PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ๑۩๑ ويژه نامه گراميداشت قيام خونين پانزده خرداد ๑۩๑



║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۱, ۲۲:۲۳
http://upload.tazkereh.ir/images/53966912586708204328.png (http://upload.tazkereh.ir/images/53966912586708204328.png) http://shiaupload.ir/images/0uo9bn851u0lrtj27r74.png (http://www.aksestan.persiangig.com/image/fateme-zahra/fatemeh.zahra.gif)http://upload.tazkereh.ir/images/07861432143610485970.png (http://upload.tazkereh.ir/images/07861432143610485970.png)
http://img40.picoodle.com/img/img40/5/11/25/f_15m_c8f9cfa.gif


http://iranproud3088.persiangig.com/flash/new15khordad.swf


پانزدهم خرداد، نقطه عطفی است در تاريخ معاصر؛


يادگاری است از پيوند معنوی توده های عظيم مردم کشور ما؛


واکنشی است از احساس عميق مذهبی ملت ايران؛


نمايشی است ازبه پاخاستن مردمی


که می خواستند ظلم و ستم را از بن بر کنند؛


تجسمی است از تاريخ اسلام و درجه ای است


برای سنجش فداکاری و از خود گذشتگی


انسان هايي که به دنبال آرمان الهی حرکت می کنند.


پانزدهم خرداد، روز قيام خونين مردم جان برکفی است


که به نام اسلام و برای اسلام به ميدان آمدند


تا سلطه طاغوتيان را از کشورشان برچينند.



http://upload.tazkereh.ir/images/82938473698856668800.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۱, ۲۲:۲۴
http://upload.tazkereh.ir/images/51197839283812621981.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/51197839283812621981.jpg)




دستگيری امام خمينی (ره)




در سحرگاه پانزدهم خرداد سال 1342،



دژخيمان رژيم ستم شاهی



به خانه امام خمينی رحمة الله يورش بردند.




آنها امام را که سه روز پيش از آن،



به مناسبت عاشورای حسينی در مدرسه فيضيه،




در سخنان کوبنده ای، از جنايات شاه و اربابان



آمريکايی و اسرائيلی او پرده برداشته بود،




دستگير و دور از چشم مردم،




به زندانی در تهران منتقل کردند.




هنوز چند ساعتی از اين حادثه نگذشته بود




که خيابان های شهر قم، زيرپای مردان و زنان انقلابی




که در اعتراض به رژيم شاه




و حمايت از رهبرشان فرياد برآورده بودند به لرزه درآمد.




اين صحنه، درآن روز در تهران




و چند شهر ديگر نيز به وجود آمد




و بدین ترتيب، مردم ايران با اين قيام گسترده،




نشان دادند که خواستار برقراری حکومت اسلامی




و پايان دادن به رژيم ستمشاهی هستند.




http://upload.tazkereh.ir/images/51799144949690825700.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۱۳:۰۵
http://upload.tazkereh.ir/images/64999758006603532748.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/64999758006603532748.jpg)





قيام پانزدهم خرداد قم

پس از انتشار خبر دستگيری امام (ره) در پانزدهم خرداد 1342،

بسياری از مردم قم، به منزل ايشان رفتند و به اتفاق فرزندشان،

حاج آقا مصطفی، در حدود ساعت شش بامداد،

به سمت حرم مطهر حضرت معصومه (س) حرکت کردند.

پس از مدتی، صحن مطهر و خيابان های اطراف،

لبريز از جمعيتي شد که شعار" يا مرگ يا خمينی" را

با هيجان شديدی تکرار می کردند.

در همان زمان، علما و مراجع وقت هم با صدور بيانيه هايی،

خواستار آزادی فوری حضرت امام (ره) شدند.

در حدود ساعت ده صبح،

با ورود نيروهای مسلّح برای تقويت نيروهای شهربانی قم،

تيراندازی و رگبار مسلسل ها شروع شد

و تعداد زيادی از مردم زخمی شده يا به شهادت رسيدند.

شدّت تيراندازی به حدّی بود که امکان انتقال زخمی ها

و اجساد شهيدان نبود و اين کشتار، تا ساعت پنج عصر ادامه يافت.


http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۱۳:۵۶
http://upload.tazkereh.ir/images/54102766087219196760.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/54102766087219196760.jpg)


حمام خون در تهران

در پانزدهم خرداد 1342، مردم تهران هم چون ساير شهرها،

در اعتراض به دستگيری امام خمينی (ره) به خيابان ها ريختند

و قيام خونين خويش را آغاز کردند.

سيل خروشان کشاورزان غيور و کفن پوش ورامين،

دهقانان کن و نيز مردم جماران به سوی تهران سرازير شد.

انبوه جمعيت بازاری، بار فروش، دانشگاهی و اقشار مختلف مردم،

با فريادهای رعد آسای "يا مرگ يا خمينی" و "مرگ بر شاه"

تهران را به لرزه درآورد.

شاه که در برابر قيام قهر آلود ملٌت،

تاج و تخت خود را درحال زوال می ديد،

با رگبار مسلسل به جنگ ملٌت مظلوم رفت

و تهران را در پانزدهم خرداد 1342،

به کشتارگاه مخوف و حمام خون تبديل ساخت.


http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۱۴:۰۲
http://upload.tazkereh.ir/images/95026565949808652844.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/95026565949808652844.jpg)



راه پيمايی در ساير شهرها


در روز پانزدهم خرداد 1342، در بيشتر شهرها،


درگيری، راه پيمايی،


برگزاری جلسات و نيز سخنرانی


بر ضد رژيم و اعتراض به دستگيری امام صورت گرفت.


در بعضی از شهرها مانند شيراز، تبريز و مشهد،


اعتراض از شدٌت و گشتردگی بيشتری برخوردار بود


که در اثر اين حوادث، تعداد زيادی کشته، مجروج يا زندانی شدند.



http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۱۴:۰۸
http://upload.tazkereh.ir/images/43777821670275673739.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/43777821670275673739.jpg)


تلاش رژيم برای تغيير واقعيت

قيام پانزدهم خرداد، جوششی از طرف مردم بود

برای درهم کوبيدن رژيم سلطنت و گرچه به سرعت نتيجه قطعی نداد،

آثار بسيار باقی گذاشت. از اين رو، عوامل رژيم حاکم،

به روش های گوناگون کوشيدند با استفاده از همه امکانات

و ازجمله رسانه های گروهی،

جنبه اسلامی و مردمی را از آن بگيرند

و جهت خارجی به آن داده، افکار عمومی را فريب دهند.

بنابراين رژيم مدعی شد که عده ای از مردم،

برای به دست آوردن پول،

به تهاجم بر ضد دولت دست زده اند

و گفتند که اين پول ها را شخصی به نام

"جمال عبدالناصر" فرستاده تا در ايران، توطئه هايی صورت گيرد.

البته با همه اين تلاش ها و ادعاهای پوچ و بی اساس،

شعله قيام پانزدهم خرداد 1342، روز به روز روشن تر می گرديد.

http://upload.tazkereh.ir/images/49406392513580558409.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۱۴:۱۳
http://upload.tazkereh.ir/images/02093997065444673680.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/02093997065444673680.jpg)





پانزدهم خرداد در مطبوعات جهان

پس از قيام پانزدهم خرداد 1342،

مطبوعات خارجی به صورت های مختلف

و با تيترهايی درشت، از اين روز نام بردند.

برای مثال روزنامه "دی ولت" در شماره 129 خود نوشت:

"در تهران، صدها نفر کشته شده اند.

دولت عَلَم، حکومت نظامی اعلام کرد.

ارتش با تانک و مسلسل، بر ضد طرفداران رهبر مسلمانان،

امام خمينی که عليه اصلاحات شاه دست به اعتراض زده اند،

وارد عمل شد

يا روزنامه "الاهرام" در 16 خرداد نوشت:

"ديروز تهران در آتش خشم شعله ور شد...

اين، شديدترين تظاهرات ضد شاه بود

وهنگامی آغاز شد که رهبر دينی،

روح الله خمينی و ياوران او دستگير گرديدند".


http://upload.tazkereh.ir/images/79868273720807409930.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۱۴:۱۹
http://upload.tazkereh.ir/images/88540005748318630777.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/88540005748318630777.jpg)


انعکاس نهضت پانزدهم خرداد

پس از واقعه پانزدهم خرداد 1342،

با وجود سانسورهای شديد دستگاه شاه،

خبرهای دستگيری امام خمينی(ره) و قيام 15 خرداد؛

در مدت کوتاهی، تنها در سراسر کشور،

که به فراتر از مرزها گسترش يافت

و موجی از نفرت و خشم بر ضد شاه به راه افتاد.

حوزه های علميه نجف، کربلا و کاظمين،

به حمايت از امام خمينی (ره)،

تلگراف هايی به سران کشورهای اسلامی

و سازمان های بين المللی مخابره

و کشتار پانزدهم خرداد رژيم را به شدٌت محکوم کردند.

تمام اين جريان ها در حالی صورت می پذيرفت

که در مطبوعات کشور هيچ خبری ازحقايق و وقايع منعکس نمی شد.


http://upload.tazkereh.ir/images/76096773805475787215.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۱۴:۲۵
http://upload.tazkereh.ir/images/68399208920261863314.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/68399208920261863314.jpg)

اعتراض شخصيت ها

پس از واقعه خونين پانزدهم خرداد 1342

و کشتار مردم ايران،

شخصيت های سياسی و علمی نقاط مختلف جهان،

با صدور اطلاعيه هايی،

مراتب اعتراض خويش را اعلام می داشتند.

از آن جمله می توان به اعلاميه اعتراض آميز شيخ محمود شلتوت،

مفتی و رئيس دانشگاه الازهر مصر اشاره کرد

که شش روز پس از قيام پانزدهم خرداد صادر شد.

در اين بيانيه، دستگيری علما و اهانت به ساحت مقدٌس آنان،

داغ ننگی بر پيشانی عالم انسانی معرفی گرديده است.

وی طیٌ تلگرافی، خطاب به شاه خواست

از تجاوز به حريم روحانيت و علمای اسلام خودداری کند

وهر چه زودتر، علمای بازداشت شده را آزاد سازد.


http://upload.tazkereh.ir/images/37550913480430945106.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۱۴:۳۲
http://upload.tazkereh.ir/images/31768306145957204803.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/31768306145957204803.jpg)



آزادی امام امٌت

جنبش پانزده خرداد، اگرچه واکنش طبيعی مردم مسلمان

در برابر مصوٌبات خلاف اسلام رژيم

و بازداشت امام خمينی(ره) بود،

آزادی فوری ايشان را در برنداشت.

از اين رو، اعتراض ها از همه نقاط ادامه داشت

و سرانجام علمای طراز اوٌل کشور،

برای چاره جويی، در تهران اجتماع کردند.

رژيم حاکم که از يک پانزده خرداد ديگر بيمناک بود،

کوشيد آنها را پراکنده سازد

و قدمی در راه خواست آنها برندارد.

از طرفی مراجع تقليد،

اعلاميه ای صادر کردند مبنی بر اين که امام خمينی (ره)

مجتهد جامع الشرايط و مرجع تقليد است

و براساس قانون، از محاکمه و تعرٌض مصون است.

سپس با انتشار اين مطلب،

رژيم خود به خود مجبور شد

برای فرو نشاندن نارضايتی های عمومی،

امام خمينی را در هجدهم فروردين 1343 آزاد کند.



http://upload.tazkereh.ir/images/74954661606435377813.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۱۴:۳۹
http://upload.tazkereh.ir/images/60541978538709978597.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/60541978538709978597.jpg)


ندای ملکوتی امام

حادثه سترگ پانزدهم خرداد 1342،

در اوج اصلاحات دروغين شاه خائن اتفاق افتاد؛

چرا که در آن زمان، اختناقی فراگير بر ايران سايه افکنده بود.

در اين جوٌ، ناگهان ندای ملکوتی امام

از شهر مقدس قم بلند شد

و باافشای نقشه خائنانه شاه،

مردم را از آن چه درپشت پرده ها می گذشت، آگاه کرد.

آری، امام در ضمن بيدار کردن مردم،

آنان را برای قيامی صددرصد اسلامی دعوت کرد

و چارچوب قيام را به آنان نشان داد.

از اين رو در روز پانزده خرداد گروهی از متعهدان

و مخلصان که خبر دستگيری امام را شنيدند،

قيام خويش را آغاز نمودند

و با شعارهای "لااله الا الله" و "يا مرگ يا خمينی"

ديگران را از خواب غفلت بيدار

و بنيان های انقلابی استوار را پايه ريزی کردند.


http://www.shiaupload.ir/images/20447693933469390889.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۱۵:۱۰
http://upload.tazkereh.ir/images/29934749156233142055.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/29934749156233142055.jpg)


اسلامی بودن قيام پانزده خرداد

در قيام پانزدهم خرداد 1342،

شعارهايی که از حنجره های دردمند ملٌت ايران بلند می شد،

صرفاً اسلامی و مذهبی بود

و به طور کلٌی حرکت پانزدهم خرداد،

به دليل توهين به اسلام و رهبری اسلام

که از هر طرف مورد هجوم قرار گرفته بود، برپاشد.

اگر اين نهضت خداجويانه مردم در آن روز

با آن وسعت به وجود نمی آمد،

رژيم ستم شاهی جرأت بيشتری از خود نشان می داد

و اساس اسلام را در کشورمان از بين می برد

و اهداف اربابان آمريکايی خود را محقق می گرداند.


http://upload.tazkereh.ir/images/38141328488649287381.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/98227363193749911216.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۱۵:۱۹
http://upload.tazkereh.ir/images/95026565949808652844.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/95026565949808652844.jpg)

مردمی بودن نهضت پانزده خرداد

قيام پانزدهم خرداد 1342،

قيامی کاملاً مردمی بود و تکيه گاهی جز

مردم رنج ديده و مظلوم ايران نداشت.

اصالت اين قيام، در خروش عاشقانی بود

که عارفانه در راه رضای معبود خويش،

به ندای رهبر دل سوزشان پاسخ مثبت دادند

و برای حمايت از آرمان های او،

آماده شهادت و جان فشانی شدند.

اينان، نه چهره های سياسی محض بودند

و نه مردمی که برای هواهای نفسانی و مادٌی قيام کرده باشند،

بلکه همين مردم پاک دل کوچه و بازار بودند

که يک صدا و يک نوا بر ضد ظلم و خيانت

رژيم ستم شاهی پهلوی به پا خاستند.

به همين دليل، رژيم شاه سخت به وحشت افتاد

و چاره ای جز گلوله باران مردم نديد.


http://upload.tazkereh.ir/images/38389356490032332034.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/46508617688828680329.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۱۵:۳۱
http://upload.tazkereh.ir/images/53956950473458820942.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/53956950473458820942.jpg)


پايان افسانه جدايی دين از سياست


قيام پانزده خرداد،


به افسانه جدايی دين از سياست که بيش از نيم قرن،


از سوی استعمارگران رژيم های دست نشانده آنان


تبليغ و ترويج شده بود، پايان داد


و جداناپذيری اسلام از سياست را، برای همگان آشکار کرد


و اسلام ناب محمٌدی را از اسلام آمريکايی باز شناسانيد.


از آن پس، اسلام راستين که تا دیروز جايی


در مجامع علمی و روشن فکری نداشت،


در ميان نسل تحصيل کرده و به ويژه دانشگاهيان راه يافت


و گام به گام گسترش پيدا کرد


و فعاليت های سياسی بر پايه اسلام،


به عنوان بزرگ ترين جريان سياسی در ايران اوج گرفت


و پيشرفت کرد و زمينه ساز انقلاب اسلامی شد.



http://upload.tazkereh.ir/images/64368834506708688650.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۱۵:۳۵
http://upload.tazkereh.ir/images/80636685784897781991.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/80636685784897781991.jpg)


پانزده خرداد در کلام امام خمينی (ره)

امام خمينی (ره) آن پير فرزانه انقلاب،

درباره روز پانزده خرداد 1342 چنين فرمودند:

"روز پانزده خرداد، در عين حال که چون عاشورا،

روز عزای عمومی ملٌت مظلوم است،

روز حماسه آفرين 15 خرداد،

بزرگداشت ارزش های انسانی در طول تاريخ است."

ايشان در سخنانی ديگر فرمودند:

"قيام پانزده خرداد، اسطوره قدرت ستم شاهی را در هم شکست

و افسون ها را باطل کرد.

شهادت جوانان رشيد و زنان و مردان در آن روز،

سدٌ عظيم قدرت شيطانی را از بنيان سست کرد.

خون سلحشوران کاخ نشين، کاخ های ستم را درهم کوبيد.

ملٌت عظيم الشأن با قيام و نثار خون فرزندان عزيز

راه قيام را برای نسل های آينده گشود

و ناشدنی ها را شدنی کرد".


http://upload.tazkereh.ir/images/82938473698856668800.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۱۵:۴۲
http://upload.tazkereh.ir/images/70747480543257323279.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/70747480543257323279.jpg)



گرمی بخش جان ها


قيام پانزده خرداد سال 1342،


جرقٌه ای آتش بار بر خرمن باروت


جامعه خفقان گرفته و شب زده ايران افکند


و زمينه جنب و جوش و شور و خروش


ايثار گرانه و فداکارانه را فراهم کرد.


ملٌت ايران با الهام


از راه و روند حماسه آفرينان پانزدهم خرداد،


به عنوان اسوه های ايثار و شهادت،


درس جانبازی، فداکاری و پايداری آموختند،


روزهای شور و حماسه فراوانی پديد آوردند


و نهضت اسلامی امام بر ضد طاغوت را تداوم بخشیدند.


مبارزه پی گير و مقاومت خستگی ناپذير ملٌت ايران،


از سال 42 تا 57 که به انقلابی اسلامی کشيده شد


ريشه در قيام خونين پانزده خرداد داشت


و برگرفته از جانبازی های زنان و مردان قهرمان


آن روز تاريخی بود.



http://www.upload.tazkereh.ir/images/23720324627406328424.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۳, ۲۳:۴۵
http://upload.tazkereh.ir/images/07958717398173623746.jpg



بررسی تحلیلی درباره ریشه ‏های قیام 15 خرداد


ریشه‏های نهضت مقدس پانزده خردادِ سال 1342 (ه·· .ش) را باید در این نقشه دشمنان جستجو نمود كه می‏خواستند با انواع و اقسام حیله‏ها، سیل تهمتها و مخدوش ساختن سنتهای مذهبی، مردم را از اسلام اصیل و ارزشهای الهی جدا سازند.

زمینه ‏ها

ریشه‏های نهضت مقدس پانزده خردادِ سال 1342 (ه.ش) را باید در این نقشه دشمنان جستجو نمود كه می‏خواستند با انواع و اقسام حیله‏ها، سیل تهمتها و مخدوش ساختن سنتهای مذهبی، مردم را از اسلام اصیل و ارزشهای الهی جدا سازند. آنها در خیزشهای امت مسلمان به رهبری علما، قیام تنباكو و واقعه رژی، مبارزات شیخ فضل اللّه‏ نوری در دفاع از موازین شرعی و قیام مردم به رهبری آیة اللّه‏ كاشانی در برابر توطئه‏های استعماری؛ به این واقعیت رسیدند كه تا مردم به دیانت و صیانت از مقدّسات، پای‏بند باشند؛ این حماسه‏ها با شدّت تمام به رهبری عالمان فرزانه ادامه و استمرار خواهد داشت.

