PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده آیا قرآن نیاز به تفسیر دارد؟



Atheist philosopher
۱۳۸۹/۰۵/۱۲, ۱۱:۲۴
به نام عقل و خرد
با درود


از دوستان مسلمان سوالی دارم و آن سوال این است که کتابی که مبین(!) است چرا نیاز به تبیین کننده دارد؟

behnam27
۱۳۸۹/۰۵/۱۲, ۱۶:۲۰
آیا قرآن نیاز به تفسیر دارد یا هركس به اندازة درك خود باید از ترجمة آن مطالبی را درك نماید؟
هیچ شكی نیست كه قرآن كریم برای تودة مردم نازل شده تا آنها را به سمت كمالات متعالی و قرب الی الله رهنمون باشد، «وما هی الاّ ذكری للبشر» (مدثر، 31) «و آن، جز تذكّری برای انسان‌ها نمی‌باشد» و از این رو آیات زیادی در قرآن انسان را به تدبّر و تعقّل در قرآن بدون هیچ قیدی كه آن را مختص به افراد خاص كند، فرامی‌خواند. مانند: «افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها» (محمد r، 24) «آیا آنها در قرآن تدبر نمی‌كنند یا بر دلهاشان قفل نهاده شده است؟» دعوت و ترغیب همة انسان‌ها به تدبر در قرآن كریم و توبیخ آنها بر نیندیشیدن در آیات قرآنی، شاهد گویایی است بر فراگیر بودن فهم معارف آن (1). همة اقشار مردم در هر رتبه از فهم و درك و مراتب علمی و روحی كه باشند، می‌توانند از آن بهره ببرند.

و نیز آیاتی كه قرآن را به «نور»، «كتاب مبین» (روشن و روشنگر)، «برهان» (نور سپید و درخشان) توصیف كرده و آن را برای پند گرفتن سهل و آسان معرفی كرده «لقد یسرنا القرآن للذكر فهل من مدثر» (قمر، 17) «ما قرآن را برای تذكر آسان ساختیم، آیا كسی هست كه متذكر شود؟» همة اینها دلالت بر همگانی بودن فهم آن دارد. و لكن هر اندیشمند آگاه با اندك آشنایی با قرآن و معارف آن، به خوبی می‌داند كه علوم و معارف نهفته در آن دارای سطوح و مراتب مختلفی است. فهم سطحی از این معارف، برای عموم آسان و دلالت آیات بر آن، آشكار و بیّن است و هر كسی در صورتی كه به زبان عربی و یا با مطالعة ترجمة صحیح آن آشنا باشد، بدون نیاز به تفسیر می‌تواند، آن معارف را از قرآن فرا بگیرد. و خود را شاگرد قرآن بداند نه اینكه نظر خود را بر قرآن تحمیل كند بلكه با ذهنی پاك و ضمیری باصفا در معارف آن تدبّر نماید. به میزان دانش و استعداد خود، از هدایت و اندرز این كتاب نیز بهره‌مند خواهد شد.

حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند: «كسی با قرآن هم‌نشین نشد مگر آن‌كه بر او افزود یا از او كاست، در هدایت او افزود و از كور دلی و گمراهی‌اش كاست». (2) حتی معارف بلند را نیز خداوند متعال به صورت مَثل یا داستان و یا با بیان ساده و همه كس فهم بیان كرده است تا عامة مردم به بهانة پیچیدگی و عمیق بودن معارف آن، خود را از آن محروم نبینند. (3)

فهمیدن بخش عمده‌ای از معارف بلند این كتاب عظیم كه در سطحی فراتر از فهم تودة مردم است، و برای بسیاری از افراد، بدون تفسیر میسّر نیست. بنابراین انسان یا باید خود مقدمات لازم برای توانایی بر تفسیر را طی كند و دانش و شرایط لازم برای تفسیر را كسب نماید و به تفسیر آیات بپردازد، و یا از تفاسیر معتبر مفسّران مورد اعتماد بهره گیرد.

افزون بر دو بخش یاد شده بخش دیگری از معارف این كتاب عظیم كه در مرتبه‌ای بالاتر قرار دارد با كمك تفسیر مفسران و یا تحصیل مقدمات تفسیر و كسب شرایط و دانش‌های لازم نیز، قابل دسترسی نیست و فهم آن ویژة راسخان درعلم (نبی اكرم و ائمة طاهرین ـ صلوات الله علیهم اجمعین ـ) است و تنها راه پی‌بردن به آن معارف بلند، رجوع به راسخان در علم، و تفسیری است كه از آنان نقل شده است.
__________________
خدایا...
خسته ام
از همه چیز...
...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
خسته ام از اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
خدایا...
شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام
می پذیری؟
--------------------------------------------------
اگر چه سالها بگذرد، اما مگر می شود!. . .

مگر می شود، تو فراموش کنی تلخی غربت را، قصه ی کوچه را، و داستان

آن درنیم سوخته را . . .!

--------------------------------------------------

به تماشا سوگند
و به آغاز كلام
و به پرواز كبوتر از ذهن
واژه ‌اي در قفس است

پاسخگو
۱۳۸۹/۰۵/۱۲, ۱۸:۱۵
با سلام
دوست عزیز تفسير در لغت يعنى برگرفتن نقاب از چهره و در مورد قرآن بايد بگوييم نقابى بر چهره ندارد ، ايـن ما هستيم كه بايد نقاب از چهره جان برگيريم و پرده از ديده عقل و هوش خود كنار زنيم تا مـفـاهـيـم قـرآن را دريابيم زيرا قرآن تنها يك چهره ندارد ، يك چهره عمومى دارد كه براى همه گـشاده است و نور مبين است اماچهره هاى ديگر آن را تنها انديشمندان مى بينند البته به هر يك بـه انـدازه پـيـمـانه وجود و كوشش و تلاش آميخته با اخلاص سهمى مى بخشد از اين چهره ها در احـاديـث تـعـبـيربه بطون قرآن شده اما چهره هاى ديگرى از قرآن بر اثر گذشت زمان و پرورش نبوغها واستعدادها پرده از آن برداشته مى شود. ( تفسير نمونه ج 1 مقدمه، مكارم شيرازى - ناصر و ديگران)

سخن آشنا
۱۳۸۹/۰۵/۱۲, ۱۸:۲۳
سلام
جناب بهنام ضمن تشکر بابت ارسال پاسخ با توجه به اینکه پاسخ ارسالیتون ناقص بود بنده پاسخ کامل رو همراه سند های پاسخ تقدیم می کنم
آیا قرآن نیاز به تفسیر دارد یا هركس به اندازة درك خود باید از ترجمة آن مطالبی را درك نماید؟
هیچ شكی نیست كه قرآن كریم برای تودة مردم نازل شده تا آنها را به سمت كمالات متعالی و قرب الی الله رهنمون باشد، «وما هی الاّ ذكری للبشر» (مدثر، 31) «و آن، جز تذكّری برای انسان‌ها نمی‌باشد» و از این رو آیات زیادی در قرآن انسان را به تدبّر و تعقّل در قرآن بدون هیچ قیدی كه آن را مختص به افراد خاص كند، فرامی‌خواند. مانند: «افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها» (محمد r، 24) «آیا آنها در قرآن تدبر نمی‌كنند یا بر دلهاشان قفل نهاده شده است؟» دعوت و ترغیب همة انسان‌ها به تدبر در قرآن كریم و توبیخ آنها بر نیندیشیدن در آیات قرآنی، شاهد گویایی است بر فراگیر بودن فهم معارف آن (1). همة اقشار مردم در هر رتبه از فهم و درك و مراتب علمی و روحی كه باشند، می‌توانند از آن بهره ببرند.

و نیز آیاتی كه قرآن را به «نور»، «كتاب مبین» (روشن و روشنگر)، «برهان» (نور سپید و درخشان) توصیف كرده و آن را برای پند گرفتن سهل و آسان معرفی كرده «لقد یسرنا القرآن للذكر فهل من مدثر» (قمر، 17) «ما قرآن را برای تذكر آسان ساختیم، آیا كسی هست كه متذكر شود؟» همة اینها دلالت بر همگانی بودن فهم آن دارد. و لكن هر اندیشمند آگاه با اندك آشنایی با قرآن و معارف آن، به خوبی می‌داند كه علوم و معارف نهفته در آن دارای سطوح و مراتب مختلفی است. فهم سطحی از این معارف، برای عموم آسان و دلالت آیات بر آن، آشكار و بیّن است و هر كسی در صورتی كه به زبان عربی و یا با مطالعة ترجمة صحیح آن آشنا باشد، بدون نیاز به تفسیر می‌تواند، آن معارف را از قرآن فرا بگیرد. و خود را شاگرد قرآن بداند نه اینكه نظر خود را بر قرآن تحمیل كند بلكه با ذهنی پاك و ضمیری باصفا در معارف آن تدبّر نماید. به میزان دانش و استعداد خود، از هدایت و اندرز این كتاب نیز بهره‌مند خواهد شد.

حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند: «كسی با قرآن هم‌نشین نشد مگر آن‌كه بر او افزود یا از او كاست، در هدایت او افزود و از كور دلی و گمراهی‌اش كاست». (2) حتی معارف بلند را نیز خداوند متعال به صورت مَثل یا داستان و یا با بیان ساده و همه كس فهم بیان كرده است تا عامة مردم به بهانة پیچیدگی و عمیق بودن معارف آن، خود را از آن محروم نبینند. (3)

فهمیدن بخش عمده‌ای از معارف بلند این كتاب عظیم كه در سطحی فراتر از فهم تودة مردم است، و برای بسیاری از افراد، بدون تفسیر میسّر نیست. بنابراین انسان یا باید خود مقدمات لازم برای توانایی بر تفسیر را طی كند و دانش و شرایط لازم برای تفسیر را كسب نماید و به تفسیر آیات بپردازد، و یا از تفاسیر معتبر مفسّران مورد اعتماد بهره گیرد.

افزون بر دو بخش یاد شده بخش دیگری از معارف این كتاب عظیم كه در مرتبه‌ای بالاتر قرار دارد با كمك تفسیر مفسران و یا تحصیل مقدمات تفسیر و كسب شرایط و دانش‌های لازم نیز، قابل دسترسی نیست و فهم آن ویژة راسخان درعلم (نبی اكرم و ائمة طاهرین ـ صلوات الله علیهم اجمعین ـ) است و تنها راه پی‌بردن به آن معارف بلند، رجوع به راسخان در علم، و تفسیری است كه از آنان نقل شده است.

بنابراین معارف قرآن كریم از جهت ظهور و خفا، سهولت و صعوبتِ فهم آن از الفاظ و عبارات آیات، در سه مرتبه قرار دارد: یك مرتبة از آن بی‌نیاز از تفسیر است و یك مرتبه از آن ویژه راسخان در علم است، ولی در مرتبة دیگری از آن، كه بخش عمده‌ای از معارف را دربرمی‌گیرد، نیازمند تفسیر است. این دسته‌بندی، در روایات نیز مطرح شده است، در روایتی كه در كتاب احتجاج از قول امیرالمؤمنین u آمده است، حضرت می‌فرماید: «همانا خداوند متعال كلامش را بر سه قسم تقسیم كرد، قسمتی از آن را عالم و جاهل می‌شناسند و درك می‌كنند و قسمتی از آن را فقط افرادی كه دارای صفای ذهن و حس لطیف و دارای قدرت تمییز بین حق و باطل باشند و خدوند شرح صدر برای اسلام به آنان داد، آن قسم را درك می‌كنند، و قسم دیگر را به غیر از خداوند متعال و انبیای الهی و راسخون در علم، كس دیگر را توانایی در فهم آن نیست.» (4)

و در روایتی دیگر از امام صادق علیه السلام نقل شده است كه فرمودند: كتاب خدا (قرآن) بر چهارگونه است: عبارات، اشارات، لطایف و حقایق.
عبارت قرآن برای عامة مردم است، اشارات برای خواص، لطایف برای اولیا و حقایق برای انبیاست.


بنابراین ما می‌توانیم از ترجمة قرآن، معانی و مطالب ابتدایی آن را درك كنیم ولی اگر بخواهیم، به معارف عمیق و بالاتر آن پی ببریم ناگزیر هستیم مانند هر رشته و فنی كه اگر انسان مهارت ندارد به متخصص رجوع می‌كند، در این‌جا نیز ما باید به متخصصین و مفسرین قرآن رجوع كنیم و حتی برداشت‌های ابتدایی خود را با نظرات آنها بسنجیم تا از اشتباه و تفسیر به رأی محفوظ بمانیم.

در مورد احادیث نیز، این طبقه‌بندیها در فهم احادیث وجود دارد. چرا كه رسول اكرم r و ائمة طاهرین ـ علیهم السلام ـ از آنجایی كه به معدن علم متصل بوده‌اند معارفشان همتای معارف قرآن كریم است.(5)و از این رو پیامبر اكرم (ص) می‌فرماید: « إن حدیث آل محمّد(ص( صعب مستصعب» «همانا حدیث آل محمّد (ص)سخت و دشوار است» اگرچه احادیث از لحاظ كیفی و كمّی با قرآن در موضوع مورد بحث فرق می‌كند و لكن اصل نیاز به تفسیر در احادیث نیز ضروری است البتّه در احادیث مسئلة سند نیز مطرح است كه خود تخصص خاصی را طلب می‌كند، و به همین دلیل كتب زیادی در رابطة با شرح و توضیح نهج البلاغه البلاغه و كتاب‌های حدیثی دیگر نگاشته شده است.


1)آیت الله جوادی آملی، تسنیم، (تفسیر قرآن كریم)، (قم، مركز نشر: اسراء، چاپ دوم، 1378)، ج 1، ص 36.
2) نهج البلاغه، خطبة 176.
3) آیت الله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن كریم (قم، مركز نشر اسراء، چاپ دوم، 1378) ج 1 (قرآن در قرآن)، ص 431.
4) تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 313، حدیث 18، به نقل از احتجاج طبرسی.
5) محمدباقر مجلسی (ره)، بحارالانوار، ج 75، ص 278.

Atheist philosopher
۱۳۸۹/۰۵/۱۷, ۱۶:۵۲
شما که باز هم به ماستمالی پناه بردید


آیاتی هستند که از آنها می توان چند برداشت کرد


مثلا آیه ای هست که می گوید که خورشید حرکت می کند

من می گویم که نظر محمد این بوده است که خورشید به دور زمین می گردد(مانند نظر کلیسا)

شما می گویی که منظور حرکت انتقالی خورشید است

من از شما می پرسم چرا اینگونه تفسیر می کنی ؟

پاسخ : این کار را می کنید چون قرآن را صحیح پنداشته اید و مرتکب مصادره به مطلوب شده اید

iranproud
۱۳۸۹/۰۵/۱۷, ۱۷:۲۸
من از شما می پرسم چرا اینگونه تفسیر می کنی ؟

پاسخ : این کار را می کنید چون قرآن را صحیح پنداشته اید و مرتکب مصادره به مطلوب شده اید

روش برداشت از قرآن یا منطق تفسیر قرآن چیست؟

فهم و برداشت هر متن مقدمات و مبانى و روش و شرایطى دارد كه اگر رعایت شود، فهم صحیح و معتبر از متن حاصل مى‏شود و اگر رعایت نشود، فهمنده را به بیراهه مى‏بردو برداشت و تفسیرى غیر حقیقى از متن و مقصود نویسنده ارائه مى‏كند.
برداشت از قرآن كریم یا به عبارت دیگر فهم و تفسیر متن مقدس مسلمانان نیز از این قاعده مستثنى نیست. بنابراین لازم است كه در پى‏ریزى نظام‏واره‏اى براى منطق فهم و تفسیر قرآن باشیم.
البته فقدان فهم و تفسیر قرآن یا عدم رعایت آن موجب لغزش‏ها و آسیب‏هایى مى‏شود، كه در برخى از تفسیرها شاهد آن بوده‏ایم، بنابراین لازم است كه سنجش‏هاى فهم و تفسیر روشن شود و آسیب‏ها و موانع فهم مشخص گردد تا مفّسر قرآن گرفتار آن دام‏ها نگردد.
منطق تفسیر قرآن، موضوعى نو پدید است كه در حوزه تفسیر مطرح شده است هر چند كه در مورد زیر مجموعه‏هاى آن در برخى كتاب‏ها مطالبى بیان شده و ریشه‏هاى اصلى بحث را در برخى آیات و احادیث و برخى مقدمه‏هاى تفسیرها و مقالات مى‏توانیم پیدا كنیم. كه در ادامه به مناسبت به آنها اشاره مى‏كنیم:
منطق فهم و تفسیر قرآن یا شیوه صحیح برداشت از قرآن:
براى آنكه برداشت صحیحى از قرآن داشته باشیم، ناچاریم كه حداقل مراحل زیر را طى كنیم:
اول: آماده سازى زیر ساخت‏هاى تفسیر و كسب آمادگى‏ها و مقدمات:
1. بدست آوردن شرایط مفسر قرآن:
از جمله: تسلّط بر ادبیات عرب (صرف، نحو، لغت،...)، آگاهى از شأن نزول آیات، اطلاع از علوم قرآن، علم فقه، علم اصول فقه، آگاهى از احادیث و مراجعه به آنها، علم به قرائات قرآن، آگاهى از بینش‏هاى فلسفى، علمى، اجتماعى و اخلاقى، آشنایى با تفاسیر.
البته روشن است كه تفسیر قرآن همچون هر علم دیگر نیازمند تخصص است و كسى كه بدون شرایط لازم به سراغ تفسیر قرآن برود همچون كسى است كه بدون تخصص به جراحّى قلب بپردازد كه البته كارى ناپسند در نظر عقلاء است و در نتیجه قرآن چنین كارى موجب تفسیر به رأى مى‏گردد كه ممنوع است. براى اطلاع از كمیت و كیفیت این شرایط و دیدگاههاى دیگر در این زمینه به كتاب‏هاى زیر مراجعه كنید: الاتقان فى علوم القرآن، سیوطى، درآمدى بر تفسیر علمى قرآن، از نگارنده، روش‏شناسى تفسیر، رجبى و دیگران، شروط و آداب تفسیر و مفسر، كامران ایزدى.
2. تفكر و تعقّل و تدّبر در آیات قرآن:
قرآن كریم در موارد متعدد افراد را به تفكر در آیات1 یعنى اندیشه‏ورزى در جزئیات و مقدمات و علل و زمینه‏ها فرا مى‏خواند.
و در برخى از آیات، افراد را به تعقّل در آیات2 یعنى اندیشه‏ورزى در امور كلّى فرا مى‏خواند.
و گاهى افراد را به تدّبر یعنى پیامدهاى امور فرا مى‏خواند.3 - 4
البته هر سه مورد فوق براى فهم آیات و برداشت از آنها لازم است.
براى مثال اگر قرآن به سرگذشت عذاب آلود قوم عاد اشاره مى‏كند ما باید در مورد زمینه‏ها و علل جزئى این حادثه تفكر كنیم. و نیز در مورد سنت و قانون كلى الهى در مورد اقوام سركش در طول تاریخ تعقّل نماییم و نیز در مورد پیامدهاى این حادثه تاریخى و تأثیر آن در سرنوشت افراد و ملت‏ها تدّبر كنیم و در مجموع عبرت‏هاى این حادثه را بدست آوریم و بیان كنیم. این نوع برخورد با آیات منتهى به برداشت‏هاى جالب مى‏شود كه اگر با رعایت ضوابط صورت گیرد قابل انطباق با هر زمان و مكان مشابه است.
ادامه دارد...

iranproud
۱۳۸۹/۰۵/۱۷, ۱۷:۳۶
دوم: انتخاب مبانى در تفسیر:
در این مورد لازم است به این پرسش‏هاى اساسى پاسخ داده شود:
1. آیا تفسیر قرآن جایز است؟ (جواز بمعنى امكان یا جواز بمعناى جواز شرعى).
2. آیا ظواهر قرآن حجّت است؟
3. آیا قرآن علاوه بر ظاهر، باطن یا باطن‏هایى دارد، یعنى آیا قرآن داراى ساخت‏هاى معرفتى و چند لایه است یا یك ساخت دارد؟
4. آیا قرآن تحریف شده است یا از تحریف مصون مانده است؟
5. آیا استعمال لفظ در بیشتر از یك معنا جایز است؟
6. كدام منابع در تفسیر قرآن معتبر است؟ مثل قرآن، سنت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)، عقل، شهود و اجماع و اقوال صحابه و تابعین و...
7. آیا خبر واحد در ضوابط تفسیر قرآن (همچون فقه) حجّت است یا نه؟
8. آیا قرآن كلامى منسجم و حكیمانه است و در هر سوره اهداف مشخصى را دنبال مى‏كنند؟
انتخاب یك نظر و مبنا در مورد هریك از موارد بالا، براى مفسّر لازم است، چرا كه خط اساسى او را در تفسیر و برداشت‏هاى قرآنى مشخص مى‏سازد. و این مبنا همچون پیش فرض در تمام مراحل یك مفسّر یارى مى‏رساند.
براى مثال: اگر كسى ظاهر قرآن را حجّت نداند و فقط تفسیر را منحصر به معصوم بداند در نتیجه هر كجا كه قرائن روائى وجود ندارد، نمى‏تواند با استفاده از قرائن عقلى تفسیر كند و از آیات برداشت نماید.
مثال دیگر: اگر كسى شهود عرفانى و اجماع و اقوال صحابه و تابعین را در تفسیر معتبر و حجّت بداند، تفسیر او رنگ خاصى به خود مى‏گیرد اما اگر اینها را معتبر نداند و در پى قرائن عقلى و سنت پیامبر(ص) و اهل بیت(ص) باشد تفسیر و برداشت او جهت و رنگ دیگرى مى‏گیرد.
یادآورى: براى اطلاع از مبانى تفسیر و دیدگاهها در این زمینه به كتاب‏هاى زیر مراجعه شود: روش‏شناسى تفسیر، رجبى و دیگران، درآمدى بر تفسیر علمى قرآن، از نگارنده، اصول التفسیر و قواعده، شیخ خالد عبدالرحمن العك و مبانى و روشهاى تفسیر، دكتر محمد كاظم شاكر.

