PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ويژه نامه عيد مبعث حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفي (ص)



صفحه ها : [1] 2

Amoo Mehraboon
۱۳۸۷/۰۵/۰۸, ۱۸:۴۷
شكوای سبز



http://img.tebyan.net/big/1387/05/10381161752381976016012782498716625011346.jpg


اقراء باسم ربك الذی خلق ؛ خلق الانسان من علق ؛ اقراء و ربك الاكرم الذی علم بالقلم ...

بخوان…

خدایت زمانی تو را فرمان خواندن داد كه سیاهی جهالت و یأس بر آسمان قلب انسانیت سایه افكنده بود .

زمانی تو را دعوت به خواندن كرد كه شب دیجور برای فرار از سیاهی خویش به دنبال روزنی می گشت .

زمانی كه شكوای سبز درختان و گلایه های زلال آبشار و اشك حسرت ابرهای غم گرفته از نبودنت و در انتظار آمدنت غمگنانه ترین تسبیح را با خدا می گفتند.

معشوق زمانی تو را فرمان خواندن داد كه معصومانه ترین فریاد انسان از پاهای جستجوگر تاول زده اش قلب سخت ترین صخره ها را می لرزاند .

انسان (( بلی )) گفته ای كه پا به پای پیامبران از آدم تا مسیح درس عبودیت خوانده بود فارغ از مرور مكرر كلاسهای پیشین ؛ معلمی را جستجو می كرد كه عمیقترین و ظریفترین نیازهای همیشه اش را اغنا كند .

معبود زمانی تو را دعوت به خواندن كرد كه گوش دل تمامی محرومان تاریخ در انتظار شنیدن كلام تو لحظه می شمرد .

و تو زمانی لب به اجابت گشودی كه فرشتگان را تاب نگریستن در جهلستان كفر زمین نبود .
معشوق لحظه ای تو را یافت و برگزید كه در جستجوی ظرفی به گنجایش بی نهایت ؛ گل تمامی آدمیان را با محك علم لایتناهی خویش آزموده بود .و تو با خواندنت سرنوشت تاریخ را رقم می زدی و كشتی جاودانه هدایت را بر زلال فطرت انسانهای همیشه ؛ بادبادن می كشیدی .

تو كه با خواندنت شكوفه های امید را بر شاخه درخت وجود می نشاندی ؛ تو كه با خواندنت عشق را جان دوباره می بخشیدی .

تو كه با خواندنت ایثار را توان ایستادن می دادی .
تو كه با خواندنت خورشید هدایت را از ظلمت (( نه توی )) جهالت بیرون می كشیدی .
تو كه با خواندنت غبار كهنه از چهره دردآلوده مستضعفین جهان می تكاندی و رمق در پاهایشان می ریختی و غرور در نگاهشان و خنده بر لبانشان ؛ تو كه با خواندنت مشیت بالغه خداوندی را پاسخی عارفانه می گفتی .

طبیعی بود كه تامل كنی و بلرزی آنچنانكه ضربان قلب تو را فرشتگان آسمان بشنوند .
طبیعی بود كه عرق پیشانی تو را بالهای تواضع جبرئیل بروبد .
طبیعی بود كه فلق ؛ سرخی آن لحظه چهره تو را به یادگار همیشه بگیرد چرا كه تو تنها برای آن زمان و مكان نمی خواندی .

تو خواندی ؛ آنچنان رسا كه خون در رگهای منجمد محرومین تاریخ دواندی .
تو خواندی ؛ آنچنان شیوا كه پشت خمیده مستضعفان با جوهر كلام تو استقامت یافت .
تو خواندی ؛ آنچنان بلند كه محكمترین ستونهای ظلم در دورترین نقطه تاریخ از كلام تو لرزید .
و تو آنچنان استوار خواندی كه از ورای مظلومیت چهارده قرن اكنون ما كلام تو را از حلقوم فرزندت شنیدیم .

و گوش به زبان و جان به آوای تو سپردیم .

آنچه ما را از خواب غفلت دیرینه برانگیخت ؛ آنچه گره در مشتهای ما انداخت و آنها را گره كرد .
آنچه فریاد مظلومیت ما را به آسمان پاشید .
آنچه رمق شكستن پایه های ظلم را در دستهای ما انداخت .

همان كلام تو بود كه از حنجره مبارك فرزندت طلوع كرد

منبع: خدا كند تو بیایی، سید مهدی شجاعی

Amoo Mehraboon
۱۳۸۷/۰۵/۰۸, ۱۹:۰۴
پيامبر و حرا

بعثت پيغمبر اسلام يا برانگيخته شدن آن حضرت به مقام عالى نبوت و خاتميت، حساس‏ترين فراز تاريخ درخشان اسلام است. بعثت پيغمبر درست درسن چهل سالگى حضرت انجام گرفت. پيغمبر تا آن زمان تحت مراقبت روح القدس قرار داشت، ولى هنوز پيك وحى بر وى نازل نشده بود. قبلا علائمى ازعالم غيب دريافت مى‏داشت، ولى مامور نبود كه آن را به آگاهى خلق هم برساند.

ميان مردم قريش و ساكنان مكه مرسوم بود كه سالى يك ماه را به حالت گوشه گيرى و انزوا در نقطه خلوتى مى‏گذرانيدند. (1)درست روشن نيست كه انگيزه آنها از اين گوشه‏گيرى چه بوده است، اما مسلم است كه اين رسم در بين آنها جريان داشت و معمول بود.نخستين فرد قريش كه اين رسم را برگزيد و آن را معمول داشت عبدالمطلب جد پيغمبر اكرم بود كه چون ماه رمضان فرا مى‏رسيد، به پاى كوه حراء مى‏رفت، و مستمندان را كه از آنجا مى‏گذشتند، يا به آنجا مى‏رفتند، اطعام مى‏كرد. (2)

به طورى كه تواريخ اسلام گواهى مى‏دهد، پيغمبر نيز پيش از بعثت ‏به عادت مردان قريش، بارها اين رسم را معمول مى‏داشت. از شهر و غوغاى اجتماع فاصله مى‏گرفت و به نقطه خلوتى مى‏رفت و به تفكر و تامل مى‏پرداخت.در مدتى كه بعدها در «حراء» به سر مى‏برد،غذايش نان «كعك‏» و زيتون بود، و چون به اتمام مى‏رسيد، به خانه بازمى‏گشت و تجديد قوا مى‏كرد. گاهى هم همسرش خديجه برايش غذا مى‏فرستاد. غذائى كه در آن زمان‏ها مصرف مى‏شد، مختصر و ساده بود. (4)

پيغمبر چند سال قبل از بعثت، سالى يك ماه در حرا به سر مى‏برد، و چون روز آخر باز مى‏گشت، نخست ‏خانه خدا را هفت دور طواف مى‏كرد، سپس به خانه مى‏رفت. (5) كوه حراء امروز در حجاز به مناسبت اين كه محل بعثت پيغمبر بوده است «جبل النور» يعنى كوه نور خوانده مى‏شود. حراء در شمال شهر مكه واقع است و امروز تقريبا در آخر شهر در كنارجاده به خوبى ديده مى‏شود. كوه‏هاى حومه مكه اغلب به هم پيوسته است و از سمت ‏شمال تا حدود بندر «جده‏» واقع در 70 كيلومترى مكه و كنار درياى سرخ امتداد دارد.

اين سلسله جبال كه از يك سو به صحراى «عرفات‏» و سرزمين «منا» وشهر «طائف‏» و از سوى ديگر به طرف «مدينه‏» كشيده شده است، با دره‏ها و بيابان‏هاى خشك و سوزان و آفتاب طاقت ‏فرساى خود شايد بهترين نقطه‏اى است كه آدمى را در انديشه عميق خودشناسى و خداشناسى و دورى از تعلقات جسمانى و تعينات صورى و مادى فرو مى‏برد.كوه نور از بلندترين كوه‏هاى اطراف مكه است، و جدا از كوه‏هاى ديگر به نحو بارزى سر به آسمان كشيده و خودنمائى مى‏كند. هرچه بيننده به آن نزديك‏تر مى‏شود، مهابت و جلوه كوه بيشتر مى‏گردد. از آن بلندى در زمان خود پيغمبر قسمتى از خانه‏هاى مكه پيدا بود، و امروز قسمت زيادترى از شهر مكه پيداست. قله كوه نيز درپشت‏بام‏ها و از داخل اطاق‏هاى بعضى از طبقات ساختمان‏هاى مكه به خوبى پيدا است.

چون اين اخبار را براى همسرش خديجه بازگو مى‏كرد، خديجه مى‏گفت: «تو كه مردى امين و راستگو و بردبار هستى و دادرس مظلومانى و طرفدار حق و عدالت هستى و قلبى رئوف و خوئى پسنديده دارى و در مهمان‏نوازى و تحكيم پيوند خويشاوندى سعى بليغ مبذول مى‏دارى، اگر مقامى عالى در انتظارت باشد، جاى شگفتى نيست.

«غار حراء» كه در قله كوه قرار دارد، بسيار كوچك و ساده است. در حقيقت غار نيست، تخته سنگى عظيم به روى دو صخره بزرگ‏ترى غلت‏خورده و بدين گونه تشكيل دهنه غار حراء داده است. دهنه غار به قدري است كه انسان مى‏تواند وارد و خارج شود. كف آن هم بيش از يك متر و نيم براى نمازگزاردن جا ندارد. غار حراء جائى نبوده كه هركس ميل رفتن به آنجا كند، و محلى نيست كه انسان بخواهد به آسانى در آن بياسايد. فقط يك چيز براى افراد دورانديش در آنجا به خوبى به چشم مى‏خورد، و آن مشاهده كتاب بزرگ آفرينش و قدرت لايزال خداوند بى زوال است كه در همه جاى آن نقطه حساس پرتو افكنده و آسمان و زمين را به نحو محسوسى آرايش داده است! براساس تحقيقى كه ما نموده‏ايم پيغمبر مانند جدش عبدالمطلب در پاى كوه حراء فى‏المثل در خيمه به سر مى‏برده و رهگذران را پذيرائى مى‏كرده و فقط گاهگاهى به قله كوه مى‏رفته و به تماشاى جمال آفرينش مى‏پرداخته است كه از جمله لحظه نزول وحى، در روز 27 ماه رجب بوده است. پيغمبر قبل از بعثت هم حالاتى روحانى داشته و تحت مراقبت روح‏القدس گاهى تراوشاتى غيبى مى‏ديده و اسرارى بر آن حضرت مكشوف مى‏شده است. هنگامى كه پانزده سال بيش نداشت، گاهى صدائى مى‏شنيد، ولى كسى را نمى‏ديد. هفت‏سال متوالى بود كه نور مخصوصى مى‏ديد و تقريبا شش سال مى‏گذشت كه زمزمه‏اى را مى‏شنيد، ولى درست نمى‏دانست موضوع چيست؟

چون اين اخبار را براى همسرش خديجه بازگو مى‏كرد، خديجه مى‏گفت: «تو كه مردى امين و راستگو و بردبار هستى و دادرس مظلومانى و طرفدار حق و عدالت هستى و قلبى رئوف و خوئى پسنديده دارى و در مهمان‏نوازى و تحكيم پيوند خويشاوندى سعى بليغ مبذول مى‏دارى، اگر مقامى عالى در انتظارت باشد، جاى شگفتى نيست. (6) هنگامى كه به سن سى و هفت‏سالگى ميل به گوشه گيرى و انزواى از خلق پيدا كرد، چندين بار در عالم خواب، سروش غيبى، سخنانى به گوشش سرود، و او را از اسرار تازه‏اى آگاه ساخت، بعدها نيز در پاى كوه حراء و ميان راه‏هاى مكه بارها منادى حق بر او بانگ زد. در هر نوبت صدا را مى‏شنيد ولى صاحب صدا را نمى ديد!

در يكى از روزها كه در دامنه كوه حراء گوسفندان عمويش ابوطالب را مى‏چرانيد، شنيد كسى از نزديك او را صدا مى‏زند و مى‏گويد: يا رسول الله! ولى به هرجا نگريست كسى را نديد. چون به خانه آمد و موضوع را به خديجه اطلاع داد، خديجه گفت: اميدوارم چنين باشد. (7) روز بيست وهفتم ماه رجب محمد بن عبدالله مرد محبوب مكه و چهره درخشان بنى هاشم در غار حراء آرميده بود و مانند اوقات ديگر از آن بلندى به زمين و زمان و ايام و دوران و جهان و جهانيان مى‏انديشيد. مى‏انديشيد كه خداى جهان جامعه انسانى را به عنوان شاهكار بزرگ خلقت و نمونه اعلاى آفرينش خلق نمده و همه گونه لياقت و استعداد را براى ترقى و تعالى به او داده است. همه چيز را برايش فراهم نموده تا او در سير كمالي خود نانى به كف آرد و به غفلت نخورد. ولى مگر افراد بشر به خصوص ملت عقب مانده و سرگردان عرب و بالاخص افراد خوش‏گذران و مال دوست و مال‏دار قريش در اين انديشه‏ها هستند؟ آنها جز به مال و ثروت خود و عيش و نوش و سود و نزول ثروت خود به چيزى نمى‏انديشند. شراب و شاهد و ثروت و درآمد، ربا و استثمار مردم نگون ‏بخت و نيازمند، تنها انديشه‏اى است كه آنها در سر مى‏پرورانند...

اينك «او» درست چهل سال پرحادثه را پشت‏سر نهاده است. تجربه زندگى و پختگى فكر و اراده‏اش و استحكام قدرت تعقلش به سرحد كمال رسيده، و از هر نظر براى انجام سؤوليت‏بزرگ پيغمبرى آماده است. در تمام قلمرو عربستان و دنياى آن روز جز او چه كسى بود كه از جانب خداوند عالم شايستگى رهبرى خلق را داشته باشد؟

رهبرى كه سرآمد رهبران بزرگ و گذشته جامعه انسانى باشد، و انسان‏هاى شرافتمند بر شخصيت ذاتى و تربيت‏ خانوادگى و سوابق درخشان و ملكات فاضله و صفات پسنديده او صحه بگذارند؟ او نوه ابراهيم بت ‏شكن خليل خدا و اسماعيل ذبيح و فرزند هاشم سيد و سرور عرب و نوه عبدالمطلب، بزرگ و داناى قريش است. پدر در پدر و مادر در مادر شكوفان و درخشان و فروزان است. او از سلامتى كامل جسم و جان برخوردار بود كه نتيجه وراثت صحيح و سالم است. وراثتى كه پدران پاك و مادران پاك سرشت‏برايش باقى گذارده بودند. به طورى كه دنياى جاهليت هم با همه پليدى و تيرگى و تاريكيش، نتوانست آن را آلوده سازد، و چيزى از شرافت و حسب و نسب او بكاهد. (8)

پي‌نوشت ها:

1- سيره ابن هشام - ج 1 ص 154 سيره ابن هشام كه آنرا قديمترين تاريخ حيات پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله دانسته‏اند، تلخيص از «سيره النبى ص‏» تاليف محمد بن اسحاق بن يسار مطلبى متوفاى سال 151 ه است كه ابن حجر عسقلانى شافعى در كتاب «تقريب‏» رمى به تشيع او نموده است. ابن هشام، يعنى عبدالملك بن هشام حميرى، خود در سال 218 ه وفات يافته است.)
2- سيره حلبه - ح 1 ص 381
3- همان كتاب - ج 1 ص 382
4- همان كتاب - ج 1 ص 382
5- تاريخ طبرى - ج 3 ص 1149 - سيره ابن هشام، ج 1 ص 155
6- سيره حلبيه - ج 1 ص 380 - 391
7- مناقب ابن شهر آشوب - ج 1 ص 44
8- در زيارت وارث حضرت سيد الشهداء امام حسين عليه السلام مى‏خوانيم كه: «گواهى مى‏دهم تو نورى بودى در صلب‏هاى شامخ پدرانت و رحم‏هاى پاك مادرانت، به طورى كه ايام جاهليت نتوانست آن را با اخلاق و آداب و رسوم پليد خود آلوده سازد، و چهره درخشان آن را دگرگون گرداند».

منبع: تاريخ اسلام، على دوانی

Amoo Mehraboon
۱۳۸۷/۰۵/۰۸, ۱۹:۱۵
نگاهى به احاديث ‏بعثت

دراينجا بايد اعتراف كرد كه ماجراى بعثت پيغمبر با همه اهميتى كه داشته است،در تواريخ درست نقل نشده است. به موجب آنچه در تفاسير قرآنى و احاديث اسلامى و تواريخ اوليه آمده است،عايشه همسرپيغمبر يا خواهرزادگان او عبدالله زبير و عروة بن زبير يا عمرو بن شرحبيل يا ابوميسره غلام پيغمبر، گفته‏اند: جبرئيل بر پيغمبر نازل شد و به وى گفت: بخوان به نام خدايت; «اقرا باسم ربك الذى خلق‏» و پيغمبر فرمود: نمى توانم بخوانم; «ما انا بقارى‏» يا من خواننده نيستم; «لست‏بقارى‏». جبرئيل سه بار پيغمبر را گرفت وفشار داد تا بار سوم توانست‏ بخواند!

در صورتى كه: اولا جبرئيل از پيغمبر نخواست از روى نوشته بخواند. جز در يك حديث كه آن هم قابل اهميت نيست. بيشتر مى‏گويند منظور جبرئيل اين بوده كه هرچه او مى‏گويد پيغمبر هم آن را تكرار كند. در اين صورت بايد از ناقلين اين احاديث پرسيد: آيا پيغمبر عرب زبان در سن چهل سالگى قادر نبود پنج آيه كوتاه اول سوره اقرا يعنى; «اقرا باسم ربك الذى خلق، خلق الانسان من علق، اقرا و ربك الاكرم، الذى علم بالقلم، علم الانسان ما لم يعلم‏» را همان طور كه جبرئيل آيه آيه مى‏خوانده او هم تكرار كند؟ اين كار براى يك كودك پنج ‏ساله آسان است تا چه رسد به داناى قريش! از اين گذشته «وحى‏» به معناى صداى آهسته است. وقتى جبرئيل امين آيات قرآنى را بر پيغمبرنازل كرده است آن را آهسته تلفظ مى‏نموده و همان دم در سينه پيغمبر نقش مى‏بسته است. بنابراين هيچ لزومى نداشته كه هرچه را جبرئيل مى‏گفته است پيامبر مانند بچه مكتبى تكرار كند تا آن را از حفظ نمايد، و فراموش نكند!

ثانياً كسانى كه بعثت را بدين گونه نقل كرده‏اند هيچ كدام از نظر شيعيان قابل اعتماد نيستند. عايشه همسرپيغمبر هم كه شيعه و سنى ماجراى بعثت را در كليه منابع تفسير و حديث و تاريخ اسلامى بيشتراز وى نقل كرده‏اند، پنج ‏سال بعد از بعثت متولد شده و از كسى هم نقل نمى‏كند، بلكه حديث وى به اصطلاح مرسل است كه قابل اعتماد نيست، و از پيش خود مى‏گويد: آغاز وحى چنين و چنان بوده است.

ثالثاً معلوم نيست جمله «بخوان به نام خدايت‏» كه در ترجمه آيه اول درهمه تفسيرهاى اسلامى اعم از سنى و شيعى آمده است ‏يعنى چه؟ از حفظ بخواند، يا از رو بخواند؟ و گفتم كه هر دوى آنها خلاف واقع است.

رابعاً مگر خدا و جبرئيل نمى‏دانسته‏اند پيغمبر درس نخوانده بود و چيز نمى‏نوشته كه دو بار از وى مى‏خواهند بخواند؟ و چون پيغمبر مى‏گويد: نمى‏توانم بخوانم، گرفتن آن حضرت و فشار دادن وى را چگونه مى‏توان توجيه كرد؟ آيا اگر كسى را فشار دادند باسواد مى‏شود؟ اين معنا درباره پيغمبران پيشين بى‏سابقه بوده است تا چه رسد به پيامبر خاتم (صلى الله عليه و آله)!!

خامساً هيچ كدام از مفسران اسلامى نگفته‏اند چرا اولين سوره قرآنى «بسم الله الرحمن الرحيم‏» نداشته است! بلكه همگى گفته‏اند آنچه روز بعثت نازل شد پنج آيه اوايل سوره اقرا بوده است از «اقرا بسم ربك الذى خلق‏» تا «ما لم يعلم‏».

سادساً دنباله حديث عايشه و ديگران كه مى‏گويد: «وقتى پيغمبر از كوه حراء برگشت‏ سخت مضطرب بود! و چون به نزد خديجه آمد گفت: «زملونى زملونى‏» مرا بپوشانيد، مرا بپوشانيد. و او را پوشانيدند، و پس ازآن ماجرا را براى خديجه نقل كرد و گفت: «از سرنوشت‏ خود هراسانم‏» و «خديجه او را برد نزد پسر عمويش ورقة بن نوفل كه نصرانى شده بود، و تورات و انجيل را مى‏نوشت و آن پير كهنسال نابينا گفت: اى خديجه! آنچه او ديده است همان پيك مقدسى است كه بر موسى نازل شده است‏» همگى برخلاف اعتقاد ما درباره پيامبر و ظواهر امر است. (1)

علامه فقيد شيعه سيد عبدالحسين شرف الدين عاملى در كتاب پرارج «النص والاجتهاد» تنها كسى است كه براى نخستين بار متوجه قسمتى از اشكالات اين حديث ‏شده و مى نويسد: «مى‏بينيد كه اين حديث (حديث عايشه) صريحا مى‏گويد پيغمبر بعد از همه اين ماجرا هنوز در امر نبوت خود و فرشته وحى پس از آن كه فرود آمده، و درباره قرآن بعد از نزول آن و از بيم و هراسى كه پيدا كرده نياز به همسرش داشت كه او را تقويت كند، و محتاج ورقة بن نوفل مرد غمگين نابيناى جاهل مسيحى بوده است كه قدم او را راسخ كند، و دلش را از اضطراب و پريشانى در آورد! محتواى اين حديث ضلالت و گمراهى است. آيا شايسته پيغمبر است كه از خطاب فرشته سر در نياورد؟ بنابراين حديث عايشه از لحاظ متن و سند مردود است.» (2) در حديث ديگر مى‏گويد: «پيغمبر چنان از برخورد با جبرئيل بيمناك شده بود كه مى‏خواست‏خود را از كوه به زير بيندازد»، يعنى حالت ‏شبيه بيمارى صرع! در روايت ديگر هم مى‏گويد: «تختى مرصع روى كوه حراء گذاشته شد، و تاجى مكلل به جواهر بر سر پيغمبر نهادند، و بعد به وى اعلام شد كه تو خاتم انبيا هستى‏»! و چيزهاى ديگر كه بازگو كردن آن چندش ‏آور است.

راستى چقدر باعث تاسف است كه پانزده قرن پس از بعثت هنوز مسلمانان به درستى ندانند موضوع چه بوده و بعثت‏خاتم انبيا چه سان انجام گرفته است؟!! اين كوتاهى ازآن مورخان و دانشمندان اسلامى از شيعه و سنى است كه در اين قرون متمادى غفلت نموده و به تحقيق پيرامون آن نپرداخته‏اند، و فقط به ذكر و تكرار گفتار عايشه و ديگران اكتفا نموده‏اند! ما پس از نقدى كه دانشمندان عالى‏ مقام شيعه سيد شرف الدين عاملى بر يكي از حديث‏ بعثت (حديث عايشه) نوشته و توفيق ترجمه آن را يافتيم، به قسمت عمده‏اى از تفسير و حديث و تاريخ سنى وشيعى مراجعه نموديم، و با كمال تاسف به اين نتيجه رسيديم كه احاديث‏بعثت كاملا مغشوش است، و بيشتر آنها از راويان عامه است، كه نزد ما اعتبارى ندارند.متن همه آن احاديث نيز مضطرب و متناقض و برخلاف معتقدات شيعه و سنى است، و اسناد آن نيز مخدوش مى‏باشد.

پي نوشت‌ها:

1- حديث عايشه درباره آغاز وحى كه مستند همگى دانشمندان سنى و شيعى است در جزء اول «صحيح بخارى‏» و تفسير سوره اقرا جزء سوم آن، و باب ايمان «صحيح مسلم نيشابورى‏» و تفسير سوره اقرا در «صحيح ترمذى‏» و سنن نسائى آمده است.
2- كتاب «اجتهاد در مقابل نص‏» ترجمه النص و الاجتهاد مرحوم شرف الدين به قلم نويسنده اين سطور - ص 412

منبع: تاريخ اسلام،‌ على دوانی

Amoo Mehraboon
۱۳۸۷/۰۵/۰۸, ۲۰:۲۲
آيينه‌ی احمدی



http://img.tebyan.net/big/1387/05/197204218415322213410015384244144178938670.jpg


شعر را با صداي شاعر از اينجا (http://snd.tebyan.net/1387/05/20080728142044140.mp3)بشنويد

در عدم بوديم مستور وجود

تا محبت پرده ما را گشود

بود تنها حضرت پروردگار

خواست تا خود را ببيند آشكار

آفريد آيينه اي در خرد خويش

داد او را سينه اي در خورد خويش

سينه اي سيناتر ازطور كليم

نام آن آيينه را احمد نهاد

گام او را بر خطي ممتد نهاد

كردآنگه سينه اش را صيقلي

تاشود طور تجلي منجلي

ديد در آيينه ذات كبريا

فاش كنت كنزا مخفيا

گفت اين عين تجلاي من است

جام او سر مست صهباي من است

چشم احمدباده گردان من است

رهنماي رهنوردان من است

خاک را با خون دل گل ساختيم

خون دل خورديم زگل دل ساختيم

زين سبب دل محرم راز من است

پرده عشاق دمساز من است

عاشقان را بي خيالي خوشتر است

نغمه از ني هاي خالي خوشتر است

عشق بازان لاابالي تر به پيش

تا جواب آيد آيد سوالي تر به پيش

زخمه ام در جستجوي تارهاست

زين سبب هر گوشه بر پا دارهاست

تار گر بينم شور بر پا مي‌کنم

موسي آيد طور بر پا مي‌کنم

آب اتشناک دارم در صبو

باده اي سوزان ولي بي رنگ و بو

هرکسي نوشد دگرگون مي‌شود

ليلي اينجا همچو مجنون مي‌شود

هر کسي نوشد چنان آتش شود

اهل دل گردد ولي سرکش شود

هر کسي نوشد سليماني کند

آنچه مي‌دانيم و مي‌داني کند

مي تراود اسم اعظم از لبش

ميرسد با اذن ما بر مطلبش

باده ما باده انگور نيست

شهد ما در لانه زنبور نيست

بيخود از خود شو خداوندي مکن

با خداوند جهان رندي مکن

محرم ما را پريشاني مباد

مهر ما محتاج پيشاني مباد

اي نمازآگين پس از هفتادسال

کو تحول کو طرب کو شور و حال

كس سزد خاموش و بي وجد و طرب

بر لب دريا بميري تشنه لب

آستين شوق را بالا بزن

دست دل بر دامن دريا بزن

جرعه اي از جام آگاهي بزن

مست شو فرياد انا الحقي بزن

دست ساقي چون سر خم را گشود

جز محمد هيچ كس آنجا نبود

جام آن آيينه را سيراب كرد

وز جمالش خويش را بي‌تاب كرد

موج زلف مصطفي را تاب داد

ذوالفقار غيرتش را آب داد

در پي احمد علي آمد پديد

در كف اوبود ميزان و حديد

بولعجب بين روح حق را در دو جسم

هر دو يك معنا وليكن در دو اسم

در حقيقت هر دويك آيينه اند

يك زبان و يك دل و يك سينه اند

يك نظر بر پرده نقاش كن

تاب كيسوي قلم را فاش كن

آفرين گو پنجه ي معما ررا

تا نمايد فاش بر تو اين اسرار را

فاش مي گويد به ما لوح و قلم

از وجود چهارده بي بيش و كم

چهارده گيسوي در هم ريخته

چهارده طبل فلك آويخته

چهارده ماه ِ فلك پرواز كن

چهارده خورشيدِ هستي ساز كن

چهارده پرواز در هفت آسمان

هر يكي رنگين تر از رنگين كمان

چهارده الياس ِ در باد آمده

چهارده خضر ِ به امداد آمده

چهارده كنعانيه يوسف جمال

چهارده موسي به سيناي كمال

چهارده روح ِ به دريا متصل

چهارده روح ِ جدا از آب و ِگل

چهارده درياي مرواريد جوش

چهارده سيل ِ سراپا در خروش

چهارده گنجينه ي علم َلدُن

چهارده شمشير فولاد آب كن

چهارده سر ، چهارده سردار دين

چهارده تفصير قرآن مبين

چهارده پروانه ي افروخته

چهارده شمع سراپا سوخته

چهارده شير شكر آميخته

چهارده شهدِ به ساغر ريخته

چهارده سرمستِ بي جام و سبو،

جرعه نوش از باده ي اسرار هو

چهارده مي خانه ي ساقي شده

وجهُ َر ِبك گشته و باقي شده

چهارده منظور ِ منظور آمده

ُكُلهم نورٌ علي نور آمده

آفرينش بر مدار عشق بود

مصطفي آيينه دار عشق بود

ميم او شد مركز پرگار عشق

بر تجلي بر سر بازار عشق

تا قلم بر حلقه ي صادش رسيد

شد الم نشرح لك صدرك پديد

طا طريق عشق بازي را نوشت

فا فروغ سر فرازي را نوشت

يا يقين عشق بازان را نگاشت

خلق عالم بيش از اين يارا نداشت

دست حق تا خشت آدم را نهاد

بر زبانش نام خاتم را نهاد

نام احمد نام جمله انبياست

چون كه صد آمد نود هم پيش ماست

از مناره پنج نوبت پر خروش

نام احمد با علي آيد به گوش

روز و شب گويم به آواي جلي

اكفياني يا محمد يا علي

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۵/۰۹, ۰۲:۳۹
http://shiaupload.ir/images/v3no61qo17vf6n7r0ieq.gifبنام تو اي قرار هستي http://shiaupload.ir/images/98oit8ag8bunojhmpzkj.gif


http://www.zom.ir/files/1ax9eqmeeppgqiim1kpv.gif



http://www.imagegratis.com/file/uploads/312e60364c.gifستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شدهhttp://www.imagegratis.com/file/uploads/312e60364c.gif
http://www.imagegratis.com/file/uploads/312e60364c.gifدل رمیده ما را انیس و مونس شدhttp://www.imagegratis.com/file/uploads/312e60364c.gif
http://www.imagegratis.com/file/uploads/312e60364c.gifنگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشتhttp://www.imagegratis.com/file/uploads/312e60364c.gif
http://www.imagegratis.com/file/uploads/312e60364c.gifبه غمزه مسئله آموز صد مدرس شدhttp://www.imagegratis.com/file/uploads/312e60364c.gif



http://shiaupload.ir/images/4yi8giddn8n7j6fy5xr.jpg


عيد بزرگ مبعث پيامبر اعظم ؛ اشرف الاوصيا؛ خاتم الانبياء ؛
محمد مصطفي صلوات الله عليه و آله بر همگان مبارك باد
http://www.zom.ir/files/1ax9eqmeeppgqiim1kpv.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۵/۰۹, ۰۲:۵۷
http://www.zom.ir/files/wbss11n6oyeu8sjlxada.gifبنام تو اي قرارهستيhttp://www.zom.ir/files/wbss11n6oyeu8sjlxada.gif


http://www.zom.ir/files/ge6l5s763es31b55jiyw.gif


امروز



چشمهاي ما



تنها يک پنجره



و يک روشنايي



به نام نور محمدي را مي شناسد .



امروز تنها يک آسمان



و يک گل



به نام گل محمدي را مي شناسد.



امروز تنها به يک شميم



و يک عطر



به نام عطر محمدي خو گرفته است



از اين روست که مقاوم ايستاده ايم



و رو به يک پنجره و آسمان داريم



و در باغچه دستان همه مان



تنها يک گل روييده است.



دريا ترانه ي تو را مي خواند



زمين آرزوي پاکي تو را دارد



و من بر ماسه هاي ساحل دريا



مي نويسم



جهان به مهرباني تو زنده است



يا محمد(ص)


http://www.zom.ir/files/ge6l5s763es31b55jiyw.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۵/۰۹, ۱۰:۱۷
http://www.zom.ir/files/pdzbjsq1g7erlm26pz38.gifبنام تو اي آرام جان http://www.zom.ir/files/5ww5nemt61ne2tl0dko7.gif


http://www.zom.ir/files/vfgqiyz5ksxjsaqs5zsb.gif


http://img33.picoodle.com/img/img33/4/7/29/f_257lh8zm_8fb1347.jpg


سرزمين مكه هم در ناز شد
از حرا درهاي رحمت باز شد
روز مبعث احياء كلام الله شد
مصطفي امروز رسول الله شد
http://www.zom.ir/files/vfgqiyz5ksxjsaqs5zsb.gif

a3emoon
۱۳۸۷/۰۵/۰۹, ۱۷:۴۸
از بعثت او جهان جوان شد ، گیتى چو بهشت جاودان شد
این عید به اهل دین مبارك ، بر جمله مسلمین مبارك


به امر رب خود لبیک گوییم ، به همراه ملائک جمله گوییم ،
سلام و رحمت حق بر محمد ، اللهم صل علی محمد

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۱۹, ۱۳:۵۸
http://kkkkk03.persiangig.ir/125.gif (http://zibasazi.bahar-20.com/)



(http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?LanguageID=1&id=21161&SearchText=مبعث)عید سعیدمبعث حضرت رسول اکرم (http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?LanguageID=1&id=21161&SearchText=مبعث)(ص) مبارک باد (http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?LanguageID=1&id=21161&SearchText=مبعث)
(http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?LanguageID=1&id=21161&SearchText=مبعث)
(http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?LanguageID=1&id=21161&SearchText=مبعث)

(http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?LanguageID=1&id=21161&SearchText=مبعث)

http://shiaupload.ir/images/tzr7ib5wctseeqsifx3.gif


عطر رسالت


صدای گرامی‏ات می‏لرزید. جان تو را پرنده‏های هیجان، بی‏قرار کرده بودند.
تمام سلول‏هایت از رستگاری لبریز شدند. می‏لرزی. دلشوره‏هایت را می‏شود در چشم‏های مهربانت سلام داد.
لبریز دلشوره و اضطراب و شوقی که بار دیگر، همان صدای صمیمی می‏خواندت که: بخوان...! می‏خواهی بخوانی؛ تمام جانت را بر زبانت جاری می‏کنی تا هم‏کلام با صدا، تکرار کنی. لب وا می‏کنی تا برای اولین بار، بخوانی؛ و می‏خوانی با تمام وجود، به نام پروردگار آفریننده؛ می‏خوانی به نام... می‏خوانی...نه تنها غار حرا، که کوه نور هم دور سرت می‏چرخد. طنین صدایت در کوه می‏پیچد. کوه، شروع به لرزیدن می‏کند. زمین به احترام تو برمی‏خیزد. هوای غار، سنگین شده است؛ نفس کشیدن برای تو سخت شده است؛ سخت‏تر از تمام تابستان‏هایی که هوای شرجی حجاز را نفس کشیده‏ای. حتی غار هم دیگر طاقت برپا ایستادن ندارد. دیوارهای غار، دهان می‏گشایند و با تمام وجود ـ اگرچه پر از اضطراب ـ با تو می‏خوانند.... پیراهنت، خیس از عرق هیجان می‏شود. هیچ واژه‏ای بر زبانت به آسانی نمی‏چرخد. مقرب‏ترین فرشته، سلام خداوند را برای تو آورده است.


تمام سنگ‏ها، بوی رسالتت را تا اعماق جان، نفس کشیده‏اند. حرا بوی رستگاری‏ات را به دهن بادها می‏ریزد تا بوی رسالتت، به گوش تمام درخت‏های جهان برسد. کوه، تاب این همه اوج را ندارد. چیزی تا زانو زدن و در هم فرو ریختن فاصله ندارد؛ اما به احترام تو، تا جان دارد خواهد ایستاد. کوه، دامن بر خاک می‏گسترد تا یک‏بار دیگر، قدم‏های نازنین تو، خاک را متبرک کنند.


زمین، تن می‏گسترد زیر گام‏های تو گام‏هایی که یک قدم پر از دلهره و یک قدم پر از یقین است.
به هروله می‏روی؛ چون هاجر که تشنگی اسماعیل را پی زمزم می‏دود.
باید خبر رسالتت را به جهان ابلاغ کنی، ابرها با سایه‏های مهربانشان پا به پایت راهی شده‏اند و زمین، زیر پایت می‏دود تا هر چه زودتر تو را به مقصد برساند.


پیراهنت از بوی خداوند لبریز است. کلماتی که فریاد می‏زنی، وحی منزلی است که جان‏ها را پرنده می‏کند.کلماتی که از دهانت پرواز می‏کنند، جنس دیگری دارند؛ حتی عاشقانه‏ترین واژه‏ها هم نمی‏توانند این همه عشق را بیان کنند.
این واژه‏هایی که تو بر زبان می‏آوری، هیچ‏کدام بوی خاک نمی‏دهند. این کلمات، از جنس دورترین آسمان‏ها هستند، کلماتی که بوی خداوندند، کلماتی که بوی رستگاری می‏دهند.


قسم به همین واژه‏ها که تو آخرین پیامبر برگزیده خداوندی!
تو آمده‏ای تا با معجزه کلمات، پنجره‏هامان را به آسمان‏هایی آن سو تر از این آسمان، پیوند بزنی.


http://shiaupload.ir/images/tzr7ib5wctseeqsifx3.gif


بیایید قبل از آمدن این عید بزرگ آن را درک کنیم و با معرفت


و شناخت کامل آن را جشن بگیرییم

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۲۰, ۰۹:۲۳
مفهوم بعثت

http://shiaupload.ir/images/tzr7ib5wctseeqsifx3.gif
بعثت، به معنای برانگیخته شدن برای انجام کاری است و مبعث، روزی است که پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله از سوی خداوند متعال به رسالت مبعوث گردید. در قرآن کریم واژه بعثت با صیغه‏های مختلف به کار رفته و در مجموع به دو قسمت تقسیم می‏شود: قسمت اوّل درباره بعثت پیامبران است، مانند آنجا که می‏فرماید: «به تحقیق در هر امتی رسولی را برانگیختم». قسمت دیگر درباره دوران پس از مرگ و زنده شدن مردگان می‏باشد، همانند آن‏جا که می‏فرماید: «آنان که کافر شدند، پنداشتند هرگز برانگیخته نمی‏شوند. بگو آری سوگند به پروردگارم که البته برانگیخته خواهید شد. سپس خبر داده می‏شوید بر آن‏چه عمل کرده‏اید و آن بر خداوند آسان است». نیز از زبان حضرت عیسی علیه‏السلام نقل می‏کند که می‏فرماید: «سلام بر من هنگامی که ولادت یافتم و آن‏گاه که بمیرم و در آن زمان که زنده شوم».

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۲۰, ۱۴:۰۶
یک خط نور از غار تا پای کوه


http://shiaupload.ir/images/tzr7ib5wctseeqsifx3.gif


از مشرق کوه نور، مردی که سرشار از نور است، پایین می‏آید؛ مرد عقیده و ایمان، با ره‏توشه‏ای از «اقرأ باسم ربک الذی خلق».


زمان را نگاه کن؛ به چشم روشنی زمین آمده است. یک خط نور، از غار شروع می‏شود تا پایین. کسی می‏آید که اگرچه تنها ولی همه بهار، یک جا با اوهمراه است. نگاه سبز وحی، به اوست و استقبال پر از شعر و شعور جهان نبوت، پیش روی او:


ای شاه سوار ملک هستی سلطان خرد به چیره دستی ای ختم پیمبران مرسل حلوای پسین و ملح اول سر خیل تویی و جمله خیلند مقصود تویی همه طفیلند»



محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏آید و قبیله‏های فضایل، یک به یک، به تعظیم برمی‏خیزند.


جاهلیت، به دیار نیستی می‏کوچد.


این صدای گام‏های آغازین رسالت است؛ صدایی دل‏انگیز از غار حرا. گویا این غار، هم اکنون متولد شده است در دامن چهل سالگی الگوی جهانیان. این غار، خاک نعلین برترین آفریده را توتیای چشم خویش کرده است و نخستین واژه‏های عرشی قرآن را در دل دارد. حرا، یعنی نجواهای شبانه پیامبر اعظم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله .


ببین چگونه آن نیایش‏ها، نتیجه داد. اینک، آخرین فرستاده می‏آید؛ با قرآنی که به روی گشود تا با آن، بشارت دهد و انذار کند.
رسالت عظیم او، با قرآنی عظیم آغاز می‏شود تا مکارم اخلاقی را که عظیم است، به پایان برساند.


http://shiaupload.ir/images/tzr7ib5wctseeqsifx3.gif
محمدکاظم بدرالدین

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۲۱, ۰۸:۵۵
قلمرو بعثت

http://shiaupload.ir/images/tzr7ib5wctseeqsifx3.gif
قرآن کریم در آیات مختلف، جهانی بودن رسالت پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را مطرح نموده است.

از آن شمار در سوره اعراف و سبأ آمده است: «بگو ای مردم من فرستاده خداوند به سوی همه شما هستم» و نیز «و ما تو را جز برای همه مردم نفرستادیم». قرآن کریم هم‏چنین در سوره جمعه می‏فرماید: «او مبعوث به گروه دیگری از مؤمنان نیز هست که هنوز ملحق به این‏ها نشده‏اند»؛

یعنی اقوام دیگری نیز که بعد از پیامبر و یاران وفادارش پا به عرصه وجود می‏گذارند و از سرچشمه زلال قرآن و سنت رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله سیراب می‏گردند، در قلمرو بعثت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله قرار دارند.

در همین رابطه، نقل شده هنگامی که پیامبر خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله این آیه را تلاوت می‏فرمود، سؤال شد: این‏ها چه کسانی هستند؟ ایشان صلی‏الله‏علیه‏و‏آله هم دست خود را بر شانه سلمان گذاشت و فرمود: «اگر ایمان در ثرّیا(ستاره دور دست) باشد، مردانی از این گروه(ایرانیان) بر آن دست می‏یابند».

http://shiaupload.ir/images/tzr7ib5wctseeqsifx3.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۲۲, ۰۹:۲۷
با صدای روشن وحی

http://i33.tinypic.com/vxytqu.jpg (http://zibasazi.bahar-20.com/)

از هیاهوی شهر می‏گریزی، به رسم شوم دخترکشی پشت می‏کنی و به سوی آرامش محض، گام برمی‏داری. سنگ‏های سخت را جا می‏گذاری تا به غار برسی و تاریکی‏اش را به نور برسانی.

صعود می‏کنی تا مرز چهل سالگی‏ات؛ آن‏گاه، چشم به در غار یا به آسمان می‏دوزی. نه! چشم نمی‏دوزی، منتظر نمی‏مانی؛ «سبحان الله»ات را به نسیم می‏سپاری. تا مثل همیشه، در باد و خاک و آب و آتش منتشر شود.

در جذبه ملکوت، حل می‏شوی؛ هنوز با صدای «بخوان» به خودت نیامده‏ای که جذبه‏ای دیگر، از خود می‏بردت به سمت لوحْ نوشته‏ای که مقابل توست. تو نگاه می‏کنی و به یاد می‏آوری که هنوز قلم به دست نگرفته‏ای تا به حریم الفبا وارد شوی. این همه را می‏گویی؛

اما طنین روح‏افزای «بخوان»، شوقی بزرگ بر دلت نازل می‏کند. تو می‏خوانی به نام پروردگارت و ادامه می‏دهی.
جبرئیل، ردای سفید نبوت را بر دوشت می‏اندازد و به سوی شهر، بدرقه‏ات می‏کند؛ به سوی شهری که باید از بام‏هایش، جهل و دروغ و نیرنگ و ریا را بتارانی.

به سمت مجسمه‏های فریب که خدایی‏شان را درهم بکوبی. کم‏کم به شهر نزدیک می‏شوی؛ اما ابهت اتفاق تو را می‏لرزاند. بعد از آن، چشمه‏ها و سنگ‏ها و درختان، یا «رسول الله!» صدای می‏کنند.

http://i33.tinypic.com/vxytqu.jpg (http://zibasazi.bahar-20.com/)
رقیه ندیری

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۲۲, ۲۲:۳۳
داستان بعثت

http://i33.tinypic.com/vxytqu.jpg (http://zibasazi.bahar-20.com/)


ماجرای بعثت حضرت پیامبر، با نقل‏های متفاوتی روایت شده است. چه سخنی رساتر و شیرین‏تر از بیان امام هادی علیه‏السلام که می‏فرماید: «هنگامی که محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله تجارت شام را ترک گفت، هر روز به کوه حرا می‏رفت و از فراز آن به آثار رحمت پروردگار می‏نگریست و از آنچه می‏دید، به یاد عظمت خدای آفریننده می‏افتاد و آن‏گاه با روشنی خاصی به عبادت خداوند مشغول می‏شد. چون به چهل سالگی رسید، خداوند، دل او را بهترین، روشن‏ترین و خاضع‏ترین دل‏ها یافت. در آن لحظه‏ها، جبرئیل به سوی او آمد و بازوی او را گرفت و تکان داد و گفت: بخوان. گفت: چه بخوانم؟ جبرئیل گفت: ای محمد! بخوان به نام پروردگارت که آفرید. پس جبرئیل، رسالت خود را به انجام رسانید و به آسمان‏ها بالا رفت و محمد نیز از کوه فرود آمد. در این هنگام، خداوند، کوه‏ها، صخره‏ها و سنگلاخ‏ها را به سخن آورد، به گونه‏ای که به هر کدام می‏رسید، ادای احترام می‏کردند و می‏گفتند:
السلام علیک یا حبیبَ اللّه‏، السلام علیک یا ولیَّ اللّه‏،
السلام علیک یا رسولَ اللّه‏».

http://i33.tinypic.com/vxytqu.jpg (http://zibasazi.bahar-20.com/)

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۲۳, ۱۲:۱۳
بعثت و تحول بزرگ در اعراب

http://shiaupload.ir/images/tzr7ib5wctseeqsifx3.gif
عصر جاهلیت، عصری بود که مردم به کلی از فرهنگ و اخلاق انسانی دور بودند و خشن‏ترین زندگی را داشتند و با دست خود، دختران معصومشان را با کمال سنگدلی و بی‏رحمی زنده به گور می‏کردند. جنگ‏های قومی و قبیله‏ای فراوان جریان داشت و از انسانیت و کرامت انسانی خبری نبود. در این زمان، خداوند حجت و ولی خود را برانگیخت تا مردم را از گمراهی‏ها، کژی‏ها و جهالت‏ها برهاند و به سوی حق، راستی، درستی، امانت‏داری، صله رحم، اخلاق پسندیده، فرهنگ مترقی و پیشرفته و خلق و خوی انسانی و الاهی رهنمون گرداند. به راستی که رسول مکّرم اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در مدتی کوتاه، آن‏چنان تحول و انقلابی ایجاد کرد که زندگی اعراب جاهلی را از پرتگاه سقوط اخلاقی و نابودی، به قله کمال و سعادت هدایت نمود.

http://shiaupload.ir/images/tzr7ib5wctseeqsifx3.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۲۴, ۰۹:۰۳
مبعث در کلام امام جواد علیه‏السلام

http://shiaupload.ir/images/tzr7ib5wctseeqsifx3.gif
عید مبعث، یکی از بزرگ‏ترین عیدهای اسلامی است که در قرآن و روایات از آن به بزرگی یاد شده است. امام جواد علیه‏السلام در این‏باره فرموده‏اند: «در ماه رجب، شبی است که در آن، از هر آن‏چه خورشید بر آن می‏تابد، خیر بیشتری نهفته است، و آن شب بیست و هفتم است که در صبح آن، پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله برانگیخته گردید. بدانید که بر عمل کننده آن از شیعیان ما، پاداش عمل شصت سال قرار داده شده است».


http://shiaupload.ir/images/tzr7ib5wctseeqsifx3.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۲۸, ۰۷:۵۶
ردای نبوت


http://shiaupload.ir/images/tzr7ib5wctseeqsifx3.gif

هوا، معطر از نغمه‏های ملکوتی است. فاصله‏ها خط می‏خورند.
شادمانی، از جام لحظه‏ها سرریز می‏شود.
فضا، غرق در ترس و شادی توأمان است.
آرامش، از دیوارهای غار بالا می‏رود؛ شکستن مرزهای خاکی و افلاکی. اینک، حضور فرشته بزرگ وحی بر درگاه غار!

ناگهان، صدایی دیر آشنا، لطیف چون حریر و ابریشم، محکم، به استواری صخره‏ها و کوه‏ها؛
با لهجه‏ای آسمانی؛ جبرئیل، بر آستان حرا، تو را می‏خواند: «بخوان، محمد...»
فرو ریختن دریایی از آرامش، از شانه‏های زمان، صدایت جاری می‏شود در هوای حوالی اقرأ....

صدایت را ذرات، شانه به شانه باد می‏برند تا دوردست جهان.
صدای جبرئیل، سکوت غار را می‏آشوبد.
آیات، بر لب‏هایت به وجد می‏آیند. «اقرأ....» و رسالت آغاز می‏شود.


جهان در مقابل شکوهت، خاضعانه سر خم می‏کند.
از پیشانی بلندت، صبح طلوع می‏کند و نخستین روز عشق، آغاز می‏شود.
چقدر ردای نبوت بر قامت برافراشته‏ات برازنده است!

نامت را می‏شنوی از زبان پرنده؛ از دهان کوه‏ها، جنگل‏ها
نامت را می‏شنوی از دهان بادهای وزان که مدح تو را می‏گویند. وعده خدا تحقق یافت.

تو چون حقیقتی از کوه جاری می‏شوی تا انتظار دنیا را پایان ببخشی.
لب باز می‏کنی و عطر گل محمدی، عالم را لبریز می‏کند. تمام انبیا، در تو خلاصه شده‏اند.
محمد هستی؛ اما تبر ابراهیم بت‏شکن بر دوش محمد هستی، اما هیبت و اقتدار موسی از شانه‏هایت جاری است.

«محمد»، هستی؛ اما زهد «عیسی» در رفتارت مشهود است.
چراغ‏های هدایت در دستان تو چقدر روشن و نورانی‏اند! چون خورشیدی بر پیشانی حرا طلوع می‏کنی و جهان از امروز آغاز می‏شود؛ از آغاز رسالت تو. لب‏های کویری حجاز، بوی بارانی حضورت را حس کرده که چشم از حرا برنمی‏دارد.

تقدیر جهان را به دستان تو سپرده‏اند. از این پس، شادی فراگیر می‏شود. می‏آیی تا دیگر حسرت نگاه هیچ دخترک بی‏گناهی در خاطره تاریخ، زنده به گور نشود. می‏آیی تا شعب ابی‏طالب، دلتنگی‏هایش را پای سفره صبوری تو بنشیند، تا خدا در ازدحام و همهمه «هبل‏ها» و «عزی»ها فراموش نشود.
امروز، روز آغاز حیات طیبه انسان است. حجاز، هیجان آمدنت را زانو زده است.
کعبه، شوق نبوتت را به طواف آمده. ردای رسالتی ابدی، شانه‏های محمدی‏ات را پوشانده است.

می‏آیی تا شب‏های هیچ یتیمی، بی‏ستاره نباشد.
تا تیرگی پوست بلال‏ها، منطق برتری و زراندوزی امیه‏ها نشود.

تقدیر جهان را به دست‏های تو سپرده‏اند؛ به دستان مهربان تو که از منتها الیه رحمت پروردگار، جاری شدی بر زبان هستی؛ تا «رحمة للعالمین» باشی، تا آیین جاهلیت را مدفون کنی برای همیشه، در حافظه خاک هرگز نامت از دریچه‏های فراموشی عبور نخواهد کرد؛ وقتی تمام مأذنه‏ها و گلدسته‏ها هر روز نامت را با اقتدار و شکوه، فریاد می‏زنند.

از این پس دنیا، تنها در سایه اقرار به رسالت تو، سربلند خواهد زیست.


http://shiaupload.ir/images/tzr7ib5wctseeqsifx3.gif

خدیجه پنجی

مجیب
۱۳۸۸/۰۴/۲۸, ۰۸:۵۷
«بعثت» نعمت خدا بر بشریت است و منّت آفریدگار بر انسان. «حَرا» مهبطی بود که جلوه‏گاه نور خدا گشت و پیام نو در رواق هستی طنین‏انداز شد. بعثت طلوعی بود که خورشید حق را از خاور تاریخ، تاباند.
27 رجب، از جلوه‏های بی‏پایانی بود که شعاعش تا کرانه‏های ناپیدای زمان گسترش یافت. مبعث، فصلی بهاری در پهنه قرون بود که خداوند، محمّد را هم‏چون گلی زیبا بر دامن رسالت نهاد و سرزمین بطحا را با فروغ چهره این‏خورشیدْ، تابان کرد. محمّد آمد تا ظلمت جاهلیّت را بزداید، فطرت‏ها را برانگیزد و بشریت را به کمال رساند. دامنه بعثتِ آن مبعوث خاتم تا همیشه روزگار گسترده است و پرچم نامش، بر بام بلند گیتی در اهتزاز ابدی است.

goleleila
۱۳۸۸/۰۴/۲۸, ۰۹:۳۳
http://img.tebyan.net/big/1384/06/1282341695618810424208160884624836116234.jpg


در غار حراء نشسته بود. چشمان را به افقهاى دور دوخته بود و با خود مى اندیشید. صحرا، تن آفتاب سوخته خود را، انگار در خنكاى بیرنگ غروب ، مى شست .
محمد نمى دانست چرا به فكر كودكى خویش افتاده است . پدر را هرگز ندیده بود، اما از مادر چیزهایى به یاد داشت كه از شش سالگى فراتر نمى رفت . بیشتر حلیمه ، دایه خود را به یاد مى آورد و نیز جد خود عبدالمطلب را. اما، مهربان ترین دایه خویش ، صحرا را، پیش از هر كس در خاطر داشت : روزهاى تنهایى ؛ روزهاى چوپانى ، با دستهایى كه هنوز بوى كودكى مى داد؛ روزهایى كه اندیشه هاى طولانى در آفرینش آسمان و صحراى گسترده و كوههاى برافراشته و شنهاى روان و خارهاى مغیلان و اندیشیدن در آفریننده آنها یگانه دستاورد تنهایى او بود. آن روزها گاه دل كوچكش بهانه مادر مى گرفت . از مادر، شبحى به یاد مى آورد كه سخت محتشم بود و بسیار زیبا، در لباسى كه وقار او را همان قدر آشكار مى كرد كه تن او را مى پوشید. تا به خاطر مى آورد، چهره مادر را در هاله اى از غم مى دید. بعدها دانست كه مادر، شوى خود را زود از دست داده بود، به همان زودى كه او خود مادر را.
روزهاى حمایت جد پدرى نیز زیاد نپایید. از شیرین ترین دوران كودكى آنچه به یاد او مى آمد آن نخستین سفر او با عموى بزرگوارش ابوطالب به شام بود و آن ملاقات دیدنى و در یاد ماندنى با قدیس نجران . به خاطر مى آورد كه احترامى كه آن پیر مرد بدو مى گزارد كمتر از آن نبود كه مادر با جد پدرى به او مى گذاردند.
نیز نوجوانى خود را به خاطر مى آورد كه به اندوختن تجربه در كاروان تجارت عمو بین مكه و شام گذشت . پاكى و بى نیازى و استغناى طبع و صداقت و امانت او در كار چنان بود كه همگنان ، او را به نزاهت و امانت مى ستودند و در سراسر بطحاء او را محمد امین مى خواندند. و این همه سبب علاقه خدیجه به او شد، كه خود جانى پاك داشت و با واگذارى تجارت خویش به او، از سالها پیشتر به نیكى و پاكى و درستى و عصمت و حیا و وفا و مردانگى و هوشمندى او پى برده بود. خدیجه ، در بیست و پنج سالگى محمد، با او ازدواج كرد. در حالى كه خود حدود چهل سال داشت .
محمد همچنان كه بر دهانه غار حراء نشسته بود به افق مى نگریست و خاطرات كودكى و نوجوانى و جوانى خویش را مرور مى كرد. به خاطر مى آورد كه همیشه از وضع اجتماعى مكه و بت پرستى مردم و مفاسد اخلاقى و فقر و فاقه مستمندان و محرومان كه با خرد و ایمان او سازگار نمى آمد رنج مى برده است . او همواره از خود پرسیده بود: آیا راهى نیست ؟ با تجربه هایى كه از سفر شام داشت دریافته بود كه به هر كجا رود آسمان همین رنگ است و باید راهى براى نجات جهان بجوید. با خود مى گفت : تنها خداست كه راهنماست .
ادامه دارد...

مجیب
۱۳۸۸/۰۴/۲۸, ۱۵:۲۵
مهمترين پيام بعثت‏
توحيد، اصلي‏ترين و مهم‏ترين پيام بعثت است. فراگيري اين اصل چنان گسترده است که اسلام به نام دين توحيد شناخته مي‏شود. در قرآن کريم، اصل توحيد، ساختار کلي همه آيات است و نخستين پيام همه پيامبران پيشين نيز اصل توحيد بوده است:
"پيش از تو هيچ پيامبري نفرستاديم، مگر آنکه به وي وحي کرديم که معبودي جز من نيست، پس تنها مرا پرستش کنيد".(انبياء: 25)‏

goleleila
۱۳۸۸/۰۴/۲۸, ۱۵:۴۶
http://img.tebyan.net/big/1387/05/6291244180921671171632258560198174210162236.jpg

محمد به مرز چهل سالگي رسيده بود. تبلور آن رنجمايه‌ها در جان او باعث شده بود كه اوقات بسياري را در بيرون مكه به تفكر و دعا بگذراند، تا شايد خداوند بشريت را از گرداب ابتلا برهاند. او هر ساله سه ماه رجب و شعبان و رمضان را در غار حرا به عبادت مي‌گذرانيد.
آن شب، شب بيست و هفتم رجب بود. محمد غرق در انديشه بود كه ناگاه صدايي گيرا و گرم در غار پيچيد:
بخوان!
محمد، در هراسي و هم آلود به اطراف نگريست .
صدا دوباره گفت:
بخوان!
اين بار محمد با بيم و ترديد گفت:
من خواندن نمي‌دانم .
صدا پاسخ داد:
بخوان به نام پروردگارت كه بيافريد، آدمي را از لخته خوني آفريد. بخوان و پروردگار تو ارجمندترين است، همو كه با قلم آموخت، و به آدمي آنچه را كه نمي‌دانست بياموخت ...
و او هر چه را كه فرشته وحي فرو خوانده بود باز خواند.
هنگامي كه از غار پايين مي‌آمد، زير بار عظيم نبوت و خاتميت، به جذبه الوهي عشق برخود مي‌لرزيد. از اين رو وقتي به خانه رسيد به خديجه كه از دير آمدن او سخت دلواپس شده بود گفت:
مرا بپوشان، احساس خستگي و سرما مي‌كنم!
و چون خديجه علت را جويا شد، گفت:
آنچه امشب بر من گذشت بيش از طاقت من بود، امشب من به پيامبري خدا برگزيده شدم!
خديجه كه از شادماني سر از پا نمي‌شناخت، در حالي كه روپوشي پشمي و بلند بر قامت او مي‌پوشانيد گفت:
من از مدتها پيش در انتظار چنين روزي بودم، مي‌دانستم كه تو با ديگران بسيار فرق داري، اينك در پيشگاه خدا شهادت مي‌دهم كه تو آخرين رسول خدايي و به تو ايمان مي‌آورم .
پيامبر دست همسرش را كه براي بيعت با او پيش آورده بود به مهرباني فشرد و گلخند زيبايي كه بر چهره همسر زد، امضاي ابديت و شگون ايمان او شد و اين نخستين ايمان بود.
پس از آن، علي كه در خانه محمد بود با پيامبر بيعت كرد. او با آنكه هنوز به بلوغ نرسيده بود دست پيش آورد و همچون خديجه، با پسر عموي خود كه اينك پيامبر خدا شده بود به پيامبري بيعت كرد.

متفکر
۱۳۸۸/۰۴/۲۸, ۱۷:۲۰
چون نگنجید در جهان تاجش. تخت بر عرش بست معراجش
:Gol:

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۲۸, ۱۸:۳۶
بخوان به نام گل سرخ

http://shiaupload.ir/images/tzr7ib5wctseeqsifx3.gif
بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب...
و صدایی در زوایای جانت رخنه می‏کند.

این تویی که از نور الهی لبریز می‏شوی. رعشه بر اندامت افتاده است. نوری در دلت روشن شد؛ این دل، خانه خداوند شده است و مأمن وحی و قرارگاه نزول آیات خداوندی.

«بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب...»

و این تویی که می‏خوانی... صدای وحی است که بر گوشه گوشه حرا نقش بسته است از حنجره نورانی‏ات.

تو می‏خوانی: «... باسم ربک الذی خلق».

و محمد، رسول اللّه‏ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله با جامه‏ای نور، به سمت پایین کوه سرازیر می‏شود...
جهان را آرامشی دربرگرفته و محمد را لرزه بر اندام افتاده است. جذبه‏های الهی چنان او را غرق در خویش کرده‏اند که هیچ چیز در این جهان، قادر به ادراکش نیست. از آسمان، فرشتگان دسته دسته به خاک فرود می‏آیند تا برگزیده شدنش را جشن بگیرند. فرشتگان، فوج فوج، خاک را احاطه کرده‏اند تا پیغام پیامبری او را به دورترین نقاط هستی برسانند.

آغاز آفرینش عشق است و پایان رسالت الهی برای خاک.

او خاتم پیامبران الهی است. او آخرین فرستاده است برای رستگاری؛ پیامبری که با او، جهان به سعادت ابدی خواهد رسید، پیامبری که سینه‏اش معدن بردباری است و چشمانش، سرچشمه‏های بینش.

او پیامبر عشق است و رسول عاطفه، پیغمبر مهربانی است و نبی رحمت... او جهان را چراغ روشن روشنگری است.

فضا لبریز عطر یاس‏های باران خورده است و غار حرا، لبالب از نور و سرور. در هوا منتشر می‏شود، آوای جبرئیل که: بخوان... بخوان به نام پروردگارت!
او خواند...

http://shiaupload.ir/images/tzr7ib5wctseeqsifx3.gif

امیر اکبرزاده

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۲۸, ۱۸:۳۹
پیامبریت مبارک


http://shiaupload.ir/images/tzr7ib5wctseeqsifx3.gif
وقتی نوای ملکوتی وحی، در فضای روحانی حرا شکفت، جبرئیل گفت: بخوان!
«نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله‏آموز صد مدرس شد»



تو به پیامبری مبعوث شدی؛ با کوله‏باری از رسالت.


آمدی تا با تبلور حضورت، سرزمین خکشیده حجاز را نفسی دوباره ببخشی.


آمدی تا خار جهل و جهالت را برکنی.
آمدی تا بساط ظلم را برهم زنی.
نامت محمد؛ لقبت امین.
فرستاده آخرین خدا بر زمین.
«تبارک الله احسن الخالقین».


پیامبری‏ات مبارک که روح انسانیت را در باغ جان‏ها شکوفا کردی


http://shiaupload.ir/images/tzr7ib5wctseeqsifx3.gif
حمید باقریان

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۲۸, ۲۲:۵۴
فریادگر عشق

http://shiaupload.ir/images/tzr7ib5wctseeqsifx3.gif

تاریخ، به مکه رسیده است تا شروعی دیگرگونه را رقم بزند؛ آغازی دیگرگونه در خاکی آفتاب سوخته، در خاکی تشنه، در خاک آکنده از دختران زنده به گور، در خاک آرزوهای زیر خاک. تاریخ ایستاده است تا بنویسد؛ تا پنجره‏ها را به خواندن فراخواند و کوچه‏ها را به شنیدن. ایستاده است تا در دل صخره‏ها و سنگریزه‏ها، نور جاری کند.

تاریخ، به مکه رسیده است و کسی از آسمان به زمین پا می‏گذارد. با دست‏هایی از روشنی آکنده و از نور آکنده.

فریادگر آزادی، فریادگر عشق و آزادگی است؛ این که از دامن تاریخ، پا بر خاک مکه می‏گذارد و افلاک، پا به پای او حرکت می‏کنند.

نقطه ثقل تاریخ است؛ این که ابرها، بر فرازش سایه می‏گسترند، این که قلم در دست‏هایش به فریاد آمده و می‏گوید: «اقراء».

اینک، تو پیامبر خدایی و راه آسمان، از دست‏های تو می‏گذرد.

تاریخ در مکه می‏ایستد تا شروعی دیگرگونه را رقم بزند، تا صدایی رسا، در گوش خاک بپیچد، تا آرزوهای زنده به گور شده را از خاک بیرون کشد، تا از خاک، به افلاک پل بزند.

دیوارها، به سایه آسمانی‏ات دست می‏کشند. درخت‏ها، اقتدا به صلابتت می‏کنند.

دست‏هایت، بهاری دیگرگونه را برای خاک، به ارمغان آورده است.
تو، تاریخی تازه‏ای که چون چشمه‏ای زلال، از حرا جاری شدی تا دل‏های تشنه را از آنچه در سینه داری، بنوشانی.

http://shiaupload.ir/images/tzr7ib5wctseeqsifx3.gif
علی سعادت شایسته

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۲۹, ۰۸:۴۷
راز حرا (عید مبعث )


http://i33.tinypic.com/vxytqu.jpg (http://zibasazi.bahar-20.com/)



:Gol:کوه حرا :Gol:


در کشور عربستان و در شهر مکّه، کوهی وجود دارد که نام آن «حَرا» است. در بالای این کوه، غاری کوچک قرار دارد که قسمتی از آن را نور خورشید روشن می‏کند و قسمت‏های دیگرش، تاریک است. کسانی که به زیارت خانه خدا و سفر حج می‏روند، یکی از جاهایی که حتماً به دیدنش می‏روند، غار حرا است؛ چون آن مکان، جایی است که پیامبر گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله روزها و شب‏های زیادی به آن جا می‏رفت و به راز و نیاز با خدا مشغول می‏شد.


:Gol:راز آن شب :Gol:


سالیان دور در یکی از شب‏های پایانی ماه رجب، در گوشه‏ای از شهر مکه و در قله کوهی به نام حرا، اتفاق بزرگی افتاد؛ اتفاقی که سرنوشت انسان‏ها را عوض کرد و مژده بزرگی برای آدم‏ها آورد. در آن شب، حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله که 40 ساله بود، در غار حرا مثل شب‏های دیگر مشغول عبادت و راز و نیاز با خدای مهربان بود. ناگهان دید فرشته‏ای زیبا وارد غار شد. فرشته نزدیک و نزدیک‏تر می‏شد. از چهره‏اش پیدا بود که خبر مهمی دارد. نام آن فرشته جبرئیل بود.


:Gol:پیامبر و فرشته :Gol:


«جبرئیل امین»، فرشته پیام‏رسان خداوند، به غار حرا نزد پیامبر اسلام حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله رفت تا خبر مهمی را به او بگوید. جبرئیل نوشته‏ای به همراه خود آورده بود و از حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏خواست تا آن را بخواند. پیامبر فرمود: «نمی‏توانم بخوانم.» فرشته دوبار دیگر از پیامبر خواست تا نوشته را بخواند و سرانجام لب‏های آسمانی پیامبر مشغول خواندن شد. چه جمله‏های زیبایی بود!


:Gol:بخوان به نام خدا :Gol:


شب مبعث یعنی شبی که فرشته بزرگ «جبرئیل» به دیدار پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در غار حرا رفت، شب آغاز یک مأموریت بزرگ و مهم بود. فرشته آمده بود تا به حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله خبر پیامبر شدنش را از سوی خداوند اعلام کند. او از پیامبر خواست تا اولین کلمه‏های دین جدید، اسلام، را بخواند. آن کلمه‏ها، آیه‏های اولین سوره قرآن بودند: «بخوان به نام پروردگارت که جهان را آفرید...»


:Gol:آغاز راه :Gol:


وقتی پیامبر گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله اولین آیه‏های قرآن را خواند، فرشته مهربان نگاهی به پیامبر کرد و گفت: «ای محمد! تو فرستاده خدایی و من جبرئیل هستم» او با این جمله، آغاز یک مأموریت مهم را به پیامبر اعلام کرد. پیامبر مأمور شده بود تا مردم را از گمراهی و بدبختی نجات دهد و به سوی سرزمین ستاره‏ها و خوشبختی راهنمایی کند.


:Gol:دین دانش و پاکی :Gol:


اولین سخنانی که جبرئیل از سوی خداوند برای پیامبر آورد، نشان می‏داد که انسان‏ها به یک دین و برنامه جدید که کامل‏ترین و آخرین دین خدا بود، دعوت شده‏اند. دینی که دانایی و پاکی از مژده‏های آن بود. دینی که از مردم می‏خواست تا از گمراهی و نادانی دست بردارند و به خواندن و یادگیری و دانایی روی بیاورند و تلاش کنند تا پاک‏ترین انسان‏ها شوند. این برنامه برای همه انسان‏ها بود و پیامبر مأمور شده بود تا آن پیام را به گوش همه مردم برساند.


:Gol:همیشه با خدا :Gol:


پیامبر گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله از همان کودکی به یاد خدا بود و با او صحبت می‏کرد. زمانی که چهارساله بود و در صحرا پیش دایه خود حلیمه زندگی می‏کرد، روزی از مادر خواست که همراه برادران خود، به گردش برود. حلیمه لباس‏های محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را مرتب کرد و او را آماده گردش ساخت. پیش خود فکر کرد که نکند دیوهای صحرا به او آسیب برسانند؛ به همین خاطر، مهره‏ای را با نخ به گردن پیامبر آویزان کرد تا از او محافظت کند؛ چون فکر می‏کرد آن مهره‏ها توانایی این کار را دارند. محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله مهره را از گردن بیرون آورد و به حلیمه گفت: «نیازی به این مهره‏ها نیست؛ مادر جان! خدای من، همیشه با من است و از من مواظبت می‏کند.»


:Gol:پیامبر خوبی‏ها :Gol:


مردم در زمان پیامبر، کارهای زشتی می‏کردند؛ مثلاً بت‏هایی ساخته بودند و آن‏ها را داخل کعبه گذاشته بودند. آنها فکر می‏کردند که بت‏ها خدایند و به آنها کمک می‏کنند. همچنین بچه‏های دختر را همین که به دنیا می‏آمدند، زنده زنده در خاک می‏کردند. به بهانه‏های کوچک با هم جنگ می‏کردند و تعداد زیادی کشته می‏شدند، دزدی می‏کردند، همدیگر را اذیت می‏کردند و کارهای زشت دیگر.
خداوند، حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را به سوی مردم فرستاد تا به آنها کارهای خوب یاد دهد. به آنها بگوید که بت هایی که خودشان ساخته‏اند، هیچ قدرتی ندارند. به آنها یاد بدهد که دخترها با پسرها فرقی ندارند، از آنها بخواهد که با هم مهربان باشند، جنگ و دزدی نکنند. پیامبر آمده بود که خوبی ها را کامل کند و مردم را به انجام آنها تشویق کند».


:Gol:آخرین دین :Gol:


آخرین دین، آخرین پیامبر و آخرین کتاب خدا، فرود آمده بود. دین اسلام، با کتاب قرآن و تلاش پیامبری که نمونه اخلاق بود،آغاز شد؛ پیامبری به نام محمد امین صلی‏الله‏علیه‏و‏آله .
پیامبر راه سختی را در پیش داشت؛ چون مردم به راحتی از او این دین جدید را قبول نمی‏کردند. امّا این یک مأموریت از سوی خداوند بود که به حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله دستور داد تا مردم را به دین اسلام دعوت کند. از آن روز، سالیان درازی می‏گذرد و پیامبر ما موفق شد به خوبی دین اسلام را به مردم معرفی بکند. امروز دیگر پیامبر تنها نیست، بلکه میلیاردها مسلمان در تمامی کشورهای دنیا زندگی می‏کنند که به دستورات اسلام و راهنمایی‏های پیامبر گوش می‏دهند و به آن عمل می‏کنند.



http://i33.tinypic.com/vxytqu.jpg (http://zibasazi.bahar-20.com/)

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۲۹, ۱۵:۵۱
مهمترین پیام بعثت


http://shiaupload.ir/images/tzr7ib5wctseeqsifx3.gif
توحید، اصلی‏ترین و مهم‏ترین پیام بعثت است. فراگیری این اصل چنان گسترده است که اسلام به نام دین توحید شناخته می‏شود. در قرآن کریم، اصل توحید، ساختار کلی همه آیات است و نخستین پیام همه پیامبران پیشین نیز اصل توحید بوده است: «پیش از تو هیچ پیامبری نفرستادیم، مگر آنکه به وی وحی کردیم که معبودی جز من نیست، پس تنها مرا پرستش کنید».(انبیاء: 25)
از سوی دیگر، توحید فقط راه‏حلی برای بحران‏های دوران جاهلیت نبوده است. توحید، شعار محض نیست. توحید؛ یعنی نفرت و دوری و نفی همه طاغوت‏ها. توحید؛ یعنی تکیه نکردن به هیچ قدرتی جز قدرت و عظمت الله. با این مفهوم، انسان قرن 21، بیش از هر زمان دیگر به این اصل حیاتی نیاز دارد. بشر امروز، با طاغوت‏ها و بت‏های درونی و بیرونی خود، از هر گونه پیشرفت و سعادت واقعی بازمانده است. توحید؛ یعنی نپذیرفتن هیچ‏گونه بی‏عدالتی. با این وصف، از شخصی‏ترین رفتار انسان تا قانون‏گذاری برای حکومت جهانی، جایگاه اجرای اصل توحید است. بدون توحید و مبارزه با قدرت‏های بیگانه، تمدن امروز نه تنها ارزشی ندارد، بلکه سرعت سقوط انسان را چند برابر خواهد کرد.


http://shiaupload.ir/images/tzr7ib5wctseeqsifx3.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۲۹, ۱۵:۵۳
بعثت در کلام حضرت فاطمه (س)


http://i33.tinypic.com/vxytqu.jpg (http://zibasazi.bahar-20.com/)


پروردگار بزرگ، به پایان همه کارها دانا بود و بر دگرگونی‏های روزگاردر محیط بینا

و به سرنوشت هر چیزی آشنا. محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را برانگیخت تا کار خود را

به اتمام و آنچه را مقدر ساخته به انجام رساند. پیغمبر که درود خدا بر او باد، دید

که هر فرقه‏ای دینی گزیده و هرگروه در روشنایی شعله‏ای خزیده و هر دسته

به بتی نماز برده و همگان یاد خدایی را که می‏شناسند از خاطر سترده‏اند. پس

خدای بزرگ تاریکی‏ها را به نور محمد روشن ساخت و دل‏ها را از تیرگی کفر

بپرداخت و پرده‏هایی را که بر دیده‏ها افتاده بود، به یکسو انداخت.

http://i33.tinypic.com/vxytqu.jpg (http://zibasazi.bahar-20.com/)

مجیب
۱۳۸۸/۰۴/۲۹, ۱۸:۰۳
حضرت امیر ( ع ) خطبه 104نهج البلاغه در خصوص مبعث می فرمایند:
پس از ستایش پروردگار، همانا خداوند سبحان، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را مبعوث فرمود، در روزگارانی كه عرب كتابی نخوانده و ادعای وحی و پیامبری نداشت. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم با یارانش به مبارزه با مخالفان پرداخت تا آنان را به سرمنزل نجات كشاند، و پیش از آن كه مرگشان فرا رسد آنان را به رستگاری رساند. با خستگان مدارا كرد، و شكسته حالان را زیربال گرفت تا همه را به راه راست هدایت فرمود، جز آنان كه راه گمراهی پیمودند. و در آنها خیری نبود. همه را نجات داد، و در جایگاه مناسب رستگاری، استقرارشان بخشید، تا آن كه آسیاب زندگی آنان به چرخش درآمد، و نیزه شان تیز شد. به خدا سوگند! من در دنباله آن سپاه بودم، تا باطل شكست خورد و عقب نشست، و همه رهبری اسلام را فرمانبردار شدند، در این راه هرگز ناتوان نشدم، و نترسیدم، و خیانت نكردم، و سستی در من راه نیافت. به خدا سوگند! درون باطل را می شكافم تا حق را از پهلویش بیرون كشم.