رضاخان برای مقابله با این حقیقت هرگونه جلسه مذهبی، حتی عزاداری را ممنوع می‏نماید و پوشیدن عبا و عمامه را جُرم قانونی و كیفرش را زندان قرار می‏دهد. او به عنوان ترقّی‏خواهی و مخالفت با كهنه‏پرستی و ارتجاع، سعی می‏كند مردم را از معنویت دور نماید و آنان را از محتوای اسلامی كه رشد دهنده و تحوّل آفرین است، تهی سازد. این جرثومه فساد و عامل استعمار، برای تداوم بخشیدن به تسلّط شوم خود، دو محور اصلی؛ یعنی «شعائر و سنتهای دینی» و «حوزه و روحانیت» را مورد یورش بی‏امانِ خود قرار می‏دهد. از سوی دیگر برای مقابله با اسلامی شدن جامعه و جلوگیری از رشد تفكر اصیل شیعی در میان اقشار مردم، در دو جهت نقشه‏های پلید خود را پیاده نمود:

نخست: مراكز فرهنگی جدیدی تأسیس كرد تا این كانونها را رویاروی حوزه‏های علمیه قرار دهد و در مرحله بعد؛ زمینه‏های رشد رشنفكران غرب‏زده و خود باخته را فراهم آورد تا بتواند به مقابله خود با روحانیت ادامه دهد.

یك قرن قبل، سید جمال الدین اسد آبادی نوشت: «هر مسلمانی باید بداند كه انگلیس قصد دارد دین اسلام را براندازد و مسلمانان را در هر جای كره زمین، نابود سازد. اگرچه این كار شدنی نیست.1»

این تجربه سیاسی آگاهانه در میان علما و امت مسلمان، هیچ‏گاه به دست فراموشی سپرده نشد؛ بلكه همواره آن را نسل به نسل به یكدیگر منتقل كردند و از این جهت موضع‏گیری آگاهانه خویش را در برابر استبداد رضاخان و نقشه‏های ابرقدرتها بخوبی بروز دادند.

با این وجود؛ در دوران حكومت منحوس پهلوی، مسلمانان ایران در میان اشك و خون روزگار می‏گذرانیدند. مقدسات اسلام همواره هتك گردید، حرمت اسلام فراموش شد، علمای اسلام زندانی، تبعید و یا شهید شدند، وعاظ و طلاّب به زندانها و شكنجه‏گاهها فرستاده شدند، مجالس سوگواری برای خامس آل عبا ممنوع گشت، مدارس اسلامی بسته شد، چادر از سر زنان مسلمان برداشته شد و ستیز بر علیه ارزشهای دینی و جلوه‏ها و مظاهر آن پی‏گرفته شد؛ زیرا استكبار و نیز عوامل ستم و كارگزاران استعماری آنان به درستی متوجه بودند؛ یكی از مهمترین پایگاههای اجتماعی كه مایه قوام و اتحاد ملت می‏شود؛ مذهب است و پای‏بندی به اعتقادات در پهنه سرزمینهای اسلامی، ابرقدرتها را مورد حمله و هجوم قرار داده است.

ایمان و تمایلات مذهبی، منشأ تحولات و دگرگونیهای مهمی چون اقتدار معنوی گشت و سدی بزرگ و استوار به وجود آورد تا اجازه ندهد قدرتهای زر و زور و تزویر به مقاصد پست و پلید خویش نایل آیند. بنابراین دشمنان تصمیم می‏گیرند ارزشهای اصیل رانشانه گرفته و مردم را از سلاح دین و ایمان خلع كنند.





http://smiles.al-wed.com/smiles/13/503.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۰۰:۰۵
http://upload.tazkereh.ir/images/80636685784897781991.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/80636685784897781991.jpg)



تبانی استبداد با استكبار پس از كودتای 28مرداد 1332 (ه·· .ش)

كودتای 28 مرداد سال 1332 (ه·· .ش) در زمان ریاست جمهوری «آیزنهاور» و بانقشه «كیم روزولت» با حمایت آمریكا در ایران به وقوع پیوست كه به كمك آن محمد رضاپهلوی توانست تا حدودی موقعیت خود را تثبیت نماید و قدرت سیاسی مجددا به شاه برگردد. «كرومیت روزولت» مشهور به كیم، عضو سیا و كارشناس امور خاورمیانه امریكا،درمصاحبه‏ای گفته بود: «كودتای ایران نخستین عملیات مخفی علیه یك دولت خارجی بود كه بوسیله سازمان مركزی جاسوسی امریكا (سیا) تنظیم شده بود.2»

در پی این توطئه ننگین، دولتهایی كه پس از كودتا روی كار آمدند، برای ازبین بردن هویت فرهنگی و خدشه‏ دار نمودن استقلال ایران و سركوب ساختن حركتهای مذهبیبه اقدامات و عملیات ذیل الذكر روی آوردند:

باوجود اختناق شدید، مردم مسلمان ایران در سالهای پس از كودتا، در مقابل غارت منابع حیاتی كشور، حاكمیت بیگانگان و تهدید هویت اسلامی و مخدوش گردیدن فرهنگ برخاسته ازباورهای شیعی؛ حتی یك لحظه از مبارزه و مقاومت دست برنداشتند.

1. انتخابات فرمایشی مجلس، در سایه حكومت نظامی كه بر اساس آن حامیان امریكا وانگلیس روی كار آمدند؛

2. تصویب قراردادهایی با كنسرسیوم و واگذاری نفت جنوب به انحصارهای امریكایی،انگلیسی، هلندی و فرانسوی كه بیشترین سهم به انگلستان تعلق داشت. بدین ترتیب قانون ملی شدن صنعت نفت اگرچه به طوررسمی ملغی نشد، اما در عمل پایمال گردید؛

3. شاه كه دریافته بود مردم مسلمان ایران او را فردی وابسته به بیگانگان می‏دانند وبرای حكومتش اعتباری قائل نمی‏باشند، پس از كودتا ضمن تكیه افزون‏تر بربیگانگان ـبه خصوص امریكا ـ برای تداوم سلطه‏طلبی خود به سیاست سركوب مخالفان رویآوردو درگام نخست خود در این زمینه، در سال 1335 (ه·· .ش) سازمان اطلاعات وامنیت كشور(ساواك) را ایجاد كرد.

اعضای این سازمان مخوف در امریكا واسرائیل آموزش می‏دیدند واین تشكیلات مهم‏ترین ابزار برای شناسایی،دستگیری و به شهادت رسانیدنم خالفان مسلمان به شمار می‏رفت؛

4. دریافت وامهای اسارت‏آور از كشورهای اروپایی و همچنین امریكا؛

5. گشودند دروازه ‏های كشور بر روی انبوهی از كالاهای خارجی و ایجاد زمینه برای نابودی تولیدات داخلی و تبلیغ در راستای تغییر دادن فرهنگ مصرفی مردم؛

6. شركت در پیمان استعماری و تجاوزكارانه بغداد (سنتو) در سال 1334 (ه·· .ش)؛

7. تصویب قانون جلب و حمایت سرمایه‏های خارجی در سال 1334 (ه·· .ش)؛

8. امضاء قرارداد دو جانبه نظامی با امریكا در سال 1337 (ه·· .ش)؛

9. پیشگرفتن سیاست حمایت از ابرقدرتهای جهان به رهبری امریكا و توطئه علیه نهضتهای آزادی‏بخش و جنبشهای اسلامی؛

10. سركوب نمودن حركتهای دانشجویی، كارگری و سایر اقشار جامعه؛

11. محدود نمودن آزادیهای سیاسی، اجتماعی وفرهنگی.




http://upload.tazkereh.ir/images/51799144949690825700.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۰۰:۴۲
http://upload.tazkereh.ir/images/70747480543257323279.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/70747480543257323279.jpg)



سلاح بی‏خاصیت اصلاحات ارضی


اختناق و سركوب پس از كودتا، فساد هیأت حاكمه، رشد مبارزات مردمی به رهبری علما،فقر و محدودیتهای اقتصادی ـ اجتماعی، دولت امریكا را به موقعیت انفجاری جامعه ایران آگاه ساخت.

به همین دلیل پس از انتخاب «كندی» (از حزب دموكرات) به ریاست جمهوری،امریكا برای حفظ حاكمیتش در ایران و تبدیل این كشور به بازار فروش و جذب هرچه بیشتركالا و سرمایه و بدست آوردن نقش ابرقدرتی مسلط در منطقه، «اصلاحات ارضی» وسایرمواد انقلاب سفید را جهت بیرون راندن رقیبان و مقابله با موج انقلابی در كشور ایران، تجویز نمود.

در راستای عملی ساختن این برنامه «شریف امامی» از نخست وزیریبركنار و «علی امینی» با برخورداری از حمایت سفیر امریكا «جولیوس هملس» توسط رییس جمهور امریكا به عنوان نخست وزیر محمد رضا شاه در 15 اردیبهشت 1340، تحمیل گردید.

دكتر امینی كابینه خود را معرفی كرد و مجلس سنا و شورای ملی را كه جناح انگلیسی ومالكان در آن دارای قدرت بودند، منحل نمود و قانون اصلاحات ارضی را درتاریخ سهشنبه 19 دیماه 1340 (ه·· .ش) به تصویب رساند.

محمدرضا پهلوی كه توسط دكترعلی امینیاز صحنه كنار نهاده شده بود، برای حفظ قدرت خود در فروردین سال 1341 رهسپاركاخ سفید واشنگتن گردید و در حضور ارباب خود متعهد گردید رأسا اقدام به پیاده نمودن برنامه‏های جدید امریكا نماید و بدین گونه توانست در تیر ماه 1341، پس ازبازگشت ازامریكا تحت عنوان اختلاف بر سر بودجه نظامی، امینی را بركنار و مهره مورداعتمادخود؛ یعنی «امیر اسداللّه‏ علم» را به جای وی بنشاند3.

در واقع نخستین مرحله از طرح اصلاحات امریكایی؛ همین اصلاحات ارضی بود كه باتبلیغات فراوان به اجرا در آمد. در این طرح كارگزاران استبداد و مجلس فرمایشی، هیچ اعتنایی به علما نكردند. مرحوم آیة اللّه‏ خوانساری علیه این نقشه اقدامكرد وپیشاپیش جمعیت به عنوان اعتراض در بازار راه افتاد، ولی شرایط آشفته وایستادگی عوامل حكومتی در مقابلش، موجب گردید تا او نتواند به تلاش اعتراض‏آمیز خودادامه دهد.

البته هدف دشمنان این بود كه اگر مراجع با این طرح مخالفت كردند، آنان رامخالف كشاورزان و حامیان زمین‏داران و افراد فئودال معرفی كنند و بدین وسیله حیثیت اجتماعی علما را زیر سؤال ببرند. منظور امریكاییها و دولت وقت از اصلاحاتارضی آنبود كه اگر همه كشاورزان صاحب زمین شوند، با دولت سازش می‏كنند و ازمخالفان كاسته می‏شود.

امام خمینی رحمه‏الله كه حیله دشمن را دریافته بود و از طرفی هنوزابعاد ونتایج عملی این نقشه روشن نشده بود، به انتظار توطئه ‏های دیگر نشست؛ چون بابصیرت عمیقی كه داشت می‏دانست كه این رشته سر دراز دارد!




http://smiles.al-wed.com/smiles/13/873.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۰۱:۰۷
http://www.ido.ir/myhtml/article/1385/m03/13850307025.jpg




انفكاك دیانت از سیاست

در عین حال تا سال 1340 كه زمان آغاز نهضت جدید به رهبری امام خمینی رحمه‏الله است، به دلیل وجود مانع بزرگی ـ كه همان نفوذ روحانیت بود ـ

عملاً رژیم پهلوی نتوانست در طرح اسلام زدایی به مقاصد خود دست یابد. زیرا نفوذ فوق العاده آیة اللّه‏ بروجردی در میان اقشار مختلف مردم به قدری زیاد بود كه جرأت هرگونه اقدام آشكار برای مقابله با اسلام را از شاه می‏گرفت.

در این دوران، قدرت روحانیت و ارزش و اهمیت مراجع تقلید مورد توجه قرار گرفت. به همین دلیل شاه می‏خواست مراجع را تا حد ممكن طرفدار خود نشان دهد یا حداقل مركزیت روحانیت را به خارج از ایران انتقال دهد تا از اعتراضات و خیزشهای عمومی به رهبری زعمای دینی، مصون باشد و در واقع دین و سیاست را از هم منفك نماید.

همین حقایق قدرت روحانیت را در چشم كارگزاران ستم و اجانب پرمخاطره می‏ساخت؛ از این جهت زمانِ ارتحال آیة اللّه‏ بروجردی، رژیم ستم‏گستر، تلگراف تسلیتی به آیة اللّه‏ حكیم كه در عراق بسر می‏برد، مخابره نمود و خواست ادعا كند؛ مرجع جدید اوست تا بتواند كانون روحانیت را به بیرون از ایران انتقال دهد كه در این راه توفیقی به دست نیاورد4.






http://upload.tazkereh.ir/images/90907841349984668156.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۱۳:۳۰
http://upload.tazkereh.ir/images/76096773805475787215.gif



غائله انجمنهای ایالتی و ولایتی


یكی از مظاهر زننده نادیده گرفتن اسلام؛ غائله انجمنهای ایالتی و ولایتی است. درتاریخ 16 مهر 1341، مطابق با 8 جمادی الاول 1382 (ه·· .ق)، جراید عصر، خبرتصویبنامه مذكور را درج كردند كه قید اسلام را از شرایط انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان برداشته و در مراسم سوگند به امانت و صداقت، به جای قرآن؛ كتاب آسمانی آ ورده شده بود. همان گونه كه امام پیش بینی كرده بود؛ رژیم، دومین نمایش ضد دیانت رابه اجراگذاشت. هدف از تصویب این لایحه، موارد ذیل بود:


1. واداشتن جامعه روحانیت به واكنش جهت شناخت روحیه و افكار آنان، ارزیابی میزان هوشیاری سیاسی علما و پیش‏بینی مخالفتهای لازم؛


2. آماده كردن زمینه، جهت تجاوز به اساس قرآن و برچیدن مذهب در كشور كه سالیان متمادی شاه آرزوی این خیانت را در ذهن خویش می‏پروراند؛


3. توطئه دستبرد به قانون اساسی و تغییر و تبدیل برخی از موارد قانونی كه مانع مقاصد و اغراض دربار و هیأت حاكمه فاسد بود؛


4 ـ فراهم آوردن زمینه به منظور اعطای پستهای حسّاس به دست اقلیتهای مذهبی كه نقش ستون پنجم را در كشورهای اسلامی بازی می‏كردند و مقدمه‏چینی برای پیوستن به غاصبان قدس شریف و صهیونیستها؛


5 ـ زنان ایرانی؛ همانند مردان این كشور به علت سیاستهای استعماری، ارتجاع یو ضدمردمی شاه از ضروری‏ترین و ابتدایی‏ترین حقوق خود محروم بودند و رژیم شاه كه خودبوجود آورنده این وضع اسف‏بار بانوان بود، از همین نقطه ضعف سوء استفاده كرد و درقبال تعطیل كردن دراز مدّت مجلس شورا و سنا، به اسم تصویب نامه هیأت دولت وبه عنوان فریبنده آزادی زنان به اساس مشروطه تجاوز كرد تا گناه تیره بختی زنان را به گردن اسلام و قانون اساسی ایران بیاندازد و بدین وسیله زمینه را جهت كم رنگ نمودن مذهب، محو و مسخ قانون اساسی فراهم كند؛


6 ـ شاه با تصویب این لایحه، پایگاه فرمانروایی خود را در میان خانواده‏هاب كارمی‏گرفت و انتظارات امریكا را با دیده تمكین پاسخ می‏گفت؛


7 ـ ایجاد محكی در توان و كیفیت بالقوه و بالفعل برای اقدامات آتی؛


8 ـ با توجه به ارتحال آیة اللّه‏ بروجردی و تقسیم قدرت مرجعیت؛ شاه موقعیت را برای انشقاق بیشتر روحانیت مساعد می‏دید و در نهایت نیز در افكار عمومی مردم،علما رامخالف ترقی خواهی و منفور جلوه می‏داد. از اینرو در دستگاههای دولتی تعارض میان جناح مترقی، نو اندیش و...، به سردمداری شاه، با مخالفین كه به زعامت روحانیت به اصطلاح از سنّتهای ارتجاعی و قرون وسطایی! حمایت می‏كردند، تبلیغ می‏شد5.


با اعلام این تصویب نامه خائنانه از سوی رژیم پهلوی، فرصت مناسبی برای امام خمینی رحمه‏الله پیش آمد تا رسالت تاریخی و وظیفه اسلامی خویش را آغازنماید و ازاین مصوبه ضد اسلامی به عنوان انگیزه‏ای برای بیداری و به حركت در آوردن امّت مسلمان استفاده كند.





http://upload.tazkereh.ir/images/76096773805475787215.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۱۳:۳۵
http://upload.tazkereh.ir/images/76096773805475787215.gif




به دنبال اعلام تصویب نامه انجمنهای ایالتی و ولایتی در جراید عصر، امام خمینی رحمه‏الله بی‏درنگ علمای طراز اول قم را به نشست و گفتگو پیرامون این توطئه دعوت كرد و ساعتی بعد اولین جلسه علمای قم در منزل مرحوم آیة اللّه‏ حاج شیخ عبدالكریم حائری تشكیل شد. امام خمینی رحمه‏الله در این نشست، محورهای ذیل را مطرح نمود:


1 ـ ترسیم دور نمای سیاه و وحشت‏بار آتیه؛


2 ـ نقشه‏های خانمان سوز و ویران كننده رژیم شاه و مأموریت او در پاسداریاز منافع استكبار جهانی كه با نابودی اسلام و ملت مسلمان همراه می‏باشد؛


3 ـ توطئه‏ها و دسیسه‏های خطرناكی كه پشت پرده علیه اسلام و مبانی قرآن دردست اجرابود و این تصویب نامه نمونه بارز و بازگو كننده آن است؛


4 ـ حضرت امام رحمه‏الله مسئولیت خطیر علما و زعمای روحانیت را در این عصرتاریك درقبال نقشه‏های خطرناك عوامل و ایادی استعمار علیه اسلام و استقلال كشورهای اسلامی یادآوری نمود و هشدار داد؛ اگر در مقابل این خطرات مسامحه كنیم محكوم به فنا شده،اسلام و امت مسلمان و مناطق اسلامی را در معرض سقوط و زوال قرار داده و دربرابرقرآن و رسول اكرم صلی‏الله‏علیه ‏و‏آله مسئول خواهیم بود.


به دنبال بیانات بیدار كننده امام خمینی رحمه‏الله و سخنان دیگر حاضرین،و تبادل نظر در خصوص مفاد تصویب نامه؛ تصمیمهای ذیل اتخاذ شد:


الف: طی تلگرافی به شاه، مخالفت علمای اسلام با محتوای تصویب نامه اعلام ولغو فوریآن درخواست شود كه این موضوع اجرا شد و علمای قم در روز 17 مهر 1341تلگرافهایی به شاه مبنی بر مخالفت با تصویب نامه مخابره كردند.


ب: طی نامه و پیغام به علمای تهران و شهرستانها عوارض ناگوار و غیرقابل اغماض تصویب‏ نامه بازگو شود و برای مقابله و مبارزه با آن، از آنان دعوت به عمل آید.


ج: هر هفته یك‏بار و در صورت لزوم بیشتر، جلسه مشاوره و تبادل نظر میان علمای ق مبرگزار شود.


