PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩



صفحه ها : [1] 2

meshkaat
۱۳۸۸/۰۱/۲۸, ۰۸:۴۷
زينب نواده رسول الله (ص) است، مشعلي که راه را براي مبارزان راه ايمان ، روشن نمود.
زينب دختر علي (ع) است، بانويي قهرمان که آتش قيام برعليه باطل را برافروخت.
و زينب (ع) خواهر حسين است، قهرماني که در حرکتي جاودان به گستره تاريخ اسوه شد.

زينب (س) در گذر زمان و در آشوب حوادث رشد کرد و به نام عقيله بني هاشم شناخته شد، زيرا او بانوي بزرگوار قومش و عزيز خانواده اش بود.
زينب (س) درخانه عبدالله فرزنداني را تربيت نمود که در واقعه عاشورا شجاعت و شهامتي وصف ناشدني از خود نشان دادند.
او در سال 60 هجري قمري همراه کاروان برادر عازم کوفه شد اما.....
زينب کاروان سالار کاروان حسين شد و کاروان را ازکوفه تا شام و از شام تا مدينه رهبري کرد.
اخگر فروزان نهضت خاموش نشد ، شعله قيام تداوم يافت و حماسه عاشورا زنده ماند زيرا زينب (س) مردم را بر ضد دودمان اموي و يارانش برانگيخت و حقيقت نهضت حسيني را آشکار کرد ، مدينه يکپارچه به شور و شوريدگي دگرگون شد . اين اوضاع پر تلاطم، والي اموي را در بن بست نهاد و ناچار به يزيد نامه اي نوشت که :" وجود زينب (س) درميان مردم باعث برانگيختن آنها شده است . زيرا او زني سخنور و خردمند است . او وکسانش آهنگ قيام جهت انتقام خون حسين (ع) دارند. نظرت را براي ما بازگو کن. "
آري ! 4 سال از آن واقعه نگذشته بود که در برابر امويان شورش ها برخاست وبنيان يزيد و مروان و ... را از جا بر کند و به جيره خواران هشدار تباهي داد.
فرياد زينب (س) در گوش ها طنين داشت که : " اي يزيد هر چه خواهي به حيله ونيرنگ بپرداز و تلاش کن . سوگند به خدا نمي تواني ياد ما را از خاطره ها محوکني ، وحي ما را نمي تواني بکشي و ننگ و عار خود را نمي تواني پاک نمايي ..... منتظر باش روزي را که منادي ندا دهد : لعنت بر ستمگران... . "

او با فريادش دستگاه پر قدرت اموي را ويران کرد . واين فرياد او در هر زمان و هر مکان طنين مي اندازد که : ( سوگند به خدا، ياد ما را محو نتواني کرد و وحي مارا نتواني کشت ، و مقصود ما را درک نتواني کرد.)
ياد زينب (ع) و خاندان او در گذرگاه تاريخ همچون مشعلي فروزان فراروي آزادگان و مؤمنان است. اين همان وعده است که خدا فرمود: " وَ يأبي اللهُ الّا اَنْ يُتِمَ نورِه وَ لوْکَرِهَ الکافِرون."

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۱۶, ۱۳:۳۴
http://kkkkk03.persiangig.ir/125.gif (http://zibasazi.bahar-20.com/)



نیمه رجب هجران غم انگیز احیاگر حماسه های جاوید کربلا حضرت زینب (س) را به سوگ می نشینیم



http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif
ای شکوه حماسه در سراپرده حیرت! ای زخم خورده نینوا! ای بانوی خورشیدهای دربند! ای زینب قهرمان! تو که خود، وسعتی به اندازه همه سوگ های آفرینش داشته ای، تو که خود دریای بی کران اشک را، ساحل بودی، چگونه باید بر تو سوگواری نمود که ما سوگواری را از تو یادگار داریم. تو که آواز سرخ کربلا را از حنجره بردباری ات، به گوش تاریخ رساندی و اگر این حنجره صبوری و آن نطق آتشین تو در کاخ یزیدیان نبود، داستان جان سوز آن ظهر عطشناک در کوچه های تاریخ به دست فراموشی سپرده می شد.


http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif

مجیب
۱۳۸۸/۰۴/۱۶, ۱۳:۴۶
صبر را مفهوم معنا زينب است
کعبه غمهای دنيا زينب است
چون حسين است آفتاب شهر عشق
ماهتاب عالم آرا زينب است

سالروز وفات عقیله بنی هاشم، پرچمدار کربلا،زینب کبری (سلام الله علیها) را خدمت همه دوستدارن ا هل بیت عصمت و طهارت(ع) تسلیت عرض می نماییم.

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۱۶, ۱۴:۱۲
http://i16.tinypic.com/677zbs4.jpg

http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif






نيمه ماه رجب ياد آور غروب غم انگيز ستاره درخشانى است که در آسمان تقوا طلوع کرد، نوگلى بويا که در گلستان شرافت ‏و بزرگوارى نمو يافت ، نوزادى که در آغوش پاکيزه‏ ترين‏ مادران چشم گشود. بزرگ بانويي که در دامان با فضيلت ترين بانوى عالم پرورش يافت.





دوشيزه ‏اى که در ساده‏ ترين و بى ‏آلايش ‏ترين ‏زندگى‏ ها رشد کرد و در تمام شئون زندگى، پيوسته با واقعيت و حقيقت روبه رو بود، هرگز با زندگى خيالى ارتباطى نداشت و در مکتب مقدسى ‏که در جهان بشرى‏ نظير نداشت رشد کرد .



خردمند بانويى که از آغاز عمر در مرکز حوادث بزرگ و پيشامدهايى که در تحولات زندگى بشر، داراى بزرگترين تأثير بوده، بر جاى داشت و از نزديک، با هوشى سرشار و نظرى دقيق به ‏حقيقت آن حوادث پى ‏مى برد و موقعيت‏ شخصيتهاى رحمانى و شيطانى را، که در برابر يکديگر قرار گرفته بودند، تشخيص و تأثير هرکدام را به خوبى درک مى‏ کرد.



توانا بانويى‏ که عالى ‏ترين نمونه‏ از شهامت و دليرى، دانش و بينش، کفايت و خردمندى، قدرت ‏روحى و تشخيص موقعيت ‏بود وهر وظيفه ‏اى از وظايف مختلف اجتماعى را که به‏ عهده‏ گرفت، به خوبى انجام داد.



او بانوى بانوان، زينب، دختر اميرالمؤمنين (ع) است .



http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif

ریحانه
۱۳۸۸/۰۴/۱۶, ۲۰:۰۷
سلام بر تو اي اسوه مقاومت !اي معناي عشق و ايثار! اي زينب!



كدامين سخن كم نخواهد آورد در توصيف مقام والايت؟!



و در كدامين كلام خواهد گنجيد صحنه ي زيباي كربلايت؟!



مولاي من!از تو چه بگويم كه حتي آوردن نامت خود بازگو مي كند همه چيز را ...



گويي با خود دارد همه مصائبي را كه چشيدي ،همه ي دردهايي را كه متحمل شدي ، همه ي آه هايي را كه در سينه فرو نشاندي...



هميشه از صبر تو در حيرتم...



از تو و هر آنچه متعلق به توست...



هميشه از درك تو وامانده ام...



كه براستي درك تو كه از آسماني ومن زميني چگونه خواهم توانست؟!



یاری ام فرما ...

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۱۶, ۲۰:۲۶
http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif

به دنیا آمده بود تا صبر را شرمنده کند، زینب (س) این اسطوره تاریخ را می گویم. آمده بود تا عشق را مبهوت لحظه های زلالش کند. آمده بود تا صدق و وفا را به جهانیان بیاموزد و متانت و وقار را به نمایش گذارد. آمده بود تا رسالت خود را به انجام برساند؛ مونس و یار برادر، سالار قافله حسینی و غم خوار اسیران باشد. آمده بود تا فریاد بلند مظلومان باشد؛ فریادی که پژواک آن هنوز هم از ورای تاریخ به گوش شنوای دل های حق جویان می رسد.
اسیران بر هودجی از خون نشسته بودند. با حسین آمده بودند و بی حسین بر می گشتند و سالار قافله، زینب بود؛ هر چند خمیده و شکسته دل، ولی به پاسداری از حقیقت ایستاده بود تا امتداد راه برادر باشد. وصیت برادر این بود که "زینبم، بعد از من مبادا روی بخراشی و گریبان بدری و جزع و فزع کنی." و زینب اکنون آرام چون شقایقی داغ دار با مصیبتی عظیم در دل همراه قافله شده بود.

http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif

یا مهدی (عج)
۱۳۸۸/۰۴/۱۶, ۲۰:۳۳
به نام خدا


القاب حضرت زينب كبري سلام الله عليها


عالمةٌ غيرَ مُعلمةٍ : داناى نياموخته
فهمةٌ غيرَ مُفهِّمةٍ : فهميده بى آموزگار
كَعبةُ الرَزايا : قبله رنجها
نائبةُ الزهراء : جانشين حضرت زهرا سلام الله عليها
نائبةُ الحسين : جانشين حضرت حسين عليه السلام
مَليكةُ الدنيا : شهبانوى گيتى
عَقيلةُ النِساء : خردمند بانوان
عَديلةُ الخامس مِن اهل الكِساء : همتاى پنجمين نفر از اهل كساء
شريكة الشهيد : انباز شهيد
كَفيلة السجاد : سرپرست حضرت سجاد
ناموسُ رَواقِ العَظمةِ : ناموس حريم عظمت و كبريايى
سيدة العَقائِل : بانوى بانوان خردمند
سِرُّ اَبيها : راز پدرش على عليه السلام
سُلالةُ الوِلاية : فشرده و خلاصه و چكيده ولايت
وَليدةُ الفَصاحة : زاده شيوا سخنى
شَقيقةُ الحَسن : دلسوز و غمخوار حضرت حسن عليه السلام
عَقيلةُ خِدر الرسالة : خردمند پرده نشينان رسالت
رَضيعة ثَدىِ الولاية : كسى كه از پستان ولايت شير خورده
بليغة : سخنور رسا
فصيحة : سخنور
صديقة الصغرى : راستگوى كوچك (در مقابل صديقه كبرى سلام الله عليها)
المُوثَّقة : بانوى مورد اطمينان

یا مهدی (عج)
۱۳۸۸/۰۴/۱۶, ۲۰:۳۵
عقيلة الطالبين : بانوى خردمند از خاندان حضرت ابوطالب (و در بين طالبيان)
الفاضلة : بانوى با فضيلت
الكاملة : بانوى تام و كامل
عابدة آل على : پارساى خاندان على عليهم السلام
عقلية الوحى : بانوى خردمند وحى
شمسةُ قَلادَةِ الجَلالةِ : خورشيد منظومه بزرگوارى و شكوه
نَجمةُ سَماءِ النَبالَة : ستاره آسمان شرف و كرامت
المعصومة الصغرى : پاك و مطهره كوچك
قرينة النَوائِب : همدم و همراه ناگوارى ها
محبوبة المصطفى : مورد محبت و محبوب حضرت رسول صلي الله عليه و آله
قرة عين المرتضى : نور چشم حضرت على عليه السلام
صابرة محتسبة : پايدارى كننده به حساب خداوند براى خداوند
عقيلة النبوة : بانوى خردمند پيامبرى
رَبَةُ خِدرِ القُدس : پرورنده پرده نشينان پاكى و تقديس
قبلة البَرايا : كعبه آفريده شدگان
رَضيعَة الوحى : كسى كه از پستان وحى شير مكيده است
بابُ حِطَةِ الخَطايا : دروازه آمرزش گناهان
حَفَرَةُ علىٍ و فاطمةٍ : مركز جمع آورى دوستى و محبت على (عليه السلام ) و فاطمه (سلام الله عليها)
رَبيعَةُ الفضل : پيش زاده فضيلت و برترى
بطلة كربلاء : قهرمان كربلا
عظيمةٌ بلواها : بانويى كه امتحانش بس بزرگ بود
عقلية القريش : بانوى خردمند از قريش
الباكية : بانوى گريان
سليلة الزهراء : چكيده و خلاصه حضرت زهرا سلام الله عليها
امنية الله : امانت دار الهى
آيةٌ مِن آيات الله : نشانى از نشانه هاى خداوند
مظلومةٌ وحيدة : ستمديده بى كس .

یا مهدی (عج)
۱۳۸۸/۰۴/۱۶, ۲۰:۳۹
به نام خدا

گريه امام زمان بر اسيرى زينب(س)


حاج ملا سلطانعلى، كه از جمله عابدان و زاهدان بود، مى گويد:
در خواب به محضر مبارك امام زمان (ع) مشرف شدم ، عرض كردم : مولاى من ! آنچه در زيارت ناحيه مقدسه ذكر شده است كه فَلَاندبَنَّكَ صَباحاً وَ مَساءً وَ لَاَبكِيَّنَ عَينُك بَدَلَ الدُموعِ دَماً صحيح است؟
فرمود: آرى!
گفتم: آن مصيبتى كه در سوگ آن، به جاى اشك خون گريه مى‌كنيد، كدام است؟ آن مصيبت على اكبر است؟
فرمود: نه! اگر على اكبر زنده بود، او هم در اين مصيبت، خون گريه مى‌كرد!
گفتم : آيا مقصود مصيبت حضرت عباس (ع) است؟
فرمود: نه! بلكه اگر حضرت عباس هم در قید حيات بود، او نيز در اين مصيبت خون گريه مى‌كرد!
عرض كردم: آيا مصيبت حضرت سيدالشهداء (ع) است؟
فرمود: نه! اگر حضرت سيد الشهداء (ع) هم بود، در اين مصيبت خون گريه مى‌كرد!
پرسيدم: پس اين كدام مصيبت است؟
فرمود: مصيبت اسيري عمه‌ام زينب (س) است .

meshkaat
۱۳۸۸/۰۴/۱۶, ۲۲:۳۴
زينب نواده رسول الله (ص) است، مشعلي که راه را براي مبارزان راه ايمان ، روشن نمود.
زينب دختر علي (ع) است، بانويي قهرمان که آتش قيام برعليه باطل را برافروخت.
و زينب (ع) خواهر حسين است، قهرماني که در حرکتي جاودان به گستره تاريخ اسوه شد.
زينب (س) در گذر زمان و در آشوب حوادث رشد کرد و به نام عقيله بني هاشم شناخته شد، زيرا او بانوي بزرگوار قومش و عزيز خانواده اش بود.
زينب (س) درخانه عبدالله فرزنداني را تربيت نمود که در واقعه عاشورا شجاعت و شهامتي وصف ناشدني از خود نشان دادند.
او در سال 60 هجري قمري همراه کاروان برادر عازم کوفه شد اما.....


زينب کاروان سالار کاروان حسين شد و کاروان را ازکوفه تا شام و از شام تا مدينه رهبري کرد.
اخگر فروزان نهضت خاموش نشد ، شعله قيام تداوم يافت و حماسه عاشورا زنده ماند زيرا زينب (س) مردم را بر ضد دودمان اموي و يارانش برانگيخت و حقيقت نهضت حسيني را آشکار کرد ، مدينه يکپارچه به شور و شوريدگي دگرگون شد . اين اوضاع پر تلاطم، والي اموي را در بن بست نهاد و ناچار به يزيد نامه اي نوشت که :" وجود زينب (س) درميان مردم باعث برانگيختن آنها شده است . زيرا او زني سخنور و خردمند است . او وکسانش آهنگ قيام جهت انتقام خون حسين (ع) دارند. نظرت را براي ما بازگو کن. "

meshkaat
۱۳۸۸/۰۴/۱۶, ۲۲:۳۶
آري ! 4 سال از آن واقعه نگذشته بود که در برابر امويان شورش ها برخاست وبنيان يزيد و مروان و ... را از جا بر کند و به جيره خواران هشدار تباهي داد.
فرياد زينب (س) در گوش ها طنين داشت که : " اي يزيد هر چه خواهي به حيله ونيرنگ بپرداز و تلاش کن . سوگند به خدا نمي تواني ياد ما را از خاطره ها محوکني ، وحي ما را نمي تواني بکشي و ننگ و عار خود را نمي تواني پاک نمايي ..... منتظر باش روزي را که منادي ندا دهد : لعنت بر ستمگران... . "
او با فريادش دستگاه پر قدرت اموي را ويران کرد . واين فرياد او در هر زمان و هر مکان طنين مي اندازد که : ( سوگند به خدا، ياد ما را محو نتواني کرد و وحي مارا نتواني کشت ، و مقصود ما را درک نتواني کرد.)
ياد زينب (ع) و خاندان او در گذرگاه تاريخ همچون مشعلي فروزان فراروي آزادگان و مؤمنان است. اين همان وعده است که خدا فرمود: " وَ يأبي اللهُ الّا اَنْ يُتِمَ نورِه وَ لوْکَرِهَ الکافِرون."

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۱۷, ۰۷:۰۲
http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif


زینب (علیهاالسلام) در خانه رفیع امامت رشد یافته، از لبان وحی علم


آموخته، و در دامان کرامت پرورش یافته بود. او لباس پاکی و تقوا


پوشیده بود و به آداب و اخلاق اسلامی مزین گشته بود. زینب (س)


فصاحت و بلاغت را از علی، نجابت را از فاطمه، صبر و شکیبایی را از


حسن و مظلومیت در عین ایستادگی را از حسین آموخته بود؛ او روح


بلند و رضا بود.


http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۱۷, ۰۸:۰۴
زيارت حضرت زينب سلام اللّه عليها


http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

بسم اللّه الرحمن الرحيم

السلام عليك يا بنت رسول اللّه السلام عليك يا بنت نبى اللّه السلام عليك يا بنت محمد المصطفى سيد الانبياء و المرسلين السلام عليك يا بنت ولى اللّه السلام عليك يا بنت على المرتضى السلام عليك يا بنت سيد الاوصياء و الصديقين السلام عليك يا بنت فاطمه الزهراء سيده نساء العالمين السلام عليك يا اخت الحسن و الحسين سيدى شباب اهل الجنه اجمعين السلام عليك ايتها السيده الزكيه السلام عليك ايتها الداعيه الخفيه السلام عليك ايتها التقيه النقيه السلام عليك ايتها الرضيه المرضيه السلام عليك ايتها المظلومه السلام عليك ايتها المهمومه السلام عليك ايتها المغمومه السلام عليك ايتها المضروبه السلام عليك ايتها الماسوره السلام عليك ايتها الصديقه الصغرى السلام عليك ايتها الصاحبه المصيبه العظمى السلام عليك يا زينب الكبرى السلام عليك يا عصمه الصغرى اشهد انك كنت صابره شاكره مجلله معظمه مكرمه محدثه مخدره موقره فى جميع حالاتك و منقلباتك و مصيباتك و بلياتك و امتحاناتك حتى فى اشدها و امرها و هى و اللّه وقوفك فى هذالمكان و اخوك العطشان مصروع فى عمق الحائر من كثره جراحات السيف و السنان و الشمر جالس على صدره و احزناه عليه و عليك يا بنت الزهراء و بنت خديجه الكبرى اشهد انك قد نصحت للّه و لرسوله و لاميرالمومنين و لفاطمه و الحسن و الحسين و نصرتهم و اليك يا رب المشتكى و عليك المعول فى الشده و الرخاء اللهم صل على محمد و اله الذين فرضت علينا طاعتهم فعر فتنا بذلك منزلتهم و فرج علينا بفضلهم فرجا عاجلا قريبا كلمح البصر او هو اقرب من ذلك يا محمد يا على يا على يا محمد انصرانى يا على يا محمد فانكما ناصراى و اكفيانى فانكما كافياى يا مولاى يا صاحب الزمان الغوث الغوث ادركنى ادركنى ادركنى .

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۱۷, ۰۹:۱۲
http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif


حضرت زینب (س) در خضوع و خشوع و عبادت و بندگی، وارث پدر و

مادر بود. او بیش تر شب ها را با عبادت و بندگی حضرت حق به صبح

می رساند و همواره قرآن تلاوت می کرد. تهجد و شب زنده داری

حضرت زینب (س) در طول حیات پربرکتش نشد؛ حتی در شب یازدهم

محرم با آن همه رنج و خستگی و دیدن آن مصیبت های دلخراش هم

به عبادت خدا پرداخت. حضرت سجاد (ع) می فرماید: " آن شب دیدم

عمه ام بر سجاده نماز نشسته و مشغول عبادت است." و نیز از آن

حضرت نقل شده که "عمه ام زینب با این همه مصیبت از کربلا تا شام،

هیچ گاه نمازهای مستحبی را ترک نکرد" و نیز روایت می کنند: "چون

امام حسین (ع) برای وداع با زینب (س) آمد، فرمود:

خواهرم، مرا در نماز شب فراموش نکن."

http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۱۷, ۰۹:۲۷
http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif

زینب (علیهاالسلام) در ایام کودکی، با برادرش حسین (ع) انس و

الفتی عجیب داشت و در کنار برادر، آرامش می یافت و دیده از

دیدارش بر نمی بست و از حضور مبارکش دور نمی شد. روزی حضرت

فاطمه (س) نزد پدر رفت و عرض کرد: "پدر جان، متعجبم از محبت

فراوانی که میان زینب و حسین است. این دختر چنان است که بی

دیدار حسین شکیبایی ندارد." رسول خدا (ص) چون این سخن بشنید،

آه دردناکی از سینه برکشید و اشک دیده بر چهره روان کرد و فرمود:

"ای روشنی چشم من، این دختر با حسین به کربلا خواهد رفت و به

هزار گونه رنج و بلا گرفتار خواهد شد."
http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۱۷, ۰۹:۳۱
http://askquran.ir/gallery/images//12311/1_zaynab2.gif



حضرت زینب (س) تنها 56 سال امانت الهی خویش را بر دوش کشید.


نقل است که در اواخر عمر آن بانوی بزرگ، در مدینه منوره قحطی


پیش آمد. عبدالله بن جعفر، همسر حضرت زینب (س) در شام مزرعه


ای داشت و ناچار به اتفاق همسر خود در آن دیار رحل اقامت افکند.


حضرت در آن سرزمین بیمار شد و در همان جا روح خود، این امانت


الهی را به صاحبش باز گرداند و با جسمی خسته از فراز و نشیب زمان


و رنجور از جور مردمان به دیار باقی شتافت.


http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif


چشمانش را گشود و برای آخرین بار به دورترین نقطه خیره شد. در


این مدت حتی یک لحظه چهره برادر از نظرش دور نمانده بود. آتش


اشتیاق بیش از پیش شعله کشید و یاد برادر تمام وجودش را پر کرده


بود. لحظه وصال نزدیک بود. دوباره خیمه های آتش زده و سرهای بر


نیزه، چشمانش را به دریایی از غم مبدل ساخت. زینب (س) پلک ها را


روی هم گذاشت و زیر لب گفت: "السلام عليک يا ابا عبدالله"


و به برادر پیوست.


عروج ملکوتی آن بانوی مکرمه بنا به قول مشهور در پانزدهم رجب سال 62 قمری رخ داد. اینک مزار شریفش، قبله عاشقان خاندان عصمت و طهارت در دمشق (سوریه) است.


http://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gifhttp://i32.tinypic.com/2h88jy8.gif

boutimar
۱۳۸۸/۰۴/۱۷, ۰۹:۳۹
با تو تمام حادثه تقدیر می شود

بی تو فضای روضه چه دلگیر می شود

زنگارِ قلب خسته ی آلوده ای چو من

با اشک های ناب تو تطهیر می شود

آتش به جان گریه کُنان شعله می کشد

وقتی حدیث محمل و زنجیر می شود

در اوج رنج های اسارت به هر زمان

ذکر مدامتان، همه تکبیر می شود

در شام و کوفه، خطبه ی جانسوز تو عجیب!

بر قلب دشمنان تو زنجیر می شود

امروز رمز زندگی شیعه بی دریغ

با آن توجّهات تو تعبیر می شود

عباس، مشک، دست، عَلَم، کربلا، حسین

با صبر بی نظیر تو تصویر می شود

هر وقت لب به وصف تو بگشود این حقیر

در حیرتم چه زود زمان دیر می شود

مجید لشکری

boutimar
۱۳۸۸/۰۴/۱۷, ۰۹:۴۶
گذشت عمر من (http://javascript%3Cb%3E%3C/b%3E:void%20window.open%28%27http://www.shiati.ir/index2.php?option=com_content&task=view&id=1651&Itemid=42&pop=1&page=0%27,%20%27win2%27,%20%27status=no,toolbar=no ,scrollbars=yes,titlebar=no,menubar=no,resizable=y es,width=640,height=480,directories=no,location=no %27%29;) (http://javascript%3Cb%3E%3C/b%3E:void%20window.open%28%27http://www.shiati.ir/index2.php?option=com_content&task=emailform&id=1651%27,%20%27win2%27,%20%27status=no,toolbar=n o,scrollbars=yes,titlebar=no,menubar=no,resizable= yes,width=400,height=250,directories=no,location=n o%27%29;)


گذشت عمر من از لابه لای رنج و بلا
نگشت غصه دمی از دل رمیــده جدا
از ابتدای مکافات دهر تا به کنون
دلم سـراغ ندارد ز روزگـار،وفـا
اوان کودکیـم بود اوّل سختـی
میان شعله فدا شد گل معطر ما
کسی نگفت مزن تازیانه زن است
کسی نشد سپر مادرم برای خـدا
گذشت و کوفه امام غریب خود را کشت
چه اشکها که نکردم نثــار فـرق دوتا
به سینه داغ جگر پیاره می کشم عمری
چه با برادر من کرد نیش زهر جفا؟
کشیـد داغ پـدر،مـادرو برادر من
ز قلب کوفه و یثرب به خــاک کرببلا
کمر شکن تر از این ماجرا ندیده کسی
که نیزه بوسه زند راس سیـــد الشهدا
برادری که بقا بود فیـض آب لبش
بُرید آب نخورده عدو سرش زقفا
کسی که گوشه چشمش طلا کند مس را
خدا گواست سرش بود بین طشـت طلا
بیا اجل که رمق رفته از تن زینب
ز رنج راه بیابان و زخـم شام بلا

boutimar
۱۳۸۸/۰۴/۱۷, ۰۹:۵۱
من زينبم مي خواهم از غم ها بگويم


من بلبلم مي خواهم از گلها بگويم


از دامن مادر گرفته تا اسارت


از آنچه ديدم در مصيبتها بگويم


چون خاطرات ديني بسيار دارم


از كوچه ها تا دامن صحرا بگويم


دارم هزاران خاطرات تلخ وشيرين


از كربلا تا شام را يكجا بگويم


از مادرم زهرا بگويم آنچه ديدم


يا آنچه ديدم در اسارتها بگويم


من زينبم گل پرور باغ بلايم


من باغبان لاله هاي كربلايم


من كشتي صبر علي را ناخدايم


فرمانده گردان صبر كربلايم


من تيغه لا سيف الا ذوالفقارم


انگشتر دست شه خيبر گشايم


من در اسارت نمراي ممتاز دارم


رفته به معراج فلك صوت رسايم


من زينبم پرورده دامان غصمت


شيوا ترين غمنامه شهر صفايم


من آستانه بوس در بار حسينم


چون دوره گرد خيمه آل كسايم


من قهرمان ساحل درياي صبرم


من نسخه پيچ داروي دارالشفايم


من زينبم من زينب مشكل گشايم


تنها ترين شبگرد دشت كربلايم


من تازيانه دست يك ديوانه ديدم


ديوانه اي را مست يك پيمانه ديدم


ديدم زگوشي گوشواره مي كشيدند


يك دختري با اشك مظلومانه ديدم


ديدم لب خاكسري با خيزران را


بزم شراب و مجلس شاهانه ديدم


ديدم لبي را مي كند قرآن تلاوت


مهمان نوازي دل هم از ويرانه ديدم


ديدم به روي گل آثار سيلي


مجروح پاي كودكي دردانه ديدم


ديدم به مهماني سري را در تنوري


بس گفتني از زاده مرجانه ديدم


من ديده ام پاي پياده از مدينه


زهرا كه از داغ دلش ميزد به سينه


من ديدهام يك ارغوان سر بريده


هفتادو دو نيلوفر در خون كشيده


من چهره مهتاب را در آب ديدم


خورشيد را ديدم كه در خاك آرميده


من شاهد لبهاي خشك بسته داغم


بوسيده ام حلقوم و رگهاي بريده


من صبر خود را كنج مقتل آزموده ام


آندم كه ديدم دست و انگشت بريده


من اشكها را قطره قطره مي شمردم


آن لحظه كه ميريخت هر قطره ز ديده


من باغ خشك نينوا را آب دادم


چون پاي هر يك بوته اش اشكم چكيده


چون صابرم ، شد قسمتم محمل سواري


با اشك كردم لاله ها را آبياري


من اشكبوس لاله هاي داغدار دارم


از شام تا شهر مدينه پاسدارم


مي شير يرخ بيشه دشت حجازم


از كربلا تا كربلا در اقتدارم


من ناظر سر نيزه هاي داغ بودم


شبگرد يك صحراي يرخ مرگبارم


من پيكري ديدم كنار يك مشك بي آب


اين صحنه كرده تا قيامت بي قرارم


من ياس را در رشته زنجير ديدم


خشكيده از گرما گل سرخ بهارم


بار سفر را روي محمل ها ببستم


دست رقيه بود آن شب بين دستم
حاج داود يداللهي(قطره)

boutimar
۱۳۸۸/۰۴/۱۷, ۰۹:۵۵
از آه، سینه پر، ز نَم اشک ، دیده نیز
دیدم دو صد شنیده بلا ، ناشنیده نیز
پس کو چه های خواب من از رد تو پر است
سالم تن تو دیده ام و سر بریده نیز
گاهی که باز سر به مصیبت کِشان زدی
حالی بپرس از من محنت کشیده نیز
روزی که شعله دامن اطفال می درید
شد زخمهای پای من از هم دریده نیز
آری همان نسیم که شد زائر تنت
در وقتِ رفت، بر جگر من وزیده نیز
آن خواهری که بار اسیری به دوش داشت
پای پیاده از پی طفلان دویده نیز
چون سبزی کبود تنت، خواهرت، حسین!
با تازیانه طعم کبودی چشیده نیز
راهی برای دیدن خود باز کن به من
فرتوت گشته همسفر تو ، خمیده نیز
یوسف به چشم می نهم این پیرهن ،که شب
کنعانیت کند ز نگاهم ، سپیده نیز

7272
۱۳۸۸/۰۴/۱۷, ۱۰:۴۵
السلام عليك يابنت سيدالاوصياء....
تازيانه خوردن وازدين حق كردن دفاع
فاطمه دراين روش آموزگارزينب است
گرمدال فاطمه ازميخ دربرسينه بود
خون پيشاني مدال افتخارزينب است

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۱۷, ۱۲:۲۰
عمه مهربان بچه‏ها (وفات حضرت زینب علیهاالسلام )

http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif


15 رجب


هنوز مردم غم از دست دادن امام حسین علیه‏السلام را فراموش

نکرده بودند که زینب کبری علیهاالسلام خواهر بزرگوار او و دختر نمونه

حضرت علی علیه‏السلام بار سفر بست و از دنیا رفت و غم مسلمانان

را تازه‏تر کرد. آن روز 15 رجب بود. آسمان از این حادثه غم‏انگیز رنگ

ماتم گرفته بود. الان سال‏ها از آن حادثه گذشته است. امروز هم 15

رجب است و سالگرد رحلت حضرت زینب علیهاالسلام . به همین دلیل

دل‏های همه عاشقان او، غمگین است و دوست دارند به زیارت حضرت

زینب علیهاالسلام بروند. ما امروز یاد آن حضرت را گرامی می‏داریم و

رحلتش را به شما و خانواده عزیزتان تسلیت می‏گوییم



http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۱۷, ۱۲:۲۲
مربیان حضرت زینب علیهاالسلام



معلم‏های حضرت زینب علیهاالسلام انسان‏های کاملی بودند که همه


خوبی‏ها و فضیلت‏ها در وجودشان جمع بود؛ اولین معلم او پیامبر بزرگ


اسلام، حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بود که از بهترین انسان‏هاست.


بعد از پیامبر، پدرش حضرت علی علیه‏السلام ، مادرش حضرت فاطمه


علیهاالسلام و برادرانش امام حسن علیه‏السلام و امام حسین


علیه‏السلام معلمان او بودند و سهم زیادی در تربیت و پرورش او


داشتند. آنها سعی کردند حضرت زینب علیهاالسلام را طوری تربیت


کنند تا بتواند مشکلات سخت و دشوار را تحمل کند.

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۱۷, ۱۲:۲۵
علاقه زینب علیهاالسلام به برادرش امام حسین علیه السلام

حضرت زینب علیهاالسلام به امام حسین علیه‏السلام علاقه خاصی داشت. اگر چه به برادر دیگرش امام حسن علیه‏السلام هم علاقه داشت؛ اما علاقه و انس او به امام حسین علیه‏السلام خیلی شدید بود؛ به طوری که در کودکی اگر به گریه می‏افتاد به محض شنیدن صدای برادرش آرام می‏گرفت و ساکت می‏شد. حتی وقتی که بزرگ شد همیشه همراه برادرش بود و او را هیچ وقت تنها نمی‏گذاشت.

عزیز برادر

حضرت زینب علیهاالسلام نزد برادرانش امام حسن علیه‏السلام و امام حسین علیه‏السلام خیلی عزیز بود. این دو امام بزرگوار به حضرت زینب علیهاالسلام خیلی احترام می‏گذاشتند. اگر مشکلی برایشان پیش می‏آمد سعی می‏کردند حضرت زینب علیهاالسلام متوجه آن مشکل نشود و نگران نباشد. علاوه بر آن هر وقت حضرت زینب علیهاالسلام برای دیدن امام حسین علیه‏السلام می‏رفت، امام حسین علیه‏السلام از جایش بلند می‏شد و خواهر را جای خود می‏نشاند. این رفتارها نشان می‏دهد چقدر امام حسن علیه‏السلام و امام حسین علیه‏السلام به خواهرشان علاقه داشتند و او رااحترام می‏کردند.

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۱۷, ۱۲:۲۷
حجاب حضرت زینب علیها السلام


مریم پیش مامانش آمد و از او به خاطر مقنعه‏ای که برایش دوخته بود، تشکر کرد. او حالا با این مقنعه بهتر می‏تواند حجابش را حفظ کند. مریم از مادرش شنیده که حضرت فاطمه علیهاالسلام توجه زیادی به حجابش داشت. دخترش حضرت زینب علیهاالسلام هم در حفظ حجاب مانند مادرش بود و همیشه حجابش را حفظ می‏کرد. مریم هم که حضرت زینب علیهاالسلام و مادرش را خیلی دوست دارد، می‏خواهد مثل آنها حجابش کامل باشد؛ تا هم آنها را شاد کند و هم خدا از او راضی باشد



قرآن مجید در سوره نور درباره حجاب بانوان تأکید، و زنان و دختران پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را به عنوان الگوهای جامعه اسلامی معرفی کرده است و زینب علیهاالسلام چون مادر بزرگوارش، اسوه حجاب و عفت بود. یحیی مازنی می‏گوید: «من مدت زیادی در همسایگی خانه امیرمؤمنان سکونت داشتم. در طول این مدت، نه قامت زینب را دیدم و نه صدای او را شنیدم. هر گاه زینب می‏خواست به زیارت جدش برود، امام حسن علیه‏السلام ، امام حسین علیه‏السلام و حضرت علی علیه‏السلام گرداگرد او را می‏گرفتند و علی علیه‏السلام ، پیش از رسیدن به روضه مبارک پیامبر، چراغ‏ها را خاموش می‏کرد و می‏فرمود: «نمی‏خواهم چشم بیننده‏ای به خواهرتان زینب علیهاالسلام بیفتد».

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۱۷, ۱۲:۲۹
صبر حضرت زینب علیها السلام


بندگان خوب خدا اگر در زندگی مشکل و مصیبتی برایشان پیش بیاید در

مقابل مشکلات صبر می کنند. صبر، یکی از صفت‏های خوب است که

به ما قدرت و توانایی می‏دهد تا بتوانیم در مقابل رنج‏ها و سختی‏ها

مقاومت کنیم و هیچ وقت شکست نخوریم. اما هر وقت کلمه صبر را به

زبان می‏آوریم به یاد حضرت زینب علیهاالسلام می‏افتیم؛ زیرا او دارای

صبر زیادی بود. او از کودکی با صبر آشنا شد؛ زیرا از همان دوران،

مصیبت‏ها و رنج‏های او شروع شد؛ مثلاً مادرش حضرت فاطمه

علیهاالسلام را از دست داد. بعد هم پدر و سپس برادرش امام حسن

علیه‏السلام را از دست داد. در کربلا هم شهادت همه برادران و دو

پسرش را دید؛ اما با صبر همه آن مصیبت‏ها را تحمل کرد.

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۱۷, ۱۲:۳۱
عبادت حضرت زینب علیها السلام




آیا می‏دانید چه چیزهایی باعث نزدیکی ما به خدا می‏شود؟ کارهایی

که خدا به ما دستور داده و دوست دارد ما آنها را انجام بدهیم ما را به

خدا نزدیک می‏کند؛ مثل نماز خواندن و دعا کردن که عبادت نام دارد.

همه امامان ما عبادت کردن را خیلی دوست داشتند و شیرین‏ترین

لحظه‏های زندگی آنها زمانی بود که عبادت می‏کردند و نماز

می‏خواندند. حضرت زینب علیهاالسلام هم مثل آنها عبادت کردن را

دوست داشت؛ زیاد نماز می‏خواند و عبادت می‏کرد؛ به طوری که همه

از او می‏خواستند موقع عبادت برایشان دعا کند.

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۱۷, ۱۲:۳۴
بانوی غم

زینب علیهاالسلام زبان علی علیه‏السلام در کام است و ذوالفقار علی

علیه‏السلام در نیام.

زینب علیهاالسلام آفتاب عفت زهرا علیهاالسلام در حجاب است و حلم

حسن علیه‏السلام در سینه.

کلام زینب علیهاالسلام چون تیغی است که پرده‏های تزویر را می‏درد و

یادآور فصاحت جاری بر زبان رسول اللّه‏ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است.

ردای وصله خورده زینب علیهاالسلام و قد خمیده‏اش، یادآور مظلومیت

فاطمه علیهاالسلام است.

چشم‏های مضطرب او، از سر بریده حسین علیه‏السلام

بر نیزه حکایت می‏کند.

به راستی کیست که چون زینب علیهاالسلام از آغاز کودکی تا پایان

زندگی، در دامان مصیبت و صبر آن زندگی کند و کیست که چون زینب

علیهاالسلام این چنین در برابر آماج سختی‏ها شکیبایی از خود نشان

دهد؟!

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۱۷, ۱۲:۳۷
در مکتب زینب علیها السلام

در فضیلت‏های حضرت زینب علیهاالسلام می‏توان به قناعت، زهد،

عبادت و تحمل در مقابل پیشآمدهای ناگوار و مشکلات روزگار اشاره

کرد.

از شگفتی‏های آن بانو این که در حدود شش سالگی، خطبه بلیغ و

طولانی مادر بزرگوارشان را در مسجد النبی راجع به فدک و ولایت

امیرمؤمنان حفظ کرده بود.

بشیر بن خزیم اسدی از شخصیت‏های مهم کوفه می‏گوید: «به خدا

سوگند هرگز زنی را که سراپا شرم و حیا باشد، سخنران‏تر از زینب

علیهاالسلام ندیده‏ام؛ گویی از زبان علی علیه‏السلام نطق می‏کردو

سخن گفتن را از زبان آن حضرت فرا گرفته بود».

موقعیت علمی و اجتماعی آن بانو به گونه‏ای بود که شوهرش عبداللّه‏

نیز او را با این عنوان می‏خواند: «ای دختر مرتضی، ای بانوی خردمند

بنی‏هاشم».

امام سجاد علیه‏السلام پس از خطبه آتشین زینب در

کوفه، در مقام تأیید به ایشان فرمود: «بحمداللّه‏ تو دانشمند بدون

آموزگار و اندیشمند بدون استاد هستی».

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۱۷, ۱۲:۳۹
زهد زینب علیها السلام

زینب کبری علیهاالسلام نمونه بارز زاهد کامل بود. او هرچند همسرش

از ثروتمندان کم‏نظیر عرب به شمار می‏آمد، ولی از همه زیبایی‏های

دنیا چشم پوشید و برای رضای خدا ویاری نهضت مقدس اباعبداللّه‏

الحسین علیه‏السلام راه کربلا را در پیش گرفت و در این راه چون کوهی

استوار و پا برجا بود و پناهگاه خاندان عصمت و طهارت شد. او با پدری

زهد پیشه چون علی علیه‏السلام زندگی کرد و یک بار چهار هزار درهم

از اموال شخصی‏اش به یک عرب بخشید و مشکل او را برطرف نمود

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۱۷, ۱۲:۴۲
زینب علیهاالسلام در مهد فضیلت‏ها


بیان سخنان و خطبه‏های عالمانه و همراه با استدلال به آیات قرآن


کریم، در کربلا، بازار کوفه، مجلس عبیداللّه‏ بن زیاد و دربار یزید از سوی


زینب کبری علیهاالسلام ، هر یک شاهد گویایی بر توانایی علمی


ودانش آن بانوست و البته این طبیعی است؛ چرا که پیامبر


صلی‏الله‏علیه‏و‏آله مدینه و شهر علم است و علی هم دروازه آن شهر، و


هر کس بخواهد وارد شهر علم شود، باید از آن در وارد گردد. زینب


علیهاالسلام خود ساکن شهر علم بود و از محضر جد بزرگوار خود


کسب فیض می‏نمود. بسیاری از محدثان از حضرت زینب علیهاالسلام


حدیث نقل کرده‏اند. از جمله ابن عباس، خطبه حضرت زهرا


علیهاالسلام را از آن حضرت نقل می‏کند و می‏گوید: «زینب، عقیله


بنی‏هاشم، احادیث بسیاری از فاطمه علیهاالسلام و مادرش نقل


نموده است».

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۱۷, ۱۲:۴۴
همراه حسن علیهاالسلام ، همراز حسین علیه‏السلام

با غروب غم‏انگیز حیات امیرمؤمنان علیه‏السلام صبح صادق امامت امام حسن علیه‏السلام و سپس دوران امامت امام حسین علیه‏السلام آغاز شد. در این فصل از زندگانی زینب علیهاالسلام ، او چون مادری مهربان، یاری وفادار و خیرخواهی همیشگی برای برادران بود. اما بعد از شهادت امام حسن علیه‏السلام ، او دیگر همه کس حسین علیه‏السلام و همرازی مطمئن برای او به شمار می‏آمد. عشق به حسین چنان وجود این بانو را پر کرده بود که زندگی بدون برادر برایش مقدور نبود. با شروع نهضت حسینی، زینب همچون پروانه گرداگرد شمع وجود برادر می‏سوخت و خود را برای فردایی مهیا می‏ساخت که دیگر حسین نبود و او می‏بایست گرد خیمه‏های نیم‏سوخته حرم بسوزد و از دل‏های سوخته دلجویی کند.

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۱۷, ۱۲:۴۵
تصویر حسین علیه‏السلام در کربلا

زینب علیهاالسلام آیینه حسین بود و آیینه دار آیین رسول خدا

علیهاالسلام .

دیدار زینب، تماشای حسین را به دیدگان مضطرب

هدیه می‏داد و او شعله عشق حسین را در میان دل‏های مشتعل

کربلا تقسیم می‏کرد تا هیچ کس بی‏نور حسین قدم درراه نگذارد و

بی‏روشنی او شام و کوفه را تجربه نکند. زینب علیهاالسلام آیینه

حسین علیه‏السلام بود.

زینب حسین بود و خودش، حسین علیه‏السلام بود و زهرا

علیهاالسلام ، حسین علیه‏السلام بود و علی علیه‏السلام .

زینب تصویری از اهل بیت علیهم‏السلام بود.

زینب، همه صبر و شکیبایی و همه سرمایه غریبی‏ها و

بی‏پناهی‏ها بود.

زینب، آینه حسین بود و امتداد راه او در کربلا.

آری، زینب با حسین خاکسترنشین شد، آن لحظه که بر

خاکسترهای خیمه‏های نیم سوخته به نماز نشسته بود.

زینب و حسین دو تصویرند در کربلا و کوفه؛

بلکه در همیشه و همه جا برای همه آنان که بخواهند یک

حقیقت را در دو جلوه ببینند.

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۱۷, ۱۸:۱۴
در مجلس یزید

زینب علیهاالسلام بعد از ورود به شام، با سخنان علی‏گونه‏اش یزید را

رسوا ساخت. او در مجلس یزید خطاب به او فرمود: «افسوس که

ناچار به گفتگو با تو هستم؛ و گرنه حقیرتر از آنی که با تو سخن گویم....

به خدا قسم که جز از خدا ترسی ندارم و جز به او نزد کسی شکایت

نمی‏برم. هر مکر و خدعه‏ای داری به کار گیر، ولی بدان به خدا سوگند

نمی‏توانی یاد ما را محو کنی و ذکر اهل بیت را از بین ببری». ایشان

سپس خطبه‏اش را آغاز کرد و فرمود: «آیا گمان کردی که چون عرصه

را بر ما تنگ نمودی و ما را مانند اسیران به این طرف و آن طرف بردی،

ما را نزد خدا خوار نمودی. ای یزید! به خدا قسم تو جز پوست خود را

نشکافتی و جز گوشت بدن خود را قطع ننمودی.» یزید بعد از شنیدن

این سخنان آتشین، از وحشت و تأثر آن چنان لرزید که دستور داد اهل

بیت را با کمال احترام به مدینه برگردانند

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۱۷, ۱۸:۱۵
توسل به حضرت زینب علیهاالسلام


توسل به حضرت زینب علیهاالسلام و واسطه قرار دادن ایشان برای


دریافت توفیقات الهی، از مسائلی است که در کلام معصومان بدان


سفارش شده است.


امام زمان(عج) فرمود: «در گرفتاری واسطه‏ای آبرومند چون عمه‏ام


زینب علیهاالسلام به درگاه خدا معرفی کنید تا خدای متعال


گرفتاری‏تان را برطرف سازد.»


همچنین ایشان در جای دیگر فرموده است:


«به شیعیان و دوستان من بگویید خدا را به حق عمه‏ام حضرت زینب


علیهاالسلام قسم دهند که ظهور مرا نزدیک گرداند.»


اللهم عجل لولیک الفرج

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۱۷, ۱۸:۱۸
زیباترین شکیب

تابش آفتاب شکوهمند زینب علیهاالسلام بعد از ورود به مدینه طیبه بیش از یک سال و اندی دوام نیاورد و همین مقدار زندگانی هم بدون حسین علیه‏السلام برای زینب علیهاالسلام بسیار سخت بود. اگر مقام والای صبر و تسلیم حضرت زینب علیهاالسلام در برابر مقدرت الهی نبود، کافی بود که زینب علیهاالسلام بعد از حسین علیه‏السلام با تجدید هر خاطره‏ای از خاطره‏های کربلا و عاشورا جان بسپارد و با زندگی وداع کند؛ اما زینب علیهاالسلام بنده شایسته خدا بود و بندگی خدا را در میدان‏های مختلف نشان داد و فرمان «فاصبِرْ صبرا جمیلاً» را لبیک گفت و بسان برادرش حسین نقش زیباترین شکیب را بر صحنه تاریخ بشریت ترسیم کرد. بدین سان، روحی بلند پس از حیاتی شکوهمند به جوار رحمت بیکران حق بار یافت و به دودمان پاکش پیوست و درس بندگی، عفت، ایثار، تعهد و صبر در راه خدا را به همگان آموخت.


یا زینب
التماس دعا برای فرج مولا صاحب الزمان
اللهم عجل لولیک الفرج

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۱۸, ۰۷:۵۲
http://askquran.ir/gallery/images//12311/large/1_ya_20zeinab.jpg (http://askquran.ir/gallery/images//12311/1_ya_20zeinab.jpg)

مجیب
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۰۸:۵۰
http://i36.tinypic.com/30jjrlz.jpg

amirmahdi
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۰۹:۵۰
بسیار خوب

می تونم یه سوال بپرسم دیگه .

شاید شما مادر باشید ، مادرها اگر واقعا مادر باشن برای بچه هایشان هرکاری می کنند

اما واقعا چرا حضرت زینب بچه هاشون رو با اصرار فرستادن میدان ؟

نگید دفاع از دین ، خود امام حسین فرمود نمیخواد برین میدان .

به نظرتون این اصرار چه فایده ای داشت؟؟

سیصدوسیزدهمی
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۰:۲۸
1.امام حسین ع حب بی بی بودن. تاریخ وداستانهاش گواهه مثال بارزشم میشه مراسم خواستگاری حضرت که شرط اصلی، بودن با امام بود. 2.حضرت زینب س دو نوجوون خودش رو اصلا برای چنون روزی تربیت کرده بود . در نتیجه هر ادم دیگه ای هم وقتی یه چیزیو خیلی دوست داشته باشه چیزهای دیگه رو براش فدا میکنه بخصوص چیزای شدیدا عزیزش رو. امام، عشق بی بی بود و دو اقا زادشم جگرگوشه هاش پس تنها راه نشون دادن این حب و وفا به عالم فدا کردن اونا برای کسیه که خودش از روی دستهای زینب س اینطور عرضه میشه : خدایا! این قربانی رو از ما بپذیر................

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۴:۰۴
http://upload.tazkereh.ir/images/96696620239930493405.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/96696620239930493405.gif)


http://shiaupload.ir/images/qv0hr575dvpmujzlm58o.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/65398100755031423039.pnghttp://shiaupload.ir/images/qv0hr575dvpmujzlm58o.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/96696620239930493405.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/96696620239930493405.gif)


فرارسيدن سالروزرحلت جانگداز بانوي قهرمان كربلا ؛
ام المصائب ؛ عقيله بني هاشم ؛ بزرگ پرچمدار
نهضت کربلا ، حضرت زينب كبري سلام الله عليها
را خدمت همه شيعيان تسليت عرض مي نمائيم
http://mohebemahdi.persiangig.com/2008071914394166.swf

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۴:۱۰
http://upload.tazkereh.ir/images/15366585963346705010.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/15366585963346705010.jpg)

(http://upload.tazkereh.ir/images/15366585963346705010.jpg)
(http://upload.tazkereh.ir/images/89681871035108283313.jpg)


ولادت


ثمره ازدواج مبارك علي عليه السلام و فاطمه زهرا عليها السلام پنج فرزند به نام هاي حسن، حسين، زينب، ام كلثوم و محسن است.



بنابر آن‌چه كه از امام صادق عليه السلام رسيده است «محسن» كه آخرين فرزند زهرا بود، بر اثر تجاوز و هجوم دشمنان اسلام به خانه آن حضرت، در شكم مادر جان داد و به دنبال اين حادثه دردناك و صدماتي كه بر جسم فاطمه عليها السلام وارد آمد، آن حضرت بيماري شديد پيدا كرد و به شهادت رسيد.


زينب، سومين فرزند مهد ولايت است كه به احتمال قوي در سال ششم هجرت در مدينه چشم به جهان گشود.


زينت پدر



زينب، يعني زينت پدر و اين نامي است كه خداوند براي دختري انتخاب كرد ، كه با انجام رسالت خويش زينت بخش تاريخ شد و موجب افتخار و سرافرازي خاندان وحي و ولايت گشت. و اين است كه نام زينب در تاريخ كربلا كه تاريخ جاودانگي اسلام و تشيع است، به خاطر فداكاري‌هايش، زيبا،‌درخشان و جاوداني است.


مراسم نام‌گذاري اين درّ ولايت را در تاريخ اين گونه مي‌خوانيم:



نامي آسماني


هنگام ولايت زينب كبري، چون رسول خدا در سفر بود، فاطمه از همسرش علي درخواست كرد كه نامي براي فرزندشان انتخاب كند. علي عليه السلام در جواب فرمود: من بر پدرت سبقت نمي‌گيرم، صبر مي‌كنيم تا پيامبر از سفر برگردد. چون پيامبر بازگشت و خبر ولادت نوزاد زهرا را از زبان علي عليه السلام شنيد فرمود: فرزندان فاطمه فرزندان منند ولي خداوند در باره آنان تصميم مي‌گيرد.


بعد از آن جبرئيل نازل شد و پيام آورد كه خداوند سلام مي‌رساند و مي ‌فرمايد:


نام اين دختر را زينب بگذاريد كه اين نام را در لوح محفوظ نوشته‌ام.



آن گاه رسول خدا زينب را گرفت و بوسيد و فرمود: توصيه مي ‌كنم كه همه اين دختر را احترام كنند، كه او مانند خديجه كبري است.


يعني همان گونه كه فداكاري هاي خديجه در پيشبرد اهداف پيامبر و اسلام بسيار ثمربخش بود، ايثار، صبر و استقامت زينب در راه خدا نيز در بقا و جاودانگي اسلام از اهميت ويژه‌اي برخوردار است.







http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۴:۱۳
http://upload.tazkereh.ir/images/27540235221810189887.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/27540235221810189887.jpg)

(http://upload.tazkereh.ir/images/81985187993258976323.jpg)


با پيامبر خدا

بنابر اينكه ولادت زينب عليها السلام در سال ششم هجري باشد و تاريخ وفات پيامبر اكرم در سال يازدهم؛ زينب بيش از پنج سال با پيامبر نبوده است و اين مدت زمان، كافي است كه او از اصحاب پيامبر اسلام به شمار آيد. بر اين مبنا كساني كه شرح حال اصحاب پيامبر اسلام را نوشته اند، نام زينب را زينت‌بخش كتاب خود ساخته‌اند.



در دامان عطوفت
اين پنج سال فرصتي بود كه زينب عليها السلام از تابش نور وجود پيامبر بهره گيرد و پيامبر رحمت، او را در دامان مهر و عطوفت خود نوازش كند و از جرعه‌هاي معرفت سيراب سازد و حديث صبر و استقامت در دفتر وجودش بنگارد. چرا كه پيامبر بر مصيبت ها و ناگواري هاي مسير زندگي زينب به خوبي واقب بود و مي دانست كه تاب تحمل اين زنج‌ها و حوادث ناگوار را تنها روحي بلند و قلبي چون كوه و دلي سرشار از عشق به خدا خواهد داشت.


گويا مصيبت و سختي، با سرنوشت زينب عجين گشته و خداوند صبر و پايداري را در او جلوه‌گر ساخته است تا اسوه و الگويي براي همه پويندگان راه خدا باشد.




http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۴:۱۷
http://upload.tazkereh.ir/images/34976953134642417539.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/34976953134642417539.jpg)

(http://upload.tazkereh.ir/images/86972336218784829167.jpg)


رؤيايي دردناك

زينب مسير پرحادثه و دردناكي را كه در پيش دارد، در همان زمان كودكي در آينه رؤيا مي نگرد و براي جدش پيامبر اكرم بازگو مي‌كند و پيامبر خدا حوادثي را كه در انتظار اوست تعبير مي‌كند تا او كه دست پرورده علي و بزرگ شده دامان زهراست، خود را براي رويارويي با اين حوادث مهيا سازد.

اين رؤيا را در تاريخ چنين مي‌خوانيم: ارتحال پيامبر خدا نزديك بود، زينب نزد پيامبر آمد و با زبان كودكانه به پيامبر چنين گفت:

«اي رسول خدا! ديشب در خواب ديدم كه باد سختي وزيد كه بر اثر آن دنيا در ظلمت فرو رفت و من از شدت آن باد به اين سو و آن سو مي‌افتادم؛ تا اين‌كه به درخت بزرگي پناه بردم، ولي باد آن را ريشه كن كرد و من به زمين افتادم. دوباره به شاخه ديگري از آن درخت پناه بردم كه آن هم دوام نياورد. براي سومين مرتبه به شاخه ديگري روي آوردم، آن شاخه نيز از شدت باد در هم شكست. در آن هنگام به دو شاخه به هم پيوسته ديگر پناه بردم كه ناگاه آن دو شاخه نيز شكست و من از خواب بيدار شدم».



پيامبر با شنيدن خواب زينب، بسيار گريست و فرمود:


«درختي كه اولين بار به آن پناه بردي جدّ توست كه به زودي از دنيا مي‌رود. و دو شاخه بعد مادر و پدر تو هستند كه آن‌ها هم از دنيا مي‌روند و آن دو شاخه به هم پيوسته دو برادرت حسن و حسين هستند كه در مصيبت آنان دنيا تاريك مي‌گردد».





http://upload.tazkereh.ir/images/37550913480430945106.gif

seyed133
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۴:۳۲
به نام خدا


http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/01%20esfand/02/0009037%20%286%29.jpg
آه،ای ام المصائب، تمام داغ‌ها و سوگ‌ها، در حضور مصیبت‌های تو رنگ می‌بازد و از یاد می‌روند.
وفات حضرت زینب(س) تسلیت باد

seyed133
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۴:۳۳
http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/01%20esfand/02/0009037%20%287%29.jpg
تمام زمین وزمان بر کربلا می‌گریند و تمام کربلا بر زینب(س)

belher2
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۴:۳۷
زينب(س) آئينه دار حسين(ع)است...خواهر بي قرار حسين است

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۴:۳۸
http://upload.tazkereh.ir/images/01975110717608594691.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/01975110717608594691.jpg)

(http://upload.tazkereh.ir/images/37834454009093431801.jpg)

در مكتب پدر
بانوي بزرگ اسلام زينب كبري حدود سي و پنج سال داشت كه پدرش علي به شهادت رسيد. او بدون ترديد از دوران حيات پدر بزرگوارش آگاهي‌ها و بهره‌هاي فكري و معنوي فراواني گرفته است و خاطرات زيادي از دوران پدر دارد. خاطرات تلخ و شيريني كه هر كدام در شكل‌گيري شخصيت زينب و سازندگي او تأثير عميقي داشته است..

صبر و بردباري
او روزها و سالهاي مظلوميت پدر را خوب به ياد داشت و شاهد بود كه بعد از رحلت پيابمر اسلام، ‌ولايت پدرش را كه بزرگترين شخصيت جهان اسلام بعد از پيامبر بود، ناديده گرفتند و بر جايگاهي كه پيامبر بعد از خود براي علي(ع) تعين كرده بود و كراراً آن را گوشزد مي‌كرد و مسلمانان را به آن توصيه مي‌فرمود عاصبانه تكيه زدند و حق او را ضايع ساختند. بر كرسي هوسها نشستند و خود را جانشين و خليفه پيامبر خواندند.

و اميرالمؤمنين كه جز به حفظ اسلام و مصالح مسلمين نمي انديشيد همچنان صبر پيشه كردو رضايت خدا را بر هر چيز مقدم داشت و بيست و پنج سال سكوت اختيار كرد.

زينب در اين دوران،‌ حوادث را به دقت پيگيري مي‌كرد و بر بينش و آگاهيهاي خود مي افزود. هواپرستي و دنيا طلبي بسياري را مي‌ديد،‌ دوست و دشمن را به خوبي از يكديگر تميز مي‌داد و شاهد كينه‌توزي‌هاي ابوسفيان‌ها و معاويه ها بود. دشمنان نقابداري كه در ظاهر،‌ لباس اسلام بر تن كرده بودند و سنگ اسلام به سينه مي‌زدند و در باطن و حقيقت براي نابودي آن نقشه مي كشيدند و حقايق را وارونه جلوه مي دادند.

زينب،‌ همه اين دشمني‌ها را مي‌ديد و عظمت صبر پدر را درمي‌يافت. هم او كه فرمود:
«صبرت و في العين قديً و في الحلق شجاً» شكيبايي ورزيدم همچون كسي كه خاشاك چشمش را پر كرده و استخوان راه گلويش را گرفته است.

زينب از صبر او الهام مي‌گرفت و درس فداكاري مي آموخت. مي آموخت كه چگونه بايد تمام مشكلات و رنجهاي راه خدا را تحمل كرد، محروميتها را پذيرا شد و مصالح فردي را فداي مصلحت اسلام كرد.




http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۴:۴۱
http://upload.tazkereh.ir/images/59852712879528400229.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/59852712879528400229.jpg)

(http://upload.tazkereh.ir/images/93866708033209292896.jpg)


دفاع از حق
زينب در مجلس سخنراني مادرش فاطمه در مسجد رسول خدا در دفاع از حقوق اهلبيت و فدك حاضر بود و خطبه و سخنان مادرش را در آن مجلس به ياد داشت؛ به طوري كه خود يكي از راويان آن خطبه به شمار مي‌آيد.

او از مادرش آموخت كه چگونه بايد در مقابل دشمنان ايستادگي كرد و آنان را رسوا ساخت.

او آماده مي‌شد كه با سخنان خود در بازار كوفه و كاخ ابن زياد و يزيد، ظلم و جنايت آنان را برملا سازد و از اسلام و ولايت دفاع كند




http://upload.tazkereh.ir/images/88787299077485130875.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/88787299077485130875.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۴:۴۸
http://upload.tazkereh.ir/images/91266737024014520985.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/91266737024014520985.jpg)

(http://upload.tazkereh.ir/images/60380192497830801209.jpg)



آخرين ديدار

سرانجام زمان آخرين ديدار و وداع با مادر فرا مي‌رسد و تكفين مادر پايان مي‌يابد. به دعوت پدر، فرزندان زهرا با مادر خويش وداع مي‌كنند و لحظاتي مادر را در آغوش مي‌گيرند، چنان كه فرشتگان از اين صحنه دلخراش مي گريند... بياييد گوشه اي از اين ماجراي غم‌افزا را از زبان اميرالمؤمنين بشنويم:


«زماني كه خواستم كفن زهرا را گره بزنم، به ام‌كلثوم، زينب،‌ حسن و حسينم گفتم: بياييد از مادرتان توشه‌اي برگيريد كه اين آغاز جدايي است و ديدار بعدي در بهشت خواهد بود.


حسن و حسين به طرف مادر آمدند؛ در حالي كه چنين مي‌گفتند: اندوه و حسرتي كه از فقدان جدّمان پيامبر و مادرمان فاطمه داريم هرگز خاموش نمي‌شود. اي مادر حسن! اي مادر حسين!‌ هنگامي كه جدّمان محمد مصطفي را ديدي سلام ما را به او برسان و بگو بعد از تو ما در دنيا يتيم شديم.
علي فرمود:


به خدا سوگند مشاهده كردم كه زهرا با ناله و اندوه با دو دست فرزندانش را گرفت و مدتي به سينه چسباند كه ناگاه هاتفي از آسمان ندا داد كه اي ابوالحسن آنان را از آغوش مادر برگير كه به خدا سوگند اين دو فرزند، ملائكه آسمان را به گريه انداختند؛...».


و بدين سان زينب مادري مهربان، ‌مونسي عطوف و پناهي آرام‌بخش را در سنين كودكي از دست مي‌دهد كه غم هجران او بر قلب كوچكش سنگيني مي‌كند. ولي او كه مسئله آموز مكتب پيامبر و فاطمه و علي است لحظه‌اي و ذره اي در راه هدف خود ترديد نمي‌كند و با استواري گام برمي‌دارد و رسالتش را به انجام مي‌رساند




http://upload.tazkereh.ir/images/31321579882537113249.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/31321579882537113249.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۴:۵۰
http://upload.tazkereh.ir/images/99345461564755033069.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/99345461564755033069.jpg)


بعد از مادر
ديگر شمع وجود مادر روشني بخش خانه علي نيست. لزوم نگهداري از فرزندان فاطمه ايجاب مي‌كرد كه شخصي عهده دار اين مهم شود. فاطمه اين امر مهم را در آخرين روزهاي زندگيش پيش بيني كرده بود و مادري مهربان براي فرزندانش و همسري براي علي در نظر گرفته و ازدواج با او را به علي توصيه نموده بود. اين افتخار نصيب بانوي بزرگواري به نام «امامه» شد كه به فرموده فاطمه براي فرزندانش همانند خود او بود.