مجیب
۱۳۸۸/۰۴/۲۹, ۱۸:۰۵
نخستین نماز در اسلام




http://img.tebyan.net/big/1384/06/17283133269915192134474919925399142143145.jpg

بر طبق آنچه از تواریخ و روایات به دست مى‏آید نخستین دستورى كه به پیغمبر اسلام نازل گردید دستور نماز بود. بدین ترتیب كه در همان روزهاى نخست‏ بعثت، روزى رسول خدا(ص) در بالاى شهر مكه بود كه جبرئیل نازل گردید و با پاى خود به كنار كوه زد و چشمه آبى ظاهر گردید، پس جبرئیل براى تعلیم آن حضرت با آن آب وضو گرفت و رسول خدا(ص) نیز از او پیروى كرد، آن گاه جبرئیل نماز را به آن حضرت تعلیم داد و نماز خواند.
پیغمبر بزرگوار پس از این جریان به خانه آمد و آنچه را یاد گرفته بود به خدیجه و على(ع) یاد داد و آن دو نیز نماز خواندند. از آن پس گاهى رسول خدا(ص) براى خواندن نماز به دره‏هاى مكه مى‏رفت و على(ع) نیز به دنبال او بود و با او نماز مى‏گزارد و گاهى هم مطابق نقل برخى از مورخین به مسجد الحرام یا منى مى‏آمد و با همان دو نفرى كه به او ایمان آورده بودند [یعنى على و خدیجه(س)] نماز مى‏خواند.
اهل تاریخ از شخصى به نام عفیف كندى روایت كرده‏اند كه گوید: من مرد تاجرى بودم كه براى حج ‏به مكه آمدم و به نزد عباس بن عبد المطلب كه سابقه دوستى با او داشتم برفتم تا از وى مقدارى مال التجاره خریدارى كنم. پس روزى همچنان كه نزد عباس در منا بودم - و در حدیثى است كه به جاى منى، مسجد الحرام را ذكر كرده - ناگاه مردى را دیدم كه از خیمه یا منزلگاه خویش خارج شد و نگاهى به خورشید كرد و چون دید ظهر شده وضویى كامل گرفت و سپس به سوى كعبه به نماز ایستاد و پس از او پسرى را كه نزدیك به حد بلوغ بود مشاهده كردم او نیز بیامد و وضو گرفت و در كنار وى ایستاد؛ و پس از آن دو، زنى را دیدم بیرون آمد و پشت ‏سر آن دو نفر ایستاد. و به دنبال آن دیدم آن مرد به ركوع رفت و آن پسرك و آن زن نیز از او پیروى كرده به ركوع رفتند، آن مرد به سجده افتاد آن دو نیز به دنبال او سجده كردند.
من كه آن منظره را دیدم به عباس - میزبان خود - گفتم: واى! این دیگر چه دینى است؟ پاسخ داد: این دین و آیین محمد بن عبد الله برادرزاده من است و عقیده دارد كه خدا او را به پیامبرى فرستاده و آن دیگر برادر زاده دیگرم على بن ابیطالب است و آن زن نیز همسرش خدیجه مى‏باشد.
عفیف كندى پس از آن كه مسلمان شده بود مى‏گفت: اى كاش من چهارمین آنها بودم.
منبع : كتاب: زندگانى حضرت محمد(ص) ص 135 نویسنده: رسولى محلاتى

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۲۹, ۲۱:۴۸
هدف از بعثت در کلام امام علی (ع)


http://i33.tinypic.com/vxytqu.jpg (http://zibasazi.bahar-20.com/)


خداوند، حضرت محمد را به حق برانگیخت تا بندگان خود را از پرستش دروغین بت‏ها رهایی بخشد و به پرستش خود راهنمایی کند و آنان را از پیروی شیطان نجات دهد و به اطاعت خود کشاند.
پس خداوند، رسولان خود را در میان مردم برانگیخت و پیامبرانش را پیاپی به سوی آنها فرستاد تا از مردم ادای عهد و پیمان فطرتی را که با پروردگارشان بسته بودند، بخواهند و نعمت فراموش شده او را به ایشان یادآوری کنند و با تبلیغ دلایل روشن، وظیفه رسالت را انجام دهند و نیروی عقل‏های مردم را که زیر غبار کفر و شرک و گمراهی پنهان شده بود، برانگیزانند و به کار اندازند و آیات بزرگ الهی را به ایشان بنمایانند.
خدای سبحان برای وفای به وعده خود و کامل گردانیدن دوران نبوت، حضرت محمد را مبعوث کرد؛ پیامبری که از همه پیامبران، پیمان پذیرش نبوت او را گرفته بود. نشانه‏های او شهرت داشت. و تولدش بر همه مبارک بود


http://i33.tinypic.com/vxytqu.jpg (http://zibasazi.bahar-20.com/)

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۰۴/۲۹, ۲۱:۴۹
بعثت در کلام امام خمینی ره


http://i33.tinypic.com/vxytqu.jpg (http://zibasazi.bahar-20.com/)


اگر بعثت هیچ ثمره‏ای نداشت الاّ وجود علی بن ابی‏طالب و وجود امام زمان ـ سلام الله علیه ـ این هم توفیق بسیار بزرگی بود.
حادثه‏ای بزرگ‏تر از بعثت رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نشده است و تصور هم ندارد که بشود؛ زیرا که بزرگ‏تر از رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در عالم وجود نیست، غیر از ذات حق‏تعالی و حادثه‏ای بزرگ‏تر از بعثت او هم نیست.
پیغمبر اکرم اهل عربستان است، لکن دعوتش مال عربستان نبوده، محصور نبوده به عربستان؛ دعوتش مال تمام عالم است.
اصل آمدن پیغمبر برای آموزش و پرورش بوده است. آیات را تلاوت کند... نفوس را تطهیر کند.
پیغمبر اسلام می‏خواست در تمام دنیا وحدت کلمه ایجاد کند، می‏خواست تمام ممالک دنیا راتحت یک کلمه توحید قرار دهد


http://i33.tinypic.com/vxytqu.jpg (http://zibasazi.bahar-20.com/)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۱۲, ۰۱:۲۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/79644899544506972548.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/79644899544506972548.gif)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32449697841818841044.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32449697841818841044.gif)

ويژه نامه مبعثت نبي مكرم اسلام حضرت
محمد مصطفي صلوات الله عليه و آله
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32449697841818841044.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32449697841818841044.gif)
http://www.ayehayeentezar.com/upload/files/mabas.ask89.swf
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32449697841818841044.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32449697841818841044.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۱۷, ۰۹:۱۰
http://upload.tazkereh.ir/images/96696620239930493405.gif
http://shiaupload.ir/images/09450866754483841710.gif (http://shiaupload.ir/images/09450866754483841710.gif)http://shiaupload.ir/images/36557019336717265179.gif (http://shiaupload.ir/images/36557019336717265179.gif)http://shiaupload.ir/images/96679805775664877961.gif (http://shiaupload.ir/images/96679805775664877961.gif)
http://upload.tazkereh.ir/images/96696620239930493405.gif



http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gifستاره ای بدرخشید وماه مجلس شد http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gif
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gifدل رمیده ما انیس ومونس شد http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gif


http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gifنگارمن که به مکتب نرفت وخط ننوشت http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gif
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gifبه غمزه مسئله آموز شد مدرس شد http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gif


http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gifبه بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gif
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gifفدای عارض نسرین وچشم نرگس شدhttp://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/96696620239930493405.gif
http://shiaupload.ir/images/09450866754483841710.gif (http://shiaupload.ir/images/09450866754483841710.gif)http://shiaupload.ir/images/36557019336717265179.gif (http://shiaupload.ir/images/36557019336717265179.gif)http://shiaupload.ir/images/96679805775664877961.gif (http://shiaupload.ir/images/96679805775664877961.gif)
http://upload.tazkereh.ir/images/96696620239930493405.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۱۷, ۰۹:۱۱
http://shiaupload.ir/images/81012891324475076582.gif
http://shiaupload.ir/images/10381669377728653633.gif (http://shiaupload.ir/images/10381669377728653633.gif)http://shiaupload.ir/images/39181640476639645030.gif (http://shiaupload.ir/images/39181640476639645030.gif)http://shiaupload.ir/images/10381669377728653633.gif (http://shiaupload.ir/images/10381669377728653633.gif)http://shiaupload.ir/images/39181640476639645030.gif (http://shiaupload.ir/images/39181640476639645030.gif)http://shiaupload.ir/images/10381669377728653633.gif (http://shiaupload.ir/images/10381669377728653633.gif)
http://shiaupload.ir/images/81012891324475076582.gif


مبعث، فصل شکفتن گل بوستان رسالت


سلام بر مبعث، بهاری‏ترین فصل پهنه گیتی.


سلام بر مبعث، فصل شکفتن گل سرسبد بوستان رسالت.


سلام بر سالار قافله عشق،محمود، احمد،


حضرت محمد صلی‏الله‏ علیه ‏و‏آله .


محمد صلی‏ الله ‏علیه‏و‏آله عصاره آفرینش،


خلاصه خلقت و قاموس همه ارزش‏هاست.


وارث یکصد و بیست و چهار هزار «فضیلت» است.


مردی که دروازه‏های نور را به روی بشر گشود


و عطر رویش وجودش، باغستان گران‏قدر توحید را


به سبزه و گُل و میوه آراست.


پیامبر ما که بر او هزاران درودباد


هدف آفرینش، عصاره خلقت،


یادگار بزرگ خداوند،


و اُسوه ‏ای برای همه آزاد مردان ونیکان جهان است.


هیچ کس چون او خدا را نشناخت


و چون او در راه اعتلای کلمه حق دردرا جان نخرید.


پس بیایید مانیز که پیرو آن عزیزیم،


پیامبرگونه زندگی کنیم ورسول ‏وار بیندیشیم؛


باید بکوشیم فاصله ‏ها را با آن حضرت کم کنیم.



http://shiaupload.ir/images/81012891324475076582.gif
http://shiaupload.ir/images/10381669377728653633.gif (http://shiaupload.ir/images/10381669377728653633.gif)http://shiaupload.ir/images/39181640476639645030.gif (http://shiaupload.ir/images/39181640476639645030.gif)http://shiaupload.ir/images/10381669377728653633.gif (http://shiaupload.ir/images/10381669377728653633.gif)http://shiaupload.ir/images/39181640476639645030.gif (http://shiaupload.ir/images/39181640476639645030.gif)http://shiaupload.ir/images/10381669377728653633.gif (http://shiaupload.ir/images/10381669377728653633.gif)



http://shiaupload.ir/images/81012891324475076582.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۱۷, ۰۹:۱۴
http://shiaupload.ir/images/34414168682234108264.jpg (http://shiaupload.ir/images/34414168682234108264.jpg)



مبعث ، عید ختم ناامیدی


مبعث، عید بزرگ نجات ازسرگردانی،


عید ختم ناامیدی،


عید تمایز عدل و ستم،


عید بیداری و آگاهی،


و عید تعهد وهدایت بزرگ الهی است.


در این روز شریف بود که پیامبر رحمت


پس از چهل سال عبادت


وراز و نیاز به درگاه خداوند،


شایسته ابلاغ رسالت شد


و زمزم وحی،


در عمق جانش به جوشش درآمد


و آفاق را سیراب کرد.


در این روز، پیامبر امین،


با فرمان «اقرأ» بشر را


در آغوش پر مهر دیانت قرار داد


و دامنه بعثتش، تا همیشه تاریخ گسترده شد


و نام مبارکش، زینت‏بخش ملک و ملکوت گشت.


اینک پس از پانزده قرن،


سخن و تعلیم آن یگانه هستی،


هم‏چنان می‏درخشد، می‏تابد،


می‏سازد و پرورش می‏دهد.


از این رو، بعثت، نقطه عطفی


در زندگی سراسر عزت پیامبر امین بود


که آیات الهی را


بر گوش جان انسان‏هاترنم کرد


و جهل و جور، شرک و بت‏پرستی را


از صحنه زندگی دور ساخت.





http://shiaupload.ir/images/78994031697866428934.gif (http://shiaupload.ir/images/78994031697866428934.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۰۷:۴۷
http://shiaupload.ir/images/59305243886275644394.jpg (http://shiaupload.ir/images/59305243886275644394.jpg)



بعثت، نوید تزکیه انسان


بعثت، پایه‏گذار حکومت صالحان درعرصه خاک است.


بعثت، سحرگاه امامت و ولایت است.


بعثت، نوید تزکیه انسان‏های شایسته از زشتی‏هاست.


بعثت، عید انسان‏های جویای حق و عدالت است.


بعثت، جشن بزرگ مستضعفان،محرومان،


ستم‏دیدگان و بی‏ یاوران است.


بعثت، روز عزت ارزش‏هاست.


بعثت، نعمت خدا برانسان‏هاست.


پیام خیزش انسان از خاک بر افلاک است.


در این روز، خداوند نهر عدالت را


در بوستان حیات بشر جاری ساخت


و گل‏های ایمان را در گلستان جان


حضرت محمدصلی‏الله‏علیه‏و‏آله شکوفا کرد.


بعثت، گل‏های ایمان را بر شوره‏زار


دل‏های سرد وخفته اعراب رویاند


و خرافات و اوهام را از سرزمین حجاز،


به زباله‏دان تاریخ سپرد.


اینک نیز پیام‏های ماندگار بعثت،


که از منبع وحی سرچشمه می‏گیرد،


رهگشای ما رهروان آن پیامبر نیک‏سرشت و نکوکار است



http://upload.tazkereh.ir/images/78599780812262842864.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/78599780812262842864.gif)http://upload.tazkereh.ir/images/78599780812262842864.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/78599780812262842864.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۰۷:۵۳
http://shiaupload.ir/images/30461999124799455821.jpg (http://shiaupload.ir/images/30461999124799455821.jpg)


پرتو اشعه بعثت


در پیام بعثت، فطرت پاک و زلال انسانی را یافتيم


و رهایی تن و جان را در محتوای ندای پیامبر شناختیم.


بر همین اساس است که مقام معظم رهبری


درباره آثار بعثت چنین می‏فرماید:


«هیچ حادثه ‏ای از قبیل انقلاب‏های بزرک،


مرگ‏ها و حیات‏های ملّت‏ها، پدید آمدن اشخاص بزرگ ،


از بین رفتن اشخاص بزرگ،


ظهور مکتب‏های گوناگون،


اهمیتش برای بشریت به اندازه بعثت‏های انبیانیست.


هم‏چنان که امروز شما می‏بینید،


ماندگارترین شکل‏های فکر و ذهن آحاد بشر،


همان شکل‏هایی است که ادیان به آن‏ها داده‏ اند


و تا ابد هم همین‏طور خواهد بود.


اگرچه امروز بسیاری از کسان در عالم هستند


که مستقیما خود را در پرتو اشعه بعثت نبی اکرم قرار نداده ‏اند،


یعنی غیر مسلمان‏ها،


اما همان‏ها هم از برکات این بعثت،تاکنون منتفع شده ‏اند.



http://upload.tazkereh.ir/images/27842913092505634799.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/27842913092505634799.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۰۷:۵۹
http://shiaupload.ir/images/64024414663962222427.jpg (http://shiaupload.ir/images/64024414663962222427.jpg)




مهم‏ترین پیام بعثت


مهم‏ترین پیام بعثت، یکتا پرستی و تزکیه نفس است.


بعثت، وحی را واسطه زمین و آسمان قرار داد


و انسان‏ها را ازسرگردانی در وادی ظلمت و تحیر وارهاند.


بر همین اساس است که حضرت امام خمینی رحمه‏الله می‏فرمایند:


«انگیزه بعثت، نزول وحی... و نزول قرآن است


و انگیزه تلاوت قرآن بر بشر این است که تزکیه پیدا بکنند


و نفوس مصّفا بشوند، از این ظلماتی که درآن‏ها موجود است


تا این‏که بعد از این‏که مصّفا شدند،


ارواح و اذهان آن‏ها قابل این بشود که کتاب و حکمت را بفهمند.


انگیزه بعثت این است که ما را از این طغیان‏ها نجات دهد


ما تزکیه کنیم خودمان را،


نفوس خودمان را مصّفا کنیم...


گر این توفیق برای همگان حاصل شد،


دنیا یک نوری می‏شود نظیر نور قرآن و جلوه نور حق .





http://upload.tazkereh.ir/images/54115554751107080478.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/54115554751107080478.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۰۸:۰۹
http://shiaupload.ir/images/83470688117717703179.jpg (http://shiaupload.ir/images/83470688117717703179.jpg)



بعثت در كلام مولاي متقيان


شبه جزيره عربستان جداي از اينکه داراي انسجام واقتدار حکومتي نبود،


انواع جرم ها، جنايت ها، خرافات و ... در آن موج مي زد.


هرچند که بيان مفصل موقعيت اجتماعي، سياسي،


اخلاقي و اقتصادي به درازا مي کشد


واين مطلب چيزي است که کتب معتبر تاريخي


و اشياء کشف شده باستاني برآن صحه مي گذارد،


اما در اينجا جمله اي از امام علي(ع)


در وصف مردمان آن روزگار را مي آوريم


که ازهر متني گوياتر است:



" خداوند محمد(ص) را براي هشدار به جهانيان فرستاد


در حاليکه امين قرآن است.


و شما مردم عرب بدترين دين را در بدترين سرزمين ها داشتيد،


در سرزميني که سنگلاخ و غرق در مارهاي زهرآلود بود


زندگي مي کرديد، آب کثيف مي نوشيديد،


غذاي خشک و خشن مي خورديد،


خون يکديگر را مي ريختيد،


به خويشاوندانتان اعتنا نمي کرديد،


بت ها در ميان شما نصب شده


و گناهان شما را محاصره کرده بود.



http://upload.tazkereh.ir/images/28645372935563324451.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/28645372935563324451.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۰۸:۱۶
http://shiaupload.ir/images/88153654381471240417.jpg (http://shiaupload.ir/images/88153654381471240417.jpg)




بعثت در کلام امام خميني رحمة الله عليه
پرچم‏دار اسلام راستین،


حضرت امام خمینی رحمه‏الله درباره بعثت چنین فرموده است:


«بعثت رسول خدا برای این است که


راه رفع ظلم را به مردم بفهماند؛


راه این که مردم بتوانند با قدرت‏های بزرگ مقابله کنند.


بعثت برای این است که اخلاق مردم را،


نفوس مردم را، ارواح مردم را،


تمام این‏ها را از ظلمت‏ها نجات بدهد.


ظلمات را به کلی کنار بزند


و به جای او نوربنشاند.


ظلمت جهل را کنار بزند


وبه جای او نور علم بیاورد.


ظلمت ظلم را به کناربزند


و به جای او عدالت بگذارد...


وراه او را به ما فهمانده است.


فهمانده است که تمام مردم،


تمام مسلمین برادر هستند


و باید با هم وحدت داشته باشند؛


تفّرقه نداشته باشند.



http://upload.tazkereh.ir/images/96326163375804305628.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/96326163375804305628.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۰۸:۲۳
http://shiaupload.ir/images/34539245472861716293.jpg (http://shiaupload.ir/images/34539245472861716293.jpg)



بعثت در کلام مقام معظم رهبری


مقام معظم رهبری،


حضرت آیت‏اللّه‏ خامنه‏ای درباره بعثت چنین فرموده است:


«مسأله بعثت و پدید آمدن این حادثه،


مهم‏ترین مسأله‏ای است که در طول عمر طولانی بشریت،


برای او اتفاق افتاده است.


در سرنوشت انسان و تاریخ بشر،


هیچ حادثه‏ای به قدر این حادثه مؤثر نبوده


و هیچ لطفی از طرف پروردگار،


به عظمت این لطف،


بر انسان‏ها وجود نداشته


و امروز آن‏چه ازشعار ما در دنیا مطرح است،


همان پیام‏ها و شعارهای بعثت است.


مثل شعار عدالت اجتماعی،


آزادگی، علم و دانش، ترقی و تعالی .




http://upload.tazkereh.ir/images/72580676981758026663.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/72580676981758026663.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۰۸:۵۷
http://shiaupload.ir/images/78056137815972251129.jpg (http://shiaupload.ir/images/78056137815972251129.jpg)




موقعيت زنان در شبه جزيره:






زنان از جايگاه بسيار پستي برخوردار بودند. آنان فرقي با يک کالاي مصرفي نداشتند . دخترانشان را" زنده به گور" مي کردند. حال يا از روي فقر و نداري يا به خاطر ظلم و ستم و تجاوزهايي که صورت مي گرفت.



شخصي به نام " قيس بن عاصم" از زنده به گورکردن هشت دختر خود ناراحت نيست و تنها از زنده به گور کردن دختر نهم قدري ناراحت مي شود و در محضر پيامبر (ص) عرض مي کند:



براي سفري از خانه خارج شدم.ايام وضع حمل همسرم بود. سفرم قدري طول کشيد. وقتي برگشتم، همسرم گفت: بچه سقط شده است. سالها گذشت. يک روز دختر جوان و زيبائي به خانه ما آمد. سراغ مادرش را مي گرفت. همسرم گفت: من به تو دروغ گفتم. بچه ما سقط نشده بود و اين دختر، بچه ماست. آن



مرد مي گويد: من چيزي نگفتم و همسرم خيال کرد من راضي هستم . يک روز از نبودن همسرم، استفاده کردم. دست دخترم را گرفتم و او را به بيابان بردم. گودالي کندم. دختر مي گفت: بابا اين گودال براي چيست؟



من جواب ندادم. گودال آماده شد. او را در آن انداختم. در حاليکه دخترم گريه مي کرد و مي گفت: مي خواهي مرا اينجا بگذاري و خودت برگردي؟ من به روي او خاک مي ريختم تا اينکه زير خروارها خاک جاي گرفت...



پيامبر(ص) حرفهاي مرا را مي شنيد و فرمود:"



اين کار قساوت قلب است. کسي که ترحم نکند روز قيامت به او ترحم نمي شود."(2)





http://upload.tazkereh.ir/images/59095886416023670191.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/59095886416023670191.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۰۹:۳۵
http://shiaupload.ir/images/27150110873404724310.jpg (http://shiaupload.ir/images/27150110873404724310.jpg)

خرافات در عقايد عرب جاهلي :

در زندگي عرب جاهلي به دليل باديه نشيني و دوري از تمدن و فرهنگ شهرنشيني و زندگي اجتماعي، خرافات بسياري راه يافته بود:

الف: آتش افروزي براي آمدن باران...

ب: اگر گاو ماده آب نمي خورد گاو نر را مي زدند.

ج: شتري را در کنار قبري حبس مي کردند تا صاحب قبر هنگام قيامت پياده محشور نشود.

د: اگر در بيابان گم مي شدند پيراهن خود را وارونه مي پوشيدند.

ه: به هنگام مسافرت نخي را به درختي مي بستند. اگر به هنگام مراجعت آنرا مي يافتند، مي گفتند که همسر آنها در غيابشان خيانت نکرده، اما اگر گم مي شد و ... آن را حمل بر خيانت همسر خود مي کردند و...

علم و دانش در حجاز :

حجاز در آن روزگار بيشتر از 17 نفر که سواد خواندن و نوشتن داشته باشند نديده بود و ساير مردم از داشتن دانش و سواد بي بهره بودند.

شکفتن آفتاب مهر:

در چنين شرايطي و در سال حمله " ابرهه" به خانه کعبه، اشرف مخلوقات الهي براي پايان دادن به اين وضعيت ننگين، ديده به جهان گشود. دوران کودکي را بدون مهر پدري تا شش سالگي در دامان پر مهر مادر گذراند. اما تقدير بر آن بود که او چون پولادي، آب ديده شود و از کودکي، صبر و رنج را توأما بر دوش کشد. از همان کودکي با هر گونه خرافه و جهل مبارزه کرد و در جواني مورد اعتماد مردم و يار و ياور ستمديدگان گرديد.

تحمل جو ناهنجار اجتماعي برايش ناگوار بود. براي گريز از اين فضا چه شغلي بهتر از" شباني". خود در اين باره مي فرمايد:

خداوند هيچ رسولي را مبعوث نکرد، مگر اين که به چوپاني مشغول شده باشد، تا بدينوسيله با صبر و شکيبايي بتواند مردم را تربيت کند.(3)

دراين زمينه نکته جالب ديگري گفته شده و آن اين که: اين شرايط باعث شد تا پيامبر(ص) از شهر خارج شود و به دوراز هياهوي جاهلان در نشانه هاي صنع حضرت حق تامل کند و به قدرت لايزال او بيشتر پي ببرد.




http://sl.glitter-graphics.net/pub/1064/1064972qm293tz1zr.gifhttp://sl.glitter-graphics.net/pub/1064/1064972qm293tz1zr.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۰۹:۴۱
http://shiaupload.ir/images/11677433056525648726.jpg (http://shiaupload.ir/images/11677433056525648726.jpg)


آغاز رسالت:



در يکي از روزها که درغار کوچک حرا مشغول خودسازي و راز و نياز با خالق متعال بود، صداي خجسته و با صلابتي را مي شنود که امر به خواندن مي کند .


پس از سه بار پيامبر نيز با او زمزمه مي کند. " بخوان، بخوان به نام پروردگاري که ترا خلق کرد، پروردگاري که انسان را از خون بسته اي به وجود آورد.، بخوان که خداي تو کريم است، خدايي که به وسيله قلم ياد مي دهد و به انسان آنچه را که نمي داند مي آموزد"( سوره علق)


آري چه شروع زيبا و کاملي . اين آيات از خواندن، خلقت، کيفيت خلقت، شکر و سپاس، علم و دانش و... سخن گفته است، گويي خواندن مترتب بر فهم و درک آدمي از خلقت است.


و گويي باور خلقت اگر با علم و دانش عجين شود، انسان را به اوج آگاهي مي رساند...


اولين دعوت :
اولين ماموريت پيامبر(ص) در خصوص دعوت رسمي به دين حنيف ، نسبت به خويشاوندان او رقم خورده است. که اين امر از دو جهت داراي اهميت است:


الف: دعوت اقوام مي تواند در شروع کار پشتوانه خوبي باشد. و اگر آنها دعوت پيامبر(ص) را لبيک مي گفتند، شايد کفار مکه جرأت آن همه جسارت را به خود نمي دادند...


ب: خانواده و اقوام اولين زير ساختاري است که بايد اصلاح شود تا جامعه روند اصلاحي خود را زودتر طي کند...




http://shiaupload.ir/images/pm70kfw09yja47vm51.gifhttp://shiaupload.ir/images/pm70kfw09yja47vm51.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۰۹:۴۴
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2426/2426707mleo3siku1.gif

http://nesbat.blogfars.com/fotofiles/1/75708.jpg

http://sl.glitter-graphics.net/pub/2426/2426707mleo3siku1.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۰۹:۴۶
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2426/2426707mleo3siku1.gif
دلم می خواهد هر روز پنجره اتاقم رو به مسجد النبی باز شود و هر شب دیدگانم متبرك به گنبدی سبز رنگ شود ... دلم می خواهد هر روز كبوترهای دلم همبازی كبوترهای خاك آلود قبرستان بقیع باشد و میعاد شبانه ام با دل ، پشت نرده های سبز رنگ قبرستان بقیع باشد و دلم می خواهد بار دیگر سیر ببینم ، باب بیت الاحزانش را ... دلم می خواهد كاروانی پشت بقیع برایم بخواند :

اینجا بقیع عشق است ، گنبد چرا ندارد ؟
هر كس نبوسد این خاك، در كعبه جا ندارد
**********************************************
قال رسول اكرم (ص) :پنج چیز را بیشتر از پنج چیز غنیمت بشمار : جوانی را بیش از پیری ، سلامت بدن را بیش از بیماری ، بی نیازی را بیش از تهی دستی ،آسایش خاطر را بیش از گرفتاری، و زندگی را بیش از مرگ .
****************************************
امشب تو آسمون جشنه ...
تموم پله های آسمون رو گل گذاشتن ...
بهشت و چراغونی كردن ...
همه جا نورانی یه ...
كاش من هم اونقدر خوب بودم كه بشه به این جشن رام بدن ...
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2426/2426707mleo3siku1.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۰۹:۴۸
قال رسول الله صلی الله و علیه و آله و سلم :
دو دسته از امت من هستند كه اگر خوب باشند همه مردم خوب می شوند ، و اگر بد باشند همه مردم فاسد و بد خواهند شد. سؤال شد : آنان كیانند؟ فرمودند : آنها فقهاء و امراء از امت هستند.


(بحارالنوار، ج 72، ص 336 )
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2426/2426707mleo3siku1.gif





دو صنف از امتم اندر جهان است
مؤثر فعلشان بر دیگران است
چو خوبند آن دو ، خوبند اهل عالم
و گر بد ، بد شوند عالم مسلم
بگفتند آن دو از امت كیانند
كه منشا را اثر بر دیگرانند
بگفتا عالمانند و سلاطین
كه خلق از آن دو بنمایند تمكین
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2426/2426707mleo3siku1.gif


********************
مبعث پیامبر گرامی اسلام رو به پیشگاه آقا امام زمان (عج) تبریك می گم .




http://sl.glitter-graphics.net/pub/2426/2426707mleo3siku1.gif
http://www.fasleno.com/UserFiles/Image/volume07/mohammad.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۰۹:۴۸
http://shiaupload.ir/images/65328531226570478772.jpg (http://shiaupload.ir/images/65328531226570478772.jpg)


اهداف رسالت:

با کنکاش در آيات قرآن هدف ارسال رسولان به خوبي مشخص مي شود و آن دستيابي مردم به فهم و درک اجتماعي براي اقامه عدل و قسط است.

از اين رو برخي از آن اهداف عبارتند از:

" از بين بردن شرک(4)،

احسان به والدين(5)،

ممانعت از فرزندکشي(6)،

اجتناب از همه زشتي ها(7)،

ممانعت از آدمي کشي(8)،

عدم خيانت به مال يتيم(9)،

جايز نشمردن کم فروشي(10)،

تکليف برانسانها به قدر توانائي (11)،

صدق و راستي و دوري از دروغ(12)،

وفا به عهد الهي(13) و...

خدا به وجود محمد(ص) مي بالد:
خداوند تبارک و تعالي در فرازهاي بسياري از قرآن با بياني محبت آميز از رسول بزرگوار خود ياد مي کند.

در جايي با کلمه"عبده" او را از شرعداوت دشمنان کفايت مي کند.(14)

نزول قرآن را برعبد خود مي داند(15) ،

عبدش را به معراج مي برد،(16)

محمد فقط رسول خداست(17)

من ترا نفرستادم مگر آن که رحمتي براي دو عالم باشي .(18)

رسول بزرگوار...و....(19)

و در نهايت خداوند مي فرمايد:

" خدا و ملائکه خدا بر محمد(ص) درود مي فرستند. اي کساني که ايمان آورده ايد، سلام و درود بسيار براو بفرستيد."( احزاب /56)

پيامبر(ص) خود در اين باره فرموده است:
" هر که بر من درود فرستد و بر آل من درود نفرستد، درود به خودش بر مي گردد(20) (يعني مورد قبول نيست) .

خدا به او قسم ياد مي کند:
در چند جاي قرآن، خداوند به او قسم ياد مي کند. مي فرمايد:

" به جان تو اکثر مردم غرق در شهوت و گمراهي اند
"( حجر آيه 72)

" اي پيامبر(ص) به قرآن حکيم سوگند که تو از فرستادگان من هستي"
( يس 1 تا 4)

اگر او از کفرش دست برندارد ( به سبب اينکه ترا آزار داده) از او انتقام خواهم کشيد"
(علق آيه 15)





http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۰۹:۵۴
http://www.victorynewsmagazine.com/images/Mohammad.jpg
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2426/2426707mleo3siku1.gif
رسول خدا (ص) پس از گرفتن وحی، آن هم در اولین مرحله، واقعا مضطرب و اندیشناك بود. بعثت یك تحول بزرگ در زندگی درونی و روحی ایشان بود. اصلا متوجه نشد چطور راه حرا را تا خانه آمد. گویی جبرئیل را در تمام آسمان می‌دید. صداها را می‌شنید. واقعا نگران بود. نمی‌گویم اطمینان نداشت. چرا كه با نبوت سازگار نیست. اما با آن سنگینی وحی طبیعی بود كه یك انسان، حتی اگر محمد(ص) هم باشد، شور و شوق و دلهره تمام دلش را فراگرفته باشد. وقتی به خانه آمدند، فقط یك جمله توانست بگوید و آن این كه: مرا بپوشانید. مرا بپوشانید. در این وقت شاید آدم می‌خواهد زیر پوششی برود، همه جا تاریك باشد، آرام باشد تا بتواند بیندیشد. اصلا نمی‌خواهد بیندیشد، می‌خواهد اندكی خود را به غفلت بزند تا آن اضطراب از درونش برود. آن فشار روحی وجسمی‌ سنگین كه در اولین برخورد با جبرئیل پیش آمد، احساس فشاری كه ایشان بر خود حس می‌كردند، نیاز به آرامش داشت. اما خداوند این نگرانی و اضطراب را دوست دارد. دیگر وقت آرام گرفتن، وقت قرار گرفتن نیست، وقت حركت است. اصلا این شوری كه خداوند به عنوان بعثت به پیامبر(ص) داده، برای قیام وحركت و انذار و بیم دادن است نه برای سكون و ركود و خوابیدن و زیر پوششی رفتن. اولین چیزی كه مهم است این است كه پیغمبر برای كار دعوتش، عجله به خرج نداد. خیلی‌ها در كار مبارزه بر ضد آنچه كه نمی‌پسندند، عجول هستند و زود هم سرنگون می‌شوند. البته از فرصت‌ها باید استفاده كرد، اما باید حلم نشان داد، صبوری ورزید. پیغمبر این كار را كرد. سه سال اول را خیلی آرام پیش رفت. اصلا دشمن را تحریك نكرد. آنها خبر از اسلام محمد داشتند، اما كاری به كار او نداشتند. این خیلی مهم است كه شما دشمن را در شرایطی قرار دهید كه نتواند تصمیم بگیرد، نتواند اقدام آخر و خشنش را انجام دهد. به نظرم سیزده سال، قریش سركار ماندند، نمی‌دانستند باید چه بكنند. برخورد آرام و صبورانه پیامبر آنان را خلع سلاح كرده بود. قاطعیتش را دارد، اما تحدی نمی‌كند. مرزهایی را نگه می‌دارد تا دشمن از آنها عبور نكند. فكر كشتن پیغمبر(ص) خیلی قدیمی‌ بود، اما سیزده سال طول كشید تا جدی شد. اگر این تصمیم را قریش اول كار می‌گرفتند، و عملی می‌كردند، منهای این كه خدا بخواهد یا نخواهد، از لحاظ ظاهری، كار اسلام فلج شده بود. نكته دیگر به نظرم آن بود كه پیغمبر، در امتداد همین حلیم بودن، می‌دانست كه با یك اقلیت نمی‌تواند در مكه كاری از پیش ببرد. او فقط با حضور مردمی‌ كه مسلمان شده بودند می‌توانست كار خود را پیش ببرد. لذا باید صبر و تحمل می‌كرد و از كارهای عجولانه جلوگیری می‌كرد.كار فرستادن اصحابش به حبشه خیلی دقیق بود. به نظرم بیش از آن كه بخواهد آنها را از شكنجه مشركین راحت كند، می‌خواست ایمان آنها محفوظ بماند. حتی شاید می‌خواست اگر نام اسلام در مكه خاموش شد، چراغ اسلام در جای دیگری روشن بماند. همین هجرت به حبشه كمر مشركین را شكست. آنان را به شدت تضعیف كرد، بی خود نبود كه آنها به دست و پا افتادند تا اینها را برگردانند، اما بازهم روش پیامبر(ص) به گونه‌ای دنبال شد كه آنها نتوانستند. به نظرم دلایل موفقیت پیغمبر خیلی بیشتر از اینهاست. نمی‌شود اینجا بیان كرد، اما آنچه مهم است این است كه پیغمبر اندیشید و متوجه شد كه تغییر در این جامعه راه و رسمی‌ دارد. نقش جوانان زیاد است، بردگان می‌توانند مهم باشند. درست است كه این جامعه اشرافی، برای این جوان‌ها، فقیرها و برده‌ها اهمیتی قائل نیست، اما درست به همین دلیل این‌ها خواستار تغییرند، خودشان تغییرپذیرند و می‌توانند به خود بقبولانند تا وارد عرصه‌های تازه تری شوند.پیغمبر می‌دانست كه در این جامعه قبیله اهمیت دارد. نه تنها خودش را از قبیله اش جدا نكرد بلكه روز اول آنها را دعوت كرد. جالب است كه غیر از ابولهب، خاندان بنی‌هاشم، مسلمان و كافرشان تا آخر از پیغمبر دفاع كردند. ببینید ایشان تشخیص می‌داد كه چطور لااقل خانواده‌اش را برای خودش نگه دارد. در سالهای سختی شعب ابی طالب، همه بنی‌‌هاشم حتی كافرهایشان هم آنجا در كنار هم بودند. این سیستم قبیله‌ای بود و پیغمبر از آن استفاده كرد. با آنها درنیفتاد.
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2426/2426707mleo3siku1.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۰۹:۵۶
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
http://img.tebyan.net/big/1384/06/732401574222850252223697324324512918268233.jpg

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد

دل رمیده ما را انیس و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد


به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا

فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد

به صدر مصطبه ام می نشاند اکنون دوست

گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد
طربسرای محبت کنون شود معمور

که طاق ابروی یار منش مهندس شد

لب از ترشح می پاک کن برای خدا

که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد

رشمه تو شرابی به عارفان پیمود

که علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد

چو زر عزیز وجودست شعر من آری

قبول دولتیان کیمیای این مس شد
خیال آب خضر بست و جام کیخسرو

به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد

ز راه میکده یاران عنان بگردانید
چرا که حافظ از این راه برفت و مفلس شد
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

http://www.ganjafzar.com/wp-content/uploads/2008/08/1811318902151467435831559422722535167244.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۰:۰۲
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

مؤلفه های دوران جاهلیت
:roz:فلسفه بعثت:roz:




سرآغاز تاریخ اسلام از روزی شروع شد كه پیامبراسلام صلی الله علیه و آله در خلوت با محبوب، در دل غاری كه در دامن كوهی در شمال مكه بود، راز و نیاز می كرد. گویا غار حراء هنوز هم پژواك مناجات پیامبراكرم را در قطعه قطعه سنگ ریزه های خود به یادگار حمل می كند و در گوش عاشقان حضرت كه در آن وادی قدم می گذارند؛ نجوا می كند.
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2426/2426707mleo3siku1.gif



http://img.tebyan.net/big/1384/06/14025415364181536244153238234158230183102255.jpg
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2426/2426707mleo3siku1.gif

روزی از روزهایی كه پیامبراكرم(ص) در غار مشغول مناجات و دلدادگی بود، صدایی شنید:
" یا محمد اقرا"؛ او شگفت زده گفت: چه بخوانم؟ شنید: ای محمد!
" اقرا باسم ربك الذی خلق، خلق الانسان من علق، اقرا و ربك الاكرم، الذی علم بالقلم، علم الانسان ما لم یعلم."( علق/5-1)؛بخوان به نام پروردگارت كه - جهان را- آفرید. همان كه انسان را از خون بسته ای خلق كرد. بخوان كه پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان كه به وسیله قلم تعلیم نمود و به انسان آنچه را نمی دانست، یاد داد.
حضرت جبرائیل به حضرت محمد صلوات الله علیه فرمود:" ارسلنی الله الیك لیتخذك رسولاً؛ خداوند مرا به سوی تو فرستاده است، تا تو را پیامبر این امت قرار دهم.(1)
حضرت رسول اكرم(ص) هر ساله مدتی به كوه حرا(2) می رفت و به عبادت و راز و نیاز و تفكر می پرداخت تا این كه روزی شنید فرشته ای به او گفت: ای محمد! بخوان. محمد (ص) گفت: چه بخوانم؟ فرشته آیات آغازین سوره علق را بر وی قرائت كرد و پیامبر(ص) نیز آنها را خواند.(3)
هرگاه سخن از رخداد واقعه ای به میان می آید ناخودآگاه به دنبال فلسفه و علل ایجاد آن می گردیم. در باب بعثت نیز علت را جویا می شویم كه چه نیازی به وجود پیامبران بوده است؟
در نفس انسان نیازها و غرایز گوناگونی قرار داده شده است كه همگی طالب ارضاء و هدایت صحیح هستند. خداوند متعادل برای هدایت انسان، بهترین ابزار را در اختیار او قرار داده و امكانات متعددی به او عطا نموده است، تا هم بتواند نیروی خود را صرف ارضای نفسانیات كند و هم با امكانات و نیروی داده شده، بر خواهش های نفسانی غلبه كند و كشش های درونی را تحت نظم و ضابطه درآورد. دو راهنما نیز در اختیار او قرار داده است تا حق را از باطل و سرّه را از ناسرّه متمایز كند؛ یكی در درون انسان كه عقل است و دیگری پیامبران الهی كه ایشان از طریق وحی دستورات را برای انسان بازگو می كنند تا تمام رفتارها را به انسان بیاموزند و حدود و مقررات آن را نیز روشن نمایند، چون عقل دارای خطا و نقصان است. برترین هادی، آن است كه دارای مقام عصمت و مرتبط با وحی باشد و تنها راه آن بعثت انبیاء است. پس بعثت بزرگ ترین نعمت خداوند بر بشر است و جا دارد كه خداوند بر این نعمت منت گذارد و این احسان و نیكویی را به رخ آنان بكشد، چنان كه می فرماید:
" لقد من الله علی المومنین اذا بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزكیهم و یعلمهم الكتاب والحكمة و ان كانوا من قبل لفی ضلال مبین."( آل عمران/164)؛ خداوند بر مومنان منت نهاد - نعمت بزرگی بخشید- هنگامی كه در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیخت كه آیات او را بر آنها بخواند و آنها را پاك كند و كتاب و حكمت بیاموزد و البته پیش از آن در گمراهی آشكار بودند. در این آیه خداوند بر بشر نسبت به این نعمت بزرگ منت می گذارد. ممكن است این تصور پیش بیاید كه منت گذاری، كار صحیحی نیست، چرا خداوند در این امر منت می گذارد؟ مگر بعثت چه ویژگی هایی دارد و هدف از آن چیست؟
واژه منت از " منّ" به معنای چیزی است كه با آن وزن می كنند( سنگ كیلو). و نیز به معنای نعمت سنگین و باعظمت نیز به كار می رود. بنابراین هر نعمت سنگین و گرانبهایی را منت گویند. كاربرد این واژه دو گونه است: قولی و فعلی.(4)
اگر كسی عملا نعمت بزرگی به دیگری بدهد، این همان منت عملی است كه بیشتر در مسائل تربیتی و هدایتی و معنوی كاربرد دارد و پسندیده و ارزنده است. كه برخی گفته اند: این منت مختص به خدای متعال است. اگر كسی كار كوچك خود را با سخن گفتن بخواهد به رخ دیگری بكشد و آن را بزرگ جلوه دهد، كاری است بسیار زشت، كه این از منت های بشری است. در نتیجه، منت گذاری بر بخشیدن نعمتهای بزرگ كه از جمله آنها نعمت رسالت است، منتی زیباست و " منّ الله" یعنی " انعم الله"، خداوند نعمت بزرگی بخشید و در اختیار مومنان قرار داد. چنان كه در جای دیگر خداوند به خطر هدایت كردن انسانها به ایمان، بر آنها منت می گذارد." بل الله یمن علیكم ان هداكم للایمان."( حجرات/17)


اگر مسلمانان به خاطر پذیرفتن اسلام، مشكلات و خسارت های زیادی متحمل شده اند، نباید فراموش كنند كه خداوند بزرگ ترین نعمت را در اختیار آنها گذاشته و پیامبری مبعوث كرد تا انسان ها را تربیت كند و از گمراهی ها باز دارد. بنابراین هر اندازه برای حفظ این نعمت بزرگ تلاش و كوشش شود و هر بهایی پرداخته شود، باز هم ناچیز است.(5)
تا اینجا از هدف اصلی بعثت آشنا شدیم. نگارنده در این مقاله قصد دارد كه مبحث بعثت را از منظر امیرالمومنین علیه السلام، او كه اولین پاسخ دهنده به ندای پیامبراكرم(ص) بود و اولین و جوانترین تسلیم شده اوامر الهی بود را بررسی نماید كه قطعاً زیباترین تعاریف و تفاسیر را از این واقعه بزرگ تاریخی دارد.



http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۰:۰۵
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif
مؤلفه های دوران جاهلیت

انسان باید در مورد ایام جاهلیت و دوره قبل از بعثت اندیشه كند و ببیند مردم به كجا رسیده بودند. عده ای یهودی، عده ای مسیحی و عموم مردم بت پرست بودند. احكام اسلام را ترك كرده، از اخلاق انسانی جدا شده و با خلق و خوی درندگی و صفات حیوانات خو گرفته بودند. كارشان به جایی رسیده بود كه دختران را زنده به گور كرده و بدین طریق پیوندها را می بریدند. به چیزهای باطل افتخار كرده، از عدل جدا شده و حقوق یكدیگر را از بین می بردند. قدرتمندان را بر ناتوانان مسلط نموده، انسان های شریف را از بین برده، با علماء دشمنی كرده و از حكیمان وحشت داشتند. بساط علم را برچیده، خوبی بردباری و علم را انكار كرده، قطع رحم نموده و شبیه چهارپایان شده و قمار می كردند؛ شراب نوشیده، عقل خود را زیر پا گذاشته و فرزندان خود را می كشتند. شهرها را خراب كرده، نیكی ها را فراموش نموده، شریعت های الهی را از بین برده، سرمایه ها را نابود كرده و مرتكب كارهای زشت می شدند.
خودپسندی و تكبر در میان آنها رواج پیدا كرده و به بی صبری افتخار می كردند فحشاء و منكرات را روش خود ساخته و سخنان باطل ( مانند دروغ، شهادت ناحق) می گفتند. پیامبران را كشته و اولیای خدا را از میان خود بیرون می كردند. بدكاران را حاكم بر خود نموده و كسانی را كه اصل و نسب درستی نداشتند اطاعت می نمودند.
شیطان را عبادت، خدا را به خشم آورده و آتش دوزخ را برافروخته بودند. و در اثر این امور امواج خشم و غضب پروردگار به تلاطم آمده و نزدیك بود عالم نابود شده و تازیانه غضب خدا آنها را به جهنم براند، یا همانطور كه مشغول كارهایشان هستند آنها را در هم كوبیده و نابود كند كه عنایت پروردگار برای تمام كردن حجت و كامل كردن رحمت شامل حالشان گردیده و خاتم پیامبران(ص) را برانگیخت تا رحمتی برای جهانیان و نشانی برای هدایت باشد. آنها را از تاریكی ها خارج كرده و به نور رساند. نادانی آنان را به علم، گمراهیشان را به هدایت، هلاكتشان را به نجات، ستم آنان را به عدل و كم خردیشان را به عقل، نیاز آنان را به بی نیازی، ذلتشان را به عزت، خرابیشان را به آبادانی و خواری آنان را به سلطنت مبدل نموده و كفرشان را به ایمان، جهنمشان را به امیدواری، اسارت آنان را به رهایی و بندگی آنان را به آزادگی تبدیل نماید.(6)
حضرت علی علیه السلام گاهی در خطبه های خود به اعراب آن زمان یادآوری می كردند كه قبل از ظهور اسلام چه اعتقاداتی داشتند و چگونه زندگی می كردند. چرا كه گاهی غرور وجود آنها را فرا می گرفت و فراموش می كردند كه از بركت وجود اسلام به آن عزت و سربلندی نائل شده بودند. حضرت علی علیه السلام در یكی از خطبه ها می فرماید:
" والناس فی فتن انجذم فیها حبل الدین... و جاهلها مكرم."؛ خدا پیامبراسلام را زمانی فرستاد كه مردم در فتنه ها گرفتار شده، رشته های دین پاره شده و ستون های ایمان و یقین ناپایدار بود. در اصول دین اختلاف داشته، و امور مردم پراكنده بود؛ راه رهایی دشوار و پناهگاهی وجود نداشت؛ چراغ هدایت بی نور، و كور دلی همگان را فراگرفته بود. خدای رحمان معصیت می شد و شیطان یاری می گردید؛ ایمان بدون یاور مانده و ستون های آن ویران گردیده و نشانه های آن انكار شده، راه های آن ویران و جاده های آن كهنه و فراموش گردیده بود. مردم جاهلی شیطان را اطاعت می كردند و به راه های او می رفتند و در آبشخور شیطان سیراب می شدند. با دست مردم جاهلیت، نشانه های شیطان، آشكار و پرچم او برافراشته گردید. فتنه ها، مردم را لگدمال كرده و با سم های محكم خود نابودشان كرده و پا برجا ایستاده بود.
اما مردم حیران و سرگردان، بی خبر و فریب خورده، در كنار بهترین خانه (كعبه) و بدترین همسایگان ( بت پرستان) زندگی می كردند. خواب آنها بیداری، و سرمه چشم آنها اشك بود؛ در سرزمینی كه دانشمند آن لب فرو بسته و جاهل گرامی بود.(7)
حضرت در جای دیگر می فرماید:
" ثم ان الله سبحانه بعث محمداً(ص) بالحق حین دنا من الدنیا... و شرفاً لأنصاره."؛ سپس خداوند سبحان حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را هنگامی مبعوث فرمود كه دنیا به مراحل پایانی رسیده، نشانه های آخرت نزدیك، و رونق آن به تاریكی گراییده و اهل خود را به پا داشته، جای آن ناهموار، آماده نیستی و نابودی، زمانش در شرف پایان، و نشانه های نابودی آن آشكار، موجودات در آستانه مرگ، حلقه زندگی آن شكسته، و اسباب حیات در هم ریخته، پرچم های دنیا پوسیده، و پرده هایش دریده، و عمرها به كوتاهی رسیده بود. در این هنگام خداوند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را ابلاغ كننده رسالت، افتخار آفرین امت، چونان باران بهاری برای تشنگان حقیقت آن روزگاران، مایه سربلندی مسلمانان، و عزت و شرافت یارانش قرار داد.(8)
حضرت علی علیه السلام در خطبه ای دیگر از بعثت به موقع پیامبراكرم صلوات الله علیه می فرماید كه:
" بعثه والناس ضلال فی حیرة و حاطبون فی فتنة... و الموعظة الحسنة."؛ خدا پیامبراسلام را به هنگامی مبعوث فرمود كه مردم در حیرت و سرگردانی بودند، در فتنه ها به سر می بردند، هوا و هوس بر آنها چیره شده، و خود بزرگ بینی و تكبر، به لغزش های فراوانشان كشانده بود، و نادانی های جاهلیت پست و خوارشان كرده، و در امور زندگی حیران و سرگردان بودند، و بلای جهل و نادانی دامنگیرشان بود. پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در نصیحت و خیرخواهی نهایت تلاش را كرد، و آنان را به راه راست راهنمایی، و از راه حكمت و موعظه نیكو، مردم را به خدا دعوت فرمود.(9)
حضرت در فرازی دیگر زمان جاهلیت را اینگونه توصیف می فرماید:


" أرسله علی حین فترة من الرسل و طول هجعة من الأمم واعتزم من الفتن ... تمرها الفتنة، و طعامها الجیفة، و شعارها الخوف، و دثارها السیف."؛ خدا پیامبر اسلام را هنگامی مبعوث فرمود كه از زمان بعثت پیامبران پیشین مدت ها گذشته، و ملت ها در خواب عمیقی فرو خفته بودند. فتنه و فساد جهان را فراگرفته و اعمال زشت رواج یافته بود. آتش جنگ همه جا زبانه می كشید و دنیا، بی نور و پر از مكر و فریب گشته بود. برگ های درخت زندگی به زردی گراییده و از میوه آن خبری نبوده، آب حیات فرو خشكیده و نشانه های هدایت كهنه و ویران شده بود. پرچم های هلاكت گمراهی آشكار و دنیا با قیافه زشتی به مردم می نگریست، و با چهره ای عبوس و غم آلود با اهل دنیا روبرو می گشت. میوه درخت دنیا در جاهلیت فتنه، و خوراكش مردار بود، در درونش وحشت و اضطراب، و بر بیرون شمشیرهای ستم حكومت داشت.(10)
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2426/2426707mleo3siku1.gif



http://img.tebyan.net/big/1384/06/135791121724516116481163130771951331107187.jpg
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2426/2426707mleo3siku1.gif
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۰:۰۷
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif
فلسفه بعثت
http://www.ido.ir/myhtml/article/1386/m05/13860517011.jpg

پس از قرن ها تحقیق و بررسی درباره مسائل دینی، هنوز پرده از اسرار بسیاری از آنها برداشته نشده است، كه از جمله آنها اسرار نهفته نبوت و بعثت است، اگرچه از ظواهر آیات قرآن می توان استفاده كرد كه بعثت پیامبران الهی، به ویژه پیامبراسلام صلی الله علیه و آله دارای اهدافی می باشد. با توجه به آیات الهی به برخی از اهداف بعثت انبیاء اشاره می نمائیم.
خداوند در آیه ای می فرماید:" هوالذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزكیهم و یعلمهم الكتاب والحكمة و ان كانوا من قبل لفی ضلال مبین." (جمعه/2)
اوست خدایی كه میان عرب امی پیغمبری بزرگوار از همان مردم برانگیخت تا بر آنان آیات وحی خدا تلاوت كند و آنها را پاك سازد و شریعت و احكام كتاب آسمانی و حكمت الهی بیاموزد با آن كه پیش از این همه در ورطه جهالت و گمراهی بودند.
اولین نكته در این آیه بحث تلاوت آیات الهی است. "یتلوا" از واژه تلاوت به معنای پیروی كردن در حكم و خواندن منظم آیات الهی همراه با تدبر است. پیامبراسلام صلی الله علیه و آله با خواندن آیات پروردگار و آشنا نمودن گوش دل و افكار مردم با این آیات، آنها را آماده تربیت می نماید، كه مقدمه تعلیم و تربیت است.
دومین نكته بحث تربیت است. یكی از مهمترین برنامه های پیامبراسلام صلوات الله علیه و آله و سلم تربیت انسانهاست. تربیت به معنای فراهم كردن زمینه ها و عوامل برای به فعلیت رساندن و شكوفا نمودن استعدادهای انسان در جهت مطلوب است. او باید زمینه ها را برای انسانها آماده كند تا از نظر عملی بهترین رابطه را با خدای خود (عبادات)، با هم نوع خود (عقود و ایقاعات)، با قوانین و مقررات اجتماعی ( حكومت و سیاسات)، با خانواده خود( حقوق خانوادگی) و با نفس خود( اخلاق و تهذیب نفس) داشته باشند، تا بتوانند مسجود فرشتگان قرار گیرند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم منجی بشریت است. یكی از دانشمندان فرانسوی می گوید:" بزرگترین قانون اصلاح و تعلیم و تربیت همان حقایقی است كه به نام وحی، قسمت به قسمت بر محمد صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده و امروز به نام قرآن در بین بشر است."(11)
پیامبراسلام صلی الله علیه و آله و سلم در مدتی كوتاه، انسان هایی بزرگ، مانند علی علیه السلام، زهرا علیهاالسلام، سلمان فارسی، ابوذر، مقداد و... را تربیت كرد. حضرت محمد صلوات الله علیه كاشف معدن های نهفته انسانیت بود. زیرا" الناس معادن كمعادن الذهب و الفضه"؛ مردم مانند معدن های طلا و نقره هستند.
انسان دارای استعدادهای نهفته است كه برای بهره وری صحیح باید آنها را كشف كرد تا به ارزش حقیقی خود دست یابند.
كلمه" یزكیهم" از ماده " زكوة" به معنای رشد و زیادی است،(12) كه در این جا به معنای تربیت و پاكسازی است و شامل پاك شدن از آلودگی های اعتقادی، اخلاقی و رفتاری می باشد.
اهمیت اخلاق و تزكیه نفس بر كسی پوشیده نیست و جوامع مختلف به آن نیازمندند، زیرا تنها راه نجات از گمراهی ها، فسادها، جهل، جنگ و خونریزی ها و... در پرتو اخلاق صحیح و آراسته شدن به ارزشها و مكارم اخلاقی است. حضرت رسول اكرم صلوات الله علیه هدف از بعثت خود را كامل كردن مكارم اخلاق بیان كرده است:
" بعثت لا تمم مكارم الاخلاق"؛ من برای كامل كردن فضایل اخلاقی مبعوث شده ام.(13)
از طرف دیگر خدای جهان ابزار ترقی و تكامل هر موجودی را در نهاد آن گذارده، و آن را به منظور پیمودن راههای تكامل با وسائل گوناگونی مجهز نموده است. همچون ریشه های نهال كوچكی كه حداكثر فعالیت خود را به منظور رسانیدن موادغذایی به كار انداخته، و پاسخ نیازمندی های آن را می دهند.
هرگاه ما بخواهیم این موضوع را در قالب مسائل علمی بریزیم، باید بگوئیم: "هدایت تكوینی" كه نعمت و فضل عمومی دستگاه آفرینش است، شامل حال تمام موجودات جهان اعم از نبات و حیوان و انسان است." الذی أعطی كل شیء خلقه ثم هدی."
ولی این هدایت فطری و تكوینی برای موجودی مثل انسان، كه گل سرسبد موجودات است كافی نیست. زیرا انسان غیر از زندگی مادی، زندگانی دیگری دارد كه اساس حیات واقعی او را تشكیل می دهد.
انسان ساده نخستین غارنشین و پاك فطرت، كه كوچكترین انحرافی در خلقت او رخ نداده بود، به اندازه انسان اجتماعی نیاز به تربیت نداشت، ولی هنگامی كه بشر گام فراتر نهاد، و زندگی دسته جمعی آغاز كرد و فكر تعاون و همكاری در زندگی او حكمفرما شد؛ انحرافاتی كه لازمه تصادمات و برخوردهای اجتماعی است در روح او پدید آمد، و خوی های زشت و افكار غلط، افكار فطری را عوض كرده و اجتماع را از توازن و تعادل، بیرون برد.
این انحرافات، خالق جهان را بر آن داشت كه مربیانی را برای تنظیم برنامه اجتماع و تقلیل مفاسدی كه اثر مستقیم اجتماعی بودن انسان را؛ اعزام بدارد، تا با مشعل فروزان" وحی" اجتماع را، به راه راست، كه سعادت همه جانبه آنان را تضمین می نماید، بكشانند.(14)
مسأله مهم در زندگی فرد و جوامع ، مسأله معیارهای سنجشی، و نظام ارزشی حاكم بر فرهنگ آن جامعه است. زیرا تمام حركتها در زندگی فردی و جمعی از همین نظام ارزشی سرچشمه می گیرد، و برای آفریدن این ارزش ها است.
اشتباه یك قوم و ملت در این مسأله، و روی آوردن به ارزشهای خیالی و بی اساس، كافی است كه تاریخ آنها را به تباهی بكشد، و درك ارزشهای واقعی و معیارهای راستین محكم ترین زیربنای كاخ سعادت آنها است.
دنیا پرستان مغرور ارزش را تنها منحصر در مال و قدرتهای مادی و نفرات خود می دانند حتی معیار شخصیت در پیشگاه خدا را در این چهارچوب تصور می كنند.
روی این جهات نخستین و مهمترین گام اصلاحی انبیاء درهم شكستن این چارچوبه های ارزشی دروغین بود، آنها با تعلیماتشان این معیارهای غلط را در هم ریختند، و ارزش های اصیل الهی را جانشین آن ساختند و یك" انقلاب فرهنگی" محور شخصیت را از اموال و اولاد و ثروت و جاه و شهرت قبیله و فامیل به تقوا و ایمان و عمل صالح مبدل ساختند.
قبل از آن كه در محیط عربستان تعلیمات حیات بخش اسلام و قرآن ظهور كند بر اثر حاكمیت نظام ارزشی زور و زر محصول آن محیط مشتی غارتگر زورگو همچون" ابوسفیان ها" و " ابوجهل ها" و " ابولهب ها" بود.
اما از همان محیط بعد از انقلاب نظام ارزشی " مسلمانها" و " ابوذرها" و " مقدادها" و " عمار یاسرها" برخاستند. این ها همه برای این است كه ارزش های دروغین جای ارزشهای واقعی انسانی را نگیرد.(15)

حال به تفسیر فلسفه بعثت از دیدگاه حضرت علی علیه السلام می پردازیم. حضرت در خطبه ای فلسفه بعثت را رهایی مردم از پرستش دروغین بت ها ذكر می كند و می فرماید:
" فبعث الله محمداً(ص) بالحق لیخرج عباده.... واحتصد من احتصد بالنقمات."؛ خداوند حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را به حق برانگیخت تا بندگان خود را از پرستش دروغین بت ها رهایی بخشیده به پرستش خود راهنمایی كند، و آنان را از پیروی شیطان نجات داده به اطاعت خود كشاند، با قرآنی كه معنی آن را آشكار كرد و اساسش را استوار فرمود، تا بندگان عظمت و بزرگی خدا را بدانند كه نمی دانستند، و به پروردگار، اعتراف كنند پس از انكارهای طولانی اعتراف كردند، و او را پس از آن كه نسبت به خدا آشنایی نداشتند به درستی بشناسند.

http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۰:۱۲
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif
http://aliyaqubi.persiangig.com/image/Mohammed%2520Bg.jpg

پس خدای سبحان در كتاب خود بی آن كه او را بنگرند خود را به بندگان شناساند، و قدرت خود را به همه نمایاند، و از قهر خود ترساند، و این كه چگونه با كیفرها ملتی را كه باید نابود كند از میان برداشت و آنان را چگونه با داس انتقام درو كرد.(16)
حضرت امیر علیه السلام در جای دیگر در مورد كیفیت زمان بعثت حضرت رسول اكرم صلوات الله علیه می فرماید:
"إلی أن بعث الله سبحانه محمداً رسول الله (ص) لانجازعدته... فقبضه الیه كریما(ص)."؛ تا این كه خدای سبحان، برای وفای به وعده خود، و كامل گردانیدن دوران نبوت، حضرت محمد( كه درود خدا بر او باد) را مبعوث كرد؛ پیامبری كه از همه پیامبران، پیمان پذیرش نبوت او را گرفته بود، نشانه های او شهرت داشت؛ و تولدش بر همه مبارك بود. در روزگاری كه مردم روی زمین دارای مذاهب پراكنده، خواسته های گوناگون، و روش های متفاوت بودند، عده ای خدا را به پدیده ها تشبیه كرده و گروهی نام های ارزشمند خدا را انكار و به بت ها نسبت می دادند، و برخی به غیر خدا اشاره می كردند. پس خدای سبحان، مردم را به وسیله محمد صلی الله علیه و آله و سلم از گمراهی نجات داد و هدایت كرد، و از جهالت رهایی بخشید. سپس دیدار خود را برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برگزید، و آنچه نزد خود داشت برای او پسندید و او را با كوچ دادن از دنیا گرامی داشت، و از گرفتاری ها و مشكلات رهایی بخشید و كریمانه قبض روح كرد.(17)
http://img.tebyan.net/big/1384/06/21199153522936157233632111719831167162.jpg

حضرت در خطبه ای دیگر فلسفه نبوت عامه را اینگونه بیان می نمایند:


" واصطفی سبحانه من ولده أنبیاء أخذ علی الوحی میثاقهم ... و خلقت الأبناء."؛ خدا پیمان وحی را از پیامبران گرفت تا امانت رسالت را به مردم برسانند، آنگاه كه در عصر جاهلیت بیشتر مردم، پیمان خدا را نادیده انگاشتند و حق پروردگار را نشناختند و برابر او به خدایان دروغین روی آوردند، و شیطان مردم را از معرفت خدا بازداشت و از پرستش او جدا كرد، خداوند پیامبران خود را مبعوث فرمود، و هرچند گاه، متناسب با خواسته های انسان ها، رسولان خود را پی در پی اعزام كرد تا وفاداری به پیمان فطرت را از آنان بازجویند و نعمت های فراموش شده را به یاد آورند و با ابلاغ احكام الهی، حجت را بر آنها تمام نمایند و توانمندی های پنهان شده عقل ها را آشكار سازند و نشانه های قدرت خدا را معرفی كنند؛ مانند: سقف بلند پایه آسمان ها بر فراز انسان ها، گاهواره گسترده زمین در زیر پای آنها، و وسائل و عوامل حیات و زندگی، و راه های مرگ و مردن، و مشكلات و رنج های پیركننده، و حوادث پی در پی، كه همواره بر سر راه آدمیان است. خداوند هرگز انسان ها را بدون پیامبر، یا كتابی آسمانی، یا برهانی قاطع، یا راهی استوار، رها نساخته است، پیامبرانی كه با اندك بودن یاران، و فراوانی انكاركنندگان، هرگز در انجام وظیفه كوتاهی نكردند. بعضی از پیامبران، بشارت ظهور پیامبر آینده را دادند و برخی دیگر را پیامبران گذشته معرفی كردند. بدین گونه قرن ها پدید آمد، و روزگاران سپری شد؛ پدران رفتند و فرزندان جای آنها را گرفتند.(18)
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif



پی نوشت ها:
1. بحارالانوار، ج 18، ص206.

2. " حرا" نام كوهی است كه در شمال مكه قرار دارد. در نقطه شمالی آن غاری است كه ارتفاع آن به قدر یك قامت انسان است. قسمتی از داخل غار با نور خورشید روشن می شود و قسمت های دیگر آن در تاریكی است.
3. تلخیص التمهید، ج1، ص62.
4. مفردات راغب، واژه" من".
5. مجمع البیان، ج2، ص875.
6. المراقبات، آیة الله حاج میرزا جواد ملكی تبریزی، صص160-159- 158.
7. نهج البلاغه، محمد دشتی، خطبه2، ص43.
8. خطبه 198، ص417.
9. خطبه 95، ص179.
10. خطبه 89، ص151.
11. درمنگهم، دانشمند فرانسوی، به نقل از بعثت نبوی، ص283.
12. مفردات راغب، واژه "زكا".
13. بحارالانوار، ج70، ص 372.
14. فروغ ابدیت، جعفر سبحانی، ج1، صص314- 313.
15. تفسیرنمونه، ج 18، ص111.
16. خطبه147، ص269.


17. خطبه1، ص39.
18. همان.

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۰:۱۴
http://shiaupload.ir/images/15502054826216785547.jpg (http://shiaupload.ir/images/15502054826216785547.jpg)

خصلت هاي پيامبر(ص) در قرآن:

قرآن خصوصيات مختلفي را براي رسول عظيم الشأن ذکر مي کند که پاره اي از آنها در ذيل مي آيد.

الف) عفو

ب) روي گرداني از جاهلان:

" عفو و بخشش داشته باش و با مردم به نيکوئي رفتار کن و از مردم نادان دوري گزين"( اعراف/ 199)

ج: مقام اطاعت(عبوديت):

" اي پيامبر(ص) بگو: من نمي گويم که خزائن الهي نزد من است، و نمي گويم غيب مي دانم و نمي گويم فرشته هستم، من از چيزي که به من وحي شده است پيروي مي کنم..."( انعام/50)

دراين آيه مقام اطاعت و بندگي از هر امر ديگري برتر شمرده شده است و از اين رو است که در نماز، اول به " عبوديت" پيامبر(ص) و بعد به " رسالت" او شهادت مي دهيم...

د) خوشخويي،

ه) مشورت،

و) تصميم،

ز) توکل

خداوند مي فرمايد: " از ناحيه رحمت خداست که تو با مردم نرم خو هستي. اگر خشن و سخت دل بودي، مردم از گرد تو پراکنده مي شدند، براي آنها طلب بخشش کن. براي آنها استغفار و در امورات با آنها مشورت کن و آن هنگام که تصميم لازم را اتخاذ کردي( براي انجام آن) بر خدا توکل کن"( آل عمران /159)

در اين آيه چهار خصلت پيامبر(ص) بيان شده است که داشتن آنها براي بهره معنوي( از امام جماعت گرفته تا مرجع تقليد و...) لازم است و بدون آنها داراي نفوذ معنوي نمي شوند...

ح): رحمت: بعضي پيامبر(ص) را مورد آزار قرار مي دادند و پشت سر پيامبر( ص) مي گفتند:" او گوش است" کنايه از اين که هرچه بگوئيم قبول مي کند. قرآن جواب آنها را مي دهد و اضافه مي کند:" اين که پيامبر(ص) حرف هايتان ( در امور فردي و پيش پا افتاده) را جدي نمي گيرد از جهت رحمت اوست به مومنين.
( توبه /61)

و) صبر: خداوند رسولش را به صبر دعوت مي کند. چيزي که همه رسولان اولوالعزم از آن بهره مند بودند. زيرا بسياري از ندامت ها به خاطر تعجيل درتصميم گيري و شتاب در عمل کردن است.
( احقاف 35)

آري او اسوه اي است حسنه که قلمها و زبانها ازتوصيف آن عاجزند.او جامع اضداد است.

هم رحم و شفقت در درياي بيکرانش موج مي زند و هم خشم و قهر در وجود نازنينش مواج است. او رسول خداست و نسبت به کفار و هر آنچه بوي شرک و نفاق مي دهد سخت گير و خشن است. و نسبت به مومنين مهربان و رحم دل است.


[/URL]
[URL="http://upload.tazkereh.ir/images/08601189116849056615.gif"]http://upload.tazkereh.ir/images/08601189116849056615.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/40110988490425446637.gif)


(http://upload.tazkereh.ir/images/40110988490425446637.gif)

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۰:۱۵
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif
ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)
ره آورد بعثت

ویژگی های اسلام

- اسلام؛ نورهدایت

http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif


ره آورد بعثت (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=12940#ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه (2))

بعد از این كه به اوضاع و احوال عصر جاهلیت پرداختیم و نیز به فلسفه بعثت انبیاء واقف گشتیم، حال باید ببینیم كه این برانگیختن انبیاء چه نتایجی را به همراه داشته است. گروهی به رسالت و دعوت او كافر شده و سزاوار جنگیدن، كشتن و شكنجه جاوید شدند. گروهی نیز در ظاهر اسلام را قبول نموده ولی در دل اسلام را نپذیرفته و منافق شدند. با اسلام ظاهری خون آنها محفوظ شده و احكام اسلامی در مورد مسلمانان در این دنیا در مورد آنان جاری شد. ولی در آخرت به جهت نفاق در پائین ترین طبقات جهنم جاوید هستند.

http://img.tebyan.net/big/1384/06/4249365822931103128223841651245092224165.jpg


و گروهی در ظاهر و باطن مسلمان شده و هم كار خوب و هم كارهای بد انجام دادند. این دسته ممكن است بدون رفتن به جهنم به بهشت بروند.
گروهی هم علاوه بر داشتن صفات گروه فوق عمل صالح انجام داده و كارهای خیر زیادی انجام دادند. پروردگار به این دسته بهشت هایی كه در آن نهرهایی جریان دارد، وعده داده است. اینان هیچ عذاب و مجازات هایی نمی بینند. خداوند گناهان آنها را بخشیده و بدی هایشان را به چند برابر خوبی تبدیل می كند.
و عده ای علاوه بر داشتن خصوصیات دسته قبل به منظور نزدیكی به خدای متعال به تزكیه نفس از اخلاق رذیله و آراستن آن به اخلاق عالی پرداخته كه خدا نیز آنها را به خود نزدیك و مقام ارجمندی به آنها عنایت می كند.
و گروهی علاوه بر داشتن خصوصیات دسته قبل، با فكر و ذكر و تلاش بسیار زیاد پروردگارشان را شناخته و آنگاه خالص از هرگونه شركی، او را یكتا دانسته، او را دوست داشته و با بذل هر چه غیر اوست به او نزدیك شدند و مشتاق دیدار او گردیدند. خداوند نیز آنان را به خوبی قبول و به خود نزدیك و تمامی حجاب ها را از آنها برداشت. جمال خود را به آنان نشان داد و آنان نیز با دیده و قلب بدون هرگونه حجابی آن را دیدند، آنان را به پیامبر(ص) و آل او(ع) ملحق نموده و در جایگاه صدق در كنار آنان و در نزد پادشاه مقتدر جای داد. آنانند سبقت گیرندگان و نزدیك شدگان، دوستان پیامبران و شهدا.(19)
حضرت علی علیه السلام در باب نتایج بعثت انبیاء علیهم السلام سخنانی را فرموده اند كه به آنها می پردازیم.
" فانظروا إلی مواقع نعم الله علیهم حین بعث الیهم رسولاً فعقد بملته طاعتهم ... ولا تقرع لهم صفاة."؛ حال به نعمت های بزرگ الهی كه به هنگامه بعثت پیامبراسلام(ص) بر آنان فرو ریخت بنگرید، كه چگونه اطاعت آنان را با دین خود پیوند داد و با دعوتش آنها را به وحدت رساند! چگونه نعمت های الهی بال های كرامت خود را بر آنان گستراند، و جویبارهای آسایش و رفاه برایشان روان ساخت! و تمام بركات آیین حق، آنها را در برگرفت!
در میان نعمت ها غرق گشتند، و در خرمی زندگانی شادمان شدند، امور اجتماعی آنان در سایه قدرت حكومت اسلام استوار شد، و در پرتو عزتی پایدار آرام گرفتند، و به حكومتی پایدار رسیدند. آنگاه آنان حاكم و زمامدار جهان شدند، و سلاطین روی زمین گردیدند، و فرمانروای كسانی شدند كه در گذشته حاكم بودند، و قوانین الهی را برای كسانی اجرا می كردند كه مجریان احكام بودند، و در گذشته كسی قدرت در هم شكستن نیروی آنان را نداشت، و هیچ كس خیال مبارزه با آنان را در سر نمی پروراند.(20)
در خطبه ای دیگر می فرماید:
" و قد بلغتم من كرامة تعالی لكم منزلة... ولا لكم علیه إمرة."؛ مردم! از سرنعمت بعثت پیامبر و لطف خداوند بزرگ به مقامی رسیده اید كه حتی كنیزان شما را گرامی می دارند، و به همسایگان شما محبت می كنند، كسانی برای شما احترام قائلند كه شما از آنها برتری نداشته و بر آنها حقی ندارید.(21)
امام علی علیه السلام در فرازی دیگر در مورد دلجویی پیامبراكرم (ص) می فرماید:
" فان الله سبحانه بعث محمداً(ص) و لیس احد من العرب... حتی أخرج الحق من خاصرنه."؛ پس از ستایش پروردگار، همانا خداوند سبحان، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را مبعوث فرمود، در روزگارانی كه عرب كتابی نخوانده و ادعای وحی و پیامبری نداشت. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم با یارانش به مبارزه با مخالفان پرداخت تا آنان را به سرمنزل نجات كشاند، و پیش از آن كه مرگشان فرا رسد آنان را به رستگاری رساند. با خستگان مدارا كرد، و شكسته حالان را زیربال گرفت تا همه را به راه راست هدایت فرمود، جز آنان كه راه گمراهی پیمودند. و در آنها خیری نبود. همه را نجات داد، و در جایگاه مناسب رستگاری، استقرارشان بخشید، تا آن كه آسیاب زندگی آنان به چرخش درآمد، و نیزه شان تیز شد. به خدا سوگند! من در دنباله آن سپاه بودم، تا باطل شكست خورد و عقب نشست، و همه رهبری اسلام را فرمانبردار شدند، در این راه هرگز ناتوان نشدم، و نترسیدم، و خیانت نكردم، و سستی در من راه نیافت. به خدا سوگند! درون باطل را می شكافم تا حق را از پهلویش بیرون كشم.(22)


حضرت در خطبه ای دیگر این نكته را متذكر می شوند كه پیامبراكرم صلوات الله علیه در زمانی ظهور نمودند كه هیچ پیامبر دیگری حضور نداشته است.
" أرسله علی حین فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پیامبر(ص) را هنگامی فرستاد كه پیامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته های دوستی و انسانیت از هم گسسته بود. پس پیامبر(ص) به میان خلق آمد در حالی كه كتاب های پیامبران پیشین را تصدیق كرد، و با " نوری" هدایتگر انسانها شد كه همه باید از آن اطاعت نمایند، و آن، نور قرآن كریم است.(23)



http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۰:۱۸
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif
ویژگی های اسلام
http://www.img.ville2fes.com/images/53766Mohammad%20PSSL.jpg

" ثم ان هذا الإسلام دین الله الذی اصطفاه لنفسه... وضعوه مواضعه."؛ همانا این اسلام، دین خداوندی است كه آن را برای خود برگزید، و با دیده عنایت پروراند، و بهترین آفریدگان خود را مخصوص ابلاغ آن قرار داد. پایه های اسلام را بر محبت خویش استوار كرد، و ادیان و مذاهب گذشته را با عزت آن، خوار كرد، و با سربلند كردن آن، دیگر ملت ها را بی مقدار كرد، و با محترم داشتن آن، دشمنان را خوار گردانید، و با یاری كردن آن دشمنان سرسخت را شكست داد، و با نیرومند ساختن آن اركان گمراهی را در هم كوبید، و تشنگان را از چشمه زلال آن سیراب كرد، و آبگیره های اسلام را پرآب كرد.
خداوند اسلام را به گونه ای استحكام بخشید كه پیوندهایش نگسلد، و حلقه هایش از هم جدا نشود، و ستون هایش خراب نگردد، در پایه هایش زوال راه نیابد، درخت وجودش از ریشه كنده نشود، زمانش پایان نگیرد، قوانینش كهنگی نپذیرد، شاخه هایش قطع نگردد، راه هایش تنگ و خراب نشود، و پیمودن راهش دشوار نباشد، تیرگی در روشنایی آن داخل نشود، و راه راست آن كجی نیابد، ستونهایش خم نشود، و گذرگاهش بدون دشواری پیمودنی باشد، در چراغ اسلام خاموشی، و در شیرینی آن تلخی راه نیابد.
اسلام ستون های استواری است كه خداوند( پایه های) آن را در دل حق برقرار، و اساس و پایه آن را ثابت كرد، اسلام چشمه ساری است كه آب آن در فوران، چراغی است كه شعله های آن فروزان، و نشانه همیشه استواری است كه روندگان راه حق با آن هدایت شوند؛ پرچمی است كه برای راهنمایی پویندگان راه خدا نصب گردیده، و آبشخوری است كه وارد شوندگان آن سیراب می شوند. خداوند نهایت خشنودی خود را در اسلام قرار داده، و بزرگ ترین ستون های دینش، و بلندترین قله اطاعت او در اسلام جای گرفته است، اسلام در پیشگاه خداوند، دارای ستون هایی مطمئن، بنایی بلند، راهنمایی همیشه روشن، شعله ای روشنی بخش، برهانی نیرومند، و نشانه ای بلند پایه است، كه در افتادن با آن ممكن نیست! پس اسلام را بزرگ بشمارید، از آن پیروی كنید، حق آن را اداء نمایید، و در جایگاه شایسته خویش قرار دهید.(24)
امیرالمومنین علیه السلام در توصیف اسلام می فرماید:


" و بین حججه، من ظاهر علم، و باطن حكم. لا تفنی غرائبه... فیه شفاء المستشفی، و كفایة المكتفی."؛ اسلام ظاهرش علم، و باطنش حكمت است. نوآوری های آن پایان نگیرد و شگفتی هایش تمام نمی شود.
در اسلام بركات و خیرات چونان سرزمین های پرگیاه در اول بهاران فراوان است، و چراغهای روشنی بخش تاریكی ها فراوان دارد، كه دَرِ نیكی ها جز با كلیدهای اسلام باز نشود، و تاریكی ها را جز با چراغ های آن روشنایی نمی توان بخشید. مرزهایش محفوظ، و چراگاه هایش را خود نگهبان است هر درمان خواهی را درمان، و هر بی نیازی طلبی را كافی است.(25)


http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۰:۲۱
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif
http://islam.maktoob.com/image4220_500_361/500X361.jpg


- اسلام؛ نورهدایت
"الحمدالله الذی شرع الإسلام فسهل شرائعه لمن ورده ... والجنه سبقته."؛ ستایش خداوندی را سزاست كه راه اسلام را گشود، و راه نوشیدن آب زلالش را بر تشنگان آسان فرمود. ستون های اسلام را در برابر ستیزه جویان استوار كرد و آن را پناهگاه أمنی برای پناه برندگان، و مایه آرامش برای وارد شوندگان قرار داد.
اسلام، حجت و برهان برای گویندگان، و گواه روشن برای دفاع كنندگان، و نور هدایتگر برای روشنی خواهان، و مایه فهمیدن برای خردمندان، و عقل و درك برای تدبیركنندگان، و نشانه گویا برای جویندگان حق، و روشن بینی برای صاحبان عزم و اراده، پند پذیری برای عبرت گیرندگان، عامل نجات و رستگاری برای تصدیق كنندگان، و آرامش دهنده تكیه كنندگان، راحت و آسایش توكل كنندگان، و سپری نگهدارنده برای استقامت دارندگان است.
اسلام روشن ترین راه ها است، جاده هایش درخشان، نشانه های آن در بلندترین جایگاه، چراغ هایش پرفروغ و سوزان، میدان مسابقه آن پاكیزه برای پاكان، سرانجام مسابقه های آن روشن و بی پایان، مسابقه دهندگان آن پیشی گیرنده و چابك سوارانند.
برنامه این مسابقه، تصدیق كردن به حق، راهنمایان آن، اعمال صالح، پایان آن، مرگ، میدان مسابقه، دنیا، مركز گردآمدن مسابقه دهندگان، قیامت، و جایزه آن بهشت است.(26)
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

پی نوشت ها:

19. المراقبات، ص161.
20. خطبه 192، ص397.
21. خطبه 106، ص197.
22. خطبه 104، ص 193.
23. خطبه 158، ص 295.
24. خطبه 198، ص 417.
25. خطبه 152، ص 281.
26. خطبه 106، ص197.

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۰:۲۵
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gifره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(3)http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif

http://ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gifخصوصیات پیامبران الهیhttp://ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gif

http://ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gifالف- اوصاف و وظایف پیامبرانhttp://ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gif

http://ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gifبلاغ مبین چیست؟http://ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gif

http://ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gifوظایف پیامبران در قرآنhttp://ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gif

http://ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gifب- اوصاف پیامبراكرم صلوات الله علیهhttp://ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gif

http://ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gif- نهاد اصلی وجود پیامبرhttp://ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gif

http://ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gif- طبیب دوّارhttp://ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gif

http://ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gif- گزینش خداhttp://ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gif

http://ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gif- پارسایی پیامبرhttp://ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gif

http://ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gif- قرارگاه پیامبر(ص)http://ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gif

http://ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gif- مصلح جامعه بشریتhttp://ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gif



http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gifخصوصیات پیامبران الهی (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=12941#ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه (3))http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif

بعد از این سلسله مباحث دریافتیم كه وجود پیامبران برای انسان امری لازم و واجب می باشد و انسان بدون وجود این رسولان قادر نمی باشد كه راه سعادت را بپیماید. حال باید به این نكته بپردازیم كه انبیاء الهی دارای چه خصوصیتی هستند كه می توانند در فراز و فرود راه زندگی انسان، هادی ومشعلدار باشند.

http://img.tebyan.net/big/1384/06/402033520422111125319938494110183242922.jpg
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2426/2426707mleo3siku1.gif
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۰:۲۷
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif
http://islam.maktoob.com/image4220_500_361/500X361.jpg

الف- اوصاف و وظایف پیامبران
حضرت علی علیه السلام در توصیف انبیاء و وظایف آنها در نهج البلاغه فرازهایی را ذكر نموده اند كه در اینجا به آنها اشاره می نماییم.
" فاستودعهم فی أفضل مستودع ... قام منهم بدین الله خلف."؛ پیامبران را در بهترین جایگاه به ودیعت گذارد، و در بهترین مكان ها استقرارشان داد. از صلب كریمانه پدران به رحم پاك مادران منتقل فرمود، كه هرگاه یكی از آنان درگذشت، دیگری برای پیش برد دین خدا به پاخاست.(27)
" و لقد كان فی رسول الله (ص) كاف لك فی الأسوة ... دابته رجلاه و خادمه یداه."؛ برای تو كافی است كه راه و رسم زندگی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم را اطلاعت نمایی، تا راهنمای خوبی برای تو در شناخت بدی ها و عیب های دنیا و رسوایی ها و زشتی های آن باشد، چه این كه دنیا از هر سو بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بازداشته و برای غیر او گسترانده شد، از سینه دنیا شیر نخورد، و از زیورهای آن فاصله گرفت. اگر می خواهی دومی را، موسی علیه السلام و زندگی او را تعریف كنم، آنجا كه می گوید:
" پرورگارا! هرچه به من از نیكی عطا كنی نیازمندم."