امام خمینی رحمه‏الله علاوه بر مخابره تلگرافهایی خطاب به شاه و نخست وزیروقت(اسداللّه‏ علم)، طی نامه‏هایی خطاب به علما و مقامات روحانی تهران و نواحی دیگر وحتی علمای خارج از كشور، خطرهایی كه اسلام و استقلال مسلمانان را تهدید می‏ كند گوشزد نمود و تمامی طبقات مردم را به استقامت، اتحاد و همكاری فراخواند واز آغازقیام علیه تصویب نامه با شیوه‏ای شایسته و برنامه ریزی شده گام به گام بهسوی یك تحول فكری تأثیرگزار در جامعه اسلامی پیش رفت و پس از 57 روز مقاومت ومخالفت شدیدامام و سایر مراجع عظام و امت مسلمان ایران، این غائله پایان پذیرفت وجامعه دینی به رهبری عالمان در دفاع از مقدسات پیروز گردید و تصویب ‏نامه مذكور لغوگشت6.




http://upload.tazkereh.ir/images/76096773805475787215.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۱۳:۵۰
http://upload.tazkereh.ir/images/79212010521084581962.gif

پیامدهای قیام پانزده خرداد سال 42

غائله انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى، رفراندوم «انقلاب سفید»، فاجعه مدرسه فیضیه و واکنش‌هاى امام و روحانیت در برابر این وقایع زمینه را براى رخدادى بزرگ فراهم آورد. رخدادى که به تحولى گسترده در تاریخ مبارزات مردم مسلمان ایران انجامید.
با فرارسیدن ماه محرم، فرصتى مناسب براى گسترش دامنه قیام و هدایت مردم به سوى یک مبارزه بزرگ به دست آمد. رژیم، که از این حقیقت آگاه بود براى خنثى کردن چنین حرکتى به تهدید و ارعاب واعظان و روحانیان پرداخت و از آنان خواست ضمن پرهیز از سخنان تحریک آمیز، موارد زیر را رعایت کنند:
1ـ علیه شخص اول مملکت سخن نگویند؛
2ـ علیه اسراییل صحبت نکنند؛
3ـ عبارت «اسلام در خطر است» را به کار نبرند.
این تهدیدها در نهایت راه به جایى نبرد و در بیشتر مجالس سوگوارى، روحانیان مردم را با خیانت‌هاى رژیم آشنا ساختند.
این اعتراض‌ها در روز عاشورا به ویژه هنگام سخنرانى امام خمینى در مدرسه فیضیه به اوج رسید. امام در نطق آتشین در عصرعاشورا (13 خرداد 42) حکومت پهلوى را با دودمان بنى امیه و یزید مقایسه کرد، به طور مستقیم شاه را مورد انتقاد و حتى تهدید قرار داد و درباره همسویى‌اش با اسراییل و صهیونیسم به وى هشدار داد.
هر چند، بر اساس اسناد موجود، رژیم خود را براى مقابله با تظاهرات تاسوعا و عاشورا(12 و 13 خرداد 42) آماده ساخته بود؛ ولى تظاهرات تهران و قم چنان گسترده بود که مأموران ناگزیر واکنش شدیدترى نشان دادند. بر اساس گزارش شهربانى تهران، در تظاهرات روز چهاردهم خرداد حدود 124 نفر از ساکنان پایتخت دستگیر و تعداد زیادى شهید و مجروح شدند.پس از این سخنرانى، حرکت‌هاى اعتراض آمیز که از روزهاى نخستین محرم آغاز شده بود، شدت یافت. در بیشتر شهرستان‌ها مردم به خیابان‌ها ریختند و ضمن حمایت از روحانیت، علیه شاه شعار دادند.هر چند، بر اساس اسناد موجود، رژیم خود را براى مقابله با تظاهرات تاسوعا و عاشورا(12 و 13 خرداد 42) آماده ساخته بود؛ ولى تظاهرات تهران و قم چنان گسترده بود که مأموران ناگزیر واکنش شدیدترى نشان دادند. بر اساس گزارش شهربانى تهران، در تظاهرات روز چهاردهم خرداد حدود 124 نفر از ساکنان پایتخت دستگیر و تعداد زیادى شهید و مجروح شدند.رژیم شاه که در تنگنایى دشوار گرفتار شده بود، براى خاموش کردن موج گسترده مبارزات نیمه شب 15 خرداد 1342 به منزل امام خمینى یورش برد؛ وى را دستگیر کرد، شتابان به پادگان قصر و بعد از مدتى به پادگان عشرت آباد انتقال داد و در آن جا زندانى ساخت.
در پى دستگیرى امام خمینى، اعتراض‌ها و راه پیمایى‌هاى گسترده در همه کشور صورت گرفت که ضمن آن بسیارى از مردم مسلمان شهید و مجروح شدند.این اعتراض‌ها در روز عاشورا به ویژه هنگام سخنرانى امام خمینى در مدرسه فیضیه به اوج رسید. امام در نطق آتشین در عصرعاشورا (13 خرداد 42) حکومت پهلوى را با دودمان بنى امیه و یزید مقایسه کرد، به طور مستقیم شاه را مورد انتقاد و حتى تهدید قرار داد و درباره همسویى‌اش با اسراییل و صهیونیسم به وى هشدار داد.بر اساس گزارش‌هاى شهربانى، تهران در آتش و خون به سر مىبرد؛ مردم در نقاط مختلف پایتخت با مأموران به مقابله پرداختند و وزارت جنگ مأموریت یافت ضمن اعلام حکومت نظامى، قیام را سرکوب کند.فجیع‌ترین حادثه، قتل عام دهقانان کفن پوش ورامینى بود که براى پشتیبانى از امام سمت تهران رهسپار شده بودند. مأموران نظامى در سر پل باقرآباد با آن‌ها روبه رو شدند و با سلاح‌هاى سنگین آنان را قتل عام کردند.دستگاه‌هاى تبلیغاتى شاه، که با وضعیتى نامنتظره روبه رو شده بودند. کوشیدند قیام پانزده خرداد را به عوامل بیگانه نسبت دهند. رژیم در رسانه‌هاى خبرى خود چنین ادعا کرد:شخصى به نام عبدالقیس از بیروت با هواپیما وارد ایران شده و در گمرک مهرآباد در حدود یک میلیون تومان از او به دست آمده و پس از تحقیقات، اعتراف کرده که مبلغ مزبور را از طرف جمال عبدالناصر براى افراد معینى در ایران آورده است.ادعاى رژیم، مبنى بر دخالت مصر در ایجاد شورش در ایران، مورد انتقاد بسیارى از نشریات خارجى واقع شد. رژیم سندى در این باره ارائه نکرد و هرگز نتوانست آن را اثبات کند.
شاه پیوسته مىکوشید خود را بىگناه، حامى اسلام و روحانیان جلوه دهد و با ابزارهایى چون تعویض نخست وزیر، دولت را مسؤول نابسامانىها نشان دهد.



http://upload.tazkereh.ir/images/79212010521084581962.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۱۳:۵۹
http://upload.tazkereh.ir/images/37550913480430945106.gif


توطئه‏ای دیگر

دو ماه پس از غائله مورد اشاره، در دیماه سال 1341 (ه·· .ش) زمزمه رفراندوم و بازی انقلاب شاه و ملت به گوش رسید. انقلاب سفید؛ مشتمل بر شش اصل بود، این اصول بعدها به لوایح ششگانه معروف شد و اصل هایی بر آن افزوده شد تا به نوزده اصل رسید.

پس از اعلام رفراندوم از سوی شاه، در خصوص انقلاب شاه و مردم، بر اثر انتشار اعلامیه امام خمینی رحمه ‏الله و سایر مراجع، مبنی بر تحریم رفراندوم، درروز 6 بهمن كه زمان اخذ رأی ملت بود شهرهای قم، تهران، مشهد و بسیاری از استانهای كشوربه صورت یكپارچه تعطیل شدند و مردم به عزای عمومی پرداختند و كمتر كسی، از خانه بیرون می‏آمد.

چند نفر از واعظان معروف كه بر فراز منبر، طبق فرمان مراجع عظام،شركت دررفراندوم انقلاب شاه و ملت را تحریم كرده بودند، دستگیر و به مركز (تهران) انتقال داده شدند.

در برخی شهرها در پناه اسلحه و قوای انتظامی و نظامی و با آوردنمأموریندر لباس مُبدّل رأی دادن آغاز گردید.

با این كه جز اندكی آن هم با فشار واختناق به پای صندوقهای رأی نرفتند، رسانه‏های وابسته به دستگاه ستم اعلام كردند،اصول پیشنهادی شاه با استقبال پرشور و بی‏ نظیر ملت ایران روبرو گردید!!7

پس از این ماجرا، چون رفته رفته ایام عید نوروز نزدیك می‏شد و طبق سنت معمول همه ساله اقشار گوناگون مردم با ایمان برای زیارت بارگاه حضرت فاطمه معصومه علیها‏السلام به قم می‏آمدند و با توجه به این‏كه نوروز سال 1342 مصادف باسالروز شهادت امام صادق علیه‏السلام هم بود، به پیشنهاد امام خمینی رحمه‏الله مراجع تقلیدو علمای اعلام اعلامیه ‏هایی مبنی بر نداشتن عید در این سال صادر و منتشر نمودند،

عده‏ای از روحانیان مبارز و پیشرو مصمم گردیدند ضمن ذكر مصائب وارد شده برخاندان عصمت و طهارت، اشاره‏ای به مسایل تأسف بار ایران كنند و از این رهگذر اقدام به روشنگری نمایند.

مبارزین مؤمن و معتقد به قم می‏رفتند تا در نزدیك‏ترین مكان به قلبجنبش ضد ستم حضور یابند.

در اعلامیه تاریخی و طوفان‏بار امام خمینی رحمه ‏الله آمده بود:

«آنها اسلام و روحانیت را برای اجرای مقاصد خود مضر و مانع می‏دانند... موجودیت دستگاه (پهلوی) رهین شكستن این سد است... من چاره را در این می‏بینم كه این دولت مستبد به جرم تخلف از احكام اسلام و تجاوز به قانون اساسی كنار برود ودولتی كه پایبند به احكام اسلام و غمخوار ملت ایران باشد روی كار بیاید8.




http://upload.tazkereh.ir/images/37550913480430945106.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۱۴:۳۷
نتایج و پیامدهاى قیام 15 خرداد
شالوده فکرى قیام پانزده خرداد را باید در رهیافت امام خمینى در تغییر نظام سلطنتى و برقرارى حکومت اسلامى جستجو کرد؛ رهیافتى که امام بر اساس آن در مسأله انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى با تغییر قانون اساسى به مخالفت پرداخت، رفراندوم را با پرسش رو به رو ساخت، علیه نظام حاکم به افشاگرى پرداخت و این هدف را پانزده سال بعد به ثمر رساند.
قیام 15 خرداد و حوادث مربوط به آن، آثارى بر جاى نهاد که در تداوم و موفقیت نهایى نهضت تأثیر جدى داشت. بخشى از این آثار عبارت است از:
1ـ دور جدید مبارزات روحانیت
ضربه‌هایى که در پى نهضت مشروطه بر روحانیت فرود آمد و نیز اختناق و سرکوبى دوره استبداد رضاخانى، روحانیت را از صحنه سیاسى کشور کنار زد. پس از آن نیز، به رغم مبارزات آیت الله کاشانى و فدائیان اسلام و حمایت فقیهانى چون مرحوم آیت الله خوانسارى، حوزه‌ها با دخالت در مسائل سیاسى بیگانه بودند. با آغاز نهضت امام، روحانیت شکل سیاسى به خود گرفت؛ گسترده و یکپارچه به صحنه سیاسى کشور گام نهاد و مبارزه را تا سرنگونى نظام شاهى ادامه داد.
تا پیش از قیام 15 خرداد، نیروهاى مسلمان تشکیلاتى نداشتند و دست کم از تشکیلات موفق و کارآمد بىبهره بودند.
پس از قیام 15 خرداد، ضرورت تشکیلات و ایجاد سازمان‌هایى جهت هدایت مبارزات مورد توجه نیروهاى مذهبى قرار گرفت. هیأت‌هاى مؤتلفه ره آورد این اندیشه است که از به هم پیوستن گروه‌هاى مختلفى چون دانشجویان، روحانیان و بازاریان، با اطلاع حضرت امام و در ارتباط با ایشان، شکل گرفت.
2ـ مرکز قرار گرفتن نیروهاى معارض مذهبى
با این قیام، مخالفان مذهبى رژیم در مرکز قرار گرفتند و نیروهاى معارض غیرمذهبى، مانند احزاب سیاسى ملى گرا و نیروهاى چپ، به حاشیه عرصه سیاست کشور رانده شدند.
3ـ رشد آگاهى و تفکر انقلابى در مردم
در پرتو سخنرانىها، پیام‌ها و اعلامیه‌هاى عالمان و خطیبان به تدریج میزان آگاهى مردم فزونى یافت.
4ـ افشاى چهره مزدورانه شاه
شاه پیوسته مىکوشید خود را بىگناه، حامى اسلام و روحانیان جلوه دهد و با ابزارهایى چون تعویض نخست وزیر، دولت را مسؤول نابسامانىها نشان دهد.
قیام خونبار 15 خرداد، شاه را ناگزیر ساخت به این ریاکارىها و نیرنگ بازىها پایان دهد و با چهره‌اى عریان به صحنه آید. پس از کشتار مردم، همه دریافتند که ریشه تمام فسادها و خرابىها شاه است و باید آماج تیرهاى اعتراض قرار گیرد. وقتى خبر حمله پلیس و مأموران نظامى به مردم و روحانیان (در قضیه مدرسه فیضیه) به رهبر بزرگ انقلاب رسید، چند بار پیاپى فرمود: رژیم خود را رسوا کرد و ماهیت خود را بروز داد.
5 ـ تشکیل سازمان ها و گروه‌هاى اسلامى
تا پیش از قیام 15 خرداد، نیروهاى مسلمان تشکیلاتى نداشتند و دست کم از تشکیلات موفق و کارآمد بىبهره بودند.پس از قیام 15 خرداد، ضرورت تشکیلات و ایجاد سازمان‌هایى جهت هدایت مبارزات مورد توجه نیروهاى مذهبى قرار گرفت. هیأت‌هاى مؤتلفه ره آورد این اندیشه است که از به هم پیوستن گروه‌هاى مختلفى چون دانشجویان، روحانیان و بازاریان، با اطلاع حضرت امام و در ارتباط با ایشان، شکل گرفت. این گروه پس از تبعید حضرت امام، از فعالیت‌هاى آموزشى و عقیـدتى سمت سیاست و مبارزه مسلحانه تغییر جهت داد و به یک سازمان سیاسى ـ نظامى تبدیل شد. در این زمان، حزب ملل اسلامى نیز با هدف برقرارى حکومت توحیدى اسلامى، اعلام موجودیت کرد و مردم را به مبارزه مسلحانه با رژیم فراخواند.افزون بر این پس از قیام 15 خرداد، انجمن‌هاى اسلامى در مراکز مختلف شکل گرفت و در رشد آگاهى عمومى نقشى ارزنده ایفا کرد. پدید آمدن این سازمان‌ها و گروه‌هاى کوچک و بزرگ نشان دهنده آن است که ضرورت مبارزه سازمان یافته در اندیشه مردم ریشه دوانیده بود.

6ـ گسترش اندیشه براندازى رژیم به جاى اندیشه‌هاى رفرمیستى
احیاى کاپیتولاسیون و تبعید امام خمینى
در 13 مهرماه 1342، دولت عَلَم مصوبه‌اى صادر کرد و بر اساس آن مقرر شد هنگام تقدیم "قرارداد وین" به مجلس، ماده واحده‌اى به آن پیوست شود تا به یارى آن کارمندان هیأت‌هاى مستشارى امریکا در ایران از امتیازات و مصونیت‌هاى مربوط به کارمندان ادارى و اعضاى فنى مذکور در قرارداد وین برخوردار شوند. این ماده واحده همان کاپیتولاسیون بود.علت پیوند دادن کاپیتولاسیون با قرارداد وین، وحشت هیأت حاکمه از خشم ملت ایران بود. آنان مىکوشیدند با بهره‌گیرى از جنبه بین المللى قرارداد وین مردم را فریب دهند.نخست وزیر، حسنعلى منصور، قرارداد وین و لایحه پیوستى را، که در مرداد 1343 به تصویب مجلس سنا رسیده بود، به مجلس شورا برد و با تلاش بسیار مجلس را واداشت آن را تصویب کند.سابقه کاپیتولاسیون در ایران به شکست ایران از روسیه و تحمیل پیمان ترکمنچاى باز مىگردد. پس از انقلاب 1917 روسیه، در پیمان دوستى ایران و شوروى (1921) ماده مربوط به کاپیتولاسیون لغو گردید.یازده روز پس از تصویب معافیت نظامیان آمریکایى از شمول مقررات قضایى ایران، دولت منصور لایحه وام 200 میلیون دلارى از یک بانک امریکایى را با تضمین دولت امریکا، به مجلس برد و به تصویب رساند. این وام به خرید سلاح‌هاى جنگى از امریکا اختصاص داشت.محافل سیاسى ایران واگذارى این وام را پاداش آمریکا به ایران، به خاطر تصویب لایحه کاپیتولاسیون به شمار آوردند.چند روز پس از تصویب این لایحه، یک نسخه از مشروح مذاکرات مجلس به دست امام رسید. امام از مفاد لایحه برآشفت و در سخنرانى تاریخى چهارم آبان 1343، شاه، آمریکا و اسرائیل را به شدت مورد حمله قرار داد.متن کامل این سخنرانى و اعلامیه‌اى که امام پس از آن منتشر کرد، در حجمى گسترده تکثیر و به سرعت در اختیار مردم قرار گرفت و واکنش مردم، گروه‌ها و طبقات مختلف جامعه را در پى داشت.



http://upload.tazkereh.ir/images/79212010521084581962.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۱۵:۰۵
پیامدهاى احیاى کاپیتولاسیون

تبعید امام خمینى،(1) ترور حسنعلى منصور که پس از شاه عامل اصلى تبعید امام شمرده مى‌شد به وسیله هیأت‌هاى مؤتلفه اسلامى، سوء قصد به جان شاه،(2) نقض استقلال و حاکمیت ایران،(3) ورود گسترده آمریکاییان به کشور و گسترش جرم و فساد ناشى از آن(4) و اوج‌گیرى احساسات ضد آمریکایى بخشى از آن پیامدهاى احیاى کاپیتولاسیون به شمار مىآید. (5)
پی‌نوشت‌ها:
1. پس از موضع‌گیرى سخت امام در قبال تصویب کاپیتولاسیون، در شب سیزدهم آبان 1343، صدها کماندو و مأمور مسلح با محاصره منزل امام، ایشان را دستگیر و پس از اعزام به فرودگاه مهرآباد بلافاصله به ترکیه تبعید کردند. امام بعد از یک سال، از آن جا به نجف تبعید شد. فرزند ارشد ایشان، حاج آقا مصطفى خمینى نیز در روز بعد از دستگیرى امام دستگیر و به زندان قزل قلعه انتقال داده شد. ساواک پس از تبعید امام، طى اطلاعیه‌اى که از رادیو پخش شد و در جراید عصر تهران منتشر گردید، خبر تبعید ایشان را بدین شرح اعلام داشت:
«طبق اطلاع موثق و شواهد و دلایل کافى چون رویه آقاى خمینى و تحریکات مشارالیه بر علیه منافع ملت و امنیت و استقلال و تمامیت ارضى کشور تشخیص داده شد، لذا در تاریخ 13 آبان ماه 1343 از ایران تبعید گردید.
سازمان اطلاعات و امنیت کشور» (روزنامه اطلاعات، 13/8/1343، ص 1)
2. به دنبال این سوء قصدها رژیم شاه دچار ناامنى شدید گردیده، در ساواک و پلیس افراد بىرحم و خشن، به جاى افراد میانه رو قدرت یافتند.(جیمز بیل، عقاب و شیر، ترجمه مهوش غلامى، انتشارات شهراب، تهران، 1371، ج 1 ص 262)
3. به طورى که امام خمینى تصویب کاپیتولاسیون را امضاى سند بردگى ایران خواندند.

