PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ۩۞۩ بانوي كرامت - سوگنامه وفات حضرت خديجه(س) ۩۞۩



║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۵/۲۸, ۱۳:۵۴
http://shiaupload.ir/images/w37g4zx2dqy5lt8x1ave.gifhttp://askquran.ir/gallery/images//5405/1_b_173_2.pnghttp://shiaupload.ir/images/qv0hr575dvpmujzlm58o.gif



http://shiaupload.ir/images/11609509663042090240.gif

۩۞۩ بانوي كرامت - سوگنامه وفات حضرت خديجه (س) ۩۞۩

http://shiaupload.ir/images/11609509663042090240.gif

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_sdd.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۵/۲۸, ۱۴:۱۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/4_Untitled-1.png

http://shiaupload.ir/images/r4r97ku2h125s190i1z.gif
خديجة الكبري (س)مددي

من آن كنيز خدايم كه يار طاهايم
منم كه مادر امّ الائمه زهرايم

به افتخار كنيزي مصطفي اين بس
كه من شريك نبي در نشاط و غمهايم

خداست شاهد حالم كه من چه‏ها ديدم
اگر چه شاد ز يك عمر امتحان هايم

گهي به شعب ابي طالبم گواه بلا
گهي ستم كش اهل حجاز و بطحايم

اگر بهشت برين جايگاه شأن من است
براي اينكه به دنيا مطيع مولايم

ز نيش طعنه نمام‏هاي آل قريش
هنوز وارث درد و بلاست زهرايم

تمام هستي خود را به عشق بخشيدم
به عشق اينكه به بيت نبي است مأوايم

ولي چه زود شنيدم پس از من و احمد
حريم عشق بسوزد به دست اعدايم

ستم به فاطمه‏ ام از قديم عادت داشت
از آن زمان كه به دل بود انيس غم هايم

هميشه فاطمه مي‏گفت از درون با من
كه من يگانه معين تو در بلاهايم

خدا گواه بسوزم از اين كه در غم و درد
نبود سايه من بر سر تو، اي وايم

مرا كفن ز بهشت آيد اي خداي حسين
اگر چه مادر آن بي كفن به صحرايم.

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1009404wi8qp9yf49b.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۵/۲۸, ۱۴:۲۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_03.jpg


معرفي حضرت خديجه(س)

پدر او: خو يلد بن عبد الغري بن قُصَي بن كلاب است.

مادر او: فاطمه دختر زائده بن أصَم است.

تولد: سال 68 پيش از هجرت

فرزندان: قاسم، عبدا...، زينب، ام كلثوم، فاطمه و رقيه مي باشند.
لقب: طاهره

وفات: در ماه رمضان سال دهم بعثت و پس از سه روز بعد از وفات ابوطالب است.

پيغمبر(ص) او را در حجون دفن كرد و خود او را در قبر گذاشت و سال وفات او عام الاحزان (سال اندوه ها) ناميده شده است و خديجه به هنگام وفات 65 سال داشت.



در هنگام ازدواج با پيغمبر(ص) عمر شريف آن حضرت 25 سال و عمر خديجه 40 سال بود. ثروتش از همه قريش بيشتر بود و اهالي مكه با اموال او پيش از آنكه با پيغمبر (ص) ازدواج كند تجارت مي كردند و خديجه پس از ازدواج با پيغمبر هر چه داشت به وي بخشيد و اين ثروت هنگفت از پايه هاي تشكيل دهنده دعوت اسلامي به شمار مي رود.




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_5div-421.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۵/۲۸, ۱۴:۳۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1_khadijea.jpg

حضرت خديجه (س) اولين بانويي كه اسلام آورد



سخن از اسلام خديجه گفتن در واقع سخن از اسلام در روز نخستين است. همه امت اتفاق نظر دارند كه خديجه اولين بانويي است كه اسلام آورده است. در همان زماني كه پيامبر گرامي از اذيت و آزار و دشواريها رنج مي برد، آنجا كسي بود كه از بار اندوه و غمهاي او مي كاست و موجب مي شد كه غمها و اندوه هاي خويش را به فراموشي سپارد. او تنها خديجه همان زن با ايمان بود، همان زن گرانقدري كه ياور و شريك محمد (ص) بود.

تبسم خديجه كوله بار اندوه و دردها را از محمد (ص) سبك مي كرد و دوستي نمايان بر چهره اش موجب مي شد كه پيغمبر دردها و رنجهاي خود را از ياد ببرد. ايمان خديجه پيغمبر را از يك آينده درخشان و با شكوه براي دعوت خبر مي داد و استواري عقيده اش دليلي بر آغاز پيروزي بود.

اموال خديجه در واقع كليد شكست اين محاصره بود. او مواد مصرفي را چندين برابر قيمت واقعيش از براي غذاي كساني كه ميان امت بودند مي خريد تا اينكه سالهاي محاصره اقتصادي با سلامت و رهايي امت سپري شد و حيله قريش با شكست و ناكامي مواجهه گرديد.

رسول گرامي (ص) به خاطر صداقت و امانتي كه از او نمايان شده بود به صادق و امين معروف بود و خداوند حاضر و ناصر چنين مي خواست كه خديجه داراي سيره اي باشد كه بدان از همه زنان منحصر بفرد باشد، به همين جهت در دوره جاهليت به طاهره معروف بود و همين لقب براي شرف و افتخار او كافي است.



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_99477188240509473723.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۵/۲۸, ۲۲:۰۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_pic5.jpg

مقام حضرت خديچه (س) در بهشت

ابن عباس گفته است: رسول خدا (ص) بر روي زمين چهار خط كشيد و گفت آيا مي دانيد اين چيست؟

گفتند: خدا و رسولش داناترند.

پس رسول خدا (ص) گفت: بهترين زنان اهل بهشت چهار تن هستند: خديجه دختر خويلد، فاطمه دختر محمد (ص)، مريم دختر عمران و آسيه دختر مزاحم زن فرعون.

مناقب خديجه فراوان است و او از ميان زنان كسي است كه به مرحله كمال رسيده است. او خردمند و با جلال و متدين و پاكدامن و بزرگوار و از اهل بهشت بود. پيغمبر (ص) او را ستايش مي كرد و بر ديگر زنان مؤمن برتري مي داد و او را بسيار بزرگ مي داشت تا جائيكه عايشه مي گفت: به زني رشك نبردم آنچنان كه به خديجه حسد ورزيدم زيرا كه پيامبر (ص) بسيار زياد از او ياد مي كرد.

و بدينگونه او در تاريخ حيات رسول اكرم (ص) زني عادي نبود. بسبب فداكاري شگفت انگيز اين بانوي پارسا، پيامبر (ص) او را بسيار بزرگ مي داشت.

سه سال پيش از هجرت، در تلاطم وقايع وتند باد مصائبي كه از سوي قريش و سايرين بر پيامبر (ص) وارد مي شد شعله اي فروزان رنگ باخته، به خانوشي مي گرائيد.

اكرم (ص) به سادگي نمي توانست اين خبر دلخراش را بپذيرد. او بدين ترتيب انساني را از كف مي نهاد كه عالي ترين نمونه وفا و فداكاري و جامع ترين بيانگر راستي بود




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_2660570e7kxuo5fe0.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۵/۲۸, ۲۲:۵۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_khadijeha.jpg

وفات جضرت خديجه سلام الله عليها

دهمین روز از ماه رمضان سال دهم بعثت ‏(3 سال قبل از هجرت) می گذشت که واقعه ای رخ داد؛ در هنگامه ای که مسلمانان در شعب ابی طالب در محاصره بودند و وجود حضرت خدیجه کبری تسلای خاطری برای رسول گرامی اسلام در آن وضعیت سخت و طاقت فرسا بود.آری! پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله یار دیرینه خود را از دست داد.

امّ المؤمنين، حضرت "خديجه كبري(س) بنت خويلد ابن اسد ابن عبدالعزي" نخستين همسر "رسول خدا(ص)"، از زنان شريف، اصيل و نامدار عرب و اسلام ميباشد.

چون حضرت خدیجه بانوى فداکار و همسر بى نهایت مهربان حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) در سن شصت و پنج‏سالگى از دنیا رفت ، پیامبر (ص) او را با دست مبارک خویش در حجون مکه (قبرستان ابوطالب) به خاک سپردند .

در گذشت او پیامبر (ص) را بسیار محزون ساخت به همین دلیل آن حضرت سال در گذشت‏حضرت خدیجه را عام الحزن‏ سال اندوه نام نهاد. از ثروت بسیار حضرت خدیجه همسر بى ‏همتاى پیامبر (ص) اسلام رونق یافت.




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_18.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۵/۲۸, ۲۳:۰۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_Untitled-2.png

اى پیشتر ز بعثت احمد مُحمّدى‏

اى بارها سلام ترا بر رسول خود

ابلاغ كرده ذات خداوند سرمدى‏

چون شمع در فروغ نبوّت گداختى

پیش از نزول وحى نبى را شناختى

اى بر تو لحظه لحظه سلام پیمبران‏

خاك در تو سجده گه خیل سروران‏

پیش از پیمبرى پیمبر به روى او

چشم تو دید آنچه ندیدند دیگران‏

در قلب تو كتاب كمالش نوشته شد

سر خط مادریت به آلش نوشته شد

بى دامن توختم رسل كوثرى نداشت‏

نخل بلند آرزوى او برى نداشت‏

حتى على كه جان عزیز پیمبر است‏

در ملك بى حدود خدا همسرى نداشت‏

اى همدم رسول خدا در نزول وحى

اى دامن تو مركز نور بتول وحى

تووصل بر رسول و ز هستى جدا شدى‏

تو آفتاب بیت سراج الهدا شدى‏

نیزار وحى مثل على شیر مرد داشت‏

اى شیر زن تو تالى شیر خدا شدى‏

دانایى تو هدیه به پروردگار شد

در جنگ اقتصاد نبى ذوالفقار شد

تو دیگر و زنان جهان جمله دیگرند

سادات عالمت پسرانند و دخترند

دانایى تو، تیغ على، خُلق مصطفى‏

در پیشبرد فتح نبوّت برابرند


http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_15.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۵/۲۹, ۰۰:۰۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_pic17.jpg

ازدواج حضرت خدیجه (س) با پيامبر اكرم (ص)

حضرت خدیجه به وسیله قرابت فامیلی با رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم ) از یک طرف و ملاحظه اخلاق حمیده او در بازرگانی ازطرف دیگر ، وشنیدن اخباررسالت از علمای یهود ونصاری ازسوی سوم ، عاشق دلباخته معنوی پیامبر بود و گاهی در این را ه گریه می کرد ! و در شب هایی خواب به چشم اوفرو نمی رفت . ولذا مشکل خود را با پسر عمویش که عالم برجسته نصارا بود در میان گذاشت، او دعایی نوشت ، وخدیجه آن را زیر بالشش گذاشت و شبانه در عالم خواب پیامبر را دید ، وآینده برایش روشن شد ، و چون چشم برگشود دیگربه خواب نرفت و سرانجام کنیزش نفیسه وبه قولی خواهرش را به سراغ پیامبر فرستاد و رسماً در خواست ازدواج کرد.3

خدیجه با تلاش پیگیروتمهید مقدمات عاقلانه ، به ویژه با تدبیر پسر عمویش، ورقة بن نوفل ، سرانجام به مقصود خود رسید ، و فرزندان هاشم را که ستارگان حجاز بودند به خانه خود جذب کرد ، آنان در حالی که رسول خدا را با تمام عزت واحترام در میان گرفته بودند ، برای اجرای عقد به حضور خدیجه رسیدند ، و خطبه عقد با یک برنامه جالب اجراشد وپس از مراسم ، یادگار عبدالله در کنار عمویش ابوطالب عازم خانه پیشین گشت ، ولی خدیجه همراه با مهرومحبت ویژه دامن محمد را گرفت و گفت

« سیدی !إلی بیتک فبیتی بیتک و أنا جاریتک !؛ای مولایم !

بیا به خانه خودت ، خانه من خانه تواست ، و من نیز کنیز تو هستم .»4

خدیجه به این طریق زندگی مشترک خود را با آن حضرت شروع کرد .




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_14.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۵/۲۹, ۰۰:۴۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_pic2.jpg

القاب حضرت خدیجه(س) قبل از اسلام

القاب خدیجه (سلام الله علیها ) قبل از اسلام بسیار بوده است که کتابهای بسیاری در مورد آن سخن رانده اند و از جمله القاب عبارتند از:

(نسله من مبارکة ، وهی مونس أمک فی الجنة)5
«نسل او از مبارکه (بانوی پربرکت) است که همدم مادرت مریم در بهشت می باشد »

3 . ونیز شخصیت خدیجه در همان عصر آن چنان چشمگیر و مورد احترام خاص وعام بود که اورا با عنوان «سیده نسوان» [سرور زنان ] می خواندند.6 1.

حضرت خدیجه (سلام الله علیها )قبل از ولادت ، درکتاب آسمانی انجیل که بر حضرت عیسی نازل شد به عنوان ـ بانوی مبارکه و همدم مریم در بهشت » یاد شده است ، در آنجا که در توصیف پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله ) خطاب به عیسی چنین آمده: 2.درعصرجاهلیت که وجود زن پاکدامن بسیار کم بود، وبسیاری اززنان به انحراف های عصر جاهلی آلوده بودند، حضرت خدیجه به خاطر قداست و پاکی در همه ابعاد ، به عنوان « طاهره» [پاک سرشت وپاک روش]خوانده می شد.






http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_189771a04m0q48coms0-3.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۵/۲۹, ۰۱:۲۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_pic18.jpg

ایمان و فداکاری خدیجه

خدیجه زنی با فضیلت ودارای کمالات علمی و معنوی بود ، ودر اثر معاشرت با پسر عمویش که عالمی دانا و دانشمند بود وبه رسالت پیامبر خدا در آینده ایمان داشت. می دانست که رسول خدا به پیامبری خواهد رسید.

خدیجه ازعلمای دیگر یهود ونصارا نیز سخنانی در تأیید نبوت پیامبر شنیده بود، وازهمه مهم تر در سفر بازرگانی آن حضرت به سرزمین شام ازطریق غلامش« میسره» که همراه کاروان بود، اطلاعات زیادی از کرامات و معجزات آن بزرگوار شنیده وبر عشق وایمانش افزوده بود. لذا با ورقة بن نوفل رازدل گشود وخواهان وصلت با پیامبر شد .

همه اینها حاکی ازایمان خدیجه به رسالت پیامبر بود که سالها قبل ازبعثت آن حضرت اتفاق افتاده ، لذا پس از مبعوث شدن به رسالت الهی نخستین شخصی که به وی ایمان آورد خدیجه بود.7

امیر مؤمنان در «خطبه قاصعه»می فرمایند : روزی که رسول خدا به پیامبری رسید،نور اسلام به هیچ خانه ای وارد نشد جز به خانه پیامبر وخدیجه که من سومین نفرآنان بودم که نور وحی و رسالت را می دیدم و عطر نبوت را استشمام می کردم .8

خدیجه ازنظر ایمان وعقیده به جایی رسیده بودکه خدا وپیامبر و ملائکه اورا دوست داشتند ،وبر ایمان اومباهات می کردند ، واو را افضل زنان پیامبر و جزء برترین زنان عالم و جهان معرفی می نمودند !

خدیجه زنی است که پیامبر خدا در حق او می گوید :ای خدیجه!خداوند متعال هر روز به وجود توچندین بار به ملائکه اش مباهات می کند .9

آری !خدیجه زنی بود که در اثر ایمان و فداکاری به جایی رسید که خداوند به اوسلام رساند . اونه تنها این همه ناملایمات را تحمل کرد،بلکه تمام تلخی های سیاسی واجتماعی آن روز را که قلب نازنین پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله وسلم ) را مجروح می ساخت ترمیم نمود ، و وی رادر ادامه سیرالهی اش یاری داد، ومایه آرامش شوهر گشت!




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1gy.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۵/۲۹, ۰۷:۴۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_L_514b0b2f-119f-4f71-83c1-5959406df813.jpg



حضرت خدیجه (س) در قرآن

حضرت خدیجه نخستین ام المؤمنین است که در قرآن مجید به عنوان یکی از زنان پیامبر مورد توجه است، وبه طور شخصی نیز در سوره «ضحی» آیه هشتم به نام واوصاف او اشاره گردیده است.

قبلا خاطر نشان گردید که حضرت خدیجه قبل ازازدواج با پیامبر ثروتمند ترین شخص جزیرة العرب بود، وحدود هشتاد هزار شتر داشت و کاروانهای تجارتی اوشب و روز در طائف ویمن وشام ومصر وسایر بلاد در حرکت بودند، برده های بسیار داشت، که به تجارت اشتغال داشتند.

حضرت خدیجه پس از ازدواج با پیامبر همه اموالش را قبل از اسلام وبعد از آن ، در اختیار پیامبر گذاشت ، تا آن حضرت هرگونه که خواست آن اموال را در راه خدا به مصرف برساند، به گونه ای که پیامبر که فقیربود بی نیاز شد ، وخداوند درمقام بیان نعمتهای خود به پیامبر اکرم از جمله می فرماید:10

«و وجدک عائلا فأغنی ؛ خداوند تو را فقیر یافت و بی نیاز نمود»11

این که نام وی درآدرس مذکور درقرآن مجید مورد عنایت قرار گرفته ، در تفسیرهای عامه و خاصه ودر روایات اهل بیت آمده است، و تصریح کرده اند که مراد از « بی نیازساختن پیامبر » مال و بخشش خدیجه بود که همه را در طبق اخلاص گذاشته وبرای پیشرفت دین مبین اسلام دراختیار پیامبر قرار داد.12





http://shiaupload.ir/images/28321824590628615860.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۵/۲۹, ۰۷:۵۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_hazrate_khadije_by_asr_entezar.jpg

حضرت خدیجه (س) در روایات

در روایت اسلامی از طریق شیعه واهل تسنن نقل شده، اززبان پیامبر وامامان معصوم در شأن ومقام ارجمند ام المؤمنین حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها) سخن فراوان با تعبیرات گوناگون به میان آمده است .

دراینجا نظرشما را به نمونه هایی ازآن گفتار جلب می کنم .

1. پیامبر (صلی الله علیه و آله )فرمود: جبرئیل نزد من آمد و گفت : ای رسول خدا!این خدیجه است ، هرگاه نزد تو آمد، براواز سوی پروردگارش واز طرف من ، سلام برسان:

«وبشرها ببیت فی الجنة من قصب لاصخب ولانصب »

«و او را به خانه ای از یک قطعه (اززبرجد ) در بهشت که در آن رنج ونا آرامی نیست ، مژده بده »13

2.پیامبر اکرم درتفسیر (آیه 27مطففین ) «عیناً یشرب بها المقربون ؛ همان چشمه بهشتی که مقربان از آن می نوشند»

فرمود:

«المقربون السابقون؛رسول الله ، وعلی بن ابیطالب و الائمة، وفاطمه بنت محمد ؛»

«از مردان بسیاری به حد کمال رسیدند ، واز زنان به درجه آخر کمال نرسیدند مگر چهار زن که عبارتند از : آسیه ،مریم ، خدیجه ، فاطمه »14

3.امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

«سادات نساء العالمین اربع: خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد وآسیه بنت مزاحم ومریم بنت عمران ؛ »

« سرور بانوان دو جهان چهار بانو است که عبارتند از :خدیجه ، فاطمه ، آسیه و مریم »15

پیام این روایات این است که به رازهای عظمت مقام این بانوی ارجمند پی ببریم ، وشایستگی های اورا بشناسیم، واز او درمسیر تکامل به عنوان برترین الگو، پیروی کنیم .

د:خدیجه همسر رسول خدا در دنیا و آخرت

پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم ) فرمود:

«اشتاقت الجنة إلی أربع من النساء : مریم بنت عمران و آسیة بنت مزاحم زوجة فرعون وهی زوجة النبی ،فی الجنة »

«و خدیجه بنت خویلد زوجة النبی فی الدنیا وآلاخرة وفاطمه بنت محمد »16

بهشت مشتاق چهار زن است : 1ـ مریم دختر عمران 2ـ آسیه دختر مزاحم ـ همسر فرعون ، که همسر پیامبر در بهشت است . 3ـ خدیجه دختر خویلد همسر رسول خدا در دنیا وآخرت 4ـ فاطمه دختر محمد (صل الله علیه واله وسلم)




http://www.shiaupload.ir/images/31234011113222983766.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۵/۲۹, ۰۸:۰۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_khadijeh.jpg



حضرت خدیجه (س) درآئینه معراج پیامبر

طبق پاره ای ازنقل ها ، معراج پیامبر از خانه خدیجه (علیها سلام )آغاز شد و باز گشت آن نیز در خانه خدیجه روی داد.

روایت شده : امام باقر (علیه السلام ) فرمود: «جبرئیل مرکب براق را شبانه کنار درخانه خدیجه آورد و در آن خانه به محضر رسول خدا رسید ،آن حضرت را از خانه بیرون آورد و بر مرکب براق سوار نموده واز مکه به سوی بیت المقدس سیر داد...»

مطابق پاره ای از شواهد وقراین ، پیامبر هنگام مراجعت ازمعراج نیز در خانه خدیجه فرود آمد .17

برای اینکه به مقام درخشان حضرت خدیجه دررابطه با مسأله معراج پیامبر بیشترپی ببریم نظرشمارا به روایت زیر جلب می کنم .

سلام خدا بر خدیجه : ابوسعید خدری می گوید: رسول خدافرمود: وقتی که در شب معراج ، جبرئیل مرا به سوی آسمانها برد و سیر داد،هنگام مراجعت به جبرئیل گفتم : «آیا حاجتی داری؟»

جبرئیل گفت: « حاجت من این است که سلام خدا و سلام مرابه خدیجه برسانی »پیامبر (صلی الله علیه وآله) وقتی که به زمین رسید ، سلام خدا و جبرئیل را به خدیجه ابلاغ کرد. خدیجه گفت «ان الله هو السلام ، وفیه السلام ، الیه السلام ، وعلی جبرئیل السلام ؛ همانا ذات پاک خدا سلام است، واز او است سلام ، وسلام به سوی او باز گردد و برجبرئیل سلام باد.»18
این مطلب بیانگر اوج مقام حضرت خدیجه در پیشگاه خدااست.





http://shiaupload.ir/images/18376972097743117470.gifhttp://shiaupload.ir/images/18376972097743117470.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۵/۲۹, ۰۸:۵۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_kh-1.jpg



آوردن کفن از سوی خدا برای حضرت خدیجه (س)


در کتاب «الخصائص الفاطمیه» نقل شده :
طبق روایت مشهور هنگامی که حضرت خدیجه رحلت کرد، فرشتگان رحمت از جانب خداوند کفن مخصوصی برای خدیجه نزد رسول خدا آوردند واین علاوه بر اینکه مایه برکت برای خدیجه بود،مایه تسلی خاطررسول خدا گردید. وبه این عنوان تقدیر وتجلیل جالبی از طرف خداوند؟ حضرت خدیجه به عمل آمد.


پیامبر اکرم پیکر مطهرحضرت خدیجه را با آن کفن پوشانید.سپس جنازه او را با همراهان به سوی قبرستان معلی بردند تا در کنار مادرش حضرت آمنه به خاک بسپارند .


درآنجا قبری برای حضرت خدیجه آماده کردند، رسول خدا درمیان آن قبر رفت و خوابید ، سپس بیرون آمد وآن گوهر پاک را در آنجا به خاک سپرد.19


خدایا!به عظمت مقام خدیجه (علیها السلام ) ما را ازشیوه زندگی سراسر درخشان اوبهره مند فرما ، و از شفاعتش در قیامت مسرور گردان



http://www.shiaupload.ir/images/54636348317580603746.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۵/۲۹, ۱۲:۵۱
http://smiles.al-wed.com/smiles/65/1636.gif



http://img.tebyan.net/big/1388/06/9929778384298824340241531498188218.jpg

:Sham:وفات حضرت خدیجه(س) تسلیت باد:Sham:

وفات جان گذار همسر با وفای رسول خدا صلی الله علیه و آله ،
یاور و حامی مصطفی،
همراه خاتم الانبیاء، نماد ایمان و تقوا،
همسر عصاره هستی،
سمبل صلابت و استواری،
افتخار بانوان گیتی،
بزرگ بانوی اسلام،
حضرت خدیجه کبری بر تمام مسلمانان جهان،
به ویژه بانوان ایران اسلامی تسلیت باد.
http://smiles.al-wed.com/smiles/65/1636.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۵/۲۹, ۱۲:۵۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_Untitled-2.png

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_18.gif

به نام خدا


پیامبراكرم(ص) در شأن همسرش خدیجه(س) فرمود:

سوگند به خدا، پروردگار كسی را بهتر از خدیجه نصیبم نكرد.

زیرا در حالی كه مردم، كفر می ورزیدند، او به من ایمان آورد؛

در حالی كه مردم تكذیبم می كردند، او مرا تصدیق كرد؛

در حالی كه مردم محرومم كرده بودند،

او با دارایی های خود با من مساوات كرد

و خداوند ازاو به من فرزندانی عطا كرد،

كه از سایر همسرانم چنین موهبتی نصیبم نشد


منبع:رمضان در تاریخ، ص 76
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifوفات حضرت خدیجه(س) تسلیت بادhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_18.gif

nekuee
۱۳۸۹/۰۵/۲۹, ۱۳:۲۰
خديجه در بين اقوام خود يگانه و ممتاز و ميان اقران كم نظيربود . او به فضيلت اخلاقى و پذيرايى‏هاى شايان بسيار معروف بود وبدين جهت زنان مكه به وى حسد مى‏ورزيدند .
دخترت خويلد در سجايا و كمالات اخلاقى زبانزد و نمونه بود و به‏حق ايشان كفو خوبى براى پيامبر (ص) بود . بى‏ترديد مى‏توان گفت‏كه اين سجايا و فضايل اخلاقى سبب شد تا خديجه براى همسرى پيامبراكرم (ص) شايسته شمرده شود . طبق روايات ، او براى پيامبراكرم (ص) ياورى صادق بود .

http://aks98.com/images/l4qjucmp3h5zoff6jots.jpg

وي با اين كه در عصر جاهليت، در مكه معظمه ديده به جهان گشود و در آن شهر قبيله گرا و طايفه مدار رشد و كمال يافت، در عفت، نجابت، طهارت، سخاوت، حسن معاشرت، صميميت، صداقت، مهر و وفا با همسر، كم نظير بود و وي را در آن عصر، طاهره و سيده نساء قريش مي خواندند و در اسلام يكي از چهار بانويي كه بر تمام بانوان بهشت فضيلت و برتري دارند، شناخته شد و جز دختر ارجمندش حضرت فاطمه زهرا(س)، هيچ بانويي اين مقام و فضيلت را نيافت.

http://aks98.com/images/5bp6qvyqi4dr3e5ng5zx.bmp

آساره
۱۳۸۹/۰۵/۲۹, ۱۳:۴۹
۩۞۩شهادت بانوي كرامت حضرت خديجه (س) بر همه ی شیعیان جهان تسلیت باد ۩۞۩

عماد المقاومه
۱۳۸۹/۰۵/۲۹, ۱۶:۱۲
http://shahekarbala.persiangig.com/image/aa.jpg


وفات ام الزهرا (س) تسلیت باد

neginsabz
۱۳۸۹/۰۵/۲۹, ۱۶:۳۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_Untitled-2.png
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_jcx36i1yqjprmlig59uc.gif


سلام بر خدیجه کبری علیهاالسلام یاور و مونس دردها و تنهایی های پیامبر صلی الله علیه و آله .

