لغو تـاريخ شاهنشاهى شد .





http://smiles.al-wed.com/smiles/13/anyaflower349.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۱۸:۴۸
http://www.istgah.com/images/2008/05/04/367483_ebolfs_m.jpg



اوجگيرى انقلاب اسلامى در سال 1356 و قيام مـردم



امام خمينـى كه بـه دقت تحـولات جارى جهان و ايـران را زيـر نظر داشت از فـرصت به دست آمـده نهـايت بـهـره بـردارى را كـرد. او در مرداد 1356 طـى پيامى اعلام كرد :

اكنون به واسطـه اوضاع داخلى و خارجى و انعـكاس جنايات رژيـم در مجامع و مطـبـوعات خارجى فرصتى است كه بايد مجامع علمى و فـرهـنگى و رجال وطـنـخـواه و دانشجويان خارج و داخل و انجمـنهاى اسلامى در هر جايـى درنگ از آن استفاده كنند و بى پرده بپا خيزند .

شهادت آيه الله حاج آقا مصطفى خمـينى در اول آبان 1356 و مراسم پر شكـوهـى كه در ايران برگزار شـد نقـطـه آغازى بـر خيزش دوباره حـوزه هاى علميه و قيام جامعه مذهـبى ايران بـود.

امام خمـينى در همان زمان به گـونه اى شگفت ايـن واقعه را از الطـاف خفـيـه الهى ناميده بـود. رژيـم شاه با درج مقاله اى تـوهـيـن آمـيـز عـليـه امام در روزنامه اطلاعات انتقام گرفت. اعتراض بـه ايـن مـقـاله, بـه قـيام 19 دى مـاه قـم در سـال 56 منجـر شد كـه طى آن جمعى از طلاب انقلابـى به خـاك و خـون كشيـده شـدند ..

شاه عليـرغم دست زدن به كشتارهاى جمعى نتـوانست شعله هاى افروخته شده را خاموش كند .

او بسيج نطـامـى و جهاد مسلحـانه عمـومـى را بـعنــــوان تنها راه باقـيمانـده در شرايط دست زدن آمريكا بـه كـودتاى نظامـى ارزيـابـى مى كرد .




http://smiles.al-wed.com/smiles/13/873.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۱۹:۰۰
http://upload.tazkereh.ir/images/72328208386719626320.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/72328208386719626320.jpg)


هجرت امام خمينى از عراق به پاريس



در ديدار وزراى خارجه ايران و عراق در نـيـويـورك تصـمـيـم به اخراج امام خمينـى از عراق گرفته شـد.

روز دوم مـهـر 1357 مـنزل امـام در نجف بـوسيله قـواى بعثـى محاصره گرديـدانعكاس ايـن خبـر با خشـم گستـرده مسلمانان در ايران, عراق و ديگـر كشـورها مـواجه شـد .

روز 12 مهر ,امام خمينى نجف را به قصد مرز كـويت ترك گـفـت.

دولت كويـت با اشاره رژيـم ايـران از ورود امـام بـه ايـن كـشـور جلوگـيـرى كـرد. قـبـلا صحـبـت از هجـرت امام بـه لبـنـان و يا سـوريه بـود امـا ايشان پـس از مشـورت با فـرزنـدشان ( حجه الاسلام حاج سيـد احمـد خمينـى ) تصميـم بـه هجـرت به پاريـس گرفت. در روز 14 مهـر ايشان وارد پاريس شدند .

و دو روز بعد در منزل يكى از ايرانـيـان در نوفـل لـوشـاتــو ( حـومـه پاريـس ) مستقـر شـدنـد.

ماءمـوريـن كاخ اليزه نظر رئيـس جـمهـور فـرانسه را مبنـى بـر اجتناب از هرگـونه فـعـالـيـت سـياسـى بـه امام ابلاغ كـردنـد. ايـشـان نيز در واكـنـشــى تنـد تصـريح كـرده بـود كه ايـنگونـه محدوديتها خلاف ادعاى دمكراسى است و اگر او ناگزير شـود تا از ايـن فرودگـاه بـه آن فـرودگـاه و از ايـن كـشـور بـه آن كـشـور بـرود بـاز دست از هـدفهايـش نخـواهـد كشيـد .

امام خمـيـنى در ديـماه 57 شـوراى انقلاب را تكشيل داد. شاه نيز پـس از تشكيل شـوراى سلطـنـت و اخـذ راى اعـتـماد بـراى كـابـينه بختيار در روز 26 ديـماه از كشـور فـرار كـرد. خـبـر در شـهـر تهران و سپـس ايران پيجيد و مردم در خيابانها به جشـن و پايكـوبى پرداختند



http://smiles.al-wed.com/smiles/13/ff131.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۱۹:۰۴
http://shiaupload.ir/images/4w8ydoyic4ymb3gcq3tk.jpg

(http://shiaupload.ir/images/t0sia0511zxron867c4y.jpg)
بازگشت امام خمينى به ايران پس از 14 سال تبعيـد



اوايل بهمـن 57 خبر تصميم امام در بازگشت بـه كـشور منتشر شد. هر كس كه مى شنيد اشك شوق فرو مى ريخت. مردم 14 سال انتظار كشيده بـودنـد. اما در عيـن حال مردم و دوستان امام نگـران جان ايشان بـودند چرا كه هنوز دولت دست نشانده شاه سر پا و حكومت نظامى بر قرار بود.

اما امام خمينى تصميـم خويـش را گرفته و طى پيامـهـايى به مردم ايران گـفـته بـود مى خـواهد در ايـن روزها سرنـوشـت سـاز و خطير در كنار مردمـش باشد. دولت بخـتـيار با هماهنگى ژنرال هايزر فـرودگـاههاى كشـور را به روى پـروازهـاى خـارجى بست.

دولت بختيار پـس از چنـد روز تـاب مقـاومـت نـيـاورد و ناگزيـر از پذيرفتـن خـواست ملت شـد. سرانجام امام خمينـى بامداد 12 بهمـن 1357 پـس از 14 سال دورى از وطـن وارد كشـور شـد . استقبال بـى سـابـقـه مـردم ايـران چنـان عـظـيـم و غـيـر قـابل انكـار بــود كه خبرگزاريهاى غربـى نيز ناگزير از اعـتـراف شـده و مستـقـبـليـن را 4 تا 6 ميليون نفر برآورد كردند .




http://www.upload.tazkereh.ir/images/23720324627406328424.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۲۰:۳۲
http://www.aviny.com/imamkhomeini/emamkhomeini1.jpg



سالها مى گذرد حادثه ها مى آيد.


انتظار فرج از نيمه خرداد كشم




ساعت 20 / 22 بعداز ظهر روز شنبه سيزدهـم خـرداد ماه سـال 1368 لحظه وصال بـود . قــلبـى از كار ايستـاد كه ميليـونها قلــب را بـه نور خدا و معنـويت احـياء كرده بـود . بــه وسيله دوربين مخفـى اى كه تـوسط دوستان امــام در بيمارستان نصب شده بـود روزهاى بيمارى و جريان عمل و لحظه لقاى حق ضبط شده است. وقتى كه گوشه هايـى از حالات معنوى و آرامـش امام در ايـن ايـام از تلويزيون پخـش شـد غوغايى در دلها بر افكند كه وصف آن جــز با بودن در آن فضا ممكـن نيست . لبها دائمـا به ذكـر خـدا در حـركت بود.




http://upload.tazkereh.ir/images/40830959313321101085.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۲۰:۳۲
http://upload.tazkereh.ir/images/67634766818567909573.jpg


در آخرين شب زندگى و در حالى كه چند عمل جراحى سخت و طولانى درسن 87 سالگى تحمل كرده بود و در حاليكه چنديـن سرم به دستهاى مباركـش وصل بـود نافله شب مى خـواند و قـرآن تلاوت مـى كرد . در ساعات آخر , طمانينه و آرامشى ملكـوتـى داشـت و مـرتبا شـهادت بـه وحـدانيت خـدا و رسالت پيـامبـر اكرم (ص) را زمـزمه مـى كـرد و بـا چنيـن حــالتى بـود كه روحـش به ملكـوت اعلى پرواز كرد . وقتى كه خبر رحلت امــام منتشر شـد , گـويـى زلزله اى عظيـم رخ داده است , بغضها تـركيـد و سرتاسر ايران و همـه كانـونهايـى كـه در جـهان بـا نام و پيام امام خمينـى آشـنا بـودنـد يــكپارچه گـريستند و بـر سر و سينه زدنـد . هيچ قلـم و بيـانـى قـادر نيست ابعاد حـادثه را و امواج احساسات غير قابل كنترل مردم را در آن روزها تـوصيف كند.

مـردم ايـران و مسلمانان انقلابى , حق داشتـند اينـچنيـن ضجه كـنند و صحنه هايى پديد آورند كه در تاريخ نمونه اى بـديـن حجم و عظـمت براى آن سراغ نداريـم. آنان كسـى را از دست داده بـودند كـه عـزت پـايمال شـده شان را بـاز گـردانده بود , دست شاهان ستمگر ودستهاى غارتگران آمريكايى و غربـى را از سرزمينشان كـوتاه كرده بود , اسلام را احــياء كـرده بــود , مسلمـيـن را عــزت بـخـشـيـده بـــود , جمهـورى اسلامـى را بـر پـا كـرده بـود , رو در روى همـه قـدرتهاى جهـنمـى و شيـطانـى دنـيا ايستاده بـود و ده سال در بـرابـر صـدها تـوطئه برانـدازى و طـرح كـودتا و آشـوب و فتنه داخلـى و خارجـى مقاومت كرده بود و 8 سـال دفـاعى را فـرمانـدهـى كرده بـود كه در جبهه مقابلـش دشمنـى قـرار داشت كه آشكارا از سـوى هر دو قـدرت بزرگ شرق و غرب حمايت همه جانبه مـى شـد . مردم ,رهبر محبـوب و مرجع دينـى خـود و منادى اسلام راستيـن را از دست داده بـودند .




http://upload.tazkereh.ir/images/40830959313321101085.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۲۰:۳۳
http://upload.tazkereh.ir/images/16904148719454222029.jpg



شايـد كسانـى كه قـادر به درك و هضـم ايـن مفاهيـم نيستنـد , اگـر حالات مردم را در فيـلمهاى مـراسـم توديع و تشييع و خاكسپارى پيكر مطهر امام خمينـى مشاهده كنـنـد و خـبر مرگ دهها تـن كه در مقابل سنگينـى ايـن حادثه تاب تحمـل نيـاورده و قـلبـشان از كار ايستـاده بـود را بشنـوند و پيكرهايى كه يكـى پـس از ديـگرى از شـدت تـاثـر بيهوش شـده , بر روى دسـتها در امـواج جمعـيت به سـوى درمانگاهها روانه مى شـدند را در فيلمها و عكسها ببيننـد , در تفسير ايـن واقعيتها درمانده شوند .

امـا آنـانكه عشـق را مـى شنـاسنـد و تجـربـه كـرده انـد , مشكلـى نـخواهند داشت . حقيقـتا مردم ايران عاشق امام خمينى بـودند و چـه شعار زيبا و گـويايى در سالگرد رحلتـش انتخاب كرده بـودند كه :

عشق به خمينـى عشق به همه خوبيهاست .





http://upload.tazkereh.ir/images/40830959313321101085.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۲۰:۳۴
http://upload.tazkereh.ir/images/75321746660064258573.jpg


روز چهاردهم 1368 , مجلس خبرگان رهـبـر تشكيل گرديـد و پـس از قرائت وصيتنامه امـام خمينى تـوسـط حضرت آيـه الله خامنه اى كه دو ساعت و نيـم طـول كشيد , بحث و تبـادل نظر براى تعييـن جانشينـى امام خمينـى و رهبر انقلاب اسلامـى آغاز شد و پـس از چنديـن ساعت سـرانجام حضرت آيـه الله خامنه اى ( رئيـس جمهور وقت ) كه خود از شـاگـردان امـام خمينـى ـ سلام الله عليه ـ و از چهره هاى درخشـان انقلاب اسلامـى و از يـاوران قيـام 15 خـرداد بـود و در تـمـام دوران نهضت امـام در همـه فـراز و نشيبها در جـمع ديگـر يــاوران انـقلاب جـانبـازى كرده بود , به اتفاق آرا براى ايـن رسالـت خطير بـرگـزيده شد .

سالها بـود كه غـربيـها و عوامل تحت حمايتشان در داخل كشـور كه از شكست دادن امـام ماءيـوس شـده بـودند وعده زمان مرگ امـام را مى دادند

اما هـوشمندى ملت ايران و انتخاب سريع و شايسته خـبرگان و حمايـت فـرزنـدان و پيـروان امـام همه اميدهاى ضـد انقلاب را بـر بـاد دادنـد و نه تنها رحلت امـام پايان راه او نبـود بلكه در واقع عصر امام خمينـى در پهـنه اى وسيعـتر از گـذشـته آغاز شده بـود .

مگر انديشه و خـوبى و معنويت و حقيقت مى ميرد ؟ روز و شـب پانزدهـم خرداد 67 ميلونها نفر از مردن تهران و سـوگوارانى كه از شهرها و روستاها آمـده بـودند , در محل مصلاى بـزرگ تهـران اجتماع كردنـد تـا بـراى آخـريـن بـار با پيكر مطهر مـردى كه بـا قيـامش قـامت خميـده ارزشها و كرامتها را در عصر سياه ستـم استـوار كرده و در دنـيا نهـضتـى از خـدا خواهى و باز گشت به فطرت انسانى آغاز كرده بود , وداع كنند.




http://upload.tazkereh.ir/images/40830959313321101085.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۲۰:۳۵
http://upload.tazkereh.ir/images/09595724575420563528.jpg


هيچ اثرى از تشريـفات بـى روح مـرسـوم در مراسـم رسمى نبـود . همه چيز, بسيجى و مردمى وعاشقانه بـود. پيـكر پاك و سبز پوش امـام بـر بـالاى بـلنـدى و در حلـقه ميليـونها نفـر از جمعيت مـاتـم زده چـون نگينى مى درخشيد . هر كس به زبان خويـش با امامـش زمـزمه مى كرد و اشك مـى ريخت . سـرتاسـر اتـوبان و راههاى منتهى به مصلـى مملـو از جميعت سياهپوش بود .

پرچمهاى عزا بـر در و ديـورا شهر آويخته و آواى قرآن از تمام مساجد و مراكـز و ادارات و مـنازل بگـوش مـى رسيـد . شـب كـه فـرا رسيـد هزاران شمع بياد مشعلـى كه امـام افـروخـته است , در بـيابـان مصلـى و تپه هـاى اطـراف آن روشـن شـد . خـانـواده هـاى داغدار گرداگرد شمعـها نشسته و چشمانشان بر بلنداى نـورانـى دوخته شـده بود .

فرياد يا حسيـن بسيجيان كه احساس يتيمى مـى كـردنـد و بــر سـر و سينه مـى زدنـد فـضا را عـاشـورايـى كرده بـود . بـاور اينـكـه ديـگر صداى دلنشيـن امام خمينـى را در حسينيه جماران نخـواهند شنيد , طاقتـها را بـرده بـود . مـردم شـب را در كـنار پيـكـر امـام بـه صبـح رسانيدند .

در نخستنى ساعت بامداد شانزده خــرداد , مـيـلـونهـا تـن به امامت آيت الله العظمـى گلپايگانى(ره) با چشمانى اشكبار برپيكر امام نماز گذاردند .
انبـوهى جمعيت و شكوه حماسه حضـور مـردم در روز ورود امام خمـينى به كشـور در 12 بهمـن 1357 و تـكـرار گسـتـرده تـر ايـن حماسـه در مـراسـم تشييع پيكر امام , از شگفـتيهاى تـاريخ اسـت .

http://upload.tazkereh.ir/images/40830959313321101085.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۲۰:۳۵
http://upload.tazkereh.ir/images/07426334091202272722.jpg



خـبرگـزاريهاى رسمـى جهـانـى جمعيت استقبال كننده را در سال 1357 تا 6 ميليـون نفر و جمعيت حاضـر در مــراسـم تشـييـع را تا 9 ميليـون نفر تخميـن زدند و ايـن در حالى بـود كه طى دوران 11 سـاله حكومت امام خمينى بـواسطه اتحـاد كشـورها غربـى و شرقى در دشمنى با انـقلاب و تحميل جنگ 8 ساله و صـدهـا تـوطـئه ديـگـر آنـان , مردم ايـران سخـتيها و مشكلات فـراوانـى را تحـمـل كرده و عزيزان بى شمارى را در ايـن راه از دست داده بـودند و طـبعا مـى بـايـست بـتدرج خسته و دلسرد شـده باشنـد امـا هرگز اينچنيـن نشـد .

نسل پرورش يـافـته در مكتب الـهى امام خمينى به ايـن فرمـوده امام ايـمان كامـل داشـت كه :در جهـان حجـم تحمل زحمـتها و رنجها و فداكاريها و جان نثـاريها ومحروميتها مناسب حجـم بـزرگى مقصـود و ارزشمندى وعلـو رتـبـه آن است پـس از آنـكه مراسـم تـدفيـن به علت شـدت احسـاسات عـزاداران امـكان ادامـه نيافت , طـى اطلاعيه هاى مـكرر از راديـو اعلام شـد كـه مـردم بـه خانه هايشان بازگردند , مراسـم به بعد مـوكـول شــده و زمــان آن بعـدا اعلام شد .

براى مسئوليـن تـرديـدى نـبـود كه هر چه زمان بگذرد صـدها هزار تـن از علاقه مندان ديگر امـام كـه از شهـرهاى دور راهـى تهران شده اند نيز بر جمعيت تشييع كننـده افـزوده خـواهـد شـد .

ناگزير در بعدازظهر همان روز مراسم تـدفـين بـا همان احساسات و بـه دشـوارى انـجـام شـد كـه گـوشـه هـايـى از اين مـراسـم بـوسـيـله خبرنگـاران بـه جهان مخابره شـد و بدين سان رحلت امام خمينـى نيز همچـون حياتـش منـشاء بيـدارى و نهضتـى دوباره شـد و راه و يادش جاودانه گرديد چرا كـه او حقيـقت بـود و حقيقت هميشه زنـده است و فناناپذير .




http://upload.tazkereh.ir/images/40830959313321101085.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۲۰:۳۷
http://www.rahpouyan.com/vizhe/imam/album/imam39.jpg



رحلت امام خمينى وصال يار, فراق ياران



امام خمينى هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را كه مـى بايــست ابـلاغ كنـد , گفته بـود و در عمـل نيز تـمام هستيـش را بـراى تحقق هـمان هـدفها بـكار گرفته بـود .

اينك در آستـانه نيمه خـرداد سـال 1368 خـود را در آماده ملاقات عزيزى مى كرد كه تمام عمرش را براى جلب رضاى او صرف كرده بـود و قامتش جز در بـرابـر او , در مـقابل هيچ قدرتى خـم نشده , و چشـمانش جز براى او گريه نكرده بـود .

سروده هاى عارفانه اش همه حاكى از درد فـراق و بيان عطـش لحظه وصال محبوب بـود . و اينك ايـن لحظه شكـوهمنـد بـراى او , و جانــكاه و تحمل ناپذير بـراى پيروانـش , فـرا مـى رسيد .

او خـود در وصيتنامه اش نـوشـته است : با دلى آرام و قلبـى مطمئن و روحى شاد و ضميرى اميدوار به فضل خدا از خدمت خـواهران و برادران مرخص و به سـوى جايگاه ابــدى سفر مى كنـم و به دعاى خير شما احتياج مبرم دارم و از خداى رحمن و رحيـم مى خـواهـم كه عذرم را در كوتاهى خدمت و قصـور و تقصير بپذيـرد و از مـلت امـيدوارم كه عذرم را در كـوتاهى ها و قصـور و تقصيـرها بـپذيـرنـد و بـا قــدرت و تصميـم و اراده بــه پيش بروند .





http://www.rahpouyan.com/vizhe/imam/album/imam37.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۲۰:۴۱
http://upload.tazkereh.ir/images/44843702441979900240.jpg



درس همسر داري از امام عزيزمان




نامه امام خطاب به همسرشان



شخصيت مردان بزرگ الهي، برخلاف مردم عادي، تك‌‌بعدي نيست و وجوه گوناگون دارد. آنان با تهذيب نفس توانسته‌اند، اضداد را در خود جمع كنند. برای مثال؛ امام خميني با پشت سر گذاشتن مدارج عالي تعالي انساني، ظرفيت وجودي خويش را چنان وسيع ساخت كه توانست، مفاهيمي ‌چون عرفان، ساده‌زيستي، جهاد، زهد، سياست، مديريت، قاطعيت، عاطفه، سازش‌ناپذيري، انعطاف، فروتني، عزت‌طلبي و... را يكجا در شخصيت خويش جمع آورد.

ايشان با وجود قاطعيت و سازش‌ناپذيري، روحي لطيف و عواطفي عالي داشت كه به اشكال گوناگون، جلوه‌گر می شد.

به نوشته جام‌جم، از آن جمله اين‌كه در فروردين سال 1312 شمسي، كه امام عازم سفر حج بودند، در بيروت، نامه‌اي براي همسر باوفاي خويش ـ كه دومين فرزند را در بطن خود داشتند و در آن شرايط حساس روحي، علي‌القاعده از دوري شوي خويش رنجور بودند ـ نوشتند كه به يقين، مطالعه آن براي شما نيز همچون ما جالب است و امام را در تراز انساني كامل و صاحب ابعاد گوناگون مي‌شناساند.

تصدقت شوم، الهي قربانت بروم، در اين مدت كه مبتلاي به جدايي از آن نور چشم عزيز و قوت قلبم گرديدم، متذكر شما هستم و صورت زيبايت در آیينه قلبم منقوش است.

عزيزم، اميدوارم خداوند شما را به سلامت و خوش در پناه خودش حفظ كند. [حال] من با هر شدتي باشد مي‌گذرد؛ ولي به حمدالله تاكنون هرچه پيش آمد، خوش بوده و الان در شهر زيباي بيروت هستم(1). حقيقتا جاي شما خالي است، فقط براي تماشاي شهر و دريا خيلي منظره خوش دارد. صد حيف كه محبوب عزيزم همراهم نيست كه اين منظره عالي به دل بچسبد.

در هر حال، امشب، شب دوم است كه منتظر كشتي هستيم. از قرار معلوم و معروف، يك كشتي فردا حركت مي کند، ولي ماها كه قدري دير رسيديم، بايد منتظر كشتي ديگر باشيم. عجالتا تكليف معلوم نيست، اميد است خداوند به عزت اجداد طاهرينم، كه همه حجاج را موفق كند به اتمام عمل.

از اين حيث قدري نگران هستم، ولي از حيث مزاج بحمدالله به سلامت. بلكه مزاجم بحمدالله مستقيم‌تر و بهتر است. خيلي سفر خوبي است، جاي شما خيلي خيلي خالي است. دلم براي پسرت [سيدمصطفي] قدري تنگ شده است. اميد است كه هر دو(2) به سلامت و سعادت در تحت مراقبت آن عزيز و محافظت خداي متعال باشند.

اگر به آقا [پدر همسر امام] و خانم‌ها [مادر و مادربزرگ همسر امام] كاغذي نوشتيد، سلام مرا برسانيد. من از قبل همه نايب‌الزياره هستم. به خانم شمس آفاق [خواهر همسر امام] سلام برسانيد و به توسط ايشان به آقاي دكتر [علوي] سلام برسانيد. به خاور سلطان و ربابه سلطان سلام برسانيد.