زينب بعد از مادر در سايه تربيتهاي پرمهر پدري چون علي و در كنار برادراني چون حسن و حسين رشد مي‌يابد و از همان دوران كودكي مشكلات فراوان و فشارهاي روحي بي‌شماري را تجربه كرده و در برابر آن‌ها مقاومت مي‌كند و بدين گونه دوران كودكي را پشت سر مي‌گذارد.

هر چند زينب كوچكتر از حسن و حسين است،‌ ولي از آن‌جا كه دختر فاطمه و دست پرورده اوست و عطر مهر مادري چون فاطمه از او تراوش مي‌كند،‌ علاقه و پيوند روحي و عاطفي‌اي كه ميان او دو برادرش وجود دارد، وصف ناشدني است.

و اين ارتباط روحي تا پايان عمر استمرار مي‌يابد و زينب لحظه‌اي نمي‌تواند دوري و اندوه اين جگرگوشگان فاطمه را تاب بياورد و چنانكه خواهيم ديد تا آخرين لحظات،‌ چون مادري مهربان به آنان عشق مي ورزد و هر و محبت نثارشان مي‌كند و چيزي نمي‌تواند مانع اين پيوند و بستگي گردد.




http://upload.tazkereh.ir/images/68792894550454857797.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/68792894550454857797.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۵:۱۱
http://upload.tazkereh.ir/images/10806469208348641783.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/10806469208348641783.jpg)

(http://upload.tazkereh.ir/images/89681871035108283313.jpg)


شرط آغاز زندگي مشترک

اينك زينب به سالهاي تشكيل زندگي مشترك نزديك شده است. او مي‌داند كه ازدواج براي هر زني حق طبيعي و شرعي است و روي گرداني از اين سنت، خارج شدن از آئين پيامبر اسلام است.

ولي زينب با ازدواج كه عمل به سنت پيامبر خداست،‌ رسالت بزرگي را كه بر دوش دارد فراموش نمي‌كند. او مي‌داند كه بايد در تمام صحنه ها و لحظه ها در كنار برادرش باشد. او مي‌داند كه به ثمر نشستن قيام حسين و شهادت عزيزانش، نيازمند آزادگي در اسارت، صبر و پايداري،‌ و پيام رساي او به گوش تاريخ بشريت است.

از اين رو زينب در قرارداد ازدواجش شرط همراهي با برادرش حسين را قيد مي‌كند تا از وظيفه مهم خود باز نماند.

از شخصيتي متعهد به اسلام و دوستدار اهلبيت، چون عبدالله بن جعفر كه به خواستگاري دختر علي آمده است، انتظاري جز پذيرش اين شرط نيست.

به هر صورت مراسم خواستگاري پايان مي‌يابد و عبدالله بن جعفر به افتخار همسري زينب كبري نائل مي‌گردد





http://upload.tazkereh.ir/images/59078232533219858315.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/59078232533219858315.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۵:۲۰
http://upload.tazkereh.ir/images/73223831858894695226.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/73223831858894695226.jpg)
[/URL]


در محيط خانه
بدون شك در دورانهاي مهم تربيت انسان و شكل‌گيري شخصيت او دوران كودكي است. تأثير پذيري انسان از محيط و اطرافيان خود در اين دوره، به مراتب بيشتر و عميقتر از دوره‌هاي ديگر زندگي است.

اعمال، رفتار،‌ برخوردها و به طور كلي شيوه معاشرت پدر و مادر در خانه و كيفيت ارتباط آنان با يكديگر و ديگر افراد، در روح و خلق و خوي فرزند اثري مستقيم خواهد گذاشت،‌ روح حساس و لطيف فرزند را تحت تأثير خود قرار خواهد داد.

اصولاً پدر و مادر مي‌توانند، زشتي و زيبايي رفتار وسلوك خود را در آينه شفاف و زلال كودك خود بنگرند و حركات،‌ روحيات و خصلت هاي كودكشان را نمونه‌اي از روحيات و صفات خود بدانند.

به خاطر اين روح الگو خواهي و تربيت پذيري ،‌پيرامون تربيت كودكان و پرورش فكري، اعتقادي و اخلاقي آنان در روايات توصيه هاي فراواني شده است. تأثير اين تربيتها، به قدري است كه علي(ع) قلب كودك و مركز دريافت هاي او را همانند زمين خالي و بدون كشتي مي‌داند كه هر بذري را پذيراست.

بنابراين مي‌توان شخصيت و آينده كودك را مرهون تربيتها و پرورشهاي عملي پدر و مادر دانست كه فرزند به صورت الگو از آنان كسب كرده است.

اما زينب، در خانه اي تربيت و رشد يافت،‌ كه عالي ترين نمونه زندگي خانوادگي است و در طول تاريخ بشر خانواده‌اي به اين بزرگي و عظمت نيامده است و نخواهد آمد.

شخصيت زينب در خانه اي شكل گرفت كه نور ايمان در آن مي درخشيد و سرشار از صفا و صميميت و آكنده از معنويت و عشق به خدا بود.

خانه اي كه پدري چون علي دارد و مادري چون فاطمه، پدر و مادر معصومي كه تمايلات نفساني و هوي و هوس در آنان راه نداشت و انگيزه حركتها و فعاليتهايشان فقط انجام وظيفه الهي بود. آنان جز به رضاي خدا به چيزي ديگر نمي انديشيدند و جز براي پيشرفت اسلام و نجات بشريت گام برنمي‌داشتند.

زينب در اين محيط و تحت تربيت چنين پدر و مادري رشد مي‌يابد و در چنين مدرسه اي معارف الهي و آداب اسلامي را فرا مي‌گيرد و به تربيت ديني و فضائل اخلاقي دست مي‌يابد و به كمال مي‌رسد.

و بدين گونه مهم‌ترين و اساسي‌ترين كلاس آموزش خانه‌داري، شوهرداري،‌ تربيت فرزند،‌ اداره زندگي و به طور كلي آداب معاشرت زينب، دوراني بود كه در كنار مادرش حضور داشت و از رفتار و شيوه زندگي او الگو مي‌گرفت تا زماني او نيز همچون مادرش ـ كه زيباترين و خدايي‌ترين زندگي را گذراند ـ در خانه شوهر انجام وظيفه كند.

او شاهد بود كه چگونه مادرش براي ايجاد كانوني آرام‌بخش و انباشته از صفا و صميميت و روح و معنويت تلاش مي‌كرد. او اين سخن پدرش را شنيده بود كه مي‌فرمود: وقتي به خانه مي آمدم و به زهرا نگاه مي‌كردم،‌تمام غم و غصه هايم برطرف مي‌شد و او هيچ گاه مرا خشمگين نكرد.

زينب نمونه باشكوه صميميت،‌ همدلي و همراهي را در كانون پرمهر پدر و مادر خويش مشاهده كرده بود، و لذت آن را از ياد نمي برد. او شاهد تلاشهاي مادرش در خانه بود و دستهاي تاول زده مادر و زحمتهاي خانه‌داري را ديده بودو اجر و پاداش كار در خانه را باور داشت.

او تعاون و همكاري در خانه را از پدر و مادرش آموخته بود و مي‌ديد كه پدر هيزم و آب خانه را تهيه مي‌كرد و مادر آسيا مي‌كرد، خمير مي ساخت و نان مي پخت.

زينب، مهر و محبت مادر را نسبت به فرزندان از ياد نمي برد و عطوفت هاي مادر از شيرين ترين خاطره‌هاي او بود. او سخنراني مادرش در مسجد ـ در رفاع از كيان اسلام و ولايت ـ را فراموش نمي‌كرد و از آن درس دينداري و حراست از دستاوردهاي جدّ بزرگوارش پيامبر اكرم را فرا مي‌گرفت و حمايت از دين خدا را براي خود فرض و لازم مي دانست.

و بالاخره شخصت والايي چون زينب كبري كه در كانون ولايت رشد يافته و در سايه اين تربيتها بزرگ شده است،‌ دريايي است از معرفت و فضيلتهاي انساني و تجربه هاي اخلاقي و تربيتي كه از پدر و مادرش فرا گرفته است.

او اكنون به خانه شوهر مي‌رود و كانون زندگي را تشكيل مي‌دهد و به عنوان مربي بزرگ و نمونه‌اي در سنگر مقدس خانه‌ انجام وظيفه مي‌كند و براي اسلام فرزندان برومندي را تربيت مي‌كند كه نتايج درخشان آن را در آينده تاريخ زندگاني زينب ملاحظه خواهيم كرد.




[URL="http://upload.tazkereh.ir/images/79701080656191917864.jpg"]http://upload.tazkereh.ir/images/79701080656191917864.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/53283832590805233350.jpg)
(http://upload.tazkereh.ir/images/92677606000796779500.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۶:۴۳
http://upload.tazkereh.ir/images/27236742151570898153.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/27236742151570898153.jpg)


عدالت گستري
دوران بيست و پنج سال مظلوميت و سكوت سپري مي‌شود؛ مردم به خانه اميرالمؤمنين هجوم مي‌آورند و علي(ع) كه انديشه اي جز حق در او راه ندارد براي رهايي بخشيدن مردم از ظلمها،‌ بي‌عدالتي‌ها و انحرافاتي كه بعد از پيامبر اكرم دامنگير آنان شده بود، زمام حكومت را در دست مي‌گيرد.

پنج سال حكومت علي(ع) براي زينب بسيار آموزنده و الهام بخش بود. عدالت گستري در آن دوران چنان اوج داشت كه بسياري از كسان كه به هوس متاع دنيا، رياست، پست و مقام و ثروت اندوزي به سوي علي روي آورده بودند از دشمنان سرسخت و ستيزه جوي او شدند.

آنان ظطاقت شنيدن سخني چون: «به خدا قسم آن‌چه از عطاياي عثمان، و آن‌چه بيهوده از بيت المال مسلمين به اين و آن بخشيده،‌ بيابم به صاحبش برمي‌گردانم؛ گرچه زناني را به آن كابين بسته يا كنيزاني را با آن خريده باشند.» را نداشتند.

آنان ديدند كه حضرت در برابر درخواست برادرش عقيل كه به خاطر فقر چيزي از گندمهاي بيت‌المال مي‌طلبيد،‌ آهني گداخته به بدن او نزديك كرد و در مقابل ناله برادرش عقيل،‌ فرمود: «زنان در سوگ تو بگريند! از آهن تفتيده اي كه انساني آن را به صورت بازيچه، سرخ كرده ناله مي‌كني!‌ اما مرا به سوي آتشي مي كشاني كه خداوند جبار با شعله خشم و غضبش برافروخته است!‌ تو از اين مي نالي و من از آتش سوزان نالان نشوم؟».

قضاوت حضرت درباره دخترش ـ كه گردنبندي را از بيت‌المال به امانت گرفته بود ـ كه «اگر اين امانت را از بيت المال به صورت عاريه ضمانتي نگرفته بودي نخستين زن هاشمي بودي كه دستت را به خاطر دزدي قطع مي‌كردم» ريشه هاي طمع را در آنان مي سوزاند





http://upload.tazkereh.ir/images/79701080656191917864.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/79701080656191917864.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۶:۴۷
http://upload.tazkereh.ir/images/94884081806560626689.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/94884081806560626689.jpg)


ظلم ستيزي
دوران حكومت علي (ع) سراسر مبارزه و جنگ با دشمنان عوام فريبي بود كه ناآگاهان جامعه و دنياطلبان را آلت دست قرار مي دادند تا بهتر و بيش‌تر بتوانند به هوس ها و دنياطلبي هاي خود دست يابند.

علي و اسلام،‌ دشمنان خطرناك و مكار و حيله‌گري چون معاويه را در برابر خود داشت؛ كه از همه چيز حتي مقدسات مردم براي پيشبرد اهداف شوم خود استفاده مي‌كردند. دشمنان نادان و كج فهمي چون خوارج كه در پناه پوسته‌اي از ديانت با علي دشمني مي‌كردند و جمل سواراني كه عايشه همسر پيامبر را سپر خود ساخته بودند و ... و علي كه براي عدالت‌گستري و ظلم ستيزي حكومت را در دست گرفته بود، جز مبارزه‌اي سخت، طولاني و طاقت‌فرسا راهي در پيش خود نمي يافت.

زينب حوادث دردناك بعد از پيامبر را مشاهده مي‌كرد، از آن عبرت مي‌گرفت و درس مي آموخت و بر بينش اجتماعي، سياسي و تاريخي خود مي افزود و افزون بر اين از شجاعت، زهد، عبادت و فضيلت‌هاي بيشمار پدرش الهام مي‌گرفت.

او كه در مكتب چنين پدري درس آموخته بود، تمام آموخته‌هاي خود را در صحنه‌هاي بزرگي چون كربلا، كوفه، شام و... به نمايش گذارد، و با تدبير و درايت، شجاعت و شهامت، صبر و استقامت و زهد و عبادت خود را ثابت كرد كه دختر پدري است كه تمامي عمر خود را در راه خدا و رضاي او سپري كرده، با قدرت صبر پيشه ساخته، با شهامت عدالت گسترده، با شجاعت دشمن‌ستيزي كرده و بالاخره همه چيز را فداي محبوب خويش ساخته است.




http://upload.tazkereh.ir/images/05879234161266352419.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/05879234161266352419.jpg)

سوگند
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۷:۱۰
حضرت زينب كبري عليها السلام در روز پنجم جمادي الاولي سال پنجم يا ششم هجري قمري در شهر مدينه منوره متولد گرديده و جهان را به قدوم خويش مزين فرمودند. نام مبارك آن بزرگوار زينب، و كنيه گرامي شان ام الحسن و ام كلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صديقه الصغري، عصمه الصغري، وليه الله العظمي، ناموس الكبري، شريكه الحسين عليها لسلام، عالمه غير معلمه، فاضله، كامله و... پدر بزرگوار آن حضرت، اولين پيشواي شيعيان، حضرت اميرالمومنين علي بن ابي طالب عليه السلام، و مادر گرامي آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها مي باشد.



http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/01%20esfand/02/0009037%20(1).jpg

سوگند
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۷:۱۱
نام گذاري حضرت

در آن زمان كه صديقه كبري سلام الله عليها به اين گوهر درياي عصمت و طهارت باردار بود، پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم در مدينه حضور نداشتند و به سفري رهسپار بودند. هنگامي كه وجود مقدس زينب كبري سلام الله عليها متولد گشت، صديقه طاهره سلام الله عليها به اميرالمومنين عليه السلام فرمود: چون پدرم در سفر است و در مدينه حضور ندارد، شما اين دختر را نام بگذاريد. آن حضرت فرمود: من بر پدر شما سبقت نمي گيرم، صبر كن كه به اين زودي رسول خدا باز خواهد گشت و هر نامي كه صلاح بدانند بر اين كودك مي نهند. سه روز گذشت، رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم مراجعت نمود و همان گونه كه رسم و سيره رسول اكرم صلي الله عليه و آله وسلم بود، نخست به منزل حضرت زهرا سلام الله عليها وارد گشتند. امام علي عليه السلام خدمت آن حضرت عرض كرد: يا رسول الله! خداوند متعال دختري به دخترت عطا فرموده است، نامش را معين فرماييد. حضرت رسول صلي الله عليه و آله وسلم فرمود: اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من مي باشند، ليكن امر ايشان با پروردگار عالم است و من منتظر وحي مي باشم. در اين حال جبرئيل نازل شد و عرض كرد: يا رسول الله! حق، تو را سلام مي رساند و مي فرمايد: نام اين مولود را «زينب» بگذار، چرا كه اين را در لوح محفوظ نوشته ايم.
رسول اكرم صلي الله عليه و آله وسلم قنداقه آن مولود گرامي را طلبيد و به سينه چسبانيد، ببوسيد و نامش را زينب نهاد و فرمود: به حاضرين و غايبين امت، وصيت مي نمايم كه حرمت اين دختر را پاس بدارند. همانا كه او به خديجه كبري سلامعليها شبيه است.
زينب را مخفف‌ «زين اب»‌ دانسته‌ اند، يعني زينت پدر. امام حسين‌(ع‌) هنگام ديدار، به احترامش از جا برمي ‌خاست. زينب كبري، از جدش‌ رسول خدا و پدرش اميرالمومنين و مادرش فاطمه زهرا عليهم السلام حديث روايت كرده است. اين بانوي بزرگ، داراي قوت قلب، فصاحت زبان، شجاعت، زهد و ورع، عفاف وشهامت فوق العاده اي بود.

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۷:۱۲
http://i2.tinypic.com/4pxogsz.jpg
دلت مي‌خواهد كه طاقت بياوري،
صبوري كني و حتي به حسين دلداري بدهي.‏‎
بچه‌ها چشمشان به‎ ‎توست؛
تو اگر آرام باشي، آرامش مي‌گيرند و اگر تو بي تابي كني،
طاقت از كف ‏مي‌دهند‎.
سجاد كه در خيمه تيمار تو خفته است،
حادثه را در آينه نگاه تو دنبال مي‌كند‎.
پس تو بايد آنچنان با آرامش و طمأنينه باشي،
انگار كه همه چيز منطبق بر‎ ‎روال معهود پيش مي‌رود.
و ‏مگر نه چنين است؟
مگر تو از بدو ورود به اين جهان، خودت‎ ‎را مهياي اين روز نمي‌كردي؟‎
پس بايد قطره قطره آب شوي و سكوت كني.
جرعه جرعه‎ ‎خون دل بخوري و دم برنياوري.
همچنان كه ‏از صبح چنين كرده اي.
حسين از صبح با تك‎ ‎تك هر صحابي، به شهادت رسيده است،
با قطره قطره ‏خون هر شهيد، به زمين نشسته است و‎ ‎تو هر بار به او تسلي بخشيده اي.
هر بار قلبش را گرم كرده ‏اي و اشك از ديدگان دلش‎ ‎سترده‌اي.‏‎
هر بار كه از ميدان باز آمده است، افزايش موهاي سپيد سر و رويش را‎ ‎شماره كرده‌اي، به همان ‏تعداد، در خود شكسته‌اي، اما خم به ابرو نياوري.‏‎
خواهر اگر تعداد موهاي سپيد برادرش را نداند كه خواهر نيست. خواهر اگر عمق‎ ‎چروكهاي پيشاني ‏برادرش را نشناسد كه خواهر نيست. تازه اينها مربوط به ظواهر است.‏‎
‎اينها را چشم هر خواهري ‏مي‌تواند در سيماي برادرش ببيند.
زينب يعني شناساي بندهاي‎ ‎دل حسين،
يعني زيستن در ‏دهليزهاي قلب حسين،
عبور كردن از رگهاي حسين و تپيدن با‎ ‎نبض حسين.
زينب يعني حسين در ‏آينه تأنيث.
زينب يعني چشيدن خار پاي حسين با چشم.
‏‎ ‎زينب يعني كشيدن بار پشت حسين، بر دل.‏‎
وقتي از سر جنازه مسلم بن عوسجه آمد،
‎ ‎وقتي كه كه محاسنش به خون حبيب، خضاب شد، وقتي ‏كه رمق پاهايش را در پاي پيكر حر بن‎ ‎يزيد رياحي ريخت، وقتي كه از كنار سجاده خونين عمرو بن خالد ‏صيداوي برخاست، وقتي‎ ‎كه جگرش با ديدن زخمهاي سعيد بن عبدالله شرحه شرحه شد، وقتي كه ‏عبدالله و عبدالرحمن‎ ‎غفاري با سلام وداع،
چشمان او را به اشك نشاندند، وقتي كه زهير به آخرين ‏نگاهش دل‎ ‎حسين را به آتش كشيد، وقتي كه خون وهب و همسرش، عاشقانه به هم آميخت و ‏پيش پاي‎ ‎حسين ريخت، وقتي كه جون، در واپسين لحظات عروج، سراسر وجودش را به رايحه حضور‎ ‎حسين، معطر كرد، وقتي كه.‏‎..
در تمام اين اوقات و لحظات، نگاه تو بود كه به او‎ ‎آرامش مي‌داد و دستهاي تو بود كه اشكهاي وجودش ‏را مي‌سترد‎.
هر بار كه از ميدان مي‌آمد، تو بار غم از نگاهش بر مي‌داشتي و بر دلت مي‌گذاشتي.‏‎
حسين با هر بار‎ ‎آمدن و رفتن، تعزيتهايش را به دامان تو مي‌ريخت و التيام از نگاه تو مي‌گرفت. اين‎ ‎بود ‏كه هر بار، سنگين مي‌آمد اما سبكبال باز مي‌گشت. خسته و شكسته مي‌آمد، اما‎ ‎برقرار و استوار باز ‏مي‌گشت.‏‎
اكنون نيز دلت مي‌خواهد كه طاقت بياوري، صبوري‎ ‎كني و حتي به حسين دلداري بدهي. همچنانكه ‏از صبح تاكنون كه آفتاب از نيمه آسمان‎ ‎گذشته است چنين كرده اي. اما اكنون ماجرا متفاوت است.‏‎
اكنون اين دل شرحه شرحه‎ ‎توست كه بر دوش جوانان بني هاشم به سوي خيمه‌ها پيش مي‌آيد‎.
اكنون اين ميوه جان‎ ‎توست كه لگدمال شده در زير سم ستوران به تو باز پس داده مي‌شود‎.
علي اكبر براي‎ ‎تو تنها يك برادر زاده نيست.
تجلي اميدها و آرمانهاي توست. تجلي دوست داشتنهاي‎ ‎توست. علي اكبر پيامبر دوباره توست.‏‎
نشاني از پدر توست. نمادي از مادر توست.‏‎ ‎علي اكبر براي تو التيام شهادت محسن است. شهيد ‏نيامده. غنچه پيش از شكفتن پرپر‎ ‎شده.‏‎
شهادت محسن، اولين شهادت در ديدرس تو بود.
تو چهار ساله بودي كه فرياد‎ ‎مادر را از ميان در و ‏ديوار شنيدي كه‎
"محسنم را كشتند"
‏‎ ‎و به سويش دويدي.‏‎
شهادت محسن بر دلت زخمي ماندگار شد.
شهادت‎ ‎برادر در پيش ‍ چشمهاي چهار ساله خواهر.
و تا ‏علي اكبر نيامد، اين زخم التيام‎ ‎نپذيرفت.‏‎
اكنون اين مرهم زخم توست كه به خون آغشته شده است.
اكنون اين زخم‎ ‎كهنه توست كه سر باز ‏كرده است.‏‎
دوست داشتي حسين را دمادم در آغوش بگيري و بوي‎ ‎حسين را با شامه تمامي رگهايت استشمام ‏كني. اما تو بزرگ بودي و حسين بزرگتر و شرم‎ ‎هميشه مانع مي‌شد مگر كه بهانه اي پيش مي‌آمد؛ ‏سفري، فراق چند روزه‌اي، تسلاي‎ ‎مصيبتي و... تو هميشه به نگاه اكتفا مي‌كردي و با چشمهايت بر ‏سر و روي حسين بوسه مي‌زدي.‏‎
وقتي علي اكبر آمد، ميوه بهانه چيده شد و همه موانع برچيده.‏‎
حسين‎ ‎كوچكت هميشه در آغوش تو بود و تو مي‌توانستي تمامي احساسات حسين طلبانه‌ات را نثار‎ ‎او مي‌كني.‏‎
از آن پس، هرگاه دلت براي حسين تنگ مي‌شد،
بوسه بر گونه‌هاي علي‎ ‎اكبر مي‌زدي.‏‎
از آن پس، علي اكبر بود و در دامان مهر تو.
علي اكبر بود و‎ ‎دستهاي نوازش‍ تو،
علي اكبر بود و ‏نگاهاي پرستش تو و...
حسين بود و ادراك عاطفه‎ ‎تو‎.
و اكنون نيز حسين بهتر از هر كس اين رابطه را مي‌فهمد و عمق تعزيت تو را درك مي‌كند‎.
دلت مي‌خواهد كه طاقت بياوري، صبوري كني و حتي به حسين دلداري بدهي.‏‎
اما چگونه؟
با اين قامت شكسته كه نمي‌توان خيمه وجود حسين را عمود شد‎.
با‎ ‎اين دل گداخته كه نمي‌توان بر جگر حسين مرهم گذاشت.‏‎
اكنون صاحب عزا تويي.‏‎ ‎چگونه به تسلاي حسين برخيزي؟‎
نيازي نيست زينب! اين را هم حسين خوب مي‌فهمد‎.
وقتي پيكر پاره پاره علي اكبر به نزديكي خيمه‌ها مي‌رسد.
و وقتي تو شيون‎ ‎كنان و صيحه زنان خودت ‏را از خيمه بيرون مي‌اندازي،
وقتي به پهناي صورت اشك مي‌ريزي و روي به ناخن مي‌خراشي،
وقتي ‏تا رسيدن به پيكر علي، چند بار زمين مي‌خوري و‎ ‎برمي خيزي، وقتي خودت را به روي پيكر علي اكبر ‏مي‌اندازي، حسين فرياد مي‌زند كه:‏‎ "زينب را دريابيد‎".‏‎
حسيني كه خود‎ ‎قامتش در اين عزا شكسته است و پشتش دوتا شده است. حسيني كه غم عالم ‏بر دلش نشسته‎ ‎است و جهان، پيش چشمان اشكبارش تيره و تار شده است. حسيني كه خود بر ‏بلندترين‎ ‎نقطه عزا ايستاده است، فقط نگران حال توست و به ديگران نهيب مي‌زند كه:‏‎
"زينب را ‏دريابيد. هم الان است كه قالب
تهي كند و كبوتر جان از نفس‎ ‎تنش بگريزد‎".‏
http://www.rahpouyan.com/yas/moharram85/zeynab.jpg

سوگند
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۷:۱۳
هوش و ذكاوت

صاحب كتاب «اساور من ذهب» در باره حافظه و ذكاوت آن بانوي بزرگوار چنين مي نويسد: «در اهميت هوش و ذكاوت آن بانوي بزرگوار همين بس كه خطبه طولاني و بلندي را كه حضرت صديقه كبري فاطمه زهرا صلوات الله و سلامهعليها در دفاع از حق اميرالمومنين عليهالسلام و غصب فدك در حضور اصحاب پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم ايراد فرمودند، حضرت زينب عليها السلام روايت فرموده است.» و ابن عباس با آن جلالت قدر و علو مرتبه در حديث و علم، از آن حضرت روايت نموده و از آن حضرت به عنوان عقيله تعبير مي كند. چنانچه ابوالفرج اصفهاني در مقاتل مينويسد: «ابن عباس خطبه حضرت فاطمه سلام الله عليها را از حضرت زينب سلام الله عليها روايت كرده و مي گويد: حدثتني عقيلتنا زينب بنت علي عليهالسلام..»
دقت كنيم كه حضرت زينب عليها السلام با اينكه دختري خردسال (يعني هفت ساله و يا كمتر) بود، اين خطبه عجيب و غراء را كه محتوي معارف اسلامي و فسلفه احكام و مطالب زيادي است با يك مرتبه شنيدن حفظ كرده، و خود يكي از راويان اين خطبه بليغه و غراء مي باشد.


http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/01%20esfand/02/0009037%20(6).jpg

سوگند
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۷:۳۱
فصاحت و بلاغت

كلمات و فرمايشات گهربار آن حضرت در خطبه هايي كه از آن حضرت روايت شده، خود قوي ترين دليل بر كمال فصاحت و بلاغت آن بانوي بزرگوار مي باشد. همان بانويي كه امام سجاد عليه السلام در حق ايشان فرمودند: «اي عمه! شما الحمد لله بانوي دانشمندي هستيد كه تعليم نديده، و بانوي فهميده اي هستيد كه بشري شما را تفهيم ننموده است.» حضرت زينب (س) بزرگ بانوي جهان اسلام، بيدارگر و ادامه دهنده حادثه عاشورا و دارنده دانش هاي دو جهان و به گفته امام سجاد (ع)؛ «داناي بدون آموزگار و فهميده بدون فهماننده» بود. الگوي راستين وي، بانوي دو جهان، حضرت فاطمه (س) مادر وي بوده است. زينب (س) در دامان پرمهر و معنويت فاطمه (س) از سرچشمه معارف اسلامي و قرآني سيراب گشت. رسالت راستين زينب هنگامي آغاز گرديد كه پس از به شهادت رسيدن امام حسين(ع) و هفتاد و دو تن از يارانش با ايراد سخنان آتشين به بيدارگري مردم كوفه و ستيز با ستمكاران و يزيديان پرداخت. پس از واقعه خونبار كربلا نقش ايشان روند تازه تري يافت. آن حضرت در اين دوران ضمن حضور در كاروان اسراي كربلا در برابر حكام جور قرار گرفتند و به افشاگري ظلم و ستم وارد بر آل طه از سوي خاندان اميه پرداختند. آن حضرت در اين دوران سخت با حضور در كاخ برخي حكمرانان جور زمان مانند يزيد و ابن زياد، با تاكيد بر حقانيت راه آل محمد(ص) بر سخنان و تبليغات مسموم خاندان اميه در باره بني هاشم خط بطلان كشيدند.
صديقه توانا، عقليه دودمان وحي، تربيت شده خاندان نبوت، حضرت زينب كبري(س) است. هم او كه در بزرگواري و كرامتش بسيار سخن ها گفته و نوشتهاند. او نمودار حق و جهاد در راه خدا و نگهدارنده ايمان و عقيده، قهرمان دليري و شجاعت، جلوه فصاحت و بلاغت، آتش افشان حق در برابر نيروهاي ستمگر و كوبنده دژخيمان زورگو است. زينب(س) تجسم زهد، ورع، علم، عفاف و شهامت و عقيله طاهره، متخلق به اخلاق الهي است. اين بزرگوار (س) راه مقاومت در برابر باطل را به امت نشان داد و فداكاري در راه خدا و چشم پوشي از همه چيز را در راه برافراشتن پرچم حق به همه ياد داد. ايثار، فداكاري، وزانت عقل، صبر و بردباري، علم وسيع و دانش وافر، سخنان سنجيده و منطقي او در فرصت هاي حساس توام با آن مظلوميت و ستم هاي جانكاهي كه به او وارد آمده است، از او چهره يك شخصيت بي نظير، رزم آور شجاع، جهادگر بي باك و سخنور توانا در قلوب و اذهان ترسيم نموده است كه تا چرخ زمان حركت دارد، تا نسل ها در روي زمين حيات دارند و تا زمين دور خورشيد مي گردد اين چراغ فروزان، نورافكن جهانيان و نسلهاي آينده خواهد بود.

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۷:۳۲
زینب جان! مى‏خواهم ناله‏هاى شبانه‏ات را در كوچه پس كوچه‏هاى غربت‏شام بیابم،
مى‏خواهم سینه‏ى شب‏هاى بى‏كسى را بشكافم و در گوشه‏اى از چشمان خونبار شقایق منزل كنم و به یاد تشنگى نرگسان عاشق،
برگ‏هاى نرگسى را سیراب كنم و چهره‏ى سیلى خورده و پاهاى تاول زده‏ى نیلوفرى را مرحم باشم.


داستان غریبی است داستان تو;
داستان کسی است که
با جگر سوخته و زبان تفتیده از عطش بخواهد دیگران را در
مصیبت تشنگی التیام و دلداری بخشد .

باری که بر پشت توست، کمرت را خم کرده است و
چهره‏ات را به کبودی نشانده است و . . .
تو در این حال
دیگران را به آرامش و آسایش دعوت می‏کنی و زیر بال و پر
می‏گیری .
زینب جان!
این حال و روز توست در کربلا .

در کربلا، شاید هیچ کس به اندازه تو زهر عطش در جانش
رسوخ نکرده باشد . معجر و مقنعه و عبا و . . . در زیر آفتاب
سوزنده نینوا،
حتی خون رگ‏های تو را تبخیر کرده است .
و
تو اکنون با این حال و روز فریاد العطش بچه‏ها را
می‏شنوی و تاب می‏آوری .
تشنگی را در تار و پود جوانان
بنی‏هاشم می‏بینی و به تسلایشان برمی‏خیزی .
زبانه‏های عطش را در چشم‏های کودکان نظاره می‏کنی و
زبان به کام می‏گیری و دم بر نمی‏آوری .
زینب جان تو می‏دانستی که کربلایی هست، می‏دانستی
که عاشورایی خواهد آمد، به دنیا آمده بودی برای همین
روز . اما هرگز گمان نمی‏کردی که فاجعه تا بدین حد عظیم
و شکننده باشد و دامنه قساوت تا این حد گسترده باشد .

می‏دانستی که حسین به هر حال در آغوش خون خواهد
خفت و بر محمل شهادت سفر خواهد کرد، اما گمان
نمی‏کردی که کشتن پسر پیامبر پس از گذشت چند سال
از رحلت پیامبر این همه داوطلب داشته باشد . .

زینب‏جان! آسمان برستون صبر تو استوار ایستاده است .
اینک این ملائکه‏اند که صف به صف پیش روی تو زانو زده‏اند
و انگشت تحیر به دهان گرفته‏اند و تو پیکر پاره پاره حسین
را می‏گیری و او را از زمین بلند می‏کنی و می‏گویی:

خداوندا! این قربانی را از آل محمد قبول کن .

http://haqiqat86.persiangig.com/image/motefarreqe/Zeynab.jpg

سوگند
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۷:۳۲
كرامات

به غير از انوار مقدسه چهارده معصوم عليهم السلام، در ميان خاندان رسالت و اهل بيت گرامي پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم، افرادي هستند كه در نزد خداوند متعال داراي رتبه و منزلت رفيع و والايي مي باشند و توسل به ايشان، موجب گشايش مشكلات و معضلات امور ديگران است. مانند حضرت اباالفضل عليه السلام كه حتي در موارد زيادي مسيحيان به آن حضرت متوسل شده و به بركت توسل به آن حضرت مشكلات شان حل گرديده و به حوايج و خواسته هاي خويش ناِيل گرديده اند. حضرت زينب سلام الله عليها نيز بانويي بزرگوار از اين دودمان پاك است كه توسل به آن حضرت براي حل مشكلات بزرگ، بسيار تجربه شده و كرامات بسياري از آن بانوي گرامي نقل شده است.




http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/01%20esfand/02/0009037%20(3).jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۷:۵۵
http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png


شناخت مختصري از زندگي حضرت زينب(سلام الله عليها)

http://sl.glitter-graphics.net/pub/2340/2340654zt633qdjq3.gif

حضرت زينب(سلام الله عليها) بنا بر اسناد معتبر در سال 60 هجري ديده به جهان گشود. پدر بزرگوارش اميرالمؤمنين و مادر گراميش فاطمه زهرا(سلام الله عليها) سيده زنان جهانيان و جد بزرگوار مادري حضرت زينب(سلام الله عليها) رسو الله محمدبن عبدالله و جد پدري ايشان ابوطالب بن عبدالمطلب مي باشد. عبدالمطلب بن هاشم جد اعلاي پدر و مادري حضرت زينب(سلام الله عليها) مي باشد، و جده ي مادري حضرت زينب(سلام الله عليها) خديجه دختر خويلد و همسر پيامبر است و فاطمه بنت اسدجده ي پدري حضرت زينب(سلام الله عليها) مي باشد.
روز پنجم جمادي سال ششم هجري خداوند دختري دوست داشتني به فاطمه و علي (عليهماالسلام) داد.
آنان صبر کردند تا پيامبر از سفر برگردد و براي فرزندشان نام انتخاب کنند. پيامبر به محض بازگشت به مدينه و باخبر شدن از تولد حضرت زينب(سلام الله عليها) به خانه دخترش آمد و بعد از تبريک به دخترش فرمود:
نام اين دختر را زينب بگذار که نام او در لوح محفوظ زينب نوشته شده است. زينب در لغت به معنای درختی نيکو و خوشبو و همچنين زينب از ترکيب زين و اب تشکيل شده که به معناي زينت پدر مي باشد. برخي علت نامگذاري به اين نام را اينگونه ذکر کرده اند که حضرت رسول دختري به نام زينب(سلام الله عليها) داشته که از دنيا رفته است و به خاطر علاقه به او نام نوه¬ي عزيزش را زينب نهاده و يا اينکه حضرت زينب(سلام الله عليها) داراي صفاتي بوده است که زينت پدر بوده است که اين نام بر او نهاده شده است. اما در سال تولد حضرت اختلافاتي وجود دارد که برخي سال 9 هجري و برخي سال ششم هجري و گروهي سال پنجم هجري و برخي نيز سال چهارم هجري را سال تولد حضرت زينب(سلام الله عليها) مي دانند.
پس از تولد همه مردم براي تهنيت به حضور حضرت علي مي آمدند و يکي از آن افراد و دوستاران ايشان سلمان فارسي بود که هنگام ديدار سلمان از حضرت علي ايشان وي را از حوادثي که در آينده بر اين نوزاد وارد مي شود آگاه کردند.
علاقه و انس حضرت زينب(سلام الله عليها) با برادرش حسين به گونه اي بود که در کودکي نيز حضرت زينب(سلام الله عليها) در آغوش برادرش حسين آرام مي گرفت.
و پيامبر در اين هنگام ماجراي کربلا و اسارت و ارادت و محبت اين دو را براي مادرشان بيان کرد و فاطمه(سلام الله عليها) سخت گريست.
از جمله کنيه حضرت زينب(سلام الله عليها)، ام کلثوم، ام الحسن و ام عبدالله مي باشد و حضرت داراي القاب فراواني که برخي عبارت است از رضيعةالوحي، قرةعين المرتضي، سليلة الزهرا، نائبةالزهرا، معينه الولايه، عالمة غيرمعلمه، الفاضلة عابدة آل علي، بطلة کربلا، شفيعة الحسن، عديلة الخامس من اهل الکسا، سيدة العقائل، عقيلة خدر رسالة، الباکية، ربيبة الفضل، مظلومة وحيده، اخت الوقار، تالي المعصوم، ناموس کبرياء، زاهده، کعبة الرزيا، صابرة محتسبه، و القابي که از شئونات باطني و مقامات معنوي وي سرچشمه مي گيرد.



http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۷:۵۷
http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png

حضرت زينب(سلام الله عليها) پس از ايام شيرخوارگي در دامان پيامبر بزرگ شد و مانند مادرش تربيت يافته ی دامان پيامبر بود و از محضر وجود آن حضرت دل پاکش با نور معرفت روشن شد و در کنار پيامبر رشد يافت و به مثابه¬ی شاخه اي از درخت نبوت و ولايت گرديد. پيامبرحضرت زينب(سلام الله عليها) را خيلي دوست مي داشت.
حضرت زينب(سلام الله عليها) پيش از پنج سال با پيامبر اسلام نبوده است. شبي حضرت زينب(سلام الله عليها) رويايي در خواب ديد و آن را براي پيامبر بازگو کرد. ايشان خواب ديده بود که در بياباني و در بلندي ايستاده که ناگهان طوفان مي شود، حضرت زينب(سلام الله عليها) به درختي پناه مي برد که درخت از ريشه کنده مي شود بعد به شاخه اي از آن مي چسبد که آن نيز شکسته مي شود به شاخه اي ديگر مي چسبد و آن نيز مي شکند، به دو شاخه¬ی ديگر مي چسبد که آن دو شاخه نيز مي شکند و بعد از خواب وحشت زده بيدار مي شود. پيامبرمي فرمايد:
«آن درخت و شاخه هايش، من و پدر و مادر و دو برادرت مي باشم که به ترتيب از دنيا خواهيم رفت و اين رويا حکايت از شهامت تو در آزمايش خداوند است.»
در آستانه ی سنين پنج سالگي در آخر ماه صفر سال دهم هجري پيامبر رحلت کرد و فاطمه(سلام الله عليها) بعد از پيامبر معلم دوم حضرت زينب(سلام الله عليها) است. او درس فداکاري و شجاعت و حيا و عفت و تقوا را از مادر مي آموزد. بعد از پيامبر، حضرت فاطمه(سلام الله عليها) بسيار اندوهگين و محزون مي شود و قلب رقيق و نازنين حضرت زينب(سلام الله عليها) نيز فشرده و اندوهگين مي شود. او مي بيند که بعد از پيامبر چه مشکلات و ناملايماتي در زندگي مادرش به وجود می آيد و مادر با صبر بردباري، در مقابل آن ها ايستادگي مي کند. او مي ديد که ابوبکر و همراهانش براي بيعت گرفتن به خانه¬ی آن ها هجوم آوردند و درب خانه را آتش مي زدند و مادرش را در بين در و ديوار قرار مي دادند و پهلويش را شکستند و محسنش را سقط کردند. او مي ديد که مادرش چگونه در دفاع از امام علي در برابر اعداء ايستادگي مي کرد. او ايام دردناکي را طي مي کند. و شاهد جنايات افراد بي دين و مزدور مي باشد. فاطمه(سلام الله عليها) بيمار مي شود و در بستر مي خوابد ولي ديگر بلند نمي شود، تا اينکه وعده حق را لبيک مي گويد و به سوي پدر گراميش مي شتابد. مادر قبل از شهادتش تمام وصيت هاي خود را به زينب(سلام الله عليها) دختر کوچکش مي کند و برادران و خواهرانش را به او مي سپارد، و از دنيا مي رود.
زينب(سلام الله عليها) پس از مادر سعي مي کند که تمام وظايف و مسئوليت هايي که مادر بر دوش او نهاده است انجام دهد.

http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۸:۰۲
http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png
زينب در بهار زندگي
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2340/2340654zt633qdjq3.gif
شيوه رفتاري و فعاليت هاي حضرت زينب(سلام الله عليها) در خانه پدري
حضرت زينب(سلام الله عليها) در زمان خانه نشيني پدر که ايشان مشغول به جمع آوري سور قرآني و تدوين آن بودند گاه و بيگاه در کنار ايشان به يادگيري تفسير قرآن و احکام الهي مي پرداخت. و از اوضاع و احوال امور سياسي نيز اطلاعات کامل داشت. حضرت زينب(سلام الله عليها) در آن زمان بنا به وصيت مادرش تا حد امکان از برادران و خواهر کوچکش و حتي پدرش پرستاري مي کرد. تا حدي که پدر او را «ابي زينب» ناميدند.
حضرت زينب(سلام الله عليها) در مدت 25 سال سکوت پدرش بيشترين دقايق عمر خود را صرف کسب دانش و بينش و علوم اولين و آخرين از اقيانوس بيکران فضائل پدرش مي کرد. حضرت زينب(سلام الله عليها) به يتيم نوازي و تيمار و غم¬خواري بيچارگان مي پرداخت. حضرت با تشکيل مجلس درس، علوم اسلامي و فضائل اخلاقي را به زنان مدينه مي آموخت، و به مسائل ديني و احکام مربوط به زنان جواب مي داد. حضرت زينب(سلام الله عليها) در فصاحت و بلاغت از همسالان خويش فزوني داشت و در لهجه و آهنگ صدا همچون امام علي بود و در صبر و بردباري همپايه¬ي امام حسن و در شهامت و شجاعت همانند امام حسين بود.
ازدواج حضرت زينب(سلام الله عليها): دختر جوان فاطمه(سلام الله عليها) اکنون بانويي بود متين و باوقار، جمال و کمال حضرت زينب(سلام الله عليها) در نوجواني زبان¬زد خاص و عام مردم مدينه بود. جوانان صاحب اصل و نسب و بزرگان مدينه و حجاز و يمن، گاه و بيگاه از علي، دخترش را خواستگاري مي کردند. در ميان کساني که در اطراف خانه علي رفت و آمد مي کرد و حيا مانع عرض خواسته اش شده بود، عبدالله بن جعفر است. يکي از صحابه از علي زينب(سلام الله عليها) را براي او خواستگاري کرد. حضرت علي فرمود:
«من مخالفتي ندارم ولي نظر دخترم زينب(سلام الله عليها) در اين نکاح شرط است.» زينب(سلام الله عليها) فرمود: «چنانچه پدرم حاضر به نکاحم با عبدالله هستند آن را مي پذيرم.» حضرت زينب(سلام الله عليها) در سال 19 هجري در سيزدهمين بهار زندگي با عبدالله بن جعفر پيمان زناشويي بست و حضرت علي مهريه ی او را همان مهريه¬ی مادرش فاطمه زهرا (سلام الله عليها) قرار داد که 480 درهم بوده است. حضرت زينب(سلام الله عليها) به هنگام پيمان زناشويي شرطي را به ذمه¬ی عبدالله قرار داد. بدين مضمون که هر وقت حسين عزم سفر کرد و عبدالله از همراهي حسين معذور بود زينب(سلام الله عليها) اجازهی همراهي با حسين را داشته باشد. عبدالله با کمال احترام آن شرط را پذيرفت. شخصيت والايي چون زينب کبري(سلام الله عليها) که در کانون ولايت رشد يافته و در سايه¬ی اين تربيت ها بزرگ شده است، اکنون در خانه¬ی شوهر به عنوان مدير بزرگ و نمونه اي در سنگر مقدس خانه انجام وظيفه مي کند و براي اسلام، فرزندان برومندي را تربيت مي کند. عبدالله مورد علاقه¬ی رسول خدا بوده است و حضرت و درباره¬ی او فرموده بود:
«عبدالله از نظر اخلاقي و صفات ظاهري شبيه من است.»
ازدواج حضرت زينب(سلام الله عليها) با او به لحاظ آشنايي ها شباهت به آشنايي و ازدواج علي و زهرا(سلام الله عليها) داشت. عبدالله بن جعفر همراه امام علي و حسن و حسين به جنگ مي رفتند و در ميدان جنگ رشادت هاي فراواني به خرج مي دادند. عبدالله بن جعفر مردي دانشمند و خوش کلام و يکي از کُتّاب امام علي بود. عبدالله دستي باز و رويي گشاده داشت و او را قطب السخاء مي ناميدند و داراي سخاوت و بذل و بخشش مي بود.
سه روز از ازدواج حضرت زينب(سلام الله عليها) و عبدالله بن جعفر گذشته بود حضرت علي جهت خبرگيري و احوال پرسي از حال دخترش زينب(سلام الله عليها) وارد خانه او مي شود. و حضرت زينب(سلام الله عليها) را گريان مي بيند و از او علت را سؤال مي نمايد. حضرت زينب(سلام الله عليها) علت اين نگراني و گريه را دوري و دل¬تنگي براي حسين بيان مي کند. حضرت علي به خانه رفت. ديد حسين در صحن خانه زار زار مي گريد و قدم مي زند. وقتي علت اين بي تابي را سؤال مي کند، او هم علت دل¬تنگي اش را دوري از حضرت زينب(سلام الله عليها) بيان مي کند. اين علاقه و ارتباط تا پايان عمر باقي بوده است. از دامن پاک حضرت زينب(سلام الله عليها) چهار پسر به نام هاي علي، محمد، عباس، عون و يک دختر بنام، ام کلثوم متولد شد. ام کلثوم به عقد قاسم بن محمدبن جعفر درآمد. عباس در کودکي از دنيا رفت و محمد و عون نيز در کربلا به شهادت رسيدند و نسل عبدالله
و زينب(سلام الله عليها) از علي ادامه يافت.
http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۸:۰۴
http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png
حضرت زينب(سلام الله عليها) در دوران خلافت امام علي و پس از شهادت ايشان
پنج سال حکومت علي براي حضرت زينب(سلام الله عليها) بسيار آموزنده و الهام بخش بود. دوران حکومت علي سراسر مبارزه و جنگ با دشمنان عوام فريبي بود که جامعه و دنيا طلبان را آلت دست قرار مي دادند تا بهتر و بيشتر بتوانند به هوس ها و دنيا طلبي هاي خود دست يابند. حضرت زينب(سلام الله عليها) پس از عزيمت پدر و برادرانش از مدينه به بصره براي نخستين بار در مدتي طولاني از ديدار عزيزانش محروم ماند، و سرانجام پس از حدود شش ماه دوري به اتفاق شوهر و اهل بيت(عليهم السلام)، به سوي کوفه حرکت کردند. حضرت علي از حضور زينب(سلام الله عليها) و اهل بيت خوشحال شد. حضرت زينب(سلام الله عليها) در کوران مصايبي که گاه و بيگاه به سراغ پدرش مي آمد، هرگز ترس و وحشتي به خود راه نداد؛ بلکه از روي خلوص نيت در راه شناخت وظيفه و انجام رسالتي که در آينده به عهده مي گرفت، با تمام وجود در کنار پدرش حرکت کرد و براي پيمودن راه طولاني رسالتش هرگز دچار ياس و نااميدي نگشت.
حضرت زينب(سلام الله عليها) در کوفه به تدريس تفسير و مجلس درس و علم مي پرداختند. و چه بسيار از دشواري ها و مسائل اسلامي زنان که توسط حضرت زينب(سلام الله عليها) حل و رفع مي شد و زناني که داراي حاجت بودند، يا کسانشان در جنگ کشته شده بودند به حضرت زينب(سلام الله عليها) مراجعه مي کردند و مستمندان آن ديار در سايه ی عنايت و بخشش عطاياي زنيب(سلام الله عليها) زندگيشان سر و سامان يافت.
حضرت علي در ماه هاي رمضان براي افطار به خانه فرزندانش مي رفت شب نوزدهم رمضان، حضرت علي به خانه ی زينب(سلام الله عليها) مي رفت. و بعد از افطار به نماز ايستاد و پس از خواندن چند رکعت نماز، به پشت بام خانه رفت و قدم زنان به آسمان نگريست. مثل اين بود که منتظر اتفاقي باشد. سپيده دم حضرت علي به مسجد کوفه رفت. و بعد از آن، واقعه¬ی ضربت خوردن اتفاق افتاد. حضرت زينب(سلام الله عليها) بي خبر در خانه نشسته بود که ناگاه صداي شيون و فرياد از جانب مسجد بلند شد و صدای قد قُتَل اميرالمؤمنين فضا را پر کرد. حضرت علی را به درب خانه اردند و زينب (سلام الله عليها) پدر را در آغوش گرفت و او را بوسيد. زينب(سلام الله عليها) اشک مي ريخت و صحنه هاي زندگي پدرش مقابل ديدگان غرق در اشکش مجسم مي شد. در اوايل شب بيستم رمضان سال چهلم هجري، حضرت علي فرزندانش را به دور خود جمع کرد و سفارش آنان را به يکديگر کرد. حضرت علي در شب بژست و يکم ماه رمضان به شهادت رسيد. علي شهيد شد ولي دختري چون حضرت زينب(سلام الله عليها) را به جامعه ی اسلامي تحويل داد که چون مادرش حقايق را روشن سازد و به سان خود او با شمشير بيان از حق و حقيقت و عدالت حمايت کند. بعد از پدر حضرت زينب(سلام الله عليها) در روزگار برادرش امام مجتبي نيز شاهد بي وفايي مردم و توطئه هاي دشمنان بود و در اين مدت خود را در رنج هايي با معاویه، امام تصميم گرفت با خواهر و برادران و کسانش به مدينه مهاجرت کنند، اما در مدينه نز از ازارها معاويه در امان نبود حتی در داخل خانه نيز دارای امنيت نبود. تا اينکه با توطئه ای که عامل اجرای آن جعده همسر امام بود، امام حسن که امام مجتبي از مردم نابکار آن زمان مي کشيد، سهيم و شريک مي دانست. بعد از صلح امام حسن را مسموم کردند و بعد از چهل روز امام به شهادت رسيد. سنگيني اندوه و غصه فرزندان يتيم برادر را حضرت زينب(سلام الله عليها) بيش از هر کس ديگري بر دوش مي کشيد. حضرت زينب(سلام الله عليها) روزانه گاهي بر مزار پيغمبر و زماني مخفيانه کنار قبر مادرش و اوقاتي نيز سر قبر حسن برادرش مي رفت و اشک مي ريخت و دل به وجود برادر از جان عزيزش امام حسين يادگار جد و پدر و مادر و برادرش بسته بود. بعد از امام حسن، امام حسين به مقام امامت و رهبري جامعه همت گماشت.
http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۸:۰۹
http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png


شناخت فضائل حضرت زينب(سلام الله عليها)
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2340/2340654zt633qdjq3.gif
حضرت زينب(سلام الله عليها) به صفات حميده ای دست يافته که پس از فاطمه(سلام الله عليها) احدی بدان دست نيافت و به حدی رسيد که به او صديقه¬ی صغری گفته اند برخی از فضائل پربار حضرت زينب(سلام الله عليها) به شرح زير می باشد:
- علم: علم و دانش از افضل سجاياي بشري است و اشرف صفات انساني مي باشد. و خداوند مقام اهل ايمان و دانشمندان عالم را در دو جهان رفيع مي گرداند. زينب(سلام الله عليها) در مهد مدينه¬ی علم نبوي تربيت شده، در باب علم علوي معتکف بود. و در آغوش مادرش فاطمه(سلام الله عليها) که خود فاضله اي بزرگ است رشد يافت.
در سن شش سالگي خطبه ی غرّا و طولاني مادرش را حفظ نموده بود. علم حضرت زينب(سلام الله عليها) نيز مانند حضرت حسين و حسن لدّني مي باشد. آن حضرت علم منايا و بلايا را مي دانست. و مقام علمي حضرت زينب(سلام الله عليها) به گونه اي است که امام سجاد به او فرمود:

«يا عَمَة اَنتِ بِحَمْدِالله عالِمَةٌ غَيرُ مُعَلَّمَةُ وَ فهَمَّةٌ غَيرَ مُفَهَّمَةَ.»
برخي از فعاليت هاي علمي حضرت زينب(سلام الله عليها) ، تدريس تفسير قرآن، راوي حديث بودن، بيان احکام و مسائل ديني بوده است.
- عبادت: شکي نيست که بزرگترين وسيله، براي تقرّب به درگاه پروردگار متعال و وصول به مقام قرب و کمال، عبادت و بندگي در پيشگاه مقدس او است. زينب کبري(سلام الله عليها) در خانه اي پرورش يافت که عبادت به عنوان جوهر و زينت زندگي در آن مطرح بود. حضرت زينب(سلام الله عليها) آنگونه به نماز مي ايستاد که گويي حضرت فاطمه(سلام الله عليها) است و آنچنان ناله سر مي داد که ياد پدر گرامي اش را در خاطره ها زنده مي کرد. و همچنين در شب زنده داري و ذکر دائم و سجده هاي طولاني با برادران خويش هماوردي مي کرد. هميشه قرآن تلاوت مي نمود و شب بيداري حضرت زينب(سلام الله عليها) در تمام عمرش ترک نشد. حتي شب يازدهم محرم با آن همه فرسودگي و خستگي و ديدن آن مصيبت هاي دل¬خراش نماز شبش را ترک نکرد.
- فصاحت و بلاغت: فصاحت يعني نيروي اظهار مکنونات و قدرت بيان و بلاغت يعني به حد کمال رساندن و به انتها بردن کلام. بلاغت حضرت زينب(سلام الله عليها) و شجاعت ادبي وي از مور خفيه نبود. بلکه چنان آشکار و ظاهر بود که مي توان به وسيله دو خطبه اي که در بازار کوفه و مجلس يزيد بيان کرده و همچنين گفت¬وگويي که با پسر زيادبن ابيه داشت، به آن پي برد و به راستي اين شهامت در سخن و بلاغت براي يک بانوي داغ¬ديده و مصيبت رسيده و با آن همه صدمات و گرسنگي ها و تشنگي ها بدون مدد غيبي مقدور نيست. وقتي در بازار کوفه آن سخنراني پر شور و بليغ و جالب را در ميان آن جمعيت انبوه که مرکب از ده ها و هزارها نفر بود،ايراد فرمود مردم حيرت زده به هم نگاه مي¬کردند و دست¬ها را به دندان مي¬گزيدند. وجود اين صفت در زينب کبري(سلام الله عليها) او را بهترين پيغام رسان عاشورا ساخت تا ضمير خفته¬ی مردم را بيدار سازد.
- صبر: صبر عبارت از نگاه¬داري نفس بر تحمل سختي ها براي رضاي خدا مي باشد. «الصبر هوالايمان.» استقامت و بردباري زينب(سلام الله عليها) به جايي رسيد، که در تمام مراحل حساس و کوبنده، که شجاع¬ترين افراد بشر نمي توانند خود را نگاه دارند، و در برابر مشکلات زانو مي زنند، زينب(سلام الله عليها) صبر خود را از دست نداد و اظهار ضعف و ناتواني نکرد، حضرت زينب(سلام الله عليها) تمام مراتب صبر يعني صبر بر طاعت و معصيت و مصيبت را دارا بود و لذا ملائکه از صبر آن حضرت متعجب گرديدند.
- زهد: در لغت عبارت از خلاف رغبت و ترک دل¬خواه است و زاهد حقيقي آن است که از غير خدا بريده باشد، علاقه قلبي او فقط به خدا و هر چه راجع به خدا است باشد. هوي و هوس کنار رفته، فقط خدا مانده و آنچه خدايي است. زنيب کبري(سلام الله عليها) در خانه اي نشو و نمو کرد که زهد به عنوان اولين و اصولي ترين پايه¬ی اخلاق و ايمان در آن حاکم بود. زندگي حضرت زينب
(سلام الله عليها) با عبدالله بن جعفر نيز داراي زهد مي باشد.
او نه تنها تحت تأثير مال و ثروت شوهر قرار نگرفت. بلکه حب دنيا را آنچنان از دل عبدالله بن جعفر بيرون کرد که گوي سبقت را در ميدان بذل و بخشش از همگان ربوده بود. آن مخدره ترک جميع زينت ها و اموال نمود و از دو پسر خود در کربلا زهد ورزيد و آن ها را قرباني کرد. حضرت زينب(سلام الله عليها) با وجود قدرت بر هر امري باز رضاي حق را ترجيح بر رضاي خود داد و صبر فرمود و ترک دنيا نمود و اين نهايت زهد است.
رضا و تسليم: راضي بودن از قضاي الهي عبارت است از، اعتراض نکردن و خشمگين نشدن از آن¬چه پيش مي آيد وقتي، در حالات حضرت زينب(سلام الله عليها) بنگريم، معلوم مي شود که داراي مرتبه عالي رضا مي باشد . نمونه¬ای از تسليم و رضاي حضرت زينب(سلام الله عليها) اين است که کسي نزد او محبوب¬تر از حسين نيست، چنان است که حتي نمي تواند تصور مرگ او را داشته باشد. اما آن¬جا که مسأله¬ی ادامه ی رسالت مطرح مي گردد و صبر و رضا را از شرايط اساسي آن مي داند، وارد قتلگاه مي گردد . و در ميان سنگ ها و شمشير شکسته ها، بدن برادرش را پيدا مي کند دست بر زير بدن حضرت مي کند و مي فرمايد: «اللهم تقبل منا هذالقربان.» و اين نهايت تسليم و رضاست.
شجاعت: از کمالات مهم حضرت زينب(سلام الله عليها) روحيه¬ی قوي و شجاعت اوست. نمونه اي از شجاعت حضرت فداکاري در راه دين بود و همانند مادرش وقتي احساس کرد مسئوليت بزرگ و مبارزه با بي دينان به دوشش مي باشد در اين راه از همه چيزش گذشت حتي از دادن جان نيز دريغ نورزيد. زينب(سلام الله عليها) در مقام شجاعت قطع نظر از جهت امامت کمتر از حسين نبود. اگر حسين در صحنه کربلا يک ميدان داشت. حضرت زينب(سلام الله عليها) دو ميدان نبرد داشت. ميدان نبرد با ابن زياد و دومي با يزيد پليد. او توانست مسئوليت سنگيني را که برادر بر دوشش نهاده بود يک تنه و به تنهايي به منزل رساند.
عفت و حجاب: حضرت زينب(سلام الله عليها) همانند مادرش در جنبه¬ی ستر و عفاف نيز نائبة الزهرا بود. او در حجاب و عفاف فريده¬ي زمان بود. احدي از مردان از زمان کودکي و دوران زندگي پدر و برادران تا واقعه¬ی کوفه او را نديده بودند. حضرت زينب(سلام الله عليها) در اين عرصه بي همتا و الگو بوده است و اگر زنان جامعه اسلامي بخواهند از حضرت زينب(سلام الله عليها) الگو بگيرند. اين گمان برايشان نباشد که پوشش زن مانع کار و فعاليت است. چه کسي از زينب(سلام الله عليها) فعال تر و پر تلاش تر و مبارزتر در عرصه¬ی گيتي وجود داشته است و هميشه داراي حجاب و پوشش عالي و نمونه بوده است؟
مديريت: يکي از عوامل پيروزي حضرت زينب(سلام الله عليها) مديريت اوست. زينب(سلام الله عليها) زني مدير و مدبر است. مديريت حضرت زينب(سلام الله عليها) بر دو گونه است.
1- مديريت بر خود: هيچ مديري در برنامه ريزي نمي تواند موفق باشد، مگر آنگاه که نخست مدير خود گردد. مالک نفس خويش و اراده¬ي خويشتن باشد. حضرت زينب(سلام الله عليها) زني است که بر خويشتن مسلط است. مالک خشم و غضب خويش است. و مي تواند عواطف خود را مهار کند. هر کس به جاي حضرت زينب(سلام الله عليها) بود، در عصر روز عاشورا يا صبح روز يازدهم محرم در قتلگاه چند بار غش مي کرد و نيازمند به پرستاري بود. ولي او برخود مديريت دارد.
2- مديريت بر ديگران. زينب(سلام الله عليها) بعد از مادر رئيس خانواده ي علي است. زنان و دختران و برادرزاده¬گان همه تحت نفوذ او هستند. در واقعه¬ی اسارت ، چنان بر همه مديريت داشت که کسي احساس غربت و اسارت نکند و زينب(سلام الله عليها) با قدرت الهي و مديريت درست به همه ی اهداف خود رسيد.
- وصايت و نيابت: مقام والاي وصايت و نيابت از امتيازات و خصلت هاي ويژه¬ی حضرت زينب(سلام الله عليها) است. منظور از مقام وصايت و نيابت حضرت زينب(سلام الله عليها) اين است، که آن بزرگوار بر اساس شواهد تاريخي در بعضي از مواقع عهده دار رسالت و مقام امامت گرديد و سمت هدايت و راهنمايي و حتي بيان حلال و حرام را براي ديگران بر عهده داشته است. زينب(سلام الله عليها) واسطه ی وصل ولايت و امامتِ به امانت گذاشته از امام حسين به امام زين العابدين هم بود. حضرت زينب(سلام الله عليها) از ديدي امين اسرار خداست و آن رازها در حين شهادت امام حسين در اختيار او قرار گرفت و رشته اتصال وحي از طريق زينب(سلام الله عليها) به امامان بعدي منتقل شده است.
- عصمت: عصمت از درجات و مقامات عاليه است و مخصوص خواص بندگاني است، که انبيا و اوصيا از زمره¬ي آنان مي باشند. عصمت به معناي نگاه¬داري از لغزش¬ها و زلل ها است. حضرت زينب(سلام الله عليها) رشد و حياتش در فضاي عصمت و در بين جمعي معصوم بوده است. بسياري از صاحب نظران به خاطر وجود مقام توقيفي در باب عصمت، حضرت زينب(سلام الله عليها) را معصوم نخوانده اند ولي او را تالي تلو معصوم خوانده اند و نوعي عصمت، از عصمت توقيفي و فراتر از حد متعارفي که انسان ها مي توانند بدان دست يابند، براي او قائلند و اين به خاطر حالات و روحيات، و مقام و موقعيتي است که در طول مدت تاريخ حياتش از او نمايان شده است. اگر چه عصمت به آن معنا که در امام وجود دارد در حضرت زينب(سلام الله عليها) وجود ندارد، اما عملکرد او همچون امام و معصومين است و هيچگاه لغزش و خطايي از او سر نزده است و او پيرو و مطيع معصوم بوده است.
http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۸:۱۵
http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png
آغاز هجرت عظيم تا سرزمين رنج
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2340/2340654zt633qdjq3.gif
- سفر قافله عشق
شب بيست و هفتم رجب سال شصت و يک هجري بود، که کاروان عترت پيغمبر عازم مکه گرديد. حضرت زينب(سلام الله عليها) تصميم به همراهي با برادر خويش مي کند، و از عبدالله اجازه گرفته و با برادر همراهي مي کند. در اينجا لازم است پيرامون شبهه اي که در مورد طلاق حضرت زينب(سلام الله عليها) و ازدواج عبدالله با ام کلثوم خواهر حضرت زينب(سلام الله عليها) و فسخ پيمان ازدواج و همراهي برادرش حسين مطرح شده مطالبي را ذکر کنيم. اين نظريه¬ی دکتر بنت الشاطي مي باشد که بر اساس حدس و گمان است. اما براي رد اين نظريه بايد بيان کرد که ام کلثوم به همراه اهل بيت امام حسين به کربلا رفته بود و بعد به کوفه و شام رفت. حتي در برابر يزيد نيز خطبه اي خوانده است. و همانطور که مي دانيم حضرت زينب(سلام الله عليها) در ضمن عقد شرط کرده بود که با برادرش همراهي کند و عبدالله هم هيچ مخالفتي نکرده بود. و بنا بر شناختي که نسبت به شخصيت حضرت زينب(سلام الله عليها) وجود دارد و بنابر شواهد ارائه شده، مي توان گفت هيچ دليلي بر صحت شبهه¬ی مذکور وجود ندارد.
حضرت زينب(سلام الله عليها) آماده ی سفر مي شود. کاروان کربلا حرکتی می کند به اين ترتيب که امام حسين در جلو کاروان و هفده تن از جوانان بني هاشم در دو صف طرفين، کاروان عقيله ی بني هاشم را همراهی مي کنند و ابوالفضل و مسلم بن عقيل در جلو و عقب کاروان در حرکت اند، تا اينکه در سوم شعبان سال 61 هجري به مکه مي رسند و بعد از چهار ماه و پنج روز، در روز ترويه مکه را به سمت کوفه ترک مي کنند. کاروان اهل بيت روزها و شبهايي را طي کردند، تا نزديکي هاي کوفه با سپاهي از کوفيان به سرکردگي حربن يزيد رياحي مواجه شدند، که مانع حرکت آنان به کوفه شد. ولي با گفت وگوهاي زياد کاروان، مسير خود را ادامه داد. تحت نظارت حربن زياد روز دوم محرم سال شصت و يکم هجري به کربلا رسيدند. زينب(سلام الله عليها) از ارکان مهم کاروان است و در سرپرستي و اداره ي کاروانيان سهمي مهم بر عهده دارد. زينب(سلام الله عليها) در تمام سختي ها و مصيبت ها خود را با برادرش شريک مي داند و براي او ياوري هماهنگ و همدل و غم¬خوار است. خيام عترت پيغمبر به دستور امام حسين برپا شد. خيمه ی امام حسين در ميانه بود و پشت سر، نخستين خيمه¬ی زنان، خيمه¬ی حضرت زينب(سلام الله عليها) بود و همواره حضرت زينب(سلام الله عليها) اين امکان را داشت، که از وضعيت امام حسين و خبرها آگاه باشد. عصر روز نهم محرم سپاهيان کوفه و شام، کاروان حسيني را از هر طرف محصور کردند، و يک قطره آب در کاروان يافت نمي شد، و ناله ي اطفال تشنه تا ستاره ي عيوق مي رسيد. امام حسين آن شب را مهلت خواست و سپاه موافقت کرد. در شب عاشورا، آن شب تکرار نشدني تاريخ، امام حسين با يارانش اتمام حجت کرد و همه اظهار عشق و ارادت کردند. زينب(سلام الله عليها) امشب قدم اول وظيفه و مأموريتش را استوار مي کند، و از اول شب تا به صبح پيوسته با برادر صحبت مي کند و از برادرش عباس مي خواهد که مقداري آب براي کودکان بياورد. مقداري از آن آب را به کودکان تشنه داد و مقداري را براي فردا نگه داشت، و حضرت گاه به گاه نيز به پرستاري زين العابدين مي پرداخت. امام حسين به حضرت زينب(سلام الله عليها) دلداري مي دهد و او را توصيه به صبر و بردباري می کند. حضرت زينب(سلام الله عليها) نيز به خاطر کودکان سعي مي کند آرام باشد و آرام گريه مي کند تا صدايش به گوش آنها نرسد. امام حسين به خيمه ي حضرت زينب(سلام الله عليها) وارد شد و شير زن کربلا به استقبال امام و برادر خويش آمد و تکيه گاهي براي امام فراهم آورد. حضرت زينب(سلام الله عليها) از برادر مي پرسد که آيا ياران خود را آزموده اي و اين پرسش تلخ زينب(سلام الله عليها) متکي بر تجربه اي است که حضرت زينب(سلام الله عليها) از بی وفايي های مردم کوفه داشت. امام حسين  فرمود: «به خدا سوگند ايشان را راندم و آزمودم جز دلير مرداني والا گوهر در ميان ايشان وجود ندارد.» حضرت زينب (سلام الله عليها) با سرکشي به خيمه از با وفايي ياران امام حسين اطمينان پيدا کرد و قلبش آرام گرفت.
صبح عاشورا که از هر شامي تيره تر بود رسيد. آواي کوس حمله دشمن بلند ميشود و ياران به ميدان جنگ مي روند و پيکرهاي غرق به خون آن¬ها را به خيمه باز مي گرداندند. زينب(سلام الله عليها) نيز دو پسر خود را براي نبرد آماده مي کند. و از برادر اجازه مي گيرد. با اينکه برادر اجازه نمي داد ولي با اصرار برادر را راضي کرد و دو فرزندان خود را به ميدان راهي کرد. محمد و عون دو پسر زينب (سلام الله عليها) نيز به شهادت رسيدند. ولي زينب(سلام الله عليها) در خيام ماند که مبادا برادرش شرمنده خواهد شود. اما وقتي که علي اکبر به شهادت رسيد خود را به بدن علي اکبر رسانيد و نزديک بود صبر ملکوتي خود را از دست بدهد و از اعماق جان ميگريد حضرت ابوالفضل نيز به ميدان رفت و در کنار نهر علقمه به شهادت رسيد. زينب(سلام الله عليها) حال مانند تک درختي است که دچار طوفان ها و برق ها شد و حسين همان¬قدر که تو جهش به صحنه ي جنگ بود به زينب(سلام الله عليها) نيز توجه دارد که بقيه راه و رسالت و پاسداري از عاشورا برعهده اوست . تمام جوانان بني هاشم به شهادت رسيدند و امام حسين به در ب خيمه مي آيد تا با اهل خيام وداع کند. و حضرت زينب(سلام الله عليها) علي اصغر پسر کوچکش را آورد تا با او وداع کند. امام حسين علي اصغر را به آغوش گرفت تا ببوسد. که ناگهان حرمله بن کاهل اسدي تيري بر گلوي علي اصغر پرتاب کرد و کودک کوچکش را به شهادت رسانيد. حضرت زينب (سلام الله عليها) چه صبر و تحملي نموده که روح از بدن او مفارقت ننمود. امام حسين به هفتاد و دو شهيد از اهل بيت خويش نگاه کرد و ره به خيمه آمد و صدا زد: «اي سکينه، اي فاطمه، اي زينب(سلام الله عليها) اي ام کلثوم، خداحافظ، و ضمن سفارش خواهر به صبر و سکون و بردباري يک تصرف تکويني هم در دل زينب(سلام الله عليها) ايجاد نمود و او را برای روبرو شدن با آن مصائب دشوار آماده کرد. آنگاه امام حسين اراده ی حرکت نمود.» و زينب(سلام الله عليها) خود را به دامان برادر آويزان کرد و صدا زد: «مهلاً مهلاً يابن الزهراء، برادر صبر کن تا وصيت مادر را اجرا نمايم و به جاي مادر زير گلويت را ببوسم.» حضرت امام حسين سفارشات لازم را کرد وبه ميدان نبرد رهسپار شد. بعد از گذشت چند ساعتي اسب امام حسين با وضع دلخراشي به سوي خيمه آمد. زنان و کودکان گريه کنان از خيمه ها بيرون آمدند زينب کبري(سلام الله عليها) نيز مرتب فرياد مي زد: «محمدا.» و برادرش را در ميدان مي بيند که در حال جان دادن است. زينب کبري خود را به پيکر بي جان برادر مي رساند ولي امام حسين دستور مي دهد که به خيمه ها باز گردد. هنوز زينب (سلام الله عليها) به خيمه نرسيده بود که مي بيند آسمان تاريک شده و زمين لرزان گرديد. خود را به گودال قتلگاه مي رساند و خود را بر روي جسم پاره پاره ی برادر مي اندازد و با سرشک غم در دل، بذر انقلاب آينده را مي افشاند و بعد از آن مي بيند که شمر به طرف برادر مي آيد و خود را بر سينه ی حسين قرار مي دهد و سر حسين را از بدن مبارکش جدا مي کند. چگونگي حال زينب(سلام الله عليها) را فقط خدا مي داند و بس. بعد از به شهادت رسيدن امام حسين سپاه عمر بن سعد به طرف خيمه ها روانه شدند و حضرت زينب(سلام الله عليها) تا متوجه شد به زنان و دختران گفت که تمام زيور آلات و گوشواره¬هاي خود را در آورند و در کناری قرار دهند، تا لشکريان به زنان و دختران امام حسين و يارانش تجاوز نکنند و اذيت و آزار نرسانند. ديگر چيزي در خيمه ها باقي نماند و تمام خيمه ها را که به هم متصل بودند آتش زدند. به دستور امام زين العابدين همگي هشتاى و چهار زن و بچه رو به بيابان حرکت کردند ولي زينب(سلام الله عليها) نمي تواند برود؛ زيرا برادر زاده ي بيمارش از شدت تب قادر به حرکت نبود. اينجا حضرت زينب(سلام الله عليها) از روح جدش و پدرش و مادرش کمک طلبيد و آن حضرت را از شعله هاي آتش نجات داد. بعد از امام حسين رسالت عظيم اين حرکت خونين را خواهرش زينب(سلام الله عليها) بر دوش مي کشد. رسالتي که هيچ کس جز زينب (سلام الله عليها) توان قبول آن را نداشت. سفير کربلا گريه و زاري زنانه را کنار مي گذارد و نه تنها تسامح و غفلت را جايز نمي داند، بلکه تصميمي جدي دارد، تا از هر فرصتي نهايت بهره را برده و از اهداف مقدس شهيدان سخن بگويد و مشت خائنانه¬ی يزيد و عمالش را باز کرده و کوس رسوايي آنان را در هر کوي و برزني به صدا در آورد. شام غريبان و سوگواري و اشک و ناله در سوگ عريزان با سرکشي و پرستاري از کودکان يتيم و با نماز شب و راز ونياز به در گاه پروردگار هر طور بود به صبح رسيد.
http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۸:۲۳
http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png
اسارت تجلي آزادگي
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2340/2340654zt633qdjq3.gif
آغاز رسالت عظيم حضرت زينب (سلام الله عليها)
رسالت زينب(سلام الله عليها) در دوران اسارت، پر دامنه و وسيع بود و رعايت اجراي آن بس مشکل بود. و زينب(سلام الله عليها)، مجري طرح حسين است. آنها همانند جد گرامي خود وظيفه¬ی رهائي را بر عهده دارند. و بر اين اساس تکليف زينب(سلام الله عليها) و اهميت کار و وظيفه ی او هم معلوم بود. زينب(سلام الله عليها) در تمام مراحل انجام وظيفه بر خود مسلط بود. بياني متفق و استوار داشت همه جا با دليل و برهان به پيش می رفت. اگر چه زينب(سلام الله عليها) خود را در مقابل همه ي پرچم داران توحيد و عدالت مسئول احساس مي کند، امانت داري خون برادر از هر مسئوليتي براي او سنگين تر است. اگر او نبود وقايع کربلا براي هميشه به همراه شهيدان در کربلا مدفون مي شد.
وداع با شقايق هاي پرپر: عمر بن سعد فرمانده ی ارتش کربلا به بانوان و بازماندگان حسين ، دستور سوار شدن و حرکت داد. زينب (سلام الله عليها) و خواهرش ام کلثوم زنان و کودکان را سوار بر شترها کردند. سپس به نزد زين العابدين رفت تا او را نيز سوار کند که امام سجاد گفت: «زينب جان شما خود سوار شويد. براي سوار کردن من افراد «عمر سعد» کمک مي کنند.» زينب(سلام الله عليها) دستور ايشان را اجرا کرد و کاروان حرکت کرد. به خواهش اهل بيت(عليهم السلام) کاروان را از قتلگاه حسين گذراندند و همه خود را به پيکر هاي غرق به خون شهدا رساندند و با آنان وداع کردند. اما سجاد تنها از بالاي مرکب به گل زار خزان شده مي نگريست و مي گريست. امام حالت عجيبي پيدا کرده بود. ناگهان زينب(سلام الله عليها) متوجه حالت امام زمانش شد که روح از بدنش جدا مي شود. زينب(سلام الله عليها) جهت تسلاي دل محزون امام سجاد(سلام الله عليها) و با داروي شفا بخش سخن، از او رفع خطر مي کند و حديثي را که در اين مورد از جدش پيغمبر خدا شنيده بود که از ام ايمن نقل شده بود براي امام سجاد بيان کرد و او را دلداري داد. نزديک غروب کاروان به سوي کوفه حرکت کرد .و نزديک غروب فردا به کوفه رسيدند، به دستور عبيد الله بن زياد حکومت نظامي اعلام شد و همه¬ی مردان و زنان، شهر را آماده براي استقبال از کاروان اسرا کرده بودند. عده اي گمان مي کردند که اين اسيران رومي و ترک هستند و يا کاروان امام حسين است که به منظور صلح بايزيد به دمشق مي روند. قافله سالار کاروان، زينب کبري(سلام الله عليها) وقتي کوفه را با آن منظره مشاهده مي کند دردش افزون مي شود و قلبش از شدت جانکاه درد چون ديگ جوشان مي فروشد.اما زينب(سلام الله عليها) با اين وجود، متانت خود را حفظ مي کند . با نگاهي معني دار به همه مي نگرد. همگان در تب و تاب عجيبي به سر مي بردند و کنجکاو بودند تا از سرنوشت کاروان هرچه زودتر آگاهي يابند. زينب(سلام الله عليها) با يک دنيا شهامت نطق آتشين خود را شروع و با تسخير دلها و انجام منظور خود توانست شنوندگان را تحت نفوذ خود در آورد. حضرت زينب(سلام الله عليها) با حمد و سپاس و درود بر محمد و خاندانش خطبه ی خود را شروع کرد. مضامين اين خطبه به صورت اختصار عبارتند از:
- معرفي کاروان اسيران
- آماده سازي مردم
- بيان دروغگو بودن دستگاه خلافت يزيد
- بيان صفت مردم کوفه از جمله 1- خدعه و تزوير، 2- بي ايماني، 3- چاپلوسي و تملق، 4- حيات بيهوده که زندگي آنان پوچ و بي ثمر بوده است5- مهيا کردن توشه اي بد و جاودان شدن در عذاب.
- با برانگيختن احساسات مردم توانست در آنها نفوذ پيدا کند.
- و با به تصوير کشيدن عمل مردم، به آنها فهمانيد که چه گناه بزرگی را انجام داده اند و پسر پيغمبر و يادگار خاتم انبياء را شهيد کرده اند و از اين جنايت سودي نبردند و در وادي ضلالت و گمراهي غوطه ور شده اند، و به آنها آگاهي داد که جامعه اي که فاقد امام باشد از نظر قرآن مرده تلقي مي گردد. هنگامي¬که زينب(سلام الله عليها) با کلام معجزه آساي خود، بزرگي جنايت يزيد و نوکرانش را آشکار نمود و مردم کوفه را مستقيماً عامل اصلي اين جنايت قلمداد کرد، همگان صدا به ناله بلند کردند و در آتش جنايتي که خود افروخته بودند غوطه ور شدند. بعد از اتمام خطبه ي آتشين حضرت زينب(سلام الله عليها) علي بن الحسين فرمود: «اي عمه خاموش باش باقي ماندگان بايد از گذشتگان عبرت گيرند.» و آن بانوي بزرگوار ساکت شد و داخل چادري که براي آنان زده بودند رفت. خطبه ی حضرت زينب(سلام الله عليها) اثرات و بازتابي داشت. راوي مي گويد:
« مردم را حيران ديدم و دستها را به دندان مي گزيدند و پير مردي در کنار من بود و مي گريست که ريشش از اشک تر شده بود. و مي گفت: پيرانشان بهترين سال خوردگان و نسل اينان اگر شمار شود، عاري از هر تباهي و خواري است.»
بازتاب اين خطبه در بين مردم، بر انگيختن آنان براي بر اندازي حکومت بني اميه بود. خبر به ابن زياد رسيد. عبيد الله از اطرافيان براي چاره جويي و جلو گيري زينب(سلام الله عليها) از سخن، نظر خواست و به اين نتيجه رسيدند که سر مبارک امام حسين را در مقابل ديدگان حضرت زينب(سلام الله عليها) ببرند. اما دير شده بود و زينب(سلام الله عليها) سخنان لازم و مورد منظور را بيان کرده بود. حضرت زينب(سلام الله عليها) با ديدن سر مبارک برادر، سر به کجاوه کوبيد و با سر برادر درد دل¬ها کرد و سخن¬ها گفت و از مصيبت ها و دردها و رنج هايي که در راه اسارت و بعد از شهادت برادر تحمل کرده بود، با ايشان صحبت کرد. پس از آن کاروان اسيران را به کاخ ابن زياد بردند. زينب(سلام الله عليها) کهن ترين لباس خود را پوشيده بود، و آرام و ناشناس در کناري نشسته بود و در پاسخ سئوال ابن زياد «که اين زن کيست ؟» جوابي نداد، تا اينکه يکي از کنيزان حضرت زينب(سلام الله عليها) گفت: «ايشان زينب(سلام الله عليها) دختر فاطمه(سلام الله عليها) مي باشد.» با اين پاسخ آتشي در وجود عبيد الله شعله ور شد. و بعد ابن زياد جلو آمد و گفت: «سپاس خدايي را که شما را رسوا ساخت.» حضرت زينب(سلام الله عليها) فرمود: «سپاس خداي را که ما را بزرگ داشت و فاسق را رسوا کرد.» و حضرت زينب(سلام الله عليها) بيان کرد: «من در کربلا چيزي جز زيبايي نديدم.» ابن زياد از سخنان وي خشمگين شد و قصد جان حضرت را کرد که يکي از يارانش مانع شد. سپس ابن زياد رو به علي بن الحسين کرد گفت :اين جوان کيست .گفتند علي ابن الحسين ابن زياد گفت: مگر علي ابن الحسين خدا نکشت و دستور داد گردن آن را بزنند وقتي حضرت زينب(سلام الله عليها) از اين قضيه آگاه شد. خود را به امام رسانيد. و از جان او حفاظت کرد. وظيفه حفاظت از جان امام را انجام داد. خاندان پيامبر پس از آن در منزلي نزديک مسجد کوفه اسکان دادند. ابن زياد پس از آن در نامه اي براي يزيد نوشت. يزيد نيز دستور داد که کاروان را به شما بياورند. حضرت زينب(سلام الله عليها) با صبر و بردباري بسياري راه پر پيچ و خم کوفه تا دمشق را منزل به منزل طي کرد و در هر منزل به دلجويي کاروانيان مي پرداخت. کاروان اسيران به شام نزديک مي شدند و در مسير صدمات و اذيت و آزار فراواني توسط شمر و سربازانش مي ديدند و سرانجام در روز اول صفر سال 61 هجري وارد دمشق شد و در کنار مسجد جامع شهر قرار گرفتند.نسل جوان شام از اسلام حقيقي چيزي نمي دانستند و شايد در نظر آنان اسلام حکومتي مانند حکومتهاي پيشين بوده است. و به اين خاطر شهر را آذين بسته بودند و بر اسيران سنگ پرتاب مي کردند ولي در همه حال زينب(سلام الله عليها) صبر و مقاومت خود را از دست نداد. زينب(سلام الله عليها) همانگونه که در کوفه عبيد الله بن زياد را رسوا و ذليل کرد، در شام نيز مقابل يزيد حماسه آفريد و خطبه اي قرائت کرد که مي توان با استفاده از اين خطبه اصول مبارزه حضرت زينب(سلام الله عليها) را اينگونه بيان کرد.
http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۸:۲۶
http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png
1- شکست دشمن در تداوم مبارزه و به اثبات کفر يزيد پرداخت
2- افشاي ماهيت دشمن که يزيد فرزند مطلقا مي باشد و از ذريه هند جگر خوار است و جنگ با برادرش را جنگ کفر و ايمان دانست
3- مرگ در راه مبارزه را نيستي ندانستن
4- قدرت دشمني را پوشالي دانستن
5- ترس و اضطراب به خود راه ندادن
6-به جاودانگي آثار مبارزه پرداخت و به آثار ماندني و پايدار آن اشاره کرد
7-هدفداري مبارزه خود را بين کرد. سفيد کربلا چه زيبا خون شهيدان را ادا نمود. و چه نيکو بار مسئوليت پيام رساني را بدوش کشيد و براستي که پيامبري خون شهداء، زيبنده ي شأن اوست، وقتي خطبه ي حضرت زينب(سلام الله عليها) پايان گرقت. کوفيان درمجلس با حيرت با يکديگر به سخن پرداختند و دراين ميان يکي از کوفيان آزرم رو به فاطمه دختر حسين کرد و او را از يزيد خواست و او حضرت زينب(سلام الله عليها) تا اين سخن را شنيد فاطمه را در آغوش کشيد و به يزيد گفت: اي دشمن خدا دروغ گفتي . و تو جرأت اين کار را نداري . يزيد خاموش شد. نطق حضرت زينب(سلام الله عليها) سبب شد، عده اي به خون خواهي حسين برخاستند و انتقام خون او را از قاتلانش بگيرند. بعد از آن يزيد اهل بيت را در خرابه اي در شام قرار داد.که در آن خرابه رقيه دختر امام حسين به شهادت رسيد.وقتي يزيد به ظاهر از ظلم ها و ستمهايي که نسبت به اهل بيت روا داشته بود اظهار تأسف و پشيماني کرد به اهل بيت اجازه داد که به عزاداري بپردازند و پس از هفت روز که اهل بيت در شام به عزاداري پرداختند . به دستور يزيد کاروان آنها آماده عزيمت به مدينه شدند.
http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png
بازگشت به زادگاه و وصال با خورشيد
بازگشت به آغوش شقايق ها
پس از آنکه يزيد دستور داد اهل بيت(عليهم السلام) به سوي مدينه باز گردند. به دستور يزيد بر شترها کجاوه هايي با پارچه هاي ابريشمين و زر بافت زينت دادند. ولي همينکه زينب(سلام الله عليها) چشمش به آنان افتاد، دستور داد که آنها را در آوردند و پارچه هاي سياه بر کجاوه ها قرار دهند و علم¬هاي سياه را در پس و پيش کاروان قرار دادند و با کمال مراقبت و حراست و حفظ آبروي اهل بيت(عليهم السلام) به سوي مدينه حرکت کردند در بين راه به دو راهي عراق و مدينه رسيدند.از امير کاروان خواستند تا آنان را به کربلا ببرد، چون به کربلا رسيدند، حضرت زينب(سلام الله عليها) بر سر مزار حسين رفت و با سوز دل و اشک چشم گزارش سفر داد و درباره ي رسالت و وظيفه اي که بر عهده اش بود حرف زد، و با برادر درد دل کرد. کاروان از کربلا به سوي مدينه حرکت کردند وقتي کاروان به مدينه نزديک شد، امام سجاد شخصي را فرستاد تا مردم را با خبر سازند. مردم مدينه يکپارچه به سوي کاروان حرکت کردند. امام سجاد براي آنان خطبه خواند، بعد از آن زينب(سلام الله عليها) به کنار قبر پيامبر مي رود و مي فرمايد: اي رسول خدا خبر کشته شدن حسين را آورده ايم و همواره همه مي ديدند که چشمان زينب(سلام الله عليها) پيوسته گرم اشک است. حضرت زينب(سلام الله عليها) متوجه قبر مادرشان حضرت زهراي اطهر(سلام الله عليها) شد و خطاب به مادر فرمود:
اي فاطمه اگر در دنيا زنده ماندي همواره قيامت براي ما و مصائب ما صدا به گريه بلند مي کردي. حضرت زينب(سلام الله عليها) در خانه اش مستقر شد و زنان و کودکان را به خانواده شان تحويل داد. و عزاداري بخاطر حسين و جوانان از دست رفته بني هاشم آغاز شد، عبدالله بن جعفر شوهر زينب(سلام الله عليها) بيش از ديگران بر شهادت حسين و يارانش ميگريست و عزاداري مي کرد. حضرت زينب(سلام الله عليها) به غير از عزاداري وظيفه مهم ديگري نيز داشت و آن خونخواهي از خون ريخته شده اي بود که سزاوار نبود به در برود. او توانست فريادهاي خاموش شده شهداي کربلا را به گوش مردم برساند . وظيفه ديگر حضرت زينب(سلام الله عليها) اين بود که از طرف امام سجاد نيابت خاصه داشت که احکام اسلامي را براي مردم بيان کند و محور مراجعه مردم مي باشد.
زيرا او مي دانست که بني اميه در صدد بهانه اي براي به شهادت رساندن امام سجاد است. زينب(سلام الله عليها) براي مردم از هجرت از مکه تا کربلا و عاشورا و شهادت حسين و عباس و مسلم سخن مي گفت
و خاطره شهيد

http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۸:۳۱
http://i33.tinypic.com/1zyajol.jpg (http://i33.tinypic.com/1zyajol.jpg)

http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png
سر نی در نینوا می‌ماند اگر زینب نبود
کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود
چهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگ
پشت ابری از ریا می‌ماند اگر زینب نبود
چشمه فریادمظلومیت لب تشنگان
در کویر تفته جا می‌ماند اگر زینب نبود
زخمه زخمی ترین فریاد در چنگ سکوت
از طراز نغمه وا می‌ماند اگرزینب نبود
در طلوع داغ اصغر استخوان اشک سرخ
در گلوی چشمها می‌ماند اگر زینب نبود
ذوالجناح دادخواهی بی سوارو بی لگام
در بیابان‌ها رها می‌ماند اگر زینب نبود
در عبور بستر تاریخ، سیل انقلاب
پشت کوه فتنه جا می‌ماند اگر زینب نبود

http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۸:۴۰
http://www.upload.tazkereh.ir/images/57028016275947395455.jpg




http://www.upload.tazkereh.ir/images/10580035910314979228.gif



زینب بهترین الگوی مشارکت های سیاسی و اجتماعی



زیبایی دین مبین اسلام پس از بیان گزاره های تام و تمام اخلاقی، این است که برای هر قشری از مردان و زنان و متناسب با شرایط زمانی و مکانی الگوهایی از بین مردان و زنان ارائه نموده است.

الگوها که همان شاخص های دینی اند، در پیچ و خم زندگی انسانی قرار داشته و در عین اصطکاک با همه مناسبات زندگی فردی و اجتماعی بشر توانسته اند نمادی از زندگی یک دیندار باشند.
از همه زیباتر وجود الگوهایی عالی از بین زنان برای همه مردان و زنان و از بین مردان برای همه مردان و زنان است. زینب یکی از آن شاخص ها و الگوهاست.
در شرایطی که حضور اجتماعی و سیاسی زنان و اشغال عرصه های عمومی توسط ایشان یکی از بحث برانگیزترین مباحث دو سده اخیر است، زینب همان کسی است که کاملترین مدل را برای این منظور به زنان عالم پیشنهاد می کند.

خاصیت الگو این است که نباید بر بام آسمان نشسته و از افق اندیشه و عمل آدمیان فاصله های طی ناشدنی داشته باشد. به راستی زینب چگونه فاصله زمانی را درمی نوردد و امروزه برای زنان مسلمان ایده حضور در اجتماع و سیاست را پی می ریزد؟
اگر او امروز بود و در بین ما و در شرایط ما می زیست چگونه وظایفی را، وظیفه خطیر سیاسی و اجتماعی خود می دانست و تحت چه شرایطی قافله ای را به سمت صلاح و سداد، سالاری می نمود؟
عرصه حضور اجتماعی زینب(س) در زمانه خویش نه یک جماعت اندک و نه مردم یک شهر و آبادی کوچک، که بخش عظیمی از بلاد اسلامی بود که امروزه شامل چند کشور می شود.

تدابیر سیاسی او نه تنگنای ریاست شورای یک شهر و یا مدیریت یک کشور، بلکه آن چنان پردامنه بود که حکام و روسای ایالات مختلف اسلامی را منفعل ساخت و سیاست و تدبیر آنان را تحت الشعاع برنامه های ارشادی و آمرانه خود قرار داد.
او در همه صحنه های سیاسی واجتماعی حاضر بود، اما حضوری که عطر آن شمیم هدایت و روشنگری داشت و این حضوری است که جاودانه و ماندنی شده و رسانه خبری عاشورا همه ساله و تا قیامت آن را باز می تاباند.
کدامین زن را می شود شناخت که اخبار حضورش، پژواکی چنان وسیع در تاریخ داشته باشد؟ افزون بر آنچه گذشت، مهمتر از حضور اجتماعی و سیاسی، اهداف و نحوه حضور است. البته اهداف زینب که به بلندای نام انسانیت است، نیازی به توضیح ندارند.

ولی روش او برای این حضور برای نسل امروز قابل ملاحظه و مطالعه است؛ آیا روش او دیگر کهنه شده است؟ آیا می توان آن روش را برای زنان آغازگر هزاره سوم ملاک قرار داد؟ آیا روش او ملاک های ماندگاری دارد؟ درپاسخ این سؤالات شاخصه های حرکت حضرت را نام می بریم:


http://www.upload.tazkereh.ir/images/10580035910314979228.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۸:۴۲
http://www.upload.tazkereh.ir/images/10580035910314979228.gif


حضور زینب (س) آمیزه علم و حیا

تصویری که تاریخ از حضور زینب ارائه می دهد حاکی است که او در اجتماع، آمیزه ای از علم و حیا بود. آنچنان درصدفی از حیا حرکت می کرد که به جز علم و فرهیختگی او چیزی به مشاهده مردان نمی رسید.
راویان از نقل تمام واقعه عاجزند، اما هرآنچه رخ داد این بود که از لابلای حرکت های احیاگر او حیا موج می زد و این آن چیزی است که درکنار دانایی زینب به شکار نگاه مردم درآمده است.

در گزارشی که از خطابه زینب کبری در کوفه بر جای مانده، به عنوان مثال، قبل از آن که راوی پرده از کلمات عالمانه او بردارد، نمی تواند از این اعتراف چشم پوشی کند که حیای حضرت فوق العاده قابل توجه بود و درکلامش از لفظ «خفره» استفاده می کند. «خفره» در زبان عربی به زن بسیار باحیا می گویند. (7) او می گوید که «قسم به خداوند، ندیدم زنی این چنین با حیا، که گویاتر و عالمانه تر از این زن سخن بگوید.»
مدل اسلام برای حضور زن درعرصه عمومی همین است.

یعنی زنان ما آنچنان گوهر عفاف خود را حفظ نمایند که کلام و سکوتشان، حرکت و سکونشان... همه و همه حاکی از حیا و عفت باشد و از تمام ویژگی های خود در اجتماع فقط علم و دانایی و هنر را به منصه ظهور برسانند.

گستره فرهیختگی زینب(س)

زینب(س) را درجریان کربلا همواره با دوگونه مخاطب نظاره می کنیم: گروه اول کسانی هستند که الگوهای اجتماعی اند؛ و مواضع آنها توده های مردم را رهبری می کند و مسیر تاریخ را می سازد. همان کسانی که حوزه تأثیر گفتار و رفتارشان بیشتر از زمان و مکان خودشان است.

دراین مرحله زینب با افرادی روبروست که می خواهند بزرگترین فاجعه تاریخ بشریت را به گونه ای توجیه سازند. ابعاد بزرگ حادثه را بپوشانند و از آن بهره برداری لازم را به نفع خود بنمایند.

کسانی که برمسند قدرت نشسته اند، سرمایه های کم نظیری را به دست دارند و سکه های آنان حدیث سازان سست نهاد را به راحتی خریداری می کند و زبان جعل و دروغ پردازی هایشان را به نطق می آورد. اینها همه بهترین امکاناتی است که می توان از آنها برای وارونه ساختن حقایق بهره جست.

حال، زینب چه بایدکند؟ او زنی است داغدار که هیجده داغ لاله بر دوش دارد. دستانش خسته و کامش تشنه است ولی باید تشنگی تاریخ را جواب گوید.
اگر او زمانه را سیراب نسازد دیگر با سراب، فریبش می دهند. و ما دراین باب از این که زینب چه صحنه ها ایجاد کرد و چه زیرکی ها به خرج داد و چه اسطوره ها ساخت، غافل هستیم. و اینک شرح ماجرای فرزانگی ایشان.


http://www.upload.tazkereh.ir/images/10580035910314979228.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۸:۴۴
http://www.upload.tazkereh.ir/images/10580035910314979228.gif


الف- زینب(س) و تحریفات حقایق

یکی از محورهایی که بالاترین سرمایه گذاری را درتلاش های مذبوحانه حکام به خود را جلب نمود، تحریف عاشورا و عاشوراییان و مصادره وقایع به نفع ستمگران بود که البته سخت دراین مصاف ناکام ماندند. مذاکرات زینب با عبیدالله و یزید به خوبی موید این است.

یکی از تحریفات مهم که ازطریق مختلف تبلیغ می شد، اسناد دادن قضایا و شهادت حضرت ابی عبدالله(ع) به خداوند است.

تفکرات اشعری گری در تحکیم اباطیل فکری که به وسیله بنی امیه تشدید می شد، بهترین اهرم فرهنگی برای توجیه جنایات بود.

از طرفی دیگر پیدایش مکتب کلامی اشاعره در دوران بنی عباس در یک برهه، ریشه در توجیهات بنی امیه از حوادثی نظیر کربلا دارد.

درحالی که دسته قابل توجهی از مسلمین از فرهنگ علوی و اندیشه شیعی فاصله گرفته اند و بسیاری از صحابه و تابعین از هوش علمی برای تحلیل عقلانی قضایا بی بهره اند، رواج اندیشه جبریون در مسیر حکومت های وقت مفید می افتاد.

فرهنگ سازان جامعه که طایفه بزرگی از جعل کنندگان احادیث بودند، بخشی از این تفکرات را به صورت فرهنگ عمومی درآوردند.
بدیهی است که تا چنین فضای فرهنگی دربین مردم فراهم نشود، نمی توان به این راحتی دست را به خون پاک ترین انسان های روی زمین آلوده ساخت و از گزند واکنش های مردم و یا حداقل سوال اندیشه ورزان جامعه خلاصی یافت.

براین اساس بود که هم عبیدالله و هم یزید دریک برنامه هماهنگ این فاجعه را به «خواست الهی» که هیچ قدرتی را یارای مقاومت در برابر آن نبود، استناد دادند و خواستند که خود را در مقابل مردم و تاریخ تبرئه نمایند.


http://www.upload.tazkereh.ir/images/10580035910314979228.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۸:۴۴
http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png
بعد از غروب و فاصله او ماندو شب، سیاه
بر دوش داشت فلسفه خون بی گناه
او از تبار خطبه و حلقوم حیدری
میراث دار زخم فدک‌های کوثری
ماند و مسیر قافله را برد با خودش
هرچند لحظه لحظه تا خورد با خودش
فریاد کرد و خون خدا را ادامه داد
پرواز را به روزن فردا ادامه داد
هی سخره‌های قافله پرتاب می‌شدند
تنها به قصد قربت زهرا ادامه داد
هر چند گرگ‌ها به دلش پرسه می‌زدند
هی زخم و نیش و قهقهه را _ هر سه _ می‌زدند
بانوی استخوان به گلو دست بر نداشت
تکرار خارهای بیابان اثر نداشت
کفتار‌های شبزده دیدند خم نشد
از ارتفاع و حرمت خورشید کم نشد
موی سپید یک شبه و کوه استوار
یک کاروان پرنده: اسیران داغ دار
هرچند خیمه خیمه دلش سوخت،دود شد
اما مدام سبز و جوان وانمود شد
http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png

http://vasegh.persiangig.com/image/nemoone/15-rajab/02/aslii-15r-2.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۸:۴۵
http://www.upload.tazkereh.ir/images/10580035910314979228.gif


ب- تلاش یزید برای نهادینه کردن رفتارهای باطل و مبارزه حضرت زینب(س)

حضرت زینب(س)، کربلا و حادثه خونبار عاشورا را جدا از حلقه های پیشین و پسین سلسله حوادث آن زمان بررسی نمی کند.
اصولا رخدادهای اجتماعی آن هم در چنان سطحی نمی تواند معلول علل یک شبه باشد و مواجهه جزیی نگر با تاریخ در تحلیل حوادث و پدیده های اجتماعی، بدترین نوع تحلیل بوده است و موجب می شود که تاریخ واقع نمایی خود را از دست بدهد.
براین اساس عقیله بنی هاشم، حادثه کربلا را مولود تمام حوادث و جریانات انحرافی از صراط مستقیم ولایت می داند:
«چگونه کندی نماید در بغض و دشمنی ما، کسی که (همواره) ما را کوچک دیده است.»
بزرگان و اعیان شیعه نیز همواره در تحلیل حادثه عاشورا آن را امتداد ماجرای سقیفه دانسته و بر آن تاکید ورزیده اند.
مرحوم محقق اصفهانی نیز از حضرت زینب اینگونه روایت می کند:
«آن تیر را حرمله رها نساخت، بلکه کسی آن تیر را رها ساخت که این امکان را برایش فراهم آورد. آن تیر تیری بود که از جانب سقیفه آمد.
حضرت در ادامه سخن خود به علل دیگری هم اشاره می نمایند، مانند آثاری که از وراثت اخلاقی پلید و باطنی آماده، زمینه مساعدی در اعوجاج و کژی در یزید فراهم کرد.
«تو در دامان مادری عفیف که سفره تربیت الهی و انسانی را پیش روی تو بگشاید، پرورش نیافته ای.»


http://www.upload.tazkereh.ir/images/10580035910314979228.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۸:۴۷
http://www.upload.tazkereh.ir/images/10580035910314979228.gif


ج- تنگناهای ظلم

اگر یک جامعه نظامی، سیاسی بر محور عدالت بچرخد، همه از ثمرات آن بهره خواهند برد. در چنان نظام عادلانه، موافق و مخالف از مواهب شهروندی برخوردارند. در مقابل اگر ظلم و ستمگری هویت یک نظام سیاسی را تشکیل دهد، دوست دیروز، دشمن امروز یا فرداست؛ نظامی که در تقسیم امکانات هیچ تعهدی حتی در مقابل کسانی ک روزی به آن اقتدار بخشیده اند ندارد.

و لذا حضرت امیر(ع) به زیبایی در نهج البلاغه می فرماید: «کسی که عدل بر او ناگوار و محدود کننده باشد، جور و ستم بر او ناگوارتر و محدود کننده تر خواهد بود.»

حضرت زینب(س) به زیرکی به این نکته اشاره دارد. آنگاه که فرمود: به زودی آن که تو را بر مسلمین حاکم ساخته متوجه می شود که بدترین جانشینان را برای ظالمین دیگر قرار داده است.
گروه دومی که حضرت با ایشان در مقاطع مختلف گفتگو کرده است مردم یعنی مهمترین پشتوانه حکومت ها هستند.
امروزه در مترقی ترین برداشت های جامعه شناسان ثابت شده که «مردم» با استفاده از ظرفیت هایی که در اجتماع دارند می توانند تفکر و ایدئولوژی مورد پسند خود را به دستگاه حاکم تحمیل نمایند و حتی در تغییر رویه یا تبدیل ماهیت آن بسیار موثر باشند.
این معنایی است که قرآن در چهارده قرن پیش به کرات به آن اشاره کرده و انسان های بزرگ را تاریخ ساز و متحول کننده جامعه دانسته است.

مردم شام تا قبل از آن که امام سجاد(ع) و عمه شریفشان زینب(س) قدوم مبارک خود را بر فرق آنان بنهند، حظ ولایت را نچشیده و از شراب حضور بی بهره بودند.

کوفیان نیز بیست سال بود که دیگر نوای علوی را نشنیده و منبرهای سرد و متروک آن، هیمنه علوی را از کف داده بودند و زینب(س) پژواک کلام علی(ع) را در خود داشت که گرداگرد نور وجود مولای شان قطرات طهور خطابه های او را نوش می کردند.
**********************
پي نوشتها:

الخصائص الزینبیه، ص 284.
المفردات، راغب اصفهانی، ص 503.
منتخب التواریخ، ص 293.
منتخب التواریخ، به نقل از ارشاد مفید، ص 249.
نفس المهموم، ص 355.
منهاج الدموع، ص 370.
النهایه، ابن اثیر، ج 2.
اللهوف، سیدبن طاووس.
همان.
نهج البلاغه.
لهوف، ص 155.

http://www.upload.tazkereh.ir/images/10580035910314979228.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۹:۴۰
http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png
http://www.nasimerezvan.com/user_upload/images/editor_photo/1216304557Untitled-2.jpg
http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png

السلام عليكِ يا زينب كبري السلام عليكِ يا بنت رسول الله
السلام عليكِ يا بنت اميرالمومنين (س)


صبر را مفهوم معنا زينب است

کعبه غمهای دنيا زينب است

چون حسين است آفتاب شهر عشق

ماهتاب عالم آرا زينب است



هر کس بر مصیبت های این دختر ( زینب سلام الله ) بگرید ، همانند کسی است که بر برادرانش ، حسن وحسین (ع) ، گریسته است . پیامبر اکرم (ص)

http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۹:۴۹
http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png
نام : زینب (س)
نام پدر : حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع)
نام مادر : حضرت فاطمه زهرا (س)
ناریخ ولادت : روز پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجری قمری
محل تولد : مدینه
کنیه : ام الحسن و ام الکلثوم
القاب : صدیقه الصغری، عصمة الصغری، ولیه الله العظمی ، ناموس الکبری ، شریکةالحسین (ع) ، کامله ، فاضله و...
همسر : عبدالله فرزند جعفر بن ابیطالب
تعداد فرزندان : 3 پسر ( علی ، عون ، جعفر ) و1 دختر ( ام الکلثوم )
وفات : شب یکشنبه 15 رجب سال 63 هجری قمری
محل دفن : شام

http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png

ای شکوه حماسه در سراپرده حیرت! ای زخم خورده نینوا!
ای بانوی خورشیدهای دربند! ای زینب قهرمان! تو که خود، وسعتی به اندازه همه سوگ های آفرینش داشته ای، تو که خود دریای بی کران اشک را، ساحل بودی، چگونه باید بر تو سوگواری نمود که ما سوگواری را از تو یادگار داریم. تو که آواز سرخ کربلا را از حنجره بردباری ات، به گوش تاریخ رساندی و اگر این حنجره صبوری و آن نطق آتشین تو در کاخ یزیدیان نبود، داستان جان سوز آن ظهر عطشناک در کوچه های تاریخ به دست فراموشی سپرده می شد.

حضرت زینب (س) تنها 56 سال امانت الهی خویش را بر دوش کشید.
نقل است که در اواخر عمر آن بانوی بزرگ، در مدینه منوره قحطی پیش آمد. عبدالله بن جعفر، همسر حضرت زینب (س) در شام مزرعه ای داشت و ناچار به اتفاق همسر خود در آن دیار رحل اقامت افکند. حضرت در آن سرزمین بیمار شد و در همان جا روح خود، این امانت الهی را به صاحبش باز گرداند و با جسمی خسته از فراز و نشیب زمان و رنجور از جور مردمان به دیار باقی شتافت.

چشمانش را گشود و برای آخرین بار به دورترین نقطه خیره شد. در این مدت حتی یک لحظه چهره برادر از نظرش دور نمانده بود. آتش اشتیاق بیش از پیش شعله کشید و یاد برادر تمام وجودش را پر کرده بود. لحظه وصال نزدیک بود. دوباره خیمه های آتش زده و سرهای بر نیزه، چشمانش را به دریایی از غم مبدل ساخت. زینب (س) پلک ها را روی هم گذاشت و زیر لب گفت: "السلام علیک یا ابا عبدالله" و به برادر پیوست.

عروج ملکوتی آن بانوی مکرمه بنا به قول مشهور در پانزدهم رجب سال 62 قمری رخ داد. اینک مزار شریفش، قبله عاشقان خاندان عصمت و طهارت در دمشق (سوریه) است.
http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png

http://vasegh.persiangig.com/image/nemoone/15-rajab/05/asli-15r-5.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۱۹:۵۵
http://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gif
آن گلهای زیبا وپر طراوت بهار را دیده اید که چگونه به فضای اطراف خود جان می بخشند وهمه جا را آکنده از زیبائی و لطافت میسازند ؟
وآیا تا بحال دیده اید که ناگهان تند بادی خشمگین وبیرحم دمیوزد ،
گلهای زیبا را از شاخه های درختان جدا میسازد وبر زمین میافکند.
هنگامیکه آن گلبرگهای زیبا روی زمین پراکنده میشود آن باغبان شوریده را مشاهده کنید که با چه حسرت واندوهی به آن گلبرگها ی زیبا مینگرد .
قطرات اشکهایش
http://upload.tazkereh.ir/images/49899725205622164111.gif

http://upload.tazkereh.ir/images/18336377964647786852.gif

را ببینید که آرام آرام بر گونه اش سرازیر میشود . باغبان خوب میداند که دقایقی پس از ان زیبائی وطراوت باغش با ریختن گلبرگها از بین میرود ودیگر از آن عطر مست کننده خبری نخواهد بود .
وزینب (س) نیز همچون آن باغبانی شوریده حال ناظر پر پر شدن گلهای زیبائی بود که جهان را عطراگین میساختند ونمونه های کاملی از فضیلتهای انسانی بودند. زینب در دنیائی پر از نامردی ، پلیدی وفریب صلای آزادی وانسانیت سرداد واز فضیلت های انسانی وارزش تعالیم اسلام سخن گفت ومردمی را که دست خویش را بجنایت آلوده وبعد ابلهانه بر کرده های خویش افسوس خورده وبر سوگ نشسته بودند بباد ملامت گرفت .
http://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gif

http://usera.imagecave.com/r_mirsadeghi/ya-zeynab.jpg
http://upload.tazkereh.ir/images/18336377964647786852.gif

http://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۲۰:۰۴
http://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gif

سِرّ نی در نینوا می مانْد اگر زینب نبود



کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

چهره سرخ حقیقت بعد از آن طوفان رنگ
پشت ابری از ریا می ماند اگر زینب نبود

چشمه فریاد مظلومیّتِ لب تشنگان

در کویر تفته جای می ماند اگر زینب نبود

زخمه زخمی ترین فریاد در چنگ سکوت
از طراز نغمه وا می ماند اگر زینب نبود

در طلوع داغ اصغر، استخوان اشک سرخ

در گلوی چشم ما می ماند اگر زینب نبود

ذوالجناح دادخواهی، بی سوار و بی لگام

در بیابان ها رها می ماند اگر زینب نبود

در عبور از بستر تاریخ، سیل انقلاب

پشتِ کوه فتنه ها می ماند اگر زینب نبود
http://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gif
http://elahegan.persiangig.com/%D9%BE%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%B1%20%D9%87%D8%A7%DB%8 C%20%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF/14.jpg
http://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۲۰:۰۹
http://www.upload.tazkereh.ir/images/10580035910314979228.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/18336377964647786852.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/18336377964647786852.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/18336377964647786852.gif
عمر پربرکت حضرت زینب علیهاالسلام سراسر در عبادت و طاعت حضرت حق گذشت.
او همواره در شدیدترین بلاها و سخت ترین حالاتْ جز آن چه پسند خدا بود،
نگفت و جز آن چه رضای حق بود، نکرد.
از حضرت سجاد علیه السلام نقل است که
«عمه ام زینبْ با این همه مصیبت های از کربلا تا شامْ هیچ گاه نمازهای مستحبی را ترک نکرد، ولی در یکی از منازل دیدم که آن را نشسته می خواند.
نگران شدم و سبب این کار را پرسیدم،
گفت: سه شب است که سهم غذای خود را به اطفال خردسال می دهم و امشب از شدت گرسنگی،
قدرت بر پای ایستادن ندارم».
http://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/34371936373575415791.gif

ای کوکب آسمان ایمان

ای شیرزن نبرد و میدان

ای هم چو پدر فصیح و گویا
رسواگر ظالمان دوران

از آتش گرم خطبه هایت


کاخ ستم است کوخ و ویران

تو راز و شکوه سوختن را

آموختی و شدی فروزان

آن روز که غنچه های طاها

پژمرده شدند در بیابان

گردید وظیفه تو سنگین

در راه حمایت از یتیمان

ای مظهر صبر و بردباری

اندیشهْ ز صبر توست حیران



http://www.upload.tazkereh.ir/images/10580035910314979228.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/18336377964647786852.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/18336377964647786852.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/18336377964647786852.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۲۰:۱۸
http://www.upload.tazkereh.ir/images/10580035910314979228.gif

از بلا پروا کجا دارد دل دریایی ات

راه بر طوفان ببندد قامت سینایی ات

سینه ات جولانگه امواج طوفان بلاست

شور اقیانوس دارد، دیده دریایی ات

حامل منشور خونین حسینی، زینبا!

جاودان جوش است نور چشمه دانایی ات

تا ابد پر می گشاید بر فراسوی زمان

چون عقابی خشمگینْ فریاد عاشورایی ات

در بیابانِ عطش گر پا گذاری هر نفس

صد گلستان گل شکوفه از دم عیسایی ات

دشمن از نطق علی وارت به خود لرزد چو بید

سامری رسوا شود، با معجز موسایی ات

هم چنان خورشید می تابد به عالم قرن هاست

در میان تیرگی ها، نور روشن رایی است
http://www.upload.tazkereh.ir/images/10580035910314979228.gif

دل در گرو ولای زینب

جان باد همی فدای زینب

از عشق حسینی اش چه گویم


شرمنده کند وفای زینب
http://upload.tazkereh.ir/images/18336377964647786852.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/18336377964647786852.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/18336377964647786852.gif

قافله حسینی که به راه افتاد، زمین سجاده ای شد گسترده از کربلا تا شام،
در زیر قامت خمیده ات زینب!
حرکات تو در این سفر عبادت بود و این گونه بود که دفتر زندگی ات ورق خورد و رسالت اصلی ات آغاز شد.
تو وارث مظلومیّتِ سترگی بودی که در خاندان طاهرتْ نسل به نسل به ارث می رسید. سلام بر تو، روزی که چشم از جهان فروبستی و سلام بر خاندان پاکت.

http://www.thundercloud.net/acpressions/thanksgiving/candle.gif
http://www.upload.tazkereh.ir/images/10580035910314979228.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۲۰:۲۱
http://www.upload.tazkereh.ir/images/10580035910314979228.gif
زینب، آن روز که آمدی،
فرشتگانْ قدوم مبارک تو را نور باران کردند و روزی که رفتی، فرشتگان با چشم گریانْ بال هایشان را فرش راه تو قرار دادند.
شوق دیدارِ برادر بر دل داغ دیده ات آتش افکنده بود.
یک سال و اندی در فراق برادر خون گریستی و در این مدتْ لحظه ای از افشای ظلم و ستم بنی امیه دست بر نداشتی.
زینب، تو به راستی پاسدار راه حسینیان و افشاگر پلیدی یزیدیان بودی.


http://www.upload.tazkereh.ir/images/10580035910314979228.gif
:roz:القاب حضرت:roz:


پیامر اكرم صلی الله علیه و آله نام این بانوی بزرگ را " زینب" - یعنی زینت پدر- نهاد.


برای حضرت زینب (س) كنیه هایی ذكر شده كه برخی از آنها در كتب تاریخی ، بیشتر معروفیت دارند. از معروفترین كنیه های او ام كلثوم است. از دیگر كنیه های او " ام الحسن " است.


:roz:برای حضرت القابی نیز ذكر كرده اند از قبیل: :roz:



1- " عقیله" كه به معنای بانوی گرانقدر و خردمند است.
2- " لبیبة ُ جزلة ٌ عاقله"، یعنی زنی تیز فهم، تیزیاب و خردمند.
3- "امرأة ٌ عاقله"، یعنی بانوی خردمند.
4- "عقیله طالبین"، یعنی عقیله خاندان ابوطالب.
5- "محدثه"، زیرا راوی احادیث پیامبر بود.
6- "بطلة كربلا" ، یعنی بانوی قهرمان كربلا.



7- "اهل التقی"، یعنی كسی كه اهل تقوا است.
8- و از همه مهمتر سخن امام سجاد علیه السلام درباره ایشان است كه فرمود : "انت بحمدالله عالمة غیر معلمه، فهمة غیر مفهمه". تو به حمدالله عالمه ای هستی كه درس آموزی از بشر عادی نداشتی، و فهمیده زنی هستی كه بشر عادی و طبیعی تو را تفهیم نكرد و فهمت نداد.




http://www.upload.tazkereh.ir/images/10580035910314979228.gif

عماد المقاومه
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۲۰:۲۴
:Sham::Sham::Sham:شهادت حضرت زینب سلام الله علیها (قسمت اول):Sham::Sham::Sham:
(http://www.askquran.ir/showpost.php?p=310441&postcount=61)حمید علیمی (http://www.askquran.ir/showpost.php?p=310441&postcount=61)


(http://www.askquran.ir/showpost.php?p=310453&postcount=62)
:Sham::Sham::Sham:شهادت حضرت زینب سلام الله علیها (قسمت دوم):Sham::Sham::Sham:
حمید علیمی



(http://www.askquran.ir/showpost.php?p=310453&postcount=62)

(http://www.askquran.ir/showpost.php?p=310453&postcount=62)

مجیب
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۲۰:۳۶
http://rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/01%20esfand/02/0009037%20(2).jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۲۱:۰۲
http://upload.tazkereh.ir/images/49932299639013682790.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif
« اَلسَّلامُ عَلَیکِ یَا بِنتَ وَلیِّ اللهِ الأَعظَمِ،
اَلسَّلامُ عَلَیکِ یَا بِنتَ وَلیِّ اللهِ المُعَظَّمِ،
اَلسَّلامُ عَلَیکِ یَا عَمَّةَ وَلیِّ اللهِ المُکَرَّمِ،
اَلسَّلامُ عَلَیکِ یَا اُمَّ المَصَائِبِ یَا زَینَبُ،
وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ. »
http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif
http://usera.imagecave.com/r_mirsadeghi/ya_zeinab69.jpg
پانزدهم رجب المرجّب،
شهادت جانسوز، عقیله بنی هاشم،
بنت امیرالمؤمنین و حضرت فاطمه زهراء (علیهما السلام)،
اُخت الـحـسـیـن (علیه السلام)،
شیر زن کـربـلاء، عمه جلیله سادات،
ام المصائب حضرت زینب الکبری(سلام الله علیها)
را محضر مقدس و منور حجة بن الحسن العسکری(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
و تمامی شیعیان و محبان آن بی بی مکرّمه تسلیت و تعزیت عرض می نمائیم.


«ألسَّلامُ عَلَیکِ یَا زِینَبَ الکُبري(س)»





** کـیـست آن دخـتـر که مانـند پـدر گـویـد سـخـن **


** مـی گــذارد بـر زمـیـن، مـانـنـد مــادر گــام را **

** کیست این بانو که از دشـمن چو بـینـد نـاسزا **


** می کـنـد مـقـهـور مـنطـق، صـاحـب دشـنام را **

** سرچوازمحمل برون آورد،خواند آن خطبه را **


** کـوفـه را لـرزاند و بر هـم زد اساس شـام را **


** گـر چـه نامش قـلـب عالم را بسـوزاند ولـیک **


** حـال سـوزانـم دل و سـازم بـیان ایــن نــام را **

** قهرمان کـربـلاء، ام المصائب زیـنب(س) است **


** آنـکـه بـا تـلخیّ صـبرش، کرده شیرین کام را **
http://upload.tazkereh.ir/images/49932299639013682790.gif



**اللّهم عجّل لولیک الفرج**

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۲۱:۰۴
http://upload.tazkereh.ir/images/49932299639013682790.gif
*************************
«بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ»

اَلـسَّـلامُ عَلَیکِ یـَا مـَن ظَهـَرَت مَحـَبـَّتهَا لِلحُسَـیـنِ المَظلوُمِ(عَلَیهِ السَّلامُ) فِی مَوارِدَ عَدیدَةٍ،
سلام بر تو ای کسی که آشکار شد دوستی او برای حـسـیـن مـظـلوم(علیه السلام) در جاهای
بسیار سخت،
وَ تَــحــمِــلُ الـــمـــَصـــآئـــِبَ الــمُــحــرِقــَةِ لـِلـقُــلــوُبِ مــَعَ تَـحَــمُّــلاتٍ شــــَدیـــدَةٍ،
و انـــدوه هـــای دلـــســوز را پـــذیـــرفــت بــا پــذیــرفــتــن مــصــیــبــت هــای ســـخـــت،
اَلـسَّــــلامُ عَــلـَیـکِ یــَا مَـــن حـَفَــظَــتِ الإمَـــامَ فِـی یـَـومِ عَــاشـــوُراءِ فِــی قـَتـلــی،
ســلام بـر تـو ای کـســی کـه نـگـهـداری کــرد امـام را در روز عـاشــوراء در مـیـان کـشـتـگــان،
وَ بَـذَلَـت نـَفـسَـهَا فِـی نَجـاتِ زَیـنِ الـعـابـِدینَ(عَلَیهِ السَّلامُ) فِی مَجـلِسِ اَشـقـَی الأشـقـِیاءِ،
و جانش را فدا کرد در نجات و رهایی زین العابدین(علیه السلام) درمجلس بدبخت ترین بدبختها،
وَ نَـطَـقَـت کَـنُطـقِ عَـلِیٍّ (عَلَیهِ السَّلامُ)، فِی سُکَکِ الکُـوفَةِ، وَ حَولـُها کـَثیـرٌ مِنَ الأعـدآءِ،
و سخن گفت مانند سخن گفتن پدرش امیرالمؤمنین عـلی (علیه السلام)، در کوچه های کوفه،
در حالی که اطراف او دشمنان بسیار بودند،
اَلـــسّــــَلــــامُ عَـــلَـیـــکِ یَـــا مــَن نـَطَــحـــَت جَـــبــیــنـُهــا بـِمُـــقّــَدَمِ الــمــَحــمــِلِ،
ســــلــام بـــر تــــو ای کـــســــی کــه زد پــیــشــانــیــش را بــــه جـــلـــوی کـــجــــاوه،
اِذا رَأَت رَأسَ سَــیــِّدِالــشُّــهَــد اءِ(عـَلـَیهِ الـسَّـلام) ، وَ یـَخـرُجُ الـدَّمُ مــِن تـَحـتِ قـِنـاعِـهـا،
زمانی که دید سر مطهر سیدالشهداء (علیه السلام) را، و بیرون می آمد خون از زیر سرپوش او،
وَ مِـن مـَحمـِلِها، بِحَـیثُ یـَری مِن حـَولِهَـا الأعـداءِ، اَلـسَّلامُ عَـلَیکِ یَا تالِیَ الـمَعـصُومِ،
و از زیر کجاوه او،بطوریکه میدیدند از اطراف او دشمنان،سلام بر تو ای هم ردیف امام معصوم،
اَلسَّلامُ عَلَیکِ یَامُمتَحِنَةً فِی تَحَمُّلاتِ المَصآئِبِ کَالحُسَینِ المَظلوُمِ، وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ.
سلام بر تو ای آزمایش شده در بردباری سختی ها مانند حسین مظلوم(علیه السلام)، و برکات
و افزونی های خدای تعالی بر تو.



*************************
فرازی از زیارت مفجعه حضرت زینب کبری(سلام الله علیها).
*************************
http://upload.tazkereh.ir/images/49932299639013682790.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۲۱:۰۶
http://upload.tazkereh.ir/images/49932299639013682790.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif
*************************
کلام امام سجاد حضرت زین العابدین(علیه السلام) درباره
حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) که فرمود:

« یَا عَمَّة أنتِ بِحَمدِلله عَالِمَة غَیرَ مُعَلّمَة وَ فَهمه غَیر مُفَهّمه »




بهترین دلیل گفتار است که حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) محدّثه و عالمه و معلمه بوده، آن هم از سرچشمه نبوت و ولایت سیراب گشته و در علوم دینیه و آثار باطنیه مهارتی بسزا داشته است.


حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) در خضوع و خشوع و عبادت و بندگی وارث مادرش حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) بود و اکثر شبها به تهجد، صبح میکرد و دائما قرآن تلاوت می فرمود.

برخی از مورخین مینویسند:
تهجد و شب زنده داری حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) در تمام عمرش ترک نشد، حتی شب یازدهم محرم سال 61 هجری، با آن همه فرسودگی و خستگی و دیدن آن مصیبت های دلخراش.
حضرت سجاد زین العابدین(علیه السلام) روایت می فرماید: که آن شب دیدم که عمه ام حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) در جامه نماز نشسته و مشغول عبادت است.




از برخی مقاتل معتبره روایت می کنند که حضرت سجاد زین العابدین(علیه السلام) که می فرمود: عمه ام حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) با این همه مصیبت و محن وارده از کربلاء تا شام، هیچگاه نوافلی را ترک نکرد و نیز روایت است، چون حضرت امام حسین(علیه السلام) برای وداع حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) آمد، فرمود:


« یا اختاه لا تنسینی فی نافلة الیل »
ای خواهر! مرا در نماز شب، فراموش مکن.



منبع: کتاب زینب الکبری"س"، ص۶۶.
*************************
http://upload.tazkereh.ir/images/49932299639013682790.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۲۱:۳۵
http://www.nasimerezvan.com/user_upload/images/editor_photo/1216304557Untitled-2.jpg
http://upload.tazkereh.ir/images/70129651338884697977.gif
زینب مسرور

چشم ها بی بهانه اشک می ریزند
بی بهانه، نه!
که رفتنت، بی درنگ ترین بهانه اشک های من است.
لحظه ها، داغدار غمی بزرگ اند
آب ها، در خروشند مصیبت عظمای خاک را
کلمات، مرثیه می شوند، غم غربت تو را
ای شرافت مدام
ای نجابت تمام
ای کهکشان صبر
ای زبان گویای علی علیه السلام
هر جا خاکی، آبی، خرابه ای می بینم
ناگاه، نامت، بر دروازه های اندیشه ام سبز می شود
هر جا قافله ای می بینم
عجیب دلم به یاد غربت لحظه هایت، می گیرد
بانو!
بر دیدگان مبهوت من
شوراب ناگزیری است
که هر روز، در فراغ تو، جاری می شود
چگونه باورمان شود بانو!
رفتنت؟
چگونه باورمان شود،
خاموشی فانوس مهربانی ات؟!
چگونه تو نیستی؛
که هنوز، هُرم خطبه های آتشینت
ریشه های ظلم و ستم را می سوزاند؟!
چگونه تو نیستی؛
که هنوز، درختان از شنیدن داستان رنج هایت قد خم می کنند؟!
و باران
بی وقفه، به یاد روزهای بی کسی ات
بی حسین!
بی عباس!
بی رقیه!
اشک می شود و از چشم ها باریدن آغاز می کند!
بانو!
چگونه باورمان شود که تو نیستی؟!

http://upload.tazkereh.ir/images/70129651338884697977.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۲۱:۵۹
http://emamreza110.persiangig.com/background/zinab/zanab1.jpg

http://upload.tazkereh.ir/images/89017317888283664541.gif

فصاحت و بلاغت

ابن عباس، پسر عموی پیامبر صلی الله علیه و آله درباره زینب کبری چنین گوید: «عقیله ما زینب، دختر علی علیه السلام در فصاحت و بلاغت و شجاعت ادبی، بی نظیر بود. هنگامی که سخن می‌گفت، می‌پنداشتی علی علیه السلام سخن می‌گوید.» گواه این مطلب سخنرانی او در مجلس یزید است. این سخنان در حدّ اعلای فصاحت و در اوج شیوایی و رسایی قرار دارد.