ادامه دارد.....

iranproud
۱۳۸۹/۰۵/۱۷, ۱۷:۳۸
سوم: قواعد فهم و ضوابط تفسیر قرآن:
قبل از برداشت و تفسیر قرآن لازم است قواعد تفسیرى یا مؤثر در تفسیر قرآن را بشناسیم تا بتوانیم فهم معتبرى از قرآن داشته باشیم؛ از جمله:
1. قاعده سیاق یعنى فضاى حاكم بر آیه با توجه به آیات مرتبط قبل و بعد كه در فهم آیه و تفسیر آن مؤثر است.
2. قواعد ادبى كه معمولاً در علوم صرف ونحو ومعانى و بیان، تبین مى‏شود.
3. قواعد اصول الفقه مثل عام و خاص، مجمل و مبین، مطلق و مقید و... كه معمولاً در علم اصول الفقه توضیح داده مى‏شود.
4. قواعد فقهى و معلومات فقهى براى فهم آیات الاحكام.
5. قاعده ممنوعیت كاربرد اسرائیلیات در تفسیر، یعنى مفسر حق ندارد از مطالب یهود و مسیحیت براى تفسیر آیات كمك بگیرد. همانطور كه كعب الاحبارها در طول تاریخ این كار را كرده‏اند و در برخى تفاسیر مثل تفسیر طبرى وارد شده است.5
6. قاعده عدم جواز كاربرد غیر علم (عادى) در تفسیر: چرا كه تفسیر بیان كلام خداست امور غیر علمى به خدا جایز نیست. از این رو برخى مفسران تفسیر قرآن با خبر واحد ظنى را معتبر ندانسته‏اند.6
7. ضوابط فهم تفسیر معتبر قران مثل اینكه:
الف: تفسیر قرآن مخالف آیات دیگر قرآن نباشد.
ب: تفسیر قرآن مخالف سنت قطعى نباشد.
ج: تفسیر قرآن مخالف عقل نباشد.
د: تفسیر قرآن مخالف علم تجربى قطعى نباشد.
اگر مفسر قرآن این قواعد و ضوابط را نشناسد، نمى‏تواند برداشت صحیح و معتبرى از قرآن داشته باشد.
براى مثال اگر مفسر قرآن، قاعده پنجم را نداند یا رعایت نكند. ممكن است در داستان آدم و حوا روایتى را بپذیرد كه مى‏گوید: زن از دنده چپ آدم پیدا شد، در حالى كه این روایت اسرائیلى است و اصل آن در تورات است.7
مثال دیگر: اگر مفسر قرآن قواعد ادبى یا اصول یا فقهى را نداند در تفسیر آیات با مشكل جدّى روبرو مى‏شود.و حتّى در ترجمه قرآن نیز با مشكل روبرو مى‏شود.8 (البته ترجمه قرآن نوعى خلاصه تفسیر است.)
یادآورى: براى اطلاع بیشتر از قواعد و ضوابط تفسیر به كتاب‏هاى زیر مراجعه كنید: مبانى و روش‏هاى تفسیر، دكتر محمد كاظم شاكر، روش‏شناسى تفسیر، رجبى و دیگران، درآمدى بر تفسیر علمى قرآن، از نگارنده، قواعد التفسیر، خالد بن عثمان السبت، اصول التفسیر و قواعده، شیخ خالد عبد الرحمن العك.

ادامه دارد.....

iranproud
۱۳۸۹/۰۵/۱۷, ۱۷:۳۹
چهارم: شناخت روش‏هاى تفسیرى معتبر و بهره‏گیرى از آنها:
مفسران قرآن بر اساس منبع خاصى كه در تفسیر قرآن استفاده مى‏كنند، روش خاصى را در تفسیر مى‏پویند، این روشها متفاوت است پس براى فهم قرآن و تفسیر آن لازم است كه روش‏هاى صحیح و معتبر شناخته شود و نیز روش‏هاى غیر صحیح و غیر معتبر مشخص گردد، تا برداشت و تفسیر ما به بیراهه نرود و گرفتار خطاى روشى نشویم.
چرا كه انتخاب روش صحیح در تفسیر موضوعیت دارد همانطور كه علامه طباطبائى(ره) ذیل آیه 7 / آل عمران از این حدیث:
«من قال فى القرآن برأیه فاصاب فقد اخطاء»9
(هركس در مورد قرآن بر اساس برداشت شخصى سخنى بگوید و به واقع برسد [و مطلب صحیح باشد] باز هم خطا كرده است.) استفاده كرده‏اند.10
یعنى اگر كسى با روش غلط، اقدام به جراحى قلب بیمار كند و اتفاقاً نتیجه خوب باشد، باز هم مورد سرزنش عقلاء قرار مى‏گیرد و از ادامه كار او جلوگیرى مى‏شود، چرا كه نزد عقلاء وجود پزشك متخصص و ابزار و اتاق عمل و شیوه صحیح عمل براى هر جراحى لازم است؛ و روش تفسیر نیز همینگونه است.
روش‏هاى معتبر فهم و تفسیر قرآن عبارتند از:
1. روش تفسیر قرآن با قرآن (مثل تفسیر المیزان علامه طباطبائى و تفسیر القرآنى للقرآن، عبدالكریم خطیب.)
2. روش تفسیر قرآن با احادیث (مثل تفسیر البرهان، محدث بحرانى و تفسیر الدّر المنثور، سیوطى.)
3. روش تفسیر قرآن با عقل (برهان‏هاى قطعى عقل) (مثل تفسیر القرآن و العقل، نورالدین اراكى.)
4. روش تفسیر قرآن با علوم تجربى قطعى (مثل تفسیر الجواهر، طنطاوى.)
5. روش تفسیر اشارى قرآن (با طلنى صحیح) (مثل تفسیر حقایق التفسیر سُلّمى و تفسیر القرآن العظیم، تسترى و كشف الاسرار، میبدى.)
و روش غیر معتبر در تفسیر قرآن همان روش تفسیر به رأى است كه گاهى در شیوه‏هاى فرعى برخى روش‏هاى فوق نیز سایه مى‏افكند. و در احادیث اسلامى به شدّت محكوم شده است.11
روش تفسیر به رأى بدان معناست كه مفسر قرآن بدون توجه به قرائن عقلى و نقلى (آیات دیگر قرآن و احادیث) به تفسیر قرآن بپردازد و یا نظر خود را بر قرآن تحمیل كند، یعنى تفسیر او برداشت شخصى باشد نه برداشت علمى.12
توضیح كامل هم از این روش‏ها در حوصله این نوشتار نیست ولى تأثیر آنها در فهم آیات قرآن قابل انكار نیست از این رو كاربرد آنها در تفسیر و احتراز از تفسیر به رأى كاملاً ضرورى است تا بتوانیم تفسیر معتبر و برداشت صحیحى از آیه داشته باشیم.
مثال:
إِنَّا انزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ (قدر/ 1)
اگر این آیه تفسیر بر اساس هر كدام از روش‏هاى فوق تفسیر شود نكته و برداشت خاص تفسیرى را بدنبال دارد.
الف: تفسیر قرآن به قرآن آیه، با مراجعه به آیه: «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ» (بقره / 185) روشن مى‏شود كه شب قدر در ماه رمضان است، همانطور كه بركت آن شب و جداسازى امور از آیه 3 - 4 / دخان استفاده مى‏شود.
ب: تفسیر روائى آیه: با مراجعه به احادیث و تفسیر روائى آیه روشن مى‏شود كه این شب بیست و یكم یا بیست و سوم ماه رمضان است.13
ج: تفسیر باطنى آیه: در برخى از احادیث آمده است كه شب لیلة القدر فاطمه(س) است14 كه شاید اشاره به آن باشد كه همانطور كه شب قدر ظرف نزول قرآن صامت است فاطمه ظرف نزول قرآن‏هاى ناطق یعنى ائمه(ع) است و یا اینكه همانطور كه شب قدر نامعلوم است، قبر فاطمه(س) نیز مجهول است.
د. تفسیر علمى آیه: در تفسیر نمونه، مورد توجه واقع شده كه با طرح یك پرسش شروع مى‏شود: با توجه به اختلافات طلوع و غروب خورشید در مناطق مختلف زمین، شب قدر در آمریكا چه موقع است و در نهایت نتیجه مى‏گیرند كه شب كره زمین هنگامى است كه سایه آن یك دور مى‏چرخد پس مقصود از شب قدر 24 ساعت است.15 البته مانعى ندارد كه یك آیه با روش‏هاى مختلف تفسیر شود و همه تفاسیر لازم و صحیح باشد چون سطح معرفتى این روشها با همدیگر متفاوت است بلكه تفسیر كامل آیه با اعمال روش‏هاى معتبر امكان دارد و در آن صورت كه ما به تفسیر جامع آیه دست مى‏یابیم.
یادآورى: براى مطالعه بیشتر در مورد روش‏هاى تفسیرى مى‏توانید به كتاب‏هاى زیر مراجعه كنید:
مبانى و روش‏هاى تفسیر قرآن، عباسعلى عمید زنجانى، درسنامه روشها و گرایشهاى تفسیر قرآن، از نگارنده، روشها و گرایشهاى تفسیرى، حسین علوى‏مهر، اتجاهات التفسیر فى القرآن الرابع عشر، فهد بن عبدالرحمن بن سلیمان الرومى، درآمدى بر تفسیر علمى قرآن، از نگارنده (در مورد روش تفسیر علمى)، التفسیر العلمى للقرآن فى المیزان، دكتر احمد عمر ابوحجر، التفسیر و المفسرون، دكتر ذهبى، التفسیر و المفسرون فى ثوبه القشیب، آیت‌اللَّه معرفت، اصول التفسیر و قواعده، شیخ خالد عبدالرحمن العك، مذاهب التفسیر الاسلامى، گلدزیهر، روش‏هاى تفسیر قرآن، دكتر سیدرضا مودب.16

ادامه دارد...

iranproud
۱۳۸۹/۰۵/۱۷, ۱۷:۴۱
پنجم: شناخت گرایش‏هاى تفسیرى مفسران و استفاده از آنها در جاى مناسب:
مفسران قرآن براساس باورهاى مذهبى، كلامى و جهت‏گیرى‏هاى عصرى و تخصص‏هاى علمى و سلیقه و علاقه شخصى، رنگ خاصى به تفسیر خود مى‏دهند كه موارد زیر را شكل مى‏دهد:
1. مذاهب تفسیرى: مثل تفاسیر اسماعیلیه، تفاسیر شیعه، تفاسیر اهل سنت.
2. مكاتب تفسیرى: مثل تفاسیر معتزله همچون متشابه القرآن، قاضى عبدالجبار و تفسیر ابومسلم و تفاسیر اشاعره همچون تفسیر نسفى و تفسیر كبیر فخررازى و تفاسیر شیعه همچون متشابه القرآن ابن شهر آشوب.
3. سبك‏هاى تفسیرى (الوان تفسیرى):
الف. تفاسیر ادبى همچون كشاف زمخشرى؛
ب. تفاسیر فقهى مثل تفسیر قرطبى و زبدة البیان (مقدس اردبیلى)؛
ج. تفاسیر فلسفى همچون تفسیر قرآن كریم، ملاصدراى شیرازى؛
د. تفاسیر اجتماعى همچون تفسیر فى ظلال القرآن سید قطب و تفسیر نمونه آیت‌اللَّه مكارم شیرازى؛
هـ . تفاسیر اخلاقى همچون تفسیر من وحى القرآن، علامه سید محمدحسین فضل اللَّه؛
و. تفاسیر تاریخى همچون تفسیر طبرى (كه علاوه بر روائى بودن به جنبه تاریخى نیز پرداخته است)؛
ز. تفاسیر علمى همچون تفسیر الجواهر الطنطاوى.17
4. جهت‏گیرى‏هاى تفسیرى (اتجاهات) همچون تفاسیر جهادى، تقریبى، سیاسى، معنوى و تربیتى. مثل تفسیر الكاشف مغینه و من وحى القرآن، علامه فضل اللَّه.
شناخت گرایش‏هاى تفسیرى براى استفاده از تفاسیر و مفسران پیشین بسیار ضرورى است، براى مثال كسى كه مى‏خواهد آیات فقهى قرآن را تفسیر كند لازم است تفاسیر فقهى مذاهب پنج گانه را بشناسد و بدانها مراجعه كند تا بتواند مجتهدانه آیات الاحكام را تفسیر كند.
و نیز براى بررسى آیات العقاید قرآن لازم است به تفاسیر مذاهب مختلف اسلامى و مكاتب كلامى مراجعه كند یا از دیدگاههاى آنها اطلاع یابد. وگرنه تصویرى ناقص از مباحث خواهد داشت.
البته روشن است كه در مورد هر آیه ممكن است چند روش یا گرایش خاص مورد استفاده قرار گیرد و همه روشها یا گرایشهاى مناسب یك آیه نباشد. ولى استفاده مناسب از گرایشهاى مختلف در تفسیر آیات، برداشت تفسیرى را كامل و مفسر را جامع‏نگر مى‏كند.
یادآورى: براى اطلاع از ویژگى‏ها و تاریخچه و منابع گرایشهاى تفسیرى مراجعه به منابعى كه ذیل روشهاى تفسیرى معرفى كردیم مناسب است.
ششم: شناخت آسیب‏هاى تفسیر قرآن و پرهیز از آنها:18
آسیب‏هاى تفسیر قرآن به چند دسته اساسى تقسیم مى‏شود:
الف: آسیب‏هاى معرفتى: همچون انحراف عقیدتى مفسر و ارائه تفسیرهاى غیرصحیح از قرآن.
ب: آسیب‏هاى اخلاقى: همچون عدم طهارت روح و در نتیجه عدم پایبندى به ضوابط تفسیر قرآن و تحمیل نظرات خویش بر قرآن كه منتهى به تفسیر به رأى مى‏شود.
ج: آسیب‏هاى علمى: همچون نداشتن شرایط علمى مفسر و در نتیجه ضعف علمى در ناحیه ادبیات، علوم قرآن و... كه موجب بى‏اعتبار شدن تفسیر مى‏شود.
د: آسیب‏هاى روشى: همچون عدم آگاهى از روشهاى تفسیر قرآن و عدم شناخت نسبت به تفسیر به رأى كه نتیجه آن گرفتار شدن در دام تفسیر به رأى است.
در مجموع مى‏توان گفت مهمترین آسیب تفسیر قرآن همان تفسیر به رأى است (كه در مباحث قبل بیان شد) تفسیر به رأى مى‏تواند بر همه روشها و گرایشهاى تفسیرى سایه گستر شود و تفسیر را از اعتبار ساقط كند.19
تذكر: روشهاى تفسیر متن را به دو شیوه سمانتیك و هرمنوتیك تقسیم مى‏كنند،20 روش سمانتیك (= سنتى semantics) تفسیر كتاب‏هاى مقدس از جمله قرآن، در پى كشف قصد مولف است، یعنى مفسر مى‏خواهد مراد خداى متعال (= دلالت تصدیقى) را از آیات قرآن بدست آورد.
و روش دیگر هرمنوتیك21 (hermenuitice) است كه در پى كشف نیّت مولف نیست بلكه بر مطلق فهم تاكید دارند و معتقدند كه هر متن از دیدگاه خاص مفسر مورد تفسیر قرار مى‏گیرد؛ این نوع دوم همان تفسیر به رأى است یعنى محور فهم متن رأى و دیدگاه مفسر است و هدف مفسر آن است كه نظر خود را بجاى مؤلف متن بیان كند. در حالى كه در دیدگاه سمانتیك (و براساس تعریفى كه ما از تفسیر بیان كردیم) مفسر در پى فهم هدف و قصد مولف است كه با توجه به قرائن عقلى و نقلى بدست مى‏آورد.
نتیجه‏گیرى:
برداشت از قرآن مستلزم طى مراحل شش گانه كلى فوق است كه منتهى به تفسیر معتبر مى‏گرد، كه این مراحل منطق فهم و تفسیر قرآن است البته هر كدام از این مراحل نیازمند توضیح و تفصیل بیشتر و مقاله مستقل است كه مجال دیگرى را مى‏طلبد. ما در این نوشتار نماى كلى مطالب را بیان كردیم، امید است توفیق توضیح و تفصیل بیشتر را بیابیم.
1 . نك: نحل / 44.
2 . نك: یوسف / 2.
3 . نك: ص / 29.
4 . براى اطلاع از تفاوت سه واژه تفكر، تدبر و تعقل نك: تفسیر نمونه، ج 21، ص 9 - 467 و كتاب انس با قرآن ص 115 - 112 به بعد از نگارنده.
5 . نك: التفسیر و المفسرون فى ثوب القشیب، آیة اللَّه معرفت، اسرائیلیات در تفسیر، دكتر حمید محمد قاسمى، پژوهشى در اسرائیلیات، دكتر دیارى و...
6 . تبیان، شیخ طوسى، ج 1، ص 4 و المیزان ج 12، ص 262 (ذیل آیه 44 / نحل).
7 . نك: المیزان، ج 1، ص 147 (ذیل آیه 39 / بقره) و نیز نك: كتاب مقدس، سفر پیدایش، باب اول، شماره 7 به بعد.
8 . ما موارد لغزش‏هاى مترجمان قرآن را در مورد فوق تحت عنوان: «نقش دانش‏هاى مترجم در ترجمه قرآن» جمع آورى كردیم كه در مجله ترجمان وحى، ش 12 منتشر شد.
9 . سنن ترمذى، ابوداد سجستانى، ج 4، كتاب تفسیر القرآن، حدیث 2961.
10 . المیزان، ج 3، ص 75.
11 . نك: عیون اخبار الرضا، الصدوق، ج 1، ص 116 و بحارالانوار، ج 89، ص 107 و تفسیر برهان بحرانى، ج 1، ص 19 و تفسیر قرطبى، ج 1، ص 27 و كنز العمال، ج 2، ص 10.
12 . نك: درسنامه روشها و گرایشهاى تفسیر قرآن، ص 352 - 410.
13 . نورالثقلین، ج 5، ص 626 - 625.
14 . اصول كافى، ج 1، ص 390 و بحارالانوار / 43 / 65 / 58.
15 . تفسیر نمونه، ج 27، ص 193.
16 . مادر كتاب درسنامه روشها و گرایشهاى تفسیر قرآن، كه انتشارات مركز جهانى علوم اسلامى آن را چاپ كرده و به دو زبان عربى و اردو نیز ترجمه شده است، كتابشناسى حاوى 138 عنوان كتاب در زمینه روشها و گرایشهاى تفسیر قرآن معرفى كرده‏ایم.
17 . برخى كتاب‏ها در روشهاى تفسیرى و گرایشهاى تفسیرى هر دو جاى مى‏گیرد چرا كه از جهتى از منبع خاص استفاده كرده‏اند از این رو روش بشمار مى‏آیند و از طرف دیگر براساس علاقه و ذوق مفسر مطالب خاصى در آن زیاد به كار رفته كه گرایش بشمار مى‏رود.
18 . شاید مشكل باشد كه «شناخت آسیب‏هاى تفسیر» را یك مرحله از مراحل برداشت تفسیر قرآن بدانیم، اما با توجه به اینكه این مطلب بر كل منطق تفسیر قرآن سایه مى‏اندازد، آسیب‏هاى تفسیر یك مانع اساسى فهم و تفسیر معتبر بشمار مى‏آید، از این رو مى‏توانیم آن را با تسامح یك مرحله (مرحله رفع مانع فهم و تفسیر) بشمار آوریم.
19 . نك: تفسیر به رأى، آیت‌اللَّه مكارم شیرازى، درسنامه روشها و گرایشهاى تفسیر قرآن، از نگارنده و...
20 . نك: روش‏شناسى مطالعات دینى، احد فرامرز قراملكى، ص 204.
21 . البته براساس برخى از دیدگاههاى هرمنوتیكى مثل شلایر ماخر (1834 - 1767 م) هدف تفسیر كشف نیّت مولف است. اما براساس دیدگاههاى دیگر همچون هایدگر و بابنز اینگونه نیست. و نقش نیت مولف را كم كردند. نك: درآمدى بر هرمنوتیك، احمد واعظى، ص 47 به بعد و كتاب نقد، ش 6 - 5، ص 59 به بعد و درسنامه روشها و گرایشهاى تفسیر قرآن، از نگارنده، ص 267 به بعد.

http://www.porsojoo.com/fa/node/2428

میقات
۱۳۸۹/۰۵/۱۷, ۱۷:۴۹
با سلام و درود


«وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»؛ و ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى[توضیح دهی] و شايد انديشه كنند. (نحل، ۴۴)


این واضح و روشن است که هر کسی نمی تواند مراد واقعی گوینده را بطور کامل بفهمد، بویژه در متون مقدس و الهی.