صفحه مقابل را به آقاي شيخ عبدالحسين بگوييد برسانند.
ايام عمر و عزت مستدام. تصدقت.
قربانت؛ روح‌الله




http://smiles.al-wed.com/smiles/13/anyaflower195.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۰۰:۱۰
http://upload.tazkereh.ir/images/58073908538580781071.jpg

الا يا ايها الساقى! ز مـــى پُر ســــاز جامم را
كه از جـــانم فــــرو ريزد، هواى ننگ و نامم را

از آن مى ريز در جـــامم كــه جانم را فنا سازد
برون سازد ز هستى، هسته نيرنگ و دامم را

از آن مى ده كه جانم را ز قيد خود رها سازد
به خود گيـــرد زمـــــامم را، فرو ريزد مقامم را

از آن مى ده كــه در خلوتگـــــه رندان بيحرمت
به هم كــوبد سجودم را، به هم ريزد قيامم را

نبـــــودى در حـــريمِ قدسِ گلــــرويان ميخــانه
كه از هـــر روزنـــى آيم، گلى گيرد لجامم را

روم در جـــرگه پيران از خــــــود بى‏خبر، شايد
برون ســـازند از جــانم، به مى افكار خامم را

تـــو اى پيــــك سبكباران دريــــاى عدم، از من
به دريادارِ آن وادى، رســـان مدح و سلامم را

به ســـاغر ختم كردم اين عدم اندر عدم نامه
به پيرِ صومعه بــــرگو: ببين حُسن ختــامم را




http://shiaupload.ir/images/72jncozvd6mok9q9wbra.gifالتماس دعا http://shiaupload.ir/images/72jncozvd6mok9q9wbra.gif

http://upload.tazkereh.ir/images/77007205826777571122.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۱۱:۵۱
http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2005/06/132435_orig.jpg (http://groups.yahoo.com/group/ALI_valiyollah)

طهورا فروزان
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۱۱:۵۴
از غم دوست درین میکده فریاد کشم
دادرس نیست که درهجر رخش دادکشم

سال ها میگذرد حادثه ها می آید
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم


امام خمینی(ره)


خدایا
به امام خمینی علو درجات عنایت کن:Doaa:

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۱۲:۴۶
http://upload.tazkereh.ir/images/90139194987951315028.jpg



یادها و خاطره ‏ها

پیوند امام

در اولین روز ورود به قم در شهریور سال 1341 مشتاقانه به زیارت امام رفتم و با اولین زیارت امام عشق و علاقه‏ام صد چندان شد.
تمام هستى و جان و دل و آرزویم را در امام یافتم این دلبستگى و شیفتگى را هرگز و هرگز با هیچ زبان و بیان و قلمى نمى ‏توانستم و نمى ‏توانم توصیف كنم و حتى اكنون بعد از دهها سال تصور آن براى خودم هم ناممكن مى‏نماید.

در آن زمان زیارت امام در دو وقت‏براى ما میسرتر بود یكى در مسجد سلماسى و به هنگام تدریس امام و دیگرى به هنگام مغرب و نماز جماعت.
گرچه در آن زمان هیچ چیز از درس امام نمى ‏فهمیدم اما حضور در مسجد سلماسى و نشستن در كنارى و تماشاى چهره امام و شنیدن آهنگ دلنشین صداى امام برایم از هر بزم و شنیدن هر موسیقى لذت بخش‏تر بود


http://smiles.al-wed.com/smiles/13/anyaflower195.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۱۲:۴۹
http://upload.tazkereh.ir/images/38747526665729324330.gif

رهیافت‌های تاریخی در اندیشه امام خمینی (ره)/ سیدحسین فلاح‌زاده


تاریخ معاصر

‌‌اشاره‌ :
در این‌ مقاله، رویکرد امام‌ خمینی«رض» به‌ تاریخ‌ و عنصر عبرت‌ تاریخی، بررسی‌ شده‌ که‌ چگونه‌ ایشان‌ همواره‌ چشمی‌ به‌ تاریخ‌ اسلام، تاریخ‌ ایران‌ قبل‌ و پس‌ از اسلام‌ و نیز تاریخ‌ مبارزات‌ معاصر ایران‌ از جنبش‌ تنباکو، مشروطیت، کودتای‌ رضاخان‌ و نهضت‌ نفت‌ داشته‌اند.

می‌توان‌ گفت‌ که‌ علم‌ تاریخ‌ را تاریخی‌ طولانی‌ است. زیرا این‌ پرسش‌ که‌ گذشته‌ و بخصوص‌ گذشته‌ بشری‌ چگونه‌ بوده‌ است؟ همواره‌ بعنوان‌ یک‌ سؤ‌ال‌ بزرگ‌ فرا روی‌ انسان‌ هر عصری‌ قرار داشته‌ است. حاکمی‌ که‌ می‌کوشید با پدید آوردن‌ یک‌ سنگنوشته‌ بر دامنه‌ کوهی‌ یا تهیه‌ لوحی‌ زرین‌ و یا نگارش‌ ختم‌ نامه‌ای، خاطره‌ خویش‌ را جاودانه‌ سازد، شبیه‌ آنچه‌ کسانی‌ چون‌ آریا مانند و آرشام‌ یا داریوش‌ و اردشیر و شاهپور در تاریخ‌ ایران‌ باستان‌ کرده‌اند، گامی‌ در اینجهت‌ می‌نهاد. همچنین‌ مورخ‌ و نویسنده‌ای‌ که‌ هر چند خود در پیدایش‌ حوادث‌ عصرش‌ نقش‌ چندانی‌ نداشت، اما با ثبت‌ اخبار آن‌ حوادث، در جهت‌ جاودانگی‌ آن‌ می‌کوشید1.
ن.آ.یروفه‌یف‌ ظهور علم‌ تاریخ‌ را در حدود سده‌های‌ هفتم‌ و هشتم‌ پیش‌ از میلاد در یونان‌ می‌داند2 هرودوت‌ (425 - 484 ق.م) که‌ بعنوان‌ پدر علم‌ تاریخ‌ شناخته‌ شده‌ است‌ به‌ همان‌ عصر طلایی‌ یونان‌ باستان‌ تعلق‌ دارد. که‌ کتاب‌ او نیز خوشبختانه‌ باقی‌ است3. گزنفون‌ مورخ‌ برجسته‌ یونان‌ باستان‌ و صاحب‌ آثاری‌ چون‌ «آناباسیس» و «کوروپدی» از شاگردان‌ سقراط‌ بود و در کنار کسانی‌ چون‌ افلاطون‌ در محضر آن‌ استاد بزرگ‌ فلسفه‌ یونان‌ تلمذ می‌کرد و به‌ همین‌ جهت‌ در کنار آثار فلسفی‌ و تاریخی‌ خویش‌ کتاب‌ «خاطرات‌ سقراطی» را نیز به‌ پاس‌ حرمت‌ استاد خویش‌ نگاشت4. علاوه‌ بر تمدن‌ یونان، در تمدنهای‌ روم‌ ایران‌ باستان، مصر، چین، هند و غیره‌ نیز علم‌ تاریخ‌ همواره‌ شکوفا بوده‌ و بزرگانی‌ را بر سر سفره‌ خود داشته‌ است5.

مخالفت‌ با تاریخ‌
معذلک‌ کسانی‌ حتی‌ با علم‌ تاریخ‌ مخالفت‌ کرده‌اند. ابن‌ اثیر در آغاز کتاب‌ «الکامل‌ فی‌ التاریخ» می‌گوید:
«من‌ کسانی‌ را دیده‌ام‌ که‌ خود را دانا و هوشیار می‌دانند و در دانش‌ فرهیخته، اما با این‌ وجود، تاریخ‌ را مورد تحقیر و تمسخر قرار می‌دهند و از خواندن‌ آن‌ دوری‌ می‌کنند و آن‌ را لغو می‌شمارند و تصور می‌کنند که‌ تنها سود تاریخ‌ در اختیار گذاردن‌ مقداری‌ قصه‌ و خبر است‌ و آگاه‌ شدن‌ به‌ حدیث‌ها و افسانه‌ها، حد نهایی‌ آشنایی‌ با تاریخ‌ است6.»
سپس‌ خود در صدد پاسخ‌گویی‌ به‌ این‌ سخنان‌ برآمده‌ است:
«اما اینان‌ که‌ چنین‌ می‌اندیشند مغز را رها کرده‌ و به‌ پوست‌ چسبیده‌اندو گوهر را خرمهره‌ می‌دانند. ولی‌ کسی‌ که‌ خداوند به‌ او طبعی‌ سالم‌ داده‌ است‌ و به‌ راه‌ راست‌ هدایت‌ شده‌ است، می‌داند که‌ تاریخ‌ سود بسیار دارد و منافع‌ دنیایی‌ و آخرتی‌ آن‌ بی‌اندازه‌ می‌باشد7.»
بی‌تردید برخی‌ از همین‌ مخالفت‌ها بود که‌ سخاوی‌ (902 - 831 ه') را به‌ تألیف‌ کتاب‌ «الاعلان‌ بالتوبیخ‌ لمن‌ ذم‌ اهل‌ التاریخ» وادار کرد8.


http://upload.tazkereh.ir/images/38747526665729324330.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۱۲:۵۹
http://upload.tazkereh.ir/images/20164932721848223513.jpg



یادها و خاطره ‏ها
نماز جماعت امام

برخلاف عموم بزرگان حوزه و مراجع كه برحسب رتبه و شانى كه داشتند در مساجد بزرگتر و معروف‏تر و مكانهاى حساس تر صحن و حرم حضرت معصومه اقامه جماعت داشتند،



لكن امام ظاهرا تقریبا تنها شخصیت‏بزرگى بودند كه در خانه نماز مى‏خواندند

و فقط افراد انگشت‏شمارى براى نماز خواندن پشت‏سر ایشان موفق مى‏شدند
.
امام نماز جماعت را در بیرونى مى‏خواندند و بیرونى ایشان در آن زمان مشتمل بر یك اطاق و هال كوچك بود كه یك در از حیاط به حیاط اندرونى و یك در از هال به اتاق محل زندگى امام داشت.



محل اندرونى آن زمان بعدا كه رفت و آمدها گسترش یافت‏یعنى بعد از آزادى امام از زندان در سال 43 تبدیل به بیرونى شد و خانه‏اى كه در ضلع شمالى منزل امام بود به عنوان اندرونى مورد اجاره قرار گرفت و درى به آنجا گشوده شد
.
هال و اتاق بیرونى مجموعا براى نماز جماعت ظرفیت‏بیش از حدود 20 نفر را نداشت و اگر برخى شب‏ها چند نفرى بیشتر مى‏آمدند ناچار درى كه به اطاق محل زندگى شخصى امام باز مى‏شد را نیز مى‏گشودند و با عقب زدن تشك و رختخواب كرسى امام به نماز مى‏ایستند

طول زمستان آن سال یعنى سال 41 این توفیق را داشتم كه علیرغم اقامه جماعت مغرب‏ها، در مدرسه فیضیه كه پرجمعیت‏ترین نماز جماعت طلبه‏ها در قم بود در آن هواى سرد و پرسوز قم دوان دوان تا محله یخچال مى‏رفتم تا نماز را پشت‏سر امام بخوانم
.

شیوه قرائت امام، آهنگ صدایش، اذكارش و تعقیباتش و حتى چگونگى به دست گرفتن و شیوه چرخاندن دانه‏هاى تسبیح اش در هنگام تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها) برایم دلربا و لذت بخش بود. یك شب كه نماز را در اتاق اندرونى و در كنار كرسى امام خواندم از شدت شوق بعد از نماز عبایم را در همان اطاق جا گذاشتم و بیرون كه آمدم متوجه شدم البته آن زمان هنوز ملبس به لباس روحانى نشده بودم و عبا را به خاطر سرماى پرسوز قم دوش مى‏گرفتم
.

فردا شب كه براى نماز مشرف شدم دیدم امام عبا را خیلى منظم تا كرده‏اند و در كنارى گذاشته‏اند. این عبا به خاطر این كه یك شب در اتاق امام مانده بود و به دست امام متبرك شده بود همواره برایم دوست داشتنى و زیبا بود هرچند بسیار كهنه و در واقع عباى دست دومى بود كه پدرم دیگر از آن استفاده نمى‏كرد و من براى خود برداشته بودم




http://smiles.al-wed.com/smiles/13/anyaflower195.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۱۳:۳۸
‌تاریخ‌ و اندیشمندان
اما از این‌ مخالفان‌ اندک‌ که‌ بگذریم‌ شمار اندیشمندان‌ و عالمانی‌ که‌ علاوه‌ بر رشته‌ علمی‌ خویش‌ به‌ تاریخ‌ نیز توجه‌ کرده‌اند، کم‌ نمی‌باشند. تقریباً‌ بیشتر محققان‌ شاخه‌های‌ مختلف‌ علوم‌ اجتماعی‌ و انسانی‌ به‌ تاریخ‌ رویکرد داشته‌اند.
تعبیرات‌ بلند مرحوم‌ مدرس‌ را بیاد آوریم‌ که:
«تاریخ‌نویسان‌ ما باید همه‌ امکانات‌ را داشته‌ باشند که‌ کوله‌پشتی‌ خود را بردارند و در تمام‌ دنیا بگردند و ملل‌ موفق‌ و ناموفق‌ را مورد مطالعه‌ و تحقیق‌ قرار دهند. نقاط‌ قوت‌ و ضعف‌ آنان‌ را دریابند و بیاورند و با وضعیات‌ ملت‌ و مملکت‌ خودشان‌ مقایسه‌ کنند و بگویند و بنویسند9.»، «تاریخ‌ اسلام‌ مخصوصاً‌ تاریخ‌ اسلام‌ در ایران‌ باید با همت‌ علمای‌ مملکت‌ ما بازنویسی‌ شود. هزینه‌ یک‌ کرور یا صد کرور هم‌ مصرف‌ گردد مفید فایده‌ و مؤ‌ثر است10.»، «تاریخ‌ ما آورندگان‌ عقاید دهری‌ و بلشویکی‌ را از درون‌ مرزهای‌ شمالی‌ ما، مجاهدین‌ و آزادی‌ خواهان‌ و یاوران‌ جان‌ نثار مشروطه‌ خواندند که‌ با دست‌ و دلبازی‌ خانه‌ و زندگی‌شان‌ را گذاشته‌ و برای‌ آزادی‌ ملت‌ ایران‌ آمدند. چون‌ از این‌ دوره‌ تاریخ‌ ما کلمه‌های‌ «تعقلون»، «تعلمون»، «تفعلون» یا «اولوالالباب» با سرانگشت‌ به‌ زبان‌ زده‌ اساتید فن‌ پاک‌ شده‌ بود، نتوانستیم‌ بفهمیم‌ که‌ این‌ دایه‌های‌ دلسوزتر از مادر چه‌ نوزاد شروری‌ را آورده‌ و در میان‌ نواحی‌ شمال‌ و شمال‌غربی‌ ما ول‌ کرده‌ است11.»
آیت‌ا... مدرس‌ حاضر شد روزانه‌ هشت‌ ساعت‌ برای‌ بازرگانی‌ در نجف‌ کار کند تا او در ازای‌ آن، در ساعت‌ کتاب‌ «سفرنامه‌ شاردن» را که‌ هنوز به‌ فارسی‌ و عربی‌ ترجمه‌ نشده‌ بود برایش‌ بخواند12. آن‌ مجاهد خستگی‌ناپذیر که‌ به‌ اهمیت‌ دانش‌ تاریخ‌ در بالا بردن‌ سطح‌ آگاهی‌ متفکران‌ و عالمان‌ پی‌ برده‌ بود، می‌کوشید تا درس‌ تاریخ‌ را در ردیف‌ دروس‌ اصلی‌ حوزه‌های‌ علمیه‌ بگنجاند هر چند موفق‌ نگردید:
«با این‌ عقیده‌ به‌ اساتید حوزه‌های‌ نجف‌ خیلی‌ اصرار و استدلال‌ کردم‌ که‌ تاریخ‌ را یکی‌ از درس‌های‌ حوزه‌های‌ علمی‌ در بخش‌ دروس‌ خارج‌ قرار دهند ولی‌ قبول‌ نکردند و اشتباه‌ کردند13.»
مرحوم‌ دکتر شریعتی‌ نیز که‌ بخش‌ بزرگ‌ و اساسی‌ اندیشه‌ خود را مدیون‌ دانش‌ تاریخ‌ بود و در تمامی‌ آثار و نوشته‌ها از این‌ سرچشمه‌ غنی‌ سیراب‌ می‌گشت. با توجه‌ به‌ شناخت‌ تاریخی‌ گسترده‌ای‌ که‌ نسبت‌ به‌ تاریخ‌ تمدن‌ غرب‌ داشت‌ و از طرفی‌ نیز آشنای‌ با تمدن‌ اسلامی‌ بود، در مقام‌ مقایسه‌ آندو و بخصوص‌ علل‌ انحطاط‌ مسلمین‌ و بر آمدن‌ غرب‌ نوشته‌های‌ سودمندی‌ دارد. او بر روش‌ روشنفکران‌ ترجمه‌ای‌ شرق‌ در تبعیت‌ محض‌ از تحولات‌ قرون‌ جدید مغرب‌ زمین، وارد می‌سازد:
«این‌ است‌ که‌ مبارزه‌ روشنفکر - در قرون‌ 16 و 17 - علیه‌ مذهب‌ موجود و حاکم‌ در قرون‌ وسطی، بطور موقت‌ و در زمان‌ خودش، مبارزه‌ای‌ مترقی‌ است. اما تکرار آن‌ حرفها بوسیله‌ روشنفکرها - از لحاظ‌ اینکه‌ آن‌ عقاید با تجربه‌ اجتماعی‌ محیطش‌ وابستگی‌ ندارد و مذهبش‌ بی‌شباهت‌ به‌ مذهب‌ اروپایی‌ است‌ و تضادهای‌ طبقاتی‌ و بطور کلی‌ وضع‌ اجتماعی‌ خاص‌ خودش‌ را دارد. نقش‌ منفی‌ می‌یابد و هیچ‌ تحرک‌ راستینی‌ را ایجاد نمی‌کند14.»


http://upload.tazkereh.ir/images/38747526665729324330.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۱۴:۰۵
امام‌ خمینی(ره) و رویکرد تاریخی‌
تاریخ‌ در اندیشه‌ والای‌ امام‌ خمینی(ره) بعنوان‌ یک‌ مجتهد علوم‌ دینی‌ و فیلسوف‌ و عارف‌ و از طرفی‌ شخصیتی‌ برجسته‌ و انقلابی‌ و مصلح‌ چه‌ جایگاهی‌ را دارا بوده‌ است؟ آیا امام‌ رویکردی‌ به‌ تاریخ‌ داشته‌اند؟! در چه‌ سطح‌ و به‌ کدامین‌ عصر و دوره‌ تاریخی؟ آیا تنها به‌ تاریخ‌ اسلام‌ نظر داشته‌ است‌ یا تاریخ‌ ایران، جهان‌ و کشورهای‌ اسلامی‌ هم‌ مورد توجه‌ او قرار می‌گرفته‌ است؟
علم‌ تاریخ‌ در اندیشه‌ امام‌ خمینی(ره) از جایگاه‌ بلند مرتبه‌ای‌ برخوردار بود و ایشان‌ علیرغم‌ اشتغالات‌ به‌ فقه، اصول، فلسفه، عرفان‌ و غیره‌ به‌ دانش‌ تاریخ‌ نیز توجه‌ فراوانی‌ داشته‌اند. درست‌ همانگونه‌ که‌ چهره‌ ادبی‌ امام‌ بر عموم‌ مردم‌ تا رحلت‌ ایشان‌ پنهان‌ بود و کسان‌ محدودی‌ از اشعار گرانبهای‌ ایشان‌ با خبر بودند، می‌توان‌ گفت‌ که‌ تاریخ‌ اندیشی‌ امام‌ نیز تا حدود بسیاری‌ بر همگان‌ پوشیده‌ مانده‌ است.
قبلاً‌ بایستی‌ به‌ این‌ سؤ‌ال‌ پرداخت‌ که‌ امام‌ خمینی(ره) چگونه‌ با تاریخ‌ پیوند خورده‌ است؟

الف‌ - فایده‌ و عبرت‌آموزی‌ تاریخ‌
امام(ره) به‌ دانش‌ تاریخ‌ بعنوان‌ یک‌ سرگرمی‌ یا قصه‌ و افسانه‌ نمی‌نگریست‌ بلکه‌ تاریخ‌ در اندیشه‌ ایشان‌ عامل‌ رشد و آگاهی‌ است‌ و مایه‌ عبرت‌ می‌باشد.
«تاریخ‌ و آنچه‌ که‌ به‌ ملتها می‌گذرد این‌ باید عبرت‌ باشد برای‌ مردم‌ از جمله‌ تاریخ‌ عصر حاضر، ببینیم‌ که‌ چه‌ شد که‌ یک‌ چنین‌ قدرتی‌ از بین‌ رفت. دولتها ببینند که‌ برای‌ چه‌ این‌ طور منهدم‌ شد یک‌ چنین‌ قدرتی‌ و اجزأ دولتی‌ ادارات‌ ببینند که‌ چه‌ شد قضیه‌ و موجب‌ عبرت‌ همه‌ باشد15.»
امام، تاریخ‌ را سرمشق‌ و الگوی‌ زندگی‌ و مبارزه‌ می‌دانست:
«وظیفه‌ ماست‌ که‌ این‌ مطالب‌ را تذکر بدهیم، طرز حکومت‌ اسلامی‌ و روش‌ زمامداران‌ اسلام‌ را در صدر اسلام‌ بیان‌ کنیم. بگوییم‌ که‌ دارالامارة‌ و دکة‌القضای‌ او در گوشه‌ مسجد قرار داشت‌ و دامنه‌ حکومتش‌ تا انتهای‌ ایران‌ و مصر و حجاز و یمن‌ گسترش‌ داشت. متأسفانه‌ وقتی‌ حکومت‌ به‌ طبقات‌ بعدی‌ رسید طرز حکومت‌ تبدیل‌ به‌ سلطنت‌ و بدتر از سلطنت‌ شد. باید این‌ مطالب‌ را به‌ مردم‌ رسانید و آنان‌ را رشد فکری‌ و سیاسی‌ داد16.» ‌‌ ‌‌ ‌‌ ‌‌