بصیرت در امور سیاسی

محمد غالب شافعی از علمای اهل سنت می گوید: زینب علیها السلام دختر علی بن ابی‌طالب در بهترین مکتب اخلاقی پرورش یافت و از سرچشمه آیات الهی سیراب گشت؛ در حلم و کرم و بصیرت در امور سیاسی بین خاندان بنی هاشم مشهور شد و جمال و جلال، سیرت و صورت و اخلاق و فضیلت را به هم آمیخت. او شبها در عبادت بود و روزها در روزه.

صبر و شکیبایی

مرحوم سپهر، سیره نویس معروف می‌گوید: در مراتب فضل زینب کبری علیها السلام سخن بسیار است، به فصاحت و بلاغت او، همگان معترفند؛ هر گاه لب به سخن می‌گشود، گویی علی بن ابی‌طالب سخن می‌گفت.
عفت و عصمت، و درآیت و دانش آن بانوی بزرگ فراتر از آن است که به قلم در آید و در وصف بگنجد.
در صبر و شکیبایی چنان بود که همگان را متحیر می‌ساخت. اگر اندکی از سنگینیِ مصایب او، بر دوش کوه‌ها و آسمان و زمین قرار گیرد، آنها را متلاشی می‌کند. به راستی از آغاز آفرینش انسان تا کنون زنی به بردباری، ایثار و شجاعت او دیده نشده است. منبع: گلبرگ، 1379، ش

http://upload.tazkereh.ir/images/89017317888283664541.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۲۲:۰۱
http://www.upload.tazkereh.ir/images/35028186050335819670.jpg

http://upload.tazkereh.ir/images/23538863938207209865.gif



با خطبه های عاشورایی زینب علیهاالسلام
فریادی بلند می گوید: «خارجی ها آمدند؛ سنگ ها را مهیا کنید!» شهر بی وفایان، باز به شقاوت تن داده است.
بر فراز بام ها باران سنگ می بارد و نگاه هایی محقر، ترحم نثار می کنند.

نی ها جلودارند، تا حرم در امان باشد؛ اما سنگ ها، حرمت نگاه نمی دارند؛ پیشانی ها می شکنند و باز هم صبر... . جایی برای مویه، باقی نمانده است.
سکوت دیگر معنا ندارد.
زبانی به رسایی شقشقیه، رسالت سخن برمی گیرد.
خطبه های عاشورایی، بار دیگر عاشورا را رقم زد و «کل یوم عاشورا»، در صحیفه عالم به تکرار درآمد.
زمزمه ای می گفت: آیا علی، دوباره آمده است؟! عالمیان، همه مبهوت، چنین سر می دادند: غیرت حیدری دوباره تجلی یافته است.

صبر هم از زینب خسته شد
کنج خرابه ای، نور به آسمان حواله می کند.
سایبانی نیست؛ سوز آتش، جسم ها را می گدازد و سوزاننده تر، زخم زبانی است که از گوشه و کنار، شعاع قلب ها را درمی نوردد.

صبر، خسته و خسته تر می شود؛ اما کسی هست که صبر را خسته کرده است.

گرده ای که هیچ گاه از آتش زخم زبان خمیده نشد و حتی در توفان بلا گفت: «ما رأیت الاّ جمیلا.» بساط جور را جوابی نبود.

کسی یارای مصاف نداشت. صدایی از آسمان می گفت: کسی جز او، داغ برادر را چنین، تاب نمی آورد!

عروج
مدت ها از روز واقعه می گذرد و خواهر، همچنان از سایه، گریزان است.

برادر، سه روز آفتاب سوزان را تاب آورده است و خواهر، تا حین عروج.

زمانی چند باقی نیست.

صبر خواهر به انتها رسیده است؛ مثل آن روز که دستانی کوچک، آسمان را در برگرفته بود و لب هایی، اجابت را انتظار می کشیدند: «اللهم عَجِّل وَفاتی سریعا.» آمین خواهر مستجاب می شود و روح عاشورا، کالبد خاکی تن را بدرود می گوید: «یا دَهر اُفٍّ لَکَ مِن خلیل».
چگونه باورمان شود


http://upload.tazkereh.ir/images/23538863938207209865.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۲۲:۴۴
http://upload.tazkereh.ir/images/49932299639013682790.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif

اگر صبح قیامت را شبی است ، آن شب است امشب

طبیب از من ملول و جان ز حسرت بر لب است امشب



برادر جان یکی سر بر کن از خواب و تماشا کن

که زینب بی تو چون در ذکر یا رب یا رب است امشب



جهان پر انقلاب و من غریب ، این دشت پر وحشت

تو در خواب خوش و بیمار در تاب و تب است امشب



سرت مهمان خولی و تنت با ساربان همدم

مرا با هر دو اندر دل هزاران مطلب است امشب



صبا از من به زهرا( س) گو بیا ، شام غریبان بین

که گریان دیده ی دشمن به حال زینب است امشب








http://upload.tazkereh.ir/images/49932299639013682790.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۶, ۲۲:۵۸
http://upload.tazkereh.ir/images/39742217660395840513.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/39742217660395840513.gif





السلام عليکِ يا زينب کبري السلام عليکِ يا بنت رسول الله
السلام عليکِ يا بنت اميرالمومنين (س)
http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif




صبر را مفهوم معنا زينب است

کعبه غمهاي دنيا زينب است

چون حسين است آفتاب شهر عشق

ماهتاب عالم آرا زينب است
http://www.nasimrezvan.com/user_upload/images/editor_photo/1216304557Untitled-2.jpg



اي فروغ تابنده کوثر! اي پرستار شهادت!
تو بانوي فصاحتي و اعجاز. نطق آتشين تو قلب سنگي کوفيان را ذوب کرد، اشک از چشمان آنها به راه انداخت و به سينه هاي کويري شان گسيل داشت. تو فرزند کوثري! تو جرعه ناب کوثري!
نامت هميشه درس آموز عزت و يادت هماره الهام بخش شرف و مردانگي باد.


http://upload.tazkereh.ir/images/39742217660395840513.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/39742217660395840513.gif
هر کس بر مصيبت هاي اين دختر ( زينب سلام الله ) بگريد ، همانند کسي است که بر برادرانش ، حسن وحسين (ع) ، گريسته است . پيامبر اکرم (ص)


http://upload.tazkereh.ir/images/77007873239438476174.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/77007873239438476174.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/77007873239438476174.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/77007873239438476174.gif
15 رجب، سالروز وفات




عقيله بني هاشم، پرچمدار کربلا،




زينب کبري (سلام الله عليها)




را به تمامي مسلمانان جهان تسليت عرض مي‌کنم




التماس دعا
http://upload.tazkereh.ir/images/77007873239438476174.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/77007873239438476174.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/77007873239438476174.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/77007873239438476174.gif

habib12
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۰۴:۴۵
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

هر نوائی بی نوا می ماند اگر زینب نبود
:Sham:

سوگند
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۰۷:۱۸
نگرش زيبا شناختي زينب (س)

بي گمان ازنظر حضرت زينب(س) اين نخستين تحليل گر رخداد كربلا، جز زيبايي در عاشورا امري رخ نداده است. از اين رو به صراحت از زيبايي هاي كربلايي سخن مي گويد و هم چون عاشقان جز وجه زيباي محبوب نمي بيند. آن حضرت مي كوشد تا به مردم زمانه خويش اين مطلب را بفهماند كه در بازي عشق جز زيبايي نمي توان يافت و اگر در ديده زينب نشيني به غير از خوبي الله نبيني.
زاويه ديدي كه حضرت زينب از واقعه كربلا ارائه مي دهد تحليل و نگرش زيباشناختي براساس عشق و دلدادگي عاشق و محبوب است. از اين رو آن حضرت بارها در مقابل ديدگان خبيث و متضاد دشمنان مي ايستد و مي گويد كه ايشان جز از خدا در نينوا و عاشورا امري نديدند و هر آن چه رذالت ها و پستي ها و قتل ها و كشتن ها بود از دست نامبارك كوفيان و يزيديان بوده است. خداوند در آزموني هابيلان و قابيلان را رو به روي هم نهاد و جوانمردي را در برابر دشمنان دين كه ولايت ابليس را پذيرفته بودند قرار داد تا اوج نيكي ها و زيبايي هاي عاشقانه را به عاشقان دلباخته خود و اوج بدي ها و رذالت ها را به ابليسيان نشان دهد.
زينب(س) در اوج دردها و رنج ها كه همراه با شهادت برادران و فرزندان و عزيزان بود چون در اوج نشسته است و از منظري چون منظر معصومان(ع) به هستي و رخدادهاي آن مي نگرد نگرشي زيباشناسانه به مسأله دارد و در نخستين تحليل خويش از اين منظر به كربلا و رخدادهاي عاشورايي آن مي نگرد. اين گونه است كه نه تنها اوج لطافت و عواطف زنانه خويش را نشان مي دهد بلكه اوج نگرش هستي شناختي خود به رخدادها را بيان مي دارد؛ زيرا از منظر وي منشأ همه رخدادها خداوند است و هيچ رطب و يابسي بي اذن او رخ نمي دهد و او خاستگاه همه رخدادهاست. بنابراين از آن جايي كه هر آن چه از سوي خدا باشد خير و نيك است و براساس حكمت و علم و قدرت الهي و ربوبيت اوست، او اين گونه رخدادها را نيز در اين چارچوب تحليل مي كند و همه را در مسير كمالي و زيبايي تحليل مي كند. بنابراين دور از انتظار نيست كه تحليل نخست آن حضرت از واقعه عاشورا تحليلي زيباشناختي و براساس الگوهاي جمالي خداوند و حكمت حكيمانه او باشد.
اين گونه است كه حضرت زينب در اوج دردها و رنج ها و مصيبت ها اوج زيبايي هائي را مي نگرد و به حكم «وجوه يومئذ ناضره الي ربها ناظره؛ با چهره اي شادان در پيشگاه خداوند مي ايستد و ناظر جمال الهي مي شود. »

belher2
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۰۷:۳۶
آنشب به تمام خيمه ها سر ميزد
چون طائرقدسي همه جا پر ميزد
آن لحظه كه عقده اي سر راهش بود
گهگاه سري هم به برادر ميزد

parsa
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۰۷:۴۲
القاب پنچاه گانه حضرت زینب (سلام الله علیها)






http://img.tebyan.net/big/1385/03/85170542441672351103023643125209318720512.jpg



زینب در لغت به معناى درخت نیكو منظر آمده و مخفف "زین و اَب" یعنى زینت پدر.


هنگامى كه زینب علیها السلام متولد شد مادرش حضرت زهرا علیها السلام او را نزد پدرش امیرالمؤمنین علیه السلام آورده گفتند: این نوزاد را نامگذارى كنید!

حضرت فرمودند: من از رسول خدا جلو نمى‏افتم در این ایام حضرت رسول صلى الله علیه وآله در مسافرت بودند، پس از مراجعت از سفر امیرالمؤمنین به حضرت عرض كردند: یا رسول الله صلى الله علیه وآله نامى براى نوزاد انتخاب كنید. رسول خدا فرمودند: من به پروردگارم سبقت نمی گیرم.

در این هنگام جبرئیل فرود آمده سلام خداوند بزرگ را به پیامبر ابلاغ فرمود و گفت: نام این نوزاد را زینب بگذارید! خداوند این نام را براى او برگزیده است. بعد مصائب و مشكلاتى را كه بر آن حضرت وارد خواهد شد، بازگو كرد.

پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله گریست و فرمود: هر كس براى این دختر بگرید مانند كسى است كه براى برادرانش حسن و حسین علیهم السلام گریسته باشند.



و اما پاره ای از القاب این بانوی بزرگ چنین است:


عالمه غیر معلمه : داناى نیاموخته

فهمة غیر مفهمه : فهمیده بى آموزگار

كعبة الرزایا: قبله رنجها

نائبة الزهراء: جانشین و نماینده حضرت زهرا (س)

نائبة الحسین : جانشین و نماینده حضرت حسین (ع)

ملیكة الدنیا: ملیكه جان ، شهبانوى گیتى

عقیلة النساء: خردمند بانوان

عدیلة الخامس من اهل الكساء: همتاى پنجمین نفر از اهل كساء

شریكة الشهید: انباز شهید

كفیلة السجاد: سرپرست حضرت سجاد

ناموس رواق العظمه : ناموس حریم عظمت و كبریایى

سیة العقائل : بانوى بانوان خردمند

سر ابیها: راز پدرش على (ع)

سلالة الولایة : فشرده و خلاصه و چكیده ولایت

و لیدة الفصاحة : زاده شیوا سخنى

شقیقة الحسن : دلسوز و غمخوار حضرت حسن (ع)

عقیلى خدر الرسالة : خردمند پرده نشینان رسالت

رضیعة ثدى الولایة : كسى كه از پستان ولایت شیر خورده

بلیغة : سخنور رسا

فصیحة : سخنور گویا

صدیقة الصغرى : راستگوى كوچك (در مقابل صدیقه كبرى)

الموثقة : بانوى مورد اطمینان


عقیلة الطالبین : بانوى خردمند از خاندان حضرت ابوطالب (و در بین طالبیان)

الفاضلة : بانوى با فضیلت

الكاملة : بانوى تام و كامل

عابدة آل على : پارساى خاندان على

عقلیة الوحى : بانوى خردمند وحى

شمسة قلادة الجلالة : خورشید منظومه بزرگوارى و شكوه

نجمة سماء النبالة : ستاره آسمان شرف و كرامت

المعصومة الصغرى : پاك و مطهره كوچك

قرینة النوائب : همدم و همراه ناگوارى ها

محبوبة المصطفى : مورد محبت و محبوب حضرت رسول (ص)

قرة عین المرتضى : نور چشم حضرت على (ع)

صابرة محتسبة : پایدارى كننده به حساب خداوند براى خداوند

عقیلة النبوة : بانوى خردمند پیامبرى

ربة خدر القدس : پرونده پرده نشینان پاكى و تقدیس

قبلة البرایا: كعبه آفریدگان

رضیعة الوحى : كسى كه از پستان وحى شیر مكیده است

باب حطة الخطایا: دروازه آمرزش گناهان

حفرة على و فاطمه : مركز جمع آورى دوستى و محبت على (ع ) و فاطمه (س)

ربیعة الفضل : پیش زاده فضیلت و برترى

بطلة كربلاء: قهرمان كربلا

عظیمة بلواها: بانویى كه امتحانش بس بزرگ بود

عقلیة القریش : بانوى خردمند از قریش

الباكیة : بانوى گریان

سلیلة الزهراء: چكیده و خلاصه حضرت زهرا (س)

امنیة الله : امانت دار الهى

آیة من آیات الله : نشانى از نشانه هاى خداوند

مظلومة و حیدة : ستمدیده بى كس

صاحب الشوری: در توضیح این لقب مشهور است که آن حضرت مدتی به عنوان مشاور ویژه حاکم مصر در عصر خود منصوب شد و لقب صاحبة الشوری داشت و در مدت اقامت خود در مصر با تشکیل جلسه‌هایی، معارف اسلامی و قرآن کریم به زنان تدریس می‌کرد.


------------------------------------------------------------------
فرآوری: شکوری - گروه دین و اندیشه تبیان

.

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۰۸:۱۱
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/postalCard/Images/L_06a9c30e-f6a1-4d40-a109-b53749afff00.jpg


ترويج دين اگر چه بقتل حسين شد
تكميل آن به موي پريشان زينب است




از جمله صفات حضرت زنیب سلام الله علیها ، این است که خواهان عالم کردن مردم بود و آنان را از جهل بر حذر می داشت ، حضرت در زمان اقامت پدر بزرگوارش در کوفه برای زنان ، مجلس تفسیر قرآن داشت. و نیز قدرت و علم پاسخ گویی به سئوالات دینی مردم را داشت . در زمان بیماری حضرت زین العابدین علیه السلام مردم مرجعی جز حضرت زینب نداشتند ، لذا افتخار نیابت خاصه امام حسین (ع) نصیب ایشان گردید و به سئوالات مردم پاسخ می داد. از شیخ صدوق روایت شده که حضرت زینب ، نایب خاص امام حسین بود و مردم در رابطه با مسائل حلال و حرام به آن حضرت مراجعه می نمودند تا زمانی که امام سجاد علیه السلام از بیماری شفا یافت.



http://upload.tazkereh.ir/images/53545198135849333049.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۰۸:۳۵
http://upload.tazkereh.ir/images/39742217660395840513.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/39742217660395840513.gif

همین‌که روز بر آن دشت، طرحی از شب ریخت
هزار کوه مصیبت به دوش زینب ریخت
نظاره کرد چو «شمس الشموسِ»‌بی‌سر را
به گوش گوش فلک، ناله ناله یا رب ریخت

http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif

http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/akhbar/maghale/zeynab3.jpg

http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif
جهان برای همیشه سیاه شد چون شب
ز چشم‌های ترش هرچه داشت کوکب ریخت
چه بود نیت ناآشکار ساقی غم
که جام زینب غم‌دیده را لبالب ریخت
کشاند کرب و بلا را به شام و بام فلک
هزار فصل طراوت به باغ مذهب ریخت
زبانه‌های کلامش به جان دم‌سردان
شراره‌ها شد و آتش‌نشانی از تب ریخت
اگر همیشه ببارند ابرهای جهان
نمی‌رسند به آن اشک‌ها که زینب ریخت




http://upload.tazkereh.ir/images/39742217660395840513.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/39742217660395840513.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۰۹:۲۴
http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifچشمــــــــــ ای بی خواب آوردمhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gif


سینه ی بیتاب آوردم
http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifواسه ی لبای خشکتhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gif


از دو چشمام آب آوردم
http://upload.tazkereh.ir/images/49899725205622164111.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/18336377964647786852.gif
تا که شد وقت جسارت


دشمنا مشغوله غارت


عباسم خوابیده بود و
http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifزینبت رفت به اسارتhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/45053885689327152324.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/17659680806394927934.gif

عباسم خوابیده بود و


http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifسه ساله رفت به اسارتhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/45053885689327152324.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/17659680806394927934.gif


http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifعباسم خوابیده بود وhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gif


همه رفتیم به اسارت
http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifای به زهرا نور دیدهhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gif


سرو ناز سر بریده


زینب ات از راه رسیده


غم کشیده قد خمیده
http://upload.tazkereh.ir/images/49899725205622164111.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/18336377964647786852.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifمثله مادر قد خمیدهhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gif

محرم غم های زینب
http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifدلبر و لیلای زینبhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gif


بس که بار غم کشیده
http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifجون نداره پای زینبhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gif


قافله سامون نداره

پاهام دیگه جون نداره


http://upload.tazkereh.ir/images/49899725205622164111.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/18336377964647786852.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۰۹:۲۹
http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif

بود آخرين لحظه عمر من
الا شام غم با تو گويم سخن

چه خوش بود آئين غمخواريت
ز آل علي ميهمانداريت

دگر جانم از غصه بر لب رسيد
گذشت آنچه از توبه زينب رسيد

خداحافظ اي شهر آزارها
خداحافظ اي كوي بازارها

خداحافظ اي شهر چنگ ها
خدا حافظ اي بارش سنگ ها

خداحافظ اي شهر رنج و بلا
خداحافظ اي چوب طشت و طلا

خداحافظ اي قصه بزم مي
خداحافظ اي رأس بالاي ني

خداحافظ اي اشگ جمازه ها
خداحافظ اي زيب درازه ها

خداحافظ اي شهر دشنام ها
خداحافظ اي كوچه ها بامها

خداحافظ اي دست در سلسله
خداحافظ اي پاي پر آبله

خداحافظ اي سنگ وخون جبين
خداحافظ اي سيد و الساجدين

خداحافظ اي رنج ها درد ها
خدا حافظ اي خاك ها گرد ها

خداحافظ اي ناقه بي جهاز
خداحافظ اي اختران حجاز

خداحافظ اي گوش پاره شده
ز تو غارت گوشواره شده

خداحافظ اي خاك ويران سرا
خداحافظ اي آل خير الورا

خداحافظ اي ياس نيلي شده
يتيم نوازش به سيلي شده

من اينجا خودم ديدم از خون خضاب
سر نيزه ها هيجده آفتاب

همين جا كنارم ني و دف زدند
به ديدار هجده گلم كف زدند

همين جا دلم شد زغم چاك چاك
كه خورشيدم افتاده برروي خاك

همين جا به زخمم نمك مي زدند
عزيز دلم را كتك مي زدند

همين جا به فرقم ادو خاك ريخت
به گل هاي من خارو خاشاك ريخت

همين جا ز غم جان من خسته بود
كه ده تن به يك ريسمان بسته بود

همين جا دوو چشمم زخون تر شده
كه ياسم به ويرانه پرپر شده

همين جا به ويرتنه بلبل گريست
فريبانه بر غربت گل گريست

همين جا زغم جانم آمد به لب
كه در گل گلم دفن شد نيمه شب

دريغا كه آن گوهر پاك رفت
چو زهرا غريبانه در خاك رفت

الا اي همه نسلهل بعد من
بگوئيد از غول من اين سخن

كه زينب از اين كوه اندوه و درد
به موج بلا جون علي صبر كرد

خدا داند و غصه هاي دلش
كه داغ حسينش بود قاتلش

مرا يك جهان درد و واغ و غم است
كه توصيف آن بر لب ميثم است

http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif
حاج غلامرضا سازگار(ميثم

نجم الثاقب
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۱۰:۳۴
سلام اجرتون با خود بی بی زینب .مداحیهاعالیه

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۱۱:۳۴
http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifبانوی لاله هاhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gif

http://img.tebyan.net/big/1383/04/34201766202236128141771533413024522592215.jpg

http://upload.tazkereh.ir/images/49899725205622164111.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/18336377964647786852.gif



تو فرزندانت را در راه امامت هدیه کنی و شرط ازدواج با همسرت را همراهی با امام خود قرار دهی !

اما من در اندیشه زیستن برای دنیا و بودن و ماندن در همین عالم پست و ظواهر بی ارزشش باشم ؟
الگوی یاس بانوانِ لاله مذهب
سروقامتی سایه گستر
تو هستی آینه ی تمام نمای امیر و سرور مومنان
با تو می شود پیام عبودیت را از اباعبدالله (پدر بندگان و بندگی خداوند) کامل یافت

تو آیینه باشی و نتوان پدر را در تو دریابید ؟!
تو پیام رسان باشی و من از دیگران پیام طلب کنم ؟!
تو الگو باشی و من نمونه ی زیستنم را در غیر تو جستجو نمایم ؟

تو کوه صبر باشی و من نگاهم به بی صبرانی باشد که ادعای اسوه بودن دارند ؟!
تو فرمانبردار امام خویش باشی و من غافل از امام حاضر و حیّ خود باشم ؟ چگونه الگوی اطاعت از امامم را از تو درنیافتم !؟


تو غافله سالار باشی و مطیع ؟ اما من در ارزوی غافله سالاری و مطاع بودن باشم !
تو فرزندانت را در راه امامت هدیه کنی و شرط ازدواج با همسرت را همراهی با امام خود قرار دهی !

اما من در اندیشه زیستن برای دنیا و بودن و ماندن در همین عالم پست و ظواهر بی ارزشش باشم ؟
تو تنها باشی و من به یاریِ پیام رسانی ات نیایم !؟ تنها و استوار بمانی و من از تنهایی در این روزگار زودگذر بنالم ؟
نمی دانم چگونه ؟
اما یاری ام کن !
تو خود بهتر می دانی چگونه به فریادم برسی
کمکم کن تا تو را الگوی زیستنم بدارم و بدانم
یاری ام کن تا چنان باشم که با امام خویش بودی

بشناسمش
او را بباورم
به دنبالش حرکت کنم
فرمانش را اطاعت کنم
و برای یاری اش به پا خیزم



محمدعلی دزفولی


http://upload.tazkereh.ir/images/53545198135849333049.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۱۱:۳۶
http://upload.tazkereh.ir/images/49899725205622164111.gif



حال و هوای کربلا در حال من پیدا بود

هر کس حسینی می شود با نام من شیدا شود

من زینبم دخت علی آئینه زهرا منم

پیغمبر پیغمبران مجموعه ی غمها منم

من چشم خود وا کرد ه ام از ابتدا سوی بلا

از بهر اهل دل رسد از نام من بوی بلا

گرچه نیم از چهارده معصوم امّا اطهرم

از بعد آنان از همه پیمغبران هم برترم

شاگرد درس عصمت زهرای اطهر بوده ام

آئینه جمع فضائل بهر حیدر بود ه ام

داغ پیمبر دید ه ام و از داغ او دلخون شدم

همراه اشک مادرم گریان شدم محزون شدم

دیدم تنش روی زمین مانده است و امت غافلند

تا اینکه غصب حق کنند از پیروان با طلند

دیدم به سمت اهل نار افتاده هیزمهای کین

دیدم زبانه می کشد آتش به روی باب دین

همراه مادر بود ه ام با او در آتش آمدم

از بهر حفظ مادرم خود را به آتش می زدم

مادر برای حفظ دین می سوخت بین شعله ها

درس فداکاری به من آموخت بین شعله ها

با چشم خود دیدم چسان فضه مددکاری نمود

یک دُرِ خون آلود ه را از زیر دست و پا ربود

دیدم که مادر پشت در افتاده پر پر می زند

گر چه میان خون بود فریاد حیدر می زند

با صورت نیلی شده با پهلویِ غرقه بخون

با سینه ای زخمی شده از باب خانه زد برون

دامان بابا را گرفت اما عدو نامرد بود

سنگینی تیغ و غلاف از دست او طاقت ربود

دستش ز کار افتد وشد در کوچه ها نقش زمین

از این زمین خوردن شده حیدر امیرالمومنین

خلّوُ ابْنُ عمّی ناله اش در لحظه ای دشوار بود

تنها در آنجا مادرم با حیدر کرار بود

گفتا اگر نفرین کنم بر پا قیامت می شود

جانم فدای ماندن امر امامت می شود

بابای من پیغام داد ای دخت طاها صبر کن

جان علی نفرین مکن با ظلم اعدا صبر کن

آری دو صد کرب و بلا من در مدینه دیده ام

من ریشه ی هر زخم را در زخم سینه دیده ا م




http://upload.tazkereh.ir/images/18336377964647786852.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۱۱:۳۷
در کوفه رفتم صورتی غرقاب خون شد قاتلم

دیدم سر بشکسته ی بابا و پر خون شد دلم

دیدم که او را مثل مادر نیمه ی شب می برند

مولای عالم را غریب از پیش زینب می برند

از بعد او دیدم حسن رزمش شده زخم زبان

نی از عدو محنت کشید او زخم دید از شیعیان


در خانه اش ایمن نبود بیرون خانه جا نداشت

یک پا رکاب و همنفس سوگند بر زهرا نداشت

گر چه دلش از کودکی پر آتش و صد پاره بود

اما چه گویم زهر کین چه با گل زهرا نمود

گفت بیا ای خواهرم طشتی بیاور در برم

پاره جگرها را ببین اینهاست نذر مادرم

با لخته های خون او من انس دارم ای خدا

از غصه تشییع او من بیقرارم ای خدا

عباس آن روح ادب با من نگفت آخر چه شد

با من نگفت از تیر کین تابوت با پیکر چه شد

من در تمام درد ها بسیار کردم شور و شین

اما دلم خوش بود دارم دلبری مثل حسین


این دل خوشی را عاقبت دست خدا از من گرفت

دارو ندارو هستییم را کربلا از من گرفت

بعد علی اکبر که شد صد پاره جسم اطهرش

دیدم به زیر سم اسب افتاده قاسم پیکرش

دیدم علمدار حسین مشکش تهی از آب شد

تا تیر بر چشمش نشست چشم فلک بی تاب شد

دیدم علم افتاده و بشکسته پشت دلبرم

دیدم پس از سقا شده غارت تمامی حرم

دیدم سه شعبه تیر را اندر کمان حرمله

دیدم گلوی کودکی گشته نشان حرمله

من در وداع آخرین دادم به دست دلبرم

پیراهن کهنه که بود از دستباف مادرم

لبهای او خشکیده و پیشانی اش بشکسته بود

در قتلگاه دیدم عدو بر سینه اش بنشسته بود

دیدم اشاره می کند برگرد زینب در حرم

جان می دهی گر بنگری در پنجه ای موی سرم

من از حرم تا قتلگاه سعی و صفایی کرده ام

بعد از حسین در کربلا بالله خدایی کرده ام

شام غریبان دیده ام بازار کوفه دیده ام

از دیدن راس حسین برنیزه ها رنجید هام

آنچه مرا بی صبر کرد بزم شراب شام بود

آنجا که باشد مقتلم کنج خراب شام بود








http://upload.tazkereh.ir/images/18336377964647786852.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۱۱:۴۲
http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifشکوه صبر و شکیب http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gif

http://img.tebyan.net/big/1383/06/252272392138237439354156170126842825330.jpg

*******************************
http://upload.tazkereh.ir/images/70129651338884697977.gif
*******************************


ای زینب علیهاالسلام !

مگر سجاد علیه‏السلام از دریای بی‏کران علم و فهم تو چه امواجی را دیده و در سخنت چه چیزی را یافت که تو را «عالِمه غیر مُعلَّمه» خواند؟


که تو را آموخت تا در بزم غرور و مستی دشمن، جسارت او را که می‏خواست شخصیّت

ابراهیمی تو را در هم شکند و قامت رسای تو را خم کند، با جمله «ما رَأَیْتُ اِلاّ جَمِیلاً» پاسخ گویی؟


ای حامل فصاحت و صراحت علی!


تو با ذوالفقار بیانت بر اهریمن زبون نواختی و در میدان شهامت تاختی تا به آن جا که پرده از گذشته ننگین بنی امیه برداشتی و چهره کریه آنها را به جهانیان نشان دادی.


ای زینت پدر و مونس مادر! چه منزلت و شخصیّتی داری که خدا نام تو را برگزید و بر لوح محفوظ نگاشت.


ای زینب علیهاالسلام !


ای خورشید روز و ماه شب کربلا!
با چه شکوه و جلالی طلوع کردی؟



حسین علیه‏السلام در نماز تو چه دیده بود که در آخرین دیدار فرمود: «خواهرم! در نماز شبت مرا از یاد نبر»؟


ای مظهر کبریایی خدا و جلوه تمام نمای حق تعالی! تو در نماز عشق، با خدا چه گفتی که در عبادت چنان شیفته و شیدا بودی که هیچ درد و رنجی تو را از بندگی و عشق‏ورزی به خدا باز نمی‏داشت؟


ای شکوه صبر و شکیب!



تو آن دریای خون و حسین علیه‏السلام را در میان آن غوطه‏ور دیدی و رو به آسمان کردی و با خدای خویش چنین گفتی: «اللّهم تَقَبَّل مِنّا هذا القُربان»


تو در سیمای حسین علیه‏السلام آن محبوب دل آرایت، چه دیده بودی که هر لحظه جمال و جلال او را می‏نگریستی و حتّی در دوران کودکی‏ات جز در آغوش او آرام نمی‏گرفتی؟

حمزه کریم‏خانی

*******************************
http://upload.tazkereh.ir/images/70129651338884697977.gif
*******************************

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۱۱:۴۷
چکامه خون


http://img.tebyan.net/big/1383/04/2271354923470482426811417319617519017090237.jpg
http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif

بخوان چکامه ی خون را زبان به کام نگیر
بخوان اگر چه ببارند بر سرت شمشیر



به خون نشسته نگاهت اگر صبور بزرگ !
وگر که داغ تو را کرده است یک شبه پیر


چقدر شعله ی صبرت قشنگ می رقصد
ودرد را چه بزرگانه می کنی تحقیر


ببار خواهر غمدیده هُرم آهت را
کنار پیکر خونین شیر های د لیر


بگو به گریه نشسته ست آب و آتش و خاک
بگو که آه شقایق شده ست دامنگیر


بگو فرات ، خجالت زده ست از رویت
بگو که پیش تو کوچک شده ست خنجر وتیر


چقدر چشم تو همرنگ لاله ها شده است
گرفته از تب آن چشم آسمان تأثیر


غزل گریستمت باز زخم جاری شد
بیا ودست دلم را به رسم لطف بگیر
http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۱۱:۵۴
http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم واحشرنا معهم و العن اعدائهم اجمعين
في هذه الساعه و في كل ساعه ان شاءالله
يا مهدي جان ادركنا يا مولاي عزيز و حاضرمان ارواحنا فداك تسلیت يا مولا جان
اللهم صل علي فاطمه و ا بيها و بعلها و بنيها و سرالمستودع فيها و بعدد ما احاط به علمک
http://blogfa.com/images/smileys/24.gifالسلام علیک یا سید الشهداء و الصدیقین http://blogfa.com/images/smileys/24.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif

خوش اومدی برادرم، لحظه‌ی پر کشیدنه
برای خواهرت حسین، بی‌تو بودن یه مُردنه
شب وصلِ من و جانانم رسیده
خدا امشب مه و مهتابم دمیده
حسین جانم بده زینب را تسلی
تو می‌دونی که بعدِ تو چی کشیده

یه عمری بودم یا حسین، همیشه در تاب و تبت
چند سالی که جدا شدیم، یه قرنِ واسه زینبت
من از دیدارِ تو دلبر شادم حسین جان
من از وصلت که دل آبادم حسین جان
همه لحظه به فکرت بودم برادر
ز تو ممنون که کردی یادم حسین جان
کنارِ بسترم همه بی‌سر و سامونِ منند
تمومِ کربلایی‌ها امشب و مهمونِ منند
غمی امشب درون سینه ندارم
نشسته چون علی اکبر در کنارم
دو چشمم را ببندد دستِ حسینم
به روی دستِ ابالفضلم سر گذارم
یا زینب وای وای
http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif


زینب داره میره سفر ، با چشمایی پر ستاره
تو دستای کبودشه ، یه پیرهن پاره پاره


خدایا شد موسم پایان جدایی

میاد از سمت بهشت عطر آشنایی

میان با چشمای خونبار از آسمونا

به استقبالـش شهیـدای کربلایی

http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif



مقتل خوانی بسیار زیبای آقای اقدم نژاد بصورت شعر
خیلی زیباست پیشنهاد میکنم بشنوین
http://blogfa.com/images/smileys/24.gifالتماس دعای خیر ازتون یا علیhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif

nekuee
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۱۱:۵۷
... اي يزيد! اين جنايات بزرگ را انجام داده ‏اي، آنگاه نشسته ‏اي و بي‏آنکه خود را گناهکار بداني يا جنايات خود را بزرگ بشماري، با خود ندا سر مي‏دهي که اي کاش پدران من حضور داشتند و از سر شادماني و سرور فرياد برمي‏آوردند و مي‏گفتند: "اي يزيد ! دست مريزاد" ؟ اين جمله‏ جسارت ‏آميز را مي‏گويي، در حالي که بي ‏شرمانه چوب ‏دستي بر دندانهاي مبارک اباعبدالله ، سيد جوانان بهشت مي‏کوبي! چگونه چنين ياوه ‏سرايي نکني؟ تويي که زخم‏ هاي گذشته را شکافتي و ريشه ‏ما را با ريختن خون فرزندان محمد ( صلي الله عليه و آله و سلم ) و ستارگان روي زمين از آل عبدالمطلب بريدي و اکنون پدران خود را ندا مي‏دهي و گمان داري که با آنان سخن مي‏گويي . به زودي خودت به جمع آنان ملحق مي ‏گردي و در آن جايگاه، عذابي ابدي است که آرزو مي‏کني ايکاش دست‏هايم شل و زبانم لال مي ‏گشت و هرگز چنين ياوه‏هايي را به زبان نمي‏آوردم و هرگز چنين کارهاي ناشايستي را انجام نمي‏دادم...
اي زاده معاويه! اگر چه شدايد و پيشامدها و فشار روزگار مرا در شرايطي قرار داد که مجبور شدم با تو حرف بزنم، اما تو را کوچکتر از آن مقام ظاهري ‏ات مي‏بينم و تو را بسيار توبيخ و سرزنش مي‏کنم . چگونه سرزنش نکنم با اينکه چشم‏ها در فراق دوستان، گريان، و دل‏ها در فراق عزيزان، سوزان است...

... پس هر مکري که مي‏تواني بساز و هر تلاشي که مي‏تواني انجام بده؛ ولي بدان به خدا سوگند! هرگز توان آن را نداري که ذکر خير ما را از يادها ببري و قدرت آن را نداري که وحي ما را نابود سازي و دوره‏ي ما را به پايان رساني و نمي‏تواني ننگ و عار اعمالت را از دامن خود بزدايي . اي يزيد! بدان که عقلت ضعيف و ايام حکومتت اندک و اجتماعت رو به پراکندگي و پريشاني است . روزي خواهد رسيد که منادي ندا خواهد کرد: آگاه باشيد که لعنت ‏خدا بر ستمکاران باد . پس حمد و سپاس از آن خداي جهانيان است که اول کار ما را خوشبختي و مغفرت و پايان آن را شهادت و رحمت قرار داد...

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۱۲:۰۴
http://img.tebyan.net/big/1383/04/230157561481641999273892095421613023456160.jpg
http://upload.tazkereh.ir/images/49932299639013682790.gif
با دست بسته


با دست بسته هست ولی دست بسته نیست
گر چه سرش شکسته ولی سرشکسته نیست

هرچند سربه زیر... ولی سرفراز بود
زینب قیام کرده چون از پا نشسته نیست

رنج سفر ،خطر، غم بازار،چشم شوم
داغ سه ساله دیده ولی باز خسته نیست

حتی اگر به صورت او سنگ می خورد
هیهات بند معجرش از هم گسسته نیست

مجید تال

http://upload.tazkereh.ir/images/49932299639013682790.gif

محمودسبطالشيخ انصاري
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۱۲:۴۹
با سلام و درخواست ازدیاد اجور

سالروز رحلت عمه ولی خدا زینب کبری - سلام الله علیها - را خدمت حضرت بقیة الله الاعظم - ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء -، تمام شیعیان ، محبان ایشان و دوستان محترم کانون قرآن تسلیت عرض می نماید.

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۱۴:۰۵
http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif

:roz:گریه امام زمان در وفات زینب كبری:roz:

http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif
دانشمند بزرگ شیخ محمد باقر قاینى، صاحب كتاب كبریت الاحمر در كتاب كشكول خود به نام سفینة القماش مى نویسد:
در عصرى كه در نجف اشرف به تحصیل علوم حوزوى اشتغال داشتم در آنجا سیدى زاهد و پرهیز كار بود كه سواد نداشت، روزى در حرم حضرت على (ع ) به زیارت آن حضرت مشغول بود، دید یكى از زائران ترك زبان، گوشه‌اى از حرم نشست و مشغول تلاوت قرآن شد، این سید جلیل احساساتى شد و به خود گفت :
آیا سزاوار است كه ترك و دیلم قرآن، كتاب جدت را بخوانند و تو بى‌سواد باشى و از خواندن آیات قرآن محروم بمانى؟!
او از روى غیرت و همت قسمتى از اوقاتش را در سقایى (آبرسانى) صرف كرد تا مخارج زندگى‌اش را تأمین كند، و قسمت دیگر را به تحصیل علوم پرداخت و كم كم ترقى كرد تا به حدى كه در درس خارج آیت الله العظمى میرزا محمد حسن شیرازى (میرزاى بزرگ، متوفى1312 ه ق) شركت مى‌كرد و به درجه‌اى رسید كه احتمال مى دادند به حد اجتهاد رسیده است. این سید جلیل و پارسا براى من چنین نقل كرد:
از آن روزى كه عمه‌ام زینب وفات كرده، تا كنون، هر سال در روز وفات او، فرشتگان در آسمانها مجلس عزا به پا مى‌كنند و آن چنان مى‌گریند كه من باید بروم و آنها را ساكت كنم،
در عالم خواب امام زمان حضرت ولى عصر (عج) را دیدم، بسیار غمگین و آشفته حال بود، به محضرش رفتم و سلام كردم، سپس عرض كردم:
چرا این گونه ناراحت و گریان هستى؟
فرمود: امروز روز وفات عمه‌ام حضرت زینب است.
از آن روزى كه عمه‌ام زینب وفات كرده، تا كنون، هر سال در روز وفات او، فرشتگان در آسمانها مجلس عزا به پا مى‌كنند و آن چنان مى‌گریند كه من باید بروم و آنها را ساكت كنم، آنها خطبه حضرت زینب را كه در بازار كوفه خواند، مى‌خوانند و مى‌گریند، من هم اكنون از آن مجلس فرشتگان مراجعت نموده‌ام.
http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۱۴:۱۴
http://upload.tazkereh.ir/images/89055673595134266151.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/67705723598751494333.jpghttp://upload.tazkereh.ir/images/89055673595134266151.gif


http://upload.tazkereh.ir/images/22653052956037117651.gif

کسی چه می پرسد حال تو را؟
این دیوارهای تبعید چه می دانند
که عطر کوچه باغ های مدینه
در سجاده به یادگار مانده از مادرت، محبوس مانده است؟
بگو خاطرات، دست از سرت بردارند!
هر روز، چوب خیزران و لب خونین
بر طاقچه نگاهت پرپر می زنند

و شب نشده،
سر بریده ماه را بر نیزه، به غنیمت می برند.
خواب به چشمت نیامده؛
گاهواره می سوزانند و تازیانه می چرخانند...
اصلاً بگذار همه خلخال ها و گوشواره ها را به غارت ببرند
این هروله شبانه ات، در پی سر بریده برادر، تا کی؟
بیا از اینجا برویم؛
خرابه نزدیک است.
لااقل سه ساله را بهانه کن
و برای بی سر و سامانی دلت
سر به دیوار غربت بگذار.
دیگر تمام شد

http://upload.tazkereh.ir/images/22653052956037117651.gif

http://www.tbzmed.ac.ir/monasebat/mazhabi/zeynab-sh/001.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۱۴:۱۴
http://rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/01%20esfand/02/0009037%20%282%29.jpg


گریه امام زمان در وفات زینب كبری

دانشمند بزرگ شیخ محمد باقر قاینى، صاحب كتاب كبریت الاحمر در كتاب كشكول خود به نام سفینة القماش مى نویسد:


در عصرى كه در نجف اشرف به تحصیل علوم حوزوى اشتغال داشتم در آنجا سیدى زاهد و پرهیز كار بود كه سواد نداشت، روزى در حرم حضرت على (ع ) به زیارت آن حضرت مشغول بود، دید یكى از زائران ترك زبان، گوشه‌اى از حرم نشست و مشغول تلاوت قرآن شد،

این سید جلیل احساساتى شد و به خود گفت :

آیا سزاوار است كه ترك و دیلم قرآن، كتاب جدت را بخوانند و تو بى‌سواد باشى و از خواندن آیات قرآن محروم بمانى؟!
او از روى غیرت و همت قسمتى از اوقاتش را در سقایى (آبرسانى) صرف كرد تا مخارج زندگى‌اش را تأمین كند، و قسمت دیگر را به تحصیل علوم پرداخت و كم كم ترقى كرد
تا به حدى كه در درس خارج آیت الله العظمى میرزا محمد حسن شیرازى (میرزاى بزرگ، متوفى1312 ه ق) شركت مى‌كرد و به درجه‌اى رسید كه احتمال مى دادند به حد اجتهاد رسیده است
.
این سید جلیل و پارسا براى من چنین نقل كرد:

در عالم خواب امام زمان حضرت ولى عصر (عج) را دیدم، بسیار غمگین و آشفته حال بود، به محضرش رفتم و سلام كردم، سپس عرض كردم:چرا این گونه ناراحت و گریان هستى؟

فرمود: امروز روز وفات عمه‌ام حضرت زینب است
.
از آن روزى كه عمه‌ام زینب وفات كرده، تا كنون، هر سال در روز وفات او، فرشتگان در آسمانها مجلس عزا به پا مى‌كنند و آن چنان مى‌گریند كه من باید بروم و آنها را ساكت كنم، آنها خطبه حضرت زینب را كه در بازار كوفه خواند، مى‌خوانند و مى‌گریند، من هم اكنون از آن مجلس فرشتگان مراجعت نموده‌ام.


http://www.upload.tazkereh.ir/images/18957116115421676452.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۱۴:۱۵
http://www.upload.tazkereh.ir/images/76576521976393132917.png


http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png


فرشته‌ای كه برای زینب گریست

روایت شده است كه پس از ولادت حضرت زینب علیها السلام حسین علیه السلام كه در آن هنگام كودك سه چهار ساله بود، به محضر رسول خدا صلوات الله علیه آمد و عرض كرد: "خداوند به من خواهرى عطا كرده است".

پیامبر با شنیدن این سخن ، منقلب و اندوهگین شد و اشك از دیده فرو ریخت.

حسین پرسید: براى چه اندوهگین و گریان شدى ؟

پیامبر فرمود: اى نور چشمم ، راز آن به زودى برایت آشكار شود.

تا اینكه روزى جبرئیل نزد رسول خدا (ص ) آمد، در حالى كه گریه مى كرد، رسول خدا از علت گریه او پرسید.
جبرئیل عرض ‍ كرد:

"این دختر (زینب ) از آغاز زندگى تا پایان عمر همواره با بلا و رنج و اندوه دست به گریبان خواهد بود؛ زمانی به درد مصیبت فراق تو مبتلا شود، زمانى دستخوش ماتم مادرش و سپس ماتم مصیبت جانسوز برادرش امام حسن (ع ) گردد.

و از این مصایب دردناك‌تر و افزون‌تر اینكه به مصایب جانسوز كربلا گرفتار شود، به طورى كه قامتش خمیده‌ شود و موى سرش سفید گردد".

پیامبر (ص ) گریان شد و صورت پر اشكش را بر صورت زینب (س) نهاد و گریه سختى كرد، زهرا (س ) از علت آن پرسید. پیامبر بخشى از بلاها و مصایبى را كه بر زینب وارد مى شود را، براى دخترش زهرا بیان كرد.

حضرت زهرا (س ) پرسید: "اى پدر! پاداش كسى كه بر مصایب دخترم زینب گریه كند چیست؟

پیامبر اكرم فرمود:

"پاداش او همچون پاداش كسى است كه براى مصایب حسن و حسین (ع ) گریه مى كند".


http://upload.tazkereh.ir/images/10664487510194622768.png


http://www.upload.tazkereh.ir/images/64574235180043111424.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۱۴:۱۶
http://www.upload.tazkereh.ir/images/94271684912127705788.png






http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif


گریه امام زمان بر اسیرى زینب(س)


حاج ملا سلطانعلى، كه از جمله عابدان و زاهدان بود، مى گوید:

در خواب به محضر مبارك امام زمان (ع) مشرف شدم ، عرض كردم :

مولاى من ! آنچه در زیارت ناحیه مقدسه ذكر شده است كه فَلَاندبَنَّكَ صَباحاً وَ مَساءً وَ لَاَبكِیَّنَ عَینُك بَدَلَ الدُموعِ دَماً صحیح است؟

فرمود: آرى!
گفتم: آن مصیبتى كه در سوگ آن، به جاى اشك خون گریه مى‌كنید، كدام است؟ آن مصیبت على

اكبر است؟

فرمود: نه! اگر على اكبر زنده بود، او هم در این مصیبت، خون گریه مى‌كرد!


گفتم : آیا مقصود مصیبت حضرت عباس (ع) است؟

فرمود: نه! بلكه اگر حضرت عباس هم در قید حیات بود، او نیز در این مصیبت خون گریه مى‌كرد!

عرض كردم: آیا مصیبت حضرت سیدالشهداء (ع) است؟

فرمود: نه! اگر حضرت سید الشهداء (ع) هم بود، در این مصیبت خون گریه مى‌كرد!

پرسیدم: پس این كدام مصیبت است؟

فرمود:

مصیبت اسیری عمه‌ام زینب (س) است.



http://upload.tazkereh.ir/images/86214045754907835882.gif

http://www.upload.tazkereh.ir/images/78163760523229448160.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۱۴:۱۶
http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif
http://www.rahpouyan.com/yas/moharram85/zeynab.jpg
http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم واحشرنا معهم و العن اعدائهم اجمعين
في هذه الساعه و في كل ساعه ان شاءالله
يا مهدي جان ادركنا يا مولاي عزيز و حاضرمان ارواحنا فداك تسلیت يا مولا جان
اللهم صل علي فاطمه و ا بيها و بعلها و بنيها و سرالمستودع فيها و بعدد ما احاط به علمک
http://blogfa.com/images/smileys/24.gifالسلام علیک یا سید الشهداء و الصدیقین http://blogfa.com/images/smileys/24.gif


http://upload.tazkereh.ir/images/49932299639013682790.gif

اسارت زينب (س) و اهل بيت:
http://upload.tazkereh.ir/images/49932299639013682790.gif
بعد از حادثه عاشورا "عمر بن سعد" آن روز و فردايش در كربلا ماند، سپس به لشكريانش امر به بازگشت كرد. و دستور داد دختران و خواهران حسين (ع) و بچه‌هايي كه بودند و علي بن الحسين را با همان حال بيماري برداشته و با خود ببرند. وقتي زينب (س) از كنار قتلگاه برادرش مي‌گذشت مي‌گفت:
يا محمداه!
يا محمداه!
هذا الحسين بالعراء مرمل بالدماء مقطع الاعضاء.
يا محمداه!
و بناتك سبایا و ذريتك مقتّله تسفي عليها الصّبا!
«يا محمداه! يا محمداه! اين همان حسين است زير آسمان قرار گرفته و به خاك و خون آغشته و اعضايش قطعه قطعه شده است. يا محمداه! دخترانت اسير گرديده، فرزندانت كشته شده‌اند، باد صبا گرد و غبارش را بر آنان مي‌گستراند!»
پس هر دوست و دشمني به گريه افتاد! به طوري كه زنان صيحه زده بر صورتهاي خويش سيلي مي‌زدند.
پس از آنكه اسرا را به كوفه بردند، حضرت زينب (س) خطبه‌اي ايراد كرد كه همه انگشت به دهان ماندند و گريه و زاري از مردم بلند شد و نيز در مجلس "ابن زياد" چنان داد سخن برآورد كه "ابن زياد" غضبناك و خشمگين و درمانده شد. بعد از آن اسرا را به شام به نزد "يزيد بن معاويه" بردند و در آنجا نيز افشاگري و حق گويي زينب (س) عَنان كار را از دست يزيد گرفت تا اينكه "يزيد" اسرا را همراه "نعمان بن بشير" روانه مدينه كرد.
http://upload.tazkereh.ir/images/49932299639013682790.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۱۴:۵۴
http://upload.tazkereh.ir/images/49932299639013682790.gif

http://www.rasekhoon.com/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/01%20esfand/02/0009037%20%281%29.jpg (http://www.rasekhoon.com/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/01%20esfand/02/0009037%20%281%29.jpg)

http://upload.tazkereh.ir/images/49932299639013682790.gif
http://img.tebyan.net/big/1383/04/1062629142351705717881215116612451509724.jpg (http://img.tebyan.net/big/1383/04/1062629142351705717881215116612451509724.jpg)
دست بسته هست ولی دست بسته نیست

گر چه سرش شکسته ولی سرشکسته نیست
هرچند سربه زیر... ولی سرفراز بود

زینب قیام کرده چون از پا نشسته نیست

رنج سفر ،خطر، غم بازار،چشم شوم

داغ سه ساله دیده ولی باز خسته نیست


حتی اگر به صورت او سنگ می خورد

هیهات بند معجرش از هم گسسته نیست
http://img.tebyan.net/big/1383/04/1062629142351705717881215116612451509724.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۱۶:۵۹
http://img.tebyan.net/big/1383/04/1062629142351705717881215116612451509724.jpg
http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif
زینب کبری(س) به دنیا آمده بود تا صبر و شکیبایی را از حضور
خویش شرمسار کند.
آه از نماز شب نشسته و قامت نا گهان خمیده !
آه از موی سپید یک شبه
!...آه از دل زینب !

آه،ای ام المصائب،
تمام داغ‌ها و سوگ‌ها،
در حضور مصیبت‌های تو رنگ می‌بازد و از یاد می‌روند.

تمام زمین وزمان بر کربلا می‌گریند و تمام کربلا بر زینب(س)
وفات حضرت زینب(س) تسلیت باد
http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif

http://img.tebyan.net/big/1383/04/1062629142351705717881215116612451509724.jpg


سوگند بر شكوه دل مرتضایی‌اش
بر جلوه‌های حیدری‌اش مجتبایی‌اش



سوگند بر تقدس كرب و بلایی‌اش
بر ریشه‌های چادر سبز خدایی‌اش



سوگند بر نماز شب كبریایی‌اش



تا روز حشر كعبه ایثار زینب است
آسمان عشق را یک کوکب است
http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif

http://img.tebyan.net/big/1383/04/1062629142351705717881215116612451509724.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۲۱:۵۸
تابش آفتاب شکوهمند زینب علیهاالسلام بعد از ورود به مدینه طیبه بیش از یک سال و اندی دوام نیاورد و همین مقدار زندگانی هم بدون حسین علیه السلام برای زینب علیهاالسلام بسیار سخت بود. اگر مقام والای صبر و تسلیم حضرت زینب علیهاالسلام در برابر مقدرت الهی نبود، کافی بود که زینب علیهاالسلام بعد از حسین علیه السلام با تجدید هر خاطره ای از خاطره های کربلا و عاشورا جان بسپارد و با زندگی وداع کند؛ اما زینب علیهاالسلام بنده شایسته خدا بود و بندگی خدا را در میدان های مختلف نشان داد و فرمان «فاصبِرْ صبرا جمیلاً» را لبیک گفت و بسان برادرش حسین نقش زیباترین شکیب را بر صحنه تاریخ بشریت ترسیم کرد. بدین سان، روحی بلند پس از حیاتی شکوهمند به جوار رحمت بیکران حق بار یافت و به دودمان پاکش پیوست و درس بندگی، عفت، ایثار، تعهد و صبر در راه خدا را به همگان آموخت




عمر پربرکت حضرت زینب علیهاالسلام سراسر در عبادت و طاعت حضرت حق گذشت.
او همواره در شدیدترین بلاها و سخت ترین حالاتْ جز آن چه پسند خدا بود،
نگفت و جز آن چه رضای حق بود، نکرد.

از حضرت سجاد علیه السلام نقل است که

«عمه ام زینبْ با این همه مصیبت های از کربلا تا شامْ هیچ گاه نمازهای مستحبی را ترک نکرد، ولی در یکی از منازل دیدم که آن را نشسته می خواند.

نگران شدم و سبب این کار را پرسیدم،

گفت: سه شب است که سهم غذای خود را به اطفال خردسال می دهم و امشب از شدت گرسنگی، قدرت بر پای ایستادن ندارم».

خداحافظ، ای زخم های دلت یادگار نینوا!
دیگر امشب به مرور خاطرات سرخ پرپر شدن کبوتران نخواهی پرداخت؛
که تو نیز کبوترانه کوچ خواهی کرد تا به کاروان آسمانی حسین بپیوندی.
زمین، چه عرصه تنگی برای پاره های دل فاطمه و علی بود!
گرچه از همان روز که رأس حسین را بر نیزه ها بردند،
بهانه های زندگی ات، به پایان رسیده بود.


مگر گل های چیده وجودت ای ام المصائب، چقدر می توانستند در آب دیدگانت، زندگی را ادامه دهند؟
از امشب، اشک های فراق یوسف تو، بر دامن پیراهن خونینش سرریز خواهد شد و زمینیان، داغدار جای خالی تو خواهند بود.

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۲۲:۱۰
http://www2.irna.ir/occasion/zainab84/004.jpg

كرامات حضرت زینب علیهما السلام

به غیر از انوار مقدسه چهارده معصوم علیهمالسّلام، در میان خاندان رسالت و اهل بیت گرامى پیامبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم، افرادى هستند كه در نزد خداوند متعال داراى رتبه و منزلت رفیع و والایى می باشند و توسل به ایشان، موجب گشایش مشكلات و معضلات امور دیگران است.

مانند حضرت اباالفضل علیه السلام كه حتى در موارد زیادى مسیحیان به آن حضرت متوسل شده و به بركت توسل به آن حضرت مشكلاتشان حل گردیده و به حوائج و خواسته هاى خویش نائل گردیده اند.

حضرت زینب سلام اللّه علیها نیز بانویى بزرگوار از این دودمان پاك است كه توسل به آن حضرت براى حل مشكلات بزرگ بسیار تجربه شده است و كرامات بسیارى از آن بانوى گرامى نقل شده است.

به عنوان مثال شبلنجى یكى از علماى اهل تسنّن در نورالابصار مى نویسد:

شیخ عبدالرحمن اجهورى مقرى در كتابش مشارق الانوار می گوید: در سال هزار و صد و هفتاد دجار مشكلى بسیار سختى شدم و به روضه (قبر مطهر و نوراین) حضرت زینب علیها السلام متوسل شدم و قصیده اى در مدح آن حضرت سرودم كه مطلع آن چنین بود:

آلِ طاها لَكُمْ عَلَینَا الْوِلاءُ لا سِواكُمْ بِما لَكُمْ آلآء

و خدا به بركت آن بانوى گرامى مشكل مرا حل كرد.




http://upload.tazkereh.ir/images/79701080656191917864.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/79701080656191917864.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۲۲:۱۳
http://upload.tazkereh.ir/images/88501014833304921915.jpg


صبر را مفهوم معنا زينب است
کعبه غمهای دنيا زينب است


چون حسين است آفتاب شهر عشق
ماهتاب عالم آرا زينب است

هر کس بر مصیبت های این دختر ( زینب سلام الله ) بگرید ،
همانند کسی است که بر برادرانش ،
حسن وحسین (ع) ، گریسته است .
پیامبر اکرم (ص)


اي شکوه حماسه در سراپرده حيرت! اي زخم خوره نينوا!
اي بانوي خورشيدهاي دربند!
اي زينب قهرمان!
تو که خود، وسعتي
به اندازه همه سوگ هاي آفرينش داشته اي،
تو که خود درياي بي کران اشک را،
ساحل بودي، چگونه بايد بر تو سوگواري نمود
که ما سوگواري را از تو يادگار داريم.
تو که آواز سرخ کربلا را از حنجره بردباري ات،
به گوش تاريخ رساندي
و اگر اين حنجره صبوري
و آن نطق آتشين تو در کاخ يزيديان نبود،
داستان جان سوز آن ظهر عطشناک
در کوچه هاي تاريخ به دست فراموشي سپرده مي شد.




http://upload.tazkereh.ir/images/05879234161266352419.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/05879234161266352419.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۲۲:۱۹
http://upload.tazkereh.ir/images/70824475924899978800.png


از بلا پروا کجا دارد دل دریایی ات
راه بر طوفان ببندد قامت سینایی ات

سینه ات جولانگه امواج طوفان بلاست
شور اقیانوس دارد، دیده دریایی ات

حامل منشور خونین حسینی، زینبا!
جاودان جوش است نور چشمه دانایی ات

تا ابد پر می گشاید بر فراسوی زمان
چون عقابی خشمگینْ فریاد عاشورایی ات

در بیابانِ عطش گر پا گذاری هر نفس
صد گلستان گل شکوفه از دم عیسایی ات

دشمن از نطق علی وارت به خود لرزد چو بید
سامری رسوا شود، با معجز موسایی ات

هم چنان خورشید می تابد به عالم قرن هاست
در میان تیرگی ها، نور روشن رایی است
سیمین دخت وحیدی


http://upload.tazkereh.ir/images/91368503006368096075.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/91368503006368096075.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۲۲:۲۶
http://upload.tazkereh.ir/images/36187092506909686303.png


اشک‌های زینب که عمری در سوگ عشق و حق ریخته بود،
امشب به لبخند سبز می‌رسند.
اه زینب، تمام خستگی‌هایت را
از امشب در آغوش خدا از یاد ببر !
کاروان زینب که سال‌های سال در مسیر اندوه در رفتن بود،
امشب به سر منزل آرام رسید.
به دنیا آمده بود تا صبر و شکیبایی را
از حضور خویش شرمسار کند.
آه از نماز شب نشسته و قامت نا گهان خمیده !
آه از موی سپید یک شبه !...آه از دل زینب !
چقدر خدا دلتنگ زینب بود !
اینک که به سوی او می‌شتابد،
خدا سخت در آغوشش خواهد گرفت.
زینب، فرزند امام عارفان بود،
پس چگونه عقیله بنی‌هاشم نباشد ؟
آه،ای ام المصائب، تمام داغ‌ها و سوگ‌ها،
در حضور مصیبت‌های تو رنگ می‌بازد و از یاد می‌روند.
تمام شیر زنان روزگار، هر چه فریاد اعتراض را
از حنجره تو وام می‌گیرند.
تمام زمین وزمان بر کربلا می‌گریند
و تمام کربلا بر زینب.
سلام بر نماز شبی که حسین(ع)
از توالتماس دعا دارد !
سلام بر مادری که برتمام شهیدان کربلا مویه کرد
جز بر فرزندان خویش!
آنجا که نام صبر بر زبان می‌آید،
انگشت‌ها، شکیبایی زینب را نشانه می‌روند.
زینب، دنیای پس از حسین را تاب نیاورد؛
اینک اورا به آسمان‌ها ببریدای فرشتگان محرم !



http://upload.tazkereh.ir/images/92677606000796779500.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/92677606000796779500.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۲۲:۲۹
http://upload.tazkereh.ir/images/63348535817092540171.png

گاهي درتاريخ، انسانهاي بزرگ و ارجمندي يافت مي‌شوند که مدال افتخار انسانيت را مي گيرند و بر قله رفيع شکوه و جلال مي‌ايستند و از محدوده زمان خود پا فراتر نهاده و زندگي شان براي هميشه در پيشاني تاريخ مي‌درخشد و همواره الگويي بزرگ براي انسانهاي حقجو مي‌شوند.

اين افراد براي خود آفريده نشده‌اند بلکه متعلق به همه نسل‌هاي بعد از خود هستند؛ حضرت زينب (س)، دخترامام علی وحضرت فاطمه نمونه بارزي از اين افراد مي‌باشد.

زندگي سراسر حادثه و مصيبت ايشان که با حادثه جانسوز کربلا گره خورده، تبيين کننده اهداف نهضت عظيم عاشورا و رسالت جدّ بزرگوار و امامان خويش است.

زينب (س) پس از شهادت برادر عهده دار رسالتي بزرگ مي‌شود، سرپرستي زنان و کودکان و از همه مهمتر رساندن پيام عاشورا به گوش مردمان فريب خورده و غافل از حق و باطل.

زينب (س) مادر عاشوراست. نهضتي که امام حسین علیه السلام آن چنان عميق و وسيع و ماندگار، با آنهمه شکوه و زيبايي، از مدينه تا مکه و از آنجا تا کربلا، آورد و سرانجام از اول محرم سال 61 ه.ق. تا روز عاشوراي همان سال در سرزمين کربلا شکل گرفت و به ثمر رسيد.

سپس زينب(س) بود که عهده دار نگهداري و رساندن پيام و رسالت برادر - اهداف قيام عاشورا - گرديد و آن را به کوفه و شام و مدينه و هرجاي ديگري که توانست ابلاغ نمود و با هجرت ها و مجاهدات خستگي ناپذير خود به تبيين آن پرداخت و همگان را از ماهيت ظلم ستيزي و حق جويانه آن آگاه کرد.