به خدا سوگند، موسی علیه السلام جز قرص نانی كه گرسنگی را برطرف سازد چیز دیگری نخواست، زیرا موسی علیه السلام از سبزیجات زمین می خورد، تا آنجا كه بر اثر لاغری و آب شدن گوشت بدن، سبزی گیاه از پشت پرده شكم او آشكار بود. و اگر می خواهی سومی را، حضرت داوود علیه السلام صاحب نی های نوازنده، و خواننده بهشتیان را الگوی خویش سازی، كه با هنر دستان خود از لیف خرما زنبیل می بافت، و از همنشینان خود می پرسید چه كسی از شما این زنبیل را می فروشد؟ و با بهای آن به خوردن نان جوی قناعت می كرد. و اگر خواهی از عیسی بن مریم علیه السلام بگویم، كه سنگ را بالش خود قرار می داد، لباس پشمی خشن به تن می كرد، و نان خشك می خورد، نان خورش او گرسنگی و چراغش در شب ماه، و پناهگاه زمستان او شرق وغرب زمین بود، میوه و گل او سبزیجاتی بود كه زمین برای چهارپایان می رویاند، زنی نداشت كه او را فریفته خود سازد، فرزندی نداشت تا او را غمگین سازد، مالی نداشت تا او را سرگرم كند، و آز و طمعی نداشت تا او را خوار و ذلیل نماید، مركب سواری او دو پایش، و خدمتگزار وی، دستهایش بود. (28)
خداوند در برخی از آیات قرآن كریم به شرح وظایف پیامبران پرداخته است كه اینجا به چند وظیفه ایشان اشاره می كنیم.



http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۰:۳۲
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif
http://wazar.itvhe.ac.ir/_wazar/images/%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA%20%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%A F%20(%D8%B5.jpg
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/heartani2.gifبلاغ مبین چیست؟ http://ayehayeentezar.com/images/smilies/heartani2.gif

وظیفه اصلی همه پیامبران بلاغ مبین است ( فهل علی الرسل الا البلاغ المبین) یعنی رهبران الهی نمی توانند مخفیانه به دعوت خود ادامه دهند مگر این كه برای مدتی محدود و موقت باشد، برنامه مخفی كاری آن هم در عصر دعوت رسالت چیزی نیست كه قابل قبول و دارای نتیجه باشد، صراحت توأم با رشادت و قاطعیت، همگام با تدبیر، شرط این دعوت است.(29)
وظایف پیامبران در قرآن
"و ما انزلنا علیك الكتاب الا لتبین لهم الذی اختلفوا فیه و هدی و رحمة لقوم یومنون.( نحل/64)
آیه فوق هدف بعثت پیامبران را بیان می كند تا روشن شود كه اگر اقوام و ملتها، هوا و هوس ها، و سلیقه های شخصی خود را كنار بگذارند و دست به دامن راهنمایی پیامبران بزنند، اثری از اینگونه خرافه ها، اختلافها، و اعمال ضد و نقیض باقی نمی ماند، می گوید:
ما قرآن را بر تو نازل نكردیم مگر برای این كه آنچه را در آن اختلاف دارند برای آنها تبیین كنی و مایه هدایت و رحمت است برای گروهی كه ایمان دارند.(30)

http://img.tebyan.net/big/1384/06/52123262491172281411091721492351084423713719.jpg
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۰:۳۴
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/heartani2.gifب- اوصاف پیامبراكرم صلوات الله علیه http://ayehayeentezar.com/images/smilies/heartani2.gif
در مورد بعثت نبی اكرم حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله، سخنهای بسیاری گفته شده و شاعران، ادیبان، حكیمان و نویسندگان، هر یك به فراخور حال خود، این واقعه شگرف را به نظم و نثر كشیده اند.
اما هیچ كس مانند خاندان پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله، كه در درك اسرار بعثت، یگانه همه اعصار و در شیوایی و رسایی سخن، سرآمد روزگار بوده اند، نتوانسته است حق مطلب را ادا كند و چنان كه شایسته این رویداد عظیم است در مورد آن سخن گوید.
از این رو گزیده ای از بیانات گل سرسبد خاندان رسالت، امیر بیان مولا علی بن ابی طالب علیه السلام را تقدیم می نماییم.
" فتأس بنبیك الأطیب الأطهر( صلی) فان فیه أسوة ... فعند الصباح بحمد القوم السری."؛ پس به پیامبر پاكیزه و پاكت اقتدا كن، كه راه و رسم او الگویی است برای الگوطلبان، و مایه فخر و بزرگی است برای كسی كه خواهان بزرگواری باشد، و محبوب ترین بنده نزد خدا كسی است كه از پیامبرش پیروی كند، و گام بر جایگاه قدم او نهد.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از دنیا چندان نخورد كه دهان را پُر كند، و به دنیا با گوشه چشم نگریست، دو پهلویش از تمام مردم فرو رفته تر، و شكمش از همه خالی تر بود، دنیا را به او نشان دادند اما نپذیرفت، و چون دانست خدا چیزی را دشمن می دارد آن را دشمن داشت، و چیزی را كه خدا خوار شمرده، آن را خوار انگاشت، و چیزی را كه خدا كوچك شمرده كوچك و ناچیز می دانست. اگر در ما نباشد جز آن كه آنچه را خدا و پیامبرش دشمن می دارند، دوست بداریم، یا آنچه را خدا و پیامبرش كوچك شمارند، بزرگ بداریم، برای نشان دادن دشمنی ما با خدا، و سرپیچی از فرمان های او كافی بود!. و همانا پیامبر" كه درود خدا بر او باد" بر روی زمین می نشست و غذا می خورد، و چون برده، ساده می نشست، و با دست خود كفش خود را وصله می زد، و جامه خود را با دست خود می دوخت، و بر الاغ برهنه می نشست، و دیگری را پشت سر خویش سوار می كرد. پرده ای بر در خانه او آویخته بود كه نقش و تصویر در آن بود، به یكی از همسرانش فرمود، این پرده را از برابر چشمان من دور كن كه هرگاه نگاهم به آن می افتد به یاد دنیا و زینت های آن می افتم. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با دل از دنیا روی گرداند، و یادش را از جان خود ریشه كن كرد، و همواره دوست داشت تا جاذبه های دنیا از دیدگانش پنهان ماند، و از آن لباس زیبایی تهیه نكند و آن را قرارگاه دائمی خود نداند، و امید ماندن در دنیا نداشته باشد، پس یاد دنیا را از جام خویش بیرون كرد، و دل از دنیا بَركند، و چشم از دنیا پوشاند.
و چنین است كسی كه چیزی را دشمن دارد، خوش ندارد به آن بنگرد، یا نام آن نزد او بر زبان آورده شود. در زندگانی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای تو نشانه هایی است كه تو را به زشتی ها و عیب های دنیا راهنمایی كند، زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با نزدیكان خود گرسنه به سر می برد. و با آن كه مقام و منزلت بزرگی داشت، زینتهای دنیا از دیده او دور ماند.
پس تفكر كننده ای باید با عقل خویش به درستی اندیشه كند كه: آیا خدا، محمد صلی الله علیه و آله و سلم را به داشتن این صفتها اكرام فرمود یا او را خوار كرد؟ اگر بگوید: خوار كرد، دروغ گفته و بهتانی بزرگ زده است، و اگر بگوید: او را اكرام كرد، پس بداند، خدا كسی را خوار شمرد كه دنیا را برای او گستراند و از نزدیك ترین مردم به خودش دور نگهداشت.
پس پیروی كننده باید از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پیروی كند، و به دنبال او راه رود، و قدم بر جای قدم او بگذارد، وگرنه از هلاكت ایمن نمی باشد، كه همانا خداوند، محمد صلی الله علیه و آله و سلم را نشانه قیامت، و مژده دهنده بهشت، و ترساننده از كیفر جهنم قرار داد، او با شكمی گرسنه از دنیا رفت و با سلامت جسم و جان وارد آخرت شد، و كاخ های مجلل نساخت ( سنگی بر سنگی نگذاشت) تا جهان را ترك گفت، و دعوت پروردگارش را پذیرفت.


وه! چه بزرگ است منتی كه خدا با بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر ما نهاده، و چنین نعمت بزرگی به ما عطا فرموده، رهبر پیشتازی كه باید او را پیروی كنیم و پیشوایی كه باید راه او را تداوم بخشیم. به خدا سوگند آنقدر این پیراهن پشمین را وصله زدم كه از پینه كننده آن شرمسارم.
یكی به من گفت:" آیا آن را دور نمی افكنی؟" گفتم: از من دور شو، صبحگاهان رهروان شب ستایش می شوند.(31)


http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۰:۳۶
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif
- نهاد اصلی وجود پیامبر
" حتی افضت كرامة الله سبحانه و تعالی الی محمد(ص) ... و غباوة من الأمم."؛ تا این كه كرامت اعزام نبوت از طرف خدای سبحان به حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم رسید. نهاد اصلی وجود او را از بهترین معادن استخراج كرد، و نهال وجود او را در اصیل ترین وعزیزترین سرزمین ها كاشت و آبیاری كرد، او را از همان درختی كه دیگر پیامبران و اَمنیان خود را از آن آفرید به وجود آورد، كه عترت او بهترین عترت ها، و خاندانش بهترین خاندانها، و درخت وجودش از بهترین درختان است، در حرم أمن خدا رویید، و در آغوش خانواده كریمی بزرگ شد، شاخه های بلند آن سر به آسمان كشیده كه دست كسی به میوه آن نمی رسید. پس، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پیشوای پرهیزكاران، و وسیله بینایی هدایت خواهان است، چراغی با نور درخشان، و ستاره ای فروزان، و شعله ای با برق های خیره كننده و تابان است، راه و رسم او با اعتدال، و روش زندگی او صحیح و پایدار، و سخنانش روشنگر حق و باطل، و حكم او عادلانه است. خدا او را زمانی مبعوث فرمود كه با زمان پیامبران گذشته فاصله طولانی داشت و مردم از نیكوكاری فاصله گرفته، و امت ها به جهل و نادانی گرفتار شده بودند.(32)
http://img.tebyan.net/big/1384/06/120591198133239242122421010521419721354208.jpg

- طبیب دوّار
" واختاره من شجرة الأنبیاء، و مشكاة الضیاء و ذؤابة العلیاء... متتبع بدوائه مواضع الغفلة، و مواطن الحیرة."؛ پیامبر(ص) را از درخت تنومند پیامبران، از سرچشمه نور هدایت، از جایگاه بلند و بی همانند، از سرزمین بطحاء(33) از چراغ های برافروخته در تاریكی ها، و از سرچشمه های حكمت برگزید. پیامبر طبیبی است كه برای درمان بیماران سیار است.
مرهم های شفابخش او آماده، و ابزار داغ كردن زخم ها را گداخته. برای شفای قلب های كور و گوش های ناشنوا و زبان های لال آماده، و با داروی خود در پی یافتن بیماران فراموش شده و سرگردان است.(34)
- گزینش خدا
" أرسله بالضیاء، و قدمه فی الاصطفاء ... عن یمین و شمال."؛ خدا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را با روشنایی اسلام فرستاد، و در گزینش، او را بر همه مقدم داشت؛ با بعثت او شكاف ها را پُر، و سلطه گران پیروز را در هم شكست، و سختی ها را آسان، و ناهمواری ها را هموار فرمود تا آن كه گمراهی را از چپ و راست تار و مار كرد.(35)

- پارسایی پیامبر
" قد حقر الدنیا و صغرها، و أهون بها و هونها،... و دعا إلی الجنة مبشراً و خوف من النار محذراً."؛ پیامبر(ص) دنیا را كوچك شمرده و در چشم دیگران آن را ناچیز جلوه داد. آن را خوار می شمرد و در نزد دیگران خوار و بی مقدار معرفی فرمود و می دانست كه خداوند برای احترام به ارزش او دنیا را از او دور ساخت و آن را برای ناچیز بودنش به دیگران بخشید. پیامبر(ص) از جان و دل به دنیا پشت كرد، و یاد آن را در دلش میراند. دوست می داشت كه زینت های دنیا از چشم او دور نگهداشته شود، تا از آن لباس فاخری تهیه نسازد، یا اقامت در آن را آرزو نكند، و برای تبلیغ احكامی كه قطع كننده عذرهاست تلاش كرد، و امت اسلامی را با هشدارهای لازم نصیحت كرد، و با بشارت ها مردم را به سوی بهشت فراخواند و از آتش جهنم پرهیز داد.(36)


http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۰:۳۹
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif
http://www.shiapics.ir/components/com_joomgallery/img_originals/___prophet_mohammad_1/27_20090824_2064014419.jpg
- قرارگاه پیامبر(ص)
" مستقرة خیر مستقر، و منبته اشرف منبت... و صمته لسان."؛ قرارگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بهترین قرارگاه و محل پرورش و خاندان او شریف ترین پایگاه است. در معدن بزرگواری و گاهواره سلامت رشد كرد، دل های نیكوكاران شیفته او گشته، توجه دیده ها به سوی اوست. خدا به بركت وجود او كینه ها را دفن كرد و آتش دشمنی ها را خاموش كرد. با او میان دلها الفت و مهربانی ایجاد كرد و نزدیكانی را از هم دور ساخت. انسان های خوار و ذلیل و محروم در پرتو او عزت یافتند، و عزیزانی خودسر ذلیل شدند. گفتار او روشنگر واقعیت ها، و سكوت او زبانی گویا بود.(37)
- مصلح جامعه بشریت
" فصدع بما أمربه، و بلغ رسالات ربه... والضغائن القادحة فی القلوب."؛ پیامبر اسلام (ص) آنچه را كه به او ابلاغ شد آشكار كرد، و پیام های پروردگارش را رساند. او شكاف های اجتماعی را به وحدت اصلاح، و فاصله ها را به هم پیوند داد و پس از آن كه آتش دشمنی ها و كینه های برافروخته در دل ها راه یافته بود، میان خویشاوندان یگانگی برقرار كرد.(38)
پس از بیان این تفاسیر در باب بعثت، دریافتیم كه پیامبران با تعالیم و برنامه های خود، روح و روان ما را كه با یك سلسله صفات عالی روحیات و احساسات پاك، عجیبن شده است را به مقتضای فطرت باز می گردانند.
پبامبران وظیفه دارند كه احكام فطرت و وجدان را برای انسان بازگو نمایند و او را به صفاتی كه در خود نهفته است متوجه سازد. مربیان الهی با نور وحی و برنامه ای صحیح شرایط رشد و نمو را برای انسان فراهم می سازند و انحرافات را تعدیل می نمایند. و در یك كلام انسان را به تكامل كه هدف خدا از خلقت بوده است، می رسانند و او را در مسیر صحیح خدایی قرار داده تا طی طریق نماید كه سعادت بشر در آن نهفته است.
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

پی نوشت ها:

27. خطبه 94، ص177.

28. خطبه160، ص 299.
29. تفسیرنمونه، ج11، ص 227.
30. همان، ج11، ص 285.
31. خطبه 160، ص301.
32. خطبه 94، ص 177.
33. سرزمین بطحاء، بین دو كوه ابوقبیس و احمر را می گفتند كه محل زندگی قریش بود.
34. خطبه 108، ص 201.
35. خطبه213، ص 439.
36. خطبه 109، ص 209.


37. خطبه 96، ص 179.
38. خطبه 23، ص 469.

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۰:۵۱
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif
واقعیت ‏بعثت از نگاه اهل بیت

-پیامبر و حرا

- نگاهی به احادیث بعثت
- ایراد ما به احادیث بعثت

- واقعیت بعثت از دیدگاه شیعه

- نظر ما پیرامون بعثت پیغمبر(ص)



بعثت پیغمبر اسلام یا برانگیخته شدن آن حضرت به مقام عالى نبوت و خاتمیت، حساس‏ترین فراز تاریخ درخشان اسلام است. بعثت پیغمبر درست درسن چهل سالگى حضرت انجام گرفت. پیغمبر تا آن زمان تحت مراقبت روح القدس قرار داشت، ولى هنوز پیك وحى بر وى نازل نشده بود. قبلا علائمى ازعالم غیب دریافت مى‏داشت، ولى مامور نبود كه آن را به آگاهى خلق هم برساند.

http://img.tebyan.net/big/1384/06/1282341695618810424208160884624836116234.jpg


میان مردم قریش و ساكنان مكه مرسوم بود كه سالى یك ماه را به حالت گوشه گیرى و انزوا در نقطه خلوتى مى‏گذرانیدند. (1)درست روشن نیست كه انگیزه آنها از این گوشه‏گیرى چه بوده است، اما مسلم است كه این رسم در بین آنها جریان داشت و معمول بود.
نخستین فرد قریش كه این رسم را برگزید و آن را معمول داشت عبدالمطلب جد پیغمبر اكرم بود كه چون ماه رمضان فرا مى‏رسید، به پاى كوه حراء مى‏رفت، و مستمندان را كه از آنجا مى‏گذشتند، یا به آنجا مى‏رفتند، اطعام مى‏كرد. (2)
به طورى كه تواریخ اسلام گواهى مى‏دهد، پیغمبر نیز پیش از بعثت ‏به عادت مردان قریش، بارها این رسم را معمول مى‏داشت. از شهر و غوغاى اجتماع فاصله مى‏گرفت و به نقطه خلوتى مى‏رفت و به تفكر و تامل مى‏پرداخت.
در مدتى كه بعدها در «حراء» به سر مى‏برد،غذایش نان «كعك‏» و زیتون بود، و چون به اتمام مى‏رسید، به خانه بازمى‏گشت و تجدید قوا مى‏كرد. گاهى هم همسرش خدیجه برایش غذا مى‏فرستاد. غذائى كه در آن زمان‏ها مصرف مى‏شد، مختصر و ساده بود. (4)
پیغمبر چند سال قبل از بعثت، سالى یك ماه در حرا به سر مى‏برد، و چون روز آخر باز مى‏گشت، نخست ‏خانه خدا را هفت دور طواف مى‏كرد، سپس به خانه مى‏رفت. (5)
كوه حراء امروز در حجاز به مناسبت این كه محل بعثت پیغمبر بوده است «جبل النور» یعنى كوه نور خوانده مى‏شود. حراء در شمال شهر مكه واقع است و امروز تقریبا در آخر شهر در كنارجاده به خوبى دیده مى‏شود. كوه‏هاى حومه مكه اغلب به هم پیوسته است و از سمت ‏شمال تا حدود بندر «جده‏» واقع در 70 كیلومترى مكه و كنار دریاى سرخ امتداد دارد.
این سلسله جبال كه از یك سو به صحراى «عرفات‏» و سرزمین «منا» وشهر «طائف‏» و از سوى دیگر به طرف «مدینه‏» كشیده شده است، با دره‏ها و بیابان‏هاى خشك و سوزان و آفتاب طاقت ‏فرساى خود شاید بهترین نقطه‏اى است كه آدمى را در اندیشه عمیق خودشناسى و خداشناسى و دورى از تعلقات جسمانى و تعینات صورى و مادى فرو مى‏برد.
كوه نور از بلندترین كوه‏هاى اطراف مكه است، و جدا از كوه‏هاى دیگر به نحو بارزى سر به آسمان كشیده و خودنمائى مى‏كند. هرچه بیننده به آن نزدیك‏تر مى‏شود، مهابت و جلوه كوه بیشتر مى‏گردد. از آن بلندى در زمان خود پیغمبر قسمتى از خانه‏هاى مكه پیدا بود، و امروز قسمت زیادترى از شهر مكه پیداست. قله كوه نیز درپشت‏بام‏ها و از داخل اطاق‏هاى بعضى از طبقات ساختمان‏هاى مكه به خوبى پیدا است.
«غار حراء» كه در قله كوه قرار دارد، بسیار كوچك و ساده است. در حقیقت غار نیست، تخته سنگى عظیم به روى دو صخره بزرگ‏ترى غلت‏خورده و بدین گونه تشكیل دهنه غار حراء داده است. دهنه غار به قدری است كه انسان مى‏تواند وارد و خارج شود. كف آن هم بیش از یك متر و نیم براى نمازگزاردن جا ندارد.
غار حراء جائى نبوده كه هركس میل رفتن به آنجا كند، و محلى نیست كه انسان بخواهد به آسانى در آن بیاساید. فقط یك چیز براى افراد دوراندیش در آنجا به خوبى به چشم مى‏خورد، و آن مشاهده كتاب بزرگ آفرینش و قدرت لایزال خداوند بى زوال است كه در همه جاى آن نقطه حساس پرتو افكنده و آسمان و زمین را به نحو محسوسى آرایش داده است! براساس تحقیقى كه ما نموده‏ایم پیغمبر مانند جدش عبدالمطلب در پاى كوه حراء فى‏المثل در خیمه به سر مى‏برده و رهگذران را پذیرائى مى‏كرده و فقط گاهگاهى به قله كوه مى‏رفته و به تماشاى جمال آفرینش مى‏پرداخته است كه از جمله لحظه نزول وحى، در روز 27 ماه رجب بوده است.


به طورى كه قبلا یادآور شدیم، پیغمبر قبل از بعثت هم حالاتى روحانى داشته و تحت مراقبت روح‏القدس گاهى تراوشاتى غیبى مى‏دیده و اسرارى بر آن حضرت مكشوف مى‏شده است. هنگامى كه پانزده سال بیش نداشت، گاهى صدائى مى‏شنید، ولى كسى را نمى‏دید.
هفت‏سال متوالى بود كه نور مخصوصى مى‏دید و تقریبا شش سال مى‏گذشت كه زمزمه‏اى را مى‏شنید، ولى درست نمى‏دانست موضوع چیست؟


http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۰:۵۲
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif
چون این اخبار را براى همسرش خدیجه بازگو مى‏كرد، خدیجه مى‏گفت: «تو كه مردى امین و راستگو و بردبار هستى و دادرس مظلومانى و طرفدار حق و عدالت هستى و قلبى رئوف و خوئى پسندیده دارى و در مهمان‏نوازى و تحكیم پیوند خویشاوندى سعى بلیغ مبذول مى‏دارى، اگر مقامى عالى در انتظارت باشد، جاى شگفتى نیست. (6)
هنگامى كه به سن سى و هفت‏سالگى میل به گوشه گیرى و انزواى از خلق پیدا كرد، چندین بار در عالم خواب، سروش غیبى، سخنانى به گوشش سرود، و او را از اسرار تازه‏اى آگاه ساخت، بعدها نیز در پاى كوه حراء و میان راه‏هاى مكه بارها منادى حق بر او بانگ زد. در هر نوبت صدا را مى‏شنید ولى صاحب صدا را نمى دید!
در یكى از روزها كه در دامنه كوه حراء گوسفندان عمویش ابوطالب را مى‏چرانید، شنید كسى از نزدیك او را صدا مى‏زند و مى‏گوید: یا رسول الله! ولى به هرجا نگریست كسى را ندید. چون به خانه آمد و موضوع را به خدیجه اطلاع داد، خدیجه گفت: امیدوارم چنین باشد. (7)
روز بیست وهفتم ماه رجب محمد بن عبدالله مرد محبوب مكه و چهره درخشان بنى هاشم در غار حراء آرمیده بود و مانند اوقات دیگر از آن بلندى به زمین و زمان و ایام و دوران و جهان و جهانیان مى‏اندیشید. مى‏اندیشید كه خداى جهان جامعه انسانى را به عنوان شاهكار بزرگ خلقت و نمونه اعلاى آفرینش خلق نمده و همه گونه لیاقت و استعداد را براى ترقى و تعالى به او داده است. همه چیز را برایش فراهم نموده تا او در سیر كمالی خود نانى به كف آرد و به غفلت نخورد. ولى مگر افراد بشر به خصوص ملت عقب مانده و سرگردان عرب و بالاخص افراد خوش‏گذران و مال دوست و مال‏دار قریش در این اندیشه‏ها هستند؟ آنها جز به مال و ثروت خود و عیش و نوش و سود و نزول ثروت خود به چیزى نمى‏اندیشند. شراب و شاهد و ثروت و درآمد، ربا و استثمار مردم نگون ‏بخت و نیازمند، تنها اندیشه‏اى است كه آنها در سر مى‏پرورانند...
اینك «او» درست چهل سال پرحادثه را پشت‏سر نهاده است. تجربه زندگى و پختگى فكر و اراده‏اش و استحكام قدرت تعقلش به سرحد كمال رسیده، و از هر نظر براى انجام سؤولیت‏بزرگ پیغمبرى آماده است. در تمام قلمرو عربستان و دنیاى آن روز جز او چه كسى بود كه از جانب خداوند عالم شایستگى رهبرى خلق را داشته باشد؟
رهبرى كه سرآمد رهبران بزرگ و گذشته جامعه انسانى باشد، و انسان‏هاى شرافتمند بر شخصیت ذاتى و تربیت‏ خانوادگى و سوابق درخشان و ملكات فاضله و صفات پسندیده او صحه بگذارند؟ او نوه ابراهیم بت ‏شكن خلیل خدا و اسماعیل ذبیح و فرزند هاشم سید و سرور عرب و نوه عبدالمطلب، بزرگ و داناى قریش است. پدر در پدر و مادر در مادر شكوفان و درخشان و فروزان است.
او از سلامتى كامل جسم و جان برخوردار بود كه نتیجه وراثت صحیح و سالم است. وراثتى كه پدران پاك و مادران پاك سرشت‏برایش باقى گذارده بودند. به طورى كه دنیاى جاهلیت هم با همه پلیدى و تیرگى و تاریكیش، نتوانست آن را آلوده سازد، و چیزى از شرافت و حسب و نسب او بكاهد. (8)

http://img.tebyan.net/big/1384/06/302342661721613921418123699219186172170177.jpg

http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۰:۵۴
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif
نگاهى به احادیث ‏بعثت


دراینجا باید اعتراف كرد كه ماجراى بعثت پیغمبر با همه اهمیتى كه داشته است،در تواریخ درست نقل نشده است. به موجب آنچه در تفاسیر قرآنى و احادیث اسلامى و تواریخ اولیه آمده است،عایشه همسرپیغمبر یا خواهرزادگان او عبدالله زبیر و عروة بن زبیر یا عمرو بن شرحبیل یا ابومیسره غلام پیغمبر، گفته‏اند: جبرئیل بر پیغمبر نازل شد و به وى گفت: بخوان به نام خدایت; «اقرا باسم ربك الذى خلق‏» و پیغمبر فرمود: نمى توانم بخوانم; «ما انا بقارى‏» یا من خواننده نیستم; «لست‏بقارى‏». جبرئیل سه بار پیغمبر را گرفت وفشار داد تا بار سوم توانست‏ بخواند!
در صورتى كه: اولا جبرئیل از پیغمبر نخواست از روى نوشته بخواند. جز در یك حدیث كه آن هم قابل اهمیت نیست. بیشتر مى‏گویند منظور جبرئیل این بوده كه هرچه او مى‏گوید پیغمبر هم آن را تكرار كند. در این صورت باید از ناقلین این احادیث پرسید: آیا پیغمبر عرب زبان در سن چهل سالگى قادر نبود پنج آیه كوتاه اول سوره اقرا یعنى; «اقرا باسم ربك الذى خلق، خلق الانسان من علق، اقرا و ربك الاكرم، الذى علم بالقلم، علم الانسان ما لم یعلم‏» را همان طور كه جبرئیل آیه آیه مى‏خوانده او هم تكرار كند؟ این كار براى یك كودك پنج ‏ساله آسان است تا چه رسد به داناى قریش!
از این گذشته «وحى‏» به معناى صداى آهسته است. وقتى جبرئیل امین آیات قرآنى را بر پیغمبرنازل كرده است آن را آهسته تلفظ مى‏نموده و همان دم در سینه پیغمبر نقش مى‏بسته است. بنابراین هیچ لزومى نداشته كه هرچه را جبرئیل مى‏گفته است پیامبر مانند بچه مكتبى تكرار كند تا آن را از حفظ نماید، و فراموش نكند!
ثانیاً كسانى كه بعثت را بدین گونه نقل كرده‏اند هیچ كدام از نظر شیعیان قابل اعتماد نیستند. عایشه همسرپیغمبر هم كه شیعه و سنى ماجراى بعثت را در كلیه منابع تفسیر و حدیث و تاریخ اسلامى بیشتراز وى نقل كرده‏اند، پنج ‏سال بعد از بعثت متولد شده و از كسى هم نقل نمى‏كند، بلكه حدیث وى به اصطلاح مرسل است كه قابل اعتماد نیست، و از پیش خود مى‏گوید: آغاز وحى چنین و چنان بوده است.
ثالثاً معلوم نیست جمله «بخوان به نام خدایت‏» كه در ترجمه آیه اول درهمه تفسیرهاى اسلامى اعم از سنى و شیعى آمده است ‏یعنى چه؟ از حفظ بخواند، یا از رو بخواند؟ و گفتم كه هر دوى آنها خلاف واقع است.
رابعاً مگر خدا و جبرئیل نمى‏دانسته‏اند پیغمبر درس نخوانده بود و چیز نمى‏نوشته كه دو بار از وى مى‏خواهند بخواند؟ و چون پیغمبر مى‏گوید: نمى‏توانم بخوانم، گرفتن آن حضرت و فشار دادن وى را چگونه مى‏توان توجیه كرد؟ آیا اگر كسى را فشار دادند باسواد مى‏شود؟ این معنا درباره پیغمبران پیشین بى‏سابقه بوده است تا چه رسد به پیامبر خاتم (صلى الله علیه و آله)!!
خامساً هیچ كدام از مفسران اسلامى نگفته‏اند چرا اولین سوره قرآنى «بسم الله الرحمن الرحیم‏» نداشته است! بلكه همگى گفته‏اند آنچه روز بعثت نازل شد پنج آیه اوایل سوره اقرا بوده است از «اقرا بسم ربك الذى خلق‏» تا «ما لم یعلم‏».
سادساً دنباله حدیث عایشه و دیگران كه مى‏گوید: «وقتى پیغمبر از كوه حراء برگشت‏ سخت مضطرب بود! و چون به نزد خدیجه آمد گفت: «زملونى زملونى‏» مرا بپوشانید، مرا بپوشانید. و او را پوشانیدند، و پس ازآن ماجرا را براى خدیجه نقل كرد و گفت: «از سرنوشت‏ خود هراسانم‏» و «خدیجه او را برد نزد پسر عمویش ورقة بن نوفل كه نصرانى شده بود، و تورات و انجیل را مى‏نوشت و آن پیر كهنسال نابینا گفت: اى خدیجه! آنچه او دیده است همان پیك مقدسى است كه بر موسى نازل شده است‏» همگى برخلاف اعتقاد ما درباره پیامبر و ظواهر امر است. (9)
علامه فقید شیعه سید عبدالحسین شرف الدین عاملى در كتاب پرارج «النص والاجتهاد» تنها كسى است كه براى نخستین بار متوجه قسمتى از اشكالات این حدیث ‏شده و مى نویسد: «مى‏بینید كه این حدیث (حدیث عایشه) صریحا مى‏گوید پیغمبر بعد از همه این ماجرا هنوز در امر نبوت خود و فرشته وحى پس از آن كه فرود آمده، و درباره قرآن بعد از نزول آن و از بیم و هراسى كه پیدا كرده نیاز به همسرش داشت كه او را تقویت كند، و محتاج ورقة بن نوفل مرد غمگین نابیناى جاهل مسیحى بوده است كه قدم او را راسخ كند، و دلش را از اضطراب و پریشانى در آورد! محتواى این حدیث ضلالت و گمراهى است. آیا شایسته پیغمبر است كه از خطاب فرشته سر در نیاورد؟ بنابراین حدیث عایشه از لحاظ متن و سند مردود است.» (10)
در حدیث دیگر مى‏گوید: «پیغمبر چنان از برخورد با جبرئیل بیمناك شده بود كه مى‏خواست‏خود را از كوه به زیر بیندازد»، یعنى حالت ‏شبیه بیمارى صرع! در روایت دیگر هم مى‏گوید: «تختى مرصع روى كوه حراء گذاشته شد، و تاجى مكلل به جواهر بر سر پیغمبر نهادند، و بعد به وى اعلام شد كه تو خاتم انبیا هستى‏»! و چیزهاى دیگر كه بازگو كردن آن چندش ‏آور است.


راستى چقدر باعث تاسف است كه پانزده قرن پس از بعثت هنوز مسلمانان به درستى ندانند موضوع چه بوده و بعثت‏خاتم انبیا چه سان انجام گرفته است؟!! این كوتاهى ازآن مورخان و دانشمندان اسلامى از شیعه و سنى است كه در این قرون متمادى غفلت نموده و به تحقیق پیرامون آن نپرداخته‏اند، و فقط به ذكر و تكرار گفتار عایشه و دیگران اكتفا نموده‏اند!
ما پس از نقدى كه دانشمندان عالى‏ مقام شیعه سید شرف الدین عاملى بر یكی از حدیث‏ بعثت (حدیث عایشه) نوشته و توفیق ترجمه آن را یافتیم، به قسمت عمده‏اى از تفسیر و حدیث و تاریخ سنى وشیعى مراجعه نمودیم، و با كمال تاسف به این نتیجه رسیدیم كه احادیث‏بعثت كاملا مغشوش است، و بیشتر آنها از راویان عامه است، كه نزد ما اعتبارى ندارند.متن همه آن احادیث نیز مضطرب و متناقض و برخلاف معتقدات شیعه و سنى است، و اسناد آن نیز مخدوش مى‏باشد.



http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۰:۵۸
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif
ایراد ما به احادیث‏بعثت

كلیه این احادیث كه نخست از طریق اهل تسنن نقل شده و در كتاب‏هاى آنها آمده است و سپس به نقل از آنها به كتب شیعه هم سرایت كرده است، از درجه اعتبار ساقط مى‏باشد. در اینجا به چند نكته آن اشاره مى‏كنیم، و تفصیل را به كتاب «شعاع وحى برفراز كوه حراء» كه براى نخستین بار پرده از روى ماجراى مبهم بعثت ‏برداشته است، حوالت مى‏دهیم. (12)
1- چنانكه گفتیم پیغمبر از زمان كدكى و ایام جوانى تا سى و هفت‏سالگى، بارها علائمى مى‏دید كه از آینده درخشان او خبر مى‏داد. مانند ابری كه برسر او سایه افكنده بود، و خبرى كه راهب شهر «بصرى‏» در اردن راجع به پیغمبرى او به عمویش ابوطالب داد، و آنچه روح القدس به وى مى‏گفت، و صداهائى كه مى‏شنید. بنابراین هیچ معنا ندارد كه هنگام نزول وحى و برخورد با جبرئیل این طور دست و پاى خود را گم كند، و نداند كه چه اتفاقى افتاده است، و باید ورقة بن نوفل به داد او برسد!
2- پیغمبر از لحاظ نبوغ و استعداد و عقل بر همه مرد و زن مكه و قبائل عرب و مردم عصر برترى داشت. با توجه به این حقیقت چگونه او پس از اعلام نبوت دچار وحشت و تردید شده و به همسرش خدیجه متوسل مى‏شود كه او را بگیرد تا به زمین نیفتد یا تقویت كند كه از شك و تردید به در آید؟
3- آیا پس از دیدن پیك وحى و آوردن پنج آیه قرآن و اعلام این كه تو پیغمبر خدائى و من جبرئیل هستم، و مشاهده جبرئیل با آن عظمت، دیگر جاى این بود كه پیغمبر درباره وحى آسمانى و تكلیف خود دچار تردید شود، یا احتمال دهد موضوع حقیقت نداشته باشد؟!
4- تخت و تاج و سایر تشریفات تعینات صورى است و تناسب با سلاطین و پادشاهان دارد، نه مقام معنوى نبوت كه باید با كمال سادگى و دور از هرگونه تشریفات مادى انجام گیرد. دور نیست كه سازندگان این حدیث‏به تقلید از تاج‏گذارى پادشاهان ایران، خواسته‏اند براى پیغمبر عربى هم در عالم خیال چنین صحنه‏اى بسازند!

http://img.tebyan.net/big/1384/06/240133227171112132519413625414712724898113206.jpg

http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۱:۰۰
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif
واقعیت‏بعثت از دیدگاه شیعه
ماجراى بعثت‏ بدان گونه كه قبلا گذشت موضوعى نبود كه یك فرد مسلمان معتقد به آن باشد، و پى‏برد كه خاتم انبیا چگونه به مقام عالى پیغمبرى رسیده است. ما پس از بررسى‏هاى لازم از مجموع نقل‏ها به این نتیجه رسیده‏ایم كه آنچه در منابع شیعه و احادیث‏خاندان نبوت رسیده است، واقعیت‏بعثت را چنان روشن مى‏سازد كه هیچ یك از اشكالات گذشته مورد پیدا نمى‏كند.
از جمله احادیثى كه بازگو كننده حقیقت‏بعثت است و آغاز وحى را به خوبى روشن مى‏سازد، روایتى است كه ذیلا از لحاظ خوانندگان مى‏گذرد:
پیشواى دهم ما حضرت امام هادى (علیه السلام) مى‏فرماید: «هنگامى كه محمد (صلى الله علیه و آله) ترك تجارت شام گفت و آنچه خدا از آن راه به وى بخشیده بودبه مستمندان بخشید، هر روز به كوه حراء مى‏رفت و از فراز آن به آثار رحمت پروردگار مى‏نگریست، و شگفتى‏هاى رحمت و بدایع حكمت الهى را مورد مطالعه قرار مى‏داد.
به اطراف آسمان‏ها نظر مى‏دوخت، و كرانه‏هاى زمین و دریاها ، دره‏ها ، دشت‏ها و بیابان‏ها را از نظر مى‏گذرانید، و از مشاهده آن همه آثار قدرت و رحمت الهى، درس عبرت مى‏آموخت.
ازآنچه مى‏دید، به یاد عظمت‏خداى آفریننده مى‏افتاد. آن گاه با روشن بینى خاصى به عبادت خداوند اشتغال مى‏وزید. چون به سن چهل سالگى رسید خداوند نظر به قلب وى نمود، دل او را بهترین و روشنترین و نرمترین دلها یافت.
در آن لحظه خداوند فرمان داد درهاى آسمان‏ها گشوده گردد. محمد (صلى الله علیه و آله) از آنجا به آسمان‏ها مى‏نگریست، سپس خدا به فرشتگان امر كرد فرود آیند، و آنها نیز فرود آمدند، و محمد (صلى الله علیه و آله) آنها را مى‏دید. خداوند رحمت و توجه مخصوص خود را از اعماق آسمان‏ها به سر محمد (صلى الله علیه و آله) و چهره او معطوف داشت.
در آن لحظه محمد (صلى الله علیه و آله) به جبرئیل كه در هاله‏اى از نور قرار داشت نظر دوخت. جبرئیل به سوى او آمد و بازوى او را گرفت و سخت تكان داد و گفت: اى محمد! بخوان. گفت چه بخوانم؟ «ما اقرا»؟
جبرئیل گفت: «نام خدایت را بخوان كه جهان و جهانیان را آفرید. خدائى كه انسان را از ماده پست آفرید (نطفه). بخوان كه خدایت‏بزرگ است. خدائى كه با قلم دانش آموخت و به انسان چیزهائى یاد داد كه نمى‏دانست‏». پیك وحى، رسالت‏ خود را به انجام رسانید، و به آسمان‏ها بالا رفت. محمد (صلى الله علیه و آله) نیز از كوه فرود آمد. از مشاهده عظمت و جلال خداوند و آنچه به وسیله وحى دیده بود كه از شكوه و عظمت ذات حق حكایت مى‏كرد،بى‏هوش شد، و دچار تب گردید.
از این كه مبادا قریش و مردم مكه نبوت او را تكذیب كنند، و به جنون و تماس با شیطان نسبت دهند، نخست هراسان بود. او ازروز نخست‏خردمندترین بندگان خدا و بزرگترین آنها بود. هیچ چیز مانند شیطان و كارهاى دیوانگان و گفتار آنان را زشت نمى‏دانست.
در این وقت‏خداوند اراده كرد به وى نیروى بیشترى عطا كند، و به دلش قدرت بخشد. بدین منظور كوه‏ها و صخره‏ها و سنگلاخها رار براى او به سخن در آورد. به طورى كه به هر كدام مى‏رسید، به وی اداى احترام مى‏كردند. و مى‏گفت: السلام علیك یا حبیب الله! السلام علیك یا ولى الله! السلام علیك یا رسول الله! اى حبیب خدا مژده باد كه خداوند تو را از همه مخلوقات خود، آنها كه پیش از تو بوده‏اند، و آنها كه بعدها مى‏آیند برتر و زیباتر و پرشكوه‏تر و گرامى‏تر گردانیده است.
از این كه مبادا قریش تو را به جنون نسبت دهند، هراسى به دل راه مده. زیرا بزرگ كسى است كه خداوند جهان به وى بزرگى بخشد، و گرامى بدارد! بنابراین از تكذیب قریش و سركشان عرب ناراحت مباش كه عنقریب خدایت تو را به عالى‏ترین مقام خواهد رسانید، و بالاترین درجه را به تو خواهد داد.
پس از آن نیز پیروانت‏به وسیله جانشین تو على بن ابیطالب (علیه السلام) ازنعمت وصول به دین حق برخوردار خواهند شد، و شادمان مى‏گردند. دانش‏هاى تو به وسیله دروازه شهر حكمت و دانشت على بن ابیطالب در میان بندگان و شهرها و كشورها منتشر مى‏گردد.
به زودى دیدگانت‏به وجود دخترت فاطمه (سلام الله علیها) روشن مى‏شود، و از وى و همسرش على، حسن و حسین كه سروران بهشتیان خواهند بود، پدید مى‏آیند.
عنقریب دین تو در نقاط مختلف جهان گشترش مى‏یابد. دوستان تو و برادرت على پاداش بزرگى خواهند یافت. لواى حمد را به دست تو مى‏دهیم، و تو آن را به برادرت على مى‏سپارى. پرچمى كه در سراى دیگر همه پیغمبران و صدیقان و شهیدان در زیر آن گرد مى‏آیند، و على تا درون بهشت پرنعمت فرمانده آنها خواهد بود.
من در پیش خود گفتم: «خدایا! این على بن ابیطالب كه او را به من وعده مى‏دهى كیست؟ آیا او پسر عم من است؟ ندا رسید اى محمد! آرى، این على بن ابیطالب برگزیده من است كه به وسیله او این دین را پایدار مى‏گردانم، و بعد از تو برهمه پیروانت‏برترى خواهد داشت. (13)
در این حدیث همه چیز راجع به آغاز كار پیغمبر گفته شده است. جاى تعجب است كه مفسران اسلامى به خصوص مفسران شیعه از این حدیث‏ شریف و نقل آن درتفسیر سوره اقرا غافل مانده‏اند، با اینكه نكات جالب و تازه‏اى از تاریخ حیات پیغمبر را بازگو مى‏كند، كه مى باید مسلمانان از آن آگاه گردند.
ملاحظه مى‏كنید كه پیغمبر بدون هیچ گونه تشریفات مادى یا اشكالاتى كه در احادیث اهل تسنن بود، به مقام عالى پیغمبرى رسید. با قدم‏هائى شمرده و دیدى وسیع و قدرتى خارق العاده به خانه بازگشت.
همین كه وارد خانه شد پرتوى از نور و بوئى خوش فضاى خانه را فرا گرفت. خدیجه پرسید این چه نورى است؟ پیغمبر فرمود: این نور نبوت است. اى خدیجه! بگو لا اله الا الله و محمد رسول الله. سپس پیغمبر ماجراى بعثت را چنانكه اتفاق افتاده بود براى خدیجه شرح داد و افزود كه جبرئیل به من گفت: «از این لحظه تو پیغمبر خدائى‏».


خدیجه كه از سالها پیش هاله‏اى از نور نبوت درسیما درخشان همسر محبوب خود دیده و از كردار و رفتار و گفتار او هزاران راز نهفته و شادى بخش خوانده بود گفت: به خدا دیر زمانى است كه من در انتظار چنین روزى به سر برده‏ام، و امیدوار بودم كه روزى تو رهبر خلق و پیغمبر این مردم شوى. (14)
بدین گونه محمد بن عبدالله برازنده‏ترین مردم قریش كه سوابق درخشان او نزد عموم طبقات روشن و از لحاظ ملكات فاضله و سجایاى اخلاقى و خصال روحى شهره شهر بود، برفراز كوه حراء از جانب خداوند یكتا به مقام عالى نبوت و رهبرى خلق برگزیده شد، و خاتم انبیا گردید.


http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۱:۰۱
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif
نظر ما پیرامون بعثت پیغمبر (ص)
نكته اساسى كه قرآن در نزول وحى به پیغمبر بازگو مى‏كند، و متاسفانه كسى توجه نكرده است،این است كه همه مفسران اسلامى نوشته‏اند، و در تمام احادیث نیز هست كه در روز بعثت فقط پنج آیه آغاز سوره «اقرا» بر پیغمبر نازل شد.
این پنج آیه از «اقرا باسم ربك الذى خلق‏» آغاز مى‏گردد. و به «مالم یعلم‏» ختم مى‏شود. هیچ كس نگفته است «بسم الله‏» این سوره كى نازل شده؟ و آیا نخستین سوره قرآن بسم الله داشته است‏یا نه؟ اگر داشته است چرا نگفته‏اند، و اگر نداشته است آیا بعدها آمده است، یا طور دیگر بوده؟ همگى سؤالاتى است كه پاسخى براى آن نمى‏بینیم.
ما پس از تحقیقات زیاد به این نتیجه رسیده‏ایم كه جبرئیل از پیغمبر خواست آیه «بسم الله الرحمن الرحیم‏» را كه در آغاز سوره بود، به زبان آورد. «اقرا باسم ربك‏» نیز به همین معنا است. باء «بسم‏» هم به گفته بعضى از مفسرین زائده است‏یعنى معنا ندارد و فقط براى زینت در كلام است. درحقیقت جبرئیل پس از قرائت «بسم الله الرحمن الرحیم‏» از آن حضرت خواست كه نام خدا یعنى بسم الله الرحمن الرحیم را قرائت كند. و آنرا به زبان آورد. ولى چون پیغمبر درآغازكارو اولین برخورد با پیك وحى نمى‏دانست نحوه قرائت نام خدا كه جبرئیل از وى مى‏خواست چگونه است، پرسید: ما اقرا؟ یعنى; چه بخوانم، و نام خدا كه باید قرائت كنم چیست و تركیب آن چگونه است؟ جبرئیل بار دیگر تكرار كرد و گفت:«بسم الله الرحمن الرحیم - اقرا بسم ربك الذی خلق -» یعنى نام خدایت را قرائت كن و بگو بسم الله الرحمن الرحیم.


در این مورد چند حدیث معتبر و بسیار جالب در چند منبع مهم اسلامى و شیعه هست كه از هر نظر جالب مى‏باشد. ولى جاى كمال تاسف است كه چرا مفسران ما این دو حدیث را در تفسیر سوره «اقرا» نیاورده‏اند. حدیث اول دركتاب «كافى‏» باب (فضل قرآن) است كه امام صادق (علیه السلام) مى‏فرماید: «نخستین چیزى كه بر پیغمبر نازل شد بسم الله الرحمن الرحیم - اقرا بسم ربك بود»!
حدیث دوم در «عیون اخبارالرضا» شیخ صدوق از امام هشتم حضرت رضا (علیه السلام) روایت مى‏كند كه فرمود: «اولین بار كه جبرئیل بر پیغمبر (صلى الله علیه و آله) نازل شد گفت: «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم - بسم الله الرحمن الرحیم - اقرا بسم ربك الذى خلق ...»


http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۱:۰۴
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif


حدیث‏سوم در «محاسن برقى‏» ج 1 ص 41 ازصفوان جمال روایت مى‏كند كه گفت‏حضرت صادق (علیه السلام) قرمود: هیچ كتابى ازآسمان نازل نشد مگر اینكه در آغاز آن «بسم الله الرحمن الرحیم‏» بود. (15)
با توجه به این سه حدیث ارزنده و گویا، مى‏گوییم كه پیك وحى الهى سوره اقرا را به عكس آنچه مشهور است نخست هنگام بعثت‏باشش آیه آورد: آیه اول همان «بسم الله الرحمن الرحیم‏» بود. و از پیغمبر خواسته بود همان آیه اول یعنى; «بسم الله الرحمن الرحیم‏» را قرائت كند، یعنى قبل از هر چیز «بسم الله‏» بگوید و سرآغاز كارنبوت خود را با نام خدا آن هم بدان گونه كه خدا خواسته بود، هماهنگ سازد.
پس «اقرا بسم ربك‏» یعنى; نام خدایت را بخوان. مطابق نقل على بن ابراهیم قمى در تفسیرش، پیغمبر پرسید چه بخوانم؟ جبرئیل مجددا گفت: «بسم الله الرحمن الرحیم - اقرا بسم ربك الذى خلق‏». یعنى نام خدا را كه مامور هستى بخوانى، همین «بسم الله الرحمن الرحیم‏» است، و پیغمبر بار دوم «بسم الله‏» را براى نخستین بار خواند و با آن آشنا شد. همان كه خود پیغمبر بعدها به ما دستورداده است كه هیچ كارى را آغاز نكنید مگر این كه اول بگویید: «بسم الله الرحمن الرحیم‏».
آرى، هنگامى كه حقایق اسلامى را برگزیدگان الهى بیان كنند، چنین خواهد بود، كه مردم بى‏خبر را با آنچه واقعیت دارد آشنا مى‏سازند.


به عبارت روشن‏تر آنچه خداوند به وسیله جبرئیل در آغاز وحى و اولین لحظه پیغمبرى خاتم انبیا (صلى الله علیه و آله) ازآن حضرت خواسته بود بهزبان آورد و قرائت كند فقط گفتن «بسم الله الرحمن الرحیم‏» بود! بقیه آیات همان طور كه پیك وحى می خواند مانند موارد بعدی دردم در سینه مقدس آن حضرت نقش مى‏بست و دیگر نیازى به تكرار پیغمبر نداشت تا از حفظ كند. این بود واقعیت‏بعثت از زبان ائمه اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام)، و توضیح ما به طور اجمال.
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif



پى‏نوشتها:


1- سیره ابن هشام - ج 1 ص 154 سیره ابن هشام كه آنرا قدیمترین تاریخ حیات پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله دانسته‏اند، تلخیص از «سیره النبى ص‏» تالیف محمد بن اسحاق بن یسار مطلبى متوفاى سال 151 ه است كه ابن حجر عسقلانى شافعى در كتاب «تقریب‏» رمى به تشیع او نموده است. ابن هشام، یعنى عبدالملك بن هشام حمیرى، خود در سال 218 ه وفات یافته است.)

2- سیره حلبه - ح 1 ص 381
3- همان كتاب - ج 1 ص 382
4- همان كتاب - ج 1 ص 382
5- تاریخ طبرى - ج 3 ص 1149 - سیره ابن هشام، ج 1 ص 155
6- سیره حلبیه - ج 1 ص 380 - 391
7- مناقب ابن شهر آشوب - ج 1 ص 44
8- در زیارت وارث حضرت سید الشهداء امام حسین علیه السلام مى‏خوانیم كه: «گواهى مى‏دهم تو نورى بودى در صلب‏هاى شامخ پدرانت و رحم‏هاى پاك مادرانت، به طورى كه ایام جاهلیت نتوانست آن را با اخلاق و آداب و رسوم پلید خود آلوده سازد، و چهره درخشان آن را دگرگون گرداند».
9- حدیث عایشه درباره آغاز وحى كه مستند همگى دانشمندان سنى و شیعى است در جزء اول «صحیح بخارى‏» و تفسیر سوره اقرا جزء سوم آن، و باب ایمان «صحیح مسلم نیشابورى‏» و تفسیر سوره اقرا در «صحیح ترمذى‏» و سنن نسائى آمده است.
10- كتاب «اجتهاد در مقابل نص‏» ترجمه النص و الاجتهاد مرحوم شرف الدین به قلم نویسنده این سطور - ص 412
11- «سیره حلبیه‏» جلد اول از33 تا 42
12- به یارى خداوند این كتاب با تفصیل بیشتر و تحقیق كامل در آینده منتشر خواهد شد.
13- «بحار الانوار» علامه مجلسى - ج 18 ص 205 و ج 17 ص 309 چاپ جدید.
14- مناقب ابن شهر اشوب ج 1 ص 36
15- مفاخر اسلام - تالیف نویسنده - ج 1 ص 368

منبع:


تاریخ اسلام على دوانى

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۱:۰۶
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

نخستین نماز در اسلام




http://img.tebyan.net/big/1384/06/17283133269915192134474919925399142143145.jpg


بر طبق آنچه از تواریخ و روایات به دست مى‏آید نخستین دستورى كه به پیغمبر اسلام نازل گردید دستور نماز بود. بدین ترتیب كه در همان روزهاى نخست‏ بعثت، روزى رسول خدا(ص) در بالاى شهر مكه بود كه جبرئیل نازل گردید و با پاى خود به كنار كوه زد و چشمه آبى ظاهر گردید، پس جبرئیل براى تعلیم آن حضرت با آن آب وضو گرفت و رسول خدا(ص) نیز از او پیروى كرد، آن گاه جبرئیل نماز را به آن حضرت تعلیم داد و نماز خواند.
پیغمبر بزرگوار پس از این جریان به خانه آمد و آنچه را یاد گرفته بود به خدیجه و على(ع) یاد داد و آن دو نیز نماز خواندند. از آن پس گاهى رسول خدا(ص) براى خواندن نماز به دره‏هاى مكه مى‏رفت و على(ع) نیز به دنبال او بود و با او نماز مى‏گزارد و گاهى هم مطابق نقل برخى از مورخین به مسجد الحرام یا منى مى‏آمد و با همان دو نفرى كه به او ایمان آورده بودند [یعنى على و خدیجه(س)] نماز مى‏خواند.
اهل تاریخ از شخصى به نام عفیف كندى روایت كرده‏اند كه گوید: من مرد تاجرى بودم كه براى حج ‏به مكه آمدم و به نزد عباس بن عبد المطلب كه سابقه دوستى با او داشتم برفتم تا از وى مقدارى مال التجاره خریدارى كنم. پس روزى همچنان كه نزد عباس در منا بودم - و در حدیثى است كه به جاى منى، مسجد الحرام را ذكر كرده - ناگاه مردى را دیدم كه از خیمه یا منزلگاه خویش خارج شد و نگاهى به خورشید كرد و چون دید ظهر شده وضویى كامل گرفت و سپس به سوى كعبه به نماز ایستاد و پس از او پسرى را كه نزدیك به حد بلوغ بود مشاهده كردم او نیز بیامد و وضو گرفت و در كنار وى ایستاد؛ و پس از آن دو، زنى را دیدم بیرون آمد و پشت ‏سر آن دو نفر ایستاد. و به دنبال آن دیدم آن مرد به ركوع رفت و آن پسرك و آن زن نیز از او پیروى كرده به ركوع رفتند، آن مرد به سجده افتاد آن دو نیز به دنبال او سجده كردند.
من كه آن منظره را دیدم به عباس - میزبان خود - گفتم: واى! این دیگر چه دینى است؟ پاسخ داد: این دین و آیین محمد بن عبد الله برادرزاده من است و عقیده دارد كه خدا او را به پیامبرى فرستاده و آن دیگر برادر زاده دیگرم على بن ابیطالب است و آن زن نیز همسرش خدیجه مى‏باشد.
عفیف كندى پس از آن كه مسلمان شده بود مى‏گفت: اى كاش من چهارمین آنها بودم.

http://img.tebyan.net/big/1384/06/120591198133239242122421010521419721354208.jpg

http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif
منبع : كتاب: زندگانى حضرت محمد(ص) ص 135

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۱:۱۱
http://img.tebyan.net/big/1383/06/7720469233208421931781272296810412513059172.jpg
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif
ندای اذان


http://img.tebyan.net/big/1383/06/2452345015828142817910265520612711064105.jpg


خواند زبان دلم ثنای محمد(ص)
ماند خرد خیره در لقای محمد(ص)


دیده دل، جام جم به هیچ شمارد
سرمه کند گر زخاک پای محمد(ص)


کرده خداوندگار عالم و آدم
خلقت گیتی همه برای محمد(ص)


کس نرساندش گزند لیله هجرت
چون که علی خفته بود جای محمد(ص)


غیرعلی پی نبرده است بر این راز
آری و سوگند بر خدای محمد(ص)


غیر رضای خدا نخواست ازیراک
هست رضای خدا، رضای محمد(ص)


ظاهر و باطن بر او شود همه پیدا
هر که صفا یابد از صفای محمد(ص)


نغمه داود را ز یاد بَرَد نیز
نغمه قرآن جانفزای محمد(ص)


سائل درمانده ناامید نگردد
گر که بکوبد در سرای محمد(ص)


ای که ندای" اذان" رسید به گوشت
هان که به گوشت رسد ندای محمد(ص)


رفته خود از عرش تا به فرش سراسر
زیر فلک سایه لوای محمد(ص)
نوری(سیّاره) یافت راه هدایت
تا که شدش عشق رهنمای محمد(ص)





http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۱:۱۶
http://img.tebyan.net/big/1383/06/7720469233208421931781272296810412513059172.jpg
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

آفتاب حق

http://img.tebyan.net/big/1383/06/221681181331972312386815311574321164175130.jpg

خورشید عشق را، ره شام و زوال نیست
بر هر دلی که تافت، در آن دل ضلال نیست

در آسمان دلبری و آستان عشق
نور جمال دلبر ما را مثال نیست

هر دم چو مهر نور فشاند به خاطرم
تا شوق اوست، جان و دلم را ملال نیست

با نام احمد است که دل زنده می شود
دل را بیازمای که کاری محال نیست

ای آفتاب حق که تویی ختم مرسلین
با روشنیّ روی تو، بدر وهلال نیست

حد کمال و حکمت و انوار معرفت
تنها تویی وغیر تو حدّ کمال نیست

تا تو شفیع خلقی و دریای رحمتی
امید عفو هست و نشان وبال نیست

در صحنه حیات و به طومار کائنات
آیین پاک منجی ما را همال نیست
ما عاشقان و پیرو راه محمدیم
بهتر ازین طریقت و راه و روال نیست



http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۱:۲۶
http://img.tebyan.net/big/1383/06/691042072511112202207270760261702142453.jpg

http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif
http://damavandiniam.persiangig.com/image/29qnl01.jpg (http://yawaran.com/dl/music/maddahi/moharram/87/imam-hosein/karimi_34.mp3)

امشب از سوی
عالم بالا
میرسد بانگ
یا رسول ا...
یا محمد یا محمد
یا احمد

http://www.4shared.com/images/butDesktop2.gif (http://ashnaa.persiangig.com/miresad%20bang%20ya%20rasoolallah-1.wma)

http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

RUYA
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۱:۵۴
چند بيتي از مرحوم سيداشرف‌الدين گيلاني ‌(نسيم شمال) که مي‌گويد:
السلام اي احمد مختار ختم الابنيا
السلام اي روح پاك فيض بخش انبيا
السلام اي آفتاب لامع برج حيا
گفت در وصف شب معراج ذات كبريا
احمد و محمود ابوالقاسم محمد مصطفي
السلام اي نو گل خوش بوي صحراي وجود
اي كه بر خاك قدومت كرده اهل حق سجود
اي رسول هاشمي، اي زينت غيب و شهود
هر زمان در وصف تو از غيب آيد اين صدا
احمد و محمود ابوالقاسم محمد مصطفي
http://sims2.persiangig.ir/image/mabaas.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۲:۱۸
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

http://hotimg23.fotki.com/a/85_185/70_1/Animasi_Love_by_Barry_Pontiana.gifhttp://hotimg23.fotki.com/a/85_185/70_1/Animasi_Love_by_Barry_Pontiana.gifhttp://hotimg23.fotki.com/a/85_185/70_1/Animasi_Love_by_Barry_Pontiana.gif

:Gol:به مناسبت بعثت پیامبر رحمت:Gol:
:Gol:پیامبر اسلام در انجیل و تورات:Gol:

«بعثت‏» انقلاب بزرگ برضد جهل، گمراهى، فساد و تباهى است.وسزاوار منت‏گذارى خداوند و در بردارنده حکمت و تربیت است.

بعثت پیغمبر اسلام یا برانگیخته شدن آن حضرت به مقام عالى نبوت و خاتمیت، حساس‏ترین فراز تاریخ درخشان اسلام است. کلمه بعثت به معنای «برانگیخته شدن» بوده و در اصطلاح به مفهوم فرستاده شدن انسانی از سوی خداوند متعال برای هدایت دیگران می‌باشد.

همانطور که از روایات اسلامی و مطالعات تاریخی برمی‌آید، مسأله بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در ادیان الهی با برخی از خصوصیات و نشانه‌ها، قبل از ظهور آن حضرت، مطرح بوده و بسیاری از اهل کتاب و پاره‌ای از اعراب مشرک نیز با آن آشنایی قبلی داشته‌اند.

برای نمونه ابوسفیان که یکی از مخالفان سرسخت پیامبری محمد - صلی‌ الله علیه و آله بود- ، در یکی از سفرهای تجاری خود به شام، با هرقل، امپراطور روم ملاقات کرد. در جریان این ملاقات، امپراطور روم از ابوسفیان پرسید:

«آیا پیش از نبوت محمد - صلی ‌الله علیه و آله - ، هیچگاه دروغی از او شنیده بودید؟»

ابوسفیان پاسخ داد:

«خیر، او در میان ما از هر جهت راستگو بود.»

نوید و بشارت ظهور پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم)، به تصریح قرآن در تورات و انجیل ذکر گردیده و حضرت عیسی (علیه السلام) نیز پس از تصدیق توراتی که به حضرت موسی (علیه السلام) نازل شده بود، به برانگیخته شدن رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بشارت داده است. همچنین در این کتب، حتی به خصوصیات رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و یارانشان نیز اشاره شده است. در این مورد ساسانیان آخرین سلسله سلطنت تا قبل از ظهور اسلام در ایران آگاهی هایی در مورد ظهور پیامبر اسلام (ص) داشتند که این آگاهی های را از تورات و انجیل بدست آورده بودند و گویی آنها نیز منتظر ظهورر چنین فردی بودند.

البته در مورد آگاهى هاى ساسانیان از پیامبر موعود در نتیجه اطلاع از نوشته هاى تورات و انجیل به یک مورد اساسى باید عنایت داشت و آن این است که متن کتب مذکور در زمان ساسانیان در مقایسه با متن امروزى آنها, کمتر دست خورده و تحریف گشته بود.

آیاتى از قرآن مجید دلالت دارند که یهودیان و مسیحیان, پیامبر و حقانیت حضرت را مانند فرزندانشان مى شناختند و حتى پیش از ظهور ایشان, با ظهور پیامبر موعود, امید فتح و نصرت بر منکرین پیامبر آخرالزمان داشتند اما بعد از بعثت, از راه عناد, کتمان حقیقت نمودند. شاید انتظار داشتند که پیامبر موعود از میان آنان مبعوث گردد. البته عده اى از یهودیان و مسیحیان دانشمند و پارسا با درک حقانیت حضرت محمد(ص) به دین اسلام ایمان آوردند.

اکثر تحریف ها و کاستى هاى این کتابها به خصوص در مورد اسلام, به بعد از بعثت پیامبر گرامى مربوط مى شود که علما و بزرگان یهودى و مسیحى در کتاب هاى مذهبیشان دست بردند و اخبار مربوط به حضرت را از بین بردند و اگر این کار را نمى کردند مى بایست طبق دستورات کتب مذهبى خود, به حقانیت پیامبر اکرم اعتراف نموده به دین اسلام بگروند که این امر از شوکت و عظمت شان (البته در نظر خودشان) مى کاست و نیز از درآمدها و نذورات پیروان یهودى و مسیحى محرومشان مى ساخت.

یهود با شناسایی نور نبوت در اجداد پیامبر(ص) و با تطبیق آن با علائم ذکر شده در کتاب‌های آسمانی سعی در خاموش کردن این نور داشتند.

پیامبر اکرم(ص) با توجه به آنکه بیش از شش قرن از ظهور پیامبر صاحب شریعت قبلی ـ حضرت عیسی(ع) ـ گذشته بود و جهان چشم انتظار یک منجی بود تا از آن وضعی که داشت رهایی پیدا کند، یک نهضت همه جانبه‌ای را با بعثت خود فراهم آوردند



بعثت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)، حادثه‌ای بس بزرگ در سرنوشت هدایت بشری بوده و عظمت این امر سبب می‌شد که خداوند متعال به عنوان مقدمه این امر بزرگ، تربیت و پرورش آن حضرت را به عهده داشته و ایشان را برای آینده دشواری که در پیش رو داشتند، آماده سازد. به دنبال همین تربیت الهی بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در سالهای قبل از بعثت نیز حالات فوق العاده معنوی و مشاهدات روحانی داشته و نتیجتاً ایشان تمام این دوران را با پاکی و طهارت و معنویت سپری کرده‌اند.

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به خاطر همین حالات معنوی و طهارت روحی، ناگزیر از وضع نابسامان مردم و از جهل و فسادی که بر جامعه آن روز و بویژه در شهر مکه حاکم بود، رنج می‌بردند. همچنین به منظور تفکر و عبادت در مکانی خلوت، مدتی محدود در سال را از آنها کناره می‌گرفتند و به کوه حرا (که در شمال شرقی مکه واقع است) می‌رفتند. این کناره‌گیری برای حُنَفا و برخی یکتاپرستان قبل از پیامبر نیز وجود داشته است. گویند عبدالمطلب، جد بزرگوار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پایه‌گذار این رسم بوده است. او به هنگام ماه رمضان برای خلوت و عبادت به کوه می‌رفت و مستمندانی را که از آنجا می‌گذشتند، اطعام می‌نمود.

در واقع می‌توان گفت که این خلوت‌گزینی، زمینه‌ای برای تقویت هرچه بیشتر حیات روحانی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و مقدمه‌ای برای بعثت و نزول وحی به آن حضرت به شمار می‌رفته است.

به عقیده اکثر علمای شیعه، بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز 27 ماه رجب، پنج سال پس از تجدید بنای کعبه، اتفاق افتاد و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این هنگام، چهل سال داشتند.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، طبق رسم خویش چند روزی بود که برای عبادت و تفکر به غار حرا آمده بودند. در روز بیست و هفتم ماه رجب بود که جبرئیل (یکی از چهار فرشته مقرب الهی و مأمور ابلاغ وحی از جانب پروردگار به پیامبران) به سوی ایشان نازل شد. او بازوی پیامبر را گرفت و تکان داد و گفت: ای محمد بخوان. پیامبر فرمود: چه بخوانم؟ جبرئیل آیات آغازین سوره علق را از جانب خداوند نازل نمود:

"بسم الله الرحمن الرحیم. اقرأ باسم ربک الذی خلق. خلق الانسان من علق. اقرأ و ربک الاکرم. الذی علم بالقلم. علم الانسان مالم یعلم.

دعوت پیامبر(ص) دعوتی الهی بود. آیین اسلام آیینی توحیدی و فطری است و پیام دعوت با خلقت بشر هماهنگی دارد. شخصیت پیامبر(ص) افراد را جذب می‌کرد. روش‌هایی را هم که ایشان در پیش گرفت، کاری و مؤثر بودند. حضرت ابتدا از مباحث فردی شروع کرد و اعتقادات مردم را درست نمود و پس از آن کم‌کم روابط اجتماعی ـ سیاسی را با مشقات و زحماتی اصلاح کرد.

بعثت پیامبر اکرم(ص) را باید در حقیقت در تداوم نهضت انبیا بررسی کرد و فراتر است از اینکه بخواهیم آن را یک واقعه خاص اجتماعی یا نهضت فرهنگی یا سیاسی، اقتصادی ببینیم بلکه در حقیقت باید فلسفه نبوت را در درون آن جست‌وجو کنیم که همان هدایت انسان‌ها، تکامل بشریت، و راه‌نمودن انسان‌ها برای رسیدن به نقطة کمال است که در حقیقت فلسفة خلقت و آفرینش انسان هم همین است.

رسالت پیغمبر(ص) و شریعت اسلام آخرین و کامل‌ترین نسخه الهی برای سامان دادن زندگی دنیای بشری به منظور کسب سعادت اخروی است، باید بعثت آن گرامی را اوج تحول همه‌جانبه نهضت پیامبران بدانیم.
http://hotimg23.fotki.com/a/85_185/70_1/Animasi_Love_by_Barry_Pontiana.gifhttp://hotimg23.fotki.com/a/85_185/70_1/Animasi_Love_by_Barry_Pontiana.gifhttp://hotimg23.fotki.com/a/85_185/70_1/Animasi_Love_by_Barry_Pontiana.gif
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

منابع
آل عمران: آیه 78 و سوره نسإ آیه46.

بقره: 146, انعام: 20
بقره: 89.
بقره: 146.
مائده: 70 و 83 - نسإ: 164.
سیرت رسول الله, ابن هشام, جلد اول, به ترتیب صفحات 253, 154, 384.ه به آل عمران: آیه 78 و سوره نسإ آیه46.

اتقوا فراسة المؤمن
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۲:۳۰
با عرض سلام و تبریک ( البته که عمر و ابوبکر و عثمان این معاندین و بنی امیه ی ظالم و بنی عباس ملعون برای ما عید نگذاشتند با شهادت امامان معصوم تا هنگام ظهور حضرت )
این مبعث ها این غدیر ها این نیمه ی شعبان ها اینها همه اتمام حجتیست هر ساله برای همه ی مردم جهان که میبینیم خیلی از مردم دنیا در یک همچین روزایی خبر دار شدند و ...مسلمان و شیعه شدند
اما شاید و ان شا الله این مبعث و غدیر و ... اخری باشد و اتمام حجت اخر خداوند متعال

belher2
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۲:۳۶
اخرين برق رسالت زحرا مي ايد
آي مردم خبري! لطف وصفا ميآيد
جبرئيل از ره عرش آمده تاروي زمين
مژده رحمت بي چون وچرا ميآيد

آساره
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۲:۴۷
مبعث نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی بر همه ی دوستداران آن حضرت مبارک


ان شالله همه ی روزهاتون عید باشه و شادی :Rose:

belher2
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۲:۵۳
اخرين برق رسالت زحرا مي ايد
آي مردم خبري! لطف وصفا ميآيد
جبرئيل از ره عرش آمده تاروي زمين
مژده رحمت بي چون وچرا ميآيد
لطف حق بين كه با طفل يتيمي امي
افسر ي نور وهدايت زكجا مي آيد

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۳:۱۳
http://img.tebyan.net/big/1383/06/7720469233208421931781272296810412513059172.jpg
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

پرده از ديده اگر دست خدا بردارد
ديده بيند كه خدا هم غم حيدر دارد
دل اگر چشم خدا بين بخرد از بازار
فاش بيند كه خدا يوسف ديگر دارد
سر اگر شور دگر از سر خود باز كند
فكرش آن است كه دلشوره ي كو ثر دارد
دل عشاق اگر عارف لولاك شود
تازه فهمد كه خدا از چه پيمبر دارد
با رسولان اولوالعزم و رسولان مبين
گر اوالامر نيايد ره ابتر دارد
بي علي ذره اي از سوي نبي معجزه نيست
ورنه در ندبه سخن از شجر واحده نيست
پحال عشاق عوض مي شود از نام علي
عارف عاشفته الله شود از كام علي
مصطفي مي شود انذار به ان لم تفعل
گر به خم كام نگيرد ز لب جام علي
كاتب وحي اگر غير علي هست بگو
وحي منزل به نبي مي رسد از بام علي
سر بعثت نه كه اين مرتبه سر ازلي است
كه خدا سكه خلقت زده با نام علي
اول و آخر خلقت به علي ختم شود
همه اقدام فلك بسته به اقدام علي
جان پيغمبر اعظم به خدا جان علي است
مومنون سوره ي زيباي محبان علي است
به خليل آتش اگر برد و سلامش دادند
چونكه شد يار علي اذن قيامش دادند
بس بهم ريخته از عشق علي بود نبي
چون سرازير شد از غار سلامش دادند
آدم و نوح دو آزاده ي دست علي اند
هر كه دنبال علي رفت مقامش دادند
رتبه ي حضرت موسي كه كليم اللهي است
با تولاي علي ذكر و كلامش دادند
يا علي داشت به لب حضرت عيسي از مهد
اين چنين بود دم گرم به كامش دادند
علي آقاي دو دنياست خدا مي داند
كفو او حضرت زهراست خدا مي داند
از ازل حافظ سر ازلي بود علي
روح سر خفي و سر جلي بود علي
غير زهرا كه بود مادر خلقت بخدا
هيچ مخلوق نمي بود ولي بود علي
آن زماني كه پيمبر نه نبي بود و ولي
به دم قدسي لولاك ولي بود علي
در شب روشن معراج به هر غيب و شهود
همره يار به انوار جلي بود علي
آنچه در غار حرا بين چهل روز گذشت
مشق پيغمبر و سرمشق علي بود علي
دين و قر آن به تولاي علي مي نازد
حكم اسلام به امضاي علي مي نازد
گره از كار فلك شيعه اگر باز كند
فاش با غير نبايست كه اين راز كند
راز ما راز علي عقده گشا ناز علي است
چاره اش هديه ي جان است اگر ناز كند
ما به دستور علي ياور حزب اللهيم
مرد نيست آن كه به كس راز دل ابراز كند
بي علي راه كسي جز به تباهي نرود
كه تولاي علي اين همه اعجاز كند
راه اسلام علي بود و علي هست نه غير
كه محمد به علي بت شكني ساز كند
طائر قدس دل از پيك ازل مي خواند
اين قصيده است كه تركيب غزل مي خواند
اي دل و روح هراسان شب عيد است بيا
زائر ماه خراسان شب عيد است بيا
اين شب ليله محياست كه دل زنده شود
شب ميلادي قرآن شب عيد است بيا
كنج ايوان طلا يكشبه بيتوته خوش است
اي دل يكشبه مهمان شب عيد است بيا
صحن قدس است مهيّاي نماز پرواز
طائر روضه ي رضوان، شب عيد است بيا
ديده از پنجره فو لاد نمي گيرد چشم
كه شب حاجت و غفران شب عيد است بيا
شب رحمت شب ديدار شب يار خوش است
شب احيا شب دلبر شب دلدار خوش است



http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif
(http://www.parsianfun.com/)

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۳:۲۶
بعثت

، امید انسان به فردایی روشن است.

بعثت

نشانه مهرورزی خدا با خاکیان و باران رحمت بی‌‌حد او بر زمینیان است.

بعثت پیامبر اکرم(ص) مبارک باد


بسم الله الرحمن الرحیم


اقرا باسم ربك الذى خلق، خلق الانسان من علق، اقرا و ربك الاكرم، الذى علم بالقلم، علم الانسان ما لم يعلم.

سوره مبارکه علق ( آیه 1-5)
بخوان به نام پروردگارت كه آفريد. همان كه انسان را از خون بسته ‏اى خلق كرد. بخوان كه پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان كه به وسيله قلم تعليم نمود و به انسان آنچه را نمی‏دانست، ياد داد.

ستاره ای بدرخشید وماه مجلس شد
دل رمیده ما انیس ومونس شد

نگارمن که به مکتب نرفت وخط ننوشت
بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد
ببوی او دل بیمار عاشقان چو صبا
فدای عارض نسرین وچشم نرگس شد

مبعث پیام آور وحی ،پیامبر نور ورحمت بر مسلمانان جهان مبارک باد



مبعث رسول اكرم بر همه مسلمانان جهان مبارك باد .

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۳:۴۸
http://hotimg23.fotki.com/a/85_185/70_1/New-Picture-1-868.jpg


http://www.upload.tazkereh.ir/images/56301487768418916647.gifhttp://www.upload.tazkereh.ir/images/56301487768418916647.gifhttp://www.upload.tazkereh.ir/images/56301487768418916647.gifhttp://www.upload.tazkereh.ir/images/56301487768418916647.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/53224532913413117914.gifراز آن شب http://upload.tazkereh.ir/images/53224532913413117914.gif


سالیان دور در یکی از شب های پایانی ماه رجب،
در گوشه ای از شهر مکه و در قله کوهی به نام حرا،
اتفاق بزرگی افتاد؛
اتفاقی که سرنوشت انسان ها را عوض کرد و مژده بزرگی برای آدم ها آورد.
در آن شب، حضرت محمد صلی الله علیه و آله که 40 ساله بود،
در غار حرا مثل شب های دیگر مشغول عبادت و راز و نیاز با خدای مهربان بود. ناگهان دید فرشته ای زیبا وارد غار شد.
فرشته نزدیک و نزدیک تر می شد.
از چهره اش پیدا بود که خبر مهمی دارد.
نام آن فرشته جبرئیل بود.


جبرئیل امین»، فرشته پیام رسان خداوند، به غار حرا نزد پیامبر اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله رفت تا خبر مهمی را به او بگوید. جبرئیل نوشته ای به همراه خود آورده بود و از حضرت محمد صلی الله علیه و آله می خواست تا آن را بخواند. پیامبر فرمود:
«نمی توانم بخوانم.»
فرشته دوبار دیگر از پیامبر خواست تا نوشته را بخواند و سرانجام لب های آسمانی پیامبر مشغول خواندن شد.
چه جمله های زیبایی بود!