‌‌ب‌ - امام‌ و تاریخ‌ اسلام‌
از جمله‌ دوره‌های‌ تاریخی‌ که‌ امام‌ خمینی(ره) عنایت‌ وافری‌ بدان‌ داشته‌اند، تاریخ‌ اسلام‌ و تحولاتی‌ است‌ که‌ در آن‌ عصر پدید آمده‌ است. امام‌ مبنای‌ قیام‌ خویش‌ را، قیام‌ رسول‌ اکرم(ص) و شمشیر زدن‌ آن‌ حضرت‌ در راه‌ تبلیغ‌ پیام‌ الهی‌ خود و زدودن‌ موانع‌ آن‌ منتسب‌ کرده‌اند. بنظر می‌رسد که‌ نامه‌ امام‌ به‌ گورباچف‌ نیز بی‌ تأثیر از نامه‌نگاری‌ پیامبر(ص) به‌ سران‌ دولت‌های‌ بزرگ‌ عصر خویش‌ نبوده‌ است:
«خود رسول‌اکرم‌ به‌طوری‌ که‌ مکتوبشان‌ در صحیح‌ نجاری‌ مضبوط‌ است‌ و آنطوری‌ که‌ تاریخ‌ ضضبط‌ کرده‌ است، ایشان‌ چهار تا مکتوب‌ مرقوم‌ فرمودند به‌ چهار تا امپراطور، یکی‌ ایران‌ یکی‌ روم‌ یکی‌ مصر یکی‌ حبشه17.»
امام‌ به‌ پیدایش‌ جریان‌ انحراف‌ در تاریخ‌ اسلام‌ و افتادن‌ قدرت‌ بدست‌ امویان‌ وقوف‌ کامل‌ داشت‌ و بر آن‌ تأسف‌ بسیار می‌خورد و در موارد متعددی‌ به‌ این‌ انحراف‌ می‌پرداخت‌ و به‌ گمان‌ ما این‌ سخن‌ امام‌ که‌ «مبادا انقلاب‌ بدست‌ نااهلان‌ افتد» ناظر به‌ همان‌ انحراف‌ در تاریخ‌ اسلام‌ می‌باشد.
امام‌ در رابطه‌ با علی‌ بن‌ ابیطالب(ع) و علت‌ سکوت‌ نخستین‌ آن‌ حضرت‌ پس‌ از رحلت‌ پیامبر و قیام‌ بعدی‌ ایشان‌ جهت‌ تشکیل‌ حکومت‌ اینچنین‌ اظهار نظر کرده‌اند.
«از اول‌ ظهور اسلام، مسلمین‌ حافظ‌ دین‌ مبین‌ اسلام‌ بوده‌اند. حتی‌ برای‌ حفظ‌ دین‌ از حق‌ خود می‌گذشتند. حضرت‌ امیرالمؤ‌منین‌ با خلفا همکاری‌ می‌کردند چون‌ ظاهراً‌ مطابق‌ دستور دین‌ عمل‌ می‌نمودند و تشنجی‌ در کار نبود تا موقعی‌ که‌ معاویه‌ روی‌ کار آمد و از طریقه‌ و روش‌ خلفا منحرف‌ گشته‌ و خلافت‌ را مبدل‌ به‌ سلطنت‌ نمود. در این‌ موقع‌ حضرت‌ ناچار شد قیام‌ کند زیرا روی‌ موازین‌ شرع‌ و عقل‌ نمی‌توانستند معاویه‌ را یک‌ روز بر مقام‌ خلافت‌ پایدار ببینند18.»
امام‌ خمینی(ره) درباره‌ امام‌ حسن(ع) و صلح‌ آن‌ حضرت‌ با معاویه‌ نیز فرموده‌اند:
«معاویه‌ یک‌ سلطانی‌ بود در آن‌ وقت، حضرت‌ امام‌ حسن‌ بر خلافش‌ قیام‌ کرد. در صورتی‌ که‌ آنوقت‌ همه‌ با آن‌ مردک‌ بیعت‌ کرده‌ و سلطانش‌ حساب‌ می‌کردند، حضرت‌ امام‌ حسن‌ قیام‌ کرد تا آن‌ وقتی‌ که‌ می‌توانست. وقتی‌ که‌ یک‌ دسته‌ علاف‌ نگذاشتند که‌ کار را انجام‌ دهد با آن‌ شرایط‌ صلح‌ کرد که‌ مفتضح‌ کرد معاویه‌ را. آنقدر که‌ حضرت‌ امام‌ حسن‌ مفتضح‌ کرد معاویه‌ را به‌ همانقدر بود که‌ سیدالشهدأ یزید را مفتضح‌ کرد19.»
قیام‌ امام‌ حسین(ع) و حادثه‌ عاشورا نیز بطور گسترده‌ مورد توجه‌ امام‌ قرار گرفته‌ است. اما برخلاف‌ توجه‌ معمول‌ دیگر روحانیون‌ به‌ این‌ حادثه‌ - که‌ جهت‌ ذکر مصیبت‌ بدان‌ می‌پردازند - امام‌ همواره‌ می‌کوشد تا از این‌ حادثه‌ درس‌ گرفته‌ و آن‌ را نیز مبنای‌ درک‌ خویش‌ از رفتار ائمه‌ و قیام‌ انقلابی‌ خود قرار دهد و در ضمن‌ به‌ برخی‌ نظرات‌ موجود دربارة‌ آن‌ حضرت‌ پاسخ‌ گوید:
«سیدالشهدأ به‌ حسب‌ روایات‌ ما و به‌ حسب‌ عقاید ما از آن‌ وقتی‌ که‌ از مدینه‌ حرکت‌ کرد می‌دانست‌ که‌ چی‌ دارد می‌کند. می‌دانست‌ که‌ شهید می‌شود. قبل‌ از تولد او اطلاع‌ داده‌ بودند به‌ حسب‌ روایات‌ ما. وقتی‌ که‌ آمد مکه‌ و از مکه‌ در آن‌ حال‌ بیرون‌ رفت‌ یک‌ حرکت‌ سیاسی‌ بزرگی‌ بود که‌ در یک‌ وقتی‌ که‌ همه‌ مردم‌ دارند به‌ مکه‌ می‌روند، ایشان‌ از مکه‌ خارج‌ میشود. این‌ یک‌ حرکت‌ سیاسی‌ بود. تمام‌ حرکاتش‌ حرکات‌ سیاسی‌ بوده‌ اسلامی‌ - سیاسی‌ و این‌ حرکت‌ اسلامی‌ - سیاسی‌ بود که‌ بنی‌امیه‌ را از بین‌ برد20.»
در جایی‌ دیگر امام‌ گویی‌ خطاب‌ به‌ رهبران‌ و علمایی‌ که‌ به‌ سبب‌ سستی‌ و کوتاهی‌ و با بهانه‌ نبودن‌ نیروی‌ کافی‌ دست‌ از قیام‌ و اصلاح‌ اجتماعی‌ کشیده‌ و به‌ وظیفه‌ خویش‌ عمل‌ نمی‌نمایند و همچنین‌ در ترسیم‌ دیدگاه‌ خویش‌ از هدف‌ قیام‌ عاشورا می‌فرمایند:
«امام‌ حسین(ع) نیروی‌ چندانی‌ نداشت‌ و قیام‌ کرد. او هم‌ اگر نعوذبالله‌ تنبل‌ بود می‌تونست‌ بنشیند و بگوید تکلیف‌ شرعی‌ من‌ نیست‌ که‌ قیام‌ کنم. دربار اموی‌ خیلی‌ خوشحال‌ می‌شد که‌ سیدالشهدأ بنشیند و حرف‌ نزند و آنها بر خر مراد سوار باشند. اما او مسلم‌ بن‌ عقیل‌ را فرستاد تا مردم‌ را دعوت‌ کند به‌ بیعت‌ تا حکومت‌ اسلامی‌ تشکیل‌ بدهد و این‌ حکومت‌ فاسد را از بین‌ ببرد21.»
سیره‌ و رفتار سایر ائمه‌ معصومین‌ نیز از نگاه‌ تاریخی‌ امام‌ پنهان‌ نمانده‌ است:
«همینطور ائمه‌ معصومین‌ قیام‌ کردند ولو با عده‌ کم‌ تا کشته‌ شدند و اقامه‌ فرائض‌ نمودند و هر کدام‌ می‌دیدند قیام‌ صلاح‌ نیست‌ در خانه‌ می‌نشستند و ترویج‌ می‌کردند22.»


http://upload.tazkereh.ir/images/38747526665729324330.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۱۴:۵۵
‌‌‌ج‌ - امام‌ و تاریخ‌ ایران
گذشته‌ از تاریخ‌ اسلام، امام‌ بعنوان‌ یک‌ ایرانی‌ به‌ تاریخ‌ کشور خود نیز توجه‌ داشت‌ و تحولات‌ آن‌ را مورد مطالعه‌ قرار داده‌ بود. امام‌ علاوه‌ بر تایخ‌ ایران‌ در دوره‌ اسلامی، به‌ تاریخ‌ ایران‌ باستان‌ نیز نظر داشتند و در کتاب‌ کشف‌ الاسرار خود راجع‌ به‌ فرقه‌ مزدکیه‌ که‌ در دوره‌ ایران‌ باستان‌ و در عصر ساسانیان‌ ظهور کرده‌اند و همچنین‌ پیرامون‌ آتشکده‌ها می‌نویسند:
«مزدک‌ در زمان‌ قباد پدر انوشیروان‌ ظاهر شد و قباد را به‌ دین‌ خود دعوت‌ کرد. او نیز قبول‌ کرد و انوشیروان‌ او را کشت. اینها نیز آرای‌ عجیبی‌ داشتند. از جمله‌ آن‌ است‌ که‌ به‌ دو اصل‌ قدیم‌ قائل‌ بودند و از او نقل‌ است‌ که‌ می‌گفت: خدای‌ من‌ در عالم‌ بالا بر کرسی‌ نشسته‌ مانند نشستن‌ خسرو در عالم‌ پایین‌ و در پیشگاه‌ او چهار قوه‌ است: قوه‌ تمیز، فهم، حفظ‌ و سرور چنانکه‌ در پیشگاه‌ خسرو چهار شخص‌ است: موبدان، هربداکبر، اسپهبد و رامشگر... و طوایف‌ مجوس‌ آتشکده‌ها برپا کردند. اول‌ آتشکده‌ای‌ که‌ بنا شد فریدون‌ بنا کرد در طوس‌ پس‌ از آن‌ به‌ نوبت‌ در بخارا و سجستان‌ و در مشرق‌ چین‌ و در فارس‌ آتشکده‌هایی‌ بنا شد و اینها قبل‌ از بروز زردشت‌ بود. او نیز در نیشابور و غیر آن‌ آتشکده‌هایی‌ بنا نهاد23.»
در زمینه‌ تحولات‌ ایران‌ عصر اسلامی‌ نیز اشاره‌های‌ گسترده‌ای‌ در آثار امام‌ یافت‌ می‌شود، هر چند تمرکز تاریخ‌ اندیشی‌ امام‌ بر محور تاریخ‌ معاصر می‌باشد. امام‌ در یکی‌ از سخنان‌ خود که‌ به‌ محمدرضا شاه‌ تاخته‌اند، او را از چنگیز نیز بدتر می‌دانند:
«در تاریخ‌ هست‌ که‌ چنگیز با آن‌ طبع‌ وحشیگری‌ و صحرایی‌ که‌ داشته‌ است‌ و با آن‌ خونریزیهایی‌ که‌ کرده‌ است، تابع‌ یک‌ قانون‌ بوده‌ است‌ که‌ به‌ آن‌ قانون‌ می‌گفتند «یاسا نامه‌ بزرگ» و مغول، چنگیز و سایر مغول‌ تخلف‌ از آن‌ قانون‌ نمی‌کردند حتی‌ تعبیر بعضی‌ این‌ بوده‌ است‌ که‌ احترام‌ آن‌ قانون‌ پیش‌ مغول‌ مثل‌ احترام‌ قرآن‌ در صدر اسلام‌ پیش‌ مسلمین‌ بوده‌ است، تخلف‌ از قانون‌ مطابق‌ با مرگ‌ بوده‌ است24.»
همچنین‌ در سخنرانی‌ دیگری‌ در پاریس‌ رفتار پهلوی‌ را به‌ رفتار آقا محمدخان‌ و نادرشاه‌ در اواخر عمر تشبیه‌ می‌کنند:
«آن‌ طوری‌ که‌ من‌ سابقاً‌ حدس‌ زدم‌ تا شاید دو سال، سه‌ سال‌ پیش‌ از این‌ بود که‌ گفتم‌ باید از اواخر عمر این‌ دیکتاتورها بترسیم. اواخر عمرشان‌ دیوانه‌ می‌شوند آقا محمدخان‌ قاجار هم‌ دیوانه‌ شد آن‌ آخر عمرش، نادر شاه‌ هم‌ دیوانه‌ شد آن‌ آخر عمرش25.» ‌‌د - امام‌ و تاریخ‌ معاصر
میزان‌ پرداختن‌ امام‌ به‌ تاریخ‌ معاصر و ابعاد مختلف‌ آن‌ بگونه‌ای‌ است‌ که‌ می‌توان‌ ادعا کرد بنیاد بینش‌ سیاسی‌ آن‌ حضرت‌ نیز بطور گسترده‌ بر همین‌ اندیشه‌ تاریخ‌پژوهی، استوار گردیده‌ است. امام‌ علاوه‌ بر مطالعات‌ وسیعی‌ در تاریخ‌ معاصر ایران، خود نیز در خانواده‌ای‌ سیاسی‌ بدنیا آمد و پدر بزرگوار ایشان‌ در بدو تولد او به‌ شهادت‌ رسید26. امام‌ در پاسخ‌ به‌ سؤ‌ال‌ یک‌ خبرنگار ایتالیایی‌ که‌ در سال‌ 57 از ایشان‌ پرسید که‌ چه‌ عواملی‌ موجب‌ یک‌ رنسانس‌ معاصر شیعی‌ گردیده‌ است؟ ضمن‌ تکیه‌ بر یکی‌ از خصلت‌های‌ ذاتی‌ تشیع‌ یعنی‌ مقاومت‌ که‌ خود به‌ سبب‌ اشراف‌ امام‌ بر تاریخ‌ تشیع‌ می‌باشد، به‌ برخی‌ از این‌ تحولات‌ مهم‌ تاریخ‌ معاصر اشاره‌ کرده‌اند:
«یکی‌ از خصلتهای‌ ذاتی‌ تشیع‌ از آغاز تاکنون‌ مقاومت‌ و قیام‌ در برابر دیکتاتوری‌ و ظلم‌ است‌ که‌ در تمامی‌ تاریخ‌ تشیع‌ به‌ چشم‌ می‌خورد، هر چند که‌ اوج‌ این‌ مبارزات‌ در بعضی‌ از مقطعهای‌ زمانی‌ بوده‌ است. در صد سال‌ اخیر حوادثی‌ اتفاق‌ افتاده‌ است‌ که‌ هر کدام‌ در جنبش‌ امروز ملت‌ ایران‌ تاثیر داشته‌ است. انقلاب‌ مشروطیت، جنبش‌ تنباکو و... قابل‌ اهمیت‌ فراوان‌ است. تاسیس‌ حوزه‌ علمی‌ دینی‌ در بیش‌ از نیم‌ قرن‌ اخیر در شهر قم‌ و تأثیر این‌ حوزه‌ در داخل‌ و خارج‌ کشور ایران‌ و نیز تلاش‌ روشنفکران‌ مذهبی‌ در داخل‌ مراکز دانشگاهی‌ و قیام‌ سال‌ 41-42 ملت‌ ایران‌ به‌ رهبری‌ علمای‌ اسلامی‌ که‌ تا امروز ادامه‌ دارد، همه‌ عواملی‌ هستند که‌ اسلام‌ شیعی‌ را در سطح‌ جهانی‌ مطرح‌ می‌کند27.»
علاوه‌ بر نگاه‌ کلی، هر یک‌ از این‌ تحولات‌ نیز جداگانه‌ مورد توجه‌ امام‌ بوده‌اند: 1- نهضت‌ تنباکو
نهضت‌ تنباکو یکی‌ از این‌ تحولات‌ است‌ که‌ امام‌ مکرر به‌ آن‌ پرداخته‌اند:
«قریب‌ صد سال‌ سابق‌ دیدند که‌ یک‌ پیرمردی‌ در یکی‌ از دهات‌ عراق‌ وقتی‌ که‌ ایران‌ در معرض‌ فشار بود، این‌ پیرمرد که‌ در کنج‌ یک‌ ده‌ بود، یک‌ سطر نوشت‌ و همه‌ قوای‌ خارج‌ و داخل‌ نتوانستند در مقابل‌ این‌ یک‌ سطر مقاومت‌ کنند. آن‌ مرحوم‌ میرزای‌ بزرگ‌ رحمة‌الله‌ که‌ در سامره‌ تنباکو را تحریم‌ کرد برای‌ اینکه‌ ایران‌ را تقریباً‌ در اسارت‌ گرفته‌ بودند به‌ واسطه‌ قرارداد تنباکو، و ایشان‌ یک‌ سطر نوشت‌ که‌ تنباکو حرام‌ است‌ و حتی‌ بستگان‌ خود آن‌ جائر (ناصرالدین‌ شاه) هم‌ و حرمسرای‌ آن‌ جائر هم‌ ترتیب‌ اثر دادند به‌ آن‌ فتوی‌ و قلیانها را شکستند و در بعضی‌ جاها تنباکوهایی‌ که‌ قیمت‌ زیاد داشت‌ در میدان‌ آوردند و آتش‌ زدند و شکست‌ دادند آن‌ قرارداد را و لغو شد قرارداد28.»
در جای‌ دیگری‌ امام‌ از جهت‌ فقهی‌ نیز به‌ این‌ حکم‌ میرزای‌ شیرازی‌ می‌نگرند:
«حکم‌ مرحوم‌ میرزای‌ شیرازی‌ در حرمت‌ تنباکو چون‌ حکم‌ حکومتی‌ بود برای‌ فقیه‌ دیگر هم‌ واجب‌ الاتباع‌ بود و همه‌ علمای‌ بزرگ‌ ایران‌ جز چند نفر از این‌ حکم‌ متابعت‌ کردند. حکم‌ قضاوتی‌ نبود که‌ بین‌ چند نفر سر موضوعی‌ اختلاف‌ شده‌ باشد و ایشان‌ روی‌ تشخیص‌ خود قضاوت‌ کرده‌ باشند. روی‌ مصالح‌ مسلمین‌ و به‌ عنوان‌ ثانوی‌ این‌ حکم‌ حکومتی‌ را صادر فرمودند و تا عنوان‌ وجود داشت‌ این‌ حکم‌ نیز بود و با رفتن‌ عنوان‌ حکم‌ هم‌ برداشته‌ شد29.»


http://upload.tazkereh.ir/images/38747526665729324330.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۱۵:۰۶
‌2- نهضت‌ مشروطیت
با مطالعه‌ و بررسی‌ نوشته‌ها و آثار امام‌ خمینی(ره) در می‌یابیم‌ که‌ انقلاب‌ مشروطیت‌ ایران‌ نیز سخت‌ ایشان‌ را به‌ خود مشغول‌ داشته‌ است. بی‌ تردید کسی‌ که‌ رهبری‌ انقلابی‌ بزرگ‌ را در دست‌ داشت‌ ضروری‌ می‌نمود تا حادثه‌ای‌ چون‌ انقلاب‌ مشروطیت‌ را بخوبی‌ بازشناسد. زوایای‌ مختلف‌ انقلاب‌ مشروطه‌ آنچنان‌ به‌ روی‌ امام‌ گشوده‌ است‌ که‌ آدمی‌ تصور می‌کند آن‌ حضرت‌ خود در آن‌ نهضت‌ حضوری‌ گسترده‌ داشته‌ است. اما با توجه‌ به‌ آنکه‌ آن‌ انقلاب‌ در سنین‌ کودکی‌ امام‌ اتفاق‌ افتاده‌ است، در می‌یابیم‌ که‌ حضرتش‌ با مطالعه‌ عمیق‌ و نگرشی‌ دقیق‌ به‌ درک‌ صحیحی‌ از واقعه‌ مذکور دست‌ یازیده‌ است. از نکات‌ قابل‌ توجه‌ امام، نقش‌ علما در نهضت‌ مشروطیت‌ است:
«در جنبش‌ مشروطیت‌ همین‌ علما در رأس‌ بودند، اصل‌ مشروطیت‌ اساسش‌ از نجف‌ به‌ دست‌ علما و در ایران‌ به‌ دست‌ علما شروع‌ شد و به‌ پیش‌ رفت. آنقدر که‌ آنها می‌خواستند که‌ مشروطه‌ تحقق‌ پیدا کند و قانون‌ اساسی‌ در کار باشد30.»
امام‌ انحراف‌ مشروطیت‌ را هم‌ به‌ سبب‌ توطئه‌ بیگانگان‌ و استبداد و هم‌ کوتاهی‌ مردم‌ و علما می‌دانند. در ادامه‌ همان‌ سخنان‌ آمده‌ است:
«لکن‌ بعد از آنکه‌ شد دنباله‌اش‌ گرفته‌ نشد. مردم‌ بی‌طرف‌ بودند، روحانیون‌ هم‌ رفتند هر کس‌ سراغ‌ کار خودش، از آنطرف‌ عمال‌ قدرتهای‌ خارجی‌ بخصوص‌ در آن‌ وقت‌ انگلستان‌ در کار بودند که‌ اینها را از صحنه‌ خارج‌ کنند یا به‌ ترور و یا به‌ تبلیغات‌ گویندگان‌ و نویسندگان‌ آنها کوشش‌ کردند به‌ اینکه‌ روحانیون‌ را از دخالت‌ در سیاست‌ خارج‌ کنند و سیاست‌ را به‌ دست‌ آنهایی‌ که‌ به‌ قول‌ آنها می‌توانند بدهند. یعنی‌ فرنگ‌ رفته‌ها و غربزده‌ها و شرق‌زده‌ها و کردند آن‌ چه‌ کردند. یعنی‌ اسم‌ مشروطه‌ بود و واقعیت‌ استبداد.»
امام‌ به‌ خطر تکرار تفرقه‌های‌ مشروطه‌ اشاره‌ می‌کنند:
«باید ملت‌ ایران‌ بیدار باشد. نگذارید خون‌ شهدای‌ ما هدر برود، نگذارید خون‌ جوانان‌ ما پایمال‌ شود، پایمال‌ اغراض‌ شخصیه. اغراض‌ شخصیه‌ را به‌ دور بریزید. دستهای‌ خیانتکار گروههای‌ مختلف‌ درست‌ نکند، گروههای‌ مختلف‌ اسباب‌ تفرقه‌ می‌شود، رشد سیاسی‌ نیست، در صدر مشروطیت‌ هم‌ با ایجاد گروههای‌ مختلف‌ نگذاشتند که‌ مشروطه‌ به‌ ثمر خودش‌ برسد. او را برخلاف‌ مسیر خودش‌ راندند31.»
نگاه‌ امام‌ به‌ مشروطه‌ آکنده‌ از عبرت‌آموزی‌ است‌ و از باب‌ سرمشق‌ گرفتن‌ از تاریخ‌ می‌باشد:
«ببینید چه‌ جمعیتهایی‌ هستند که‌ روحانیین‌ را می‌خواهند کنار بگذارند. همان‌ طوری‌ که‌ در صدر مشروطه‌ با روحانی‌ این‌ کار را کردند و اینها را زدند و کشتند و ترور کردند، همان‌ نقشه‌ است. آن‌ وقت‌ ترور کردند سیدعبدالله‌ بهبهانی‌ را، کشتند مرحوم‌ نوری‌ را و مسیر ملت‌ را از آن‌ راهی‌ که‌ بود برگرداندند به‌ یک‌ مسیر دیگر و همان‌ نقشه‌ الان‌ هست32.»
امام‌ هر چند خود روحانی‌ است‌ و مردم‌ را به‌ همراهی‌ با روحانیون‌ توصیه‌ می‌کند، با این‌ وجود ابایی‌ از معرفی‌ چهره‌های‌ فاسد روحانی‌ ندارد و آنان‌ را به‌ مردم‌ می‌نمایاند:
«شما می‌دانید که‌ مرحوم‌ شیخ‌ فضل‌الله‌ نوری‌ را کی‌ محاکمه‌ کرد. یک‌ معمم‌ زنجانی، یک‌ ملای‌ زنجانی‌ محاکمه‌ کرد و حکم‌ قتل‌ او را صادر کرد. وقتی‌ معمم‌ و ملا مهذب‌ نباشد فسادش‌ از همه‌ کس‌ بیشتر است33.»
«شما تاریخ‌ انقلاب‌ مشروطه‌ را بخوانید و ببینید در انقلاب‌ مشروطه‌ چه‌ بساطی‌ بوده‌ است.» «اگر روحانیون، ملت، خطبا، علما، نویسندگان‌ و روشنفکران‌ متعهد سستی‌ بکنند و از قضایای‌ صدر مشروطیت‌ عبرت‌ نگیرند به‌ سر این‌ انقلاب‌ آن‌ خواهد آمد که‌ به‌ سر انقلاب‌ مشروطه‌ آمد34.»
از تامل‌ و تدبیر در سخنان‌ امام‌ در می‌یابیم‌ که‌ آن‌ حضرت‌ به‌ سرنوشت‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ - با توجه‌ به‌ سرنوشت‌ تاریخ‌ اسلام‌ پس‌ از پیامبر و افتادن‌ حکومت‌ بدست‌ امویان‌ و همچنین‌ سرنوشت‌ انقلاب‌ مشروطیت‌ ایران‌ و انحرافی‌ که‌ در آن‌ پدید آمد بسیار می‌اندیشید و نگران‌ بود و همگان‌ را به‌ عبرت‌گیری‌ از تاریخ‌ اسلام‌ و همچنین‌ انقلاب‌ مشروطه‌ دعوت‌ می‌کرد.