زينب (س) در شجاعت و شهامت، سخنو ري و نطق، عقل و تدبير و هدايت و رهبري هر آنچه را که از محضرپیامبر صلی الله علیه وآله و علي و فاطمه و حسنين (ع) آموخته بود در مرحله عمل پياده کرد و ذره‌اي ضعف از خود نشان نداد.

پيروزي نهضت عظيم حسيني (ع) مرهون زحمات و تلاش‌هاي بي وقفه زينب کبري (س) بوده و ويژگي‌هاي خاص اين بانوي بزرگوار در اسارت، موجب شد که اين نهضت جاويد و ماندگار مانده و به سرمنزل مقصود برسد.





http://upload.tazkereh.ir/images/72962272440149917299.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/72962272440149917299.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۲۲:۴۶
http://upload.tazkereh.ir/images/77025168453670786693.png (http://upload.tazkereh.ir/images/77025168453670786693.png)



ناخدای عفت !

سخن به نام و یاد زینب،
ناخدای عفت و پاکدامنی است
اما اول باید دانست که عفت چیست و عفیف که؟

امیر مومنان على علیه‌السلام فرمود:
«من كساه الحیاء ثوبه؛ لم یر النّاس عیبه؛
آن كس كه با لباس حیاء خود را بپوشاند
كسى عیب او را نبیند.»(1)

و آن حضرت فرمود:
«مَن لاحَیاءَ لَهُ لاخَیر فِیهِ
كسى كه حیا ندارد، خیرى در او نخواهد بود.»(2)

پیامبر اكرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمود:
«الحَیاءَ عَشرَةُ اَجزاءٍ فَتِسعَة فِى النِّساءِ وَ واحِدٌ فى الرِّجالِ؛
حیاء ده جزء دارد، نه سهم آن در زن‏ها است،
و یك سهم آن در مردان.»(3)

و بانوى حیا، زینب كبرى علیهاالسلام تمامى
آن را در كنار پرورش پدر و مادر دارا مى‏باشد.



http://upload.tazkereh.ir/images/71060499904992007773.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/71060499904992007773.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۲۳:۰۳
http://upload.tazkereh.ir/images/76576521976393132917.png (http://upload.tazkereh.ir/images/76576521976393132917.png)

زينب سلام الله عليها فرزند بیت حیا و عفّت:

تأثیر وراثت و خانواده در رفتار و كردار انسان تردید پذیر نیست. امروزه به روشنى ثابت شده است كه بخشى از صفات، خوب و بد، از راه وراثت، از نسلى به نسلى منتقل مى‏شوند و به همین جهت خانواده هایى كه پیامبران در آن متولّد شدند، عموماً پاك و اصیل بودند .

به همین جهت در منابع اسلامى نیز از ازدواج با زنان زیبایى كه در خانواده‏هاى ناپاك و عارى از حیا به بار آمده‏اند نهى شده است. در كنار وراثت، تربیت مطرح است، زیرا بخشى از فضایل و كمالات با تربیت صحیح به فرزندان منتقل مى‏شود.

در زندگى زینب علیهاالسلام این دو عامل (وراثت و تربیت) در بالاترین حد خویش وجود داشت، زینب از سینه حیا شیر نوشید و در دامان حیا و پاكى تربیت یافته، چنان كه در زیارت نامه آن بانوى گرانسنگ مى‏خوانیم:

«السَّلامُ عَلى مَن رَضَعت بِلُبانِ الاِیمان؛

سلام بر كسى كه از سینه ایمان شیر نوشید. و ایمان و حیا همراه و ملازم همدیگرند. «الحیاء و الایمان مقرونان»(4)

آن كه پا تا به سر ایمان و حیاست
خونـش آمیخـته با خون خداست
عشـق را هـمـسفر كربـبـلاسـت
مظهر عصمت و پاكى، تقواست
بـه یـقـیـن زیـنـب كـبـرى بـاشـــد
زاده حـیـــدر و زهــــرا باشـــــد

آرى! زینب كبرى علیهاالسلام در خانه وحى و ولایت، از پدر و مادر معصوم به دنیا آمد و در آغوش نبوت، مهد امامت و ولایت و مركز نزول وحى الهى نشو و نما نمود و از سینه یگانه مادر معصوم جهان هستى «فاطمه زهرا علیهاالسلام» شیر خورد و از ابتداى شیرخوارگى در آغوش پرمهر مادر، عفت، حیا، شهامت و عطوفت را فرا گرفت و هم زمان با دوران شیرخوارگى در محضر بزرگترین استادان جهان انسانیت یعنى رسول اللّه صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و امیرالمؤمنین و دو برادر بزرگوارش امام حسن علیه‌السلام و امام حسین علیه‌السلام تربیت یافت.

در نتیجه، گمان نمى‏رود كه تا به حال هیچ دخترى به آن تربیت بلند كه زینب علیهاالسلام در آن خانواده بزرگ به آن نایل گردید، رسیده باشد .

زینب كبرى اكثر اوقات در كنار جد مهربانش رسول خدا بود، انس زینب علیهاالسلام به رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و نیز محبّت حضرت به این دختر در وصف و بیان نمى‏گنجد.



http://upload.tazkereh.ir/images/91200899161550381436.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/91200899161550381436.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۲۳:۱۶
http://upload.tazkereh.ir/images/49493659859268870127.png (http://upload.tazkereh.ir/images/49493659859268870127.png)


از این دو دریاى حیا و پاكى شیر زنى چون زینب علیهاالسلام كه مجسمه حیا است به وجود مى‏آید. و این والدین معصوم سخت از مرز حیا و عفت او پاسدارى مى‏كردند.

«یحیى مازنى» كه از علماى بزرگ و راویان حدیث است، چنین نقل مى‏كند: مدت‏ها در مدینه، در همسایگى على علیه‌السلام در یك محلّه زندگى مى ‏كردم. منزل من در كنار منزلى بود كه «زینب» دختر على علیه‌السلام در آن‏جا سكونت داشت، حتى یك‏بار هم، كسى حضرت زینب را ندید و صداى او را نشنید.

او هرگاه مى‏خواست به زیارت جدّ بزرگوارش برود، در دل شب مى‏رفت، و در حالى كه پدرش على علیه‌السلام در پیش و برادرانش حسن و حسین علیهما السلام در اطراف او بودند.

وقتى هم به نزدیك قبر شریف رسول خدا صلى‌اللّه‌علیه‌و آله مى‏رسیدند، امیرالمؤمنین علیه‌السلام شمعهاى اطراف قبر را خاموش مى‏كرد.

یك روز امام حسن علیه‌السلام علّت این كار را سؤال كرد، حضرت فرمود:
«اَخشى اَن یَنظُر اَحَد اِلى شَخصِ اُختِكَ زَینَبَ؛

از آن مى‏ترسم كه كسى (در روشنى) خواهرت زینب را ببیند.(6)»

راستى كجا رفته این مرزبانیهاى حیا؟!

و چرا در جامعه شیعه علوى مى‏بینیم كه مردان با همسران آرایش كرده و دختران بى‏بهره از حجاب در پارك‏ها و خیابان‏ها و... ظاهر مى‏شوند؟!

و به قول «شیخ جعفر نقدى» زینب سلام اللّه علیها تربیت شده پنج تن آل عباء است:

«فَالخَمسَةُ اَصحاب العَباءِ هُمُ الَّذِین قامُوا بِتَربیَتِها وَ تَهذِیبِها وَ كَفاكَ بِهِم مُؤَدَّبینَ و مُعَلِّمین؛

پنج تن آل عباء به تربیت و فرهنگ سازى و تهذیب زینب همّت گماردند و همین بس كه آنها اَدب كننده و آموزگار باشند.»(7)



http://upload.tazkereh.ir/images/74944634407649680744.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/74944634407649680744.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۲۳:۲۴
http://upload.tazkereh.ir/images/20759727572710888848.png (http://upload.tazkereh.ir/images/20759727572710888848.png)


حیا در آغاز جوانى

دكتر «عائشة بنت الشاطى»، بانوى نویسنده و اهل تحقیق اهل سنّت، چنین مى‏گوید:

«زینب در آغاز جوانى چگونه بوده است؟ مراجع تاریخى از وصف رخساره زینب در این اوقات خوددارى مى‏كنند، زیرا كه او در خانه و رو بسته زندگى مى‏كرد.

ما نمى‏توانیم مگر از پشت پرده روى وى را بنگریم، ولى پس از گذشتن ده‏ها سال از این تاریخ، زینب از خانه بیرون مى آید و مصیبت جانگداز كربلا او را به ما نشان مى‏دهد. و كسى كه او را به چشم دیده براى ما وصفش مى‏كند و چنین مى‏گوید:

چنان كه طبرى نقل كرده است: گویا مى‏بینم زنى را كه مانند خورشید مى‏درخشید و با شتاب از خیمه‏گاه بیرون آمد.»(8) پرسیدم او كیست؟

گفتند: زینب دختر على علیه‌السلام است. و از دیگرى نقل شده، كه: به خدا كه من صورتى مانند آن ندیدم گویا پاره‏اى از ماه بود، در صورتى كه این بانوى بزرگ در آن وقت در پنجاه و پنجمین سال زندگى خود بود، غریب بود،

خسته و كوفته بود، مصیبت زده و داغ دیده بود، پس جمال زینب در آغاز جوانى پیش از آن كه سالمندى، و مصایب جانگداز خوردش كند و جام داغ دیدگى را تا پایان بَدُو بنوشاند چگونه بود.(9)

تاریخ او را ندیده، چرا كه حیاى او مانع از آن شده است. مادرش فاطمه سلام اللّه علیها توصیه كرده است كه:

«خَیرٌ لِلنِّساءِ اَن لایَرَینَ الرِّجالَ وَ لا یَراهُنَّ الرِّجالُ؛(10)

براى زنان بهتر است كه آنان مردان را نبینند، و مردان نیز) آنها را نبینند.»

با این حال از مسائل اجتماعى به دور نبودند بلكه داراى مجلس علمى ارجمندى بود، زنانى كه مى‏خواستند احكام دین را بیاموزند، در آن مجلس حاضر مى‏شدند و كسب دانش مى‏كرده‏اند.»(11)

و اگر دستور الهى و آسمانى نبود كه:

«انَّ اللّهَ شاء اَن یَراهُنّ سَبایا؛

براستى خدا خواسته كه آنها را اسیر ببیند»، حسین علیه‌السلام هرگز به خود اجازه نمى ‏داد خواهر را در سفر كربلا به همراه ببرد.

بردن اهل حرم دستور بود و سِرّ غیب ورنه این بى‏حرمتى را كى روا دارد حسین


پي نوشت :
1. همان، ص 676، حكمت 223.
2. عبدالواحد آمدى، غررالحكم، ترجمه على انصارى، ص 646.
3. میزان الحكمه، همان، ص 730، روایت 4603.
4. میزان الحكمه، ج2، ص 717، روایت 4565.
5. بحارالانوار، ج43، ص 130 ـ 132.
6. شیخ جعفر نقدى، كتاب زینب كبرى، ص 22، و ریاحین، ج3،ص 60.
7. كتاب زینب كبرى، ص 20.
8. جریر طبرى، تاریخ طبرى، (بیروت مؤسسة الاعلمى، چاپ چهارم، 1403) ج 4، ص 340 ـ 341.
9. عائشة بنت الشاطى، بانوى كربلا، ترجمه سید رضا صدر، ص 59 ـ 58.
10. وسائل الشیعه، ج 14، ص 43، حدیث 7.
11. بانوى كربلا، ص 60.




http://upload.tazkereh.ir/images/15725287925532279939.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/15725287925532279939.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۰۷, ۲۳:۵۶
http://upload.tazkereh.ir/images/69986334493082855298.png (http://upload.tazkereh.ir/images/69986334493082855298.png)




گريه امام زمان در وفات زينب کبري





دانشمند بزرگ شيخ محمد باقر قاينى،
صاحب کتاب کبريت الاحمر در کتاب کشکول خود
به نام سفينة القماش مى نويسد:

در عصرى که در نجف اشرف به تحصيل علوم حوزوى اشتغال داشتم
در آنجا سيدى زاهد و پرهيز کار بود که سواد نداشت،
روزى در حرم حضرت على (ع ) به زيارت آن حضرت مشغول بود،
ديد يکى از زائران ترک زبان،
گوشه‌اى از حرم نشست و مشغول تلاوت قرآن شد،
اين سيد جليل احساساتى شد و به خود گفت :




آيا سزاوار است که ترک و ديلم قرآن،
کتاب جدت را بخوانند و تو بى‌سواد باشى
و از خواندن آيات قرآن محروم بمانى؟!





او از روى غيرت و همت قسمتى از اوقاتش را
در سقايى (آبرسانى) صرف کرد
تا مخارج زندگى‌اش را تأمين کند،
و قسمت ديگر را به تحصيل علوم پرداخت
و کم کم ترقى کرد تا به حدى که در درس خارج
آيت الله العظمى ميرزا محمد حسن شيرازى
(ميرزاى بزرگ، متوفى1312 ه ق)
شرکت مى‌کرد و به درجه‌اى رسيد
که احتمال مى دادند به حد اجتهاد رسيده است.
اين سيد جليل و پارسا براى من چنين نقل کرد:





از آن روزى که عمه‌ام زينب وفات کرده،
تا کنون، هر سال در روز وفات او،
فرشتگان در آسمانها مجلس عزا به پا مى‌کنند
و آن چنان مى‌گريند که من بايد بروم و آنها را ساکت کنم،





در عالم خواب امام زمان حضرت ولى عصر (عج) را ديدم،
بسيار غمگين و آشفته حال بود،
به محضرش رفتم و سلام کردم، سپس عرض کردم:





چرا اين گونه ناراحت و گريان هستى؟




فرمود: امروز روز وفات عمه‌ام حضرت زينب است.
از آن روزى که عمه‌ام زينب وفات کرده،
تا کنون، هر سال در روز وفات او،
فرشتگان در آسمانها مجلس عزا به پا مى‌کنند
و آن چنان مى‌گريند که من بايد بروم و آنها را ساکت کنم،
آنها خطبه حضرت زينب را که در بازار کوفه خواند، مى‌خوانند
و مى‌گريند، من هم اکنون از آن مجلس فرشتگان مراجعت نموده‌ام.





http://upload.tazkereh.ir/images/93656300191794633863.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/93656300191794633863.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۰۸, ۰۰:۱۰
http://upload.tazkereh.ir/images/59958946725960496940.png (http://upload.tazkereh.ir/images/59958946725960496940.png)

ای آیینه تمام نمای صبر و ایثار،
تو را به چه نام بخوانم
که نامت یادآور حماسه عاشورا
و یادآور اسارت و غربت یتیمان کربلاست.

تو را به چه نام بخوانم
که نامت گره خورده در رنج و محنت است.
ای بانوی غم، در آخرین سفر بر تو چه گذشت؟
یک‏سال و اندی گذشته بود
که تو از قحطیِ مدینه به سوی شام حرکت کردی.
راه درازی را آمده بودی و در طول راه،
خاطرات سرخ خویش را ورق می‏زدی.
از تمام جاده‏ها بوی برادر و در تمام گذرگاه‏ها،
صدای گریه یتیمان را می‏شنیدی
و بی‏تابی رقیه را که در تمام طول راه،
پدر را می‏طلبید.

زخم خاطراتْ روحت را آزرده کرده بود.
پرنده جانت دیگر در کالبد تن نمی‏گنجید
و می‏خواستی به برادر بپیوندی.
می‏دانستی که در این سفر
به دیدار برادر نائل می‏شوی.
پس چشم‏ها را بر هم گذاشتی
و بلندترین نغمه وصال را سر دادی.

http://upload.tazkereh.ir/images/39293458694160850755.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/39293458694160850755.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۰۸, ۰۰:۴۷
http://img.tebyan.net/big/1383/06/223216113137931431281011692519555240214235103.jpg



حضرت زينب (س) همراه حسن همراز حسین علیهم‏السلام

با غروب غم‏انگیز حیات امیرمؤمنان علیه‏ لسلام صبح صادق امامت امام حسن علیه‏السلام و سپس دوران امامت امام حسین علیه‏السلام آغاز شد.

در این فصل اززندگانی زینب علیهاالسلام ، او چون مادری مهربان، یاری وفادار و خیرخواهی همیشگی برای برادران بود.

اما بعد از شهادت امام حسن علیه‏السلام ، او دیگر همه کس حسین علیه‏السلام و همرازی مطمئن برای او به شمار می‏آمد.

عشق به حسین چنان وجود این بانو را پر کرده بود که زندگی بدون برادر برایش مقدور نبود.

با شروع نهضت حسینی،زینب همچون پروانه گرداگرد شمع وجود برادر می‏سوخت و خود را برای فردایی مهیامی‏ساخت که دیگر حسین نبود و او می‏بایست گرد خیمه‏ های نیم‏سوخته حرم بسوزد و ازدل‏های سوخته دلجویی کند




http://upload.tazkereh.ir/images/48590675567745774489.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۰۸, ۰۱:۲۳
http://upload.tazkereh.ir/images/17652298598433770328.png (http://upload.tazkereh.ir/images/17652298598433770328.png)


زیارتنامه حضرت زینب(س)




بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ


اَلسَّلامُ عَلى آدَمَ صِفْوَةِ اللهِ،
سلام بر آدم، برگزیده خدا.


اَلسَّلامُ عَلى نُوح نَبِیِّ اللهِ،
سلام برنوح، پیامبر خدا


اَلسَّلامُ عَلى اِبْراهیمَ خَلیلِ اللهِ،
. سلام بر ابراهیم، خلیلِ خدا.


اَلسَّلامُ عَلى مُوسى کَلیمِ اللهِ،
سلام بر موسى، هم سخن خدا.


اَلسَّلامُ عَلى عیسى رُوحِ اللهِ،
سلام برعیسى، روحِ خدا.


اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یـا رَسُولَ اللهِ،
سلام بر تو اى رسول خدا.


اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یـا خَیْرَ خَلْقِ اللهِ،
سلام بر تو اى بهترین خلق خدا.


اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یـا صَفِیَّ اللهِ،
سلام بر تو اى برگزیده خدا.


اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یـا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللهِ خـاتَمَ النَّبِیّینَ،
سلام بر تو اى محمد بن عبدالله خاتم پیامبران.


اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَمیرَالْمُؤْمِنینَ عَلِیَّ بْنَ اَبی طالِب
سلام بر تو اى امیرمؤمنان على بن ابى طالب


وَصِیَّ رَسُولِ اللهِ،
وصى پیامبر خدا.


اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا فاطِمَةُ سَیِّدَةَ نِسـاءِ الْعـالَمینَ،
سلام بر تو اى فاطمه سرور بانوان دنیا و آخرت


اَلسَّلامُ عَلَیْکُمـا یـا سِبْطَیْ نَبِیِّ الرَّحْمَةِ،
سلام بر شما اى دو نوه پیامبر رحمت


وَسَیِّدَیْ شَبـابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ،
و دو آقاى جوانان اهل بهشت.


اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یـاعَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ سَیِّدَ الْعـابِدینَ
سلام بر تو اىعلى بن الحسین،


وَقُرَّةَ عَیْنِ النّـاظِرینَ،
آقاى عابدان و نور دیدهبینندگان.


اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یـا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىّ باقِرَ العِلْمِ بَعْدَ النَّبِىِّ،
سلام بر تو اى محمد بن على،شکافنده علم پس از پیامبر


اَلسَّلامُ عَلَیکَ یـا جَعْفَرَبْنَ مُحَمَّد الصّـادِقَ الْبارَّ الاَْمینَ،
. سلام بر تو اى جعفربن محمد راستگوى نیکوکار امین


اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یـا مُوسَى بْنَ جَعْفَر الطّـاهِرَ الطُّهْرَ،
. سلام بر تواى موسى بن جعفر امام پاک و پاکیزه.



اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یـا عَلِیَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضى،
سلامبر تو اى على بن موسى الرضا پسندیده الهى.


اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یـا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیّ التَّقِیَّ،
سلام بر تو اى محمد بن علىِّ تقى.






http://upload.tazkereh.ir/images/06407775809209455941.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/06407775809209455941.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۰۸, ۰۱:۲۹
http://upload.tazkereh.ir/images/78294125780029645003.png (http://upload.tazkereh.ir/images/78294125780029645003.png)





اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یـا عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّد النَّقِیَّ النّـاصِحَ الاَْمینَ،
سلام بر تو اى على بن محمد نقى (اى) خیرخواه امین.


اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یـا حَسَنَ بْنَ عَلِیّ، اَلسَّلامُ عَلَى الْوَصِیِّ مِنْ بَعْدِهِ،
سلام بر تو اى حسن بن على. سلام بر وصى پس از او.


اَللّهـُمَّ صَلِّ عَلى نُورِکَ وَسِراجِکَ وَوَلِیِّ وَلیِّکَ،
خدایا!درود فرست بر نور خود و چراغ تابناکت و نماینده نماینده ات


وَوَصِیِّ وَصیِّکَ، وَحُجَّتِکَ عَلى خَلْقِکَ،
و وصىّ وصیت و حجت تو بر آفریدگانت.


اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ،
سلام بر تو اى دخت رسول خدا.


اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ فـاطِمَةَ وَخَدیجَةَ،
سلام بر تو اى دخت فاطمه و خدیجه.


اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ،
سلام بر تو اى دختر امیر مؤمنان.


اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا اُخْتَ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ،
سلام بر تو اىخواهر حسن و حسین.


اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـابِنْتَ وَلِیِّ اللهِ،
سلام بر تو اى دختر ولىّ خدا.


اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُخْتَ وَلِیِّ اللهِ،
سلام بر تو اى خواهر ولىّ خدا.


اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا عَمَّةَ وَلِیِّ اللهِ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکـاتُهُ،
سلام بر تو اى عمه ولى خدا و رحمت خدا و برکاتش بر تو باد.


اَلسَّلامُ عَلَیْکِ عَرَّفَ اللهُ بَیْنَنـا وَبَیْنَکُمْفِى الْجَنَّةِ،
سلام بر تو، خداوند آشنایى برقرار کند میان ما و شما در بهشت


وَحَشَرَنـا فی زُمْرَتِکُمْ،
و محشور گرداند ما را در گروه شما


وَاَوْرَدَنـا حَوْضَ نَبیِّکُمْ،
و وارد کند ما را بر سر حوض پیامبرتان


وَسَقـانـا بِکَاْسِ جَدِّکُمْ مِنْ یَدِ عَلِیِّ بْنِ اَبی طـالِب،
و بنوشاند ما را از جام جدتان، از دست (ساقى کوثر)
على بن ابى طالب.


صَلَواتُ اللهِ عَلَیْکُمْ،
درود خدا بر شما باد.




http://upload.tazkereh.ir/images/91894205344401234341.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/91894205344401234341.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۰۸, ۰۸:۰۴
http://upload.tazkereh.ir/images/85234701373445392119.png (http://upload.tazkereh.ir/images/85234701373445392119.png)


اَسْئَلُ اللهَ اَنْ یُرِیَنـا فیکُمُ السُّرُورَ وَالْفَرَجَ،
از خدا مى خواهم که بنمایاند به ما در مورد شما خوشحالى و فرج (وظهور) شما را


وَاَنْ یَجْمَعَنـا وَاِیّـاکُمْ فی زُمْرَةِ جَدِّکُمْ
و گرد آورد ما و شما را در گروه جدتان



مُحَمَّد صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ،
محمد(صلى الله علیه وآله)،


وَاَنْ لا یَسْلُبَنـا مَعْرِفَتَکُمْ، اِنَّهُ وَلِیٌّ قَدیرٌ،
و نگیرد از ما معرفت شما را که براستى او سرپرست توانایى است.


اَتَقَرَّبُ اِلَى اللهِ بِحُبِّکُمْ،
تقرب مى جویم به درگاه خدا به وسیله دوستى شما


وَالْبَرائَةِ مِنْ اَعْدائِکُمْ،
و بیزارى جستن ازدشمنانتان،


وَالتَّسْلیمِ اِلَى اللهِ راضِیاً
وتسلیم شدن به پیشگاه خدا بارضایت مندى وخوشنودى


بِهِ غَیْرَ مُنْکِروَلا مُسْتَکْبِر،
بدون انکارو گردن فرازى


وَعَلى یَقینِ مـا اَتى بِهِ مُحَمَّدٌ،
و از روى یقین به درستى آنچه محمد(صلى الله علیه وآله) آورده


وَبِهِ راض نَطْلُبُ بِذلِکَ وَجْهَکَ یـا سَیِّدی،
و بدان راضى وخوشنودم و مى جویم باین وسیله عنایت ترا اى سرور من،


اَللّهـُمَّ وَرِضـاکَ وَالدّارَ الآخِرَةَ،
خداوندا! خشنودى تو و خانه آخرت را خواستارم.


یـا سَیِّدَتی یـا زَیْنَبُ،
اى بانوى من، اى زینب،


اِشْفَعی لی فِى الْجَنَّةِ،
شفاعت کن براى من در مورد بهشت


فَاِنَّ لَکِ عِنْدَ اللهِ شَاْناً مِنَ الشَّاْنِ،
که به راستى براى تو در پیشگاه خدا منزلتى است بزرگ.


اَللّهـُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ اَنْ تَخْتِمَ لی بِالسَّعـادَةِ،
خداوندا! از تو مى خواهم که سرانجام کارم رابه خوشبختى ختم فرمایى


فَلا تَسْلُبْ مِنّی مـا اَنَا فیهِ،
و از من نگیرى ایمانى را که در آن هستم


وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ،
و جنبش و نیرویى نیست جز به یارى خداى والاى بزرگ.


اَللّهـُمَّ اسْتَجِبْ لَنـا
خدایا! به اجابت رسان دعاهاى ما را


وَتَقَبَّلْهُ بِکَرَمِکَ وَعِزَّتِکَ،
و بپذیر آن را به بزرگوارى و عزّت


وَبِرَحْمَتِکَ وَعـافِیَتِکَ،
و به مهر و عافیت خودت،


وَصَلَّى اللهُ عَلى مُحَمَّد وَآلِهِ اَجْمَعینَ،
و درود خدا بر محمّد(صلى الله علیه وآله)و تمام خاندانش


وَسَلَّمَ تَسْلیماً یـا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.
و هم سلام مخصوص او بر ایشان باد اى مهربانترین مهـربانــان.





http://upload.tazkereh.ir/images/91695862734055602817.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/91695862734055602817.jpg)

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۰۸, ۰۹:۵۸
http://www.rahpouyan.com/yas/moharram85/zeynab.jpg



*******************************
http://upload.tazkereh.ir/images/70129651338884697977.gif
*******************************

زینب آن بانوی عظمائی که دست قدرتش

زینب آن بانوی عظمائی که دست قدرتش

کهکشان چرخ را بر پا طناب انداخته

شمسة کاخ جلال و رفعتش از فرط نور

مهر عالمتاب را از آب و تاب انداخته

دختر مرد دو عالم آنکه گاه خشم خویش

رعشه بر این چار مام و هفت باب انداخته

این همان بانواست کز نطق بیان مثل علی

انقلاب از کوفه تا شام خراب انداخته

مرتضی از تیغ آتشبار رأس پر دلان

دریم خون روز هیجا چون حباب انداخته

دخترش در کوه از تیغ بیان چون ذوالفقار

مغز جان خصم را در التهاب انداخته

همّتش چون بازوی خیبر گشای حیدری

بارگاه کفر را در انقلاب انداخته

سینه­اش گر مخزن علم علی نبود چسان

از تکلم شور اندر شیخ و شاب انداخته

از خطابی آل سفیان را به رسوائی کشید

پرده از کار پلید زان خطاب انداخته

تا بسرعت بگذرد کوته شود دور یزید

چرخ را دست بلندش در شتاب انداخته

وادی تسلیم طی میکرد و می­پنداشت خصم

کز طناب ظلم او را در ایاب انداخته

کشتی دین کربلا شد غرق از طغیان کفر

همت زینب زنو او را بر آب انداخته

علم او صبر و توانائی زدست صبر برد

علم او از دست هر دانا کتاب انداخته

تا قیامت وصف او موزون اگر گوئی کم است

زانکه حق او را چو خود در احتجاب انداخته


*******************************
http://upload.tazkereh.ir/images/70129651338884697977.gif
******************************

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۰۸, ۰۹:۵۹
http://upload.tazkereh.ir/images/46298983828681141247.png


صبر را معنا و مفهومي به نام زينب استhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gif

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifاحترام عشق هم از احترام زينب است

شهر بي ميخانه و ساقي نباشد شهر عشقhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gif

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifنشئگان عشق را مستي زجام زينب است

فرش را تا عرش پيمودن نه كار هر كسي استhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gif

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifاين مسافت هر چه باشد زير گام زينب است

كيست زينب علم اول علم آخر پيش اوستhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gif

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifمتن عاشورا مدون با پيام زينب است

كيست زينب در صواب شاهدان حق شريكhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gif

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifثبت در اسناد عاشورا سهام زينب است

عشق يعني سز فرازي سر شكستن پيش يارhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gif

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifشيوه از سر گذشتن در مرام زينب است

دستهايش بسته سر بشكسته مغرد چو شيرhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gif

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifوحشت حكام جور از انتقام زينب است

بغض زينب در گلو يعني مهيب انفجارhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gif

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifانفجار نسلها با اهتمام زينب است

مي زند فرياد فريادي كه حيدر گونه استhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gif

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifازدحام اهل كوفه از كلام زينب است

داوري بنگر كه در بيدادگاه شهر شامhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gif

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifبا حسين همدست گشتن اتهام زينب است

مشت را كرده گره با هيبت و احساس گفتhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gif

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifاين حسين فرماده عالم امام زينب است

گرچه جايز نيست از بهر زنان امر جهادhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gif

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifچادرو پوشش نمادي از قيام زينب است

افتخار سيد خوش زاد مي داني ز چيستhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gif

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifافتخار او همين بس كه غلام زينب است

گرچه بين بانوان زهرا مقام اول استhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gif

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifبعد زهرا رتبه برتر مقام زينب است

http://www.upload.tazkereh.ir/images/64574235180043111424.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۰۸, ۱۰:۰۰
http://www.upload.tazkereh.ir/images/29315747035602610211.png

ما گرفتار بلای زینبیم

ما حسینی از عطای زینبیم

تا خدا بر ما عنایت می کند

ماگدای هر گدای زینبیم

بر گل نرگس قسم در روضه ها

سائل مهرو وفای زینبیم

ما برای دین به سینه می زنیم

شیعیانِ درسهای زینبیم

سینه عریان حسین بی کفن

رخ کبودان عزای زینبیم

آخر مجلس به وقت شور عشق

سوی مقتل در قفای زینبیم

ما به وادی محبت ازازل

کربلایی،از دعای زینبیم

وقت دیدار اجل بعد از حسین

چشم،در راه لقای زینبیم

در جزا گر مادرش رخصت دهد

دست بر سینه به پای زینبیم

http://www.upload.tazkereh.ir/images/91894205344401234341.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۰۸, ۱۰:۰۲
http://www.upload.tazkereh.ir/images/69279954127761022953.png

گر چو ماهى به شب تار بر آيى زينب

عاشق خسته كند عقده گشايى زينب

پادشاهى دو عالم به جُويى بفروشد

آنكه در كوى تو آمد به گدايى زينب

غصه جز سينه تو خانه ندارد بى‏بى

عشق را جز دل تو نيست سرايى زينب

خستگان را به قدمگاه شهادت برسان

اى كه ممتازترين راهنمايى زينب

لحظه مرگ ندا از دل زارم خيزد

اى گل عاطفه و عشق، كجايى زينب

منسب نوكرى ام مورد تأييد شود

گر به بالين من خسته بيايى زينب

در نماز غمِ عشاق كه بر سينه زند

كربلا كعبه و تو قبله نمايى زينب

نه فقط بانوى دلهاى حسينى هستى

عصمت اللَّهى و محبوب خدايى زينب

سرخى خون شهيدان ز تو پاينده بُود

كه گل نيلى صحراى بلايى زينب

اُختِ ثاراللهى و بنت ولى اللّهى

عمه منتقم آل عبايى زينب

دردِ ما دردِ فراقِ گل زهرا باشد

اى طبيبى كه به هر درد دوايى زينب

دست مجروح پُر از آبله‏ات بالا كن

بهر تعجيل فرج كن تو دعايى زينب

http://www.upload.tazkereh.ir/images/06206839209251086766.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۰۸, ۱۰:۰۳
http://www.upload.tazkereh.ir/images/23280419704232852781.jpg


شجاعت زينب

شجاع تنها آن نيست كه در ميدانهاى جنگ دليران بجنگد و ترسى به دل راه ندهد. چه، اى بسا همين شخص اگر بلاهاى بزرگى به او برسد تحمل خود را از دست دهد.

و اگر هواى نفس بر او غلبه كند چيره وى شود. همان‏طور كه پيامبر اكرم(ص) فرموده است‏شجاعترين مردم كسى است كه بر هواى نفس خود غالب شود.
مؤمن به كسى گويند كه همانند كوه استوار است و حوادث روزگار ايمان او را سست نمى‏كند.

زينب كبرى سلام الله عليها در حادثه كربلا نه تنها ايمانش ضعيف نشد بلكه با تكيه به خداوند هر روز بر عزت و شوكتش افزوده مى‏گشت. دلاورى زينب، پس از حادثه كربلا تجلى مى‏كند.

در زمانى شجاعت‏خود را بروز مى‏دهد كه حكومت جلاد و ظالم بنى‏اميه مهر خاموشى بر دهان همه زده است.
تا زمان حسين(ع) تنها او بود كه قدرت مقابله با طاغوت زمان را داشت اما بعد از امام حسين(ع) كسى جرات مبارزه علنى و افشاگرى با آن حكومت را نداشت. در چنين زمانى كه خفقان كامل حكمفرما بود تنها زينب حافظ آيين خدا روى زمين و مصداق روشن آمر به معروف و ناهى از منكر، افشاگر مفاسد حاكمان جور، پاسدار آيين محمد و خون حسين و ياران او شد.
وى در دو مجلس كوفه و شام اين قدرت را به نمايش گذاشت.

با بى‏اعتنايى وارد مجلس ابن‏زياد شد. ابن‏زياد پرسيد اين زن كسيت؟ زينب جوابى به او نداد.
پس وى براى تحقير حضرت گفت: «ستايش خداى را كه شما را رسوا كرد و شما را كشت و سخنهاى دروغتان را نمايان كرد.»
اما پاسدار خون حسين به او چنين فرمود: «ستايش خداى را كه ما را با پيامبرى چون محمد(ص) گرامى داشت. بدان كه فاسق رسوا شد و دروغگو انسان نابكار است كه آن هم غير از ما (خاندان نبوت) است.»، يعنى شماييد فاسق و فاجر.

اين سخن رويارو در حضور نماينده يك حاكم ظالم است، اما زينب در حضور خود ظالم يعنى يزيد با عزت و قوت قلب بيشتر وارد مبارزه مى‏شود:
اى يزيد! سلطنت، انسانيت تو را از بين برده است.
تو اهل عذاب آخرت هستى.
تو كسى نبوده‏اى «يابن الطلقاء»; آزاد شده جد من رسول خدايى.
نفرين‏ها بر تو باد.

ارزش تو را بسيار پست و ناچيز مى‏دانم، تو را سرزنشها و نكوهشهاى بسيار و كوبنده مى‏نمايم.
تو با دين رسول خدا مبارزه مى‏كنى اما بدان اگر تمام تلاشهايت را به كارگيرى دين ما از بين نمى‏رود و تا ابد باقى خواهد ماند. اما تو نابود خواهى شد.
اين شجاعت زينب چنان يزيد سرمست را به ذلت كشاند كه او را پشيمان نمود و مردم نيز چهره پليد يزيد را به خوبى شناختند.

«يزيد را دشنام دادند و لعن كردند و به اهل بيت عليهم السلام روى نمودند و يزيد آگاه شد، خواست‏خويش را از خون آن حضرت تبرئه نمايد نسبت قتل را به «ابن زياد» داد و او را نفرين كرد و بر كشتن آن حضرت اظهار پشيمانى نمود ...»

سرچشمه اين قدرت زينب، ايمان به خداست و انسان مؤمن هميشه داراى عزت و شوكت‏بوده، ذلت در او راه ندارد: «فلله العزة و لرسوله و للمؤمنين‏».

اين در حالى است كه زينب سلام الله عليها عاطفه، رقت و گريه خود در پى داغ‏هاى بسيار سنگين را در سينه خفه كرده است و اين‏گونه بر يزيد مى‏تازد.


http://www.upload.tazkereh.ir/images/96998554915445873384.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۸, ۱۰:۵۷
http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif)
شمع جان سوخته بزم وفايى زينب


گل نيلوفر گلزار ولايى زينب



تو جگر سوخته‏اى صابره دشت بلا


اى كه از عرش نشينان وفايى زينب



خمسه طيّبه را وارثى اى مظلومه


يادگار حرم اهل كسايى زينب



تا گشودى تو پر و بال مصيبت ديدى


در سپهر غم و اندوه هُمايى زينب



اى كه همسايه ديوار به ديوار غمى


غصّه را جز دل تو نيست سرايى زينب



تو همانى كه مدينه قد و بالات نديد


گشت فرجام تو، انگشت نمايى زينب



از همان روز كه تو زاده شدى دل مى‏گفت


كاشكى تا به ابد كوفه نيايى زينب



بعد از آن جلوه كه در كوفه نوميدى شد


قبله‏ات گشت همان نور سمايى زينب



كس نپرسيد كه اى غمزده حالت چون است؟


كس نپرسيد كه آواره چرايى زينب



روز قربانى ابناءِ تو ايمان مى‏گفت


به خداوند قسم روح منايى زينب



پهلوانى ز عرب با تو همآورد نشد


قهرمان سفر شام بلايى زينب



اى كه دلگرم به تو جمله يتيمان حسين


چلچراغ شب تار اُسرايى زينب



كنج ويرانه غربت به اسارت رفتى


نه پناهى و نه آبى نه غذايى زينب



هيچكس چون تو اسير غم دلدار نشد


اولين عاشق شاه شهدايى زينب



يا قتيل العبرة گفتى و جان مى‏دادى


تا كه ثابت شود از اهل كجايى زينب



گوش جانها پس از آن واقعه عاشورا


جز «حسينم» نشنيد از تو صدايى زينب



كهنه پيراهن صد چاك و دلى صد پاره


آفتاب و دل سوزان، چه فضايى زينب



به سلامت برو جمع شهدا منتظرند


زائر خسته دلِ كرب و بلايى زينب

http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif)

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۸, ۱۰:۵۹
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2329/2329751e5xfi1eqcv.png (http://sl.glitter-graphics.net/pub/2329/2329751e5xfi1eqcv.png)

بی صبر شده صبر ز استقامت زینب

داغ حسین شکسته سرو قامت زینب

قاصر شده زبان حلیمان ز وصف او

زیرا خدا ستوده و بس شجاعت زینب

http://sl.glitter-graphics.net/pub/2329/2329751e5xfi1eqcv.png (http://sl.glitter-graphics.net/pub/2329/2329751e5xfi1eqcv.png)

اگر مقیاس كربلا نبود و اگر زینب(س) نبود چه بسیار مردان و زنانی كه در نیمه‌ی راه باز می‌ماندند.

صبر زینب یك شورش بر اساس حیاتی معقول است كه همواره در بحرانی‌ترین شرایط، بهترین جهت را برای تاریخ و زمانه ساخته و پرداخته كرده و عالمی را درس داده است.

بانویی كه وقتی بر عمرسعد خطابه میخواند,
مصیبت را بزرگتر از فهم و عقل او میشمرد.

زمانی كه فقط خود اوست و خدا و كشتهی غرقه به خونش، دستان خود را به زیر آن پاره پاره تن میبرد و تمام وجودش غرق در محبت و معرفت به خداوند التماس میكند:
«ربنا تقبل منا هذا القربان»

این ایمان و باور است كه زینب را به چنان صبوری فرامیخواند و صبوری او عین علم اوست.

http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif)

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۸, ۱۱:۰۰
http://sl.glitter-graphics.net/pub/1527/1527901go25zftmcw.gif (http://sl.glitter-graphics.net/pub/1527/1527901go25zftmcw.gif)

کربلا اى عاشقان چشم انتظار زینب است
راههاى شام و غربت شرمسار زینب است


تا قیامت آسمانیها عزادار حسین
رودها تفسیر اشک بى‏شمار زینب است

نهضت سرخ حسینى گرچه در یک روز بود
همت ابلاغ بر تاریخ کار زینب است

اى علمها سر فرود آرید بهر احترام
رایت عباس اینک بى‏قرار زینب است

این محرّمها که پى‏درپى شکوفا مى‏شود
حکمتش تا صبح محشر یادگار زینب است

نهضت سرخ حسینى گرچه در یک روز بود
همت ابلاغ بر تاریخ کار زینب است



http://sl.glitter-graphics.net/pub/1527/1527901go25zftmcw.gif (http://sl.glitter-graphics.net/pub/1527/1527901go25zftmcw.gif)

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2006/08/214944_orig.jpg (http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2006/08/214944_orig.jpg)
http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif)

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۴/۰۸, ۱۲:۰۲
http://upload.tazkereh.ir/images/36187092506909686303.png

http://upload.tazkereh.ir/images/48567730593662437160.gif

موج می زنه ماتم ، تو چشم دریائیش



یادش میاد تا خاطرات کربلائیش



مشک اباالفضل گریة اصغر



وقـت وداع و نـگاه آخـر





وقتی یه گوشه غریبونه ، روضة کربلا می گیرند



با صدای گریة زینب ، فرشته ها عزا می گیرند

http://upload.tazkereh.ir/images/48567730593662437160.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۰۸, ۱۲:۵۵
http://upload.tazkereh.ir/images/49493659859268870127.png (http://upload.tazkereh.ir/images/20759727572710888848.png)



چه كسی نام زینب را برای دختر علی انتخاب كرد

هنگامى كه زینب سلام الله علیها متولد شد، مادرش حضرت زهرا سلام الله علیها او را

نزد پدرش امیرالمؤ منین علیه السلام آورده و گفت : این نوزاد را نامگذارى كنید!


حضرت فرمود:

من از رسول خدا جلو نمى افتم .



در این ایام حضرت رسول اكرم صلوات الله علیه در مسافرت بود.
پس از مراجعت از سفر، امیرالمؤ منین على علیه السلام به آن حضرت عرض كرد: نامى را براى نوزاد ما انتخاب كنید.


رسول خدا فرمود: من بر پروردگارم سبقت نمى گیرم .


در این هنگام جبرئیل فرود آمده و سلام خداوند را به پیامبر ابلاغ كرده و گفت :
نام این نوزاد را «زینب» بگذارید!

خداوند بزرگ این نام را براى او برگزیده است .



بعد مصایب و مشكلاتى را كه بر آن حضرت وارد خواهد شد، بازگو كرد. پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله گریست و فرمود: هر كس بر این دختر بگرید، همانند كسى است كه بر برادرانش حسن و حسین گریسته باشد.



http://upload.tazkereh.ir/images/91200899161550381436.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/91200899161550381436.jpg)

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۰۸, ۱۳:۰۱
http://upload.tazkereh.ir/images/20759727572710888848.png (http://upload.tazkereh.ir/images/20759727572710888848.png)


بانوی ادب و شجاعت


اگر نهایتِ زن بودن و اوج مقام زن، نیل به مرتبه‌ی مردانگی بود، می‌گفتیم زینب -سلام الله علیها- اوج مردانگی است، اما چنین نیست، آسمان پرواز این دو، متفاوت است.


تضاد نیست؛رقابت نیست؛ تفاوت است.


چنین نیست كه عالم زن، عالمی باشد پایین‌تر از عالم مرد و اوجش تازه ابتدای مردانگی باشد.

عالم زنان نیز چون عالم مردان، آسمانی دارد، خورشیدی دارد، ماهی و ستارگانی.

خورسید این آسمان، بی تردید زهرا است -سلام الله علیها-.

و ماه این آسمان، زینب سلام الله است كه پس از به قتلگاه افتادن خورشید، در آسمان تیره جهان درخشید تا مسیر، بی جهت؛ و طریق، تاریك و راه بی رهرو نماند.

بیان شخصیت او دفتری می طلبد به وسعت گیتی و مُركّبی به میزان دریا، اما اینجا تنها یك ادب از آداب كربلای او مورد اشارت است.
مادری اوج مقام زنانگی است و زینب صدر نشین مرتبه‌ی مادری است.

زینب -سلام الله علیها- دو فرزند داشته به نام «عون» و‌ «محمد» كه هر دو را به میدان كربلا آورده است این اگرچه ایثار تمامی دارایی زینب است اما همه‌ی مسأله‌ این نیست.

زینب در عاشورا مادر همه‌ی جوانان است و تیمارگر تمامی مجروحان و غمخوار همه‌ی كشتگان.

وقتی علی اكبر -علیه السلام- از اسب به زمین می‌غلتد، این زینب است كه جامه می‌درد و روی می‌خراشد و با فریاد « مادر! مادر!» خود را بر جنازه‌ی او می‌افكند و اشك مادرانه می‌افشاند.

وقتی سر و روی قاسم دلاور –فرزند امام حسن- با خاك آشنا می‌شود، اولین سایه‌ی مهر كه بر بالای خویش گسترده می‌بیند، مهربانی زینب -سلام الله علیها- است با نوای آرام‌بخش مادرم! عزیزم! فرزندم!.

و اولین زلال كوثری كه با گونه‌ی خویش می‌چشد، اشك حیات آفرین زینب است، با ترانه و ترنم پسرم! نازنینم! پاره‌ی جگرم!.

نوجوان و كودكی كه در خاك عاشورا به خون می‌غلتد زینب را مادرانه بالای سر خویش می‌بیند و آخرین ره‌توشه‌ی مهر را برای سفر، از او می‌ستاند.

كنون دو جوان، دو سرو، دو صنوبر، دو ماهی، برخاك می‌تپد.
اما حضور هیچ دست مادرانه‌ای را حس نمی‌كنند كه از این سو به آن سویشان كند؛ غبار از چشمانشان بسترد و خون از چهرهایشان كنار بزند.

شگفتا! زینبِ حاضر، زینبِ ناظر، زینبِ مادر كجاست؟‌ مگر ندیده است فرو افتادن این دو نخل را؟ چرا مادری نمی‌كند؟ چرا رخ نمی‌نماید؟ چرا چهره نشان نمی‌دهد؟

مگر كیستند این دو جوان؟ مگر صحابی نیستند؟ مگر هاشمی نیستند؟ پس كجایی زینب؟!

- این هر دو جوانِ منند؛ عون و محمداند؛ دو هدیه‌ی ناقابلند به پیشگاه برادر به درگاه امام، امام برادر، آدم هدیه را كه به رخ نمی‌كشد؛ به دنبال قربانی ناقابلش كه ضجه و مویه نمی‌كند؛ من مادر همه هستم.

شرط ادب نیست به دنبال این دو پیشكش كوچك، دل برادر را سوزاندن و اندوه او را برانگیختن، نه شرط ادب نیست حضور یافتن و از حال و روز قربانی خود پرسیدن.

عجبا! ادب هنوز با كلاس درس تو فاصله دارد. تو عالی‌ترین مربی ادبی، و فرهنگ ادب، واژه‌هایش را زینب! از تو وام می‌گیرد.

تو نیامدی اما ببین! از شكاف این خیمه‌ها نگاه كن! این غبار اسب حسین -علیه السلام- است كه بی‌تاب به سوی این دو جنازه پیش می‌تازد. این شاهین كه بی‌قرار از آسمان اسب فرو می‌آید و دو بالش را بستر این دو سرو می‌كند حسین -علیه السلام- است.

ببین هدیه‌هایت را چگونه در آغوش می‌فشرد؛ ببین! چگونه با اشكهایش غبار از چهره‌ی جوانانت می‌شوید.

این ترنم لطیف و پدرانه‌ی حسین -علیه السلام- را حتماً در گوش جوانانت می‌شنوی كه:

« پسرم! عزیزم! دردانه‌ام! پاره‌ی جگرم!»

برگرفته از : ادب در كربلا؛ سید مهدی شجاعی



http://upload.tazkereh.ir/images/15725287925532279939.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/15725287925532279939.jpg)

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۰۸, ۱۶:۲۴
http://upload.tazkereh.ir/images/17652298598433770328.png (http://upload.tazkereh.ir/images/17652298598433770328.png)

حضرت زينب (س) در شب عاشورا:
امام سجاد (ع) مي‌فرمايد:
آن شبي كه پدرم فردايش كشته شد.
عمه‌ام زينب نزد من بود و از من پرستاري مي‌كرد.
پدرم با يارانش در خيمۀ پدرم از ما فاصله گرفته بودند...در اين هنگام پدرم اين اشعار را مي‌خواند:



يا دهر افّ لك من خليل
كم لك بالاشراق والاصيل

من صاحب او طالب قتيل
والدهر لايقنع بالبديل

وانما الامر الي الجليل
وكلّ حيّ سالك سبيلي


.....من فهميدم و متوجه منظورش شدم. بغض گلويم را گرفت، ولي اشكم را نگه داشتم و ساكت شدم.....
اما عمه‌ام زينب (س) نتوانست خودش را كنترل كند....
به سوي برادرش حسين (ع) رفت، گفت:
اي واي:
اي كاش مرگ زندگي را از من مي‌گرفت، يك روز مادرم فاطمه (س) از دنيا رفت، بعد پدرم علي (ع)، و بعد برادرم حسن (ع) تنها تو مانده‌اي اي جانشين گذشتگان.
حسين (ع) نگاهي به خواهر كرد و فرمود: خواهرم! شيطان شكيبايي و بردباري‌ات را نگيرد...[/URL]



[URL="http://upload.tazkereh.ir/images/91368503006368096075.jpg"]http://upload.tazkereh.ir/images/91368503006368096075.jpg (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=31531#_ftn13)

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۰۸, ۱۶:۳۷
http://www.nasimrezvan.com/user_upload/images/editor_photo/1216304557Untitled-2.jpg

السلام عليكِ يا زينب كبري السلام عليكِ يا بنت رسول الله
السلام عليكِ يا بنت اميرالمومنين (س)

صبر را مفهوم معنا زينب است

کعبه غمهای دنيا زينب است

چون حسين است آفتاب شهر عشق

ماهتاب عالم آرا زينب است


http://upload.tazkereh.ir/images/53545198135849333049.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۴/۰۸, ۱۷:۲۷
http://upload.tazkereh.ir/images/97331180229536418681.jpg
http://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gif


حضرت زینب كبرى علیها السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند.

نام مبارك آن بزرگوار زینب، و كنیه گرامیشان ام الحسن و ام كلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدّیقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولیة اللّه العظمى، ناموس الكبرى، شریكة الحسین علیهالسّلام و عالمه غیر معلّمه، فاضله، كامله و ... پدر بزرگوار آن حضرت، اوّلین پیشواى شیعیان حضرت امیرالمؤمنین على بن ابیطالب علیهماالسّلام، و مادر گرامى آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها می باشد.
در آن زمان که صدیقه کبری (علیها السلام) به این گوهر دریای عصمت و طهارت باردار بود، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مدینه حضور نداشتند و به سفری رهسپار بودند. هنگامی که وجود مقدس زینب کبری (سلام الله علیها) متولد گشت، صدیقه طاهره (علیها السلام) به امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود که چون پدرم در سفر است و در مدینه حضور ندارد، شما این دختر را نام بگذارید. آن حضرت فرمود: من بر پدر شما سبقت نمی گیرم، صبر نما که به این زودی رسول خدا باز خواهد گشت و هر نامی که صلاح داند بر این کودک می نهد.
هنگامی که سه روز گذشت، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مراجعت نمود و و همانگونه که رسم و سیره رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) بود، نخست، به منزل حضرت زهرا (علیها سلام ) وارد گشتند.


امام علی (علیه السلام) خدمت آن حضرت عرض کرد: یا رسول الله! خداوند متعال دختری به دخترت عطا فرموده است، نامش را معین فرمایید. فرمود: اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من می باشند، لکن امر ایشان با پروردگار عالم است و من منتظر وحی میباشم. در این حال جبرییل نازل شد عرض کرد: یا رسول الله! حق تو را سلام می رساند و می فرماید: نام این مولود را " زینب " بگذار، چرا که این را در لوح محفوظ نوشته ایم.
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) قنداقه آن مولود گرامی را طلبید و به سینه چسبانید، ببوسید و نامش را زینب نهاد و فرمود: به حاضرین و غایبین امت، وصیت می نمایم که حرمت این دختر را پاس بدارند. همانا که او به خدیجه کبری (علیها سلام) شبیه است.


http://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۴/۰۸, ۲۰:۰۳
http://upload.tazkereh.ir/images/38755158013863617437.jpg

http://upload.tazkereh.ir/images/82710218075475598439.gif
فصاحت و بلاغت:


كلمات و فرمایشات گهربار آن حضرت در خطبه هایى كه از آن حضرت روایت شده، خود قوی ترین دلیل بر كمال فصاحت و بلاغت آن بانوى بزرگوار می باشد. همان بانویى كه امام سجاد علیه السّلام در حق ایشان فرمودند: اَنْتِ بِحَمدِ اللّهِ عالِمَةٌ غَیرَ مُعَلَّمَة وَ فَهِمَةٌ غَیرَ مُفَهَّمَة یعنى:
اى عمّه! شما الحمد للّه بانوى دانشمندى هستید كه تعلیم ندیده، و بانوى فهمیده اى هستى كه بشرى تو را تفهیم ننموده است.
در اینجا مرورى كوتاه به قسمتى از خطبه آن حضرت در مجلس یزید كه یكى از بزرگترین حركتهاى آن حضرت، در واقعه كربلا بود كه دستگاه حكومت بنى امیه را به شدّت لرزاند می كنیم:
به خدا قسم اى یزید، هر چه كردى بازگشت آن به سوى خودت خواهد بود، چرا كه تو جز پوست خود نشكافتى و جز گوشت خود ندریدى.
اى یزید! در آن روزى كه خداوند بدنهاى پاك شهیدانمان را حاضر می كند تا حقوق خود را از ستمگر بستاند، تو بر رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم وارد خواهى شد، امّا می دانى در چه حالى؟ در حالیكه خون عزیزان او را ریخته و حرمت ذرّیه او را از بین برده اى. آرى اى یزید! از این پیروزى ظاهرى كه به دست آورده اى، غرق شادى مشو، و آن عزیزان را كه در كربلا به خاك و خون كشیده اى، مغلوب و مرده مپندار. كه خداوند می فرماید: (كسانى را كه در راه خدا شهید شده اند مرده مپندارید. بلكه آنان زنده اند و در نزد خداى خود روزى می خورند). آل عمران: 169
و اى یزید! براى تو همین بس كه حاكم در آن روز خداوند، و دشمن تو پیامبر خدا، و یاور و پشتیبان اهل بیت جبرئیل باشد. و به زودى كسى كه این مقام را براى تو زینت داده و تو را بر گردن مسلمین سوار كرده است (یعنى معاویه)، خواهد دانست كه چه جانشین بدى براى خود تعیین كرده و در روز جزا درخواهید یافت كه بدترین مكان از آنِ كیست؟ و بدبختى و ضعف و زبونى شامل چه افرادى خواهد شد.


http://upload.tazkereh.ir/images/82710218075475598439.gif


حضرت زينب (س) بزرگ بانوي جهان اسلام، بيدادگر و ادامه دهنده حادثه عاشورا و دارنده دانشهاي دو جهان و به گفته امام سجاد (ع): " داناي بدون آموزگار و فهميده بدون فهماننده " بود. الگوي راستين وي، بانوي دو جهان, حضرت فاطمه (س) مادر وي بوده است. زينب (س) در دامان پرمهر و معنويت فاطمه (س) از سرچشمه معارف اسلامي و قرآني سيراب گشت. رسالت راستين زينب هنگامي آغاز گرديد که پس از به شهادت رسيدن امام حسين (ع) و هفتاد و دو تن از يارانش با ايراد سخنان آتشين به بيدارگري مردم کوفه و ستيز با ستمکاران و يزيديان پرداخت.
پس از واقعه خونبار كربلا نقش ايشان روند تازه تري يافت. آن حضرت در اين دوران ضمن حضور در كاروان اسراي كربلا در برابر حكام جور قرار گرفتند و به افشاگري ظلم و ستم وارد بر آل طه از سوي خاندان اميه پرداختند. آن حضرت در اين دوران سخت با حضور در كاخ برخي حكمرانان جور زمان مانند يزيد و ابن زياد، با تاكيد برحقانيت طريق آل محمد بر سخنان و تبليغات مسموم خاندان اميه درباره بني هاشم خط بطلان كشيدند.
صديقه توانا، عقليه دودمان وحي، تربيت شده خاندان نبوت، حضرت زينب كبري(س) است. همو كه در بزرگواري و كرامتش بسيار سخن ها گفته و نوشته اند.
او نمودار حق و جهاد در راه خدا و نگهدارنده ايمان و عقيده، قهرمان دليري و شجاعت، جلوه فصاحت و بلاغت، شعله ستيزه جوي باطل و آتش افشان حق در برابر نيروهاي ستمگر و كوبنده دژخيمان زورگو است.
زينب(س) تجسم زهد، ورع، علم، عفاف و شهامت و عقيله طاهره، متعلق به اخلاق الهي است. اين بزرگوار (س) راه مقاومت در برابر باطل را به امت نشان داد و فداكاري در راه خدا و چشم پوشي از همه چيز را در راه برافراشتن پرچم حق به همه ياد داد.
ايثار، فداكاري، وزانت عقل، صبر و بردباري، علم وسيع و دانش وافر، سخنان سنجيده و منطقي او در فرصت هاي حساس توأم با آن مظلوميت و ستم هاي جانكاهي كه به او وارد آمده است، از او چهره يك شخصيت بي نظير، رزم آور شجاع، جهادگر بي باك و سخنور توانا را در قلوب و اذهان ترسيم نموده است كه تا چرخ زمان حركت دارد، تا نسل ها در روي زمين حيات دارند و تا زمين دور خورشيد مي گردد اين چراغ فروزان، نورافكن جهانيان و نسل هاي آينده خواهد بود.


http://upload.tazkereh.ir/images/82710218075475598439.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۸, ۲۰:۴۹
http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif)
http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gif
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2329/2329751e5xfi1eqcv.png (http://sl.glitter-graphics.net/pub/2329/2329751e5xfi1eqcv.png)
http://harimeyas.com/wp-content/uploads/2010/01/n3qfqp1.jpg
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2329/2329751e5xfi1eqcv.png
http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gif


http://sl.glitter-graphics.net/pub/2329/2329751e5xfi1eqcv.png
اگر صبح قیامت را شبی است ، آن شب است امشب


طبیب از من ملول و جان ز حسرت بر لب است امشب

برادر جان یکی سر بر کن از خواب و تماشا کن


که زینب بی تو چون در ذکر یا رب یا رب است امشب

جهان پر انقلاب و من غریب ، این دشت پر وحشت


تو در خواب خوش و بیمار در تاب و تب است امشب

سرت مهمان خولی و تنت با ساربان همدم


مرا با هر دو اندر دل هزاران مطلب است امشب

صبا از من به زهرا( س) گو بیا ، شام غریبان بین


که گریان دیده ی دشمن به حال زینب است امشب
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2329/2329751e5xfi1eqcv.png (http://sl.glitter-graphics.net/pub/2329/2329751e5xfi1eqcv.png)

http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif)

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۸, ۲۰:۵۰
http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif)
http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gif
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2329/2329751e5xfi1eqcv.png (http://sl.glitter-graphics.net/pub/2329/2329751e5xfi1eqcv.png)

گر چو ماهى به شب تار بر آيى زينب

عاشق خسته كند عقده گشايى زينب

پادشاهى دو عالم به جُويى بفروشد

آنكه در كوى تو آمد به گدايى زينب

غصه جز سينه تو خانه ندارد بى‏بى

عشق را جز دل تو نيست سرايى زينب

خستگان را به قدمگاه شهادت برسان

اى كه ممتازترين راهنمايى زينب

لحظه مرگ ندا از دل زارم خيزد

اى گل عاطفه و عشق، كجايى زينب

منسب نوكرى ام مورد تأييد شود

گر به بالين من خسته بيايى زينب

در نماز غمِ عشاق كه بر سينه زند

كربلا كعبه و تو قبله نمايى زينب

نه فقط بانوى دلهاى حسينى هستى

عصمت اللَّهى و محبوب خدايى زينب

سرخى خون شهيدان ز تو پاينده بُود

كه گل نيلى صحراى بلايى زينب

اُختِ ثاراللهى و بنت ولى اللّهى

عمه منتقم آل عبايى زينب

دردِ ما دردِ فراقِ گل زهرا باشد

اى طبيبى كه به هر درد دوايى زينب

دست مجروح پُر از آبله‏ات بالا كن

بهر تعجيل فرج كن تو دعايى زينب

http://sl.glitter-graphics.net/pub/2329/2329751e5xfi1eqcv.png (http://sl.glitter-graphics.net/pub/2329/2329751e5xfi1eqcv.png)

http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif)

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۰۸, ۲۱:۲۴
http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif)
http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gif
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2329/2329751e5xfi1eqcv.png (http://sl.glitter-graphics.net/pub/2329/2329751e5xfi1eqcv.png)


کیست زینب آنکه عالم واله و حیران اوست

نور عصمت جلوه­گر از چهره تابان اوست

گوهر پاکی که از پستان عصمت خورده شیر

جان بقربانش که جان عالمی قربان اوست

زهره­ای کاندر سپهر عزت و جاه وجلال

روشنی بخش کواکب شمسة ایوان اوست

رونق رضوان ز انفاس نسیم گلشنش

نکهت جنت ز گیسوی عبیر افشان اوست

سیل نطق آتشینش کند کاخ کفر را

کاخ ایمان متکی بر پایه ایمان اوست

کیست این آشفته کز او عالمی آشفته است

کیست این سرگشته کاینسان چرخ سرگردان اوست

میوه بستان زهراء پارة قلب علی

آنکه عالم خوشه چین خرمن احسان اوست

آفتاب برج عصمت آنکه اهل فضل را

دیده روشن از فروغ دانش و عرفان اوست

جلوة حق کرد روشن کوفة تاریک را

گرمی بازار شام از خطبة سوزان اوست

داستانی کآتش اندر دامن هستی فکند

داستان محنت و اندوه بی پایان اوست

همت مردانة او بگسلد زنجیر عهد

خوشتر از پیوند هستی رشتة پیمان اوست

ای رسا بر ماتم او تا قیام رستخیز

آسمان را گریه­ها بر دیدة گریان اوست

http://sl.glitter-graphics.net/pub/2329/2329751e5xfi1eqcv.png (http://sl.glitter-graphics.net/pub/2329/2329751e5xfi1eqcv.png)

http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/68473046361037965833.gifhttp://upload.tazkereh.ir/images/62272268822312572736.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/21025574471842866536.gif)

پاسخگوی اعتقادی 4
۱۳۸۹/۰۴/۰۸, ۲۱:۴۸
http://askquran.ir/gallery/images//53908/1_ya-zinab_1_668.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۳/۱۳, ۰۲:۴۹
http://shiaupload.ir/images/qv0hr575dvpmujzlm58o.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83977298001590806872.png (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83977298001590806872.png)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25817846876555064329.gif


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif)
http://www.askquran.ir/upload/files/vafat.h.zeynab.ask1_askquran.ir.swf
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۳/۲۷, ۱۲:۰۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_86902592518471355777.jpg

فرارسيدن سالروزرحلت جانگداز بانوي قهرمان كربلا ؛
ام المصائب ؛ عقيله بني هاشم ؛ بزرگ پرچمدارنهضت
کربلا ، حضرت زينب كبري سلام الله عليها بر
دوستداران حضرتش و شيفتگان خاندان عصمت
و طهارت عليهم السلام تسليت باد

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/63553194088290163272.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/63553194088290163272.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۳/۲۷, ۱۴:۲۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_Copy_of_pic15.jpg

زینب! برخیز که هنوز، کاروان کربلا
چشم به دستان نوازشگر تو دوخته است .