سلام بر او که از برترین زنان برگزیده خدا بود.

سلام بر عبودیتش،

بر اخلاص و صداقتش،

بر پاکی و قداستش،

بر ایثار و فداکاری اش و بر صبر و پایداریش.

سلام بر آن لحظه ای که تصدیق رسالت نبوی کرد و سلام بر سراسر زندگی پرشورش که اطاعت از خدا و رسول خدا درآن موج می زد.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_02723378035039349869.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۵/۲۹, ۱۶:۴۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_Untitled-2.png
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_jcx36i1yqjprmlig59uc.gif

http://nasr19.persiangig.com/image/Download.gif (http://ashnaa.persiangig.com/preview_9.mp3)

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifوفات حضرت خدیجه(س) تسلیت بادhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_jcx36i1yqjprmlig59uc.gif

seyed133
۱۳۸۹/۰۵/۲۹, ۱۷:۲۹
به نام خدا

رحلت ام المومنین بزرگ زن تاریخ حضرت خدیجه کبری را به تمام دوستان تسلیت عرض می کنم

=امشب زمین و آسمان را غم گرفته
مهدی برای مادرش ماتم گرفته
=ای آسمان خون گریه کن در ماتم او
زیرا که امشب گریه کرده همدم او
=امشب شب هجران دو دلداده باشد
شام وداع همسری آزاده باشد
=گرد یتیمی بر رخ زهرا نشیند
از بعد مادر رنگ شادی را نبیند
=آئینه عشق و وفا و مهر بشکست
امشب علی گویا که مادر داده از دست
=امشب خدیجه می رود از خانه وحی
تاریک شد در ماتمش کاشانه وحی
=چشم از خدیجه بر نمی دارد پیمبر
خون جگر از دیده می بارد پیمبر
=یارب خدیجه عاشق و همراز من بود
در راه قرآن چون علی جانباز من بود
=ای در غریبی آشنایم ای خدیجه
ای جان نثار باوفایم ای خدیجه
=در موج طوفانها فداکاری نمودی
با مال و جان خود مرا یاری نمودی
=در راه من زخم زبانها را شنیدی
هر درد و محنت را به جان و دل خریدی
=ای هر نگاهت در خزان غم بهاران
در حفظ تنهائی او دلهای ما را
=لرزانده اشک دخترت عرش خدا را
سوزانده تنهائی او دلهای ما را

یا علی

seyed133
۱۳۸۹/۰۵/۲۹, ۱۷:۳۱
به نام خدا

=بِین مادرها مقام برتری دارد خدیجه
زانکه چون زهرای اطهر، دختری دارد خدیجه
=جای دارد گر کند فخر به هر زنهای دنیا
چونکه مانند محمد شوهری دارد خدیجه
=از زنان انبیاء در شوکت و جاه جلالت
روز محشر هم مقام بهتری دارد خدیجه
=اولین بانوی اسلام است او کز لطف یزدان
زیب دامان حیا خوش گوهری دارد خدیجه
=داده درس حق پرستی را عجب بر خلق عالم
بر سر از عفت مبارک افسری دارد خدیجه
=غم ندارد گر ندارد روز تنهایی انیسی
در رحم خود مونس نیکوتری دارد خدیجه
=گر گذشت از مکنت دنیا ندارد غصه زیرا
همچو پیغمبر به دنیا همسری دارد خدیجه
=غیر راه حق نپوید غیر حرف حق نگوید
همچو ختم الانبیاء چون رهبری دارد خدیجه
=چشم «خسرو» و روز محشر هست برلطف وعطایش
چونکه جود بی حساب و وافری دارد خدیجه

یا علی

seyed133
۱۳۸۹/۰۵/۲۹, ۱۷:۳۸
به نام خدا
امشب شب رحلت ام المومنین حضرت خدیجه است خديجه در سن 65 سالگى در ماه رمضان سال دهم بعثت جان به جان آفرين تسليم كرد. رحلت‏خديجه براى پيغمبر(ص) مصيبتى بزرگ بود ; زيرا خديجه‏ ياور پيغمبر خدا (ص) بود بسيار به حضرت محمد(ص) احترام مى‏گذاشتند. بعد از رحلت ام المومنین حضرت خدیجه ، پيغمبر خدا (ص) بدن همسرش را غسل داد، با پارچه‏اى كه جبرئيل‏از طرف خداوند عزوجل براى خديجه آورده بود، كفن كرد. رسول‏خدا (ص) را در مکه شخصا درون قبر رفت، سپس خديجه را در خاك نهاد و آنگاه سنگ لحد قرار داد. رسول الله(ص) بر خديجه اشك ‏مى‏ريخت، دعا مى‏كرد و برايش آمرزش مى‏طلبيد.
از داغ همسر ، یارب پیمبر، گشته مضطر و دلِ شکسته
پیش چشمان ، دخترش زهرا، بابا چشمان مادرُ ببسته
آه و واویلا
بهترین مادر ، مهربان همسر ، یار پیمبر رفته ز دنیا
ختم المرسلین ، شد عزادارِ ، ام المومنین واویلتا
آه و واویلا
یا رسول الله آیا غسل دادن برای شما سخت بود یا برای داماد عزیزت مولا امیرالمومنین نيمه هاي شب بدن زهرا را روي مغتسل گذاشتند اسماء بنت عميس داره آب ميريزه امیرالمومنین با دل شكسته آروم آروم بدن زهرا را غسل ميده . اسماء ميگه من آب مي ريختم مولا بدن همسر را اروم آروم غسل ميداد يه وقت ديدم دست از غسل دادن كشيد تكيه به ديوار داده داره اشك مي ريزه گفتم آقا تو كه ما را دعوت به صبر مي كردي آيا براي جواني زهرا ناراحتي؟ يا براي بچه هاي يتيم زهرا ناراحتي؟ فرمود اسماء همينكه داشتم بدن زهرايم را غسل ميدادم دستم به پهلوي شكسته و بازوي ورم كرده رسيد اما به من علي نگفته.
بريز آب روان اسماء ولي آهسته آهسته
به جسم اطهر زهرا ولي آهسته آهسته
ببين بشكسته پهلويش سيه گرديده بازويش
بريز آب روان رويش ولي آهسته آهسته
بُوَد خون جاري اي اسماء هنوز از سينة زهرا
بنالم زين مصيبتها ولي آهسته آهسته
همه خواب و علي بيدار سرش بنهاده بر ديوار
بگريد با دل خونبار ولي آهسته آهسته
رَوَم شبها سراغ او به قبر بي چراغ او
بِگِريَم از فراق او ولي آهسته آهسته
علي بدن زهرا غسل دادند كفن كردند اومد کنار قبر علی که محرم نداره کمکش کنه یک وقت می بینه دستانی از درون قبر بیرون اومد ای علی ای علی ای علی دخترم رابده بیاد

این بنده حقیر رو از دعا فراموش نکنید

یا علی

seyed133
۱۳۸۹/۰۵/۲۹, ۱۷:۴۰
به نام خدا

امشب دل تنگ مرا اشکم روایت می کند
امشب خدیجه با تو ای اسما وصیّت می کند
ای آشنایم– بشنو نوایم (جان تو و زهرای من)
اسماء ببر از من پیام بر خاتم پیغمبران
برگو کنار تربتم امشب بیا قرآن بخوان
جانم فدایت – در بین امت (جان تو و زهرای من)
اسماء بهار عمر من امشب به پایان می رسد
زهرا سرش به سینه ام من بر لبم جان می رسد
ترسم که آهش – باشد پناهش (جان تو و زهرای من)
آن شب که پیوند گل یاس و صنوبر می شود
آن شب که زهرا کوثر قرآن حیدر می شود
با مهربانی – تا می توانی (جان تو و زهرای من)
آن شب که جسمش را علی شوید به اشک دیده گان
بر پیکر مجروح او اسماء بریز آب روان
اسماء علی را – بنما تسلّا (جان تو و زهرای من)


التماس دعا

یا علی

seyed133
۱۳۸۹/۰۵/۲۹, ۱۷:۴۳
به نام خدا

رحلت كرده حامى دين خديجه ام المومنين
ياور و يار پيمبر ما اى شيعيان رفته مادر ما
خون امشب قلب رسول اللَّه است تا سحر كارش ناله و آه است
واى از درد غريبى
مادر ياد از اجل كرده دختر زانو بغل كرده
دارد بر تن پيرهن سياهى عالم را كشت با نسيم آهى
مى ‏گويد يارب دل دو نيم من خون گريم ديگر كه يتيمم من
واى از درد غريبى
دلخونم از داغ زهرا خزان شده باغ زهرا
در به درى اى خدا چه سخت است بى مادرى اى خدا چه سخت است
با حال خسته نيمه ‏هاى شب زهرا مى ‏خواند روضۀ زينب
واى از درد غريبى

التماس دعا

یا علی

seyed133
۱۳۸۹/۰۵/۲۹, ۱۷:۴۴
اللهم انا نسئلك و ندعوك باسمك العظيم الاعظم الاعز الاجل الاكرم بحق وليك و حجتك صاحب الامر (يا الله) به دماء شهدا(يا الله)
الهي اين دستهايي كه به سوي تو دراز شده نا اميد برمگردان
الهي قلم عفو بر جرائم اعمال ما بكش
الهي عاقبت امور همه ما را ختم به خير بفرما
الهي به آبروي علي و بچه هاي علي آبروي ما را حفظ بفرما
الهي به حق علي موانع ظهور فرج آقا امام زمان را برطرف كن
الهي چشمان ما را با جمالش منور بفرما
الهي قلب مقدس و نازنينش را از ما راضي و خشنود بفرما
خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار

التماس دعا
یا علی

neginsabz
۱۳۸۹/۰۵/۲۹, ۱۸:۱۵
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_jcx36i1yqjprmlig59uc.gif

چشم ها گریان،
سینه ها داغ دار و دیده ها نظاره گر لحظه ای بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله حامی و پشتیبان خود را از دست داد؛
یاوری که حضور او در کنار رسول اللّه صلی الله علیه و آله مایه آرامش خاطر ایشان بود و در همه حال، با رفتارو گفتار خود،
خستگیِ آزار ابوجهل ها و ابولهب ها را ز تن پیامبر صلی الله علیه و آله می زدود.
در چنین روزی، روح بلند حضرت خدیجه علیهاالسلام از زمین خاکی پر کشید تا در اوج افلاک و درسایه رحمت خداوندی آرام گیرد.
روح ملکوتی اش همواره قرین رحمت حق تعالی باد.


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_jcx36i1yqjprmlig59uc.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۵/۲۹, ۱۹:۰۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/4_Untitled-2.png
http://shiaupload.ir/images/r4r97ku2h125s190i1z.gif

زیارتنامه حضرت خدیجه کبری (س)
http://shiaupload.ir/images/r4r97ku2h125s190i1z.gif
السلام علیک یا زوجه سید المرسلین

السلام علیک یا اُم فاطمه الزهرا سیدة نسا العالمین

السلام علیک یا اول المومنات

السلام علیک یا من انفقت ما لها

فی نصرة سیده الا نبیا نصرته ما استطاعت

و دافعت عنه الاعدا

السلام علیک یا من سلم علیها جبرائیل و بلغها

السلام من الله الجلیل فهینا لک بما اولاک الله من فضل

والسلام علیک و رحمة الله و برکاته


http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_15.gif

محمد طه
۱۳۸۹/۰۵/۲۹, ۲۱:۴۵
http://www.nasimerezvan.com/user_upload/images/editor_photo/1217521646khadijeh.jpg


من آن كنيز خدايم كه يار طاهايم
منم كه مادر امّ الائمه زهرايم

به افتخار كنيزي مصطفي اين بس
كه من شريك نبي در نشاط و غمهايم

خداست شاهد حالم كه من چه‏ها ديدم
اگر چه شاد ز يك عمر امتحان هايم

:Sham::Sham::Sham:
http://www.eteghadat.com/Files/user1/image/madineh&m/g_007.jpg

و ای وای از اینمه غربت...

ordibeheshty
۱۳۸۹/۰۵/۳۰, ۰۱:۱۶
:Sham::Sham::Sham::Sham::Sham:


تو به اسلام مادری کردی
تو به توحید یاوری کردی


عصمت از دامنت چنان جوشید
که به مریم برابری کردی


:Sham::Sham::Sham::Sham::Sham:



http://www.askquran.ir/images/statusicon/wol_error.gifاندازه اين تصوير تغيير داده شده است براي نمايش اندازه واقعي كليك نماييد .
http://askquran.ir/gallery/images//6971/1_1.png



شاید اگه بدونیم ثروت ایشون با یک حساب سر انگشتی و دست پایین،
بیش از صد میلیارد تومان امروزی بوده،
به اوج گذشت و فداکاریشون بیشتر پی ببریم
:parvaneh:

چشم ابری
۱۳۸۹/۰۵/۳۰, ۰۱:۵۷
درود خدا بر مادر سیده زنان عالم

neginsabz
۱۳۸۹/۰۵/۳۰, ۰۲:۰۰
http://www.nasimerezvan.com/user_upload/images/editor_photo/1217521646khadijeh.jpg





http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_18.gif
محمّد را نكو همسر، خديجه
عزيز قلب پيغمبر، خديجه

يقين باشد، پس از زهرا و زينب
بُوَد از هر زني برتر، خديجه

پناه امّتي بود و ، نبي را
به روز بي كسي، ياور، خديجه

گهي غمخوار او هنگام سختي
صفا بخش دل شوهر، خديجه

گهي با خنده ي نوش آفرينش
سُرور قلب آن سَروَر، خديجه

ميان دلبران، همتاي او كيست؟
دل "لولاك" را، دلبر، خديجه

زني چون حوريان، مجذوب شوهر
همه آسايش همسر، خديجه

وجود " رَحْمةٌ لِلْعالَمينْ " را
پرستار و نوازشگر، خديجه

گرفته با ادب، چون هاله ي نور
چراغ وحي را در بر، خديجه

به طوفان بلا، چون كوه، محكم
به كشتيّ امان، لنگر، خديجه

مبارز محرمي، همراز و نستوه
شكوه غم، ز پا تا سر، خديجه

توان بخش صفوف مؤمنان بود
به تنهائي، چو يك لشگر، خديجه

چو مي شد سنگباران خانه او
به پيش مصطفي، سنگر، خديجه

به شام تار خورشيد نبوّت
بُوَد مهتاب روشنگر، خديجه

وفا و عشق و عفّت، زينت اوست
ندارد غير ازين زيور، خديجه

چه خوش"الله اكبر" گفت و بگذشت
زجان و مال، سيم و زر، خديجه

همين وارستگي، شايسته ي اوست
چو زهرا را بُوَد مادر، خديجه

كشد بار عطاي آسماني
چو باشد مادر كوثر، خديجه

چه كوثر، آنكه يكتا همچو طاهاست
صدف شد بر چنين گوهر، خديجه

ز نامش مادران برخود ببالند
كه دارد يك چنين دختر، خديجه

چه خوش باشد غلام خود بخوانَد
(حسان) را در صف محشر خديجه
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_18.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۵/۳۰, ۰۴:۲۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/4_Untitled-2.png
http://aks98.com/images/64kiojm9jbk9twufj2.gif
خدیجه،
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
ای هم درد غربت های رسول خدا صلی الله علیه و آله ،
تو نوری بودی که در تاریکی و ظلمت جاهلیت درخشیدی و به همه تعصبات آن عصر ننگین پشت پا زدی.
اخلاق نیک و امانتداری جوانی پاک،
تو را به سویش کشاند و بزرگان و ثروت مندان قریش را از خود راندی و غرق در دریای فضایل آن وجود ملکوتی گردیدی.
اطرافیان زبان به ملامتت گشودند و تحقیرت کردند ولی تو،
هم چون کوهی استوار و با قلبی لبریز از عشق به محمد صلی الله علیه و آله بر این زخم زبان ها صبرو مقاومت پیشه و بر این انتخابت که برترین و بهترین بود، پافشاری و از آن دفاع کردی.
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
http://aks98.com/images/64kiojm9jbk9twufj2.gif
http://www.nasimerezvan.com/user_upload/images/editor_photo/1217521646khadijeh.jpg
http://shiaupload.ir/images/qv0hr575dvpmujzlm58o.gifhttp://shiaupload.ir/images/qv0hr575dvpmujzlm58o.gif

سوگند
۱۳۸۹/۰۵/۳۰, ۰۹:۵۲
فضائل خديجه عليها السلام

1.بصيرت ژرف

از بالاترين فضائل خديجه كبري اين است كه از انديشه بلند و فكر عميق و بصيرت ژرف برخوردار بود؛ مخصوصاً عقل عملي او در اوج خود قرار داشت. اين امر را مي توان از انتخاب پيامبر اكرم به عنوان شوهر آينده و شايسته خود از بين آن همه خواستگاران پولدار و تاجر فهميد.
او در چهره و رفتار محمد صلي الله عليه و آله آينده درخشان و ممتاز او را مي ديد، به همين جهت راز پيشنهاد ازدواج با محمد صلي الله عليه و آله را (قبل از بعثت) چنين بيان مي كند: «يَابْنَ عَمّ! اِنّي قَدْ رَغِبْتُ فِيكَ لِقِرابَتِكَ مِنّي وَ شَرَفِكَ في قَوْمِكَ وَ اَمانَتِكَ عِنْدَهُمْ وَ حُسْنِ خُلْقِكَ وَ صِدْقِ حَدِيثِكَ؛ (1) اي پسر عمو! من به خاطر خويشاوندي ات با من، و شرف و امانتداري ات در ميان قوم خود، و به جهت اخلاق نيك و راستگويي ات، به تو تمايل پيدا كردم. »
جملات فوق به خوبي نشان مي دهد كه محبت و ارادت اين بانو به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله براساس عشق مجازي و محبت شهواني نبوده، بلكه بر اثر معرفت و شناخت عميقي بوده است كه از شخصيت محمد صلي الله عليه و آله داشت. اما افرادي كه چنين بصيرتي نداشتند، از جمله گروهي از زنان قريش سخت خديجه را مورد ملامت و سرزنش قرار دادند، تا آنجا كه گفتند: «او با اين همه حشمت و شوكت با يتيم ابو طالب كه جواني فقير است تن به ازدواج داد. چه ننگ بزرگي. »
خديجه كه انتخابش از سر شناخت و معرفت بود، محكم و قرص بر انتخاب خويش پاي فشرد و در جواب سخنان ناشي از جهالت و بي خبري آنها گفت: «اي زنان! شنيده ام شوهران شما [و خودتان[ در مورد ازدواج من با محمد خرده گرفته ايد و عيب جويي مي كنيد، من از خود شما مي پرسم آيا در ميان شما، فردي مانند محمد وجود دارد؟ آيا در شام و مكه و اطراف آن شخصيتي به سان ايشان در فضائل و اخلاق نيك سراغ داريد؟ من به خاطر اين ويژگيها با او ازدواج كردم و چيزهايي از او ديده ام كه بسيار عالي است. »(2)
گذشت زمان، پيروزيهاي پي در پي پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله ، گسترش اسلام، و فرزنداني كه از خديجه به يادگار ماند، از جمله فاطمه زهرا عليها السلام كه يازده امام معصوم از نسل اوست، بر انتخاب زيباي خديجه و بصيرت ژرف او تحسين گفت ؛ هر چند خود شاهد ثمرات انتخاب شايسته خويش نبود.

سوگند
۱۳۸۹/۰۵/۳۰, ۰۹:۵۳
2. ايمان و اسلام محكم و پايدار

همان بصيرت ژرف خديجه كه باعث انتخاب محمد صلي الله عليه و آله براي همسري آينده او شد، عامل ايمان و اسلام او نيز گشت، و باعث شد كه لقب اول زن مسلمان را به خود اختصاص دهد.
«ابن عبد البر» به سند خود از پدر «ابي رافع» نقل مي كند كه پيامبر خدا در روز دوشنبه (مبعث) نماز گذارد و خديجه در (ساعات) آخر همان روز نماز خواند. (3)
و علي عليه السلام نيز بر ايمان و اسلام خديجه اين گونه صحه گذاشت كه: « لَمْ يَجْمَعْ بَيْتٌ واحِدٌ يَؤْمَئِذٍ فيِ اْلاِسْلامِ غَيْرَ رَسُولِ اللّه وَ خَديجَةَ وَ اَنَا ثالِثُهُمْ. اَري نُورَ الْوَحْيِ وَ الرِّسالَةِ وَ اَشُمُّ ريحَ النُّبُوَّةِ؛ (4)
خانه اي واحد در آن روز در اسلام جمع نشد غير از رسول خدا صلي الله عليه و آله و خديجه و من كه سومين آنان بودم. نور وحي و رسالت را مي ديدم و بوي نبوت را استشمام مي كردم.»
خديجه عليها السلام تا آخرين لحظه بر آن ايمان پاي فشرد و در راه اسلام فداكاري و گذشت نمود و يك لحظه از رهبر اسلام و حمايت او غافل نگشت .

سوگند
۱۳۸۹/۰۵/۳۰, ۰۹:۵۴
3. از برترين بانوان دو سرا

برترين زنان جهان هستي را چهار زن تشكيل مي دهند؛ چنانكه ابن اثير از انس بن مالك از پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله نقل كرده كه فرمودند: «خَيْرُ نِساءِ الْعالَمينَ مريمُ، آسِيةُ، خديجةُ وَ فاطِمةُ؛ (5) برترين زنان عالم مريم، آسيه، خديجه و فاطمه عليها السلام هستند.»
همينها كه كوله بار كمال را در دنيا بستند، در بهشت نيز در صدر قرار دارند و از جمله آنها خديجه كبري عليها السلام مي باشد. «عكرمه» از « ابن عباس» نقل مي كند كه حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند: « اَفْضَلُ نِساءِ اَهْلِ الْجَنَّةِ خَديجةُ بِنْتُ خُوَيْلَدٍ وَ فاطِمةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ مَرْيَمُ ابْنَةُ عِمْرانَ وَ آسِيَةُ بِنْتُ مُزاحِمٍ اِمْرَأةُ فِرْعَوْنَ؛ (6) بهترين زنان بهشت اينانند: خديجه دختر خويلد، فاطمه دختر محمد و مريم دختر عمران و آسيه دختر مزاحم، همسر فرعون.»

neginsabz
۱۳۸۹/۰۵/۳۰, ۱۴:۴۲
http://aks98.com/images/64kiojm9jbk9twufj2.gif
خدیجه علیهاالسلام ،
تجسم حقیقت و نماد مسلمان کامل،
و تسلیم محض خدا ورسولش بود.
وی که به تمام صفات والای انسانی آراسته بود،
از هیچ اقدامی در یاری رسول خدا کوتاهی نمی کرد و در این راه،
نه تنها اموال،
بلکه همه هستی خویش را در طبق اخلاص گذاشت.
وی باسلاح ایمان به حقیقت اسلام و تقوای الهی،
در برابر تندباد حوادث و سختی ها،
نستوه و پایدار ایستاد و ذره ای از اخلاص و ایمانش کم نشد.
سزاوار است امروز که روز وفات آن حضرت است،
اعمال و رفتار الهی اش را سرلوحه کارهای خود قرار دهیم و از زندگی سراسر پربار ایشان،
درس جاودانگی بیاموزیم.
http://shiaupload.ir/images/qv0hr575dvpmujzlm58o.gifhttp://shiaupload.ir/images/qv0hr575dvpmujzlm58o.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۹/۰۵/۳۰, ۱۷:۳۵
سیرت خدیجه

http://sl.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://sl.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://sl.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://sl.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gif

حضرت خدیجه علیهاالسلام از شمار شخصیت های بزرگوار و عالی مقامی است که تاریخ، همواره از او به نیکی یاد خواهد کرد.

او سیره و رفتاری با کرامت داشت و از آغاز تا انجام زندگی، همواره در همان مسیر نیک گام برداشت و اطاعت خدا کرد.

یکی از دانشمندان در مورد رفتار خدیجه گفته است: به خدیجه دختر خویلد بانوی والامقام عرب، نیاز تهی دست را برآورده می کرد و گرسنه را اطعام می نمود و برهنه را می پوشانید. خدیجه در اخلاق و نسب و ثروتش، میان قوم خود و همگنانش یگانه و منحصر بود.


هدیه ثروت

خدیجه علیهاالسلام زنی با کمال و ثروتمند، و از نظر اخلاقی، پرهیزکار بود.

این بانوی خردمند، در همه حال از پیامبر خدا پیروی و مال خود را در راه تحکیم پایه های اسلام صرف کرد. خدیجه علیهاالسلام اسلام خویش را با هدیه ثروت هنگفت و قدرت های مالی فراوان خود در راه اسلام، و تحت تصرف پیامبر اسلام دنبال نمود.

پیامبر صلی الله علیه و آله این مال را به نیازمندانی که دینِ تازه را پذیرفته بودند، بخشید و در اموری که مصلحت می دید، مصرف نمود تا اینکه ثروت خدیجه به پایان رسید.

به حدّی که خدیجه می گفت: «از آن اموال فراوان، تنها دو پوست باقی مانده که روزها روی آن برای گوسفندان علوفه می ریزیم و شب ها آن را روانداز خود قرار می دهیم».


http://sl.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://sl.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://sl.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gifhttp://sl.glitter-graphics.net/pub/591/591115t8qpmw0bs5.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۹/۰۵/۳۰, ۱۷:۳۶
اندوه و اشک آخرین فرستاده

http://sl.glitter-graphics.net/pub/263/263171lxlble1hnk.gif

کوچه های شهر را غمی سنگین فرا گرفته است. فضای مکه گویی آکنده از اندوه است!

کعبه نیز چند روزی است بر فرشته ای لبخند نمی زند و مگر می توان چهره نورانی رسول خدا صلی الله علیه و آله را گرفته و اندوهناک دید و بی تفاوت بود؟!