کودتای‌ 1299 ش‌ و روی‌ کار آمدن‌ رضاخان‌ و انتقال‌ سلطنت‌ از قاجاریه‌ به‌ پهلوی‌ و آنچه‌ در عصر رضاشاه‌ گذشت، نیز تجلی‌ گسترده‌ای‌ در آثار امام‌ دارد. تقارن‌ زندگی‌ نوجوانی‌ و جوانی‌ امام‌ با این‌ عصر نیز در توجه‌ بیشتر ایشان‌ مؤ‌ثر می‌باشد:
«شما می‌دانید که‌ در ظرف‌ پنجاه‌ و چند سال‌ در ایران‌ چه‌ گذشت. البته‌ همه‌ شما شاهد حوادث‌ ایران‌ نبودید. چون‌ اکثراً‌ جوان‌ هستید لیکن‌ من‌ از زمان‌ کودتای‌ رضاخان‌ تا به‌ امروز شاهد تمام‌ مسایل‌ بوده‌ام35».
«رضاخان‌ آمد و در اول‌ کار با چاپلوسی، اظهار دیانت، سینه‌زدن، روضه‌خوانی‌ بپا کردن‌ و از این‌ تکیه‌ به‌ آن‌ تکیه‌ در ماه‌ محرم‌ رفتن، مردم‌ را اغفال‌ کرد. پس‌ از آنکه‌ حکومتش‌ مستقر شد، شروع‌ به‌ مخالفت‌ با اسلام‌ و روحانیون‌ کرد بطوری‌ که‌ برگزاری‌ مجالس‌ روضه‌ امکان‌ نداشت.»
امام‌ درباره‌ نقش‌ انگلستان‌ در روی‌ کار آوردن‌ و برون‌ وی‌ می‌گویند:
«از اول‌ که‌ رضاشاه‌ آمد اینجا، این‌ را انگلیسیها آوردند. آن‌ وقت‌ آمریکاییها خیلی‌ مطرح‌ نبودند. انگلیسیها آوردند. در رادیو دهلی‌ که‌ آن‌ وقت‌ تحت‌ تسلط‌ انگلیسیها بود گفتند که‌ رضاخان‌ را ما آوردیم‌ در ایران‌ و بعد به‌ ما خیانت‌ کرد بردیم‌ آن‌ را36». ‌‌ ‌3- کودتای‌ انگلیسی‌ رضاخان


http://upload.tazkereh.ir/images/38747526665729324330.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۱۵:۲۹
4- جریان‌ ملی‌ شدن‌ نفت‌
نهضت‌ ملی‌ شدن‌ صنعت‌ نفت‌ نیز از حوادث‌ قابل‌ توجه‌ تاریخ‌ معاصر کشور ماست‌ که‌ مورد توجه‌ امام‌ قرار گرفته‌ است. امام‌ در نگرش‌ تاریخی‌ خویش‌ به‌ این‌ تحول، نقش‌ شخصیت‌هایی‌ چون‌ آیت‌الله‌ کاشانی‌ و دکتر مصدق‌ را مورد ارزیابی‌ قرار داده‌ است:
«قدرت‌ دست‌ دکتر مصدق‌ آمد لکن‌ اشتباهات‌ هم‌ داشت. او برای‌ مملکت‌ می‌خواست‌ خدمت‌ بکند لکن‌ اشتباه‌ هم‌ داشت. یکی‌ از اشتباهات‌ این‌ بود که‌ وقتی‌ که‌ قدرت‌ دستش‌ آمد این‌ را (منظور شاه‌ است) خفه‌اش‌ نکرد که‌ تمام‌ کند قضیه‌ را. این‌ کاری‌ برای‌ او نداشت. آن‌ وقت‌ هیچ‌ کاری‌ برای‌ او نداشت... آن‌ وقت‌ اینطور نبود که‌ این‌ یک‌ آدم‌ قدرتمندی‌ باشد مثل‌ بعد که‌ شد. آن‌ وقت‌ ضعیف‌ بود و زیر چنگال‌ او بود لکن‌ غفلت‌ شد. دیگر اینکه‌ مجلس‌ را ایشان‌ منحل‌ کرد و یکی‌ یکی‌ وکلا را وادار کرد که‌ بروید استعفا بدهید. وقتی‌ استعفا دادند یک‌ طریق‌ قانونی‌ برای‌ شاه‌ پیدا شد و آنکه‌ بعد از اینکه‌ مجلس‌ نیست، تعیین‌ نخست‌ وزیر با شاه‌ است. شاه‌ تعیین‌ کرد نخست‌ وزیر را. این‌ اشتباهی‌ بود که‌ از دکتر واقع‌ شدو دنبال‌ او این‌ مرد را دوباره‌ برگرداندند به‌ ایران، به‌ قول‌ بعضی‌ که‌ محمدرضا رفت‌ و رضاشاه‌ آمد. بعضی‌ گفته‌ بودند این‌ را به‌ دکتر که‌ کار شما این‌ شد که‌ محمدرضا شاه‌ رفت‌ - محمدرضا آن‌ وقت‌ یک‌ آدم‌ بی‌عرضه‌ای‌ بود و تحت‌ چنگال‌ او بود - او رفت‌ و رضاشاه‌ آمد یعنی‌ یک‌ نفر قلدر آمد37.»
امام‌ همچنین‌ در مورد نزاع‌ آیت‌الله‌ کاشانی‌ و دکتر مصدق‌ می‌گویند:
«اولش‌ هم‌ وقتی‌ که‌ مرحوم‌ آیت‌الله‌ کاشانی‌ دید که‌ اینها دارند خلاف‌ می‌کنند صحبت‌ کرد. اینها کاری‌ کردند که‌ یک‌ سگی‌ را نزد یک‌ مجلس‌ عینک‌ بهش‌ زدند، اسمش‌ را آیت‌الله‌ گذاشته‌ بودند. این‌ در آن‌ زمان‌ بود که‌ اینها فخر می‌کنند به‌ وجود او. آن‌ هم‌ مسلم‌ نبود. من‌ در آن‌ روز در منزل‌ یکی‌ از علمای‌ تهران‌ بودم‌ که‌ این‌ خبر را شنیدم‌ که‌ یک‌ سگی‌ را عینک‌ زدند و به‌ اسم‌ آیت‌الله‌ توی‌ خیابانها می‌گردانند. من‌ به‌ این‌ آقا عرض‌ کردم‌ که‌ این‌ دیگر مخالفت‌ با شخص‌ نیست، این‌ سیلی‌ خواهد خورد و طولی‌ نکشید که‌ سیلی‌ را خورد و اگر مانده‌ بود، سیلی‌ را بر اسلام‌ می‌زد38.»
اقدامات‌ آیت‌الله‌ کاشانی‌ نیز از نظر امام، بی‌ایراد نبوده‌ است:
«در خلال‌ نهضت‌ (آیت‌الله‌ کاشانی) و دکتر مصدق‌ که‌ جنبه‌ سیاسی‌ نهضت‌ قویتر بود، در نامه‌ای‌ به‌ کاشانی‌ نوشتم‌ که‌ لازم‌ است‌ برای‌ جنبه‌ دینی‌ نهضت‌ اهمیت‌ قائل‌ شود. او بجای‌ اینکه‌ جنبه‌ مذهبی‌ را تقویت‌ کند و بر جنبه‌ سیاسی‌ چیرگی‌ دهد، به‌ عکس‌ رفتار کرد به‌ گونه‌ای‌ که‌ رئیس‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌ شد و این‌ اشتباه‌ بود. من‌ از او خواستم‌ که‌ برای‌ دین‌ کار کند، نه‌ اینکه‌ سیاستمدار شود39.»
گذشته‌ از آنچه‌ تاکنون‌ ذکر کردیم، تحولات‌ و حوادث‌ دیگری‌ همچون‌ واقعه‌ پانزده‌ خرداد سال‌ 42 نیز انعکاس‌ زیادی‌ در اندیشه‌ تاریخ‌نگری‌ امام‌ خمینی(ره) دارد. امام‌ به‌ روزهای‌ تاریخی‌ نیز توجه‌ فراوانی‌ داشتند و بر زنده‌ ماندن‌ یاد آنها تاکید می‌ورزیدند:
«باید پانزده‌ خرداد و نوزده‌ دی‌ جاوید و زنده‌ نگه‌ داشته‌ شود تا جلادی‌ شاه‌ از خاطرها نرود و نسلهای‌ آتیه‌ جرائم‌ شاهان‌ سفاک‌ را بدانند.» «ملت‌ ایران‌ نباید پانزده‌ خرداد را از یاد ببرند.» «پانزده‌ خرداد را بشناسید، مقصد پانزده‌ خرداد را بشناسید40.» ‌‌5 - حوادث‌ خاص‌
قطع‌ نظر از تحولات‌ برجسته‌ و حوادث‌ چشمگیر، تاریخ‌ اندیشی‌ امام‌ در شناخت‌ برخی‌ موضوعات‌ خاص‌ نیز مؤ‌ثر می‌افتاد. برای‌ نمونه‌ امام‌ درشناخت‌ علم‌ طب‌ در ایران‌ به‌ سابقه‌ آن‌ در عصر ساسانیان‌ توجه‌ کرده‌ و می‌نویسند:
«استادان‌ دانشگاه‌ جندی‌ شاپور همان‌ اطبای‌ رومی‌ و یونانی‌ بودند که‌ طب‌ عالی‌ یونان‌ را به‌ دانش‌آموزان‌ ایرانی‌ می‌آموختند و طب‌ یونانی‌ را در کشور رواج‌ دادند41.»
همچنین‌ در باب‌ سابقه‌ دانشگاه‌ در ایران‌ می‌گویند:
«ما هفتاد سال‌ است‌ که‌ دانشگاه‌ داریم، از زمان‌ امیرکبیر تا حالا ما مدرسه‌ داشتیم، دانشگاه‌ داریم42.»
روابط‌ بعضی‌ از علما با پاره‌ای‌ از سلاطین‌ نیز مورد اظهار نظر امام‌ قرار گرفته‌ است:
«خواجه‌ نصیر که‌ رفت‌ در دنبال‌ هلاکو و امثال‌ آنها، لکن‌ نه‌ برای‌ اینکه‌ وزارت‌ بکند، نه‌ برای‌ اینکه‌ برای‌ خودش‌ یک‌ چیزی‌ درست‌ بکند. او رفت‌ آنجا برای‌ اینکه‌ آنها را مهار بکند و آنقدری‌ که‌ قدرت‌ داشته‌ باشد آن‌ خدمت‌ بکند به‌ عالم‌ اسلام43.»
ارتباط‌ علما با سلاطین‌ صفوی‌ نیز از موضوعاتی‌ است‌ که‌ قضاوت‌ تاریخی‌ امام‌ را بخود معطوف‌ داشت:
«مرحوم‌ مجلسی‌ که‌ در دستگاه‌ صفویه‌ بود، صفویه‌ را آخوند کرد نه‌ خودش‌ را صفویه، آنها را کشاند توی‌ مدرسه‌ و توی‌ علم‌ و توی‌ دانش‌ تا آنجایی‌ که‌ توانست44.»
بکار بردن‌ کلمات، اسامی‌ و اصطلاحات‌ تاریخی‌ نیز نشان‌ از رویکرد گسترده‌ امام‌ به‌ تاریخ‌ دارد. در نوشته‌ها و سخنان‌ امام‌ خمینی(ره) تعداد فراوانی‌ از اینها یافت‌ می‌شود که‌ برای‌ نمونه‌ می‌توان‌ پاره‌ای‌ از آنها را ذکر کرد: بنی‌امیه، بنی‌عباس، ابوسفیان، معاویه، اشعث، حجاج، ابن‌زیاد، چنگیز، هلاکو، نادرشاه، آقامحمدخان، نهضت‌ تنباکو، مشروطیت، شیخ‌ فضل‌الله، قرارداد وثوق‌ الدوله، بهبهانی، کاشانی، مدرس، قوام‌السلطنه، دکتر مصدق، متفقین، هیتلر، آتاتورک، چرچیل، استالین، لنین، رضاخان‌ و... .


ذهن‌ و اندیشه‌ تاریخ‌نگر امام‌ خمینی(ره) و نگاه‌ نقدگونه‌ ایشان‌ به‌ تاریخ‌نگاری، امام‌ را نسبت‌ به‌ چگونگی‌ ثبت‌ و ارائه‌ تحلیل‌ صحیح‌ و درست‌ از حادثه‌ بزرگ‌ قرن‌ حاضر - یعنی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ که‌ او رهبری‌ و هدایت‌ آن‌ را در دست‌ داشت‌ - نگران‌ می‌ساخت. درست‌ به‌ همان‌ اندازه‌ که‌ امام‌ از سرنوشت‌ خود انقلاب‌ و مسیر آینده‌ آن‌ نگران‌ بود، به‌ همان‌ میزان‌ نیز نسبت‌ به‌ کیفیت‌ ثبت‌ تاریخ‌ انقلاب‌ و ارائه‌ آن‌ به‌ نسلهای‌ آتی‌ دل‌ مشغول‌ بود. بر امام‌ روشن‌ بود که‌ نقش‌ مورخان‌ در ترسیم‌ حوادث‌ چگونه‌ است‌ و در موارد بسیاری‌ تصویر ارائه‌ شده‌ از یک‌ شخصیت‌ یا حادثه‌ چندان‌ با حقیقت‌ آن‌ سازگاری‌ ندارد. نکته‌ای‌ که‌ خود بارها در ارائه‌ تاریخ‌ گذشته‌ آن‌ را یادآوری‌ کرده‌ بود:
«این‌ که‌ می‌گویند انوشیروان‌ عادل، این‌ از اساطیر است، یک‌ مرد ظالم‌ سفاکی‌ بوده‌ است. منتها شاید پیش‌ سلاطین‌ دیگر وقتی‌ گذاشتند، بهش‌ گفتند عادل: والاً‌ کجایش‌ انوشیروان‌ عادل‌ بوده‌ است45؟»
امام‌ به‌ نقش‌ جریانات‌ مختلف‌ در تحریف‌ تاریخ‌ وقوف‌ کامل‌ داشت. بر همین‌ اساس‌ طی‌ نامه‌ای‌ که‌ در مورخه‌ 25/10/67 به‌ حجت‌ الاسلام‌ سیدحمید روحانی‌ ارسال‌ داشت‌ از نامبرده‌ تقاضا کرد تا جهت‌ ثبت‌ دقیق‌ تاریخ‌ حماسه‌ آفرین‌ و پرحادثه‌ انقلاب‌ اسلامی‌ بی‌نظیر مردم‌ قهرمان‌ ایران‌ اقدام‌ نماید. در بخشی‌ از این‌ نامه‌ آمده‌ است:
«شما به‌ عنوان‌ یک‌ مورخ‌ باید توجه‌ داشته‌ باشید که‌ عهده‌دار چه‌ کار عظیمی‌ شده‌اید. اکثر مورخین‌ تاریخ‌ را آن‌ گونه‌ که‌ مایلند و یا بدان‌ گونه‌ که‌ دستور گرفته‌اند، می‌نویسند نه‌ آن‌ گونه‌ که‌ اتفاق‌ افتاده‌ است. از اول‌ می‌دانند که‌ در کتابشان‌ بنا است‌ به‌ چه‌ نتیجه‌ای‌ برسند و در آخر به‌ همان‌ نتیجه‌ می‌رسند46.»
در همین‌ رابطه‌ همچنین‌ امام‌ طی‌ نامه‌ای‌ به‌ مقام‌ معظم‌ رهبری‌ که‌ در آن‌ زمان‌ مسؤ‌ولیت‌ ریاست‌ جمهوری‌ و ریاست‌ شورای‌ عالی‌ انقلاب‌ فرهنگی‌ را به‌ عهده‌ داشتند از ایشان‌ می‌خواهند تا گروهی‌ را جهت‌ نظارت‌ دقیق‌ بر آنچه‌ در کتب‌ تاریخی‌ مدارس‌ نوشته‌ می‌شود، تعیین‌ نمایند.47
امام‌ خمینی(ره) علیرغم‌ این‌ دقت‌ و تلاش‌ جهت‌ ثبت‌ و آموزش‌ دقیق‌ تاریخ‌ گذشته‌ و انقلاب‌ اسلامی‌ از طرفی‌ دیگر از جوانان‌ نیز می‌خواهند تا بکوشند تا تاریخ‌ انقلاب‌ اسلامی‌ را بیاموزند.48


http://upload.tazkereh.ir/images/38747526665729324330.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۱۶:۳۵
پایان‌ سخن‌
امام‌ بر خلاف‌ بسیاری‌ دیگر از علمای‌ معاصر خویش‌ که‌ نه‌ تنها از تاریخ‌ معاصر غفلت‌ می‌ورزیده‌اند، بلکه‌ نسبت‌ به‌ تحولات‌ تاریخ‌ اسلام‌ نیز تأمل‌ جدی‌ روا نداشته‌اند، بطور گسترده‌ای‌ به‌ تاریخ‌ رویکرد داشت. براین‌ اساس، دانش‌ تاریخ‌ در اندیشه‌ امام‌ خمینی(ره) معلوماتی‌ منقطع‌ از زمان‌ حال‌ نبود و بین‌ دیروز و امروز درنظر آن‌ اندیشمند فرزانه‌ جدایی‌ یافت‌ نمی‌شد. او می‌کوشید تا با مطالعه‌ گذشته‌ نه‌ تنها از تعامل‌ حوادث‌ با خبر گردد بلکه‌ با ژرفا بخشیدن‌ به‌ اندیشه‌ خویش، پاسخ‌های‌ مناسب‌ برای‌ چالش‌های‌ موجود را نیز بیابد. تاریخ‌ در نظر امام‌ انبانی‌ از قصه‌ها و افسانه‌ها نبود بلکه‌ مصباح‌ هدایت‌ و کانون‌ روشنایی، درخشش‌ و الهام‌ به‌ حساب‌ می‌آمد و همچون‌ استادی‌ سقراط‌ گونه‌ می‌ماند که‌ می‌طلبید تا افلاطون‌هایی‌ در مقابلش‌ زانوی‌ ادب‌ بر زمین‌ زده‌ و از محضر پر فیضش‌ بهره‌ بگیرند.
سخن‌ خود را درباب‌ تاریخ‌اندیشی‌ امام‌ با ذکر بیانی‌ زیبا از ایشان‌ به‌ پایان‌ می‌بریم‌ که‌ باید گفت:
«تاریخ‌ معلم‌ انسان‌ها است.»

پی‌نوشتها :
-1 برای‌ نمونه‌ بنگرید به: راوندی: راحة‌ الصدور و آیة‌السرور، تصحیح‌ محمداقبال‌ تهران، امیرکبیر، 1364، ص‌ 62 / بیهقی: تاریخ‌ بیهقی، تصحیح‌ دکتر علی‌اکبر فیاض، تهران، ایرانمهر، 1358، ص‌ 752.
-2 ن.آ. یروفه‌ یف، تاریخ‌ چیست؟ ترجمه‌ محمد تقی‌زاده، بی‌جا، نشر جوان، 1360، ص‌ 11.
-3 ر.ک: هرودوت، تواریخ، ترجمه‌ وحید مازندران، تهران، دنیای‌ کتاب، چاپ‌ دوم، 1368.
-4 گزنفون‌ (کسنوفون): خاطرات‌ سقراطی، ترجمه‌ محمدحسن‌ لطفی، تهران، انتشارات‌ خوارزمی، 1373.
-5 در این‌ زمینه‌ بنگرید به: گیب‌ و دیگران: تاریخنگاری‌ در اسلام‌ (مجموعه‌ مقالات)، ترجمه‌ یعقوب‌ آزند، تهران‌ - نشر گستره، 1361 / روزنتال: تاریخ‌ تاریخنگاری‌ در اسلام، ترجمعه‌ دکتر اسدالله‌ آزاد، مشهد، انتشارات‌ آستان‌ قدس‌ رضوی، 1365 / آثار بسیار دیگری‌ نیز در باب‌ تاریخنگاری‌ اسلامی‌ یافت‌ می‌شود که‌ عمدتاً‌ به‌ زبان‌ عربی‌ می‌باشند.
-6 ابن‌ اثیر، اکلام‌ فی‌ التاریخ، ج‌ 1، بیروت، دار صادر، بی‌تا، ص‌ 6.
-7 همان، ص‌ 7.
-8 ر.ک: روزنتال: تاریخ‌ تاریخنگاری‌ در اسلام، ج‌ 2، پیشین، ص‌ 73.
-9 مجله‌ حوزه، ش‌ 88، ص‌ 64.
-10 همان، ص‌ 66.
-11 همان، ص‌ 69.
-12 همان، ص‌ 64.
-13 همان، ص‌ 63.
-14 شریعتی: تاریخ‌ و شناخت‌ ادیان، تهران، حسینیه‌ ارشاد، 1359، ص‌ 46.
-15 در جستجوی‌ راه‌ از کلام‌ امام، دفتر شانزدهم، تهران، امیرکبیر، 1363، ص‌ 40.
-16 در جستجوی‌ راه‌ از کلام‌ امام، دفتر بیست‌ و یکم، ص‌ 152.
-17 صحیفه‌ نور، ج‌ 1، ص‌ 118.
-18 همان، ص‌ 16.
-19 همان، ص‌ 173.
-20 صحیفه‌ نور، ج‌ 18، ص‌ 140.
-21 صحیفه‌ نور، ج‌ 1، ص‌ 174.
-22 پیشین، ص‌ 16.
-23 کشف‌ الاسرار، ص‌ 330 به‌ نقل‌ از: در جستجوی‌ راه‌ از کلام‌ امام، دفتر شانزدهم، صص‌ 35 و 34.
-24 در جستجوی‌ راه‌ از کلام‌ امام، همان، ص‌ 36.
-25 همان، ص‌ 245.
-26 امام‌ خمینی(ره) در بیستم‌ جمادی‌ الثانی‌ سال‌ 1320 ه'.ق‌ متولد شده‌اند و بر همین‌ اساس‌ امسال‌ که‌ یکصدمین‌ سال‌ تولد آن‌ حضرت‌ می‌باشد بعنوان‌ سال‌ امام‌ خمینی‌ نامگذاری‌ شده‌ است. شهادت‌ پدر ایشان‌ یعنی‌ مرحوم‌ سیدمصطفی‌ چهار ماه‌ و بیست‌ و دو روز بعد از تولد امام‌ یعنی‌ روز دوازدهم‌ ذرقعده‌ همان‌ سال‌ بین‌ راه‌ خمین‌ و اراک‌ توسط‌ خوانین‌ و با ضرب‌ گلوله‌ اتفاق‌ افتاد.
-27 در جستجوی‌ راه‌ از کلام‌ امام، دفتر شانزدهم، ص‌ 37.
-28 همان، ص‌ 60.
-29 همان، ص‌ 58.
-30 همان، ص‌ 77.
-31 همان، ص‌ 69.
-32 همان، صص‌ 70،69.
-33 همان، ص‌ 75.
-34 همان، صص‌ 77،76.
-35 همان، ص‌ 211.
-36 همان، ص‌ 210.
-37 همان، ص‌ 84.
-38 همان، ص‌ 84.
-39 همان، ص‌ 85.
-40 همان، صص‌ 129 و 123 و 122.
-41 کشف‌ الاسرار، ص‌ 276 به‌ نقل‌ از: در جستجوی‌ راه‌ از کلام‌ امام، دفتر بیست‌ و یکم، ص‌ 96.
-42 در جستجوی‌ راه‌ از کلام‌ امام، پیشین، ص‌ 102.
-43 همان، ص‌ 133.
-44 پیشین.
-45 همان، صص‌ 247، 38.
-46 صحیفه‌ نور، ج‌ 21، ص‌ 73.
-47 این‌ نامه‌ امام‌ پس‌ از نامه‌ آقای‌ سیدحمید روحانی‌ به‌ آن‌ حضرت‌ مبنی‌ بر نسبت‌ داده‌ شدن‌ دستور پناه‌ بردن‌ به‌ سفارت‌ انگلیس‌ در جریان‌ انقلاب‌ مشروطه‌ به‌ آیت‌الله‌ بهبهانی‌ در کتب‌ آموزشی‌ مدارس‌ - ارسال‌ گردید. در نامه‌ امام‌ آمده‌ است. «باعث‌ تعجب‌ و تأسف‌ است‌ که‌ نظام‌ آموزشی‌ کشور اسلامی‌ ایران‌ نسبتی‌ به‌ مرحوم‌ بهبهانی‌ رحمة‌ا... علیه‌ دهد که‌ حتی‌ کسروی‌ با آن‌ سوابق‌ ضداسلامی‌ درباره‌ ایشان‌ نمی‌دهد. کسروی‌ ضد دین‌ پس‌ از تحلیل‌ از آقایان‌ بهبهانی‌ و طباطبایی، دستور بهبهانی‌ و طباطبایی‌ به‌ مردم‌ را در پناه‌ بردن‌ به‌ سفارت‌ یک‌ دولت‌ بیگانه‌ رد می‌کند.» ر.ک: صحیفه‌ نور، ج‌ 21، ص‌ 102.
-48 ر.ک: صحیفه‌ نور، همان، ص‌ 177. ‌ ‌6 - لزوم‌ ثبت‌ درست‌ تاریخ‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ‌‌ ‌‌