شب مبعث یعنی شبی که فرشته بزرگ «جبرئیل» به دیدار پیامبر صلی الله علیه و آله در غار حرا رفت،
شب آغاز یک مأموریت بزرگ و مهم بود. فرشته آمده بود تا به حضرت محمد صلی الله علیه و آله خبر پیامبر شدنش را از سوی خداوند اعلام کند. او از پیامبر خواست تا اولین کلمه های دین جدید، اسلام، را بخواند. آن کلمه ها، آیه های اولین سوره قرآن بودند:
http://www.upload.tazkereh.ir/images/51002598445797154930.gifhttp://www.upload.tazkereh.ir/images/51002598445797154930.gif
«بخوان به نام پروردگارت که جهان را آفرید...»
http://www.upload.tazkereh.ir/images/51002598445797154930.gif http://www.upload.tazkereh.ir/images/51002598445797154930.gif
http://www.upload.tazkereh.ir/images/56301487768418916647.gifhttp://www.upload.tazkereh.ir/images/56301487768418916647.gifhttp://www.upload.tazkereh.ir/images/56301487768418916647.gifhttp://www.upload.tazkereh.ir/images/56301487768418916647.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۳:۵۸
http://img.tebyan.net/big/1389/04/20100701170400144_04.jpg

http://upload.tazkereh.ir/images/35384498796672455329.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/35384498796672455329.gif)

حرا در هاله ای از نور


خلوت غار حرا را آشوبى بر آشفته است ، نسیم آسمانى همراز روحى گشته كه مانوس با آسمان است ، ستاره اى كه با فروغش آتشكده ها را به دست غروب سپرد و كنگره هاى كاخ استبداد كسرى را فرو ریخت ، اینك پیام رسالت نجوا می كند. راهى از نور در امتداد آسمان تا زمین مكه و افق تا افق ، فرشتگان صف در صف از جبرئیل تا میكائیل و غار حراء در هاله اى از نور، با خورشیدى در میان ، جبرئیل ارام بر زمین گام میگذارد، زمین حریر گون میشود، نبض زمان تند میزند، شب مى گریزد، چلچراغ هستى به استقبال مى شتابد، سفیر وحى دفتر مى گشاید، امین را میخواند كه : محمد بخوان ! نگار درس ناخوانده با بهت به سفیر می نگرد: چه بخوانم ؟
بخوان بنام خدایى كه خلق از او پیدا شد و این خلق از او دانا شد.
بدینسان حرا با حریم رسالت ، كعبه امال عشاق میشود و اولین قطره از دریاى بزرگ وحى درون غار ریزش میكند و غار به پهناى دریا می شود.
فروغ نگاهش گرما بخش ساقه هاى شكننده و ظریفى میشود كه زیر خروارها، خاك جاهلیت خرد میشدند. خنكناى گواراى كلامش ، آتش نمرودیان را به خاكستر مى نشاند.
بد بیضائى او بساط سحر و كفر و عناد درهم مى ریزد، دم مصطفائیش ، عطر خوشبوى زندگى مى پراكند، دلهاى فرو مرده در انتظار قاصد بیداریند.
ارى محمد (ص ) قاصد بیدارى دلها می شود، ارى محمد (ص ) عازم پیكار با بت ها میشود.
نور رسالت مصطفى بر بوستان على علیه السلام و فاطمه علیها السلام مى تابد و كوثر وجود فاطمه علیها السلام عطیه هاى هدایت را بر دنیاى ناقص و ابتر مردمان مى بخشاید صراط مستقیم با نور ترسیم میشود، از حسن و حسین علیه السلام تا مهدى (عج ) رایت رسالت از بعثت محمد (ص ) تا میلاد وارث بر چكاده بلند امامت به اهتزاز مى آید و میلاد قائم (عج ) بر گوش بازنشسگان از حقیقت سیلى مى نوازد.
حضور حجت ، پاى بهانه گیرى را به زنجیر میكشد، انسان براى گریز از خسران دل ! ولایت ولى عصر مى سپارد تا با استمداد از ابا صالح در زمره صالحین باشد.
صاحب از وراى زمان و اعصار و تاریخ ، جانها را تصاحب میكند.
بعثت و حضور محمد (ص )، فروغ چشمان كم سوى منتظران سوخته در هجران منتظر قائم میشود و عزیز مصر را به كنعان وجود مى خواند.
اینك همان چشمان كه به التماس نجات بر استان حرا مى نگریست در افق اعلى به انتظار آمدن منجى كه وارث بزرگ بعثت است لحظه شمارى مى كند.
ارى مهدى خواهد آمد، منتقم خواهد آمد و به اسم رب كتاب قطور رحمت و محبت را بر تمام كائنات خواهد خواند.
برگرفته از:از عاشورا تا غدیر، محمد عسكرى


http://upload.tazkereh.ir/images/92581993879712389560.gif (http://shiaupload.ir/images/78994031697866428934.gif)

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۴:۲۸
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif
http://www.upload.tazkereh.ir/images/56301487768418916647.gifhttp://www.upload.tazkereh.ir/images/56301487768418916647.gifhttp://www.upload.tazkereh.ir/images/56301487768418916647.gif
http://www.fasleno.com/UserFiles/Image/volume44/mabas.jpg
http://www.upload.tazkereh.ir/images/56301487768418916647.gifhttp://www.upload.tazkereh.ir/images/56301487768418916647.gifhttp://www.upload.tazkereh.ir/images/56301487768418916647.gif

محمد (ص)دیباچه زرین کتابی بود که کلماتش جوشیده از«وحی» وفرودآمده از«عرش» ونازل شده از«ملکوت»
بود. محمد(ص)مبعوث شد تابر کویر تشنه جانها آبی رساند، وبا مهر وعطوفت آشتی دهد.آمد، تاپیام آسمانی خود رابرتمامی زمینیان نمایان کند. وجهل و نادانی را از محیط زندگی مردم بزداید.
محمد (ص)برفراز غار حرا به رسالت مبعوث شد ، وبار تعالی بر جان او«اقرا»را روان ساخت. پیامش را رستگاری، سلاحش را اسوه حسنه ، امیدش یاری حق ونگاهش به آینده روشن نمود.
درآن زمان که محیط غم زده عربستان پراز تاریکی بود ،نور وجود رسول خدا مهرگستر برتمامی جزیره العرب شد ،محمد(ص) به همراه علی(ع) راه دشوار هدایت راآغاز کرد. و جانها ی خسته را امید بخشید. نور وجود محمد(ص)در چهل سالگی به بعثت رسید. وجه زیبا علی(ع) یاری دهنده اوشد.فضای پرزهیاهوی جزیره العرب احتیاج به نسیم جانفزای داشت تا ابرهای مادیگرایی را بشوید وعطر دل انگیز معنویت را به مشام برساند.درزیباترین توصیف در مورد بعثت نبی مکرم اسلام سخنان مولا علی(ع) بیش از هرمطلب دیگری گویاتر وشفاف تر است که فرموده اند: « خداوند رسولش محمد(ص) را در زمانه ای فرستاد، که فاصله قطع رسالت های آسمانی ووحی الهی به درازا کشیده بود، امت ها به خواب غفلت و بی خبری فرورفته بودند، فتنه ها کمر به فسادپراکنی وتباهی آفرینی بسته بودند، نظام کارها از هم گسسته بود، آتش جنگ ها شعله می کشید، دنیا تیره بود، فریبکار، خزان زده بودویاس آفرین وبی برگ وبار! خشکسالی معنویت بود وقحطی حقیقت. نشانه های هدایت فرسوده وپرچم های گمراهی افراشته بود. چهره دنیا ، بر مردم عبوس گشته بود.حتی دنیا طالبان نیز از سیمای روزگار ، بر می آشفتند.
روزگاری بود، میوه اش « فتنه» خوراکش مردار وکسب وکارش آلوده، در دل ها هراس بودودر کف شمشیر000که خداوند ، پیامبرش را برانگیخت000»
http://decomod.files.wordpress.com/2008/01/185116.jpg


http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۵:۲۰
http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/01%20esfand/001/0009108%20%2822%29.jpg




صدایی از پس دیوار زمان


هنوز پس از چهارده قرن، صدایت را می شنوم


صدای روشنت را، از پس دیوارهای قرون

صدای ضجه بت ها را، که می شکستی شان

و صدای انسانیت را،

که با تو نفسی تازه یافته بود

و از زیر گورهای جهالت

و خروارها خاک تعصب و بی ریشگی

به سمت آسمان وحی پلک می گشود

و حقیقت انسان را مشاهده می نمود.

صدایت را می شنوم

که بر پیکر صخره های سنگی موهوم

و بت های جاهلی لرزه افکنده.

هنوز نسیم پیامت می وزد

که آتش نمرودیان را خاموش ساخت

و طرحی از گلستان حقیقت انداخت.

از حرا پایین بیا و «قولوا لااله الاالله تفلحوا» را دوباره فریاد کن؛

تا زمین زیر گام هایت دوباره جان بگیرد

تا این بار، عصر منجمد آهن

و ابررایانه و موشک،

در برابر خورشید نگاه تو ذوب شود؛

تا لات و عزا‌های نوپدید،

جاودانگی پیام تو را باور کنند

و در خود فرو ریزند.

صدایت را هنوز می شنوم؛


http://upload.tazkereh.ir/images/98971354568807760441.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/98971354568807760441.gif)



دوباره بیا و از شکستن بگو و از ساختن

از عطر بال جبرئیل بگو و از وحی

از پرواز بگو و از رسیدن

از عشق بگو و از لاهوت

از ملکوت

زمان در انتظار انقلابی بزرگ است و به دنبال آن انقلابی بزرگ،

که پس از چهارده قرن غفلت و دلواپسی، لابه لای همه هیاهوهای مدرن

از تو می گوید، از عشق، از انسان، از خدا

او می آید تا انسانیت، نفسی دوباره یابد و بار دیگر انسان خفته در زیر خروارها جهل و تعصب رها شود از خود

هنوز از پس دیوار قرون، صدایت را می شنوم

و صدای او را که صدای توست؛ که سرشار از عطر خوش وحی است؛ که مژده آمدنش را خود داده ای

او که پیام آشنای حرا را، دوباره در جان مان جلا می بخشد

اینک در سایه سار نامت ایستاده ایم و بعثت را دوباره فریاد می کشیم

و از دوردست، چشم براه غبار سواری هستیم که می آید

از حرای غیبت، و پرچم سبز توحید بر دوش

او می آید و زمین زیر گام هایش جانی دوباره می گیرد....

برگرفته از: پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۶:۱۱
http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/01%20esfand/001/0009108%20%2812%29.jpg




دلم تنگِ پیامبر است

فکر کن یک صبحی لیوان چایی به دست بنشینی روی صندلی همیشگیت، پایت را گیر بدهی به لبه‌ی جلو، دکمه‌ی کامپیوتر را بزنی و مثل همیشه منتظر موجی از رنگ و تصویر و خبر بمانی. منتظر قتل‌ها، دروغ‌ها، رسوایی‌ها، کلیک، یک هورت چای، اینترت و ناگهان روی صفحه‌ات، فقط نوشته شود: «ای فرزند آدم»
فکر کن ایمیلت را باز کنی و کسی پیام گذاشته باشد:«پس به کجا می روید؟» 1
می چسبد؟ نه؟
کی گفته آدم وسط عصر «دگمه‌ها و صفحه‌ها» دلش تنگ پیامبری نمی‌شود؟ دلتنگ یکی که ماموریت داشته باشد دل بسوزاند. یکی که رسالتش این باشد که زنجیر و قلاده‌های مرا باز کند.2
این درست که من الآن سراپا لای بندها هستم سراپا غل و قلاده. آن‌قدر به بندها عادت دارم که نمی‌دانم قبل از تنیدن آنها چه بوده‌ام. و اصولا یک فرضی هست که اگر این‌ها را بردارند، من آن زیر مجسمه‌ای شکسته و خرد باشم و در جا فرو بریزم. همه‌ی این‌ها درست، ولی هوسش که هست
هوس پیامبری مبعوث بر من که به او گفته باشند: «پیدایش کن، خیلی تنهاست.» هوس این که یکی با چشم‌های دلسوز و هراسان، مهربان نگاهم کند. به جا نیاورد. ناباورانه چشم بمالد و بعد گریه‌اش بگیرد: «پسر آدم چه بلایی سرت آمده؟»
هوس یکی که با دهان باز از بهت، خیره بماند به تن بنفش و روح آماس کرده‌ی من، به زخم‌های چرک ریز و تاول‌هایم زیر بندها و حلقه‌ها. یکی که بیاید جلو، تک تک حلقه‌ها را بر دارد، تیغ‌ها را جدا کند، زخم‌ها را بشوید و لای هقهقی غمگین بپرسد: «کی تو را از پروردگارت جدا کرد؟»3
این روزها به آمدنش نیاز ندارم؟
حتی توی خواب خیلی سنگین هم آدم هوس یکی را می‌کند که مامور باشد با ظرافت، حتماً با ظرافت، او را بیدار کند. گیرم کلی ناز کنم و خودم را بزنم به خواب، از سر لج تا لنگ قیامت بخوابم، حتی توی همین وضع هم خیلی حال می‌دهد یکی آمده باشد که با لطف مرا بیدار کند.
گیرم از ترس روشنایی تندی که از پنجره‌ی گشوده می‌ریزد، چشم باز نکنم، حتی توی همین حال هم صدای ماموری مهربان لذت دارد. صدای یکی که دست می‌کشد بر سر روح و به نجوا می‌گوید: «پاشو برویم» من غلت می‌زنم، خمیازه می‌کشم و پشت می‌کنم به او و او باز زمزمه می‌کند:« به زمین چسبیدی؟»4 هراسان می‌پرسد:« به همین جا راضی شدی؟»5
باید برگردد، نه؟ خیلی لازمش داریم. باید دوباره مبعوثش کنند. دور شده. کلمه شده. تاریخ شده. رفته لای کتابها. می‌روم پی او، در کوه‌ها، سنگ‌ها، غارها. به هر غاری می‌رسم تار عنکبوت بسته، آشیانه‌ی یک جفت پرنده‌ی بیابانی هست و چوپان یتیمی که ناگهان به نام او خوانده باشد نیست.
نیست چون من هنوز غریبه‌ام. چون او از شهر نادان‌ها شبانه گریخته. چون من خود را به خواب زده‌ام و نوازش کاری برایم نمی‌کند. چون انسان حوصله‌ی فراخ پیامبران بزرگ را سرریز کرده است.
می‌نشینی روی صندلی، لیوان چایی به دست. با حس تنهایی و هوس داشتن «برادری بزرگ». اسمش را می‌دهی به نرم افزار جستجوگر :« محمد(ص)». خیلی محمد هست. کدامشان را می‌خواهی؟ محمدی که زیر سنگینی بار کلمات فرود آمده، مدهوش روی سنگ‌ها افتاده. (این در توضیحات یافته‌های نرم افزار نیست.) چون ما از این زاویه به رنجی که کشیده، فکر نکرده‌ایم. آدم اگر بخواهد از وزن چیزی مظنه داشته باشد، باید یک بار مشابهش را یا حالا تکه‌ای از آن را بلند کرده باشد.
من و تو مدتهاست وزن سبک الهامی را هم حس نکرده‌ایم چه رسد به این که... چند وقت است به دلمان چیزی برات نشده؟ چطور قرار است بفهمیم او زیر بارش کلمات بزرگ چه حالی داشته؟
گفته‌اند وقتی وحی فرود می‌آمد، شانه‌هایش خم می‌شد، جوری که انگار شیء سنگینی روی آن نهاده‌اند. سر پائین می‌انداخت و چون سر بلند می‌کرد؛ تمام پیشانی خیس عرق بود. این تازه مال وقتی بود که وحی با واسطه‌ی جبرئیل می‌آمد. گفته‌اند هر بار کلمه‌ها بی‌واسطه می‌آمدند، از حال می‌رفت.
گفته‌اند از حرا فرود آمد. چون بیدی باد دیده می‌لرزید. رسید خانه. خدیجه(سلام‌الله علیها) هرچه عبا و پتو در خانه بود انداخت روی دوش‌های او. هنوز از پس لرزه‌های بی‌سواد خواندن رها نشده، دوباره کلمه فرود آمد: «ای که در پارچه‌ها خود را پیچیده‌ای برخیز و هشیارشان کن» 6
چه تکلیف دشواری خدا از شاگرد محبوبش می‌خواهد. فکر کن بایستد آن‌جا تنها با شانه‌هایی نحیف و خدا در گوشش نجوا کند: «بگو به بندگانم که من نزدیکم. صدایم اگر کنند جواب می‌دهم» 7. معلوم است بی‌هوش می‌شود. اما ما از رنج این واسطه‌ی نجوا چه می‌فهمیم؟
****************************
1. فاین تذهبون. سوره تکویر
2. یضع عنهم اصرهم... سوره مائده
3. ما غرک بربک الکریم. سوره انفطار
4. اثاقلتم الی الارض. سوره توبه
5. ارضیتم بالحیوة الدنیا. سوره توبه
6. یا ایها المدثر قم فانذر. سوره مدثر
7. و اذا سئلک عبادی عنی فانی قریب. سوره بقره
برگرفته از: مجله همشهری جوان

http://upload.tazkereh.ir/images/59095886416023670191.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/59095886416023670191.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۸:۲۵
http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/01%20esfand/001/0009108%20%2817%29.jpg

اني بعثت لاتم مكارم الاخلاق

من مبعوث شدم تا اخلاق نيك را بر پا دارم

گوشه‏اى ازاخلاق عظيم
پيامبر گرامى اسلام صلى الله و عليه و آله




روزهايى بس شيرين و به ‏ياد ماندنى و تاريخ ساز پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله را نمى‏توان با الفاظ و سخنان ناقص انسانهاى ناقص ‏توصيف و تعريف كرد.

او هرگز در اين واژه‏ها نمى‏گنجد و فراتر از آن است. انسان‏ كاملى كه تمام افلاك و موجودات را خدا به خاطر او آفريد واگر او نبود، هيچ چيز نبود.

«لولاك لما خلقت الافلاك‏» و الا انسانى كه تا قاب قوسين او ادنى بالا رفت و به جايى رسيد كه‏ جبرئيل آن ملك مقرب و واسطه وحى الهى به آنجا هرگز نرسد و با صراحت‏ به او عرض كرد:
اگر يك مو بالاتر روم به نور تجلى ‏بسوزد پرم. ولى رسول الله رفت و به جايى رفت كه نه در خرد آيد و نه بر ورق نگاشته شود و نه حتى در وهم وخيال! اوست كسى كه‏ خدايش درباره ‏اش فرمود: «

و انك لعلى خلق عظيم‏» پس مابه جاى ‏اينكه حرفى بزنيم كه نه آغازش و نه انجامش ما را به جايى ‏مى‏رساند چرا كه جز آفريده ‏اش و برادرش كسى او را نخواهد شناخت ‏«يا على ما عرف الله الا انا و انت و ما عرفنى الا الله وانت و ما عرفك الا الله و انا» پس روا است كه لب فرو بنديم وسخن كمتر گوئيم.

بيائيم در اين سخن ربانى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله را داراى منشى سترگ واخلاقى عظيم معرفى مى‏كند بيانديشيم و از زبان روايت نمى از اين‏ اقيانوس پرفيض برگيريم.

شايد برخى عزيزان به كار بندند و ازرسول الله الگوى زندگى بگيرند كه قرآن فرمود: «و لكم فى رسول‏الله اسوه حسنه‏».

جمله ‏هايى كوتاه در منش و روش زندگى حضرت بيان مى‏شود كه هم ‏بركت است و پر مايه بركتى است و هم برنامه به زيستى وخدا پسندانه:

1) آن قدر حضرت متواضع و فروتن بود كه متن روايت او را«خاضع الطرف‏» مى‏نامد يعنى به زمين نگاه مى‏كرد و سر را كمتر بالا مى‏برد، اين چنين با وقار و متين... با ادب و فروتن.

چنان‏ در برابر خالقش خاضع و خاشع بود كه بيشتر سرفرود مى‏آورد و كمتر سر را بلند مى‏كرد چه پيوسته خدا را حاضر و ناظر مى‏ديد و لحظه ‏اى ‏بلكه كمتر از لحظه‏ اى هم از ياد و ذكر خدا غافل نبود.




http://upload.tazkereh.ir/images/73124574923134787812.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/73124574923134787812.gif)

(http://upload.tazkereh.ir/images/59095886416023670191.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۸:۳۱
http://upload.tazkereh.ir/images/68683470767336876502.jpg



2) يكى ديگر از نشانه ‏هاى بارز تواضع و خوى نيكويش اين بود كه ‏به هر كه مى‏رسيد، پيش قدم در سلام كردن بر او بود، سلام كه خود تحيت اسلامى است و پيامبر آن را به ما ياد داده، خود نيز بيش ازهمه و پيش از همه به آن عمل مى‏كرد و قبل از آنكه ديگرى بر او سلام كند، او خود سلام مى‏كرد.

هرگز پيامبر ملاحظه نمى‏كرد كه آن ‏فرد بزرگ است‏ يا كوچك، دانشمند است ‏يا بى‏سواد، ثروتمند است ‏يا فقير.

آرى حضرت آنقدر عظمت داشت كه بر همه افراد بدون ملاحظه‏ هاى ‏اسمى، شغلى، خطى، مسئوليتى، مالى و... سلام مى‏كرد و او با اينكه بزرگترين از هر نظر بود بر كوچكترين انسانها از هر نظر سلام مى‏كرد و بيشتر براى اينكه ما را به اين سنت‏ حسنه ‏تشويق كند مى‏فرمود: سلام را نود و نه حسنه است و جوابش يك حسنه.

3) پيامبر هرگز بدون جهت ‏سخن نمى‏گفت، و اگر سخنى مى‏گفت‏ بيشتر جنبه موعظه و پند داشت، يا مطلبى را مى‏آموخت و يا به معروف و خيرى امر مى‏كرد و يا از شر و منكرى مردم را باز مى‏داشت، تمام ‏سخنانش سودمند و يك كلمه، نه بلكه يك حرف، پوچ و بى‏ارزش نبود، زيرا خوب مى‏دانست كه: «و ما يلفظ من قول الا لديه رقيب عتيد» وانگهى پيامبر اسوه است و الگو و اوست انسان كامل.

پيامبر كسى ‏است كه نخستين آفريده پروردگار، نور مباركش است: «اول ما خلق‏الله نورى‏» پس، از اين نور كامل چيزى تراوش نمى‏كند جز نور، وهرچه مى‏گويد گفته خدا است «و ما ينطق عن الهوى ان هو الا وحى ‏يوحى‏».

4) و پيامبر هرگز از ذكر خدا غافل نمى‏شد. در روايت است: «ولايجلس و لايقوم الا على ذكر» او نمى‏نشست و برنمى‏خاست جز با ذكر و ياد خدا.

پيامبر در هر آن قرين و همنشين ذكر خدا بود چه بر زبان آورد و چه در دل گويد. او خود ذكر خدا را كفاره مجلس ‏مى‏دانست و اعلام مى‏داشت كه اگر در مجلسى ياد خدا نباشد يا ذكرى ‏از اهل بيت كه آن نيز ياد خدا است، پس آن مجلس بر اهلش وزر و وبال است و نحس است و شوم.

و اگر حضرت مى‏ خنديد از تبسم تجاوز نمى‏كرد «جل ضحكه التبسم‏» زيرا قهقهه و خنده با صدا با شئون ‏انسان مودب منافات دارد چه رسد به انسان كامل و چه رسد به اشرف‏ مخلوقات.





(http://upload.tazkereh.ir/images/50698965499449744504.gif)
http://upload.tazkereh.ir/images/50698965499449744504.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/50698965499449744504.gif)http://upload.tazkereh.ir/images/54086345439981332607.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/54086345439981332607.gif)http://upload.tazkereh.ir/images/50698965499449744504.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/50698965499449744504.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۸:۳۶
http://upload.tazkereh.ir/images/53052630454967663746.jpg


5) يكى ديگر از موارد تواضع و فروتنى حضرت اين بود كه هر وقت‏ وارد مجلس مى‏شد، هر جا كه جاى خالى بود مى‏نشست، مانند خود خواهان يا نادانان نبود كه دنبال صدر مجلس هستيم، و خيال‏ مى‏كنيم كه بايد بالا و بالاتر نشست. اصلا آن جا كه انسان والا مى‏نشيند والا است نه آنكه انسان والا بايد در جاى والا نشيند.

عزيزانم! قطعا اين از تواضع است كه انسان در جايى كه خالى‏است‏ بنشيند و هرگز منتظر نباشد كه ديگران در برابرش قد علم ‏كنند و برخيزند تا آن جناب را در صدر مجلس بنشانند.

اين حالت ‏بدون ترديد برخاسته از هواى نفس است و تكبر كه بايد زدوده شود و گاهى بلكه بيشتر به خاطر عقده ‏هاى درونى و محروميت‏هاى ديرينه ‏است كه شخص مى‏خواهد از اين راه خودى را نشان دهد!!

6) پيامبر اكرم صلى الله و عليه وآله آرام و آهسته سخن مى‏گفت و هيچ گاه فرياد نمى‏زد و صدا را بلند نمى‏كرد.

و مجلس آن حضرت نيز از چنان آرامشى ‏برخوردار بود كه عين ادب و تواضع است و كسى در مجلس پيامبر بلند سخن نمى‏گفت «و اغضض من صوتك‏» و دستور هم همين بود كه‏ كسى صدايش را بالاتر از صداى رسول الله نكند «لاترفعوا اصواتكم ‏فوق صوت النبى‏» و چون خود حضرت آهسته و آرام سخن مى‏گفت لذا مجلسش بسيار آرام و با وقار بود كه حتى صداى به هم زدن بال ‏پرنده به گوش مى‏رسيد.

7) «لايقطع على احد كلامه‏» هرگز سخن كسى را قطع نمى‏كرد و تا شخصى مشغول سخن گفتن بود، به او خوب گوش مى‏داد و پس از تمام ‏شدن سخنش آرام پاسخش را مى‏گفت.

و چنان اصحابش را تربيت كرده ‏بود كه هرگاه لب مباركش به سخن وا مى‏شد، تمام حاضران ساكت‏ مى‏شده و سراپا گوش مى‏شدند «كان على رووسهم الطير» و هرگاه ‏سخن حضرت تمام مى‏شد بدون آنكه سخنانشان با هم تزاحم كند، با هر يك به نوبت‏ حرف مى‏زد.

8) نكته ديگرى كه بسيار جالب و ارزنده است و بايد مد نظر قرارگيرد اين است كه حضرت در هنگام سخن گفتن، به افراد يكسان نگاه ‏مى‏كرد «و كان يساوى فى النظر والاستماع للناس‏».

بايد سخنگويان محترم اين مطلب را دقت كنند كه يكسان و مساوى در حال حرف زدن به اين طرف و آن طرف نگاه كنند زيرا اين نكته‏ ظريف اخلاقى است كه در نگريستن به افراد(هنگام صحبت كردن)انسان‏ فرق بين اين و آن نگذارد و همه را به يك ديد بنگرد كه ‏اميدواريم در موارد ديگر نيز اين تساوى و يكسان ‏نگرى حفظ شود.

راستى چه زيبا است تربيت رسول الله! بنابراين، هر كه ‏بخواهد بيشتر به پيامبر نزديك گردد، بايد رفتار و اخلاقش را با آن حضرت نزديكتر كند.

9) «و كان يجالس الفقراء و يواكل المساكين‏» او نه تنها با مالداران و دارايان مجالست مى‏كرد بلكه با فقرا و مستمندان نيزهمنشين بود. بلكه قطعا حضرت از نشستن با فقرا بيشتر لذت مى‏برد و اگر با ثروتمندان مى‏نشست ‏به خاطر هدايت كردن آنان بود نه چيز ديگر.




http://upload.tazkereh.ir/images/61659554748455981463.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/61659554748455981463.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۸:۴۱
http://upload.tazkereh.ir/images/28661903898392511005.jpg


10) هرگاه پيامبر مى ‏خواست ‏به مجلس وارد شود و با مردم ‏برخورد كند، خود را طبق موازين اسلامى آرايش مى‏داد يعنى درآينه مى‏نگريست و موهاى خود را شانه مى‏زد .

و چنين در روايت آمده ‏است «و كان ينظر فى المرآه و يتمشط‏» و نه تنها حضرت لباس ‏تميز و مرتب مى‏پوشيد و محاسن مبارك را شانه مى‏زد بلكه پيوسته ‏بوى خوش عطر از حضرت از مسافتى دور استشمام مى‏شد.

بگذريم ‏كه خود حضرت خوشبو بود و بوى خوشش دوست و دشمن را جذب مى‏كرد، كه همواره از عطر نيز استفاده مى‏نمود.

راوى مى ‏گويد: قبل ازآنكه حضرت به مسجد وارد شود، ما خبردار مى‏شديم زيرا بوى عطرش‏ از مسافتى به مشاممان مى‏خورد و متوجه ورود حضرت مى‏شديم.

خود حضرت نيز مى‏فرمايد: «ان الله يحب من عبده اذا خرج الى اخوانه‏ان يتهيا لهم و يتجمل‏» خداوند دوست دارد كه بنده ‏اش هرگاه‏ مى‏خواهد با برادرانش ملاقات كند، خود را آماده كند و براى آنها آرايش نمايد.

اسلام دستور آراستن داده است نه مانند برخى ساده لوحان كه باموهاى ژوليده و لباس نامرتب مى‏آيند و خيال مى‏كنند اين از زهد است. نه! اين از زهد اسلامى كاملا به دور است.

زهد اين است كه به ‏دنيا و ملذاتش دل نبنديم نه اينكه صوفى منشانه زندگى كنيم وژوليده سيما در ميان مردم حاضر شويم!

11) پيامبر اگر سواره بود هرگز نمى‏پذيرفت كه شخصى همراه وهمگام او پياده راه رود. از او مى‏خواست كه بر مركبش در كنارش ‏سوار شود و اگر قبول نمى‏كرد يا امكان نداشت، به او مى‏فرمود:

از من جلوتر برو تا من در پس تو آيم و به تو برسم. اين چه عظمت ‏و بزرگوارى است انسان‏ها را سرگردان مى‏كند و به حيرت وا مى‏دارد.

12) اگر سه روز مى‏گذشت و دوستش يا برادر دينى‏اش را نمى‏ديد ازاو سؤال مى‏كرد، پس اگر به مسافرت رفته بود برايش دعا مى‏كرد واگر در شهر بود حتما از احوالش تفقد مى‏نمود و به زيارتش مى‏رفت ‏واگر بيمار بود به عيادتش مى‏شتافت.

13) پيامبر آنقدر مهمان نواز بود و مهمانش را احترام و تقدير مى‏كرد كه هرگاه كسى بر او وارد مى‏شد، حضرت متكا و مسند خود را به او مى‏داد و اگر نمى‏پذيرفت آنقدر اصرار مى‏كرد تا قبول كند.




http://upload.tazkereh.ir/images/29770564347481504115.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/29770564347481504115.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۹:۰۳
http://upload.tazkereh.ir/images/76960559843212400335.jpg


14) حضرت ضمن اينكه بسيار هيبت داشت، براى اينكه حاضرين از ديدارش هراس نكنند و ديدارش آنان را نرنجاند، گاهى شوخى مى‏كرد و لطيفه ‏اى در حد ميزان شرعى مى‏گفت كه هيبتش حاضران را به ‏وحشت نياندازد و جرات سخن گفتن را از آنان سلب نكند.

بويژه ‏اگر مى‏يافت كه يكى از يارانش ناراحت و غمگين است ‏با او شوخى ‏مى‏كرد تا غمش را بزدايد. و اصلا پيامبر آن گونه با افراد سخن مى‏گفت كه مناسب با وضعيت علمى و حالت روانى آنان بود.

در روايت‏ آمده است: «و كان يخاطب جلساءه بما يناسب‏» و به اندازه عقل و دركشان با آنان سخن مى‏ گفت و مى ‏فرمود:
«ما پيامبران ماموريت‏ داريم كه با مردم به اندازه عقولشان سخن بگوئيم‏» .

15) مى ‏فرمود: «اكرم اخلاق النبيين و الصديقين البشاشه اذاتراووا و المصافحه اذا تلاقوا» برترين اخلاق پيامبران و رادمردان خوشروئى است هنگامى كه به هم مى‏رسند و مصافحه و دست‏ دادن به يكديگر است هنگامى كه با هم ملاقات مى‏كنند و لذا هر وقت‏ پيامبر مسلمانى را مى‏ديد فورا با او مصافحه مى‏كرد و به او دست ‏مى‏داد و بر اين امر بسيار تاكيد مى‏نمود.

در روايت است كه‏ هرگاه دو مؤمن به هم مى‏رسند و مصافحه كنند گناهانشان مى‏ريزد مانند برگ درختان(در فصل خزان).

اين بود چند جمله كوتاه ولى پرفايده از سيره و منش ‏پيامبر كه براى استفاده عموم عرض شد تا شايد در اين ايام مبارك كار گيريم و دلها را از رشك و حسد و زيغ و رين پاك كنيم و گذشته ‏ها را به خاطر خدا ناديده ‏بگيريم .

از لغزش‏هاى برادرانمان بگذريم(كه خود نيز بسيار لغزش ‏داريم) وقلبها را از كينه و عداوت دور سازيم و با هم چنانكه خدا و رسولش خواهد برادروار زندگى كنيم و اگر از ديگرى انتقاد داريم تلاش كنيم كه انتقادمان سازنده و برادرانه باشد نه كينه ‏توزانه و انتقام‏ گرانه.

باشد كه روح رسول الله صلى الله و عليه و آله و فرزند برومندش حضرت بقية الله الاعظم ارواحناه لتراب مقدمه الفدا از ما خشنود گردد.





http://upload.tazkereh.ir/images/14277275399474925247.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/14277275399474925247.gif)

اتقوا فراسة المؤمن
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۱۹:۴۳
با اشک غیبت تبریک مبعث
این جمعه هم گذشت
ای مردم ... !
درد غیبت از درد شهادت سخت تر است ... درد غیبت از درد شمشیر بر فرق سخت تر است ... داغ غیبت از میخ داغ بر پهلوی شکسته داغ تر است ... زهر غیبت از زهر سمٌی تلخ تر است ... عطش غیبت ازعطش کربلا بیشتر است... غربت غیبت از غربت زندان سخت تر است ... درد و غم و غربت امام مهدی عج از جمیع درد و غم 11 پدر بزرگوارش هم سخت تر و تلخ تر و بیشتر است ...
جالب اینجاست امام مهدی عج برای مظلومیت و غربت و درد پدرانش گریه می کند ...
چه کسی برای مهدی فاطمه عج گریه می کند ...
خوشا انان که گریه شان گریه ی مهدیست غمشان غم مهدیست اشکشان اشک مهدیست یادشان یاد مهدیست جانشان فدای مهدیست ...
اللهم عجل لولیک الفرج

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۲۰:۰۶
http://upload.tazkereh.ir/images/84219193090921819563.png







از حرا آیات رحمن و رحیم آمد پدید


با نخستین حرف،قرآن کریم آمد پدید


صوت"اقرا ء باسم ربک" می رسد بر گوش جان


یا که از غار "حرا"خلق عظیم آمد پدید


نغمه "یا ایها المدثر"از جبرئیل بین


یک جهان رحمت به ما از آن کلیم آمد پدید


بانگ توحید است از هرجا طنین افکن به گوش


فانی اصحاب شیطان رجیم آمد پدید


سید امی لقب بر دست قرآن می رسد


یا به گمراهان صراط مستقیم آمد پدید


بعثت پیامبر اكرم (ص) بر پیروان حضرتش تهنیت باد


http://upload.tazkereh.ir/images/53747696581995477736.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/53747696581995477736.gif)

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۲۰:۲۴
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif
http://www.upload.tazkereh.ir/images/56301487768418916647.gifhttp://www.upload.tazkereh.ir/images/56301487768418916647.gifhttp://www.upload.tazkereh.ir/images/56301487768418916647.gif
http://www.fasleno.com/UserFiles/Image/volume44/mabas.jpg
http://www.upload.tazkereh.ir/images/56301487768418916647.gifhttp://www.upload.tazkereh.ir/images/56301487768418916647.gif



http://www.tazkereh.ir/upload/images/06318022997555599837.pngسخنان حكمت آميز رسول خدا( ص )http://www.tazkereh.ir/upload/images/06318022997555599837.png



http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif1ـ فضيلت دانش طلبى.http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif


مـن سلك طريقا يطلب فيه علما سلك الله به طريقا الـى الجنه ... و فضل العالـم علـى العابـد كفضل القمـر علـى سـائر النجـوم اليله البـدر.
(1) هركه راهى رود كه در آن دانشـى جـويد , خداوند او را به راهى كه به سـوى بهشت است ببرد , و برترى عالـم بر عابـد ماننـد برتـرى ماه در شب چهارده بـر ديگـرستارگان است .
ستارگان است .
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif2ـ دين يابى ايرانيان.http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif


لو كان الديـن عند الثريا لذهب به رجل من فارس ـ او قال ـ مـن ابناء فارس حتى يتناوله ,(2) اگـر دين به ستاره ثـريا رسـد , هـر آينه مـردى از سـرزمين پارس ـ يا ايـن كه فـرمـوده از فـرزنـدان فـارس ـ به آن دست خـواهنـد يـازيــد.
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif3ـ ايمان خواهى ايرانيان.http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif


اذا نزلت عليه (ص ) سـوره الجمعه فلما قرا: و آخريـن منهم لما يلحقوا بـهم .
(3) قال رجل مـن هولاء يا رسول الله ؟ فلم يراجعه النبى (ص ) حتى سئله مره او مرتين او ثلاثا.
قال و فينا سلمان الفارسـى قال فـوصع النبـى يده على سلمان ثـم قال : لـو كـان الايمـان عنـد الثـريـا لنـا له رجـال مـن هـولاء.
(4) وقتـى كه سـوره جمعه بر پيامبـر اكرم (ص ) نازل گرديـد و آن حضرت آيه و آخريـن منهم لمايلحقـوا بهم را خـوانـد.
مردى گفت : اى پيامبـر خـدا مراد ايـن آيه چه كسانـى است ؟ رسـول خدا به او چيزى نگفت تا ايـن كه آن شخص يك بار ,دوبار , يا سه بار سوال كرد.
راوى ميگـويد: سلمان فارسى در ميان ما بود كه پيامبراكرم (ص ) دستـش را روى دوش او نهاد, سپـس فرمـود: اگر ايمان به ستاره ثريا برسد هرآينه مـردانـى از سـرزميـن ايـن مـرد به آن دست خـواهنـد يافت .
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif4ـ مشمولان شفاعت.http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif


اربعه اناالشفيع لهم يوم القيمه :.
1ـ معين اهل بيتى .
2ـ والقـاضـى لهـم حـوائجهم عنـد مـا اضطــروا اليه .
3ـ والمحب لهم بقلبه و لسانه .
4ـ والدافع عنهم بيده .
(5) چهار دسته انـد كه مـن روز قيـام شفيع آنهاهستـم :.
1ـ يارى دهنده اهل بيتم , 2ـ بـرآورنـده حـاجـات اهل بيتـم به هنگـام اضطـرار و نـاچـارى , 3ـ دوستدار اهل بيتم به قلب وزبان , 4ـ و دفـاع كننـده از اهل بيتـم با دست و عمل .
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif5ـ ملاك پذيرش اعمال.http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif


لايقبل قول الا بعمل و لايقبل قـول و لاعمل الا بنيه و لا يقبل قـول و لاعمل و لا نيه الا باصابه السنه .
(6) نزد خداوند سخنى پذيرفته نميشود مگر آن كه همراه با عمل باشد , و سخـن و عملى پذيرفته نمـيشـود مگـر آن كه همراه با نيت خالص باشـد .
و سخـن و عمل و نيتـى پذيـرفته نمـيشـود مگـر آن كه مطـابق سنت بـاشد.
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif6ـ صفات بهشتى.http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif
الا اخبر كـم بمـن تحرم عليه النارغدا؟ قيل بلى يا رسـول الله .
فقال : الهيـن القريب اللين السهل .
(7) آيا كسـى را كه فرداى قيامت , آتـش بر او حرام است به شما معرفى نكنـم ؟ گفتند: آرى , اى پيامبر خدا.
فرمـود: كسى كه متيـن , خونگرم , نرمخـو و آسانگير باشد.
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif7ـ نشانه هاى ستمكار.http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif


علامه الظالم اربعه :يظلم من فوقه بالمعصيه ويملك مـن دونه بالغلبه و يبغض الحق و يظهر الظلم .
(8) نشانه ظالم چهار چيز است : 1ـ با نافرمانى به مافوقش ستم ميكند, 2ـ به زيـر دستـش بـا غلبه فـرمـانـروايـى مـيكنـد, 3ـ حق را دشمـن مـيدارد, 4ـ و ستـم را آشكـار مـيكنـد.
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif8ـ شعبه هاى علوم دين. http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif
انمـا العلـم ثلاثه : آيه محكمه او فريضه عادله او سنه قـائمه و مـا خلاهــن فهوفضل .
(9) همـانـا علـم ديـن سه چيز است , وغيــر از اينها فضل است : 1ـ آيه محكمه (كه منظور آز آن علـم واصـول عقـــائد است ), 2ـ فـريضه عادله ( كه منظور از آن علـم اخلاق است ), 3ـ و سنت قـائمه ( كه منظور از آن علـم احكـام شــريعت است ).
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif9ـ فتواى نااهل.http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif
مـن افتـى النـاس بغيـر علـم ... فقـد هلك و اهلك .
(10) كسـى كه بدون صلاحيت علمى براى مردم فتـوا دهد, خـود را هلاك ساخته
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif10ـ روزه واقعى. http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif
الصـائم فـى عبـاده و ان كـان فـى فـراشه مـا لـم يغتب مسلمــا.
(11) روزه دار ـ مادامـى كه غيبت مسلمانـى را نكرده باشد ـ همـواره در عبادت است , اگر چه در رختخواب خود باشد.
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۲۰:۲۷
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif11ـ فضيلت رمضان. http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif
شهر رمضان شهر الله عزوجل و هـو شهر يضاعف فيه الحسنات و يمحـو فيه السيئات و هو شهر البـركه و هو شهر الانابه و هو شهر التـوبه وهو شهر المغفـره و هـو شهرالعتق من النار والفوز بالجنه ,الا فاجتنبـوا فيه كل حرام و اكثروا فيه مـن تلاوه القران ...(12) ماه رمضان ماه خداوند عزيز و جليل است ,و آن ماهـى است كه درآن نيكيهادوچندان و بديها محو ميشود, ماه بركت و ماه بازگشت به خدا و تـوبه ازگنـاه و مـاه آمـرزش و مـاه آزادى از آتـش دوزخ و كـاميـابـى به بهشت است .
آگاه بـاشيـد در آن ماه از هـرحـرامـى بپـرهيزيـد و قـرآن را زياد بخـوانيـد
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif.12ـ نشانه اى شكيبا. http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif
علامه الصابر فى ثلاث : اولها ان لايكسل و الثانيه ان لايضجـر, والثالثه ان لايشكـو مـن ربه عزوجل , لانه اذا كسل فقد ضيغ الحق , واذا ضجر لـم يـود الشكر, واذا شكى مـن ربه عزوجل فقدعصاه .
(13) علامت صابر در سه چيزاست : اول : آن كه كسل نشـود, دوم : آن كه آزرده خاطـرنگردد, سـوم آن كه از خـداونـدعزوجل شكوه نكند, زيرا وقتى كه كسل شـود, حق را ضايع ميكند, وچـون آزرده خاطرگـردد شكـر را به جا نمـيآورد, و چـون از پـروردگارش شكايت كنـد در و واقع او را نافرمانى نموده است
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif.13ـ بدترين جهنمى. http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif
ان اهل النار ليتاذون مـن ريح العالـم التارك لعلمه و ان اشد اهل النار ندامه و حسره رجل دعا عبـدا الـى الله فاستجاب له و قبل منه فاطاع الله فادخله الله الجنه و ادخل الـداعى النار بتركه علمه .
(14) همانا اهل جهنـم از بوى گند عالمى كه به علمش عمل نكرده رنج ميبرند, و از اهل دوزخ پشيمانـى و حسرت آن كـس سخت تـر است كه در دنيا بنـده اى را به سـوى خـداخـوانده و او پذيرفته وخدا اطاعت كرده و خـداوند او را به بهشت در آورده ولـى خـود دعوت كننـده را به سبب عمل نكـردن به علمـش به دوزخ انداخته است
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif.14ـ عالمان دنيا طلب. http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif
اوحـى الله الـى داود(ع ) لاتجعل بينـى و بينك عالما مفتـونا بالدنيا فيصـدك عن طريق محبتى فان اولئك قطاع طرق عبادى المريديـن , ان ادنى ما انا صانع بهم ان انزع حلاوه مناجاتى عن قلوبهم .
(15) خداوند به داود(ع ) وحى فرمود كه : ميان مـن وخودت عالـم فريفته دنيا را واسطه قرار مده كه تو را از راه دوستيام بگرداند, زيراكه آنان , راهزنان بندگان جـوياى مـناند, همانا كمتر كارى كه باايشـان كنـم ايـن است كه شيـرينـى منـاجـاتـم رااز دلشـان بـركنم
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif .15ـ نتيجه يقين. http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif
لـو كنتم توقنون بخير الاخره و شرهاكما تـوقنون بالدنيا لاثرتـم طلب الاخره .
(16)اگر شما مردم يقين به خير وشـر آخـرت مـيداشتيـد, همان طـور كه يقيـن به دنياداريـد البته در آن صـورت آخـرت را انتخـاب مـيكـرديـد
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif.16ـ نخستين پرسشهاى قيامت. http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif
لاتزول قـدمـا عبـد يـوم القيمه حتـى يسئل عن اربع : عن عمره فيما افناه , و عن شبابه فيما ابلاه , و عن ماله مـن اين اكتسبه و فيما انفقه و عن جبنا اهل البيت .
(17) هيچ بنـده اى در روز قيامت قدم از قـدم بـر نمـيدارد تا از ايـن چهار چيزاز اوپرسيده شود: 1ـ از عمـرش كه در چه راهـى آن را فـانـى نمـوده , 2ـ واز جـوانـى اش كه در چه كـارى فـرسـوده اش ســـاخته , 3ـ و از مـالـش كه از كجـابه دست آورده و در چه راهـى صـرف نموده , 4ـ و از دوستى ما اهل بيت .
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif17ـ محكم كارىhttp://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif.

ولكـن الله يحب عبــدا اذا عمل عملا احكمه .
(18) پيامبـر اكـرم (ص ) وقتـى كه بـا دقت قبـر سعد بـن معاذ را پـوشـانـد فـرمـود: ميدانـم كه قبر سرانجام فرو ميريزد و نظم آن بهم ميخـورد, ولـى خداوند بنده اى را دوست مـيدارد كه چـون به كـارى پـردازد آن را محكـم واستـوار انجـام دهـد.
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif18ـ مرگ , بيدارى بزرگ.http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif

الناس نيام اذا ماتوا انتبهوا.
(19) مـردم در خـواب انـد وقتـى كه بميـرنـد , بيـدا مـيشـونـد.
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif19ـ ثواب اعمال كارساز.http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif

سبعه اسبـاب يكسب للعبـد ثـوابها بعد وفـاته : رجل غرس نخلا او حفـر بئرا او اجـرى نهرا او بنـى مسجـدا او كتب مصحفا او ورث علمـا او خلف ولـدا صـالحـا يستغفـر له بعد وفـاته .
(20) هفت چيز است كه اگر كسى يكياز آنها را انجام داده باشد, پس از مرگـش پاداش آن هفت چيز به او ميرسد:.
1ـ كسـى كه نخلـى را نشـانـده بـاشـد (درخت مثمـرى را غرس كـرده بـاشد),.
2ـ يا چاهى را كنده باشد,.
3ـ يانهرى راجارى ساخته باشد,.
4ـ يامسجدى را بنا نموده باشد,.
5ـ ياقرآنى نوشته باشد,.
6ـ يـا علمـى را از خـود بـر جـاى نهاده بـاشـد,.
7ـ يا فـرزنـد صـالحـى را باقـى گذاشته بـاشـد كه بـراى او استغفـار نمـايـد.
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif20ـ سعادتمندانhttp://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif.

طـوبـى لمـن منعه عيبه عن عيـوب المـومنيـن مـن اخـوانه طـوبـى لمـن انفق القصـد وبذل الفضل و امسك قـوله عن الفضـول و قبيح الفعل ,(21) خوشا به حال كسى كه عيبـش او را از عيوب برادران مومنـش باز دارد, خوشا به حال كسـى كه در خرج كردن ميانه روى كند و زياده از خرج راببخشد و از سخنان زائد و زشت خوددارى ورزد.
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۲۰:۲۷
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif21ـ دوستى آل محمد.http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif

من مات على حب آل محمد مات شهيدا.
الا و مـن مـات علـى حب آل محمـد مـات مغفـورا له .
الا و من مات على حب آل محمد مات تائبا.
الا و مـن مـات علـى حب آل محمـد مـات مـومنـا مستكمل الايمان .
الا ومن مات على بغض آل محمد جاء يوم القيمه مكتـوب بيـن عينيه مايـوس من رحمه الله .
الا و مـن مـات علـى بغض آل محمـد لم يشـم رائحه الجنه .
(22) كســى كه بـا دوستـى آل محمـد (ص ) بميـرد شهيـد مرده است .
آگـاه بـاشيـد كسـى كه بـا دوستـى آل محمـد (ص ) بميـرد آمـرزيـده مــرده است .
آگاه باشيـد كسـى كه بـا دوستـى آل محمـد (ص ) بميـرد .
تـوبه كـار مـرده است .
آگاه باشيـد كسـى كه با دوستـى آل محمـد (ص ) بميرد , با ايمان كامل مرده است .
آگاه باشيـد كسـى كه با دشمنـى آل محمـد (ص ) بميرد , در حالـى به صحراى قيامت مـيآيـد كه بـر پيشـانـى اش نـوشته شـده : نـا اميـد از رحمت خدا.
آگاه باشيد كسـى كه با دشمنـى آل محمد (ص ) بميرد, بـوى بهشت به وى نمـيرسـد .
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif22ـ سزاى زن و مرد همسر آزار.http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif

ايما امراه اذت زوجها بلسانها لميقبل الله منها صرفا و لاعدلا ولاحسنه مـن عملهاحتى ترضيه و ان صامت نهارها قامت ليلهاو كانت اول مـن يرد النار و كذلك الرجل اذا كان لها ظالما,(23) هر زنـى كه شـوهر خـود را با زبان بيازارد خداوند هيچ جبران و عوض و نيكـى ازكارش را نميپذيرد تا او را راضى كند, اگر چه روزش را روزه بگيرد و شبـش را به عبادت بگذراند و چنين زنى اول كسى است كه داخل جهنـم خـواهد شد و همچنيـن است اگر مرد به زنش ستم روا دارد.
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif23ـ سزاى زن ناسازگار با شوهر.http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif

ايما امراه لمتـرفق بزوجها و حملته علـى ما لايقـدر عليه و ما لايطيق لـمتقبل منها حسنه و تلقـى الله و هـو مليها غضبان ,(24) هرزنـى كه با شـوهر خـود مـدارا ننمايد واو را به كارى وادرا سازد كه قـدرت وطاقت آن را ندارد, از او كارى نيكـى قبـول نمـيشـود ودر روز قيامت , خدا رادرحـالتـى ملاقـات خـواهـد كـرد كه بـر روى خشمگيـن بـاشـد.
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif24ـ نخستين رسيدگى در قيامت.http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif

اول ما يقضى يوم القيمه الدماء.
(25) اوليـن كارى كه در روز قيامت به آن رسيدگـى ميشـود خـونهاى به ناحق ريخته شده است .
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif25ـ بيرحمى و ترحم.http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif

اطلعت ليله اسـرى علـى النار فرايت امراه تعذب فسئلت عنها فقيل انها ربطت هره و لم تطعمها و لـم تسقها و لـم تـدعها تاكل مـن خشـاش الارض حتـى ماتت فعذبهابذلك و اطلعت علـى الجنه فـرايـت امـراه مـومسه يعنــى زانيه فسئلت عنها فقيل انهامرت بكلب يلهث مـن العطـش فارسلت ازارها فى بئر فعصرته فـى حلقه حتـى روى فغفـر الله لها.
(26) در شب مـعراج از دوزخ آگاهـى يـافتـم , زنـى را ديـدم كه درعذاب است , از گناهش سوال كـردم .
پاسخ داده شد كـــــه او گربه اى رامحكـم بست , درحالى كه نه به آن حيوان خـوراكى داده و نه آبى نوشاند و آزادش هم نكرد تا خود در روى زمين چيزى را بـيابـد و بـخـورد و با اين حال ماند تا مرد.
خداوند اين زن را به خـاطر آن گناه عذاب كرده است .
و از بهشت آگاهى يافتـم , زن آلـوده حامنى را ديدم و از وضعش سـوال كردم .
پاسخ ‌داده شد ايـن زن به سگى گذر كرد, در حالى كه از عطش و زبانش را از دهان بيرون آورده بود , او پارچه پيرهنـش را در چاهى فرود برد, پـس آن پارچه را در حلقوم سگ فشرد تا آن حيـوان سيراب شـد خـداوندگناه آن زن را به خاطرايـن كار بخشيد.
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif26ـ عدم پذيرش اعمال ناخالص.http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif

اذا كان يـوم القيمه نادى مناد يسمع اهل الجمع اين الذين كانـوا يعبدون الناس قـومـوا خذوا اجـوركـم ممـن عملتـم له فانـى لااقبل عملا خالطه شـى ء مـنالـدنيا واهلها.
(27) چـون روز قيامت فـرا رسـد, نـدا دهنـده اى نـدا دهـد كه همه مـردمميشنـوند گـويد: كجايند آنانكه مردم را ميپرستيدند ؟ (28) برخيزيد و پاداشتان را ازكسـى كـــه براى او كار كرديد بگيريد چـون مـن عملـى را كه چيزى از دنيا واهل دنيا با آن مخلوط شده باشد, قبول نميكنـم .
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif27ـ دنيا طلبى ,عنصر حبط اعمال.http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif

ليجيئن اقـوام يوم القيمه واعمالهم كـجبال تهامه فيـومر بهم الى النار قالـوايا رسول الله مصلين ؟ قال نعم يصلون و يصومون وياخذون هنا مـن الليل فاذا عرض لهم شـى ء مـن الـدنيا و ثبـوا عيله .
(29) در روز قيامت گروهـى را بـراى محاسبه ميآورند كه اعمال نيك آنان ماننـد كـوههاى تهامه بر روى هـم انباشته است امـا فرمان ميرسد كه به آتـش برده شوند صـحـابـه گفتند : يـا رسول الله آيـا اينان نماز ميخواندند؟ فرمـود: بلى نماز ميخـواندند و روزه ميگرفتند و قسمتى از شب را در عبـادت بــه سـر ميبردند اما هميـن كه چيزى از دنيا به آنها عرضه ميشد, پرش و جهشميكردند تا خود را به آن برسانند.
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif28ـ با هر كه اى با اوستى.http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif

المرء مع من احب (30).
آدمـى ( در قيـامت ) بـاكســى است كه او را دوست دارد.
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif29ـ دوستى اهل بيت.http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif

مـن سره ان يحيى حياتى و يمـوت مماتـى و يسكـن جنه عدن غرسهاربـى فليـوال عليامن بعدى و ليوال وليه و ليقتد بالائمه من بعدى فانهم عترتى و خلقوا مـن طينتى رزقوا فهما و علما و ويل للمكذبين بفضلهم مـن امتى القاطعيـن فيهم ضلتى لا انالهم الله شفاعتى .
(31) هر كس دوست داشته باشد كه چون من زندگى كند وچون مـن بميرد و در باغ بهشتى كه پروردگارم پرورده جاى بگيرد.
بايد بعد از من على را, و دوست او را دوست بداردو به پيشوايان بعد از من اقتدا كند كه آنان عترت مـن هستند و از طينتم آفريده شـده اند و از درك و دانـش برخـوددار گرديـده انـد و واى بر آن گروه از امت مـن كه برترى آنان راانكار كنند و پيوندشان را با مـن قطع نمايند كه خداوند شفاعت مرا شامل حال آنان نخواهد كرد.
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif30ـ ولايت على (ع ) شرط قبولى اعمال.http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif

فـو الذى بعثنى بالحق نبيا لو جاء احدكـم يوم القيامه باعمال كامثال الجبال ولـم يجـى ء بـولايه علـى بـن ابيطـالب لاكبه الله عزوجل فـى النار .
(32) سـوگنـد به خـدايـى كه مرا به حق بـرانگيخته اگر يكـى از شما در روز قيامت بااعمالى هماننـد كـوهها بيايد.
اما فاقـد ولايت وقبـول حاكميت علـى بـن ابيطالب بـاشـد, خـداونـد او را به رو در آتـش افكند.
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۲۰:۲۸
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif31ـ پاداش مريض.http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif

اذا مـرض المسلـم كتب الله له كاحسـن ما كـان يعمل فـى صحته و تسـاقطت ذنـوبه كمايتساقط ورق الشجر.
(33) وقتى كه مسلمان , بيمار شـود, خـداوند هماننـد بهتريـن حسناتـى كه در حال سلامت انجام ميداده در نامه عملـش مينـويسد و گناهانـش همچـون برگ درخت فرو ميريزد.
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif32ـ مسئوليت مسلمانىhttp://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif.

من اصبح لايهتـم بامور المسلمين فليـس منهم و مـن سمع رجلا ينادى يا للمسلميـن فلم يجبه فليس بمسلم .(34) هر كه صبح كند و به امور مسلميـن همت نگمارد , از آنهانيست ;و هركـس بشنود كه شخصـى فرياد مـيزنـد: (( اى مسلمانها به فريادم برسيد)) ولـى جـوابـش نگـويد,مسلمان نيست .
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif33ـ پيوستگى ايرانيان با اهل بيت عليهم السلام.http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif

قالت الرسول من الفرس لرسول الله (ص ) الى من نحـن يا رسول الله ؟ قال انتم مناو الينا اهل البيت .
(35) فرستادگان باذان , پادشاه يمـن , تحت الحمايه ايران كه اصالتا ايرانى بـودند به حضور پيامبر اكرم (ص ) آمدند و گفتند: اى رسـول خدا: سرانجام ما فارسيان به نزدچه كسى خواهد بود؟ حضرت فرمـود: شما فارسيان از ما هستيـد و سرانجامتان به سـوى ما و خانـدان ماخواهد بود.
قال ابـن هشام : فبلغنى عن الزهرى انه قال : فمـن ثـم قال رسول الله : سلمان منااهل البيت .
ابـن هشام از قول زهرى گويد: و از همين جا بود كه پيامبر فرمود: سلمان از اهل بيت ماست .
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif34ـ خيانت بزرگ.http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif

من تقدم على المسلمين و هو يرى ان فيهم مـن هو افضل منه فقد خان الله و رسوله و المسلمين .
(36) كسى كه بر مسلمانان پيشـى گيرد, در حالـى كه ميداند در ميان آنها كسـى افضل وبهتر از او وجـود دارد, چنيـن كسى به خدا و رسولـش و همه مسلمانان خيانت كرده است .
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif35ـ ارزش هدايت.http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif

لان يهدى الله بك رجلا واحـدا خيـر لك ممـا طلعت عليه الشمس .
(37) پيـامبـر اكـرم (ص ) خطـاب به حضـرت علـى (ع ) فـرمود: هدايت نمـودن خداوند فردى را به وسيله تو از آنچه آفتاب بر آن بتابد براى تـوبهتر و ارزنده تر است .
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif36ـ مردمان آخرالزمان.http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif

ياتـى على الناس زمان تخبث فيه سرائرهـم و تحسـن فيه علانيتهم طمعا مـن الدنيا,لايريدون به ما عنـد ربهم , يكـون دينهم ريـاء لايخالطهم خـوف , يعمهم الله بعقاب فيـدعونه دعاء الغريق فلا يستجيب لهم .
(38) زمانى بر مردم فرا مـى رسد كه براى طمع در دنيا, باطنشان پليد و ظاهرشان زيباباشـد, علاقه اى به آنچه نزد پروردگارشان است نشان ندهند, ديـن آنها ريا شـود وخـوفـى (از خـدا) در دلشان آميخته نشـود, خـداونـد همه آنها را به عذاب سختـى گـرفتار كند, پـس مانند دعايشخص غريق دعا كنند, ولـى دعايشان را اجابت نكند.
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif37ـ راستگو ترين صحابه.http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif

مـااظلت الخضـراء و لااقلت الغبـراء مـن ذى لهجه اصـدق مـن ابــيذر.
(39) آسمان سايه نينداخته و زميـن در بر نگرفته , صاحب سخنى راستگوتر از ابوذر را.
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif38ـ پرسش از عالمان و همنشينى بافقيران.http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif

سـائلـوا العلمـاء و خـاطبـوا الحكماء و جـالسـوا الفقـراء.
(40) از دانشمنـدان بپـرسيـد و با فـرزانگان سخـن بگـوييـد و با فقيـران بنشينيـد.
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif39ـ دستبوسى نه.http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif

هذا تفعله الاعاجـم بملـوكها و لست بملك انمـا انـا رجل منكـم .
(41) مردى خواست تا بر دست رسـول خـدا (ص ) بـوسه زنـد, پيامبر دست خـود را كشيـد وفرمود: ايـن كارى است كه عجمها با پادشاهان خـود ميكنند و من شاه نيستـم , مـن مردى از خودتان هستم .
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif40ـ مهربانى با همنوعان.http://ayehayeentezar.com/images/smilies/roz.gif

ما آمن بـى مـن بات شبعان و جاره جائع و ما مـن اهل قـريه يبيت و فيهم جائع لاينظر الله اليهم يوم القيمه .
(42) به مـن ايمان نياورده كسـى كه سير بخـوابـد و همسايه اش گرسنه باشـد, و اهل يك آبادى كه شب را بگذرانند و در ميان ايشان گرسنه اى باشد, خـداوند در روز قيامت به آنها نظر رحمت نيفكند.

http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif
پى نوشتها:.


1

ـ اصول كافى , ج 1, ص 42.

2ـ صحيح مسلـم , ص 4ص 1972, كتاب فضائل الصحابه , حـديث 230, و همان , ج 2, ص 417 چاپ بولاق , 3ـ سوره جمعه , آيه 3.

4ـ صحيح مسلم , ج 4, ص 1972, كتـاب فضـائل الصحابه .
5ـ خصـال صـدوق , بـاب اربعه , ص 215, حـديث 1.
6ـ بحار الانوار ج 2, ص 174.
7ـ ثواب الاعمال ص 381.
8ـ تحف العقول .
ص 21.
9ـ اصول كافى , ج 1, ص 37.
10ـ اصول كافى , ج 1, ص 54.
11ـ تهذيب الاحكام , ج 4, ص 190.
12ـ بحار الانوار, ج 96, ص 340.
13ـ همان , ج 71, ص 86.
14ـ اصول كافى , ج 1, ص 55.
15ـ همان , ج 1ص 58.
16ـ تنبيه الخـواطـر و نزهه النواظر(معروف به مجمـــوعه ورام ) , ج 1, ص 134.
17ـ خصـال صـدوق ص 253, و مشكـاه الانـوار , ص 171.
18ـ امالى صدوق , ص 231.
19ـ لئالى الاخبار, ص 386.
20ـ محموعه ورام , ج 2,ص 110.
21ـ روضه كافى , ص 248.
22ـ تفسير كشاف زمخشرى , ج 3,ص 467.
23ـ امالى شيخ صدوق , ص 257.
24ـ همان , ص 285.
25ـ سفينه البحـار, ماده قتل , ج 2, ص 407.
26ـ جواهر الكلام , ج 31, ص 359.
27ـ مشكات الانوار, ص 312.
28ـ يعنـى بـراى چشـم مـردم وخـوشـاينـد آنـان كـار مـيكـرده انـد.
29ـ لئالى الاخبار ,ص 465.
30ـ سفينه البحار ماده حبيب , ص 201.
31ـ حليه الاولياء, ج 1, ص 86.
32ـ امالى شيخ طوسى , ج 1,ص 314.
33ـ مكارم الاخلاق , ص 195.
34ـ اصول كافى , ج 3, ص 293.
35ـ سيره ابن هشام , ج 1,ص 72.
36ـ الغدير, ج 8, ص 291.
37ـ شـرح نهج البلاغه ابـن ابـى احـديـد, ج 1,ص 342.
38ـ اصول كافى , ج 3,ص 404.
39ـ الغديـر, ج 8,ص 97, و شـرح نهج البلاغه ابـن ابـى الحـديــــد, ج 2,ص 354.
40ـ تحف العقول , ص 41.
41ـ خيانت در گزارش تاريخ , ج 3,ص 271.
42ـ اصول كافى , ج 4,ص 493.

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۲۰:۳۱
http://www.tazkereh.ir/upload/images/39474250091198490073.gifhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/39474250091198490073.gifhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/39474250091198490073.gifhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/39474250091198490073.gif
http://img.tebyan.net/big/1383/06/7720469233208421931781272296810412513059172.jpg
http://www.upload.tazkereh.ir/images/95415259091121686820.gifhttp://www.upload.tazkereh.ir/images/95415259091121686820.gifhttp://www.upload.tazkereh.ir/images/95415259091121686820.gif
محمد كافرينش هست خاكش
هزاران آفرين بر جان پاكش

سر و سرهنگ، ميدان وفا را
سپهسالار و سر خيل، انبيا را

رياحين بخش باغ صبحگاهى
كليد مخزن گنج الهى‏

يتيمان را نوازش در نسيمش
از آن جا نام شد در يتيمش

به معنى كيمياى خاك آدم
به صورت توتياى چشم عالم

ز شرع خود نبوت را نوى داد
خرد را در پناهش پيروى داد

اساس شرع او ختم جهان است
شريعتها بدو منسوخ از آن است

جوانمردى رحيم و تند چون شير
زبانش گه كليد و گاه شمشير

خدايش تيغ نصرت داد در چنگ
كز آهن نقش داند بست بر سنگ

به معجز بدگمانان را خجل كرد
جهانى سنگدل را تنگدل كرد

چو گل بر آبروى دوستان شاد
چو سرو از آبخورد عالم آزاد

فلك را داده سروش سبز پوشى
عمامه‏ش باد را عنبر فروشى

سرير عرش را نعلين او تاج
امين وحى و صاحب سر معراج

بصر در واب و دل در استقامت
زبانش امتى گو تا قيامت

به خدمت كرده‏ام بسيار تقصير
چه تدبير اى نبى الله چه تدبير

كنم درخواستى زان روضه پاك
كه يك خواهش كنى در كار اين خاك

كالهى بر نظامى كار بگشاى
ز نفس كافرش زنار بگشاى

دلش در مخزن آسايش آور
بر آن بخشودنى بخشايش آور

اگر چه جرم او كوه گران است
ترا درياى رحمت بيكران است

بيامرزش روان آمرزى آخر
خداى رايگان آمرزى آخر
http://img.tebyan.net/big/1383/06/7720469233208421931781272296810412513059172.jpg
http://www.upload.tazkereh.ir/images/95415259091121686820.gifhttp://www.upload.tazkereh.ir/images/95415259091121686820.gifhttp://www.upload.tazkereh.ir/images/95415259091121686820.gif
http://www.tazkereh.ir/upload/images/39474250091198490073.gifhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/39474250091198490073.gifhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/39474250091198490073.gifhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/39474250091198490073.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۲۰:۳۷
http://upload.tazkereh.ir/images/53052630454967663746.jpg




http://www.upload.tazkereh.ir/images/20277092588786352400.gifhttp://www.upload.tazkereh.ir/images/20277092588786352400.gif
نام احمد نام جمله انبياست
چون که صد آمد نود هم پيش ماست

از مناره پنج نوبت پر خروش
نام احمد با علي آيد به گوش

روز و شب گويم به آواي جلي
اکفياني يا محمد يا علي

بعثت رسول عشق و مهرباني مبارک
http://www.upload.tazkereh.ir/images/20277092588786352400.gifhttp://www.upload.tazkereh.ir/images/20277092588786352400.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۸, ۲۱:۲۷
http://img.tebyan.net/big/1383/06/7720469233208421931781272296810412513059172.jpg
http://www.tazkereh.ir/upload/images/39474250091198490073.gifسخنان گهر بارhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/39474250091198490073.gif

http://www.tazkereh.ir/upload/images/39474250091198490073.gifhttp://img.tebyan.net/big/1386/12/322551648187155722367510915210201165150.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/39474250091198490073.gif

1- ما تقرب العبد الی الله بشیء افضل من سجود خفی
ترجمه:
هیچ كس به چیزی بهتر از سجده نهان ، به خدا تقرب نمیجوید .
منبع: كنز العمال ، ج 3 ، ص 24 ، ح 5269

2- ما اوذی احد مثل ما اوذیت فی الله .
ترجمه:
هیچ كس آن قدر كه من در راه خدا اذیت دیدم ، اذیت نكشید
منبع: كنز العمال ، ج 3 ، ص 130 ، ح 5818

3- ما من ساعة تمر بابن آدم لم یذكر الله فیها الا حسر علیها یوم القیامة
ترجمه:
ساعتی بی ذكر خدای بر آدمی زاد نگذرد مگر روز قیامت بر آن حسرت خورد .
منبع: كنز العمال ، ج 1 ، ص 424 ، ح 1819

4- اشقی الاشقیاء من اجتمع علیه فقر الدنیا وعذاب الَخرة
ترجمه:
از همه بدبختان بدبختتر كسی است كه فقر دنیا و عذاب آخرت را با هم دارد
منبع: كنز العمال ، ج 6 ، ص 492 ، ح 16683


5- افضل الاعمال بعد الایمان ألتودد الی الناس
ترجمه:
بهترین كارها پس از ایمان به خدا دوستی با مردم است
منبع: كنز العمال ، ج 9 ، ص 5 ، ح 24653

6- لا یُعجِبَنَّكُم إسلامُ رَجُلٍ حَتَّی تَعلَموا كُنهَ عَقلِهِ
ترجمه:
مسلمانیِ كسی شما را به شگفت نیاورَد تا آن گاه كه حقیقت خِرَدش را در یابید
منبع: مسند الشهاب ، ج 2 ، ص 88

7- ساعات الاذی فی الدنیا یذهبن ساعات الاذی فی الاخره
ترجمه:
ساعتهای آزار این دنیا ساعت‌های آزار آخرت را نابود می‌كند
منبع: نهج الفصاحه

8- النظرة سهم مسموم من سهام ابلیس .
ترجمه:
نگاه بد ، تیری زهر آگین از تیرهای شیطان است
منبع: نهج الفصاحه ، ص 636 ، ح 3159

9- المؤمن اكرم علی الله عز وجل من بعض ملائكته
ترجمه:
مؤمن نزد خدا از بعض فرشتگان او عزیزتر است
منبع: سنن ابن ماجه ، كتاب الفتن ، ح 3937

10- من كان فی حاجة اخیه ، كان الله فی حاجته
ترجمه:
هر كه از پی حاجت برادر خویش باشد ، خدا از پی حاجت وی باشد .
منبع: صحیح بخاری ، كتاب المظالم ، ح 2262

11- اخوف ما أخاف علی امتی الهوی وطول الامل .
ترجمه:
بر امت خویش بیش از هر چیز از هوس و آرزوی دراز بیم دارم
منبع: كنز العمال ، ج 3 ، ص 490 ، ح 7553

12- انی فیما لم یوح الی كاحدكم
ترجمه:
من درچیزهائیكه بمن وحی نرسیده مانند یكی از شما هستم
منبع: نهج الفصاحه

14- ایاك ومصادقة الاحمق فانه یرید أن ینفعك فیضرك .
ترجمه:
از دوستی احمق بگریز ، كه میخواهد به تو نفع رساند ولی ضرر میرساند .
منبع: كنز العمال ، ج 16 ، ص 266 ، ح 44388

15- من المراة ان یكون بكرها جاریة
ترجمه:
از میمنت و خوش‏قدمی زن، این است كه اولین فرزندش دختر باشد
منبع: مستدرك الوسائل، ص‏111

16- تزوجوا النساء فانهن یأتین بالمال .
ترجمه:
زن بگیرید كه زنان توانگری می آورند
منبع: كنز العمال ، ج 16 ، ص 275 ، ح 44431

17- خیر الصداق ایسره .
ترجمه:
بهترین مهرها آن است كه سبكتر باشد
منبع: كنز العمال ، ج 16 ، ص 320 ، ح 44707

18- نعم الشفیع القرآن لصاحبه یوم القیامة .
ترجمه:
چه نیكو شفیعی است قرآن در روز قیامت ، برای كسی كه قرآن خوانده باشد .
منبع: كنز العمال ، ج 1 ، ص 540 ، ح 2422

19- المرض سوط الله فی الارض یؤدب به عباده
ترجمه:
بیماری تازیانه خدا در زمین است كه به وسیله آن بندگان خویش را ادب میكند .
منبع: كنز العمال ، ج 3 ، ص 306 ، ح 6680

20- البطانة تقسی القلب .
ترجمه:
پرخوری دل را سخت میكند .
منبع: نهج الفصاحه ، ص 222 ، ح 1111

21- من سره أن یستجیب الله له عند الشدائد والكرب فلیكثر الدعاء فی الرخاء
ترجمه:
هر كه دوست دارد خدا هنگام سختی و مصیبت دعای وی اجابت كند ، هنگام گشایش دعا بسیار كند
منبع: سنن ترمذی ، كتاب الدعوات ، ح 3304

22- لیس شیء اكرم علی الله تعالی من الدعاء
ترجمه:
هیچ چیز نزد خدا ، گرامی تر از دعا نیست .
منبع: سنن ترمذی ، كتاب الدعوات ، ح 3292

23- لا یمنعن رجلا مهابة الناس ان یقوم بحق اذا علمه .
ترجمه:
ترس از مردم ، شما را از رعایت حقی كه میدانید باز ندارد
منبع: كنز العمال ، ج 15 ، ص 923 ، ح 43588

24- ان أسرع الدعاء اجابة دعوة غائب لغائب .
ترجمه:
دعایی كه غایبی برای غایبی دیگر كند ، از همه دعاها زودتر مستجاب میشود .
منبع: سنن ابی داود ، كتاب الصلاة ، ح 1312

ان الله تعالی یحب اذا عمل أحدكم عملا أن یتقنه .
ترجمه:
خداوند دوست دارد كه وقتی یكی از شما كاری میكند آن را كامل كند .
منبع: كنز العمال ، ج 3 ، ص 907 ، ح 9128

25- انك لن تدع شیئا اتقاء الله عز وجل الا أعطاك الله خیرا منه
ترجمه:
اگر از ترس خدا از چیزی درگذری ، خداوند بهتر از آن را به تو خواهد داد .
منبع: مسند احمد ، مسند البصریین ، ح 19813

26- اتقوا الدنیا فوالذی نفسی بیده انها لأسحر من هاروت وماروت .
ترجمه:
از دنیا بپرهیزید ، قسم به آن كس كه جان من در كف اوست كه دنیا ازهاروت و ماروت ساحرتر است
منبع: كنز العمال ، ج 3 ، ص 182 ، ح 6063

27- آیه المنافق ثلاث اذا حدث كذب و اذا وعد اخلف و اذا ائتمن خان
ترجمه:
نشان منافق سه چیز است سخن بدورغ گوید از وعده تخلف كند و در امانت خیانت نماید
منبع: نهج الفصاحه

28- الهوا و العبوا فانی اكره ان یری فی دینكم غلظه
ترجمه:
تفریح كنید وباری كنید زیرا دوست ندارم كه در دین شما خشونتی دیده شود
منبع: نهج الفصاحه
http://img.tebyan.net/big/1383/06/7720469233208421931781272296810412513059172.jpg

habib12
۱۳۸۹/۰۴/۱۹, ۰۰:۰۰
:Mohabbat::salavat10:
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

عشق محمّد بس است و آل محمّد

شمس و قمر در زمین حشر نتابد

نور نباشد مگر جمالِ محمّد
:salavat10::Mohabbat:

nasimebahar
۱۳۸۹/۰۴/۱۹, ۰۰:۲۲
روز مبعث، روز برانگیختن خردهایی است که در تابوت خُرافه‏ گرایی، هوس ‏پرستی و جهل‏ پیشگی دفن شده بود. روز مبعث روز تولّد عاطفه ‏هاست؛ عاطفه ‏هایی که در رقص شمشیرها زخمی می‏شد و در جنگل نیزه ‏ها جان می‏باخت. آن‏روزها، دخترکان معصوم، به جای آغوش گرم مادر، در دامان سرد خاک می‏خفتند. جوانان بلندقامت، در جنگ جهالت‏ ها، جان به بارش تیرها می‏دادند و زنان بی‏پناه، در بند اسارت می‏زیستند. آه که چه خارهایی به پای بشریّت می‏خلید و چه زخم‏هایی دل عاطفه‏ ها را می‏خَست.

روز مبعث، روز مرگ قساوت‏ها و شرارت‏ها بود؛ روز مرگ کرامت‏هایی که به پای بت‏ها قربانی می‏شد؛ روز مرگ جهل و شرک و پرستش‏های ناروا بود.


روز مبعث، روز میلاد ارزش‏هاست؛ ارزش‏هایی که زنده به گور می‏شد و اصالت‏هایی که در بستر احتضار رو به خاموشی می‏رفت. در آن روز، بذر عشق و مهرورزیدن و مهربان زیستن در دشت تفتیده دل‏ها پاشیده شد و هزاران هزار گل عاطفه از آن رویید.

لبخند بر لب‏ها نشست‏ دست گرم نوازش بر سر یتیمان کشیده شد. شمشیرهای خشونت زنگار گرفت و سفره محبت آغوش گشود. نوع دوستی بنیاد یافت و کینه‏توزی جان باخت. از چشمه چشم‏ها مهر جوشید و در دریای سینه‏ ها عشق خروشید. زندگی زیبا و بودنْ تماشایی شد.