4. راه انداختن کازینوهاى قماربازى یا مشروب خوارى، مست آمدن به خیابان‌ها و رفتار اهانت آمیز آمریکایى‌ها نسبت به آداب و رسوم جامعه ایرانى از جمله این جرم و فسادها بود.
5. آمریکایىها در ایران به طور فزاینده‌اى هدف عملیات شناسایى و حمله قرار داشتند. تنها بین سال‌هاى 1971 تا 1975، 31 مورد بمب گذارى و تهدید به انفجار بمب، علیه تأسیسات و سازمان‌هاى آمریکایى در ایران انجام شد. (جیمز بیل، همان، ص 308)
منبع:

کتاب انقلاب اسلامی و چرایی و چگونگی آن (ویراست اول).

مولفان: جمعی از نویسندگان، ص 116 به بعد


http://upload.tazkereh.ir/images/79212010521084581962.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۱۶:۱۱
http://upload.tazkereh.ir/images/57514545958740821677.gif

» دستگیری امام خمینی در آستانه قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲

به دنبال نخست‏وزیری اسدالله علم در تیر ۱۳۴۱ و سپس تلاشهای دولت و حکومت برای اجرای طرحهای موسوم به انقلاب سفید شاه و ملت علما و روحانیون با رهبریهای آیت‏الله خمینیخرداد ۱۳۴۲) بر دامنه بحران افزوده شد. مبارزه پیگیر و دامنه‏داری را با رژیم پهلوی آغاز کردند. به دنبال برگزاری رفراندوم و نیز جدیت حکومت برای اجرایی کردن اصلاحات موردنظر (از بهمن ۱۳۴۱) بحران میان علما و روحانیون با دولت اسدالله علم وارد مرحله جدی‏تری شد و بر اثر حمله نیروهای نظامی و امنیتی به مدرسه فیضیه در ۲ فروردین ۱۳۴۲ رویارویی طرفین متخاصم شدت و حدت بیشتری گرفت و به رغم سختگیریهای نخست‏وزیر و شخص شاه مخالفان بیش از پیش بر ضد طرحهای اصلاحی (موسوم به انقلاب سفید) متشکل شدند و با آغاز ماه محرم (
بدین ترتیب برخلاف اعتقاد نخست‏وزیر روند مخالفت و مبارزه روحانیون و طرفداران آنها در ماه محرم شکل جدی‏تر و گسترده‏تری به خود گرفت و وعاظ و اهل منبر و... در تبعیت از نظریات رهبران روحانی در مراسم سوگواری امام حسین (ع) عملکرد دولت علم را سخت به باد انتقاد و اعتراض گرفتند. در این میان شهرهای قم و تهران کانون اصلی کشمکش و تعارض روحانیون و طرفدارانشان با دولت و رژیم پهلوی بود. بیشترین تدابیر امنیتی و نظامی هم در این دو شهر به مورد اجرا گذاشته شده بود. با این شرایط به نظر می‏رسید که جوّ سیاسی – اجتماعی کشور آبستن حوادث ناگواری است. چرا که همزمان با افزایش مخالفت روحانیون، دولت نیز برای برخورد خصمانه با آنان خود را به سرعت آماده می‏کرد. تا جایی که گذشته از تمهیدات و آمادگیهای نظامی سران رژیم بر حملات لفظی خود به روحانیون افزوده بودند. بالاخص شخص شاه و اسدالله علم نخست‏وزیر طی مصاحبه‏ها و سخنرانی‏هایشان روحانیون را به عنوان برهم زنندگان نظم مورد حمله و انتقاد قرار می‏دادند. چنانکه شاه در ۶ خرداد ماه ۱۳۴۲ طی سخنرانی‏اش در کرمان با عباراتی تند و زننده روحانیون را مورد عتاب قرار داد و آنان را با دزدان و غارتگران مقایسه کرده و به حیوانات نجس و ... تشبیه کرد. حضرت آیت‏الله امام خمینی به عنوان رهبر و پیشرو روحانیون مخالف رژیم که احساس کرده بود با روند پیش آمده هیچ‏گونه راه مصالحه‏ای بین آنان و دولت وجود ندارد و برخورد طرفین را حتمی می‏دانست در ۱۳ خرداد ۱۳۴۲ در پاسخ به سخنرانی زننده و توهین‏آمیز شاه او را مورد سرزنش قرار داد و خطاب به وی گفت : ... آقا من به شما نصیحت می‏کنم. ای آقای شاه، ای جناب شاه، من به تو نصیحت می‎کنم. دست بردار از این کارها، آقا اغفال دارند می‏کنند تو را، من میل ندارم که یک روز اگر بخواهند تو بروی همه شکر بکنند... آیا روحانیت اسلام، آیا روحانیون اسلام، اینها حیوان نجس هستند؟ در نظر ملت اینها حیوان نجس هستند که تو می‏گویی؟ اگر اینها حیوان نجس هستند پس چرا این ملت دست آنها را می‏بوسند، دست حیوان نجس را می‏بوسند...؟ آقا ما حیوان نجس هستیم...؟ خدا کند که مرادت این نباشد، خدا کند مرادت از اینکه مرتجعین سیاه مثل حیوان نجس هستند و ملت باید از آنها احتراز کند، مرادت علما نباشند والا تکلیف ما مشکل می‏شود و تکلیف تو مشکل می‏شود، نمی‏توانی زندگی کنی، ملت نمی‏گذارد زندگی کنی، نکن این کار را، نصیحت مرا بشنو... آقا نکن این‏طور، بشنو از من، بشنو از روحانیون. اینها صلاح ملت را می‏خواهند اینها صلاح مملکت را می‏خواهند. ما مرتجع هستیم؟ احکام اسلام ارتجاع است؟ آن هم ارتجاع سیاه است؟ تو انقلاب سیاه، انقلاب سفید درست کردی؟ شما انقلاب سفید به پا کردید؟ کدام انقلاب را کردی آقا؟ چرا مردم را اغفال می‏کنید؟ چرا نشر اکاذیب می‏کنید، چرا اغفال می‏کنی ملت را؟ والله اسراییل به درد تو نمی‏خورد. قرآن به درد تو می‏خورد. بدین ترتیب در شرایطی که راه هرگونه مذاکره و یا گفت وگوی مسالمت‏آمیز بسته شده بود، اسدالله علم دستور داد مراسم مذهبی و سوگواری را در شهرهای قم و تهران مورد تهاجم قرار دهند. طی روزهای ۱۳ و ۱۴ خرداد ۱۳۴۲ تعداد زیادی از وعاظ و روحانیون را دستگیر کردند. به دنبال دستگیری این افراد دامنه اعتراض و تظاهرات گسترش بیشتری یافت در تهران دانشجویان دانشگاه تهران به صف معارضان پیوسته و در مخالفت با دولت علم و رژیم پهلوی با روحانیون همصدا شدند. روز چهاردهم خرداد، که مصادف با ۱۱ محرم ۱۳۸۳ق بود، در شهر تهران تظاهرات قابل توجهی برپا شد و شعارهایی به طرفداری از آیت‏الله خمینی و موضع وی در قبال دولت علم سر داده شد. اسدالله علم نخست‏وزیر احساس کرد که برای جلوگیری از گسترش تظاهرات تنها یک راه‏حل وجود دارد و آن هم دستگیری رهبر مخالفان است. بدین ترتیب به دستور نخست‏وزیر در شب ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ کماندوها و دیگر نیروهای انتظامی مناطق مختلف شهر قم را محاصره کرده و در صبحگاه همان روز حضرت آیت‏الله خمینی را دستگیر و به تهران بردند و در پادگان قصر زندانی ساختند.
خبر دستگیری امام خمینی در مدتی اندک در سراسر شهر قم پخش شد و به دنبال آن گروههای عظیمی از مردم به خیابانها ریخته و به دستگیری ایشان اعتراض کردند. بدین ترتیب قیام معروف ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ در شهر قم شکل گرفت. در تهران نیز بلافاصله پس از پخش خبر دستگیری حضرت آیت‏الله امام خمینی اقشار مختلف مردم به خیابانها هجوم آورده و شعارهایی له ایشان و بر ضد دولت سر دادند و برخی از مراکز دولتی نیز مورد تهاجم تظاهرکنندگان قرار گرفت. بدین ترتیب تهران نیز در قیام ضد رژیم با شهر قم همگام شد. در چنین شرایطی بود که علم تنها راه برخورد با بحران پیش آمده را در سرکوب قهرآمیز آن جست وجو کرد. شورش به حدی گسترده شده بود که احساس می‏شد هرگاه در اسرع وقت با آن مقابله نشود، می‏تواند خطر سقوط رژیم را هم به دنبال داشته باشد. علینقی عالیخانی درباره چگونگی برخورد اسدالله علم نخست‏وزیر با تظاهرکنندگان ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ می‏نویسد : علم در روزهای حساس قیام ۱۵ خرداد فعالیت خستگی‏ناپذیری داشت و با مقامهای انتظامی پیوسته در تماس بود و خود از کلانتریهای مناطق حساس شهر سرکشی می‏کرد و به همه مسئولان هشدار می‏داد خود را برای رویارویی با آشوبی بزرگ آماده کنند. به این سان هنگامی که در بامداد روز ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ (۵ ژوئن ۱۹۶۳) تظاهرات در اطراف بازار تهران آغاز شد علم آمادگی کامل داشت و به رئیس شهربانی وقت سپهبد نصیری تلفنی دستور تیراندازی داد و در برابر تردید نصیری یادآور شد که این دستور را به عنوان نخست‏وزیر می‏دهد و نامه مؤید این دستور را نیز بی‏درنگ برای او خواهد فرستاد. خود نیز پس از ساعتی به دفتر نصیری رفت و از نزدیک شاهد وضع روز بود این خونسردی و قاطعیت علم اثر بسیار مثبتی داشت و مسئولان انتظامی توانستند در چند ساعت به این غائله پایان دهند و تظاهرکنندگان را به شدت سرکوب کنند. در واقع از همان آغاز لبه تیز حمله روحانیت به رهبری حضرت آیت‏اله خمینی بیش از هر کس دیگری متوجه اسدالله علم نخست‏وزیر بود و او را مسئول اصلی اقدامات رژیم پهلوی قلمداد می‏کردند. چنانکه حضرت آیت‏الله امام خمینی سالها پس از واقعه ۱۵ خرداد در یادآوری خاطراتش از آن دوره اظهار داشتند : « در زمان محمدرضا آن اوایل نهضت (۱۳۴۲) دست وپا می‏کردند که یک تفاهمی بشود. یک دفعه که آمدند پیش ما که می‏خواهیم که مثلاً ملاقاتی چیزی طرح شود. من به ایشان گفتم که علم هستش ما وارد مذاکره نمی‏شویم. شما اول علم را کنار بگذارید و بعد وارد مذاکره بشویم، ببینیم چه می‏گوییم.» مظفر شاهدی


http://upload.tazkereh.ir/images/57514545958740821677.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۱۶:۳۱
http://upload.tazkereh.ir/images/15461936870220458188.gif

قیام خونین 15خرداد 42 به روایت اسناد



*محمد چگینی

قیام پانزدهم خرداد 1342 یکی از وقایع مهم و نقطه عطفی در تاریخمعاصر ایران به شمار میرود. بی‌گمان، تا پیش از انقلاب اسلامی با توجه بهفضای سیاسی بسته و اختناق آوری که بر کشور حاکم بود سخن گفتن درباره آنچهحامیان دربار و شخص شاه «ارتجاع سیاه»1 مینامیدند بسیار مشکل بود. اما باپیروزی انقلاب زمینه و بستر مناسبی برایپژوهش درباره این واقعه مهمفراهمشد و اسناد تازه ای که در آرشیوهای ساواک و یادیگر نهادهای حکومتیوجود داشت برای بررسی و بازشناسی آن در اختیار محققینقرار گرفت. به همینمنظور کتابی به نام «قیام خونین پانزده خرداد 42 بهروایت اسناد» توسطفردی به نام «م. دهنوی» گردآوری و در سال 1360 از سویموسسه خدمات فرهنگیرسا در 258صفحه منتشر شد، دهنوی در ردیف نخستین آثاریاست که با جمع آوریاسناد پیرامون این قیام گام پدید آمد.
اسناد به علت اصالت و اعتبار، بر دیگر تحقیقات تاریخی برتریدارند. زیرامحتوای هر قطعه از این اسناد با زمان و رویداد نزدیکی دارد درنتیجه آنچهاز محتوای آنها بر داشت میگردد بر خلاف کلیت قدیمی که دستخوشتغییراتی شدهاند بکر و معتبراست. کتابی که اینک در اختیار ماست فقط شاملچند سند ازهزاران سندی است که درباره قیام وجود دارد. این کتاب مشتمل برچندینبیانیه، اعلامیه از سوی انقلابیون و بخشنامه و فرمانهایی است که ازسویدولت صادر شده است. گرد اورنده سعی کرده کتاب را بر اساس روز شمارتاریخیسامان دهی نماید. این اسناد اطلاعات با ارزشی از چگونگی شروع قیام وخواستههای نیروهای سیاسی و مذهبی دخیل در قیام در اختیار ما قرار میدهد.

http://upload.tazkereh.ir/images/15461936870220458188.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۱۷:۳۸
محتوای کتاب:
دهنوی در سخن آغازین نگاه کوتاهی به فاصله زمانی 28مرداد32 تا 15 خرداد42 میاندازد و به بررسی وقایع ایران بعد کودتای آمریکایی ـانگلیسی کهمنجر به استقرار نظام دیکتاتوری و وابستگی هرچه بیشتر سیاسی واقتصادیایران به غرب شد پرداخته و در نهایت به این نتیجه میرسد که برنامهحاکمیتبرای اصلاحات چیزی جز فقر و نابرابری برای جامعه نبود. اما اینهاباعث نشدکه ملت از مبارزه خود دست بردارد. «مردم میهن ما در سالهای پس ازکودتا درمقابل غارت ثروت کشور، حاکمیت بیگانگان بر سرنوشتشان ، اختناق وسرکوب، فقراقتصادی و... لحظه ای از مبارزه دست بر نداشتند و درفش مبارزهرا بر زمینننهادند.»2 نگارنده وقایع اوایل دهه 1340 را آخرین مقاومتجناح انگلیسیهیات حاکمه در ستیز با استقرار حاکمیت جناح آمریکاییمیداند.3اسناد با سخنرانی امام در مراسم چهلم شهدای مدرسه فیضیه اغازشده است. شایان ذکر است که سال 42 با حمله نیروهای حکومت به مدرسه فیضیهشروع شد. این تهاجم از مدتها پیش یعنی از هنگام مخالفت روحانیون با لایحهانجمنهایایالتی و ولایتی برنامه ریزی شده بود. هنگامی که شاه با موضعگیریسختگیرانه نیروهای مذهبی روبرو گردید برای خنثی کردن تبلیغات آنهاپیش ازرفراندوم در یک سفر تبلیغاتی به قم رفت اما در آنجا از شاه هیچاستقبالینشد و این خشم دربار را دوچندان کرد. با برگزاری همه پرسی دراسفند ماه1341و موفقیت ظاهری حکومت برای اجرای اصلاحات ارضی، امام خمینیکه این را بهزیان جامعه میدانست به مناسبت شهادت امام صادق(ع) اعلام نمودکه «امسالروحانیت عید ندارد.» شاه و دولت علم که به دنبال بهانه ای برایسرکوب وتعطیلی حوزه بودند روز 2 فروردین کماندوها را روانه قم کردند کهبا یک حملهغافلگیرانه شماری از طلاب فیضیه مجروح و یک نفر هم شهید شد. بعد از اینواقعه مبارزات امام وارد مرحله جدیدی شد. با توجه به این سندامام در روزچهلم شهداء فیضیه وابستگی شاه به عوامل اسراییل را محکوم ومضرات نفوذصهیونیست ها در مقدرات ایران را برای ملت باز گو کردند4 و ازتمام وعاظ وسخنرانان درخواست کردند که خطر اسرائیل را به مردم گوشزدنمایند و تاکیدنمودند که سکوت در آن شرایط به معنای تایید دستگاه جبار وکمک به دشمناناسلام دانستند.5 سخنان امام در بین سیاسیون آن زمان مخاطبانزیادی داشت وجمعیت نهضت آزادی، ضمن اعلام حمایت از نهضت امام خمینی(ره) اقدام حکومت درسرکوب فیضیه را به ویرانگریهای لشکر وحشی مغول تشبیه کردندوزیر پا گذاشتنقانون اساسی را محکوم کردند.6گذر زمان به زیان حاکمیت بود و با در پیش بودن ایام عاشورالرزه براندام آنها افتاد و به دنبال راه حلی بودند تا عاشورای سال 42 رادر کنترلخود در آورند. اسناد این کتاب اطلاعات مفیدی در زمینه برنامهدولت دراختیار ما قرار میدهد. رئیس پلیس تهران در بخشنامه ای بهکلانتریها به صورتمحرمانه از آنان خواست تا فهرست تمامی دسته هایعزاداری، مساجد، حسینیه هاو وعاظ و سخنرانان را تهیه و برای رئیس شهربانیبفرستند.7 آنان از تحرکاتامام و دیگر علما شوکه شده وبا توجه به مدارکموجود جلسات سری و بکلی سریبین نماینده ساواک، شهربانی کل کشور، اطلاعاتگارد شاهنشاهی و رکن دوم گاردشاهنشاهی برگزار شد. شواهد حکایت از آندارند که دولت در صدد بود در سهروز عزاداری مانع برگزاری تظاهرات و شعاردادن مردم علیه شاه و دربارشوند.8 چون احتمال دادند که قم از دیگر شهرهاشلوغ تر خواهد شد مقرر گردیدیک گارد از ارتش برای تشریک مساعی با شهربانیبرای برقراری نظم به آن شهراعزام شود.9سرانجام روزی که همگان انتظار آنرا داشتند فرا رسید و امامخمینی در روز 13 خرداد مصادف با عاشورا برای مردم قم سخنرانی کردند و بادرسهایی که ازعاشورا فرا گرفته بودند مردم را به مبارزه با یزید زمانفراخواندند و بیمحابا شاه را مورد حمله قرار دادند؛ کاری که شاید تاآن‌روز هیچ کس جراتآنرا پیدا نکرده بود. امام با بکار بردن واژه «بدبخت وبیچاره » شاه را کهبه اسباب دست زور گویان داخلی و خارجی تبدیل شده بودتحقیر و او را نصیحتنمودند که به جای تکیه بر بیگانگان به ملت تکیه کن وآنچه را که مردممیخواهند اجرا کن نه آن چیزی که آمریکا و اسراییل از تومیخواهند و گفت ازسر نوشت پدرت عبرت بگیر که با رفتنش مردم چقدر شادمانشدند.10بعد از سخنرانیهای آتشین امام وسایر علما و روحانیون در روزعاشوراتظاهرات و درگیریها در تهران و بسیاری از نقاط کشور شروع شد اما دراینکتاب اشاره ای به وقایع روز چهاردهم خرداد نشده است. در واقع،اتفاقات وهیجانی که در این روز در قم و تهران به وجود آمد حکومت راترساند و در نیمهشب به خانه امام ریخته و ایشان را دستگیر کردند. دهنویفهرست اسامیدستگیرشدگان 14 خرداد را جزو این اسناد آورده و از روی همینآمار میتوان بهگستردگی اعتراض ها پی برد.11 نکته قابل توجه در این اسناداین است کهاکثریت دستگیر شدگان سنی بین 17 تا 24 سال داشته اند. و حاکمیتاز حضورپرشور این جوانان و هدایت امام میترسید و البته وحشت او چندان همبیجا نبودو در واقع همین گروهها بودند که در سال 57 به شاهنشاهی اوپایان دادند.