وقتی شب پیش، یکی از اصحاب در کنار زمزم، آهسته در گوش دیگری گفت: «خدیجه همسر رسول خدا صلی الله علیه و آله سخت بیمار است»، زمزم گویی دیگر نمی جوشید، اشک می افشاند! حتی سنگریزه های حرم نیز دریافته اند دل رسول خدا صلی الله علیه و آله از چه لبریز غم است.

این رسول خداست که از خانه بیرون می آید؛ چقدر شکسته شده! آه، این قطرات اشک است که از چشمان آسمانی اش می ریزد؛ چه شده؟ خدای من، چه بر زبان زمزمه می کند؛

«انّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ»

http://sl.glitter-graphics.net/pub/263/263171lxlble1hnk.gif

روح الله حبیبیان
پایگاه حوزه

neginsabz
۱۳۸۹/۰۵/۳۰, ۱۹:۰۵
http://aks98.com/images/64kiojm9jbk9twufj2.gif
امروز وفات حضرت خديجه(س) است
نيست زني در سخا به پاي خديجه
چشم فلک خيره بر وفاي خديجه
نقل محافل بود سخاوت حاتم
حاتم طائي بود گداي خديجه
http://shiaupload.ir/images/qv0hr575dvpmujzlm58o.gifhttp://shiaupload.ir/images/qv0hr575dvpmujzlm58o.gif

http://www.eteghadat.com/Files/user1/image/madineh&m/g_009.jpg (http://www.eteghadat.com/Files/user1/image/madineh&m/g_009.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۵/۳۰, ۲۰:۰۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_Untitled-6.png

هنوز چهره مکه غبار ماتم داشت
هنوز داغ ابوطالب آتش غم داشت

دل لطیف پیمبر غمین زهرا بود
به سینه درد و غم و غصه های عالم داشت

سخن ز رحلت بانوی با کرامت بود
کسی که حسن کمال چهار مریم داشت

چه بانویی که خدایش سلام می فرمود
که نامه عملش مُهر مِهر خاتم داشت

یگانه بانوی مردی که از عدالت خود
تمام عالم و آدم به زیر پرچم داشت

سخای حاتم طایی کجا و این سفره
که درب خانه جودش هزار حاتم داشت

برای حضرت ام الائمه این یک بس
که نور فاطمه بر دامن مکرم داشت

خدیجه مادر ما اولین مسلمانی است
که با ولای علی عهد خویش محکم داشت

در آخرین نفسش با اشاره می فرمود
همیشه فاطمه ام غربتی دمادم داشت

فدای دختر مظلومه ام که در آن شعب
به روی گونه چو گلبرگ یاس شبنم داشت

به اهل بیت بگو تا ملازمش باشند
به هر زمان که به مادر نیاز مبرم داشت

کسی به صورت او لطمه بعد من نزند
شنیده ام که فلانی دو دست محکم داشت

پس از وصیت ام الائمه پیغمبر
خدیجه را به عبایش ز خود مقدم داشت

در آن دمی که کفن از بهشت آوردند
هوای رحلت او روضه محرم داشت

http://sibtayn.com/fa/images/stories/baqer/ahlebeyt/h.khadije/03.jpg (http://sibtayn.com/fa/images/stories/baqer/ahlebeyt/h.khadije/03.jpg)

neginsabz
۱۳۸۹/۰۵/۳۱, ۰۲:۳۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_p4jipa4dlxfr7lschl.gif
چند روزی از رحلت جان سوز دو یار مهربان پیامبر صلی الله علیه و آله ،
حضرت خدیجه علیهاالسلام و حضرت ابوطالب علیه السلام نمی گذشت،
که کافران جرأت بیش تری یافتند.
روزی هنگام عبور پیامبر صلی الله علیه و آله از کوچه های مکه،
ناگاه یکی از مزدوران بت پرست،
ظرفی پر از خاکروبه بر سر و روی آن حضرت ریخت و پیش از آن و زمانی که خدیجه علیهاالسلام بود،
وقتی چنین حوادث تلخی برای پیامبر صلی الله علیه و آله رخ می داد و به خانه باز می گشت،
خدیجه با کمال مهر و محبت،
سر و صورت آن حضرت را می شست و رفتار پر عطوفت حضرتش، مرهمی بر زخم های پیامبر صلی الله علیه و آله بود.
ولی اینک که پیامبر صلی الله علیه و آله به خانه بازگشتند و جای خالی خدیجه علیهاالسلام را نگریستند بسیار رنجیده خاطر شدند.
در این هنگام یکی از دختران آن حضرت در حالی که می گریست،
ظرف آبی آورد تا سر و روی پدر را بشوید که رسول اکرم صلی الله علیه و آله به او فرمود:
«دخترم، گریه نکن که خداوند گزند دشمن را از پدرت دفع خواهد کرد».
http://shiaupload.ir/images/qv0hr575dvpmujzlm58o.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_02723378035039349869.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۹/۰۵/۳۱, ۰۸:۵۳
اشک زهرا علیهاالسلام
http://sl.glitter-graphics.net/pub/185/185499fkwlunybl0.gif
توی قشنگ ترین باغ دنیا، یک گل خیلی زیبا و کوچک به نام زهرا علیهاالسلام ناراحت و غمگین است.

او گریه می کند. صورت او از اشک های دانه دانه خیس است و چشم های قشنگش قرمز شده است؛

چون مادرش به یک سفر خیلی طولانی رفته است. مادرش از دنیا رفته است. نام مادر او خدیجه است.

او دلش برای مامان خدیجه تنگ شده و نوازش گرم پدر را احساس می کند. امروز در زیباترین باغ دنیا یعنی در خانه پیامبر، جای خدیجه خالی است.

او همسر پیامبر است و مادر حضرت زهرا علیهاالسلام .

امروز دهم رمضان است و سالگرد رحلت حضرت خدیجه علیهاالسلام یادش را گرامی می داریم با یک صلوات.

http://sl.glitter-graphics.net/pub/185/185499fkwlunybl0.gif
پایگاه حوزه

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۹/۰۵/۳۱, ۰۸:۵۴
جای خالی مادر

http://sl.glitter-graphics.net/pub/627/627016o9kz570twq.gif

فاطمه علیهاالسلام هر روز که از خواب بیدار می شد، به سراغ مادر می رفت، روی دامن او می نشست و با او حرف می زد.

با لبخند مادر شاد می شد و نوازش گرم او را احساس می کرد؛ اما یک روز صبح وقتی فاطمه علیهاالسلام چشم های قشنگش را باز کرد، از خنده ها و نوازش مادر خبری نبود.

غم زیادی روی قلبش نشست؛ چون مادر از دنیا رفته بود و حالا کسی نبود تا بااو حرف بزند و او را نوازش کند.

فاطمه می دانست خدا پدری به او داده که از همه پدرهای دنیا، بهتر است.
پیامبر برای فاطمه، هم پدر بود و هم مادر.

هر وقت فاطمه به یاد خدیجه، مادر مهربانش می افتاد، با نگاه به پدر آرام می شد و از آن روز به بعد حرف های دلش را به پدر می گفت.

http://sl.glitter-graphics.net/pub/627/627016o9kz570twq.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۹/۰۵/۳۱, ۰۸:۵۵
غم پیامبر صلی الله علیه و آله

http://sl.glitter-graphics.net/pub/424/424853j4irirtwxk.jpg
پیامبر سال مرگ خدیجه علیهاالسلام را سال غم نامید و همیشه از دوری خدیجه علیهاالسلام ناراحت و غمگین بود.

خدیجه بهترین دوست برای پیامبر بود و فداکاری های او آن قدر زیاد بود که بدون آن ها، اسلام و مسلمانان موفق نمی شدند.

خدیجه علیهاالسلام زنی ثروتمند بود و از مال و ثروت خودش برای کمک به مسلمانان استفاده کرد.

او زنی با ایمان و خداشناس بود که تا آخرین لحظه دست از کمک به پیامبر برنداشت. او از دنیا رفت و برای پیامبر یک یادگاری گذاشت؛

دختر پنج ساله ای که فاطمه علیهاالسلام نام داشت.

http://sl.glitter-graphics.net/pub/424/424853j4irirtwxk.jpg

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۹/۰۵/۳۱, ۰۸:۵۷
اندوه و اشک آخرین فرستاده

http://sl.glitter-graphics.net/pub/263/263171lxlble1hnk.gif

کوچه های شهر را غمی سنگین فرا گرفته است. فضای مکه گویی آکنده از اندوه است!

کعبه نیز چند روزی است بر فرشته ای لبخند نمی زند و مگر می توان چهره نورانی رسول خدا صلی الله علیه و آله را گرفته و اندوهناک دید و بی تفاوت بود؟!

وقتی شب پیش، یکی از اصحاب در کنار زمزم، آهسته در گوش دیگری گفت: «خدیجه همسر رسول خدا صلی الله علیه و آله سخت بیمار است»، زمزم گویی دیگر نمی جوشید، اشک می افشاند! حتی سنگریزه های حرم نیز دریافته اند دل رسول خدا صلی الله علیه و آله از چه لبریز غم است.

این رسول خداست که از خانه بیرون می آید؛ چقدر شکسته شده! آه، این قطرات اشک است که از چشمان آسمانی اش می ریزد؛ چه شده؟ خدای من، چه بر زبان زمزمه می کند؛

«انّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ»

http://sl.glitter-graphics.net/pub/263/263171lxlble1hnk.gif

روح الله حبیبیان
پایگاه حوزه

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۵/۳۱, ۰۹:۱۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_Untitled-3.png
بعد از تو...


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_19u.gifhttp://askquran.ir/gallery/images//5405/1_19.gif (http://sl.glitter-graphics.net/pub/672/672414c8vxi9fnql.png)


بعد از تو، ستاره های خانه پیامبر کم سو شدند.


آینه ها در غبار، به فراموشی رسیدند و مهربانی اشک شد.
عطر خوش بودنت، هنوز از دیوارهای خانه برمی خیزد و مهربانی ات هنوز در آینه لبخند می زند.


هر طرف خانه که قدم می گذارد، چهره آشنای تو پدیدار می شود.
هر صبح، در این خانه، آفتاب با مهربانی های تو طلوع کرده و عشق، با عطر نفس های تو جوانه زده بود. حالا خزان در آستانه در ایستاده است تا غربت، اتاق های پر از مهربانی تو را محاصره کند.


بی شک، بعد از تو غریب ترین مرد قریش، محمد صلی الله علیه و آله خواهد بود.


تو آمدی تا هم قدم و هم شانه شوی برای آخرین و والاترین پیامبران.


آمدی تا ستاره ها، لبخندهایت را رصد کنند و کوچه ها، عطر قدم هایت را نفس بکشند.


بعد از رفتن تو، دوباره گرد یتیمی، چهره معصومانه محمد صلی الله علیه و آله را می پوشاند و غربت و تنهایی، بی درنگ او را در آغوش می کشد.


این روزها، روزهای دیرگذرند؛ روزهایی که تلخ می گذرند. دیگر هیچ آوازی دل غمگین او را شاد نخواهد کرد.
می ترسم که تکان شانه هایش، شانه های اندوهگین خاک را بلرزاند.


بعد از تو، تحمل این روزهای دلتنگی و غربت در بین این همه دشمن آشنا، سخت تر از پیش خواهد شد.


بعد از تو، باران ها، بوی چشم های پیامبر را خواهند داد.


بعد از تو، حتی پرنده ها سر پرواز نداشتند؛ چه برسد به این درخت هایی که سال هاست هم بستر پاییزهای رنگارنگ شده اند.
آفتاب، بعد از تو داغ تر از پیش خواهد تابید و عطش تکثیر خواهد شد.


بی شک، بعد از تو تشنگی سال های نیامده فراوان است. بی شک بعد از تو، تنهایی پشت پلک های قریش جریان خواهد یافت.
بگذار تا همه ترانه های عاشقانه، به بدرقه تو بیاید.


بعد از تو عشق تنهاست؛ همچون پرنده ای که بی دانه، پشت برف ها مانده است. بگذار تا حنجره هامان بغض هایشان را برای تو آواز کنند و آوازهای عاشقانه ما، از دوری ات اشک شوند!



عباس محمدی


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_19u.gifhttp://askquran.ir/gallery/images//5405/1_19.gif (http://sl.glitter-graphics.net/pub/672/672414c8vxi9fnql.png)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۵/۳۱, ۱۰:۴۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_Untitled-4.png

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_19u.gifhttp://askquran.ir/gallery/images//5405/1_19.gif (http://sl.glitter-graphics.net/pub/672/672414c8vxi9fnql.png)
کاملترین زنان عالم


رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:« مردان زیادی به درجه کمال رسیده‏اند ولی از زنان، تنها چهار نفر کامل‌اند: آسیه ( همسر فرعون )، مریم ( مادر حضرت عیسی علیه السلام )، خدیجه و فاطمه.»

پیامبر در روایتی دیگر فرمود:« مادر حسن و حسین، برترین و والامقام‏ترین زن‌های اهل زمین است.»

در روایتی دیگر، رسول خدا فرمود:« بهشت مشتاق دیدار چهار زن است: مریم بنت عمران، آسیه بنت مزاحم، خدیجه بنت خویلد، و فاطمه.»

در احادیث چنین آمده است که در روز قیامت آسیه و مریم و خدیجه پیشاپیش فاطمه زهرا علیهاسلام راه می‏روند و فاطمه را مانند پیشقراولان، با احترام، به سوی بهشت می‌برند.

منابع:
تفسیر المیزان، ج 19، ص 401.
بحار الانوار، ج 43، صفحات 20- 37- 53.


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_19u.gifhttp://askquran.ir/gallery/images//5405/1_19.gif (http://sl.glitter-graphics.net/pub/672/672414c8vxi9fnql.png)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۵/۳۱, ۱۰:۴۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_pic16.jpg


خدیجه طاهره ، به روایتی دیگر

حضرت خدیجه(س)

درباره خدیجه، همسر گرامی پیامبر اكرم(ص)، اطلاعات زیادی گزارش نشده است و كاش فقط با كمبود اطلاعات روبه رو بودیم. زیرا همان گزارشاتی هم كه واصل شده دارای تناقصات فراوان و شگفت آور است و متأسفانه آن قسمتی كه بر سر زبانها جریان دارد، زندگی واقعی آن بانوی بزرگوار را به نمایش نمی گذارد و این مقاله، در پی آن است، تا علاوه بر آنچه كه بر افواه جاری است سیمای دیگری از خدیجه كبری عرضه كند.

در سرزمین حجاز، مردی پا به عرصه زندگی گذاشت نام احمد (یا محمد (ص)) را برایش در نظر گرفتند و او همان كسی است كه در چند دهه بعد، بشریت را با آئینی آسمانی آشنا كرد. و بارزترین نقطه عطف را در طومار دینداری رقم زد.

براستی چه ویژگیهایی در آن شخص، موجب گزینش الهی وی شد؟

نگارنده مقاله در صدد پرداختن به این موضوع نیست. ولی برای پرداختن به سیمای خدیجه طاهره، ناگزیر از ذكر بعضی خصوصیات حضرت محمد (ص) است. آن حضرت مظهر و نماد پاكی و پاكیزگی بود. كسی بود كه در جامعه منحط آن دیار، به عنوان یك فرد پسندیده و ستوده، شهرت یافت و راستگو و راست كردار بود و در شهر نا آشنا با آب، به پاكیزگی، بسیار اهمیت میداد.

استحمام و مسواك زدن جزو برنامه مستمرش محسوب می شد. درد مردم و جامعه آزارش میداد و برای رفع آلام مردم اقدام عملی نیز میكرد و به همین دلیل در گروه معدود جوانمردان و آزادگان جای گرفت و همه از خود می پرسیدند چنان شخصی برای ازدواج چه برنامه ای خواهد داشت؟ و معیارهای انسانی كه صلاحیت ابلاغ وحی الهی را دارا خواهد شد، برای پیوند زناشوئی چیست؟ گزیده ی گزینش شده الهی كیست و باید چه صفائی داشته باشد؟ آیا همانطور كه خدا از میان آدمیان، وی را به دلایل انسانی و صفاتی نیكو برگزید، او نیز از میان بانوان آن دیار، كسی را گزینش خواهد كرد كه چنین باشد؟ مگر غیر از این احتمال دیگری متصور است؟

پس سیمای همسر محمد را باید از این منظر در كتب تاریخ جستجو كرد. آری، خدیجه همان كسی است كه در جامعه مكه به طاهره یعنی بانوی پاك مشهور شد. گر چه جامعه جاهلی آن زمان به تدریج با پاكی و پاگیزگی به مفهوم عام آشنا می شد، ولی قدر مسلم با پاكی بیگانه هم نبود و پاكان را می ستود و به همین دلیل خدیجه را، طاهره لقب داد و احمد را محمد. طاهره، لقبی كه نماد تمام نمای خوبی در آن زمان و آن دیار بود.

درد مردم و جامعه آزارش میداد و برای رفع آلام مردم اقدام عملی نیز میكرد و به همین دلیل در گروه معدود جوانمردان و آزادگان جای گرفت

بنابر این، حلقه اتصال محمد و خدیجه (طاهره) را براحتی میتوان از این رهگذر بدست آورد و از بسیاری از گزارشات نامعقول دوری جست. گزارشاتی كه در پی آنند تا خدیجه را دارای ثروت فراوان و بی حساب معرفی كنند و همان را، نقطه آغاز این آشنائی و ازدواج دانسته و نوشته اند.

خدیجه قبل ازدواج با حضرت محمد (ص) دو بار دیگر ازدواج كرده و دارای چند فرزند نیز بوده و زمان ازدواج با محمد (ص)، 40 سال و یا كمی بیشتر سن داشته است و نیز میگویند خدیجه بود كه پیشنهاد ازدواج با محمد را مطرح كرد.

اینكه معروف است خدیجه طاهره قبل از ازدواج با پیامبر (ص) 2 بار ازدواج كرده، صرفاً یك گزارش تاریخی است كه متضاد آن نیز گزارش شده و در چند كتاب تاریخی آمده: «ان النبی (ص) تزوج بها و كانت عذرا» (پیامبر گرامی با خدیجه ازدواج كرد در حالیكه خدیجه دوشیزه و باكره بود) ولی مظلومیت مضاعف خدیجه در طول تاریخ به دست بعضی سیره نویسان كم دقت و راویان اولیه مغرض رقم خورده است.

آنان دلیل ازدواج های قبلی وی را وجود فرزندانی از آن ازدواج ها می دانند در حالیكه كودكان مورد اشاره ی مورخان فرزندان خواهر خدیجه یا فرزندان شوهر خواهر خدیجه از زن دیگر بودند كه علی الظاهر بعد از مرگ والدین آنها (یا هر دلیل دیگری) و فقدان سرپرست، آن بانوی نمونه، فداكاری كرد، آنها را به نزد خود آورد و به همراه پیامبر گرامی (ص) با تمام محبت از آنها نگهداری میكرد و به همین دلیل است كه خدیجه، علاوه بر صفت طاهره، دارای لقبی دیگر یعنی « ام الایتام »، مادر یتیمان نیز هست و این لقب در رابطه با مادری كردن وی در حق آن كودكان است.

البته این عنوان را مردم آن دوران به وی دادند و بدیهی است كه شخصیت طاهره خدیجه راضی به كاربرد كلمه ایتام و یتیمان نبوده باشند زیرا او فقط مادری كرده بدون هیچگونه طعن و نیش. حال آنكه در لقب مذكور، نوعی بی مهری مشاهده میشود.



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_19u.gifhttp://askquran.ir/gallery/images//5405/1_19.gif (http://sl.glitter-graphics.net/pub/672/672414c8vxi9fnql.png) (http://sl.glitter-graphics.net/pub/672/672414c8vxi9fnql.png)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۵/۳۱, ۱۰:۵۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_pic15.jpg

حضرت خدیجه(س)

بهر جهت، این لقب را هر كس به خدیجه داده باشد نشان از روحیه بلند و انسانی خدیجه دارد. حس نوع دوستی، فداكاری و آزادگی همان ویژگیهایی كه شوی او نیز در مرتبه بالاتر، دارای آن بود.

متأسفانه در گزارش بعضی راویان مغرض، نه تنها با انتساب این فرزندان به خدیجه، ویژگی فداكاری و انسانیت او نادیده گرفته شده، بلكه همان فرزندان را یكی از دلایل ازدواج های قبلی وی قلمداد كرده اند.

هر چند كه گزارشگران دیگری به این واقعیت مهم پی برده و آن را تصحیح كرده اند. از دلایل محكم در رد ازدواجهای قبلی خدیجه، گزارشی هست كه در بسیاری از كتب تاریخ آمده و كسی نیست كه آنرا نشنیده باشد. این مضمون كه می گویند، خدیجه به دلیل شخصیت ممتازش، دارای خواستگارهای فراوان بود و بزرگان و اشراف قریش، خواهان ازدواج با وی بودند ولی او به تمام اشراف مدعی جواب رد داد و چون جواب مثبت به محمد داد، مورد اعتراض زنان قریش واقع شد كه چرا به احدی از امیران جواب مثبت ندادی اما با یتیم ابوطالب (محمد) ازدواج كردی؟

گزارش مذكور علاوه بر اینكه به روشنی ازدواجهای قبلی وی را مردود اعلام میكند، حاكی از آن است كه خدیجه همانطور كه از القابش (طاهره و ام الایتام) بر می آید، برای ازدواج ملاكهایی جز ملاكهای موجود در جامعه را مد نظر داشته و ثروت و دارایی امیران و بزرگان قریش او را نفریفته، بلكه پاكی او بدنبال پاكی بزرگتری بوده است (جذب پاكی بزرگتر شدن پاكان).

در مورد سن خدیجه هم برخلاف آنچه بر افواه جاری و ساری است و عدد چهل قید شده، گفتنی است كه به احتمال قریب به یقین این عدد ناشی از تخمین بعضی سیره نویسان به دلیل فرض قبلی آنان در مورد دوبار ازدواج كردن خدیجه و فرزند داشتن وی بوده و اگر ازدواجهای قبلی او را منتفی بدانیم، موضوع سنش نیز خود به خود حل خواهد شد.

بنا به نقل جعفر مرتضی عاملی دركتاب الصحیح من سیرة النبی الاعظم، سن خدیجه هنگام ازدواج با پیامبر (ص) متفاوت ذكر شده و مورخان مختلف آن را 25 سال، 28 سال، 30 سال، 35 سال، 40 سال، 44 سال، 45 سال و 46 سال اعلام كرده اند. در بحارالانوار (ج 16 ص 12) از قول ابن عباس سن وی هنگام ازدواج با پیامبر (ص)، 22 سال ذكر شده است.

جعفر مرتضی عاملی، عدد 28 سال را قول ترجیحی اكثریت دانسته و باتوجه به رد ازدواجهای قبلی وی، قطعی است كه سن او هنگام وصلت با پیامبر گرامی (ص)، باید خیلی كمتر از آنچه شهرت دارد، بوده باشد. و اگرچه نمیتوان به طور قطع سن خدیجه طاهره را به دست آورد ولی به نظر میرسد سن اعلام شده در بحارالانوار از قول ابن عباس به صحت نزدیكتر است كه در این صورت با قول ترجیحی اكثریت (بنا به ادعای جعفر مرتضی عاملی) خیلی تفاوت ندارد.

در هر صورت بعضی از سنهای ادعائی یاد شده (بویژه از 35 تا 46 سال) نه با تحلیل صحیح وقایع تاریخی سازگار است و نه با علوم پزشكی و تجارب انسانها. زیرا كسانی كه سن حضرت خدیجه را هنگام ازدواج با پیامبر (ص) حدود 40 سال اظهار كرده اند همان كسانی هستند كه ولادت حضرت زهرا (س) را، 5 سال بعد از بعثت، یعنی 20 سال بعد از ازدواج رسول اكرم (ص) با خدیجه میدانند.

بدین ترتیب سن خدیجه هنگام تولد حضرت فاطمه (س) باید حدود 60 سال باشد كه طبیعی است در این حدود سن (بین 55 سال تا 66 سال) بارداری از نظر علمی و پزشكی و تجربه و واقعیت مردود است. و اگر عوام الناس بگویند سن بارداری برای سادات، 10 سال بیش از حد معمول است، باید گفت: اگر چنین باشد، همین مطلب بزرگ ترین سند و معجزه برای حقانیت آئین اسلام در نزد جهانیان می توانست باشد كه البته نه چنین مطلبی واقعیت دارد و نه نگارنده به دنبال چنین موهوماتی است.

گذشته از آنكه اصولا خدیجه جزو سادات مرسوم به شمار نمی آیند، از سویی ممكن است عده ای استدلال كنند در قرآن مواردی از بارداری در سنین كهنسالی مطرح شده (همسر حضرت ابراهیم (ع) و حضرت زكریا) و این امر در مورد حضرت خدیجه نیز می تواند از این نوع (معجزه الهی) باشد. جواب این است كه آیا اجازه داریم هرگاه از تحلیل و تحقیق كم می آوریم، متمسك به استثنائاتی شویم كه در قرآن و خود قرآن نیز غیرعادی و غیرطبیعی بودن آن را ذكر كرده است.

ثانیا وقتی قرآن، دو مورد مزبور را در مورد پیامبران پیشین ذكر كرده چطور ممكن است معجزه ای را كه مربوط به آورنده قرآن است مسكوت گذاشته باشد.

از این نكته نیز اگر بگذریم نوبت به موضوع خواستگاری خدیجه از پیامبر می رسد بدون تردید خواستگاری یك زن بیوه چهل و چند ساله كه دارای چند فرزند بوده و سابقه دوبار شوهر كردن را داشته از یك جوان نمونه قریش با حدود 25 سال سن، گستاخانه و خودخواهانه است و این امر با اخلاق قریش سازگاری نداشته است و اگر بپذیریم وی یك دوشیزه (عذراء) فداكار و پاكی بوده كه سنی حدود سن پیامبر (ص) را داشته، لذا موضوع خواستگاری از این زاویه با صفات وی منتفی است و به خصوص كه مراسم خواستگاری رسمی كسان پیامبر (ص) (به ویژه حضرت ابوطالب) از خدیجه و كسان وی، در كتب معتبر تاریخی ذكر شده است. هرچند كه ممكن است بدلیل وجود صفات برجسته محمد بن عبدالله (ص)، پیامهای اولیه از سوی خدیجه ارسال شده باشد، ولی طبیعی تر، همان خواستگاری معمول محمد (ص) و كسان وی از خدیجه و بزرگ وی به دلیل وجود صفات نیكو در این زن آزاده ای بود كه به پاكی و مهر و محبت شهرت داشته است.

ظاهرا اصلی ترین امتیازی كه برای حضرت خدیجه در امر پیشقدم شدن در ازدواج مطرح میكنند همانا مال و ثروت زیاد وی است. كه اگر چنین شخصیت ملكوتی و منحصر به فرد پیامبر به ازدواج با فردی كه تنها امتیازش ثروت اوست راضی نمی شد. مگر در اصل ثروت فراوان و بسیار خدیجه، تردید كنیم هرچند نظر قطعی نمی توان داد.