http://upload.tazkereh.ir/images/38747526665729324330.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۱۶:۳۷
‌‌ضمیمه: دو نامه‌ از امام«رض»
‌‌نامة‌ اول:
‌‌نامه‌ به‌ آقای‌ سیدحمید روحانی‌ در مورد تدوین‌ تاریخ‌ انقلاب‌ اسلامی‌
‌‌بسم‌ الله‌ الرحمن‌ الرحیم‌
جناب‌ حجت‌الاسلام‌ آقای‌ آسیدحمید روحانی‌ (زیارتی) دامت‌ افاضاته‌
با تشکر از زحمات‌ جناب‌عالی‌ در به‌ ثمر رسیدن‌ انقلاب‌ اسلامی‌ و تلاش‌ قابل‌ تقدیرتان‌ در تدوین‌ تاریخ‌ انقلاب‌ اسلامی، امیدوارم‌ بتوانید با دقت‌ تاریخ‌ حماسه‌ آفرین‌ و پرحادثة‌ انقلاب‌ اسلامی‌ بی‌نظیر مردم‌ قهرمان‌ ایران‌ را بدان‌ گونه‌ که‌ هست‌ ثبت‌ نمایید.
شما به‌ عنوان‌ یک‌ مورخ‌ باید توجه‌ داشته‌ باشید که‌ عهده‌دار چه‌ کار عظیمی‌ شده‌اید. اکثر مورخین‌ تاریخ‌ را آن‌ گونه‌ که‌ مایلند و یا بدان‌ گونه‌ که‌ دستور گرفته‌اند می‌نویسند، نه‌ آن‌ گونه‌ که‌ اتفاق‌ افتاده‌ است. از اول‌ می‌دانند که‌ کتابشان‌ بنا است‌ به‌ چه‌ نتیجه‌ای‌ برسد و در آخر به‌ همان‌ نتیجه‌ هم‌ می‌رسند.
از شما می‌خواهم‌ هر چه‌ می‌توانید سعی‌ و تلاش‌ نمایید تا هدف‌ قیام‌ مردم‌ را مشخص‌ نمایید، چرا که‌ همیشه‌ مورخین‌ اهداف‌ انقلاب‌ها را در مسلخ‌ اغراض‌ خود و یا اربابانشان‌ ذبح‌ می‌کنند. امروز هم‌ چون‌ همیشه‌ تاریخ‌ انقلاب‌ها، عده‌ای‌ به‌ نوشتن‌ تاریخ‌ پرافتار انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ مشغولند که‌ سر در آخور غرب‌ و شرق‌ دارند. تاریخ‌ جهان‌ پر است‌ از تحسین‌ و دشنام‌ عده‌ای‌ خاص‌ له‌ و یا علیه‌ عده‌ای‌ دیگر و یاواقعه‌ای‌ در خور بحث. اگر شما می‌توانستید تاریخ‌ را مستند به‌ صدا و فیلم‌ حاوی‌ مطالب‌ گوناگون‌ انقلاب‌ از زبان‌ توده‌های‌ مردم‌ رنجدیده‌ کنید، کاری‌ خوب‌ و شایسته‌ در تاریخ‌ ایران‌ نموده‌اید. باید پایه‌های‌ تاریخ‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ما چون‌ خود انقلاب‌ بر دوش‌ پا برهنگان‌ مغضوب‌ قدرت‌ها و ابر قدرت‌ها باشد. شما باید نشان‌ دهید که‌ چگونه‌ مردم‌ علیه‌ ظلم‌ و بیداد، تحجر و واپس‌گرایی‌ قیام‌ کردند و فکر اسلام‌ ناب‌ محمدی‌ را جایگزین‌ تفکر اسلام‌ سلطنتی، اسلام‌ سرمایه‌داری، اسلام‌ التفاط‌ و در یک‌ کلمه‌ اسلام‌ آمریکایی‌ کردند. شما باید نشان‌ دهید که‌ در جمود حوزه‌های‌ علمیه‌ آن‌ زمان‌ که‌ هر حرکتی‌ را متهم‌ به‌ حرکت‌ مارکسیستی‌ و یا حرکت‌ انگلیسی‌ می‌کردند، تنی‌ چند از عالمان‌ دین‌ باور دست‌ در دست‌ مردم‌ کوچه‌ و بازار، مردم‌ فقیر و زجر کشیده‌ گذاشتند و خود را به‌ آتش‌ و خون‌ زدند و از آن‌ پیروز بیرون‌ آمدند. شما باید به‌ روشنی‌ ترسیم‌ کنید که‌ در سال‌ 41، سال‌ شروع‌ انقلاب‌ اسلامی‌ و مبارزة‌ روحانیت‌ اصیل‌ در مرگ‌آباد تحجر و مقدس‌ مآبی‌ چه‌ ظلم‌ها بر عهده‌ای‌ روحانی‌ پاکباخته‌ رفت، چه‌ ناله‌های‌ دردمندانه‌ کردند، چه‌ خون‌ دل‌ها خوردند، متهم‌ به‌ جاسوسی‌ و بی‌دینی‌ شدند ولی‌ با توکل‌ بر خدای‌ بزرگ‌ کمر همت‌ را بستند و از تهمت‌ و ناسزا نهراسیدند و خود را به‌ طوفان‌ بلا زدند و در چنگ‌ نابرابر ایمان‌ وکفر، علم‌ و خرافه، روشن‌ فکری‌ و تحجرگرایی‌ سرافراز ولی‌ غرقه‌ به‌ خون‌ یاران‌ و رفیقان‌ خویش‌ پیروز شدند.
حرف‌ بسیار است‌ ولی‌ حال‌ نوشتن‌ بیش‌ از این‌ را ندارم، خداوند به‌ شما که‌ مورد علاقه‌ من‌ هستید و خود از ستم‌ کشیده‌های‌ این‌ انقلابید، توفیق‌ بندگی‌ دهد تا بتوانید با در نظر گرفتن‌ او، جل‌ و علا واقعیت‌ها را برای‌ نسل‌ آینده‌ ثبت‌ کنید. من‌ به‌ شما دعا می‌کنم‌ و از واحد فرهنگی‌ بنیاد شهید تشکر می‌کنم‌ که‌ به‌ شما کمک‌ می‌کند تا انشأالله‌ بتوانید کارتان‌ را به‌ پایان‌ برسانید.
‌‌والسلام‌
‌‌روح‌ الله‌ الموسوی‌ الخمینی‌
‌‌نامة‌ دوم‌ :
فرمان‌ به‌ حجت‌ الاسلام‌ آقای‌ خامنه‌ای‌ جهت‌ رسیدگی‌ به‌ تحریف‌ وقایع‌ تاریخی‌ در کتب‌ درسی‌
‌‌بسم‌ الله‌ الرحمن‌ الرحیم‌
جناب‌ حجت‌ الاسلام‌ آقای‌ خامنه‌ای‌ ریاست‌ شورای‌ عالی‌ انقلاب‌ فرهنگی‌ دامت‌ افاضاته‌
نامة‌ جناب‌ حجت‌الاسلام‌ آقای‌ سیدحمید روحانی‌ اخطاری‌ است‌ برای‌ همة‌ آنانی‌ که‌ دلشان‌ برای‌ اسلام‌ و انقلاب‌ می‌طپد. باعث‌ تعجب‌ و تأسف‌ است‌ که‌ نظام‌ آموزشی‌ کشور اسلامی‌ ایران‌ نسبتی‌ به‌ مرحوم‌ بهبهانی‌ - رحمة‌الله‌ علیه‌ - دهد که‌ حتی‌ کسروی‌ با آن‌ سوابق‌ ضد اسلامی‌ دربارة‌ ایشان‌ نمی‌دهد. کسروی‌ ضد دین‌ پس‌ از تجلیل‌ از آقایان‌ بهبهانی‌ و طباطبایی، دستور بهبهانی‌ و طباطبائی‌ به‌ مردم‌ را در پناه‌ بردن‌ به‌ سفارت‌ یک‌ دولت‌ بیگانه، رد می‌کند.
از حضرت‌عالی‌ که‌ دلسوز اسلام‌ و انقلاب‌ هستید، اکیداً‌ می‌خواهم‌ مسؤ‌ولی‌ برای‌ رسیدگی‌ به‌ این‌ امور گذاشته‌ تا در تمام‌ این‌ گونه‌ موارد شما را در جریان‌ بگذارد. سایر موارد نامة‌ آقای‌ روحانی‌ هم‌ مورد مداقه‌ است. گزارش‌ کار را به‌ این‌ جانب‌ بدهید.
‌‌والسلام‌ علیکم‌ و رحمة‌الله‌
‌‌روح‌ الله‌ الموسوی‌ الخمینی‌


http://upload.tazkereh.ir/images/38747526665729324330.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۱۹:۰۹
http://upload.tazkereh.ir/images/36147591824350238113.jpg

يادها و خاطره ها

اوج شیفتگى

شش ماهه دوم سال 41 برایم آغاز و در عین حال اوج شیفتگى و عشق لذت بخش به امام بود. در عالم چهره‏اى زیباتر و دلنشین‏تر از چهره امام نمى‏دیدم. نام زیبایش، پیشانیش، ابروانش، لبهایش و گونه هاى درخشانش، محاسنش، قامتش، شیوه راه رفتنش، آهنگ صدایش، خطش، طرز عمامه‏اش و خلاصه تمام رفتارهایش آنچنان برایم جذاب و دلربا بود كه دیگر هیچ چیز و هیچ كس برایم جلوه‏اى نداشت.

انعكاس هر آنچه در فطرت دست نخورده و تصورات بى ‏پیرایه كودكانه‏ام نسبت‏به خدا و جمال و جلال او داشتم در چهره ملكوتى و الهى امام مى‏دیدم. امام را نماد و نمودى از پیغمبر اكرم (ص) و ائمه معصومین و جلوه‏اى از زیبایى‏ها و نورانیت آنان، احساس مى‏كردم و عشق و محبت‏به او برایم عشق و محبت‏به خدا و تمام انبیاء و ائمه معصومین (ع) بود و پیروى و اطاعت از او را، پیروى و اطاعت از خدا و معصومین علیهم السلام یافتم.

در آن شرایط تمام غصه‏ام این بود كه چرا توده مردم و عامه طلاب درست امام را نمى‏شناسند یا اصلا نمى‏شناسند و چرا همین عشق و شور را نسبت‏به امام ندارند. برایم قابل تحمل نبود كه یكى از هم حجره‏اى هایم كه یك طلبه مشهدى بود مقلد امام بودنم را مسخره مى‏كرد و مى‏گفت تو از میان پیغمبران جرجیس را پیدا كرده‏اى! تولاى نسبت‏به امام تبراى نسبت‏به چنین افرادى را در درونم مشتعل مى‏كرد.

همانطور كه شعاع و امتداد تولاى امام هر كسى كه امام را دوست مى‏داشت تا منتسب به او بود، در بر مى‏گرفت هر كس كه شاگرد امام بود، مقلد امام بود، دوستدار امام بود، برایم دوست داشتنى و محبوب بود.

خانه امام، محله یخچال قاضى، مسجد سلماسى هم برایم از محبوبیت ویژه‏اى برخوردار بود، زمانى كه تازه امام تبعید شده بود و هنوز خانه امام در محاصره مامورین امنیتى شاه بود و نمى‏گذاشتند به زیارت خانه امام برویم .
حداقلش این بود كه در حال عبور دیوار خانه امام را زیارت مى‏كردیم و وقتى مادر و خواهرانم به قم مى‏آمدند با هم آنجا مى‏رفتیم و اشك ریزان دیوار كاه گلى خانه امام را در برابر ماموران مى‏بوسیدیم!



http://smiles.al-wed.com/smiles/13/anyaflower195.gif

parsa
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۱۹:۲۵
سیمای معصومان علیهم السلام در اندیشه امام خمینی(ره)


امام راحل به اهل بیت(ع) عشق می ورزید و این کار را افتخاری بزرگ می شمرد. نظرهای آن بزرگوار در باره هریک از معصومان علیهم السلام شنیدنی و جالب توجه می نماید.

بنابراین، بی هیچ توضیحی،به مرور این بخش از سخنان امام می پردازیم:


حضرت زهرا (س)

امام، حضرت زهرا را زنی می داند که عالم به وی افتخار می کند. او کسی است که در مقابل حکومتهای جبار ایستاد و خطبه خواند.

امام روز ولادت فاطمه زهرا(س) را روز بزرگی می شمارد و او را زنی برابر با همه مردان می داند. زنی که انسان نمونه شمرده می شود و تمام هویت انسان در او جلوه گر است. زنی که افتخارخاندان وحی است و چون خورشیدی بر تارک اسلام می درخشد.

امام از احترام بی حد رسول خدا(ص) به این مولود شریف یاد می کند و آن رانشانه جایگاه ویژه زن در جامعه می داند که اگر برتر از مردنباشد، کمتر نیست.

از نظر امام، حضرت فاطمه(س) عنصر تابناکی است که زیربنای فضیلتهای انسانی و ارزشهای والای خلیفه الله در جهان است. او ازمعجزه های تاریخ و افتخارهای عالم وجود است.

امام معتقد است تاویل «لیله مبارکه » در آیه (اناانزلناه فی لیله مبارکه)
فاطمه(س) است.

رهبر راحل انقلاب تسبیحات حضرت زهرا(س) را ازتعقیبات شریفه و از افضل تعقیبات می داند و بر این باور است که اگر چیزی بهتر از آن بود، رسول خدا(ص) آن را به فاطمه(س) عطامی فرمود.


حضرت علی (ع)

حضرت امام در باره منزلت امام علی(ع) می فرماید:

«ملائکه بالشان را زیر پای امیرالمومنین(ع) پهن می کنند، چون مردی است که به درداسلام می خورد; اسلام را بزرگ می کند; اسلام به واسطه اودر دنیا منتشر می شود و شهرت جهانی پیدا می کند; با زمامداری آن حضرت جامعه ای خوشنام و آزاد و پرحرکت و پرفضیلت به وجودمی آید. البته ملائکه برای حضرتش خضوع می کنند و همه برای اوخضوع و خشوع می کنند. حتی دشمن در برابر عظمتش تعظیم می کند.»

امام خمینی(ره) امیرمومنان را ظل الله (سایه خدا) می داند،سایه ای که هیچ حرکتی از خودش ندارد و هرچه هست از خداست.

بنیانگذار جمهوری اسلامی، حضرت امیر(ع) را معلم همه بشر و مردی که معجزه بود و کسی نمی تواند مثل او باشد می داند. شخصیتی بی نظیر که امور متضاد را در خودش جمع کرده است; همراه با قوه بازو، اهل زهد است. جنگجو و در همان حال اهل عبادت است. شمشیرمی کشد و اشخاص منحرف را درو می کند، ولی با عاطفه است.
روزهاروزه دار و شبها مشغول به عبادت است و شبی هزار رکعت نمازمی خواند. غذایش از نان و سرکه یا حداکثر زیت و نمک است، ولی در عین حال آن قدر قدرت بدنی دارد که در خیبر را می کند وچندین ذراع دور می اندازد; کاری که چهل نفر نمی توانستند بکنند.

---------------------------

ادامه دارد...

.

parsa
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۱۹:۲۸
امام حسن (ع)

امام خمینی(ره) در باره قیام امام حسن(ع) علیه معاویه می گوید:

در وقتی که همه با آن مردک (معاویه) بیعت کرده بودند و سلطانش حساب می کردند، امام حسن(ع) قیام کرد. و وقتی گروهی نگذاشتندقیام ادامه یابد، با شرایطی صلح کرد که معاویه را مفتضح نمود;همان قدر که سیدالشهدا یزید را مفتضح کرد.

امام معقتد است گرفتاری امام حسن(ع) از دوستان و اصحابش بیشتر از دیگران بود. آنها به نقشه های امام توجه نداشتند و افکارشان ناقص بود وامام را اذیت و با دشمنش معاهده کردند.


امام حسین (ع)

امام خمینی(ره) در باره قیام سیدالشهدا(ع) و اصحاب و بستگانش معتقد است:

چون قیام لله بود، اساس سلطنت یزید خبیث راشکستند. اساس سلطنتی که می خواست اسلام را به صورت سلطنت طاغوتی در آورد، نابود کردند.

سیدالشهدا(ع) تمام اصحاب و جوانان و مال و منال و هرچه راداشت، در راه خدا و برای تقویت اسلام و خالفت با ظلم وامپراتوری قدرتمندتر از امپراتوریهای امروزی داد، و اسلام و مذهب را بیمه کرد.

امام حسین(ع)، در نظر بنیانگذار جمهوری اسلامی، شخصیت عظیمی است که از عصاره وحی الهی تغذیه کرد و در خاندان سید رسل محمدمصطفی و سید اولیا علی مرتضی تربیت شد و در دامن صدیقه طاهره بزرگ گردید و با فداکاری بی نظیر و نهضت الهی خود، واقعه بزرگی به وجود آورد که کاخ ستمکاران را فرو ریخت و مکتب اسلام را نجات بخشید.

امام خمینی(ره) قیام امام حسین(ع) را نهی از منکر و استنکارظالمان می داند و معتقد است: سیدالشهدا همه عمر و زندگی اش رابرای رفع منکر و جلوگیری از حکومت ظلم و مفاسدی که ایجادمی کنند، صرف کرد.

---------------------------

ادامه دارد...

.

parsa
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۲۰:۰۰
امام سجاد (ع)

امام خمینی(ره) به گریه ها و مناجات و ناله های علی بن الحسین(ع)
توجه می کند و می گوید:

این ادعیه و مناجاتها، قیام به وظیفه بندگی در مقام عبودیت است. ... سیدالساجدین و زین العابدین شبیه ترین مردم به حضرت علی(ع) در فقه و ظواهر بود و رنگش از بیداری شبانه، زرد شده وچشمانش از گریه سوخته بود. پیشانی مبارکش از سجده بسیار مجروح شده و ساقها و قدمهایش از نماز ورم کرده بود. ولی باز معتقدبود به اندازه علی(ع) عبادت نکرده است.

در باره عبادت و تلاوت قرآن حضرت سجاد(ع) می گوید:

بعضی از شنیدن آن تلاوت قران حضرت سجاد(ع) غش می کردند. وقتی حضرت علی بن الحسین به نماز می ایستاد، رنگش متغیر می شد;و وقتی سجده می کرد، سرش را بلند نمی کرد تا آن که عرق از اومی ریخت; و به هنگام نماز مثل، ساقه درختی بود که حرکت نمی کرد.

امام، حضرت سجاد(ع) را از بزرگترین نعمتهایی می داند که ذات مقدس حق بربندگانش منت نهاده، تا طریق عبودیت را به آنان بفهماند. امام از همگان می خواهد در حالات آن حضرت و مناجات آن بزرگوار با حضرت حق و دعاهای لطیف آن سرور، که کیفیت آداب عبودیت را به بندگان خدا تعلیم می دهد، بیندیشند.

در باور امام، مناجات آن بزرگواران برای تعلیم بندگان نبوده; و این کلامی بی مغز و باطل است که از جهل به مقام ربوبیت و معارف اهل بیت صادر شده; بلکه خوف و خشیت آنها بیشتر بوده و عظمت وجلال حق در قلب آنها بیشتر تجلی نموده است.

امام(ره)، ادعیه حضرت سجاد(ع) را سازنده می داند و معتقد است: «اگر مردمان بفمهند این ادعیه چه کرده و چطور می تواند تجهیزکند، نمی گفتند ادعیه برای چیست.»

امام منبر حضرت سجاد (ع) را در حضور یزید افشاگرانه و روشنگرمی داند.


امام باقر (ع)

امام (ره)، حضرت باقر (ع) را عالم آل محمد (ص) و عاشق جمال حق می خواند و می فرماید:

«صدقه را پس از وقوع در دست سائل، می بویید و می بوسید واستشمام رایحه طیبه محبوب از آن می کرد. و خدا می داند برای آن ذات مقدس و عاشق مجذوب چه راحت نفس و سکونت خاطری پیدا می شد;و چطور آن اشتعالات قلبیه و احتراقات شوقیه باطنیه (را) این عشقبازی خاموش می کرد.»

امام می گوید: آن حضرت در محلی که داشتند کار می کردند، به رغم این که مسوولیت معنویشان و کار تبلیغی و تعلیمی شان زیاد بود،به ایشان عرض کردند: این کار را به ما واگذار کن.
حضرت فرمود: میل دارم خودم کار کنم، حرارت آفتاب را در بدنم حس کنم. و این ارزش است که شخص اول عالم اسلام و دارای آن مقامات، کار کند وبیاموزد ارزش کار چقدر است.

امام خمینی باقرالعلوم(ع) را بالاترین شخصیت تاریخ می داند;شخصیتی که جز خدا و رسول(ص) و امامان علیهم السلام کسی نمی تواندمقامش را درک کند.


امام صادق (ع)

امام خمینی(ره) معتقد است:

آنچه از عبادت برای حضرت صادق (ع) حاصل شده، برای دیگران ممکن نیست. او می گوید: آن حضرت برای شکرگزاری صدقه می داد و شکرگزاری را محبوبترین کارها می دانست.

آن حضرت در وضعی که زیر فشار حکام ستمکار بود و در حال تقیه به سر می برد و قدرت اجرایی نداشت و بسیاری از اوقات تحت مراقبت و محاصره بود، برای مسلمانان تکلیف معین می کرد. و حاکم و قاضی نصب می فرمود; زیرا مردانی که دارای سطح فکر وسیع باشند، هیچ گاه ماءیوس نگردیده و به وضع فعلی خود که درزندان و اسارت به سر می برند و معلوم نیست آزاد شوند، نمی اندیشند.

آنها برای پیشبرد هدف خویش در هر وضع که باشندنقشه می کشند، تا بعدا اگر توانستند آن را اجرا کنند یا دیگران که بعد از دویست، سیصدسال می آیند، دنبال این طرح بروند. امام صادق(ع) با این عمل خویش به فکر آینده امت و بشر و همه عالم بود و می خواست بشر را اصلاح و قانون عادلانه را اجرا کند. امام خمینی(ره) طرحهای امام صادق(ع) را درجهت آگاهی ملت اسلام وروشن ساختن وضع حکومت اسلامی می داند.



--------------------------

ادامه دارد...

.

parsa
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۲۰:۳۱
امام کاظم (ع)

امام خمینی(ره) دستگیری و حبس حضرت موسی بن جعفر(ع) به دست هارون الرشید را به خاطر قدرت طلبی خلفای عباسی می داند. (الملک عقیم) و معتقد است:

خلفا می دانستند اولاد علی(ع) داعیه خلافت وتشکیل حکومت اسلامی را دارند و خلافت و حکومت را وظیفه خودمی دانند; زیرا وقتی از آنها خواسته شد حدود «فدک » را تعیین کنند، حدود کشور اسلامی را تعیین کردند، یعنی این حدود حق آنهابود و می بایست بر آن حکومت داشته باشند. حکام جائر می دانستند اگر امام موسی بن جعفر(ع) آزاد باشد، زندگی را بر آنها حرام خواهد کرد و ممکن است زمینه ای فراهم شود که حضرت قیام کند وسلطنت را براندازد.

امام راحل(ره) می فرماید: موسی بن جعفر در حبس هم مقابله می کردو مخالف با رژیم طاغوتی بود. مسلما هفت سال و احتمالا چهارده سال امام در حبس بود; زیرا این راهی است که همه اولیای خدا پیمودند.


امام رضا (ع)

امام خمینی(ره) توصیه امام رضا(ع) به فرزندش حضرت جواد(ع) راذکر می کند که به وی فرمود: همراه خود اموالی بردار و هرکس ازتوچیزی خواست، انفاق کند.

امام خمینی(ره) تزویر ماءمون و گفتن «یابن عم » و «یابن رسول الله » به امام رضا(ع) را به خاطر بازداشتن آن حضرت ازقیام و حفظ سلطنت خود می داند و معتقد است: اگر امام(ع) درباری می شد، کمال عزت و احترام را به او می گذاشتند و دستش راهم می بوسیدند.

او می گوید: حضرت رضا به رغم ابتلائات و مصیبتهای معنوی که داشتند، اختلافی در امت ایجاد نکردند و با آرامش راه خود را به پیش بردند و آرامش ملت را حفظ کردند. در نگاه امام راحل،آستان قدس رضوی محل تجلی نور و مکان توجه ملائکه الله است. آن بزرگوار همواره مشتاق بود به پای بوسی امام هشتم(ع) مشرف شود.

او مرکز ایران را حرم حضرت رضا(ع) می دانست و امیدوار بود همه خدمتگزار آستان قدس رضوی باشند. امام خدمتگزاری به آن آستان را باعث خوشبختی و همه را محتاج توجه خاص حضرت رضا(ع)به شمارمی آورد. او می فرمود:

همه در آن مرکز باید آستان بوسی کنیم و باید اظهار تاسف کنیم دستمان از آن جا کوتاه است.

همه حضرات ائمه (ع) از دیدگاه امام خمینی قدس سره دارای جایگاهی رفیع بوده اند. حضرت امام خمینی به تناسب مباحث مطروحه درباره آن حضرات و یا از چشمه جوشان معرفت آن مطالبی بیان فرموده اند.

در این نوشتار قطره ای از دریای معارف امام خمینی در ارتباط به حضرات امام جواد، امام هادی و امام عسگری (ع) ذکر می شود.


سفارش امام رضا (ع) به امام جواد (ع)

در حدیث است که حضرت رضا (ع)به حضرت جواد (ع)مرقوم فرمود:

«شنیدم غلامان تو وقتی سوار می شوی تو را خارج می کنند از در کوچک آنها بخل می کنند و می خواهند تو به کسی چیزی ندهی. به حق من بر تو که بیرون رفتن و داخل شدنت نباشد مگر از در بزرگ. و وقتی سوار شدی همراه خود طلا و نقره بردار و هیچ کس از تو سؤالی نکند مگر آنکه به او عطا نمایی. و از عموهای تو هر کس از تو سؤالی کرد، کمتر از پنجاه دینار به او مده و اگر بیشتر خواستی بدهی اختیار با توست و من اراده کردم به این امر اینکه خداوند مقام تو را رفیع فرماید پس انفاق کن و ترس مکن که خداوند بر تو سخت گیری فرماید.»

--------------------------

ادامه دارد...