http://upload.tazkereh.ir/images/15461936870220458188.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۲۰:۰۸
http://upload.tazkereh.ir/images/60831007552316618383.gif



توطئه‏ای دیگر

دو ماه پس از غائله مورد اشاره، در دیماه سال 1341 (ه·· .ش) زمزمه رفراندوم و بازی انقلاب شاه و ملت به گوش رسید. انقلاب سفید؛ مشتمل بر شش اصل بود، این اصول بعدها به لوایح ششگانه معروف شد و اصلهایی بر آن افزوده شد تا به نوزده اصل رسید.
پس از اعلام رفراندوم از سوی شاه، در خصوص انقلاب شاه و مردم، بر اثر انتشار اعلامیه امام خمینی رحمه‏الله و سایر مراجع، مبنی بر تحریم رفراندوم، در روز 6 بهمن كه زمان اخذ رأی ملت بود شهرهای قم، تهران، مشهد و بسیاری از استانهای كشور به صورت یكپارچه تعطیل شدند و مردم به عزای عمومی پرداختند و كمتر كسی، از خانه بیرون می‏آمد. چند نفر از واعظان معروف كه بر فراز منبر، طبق فرمان مراجع عظام، شركت در رفراندوم انقلاب شاه و ملت را تحریم كرده بودند، دستگیر و به مركز (تهران) انتقال داده شدند. در برخی شهرها در پناه اسلحه و قوای انتظامی و نظامی و با آوردن مأمورین در لباس مُبدّل رأی دادن آغاز گردید. با این كه جز اندكی آن هم با فشار و اختناق به پای صندوقهای رأی نرفتند، رسانه‏های وابسته به دستگاه ستم اعلام كردند، اصول پیشنهادی شاه با استقبال پرشور و بی‏نظیر ملت ایران روبرو گردید!!7

پس از این ماجرا، چون رفته رفته ایام عید نوروز نزدیك می‏شد و طبق سنت معمول همه ساله اقشار گوناگون مردم با ایمان برای زیارت بارگاه حضرت فاطمه معصومه علیها‏السلام به قم می‏آمدند و با توجه به این‏كه نوروز سال 1342 مصادف با سالروز شهادت امام صادق علیه‏السلام هم بود، به پیشنهاد امام خمینی رحمه‏الله مراجع تقلید و علمای اعلام اعلامیه‏هایی مبنی بر نداشتن عید در این سال صادر و منتشر نمودند، عده‏ای از روحانیان مبارز و پیشرو مصمم گردیدند ضمن ذكر مصائب وارد شده بر خاندان عصمت و طهارت، اشاره‏ای به مسایل تأسف بار ایران كنند و از این رهگذر اقدام به روشنگری نمایند. مبارزین مؤمن و معتقد به قم می‏رفتند تا در نزدیك‏ترین مكان به قلب جنبش ضد ستم حضور یابند. در اعلامیه تاریخی و طوفان‏بار امام خمینی رحمه‏الله آمده بود:

«آنها اسلام و روحانیت را برای اجرای مقاصد خود مضر و مانع می‏دانند... موجودیت دستگاه (پهلوی) رهین شكستن این سد است... من چاره را در این می‏بینم كه این دولت مستبد به جرم تخلف از احكام اسلام و تجاوز به قانون اساسی كنار برود و دولتی كه پایبند به احكام اسلام و غمخوار ملت ایران باشد روی كار بیاید8.





http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۳/۱۴, ۲۱:۲۴
در نیمه شب 14 خرداد در حالی که همگان در خواب بودند نیروهایسازمانامنیت به قم رفته و امام را شبانه دستگیر و با خود به تهرانآوردند. پخشخبر دستگیری امام در صبح پانزده خرداد باعث آغاز تظاهراتگسترده علیه شاهشد. ابتدا مردم قم وسپس مبارزان تهران در حمایت از امامبا شعار ضد شاه بهخیابانها ریختند.. گرد آورنده گزارشی از لحظه لحظهتظاهرات مردم تهران درسراسر نقاط شهر به دست میدهد وتمام درگیری مردم بانیروهای نظامی را بهتصویرمیکشد.12 اما آنچه که در این کتاب جایش خالی استگزارش تظاهرات مردمقم است و چنانچه از آن شهر هم اسنادی می آورد گزارشکتاب از 15 خرداد کاملتر میشد.
بلافاصله بعد از دستگیری امام تمام مراجع با انتقاد از اقدامرژیمخواستار آزادی ایشان، آیت اله قمی و آیت‌اله محلاتی شدند.13 هیأتحاکمه کهدر تلاش بود بین روحانیت و اقشار دانشگاهی، روشنفکران و دیگرسیاسیون فاصلهاندازد دست به نشر اخباری زد که با آنچه واقعا رخ داد تفاوتاساسی داشت. علم که فقط اطرافیان خود را روشنفکران آن زمان میدانست گفت: « روشنفکران بهشدت از اقدام روحانیون عصبانی و له دولت هستند» در حالیکهچنین نبود واسناد این کتاب به ما میگویند روشنفکران و سیاسیون غیر روحانیاز امامحمایت کرده و به انتقاد از عمل دولت در بازداشت این مرجع تقلیدپرداختند وشمار زیادی از دانشجویان دستگیر و به زندان افتادند..14پانزده خرداد شمعی بود که به بهای خون دهها انسان آزادیخواهروشن شدهبود، به همین علت حکومت به راحتی نمی توانست این چراغ روشن راخاموش نماید وپس لرزه های آن بارها پایه های حکومت استبدادی را به لرزهدرآورده بود. درادامة اعتراض های مردم شمار زیادی از جوانان مبارز بهاتهام اخلالگری و برهم زدن امنیت عمومی دستگیر و روانه زندان شدند..15دولت که از برگزاریچهلم شهدا میترسید مصمم شد تا مانع برگزاری هر گونهاعتصاب شود شهربانی وفرمانداری نظامی به دستور علم به حالت آماده باشدرآمدند.16 اصناف براینشان دادن اعتراض خود در روز 23 تیر مصادف چهلمشهدا 15 خرداد مغازه هایخود را تعطیل ومردم هم تظاهرات پراکنده ای برگزارکردند.17 شهربانی در اینروز فهرست تمام مغازه های بسته را یادداشت کرد،تا شاید به میزان اعتراضهاپی ببرد.18 بعد از آرام شدن اوضاع فرماندارنظامی تهران به شکرانه موفقیتدر سرکوب مردم کلیه افسران و درجه داراندخیل در این وقایع را به ضیافتشامی در باشگاه افسران دعوت کرد.19قسمتی از اسناد به خاطرات شهید مهدی عراقی اختصاص دارد.نکتهمهم در اینقسمت پرداختن به موضع گیری ورزشکاران و افرادی است که زیر نظرشعبان جعفری وطیب رضایی کار میکردند. این دونفر از فعالان کودتای 28مرداد بودند اما دراین زمان طیب تغییر رویه داده و به عنوان یکی ازحامیان نیروهای مذهبیوارد مبارزه شد و به خاطر همین اقدام مورد کینه قرارگرفت و اعدام شد.20هر سال به مناسبت سالگرد قیام پانزده خرداد اعتراضهای پراکندهای صورتمیگرفت و علما هم با صدور بیانیه و اعلامیه آنرا گرامی داشته و ازموضعگیریهای رژیم انتقاد میکردند21 و این روز را به نام «عزای ملی» نامگذاریکردند.این کتاب دارای یک ضمیمه است که به بزرگداشت قیام در سال 1354 اختصاصدارد. دراین روز طلاب مدرسه فیضیه مجلس یادبودی تشکیل دادند وشعار درودبر خمینی و مرگ بر شاه سر دادند. در تهران اصناف بار دیگرحمایت خود را ازامام اعلام کرده و خیابانها به صحنه درگیری تظاهر کنندگانو شهربانی تبدیلشد. شمار زیادر از آنان بازداشت و به زندان اوین منتقلشدند.22
http://upload.tazkereh.ir/images/15461936870220458188.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۳/۱۵, ۰۱:۱۸
ارزیابی کتاب:
با توجه به آنچه در بالا ذکر شد نقاط قوت اسناد عبارتند از: 1-این کتابفهرست اسامی بسیاری از دستگیر شدگان ، مجروحان و کشته شدگانخرداد ماه راآورده است.23 با استفاده از این جداول ما میتوانیم به پایگاهاجتماعی تظاهرکنندگان پی ببریم.2-اگر عکسها را هم به عنوان مصادیق سنددر نظر بگیریماین کتاب مشحون از عکس های گویاست و از روی این تصاویرمیتوان به شور وعلاقه مردم در مبارزات پی برد و جوانان و دانشجویان با دردست داشتن عکسهایامام خمینی نفرت خودشان را از اقدامات سرکوبگرانه رزیمنشان دادند. 24نقاط ضعف اثر گرد آورنده بعضی از اصول ساختاررا رعایت نکرده 1- خبرهایوقایع 15 خرداد به هم پیوسته نیست و در بعضی قسمت ها خلا کمبوداطلاعاتبرای پیوند دادن وقایع به چشم میخورد.2- یکی از مشکلاتی که دربسیاری ازکتابهای فارسی به چشم میخورد تطبیق ندادن سالهای شمسی و قمریاست کهخواننده را دچار سردرگمی می‌کند.25 3- در این کتاب کاری برای گویاسازی جهتفهم بهتر آرا و آشنایی با دیدگاه ها صورت نگرفته است. گردآورندهمیبایستبه معرفی شخصیتها و گروههایی که ما فقط نام آنها را میشناسیممیپرداخت. برای نمونه در اسناد به اعلامیه هایی از «شورای مسلمان متحد» برمیخوریم کهشاید برای بسیاری از خوانندگان ناآشنا باشد. 26 گردآورندهمیتوانست برایگویا سازی و شناخت بیشتر گروهها و افراد آنان را در چند سطرمعرفی کند. 4- در این کتاب هیچ اشاره ای به مراکز و یا منابعی که تدوینگراسناد را به دستاورده اشاره نشده در صورتیکه با آوردن منابع بر اعتباراین اثر میافزود ؛زیرا بسیاری از اعلامیه های حکومتی مهر سری و بکلی سریدارند بنابرایندسترسی به آنها کار اسانی نبوده است. 5- چاپ کتاب هم ازکیفیت بالاییبرخوردار نیست که احتمالا بخشی از آن به کمبود امکانات دوراننشر آن بازمیگردد.

پی‌نوشت‌ها:
1. برای سخنان شاه و اسداله علم در این باره ر.ک: روزنامهکیهان، ش5960،ف16خرداد1342.امام در جواب این افتراها در یک کلام بسیارساده فرمودند: «اگر مبارزه با(دخالت ) آمریکا ارتجاع است (پس) مامرتجعیم.» بر گرفته ازکتاب مشروح مذاکرات هیات دولت طاغوت در پانزدهخرداد، ص7.
2. ، صص9-22
3. همان،ص24-25
4. بنگرید به متن اعلامیه امام(ره) صص33-34.
5. ص40
6. صص34-39.
7. صص42-43.
8. نگاه کنید به صورت جلسه مورخه 11/3/42 صص45-46.
9. ص44.
10. بیانات امام خمینی (ره) در روز عاشورای سال 1383-13 خرداد1342 ،صص65-66.
11. صص69-71. علاقمندان به اتفاقات این روز و چگونگی تبدیلعزاداری بهتظاهرات ر.ک.روزنامه کیهان ش5958،14خرداد42.
12. بنگرید به گزارش صص79-100.
13. برای اعلامیه علما ر.ک.صص147، 155،160،171،173و176.
14. برای میزان مشارکت تحصیل کرده ها و دانش آموزان ر.ک اسنادفهرستاسامی بازداشت شدگان و کشته و مجروحان صص119-153. نهضت آزادی بهعنوان یکیاز احزاب روشنفکران مذهبی همواره در کنار امام بود و از مواضعایشان حمایتکردند رک. اسنادصص34-38 . برای اعلامیه نهضت آزادی صص157-160 ودیکتاتورخون میریزد ص161.و در اعلامیه دیگری آیتاله طالقانی به انتقاداز شاه وسیاست دد منشانه داخلی و وابستگی او به آمریکا و اسرائیلپرداخت،صص163-168. اسامی افراد دستگیر شده نهضت آزادی در صص178و179.
15. ر.ک به اعلامیه های فرمانداری نظامی تهران،صص191،193،194،194،195
16. بنگرید به نامه محرمانه علم ص202.
17. صص211-212.
18. نامه محرمانه وزارت جنگ صص206-209
19 برای فهرست شرکت کنندگان ر.ک صص217-223.
20. صص181-190
21. صص227-228.
22. برای شرح وقایع این روز ر.ک صص231-249..
23. دهنوی، قیام خونین 15 خرداد به روایت اسناد صص69-78. صص112-113.صص119-138. صص149-153.
24. تصاویر صص50-62 و صص101-103.
25. برای نمونه ن.ک صص 115،172،176،197.
26. سند ص 172،196و 197 منبع : http://www.irdc.ir


http://upload.tazkereh.ir/images/15461936870220458188.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۳/۱۵, ۱۳:۳۷
http://upload.tazkereh.ir/images/48567730593662437160.gif

بازتاب قيام 15 خرداد 1342 3- بازتاب قيام 15 خرداد 1342

بازتاب قيام 15 خرداد وسيع و گسترده بود موجب تغيير فوري دولت علم نشد ولب رژيم و حاكميت شاه را به لرزه درآورد. دولت علم درواقع دولت شاه بود. اولين كوشش دولت اين بود موضوع را كوچك نشان دهد و ثانياً اين اقدام عمومي را لكه‌دار سازد و اگر ممكن باشد به آن رنگ خارجي بدهد تا مجوزي براي اقدامات شديد عليه دستگير شدگان پيدا نمايد. همان طور كه ديديم روزنامه اطلاعات تحت نظر سازمان امنيت نوشت« 15 خرداد يك گروه 200 نفري با پاره آجر از سمت گلوبندك به طرف سربازخانه حمله كردند ... در اين زد و خورد و حملات يك افسر و چند پاسبان مجروح شدند ... در حدود ساعت 11 يك دسته هزار تا هزار و پانصد نفري از در غربي دادگستري وارد كاخ شدند... از ساعت دو بعدازظهر خيابانهاي تهران را سكوتي وحشتناك فراگرفته بود و بوي دود در مراكز تظاهرات به مشام مي‌رسيد در نتيجه اين حادثه و دخالت مأمورين انتظامي عده بي‌شماري به قتل رسيده‌اند».
شاه در 17 خرداد 2 روز پس از قيام گفت«بايد به شما بگويم كه متأسفانه چه كساني بساط 15 خرداد را به راه انداختند كما اين كه در ميان كساني كه زخمي شده‌اند يا دستگير شده‌اند خيلي از آنها مي‌گفتند كه ما چه‌كار كنيم 25 ريال پول داده بودند و مي‌گفتند در كوچه‌ها برويد بگوييد زنده باد فلاني ... » نظر شاه مخلوع در كتاب انقلاب سفيد در اين مورد چنين است«اين غایله به تحريك عوامل ارتجاع توسط شخصي صورت گرفت كه مدعي روحانيت بود ... در عوض مسلم بود كه اين شخص ارتباط مرموزي با عوامل بيگانه دارد؟! بطوري كه بعداً ديديم كه راديوهاي آوارگان بي‌وطن حزب سابق توده يعني حزبي كه اصولاً با خداشناسي مخالف بود از اين شخص به كرات با عنوان آيت الله تجليل كردند و مقام او را باصطلاح معروف به عرش رسانيدند و لو اين كه احياناً تحريكات اين شخص از جاي ديگري آب مي‌خورد ... بلواي 15 خرداد 42 بهترين نمونه‌ي اتحاد نامقدس دو جناح سياه و قواي مخرب سرخ بود كه با پول دسته‌اي از ملاكين كه مشمول قانون اصلاحات ارضي شده بودند انجام گرفت ... » (1) بنابراين شاه حركت اسلامي خميني را با وجود ضرباتي كه بر پيكر امپرياليزم آمريكا و صهيونيزم داشت ارتجاعي مي‌خواند و سد راه اقدامات انقلابي مي‌دانست كه آغاز كرده بود و نتيجه اين كه بايد به هر ترتيب با آن مقابله نمود تا نظير پيدا نكند و اسدالله علم مجازات اعدام را در نظر گرفته بود و در مصاحبه مطبوعاتي كه در داخل كشور انعكاس پيدا نكرد اين نويد را به سياستهاي سلطه‌گر داد چون اگر در بين مردم انتشار مي‌يافت معلوم نبود با يك جنبش ديگر دولت بتواند باز هم باقي بماند.

همان طور كه ديديم 15 خرداد جوششي بود از جانب مردم براي در هم كوبيدن رژيم سلطنت و گرچه با فوريت نتيجه قطعي نداد ولي آثار بسيار باقي گذاشت و به همين مناسبت عوامل رژيم حاكم به طرق مختلف سعي نمودند با استفاده از همه امكانات و از جمله رسانه‌هاي گروهي اتهاماتي متوجه آن سازند، جنبه اسلامي و مردمي را از آن بگيرند، جهت خارجي به آن بدهند و افكار عمومي را فريب دهند. اقدامات رژيم را در چندين زمينه ملاحظه مي‌نمایيم تبديل جنبه معنوي به جنبه مادي، قلب واقعيت به تمام معني،كوششي است كه رژيم انجام مي‌داد و مدعي بود مردم به خاطر بدست آوردن 25 ريال دست به تهاجم عليه دولت زده‌اند. اين ادعا را شاه مطرح كرد و ديگران هم آن را تكرار نمودند. اما اين كافي نبود مي‌بايست منبع پرداخت پول مشخص گردد و لذا مسأله پول گرفتن يك مسلمان شيعه از يك مسلمان غيرشيعه عنوان گرديد! و منظور اين بود كه پولهايي جمال عبدالناصر فرستاده در ايران توطیه‌اي صورت گيرد سپس با اين مقدمات و تبليغاتي كه به دنبال داشت مبني براين كه به زودي همه چيز را روي دايره خواهند ريخت مدرك بدست دادند و جرايد 26 خرداد 42 نوشتند كه«در تاريخ يازدهم خرداد شخصي به نام عبدالقيس جوجو از لبنان وارد فرودگاه مهرآباد تهران گرديد و چون مورد سوی ظن مأمورين گمرك قرار گرفته بود تحت بازجويي و وارسي قرار گرفت و مبلغي معادل يك ميليون تومان از او بدست آمد كه پس از تحقيقات اعتراف كرد كه مبلغ مزبور را از طرف جمال عبدالناصر براي افراد معيني در ايران آورده است. تفصيل اين جريان به زودي در معرض اطلاع عموم قرار داده خواهد شد» بدنبال اين اعلاميه سفارت ايران در بغداد شخص مزبور را محمد توفيق القياسي نام نهاد كه مأموريت داشته اين پولها را به اشخاص مخصوصي در ايران بدهد اين پولها از طرف عمال ناصر از دمشق به بيروت ارسال و از آنجا به وسايل مختلف به نواحي ديگر منتقل مي‌گردد (2).


http://upload.tazkereh.ir/images/48567730593662437160.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۳/۱۵, ۱۴:۳۲
http://upload.tazkereh.ir/images/48567730593662437160.gif



عبدالقيس جوجوي افسانه‌اي بود كه وجود خارجي نداشت (3) وقتي رژيم از اين نقشه نتيجه نگرفت آن را مسكوت گذاشتند و بهتر ديدند فیودالهاي داخلي را عامل معرفي نمايند (4) كه با كمك كمونيستها آشوب ايجاد كرده‌اند در صورتي كه حزب توده و ابرقدرت مورد اتكاي آن شوروي به هيچ وجه نهضت اسلامي را نمي‌پسنديدند و اين حركت را سدي در راه خود مي‌پنداشتند همان شب 16 خرداد بود كه شوروي نهضت اسلامي را مورد حمله قرار‌داد (5) و مطبوعات آن هم به همين راه رفتند و حتي امام خميني را در معرض اتهام قرار دادند.