برخیز! که هنوز این خاک سوخته،
خنکای نسیم نگاه تو را فریاد می‏زند ...

و این صحرای تشنه، محتاج شبنمی
از چشمان‏توست که به گل نشیند .

هنوز بر فراز بلندای نیزه‏ها،
نام مقدس تو، فریاد می‏شود
و پیکرهای خون آلود، قیام تو را چشم انتظارند ...

هنوز گهواره کودکان،
تلنگر دستان تو را می‏طلبد
و گلدسته‏ها اذان یاد تو را زمزمه می‏کند .

هنوز پشت همه پندارهای سرخ،
پشت همه زمان‏های کبود،

پشت همه پیشانی‏های شکسته،
پشت همه زخم‏های شکوفا،
خیال تو می‏وزد ...

و هنوز زمین پس از سال‏ها،
معجزه‏ی پیامبر گونه‏ات را
در شام فراموش نکرده است ...

خاتون آفتاب!
کودکان را به که می‏سپاری؟

شام را بیش از این در تیرگی زنجیرها،فرو مگذار
و دل‏های ویران از عشق را بیش‏از این خراب مکن!

در خرابه‏های شام هنوز طفلی،
سرگردانی لحظات را خون می‏گرید

و در نی‏نواترین لحظات،
اسبی تکیده، رد پای مهربان تورا مبهوت است .

برخیز! تنهاترین پیام رسان زن!
که آنچه در خون به تماشا نشستی جز زیبایی نبود
و آنچه در زخم‏ها و تشنگی‏ها، دیدی، جز روشنی،

برخیز! ای خاتون شرقی‏ترین!
بس است جان سوزی دل‏ها در کربلا
و دلتنگی روزهای بی ‏برادری

بس است پریشانی خیمه‏ها در عاشورا
و غریبی شام در مرثیه تشنگی .

بس است دل مردگی زمین در نی‏نوا
و خاموشی لب‏های عطشان!

بس است جانگدازی سرها بر فراز نیزه‏ها
و تلاوت زخم آگین حنجره‏های سوخته،

ای مفهوم مجسم (ما رایت الا جمیلا)
ای پر افتخارترین تاریخ مظلومیت!
افشا کننده پرونده سیاه خاندان یزید!

خون علی (علیه‌السلام) و فاطمه (س)
در رگ‏های تو جاری‏بود که عظمت دروغین بت‏ها را
در هم شکستی و فریاد خون‏خواهی را
در ذهن وجدان‏های خفته بیدار نمودی!

ای نفس مطمئنه!
پیامبر کاروان کربلا!
اسطوره پرستاری! در سوزناکی فریادها!
تاریخ، بهترین گواه صبوری توست،
درتجلی‏گاه خونین تن‏های پاره پاره،

به راستی، کدام جانفشانی بالاتر از اینکه:
(او کشته نمی‏شود، مگر من هم با او کشته شوم)

کدام عشق زیباتر از اینکه مصیبت‏ها را هدیه خدا بدانی،
ای مصیبت کشیده بزرگترین مصایب عالم!

نام تو، برابر همه گذشت‏از خویشتن است;
کانون مهر و عشق است، فرهنگ پایداری است .
ای تاریخ گویای نهضت عاشورا! زینب!




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81625657711576954463.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81625657711576954463.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۳/۲۷, ۱۴:۳۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85193638541907659474.png (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85193638541907659474.png)




ای همسفر با غصه ها و ماتم عشق


ای خون جگر از ماجرای پر غم عشق




ای سينه ات آيينه دار داغ گلها


ای باغبان بی قرار باغ گلها




ای همنوا با نينوا نای گلويت


سرخی خون لاله ها آب وضويت




در محملی از خون دل قلبت شکسته


با ياد آن بانوی در محمل نشسته




گاهی نشسته خود نماز شب بخوانی


تا حال زينب را به شام غم بدانی




گاهی سرت بر تربت سلطان عشق است


گاهی دلت کرب و بلا گاهی دمشق است




چشمت ز خون و جانت از ماتم لبالب


ذکر لبانت دم به دم شد وای زينب




زينب خدای عشق و جان عالمين است


ذکر طپشهای دل زينب حسين است




چون طينت او از ازل شد نينوايی


روحش حسينی است و قلبش کربلايی




همراه ياران شد روانه از مدينه


با خاطراتی جانگداز و سوز سينه




گاهی به مهلا بوسه از دلدار گيرد


گاهی به مقتل از غمش صد بار ميرد




گاهی به نيزه زائر رخسار يارش


گاهی به پيراهن کند ياد نگارش




از کربلا تا شام غم احرام بسته



در حج خونينش سر از محمل شکسته




در سينه زينب که مجنون حسين است

دل نيست قلبش مشتی از خون حسين است

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97631842284776492588.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۳/۲۷, ۱۵:۱۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_Copy_of_pic27.jpg


شکفتن گل وجود زينب در باغ هستي

ثمره ازدواج مبارك علی علیه السلام و فاطمه زهرا علیها السلام پنج فرزند به نام های حسن، حسین، زینب، ام كلثوم و محسن است در تاریخ ولادت زینب علیها السلام اختلاف است.

در ریاحین الشریعه آمده است كه میلاد آن حضرت را، برخى پنجم ماه‏جمادى الاُولاى سال ششم، بعضى اوایل شعبان آن سال، بعضى در ماه رمضان و برخى دیگر در دهه آخر ماه ربیع‏الثانى و طبق نقلى ماه محرم سال پنجم هجرت ذكر كرده‏اند ولى هیچ‏یك از این اقوال دلیل محكم تاریخى ندارد.

هنگام ولایت زینب كبری، چون رسول خدا در سفر بود، فاطمه از همسرش علی درخواست كرد كه نامی برای فرزندشان انتخاب كند. علی علیه السلام در جواب فرمود: من بر پدرت سبقت نمی‌گیرم، صبر می‌كنیم تا پیامبر از سفر برگردد. چون پیامبر بازگشت و خبر ولادت نوزاد زهرا را از زبان علی علیه السلام شنید فرمود: فرزندان فاطمه فرزندان منند ولی خداوند در باره آنان تصمیم می‌گیرد.

بعد از آن جبرئیل نازل شد و پیام آورد كه خداوند سلام می‌رساند و می‌فرماید: نام این دختر را زینب بگذارید كه این نام را در لوح محفوظ نوشته‌ام. آن گاه رسول خدا زینب را گرفت و بوسید و فرمود: توصیه می‌كنم كه همه این دختر را احترام كنند، كه او مانند خدیجه كبری است.

یعنی همان گونه كه فداكاری های خدیجه در پیشبرد اهداف پیامبر و اسلام بسیار ثمربخش بود، ایثار، صبر و استقامت زینب در راه خدا نیز در بقا و جاودانگی اسلام از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

زینب، یعنی زینت پدر و این نامی است كه خداوند برای دختری انتخاب كرد ، كه با انجام رسالت خویش زینت بخش تاریخ شد و موجب افتخار و سرافرازی خاندان وحی و ولایت گشت. و این است كه نام زینب در تاریخ كربلا كه تاریخ جاودانگی اسلام و تشیع است، به خاطر فداكاری‌هایش، زیبا،‌درخشان و جاودانی است.






http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46052792429635742108.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46052792429635742108.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۳/۲۷, ۱۵:۱۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_Copy_of_pic19.jpg


پاداش گريه کنندکان بر مصائب زينب

روایت شده است كه پس از ولادت حضرت زینب علیها السلام حسین علیه السلام كه در آن هنگام كودك سه چهار ساله بود، به محضر رسول خدا صلوات الله علیه آمد و عرض كرد: "خداوند به من خواهرى عطا كرده است". پیامبر با شنیدن این سخن ، منقلب و اندوهگین شد و اشك از دیده فرو ریخت.
حسین پرسید: براى چه اندوهگین و گریان شدى ؟
پیامبر فرمود: اى نور چشمم ، راز آن به زودى برایت آشكار شود.
تا اینكه روزى جبرئیل نزد رسول خدا (ص ) آمد، در حالى كه گریه مى كرد، رسول خدا از علت گریه او پرسید.

جبرئیل عرض ‍ كرد: "این دختر (زینب ) از آغاز زندگى تا پایان عمر همواره با بلا و رنج و اندوه دست به گریبان خواهد بود؛ زمانی به درد مصیبت فراق تو مبتلا شود، زمانى دستخوش ماتم مادرش و سپس ماتم مصیبت جانسوز برادرش امام حسن (ع ) گردد. و از این مصایب دردناك‌تر و افزون‌تر اینكه به مصایب جانسوز كربلا گرفتار شود، به طورى كه قامتش خمیده‌ شود و موى سرش سفید گردد".

پیامبر (ص ) گریان شد و صورت پر اشكش را بر صورت زینب (س) نهاد و گریه سختى كرد، زهرا (س ) از علت آن پرسید. پیامبر بخشى از بلاها و مصایبى را كه بر زینب وارد مى شود را، براى دخترش زهرا بیان كرد.

حضرت زهرا (س ) پرسید: "اى پدر! پاداش كسى كه بر مصایب دخترم زینب گریه كند چیست؟
پیامبر اكرم فرمود:
"پاداش او همچون پاداش كسى است كه براى مصایب حسن و حسین (ع ) گریه مى كند".




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/01250945340428858554.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/01250945340428858554.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۳/۲۷, ۱۵:۱۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_pic33.gif


بانوي ادب وشجاعت و عفاف

اگر نهایتِ زن بودن و اوج مقام زن، نیل به مرتبه‌ی مردانگی بود، می‌گفتیم زینب سلام الله علیها اوج مردانگی است، اما چنین نیست، آسمان پرواز این دو، متفاوت است. تضاد نیست؛ رقابت نیست؛ تفاوت است.

چنین نیست كه عالم زن، عالمی باشد پایین‌تر از عالم مرد و اوجش تازه ابتدای مردانگی باشد.
عالم زنان نیز چون عالم مردان، آسمانی دارد، خورشیدی دارد، ماهی و ستارگانی.

خورسید این آسمان، بی تردید زهرا است سلام الله علیها.

و ماه این آسمان، زینب سلام الله است كه پس از به قتلگاه افتادن خورشید، در آسمان تیره جهان درخشید تا مسیر، بی جهت؛ و طریق، تاریك و راه بی رهرو نماند.

بیان شخصیت او دفتری می طلبد به وسعت گیتی و مُركّبی به میزان دریا، اما اینجا تنها یك ادب از آداب كربلای او مورد اشارت است.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/18940380463731394982.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/18940380463731394982.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۳/۲۷, ۱۵:۱۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_pic40.gif


صدر نيشين مرتبه مادري

مادری اوج مقام زنانگی است و زینب صدر نشین مرتبه‌ی مادری است.
زینب -سلام الله علیها- دو فرزند داشته به نام «عون» و‌ «محمد» كه هر دو را به میدان كربلا آورده است این اگرچه ایثار تمامی دارایی زینب است اما همه‌ی مسأله‌ این نیست.
زینب در عاشورا مادر همه‌ی جوانان است و تیمارگر تمامی مجروحان و غمخوار همه‌ی كشتگان.
وقتی علی اكبر -علیه السلام- از اسب به زمین می‌غلتد، این زینب است كه جامه می‌درد و روی می‌خراشد و با فریاد « مادر! مادر!» خود را بر جنازه‌ی او می‌افكند و اشك مادرانه می‌افشاند.
وقتی سر و روی قاسم دلاور –فرزند امام حسن- با خاك آشنا می‌شود، اولین سایه‌ی مهر كه بر بالای خویش گسترده می‌بیند، مهربانی زینب -سلام الله علیها- است با نوای آرام‌بخش مادرم! عزیزم! فرزندم!.

و اولین زلال كوثری كه با گونه‌ی خویش می‌چشد، اشك حیات آفرین زینب است، با ترانه و ترنم پسرم! نازنینم! پاره‌ی جگرم!.

نوجوان و كودكی كه در خاك عاشورا به خون می‌غلتد زینب را مادرانه بالای سر خویش می‌بیند و آخرین ره‌توشه‌ی مهر را برای سفر، از او می‌ستاند.

اكنون دو جوان، دو سرو، دو صنوبر، دو ماهی، برخاك می‌تپد. اما حضور هیچ دست مادرانه‌ای را حس نمی‌كنند كه از این سو به آن سویشان كند؛ غبار از چشمانشان بسترد و خون از چهرهایشان كنار بزند.

شگفتا! زینبِ حاضر، زینبِ ناظر، زینبِ مادر كجاست؟‌ مگر ندیده است فرو افتادن این دو نخل را؟ چرا مادری نمی‌كند؟ چرا رخ نمی‌نماید؟ چرا چهره نشان نمی‌دهد؟
مگر كیستند این دو جوان؟ مگر صحابی نیستند؟ مگر هاشمی نیستند؟ پس كجایی زینب؟!
- این هر دو جوانِ منند؛ عون و محمداند؛ دو هدیه‌ی ناقابلند به پیشگاه برادر به درگاه امام، امام برادر، آدم هدیه را كه به رخ نمی‌كشد؛ به دنبال قربانی ناقابلش كه ضجه و مویه نمی‌كند؛ من مادر همه هستم.

شرط ادب نیست به دنبال این دو پیشكش كوچك، دل برادر را سوزاندن و اندوه او را برانگیختن، نه شرط ادب نیست حضور یافتن و از حال و روز قربانی خود پرسیدن.

عجبا! ادب هنوز با كلاس درس تو فاصله دارد. تو عالی‌ترین مربی ادبی، و فرهنگ ادب، واژه‌هایش را زینب! از تو وام می‌گیرد.

تو نیامدی اما ببین! از شكاف این خیمه‌ها نگاه كن! این غبار اسب حسین علیه السلام است كه بی‌تاب به سوی این دو جنازه پیش می‌تازد. این شاهین كه بی‌قرار از آسمان اسب فرو می‌آید و دو بالش را بستر این دو سرو می‌كند حسین علیه السلام است.

ببین هدیه‌هایت را چگونه در آغوش می‌فشرد؛ ببین! چگونه با اشكهایش غبار از چهره‌ی جوانانت می‌شوید.
این ترنم لطیف و پدرانه‌ی حسین علیه السلام را حتماً در گوش جوانانت می‌شنوی كه:
« پسرم! عزیزم! دردانه‌ام! پاره‌ی جگرم!»




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/38047269467221305988.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/38047269467221305988.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۳/۲۷, ۱۵:۱۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_pic36.jpg


زینب جان!
مى‏خواهم ناله ‏هاى شبانه‏ات را
در كوچه پس كوچه‏ هاى غربت‏شام بیابم،
مى‏خواهم سینه‏ى شب‏هاى بى‏كسى را بشكافم
و در گوشه‏اى از چشمان خونبار شقایق منزل كنم
و به یاد تشنگى نرگسان عاشق،
برگ‏هاى نرگسى را سیراب كنم
و چهره‏ى سیلى خورده
و پاهاى تاول زده‏ى نیلوفرى را مرحم باشم.


داستان غریبی است داستان تو;
داستان کسی است که
با جگر سوخته و زبان تفتیده از عطش
بخواهد دیگران را در مصیبت تشنگی
التیام و دلداری بخشد .

باری که بر پشت توست،
کمرت را خم کرده است و
چهره‏ات را به کبودی نشانده است و . . .
تو در این حال دیگران را به آرامش و آسایش
دعوت می‏کنی و زیر بال و پر می‏گیری .

زینب جان!
این حال و روز توست در کربلا .
در کربلا، شاید هیچ کس به اندازه تو
زهر عطش در جانشرسوخ نکرده باشد .
معجر و مقنعه و عبا و . . . در زیر آفتاب
سوزنده نینوا،
حتی خون رگ‏های تو را تبخیر کرده است .

و تو اکنون با این حال و روز
فریاد العطش بچه‏ ها را
می‏شنوی و تاب می‏آوری .
تشنگی را در تار و پود جوانان
بنی‏هاشم می‏بینی و به تسلایشان برمی‏خیزی .

زبانه‏های عطش را در چشم‏های کودکان نظاره می‏کنی
و زبان به کام می‏گیری و دم بر نمی‏آوری .

زینب جان!
تو می‏دانستی که کربلایی هست، می‏دانستی
که عاشورایی خواهد آمد، به دنیا آمده بودی برای همین
روز . اما هرگز گمان نمی‏کردی که فاجعه تا بدین حد عظیم
و شکننده باشد و دامنه قساوت تا این حد گسترده باشد .

می‏دانستی که حسین به هر حال در آغوش خون خواهد
خفت و بر محمل شهادت سفر خواهد کرد، اما گمان
نمی‏کردی که کشتن پسر پیامبر پس از گذشت چند سال
از رحلت پیامبر این همه داوطلب داشته باشد . .

زینب‏ جان!
آسمان برستون صبر تو استوار ایستاده است .
اینک این ملائکه‏اند که صف به صف پیش روی تو زانو زده‏ اند
و انگشت تحیر به دهان گرفته‏ اند و تو پیکر پاره پاره حسین
را می‏گیری و او را از زمین بلند می‏کنی و می‏گویی:
خداوندا! این قربانی را از آل محمد قبول کن .

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/42964964376703380538.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/42964964376703380538.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۳/۲۷, ۱۶:۰۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_Copy_of_pic23.jpg


القاب حضرت زينب كبري سلام الله عليها




عالمةٌ غيرَ مُعلمةٍ : داناى نياموخته
فهمةٌ غيرَ مُفهِّمةٍ : فهميده بى آموزگار
كَعبةُ الرَزايا : قبله رنجها
نائبةُ الزهراء : جانشين حضرت زهرا سلام الله عليها
نائبةُ الحسين : جانشين حضرت حسين عليه السلام
مَليكةُ الدنيا : شهبانوى گيتى
عَقيلةُ النِساء : خردمند بانوان
عَديلةُ الخامس مِن اهل الكِساء : همتاى پنجمين نفر از اهل كساء
شريكة الشهيد : انباز شهيد
كَفيلة السجاد : سرپرست حضرت سجاد
ناموسُ رَواقِ العَظمةِ : ناموس حريم عظمت و كبريايى
سيدة العَقائِل : بانوى بانوان خردمند
سِرُّ اَبيها : راز پدرش على عليه السلام
سُلالةُ الوِلاية : فشرده و خلاصه و چكيده ولايت
وَليدةُ الفَصاحة : زاده شيوا سخنى
شَقيقةُ الحَسن : دلسوز و غمخوار حضرت حسن عليه السلام
عَقيلةُ خِدر الرسالة : خردمند پرده نشينان رسالت
رَضيعة ثَدىِ الولاية : كسى كه از پستان ولايت شير خورده
بليغة : سخنور رسا
فصيحة : سخنور
صديقة الصغرى : راستگوى كوچك (در مقابل صديقه كبرى سلام الله عليها)
المُوثَّقة : بانوى مورد اطمينان
عقيلة الطالبين : بانوى خردمند از خاندان حضرت ابوطالب (و در بين طالبيان)
الفاضلة : بانوى با فضيلت
الكاملة : بانوى تام و كامل
عابدة آل على : پارساى خاندان على عليهم السلام
عقلية الوحى : بانوى خردمند وحى
شمسةُ قَلادَةِ الجَلالةِ : خورشيد منظومه بزرگوارى و شكوه
نَجمةُ سَماءِ النَبالَة : ستاره آسمان شرف و كرامت
المعصومة الصغرى : پاك و مطهره كوچك
قرينة النَوائِب : همدم و همراه ناگوارى ها
محبوبة المصطفى : مورد محبت و محبوب حضرت رسول صلي الله عليه و آله
قرة عين المرتضى : نور چشم حضرت على عليه السلام
صابرة محتسبة : پايدارى كننده به حساب خداوند براى خداوند
عقيلة النبوة : بانوى خردمند پيامبرى
رَبَةُ خِدرِ القُدس : پرورنده پرده نشينان پاكى و تقديس
قبلة البَرايا : كعبه آفريده شدگان
رَضيعَة الوحى : كسى كه از پستان وحى شير مكيده است
بابُ حِطَةِ الخَطايا : دروازه آمرزش گناهان
حَفَرَةُ علىٍ و فاطمةٍ : مركز جمع آورى دوستى و محبت على (عليه السلام ) و فاطمه (سلام الله عليها)
رَبيعَةُ الفضل : پيش زاده فضيلت و برترى
بطلة كربلاء : قهرمان كربلا
عظيمةٌ بلواها : بانويى كه امتحانش بس بزرگ بود
عقلية القريش : بانوى خردمند از قريش
الباكية : بانوى گريان
سليلة الزهراء : چكيده و خلاصه حضرت زهرا سلام الله عليها
امنية الله : امانت دار الهى
آيةٌ مِن آيات الله : نشانى از نشانه هاى خداوند
مظلومةٌ وحيدة : ستمديده بى كس .



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/94190759988190751433.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/94190759988190751433.jpg)

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۳/۲۷, ۲۲:۲۴
زینب ، اسطوره تاریخ



http://img.tebyan.net/big/1390/03/213197208291561281692041911404710124054151148.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1390/03/25112615624817215822050524219821615218424832.jpg)


به دنیا آمده بود تا صبر را شرمنده کند، زینب (س) این اسطوره تاریخ را می گویم. آمده بود تا عشق را مبهوت لحظه های زلالش کند. آمده بود تا صدق و وفا را به جهانیان بیاموزد و متانت و وقار را به نمایش گذارد.
آمده بود تا رسالت خود را به انجام برساند؛ مونس و یار برادر، سالار قافله حسینی و غم خوار اسیران باشد.
آمده بود تا فریاد بلند مظلومان باشد؛ فریادی که پژواک آن هنوز هم از ورای تاریخ به گوش شنوای دل های حق جویان می رسد.
اسیران بر هودجی از خون نشسته بودند. با حسین آمده بودند و بی حسین بر می گشتند و سالار قافله، زینب بود؛
هر چند خمیده و شکسته دل، ولی به پاسداری از حقیقت ایستاده بود تا امتداد راه برادر باشد.
وصیت برادر این بود که "زینبم، بعد از من مبادا روی بخراشی و گریبان بدری و جزع و فزع کنی." و زینب اکنون آرام چون شقایقی داغ دار با مصیبتی عظیم در دل همراه قافله شده بود.
زینب (علیهاالسلام) در خانه رفیع امامت رشد یافته، از لبان وحی علم آموخته، و در دامان کرامت پرورش یافته بود. او لباس پاکی و تقوا پوشیده بود و به آداب و اخلاق اسلامی مزین گشته بود.
زینب (س) فصاحت و بلاغت را از علی، نجابت را از فاطمه، صبر و شکیبایی را از حسن و مظلومیت در عین ایستادگی را از حسین آموخته بود؛ او روح بلند و رضا بود.
حضرت زینب (س) در خضوع و خشوع و عبادت و بندگی، وارث پدر و مادر بود. او بیش تر شب ها را با عبادت و بندگی حضرت حق به صبح می رساند و همواره قرآن تلاوت می کرد
. تهجد و شب زنده داری حضرت زینب (س) در طول حیات پربرکتش نشد؛ حتی در شب یازدهم محرم با آن همه رنج و خستگی و دیدن آن مصیبت های دلخراش هم به عبادت خدا پرداخت.
حضرت سجاد (ع) می فرماید: "
آن شب دیدم عمه ام بر سجاده نماز نشسته و مشغول عبادت است." و نیز از آن حضرت نقل شده که "عمه ام زینب با این همه مصیبت از کربلا تا شام، هیچ گاه نمازهای مستحبی را ترک نکرد" و نیز روایت می کنند:
"چون امام حسین (ع) برای وداع با زینب (س) آمد، فرمود: خواهرم، مرا در نماز شب فراموش نکن."


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69140276061535420670.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69140276061535420670.gif)

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۳/۲۷, ۲۲:۳۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/64031419200820817718.jpg


زینب (علیهاالسلام) در ایام کودکی، با برادرش حسین (ع) انس و الفتی عجیب داشت و در کنار برادر، آرامش می یافت و دیده از دیدارش بر نمی بست و از حضور مبارکش دور نمی شد. روزی حضرت فاطمه (س) نزد پدر رفت و عرض کرد: "پدر جان، متعجبم از محبت فراوانی که میان زینب و حسین است.
این دختر چنان است که بی دیدار حسین شکیبایی ندارد." رسول خدا (ص) چون این سخن بشنید، آه دردناکی از سینه برکشید و اشک دیده بر چهره روان کرد و فرمود:

"ای روشنی چشم من، این دختر با حسین به کربلا خواهد رفت و به هزار گونه رنج و بلا گرفتار خواهد شد."
حضرت زینب (س) تنها 56 سال امانت الهی خویش را بر دوش کشید.
نقل است که در اواخر عمر آن بانوی بزرگ، در مدینه منوره قحطی پیش آمد. عبدالله بن جعفر، همسر حضرت زینب (س) در شام مزرعه ای داشت و ناچار به اتفاق همسر خود در آن دیار رحل اقامت افکند. حضرت در آن سرزمین بیمار شد و در همان جا روح خود، این امانت الهی را به صاحبش باز گرداند و با جسمی خسته از فراز و نشیب زمان و رنجور از جور مردمان به دیار باقی شتافت.
چشمانش را گشود و برای آخرین بار به دورترین نقطه خیره شد.
در این مدت حتی یک لحظه چهره برادر از نظرش دور نمانده بود. آتش اشتیاق بیش از پیش شعله کشید و یاد برادر تمام وجودش را پر کرده بود. لحظه وصال نزدیک بود.
دوباره خیمه های آتش زده و سرهای بر نیزه، چشمانش را به دریایی از غم مبدل ساخت.
زینب (س) پلک ها را روی هم گذاشت و زیر لب گفت: "السلام علیک یا ابا عبدالله" و به برادر پیوست.
عروج ملکوتی آن بانوی مکرمه بنا به قول مشهور در پانزدهم رجب سال 62 قمری رخ داد.

اینک مزار شریفش، قبله عاشقان خاندان عصمت و طهارت در دمشق (سوریه) است.

بخش سیره و عترت تبیان
منبع :




سایت آوای ملکوت – محمدصادق مرتضوی




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69140276061535420670.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69140276061535420670.gif)

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۳/۲۷, ۲۳:۵۵
http://shiaupload.ir/images/qv0hr575dvpmujzlm58o.gifhttp://shiaupload.ir/images/qv0hr575dvpmujzlm58o.gif


خورشیدی كه هرگز غروب نخواهد كرد

http://img.tebyan.net/big/1390/03/2231812291477831431462162097411557231177164.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1390/03/202522524611913414725358533912990120941.jpg)



دخت والای علی(ع) و فاطمه (س)، عاشورا و صحنه خونین كربلا را پشت سر گذارده و سرانجام وارد مدینه النبی شده است. بدیهی است حالت زینب(س) با قبل از عزیمت از مدینه به سوی عراق و كربلا تفاوت پیدا كرده است.

«زینب» (س) با آن عظمتی كه از اول دامن زهرا(س) و از تربیت علی(ع) به دست آورده بود در عین حال زینب بعد از كربلا با زینب قبل از كربلا متفاوت است، یعنی زینب بعد از كربلا یك شخصیت و عظمت بیشتری دارد.


آمادگی شهر مدینه به واسطه حضور زینب(س)


اكنون كه زینب(س) پس از آن همه مصائب و ارات به شهر پیغمبر(ص) وارد شده و مردم مدینه به استقبال خاندان پاك پیامبر آمده اند، دیگر آرام ندارد، زینب چه در مسجد و چه در خانه یا در هر اجتماعی سخن می گوید، ستمهای آل امیه فاسد را برای مردم مدینه بازگو می كند، شهادت مظلومانه برادرش حضرت حسین(ع) و فرزندان و برادران و یاران باوفایش را به دست مزدوران سفاك اموی بیان می كند.
فریاد شیون از مردم مدینه بلند می شود، در اثر خطابه های پرشور و افشاگرانه زینب(س) شعله های بیداری در مردم مدینه برافروخته می شود.
فرماندار مدینه كه خود از مزدوران اموی است، برای فرمانده ناپاكش یزید، گزارش سخنان زینب(س) و بیداری و شورش مردم مدینه را می نویسد.
با گفتار زینب(س) اوضاع كاملاً متشنج می شود نه تنها مردم آماده نهضت و قیام علیه حاكمان فاسد اموی می شوند، بلكه زمامداران ناپاك و همان كسانی كه به غلط تصور می كردند با شهادت حسین فاتح و پیروز خواهند شد و این باصطلاح پیروزی را جشن می گرفتند، اكنون می كوشند كه گناه این جنایات وحشتناك را به گردن دیگری بیندازند.
یزید این حاكم فاسد و عیاش می گفت: «خدا لعنت كند زاده مرجانه را!» و عبید زیاد این دیكتاتور خون آشام، گناه را به گردن فاسد و تبهكار دیگری به نام عمر بن سعد می انداخت... هیچ جای مدینه و مكه، حتی كوفه و شام برای ظالمان و خودفروخته گان اموی جای امنی نبود.
گاهی حتی همسرانشان از آنها روی گردان و متنفر می شدند...
آری، همه این ها، در نتیجه سخنان توفنده و خطابه های آتشین زینب كبرا قهرمان كربلا، چه در كوفه و شام و چه در مدینه بود.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74835457971561460568.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۳/۲۷, ۲۳:۵۵
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gif
http://img.tebyan.net/big/1390/03/939553170209164741886018624125523926125127.jpg
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gif

قیام های متعدد در نتیجه خطبه های آتشین زینب(س)

قیام توابین به رهبری «سلیمان بن صرد خزائی» و قیام مختار و به همراه آنان، ابراهیم فرزند برومند و شجاع مالك اشتر نخعی و عبدالله، فرزند حنظله غسیل الملائكه در اثر خطابه های آتشین و سخنان پر شور شیر زن كربلا،

زینب(س) به وقوع پیوست و حدود 4 سال بیشتر نگذشته بود كه علاوه بر مجازات عاملین و آمرین فاجعه كربلا، طومار حكومت ننگین اموی در هم پیچیده شد و همان گونه كه زینب(س) در كاخ پوشالی یزید، خطابه به آن عنصر ناپاك چنین فرمود: «فكد كبدك واسع سعبك ... لا تمحو ذكرنا ...»
یزید! هر آنچه می خواهی مكر و فریب و سعی خود را به كار گیر ... اما توان آن را هرگز نداری كه ذكر خبر ما را از یادها بیرون ببری ... دوران زندگی و عیش تو به سرعت فناپذیر و از بین رفتنی و جمع تو رو به زوال و پریشانی است.

روزی فرا می رسد كه منادی حق فریاد بر می آورد كه : «لعنت خدا بر ستمكاران و بیدادگران باد.» آری، این پیشگویی زینب كاملاً به حقیقت پیوست.

اما عمر زینب نیز پس از واقعة عاشورا طولانی نشد، قریب به یكسال و نیم پس از عاشورا، یعنی در روز 15 رجب سال 62 هجری زینب(س) (از نظر ظاهر) خاموش شد، ولی سخنانش مسیر تاریخ را تغییر داد.
محل دفن حضرت زینب(س)

در محل دفن آن حضرت بزرگوار اختلاف است.
بعضی مانند: مرحوم سید محسن امین در اعیان الشیعه محل دفن حضرت زینب (س) را مدینه دانسته و برخی دیگر مانند سید یحیی بن حسن عبیدلی نسابه در كتاب اخبار الزینبیات محل دفن را در مصر و عده ای از مورخین محل دفن آن بانوی قهرمان را در شام می دانند.
تفاوتی ندارد كه محل دفن در كجا بوده است.
تفاوتی ندارد كه خورشید كجا غروب كرده است. آنچه اهمیت دارد شعاع آن آفتاب روشنایی بخش است كه در طول زمان غروب نمی كند.




بخش سیره و عترت تبیان

منبع:نوشته مصطفی قنبرپور


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74835457971561460568.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۳/۲۷, ۲۳:۵۶
http://dle.shiaha.com/images/6tc8mg8680auko98fee.jpg


حضرت زینب(س) پیام آور انقلاب خونین نینوا

از روزی كه حضرت سیدالشهدا تصمیم گرفت بانوان و فرزندان خود را به كربلا ببرد بسیاری از صحابه و بزرگان می گفتند: حالا كه خودت در این تصمیم خطیر تجدید نظر نمی كنی و از این مسافرت چشم پوشی نمی نمایی لااقل زنان و فرزندان را با خود نبر، چرا كه یزید و اطرافیان وی به هیچ كس رحم نمی كنند. این افراد از سر دلسوزی و شفقت این مسائل را با حضرت در میان گذاشتند و فقط ظاهر قضایا را می دیدند و البته درست هم می گفتند. حتی پس از حادثه خون بار سال 61 هجری، كثیری از مورخان، عالمان و عموم شیعیان گفته اند و نوشته اند: ای كاش امام بانوان را در آن گردباد هولناك نمی برد، ای كاش بانوان به ویژه حضرت زینب كبری و فرزندان خردسال به اسارت ظالمان و شب پرستان نمی رفتند.
اما امام حسین(ع) باطن قضایا را می دید كه از چشم بسیاری، به ویژه زمان وقوع حادثه كربلا پوشیده بود. نهضت عاشورا دارای دو مقطع مهم است كه بدون فهم این دو مقطع و ارتباط تنگاتنگ این دو، تفسیر انقلاب عاشورا ناقص و ابتر خواهد بود.
مقطع اول از بعد از شهادت حضرت امام حسن(ع) تا ظهر عاشورای سال (61) هجری را در بر می گیرد. در این مقطع امام حسین و یاران و اصحاب اندكش كه در صلابت و استواری و وفاداری بی نظیر بودند، رسالت خود را از ابلاغ پیام تا شهادت به انجام رساندند. مقطع دوم انقلاب بعد از ظهر عاشورا شروع می گردد، در این مقطع بانوی بزرگ اسلام زینب كبری و امام سجاد(ع) رسالت عظیم و تاریخی ابلاغ پیام شهادت امام حسین(ع) و اصحاب وفادارش را در دشت خونین نینوا به عهده گرفتند. نظر به این كه در آن ایام امام سجاد بیمار بودند، نقش حضرت زینب بسیار برجسته و بنیادی بود.

چرا حسین(ع) در حادثه کربلا بانوان را با خود همراه ساخت؟

در اینجاست كه پاسخ سؤال دلسوزان، اصحاب و مورخان روشن می گردد كه چرا امام بانوان را با خود برد، اگر بعد از واقعه عاشورا افشاگری، سخنرانی و خطبه های حضرت زینب نبود آیا امروز نامی از انقلاب عاشورا بر جای بود. آیا جان فشانی امام حسین و اصحاب نستوهش بی اثر نمی گردید؟ آیا جهانیان از بیدادگری یزید و یزیدیان مطلع می شدند؟ زینب كبری در مجلس یزید و در بارگاه وی او را خوار و خفیف نمود. ضمن خطبه ای آتشین فرمود: «به زودی تو و آن كسی كه تو را بر كرسی نشانید و بر گردن مؤمنین مسلط نمود، خواهید دانست كدام یك از ما بدكارتر و از حیث تعداد لشكر ناتوان تریم، در آن روزی كه قضاوت كننده خدا طرف و دشمن تو جد ما و اعضای تو گواهی دهنده بر علیه تو خواهند بود، اگر چه در این جهان ما را به غنیمت گرفتی ولی به زودی غرامت خویش را از تو خواهیم گرفت. قسم به خدا كه جز خدا از كسی نمی ترسم و جز او به نزد كسی شكایت نمی برم تو هر چه توانی مكر و حیله خود را به كار بر... هرگز نمی توانی از ننگ و عار رفتاری كه با ما نمودی خویشتن را مبرا سازی.»
دكتر عایشه بنت الشاطی می نویسد: «زینب خاموش شد و یزید و اطرافیانش نیز چنان بی حركت و خاموش بودند كه گویی پرنده بر سرشان نشسته بود و از ترس پریدن آن تكان نمی خوردند. یزید یارای نگریستن به زینب را نداشت و هنوز از آنچه از او شنیده بود لرزان بود.»
آری اگر زینب كبری(س) در انقلاب عاشورا نبود، امروز اثری از آن نهضت رهایی بخش بر جای نمانده بود.

پی نوشت ها :
[1] . حماسه حسینی، شهید مطهری، ج 1، ص 52.
[2] . لهوف، سید بن طاووس، ترجمه عقیقی بخشایش، ص 221.
[3] . پیام آور عاشورا، سید عطاء الله مهاجرانی، ص 256.

بخش سیره و عترت تبیان
منبع:نوشته محمود رثوفی



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31704223268098066810.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31704223268098066810.jpg)

آنی
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۰۴:۱۱
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود
:Sham:



سالروز وفات بانویی که جهانیان در ژرفای عظمت وجود مبارکش
متحیر می مانند بر تمامی شیعیان و محبان محمد و آل محمد صل الله علیه و آله تسلیت باد
:Sham:




اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک ، اللهم العن العصابه التی جاهدت الحسین علیه السلام و شایعت و بایعت علی قتله اللهم العنهم جمیعا






تشکر فراوان به خاطر مطالب زیبا و ارزشمند
موفق باشید

كبوتر حرم معصومه
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۰۶:۴۰
كيست زينب پادشاه عالمين./

هم پناه و سايبان عالمين./

آمده زينب در اين دنيا كه خود گويد به ما./

يك نفر ارباب دارد اين جهان آن هم حسين./:Sham:

هدایت
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۰۷:۱۵
http://img.tebyan.net/big/1390/03/2231812291477831431462162097411557231177164.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1390/03/202522524611913414725358533912990120941.jpg)http://shiaupload.ir/images/qv0hr575dvpmujzlm58o.gif



شهادت بزرگ پرچمدار کربلا حضرت زینب کبری بر همه شیعیان تسلیت باد .

bahjat1388
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۰۷:۱۵
من هم تسليت عرض ميكنم.
التماس دعا

یا صاحب الزمان (عج)
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۰۸:۱۲
http://askquran.ir/gallery/images//47521/1_img_1430.jpg


اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يـا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ
اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يـا بِنْتَ فـاطِمَةَ وَخَديجَةَ
اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يـا بِنْتَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ
اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يـا اُخْتَ الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ
اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يـا بِنْتَ وَلِيِّ اللهِ
اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا اُخْتَ وَلِيِّ اللهِ
اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يـا عَمَّةَ وَلِيِّ اللهِ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكـاتُهُ

:Gol:

neginsabz
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۰۸:۳۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74835457971561460568.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifالقاب و نام های حضرت زینب علیهاالسلام http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif
http://img.tebyan.net/big/1390/03/57261692261021689665552068914315150132106.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1390/03/0193273823216691772021194024616616024513.jpg)
حضرت زینب(س) به واسطه کمالات و شایستگی های بسیاری که داشتند، القاب و نام های گوناگونی همچون صدّیقه، موثّقه، عارفه، فاضله، کامله و عابده خاندان علی(ع) دارند. او را عالمه غیر معلّمه ـ دانشوری که استاد ندیده است ـ و عقیله بنی هاشم هم می گفتند.
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifچگونگی تربیت و پرورش حضرت زینب(س)http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif
حضرت زینب کبری(س) در بین خاندان رسالت و در خانه شریف امام علی(ع) به دنیا آمد و در دامان پر مهرحضرت زهرا(س) بزرگ شد. پرورش قُدسی آن حضرت در خانه ای بود که ایمان و پرهیزکاری و شجاعت وعفاف در آن موج می زد. در واقع پنج تن آل عبا مربیان آن حضرت بودند و پرورش او را به عهده داشتند. از این رو، از چنین بانویی چندان شگفت نیست که مصیبت های کربلا و پس از آن را آن گونه تحمل کرده دلاورانه دربرابر ستمگران بایستد و شکوه و شوکتشان را به سُخره گیرد و با افشای جنایت های ستمگران اموی، آنها را رسوای زمین وزمان سازد.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74835457971561460568.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۰۸:۳۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74835457971561460568.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifسخنوری و شجاعت حضرت زینبhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif
عمر ابونصر، دانشمند لبنانی، در کتاب فاطمه دخت پیامبر می نویسد: «کاملاً روشن است که زینب(س) دخترفاطمه زهرا(س)، در میان خاندان پیامبر، از شجاع ترین و سخنورترین افراد بود و فصاحت و بلاغت بسیاری در کلامش داشت. شهرت حضرت زینب(س)، به خصوص، پس از ماجرای کربلا و وقایع بعد از آن است که در آن، زینب اوج دلاوری، نترسی، استواری و بلاغت خود را نشان داد».
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifزینب بانوی نمونهhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif
حسن قاسم پژوهشگر عرب در کتاب حضرت زینب می نویسد: «بانوی پاک و بزرگوار، زینب دختر امام علی بن ابیطالب(ع) و خواهر حسنین(ع)، از خانواده ریشه داری بود و گوهر ارجمند، روح کامل و جان پاکی داشت.گویی در قالب و ساختاری آفریده شده بود که به فضایل و نیکی ها عطرآگین شده بود. هر کس در آثاروجودی و زندگی آن بزرگوار تحقیق کند، در برابر خود زنی را می بیند که نُماد حق، فضیلت، شجاعت،جوانمردی، فصاحت، قدرت روحی و پاکی و پرهیزگاری است».
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifنیابت خاص حضرت زینب(س)http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif
شیخ صدوق(ره) می فرماید: «حضرت زینب(س)، از برادر بزرگوارش سیدالشهدا(ع) نیابت خاص داشت و پس از شهادت سالار شهیدان(ع)، تا هنگامی که امام سجاد(ع) در بیماری بود، مردم در مسائل حلال وحرام به آن بانو رجوع می کردند».
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74835457971561460568.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۰۸:۳۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74835457971561460568.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifحضرت زینب(ع) از راویان حدیث بودhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif
شیخ طبرسی می گوید: «حضرت زینب(س) روایات بسیاری از مادر گرامی اش نقل کرده است. هم چنین گفته اند:ایشان از پدر و مادر و برادران بزرگوارش و نیز از ام سلمه و ام هانی و برخی از زنان حدیث نقل کرده است واز جمله راویانی که از او حدیث شنیده و نقل کرده اند می توان به ابن عباس، امام سجاد(ع)، همسرش عبداللّه بن جعفر و فاطمه صغری دخت گرامی امام حسین(ع) اشاره کرد».
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifعبادت حضرت زینب(ع)http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif
حضرت زینب(ع) در عبادت و پرستش مانند مادرش فاطمه زهرا(س) بود. از امام سجاد(ع) روایت شده است که فرمودند: «عمه ام زینب، در مسیر کوفه به شام نیز نمازهای واجب و نافله خود را به طور کامل به جا می آورد ودر برخی از منزل ها نماز خود را نشسته به جا می آورد. علت این کار را از او پرسیدیم، فرمود: به دلیل شدت ضعف و گرسنگی است که نشسته نماز می خوانم؛ زیرا حضرت زینب(س) سهم غذای خود را که یک قرص نان بود، بین کودکان تقسیم می کرد». نیز روایت شده است که حضرت سید الشهدا(ع) در وداع آخر، به خواهر گرامی اش فرمودند: «خواهر، مرا در نماز شب فراموش نکن».
http://img.tebyan.net/big/1390/03/12221211424362164151602051056024577115153.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1390/03/12521577589207232144481822072122236012250.jpg)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74835457971561460568.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۰۸:۳۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74835457971561460568.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifتجسم صبرhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif
صبر اگر می خواست مجسم شود، بهتر از تو نمی یافت. چه می گویم؟ صبر کودکی است که در کنج زندگی پررنج تو به شاگردی نشست. ای کعبه همه سختی ها و ای مادر همه رنج ها، صبر قطره کوچکی از باران مکارم اخلاق بود که بر دریای تو بارید. این کاسه گلی ماست که به اندک رنجی لبریز می شود. کاسه صبر تو از وحی است، از خداست. چگونه پر شود که بی انتهاست. زینبا، خلقت همیشه در تحیّر صبوری تو خواهد ماند.
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifرضای پروردگارhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif
زینب باید برادرش را وداع گوید. دل از برادرش، مولا و مقتدایش و تنها بهانه زندگی اش، برکند و اندکی بعد، دست زیر پیکر پاک برادر برد، خونش را به آسمان بپاشد و بگوید: «خدایا این قربانی را از ما، خاندان وحی، بپذیر». با این کار بندگی کردن و راضی بودن به رضای پروردگار را معنا کند. و امروز، روز رحلتش، برادرش حسین است که بهشتِ آغوش می گشاید و آمدن خواهر را انتظار می کشد.
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifنماز شب نشستهhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif
پوسته سیاه شب، جسم بی روح و خشک زمین را سخت در برگرفته است. اما در خرابه ای، روزنه ای تا انتهای آسمان نور می افشاند. در خرابه ای کنار سیاه ترین قصر. شب چقدر به شام بلا نزدیک است و این خرابه کوچک چقدر بزرگ و نورانی شده است. قامت خمیده زینب(س) اینک به نماز شب نشسته است، گرچه گرسنگی و تشنگی و خستگی توان ایستادن از او گرفته است. زینب(س) قامت شکیبایی و بندگی و پرهیزکاری را راست کرده است و تسبیح پروردگار می گوید. این نماز شب یادآور نماز شب نشسته فاطمه است که اینک در آینه دختر به تصویر آمده است. عجبا که شباهت این دختر به مادر تا کجاست. سلام و درود بیکران خدا بر فاطمه(س) و دختر داغدیده اش.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74835457971561460568.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۰۸:۴۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74835457971561460568.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifعصاره خوبی هاhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif
خدا تو را از چه لبریز کرده است ای دردانه علی، که هرچه نگاه هست تا انتهای خلقت بر آینه وجود تو خیره خواهد ماند؟ تو چنان از صبر لبریزی که سختی هایی چنین، چون قطره ای آرام در دریای وجودت فرو می نشیند و تو را به تلاطم نمی افکند. تو آن قدر با عبادت عجین شده ای که فرشتگانِ سال ها به عبادت ایستاده، پیش نماز شبت قامت خم می کنند. آن قدر از خروش و شجاعت بهره برده ای که خطبه هایت در مجلس دشمن، دل سنگ را به لرزه می اندازد. رحمت بی پایان الهی بر تو ای عصاره همه خوبی های عالم.
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifمایه حیات اسلامhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif
ای مادر همه رنج ها و مصیبت ها، قطره قطره اشک های تو ترجمه عشق و وفاداری به ولایت است؛ معنای رضای خداست؛ نمود حرمت آل الله است و مایه بقای عاشورا. اشک های تو از کودکی تا عاشورا که محور دردها بودی و کاروانسالار غم و اندوه، همواره زلال آبیاری درخت اسلام بود.
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifپس از عاشورhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif
چند سالی از داغ عاشورا می گذرد؛ داغی که هر صبح تازه تر می شود و هر شب جان دوباره می گیرد؛ داغی که نه سوزشش التیام می یابد و نه خاطره اش به فراموشی می رود. و زینب(س) که در هر لحظه این چند سال، عمری رنج و اندوه را دوره کرده است، امروز مشتاقانه به سوی بهشت بال می گشاید. چشم به دیدار اهل بیت روشن می کند و این دنیای فانی را در حسرت نگاه مهربانش به ماتم می نشاند. خدایش دریای مهر بر او جاری کند.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74835457971561460568.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۰۸:۴۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74835457971561460568.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifاستاد عفافhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif
زینب(س) خلاصه صبر، زبان گویای عاشورا، ترجمان دین داری و وفاداری به ولایت، آمد تا در کنار صبوری ها، فداکاری ها، خطبه خواندن ها و حماسه آفرینی ها، معلم وقار و متانت و استاد عفاف و حیا باشد؛ آمد تا سرمشق همه زنانی باشد که دل از نور ایمان روشن دارند و قلب از زنگارها پاک. آمد تا سرمشق همه زنان و مردان آزاده ای باشد که روح پاکدامنی در جسم جامعه می دمند و به دین داری جان زنده می بخشند.
http://img.tebyan.net/big/1390/03/49242198172252041016813414806924520156235.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1390/03/1272041591177062213103246812080148149230102.jpg)
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifآموزگار جوانمردیhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif
امروز فرصتی است تا چشمهایمان بگرید و در زلال خویش، روح خسته از هواهای نفسانی را از نشاط ایمان سرشار کند. امروز فرصتی است تا دل هامان به یاد اسوه عشق و صبر و معرفت تکانی بخورد. امروز فرصتی است تا در کلاس اخلاص زینبی بنشینیم و بردباری بیاموزیم و از خورشیدی نور بگیریم که از پس پرده عفاف، جوانمردی به عالم آموخت. امروز فرصتی است تا به انگیزه رحلت زینب کبری(س) دل هامان را از زلال معرفت سیراب کنیم و چشمهامان را عفت بیاموزیم.
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifنکوهش ستمکارانhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif
کاروان عشق، غریبانه به شام بلا رسیده است. چند روزی است که مصیبت شهادت برادران، فرزندان و دیگر عزیزان، دل سوخته زینب(س) را مدام آتش می زند. ساعتی نیارمیده است؛ یا به تیمار بیمارش سرگرم بوده یا کودکان را به سامان آورده است یا برای دفاع دین با زبان جنگیده است. اینک در مجلس یزید چقدر خسته است و چقدر دل سوخته؛ اما خستگی و دل سوختگی موجی نیست که دریای صبر زینبی را متلاطم کند و یا زبان برّان او را در دفاع از دین به لکنت اندازد؛ سپس در برابر یزید ستمکار و میگسار زبان به خطبه می گشاید: «ای یزید، اگر اکنون این حوادث تلخ مرا مجبور ساخته تا با چون تویی هم سخن شوم، بدان که من قدرت تو را بس ناچیز می شمرم و تو را پست تر از آن می دانم که نکوهشت کنم یا زبان به سرزنشت باز کنم. به زودی خواهی دید که زیان کرده ای. اینک بنگر که آیا این تصمیم تو جز سفاهت چه بود و حال آنکه روزگار قدرت تو همین چند روز بیش نیست». شهامت زینب کبری و خروش کلامش مجلس یزید را دگرگون ساخت و کار را بدانجا رسانید که یزید به عذرخواهی برخاست و زبان به ندامت گشود و این نبود مگر همان رسالت عاشورایی که زینب(س) بر عهده داشت.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74835457971561460568.gif

منبع :
سایت حوزه
کتاب زینب الکبری"سلام الله علیها"، ص 58

neginsabz
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۰۹:۲۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74835457971561460568.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifاگر زینب نبود...http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

http://img.tebyan.net/big/1390/03/14618016214119322925412211192371461464612049.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1390/03/731171941017854240192492531708196206183174.jpg)
در کتاب قاموس اللغه آمده است که اصل کلمه زینب همان «زین اب » یعنی زینت پدر است. همه مورخان نوشته اند که فرشته والامقام وحی، حضرت جبرائیل این نام را از سوی خدوند برای او برگزید و چه نیکو انتخابی!
آیا تا به حال به این نکته فکر کرده اید که اگر این زینت و شرافت پدر، این نمونه بی کاستی و آیینه تمام نمای مادر و این یار پایدار تزلزل ناپذیر برادر نبود، چه اتفاقی در تاریخ اسلام می افتاد؟ چه تغییری در مسیر حرکت اسلام رخ می داد؟!

چه میشد اگر زینب نبود؟
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
اگرزینب نبود, سلسله امامت به دست شقی ترین آدمی زادگان در نخستین روزهای امامت چهارمین امام شیعیان می گسست و رسالت الهی امامان _علیهم السلام_ در تبیین صحیح و راستین دین محمد _صلی الله علیه و آله_ ناتمام می ماند .
عباس محمود عقاد، در روایت شاعرانه خویش از کربلا، می نویسد:
«و آن گاه که زینب _علیها السلام_ با شنیدن فرمان ابن زیاد در به قتل رسانیدن علی بن حسین _علیه السلام_ بی درنگ و قدرتمند خود را به برادرزاده عزیزش و امام معصوم زمانش رسانید, او را در آغوش کشید و فریاد مخالفت سرداد و آن چنان ابن زیاد و مأمورانش را حیرت زده و مبهوت ساخت که ناخودآگاه دست از تصمیم پلیدش کشید. بدون شک اگر فداکاری زینب نبود، نزدیک بود از تنها بر جای مانده از نسل حسین _علیه السلام_ نیز فقط نشانی از نام او بر زبان ابن زیاد ملعون باقی بماند».
زینب _علیها السلام_ آمد تا امروز ما امام زمانی حاضر و ناظر داشته باشیم.
محمدجواد مغنیه, متفکر صاحب نام لبنانی می نویسد:

«علی _علیه السلام_ علوم رسول خدا _صلی الله علیه و آله_ را که مستقیماً از فرستاده الهی دریافت کرده بود، به ذریه و اولاد خویش سپرد و این علوم از طریق آل و ذریه او به دست ما رسید».
این حقیقت بر امویان نیز پوشیده نبود. از این رو خواستند ذریه علی _علیه السلام_ را نابود کنند و از نسل او زنده ای باقی نگذارند تا همه آثار امام را از هستی ساقط سازند .بهترین دلیل این سخن گفته شمربن ذی الجوشن است که «فرمان امیر عبیدالله بر این صادر شده است که همه اولاد حسین کشته شوند».
شمر این سخن را وقتی گفت که جهت قتل امام زین العابدین _علیه السلام_ شمشیر برکشیده بود. همان هنگام زینب، عمه امام سجاد _علیه السلام_ در میان آنان قرار گرفت و گفت : «کشته نخواهد شد مگر این که من نیز کشته شوم».
از این سخن شمر می توان دانست که چرا حتی طفل شیرخوار حسین _علیه السلام_ را نیز به قتل رساندند. امویان دو سرور اهل بهشت, حسن و حسین _علیهما السلام_ را به قتل رسانیدند و فرزندان حسین _علیه السلام_ را نابود ساختند و از میان آنان جز زین العابدین _علیه السلام_ از چنگال مرگ نجات نیافت.
نخستین فضیلت در خلاصی امام چهارم _علیه السلام_ از آن زینب است؛ زیرا زینب بود که در کربلا و کوفه تیغ شمر و ابن زیاد را از او دور ساخت. آن گاه که به سختی دامان زین العابدین _علیه السلام_ را چسبید و گفت:
«سوگند به پروردگار او را مفارقت نخواهم کرد . اگر او را می کشی مرا هم با او بکش».
http://img.tebyan.net/big/1390/03/197234222170954782311712016319022041154136.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1390/03/712812587549411369295613815645883176.jpg)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74835457971561460568.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۰۹:۲۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74835457971561460568.gif
زینب(س)ضامن بقای اسلام

آری، وجود زینب _علیها السلام_ ضامن بقای اسلام و علوم نبوی و علوی بود و حضورش سلسله ولایت و امامت را از گزند حوادث تلخ و نابودگر مصون داشت. اگر زینب نبود، در زمان بیماری و بستری گشتن امام سجاد _علیه السلام_ مردم چگونه حلال و حرام خدا را می شناختند و گره از مشکلات شرعی خویش می گشودند؟!
راستی در زمان اختفای مصلحت آمیز امام چهارم _علیه السلام_ هدایت جامعه به سوی ناب ترین فرامین اسلامی به عهده چه کسی جز زینب _علیها السلام_ بود؟!
شیخ صدوق می نویسد: «حضرت زینب _علیها السلام_ نیابت خاصی از طرف امام حسین _علیه السلام_ داشت و مردم در مسائل حلال و حرام به او مراجعه می کردند. از او می پرسیدند تا این که حضرت سجاد _علیه السلام_ بهبود یافت».
علامه مامقانی در کتاب شریف تنقیح المقال، آورده است: «زینب _علیها السلام_ مانند امام _علیه السلام_ دارای مقام عصمت بوده و کسی را نمی رسد که انکار کند و نپذیرد و اگر چنین نبود، هر آینه امام حسین _علیه السلام_ مقدار و پاره ای از بار سنگین امامت و پیشوایی روزگار را زمانی که امام سجاد _علیه السلام_ بیمار بود بر او حمل و واگذار نمی نمود و پاره ای از وصایا و سفارش های خود را به او وصیت نمی کرد و امام سجاد _علیه السلام_ او را در بیان احکام و آن چه که از آثار و نشانه های ولایت و امامت است، نایبه به نیابت خاصّه و جانشین خود نمی گردانید».
اگر زینب نبود, عاقبت حادثه عاشورا چه می شد؟ این حادثه چگونه به حماسه مبدل می گشت؟ آیا در کندوکاو داستان کربلا از نیم روز عاشورا به بعد, صدایی رساتر از صدای زینب _علیها السلام_ و فریادی افشاگرانه تر از فریاد او یافته ای؟!
سرّ نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود
در کتاب «احتجاج» طبرسی چنین روایت شده است: «چون زینب _علیها السلام_ دختر علی _علیه السلام_ به جانب مردم اشاره کرد که ساکت شوند با همان اشاره، نفس ها در سینه حبس شد و زنگ شتران از صدا افتاد. پس شروع به سخن کرد... . مردم، با شنیدن این سخنانِ ملامت انگیز، حیرت زده و مبهوت گریستند و دست های خود را از حسرت و اندوه به دندان می گزیدند».

این حقیقت چنان آشکار بود که کارگزاران ستم پیشه آن زمان نیز زبان به اعتراف گشودند.
http://img.tebyan.net/big/1390/03/1282135514105642341523217216025117245107194.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1390/03/2217814413924762275010203922185914815134.jpg)
عمروبن سعدالاشراق, والی مدینه در زمان حکومت یزید, پس از بازگشت کاروان اسرا به مدینه به یزید چنین نوشت: «همانا که وجود او زینب _علیها السلام_ در میان مردم مدینه اذهان را می آشوبد. او زنی سخنور و عاقل و خردمند است و عزم کرده تا با هوادارانش انتقام خون حسین _علیه السلام_ را بگیرد».
و نتیجه آن شد که از شدت احساس خطر از نشر و تبلیغ اندیشه عاشورای حسین _علیه السلام_ تصمیم به تبعید حضرت زینب _علیها السلام_ از مدینه گرفتند.
کمال السید، در کتاب
«زنی به نام زینب _علیها السلام_» می نویسد: «زنی به نام زینب _علیه السلام_ که در سینه اش قلب علی _علیه السلام_ می تپید و در چشمانش فروز زندگی حسین _علیه السلام_ موج می زد، به کاخ یزید وارد شد با گام هایی استوار... در برابر این همه صلابت و سترگی, یزید و ابن زیاد از تخت هایشان فرو افتادند.... . یزید در مقابل منطق سرخ زینب _علیها السلام_ مثل مگس کوچک و ناچیز شده بود و شاید برای نخستین بار بود که باور کرد حسین _علیه السلام_ هنوز زنده است. هنوز در کربلا می جنگد و نزدیک است که به دروازه های دمشق برسد».
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74835457971561460568.gif

منبع :سایت حوزه ، نوشته مژده پورحسینی

neginsabz
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۰۹:۵۰
http://img.tebyan.net/big/1383/04/1062629142351705717881215116612451509724.jpg

زینب کبری(س) به دنیا آمده بود تا صبر و شکیبایی را از حضور
خویش شرمسار کند.
آه از نماز شب نشسته و قامت نا گهان خمیده !
آه از موی سپید یک شبه
!...آه از دل زینب !

آه،ای ام المصائب،
تمام داغ‌ها و سوگ‌ها،
در حضور مصیبت‌های تو رنگ می‌بازد و از یاد می‌روند.

تمام زمین وزمان بر کربلا می‌گریند و تمام کربلا بر زینب(س)
وفات حضرت زینب(س) تسلیت باد


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74835457971561460568.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۰۹:۵۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif
کلام امام سجاد درباره حضرت زینب کبری(سلام الله علیهما)

http://img.tebyan.net/big/1390/03/42431015043641241095110143681202225101.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1390/03/21534525026161164199911381213631246569.jpg)
کلام امام سجاد حضرت زین العابدین(علیه السلام) درباره حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) که فرمود:
« یَا عَمَّة أنتِ بِحَمدِلله عَالِمَة غَیرَ مُعَلّمَة وَ فَهمه غَیر مُفَهّمه »
بهترین دلیل گفتار است که حضرت زینب کبریسلام الله علیها محدّثه و عالمه و معلمه بوده، آن هم از سرچشمه نبوت و ولایت سیراب گشته و در علوم دینیه و آثار باطنیه مهارتی بسزا داشته است.
حضرت زینب کبری سلام الله علیها در خضوع و خشوع و عبادت و بندگی وارث مادرش حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها بود و اکثر شبها به تهجد، صبح میکرد و دائما قرآن تلاوت می فرمود.
برخی از مورخین می نویسند: تهجد و شب زنده داری حضرت زینب کبری سلام الله علیهادر تمام عمرش ترک نشد، حتی شب یازدهم محرم سال 61 هجری، با آن همه فرسودگی و خستگی و دیدن آن مصیبت های دلخراش.
حضرت سجاد زین العابدین علیه السلام روایت می فرماید: که آن شب دیدم که عمه ام حضرت زینب کبری سلام الله علیها در جامه نماز نشسته و مشغول عبادت است.
از برخی مقاتل معتبره روایت می کنند که حضرت سجاد زین العابدین علیه السلام که می فرمود: عمه ام حضرت زینب کبری سلام الله علیها با این همه مصیبت و محن وارده از کربلاء تا شام، هیچگاه نوافلی را ترک نکرد و نیز روایت است، چون حضرت امام حسین علیه السلام برای وداع حضرت زینب کبری سلام الله علیها آمد، فرمود: « یا اختاه لا تنسینی فی نافلة الیل »
ای خواهر! مرا در نماز شب، فراموش مکن.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif


منبع: کتاب زینب الکبری"سلام الله علیها"، ص66.

neginsabz
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۱۰:۰۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif
گریه امام زمان در وفات زینب كبری

دانشمند بزرگ شیخ محمد باقر قاینى، صاحب كتاب كبریت الاحمر در كتاب كشكول خود به نام سفینة القماش مى نویسد:


در عصرى كه در نجف اشرف به تحصیل علوم حوزوى اشتغال داشتم در آنجا سیدى زاهد و پرهیز كار بود كه سواد نداشت، روزى در حرم حضرت على (ع ) به زیارت آن حضرت مشغول بود، دید یكى از زائران ترك زبان، گوشه‌اى از حرم نشست و مشغول تلاوت قرآن شد،

این سید جلیل احساساتى شد و به خود گفت :

آیا سزاوار است كه ترك و دیلم قرآن، كتاب جدت را بخوانند و تو بى‌سواد باشى و از خواندن آیات قرآن محروم بمانى؟!
او از روى غیرت و همت قسمتى از اوقاتش را در سقایى (آبرسانى) صرف كرد تا مخارج زندگى‌اش را تأمین كند، و قسمت دیگر را به تحصیل علوم پرداخت و كم كم ترقى كرد
تا به حدى كه در درس خارج آیت الله العظمى میرزا محمد حسن شیرازى (میرزاى بزرگ، متوفى1312 ه ق) شركت مى‌كرد و به درجه‌اى رسید كه احتمال مى دادند به حد اجتهاد رسیده است
.
این سید جلیل و پارسا براى من چنین نقل كرد:

در عالم خواب امام زمان حضرت ولى عصر (عج) را دیدم، بسیار غمگین و آشفته حال بود، به محضرش رفتم و سلام كردم، سپس عرض كردم:چرا این گونه ناراحت و گریان هستى؟

فرمود: امروز روز وفات عمه‌ام حضرت زینب است
.
از آن روزى كه عمه‌ام زینب وفات كرده، تا كنون، هر سال در روز وفات او، فرشتگان در آسمانها مجلس عزا به پا مى‌كنند و آن چنان مى‌گریند كه من باید بروم و آنها را ساكت كنم، آنها خطبه حضرت زینب را كه در بازار كوفه خواند، مى‌خوانند و مى‌گریند، من هم اكنون از آن مجلس فرشتگان مراجعت نموده‌ام.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۱۰:۰۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_pic36.jpg
گریه امام زمان بر اسیرى زینب(س)



حاج ملا سلطانعلى، كه از جمله عابدان و زاهدان بود، مى گوید:

در خواب به محضر مبارك امام زمان (ع) مشرف شدم ، عرض كردم :

مولاى من ! آنچه در زیارت ناحیه مقدسه ذكر شده است كه فَلَاندبَنَّكَ صَباحاً وَ مَساءً وَ لَاَبكِیَّنَ عَینُك بَدَلَ الدُموعِ دَماً صحیح است؟

فرمود: آرى!
گفتم: آن مصیبتى كه در سوگ آن، به جاى اشك خون گریه مى‌كنید، كدام است؟ آن مصیبت على

اكبر است؟

فرمود: نه! اگر على اكبر زنده بود، او هم در این مصیبت، خون گریه مى‌كرد!