خدیجه در جامعه ای پا به عرضه وجود نهاد كه بسیاری از ارزشها و اخلاقیات در آن كمرنگ شده بود و او در همان جامعه ملقب به صفت طاهره (پاك) شد. او نهاد دقیق مهرورزی و محبت به كودكان بی سرپرست بود. و به دلیل همان صفات برجسته انسانی و بسیاری صفات نیكوی دیگر كه متأسفانه خبری از آنها نداریم، با اشرف انسانهای دوران آفرینش، سرچشمه نیكی و پاكی، محمد مصطفی (ص)، پیوند برقرار كرد و به همراه آن حضرت به ادامه سرپرستی از فرزندانی پرداخت كه بعدها منتسب به پیامبر (ص) و خدیجه شدند و حتی همسران آن دختران نیز، به لقب دامادهای پیامبر (ص) مفتخر شده اند .

شاید بدلیل وجود همین فرزندان بوده كه آن خانواده نورانی از داشتن فرزندان حقیقی به تعداد متعارف زمان حیاتشان منصرف شده اند.

اگر چه گفته میشود خدیجه طاهره اولین كسی بود كه به حضرت محمد (ص) ایمان آورد و آغاز ایمان وی به رسول الله (ص) به لحظه آغازین وحی و بعثت وی برمی گردد او از سالها قبل به پاكی محمد (ص) و خداباوری وی ایمان آورده بود و بدیهی است اگر بعد از سفارت رسمی الهی خاتم الانبیاء (ص)، اولین گرونده رسمی باشد.



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_19u.gifhttp://askquran.ir/gallery/images//5405/1_19.gif (http://sl.glitter-graphics.net/pub/672/672414c8vxi9fnql.png)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۵/۳۱, ۱۰:۵۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/5_Untitled-1.png

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_19u.gifhttp://askquran.ir/gallery/images//5405/1_19.gif (http://sl.glitter-graphics.net/pub/672/672414c8vxi9fnql.png)


اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّ الْمُؤْمِنِینَ،


دهم رمضان سالروز رحلت جانگداز حضرت خدیجه سلام الله علیها
اولین بانوی مؤمن اسلام تسلیت باد


اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّ الْمُؤْمِنِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا زَوْجَةَ سَیّـِدِ الْمُرْسَلِینِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَیِّدَةِ نِساءِ الْعالَمِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا أَوَّلَ الْمُؤْمِناتِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا مَنْ أَنْفَقَتْ مالَها فِی نُصْرَةِ سَیِّدِ الاَْنْبِیاءِ، وَنَصَرَتْهُ مَااسْتَطاعَتْ وَدافَعَتْ عَنْهُ الاَْعْداءَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا مَنْ سَلَّمَ عَلَیْها جَبْرَئِیلُ، وَبلَّغَهَا السَّلامَ مِنَ اللهِ الْجَلِیلِ، فَهَنِیئاً لَکِ بِما أَوْلاکِ اللهُ مِنْ فَضْل، وَالسَّلامُ عَلَیْکِ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ

سلام بر تو اى مادر مؤمنان، سلام بر تو اى همسر سرور فرستادگان، سلام بر تو اى مادر فاطمه زهرا سرور بانوان دو جهان، سلام بر تو اى نخست بانوى مؤمن، سلام بر تو اى آنکه دارائیش را در راه پیروزى اسلام و یارى سرور انبیا هزینه کرد و دشمنان را از او دور ساخت، سلام بر تو اى آنکه بر او جبرئیل درود فرستاد، و سلام خداى بزرگ را به او ابلاغ کرد، این فضل الهى گوارایت باد و سلام و رحمت و برکاتش بر تو باد.



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_19u.gifhttp://askquran.ir/gallery/images//5405/1_19.gif (http://sl.glitter-graphics.net/pub/672/672414c8vxi9fnql.png)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۵/۳۱, ۱۲:۰۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_234232131218216204837144541891560305619735.jpg



دامان پاك تو ثمرش یازده ولی است


این‏رتبه‏ات بس‏است كه داماد تو علیست


در دور بت پرستى و تاریكى جهان‏


بودت رخ نیاز به درگاه بى نیاز


پیش از نزول وحى الهى تو و على‏


خواندید با رسول خدا در حرم نماز


چون تو كه با رسول خدا همسرى كند


دُرّ یتیم آمنه را مادرى كند


اى تكیه‏گاه خواجه‏ى لولاك شانه‏ات‏


اى لحظه لحظه ذكر مُحمّد ترانه‏ات‏


بر یازده ستاره‏ى توحید، آسمان‏


روى منیر فاطمه خورشید خانه‏ات‏


در بیت آفتاب مه تام كیست


تو اول زن مجاهد اسلام كیست


تو پیغمبر خدا به تو عرض ارادتش‏


زهراست هم كلام تو پیش از ولادتش‏


گویى كه با تو گرم سخن بود فاطمه‏


حتى به لحظه‏هاى غروب شهادتش‏


با آنكه سالها ز جهان چشم بسته‏اى


انگار دور بستر زهرا نشسته‏اى



اى ام پاك ام پدر، ام مؤمنین‏


اى مادر بزرگ امامان راستین‏


روزى كه یار هر دو جهان یاورى نداشت‏


روزى كه آن معین بشر بود بى معین‏


مردانه ایستادى و كردى حمایتش


تا جاودانه ماند چراغ هدایتش


در مكّه مكرّمه بودى مكرّمه‏


دشمن شدند با تو دغل دوستان همه‏


از هست خویش دست كشیدى و ذات حق‏


بخشید گوهرى به تو مانند فاطمه


الحق تویى تویى تو كه جان پیمبرى


شایسته‏اى كه بهر نبى كوثر آورى


آزرد اى فرشته‏ى حق اهرمن ترا


زخم زبان زدند بهر انجمن ترا


از بس كه ریخت عطر قداست ز پیكرت‏


پیراهن رسول خدا شد كفن ترا


از بس بلند بود مقام و جلال تو


گردید سال حزن نبى ارتحال تو


روح تو در بهشت به پرواز مى‏شود


درهاى غم به قلب نبى باز مى‏شود


در فصل خردسالى و آغاز زندگى‏


بى مادرى فاطمه آغاز مى‏شود


اشك نبى براى تو اى جان پاك ریخت


بادست خویش بر تن پاك تو خاك ریخت


بارفتن تو یار مُحمّد ز دست رفت‏


خورشید روزگار مُحمّد ز دست رفت‏


شد حمله ور به گلشن دین لشكر خزان‏


تو رفتى و بهار مُحمّد ز دست رفت‏


زیبد كه با هزار زبان در ثناى تو


«میثم» دُر قصیده بریزد بپاى تو


« میثم » غلامرضا سازگار


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_16.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۵/۳۱, ۱۲:۳۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_531855764351611189164213175521681149147212.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۵/۳۱, ۱۳:۴۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_9.gif
http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif (http://img32.picoodle.com/img/img32/5/11/25/f_4m_9812844.gif)
هنوز چهره مکه غبار ماتم داشت
هنوز داغ ابوطالب آتش غم داشت

دل لطیف پیمبر غمین زهرا بود
به سینه درد و غم و غصه های عالم داشت

سخن ز رحلت بانوی با کرامت بود
کسی که حسن کمال چهار مریم داشت

چه بانویی که خدایش سلام می فرمود
که نامه عملش مُهر مِهر خاتم داشت

یگانه بانوی مردی که از عدالت خود
تمام عالم و آدم به زیر پرچم داشت

سخای حاتم طایی کجا و این سفره
که درب خانه جودش هزار حاتم داشت

برای حضرت ام الائمه این یک بس
که نور فاطمه بر دامن مکرم داشت

خدیجه مادر ما اولین مسلمانی است
که با ولای علی عهد خویش محکم داشت

در آخرین نفسش با اشاره می فرمود
همیشه فاطمه ام غربتی دمادم داشت

فدای دختر مظلومه ام که در آن شعب
به روی گونه چو گلبرگ یاس شبنم داشت

به اهل بیت بگو تا ملازمش باشند
به هر زمان که به مادر نیاز مبرم داشت

کسی به صورت او لطمه بعد من نزند
شنیده ام که فلانی دو دست محکم داشت

پس از وصیت ام الائمه پیغمبر
خدیجه را به عبایش ز خود مقدم داشت

در آن دمی که کفن از بهشت آوردند
هوای رحلت او روضه محرم داشت

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_9.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۵/۳۱, ۱۵:۵۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_9.gif

فرزندان حضرت خديجه (عليها سلام)

http://img.tebyan.net/big/1388/06/1892421741411691572381303914750129108110102.jpg
در سيرت رسول اللّه از رفيع الدين اسحاق همداني ميخوانيم. "پس سيّد او را [ خديجه ] به خانه برد و هفت فرزند از وي ظاهر شد سه پسر و چهار دختر. پسران قاسم و طاهر و طيب بودند. دختران، زينب و رقيّه و ام كلثوم و فاطمه. و پسرانش - هر سه - در ايام جاهليت وفات يافتند و دخترانش همه اسلام را دريافتند و با سيّد به مدينه هجرت كردند. و سيّد فرزندان را همه از خديجه بياورد، الا ابراهيم كه از ماريه ي قبطيه بياورد و تا خديجه زنده بود، سيّد هيچ زن ديگري نخواست".(1)
برخي ديگر گفته اند حضرت خديجه دو پسر به نامهاي قاسم و عبدالله داشته كه عبدالله را با لقب طيب و طاهر مي خوانند و دختران خديجه را نيز رقيّه، زينب، ام كلثوم و فاطمه دانسته اند.
ابن هشام نيز همان نظر رفيع الدين اسحاق را تكرار ميكند.(2)
در جاي ديگري نيز در حديثي شيعي به نقل از رسول اللّه وي فرزندان خود را طاهر (عبداللّه)، قاسم، فاطمه، رقيّه، امّ كلثوم، و زينب ناميده است.(3)
قول تقريباً بعيدي نيز از ابن عباس نقل شده كه خديجه را صاحب ده فرزند از حضرت محمد (ص) ميداند (4)،و برخي محدثان اهل تسنن فرزندان آن دو را بالغ بر دوازده نفر برشمرده اند (5).
ملاحظه مي شود كه در مورد فرزندان پسر حضرت محمد(ص) اختلاف بسيار است اما تقريباً همگي متفق القولند كه ايشان چهار فرزند دختر داشته است. هر چند نبايد غافل شويم كه برخي در انتساب دختران به جز فاطمه زهرا(س) به محمد(ص) و خديجه(ع) ترديد كرده اند و اّم كلثوم، زينب و رقيّه را فرزند خواندگان آنها ناميده اند.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_9.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۵/۳۱, ۱۵:۵۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_9.gif
البته اين نظريه اخير با نگاه به قرآن آنجا كه در سوره احزاب پيرامون حجاب مي فرمايد:
"يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك...؛"
يعني ؛ اي پيامبر! به همسران و دخترانت بگو..." كمي ضعيف بنظر مي رسد.
لذا با نگاهي به متون نظر خود را اين گونه اعلام مي كنيم كه تعداد دختران همان 4 نفر ميباشند و در مورد پسران هم از ميان همه اقوال به نظريه اي كه تعداد آنها دو نفر ذكر شده است بسنده مي كنيم، زيرا شرط عقل اين است كه قدر متيقّن اين تعداد را در نظر بگيريم.
نكته بعدي آنكه مورّخان ميگويند پسران نبي يعني قاسم كه كنيه رسول اللّه نيز از نام او بود و عبداللّه ملقب به طاهر يا طيب در خردسالي و يكي پيش از بعثت و ديگري اندكي بعد از آن درگذشتند.
عمادزاده در كتاب زنان پيغمبر مينويسد: « قاسم در سن 4 سالگي درگذشت و عبداللّه يك ماه پس از وي » (6) و باز هم اينجا در مورد سن وفات آنها اختلاف فراوان است برخي ميگويند هر دو در هفت سالگي وفات يافتند و برخي گفته اند قاسم دو ساله بود كه درگذشته است.
امّا روايت غم انگيزي از حضرت محمد (ص) و خديجه كبري نقل شده است كه: « آن بانوي بزرگوار چند روز پس از وفات قاسم در خانه نشسته بود و مي گريست.
http://img.tebyan.net/big/1386/06/20624424713425120997147994519511117619120432.jpg
چون پيامبر وارد شد علت اين كار را پرسيد و او گفته است: از سينه هايم شير جاري شد و من به ياد فرزند كوچكم افتادم كه اكنون گرسنه و تنها در زير خاك آرميده است. و نظير اين حديث را در مورد عبدالله طاهر نقل كرده اند، كه در هر دو مورد نبي خديجه را بشارت مي دهد كه فرزندان كوچك تو به سان فرشتگان در كنار در بهشت به انتظار ورودت به سر ميبرند تا با دستان كوچك خود تو را به باغهاي ارم رهنمون شوند.
اين موضوع نشان مي دهد هر دوي پسران نبي مكرم و خديجه در سن كودكي و شير خوارگي از دنيا رفته اند. دليل ديگر اثبات اين قضيه نيز انتساب عنوان ابتر به محمد (ص) از سوي كفار بود كه چون پسرانش زود از دنيا مي رفتند اين چنين او را مورد استهزاء قرار مي دادند .
به هر حال درگذشت اين دو پسر كه مي توانستند محمد را در پيشبرد دين خدا ياري بسيار كنند براي اين زوج نمونه بسيار گران آمده بود. از تاريخ يعقوبي نقل شده است هنگامي كه قاسم در چهارسالگي از دنيا رفت، نگاه پيامبر (ص) در كنار جنازه او به يكي از كوههاي مكه افتاد و خطاب به آن فرمود: « اي كوه! آن چه به من در مورد مرگ قاسم وارد شد، اگر بر تو مي آمد متلاشي مي شدي » (7)
اما دختران نبي مكرم (ص) به سن بلوغ و ازدواج رسيدند. شايد باقي ماندن دختران از ميان فرزندان نبي حكمتي در مورد اين مسئله دارد كه عرب دختران را خفيف ميشمردند و آنها را در سن خردسالي زنده در گور مي نمودند.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_9.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۵/۳۱, ۱۵:۵۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_9.gif
اين ننگ را قرآن مجيد اين گونه نكوهش ميكند كه: «و اذا الموؤدة سئلت بأي ذنب قتلت؛(8) آنگاه كه درباره ي دختران زنده بگور پرسش شود كه به كدام گناه، كشته شدند» لذا در چنين محيطي پيامبر دختران خود را بسيار گرامي مي داشت و خصوصاً به غنچه خوش بوي كوچك خود فاطمه زهرا، ام ابيها، (س) عنايت خاصي داشت و آن بانوي مكرمه را كه در سختي ها و شدائد همراهش بود سرور زنان دو گيتي مي ناميد.
فرزندان دختر خديجه از حضرت محمد(ص) عبارتند از:
زينب:
ايشان بزرگترين دختر پيامبر اكرم (ص) و خديجه بود. خديجه زينب را به عقد خواهرزادة خود ابوالعاص بن ربيع در آورد كه از آنها پسري به نام علي و دختري به نام امامه حاصل شد. علي در سنين پائين وفات يافت و اما امامه كه از همسر اول خود مغيرة بن نوفل جدا شده بود پس از وفات زهراي مرضيه به وصيت خودش به عقد اميرالمؤمنين (ع) در آمد.
زينب هنگام هجرت نبي مكرم اسلام به مدينه به همراه شوهرش ابوالعاص در مكه باقي ماند به هنگام جنگ بدر (در سال دوم هجرت) ابوالعاص از لشگريان دشمن بود كه به همراه هفتاد نفر ديگر از مشركين به اسارت نيروهاي اسلام درآمد.
هنگامي كه قرار شد اسرا با پرداختن فديه آزاد شوند زينب براي آزادي شوهرش گردنبندي كه خديجة كبري (ع) در شب عروسي به گردنش آويخته بود، به مدينه فرستاد. ابوالعاص آن را بعنوان فديه به محضر سرور عالميان آورد و چون نگاه نبي (ص) به آن گردنبند افتاد بي اختيار گريست و به ياد همسر فداكارش خديجه افتاد و فرمود: «رحم الله خديجه، هذه قلائد هي جهزتها بها؛ خداوند خديجه را رحمت كند، اين گردنبندي است كه خديجه آن را براي زينب فراهم كرده است.»
http://img.tebyan.net/big/1386/06/193185156831742501414166156203218312146437.jpg
پيامبر ابوالعاص را به شرط آن كه زينب را آزاد بگذارد تا به مدينه بيايد، رها كرد و وي نيز به عهد خود وفا نمود و زيدبن حارثه به مكه رفت و او را با خود به مدينه آورد سرانجام ابوالعاص قبل از فتح مكه مسلمان شد و به مدينه آمد تا با زينب ازدواج دوباره نمايد. زينب در سال هشتم هجرت در مدينه از دنيا رفت.

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_9.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۵/۳۱, ۱۵:۵۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_9.gif
ام كلثوم و رقيه :
دومين و سومين دختر، ام كلثوم و رقيه بودند كه زندگي سختي را پشت سر نهادند ام كلثوم و رقيه در ابتدا به درخواست ابي لهب و همسرش ام جميل، هيزم كش آتش جهنم، به عقد عتيبه و عتبه فرزندان آنها در آمدند. اين ازدواج با پا در مياني ابوطالب صورت گرفته بود، لذا خديجه كبري عليرغم آن كه از خوي بد ام جميل و فرزندش آگاهي داشت به احترام عموي پيامبر سخن نگفت. تا جايي كه پس از آشكار شدن دعوت به اسلام از سوي محمد (ص) عتيبه و عتبه كه ام كلثوم و رقيه را در عقد خود داشتند آنها را به خانه پدر باز گرداندند تا مايه آبروريزي براي خانواده محمد (ص) شوند كه البته ناكام ماندند.
دو دختر پيامبر به خانه پدر بازگشتند و پيامبر و خديجه نيز با روي خوش از آنها استقبال كردند. پس از اندكي عثمان بن عفان به خواستگاري رقيه آمد و با او تزويح نمود. اما خلق خشن عثمان سبب شد آن بانو بر اثر شدت ضربات كتك جان به جان آفرين تسليم كند. در مورد علت قتل وي از سوي عثمان گفته اند عثمان عموي خود مغيرة بن ابي العاص كه در جنگ احد دندان پيامبر را شكست و لب وي را شكافت و پيامبر او را مهدورالدم ناميده بود در خانه پنهان داشت. پيامبر چون از اين امر اطلاع يافت علي (ع) را مأمور كرد تا آنجا رود و او را به قتل رساند. عثمان چون اين را دريافت او را فراري داد و به همراه توشه و غذا از مدينه خارج كرد. در راه مركبش هلاك شد و پياده راه مي پيمود تا جبرئيل به پيامبر گفت كه دشمن خدا در فلان نقطه است برو و او را بكش كه مولا علي (ع) مأمور اين كار شد. پس خبر هلاكت مغيره به عثمان رسيد وي به خانه نزد رقيه آمد و او را متهم كرد كه جاي عمويش را به پيامبر اطلاع داده است. پس آنگاه آن چنان با چوب جهاز شتر او را پي در پي ميزد تا نيمه جان افتاد و پيكرش را كه به خانه ي نبي آوردند پس از سه روز از روح تهي شد. پيامبر عثمان را - كه به خاطر اين عمل منفور او گرديده بود - از شركت در تشيع جنازه رقيه منع فرمود پس از رقيه، ام كلثوم نيز به عقد عثمان بن عفان در آمد و باز هم به سبب خشونت وي جان سپرد.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_9.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۵/۳۱, ۱۷:۲۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_9.gif
فاطمه زهرا سلام الله عليها:
http://img.tebyan.net/big/1388/06/611981211693115348988416821214212076122172.jpg
اگر چه سخن گفتن در مورد اين بانوي مكرم در اندازه و گنجايش اين مقاله نيست و در مورد او همچون مادر بزرگوارش ميتوان صفحات زيادي مطلب نوشت اما به لحاظ حفظ روند اصلي نوشتار، ذكري مختصر به ميان خواهد آمد.
«انا اعطيناك الكوثر...»
فاطمه كوچكترين فرزند خديجه و محمد بود. در مورد وي احاديث، روايات و آيات فراواني نقل شده. پيامبر ميفرمايد: «فاطمة حوراء انسيه؛ فاذا اشتقت الي الجنة شممت رائحة فاطمة عليها السلام؛ پس فاطمه بانوي بهشتي است كه به صورت انسان روي زمين در آمد، هرگاه مشتاق بهشت مي گردم بوي خوش وجود فاطمه را مي بويم»(9)
باز هم حديثي نقل شده كه از نبي پرسيدند چرا ميزان علاقه اش به فاطمه بيش از ساير فرزندانش است، حضرت فرمود: «هنگامي كه من در شب معراج به آسمانها سير داده شدم، جبرئيل مرا در كنار درخت طوبي برد، ميوه اي از ميوه هاي آن درخت را چيد و به من داد، آن را خوردم، سپس دستش را بر ميان دو شانه ام كشيد، آنگاه فرمود: «اي محمد! خداوند متعال ولادت فاطمه (ع) از خديجه (ع) را به تو مژده ميدهد»(10)
از اين حديث و قريب آن از لحاظ مفهوم در كلام محدثان و راويان بسيار نقل شده است. لذا آن وجود مباركه انساني ممتاز و در ميان زنان عصر خود سرآمد بود. نيز روايت شده قبل از حمل يافتن فاطمه (س) در بطن خديجه كبري، محمد (ص) چهل روز از وي كناره گرفت و به تنهائي به عبادت و راز و نياز مشغول گشت. فاطمه در 9 سالگي به ازدواج پسر عمويش علي بن ابيطالب (ع) در آمد پس از 9 سال حيات پربركت و به دنيا آوردن فرزنداني كه هر كدام بخشي از تاريخ بشريت به شمار مي آيند درگذشت.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_9.gif


پي نوشت ها :

1ـ سيره رسول الله، رفيع الدين اسحق همداني، ويراستة مدرسي صادق، چاپ دوم 1375، ص 90
2ـ سيرة ابن حشام، ج 1، ص 202
3ـ حصال شيخ صدوق صص 37 و 38، به نقل از خديجه اسطورة مقاومت صص 239،238
4ـ مختصر تاريخ دمشق ج 2، ص 263
5ـ خديجه اسطورة مقاومت ص 244
6ـ زنان پيغمبر ص 312
7ـ تاريخ يعقوبي ج 2، ص 32
8ـ سورة تكوير. آية 8
9ـ نورالثقلين، ج 3، ص 119
10ـ بحارالنوار، ج 43 صص 2 تا 6.
نويسنده: سميه صبوري

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۱۹, ۱۷:۵۲
http://shiaupload.ir/images/w37g4zx2dqy5lt8x1ave.gifhttp://askquran.ir/gallery/images//5405/1_b_101.pnghttp://shiaupload.ir/images/qv0hr575dvpmujzlm58o.gif
(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/84702485781388417434.jpg)


http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

http://www.askquran.ir/upload/files/vfat.h.khadije.ask_askquran.ir.swf

وفات جانگذاز حضرت خديجه کبري بر مسلمين تسليت باد

http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۱۹, ۱۷:۵۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_52588009752249351157.gif

شد از عالم خدیجه همسر پیغمبر خاتم‏
سیه چون شامِ ماتم شد، از این فقدان او عالم

ببار اى آسمان از غم، بنال اى اختر گردون‏
که از بهر خدیجه شد، پیمبر در غم و ماتم‏

ز کف داده پیمبر وا مصیبت همسر خود را
سزد گر قامت صبرش شود از این مصیبت خم

نهاده فاطمه سر بر سر زانوى پیغمبر
بریزد در غم مادر سرشک از دیده‏ى پر غم

از این ثلمه نه تنها قدسیان در سوگ بنشستند
که سوزان شد از این ماتم دل حوّا و آدم هم

گرامى مادر زهرا خدیجه آن مهین بانو
به سوى ملک عقبى‏ شد از این دنیاى رنج و غم

بنازد مادر گیتى بر این فرزانه فرزندش
خدا باور، محمد خو، على خصلت، مسیحا دم

کسى که ثروت خود را، فداى دین و ایمان کرد
کسى که پایه‏ى اسلام شد ز ایثار او محکم

به سوگش خامه‏ى خونین گرفته «مجلسى» در کف‏
شد از این ماتم عظمى‏ سرشک دیده‏اش چون یم

مجلسى همدانى‏


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/91039612020174192553.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۱۹, ۱۷:۵۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_31601096331435695217.jpg


وقتی که خاطرات شیرین تو را ورق می‏زنم، تو را سرشار از عشق به رسول خدا صلي الله عليه و آله می‏بینیم.

از آن ثانیه که میهمان لحظه ‏های عشق عمیق تو به محمّد صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏آله‏ وسلم شدم، خودم را برای همیشه به پنجره محبت تو گره زدم.

خوش آن ساعتی که در من طلوع کردی و مرا شیفته شخصیت گلبرگ‏های روح خویش ساختی و من اسیر و مبهوت آبی بلند تو شدم!

این امانت و درستی محمّد امین صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله‏ وسلم بود که زبانزد خاص و عام شد و تو را نیز دامن‏گیر کرد تا از این مهر لا یزال، تمام نجابت خویش را به پایش بریزی و همدم پاکی و شرافت آن مرد آسمانی شوی.

غنچه محبوب الهی، حق پاکدامنی تو بود، ای بانوی آفتاب!
سینه تاریخ، امین شبنم‏های توست که به پای ترویج دین محمّد، از همه آنها گذشتی و پیش‏کش آیین اسلام نمودی، که شاید اگر ثروت فراوان تو و مهر و مرهم‏های بی‏بدیل تو نبود، رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م در تبلیغ رسالتش رفیق توفیق نمی‏شد.

قارون‏های عرب، خواستار تو بودند، امّا تو خواستار امانت و حیای محمّد صلی ‏الله ‏علیه‏ و‏آله‏ وسلم شدی؛ چه سرزنش‏ها که گل نازکِ خیال تو از این پیوند مقدس، شنید که می‏گفتند: چرا ثروتمندترین زن جهان عرب باشی و با یتیم عبداللّه‏، عقد یگانگی ببندی؟

امّا تو، نه ‏تنها چروک غم، پای جرأتت را نبست، که در اوّلین حماسه، تمامِ غلامان خویش را به او بخشیدی و تمام ثروت خود را در راه او جاودانه کردی.

چه مصیبت جانکاه و جراحت داغی است، زخم وفات تو. برای روح نازک محمّد صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله ‏وسلم !