لذا حتما نیاز به مفسر و تبیین کننده دارد.


البته این جواب برای کسی که به الله و ارسال رسل و دین الهی معتقد باشد و سپس در مورد نیاز قرآن به مفسر و تبیین کننده سؤال دارد، پاسخ مناسبی است؛ ولی با کسی که اختلاف مبنایی داریم یعنی او توحید (الله)، نبوت و ادیان الهی را اصلا قبول ندارد، دیگر نوبت به این مرحله نمی رسد؛ لذا باید پرسید طبق چه معیار منطقی و معقولی، بدون طی مراحل طولی و بدون مشترکات مبنایی، این سؤال را پرسیده و انتظار چه پاسخی را دارند.

Enerji
۱۳۸۹/۰۵/۱۷, ۱۸:۳۸
در بسیاری از آیات اشاره شده که این قرآن آسان فرستاده شده است . چرا خود خداوند نگفته باید حتما تفسیر بشه ؟ :

سوره مریم آیه 98
این قرآن را بر زبان تو آسان کردیم تا پرهیزکاران را مژده دهی و ستیزه گران را بترسانی.
سوره الدخان آیه 58
ما ادای سخن خویش بر زبان تو را آسان کردیم، باشد که پند گیرند.
سوره القمر آیه 17
و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟
سوره القمر آیه 22
و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟
سوره القمر آیه 32
و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟

سوره القمر آیه 40
و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟

این جمله "و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟" رو در یک سوره 4 بار تکرار میکنه

glory
۱۳۸۹/۰۵/۱۷, ۲۰:۳۳
در بسیاری از آیات اشاره شده که این قرآن آسان فرستاده شده است . چرا خود خداوند نگفته باید حتما تفسیر بشه ؟ :

سوره مریم آیه 98
این قرآن را بر زبان تو آسان کردیم تا پرهیزکاران را مژده دهی و ستیزه گران را بترسانی.
سوره الدخان آیه 58
ما ادای سخن خویش بر زبان تو را آسان کردیم، باشد که پند گیرند.
سوره القمر آیه 17
و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟
سوره القمر آیه 22
و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟
سوره القمر آیه 32
و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟

سوره القمر آیه 40
و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟

این جمله "و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟" رو در یک سوره 4 بار تکرار میکنه

سلام دوست گرامی
خوب معلومه قرانو نباید تفسیر کرد
باید در اون تعقل کرد .ایات قران رو کنار هم گذاشت و از اون نتیجه گیری کرد (تعقل نه تفسیر)

ستايشگر
۱۳۸۹/۰۵/۱۷, ۲۲:۱۵
به نام خدا.

آيه اي در قرآن هست كه ميگه در قتل اصراف نكنيد. اگر داستان اين آيه رو ندونيد هرچند عرب باشيد نميتونيد بفهميد كه منظور اين آيه اين هست كه وقتي ميخوايد قصاص كنيد مثل وحشي ها نريد بيوفتيد تو خانواده قاتل هر كي دستتون رسيد رو بكشيد. بريد و خود قاتل رو قصاص كنيد.

در نتيجه اينكه از روي ظاهر آيه نميشه در موردش قضاوت كرد.

با تشكر ،ستايشگر :Gol:

Enerji
۱۳۸۹/۰۵/۱۸, ۰۷:۱۴
به نام خدا.

آيه اي در قرآن هست كه ميگه در قتل اصراف نكنيد. اگر داستان اين آيه رو ندونيد هرچند عرب باشيد نميتونيد بفهميد كه منظور اين آيه اين هست كه وقتي ميخوايد قصاص كنيد مثل وحشي ها نريد بيوفتيد تو خانواده قاتل هر كي دستتون رسيد رو بكشيد. بريد و خود قاتل رو قصاص كنيد.

در نتيجه اينكه از روي ظاهر آيه نميشه در موردش قضاوت كرد.

با تشكر ،ستايشگر :gol:

پس خداوند فراموش کرده که توی قرآن بگه آقا این آیات باطن داره و منظورش فرق میکنه

مجیب
۱۳۸۹/۰۵/۱۸, ۰۷:۴۴
پس خداوند فراموش کرده که توی قرآن بگه آقا این آیات باطن داره و منظورش فرق میکنه

عرض سلام:Rose:
مطمئنا حضرت حق فراموش نكرده و بارها در كلامش به انسان يادآوري كرده ( شما دروس دانشگاهي را هم نگاه كنيد استاد درخصوص يه موضوعي كلياتش رو توضيح ميده ميگه حالا خودت برو تحقيق كن يه پروژه 30 صفحه ايي رو براي من بيار، غيره اينه )

تفكر و تعقّل و تدّبر در آیات قرآن:
قرآن كریم در موارد متعدد افراد را به تفكر در آیات یعنى اندیشه‏ورزى در جزئیات و مقدمات و علل و زمینه‏ها فرا مى‏خواند.
بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ﴿۴۴﴾
[زيرا آنان را] با دلايل آشكار و نوشته‏ها [فرستاديم] و اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم تا براى مردم آنچه را به سوى ايشان نازل شده است توضيح دهى و اميد كه آنان بينديشند (۴۴) سوره مباركه نحل

و در برخى از آیات، افراد را به تعقّل در آیات یعنى اندیشه‏ورزى در امور كلّى فرا مى‏خواند.
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿۲﴾
ما آن را قرآنى عربى نازل كرديم باشد كه بينديشيد (۲) سوره مبارك يوسف

و گاهى افراد را به تدّبر یعنى پیامدهاى امور فرا مى‏خواند.
كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ ﴿۲۹﴾
[اين] كتابى مبارك است كه آن را به سوى تو نازل كرده‏ايم تا در [باره] آيات آن بينديشند و خردمندان پند گيرند (۲۹) سوره مباركه ص

براى مثال اگر قرآن به سرگذشت عذاب آلود قوم عاد اشاره مى‏كند ما باید در مورد زمینه‏ها و علل جزئى این حادثه تفكر كنیم. و نیز در مورد سنت و قانون كلى الهى در مورد اقوام سركش در طول تاریخ تعقّل نماییم و نیز در مورد پیامدهاى این حادثه تاریخى و تأثیر آن در سرنوشت افراد و ملت‏ها تدّبر كنیم و در مجموع عبرت‏هاى این حادثه را بدست آوریم و بیان كنیم. این نوع برخورد با آیات منتهى به برداشت‏هاى جالب مى‏شود كه اگر با رعایت ضوابط صورت گیرد قابل انطباق با هر زمان و مكان مشابه است.

Enerji
۱۳۸۹/۰۵/۱۸, ۰۷:۵۲
( شما دروس دانشگاهي را هم نگاه كنيد استاد درخصوص يه موضوعي كلياتش رو توضيح ميده ميگه حالا خودت برو تحقيق كن يه پروژه 30 صفحه ايي رو براي من بيار، غيره اينه )

خوب استاد یک انسان و بشره . خدا هم این ناتوانی بشر رو داره ؟

بحث سر تعقل نبود .. بحث سر چرایی تفسیر بود :


در بسیاری از آیات اشاره شده که این قرآن آسان فرستاده شده است . چرا خود خداوند نگفته باید حتما تفسیر بشه ؟ :

سوره مریم آیه 98
این قرآن را بر زبان تو آسان کردیم تا پرهیزکاران را مژده دهی و ستیزه گران را بترسانی.
سوره الدخان آیه 58
ما ادای سخن خویش بر زبان تو را آسان کردیم، باشد که پند گیرند.
سوره القمر آیه 17
و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟
سوره القمر آیه 22
و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟
سوره القمر آیه 32
و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟

سوره القمر آیه 40
و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟

این جمله "و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟" رو در یک سوره 4 بار تکرار میکنه

ستايشگر
۱۳۸۹/۰۵/۱۸, ۰۸:۰۸
خوب استاد یک انسان و بشره . خدا هم این ناتوانی بشر رو داره ؟

بحث سر تعقل نبود .. بحث سر چرایی تفسیر بود :

به نام خدا.

خدا به صفت ناتواني در نمياد. اما آيا انساني كه قرآن براش مياد ( منظورم ماهاست نه معصومين ) ظرفيت فراگيري تمامي معاني و تفاسير رو داره؟ فراموش نكنيم كه قرآن كتابيست براي تمامي اعصار بنابراين بايد تفسير داشته باشه چون نميشه آيات مربوط به كل زمان ها رو در 6000 آيه به صورت صريح آورد. مشكلات ديگري هم در صورت گفتن كليه آيات به صورت صريح هست كه مربوط به شنونده ميشه و نه گوينده.

با تشكر ، ستايشگر :Gol:

Enerji
۱۳۸۹/۰۵/۱۸, ۰۸:۵۴
به نام خدا.

خدا به صفت ناتواني در نمياد. اما آيا انساني كه قرآن براش مياد ( منظورم ماهاست نه معصومين ) ظرفيت فراگيري تمامي معاني و تفاسير رو داره؟ فراموش نكنيم كه قرآن كتابيست براي تمامي اعصار بنابراين بايد تفسير داشته باشه چون نميشه آيات مربوط به كل زمان ها رو در 6000 آيه به صورت صريح آورد. مشكلات ديگري هم در صورت گفتن كليه آيات به صورت صريح هست كه مربوط به شنونده ميشه و نه گوينده.

با تشكر ، ستايشگر :gol:

ولی نص صریح قرآن چیز دیگه ای میگه :




در بسیاری از آیات اشاره شده که این قرآن آسان فرستاده شده است . چرا خود خداوند نگفته باید حتما تفسیر بشه ؟ :

سوره مریم آیه 98
این قرآن را بر زبان تو آسان کردیم تا پرهیزکاران را مژده دهی و ستیزه گران را بترسانی.
سوره الدخان آیه 58
ما ادای سخن خویش بر زبان تو را آسان کردیم، باشد که پند گیرند.
سوره القمر آیه 17
و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟
سوره القمر آیه 22
و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟
سوره القمر آیه 32
و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟

سوره القمر آیه 40
و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟

این جمله "و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟" رو در یک سوره 4 بار تکرار میکنه

amirhossein67
۱۳۸۹/۰۵/۱۸, ۰۸:۵۹
احتمالا خط رو خط افتاده بوده
شاید هم سیم های دستگاه مخابرات الهی ، اتصالی کرده بودند !!!
وقتی هیچ حرف منطقی و دلیل قانع کننده نداشته باشین چاره ای جز به سخره گرفتن ندارین.
خب حق دارین یه چیزی گفتین باید تا آخرش پاش وایسین
پس تا میتونین همه چیز رو به مسخره بگیرین. با مسخره کردن هیچ ارزشی رو کم نمیکنین بلکه بر ارزشمند بودن همون به قول شما مخابرات الهی صحه میگذارین و حقارت خودتون رو در برابر معبود ثابت میکنید.
ادامه بدین

Angel1943
۱۳۸۹/۰۵/۱۸, ۰۹:۱۴
درود.
بايد ديد كه اگر (البته اگر)قرآن نياز به تفسير دارد چه كسي توانايي و حق اين كار را داراست؟
مجوزها از سوي چه كسي صادر ميشود و مفسران تا كجا ميتوانند پيش بروند؟
تفسير دلخواه از قرآن امكانپذير است؟

ستايشگر
۱۳۸۹/۰۵/۱۸, ۰۹:۳۹
به نام خدا.

جناب انرژري شما يك لطفي بكن و تفاوت بين تعقل و تفسير رو براي بنده كه نمي دونم توضيح بده. خيلي ممنون ميشم اگر اينكار رو بكنيد.

با تشكر ، ستايشگر :Gol:

Enerji
۱۳۸۹/۰۵/۱۸, ۰۹:۴۳
به نام خدا.

جناب انرژري شما يك لطفي بكن و تفاوت بين تعقل و تفسير رو براي بنده كه نمي دونم توضيح بده. خيلي ممنون ميشم اگر اينكار رو بكنيد.

با تشكر ، ستايشگر :gol:

تفسیر، روشن کردن مفاهیم آیات قرآن و پرده‌برداشتن از مراد و مقصود آنهاست و تعقل هم برابر فکر کردن و تفکر است .. چرا باید مقصود آیات فرق داشته باشه با توجه به آیاتی که ذکر کردم خود خدا میگه "آسان" .. لطفا دوستانی که جوابی ندارند پاسخی ندن بهتره

مجیب
۱۳۸۹/۰۵/۱۸, ۱۰:۴۳
در بسیاری از آیات اشاره شده که این قرآن آسان فرستاده شده است . چرا خود خداوند نگفته باید حتما تفسیر بشه ؟ :

چرا بزرگوار حضرت حق در آيه 44 سوره مباركه نحل به اين مورد اشاره كرده
بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ﴿۴۴﴾
[زيرا آنان را] با دلايل آشكار و نوشته‏ها [فرستاديم] و اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم تا براى مردم آنچه را به سوى ايشان نازل شده است توضيح دهى و اميد كه آنان بينديشند (۴۴)



چرا باید مقصود آیات فرق داشته باشه

چه فرقي ؟ ( البته اين برداشت منه ) ايات قران ظاهر و باطن دارن به چهرهی عمومی الفاظ قرآن که برای همه گشاده است، ظاهر میگویند. همچنین به چهره یا چهره های دیگر که تنها اندیشمندان آن را درمییابند، باطن میگویند.به بیان دیگر، معنای ظاهری همان مدلول مستقیم آیه است که معنایی ساده برای فهم عامه ی مردم در هر زمان و مکان است، ولی باطن (یا بطون) نوعی دلالت غیرمستقیم است که برای افراد خاص روشن است.
ظاهر قرآن، شاخه است و باطن، اصل و ریشه.
البته اين به اين معني نسيت كه ظاهر چيزي رو ميگه و باطن چيز ديگه ، معانی باطن با ظاهر قابل جمع است و در طول هم هستند نه در عرض هم. برای نمونه، در آیهی «لایَمسُّهُ الّا المُطَهَّرُون»، ظاهر دلالت دارد که مراد، طهارت ظاهری (و وضو) است و باطن میگوید مراد، طهارت باطنی (و روحی) است و این دو باهم تنافی ندارند.

Enerji
۱۳۸۹/۰۵/۱۸, ۱۰:۴۷
[زيرا آنان را] با دلايل آشكار و نوشته‏ها [فرستاديم] و اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم تا براى مردم آنچه را به سوى ايشان نازل شده است توضيح دهى و اميد كه آنان بينديشند (۴۴)

خوب این که مخاطبش پیامبره !! .. بازم جواب سوال من نبود : "چرا خود خداوند نگفته باید حتما تفسیر بشه ؟"

البته با توجه به این آیات :


سوره مریم آیه 98
این قرآن را بر زبان تو آسان کردیم تا پرهیزکاران را مژده دهی و ستیزه گران را بترسانی.
سوره الدخان آیه 58
ما ادای سخن خویش بر زبان تو را آسان کردیم، باشد که پند گیرند.
سوره القمر آیه 17
و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟
سوره القمر آیه 22
و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟
سوره القمر آیه 32
و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟

سوره القمر آیه 40
و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟

این جمله "و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟" رو در یک سوره 4 بار تکرار میکنه

Atheist philosopher
۱۳۸۹/۰۵/۱۸, ۱۷:۰۶
به نام عقل و خرد
با درود


قرآن خود را به عنوان مبین(=آشکار) توصیف کرده است.
آیا آشکار نیاز به آشکار شدن دارد ؟


تصویر زیر به شما پاسخ می دهد:


مخصوصا لغت self explaining که دور آنرا با دو رنگ گرفته ام


http://lh6.ggpht.com/_gmrK-GcssZ4/TGAKuxE-TuI/AAAAAAAAAGI/q1gHTqb3uAQ/s640/fg.JPG

glory
۱۳۸۹/۰۵/۱۸, ۲۱:۱۲
به نام عقل و خرد
با درود


قرآن خود را به عنوان مبین(=آشکار) توصیف کرده است.
آیا آشکار نیاز به آشکار شدن دارد ؟


سلام دوست گرامی
سوال شما اشتباه است و باید به این شکل در اید :
قران اشکار است ولی مشکل کجاست که خیلی ها درک نمیکنند؟
این بدلیل عدم قبول حقیقت یا جهالت است
یک مثال ساده
وقتی شخصی جدول ضرب بلد نیست و بگویید 3*3=؟ میشود قطعا نمیداند
ولی اگر ریاضی او خوب باشد جواب درست رو به شما میدهد
حال این یه مثال ساده بود
اگر کمی پیچیده تر بشه قطعا به علم بیشتری برای جواب دادن نیاز هست
و هرچه علم شما بیشتر باشد مسائل پیچیده تری رو میتوانید حل کنید
اطلبو العلم من المهد الی اللحد

مجیب
۱۳۸۹/۰۵/۱۹, ۰۹:۴۱
سوره القمر آیه 40
و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟

این جمله "و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟" رو در یک سوره 4 بار تکرار میکنه

عرض سلام
بزرگوار شما به اين موضوع توجه كنيد كه چرا صحابه حضرت ختمي مرتبت (ص) اگر چه زبان مادری‏شان عربی بود و برای درک زبان عربی نیاز به آموزش نداشتند ولی با وجود این، برای یادگرفتن قرآن مدت درازی را در خدمت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم سپری کردند.
حتي من از يكي از بزرگان اهل سنت مطلبي رو ديدم كه نقل كرده بودند كه وقتی 10 آیه از رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرا می‏گرفتند، تا زمانی که مسائل علمی و عملی آنها را به طورکامل فرا نمی‏گرفتند، جلوتر نمی‏رفتند؛ و میگفتند: «فتعلمنا القرآن و العلم و العمل جمیعاً»؛ ما قرآن را همراه با علم و عمل فرا گرفتیم.
حقیقت این است که آیات قرآن دو نوع‏اند: پاره‏ای از آیات قرآن به گونه‏ای هستند که در آن سخنان پندآمیزی برای همه، داستان‏های مفید، ماجراهای عبرت‏آموز و مضامین وعظ و نصیحت وجود دارد که در آن ناپایداری دنیا، حالات جهنم، خوف خدا و فکر آخرت و سایر حقایق روشن و ساده زندگی بیان شده است. بدون شک این قبیل آیات ساده و آسان هستند و هر فردی با مختصر آشنایی با زبان عربی، می‏تواند مطلب آنها را درک کرده و از آن پند و عبرت بگیرد. چنانکه خود قرآن کریم این نکته را مجمل نگذاشته، بلکه با ذکر واژۀ "للذکر"-( اشاره به آيه مورد نظر شما وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ) برای پند گرفتن- این حقیقت را واضح وروشن ساخته است.
بر عکس، پاره‏ای از آیات مشتمل بر احکام، قوانین، عقاید و مضامین علمی می‏باشند که فهم و درک دقیق آنها و استنباط احکام و مسائل از آن در توان هر کس نیست و تا زمانی که رسوخ و آشنایی کامل با علوم اسلامی به دست نیاید، نمی‏توان این هدف را از قرآن به دست آورد.