روز مبعث، روز بارش برکت، روز سرافرازی انسان، روز برآمدن آوازهای سپید و روز بوسه زدن بر چهره خورشید، بر همه جهانیان مبارک باد.

http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/01%20esfand/001/0009108%20%2815%29.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۹, ۰۰:۴۳
http://daravish.files.wordpress.com/2008/03/mohamad1.gif
http://shiaupload.ir/images/13395654587287934071.gif (http://shiaupload.ir/images/13395654587287934071.gif)
صدای اقرا اندر غار پیچید
محمد(ص) جامه را از دوش برچید

دوباره گفت"اقرا بسم ریک
به اسم خالق هستی و خلقک"

محمد(ص) گفت" من خواندن ندانم
من امییم سخن راندن ندانم"

ندا آمد" تو را تکریم کردبم
به علم خود تو را تعلیم کردیم

تو اکنون شهر علم و اجتهادی
تو رب النوع شمشیر و جهادی

تو خورشیدی شدی در گوشه غار
بر نور تو شد خورشید و مه تار

بتاب و روشنی بخش جهان باش
مهین پیغمبر آخر زمان باش

زمین را جهل چون شب تیره کرده
بشر را دست و پا در گیره کرده

به خارستان کفرو شرک و ظلمت
گل ایمان نروید جز به قلت

تعصب کرده چشم مردمان کور
نمایند دختران را زنده در گور

چو گرگان خون یکدیگر بریزند
بجز پستی به کاری برنخیزند

ضعیفان بردگان اقویایند
همشه حاکمان از اغنیایند

چنان شیطان به دلها لانه کرده
که کعبه بیت حق بتخانه کرده

صلا زن لا اله و عشق حق جو
كه خود الا الله آيد در پي او

بگو "لا" را که این "لا" خود کلید است
نجات از بند شیطان پلید است

نما بیت مرا از بت مطهر
صبوری کن که می گردی مظفر

بده انذار و خود دل را قوی کن
به سختی ها توکل بر ولی کن

تویی هم مصطفی و هم محمد (ص)
تو را در آسمان نامند احمد(ص)

تو کانون صفا مرد یقینی
تو عین رحمه للعالمینی "

بیا ای دوست ما هم لا بگوییم
بجز راه خدا راهی نپوییم

به امر رب خود لبیک گوییم
به همراه ملائک جمله گوییم

سلام ورحمت حق بر محمد
الهم صل علی محمد و آل محمد(ص)
http://shiaupload.ir/images/13395654587287934071.gif

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۴/۱۹, ۰۱:۱۶
http://upload.tazkereh.ir/images/39023352296687124157.gif



سخنان گهربار پیامبر اسلام



۱- ما تقرب العبد الی الله بشیء افضل من سجود خفی
ترجمه:
هیچ کس به چیزی بهتر از سجده نهان ، به خدا تقرب نمیجوید .
منبع: کنز العمال ، ج ۳ ، ص ۲۴ ، ح ۵۲۶۹

۲- ما اوذی احد مثل ما اوذیت فی الله . ترجمه:
هیچکس (http://radsms.com/)آن قدر که من در راه خدا اذیت دیدم ، اذیت نکشید
منبع: کنز العمال ، ج ۳ ، ص ۱۳۰ ، ح ۵۸۱۸

۳- ما من ساعة تمر بابن آدم لم یذکر الله فیها الا حسر علیها یوم القیامة ترجمه:
ساعتی بی ذکر خدای (http://radsms.com/)بر آدمی زاد نگذرد مگر روز قیامت بر آن حسرت خورد .
منبع: کنز العمال ، ج ۱ ، ص ۴۲۴ ، ح۱۸۱۹

۴- اشقی الاشقیاء من اجتمع علیه فقر الدنیا وعذاب الَخرة ترجمه:
از همه بدبختان بدبختتر کسی است که فقر دنیا و عذاب آخرت را با هم دارد
منبع: کنز العمال ، ج ۶ ، ص ۴۹۲ ، ح ۱۶۶۸۳

۵- افضل الاعمال بعد الایمان ألتودد الی الناس ترجمه:
بهترین (http://radsms.com/)کارها پس از ایمان به خدا دوستی با مردم است
منبع: کنز العمال ، ج ۹ ، ص ۵ ، ح ۲۴۶۵۳

۶- لا یُعجِبَنَّکُم إسلامُ رَجُلٍ حَتَّی تَعلَموا کُنهَ عَقلِهِ ترجمه:
مسلمانیِ (http://radsms.com/)کسی شما را به شگفت نیاورَد تا آن گاه که حقیقت خِرَدش را در یابید
منبع: مسند الشهاب ، ج ۲ ، ص ۸۸

۷- ساعات الاذی فی الدنیا یذهبن ساعات الاذی فی الاخره ترجمه:
ساعتهای آزار این دنیا ساعت‌های (http://radsms.com/)آزار آخرت را نابود می‌کند
منبع: نهج الفصاحه

۸- النظرة سهم مسموم من سهام ابلیس . ترجمه:
نگاه بد ، تیری زهر آگین از تیرهای شیطان (http://radsms.com/)است
منبع: نهج الفصاحه ، ص ۶۳۶ ، ح ۳۱۵۹

۹- المؤمن اکرم علی الله عز وجل من بعض ملائکته ترجمه:
مؤمن (http://radsms.com/)نزد خدا از بعض فرشتگان او عزیزتر است
منبع: سنن ابن ماجه ، کتاب الفتن ، ح ۳۹۳۷

۱۰- من کان فی حاجة اخیه ، کان الله فی حاجته ترجمه:
هر که از پی حاجت (http://radsms.com/)برادر خویش باشد ، خدا از پی حاجت وی باشد .
منبع: صحیح بخاری ، کتاب المظالم ، ح ۲۲۶۲



http://upload.tazkereh.ir/images/39023352296687124157.gif

مدیر اسبق
۱۳۸۹/۰۴/۱۹, ۰۱:۱۷
سلام
جهان آبستن بزرگترین حادثه حیات خویش است ناله ای بی پناهان و ضجه بردگان با همهمه ی مستانه ی شهوت پرستان قریش درهم آمیخته و محیطی وحشت زا پدید آورده است بشر به اوج توحش رسیده و با زنده با گور کردن دختران ترس جاهلانه ای را در پشت توجیه احمقانه اش مخفی می کند خدواند تبارک و تعالی جهان را به سپیده دم آزادی نوید می دهد پلاس پوسیده جهالت را از تن اندیشه و عمل بشر بیرون می کشد و جهانیان را مهمان زیباترین سفره کرمش می سازد و محمد (صلی الله علیه و آله ) را با سبدی پر از میوه های رحمت به خانه های ستم سوخته بشر می فرستد همگان را به یکتا پرستی دعوت نموده و کامشان را شهد آزادی شیرین و نامشان را با خلعت آزادگی رنگین می کند در دل هایشان تخم ایمان می پاشد و از اعمالشان خوشه تقوا درو می کند روح هم دردی در کالبد بشر دمیده و عصبیت قومی جایش را به همدلی می دهد عید مبعث را خدمت را خدمت آقا امام زمان ( روحی له الفداه ) و همه دوستان تبریک عرض می کنم امیدوارم که همگی بتوانیم راه و روش حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه و آله) را سرمشق و الگوی زندگی خود قرار دهیم

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۱۹, ۰۲:۳۱
http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/01%20esfand/001/0009108%20%2822%29.jpg



http://upload.tazkereh.ir/images/73124574923134787812.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/73124574923134787812.gif)

http://www.upload.tazkereh.ir/images/95415259091121686820.gifhttp://www.upload.tazkereh.ir/images/95415259091121686820.gifhttp://www.upload.tazkereh.ir/images/95415259091121686820.gif
آفتاب حق

خورشید عشق را، ره شام و زوال نیست

بر هر دلی که تافت، در آن دل ضلال نیست

در آسمان دلبری و آستان عشق

نور جمال دلبر ما را مثال نیست

هر دم چو مهر نور فشاند به خاطرم

تا شوق اوست، جان و دلم را ملال نیست

با نام احمد است که دل زنده می شود

دل را بیازمای که کاری محال نیست

ای آفتاب حق که تویی ختم مرسلین

با روشنیّ روی تو، بدر وهلال نیست

حد کمال و حکمت و انوار معرفت

تنها تویی وغیر تو حدّ کمال نیست

تا تو شفیع خلقی و دریای رحمتی

امید عفو هست و نشان وبال نیست

در صحنه حیات و به طومار کائنات

آیین پاک منجی ما را همال نیست

ما عاشقان و پیرو راه محمدیم

بهتر ازین طریقت و راه و روال نیست

"محمدرضا خزائلی"
http://www.upload.tazkereh.ir/images/95415259091121686820.gifhttp://www.upload.tazkereh.ir/images/95415259091121686820.gifhttp://www.upload.tazkereh.ir/images/95415259091121686820.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/73124574923134787812.gif (http://upload.tazkereh.ir/images/73124574923134787812.gif)

مریم
۱۳۸۹/۰۴/۱۹, ۰۶:۲۸
اگر تو نبودی

آه، ای ارمغانِ جهان آفرین!

ای خاتم قلب ها را، نگین!

ای بر او رنگِ ایمان، مؤیّد!

ای روح مجرد؛ یا محمد!

اگر تو نبودی، شب های ما، هرگز به صبح صادق نمی کشید و عصرِ نفوذِ تندیس های حکومت های بی حکمت و معنویت، به سر نمی رسید.

اگر تو نبودی، «لات»ها آبروی مذهب را می ریختند و «بوجهل»ها، طومارهای رنگین و آهنگین و... ننگینِ خویش را به نام حقیقت و شورِ شعر و شعور، نَه هفت، که هفتاد بند، بر پرده های خانه دوست می آویختند!

اگر تو نبودی... اما نه! تو هستی؛ از صبح اَزَل، تا شامِ ابد. ای آیینه «اَحَد»! ای احمد! و فریادِ گلدسته ها، ما را به تو می رساند.

«بِلال» هنوز، تو را به ما می گوید...؛

یعنی: «اگر عاشقی کنی و جوانی

عشق محمد صلی الله علیه و آله بس است و، آل محمد».


http://www.ido.ir/myhtml/article/1386/m05/13860517011.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۹, ۰۸:۵۳
http://www.tazkereh.ir/upload/images/39474250091198490073.gifhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/39474250091198490073.gifhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/39474250091198490073.gifhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/39474250091198490073.gif
http://img.tebyan.net/big/1383/06/7720469233208421931781272296810412513059172.jpg


درسی كه پیامبر(ص)‌ به ابوذر آموخت

http://www.tazkereh.ir/upload/images/39474250091198490073.gifhttp://img.tebyan.net/big/1387/05/15516425311582398223167122181472336964.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/39474250091198490073.gif

ابوذر غفاری “، شاگردی است ممتاز، در مكتب اسلام .
استادش “محمد” است (صلوات الله علیه و آله)
كتابش، “قرآن “
دوره آموزش، “طول عمر”
رشته آموزشی، “انسانیت “.
ابوذر، انسان نمونه و الگوی والایی است، برای همه آنان كه می‌خواهند در “مكتب اسلام “ و در تربیت دینی، “چگونه بودن “ را بیاموزند.
بی شك، آنچه ابوذر از پیامبر می‌آموزد، درسهایی است متعالی‌تر از آنچه دیگران در فكر فرا گرفتن آنند.
خوبست كه ما هم این درس را بیاموزیم و به كار گیریم .
تا زندگی مان معنی پیدا كند،
و حیاتمان “هدفدار” شود،
و حركتمان “جهت دار” گردد،
و جهت حركتمان به سوی “خدا” گردد، كه ... “الی اللّه المصیر”.

شأن نزول

“ابوالاسود دوئلی “، یكی از یاران خالص علی علیه السلام و شیعیان پاك و مدافعان سرسخت و وفادار ولایت، می‌گوید:
در ایامی كه “ابوذر غفاری “ این یار محبوب پیامبر و صحابی انقلابی و شورگستر آن حضرت در “ربذه “ تبعید بود، پیش او رفتم .
ابوذر گفت:
روزی در مسجد، خدمت رسول گرامی رسیدم . در مسجد، جز پیامبر اسلام و علی “علیه السلام“ كسی دیگر نبود.خلوت مسجد را مغتنم شمردم و پیش رسول اللّه رفته، گفتم:
“ای رسول خدا!پدر و مادرم فدایت ... مرا وصیت و سفارشی كن، تا خداوند مرا به خاطر آن سود دهد.
فرمود:
“چه خوب، ای ابوذر!
“تو از مایی . تو از خانواده مایی، و تو را سفارش می‌كنم كه آن را خوب فراگیری، وصیت و توصیه‌ای كه در بردارنده تمام راهها و روشهای خیر و خوبی است . اگر آن را بیاموزی و پاسدارش باشی؛ به منزله دو بالی خواهد بود كه تو را در پرواز مدد كند...”
http://www.upload.tazkereh.ir/images/95415259091121686820.gifhttp://www.upload.tazkereh.ir/images/95415259091121686820.gifhttp://www.upload.tazkereh.ir/images/95415259091121686820.gifhttp://www.upload.tazkereh.ir/images/95415259091121686820.gif
http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/lelalamin/mohamad.JPG

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۹, ۰۸:۵۶
http://www.tazkereh.ir/upload/images/39474250091198490073.gifhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/39474250091198490073.gifhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/39474250091198490073.gifhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/39474250091198490073.gifhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/39474250091198490073.gif

http://ayehayeentezar.com/images/smilies/heartani2.gifمحمد”ص “، معلم توحیدhttp://ayehayeentezar.com/images/smilies/heartani2.gif

از اینجا، سخنان پیامبر به ابوذر شروع می‌شود. رسول خدا، شاگردی ممتاز و گوشی پندنیوش و قلبی آگاه را در پیش و رو به رو دارد و می‌داند كه پیام و سخنش بر دل خداشناس خواهد نشست .می داند كه نصیحت و توصیه هایش، تباه نخواهد شد و هدر نخواهد رفت .
محمد “ص “ و ابوذر، رو به روی هم اند. رسول خدا سخن می‌گوید “ابوذر”، گوش جان را به این چشمه سار زلال معرفت و تعلیم گشوده است .
پیامبر، سخن را از “خدا” آغاز می‌كند:
“ای ابوذر!
خدا را آنگونه عبادت كن كه گویا او را می‌بینی .
اگر تو او را نمی‌بینی، او تو را می‌بیند.
بدان كه سرآغاز عبادت و خداپرستی، “معرفت “ و “شناخت “ است . او قبل از هرچیز، “اوّل “ است و چیزی پیش ‍ از او نبوده است .
او یكتایی است كه دوّمی ندارد.
پاینده‌ای است كه نهایت ندارد.
آسمانها و زمین و آنچه در آنهاست، پدید آمده از قدرت اوست .
او. “آگاه “ و “توانا” است ...” (2)
http://www.tazkereh.ir/upload/images/39474250091198490073.gifhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/39474250091198490073.gifhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/39474250091198490073.gifhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/39474250091198490073.gifhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/39474250091198490073.gif
پی‌نوشت‌ها:


1-از جمله در كتاب “مكارم الاخلاق “ طبرسی، ص 458 و بحارالا نوار، علامه مجلسی، ج 74 (چاپ بیروت ) ص 74.
2-ا أ باذَرّ! اُعبُدِاللّهَ كَأ نَّك تَراهُ فإ نْ كُنتَ لا تَراهُ فإ نَّهُ یَراكَ. وَاعْلَمْ أ نَّ أ وَّلَ عِبادَةِ اللّهِ الْمَعْرِفةُ بِهِ فَهُوَ الا وَّلُ قَبْلَ كُلِّ شَیْءٍ، فَلا شَیْءَ قَبلَهُ، وَالْفَرْدُ فَلا ثانِیَ لَهُ، وَالْباقِی لا إ لی غایَةٍ، فاطِرُ السَّماواتِ و الاْ رْضِ وَما فِیهِما وَما بَیْنَهُما مِنْ شَیْءٍ وَهُوَ اللّهُ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ وَهُوَ عَلی كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرْ.

sistani
۱۳۸۹/۰۴/۱۹, ۰۹:۲۲
.
.
.

عید مبعث بر شما مبارک باد



بشنو صــدای کیست این کز هـــر طرف جاری شده



وین بانک تسبیحش نگر بر هر کـــران ســاری شده




از کــــوه می آیـــد صـــدا وز دشت می آیـــد نــــــوا



وین سنگـــها وین ریگــــها از ذکـــر او نبــــــود جـــدا




عالــــم به تسبیـــح آمـــده همــــراه با لب هــای او



هــم از یمیــن و از یســار هم پشت ســر هم روبرو




غوغـاست در هر گوشه ای هر کس بگیرد توشه ای



از شــاخســار معــــرفت اینک برویــــد خوشـــــه ای




بنگر جهــــان پر نــــور شد ظلمت به غــایت دور شد



وز جلـــوه ی انـــــوار حق گویـــا که شیطان کور شد




جبریــــل آمـــــد ســــوی او آن پیــک رب العالــــمین



اِقرا که ای احمد شـــدی فخـــر سمـــا فخـــر زمیـن




بر خــــوان به نـــــام رب خــــود ای بر امانتـــها امین



کینک بفرمـــــان خـــدا گشتی تو ختــــم المرسلین




انـــدر میـــــان مومنـــــــان آمـــــد نبـــی و رهنمــــا



تا راه جهـــــل و گمرهــــی از راه حق گــــردد سـوا




آمــــد که خـــواند حرف حق حکمت بیــاموزد به من



زشتی زدایــد از جهـــــان پاکیـــزه گـردد جــان و تن




بعثت نشــــان از لطف حــق بر بندگـــــان درگــهش



نعمت چنیــــن بر مـــومنین منت نهـــــاده حضـرتش




گر حمــد و تسبیحش کنم در هـر نفس در هـر سرا



کی شکــر این نعمت تــوان بر خالق ارض و ســما

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۱۹, ۰۹:۴۱
http://upload.tazkereh.ir/images/88797215601634256556.gif (http://www.nasimevahy.com/showthread.php?t=4723)بسم الله الرحمن الرحیمhttp://upload.tazkereh.ir/images/88797215601634256556.gif (http://www.nasimevahy.com/showthread.php?t=4723)


http://upload.tazkereh.ir/images/88797215601634256556.gif (http://www.nasimevahy.com/showthread.php?t=4723)إقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِى خَلَقَ http://upload.tazkereh.ir/images/88797215601634256556.gif (http://www.nasimevahy.com/showthread.php?t=4723)
بخوان به نام پروردگارت كه (هستى را) آفريد.
http://upload.tazkereh.ir/images/88797215601634256556.gif (http://www.nasimevahy.com/showthread.php?t=4723)خَلَقَ الْإِنسَانَ مِن عَلَقٍ http://upload.tazkereh.ir/images/88797215601634256556.gif (http://www.nasimevahy.com/showthread.php?t=4723)
(او كه) انسان را از خون بسته آفريد.
http://upload.tazkereh.ir/images/88797215601634256556.gif (http://www.nasimevahy.com/showthread.php?t=4723)اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ http://upload.tazkereh.ir/images/88797215601634256556.gif (http://www.nasimevahy.com/showthread.php?t=4723)
بخوان كه پروردگار تو از همه گرامى‏تر است.
http://upload.tazkereh.ir/images/88797215601634256556.gif (http://www.nasimevahy.com/showthread.php?t=4723)الَّذِى عَلَّمَ بِالْقَلَمِ http://upload.tazkereh.ir/images/88797215601634256556.gif (http://www.nasimevahy.com/showthread.php?t=4723)
او كه با قلم آموخت.
http://upload.tazkereh.ir/images/88797215601634256556.gif (http://www.nasimevahy.com/showthread.php?t=4723)عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ‏http://upload.tazkereh.ir/images/88797215601634256556.gif (http://www.nasimevahy.com/showthread.php?t=4723)
آنچه را انسان نمى‏دانست به او آموخت.


http://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpg


مبعث، عید بزرگ نجات ازسرگردانی،
عید ختم ناامیدی، عید تمایز عدل و ستم،
عید بیداری و آگاهی، و عید تعهد وهدایت بزرگ الهی است


http://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۹, ۱۰:۳۲
http://shiaupload.ir/images/13395654587287934071.gif

بعثت در آيينه‌ي نگاه محمد (ص)

http://img.tebyan.net/big/1387/05/6291244180921671171632258560198174210162236.jpg
http://shiaupload.ir/images/13395654587287934071.gif
در غار حرأ نشسته بود. چشمان را به افقهاي دور دوخته بود و با خود مي‌انديشيد. صحرا، تن آفتابسوخته خود را، انگار در خنكاي بي‌رنگ غروب، مي‌شست .
محمد نمي‌دانست چرا به فكر كودكي خويش افتاده است . پدر را هرگز نديده بود، اما از مادر چيزهايي به ياد داشت كه از شش سالگي فراتر نمي‌رفت . بيشتر حليمه، دايه خود را به ياد مي‌آورد و نيز جد خود عبدالمطلب را. اما، مهربان‌ترين دايه خويش، صحرا را، پيش از هر كس در خاطر داشت: روزهاي تنهايي؛ روزهاي چوپاني، با دستهايي كه هنوز بوي كودكي مي‌داد؛ روزهايي كه انديشه‌هاي طولاني در آفرينش آسمان و صحراي گسترده و كوههاي برافراشته و شنهاي روان و خارهاي مغيلان و انديشيدن در آفريننده آنها يگانه دستاورد تنهايي او بود. آن روزها گاه دل كوچكش بهانه مادر مي‌گرفت . از مادر، شبحي به ياد مي‌آورد كه سخت محتشم بود و بسيار زيبا، در لباسي كه وقار او را همان قدر آشكار مي‌كرد كه تن او را مي‌پوشيد. تا به خاطر مي‌آورد، چهره مادر را در هاله‌اي از غم مي‌ديد. بعدها دانست كه مادر، شوي خود را زود از دست داده بود، به همان زودي كه او خود مادر را.
روزهاي حمايت جد پدري نيز زياد نپاييد.
از شيرين‌ترين دوران كودكي آنچه به ياد او مي‌آمد آن نخستين سفر او با عموي بزرگوارش ابوطالب به شام بود و آن ملاقات ديدني و در ياد ماندني با قديس نجران . به خاطر مي‌آورد كه احترامي كه آن پير مرد بدو مي‌گزارد كمتر از آن نبود كه مادر با جد پدري به او مي‌گذاردند.
نيز نوجواني خود را به خاطر مي‌آورد كه به اندوختن تجربه در كاروان تجارت عمو بين مكه و شام گذشت . پاكي و بي نيازي و استغناي طبع و صداقت و امانت او در كار چنان بود كه همگنان، او را به نزاهت و امانت مي‌ستودند و در سراسر بطحأ او را محمد امين مي‌خواندند. و اين همه سبب علاقه خديجه به او شد، كه خود جاني پاك داشت و با واگذاري تجارت خويش به او، از سالها پيشتر به نيكي و پاكي و درستي و عصمت و حيا و وفا و مردانگي و هوشمندي او پي برده بود. خديجه، در بيست و پنج سالگي محمد، با او ازدواج كرد. در حالي كه خود حدود چهل سال داشت .
هنگامي كه از غار پايين مي‌آمد، زير بار عظيم نبوت و خاتميت، به جذبه الوهي عشق برخود مي‌لرزيد. از اين رو وقتي به خانه رسيد به خديجه كه از دير آمدن او سخت دلواپس شده بود گفت:
مرا بپوشان، احساس خستگي و سرما مي‌كنم!


محمد همچنان كه بر دهانه غار حرأ نشسته بود به افق مي‌نگريست و خاطرات كودكي و نوجواني و جواني خويش را مرور مي‌كرد. به خاطر مي‌آورد كه هميشه از وضع اجتماعي مكه و بت پرستي مردم و مفاسد اخلاقي و فقر و فاقه مستمندان و محرومان كه با خرد و ايمان او سازگار نمي‌آمد رنج مي‌برده است . او همواره از خود پرسيده بود: آيا راهي نيست؟ با تجربه هايي كه از سفر شام داشت دريافته بود كه به هر كجا رود آسمان همين رنگ است و بايد راهي براي نجات جهان بجويد. با خود مي‌گفت: تنها خداست كه راهنماست .
محمد به مرز چهل سالگي رسيده بود. تبلور آن رنجمايه‌ها در جان او باعث شده بود كه اوقات بسياري را در بيرون مكه به تفكر و دعا بگذراند، تا شايد خداوند بشريت را از گرداب ابتلا برهاند. او هر ساله سه ماه رجب و شعبان و رمضان را در غار حرا به عبادت مي‌گذرانيد.
آن شب، شب بيست و هفتم رجب بود. محمد غرق در انديشه بود كه ناگاه صدايي گيرا و گرم در غار پيچيد:
بخوان!
محمد، در هراسي و هم آلود به اطراف نگريست .
صدا دوباره گفت:
بخوان!
اين بار محمد با بيم و ترديد گفت:
من خواندن نمي‌دانم .
صدا پاسخ داد:
بخوان به نام پروردگارت كه بيافريد، آدمي را از لخته خوني آفريد. بخوان و پروردگار تو ارجمندترين است، همو كه با قلم آموخت، و به آدمي آنچه را كه نمي‌دانست بياموخت ...
و او هر چه را كه فرشته وحي فرو خوانده بود باز خواند.
هنگامي كه از غار پايين مي‌آمد، زير بار عظيم نبوت و خاتميت، به جذبه الوهي عشق برخود مي‌لرزيد. از اين رو وقتي به خانه رسيد به خديجه كه از دير آمدن او سخت دلواپس شده بود گفت:
مرا بپوشان، احساس خستگي و سرما مي‌كنم!
و چون خديجه علت را جويا شد، گفت:
آنچه امشب بر من گذشت بيش از طاقت من بود، امشب من به پيامبري خدا برگزيده شدم!
خديجه كه از شادماني سر از پا نمي‌شناخت، در حالي كه روپوشي پشمي و بلند بر قامت او مي‌پوشانيد گفت:
من از مدتها پيش در انتظار چنين روزي بودم، مي‌دانستم كه تو با ديگران بسيار فرق داري، اينك در پيشگاه خدا شهادت مي‌دهم كه تو آخرين رسول خدايي و به تو ايمان مي‌آورم .
پيامبر دست همسرش را كه براي بيعت با او پيش آورده بود به مهرباني فشرد و گلخند زيبايي كه بر چهره همسر زد، امضاي ابديت و شگون ايمان او شد و اين نخستين ايمان بود.
پس از آن، علي كه در خانه محمد بود با پيامبر بيعت كرد. او با آنكه هنوز به بلوغ نرسيده بود دست پيش آورد و همچون خديجه، با پسر عموي خود كه اينك پيامبر خدا شده بود به پيامبري بيعت كرد.
http://shiaupload.ir/images/13395654587287934071.gif



منبع:
موسوي گرمارودي، بعثت رسول خدا

ایلام سرابله
۱۳۸۹/۰۴/۱۹, ۱۱:۵۰
مبعث طلوع خورشید اسلام بر مسلمین جهان خصوصا منتظران ظهور مهدی موعود مبارک باد.

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۹, ۱۲:۲۰
http://omidnaseri.persiangig.com/omid%20yani%20fershte/bi0av4%5B1%5D.jpg



تو اکنون شهر علم و اجتهادی

تو رب النوع شمشیر و جهادی

تو خورشیدی شدی در گوشه غار

بر نور تو شد خورشید و مه تار

بتاب و روشنی بخش جهان باش

مهین پیغمبر آخر زمان باش . . .

http://shiaupload.ir/images/13395654587287934071.gif

http://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpgعید پیامبری رسول خدا مبارکhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpg

http://shiaupload.ir/images/13395654587287934071.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۹/۰۴/۱۹, ۱۲:۴۳
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2057/2057398jhl6f0a9fa.gif

از حرا آیات رحمن و رحیم آمد پدید
با نخستین حرف،قرآن کریم آمد پدید

صوت"اقرا ء باسم ربک" می رسد بر گوش جان
یا که از غار "حرا"خلق عظیم آمد پدید

نغمه "یا ایها المدثر"از جبرئیل بین
یک جهان رحمت به ما از آن کلیم آمد پدید

بانگ توحید است از هرجا طنین افکن به گوش
فانی اصحاب شیطان رجیم آمد پدید

سید امی لقب بر دست قرآن می رسد
یا به گمراهان صراط مستقیم آمد پدید

قصه لولاک باشد شاهد گفتار من
یعنی امشب عالم راز قدیم آمد پدید

در حرا بر مصطفی(ص) امشب شد از حق جلوه گر
آنچه اندر طور سینا بر کلیم آمد پدید

نغمه الله اکبر از حرا تا شد بلند
بت پرستان را به تن لرزش زبیم آمد پدید

گر قریش اورا یتیمی خواند اما در جهان
بس شگفتیها از این در یتیم آمد پدید

منجی نوع بشر دارای آیات مبین
صاحب خلق خوش و لطف عمیم آمد پدید

گفته "ما اوذی مثلی"به عالم روشن است
پیشوای خلق با قلب سلیم آمد پدید

بود اگر باغ جهان پژمرده از طوفان جهل
حال بر این بوستان خرم نسیم آمد پدید

گشت مبعوث آنکه عالم زنده شد از کیش او
فاش گویم محی عظم رمیم آمد پدید

حب و بغض او نشانی از بهشت و دوزخ است
قصه کوته،صاحب نار و نعیم آمد پدید

زد تفأل"ثابت"از قرآن به نام مصطفی(ص)
حرف "بسم الله الرحمن الرحیم "آمد پدید.

http://sl.glitter-graphics.net/pub/2057/2057398jhl6f0a9fa.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۱۹, ۱۴:۲۱
http://shiaupload.ir/images/41397965020376651135.png (http://shiaupload.ir/images/41397965020376651135.png)




شیفته سیرت نکوی محمد (ص)



خلق جهان محو نور روی محمد (ص)
سیر نخواهد شدن ز روی محمد (ص)



دیده گرش صد هزار بار ببیند
نیست گلی در چمن به بوی محمد (ص)


نیست مهی در فلک به نور جمالش
بسته سراسر به تار موی محمد (ص)


سلسله کاینات و رشته هستی
نیست پسندیده تر زخوی محمد(ص)


خوی محمد شعارساز که خویی
تا نبرد ره کسی به سوی محمد (ص)


ره نبرد سوی شاهراه حقیقت
پرشده عالم زگفتگوی محمد (ص)


هیچ دلی خالی از محبت او نیست
هر که بمیرد در آرزوی محمد(ص)


زنده شود از نسیم صبح وصالش
دل رود اول به جستجوی محمد(ص)


صبح قیامت که سر زخاک برآرد
آبروی ما به آبروی محمد(ص)


یارب در روز رستخیز، مریزان
تا ننهی سر به خاک کوی محمد(ص)


(شعر: دکتر قاسم رسا)




http://www.westsitestory.webbyen.dk/billed.asp?PrivatBilled=2118470

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۹, ۱۵:۱۴
http://dl.icemob.net/images/Mabaas.jpg
http://shiaupload.ir/images/13395654587287934071.gif

پيامبر گرامي اسلام(ص) از همان کودکي به ياد خدا بود و با او صحبت مي کرد.
زماني که چهار ساله بود و در صحرا پيش دايه خود حليمه زندگي مي کرد، روزي از مادر خواست که همراه برادران خود، به گردش برود.
حليمه لباس هاي محمد(ص) را مرتب کرد و او را آماده گردش ساخت. پيش خود فکر کرد که نکند ديوهاي صحرا به او آسيب برسانند؛ به همين خاطر، مهره اي را با نخ به گردن پيامبر آويزان کرد تا از او محافظت کند؛ چون فکر مي کرد آن مهره ها توانايي اين کار را دارند. محمد(ص) مهره را از گردن بيرون آورد و به حليمه گفت: «نيازي به اين مهره ها نيست؛ مادر جان! خداي من، هميشه با من است و از من مواظبت مي کند.»


http://tebyan-ardebil.ir/images/f3a15ae2-3fab-4550-bc40-eaaad778029c.jpg

:goleroz:آخرين دين :goleroz:
آخرين دين، آخرين پيامبر و آخرين کتاب خدا، فرود آمده بود.
دين اسلام، با کتاب قرآن و تلاش پيامبري که نمونه اخلاق بود، آغاز شد؛ پيامبري به نام محمد امين(ص). پيامبر راه سختي را در پيش داشت؛ چون مردم به راحتي از او اين دين جديد را قبول نمي کردند. امّا اين يک مأموريت از سوي خداوند بود که به حضرت محمد(ص) دستور داد تا مردم را به دين اسلام دعوت کند. از آن روز، ساليان درازي مي گذرد و پيامبر ما موفق شد به خوبي دين اسلام را به مردم معرفي بکند. امروز ديگر پيامبر تنها نيست، بلکه ميلياردها مسلمان در تمامي کشورهاي دنيا زندگي مي کنند که به دستورات اسلام و راهنمايي هاي پيامبر گوش مي دهند و به آن عمل مي کنند.

http://shiaupload.ir/images/13395654587287934071.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۹, ۱۵:۳۱
http://www.majalisna.com/gallery/15/15_68071_1142009578.JPG


http://shiaupload.ir/images/13395654587287934071.gif
:goleroz:ویژگی های پیامبراکرم صلوات الله علیه:goleroz:


http://shiaupload.ir/images/13395654587287934071.gif
http://img.tebyan.net/big/1383/06/53187193791223115521985107211358850224115.jpg


" بعثت برای این است كه اخلاق مردم، نفوس مردم، ارواح و اجسام مردم را، تمام اینها را از ظلمت ها نجات بدهد." امام خمینی (ره)



:roz:پیامبر در قرآن:roz:


خدای متعال در قرآن كریم پیامبر خود را با چهار صفت بسیار مهم به مردم معرفی می كند:


" لقد جائَكم رَسولٌ مِن انفسِكم عَزیزٌ عَلیهِ مَا عَنِتمْ حَرِیصٌ عَلیكم بالمُؤمِنِین رَوُفٌ رَحیم."( توبه/ 128)



- مردمی است:


چون از مردم است به همه دردها و مشكلات آنان آشنا است؛ " مِنْ اَنفُسِكم" - دلسوز است:از هر گونه ناراحتی و رنج و زیان مردم سخت ناراحت می شود؛ "عَزیزعلیه مَا عَنتم"




- علاقه زیادی به مردم دارد:عشق بسیار به خیر و سعادت و پیشرفت و بزرگی و مجد و هدایت مردم دارد؛ "حَریصٌ عَلیكم"
- مهربان و رئوف است:نسبت به مؤمنین مهربانی و رأ فت خاصی دارد؛ " بِالمُؤمِنینَ رَؤفٌ رَحیم"




:goleroz:پیامبراز زبان خودش:goleroz:


قالَ رَسُولُ الله صلی الله علیه و آله : ما خَلقَ الله خَلقاً اَفضلَ مِنّی، ولا اَكرَمَ عَلَیه مِنی؛ خداوند كسی را برتر از من وهمچنین عزیزتر از من خلق نكرده است. (1)


طبق بیان قرآن و روایاتِ منقول از ائمه معصومین پیامبراكرم صلوات الله علیه دارای ویژگی های اخلاقی زیر است، اخلاق برجسته و عظیم، امین، عادل، شجاع، رحیم، حلیم، متواضع، متوكل، باحیا، صبور و شكیبا، زاهد و عابد، فاقد خشم و غضب شخصی.قال رسول الله صلی الله علیه و آله : " بعثتُ لِلحِلمِ مَركَزا وَ لِلعِلمِ مَعْدنا وَ لِلصَّبر مَسكَناً"؛ برانگیخته شدم كه، مركز حلم و معدن علم و مسكن صبر باشم. (2) پیامبراکرم صلوات الله علیه هدف از بعثت خود را این گونه بیان می نماید:
" بعثت لا تمم مکارم الاخلاق"؛ من برای کامل کردن فضایل اخلاقی مبعوث شده ام.(3)
:goleroz:پیامبر در بیان امیرالمؤمنین علیه السلام:goleroz:




امیرالمؤمنین، پـیامبراكـرم صلی الله علیه و آله را بـا اوصاف بسیار زیبایی به مردم معرفی می كند:


" طبِیبٌ دَوّارٌ بِطبّهِ، قَد اَحكَمَ مَرَاهِمَهُ وَ اَحْمَی مَوَاسِمَهُ یَضَعُ ذَلِكَ حَیْثُ الحَاجَة اِلَیه، مِن قـلوبٍ عُمْی وَ اذانٍ صُمّ وَ اَلسِنةٍ بُكمٍ، مَتتبعٌ بِـدَ وَائِهِ مَـوَاضِعَ الغـفلَةِ وَ مَواطِنَ الحَیرَة."(4)
امیرالمؤمنین فرمود: پیامبر؛
- پزشک سیّاراست: او برای درمان بیمارانش حركت می كند و خود به سراغ آنان می رود.



- متخصص و درد شناس است:دردهـا را بـه خـوبی تشخیص می دهد، حتی بیماری های روحی و روانی را می شناسد.
- نسخه های شفابخش دارد: نسخه های او تمام بیماری ها، حتی قـلب های كـور و گـوش های سنگین و زبان های لال را شفا می دهد و با داروی خود به دنبال بیماران غافل و سرگردان است.




http://shiaupload.ir/images/13395654587287934071.gif
:goleroz:اعمال شب و روز مبعث:goleroz:
http://shiaupload.ir/images/13395654587287934071.gif


شب مبعث، بسیار مبارك می باشد،
در روایات آمده كه اجر عبادت شیعیان در این شب برابر است با اعمال شصت سال.


اما روز بیست وهفتم رجب روزی است كه حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله در غار حرا به رسالت مبعوث شد و برای این روز چند عمل است:
ـ غسل.
ـ روزه: كه برابری می كند با روزه هفتاد سال و یكی از چهار روزی است كه در تمام سال برای روزه گرفتن امتیاز دارد.
http://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpgـ بسیار صلوات فرستادن بر پیامبر و آل ایشان. http://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpg
ـ زیارت حضرت رسول و امیرالمؤمنین علیهماالسلام.
http://shiaupload.ir/images/13395654587287934071.gif






پی نوشت ها:


1- عیون اخبارالرضا، ج 1، ص 262. ِ
2- سنن النبی، ص 63، ح 19.
3- بحارالانوار، ج70، ص 372.
4- نهج البلاغه، خطبه 108.

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۹, ۱۷:۵۳
http://shiaupload.ir/images/13395654587287934071.gif
:goleroz:نور عترت آمد از آیینه ام:goleroz:

کیست در غار حرای سینه ام

:goleroz:رگ رگم پیغام احمد می دهد:goleroz:

سینه ام بوی محمد می دهد

:goleroz:من سخن گویم ولی من نیستم:goleroz:

این منم یا او ندانم کیستم

:goleroz:جبرئیل امشب دمد در نای من:goleroz:

قدسیان خوانند با آوای من

:goleroz:ای بتان کعبه در هم بشکنید:goleroz:

با من امشب از محمد دم زنید

از هوا گلبانگ تهلیل آمده

:goleroz:دیده بگشائید جبریل آمده:goleroz:

مکه تا کی مرکز نا اهلهاست

پایمال چکمه بوجهلهاست

مکه دریای فروغ وحی شد

:goleroz:بت پرستان بت پرستی نهی شد:goleroz:

روز، روز مرگ ظلم و ظالم است

بانگ نفرت مرد ، اقرا حاکم است

:goleroz:یا محمد منجی عالم توئی:goleroz:

این مبارک نامه را خاتم توئی

انبیا مشعل ز تو افروختند

وز دمت پیغمبری آموختند

:goleroz:غیرت و مردانگی آئین توست:goleroz:

عزت زن در حجاب دین توست

بر همه اعلام کن زن برده نیست

برده مردان تن پرورده نیست

:goleroz:خاتم توحید در انگشت تو:goleroz:

حق به پیش روی و حیدر پشت تو

:goleroz:ما تو را زهرای اطهر داده ایم:goleroz:

:goleroz:شیر مردی مثل حیدر داده ایم:goleroz:

:goleroz:ما تو را دادیم در بین همه:goleroz:

:goleroz:یک خدیجه یک علی یک فاطمه:goleroz:

http://shiaupload.ir/images/13395654587287934071.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۱۹, ۲۰:۳۸
:goleroz::goleroz::goleroz::goleroz::goleroz:
http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/313yar/Madineh.jpg
:goleroz::goleroz::goleroz::goleroz::goleroz:
http://shiaupload.ir/images/13395654587287934071.gif
http://omidomidi.persiangig.com/image/MiladRasool1.jpg
http://shiaupload.ir/images/13395654587287934071.gif
http://drahmadinezhad.persiangig.com/monasebat/mabas01.jpg (http://images.google.com/imgres?imgurl=http://www.islamic-rf.org/images/0.jpg&imgrefurl=http://goledavoodi.blogsky.com/%3FDate%3D1384-02&h=375&w=310&sz=21&hl=en&start=1&um=1&tbnid=6AYEdkWmj_slLM:&tbnh=122&tbnw=101&prev=/images%3Fq%3D%25D9%2585%25DB%258C%25D9%2584%25D8%2 5A7%25D8%25AF%2B%25D8%25AD%25D8%25B6%25D8%25B1%25D 8%25AA%2B%25D9%2585%25D8%25AD%25D9%2585%25D8%25AF% 26svnum%3D10%26um%3D1%26hl%3Den%26sa%3DN)

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۴/۱۹, ۲۱:۵۱
سلام بر مبعث، پیام خیزش انسان، از خاک تا افلاک !
سلام بر مبعث، انفجار نور و ظهور همه ارزش‏ها در صحنه حیات بشر !


بعثت پیامبر اکرم (ص) مبارک باد

http://media.farsnews.com/Media/8904/ImageNews/890418/5_890418_L600.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۱۹, ۲۳:۱۶
http://www.tazkereh.ir/upload/images/66523410792573737688.gifhttp://img.tebyan.net/big/1383/06/53187193791223115521985107211358850224115.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/66523410792573737688.gif



آن شب ، شب بیست و هفتم رجب بود .



محمد غرق در اندیشه بود
که ناگهان صدایی گیرا و گرم درغار پیچید :
بخوان! بخوان به نام پروردگارت که بیافرید ،



آدمی را از لخته خونی آفرید ،

بخوان که پروردگار تو ارجمندترین است ،
همو که با قلم آموخت ،



و به آدمی آنچه را که نمی دانست بیاموخت . . .

عید مبعث مبارک باد .


http://www.tazkereh.ir/upload/images/37356564029024488016.gifhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/35071045469582894185.gifhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/98024989087253690769.gifhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/37356564029024488016.gifhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/35071045469582894185.gifhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/98024989087253690769.gif
http://www.tazkereh.ir/upload/images/37356564029024488016.gifhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/35071045469582894185.gifhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/98024989087253690769.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۲۰, ۰۹:۰۲
http://shiaupload.ir/images/t8i7144klxjwhmq9wah.gifhttp://shiaupload.ir/images/t8i7144klxjwhmq9wah.gif
محمد به مرز چهل سالگی رسیده بود. تبلور آن رنج مایه ها در جان او باعث شده بود که اوقات بسیاری را در بیرون مکه به تفکر و دعا بگذراند، تا شاید خداوند بشریت را از گرداب ابتلا برهاند او هر ساله سه ماه رجب و شعبان و رمضان را در غار حراء به عبادت می گذرانید.
ـ آن شب، شب بیست و هفتم رجب بود. محمد غرق دراندیشه بود که ناگهان صدایی گیرا و گرم درغار پیچید: «بخوان!»

ـ محمد درهراسی و هم آلود به اطراف نگریست! صدا دوباره گفت:‌بخوان!
ـ این بار محمد بابیم و تردید گفت: «من خواندن نمی‌دانم».

صدا پاسخ داد: «بخوان به نام پروردگارت که بیافرید، آدمی را از لخته خونی آفرید، بخوان و پروردگار تو را ارجمندترین است، همو که با قلم آموخت، و به آدمی آنچه را که نمی دانست بیاموخت……..»
و او هر چه را که فرشته وحی خوانده بود باز خواند.



ـ هنگامی که از غار پایین می آمد زیر بار عظیم نبوت و خاتمیت، به جذبه الوهی عشق بر خود می لرزید از این رو وقتی به خانه رسید به خدیجه که از دیر آمدن او سخت دلواپس شده بود گفت: «مرا بپوشان، احساس خستگی و سرما می کنم!»

و چون خدیجه علت را جویا شد گفت: «آنچه امشب بر من گذشت بیش از طاقت من بود،‌امشب من به پیامبری برگزیده شدم!»

خدیجه که از شادمانی سر از پا نمی شناخت، در حالی که روپوشی پشمی و بلند بر قامت او می پوشانید گفت


: «من مدتها پیش در انتظار چنین روزی بودم می دانستم که تو با دیگران بسیار فرق داری، اینک به پیشگاه خدا شهادت می دهم که تو آخرین رسول خدایی و به تو ایمان می آورم……»

http://shiaupload.ir/images/t8i7144klxjwhmq9wah.gifhttp://shiaupload.ir/images/t8i7144klxjwhmq9wah.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۲۰, ۰۹:۳۴
http://www.tazkereh.ir/upload/images/11564631267188903448.gif
http://www.tazkereh.ir/upload/images/76924940422304798887.gifhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/76924940422304798887.gifhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/76924940422304798887.gifhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/76924940422304798887.gif
http://www.tazkereh.ir/upload/images/11564631267188903448.gif
به به كه چه روز خرم آمد
مبعوث نبى اكرم آمد

بس عيد فرا رسيد بى شك
عيدى نبود چنين مبارك

از بعثت او جهان جوان شد
گيتى چو بهشت جاودان شد

اين عيد به اهل دين مبارك
بر جمله مسلمين مبارك

از غيب ندا رسيد او را
آن ذات خجسته نكو را

كاى ذات نكو پيمبرى كن
برخيز و به خلق رهبرى كن

چون قدر و مقام رهبرى يافت
در كوه «حرى» پيمبرى يافت

بشنيد چو اين ندا محمد (ص)
شد خاتم انبيا «محمد (ص)»

هر روح كه دور از بدى شد
با آمدنش محمدى شد

قانون حيات و هستى آورد
آيين خدا پرستى آورد

پيدا چو شد آن جمال هستى
بشكست اساس بت پرستى

با بعثت آن نبى مرسل
بتخانه به كعبه شد مبدل‏

هر دم صلوات بر جمالش
بر احمد و بر على و آلش

صد شكر به دين آن جنابم‏
قرآن مقدسش كتابم

خوشبخت كسى كه امت اوست
در سايه دين و رحمت اوست

از عرش ملك دهد سلامش
شد ختم پيمبرى به نامش

اى داده ز ماه تا به ماهى
بر پاكى ذات تو گواهى

در شأن تو گفت ايزدپاك‏
لولاك لما خلقت الافلاك

اى بر سر هر پيمبرى تاج
يك قصه توست شام معراج‏

قرآن كريم حجت توست
خوشبخت كسى كز امت توست

گر زانكه تو بت نمى‏شكستى
اسلام نبود و حق پرستى‏

توحيد به ما تو ياد دادى
بتخانه و بت به باد دادى‏

اى معنى ممكنات درياب
اى خواجه كائنات در ياب‏

ما غير تو دادرس نداريم
درياب كه هيچ كس نداريم

اى آنكه تو يار بينوائى
فرياد رس و گرهگشائى

درياب كه ما گناهكاريم
اميد شفاعت از تو داريم

تنها نه منم به غم گرفتار
غم از دل هر كه هست بردار

اى جان جهان فداى جانت
«شهرى» است غلام آستانت

http://www.tazkereh.ir/upload/images/11564631267188903448.gif

http://www.tazkereh.ir/upload/images/76924940422304798887.gifhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/76924940422304798887.gifhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/76924940422304798887.gifhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/76924940422304798887.gif
http://www.tazkereh.ir/upload/images/11564631267188903448.gif

mohammad_sadegh
۱۳۸۹/۰۴/۲۰, ۱۰:۲۶
:Rose:تبریک به همه
من هم محمد هستماااااا.جایزه مایزه خبری نی؟:Cheshmak:

گلستان قرآن
۱۳۸۹/۰۴/۲۰, ۱۱:۰۸
حضرت اميرالمؤمنين على(عليه السلام) ده يا دوازده ساله بودند كه به دين اسلام مشرف شدند. بنا به نقل فريقين اولين كسى كه از زنان اسلام را قبول كرد، حضرت خديجه و از مردان حضرت على(عليه السلام) بود.
:roz:



سالروز تشرف حضرت امیر المومنین حضرت علی (علیه السلام)،اولین مردی که به دین اسلام و حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ایمان آورد مبارک.

ولایت
۱۳۸۹/۰۴/۲۰, ۱۲:۰۲
با سلام به دوستان و کاربران قرآنی
من نیز به نوبه خود این عید سعید را به تمام مسلمین جهان تبریک عرض میکنم.:Rose:

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۲۰, ۱۲:۱۱
http://www.tazkereh.ir/upload/images/34978299599405398100.gif

http://upload.iranblog.com/1/1217492397.jpg
http://www.tazkereh.ir/upload/images/34978299599405398100.gif

«کعبه» و «اُمّ القری» در بستر خواب آسودند؛
اما فرشتگان در دامان «حرا» منتظر بودند.
چهل سالِ تمام، از غم انسان،
کامت شرنگِ ماتم بود و دلت سرریزِ اندوه و غم...
هیچ پیامبری چون تو، آزار ندید و خدای حرا، در بزمی سرشار از شور و صفا، پیکِ خوش خبر خویش را، میزبانت گردانید؛
«بخوان به نامِ خداوند»،
http://www.tazkereh.ir/upload/images/86636006605034706336.gifای محمد؛http://www.tazkereh.ir/upload/images/86636006605034706336.gif
ای احمد!
و تو، هرچند «اُمّی» بودی، خواندی.
حیران بودی، اما در حرا ماندی.
وقتی هزار چشمه نور در نهادت نشست و فروغ روحت به ملکِ جان پیوست، خدا - فقط برای تو - مرزهای زمان و مکان را گسست. زرتشت، انگار از فراسوی تاریخ، از آتشِ بلند بدعت آورانِ آشیان خویش، دیده فرو بست. ای سید بطحا که راز و رمز پیدایی افلاک، برای تو بوده است!
چقدر آیینه تاریخ را با تحریف شکستند!
چقدر به تو افترا بستند!
نغمه سروش، هرگز تو را نترسانیده و هیچ کس - جز خدا - آرامشت نبخشید.
«ورقه» حتی ورقی از صحیفه پیشانی ات را نفهمید؛ آن گاه که راز وجود، در گلشن جانت ریشه دوانید و پروردگار، جبرئیل امین را، هم زبان و هم دلت گردانید،
http://www.tazkereh.ir/upload/images/86636006605034706336.gif ای ستاره شب های مکه!http://www.tazkereh.ir/upload/images/86636006605034706336.gif

http://www.tazkereh.ir/upload/images/34978299599405398100.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۴/۲۰, ۱۲:۱۱
(http://shiaupload.ir/images/50150190625220698427.jpg)http://upload.tazkereh.ir/images/85079892836954040747.png (http://upload.tazkereh.ir/images/85079892836954040747.png)

(http://shiaupload.ir/images/50150190625220698427.jpg)


ای خیالت بهشت راز آلود
کاش جانم قَرینِ جانت بود

چون تو در حُسنِ خلق لُطفِ نظر
در جهان کس ندید و کس نشنود

دور باد از حضور شیرینت
گوش نامحرمان و چشم حسود

صحن دل از تو گشته آبادان
بامِ دل گشته از تو مِهر اندود!

چشم امیدشان به رحمتِ توست
هرچه، در هر کجا بُود، موجود

شب معراج از تلألوی تو
نور باران شد آسمان کبود

از لبت مثل نور، مرغ دعا
بال در باغ آسمان، بگشود

از جمالِ خدای عزّ وَ جل شعله زد
در دل آتشی بی دود

پل زدی با کلام شیرینت
در جهان بین ساجد و مسجود

سروسان، چون دَر ایستی به نماز
فارغ از خیال بود و بَود

سایه سنگ و صخره، خار و درخت
با تو در ذکر و در قیام و قعود

کاش افتد به قَلبِ خَشِیَتِ ما
نور پاک تو در رکوع و سجود

کاش یک لحظه در نظر آیی
وقت دیدار، لحظه موعود

ای عزیزی که احمدت خواندند
ای مقامت به نزد حق محمود

در حریم خدا، تویی مَحرم
ز آفرینش تو بوده‏ای مقصود

یاورت می‏شود فرشته وحی
دوست می‏داردت، خدای ودود

صورتت مثل سیرتت، نیکو
بعثتت، چون ولادتت مسعود

آن درودی که از خداوند است
بر تو باد آن درود، نامعدود

ای عزیزی که دوست داشتنت
هست ما را ز ژرفنای وجود

لطف تو آفتاب هستی بخش
شامل خلق، بی‏ثغور و حدود

خواست هرکس تو را، بهشتی شد
هر که در سایه تو بود آسود

بر تو و آل تو که نیکانند ای محمّد
صلی ‏الله‏ علیه‏ و‏ آله درود باد، درود


http://shiaupload.ir/images/52164115962032109209.png (http://shiaupload.ir/images/52164115962032109209.png)

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۲۰, ۱۳:۲۲
http://www.tazkereh.ir/upload/images/11564631267188903448.gif

:goleroz:طلوع عشق بود:goleroz:


http://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpg
http://img.tebyan.net/big/1383/06/7720469233208421931781272296810412513059172.jpg
http://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpg
... اما تو برخاستی و از خدایت مدد خواستی.
خود کوشیدی و دیگران را کوشاندی؛
کوچاندی به سوی خدا.
ای سوار سبزپوش حرا!
ای در دَستانت چراغِ درخشانِ ره گشا،
برای رهاییِ آدم ها!
ای انسان ناطقِ دور از هوس و هوا!
ای اَبَرمَردِ شب شکن دوران ظلم ها و سیاهی ها!
آن غروب را، چرا شاعران - هنوز هم - سرد و سنگین می خوانند و چنین غمگین؟! آن غروب،
طلوع عشق و زندگی بود،
آیا نمی دانند؟!
حتی شعرهای سپیدِ بلندشان که موج زد و از حضیض به اوج آمد نیز در آیینه چشمانم چندان سپید نیست! ما را ببخش، اگر هیچ یک از اشارت هامان، در خورِ این بشارت و نوید نیست.
آن غروب را،
خدا آفرید؛
ولی هیچ کس آن را نفهمید؛
حتی شاعران که همسایه های پیامبرانند و لطیف ترین و نازنین ترین آفریدگانِ آفریدگارِ مهربان!
لبخند تو، خورشیدی بود، که هرگز غروب نکرد و هیچ شاعری، آن را - در خور و شایسته - بر زبان نیاورد!
http://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpghttp://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpg

http://www.tazkereh.ir/upload/images/11564631267188903448.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۲۰, ۱۵:۳۱
http://www.tazkereh.ir/upload/images/41065053615379264963.gif

http://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpgای رسول مهر!http://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpg

http://www.tazkereh.ir/upload/images/41065053615379264963.gif
... آوای ایمانت در عالَم نور، منتشر، و نورِ رسالت بر جبین ات جلوه گر گردید! انگار پیوند خجسته کرامات فلق و باور شفق، کفر را هم وسوسه کرد، تا به حق، ایمان آورد!
وقتی طنین خوش نوای جبرئیل در جانت پیچید و هنگامه خروش صور اسرافیل رسید، کشتی پیامبران پیشین، در توفانِ نامت گم گردید و خدا برای رستگاریِ آفریدگانش، تو را از راه مِهر برگزید.
مکه شکفت و شکفت و تا خداوند رسید و جهان، عِطرِ خوب عشق و نوید جمله انبیا علیهم السلام را در شبِ ستاره و نور، بو کشید.
http://www.tazkereh.ir/upload/images/41065053615379264963.gif
http://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpgاگر تو نبودیhttp://www.tazkereh.ir/upload/images/15175638612961218479.jpg

http://www.tazkereh.ir/upload/images/41065053615379264963.gif
آه، ای ارمغانِ جهان آفرین!
ای خاتم قلب ها را، نگین!
ای بر او رنگِ ایمان، مؤیّد!
ای روح مجرد؛ یا محمد!
اگر تو نبودی، شب های ما، هرگز به صبح صادق نمی کشید و عصرِ نفوذِ تندیس های حکومت های بی حکمت و معنویت، به سر نمی رسید.
اگر تو نبودی، «لات»ها آبروی مذهب را می ریختند و «بوجهل»ها، طومارهای رنگین و آهنگین و... ننگینِ خویش را به نام حقیقت و شورِ شعر و شعور، نَه هفت، که هفتاد بند، بر پرده های خانه دوست می آویختند!
اگر تو نبودی... اما نه!
تو هستی؛
از صبح اَزَل، تا شامِ ابد.
ای آیینه «اَحَد»!
ای احمد!
و فریادِ گلدسته ها، ما را به تو می رساند.
«بِلال» هنوز، تو را به ما می گوید...؛
یعنی: «اگر عاشقی کنی و جوانی
http://www.tazkereh.ir/upload/images/11564631267188903448.gif
عشق محمد صلی الله علیه و آله بس است و، آل محمد».
http://www.tazkereh.ir/upload/images/11564631267188903448.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۲۰, ۱۸:۲۰
http://www.tazkereh.ir/upload/images/41065053615379264963.gif

:roz:آنچه خوبان همه دارند:roz:

http://www.tazkereh.ir/upload/images/36045975835065705089.gif
«از خشک سال حادثه در مصطفی گریز کانک به فتح باب، ضمان کرد مصطفا»
تو مبعوث شدی و خیال پیامبران، برای همیشه آسوده شد.
و آن گاه که همه هستی، در تماشای «بهانه پیدایش» خود، به جشن و پای کوبی پرداختند، دستانت پر بود از همه آنچه که رسولانِ پیش از تو آورده بودند و همه آنچه خداوند، تنها به تو عطا فرموده بود، تا همه را یک جا، تقدیم بشریت کنی و بلوغ انسانیت را به نظاره بنشینی.
تو، سرچشمه رویش هایی و چون در برهوت دنیا تراویدی، جهان، تَر شد و به زیباترین شکل خود درآمد.
چقدر خداوند، خاطر بندگانش را می خواست که چون تویی را به میانشان فرستاد، تا با صَلای مهربانی و رحمت، مرغ دل آدمیان را صید کنی و تسلیم آستان پرشکوه پروردگارشان سازی.
«چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را

که کس آهوی وحشی را از این خوش تر نمی گیرد»
نه که الفاظ، ناتوان از ترسیم چهره توست، که هستی، عاجز از آینه داری توست و گیتی، تجلی کامل چهره تو را به قیامت وعده کرده است:
«عرصه گیتی مجال همت او نیست

روز قیامت نگر مجال محمد»
http://www.tazkereh.ir/upload/images/41065053615379264963.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۲۰, ۱۹:۵۴
http://www.tazkereh.ir/upload/images/41065053615379264963.gif

:roz:بعثت تو...:roz:

http://www.tazkereh.ir/upload/images/36045975835065705089.gif

دلتنگ آدمیان بودی و آرزومند سعادتشان. قلبت، به عشق هدایت آنان می تپید. خدایت، این گونه ات دید که تو را برگزیده و به سوی بندگانش روانه ات ساخت.
در کنار مردمان ایستادی تا پنجره ای رو به ملکوت باشی و دست بندگان را در دست فرشتگان بگذاری و انسان ها را تا خدا بار دهی.
کدام انسان، با برکت تر از تو که از یک سو، صورت پرستان و نااهلان، از «چراگاه حلم» تو روزی می خوردند و از سوی دیگر، دوستانِ اهل معنی، از منبع علم تو ارتزاق می کردند؟!
«مرتع حلمش چراخواران صورت را ربیع

منبع علمش جزاخواهان معنی را جزا»
بعثت تو، بشارت بهار است و نوید نور و سرور.
بعثت تو، کلید رهایی از قفس خودخواهی هاست و مژده پرواز در اوج انسانیت.
تو با بعثتت، بارانی شدی بر دل های کویری و نسیمی شدی بهاری و گره گشا، تا گره از کار فروبسته بشر بگشایی.
کاش ما نیز به سهم خویش، به تو اقتدا می کردیم و نسیمی بودیم بهاری و گره گشا!
«چو غنچه گرچه فروبستگی است کار جهان

تو همچو باد بهاری گره گشا می باش»

http://www.tazkereh.ir/upload/images/41065053615379264963.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۲۰, ۲۲:۳۴
http://www.tazkereh.ir/upload/images/41065053615379264963.gif

http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/01%20esfand/001/0009108%20%2822%29.jpg
:roz:برای سعادت انسان، دنبال بهانه می گردی :roz:

تو آمدی و عطر خوش مهرورزی و مدارا را در میان مردمان پراکندی.
آمدی و رنگ و بوی خدا را به آدمیان نمایاندی و شامه خاکیان را با شمیم عصمت، آشنا کردی.
:roz:اگر بعثت تو نبود، :roz:
زمین با آسمان بیگانه بود و زمینیان، بی بهره از دیدار ملکوتیان.
از تبرک بعثت توست که بشر می تواند از شجره قرآن، مائده های آسمانی بچیند، و از این نردبان، تا دیدار خدایش، بالا برود. سلام بر تو، ای بزرگ ترین امید بشریت، که گسترده ترین دایره شفاعت، از آنِ توست. دنبال بهانه می گردی تا مُهر سعادت، بر پیشانی آدمیان بزنی و از تباهی و گمراهی نجاتشان دهی.
عزیز! ما را از شب جهل، به سپیده دانایی مهمان کن و دستان ما را بگیر و شیوه «چگونه زیستن» و «چگونه مردن» را به ما بیاموز!
آفتاب وجودت را بر ما بتابان تا تاریخ های خودخواهی ما را ذوب کند و جوانه های خداخواهی را بر وجود ما بتاباند.


http://www.tazkereh.ir/upload/images/41065053615379264963.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۲۱, ۰۸:۱۴
http://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gifhttp://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gifhttp://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gif

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ganjineyenoor/mahdi5.jpgمسلمان، دورِ کعبه... کعبه، قربانِ تو می گرددhttp://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ganjineyenoor/mahdi5.jpg
http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ganjineyenoor/mahdi5.jpgیقیناً آسمان ـ دائم - به فرمانِ تو می گرددhttp://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ganjineyenoor/mahdi5.jpg
http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ganjineyenoor/mahdi5.jpgتمام ماجرا این بوده: چشم گوشه گیرت راhttp://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ganjineyenoor/mahdi5.jpg
http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ganjineyenoor/mahdi5.jpgخدا، می دیده و، سی جزء، مهمان ِ تو می گرددhttp://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ganjineyenoor/mahdi5.jpg
http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ganjineyenoor/mahdi5.jpgعبایت از گل و عمامه ات گل، حرف هایت گلhttp://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ganjineyenoor/mahdi5.jpg
http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ganjineyenoor/mahdi5.jpgبهارا! آفرینش، رویِ دستانِ تو می گرددhttp://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ganjineyenoor/mahdi5.jpg
http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ganjineyenoor/mahdi5.jpgهمه آیات قرآن، در مدارِ چشم های تو،http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ganjineyenoor/mahdi5.jpg
http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ganjineyenoor/mahdi5.jpgتو می گردی و، قرآن نیز حیرانِ تو می گرددhttp://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ganjineyenoor/mahdi5.jpg
http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ganjineyenoor/mahdi5.jpgبه خشکی، گرچه طی شد فصل ـ فصلِ زندگی، بی توhttp://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ganjineyenoor/mahdi5.jpg
http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ganjineyenoor/mahdi5.jpgو اما فصل آخر، مستِ بارانِ تو می گرددhttp://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ganjineyenoor/mahdi5.jpg
http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ganjineyenoor/mahdi5.jpgنظر کردی و، بیت اللّه شد بیت الغزل هایمhttp://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ganjineyenoor/mahdi5.jpg
http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ganjineyenoor/mahdi5.jpgپس از این، شعرهایم نیز از آنِ تو می گرددhttp://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ganjineyenoor/mahdi5.jpg
http://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gifhttp://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gifhttp://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۲۱, ۱۱:۲۸
http://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gifhttp://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gifhttp://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gifhttp://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gifhttp://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gifhttp://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gifhttp://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gif

نامش تا همیشه زنده است

پیامبر واپسینِ خداوند، مشعلِ هدایت در دست گرفت و بیست و سه سال، بی وقفه، تمام راه های صعب زمین به سمت آسمان را گشود.
در تمام کوره راه ها و سنگلاخ ها، گام زد و لاعلاجیِ تمام مصایب را چاره کرد.
... گوش کن، هنوز که هنوز است، حنجره مؤذنان توحید، به شوق او فریاد می شود و مناره های بلند خاک، مکتب موحد او را تا فلک، ندا می دهند.
نامش را، تا ابد، گلدسته های عاشق،
دست به دست به عرش می برند و با سلام و صلواتِ اهل زمین،
کروبیان، درّ و گوهر بر سر خاکیان فرو می بارند.
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2426/2426707mleo3siku1.gif

http://img.tebyan.net/big/1384/06/14025415364181536244153238234158230183102255.jpg
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2426/2426707mleo3siku1.gif
http://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gifhttp://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gifhttp://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gifhttp://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gifhttp://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gifhttp://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۲۱, ۱۳:۵۶
http://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gifhttp://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gifhttp://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gifhttp://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gifhttp://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gifhttp://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gif

http://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gifپایداری در رسالت؛ رمز پیروزی توhttp://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gif

http://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gifhttp://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gifhttp://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gifhttp://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gifhttp://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gifhttp://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gif
مبعث، پایان ماجرای دختران زنده به گور و آغاز تساوی سیاه و سپید،
در قاموس محمد صلی الله علیه و آله بود؛
او که قطره قطره،
برخلاف جریان آب های زمانه حرکت می کرد.
آن روز، آغاز معرفی گل محمدی و ثبت نام وسعت او،
در واپسین شناسنامه عشق بود.
وقتی محمد صلی الله علیه و آله باشی،
دیگر فرقی ندارد که سنگ و خاکستر، بر کوچه های عبورت سرریز کنند یا نکنند.
تو جاری می شوی، تا باران خود را بر همه بباری؛ گرچه خشم درهای بسته، راه را بر تو ببندد.
از آن روز، تو، مراد و مقصود تمام غزل های عاشقانه قرآن شدی، سَر و سِّر خدا با تو را در الف - لام - میم و یا ـ سین خواندم و بوئیدمت که می گفتی:
دل به دل راه ندارند در این شهر؛ چرا؟
کیست بر هم زند این شیوه معماری را؟


http://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gifhttp://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gifhttp://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gifhttp://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gifhttp://shiaupload.ir/images/urltg7y9azisk4yk2os9.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۲۱, ۱۷:۱۳
http://shiaupload.ir/images/47890624870993830901.gif
http://shiaupload.ir/images/19287725852849785619.gif

درود بر تو ای بزرگمرد تاریخ؛
ای آن که سیاهی زمان و زمینی که در آن می زیستی،
به قدر خردلی، دل دریایی ات را آلوده نساخت و تباهی و جهالت و نکبت عالم،
جرئت نزدیکی به حریم قدس انسانیت و شرافت تو نیافت.
چهل سال، گوهر ناب وجود خویش را از دستبرد شیاطین حفظ کردی و با صیقل عشق و شیدایی حق، جلا بخشیدی تا نگینی شود بر خاتم زیبای رسالت حق؛
گوارا باد بر تو این جایگاه رفیع!
اکنون که آهسته و باوقار، ولی تسلیم خواست الهی، از غار حرا فرو می آیی،
درود همه ذرات عالم را پذیرا باش و به آواز
«السلام علیک یا رسول اللّه »
ما، گوش بسپار!

ـ عید مبعث، سالروز آغاز برترین و آخرین دین الهی، بر امت پیغمبر خاتم گرامی باد!

http://shiaupload.ir/images/19287725852849785619.gif
http://shiaupload.ir/images/47890624870993830901.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۲۱, ۲۰:۳۸
http://shiaupload.ir/images/47890624870993830901.gif

:roz:تو و خلوت غار و خدا:roz:

http://shiaupload.ir/images/60573430933725839568.gif
http://shiaupload.ir/images/47890624870993830901.gif
روزهای بهاریِ ایمان، در خزانِ خرافات و غفلت، دست و پا می زد و نغمه بندگی فرزندان اسماعیل، در قهقهه شوم شیاطین، می پژمرد.
سال ها می گذشت و چشم انتظاریِ کعبه، برای حج عارفانه ابراهیم خلیل، در حضورِ سردِ بتان سنگی، غریب می ماند.
چه دختران بی گناه که در گورِ جهل پدران خود خفتند و چه بردگان و پابرهنگانی که زیر تازیانه ستم سلاطین، آهسته و بی صدا پوسیدند!
همه آن چهل سال، تنها نیایش ها و دل گویه های تو بود که در پوستِ نازک شب رشد می کرد و بر تمام خشت هایِ مکه، طراوت حضورِ خدا را می رویاند. مهتاب فیروزه ای زمزمه های تو بود که از کنج خلوتِ غار حرا بیرون می تراوید و تا آسمان تنها و بی پناه مکه، قد می کشید.
http://shiaupload.ir/images/47890624870993830901.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۲۲, ۰۰:۵۸
http://shiaupload.ir/images/47890624870993830901.gif

برانگیخته شد، تا...

http://shiaupload.ir/images/47890624870993830901.gif

رسولِ عشق آمده است، تا نیکی و محبت به والدین را به سجاده سبز عبادت و بندگی خداوند، سنجاق کند. پیامبری با رسالت بیداری، برانگیخته شده است تا آفتاب عدالتِ اسلام، از اندامِ گداخته اهل حجاز تا پشت خمیده از ستمِ ایران و روم را با درخشش بی بدیلِ انسان دوستی و هدایت، سرشار کند.

حبیب خدا، با قلبی لبریز از نور آمده است تا آیه های شفابخش قرآن را بر بالین انسان های بیمار زمزمه کند، تا حکمت و حلاوتِ سخن خالق، جان تازه در کالبد خفته مخلوق بدمد.
http://shiaupload.ir/images/59553371860039427657.gif

http://shiaupload.ir/images/47890624870993830901.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۲۲, ۰۹:۱۲
http://shiaupload.ir/images/47890624870993830901.gif

بشارت مبعث

http://shiaupload.ir/images/60573430933725839568.gif
http://shiaupload.ir/images/47890624870993830901.gif

به اهل مکه خبر دهید که از ارتفاع کوه،
آبشاری جریان یافته است که نقطه تلاقیِ خدا با زمین خواهد شد.
مردی از عرب برمی خیزد تا ردای سبز رسالت را از دوش خود،
بر شهر یخ زده بت ها بکشد تا در پناه آیه ها و سوره های نگاهش،
روح منتظر بشر را به اشارتی، آسمانی کند.
به اهل مکه خبر دهید،
مردی از بالا می آید تا قطره قطره،
دریا را به جان قلب های سنگی بچشاند و خبر دهد از روزی که خواب از سر دیوارها خواهد پرید و پرندگان ایمان،
در تمام زمین، نامه رسانِ رسالت او خواهند شد.
ای اهل زمین!
بگشایید انحنای بازوانِ خود را تا صراط مستقیم او را در آغوش گیرید!
http://shiaupload.ir/images/59553371860039427657.gif

http://shiaupload.ir/images/47890624870993830901.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۴/۲۲, ۱۶:۵۵
http://shiaupload.ir/images/47890624870993830901.gif

محمد صلی الله علیه و آله ؛ بزرگ ترین امانت دار الهی


http://shiaupload.ir/images/60573430933725839568.gif
http://shiaupload.ir/images/47890624870993830901.gif
دهلیزهای سیاه جهل،
از امشب در آفتاب عالم تاب محمدی، راهی به سپیده دمان باز خواهد کرد و خدیجه و علی و محمد، در اولین نماز جماعتِ دنیا،
سر تعظیم به خدای کعبه فرود خواهند آورد، تا به یگانگی خالق عشق،
اقرار کنند. دیری نخواهد پایید که صفوف موحدان، حلقه های لبیک را به دور خانه دوست، بیارایند. بارِ امانتی که آسمان، توانِ کشیدن آن را نداشت، بر دوش نازنینِ احمد از صفین به اُحد و از تبوک به جمل و خیبر کشیده خواهد شد.
آوای بخوان بخوانِ او می ریزد
از غار، صدای گفت وگو می ریزد

می گفت فرشته: اقرأ باسم ربک

عشق است کز آسمان فرو می ریزد


http://shiaupload.ir/images/59553371860039427657.gif

http://shiaupload.ir/images/47890624870993830901.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۰۱:۴۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81415648298571746926.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81415648298571746926.gif)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49230581784666741535.pnghttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/28000800871294162266.gif


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/03301851712007621045.gif


http://www.askquran.ir/upload/files/mabas.ask_askquran.ir.swf


http://shiaupload.ir/images/81098303074544742553.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۰۲:۰۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1252935890_7614146_9786807_.gif

قال رسول ا لله محمد ابن عبد الله(صل الله عليه و اله ):

راس العقل بعد الايمان التودد الي الناس و اصطناع الخير الي کل بر و فاجر

اوج عقل بعد از دينداري دوستي با مردم و خوبي کردن به هر ادم نيک و بد است .

وسائل الشيعه ج16 ص 295

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1252935890_7614146_9786807_.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۰۲:۰۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/18196639477848498176.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/18196639477848498176.gif)


و آن شب تا سحر غار حرا خورشید باران بود
زمان،دل بی قرار لحظه تکوین قرآن بود


سکوت لحظه ها را می شکست از آه خود مردی
که در هر قطره اشک او غمی دیرین نمایان بود


امین مکه را می گویم آن نارفته مکتب را
یتیم خسته آری او که چندین سال چوپان بود


هُبَل آن سو میان کعبه در آشفته خوابی سرد
و عزی غرق حیرت از خدا بودن پشیمان بود


حضور عرشیان را در حریم خود حرا حس کرد
که «اقرأباسم ربک» یا محمد ذکر آنان بود
شاعر: محمود شریفی




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/28729178812057011899.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/28729178812057011899.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۰۲:۴۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_148427923016313731463010210.gif


سفير سعادت

مکه، یک کوه تاریخی دارد و این کوه یک آشنای صمیمی. اگر این کوه از مکه و این آشنا از آن کوه گرفته شود، این شهر می‏ماند با حرارت آتشین، زمین‏های سوزان و کوه‏های افسرده رنگ و سیاه‏رو.

کوه نور را به مکه بدهید و محمد صلی‏ الله‏علیه‏و‏آله را در غار حرای آن جای دهید، آن گاه مکه همه چیز می‏شود.

مرکز نهضت اسلامی می‏گردد، بزرگ‏ترین شهرهای دنیا را زیر سلطه و نفوذ خود درمی‏آورد و نیز زیارتگاه میلیاردها انسان در طول قرن‏ها می‏شود که لبیک گویان به سویش می‏شتابند و رستاخیز موعود را با جامه‏های سپید خود در این عالم جلوه‏گر می‏سازند.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68597262442975666719.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68597262442975666719.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۰۲:۵۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60007999208099516469.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60007999208099516469.gif)




نور باران کوه نور

اینک در روند نهضتِ پیامبران، از نقطه عطفی باید یاد کرد که زمینه‏ساز تولدی دوباره برای تاریخ، جامعه، دین و فرهنگ است.

سخن از برخاستن انسانی است که در دعوت حیات‏بخش خود، مرز نمی‏شناسد. او پرتو مهر گسترده الهی و آورنده پیام عدالت، آزادی و رهایی انسان از نادانی و تاریکی است.

محمد صلی‏ الله ‏علیه‏و‏آله از آن‏روز که خویشتن را شناخت، از شرک و سلطه و جهل و خرافه و خشونت نفرت داشت و با احساس بیگانگی با وضع موجود، به دگرگونی بنیادی تاریخ، جامعه و انسان می‏اندیشید.

او از هر بدی و پلیدی رویگردان بود؛ به همین دلیل، بخشی از روزهای سال را در کوه نور و غار حرا در خلوت با خدا به مناجات می‏گذراند.

سرانجام آن شبِ شب ستیز فرا رسید و کوه نور با کلام وحی نور باران شد.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77283158715772034990.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77283158715772034990.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۰۲:۵۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_192308701656859261281520642533113343.jpghttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/38409708645813676152.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/38409708645813676152.gif)






مأموریت الهی

بدون تردید روبه‏رو شدن با فرشته وحی، آمادگی خاصی می‏طلبد و تا روح شخص بزرگ و نیرومند نباشد، تاب تحمل بار پیامبری و ملاقات با فرشته را نخواهد داشت.

«امین قریش» این آمادگی را از راه عبادت‏های طولانی، تفکرهای همیشگی و عنایات خاص الهی به دست آورده بود.

به نقل بسیاری از تاریخ نگاران سیره‏نویس، پیش از بعثت، رؤیاهایی می‏دید که مانند روز روشن دارای واقعیت بود.

تا اینکه فرشته وحی، جبرئیل امین در برابر او قرار گرفت و گفت: «بخوان».

محمد صلی ‏الله‏علیه‏و‏آله پاسخ داد: «من توانایی خواندن ندارم».

جبرئیل سه بار خواسته‏اش را تکرار کرد و پس از بار سوم، ناگهان حضرت احساس کرد می‏تواند لوحی را که در دست فرشته است بخواند و این آیات را که در حقیقت دیباچه کتاب سعادت بشر به شمار می‏رود، قرائت کند:
«بخوان به نام پروردگارت که [موجودات را] آفرید...».

در این زمان، محمد صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله به انجام رسالتی الهی مأمور گردید.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26699779750820154726.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26699779750820154726.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۰۳:۰۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12008719535815735747.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12008719535815735747.gif)



شالوده بعثت

مهم‏ترین عنصری که از ابتدا اصلی بی‏بدیل در دعوت پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بود و علت اصلی ریشه مقاومت قریش و سران مکه در برابر دعوت جدید نیز به شمار می‏رفت، «اصل توحید» در ابعاد و جنبه‏های گوناگون آن بود.

هر چند در ظاهر ابتدا مضمون این دعوت برای بزرگان قریش چندان آشکار نبود و تصور می‏شد محمد صلی ‏الله‏علیه‏و‏آله به دنبال ریاست خود است، ولی به زودی هدف و انگیزه پیام دعوت آشکار گردید.



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_56769e2b3kmecs1a.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۰۳:۰۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/75407784873950217184.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/75407784873950217184.gif)




رسالت جهانی

از روزی که انسان بر روی زمین خاکی پا نهاده، نبوت آغاز شده است و تا واپسین لحظه زندگی انسان ادامه خواهد داشت.

گرچه سلسله پیامبران با خاتم آنها حضرت محمد مصطفی صلی‏ الله‏علیه‏و‏آله پایان میافته است، ولی رسالت جهانی آن حضرت هیچ‏گاه پایان نخواهد یافت؛ زیرا نیاز انسان به هدایت، همیشگی است.

رسالت الهی و هدایت آسمانی همراه با تکامل زندگی اجتماعی روبه کامل شدن بوده، تا به آخرین رسول رسیده است که از هر نظر تأمین کننده تمام خواسته‏های انسان باشد.

رسالت جهانی رسول گرامی اسلام صلی‏ الله‏علیه‏و‏آله ، بزرگ‏ترین تحول و نقطه عطف تاریخ بشر کنونی است. هیچ حادثه‏ای بزرگ‏تر از آن و هیچ نعمتی عظیم‏تر از آن برای بشر از طرف خدای سبحان ارزانی نشده است. رسالت حضرت، زمینه ساز ایجاد تحول ژرف و نظم نوین اعتقادی و سیاسی در جامعه بشری به شمار می‏آید.




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_divfeathers.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۰۳:۲۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_237249202172214174217396452.gif





اهداف بعثت

الف) تزکیه
یکی از اهداف مهم و اصلی در بعثت حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، تزکیه است تا انسان را از شرک به توحید و نیز ترک اخلاق و رفتار ناپسند فراخواند. دو گرایش، یکی به سوی فضیلت و دیگری به طرف رذیلت در نهاد انسان قرار داده شده است. دو راهبر نیز او را راهنمایی می‏کنند؛ یکی به سوی ملکوت و نورانیت و دیگری به سوی تباهی و ظلمت.

پیامبر صلی ‏الله ‏علیه‏و‏آله انسان را به سوی پاکی و پرهیزکاری هدایت می‏کند و با آموزه‏های الهی، از آلودگی کفر و نفاق که بدترین آلودگی‏هاست، نجات می‏دهد و از پستی‏ها و ذلت گناه و تباه شدن می‏رهاند.

قرآن کریم این هدف اساسی را این‏گونه تبیین کرده است:
«او خدایی است که از بین مردم پیامبری برانگیخت تا بر آنان آیات خدا را تلاوت کند و آنان را تزکیه نماید و کتاب و معارف به آنان آموزش دهد».

نیز در آیه‏ای دیگر، خداوند خطاب به رسول خاتم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏فرماید:
«کتاب آسمانی بر تو نازل کردیم تا مردم را از تاریکی‏ها به سوی نور رهنمود باشی».

ب) تربیت
یکی از مهم‏ترین برنامه‏های پیامبر گرامی اسلام، تربیت انسان‏هاست. تربیت به معنای فراهم کردن زمینه‏ها و عوامل برای به فعلیت رساندن و شکوفا کردن استعدادهای انسان در جهت مطلوب است. او باید زمینه‏ها را برای شکوفایی استعدادهای «خلیفه اللّه‏» شدن آماده کند که ابعاد گوناگونی دارد. او باید انسان‏ها را آماده کند تا از نظر علمی بهترین رابطه را با خدای خود، با هم‏نوع خود، با قوانین و مقررات اجتماعی، با خانواده و با خود داشته باشند تا بتوانند مورد سجده فرشتگان قرار گیرند.

یکی از دانشمندان فرانسوی می‏گوید: «بزرگ‏ترین قانون اصلاح و تربیت، همان دقایقی است که به نام وحی، قسمت به قسمت بر محمد صلی‏ الله‏علیه‏و‏آله نازل شده و امروز به نام قرآن در بین بشر است».

پیامبر والامقام اسلام در مدت کوتاهی، انسان‏هایی بزرگ مانند علی علیه‏السلام ، زهرا علیهاالسلام ، سلمان فارسی، ابوذر، مقداد و... را تربیت کرد.


ج) اتمام حجت

یکی از اهداف بعثت، اتمام حجت بر انسان است؛ زیرا بدون تردید عاقبت انسان به دو مقصد رستگاری و تباهی می‏انجامد. در فرجام کار بشر، سخن از پاداش و کیفر است. کیفر بدون اتمام حجت، از نظر عقل ناپسند است.