حق بود اگر هیچ یک از همسران پیامبر صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏آله‏ وسلم به جلالت شأن تو نرسند و مهر و محبت رسول خدا صلی ‏الله‏ علیه‏ و‏آله ‏وسلم نسبت به هیچ کدامشان به اندازه تو، بی‏اندازه نباشد که عایشه، روزی گفت:
«چرا این همه از خدیجه می‏گویی، «در حالی که او پیرزنی بیش نبود؟!»

و پیامبر صلی ‏الله ‏علیه‏ و‏آله ‏وسلم فرمود: «خاموش عایشه! دیگر هیچ‏گاه درباره آن بانوی بزرگ چنین روا مدار که در زمانی که همه مرا تکذیب کردند، خدیجه مرا تصدیق کرد و در آن هنگام که هیچ کس به رسالتم ایمان نمی‏آورد، خدیجه نخستین زن مؤمن اسلام شد و تمام ثروتش را در کف آئینم نهاد.»



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55514739905827037532.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۱۹, ۱۷:۵۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_20562574230047241692.jpg



واقعه اي غم انگيز

دهمین روز از ماه رمضان سال دهم بعثت ‏(3 سال قبل از هجرت) می گذشت که واقعه ای رخ داد؛ در هنگامه ای که مسلمانان در شعب ابی طالب در محاصره بودند و وجود حضرت خدیجه کبری تسلای خاطری برای رسول گرامی اسلام در آن وضعیت سخت و طاقت فرسا بود.

آری! پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله یار دیرینه خود را از دست داد.

امّ المؤمنين، حضرت "خديجه كبري(س) بنت خويلد ابن اسد ابن عبدالعزي" نخستين همسر "رسول خدا(ص)"، از زنان شريف،اصيل و نامدار عرب و اسلام ميباشد.

چون حضرت خدیجه بانوى فداکار و همسر بى نهایت مهربان حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) در سن شصت و پنج‏سالگى از دنیا رفت ، پیامبر (ص) او را با دست مبارک خویش در حجون مکه (قبرستان ابوطالب) به خاک سپردند .

در گذشت او پیامبر (ص) را بسیار محزون ساخت به همین دلیل آن حضرت سال در گذشت‏ حضرت خدیجه را عام الحزن‏ سال اندوه نام نهاد.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55249623858058083344.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۱۹, ۱۷:۵۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_77559415367199899354.jpg





حضرت خديجه اولين زن مسلمان

حضرت خدیجه س در حالی به همسری محمد ابن عبدالله در آمد که از ثروت و شهرت خاصی در عربستان برخوردار بود و خواهان زیادی از میان ثروتمندان قریش داشت .

در این دوره زمانی حضرت محمد (ص) هنوز به رسالت برانگیخته نشده بود واز ثروت و مکنت نیز برخوردار نبود . ایشان در این زمان تحت سر پرستی جد بزرگوارشان حضرت عبد المطلب زندگی می کردند و شهرتی مگر در راستکاری و امانت داری نداشت اما حضرت خدیجه سلام الله عليها او را بر گزید و پس از رسالت آن حضرت نه تنها تمام سختی ها را به جان خرید و سرمایه خویش را برای هدف شگفت رسول الله (ص) خرج کرد .

ايشان اولین زنی است که به پیامبر اسلام ایمان آ ورد .از ثروت بسیار حضرت خدیجه همسر بى ‏همتاى پیامبر (ص) اسلام رونق یافت .

وي با اين كه در عصر جاهليت، در "مكه معظمه" ديده به جهان گشود، و در آن شهر قبيله گرا و طايفه مدار رشد و كمال يافت، در عفت، نجابت، طهارت، سخاوت، حسن معاشرت، صميميت، صداقت، مهر و وفا با همسر، كم نظير بود، و وي را در آن عصر، "طاهره" و "سيده نساء قريش" ميخواندند، و در اسلام يكي از چهار بانويي كه بر تمام بانوان بهشت فضيلت و برتري دارند، شناخته شد، و جز دختر ارجمندش حضرت "فاطمه زهرا(س)"، هيچ بانويي اين مقام و فضيلت را نيافت.

وي پيش از ازدواج با "رسول خدا(ص)"، در آغاز با "هند ابن بناس تميمي"، معروف به "ابوهاله" و پس از وي با "عتيق ابن عابد مخزومي" ازدواج كرد و از هر دوي آن ها داراي فرزند شد، پس از مرگ همسر دوم، "خديجه كبري(س)" با درايت و خردمندي خويش صاحب دارايي فراوان شد و كاروانهاي متعددي براي بازرگاني به راه انداخت.

"حضرت محمد(ص)" كه پيش از بعثت، بنا به سفارش عمويش "ابوطالب(ع)" در يكي از سفرهاي كارگزاران خديجه شركت كرد، و سود فراواني نصيب وي نموده بود، علاقه "خديجه(س)" را به خويش جلب و زمينه ازدواج با وي را فراهم كرد.

"خديجه كبري(س)" در چهل سالگي با امين قريش، حضرت "محمد(ص)" كه در سن 25 سالگي بود ازدواج كرد، و زندگي شرافتمندانه و اصيلي را پايه ريزي كردند، كه در تاريخ بشريت بي همتا و بي مانند است.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/20599060443220666464.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۱۹, ۱۷:۵۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_13628272909722420016.jpg



علاقه خاص حضرت خديجه (س) به پيامبر (ص)

"خديجه كبري(س)" به "پيامبر(ص)" عشق و علاقه ويژه اي داشت و هنگامي كه آن حضرت مبعوث به رسالت شد، تمام توان و داراييهاي خويش را در اختيار آن حضرت گذاشت، تا در راه اسلام و باروري آن هزينه كند.

او نخستين زني بود كه به آن حضرت ايمان آورد و در اين راه مشقات و آزار فراواني از سوي قريش و اهالي "مكه" متحمل گرديد.

وي تا زنده بود، در تمام صحنه ها يار و ياور رسول خدا(ص) و موجب تسلي قلب شريف آن حضرت بود، و در روزگار سخت تبعيد در "شعب ابيطالب"، هيچ گاه آن حضرت را تنها نگذاشت و با تمام وجود از وي پشتيباني و نگاهباني ميكرد.

سرانجام اين بانوي فداكار، پس از يك عمر تلاش و كوشش و 25 سال خدمت به رسول گرامي(ص) و دين مبين اسلام، پس از بازگشت از محاصره قريش در "شعب ابيطالب" به "مكه معظمه"، در دهم رمضان سال 10 بعثت، جان به جان آفرينان تسليم و روح مطهرش به اعلي عليين عروج نمود.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69188692886473611267.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۱۹, ۱۷:۵۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_03604623316319401868.jpg


مقام حضرت خديجه(س) در نزد پيامبر (ص)

پس از غسل و كفن بدن مطهر "خديجه كبري(س)"، "پيامبر(ص)" وي را در "حجون مكه" به خاك سپرد.

"خديجه(س)" در خانه "پيامبر(ص)" داراي 2 پسر به نامهاي "قاسم" معروف به "طيب"، و "عبدالله" معروف به "طاهر" و 4 دختر به نامهاي "زينب"، "رقيه"، "ام كلثوم " و حضرت "فاطمه زهرا(س) " گرديد.

"پيامبراكرم(ص)" در شأن همسرش "خديجه(س)" فرمود:
سوگند به خدا، پروردگار كسي را بهتر از "خديجه" نصيبم نكرد، زيرا در حاليكه مردم، كفر ميورزيدند، او به من ايمان آورد، و در حاليكه مردم تكذيبم ميكردند، او مرا تصديق كرد، و در حاليكه مردم محرومم كرده بودند، او با داراييهاي خود با من مساوات كرد، و خداوند از او به من فرزنداني عطا كرد، كه از ساير همسرانم چنين موهبتي نصيبم نشد.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/48367512853868603936.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۱۹, ۱۸:۰۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_84696131301646026625.jpg




حضرت زهرا سلام الله عليها در سوگ مادر

پاینده باد واژه زیبای مادر، که از آغاز تا پایان خلقت،
نقش دل‏های مهربان است.
چه زیباست تکرار نام مادر بر لبان دختری
که خود مادری درد آشناست؛ فاطمه.

فاطمه علیهاالسلام سوگوار مادری فداکارست.
چقدر دشوار است تحمل رحلت مادری چنان صمیمی
که در رحم خویش با او سخن می‏گفته است.

بازار اشک، در چشمان فاطمه رونق گرفته است
و رسول خدا، خود، دل شکسته و نالان،
دل جوی فاطمه علیهاالسلام غمگین است.

خدیجه علیهاالسلام ، همسری مهربان،
که با شنیدن اولین ندای وحدانیت، رو به سوی قبله می‏کند
و خدای را به یکتایی می‏خواند، پذیرای پیامبری مبعوث
و لرزان بازگشته از حرا و شاهد نبوت،
اکنون آرام، آرمیده است.

«تنهایی» به گریه می‏افتد،
هنگامی که ناچار باید همدم رسول خدا شود.

امّا خدیجه، هرگز رنج تنهایی را بر محمد بر نمی‏تابد
و دختر کوچک خویش را به تیمارداری پدر می‏گمارد.
زین پس، فاطمه علیهاالسلام تیماردار
و غمخوار پدر خواهد بود،
در لحظه ‏های خاکستر و سنگ و دشنام.

پروردگارا! همسر فداکار محمد صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏آله ‏وسلم
به سوی تو می‏آید؛
زنی که برای دین تو و در راه رسول تو،
از دنیا چشم پوشیده و غرق در جمال نور است؛
کوله ‏باری از زخم زبان قبیله قریش را لِه کرد
و پر افتخار، خود را همسر وفادار محمد امین نامید
تا یار و یاور رسالت او باشد و نامش در پیشگاه حق،
در صف اولین زنان بزرگ عالم درآید.

و فاطمه، گریان بر مزار مادر با او وداعی جاودانه می‏سراید:
مادر! قسم به خدایی که به من قدرت داد
تا در رحم با تو سخن بگویم و سبب آرامش تو باشم
و سوگند به نوری که از تو زاده شدم،
پدرم را تنها نخواهم گذاشت.
و این پیمانی خواهد بود، میان ما سه تن.

مادرم! چه خوش آرام گرفته‏ای نزد پروردگارت
بر بلند جایگاه بهشت،
که همسر رسول خدا را جز این جایگاه نشاید.
رفتنت ای بزرگ مادر! غمی است بر دل
و اشکی است در چشم من و پدر.









http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/99408191470513737126.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۱۹, ۱۸:۰۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_74557886869557733692.jpg




حضرت خديجه (س) بزرگترين حامي اسلام



سخن از اسلام خديجه گفتن در واقع سخن از اسلام در روز نخستين است. همه امت اتفاق نظر دارند كه خديجه اولين بانويي است كه اسلام آورده است. در همان زماني كه پيامبر گرامي از اذيت و آزار و دشواريها رنج مي برد، آنجا كسي بود كه از بار اندوه و غمهاي او مي كاست و موجب مي شد كه غمها و اندوه هاي خويش را به فراموشي سپارد. او تنها خديجه همان زن با ايمان بود، همان زن گرانقدري كه ياور و شريك محمد (ص) بود.

تبسم خديجه كوله بار اندوه و دردها را از محمد (ص) سبك مي كرد و دوستي نمايان بر چهره اش موجب مي شد كه پيغمبر دردها و رنجهاي خود را از ياد ببرد. ايمان خديجه پيغمبر را از يك آينده درخشان و با شكوه براي دعوت خبر مي داد و استواري عقيده اش دليلي بر آغاز پيروزي بود.

اموال خديجه در واقع كليد شكست اين محاصره بود. او مواد مصرفي را چندين برابر قيمت واقعيش از براي غذاي كساني كه ميان امت بودند مي خريد تا اينكه سالهاي محاصره اقتصادي با سلامت و رهايي امت سپري شد و حيله قريش با شكست و ناكامي مواجهه گرديد.

رسول گرامي (ص) به خاطر صداقت و امانتي كه از او نمايان شده بود به صادق و امين معروف بود و خداوند حاضر و ناصر چنين مي خواست كه خديجه داراي سيره اي باشد كه بدان از همه زنان منحصر بفرد باشد، به همين جهت در دوره جاهليت به طاهره معروف بود و همين لقب براي شرف و افتخار او كافي است.







http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/99408191470513737126.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۱۹, ۱۸:۱۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_66210177703222793257.jpg



ایمان و فداکاری خدیجه

خدیجه زنی با فضیلت ودارای کمالات علمی و معنوی بود ، ودر اثر معاشرت با پسر عمویش که عالمی دانا و دانشمند بود وبه رسالت پیامبر خدا در آینده ایمان داشت. می دانست که رسول خدا به پیامبری خواهد رسید.

خدیجه ازعلمای دیگر یهود ونصارا نیز سخنانی در تأیید نبوت پیامبر شنیده بود، وازهمه مهم تر در سفر بازرگانی آن حضرت به سرزمین شام ازطریق غلامش« میسره» که همراه کاروان بود، اطلاعات زیادی از کرامات و معجزات آن بزرگوار شنیده وبر عشق وایمانش افزوده بود. لذا با ورقة بن نوفل رازدل گشود وخواهان وصلت با پیامبر شد .

همه اینها حاکی ازایمان خدیجه به رسالت پیامبر بود که سالها قبل ازبعثت آن حضرت اتفاق افتاده ، لذا پس از مبعوث شدن به رسالت الهی نخستین شخصی که به وی ایمان آورد خدیجه بود.7

امیر مؤمنان در «خطبه قاصعه»می فرمایند : روزی که رسول خدا به پیامبری رسید،نور اسلام به هیچ خانه ای وارد نشد جز به خانه پیامبر وخدیجه که من سومین نفرآنان بودم که نور وحی و رسالت را می دیدم و عطر نبوت را استشمام می کردم .8

خدیجه ازنظر ایمان وعقیده به جایی رسیده بودکه خدا وپیامبر و ملائکه اورا دوست داشتند ،وبر ایمان اومباهات می کردند ، واو را افضل زنان پیامبر و جزء برترین زنان عالم و جهان معرفی می نمودند !

خدیجه زنی است که پیامبر خدا در حق او می گوید :ای خدیجه!خداوند متعال هر روز به وجود توچندین بار به ملائکه اش مباهات می کند .9

آری !خدیجه زنی بود که در اثر ایمان و فداکاری به جایی رسید که خداوند به اوسلام رساند . اونه تنها این همه ناملایمات را تحمل کرد،بلکه تمام تلخی های سیاسی واجتماعی آن روز را که قلب نازنین پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله وسلم ) را مجروح می ساخت ترمیم نمود ، و وی رادر ادامه سیرالهی اش یاری داد، ومایه آرامش شوهر گشت!




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif

قاری قرآن
۱۳۹۰/۰۵/۱۹, ۱۸:۴۴
وفات بانوی بزرگ اسلام را به همه شیعیان جهان تسلیت عرض مینمایم

:Graphic (59):

همگام با وحي
۱۳۹۰/۰۵/۱۹, ۱۹:۰۶
سلام
بنده هم وفات ایشان را خدمت همه عزیزان تسلیت عرض می نمایم.
خدیجه ولایت مداری و ولایت پذیری را تمام کرد و با عشق به معصوم و هزینه دادن برای دین خدا این راه را به سلامت گذراند.
وقتی به زندگی رسول اکرم می نگرم دو غربت برایم خیلی سخت و حزن آور است:
غربت اول در ابتدای اسلام که علی و خدیجه در کنار رسول بودند و غربت دوم غربت هنگام رحلت رسول که باز علی هست اما اینبار فاطمه. نمی دانم کدام بر رسول سخت تر گذشت. به نظر دومی سخت تر گذشت چرا که رسول شاهد پایمال شدن گلهایی بود که در طول 23 سال کاشته بود.

seyed133
۱۳۹۰/۰۵/۱۹, ۱۹:۲۷
به نام خدا

بنده هم به نوبه خودم وفات ام المومنین حضرت خدیجه(س) را به همه دوستان تسلیت عرض می کنم


ای عزیز جان پیغمبر سلام
ای که بر زهرا تویی مادر سلام

سرور زنهای اهل جنتی
ای که تو مسند نشین عزتی

مات و مفتون شما عقل بشر
تا قیامت حرفتان نقل بشر

مدحتان گفتن نباشد کار ما
نام تو بالاتر از افکار ما

شد زبان الکن ز نام اطهرت
کی رسد زن در مقام اطهرت

مادر زهرایی و فخر زنان
دیگر همچون تو زنی بیند زمان؟

ای که دین با بخششت جاوید شد
ناامیدی ها همه امید شد

سختی دوران تحمل کرده ای
تلخ ها را همچنان مُل کرده ای

سنگر مستحکم پیغمبری
در وقایع هم رکاب حیدری

تو زنی اما به معنا شیر نر
بر پیمبر در حوادث چون سپر

تو وجودت مصطفی را ایمن است
دشمنی با هر که او را دشمن است

مونس درد و غم احمد تویی
در مصیبت همدم احمد تویی

روز محشر دستگیری می کنی
تو زنی اما امیری می کنی

این نفسها بی امان تقدیم تو
صدهزاران بار جان تقدیم تو

دل به پای مهر تو دادن خوش است
در ره عشق شما مردن خوش است

کن نگاهی تا ز شوقش جان دهم
هر چه می خواهی بگو تا آن دهم

یک نظر انداز بر احوال ما
جان بده بر این شکسته بال ما

در غمت سوز و گدازم را ببین
روی صورت غنچه اشکم بچین

حضرت زهرا عزادار شماست
صاحب ختم عزایت مصطفاست

در عزایت فاطمه بی تاب گشت
چشمه های اشک او پرآب گشت

مجلس روضه بپا شد وای وای
دل به یادت کربلا شد وای وای

***میلاد یعقوبی***


یا علی

salamekhoda
۱۳۹۰/۰۵/۱۹, ۲۱:۲۸
ولادت:
در دامن طبیعت پاک حجاز و در زیر آسمان پرستاره‌ مکه، در قلب شبه جزیره عربستان در خانواده‌ای فرهنگ ساز و بیگانه با آداب و رسوم خرافی روزگار، دختری چشم به جهان گشود که در زندگی تاریخ سازانه‌اش نشان داد که که ریشه‌ای به زلالی آب زمزم و فطرتی به زلالی آبشارهای بلند و دور از دسترس داشت. پس از ولادت او، خاندانش، برخلاف رسم سپاه زمانه (زنده به گور کردن دختران)، ولادت او را گرامی داشتند و پدر و مادرش «خویلد» و «فاطمه» در همان مراسم ساده و روح بخش، نام او را «خدیجه» به مفهوم گسسته و بیگانه‌ از زشتی­‌ها و ناپسندی‌ها برگزیدند. حضرت خدیجه (س) پانزده سال قبل از ولادت پیامبر اسلام (ص) (55 سال قبل از بعثت)، در شبه جزیره‌ی عربستان (حجاز) چشم به جهان گشود.[1] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=31563#_ftn1)
آن حضرت، دختر خویلد بن عبدالعزی بن قصی بن کلاب بود، که جناب قصی، جد چهارم پیامبر اسلام (ص) می‌باشد. بنابراین حضرت خدیجه نیز با چند واسطه دختر عموی پیامبر (ص) بودند و از جهت ریشه‌ خاندانی با یکدیگر متحد می‌شوند. لذا سلسله نسب حضرت خدیجه به حضرت اسماعیل و ابراهیم خلیل ا... که جد 28 و 29 رسول الله است، می‌رسد.[2] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=31563#_ftn2)

القاب آن حضرت:
از برجسته‌ترین لقب‌های دختر فرزانه حجاز، واژه‌ «طاهره» یا پاک منش است؛ چرا که آن حضرت با آنکه در میان ناز و نعمت و اعتبار خانوادگی زندگی می‌کرد، اما این امکانات هرگز نتوانست آن جوان پاک‌منش‌ را دستخوش غفلت و یا مستی کند. او با آنکه قبل از آشنایی با پیامبر (ص) مدیریت یک سازمان بزرگ اقتصادی را بر عهده داشت و ده‌ها مرد در تشکیلات او بودند، مگر به قدر ضرورت با آنان برخورد نمی‌کرد و دامان عفاف را حفظ می‌کرد. در شب‌ نشینی‌های گناه آلود اشراف شرکت نکرده و خود را آلوده نمی‌ساخت و به هیچ وجه روش منحط جامعه را نمی‌پذیرفت و ذره‌­ای به رسوم رایج دل نمی‌داد. هرگاه زنی یا دختری به دنبال کمال و معنویت بود، به سرای او می‌شتافت و از وی درس می‌آموخت. یکی از دانشمندان اهل سنت در مورد حضرت خدیجه می‌نویسد:


«و کانت تدعی فی الجاهلیة بالطاهرة لشدة عفافها»
«خدیجه (س) در روزگار تیره و تار جاهلیت به خاطر پروا و معنویت بسیارش، پاک روش و پاک منشی یا طاهره خوانده می‌شد».[3] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=31563#_ftn3)

از القاب دیگر آن حضرت "سیدة النساء القریش"(سرور زنان قریش)؛ "مبارکه"(بانوی پر برکت)؛ سرور زنان عالم؛ "صدیقه"(بانوی راستی و درستی)؛ زکیه (پاک و بالنده از نظر جسم، روح و اندیشه)، راضیه (خشنود از تدبیر و تقدیر حکیمانه‌ی خدا)، مرضیه (انسان شایسته‌ای که خدا از او خشنود است)، کبری[4] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=31563#_ftn4) (بانوی ارجمند و بلند پایه) و هم‌چنین "ام الیتامی" و "ام‌المؤمنین" را می‌توان نام برد.

ازدواج حضرت خدیجه:
در تاریخ مشهور است که حضرت خدیجه، قبل از ازدواج با پیامبر، دو بار ازدواج نمودند، که دو شوهر قبلی ایشان به نامهای "ابوهاله بن زراه‌ تمیمی" و "عتیق بن عائذ مخزومی" هر دو فوت نمودند و فرزندان او قاسم، عبدالله، زینب، ام‌کلثوم، فاطمه و رقیه می‌باشند.[5] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=31563#_ftn5)
نکته: علامه مجلسی در جلد ششم بحارالانوار، در باب زنان و پیغمبر (ص) آورده است که:
احمد بلاذری و ابوالقاسم کوفی در کتاب خود و سید مرتضی در کتاب شافی و ابوجعفر در تلخیص، روایت کرده‌اند که: پیغمبر (ص) با خدیجه ازدواج نمود، در حالی که او دوشیزه بود و این امر را تأکید می‌کند، آنچه در کتاب «انوار البدیع» آمده است. (در این کتاب گفته شده رقیه و زینب دختران هاله، خواهر خدیجه هستند) صحیح است.[6] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=31563#_ftn6)
همچنین در کتاب «استغاثه» آمده که برای حضرت خدیجه، فرزندی جز فاطمه (س) نمی‌باشد و بقیه، دختران هاله و خواهر خدیجه‌اند که به خاطر گمنامی "هاله" و اعتبار و علو درجه‌ حضرت خدیجه به او نسبت داده شده‌اند.[7] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=31563#_ftn7)

قدرت مدیریتی و سازماندهی:
با توجه به شرایط آن روزگار، که زن را از تمام احتیاجات محروم و دختران را زنده به گور می‌کردند و با توجه به موقعیت و فعالیت اقتصادی خدیجه (س) می‌توان او را خردمندترین و کارآمدترین زن روزگار خود نامید. یکی از نویسندگان عرب در مورد او می‌نویسد:
«خدیجه این بانوی آگاه و پاک سرشت و این انسان شیفته‌ معنویت که حق‌گرایی، فضیلت طلبی و نواندیشی و عشق به کمال از ویژگی‌‌های او بود. از همان روزگار جوانی و پیش از آشنایی با پیامبر، یکی از دختران نامدار و بافضیلت حجاز و عرب به شمار می‌آمد. در جهان عرب نخستین، زن توانمندی است که در تجارت و مدیریت درخشید و در این راه شخصیت منطقه‌ای و شهرت جهانی به هم زد. به گونه‌ای که نام بلند او در تاریخ عرب و در آثار و نوشته‌های تاریخ نگاران پیش از اسلام نیز باشکوه و عظمت و به عنوان یک قهرمان بزرگ ملی آمده است».[8] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=31563#_ftn8)

نخستین زن مسلمان:
ابن اسحاق گفته است، خدیجه نخستین کسی بود که به خدا و رسولش ایمان آورد و آنچه را که رسول خدا آورده بود، تصدیق نمود. پس پروردگار به جهت ایمان وی، از رسولش بار اندوه را سبک کرد. هنگامی که پیامبر از اعماق دل با خدیجه صحبت می‌کرد، خدیجه از اندوه او می‌کاست و او را تصدیق می‌کرد و کار مردم را بر او آسان می‌شمرد.[9] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=31563#_ftn9)

وفات خدیجه (س):
خدیجه در سن شصت و پنج سالگی، سه سال پیش از هجرت در ماه رمضان وفات کرد و هنگامی که جان می‌داد، رسول خد بر او وارد شد و فرمود:
«مرا آنچه می‌بینم ناگوارست و شاید خدا در ناگواری، خیری بسیار قرار دهد»

و چون خدیجه وفات کرد، فاطمه می‌گریست و به رسول خدا می‌گفت: مادرم کجاست؟ پس جبرئیل بر او فرود آمد و گفت: به فاطمه بگو که خدای متعال برای مادرت در بهشت خانه‌ای از درٌ و گوهر بنا کرده است که رنج و داد و بیدادی در آن نیست. و او در کنار آسیه و مریم است.
آری خدیجه، همان بانوی پاک‌دامن و مهربانی بود که امیرالمؤمنین علی (ع) در وصف او این چنین می‌سراید:
«هان ای دو چشم من، باران اشک از آسمان دیدگانم فرو بارید، خدا این گریه و این باران اشک را در سوگ دو یار خدا، کار اسلام و قرآن و دو پشتیبان بی‌همانند پیامبر آزادی و عدالت بر شما مبارک سازد...
پیشتازترین زن در راه آزادی بود و با پیامبر نماز گذارد و به نیایش نشست، باران اشک فرو بارید. بر همان بانوی خود ساخته و پاک روش و پاک منشی که خدا خیمه و سرای او را پاک و پاکیزه ساخته است».[10] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=31563#_ftn10)

[1] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=31563#_ftnref1) . مطهربن طاهر مقدسی، البدء والتاریخ، بیروت، دارالجنان، ج 5، ص 10.

[2] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=31563#_ftnref2) .الاصفهانی، ابی الفرج؛ مقاتل الطالبین، قم، موسسه دارالکتاب، چاپ دوم، ص29.

[3] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=31563#_ftnref3) . کرمی فریدنی؛ علی، جلوه‌هایی از فروغ آسمان حجاز؛حضرت خدیجه، انتشارات دلیل ما، ج اول، ص 14.