Enerji
۱۳۸۹/۰۵/۱۹, ۰۹:۴۹
عرض سلام
بزرگوار شما به اين موضوع توجه كنيد كه چرا صحابه حضرت ختمي مرتبت (ص) اگر چه زبان مادری‏شان عربی بود و برای درک زبان عربی نیاز به آموزش نداشتند ولی با وجود این، برای یادگرفتن قرآن مدت درازی را در خدمت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم سپری کردند.
حتي من از يكي از بزرگان اهل سنت مطلبي رو ديدم كه نقل كرده بودند كه وقتی 10 آیه از رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرا می‏گرفتند، تا زمانی که مسائل علمی و عملی آنها را به طورکامل فرا نمی‏گرفتند، جلوتر نمی‏رفتند؛ و میگفتند: «فتعلمنا القرآن و العلم و العمل جمیعاً»؛ ما قرآن را همراه با علم و عمل فرا گرفتیم.
حقیقت این است که آیات قرآن دو نوع‏اند: پاره‏ای از آیات قرآن به گونه‏ای هستند که در آن سخنان پندآمیزی برای همه، داستان‏های مفید، ماجراهای عبرت‏آموز و مضامین وعظ و نصیحت وجود دارد که در آن ناپایداری دنیا، حالات جهنم، خوف خدا و فکر آخرت و سایر حقایق روشن و ساده زندگی بیان شده است. بدون شک این قبیل آیات ساده و آسان هستند و هر فردی با مختصر آشنایی با زبان عربی، می‏تواند مطلب آنها را درک کرده و از آن پند و عبرت بگیرد. چنانکه خود قرآن کریم این نکته را مجمل نگذاشته، بلکه با ذکر واژۀ "للذکر"-( اشاره به آيه مورد نظر شما وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ) برای پند گرفتن- این حقیقت را واضح وروشن ساخته است.
بر عکس، پاره‏ای از آیات مشتمل بر احکام، قوانین، عقاید و مضامین علمی می‏باشند که فهم و درک دقیق آنها و استنباط احکام و مسائل از آن در توان هر کس نیست و تا زمانی که رسوخ و آشنایی کامل با علوم اسلامی به دست نیاید، نمی‏توان این هدف را از قرآن به دست آورد.

خوب مگه قرآن برای راهنمایی انسان ها فرستاده نشده ؟ چرا باید مضامین و احکام و قوانین غیرقابل قهم درونش باشه که نیاز به این افراد داشته باشیم ؟ لطفا یک آیه ذکر نمایید که خدا گفته باشه این آیات رو باید کارشناسان تفسیر کننو به شما بیاموزن و مسائلی در این رابطه

مجیب
۱۳۸۹/۰۵/۱۹, ۱۲:۳۷
خوب مگه قرآن برای راهنمایی انسان ها فرستاده نشده ؟ چرا باید مضامین و احکام و قوانین غیرقابل قهم درونش باشه که نیاز به این افراد داشته باشیم ؟ لطفا یک آیه ذکر نمایید که خدا گفته باشه این آیات رو باید کارشناسان تفسیر کننو به شما بیاموزن و مسائلی در این رابطه


هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ ﴿۷﴾
اوست كسى كه اين كتاب [=قرآن] را بر تو فرو فرستاد پاره‏اى از آن آيات محكم [=صريح و روشن] است آنها اساس كتابند و [پاره‏اى] ديگر متشابهاتند [كه تاويل‏پذيرند] اما كسانى كه در دلهايشان انحراف است براى فتنه‏جويى و طلب تاويل آن [به دلخواه خود] از متشابه آن پيروى مى‏كنند با آنكه تاويلش را جز خدا و ريشه‏داران در دانش كسى نمى‏داند [آنان كه] مى‏گويند ما بدان ايمان آورديم همه [چه محكم و چه متشابه] از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان كسى متذكر نمى‏شود (۷)
( سوره مباركه آل عمران)

Enerji
۱۳۸۹/۰۵/۱۹, ۱۲:۴۰
هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ ﴿۷﴾
اوست كسى كه اين كتاب [=قرآن] را بر تو فرو فرستاد پاره‏اى از آن آيات محكم [=صريح و روشن] است آنها اساس كتابند و [پاره‏اى] ديگر متشابهاتند [كه تاويل‏پذيرند] اما كسانى كه در دلهايشان انحراف است براى فتنه‏جويى و طلب تاويل آن [به دلخواه خود] از متشابه آن پيروى مى‏كنند با آنكه تاويلش را جز خدا و ريشه‏داران در دانش كسى نمى‏داند [آنان كه] مى‏گويند ما بدان ايمان آورديم همه [چه محكم و چه متشابه] از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان كسى متذكر نمى‏شود (۷)
( سوره مباركه آل عمران)


کجاش گفته باید تاویل بشه یا تفسیر بشه ؟ .. جواب سوال اول منو ندادید :


خوب مگه قرآن برای راهنمایی انسان ها فرستاده نشده ؟ چرا باید مضامین و احکام و قوانین غیرقابل قهم درونش باشه که نیاز به این افراد داشته باشیم ؟

غلامعلی نوری
۱۳۸۹/۰۵/۱۹, ۱۵:۴۷
هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ ﴿۷﴾
اوست كسى كه اين كتاب [=قرآن] را بر تو فرو فرستاد پاره‏اى از آن آيات محكم [=صريح و روشن] است آنها اساس كتابند و [پاره‏اى] ديگر متشابهاتند [كه تاويل‏پذيرند] اما كسانى كه در دلهايشان انحراف است براى فتنه‏جويى و طلب تاويل آن [به دلخواه خود] از متشابه آن پيروى مى‏كنند با آنكه تاويلش را جز خدا و ريشه‏داران در دانش كسى نمى‏داند [آنان كه] مى‏گويند ما بدان ايمان آورديم همه [چه محكم و چه متشابه] از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان كسى متذكر نمى‏شود (۷)
( سوره مباركه آل عمران)

اینکه شد داستان لباس پادشاه اثر کریستیان آندرسن که فقط افراد شایسته و نیکمردآن را می دیدند و بقیه افراد که بد نهادو ناشاسته بودند آن را نمی دیدند!!

بیان
۱۳۸۹/۰۵/۲۰, ۰۲:۱۷
در بسیاری از آیات اشاره شده که این قرآن آسان فرستاده شده است . چرا خود خداوند نگفته باید حتما تفسیر بشه ؟


دوست من , قران احتیاجی به تفسیر ندارد. همانطور که شما گفتید اگر احتباج به تفسیر داشت خود خداوند لزوم آنرا اعلام میکرد.
شما نگاهی به تفاسیری که مذاهب مختلف از قران نوشته اند بیاندازید و ببینید که چطور هر مذهبی آنچه را که خود خواسته به قران نسبت داده و آنرا به اصطلاح تفسیر کرده است. آنچه که بعنوان تفسیر شناخته شده است در واقع چیزی جز تحریف نیست.
هر یک وذاهب برای خود احادیثی ساخته و پرداخته اند و قران طبق این احادیث تغییر میدهند و آنرا تحریف میکنند و به این عمل تفسیر قران میگویند!!

البته منظور بنده این نیست که قران برای همه مردم کاملا قابل فهم است ولی برای اکثر مردم که فهم متوسطی دارند بسیار ساده میباشد.بعضی از مردم حتی قسمتهایی از ساده ترین رمانها را نیز نمی فهمند. ولی در کل قران برای اکثر اکثر مردم قابل فهم است.

مجیب
۱۳۸۹/۰۵/۲۰, ۰۹:۱۱
خوب مگه قرآن برای راهنمایی انسان ها فرستاده نشده ؟ چرا باید مضامین و احکام و قوانین غیرقابل قهم درونش باشه که نیاز به این افراد داشته باشیم ؟


اینکه شد داستان لباس پادشاه اثر کریستیان آندرسن که فقط افراد شایسته و نیکمردآن را می دیدند و بقیه افراد که بد نهادو ناشاسته بودند آن را نمی دیدند!!

همونطور كه ميدونيد در قران دونوع آيات داريم محكمات و متشابهات، گروهی می پندارند آیات محکم آنهایی هستند که مطالب در آنها به صورت ساده و صریح طرح شده و بالعکس در آیات متشابه، موضوعات بصورت لُغَز (مشکل) و معما و رمز مطرح گردیده است و بر طبق این تعریف، مردم حق دارند تنها در آیات محکم و صریح تدبر کنند ولی آیات متشابه اساساً قابل شناخت نیستند و نمی توان در مورد آنها اندیشه کرد. قهراً اینجا این سؤال مطرح می گردد که اصلاً فلسفه آیات متشابه چیست؟ چرا قرآن آیاتی را که قابل شناخت نیست عرضه کرده است؟
(پاسخ مطلب به اجمال این است که نه معنای محکم، صریح و ساده است و نه معنای متشابه، لُغَزوار و رمزگونه. معما و رمز لفظی است با معنای مبهم و مجمل که با کلماتی بیان می گردد که بطور مستقیم افاده معنی نمی کند.)
این با نص قرآن که می گوید: قرآن کتابی روشنگر و قابل فهم برای همه است و آیاتش همه نور و هدایت است، منافات دارد. سر مطلب این است که برخی مسائل مطروحه در قرآن بخصوص آنجا که سخن از امور غیب و ماوراء الطبیعه است، اساساً با الفاظ قابل بیان نیستند و به قول شیخ شبستری
معنای هرگز اندر حرف ناید
که بحر بیکران در ظرف ناید
اما از آنجا که زبان بیان قرآن همین زبان بشری است ناگزیر آن موضوعات لطیف و معنوی با عباراتی بیان شده اند که بشر برای موضوعات مادی بکار می برد. لکن برای جلوگیری از سوءفهم، مسائل در بعضی آیات بگونه ای مطرح شده که می باید حتماً به کمک آیات دیگر تفسیر گردد و غیر از این راهی وجود نداشته است. مثلاً قرآن می خواسته از حقیقتی که نام او رؤیت خدا با قلب است - یعنی اینکه انسان می تواند خدا را با قلب خود شهود کند - نام ببرد.

این معنی در قالب این عبارات بیان شده:
«وُجوهٌ یَومَئذٍ ناضرةٌ* اِلی رَبِّها ناظِرَة»؛ در آن روز چهره هایی خرم وجود دارد که به پروردگار خود نظر می افکنند. (سوره قیامت آیات 22 و 23)
قرآن لفظ دیدن را بکار برده و لفظ مناسبتری برای ادای مقصود در اختیار نداشته است اما برای جلوگیری از اشتباه در جای دیگر توضیح می دهد:
«لا تُدرِکُهُ الأَبصارٌ وَ هُو یُدرِکُ الأَبصارَ»؛ هیچ چشمی او را درک نمی کند ولی او بینندگان را مشاهده می کند. (سوره انعام آیه 103)
طبعاً خواننده متوجه می شود که علی رغم تشابه لفظی، این امور سنخیتی با هم ندارند و کاملاً از یکدیگر جدا هستند. قرآن برای جلوگیری از مشتبه شدن آن معانی شامخ و عالی با معانی مادی می گوید متشابهات را به محکمات ارجاع کنید:
«هُوَ الَّذی اَنزَلَ عَلَیکَ الکتابٌ مِنه ایاتٌ مُحکَماتٌ هُنَّ اُمُّ الکِتابِ»؛ اوست کسی که این کتاب را بر تو فرستاد پاره ای از آن آیات محکم است. آنها اساس کتابند. (آل عمران آیه 7)

قرآن را بر تو فرود آورد، برخی آیات آن محکمه هستند یعنی دارای آنچنان استحکامی که نمی توان آنها را از معنی خود خارج کرد و معانی دیگری نتیجه گرفت. این آیات ام الکتاب یعنی آیات مادرند. یعنی درست همانگونه که طفل به مادر رجوع می کند و مادر مرجع فرزند است. و یا شهرهای بزرگ –اٌمُّ القُری- مرجع شهرهای کوچکتر محسوب می شوند، آیات محکم نیز مرجع آیات متشابه بحساب می آیند. آیات متشابه برای فهمیدن و تدبر کردن هستند، اما در آنها باید به کمک آیات محکم تدبر کرد. بدون کمک آیات مادر، آنچه که از آیات متشابه اخذ شود درست و معتبر نخواهد بود.

Enerji
۱۳۸۹/۰۵/۲۰, ۱۰:۰۳
همونطور كه ميدونيد در قران دونوع آيات داريم محكمات و متشابهات، گروهی می پندارند آیات محکم آنهایی هستند که مطالب در آنها به صورت ساده و صریح طرح شده و بالعکس در آیات متشابه، موضوعات بصورت لُغَز (مشکل) و معما و رمز مطرح گردیده است و بر طبق این تعریف، مردم حق دارند تنها در آیات محکم و صریح تدبر کنند ولی آیات متشابه اساساً قابل شناخت نیستند و نمی توان در مورد آنها اندیشه کرد. قهراً اینجا این سؤال مطرح می گردد که اصلاً فلسفه آیات متشابه چیست؟ چرا قرآن آیاتی را که قابل شناخت نیست عرضه کرده است؟
(پاسخ مطلب به اجمال این است که نه معنای محکم، صریح و ساده است و نه معنای متشابه، لُغَزوار و رمزگونه. معما و رمز لفظی است با معنای مبهم و مجمل که با کلماتی بیان می گردد که بطور مستقیم افاده معنی نمی کند.)
این با نص قرآن که می گوید: قرآن کتابی روشنگر و قابل فهم برای همه است و آیاتش همه نور و هدایت است، منافات دارد. سر مطلب این است که برخی مسائل مطروحه در قرآن بخصوص آنجا که سخن از امور غیب و ماوراء الطبیعه است، اساساً با الفاظ قابل بیان نیستند و به قول شیخ شبستری
معنای هرگز اندر حرف ناید
که بحر بیکران در ظرف ناید
اما از آنجا که زبان بیان قرآن همین زبان بشری است ناگزیر آن موضوعات لطیف و معنوی با عباراتی بیان شده اند که بشر برای موضوعات مادی بکار می برد. لکن برای جلوگیری از سوءفهم، مسائل در بعضی آیات بگونه ای مطرح شده که می باید حتماً به کمک آیات دیگر تفسیر گردد و غیر از این راهی وجود نداشته است. مثلاً قرآن می خواسته از حقیقتی که نام او رؤیت خدا با قلب است - یعنی اینکه انسان می تواند خدا را با قلب خود شهود کند - نام ببرد.

این معنی در قالب این عبارات بیان شده:
«وُجوهٌ یَومَئذٍ ناضرةٌ* اِلی رَبِّها ناظِرَة»؛ در آن روز چهره هایی خرم وجود دارد که به پروردگار خود نظر می افکنند. (سوره قیامت آیات 22 و 23)
قرآن لفظ دیدن را بکار برده و لفظ مناسبتری برای ادای مقصود در اختیار نداشته است اما برای جلوگیری از اشتباه در جای دیگر توضیح می دهد:
«لا تُدرِکُهُ الأَبصارٌ وَ هُو یُدرِکُ الأَبصارَ»؛ هیچ چشمی او را درک نمی کند ولی او بینندگان را مشاهده می کند. (سوره انعام آیه 103)
طبعاً خواننده متوجه می شود که علی رغم تشابه لفظی، این امور سنخیتی با هم ندارند و کاملاً از یکدیگر جدا هستند. قرآن برای جلوگیری از مشتبه شدن آن معانی شامخ و عالی با معانی مادی می گوید متشابهات را به محکمات ارجاع کنید:
«هُوَ الَّذی اَنزَلَ عَلَیکَ الکتابٌ مِنه ایاتٌ مُحکَماتٌ هُنَّ اُمُّ الکِتابِ»؛ اوست کسی که این کتاب را بر تو فرستاد پاره ای از آن آیات محکم است. آنها اساس کتابند. (آل عمران آیه 7)

قرآن را بر تو فرود آورد، برخی آیات آن محکمه هستند یعنی دارای آنچنان استحکامی که نمی توان آنها را از معنی خود خارج کرد و معانی دیگری نتیجه گرفت. این آیات ام الکتاب یعنی آیات مادرند. یعنی درست همانگونه که طفل به مادر رجوع می کند و مادر مرجع فرزند است. و یا شهرهای بزرگ –اٌمُّ القُری- مرجع شهرهای کوچکتر محسوب می شوند، آیات محکم نیز مرجع آیات متشابه بحساب می آیند. آیات متشابه برای فهمیدن و تدبر کردن هستند، اما در آنها باید به کمک آیات محکم تدبر کرد. بدون کمک آیات مادر، آنچه که از آیات متشابه اخذ شود درست و معتبر نخواهد بود.


چرا خداوند ساده و روان حرف خودشو نزده که همه متوجه بشن ؟ که بعد ها هم اختلاف هایی در تفسیر بوجود بیاد

مجیب
۱۳۸۹/۰۵/۲۰, ۱۰:۰۸
چرا خداوند ساده و روان حرف خودشو نزده که همه متوجه بشن ؟ که بعد ها هم اختلاف هایی در تفسیر بوجود بیاد


سر مطلب این است که برخی مسائل مطروحه در قرآن بخصوص آنجا که سخن از امور غیب و ماوراء الطبیعه است، اساساً با الفاظ قابل بیان نیستند و به قول شیخ شبستری
معنای هرگز اندر حرف ناید
که بحر بیکران در ظرف ناید

Enerji
۱۳۸۹/۰۵/۲۰, ۱۰:۱۴
سر مطلب این است که برخی مسائل مطروحه در قرآن بخصوص آنجا که سخن از امور غیب و ماوراء الطبیعه است، اساساً با الفاظ قابل بیان نیستند و به قول شیخ شبستری
معنای هرگز اندر حرف ناید
که بحر بیکران در ظرف ناید




اگر اینطور باشه خدا هم مثل بشر ناتوان میشه .

Al-taïr
۱۳۸۹/۰۵/۲۰, ۱۰:۲۲
اگر اینطور باشه خدا هم مثل بشر ناتوان میشه .
مشکل از فعل است، نه فاعل.

مجیب
۱۳۸۹/۰۵/۲۰, ۱۰:۳۱
اگر اینطور باشه خدا هم مثل بشر ناتوان میشه .