مطبوعات خارجي كه هريك نقش خاصي را دارند به صورت مختلف از 15 خرداد ترسيمي كشيدند، دي‌ولت در شماره 129 خود نوشت« در تهران صدها نفر كشته شده‌اند، دولت علم حكومت نظامي اعلام كرد، ارتش با تانك و مسلسل عليه طرفداران رهبر مسلمانان خميني كه عليه اصلاحات شاه دست به اعتراض زده‌اند وارد عمل شد... خيابانهاي مركز شهر مملو از باقيمانده خرابي‌ها است. كاخ شاه در محافظت شديد است ... » لوموند نوشت:« تظاهرات قهرآميزي در شيراز و قم به وقوع پيوست تظاهر‌كنندگان مثل تهران مغازه‌ها را خراب كردند و ساختمانها، سينماها و اتوموبيلها را به آتش كشيدند تعدادي از اتوموبيلها متعلق به پليس بود ... » روزنامه الاهرام در 16 خرداد نوشت ديروز تهران در آتش خشم شعله‌ور شد... شديدترين تظاهرات ضد شاه بود ... اين تظاهرات وقتي آغاز شد كه زعيم ديني روح الله خميني و ياوران او دستگير گرديدند ... تظاهركنندگان با شعار مرگ بر شاه به اداره راديو و انتشارات هجوم كردند و كوشيدند آن را اشغال نمايند ... ماشين‌هاي ارتشي را سنگ باران كردند ... پليس با مسلسل و گاز اشك‌ آور به تظاهركنندگان يورش برد در همان ساعات اول صدها نفر كشته شدند ... » اكثر روزنامه‌هاي جهان با تيترهاي درشت از 15 خرداد نام بردند و آن را مورد بحث قرار دادند. حوزه علميه نجف، كربلا و كاظمين به حمايت آيت الله خميني تلگرافاتي به رؤساي كشورهاي مختلف اسلامي و سازمان‌هاي بين‌المللي مخابره و كشتار 15 خرداد رژيم را محكوم نمودند، حوزه‌هاي علميه داخل و روحانيون سراسر كشور با توحيد كلمه دنبال قضيه را گرفتند تمام اين جريانات در حالي انجام مي‌گرفت كه در مطبوعات كشور هيچ خبر از حقايق و وقايع منعكس نمي‌شد (6) از وقايع 15 خرداد فقط چند سط و چند اعلاميه حكومت نظامي و چند جمله از مصاحبت‌هاي مطبوعاتي شاه و علم و پاكروان داشت اگر كسي در جريان رويدادها نبود نمي‌دانست حكومت نظامي براي چه تشكيل شده و حملات در مصاحبه‌ها براي چيست.

قيام 15 خرداد يك جنبش عمومي مذهبي عليه رژيم در حمايت از روحانيت بود. اين تحرك صد‌در‌صد به نيروهاي اسلامي تعلق داشت هيچ گروه و دسته ملي و غيرمذهبي مدعي سهمي در اين روز نيست احساسات دروني و ريشه‌هاي معنوي انگيزه اين برپايي بود و از قبل صف‌آرايي و برنامه‌ريزي نشده بود. كسي كه بطور مستقيم به جمع‌آوري و يا توطیه مبادرت نكرده بود. به همين جهت با تمام وسعت و گسترشي كه داشت رژيم را واژگون نساخت ولي آزمايش بزرگ براي جناح‌هاي مختلف بود بعضي تصور مي‌كردند براي هر جنبشي در ايران يك قدرت خارجي بايد پشتيباني نمايد و مقدمه‌چيني كند، 15 خرداد نشان داد بهترين قوه محركه بر متن ايران وجود دارد كه مي‌تواند با استقلال عمل نمايد زيرا اين جنبش درست در زماني صورت گفت كه همسايه شمالي ايران يعني ابرقدرت شوروي پس از مدتي روابط تيره با دولت ديكتاتوري وقت تازه سازش كرده و او را در اقدامات باصطلاح اصلاحي و انقلاب سفيد! تأييد مي‌كرد و پشتيباني مي‌نمود و گروه مقاوم و از جمله مبارزين مذهبي و روحانيون را مرتجعين مي‌ناميد (7) و در 15 خرداد هم همين سياست را تعقيب كرد هواداران سياست شوروي در داخل كشور هم كه هميشه خود را پيشگام و ترقي‌خواه مي‌ناميدند از اين سياست اصلي پيروي داشتند و طبعاً نه تنها نمي‌توانستند سهمي در اين اقدام براندازي عليه رژيم داشته باشند بلكه در صف مخالف آن قرار مي‌گرفتند هيأت حاكمه و حاميان غربي آنها هم كه شاه نماينده و اجرا كننده برنامه آنان بود مستقيماً زير ضربه 15 خرداد قرار داشتند بنابراين 15 خرداد مظهر يك استقلال واقعي بود كه تشيع قرنها به دنبال آن مي‌گشت (8) ولي همواره راههاي انحرافي به آن ضميمه مي‌شد. اين بار يك آزمايش داد كه بعد از اين تاريخ روي آن حساب مي‌شود. جنبش 15 خرداد گرچه عكس‌العمل طبيعي مردم مسلمان در برابر بازداشت آيت الله العظمي خميني بود اما آزادي فوري ايشان را در بر‌نداشت به همين جهت اعتراضات با تلگراف و نامه از نقاط مختلف ادامه داشت (9) و بالاخره علماي طراز اول كشور براي چاره‌جويي در تهران اجتماع نمودند (10) و رژيم حاكم كه از يك 15 خرداد ديگر بيمناك بود سعي داشت آنها را پراكنده نمايد و قدمي هم در جهت خواست آنها برندارد اعتصاب 14 روزه بازارهاي كشور پس از اطلاع از سلامتي روحانيون بازداشت شده پايان گرفت (11) و جمعي از علما هم در 29 تير آزاد شدند و اين شايعه بوجود آمد كه آيت الله خميني را تبعيد مي‌نمايند و بهمين جهت يكبار ديگر علما و روحانيون عكس‌العمل نشان دادند(12).



http://upload.tazkereh.ir/images/48567730593662437160.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۵, ۱۷:۱۰
http://upload.tazkereh.ir/images/86329845579142995507.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/37521317431278217340.gif





نمایش خشونت


رژیم استبدادی خود را آماده ساخته بود تا در مركز و كانون نهضت، ایجاد رعب و وحشت نماید و با نمایش خشونت و شدّت عمل به سركوبی مخالفین كه در رأس آنها روحانیت مبارز به رهبری امام خمینی رحمه‏الله قرار داشت، بپردازد. با تمهیدات و مقدمات قبلی، آیات عظام هر كدام تصمیم گرفتند مجلس سوگواری جداگانه‏ای منعقد سازند. عصر روز 25 شوال سال 1382 (ه·· .ق) مطابق 2 فروردین 1342 (ه·· .ش) مجلس سوگواری سالروز شهادت امام ششم از سوی آیة اللّه‏ گلپایگانی در مدرسه فیضیه با حضور معظم‏له برگزار شد. جمعیت قابل توجهی از علما و طلاب و سایر اقشار مردم قم و زائرین حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه علیها‏السلام در آن مجلس حضور داشتند. آقای «آل طه» بر فراز منبر بود و در حین سخنرانی ایشان، كماندوها كه بر حسب برنامه‏ریزی قبلی در لابلای جمعیت نشسته بودند، بنای اخلال گذاشتند و چون مرحوم حاج آقا انصاری قمی منبر رفت؛ حركات غیرعادی آنان و جاوید شاه گفتنشان مجلس را بهم زد.


درست در آخرین لحظاتی كه خورشید، دامن خود را از آسمان شهر قم جمع می‏كرد و هوا رو به تاریكی می‏رفت؛ از یك سوی مدرسه، توسط سرهنگ «مولوی خیانتكار» دستور حمله صادر گردید. به دنبال آن دهها كماندوی ورزیده و تعلیم دیده كه از سر سپردگان چنگیز زمان بودند؛ طلاب بی‏پناه را كه هیچ گونه وسیله دفاعی نداشتند؛ همچون گرگهای وحشی مورد حمله قرار دادند. در این حمله دَدْمنشانه دهها نفر از طلبه‏های مدرسه فیضیه و دیگر روحانیان به سختی مجروح، مصدوم و یا به شهادت رسیدند. برخی را از طبقه دوم مدرسه به رودخانه پشت آن یا صحن مدرسه پرتاب نمودند. مأموران بی‏رحم هر كدام از طلاّب را كه دستگیر می‏نمودند، كنار حوض مدرسه می‏آوردند و او را وادار به گفتن جاوید شاه می‏ساختند و اگر كسی امتناع می‏كرد، آن قدر او را می‏زند تا بیهوش می‏شد. تاریكی شب بخشی از اثار جنایات را پوشانید و آنان كه به شهادت رسیدند به نقطه نامعلومی منتقل شدند. خونهایی را كه در صحن مدرسه فیضیه می‏درخشید تا بر جنایتهای مدعیان آزادی و دموكراسی گواه باشد، شستند، ولی هرگز این سرخی خون كشته شدگان از ذهن امت مسلمان و صفحه تاریخ پرافتخار مبارزات روحانیت محو نخواهد گردید9.


به دنبال انتشار این خبر وحشت بار در شهرهای قم، تهران، مشهد و برخی شهرستانها، مراجع عظام و علما به مدت یك هفته از برگزاری نماز جماعت امتناع نمودند و در مشهد مقدس تظاهرات پرشوری به راه افتاد. با فرا رسیدن عاشورای حسینی برخلاف انتظار رژیم، وعّاظ و مبلغان طبق برنامه‏ای حساب شده و برحسب سفارش مراجع به سراسر كشور رفتند تا در فرصت پیش آمده، حقایق را به مردم بگویند و برخلاف تهدید ساواك به افشاگری جنایات رژیم منحوس پهلوی مبادرت ورزند10.
امام خمینی رحمه‏الله طی سخنانی ضمن افشای ماهیت رژیم مستبد شاه به مردم اعتماد به نفس دادند و خاطر نشان ساختند: «شما پیرو پیشوایانی هستید كه در برابر مصائب و فجایعی صبر كردند كه آنچه امروز ما می‏بینیم نسبت به آن چیزی نیست. دستگاه حاكمه با ارتكاب این جنایت خود را رسوا ساخت و ماهیت چنگیزی خود را به خوبی نشان داد. ما پیروز شدیم. ما از خدا می‏خواستیم كه این دستگاه خود را بروز دهد و رسوا كند. امروز وظیفه ماست در برابر خطراتی كه متوجه اسلام و مسلمین است برای تحمل هرگونه ناملایمات آماده باشیم تا بتوانیم دست خائنین به اسلام را قطع كنیم و جلو اغراض و مطامع آنها را بگیریم.11»






http://upload.tazkereh.ir/images/86329845579142995507.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/37521317431278217340.gif

parsa
۱۳۸۹/۰۳/۱۵, ۱۷:۳۳
از شعله سوزان دل نهضت خرداد


بر خرمن انبوه ستم ، صاعقه افتاد




می‌رفت از آن آتش پیکارِ شررخیز


تا اوج فلک زمزمه و شیون و فریاد




در فیضیّه آنروز که خون شرف و عشق


جاری شد و جوشید از آن سوسن آزاد




نالید ز آشوب بت و فتنه بتگر


هر لحظه دل سنگ که ای داد ز بیداد




زانروی که خون زنده کند باغ وطن را


سهل است اگر می‌شکند شاخه شمشاد




بر لوحه دل نقش بُود نام خمینی


جاوید بُود خاطره‌ی پر غم خرداد




حاج صفرعلی شفایی اردکانی


:Sham::Sham::Sham:

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۳/۱۵, ۱۸:۲۷
http://upload.tazkereh.ir/images/86329845579142995507.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/37521317431278217340.gif






سخنان كوبنده و افشاگرانه امام خمینی رحمه‏ الله



با نزدیك شدن ماه محرم، رویارویی بین رژیم و امت مسلمان به رهبری حضرت امام رحمه‏الله امر مسلّمی بود؛ زیرا پس از فاجعه فیضیه به دلیل محدودیتهای زیاد، امام امكان سخنرانی نیافت و مبارزه را با صدور اعلامیه‏های متعدد ادامه داد.




ساعت چهار بعد از ظهر عاشورای سال 1342، مصادف با 13 خرداد امام به سوی مدرسه فیضیه رهسپار گردید تا سخنان تاریخی خود را در اجتماع گروه كثیری از مردم قم، روحانیان و هیأتهای عزادار كه از نقاط دیگر به قم آمده بودند، ایراد نماید و تكلیف را ادا كند.




خیرخواهان ساده اندیش و عده‏ای كه تا آن زمان امام را به اكراه و با ملاحظه برخی مصلحتها همراهی می‏كردند، ایشان را از وجود نیروهای فراوان رژیم بیم می‏دادند و دلایل عقلی و شرعی بسیاری در توجیه اظهارات خود می‏آوردند. امّا امام رحمه‏الله بی‏اعتنا به خامیهای برخی دوستان و مصلحت جوییهای دروغین دشمن، در فیضیه لب به سخن گشود كه: «عصر، عصر عاشورا است!»



در ابتدا آن روح قدسی با هوشیاری تمام، ضمن بیان مصیبتهای وارده بر امام حسین علیه‏السلام و اصحابش به مقایسه دو رژیم بنی امیه و پهلوی پرداخت و ضمن این انطباق نتیجه گرفت كه هر دو با اساس اسلام مخالفند و اینها با اساس و ریشه كار دارند و بلافاصله، به درستی مسئله را از حدّ تعدی رژیم پهلوی به اسلام، فراتر برد و به دسیسه‏های بیگانه بخصوص صهیونیسم كه از دیر باز با اسلام عناد داشته توسعه داد و فرمود:



«اسرائیل نمی‏خواهد در این مملكت قرآن باشد.» امام در پاسخ به اتهامات دشمن در باب «مُفت خوری» زندگی ساده و فقیرانه طلاب را مثال زد و به ثروت اندوزی عمال رژیم و غاصبان قدس و دست‏اندازی آنان به دسترنج محرومین حمله كرد.


در ادامه هیبت و استقلال خواهی دروغین شاه را زیر سؤال بُرد و عاقبت رضاخان را به یادش آورد: «اگر دیكته می‏كنند، بدست تو می‏دهند در اطراف آن فكر كن! چرا بی‏تأمل حرف می‏زنی! چرا بی‏تأمل حرف می‏زنی.»


به تدریج وقت آن رسیده بود كه با استفاده از حساسیتهای رژیم، امام رحمه‏الله موضوعات اصلی را در معرض تهاجم نهضت قرار دهد:


«امروز به من خبر دادند كه عده‏ای از وعاظ و خطبای تهران را برده‏اند سازمان امنیت و تهدید كرده ‏اند از سه موضوع حرف نزنند؛ از شاه بدگویی نكنند؛ به اسرائیل حمله نكنند و نگویند اسلام در خطر است. ...


تمام گرفتاریها و اختلافات ما در همین سه موضوع نهفته است. اگر ما نگوییم اسلام در خطر است، آیا در معرض خطر نیست؟


اگر ما نگوییم شاه چنین و چنان است، آیا این طور نیست و اصولاً چه ارتباطی و تناسبی بین شاه و اسرائیل است كه سازمان امنیت می‏گوید از شاه صحبت نكنید. آیا به نظر سازمان امنیت شاه اسرائیلی است؟12»







http://upload.tazkereh.ir/images/86329845579142995507.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/37521317431278217340.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۳/۱۵, ۱۹:۵۵
چگونگی قیام 15 خرداد
به دنبال انتشار خبر بازداشت امام در سحرگاه 15خرداد 1342 به مناسبت سخنرانی تاریخی امام که علیه اسرائیل و رژیم شاه بوده از نخستین ساعات روز 15خرداد، اعتراضات گسترده‌ای در قم، تهران، ورامین، مشهد و شیراز برگزار شد که با شعارهایی بر ضد شاه و در طرفداری از امام همراه بود.

مأموران نظامی که در نقاط مرکزی و حساس شهرهای قم و تهران مستقر بودند به روی تظاهر کنندگان آتش گشودند. مردم نیز با چوب‌ و سنگ به دفاع ازخود برخاستند.
تظاهرات در آن روز و دو روز بعد نیز ادامه یافت و هزاران نفر از مردم کشته و مجروح شدند. فجیع‌ترین حادثه، قتل عام دهقانان کفن‌پوش ورامینی بود که در پشتیبانی از امام راهی تهران شده بودند. مأموران نظامی در سر پل باقرآباد با آنها روبرو شده و با سلاحهای سنگین آنها را قتل عام کردند.

پس از فرو نشستن قیام، اسدا‌… اعلم نخست‌وزیر، در مصاحبه‌ای با روزنامه هرالد تریبون در روز 17 خرداد 42 تهدید کرد که امام و برخی دیگر از علما، محاکمه نظامی خواهند شد و ممکن است حکم اعدام آنها صادر شود.

شاه نیز دو روز بعد طی سخنرانی بیانات امام و تظاهرات مردم را به تحریک و پول بیگانگان- جمال‌عبدالناصر- دانست زیرا جمال‌عبدالناصر در آن زمان به دلیل همکاری شاه و اسرائیل روابط خصمانه‌ای با شاه داشت.

در این راستا رسانه‌های رژیم ادعا کردند که شخصی به نام عبدالقیس از بیروت با هواپیما وارد فرودگاه مهرآباد شده و در گمرک مهرآباد حدود یک میلیون تومان پول از او به دست آمده و اعتراف کرده است که ناصر این پولها را برای افراد معینی در ایران فرستاده است. این ادعا مورد انتقاد بسیاری در داخل و خارج از جمله خیلی از نشریات خارجی واقع شد و رژیم هیچ دلیل و سندی در این خصوص ارائه نکرد. چند روز پس از دستگیری امام دهها نفر از مراجع و علمای ایران به عنوان اعتراض به دستگیری امام و اعلام پشتیبانی از وی، به تهران مهاجرت کردند.
بر اثر اعتراض علما و فشار افکار عمومی سرانجام امام پس از دو ماه بازداشت در پادگان نظامی به منزلی در شمال شهرتهران منتقل گشت و تحت نظر قرار گرفت.