گفتم : آیا مقصود مصیبت حضرت عباس (ع) است؟

فرمود: نه! بلكه اگر حضرت عباس هم در قید حیات بود، او نیز در این مصیبت خون گریه مى‌كرد!

عرض كردم: آیا مصیبت حضرت سیدالشهداء (ع) است؟

فرمود: نه! اگر حضرت سید الشهداء (ع) هم بود، در این مصیبت خون گریه مى‌كرد!

پرسیدم: پس این كدام مصیبت است؟

فرمود:

مصیبت اسیری عمه‌ام زینب (س) است.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46052792429635742108.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46052792429635742108.jpg)

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۱۱:۱۴
http://img.tebyan.net/big/1383/04/34201766202236128141771533413024522592215.jpg



http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20%2861%29.gifبانوی لاله ها http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20%2861%29.gif




تو فرزندانت را در راه امامت هدیه کنی و شرط ازدواج با همسرت را همراهی با امام خود قرار دهی ! اما من در اندیشه زیستن برای دنیا و بودن و ماندن در همین عالم پست و ظواهر بی ارزشش باشم ؟
الگوی یاس بانوانِ لاله مذهب
سروقامتی سایه گستر
تو هستی آینه ی تمام نمای امیر و سرور مومنان
با تو می شود پیام عبودیت را از اباعبدالله (پدر بندگان و بندگی خداوند) کامل یافت

تو آیینه باشی و نتوان پدر را در تو دریابید ؟!
تو پیام رسان باشی و من از دیگران پیام طلب کنم ؟!
تو الگو باشی و من نمونه ی زیستنم را در غیر تو جستجو نمایم ؟

تو کوه صبر باشی و من نگاهم به بی صبرانی باشد که ادعای اسوه بودن دارند ؟!
تو فرمانبردار امام خویش باشی و من غافل از امام حاضر و حیّ خود باشم ؟ چگونه الگوی اطاعت از امامم را از تو درنیافتم !؟
تو غافله سالار باشی و مطیع ؟ اما من در ارزوی غافله سالاری و مطاع بودن باشم !
تو فرزندانت را در راه امامت هدیه کنی و شرط ازدواج با همسرت را همراهی با امام خود قرار دهی ! اما من در اندیشه زیستن برای دنیا و بودن و ماندن در همین عالم پست و ظواهر بی ارزشش باشم ؟
تو تنها باشی و من به یاریِ پیام رسانی ات نیایم !؟
تنها و استوار بمانی و من از تنهایی در این روزگار زودگذر بنالم ؟
نمی دانم چگونه ؟


اما یاری ام کن !

تو خود بهتر می دانی چگونه به فریادم برسی
کمکم کن تا تو را الگوی زیستنم بدارم و بدانم
یاری ام کن تا چنان باشم که با امام خویش بودی

بشناسمش
او را بباورم
به دنبالش حرکت کنم
فرمانش را اطاعت کنم
و برای یاری اش به پا خیزم

محمدعلی دزفولی


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25817846876555064329.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81625657711576954463.jpg)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81625657711576954463.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81625657711576954463.jpg)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25817846876555064329.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81625657711576954463.jpg)

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۱۱:۱۵
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifقبر حضرت زینب (س) کجاست؟http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gif



http://img.tebyan.net/big/1386/02/6515415222422852201781481301768911213419354.jpg



یکى از موضوعات مورد پرسش تعیین محل دقیق قبر مطهر حضرت زینب کبرى علیها السلام است. این سؤال به خاطر انتساب مکان‏هاى مختلفى به آن بانوى بزرگوار در کشورهاى مختلف است.
از قدیم الایام سه مکان به عنوان قبر مطهر این بانوى بزرگوار مطرح است و هرکدام نیز طرفدارانى دارد.

1- قبرى که در شهرک زینبیه امروز در نزدیکى دمشق، پایتخت فعلى کشور سوریه وجود دارد. علماى قدیم از این مکان (شهرک زینبیه) به «غوطه‏» یا «راویه‏» تعبیر آورده‏اند. زائران ایرانى که جهت زیارت به سوریه مى‏روند، این مکان را زیارت مى‏کنند.
2- محلى که در شهر قاهره پایتخت مصر به نام «زینبیه‏» مشهور است.
3- شهر مدینه نیز به عنوان محل دفن حضرت زینب علیها السلام معرفى شده است، گرچه در مدینة النبى محلى به این نام مثل دمشق و قاهره وجود ندارد.

مرحوم حاج شیخ عباس قمى به نقل از استاد خودش مرحوم محدث نورى 1، و دیگران احتمال شام را تقویت کرده‏اند.
محقق اخیر با روشى عالمانه احتمال مصر را رد کرده و با قرائن و شواهدى اثبات کرده است که حضرت زینب کبرى علیها السلام در شام دفن شده است.
براى هر یک از این سه احتمال دلائلى ذکر شده است که به بیان هر یک و نقد آن‏ خواهیم پرداخت.

الف: احتمال مصر
براى این احتمال دلایلی بیان شده است که مهمترین آنها دلیل روایی است: نسابه عبیدلى در کتاب «اخبار الزینبات‏» روایت نقل کرده است که بر اساس مضمون آن‏ها باید حضرت زینب (علیهاالسلام) درمصر دفن شده باشد.

نقد و بررسی:
اما این روایات از نظر سند و محتوا قابل اعتماد نیست.
محمد حسنین سابقى نویسنده کتاب مرقد العقیله زینب علیها السلام اشکالاتى را براین احادیث وارد کرده و می‌گوید اکثر راویانى که عبیدلى این روایات را از آنان نقل کرده است، مجهول هستند و پس از بررسى و تتبع فراوان در کتب رجال وتراجم و نسب هیچ اثرى از آنان به دست نیامد.
مفاد این روایات نیز خالى از تناقض و اشکال تاریخى نیست.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74835457971561460568.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۱۱:۱۶
http://img.tebyan.net/big/1383/04/1541851231261958425017112719999138225242167117.jpg




زینب مدفون در مصر کیست؟
اکنون این پرسش پیش مى‏آید که اگر حضرت زینب علیها السلام دختر على علیه السلام در مصر دفن نشده است پس قبرى که در محله «قناطر السباع‏» قاهره است متعلق به کیست؟ در پاسخ به این پرسش باید یادآورى کنیم که از بررسى و تتبع در تاریخ روشن مى‏گردد که زینبى که در مصر (قاهره) دفن شده است، زینب بنت ‏یحیى المتوج بن الحسن الانور بن زید بن حسن بن على بن ابى طالب است. ولى از آنجا که ذهن انسان با شنیدن نام مشترک بین چند نفر، متوجه مشهورترین آنها مى‏گردد، بسیارى از مردم تصور کرده‏اند که این همان زینب مشهور یعنى زینب دختر على بن ابى‏طالب علیهما السلام است 2، در حالى که این تصور کاملا بى‏اساس است. البته نسبت دادن افراد به جد بزرگ آنان معمول است، چنانکه امامان ما را پسر پیغمبر مى‏خوانند. بنابراین اگر زینب بنت‏یحیى را زینب بنت على علیهما السلام بخوانند، هیچ اشکالى نخواهد داشت.


ب: احتمال مدینه
علامه فقید سید محسن امین معتقد است که حضرت زینب علیها السلام در مدینه دفن شده است و براى این مطلب دلیل مى‏آورد که: بازگشت‏حضرت زینب علیها السلام پس از فاجعه کربلا به مدینه، قطعى و مسلم است اما خروج مجدد او از این شهر ثابت نشده است، بنابراین باید گفت: در مدینه وفات یافته و در همانجا دفن شده است، گرچه تاریخ وفات و محل دفنش دقیقا روشن نباشد. این دلیل در واقع نوعى استصحاب است که مرحوم امین به آن استناد کرده است.

نقد و بررسى
گرچه دفن حضرت زینب علیها السلام در مدینه (بقیع) یک امر ممکن و کاملا طبیعى است زیرا قبر برادرش امام حسن علیه السلام و بسیارى از بزرگان بنى هاشم در این قبرستان قراردارد که خصوصیات و تفصیل آن‏ها در کتب مربوط بیان شده است، اما باید توجه داشت که اگر او در این قبرستان دفن شده بود، طبعا قبرش با توجه به شخصیت و عظمت مقامش مشخص مى‏شد. در حالى که در هیچ یک از کتب مربوط به تاریخ مدینه و مزارات این شهر نامى از محل قبر او به میان نیامده است، با این که نام زنانى همچون «ام البنین‏» که در بقیع دفن شده‏اند در کتاب‏هایى مانند وفاء الوفاء منعکس شده است.
مسعودى در شرح حال امام حسن مجتبى علیه السلام مى‏نویسد: «حسن بن على در کنار قبر مادرش فاطمه علیها السلام به خاک سپرده شدو در این قبرستان تا این ‏زمان سنگى است که روى آن چنین نوشته شده است:
«الحمدلله مبید الامم ومحیى الرمم هذا فاطمة بنت رسول‏الله صلى الله علیه و آله سیدة نساء العالمین و الحسن بن على بن ابى‏طالب و على بن الحسین بن على و محمد بن على و جعفر بن محمد رضوان الله علیهم اجمعین.» 3
و این نشان مى‏دهد که قبر آن بزرگواران در قرن چهارم یعنى تا زمان مسعودى مشخص بوده است، و اگر قبر حضرت زینب علیها السلام در این قبرستان قرار داشت، نام او هم حداقل تا زمان مسعودى روى قبر نوشته مى‏شد. چنانکه قبر همسرش عبدالله بن جعفر در همان قبرستان مشخص است، بنابراین چگونه ممکن است قبر حضرت زینب در بقیع باشد، اما هیچ نشانى از آن نباشد، و در هیچ تاریخى یاد نشده باشد؟
از طرف دیگر موضوعات تاریخى جاى اعمال استصحاب نیست که بگوییم: بازگشت‏حضرت زینب علیها السلام به مدینه قطعى است، اما خروج او از این شهر ثابت نشده است، پس در همان شهر و همانجا به خاک سپرده شده است. 4

ج: احتمال شام
طرفداران این نظریه مى‏گویند: در مدینه قحطى و دست تنگى شدیدى به وجود آمد. عبدالله جعفر تصمیم گرفت‏با همسر خود ; حضرت زینب علیها السلام به شام که مقدارى زمین زراعتى داشت‏سفرکند. پس از مسافرت به شام حضرت زینب علیها السلام در همانجا درگذشت. 5




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74835457971561460568.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۱۱:۱۶
http://img.tebyan.net/big/1383/06/12321813913922810120624741770544812914141.jpg



نقد و بررسى
1- اینکه گفته شده است که عبدالله بن جعفر در حومه دمشق مزرعه و قریه داشته و همراه همسرش جهت‏سرکشى یا بهره بردارى از آن‏ها رفته بوده و در این سفر حضرت زینب علیها السلام درگذشته است مطلب بى‏اساسى است. در هیچ یک از کتب تاریخى از چنین مزرعه‏اى اسمى به میان نیامده و اصولا چون عبدالله فرد بخشنده‏اى بوده هرگز مال و ثروت در دست او دوام نمى‏آورده است، بنابراین چگونه ممکن است داراى چنین مزرعه و قریه‏اى بوده باشد؟
2- اگر فرضا عبدالله بن جعفر چنین مزرعه‏اى داشته، ممکن بود شخصا براى رسیدگى به وضع آن به شام برود و دیگر نیازى به بردن همسر و دیگر اعضاى خانواده خود که مستلزم هزینه زیادى بود، نداشت.
3- مدینه از شهرهاى مهمى است که مثل بسیارى از شهرهاى مهم دنیا براى آن تاریخ‏هاى متعددى نوشته‏اند. بعضى از این کتاب‏ها به حوادث مهمى که در مدینه اتفاق افتاده مثل زلزله، آتش گرفتن حرم پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله، وزیدن باد سرخ و… پرداخته‏اند. اگر چنان قحطى و گرسنگى در آن سال در مدینه اتفاق افتاده بود، قطعا در این کتاب‏هاى تاریخى درباره آن بحث مى‏شد، در حالى که چنین چیزى مطرح نشده است.

نتیجه بحث
پس از بررسى سه احتمال در مورد محل دفن حضرت زینب کبرى علیها السلام مى‏توان چنین نتیجه گرفت که:
احتمال مصر اشکالات فراوان دارد، احتمال مدینه بدون دلیل است، و احتمال شام به نظر استوارتر مى‏آید گرچه دو اشکال باقى مى‏ماند:
یکى اینکه به چه دلیل عبدالله جعفر حضرت زینب علیها السلام را به شام برده است‏با اینکه حضرت زینب علیها السلام دل خوشى از شام نداشت، و اشکال دیگر اینکه بسیارى از مورخین نوشته‏اند: آنکه در شام دفن است «ام‌کلثوم‏» فرزند على علیه السلام است. 6
اشکال دوم را بدین صورت مى‏توان حل کرد که منظور از «ام کلثوم‏» همان زینب کبرى علیها السلام است ولى مشکل اینجاست که کسانى مثل ابن جبیر از این ام کلثوم به «زینب صغرى‏» و نه «زینب کبرى‏» تعبیر آورده‏اند و در سنگ نوشته‏اى که از خاک مقبره در شام استخراج شده است، چنین نگاشته شده است که: «هذا قبر زینب الصغرى المکناة بام کلثوم ابنت على بن ابوطالب امها فاطمة البتول سیدة نساء العالمین ابنت‏سید المرسلین محمد خاتم النبیین صلى الله علیه و سلم.» 7
گرچه نتوان به یقین مشخص کرد که قبر حضرت زینب علیها السلام در کجا واقع است ولى مى‏توان گفت: زیارتگاه‏ها و اماکنى که به این دودمان منسوبند همه از مصادیق آیه شریفه «فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَیُذْكَرَ فِیهَا اسْمُهُ» 8 مى‏باشند.
این خانه‏ها و زیارتگاه‏ها ولو منسوب به آن‏ها باشد – جاى ذکر و توجه به خدا و انسان‏سازى و پیوند با شهیدان و اهل بیت است. محل دفن اهل بیت هر کجا که باشد یاد و خاطره‏شان زنده است و در سینه ‏هاى مردم عاشق جاى دارند. چه زیبا سروده‏اند که:
بعد از وفات ، تـربـت مـا در زمیـن مجـوى در سینه ‏هاى مردم عارف مزار ماست
آرى مزار زینب علیها السلام در واقع دل‏هاى مردم عارف است و در هر نقطه‏اى که مدفون باشد تمام زیارتگاه‏هاى منسوب به او مورد احترام است و محل استجابت دعا.

تلخیص گفتگویی با استاد مهدى پیشوایى
تنظیم: گروه دین و اندیشه





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74835457971561460568.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۱۱:۱۶
1- هدیة الزائرین و بهجة الناظرین، حاج شیخ عباس قمى، ص ????

2- اعیان الشیعه، ج ?، ص ????

3- التنبیه و الاشراف، ص ???، چاپ مصر.

4- مرقد العقیله زینب، محمد حسنین السابقى، ص ???

5- خیرات حسان، محمد حسن خان، ص ??، هدیة الزائرین و بهجة الناظرین، حاج شیخ عباس قمى، ص ???; نزهة اهل الحرمین، سید حسن صدر، ص ???

6- رحلة ابن جبیر، داربیروت، ص ???، معجم البلدان یاقوت حموى، ج ?، ص ??; سفرنامه ابن بطوطه، ترجمه محمدعلى موحد، ج ?، ص ???

7- سفرنامه حج، میرزا على‏خان امین الدوله صدراعظم، مقدمه کتاب، ص ??

8- نور/36

نوشته:ابراهیم قلی پور





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74835457971561460568.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۱۱:۱۷
http://img.tebyan.net/big/1390/03/1747010218311722322323016513421518119123616250.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1390/03/208243249188741201634918213621025424122828155.jpg)

دختر شیرحق


دخت شیر حق ولی اللّه ِ داور زینب است

نور چشم حضرت زهرای اطهر زینب است
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gif

دین احمد در جهان از صبر او شد استوار

در حریم قرب حق با شوکت و فر زینب است
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gif

می کند شمس و قمر از طلعت او کسب نور

بهر انوار حقیقت بنت حیدر زینب است
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gif

آن که از حلمش به پا این رایت اسلام کرد

آن که شد بر خسرو بی یار، یاور زینب است
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gif

آن که از مریم گرفته سبقت اندر بندگی

آن که از حوّا و هاجر هست برتر زینب است
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gif

آن که اندر بردباری فرد بود و بی بدیل

آن که سرمست ازل شد با برادر زینب است
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/parvane.gif

آن که شد راحت به روز نیمه ماه رجب

از جفا و رنج بی پایان سراسر زینب است



بخش عترت و سیره تبیان

شاعر:اکبرآقا «مظلوم»

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/50460234562010058739.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۱۱:۱۸
قهرمان کربلا


http://img.tebyan.net/big/1390/03/12221211424362164151602051056024577115153.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1390/03/12521577589207232144481822072122236012250.jpg)



کـیـست آن دخـتـر که مانـند پـدر گـویـد سـخـن
مـی گــذارد بـر زمـیـن، مـانـنـد مــادر گــام را

کیست این بانو که از دشـمن چو بـینـد نـاسزا
می کـنـد مـقـهـور مـنطـق، صـاحـب دشـنام را

سرچوازمحمل برون آورد،خواند آن خطبه را
کـوفـه را لـرزاند و بر هـم زد اساس شـام را

گـر چـه نامش قـلـب عالم را بسـوزاند ولـیک
حـال سـوزانـم دل و سـازم بـیان ایــن نــام را

قهرمان کـربـلاء، ام المصائب زیـنب است
آنـکـه بـا تـلخیّ صـبرش، کرده شیرین کام را


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/87497471505452117753.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/87497471505452117753.jpg)

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۱۱:۳۲
زینب (س) و صبر



كربلا در دو نگاه ـ زینب و دو مخاطب



http://img.tebyan.net/big/1383/04/1541851231261958425017112719999138225242167117.jpg
صبر

خداوند برای خصوصیات و ویژگی های اخلاقی ، الگوهایی در عالم تعبیه فرموده كه هر كس ، در هر كجا با نظر به اُفق بلند الگو ، بتواند خود را در مسیر جاذبیت آن قرار دهد و به طور مداوم و به عشق رسیدن به سرحدّات الگو از تكاپو و تلاش باز نایستد.صبر در متون دینی دارای سه شعبه می باشد: صبر در مصیبت ، صبر در طاعت و صبر بر معصیت.
جهان آدمیزادگان بدون درد و رنج متصور نیست. پیمانه ی هر كسی تا بدانجا كه گنجایش و وسع داشته باشد، با گرفتاریها در هم آمیخته است؛ (لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی كَبَدٍ ) 1
مصیبت ها كیمیا صفت، مس وجود آدمیان را به طلا مبدل می كنند، ولی اگر مقیاس كربلا نبود و اگر زینب(س) نبود چه بسیار مردان و زنانی كه در نیمهء راه باز می ماندند.

كربلا تا قیامت مقیاس همگان است تا گرفتاری ها و مشقات خود را با آن توزین كرده و از فشار روحی بر خود بكاهند.
اما صبر چیست؟

صبر در چنان موضعی نشستن حالتی در آدمی است كه در اولین مواجهه اش با گرفتاری بتواند تعادل روحی خود را بازیابد و آن گاه واكنش مناسب و به جا اتخاذ نماید.
بسیاری از مردم در دو حالت ، فرصت های گرانبها را از كف داده اند ؛ یكی در هیجانات شادی آور مفرط و دیگری در اوج غم های جان فزا.
صبر بهترین وسیله برای رسیدن به موازنهء روانی و استفاده از فرصت ها در این دو حالت است ولی زینب(س) به بهترین شكل از فرصت ها بهره جست.

برای بیان این منظور كلام خود را با استمداد از تاریخ توسعه می دهیم:




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85732152091612252415.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85732152091612252415.gif)


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46234119608691960580.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46234119608691960580.gif)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85732152091612252415.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85732152091612252415.gif)

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۱۱:۳۳
http://img.tebyan.net/big/1383/06/12321813913922810120624741770544812914141.jpg

كربلا در دو نگاه ؛ زینب(س) و دو مخاطب ؛

حضرت زینب (س)دو نگاه به كربلا دارد. در یك نگاه ، كربلا دریای خون و لختهء مصیبت است: أتدَرون أیَّ كبد لمحمّد فریتم وأیَّ دم له سفكتم، وأیَّ ...؟ آیا می دانید چه جگری از پیغمبر(ص) پاره پاره كردید و چه خونی از او ریختید؟ 2
مصیبت آن قدر بزرگ است كه رگ و پی ستون دیانت را از هم گسیخته و افلاك و زمین بر اساس شعور باطنی خود كه نور وجودشان را از نور وجود او ستانده اند، نزدیك است كه عنان وجود از كف بدهند.3
در این نگاه دل دریایی زینب سخت طوفانی است و كلام جانگداز او در پاسخ عبیدالله ملعون از ژرفای غم او حكایت دارد:
« لقد قتلت كهلی و قطعت فرعی و اجتثثت اصلی فان یشفك هذا فقد اشتفیت یابن مرجانه 4؛ به راستی كه بزرگم را كشتی و شاخه ام را قطع كردی و ریشه ام را كندی ، اگر این تو را شفا می دهد شفا بگیر ، ای پسر مرجانه »
این جا او به صبر نیاز دارد چرا كه تنها رسول توانای دیار ثارالله است. او صبر پیشه می كند و بعد بهترین كلام را بر زبان می راند، بهترین سكوت را عملی می سازد، بهترین نگاه ، بهترین گریه ، بهترین فریاد و بهترین مرثیه را شیوهء خود می سازد.
این درس صبر زینب(س) است. نه آن كه در بایگانی عواطف خود ، از زینب صبور سپیدموی غصه داری بسازیم كه در گوشهء تاریخ كز كرده ، بر برادران و فرزندان ... مویه می كند.
صبر زینب یك شورش بر اساس حیاتی معقول است كه همواره در بحرانی ترین شرایط، بهترین جهت را برای تاریخ و زمانه ساخته و پرداخته كرده و عالمی را درس داده است.
ولی این صبر چگونه ممكن است؟ چگونه آن دل طوفان زده را می توان به اختیار عقل و خرد درآورد؟
چرا دستگاه ادراك ما از چشم و گوش و دل و عقل ، همه و همه در مواقعی نه این چنین كه مواقعی نازل تر، دیگر در اختیار هیچ فرماندهی نیست: «من عشق شیئاً اعشی بصره و اعمی قلبه فهو ینظر بعین غیر صحیحة ویسمع باذن غیر سمیعة قد خرقت الشهوات وعقله …» 5
سرّ این صبوری در نگاه دیگر زینب به كربلاست كه مخاطبی دیگر دارد. بانویی كه وقتی بر عمرسعد خطابه می خواند مصیبت را بزرگ تر از فهم و عقل او می شمرد. اویی كه وقتی ندبه می كند و مویه می سازد، اسبان نیز طاقت شنیدن ناله اش را ندارند...6
زمانی كه فقط خود اوست و خدا و كشتهء غرقه به خونش، دستان خود را به زیر آن پاره پاره تن می برد و تمام وجودش غرق در محبت و معرفت به خداوند التماس می كند: «ربنا تقبل منا هذا القربان»7
حضرت زینب(س) شاگرد كلاس خطابهء امام علی(ع) است. او شاگرد زیرك و فطن مكتب امام علی (ع) ، كه از الف الفبای آن كلاس احدیّت را فهمیده است.
او بارها و بارها از پدر شنیده و از رفتارش خوانده و حتی فكر و اندیشه ی علی را گمانه زده كه: «عظم الخالق فی أنفسهم فصغر مادونه فی أعینهم» 8 اگر خدا در جان كسی بزرگ شد؛ غیر خدا هر آنچه كه هست در مشاعر او كوچك است.
و خداوند در جان زینب (س) بسی بزرگ است. در مقیاس با خداست كه حجت او كم است. دیدهء خدابین زینب(س) است كه در جوار خداوند هیچ بزرگی را نمی بیند این ایمان و باور است كه زینب(س) را به چنان صبوری فرا می خواند و صبوری او عین علم اوست ، نه به مانند كسی كه از روی جهل و عدم آگاهی از عمق مصیبت، صبوری به خرج دهد.





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85732152091612252415.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85732152091612252415.gif)


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46234119608691960580.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46234119608691960580.gif)


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85732152091612252415.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85732152091612252415.gif)

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۱۱:۳۳
http://img.tebyan.net/big/1383/06/12321813913922810120624741770544812914141.jpg



در این بین توجه به این مهم، اساسی است كه زینب آن چنان در بستر تربیت فاطمی و علوی به تعادل قوا رسیده كه همهء ظرفیت ها انسانی و زنانگی او یكی جا و متوازن رشد نموده است.
آن بی بی دو عالم زنی است كه در اوج مستوریت و عفت و حیا رشد كرده و در مدار تعالی، ویژگی های زنانگی اش بالیده است.

در عین حال تعلیم حیا و عفت و پوشش در فرهنگ تربیتی خانهء فاطمه(س) به هیچ وجه به معنای انزوا، بی توجهی به مصالح اجتماعی اسلام، عدم شكوفایی خصایص انسانی و روحیهء شهامت و رشادت نیست.

چه این كه زینب كبری(س) در عین حركت تام در مسیر زنانگی و رعایت همهء حریم ها، به دقت مقتضی آن چنان شهامت از خود نشان داده و با درایت و تدبیرش نظم مورد نظر فرهنگ عاشورا را در پی گرفته كه همگان را متعجب كرده است. از نظر ما این ویژگی، خصیصهء تربیت فاطمی و علوی است.
در بیان صبر بر معصیت كلام را طولانی نمی كنیم كه زینب سرشار از شراب طهور محبت و صاحب ولایت است و این مقام با هیچ گناهی جمع نمی گردد كه فرمود: (لاَ یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ ) 9
در صبر بر طاعت نیز به ذكر این مورد بسنده می كنیم كه آن بانویی كه مصیبات كمر او را خمیده كرده و سختی بار رسالت او را آزرده، سفر پر خطر و سهمگین شام را پشت سر گذارده، مجالس میگساری و سرمستی را نظاره كرده و تمام این ها هر كدام بر جام بلایش افزوده وقتی در شام مستقر می شود، در آن خرابه مشغول عبادت می گردد و امام سجاد(ع) بر حضرتش وارد شده ، دیدند آن بی بی باز هم نشسته نماز می خوانند:
_ عمه جان نشسته نماز می خوانید؟
_ ای عزیز برادرم ، از فرط گرسنگی بر قدم هایم راست نمی گردم. 10
نمی توان قلم را از نگارش این نكته بازداشت كه شاید خاطره ی این نمازهای نشسته ی زینب(س)است كه امام سجاد(ع) را زین العابدین كرده و این سوز دل زینب است كه از صحیفهء سجادیه به گوش می رسد، سخن خود را در بخش اوصاف ملكوتی مخدره زینب (س) با شعر رسای مرحوم كمپانی محقق اصفهانی به پایان می بریم:




ملیكة الدنیا عقیلة النساء
عدیلة الخامس من اهل الكساء
شریكة الشهید فی مصائبه
كفیلة السجاد فی نوائبه
بل هی ناموس رواق العظمه
سیدة العقایل المعظمة 11

نامه جامعه حوزه ـ شماره هشتم ـ ص 49 ـ فریبا علاسوند
تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان







http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85732152091612252415.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85732152091612252415.gif)


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46234119608691960580.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46234119608691960580.gif)


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85732152091612252415.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85732152091612252415.gif)

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۱۱:۳۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85732152091612252415.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85732152091612252415.gif)


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46234119608691960580.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46234119608691960580.gif)


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85732152091612252415.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85732152091612252415.gif)






1. بلد (90): 4

2. شیخ مفید، كتاب الامالی، ص 323

3. اشاره به حدیث شریف «حسین منی و انا من حسین» از رسول مكرم اسلام است كه بر اساس آن می توان استنباط كرد اگر همهء وجود، شعاع نور پیغمبر اكرم(ص) و كلمهء نوریه محمدیه و صادر اول است ، پس هستی خود را از هست حسین بن علی(ع) نیز عاریت گرفته است چرا كه نور وجود حسین(ع) همان نور وجود پیامبر(ص) است.

4. منهاج الدموع، ص 370

5. نهجالبلاغه، خ 109

6. ... حتی رأینا دموع الخیل ینحدر علی حوافرها؛ مقتل خوارزمی، ج 2، ص 39

7. سیدرضا صدر، پیشوای شهیدان، ص 225

8. فیضالاسلام، نهجالبلاغه، خطبهی 185 (خطبهی متقن)

9. بقره (2): 124

10. ر.ك؛ سید نعمت الله جزایری، الخصایص الزینبیه، ص 120

11. الانوار القدسیه، ص 117 و 118





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85732152091612252415.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85732152091612252415.gif)


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46234119608691960580.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46234119608691960580.gif)


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85732152091612252415.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85732152091612252415.gif)

mtoraby
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۱۲:۰۴
http://3raj.com/wp-content/uploads/2011/04/1271735643.jpg
هر چند پاي بي رمق او توان نداشت
هر چند بين قافله جانش امان نداشت

بار امانتي که به منزل رسانده است
چيزي کم از رسالت پيغمبران نداشت

جز گيسوان غرق به خون روي نيزه ها
در آتش بلا به سرش سايه بان نداشت

آيا به جز حوالي گودال، ساربان
راهي براي رفتن اين کاروان نداشت؟

يک شهر چشم خيره به ... بگذار بگذريم
شهري که از مروّت و غيرت نشان نداشت

آري هزار داغ و مصيبت کشيده بود
اما تنور و تشت طلا را گمان نداشت

ديگر لب مقدس قرآن کربلا
جايي براي بوسه‌ی آن خيزران نداشت!



منبع (http://sherezeinab.blogfa.com/)

neginsabz
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۱۳:۳۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_476.gif
ما گرفتار بلای زینبیم
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
ما حسینی از عطای زینبیم
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
تا خدا بر ما عنایت می کند
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
ماگدای هر گدای زینبیم
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
بر گل نرگس قسم در روضه ها
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
سائل مهرو وفای زینبیم
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
ما برای دین به سینه می زنیم
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
شیعیانِ درسهای زینبیم
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
سینه عریان حسین بی کفن
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
رخ کبودان عزای زینبیم
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
آخر مجلس به وقت شور عشق
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
سوی مقتل در قفای زینبیم
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
ما به وادی محبت ازازل
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
کربلایی،از دعای زینبیم
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
وقت دیدار اجل بعد از حسین
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
چشم،در راه لقای زینبیم
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
در جزا گر مادرش رخصت دهد
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
دست بر سینه به پای زینبیم
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_476.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۱۳:۳۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_476.gif
کلام امام سجاد حضرت زین العابدین(علیه السلام) درباره
حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) که فرمود:

« یَا عَمَّة أنتِ بِحَمدِلله عَالِمَة غَیرَ مُعَلّمَة وَ فَهمه غَیر مُفَهّمه »

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif



بهترین دلیل گفتار است که حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) محدّثه و عالمه و معلمه بوده، آن هم از سرچشمه نبوت و ولایت سیراب گشته و در علوم دینیه و آثار باطنیه مهارتی بسزا داشته است.

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) در خضوع و خشوع و عبادت و بندگی وارث مادرش حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) بود و اکثر شبها به تهجد، صبح میکرد و دائما قرآن تلاوت می فرمود.

برخی از مورخین مینویسند:
تهجد و شب زنده داری حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) در تمام عمرش ترک نشد، حتی شب یازدهم محرم سال 61 هجری، با آن همه فرسودگی و خستگی و دیدن آن مصیبت های دلخراش.
حضرت سجاد زین العابدین(علیه السلام) روایت می فرماید: که آن شب دیدم که عمه ام حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) در جامه نماز نشسته و مشغول عبادت است.


http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
از برخی مقاتل معتبره روایت می کنند که حضرت سجاد زین العابدین
(علیه السلام) که می فرمود: عمه ام حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) با این همه مصیبت و محن وارده از کربلاء تا شام، هیچگاه نوافلی را ترک نکرد و نیز روایت است، چون حضرت امام حسین(علیه السلام) برای وداع حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) آمد، فرمود:
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


« یا اختاه لا تنسینی فی نافلة الیل »
ای خواهر! مرا در نماز شب، فراموش مکن.
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif



منبع: کتاب زینب الکبری"س"، ص۶۶.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46234119608691960580.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46234119608691960580.gif)

neginsabz
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۱۳:۴۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46234119608691960580.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46234119608691960580.gif)
اگر صبح قیامت را شبی است ،
آن شب است امشب
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
طبیب از من ملول و جان ز حسرت
بر لب است امشب
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
برادر جان یکی سر بر کن از خواب و تماشا کن

که زینب بی تو چون در ذکر
یا رب یا رب است امشب
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
جهان پر انقلاب و من غریب ، این دشت پر وحشت
تو در خواب خوش و بیمار
در تاب و تب است امشب
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
سرت مهمان خولی و تنت با ساربان همدم
مرا با هر دو اندر دل
هزاران مطلب است امشب
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
صبا از من به زهرا( س) گو بیا ، شام غریبان بین
که گریان دیده ی دشمن
به حال زینب است امشب
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46234119608691960580.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46234119608691960580.gif)

neginsabz
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۱۳:۴۳
http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/01%20esfand/02/0009037%20%281%29.jpg
دلت مي‌خواهد كه طاقت بياوري،
صبوري كني و حتي به حسين دلداري بدهي.‏‎
بچه‌ها چشمشان به‎ ‎توست؛
تو اگر آرام باشي، آرامش مي‌گيرند و اگر تو بي تابي كني،
طاقت از كف ‏مي‌دهند‎.
سجاد كه در خيمه تيمار تو خفته است،
حادثه را در آينه نگاه تو دنبال مي‌كند‎.
پس تو بايد آنچنان با آرامش و طمأنينه باشي،
انگار كه همه چيز منطبق بر‎ ‎روال معهود پيش مي‌رود.
و ‏مگر نه چنين است؟
مگر تو از بدو ورود به اين جهان، خودت‎ ‎را مهياي اين روز نمي‌كردي؟‎
پس بايد قطره قطره آب شوي و سكوت كني.
جرعه جرعه‎ ‎خون دل بخوري و دم برنياوري.
همچنان كه ‏از صبح چنين كرده اي.
حسين از صبح با تك‎ ‎تك هر صحابي، به شهادت رسيده است،
با قطره قطره ‏خون هر شهيد، به زمين نشسته است و‎ ‎تو هر بار به او تسلي بخشيده اي.
هر بار قلبش را گرم كرده ‏اي و اشك از ديدگان دلش‎ ‎سترده‌اي.‏‎
هر بار كه از ميدان باز آمده است، افزايش موهاي سپيد سر و رويش را‎ ‎شماره كرده‌اي، به همان ‏تعداد، در خود شكسته‌اي، اما خم به ابرو نياوري.‏‎
خواهر اگر تعداد موهاي سپيد برادرش را نداند كه خواهر نيست. خواهر اگر عمق‎ ‎چروكهاي پيشاني ‏برادرش را نشناسد كه خواهر نيست. تازه اينها مربوط به ظواهر است.‏‎
‎اينها را چشم هر خواهري ‏مي‌تواند در سيماي برادرش ببيند.
زينب يعني شناساي بندهاي‎ ‎دل حسين،
يعني زيستن در ‏دهليزهاي قلب حسين،
عبور كردن از رگهاي حسين و تپيدن با‎ ‎نبض حسين.
زينب يعني حسين در ‏آينه تأنيث.
زينب يعني چشيدن خار پاي حسين با چشم.
‏‎ ‎زينب يعني كشيدن بار پشت حسين، بر دل.‏‎
وقتي از سر جنازه مسلم بن عوسجه آمد،
‎ ‎وقتي كه كه محاسنش به خون حبيب، خضاب شد، وقتي ‏كه رمق پاهايش را در پاي پيكر حر بن‎ ‎يزيد رياحي ريخت، وقتي كه از كنار سجاده خونين عمرو بن خالد ‏صيداوي برخاست، وقتي‎ ‎كه جگرش با ديدن زخمهاي سعيد بن عبدالله شرحه شرحه شد، وقتي كه ‏عبدالله و عبدالرحمن‎ ‎غفاري با سلام وداع،
چشمان او را به اشك نشاندند، وقتي كه زهير به آخرين ‏نگاهش دل‎ ‎حسين را به آتش كشيد، وقتي كه خون وهب و همسرش، عاشقانه به هم آميخت و ‏پيش پاي‎ ‎حسين ريخت، وقتي كه جون، در واپسين لحظات عروج، سراسر وجودش را به رايحه حضور‎ ‎حسين، معطر كرد، وقتي كه.‏‎..
در تمام اين اوقات و لحظات، نگاه تو بود كه به او‎ ‎آرامش مي‌داد و دستهاي تو بود كه اشكهاي وجودش ‏را مي‌سترد‎.
هر بار كه از ميدان مي‌آمد، تو بار غم از نگاهش بر مي‌داشتي و بر دلت مي‌گذاشتي.‏‎
حسين با هر بار‎ ‎آمدن و رفتن، تعزيتهايش را به دامان تو مي‌ريخت و التيام از نگاه تو مي‌گرفت. اين‎ ‎بود ‏كه هر بار، سنگين مي‌آمد اما سبكبال باز مي‌گشت. خسته و شكسته مي‌آمد، اما‎ ‎برقرار و استوار باز ‏مي‌گشت.‏‎
اكنون نيز دلت مي‌خواهد كه طاقت بياوري، صبوري‎ ‎كني و حتي به حسين دلداري بدهي. همچنانكه ‏از صبح تاكنون كه آفتاب از نيمه آسمان‎ ‎گذشته است چنين كرده اي. اما اكنون ماجرا متفاوت است.‏‎
اكنون اين دل شرحه شرحه‎ ‎توست كه بر دوش جوانان بني هاشم به سوي خيمه‌ها پيش مي‌آيد‎.
اكنون اين ميوه جان‎ ‎توست كه لگدمال شده در زير سم ستوران به تو باز پس داده مي‌شود‎.
علي اكبر براي‎ ‎تو تنها يك برادر زاده نيست.
تجلي اميدها و آرمانهاي توست. تجلي دوست داشتنهاي‎ ‎توست. علي اكبر پيامبر دوباره توست.‏‎
نشاني از پدر توست. نمادي از مادر توست.‏‎ ‎علي اكبر براي تو التيام شهادت محسن است. شهيد ‏نيامده. غنچه پيش از شكفتن پرپر‎ ‎شده.‏‎
شهادت محسن، اولين شهادت در ديدرس تو بود.
تو چهار ساله بودي كه فرياد‎ ‎مادر را از ميان در و ‏ديوار شنيدي كه‎
"محسنم را كشتند"
‏‎ ‎و به سويش دويدي.‏‎
شهادت محسن بر دلت زخمي ماندگار شد.
شهادت‎ ‎برادر در پيش ‍ چشمهاي چهار ساله خواهر.
و تا ‏علي اكبر نيامد، اين زخم التيام‎ ‎نپذيرفت.‏‎
اكنون اين مرهم زخم توست كه به خون آغشته شده است.
اكنون اين زخم‎ ‎كهنه توست كه سر باز ‏كرده است.‏‎
دوست داشتي حسين را دمادم در آغوش بگيري و بوي‎ ‎حسين را با شامه تمامي رگهايت استشمام ‏كني. اما تو بزرگ بودي و حسين بزرگتر و شرم‎ ‎هميشه مانع مي‌شد مگر كه بهانه اي پيش مي‌آمد؛ ‏سفري، فراق چند روزه‌اي، تسلاي‎ ‎مصيبتي و... تو هميشه به نگاه اكتفا مي‌كردي و با چشمهايت بر ‏سر و روي حسين بوسه مي‌زدي.‏‎
وقتي علي اكبر آمد، ميوه بهانه چيده شد و همه موانع برچيده.‏‎
حسين‎ ‎كوچكت هميشه در آغوش تو بود و تو مي‌توانستي تمامي احساسات حسين طلبانه‌ات را نثار‎ ‎او مي‌كني.‏‎
از آن پس، هرگاه دلت براي حسين تنگ مي‌شد،
بوسه بر گونه‌هاي علي‎ ‎اكبر مي‌زدي.‏‎
از آن پس، علي اكبر بود و در دامان مهر تو.
علي اكبر بود و‎ ‎دستهاي نوازش‍ تو،
علي اكبر بود و ‏نگاهاي پرستش تو و...
حسين بود و ادراك عاطفه‎ ‎تو‎.
و اكنون نيز حسين بهتر از هر كس اين رابطه را مي‌فهمد و عمق تعزيت تو را درك مي‌كند‎.
دلت مي‌خواهد كه طاقت بياوري، صبوري كني و حتي به حسين دلداري بدهي.‏‎
اما چگونه؟
با اين قامت شكسته كه نمي‌توان خيمه وجود حسين را عمود شد‎.
با‎ ‎اين دل گداخته كه نمي‌توان بر جگر حسين مرهم گذاشت.‏‎
اكنون صاحب عزا تويي.‏‎ ‎چگونه به تسلاي حسين برخيزي؟‎
نيازي نيست زينب! اين را هم حسين خوب مي‌فهمد‎.
وقتي پيكر پاره پاره علي اكبر به نزديكي خيمه‌ها مي‌رسد.
و وقتي تو شيون‎ ‎كنان و صيحه زنان خودت ‏را از خيمه بيرون مي‌اندازي،
وقتي به پهناي صورت اشك مي‌ريزي و روي به ناخن مي‌خراشي،
وقتي ‏تا رسيدن به پيكر علي، چند بار زمين مي‌خوري و‎ ‎برمي خيزي، وقتي خودت را به روي پيكر علي اكبر ‏مي‌اندازي، حسين فرياد مي‌زند كه:‏‎ "زينب را دريابيد‎".‏‎
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20(61).gif

حسيني كه خود‎ ‎قامتش در اين عزا شكسته است و پشتش دوتا شده است. حسيني كه غم عالم ‏بر دلش نشسته‎ ‎است و جهان، پيش چشمان اشكبارش تيره و تار شده است. حسيني كه خود بر ‏بلندترين‎ ‎نقطه عزا ايستاده است، فقط نگران حال توست و به ديگران نهيب مي‌زند كه:‏‎
"زينب را ‏دريابيد. هم الان است كه قالب
تهي كند و كبوتر جان از نفس‎ ‎تنش بگريزد‎".‏
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46234119608691960580.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46234119608691960580.gif)

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۱۹:۰۸
http://www.shiaupload.ir/images/70424115036391906913.jpg



رسالت ‏حضرت زینب علیهاالسلام چه بود؟


نوشتن درباره رسالت‏حضرت زینب كارى بس مشكل و طاقت فرساست، اما بر حسب ضرورت، اشاره‏اى كوتاه و مختصر به آن مى‏كنیم. چون زینب تربیت‏شده خاندان وحى و امامت ‏بود و به حقیقت دین آشنایى كامل داشت، وقتى دین را در دست عده‏اى ستمگر دید و مردم زمانه را از ظلم و جور حكام خود غافل یافت‏ به صرافت دریافت اگر مردم را به گونه‏اى از بدعتها و ظلم و ستمها و ناحق بودن حاكمان زمانه آگاه نسازند از دین چیزى جز ظاهر آن باقى نمى‏ماند، از این رو با امام حسین علیه‌السلام همراه شد به امید آن كه نادرستیها و ناشایستگیها را از دین بزدایند.
البته تا زمانى كه امام حسین علیه‌السلام در قید حیات بودند ایشان در همه امور از امام علیه‌السلام اطاعت مى‏كرد، اما وقتى متوجه شد از مردان بنى‏هاشم كسى جز امام زین العابدین علیه‌السلام باقى نمانده و او هم چنان رنجور است كه تا مدتها توان ندارد به وظایف امامت‏ خویش قیام كند تصمیم گرفت در كنار امام سجاد علیه‌السلام به رسالتى كه براى خویش احساس مى‏كرد عمل نماید. زینب علیهاالسلام موارد زیر را از وظایف اصلى رسالت ‏خویش مى‏دانست:

1. سعى داشت در هر فرصتى با خطبه و سخنرانى عمال و حكومتیان را رسوا سازد و مردم را از جنایتى كه آنان مرتكب شده بودند آگاه نماید، تا با مفتضح ساختن دستگاه حكومتى خون عزیزانش هدر نرود و انقلاب كربلا بى‏ثمر نماند، انقلابى كه ثمره‏اش معیارى براى تمیز حق از ناحق بود.

2. آرامش دادن به زنان و كودكان داغدیده تا مبادا با ناله و شیون دشمن كام گردند و دشمن از حال رقت‏بار آنان شاد شود.

3. سومین وظیفه‏اى كه زینب علیهاالسلام خویش را به آن ملزم مى‏دید مراقبت از امام سجاد علیه‌السلام بود، به همین علت‏خود را در جلو شمشیرهایى مى‏انداخت كه قصد داشتند امام را به شهادت برسانند.

تنظیم برای تبیان: گروه دین و اندیشه – حسین عسگری



http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/48391095277948927178.jpg (http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/48391095277948927178.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۲۱:۱۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47021280437038346352.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47021280437038346352.jpg)

عبادت وبندگی حضرت زینب


زینب علیهاالسلام به خوبى از قرآن آموخته بود، كه هدف از آفرینش و خلقت انسان رسیدن به قله كمال بندگى است. «ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون‏» «من جن و انس را نیافریدم جز براى این كه عبادت كنند.» او عبادت‏ها و نماز شب‏هاى پدر و مادر را از نزدیك دیده بود. او در كربلا شاهد بود كه برادرش امام حسین علیه السلام در شب عاشورا به عباس فرمود:
«ارجع الیهم واستمهلهم هذه المشیه الى غد لقد نصلى لربنا اللیله وندعوه و نستغفره فهو یعلم انى احب الصلوه له وتلاوه كتابه وكثره الدعاء والاستغفار (8)
به سوى آنان باز گرد و این شب را تا فردا مهلت‏ بگیر تا بتوانیم امشب را به نماز و دعا و استغفار در پیشگاه خدایمان مشغول شویم. خدا خود مى‏داند كه من نماز، قرائت قرآن، زیاد دعا كردن و استغفار را دوست دارم .»
در این جملات صحبت از اداى تكلیف نیست، بلكه سخن از عشق به عبادت و نماز است. شب خیز كه عاشقان به شب راز كنند
گرد در بـــام دوســـت پــرواز كنند
هر جـــا كه درى بـود به شــب در بندند
الا دردوست را كه شب باز كنند

حضرت زینب علیهاالسلام نیز ازعاشقان عبادت و شب زنده داران عاشق بود، و هیچ مصیبتى او را از عبادت باز نداشت. امام سجاد علیه السلام فرمود:
«ان عمتى زینب كانت تؤدى صلواتها، من قیام الفرائض والنوافل عند مسیرنا من الكوفه الى الشام وفى بعض منازل كانت تصلى من جلوس لشده الجوع والضعف ؛

عمه‏ام زینب در مسیر كوفه تا شام همه نمازهاى واجب و مستحب را اقامه مى‏نمود و در بعضى منازل از شدت گرسنگى و ضعف، نشسته نماز می گزارد.»

امام حسین علیه السلام كه خود معصوم و واسطه فیض الهى است هنگام وداع به خواهر عابده‏اش مى‏فرماید:« یا اختاه لا تنسینى فى نافله اللیل ؛

خواهر جان! مرا در نماز شب فراموش مكن!» این نشان از آن دارد كه این خواهر، به قله رفیع بندگى و پرستش راه یافته و به حكمت و هدف آفرینش دست ‏یازیده است




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81625657711576954463.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81625657711576954463.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۲۱:۳۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/19583588806316808654.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/19583588806316808654.jpg)


فرازی از زیارت مفجعه حضرت زینب کبری(سلام الله علیها

«بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ»

اَلـسَّـلامُ عَلَیکِ یـَا مـَن ظَهـَرَت مَحـَبـَّتهَا لِلحُسَـیـنِ المَظلوُمِ(عَلَیهِ السَّلامُ) فِی مَوارِدَ عَدیدَةٍ،
سلام بر تو ای کسی که آشکار شد دوستی او برای حـسـیـن مـظـلوم(علیه السلام) در جاهای بسیار سخت،

وَ تَــحــمِــلُ الـــمـــَصـــآئـــِبَ الــمُــحــرِقــَةِ لـِلـقُــلــوُبِ مــَعَ تَـحَــمُّــلاتٍ شــــَدیـــدَةٍ،
و انـــدوه هـــای دلـــســوز را پـــذیـــرفــت بــا پــذیــرفــتــن مــصــیــبــت هــای ســـخـــت،

اَلـسَّــــلامُ عَــلـَیـکِ یــَا مَـــن حـَفَــظَــتِ الإمَـــامَ فِـی یـَـومِ عَــاشـــوُراءِ فِــی قـَتـلــی،
ســلام بـر تـو ای کـســی کـه نـگـهـداری کــرد امـام را در روز عـاشــوراء در مـیـان کـشـتـگــان،

وَ بَـذَلَـت نـَفـسَـهَا فِـی نَجـاتِ زَیـنِ الـعـابـِدینَ(عَلَیهِ السَّلامُ) فِی مَجـلِسِ اَشـقـَی الأشـقـِیاءِ،
و جانش را فدا کرد در نجات و رهایی زین العابدین(علیه السلام) درمجلس بدبخت ترین بدبختها،

وَ نَـطَـقَـت کَـنُطـقِ عَـلِیٍّ (عَلَیهِ السَّلامُ)، فِی سُکَکِ الکُـوفَةِ، وَ حَولـُها کـَثیـرٌ مِنَ الأعـدآءِ،
و سخن گفت مانند سخن گفتن پدرش امیرالمؤمنین عـلی (علیه السلام)، در کوچه های کوفه،در حالی که اطراف او دشمنان بسیار بودند،

اَلـــسّــــَلــــامُ عَـــلَـیـــکِ یَـــا مــَن نـَطَــحـــَت جَـــبــیــنـُهــا بـِمُـــقّــَدَمِ الــمــَحــمــِلِ،
ســــلــام بـــر تــــو ای کـــســــی کــه زد پــیــشــانــیــش را بــــه جـــلـــوی کـــجــــاوه،

اِذا رَأَت رَأسَ سَــیــِّدِالــشُّــهَــد اءِ(عـَلـَیهِ الـسَّـلام) ، وَ یـَخـرُجُ الـدَّمُ مــِن تـَحـتِ قـِنـاعِـهـا،
زمانی که دید سر مطهر سیدالشهداء (علیه السلام) را، و بیرون می آمد خون از زیر سرپوش او،

وَ مِـن مـَحمـِلِها، بِحَـیثُ یـَری مِن حـَولِهَـا الأعـداءِ، اَلـسَّلامُ عَـلَیکِ یَا تالِیَ الـمَعـصُومِ،
و از زیر کجاوه او،بطوریکه میدیدند از اطراف او دشمنان،سلام بر تو ای هم ردیف امام معصوم،

اَلسَّلامُ عَلَیکِ یَامُمتَحِنَةً فِی تَحَمُّلاتِ المَصآئِبِ کَالحُسَینِ المَظلوُمِ، وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ.
سلام بر تو ای آزمایش شده در بردباری سختی ها مانند حسین مظلوم(علیه السلام)، و برکاتو افزونی های خدای تعالی بر تو.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97631842284776492588.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97631842284776492588.jpg)

neginsabz
۱۳۹۰/۰۳/۲۹, ۰۹:۲۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_476.gif
منزلت والای حضرت زینب(س)

http://www.shiaupload.ir/images/70424115036391906913.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1390/03/1172182261446211443160229124151215519810544.jpg)
روایت شده است که هرگاه حضرت زینب(س) به دیدار برادر گرامی اش امام حسین(ع) می رفت، آن حضرت به احترام خواهرش، از جا برمی خاست و او را در جای خود می نشاند. این نشان دهنده منزلت والای حضرت زینب(س) است.
خطبه حضرت زینب کبری در شام و در برابر طاغوت زمان حماسه بلندی است که آسمان فرساترین همت های مردانه را در برابر شکوه خود به کرنش وا می دارد و یادآور شجاعت علیّ مرتضی و فصاحت و بلاغت حضرت فاطمه زهراست. در زیر بخش هایی از آن را مرور می کنیم:
عاقبت زشتکاران

سپاس پروردگار عالمیان را و درود بر پیامبرش و خاندان او. راست گفت خداوند که فرمود: آنها که زشتکاری کنند و به بدکاری رو آورند، عاقبتشان بدانجا رسد که آیات خدا را دروغ شمرند و آن را به سخره گیرند. ای یزید، آیا گمان کردی که چون عرصه را بر ما تنگ کردی و آسمان را پیش چشممان تاریک، و چون مانند اسیران در شهرها گرداندیمان، ما نزد خدا بی مقدار شدیم و تو کرامتمند و گمان بردی که این پیش آمدها از مقام ارجمند توست؟ و از این رو برخود می بالی و ناز می کنی و شادی که دنیا به میل توست و روزگار بر وفق مراد تو و سلطنت تنها از آن تو؟ آرام تر یزید! آرام تر! از یاد بردی سخن خدا را که فرمود: آنان که به راه کفر رفتند، گمان نکنند این دو روزه مهلتی که به آنها دادیم مقدمه سعادت آنهاست؛ نه، بلکه این مهلت برای آن است که بر گناهان خود بیفزایند و آنان را عذابی خوار کننده در پیش است.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_476.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۳/۲۹, ۰۹:۲۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_476.gif
نتیجه کفر

ای پسر آزاد شده به دست پیامبر! آیا این از سر عدل است که زنان تو در پرده باشند و زنان آل محمد بی پرده همراه دشمنان در شهر گردانده شوند؟ اهل منازل به تماشایشان بایستاند و از دور و نزدیک، پست و شریف بر آنها بنگرند و حال آنکه یاوری از مردان آنها با آنها باقی نمانده است و نه از حامیان آنها کسی زنده است؟ اینها از سر سرکشی و عصیان توست با خدا و دشمنی تو با رسول خدا و پشت کردن تو به آنچه از سوی خداست. و بر این عمل تو تعجبی نیست و جز این امید نمی رود از تو که اینها نتیجه کفر است. دست در خون فرزندان پیامبر بردی و خورشید آل عبدالمطلب را خاموش کردی. دیری نپاید که آرزو کنی کاش دست و پایم فلج و زبانم لال می شد و کاش مادرم مرا متولد نکرده بود، آن روز که پا در وادی خشم خدا نهادم و به دشمنی پیامبرش برخاستم.
http://img.tebyan.net/big/1390/03/215105100137246228899369186125631675627.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1390/03/2371247219225112718253218649711162489619.jpg)
پناه آل محمد(ص)

ای یزید، اگر امروز ما را به قهر و چیرگی، غنیمتی انگاشتی، دیری نپاید که غرامت از تو باز ستانده شود و تهی دست باشی، مگر به آنچه از پیش فرستاده ای. خداوند به بندگانش ستمکار نیست. ما به خدا شکوه بریم و به سوی او پناه گیریم. و اما تو چنان که توانی جهد کن و حیله بیفکن؛ اما قسم به آنکه ما را به وحی و کتاب و نبوت شرافت داد، نخواهی توانست دوران ما را به سرآوری و از هدف بازمان داری و ناممان را محو کنی و این ننگ از دامان تو پاک نخواهد شد. حال بنگر که آیا جز به پلیدی اندیشیده ای؟ که روزگارت دو روزی است و جمعیت تو پراکنده جمعیتی، آن روز که منادی فریاد کند لعنت خدا بر ستمکاران است.
سپاس خدا

سپاس خدایی را که ابتدای کار ما را سعادت و مغفرت و پایان آنرا شهادت و رحمت قرار داد. الهی، نعمتت را بر شهیدان ما لبریز کن، بر اجر و مزدشان بیفزا و ما را جانشینانی نیکو بدار. به درستی که خدا بخشنده و مهربان است.

http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/48391095277948927178.jpg (http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/48391095277948927178.jpg)

منبع: منیره زارعان و محمد طالبیان

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۳/۱۶, ۱۲:۰۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68280470856758708140.gif
۩★*★۩محمل نشین عرش کبریا ۩★*★۩
ویژه نامه وفات عقیلة العرب ، بزرگ بانوی قهرمان
کربلا بنت الحیدر ،‌حضرت زینب سلام الله علیها
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53415634547663269457.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53415634547663269457.gif)

http://www.ayehayeentezar.com/upload/files/va.h.zeynab.ask.swf

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53415634547663269457.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53415634547663269457.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۳/۱۶, ۱۲:۱۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68247745443518764489.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68247745443518764489.gif)


ابی‏ حجاف از محمد بن عمر بن حسن، از زینب، به نقل از فاطمه علیهاالسلام و اشجع،
بلید بن سلیمان (از ابی‏حجاج، محمد بن عمرو هاشمی)
از زینب دختر علی (علیه‌السلام) نقل كرد كه فاطمه علیهاالسلام فرمود:

«قالت فاطمه علیهاالسلام: ان رسول الله قال لعلی اما انك یابن ‏ابی‏طالب و شیعتك فی‏الجنه‏»،
«و سَیجی‏ء اقوام ینتحلون حبكَ ثم‏ یمرقونَ مِنَ الاسلامِ كما یمرق السهم مِن الرمیه»؛

رسول خدا به ‏علی (علیه‌السلام) فرمود:
«ای پسر ابوطالب! همانا تو و رهروان تو در بهشت ‏اند
و به زودی قومی می‏آیند كه از دوستی تو سخن می‏گویند.
آنگاه از اسلام فرار می‏كنند، مانند پرت شدن تیر از كمان.»



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54422401500908964500.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54422401500908964500.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۳/۱۶, ۱۲:۱۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31639388741650715311.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31639388741650715311.gif)


زينب فرشته بود و پر خويش وا نكرد




اين كار را براى رضاى خدا نكرد





پر مى‏ گشود اگر،همه را باد برده بود




سيمرغ بود و جلوه بى انتها نكرد





اين كربلا چه بود كه جز اين مسافرت



او را ز جان عزيزتر خود جدا نكرد





گيسوى آيه ‏هاى نجيبى كه مى ‏وزيد




با معجر شكسته زينب چه ‏ها نكرد





ياد رقيه حرف گلو گير زينب است



حرفى كه تار صوتى او خوب ادا نكرد





آرى غذا نداشت ولى در تمام راه



يكبار هم نماز شبش را قضا نكرد





بيگانه بر غريبى زينب سلام كرد


كارى كه هيچ رهگذر آشنا نكرد


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/13578525179279278323.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/13578525179279278323.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۳/۱۶, ۱۲:۵۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_ve.h.zeynab__6_.gif

زینب کبری(س) به دنیا آمده بود
تا صبر و شکیبایی را از حضور
خویش شرمسار کند.

آه از نماز شب نشسته
و قامت نا گهان خمیده !
آه از موی سپید یک شبه
!...آه از دل زینب !

آه،ای ام المصائب،
تمام داغ‌ها و سوگ‌ها،
در حضور مصیبت‌های تو
رنگ می‌بازد و از یاد می‌روند.