عرض سلام
نه بزرگوار خودتونم ميدونيد كه اينطور نيست

يه بار ديگه پاراگراف زير را بخونيد
اما از آنجا که زبان بیان قرآن همین زبان بشری است ناگزیر آن موضوعات لطیف و معنوی با عباراتی بیان شده اند که بشر برای موضوعات مادی بکار می برد. لکن برای جلوگیری از سوءفهم، مسائل در بعضی آیات بگونه ای مطرح شده که می باید حتماً به کمک آیات دیگر تفسیر گردد و غیر از این راهی وجود نداشته است.

بعدم بايد زمينه ايي فراهم ميشد كه افكار و انديشه ها بكار بيافته، بايد برترى دانشوران كه در كتاب خدا تدبر و تعمق ميكنند روشن بشه.

Enerji
۱۳۸۹/۰۵/۲۰, ۱۰:۳۹
نظر من اينه كه خدا طوري گفته كه در حيطه فهم منه بشر باشه

خوب خودتون میگید یک سری آیات در فهم بشر نیست . یک سوال . من وقتی یک حرفی میزنم لازمه جمله دیگه ای رو بگم که حرف اول من رو متوجه بشید ؟ این یعنی اینکه من ناتوانم از اینکه کل جملمو یک جوری بگم که قابل فهم باشه و کامل .

طیب
۱۳۸۹/۰۵/۲۰, ۱۰:۴۳
خوب خودتون میگید یک سری آیات در فهم بشر نیست . یک سوال . من وقتی یک حرفی میزنم لازمه جمله دیگه ای رو بگم که حرف اول من رو متوجه بشید ؟ این یعنی اینکه من ناتوانم از اینکه کل جملمو یک جوری بگم که قابل فهم باشه و کامل .

شاید در اون موارد میخواستن ببین ما عمل میکنیم به قرآن و از کسی که مفسر اصلی قرآن هست تبعیت میکنیم یا نه؟ :Rose:

طیب
۱۳۸۹/۰۵/۲۰, ۱۱:۰۱
با سلام

بعنوان مثال به آیه پایین توجه فرمایید:

آیه 6 سوره مایده:

ا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَينِ وَإِن كُنتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُواْ وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مَّنكُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُم مِّنْهُ مَا يُرِيدُ اللّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَـكِن يُرِيدُ لِيُطَهَّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ«6»

اى اهل ايمان ! هنگامي كه به [ قصدِ ] نماز برخيزيد ، صورت و دست هايتان را تا آرنج بشوييد و بخشى از سرتان و روى پاهايتان را تا برآمدگى پشت پا مسح كنيد و اگر جُنُب بوديد ، غسل كنيد و اگر بيمار هستيد يا در سفر مي باشيد يا يكى از شما از قضاى حاجت [ دستشويى ]آمده ، يا با زنان آميزش كرده ايد و آبى [ براى وضو يا غسل ] نيافتيد ، به خاكى پاك ، تيمم كنيد و از آن بخشى از صورت و دست هايتان را مسح نماييد . خدا نمي خواهد [ با احكامش ] بر شما تنگى و مشقت قرار دهد ، بلكه مي خواهد شما را [ از آلودگى ها ] پاك كند و نعمتش را بر شما تمام نمايد ، تا سپاس گزاريد . « 6»
----
قسمت رنگی شده مربوط به وضو میباشد. آیا غیر از اینست که در اینجا اگر بغیر از تفسیر مفسر اصلی قرآن که همانا پیامبر و اهل بیت هستند عمل کنیم دچار گمراهی میشویم؟

به نظرم در بعضی موارد آیات قرآن به گونه ای بیان شده تا فقط کسانی که حقیقتا از خدا و پیامبر تبعیت میکنند به حقیقت آن راه یابند.

مجیب
۱۳۸۹/۰۵/۲۰, ۱۱:۰۳
خوب خودتون میگید یک سری آیات در فهم بشر نیست . یک سوال . من وقتی یک حرفی میزنم لازمه جمله دیگه ای رو بگم که حرف اول من رو متوجه بشید ؟ این یعنی اینکه من ناتوانم از اینکه کل جملمو یک جوری بگم که قابل فهم باشه و کامل .


نه من اصلا همچين نظري ندارم، شما اگه الان براي من نام پزشكي يه بيماري رو بيان كنيد من هيچي نمي فهمم ، اين يعني اينكه شما ناتوان بوديد كه مفهومي كه مي خواستيد به من القا كنيد؟ يا مشكل از منه چون ازش شناختي ندارم اما اگه در ادامه يه مقداري از اون بيماري و علائمش صحبت كنيد در حد ابتدايي متوجه ميشم، ديگه بقيه اش هم به خودم برميگرده كه چقدر دنبال بالا بردن سطح علميم هستم، مهم اينه هيچ منطقي شمارو محكوم به ناتواني نميكنه

ستايشگر
۱۳۸۹/۰۵/۲۰, ۱۱:۰۶
خوب خودتون میگید یک سری آیات در فهم بشر نیست . یک سوال . من وقتی یک حرفی میزنم لازمه جمله دیگه ای رو بگم که حرف اول من رو متوجه بشید ؟ این یعنی اینکه من ناتوانم از اینکه کل جملمو یک جوری بگم که قابل فهم باشه و کامل .

به نام خدا.

اگر انيشتين نتونست نظريه نسبيت خاص رو براي يك كشاورز توضيح بده انيشتين ناتوان هست يا نسبيت خاص فراتز از درك كشاورزه؟ در حالي كه يك فيزيكدان ديگه ميتونه بفهمه كه نظريه نسبيت خاص چيه و چي ميگه.

البته بنده تصريح ميكنم و تاكيد ميكنم كه حرف من ممكنه كاملا غلط باشه مثل اون موردي كه گفتم خدا عقلي اثبات نميشه.

Atheist philosopher
۱۳۸۹/۰۵/۲۰, ۱۱:۱۵
با سلام

بعنوان مثال به آیه پایین توجه فرمایید:

آیه 6 سوره مایده:

ا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَينِ وَإِن كُنتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُواْ وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مَّنكُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُم مِّنْهُ مَا يُرِيدُ اللّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَـكِن يُرِيدُ لِيُطَهَّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ«6»

اى اهل ايمان ! هنگامي كه به [ قصدِ ] نماز برخيزيد ، صورت و دست هايتان را تا آرنج بشوييد و بخشى از سرتان و روى پاهايتان را تا برآمدگى پشت پا مسح كنيد و اگر جُنُب بوديد ، غسل كنيد و اگر بيمار هستيد يا در سفر مي باشيد يا يكى از شما از قضاى حاجت [ دستشويى ]آمده ، يا با زنان آميزش كرده ايد و آبى [ براى وضو يا غسل ] نيافتيد ، به خاكى پاك ، تيمم كنيد و از آن بخشى از صورت و دست هايتان را مسح نماييد . خدا نمي خواهد [ با احكامش ] بر شما تنگى و مشقت قرار دهد ، بلكه مي خواهد شما را [ از آلودگى ها ] پاك كند و نعمتش را بر شما تمام نمايد ، تا سپاس گزاريد . « 6»
----
قسمت رنگی شده مربوط به وضو میباشد. آیا غیر از اینست که در اینجا اگر بغیر از تفسیر مفسر اصلی قرآن که همانا پیامبر و اهل بیت هستند عمل کنیم دچار گمراهی میشویم؟

به نظرم در بعضی موارد آیات قرآن به گونه ای بیان شده تا فقط کسانی که حقیقتا از خدا و پیامبر تبعیت میکنند به حقیقت آن راه یابند.





به نام عقل و خرد
با درود


این از نواقصه قرآنه که واضح و صریح و مشخص نگفته و نیاز به مفسر داره

Enerji
۱۳۸۹/۰۵/۲۰, ۱۱:۱۷
نه من اصلا همچين نظري ندارم، شما اگه الان براي من نام پزشكي يه بيماري رو بيان كنيد من هيچي نمي فهمم ، اين يعني اينكه شما ناتوان بوديد كه مفهومي كه مي خواستيد به من القا كنيد؟ يا مشكل از منه چون ازش شناختي ندارم اما اگه در ادامه يه مقداري از اون بيماري و علائمش صحبت كنيد در حد ابتدايي متوجه ميشم، ديگه بقيه اش هم به خودم برميگرده كه چقدر دنبال بالا بردن سطح علميم هستم، مهم اينه هيچ منطقي شمارو محكوم به ناتواني نميكنه

پزشکی بحث تخصصیه . قرآب کتاب راهنماست .. لزومی نداره با افرادی که در آن روز اون سطح فکر بودند هم اینطوری صحبت کنه . شما وقتی یک فیلمی می بینی یک مفسر داستان و حوادث هم همراه اون فیلم میفرستن که فلان جا برای این ، اینجوری شد ؟

طیب
۱۳۸۹/۰۵/۲۰, ۱۱:۲۵
به نام عقل و خرد
با درود


این از نواقصه قرآنه که واضح و صریح و مشخص نگفته و نیاز به مفسر داره


درود

اگر ممکنه دلیلتون را بفرمایید. بنده یکی از دلایلم را که دلیل بر بهتر بودن قرآن همراه با مفسری همچون پیامبر عرض کردم ولی شما به جای استدلال فقط ادعایی کردید بدون دلیل.

در ضمن:

آیه هفت سوره آل عمران

هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ


ترجمه مشکینی
اوست كه اين كتاب را بر تو فرو فرستاد كه برخى از آن آيه‏هاى محكم به لفظ صريح (و به معنى روشن) است، كه آنها مادر و اساس كتابند، (ابهام آيات ديگر با آنها رفع مى‏شود) و برخى ديگر آيه‏هاى متشابه است (چند پهلو است و معنى آن به واسطه عموم محتوا و عمق معنى و تعدد مراد در بدو نظر روشن نيست و بايد به وسيله آيات محكم و عقل سليم تفسير شود)، اما كسانى كه در دل‏هاى آنان انحراف (از حق) است، براى فتنه‏جويى و طلب تأويل (يافتن معنى نادرست)، از اين كتاب از آنچه متشابه است پيروى مى‏كنند، در حالى كه تأويل (و بازگشت معنى حقيقى) آن را جز خدا نمى‏داند و آنان كه رسوخ در دانش دارند مى‏گويند: ما بدان ايمان آورديم، همه از جانب پروردگار ماست (چه محكم و چه متشابه، و چه معنى را بدانيم و چه ندانيم) و جز صاحبان خرد ناب متذكر نمى‏شوند



طیب

طیب
۱۳۸۹/۰۵/۲۰, ۱۱:۳۹
پزشکی بحث تخصصیه . قرآب کتاب راهنماست .. لزومی نداره با افرادی که در آن روز اون سطح فکر بودند هم اینطوری صحبت کنه . شما وقتی یک فیلمی می بینی یک مفسر داستان و حوادث هم همراه اون فیلم میفرستن که فلان جا برای این ، اینجوری شد ؟

میتونم بپرسم راهنما به چه چیزیه؟

از کجا متوجه شدید که راهنماست؟

آیا غیر از این هست که زمانی که یک پزشک قرآن را مطالعه میکنه مجذوب صحت قرآن در بحث های پزشکی میشه؟ بعنوان مثال اشاره قرآن به این موضوع که اصحاب کهف را از این پهلو به اون پهلو میکردند.

یا بعنوان مثال در یک جلسه قرآن من بیاد دارم با دوستانم بودیم و یکی از بچه ها رشتش مواد (تا جایی که یادمه) بود و شاید 7-8 ده مورد مطلب علمی از یکی از آیات قرآن که اشاره میکنه که باطل مثل کف روی آب هست در آورد.

و همینطور زمانی که یک فرد عادی با سواد کم قرآن را باز میکنه باز هم از قرآن استفاده خودش را میبره. بعضی مواقع یک شخص عادی مطالبی از قرآن بیان میکنه که هرگز هیچ عالمی حتی بهش اشاره نکرده و اون شخص عادی بخاطر طهارتی که داشته بهش اجازه مسح اون قسمت از معارف قرآن داده شده.

آیا خود این نشون نمیده که قرآن تفاوت داره با یک کتاب ساده که فقط میتونه یک نوع مخاطب خاص را تحت تاثیر قرار بده؟

Atheist philosopher
۱۳۸۹/۰۵/۲۰, ۱۱:۴۳
درود

اگر ممکنه دلیلتون را بفرمایید. بنده یکی از دلایلم را که دلیل بر بهتر بودن قرآن همراه با مفسری همچون پیامبر عرض کردم ولی شما به جای استدلال فقط ادعایی کردید بدون دلیل.

در ضمن:

آیه هفت سوره آل عمران

هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ


ترجمه مشکینی
اوست كه اين كتاب را بر تو فرو فرستاد كه برخى از آن آيه‏هاى محكم به لفظ صريح (و به معنى روشن) است، كه آنها مادر و اساس كتابند، (ابهام آيات ديگر با آنها رفع مى‏شود) و برخى ديگر آيه‏هاى متشابه است (چند پهلو است و معنى آن به واسطه عموم محتوا و عمق معنى و تعدد مراد در بدو نظر روشن نيست و بايد به وسيله آيات محكم و عقل سليم تفسير شود)، اما كسانى كه در دل‏هاى آنان انحراف (از حق) است، براى فتنه‏جويى و طلب تأويل (يافتن معنى نادرست)، از اين كتاب از آنچه متشابه است پيروى مى‏كنند، در حالى كه تأويل (و بازگشت معنى حقيقى) آن را جز خدا نمى‏داند و آنان كه رسوخ در دانش دارند مى‏گويند: ما بدان ايمان آورديم، همه از جانب پروردگار ماست (چه محكم و چه متشابه، و چه معنى را بدانيم و چه ندانيم) و جز صاحبان خرد ناب متذكر نمى‏شوند



طیب





بسم الله الرحمان الرحیم
الر تلک آیات الکتاب المبین ( یوسف :1)

ترجمه ی مکارم :الر ، آن کتابی آشکار است
ترجمه ی الهی قمشه ای :الر ، این است آیات کتاب الهی که حقایق را آشکار می سازد
ترجمه ی مصباح زاده : این آیت های کتابیست روشن




اااااا ..... آقای قمشه ای چرا کفر می گویی ؟ این کجا حقایق رو آشکار می کنه ؟ خودش نیاز به آشکار گر داره....

آقای مکارم این اعتراض بر شما هم وارد است
آقای مصباح زاده ، شما هم به کفر گویی روی آوردید ؟؟؟؟؟

ستايشگر
۱۳۸۹/۰۵/۲۰, ۱۱:۴۴
به نام عقل و خرد
با درود


این از نواقصه قرآنه که واضح و صریح و مشخص نگفته و نیاز به مفسر داره


به نام خدا.

نمي دونم چرا پست هاي زيباي شما ها رو كه ميبينم نميتونم دندون رو جيگر بگذارم تا پاسخگو يان محترم جوابتون رو بدن.

چون قرآن كتابي براي تمام زمانهاست ، بنابراين بايد براي هر زمان بخصوصي بتونه حكم مخصوص بده. بنابراين يك مفسر بايد باشه كه بتونه احكام نامحدود رو از آيات محدود بيرون بكشه. مثل همون قضيه كه امام باقر(ع) از آيه "ان المساجد لله" حدود قطع دست دزد رو مشخص كردند. ( تا 4 انگشت )

البته تصريح ميكنم مطالب اين پست ممكنه غلط باشند.

ستايشگر
۱۳۸۹/۰۵/۲۰, ۱۲:۰۸
به انسانیت پناه می برم از شر مجازات های وحشیانه ی اسلامی

به نام خدا.

فكر نميكنم اين مجازات هاي كه مي فرماييد فقط تو اسلام باشه. تو مسيحيت هم چشم در برابر چشم و ... هست. از اون هم به انسانيت پناه ببريد.

راستي. اون موقع كه دزد از در و ديوار خونه مردم بالا ميره و چيزي ازشون مي دزده و ميره حالش رو ميبره لازم نمي بينيد به انسانيت پناه ببريد؟

شما فراموش كرده ايد اين امر رو كه "قطع كردن دست" مجازات هست. و عملي بايد انجام بشه تا مجازات صورت بگيره. طرف مجبور نيست كه بره دزدي كنه.

Enerji
۱۳۸۹/۰۵/۲۰, ۱۲:۱۸
به نام خدا.

فكر نميكنم اين مجازات هاي كه مي فرماييد فقط تو اسلام باشه. تو مسيحيت هم چشم در برابر چشم و ... هست. از اون هم به انسانيت پناه ببريد.

راستي. اون موقع كه دزد از در و ديوار خونه مردمبالا ميره و چيزي ازشون مي دزده و ميره حالش رو ميبره لازم نمي بينيد به انسانيت پناه ببريد؟

شما فراموش كرده ايد اين امر رو كه "قطع كردن دست" مجازات هست. و عملي بايد انجام بشه تا مجازات صورت بگيره. طرف مجبور نيست كه بره دزدي كنه.

با مقایسه میخواهید توجیه کنید ؟ مسیحیت هم اعمال غیرانسانی انجام بده محکومه .. بله درست میفرمایید ، جناب دزد نه تها تنبیه میشه بلکه با ناقص کردن اون ادامه زندگی رو هم برو او سخت میکنیم تا متوجه استباه خودش بشه .. جناب ستایشگر ، شما اگر دزدی کنید حتما قبول میکنید دستتان را قطع کنند ؟

ستايشگر
۱۳۸۹/۰۵/۲۰, ۱۲:۲۸
به نام خدا.

همينه ديگه. من چون از ازدست دادن انگشت هام مي ترسم ، عمرا حتي اگه از گشنگي بميرم هم دزدي نميكنم. البته اين قانون هم همينجوري يكهويي نيست. تبصره داره كه كسي كه داره از گشنگي ميمره ، دستش رو قطع نميكنند. (فكر ميكنم البته ، انشاالله كه اشتباه نميكنم ).

به نظر شما اگه دست دو تا دزد درست حسابي كه سير هستن ولي دزدي ميكنند رو قطع كرده بودن ديگه كسي دزدي مي كرد؟

مجیب
۱۳۸۹/۰۵/۲۰, ۱۳:۰۴
به انسانیت پناه می برم از شر مجازات های وحشیانه ی اسلامی



هر چيزي جاي خودش بزرگوار، متابعت حکم عاطفه در حقوق فردی مانعی ندارد، اسلام نیز (چنان که از آیات قرآنی پیداست) در حقوق فردی مانند اقسام قصاص و حقوق مالی از صاحبان حقوق با تحریص و ترغیب درخواست نموده که از حقوق خود چشم بپوشند و برادران نوعی خود را به تکلف و زحمت نیندازند.
ولی در موارد حقوق اجتماعی به کار بردن عاطفه انسان دوستی در یک جانی و چشم پوشی از مجازات وی در حقیقت جنایت زدن به یک جامعه با کمال بی رحمی است و رها کردن یک دزد و حفظ آبروی یک بزه کار، گرفتار ساختن میلیونها نفوس بی گناه و دریدن پرده احترام آنهاست.
ترحم بر پلنگ تیزدندان
ستمکاری بود بر گوسفندان

Enerji
۱۳۸۹/۰۵/۲۰, ۱۳:۳۰
ترحم بر پلنگ تیزدندان
ستمکاری بود بر گوسفندان

قبول دارم ولی نه که بزنین دست و پا ی پلنگ و قطع کنین یا چششو کور کنین یا امثال اینها و یا حتی بکشینش

در ضمن شما لطفا موضوعات در رابطه با تفسیر رو جواب بدید نه موضوعات انحرافی

طیب
۱۳۸۹/۰۵/۲۰, ۱۳:۴۵
بسم الله الرحمان الرحیم
الر تلک آیات الکتاب المبین ( یوسف :1)

ترجمه ی مکارم :الر ، آن کتابی آشکار است
ترجمه ی الهی قمشه ای :الر ، این است آیات کتاب الهی که حقایق را آشکار می سازد
ترجمه ی مصباح زاده : این آیت های کتابیست روشن




اااااا ..... آقای قمشه ای چرا کفر می گویی ؟ این کجا حقایق رو آشکار می کنه ؟ خودش نیاز به آشکار گر داره....