[4] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=31563#_ftnref4) .جمعی از نویسندگان، القاب الرسول وعترته، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ص 29.

[5] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=31563#_ftnref5) .جمعی از نویسندگان، تاریخ الائمه، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، ص 15 – 20.

[6] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=31563#_ftnref6) . علی محمد علی دفیل، خدیجه (س) ترجمه دکتر فیروز حریرچی، تهران، سپهر،1362، ص 11.

[7] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=31563#_ftnref7) .علی بن احمد کوفی، الاستغاثه، قم، مجمع احیاء الثقافه، ج1، ص 70 –64.

[8] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=31563#_ftnref8) .محمدبن سلیمان کوفی، مناقب امیرالمؤمنین، قم، مجمع احیاء الثقافه الاسلامیه، ج2، ص 422.

[9] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=31563#_ftnref9) .محمدبن جریر طبری، تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینه، قم، انتشارات دارالکتاب، ج3، ص 843.

[10] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=31563#_ftnref10) .شیخ طوسی، الامالی، قم، انتشارات دار الثقافه، 1414قمری.ص 175.

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۱۹, ۲۱:۲۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69188692886473611267.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_531855764351611189164213175521681149147212.jpg
هنوز چهره مکه غبار ماتم داشت
هنوز داغ ابوطالب آتش غم داشت

دل لطیف پیمبر غمین زهرا بود
به سینه درد و غم و غصه های عالم داشت

سخن ز رحلت بانوی با کرامت بود
کسی که حسن کمال چهار مریم داشت

چه بانویی که خدایش سلام می فرمود
که نامه عملش مُهر مِهر خاتم داشت

یگانه بانوی مردی که از عدالت خود
تمام عالم و آدم به زیر پرچم داشت

سخای حاتم طایی کجا و این سفره
که درب خانه جودش هزار حاتم داشت

برای حضرت ام الائمه این یک بس
که نور فاطمه بر دامن مکرم داشت

خدیجه مادر ما اولین مسلمانی است
که با ولای علی عهد خویش محکم داشت

در آخرین نفسش با اشاره می فرمود
همیشه فاطمه ام غربتی دمادم داشت

فدای دختر مظلومه ام که در آن شعب
به روی گونه چو گلبرگ یاس شبنم داشت

به اهل بیت بگو تا ملازمش باشند
به هر زمان که به مادر نیاز مبرم داشت

کسی به صورت او لطمه بعد من نزند
شنیده ام که فلانی دو دست محکم داشت

پس از وصیت ام الائمه پیغمبر
خدیجه را به عبایش ز خود مقدم داشت

در آن دمی که کفن از بهشت آوردند
هوای رحلت او روضه محرم داشت
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69188692886473611267.gif

كبوتر دل
۱۳۹۰/۰۵/۱۹, ۲۱:۳۵
زیارتنامه حضرت خدیجه کبری(س)


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69188692886473611267.gif


السلام علیک یا اُم المومنین





السلام علیک یا اُم فاطمه الزهرا سیدة نساءالعالمین








السلام علیک یا زوجه سید المرسلین





السلام علیک یا من انفقت ما لها فی





السلام علیک یا اول المومنات





علیها جبرائیل و بلغها – السلام من الله الجلیل فهینا لک





السلام علیک یا من سلم





نصرة سیده الا نبیا نصرته ما استطاعت و دافعت عنه الاعدا




بما اولاک الله من فضل- والسلام علیک و رحمة الله و برکاته

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69188692886473611267.gif

تزکیه
۱۳۹۰/۰۵/۱۹, ۲۱:۵۴
دل من ماتمی دیگر ندارد
غمی جز غربت کوثر ندارد
شب وصلت کنارِ یاسِ من باش
که زهرا دخترم مادر ندارد
:Sham::Sham::Sham:

مجیب
۱۳۹۰/۰۵/۱۹, ۲۱:۵۹
http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTRLKIUlXKHPRFx1ZBrOso6EasizxReX SNytFWaws4GkVY0DbPHfQ

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۱۹, ۲۲:۱۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif


فرزندان حضرت خديجه (عليها سلام)


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_77559415367199899354.jpg
در سيرت رسول اللّه از رفيع الدين اسحاق همداني ميخوانيم. "پس سيّد او را [ خديجه ] به خانه برد و هفت فرزند از وي ظاهر شد سه پسر و چهار دختر. پسران قاسم و طاهر و طيب بودند. دختران، زينب و رقيّه و ام كلثوم و فاطمه. و پسرانش - هر سه - در ايام جاهليت وفات يافتند و دخترانش همه اسلام را دريافتند و با سيّد به مدينه هجرت كردند. و سيّد فرزندان را همه از خديجه بياورد، الا ابراهيم كه از ماريه ي قبطيه بياورد و تا خديجه زنده بود، سيّد هيچ زن ديگري نخواست".(1)
برخي ديگر گفته اند حضرت خديجه دو پسر به نامهاي قاسم و عبدالله داشته كه عبدالله را با لقب طيب و طاهر مي خوانند و دختران خديجه را نيز رقيّه، زينب، ام كلثوم و فاطمه دانسته اند.
ابن هشام نيز همان نظر رفيع الدين اسحاق را تكرار ميكند.(2)
در جاي ديگري نيز در حديثي شيعي به نقل از رسول اللّه وي فرزندان خود را طاهر (عبداللّه)، قاسم، فاطمه، رقيّه، امّ كلثوم، و زينب ناميده است.(3)
قول تقريباً بعيدي نيز از ابن عباس نقل شده كه خديجه را صاحب ده فرزند از حضرت محمد (ص) ميداند (4)،و برخي محدثان اهل تسنن فرزندان آن دو را بالغ بر دوازده نفر برشمرده اند (5).
ملاحظه مي شود كه در مورد فرزندان پسر حضرت محمد(ص) اختلاف بسيار است اما تقريباً همگي متفق القولند كه ايشان چهار فرزند دختر داشته است. هر چند نبايد غافل شويم كه برخي در انتساب دختران به جز فاطمه زهرا(س) به محمد(ص) و خديجه(ع) ترديد كرده اند و اّم كلثوم، زينب و رقيّه را فرزند خواندگان آنها ناميده اند.
البته اين نظريه اخير با نگاه به قرآن آنجا كه در سوره احزاب پيرامون حجاب مي فرمايد:
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۱۹, ۲۲:۱۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_84696131301646026625.jpg
"يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك...؛"
يعني ؛ اي پيامبر! به همسران و دخترانت بگو..." كمي ضعيف بنظر مي رسد.
لذا با نگاهي به متون نظر خود را اين گونه اعلام مي كنيم كه تعداد دختران همان 4 نفر ميباشند و در مورد پسران هم از ميان همه اقوال به نظريه اي كه تعداد آنها دو نفر ذكر شده است بسنده مي كنيم، زيرا شرط عقل اين است كه قدر متيقّن اين تعداد را در نظر بگيريم.
نكته بعدي آنكه مورّخان ميگويند پسران نبي يعني قاسم كه كنيه رسول اللّه نيز از نام او بود و عبداللّه ملقب به طاهر يا طيب در خردسالي و يكي پيش از بعثت و ديگري اندكي بعد از آن درگذشتند.
عمادزاده در كتاب زنان پيغمبر مينويسد: « قاسم در سن 4 سالگي درگذشت و عبداللّه يك ماه پس از وي » (6) و باز هم اينجا در مورد سن وفات آنها اختلاف فراوان است برخي ميگويند هر دو در هفت سالگي وفات يافتند و برخي گفته اند قاسم دو ساله بود كه درگذشته است.
امّا روايت غم انگيزي از حضرت محمد (ص) و خديجه كبري نقل شده است كه: « آن بانوي بزرگوار چند روز پس از وفات قاسم در خانه نشسته بود و مي گريست.
http://img.tebyan.net/big/1386/06/20624424713425120997147994519511117619120432.jpg
چون پيامبر وارد شد علت اين كار را پرسيد و او گفته است: از سينه هايم شير جاري شد و من به ياد فرزند كوچكم افتادم كه اكنون گرسنه و تنها در زير خاك آرميده است. و نظير اين حديث را در مورد عبدالله طاهر نقل كرده اند، كه در هر دو مورد نبي خديجه را بشارت مي دهد كه فرزندان كوچك تو به سان فرشتگان در كنار در بهشت به انتظار ورودت به سر ميبرند تا با دستان كوچك خود تو را به باغهاي ارم رهنمون شوند.
اين موضوع نشان مي دهد هر دوي پسران نبي مكرم و خديجه در سن كودكي و شير خوارگي از دنيا رفته اند. دليل ديگر اثبات اين قضيه نيز انتساب عنوان ابتر به محمد (ص) از سوي كفار بود كه چون پسرانش زود از دنيا مي رفتند اين چنين او را مورد استهزاء قرار مي دادند .
به هر حال درگذشت اين دو پسر كه مي توانستند محمد را در پيشبرد دين خدا ياري بسيار كنند براي اين زوج نمونه بسيار گران آمده بود. از تاريخ يعقوبي نقل شده است هنگامي كه قاسم در چهارسالگي از دنيا رفت، نگاه پيامبر (ص) در كنار جنازه او به يكي از كوههاي مكه افتاد و خطاب به آن فرمود: « اي كوه! آن چه به من در مورد مرگ قاسم وارد شد، اگر بر تو مي آمد متلاشي مي شدي » (7)
اما دختران نبي مكرم (ص) به سن بلوغ و ازدواج رسيدند. شايد باقي ماندن دختران از ميان فرزندان نبي حكمتي در مورد اين مسئله دارد كه عرب دختران را خفيف ميشمردند و آنها را در سن خردسالي زنده در گور مي نمودند.
اين ننگ را قرآن مجيد اين گونه نكوهش ميكند كه: «و اذا الموؤدة سئلت بأي ذنب قتلت؛(8) آنگاه كه درباره ي دختران زنده بگور پرسش شود كه به كدام گناه، كشته شدند» لذا در چنين محيطي پيامبر دختران خود را بسيار گرامي مي داشت و خصوصاً به غنچه خوش بوي كوچك خود فاطمه زهرا، ام ابيها، (س) عنايت خاصي داشت و آن بانوي مكرمه را كه در سختي ها و شدائد همراهش بود سرور زنان دو گيتي مي ناميد.
فرزندان دختر خديجه از حضرت محمد(ص) عبارتند از:
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۱۹, ۲۲:۱۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif
زينب:
ايشان بزرگترين دختر پيامبر اكرم (ص) و خديجه بود. خديجه زينب را به عقد خواهرزادة خود ابوالعاص بن ربيع در آورد كه از آنها پسري به نام علي و دختري به نام امامه حاصل شد. علي در سنين پائين وفات يافت و اما امامه كه از همسر اول خود مغيرة بن نوفل جدا شده بود پس از وفات زهراي مرضيه به وصيت خودش به عقد اميرالمؤمنين (ع) در آمد.
زينب هنگام هجرت نبي مكرم اسلام به مدينه به همراه شوهرش ابوالعاص در مكه باقي ماند به هنگام جنگ بدر (در سال دوم هجرت) ابوالعاص از لشگريان دشمن بود كه به همراه هفتاد نفر ديگر از مشركين به اسارت نيروهاي اسلام درآمد.
هنگامي كه قرار شد اسرا با پرداختن فديه آزاد شوند زينب براي آزادي شوهرش گردنبندي كه خديجة كبري (ع) در شب عروسي به گردنش آويخته بود، به مدينه فرستاد. ابوالعاص آن را بعنوان فديه به محضر سرور عالميان آورد و چون نگاه نبي (ص) به آن گردنبند افتاد بي اختيار گريست و به ياد همسر فداكارش خديجه افتاد و فرمود: «رحم الله خديجه، هذه قلائد هي جهزتها بها؛ خداوند خديجه را رحمت كند، اين گردنبندي است كه خديجه آن را براي زينب فراهم كرده است.»
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_531855764351611189164213175521681149147212.jpg
پيامبر ابوالعاص را به شرط آن كه زينب را آزاد بگذارد تا به مدينه بيايد، رها كرد و وي نيز به عهد خود وفا نمود و زيدبن حارثه به مكه رفت و او را با خود به مدينه آورد سرانجام ابوالعاص قبل از فتح مكه مسلمان شد و به مدينه آمد تا با زينب ازدواج دوباره نمايد. زينب در سال هشتم هجرت در مدينه از دنيا رفت.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۱۹, ۲۲:۱۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif
ام كلثوم و رقيه :
دومين و سومين دختر، ام كلثوم و رقيه بودند كه زندگي سختي را پشت سر نهادند ام كلثوم و رقيه در ابتدا به درخواست ابي لهب و همسرش ام جميل، هيزم كش آتش جهنم، به عقد عتيبه و عتبه فرزندان آنها در آمدند. اين ازدواج با پا در مياني ابوطالب صورت گرفته بود، لذا خديجه كبري عليرغم آن كه از خوي بد ام جميل و فرزندش آگاهي داشت به احترام عموي پيامبر سخن نگفت. تا جايي كه پس از آشكار شدن دعوت به اسلام از سوي محمد (ص) عتيبه و عتبه كه ام كلثوم و رقيه را در عقد خود داشتند آنها را به خانه پدر باز گرداندند تا مايه آبروريزي براي خانواده محمد (ص) شوند كه البته ناكام ماندند.
دو دختر پيامبر به خانه پدر بازگشتند و پيامبر و خديجه نيز با روي خوش از آنها استقبال كردند. پس از اندكي عثمان بن عفان به خواستگاري رقيه آمد و با او تزويح نمود. اما خلق خشن عثمان سبب شد آن بانو بر اثر شدت ضربات كتك جان به جان آفرين تسليم كند. در مورد علت قتل وي از سوي عثمان گفته اند عثمان عموي خود مغيرة بن ابي العاص كه در جنگ احد دندان پيامبر را شكست و لب وي را شكافت و پيامبر او را مهدورالدم ناميده بود در خانه پنهان داشت. پيامبر چون از اين امر اطلاع يافت علي (ع) را مأمور كرد تا آنجا رود و او را به قتل رساند. عثمان چون اين را دريافت او را فراري داد و به همراه توشه و غذا از مدينه خارج كرد. در راه مركبش هلاك شد و پياده راه مي پيمود تا جبرئيل به پيامبر گفت كه دشمن خدا در فلان نقطه است برو و او را بكش كه مولا علي (ع) مأمور اين كار شد. پس خبر هلاكت مغيره به عثمان رسيد وي به خانه نزد رقيه آمد و او را متهم كرد كه جاي عمويش را به پيامبر اطلاع داده است. پس آنگاه آن چنان با چوب جهاز شتر او را پي در پي ميزد تا نيمه جان افتاد و پيكرش را كه به خانه ي نبي آوردند پس از سه روز از روح تهي شد. پيامبر عثمان را - كه به خاطر اين عمل منفور او گرديده بود - از شركت در تشيع جنازه رقيه منع فرمود پس از رقيه، ام كلثوم نيز به عقد عثمان بن عفان در آمد و باز هم به سبب خشونت وي جان سپرد.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۱۹, ۲۲:۱۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif
فاطمه زهرا سلام الله عليها:
http://img.tebyan.net/big/1388/06/611981211693115348988416821214212076122172.jpg
اگر چه سخن گفتن در مورد اين بانوي مكرم در اندازه و گنجايش اين مقاله نيست و در مورد او همچون مادر بزرگوارش ميتوان صفحات زيادي مطلب نوشت اما به لحاظ حفظ روند اصلي نوشتار، ذكري مختصر به ميان خواهد آمد.
«انا اعطيناك الكوثر...»
فاطمه كوچكترين فرزند خديجه و محمد بود. در مورد وي احاديث، روايات و آيات فراواني نقل شده. پيامبر ميفرمايد: «فاطمة حوراء انسيه؛ فاذا اشتقت الي الجنة شممت رائحة فاطمة عليها السلام؛ پس فاطمه بانوي بهشتي است كه به صورت انسان روي زمين در آمد، هرگاه مشتاق بهشت مي گردم بوي خوش وجود فاطمه را مي بويم»(9)
باز هم حديثي نقل شده كه از نبي پرسيدند چرا ميزان علاقه اش به فاطمه بيش از ساير فرزندانش است، حضرت فرمود: «هنگامي كه من در شب معراج به آسمانها سير داده شدم، جبرئيل مرا در كنار درخت طوبي برد، ميوه اي از ميوه هاي آن درخت را چيد و به من داد، آن را خوردم، سپس دستش را بر ميان دو شانه ام كشيد، آنگاه فرمود: «اي محمد! خداوند متعال ولادت فاطمه (ع) از خديجه (ع) را به تو مژده ميدهد»(10)
از اين حديث و قريب آن از لحاظ مفهوم در كلام محدثان و راويان بسيار نقل شده است. لذا آن وجود مباركه انساني ممتاز و در ميان زنان عصر خود سرآمد بود. نيز روايت شده قبل از حمل يافتن فاطمه (س) در بطن خديجه كبري، محمد (ص) چهل روز از وي كناره گرفت و به تنهائي به عبادت و راز و نياز مشغول گشت. فاطمه در 9 سالگي به ازدواج پسر عمويش علي بن ابيطالب (ع) در آمد پس از 9 سال حيات پربركت و به دنيا آوردن فرزنداني كه هر كدام بخشي از تاريخ بشريت به شمار مي آيند درگذشت.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif



پي نوشت ها :


1ـ سيره رسول الله، رفيع الدين اسحق همداني، ويراستة مدرسي صادق، چاپ دوم 1375، ص 90
2ـ سيرة ابن حشام، ج 1، ص 202
3ـ حصال شيخ صدوق صص 37 و 38، به نقل از خديجه اسطورة مقاومت صص 239،238
4ـ مختصر تاريخ دمشق ج 2، ص 263
5ـ خديجه اسطورة مقاومت ص 244
6ـ زنان پيغمبر ص 312
7ـ تاريخ يعقوبي ج 2، ص 32
8ـ سورة تكوير. آية 8
9ـ نورالثقلين، ج 3، ص 119
10ـ بحارالنوار، ج 43 صص 2 تا 6.
نويسنده: سميه صبوري

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۱۹, ۲۲:۲۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif
محمّد را نكو همسر، خديجه
عزيز قلب پيغمبر، خديجه

يقين باشد، پس از زهرا و زينب
بُوَد از هر زني برتر، خديجه

پناه امّتي بود و ، نبي را
به روز بي كسي، ياور، خديجه

گهي غمخوار او هنگام سختي
صفا بخش دل شوهر، خديجه

گهي با خنده ي نوش آفرينش
سُرور قلب آن سَروَر، خديجه

ميان دلبران، همتاي او كيست؟
دل "لولاك" را، دلبر، خديجه

زني چون حوريان، مجذوب شوهر
همه آسايش همسر، خديجه

وجود " رَحْمةٌ لِلْعالَمينْ " را
پرستار و نوازشگر، خديجه

گرفته با ادب، چون هاله ي نور
چراغ وحي را در بر، خديجه

به طوفان بلا، چون كوه، محكم
به كشتيّ امان، لنگر، خديجه

مبارز محرمي، همراز و نستوه
شكوه غم، ز پا تا سر، خديجه

توان بخش صفوف مؤمنان بود
به تنهائي، چو يك لشگر، خديجه

چو مي شد سنگباران خانه او
به پيش مصطفي، سنگر، خديجه

به شام تار خورشيد نبوّت
بُوَد مهتاب روشنگر، خديجه

وفا و عشق و عفّت، زينت اوست
ندارد غير ازين زيور، خديجه

چه خوش"الله اكبر" گفت و بگذشت
زجان و مال، سيم و زر، خديجه

همين وارستگي، شايسته ي اوست
چو زهرا را بُوَد مادر، خديجه

كشد بار عطاي آسماني
چو باشد مادر كوثر، خديجه

چه كوثر، آنكه يكتا همچو طاهاست
صدف شد بر چنين گوهر، خديجه

ز نامش مادران برخود ببالند
كه دارد يك چنين دختر، خديجه

چه خوش باشد غلام خود بخوانَد
(حسان) را در صف محشر خديجه
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif

RUYA
۱۳۹۰/۰۵/۱۹, ۲۳:۵۲
:Sham::Sham::Sham::Sham::Sham::Sham::Sham::Sham: :Sham::Sham::Sham::Sham::Sham::Sham:

وفات حضرت خديجه كبري بر همه ميهمانان ضيافت الهي تسليت باد.



:Sham::Sham::Sham::Sham::Sham::Sham::Sham::Sham: :Sham::Sham::Sham::Sham::Sham::Sham:

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۰, ۰۰:۰۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69188692886473611267.gif



سلام بر خدیجه کبری علیهاالسلام یاور و مونس دردها و تنهایی های پیامبر صلی الله علیه و آله .

سلام بر او که از برترین زنان برگزیده خدا بود.
سلام بر عبودیتش،
بر اخلاص و صداقتش،
بر پاکی و قداستش،
بر ایثار و فداکاری اش و بر صبر و پایداریش.

سلام بر آن لحظه ای که تصدیق رسالت نبوی کرد و
سلام بر سراسر زندگی پرشورش که اطاعت از خدا و رسول خدا درآن موج می زد.

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69188692886473611267.gif

یا مهدی (عج)
۱۳۹۰/۰۵/۲۰, ۰۰:۳۹
سلام
ابن عباس می گوید: روزی رسول خدا (ص) چهار خط كشید. آنگاه پرسید: آیا می دانید این خطها چیست؟ گفتیم: خدا و رسولش داناتر است. فرمود:
«خیر نساء الجنة مریم بنت عمران، و خدیجة بنت خویلد و فاطمة بنت محمد، و آسیة بنت مزاحم امراة فرعون:
بهترین زنان بهشت، مریم دختر عمران، خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد (ص) و آسیه دختر مزاحم، همسر فرعون است»(4)
پیامبر (ص) به عایشه كه در حال برتری جویی به فاطمه (ع) بود فرمود:
«او ما فاعلمت ان الله اصطفی آدم و نوحا و آل ابراهیم و آل عمران و علیا و الحسن و الحسین و حمزه و جعفرا و فاطمة و خدیجة علی العالمین ؟!
آیا نمیدانی كه خداوند، آدم، نوح، آل ابراهیم، آل عمران، علی (ع)، حسن (ع)، حسین (ع)، حمزه، جعفر، فاطمه (ع) و خدیجه (ع) را بر جهانیان برگزید ؟! ».(5)

4ـ بحارالانوار، ج 13، ص 162، ج 16، ص 2.
5ـ خدیجه؛ اسطوره مقاومت و ایثار، ص 187، نقل از بحار ج 37، ص 63.

seyed133
۱۳۹۰/۰۵/۲۰, ۰۲:۴۶
به نام خدا
ای خریدار جان پیغمبر
همسر مهربان پیغمبر

احترام تورا نداشت دگر
در میان زنان پیغمبر

در حیات و ممات تو نفتاد
نام تو از زبان پیغمبر

ای جراغ همیشه تاریخ
در صف دودمان پیغمبر

بوجود تو افتخار کنند
همه جا خاندان پیغمبر

هستی خویش را فدا کردی
در ره آرمان پیغمبر

سر زد از مشرق گریبانت
کوثر جاودان پیغمبر

به علی و محمد و زهرا
اشفعی یا خدیجه الغرا

اولین زن توئی که قامت بست
به نماز پیمبر خاتم

یار احمد شدی که تا نشود
یک سر موی از سر اوکم

شوهرت کیست ؟ بهتر از عیسی
دخترت کیست؟ برتر از مریم

دامنت جای ذهره الزهرا
که بود نور نیر اعظم

مکه و صخره های ستوارش
طائف و نخلهای سر در هم

عاشق بردباریت همه جا
شاهد جانفشانیت همه دم

زخم پاهای زخم خورده او
یافت ازدست لطف تو مرحم

سر بلند از شهامت تو صفا
اشک ریز از مصائبت زمزم

به علی و محمد و زهرا
اشفعی یا خدیجه الغرا

خیمه عشق را عمود توئی
صفت مهر را نمود توئی

در کنار تمامی رحمت
مظهری از تمام جود توئی

فاطمه گوهر وجود بود
مخزن گوهر وجود توئی

اولین زن که از زبان رسول
سخن وحی را شنود توئی

اولین زن که با رسول خدا
به رکوع آمد و سجود توئی

با سلام پیمبری به رخش
اولین کس که در گشود توئی

مادری که چهار قابله اش
آمد از آسمان فرود توئی

منعمی را که با تهیدستی
کردگارش بیازمود توئی

آنکه در خانه بود و یک دم هم
غافل از رهبرش نبود توئی

باغبانی که شد گل یاسش
بین دیوار و در کبود توئی

به علی و محمد و زهرا
اشفعی یا خدیجه الغرا

***استاد سید رضا موید***
یا علی

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۰, ۰۵:۱۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif
اى پیشتر ز بعثت احمد مُحمّدى‏

اى بارها سلام ترا بر رسول خود

ابلاغ كرده ذات خداوند سرمدى‏

چون شمع در فروغ نبوّت گداختى

پیش از نزول وحى نبى را شناختى

اى بر تو لحظه لحظه سلام پیمبران‏

خاك در تو سجده گه خیل سروران‏

پیش از پیمبرى پیمبر به روى او

چشم تو دید آنچه ندیدند دیگران‏

در قلب تو كتاب كمالش نوشته شد

سر خط مادریت به آلش نوشته شد

بى دامن توختم رسل كوثرى نداشت‏

نخل بلند آرزوى او برى نداشت‏

حتى على كه جان عزیز پیمبر است‏

در ملك بى حدود خدا همسرى نداشت‏

اى همدم رسول خدا در نزول وحى

اى دامن تو مركز نور بتول وحى

تووصل بر رسول و ز هستى جدا شدى‏

تو آفتاب بیت سراج الهدا شدى‏

نیزار وحى مثل على شیر مرد داشت‏

اى شیر زن تو تالى شیر خدا شدى‏

دانایى تو هدیه به پروردگار شد

در جنگ اقتصاد نبى ذوالفقار شد

تو دیگر و زنان جهان جمله دیگرند

سادات عالمت پسرانند و دخترند

دانایى تو، تیغ على، خُلق مصطفى‏

در پیشبرد فتح نبوّت برابرند
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif

پر سوال
۱۳۹۰/۰۵/۲۰, ۰۸:۴۰
وفات حضرت خدیجه بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد
السلام علیک یابن خدیجه الکبری

seratenoor-f
۱۳۹۰/۰۵/۲۰, ۰۸:۵۲
http://dc362.4shared.com/img/-fvF0nqs/s3/0.8627049555376766/phoca_thumb_l_01420copy.jpg

وفات حضرت خدیجه (س)


خبر پیک اجل مادر کوثر شده بود


صحبت از رفتن غم خوار پیمبر شده بود


مالک الموت برایش پر و بال آورده


مادر حضرت صدیقه کبوتر شده بود


وقف اسلام شد و وقف خدا و قرآن


عاشقانه چقدر حامی رهبر شده بود


اصلاً از برکت او هست اگر اسلام است


این چنین بود که او از همه برتر شده بود


تا چه حد است مقامش که کنار زهرا


نام او وارد ادعیه ی دفتر شده بود؟


بار بست همدم و دلدار پیمبر حالا


نوبت ام ابیهایی دختر شده بود


**


دختری ماند از او ، دختری هم چون خود او


دختری که سپر و حامی همسر شده بود


چه قدر غصه ی کج راهی مردم را خورد


چقدر آه شد و دیده ی او تر شده بود


علت بوی خوش شهر مدینه از اوست


عود آتش زده اند – شهر معطر شده بود !