باید ابتدا راه از بیراهه مشخص گردد، آن‏گاه اگر کسی بیراهه رفت و با قهر و غضب الهی مواجه شد، دلیل و برهان برضد خدای سبحان نداشته باشد. قرآن کریم در تشریح علت آشکار شدن راه حق از باطل می‏فرماید:
«تا انسانی که راه تباهی را انتخاب کرده، با آگاهی از عاقبت سوء آن باشد و آنکه راه رستگاری را پیش گرفته نیز با علم و آگاهی باشد».
با مبعوث شدن پیامبر خدا، حجت بر مردم تمام شده، زیرا آن حضرت مشعلدار هدایت است. اگر کسی به پیام و دعوت او توجه نکرد و بیراهه رفت و دچار کیفر و عذاب شد، خود بر خویشتن ظلم کرده و از طرف خدا هیچ ستمی اِعمال نشده است.
مبارزه با استبداد و انحصارطلبی، گسترش حق و عدالت، خردورزی و تفکرانگیزی، برابری انسان‏ها و سعادت و نیک‏بختی بشر، از دیگر اهداف بعثت به شمار می‏آید.



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_89160542907236355984a.gif

صالح
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۰:۳۹
با سلام به همه دوستان و عرض تبریک به مناسبت بعثت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم.


در جوار مکه معظمه خواستم ضمن عرض تبریک، نکته ای بعنوان یادگار و تیمن و تبرک بیان کنم:

از میان اعمال مستحبی فراوانی که در شب و روز مبعث از قبیل نمازهای 12 رکعتی و صلوات زیاد و غیره وارد شده است، یک عمل مستحبی دیگر نیز امشب و فردا مستحب است، و آن زیارت مولای مظلومان عالم امیرالمؤمنین علی علیه السلام می باشد.

پیامبر به نبوت مبعوث شده به وصی او باید تبریک گفت، براستی این چه سرّی است؟

برای جواب سؤال، سری به ایوان نجف بزنیم، برای اذن دخول، نامی از امیرالمؤمنین نیست، فقط بر پیامبر سلام می دهیم:

السلام على رسول الله وأمين الله على وحيه وعزائم أمره الخاتم لما سبق والفاتح لما استقبل والمهيمن على ذلك كله ورحمة الله وبركاته ، السلام على صاحب السكينة ، السلام على المدفون بالمدينة ، السلام على المنصور المؤيد ، السلام على أبي القاسم محمد ورحمة الله وبركاته.

جواب سؤال داده نشد، آنجا نیز برای عرض سلام به امیرالمؤمنین سلام بر پیامبر است، چه پاسخی می توان یافت؟
میان این دو بزرگوار چه رابطه ایست که جدای از یکدیگر نیستند؟

یا مثلا وقتی آیه انذار به خوشان نازل شد، پیامبر، اقوام و فامیل را جمع کردند و فرمودند هرکه به من ایمان بیاورد او جانشین من خواهد بود، امیرالمؤمنین اولین کسی بود که ایمان آورد و جانشین پیامبر شد، در واقع از روز اول، وصایت با نبوت گره خورد.

مستندات تاریخی (نزد پیروان اهل بیت و خلفاء) گواهی می دهند که پیامبر و امیرالمؤمنین یک روح اندر دو پیکرند، مثلا هنگامی که پیامبر به دستور خداوند برای مباهله با نصارای نجران می رود و مأمور می شود خود به همراه زنان و بچه ها برای نفرین برود، امیرالمؤمنین نیز در جمع دیده می شود، او که جزء زنان و بچه ها نیست، پس مرتبه اش کجاست؟

فقط یک جایگاه برای ایشان باقی می ماند و آن اینکه علی جان پیامبر است، یعنی خود پیامبر است، در واقع او چیزی از پیامبری کم ندارد و تنها دلیلی که پیامبر نشده این است که حضرت محمد آخرین پیامبر است، ایشان در حق علی می فرماید:
یا علی انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی، تو برای من همانند هارون برای موسی هستی الا اینکه بعد از من نبی نخواهد بود، ایشان نفرمود الا اینکه تو پیامبر نیستی، بلکه فرمود من آخرین پیامبرم.

روایت فوق مربوط به داستان ایجاد پیمان برادری میان اصحاب است:

سليمان قندوزي مي‌گويد: امام علي(ع) بعد از همه با پيامبر(ص) پيمان اخوت بست، آن حضرت با پيامبر(ص) عرض كرد كه اصحاب خود را با يكديگر برادر كردي؛ ولي عقد اخوت ميان من و ديگري برقرار نكردي؟ پيامبر(ص) در جواب فرمود: «به خدايي كه مرا براي هدايت مبعوث كرد سوگند، به اين علت كار برادري تو را عقب انداختم كه مي‌خواستم در پايان با تو برادر شوم تو نسبت به من مانند هاروني نسبت به موسي، جز اينكه پس از من پيامبري نيست، تو برادر و وارث مني.»ینابیع المودة ج 1 ص 55خلاصه اینکه در روز مبعث به امیرالمؤمنین نیز تبریک عرض کرده و سلام می کنیم:


السلام علیک یا امیرالمؤمنین.


موفق باشید.

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۰:۵۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/04022552985876913028.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/04022552985876913028.jpg)

مبعث، فصل شکفتن گل بوستان رسالت

سلام بر مبعث، بهاری‏ترین فصل پهنه گیتی.

سلام بر مبعث، فصل شکفتن گل سرسبد بوستان رسالت.

سلام بر سالار قافله عشق،محمود، احمد،

حضرت محمد صلی‏الله‏ علیه ‏و‏آله .

محمد صلی‏ الله ‏علیه‏و‏آله عصاره آفرینش،

خلاصه خلقت و قاموس همه ارزش‏هاست.

وارث یکصد و بیست و چهار هزار «فضیلت» است.

مردی که دروازه‏های نور را به روی بشر گشود

و عطر رویش وجودش، باغستان گران‏قدر توحید را

به سبزه و گُل و میوه آراست.

پیامبر ما که بر او هزاران درودباد

هدف آفرینش، عصاره خلقت،

یادگار بزرگ خداوند،

و اُسوه ‏ای برای همه آزاد مردان ونیکان جهان است.

هیچ کس چون او خدا را نشناخت

و چون او در راه اعتلای کلمه حق دردرا جان نخرید.

پس بیایید مانیز که پیرو آن عزیزیم،

پیامبرگونه زندگی کنیم ورسول ‏وار بیندیشیم؛

باید بکوشیم فاصله ‏ها را با آن حضرت کم کنیم.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43873068142337703121.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43873068142337703121.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۱:۲۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/36699243443309172338.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/36699243443309172338.jpg)
اعمال شب بیست و هفتم

شب مبعث از شب‌های مبارکی است و برای آن چند عمل ذکر شده است:
1- شیخ در مصباح فرموده روایت شده از حضرت ابوجعفر امام جواد علیه السلام كه فرمود در رجب شبى است كه بهتر از هر چیزی است که آفتاب بر آن می‌تابد و آن شب بیست و هفتم رجب است كه در صبح آن پیغمبر خدا صَلَّى الله علیه و آله به رسالت مبعوث گردید. و هر کس از شیعیان ما در آن شب اعمال را انجام دهد، اجر عمل در شصت سال را می‌برد. خدمت آن حضرت عرض شد كه عمل در آن شب چیست؟


فرمود: بعد از نماز عشاء، سحر پیش از نیمه شب بیدار شو و دوازده ركعت یعنی شش نماز دو رکعتی اقامه کن. (که در هر ركعت حمد و سوره‌اى از سوره‌هاى كوچك و یا مفصّل که سوره مفصل از سوره محمّد است تا آخر قرآن) پس از اتمام نماز؛ سوره حمد را هفت مرتبه و مُعَوَّذَتَیْن هفت مرتبه، توحید و قُلْ یا اَیُّها الْكافِرُونَ را هر كدام را هفت مرتبه و اِنّا اَنْزَلْناهُ و و آیة الكرسى هر كدام را هفت مرتبه بخوان و بعد از اتمام این سوره‌ها، دعای ذیل خوانده شود:


اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ شَریكٌ فى الْمُلْكِ وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ وَلِىُّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبیراً اَللّهُمَّ اِنّى اَسئَلُكَ بِمَعاقِدِ عِزِّكَ عَلَى اَرْكانِ عَرْشِكَ وَ مُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ كِتابِكَ وَ بِاسْمِكَ الاْعْظَمِ الاْعْظَمِ الاْعْظَمِ وَ ذِكْرِكَ الاْعْلىَ الاْعْلىَ الاْعْلى وَ بِكَلِماتِكَ التّامّاتِ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اَنْ تَفْعَلَ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ .
پس از این دعا کرده و عرض حاجت به بارگاه احدیت داشته باشید.


2- انجام غسل در این شب مستحب است.
3- اقامه نمازی که در شب نیمه رجب ذکر شد.
4- زیارت حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام

كه افضل اعمال در این شب است و از براى آن حضرت در این شب سه زیارت ذکر شده است كه در باب زیارات در مفاتیح الجنان آمده است.





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05615892955505429806.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05615892955505429806.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۱:۲۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05026743781141854994.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05026743781141854994.jpg)


شب بیست و هفتم رجب خود را نجف برسانید

روایت شده است که ابو عبدالله محمد بن بطوطه كه یكى از علماء اهل تسنن است و در ششصد سال پیش از این زمان زندگی می‌کرده است در سفرنامه خود كه معروف است به "رحله ابن بطوطه" داستان ورود خود از مكه معظمه به نجف اشرف در روضه و قبر مبارك مولایمان امیرالمؤمنین علیه السلام را ذکر کرده است و گفته اهل این شهر تمامى رافضى(شیعه) هستند و از براى این روضه مباركه كراماتى ظاهر شده از جمله آن كه در شب بیست و هفتم ماه رجب كه نام آن شب نزد اهل آنجا " لَیْلَةُ الْمَحْیا " است که از عراقین و خراسان و بلادِ فارس و رُوم هر شَل و مفلوج و زمینگیرى (بیمار) كه هست، قریب سى چهل نفر در آنجا جمع مى‌شوند.

این مبتلایان را نزد ضریح مقدّس می‌برندو مردم منتظر خوب شدن و برخاستن آنها می‌شوند . بعضى ذكر مى‌گویند و بعضى قرآن تلاوت مى‌كنند و بعضى تماشاى روضه مى‌كنند تا آن كه نصف یا دو ثلث از شب بگذرد.

آن وقت جمیع این مبتلایان و زمینگیران كه نمى‌توانستند حركت بكنند برمی‌خیزند در حالی كه صحیح و تندرست مى‌باشند و بیماری در آنها دیده نمی‌شود آنها در آن حال مى‌گویند «لا اِلهَ اِلا اللهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ عَلَىُّ وَلىُّ اللهِ» و این امری مشهور است.



البته من خودم آن شب را در آنجا درك نكردم لكن از افرادی ثقه كه بر سخن اعتماد داشتم، شنیدم و نیز در مدرسه‌اى كه مهمانخانه آن حضرت است، دیدم سه نفر زمین گیر كه قادر بر حركت نبودند یكى از اهل روم و دیگرى از اهل اصفهان و سومى از اهل خراسان بود از آنها پرسیدم چگونه شما خوب نشده‌اید و اینجا مانده‌اید؟
گفتند ما به شب بیست و هفتم نرسیده‌ایم و همین جا مانده‌ایم تا شب بیست و هفتم آینده كه شفا بگیریم.
شیخ عباس می‌گوید مبادا استِبْعاد كنى این مطلب را چرا که معجزات و كرامات بسیاری از این مشاهد مشرّفه بروز كرده و به تواتر رسیده و قابل شمارش نیست. در ماه شوّال گذشته یعنی سال هزار و سیصد و چهل و سه در حرم مطهر حضرت ثامن الائِمّة امام رضا علیه السلام سه نفر زن كه هر كدام به سبب مرض فلج زمین گیر شده بودند و اطبّاء و دكترها از معالجه آنها عاجز شده بودند شفا یافتند و این معجزات از آن قبر مطهّر بر همه واضح و آشكارا گردید مانند نمودار شدن خورشید در آسمان مثل باز شدن دَرِ دروازه نجف اشرف بر روى عرب‌هاى بادیه و به حدّى این مطلب واضح بود كه نقل شد دكترهایى كه مطلّع بر مرض‌هاى آن زن‌ها بودند تصدیق نمودند با آن كه در این باب خیلى دقیق بودند بلكه بعضى از آنها تصدیق خود را بر شفاء آنها نوشتند.


5- شیخ كفعمى در بلد الامین آورده كه در شب مبعث این دعا را خوانده شود:
اَللّهُمَّ اِنّى اَسئَلُكَ بِالتَّجَلِىِ الاْعْظَمِ فى هذِهِ اللَّیْلَةِ مِنَ الشَّهْرِ الْمُعَظَّمِ وَالْمُرْسَلِ الْمُكَرَّمِ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اَنْ تَغْفِرَلَنا ما اَنْتَ بِهِ مِنّا اَعْلَمُ یا مَنْ یَعْلَمُ وَلا نَعْلَمُ. اَللّهُمَّ بارِكْ لَنا فى لَیْلَتِنا هذِهِ الَّتى بِشَرَفِ الرِّسالَةِ فَضَّلْتَها وَ بِكَرامَتِكَ اَجْلَلْتَها وَ بِالْمَحَلِّ الشَّریفِ اَحْلَلْتَها.
اَللّهُمَّ فَاِنّا نَسْئَلُكَ بِالْمَبْعَثِ الشَّریفِ وَالسَّیِّدِ اللَّطیفِ وَالْعُنْصُرِ الْعَفیفِ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اَنْ تَجْعَلَ اَعْمالَنا فى هذِهِ اللَّیْلَةِ و َفى سایِرِ اللَّیالى مَقْبُولَةً وَ ذُنُوبَنا مَغْفُورَةً وَ حَسَناتِنا مَشْكُورَةً وَ سَیِّئاتِنا مَسْتُورَةً وَ قُلوُبَنا بِحُسْنِ الْقَوْلِ مَسْرُورَةً وَاَرْزاقَنا مِنْ لَدُنْكَ بِالْیُسْرِ مَدْرُورَةً.
اَللّهُمَّ اِنَّكَ تَرى وَلا تُرى وَ اَنْتَ بِالْمَنْظَرِ الاْعْلى وَ اِنَّ اِلَیْكَ الرُّجْعى وَالْمُنْتَهى وَ اِنَّ لَكَ الْمَماتَ وَالْمَحْیا وَ اِنَّ لَكَ الاْخِرَةَ وَالاُْولى.
اَللّهُمَّ اِنّا نَعُوذُبِكَ اَنْ نَذِلَّ وَ نَخْزى وَ اَنْ نَاتِىَ ما عَنْهُ تَنْهى. اَللّهُمَّ اِنّا نَسْئَلُكَ الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِكَ وَ نَسْتَعیذُبِكَ مِنَ النّارِ فَاَعِذْنا مِنْها بِقُدْرَتِكَ وَ نَسْئَلُكَ مِنَ الْحُورِ الْعینِ فَارْزُقْنا بِعِزَّتِكَ وَاجْعَلْ اَوْسَعَ اَرْزاقِنا عِنْدَ كِبَرِ سِنِّنا وَ اَحْسَنَ اَعْمالِنا عِنْدَ اقْتِرابِ اجالِنا وَاَطِلْ فى طاعَتِكَ وَ ما یُقَرِّبُ اِلَیْكَ وَ یُحْظى عِنْدَكَ وَ یُزْلِفُ لَدَیْكَ اَعْمارَنا وَ اَحْسِنْ فى جَمیعِ اَحْوالِنا وَ اُمُورِنا مَعْرِفَتَنا وَلا تَكِلْنا اِلى اَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ فَیَمُنَّ عَلَیْنا وَ تَفَضَّلْ عَلَیْنا بجَمیعِ حَوایِجِنا لِلدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَابْدَاْ بِاباَّئِنا وَ اَبْناَّئِنا وَ جَمیعِ اِخْوانِنَا الْمُؤْمِنینَ فى جَمیعِ ما سَئَلْناكَ لاِنْفُسِنا یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.
اَللّهُمَّ اِنّا نَسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الْعَظیمِ وَ مُلْكِكَ الْقَدیمِ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تَغْفِرَلَنَا الذَّنْبَ الْعَظیمَ اِنَّهُ لا یَغْفِرُ الْعَظیمَ اِلا الْعَظیمُ. اَللّهُمَّ وَ هذا رَجَبٌ الْمُكَرَّمُ الَّذى اَكْرَمْتَنا بِهِ اَوَّلُ اَشْهُرِ الْحُرُمِ اَكْرَمْتَنا بِهِ مِنْ بَیْنِ الاُْمَمِ فَلَكَ الْحَمْدُ یا ذَاالْجُودِ وَالْكَرَمِ فَاَسْئَلُكَ بِهِ وَ بِاسْمِكَ الاْعْظَمِ الاْعْظَمِ الاْعْظَمِ الاْجَلِّ الاْكْرَمِ الَّذى خَلَقْتَهُ فَاسْتَقَرَّ فى ظِلِّكَ فَلا یَخْرُجُ مِنْكَ اِلى غَیْرِكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَیْتِهِ الطّاهِرینَ وَ اَنْ تَجْعَلَنا مِنَ الْعامِلینَ فیهِ بِطاعَتِكَ وَالاْمِلینَ فیهِ لِشَفاعَتِكَ. اَللّهُمَّ اهْدِنا اِلى سَواَّءِ السَّبیلِ وَاجْعَلْ مَقیلَنا عِنْدَكَ خَیْرَ مَقیلٍ فى ظِلٍّ ظَلیلٍ وَ مُلْكٍ جَزیلٍ فَاِنَّكَ حَسْبُنا وَ نِعْمَ الْوَكیلُ. اَللّهُمَّ اقْلِبْنا مُفْلِحینَ مُنْجِحینَ غَیْرَ مَغْضُوبٍ عَلَیْنا وَلا ضاَّلّینَ بِرَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.
اَللّهُمَّ اِنّى اَسئَلُكَ بِعَزاَّئِمِ مَغْفِرَتِكَ وَ بِواجِبِ رَحْمَتِكَ السَّلامَةَ مِنْ كُلِّ اِثْمٍ وَالْغَنیمَةَ مِنْ كُلِّ بِرٍّ وَالْفَوْزَ بِالْجَنَّةِ وَالنَّجاةَ مِنَ النّارِ. اَللّهُمَّ دَعاكَ الدّاعُونَ وَ دَعَوْتُكَ وَسَئَلَكَ السّاَّئِلُونَ وَسَئَلْتُكَ وَ طَلَبَ اِلَیْكَ الطّالِبُونَ وَ طَلَبْتُ اِلَیْكَ اَللّهُمَّ اَنْتَ الثِّقَةُ وَالرَّجاَّءُ وَ اِلَیْكَ مُنْتَهَى الرَّغْبَةِ فِى الدُّعاَّءِ.
اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَاجْعَلِ الْیَقینَ فى قَلْبى وَالنُّورَ فى بَصَرى وَالنَّصیحَةَ فى صَدْرى وَ ذِكْرَكَ بِاللَّیْلِ وَالنَّهارِ عَلى لِسانى وَ رِزْقاً واسِعاً غَیْرَ مَمْنُونٍ وَلا مَحْظُورٍ فَارْزُقْنى وَ بارِكْ لى فیما رَزَقْتَنى وَاجْعَلْ غِناىَ فى نَفْسى وَ رَغْبَتى فیما عِنْدَكَ بِرَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.
پس به سجده برو و بگو:

اَلْحَمْدُلله الَّذى هَدانا لِمَعْرِفَتِهِ وَ خَصَّنا بِوِلایَتِهِ وَ وَفَّقَنا لِطاعَتِهِ.

سپس صد مرتبه ذکر شُكْراً شُكْراً گفته شود.
پس سر از سجده بردار و بگو:

اَللّهُمَّ اِنّى قَصَدْتُكَ بِحاجَتى وَاعْتَمَدْتُ عَلَیْكَ بِمَسْئَلَتى وَ تَوَجَّهْتُ اِلَیْكَ بِاَئِمَّتى وَ سادَتى. اَللّهُمَّ انْفَعْنا بِحُبِّهِمْ وَ اَوْرِدْنا مَوْرِدَهُمْ وَارْزُقْنا مُرافَقَتَهُمْ وَ اَدْخِلْنَا الْجَنَّةَ فى زُمْرَتِهِمْ بِرَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.

و این دعا را سیّد براى روز مبعث ذكر كرده است .






http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/50965314659838950670.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/50965314659838950670.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۱:۲۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/59674943830878865179.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/59674943830878865179.jpg)

اعمال روز بیست و هفتم

از جمله اعیاد عظیمه است و روزى است كه حضرت رسول اکرم صلَّى الله علیه و آله در آن روز به رسالت مبعوث گردید و جبرئیل به پیغمبرى بر آن حضرت نازل شد و از براى آن چند عمل است:

1- غسل .
2- روزه گرفتن و آن یكى از چهار روزى است كه در تمام سال روزه گرفتنش امتیاز دارد و برابر است با روزه هفتاد سال.
3- بسیار صلوات فرستادن .
4- زیارت حضرت رسول اکرم و امیرالمؤمنین علیهماالسَّلام.


5- شیخ در مصباح از رَیّان بن الصّلت روایت نموده است كهامام جواد علیه السلام در زمانی كه در بغداد بود روز نیمه رجب و روز بیست و هفتم را روزه گرفت و همه اصحاب آن حضرت نیز روزه گرفتند و ما را امر فرمود كهدوازده ركعت نماز اقامه کنیم (شش نماز دو رکعتی مثل نماز صبح) و بعد از فراغ از نمازها، هر یك از حمد و توحید و مُعَوَّذَتین چهار مرتبه و " لا اِلهَ اِلا اللهُ واللهُ اَكْبَرُ وَ سُبْحانَ اللهِ وَالْحَمْدُلِلّهِ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ" چهار مرتبه، اللهُ اللهُ رَبِّى لا اُشْرِكُ بِهِ شَیْئا چهار مرتبه و لا اُشْرِكُ بِرَبِّى اَحَدا چهار مرتبه، خوانده شوند.



6- شیخ از جناب ابوالقاسم حسین بن رُوح رَحَمهُ اللهُ روایت کرده كه در این روز دوازده ركعت نماز مى‌خوانى یعنی 6 نماز دو رکعتی مثل نماز و بین هر دو رکعت دعای ذیل خوانده شود:

اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ شَریكٌ فى الْمُلْكِ وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ وَلِىُّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبیراً یا عُدَّتى فى مُدَّتى یا صاحِبى فى شِدَّتى یا وَلیّى فى نِعْمَتى یا غِیاثى فى رَغْبَتى یا نَجاحى فى حاجَتى یا حافِظى فى غَیْبَتى یا كافِىَّ فى وَحْدَتى یا اُنْسى فى وَحْشَتى اَنْتَ السّاتِرُ عَوْرَتى فَلَكَ الْحَمْدُ و اَنْتَ الْمُقیلُ عَثْرَتى فَلَكَ الْحَمْدُ وَ اَنْتَ الْمُنْعِشُ صَرْعَتى فَلَكَ الْحَمْدُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَاسْتُرْ عَوْرَتى وَ آمِنْ رَوْعَتى وَ اَقِلْنى عَثْرَتى وَاصْفَحْ عَنْ جُرْمى وَ تَجاوَزْ عَنْ سَیِّئاتى فى اَصْحابِ الْجَنَّةِ وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذى كانُوا یُوَعَدُونَ. پس از قرائت دعا، هر یك از سوره‌های حمد، توحید، مُعَوَّذَتَیْن، قُلْ یا اَیُّهَا الْكافِرُونَ، اِنا اَنْزَلناهُ، آیة الكرسى را هفت مرتبه بخوان و بعد از آن ذکرهای " لا اِلهَ اِلا اللهُ واللهُ اَكْبَرُ وَ سُبْحانَ اللهِ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللهِ هفت مرتبه، و " اللهُ اللهُ رَبَّى لا اُشْرِكُ بِهِ شَیْئا" هفت مرتبه گفته شوند. سپس دعا کرده و از خداوند حاجت طلب کن .


7- در اقبال و در بعضی از نسخ مصباح آمده است كه مستحب است در این روز دعای زیر خوانده شود:

یا مَنْ اَمَرَ بِالْعَفْوِ وَالتَّجاوُزِ و َضَمَّنَ نَفْسَهُ الْعَفْوَ وَالتَّجاوُزَ یا مَنْ عَفى وَ تَجاوَزَ اُعْفُ عَنّى وَ تَجاوَزْ یا كَریمُ.
اَللّهُمَّ وَ قَدْ اَكْدَى الطَّلَبُ وَ اَعْیَتِ الْحیلَةُ وَالْمَذْهَبُ وَ دَرَسَتِ الاْمالُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ اِلاّ مِنْكَ وَحْدَكَ لا شَریكَ لَكَ اَللّهُمَّ اِنّى اَجِدُ سُبُلَ الْمَطالِبِ اِلَیْكَ مُشْرَعَةً وَ مناهِلَ الرَّجاَّءِ لَدَیْكَ مُتْرَعَةً و اَبْوابَ الدُّعاَّءِ لِمَنْ دَعاكَ مُفتَّحَةً وَالاِْسْتِعانَةَ لِمَنِ اسْتَعانَ بِكَ مُباحَةً وَ اَعْلَمُ اَنَّكَ لِداعیكَ بِمَوْضِعِ اِجابَةٍ وَ للصّارِخِ اِلَیْكَ بِمَرْصَدِ اِغاثَةٍ وَ اَنَّ فِى اللَّهْفِ اِلى جُودِكَ وَالضِّمانِ بِعِدَتِكَ عِوَضاً مِنْ مَنْعِ الْباخِلینَ وَ مَنْدُوحَةً عَمّا فى اَیْدِى الْمُسْتَاْثِرینَ وَ اَنَّكَ لا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِكَ اِلاّ اَنْ تَحْجُبَهُمُ الاْعْمالُ دُونَكَ وَ قَدْ عَلِمْتُ اَنَّ اَفْضَلَ زادِ الرّاحِلِ اِلَیْكَ عَزْمُ اِرادَةٍ یَخْتارُكَ بِها وَ قَدْ ناجاكَ بِعَزْمِ الاِرادَةِ قَلْبى وَ اَسْئَلُكَ بِكُلِّ دَعْوَةٍ دَعاكَ بِها راجٍ بَلَّغْتَهُ اَمَلَهُ اَوْ صارِخٌ اِلَیْكَ اَغَثْتَ صَرْخَتَهُ اَوْ مَلْهُوفٌ مَكْرُوبٌ فَرَّجْتَ كَرْبَهُ اَوْ مُذْنِبٌ خاطِئٌ غَفَرْتَ لَهُ اَوْ مُعافىً اَتْمَمْتَ نِعْمَتَكَ عَلَیْهِ اَوْ فَقیرٌ اَهْدَیْتَ غِناكَ اِلَیْهِ وَ لِتِلْكَ الَّدعْوَةِ عَلَیْكَ حَقُّ وَ عِنْدَكَ مَنْزِلَةٌ اِلاّ صَلَّیْتَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ قَضَیْتَ حَوائِجى حَوائِجَ الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَ هذا رَجَبٌ الْمُرَجَّبُ الْمُكَرَّمُ الَّذى اَكْرَمْتَنا بِهِ اَوَّلُ اَشْهُرِ الْحُرُمِ اَكْرَمْتَنا بِهِ مِنْ بَیْنِ الاُْمَمِ یا ذَاالْجُودِ وَالْكَرَمِ فَنَسْئَلُكَ بِهِ وَ بِاسْمِكَ الاْعْظَمِ الاْعْظَمِ الاْعْظَمِ الاْجَلِّ الاْكْرَمِ الَّذى خَلَقْتَهُ فَاسْتَقَرَّ فى ظِلِّكَ فَلا یَخْرُجُ مِنْكَ اِلى غَیْرِكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَیْتِهِ الطّاهِرینَ وَ تَجْعَلَنا مِنَ الْعامِلینَ فیهِ بِطاعَتِكَ وَالاْمِلینَ فیهِ بِشَفاعَتِكَ اَللّهُمَّ وَاهْدِنا اِلى سَواَّءِ السِّبیلِ وَاجْعَلْ مَقیلَنا عِنْدَكَ خَیْرَ مَقیلٍ فى ظِلٍّ ظَلیلٍ فَاِنَّكَ حَسْبُنا وَ نِعْمَ الوَكیلُ وَالسَّلامُ عَلى عِبادِهِ المُصْطَفَیْنَ وَ صَلَواتُهُ عَلَیْهِمْ اَجْمَعینَ.
اَللّهُمَّ وَ بارِكَ لَنا فى یَوْمِنا هَذَا الَّذى فَضَّلْتَهُ وَ بِكَرامَتِكَ جَلَّلْتَهُ وَ بِالْمَنْزِلِ (الْعَظیمِ) الاْعْلى اَنْزَلْتَهُ صَلِّ عَلى مَنْ فیهِ اِلى عِبادِكَ اَرْسَلْتَهُ وَ بِالْمَحَلِّ الْكَریمِ اَحْلَلْتَهُ.
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ صَلوةً داَّئِمَةً تَكُونُ لَكَ شُكْراً وَ لَنا ذُخراً وَاجْعَلْ لَنا مِنْ اَمْرِنا یُسراً وَاخْتِمْ لَنا بِالسَّعادَةِ اِلى مُنْتَهى آجالِنا وَ قَدْ قَبِلْتَ الْیَسیرَ مِنْ اَعْمالِنا وَ بَلَّغْتَنا بِرَحْمَتِكَ اَفْضَلَ آمالِنا اِنَّكَ عَلى كُلِّشَىءٍ قَدیرٌ وَ صَلَّى اللهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ .
شیخ عباس قمی می‌گوید كه این دعا را حضرت موسى بن جعفر علیه السلام در آن روزى كه آن جناب را به سمت بغداد حركت دادند و آن روز بیست و هفتم رجب بود، خواند .





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68108684542026219530.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68108684542026219530.gif)

sabz_ac
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۲:۰۹
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم . یا مهدی

كبوتر حرم معصومه
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۳:۳۱
**********عيد مبعث بر عاشقان مكتب پيامبرمبارك باد.**********
:moj:

:moj:

:moj:

:aatash::aatash::aatash:

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۴:۳۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/42286777465770088806.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/42286777465770088806.jpg)

مبعث ، عید ختم ناامیدی

مبعث، عید بزرگ نجات ازسرگردانی،

عید ختم ناامیدی،
عید تمایز عدل و ستم،
عید بیداری و آگاهی،
و عید تعهد وهدایت بزرگ الهی است.

در این روز شریف بود که پیامبر رحمت
پس از چهل سال عبادت
وراز و نیاز به درگاه خداوند،
شایسته ابلاغ رسالت شد
و زمزم وحی،
در عمق جانش به جوشش درآمد
و آفاق را سیراب کرد.

در این روز، پیامبر امین،
با فرمان «اقرأ» بشر را
در آغوش پر مهر دیانت قرار داد
و دامنه بعثتش، تا همیشه تاریخ گسترده شد
و نام مبارکش، زینت‏بخش ملک و ملکوت گشت.

اینک پس از پانزده قرن،
سخن و تعلیم آن یگانه هستی،

هم‏چنان می‏درخشد، می‏تابد،
می‏سازد و پرورش می‏دهد.

از این رو، بعثت، نقطه عطفی
در زندگی سراسر عزت پیامبر امین بود

که آیات الهی را
بر گوش جان انسان‏هاترنم کرد

و جهل و جور، شرک و بت‏پرستی را
از صحنه زندگی دور ساخت.




http://shiaupload.ir/images/78994031697866428934.gif (http://shiaupload.ir/images/78994031697866428934.gif)

آساره
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۶:۱۲
http://s18.rimg.info/a8fea56921d5590295169e44f7be851e.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)


http://shiaupload.ir/images/65328531226570478772.jpg (http://shiaupload.ir/images/65328531226570478772.jpg)


http://s18.rimg.info/a8fea56921d5590295169e44f7be851e.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)

آساره
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۶:۱۵
http://blogfa.com/images/smileys/24.gifتو آسمون پر غبار ستاره رو نمیشه دیدhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif

http://blogfa.com/images/smileys/24.gifاما شبا توی کویر میشه ستاره هارو چیدhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif





http://blogfa.com/images/smileys/24.gifگل میکن ستاره ها شبا تو فرش آسمونhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif



http://blogfa.com/images/smileys/24.gifبیا با هم سر بزنیم توکوچه باغ کهکشونhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif





http://blogfa.com/images/smileys/24.gifقصه اینه توی مشرق ساده س ستارهبینیhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif



http://blogfa.com/images/smileys/24.gifما مسافر کویریم کی میاد ستاره چینیhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif



http://blogfa.com/images/smileys/24.gifخدا کنه چلچله ها از راه بیان هزار هزارhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif



http://blogfa.com/images/smileys/24.gifبهشت بشه بهشت بشه بهشت بشه باغ و بهارhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif





http://blogfa.com/images/smileys/24.gifقدیما بعضی میگفتن تو ستاره ت نمیمیرهhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif



http://blogfa.com/images/smileys/24.gifبی خیال هر چی ظلمت شب ما شب کویرهhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif





http://blogfa.com/images/smileys/24.gifیه وقتایی ستاره ها از راز آسمون میگنhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif



http://blogfa.com/images/smileys/24.gifتو جاده های زندگی راهو بهت نشون میدنhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif





http://blogfa.com/images/smileys/24.gifگل میکنن ستاره ها شبا رو فرش آسمونhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif



http://blogfa.com/images/smileys/24.gifبیا با هم سر بزنیم توکوچه باغ کهکشونhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif





http://blogfa.com/images/smileys/24.gifگل پایین ستاره بالا اینجا فرشه اونجا عرشهhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif


http://blogfa.com/images/smileys/24.gifاینجا.... میدرخشه اونجا خوبی میدرخشهhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81415648298571746926.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81415648298571746926.gif)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81415648298571746926.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81415648298571746926.gif)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/28000800871294162266.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/28000800871294162266.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81415648298571746926.gif)



مبعث مبارک

آساره
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۶:۵۰
http://s18.rimg.info/312e0551bd799c068701da3af1691001.gif http://s18.rimg.info/312e0551bd799c068701da3af1691001.gif http://s18.rimg.info/312e0551bd799c068701da3af1691001.gif http://s18.rimg.info/312e0551bd799c068701da3af1691001.gif




http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gifستاره ای بدرخشید وماه مجلس شد http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gif
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gifدل رمیده ما انیس ومونس شد http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gif


http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gifنگارمن که به مکتب نرفت وخط ننوشت http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gif
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gifبه غمزه مسئله آموز شد مدرس شد http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gif

http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gifبه بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gif
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gifفدای عارض نسرین وچشم نرگس شدhttp://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gif


http://s18.rimg.info/312e0551bd799c068701da3af1691001.gif http://s18.rimg.info/312e0551bd799c068701da3af1691001.gif http://s18.rimg.info/312e0551bd799c068701da3af1691001.gif http://s18.rimg.info/312e0551bd799c068701da3af1691001.gif

آساره
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۶:۵۰
http://shiaupload.ir/images/60573430933725839568.gifhttp://shiaupload.ir/images/60573430933725839568.gifhttp://shiaupload.ir/images/60573430933725839568.gifhttp://shiaupload.ir/images/60573430933725839568.gif



رسولِ عشق آمده است، تا نیکی و محبت به والدین را به سجاده سبز

عبادت و بندگی خداوند، سنجاق کند.

پیامبری با رسالت بیداری، برانگیخته شده است تا آفتاب عدالتِ

اسلام، از اندامِ گداخته اهل حجاز تا پشت خمیده از ستمِ ایران و روم

را با درخشش بی بدیلِ انسان دوستی و هدایت، سرشار کند.

حبیب خدا، با قلبی لبریز از نور آمده است تا آیه های شفابخش قرآن را

بر بالین انسان های بیمار زمزمه کند، تا حکمت و حلاوتِ سخن خالق،

جان تازه در کالبد خفته مخلوق بدمد.

http://shiaupload.ir/images/60573430933725839568.gifhttp://shiaupload.ir/images/60573430933725839568.gifhttp://shiaupload.ir/images/60573430933725839568.gifhttp://shiaupload.ir/images/60573430933725839568.gif

آساره
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۶:۵۱
http://s18.rimg.info/312e0551bd799c068701da3af1691001.gif http://s18.rimg.info/312e0551bd799c068701da3af1691001.gif http://s18.rimg.info/312e0551bd799c068701da3af1691001.gif http://s18.rimg.info/312e0551bd799c068701da3af1691001.gif




http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gifستاره ای بدرخشید وماه مجلس شد http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gif
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gifدل رمیده ما انیس ومونس شد http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gif


http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gifنگارمن که به مکتب نرفت وخط ننوشت http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gif
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gifبه غمزه مسئله آموز شد مدرس شد http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gif

http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gifبه بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gif
http://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gifفدای عارض نسرین وچشم نرگس شدhttp://ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gif


http://s18.rimg.info/312e0551bd799c068701da3af1691001.gif http://s18.rimg.info/312e0551bd799c068701da3af1691001.gif http://s18.rimg.info/312e0551bd799c068701da3af1691001.gif http://s18.rimg.info/312e0551bd799c068701da3af1691001.gif

آساره
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۶:۵۲
http://www.shiaupload.ir/images/94641128242812140466.gif (http://shiaupload.ir/images/10381669377728653633.gif)



http://www.shiaupload.ir/images/15718024697706429974.gifمبعث، فصل شکفتن گل بوستان رسالتhttp://www.shiaupload.ir/images/15718024697706429974.gif



http://www.shiaupload.ir/images/15718024697706429974.gifسلام بر مبعث، بهاری‏ترین فصل پهنه گیتیhttp://www.shiaupload.ir/images/15718024697706429974.gif



http://www.shiaupload.ir/images/15718024697706429974.gifسلام بر مبعث، فصل شکفتن گل سرسبد بوستان رسالتhttp://www.shiaupload.ir/images/15718024697706429974.gif



http://www.shiaupload.ir/images/15718024697706429974.gifسلام بر سالار قافله عشق،محمود، احمد،



حضرت محمد صلی‏الله‏ علیه ‏و‏آله .http://www.shiaupload.ir/images/15718024697706429974.gif



http://www.shiaupload.ir/images/94641128242812140466.gif

آساره
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۶:۵۳
http://s18.rimg.info/a8fea56921d5590295169e44f7be851e.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)


http://shiaupload.ir/images/65328531226570478772.jpg (http://shiaupload.ir/images/65328531226570478772.jpg)


http://s18.rimg.info/a8fea56921d5590295169e44f7be851e.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)



بسم الله الرحمن الرحیم


إقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِى خَلَقَ
بخوان به نام پروردگارت كه (هستى را) آفريد.

خَلَقَ الْإِنسَانَ مِن عَلَقٍ
(او كه) انسان را از خون بسته آفريد.

اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ
بخوان كه پروردگار تو از همه گرامى‏تر است.

الَّذِى عَلَّمَ بِالْقَلَمِ
او كه با قلم آموخت.

عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ‏
آنچه را انسان نمى‏دانست به او آموخت.





http://www.askquran.ir/picture.php?pictureid=5696&albumid=762&dl=1285131694&thumb=1 (http://www.askquran.ir/album.php?albumid=762&pictureid=5696)http://www.askquran.ir/picture.php?pictureid=5696&albumid=762&dl=1285131694&thumb=1 (http://www.askquran.ir/album.php?albumid=762&pictureid=5696)http://www.askquran.ir/picture.php?pictureid=5696&albumid=762&dl=1285131694&thumb=1 (http://www.askquran.ir/album.php?albumid=762&pictureid=5696)http://www.askquran.ir/picture.php?pictureid=5696&albumid=762&dl=1285131694&thumb=1 (http://www.askquran.ir/album.php?albumid=762&pictureid=5696)http://www.askquran.ir/picture.php?pictureid=5696&albumid=762&dl=1285131694&thumb=1 (http://www.askquran.ir/album.php?albumid=762&pictureid=5696)http://www.askquran.ir/picture.php?pictureid=5696&albumid=762&dl=1285131694&thumb=1 (http://www.askquran.ir/album.php?albumid=762&pictureid=5696)


مبعث، عید بزرگ نجات ازسرگردانی،
عید ختم ناامیدی، عید تمایز عدل و ستم،
عید بیداری و آگاهی، و عید تعهد وهدایت بزرگ الهی

بر همگان مبارک

╫❀نیایش❀╫
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۷:۰۵
روز تجلی تو بر خاک


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_19.gif http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_19.gif



سلام بر تو، از آن دم که از مشرق لایزال، طالع شده ای


تا تفسیر کمال انسان باشی!

آری! امروز، روز بلوغ تو در حرا نیست؛

امروز، روز پذیرش اهل زمین، برای ابلاغ رسالت توست؛

روزی است که خدا با نگاه کرامت خویش، ظرفیت حلول آخرین

پیغمبر آسمانی خود را به اهل خاک، اهدا کرده است.


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_19.gifhttp://askquran.ir/gallery/images//5405/1_19.gif


محبوبه زارع

Tuberose
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۷:۳۸
http://up.iranblog.com/images/uwd9bd00vj7ivb22bto.jpg

Tuberose
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۷:۴۱
http://up.iranblog.com/images/ol0qz01as6ls2dn11b5s.jpg

روژینا
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۸:۵۷
http://up.iranblog.com/images/6oc5n6ni5pglr81wroo7.jpg

رهواء
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۹:۰۰
http://www.askquran.ir/picture.php?albumid=1104&pictureid=8767

روژینا
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۹:۰۲
سخنان گهر بار پیامبر اکرم (ص)


- ما اوذی احد مثل ما اوذیت فی الله
هیچ کس آن قدر که من در راه خدا اذیت دیدم ، اذیت نکشید

منبع: کنز العمال ، ج ۳ ، ص ۱۳۰ ، ح ۵۸۱۸
ما من ساعة تمر بابن آدم لم یذکر الله فیها الا حسر علیها یوم القیامة
ساعتی بی ذکر خدای بر آدمی زاد نگذرد مگر روز قیامت بر آن حسرت خورد .

منبع: کنز العمال ، ج ۱ ، ص ۴۲۴ ، ح ۱۸۱۹

neginsabz
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۹:۰۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05026743781141854994.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05026743781141854994.jpg)
به اهل مکه خبر دهید،
مردی از بالا می‏آید تا قطره قطره،
دریا را به جان قلب‏های سنگی بچشاند
و خبر دهد از روزی که خواب از سر دیوارها خواهد پرید
و پرندگان ایمان، در تمام زمین،
نامه‏رسانِ رسالت او خواهند شد.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81415648298571746926.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81415648298571746926.gif)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/28000800871294162266.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81415648298571746926.gif)

✿ عاشق قرآن ✿
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۹:۱۵
عید همگی مبارک باشه انشاءالله

neginsabz
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۹:۲۶
http://s18.rimg.info/a8fea56921d5590295169e44f7be851e.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)


ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(1)

مؤلفه های دوران جاهلیت


http://www.shiaupload.ir/images/15718024697706429974.gifفلسفه بعثتhttp://www.shiaupload.ir/images/15718024697706429974.gif

سرآغاز تاریخ اسلام از روزی شروع شد كه پیامبراسلام صلی الله علیه و آله در خلوت با محبوب، در دل غاری كه در دامن كوهی در شمال مكه بود، راز و نیاز می كرد. گویا غار حراء هنوز هم پژواك مناجات پیامبراكرم را در قطعه قطعه سنگ ریزه های خود به یادگار حمل می كند و در گوش عاشقان حضرت كه در آن وادی قدم می گذارند؛ نجوا می كند.



http://img.tebyan.net/big/1384/06/14025415364181536244153238234158230183102255.jpg



روزی از روزهایی كه پیامبراكرم(ص) در غار مشغول مناجات و دلدادگی بود، صدایی شنید:
" یا محمد اقرا"؛ او شگفت زده گفت: چه بخوانم؟ شنید: ای محمد!
" اقرا باسم ربك الذی خلق، خلق الانسان من علق، اقرا و ربك الاكرم، الذی علم بالقلم، علم الانسان ما لم یعلم."( علق/5-1)؛بخوان به نام پروردگارت كه - جهان را- آفرید. همان كه انسان را از خون بسته ای خلق كرد. بخوان كه پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان كه به وسیله قلم تعلیم نمود و به انسان آنچه را نمی دانست، یاد داد.
حضرت جبرائیل به حضرت محمد صلوات الله علیه فرمود:" ارسلنی الله الیك لیتخذك رسولاً؛ خداوند مرا به سوی تو فرستاده است، تا تو را پیامبر این امت قرار دهم.(1)
حضرت رسول اكرم(ص) هر ساله مدتی به كوه حرا(2) می رفت و به عبادت و راز و نیاز و تفكر می پرداخت تا این كه روزی شنید فرشته ای به او گفت: ای محمد! بخوان. محمد (ص) گفت: چه بخوانم؟ فرشته آیات آغازین سوره علق را بر وی قرائت كرد و پیامبر(ص) نیز آنها را خواند.(3)
هرگاه سخن از رخداد واقعه ای به میان می آید ناخودآگاه به دنبال فلسفه و علل ایجاد آن می گردیم. در باب بعثت نیز علت را جویا می شویم كه چه نیازی به وجود پیامبران بوده است؟
در نفس انسان نیازها و غرایز گوناگونی قرار داده شده است كه همگی طالب ارضاء و هدایت صحیح هستند. خداوند متعادل برای هدایت انسان، بهترین ابزار را در اختیار او قرار داده و امكانات متعددی به او عطا نموده است، تا هم بتواند نیروی خود را صرف ارضای نفسانیات كند و هم با امكانات و نیروی داده شده، بر خواهش های نفسانی غلبه كند و كشش های درونی را تحت نظم و ضابطه درآورد. دو راهنما نیز در اختیار او قرار داده است تا حق را از باطل و سرّه را از ناسرّه متمایز كند؛ یكی در درون انسان كه عقل است و دیگری پیامبران الهی كه ایشان از طریق وحی دستورات را برای انسان بازگو می كنند تا تمام رفتارها را به انسان بیاموزند و حدود و مقررات آن را نیز روشن نمایند، چون عقل دارای خطا و نقصان است. برترین هادی، آن است كه دارای مقام عصمت و مرتبط با وحی باشد و تنها راه آن بعثت انبیاء است. پس بعثت بزرگ ترین نعمت خداوند بر بشر است و جا دارد كه خداوند بر این نعمت منت گذارد و این احسان و نیكویی را به رخ آنان بكشد، چنان كه می فرماید:
" لقد من الله علی المومنین اذا بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزكیهم و یعلمهم الكتاب والحكمة و ان كانوا من قبل لفی ضلال مبین."( آل عمران/164)؛ خداوند بر مومنان منت نهاد - نعمت بزرگی بخشید- هنگامی كه در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیخت كه آیات او را بر آنها بخواند و آنها را پاك كند و كتاب و حكمت بیاموزد و البته پیش از آن در گمراهی آشكار بودند. در این آیه خداوند بر بشر نسبت به این نعمت بزرگ منت می گذارد. ممكن است این تصور پیش بیاید كه منت گذاری، كار صحیحی نیست، چرا خداوند در این امر منت می گذارد؟ مگر بعثت چه ویژگی هایی دارد و هدف از آن چیست؟
واژه منت از " منّ" به معنای چیزی است كه با آن وزن می كنند( سنگ كیلو). و نیز به معنای نعمت سنگین و باعظمت نیز به كار می رود. بنابراین هر نعمت سنگین و گرانبهایی را منت گویند. كاربرد این واژه دو گونه است: قولی و فعلی.(4)
اگر كسی عملا نعمت بزرگی به دیگری بدهد، این همان منت عملی است كه بیشتر در مسائل تربیتی و هدایتی و معنوی كاربرد دارد و پسندیده و ارزنده است. كه برخی گفته اند: این منت مختص به خدای متعال است. اگر كسی كار كوچك خود را با سخن گفتن بخواهد به رخ دیگری بكشد و آن را بزرگ جلوه دهد، كاری است بسیار زشت، كه این از منت های بشری است. در نتیجه، منت گذاری بر بخشیدن نعمتهای بزرگ كه از جمله آنها نعمت رسالت است، منتی زیباست و " منّ الله" یعنی " انعم الله"، خداوند نعمت بزرگی بخشید و در اختیار مومنان قرار داد. چنان كه در جای دیگر خداوند به خطر هدایت كردن انسانها به ایمان، بر آنها منت می گذارد." بل الله یمن علیكم ان هداكم للایمان."( حجرات/17)
اگر مسلمانان به خاطر پذیرفتن اسلام، مشكلات و خسارت های زیادی متحمل شده اند، نباید فراموش كنند كه خداوند بزرگ ترین نعمت را در اختیار آنها گذاشته و پیامبری مبعوث كرد تا انسان ها را تربیت كند و از گمراهی ها باز دارد. بنابراین هر اندازه برای حفظ این نعمت بزرگ تلاش و كوشش شود و هر بهایی پرداخته شود، باز هم ناچیز است.(5)
تا اینجا از هدف اصلی بعثت آشنا شدیم. نگارنده در این مقاله قصد دارد كه مبحث بعثت را از منظر امیرالمومنین علیه السلام، او كه اولین پاسخ دهنده به ندای پیامبراكرم(ص) بود و اولین و جوانترین تسلیم شده اوامر الهی بود را بررسی نماید كه قطعاً زیباترین تعاریف و تفاسیر را از این واقعه بزرگ تاریخی دارد.


http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۹:۲۷
http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

مؤلفه های دوران جاهلیت

انسان باید در مورد ایام جاهلیت و دوره قبل از بعثت اندیشه كند و ببیند مردم به كجا رسیده بودند. عده ای یهودی، عده ای مسیحی و عموم مردم بت پرست بودند. احكام اسلام را ترك كرده، از اخلاق انسانی جدا شده و با خلق و خوی درندگی و صفات حیوانات خو گرفته بودند. كارشان به جایی رسیده بود كه دختران را زنده به گور كرده و بدین طریق پیوندها را می بریدند. به چیزهای باطل افتخار كرده، از عدل جدا شده و حقوق یكدیگر را از بین می بردند. قدرتمندان را بر ناتوانان مسلط نموده، انسان های شریف را از بین برده، با علماء دشمنی كرده و از حكیمان وحشت داشتند. بساط علم را برچیده، خوبی بردباری و علم را انكار كرده، قطع رحم نموده و شبیه چهارپایان شده و قمار می كردند؛ شراب نوشیده، عقل خود را زیر پا گذاشته و فرزندان خود را می كشتند. شهرها را خراب كرده، نیكی ها را فراموش نموده، شریعت های الهی را از بین برده، سرمایه ها را نابود كرده و مرتكب كارهای زشت می شدند.
خودپسندی و تكبر در میان آنها رواج پیدا كرده و به بی صبری افتخار می كردند فحشاء و منكرات را روش خود ساخته و سخنان باطل ( مانند دروغ، شهادت ناحق) می گفتند. پیامبران را كشته و اولیای خدا را از میان خود بیرون می كردند. بدكاران را حاكم بر خود نموده و كسانی را كه اصل و نسب درستی نداشتند اطاعت می نمودند.
شیطان را عبادت، خدا را به خشم آورده و آتش دوزخ را برافروخته بودند. و در اثر این امور امواج خشم و غضب پروردگار به تلاطم آمده و نزدیك بود عالم نابود شده و تازیانه غضب خدا آنها را به جهنم براند، یا همانطور كه مشغول كارهایشان هستند آنها را در هم كوبیده و نابود كند كه عنایت پروردگار برای تمام كردن حجت و كامل كردن رحمت شامل حالشان گردیده و خاتم پیامبران(ص) را برانگیخت تا رحمتی برای جهانیان و نشانی برای هدایت باشد. آنها را از تاریكی ها خارج كرده و به نور رساند. نادانی آنان را به علم، گمراهیشان را به هدایت، هلاكتشان را به نجات، ستم آنان را به عدل و كم خردیشان را به عقل، نیاز آنان را به بی نیازی، ذلتشان را به عزت، خرابیشان را به آبادانی و خواری آنان را به سلطنت مبدل نموده و كفرشان را به ایمان، جهنمشان را به امیدواری، اسارت آنان را به رهایی و بندگی آنان را به آزادگی تبدیل نماید.(6)
حضرت علی علیه السلام گاهی در خطبه های خود به اعراب آن زمان یادآوری می كردند كه قبل از ظهور اسلام چه اعتقاداتی داشتند و چگونه زندگی می كردند. چرا كه گاهی غرور وجود آنها را فرا می گرفت و فراموش می كردند كه از بركت وجود اسلام به آن عزت و سربلندی نائل شده بودند. حضرت علی علیه السلام در یكی از خطبه ها می فرماید:
" والناس فی فتن انجذم فیها حبل الدین... و جاهلها مكرم."؛ خدا پیامبراسلام را زمانی فرستاد كه مردم در فتنه ها گرفتار شده، رشته های دین پاره شده و ستون های ایمان و یقین ناپایدار بود. در اصول دین اختلاف داشته، و امور مردم پراكنده بود؛ راه رهایی دشوار و پناهگاهی وجود نداشت؛ چراغ هدایت بی نور، و كور دلی همگان را فراگرفته بود. خدای رحمان معصیت می شد و شیطان یاری می گردید؛ ایمان بدون یاور مانده و ستون های آن ویران گردیده و نشانه های آن انكار شده، راه های آن ویران و جاده های آن كهنه و فراموش گردیده بود. مردم جاهلی شیطان را اطاعت می كردند و به راه های او می رفتند و در آبشخور شیطان سیراب می شدند. با دست مردم جاهلیت، نشانه های شیطان، آشكار و پرچم او برافراشته گردید. فتنه ها، مردم را لگدمال كرده و با سم های محكم خود نابودشان كرده و پا برجا ایستاده بود.
اما مردم حیران و سرگردان، بی خبر و فریب خورده، در كنار بهترین خانه (كعبه) و بدترین همسایگان ( بت پرستان) زندگی می كردند. خواب آنها بیداری، و سرمه چشم آنها اشك بود؛ در سرزمینی كه دانشمند آن لب فرو بسته و جاهل گرامی بود.(7)
حضرت در جای دیگر می فرماید:
" ثم ان الله سبحانه بعث محمداً(ص) بالحق حین دنا من الدنیا... و شرفاً لأنصاره."؛ سپس خداوند سبحان حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را هنگامی مبعوث فرمود كه دنیا به مراحل پایانی رسیده، نشانه های آخرت نزدیك، و رونق آن به تاریكی گراییده و اهل خود را به پا داشته، جای آن ناهموار، آماده نیستی و نابودی، زمانش در شرف پایان، و نشانه های نابودی آن آشكار، موجودات در آستانه مرگ، حلقه زندگی آن شكسته، و اسباب حیات در هم ریخته، پرچم های دنیا پوسیده، و پرده هایش دریده، و عمرها به كوتاهی رسیده بود. در این هنگام خداوند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را ابلاغ كننده رسالت، افتخار آفرین امت، چونان باران بهاری برای تشنگان حقیقت آن روزگاران، مایه سربلندی مسلمانان، و عزت و شرافت یارانش قرار داد.(8)
حضرت علی علیه السلام در خطبه ای دیگر از بعثت به موقع پیامبراكرم صلوات الله علیه می فرماید كه:
" بعثه والناس ضلال فی حیرة و حاطبون فی فتنة... و الموعظة الحسنة."؛ خدا پیامبراسلام را به هنگامی مبعوث فرمود كه مردم در حیرت و سرگردانی بودند، در فتنه ها به سر می بردند، هوا و هوس بر آنها چیره شده، و خود بزرگ بینی و تكبر، به لغزش های فراوانشان كشانده بود، و نادانی های جاهلیت پست و خوارشان كرده، و در امور زندگی حیران و سرگردان بودند، و بلای جهل و نادانی دامنگیرشان بود. پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در نصیحت و خیرخواهی نهایت تلاش را كرد، و آنان را به راه راست راهنمایی، و از راه حكمت و موعظه نیكو، مردم را به خدا دعوت فرمود.(9)
حضرت در فرازی دیگر زمان جاهلیت را اینگونه توصیف می فرماید:
" أرسله علی حین فترة من الرسل و طول هجعة من الأمم واعتزم من الفتن ... تمرها الفتنة، و طعامها الجیفة، و شعارها الخوف، و دثارها السیف."؛ خدا پیامبر اسلام را هنگامی مبعوث فرمود كه از زمان بعثت پیامبران پیشین مدت ها گذشته، و ملت ها در خواب عمیقی فرو خفته بودند. فتنه و فساد جهان را فراگرفته و اعمال زشت رواج یافته بود. آتش جنگ همه جا زبانه می كشید و دنیا، بی نور و پر از مكر و فریب گشته بود. برگ های درخت زندگی به زردی گراییده و از میوه آن خبری نبوده، آب حیات فرو خشكیده و نشانه های هدایت كهنه و ویران شده بود. پرچم های هلاكت گمراهی آشكار و دنیا با قیافه زشتی به مردم می نگریست، و با چهره ای عبوس و غم آلود با اهل دنیا روبرو می گشت. میوه درخت دنیا در جاهلیت فتنه، و خوراكش مردار بود، در درونش وحشت و اضطراب، و بر بیرون شمشیرهای ستم حكومت داشت.(10)




http://img.tebyan.net/big/1384/06/135791121724516116481163130771951331107187.jpg


http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۹:۳۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68597262442975666719.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68597262442975666719.gif)
http://www.shiaupload.ir/images/15718024697706429974.gifفلسفه بعثتhttp://www.shiaupload.ir/images/15718024697706429974.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_192308701656859261281520642533113343.jpg


پس از قرن ها تحقیق و بررسی درباره مسائل دینی، هنوز پرده از اسرار بسیاری از آنها برداشته نشده است، كه از جمله آنها اسرار نهفته نبوت و بعثت است، اگرچه از ظواهر آیات قرآن می توان استفاده كرد كه بعثت پیامبران الهی، به ویژه پیامبراسلام صلی الله علیه و آله دارای اهدافی می باشد. با توجه به آیات الهی به برخی از اهداف بعثت انبیاء اشاره می نمائیم.
خداوند در آیه ای می فرماید:" هوالذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزكیهم و یعلمهم الكتاب والحكمة و ان كانوا من قبل لفی ضلال مبین." (جمعه/2)
اوست خدایی كه میان عرب امی پیغمبری بزرگوار از همان مردم برانگیخت تا بر آنان آیات وحی خدا تلاوت كند و آنها را پاك سازد و شریعت و احكام كتاب آسمانی و حكمت الهی بیاموزد با آن كه پیش از این همه در ورطه جهالت و گمراهی بودند.
اولین نكته در این آیه بحث تلاوت آیات الهی است. "یتلوا" از واژه تلاوت به معنای پیروی كردن در حكم و خواندن منظم آیات الهی همراه با تدبر است. پیامبراسلام صلی الله علیه و آله با خواندن آیات پروردگار و آشنا نمودن گوش دل و افكار مردم با این آیات، آنها را آماده تربیت می نماید، كه مقدمه تعلیم و تربیت است.
دومین نكته بحث تربیت است. یكی از مهمترین برنامه های پیامبراسلام صلوات الله علیه و آله و سلم تربیت انسانهاست. تربیت به معنای فراهم كردن زمینه ها و عوامل برای به فعلیت رساندن و شكوفا نمودن استعدادهای انسان در جهت مطلوب است. او باید زمینه ها را برای انسانها آماده كند تا از نظر عملی بهترین رابطه را با خدای خود (عبادات)، با هم نوع خود (عقود و ایقاعات)، با قوانین و مقررات اجتماعی ( حكومت و سیاسات)، با خانواده خود( حقوق خانوادگی) و با نفس خود( اخلاق و تهذیب نفس) داشته باشند، تا بتوانند مسجود فرشتگان قرار گیرند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم منجی بشریت است. یكی از دانشمندان فرانسوی می گوید:" بزرگترین قانون اصلاح و تعلیم و تربیت همان حقایقی است كه به نام وحی، قسمت به قسمت بر محمد صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده و امروز به نام قرآن در بین بشر است."(11)
پیامبراسلام صلی الله علیه و آله و سلم در مدتی كوتاه، انسان هایی بزرگ، مانند علی علیه السلام، زهرا علیهاالسلام، سلمان فارسی، ابوذر، مقداد و... را تربیت كرد. حضرت محمد صلوات الله علیه كاشف معدن های نهفته انسانیت بود. زیرا" الناس معادن كمعادن الذهب و الفضه"؛ مردم مانند معدن های طلا و نقره هستند.
انسان دارای استعدادهای نهفته است كه برای بهره وری صحیح باید آنها را كشف كرد تا به ارزش حقیقی خود دست یابند.
كلمه" یزكیهم" از ماده " زكوة" به معنای رشد و زیادی است،(12) كه در این جا به معنای تربیت و پاكسازی است و شامل پاك شدن از آلودگی های اعتقادی، اخلاقی و رفتاری می باشد.
اهمیت اخلاق و تزكیه نفس بر كسی پوشیده نیست و جوامع مختلف به آن نیازمندند، زیرا تنها راه نجات از گمراهی ها، فسادها، جهل، جنگ و خونریزی ها و... در پرتو اخلاق صحیح و آراسته شدن به ارزشها و مكارم اخلاقی است. حضرت رسول اكرم صلوات الله علیه هدف از بعثت خود را كامل كردن مكارم اخلاق بیان كرده است:
" بعثت لا تمم مكارم الاخلاق"؛ من برای كامل كردن فضایل اخلاقی مبعوث شده ام.(13)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68597262442975666719.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۹:۳۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68597262442975666719.gif
از طرف دیگر خدای جهان ابزار ترقی و تكامل هر موجودی را در نهاد آن گذارده، و آن را به منظور پیمودن راههای تكامل با وسائل گوناگونی مجهز نموده است. همچون ریشه های نهال كوچكی كه حداكثر فعالیت خود را به منظور رسانیدن موادغذایی به كار انداخته، و پاسخ نیازمندی های آن را می دهند.
هرگاه ما بخواهیم این موضوع را در قالب مسائل علمی بریزیم، باید بگوئیم: "هدایت تكوینی" كه نعمت و فضل عمومی دستگاه آفرینش است، شامل حال تمام موجودات جهان اعم از نبات و حیوان و انسان است." الذی أعطی كل شیء خلقه ثم هدی."
ولی این هدایت فطری و تكوینی برای موجودی مثل انسان، كه گل سرسبد موجودات است كافی نیست. زیرا انسان غیر از زندگی مادی، زندگانی دیگری دارد كه اساس حیات واقعی او را تشكیل می دهد.
انسان ساده نخستین غارنشین و پاك فطرت، كه كوچكترین انحرافی در خلقت او رخ نداده بود، به اندازه انسان اجتماعی نیاز به تربیت نداشت، ولی هنگامی كه بشر گام فراتر نهاد، و زندگی دسته جمعی آغاز كرد و فكر تعاون و همكاری در زندگی او حكمفرما شد؛ انحرافاتی كه لازمه تصادمات و برخوردهای اجتماعی است در روح او پدید آمد، و خوی های زشت و افكار غلط، افكار فطری را عوض كرده و اجتماع را از توازن و تعادل، بیرون برد.
این انحرافات، خالق جهان را بر آن داشت كه مربیانی را برای تنظیم برنامه اجتماع و تقلیل مفاسدی كه اثر مستقیم اجتماعی بودن انسان را؛ اعزام بدارد، تا با مشعل فروزان" وحی" اجتماع را، به راه راست، كه سعادت همه جانبه آنان را تضمین می نماید، بكشانند.(14)
مسأله مهم در زندگی فرد و جوامع ، مسأله معیارهای سنجشی، و نظام ارزشی حاكم بر فرهنگ آن جامعه است. زیرا تمام حركتها در زندگی فردی و جمعی از همین نظام ارزشی سرچشمه می گیرد، و برای آفریدن این ارزش ها است.
اشتباه یك قوم و ملت در این مسأله، و روی آوردن به ارزشهای خیالی و بی اساس، كافی است كه تاریخ آنها را به تباهی بكشد، و درك ارزشهای واقعی و معیارهای راستین محكم ترین زیربنای كاخ سعادت آنها است.
دنیا پرستان مغرور ارزش را تنها منحصر در مال و قدرتهای مادی و نفرات خود می دانند حتی معیار شخصیت در پیشگاه خدا را در این چهارچوب تصور می كنند.
روی این جهات نخستین و مهمترین گام اصلاحی انبیاء درهم شكستن این چارچوبه های ارزشی دروغین بود، آنها با تعلیماتشان این معیارهای غلط را در هم ریختند، و ارزش های اصیل الهی را جانشین آن ساختند و یك" انقلاب فرهنگی" محور شخصیت را از اموال و اولاد و ثروت و جاه و شهرت قبیله و فامیل به تقوا و ایمان و عمل صالح مبدل ساختند.
قبل از آن كه در محیط عربستان تعلیمات حیات بخش اسلام و قرآن ظهور كند بر اثر حاكمیت نظام ارزشی زور و زر محصول آن محیط مشتی غارتگر زورگو همچون" ابوسفیان ها" و " ابوجهل ها" و " ابولهب ها" بود.
اما از همان محیط بعد از انقلاب نظام ارزشی " مسلمانها" و " ابوذرها" و " مقدادها" و " عمار یاسرها" برخاستند. این ها همه برای این است كه ارزش های دروغین جای ارزشهای واقعی انسانی را نگیرد.(15)


حال به تفسیر فلسفه بعثت از دیدگاه حضرت علی علیه السلام می پردازیم. حضرت در خطبه ای فلسفه بعثت را رهایی مردم از پرستش دروغین بت ها ذكر می كند و می فرماید:
" فبعث الله محمداً(ص) بالحق لیخرج عباده.... واحتصد من احتصد بالنقمات."؛ خداوند حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را به حق برانگیخت تا بندگان خود را از پرستش دروغین بت ها رهایی بخشیده به پرستش خود راهنمایی كند، و آنان را از پیروی شیطان نجات داده به اطاعت خود كشاند، با قرآنی كه معنی آن را آشكار كرد و اساسش را استوار فرمود، تا بندگان عظمت و بزرگی خدا را بدانند كه نمی دانستند، و به پروردگار، اعتراف كنند پس از انكارهای طولانی اعتراف كردند، و او را پس از آن كه نسبت به خدا آشنایی نداشتند به درستی بشناسند.


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_divfeathers.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۹:۳۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05026743781141854994.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05026743781141854994.jpg)
پس خدای سبحان در كتاب خود بی آن كه او را بنگرند خود را به بندگان شناساند، و قدرت خود را به همه نمایاند، و از قهر خود ترساند، و این كه چگونه با كیفرها ملتی را كه باید نابود كند از میان برداشت و آنان را چگونه با داس انتقام درو كرد.(16)
حضرت امیر علیه السلام در جای دیگر در مورد كیفیت زمان بعثت حضرت رسول اكرم صلوات الله علیه می فرماید:
"إلی أن بعث الله سبحانه محمداً رسول الله (ص) لانجازعدته... فقبضه الیه كریما(ص)."؛ تا این كه خدای سبحان، برای وفای به وعده خود، و كامل گردانیدن دوران نبوت، حضرت محمد( كه درود خدا بر او باد) را مبعوث كرد؛ پیامبری كه از همه پیامبران، پیمان پذیرش نبوت او را گرفته بود، نشانه های او شهرت داشت؛ و تولدش بر همه مبارك بود. در روزگاری كه مردم روی زمین دارای مذاهب پراكنده، خواسته های گوناگون، و روش های متفاوت بودند، عده ای خدا را به پدیده ها تشبیه كرده و گروهی نام های ارزشمند خدا را انكار و به بت ها نسبت می دادند، و برخی به غیر خدا اشاره می كردند. پس خدای سبحان، مردم را به وسیله محمد صلی الله علیه و آله و سلم از گمراهی نجات داد و هدایت كرد، و از جهالت رهایی بخشید. سپس دیدار خود را برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برگزید، و آنچه نزد خود داشت برای او پسندید و او را با كوچ دادن از دنیا گرامی داشت، و از گرفتاری ها و مشكلات رهایی بخشید و كریمانه قبض روح كرد.(17)
http://img.tebyan.net/big/1384/06/21199153522936157233632111719831167162.jpg

حضرت در خطبه ای دیگر فلسفه نبوت عامه را اینگونه بیان می نمایند:


" واصطفی سبحانه من ولده أنبیاء أخذ علی الوحی میثاقهم ... و خلقت الأبناء."؛ خدا پیمان وحی را از پیامبران گرفت تا امانت رسالت را به مردم برسانند، آنگاه كه در عصر جاهلیت بیشتر مردم، پیمان خدا را نادیده انگاشتند و حق پروردگار را نشناختند و برابر او به خدایان دروغین روی آوردند، و شیطان مردم را از معرفت خدا بازداشت و از پرستش او جدا كرد، خداوند پیامبران خود را مبعوث فرمود، و هرچند گاه، متناسب با خواسته های انسان ها، رسولان خود را پی در پی اعزام كرد تا وفاداری به پیمان فطرت را از آنان بازجویند و نعمت های فراموش شده را به یاد آورند و با ابلاغ احكام الهی، حجت را بر آنها تمام نمایند و توانمندی های پنهان شده عقل ها را آشكار سازند و نشانه های قدرت خدا را معرفی كنند؛ مانند: سقف بلند پایه آسمان ها بر فراز انسان ها، گاهواره گسترده زمین در زیر پای آنها، و وسائل و عوامل حیات و زندگی، و راه های مرگ و مردن، و مشكلات و رنج های پیركننده، و حوادث پی در پی، كه همواره بر سر راه آدمیان است. خداوند هرگز انسان ها را بدون پیامبر، یا كتابی آسمانی، یا برهانی قاطع، یا راهی استوار، رها نساخته است، پیامبرانی كه با اندك بودن یاران، و فراوانی انكاركنندگان، هرگز در انجام وظیفه كوتاهی نكردند. بعضی از پیامبران، بشارت ظهور پیامبر آینده را دادند و برخی دیگر را پیامبران گذشته معرفی كردند. بدین گونه قرن ها پدید آمد، و روزگاران سپری شد؛ پدران رفتند و فرزندان جای آنها را گرفتند.(18)
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_divfeathers.gif



پی نوشت ها:
1. بحارالانوار، ج 18، ص206.

2. " حرا" نام كوهی است كه در شمال مكه قرار دارد. در نقطه شمالی آن غاری است كه ارتفاع آن به قدر یك قامت انسان است. قسمتی از داخل غار با نور خورشید روشن می شود و قسمت های دیگر آن در تاریكی است.
3. تلخیص التمهید، ج1، ص62.
4. مفردات راغب، واژه" من".
5. مجمع البیان، ج2، ص875.
6. المراقبات، آیة الله حاج میرزا جواد ملكی تبریزی، صص160-159- 158.
7. نهج البلاغه، محمد دشتی، خطبه2، ص43.
8. خطبه 198، ص417.
9. خطبه 95، ص179.
10. خطبه 89، ص151.
11. درمنگهم، دانشمند فرانسوی، به نقل از بعثت نبوی، ص283.
12. مفردات راغب، واژه "زكا".
13. بحارالانوار، ج70، ص 372.
14. فروغ ابدیت، جعفر سبحانی، ج1، صص314- 313.
15. تفسیرنمونه، ج 18، ص111.
16. خطبه147، ص269.


17. خطبه1، ص39.
18. همان.

neginsabz
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۹:۳۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68597262442975666719.gif
http://www.shiaupload.ir/images/15718024697706429974.gifره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه(2)http://www.shiaupload.ir/images/15718024697706429974.gif
http://www.shiaupload.ir/images/15718024697706429974.gifره آورد بعثتhttp://www.shiaupload.ir/images/15718024697706429974.gif

http://www.shiaupload.ir/images/15718024697706429974.gifویژگی های اسلامhttp://www.shiaupload.ir/images/15718024697706429974.gif

http://www.shiaupload.ir/images/15718024697706429974.gif اسلام؛ نورهدایتhttp://www.shiaupload.ir/images/15718024697706429974.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68597262442975666719.gif

ره آورد بعثت
بعد از این كه به اوضاع و احوال عصر جاهلیت پرداختیم و نیز به فلسفه بعثت انبیاء واقف گشتیم، حال باید ببینیم كه این برانگیختن انبیاء چه نتایجی را به همراه داشته است. گروهی به رسالت و دعوت او كافر شده و سزاوار جنگیدن، كشتن و شكنجه جاوید شدند. گروهی نیز در ظاهر اسلام را قبول نموده ولی در دل اسلام را نپذیرفته و منافق شدند. با اسلام ظاهری خون آنها محفوظ شده و احكام اسلامی در مورد مسلمانان در این دنیا در مورد آنان جاری شد. ولی در آخرت به جهت نفاق در پائین ترین طبقات جهنم جاوید هستند.

http://img.tebyan.net/big/1384/06/4249365822931103128223841651245092224165.jpg


و گروهی در ظاهر و باطن مسلمان شده و هم كار خوب و هم كارهای بد انجام دادند. این دسته ممكن است بدون رفتن به جهنم به بهشت بروند.
گروهی هم علاوه بر داشتن صفات گروه فوق عمل صالح انجام داده و كارهای خیر زیادی انجام دادند. پروردگار به این دسته بهشت هایی كه در آن نهرهایی جریان دارد، وعده داده است. اینان هیچ عذاب و مجازات هایی نمی بینند. خداوند گناهان آنها را بخشیده و بدی هایشان را به چند برابر خوبی تبدیل می كند.
و عده ای علاوه بر داشتن خصوصیات دسته قبل به منظور نزدیكی به خدای متعال به تزكیه نفس از اخلاق رذیله و آراستن آن به اخلاق عالی پرداخته كه خدا نیز آنها را به خود نزدیك و مقام ارجمندی به آنها عنایت می كند.
و گروهی علاوه بر داشتن خصوصیات دسته قبل، با فكر و ذكر و تلاش بسیار زیاد پروردگارشان را شناخته و آنگاه خالص از هرگونه شركی، او را یكتا دانسته، او را دوست داشته و با بذل هر چه غیر اوست به او نزدیك شدند و مشتاق دیدار او گردیدند. خداوند نیز آنان را به خوبی قبول و به خود نزدیك و تمامی حجاب ها را از آنها برداشت. جمال خود را به آنان نشان داد و آنان نیز با دیده و قلب بدون هرگونه حجابی آن را دیدند، آنان را به پیامبر(ص) و آل او(ع) ملحق نموده و در جایگاه صدق در كنار آنان و در نزد پادشاه مقتدر جای داد. آنانند سبقت گیرندگان و نزدیك شدگان، دوستان پیامبران و شهدا.(19)
حضرت علی علیه السلام در باب نتایج بعثت انبیاء علیهم السلام سخنانی را فرموده اند كه به آنها می پردازیم.
" فانظروا إلی مواقع نعم الله علیهم حین بعث الیهم رسولاً فعقد بملته طاعتهم ... ولا تقرع لهم صفاة."؛ حال به نعمت های بزرگ الهی كه به هنگامه بعثت پیامبراسلام(ص) بر آنان فرو ریخت بنگرید، كه چگونه اطاعت آنان را با دین خود پیوند داد و با دعوتش آنها را به وحدت رساند! چگونه نعمت های الهی بال های كرامت خود را بر آنان گستراند، و جویبارهای آسایش و رفاه برایشان روان ساخت! و تمام بركات آیین حق، آنها را در برگرفت!
در میان نعمت ها غرق گشتند، و در خرمی زندگانی شادمان شدند، امور اجتماعی آنان در سایه قدرت حكومت اسلام استوار شد، و در پرتو عزتی پایدار آرام گرفتند، و به حكومتی پایدار رسیدند. آنگاه آنان حاكم و زمامدار جهان شدند، و سلاطین روی زمین گردیدند، و فرمانروای كسانی شدند كه در گذشته حاكم بودند، و قوانین الهی را برای كسانی اجرا می كردند كه مجریان احكام بودند، و در گذشته كسی قدرت در هم شكستن نیروی آنان را نداشت، و هیچ كس خیال مبارزه با آنان را در سر نمی پروراند.(20)
در خطبه ای دیگر می فرماید:
" و قد بلغتم من كرامة تعالی لكم منزلة... ولا لكم علیه إمرة."؛ مردم! از سرنعمت بعثت پیامبر و لطف خداوند بزرگ به مقامی رسیده اید كه حتی كنیزان شما را گرامی می دارند، و به همسایگان شما محبت می كنند، كسانی برای شما احترام قائلند كه شما از آنها برتری نداشته و بر آنها حقی ندارید.(21)
امام علی علیه السلام در فرازی دیگر در مورد دلجویی پیامبراكرم (ص) می فرماید:
" فان الله سبحانه بعث محمداً(ص) و لیس احد من العرب... حتی أخرج الحق من خاصرنه."؛ پس از ستایش پروردگار، همانا خداوند سبحان، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را مبعوث فرمود، در روزگارانی كه عرب كتابی نخوانده و ادعای وحی و پیامبری نداشت. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم با یارانش به مبارزه با مخالفان پرداخت تا آنان را به سرمنزل نجات كشاند، و پیش از آن كه مرگشان فرا رسد آنان را به رستگاری رساند. با خستگان مدارا كرد، و شكسته حالان را زیربال گرفت تا همه را به راه راست هدایت فرمود، جز آنان كه راه گمراهی پیمودند. و در آنها خیری نبود. همه را نجات داد، و در جایگاه مناسب رستگاری، استقرارشان بخشید، تا آن كه آسیاب زندگی آنان به چرخش درآمد، و نیزه شان تیز شد. به خدا سوگند! من در دنباله آن سپاه بودم، تا باطل شكست خورد و عقب نشست، و همه رهبری اسلام را فرمانبردار شدند، در این راه هرگز ناتوان نشدم، و نترسیدم، و خیانت نكردم، و سستی در من راه نیافت. به خدا سوگند! درون باطل را می شكافم تا حق را از پهلویش بیرون كشم.(22)



حضرت در خطبه ای دیگر این نكته را متذكر می شوند كه پیامبراكرم صلوات الله علیه در زمانی ظهور نمودند كه هیچ پیامبر دیگری حضور نداشته است.
" أرسله علی حین فترة من الرسل، و طول هجعة من الأمم، و انتفاض من المبرم... ذلك القرآن فاستنطقوه."؛ خداوند پیامبر(ص) را هنگامی فرستاد كه پیامبران حضور نداشتند، و امت ها در خواب غفلت بودند، و رشته های دوستی و انسانیت از هم گسسته بود. پس پیامبر(ص) به میان خلق آمد در حالی كه كتاب های پیامبران پیشین را تصدیق كرد، و با " نوری" هدایتگر انسانها شد كه همه باید از آن اطاعت نمایند، و آن، نور قرآن كریم است.(23)



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68597262442975666719.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۹:۳۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68597262442975666719.gif
ویژگی های اسلام
http://www.img.ville2fes.com/images/53766Mohammad%20PSSL.jpg

" ثم ان هذا الإسلام دین الله الذی اصطفاه لنفسه... وضعوه مواضعه."؛ همانا این اسلام، دین خداوندی است كه آن را برای خود برگزید، و با دیده عنایت پروراند، و بهترین آفریدگان خود را مخصوص ابلاغ آن قرار داد. پایه های اسلام را بر محبت خویش استوار كرد، و ادیان و مذاهب گذشته را با عزت آن، خوار كرد، و با سربلند كردن آن، دیگر ملت ها را بی مقدار كرد، و با محترم داشتن آن، دشمنان را خوار گردانید، و با یاری كردن آن دشمنان سرسخت را شكست داد، و با نیرومند ساختن آن اركان گمراهی را در هم كوبید، و تشنگان را از چشمه زلال آن سیراب كرد، و آبگیره های اسلام را پرآب كرد.
خداوند اسلام را به گونه ای استحكام بخشید كه پیوندهایش نگسلد، و حلقه هایش از هم جدا نشود، و ستون هایش خراب نگردد، در پایه هایش زوال راه نیابد، درخت وجودش از ریشه كنده نشود، زمانش پایان نگیرد، قوانینش كهنگی نپذیرد، شاخه هایش قطع نگردد، راه هایش تنگ و خراب نشود، و پیمودن راهش دشوار نباشد، تیرگی در روشنایی آن داخل نشود، و راه راست آن كجی نیابد، ستونهایش خم نشود، و گذرگاهش بدون دشواری پیمودنی باشد، در چراغ اسلام خاموشی، و در شیرینی آن تلخی راه نیابد.
اسلام ستون های استواری است كه خداوند( پایه های) آن را در دل حق برقرار، و اساس و پایه آن را ثابت كرد، اسلام چشمه ساری است كه آب آن در فوران، چراغی است كه شعله های آن فروزان، و نشانه همیشه استواری است كه روندگان راه حق با آن هدایت شوند؛ پرچمی است كه برای راهنمایی پویندگان راه خدا نصب گردیده، و آبشخوری است كه وارد شوندگان آن سیراب می شوند. خداوند نهایت خشنودی خود را در اسلام قرار داده، و بزرگ ترین ستون های دینش، و بلندترین قله اطاعت او در اسلام جای گرفته است، اسلام در پیشگاه خداوند، دارای ستون هایی مطمئن، بنایی بلند، راهنمایی همیشه روشن، شعله ای روشنی بخش، برهانی نیرومند، و نشانه ای بلند پایه است، كه در افتادن با آن ممكن نیست! پس اسلام را بزرگ بشمارید، از آن پیروی كنید، حق آن را اداء نمایید، و در جایگاه شایسته خویش قرار دهید.(24)
امیرالمومنین علیه السلام در توصیف اسلام می فرماید:



" و بین حججه، من ظاهر علم، و باطن حكم. لا تفنی غرائبه... فیه شفاء المستشفی، و كفایة المكتفی."؛ اسلام ظاهرش علم، و باطنش حكمت است. نوآوری های آن پایان نگیرد و شگفتی هایش تمام نمی شود.
در اسلام بركات و خیرات چونان سرزمین های پرگیاه در اول بهاران فراوان است، و چراغهای روشنی بخش تاریكی ها فراوان دارد، كه دَرِ نیكی ها جز با كلیدهای اسلام باز نشود، و تاریكی ها را جز با چراغ های آن روشنایی نمی توان بخشید. مرزهایش محفوظ، و چراگاه هایش را خود نگهبان است هر درمان خواهی را درمان، و هر بی نیازی طلبی را كافی است.(25)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68597262442975666719.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۹:۳۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68597262442975666719.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05026743781141854994.jpg




- اسلام؛ نورهدایت
"الحمدالله الذی شرع الإسلام فسهل شرائعه لمن ورده ... والجنه سبقته."؛ ستایش خداوندی را سزاست كه راه اسلام را گشود، و راه نوشیدن آب زلالش را بر تشنگان آسان فرمود. ستون های اسلام را در برابر ستیزه جویان استوار كرد و آن را پناهگاه أمنی برای پناه برندگان، و مایه آرامش برای وارد شوندگان قرار داد.
اسلام، حجت و برهان برای گویندگان، و گواه روشن برای دفاع كنندگان، و نور هدایتگر برای روشنی خواهان، و مایه فهمیدن برای خردمندان، و عقل و درك برای تدبیركنندگان، و نشانه گویا برای جویندگان حق، و روشن بینی برای صاحبان عزم و اراده، پند پذیری برای عبرت گیرندگان، عامل نجات و رستگاری برای تصدیق كنندگان، و آرامش دهنده تكیه كنندگان، راحت و آسایش توكل كنندگان، و سپری نگهدارنده برای استقامت دارندگان است.
اسلام روشن ترین راه ها است، جاده هایش درخشان، نشانه های آن در بلندترین جایگاه، چراغ هایش پرفروغ و سوزان، میدان مسابقه آن پاكیزه برای پاكان، سرانجام مسابقه های آن روشن و بی پایان، مسابقه دهندگان آن پیشی گیرنده و چابك سوارانند.
برنامه این مسابقه، تصدیق كردن به حق، راهنمایان آن، اعمال صالح، پایان آن، مرگ، میدان مسابقه، دنیا، مركز گردآمدن مسابقه دهندگان، قیامت، و جایزه آن بهشت است.(26)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68597262442975666719.gif

پی نوشت ها:

19. المراقبات، ص161.
20. خطبه 192، ص397.
21. خطبه 106، ص197.
22. خطبه 104، ص 193.
23. خطبه 158، ص 295.
24. خطبه 198، ص 417.
25. خطبه 152، ص 281.
26. خطبه 106، ص197.

neginsabz
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۹:۴۳
http://img.tebyan.net/big/1383/06/7720469233208421931781272296810412513059172.jpg
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/heartani2.gifبعثتhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/heartani2.gif


امید انسان به فردایی روشن است.