آقای مکارم این اعتراض بر شما هم وارد است
آقای مصباح زاده ، شما هم به کفر گویی روی آوردید ؟؟؟؟؟

:Gig:

دوست گرامی

دلیل شلوغ بازی را نمیفهمم؟ فکر میکردم بنا بر بحث منطقی و بدور از جو زدگی و شلوغ بازیست.

بنده از شما سوال کردم که چه دلیلی دارید که قرآن چون نیاز به مفسری چون پیامبر دارد ناقص است. شما بجای پاسخ به آن آیه ای از قرآن را آورده اید؟

احیانا در نوشته ای که از بنده نقل قول کرده اید پاسخی برای نوشته خود نیافتید؟

دوست عزیز

بنده شما را راهنمایی میکنم

برای آنکه اثبات کنید قرآن ناقص است بهتر است مطلبی از قرآن که نیاز بشر برای هدایت است و قابل فهم نیست برایتان بیاورید.

احیانا بعضی از دوستان کم قرآن مطالعه کرده اند:

آیاتی در قرآن به صراحت و با بیانی روشن تاکید بر اطاعت از رسول دارد و همچنین تاکید بر اینکه قرآن بر پیامبر رحمت نازل گشته است تا آنرا برای مردم تبیین کنند. قرآن به صراحت راه را نشان میدهد.

باز هم تاکید میکنم برای ادعای خود دلیل اقامه کنید و همچنین با تفکر دلیلی بر اشتباه بودن صحبتهای ما بیاورید.

:Rose:

طیب
۱۳۸۹/۰۵/۲۰, ۱۳:۵۳
به انسانیت پناه می برم از شر مجازات های وحشیانه ی اسلامی

تا جایی که بنده خبر دارم این حکم دارای شروط بسیار زیادیست که یکی از آنها دزدی مسلحانه میباشد.



در ضمن شما لطفا موضوعات در رابطه با تفسیر رو جواب بدید نه موضوعات انحرافی

باز هم جای بسی تاسف است که بجای اقامه دلیل برای ادعای خود به اذعان جناب انرژی مطالبی انحرافی مینویسید.

جناب ستایشگر یک آیه از قرآن را که نیاز به تفسیر داشته را بیان کردند که شما به جای نگاه کردن به جایی که ایشان با انگشت خود به شما نشان میدهند به سر انگشت ایشان نگاه میکنید.

سوالی که بجا میماند اینست که اگر قوانین اسلام را وحشیانه و بدور از انسانیت میپندارید چه اهمیتی برایتان دارد که آیا قرآن نیاز به تفسیر دارد یا خیر؟:Moshtagh:

:Rose:

مجیب
۱۳۸۹/۰۵/۲۰, ۱۴:۳۲
پزشکی بحث تخصصیه . قرآب کتاب راهنماست .. لزومی نداره با افرادی که در آن روز اون سطح فکر بودند هم اینطوری صحبت کنه . شما وقتی یک فیلمی می بینی یک مفسر داستان و حوادث هم همراه اون فیلم میفرستن که فلان جا برای این ، اینجوری شد ؟

اولا كه قران مختص زمان خاصي نبوده و نيست، پس نميشه توقع داشت كه طبق فرهنگ اون زمان نازل ميشده ،بعدم شما الان فلان كتاب رو بهتون ميدن ميگن پايان ترم از اين كتاب ازتون امتحان ميگيريم، صرف داشتن كتاب ديگه براي شما كافيه، نقش استاد اين وسط چي ميشه؟
خدا خودش به پيامبرش اين مورد رو فرموده
بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ﴿۴۴﴾
[زيرا آنان را] با دلايل آشكار و نوشته‏ها [فرستاديم] و اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم تا براى مردم آنچه را به سوى ايشان نازل شده است توضيح دهى و اميد كه آنان بينديشند (۴۴)
به نظر من پيامبر(ص) حكم استاد زمان نزول قران رو داشتن

از پنجمين امام نور نيز روايت شده است؛ آنجا كه فرمود:
«كان رسول‏اللّه افضل الرّاسخين فى‏العلم، قد علم جميع ماانزل‏اللّه عليه من‏التّأويل والتّنزيل...»
پيامبر(ص) برترين استواران در دانش بود و تفسير و تأويل هرچه را كه بر او فرود مى‏آمد، بطور كامل مى‏دانست؛ و چيزى بر آن حضرت نازل نشد كه از تفسير و تأويل جامع آن آگاه نباشد. بعد از آن بزرگوار نيز جانشينان راستين او تفسير و تأويل قرآن را مى‏دانستند آموزگاران كتاب و وحى بودند.

Enerji
۱۳۸۹/۰۵/۲۰, ۱۴:۵۱
اولا كه قران مختص زمان خاصي نبوده و نيست، پس نميشه توقع داشت كه طبق فرهنگ اون زمان نازل ميشده ،بعدم شما الان فلان كتاب رو بهتون ميدن ميگن پايان ترم از اين كتاب ازتون امتحان ميگيريم، صرف داشتن كتاب ديگه براي شما كافيه، نقش استاد اين وسط چي ميشه؟
خدا خودش به پيامبرش اين مورد رو فرموده
بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ﴿۴۴﴾
[زيرا آنان را] با دلايل آشكار و نوشته‏ها [فرستاديم] و اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم تا براى مردم آنچه را به سوى ايشان نازل شده است توضيح دهى و اميد كه آنان بينديشند (۴۴)
به نظر من پيامبر(ص) حكم استاد زمان نزول قران رو داشتن

از پنجمين امام نور نيز روايت شده است؛ آنجا كه فرمود:
«كان رسول‏اللّه افضل الرّاسخين فى‏العلم، قد علم جميع ماانزل‏اللّه عليه من‏التّأويل والتّنزيل...»
پيامبر(ص) برترين استواران در دانش بود و تفسير و تأويل هرچه را كه بر او فرود مى‏آمد، بطور كامل مى‏دانست؛ و چيزى بر آن حضرت نازل نشد كه از تفسير و تأويل جامع آن آگاه نباشد. بعد از آن بزرگوار نيز جانشينان راستين او تفسير و تأويل قرآن را مى‏دانستند آموزگاران كتاب و وحى بودند.

خوب پیامبر ، پیامبر بوده . افراد دیگه ای که تفسیر میکنن هم این اجازه و علم پیامبر رو از خدا دارند ؟

Watcherap
۱۳۸۹/۰۵/۲۱, ۲۲:۳۸
معلومه که چیزی اگر مبین باشه ، نیاز به تبیین نداره

سردرگم
۱۳۸۹/۰۵/۲۲, ۰۲:۲۳
آیا غیر از این هست که زمانی که یک پزشک قرآن را مطالعه میکنه مجذوب صحت قرآن در بحث های پزشکی میشه؟
بله دوست من غیر از این است. من خودم در قرآن هیچ مطلبی درباره رشته تخصصیم پیدا نکردم. اصلا قرار نبوده باشه. چون قرآن کتاب راهنماست برای زندگی. ضمنا صرف اینکه قرآن گفته آنها را به پهلو چرخاندیم یعنی قرآن نکات پزشکی توش هست؟ پس اگه اینطوره شاعر این شعر انرژی هسته ای رو سال ها پیش کشف کرده ولی چون نخواسته به همه بگه توی این شعر بیان کرده که فقط خردمندان بهفمن !
گاه وجد و سماع هر يك را ----- بر دو كون آستين فشان بيني
دل هر ذره را كه بشكافي ------- آفتابيش در ميان بيني
هرچه داري اگر به عشق دهي ------ كافرم گر جوي زيان بيني

سردرگم
۱۳۸۹/۰۵/۲۲, ۰۲:۴۷
شما فراموش كرده ايد اين امر رو كه "قطع كردن دست" مجازات هست. و عملي بايد انجام بشه تا مجازات صورت بگيره. طرف مجبور نيست كه بره دزدي كنه.

رها کردن یک دزد و حفظ آبروی یک بزه کار، گرفتار ساختن میلیونها نفوس بی گناه و دریدن پرده احترام آنهاست.
دقیقا همین تفکر هست که باعث بوجود اومدن این جنایت میشه. تنبیه و مجازات نباید واسه عبرت گرفتن دیگران باشه بلکه باید واسه اصلاح شخص خاطی باشه. دزد هم یه انسان هست که بخاطر فقر و تنگدستی دست به دزدی می زنه. اولین کار که باید انجام بشه باید ریشه یابی بشه که چرا طرف دزدی کرده و سعی بشه فقر طرف از بین بره. ضمنا قطع کردن دست دزد خیلی کار وحشیانه هست چون زندان و آموزش های روانی میتونه کافی باشه برای اصلاح شخص. قطع اندام بدن کاملا هم مخالف حقوق بشر هست. نمونه دیگه سنگسار هست که واقعا نمیدونم چطور عمق وحشیگری این عمل زشت رو بیان کنم. به هر حال بحث تاپیک این نبود ترجیح میدم در این رابطه ادامه ندیم.

طیب
۱۳۸۹/۰۵/۲۲, ۱۳:۴۰
سلام

دوستان،

جناب طارق عزیز،

بحث بسیار شیوایی در این سرنگار دارن. دعوت میکنم ازتون این بحث را مطالعه بفرمایید.

http://www.askquran.ir/showpost.php?p=339066&postcount=324

در ضمن اگه فرصتی شد قران را مطالعه بفرمایید نه فقط به جهت ثواب بلکه همینطور مطالعه و تامل در ایات. قران را امتحان کنید ببینید سهل و اسان با شما ارتباط بر قرار میکنه یا نه.

در پناه حق
طیب

Al-taïr
۱۳۸۹/۰۵/۲۲, ۱۴:۳۹
دقیقا همین تفکر هست که باعث بوجود اومدن این جنایت میشه. تنبیه و مجازات نباید واسه عبرت گرفتن دیگران باشه بلکه باید واسه اصلاح شخص خاطی باشه. دزد هم یه انسان هست که بخاطر فقر و تنگدستی دست به دزدی می زنه. اولین کار که باید انجام بشه باید ریشه یابی بشه که چرا طرف دزدی کرده و سعی بشه فقر طرف از بین بره. ضمنا قطع کردن دست دزد خیلی کار وحشیانه هست چون زندان و آموزش های روانی میتونه کافی باشه برای اصلاح شخص. قطع اندام بدن کاملا هم مخالف حقوق بشر هست. نمونه دیگه سنگسار هست که واقعا نمیدونم چطور عمق وحشیگری این عمل زشت رو بیان کنم. به هر حال بحث تاپیک این نبود ترجیح میدم در این رابطه ادامه ندیم.
این تعریف جدید مفهوم مجازات است؟! کجای دنیا وظیفه قوه قضائیه اصلاح مجرم است؟ اصلاً اصلاح اشخاص مجرم با تنبیه‌های ما ممکن است؟

دزد هم یه انسان هست که بخاطر فقر و تنگدستی دست به دزدی می زنه.نه الزاماً.
اتفاقا قطع کردن دست در اسلام تعداد زیادی تبصره دارد مثلاً همین نبودن در دوران قحطی و...

قطع اندام بدن کاملا هم مخالف حقوق بشر هست.حقوق بشر و دیگر مخلوقات را خالق تعیین می‌کند نه سازمان‌های بین‌المللی!

نمونه دیگه سنگسار هست که واقعا نمیدونم چطور عمق وحشیگری این عمل زشت رو بیان کنم.
گفته‌های شما کاملاً نامفهوم است اصلاً تعبیر شما از وحشیگری چیست؟ در یک خط تعریف کن.

سردرگم
۱۳۸۹/۰۵/۲۲, ۱۹:۴۹
دوست عزیز فعلا روی بحث همین تاپیک تمرکز کنیم بهتره.
بحث من اینه که اگه قرآن کتابی از طرف خداست ، باید کاملا منظورشو بتونه واضح برسونه. شما با این مخالفین؟ اگه کتابی که گفته میشه نویسنده ش خداست ابهام داشته باشه پس صد در صد خدا اون رو ننوشته. مثلا من یه مثال واست میزنم. آیه 34 نساء میگه زناتون اگه سرپیچی کردن اول پند بدین ، بعد باهاش سکس نداشته باشین اگه باز هم از شما اطاعت نکردن بزنیدشون !!
خود قرآن اینو میگه حالا شما هرچی بخوای تفکر و تعقل کنی آخر میشه زدن. بعد یه عده دیدن این وحشی گری هست اومدن تفسیر نوشتن گفتن باید با چوب مسواک بزنی یا نمیدونم قرآن بذاری زیر بغلت بعد بزنی و طول چوب باید انقدر باشه و کبود نکنه و خون نیاد !!! آخه یکی نیست بگه اگه کسی که قرآن رو نوشته منظورش همین چیزا بود که شما میگین خوب خودش همین چیزا رو می نوشت... وقتی ننوشته یعنی منظورش این نبوده دیگه....
پس دو حالت وجود داره یا قرآن منظورش رو نتونسته کامل بیان کنه که لازم شده مفسر بیاد منظور قرآن رو کامل کنه که این نشون دهنده ی مبهم بودن قرآن هست و کتابی که از طرف خداست نباید مبهم باشه.
حالت دوم اینه که منظور قرآن همین بوده که توش نوشته شده، یعنی اینکه فقط گفته بزنید که این حالت هم دیگه فاجعه ست !

Al-taïr
۱۳۸۹/۰۵/۲۲, ۲۱:۱۵
دوست عزیز فعلا روی بحث همین تاپیک تمرکز کنیم بهتره.
بحث من اینه که اگه قرآن کتابی از طرف خداست ، باید کاملا منظورشو بتونه واضح برسونه. شما با این مخالفین؟ اگه کتابی که گفته میشه نویسنده ش خداست ابهام داشته باشه پس صد در صد خدا اون رو ننوشته. مثلا من یه مثال واست میزنم. آیه 34 نساء میگه زناتون اگه سرپیچی کردن اول پند بدین ، بعد باهاش سکس نداشته باشین اگه باز هم از شما اطاعت نکردن بزنیدشون !!
خود قرآن اینو میگه حالا شما هرچی بخوای تفکر و تعقل کنی آخر میشه زدن. بعد یه عده دیدن این وحشی گری هست اومدن تفسیر نوشتن گفتن باید با چوب مسواک بزنی یا نمیدونم قرآن بذاری زیر بغلت بعد بزنی و طول چوب باید انقدر باشه و کبود نکنه و خون نیاد !!! آخه یکی نیست بگه اگه کسی که قرآن رو نوشته منظورش همین چیزا بود که شما میگین خوب خودش همین چیزا رو می نوشت... وقتی ننوشته یعنی منظورش این نبوده دیگه....
پس دو حالت وجود داره یا قرآن منظورش رو نتونسته کامل بیان کنه که لازم شده مفسر بیاد منظور قرآن رو کامل کنه که این نشون دهنده ی مبهم بودن قرآن هست و کتابی که از طرف خداست نباید مبهم باشه.
حالت دوم اینه که منظور قرآن همین بوده که توش نوشته شده، یعنی اینکه فقط گفته بزنید که این حالت هم دیگه فاجعه ست !

هر فردی بسته به میزان تفکر و تعقلی که روی آیات می‌کند می‌تواند در حد خودش از مفاهیم قرآنی بهره ببرد. قرآن کریم کتاب داستان نیست، از هر آیه‌اش می‌توان هزاران مفهوم بیرون کشید. حالا فرد هر چه بیشتر نعقل کند از مفاهیم بیشتری بهره خواهد برد. حالا اگر شما بیایی و تفسیری که مثلاً فلان کس از یک آیه داشته را بخوانی، در واقع از قدرت تعقل او هم استفاده کردی.

ستايشگر
۱۳۸۹/۰۵/۲۲, ۲۲:۳۷
به نام خدا.

در مورد مثالي كه ذكر كرديد بنده تخصص خاصي تو زبان عربي ندارم اما سوالي ازتون مي پرسم كه شايد به درد كساني بخوره كه مي تونند جواب بدن به سوال شما. ( من خودم نتونستم اين جمله اي رو كه نوشتم معني كنم. اگر متوجه منظورم نشديد اشكال از بنده هست. لازم نيست دوباره بخونيد. )

شما ممكنه سه كلمه كريم ، وهاب و رحيم رو معني كنيد؟ تو فارسي به سه تاش ميگن بخشنده در حالي كه هر كدوم معني خاص خودش رو ميده. ( نوع بي ادبانه اش ميشه سه تا كلمه بفرماييد ، بنشين و بتمرگ ) شايد اون كلمهاي كه در انتهاي آيه اومده معني "آروم زدن" بده.

البته يك سوالي هم ازتون داشتم. حالا مشكل اين قضيه چيه؟ اينجا كه تفسير ها خوب بوده وگرنه مرد ميزده زنش رو به قصد كشت و بعدش هم دليل قرآني مياورده.

اينكه تصوير شما تو يك آينه سه در چهار به صورت كامل جا نميشه اشكال از شماست يا اشكال از آينه؟ مسلما اشكال از آينه هستنش. دقيقا شبيه معارف يك آيه قرآن و ظرفيت وجود انسان هاست. ( با اين تفاوت كه ظزفيت وجود انسانها چه در طول زمان و چه از فرد به فرد تغيير ميكنه ).