تمام زمین وزمان بر کربلا می‌گریند
و تمام کربلا بر زینب(س)
وفات حضرت زینب(س) تسلیت باد




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11218212465033281328.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11218212465033281328.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۳/۱۶, ۱۴:۳۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_ve.h.zeynab__17_.gif

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68547065558166308504.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68547065558166308504.gif)
تقدیم به ساحت مقدس اسوه صبر ومحبت و ایثار
حضرت زینب سلام الله علیها
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68547065558166308504.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68547065558166308504.gif)




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif)▌ *๑۩๑ * ▌ ويژه نامه وفات عقيله العرب،حضرت زينب سلام الله عليها▌*๑۩๑*▌( سال گذشته ) (http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread273 82.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif)۩ ♥ ۩ زينب امد شام را شام غريبان کرد و رفت... ۩ ♥ ۩

(http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread316 09.html) (http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread316 09.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif)*ıllıllı * پيامک هاي تسليت وفات جانگداز عقيله بني هاشم * ıllıllı * (http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread273 83.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif)▐ ۩* ۩ ▐گالري تصاوير ويژه وفات ام المصائب،زينب کبري(س) ▐ ۩* ۩ ▐

(http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread273 86.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif)₪₪₪ عقیلة العرب ( مداحی و روضه خوانی در سوگ حضرت زینب *س* ) ₪₪₪ (http://www.askquran.ir/thread31634.html)




(http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread273 86.html)http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/tavajoh.gifمقالاتhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/tavajoh.gif
(http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread273 86.html)


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif)▐★♥★ ▐حضرت زینب علیهاالسلام درنگاهی کوتاه ▐★♥★ ▐ (http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread308 01.html)


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif)*★▐★* (http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread308 02.html)شخصیت روائی حضرت زینب سلام الله علیها*★▐★*


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif)♥ ╬♥╬ ♥بانوی کربلا (حضرت زينب عليهاالسلام)♥ ╬♥╬♥ (http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread316 19.html)

(http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread293 46.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif)๑ஜ๑... حضرت زينب ؛ فرزند كوثر ...๑ஜ๑ (http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread316 17.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif)▐**✿**▐فضائل حضرت زینب علیهاالسلام ▐**✿**▐ (http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread308 03.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif)(●●*۩*●●)حضر زینب (س) بانوی قهرمان کربلا ، اسوه فضائل (●●*۩*●●) (http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread293 46.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif)۞ *‍‍‍‍ ۞- حضرت زينب (سلام الله علیها) مادر عاشورا -۞ *‍‍‍‍ ۞ (http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread316 18.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif)۩✿۩ القاب حضرت زینب علیه السلام ۩✿۩. (http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread308 04.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif)◕✿◕.... چهارده نكته از زندگاني حضرت زينب (عليها السلام) ....◕✿◕ (http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread316 22.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif)* *╬♥╬* توضیح مختصری پیرامون القاب حضرت زینب (س) *╬♥╬* (http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread316 16.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif)۞۩*۩۞ زيار نامه حضرت زينب علیها السلام با ترجمه فارسي ۞۩*۩۞ (http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread316 15.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif)★❊★....زینب کبری از نگاه اهل سنت....★❊★ (http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread316 20.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif)چرا حضرت زینب (س) جزء اعضای حدیث کساء نیست ؟ (http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread308 14.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95187101812068391375.gif)سوال درخصوص حضرت زينب سلام الله عليها (http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread272 72.html)




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95868844464389105308.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95868844464389105308.gif)

neginsabz
۱۳۹۱/۰۳/۱۶, ۱۵:۳۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46234119608691960580.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46234119608691960580.gif)


اگر صبح قیامت را شبی است ،
آن شب است امشب
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
طبیب از من ملول و جان ز حسرت
بر لب است امشب
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
برادر جان یکی سر بر کن از خواب و تماشا کن

که زینب بی تو چون در ذکر
یا رب یا رب است امشب
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
جهان پر انقلاب و من غریب ، این دشت پر وحشت
تو در خواب خوش و بیمار
در تاب و تب است امشب
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
سرت مهمان خولی و تنت با ساربان همدم
مرا با هر دو اندر دل
هزاران مطلب است امشب
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
صبا از من به زهرا( س) گو بیا ، شام غریبان بین
که گریان دیده ی دشمن
به حال زینب است امشب
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46234119608691960580.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46234119608691960580.gif)

neginsabz
۱۳۹۱/۰۳/۱۶, ۱۵:۴۱
دلت مي‌خواهد كه طاقت بياوري،
صبوري كني و حتي به حسين دلداري بدهي.‏‎
بچه‌ها چشمشان به‎ ‎توست؛
تو اگر آرام باشي، آرامش مي‌گيرند و اگر تو بي تابي كني،
طاقت از كف ‏مي‌دهند‎.
سجاد كه در خيمه تيمار تو خفته است،
حادثه را در آينه نگاه تو دنبال مي‌كند‎.
پس تو بايد آنچنان با آرامش و طمأنينه باشي،
انگار كه همه چيز منطبق بر‎ ‎روال معهود پيش مي‌رود.
و ‏مگر نه چنين است؟
مگر تو از بدو ورود به اين جهان، خودت‎ ‎را مهياي اين روز نمي‌كردي؟‎
پس بايد قطره قطره آب شوي و سكوت كني.
جرعه جرعه‎ ‎خون دل بخوري و دم برنياوري.
همچنان كه ‏از صبح چنين كرده اي.
حسين از صبح با تك‎ ‎تك هر صحابي، به شهادت رسيده است،
با قطره قطره ‏خون هر شهيد، به زمين نشسته است و‎ ‎تو هر بار به او تسلي بخشيده اي.
هر بار قلبش را گرم كرده ‏اي و اشك از ديدگان دلش‎ ‎سترده‌اي.‏‎
هر بار كه از ميدان باز آمده است، افزايش موهاي سپيد سر و رويش را‎ ‎شماره كرده‌اي، به همان ‏تعداد، در خود شكسته‌اي، اما خم به ابرو نياوري.‏‎
خواهر اگر تعداد موهاي سپيد برادرش را نداند كه خواهر نيست. خواهر اگر عمق‎ ‎چروكهاي پيشاني ‏برادرش را نشناسد كه خواهر نيست. تازه اينها مربوط به ظواهر است.‏‎
‎اينها را چشم هر خواهري ‏مي‌تواند در سيماي برادرش ببيند.
زينب يعني شناساي بندهاي‎ ‎دل حسين،
يعني زيستن در ‏دهليزهاي قلب حسين،
عبور كردن از رگهاي حسين و تپيدن با‎ ‎نبض حسين.
زينب يعني حسين در ‏آينه تأنيث.
زينب يعني چشيدن خار پاي حسين با چشم.
‏‎ ‎زينب يعني كشيدن بار پشت حسين، بر دل.‏‎
وقتي از سر جنازه مسلم بن عوسجه آمد،
‎ ‎وقتي كه كه محاسنش به خون حبيب، خضاب شد، وقتي ‏كه رمق پاهايش را در پاي پيكر حر بن‎ ‎يزيد رياحي ريخت، وقتي كه از كنار سجاده خونين عمرو بن خالد ‏صيداوي برخاست، وقتي‎ ‎كه جگرش با ديدن زخمهاي سعيد بن عبدالله شرحه شرحه شد، وقتي كه ‏عبدالله و عبدالرحمن‎ ‎غفاري با سلام وداع،
چشمان او را به اشك نشاندند، وقتي كه زهير به آخرين ‏نگاهش دل‎ ‎حسين را به آتش كشيد، وقتي كه خون وهب و همسرش، عاشقانه به هم آميخت و ‏پيش پاي‎ ‎حسين ريخت، وقتي كه جون، در واپسين لحظات عروج، سراسر وجودش را به رايحه حضور‎ ‎حسين، معطر كرد، وقتي كه.‏‎..
در تمام اين اوقات و لحظات، نگاه تو بود كه به او‎ ‎آرامش مي‌داد و دستهاي تو بود كه اشكهاي وجودش ‏را مي‌سترد‎.
هر بار كه از ميدان مي‌آمد، تو بار غم از نگاهش بر مي‌داشتي و بر دلت مي‌گذاشتي.‏‎
حسين با هر بار‎ ‎آمدن و رفتن، تعزيتهايش را به دامان تو مي‌ريخت و التيام از نگاه تو مي‌گرفت. اين‎ ‎بود ‏كه هر بار، سنگين مي‌آمد اما سبكبال باز مي‌گشت. خسته و شكسته مي‌آمد، اما‎ ‎برقرار و استوار باز ‏مي‌گشت.‏‎
اكنون نيز دلت مي‌خواهد كه طاقت بياوري، صبوري‎ ‎كني و حتي به حسين دلداري بدهي. همچنانكه ‏از صبح تاكنون كه آفتاب از نيمه آسمان‎ ‎گذشته است چنين كرده اي. اما اكنون ماجرا متفاوت است.‏‎
اكنون اين دل شرحه شرحه‎ ‎توست كه بر دوش جوانان بني هاشم به سوي خيمه‌ها پيش مي‌آيد‎.
اكنون اين ميوه جان‎ ‎توست كه لگدمال شده در زير سم ستوران به تو باز پس داده مي‌شود‎.
علي اكبر براي‎ ‎تو تنها يك برادر زاده نيست.
تجلي اميدها و آرمانهاي توست. تجلي دوست داشتنهاي‎ ‎توست. علي اكبر پيامبر دوباره توست.‏‎
نشاني از پدر توست. نمادي از مادر توست.‏‎ ‎علي اكبر براي تو التيام شهادت محسن است. شهيد ‏نيامده. غنچه پيش از شكفتن پرپر‎ ‎شده.‏‎
شهادت محسن، اولين شهادت در ديدرس تو بود.
تو چهار ساله بودي كه فرياد‎ ‎مادر را از ميان در و ‏ديوار شنيدي كه‎
"محسنم را كشتند"
‏‎ ‎و به سويش دويدي.‏‎
شهادت محسن بر دلت زخمي ماندگار شد.
شهادت‎ ‎برادر در پيش ‍ چشمهاي چهار ساله خواهر.
و تا ‏علي اكبر نيامد، اين زخم التيام‎ ‎نپذيرفت.‏‎
اكنون اين مرهم زخم توست كه به خون آغشته شده است.
اكنون اين زخم‎ ‎كهنه توست كه سر باز ‏كرده است.‏‎
دوست داشتي حسين را دمادم در آغوش بگيري و بوي‎ ‎حسين را با شامه تمامي رگهايت استشمام ‏كني. اما تو بزرگ بودي و حسين بزرگتر و شرم‎ ‎هميشه مانع مي‌شد مگر كه بهانه اي پيش مي‌آمد؛ ‏سفري، فراق چند روزه‌اي، تسلاي‎ ‎مصيبتي و... تو هميشه به نگاه اكتفا مي‌كردي و با چشمهايت بر ‏سر و روي حسين بوسه مي‌زدي.‏‎
وقتي علي اكبر آمد، ميوه بهانه چيده شد و همه موانع برچيده.‏‎
حسين‎ ‎كوچكت هميشه در آغوش تو بود و تو مي‌توانستي تمامي احساسات حسين طلبانه‌ات را نثار‎ ‎او مي‌كني.‏‎
از آن پس، هرگاه دلت براي حسين تنگ مي‌شد،
بوسه بر گونه‌هاي علي‎ ‎اكبر مي‌زدي.‏‎
از آن پس، علي اكبر بود و در دامان مهر تو.
علي اكبر بود و‎ ‎دستهاي نوازش‍ تو،
علي اكبر بود و ‏نگاهاي پرستش تو و...
حسين بود و ادراك عاطفه‎ ‎تو‎.
و اكنون نيز حسين بهتر از هر كس اين رابطه را مي‌فهمد و عمق تعزيت تو را درك مي‌كند‎.
دلت مي‌خواهد كه طاقت بياوري، صبوري كني و حتي به حسين دلداري بدهي.‏‎
اما چگونه؟
با اين قامت شكسته كه نمي‌توان خيمه وجود حسين را عمود شد‎.
با‎ ‎اين دل گداخته كه نمي‌توان بر جگر حسين مرهم گذاشت.‏‎
اكنون صاحب عزا تويي.‏‎ ‎چگونه به تسلاي حسين برخيزي؟‎
نيازي نيست زينب! اين را هم حسين خوب مي‌فهمد‎.
وقتي پيكر پاره پاره علي اكبر به نزديكي خيمه‌ها مي‌رسد.
و وقتي تو شيون‎ ‎كنان و صيحه زنان خودت ‏را از خيمه بيرون مي‌اندازي،
وقتي به پهناي صورت اشك مي‌ريزي و روي به ناخن مي‌خراشي،
وقتي ‏تا رسيدن به پيكر علي، چند بار زمين مي‌خوري و‎ ‎برمي خيزي، وقتي خودت را به روي پيكر علي اكبر ‏مي‌اندازي، حسين فرياد مي‌زند كه:‏‎ "زينب را دريابيد‎".‏‎
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/Graphic%20(61).gif

حسيني كه خود‎ ‎قامتش در اين عزا شكسته است و پشتش دوتا شده است. حسيني كه غم عالم ‏بر دلش نشسته‎ ‎است و جهان، پيش چشمان اشكبارش تيره و تار شده است. حسيني كه خود بر ‏بلندترين‎ ‎نقطه عزا ايستاده است، فقط نگران حال توست و به ديگران نهيب مي‌زند كه:‏‎
"زينب را ‏دريابيد. هم الان است كه قالب
تهي كند و كبوتر جان از نفس‎ ‎تنش بگريزد‎".‏

neginsabz
۱۳۹۱/۰۳/۱۶, ۱۵:۴۴
کـیـست آن دخـتـر که مانـند پـدر گـویـد سـخـن

مـی گــذارد بـر زمـیـن، مـانـنـد مــادر گــام را

کیست این بانو که از دشـمن چو بـینـد نـاسزا

می کـنـد مـقـهـور مـنطـق، صـاحـب دشـنام را

سرچوازمحمل برون آورد،خواند آن خطبه را

کـوفـه را لـرزاند و بر هـم زد اساس شـام را

گـر چـه نامش قـلـب عالم را بسـوزاند ولـیک

حـال سـوزانـم دل و سـازم بـیان ایــن نــام را


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54422401500908964500.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54422401500908964500.gif)

قهرمان کـربـلاء، ام المصائب زیـنب است
آنـکـه بـا تـلخیّ صـبرش، کرده شیرین کام را

neginsabz
۱۳۹۱/۰۳/۱۶, ۱۵:۴۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif
کلام امام سجاد درباره حضرت زینب کبری(سلام الله علیهما)

http://img.tebyan.net/big/1390/03/42431015043641241095110143681202225101.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1390/03/21534525026161164199911381213631246569.jpg)
کلام امام سجاد حضرت زین العابدین(علیه السلام) درباره حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) که فرمود:
« یَا عَمَّة أنتِ بِحَمدِلله عَالِمَة غَیرَ مُعَلّمَة وَ فَهمه غَیر مُفَهّمه »
بهترین دلیل گفتار است که حضرت زینب کبریسلام الله علیها محدّثه و عالمه و معلمه بوده، آن هم از سرچشمه نبوت و ولایت سیراب گشته و در علوم دینیه و آثار باطنیه مهارتی بسزا داشته است.
حضرت زینب کبری سلام الله علیها در خضوع و خشوع و عبادت و بندگی وارث مادرش حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها بود و اکثر شبها به تهجد، صبح میکرد و دائما قرآن تلاوت می فرمود.
برخی از مورخین می نویسند: تهجد و شب زنده داری حضرت زینب کبری سلام الله علیهادر تمام عمرش ترک نشد، حتی شب یازدهم محرم سال 61 هجری، با آن همه فرسودگی و خستگی و دیدن آن مصیبت های دلخراش.
حضرت سجاد زین العابدین علیه السلام روایت می فرماید: که آن شب دیدم که عمه ام حضرت زینب کبری سلام الله علیها در جامه نماز نشسته و مشغول عبادت است.
از برخی مقاتل معتبره روایت می کنند که حضرت سجاد زین العابدین علیه السلام که می فرمود: عمه ام حضرت زینب کبری سلام الله علیها با این همه مصیبت و محن وارده از کربلاء تا شام، هیچگاه نوافلی را ترک نکرد و نیز روایت است، چون حضرت امام حسین علیه السلام برای وداع حضرت زینب کبری سلام الله علیها آمد، فرمود: « یا اختاه لا تنسینی فی نافلة الیل »
ای خواهر! مرا در نماز شب، فراموش مکن.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif


منبع: کتاب زینب الکبری"سلام الله علیها"، ص66.

قاری قرآن
۱۳۹۱/۰۳/۱۶, ۱۸:۲۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31639388741650715311.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31639388741650715311.gif)


عشق زینب با حسینش ماورای عشق بود
در فضای قلب زینب هم هوای عشق بود

کوفه و شام و مدینه ، کربلا و خاک غم
این همه صبر دل او از صفای عشق بود

اوکه معصومه است عصمت گرد رویش می دوید
زینب از روز عزل قلبش برای عشق بود

اشک خون از دیده می ریزد ز داغ و درد عشق
در دل زارش همی درد و بلای عشق بود

تو مگو ما را که او زد سر به محمل از چه بود
چون که لبهای حسینش در نوای عشق بود

شد تمام هستی او هم فدا در راه عشق
روح و جسم و قلب هر عاشق فدای عشق بود

زینب غمدیده لیلا و حسین مجنون او
عشق لیلا بهر این مجنون فرای عشق بود

از غمش داغی به جان عشق افتاد و ببین
ذکر یا زینب مدد را که دوای عشق بود

در دل ارباب ما جز عشق خالق هیچ نیست
سر جدا گشتن به راه او بهای عشق بود

عاشق ارباب ما خود را به او بسپار چون
از ازل رزق دل عاشق به پای عشق بود

خوش بحال قلب زینب لذتی در عشق دید
کربلای غم برایش دلسرای عشق بود

ای دل من از همین الآن بیا با من بده
جان به عباسش که مرد با وفای عشق بود

پرچم عباس هر دم ذکر یا زینب بگفت
ذکر یا زینب مدد حک بر لوای عشق بود

سروده جعفر ابوالفتحی



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54422401500908964500.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54422401500908964500.gif)

معين الضعفاء
۱۳۹۱/۰۳/۱۶, ۱۸:۲۹
http://shiawallpapers.ir/wp-content/uploads/2010/12/hazrat_zeynab_by_shiawallpapers.jpg

جنات
۱۳۹۱/۰۳/۱۶, ۲۰:۳۱
شهادت جانسوز صدف دریای ایثار و عصمت، پرورش یافته دامان ولایت، محبوب مصطفی(ص) و نور دیده مرتضی(ع)، سکاندار کربلا و عطر خوش زهرا(س) و الگوی عفاف و پاکی را به راهیان عشق و شیفتگان راه سرخ شهادت تعزیت می گوییم

جنات
۱۳۹۱/۰۳/۱۶, ۲۰:۳۳
شهادت جانسوز صدف دریای ایثار و عصمت، پرورش یافته دامان ولایت، محبوب مصطفی(ص) و نور دیده مرتضی(ع)، سکاندار کربلا و عطر خوش زهرا(س) و الگوی عفاف و پاکی را به راهیان عشق و شیفتگان راه سرخ شهادت تعزیت مگوییمhttp://irannab.com/up/images/jaiq0sizye5ank3opmb.jpg

قاری قرآن
۱۳۹۱/۰۳/۱۶, ۲۱:۵۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31639388741650715311.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31639388741650715311.gif)


زینب کبری همیشه محو خدا بود
زینب کبری همیشه غرق دعا بود

در ره پر حادثه ی کوفه و در شام
گوشه نگاهش فقط به رأس جدا بود

صاحب قلبم خودش به گوش دلم گفت
خواهر من شیرزن کرب و بلا بود

زینب کبری شبیه شاه نجف بود
زینب کبری شبیه آینه ها بود

رو به سوی مقتل برادرش آورد
دید که رنگ رخ او رنگ حنا بود

منصب زینب به شهر پر شرر شام
منصب فرماندهی کل قوا بود

تا درِ بیتِ عزیزِ فاطمه رفتم
بر در لطفش هزار هزار گدا بود

زینب کبری عزیز عالم بالاست
قلب رئوفش همیشه مست ولا بود

سر بشکستم به پیش زینب کبری
گفت که کار تو ز داغم چه بجا بود

با من بی دل بگو، ای دل غمدار
ماه شب چاردهش سرخ چرا بود

سروده جعفر ابوالفتحی



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/13578525179279278323.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/13578525179279278323.gif)

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۳/۱۶, ۲۳:۰۵
http://www.taghribnews.com/images/docs/000088/n00088455-b.jpg


عمّه ام زینب ، وای ،عمّه ام زینب ، عمّه ام زینب
آه

برادر جان ، حسین جانم ،خواهر نبوده ای که ببینی چه کشیده ام....

معز الاولیاء
۱۳۹۱/۰۳/۱۷, ۰۸:۵۴
http://www.up.aghoosh.com/images/Zeinab.jpg


زن مگو مرد آفرین روزگار
زن مگو بنت الجلال اخت الوقار
زن مگو عرش خدا را قائمه

یک محمد یک علی یک فاطمه
وفات حضرت زینب(س) تسلیت باد

ناجی دلها
۱۳۹۱/۰۳/۱۷, ۰۹:۵۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/63925131186629233702.jpg

✿ عاشق قرآن ✿
۱۳۹۱/۰۳/۱۷, ۱۰:۱۸
:Sham::Graphic (61)::Sham::Graphic (61)::Sham::Graphic (61)::Sham:

:parvane:سلام ، وفـات حـضرت زیـنـب کبری (س):parvane:
:parvane:را به همه ی عاشقان تسلیت عرض میکنم:parvane:

:Sham:http://www.askquran.ir/images/smilies/Graphic/Graphic%20%2861%29.gif:Sham:http://www.askquran.ir/images/smilies/Graphic/Graphic%20%2861%29.gif:Sham:http://www.askquran.ir/images/smilies/Graphic/Graphic%20%2861%29.gif:Sham:

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۳/۱۷, ۱۱:۲۵
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/6k6k7r90j2ga28cq8l1n1.gifقهرمان صبرhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/6k6k7r90j2ga28cq8l1n.gif



http://img.tebyan.net/big/1391/03/23928805592107616711216150252185133187194.gif


زینب کبری (علیها السلام)، پیام آور خون شهدای کربلا و همراه امام حسین (علیه السلام) در نهضت خونین عاشوراست. حضرت زینب (علیها السلام)، دختر امیرالمۆمنین (علیه السلام) و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) درسال پنجم هجری، روز 5 جمادی الأولی در مدینه، پس از امام حسین (علیه السلام) به دنیا آمد.
فضائل و خصایص نیکوی وجود ایشان، تا بدان حد بود که القابی همچون عقیله بنی هاشم، موّثقه (مورد وثوق و اطمینان)، عالمه، فاضله و کامله را که بیانگر کـمـال شخصیـت ایشـان است، به ایشان نسبـت می‌داده اند. کـلـمه زینب را مخـفـف، «زین أب» به معـنای «زینت پدر» دانسته‌اند.
امام حسین (علیه السلام) به هنگام دیدار، به احترامشان از جا بر می‌خاستند. زینب کبری (علیها السلام)، از جدشان رسول خدا و پدرشان امیرالمۆمنین و مادرشان فاطمه زهرا (علیهم السلام) حدیث روایت کرده‌اند.
این بانوی بزرگ دارای قوت قلب، فصاحت زبان، شجاعت، زهد و ورع، عفاف و شهامت فوق العاده بود؛ وقتی امام حسین (علیه السلام)، پس از امتناع از بیعت با یزید، از مدینه به قصد مکه خارج شدند، حضرت زینب (علیها السلام) نیز با دو فرزند خویش همراه ایشان گشتند.

در طول نهضت عاشورا، نقش فداکاریهای عظیم زینب (علیها السلام)، بسیار مشاهده می‌گردد. اوسرپرست کاروان اسیران اهل بیت، مراقبت کننده از امام زین العابدین (علیه السلام) و افشاگر ستمگریهای اموی با خطبه های آتشین خود بود. پس از عاشورا و در سفر اسارت، در کوفه و دمشق، خطابه های آتشینی ایراد کرد و رمز بقای حماسه کربلا و بیداری مردم گشت. پس از بازگشت به مدینه نیز در مجالـس ذکـری که برای شهـدای کربلا داشت، به سخنوری و افـشـاگـری می‌پرداخت. صبر و بردباری آن حضرت تا بدان جا بود که ایشان به «قهرمان صبر» مشهور شدند.
گوشه ای از خطابه آتشین زینب کبری (علیها السلام) که در نهایت شجاعت در مجلس یزید، در شام ایراد گردید، چنین است : « . . . آنچه امروز غنیمت می‌دانی، فردا برای تو غرامت است، و آنچه را از پیش فرستاده ای، خواهی یافت، خدا بر بندگان ستم روا ندارد، به او شکوه می‌کنم و بر او اعتماد می‌جویم، پس هر نیرنگی که داری بکن و هر تلاشی که می‌توانی بنما و هر کوششی که داری به کار گیر، به خدا سوگند نمی‌توانی یاد ما را محو کنی و سروش ما را بمیرانی، و به جلال ما هرگز نخواهی رسید و لکه ننگ این ستم را از دامن خود نتوانی شست؛ رأی و تدبیر تو سست و زمان دولت تو اندک و جمعیت تو به پریشانی خواهد کشید، در آن روز که هاتفی فریاد زند : الا لعنة الله علی القوم الظالمین ...»

مرحوم سپهر، سیره نویس معروف می‌گوید: در مراتب فضل زینب کبری (سلام الله علیها) سخن بسیار است: ...در صبر و شکیبایی چنان بود که همگان را متحیر می‌ساخت. اگر اندکی از سنگینیِ مصایب او، بر دوش کوه‌ها و آسمان و زمین قرار گیرد، آن‌ها را متلاشی می‌کند. به راستی از آغاز آفرینش انسان تا کنون زنی به بردباری، ایثار و شجاعت او دیده نشده است.

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

منبع :
برگرفته از کتب « فرهنگ عاشورا » ، تألیف : جواد محدثی،‌ و «قصه کربلا» ، تألیف : علی نظری منفرد (بااندکی تغییر) ؛ سایت شیعه رشد




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69140276061535420670.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69140276061535420670.gif)

neginsabz
۱۳۹۱/۰۳/۱۷, ۱۱:۳۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69140276061535420670.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69140276061535420670.gif)



رسالت ‏حضرت زینب علیهاالسلام چه بود؟


نوشتن درباره رسالت‏حضرت زینب كارى بس مشكل و طاقت فرساست، اما بر حسب ضرورت، اشاره‏اى كوتاه و مختصر به آن مى‏كنیم. چون زینب تربیت‏شده خاندان وحى و امامت ‏بود و به حقیقت دین آشنایى كامل داشت، وقتى دین را در دست عده‏اى ستمگر دید و مردم زمانه را از ظلم و جور حكام خود غافل یافت‏ به صرافت دریافت اگر مردم را به گونه‏اى از بدعتها و ظلم و ستمها و ناحق بودن حاكمان زمانه آگاه نسازند از دین چیزى جز ظاهر آن باقى نمى‏ماند، از این رو با امام حسین علیه‌السلام همراه شد به امید آن كه نادرستیها و ناشایستگیها را از دین بزدایند.
البته تا زمانى كه امام حسین علیه‌السلام در قید حیات بودند ایشان در همه امور از امام علیه‌السلام اطاعت مى‏كرد، اما وقتى متوجه شد از مردان بنى‏هاشم كسى جز امام زین العابدین علیه‌السلام باقى نمانده و او هم چنان رنجور است كه تا مدتها توان ندارد به وظایف امامت‏ خویش قیام كند تصمیم گرفت در كنار امام سجاد علیه‌السلام به رسالتى كه براى خویش احساس مى‏كرد عمل نماید. زینب علیهاالسلام موارد زیر را از وظایف اصلى رسالت ‏خویش مى‏دانست:

1. سعى داشت در هر فرصتى با خطبه و سخنرانى عمال و حكومتیان را رسوا سازد و مردم را از جنایتى كه آنان مرتكب شده بودند آگاه نماید، تا با مفتضح ساختن دستگاه حكومتى خون عزیزانش هدر نرود و انقلاب كربلا بى‏ثمر نماند، انقلابى كه ثمره‏اش معیارى براى تمیز حق از ناحق بود.

2. آرامش دادن به زنان و كودكان داغدیده تا مبادا با ناله و شیون دشمن كام گردند و دشمن از حال رقت‏بار آنان شاد شود.

3. سومین وظیفه‏اى كه زینب علیهاالسلام خویش را به آن ملزم مى‏دید مراقبت از امام سجاد علیه‌السلام بود، به همین علت‏خود را در جلو شمشیرهایى مى‏انداخت كه قصد داشتند امام را به شهادت برسانند.

تنظیم برای تبیان: گروه دین و اندیشه – حسین عسگری


http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/48391095277948927178.jpg (http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/48391095277948927178.jpg)

neginsabz
۱۳۹۱/۰۳/۱۷, ۱۱:۳۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47021280437038346352.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47021280437038346352.jpg)


فرازی از زیارت مفجعه حضرت زینب کبری(سلام الله علیها

«بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ»

اَلـسَّـلامُ عَلَیکِ یـَا مـَن ظَهـَرَت مَحـَبـَّتهَا لِلحُسَـیـنِ المَظلوُمِ(عَلَیهِ السَّلامُ) فِی مَوارِدَ عَدیدَةٍ،
سلام بر تو ای کسی که آشکار شد دوستی او برای حـسـیـن مـظـلوم(علیه السلام) در جاهای بسیار سخت،

وَ تَــحــمِــلُ الـــمـــَصـــآئـــِبَ الــمُــحــرِقــَةِ لـِلـقُــلــوُبِ مــَعَ تَـحَــمُّــلاتٍ شــــَدیـــدَةٍ،
و انـــدوه هـــای دلـــســوز را پـــذیـــرفــت بــا پــذیــرفــتــن مــصــیــبــت هــای ســـخـــت،

اَلـسَّــــلامُ عَــلـَیـکِ یــَا مَـــن حـَفَــظَــتِ الإمَـــامَ فِـی یـَـومِ عَــاشـــوُراءِ فِــی قـَتـلــی،
ســلام بـر تـو ای کـســی کـه نـگـهـداری کــرد امـام را در روز عـاشــوراء در مـیـان کـشـتـگــان،

وَ بَـذَلَـت نـَفـسَـهَا فِـی نَجـاتِ زَیـنِ الـعـابـِدینَ(عَلَیهِ السَّلامُ) فِی مَجـلِسِ اَشـقـَی الأشـقـِیاءِ،
و جانش را فدا کرد در نجات و رهایی زین العابدین(علیه السلام) درمجلس بدبخت ترین بدبختها،

وَ نَـطَـقَـت کَـنُطـقِ عَـلِیٍّ (عَلَیهِ السَّلامُ)، فِی سُکَکِ الکُـوفَةِ، وَ حَولـُها کـَثیـرٌ مِنَ الأعـدآءِ،
و سخن گفت مانند سخن گفتن پدرش امیرالمؤمنین عـلی (علیه السلام)،
در کوچه های کوفه،در حالی که اطراف او دشمنان بسیار بودند،

اَلـــسّــــَلــــامُ عَـــلَـیـــکِ یَـــا مــَن نـَطَــحـــَت جَـــبــیــنـُهــا بـِمُـــقّــَدَمِ الــمــَحــمــِلِ،
ســــلــام بـــر تــــو ای کـــســــی کــه زد پــیــشــانــیــش را بــــه جـــلـــوی کـــجــــاوه،

اِذا رَأَت رَأسَ سَــیــِّدِالــشُّــهَــد اءِ(عـَلـَیهِ الـسَّـلام) ، وَ یـَخـرُجُ الـدَّمُ مــِن تـَحـتِ قـِنـاعِـهـا،
زمانی که دید سر مطهر سیدالشهداء (علیه السلام) را، و بیرون می آمد خون از زیر سرپوش او،

وَ مِـن مـَحمـِلِها، بِحَـیثُ یـَری مِن حـَولِهَـا الأعـداءِ، اَلـسَّلامُ عَـلَیکِ یَا تالِیَ الـمَعـصُومِ،
و از زیر کجاوه او،بطوریکه میدیدند از اطراف او دشمنان،سلام بر تو ای هم ردیف امام معصوم،

اَلسَّلامُ عَلَیکِ یَامُمتَحِنَةً فِی تَحَمُّلاتِ المَصآئِبِ کَالحُسَینِ المَظلوُمِ، وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ.
سلام بر تو ای آزمایش شده در بردباری سختی ها مانند حسین مظلوم(علیه السلام)،
و برکات و افزونی های خدای تعالی بر تو.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70945515053492866038.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70945515053492866038.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۳/۱۷, ۱۵:۱۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/75722831076165006346.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/75722831076165006346.gif)



از رحلت پیامبر، حادثه‏ ها یکایک رقم خوردند؛
از رحلت پیامبر صلی ‏الله ‏علیه‏ و‏آله
که لبخند شادی را از لبان فرزندان علی علیه ‏السلام سترد
و فاطمه علیهاالسلام و شویش را در اندوهی جانکاه فرو بُرد... تا...

و زینب، از اوان کودکی، با مصیبت‏ها و رنج‏هایی چنین، خو کرد،
اما هرگز زیر بار بلایا، کمر خم نکرد.

و آن‏گاه که این ستم‏ها می‏دید،
با خود می‏اندیشید که چرا مردمان،
در میثاق‏شان چنین ناپایدارند؟
مگر محنتِ زهرا علیهاالسلام ، آزار پیامبر نیست؟

پس این امواج خشم و فریاد جماعت،
بر خانه پاره تن رسول خدا صلی‏الله‏ علیه‏ و‏آله از بهر چیست؟

و اگر علی علیه‏السلام را، مولای مردم
و دروازه شهر دانش پیامبر می‏خوانند،
چه ‏سان به اکراه و اجبارش به مسجد می‏کشانند؟

آری، همه اینها را می‏دید و چون پدر، برمی‏آشفت،
ولی هیچ نمی‏گفت! شاید زینب علیهاالسلام باید اشک‏هایش را
در دیده و غم‏هایش را در سینه می‏انباشت؛
زیرا فصلی دیگر از فِراق، فراروی خویش داشت!

آری ! خدا برای لحظه لحظه بودنش، برنامه ‏ای داشت.
از آن زمان که شکوفه زد و مهمان تلاطم روزگار شد،
تا دقیقه‏ ای که نگاه بارانی‏ش را از دنیا دریغ کرد؛

از آن روز که خبر آمدنش، بر اهل خانه نسیمِ شادی شده بود،
تا روزی که آمد و شکوهِ نامش را که زینت پدر بود بر همه ثابت نمود
و تاروزی که با قامتی تا شده از داغ هفتاد ودو لاله
چشم بست و به لقاء یار پیوست



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69023023105817033594.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69023023105817033594.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۳/۱۷, ۲۲:۰۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31639388741650715311.gif
(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31639388741650715311.gif)

(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31639388741650715311.gif)



پاداش گریه برای زینب علیهاالسلام از زبان رسول خدا



هنگام ولادت حضرت زینب علیهاالسلام جبرئیل نازل شد و عرض فرمود: «یا رسول اللّه! نام این دختر را زینب بگذار». آن گاه جبرئیل گریست و پیامبر صلی الله علیه و آله از علت گریه او پرسید، پاسخ داد: این دختر از آغاز زندگی تا پایان عمر خویش، با درد و رنج خواهد زیست.

زینب علیهاالسلام در کربلا

بهترین جلوه گاه برای شناخت شخصیت وجودی حضرت زینب علیهاالسلام، حادثه جانگداز عاشورا و اسارت خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله است. برخورد باستمگران زمان که تاریخ جزئیات آن را نیز ثبت کرده، بزرگی دختر امیرمۆمنان را گواهی می‌دهد.
او با اجازه شوهر خود، عبداللّه بن جعفر، که به دلیل بیماری و ناتوانی نتوانست به همراه امام حسین علیه السلام برود، به یاری امام خویش شتافت و حتی برای حفظ جان امام سجاد علیه السلام، به مقام وصایت و نیابت ظاهری نایل گردید.

شب عاشورا

از امام سجاد علیه السلام روایت شده است که در شب عاشورا، در خیمه‌ام بودم و عمه‌ام زینب از من پرستاری می‌کرد. پدرم امام حسین علیه السلام در خیمه خودش مشغول خواندن اشعاری در مذمت دنیا و بیان بی وفایی آن بود. او این اشعار را چندین بار تکرار کرد و من مقصودش را از خواندن این اشعار دانستم، ولی هر گونه بود جلو ترکیدن بغضم را گرفتم. ناگهان عمه‌ام زینب با شنیدن این شعرها بی تاب شد و نزد برادرش دوید و گفت: «آه از این مصیبت! ای کاش مرگ من فرا می‌رسید».

امام حسین علیه السلام خواهرش را دلداری می‌داد و ضمن سفارش به بردباری، او را برای روبه رو شدن با مصیبت‌های بزرگ آماده کرد.


صبر زینب علیهاالسلام در عاشورا

زینب علیهاالسلام، کوه بردباری است. صبر هم شرمنده اوست که نمی‌تواند عظمت کار زینب را بیان کند. وقتی در صحنه کربلا نظر می‌کنیم و برگ برگ خونین عاشورا را ورق می‌زنیم، شاخه های درخت تنومند صبر زینب علیهاالسلام را در صفحه صفحه این روز هولناک می‌بینیم.
زینب علیهاالسلام در عاشورا نه تنها بی صبری نمی‌کند، بلکه امام حسین علیه السلام را در مصیبت‌ها دلداری می‌دهد. زمانی که از سنگینی داغ علی اکبر توان حرکت از پاهای مبارک امام حسین علیه السلام گرفته می‌شود، زینب علیهاالسلام خود را به میدان می‌رساند و از اندوه برادر می‌کاهد.

صبر زینب علیهاالسلام در وداع گل می‌کند، آنجا که کهنه پیراهنی را برای برادر می‌آورد و می‌داند که پوشیدن این پیراهن برای چیست.





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54422401500908964500.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54422401500908964500.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۳/۱۷, ۲۲:۱۰
http://img.tebyan.net/big/1390/09/25921881692541541171922311837182156120200124.jpg


سخنان زینب علیهاالسلام هنگام شهادت امام حسین علیه السلام

وقتی زینب کبری علیهاالسلام امام و برادر خویش را خسته و زخمی در محاصره دشمنان بی شرم دید که کمر بر قتل او بسته‌اند، از خیمه بیرون آمد و ابن سعد را مخاطب ساخت و به صورتی تحقیرآمیز به او گفت: «ای پسر سعد! آیا اباعبداللّه الحسین کشته می‌شود و تو تماشا می‌کنی؟»

ابن سعد که تا آن لحظه سرمست پیروزی و مغرور ریاست بود، با شنیدن این سخن چنان یکه خورد که گویی پتک آهنین بر سرش زدند.
پس بی اختیار گریه کرد، ولی صورتش را برگرداند تا شرمندگی خویش را پنهان کند، ولی چه سود که دنیاطلبی، چشم و گوش آن‌ها را کور و کر کرده و قفلی بر دل‌هایشان زده بود.
در این میان، زینب کبری علیهاالسلام ساکت ننشست و به لشکر دشمن گفت: «آیا میان شما مسلمانی نیست؟» همین دو جمله کوتاه، چنان تزلزلی در ارکان لشکر دشمن افکند که تا پایان عمر ننگینشان اثر آن نمایان بود.

مرثیه های زینب علیهاالسلام در کربلا

عصر عاشورا که خیمه‌ها را آتش زدند، زنان از خیمه بیرون دویدند و زمانی که چشم شان به شهدا افتاد، به صورت خویش زدند و عزاداری کردند. در این حال، زینب کبری علیهاالسلام، با صدایی حزین چنین می‌گفت: «ای محمد! درود فرشتگان آسمان بر تو باد، این حسین است که به خون خود آغشته شده و اعضای بدنش از هم جدا گشته است.»

شکایت ما به درگاه خدا، پیشگاه محمدمصطفی، علی مرتضی، فاطمه زهرا و حمزه سیدالشهداست.
ای محمد! این حسین است که در این دشت روی زمین افتاده و باد صبا بر پیکر او گرد و غبار می‌افشاند. او را ناپاک زادگان کشته‌اند. یاران محمد! آخر اینان فرزندان پیامبرند که همانند اسیران آنان را می‌برند.
راوی می‌گوید: به خدا سوگند زینب علیهاالسلام کاری کرد که هر دشمن و دوستی به گریه افتاد.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54422401500908964500.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54422401500908964500.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۳/۱۷, ۲۲:۱۱
http://img.tebyan.net/big/1391/03/17720715115973235591831397040341078017251.gif

بازگشت به مدینه و وفات

زمانی که زینب کبری علیهاالسلام دیوارهای شهر مدینه را می‌بیند، یاد آن روز می‌افتد که با برادر و امامش حسین علیه السلام از این شهر خارج می‌شدند.
او به یاد قربانیان کعبه عشق می‌افتد و جای آن‌ها را خالی می‌بیند. زینب علیهاالسلام در مدینه مرثیه نمی‌خواند؛ زیرا هر کس قد خمیده و چهره شکسته او را می‌دید، بی اختیار اشکش جاری می‌شد.
مدینه، غرق ماتم و عزا بود و چنان تحوّلی در شهر ایجاد شد که زمینه برای انقلاب بر ضدّ حکومت یزید فراهم گردید.
اگر زینب علیهاالسلام پرچمدار رسالت نهضت نبود و خداوند نیز صبر شگفتی به او عنایت نمی‌فرمود، بعید بود بتواند جان سالم از معرکه کربلا به در برد.
از این رو، وقتی توانست بار مسئولیت خویش را به مقصد برد و جنایات امویان را درتاریخ به ثبت برساند، نتوانست مدت زیادی بدون امام حسین علیه السلام در دنیا بماند. این اسوه پایداری، بنابر قول مشهور پس از حدود یکسال و نیم از واقعه کربلا، در شب یکشنبه پانزدهم رجب سال 62 هجری جان به جان آفرین تسلیم کرد.

گریه برای زینب علیهاالسلام

هنگام ولادت حضرت زینب علیهاالسلام جبرئیل نازل شد و عرض فرمود: «یا رسول اللّه! نام این دختر را زینب بگذار». آن گاه جبرئیل گریست و پیامبر صلی الله علیه و آله از علت گریه او پرسید، پاسخ داد: این دختر از آغاز زندگی تا پایان عمر خویش، با درد و رنج خواهد زیست.
گاهی به درد مصیبت شما و زمانی در ماتم مادرش فاطمه، پدرش علی و برادرش حسن مجتبی علیه السلام گریه خواهد کرد.
از همه بالاتر، به سختی‌های کربلا گرفتار می‌شود و مویش سفید و قامتش خمیده می‌گردد.
با شنیدن این خبر همه گریستند. در این حال حضرت زهرا علیهاالسلام پرسیدند: ثواب گریه برای دخترم زینب چیست؟
پیامبر فرمودند: ثواب گریه بر مصیبت‌های زینب کبری، مانند ثواب گریه بر برادرش حسین علیه السلام است.

فرآوری : زهرا اجلال

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

منبع: سایت حوزه



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54422401500908964500.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54422401500908964500.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۳/۱۸, ۱۳:۵۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/37114497859200220707.gif

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53147339200071545061.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53147339200071545061.gif)

صبر زینب یک شورش بر اساس حیاتی معقول است که همواره در بحرانی‌ترین شرایط،
بهترین جهت را برای تاریخ و زمانه ساخته و پرداخته کرده و عالمی را درس داده است.
زمانی که فقط خود اوست و خدا و کشته‌ی غرقه به خونش، دستان خود را به زیر آن پاره پاره تن می‌برد
و تمام وجودش غرق در محبت و معرفت به خداوند التماس می‌کند:
«ربنا تقبل منا هذا القربان»
این ایمان و باور است که زینب را به چنان صبوری فرامی خواند و صبوری او عین علم اوست.

وفات حضرت زینب سلام الله علیها تسلیت باد

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69140276061535420670.gif
(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69140276061535420670.gif)http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/48391095277948927178.jpg (http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/48391095277948927178.jpg)

عبد آبق
۱۳۹۲/۰۳/۰۴, ۱۷:۵۰
در رثای امّ المصائب ، حضرت زینب علیها السلام

ای همسفر


ای همسفر با غصه ها و ماتم عشق
ای خون جگر از ماجرای پر غم عشق
ای سینه ات آیینه دار داغ گلها
ای باغبان بی قرار باغ گلها
ای همنوا با نینوا نای گلویت
سرخی خون لاله ها آب وضویت
در محملی از خون دل قلبت شکسته
با یاد آن بانوی در محمل نشسته
گاهی نشسته خود نماز شب بخوانی
تا حال زینب را به شام غم بدانی
گاهی سرت بر تربت سلطان عشق است
گاهی دلت کرب و بلا گاهی دمشق است
چشمت ز خون و جانت از ماتم لبالب
ذکر لبانت دم به دم شد وای زینب
زینب خدای عشق و جان عالمین است
ذکر طپشهای دل زینب حسین است
چون طینت او از ازل شد نینوایی
روحش حسینی است و قلبش کربلایی
همراه یاران شد روانه از مدینه
با خاطراتی جانگداز و سوز سینه
گاهی به مهلا بوسه از دلدار گیرد
گاهی به مقتل از غمش صد بار میرد
گاهی به نیزه زائر رخسار یارش
گاهی به پیراهن کند یاد نگارش
از کربلا تا شام غم احرام بسته
در حج خونینش سر از محمل شکسته
در سینه زینب که مجنون حسین است
دل نیست قلبش مشتی از خون حسین است

مجیب
۱۳۹۲/۰۳/۰۴, ۱۸:۱۶
http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcS4vKusa7-CSBmaNZ1Gk1NS-PNWp7et479BbQ0mu6jj5xZcCuNM-w (http://www.google.com/url?sa=i&rct=j&q=%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA+%D8%AD%D8%B6%D8%B 1%D8%AA+%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A8&source=images&cd=&cad=rja&docid=xTV3weuAHWpFHM&tbnid=GJHavNV4kLCG5M:&ved=0CAUQjRw&url=http%3A%2F%2Fbemdadchb.persianblog.ir%2Fpost%2 F6&ei=m9WgUZyIDcqHhQed0IGoDQ&bvm=bv.47008514,d.ZGU&psig=AFQjCNEZMUHuNWDGhx_rFEUWKuELD1j5Bw&ust=1369581328741525)
در وصف غمت چه گویم یا زینب؟؟؟؟
آه ای صبور قافله ی غم سفر بخیر
راوی روضه های محرم سفربخیر
خلوت نشین نیمه شب ندبه های اشک
دلگیر بغض های دمادم سفربخیر....
یکسال ونیم غربت و دلتنگی وفراق
یکسال ونیم گریه ی نم نم سفربخیر
ای شاهد مراثی گودال قتلگاه
ای وارث مصیبت اعظم سفربخیر
بغض غریب خاطره های کبودِشام
امن یجیب کوچه ی ماتم سفربخیر
روی کبود ونیلی وآشفته یفراق
موی سپیدو خاکی و درهمسفربخیر
زلفی بخون نشسته سرِنیزه ها رهاست
بانو به زیر سایه ی پرچم سفربخیر

شهید هدایت
۱۳۹۲/۰۳/۰۴, ۱۹:۵۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60581252962762514175.gif

بانوی حیا
(ویژه نامه وفات حضرت زینب(س)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/28484276479178330871.gif

http://www.up.aghoosh.com/images/Zeinab.jpg

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/28484276479178330871.gif

شهید هدایت
۱۳۹۲/۰۳/۰۴, ۲۰:۰۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/63925131186629233702.jpg



پیامبر اکرم (صلّی الله عليه‌ وآله):


مَن بَکَی عَلَی مُصابِ هَذِهِ البِنْتِ [زَیْنَبَ بِنْتِ عَلِيٍّ] کانَ کَمَنْ بَکَی عَلَی أخَوَیْها الحَسَنِ والحُسَیْنِ (علیهما السَّلام).



هر کس بر مصیبت‌های این دختر [زینب دختر علی] بگرید، همانند کسی است که بر برادرانش حسن و حسین (عليهما السلام) گریسته باشد.


He who cries for the sorrows of this girl (Zaynab, Ali's the daughter), it is as if he cries for her brothers Hassan and Hussein (p.b.u.th).


وفیات الأئمه، ‌ص431




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/28484276479178330871.gif

شهید هدایت
۱۳۹۲/۰۳/۰۴, ۲۰:۱۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_ve.h.zeynab__6_.gif
فعالیت های فرهنگی


http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread27383-6.html#post611176%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%DA%A9)(* * پيامک هاي تسليت وفات جانگداز عقيله بني هاشم **) (http://www.askquran.ir/thread27383-6.html)http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread273 86.html) http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread273 86.html)(** گالري تصاوير ويژه وفات ام المصائب،زينب کبري(س) (http://173.194.65.102/url?sa=t&rct=j&q=*+%DA%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%D9%8A+%D8%AA%D8%B5%D8 %A7%D9%88%D9%8A%D8%B1+%D9%88%D9%8A%DA%98%D9%87+%D9 %88%D9%81%D8%A7%D8%AA+%D8%A7%D9%85+%D8%A7%D9%84%D9 %85%D8%B5%D8%A7%D8%A6%D8%A8%D8%8C%D8%B2%D9%8A%D9%8 6%D8%A8+%DA%A9%D8%A8%D8%B1%D9%8A%28%D8%B3%29+site% 3Aaskquran.ir&source=web&cd=1&cad=rja&ved=0CCcQFjAA&url=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread27386.htm l&ei=pqShUbrKKMaYPem9gPAP&usg=AFQjCNEAM4jajTkViGc0Pvaqz6GnZVh1MA)**)http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread273 86.html)
(http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread316 09.html)http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)(** عقیلة العرب ( مداحی و روضه خوانی در سوگ حضرت زینب *س* )**) (http://www.askquran.ir/thread31634.html)http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread273 86.html)
http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (**به نام عمه سادات زینب کبری بسم الله(تصاویر حرم مطهر حضرت زینب و رقیه(س)**) (http://www.askquran.ir/thread24819.html)http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg


(http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread273 86.html)
مقالات
http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)(**خداوند با مصیبتی که بر حضرت زینب وارد شده چگونه با دشمنانش برخورد میکن (http://www.askquran.ir/thread11398.html)**)http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)

http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)(**نرم افزار دویست داستان از فضایل ،مصایب و کرامات حضرت زینب (http://173.194.65.102/url?sa=t&rct=j&q=%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%B3%D8%AA+%D8%AF%D8%A7%D8%B 3%D8%AA%D8%A7%D9%86&source=web&cd=1&cad=rja&ved=0CCcQFjAA&url=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread22088.htm l&ei=F5KhUfHzH4HcOYfkgaAI&usg=AFQjCNH-l1eyr9yKCcqvSh1wy10246TmTg)**)http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)
http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)(**)حضرت زینب (س) بانوی قهرمان کربلا ، اسوه فضائل (**) (http://173.194.65.102/url?sa=t&rct=j&q=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A 8+%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C&source=web&cd=1&cad=rja&ved=0CCcQFjAA&url=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread29346.htm l&ei=sbahUY_WLMS0POGSgdgH&usg=AFQjCNHpUjGOKu9W35yllxDsvcEjPbVk2A)http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)

http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)(**شمه اى از کمالات معنوى حضرت زينب عليها السلام**) (http://www.askquran.ir/thread37110.html)http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)
(http://www.askquran.ir/thread31634.html)http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)(**کتاب دانستنيهاي حضرت زينب و حضرت رقيه (س) (http://173.194.65.102/url?sa=t&rct=j&q=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D9%86%DB%8C+%D9%8 7%D8%A7%DB%8C+%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D8%B2%DB%8 C%D9%86%D8%A8+site%3Aaskquran.ir&source=web&cd=1&cad=rja&ved=0CCcQFjAA&url=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread22087.htm l&ei=dxuhUaaIH4fHPM3dgZAI&usg=AFQjCNHxZramyjVoRQimYUm78T-iG3s__g)**)http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)
http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)(**نظرى بر سيماى روايى حضرت زينب (س) **) (http://www.askquran.ir/thread37140.html)http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)
http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)(**زینب علیها السلام، معلم قرآن **) (http://www.askquran.ir/thread37222.html)http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)

http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)(**در مکتب فاطمه علیها السلام **) (http://www.askquran.ir/thread37221.html)http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)
http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)(**زني كه پيامبر بود **) (http://www.askquran.ir/thread37109.html)http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)
http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)(**کودک بلند نظر **) (http://www.askquran.ir/thread37219.html)http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)
http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)(**کرامات زینبی**) (http://www.askquran.ir/thread37217.html)http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)
http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)(**او امتحان شد**) (http://www.askquran.ir/thread37218.html)http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)
http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)(**راز یک رؤیا**) (http://www.askquran.ir/thread37220.html)http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)



ویژه نامه سال های گذشته
http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)(**ویژه نامه وفات حضرت زینب (س) (http://173.194.65.102/url?sa=t&rct=j&q=%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87+%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%8 7+%D9%88%D9%81%D8%A7%D8%AA+%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%A A+%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A8+site%3Aaskquran.ir&source=web&cd=1&cad=rja&ved=0CCcQFjAA&url=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread13546.htm l&ei=rxmhUbLcB4PGPe2cgYgG&usg=AFQjCNEqcS6YrP4rbXjP4WQW80IJ0CErRw)**)http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)
http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)(**ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) (http://173.194.65.102/url?sa=t&rct=j&q=%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87+%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%8 7+%D9%88%D9%81%D8%A7%D8%AA+%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%A A+%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A8+site%3Aaskquran.ir&source=web&cd=5&cad=rja&ved=0CFMQFjAE&url=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread22072.htm l&ei=rxmhUbLcB4PGPe2cgYgG&usg=AFQjCNEh_azB1dhTwb5dbxQ1yttFua30DA)**) http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)
http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)(**ويژه نامه وفات عقيله العرب،حضرت زينب سلام الله عليها (http://173.194.65.102/url?sa=t&rct=j&q=%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87+%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%8 7+%D9%88%D9%81%D8%A7%D8%AA+%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%A A+%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A8+site%3Aaskquran.ir&source=web&cd=4&cad=rja&ved=0CEgQFjAD&url=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread27382.htm l&ei=rxmhUbLcB4PGPe2cgYgG&usg=AFQjCNEXASLbE7rTLc8_4d0-cUg7n3qaLQ)**)http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)
http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)(**محمل نشین عرش کبریا {ویژه نامه وفات حضرت زینب *س*} (http://173.194.65.102/url?sa=t&rct=j&q=%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87+%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%8 7+%D9%88%D9%81%D8%A7%D8%AA+%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%A A+%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A8+site%3Aaskquran.ir&source=web&cd=2&cad=rja&ved=0CDIQFjAB&url=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread31633.htm l&ei=rxmhUbLcB4PGPe2cgYgG&usg=AFQjCNFmD1SGoqgZDmnUeJv3MIbYwP6qjA)**)http://img.tebyan.net/small/1387/04/2008071914394198_v_zeinab_icon.jpg (http://www.askquran.ir/thread31634.html)




http://blogcod.parsskin.com/zibasazi/joda-konandeh/295.gif

شهید هدایت
۱۳۹۲/۰۳/۰۴, ۲۰:۲۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_ve.h.zeynab__17_.gif


از صبر تو زینــــب (س ) همه عالم شده حــیران
با نــام تو زینـــــب (س) همه دلــها شده گـریان


از غــصّــه و غــم هاي تــو اي عــمّه ســـادات
بـــــر شـــيفتــگانت هـــمه دنـــياسـت خرابات


از كــودكــي جــز رنـج و غم وغصّه چه ديدي؟
اي دخــتر حــــيــدر (ع) تو چقدر آه كشيدي؟!


آن روز كـــه ديـدي پـــدر بـــا دســــت بــــسته
آن لحظه بـــديــــدي مـــادرت پــهــلو شـكسته


آن دم كــه ديــــــدي آتــــــــشكــده شـــد در
آري تــــو ديـدي چـــــه شد صـــــــــورت مادر



انـــگار غــــم و غــــصّــه درون تــو نـــشـــسته
روزي كـه شنيدي ز عـلي (ع) فــرق شکـستــه



ديـدي ز بــرادر بــــدن و ســـر كــه جـــدا شد!
ديــدي در آن روز، در آن جنــگ چــه هـــا شد!


انـــگــار نـــدارد به شـــمــا غـــــــصّـــه نــهـــايت
بــــعــدش كـــــه كشـــيدي شـــما درد اســـارت


از كــوفــه و شـــامـــم كـــــه شما خــيـــر نديدي
اي دخــتر حـــيـــدر(ع)تو چــقـدر آه كــشـــيدي

محسن زعفرانيه

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69079575527375571715.gif

asieh
۱۳۹۲/۰۳/۰۴, ۲۰:۲۳
السلام علیک یا زینب کبری(س)
http://askquran.ir/gallery/images/47521/1_22.jpg

شهید هدایت
۱۳۹۲/۰۳/۰۴, ۲۰:۳۱
(http://hadith-ashk.blogfa.com/post/1463)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/40806866475431510621.gif
(http://hadith-ashk.blogfa.com/post/1463)


زینبم یار آشنای توام

جای مانده ز کربلای توام



شعله سر می کشد ز ناله ی من
من عزادار نینوای توام



تشنه لب لحظه های آخر عمر
یاد سقای با وفای توام



بسترم زیر تابش خورشید
روضه خوان یاد بوریای توام



یاد گل های پرپر باغ و
بدن زیر دست و پای توام



وای از آن دم که حنجر تو شکست
یاد آن آخرین صدای توام



یاد راس تو روی نیزه و آن
پیکر بر زمین رهای توام



زخم خورده ز وقت وا شدن
پای دشمن به خیمه های توام



دم آخر بیا به بالینم
که دوباره رخ تو را بینم
رضا رسول زاده

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/41663391445329305798.gif

شهید هدایت
۱۳۹۲/۰۳/۰۴, ۲۰:۴۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23894007473007771368.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/00639763935775043876.jpg
امشب به سبک کرب و بلا گریه می کنیم
همراه سیِّد الشُّهداء گریه می کنیم
صاحب زمان گرفته عزا گریه می کنیم
از داغ روح صبر و وفا گریه می کنیم
مثل تمامیِّ علما گریه می کنیم



آقا ببین که با رفقا گریه می کنیم


امشب به یاد عمِّه ی سادات مضطرم
گریه کن مصیبت و غمهای خواهرم
شد کهنه پیرهن همه ی عشق و باورم
مثل غروب غصِّه و غم فکر معجرم
راویِّ قصِّه های غریبیِّ دلبرم



هجران سر آمده به خدا گریه می کنیم



در زیر آفتابم و مثل تو تشنه لب
جان دادن شبیه تو شیرینتر از رطب
از دوریِّ تو زینب غمدیده کرده تب
یکسال و نیم زندگیِّ بی تو العجب!!!
کردم شکایت از غم هجران تو به رب



با حق به یاد فاصله ها گریه می کنیم



یکسال و نیم درد جدایی کشیده ام
حالا ببین چگونه کنارت رسیده ام
هرگز عجیب نیست اگر قدخمیده ام
آخر به روی نیزه سر یار دیده ام
چوبی به لب نشست و لبم را گــَزیده ام

ای زینبی بدان که کجا گریه می کنیم؟!



جایی که از حسین بخوانیم کربلاست
مهمان روضه ی غم گودال تو خداست
دارم یقین که مادر ارباب پیش ماست
همراه دخترش شده تب دار نینواست
شیب الخضیب غصِّه ی زهرا و مرتضاست



آهی کشید مادر و ما گریه می کنیم




آهی کشید و زیر لبش گفت یا حسین
دیدم که می زنی گل من دست وپا حسین
دشمن سر تو برده روی نیزه ها حسین
زینب کجا و بزم حرامی کجا؟! حسین
چوب است مزد قاریِّ قرآن ما حسین




ما تا ظهور عدل و صفا گریه می کنیم


حسين ايماني

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/87424616924933700447.gif

asieh
۱۳۹۲/۰۳/۰۴, ۲۱:۲۴
http://m-farhangi.iut.ac.ir/edare/uploads/fck/3(24).jpg

شهید هدایت
۱۳۹۲/۰۳/۰۴, ۲۲:۲۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/01453927548830771768.gif



وقتــی که نام ِ زینب آمـد بـر زبانم
آتـش گرفتـم سوختم تا استـخوانـم


او چهـار سـاله بـود و در اوج لطافت
همـچون گُلـی سرشار از عشق و تراوت


در پیـش چشمـانش گذشت تابوت مادر
رنـگش پرید و پر زِ اشک مبهـوت مـادر


بـی مادری ارکان جسمش را به هم زد
وقـتی کـه بابـا رفت بر جانش شرر زد


بـی مادری یا اینکه بابـا رفت از دست
کافیست تا یک کوه از غم پشت بـشکست


در عُـمر خـود از بس مصیـبتها کشیده
اصلا به دوران رنـگ شادی را نـدیده


با چشم خود دیده غریـبی حـسن را
با زهر کین کُشتندآن گُل در چمن را


او دیده یک تشت پُر از خون و جگر را
او دیـده قلبی پر ز آه و پـر شرر را


بانـو تـرین بانوی تـاریخ مـصـیبت
مادر فقط با او نمـوده ایـن وصـیت


در روز عـاشـورا در آن گـودال لاله
یک بوســه زن بـرآن گلوی پاره پاره


راس به روی نـی اگـر دید ی در آنجا
رگهای پـاره پاره و خـو نی در آنـجا


مادر صبوری کن صبوری کن که در غم
کوه صبوری هم که باشی می شوی خَم



عليرضا شاهنوش



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/37346416077387158826.gif

yanoor
۱۳۹۲/۰۳/۰۵, ۰۹:۳۲
http://www.nedayeenghelab.com/images/docs/000068/n00068421-b.jpg

http://www.nedayeenghelab.com/vdca6yni.49nau15kk4.html

یا حضرت زینب (س) ادرکنا

yanoor
۱۳۹۲/۰۳/۰۵, ۰۹:۳۴
وداع حضرت زینب(س)باامام حسین(ع)+دانلود

شام غریبان حسینی، سرشار از لحظات جانسوز وداع حضرت زینب(س) با برادری چون امام حسین(ع) است که آن حضرت دلگویه‌های بسیاری با برادر داشتند و کربلا را به مقصد اسارت ترک کردند.

فرصت بدرود شعری است که با حال و هوای غمبار وداع حضرت زینب(س) با بدن مطهر "امام حسین(ع)" توسط شاعر نام آشنای کشورمان زنده‌یاد "قیصر امین پور" سروده شده و "محمد اصفهانی" نیز با ریتمی محزون آن را اجرا کرده است.

http://www.nedayeenghelab.com/script/media/images/audio_mp3_play.gifدانلود (http://www.yjc.ir/files/fa/news/1391/9/5/560833_941.mp3)

http://www.nedayeenghelab.com/vdca6yni.49nau15kk4.html

عبد آبق
۱۳۹۲/۰۳/۰۶, ۰۶:۳۰
وضعیت قبر معاویه (+عکس) (http://www.asriran.com/fa/news/276070/%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%82%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%88%DB%8C%D9%87-%D8%B9%DA%A9%D8%B3)


به گزارش مشرق به نقل از مرکز اسناد انقلاب اسلامی، معاویه در چنین روزی، ۱۵ رجب سال ۶۰ هجری در سن ۷۸ سالگی در دمشق درگذشت. وضعیت قبر او را در تصاویر زیر مشاهده می کنید.


http://cdn.asriran.com/files/fa/news/1392/3/5/289121_359.jpg

http://cdn.asriran.com/files/fa/news/1392/3/5/289122_129.jpg

http://cdn.asriran.com/files/fa/news/1392/3/5/289123_938.jpg

http://cdn.asriran.com/files/fa/news/1392/3/5/289124_555.jpg
(http://www.asriran.com/)

عمار رهبری
۱۳۹۳/۰۲/۲۴, ۲۰:۰۸
سلام علی قلب زینب الصبور
وفات زینب کبری، الگوی صبر و مقاومت، تسلیت باد.

زینب، شکیبایی کن...

عشق زینب سلام الله علیها را به حسین علیه السلام همه می دانستند، این عشق در خاطره ها مانده بود!
اوج وابستگی شان زمانی جلوه خاص یافت که عبدالله بن جعفر وقتی به خواستگاری او رفته بود، زینب سلام الله علیها شرط ازدواجش را با او این گذاشته بود که:
هرگاه حسین علیه السلام بخواهد به سفری طولانی برود، من نیز با او می روم!

وقتی که به صحرای نینوا رسیدند، حسین علیه السلام عرق از پیشانی برگرفت و آهی کشید و فرمان راند: پیاده شوید و بار شترها را باز کنید. اینجا منزل گاه ماست.
عباس علیه السلام که شتر زینب را نشاند. زینب سلام الله علیها سراسیمه پیاده شد و به سمت برادر دوید؛ از نگاهش می بارید:
اینجا؟ اینجا بار بیندازیم؟ در این بیابان؟ با این زن و فرزند؟ و حسین علیه السلام لبخند زده بود. به جای پاسخ به سوال چشمانش، شعری خواند:
ای روزگار! بد دوستی هستی، چقدر باید در هر شب و روز، حق خواهان کشته شوند؟

و زینب سلام الله علیها تلخ؛ بی آنکه نیازی باشد تکرار کرده بود:
شعر رفتن می خوانی؟
و بی آنکه بخواهد بشنود، پاسخ شنید: آری خواهر من! چنین است!

همه دیده بودند، زینب سلام الله علیها، چگونه تاب از کف داد، چگونه شیون سر داد و بر سر و رویش سیلی زد که:
آه ! حسین علیه السلام خبر از جدایی می دهد.
همه دیده بودند، حسین علیه السلام چگونه به سمتش آمد، چگونه دست لرزانش را میان دستان مهربانش گرفت، و گفت:
زینبم شکیبایی کن!

http://media3.afsaran.ir/sidZYmQH_361.jpg

سالار زینب
۱۳۹۳/۰۲/۲۴, ۲۰:۳۲
صبر را معنا و مفهومی به نام زینب است / احترام عشق هم از احترام زینب است

داوری بنگر که در بیدادگاه شهر شام / با حسین همدست گشتن اتهام زینب است
مشت را کرده گره با هیبت و احساس گفت / این حسین فرمانده عالم، امام زینب است
گرچه بین بانوان زهرا مقام اول است / بعد زهرا رتبه ی برتر مقام زینب است . . .




http://metro.tehran.ir/Portals/0/%D8%B2%D9%8A%D9%86%D8%A82.jpg