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/heartani2.gifبعثتhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/heartani2.gif

نشانه مهرورزی خدا با خاکیان و باران رحمت بی‌‌حد او بر زمینیان است.
http://img.tebyan.net/big/1389/04/20100701170400144_04.jpg

ادنیس
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۹:۴۵
http://up.iranblog.com/images/btyrw74wxe988dosezkt.jpg

ادنیس
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۱۹:۴۸
http://up.iranblog.com/images/mt1h6mi5q61728v6hxs.jpg

ادنیس
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۲۰:۱۵
سخنان گهر بار پیامبر اکرم (ص)
اشقی الاشقیاء من اجتمع علیه فقر الدنیا وعذاب الَخرة
ز همه بدبختان بدبختتر کسی است که فقر دنیا و عذاب آخرت را با هم دارد

منبع: کنز العمال ، ج ۶ ، ص ۴۹۲ ، ح ۱۶۶۸۳

كبوتر دل
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۲۰:۵۵
ستاره ای بدرخشید وماه مجلس شد
دل رمیده ما انیس ومونس شد
نگارمن که به مکتب نرفت وخط ننوشت
بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد
ببوی او دل بیمار عاشقان چو صبا

فدای عارض نسرین وچشم نرگس شد

بعثت‏» انقلاب بزرگ برضد جهل، گمراهى، فساد و تباهى است.وسزاوار منت‏گذارى خداوند و در بردارنده حكمت و تربيت است.

محمد به مرز چهل سالگی رسیده بود او هر ساله سه ماه رجب وشعبان ورمضان را در غار حرا ( كوهى در شمال مكه ) به عبادت می گذرانید .

آن شب، شب بيست و هفتم رجب بود که محمد درغار حرا مشغول راز و نياز با خالق محبوب بود، صداي خجسته و با صلابتي را شنید که او را امر به خواندن کرد . بعد از سه مرتبه پيامبر نيز با او خواند ؛ بخوان، بخوان به نام پروردگارت كه آفريد. همان كه انسان را از خون بسته ‏اى خلق كرد. بخوان كه پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان كه به وسيله قلم تعليم نمود و به انسان آنچه را نمى‏دانست، ياد داد.

آري چه شروع زيبا و کاملي . اين آيات از خواندن، خلقت، کيفيت خلقت، شکر و سپاس، علم و دانش و... سخن گفته است، گويي باور خلقت اگر با علم و دانش عجين شود، انسان را به اوج آگاهي مي رساند.

هنگامي كه از غار پايين مي آمد زير بار عظيم نبوت و خاتميت، به جذبه الوهي عشق بر خود مي لرزيد از اين رو وقتي به خانه رسيد به خديجه كه از دير آمدن او سخت دلواپس شده بود گفت:
مرا بپوشان، احساس خستگي و سرما مي كنم!
و چون خديجه علت را جويا شد گفت:
آنچه امشب بر من گذشت بيش از طاقت من بود،‌امشب من به پيامبري برگزيده شدم!
خديجه كه از شادماني سر از پا نمي شناخت، در حالي كه روپوشی پشمي و بلند بر قامت او مي پوشانيد گفت:
من مدتها پيش در انتظار چنين روزي بودم مي دانستم كه تو با ديگران بسيار فرق داري، اينك به پيشگاه خدا شهادت مي دهم كه تو آخرين رسول خدايي و به تو ايمان مي آورم.
پس از آن علي كه در خانه محمد بود با پيامبر بيعت كرد.

بعد از آن پیامبر اکرم (ص) از جانب خداوند مأموریت یافت تا خویشاوندان خود را به اسلام دعوت کند که این دعوت از دو جهت حائز اهمیت بود :
1- دعوت اقوام می توانست در شروع کار پشتوانه خوبی باشد واگر آنها دعت پیامبر (ص) را لبيک مي گفتند، شايد کفار مکه جرأت آن همه جسارت را به خود نمي دادند.
2- خانواده و اقوام اولين زير ساختاري است که بايد اصلاح شود تا جامعه روند اصلاحي خود را زودتر طي کند.
با مطالعه در آيات قرآن هدف ارسال رسولان به خوبي مشخص مي شود و آن دستيابي مردم به فهم و درک اجتماعي براي اقامه عدل و قسط است. از بين بردن شرک ، احسان به والدين ، وفا به عهد الهي، عدم خيانت به مال يتيم ، اجتناب از همه زشتي ها، ممانعت از آدمي کشي ، صدق و راستي و دوري از دروغ ، ممانعت از فرزندکشي و...

neginsabz
۱۳۹۰/۰۴/۰۸, ۲۳:۵۱
http://shiaupload.ir/images/47890624870993830901.gif
http://www.img.ville2fes.com/images/53766Mohammad%20PSSL.jpg
http://shiaupload.ir/images/47890624870993830901.gif
روزهای بهاریِ ایمان،
در خزانِ خرافات و غفلت،
دست و پا می زد و نغمه بندگی فرزندان اسماعیل،
در قهقهه شوم شیاطین، می پژمرد.
سال ها می گذشت و چشم انتظاریِ کعبه،
برای حج عارفانه ابراهیم خلیل،
در حضورِ سردِ بتان سنگی، غریب می ماند.
چه دختران بی گناه که در گورِ جهل پدران خود خفتند و چه بردگان و پابرهنگانی که زیر تازیانه ستم سلاطین،
آهسته و بی صدا پوسیدند!
همه آن چهل سال، تنها نیایش ها و دل گویه های تو بود که در پوستِ نازک شب رشد می کرد و بر تمام خشت هایِ مکه،
طراوت حضورِ خدا را می رویاند.
مهتاب فیروزه ای زمزمه های تو بود که از کنج خلوتِ غار حرا بیرون می تراوید و تا آسمان تنها و بی پناه مکه، قد می کشید.
http://shiaupload.ir/images/47890624870993830901.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۰۰:۰۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68597262442975666719.gif
:goleroz:ویژگی های پیامبراکرم صلوات الله علیه:goleroz:


http://img.tebyan.net/big/1383/06/53187193791223115521985107211358850224115.jpg

" بعثت برای این است كه اخلاق مردم، نفوس مردم، ارواح و اجسام مردم را، تمام اینها را از ظلمت ها نجات بدهد." امام خمینی (ره)

پیامبر در قرآن
خدای متعال در قرآن كریم پیامبر خود را با چهار صفت بسیار مهم به مردم معرفی می كند:


" لقد جائَكم رَسولٌ مِن انفسِكم عَزیزٌ عَلیهِ مَا عَنِتمْ حَرِیصٌ عَلیكم بالمُؤمِنِین رَوُفٌ رَحیم."( توبه/ 128)


- مردمی است:

چون از مردم است به همه دردها و مشكلات آنان آشنا است؛ " مِنْ اَنفُسِكم" - دلسوز است:از هر گونه ناراحتی و رنج و زیان مردم سخت ناراحت می شود؛ "عَزیزعلیه مَا عَنتم"
- علاقه زیادی به مردم دارد:عشق بسیار به خیر و سعادت و پیشرفت و بزرگی و مجد و هدایت مردم دارد؛ "حَریصٌ عَلیكم"
- مهربان و رئوف است:نسبت به مؤمنین مهربانی و رأ فت خاصی دارد؛ " بِالمُؤمِنینَ رَؤفٌ رَحیم"
:goleroz:پیامبراز زبان خودش:goleroz:
قالَ رَسُولُ الله صلی الله علیه و آله : ما خَلقَ الله خَلقاً اَفضلَ مِنّی، ولا اَكرَمَ عَلَیه مِنی؛ خداوند كسی را برتر از من وهمچنین عزیزتر از من خلق نكرده است. (1)


طبق بیان قرآن و روایاتِ منقول از ائمه معصومین پیامبراكرم صلوات الله علیه دارای ویژگی های اخلاقی زیر است، اخلاق برجسته و عظیم، امین، عادل، شجاع، رحیم، حلیم، متواضع، متوكل، باحیا، صبور و شكیبا، زاهد و عابد، فاقد خشم و غضب شخصی.قال رسول الله صلی الله علیه و آله : " بعثتُ لِلحِلمِ مَركَزا وَ لِلعِلمِ مَعْدنا وَ لِلصَّبر مَسكَناً"؛ برانگیخته شدم كه، مركز حلم و معدن علم و مسكن صبر باشم. (2) پیامبراکرم صلوات الله علیه هدف از بعثت خود را این گونه بیان می نماید:
" بعثت لا تمم مکارم الاخلاق"؛ من برای کامل کردن فضایل اخلاقی مبعوث شده ام.(3)
:goleroz:پیامبر در بیان امیرالمؤمنین علیه السلام:goleroz:

امیرالمؤمنین، پـیامبراكـرم صلی الله علیه و آله را بـا اوصاف بسیار زیبایی به مردم معرفی می كند:

" طبِیبٌ دَوّارٌ بِطبّهِ، قَد اَحكَمَ مَرَاهِمَهُ وَ اَحْمَی مَوَاسِمَهُ یَضَعُ ذَلِكَ حَیْثُ الحَاجَة اِلَیه، مِن قـلوبٍ عُمْی وَ اذانٍ صُمّ وَ اَلسِنةٍ بُكمٍ، مَتتبعٌ بِـدَ وَائِهِ مَـوَاضِعَ الغـفلَةِ وَ مَواطِنَ الحَیرَة."(4)
امیرالمؤمنین فرمود: پیامبر؛
- پزشک سیّاراست: او برای درمان بیمارانش حركت می كند و خود به سراغ آنان می رود.



- متخصص و درد شناس است:دردهـا را بـه خـوبی تشخیص می دهد، حتی بیماری های روحی و روانی را می شناسد.
- نسخه های شفابخش دارد: نسخه های او تمام بیماری ها، حتی قـلب های كـور و گـوش های سنگین و زبان های لال را شفا می دهد و با داروی خود به دنبال بیماران غافل و سرگردان است.


:goleroz:اعمال شب و روز مبعث:goleroz:

شب مبعث، بسیار مبارك می باشد،
در روایات آمده كه اجر عبادت شیعیان در این شب برابر است با اعمال شصت سال.
اما روز بیست وهفتم رجب روزی است كه حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله در غار حرا به رسالت مبعوث شد و برای این روز چند عمل است:
ـ غسل.
ـ روزه: كه برابری می كند با روزه هفتاد سال و یكی از چهار روزی است كه در تمام سال برای روزه گرفتن امتیاز دارد.
:goleroz:ـ بسیار صلوات فرستادن بر پیامبر و آل ایشان. :goleroz:
ـ زیارت حضرت رسول و امیرالمؤمنین علیهماالسلام.
http://shiaupload.ir/images/13395654587287934071.gif


پی نوشت ها:


1- عیون اخبارالرضا، ج 1، ص 262. ِ
2- سنن النبی، ص 63، ح 19.
3- بحارالانوار، ج70، ص 372.
4- نهج البلاغه، خطبه 108.

neginsabz
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۰۰:۰۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68597262442975666719.gif
http://omidomidi.persiangig.com/image/MiladRasool1.jpg
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68597262442975666719.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۰۰:۲۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68597262442975666719.gif
:goleroz:بعثت پیامبراکرم (ص) و اهداف آن:goleroz:

«بعثت‏» انقلاب بزرگ برضد جهل، گمراهى، فساد و تباهى است. و سزاوار منت‏گذارى خداوند و در بردارنده حکمت و تربیت است. بحث درباره آن گسترده و عمیق و از زوایاى مختلف قابل بررسى است.
این نوشتار تلاش دارد تا این مطالب را به صورت بسیار فشرده، مورد پژوهش قرار دهد:
الف - آغاز بعثت.
ب - نخستین آیات نازل شده.
ج - منت‏گذارى خداوند به خاطر نعمت‏بزرگ بعثت.
د - فلسفه و اهداف بعثت.

:goleroz:الف - آغاز بعثت :goleroz:
سرآغاز تاریخ اسلام از روزى شروع مى‏شود که پیامبراسلام صلى الله علیه و آله درخلوت محبوب، در دل غارى که در دامن کوهى در شمال مکه بود، صدایى شنید:
«یامحمد اقرا» ; اى محمد! بخوان! (او شگفت زده) گفت: چه بخوانم؟ گفت: اى محمد!
«اقرا باسم ربک الذى خلق، خلق الانسان من علق، اقرا و ربک الاکرم، الذى علم بالقلم، علم الانسان ما لم یعلم.» (۱) ;
بخوان به نام پروردگارت که (جهان را) آفرید. همان که انسان را از خون بسته‏اى خلق کرد. بخوان که پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان که به وسیله قلم تعلیم نمود و به انسان آنچه را نمى‏دانست، یاد داد. (۲)
جبرئیل به حضرت محمد صلى الله علیه و آله فرمود:
«ارسلنى الله الیک لیتخذک رسولا» (۳)
خداوند مرا به سوى تو فرستاده است، تا تو را پیامبر این امت قرار دهم.
حضرت محمد صلى الله علیه و آله هرساله مدتى به کوه «حرا» (۴) مى‏رفت و به عبادت و راز و نیاز و تفکر مى‏پرداخت تا این که روزى فرشته‏اى به او گفت: اى محمد! بخوان! محمد صلى الله علیه و آله گفت: چه بخوانم؟ فرشته آیات آغازین سوره علق را بر وى قرائت کرد و پیامبر صلى الله علیه و آله نیز آن‏ها را خواند. (۵)
تاریخ نگاران با آن که تلاش فراوان در ثبت رویدادهاى تاریخ اسلام، به ویژه تاریخ زندگى پیامبراسلام صلى الله علیه و آله داشته‏اند، تا آن جا که به جزئیات رفتارها، روش‏ها و منش‏هاى آن حضرت اشاره نموده‏اند، امابسیار جاى تاسف است که برخى از رویدادهاى مهم و اساسى، مانند: تاریخ ولادت، مبعث و معراج، مکان معراج، تاریخ رحلت، تاریخ تغییر قبله و موارد دیگر با دقت ثبت نشده و اختلاف‏هایى را میان مورخان برانگیخته است که شاید منشا اختلاف را بتوان در اغراض سیاسى یا بى‏توجهى به مسائل موجود، اجتهادهاى شخصى و از همه مهمتر، روگردانى از ابواب علم پیامبر صلى الله علیه و آله و نیاموختن مفاهیم از سرچشمه زلال اهل‏بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و موارد دیگر جستجو نمود.
آغاز بعثت رسول خدا صلى الله علیه و آله چه زمانى است؟ دیدگاه معروف و مورد اتفاق شیعه امامیه ۲۷ رجب است. اما در میان دانشمندان اهل‏سنت، در زمان دقیق آن اختلاف زیادى است. برخى از اهل‏سنت مبعث را در رمضان و برخى دیگر در ربیع الاول دانسته‏اند. در مورد روز مبعث نظرهاى متفاوتى ارائه شده است:

۱- ۱۷ رمضان: طبرى در تاریخ الرسل و الملوک و ابن سعد در طبقات الکبرى (۶) به این قول اشاره نموده‏اند.
۲- ۱۸ رمضان: ابن اثیر در الکامل فى التاریخ (۷) این دیدگاه را به ابوقلابه عبدالله بن زید جرمى - از محدثان اهل سنت - نسبت داده و طبرى (۸) نیز بدان اشاره نموده است.
۳- ۱۹ رمضان: ابن اثیر به این دیدگاه نیز اشاره نموده است. (۹)
۴- ۲۰ رمضان: یعقوبى در تاریخ خود روایت کرده است که ده روز مانده به آخر رمضان، در روز جمعه پیامبر صلى الله علیه و آله مبعوث شد. (۱۰)
۵- ۲۴ رمضان: طبرى در این باره چنین مى‏نویسد: «وقال آخرون: بل انزل لاربع وعشرین لیله خلت منه‏» (۱۱) ; برخى گفته‏اند: قرآن در شب ۲۴ رمضان نازل شده است.
۶- ۲۵ رمضان: علامه طباطبایى (۱۲) این دیدگاه را به برخى از محققان و مفسران اهل سنت نسبت مى‏دهد.
منشا اشتباه این چند دیدگاه که آغاز نزول نخستین آیات قرآن را ماه رمضان مى‏دانند، این است که قائلین، میان زمان بعثت پیامبر صلى الله علیه و آله و زمان نزول دفعى قرآن به عنوان کتابى کامل و مستقل خلط کرده‏اند; چون آن‏ها براى تاریخ بعثت‏به آیاتى استدلال کرده‏اند که ناظر به نزول قرآن در شب قدر و ماه رمضان مى‏باشد. (۱۳) زیرا خداوند مى‏فرماید:
«انا انزلناه فى لیله القدر» (۱۴) «ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم‏» و نیز مى‏فرماید: «شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن‏» (۱۵) «ماه رمضانى که قرآن در آن نازل شده است.»
بنابراین قرآن در شب قدرى که در ماه رمضان است، نازل شده است.
این استدلال صحیح نیست; زیرا این آیات ناظر به نازل شدن تمام قرآن به عنوان یک کتاب مستقل و کامل است که از آن، به «نزول دفعى‏» تعبیر مى‏کنند; درحالى که در آغاز بعثت تنها چند آیه به رسول خدا صلى الله علیه و آله نازل شده است، (پنج آیه آغازین سوره علق) که خود آغاز «نزول تدریجى‏» است. درنتیجه، زمان نزول قرآن با زمان نازل شدن تمام قرآن به عنوان کتابى کامل و مستقل فرق دارد.
۷- ۳ ربیع الاول: حلبى این نظر را روایت کرده است. (۱۶)
۸- ۸ ربیع الاول: ابن اثیر از ابن‏عبدالبر نقل کرده است: بعثت رسول خدا صلى الله علیه و آله در روز دوشنبه ۸ ربیع الاول درسال ۴۱ از عام الفیل بوده است. (۱۷)
۹- ۱۰ ربیع الاول: مسعودى مى‏نویسد: چون رسول خدا صلى الله علیه و آله به ۴۰ سالگى رسید، در روز دوشنبه ۱۰ ربیع الاول خداى عزوجل او را برهمه مردم مبعوث کرد. (۱۸)
۱۱- ۱۲ ربیع الاول: این، نظر کسانى است (۱۹) که بعثت پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله را در روزى که پیامبر به چهل سالگى رسید، دانسته‏اند و چون تولد آن حضرت بنا به دیدگاه اکثر اهل سنت، ۱۲ ربیع الاول است، بعثت آن حضرت نیز در همین روز است.
۱۲- ۲۷ رجب: این، دیدگاه معروف شیعه است که عده‏اى (۲۰) از دانشمندان ادعاى اجماع و اتفاق علماى مذهب شیعه برآن را نیز نموده‏اند و به دلایلى، صحیح‏ترین دیدگاه مى‏باشد. از جمله این که روایاتى از امامان معصوم علیهم السلام در این زمینه وارد شده است که ضمن تعیین تاریخ بعثت، به اعمال مستحبى مانند روزه در این روز نیز سفارش شده که نمایشى از عظمت و گرامى‏داشت این روز است.
امام صادق علیه السلام مى‏فرماید:
«و لا تدع صیام یوم سبعه و عشرین من رجب فانه هو الیوم الذى انزلت فیه النبوه على محمد و ثوابه مثل ستین شهرا» (۲۱)
روزه ۲۷ رجب را ترک نکنید;
زیرا روزى است که نبوت برمحمد صلى الله علیه و آله نازل شده است و ثواب روزه آن روز مانند ۶۰ ماه روزه گرفتن است.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68597262442975666719.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۰۰:۲۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68597262442975666719.gif
امام رضا علیه السلام مى‏فرماید:
«خداوند محمد صلى الله علیه و آله را جهت رحمت جهانیان به نبوت برگزید. کسى که در این روز روزه بگیرد، خداوند روزه ۶۰ ماه را براى او ثبت مى‏کند.» (۲۲)
در وسائل الشیعه ۷ روایت در این زمینه ذکر شده است. (۲۳)
روایاتى از اهل سنت نیز همین تاریخ را تایید مى‏کنند، از جمله در سیره حلبى از ابوهریره نقل شده است که گفت: کسى که روز ۲۷ رجب را روزه بگیرد، خداوند ۶۰ ماه روزه، براى او ثبت مى‏کند. «و هو الیوم الذى نزل فیه جبراییل على‏النبى صلى الله علیه و آله بالرساله و اول یوم هبط فیه جبرائیل‏» (۲۴) ; و این، همان روزى است که جبرئیل برپیامبر صلى الله علیه و آله به خاطر رسالت نازل شد و نخستین روزى بود که او فرود آمد.
:goleroz:ب - نخستین آیات :goleroz:
هماهنگى آغاز بعثت‏با نازل شدن نخستین آیات قرآن کریم، باعث‏شده است تا مورخان، مفسران و دانشمندان علوم قرآنى و حدیث‏به بررسى و تعیین نخستین آیات نازل شده برپیامبر صلى الله علیه و آله بپردازند. دیدگاه‏هایى در این باره وجود دارد که مهم‏ترین آن‏ها عبارتند از:
۱- پنج آیه نخست‏سوره علق.
۲- سوره فاتحه الکتاب. (۲۵)
۳- سوره مدثر. (۲۶)
دیدگاه نخست پرطرفدارترین دیدگاه در میان مورخان، مفسران و دانشمندان علوم قرآنى و حدیث مى باشد. از میان مورخان; مسعودى (۲۷) ، ابن‏هشام (۲۸) ، ابن‏اثیر (۲۹) ، طبرى (۳۰) ، و یعقوبى در کتاب‏هاى خود و از میان مفسران شیعه، صاحبان تفاسیر: تبیان، مجمع البیان، المیزان، نمونه و از میان مفسران اهل‏سنت; صاحبان تفاسیر: طبرى (که حدود یازده روایت در این باره ذکر مى‏کند.) ، درالمنثور، انوارالتنزیل و اسرارالتاویل (معروف به تفسیر بیضاوى) و تفسیرالقرآن العظیم جزو طرفداران این نظریه هستند.
از میان کتاب‏هاى علوم قرآنى مى‏توان به «الاتقان (۳۱) » ، «التمهید فى‏علوم القرآن (۳۲) » ، «البرهان (۳۳) » ، و... اشاره نمود.
افزون بر آن که، مضمون آیات نخست‏سوره علق نیز این دیدگاه را تایید مى‏کند; چون رسالت و نبوت که از بزرگ‏ترین نعمت‏هاى الهى است، در این سوره با اسم رب شروع مى‏شود و از آفرینش، دانش و قلم که مهم‏ترین مفاهیم و معارفند، در این سوره سخن به میان مى‏آید.
مهم‏ترین دلیل این است که روایات رسیده از امامان معصوم علیهم السلام آیات آغازین سوره علق را نخستین آیات نازل شده در غار حرا مى‏دانند. امام صادق علیه السلام مى‏فرماید: «اول ما نزل على رسول الله صلى الله علیه و آله بسم الله الرحمن الرحیم، اقرا باسم ربک...» (۳۴) ; نخستین چیزى که بر رسول خدا صلى الله علیه و آله نازل شد، «...اقرا باسم ربک...» بود.
امام هادى علیه السلام نیز فرمود: جبرئیل به محمد صلى الله علیه و آله گفت:
«اقرا قال: و ما اقرا قال: اقرا باسم ربک الذى خلق.» (۳۵)
طبرى (۳۶) از علماى اهل سنت در تفسیر خود، ۱۱ روایت و سیوطى (۳۷) ۱۵ روایت نقل مى‏کند، مبنى براین که در آغاز بعثت نخستین آیات سوره علق بر پیامبر صلى الله علیه و آله نازل شده است.
طرفداران دیدگاه دوم اندک است. صریح‏ترین کسى که در این زمینه سخن گفته، «زمخشرى‏» در تفسیر «کشاف‏» (۳۸) است: «اکثرالمفسرین على ان الفاتحه اول ما نزل‏» ; بیشتر مفسران برآنند که سوره فاتحه نخستین چیزى است که بر پیامبر صلى الله علیه و آله نازل شد.
با آن که بیش‏تر مفسران دیدگاه اول را پذیرفته‏اند، نسبت دادن این قول به بیش‏تر مفسران، ناصحیح به نظر مى‏رسد.
دیدگاه سوم روایتى است که از جابر (۳۹) نقل شده است. اگرچه هرکدام از این دو دیدگاه ممکن است طرفداران اندکى نیز داشته باشند، اما در برابر سیل نظریات مورخان و مفسران و دانشمندان علوم قرآنى و نیز روایات فراوانى که به برخى از آن‏ها اشاره شد و نیز ادعاى اجماع امت (۴۰) مسلمان - چنان چه برخى ادعا کردهاند، نسبت‏به دیدگاه اول - به سادگى نمى‏توان آن را رها کرد و از کنار آن گذشت.
ممکن است‏با تحلیلى دقیق‏تر گفته شود که این سه دیدگاه باهم تفاوتى ندارند وبدین صورت قابل جمع هستند که آیات خست‏سوره علق اولین آیاتى است که برپیامبر صلى الله علیه و آله نازل شد و سوره فاتحه نخستین سوره کاملى است که پس از آن، نازل شد و سوره مدثر نخستین سوره‏اى است که پس از فترت وحى نازل شد.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68597262442975666719.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۰۰:۲۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68597262442975666719.gif
:goleroz:ج - بعثت و منت :goleroz:
در نفس انسان نیازها و غرایز گوناگونى قرار داده شده است که همگى طالب ارضا و هدایت صحیح هستند. خداوند متعال براى هدایت انسان، بهترین ابزار را دراختیار او قرار داده و امکانات متعددى به او عطا کرده است، تا هم بتواند نیروى خود را صرف ارضاى نفسانیات کند و هم با امکانات و نیروى داده شده، جلو خواهش‏هاى نفسانى را بگیرد و کشش‏هاى درونى را تحت نظم و ضابطه در آورد. دو راهنما نیز در اختیار او قرار داده است تا حق را از باطل و سره را از ناسره متمایز کند; یکى در درون انسان که عقل است - اگر چه ابزارهاى ظاهرى مانند محسوسات و اندام‏هاى حسى نیز درهدایتگرى این راهنما دخالت دارند. - و دیگرى پیامبران الهى که این راهنما از طریق وحى براى انسان فرستاده مى‏شود تا تمام رفتارها را به انسان بیاموزد و حدود و مقررات آن را نیز روشن نماید، چون عقل داراى خطا و نقصان است. برترین هادى، آن است که داراى مقام عصمت و مرتبط با وحى باشد; تنها راه آن، بعثت است. پس بعثت‏بزرگ‏ترین نعمت‏خداوند بربشراست و جادارد که خداوند براین نعمت منت گذارد و این احسان و نیکویى را به رخ آنان بکشد، چنان که مى‏فرماید:
«لقد من الله على المؤمنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلو علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفى ضلال مبین‏» (۴۱)
خداوند برمؤمنان منت نهاد (نعمت‏بزرگى بخشید)، هنگامى که درمیان آن‏ها پیامبرى از خودشان برانگیخت که آیات او را برآن‏ها بخواند و آن‏ها را پاک کند و کتاب و حکمت‏بیاموزد و البته پیش از آن در گمراهى آشکار بودند.
خداوند در آیه فوق به خاطر بعثت پیامبراسلام صلى الله علیه و آله برمؤمنان منت مى‏نهد و این نعمت‏بزرگ و معنوى را به رخ آنان مى‏کشد.
ممکن است کسى تصور کند که منت گذارى، کار صحیحى نیست، چرا خداوند در این جا منت مى‏گذارد؟ مگر بعثت چه ویژگى هایى دارد و هدف از آن چیست؟
واژه منت از «من‏» به معناى چیزى است که با آن وزن مى‏کنند (سنگ کیلو) . و نیز به معناى نعمت‏سنگین و باعظمت نیز به کار مى‏رود. بنابراین هر نعمت‏سنگین و گرانبهایى را منت گویند. کاربرد این واژه دو گونه است: قولى و فعلى (۴۲) . اگر کسى عملا نعمت‏بزرگى به دیگرى بدهد، این همان منت عملى است که بیشتر در مسائل تربیتى و هدایتى و معنوى کاربرد دارد و پسندیده و ارزنده است. که برخى گفته‏اند: این منت مختص به خداى متعال است. اگر کسى کار کوچک خود را با سخن گفتن بخواهد به رخ دیگرى بکشد و آن را بزرگ جلوه دهد، کارى است‏بسیار زشت، که این از منت‏هاى بشرى است. در نتیجه، منت‏گذارى بربخشیدن نعمت‏هاى بزرگ که از جمله آن‏ها نعمت رسالت است، منتى زیباست و «من الله‏» یعنى انعم الله; خداوند نعمت‏بزرگى بخشید و در اختیار مؤمنان قرار داد. چنان که در جاى دیگر خداوند به خاطر هدایت کردن انسان‏ها به ایمان، بر آن‏ها منت مى‏گذارد. «بل الله یمن علیکم ان هداکم للایمان‏» (۴۳) . اگر مسلمانان به خاطر پذیرفتن اسلام، مشکلات و خسارت‏هاى زیادى متحمل شده‏اند نباید فراموش کنند که خداوند بزرگ‏ترین نعمت را در اختیار آن‏ها گذاشته و پیامبرى مبعوث کرد تا انسان‏ها را تربیت کند و از گمراهى‏ها باز دارد. بنابراین هر اندازه براى حفظ این نعمت‏بزرگ تلاش و کوشش شود و هر بهایى پرداخته شود، بازهم ناچیز است. (۴۴)
بنابراین مى‏توان گفت: منت‏بر دو قسم است: پسندیده و نا پسند. منت پسندیده مانند منت در آیه مورد بحث و نیز منت‏خداوند بر هدایت کردن مؤمنان به سوى ایمان (سوره حجرات، آیه ۱۷) و نیز مانند منت‏خداوند بر موسى و هارون (سوره صافات، آیه ۱۱۴) به خاطر نبوت، رسالت و نجات آن‏ها و منت‏گذارى خداوند بر حضرت یوسف به خاطر به حکومت رسیدن او (سوره یوسف، آیه ۹۰) و منت ناپسند و نکوهیده مانند منت‏گذارى و به رخ کشیدن انفاق، که باطل کننده انفاق نیز مى‏باشد. (سوره بقره، آیه ۲۶۲) و به رخ کشیدن اسلام و ایمان به خداوند یا پیامبر (یا دیگران) (سوره حجرات، آیه ۱۷) . از آن جا که کارهاى انسان در برابر عظمت‏خداوند و کارهاى او بسیار ناچیزاست، هرگونه منت گذارى انسان‏ها بر یکدیگر و بر خداوند ناپسند است. «اللهم اجرللناس على یدى الخیر و لا تمحقه بالمن‏» (۴۵)
چرا خداوند فرمود: «على المؤمنین‏» و نام مؤمنان را به تنهایى آورده است، با این که بعثت پیامبر براى هدایت عموم بشر است؟ شاید بدین جهت‏باشد که هدایت پیامبران از جهت تاثیر و نتیجه تنها متوجه مؤمنان است که از این نعمت‏بزرگ بهره‏مند مى‏شوند و آن را به خود اختصاص مى‏دهند. (۴۶)
:goleroz:د- فلسفه و اهداف بعثت :goleroz:
پس از قرن‏ها تحقیق و بررسى درباره مسائل دینى، هنوز پرده از اسرار بسیارى از آن‏ها برداشته نشده است، که از جمله آن‏ها اسرار نهفته نبوت و بعثت است; اگرچه از ظواهر آیات قرآن مى‏توان استفاده کرد که بعثت پیامبران الهى، به ویژه پیامبراسلام صلى الله علیه و آله داراى اهدافى مى‏باشد که بیان خواهد شد و تنها در آیه مورد بحث که خداوند بر مؤمنان منت گذارده است، به سه برنامه از مهم‏ترین آن‏ها اشاره شده است:
«یتلو علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه‏»
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68597262442975666719.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۰۰:۲۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68597262442975666719.gif
:goleroz:۱- تلاوت آیات الهى :goleroz:
«یتلو» از واژه «تلاوت‏» به معناى پى‏درپى آوردن، پیروى کردن و خواندن با نظم است، (۴۷) که شامل پیروى کردن در حکم وخواندن منظم آیات الهى همراه باتدبر نیز مى‏شود، گویا تلاوت کننده از آیات پیروى کرده یا حروف و کلمات را در پى یکدیگر قرار داده است. پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله با خواندن آیات پروردگار و آشنا ساختن گوش دل و افکار مردم با این آیات، آن‏ها را آماده تربیت مى‏نماید، که مقدمه تعلیم و تربیت است.
:goleroz:۲- تربیت :goleroz:
یکى از مهم‏ترین برنامه‏هاى پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله تربیت انسان‏هاست. تربیت‏به معناى فراهم کردن زمینه‏ها و عوامل براى به فعلیت رساندن و شکوفا نمودن استعدادهاى انسان در جهت مطلوب است. (۴۸) او باید زمینه‏ها را براى شکوفا نمودن استعدادها آماده کند، استعدادهاى خلیفه الله شدن که داراى ابعاد مختلف است. او باید انسان‏ها را آماده کند تا از نظر عملى بهترین رابطه را با خداى خود (عبادات)، با هم نوع خود (عقود و ایقاعات)، با قوانین و مقررات اجتماعى (حکومت و سیاسات)، باخانواده خود (حقوق خانوادگى) و با نفس خود (اخلاق و تهذیب نفس) داشته باشند، تا بتوانند مسجود فرشتگان قرار گیرند. پیامبر صلى الله علیه و آله منجى بشریت است. یکى از دانشمندان فرانسوى مى‏گوید: «بزرگ‏ترین قانون اصلاح و تعلیم و تربیت همان حقایقى است که به نام وحى، قسمت‏به قسمت‏بر محمد صلى الله علیه و آله نازل شده و امروز به نام قرآن در بین بشراست.» (۴۹)
پیامبراسلام صلى الله علیه و آله در مدتى کوتاه، انسان هایى بزرگ، مانند على علیه السلام زهرا علیها السلام سلمان فارسى، ابوذر، مقداد و... را تربیت کرد. حضرت محمد صلى الله علیه و آله کاشف معدن‏هاى نهفته انسانیت‏بود. زیرا «الناس معادن کمعادن الذهب و الفضه‏» ; مردم مانند معدن‏هاى طلا و نقره هستند.
انسان داراى استعدادهاى نهفته است که براى بهره‏ورى صحیح از آن، نیاز به کشف آن مى‏باشد تا به ارزش حقیقى خود دست‏یابد.
کلمه «یزکیهم‏» از ماده «زکوه‏» و زکآء» به معناى رشد و زیادى است (۵۰) ، که در این‏جا به معناى تربیت و پاکسازى است و شامل پاک شدن از آلودگى‏هاى اعتقادى، اخلاقى و رفتارى مى‏باشد. اگرچه واژه تربیت ازماده «ربو» نیز به معناى افزایش و نمو است، اما در قرآن کریم مفهوم تهذیب نفس با واژه تزکیه آمده است:
«قد افلح من زکیها» (۵۱)
«قد افلح من تزکى‏» (۵۲)
«رستگار شد کسى که خود را تزکیه کرد.»
که در جنبه‏هاى روحى و معنوى است. واژه تربیت در قرآن در جنبه‏هاى جسمانى و مادى به کار رفته است، نظیر:
«الم نربک فینا ولیدا» (۵۳)
«آیا در دوران کودکى تو را در میان جمع خود تربیت نکردیم؟»
که سخن فرعون است که خود را مربى موسى معرفى مى‏کند، یعنى از نظر جسمانى و امکانات مادى تو را بزرگ کردم. اهمیت اخلاق و تزکیه نفس برکسى پوشیده نیست. جوامع مختلف به آن نیازمندند، زیرا تنها راه نجات از گمراهى‏ها، فسادها، جهل، جنگ و خونریزى‏ها و... در پرتو اخلاق صحیح و آراسته شدن به ارزش‏ها و مکارم اخلاقى است. پیامبراسلام صلى الله علیه و آله‏هدف از بعثت‏خود را کامل کردن مکارم اخلاق بیان کرده است:
«بعثت لاتمم مکارم الاخلاق‏» (۵۴)
من براى کامل‏کردن فضایل اخلاقى مبعوث شده‏ام.
یکى از دانشمندان فرانسوى مى‏گوید: «اى محمد! اى آورنده قرآن! کجایى؟ بیا و دست ما را بگیر و به باغ و صحرا و چمن و به هر جایى که خواهى ببر. تو اگر ما را به میان دریا ببرى، خواهیم رفت، زیرا تو عالم به حیات و زندگى ما هستى!» (۵۵)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68597262442975666719.gif
_________________________________________________
۱- سوره علق، آیه ۵- ۱.
۲- بحارالانوار، ج ۱۸، ص ۲۰۶.
۳- همان، ص ۱۸۴.
۴- «حرا» نام کوهى است که در شمال مکه قرار دارد. در نقطه شمالى آن غارى است که ارتفاع آن به قدر یک قامت انسان است. قسمتى از داخل غار با نور خورشید روشن مى‏شود و قسمت‏هاى دیگر آن در تاریکى است. (ر.ک: فرازهایى از تاریخ پیامبراسلام (ص)، ص ۹۲) .
۵- تلخیص التمهید، ج ۱، ص ۶۲.
۶- طبقات الکبرى، ج ۱، ص ۱۹۲; تاریخ طبرى، ج ۲، ص ۴۴ و الکامل فى‏التاریخ، ج ۲، ص ۳۰.
۷- الکامل فى‏التاریخ، ج ۲، ص ۳۰.
۸- تاریخ طبرى، ج ۲، ص ۴۴.
۹- الکامل فى‏التاریخ، ج ۲، ص ۳۰.
۱۰- تاریخ یعقوبى، ج ۲، ص ۳۰.
۱۱- تاریخ طبرى، ج ۲، ص ۲۲.
۱۲- تفسیرالمیزان، ج ۲، ص ۱۹.
۱۳- همان; سیره نبویه، ج ۱، ص ۲۳۹ و تلخیص التمهید، ج ۱، ص ۶۸.
۱۴- سوره قدر، آیه ۱.
۱۵- سوره بقره، آیه ۱۸۵.
۱۶- سیره حلبى، ج ۱، ص ۳۸۴.
۱۷- تاریخ پیامبراسلام (ص)، آیتى، ص ۸۴.
۱۸- همان، ص ۸۴، به نقل از: «التنبیه و الاشراف‏» ، ص ۱۹۸.
۱۹- التمهید، ج ۱، ص ۶۸، به نقل از سیره حلبى، ج ۱، ص ۲۳۸.
۲۰- از جمله: علامه مجلسى در بحارالانوار، ج ۱۸، ص ۱۹۰ واز معاصرین: آیه‏الله سبحانى، فروغ ابدیت، ج ۱، ص ۲۳۲ و آیه‏الله معرفت در تلخیص التمهید، ج ۱، ص ۶۶.
۲۱- وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۲۹، ابواب صوم مندوب، باب ۱۵.
۲۲- فروع کافى، ج ۴، ص ۱۴۹.
۲۳- وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۳۲۹، براى اطلاع بیش‏تر به کتاب «موسوعه‏التاریخ الاسلامى‏» ، شیخ محمدهادى یوسفى غروى، ج ۱، ص ۳۸۰ مراجعه شود.
۲۴- سیره حلبى، ج ۱، ص ۳۸۴.
۲۵- مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۷۸۰.
۲۶- همان.
۲۷- مروج الذهب، ج ۲، ص ۲۸۲.
۲۸- سیره نبوى، ج ۱، ص ۲۳۹.
۲۹- الکامل فى‏التاریخ، ج ۲، ص ۳۲.
۳۰- تاریخ طبرى، ج ۲، ص ۴۵.
۳۱- الاتقان، سیوطى، ج ۱، ص ۹۵.
۳۲- تلخیص التمهید، ج ۱، ص ۸۴.
۳۳- برهان، بدرالدین زرکشى، ج ۱، ص ۲۰۶.
۳۴- اصول کافى، ج ۲، ص ۶۲۸.
۳۵- بحارالانوار، ج ۲، ص ۲۰۶.
۳۶- جامع البیان فى‏تاویل القرآن (تفسیر طبرى)، ابوجعفر محمدبن طبرى، ج ۱، ص ۶۴۶.
۳۷- درالمنثور، سیوطى، ج ۵، ص ۵۶۲.
۳۸- کشاف، زمخشرى، ج ۴، ص ۷۷۵.
۳۹- صحیح مسلم، شرح النووى، ج ۲، ص ۲۰۵.
۴۰- تلخیص التمهید، ج ۱، ص ۷۸.
۴۱- سوره آل عمران، آیه ۱۶۴.
۴۲- مفردات راغب، واژه «من‏» .
۴۳- سوره حجرات، آیه ۱۷.
۴۴- مجمع البیان، ج ۲، ص ۸۷۵.
۴۵- ۴۶- ۴۷- تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۱۵۸; مفاتیح الجنان، دعاى مکارم الاخلاق; مجمع البیان، ج ۱، ص‏۴۲۹; مجمع البیان، ج ۲، ص‏۸۷۵;
۴۸- تعلیم و تربیت اسلامى، (مبانى و روش‏ها)، ص ۴.
۴۹- در منگهم Dermnghem ، دانشمند فرانسوى، به نقل از بانک تکبیر (بعثت‏بنوى)، ص ۲۸۳.
۵۰- مفردات راغب، واژه «زکا» .
۵۱- سوره شمس، آیه ۸.
۵۲- سوره اعلى، آیه ۱۴.
۵۳- سوره شعراء، آیه ۱۸.
۵۴- بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۳۷۲.
۵۵- ژان ژاک روسو، j.j. Rosseey ، دانشمند معروف فرانسوى، به نقل از بانک تکبیر (بعثت نبوى) .

neginsabz
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۰۰:۲۴
http://shiaupload.ir/images/47890624870993830901.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05026743781141854994.jpg
http://shiaupload.ir/images/47890624870993830901.gif
بی‏تاب از حرارت تکلیم، از قله «نبوت» باز می‏گردد.
آنک ندای «اقرأ باسم ربک الذی خلق» در جانِ روشن پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله طنین انداخته است .
قرآن، بر قلب مبارک پیامبری نازل می‏شود که امین وحی است و دلسوز مؤمنان...
مردی از نسل ابراهیم،
به پیامبری مبعوث می‏شود تا دیگر بار کعبه را از آلایش بت‏ها پاک سازد.
پیامبری می‏آید تا تجلی رحمتِ خداوند باشد.
پیامبری بی‏تاب از کوه فرود می‏آید که جبرئیل را در افق روشن دیده است.
پیامبری که در رساندن پیام وحی به مردمان دریغ نمی‏ورزد.
آن‏گاه، محمّد رسول‏اللّه‏ در عرش طنین می‏اندازد:
یا محمّد!
خداوند چه‏قدر تو را دوست می‏داشت که افلاک را به خاطر تو آفرید.
ای که جان پاکت، زحمت درس و مشق نبرد بود و قلبت لوحِ محفوظ علم الهی.
آری! «هو الذی بعث فی الامیّین رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمه و إن کانوا من قبل لفی ضلال مبین»
سلام بر تو ای پیامبر که بشر را از گمراهی آشکارش نجات دادی و در راه هدایت خلق خدا، به جان کوشیدی و احکام شریعت خداوند را برقرار ساختی!
سلام بر تو که آیین یکتاپرستی را احیا کردی!
و خدا را سپاس می‏گوییم که پیامبری چون تو را برای ما فرستاده است.
http://shiaupload.ir/images/47890624870993830901.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۰۹:۴۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14322207423743621482.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_12e4ceafe5fa2bd1e2d30d493a797b5f.jpg
پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) از منظر امام صادق (علیه السلام)
در طول تاریخ بشریت، کم تر انسانى وجود دارد که مانند پیامبراسلام تمام خصوصیات زندگى اش به طور واضح و روشن بیان و ثبت‏شده‏باشد.
خداوند متعال در قرآن کریم کتابى که خود حافظ اوست (۱) و بدون‏هیچ تغییرى تا قیامت‏باقى است‏با زیباترین عبارات و کامل‏ترین‏بیانات، آن حضرت را معرفى نموده و با عالى‏ترین صفات ستوده است.
خداوند متعال مى‏فرماید: «انک لعلى خلق عظیم‏»; (۲) اى پیامبر!
تو بر اخلاقى عظیم استوار هستى.
نیز مى‏فرماید: «محمد رسول‏الله و الذین معه اشداو على الکفاررحماء بینهم. » (۳) محمد(ص) فرستاده خداست و کسانى که با اوهستند در برابر کفار سر سخت و در میان خود مهربانند.
محققان، تاریخ نویسان و دانشمندان در ابعاد گوناگون زندگى حضرت‏محمد(ص) سخن گفته‏اند.
اما ائمه علیهم السلام با نگاهى ژرف و دقیق سیماى آن شخصیت‏بى‏نظیر و در یکتاى عالم خلقت را به تماشا نشسته، به معرفى زندگى،مبارزات و آموزه‏هاى آن حضرت پرداختند.
در این نوشتار بر آنیم تا گوشه هایى از زندگى و شخصیت‏حضرت‏محمد(ص) را از نگاه امام صادق(ع) به تماشا بنشینیم.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14322207423743621482.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۰۹:۵۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14322207423743621482.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_181131890215146743583155942.gif
تولد نور
امام صادق(ع) به نقل از سلمان فارسى فرمود: پیامبر اکرم(ص)فرمود: خداوند متعال مرا از درخشندگى نور خودش آفرید (۴) نیز امام صادق(ع) فرمود: خداوند متعال خطاب به رسول اکرم(ص)فرمود: «اى محمد! قبل از این که آسمان‏ها، زمین، عرش و دریا راخلق کنم. نور تو و على را آفریدم...». (۵)
ثقه‏الاسلام کلینى(ره) مى‏نویسد: امام صادق(ع) فرمود: «هنگام ولادت‏حضرت رسول اکرم(ص) فاطمه بنت اسد نزد آمنه (مادر گرامى پیامبر)بود. یکى از آن دو به دیگرى گفت: آیا مى‏بینى آنچه را من‏مى‏بینم؟
دیگرى گفت: چه مى‏بینى؟ او گفت: این نور ساطع که ما بین مشرق ومغرب را فرا گرفته است! در همین حال، ابوطالب(ع) وارد شد و به‏آن‏ها گفت:
چرا در شگفتید؟ فاطمه بنت اسد ماجرا را به گفت. ابوطالب به اوگفت: مى‏خواهى بشارتى به تو بدهم؟ او گفت: آرى. ابو طالب گفت:
از تو فرزندى به وجود خواهد آمد که وصى این نوزاد، خواهد بود (۶)
نام‏هاى پیامبر
کلبى، از نسب شناسان بزرگ عرب مى‏گوید: امام صادق(ع) از من‏پرسید: در قرآن چند نام از نام‏هاى پیامبر خاتم(ص) ذکر شده است؟
گفتم: دو یا سه نام.
امام صادق(ع) فرمود: ده نام از نام‏هاى پیامبر اکرم در قرآن‏آمده است: محمد، احمد، عبدالله، طه، یس، نون، مزمل، مدثر، رسول‏و ذکر.
سپس آن حضرت براى هر اسمى آیه‏اى تلاوت فرمود. نیز فرمود:
«ذکر» یکى از نام‏هاى محمد(ص) است و ما (اهل‏بیت) «اهل ذکر»هستیم. کلبى! هر چه مى‏خواهى از ما سؤال کن.
کلبى مى‏گوید: (از ابهت صادق آل محمد(ع‏» به خدا سوگند! تمام‏قرآن را فراموش کردم و یک حرف به یادم نیامد تا سؤال کنم. (۷)
برخى چهارصد نام و لقب پیامبر(ص) که در قرآن آمده است، را برشمرده‏اند. (۸)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14322207423743621482.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۰۹:۵۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14322207423743621482.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_150194520716217014920035908647162175069.jpg
عظمت نام محمد(ص)
جلوه نام محمد(ص) براى امام صادق(ع) به گونه‏اى بود که هر گاه‏نام مبارک حضرت محمد(ص) به میان مى‏آمد، عظمت و کمال رسول‏خدا(ص) چنان در وى تاثیر مى‏گذاشت، که رنگ چهره‏اش گاهى سبز وگاهى زرد مى‏شد، به طورى که آن حضرت در آن حال، براى دوستان نیزنا آشنا مى‏نمود. (۹)
امام صادق(ع) گاهى بعد از شنیدن نام پیامبر(ص) مى‏فرمود: جانم‏به فدایش. اباهارون مى‏گوید: روزى به حضور امام صادق(ع) شرفیاب‏شدم. آن حضرت فرمود: اباهارون! چند روزى است که تو را ندیده‏ام.
عرض کردم: خداوند متعال به من پسرى عطا فرمود. آن حضرت فرمود:
خدا او را براى تو مبارک گرداند چه نامى براى او انتخاب‏کرده‏اى؟ گفتم: او را محمد نامیده‏ام.
امام صادق(ع) تا نام محمد را شنید (به احترام آن حضرت) صورت‏مبارکش را به طرف زمین خم کرد، نزدیک بود گونه‏هاى مبارکش به‏زمین بخورد.
آن حضرت زیرلب گفت: محمد، محمد، محمد. سپس فرمود: جان خودم،فرزندانم، پدرم و جمیع اهل زمین فداى رسول خدا(ص)باد! او رادشنام مده! کتک نزن! بدى به او نرسان! بدان! در روى زمین‏خانه‏اى نیست که در آن نام محمد وجود داشته باشد، مگر این که آن‏خانه در تمام ایام مبارک خواهد بود.
سیماى محمد(ص) (۱۰)
امام جعفر صادق(ع) فرمود: امام حسن(ع) از دائى‏اش، «هند بن ابى‏هاله‏» (۱۱) که در توصیف چهره پیامبر(ص) مهارت داشت، در خواست‏نمود تا سیماى دل آراى خاتم پیامبران(ص) را براى وى توصیف‏نماید. هند بن ابى هاله در پاسخ گفت: «رسول خدا(ص) در دیده‏هابا عظمت مى‏نمود، در سینه‏ها مهابتش وجود داشت .قامتش رسا، مویش‏نه پیچیده و نه افتاده، رنگش سفید و روشن، پیشانیش گشاده،ابروانش پرمو و کمانى و از هم گشاده، در وسط بینى برآمدگى‏داشت، ریشش انبوه، سیاهى چشمش شدید، گونه هایش نرم و کم‏گوشت.دندان هایش باریک و اندامش معتدل بود. آن حضرت هنگام راه‏رفتن با وقار حرکت مى‏کرد. وقتى به چیزى توجه مى‏کرد به طور عمیق‏به آن مى‏نگریست، به مردم خیره نمى‏شد، به هر کس مى‏رسید سلام‏مى‏کرد، همواره هادى و راهنماى مردم بود.
براى از دست دادن امور دنیایى خشمگین نمى‏شد. براى خدا چنان غضب‏مى‏نمود که کسى او را نمى‏شناخت. اکثر خندیدن آن حضرت تبسم بود،برترین مردم نزد وى کسى بود که، بیشتر مواسات و احسان و یارى‏مردم نماید...» (۱۲)
سعدى با الهام از روایات، در اشعار زیبایى آن حضرت را چنین‏توصیف نمود:
ماه فرو ماند از جمال محمد سرو نروید به اعتدال محمد قدر فلک را کمال ومنزلتى نیست در نظر قدر با کمال محمد وعده دیدار هر کسى به قیامت لیله اسرى شب وصال محمد آدم و نوح و خلیل و موسى وعیسى آمده مجموع در ظلال محمد عرصه گیتى مجال همت او نیست روز قیامت نگر مجال محمد و آنهمه پیرایه بسته جنت فردوس بو که قبولش کند بلال محمد شمس و قمر در زمین حشر نتابد نور نتابد مگر جمال محمد همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد تا بدهد بوسه بر نعال محمد شاید اگر آفتاب و ماه نتابد پیش دو ابروى چون هلال محمد چشم مرا تا بخواب دید جمالش خواب نمیگیرد از خیال محمد سعدى اگر عاشقى کنى و جوانى عشق محمد بس است و آل محمد (۱۳)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14322207423743621482.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۰۹:۵۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14322207423743621482.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_00.gif
اوصاف پیامبر در تورات و انجیل
خداوند متعال در وصف پیامبر(ص) فرمود:«الذین ءاتینهم الکتب‏یعرفونه کما یعرفون ابناءهم و ان فریقا منهم لیکتمون الحق و هم‏یعلمون‏» (۱۴)
کسانى که کتاب آسمانى به آنان دادیم، او را همچون فرزندان خودمى‏شناسند; (ولى) جمعى از آنان، حق را آگاهانه کتمان مى‏کنند.
امام صادق(ع) فرمود:«یعرفونه کما یعرفون ابناءهم‏» زیراخداوند متعال در تورات و انجیل و زبور، حضرت محمد(ص)، مبعث،مهاجرت، و اصحابش را چنین توصیف نمود:
«محمد رسول‏الله و الذین‏معه اشداء على الکفار رحماء بینهم...»
محمد(ص) فرستاده خداست; و کسانى که با او هستند در برابر کفارسرسخت و شدید و در میان خود مهربانند. پیوسته آن‏ها را در حال‏رکوع و سجود مى‏بینى، در حالى که همواره فضل خدا و رضاى او راطلبند. نشانه آن‏ها در صورتشان از اثر سجده نمایان است. این،توصیف آنان در تورات و توصیف آنان در انجیل است... . (۱۵)
امام صادق(ع) فرمود: این، صفت رسول خدا(ص) و اصحابش در تورات وانجیل است. زمانى که خداوند پیامبر خاتم(ص) را به رسالت مبعوث‏نمود اهل کتاب (یهود و نصارى) او را شناختند اما نسبت‏به اوکفر ورزیدند، همان گونه که خداوند متعال فرمود: «فلما جاءهم‏ما عرجوا کفروا به‏» (۱۶) هنگامى که این پیامبر نزد آن‏ها آمد که(از قبل) او را شناخته بودند، به او کافر شدند. (۱۷)
خداوند متعال در قرآن کریم، در وصف پیامبر(ص) مى‏فرماید: «و ماارسلناک الا رحمه للعالمین‏» (۱۸) ما تو را جز براى رحمت جهانیان‏نفرستادیم. قرآن نیز مى‏فرماید:اشداء على الکفار رحماءبینهم...»،
در برابر کفار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند. این دوچگونه با هم جمع مى‏شوند؟
توجه به این آیه براى طرفدارى اندیشه تسامح و تساهل ضرورى است.
آیا ممکن است کامل‏ترین انسان، که با کامل‏ترین کتاب آسمانى براى‏هدایت تمام جهانیان مبعوث گردیده است در مقابل دشمنان دین هیچ‏عکس العملى جز مهربانى نداشته باشد؟!
براى اداره جامعه دینى و بقاى آن باید در مقابل دشمنان دین‏ایستاد شدت عمل نسبت‏به کافران و مبارزه با آن‏ها براى از بین‏بردن موانع هدایت عین رحمت است.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14322207423743621482.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۰۹:۵۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14322207423743621482.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_48321300928742477253.gif
برترین مخلوق
حسین بن عبدالله مى‏گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم: آیا رسول‏خدا(ص) سرور فرزندان آدم بود؟ آن حضرت فرمود: قسم به خدا، اوسرور همه مخلوقات خداوند بود. خدا هیچ مخلوقى را بهتر ازمحمد(ص) نیافرید (۱۹)
امام صادق(ع) در حدیث دیگرى فرمود: چون رسول خدا(ص) را به‏معراج بردند جبرئیل تا مکانى با وى همراه بود و از آن به بعداو را همراهى نمى‏کرد. پیامبر(ص) فرمود: جبرئیل، در چنین حالى‏مرا تنها مى‏گذارى؟! جبرئیل گفت: تو برو. سوگند به خدا در جایى‏قدم گذاشته‏اى که هیچ بشرى قدم نگذاشته و بیش از تو بشرى به آن‏جا راه نیافته است (۲۰)
معمر بن راشد مى‏گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: یک نفریهودى خدمت رسول خدا(ص) رسید و به دقت او را نگریست.
پیامبر اکرم(ص) فرمود: اى یهودى! چه حاجتى دارى؟ یهودى گفت:
آیا تو برترى یا موسى بن عمران; آن پیامبرى که خدا با او تکلم‏کرد و تورات و انجیل را بر او نازل نمود، و به وسیله عصایش‏دریا را براى او شکافت و به وسیله ابر بر او سایه افکند؟
پیامبر(ص) فرمود: خوش آیند نیست که بنده خود ستایى کند ولکن(در جوابت) مى‏گویم که حضرت آدم(ع) وقتى خواست از خطاى خود توبه‏کند، گفت: «اللهم انى اسالک بحق محمد و آل محمد لما غفرت لى‏»،خدایا! به حق محمد و آل محمد از تو مى‏خواهم که مرا عفو نمایى.
خداوند نیز توبه‏اش را پذیرفت. حضرت نوح(ع) وقتى از غرق شدن دردریا ترسید گفت «اللهم انى اسالک بحق محمد و آل محمد لماانجیتنى من‏الغرق‏»; خدایا به حق محمد و آل محمد از تو در خواست‏مى‏کنم. مرا از غرق شدن نجات بدهى. خداوند نیز او را نجات داد.
حضرت ابراهیم(ع) در داخل آتش گفت:«اللهم انى اسالک بحق محمد وآل محمد لما انجیتنى منها»; خدایا! به حق محمد و آل محمد ازتو مى‏خواهم که مرا از آتش نجات دهى. خداوند نیز آتش را براى اوسرد و گوارا نمود.
حضرت موسى(ع) وقتى عصایش را به زمین انداخت و در خود احساس ترس‏نمود گفت: «اللهم انى اسالک بحق محمد و آل محمد لما امنتنى‏»;خدایا! به حق محمد و آل محمد از تو در خواست مى‏نمایم که مراایمن گردانى. خداوند متعال به او فرمود:«لاتخف انک انت‏الاعلى‏» (۲۱) نترس. مسلما تو برترى.
اى یهودى، اگر موسى(ع) امروز حضور داشت و مرا درک مى‏کرد و به‏من و نبوت من ایمان نمى‏آورد. ایمان و نبوتش هیچ نفعى به حال اونداشت.
اى یهودى! از ذریه من شخصى ظهور خواهد کرد به نام مهدى(ع) که‏زمان خروجش عیسى بن مریم براى یارى او فرود مى‏آید و پشت‏سر اونماز مى‏خواند. (۲۲)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14322207423743621482.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۰۹:۵۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14322207423743621482.gif
سیاستمدارى پیامبر(ص)
در عرف جهانى امروز «سیاست‏» را به معناى نیرنگ و دروغ براى‏کسب قدرت و سلطه بر مردم تعریف مى‏کنند، اما «سیاست‏» در لغت،به معناى «اداره کردن امور مملکت و حکومت کردن است‏». خداوندمتعال پیامبر خاتم(ص) جانشینان بر حق او، ائمه معصومین را ازبهترین سیاستمداران شمرده است در زیارت جامعه، در وصف ائمه‏علیهم السلام که پرورش یافتگان مکتب نبوتند، آمده است: «وساسه‏العباد».
فضیل بن یسار مى‏گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که به بعضى ازاصحاب قیس ماصر فرمود: خداوند عز و جل پیغمبرش را تربیت‏کرد و نیکو تربیت فرمود. چون تربیت او را تکمیل نمود، فرمود:
«انک لعلى خلق عظیم‏»; تو بر اخلاق عظیمى استوارى. سپس امر دین‏و امت را به او واگذار نمود تا سیاست و اداره بندگانش را به‏عهده بگیرد، سپس فرمود: «ما اتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم‏عنه فانتهوا» (۲۳) ، آنچه را رسول خدا براى شما آورد، بگیرید،(و اجرا کنید) و از آنچه نهى کرد، خود دارى نمایید. رسول‏خدا(ص) استوار، موفق و موید به روح القدس بود و نسبت‏به سیاست‏و تدبیر خلق هیچ گونه لغزش و خطایى نداشت و به آداب خدا تربیت‏شده بود،... . (۲۴)
زهد و وارستگى
حضرت محمد(ص) هرگز نسبت‏به دنیا و لذایذ زودگذر آن میلى نشان‏نداد و به آن، توجهى نکرد. آن حضرت براى هدایت مردم و رساندن‏آن‏ها به سعادت دنیا و آخرت وارد عرصه سیاست‏شد.
امام صادق(ع) مى‏فرماید: روزى رسول خدا(ص) در حالى که محزون‏بود، از منزل خارج شد فرشته‏اى بر او نازل شد، در حالى که کلیدگنج‏هاى زمین را به همراه داشت. فرشته گفت: اى محمد(ص)، این‏کلیدهاى گنج‏هاى زمین است. پروردگارت مى‏فرماید: این کلیدها رابگیر و در گنج‏هاى زمین را باز کن و آنچه مى‏خواهى از آن استفاده‏نما. بدون این که نزد من ذره‏اى از آن‏ها کم شود.
پیامبر(ص) فرمود: دنیا خانه کسى است که خانه (واقعى) ندارد.
کسانى دور آن جمع مى‏شوند که عقل ندارند.
فرشته گفت: به آن خدایى که تو را به حق مبعوث نمود! وقتى درآسمان چهارم کلیدها را تحویل مى‏گرفتم، همین سخن را از فرشته‏دیگرى شنیدم. (۲۵)
ابن سنان مى‏گوید: امام صادق(ع) فرمود: مردى نزد پیامبر(ص) آمد،در حالى که آن حضرت روى حصیرى نشسته بود که زبرى آن بر بدن آن‏حضرت اثر گذاشته بود، و بر بالشى از لیف خرما تکیه نموده بود،که بر گونه‏هاى گلگونه‏اش نفوذ کرده بود. آن مرد در حالى که‏جاهاى اثر کرده را مسح مى‏نمود، گفت: کسرى و قیصر (پادشاهان‏ایران و روم) هرگز چنین راضى نمى‏شوند و بر حریر و دیبامى‏خوابند و تو (که سرور مخلوقات خدایى) بر این حصیر!
پیامبر(ص) فرمود: به خدا من از آن‏ها برتر و گرامى‏تر هستم. من‏کجا و دنیا کجا! مثال زورگذر بودن دنیا، مثال شخصى است که بردرختى سایه دار عبور مى‏کند، لحظه هایى از سایه درخت استفاده‏مى‏کند و وقتى سایه تمام شد، از آن جا کوچ مى‏کند و درخت را رهامى‏کند. (۲۶)
هیچ زمینه‏اى از زندگى پیامبر(ص) نیست، مگر این که امام صادق(ع)در آن زمینه سخنانى با ارزش دارد.
به عنوان حسن ختام، به ذکر خطبه‏اى از آن حضرت در توصیف‏پیامبر(ص) اکتفا مى‏کنیم.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14322207423743621482.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۰۹:۵۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14322207423743621482.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1159521914415869311818321317436602001595.jpg
خطبه امام صادق(ع) در وصف حضرت محمد(ص)
برد بارى، وقار و مهربانى خدا سبب شدتا گناهان بزرگ و کارهاى‏زشت مردم مانع نشود که دوست‏ترین و شریف‏ترین پیغمبرانش، یعنى‏محمد بن عبدالله(ص) را براى مردم بر گزیند.
محمد بن عبدالله(ص) در حریم عزت تولد یافت: در خاندان شرافت‏اقامت گزید، حسب و نسبش آلوده نگشت، صفاتش را دانشمندان بیان‏کردند و حکمیان در وصفش اندیشه نمودند، او پاکدامنى بى نظیر،هاشمى نسبى بى مانند و بى مانندى از اهل مکه بود.
حیا صفت او بود و سخاوت طبیعتش، بر متانت‏ها و اخلاق نبوت سرشته‏شده بود. اوصاف خویشتن دارى‏هاى رسالت‏بر او مهر شده بود تا آن‏گاه که مقدرات و قضا و قدر الهى عمر او را به پایان رسانید وحکم حتمى پروردگار او را به سرانجامش منتهى ساخت. هر امتى، امت‏پس از خود را به آمدنش مژده داد. نسل به نسل از حضرت آدم تاپدر بزرگوارش، عبدالله، هر پدرى او را به پدر دیگر تحویل داداصل و نسبش به ناپاکى آمیخته نشد و ولادت او با ازدواج نا مشروع‏پلید نگشت. ولادتش در بهترین طایفه، گرامى‏ترین نواده (بنى‏هاشم)، شریف‏ترین قبیله (فاطمه مخزومیه) و محفوظترین شکم باردار (آمنه دختر وهب) و امانت دارترین دامن بود.
خدا او را برگزید، پسندید و انتخاب کرد سپس کلیدهاى دانش وسرچشمه‏هاى حکمت را به او داد. او را مبعوث نمود تا رحمت‏بربندگان و بهار جهانیان باشد.
خداوند کتابى را بر او نازل کرد، که بیان و توضیح هر چیزى درآن است و آن را به لغت عربى، بدون هیچ انحرافى قرار داد، به‏امید این که مردم پرهیزکار شوند. آن را براى مردم بیان کرد ومعارف آن را روشن ساخت و با آن، دینش را آشکار ساخت و واجباتى‏را لازم شمرد و حدودى را براى مردم وضع نمود و بیان کرد. آن‏هارا براى مردم آشکار نمود و آن‏ها را آگاه ساخت. آن حضرت در آن‏امور، راهنمایى به سوى نجات و نشانه‏هاى هدایت‏به سوى خدامى‏باشد.
رسول خدا(ص) رسالتش را تبلیغ کرد، ماموریتش را آشکار ساخت،بارهاى سنگین نبوت را که به عهده گرفته بود، به منزل رسانید وبه خاطر پرورگارش صبر کرد و در راهش جهاد نمود.
با برنامه‏ها و انگیزه‏هایى که براى مردم پى ریزى نمود و مناره‏هایى که نشانه‏هاى آن را بر افراشت، براى امتش خیر خواهى کرد، وآن‏ها را به سوى نجات و رستگارى فرا خواند و به یاد خدا تشویق وبه راه هدایت دلالت کرد، تا مردم پس از او گمراه نشوند. آن حضرت‏نسبت‏به مردم دلسوز و مهربان بود.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14322207423743621482.gif
------------------------------------------------------------------------------- .
۰- بحار الانوار، ج‏۱۷، ص ۳۰،
۱- هند بن ابى هاله، فرزند حضرت خدیجه(س) از شوهر قبلى اش بودکه در خانه پیامبر اسلام رشد و نمو نمود.
۲- بحار الانوار، ج‏۱۶، ص ۱۴۷۱۴۸.
۳- کلیات سعدى، فصل طیبات، ص‏۵۳۳ ۵۳۲.
۴- بقره، آیه‏۱۴۶.
۵- فتح، آیه‏۲۹.
۶- بقره، آیه‏۸۹.
۷- تفسیر نور الثقلین، ج ۱، ص ۱۳۸ و ج ۵، ص‏۷۷.
۸- انبیاء، آیه‏۱۰۷.
۹- اصول کافى، ترجمه سید جواد مصطفوى، ج ۲، ص ۳۲۵.
۰- همان، ص ۳۲۱.
۱- طه، آیه ۶۸.
۲- بحار الانوار، ج‏۱۶، ص‏۳۶۶. به نقل از جامع الاخبار،ص ۹۸.
۳- حشر، آیه‏۷.
۴-اصول کافى،ج ۲ ص ۵ و ۶.
۵-بحارالانوار،ج ۱۶ ص ۲۶۶.
۶-بحارالانوار،ج ۱۶ ص ۲۸۲ و ۲۸۳.
۷-اصول کافى ج ۲ ۳۳۲ و ۳۳۳.

neginsabz
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۰۹:۵۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14322207423743621482.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/goleroz1..gifاحادیث پیامبر(ص) در خصوص نماز http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/goleroz1..gif


۱) معراج مؤمن
الصلوه ، معراج المؤمن
نماز، معراج مؤمن است.
کشف الاسرار، ج ۲، ص .۶۷۶ سرالصلوه ، ص ۷، اعتقادات مجلسی ، ص ۲۹

۲) نماز نور مؤمن
الصلوه نور المؤمن
نماز نور مؤمن است.
شهاب الاخبار، ص .۵۰ نهج الفصاحه ، ص ۳۹۶

۳) نشانه ایمان
الصلوه علم الایمان
علامت و نشانه ایمان نمازاست.
شهاب الاخبار، ص ۵۹
۴) نماز ستون دین
الصلوه عماد دینکم
نماز، پایه و ستون دین شماست .
( میزان الحکمه ، ج ۵، ص ۳۷۰ )

۵) پرچم اسلام
الصلاه علم الاسلام
نماز، پرچم اسلام است
( کنز العمال ، ج ۷، ص ,۲۷۹ حدیث ۱۸۸۷ )

۶) نماز وسیله تقرب مؤمن
ان الصلوه قربان المؤمن
همانا نماز خواندن وسیله نزدیکی مؤمن به خداست
کنز العمال ، حدیث ۱۸۹۰۷
۷) جایگاه نماز
موضع الصلوه من الدین کموضع الرأس من الجسد
جایگاه نماز در دین ، مانند جایگاه سر در بدن است.
کنز العمال ، ج ۷، حدیث ۱۸۹۷۲

۸) کلید نماز
الوضوء مفتاح الصلاه
وضو کلید و وسیله افتتاح نماز است
(نهج الفصاحه ، حدیث ۱۵۸۸ )

۹) سجده بر خاک
جعلت لی الارض مسجدا و طهورا
همانا زمین برای من سجده گاه و پاک کننده قرار داده شده است.
وسائل الشیعه ، ج ۳،ص ۵۹۳

۱۰) نماز کامل با پرداخت زکات
لا تتم صلاه الا بزکوه
نماز کسی کامل نمی شود مگر با پرداخت زکات.
بحار الانوار، ج ,۹۶ ص ۲۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14322207423743621482.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۱۰:۰۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14322207423743621482.gif
۱۱) قرائت قرآن در نماز
قراءه القران فی الصلاه افضل من قراءه القران فی غیرالصلاه
قرائت قرآن در نماز افضل است از غیر نماز
مستدرک الوسائل ، ج ۱، ص ۲۹۲

۱۲) سوره حمد، عطیه الهی
اعطانی الله - عز و جل - فاتحه الکتاب
خداوند سوره حمد را به من عطا کرده است
امالی شیخ صدوق ، ص ۱۱۷

۱۳) رکوع و سجود ناقص
و لا صلاه لمن لا یتم رکوعها و سجودها
نمازگزاری که رکوع و سجودش را ناقص انجام دهد، آن نمازش ، نماز نیست
بحار الانوار، ج ,۲۹ ص ۱۹۸

۱۴) طولانی کردن سجده
و اذا اردت ان یحشرک الله معی فاطل السجود بین یدی الله الواحد القهار
و اگر خواستی خداوند تو را با من محشورسازد، سجده در پیشگاه خدای یکتای قهار را طولانی کن
(بحار الانوار، ج ,۸۵ ص ۱۶۴ )

۱۵) مقدمه نماز
و لکل شی ء انف و انف الصلاه التکبیر
برای هرچیزی مقدمه ای است و مقدمه نماز، تکبیر است
(وسائل الشیعه ، ج ۳، ص ۱۶)

۱۶) خشوع زینت نماز
الخشوع زینه الصلاه
خشوع ، زینت و زیورنماز است
(بحار الانوار، ج ,۷۷ ص ۱۳۱ )

۱۷) خشوع چیست
ما الخشوع ؟ قال : التواضع فی الصلاه و ان یقبل العبد بقلبه کله علی ربه
از پیامبر اکرم (ص ) سؤال شد: خشوع چیست ؟ فرمود:فروتنی و خاکساری درنماز و این که بنده با تمام قلبش به سوی خدا برود
(بحار الانوار، ج ,۸۴ ص ۲۶۴ )

۱۸) نماز و حضور قلب
لیس لک من صلاتک الا ما احضرت فیه قلبک
نیست برای تو از نماز، مگر قلب تو در حال نماز باشد
(بحار الانوار، ج ,۸۴ ص ۲۵۹)

۱۹) چهار بخش نماز
بنیت الصلوه علی اربعه اسهم سهم منهااسباغ الوضوء، و سهم منها الرکوع وسهم منها السجود و سهم منها الخشوع
نماز برچهار بخش بنا شد:
۱. گرفتن وضوی کامل
۲. رکوع
۳. سجود
۴. خشوع
(مستدرک الوسائل ، ج ۱، ص ۲۶۵)

۲۰) حضور در عبادت
اعبد الله کأنک تراه فان کنت لا تراه فانه یراک
عبادت کن خداوند تعالی را، چنانچه گویا او را می بینی ، و اگر تو اورانمی بینی او تو را می بیند
( نهج الفصاحه ، ص .۶۵ سر الصلوه ، ص .۲۶ مکارم الاخلاق ، ص ۴۵۹ )
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14322207423743621482.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۱۰:۰۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67447057797140991264.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67447057797140991264.gif)
روز مبعث، روز برانگیختن خردهایی است
که در تابوت خُرافه گرایی، هوس پرستی
و جهل پیشگی دفن شده بود.
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/goleroz1..gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/goleroz1..gifمبعث اشرف الانبياء والمرسلين مبارکhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/goleroz1..gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/goleroz1..gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/04523682393123831312.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/04523682393123831312.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۱۱:۴۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/09199221985925992031.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/09199221985925992031.jpg)

بعثت، نوید تزکیه انسان

بعثت، پایه‏گذار حکومت صالحان درعرصه خاک است.

بعثت، سحرگاه امامت و ولایت است.

بعثت، نوید تزکیه انسان‏های شایسته از زشتی‏هاست.

بعثت، عید انسان‏های جویای حق و عدالت است.

بعثت، جشن بزرگ مستضعفان،محرومان،

ستم‏دیدگان و بی‏ یاوران است.

بعثت، روز عزت ارزش‏هاست.

بعثت، نعمت خدا برانسان‏هاست.

پیام خیزش انسان از خاک بر افلاک است.

در این روز، خداوند نهر عدالت را

در بوستان حیات بشر جاری ساخت

و گل‏های ایمان را در گلستان جان

حضرت محمدصلی‏ الله‏علیه‏و‏آله شکوفا کرد.

بعثت، گل‏های ایمان را بر شوره‏زار

دل‏های سرد وخفته اعراب رویاند

و خرافات و اوهام را از سرزمین حجاز،

به زباله‏دان تاریخ سپرد.

اینک نیز پیام‏های ماندگار بعثت،

که از منبع وحی سرچشمه می‏گیرد،

رهگشای ما رهروان آن پیامبر نیک‏سرشت و نکوکار است

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/36763658038489509688.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/36763658038489509688.gif)

RUYA
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۱۱:۵۱
http://shiaupload.ir/images/13395654587287934071.gif
http://omidomidi.persiangig.com/image/MiladRasool1.jpg
http://shiaupload.ir/images/13395654587287934071.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۱۲:۱۰
http://shiaupload.ir/images/30461999124799455821.jpg (http://shiaupload.ir/images/30461999124799455821.jpg)

پرتو اشعه بعثت

در پیام بعثت، فطرت پاک و زلال انسانی را یافتيم

و رهایی تن و جان را در محتوای ندای پیامبر شناختیم.

بر همین اساس است که مقام معظم رهبری

درباره آثار بعثت چنین می‏فرماید:

«هیچ حادثه ‏ای از قبیل انقلاب‏های بزرک،

مرگ‏ها و حیات‏های ملّت‏ها، پدید آمدن اشخاص بزرگ ،

از بین رفتن اشخاص بزرگ،

ظهور مکتب‏های گوناگون،

اهمیتش برای بشریت به اندازه بعثت‏های انبیانیست.