از نخستین ساعات روز بعد مغازه داران تهران و شهرستانها به مناسبت آزادی نسبی امام بر سر در مغازه‌های خود پرچم نصب کرده و چراغانی نمودند و به مردم شیرینی و شکلات دادند.
یک روز پس از انتقال امام (12 مرداد) روزنامه‌های کثیر‌الانتشار کشور چیزی رابه دستور ساواک منتشر کردند. تا در نظر مردم چنین وانمود کنند که انتقال امام از زندان به محل جدید به دلیل تفاهمی بوده که میان ایشان و مقامات انتظامی بوجود آمده است. این خبر که شایعه‌ای بیش نبود و امام بعداً پس از آزادی کامل و بازگشت به قم در اولین فرصت طی یک سخنرانی آنرا به شدت تکذیب کرد.
شاه که تصور می‌کرد با سرکوب قیام 15 خرداد، دستگیری امام، کوتاه آمدن برخی از علما و از همه مهمتر شایعة تفاهم امام را منزوی ساخته است بتدریج در جهت عادی نشان دادن اوضاع حرکت کرد.
از اینرو اسدا… علم را در 17 اسفند 42 برکنار ساخت و وانمود کرد او مسبب حوادث اخیر بوده و عزل وی به دنبال تفاهم با امام تحقق یافته است.

بعد از اعلم، حسنعی منصور به نخست‌وزیری رسید. او طی نطقی با تمجید از اسلام، از آن به عنوان «یکی از مترقی‌ترین و برجسته‌ترین ادیان جهان» یاد کرد و بر «مراحم و عطوفت خاص شاه: مقامات روحانی تأکید نمود.

دو روز پس از سخنان منصور امام بدون اطلاع قبلی در شب 18 فروردین 43 وارد قم شد و به تدریج مورد استقبال علما و مردم قرار گرفت. در همان روز، روزنامه اطلاعات در مقاله‌ای تحت عنوان انقلاب سفید شاه و امریکا» نوشت «چقدر جای خوشوقتی است که جامعه روحانیت نیز در واکنش اکنون باهمه مردم، همگام در اجرای برنامه‌های انقلاب شاه و مردم شده است».
امام خمینی در واکنش به این اتهام در 21 فروردین طی سخنانی مطالب روزنامه اطلاعات را به شدت تکذیب نمود و اظهار داشت:
«خمینی را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد کرد.
من از آن آخوندها نیستم که در اینجا بنشینم و تسبیح به دست بگیرم.
من پاپ نیستم که فقط روزهای یک شنبه مراسمی انجام دهم و بقیه اوقات خود سلطانی باشم و به امور دیگر کاری نداشته باشم. پایگاه استقلال اسلامی اینجاست باید این مملکت را از این گرفتاریها نجات داد.



http://upload.tazkereh.ir/images/15461936870220458188.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۳/۱۶, ۰۱:۳۶
7- از زندان قصر به داوديه و قيطريه
تهديد رژيم به مردم و روحانيت استقامت بيشتر داد و حمايت از خميني زنداني افزون شد و او را بدون ترديد در مقام مرجعيت بلامعارض ساخت انتخابات مجلس 21 را رژيم تدارك مي‌ديد و مطبوعات و راديو را در خدمت كنگره آزاد زنان و آزاد مردان! قرار داده بود و مي‌خواست انتخابات را بدون برخوردي پايان دهد و دوران بي‌مجلسي را پشت سر گذارد و مسأله بازداشت روحانيون و مقاومت ايشان مشكلي بود كه بايد حل مي‌كرد و از بن‌بست خارج مي‌شد در عين حال آزادگذاشتن خميني بزرگ هم خطري مستقيم و فوري داشت. اگر از زندان آزاد مي‌شد قطعاً در آن شرايط تظاهرات، اجتماعات، افشاگريها توسعه مي‌يافت و چيزي را كه رژيم از آن وشت داشت بوجود مي‌آورد بنابراين دولت مردان حاكم مصلحت چنان ديدند كه رهبر مبارزات را اسماً و رسماً از زندان آزاد نمايند ولي عملاً در محاصره نگهدارند و تماس با مردم را ممنوع كنند و فعاليت ضد شاه را متوقف سازند و در اينجا است كه ما به جريان جمعه 12 ربيع‌الاول سال 1383 (11 مرداد 42) مي‌رسيم ریيس سازمان امنيت وقت پاكروان مأمور اين تغيير وضع مي‌گردد در پادگان عشرت آباد با امام ملاقات و آزادي ايشان را اعلام مي‌دارد (13) و در ضمن مي‌افزايد«اكنون كه آزاد مي‌شويد لازم است به عرض برسانم كه سياست يعني كلك و نيرنگ، سياست يعني دروغ و تزوير، سياست يعني حقه‌بازي و خلاصه سياست يعني پدرسوختگي و اين كارها مربوط به ما است و مرجع روحانيت نبايد خود را به اين امور آلوده سازد و در سياست دخالت نمايد.» و پاسخ مي‌شنوند ما در سياستي كه شما معنا مي‌كنيد از اول هم دخالت نداشته‌ايم. بهرحال در همان روز امام را به خانه‌اي مربوط به ساواك در داوديه منتقل مي‌نمايند(14). راه داوديه تحت كنترل قواي انتظامي بود اما هنوز ساعتي از اين انتقال نگذشته بود كه سيل جمعيت بسوي داوديه سرازير شد و ترافيك سنگين راهنمايي را با مشكل مواجه ساخت علماي مهاجر كه در تهران اجتماع كرده بودند بهمراه روحانيون تهران وقايع 15 خرداد را براي امام تشريح كردند و اطلاع از آن قيام، امام را به سختي تكان داد و در مقابل انبوه جمعيت فرياد كشيد«آخر من با اين احساسات چه‌كنم » و آنگاه گريست تا آن روز كسي ايشان را در اين حد منقلب نديده بود اطلاع از كشتار 15 خرداد براي امام ضربه سختي بود(15) هجوم توأم با احساسات گرم مردم به اقامتگاه امام قابل تحمل براي حكومت نبود ساواك بلافاصله تصميم گرفت منزل را در محاصره مأمورين قرار دهد و از ملاقاتها ممانعت به عمل آورد و اطلاعيه‌اي به اين شرح در جرايد درج نمايد« طبق اطلاع رسمي كه از سازمان اطلاعات و امنيت كشور واصل گرديده است چون بين مقامات انتظامي و حضرات آقايان خميني و قمي و محلاتي تفاهمي حاصل شده كه در امور سياسي مداخله نخواهند كرد و از اين تفاهم اطمينان كامل حاصل گرديده است كه آقايان برخلاف مصالح و انتظامات كشور عملي انجام نخواهند داد عليهذا آقايان به منازل خصوصي منتقل شدند!» دولت با اين اعلاميه مي‌خواست به مردم بگويد كه اقامت امام در داوديه به اين معني نيست كه اجتماعات سياسي تشكيل شود بلكه عرفاني است كه بدنبال تفاهم و تعهد انجام گرفته و اساس آن عدم دخالت در امور سياسي است اما بلافاصله عكس‌العمل شديدي در برابر صدور اين اطلاعيه در جامعه روحانيت ملاحظه مي‌شود(16). بازتاب ادامه حصر امام آن طور نيست كه دولت در بن‌بست قرار گيرد چراكه توده مردم پس از اعلام آزادي امام آرامش يافتند و تصور نمودند كه امام مصلحت را در سكوت تشخيص داده و فعلاً انزوا را اختيار نموده است و برنامه حكومت براي حدود ده ماه به خوبي به موقع اجرا درآمد.رژيم حاكم امام را تحت نظر و دور از مردم نگه‌داشت اما چنين وانمود كرد كه آزادي از ايشان سلب نشده است و با اين كه پاره‌اي از اعلاميه‌ها واقعيت موضوع را بازگو كردند(17) اين افشاگري در حدي نبود كه بتواند توطیه حكومت را از اثر بيندازد و مبارزه را هم چنان گرم و در اوج نگهدارد خصوصاً بعد از آن كه رژيم علماي مهاجر را مجبور ساخت كه به محل اقامتشان بازگردند(18) و البته به قولي هم كه به آنها در مورد آزادي مطلق امام داده بود عمل نكرد. در اين مقطع از زمان بخوبي فقدان رهبري امام قابل شناسایي و لمس است بعبارت ديگر در دوره‌اي كه ايشان تحت كنترل و از مردم جدا مي‌باشند با اين كه علماي بسياري عقيده به مبارزه دارند ولي نظر يكنواختي ابراز نمي شود و مقاومت شديدي عملي نمي‌گردد و دولت به سادگي مي‌تواند بر تمام آنان فایق آيد در اين خصوص نظرات متفاوتي ابراز شده بعضي معتقدند كه پس از بازداشت امام و مخصوصاً پس از حصر ايشان در منزل خصوصي مقامات برجسته روحاني نه تنها به مبارزه شدت ندادند بلكه كم كم سرد شدند و بعضي كه اصولاً مبارزه عليه رژيم را مفيد نمي‌دانستند بعد از بازداشت رهبر به حالت قبل از آغاز مبارزه بازگشتند و بعضي حتي تا بدان مرحله پيش رفتند كه گفتند مبارزه موجوديت حوزه علميه قم را به خطر انداخته و بايد اول به فكر اصلاح حوزه بود، ايمان و تقوي را محكم نمودو سپس جهت را تشخيص داد و بهرحال ايجاد تشنج به صلاح اسلام و مملكت نيست اين افكار در تمام ده ماهي كه امام در حصر بود پيشرفتهايي داشت و از لحاظ نهضت نقاط توقف و ركود و ناتواني و تزلزل به شمار مي‌رود و در عين حال ارزش والاي رهبري را در گردآوري نيروهاي پراكنده امت و دادن توان مقاومت به مبارزين بعد مي‌آموزد.
8- اعتصاب مردم و دستورات فرمانداري نظامي
رژيم حاكم و مجريان آن تصور داشتند كه با تلفات سنگين 15 خرداد ديگر كسي را ياراي مقاومت و اعتصاب و اعتراض نيست و اركان حكومت و از جمله فرمانداري نظامي خواهند توانست امنيت را به نفع قدرت استبداد برقرار سازند. هفتمين روز شهداي 15 خرداد اعلاميه‌هايي را براي بزرگداشت بهمراه داشت اما فرمانداري نظامي با صدور اعلاميه‌هايي به تهديد و ارعاب پرداخت و اعلام داشت شبكه‌ي جاسوسي و كانون توطیه و خيانت كشف گرديده و جمعي در اين رابطه دستگير شده‌اند(19) رژيم مي‌خواست با اين اعلاميه‌هاي پياپي جلو اراده ملت را بگيرد و از اعتصابي همگاني كه در شرف انجام بود بازدارد اما اين تلاش بي‌فايده بود و تعطيل 21 خرداد به تعطيل بازار( از 15 تا 27 خرداد تعطيل بود) اضافه شد و تهران را در اعتصاب سراسري برد شهر كاملاً خلوت شد و رفت و آمد به ندرت صورت مي‌گرفت روزنامه‌هاي خبري عصر 21 خرداد نوشتند(20) وضع تهران كاملاً آرام بود!، همه جا آرام است! و با اين ترتيب سعي نمودند انعكاسي از اعتصاب و تعطيل نداشته باشند.
9- تشكيلات مذهبي سياسي پس از 15 خرداد
همان طور‌كه ديديم قيام 15 خرداد برطبق برنامه و با تصميم قبلي گروهها نبود اما برخوردي كه رژيم حاكم با آن كرد و كشتاري كه انجام گرفت خودبخود بسياري از افراد هم عقيده را بهم نزديك ساخت و آنها را به گروه‌بندي وادار نمود تا نظم و ترتيبي دركار پيدا نمايند در تهران و بسياري از شهرها كم‌كم جلسات چند نفري پيدا شد كه اخبار را بهم مي‌دادند، تراكت و اعلاميه‌ها را پخش مي‌كردند، و يا نظم و اداره جلسات وسيعتر و عمومي را بعهده مي‌گرفتند اين گروهها گاهي صنفي بود مثلاً از دانشجويان مسلمان و يا بازار و يا روحانيون تشكيل مي‌شد گاهي محلي بود از طبقات مختلفي كه در يك محل بودند و نهضت را دنبال مي‌نمودند بوجود مي‌آمد گاهي هم همين گروهها اسمي براي خود مي‌گذاشتند و با همان اسم اعلاميه مي‌دادند و از اين نوع جبهه مسلمان آزاده(21) را مي‌توان نام برد. سازمان امنيت و پليس براي پيدا كردن اعضاي گروهها فعاليت زيادي مي‌كردند گاهي شناسايي‌هايي مي‌نمودند و افرادي را بازداشت مي‌ساختند اما چون فعاليت اين افراد بارز و مشخص نبود و از طرفي در اصل جنبه مذهبي داشت و مردم آنها را حمايت مي‌كردند توفيق مأمورين امنيتي زياد نبود(22) و هرگاه هم فردي يا افرادي دستگير مي‌شدند بقيه گروه ديگري تشكيل مي‌دادند و معمولاً گروهها آن طور شكل يافته و منسجم نبود كه بازداشت فردي بقيه را ناچار در معرض خطر قرار دهد. در پاره‌اي موارد با دستگيري افراد اعتصابات پيدا مي‌شد كه دولت مجبور به استفاده از اعمال زور وسيله حكومت نظامي بود.
بطوركلي در اين دوره جمعيتهاي مذهبي موفق‌تر بودند و براي رژيم هم در هم كوبيدن آنها ساده نبود عنوان مذهب خودبخود سدي درمقابل دولت بشمار مي‌رفت. تعطيل جلسه عزاداري يا يك اجتماع قرایت و تفسير قرآن به آساني براي مأمورين عملي نبود و محتاج زمينه‌سازي قبلي و فراهم ساختن شرايط مساعد بود. اما اين گروههاي مذهبي كم‌كم به فكر افتادند تا از طريق مسلح شدن در مقابل دولت بايستند. اعمال فشار و زور را با طريق مشابه پاسخ گويند به طوري كه بعداً خواهيم ديد از بين همين روابط نزديك مذهبيها و گروههايي پيدا شدند كه اقدامات حادي را به مورد اجرا گذاشتند.



http://upload.tazkereh.ir/images/48567730593662437160.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۳/۱۶, ۰۱:۳۸
پی نوشت ها:
1. كتاب انقلاب سفيد صفحه 46- 45.
2. سفارت كبراي ايران بغداد، حقايقي راجع به علت بروز جريانات اخير .
3 . در كتاب انقلاب سفيد منسوب به شاه مسأله 15 خرداد چنين آمده بود ... اين غایله به تحريك عوامل ارتجاع توسط شخصي صورت گرفت كه مدعي روحانيت بود ... در عوض مسلم بود كه اين شخص ارتباط مرموزي با عوامل بيگانه دارد، بطوريكه بعداً ديديم كه راديوهاي آورگان بي‌وطن حزب سابق توده يعني حزبي كه اصولاً با خداشناسي مخالف بود از اين شخص به كرات با عنوان آيت الله تجليل كردند و مقام او را باصطلاح به عرش رسانيدند ولو اين كه احياناً تحريكات اين شخص از جاي ديگري آب مي‌خورد(انقلاب سفيد صفحه 454 ) و با اين ترتيب ادعاهاي اوليه زمان قيام را نفي كرد.
4. بلواي 15 خرداد 1342 بهترين نمونه اتحاد نامقدس دو جناح ارتجاع سياه و قواي مخرب سرخ بود كه با پول دسته‌اي از ملاكين كه مشمول قانون اصلاحات ارضي شده بودند انجام گرفت(انقلاب سفيد صفحه 46).
5. راديو مسكو در تفسير خود در مورد 15 خرداد گفت« عناصر ارتجاعي ايران كه از اصلاحات اين كشور مخصوصاً اصلاحات ارضي ناراضي هستند و افزايش حقوق اجتماعي و توسعه آزادي زنان ايران را باب ميل خود نمي‌بينند امروز در تهران، قم و مشهد تظاهرات خياباني برپا كردند، آشوب كه بوسيله عده‌اي ايجاد شده به قصد ضديت با اصلاحاتي بود كه از طرف حكومت ايران در دست اجراست و يا برنامه‌هاي آن در دست تهيه است، رهبران بلوا و محركين اصلي آن برخي از رهبران مذهبي بودند و عناصر ارتجاعي بازار را به آتش كشيدند چند مغازه را مورد حمله قرار داده و غارت كردند، اتومبيلها و اتوبوسها را در هم شكستند و به چند اداره دولتي نيز حمله‌ور شدند و روزنامه ايزوستيا ارگان حكومت شوروي در 17 خرداد چنين نوشت« ... در تهران و مشهد و قم به تحريك عده‌اي از روحانيون مرتجع مسلمان آشوب و بلوايي برپا شد آشوب‌ طلبان براي مبارزه عليه اصلاحات ارضي دولت از ايام سوگواري مرسومي ... استفاده نموده و عده‌اي از جوانان متعصب عقب افتاده چند مغازه و چند اتومبيل را واژگون كردند».و مجله عصر جديد شوروي نوشت« ... خميني و دستيارانش مؤمنين را برعليه دولت برانگيخته و حقوق تساوي زنان را بهانه كردند و در اثر تبليغات آنان اشخاصي كه از تعصب كور شده‌اند به خيابان ريختند و به آشوب و بلوا دست زدند( نقل از بررسي و تحليلي بر نهضت امام خميني صفحه514 و 515.).
6. در همان زمان بازداشت امام روزنامه‌اي با نام « فرياد» مخفيانه انتشار مي‌يافت و چون مستقيماً شاه را مورد حمله قرار مي‌داد دست به دست مي‌گشت اين روزنامه عناويني مانند عربده‌هاي مستانه شاه، شاه و علم ديوانه شده‌اند داشت ذيل آن جنايات دستگاه حاكمه را افشا مي‌ساخت و نويد سقوط شاه را مي‌داد و در يكي از اشعاري كه چاپ كرده بود همين معني را به نظم درآورده بود چنان كه مي‌بينيم:
آيت الله خـميـنـي آيت اللهـي تـوراست مرجع تقليد مايي حق خونخواهي توراست
بر علي سوگند و بر جان شهيدانش قسم شـاه را مـا عـاقبت روزي غـلامت مي‌كنيم
7. راديو مسكو در شب 16 خرداد 42 چنين تفسير نمود« عناصر ارتجاعي ايران امروز در تهران، قم، مشهد، تظاهرات خياباني برپا كردند. رهبران بلوا و محركين اصلي آن برخي از رهبران مذهبي بودند ... » و جرايد مسكو نيز در همين حدود نوشتند.
8. اين قيام با قيام 30 تير 31 از لحظات تجمع توده‌ها و انگيزش مذهبي و عدم حمايت بيگانگان قابل مقايسه بود با اين تفاوت كه در 30 تير محتواي اسلاميت قضيه بعد از پيروزي در پوششي از ملي‌خواهي قرار گرفت و بعد هم به سقوط منجر شد اما 15 خرداد گرچه پيروزي فوري نداشت ولي پايگاه محكمي براي تجهيزات و صف‌آرايي و رشد گروههاي مذهبي و شناخت اصول راستين اسلام و تعيين نقطه‌هاي جهش گرديد و انحصار مكتب باقي ماند و در دراز مدت به پيروزي انجاميد.
9. هزاران تلگراف در حمايت از امام خميني و آزادي ايشان مخابره شد ما در اين مورد به تلگراف هايي از جانب آيات الله شاهرودي، گلپايگاني، ميلاني، شريعتمداري و بسياري ديگر از علماي درجه اول مي‌رسيم كه هركدام با اختصار يا به تفصيل عكس‌العمل نشان داده‌اند.
10. روحانيون مهاجر در تهران با روحانيون تهران به مشاوره نشستند و چون مردم نسبت به سلامتي امام حساسيت نشان مي‌دادند تصميم گرفتند به هرشكل اخباري از ايشان بدست آورند و مسأله ملاقات مطرح گرديد و مرحوم حاج آقا روح الله كمالوند از علماي خرم‌آباد به نمايندگي از روحانيون با شاه ملاقات و نگراني آنها را به وي اعلام نمود و او پذيرفت يكي از مقامات روحاني امام خميني را ملاقات نمايد و آيت الله خوانساري بعد از ديدار امام خبر سلامتي ايشان را به ملت داد( براي تفصيل جريان به كتاب تحليلي به نهضت امام خميني مراجعه شود).
11. تعطيل 14 روزه بازار به‌دنبال ملاقات آيت الله خوانساري با امام پايان گرفت و از شدت هيجان عمومي كاسته شد در حالي كه جمعي معتقد بودند رژيم در اين جهت علاقمند بود كه با ترتيبي روحانيون را راضي كند از مردم بخواهند به‌كار خود بازگردند و با طرح مسأله اعدام، روحانيت را با تعهد، به سكوت كشاند. نويسنده كتاب بررسي و تحليلي بر نهضت امام خميني مي‌نويسد« ... توطیه شاهانه به منظور مرعوب ساختن و به تسليم و سازش واداشتن قاید بزرگ بهمين مرحله پايان نيافت بلكه وقتي ديدند كه اين فشار و ناراحتي روحي نيز نتوانسته روح بزرگ و انقلابي ايشان را در هم بشكند بفرمان همايوني! ايشان را به سلول انفرادي در پادگان نظامي عشرت‌آباد منتقل ساختند و با اين جنايت ننگين و شرم‌آور خواستند اراده‌ي آهنين و عزم پولادين خميني قهرمان را در هم شكسته ايشان را در مقابل اغراض شوم و اسارت بار شاه به تسليم وادارند، امام خميني در 4 تيرماه 42 كه به پادگان عشرت‌آباد انتقال يافت حدود 24 ساعت در سلول تنگي كه در آن هواي آزاد درست جريان نداشت گذرانيد و مقاومت نمود، و رژيم شاه را رسوا ساخت ... »
12. آيت الله محمدهادي ميلاني از جمله علمايي بود كه با صدور اعلاميه‌اي بشدت رژيم حاكم را مورد حمله قرار داد عبارات او نمايشگر وضع روز است.
13. نويسنده كتاب بررسي و تحليلي بر نهضت امام خميني مي‌نويسد ریيس سازمان امنيت در اين ملاقات مي‌گويد« من كوشش فراواني بمنظور بدست آوردن سند و مدركي بر ارتباط مرجع بزرگ روحانيت با خارج بعمل آوردم و حتي عربي را بدين منظور به محضر حضرتعالي فرستادم ولي كوچكترين نشانه‌اي بر ارتباط مرجع روحانيت با عوامل بيگانه نيافتم و برايم روشن شد كه مرجع روحانيت در اين مبارزات خود هيچ گونه ارتباطي با خارج و عمال بيگانه نداشته‌اند» و سپس خود او مي‌افزايد« البته مرجع بزرگ روحانيت بايد چنين باشد ... شاهنشاه دريافتند كه مرجع روحانيت در اين مبارزه و مخالفت فقط نظر ديني داشته‌اند و به تحريك عوامل بيگانه به اين كارها دست نزدند و نيز با اساس سلطنت مخالف نيستند ولي مي‌فرمايند كه با نطق عاشوراي ايشان چه كنم كه در آن به شخص اول مملكت و خاندان سلطنت اهانت شده است. و حضرتعالي بايد تصديق بفرماييد كه آن نطق خيلي تند بود در دنيا چه در كشورهاي جمهوري، چه سلطنتي، چه دمكراسي، چه استبدادي در هيچ جا سابقه ندارد كه عليه ریيس حكومتي با اين لحن سخن برانند..» و امام در پاسخ مي‌گويند« ممكن است در آن نطق تندرويهايي شده باشد ولي هرچه بود جنبه نصيحت داشته و آن نصيحت براي شاه لازم بوده و شما هم شاه را نصيحت كنيد.»
14. آيت الله قمي و آيت الله محلاتي هم كه قبلاً زندان بودند به اين محل انتقال يافتند.
15. امام بارها در سخنراني هاي خود به اين مطلب اشاره نمودند« .... من از قضيه 15 خرداد مطلع نبودم بعد از اين كه حبس من به حصر تبديل شد و اخبار خارج به من رسيد خدا مي‌داند كه اوضاع 15 خرداد مرا كوبيد. تا ملت عمر دارد غمگين در مصيبت 15 خرداد است ... واقعه 15 خرداد پشت ما و هر مسلم غيرتمندي را مي‌شكند.»