.

parsa
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۲۰:۳۵
مالکیت خداوند از نگاه امام (ره)

حضرت امام در توضیحی پیرامون مالکیت خداوند می فرماید:

بدان که مالکیت حق تعالی مثل مالکیت بندگان نیست. مملوکات خود را; و مثل مالکیت سلاطین نیست مملکت خود را چه که این ها اضافاتی است اعتباریه و اضافه حق به خلق از این قبیل نیست گر چه در نزد علمای فقه این طور مالکیت برای حق تعالی طولا ثابت است و آن نیز منافات با آن چه در این نظر ملحوظ و مذکور است ندارد ...

و اما مالکیت حق تعالی که به اضافه اشراقیه و احاطه قیومیه است مالکیت ذاته حقه است که به هیچ وجه شائبه تباین ازلی در ذات و صفاتش با موجودی از موجودات نیست ... چنانچه اشاره به این معنی ممکن است باشد،... و قول حضرت امام علی النقی (ع):«و اعلم انه اذا کان فی السماء الدنیا فهو کما هو علی العرش و الاشیاء کلها له سواء علما و قدرة و ملکا و احاطة »


نشاط در نماز

حضرت امام خمینی در کتاب «آداب نماز» آدابی را که برای تمام حالات نماز بلکه در تمام عبادات و مناسک ضروری است می شمارد.

از جمله آن آداب «نشاط و بهجت » است در این فصل امام خمینی قدس سره حدیثی را از امام حسن عسگری (ع) نقل می فرماید که چنین است:
«اذا نشطت القلوب فاودعوها و اذا نفرت فودعوها»

و این دستور جامعی است که فرموده اند در هنگام نشاط و بهجت قلوب ودیعه به آنها بسپارید. و در وقت نفار و گریز آنها را راحت بگذارید پس در کسب معارف و علوم نیز این آدب را باید منظور داشت و قلوب را با کراهت و تنفر وادار به کسب نکرد.


------------------------------


ادامه دارد...

.

parsa
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۲۰:۳۶
امام زمان(ع)

امام خمینی(ره) امام زمان را بزرگ مجاهد عالم بشریت می داند ومعتقد است: برای اجرای عدالت، کسی جز مهدی موعود نبوده است...

هریک از انبیا که آمدند، برای اجرای عدالت آمدند و مقصود آنهااجرای عدالت در همه عالم بود، ولی موفق نشدند. حتی رسول الله(ص) که برای اصلاح و تربیت بشر و اجرای عدالت آمده بود،موفق نشد و کسی که موفق خواهد شد عدالت را در تمام دنیا اجراکند، چه عدالت در زمین برای رفاه مردم و چه عدالت در تمام مراتب انسانیت، حضرت مهدی موعود است که ذخیره الهی است.

«او ابر مردی است که جهان را از شرستمگران و دغلبازان تطهیرمی نماید; و زمین را پس از آن که ظلم و جور آن را فراگرفته، پراز عدل و داد می نماید و مستکبران جهان را سرکوب و مستضعفان جهان را وارثان ارض می نماید.

و چه مسعود و مبارک است روزی که جهان از دغلبازی ها و فتنه انگیزی ها پاک شود و حکومت عدل الهی بر سراسر گیتی گسترش یابد و منافقان و حیله گران از صحنه خارج شوند و پرچم عدالت و رحمت حق تعالی بر بسیط زمین افراشته گردد و تنها قانون عدل اسلامی بر بشریت حاکم شود و کاخهای ستم وکنگره های بیداد فروریزد و آنچه غایت بعثت انبیا علیهم صلواه الله و حامیان اولیاعلیهم السلام بوده، تحقق یابد وبرکات حق تعالی بر زمین نازل شود و قلمهای ننگین و زبانهای نفاق افکن شکسته و بریده شود و سلطان حق تعالی بر عالم پرتوافکن گردد و شیاطین و شیطان صفتان به انزوا گرایند وسازمانهای دروغین حقوق بشر از دنیا برچیده شوند.

و امید است که خداوند متعال آن روز فرخنده را به ظهور این مولود فرخنده هرچه زودتر فرا رساند و خورشید هدایت و امامت را طالع فرماید.»

امام خمینی(ره) صاحب اصلی انقلاب اسلامی را حضرت مهدی(عج) می داند. تقویت ایمان ملت ایران را یکی از علائم ظهوربقیه الله - ارواحناله الفداء بر می شمرد. نیمه شعبان رابزرگترین عید مسلمانان و بلکه بشر می خواند و می فرماید: بایدخود را برای آمدن آن حضرت آماده کنیم.


پیامبر اکرم (ص)

در پایان این مقاله و در بخش ویژه به ذکر گفتار و نوشتار امام خمینی(ره) در باره پیامبر اکرم(ص) می پردازیم:

آن بزرگوار ولادت پیامبر(ص) را ولادت خیرات و برکات و کوبیدن ظلم و خاموش شدن بتکده ها و آتشکده ها می شمارد. و گسترش توحید وعدل در عالم را به واسطه پیامبر(ص) می داند.

امام در باره منزلت اجتماعی پیامبر(ص) می فرماید:

ایشان ازمیان مستضعفان برخاست و از طبقه سه، و از توده بود. ایشان شبانی کرده بود، ولی به سبب لیاقت ذاتی که داشت، خداونداو را انتخاب کرد.

در نگاه امام راحل(ره)، پیامبر(ص) عابدی مقید به نماز،خیرخواه مردم، فروتن و خوش اخلاق و زاهد بود.

به قدری ریاضت کشید و قیام برای حق کرد که قدمهایش ورم کرد واز سوی خدا آیه (ماانزلنا علیک القرآن لتشقی) نازل گشت.

جبرئیل کلید خزائن ارض را برای ایشان آورد، ولی آن حضرت تواضع کرد و فقر را فخر خود دانست.

از بعضی زنهای رسول خدا نقل شده است: رسول الله(ص) با ما صحبت می کرد و ما با او صحبت می کردیم چون وقت نماز می شد، گویی او مارا نمی شناخت و ما او را نمی شناختیم; زیرا به خدا اشتغال پیدامی کرد.

ایشان وقتی کفار را ملاحظه می کرد مسلمان نمی شوند، غصه می خورد. می خواست همه به عالم نور برسند و مبعوث شده بود برای این که هیاهوهایی را که در دنیا برای رسیدن به قدرت هست، از بین ببردو خدا خواهی در مردم ایجاد کند.

پیغمبر اکرم خدمتگزار مردم بود. با آن که مقامش آن گونه بود،ولی خدمتگزار بود و خدمت می کرد. پیغمبر اکرم، که شخص اول وبنیانگذار اسلام و هدایت مردم بود، آیا هیچ وقت سلطه جو بود؟ باهمین اشخاصی که رفقایش بودند، همه باهم دور هم می نشستند. سیاه و سفید مطرح نبود.

از طریق عامه منقول است که پیغمبرخدا(ص) وقتی غضب می فرمود اگرایستاده بود، می نشست; و اگر نشسته بود، به پشت می خوابید، غضبش ساکن می شد. در صورتی که محارم الهی هتک می شد، یاری می جست وفقط برای خدا غضب می نمود.

امام شیوه امامان علیهم السلام و اولیای خدا و انبیا را حسن معاشرت و رفتار انسانی و الهی می داند و می فرماید: آنها خود راخدمتگزار مردم می دیدند و کارهایی را که باید انجام دهند، باحسن رفتار انجام می دادند.


-------------------------------------------------

منبع: سایت حوزه برگرفته از ماهنامه کوثر
پدیدآورنده: به کوشش: ع. امین

.

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۲۱:۴۶
http://upload.tazkereh.ir/images/56964158650419682772.gif

سازگاری تاریخ با حوادث

زمانی که مقدّر می شود سرنوشت قومی رقم بخورد، همه چیز به فرمان خدا بر وفق مراد می شود. حتی کارشکنی ها و خیانت ها هم راه به جایی نمی برند و به خواست حضرت حق، عدو نیز سبب خیر می شود. در شکل گیری انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام رحمه الله نیز، که با قیام تاریخی 15 خرداد سال 42 آغاز شد، همه عوامل، حتی سرکوب های خونین و به خاک و خون کشیدن مردم به سود این هدف عظیم نقش ایفا نمودند. یکی از سازگاری های تاریخ در این راه تبعید حضرت امام رحمه الله به ترکیه بود.
دشمنان نهضت

با شروع نهضت اسلامی و مشخص شدن حضرت امام خمینی رحمه الله به عنوان رهبر نهضت، گروه هایی به مبارزه با ایشان برآمدند و به تخریب شخصیّت امام رحمه الله پرداختند که وجه مشترک همه آنها کوشش برای خارج کردن و منصرف کردن امام رحمه الله از فعالیت های سیاسی و رهبری نهضت بود. برخی از این گروه ها عبارتند از:
1. نظام حاکم با هدف حفظ حاکمیت استبدادی خویش؛
2. آمریکا و قدرت های استعماری با هدف حفظ نظام دست نشانده و دفع تهدیداتی که متوّجه منافع استعماری آنها بود؛
3. گروههای مخالف نظام برای کسب برتری و رهبری نهضت در مسیر اهداف سازمانی و حزبی خود؛
آغاز قیام به رهبری امام رحمه الله

در 13 خرداد سال 42، حضرت امام خمینی رحمه الله با حضور در مدرسه فیضیّه قم و ایراد نطقی پرشور و آتشین، امپریالیسم آمریکا و نظام دست نشانده اش را در ایران مورد حمله مستقیم قرار داد و بدین ترتیب، مردم مسلمان ایران و جهان را به مبارزه آشکار و همه جانبه علیه دستگاه ظالم شاه و نظام طاغوتی فراخواند.
در 15 خرداد 42 ملت مسلمان ایران در پاسخ به ندای رهبر خویش و در حمایت از اسلام و روحانیّت، قیام تاریخی خود را آغاز کرد و با توکل به خدا و نثار خون، وفاداری خویش را به اسلام و پرچمدار راستین آن ابراز داشت. نظام شاه با کشتار وحشیانه و بی رحمانه مردم، شعله های قیام را به طور موقّت خاموش نمود. اما آتشی که افروخته شده بود، هم چنان زیر خاکستر باقی ماند و پانزده سال بعد، کاخ ستم را سوزاند و طاغوت را در کام خود فرو برد.
توطئه اتّحاد

در فروردین ماه سال 43، نظام پهلوی مجبور به آزاد ساختن حضرت امام رحمه الله شد که از خرداد ماه 42 در حبس بودند. اما هم زمان با آزادسازی امام، تبلیغات وسیعی به راه انداخت که امام رحمه الله و روحانیّت با شاه به تفاهم رسیده اند، روزنامه اطلاعات هم در تاریخ 18/1/43 با تیتردرشت «اتحاد مقدس» مجری این توطئه شد. اما حضرت امام رحمه الله بلافاصله در اولین سخنرانی خود در 21/1/43 فریاد برآورد که «خمینی را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد کرد». با شکست توطئه نظام و افزایش محبوبیّت امام در بین مردم، نظام تصمیم گرفت طرح بعدی خود را پیش بگیرد؛ یعنی از طریق تبعید، حضرت امام رحمه الله را از صحنه مبارزه حذف نماید.


http://upload.tazkereh.ir/images/56964158650419682772.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۳/۱۵, ۰۰:۳۲
http://upload.tazkereh.ir/images/56964158650419682772.gif



کاپیتولاسیون و موضع گیری حضرت امام رحمه الله

لایحه مصونیت مستشاران و تبعه آمریکا در ایران، که در 13/7/42 در مجلس شورای ملی به تصویب رسیده بود، در زمان نخست وزیری منصور در 21 مهرماه 43 دوباره در مجلس تصویب شد. این مصوبه که به صورت قانونی، سند اسارت ملت و دولت ایران را به دست آمریکا امضا می نمود، در حقیقت روح انقلاب شاه و آمریکا بود که اینک برملا می شد. حضرت امام رحمه الله نیز با اقتدار و صلابت در مقابل این لایحه موضع گرفت و به رسوا کردن نظام پرداخت. نظام منحوس پهلوی که به دنبال بهانه ای برای دستگیری و تبعید امام رحمه الله بود، با اعتراض امام رحمه الله به این لایحه به مقصود خود رسید.
افشاگری حضرت امام رحمه الله

در چهارم آبان ماه 1343 حضرت امام رحمه الله در نطق پرشور خود، رئیس جمهوری آمریکا را منفورترین فرد نزد ملت ایران دانست و با افشای نقشه های استعمارگران هشدار داد که: «اسلام در خطر است و آمریکا می خواهد از طریق قطع نفوذ روحانیّت، نقشه های خود را عملی کند؛ زیرا که می داند با وجود نفوذ روحانیت هرگز نمی تواند کاری از پیش ببرد». جمعیت زیادی که از مناطق مختلف برای دیدن امام رحمه الله و شنیدن سخنان ایشان در قم حضور یافته بودند، چنان تحت تأثیر قرار گرفتند که چندین بار با صدای بلند گریستند. امام رحمه الله در این سخنرانی کوبنده تمام گرفتاری های اسلام را از آمریکا و اسرائیل دانست.
دیدگاه مقام معظّم رهبری(مدّظلّه العالی) درباره حادثه آبان 43

«سال بعد از حادثه خرداد، در ماجرای مصونیت اتباع آمریکایی ـ که یادآور کاپیتولاسیون ننگین بود ـ هیچ کس از مردم و مبارزان نمی دانستند چه باید کرد، و راه کدام است. آن به اصطلاح مُصلحان اجتماعی و فرنگ رفته ها و حقوق خوانده ها و ایران پرست ها [و] مدعیان انقلابی گری و مبارزه با امپریالیسم و استبداد و امثاله، نیز با آن همه ادعا، نفسی نکشیدند و اعتراضی نکردند و این خیانت تحقیرآمیز و حیثیتْ برباد ده را با سکوت و ترس و تردید ندیده گرفتند. ملت از سوی هیچ یک از مدعیان مبارزه با استبداد راهنمایی نشد. تنها فریاد امام خمینی رحمه الله و آن سخنرانی افشاگرانه و روشنگرش بود که با ذکر جزئیات، همه چیز را بر ملا و مردم را به معنای واقعی رهبری کرد».



http://upload.tazkereh.ir/images/56964158650419682772.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۳/۱۵, ۱۰:۵۴
پخش اعلامیه حضرت امام رحمه الله

به دنبال سخنرانی حضرت امام رحمه الله ، اعلامیه امام رحمه الله در شمارگان بسیارزیاد و در سطح گسترده ای با شیوه ابتکاری پخش گردید. امام رحمه الله در این اعلامیه، تصویب کاپیتولاسیون را اقرار به مستعمره بودن ایران نامید و رأی ننگین مجلس را مخالف اسلام و قرآن شمرد، و از اعتبار قانونی ساقط نمود. امام رحمه الله خطاب به مدرّسان حوزه های علمیه و علما و جوانان دانشگاهیِ داخل و خارج کشور گفتند که با شدت هرچه بیشتر با این طرح رسوا مبارزه کنند و سیاست دولت را در زندانی کردن علما و مبلّغان و طلاّب و بسیاری از مسلمانان بی گناه، هرج ومرج ارتجاعی قرون وسطایی نامیدند.
تبعید حضرت امام رحمه الله به ترکیه

شب سیزدهم آبان ماه 43، نظام در اقدامی عجولانه به اقامتگاه امام رحمه الله در قم هجوم برد. حضرت امام رحمه الله با آرامش کامل از خانه بیرون آمدند و در محاصره کماندوها که وحشیانه به منزل ایشان هجوم آورده بودند، قرار گرفتند. امام رحمه الله با اتومبیل به تهران منتقل شدند و همان روز با هواپیما به ترکیه تبعید گردیدند. عصر همان روز، فرزند امام رحمه الله شهید حاج آقا مصطفی رحمه الله نیز دستگیر و روانه زندان قزل قلعه شد.
بازتاب تبعید امام رحمه الله در کشور

انعکاس خبر تبعید حضرت امام رحمه الله به ترکیه و دستگیری حاج آقا مصطفی رحمه الله ، قم، مشهد و تهران را به حالت تعطیل درآورد و در بسیاری از شهرها تظاهرات به راه افتاد. تظاهرات و تعطیل و اعتصاب در برخی از شهرستانها تا سی روز ادامه یافت و سیل تلگراف ها و پیام ها و اعلامیه ها در حمایت از رهبر نهضت اسلامی ایران و اعتراض به تبعید ایشان، به سوی تهران و ترکیه سرازیر گردید. در اکثر شهرها نیز مراسم نمازجماعت به عنوان اعتراض به تبعید غیرقانونی امام رحمه الله تعطیل شد و ائمه جماعات و وعاظ از رفتن به مساجد خودداری نمودند.
بازتاب جهانی تبعید امام رحمه الله

تبعید حضرت امام رحمه الله بازتاب گسترده ای در سطح جهان داشت. خبرگزاری ها، رسانه های گروهی، احزاب و شخصیّت های بین المللی، هریک برداشت های متفاوتی داشتند. مطبوعات وابسته به جهان خواران غرب و کارتل ها و تراست های جهانی تا آن جا که توانستند بر امام رحمه الله تاختند. در برابر، مطبوعات وابسته به بلوک شرق و کمونیست، از آن جا که امام رحمه الله حرکت پرخاش جویانه و قهرآمیزی علیه امپریالیسم آمریکا آغاز کرده بود تا حدی جانب داری کردند.



http://upload.tazkereh.ir/images/56964158650419682772.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۳/۱۵, ۱۲:۳۸
آغاز مبارزه جدید

امام خمینی رحمه الله در همان نخستین لحظات ورود به تبعیدگاه بر آن شد که مبارزات خود را به صورت جدیدی پی بگیرد و تا حدّی که امکانات آن زمان اجازه می داد به نهضت اسلامی ایران تداوم بخشد. امام رحمه الله در آن زمان که از امّت اسلامی جدا شده بود و با بیان خویش نمی توانست روشنگری کند، رسالت مقدس و اسلامی مبارزه با ظلم و استکبار و تلاش در راه آگاهی و بیداری توده های مسلمان را به شیوه دیگری دنبال نمود و با ارائه مسائل جدیدی از اسلام، در حوزه های دینی و جامعه اسلامی تحوّلی بنیادین را پی ریزی کرد. امام رحمه الله نگارش تحریرالوسیله را آغاز کرد و با طرح مسائل سیاسی و اجتماعی اسلام، در کنار مسائل عبادی، در راه بی اثر ساختن شعار استعماری تفکیک دین از سیاست گام ارزنده و استواری برداشت.
امام رحمه الله در تبعید از منظر مقام معظّم رهبری(مدّظلّه العالی)

«در طول تبعید، در سنگر تدریس فقه اسلام و در بالاترین و وزین ترین کرسی حوزه های علمیه و از حنجره یک مرجع تقلید محبوب و مردمی و شجاع در طول سالیان اختناق، همواره راه دراز و دشواری را که در مقابل مردم ایران بود به آنان نموده و خط حرکت را ترسیم کرد. همیشه در دوراهی ها راه درست را مشخّص ساخت. همیشه در گیرودار ترفندهایی که دشمن در داخل کشور می ساخت و شعارهایی که برای فراموش شدن شعارهای اصلی سر می داد، و مایه های اختلافی که میان مردم می آفرید و جناح بندی هایی که از عناصر مبارز پدید می آورد، و هم چنین در هنگامه شدت عمل هایی که نشان می داد و تهاجماتی که نسبت به قشرهای مؤثّر مانند روحانیون و دانشجویان می کرد و فشارهای بیشتر از اندازه ای که این جا و آن جا می رود... ـ سخن، پیام و نظر امام بود که علاج و داروی قطعی محسوب می گشت».
سیر آفاق و انفس در تبعید

دولت های ایران و ترکیه، علی رغم تبعید امام رحمه الله از وطن و دور نگه داشتن ایشان از ملت، از او سخت وحشت داشتند، و ازاین رو محل اقامت وی را در ترکیه مرتّبا تغییر می دادند. نگرانی مقامات ایران و ترکیه آن گاه فزونی یافت که می دیدند امام خمینی رحمه الله حاضر نیست در محل تبعید به صورت زندانی بماند و مرتب پیشنهاد بازدید از خیابان ها و مراکز دیدنی شهر را می دهد. امام رحمه الله همانند رهبران بزرگ جهان در راه پیشبرد آرمان های مقدس خود، نیاز به سیر و سیاحت و مطالعه در آفاق و انفس و اندوختن تجربه داشت و نمی خواست از فرصت به دست آمده در تبعید بی توجه بگذرد. در همین دوره بود که امام رحمه الله بر مزار چهل تن از عالمان شهیدی که به دست مصطفی کمال آتاتورک از پا درآمده بودند، حضور یافت و از روح بزرگ آنان در راه رسالت مقدسی که بر عهده داشت، الهام گرفت».



http://upload.tazkereh.ir/images/56964158650419682772.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۳/۱۵, ۱۳:۳۳
خلع لباس در تبعید

ساواک برای درهم شکستن روح مقاوم امام رحمه الله دستور داد که ایشان را، به بهانه آن که پوشیدن لباس روحانیان ایران در ترکیه ممنوع است، خلع لباس کنند. علی رغم مخالفت شدید حضرت امام رحمه الله مأموران ایشان را از پوشیدن لباس مقدّس خود بازداشتند و مجبور کردند تا لباس روحانیان کشور ترکیه را بر تن کند. این رفتار اهانت آمیز و ظالمانه، نه تنها نتوانست روح مقاوم و استوار امام رحمه الله را درهم بشکند، بلکه بردباری، ایستادگی و سازش ناپذیری امام رحمه الله را فزونی بخشید و دشمن را مأیوس ساخت.
مردم و یاد امام رحمه الله

با تمام توطئه ها و نقشه هایی که نظام پهلوی برای زدودن نام و یاد امام خمینی رحمه الله از قلب ملت ایران انجام می داد، وفاداری و مودّت مردم نسبت به امام رحمه الله روز به روز بیشتر می شد. مردم برای نشان دادن میزان ارادت خود به رهبرتبعیدی خویش، به شیوه های گوناگونی رفتار می کردند و با تنظیم طومار و با فرستادن صلوات به هنگام ذکر نام ایشان، نسبت به او ابراز وفاداری می کردند. هم چنین با سرودن شعر و قصیده، راه و یاد امام را در خاطره ها زنده نگه می داشتند.
توکّل رمز موفّقیّت امام رحمه الله

حضرت امام خمینی رحمه الله مظهر توکّل و ارتباط و اتّصال به خدا بود. او به تعبیر مقام معظّم رهبری،مدّظلّه العالی، «عبدصالح خدا» بود. توکّل و اخلاص بی نظیر حضرت امام رحمه الله باعث شد تا در راه انجام دادن تکلیف و رسالت الهی خویش از هیچ قدرتی نهراسد و با اراده ای پولادین تمام سختی های زندان و تبعید را پشت سر گذارد. حضرت امام رحمه الله بر این آیه تأکید داشتند که: «قُل انّما أَعِظُکُم بِواحِدَةٍ أنْ تَقوُمُوا لِلّهِ مَثنی و فُرادی؛ تنها شما را به یک چیز اندرز می دهم و آن این که دو نفری و یا به تنهایی برای خدا قیام کنید». او خود تجسم واقعی این آیه شریفه بود و به تنهایی و بدون اتکا به شخص یا قدرتی و تنها با اتکا به ذات حضرت حق، علیه نظام طاغوت و استکبار جهانی قیام نمود. ایشان در نامه ای که از تبعیدگاه به خانواده خود نگاشته اند، می نویسند: «هیچ نگرانی نداشته باشید. خداوند آنچه مقدر فرموده است صلاح است و واقع خواهد شد (عسی أَنْ تَکْرَهُوا شیئا و هُوَ خیرٌ لَکُم)».
رسالت حضرت امام رحمه الله در کلام مقام معظّم رهبری(مدّظلّه العالی)

در حادثه مدرسه فیضیه و سپس در قضیه پانزده خرداد، عدّه ای می گفتند: فایده ای ندارد. بی خود معطّلید. آنها چند برابر شمایند! بعد هم که در سال 43 امام رحمه الله را تبعید کردند، باز این طرزفکر در بعضی از این افراد راسخ شد و گفتند: امام بی جهت زحمت می کشند و تلاش می کنند، ایشان به جایی نمی رسند. در حقیقت اگر کسی بخواهد با عقل و منطق معمولی محاسبه کند، همین نتیجه را می گیرد؛ ولی آن چیزی که امام رحمه الله را وادار می کرد که علی رغم همه این حرف ها، امیدش را از دست ندهد و به حرکت خود ادامه بدهد، انجام [دادن[ تکلیف الهی بود. او معتقد بود که این انقلاب را یک دست غیبی هدایت و پشتیبانی می کند و ما نباید به دنبال نتیجه کار خود باشیم».



http://upload.tazkereh.ir/images/56964158650419682772.gif

parsa
۱۳۸۹/۰۳/۱۵, ۱۶:۲۷
http://askquran.ir/gallery/images//60/1_80402640903423792476.jpg


کجایی ای امام و رهبر ما
کشی دست نوازش بر سر ما

:Sham::Sham::Sham:

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۵, ۱۶:۴۰
http://upload.tazkereh.ir/images/36646769390647936852.jpg
يادها و خاطره ها


صرفه‏ جوئى امام


حضرت امام در مصرف وهزینه هاى شخصى همواره به حداقل ، اكتفاء مى‏كردند واین یكى از ویژگیهائى بود كه هر كس با ایشان كمترین معاشرتى داشت ، خیلى زود آن را در مى‏یافت‏با این حال دقتها وظریف كاریهاى امام در این زمینه گفتنى وبه یادماندنى است كه به یك نمونه اشاره مى‏كنم .