***


دختری ماند از او دختری هم چون خود او


زینبی که همه عمر وقف برادر شده بود


عزت و هیبت او هیمنه ی دشمن ریخت


خطبه خواند، کوفه و می دید که حیدر شده بود


یک تنه خود یه سپاه است، بترسد دشمن


چه کسی گفت که او لحظه ای مضطر شده بود


مضطر هم دیده اگر شد به خدا علت داشت


در پی پوشیه و چادر و معجر شده بود


به کجا ختم شد این شعر چرا این گونه؟


قافیه ها همگی مادر و دختر شده بود !





منبع : پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

كبوتر دل
۱۳۹۰/۰۵/۲۰, ۱۱:۴۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_Untitled-6.png

هنوز چهره مکه غبار ماتم داشت
هنوز داغ ابوطالب آتش غم داشت

دل لطیف پیمبر غمین زهرا بود
به سینه درد و غم و غصه های عالم داشت

سخن ز رحلت بانوی با کرامت بود
کسی که حسن کمال چهار مریم داشت

چه بانویی که خدایش سلام می فرمود
که نامه عملش مُهر مِهر خاتم داشت

یگانه بانوی مردی که از عدالت خود
تمام عالم و آدم به زیر پرچم داشت

سخای حاتم طایی کجا و این سفره
که درب خانه جودش هزار حاتم داشت

برای حضرت ام الائمه این یک بس
که نور فاطمه بر دامن مکرم داشت

خدیجه مادر ما اولین مسلمانی است
که با ولای علی عهد خویش محکم داشت

در آخرین نفسش با اشاره می فرمود
همیشه فاطمه ام غربتی دمادم داشت

فدای دختر مظلومه ام که در آن شعب
به روی گونه چو گلبرگ یاس شبنم داشت

به اهل بیت بگو تا ملازمش باشند
به هر زمان که به مادر نیاز مبرم داشت

کسی به صورت او لطمه بعد من نزند
شنیده ام که فلانی دو دست محکم داشت

پس از وصیت ام الائمه پیغمبر
خدیجه را به عبایش ز خود مقدم داشت

در آن دمی که کفن از بهشت آوردند
هوای رحلت او روضه محرم داشت

http://sibtayn.com/fa/images/stories/baqer/ahlebeyt/h.khadije/03.jpg (http://sibtayn.com/fa/images/stories/baqer/ahlebeyt/h.khadije/03.jpg)

كبوتر دل
۱۳۹۰/۰۵/۲۰, ۱۱:۴۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/5_Untitled-1.png



وفات حضرت خدیجه (س)



خبر پیک اجل مادر کوثر شده بود



صحبت از رفتن غم خوار پیمبر شده بود



مالک الموت برایش پر و بال آورده



مادر حضرت صدیقه کبوتر شده بود



وقف اسلام شد و وقف خدا و قرآن



عاشقانه چقدر حامی رهبر شده بود



اصلاً از برکت او هست اگر اسلام است



این چنین بود که او از همه برتر شده بود



تا چه حد است مقامش که کنار زهرا



نام او وارد ادعیه ی دفتر شده بود؟



بار بست همدم و دلدار پیمبر حالا



نوبت ام ابیهایی دختر شده بود



**



دختری ماند از او ، دختری هم چون خود او



دختری که سپر و حامی همسر شده بود



چه قدر غصه ی کج راهی مردم را خورد



چقدر آه شد و دیده ی او تر شده بود



علت بوی خوش شهر مدینه از اوست



عود آتش زده اند – شهر معطر شده بود !



***



دختری ماند از او دختری هم چون خود او



زینبی که همه عمر وقف برادر شده بود



عزت و هیبت او هیمنه ی دشمن ریخت



خطبه خواند، کوفه و می دید که حیدر شده بود



یک تنه خود یه سپاه است، بترسد دشمن



چه کسی گفت که او لحظه ای مضطر شده بود



مضطر هم دیده اگر شد به خدا علت داشت



در پی پوشیه و چادر و معجر شده بود



به کجا ختم شد این شعر چرا این گونه؟

قافیه ها همگی مادر و دختر شده بود

http://img.tebyan.net/big/1386/06/20624424713425120997147994519511117619120432.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۰, ۱۵:۰۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54139590925432477554.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۰, ۱۵:۵۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/29790809539296251225.jpg

حضرت خدیجه (س) درآئینه معراج پیامبر

طبق پاره ای ازنقل ها ، معراج پیامبر از خانه خدیجه (علیها سلام )آغاز شد و باز گشت آن نیز در خانه خدیجه روی داد.

روایت شده : امام باقر (علیه السلام ) فرمود: «جبرئیل مرکب براق را شبانه کنار درخانه خدیجه آورد و در آن خانه به محضر رسول خدا رسید ،آن حضرت را از خانه بیرون آورد و بر مرکب براق سوار نموده واز مکه به سوی بیت المقدس سیر داد...»

مطابق پاره ای از شواهد وقراین ، پیامبر هنگام مراجعت ازمعراج نیز در خانه خدیجه فرود آمد .17

برای اینکه به مقام درخشان حضرت خدیجه دررابطه با مسأله معراج پیامبر بیشترپی ببریم نظرشمارا به روایت زیر جلب می کنم .

سلام خدا بر خدیجه : ابوسعید خدری می گوید: رسول خدافرمود: وقتی که در شب معراج ، جبرئیل مرا به سوی آسمانها برد و سیر داد،هنگام مراجعت به جبرئیل گفتم : «آیا حاجتی داری؟»

جبرئیل گفت: « حاجت من این است که سلام خدا و سلام مرابه خدیجه برسانی »پیامبر (صلی الله علیه وآله) وقتی که به زمین رسید ، سلام خدا و جبرئیل را به خدیجه ابلاغ کرد. خدیجه گفت «ان الله هو السلام ، وفیه السلام ، الیه السلام ، وعلی جبرئیل السلام ؛ همانا ذات پاک خدا سلام است، واز او است سلام ، وسلام به سوی او باز گردد و برجبرئیل سلام باد.»
این مطلب بیانگر اوج مقام حضرت خدیجه در پیشگاه خدااست.



http://www.shiaupload.ir/images/54636348317580603746.gif

سلمان فارسی
۱۳۹۰/۰۵/۲۰, ۲۲:۲۵
سلام!!!
وچه بگويم از خديجه(سلام الله عليها)كه در آن دوران جاهلي با آن همه وحشي گري وبي بند وباري او را طاهره خطاب مي كردند!!!طاهره يعني پاك وپاكيزه يعني زني پاكدامن!!!
وچه بگويم از خديجه(سلام الله عليها) كه مادر بزرگ بانوي عالم اسلام حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا(سلام الله عليها)بود!!!
وچه بگويم از خديجه(سلام الله عليها)كه اولين زني بود كه به پيامبر اسلام(ص) ايمان آورد.
وچه بگويم از خديجه(سلام الله عليها)كه تمام دارائي خود را صرف گسترش اسلام نمود وفرمود:يا محمد(ص)تمام ثروت و مكنت من براي گسترش اسلام گواري وجودت باد!!!
وچه بگويم از خديجه(سلام الله عليها).........چه بگويم!!!!

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۵/۲۰, ۲۳:۰۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23640560347015297242.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/66210177703222793257.jpg

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23640560347015297242.gif

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60212570652907767488.gif


کوچه ‏های شهر را غمی سنگین فرا گرفته است.
فضای مکه گویی آکنده از اندوه است!
کعبه نیز چند روزی است بر فرشته‏ای لبخند نمی‏زند و مگر می‏توان چهره نورانی رسول‏خدا صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله را گرفته و اندوهناک دید و بی‏تفاوت بود؟!
وقتی شب پیش، یکی از اصحاب در کنار زمزم، آهسته در گوش دیگری گفت: «خدیجه همسر رسول‏خدا صلی‏الله ‏علیه‏ و‏آله سخت بیمار است»، زمزم گویی دیگر نمی‏جوشید، اشک می‏افشاند! حتی سنگریزه‏های حرم نیز دریافته‏اند دل رسول‏خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله از چه لبریز غم است.
این رسول‏خداست که از خانه بیرون می‏آید؛ چقدر شکسته شده! آه، این قطرات اشک است که از چشمان آسمانی‏اش می‏ریزد؛ چه شده؟ خدای من، چه بر زبان زمزمه می‏کند؛ «انّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ»
آخرین وصیت
ملائک، بی‏تاب و اشک‏ریزان بر گرد حجره‏ای کوچک، در اطراف بستری محقر، یکی از غمبارترین لحظه‏های تاریخ را به نظاره نشسته بودند. بزرگ بانوی اسلام، خدیجه کبرا، ساعات آخر عمر خویش را می‏گذراند.
برترین مخلوق خدا، رسول خاتم کنار بستر او دل‏شکسته و محزون به وصایای خدیجه گوش فرا می‏داد.
ناگهان خدیجه از سخن باز ایستاد و فرمود: «وصیت دیگرم را از زبان فاطمه به شما خواهم گفت که شرم، مانع گفتارم می‏شود».
پیغمبر خدا نیز با لبخندی تلخ، مادر و دختر را تنها گذاشت.
چیزی نگذشت که فاطمه کوچک آکنده از اندوه، از حجره بیرون آمد و نگاه منتظر پدر را این‏گونه پاسخ گفت: «مادر فرمود به پدرت بگو من از قبر وحشت دارم؛ از شما می‏خواهم لباسی را که هنگام نزول وحی الهی به تن داشتید، به من عطا کنید تا آن را کفن خویش سازم ـ تا مایه آرامش من گردد ـ ».
و تو از اوج معرفت و عظمت بانویی که همه هست و نیست خود را در راه رسول خدا صلی‏الله ‏علیه‏و‏آله و رسالتش فدا کرد، متحیر می‏مانی و بی‏اختیار، درودی خالصانه از وجودت نثار آن روح آسمانی می‏شود.
خدایا! به فاطمه صبر بده!
پیامبر، اندوهگین و افسرده، اما لبریز از رضا و صبر، به خانه می‏آمد. چشم‏های مبارکش هنوز نمناک از اشک بود و دلش سوگوار فراق خدیجه؛ اما اکنون به غم دیگری می‏اندیشید؛ غم تسلای دختر یتیم خدیجه. آیا قلب کوچک فاطمه، تاب فراق مادر را دارد؟ در را که گشود، نگاه نگران و به در دوخته فاطمه بود که انتظارش را می‏کشید؟ فاطمه با دیدن پدر به سوی او دوید و خود را به او چسباند: مادرم کجاست؟ پدر! مادرم خدیجه کجاست؟ و این تنها سؤالی بود که مدام از زبان کودکانه دختر، وجود رسول خدا صلی‏الله ‏علیه‏ و‏آله را آکنده از اندوه می‏کرد. لحظاتی نگذشت که جبرئیل نازل شد و عرضه داشت: «ای رسول خدا! پروردگارت می‏فرماید سلام مرا به فاطمه برسان و بگو: مادرت در خانه‏ای بهشتی است که بند بند آن از طلا و ستون‏هایش از یاقوت سرخ است و در کنار آسیه (همسر فرعون) و مریم دختر عمران به سر می‏برد».
روح الله حبیبیان


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60212570652907767488.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۵/۲۰, ۲۳:۰۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/52588009752249351157.gif




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55514739905827037532.gif

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif«زخم وفات تو»http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

وقتی که خاطرات شیرین تو را ورق می‏زنم، تو را سرشار از عشق به رسول خدا۰ص) می‏بینیم.
از آن ثانیه که میهمان لحظه‏ های عشق عمیق تو به محمّد صلی‏ الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم شدم، خودم را برای همیشه به پنجره محبت تو گره زدم.
خوش آن ساعتی که در من طلوع کردی و مرا شیفته شخصیت گلبرگ‏های روح خویش ساختی و من اسیر و مبهوت آبی بلند تو شدم!
این امانت و درستی محمّد امین صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس �م بود که زبانزد خاص و عام شد و تو را نیز دامن‏گیر کرد تا از این مهر لا یزال، تمام نجابت خویش را به پایش بریزی و همدم پاکی و شرافت آن مرد آسمانی شوی.
غنچه محبوب الهی، حق پاکدامنی تو بود، ای بانوی آفتاب!
سینه تاریخ، امین شبنم‏های توست که به پای ترویج دین محمّد، از همه آنها گذشتی و پیش‏کش آیین اسلام نمودی، که شاید اگر ثروت فراوان تو و مهر و مرهم‏های بی‏بدیل تو نبود، رسول خدا صلی‏ الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در تبلیغ رسالتش رفیق توفیق نمی‏شد.
قارون‏های عرب، خواستار تو بودند، امّا تو خواستار امانت و حیای محمّد صلی ‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم شدی؛ چه سرزنش‏ها که گل نازکِ خیال تو از این پیوند مقدس، شنید که می‏گفتند: چرا ثروتمندترین زن جهان عرب باشی و با یتیم عبداللّه‏، عقد یگانگی ببندی؟
امّا تو، نه تنها چروک غم، پای جرأتت را نبست، که در اوّلین حماسه، تمامِ غلامان خویش را به او بخشیدی و تمام ثروت خود را در راه او جاودانه کردی.
چه مصیبت جانکاه و جراحت داغی است، زخم وفات تو. برای روح نازک محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس �م ! حق بود اگر هیچ یک از همسران پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس �م به جلالت شأن تو نرسند و مهر و محبت رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس �م نسبت به هیچ کدامشان به اندازه تو، بی‏اندازه نباشد که عایشه، روزی گفت: «چرا این همه از خدیجه می‏گویی، «در حالی که او پیرزنی بیش نبود؟!» و پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس �م فرمود:
«خاموش عایشه! دیگر هیچ‏گاه درباره آن بانوی بزرگ چنین روا مدار که در زمانی که همه مرا تکذیب کردند، خدیجه مرا تصدیق کرد و در آن هنگام که هیچ کس به رسالتم ایمان نمی‏آورد، خدیجه نخستین زن مؤمن اسلام شد و تمام ثروتش را در کف آئینم نهاد.»
سید عبدالحمید کریمی

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55514739905827037532.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۵/۲۰, ۲۳:۰۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_531855764351611189164213175521681149147212.jpg

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/62021371968400434870.gif

رنج تنهایی مادر
پاینده بادواژه زیبای مادر، که از آغاز تا پایان خلقت، نقش دل‏های مهربان است. چهزیباست تکرار نام مادر بر لبان دختری که خود مادری درد آشناست؛ فاطمه.
فاطمه علیهاالسلام سوگوار مادری فداکارست.
چقدر دشوار است تحمل رحلت مادری چنان صمیمی که در رحم خویش با او سخن می‏گفته است.
بازار اشک، در چشمان فاطمه رونق گرفته است و رسول خدا، خود، دل شکسته و نالان، دل جوی فاطمه علیهاالسلام غمگین است.
خدیجهعلیهاالسلام ، همسری مهربان، که با شنیدن اولین ندای وحدانیت، رو به سویقبله می‏کند و خدای را به یکتایی می‏خواند، پذیرای پیامبری مبعوث و لرزانبازگشته از حرا و شاهد نبوت، اکنون آرام، آرمیده است.
«تنهایی» به گریه می‏افتد، هنگامی که ناچار باید همدم رسول خدا شود.
امّاخدیجه، هرگز رنج تنهایی را بر محمد بر نمی‏تابد و دختر کوچک خویش را بهتیمارداری پدر می‏گمارد. زین پس، فاطمه علیهاالسلام تیماردار و غمخوار پدرخواهد بود، در لحظه ‏های خاکستر و سنگ و دشنام.
پروردگارا! همسر فداکارمحمد صلی ‏الله‏علیه ‏و‏آله ‏وسلم به سوی تو می‏آید؛ زنی که برای دین تو و درراه رسول تو، از دنیا چشم پوشیده و غرق در جمال نور است؛ کوله‏باری از زخمزبان قبیله قریش را لِه کرد و پر افتخار، خود را همسر وفادار محمد امیننامید تا یار و یاور رسالت او باشد و نامش در پیشگاه حق، در صف اولین زنانبزرگ عالم درآید.
و فاطمه، گریان بر مزار مادر با او وداعی جاودانهمی‏سراید: مادر! قسم به خدایی که به من قدرت داد تا در رحم با تو سخن بگویمو سبب آرامش تو باشم و سوگند به نوری که از تو زاده شدم، پدرم را تنهانخواهم گذاشت.
و این پیمانی خواهد بود، میان ما سه تن.
مادرم! چه خوش آرام گرفته‏ای نزد پروردگارت بر بلند جایگاه بهشت، که همسر رسول خدا را جز این جایگاه نشاید.
رفتنت ای بزرگ مادر! غمی است بر دل و اشکی است در چشم من و پدر.
حبیب مقیمی


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/62021371968400434870.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۵/۲۰, ۲۳:۰۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_84696131301646026625.jpg


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif


کوچه‏ های شهر را غمی سنگین فرا گرفته است. فضای مکه گویی آکنده از اندوه است!
کعبه نیز چند روزی است بر فرشته‏ای لبخند نمی‏زند و مگر می‏توان چهره نورانیرسول‏خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را گرفته و اندوهناک دید و بی‏تفاوت بود؟!
وقتیشب پیش، یکی از اصحاب در کنار زمزم، آهسته در گوش دیگری گفت:
«خدیجه همسررسول‏خدا صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏آله سخت بیمار است»، زمزم گویی دیگر نمی‏جوشید،اشک می‏افشاند! حتی سنگریزه‏های حرم نیز دریافته‏اند دل رسول‏خداصلی‏الله‏علیه‏و ‏آله از چه لبریز غم است.
این رسول‏خداست که از خانهبیرون می‏آید؛ چقدر شکسته شده! آه، این قطرات اشک است که از چشمانآسمانی‏اش می‏ریزد؛ چه شده؟ خدای من، چه بر زبان زمزمه می‏کند؛
«انّالِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ»
آخرین وصیت
ملائک، بی‏تاب واشک‏ریزان بر گرد حجره‏ای کوچک، در اطراف بستری محقر، یکی از غمبارترینلحظه‏های تاریخ را به نظاره نشسته بودند.
بزرگ بانوی اسلام، خدیجه کبرا،ساعات آخر عمر خویش را می‏گذراند. برترین مخلوق خدا، رسول خاتم کنار بستراو دل‏شکسته و محزون به وصایای خدیجه گوش فرا می‏داد.
ناگهان خدیجه از سخنباز ایستاد و فرمود: «وصیت دیگرم را از زبان فاطمه به شما خواهم گفت کهشرم، مانع گفتارم می‏شود».
پیغمبر خدا نیز با لبخندی تلخ، مادر و دختررا تنها گذاشت.
چیزی نگذشت که فاطمه کوچک آکنده از اندوه، از حجره بیرونآمد و نگاه منتظر پدر را این‏گونه پاسخ گفت: «مادر فرمود به پدرت بگو من ازقبر وحشت دارم؛ از شما می‏خواهم لباسی را که هنگام نزول وحی الهی به تنداشتید، به من عطا کنید تا آن را کفن خویش سازم ـ تا مایه آرامش من گردد ـ ».
و تو از اوج معرفت و عظمت بانویی که همه هست و نیست خود را در راهرسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و رسالتش فدا کرد، متحیر می‏مانی وبی‏اختیار، درودی خالصانه از وجودت نثار آن روح آسمانی می‏شود.
خدایا! به فاطمه صبر بده!
پیامبر،اندوهگین و افسرده، اما لبریز از رضا و صبر، به خانه می‏آمد.
چشم‏هایمبارکش هنوز نمناک از اشک بود و دلش سوگوار فراق خدیجه؛ اما اکنون به غمدیگری می‏اندیشید؛ غم تسلای دختر یتیم خدیجه.
آیا قلب کوچک فاطمه، تاب فراقمادر را دارد؟ در را که گشود، نگاه نگران و به در دوخته فاطمه بود کهانتظارش را می‏کشید؟
فاطمه با دیدن پدر به سوی او دوید و خود را به اوچسباند: مادرم کجاست؟ پدر! مادرم خدیجه کجاست؟ و این تنها سؤالی بود کهمدام از زبان کودکانه دختر، وجود رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را آکنده ازاندوه می‏کرد.
لحظاتی نگذشت که جبرئیل نازل شد و عرضه داشت: «ای رسول خدا! پروردگارت می‏فرماید سلام مرا به فاطمه برسان و بگو: مادرت در خانه‏ایبهشتی است که بند بند آن از طلا و ستون‏هایش از یاقوت سرخ است و در کنارآسیه (همسر فرعون) و مریم دختر عمران به سر می‏برد».

روح الله حبیبیان




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۵/۲۰, ۲۳:۰۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/52588009752249351157.gif




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55514739905827037532.gif

سلام ما به تو باد اى خدیجه کبرى
نخست همسر خوش طینت رسول خدا
هزار رحمت حق بر روان پاک تو باد
درود ما به تو باد، به جنت الماوى
توئى که ثروت خود بى دریغ بخشیدى
به همسرى که مقامش به حق بود والا
چو گشت معتکف کوه نور، همسر تو
توئى که بوده اى چشم انتظار راه حرا
توئى نخست مسلمان که گفته اى از صدق
کلام طیبه را با نواى آمنّا
توئى که کرده اى تعظیم از سر اخلاص
به پیشگاه خداوند ربى الا على
چو دید ذات خداوند، حسن نیت تو
بداد از کرم خویشتن تو را زهرا
مقام فاطمه بالاترین مقامات است
خوشا به حال تو و دخترى که داده تو را
ببال پیروى بر خویشتن که در مکه
شدى تو زائر قبر خدیجه الکبرى

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55514739905827037532.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۰, ۲۳:۵۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_84696131301646026625.jpg
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif
با کوچ تو ای بانو!
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
دیگر هیچ کاروانی در بیابان دل‌ها،
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
بی‌شوقِ کعبه یادت قدم نزد؛
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
که استواری امروزِ بنای دین،
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
از برکت خشتِ نخستینِ توست،
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifالسّلام علیک ای نور کبری ای نیّره عظمی!http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۱, ۰۰:۱۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif
فضائل خدیجه (سلام الله علیها)

درد جانکاه
دهم رمضان المبارک یاد آور داغ جانسوز و حادثه جانکاهی است که عصاره هستی و خاتم و افضل پیامبران را به سوگ نشاند. در سال دهم بعثت بانوی بزرگ اسلام بعد از ۲۵ سال همراهی و فداکاری در راه پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله با کوله باری از رنجها، فداکاریها، گذشت و ایثارها، در سن ۶۵ سالگی، چشم از جهان فرو بست و همسرش محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را در میان دشمنان در فراق جانسوزی تنها گذاشت. این حادثه دردناک درست بعد از سه روز از وفات ابوطالب، حامی دلسوز و فداکار پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله اتفاق افتاد و آنچنان حضرت ختمی مرتبت را متأثر و محزون ساخت که آن سال (دهم بعثت) را «عام الحزن» و سال غصه و غم نامگذاری نمود و در میان اندوه فراوان و اشکی چون باران، خدیجه را در محلی به نام «حجون» به خاک سپرد.
آنچه در پیش رو دارید نگاهی است گذرا، به فضائل خدیجه کبری، بانوی فداکار و صبور اسلام.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۱, ۰۰:۱۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif
فضائل خدیجه علیهاالسلام
۱.بصیرت ژرف
از بالاترین فضائل خدیجه کبری این است که از اندیشه بلند و فکر عمیق و بصیرت ژرف برخوردار بود؛ مخصوصاً عقل عملی او در اوج خود قرار داشت. این امر را می‏توان از انتخاب پیامبر اکرم به عنوان شوهر آینده و شایسته خود از بین آن همه خواستگاران پولدار و تاجر فهمید.
او در چهره و رفتار محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله آینده درخشان و ممتاز او را می‏دید، به همین جهت راز پیشنهاد ازدواج با محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را (قبل از بعثت) چنین بیان می‏کند: «یَابْنَ عَمّ! اِنّی قَدْ رَغِبْتُ فِیکَ لِقِرابَتِکَ مِنّی وَ شَرَفِکَ فی قَوْمِکَ وَ اَمانَتِکَ عِنْدَهُمْ وَ حُسْنِ خُلْقِکَ وَ صِدْقِ حَدِیثِکَ؛(۱) ای پسر عمو! من به خاطر خویشاوندی‏ات با من، و شرف و امانتداری‏ات در میان قوم خود، و به جهت اخلاق نیک و راستگویی‏ات، به تو تمایل پیدا کردم.»
جملات فوق به خوبی نشان می‏دهد که محبت و ارادت این بانو به پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله براساس عشق مجازی و محبت شهوانی نبوده، بلکه بر اثر معرفت و شناخت عمیقی بوده است که از شخصیت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله داشت. اما افرادی که چنین بصیرتی نداشتند، از جمله گروهی از زنان قریش سخت خدیجه را مورد ملامت و سرزنش قرار دادند، تا آنجا که گفتند: «او با این همه حشمت و شوکت با یتیم ابو طالب که جوانی فقیر است تن به ازدواج داد. چه ننگ بزرگی.»
خدیجه که انتخابش از سر شناخت و معرفت بود، محکم و قرص بر انتخاب خویش پای فشرد و در جواب سخنان ناشی از جهالت و بی خبری آنها گفت: «ای زنان! شنیده‏ام شوهران شما [و خودتان] در مورد ازدواج من با محمد خرده گرفته‏اید و عیب جویی می‏کنید، من از خود شما می‏پرسم آیا در میان شما، فردی مانند محمد وجود دارد؟ آیا در شام و مکه و اطراف آن شخصیتی به سان ایشان در فضائل و اخلاق نیک سراغ دارید؟ من به خاطر این ویژگیها با او ازدواج کردم و چیزهایی از او دیده‏ام که بسیار عالی است.(۲)»
شایسته خویش نبود.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۱, ۰۰:۱۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif
۲. ایمان و اسلام محکم و پایدار
همان بصیرت ژرف خدیجه که باعث انتخاب محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله برای همسری آینده او شد، عامل ایمان و اسلام او نیز گشت، و باعث شد که لقب اول زن مسلمان را به خود اختصاص دهد.
«ابن عبد البر» به سند خود از پدر «ابی رافع» نقل می‏کند که پیامبر خدا در روز دوشنبه (مبعث) نماز گذارد و خدیجه در (ساعات) آخر همان روز نماز خواند.(۳)
وَ خَدیجَهَ وَ اَنَا ثالِثُهُمْ. اَری نُورَ الْوَحْیِ وَ الرِّسالَهِ وَ اَشُمُّ ریحَ النُّبُوَّهِ؛(۴)
رسالت را می‏دیدم و بوی نبوت را استشمام می‏کردم.»
خدیجه علیهاالسلام تا آخرین لحظه بر آن ایمان پای فشرد و در راه اسلام فداکاری و گذشت نمود و یک لحظه از رهبر اسلام و حمایت او غافل نگشت .
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۱, ۰۰:۱۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif
۳. از برترین بانوان دو سرا
برترین زنان جهان هستی را چهار زن تشکیل می‏دهند؛ چنانکه ابن اثیر از انس بن مالک از پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نقل کرده که فرمودند:«خَیْرُ نِساءِ الْعالَمینَ مریمُ، آسِیهُ، خدیجهُ وَ فاطِمهُ؛(۵) برترین زنان عالم مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه علیهاالسلام هستند.»
همینها که کوله بار کمال را در دنیا بستند، در بهشت نیز در صدر قرار دارند و از جمله آنها خدیجه کبری علیهاالسلام می‏باشد. «عکرمه» از «ابن عباس» نقل می‏کند که حضرت رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمودند:«اَفْضَلُ نِساءِ اَهْلِ الْجَنَّهِ خَدیجهُ بِنْتُ خُوَیْلَدٍ وَ فاطِمهُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ مَرْیَمُ ابْنَهُ عِمْرانَ وَ آسِیَهُ بِنْتُ مُزاحِمٍ اِمْرَأهُ فِرْعَوْنَ؛(۶) بهترین زنان بهشت اینانند: خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد و مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم، همسر فرعون.»