پاسخگو
۱۳۸۹/۰۵/۲۵, ۰۹:۴۱
در بسیاری از آیات اشاره شده که این قرآن آسان فرستاده شده است . چرا خود خداوند نگفته باید حتما تفسیر بشه ؟ :

سوره مریم آیه 98
این قرآن را بر زبان تو آسان کردیم تا پرهیزکاران را مژده دهی و ستیزه گران را بترسانی.
سوره الدخان آیه 58
ما ادای سخن خویش بر زبان تو را آسان کردیم، باشد که پند گیرند.
سوره القمر آیه 17
و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟
سوره القمر آیه 22
و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟
سوره القمر آیه 32
و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟

سوره القمر آیه 40
و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟

این جمله "و این قرآن را آسان ادا کردیم تا از آن پند گیرند. آیا پند گیرنده ای هست؟" رو در یک سوره 4 بار تکرار میکنه

با سلام
دوست گرامی قرآن از تفسير به نحوي سخن گفته است. خداوند در سوره نحل، آيات 44 و 64 خطاب به پيامبرش مي فرمايد: ما قرآن را نازل كرديم تا براي مردم تبيين نمايي. معناي تبيين همان تفسير آيات است كه توسط پيامبر صورت مي گيرد . ائمه معصوم(ع) به جهت علم خاصي كه دارند ،از اين مقام برخودار هستند . ديگران نيز با توجه به سطح فهم و آگاهي خود مي توانند آيات را درك كرده و بيان كنند.
معارف قرآن کريم از جهت ظهور و خفا و سهولت و صعوبت فهم آن از الفاظ و عبارات آيات، در سه رتبه و سطح قرار دارد:
يک مرتبه آن بي نياز از تفسير است . دلالت آيات کريمه بر آن آشکار و نمايان است . هر کسي در صورتي که به زبان عربي آشنا باشد ،بدون نياز به تفسير مي تواند آن معارف را از قرآن فرا گيرد.
مرتبه دوم آن که بخش عمده اي از معارف را در بر مي گيرد ،نيازمند تفسير است . فهميدن آن معارف بلند، براي بسياري از افراد -هر چند از ادبيات عرب هم بهره وافري داشته باشند-ميسر نيست . دلالت آيات کريمه بر آن معارف براي همگان آشکار نيست. براي فهم و درک اين معارف از الفاظ و آيات و عبارات قرآن يا بايد خود شخص مقدمات لازم براي توانايي بر تفسير را طي کرده و دانش و شرايط لازم براي تفسير را کسب نمايد يا از تفاسير معتبر مفسران مورد اعتماد بهر گيرد.
مرتبه سوم معارف قرآن که در مرتبه والاتري قرار دارد ، با کمک تفسير مفسران و يا تحصيل مقدمات و شرايط لازم نيز قابل دسترسي نيست . فهم آن ويژه راسخان در علم(نبي اکرم و اوصياي گرانقدر حضرت) مي باشد . تنها راه پي بردن به آن معارف بلند رجوع به راسخان در علم و اهل الذکر مي باشد.
دسته بندي مذکور در روايات هم مطرح شده است.
بنابراين تقسيم، بخش عمده اي از قرآن کريم نيازمند تفسير مي باشد. همين نياز موجب شده است که در طول تاريخ تفسيرهاي زيادي براي آن تدوين گردد.
نيازمندي متون به تفسير و تبيين، علل مختلفي مي تواند داشته باشد که برخي در مورد قرآن کريم معنا ندارد ، به عنوان مثال برخي از متون به خاطر عدم تسلط کافي مؤلف بر زبان متن و قواعد آن زبان و يا عدم رعايت آن در هنگام نوشتن متن و يا عادت به مبهم نويسي و معما نويسي نيازمند تفسير و تبيين است . براي آشنايان با قرآن مجيد روشن است که با توجه به هدف قرآن و اينکه سخن خدا و در حد اعلاي فصاحت و بلاغت است، چنين دلايلي براي نيازمندي به تفسير در مورد آن معنا ندارد، ولي علل ديگري وجود دارد که به اختصار به آن ها اشاره مي کنيم:
ا: فقدان آگاهي هاي لازم و ضعف دانش بشر در حوزه هاي مربوط به مفاد واژگان، ادبيات عرب و ساختار کلمات و جملات و خصوصيات معاني بياني از جمله :شناخت استعارات و تشبيهات در آيات ، نا آگاهي از شرايط و اسباب نزول و عدم آگاهي از مصداق خاصي که در برخي از آيات مد نظر مي باشد.
ب: ويژگي هاي خاص قرآن کريم که باعث نيازمندي قرآن به تفسير مي شود که از جمله اين ويژگي ها موارد زير را مي توان نام برد:
1- معارف بسيار و الفاظ محدود.
2- محتواي متعالي در قالب الفاظ متداول.
3- آميختگي و پراکندگي مطالب.
ج: فاصله زماني با عصر نزول قرآن هم از اموري است که نياز به تفسير را تشديد مي کند. زيرا اين مسئله باعث اختلاف در استعمال الفاظ، قرائت هاي مختلف و تشکيکات و ترديدهاي وارده بر قرآن مي شود . اين عوامل، مفاد آيات و معاني مراد را در هاله اي از ابهام قرار مي دهند.(1)
نيازمندي قرآن به تفسير به معناي اين نيست كه قرآن داراي حقيقتي غير واحد است ، بلكه قرآن چهره و حقيقتي واحد دارد كه عوامل خارج از اين حقيقت، همچون غبار و نقابي روي اين حقيقت هستند . تفسير قرآن به معناي برگرفتن اين غبارها و نقاب ها از چهره و حقيقت واحد قرآن است.
پي نوشت :
1. روش شناسي تفسير قرآن، نشر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ،ص 36

Enerji
۱۳۸۹/۰۵/۲۵, ۱۰:۱۷
خداوند در سوره نحل، آيات 44 و 64 خطاب به پيامبرش مي فرمايد: ما قرآن را نازل كرديم تا براي مردم تبيين نمايي. معناي تبيين همان تفسير آيات است كه توسط پيامبر صورت مي گيرد . ائمه معصوم(ع) به جهت علم خاصي كه دارند ،از اين مقام برخودار هستند . ديگران نيز با توجه به سطح فهم و آگاهي خود مي توانند آيات را درك كرده و بيان كنند.

خوب خدا به پیامبر گفته .. آیه ای دارین که به بقیه این اجازه رو داده باشه ؟

Al-taïr
۱۳۸۹/۰۵/۲۵, ۱۴:۵۸
خوب خدا به پیامبر گفته .. آیه ای دارین که به بقیه این اجازه رو داده باشه ؟
اصولاً منابع اسلام دو چیز دانسته می‌شود: عقل و نقل. نقل منظور همان آیات و روایات صحیح است. لذا لزومی ندارد تک تک اعمال ما در آیات مهر تأیید خورده باشد.

Al-taïr
۱۳۸۹/۰۵/۲۵, ۱۶:۳۶
مورد بسیار مهمیه .. چیز پیش پا افتاده ای نیست که ذکر نشه
وقتی ذکر نشده لابد از منابع دیگر می‌توان جواب گرفت. مثلاً عقل می‌گوید وقتی پیامبر نیست باید ائمه کار تبیین کردن را انجام دهند.

Enerji
۱۳۸۹/۰۵/۲۵, ۱۷:۳۱
وقتی ذکر نشده لابد از منابع دیگر می‌توان جواب گرفت

لابد ؟ نظر شخصی شما مهم نیست .. در قرآن گفته شده ؟


مثلاً عقل می‌گوید وقتی پیامبر نیست باید ائمه کار تبیین کردن را انجام دهند.

خوب پس ائمه باید انجام بدن ، آقایونی که تفسیر می کنن چیکاره هستن ؟

Al-taïr
۱۳۸۹/۰۵/۲۵, ۱۷:۳۴
لابد ؟ نظر شخصی شما مهم نیست .. در قرآن گفته شده ؟
من هم گفتم چون در قرآن گفته نشده پس باید در منابع دیگر موجود باشد.


خوب پس ائمه باید انجام بدن ، آقایونی که تفسیر می کنن چیکاره هستن ؟
امام این زمان غایب است.

Enerji
۱۳۸۹/۰۵/۲۵, ۱۷:۴۵
من هم گفتم چون در قرآن گفته نشده پس باید در منابع دیگر موجود باشد.باید ؟ این منبع بایدتون برای رجوع به منابع دیگر کجاست ؟


امام این زمان غایب است.خوب درست ولی جواب من نشد . آقایونی که تفسیر می کنن چیکاره هستن ؟

Al-taïr
۱۳۸۹/۰۵/۲۵, ۱۷:۵۷
باید ؟ این منبع بایدتون برای رجوع به منابع دیگر کجاست ؟
عقل

خوب درست ولی جواب من نشد . آقایونی که تفسیر می کنن چیکاره هستن ؟
یا باید منتظر باشیم تا امام ظهور کند یا بدهیم مفسران تفسیر کنند که عقل دومی را انتخاب می‌کند

Enerji
۱۳۸۹/۰۵/۲۵, ۱۸:۰۱
عقلعقلتون میگه جمله ای که من میتونم کامل و واضح و صریح بگم نیاز به تفسیر داره ؟ چرا باید برین 4 تا کتاب بخونین تا معنی جمله خودم رو بفهمین ؟


یا بدهیم مفسران تفسیر کنند که عقل دومی را انتخاب می‌کند

چیزی که ناکامل و ناقص و بدون صراحت باشه میدیم مفسر تفسیر کنه ( محض اطلاع )

پاسخگو
۱۳۸۹/۰۵/۲۶, ۰۹:۵۱
خوب خدا به پیامبر گفته .. آیه ای دارین که به بقیه این اجازه رو داده باشه ؟

با سلام
دوست گرامی لطف کنید متنی که خدمتتون ارائه شده است رو دقیق مطالعه فرموده و چنانچه باز هم مطلبی باقی مونده بود بصورت دقیق سوال خود را مطرح نمائید تا در خدمتتون باشیم
التماس دعا

پاسخگو
۱۳۸۹/۰۵/۲۶, ۱۰:۰۳
درود.
بايد ديد كه اگر (البته اگر)قرآن نياز به تفسير دارد چه كسي توانايي و حق اين كار را داراست؟
مجوزها از سوي چه كسي صادر ميشود و مفسران تا كجا ميتوانند پيش بروند؟
تفسير دلخواه از قرآن امكانپذير است؟


با سلام

سلام
سوال شما رو سعی می کنم در دو قسمت پاسخ دهم قسمتی را در این پست و قسمت دیگر در پست بعدی خدمتتان ارائه خواهد شد

اين که قرآن کتاب هدايت عموم هست و عموم مردم مي توانند با مراجعه مستقيم به قرآن از طعام هاي معنوي و هدايتگرانه اش توشه برگيرند، شکي نيست ، ولي به دلايل مختلف قادر به درک همه مفاهيم آن نيستند، از جمله:
1) مفاهيم قرآن از عمق و ژرفاي بي نهايت برخوردار است ،همچنان که اوج بي نهايت نيز دارد . عموم مردم گرچه به هنگام مراجعه به قرآن از سفره گسترده آن طعام هايي ارزشمند بر مي گيرند ،ولي درک و فهم شان از رسيدن به اوج و ژرفاي قرآن عاجز است . بايد غواصان ماهر و عقابان تيز پرواز را به مدد بطلبند و به کمک آنان، مرواريد ها شکار کنند.
قرآن به زبان قوم و مردم نازل شده و براي بيان مفاهيم متعالي، راهي جز به کار گيري الفاظي که براي مفاهيم محسوس وضع شده اند، نداشته ،پس به ناچار براي بيان بسياري از مفاهيم چاره نبوده جز اين که الفاظ را با کنايه و قرينه در آن معاني برتر از حس به کار گيرد . ما انسان هاي مانوس با معاني حسي، وقتي آن آيات را تلاوت مي کنيم، معاني محسوس به ذهن مان مي آيد .
2) از طرف ديگر چون انسان ها از لحاظ سطح درک و آگاهي ها و انگيزه ها و .. ،.اختلاف دارند آگاهانه يا ناآگاهانه گرفتار اختلاف برداشت و بد فهمي و اشتباه مي شوند . اختلاف و بدفهمي و اشتباه ها کم کم عميق مي شود . با گذشت مدت کوتاهي کتابي که براي رفع اختلاف آمده ، منشا و منبع اختلاف مي گردد.
براي اين که از بدفهمي ها و نافهمي ها و اختلاف برداشت ها در امان باشيم ،بايد معلمان قرآن يعني ابتدا پيامبر و بعد از ايشان جانشينانش يعني امامان معصوم که از جانب خدا تعليم يافته اند ، آيات را براي ما بيان کنند.
به آيات زير توجه کنيد:
«وَ كَيْفَ تَكْفُرُونَ وَ اَنْتُمْ تُتْلى عَلَيْكُمْ آياتُ اللّه‏ِ وَ فيكُمْ رَسُولُهُ؛( آل عمران آيه101)
چگونه كفر مى‏ورزيد و حال آن كه آيات خدا بر شما تلاوت مى‏شود و رسول خدا در بين شماست؟»
در اين آيه دو عامل براى هدايت مردم و حفظ آنان از گمراهى معرفى شده است:
يكى آيات كتاب خدا كه بر مردم تلاوت مى‏شود .
دوم رسول خدا كه در بين آن هاست و مضمون وحى را تبيين مى‏كند. از ظهور كلام فهميده مى‏شود كه كتاب خدا بدون ضميمه شدن تفسير پيامبر، به تنهايى براى در امان نگه داشتن آن ها از كفر، كافى نيست زيرا ممكن است مضمون وحى را درست نفهمند و آن را بد تفسير كنند و گمراه شوند.
«اَنْزَلْنا اِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبيِّنَ لِلنّاسِ مُا نُزِّلَ اِلَيْهِمْ»(نحل آیه 44)
در اين آيه به صراحت وظيفه رسول خدا تبيين و تفسير قرآن معرفى شده است.
در آيات متعددى رسول خدا، معلم كتاب معرفى شده است:
«اَرْسَلْنا فيكُمْ رَسُولاً مِنْكُمْ يَتْلوْ عَلَيْكُمْ اياتِنا وَ يُزَكّيكُمُ وُ يُعَلِّمُكُمْ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ؛(بقره آیه 151)
در ميان شما فرستاده‏اى از خودتان روانه كرديم كه آيات ما را بر شما مى‏خواند و تعليم مي دهد و شما را پاك مى‏گرداند.»
«رَبَّنَا وَ ابْعَثْ فيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ اياتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكّيهِمْ؛(بقره آیه 129)
«پروردگارا در ميان آنان فرستاده‏اى از خودشان برانگيز تا آيات تو را بر آنان بخواند و كتاب و حكمت
بدانان بياموزد و پاك شان گرداند».
3) بسياري از آيات به تناسب اتفاقاتي که افتاده ،نازل شده و حکم آن اتفاق را توضيح داده اند . اگر کسي از آن اتفاق و واقعه که شان نزول گفته مي شود، ممکن است نتواند معناي صحيح آيه را بفهمد و دچار کج فهمي شود.
4) آيات قرآن که در زمينه احکام نازل شده اند ناسخ و منسوخ و مطلق و مقيد و مجمل و مبين دارند و اين در سير قانونگذاري طبيعي است و عموم که از اين نوع آيات شناخت ندارند، در درک و فهم صحيح آيات مشکل پيدا کرده يا به خطا مي افتند.
با توجه به اين موارد معلوم مي شود درک همه معاني قرآن کار سختي است . فقط در توان تعليم يافته هاي خدايي است

پاسخگو
۱۳۸۹/۰۵/۲۶, ۱۰:۰۹
درود.
بايد ديد كه اگر (البته اگر)قرآن نياز به تفسير دارد چه كسي توانايي و حق اين كار را داراست؟
مجوزها از سوي چه كسي صادر ميشود و مفسران تا كجا ميتوانند پيش بروند؟
تفسير دلخواه از قرآن امكانپذير است؟


با سلام
در بخش دوم پاسخ این بخش سوالتون رو تقدیم می کنم که آيا تفسير دلخواه از قرآن امكانپذير است؟
مفسر قرآن رسول خدا است که تفسيرش بر اساس علم نابي است که از جانب خدا به او افاضه شده است. پيامبر هم چنان که در ابلاغ وحي از خود سخن ندارد و فقط وحي خدا را ابلاغ مي کند، در تفسير قرآن هم از خود سخن نمي گويد . تعليم خدايي را به مردم تعليم مي دهد . يا مفسر،جانشينان معصومش هستند که آنان نيز واسطه رساندن علم پيامبر هستند که با وفات پيامبر به امر خدا به آنان افاضه شده است.
بنا بر اين مفسران حقيقي قرآن که پيامبرو امامان اند، در تفسير قرآن هم رساننده از جانب خدا هستند . علم آنان علم اکتسابي نيست بلکه علم ناب و خالصي است که از نزد خدا بدانان الهام و افاضه شده است.
در مرحله بعد عالمان خداباور، دين پناه و تقواپيشه مفسرند که سعي شان بر اين است که طبق تعليم رسول خدا و اهل بيت و بر مبناي اصول و مباني اي که از آنان رسيده، به قرآن مراجعه کرده و در آن تدبر و تعقل کنند . پيام و مفهوم آن را دريابند و به خلق خدا تعليم دهند.
چنين مفسراني تمام سعي و توان شان بر اين است که هوا ها و هوس ها و علايق خود را کنار بگذارند . به محضر قرآن مشرف شوند . گوش دل به قرآن بسپارند تا سخنش را بشنوند . پيامش را دريابند .اجازه نمي دهند عقايد و علايق و هواهاي شان بر آنان مسلط شده و سخن خود را به نام قرآن بر آنان تلقين کند.
مفسر مؤمن و خداترس و دين باور و پرواپيشه مي خواهد بنده خدا و تابع خدا و کتاب خدا باشد . سخن خدا و قرآن را بشنود، نه اين که سخن خود را به قرآن تحميل کند. کساني قرآن را دلبخواه تفسير مي کنند که بنده هوا و هوس خويشند، نه بنده خدا.
خداوند کساني را که سخن خود و دلخواه خود را به خدا نسبت مي دهند، به شدت تهديد کرده و به آنان عذاب خوارکننده جهنم را وعده داده است:
فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ كَذِباً لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْم(انعامآيه144 و آيات فراوان در اين معنا)
رسول خدا هم مسلمانان را به شدت از تفسير به راي و دلبخواه منع کرد و فرمود:
من فسر القرآن برأيه فقد افترى على الله الكذب(مستدرک سفينه،ج1،ص302)
هر کس قرآن را مطابق نظر و فکر خود(مبنا فکر و نظريه خودش و تطبيق قرآن بر آن باشد يعني همان دلبخواه) تفسير کند، بر خدا دروغ بسته است .(چون راي و نظر خود را به دروغ راي خدا نمايانده است.
من فسر القرآن برأيه فليتبوأ مقعده من النار؛( تفسير صافي،ج1،ص35)
هر کس قرآن را به دلبخواه خود تفسير کند، جايگاه خود را درجهنم درست کرده است.
متاسفانه بسياري قرآن را به دلخواه خود تفسير مي کنند . آن را سپر فکر و خواسته خود قرار مي دهند. تفسير به راي و دلبخواه سابقه اي به درازاي تاريخ اسلام دارد. در زمان پيامبر و از آن به بعد تا کنون بسياري قرآن را به راي و نظر خود تفسير کرده و اسباب گمراهي شده اند.
مثال تفسير به راي: در سوره احزاب آيه 33 قرآن به طهارت و پاکي و عصمت اهل بيت تاکيد و تصريح شده، ولي نام آنان ذکر نشده است. البته به دلايل محکم اين آيات دلالت بر عصمت دارند . رسول خدا که از جانب خدا وظيفه تفسير داشته ،به تفسير پرداخته ، به بيان هاي مختلف مصداق هاي اهل بيت را معرفي کرده، ولي افرادي بدون دليل و برهان و بدون استناد به قول رسول خدا، به تفسير اين آيات نشسته ، مطابق خواسته دل خود مصداق هاي اين آيه را معين کرده اند.
التماس دعا

alireza_ziaee
۱۳۸۹/۰۶/۱۴, ۱۴:۴۹
سلام و درود بر شما دوستان گرامی
من در اون حد نیستم که درباره ی این سخنی از خودم بگم اما می تونم تارنمای زیر را به شما معرفی کنم که جواب نتنها این سوال بلکه هزاران سوالی که در ذهن ماست را بر طرف ساخته و راه کمال و سعادت را به ما نشان می دهد(واسه ی من که جز نزدیک شدم به خدا و ترک کفر گویی هایی که داشتم و انجام صحیح واجبات نداشته)

http://www.eholyquran.com/Quran/LinksPrime/Hadis.htm

مزمل
۱۳۸۹/۰۶/۲۳, ۱۲:۵۳
سوالاتی که در مورد تفسیر قران مطرح است

سوالات ساده

1 ایا قران به تفسیر نیاز دارد
2 چه کسی گفته قران به تفسیر نیاز دارد
3 ایا عربها هم باید قران را تفسیر کنند

سوالات دو پهلو

1 اگر قران کتابی روشن است چرا نیاز به تفسیر دارد
2 اگر پیامبر اسلام قران را تفسیر کرده است چرا این همه اختالاف دارند
3 اگر سخن خدا و پیامبر سند برای مسلمانان هست علت سرپیچی از فرمان رسول چیست
4 چرا تفاسیر قران متفاوت است چه کسی حق می گه چه کسی باطل

Partofar
۱۳۸۹/۱۲/۱۲, ۰۲:۴۰
سوالاتی که در مورد تفسیر قران مطرح است

سوالات ساده

1 ایا قران به تفسیر نیاز دارد
2 چه کسی گفته قران به تفسیر نیاز دارد
3 ایا عربها هم باید قران را تفسیر کنند