حضرت امام در اتاقى كه محل اصلى زندگى ایشان بود سه نوع وسیله روشنائى داشتند: لامپ مهتابى ، لامپ 100 وات ولامپ خواب از نوع بسیار كم مصرف كه همراه با ترانزیستورى كوچك به دیوار نصب مى ‏شد ، هر گاه مى‏ خواستند مطالعه كنند یا قرآن ودعا بخوانند بر حسب توصیه چشم پزشك لامپ مهتابى ولامپ 100 وات را با هم روشن مى‏كردند وآنگاه كه مشغول تماشاى تلویزیون یا در حال گفت وشنود بودند لامپ 100 وات را خاموش وفقط به مهتابى بسنده مى‏كردند ولى جالب تر این بود كه به هنگام نماز وتعقیبات ونوافل تنها لامپ خواب روشن بود .
این وضعیت را در تمام دفعاتى كه در زمان نماز مغرب وعشا وبعد از آن خدمت امام مى‏رسیدم شاهد بودم ودر هنگام روز هم هر گاه متوجه مى‏شدند كه بى جهت چراغى روشن است اگر در دسترس خودشان بود شخصا به طرف كلید مى‏رفتند وآن را خاموش مى‏كردند واگر در دسترس ایشان نبود تذكر مى‏دادند كه خاموش شود .


این دقت ومراقبت امام معمولا در مواردى بود كه جنبه شخصى داشت وصرفا به جهت جلوگیرى از اسراف بود، وروشن است كه اگر هزینه اسراف وتبذیر از جیب بیت المال واموال عمومى باشد دقت ورعایت‏بیشترى را مى‏طلبد . چرا كه گناه آن مضاعف مى‏شود وآنان كه در ادارات ومؤسسات متعلق به مردم وبیت المال از آب ، برق ، تلفن ، وسائل گرمایش وسرمایش و ... گرفته تا وقت‏خودشان كه در ساعات ادارى متعلق به غیر است ، اسراف وتبذیر مى‏كنند ، چگونه پاسخ خدا وصاحبان حق را خواهند داد ؟ وچه عذابى انتظار آنان است ؟ خدا مى‏داند !
قبض رسید از امام براى امام!






http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۵, ۱۷:۲۷
http://upload.tazkereh.ir/images/24474517403320679648.jpg
يادها و خاطره ها
هر كارى سر جاى خود

مرحوم آقاى فرقانى كه در طول اقامت امام در نجف از خدمتگزاران مخلص امام بود ، برایم نقل كرد كه شب قبل از شهادت آیة‏الله حاج آقا مصطفى خمینى ، امام به من فرمودند فردا ساعت 9 صبح یادآورى كن كه شما را نزد كسى بفرستم


هیچگاه امكان نداشت دستور امام را فراموش كنم ولى هنگامى كه فردا صبح به طرف منزل امام مى ‏آمدم مشاهده كردم سركوچه امام در شارع الرسول (ص) ازدحام است
متعجب شدم نزدیكتر شدم احساس كردم مردم ناراحت وگریانند از این كه تراكم جمعیت‏به طرف خانه امام بود ،



مضطرب شدم شتابان خود را به جمعیت رساندم واز این كه فهمیدم امام به سلامت هستند آرامش یافتم اما خبر مصیبت‏بزرگ وجانكاه شهادت حاج آقا مصطفى دلم را از جا كند .



سراسیمه وارد خانه امام شدم . مراجع ، علماء وطلاب ومردم در محضر امام مشغول گریه بودند ، اما امام مانند كوهى استوار بدون آن كه گریه كنند نشسته بودند وبه تسلیت واردین پاسخ مى‏گفتند ،



براى همه ، لحظات سنگین وغیر قابل تحملى بود . من هوش وحواس از سرم پریده بود . نمى ‏دانستم چه بگویم وچكار كنم !



نزدیك امام ایستاده بودم ، ناگهان امام با اشاره مرا فراخواندند در حالى كه در فشار روحى شدیدى بودم به ط‏رف امام رفتم . امام فرمودند: دیشب به شما گفتم ساعت 9 آن مطلب را به من یادآورى كن ! ولى من هر چه به مغزم فشار آوردم گوئى اصلا شب گذشته را به یاد نمى‏آوردم تا چه رسد جمله امام را با لكنت زبان عرض كردم آقا ببخشید ... حضرت امام فرمودند فلان مبلغ را براى آقاى ... - پیرمردى فراموش شده ، بیمار ، زمین گیر وفقیر - ببر وبه ایشان تقدیم كن وسلام وعذر تقصیر مرا به او برسان !
بعد از یادآورى امام ، تازه مطلب دیشب با دشوارى به ذهنم آمد اما از این كه امام در این شرایط سخت وساعات اولیه شهادت حاج آقا مصطفى ودر میان ازدحام جمعیت ، آنچه را در شب قبل تصمیم گرفته بودند انجام شود به جاى این كه من یادآورى كنم ، ایشان به یاد من آوردند . متحیر وشگفت زده شدم !



پول را برداشتم وبه در خانه آن پیرمرد بردم . در را زدم از پشت در خود را معرفى كردم كه از طرف امام آمده ام اما صاحب خانه باور نمى ‏كرد .



در را باز كرد ماموریت‏ خود را انجام دادم اما پیرمرد از شدت گریه وتاثر نزدیك بود قالب تهى كند .



به خاطر اصل موضوع وتوجه وعنایت امام به شخصى كه از یاد همه رفته است وبه خاطر شهادت حاج آقا مصطفى ومصیبت وارده بر امام وبالاتر از همه این كه امام در چنین شرایطى یاد او وارسال كمك براى او را فراموش نكرده است.



http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۳/۱۵, ۱۸:۵۷
http://www.upload.tazkereh.ir/images/66606613656319964831.jpg

رهیافت تاریخی در اندیشه امام خمینی(ره)


میزان پرداختن امام به تاریخ معاصرو ابعاد مختلف آن به گونه‌ای است كه می‌توان ادعا كرد بنیاد بینش سیاسی آن حضرت به طور گسترده بر همین اندیشه تاریخ‌پژوهی، استوار گردیده است.

امام علاوه بر مطالعات وسیعی در تاریخ معاصر ایران، خود نیز در خانواده‌ای سیاسی به دنیا آمد و پدر بزرگوار ایشان در بدو تولد او به شهادت رسید.

امام در پاسخ به سؤال یك خبرنگار ایتالیایی كه در سال 57 از ایشان پرسید چه عواملی موجب یك رنسانس معاصر شیعی گردیده است؟ ضمن تكیه بر یكی از خصلت‌های ذاتی تشیع یعنی مقاومت كه خود به سبب اشراف امام بر تاریخ تشیع می‌باشد، به برخی از این تحولات مهم تاریخ معاصر ایران اشاره كرده‌اند:
«یكی از خصلتهای ذاتی تشیع از آغاز تاكنون مقاومت و قیام در برابر دیكتاتوری و ظلم است كه در تمامی تاریخ تشیع به چشم می‌خورد، هر چند كه اوج این مبارزات در بعضی از مقطع‌های زمانی بوده است.
در صد سال اخیر حوادثی اتفاق افتاده است كه هر كدام در جنبش امروز ملت ایران تأثیر داشته است. انقلاب مشروطیت، جنبش تنباكو و ... قابل اهمیت فراوان است.

تأسیس حوزه علمی دینی در بیش از نیم قرن اخیر در شهر قم و تأثیر این حوزه در داخل و خارج كشور ایران و نیز تلاش روشنفكران مذهبی در داخل مراكز دانشگاهی و قیام سال 42 ـ 41 ملت ایران به رهبری علمای اسلامی كه تا امروز ادامه دارد، همه عواملی هستند كه اسلام شیعی را در سطح جهانی مطرح می‌كند


http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۳/۱۵, ۱۸:۵۷
http://img.tebyan.net/big/1389/03/114123821761761021079360941442621910311156.jpg


علاه بر نگاه كلی، هر یك از این تحولات نیز جداگانه مورد توجه امام بوده‌‌اند:
1ـ نهضت تنباكو
نهضت تنباكو یكی از این تحولات است كه امام مكرر به آن پرداخته‌اند:
«قریب صد سال پیش دیدند كه یك پیرمردی در یكی از دهات عراق وقتی كه ایران در معرض فشار بود، یك سطر نوشت و همه قوای خارج و داخل نتوانستند در مقابل این یك سطر مقاومت كنند.

آن مرحوم میرزای بزرگ رحمت‌الله‌علیه در سامره تنباكو را تحریم كرد برای اینكه ایران را تقریباً در اسارت گرفته بودند به واسطه قرارداد تنباكو، و ایشان یك سطر نوشت كه تنباكو حرام است حتی بستگان خود آن جائر (ناصرالدین شاه) هم و حرمسرای آن جائر هم ترتیب اثر دادند به آن فتوی و قلیانها را شكستند و در بعضی جاها تنباكوهایی كه قیمت زیاد داشت در میدان آوردند و آتش زدند و شكست دادند آن قرارداد را و لغو شد قرارداد.»

در جای دیگری امام از جهت فقهی نیز به این حكم میرزای شیرازی می‌نگرند:
«حكم مرحوم میرزای شیرازی در حرمت تنباكو چون حكم حكومتی بود برای فقیه دیگر هم واجب‌الاتباع بود و همه علمای بزرگ ایران جز چند نفر از این حكم متابعت كردند.

حكم قضاوتی نبود كه بین چند نفر سر موضوعی اختلاف شده باشد و ایشان روی تشخیص خود قضاوت كرده باشند.

روی مصالح مسلمین و به عنوان ثانوی این حكم حكومتی را صادر فرمودند و تا عنوان وجود داشت این حكم نیز بود و با رفتن عنوان حكم هم برداشته شد.»


http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۳/۱۵, ۱۸:۵۷
http://img.tebyan.net/big/1389/03/170688744152158601802215625410522714925564.jpg

2ـ نهضت مشروطیت
با مطالعه و بررسی نوشته‌ها و اثار امام خمینی (ره) در می‌یابیم كه انقلاب مشروطیت ایران نیز سخت ایشان را به خود مشغول داشته است. بی‌تردید كسی كه رهبری انقلابی بزرگ را دردست داشت ضروری می‌نمود تا حادثه‌ای چون انقلاب مشروطیت را به خوبی بازشناسد.

زوایای مختلف انقلاب مشروطه آنچنان به روی امام گشوده است كه آدمی تصور می‌كند آن حضرت خود در آن نهضت حضوری گسترده داشته است.

اما با توجه به آنكه آن انقلاب در سنین كودكی امام اتفاق افتاده است، در می‌یابیم كه حضرتش با مطالعه عمیق و نگرشی دقیق به درك صحیحی از واقعه مذكور دست یازیده است. از نكات قابل توجه امام، نقش علما در نهضت مشروطیت است


«در جنبش مشروطیت همین علما در رأس بودند، اصل مشروطیت اساسش از نجف به دست علما و در ایران به دست علما شروع شد و به پیش رفت. آنقدر كه آنها می‌خواستند كه مشروطه تحقق پیدا كند و قانون اساسی در كار باشد.» 5
امام انحراف مشروطیت را هم به سبب توطئه بیگانگان و استبداد و هم كوتاهی مردم و علما می‌دانند. در ادامه همان سخنان آمده است
:
«لكن بعد از آنكه شد دنباله‌اش گرفته نشد. مردم بی‌طرف بودند، روحانیون هم رفتند هر كس سراغ كار خودش، از آن طرف عمال قدرتهای خارجی بخصوص در آن وقت انگلستان در كار بودند كه اینها را از صحنه خارج كنند یا به ترور و یا به تبلیغات گویندگان و نویسندگان.

آنها كوشش كردند به اینكه روحانیون را از دخالت در سیاست خارج كنند و سیاست را به دست آنهایی كه به قول آنها می‌توانند، بدهند. یعنی فرنگ رفته‌ها و غربزده‌ها و شرق‌زده‌ها و كردند آن چه كردند. یعنی اسم مشروطه بود و واقعیت استبداد



http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۳/۱۵, ۱۸:۵۸
http://www.aftab.ir/articles/politics/iran/images/4cfe82db77985bfe5a58600fe3c0c084.jpg



امام به خطر تكرار تفرقه‌های مشروطه اشاره می‌كنند:

«باید ملت ایران بیدار باشد. نگذارید خون شهدای ما هدر برود، نگذارید خون جوانان ما پایمال شود، پایمال اغراض شخصیه. اغراض شخصیه را به دور بریزید.

دستهای خیانتكار گروههای مختلف درست نكند،‌گروههای مختلف اسباب تفرقه می‌شود، رشد سیاسی نیست، درصدر مشروطیت هم با ایجاد گروههای مختلف نگذاشتند كه مشروطه به ثمر خودش برسد. او را بر خلاف مسیر خودش راندند.»

نگاه امام به مشروطه آكنده از عبرت‌آموزی است و از باب سرمشق گرفتن از تاریخ می‌باشد:
«ببینید چه جمعیتهایی هستند كه روحانیون را می‌خواهند كنار بگذارند.

همان طوری كه در صدر مشروطه با روحانی این كار را كردند و اینها را زدند و كشتند و ترور كردند، همان نقشه است. آن وقت ترور كردند سید‌عبدالله بهبهانی را،‌كشتند مرحوم نوری را و مسیر ملت را از آن راهی كه بود برگرداندند به یك مسیر دیگر و همان نقشه الآن هست.»

امام هر چند خود روحانی است و مردم را به همراهی با روحانیون توصیه می‌كند، با این وجود ابایی از معرفی چهره‌های فاسد روحانی ندارد و آنان را به مردم می‌نمایاند:
«شما می‌دانید كه مرحوم شیخ‌فضل‌الله نوری را كی محاكمه كرد. یك معمم زنجانی، یك ملای زنجانی محاكمه كرد و حكم قتل او را صادر كرد. وقتی معمم و ملا مهذب نباشد فسادش از همه كس بیشتر است.»
«شما تاریخ انقلاب مشروطه را بخوانید و ببینید در انقلاب مشروطه چه بساطی بوده است.»

«اگر روحانیون، ملت، خطبا، علما، نویسندگان و روشنفكران متعهد سستی بكنند و از قضایای صدر مشروطیت عبرت نگیرند به سر این انقلاب آن خواهد آمد كه بر سر انقلاب مشروطه آمد.»

از تأمل و تدبیر در سخنان امام در می‌یابیم كه آن حضرت به سرنوشت انقلاب اسلامی ایران ـ با توجه به سرنوشت تاریخ اسلام پس از پیامبر و افتادن حكومت بدست امویان و همچنین سرنوشت انقلاب مشروطیت ایرانی و انحرافی كه در آن پدید آمد بسیار می‌اندیشید و نگران بود و همگان را به عبرت‌گیری از تاریخ اسلام و همچنین انقلاب مشروطه دعوت می‌كرد.


http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۳/۱۵, ۱۸:۵۸
ـ كودتای انگلیسی رضاخان

كودتای 1299 ش. و روی كار آمدن رضاخان و انتقال سلطنت از قاجاریه به پهلوی و آنچه در عصر رضاشاه گذشت، نیز تجلی گسترده‌ای در آثار امام دارد. تقارن زندگی نوجوانی و جوانی امام با این عصر نیز در توجه بیشتر ایشان مؤثر می‌باشد:
«شما می‌دانید كه در ظرف پنجاه و چند سال در ایران چه گذشت. البته همه شما شاهد حوادث ایران نبودید. چون اكثراً جوان هستید لیكن من از زمان كودتای رضاخان تا به امروز شاهد تمام مسایل بوده‌ام.» 10
«رضاخان آمد در اول كار با چاپلوسی، اظهار دیانت، سینه‌زدن، روضه‌خوانی بپا كردن و از این تكیه به آن تكیه در ماه محرم رفتن، مردم را اغفال كرد. پس از آنكه حكومتش مستقر شد، شروع به مخالفت با اسلام و روحانیون كرد بطوری كه برگزاری مجالس روضه امكان نداشت.»

امام درباره نقش انگلستان در روی كار آوردن و بیرون بردن وی می‌گویند:
«از اول كه رضاشاه آمد اینجا، این را انگلیسی‌ها آوردند.‌آن وقت امریكاییها خیلی مطرح نبودند. انگلیسی‌ها آوردند.
در رادیو دهلی كه آن وقت تحت تسلط انگلیسی‌ها بود گفتند كه رضاخان را ما آوردیم در ایران و بعد به ما خیانت كرد بردیم آن را.»



http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۳/۱۵, ۱۸:۵۹
http://img.tebyan.net/big/1389/03/15792391872151597915111338214200231211138.jpg


4ـ جریان ملی شدن نفت

نهضت ملی شن صنعت نفت نیز از حوادث قابل توجه تاریخ معاصر كشور ماست كه مورد توجه امام قرار گرفته است. امام در نگرش تاریخی خویش به این تحول، نقش شخصیت‌هایی چون آیت‌ا لله كاشانی و دكتر مصدق را مورد ارزیابی قرار داده است:

«قدرت دست دكتر مصدق آمد لكن اشتباهات هم داشت. او برای مملكت می‌خواست خدمت بكند لكن اشتباه هم داشت. یكی از اشتباهات این بود كه وقتی كه قدرت دستش آمد این را (منظور شاه است) خفه‌اش نكرد كه تمام كند قضیه را. این كاری برای او نداشت.

آن وقت هیچ‌كاری برای او نداشت... آن وقت اینطور بود كه این یك آدم قدرتمندی باشد مثل بعد كه شد. آن وقت ضعیف بود و زیر چنگال او بود لكن غفلت شد. دیگر اینكه مجلس را ایشان منحل كرد و یكی یكی وكلا را وادار كرد كه بروید استعفا بدهید.

وقتی استعفا دادند یك طریق قانونی برای شاه پیدا شد و آنكه بعد از اینكه مجلس نیست، تعیین نخست‌وزیر با شاه است. شاه تعیین كرد نخست‌وزیر را.

این اشتباهی بود كه از دكتر واقع شد و دنبال او این مرد را دوباره برگرداندند به ایران، به قول بعضی‌ها محمد‌رضا رفت و رضاشاه آمد. بعضی گفته بودند این را به دكتر، كه كار شما این شد كه محمد‌رضا شاه رفت ـ محمد‌رضا آن وقت یك آدم بی‌ عرضه‌ای بود و تحت چنگال او بود ـ او رفت و رضاشاه ‌آمد یعنی یك نفر قلدر آمد.»

امام همچنین در مورد نزاع آیت‌الله كاشانی و دكتر مصدق می‌گویند:
«اولش هم وقتی كه مرحوم آیت‌الله كاشانی دید كه اینها دارند خلاف می‌كنند صحبت كرد. اینها كاری كردندكه یك سگی را نزدیك مجلس عینك بهش زدند،‌اسمش را آیت‌الله گذاشته بودند. این در آن زمان بودكه اینها فخر می‌كنند به وجود او. آن هم مسلم نبود.

من در آن روز در منزل یكی از علمای تهران بودم كه این خبر را شنیدم كه یك سگی را عینك زدند و به اسم آیت‌الله توی خیابانها می‌گردانند. من به این آقا عرض كردم كه این دیگر مخالفت با شخص نیست، این سیلی خواهد خورد و طولی نكشید كه سیلی را خورد و اگر مانده بود، سیلی را بر اسلام می‌زد.»




http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۳/۱۵, ۱۸:۵۹
http://img.tebyan.net/big/1389/03/1072007771531611221578523920822174247211.jpg


اقدامات آیت‌الله كاشانی نیز از نظر امام، بی‌ایراد نبوده است

«در خلال نهضت (آیت‌الله كاشانی) و دكتر مصدق كه جنبه سیاسی نهضت قویتر بود، در نامه‌ای كه به كاشانی نوشتم كه لازم است برای جنبه دینی نهضت اهمیت قائل شود. او بجای اینكه جنبه مذهبی را تقویت كند و بر جنبه سیاسی چیرگی دهد،
به عكس رفتار كرد به گونه‌ای كه رئیس مجلس شورای ملی شد و این اشتباه بود. من از او خواستم كه برای دین كار كند، نه اینكه سیاستمدار شود

گذشته از آنچه تاكنون ذكر كردیم، تحولات و حوادث دیگری همچون واقعه پانزده خرداد سال 42 نیز انعكاس زیادی در اندیشه تاریخ‌نگری امام خمینی (ره) دارد. امام به روزهای تاریخی نیز توجه فراوانی داشتند و بر زنده ماندن یاد آنها تأكید می‌ورزیدند

«باید پانزده خرداد و نوزده دی جاوید و زنده نگه داشته شود تا جلادی شاه از خاطرها نرود و نسلهای آتیه جرائم شاهان سفاك را بدانند.» «ملت ایران، نباید پانزده خرداد را از یاد ببرند.» «پانزده خرداد را بشناسید، مقصد پانزده خرداد را بشناسید



http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۳/۱۵, ۱۹:۰۰
5ـ حوادث خاص
قطع نظر از تحولات برجسته و حوادث چشمگیر، تاریخ‌ اندیشی امام در شناخت برخی موضوعات خاص نیز مؤثر می‌افتاد. برای نمونه امام در شناخت علم طب در ایران به سابقه آن در عصر ساسانیان توجه كرده و می‌نویسد

«استادان دانشگاه جندی‌شاپور همان اطبای رومی و یونانی بودند كه طب عالی یونان را به دانش‌آموزان ایرانی می‌آموختند و طب یونانی را در كشور رواج دادند.»
همچنین در باب سابقه دانشگاه در ایران می‌گویند

«ما هفتاد سال است كه دانشگاه داریم، از زمان امیركبیر تا حالا ما مدرسه داشتیم، دانشگاه داریم.»
روابط بعضی از علما با پاره‌ای از سلاطین نیز مورد اظهار نظر امام قرار گرفته است

«خواجه نصیر كه رفت در دنبال هلاكو و امثال آنها، لكن نه برای اینكه وزارت بكند، نه برای اینكه برای خودش یك چیزی درست بكند. او رفت آنجا برای اینكه آنها را مهار بكند و آنقدری كه قدرت داشته باشد خدمت بكند به عالم اسلام.»
ارتباط علما با سلاطین صفوی نیز از موضوعاتی است كه قضاوت تاریخی امام را بخود معطوف داشت:
«مرحوم مجلسی كه در دستگاه صفویه بود، صفویه را آخوند كرد نه خودش را صفویه، آنها راكشاند توی مدرسه و توی علم و توی دانش تا آنجایی كه توانست.»
بكاربردن كلمات، اسامی و اصطلاحات تاریخی نیز نشان از رویكرد گسترده امام به تاریخ دارد. در نوشته‌ها و سخنان امام خمینی(ره) تعداد فراوانی از اینها یافت می‌شود كه برای نمونه می‌توان پاره‌ای از آنها را ذكر كرد:
بنی‌امیه، بنی‌ عباس، ابوسفیان، معاویه، اشعث، حجاج، ابن‌زیاد، چنگیز، هلاكو، نادرشاه، آقامحمد‌خان، نهضت تنباكو، مشروطیت، شیخ‌فضل‌الله، قرارداد وثوق‌الدوله، بهبهانی، كاشانی، مدرس، قوام‌السلطنه، دكتر مصدق، متفقین، هیتلر، آتاتورك، چرچیل، استالین، لنین،رضاخان .و



http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۳/۱۵, ۱۹:۰۱
http://img.tebyan.net/big/1389/03/85150802131391272271391902531781572472356.jpg


6ـ لزوم ثبت درست تاریخ انقلاب اسلامی
ذهن و اندیشه تاریخ‌نگر امام خمینی (ره) و نگاه نقدگونه ایشان به تاریخ‌نگاری، امام را نسبت به چگونگی ثبت و ارائه تحلیل صحیح و درست از حادثه بزرگ قرن حاضر ـ یعنی انقلاب اسلامی ایران كه او رهبری و هدایت آن را در دست داشت ـ نگران می‌ساخت.