http://upload.tazkereh.ir/images/48567730593662437160.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۳/۱۶, ۰۱:۴۲
16. از جمله آيت الله مرعشي نجفي دو روز بعد از اطلاعيه سازمان امنيت طي اعلاميه مفصلي عبارات اطلاعيه را مورد تجزيه و تحليل قرار داد و شديداً به رژيم حمله كرد اولاً نوع خطاب به آيات را برخلاف اخلاق شمرد ثانياً از لحاظ داشتن امضای و عنوان از جانب مقام رسمي آن را بلا ارش دانست ثالثاً به جستجوي دلايل سبك جديد اطلاعيه برآمد و موضوع عدم دخالت در سياست را شرم‌آور و مضحك خواند كه برخلاف اصل حق آزادي بشر طرح گرديده خلاف دستور كلكم راع و كلكم مسؤول عن رعيته را محال دانست و تأكيد نمود عبارت « آقايان برخلاف مصالح و انتظامات كشور عملي انجام نخواهد داد» مسخره‌ترين جمله دولت است و گفت مثل اين كه آقايان علما افراد غيرمطلع و غير وارد و يا در رديف اشخاص سابقه‌دار و شرور بوده‌اند كه كلانتري محل از آنها التزام مي گيرد كه ديگر مزاحم زندگي ديگران نشوند در صورتي كه روشن است هيچ فردي ... به اندازه جامعه روحانيت شيعه رعايت مصالح اجتماعي و اخلاقي را نكرده ... هر افتضاحي كه تاكنون پيش آمده بر اثر عدم لياقت مسؤولين بي‌ايمان ... و مشكوك و خاین بوده است.
17. جامعه روحانيت ايران در اعلاميه 31 مرداد 42 با عنوان تحريم انتخابات فرمايشي دوره ی 21 مجلس چنين نوشت« حضرت آيت الله خميني مدظله را يك روز فقط به منظور تخدير اعصاب مردم و صحنه سازي، از زندان آزاد كردند ولي بلافاصله ايشان را محصور نمودند و در حقيقت از زنداني به زندان ديگر منتقل ساختند»
حزب زحمتكشان با امضاي دكتر بقایي در اعلاميه‌اي كه حدود 32 صفحه بود تحت عنوان دفاع از آيت الله خميني انتشار داد و در آخرين صفحه چنين نوشت« اين جزوه پيش از آزادي مقيد حضرت آيت الله العظمي خميني و آيات عظام آقايان قمي و محلاتي تهيه و براي چاپ آماده شده بود ولي به علت تضييقات موجود و غارت شدن قسمتي از مطالب چاپ شده بوسيله مأورين انتظامي بالغ بر يك ماه چاپ مجدد آن به تعويق افتاد اينك كه توفيق انتشار آن پس از آزادي آيات عظام حاصل شد مي‌خواستيم بطور ضمني به مسلمين جهان تبريك عرض كنيم ولي متأسفانه پس از يك روز آزادي چون دولت تحمل استقبال مردم را نداشت آيات عظام را در منازل خود برخلاف موازين قانوني محبوس كرد و اكنون در زندانهاي نوع جديد دوره سازندگي مي‌باشند.» اصناف تهران هم با انتشار اعلاميه‌اي تصريح نمودند كه امام خميني اما آزادي از زنداني به زندان ديگر انتقال يافته‌اند و كميته دانشجويان نهضت آزادي هم در اعلاميه 26 مرداد خود نوشت« ملت شرافتمند ايران، مدت دو ماه مرجع عالي قدر شيعيان در زندان عشرت آباد به سر مي‌بردند و فعلاً نيز كه ايشان را از عشرت‌آباد به خانه خصوصي تحت مراقبت سازمان امنيت منتقل كرده‌اند از ابتدايي‌ترين حقوق محروم مي‌باشند.» ( مراجعه شود به صفحه 593 و 594 بررسي و تحليلي بر نهضت امام خميني).
18. 15 مهر 42 سازمان امنيت با اعزام علماي مهاجر تحت‌الحفظ به قم و مشهد به موضوع ظاهراً پايان بخشيد.
19. اعلاميه شماره 7 فرمانداري نظامي مي‌گويد« ... امنيت و آرامش كاملاً در پايتخت حكمفرماست و چون در 12 ساعت اخير مشتي اخلالگران و عناصر مفسده‌جو پس از مأيوس شدن از اجراي نقشه شوم و كثيف خود به منظور به هم زدن آرامش و امنيت مردم شايعات دروغي در شهر انتشار و با ايجاد تشويق در افكار عمومي تصميم دارند مزاحمت و ناراحتي اهالي را فراهم سازند فرمانداري نظامي مؤكداً اعلام مي‌دارد ... اگر افراد و دستجاتي برخلاف مقررات فرمانداري نظامي رفتار و نظم را مختل سازند دستگير و تسليم دادگاه نظامي خواهند شد...» و در اعلاميه شماره 8 مي‌گويد« ... مأمورين فرمانداري نظامي ضمن كشف هويت كساني كه در اين توطیه خاینانه دخالت داشته‌اند و ظرف چند روز اخير اكثريت آنها دستگير شده، ... به اطلاع مي‌رساند در 24 ساعت اخير موفق شده شبكه‌هاي جاسوسي و كانون توطیه و خيانت اسناد و مدارك مهمي بدست آورد... و چند نفر دستگير و تسليم دادگاه نظامي نموده.»
20. روزنامه دولتي اطلاعات در همين روز نوشت« به دنبال انتشار مقداري اوراق بي‌امضا و جعلي كه ديروز در تهران منتشر شد و مردم را دعوت كرده بود كه امروز از خانه‌هاي خود خارج نشوند عصر ديروز اين شايعات براي پاره‌اي از مردم ايجاد نگراني كرد و به همين سبب دكانهاي نانوايي شلوغ شد ولي بعد از اعلاميه‌هاي فرمانداري نظامي نگراني مردم برطرف شد.»
21. اسم اين جمعيت در همان تاريخ برده مي‌شد و كتاب نهضت امام خميني اعضای آن را بيش از 500 نفر نامبرده است.
22. در 13 آذر 42 جمعي از روحانيون تبريز در ارتباط با همين نوع اجتماعات بازداشت و به تهران انتقال يافتند و به دنبال آن تبريز به حال اعتصاب و تعطيل درآمد و رژيم ناچار از اعلام حكومت نظامي شد.
نهضت آزادي ايران اجتماعي بود كه در اين تاريخ بعضي از رهبرانش از جمله مهندس بازرگان در بازداشت بسر مي‌بردند و گاه گاهي به نام اين جمعيت اعلاميه‌هايي به حمايت از روحانيت صادر مي‌شد و اين به علت اصلي بود كه در اساسنامه خود پذيرفته بودند كه اسلامي عمل كنند به طوركلي جنبه مذهبي داشتند و هم در اساسنامه خود پذيرفته بودند كه مصدقي باشند و از اين پيشوا و اهداف و خط مشي او پيروي نمايند و لذا عملاً دچار تضاد مي‌شدند اعلاميه‌ي اين جمعيت به دنبال بازداشت جمعي از روحانيون تبريز تحت عنوان « آفرينندگان مشروطه برضد استعمار بپاخاستند» صادر نمودند در اين اعلاميه نهضت آزادي با يادآوري از انقلاب مشروطيت و تحليل از رزمندگان تبريز مي‌نويسد« شنبه 16 آذرماه آذربايجان دژ دين و ملت چهارمين روز اعتصاب خود را مي‌گذرانند و همان وقت دانشگاه تهران سنگر آزاديخواهان و قم مقدس پايگاه معنويت در اعتصابي پيروزمند بسر مي‌برد و در دانشگاه رضوي مشهد و ديگر شهرهاي ايران تظاهرات بود ... جلادان ديكتاتور بيش از سي تن از روحانيون جليل القدر را دستگير ساختند و شنبه 16 آذرماه اعتصابيون تبريز را با تانك و گلوله مورد تجاوز چنگيزي قرار دادند. در تهران نيز بيش از 50 تن ازدانشجويان را زنداني كردند حضرت آيت الله العظمي سيد محمدعلي قاضي و حضرات حجج اسلام ... كه از اجله علمای ... مي‌باشند ... محبوسند. دكتر محمد مصدق پيشواي نهضت ملي ايران، حضرت آيت الله العظمي خميني مقتداي شيعيان، سران عالي قدر نهضت آزادي ايران .... محبوس و از خدمت به دين و ملت محرومند» نهضت آزادي چون خود را مصدقي مي‌دانست مكلف مي‌ديد نام مصدق را مقدم بر رهبر نهضت اسلامي قرار دهد در حالي كه مصدق در آن تاريخ نه محبوس بود و نه در نهضت شركت داشت و اساساً با شكلي كه نهضت اسلامي پيدا مي‌كرد نمي‌توانست موافق آن باشد و حتي اعتراضاتي هم به او مي‌شد كه چرا در قضاياي 15 خرداد سكوت كرده است. بقایي از اين سكوت و رفتار فرصت طلبي هواخواهان مصدق، استفاده كرد و در يكي از اعلاميه‌هاي حزب زحمتكشانش نوشت« ... ايشان (منظور مصدق) كه براي مجلس ترحيم مرحوم شمشيري اعلاميه صادر مي‌كنند و شما( هواخواهان مصدق) عين آن را گراور مي‌كنيد و هزاران نسخه منتشر مي‌نمایيد، ايشان كه به افتخار جناب آقاي خسرو قشقایي دستخط صادر مي‌كنند كه عيناً در روزنامه باختر امروز( ارگان جبهه ملي اروپا) گراور مي‌شود ايشان كه براي دانشجويان و غيره دستخط صادر مي‌فرمايند و عيناً منتشر مي‌شود چه طور است كه براي كشته شدن صدها نفر ابداً به روي مبارك نمي‌آورند.» مصدق با وجود چنين اعتراضاتي بي‌تفاوت باقي ماند. ولي پيروانش بي‌عقيده نبودند كه خونهاي شهداي 15 خرداد را اگر متضمن نفعي باشد با مهارت در كارنامه مصدق جا دهند! اعلاميه نهضت آزادي در آن شرايط با تجليل از مصدق مؤيد همين معني است.
منبع:
تاريخ سياسي معاصر ايران؛ دكتر سيد جلال ‌‌الدين‌ مدني، دفتر انتشارات اسلامي، 1361، جلد دوم،صص 48 تا62



http://upload.tazkereh.ir/images/48567730593662437160.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۳/۱۶, ۱۲:۱۸
http://upload.tazkereh.ir/images/78105566978437215859.gif

قیام خونین پانزده خرداد 1342


چکیده
پیش از آغاز محرم 1342، امام خمینی رحمه الله ، روحانیان و واعظان را به افشاگری جنایت های شاه و اربابانش دعوت کرد. ایشان خود نیز در سیزدهم خرداد همان سال، به سخنرانی پرداخت و با صراحت از شاه خواست رفتارش را اصلاح کند. در پی افشاگری امام و روحانیان سرشناس ایران، رژیم، آنها را بازداشت کرد و مردم نیز در اعتراض به این دستگیری ها، قیام پانزده خرداد را آفریدند. در این مقاله، به بررسی جنبه های گوناگون این رویداد سترگ می پردازیم.

زمینه سازی های امام خمینی رحمه الله
چند روز پیش از عاشورای سال 1342، امام خمینی رحمه الله در جلسه ای با مراجع و علمای قم پیشنهاد کرد در روز عاشورا هر یک از آنان برای مردم و عزاداران حسینی در مدرسه فیضیه سخنرانی کنند و از جنایت های رژیم پهلوی پرده بردارند. در آن جلسه، همه از این پیشنهاد استقبال کردند. به همین دلیل، واعظان نیز در تهران و بسیاری از شهرستان ها این خبر را به آگاهی مردم رساندند. به دنبال آن، شوری میان مردم به وجود آمد و ده ها هزار نفر از مردم تهران و دیگر شهرستان ها برای شنیدن سخنان تاریخی مراجع و علما در روز عاشورا به قم آمدند و در پی آن، حادثه سترگ پانزدهم خرداد 1342 روی داد.

بت شکن تاریخ
امام خمینی رحمه الله در سخنرانی سیزدهم خرداد 1342، برخلاف گذشته، سخن خود را به طور مستقیم متوجه شاه کرد. ایشان از ادبیاتی بهره برد که تا آن زمان پیشینه نداشت و همین مسئله سبب دستگیری ایشان در چهارده خرداد گردید. امام خطاب به شاه فرمود: «من به شما نصیحت می کنم، ای آقای شاه! ای جناب شاه! من به تو نصیحت می کنم، دست بردار از این کارها، آقا! اغفال دارند می کنند تو را. من میل ندارم که یک روز اگر بخواهند تو بروی، همه شکر بکنند. آقا! بس کن. نشنو حرف این و آن را. یک قدری تفکر کن. یک قدری تأمل کن. یک قدری عواقب امور را ملاحظه بکن. یک قدری عبرت ببر. عبرت از پدرت ببر. بشنو از من. بشنو از روحانیون. بشنو از علمای مذهب. اینها صلاح ملت را می خواهند. اینها صلاح مملکت را می خواهند».

محبوب قلب
حجت الاسلام فلسفی درباره واکنش مردم به دستگیری امام خمینی رحمه الله در خرداد ماه 1342 می نویسد: «سردفتر رسمی محترمی تعریف کرد: اول وقت به دفتر آمدم و هنوز اعضای دفتر من نیامده بودند که دو نفر تاجر محترم وارد شدند. گفتم: کاری دارید؟ یکی از آن دو گفت: بله آقا، یک وصیت نامه برای من و یکی هم برای این آقا بنویسید. گفتم: چطور این موقع؟ گفت: آیت الله خمینی را دستگیر کرده اند و ما به نیت کشته شدن بیرون آمده ایم و آماده هر حادثه هستیم. زود دو سه سطر وصیت نامه را بنویسید و وارد دفتر کنید و مهر و امضا نمایید که ما به خانواده های خود بدهیم و دنبال حادثه برویم».

تحلیل شاه از قیام پانزده خرداد
محمدرضاشاه در کتاب پاسخ به تاریخ می نویسد: «محرک آشوب و غارت و آتش افروزیِ [پانزده خرداد 1342 [عملاً شخص گم نامی بود به نام آیت الله خمینی که به صورت پنهانی، مردم را به مخالفت با اصلاحات ارضی ما و آزادی زنان و به طور کلی با اصول انقلاب سفید تحریک می کرد. او در مملکت پشتیبانی نداشت و به همین خاطر پیروانش بی اندازه محدود بودند. به همین دلیل نیز کسی او را محاکمه یا محکوم نکرد و فقط از او خواسته شد تا برود و فصاحت آتش برانگیزش را در جای دیگری بیازماید.» با وجود ادعای شاه، جمعیت چند صدهزار نفریِ قیام پانزده خرداد، همه از طرفداران امام خمینی رحمه الله بودند. همچنین پیروزی انقلاب اسلامی، خط بطلان دیگری بر این سخن واهی محمدرضا شاه کشید.


http://upload.tazkereh.ir/images/78105566978437215859.gif