سوالات دو پهلو

1 اگر قران کتابی روشن است چرا نیاز به تفسیر دارد
2 اگر پیامبر اسلام قران را تفسیر کرده است چرا این همه اختالاف دارند
3 اگر سخن خدا و پیامبر سند برای مسلمانان هست علت سرپیچی از فرمان رسول چیست
4 چرا تفاسیر قران متفاوت است چه کسی حق می گه چه کسی باطل
با سلام و عرض ادب و احترام
دوست گرامي
طبق فرمايشات امام راحل(ره) آن يار سفر كرده به اوج:
1- اين ها كه موجود است هيچكدام تفسير نيست ولي گرفتن نتايج اخلاقي و عرفاني و ديني و... از قرآن شده كه بلامانع است ولي تفسير نيست!
2- براي انتفاع بيشتر آنهم از هادي الهي تفسير براي ما يك ضرورت و نياز و نياز مبرم است ولي نشينده ايم كه كسي اجازه و يا دستور به تفسير قرآن بدهد با توجه به مورد1 كه عرض شد اينها گرفتن نتايجي است از آيات قرآن و البته نبايد با قرآن و عترت ع كوچكترين اختلافي داشته باشد.
3- عربها هم مشمول مورد 1 و 2 ميشوند!
---------
1- قرآن كتابي است روشن و هدايتگر براي مؤمنين و متقين و خسراني است بر كافران و...
2- بر همان دليل كه واقعه غدير خم از ياد رفت ولي خاطره پليد سقيفه و خلفاي 3گانه و انحرافات عظيمشان در اسلام ناب محمدي ص و مصيبتهاي آنان بر سر عترت پيامبر گرامي اسلام ص را هنوز در يادها داريم و هزينه هاي كه عترت ع كه مصيبتهاي آنها براي ما قابل عرض نيست و كربلا و .... بوجود آمد و در نهايت بقية الله الاعظم هادي حي الهي عج را پروردگار با مصلحت خويش خواهد فرستاد تا عقلها كامل گردد و ايمان پك طينتان عالم را نيز كامل فرمايد آنجا ديگر جاي هيچ اختلافي نخواهد بود ببخشيد كه نميتوانم بيشتر از اين مطلب را باز كنم!
3- اينها همه در ارتباط مستقيم با ايمان و تقوا دارد و بخشي مجمل در مورد 2 و 1 آمد.
4- دوست عزيز در مورد 1 سئوالاتتان در بخش قبلي توضيحات آن عرضه گرديد گرچه بسيار خلاصه.
سپاسگزارم
التماس دعا

مزمل
۱۳۸۹/۱۲/۱۲, ۲۱:۱۴
بسم الله الرحمن الرحیم
دلیل مهمی که قران تفسیر دارد را گوشزد می کند خود قران است که می گوید ای پیامبر زبانت را با عحله در قران حرکت نده ما قران را بر تو می خوانیم تو قرائت را پیروی کن بیانش بر عهده ماست بیان قران بعهده خداست یعنی چه؟

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۲/۱۳, ۰۷:۵۷
بسم الله الرحمن الرحیم
دلیل مهمی که قران تفسیر دارد را گوشزد می کند خود قران است که می گوید ای پیامبر زبانت را با عحله در قران حرکت نده ما قران را بر تو می خوانیم تو قرائت را پیروی کن بیانش بر عهده ماست بیان قران بعهده خداست یعنی چه؟

با عرض سلام
البته مفسر باید داری شزایطی باشد که 1. آشنايي با زبان و بيان قرآن كريم . 2. قوه‌ي فهم و تشخيص درست. 3. قلب سليم داشته باشد. 4. دانشي استوار و خلل نا‌پذير در زمينه توحيد اسباب.
با این اوصاف در روایت آمده است: "من تکلم القرآن برأیه فأصاب فقد أخطأ" یعنی هر کس قرآن را به رأیش تفسیر کند، هرچند که تفسیرش نیز درست باشد، باز خطا کرده است.("بحارالانوار"، ج89، ص111 تفسیر قرآن، طریقی برای کشف معانی قرآن است. ولی تنها بعضی از طرق کشف معانی مورد تأیید اهل بیت(ع) قرار گرفته اند، و بعضی دیگر ـ همانند تفسیر به رأی ـ مورد نهی قرار گرفته است.ذهن محدود نمی تواند راه به کلام ذات نامحدود الهی ببرد، و اگر هم أحیانا درست بگوید، کسب اطمینان خاطر به آن ممکن نیست.انسان حق ندارد تا چیزی را در تفسیر قرآن مطمئن نیست، به عنوان معنای کلام خداوند بر زبان بیاورد. روایتی شریفه نبوی است که: "إنما یعرف القرآن من خوطب به" تنها مخاطب قرآن ـ یعنی پیامبر(ص) ـ قرآن را به درستی و اطمینان می فهمد پس باید خیلی دقت کرد که کسی که میخواهد مفسر قران شود تمام شرایط را داشته باشد اصولا تفسیر قران باید با نظر معصومین مطابقت داشته باشد البته لازم به ذکر است که تفسیر صحیح از قران جزو احتیاجات انسان است چون تمامی انسانها نمیتوانند درک صحی از ایات داشته باشند البته این را هم باید در نظر کرفت که فهم و تأويل كل قرآن مجيد کار ولیا است ولی بخشی از قران را تنها كساني كه داراي ذهنی صاف و حسی لطيف و قدرت تشخيص بوده، مي‌فهمند كه خداوند به آنها سعه‌ی صدر عطا كرده و راسخون في العلم هستند باید انجام دهند

Partofar
۱۳۸۹/۱۲/۱۳, ۰۸:۲۶
بسم الله الرحمن الرحیم
دلیل مهمی که قران تفسیر دارد را گوشزد می کند خود قران است که می گوید ای پیامبر زبانت را با عحله در قران حرکت نده ما قران را بر تو می خوانیم تو قرائت را پیروی کن بیانش بر عهده ماست بیان قران بعهده خداست یعنی چه؟

با سلام و عرض ادب و احترام
دوست گرامي جناب مزمل
از آنجايي كه قرآن با توجه به آيات ديگر قرآن كريم يكبار تماماً و بطور كامل در شب قدر بر پيامبر بزرگ اسلام صلوة الله عليه نازل گرديده است!
منظور پروردگار متعال تعجيل در خواندن آيات و ... تذكري بر ايشان است كه بگذار بصورت تنزيلي نيز آيات بر تو نازل شود و ادامه...!
ولا غير!
كه در مورد آيه آورده شده خداي نكرده موجب تفسير به رأي نگرديم!!
نوشته اصلی توسط : مزمل http://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-by-right.gif
http://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-top-right-10.gif



سوالاتی که در مورد تفسیر قران مطرح است

سوالات ساده

1 ایا قران به تفسیر نیاز دارد
2 چه کسی گفته قران به تفسیر نیاز دارد
3 ایا عربها هم باید قران را تفسیر کنند

سوالات دو پهلو

1 اگر قران کتابی روشن است چرا نیاز به تفسیر دارد
2 اگر پیامبر اسلام قران را تفسیر کرده است چرا این همه اختالاف دارند
3 اگر سخن خدا و پیامبر سند برای مسلمانان هست علت سرپیچی از فرمان رسول چیست
4 چرا تفاسیر قران متفاوت است چه کسی حق می گه چه کسی باطل
http://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-bot-left.gif
http://www.askquran.ir/Quranic/misc/quotes/quot-bot-right.gif
با سلام و عرض ادب و احترام
دوست گرامي جناب مزمل
طبق فرمايشات امام راحل(ره) آن يار سفر كرده به اوج:
---------
1- اين ها كه موجود است هيچكدام تفسير نيست ولي گرفتن نتايج اخلاقي و عرفاني و ديني و... از قرآن شده كه بلامانع است ولي تفسير نيست! 2- براي انتفاع بيشتر آنهم از هادي الهي تفسير براي ما يك ضرورت و نياز و نياز مبرم است ولي نشينده ايم كه كسي اجازه و يا دستور به تفسير قرآن بدهد با توجه به مورد1 كه عرض شد اينها گرفتن نتايجي است از آيات قرآن و البته نبايد با قرآن و عترت ع كوچكترين اختلافي داشته باشد. 3- عربها هم مشمول مورد 1 و 2 ميشوند! 1- قرآن كتابي است روشن و هدايتگر براي مؤمنين و متقين و خسراني است بر كافران و... 2- بر همان دليل كه واقعه غدير خم از ياد رفت ولي خاطره پليد سقيفه و خلفاي 3گانه و انحرافات عظيمشان در اسلام ناب محمدي ص و مصيبتهاي آنان بر سر عترت پيامبر گرامي اسلام ص را هنوز در يادها داريم و هزينه هاي كه عترت ع كه مصيبتهاي آنها براي ما قابل عرض نيست و كربلا و .... بوجود آمد و در نهايت بقية الله الاعظم هادي حي الهي عج را پروردگار با مصلحت خويش خواهد فرستاد تا عقلها كامل گردد و ايمان پك طينتان عالم را نيز كامل فرمايد آنجا ديگر جاي هيچ اختلافي نخواهد بود ببخشيد كه نميتوانم بيشتر از اين مطلب را باز كنم! 3- اينها همه در ارتباط مستقيم با ايمان و تقوا دارد و بخشي مجمل در مورد 2 و 1 آمد. 4- دوست عزيز در مورد 1 سئوالاتتان در بخش قبلي توضيحات آن عرضه گرديد گرچه بسيار خلاصه.
ساسگزارم
التماس دعا

Mostafa4
۱۳۹۳/۰۱/۲۳, ۱۴:۴۹
با سلام و احترام خدمت دوستان گرامی
در سوالی که از کارشناسان makaremonline داشتم، به روش تفسیر خاصی ارائه شد که طبق اون، مفسر می تواند تبصره هایی را بر اساس استدلالهای خودش به احکام قرآنی بیفزاید:

makaremonline: کفار حربی احترامی ندارند
makaremonline: لذا غیبت و تهمت آنها اشکالی ندارد
me: آیا این با آیه 4 سوره نور در تضاد نیست؟
me: وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِینَ جَلْدَةً وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَداً وَ أُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ
کساني که زنان پاک‌دامن را متهمّ مي‌کنند، سپس چهار شاهد [بر مدّعاي خود] نمي‌آورند، آنها را هشتاد تازيانه بزنيد و شهادت‌شان را هرگز نپذيريد؛ و آنها همان فاسقان‌اند
سوره نور، آیه 4
me: خب در اینجا هیچ گروهی از زنان پاکدامن استثنا نشده اند
me: آیا آیه ای وجود دارد که این موضوع را استئنا کرده باشد؟
me: ممنون
makaremonline: تضاد آیه چگونه است ؟
me: خب در اینجا گفته شده زنان پاکدامن. و این موضوع منحصر به گروه خاصی از آنها نشده. مثلاً گفته نشده "زنان پاکدامن مسلمان". هیچ استثنایی هم برای این حکم ذکر نشده
makaremonline: بحث کفار حربی مفروغ عنه است
makaremonline: زیرا اسلام مسائل خود را برای مسلمانان بیان می کند
makaremonline: نه اینکه حکمی کلی را بیان نماید
makaremonline: تا بخواهید از آیه اطلاق گیری نموده
makaremonline: و بر غیر مسلمانان هم مخصوصا کفار حربی تطبیق کنید
makaremonline: مثلا شما
makaremonline: می دانید که پدر شما با فلان همسایه مشکل دارد و اصلا نمی تواند او را ببینید
makaremonline: بعد پدر به شما می فرماید همسایه ها را برای شما دعوت کن
makaremonline: شما می دانید این حکم پدر شامل ان همسایه نمی شود
makaremonline: و بحث اصلا در مورد او نیست
makaremonline: لذا اطلاق امر پدر شما شامل آن همسایه نمی شود
makaremonline: چون حکم ان فرد کاملا مشخص است
makaremonline: و عدم دعوت او
makaremonline: برای شما
makaremonline: مفروغ عنه است

سوالی که دارم این هست که آیا این به عنوان یک روش درست در تفسیر شناخته می شود؟
در کل ممنون میشم در مورد این روش تفسیری، اطلاعاتی رو در اختیار ما قرار دهید. :Rose:

میقات
۱۳۹۶/۰۴/۰۹, ۱۲:۲۵
قرآن و نیاز به تفسیر



پرسش:
کتابی (قرآن) که مبیّن است چرا به تبیین و تفسیر نیاز دارد؟ از طرفی در بسیاری از آیات اشاره شده که این قرآن آسان فرستاده شده است، چرا خود خداوند نگفته باید حتما تفسیر شود؟

پاسخ:
در این زمینه چند مطلب بیان می شود:
مطلب اول؛ مفهوم تفسیر
«تفسير» در لغت يعنى برگرفتن نقاب از چهره؛ در باره قرآن باید بگوییم نقابى بر چهره قرآن نيست، اين ما هستيم كه بايد نقاب از چهره جان برگيريم و پرده از ديده عقل و هوش خود كنار زنيم تا مفاهيم قرآن را دريابيم روح آن را درک كنيم, چرا که قرآن تنها يک چهره ندارد، يک چهره عمومى دارد كه‏ براى همه گشاده است، و نور مبين است و رمز هدايت خلق. اما چهره، بلكه چهره‏ هاى ديگر دارد كه آن را تنها به انديشمندان، آن ها كه تشنه حقند و پوينده راهند و خواهان بيشتر، نشان مى‏دهد، و به هر يک به اندازه پيمانه وجود و كوشش و تلاش آميخته با اخلاصش، سهمى مى ‏بخشد.
اين چهره‏ ها كه در احاديث «بطون» قرآن ناميده شده، بر همه كس تجلى نمی كند، و يا صحيح تر، همه چشم ها قدرت ديد آن را ندارند، تفسير، به چشم ها قدرت می بخشد و حجاب ها را كنار می زند و به ما شايستگى ديد آن ها را ـ تا آن جا كه براى ما امكان دارد ـ می دهد.
لازم به ذکر است، قرآن چهره‏ هايى نيز دارد كه گذشت زمان، و پرورش نبوغ ها و استعدادها از آن پرده بر مى گيرد.(1)
مطلب دوم؛ فرمان الهی به تببین قرآن
قرآن کریم یکی از وظایف پیامبر(صلی الله علیه و آله) را تفسير و تبیین قرآن معرفی کرده و می فرماید:
«وَأَنزَلْنَاإِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»؛ و ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى[توضیح دهی] و شايد انديشه كنند.(2)
«وَ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ‏ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فيهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُون‏»؛ ما قرآن را بر تو نازل نكرديم مگر براى اينكه آنچه را در آن اختلاف دارند، براى آنها روشن كنى؛ و (اين قرآن) مايه هدايت و رحمت است براى قومى كه ايمان مى‏ آورند.(3)
این واضح و روشن است که هر کسی نمی تواند مراد واقعی گوینده را بطور کامل بفهمد، بویژه در متون مقدس و الهی. معنای تبيين نیز همان تفسير آيات است كه توسط پيامبر(صلی الله علیه و آله) صورت می گيرد. ائمه معصوم(علیهم السلام) نیز به جهت علم خاصی كه دارند، از اين مقام برخودار هستند. ديگران نيز با توجه به سطح فهم و آگاهی خود می توانند آيات را درک كرده و بيان كنند.
مطلب سوم؛ برخی علل نیازمندی به تفسیر
معارف قرآن کريم از جهت ظهور و خفا و سهولت و صعوبت فهم آن از الفاظ و عبارات آيات، در سه رتبه و سطح قرار دارد:
يک مرتبه آن بی نياز از تفسير است. دلالت آيات کريمه بر آن آشکار و نمايان است. هر کسی در صورتی که به زبان عربی آشنا باشد، بدون نياز به تفسير می تواند آن معارف را از قرآن فرا گيرد.
مرتبه دوم آن که بخش عمده ای از معارف را در بر می گيرد، نيازمند تفسير است. فهميدن آن معارف بلند، برای بسياری از افراد ـ هر چند از ادبيات عرب هم بهره وافری داشته باشند ـ ميسر نيست. دلالت آيات کريمه بر آن معارف برای همگان آشکار نيست. برای فهم و درک اين معارف از الفاظ و آيات و عبارات قرآن، يا بايد خود شخص مقدمات لازم برای توانايی بر تفسير را طی کرده و دانش و شرايط لازم برای تفسير را کسب نمايد، يا از تفاسير معتبر مفسران مورد اعتماد بهره گيرد.
مرتبه سوم معارف قرآن که در مرتبه والاتری قرار دارد، با کمک تفسير مفسران و يا تحصيل مقدمات و شرايط لازم نيز قابل دسترسی نيست و فهم آن ويژه راسخان در علم (پیامبر اکرم و معصومین علیهم السلام) است. تنها راه پی بردن به آن معارف بلند، رجوع به راسخان در علم و اهل الذکر است.
دسته بندی مذکور در روايات هم مطرح شده است.
بنابراين تقسيم، بخش عمده ای از قرآن کريم نيازمند تفسير می باشد. همين نياز موجب شده است که در طول تاريخ تفسيرهای زيادی برای آن تدوين گردد.
نيازمندی متون به تفسير و تبيين، علل مختلفی می تواند داشته باشد که برخی در مورد قرآن کريم معنا ندارد، به عنوان مثال برخی از متون به خاطر عدم تسلط کافی مؤلف بر زبان متن و قواعد آن زبان و يا عدم رعايت آن در هنگام نوشتن متن و يا عادت به مبهم نويسي و معما نويسی نيازمند تفسير و تبيين است.
برای آشنايان با قرآن مجيد روشن است که با توجه به هدف قرآن و اين که سخن خدا و در حد اعلای فصاحت و بلاغت است، چنين دلايلی برای نيازمندی به تفسير در مورد آن معنا ندارد، ولی علل ديگری وجود دارد که به اختصار به آن ها اشاره می کنيم:
1. فقدان آگاهی های لازم و ضعف دانش بشر در حوزه های مربوط به مفاد واژگان، ادبيات عرب و ساختار کلمات و جملات و خصوصيات معانی بيانی، از جمله: شناخت استعارات و تشبيهات در آيات، نا آگاهی از شرايط و اسباب نزول و عدم آگاهی از مصداق خاصی که در برخی از آيات مد نظر می باشد.
2. ويژگی های خاص قرآن کريم که باعث نيازمندی قرآن به تفسير می شود که از جمله اين ويژگی ها موارد زير را می توان نام برد:
- معارف بسيار و الفاظ محدود.
- محتوای متعالی در قالب الفاظ متداول.
- آميختگی و پراکندگی مطالب.
3. فاصله زمانی با عصر نزول قرآن هم از اموری است که نياز به تفسير را تشديد می کند. زيرا اين مسئله باعث اختلاف در استعمال الفاظ، قرائت های مختلف و تشکيکات و ترديدهای وارده بر قرآن می شود. اين عوامل، مفاد آيات و معانی مراد را در هاله ای از ابهام قرار می دهند.(4)
نکته:
«وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ»؛ ما قرآن را براى تذكّر آسان ساختيم؛ آيا كسى هست كه متذكّر شود؟!(5)
آسان كردن قرآن براى ذكر، اين است كه آن را طورى به شنونده القاء كند و به عباراتى در آورد كه فهم مقاصدش براى عامه و خاصه (براى فهم‏ هاى ساده و عميق) آسان باشد و هر يک به قدر فهم خود چيزى از آن بفهمد.
ممكن هم هست مراد از آن اين باشد كه حقايق عاليه و مقاصد بلندش را كه بلندتر از افق فهم‏ هاى عادى است، در مرحله القاء، در قالب عباراتى عربى آورديم تا فهم عامه مردم آن را درک كند.(6)
لذا این که در برخی آیات قرآن آمده ما قرآن را آسان ساختیم، به معنای نیاز نداشتن به تفسیر نیست بلکه معنایش این است که هر کسی با دل آماده و با هر ظرفیت وجودی که به قرآن مراجعه کند، قرآن برای او سودمند است و به نسبت ظرفیتش از قرآن بهره مند می شود.
بنابر این:
نيازمندی قرآن به تفسير به معنای اين نيست كه قرآن دارای حقيقتی غير واحد است. بلكه قرآن چهره و حقيقتی واحد دارد كه عوامل خارج از اين حقيقت، همچون غبار و نقابی روی اين حقيقت هستند. تفسير قرآن به معنای برگرفتن اين غبارها و نقاب ها از چهره و حقيقت واحد قرآن است.

_________
(1) مکارم شیرازی و همکاران، تفسير نمونه، مقدمه، ص 20.
(2) نحل/ ۴۴.
(3) نحل/ 64.
(4) ر.ک: علی اکبر بابایی و همکاران، روش شناسی تفسير قرآن، نشر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ص 34 – 40.
(5) قمر/ 17.
(6) طباطبایی، تفسير الميزان، ترجمه موسوی همدانی، ج ‏19، ص 113.