درست به همان اندازه كه امام از سرنوشت خود انقلاب و مسیر آینده آن نگران بود، به همان میزان نیز نسبت به كیفیت ثبت تاریخ انقلاب و ارائه آن به نسلهای آتی دل مشغول بود. بر امام روشن بودكه نقش مورخان در ترسیم حوادث چگونه است و در موارد بسیاری تصویر ارائه شده از یك شخصیت یا حادثه چندان با حقیقت آن سازگاری ندارد. نكته‌ای كه خود بارها در ارائه تاریخ گذشته آن را یادآوری كرده بود

«این كه می‌گویند انوشیروان عادل، این از اساطیر است، یك مرد ظالم سفاكی بوده است. منتها شاید پیش سلاطین دیگر وقتی گذاشتند، بهش گفتند عادل: اولاً كجایش انوشیروان عادل بوده است.»


امام به نقش جریانات مختلف در تحریف تاریخ وقوف كامل، داشت.
بر همین اساس طی نامه‌ای كه در مورخه 25/10/67 به حجت‌الاسلام سید‌حمید روحانی ارسال داشت از نامبرده تقاضا كرد تا جهت ثبت دقیق تاریخ حماسه‌آفرین و پرحادثه انقلاب اسلامی بی‌نظیر مردم قهرمان ایران اقدام نماید. در بخشی از این نامه آمده است

«شما به عنوان یك مورخ باید توجه داشته باشید كه عهده‌دار چه كار عظیمی شده‌اید. اكثر مورخین تاریخ آن گونه كه مایلند و یا بدان گونه كه دستور گرفته‌اند، می‌نویسند نه آن‌گونه كه اتفاق افتاده است.

از اول می‌دانند كه در كتابشان بنا است به چه نتیجه‌ای برسند و در آخر به همان نتیجه می‌رسند.»
در همین رابطه همچنین امام طی نامه‌ای به آیت‌الله خامنه‌ای كه در آن زمان مسؤولیت ریاست جمهوری و ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی را به عهده داشتند از ایشان می‌خواهند تا گروهی را جهت نظارت دقیق بر آنچه در كتب تاریخی مدارس نوشته می‌شود، تعیین نمایند

امام خمینی (ره) علیرغم این دقت و تلاش جهت ثبت و آموزش دقیق تاریخ گذشته و انقلاب اسلامی از طرفی دیگر از جوانان نیز می‌خواهند تا بكوشند تا تاریخ انقلاب اسلامی را بیاموزند


http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۳/۱۵, ۱۹:۰۱
http://img.tebyan.net/big/1389/03/2042391242451718017918114325102186612113324.jpg

پایان سخن

امام بر خلاف بسیاری دیگر از علمای معاصر خویش كه نه تنها از تاریخ معاصر غفلت می‌ورزیده‌اند، بلكه نسبت به تحولات تاریخ اسلام نیز تأمل جدی روا نداشته‌‌اند، به طور گسترده‌ای به تاریخ رویكرد داشت.

بر این اساس،‌دانش تاریخ در اندیشه امام خمینی (ره) معلوماتی منقطع از زمان حال نبود و بین دیروز و امروز در نظر آن اندیشمند فرزانه جدایی یافت نمی‌شد.

او می‌كوشید تا با مطالعه گذشته نه تنها از تعاملات حوادث با خبر گردد، بلكه با ژرفا بخشیدن به اندیشه خویش، پاسخ‌های مناسب برای چالش‌های موجود را نیز بیابد.

تاریخ در نظر امام انبانی از قصه‌ها و افسانه‌ها نبود بلكه مصباح هدایت و كانون روشنایی، درخشش و الهام به حساب می آمد و همچون استادی سقراط‌گونه می‌ماند كه می‌طلبید تا افلاطون‌هایی در مقابلش زانوی ادب بر زمین زده و از محضر پرفیضش بهره بگیرند.


سخن خود را در باب تاریخ‌اندیشی امام با ذكر بیانی زیبا از ایشان به پایان می‌بریم كه باید گفت«

«تاریخ معلم انسان‌ها است».

منبع: موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی






http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۳/۱۵, ۱۹:۰۳
http://upload.tazkereh.ir/images/36147591824350238113.jpg


بازخوانی اندیشه‌های امام درباره مبارزه با رژیم صهیونیستی


امام روح‌الله بنیانگذار كبیر انقلاب اسلامی قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همواره به لزوم مبارزه با رژیم صهیونیستی تاكید داشته و خواستار اتحاد مسلمانان علیه سیاست‌های این رژیم و حذف آن بوده‌اند كه در این گزارش به بازخوانی فرمایشات امام خمینی(ره) پرداخته‌ایم:

* اگر هركدام از مسلمین یك سطل آب به اسرائیل می‌ریختند او را سیل می‌برد
برای من یك مطلب به شكل معماست و آن این است كه همه دول اسلامیه و ملت‌های اسلام می‌دانند كه درد چیست، می‌دانند كه دست‌های اجانب در بین است كه اینها را متفرق از هم بكند،
می‌بیند كه با این تفرقه‌ها ضعف و نابودی نصیب آنها می‌شود، می‌بینند كه دولت پوشالی اسرائیل در مقابل اسلام ایستاده كه اگر مسلمین مجتمع بودند هر كدام یك سطل آب به اسرائیل می‌ریختند او را سیل می‌برد، معذالك در مقابل او زبون هستند، معما اینست كه با این كه اینها را می‌دانند،
چرا به علاج قطعی كه آن اتحاد و اتفاق است روی نمی آورند؟ چرا توطئه‌هایی كه استعمارگرها برای تضعیف آنها به كار می‌برند، آنها توطئه‌ها را خنثی نمی‌كنند؟ آیا این معما چه وقت باید حل شود؟ و پیش كی باید حل بشود؟ این توطئه‌ها را كی باید خنثی كند غیر از دولت‌های اسلام و ملت‌های مسلمین؟ این معمایی است كه شما اگر جوابی دارید و حل كردید، این معما را به ما هم تذكر بدهید.
-----------------------------------------------------------------------------
بیانات امام خمینی (ره) در دیدار با وزیر خارجه سوریه ، صحیفه نور ،ج 8 ،25//58 ، ص 236 - 235



http://smiles.al-wed.com/smiles/13/anyaflower195.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/38747526665729324330.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۳/۱۵, ۱۹:۰۳
http://www.aviny.com/imamkhomeini/Gallery/shakhsi/images/Shakhsi01.jpg



* هدف دولت‌های بزرگ از ایجاد اسرائیل تنها با اشغال فلسطین پایان نمی‌پذیرد

اختلاف نظر و مزدوری بعضی سران كشورهای اسلامی، به هفتصد میلیون مسلمان، علی رغم معادن و ثروت‌ها و امكانات طبیعی‌شان، فرصت و امكان كوتاه كردن دست استعمار و صهیونیسم و محدود كردن نفوذ بیگانگان را نمی‌دهد،
خودخواهی و دست نشاندگی و تسلیم بعضی دولتهای عربی در بلاد نفوذ بیگانگان، مانع این می‌شود كه دهها میلیون عرب بتوانند سرزمین فلسطین را از اشغال و غصب اسرائیل برهانند. همه باید بدانند كه هدف دولت‌های بزرگ از ایجاد اسرائیل تنها با اشغال فلسطین پایان نمی‌پذیرد،

آنها در این نقشه‌اند كه (پناه بر خدا ) تمامی كشورهای عربی را به همان سرنوشت فلسطین دچار كنند و امروزه ما ناظر جهاد مبارزین فلسطینی در راه سپردن سرنوشت فلسطین به فلسطینی‌ها هستیم،

ناظر مجاهدانی هستیم كه جان بر كف به جهاد قهرمانانه علیه اشغال و تجاوز و در راه آزادی فلسطین و سرزمین‌های اشغال شده بپا خاسته‌اند، ناظرآنچه كه دیروز دست نشاندگان استعمار در اردن و امروز در لبنان بر سر این مجاهدان آوردند،

ناظر تبلیغات و توطئه‌هایی كه علیه آنان به آنجا مختلف همگی به تحریك و به دست گماشتگان استعمار و به منظور جدا كردن گروههای مسلمان از مبارزان فلسطینی و به خاطر بیرون كردن مبارزه از مناطق سوق الجیشی (كه موقعیت مناسبی برای ضربه به قوای اسرائیل و صهیونیسم این دشمن غاصب دارد) انجام می گیرد هستیم .
--------------------------------------------------------------------------
پیام امام خمینی (ره ) به پشتیبانی از فلسطین ، صحیفه نور ، ج1، ص 192 - 194، 19/8/51



http://upload.tazkereh.ir/images/38747526665729324330.gif

http://www.aviny.com/imamkhomeini/Gallery/imam03.gif

http://upload.tazkereh.ir/images/38747526665729324330.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۳/۱۵, ۱۹:۰۳
http://www.aviny.com/imamkhomeini/Gallery/shakhsi/images/Shakhsi54.jpg



* بر هر مسلمانی لازم است كه خود را علیه اسرائیل مجهز كند

امروز قبله اول مسلمین، به دست اسرائیل این غده سرطانی خاورمیانه افتاده است. امروز برادران فلسطینی و لبنانی عزیز ما را با تمام قدرت می‌كوبد و به خاك و خون می‌كشد.

امروز اسرائیل با تمام وسایل شیطانی تفرقه افكنی می‌كند. بر هر مسلمانی لازم است كه خود را علیه اسرائیل مجهز كند.(1)

وقتی یك میلیارد جمعیت فریاد كرد اسرائیل نمی‌تواند، از همان فریادش می‌ترسد. اگر همه مسلمین كه در دنیا هستند الان هستند كه قریب یك میلیارد هستند

اگر در روز قدس همه بیرون بیایند از خانه، فریاد بكنند مرگ بر آمریكا و مرگ بر اسرائیل و مرگ بر شوروی، همین قول مرگ بر شوروی برای آنها مرگ می‌آورد.

جمعیتشان یك میلیارد ، ذخایرشان این همه زیاد كه همه دولت‌ها محتاج به ذخایر شما هستند معذالك شما را وادار می كنند با هم مخالف باشید اختلاف كنید و ذخایرتان را ما ببریم و هیچ كدام صحبت نكنید.
---------------------------------------------------------------------------------------------------
بیانات امام به مناسبت روز جهانی قدس ، صحیفه نور ، ج 12 ، ص 276 ، 15/5/59



http://upload.tazkereh.ir/images/38747526665729324330.gif

http://www.aviny.com/imamkhomeini/Gallery/imam03.gif

http://upload.tazkereh.ir/images/38747526665729324330.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۳/۱۵, ۱۹:۰۴
http://www.aviny.com/imamkhomeini/Gallery/shakhsi/images/Shakhsi53.jpg


ملت ما و ملل آزاد جهان باید در مقابل خطر صهیونیسم بین الملل ایستادگی
كنند

امروز اسرائیل و دوست صمیمی‌اش مصر، در منطقه، در فكر ایجاد یك هسته مركزی برای نابودی مسلمان‌ها و ارزش‌های عالی فكری آنها می‌باشند،
اخیرا عراق و بعضی سران كشورهای منطقه هم با این طرح موافقت نموده‌اند.

من نزدیك به بیست سال است خطر صهیونیسم بین الملل را گوشزد نموده‌ام و امروز خطر آن را برای تمامی انقلابات آزادیبخش جهان و انقلاب اخیر اسلامی ایران نه تنها كمتر از گذشته نمی‌دانم كه
امروز این زالوهای جهانخوار با فنون مختلف برای شكست مستضعفان جهان قیام و اقدام نموده‌اند.

ملت ما و ملل آزاد جهان باید در مقابل این دسیسه های خطرناك با شجاعت و آگاهی ایستادگی نمایند.
--------------------------------------------------
صحیفه نور ، ج 14، ص 63، 22/11/59


http://upload.tazkereh.ir/images/38747526665729324330.gif

http://www.aviny.com/imamkhomeini/Gallery/imam03.gif

http://upload.tazkereh.ir/images/38747526665729324330.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۳/۱۵, ۱۹:۰۴
http://www.aviny.com/imamkhomeini/Gallery/shakhsi/images/Shakhsi01.jpg


نقشه استكبار، سیطره صهیونیسم بر دنیای اسلام است

سران كشورهای اسلامی باید توجه داشته باشند كه این جرثومه فساد را كه در قلب كشورهای اسلامی گماشته‌اند تنها برای سركوبی ملت عرب نمی‌باشد بلكه خطر و ضرر آن متوجه همه خاورمیانه است.

نقشه ، استیلا و سیطره صهیونیسم بر دنیای اسلام و استعمار بیشتر سرزمین‌های زرخیز و منابع سرشار كشورهای اسلامی می‌باشد و فقط با فداكاری، پایداری و اتحاد دولت‌های اسلامی می‌توان از شر این كابوس سیاه استعمار رهایی یافت

و اگر دولتی در این امر حیاتی كه برای اسلام پیش آمده كوتاهی كرد بر دیگر دولت های اسلامی لازم است كه با توبیخ و تهدید و قطع روابط او را وادار به همراهی كنند.

دولت‌های ممالك نفت خیز اسلامی لازم است از نفت و دیگر امكاناتی كه در اختیار دارند به عنوان حربه علیه سرائیل و استعمارگران استفاده كرده از فروش نفت به آن دولت هایی كه به اسرائیل كمك می‌كنند خودداری ورزند.
------------------------------------------------------------------------------
پیام امام به دول اسلامی، صحیفه نور، ج1،ص 9.2، 16/8/52



http://upload.tazkereh.ir/images/38747526665729324330.gif


http://www.aviny.com/imamkhomeini/Gallery/imam03.gif

http://upload.tazkereh.ir/images/38747526665729324330.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۳/۱۵, ۱۹:۰۵
http://www.aviny.com/imamkhomeini/Gallery/shakhsi/images/Shakhsi54.jpg


* بر دول اسلامی بخصوص و بر سایر مسلمین عموما لازم است كه در رفع این ماده فساد اقدام كنند

قبلا هم تذكر داده‌ام كه دولت غاصب اسرائیل با هدف‌هایی كه دارد برای اسلام و ممالك مسلمین خطر عظیم دارد و خوف آن است كه اگر مسلمین به آنها مهلت دهند،

فرصت از دست برود و جلوگیری از آنها امكان پذیر نشود و چون احتمال خطر متوجه به اساس اسلام است

لازم است بر دول اسلامی بخصوص و بر سایر مسلمین عموما كه رفع این ماده فساد را به هر نحو كه امكان دارد بنمایند

و از كمك به مدافعین كوتاهی نكنند و جایز است از محل زكوات و سایر صدقات در این امر مهم حیاتی صرف نمایند.

------------------------------------------------------------------------------------------
پاسخ امام خمینی به گروهی از فدائیان ، صحیفه نور ، ج 1 ، 4/6/47 ،صص 45-144
منبع:فارس

http://upload.tazkereh.ir/images/38747526665729324330.gif
http://www.aviny.com/imamkhomeini/Gallery/imam03.gif

http://upload.tazkereh.ir/images/38747526665729324330.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۳/۱۶, ۰۰:۳۶
تغییر تبعیدگاه

با ایجاد وضع بحرانی در کشور ـ که تبعید حضرت امام رحمه الله آن را به وجود آورده بود ـ و از سویی عدم تمایل دولت ترکیه به ادامه زندانبانی خود، شاه دریافت که نگهداری امام رحمه الله در ترکیه بیش از آن امکان ندارد و باید برای این مشکل، راه حلّی بیابد. از طرفی هم شاه به علت وحشت فراوانی که از امام رحمه الله داشت نمی توانست به این تبعید غیرقانونی پایان دهد و امام رحمه الله را به ایران بازگرداند. بنابراین چاره ای نداشت جز آن که تبعیدگاه امام رحمه الله را تغییر دهد. طی مذاکره سرّی با دولت عراق در قبال این تعهد که دولت ایران دخالتی در سرنوشت، آزادی و مدت اقامت امام رحمه الله در عراق نداشته باشد، حضرت امام رحمه الله به شهر نجف انتقال یافت.
نهضت الهی

هرچند شاه موفّق به تبعید حضرت امام خمینی رحمه الله از کشور شد اما نظام منحوس پهلوی با تبعید امام رحمه الله و کشتن و زندانی کردن گروه زیادی از روحانیان مبارز و دانشجویان و مردم مسلمان، و ایجاد فضای خفقان، نه تنها سودی نبرد، بلکه زمینه مناسبی برای ترغیب بیش تر مردم در مبارزه گسترده و همه جانبه علیه خود به وجود آورد. مردم نهضت امام خمینی رحمه الله را نهضتی الهی می دانستند و انگیزه اصلی آنان برای مبارزه با طاغوت، تنها برپایی حکومت اسلامی و اجرای احکام اسلام بود. همین اعقتاد بود که آنها را به حرکت درآورد و علیه طاغوت و سلطه استعمار شورانید و سرانجام این مبارزات پس از پانزده سال به ثمر رسید و با پیروزی انقلاب اسلامی نظام شاهنشاهی فرو پاشید و جمهوری اسلامی ایران استقرار یافت
پدیدآورنده: محمّدتقی عارفیان



http://upload.tazkereh.ir/images/56964158650419682772.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۳/۱۶, ۱۱:۱۹
http://upload.tazkereh.ir/images/45744795670463874520.jpg

http://upload.tazkereh.ir/images/97822695025169604483.gif


» امام مهدی(عج) در کلام امام خمینی(ره)






باجرات تمام می توان گفت که انقلاب اسلامی ایران با عنایات غیبی و امدادهای خداوند متعال و توجه خاص حضرت بقیه الله به ثمرنشست و همانگونه که امام عزیزمان از ان تعبیر به انفجار نور کردند جلوه های نورانی معنویت در این انقلاب سراسر این مملکت را فرا گرفت و هیچ قدرتی نتوانست در این عزم برخواسته از حول و قدرت الهی رخنه ای ایجاد کند و عاقبت یک حکومت اسلامی و مطلوب الهی را در این سرزمین ایجاد نمود. این همان وعده قران مجید است که می فرماید : "ان ینصرکم الله فلا غالب لکم " اگر خداوند شمارا یاری کند هیچ کس نمی تواند برشما غالب شود.

حضرت امام (ره) از ابتدای قیام خویش تا انتهای ان همیشه از ساحت مقدس ولی عصر استعانت می جست و در یک کلام می توان او را شاگرد واقعی مکتب اهل بیت (ع) و پیرو راستین عقیده مهدویت نامید. کسی که عمر خود را دربسط وگسترش این فرهنگ ناب الهی سپری نمود.
جلوه های زیبای پیوند حضرت امام با مولا و مقتدای خود حضرت مهدی را می توان در جای جای سخنانش ردیابی کرد که چند نمونه از آن در نوشتار کوتاه زیر می آید.

انتظار بزرگترین عبادتی که شیعیان درایام غیبت امام عصر می توانند انجام می دهند و این انتظار در معنای درست آن یعنی استفاده از تمام ظرفیت های موجود درزمینه های فرهنگی اقتصادی سیاسی ونظامی و ایجاد آمادگی لازم برای آن ایام درخشان و. درسایه چنین انتظار مثبتی است که تمامی رفتار و اعمال مسلمین اصلاح می گردد.


http://upload.tazkereh.ir/images/97822695025169604483.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۳/۱۶, ۱۳:۲۷
http://upload.tazkereh.ir/images/97822695025169604483.gif

حضرت علی (ع) دراین باره می فرمایند: "انتظرو الفرج ولا تیاسوا من روح الله فان احب الاعمال الی الله عزوجل انتظار الفرج" منتظر ظهور باشید واز رحمت خداوند ناامید نشوید زیرا بزرگترین اعمال درنزد خداوند متعال انتظار فرج می باشد.
امام خمینی با تمام وجودشان از ایام ظهور یاد می کردند وعشق واقعی مسلمانان رادرآن زمان معرفی می کردند و این انقلاب را مقدمه ای برای ظهور حضرت مهدی می دانستند و در بیشتر سخنان خود برای ظهور آن حضرت دعا می نمودند.
۲. مملکت ایران سربازان حضرت مهدی (عج):
ایده اساسی حضرت امام این بود که این سرزمین اسلامی را تبدیل به یک کانون اصلی برای ترویج فرهنگ اسلام ناب و مکتب اهل بیت (ع)نماید ودراین کار خود به آحاد مردم چنین می فرمودند که خود را درحقیقت یاران حضرت مهدی بدانند وچه فضیلتی بالاتر از اینکه انسان بتواند حتی درایام غیبت آن حضرت درزمره ی اصحاب او قرار گیرد ودوشادوش آن بزرگوار اهداف دینی و اسلامی را برجهان سیطره دهد . امام کاظم (ع) دروصف یاران ودوستان واقعی حضرت مهدی وقرب منزلت آنان درنزد خداوند متعال چنین می فرمایند : "خوش به حال ان دسته از شیعیانی که درغیبت امام قائم چنگ به دوستی ما میزنند وبر محبت ما ثابت می مانند واز دشمنان ما بیزاری می جویند .آنها ازما وما از انها هستیم آنها به ما امامان دل بسته اند وما نیز انها را شیعیان خود می دانیم واز آنها خوشنود می باشیم خوشا به حال انها .به خدا قسم انها درروز قیامت دردرجه ی ما خواهند بود ".
به راستی تمامی این صفات در شخص حضرت امام جمع شده بود ایشان خود و این ملت اسلامی را یکی از لشگرهای امام زمان محسوب می کرد چنانچه امام عزیزمان فرمودند: "شما امروز قوای نظامی مملکت اسلامی هستید ورهبر ومقتدای همه شما وما وجود مقدس بقیه ا... میباشد باید ما وشما طوری رفتار کنیم که رضایت ان بزرگوار را که همان رضایت خداست به دست آوریم".
۳. امام زمان پشتوانه عظیم ایران اسلامی:
بی شک وجود اقدس حضرت مهدی (عج) هیچگاه ازاوضاع و احوال شیعیان ودوستانش غافل نمی باشد و با علم الهی خویش بر ریز و درشت امورات انان آگاهی دارد واحاطه ی کامل بر وضعیت جهان دارند وحضرت امام (ره)برچنین حقیقتی تاکید داشت ومطمئن بود که هیچگاه سایه پرفیض آن حضرت ازچنین جامعه ای جدا نمی شود وهمیشه آن حضرت یار و مددکار آنان خواهد بود چنان چه نمونه عینی آن را در شکست حکومت چندین هزار ساله شاهنشاهی وهمچنین هشت سال دفاع مقدس مشاهده نمودیم جنگی که میان دو کشور نبود وپای تمامی کشورهای استعمارگر ودین ستیز بویژه امریکا واسرائیل ودول مستکبر غربی در میان بود .ودیدیم که چطور در تمامی این دوران به لطف وعنایت حضرت مهدی مایوس وسرشکسته گردیدند.حضرت امام (ره)می دانست که اگر با اعتقاد کامل وعزمی راسخ ازدین الهی دفاع کنیم امدادهای غیبی الهی ووعده های تخلف ناپذیر او محقق خواهد شد . حضرت مهدی در یکی از توضیحاتی که به شیخ مفید صادر فرمودند ازحمایت خود ولطفش به شیعیان ودوستانش خبری می دهد وچنین می فرمایند:"مااگر چه درمکان های دور از ظالمان به سر می بریم ولی خداوند متعال صلاح ما وشیعیان مارا مادام که دنیا دردست فاسقان است چنین خواسته است . مابه ماجرای زندگی شما کاملا مسلط هستیم واز اخبار و آزاری که ازطرف دشمنان به شما می رسد باخبریم .ولی ما شما را فراموش نمی کنیم و توجه کامل به شما داریم وگرنه سخت در فشار قرار می گرفتید ویادشمن شما را نابود می کرد تقوا وپرهیزگاری را پیشه خود قرار دهید ..."
امام خمینی از توجه ان حضرت به ملت ایران چنین پرده بر میدارد: "خداوند شما وما را در محضر مبارک امام زمان آبرو مند کند ...شما غم نداشته باشید که پشتیبان شما خداست وامام عصر به تمامی این امور واقف هستند .خداوند انشا ا...به ملت اسلام درسراسر دنیا وبه ملت ایران قدرتی عنایت کند که بتوانیم مقاصد الهی را پیدا بنماییم..."

خبرگزاری آینده روشن


http://upload.tazkereh.ir/images/97822695025169604483.gif