هم‏چنان که امروز شما می‏بینید،

ماندگارترین شکل‏های فکر و ذهن آحاد بشر،

همان شکل‏هایی است که ادیان به آن‏ها داده‏ اند

و تا ابد هم همین‏طور خواهد بود.

اگرچه امروز بسیاری از کسان در عالم هستند

که مستقیما خود را در پرتو اشعه بعثت نبی اکرم قرار نداده ‏اند،

یعنی غیر مسلمان‏ها،

اما همان‏ها هم از برکات این بعثت،تاکنون منتفع شده ‏اند.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/84657604582064525380.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/84657604582064525380.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۱۲:۱۶
http://shiaupload.ir/images/64024414663962222427.jpg (http://shiaupload.ir/images/64024414663962222427.jpg)



مهم‏ترین پیام بعثت

مهم‏ترین پیام بعثت، یکتا پرستی و تزکیه نفس است.

بعثت، وحی را واسطه زمین و آسمان قرار داد

و انسان‏ها را ازسرگردانی در وادی ظلمت و تحیر وارهاند.

بر همین اساس است که حضرت امام خمینی رحمه‏الله می‏فرمایند:

«انگیزه بعثت، نزول وحی... و نزول قرآن است

و انگیزه تلاوت قرآن بر بشر این است که تزکیه پیدا بکنند

و نفوس مصّفا بشوند، از این ظلماتی که درآن‏ها موجود است

تا این‏که بعد از این‏که مصّفا شدند،

ارواح و اذهان آن‏ها قابل این بشود که کتاب و حکمت را بفهمند.

انگیزه بعثت این است که ما را از این طغیان‏ها نجات دهد

ما تزکیه کنیم خودمان را،

نفوس خودمان را مصّفا کنیم...

گر این توفیق برای همگان حاصل شد،

دنیا یک نوری می‏شود نظیر نور قرآن و جلوه نور حق .

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/16172828140510852303.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/16172828140510852303.gif)

العطش
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۱۳:۰۵
http://www.rohama.org/files/fa/news/1389/4/16/9261_667.jpg

العطش
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۱۳:۰۷
http://vefagh.co.ir/images/card/31/04.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۱۵:۵۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26577662555552169288.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26577662555552169288.jpg)





بعثت در كلام مولاي متقيان



شبه جزيره عربستان جداي از اينکه داراي انسجام واقتدار حکومتي نبود،




انواع جرم ها، جنايت ها، خرافات و ... در آن موج مي زد.




هرچند که بيان مفصل موقعيت اجتماعي، سياسي،




اخلاقي و اقتصادي به درازا مي کشد




واين مطلب چيزي است که کتب معتبر تاريخي




و اشياء کشف شده باستاني برآن صحه مي گذارد،




اما در اينجا جمله اي از امام علي(ع)




در وصف مردمان آن روزگار را مي آوريم




که ازهر متني گوياتر است:





" خداوند محمد(ص) را براي هشدار به جهانيان فرستاد




در حاليکه امين قرآن است.




و شما مردم عرب بدترين دين را در بدترين سرزمين ها داشتيد،




در سرزميني که سنگلاخ و غرق در مارهاي زهرآلود بود




زندگي مي کرديد، آب کثيف مي نوشيديد،




غذاي خشک و خشن مي خورديد،




خون يکديگر را مي ريختيد،




به خويشاوندانتان اعتنا نمي کرديد،




بت ها در ميان شما نصب شده




و گناهان شما را محاصره کرده بود.





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54181195532827469876.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54181195532827469876.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۱۵:۵۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34981660346584998004.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34981660346584998004.jpg)

بعثت در کلام امام خميني رحمة الله عليه
پرچم‏دار اسلام راستین،

حضرت امام خمینی رحمة‏ الله درباره بعثت چنین فرموده است:

«بعثت رسول خدا برای این است که

راه رفع ظلم را به مردم بفهماند؛

راه این که مردم بتوانند با قدرت‏های بزرگ مقابله کنند.

بعثت برای این است که اخلاق مردم را،

نفوس مردم را، ارواح مردم را،

تمام این‏ها را از ظلمت‏ها نجات بدهد.

ظلمات را به کلی کنار بزند

و به جای او نوربنشاند.

ظلمت جهل را کنار بزند

وبه جای او نور علم بیاورد.

ظلمت ظلم را به کناربزند

و به جای او عدالت بگذارد...

وراه او را به ما فهمانده است.

فهمانده است که تمام مردم،

تمام مسلمین برادر هستند

و باید با هم وحدت داشته باشند؛

تفّرقه نداشته باشند.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/65637294125963144446.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/65637294125963144446.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۱۶:۰۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/59444738909923904496.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/59444738909923904496.jpg)


بعثت در کلام مقام معظم رهبری

مقام معظم رهبری،

حضرت آیت‏اللّه‏ خامنه‏ای درباره بعثت چنین فرموده است:

«مسأله بعثت و پدید آمدن این حادثه،

مهم‏ترین مسأله‏ای است که در طول عمر طولانی بشریت،

برای او اتفاق افتاده است.

در سرنوشت انسان و تاریخ بشر،

هیچ حادثه‏ای به قدر این حادثه مؤثر نبوده

و هیچ لطفی از طرف پروردگار،

به عظمت این لطف،

بر انسان‏ها وجود نداشته

و امروز آن‏چه ازشعار ما در دنیا مطرح است،

همان پیام‏ها و شعارهای بعثت است.

مثل شعار عدالت اجتماعی،

آزادگی، علم و دانش، ترقی و تعالی .

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/40559018407582574565.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/40559018407582574565.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۱۶:۴۶
http://shiaupload.ir/images/34414168682234108264.jpg

http://www.shiaupload.ir/images/06486784461874905638.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/06486784461874905638.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/06486784461874905638.gif

بعثت

، امید انسان به فردایی روشن است.

بعثت

نشانه مهرورزی خدا با خاکیان و باران رحمت بی‌‌حد او بر زمینیان است.

بعثت پیامبر اکرم(ص) مبارک باد

http://www.shiaupload.ir/images/06486784461874905638.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/06486784461874905638.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/06486784461874905638.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۱۷:۰۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12494244128517791282.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12494244128517791282.jpg)

پیامبری که من دیدم

مى‏گفت:
«على! من را جز خدا و تو نمى‏شناسند».1
شخصیت محمد(ص) را تنها از نگاه امیرمومنان (ع) مى‏توان جست و بس.
مبعث پیامبر بهانه ‏اى است كه قطعه‏هاى از زندگى پیامبر، را در آیینه او بنگریم.
محمد (ص) همچون انبیاء گذشته، از بهترین خاندان و گرامیترین دودمان بدنیا آمد.
روز ولادت اش با كرامتى عظیم همراه بود؛ «كَرِیماً مِیلادُهُ». 2
خدا او را برگزید از درختى كه رستنگاه پیامبران است و چراغدانى پرنور براى روشنى جهان؛ 3
هرگاه آفریدگان را به دو فرقه كرد ، او را در بهترین گروه در آورد. 4
علی(ع) مى‏فرماید:
«خداوند پیامبران را در بهترین ودیعتگاهها به ودیعت نهاد و در شریف‏ترین قرارگاهها جاى داد . آنان را از صلبهایى كریم به رحمهایى پاكیزه منتقل فرمود.
هرگاه یكى از ایشان از جهان رخت بربست دیگرى براى اقامه دین خدا جاى او را گرفت . تا كرامت نبوت از سوى خداوند سبحان نصیب محمد (ص) گردید . او را از نیكوترین خاندانها و عزیزترین دودمانها بیرون آورد ، از درختى كه پیامبرانش را از آن آشكار نموده بود و امینان وحى خود را از آن برگزیده بود». 5
براى محمد(ص) فرشته‏اى گماشته شد، تا این مامور الهى، او را به سوى خیرات و اخلاق خوب هدایت كند و امیرمومنان (ع) از وجود این فرشته اینگونه خبر مى‏دهد:
«خداوند از آن زمان كه رسول خدا از شیر بازگرفته شد بزرگترین فرشته اش را قرین وى ساخت، تا شب و روز او را به راههاى مكارم، و طرق اخلاق نیك سوق دهد».6
محمد(ص) در هر سال یك ماه در غار حرا مى‏ماند، ماه رمضان بهترین موسم براى خلوت او با خدایش بود. تا به تنهایى به عبادت پردازد؛ البته همیشه تنها نبود و على (ع) انیس غار و صفاى خلوتش بود.
«هر سال در حراء زمانى چند خلوت مى‏گزید. من او را مى‏دیدم و جز من كسى وى را نمى‏دید». 7
27 رجب بود و نخستین نور وحى بر قلب محمد(ص) تابید و بعثت آغاز شد.
او برگزیده خدا گردید، براى یك ماموریت مهم و بى مانند.
على (ع) از شنیده‏هاى خود در آن فضا چنین مى‏گوید:
«نور وحى و رسالت را به چشم مى‏دیدم و بوى نبوت را مى‏شنیدم. هنگامى كه وحى نازل مى‏شد صداى ناله شیطان را مى‏شنیدم . مى‏پرسیدم یا رسول الله ، این صداى چیست ؟ مى‏گفت كه صداى شیطان است ، از اینكه او را بپرستند، نومید شده است . تو هم مى‏شنوى ، هر چه من مى‏شنوم و مى‏بینى آنچه من مى‏بینم ، جز آنكه تو پیامبر نیستى ولى تو وزیر منى ، تو به راه خیر مى‏روى». 8
پیامبر (ص) بود و 2 یار ؛
اسلام بود و 2 مسلمان ؛
«روزگارى جز خانه‏اى كه رسول الله ( ص ) و خدیجه و من در آن مى‏زیستیم ، اسلام را بر روی کره خاک دیگر خانه‏اى نبود»9

1) محمد تقى مجلسى، روضةالمتقین،ج‏13، ص‏273.
2) نهج البلاغه، خطبه 1.
3) خطبه 108.
4) خطبه 214
5) خطبه 94.
9-6) خطبه 192.



http://www.shiaupload.ir/images/38017006857880830705.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۱۷:۰۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26577662555552169288.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26577662555552169288.jpg)


حرا در هاله ای از نور



خلوت غار حرا را آشوبى بر آشفته است ، نسیم آسمانى همراز روحى گشته كه مانوس با آسمان است ، ستاره اى كه با فروغش آتشكده ها را به دست غروب سپرد و كنگره هاى كاخ استبداد كسرى را فرو ریخت ، اینك پیام رسالت نجوا می كند. راهى از نور در امتداد آسمان تا زمین مكه و افق تا افق ، فرشتگان صف در صف از جبرئیل تا میكائیل و غار حراء در هاله اى از نور، با خورشیدى در میان ، جبرئیل ارام بر زمین گام میگذارد، زمین حریر گون میشود، نبض زمان تند میزند، شب مى گریزد، چلچراغ هستى به استقبال مى شتابد، سفیر وحى دفتر مى گشاید، امین را میخواند كه : محمد بخوان ! نگار درس ناخوانده با بهت به سفیر می نگرد: چه بخوانم ؟

بخوان بنام خدایى كه خلق از او پیدا شد و این خلق از او دانا شد.

بدینسان حرا با حریم رسالت ، كعبه امال عشاق میشود و اولین قطره از دریاى بزرگ وحى درون غار ریزش میكند و غار به پهناى دریا می شود.

فروغ نگاهش گرما بخش ساقه هاى شكننده و ظریفى میشود كه زیر خروارها، خاك جاهلیت خرد میشدند. خنكناى گواراى كلامش ، آتش نمرودیان را به خاكستر مى نشاند.

بد بیضائى او بساط سحر و كفر و عناد درهم مى ریزد، دم مصطفائیش ، عطر خوشبوى زندگى مى پراكند، دلهاى فرو مرده در انتظار قاصد بیداریند.

ارى محمد (ص ) قاصد بیدارى دلها می شود، ارى محمد (ص ) عازم پیكار با بت ها میشود.

نور رسالت مصطفى بر بوستان على علیه السلام و فاطمه علیها السلام مى تابد و كوثر وجود فاطمه علیها السلام عطیه هاى هدایت را بر دنیاى ناقص و ابتر مردمان مى بخشاید صراط مستقیم با نور ترسیم میشود، از حسن و حسین علیه السلام تا مهدى (عج ) رایت رسالت از بعثت محمد (ص ) تا میلاد وارث بر چكاده بلند امامت به اهتزاز مى آید و میلاد قائم (عج ) بر گوش بازنشسگان از حقیقت سیلى مى نوازد.

حضور حجت ، پاى بهانه گیرى را به زنجیر میكشد، انسان براى گریز از خسران دل ! ولایت ولى عصر مى سپارد تا با استمداد از ابا صالح در زمره صالحین باشد.

صاحب از وراى زمان و اعصار و تاریخ ، جانها را تصاحب میكند.

بعثت و حضور محمد (ص )، فروغ چشمان كم سوى منتظران سوخته در هجران منتظر قائم میشود و عزیز مصر را به كنعان وجود مى خواند.

اینك همان چشمان كه به التماس نجات بر استان حرا مى نگریست در افق اعلى به انتظار آمدن منجى كه وارث بزرگ بعثت است لحظه شمارى مى كند.

ارى مهدى خواهد آمد، منتقم خواهد آمد و به اسم رب كتاب قطور رحمت و محبت را بر تمام كائنات خواهد خواند.

برگرفته از:از عاشورا تا غدیر، محمد عسكرى







http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/52926960708450163717.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/52926960708450163717.gif)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/64159865750830436100.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/64159865750830436100.gif)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/52926960708450163717.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/52926960708450163717.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۱۷:۵۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47727260195504782673.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47727260195504782673.jpg)


صدایی از پس دیوار زمان

هنوز پس از چهارده قرن، صدایت را می شنوم

صدای روشنت را، از پس دیوارهای قرون

صدای ضجه بت ها را، که می شکستی شان

و صدای انسانیت را، که با تو نفسی تازه یافته بود و از زیر گورهای جهالت و خروارها خاک تعصب و بی ریشگی به سمت آسمان وحی پلک می گشود و حقیقت انسان را مشاهده می نمود.

صدایت را می شنوم که بر پیکر صخره های سنگی موهوم و بت های جاهلی لرزه افکنده.

هنوز نسیم پیامت می وزد که آتش نمرودیان را خاموش ساخت و طرحی از گلستان حقیقت انداخت.

از حرا پایین بیا و «قولوا لااله الاالله تفلحوا» را دوباره فریاد کن؛

تا زمین زیر گام هایت دوباره جان بگیرد تا این بار، عصر منجمد آهن و ابررایانه و موشک، در برابر خورشید نگاه تو ذوب شود؛ تا لات و عزا‌های نوپدید، جاودانگی پیام تو را باور کنند و در خود فرو ریزند.
صدایت را هنوز می شنوم؛

دوباره بیا و از شکستن بگو و از ساختن

از عطر بال جبرئیل بگو و از وحی

از پرواز بگو و از رسیدن

از عشق بگو و از لاهوت

از ملکوت

زمان در انتظار انقلابی بزرگ است و به دنبال آن انقلابی بزرگ،

که پس از چهارده قرن غفلت و دلواپسی، لابه لای همه هیاهوهای مدرن

از تو می گوید، از عشق، از انسان، از خدا

او می آید تا انسانیت، نفسی دوباره یابد و بار دیگر انسان خفته در زیر خروارها جهل و تعصب رها شود از خود

هنوز از پس دیوار قرون، صدایت را می شنوم

و صدای او را که صدای توست؛ که سرشار از عطر خوش وحی است؛ که مژده آمدنش را خود داده ای

او که پیام آشنای حرا را، دوباره در جان مان جلا می بخشد

اینک در سایه سار نامت ایستاده ایم و بعثت را دوباره فریاد می کشیم

و از دوردست، چشم براه غبار سواری هستیم که می آید

از حرای غیبت، و پرچم سبز توحید بر دوش

او می آید و زمین زیر گام هایش جانی دوباره می گیرد....

برگرفته از: پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/09918746358115348163.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/09918746358115348163.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۱۸:۳۲
http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/01%20esfand/001/0009108%20%2812%29.jpg




دلم تنگِ پیامبر است

فکر کن یک صبحی لیوان چایی به دست بنشینی روی صندلی همیشگیت، پایت را گیر بدهی به لبه‌ی جلو، دکمه‌ی کامپیوتر را بزنی و مثل همیشه منتظر موجی از رنگ و تصویر و خبر بمانی. منتظر قتل‌ها، دروغ‌ها، رسوایی‌ها، کلیک، یک هورت چای، اینترت و ناگهان روی صفحه‌ات، فقط نوشته شود: «ای فرزند آدم»
فکر کن ایمیلت را باز کنی و کسی پیام گذاشته باشد:«پس به کجا می روید؟» 1
می چسبد؟ نه؟
کی گفته آدم وسط عصر «دگمه‌ها و صفحه‌ها» دلش تنگ پیامبری نمی‌شود؟ دلتنگ یکی که ماموریت داشته باشد دل بسوزاند. یکی که رسالتش این باشد که زنجیر و قلاده‌های مرا باز کند.2
این درست که من الآن سراپا لای بندها هستم سراپا غل و قلاده. آن‌قدر به بندها عادت دارم که نمی‌دانم قبل از تنیدن آنها چه بوده‌ام. و اصولا یک فرضی هست که اگر این‌ها را بردارند، من آن زیر مجسمه‌ای شکسته و خرد باشم و در جا فرو بریزم. همه‌ی این‌ها درست، ولی هوسش که هست
هوس پیامبری مبعوث بر من که به او گفته باشند: «پیدایش کن، خیلی تنهاست.» هوس این که یکی با چشم‌های دلسوز و هراسان، مهربان نگاهم کند. به جا نیاورد. ناباورانه چشم بمالد و بعد گریه‌اش بگیرد: «پسر آدم چه بلایی سرت آمده؟»
هوس یکی که با دهان باز از بهت، خیره بماند به تن بنفش و روح آماس کرده‌ی من، به زخم‌های چرک ریز و تاول‌هایم زیر بندها و حلقه‌ها. یکی که بیاید جلو، تک تک حلقه‌ها را بر دارد، تیغ‌ها را جدا کند، زخم‌ها را بشوید و لای هقهقی غمگین بپرسد: «کی تو را از پروردگارت جدا کرد؟»3
این روزها به آمدنش نیاز ندارم؟
حتی توی خواب خیلی سنگین هم آدم هوس یکی را می‌کند که مامور باشد با ظرافت، حتماً با ظرافت، او را بیدار کند. گیرم کلی ناز کنم و خودم را بزنم به خواب، از سر لج تا لنگ قیامت بخوابم، حتی توی همین وضع هم خیلی حال می‌دهد یکی آمده باشد که با لطف مرا بیدار کند.
گیرم از ترس روشنایی تندی که از پنجره‌ی گشوده می‌ریزد، چشم باز نکنم، حتی توی همین حال هم صدای ماموری مهربان لذت دارد. صدای یکی که دست می‌کشد بر سر روح و به نجوا می‌گوید: «پاشو برویم» من غلت می‌زنم، خمیازه می‌کشم و پشت می‌کنم به او و او باز زمزمه می‌کند:« به زمین چسبیدی؟»4 هراسان می‌پرسد:« به همین جا راضی شدی؟»5

باید برگردد، نه؟ خیلی لازمش داریم. باید دوباره مبعوثش کنند. دور شده. کلمه شده. تاریخ شده. رفته لای کتابها. می‌روم پی او، در کوه‌ها، سنگ‌ها، غارها. به هر غاری می‌رسم تار عنکبوت بسته، آشیانه‌ی یک جفت پرنده‌ی بیابانی هست و چوپان یتیمی که ناگهان به نام او خوانده باشد نیست.
نیست چون من هنوز غریبه‌ام. چون او از شهر نادان‌ها شبانه گریخته. چون من خود را به خواب زده‌ام و نوازش کاری برایم نمی‌کند. چون انسان حوصله‌ی فراخ پیامبران بزرگ را سرریز کرده است.
می‌نشینی روی صندلی، لیوان چایی به دست. با حس تنهایی و هوس داشتن «برادری بزرگ». اسمش را می‌دهی به نرم افزار جستجوگر :« محمد(ص)». خیلی محمد هست. کدامشان را می‌خواهی؟ محمدی که زیر سنگینی بار کلمات فرود آمده، مدهوش روی سنگ‌ها افتاده. (این در توضیحات یافته‌های نرم افزار نیست.) چون ما از این زاویه به رنجی که کشیده، فکر نکرده‌ایم. آدم اگر بخواهد از وزن چیزی مظنه داشته باشد، باید یک بار مشابهش را یا حالا تکه‌ای از آن را بلند کرده باشد.
من و تو مدتهاست وزن سبک الهامی را هم حس نکرده‌ایم چه رسد به این که... چند وقت است به دلمان چیزی برات نشده؟ چطور قرار است بفهمیم او زیر بارش کلمات بزرگ چه حالی داشته؟
گفته‌اند وقتی وحی فرود می‌آمد، شانه‌هایش خم می‌شد، جوری که انگار شیء سنگینی روی آن نهاده‌اند. سر پائین می‌انداخت و چون سر بلند می‌کرد؛ تمام پیشانی خیس عرق بود. این تازه مال وقتی بود که وحی با واسطه‌ی جبرئیل می‌آمد. گفته‌اند هر بار کلمه‌ها بی‌واسطه می‌آمدند، از حال می‌رفت.
گفته‌اند از حرا فرود آمد. چون بیدی باد دیده می‌لرزید. رسید خانه. خدیجه(سلام‌الله علیها) هرچه عبا و پتو در خانه بود انداخت روی دوش‌های او. هنوز از پس لرزه‌های بی‌سواد خواندن رها نشده، دوباره کلمه فرود آمد: «ای که در پارچه‌ها خود را پیچیده‌ای برخیز و هشیارشان کن» 6
چه تکلیف دشواری خدا از شاگرد محبوبش می‌خواهد. فکر کن بایستد آن‌جا تنها با شانه‌هایی نحیف و خدا در گوشش نجوا کند: «بگو به بندگانم که من نزدیکم. صدایم اگر کنند جواب می‌دهم» 7. معلوم است بی‌هوش می‌شود. اما ما از رنج این واسطه‌ی نجوا چه می‌فهمیم؟
1. فاین تذهبون. سوره تکویر
2. یضع عنهم اصرهم... سوره مائده
3. ما غرک بربک الکریم. سوره انفطار
4. اثاقلتم الی الارض. سوره توبه
5. ارضیتم بالحیوة الدنیا. سوره توبه
6. یا ایها المدثر قم فانذر. سوره مدثر
7. و اذا سئلک عبادی عنی فانی قریب. سوره بقره
برگرفته از: مجله همشهری جوان





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95632141133948039431.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/95632141133948039431.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۲۰:۴۹
http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/01%20esfand/001/0009108%20%2817%29.jpg
اني بعثت لاتم مكارم الاخلاق

من مبعوث شدم تا اخلاق نيك را بر پا دارم

گوشه‏اى ازاخلاق عظيم
پيامبر گرامى اسلام صلى الله و عليه و آله


روزهايى بس شيرين و به ‏ياد ماندنى و تاريخ ساز پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله را نمى‏توان با الفاظ و سخنان ناقص انسانهاى ناقص ‏توصيف و تعريف كرد.

او هرگز در اين واژه‏ها نمى‏گنجد و فراتر از آن است. انسان‏ كاملى كه تمام افلاك و موجودات را خدا به خاطر او آفريد واگر او نبود، هيچ چيز نبود.

«لولاك لما خلقت الافلاك‏» و الا انسانى كه تا قاب قوسين او ادنى بالا رفت و به جايى رسيد كه‏ جبرئيل آن ملك مقرب و واسطه وحى الهى به آنجا هرگز نرسد و با صراحت‏ به او عرض كرد:
اگر يك مو بالاتر روم به نور تجلى ‏بسوزد پرم. ولى رسول الله رفت و به جايى رفت كه نه در خرد آيد و نه بر ورق نگاشته شود و نه حتى در وهم وخيال! اوست كسى كه‏ خدايش درباره ‏اش فرمود: «

و انك لعلى خلق عظيم‏» پس مابه جاى ‏اينكه حرفى بزنيم كه نه آغازش و نه انجامش ما را به جايى ‏مى‏رساند چرا كه جز آفريده ‏اش و برادرش كسى او را نخواهد شناخت ‏«يا على ما عرف الله الا انا و انت و ما عرفنى الا الله وانت و ما عرفك الا الله و انا» پس روا است كه لب فرو بنديم وسخن كمتر گوئيم.

بيائيم در اين سخن ربانى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله را داراى منشى سترگ واخلاقى عظيم معرفى مى‏كند بيانديشيم و از زبان روايت نمى از اين‏ اقيانوس پرفيض برگيريم.

شايد برخى عزيزان به كار بندند و ازرسول الله الگوى زندگى بگيرند كه قرآن فرمود: «و لكم فى رسول‏الله اسوه حسنه‏».

جمله ‏هايى كوتاه در منش و روش زندگى حضرت بيان مى‏شود كه هم ‏بركت است و پر مايه بركتى است و هم برنامه به زيستى وخدا پسندانه:
1) آن قدر حضرت متواضع و فروتن بود كه متن روايت او را«خاضع الطرف‏» مى‏نامد يعنى به زمين نگاه مى‏كرد و سر را كمتر بالا مى‏برد، اين چنين با وقار و متين... با ادب و فروتن.

چنان‏ در برابر خالقش خاضع و خاشع بود كه بيشتر سرفرود مى‏آورد و كمتر سر را بلند مى‏كرد چه پيوسته خدا را حاضر و ناظر مى‏ديد و لحظه ‏اى ‏بلكه كمتر از لحظه‏ اى هم از ياد و ذكر خدا غافل نبود.




http://www.shiaupload.ir/images/70998678984874721069.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۲۰:۵۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76733282528017379176.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76733282528017379176.jpg)


2) يكى ديگر از نشانه ‏هاى بارز تواضع و خوى نيكويش اين بود كه ‏به هر كه مى‏رسيد، پيش قدم در سلام كردن بر او بود، سلام كه خود تحيت اسلامى است و پيامبر آن را به ما ياد داده، خود نيز بيش ازهمه و پيش از همه به آن عمل مى‏كرد و قبل از آنكه ديگرى بر او سلام كند، او خود سلام مى‏كرد.

هرگز پيامبر ملاحظه نمى‏كرد كه آن ‏فرد بزرگ است‏ يا كوچك، دانشمند است ‏يا بى‏سواد، ثروتمند است ‏يا فقير.

آرى حضرت آنقدر عظمت داشت كه بر همه افراد بدون ملاحظه‏ هاى ‏اسمى، شغلى، خطى، مسئوليتى، مالى و... سلام مى‏كرد و او با اينكه بزرگترين از هر نظر بود بر كوچكترين انسانها از هر نظر سلام مى‏كرد و بيشتر براى اينكه ما را به اين سنت‏ حسنه ‏تشويق كند مى‏فرمود: سلام را نود و نه حسنه است و جوابش يك حسنه.

3) پيامبر هرگز بدون جهت ‏سخن نمى‏گفت، و اگر سخنى مى‏گفت‏ بيشتر جنبه موعظه و پند داشت، يا مطلبى را مى‏آموخت و يا به معروف و خيرى امر مى‏كرد و يا از شر و منكرى مردم را باز مى‏داشت، تمام ‏سخنانش سودمند و يك كلمه، نه بلكه يك حرف، پوچ و بى‏ارزش نبود، زيرا خوب مى‏دانست كه: «و ما يلفظ من قول الا لديه رقيب عتيد» وانگهى پيامبر اسوه است و الگو و اوست انسان كامل.

پيامبر كسى ‏است كه نخستين آفريده پروردگار، نور مباركش است: «اول ما خلق‏الله نورى‏» پس، از اين نور كامل چيزى تراوش نمى‏كند جز نور، وهرچه مى‏گويد گفته خدا است «و ما ينطق عن الهوى ان هو الا وحى ‏يوحى‏».

4) و پيامبر هرگز از ذكر خدا غافل نمى‏شد. در روايت است: «ولايجلس و لايقوم الا على ذكر» او نمى‏نشست و برنمى‏خاست جز با ذكر و ياد خدا.

پيامبر در هر آن قرين و همنشين ذكر خدا بود چه بر زبان آورد و چه در دل گويد. او خود ذكر خدا را كفاره مجلس ‏مى‏دانست و اعلام مى‏داشت كه اگر در مجلسى ياد خدا نباشد يا ذكرى ‏از اهل بيت كه آن نيز ياد خدا است، پس آن مجلس بر اهلش وزر و وبال است و نحس است و شوم.

و اگر حضرت مى‏ خنديد از تبسم تجاوز نمى‏كرد «جل ضحكه التبسم‏» زيرا قهقهه و خنده با صدا با شئون ‏انسان مودب منافات دارد چه رسد به انسان كامل و چه رسد به اشرف‏ مخلوقات.




http://www.shiaupload.ir/images/26935201180602906516.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۲۰:۵۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97909413049556460380.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97909413049556460380.jpg)


5) يكى ديگر از موارد تواضع و فروتنى حضرت اين بود كه هر وقت‏ وارد مجلس مى‏شد، هر جا كه جاى خالى بود مى‏نشست، مانند خود خواهان يا نادانان نبود كه دنبال صدر مجلس هستيم، و خيال‏ مى‏كنيم كه بايد بالا و بالاتر نشست. اصلا آن جا كه انسان والا مى‏نشيند والا است نه آنكه انسان والا بايد در جاى والا نشيند.

عزيزانم! قطعا اين از تواضع است كه انسان در جايى كه خالى‏است‏ بنشيند و هرگز منتظر نباشد كه ديگران در برابرش قد علم ‏كنند و برخيزند تا آن جناب را در صدر مجلس بنشانند.

اين حالت ‏بدون ترديد برخاسته از هواى نفس است و تكبر كه بايد زدوده شود و گاهى بلكه بيشتر به خاطر عقده ‏هاى درونى و محروميت‏هاى ديرينه ‏است كه شخص مى‏خواهد از اين راه خودى را نشان دهد!!

6) پيامبر اكرم صلى الله و عليه وآله آرام و آهسته سخن مى‏گفت و هيچ گاه فرياد نمى‏زد و صدا را بلند نمى‏كرد.

و مجلس آن حضرت نيز از چنان آرامشى ‏برخوردار بود كه عين ادب و تواضع است و كسى در مجلس پيامبر بلند سخن نمى‏گفت «و اغضض من صوتك‏» و دستور هم همين بود كه‏ كسى صدايش را بالاتر از صداى رسول الله نكند «لاترفعوا اصواتكم ‏فوق صوت النبى‏» و چون خود حضرت آهسته و آرام سخن مى‏گفت لذا مجلسش بسيار آرام و با وقار بود كه حتى صداى به هم زدن بال ‏پرنده به گوش مى‏رسيد.

7) «لايقطع على احد كلامه‏» هرگز سخن كسى را قطع نمى‏كرد و تا شخصى مشغول سخن گفتن بود، به او خوب گوش مى‏داد و پس از تمام ‏شدن سخنش آرام پاسخش را مى‏گفت.

و چنان اصحابش را تربيت كرده ‏بود كه هرگاه لب مباركش به سخن وا مى‏شد، تمام حاضران ساكت‏ مى‏شده و سراپا گوش مى‏شدند «كان على رووسهم الطير» و هرگاه ‏سخن حضرت تمام مى‏شد بدون آنكه سخنانشان با هم تزاحم كند، با هر يك به نوبت‏ حرف مى‏زد.

8) نكته ديگرى كه بسيار جالب و ارزنده است و بايد مد نظر قرارگيرد اين است كه حضرت در هنگام سخن گفتن، به افراد يكسان نگاه ‏مى‏كرد «و كان يساوى فى النظر والاستماع للناس‏».

بايد سخنگويان محترم اين مطلب را دقت كنند كه يكسان و مساوى در حال حرف زدن به اين طرف و آن طرف نگاه كنند زيرا اين نكته‏ ظريف اخلاقى است كه در نگريستن به افراد(هنگام صحبت كردن)انسان‏ فرق بين اين و آن نگذارد و همه را به يك ديد بنگرد كه ‏اميدواريم در موارد ديگر نيز اين تساوى و يكسان ‏نگرى حفظ شود.

راستى چه زيبا است تربيت رسول الله! بنابراين، هر كه ‏بخواهد بيشتر به پيامبر نزديك گردد، بايد رفتار و اخلاقش را با آن حضرت نزديكتر كند.

9) «و كان يجالس الفقراء و يواكل المساكين‏» او نه تنها با مالداران و دارايان مجالست مى‏كرد بلكه با فقرا و مستمندان نيزهمنشين بود. بلكه قطعا حضرت از نشستن با فقرا بيشتر لذت مى‏برد و اگر با ثروتمندان مى‏نشست ‏به خاطر هدايت كردن آنان بود نه چيز ديگر.





http://www.shiaupload.ir/images/64278506000570347499.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۲۰:۵۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/30312917359927772410.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/30312917359927772410.jpg)

10) هرگاه پيامبر مى ‏خواست ‏به مجلس وارد شود و با مردم ‏برخورد كند، خود را طبق موازين اسلامى آرايش مى‏داد يعنى درآينه مى‏نگريست و موهاى خود را شانه مى‏زد .

و چنين در روايت آمده ‏است «و كان ينظر فى المرآه و يتمشط‏» و نه تنها حضرت لباس ‏تميز و مرتب مى‏پوشيد و محاسن مبارك را شانه مى‏زد بلكه پيوسته ‏بوى خوش عطر از حضرت از مسافتى دور استشمام مى‏شد.

بگذريم ‏كه خود حضرت خوشبو بود و بوى خوشش دوست و دشمن را جذب مى‏كرد، كه همواره از عطر نيز استفاده مى‏نمود.

راوى مى ‏گويد: قبل ازآنكه حضرت به مسجد وارد شود، ما خبردار مى‏شديم زيرا بوى عطرش‏ از مسافتى به مشاممان مى‏خورد و متوجه ورود حضرت مى‏شديم.

خود حضرت نيز مى‏فرمايد: «ان الله يحب من عبده اذا خرج الى اخوانه‏ان يتهيا لهم و يتجمل‏» خداوند دوست دارد كه بنده ‏اش هرگاه‏ مى‏خواهد با برادرانش ملاقات كند، خود را آماده كند و براى آنها آرايش نمايد.

اسلام دستور آراستن داده است نه مانند برخى ساده لوحان كه باموهاى ژوليده و لباس نامرتب مى‏آيند و خيال مى‏كنند اين از زهد است. نه! اين از زهد اسلامى كاملا به دور است.

زهد اين است كه به ‏دنيا و ملذاتش دل نبنديم نه اينكه صوفى منشانه زندگى كنيم وژوليده سيما در ميان مردم حاضر شويم!

11) پيامبر اگر سواره بود هرگز نمى‏پذيرفت كه شخصى همراه وهمگام او پياده راه رود. از او مى‏خواست كه بر مركبش در كنارش ‏سوار شود و اگر قبول نمى‏كرد يا امكان نداشت، به او مى‏فرمود:

از من جلوتر برو تا من در پس تو آيم و به تو برسم. اين چه عظمت ‏و بزرگوارى است انسان‏ها را سرگردان مى‏كند و به حيرت وا مى‏دارد.

12) اگر سه روز مى‏گذشت و دوستش يا برادر دينى‏اش را نمى‏ديد ازاو سؤال مى‏كرد، پس اگر به مسافرت رفته بود برايش دعا مى‏كرد واگر در شهر بود حتما از احوالش تفقد مى‏نمود و به زيارتش مى‏رفت ‏واگر بيمار بود به عيادتش مى‏شتافت.

13) پيامبر آنقدر مهمان نواز بود و مهمانش را احترام و تقدير مى‏كرد كه هرگاه كسى بر او وارد مى‏شد، حضرت متكا و مسند خود را به او مى‏داد و اگر نمى‏پذيرفت آنقدر اصرار مى‏كرد تا قبول كند.





http://www.shiaupload.ir/images/87678316737244741284.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۲۱:۲۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49134186949748349170.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49134186949748349170.jpg)

14) حضرت ضمن اينكه بسيار هيبت داشت، براى اينكه حاضرين از ديدارش هراس نكنند و ديدارش آنان را نرنجاند، گاهى شوخى مى‏كرد و لطيفه ‏اى در حد ميزان شرعى مى‏گفت كه هيبتش حاضران را به ‏وحشت نياندازد و جرات سخن گفتن را از آنان سلب نكند.

بويژه ‏اگر مى‏يافت كه يكى از يارانش ناراحت و غمگين است ‏با او شوخى ‏مى‏كرد تا غمش را بزدايد. و اصلا پيامبر آن گونه با افراد سخن مى‏گفت كه مناسب با وضعيت علمى و حالت روانى آنان بود.

در روايت‏ آمده است: «و كان يخاطب جلساءه بما يناسب‏» و به اندازه عقل و دركشان با آنان سخن مى‏ گفت و مى ‏فرمود:
«ما پيامبران ماموريت‏ داريم كه با مردم به اندازه عقولشان سخن بگوئيم‏» .

15) مى ‏فرمود: «اكرم اخلاق النبيين و الصديقين البشاشه اذاتراووا و المصافحه اذا تلاقوا» برترين اخلاق پيامبران و رادمردان خوشروئى است هنگامى كه به هم مى‏رسند و مصافحه و دست‏ دادن به يكديگر است هنگامى كه با هم ملاقات مى‏كنند و لذا هر وقت‏ پيامبر مسلمانى را مى‏ديد فورا با او مصافحه مى‏كرد و به او دست ‏مى‏داد و بر اين امر بسيار تاكيد مى‏نمود.

در روايت است كه‏ هرگاه دو مؤمن به هم مى‏رسند و مصافحه كنند گناهانشان مى‏ريزد مانند برگ درختان(در فصل خزان).

اين بود چند جمله كوتاه ولى پرفايده از سيره و منش ‏پيامبر كه براى استفاده عموم عرض شد تا شايد در اين ايام مبارك كار گيريم و دلها را از رشك و حسد و زيغ و رين پاك كنيم و گذشته ‏ها را به خاطر خدا ناديده ‏بگيريم .

از لغزش‏هاى برادرانمان بگذريم(كه خود نيز بسيار لغزش ‏داريم) وقلبها را از كينه و عداوت دور سازيم و با هم چنانكه خدا و رسولش خواهد برادروار زندگى كنيم و اگر از ديگرى انتقاد داريم تلاش كنيم كه انتقادمان سازنده و برادرانه باشد نه كينه ‏توزانه و انتقام‏ گرانه.

باشد كه روح رسول الله صلى الله و عليه و آله و فرزند برومندش حضرت بقية الله الاعظم ارواحناه لتراب مقدمه الفدا از ما خشنود گردد.




http://www.shiaupload.ir/images/13992764123976641440.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۰۹, ۲۱:۲۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/08999637065926501957.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/08999637065926501957.jpg)


مبعث در کلام فاطمه زهرا علیهاالسلام

همگان بدین معترفند که هیچ کس مانند خاندان پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله که در درک اسرار بعثت، یگانه همه روزگاران و در شیوایی و رسایی سخن، سرآمد همگان بوده اند، نتوانسته حق مطلب را درباره بعثت نبی اکرم صلی الله علیه و آله ادا کند. از این رو شایسته است اسرار بعثت را درکلام دختر ایشان بجوییم: «پروردگار بزرگ، به پایان همه کارها دانا بود و بر دگرگونی های روزگاردر محیط بینا و به سرنوشت هر چیزی آشنا. محمد صلی الله علیه و آله را برانگیخت تا کار خود را به اتمام و آنچه را مقدر ساخته به انجام رساند. پیغمبر که درود خدا بر او باد، دید که هر فرقه ای دینی گزیده و هرگروه در روشنایی شعله ای خزیده و هر دسته به بتی نماز برده و همگان یاد خدایی را که می شناسند از خاطر سترده اند. پس خدای بزرگ تاریکی ها را به نور محمد روشن ساخت و دل ها را از تیرگی کفر بپرداخت و پرده هایی را که بر دیده ها افتاده بود، به یکسو انداخت.»




بعثت در حجاز؛ بهترین انتخاب

گزینش حجاز، پیش از هر سرزمین دیگری می توانست معجزه بودن دین اسلام را نشان دهد. اگر بعثت در سرزمینی با فرهنگ و تمدنی کهن روی می داد، چه بسا در تحلیل آیندگان، آن گونه که باید به حقیقت راهی یافته نمی شد و چه بسا گمانه های آینده، آن دین را نتیجه قمری چنان تمدنی می دانستند. پس باید سرزمینی انتخاب می شد که فاقد تمدنی کهن باشد. گذشته از این، بزرگ ترین دین و عظیم ترین روشنی، باید با عمیق ترین جاهلیت و تاریکی مواجه باشد و آن تاریکی و جهل در حجاز شکل گرفته بود. شاید اگر دین در فضایی روشن تر رخ می نمود، سیاهی روزافزون حجاز آن را به مخاطره می انداخت و با مشکل مواجه می کرد. پس باید اول لایه های عمیق جهالت شکافته و ظلمت مطلق شکسته می شد و این جز در حجاز ممکن نبود.




آخرین درس خد ا

سرانجام شب انتظار به پایان رسید و سپیده وصل با پیامی به نام خدا، عالم امکان را نورباران ساخت. ابعاد پهناور روح پیامبر بزرگ ما محمد مصطفی صلی الله علیه و آله ، این امانت سنگین را بر شانه های جان خویش دریافت، رازهای الهی را بر صحیفه ضمیر خویش نگاشت و آن گاه مدرسه ای فراتر از مکان و خارج از زمان برای نبی اکرم صلی الله علیه و آله بنیان نهاد. اسلام، آخرین درس خدا و مجموع همه درس های ایزدی خطاب به انسان است. پیامبر صلی الله علیه و آله آخرین و کامل ترین اسوه و آموزگار ایمان و عشق است. قرآن، آخرین صحیفه هدایت و رستگاری است و انسان بی هیچ حجاب و پرده ای رویاروی حجت بالغه حق قرار گرفته است؛ بعثت، جشن کمال است ؛ جبرئیل، پیام آور کمال؛ محمد صلی الله علیه و آله ، تجلی کمال؛ اسلام، درس کمال و آدمیان، مخاطب این کلام و کمال. مبعث فرخنده پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ، خجسته ترین لحظه هدایت انسان و یادآور لحظه ناب اتصال خاک و افلاک و سخن گفتن خدا با انسان هاست.





http://www.shiaupload.ir/images/89164432766375147049.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۱۰, ۰۲:۰۰
http://www.iau-gonabad.ac.ir/images/custom/mabas1.jpg



ارتباط عاطفي و کريمانه پيامبر اعظم(ص)


يکي ديگر از سيره اجتماعي رسول اعظم برقراري ارتباط کريمانه با مردم است .
خداوند متعال در قرآن کريم به پيامبرش فرمان مي دهد « واخفظ جناحک لمن اتبعک من المومنين »66 پرو بال مرحمت بر پيروان با ايمانت با تواضع بگستران .
اين تعبير کنايه از برخورد توأم با محبت و ملاطفت با مردم است همانگونه که پرندگان هنگامي که مي خواهند به جوجه هاي خود اظهار محبت کنند آنان را زير بال و پر مي گيرند .
در سيره پيامبر اکرم نقل شده است « کان رسول الله بهم رحيما و عليهم عطوفا »67 لذا پيامبر رحمت اگر کسي به مسجد نمي آمد احوال آنان را مي پرسيد و اگر مريض مي شد به عيادت آنان مي رفت و اگر مشکلي برايش پيش مي آمد در صددرفع آن اقدام مي نمود .
« کان رسول الله يتعاهد الانصار و يعود هم و يسأل عنهم » 68
حضرت ابراهيم هم در برخورد با عموي بت پرست خود از واژه عاطفي پدرم استفاده نمود و با لحن ملايمي فرمود : « سلام عليک ساستغفرلک ربي انه کان بي حفيا »69 سلام بر تو ، من از خدا براي تو آمرزش مي طلبم که خداي من بسيار در حق من مهربانست .
حضرت علي (ع) درباره سيره پيامبر مي فرمايد : « اذا تفقد الرجل من اخوانه ثلاثه ايام سأل عنه فان کان غائباً دعاله و ان کان شاهداً زاره و ان کان مريضاً عاده »70
هر کسي از برادران ديني اش را سه روز نمي يافت سراغ او را مي گرفت اگر غائب و در سفر بود برايش دعا مي کرد و اگر شاهد و حاضر در شهر بود به ديدارش مي شتافت و اگر بيمار بود به عيادتش مي رفت .



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_76p.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۴/۱۰, ۱۳:۱۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/27872641584136825608.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/27872641584136825608.gif)


قرآن و انگیزه‏ ی بعثت



با بررسی آیات قرآن و روایات پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام به دست می‏آید كه انگیزه بعثت و اهداف آن در دو پایه خلاصه می‏شود:


1- نفی معبودهای باطل و عوامل سقوط.

2- پیمودن راه‌های تكامل در ابعاد گوناگون كه اساس آن اعتقاد به یكتایی و بی‏همتایی خداست.

ولی در پرتو تجزیه و تحلیل آیات و روایات، می‏توان به ده انگیزه و هدف از اهداف و انگیزه‏های بعثت اشاره كرد كه عبارتند از:





1- اتمام حجّت،

چنان كه در آیه 165 سوره نساء می‏خوانیم:
«رُسُلاً مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ لِئَلاّ یَكُونَ لِلنّاسِ عَلَی اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ؛
پیامبرانی كه بشارت دهنده و بیم دهنده بودند، تا بعد از این پیامبران، حجّتی برای مردم بر خدا باقی نماند) و بر همه اتمام حجّت شود.»)





2 ـ رفع اختلاف،

چنان كه در آیه 213 سوره بقره می‏خوانیم:
«كانَ النّاسُ اُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِیینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرینَ وَ اَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِیَحْكُمَ بَیْنَ النّاسِ فیَما اخْتَلَفُوا فِیهِ؛
مردم در آغاز یك دسته بودند و تضادی در میانشان وجود نداشت، به تدریج جوامع و طبقات پدید آمد، و اختلافات و تضادهایی در میان آن‏ها رخ داد در این حال خداوند پیامبران را برانگیخت، تا مردم را بشارت و بیم دهند، و كتاب آسمانی كه به سوی خود دعوت می‏كرد، با آنها نازل نمود، تا در میان مردم در آن‏چه اختلاف داشتند، داوری كند.»





3- قیام به عدالت

چنان كه در آیه 25 حدید می‏خوانیم:
«لَقَدْ اَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ اَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَالْمِیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ؛
ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها كتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حق از باطل و قوانین عادلانه) نازل كردیم، تا مردم قیام به عدالت كنند.»





4- آزادی و آزادگی، و رهایی از امور بیهوده و خرافات

چنان‏كه در آیه 157 سوره اعراف می‏خوانیم:
«اَلَّذِین یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ ... وَ یَضَعُ عَنْهُمْ اِصْرَهُمْ وَ الاَغْلالَ الَّتی كانَتْ عَلَیْهِمْ؛ كسانی كه از فرستاده خدا پیامبر صلی الله علیه و آله پیروی می‏كنند ... پیامبری كه بارهای سنگین و زنجیرهایی را كه بر آنها بود از دوش و گردنشان، برمی‏دارد. منظور از زنجیر در این‏جا عبارت است از: زنجیر جهل و نادانی، بت‏پرستی و خرافات، انواع تبعیضات و بی‏عدالتی‏ها، قوانین نادرست، و اسارت و استبداد در چنگال طاغوت‏ها است





5 ـ هدایت، امر به معروف و نهی از منكر و رهایی از ظلمت‏ها و كشیدن انسان‏ها به سوی نور

چنان‏كه در آیه 1 و 5 ابراهیم، و 16 مائده و 175 اعراف آمده، از جمله در آیه یك سوره ابراهیم می‏خوانیم:
«الـر * كِتابٌ اَنْزَلْناهُ اِلَیْكَ لِتُخْرجَ النّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ اِلَی النُّورِ؛
این كتابی است كه بر تو ای پیامبر نازل كردیم، تا مردم را از تاریكی‏های (شرك و ظلم و جهل) به سوی روشنایی (ایمان، عدل و آگاهی) به فرمان پروردگارشان درآوری.»





6 ـ آموزش كتاب و حكمت

چنان كه در آیه 2 سوره جمعه می‏خوانیم:
«هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الاُمِیّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَكّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ؛
خداوند كسی است كه در میان جمعیّت درس نخوانده، رسولی از خودشان برانگیخت كه آیاتش را بر آنها می‏خواند، و آنها را تزكیه می‏كند، و به آنان كتاب (قرآن) و حكمت می‏آموزد.»





7 ـ تهذیب و پاك‏سازی

چنان كه در آیه 2 جمعه (آیه قبل) همین مطلب ذكر شده است.





8 ـ آزادی انسان‏ها از زیر یوغ طاغوت‏ها و استكبار

چنان‏كه در آیه36 نحل می‏خوانیم:
«وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِی كُلِّ اُمَّةٍ رَسُولاً اَنِ اعْبُدُواللّهَ وَاجْتَنِبُوا الطّاغُوتَ؛
ما در هر امّتی رسولی برانگیختیم كه خدای یكتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب كنید.»





9ـ تقویت و ارتقاء تفكّر و اندیشه صحیح و والا

چنان كه امام كاظم علیه السلام فرمود:
«مابَعَثَ اللّهُ اَنْبِیائَهُ وَ رُسُلَهُ اِلی عِبادِهِ اِلاّ لِیَعْقِلُوا عَنِ اللّهِ ... وَاَكْمَلُهُمْ عَقْلاً اَرْفَعُهُمْ دَرَجَةً فِی الدُّنْیا وَالآخِرَةِ؛
خداوند پیامبران و رسولان را به سوی بندگانش مبعوث نكرد، مگر این كه از جانب خدا تعقل كنند و بیندیشند و از این سو، بر معلومات و ارتقاء فكری خود بیفزایند.»


10- تكمیل و ارتقاء ارزش‏های اخلاقی،

چنان كه رسول اكرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«اِنَّما بُعِثْتُ لاُتَمِّمَ مَكارِمَ الاَخْلاقِ؛
همانا به پیامبری برانگیخته شده‏ ام تا ارزش‏های اخلاقی را به كمال برسانم.»

امید كه در پرتو بعثت از تمام فرهنگ‏های بیگانه، رهایی یابیم و جسم و جان خود را با تعالیم انبیا ـ خصوصا پیامبر بزرگ اسلام ـ شست و شو دهیم.

منبع:
پایگاه سراج ، محمّد محمّدی اشتهاردی







http://www.shiaupload.ir/images/32750664519705534551.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۴/۱۲, ۲۲:۳۹
http://www.roozgozar.com/piczibasazi/zibasaz/08/www.roozgozar.com-236.gif (http://www.cloob.com/etc/main/redirector/?url=http://www.roozgozar.com/)http://www.roozgozar.com/piczibasazi/zibasaz/08/www.roozgozar.com-236.gif (http://www.cloob.com/etc/main/redirector/?url=http://www.roozgozar.com/)http://www.roozgozar.com/piczibasazi/zibasaz/08/www.roozgozar.com-236.gif (http://www.cloob.com/etc/main/redirector/?url=http://www.roozgozar.com/)http://www.roozgozar.com/piczibasazi/zibasaz/08/www.roozgozar.com-236.gif (http://www.cloob.com/etc/main/redirector/?url=http://www.roozgozar.com/)http://www.roozgozar.com/piczibasazi/zibasaz/08/www.roozgozar.com-236.gif (http://www.cloob.com/etc/main/redirector/?url=http://www.roozgozar.com/)

http://shiaupload.ir/images/38178668100113842361.jpg

http://www.roozgozar.com/piczibasazi/zibasaz/08/www.roozgozar.com-236.gif (http://www.cloob.com/etc/main/redirector/?url=http://www.roozgozar.com/)http://www.roozgozar.com/piczibasazi/zibasaz/08/www.roozgozar.com-236.gif (http://www.cloob.com/etc/main/redirector/?url=http://www.roozgozar.com/)http://www.roozgozar.com/piczibasazi/zibasaz/08/www.roozgozar.com-236.gif (http://www.cloob.com/etc/main/redirector/?url=http://www.roozgozar.com/)http://www.roozgozar.com/piczibasazi/zibasaz/08/www.roozgozar.com-236.gif (http://www.cloob.com/etc/main/redirector/?url=http://www.roozgozar.com/)http://www.roozgozar.com/piczibasazi/zibasaz/08/www.roozgozar.com-236.gif (http://www.cloob.com/etc/main/redirector/?url=http://www.roozgozar.com/)
فرا رسیدن ماه شعبان بر همگان مبارکباد.

http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gif http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gif http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/icons/21.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۴/۱۲, ۲۲:۴۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/38821898901452190110.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/38821898901452190110.gif)





پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله :

إنَّما سُمِّيَ شَعبانُ لأِنَّهُ يَتَشَعَّبُ فيهِ أرزاقُ المُؤمِنينَ ؛ ‏

ماه شعبان ، «شعبان» ناميده شد؛ زيرا روزى‏هاى مؤمنان در اين ماه قسمت مى‏شود .

. ثواب الأعمال ، ص 62 .

پيامبر صلى‏ الله‏ عليه ‏و‏آله :

شَعبانُ شَهري و رَمَضانُ شَهرُ اللّه‏ِ فَمَن صامَ شَهري كُنتُ لَهُ شَفيعا يَومَ القِيامَةِ ؛ ‏

شعبان ، ماه من و رمضان ماه خداوند است . هر كه ماه مرا روزه بدارد ، در روز قيامت شفيع او خواهم بود .

. بحار الأنوار ، ج 97 ، ص 83 .


امام صادق عليه‏السلام در جواب كسى كه پرسيده بود :
ما أفضَلُ ما يُفعَلُ فيهِ (شَعبانَ) ،
الصَّدَقَةُ و الإستِغفارُ ؛ ‏

چه عملى در ماه شعبان برتر است؟ فرمودند :
صدقه و استغفار .

. اقبال الأعمال ، ج 3 ، ص 294 .






http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/38821898901452190110.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/38821898901452190110.gif)

shmn110
۱۳۹۰/۰۴/۱۲, ۲۳:۱۳
سلام بر همه دوستان قرانی
برنامه زندگی نامه پیامبر را براتون گذاشتم با فرمت جاوا امیدوارم همیشه زیر سایه اقا امام زمان (عج) باشید .

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۳/۲۷, ۲۳:۳۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/79644899544506972548.gif


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23815782908689566277.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23815782908689566277.gif)

▐*^* ▐سفیر نور ▐*^* ▐
ویژه نامه مبعث فرخنده حضرت ختمی مرتبت
محمد مصطفی صلوات الله علیه و آله
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23815782908689566277.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23815782908689566277.gif)
http://www.ayehayeentezar.com/upload/files/mabas2.SWF
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23815782908689566277.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23815782908689566277.gif)




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53053549842724501739.gif•*ஐ*•.*فروغ وحي* ويژه نامه عيد مبعث پيامبراعظم محمد مصطفي(ص)*.•*ஐ*•.( سال 90) (http://www.askquran.ir/thread27578.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53053549842724501739.gif۞★۞★۞ ويژه نامه عيد مبعث حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفي (ص)۞★۞★۞ ( سال 89) (http://www.askquran.ir/thread22188-2.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53053549842724501739.gif▐♣*♣ ▐پيامک هاي تبريک عيد مبعث خاتم الانبياء محمد مصطفي(ص) ▐♣*♣▐ (http://www.askquran.ir/thread27504.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53053549842724501739.gif◄*♥*♥*► گالري ويژه تصاوير مبعث خاتم الانبياء والمرسلين ◄*♥*♥*► (http://www.askquran.ir/thread27473.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53053549842724501739.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53053549842724501739.gif)(¯`•.*~.*از بعثت او جهان جوان شد{اشعار عيدمبعث}.*.~*.•´¯) (http://www.askquran.ir/thread27533.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53053549842724501739.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53053549842724501739.gif)₪❀₪ حدیث حرا ( مجموعه مولودی های ویژه عید بزرگ مبعث ) ₪❀₪ (http://www.askquran.ir/thread31832.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53053549842724501739.gifمقالات

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53053549842724501739.gifچگونگي بعثت - تبيين روايت اهل سنت در جريان بعثت و نقد و نظر - (http://www.askquran.ir/thread22252.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53053549842724501739.gifبه چه علت خاتم پيامبران و امامان(ع) از اعراب برگزيده شده اند؟ (http://www.askquran.ir/thread4775.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53053549842724501739.gifمحمد پیامبری جهانی است و یا فقط برای راهنمائی امت عرب؟
(http://www.askquran.ir/thread30621.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53053549842724501739.gif˙·٠• ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ •٠·˙پيامبر اسلام (ص)، بعثت ˙·٠• ƹ̵̡ӝ̵̨̄ʒ •٠·˙ (http://www.askquran.ir/thread30500.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53053549842724501739.gifآیا حضرت محمد(ص) ازآغاز بر انگیخته شدن پیامبر بود ؟ (http://www.askquran.ir/thread30160.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53053549842724501739.gifاز کجا بفهمیم که حضرت محمد (ص) فرستاده خداست؟ (http://www.askquran.ir/thread23849.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53053549842724501739.gif<<120 درس زندگى از سيره حضرت محمد (ص )>> (http://www.askquran.ir/thread23370.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53053549842724501739.gifمهم *دلایل عقلانی برای اثبات لزوم بعثت انبیا * (http://www.askquran.ir/thread11048.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53053549842724501739.gifپيامبر (ص) از نگاه انديشمندان غير مسلمان (http://www.askquran.ir/thread19536.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53053549842724501739.gifچرا حضرت محمد (ص) بهترين بنده خدا شد؟ (http://www.askquran.ir/thread13963.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53053549842724501739.gifحضرت محمد (ص) با سواد یا بی سواد ؟ (http://www.askquran.ir/thread28498.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53053549842724501739.gifچرا پیامبراکرم ابتدا دربین اعراب آمد؟ (http://www.askquran.ir/thread10425.html)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53053549842724501739.gifدين پيامبر قبل از بعثت (http://www.askquran.ir/thread7910.html)






http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23815782908689566277.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23815782908689566277.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۳/۲۸, ۰۳:۴۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/38409708645813676152.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/38409708645813676152.gif)


نسیمی از عطر کلام حضرت ختمی مرتبت

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم):

تُقْبِلُوا إِلَيَّ بِسِتِّ خِصَالٍ أَتَقَبَّلُ لَكُمْ بِالْجَنَّةِ
إِذَا حَدَّثْتُمْ فَلَا تَكْذِبُوا وَ إِذَا وَعَدْتُمْ فَلَا تُخْلِفُوا
وَ إِذَا ائْتُمِنْتُمْ فَلَا تَخُونُوا وَ غُضُّوا أَبْصَارَكُمْ
وَ احْفَظُوا فُرُوجَكُمْ وَ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَ أَلْسِنَتَكُمْ

شش چيز را براى من بپذيريد تا من بهشت را برايتان بپذيرم:
هنگامى كه سخن مى گوئيد، دروغ نگوئيد
و هنگامى كه وعده مى دهيد، خلف وعده نكنيد
و هنگامى كه امانتى به شما سپرده مى شود، پس خيانت نكنيد،
چشمان خود را (بر حرام) ببنديد و پاكدامن باشيد
و دست و زبانتان را (از گناه) نگه داريد.

بحارالأنوار جلد : 66 صفحه : 371



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/91499669179327044964.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/91499669179327044964.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۳/۲۸, ۰۴:۰۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67424891874181088422.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67424891874181088422.gif)


http://i10.glitter-graphics.org/pub/575/575270ehu3guptig.gifاز حرا آیات رحمن و رحیم آمد پدیدhttp://i10.glitter-graphics.org/pub/575/575270ehu3guptig.gif

http://i10.glitter-graphics.org/pub/575/575270ehu3guptig.gifبا نخستین حرف،قرآن کریم آمد پدیدhttp://i10.glitter-graphics.org/pub/575/575270ehu3guptig.gif

http://i10.glitter-graphics.org/pub/575/575270ehu3guptig.gifصوت"اقرا ء باسم ربک" می رسد بر گوش جانhttp://i10.glitter-graphics.org/pub/575/575270ehu3guptig.gif

http://i10.glitter-graphics.org/pub/575/575270ehu3guptig.gifیا که از غار "حرا"خلق عظیم آمد پدیدhttp://i10.glitter-graphics.org/pub/575/575270ehu3guptig.gif

http://i10.glitter-graphics.org/pub/575/575270ehu3guptig.gifنغمه "یا ایها المدثر"از جبرئیل بینhttp://i10.glitter-graphics.org/pub/575/575270ehu3guptig.gif

http://i10.glitter-graphics.org/pub/575/575270ehu3guptig.gifیک جهان رحمت به ما از آن کلیم آمد پدیدhttp://i10.glitter-graphics.org/pub/575/575270ehu3guptig.gif

http://i10.glitter-graphics.org/pub/575/575270ehu3guptig.gifبانگ توحید است از هرجا طنین افکن به گوشhttp://i10.glitter-graphics.org/pub/575/575270ehu3guptig.gif

http://i10.glitter-graphics.org/pub/575/575270ehu3guptig.gifفانی اصحاب شیطان رجیم آمد پدیدhttp://i10.glitter-graphics.org/pub/575/575270ehu3guptig.gif

http://i10.glitter-graphics.org/pub/575/575270ehu3guptig.gifسید امی لقب بر دست قرآن می رسدhttp://i10.glitter-graphics.org/pub/575/575270ehu3guptig.gif

http://i10.glitter-graphics.org/pub/575/575270ehu3guptig.gifیا به گمراهان صراط مستقیم آمد پدیدhttp://i10.glitter-graphics.org/pub/575/575270ehu3guptig.gif

http://persian-star.org/template/line-music.gif بعثت پیامبر اكرم (ص) بر پیروان حضرتش تهنیت باد http://persian-star.org/template/line-music.gif

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60124560279722002468.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60124560279722002468.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۳/۲۸, ۰۴:۱۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/96432904482623721027.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/96432904482623721027.gif)



هنوز پس از چهارده قرن،
صدایت را می شنوم
صدای روشنت را،
از پس دیوارهای قرون
صدای ضجه بت ها را،
که می شکستی شان

و صدای انسانیت را،
که با تو نفسی تازه یافته بود
و از زیر گورهای جهالت
و خروارها خاک تعصب و بی ریشگی
به سمت آسمان وحی پلک می گشود
و حقیقت انسان را مشاهده می نمود.

صدایت را می شنوم
که بر پیکر صخره های سنگی
موهوم و بت های جاهلی لرزه افکنده.
هنوز نسیم پیامت می وزد
که آتش نمرودیان را خاموش ساخت
و طرحی از گلستان حقیقت انداخت.

از حرا پایین بیا
و «قولوا لااله الاالله تفلحوا» را
دوباره فریاد کن؛

تا زمین زیر گام هایت دوباره جان بگیرد
تا این بار، عصر منجمد آهن و ابررایانه و موشک،
در برابر خورشید نگاه تو ذوب شود؛
تا لات و عزا‌های نوپدید،
جاودانگی پیام تو را باور کنند
و در خود فرو ریزند.

صدایت را هنوز می شنوم؛
دوباره بیا و از شکستن بگو و از ساختن
از عطر بال جبرئیل بگو و از وحی
از پرواز بگو و از رسیدن
از عشق بگو و از لاهوت
از ملکوت

زمان در انتظار انقلابی بزرگ است
و به دنبال آن انقلابی بزرگ،
که پس از چهارده قرن غفلت و دلواپسی،
لابه لای همه هیاهوهای مدرن
از تو می گوید،
از عشق، از انسان، از خدا

او می آید تا انسانیت، نفسی دوباره یابد
و بار دیگر انسان خفته در زیر خروارها
جهل و تعصب رها شود از خود

هنوز از پس دیوار قرون،
صدایت را می شنوم

و صدای او را که صدای توست؛
که سرشار از عطر خوش وحی است؛
که مژده آمدنش را خود داده ای

او که پیام آشنای حرا را،
دوباره در جان مان جلا می بخشد
اینک در سایه سار نامت ایستاده ایم
و بعثت را دوباره فریاد می کشیم

و از دوردست، چشم براه
غبار سواری هستیم که می آید
از حرای غیبت،
و پرچم سبز توحید بر دوش

او می آید و زمین زیر گام هایش
جانی دوباره می گیرد....

برگرفته از: پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46270033000891953758.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46270033000891953758.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۳/۲۸, ۰۴:۵۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/59781083241075124368.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/59781083241075124368.gif)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/56067323197320793804.gif

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26699779750820154726.gif)مبعث فرخنده آخرين فرستاده خدا ، حبيب قلوب العالمينhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26699779750820154726.gif)
(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26699779750820154726.gif)http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26699779750820154726.gif)طيب نفوس المومنين ، اشرف الانبياء و المرسلين ،http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26699779750820154726.gif)
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26699779750820154726.gif)فخر عالم امکان ، محمد مصطفي صلوات الله عليه http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26699779750820154726.gif)
(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26699779750820154726.gif)http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26699779750820154726.gif)واله بر مسلمانان سراسر گيتي مبارک بادhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26699779750820154726.gif)


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25140311397377056410.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25140311397377056410.gif)

جنات
۱۳۹۱/۰۳/۲۸, ۰۸:۱۲
http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/01%20esfand/001/0009108%20%287%29.jpg ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ما را انیس و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
بعثت پیامبر اکرم(ص) مبارک باد

معز الاولیاء
۱۳۹۱/۰۳/۲۸, ۱۰:۱۷
http://www.radsms.com/wp-content/uploads/2010/07/Hazrate-mohammah-300x225.jpg



روزگاری بود میوه اش فتنه ، خوراکش مردار ، زندگی اش آلوده ، سایه هایترس شانه های بردگان را می لرزاند . تازیانه ستم ، عاطفه را از چهره هامی سترد . تاریکی ، در اعماق تن انسان زوزه می کشید و دخترکان بیگناه ، در خاک سرد زنده به گور می شدند . و در این هنگام بود که محمد(ص) بر چکاد کوه نور ایستاد و زمین در زیر پاهای او استوار گردید .


بعثت رسول اکرم مبارک باد .


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60124560279722002468.gif

ابدیت
۱۳۹۱/۰۳/۲۸, ۱۷:۲۶
http://www.askquran.ir/member31977-albums762-6060.gif

تویی هم مصطفی و هم محمد
تو را در آسمان نامند احمد

تـو کانــون صفـــا مــــرد یقـینی
تو عیـن رحمـه للعـالمینی


تو اکـنـون شهــر علــم و اجتهادی
تو رب النوع شمشیر و جهادی

تو خورشیدی شدی در گوشه غار
بر نور تو شد خورشید و مه تار

بتـاب و روشنـی بخش جهان باش
مـهـین پیغـمبر آخر زمان باش

عید پیامبری رسول خدا مبارك

از بعثت او جهان جـوان شد
گیتـى چو بهشـت جاودان شد

این عید به اهل دین مبارک
بر جمله مسلمین مبارک . . .


تویی هم مصطفی و هم محمد
تو را در آسمان نامند احمد

تــو کانـــون صفـــا مــرد یقینـی
تو عیـن رحمــه للعالمینی

http://www.askquran.ir/member31977-albums762-6060.gif

ابدیت
۱۳۹۱/۰۳/۲۸, ۱۹:۵۱
http://falshbaner.persiangig.com/image/mabath/66.gif

مهدی بیا که عید اعظم پیمبر است
این بعثت محمد و تبریک حیدر است

در اهتزار پرچم قرآن هل اتی
تا موسم ظهور بدستان رهبر است . . .



عید مبعث مبارک
http://falshbaner.persiangig.com/image/mabath/30.gif

✿ عاشق قرآن ✿
۱۳۹۱/۰۳/۲۸, ۲۰:۰۶
http://blogcod.parsskin.com/zibasazi/joda-konandeh/210.gif

http://askquran.ir/gallery/images//57376/1_111111111.gif

بعثت، امید انسان به فردایی روشن است.

بعثت، نشانه مهرورزی خدا با خاکیان و باران رحمت بی‌‌حد او بر زمینیان است.

بعثت پیامبر اکرم(ص) مبارک باد

http://blogcod.parsskin.com/zibasazi/joda-konandeh/210.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۹۱/۰۳/۲۸, ۲۳:۴۹
گل واژه های وحی



http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/smallcards.files/image033.gif http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/smallcards.files/image033.gif


از بلور ماه، لبخند مهر می تراوید.

غار حرا تجلّی گاه نور بود.

جبرئیل امین، گل واژه های وحی را منتشر می کرد.

در آن شب، محمّد صلی الله علیه و آله وسلم بر سریری می نشست که عرش نبوّت بود.

او در آن جغرافیای زمین، راه تاریخ را می گشود و چراغ خورشید را می آویخت تا راه ما را تا فرجام، راهنما باشد.

در سال روز مبعث هنوز هم شکوه آن خاطره، جام زیستنمان را سرشار می کند

و

شکوفه های شادی را در دلمان شکوفا می سازد.



http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/smallcards.files/image033.gif http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/smallcards.files/image033.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۹۱/۰۳/۲۸, ۲۳:۵۴
پیامبری ات مبارک!


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2324087uwdnywke8z.gif


وقتی نوای ملکوتی وحی، در فضای روحانی حرا شکفت،
جبرئیل گفت:

بخوان!

«نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد»
تو به پیامبری مبعوث شدی؛ با کوله باری از رسالت.

آمدی تا با تبلور حضورت، سرزمین خکشیده حجاز را نفسی
دوباره ببخشی.

آمدی تا خار جهل و جهالت را برکنی.

آمدی تا بساط ظلم را برهم زنی.

نامت محمد؛ لقبت امین.

فرستاده آخرین خدا بر زمین.

«تبارک الله احسن الخالقین».

پیامبری ات مبارک

که روح انسانیترا در باغ جان ها شکوفا کردی.



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2324087uwdnywke8z.gif



حمید باقریان

مجیب
۱۳۹۱/۰۳/۲۸, ۲۳:۵۵
اعمال روز عید مبعث این عید از جمله اعیاد عظیمه است و روزى است كه حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ آله در آن روز به رسالت مبعوث گردید و جبرئیل به پیغمبرى بر آن حضرت نازل شد و براى آن روز چند عمل وارد شده است .


غسل
روزه و كه آن یكى از چهارروزى است كه در تمام سال امتیاز دارد براى روزه گرفتن و برابر است با روزه هفتادسال.
بسیار صلوات فرستادن.
زیارت حضرت رسول و امیرالمؤمنین علیهما وآلهماالسَّلامُ.
در مصباح از رَیّان بن الصّلترویت است كه حضرتامام جواد علیه السلام در زمانیكه در بغداد بود روز نیمه رجب و روز بیست و هفتم راروزه گرفت و جمیعاطرافیان آنحضرت روزه گرفتند و ما را امر فرمود كه بجا آوریم دوازدهركعت نماز كه خوانده شود در هر ركعت حمد و سوره و بعد از فراغ از نمازها خوانده شودهر یك از حمد و توحید و مُعَوَّذَتین چهار مرتبه و لا اِلهَ اِلا اللّهُ واللّهُاَكْبَرُ وَسُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُلِلّهِ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَاِلاّبِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیمِ چهار مرتبه اللّهُ اللّهُ رَبِّى لا اُشْرِكُبِهِ شَیْئا چهار مرتبه لا اُشْرِكُ بِرَبِّى اَحَدا چهار مرتبه.
ازجناب ابوالقاسم حسین بن رُوح رَحَمهُاللّهُرویت شدهكه دراین روز دوازده ركعت نماز مى‌خوانىكهدر هر ركعت حمد وسوره‌اى كه آسان باشدمی‌خوانیو تشهّدمى‌خوانى و سلام مىدهى و مىنشینى و مىگویى بین هر دوركعت؛

اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ یَكُنْ لَهُشَریكٌ فى الْمُلْكِ ؛

آساره
۱۳۹۱/۰۳/۲۹, ۰۲:۴۶
سلام برمبعث، پایه ‏گذار حکومت صالحان در عرصه خاک!


سلام برمبعث، عید بزرگ نجات از حیرت و سرگردانی، عید ختم ناامیدی!


سلام بر مبعث، بهاری‏ترین فصل گیتی!

سلام برمبعث، فصل شکفتن گل سرسبد بوستان رسالت!


http://www.cultura.ufpa.br/dicas/arq/imag/fogos/fogos10.gifhttp://www.cultura.ufpa.br/dicas/arq/imag/fogos/fogos10.gifhttp://www.cultura.ufpa.br/dicas/arq/imag/fogos/fogos10.gif (http://www.forum.hameonline.com/www.forum.hameonline.com)http://www.cultura.ufpa.br/dicas/arq/imag/fogos/fogos10.gif (http://www.forum.hameonline.com/www.forum.hameonline.com)http://www.cultura.ufpa.br/dicas/arq/imag/fogos/fogos10.gif (http://www.forum.hameonline.com/www.forum.hameonline.com)http://www.cultura.ufpa.br/dicas/arq/imag/fogos/fogos10.gif (http://www.forum.hameonline.com/www.forum.hameonline.com)http://www.cultura.ufpa.br/dicas/arq/imag/fogos/fogos10.gif (http://www.forum.hameonline.com/www.forum.hameonline.com)



عید ختم نا امیدی بر همگان مبارک

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۳/۲۹, ۰۹:۱۲
http://shiaupload.ir/images/34414168682234108264.jpg
http://s7.rimg.info/4ff6b54d52e96ba7b4e5aac0f396e2b2.gifhttp://s7.rimg.info/4ff6b54d52e96ba7b4e5aac0f396e2b2.gifhttp://s7.rimg.info/4ff6b54d52e96ba7b4e5aac0f396e2b2.gifhttp://s7.rimg.info/4ff6b54d52e96ba7b4e5aac0f396e2b2.gifhttp://s7.rimg.info/4ff6b54d52e96ba7b4e5aac0f396e2b2.gif
http://www.shiaupload.ir/images/06486784461874905638.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/goleroz.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/06486784461874905638.gif

بعثت

، امید انسان به فردایی روشن است.

بعثت

نشانه مهرورزی خدا با خاکیان و باران رحمت بی‌‌حد او بر زمینیان است.

بعثت پیامبر اکرم(ص)مبارک باد

http://www.shiaupload.ir/images/06486784461874905638.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/goleroz.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/06486784461874905638.gif
http://s7.rimg.info/4ff6b54d52e96ba7b4e5aac0f396e2b2.gifhttp://s7.rimg.info/4ff6b54d52e96ba7b4e5aac0f396e2b2.gifhttp://s7.rimg.info/4ff6b54d52e96ba7b4e5aac0f396e2b2.gifhttp://s7.rimg.info/4ff6b54d52e96ba7b4e5aac0f396e2b2.gifhttp://s7.rimg.info/4ff6b54d52e96ba7b4e5aac0f396e2b2.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۳/۲۹, ۰۹:۱۶
http://www.sheekh-3arb.net/3atter/dividing_files/image477.gif (http://up.mr3oobqatar.com/uploads/images/mr3oobqatarc561e23407.gif)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/96432904482623721027.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/96432904482623721027.gif)
http://www.sheekh-3arb.net/3atter/dividing_files/image477.gif (http://up.mr3oobqatar.com/uploads/images/mr3oobqatarc561e23407.gif)


http://www.sheekh-3arb.net/3atter/dividing_files/image293.gifhttp://www.sheekh-3arb.net/3atter/dividing_files/image293.gifhttp://www.sheekh-3arb.net/3atter/dividing_files/image293.gifhttp://www.sheekh-3arb.net/3atter/dividing_files/image293.gif
نزدیک ترین جا به خدا


تیرگی گسترده، چشم ها تار!
سرها بی ذوق و دل ها بیمار!

نه کسی به آسمان می نگرد؛ نه آسمان سر شوق کسی دارد.
شبح های زشت؛ شبح هایی از جنس چوب و سنگ و استخوان.

شبیه مردگانی که عده ای زنده مثل ارواح خبیثه به دورش حلقه زده اند.
انگار نه انگار که خانه، خانه خداست، تنها خانه خداوند در زمین؛ هر کژ اندیشی، با تکه استخوانی به گردن، درونش پا می گذارد!
زمانی بس تیره بود؛ تیره مثل جهالت، تیره مثل سنگدلی، تیره مثل خشم.
نه حرمتی برای پیران بود، نه کودکان، نه عصمت دخترکان به چشم می آمد و نه شرافت زنان.
بوی تعفن متکبران، سراسر حجاز را آلوده بود.
گویی خداوند، نگران شرافت بندگان خویش است؛ نگران آن همه کژی و ناراستی و جهل.

تلنگری می بایست این قوم را تا به خود آیند و به گوهر وجودی خود دست یابند.
اینک نوبت رسالت بهترین مخلوق خداوند، برگزیده خلقت و گلچین شده گلستان انبیا است که باید این رسالت را بپذیرد!
... و بهترین و امین ترینِ مردمان برای هدایت نااهل ترین مردمان، انتخاب می شود.
حتّی نامش، جانمایه رحمت است؛ جانمایه ادب و احترام؛ محمّد!
... آن گاه، محمّد صلی الله علیه و آله باید به تزکیه بپردازد؛ چه جایی نزدیک تر به خدا از غار «حرا»؛
خلوتگاهی که می شود با معشوق اولی خویش به خلوت و گفتگو نشست!

گویی این بار دیگر معشوق، زبان به گفتگو گشوده است: اِقرء بخوان!
http://www.sheekh-3arb.net/3atter/dividing_files/image293.gifhttp://www.sheekh-3arb.net/3atter/dividing_files/image293.gifhttp://www.sheekh-3arb.net/3atter/dividing_files/image293.gifhttp://www.sheekh-3arb.net/3atter/dividing_files/image293.gif



http://susawebtools.ir/img/gallery/linepic/488.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۳/۲۹, ۰۹:۱۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60007999208099516469.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60007999208099516469.gif)


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/03078800812505609113.gif


بخوان به نام خداوند!

بخوان به نام آن که خلوت نشین دل پر آشوب توست!
بخوان به نام او که تو را حبیب خویش خوانده است و محبوب تمامی کاینات!

بخوان به نام خداوند:...

... و این خواندن سرآغاز «قولوا لا اله الا اللّه تُفْلِحوا» شد که کژاندیشان، برای رهایی از جهل باید به «تفلحوا» بیش از پیش بیاندیشند!

بار دیگر ارتباط آسمان و زمین برقرار شد و وجدان عرب و عجم از چوب و سنگ پرستی، به خداپرستی گرایید.

بار دیگر نوح کشتیبان ، قوم خویش را از توفان بلا رهانیده، به ساحل نجات خواهد رسانید.

بار دیگر موسای کلیم ، قوم خود را از قید ذلت فرعونی رهانیده، به دیار آرامش و صلاح خواهد رسانید.

بار دیگر ابراهیم خلیل ، قوم خویش را از چنگال آتش نمرودی رهانیده، به زمزم رستگاری خواهد رسانید!

بار دیگر سلیمان محتشم ، قوم خویش را از ذلت در یوزگی رهانیده، به عزّت سرافرازی خواهد رسانید.

بار دیگر عیسای مسیح، قوم خود را از امراض خودپرستی رهانیده، به عشق خداپرستی خواهد رسانید.

بار دیگر آسمان و زمین دست در دست همدیگر برای رهایی انسان از ذلّت، لبیک گویان،
نوای محمد صلی الله علیه و آله را همراه شدند:

«قولوا لا اله الا اللّه تفلحوا»

خجسته روز آزادگی انسان از قید جهل، روز بعثت رسول گرامی اسلام مبارک باد!

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
سیدعلی اصغر موسوی


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/03078800812505609113.gif