۴. برترین همسر پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله
پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله همسران متعددی داشتند، ولی از نظر درجات یکسان نبودند.
یکی از آنها در حال حیات و بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله سخت حضرت را اذیت و آزار داد، و بر خلاف دستورات او حرکت کرد، که همین امر باعث تنزل مقام و منزلت او گردید، ولی برخی از آنها مانند خدیجه کبری با تمام وجود و هستی خویش در راه اطاعت از پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و جلب رضایت او کوشید و در نتیجه در بین تمام همسران رتبه ممتاز را کسب نمود. مرحوم شیخ صدوق از امام صادق علیه‏السلام نقل می‏کند که آن حضرت فرمودند: «تَزَوَّجَ رَسُولُ اللّهِ بِخَمْسَ عَشَرَ اِمْرَأَهً اَفْضَلُهُنَّ خَدیجَهُ بِنْتُ خُوَیْلَدٍ؛(۷) رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله با پانزده زن ازدواج کرد که برترین آنان خدیجه دختر خویلد بود.»
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۱, ۰۰:۱۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif
۵. مادر زهرا علیهاالسلام
طبق نص قرآن کریم همسران پیامبر مادران روحانی مؤمنان و«ام المؤمنین» هستند: «وَ اَزْواجُه اُمَّهاتُهُمْ(۸)»؛ «همسران او (پیامبر) مادران مؤمنین هستند» و خدیجه از برترین مصداقهای آیه بشمار می‏رود. واین سعادت در بین همه زنان حضرت، نصیب خدیجه گشت که یازده امام از نسل او از طریق فاطمه زهرا علیهاالسلام پدید آید. راستی چنین مقامی نیاز به لیاقت و استعداد بالا دارد.
از بین همه فرزندان حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فاطمه زهرا علیهاالسلام از مقام ممتازی برخوردار است؛ چرا که هم دارای عصمت است(۹) و هم امامت و وصایت از طریق نسل او استمرار یافت.
۶. سخاوت و انفاق بی بدیل
ثروت خدیجه در آن دوران زبانزد خاص و عام بود. ثروت این بانوی کاردان و عاقله به قدری زیاد بود که مالداران درجه یک قریش چون «ابو جهل» و «عقبه بن ابی معیط» در نزد او ناچیز به شمار می‏رفتند.
مورخان ثروت خدیجه را بدین ترتیب شمرده‏اند:
۱. هزاران شتر که اموال تجارتی او را حمل می‏کردند.
۲. قبه‏ای از حریر سبز با طنابهای ابریشمی بر بام خانه‏اش افراشته بود. این امر نمایانگر ثروت فراوان او بود و فقرا نیز از روی این علامت برای استعانت و کمک مراجعه می‏کردند.
۳. چهار صد غلام و کنیز که خدمات ارجاعی او را انجام می‏دادند.(۱۰)
هستم.»(۱۱)
شما در این باره گواه باشید و گواهی دهید.(۱۲)»
به من سود نرساند.(۱۳)»
۷. صبر و بردباری بی مانند
فردی مانند خدیجه که در درون ثروت فراوان بزرگ شده طبعا باید نازپرورده و کم تحمل باشد؛ اما خدیجه با برخورداری از نعمتها بعد از ازدواج و ایمان به پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله خود را برای تحمل همه سختیها آماده کرد، تحمل فشارهای مختلف مشرکان مکه، سرزنشهای بستگان، محاصره اقتصادی در شعب ابی‏طالب و... مخصوصا محاصره اقتصادی سخت او را اذیت و آزار داد و با کهولت سن (۶۳ ـ ۶۵ سالگی) تحمل و بردباری نهایی را به عرصه نمایش گذاشت. بنت الشاطی در این زمینه می‏گوید: «خدیجه در سنی نبود که تحمل آن همه رنج برایش آسان باشد، و از کسانی نبود که در جریان زندگی با تنگی معیشت خو گرفته باشد، اما در عین حال و با وجود کهولت سن، سختیهایی را که در اثر محاصره در شعب وارد می‏شد تا سر حد مرگ تحمل کرد.»(۱۴)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۱, ۰۰:۱۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif
۸. حامی رسالت و محب امامت
چهار زن در این دنیا به حد کمال رسیده‏اند و به عنوان زنان نمونه و شایسته هستی شناخته شدند: آسیه، مریم، خدیجه، فاطمه علیهاالسلام . از مهم‏ترین اشتراکات این چهار زن، حمایت و اطاعت از رهبری و پیشوایان زمان خود بوده است. آسیه تا پای جان از رهبری و رسالت موسی علیه‏السلام حمایت نمود، مریم با تحمل تهمت و رنجها پایه‏های رسالت عیسی علیه‏السلام را محکم نمود، فاطمه زهرا علیهاالسلام تا مرز شهادت از امام خویش علی بن ابی طالب پشتیبانی و دفاع نمود و سر انجام شهید راه امامت و ولایت گشت.
و اما خدیجه علیهاالسلام از حامیان راستین رسالت بود. او نیز جان و مال خویش را تقدیم رسالت نمود. او هم رسالت مدار بود و هم امامت محور. هم حامی و همگام رسالت بود و هم محب و طرفدار امامت.
در مورد حمایت از رسالت در بخشهای پیشین اشاراتی به میان آمد، در این بخش فقط به یک نکته اکتفا می‏شود. حضرت آدم در بهشت نگاهی به زندگی محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و خدیجه علیهاالسلام انداخت و گفت: «یکی از برتریهای محمد بر من این است که همسر او برای اجرای اوامر خداوند با شوهرش همکاری و مساعدت نمود و حال آنکه همسر من مرا در نا فرمانی خداوند تشویق نمود.(۱۵)»
و محبتهای خدیجه صبح و شام به خانه ابو طالب روان بود.(۱۶)»
(۱۷)
زمان امامت حضرت هنوز به فعلیّت نرسیده بود.
مرحوم محلاتی به نقل از مجلسی رحمه‏الله می‏گوید: «روزی رسول خدا خدیجه را نزد خود خواست و فرمود: این جبرئیل است و می‏گوید: برای اسلام شروطی است: اول: اقرار به یگانگی خداوند، دوم: اقرار به رسالت پیامبران، سوم: اقرار به معاد و عمل به اصول و مهمات شرع، چهارم: اطاعت اولی الامر [یعنی علی] و ائمه طاهرین از فرزندان او و برائت از دشمنان آنها.» خدیجه هم به آنها اقرار نمود و آنها را تصدیق کرد.(۱۸)
تو و مولای تمام مؤمنان و امام آنها پس از من است.»
آن گاه دست خود را بالای دست امیرمؤمنان گذاشت و خدیجه دست خود را بالای دست پیامبر قرار داد و این گونه بیعت ابدی ولایت مداری را انجام داد.(۱۹)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif
________________________________________
۱. سیره نبوی، ابن هشام، ج۱، ص۲۰۱؛ تاریخ طبری، ج۱، ص۵۲۱.
۲.بحارالانوار،ج۱۶،ص۸۱ و ج۱۰۳،ص۳۷۴.
۳.استیعاب، ج۲، ص۴۱۹، ش۱۳.
۴.تاریخ طبری، ج۲،ص۲۰۸ وشرح نهج البلاغه ابن ابی‏الحدید، ج۱۳،ص۱۹۷.
۵. خصال صدوق، باب خصال اربعه.
۶.اسدالغابه، ج۵، ص۴۳۷؛ استیعاب، ج۴، ص۱۸۲۱.
۷.خصال شیخ صدوق، باب خصال اربعه.
۸.احزاب/۵.
۹. احزاب/۳۳.
۱۰.الوقایع و الحوادث، محمد باقر ملبوبی، ص۱۳؛بحارالانوار،ج۱۷،ص۳۰۹ وج۱۶،ص۲۲.
۱۱.همان دو.
۱۲.بحارالانوار،ج۱۶،ص۷۵ـ۷۷.
۱۳. همان، ج۱۹، ص۶۳.
۱۴.خدیجه کبری، نمونه زن مجاهد مسلمان.
۱۵. طبقات ابن سعد، ج۱،ص۱۳۴.
۱۶. بحار الانوار، داراحیاء التراث، ج۳۷، ص۴۳.
۱۷.همان، ج۴۳،ص۳.
۱۸. محلاّتی، ریاحین الشریعه، ج۲، ص۲۰۹.
۱۹. همان.

nekuee
۱۳۹۰/۰۵/۲۱, ۱۹:۴۱
زن که رویش را برگرداند و رفت، اشک در چشمان رسول خدا (ص) حلقه زد.

او خواهر خدیجه بود و لحن صدایش محمد (ص) را به یاد همسر مرحومش انداخته بود.

زنی که خاطره‌اش، چشمان پیامبر (ص) را بارانی کرده بود، همانی بود که اکثر مورخان و تاریخ‌نویسان، بینش و بخشش او را در راه گسترش اسلام همردیف خلق نیکوی محمد (ص) و شمشیر علی (ع) می‌دانستند.

زنی که قرنها جلوتر از زنان زمانه‌اش قدم برمی‌داشت و روح بزرگ و اندیشمندش در چارچوب‌های بسته‌ی جاهلیت موروثی آن زمان نمی‌گنجید.

غلام از سفر شام برای خدیجه گفته بود که در شهر "بصری" راهبی محمد را دیده و او را همان رسول وعده داده شده‌ی تورات و انجیل خوانده. خدیجه، نفیسه را واسطه کرده بود تا پیامش را به محمد برساند و بگوید: عموزاده، من خدیجه دختر خویلد، از تجار نامدار قریش؛ مایلم به همسری تو، محمد امین در آیم...

شاید همین پیغام ساختارشکن بود که خدیجه را خدیجه (س) کرد. محمد پسر عبدالله؛ معروف به امانتداری و پاکی نیز، دعوت خدیجه را آری گفت.

محمد روحش را فراتر از آن گسترانده بود تا همانند هم‌عصرانش، سن خدیجه و نام‌آوری اجدادش در جنگهای وحشیانه‌ی اعراب را به حساب آورد. او خدیجه را با همان پیغامش شناخت. پیغامی که پشت پا می‌زد به سنت‌های جاهلانه‌ی به ارث رسیده؛ پشت پا می‌زد به کاروانهای شتر و بار شامی‌شان. پیغامی که با خودش طعنه‌ی زنان قریش و سنگهای مردانش را می‌آورد.

خدیجه تمام این مسیر ترقی را خودش با پای بینش و بصیرت خودش طی کرد. خودش که دو زانو روبه‌روی محمد نشست، پیغامش را رساتر بعنوان زنی در تمامی اعصار بیان کرد: محمد! در برابر تو اموال من هیچ ارزشی ندارند وقتیکه من خودم را با تمام وجود به تو تقدیم می‌کنم...

و سالها بعد هم که محمد (ص) با پیغامی آسمانی از غار حرا برگشت، باز هم خدیجه اولین زنی بود که مسلمان شد و در کعبه همراه همسرش محمد (ص) و پسر بچه‌ای با نام علی (ع) نماز گذارد. او در تحریم جاهلیت موروثی زمانه‌اش تنها مانده بود اما از تنهایی باکی نداشت چرا که هم خودش و هم اندیشه‌اش از اجتماع آنروز فرسنگها جلوتر حرکت می‌نمودند.

محمد(ص) که بر فراز صفا دعوتش را علنی کرد و وجود مبارکش آماج سنگهای نادانی قریشیان شد، بازهم این خدیجه بود که تنها بر سر زنان روی سنگهای صفا می‌دوید و آنچنان ناله می‌کرد که جبرییل به محمد (ص) که با دستان مبارکش زخم سرش را گرفته بود تا خون بر زمین نریزد، گفت: خودت را به خدیجه برسان که تمام فرشتگان از ناله‌اش به فغان آمده‌اند. او با دردها و ناله‌ها و دعاهایش تنها بود وقتی که در برابر سنگها نادانی قریشیان خود را سپر محمد(ص) می‌کرد.

زهرای اطهر (س) را که در خود می‌پروانید، باز هم تنها بود و دلش زخم‌خورده‌ی طعنه‌ی زنان قریش. او در تنهایی با فرزندش سخن می‌گفت. راستی خدیجه (س) با فرزندش زهرا (س) چه می‌گفت؟ کسی چه می‌داند. شاید از غربت کوچه‌ها می‌گفتند. هردو طعم غربت را کشیده بودند. چه خدیجه آن هنگام که در کوچه‌ها زنان قریش از او رو بر می‌تابیدند و دشنامش می‌دادند، چه زهرا و آن کوچه‌ی بنی‌هاشم و آن درد جانسوز شیعه...

و خدیجه باز هم تنها بود. پیغام فرستاده بود اما زنان قریشی نیامده بودند. چشمان منتظرش به سوی در خیره بود که مریم و آسیه و ساره و صفورا آمدند، دعوتش را پاسخ دادند. او دیگر آسمانی شده بود. زمینیان لیاقت پاسخ گفتن دعوتش را نداشتند و دختر کوچکش زهرا (س)، تمام آن تنهایی را برای خدیجه پر کرد. خدیجه حالا کسی را داشت که در لحظات سخت، حرفش را با او بگوید.

در گرمای سوزان شعب، بانوی تنها در حالت احتضار بود و بر بالینش یارهمیشگی‌اش؛ محمد (ص) و دختر کوچکش زهرا (س) حاضر بودند. به دخترش وصیت کرد تا او را پیچیده در عبای رسول خدا دفن کنند؛ عبایی که رسول خدا (ص) در لحظاتی که جبریل برای وحی حاضر می‌شد، بر دوش مبارکش می‌انداخت.

شرم داشت و نمی‌خواست تا به همسرش بگوید که تحریم آن سالهای سخت شعب آنقدر وسعشان را تنگ کرده که بانوی ثروتمند قریش توانایی خرید کفنش را هم نداشته. محمد( ص) او را بشارت داد که جبرییل پیام آورده است که کفن خدیجه را ما خود خواهیم آورد.

خدیجه بانوی تنها و اولین زن مسلمان سالهایی بود که مال و جان و هر آنچه را که داشت برای هدفی والاتر بخشیده بود و حالا جبرییل آمده بود که خدیجه را بگوید: تو تمام هر آنچه را که داشتی در راه رسولت و ما بخشیدی؛ آنقدر که حالا لباس آمدنت را هم نداری اما خدیجه! ما به آمدنت مشتاقیم. بیا به سوی ما خدیجه.

کفنش را جبرییل آورد و با دستهای مبارک محمد (ص)؛ "کسی که بیش از هر کسی در این دنیا دوستش می‌داشت"، توی قبر آرام گرفت.

رسول خدا آن سال را سال حزن و اندوه خویش نامید و تا مدتها حتی برای سرپرستی فرزندانش هم همسری اختیار نکرد.

خدیجه یک زن زمینی بود که آسمانی شد. زنی‌ که نه تهدید و نه تحریم و نه هیچ‌چیز دیگری او را از هدفش دلسرد نکرد.

هیچ سنگ تحجر و سنتی پایش را به این زمین وصل نکرد و هیچ کوچه‌ی تنگ مادیگری برای او بن‌بست پرواز نشد.

زن تاجری که بهای هر چیزی را خوب می‌دانست و محمد(ص) و پیامش را به هیچ‌چیز نفروخت. زنی که همیشه تنها بود اما فرسنگها جلوتر از دیگران. درود ما به خدیجه (س)، بانوی تنها و فداکار اسلام؛ زنی که آسمانی شد و تمام این راه را از زمین تا آسمان با پای خود رفت.




http://www.jahannews.com/vdcb5gb8zrhbw0p.uiur.html
http://babareza.blogfa.com/post-333.aspx (http://babareza.blogfa.com/post-333.aspx)

ایلام سرابله
۱۳۹۰/۰۵/۲۱, ۲۲:۱۸
خوشا مردانیکه همسرانی دارند که آنها رادرمسیر سربلندی همراهند.

fly start
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۱۵:۵۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_77559415367199899354.jpg



"خديجه كبري(س)" در چهل سالگي با امين قريش، حضرت "محمد(ص)" كه در سن 25 سالگي بود ازدواج كرد، و زندگي شرافتمندانه و اصيلي را پايه ريزي كردند، كه در تاريخ بشريت بي همتا و بي مانند است.





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/20599060443220666464.gif



جدیداً شنیدم که حضرت خدیجه و حضرت محمد (ص) همسن بودند تعجب کردم چون من هم همین سن 40 سالگی حضرت خدیجه را شنیده بودم و
مطلب دیگه اینکه رقیه و ام الکلثوم و زینب دختران خواهر حضرت خدیجه بودند که ایشون تکفل آنها را کرده بودند آیا چنین چیزی صحت داره ؟
لطف می کنید منابع مطالبتون را بگذارید.

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۵/۰۸, ۱۸:۵۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68280470856758708140.gif

۩*><*۩ همسفر خورشید ۩*><*۩
ویژه نامه وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها
همسر وفادار رسول الله صلوات الله علیه و آله

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23214838521444284100.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23214838521444284100.gif)

http://www.ayehayeentezar.com/upload/files/f.h.kadijeh.ask.swf

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23214838521444284100.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23214838521444284100.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۵/۰۸, ۲۱:۰۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67471954275380629260.gif
(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67471954275380629260.gif)
(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67471954275380629260.gif)

امشب زمین و آسمان را غم گرفته
مهدی برای مادرش ماتم گرفته

ای آسمان خون گریه کن در ماتم او
زیرا که امشب گریه کرده همدم او

امشب شب هجران دو دلداده باشد
شام وداع همسری آزاده باشد

گرد یتیمی بر رخ زهرا نشیند
از بعد مادر رنگ شادی را نبیند

آئینه عشق و وفا و مهر بشکست
امشب علی گویا که مادر داده از دست

امشب خدیجه می رود از خانه وحی
تاریک شد در ماتمش کاشانه وحی

چشم از خدیجه بر نمی دارد پیمبر
خون جگر از دیده می بارد پیمبر

یارب خدیجه عاشق و همراز من بود
در راه قرآن چون علی جانباز من بود

ای در غریبی آشنایم ای خدیجه
ای جان نثار باوفایم ای خدیجه

در موج طوفانها فداکاری نمودی
با مال و جان خود مرا یاری نمودی

در راه من زخم زبانها را شنیدی
هر درد و محنت را به جان و دل خریدی

ای هر نگاهت در خزان غم بهاران
در حفظ تنهائی او دلهای ما را

لرزانده اشک دخترت عرش خدا را
سوزانده تنهائی او دلهای ما را


(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67471954275380629260.gif)





(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67471954275380629260.gif)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55514739905827037532.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۵/۰۸, ۲۱:۱۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/40874570642699105455.gif


وقتی که خاطرات شیرین تو را ورق می‏زنم،
تو را سرشار از عشق به رسول خدا۰ص) می‏بینیم.

از آن ثانیه که میهمان لحظه‏ های عشق عمیق تو
به محمّد صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله‏ وسلم شدم،
خودم را برای همیشه به پنجره محبت تو گره زدم.

خوش آن ساعتی که در من طلوع کردی
و مرا شیفته شخصیت گلبرگ‏های روح خویش ساختی
و من اسیر و مبهوت آبی بلند تو شدم!

این امانت و درستی محمّد امین صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله‏ وسلم بود
که زبانزد خاص و عام شد و تو را نیز دامن‏گیر کرد
تا از این مهر لا یزال، تمام نجابت خویش را به پایش بریزی
و همدم پاکی و شرافت آن مرد آسمانی شوی.

غنچه محبوب الهی، حق پاکدامنی تو بود،
ای بانوی آفتاب!
سینه تاریخ، امین شبنم‏های توست
که به پای ترویج دین محمّد، از همه آنها گذشتی
و پیش‏کش آیین اسلام نمودی،
که شاید اگر ثروت فراوان تو
و مهر و مرهم‏ های بی ‏بدیل تو نبود،
رسول خدا صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله‏ وسلم
در تبلیغ رسالتش رفیق توفیق نمی‏شد.

قارون‏های عرب، خواستار تو بودند،

امّا تو خواستار امانت و حیای
محمّد صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله‏ وسلم شدی؛
چه سرزنش‏ها که گل نازکِ خیال تو
از این پیوند مقدس، شنید که می‏گفتند:

چرا ثروتمندترین زن جهان عرب باشی
و با یتیم عبداللّه‏، عقد یگانگی ببندی؟

امّا تو، نه تنها چروک غم، پای جرأتت را نبست،
که در اوّلین حماسه، تمامِ غلامان خویش را به او بخشیدی
و تمام ثروت خود را در راه او جاودانه کردی.

چه مصیبت جانکاه و جراحت داغی است، زخم وفات تو.
برای روح نازک محمّد صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله‏ وسلم !

حق بود اگر هیچ یک از همسران پیامبر
صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله‏ وسلم به جلالت شأن تو نرسند
و مهر و محبت رسول خدا صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله‏ وسلم
نسبت به هیچ کدامشان به اندازه تو، بی‏اندازه نباشد
سید عبدالحمید کریمی


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/87943370537243574428.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۵/۰۸, ۲۲:۲۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/98394735662136600749.gif


http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif
تقدیم به ساحت مقدس بزرگ بانوی اسلام
ام المومنین حضرت خدیجه سلام الله علیها
http://shiaupload.ir/images/va5s5x42m293u3pao.gif



http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gif بانوي كرامت - سوگنامه وفات حضرت خديجه(س) (http://www.askquran.ir/thread23048.html)(ویژه نامه سال 89)
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gifويژه نامه وفات جانسوز ام المومنين٬ حضرت خديجه(س) (http://www.askquran.ir/thread28176.html)(ویژه نامه سال 90)
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gifشکوه غم زپا تاسرخدیجه ...{ اشعار شهادت حضرت خدیجه (س)} (http://www.askquran.ir/thread32668.html)
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gifپیامک های تسلیت وفات جانگداز حضرت خدیجه کبری(س) (http://www.askquran.ir/thread32669.html)
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gifگالری تصاویر ویژه وفات حضرت خدیحه (س) (http://www.askquran.ir/thread32667.html)
(http://www.askquran.ir/thread32670.html)http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/1-b-1.gifبانوی آفتاب ( مجموعه مداحی و روضه خوانی در سوگ حضرت خدیجه س ) (http://www.askquran.ir/thread32670.html)






http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/82898744415528055786.gif

قاری قرآن
۱۳۹۱/۰۵/۰۸, ۲۳:۰۶
http://susawebtools.ir/img/gallery/linepic/629.gif


ولادت حضرت خدیجه س


در دامن طبیعت پاک حجاز و در زیر آسمان پرستاره‌ مکه، در قلب شبه جزیره عربستان در خانواده‌ای فرهنگ ساز و بیگانه با آداب و رسوم خرافی روزگار، دختری چشم به جهان گشود که در زندگی تاریخ سازانه‌اش نشان داد که که ریشه‌ای به زلالی آب زمزم و فطرتی به زلالی آبشارهای بلند و دور از دسترس داشت.
پس از ولادت او، خاندانش، برخلاف رسم سپاه زمانه (زنده به گور کردن دختران)، ولادت او را گرامی داشتند و پدر و مادرش «خویلد» و «فاطمه» در همان مراسم ساده و روح بخش، نام او را «خدیجه» به مفهوم گسسته و بیگانه‌ از زشتی­‌ها و ناپسندی‌ها برگزیدند.

حضرت خدیجه (س) پانزده سال قبل از ولادت پیامبر اسلام (ص) (55 سال قبل از بعثت)، در شبه جزیره‌ی عربستان (حجاز) چشم به جهان گشود.آن حضرت، دختر خویلد بن عبدالعزی بن قصی بن کلاب بود، که جناب قصی، جد چهارم پیامبر اسلام (ص) می‌باشد.
بنابراین حضرت خدیجه نیز با چند واسطه دختر عموی پیامبر (ص) بودند و از جهت ریشه‌ خاندانی با یکدیگر متحد می‌شوند.
لذا سلسله نسب حضرت خدیجه به حضرت اسماعیل و ابراهیم خلیل ا... که جد 28 و 29 رسول الله است، می‌رسد.


http://susawebtools.ir/img/gallery/linepic/629.gif

╫❀نیایش❀╫
۱۳۹۱/۰۵/۰۸, ۲۳:۱۴
بانوی عشق و سخاوت

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif




آفتاب، در حصار ابرهای تیره، به انتظار نفس های واپسین نشسته بود و یاران افسرده از غم، شاهد سوزناک ترین خاطره زندگی بودند!


آن روز، در «شِعب ابی طالب علیه السلام » کسی به فکر گرسنگی و گرما نبود؛ همه دل ها در شعله های فقدان «حضرت خدیجه علیهاالسلام »، آن بانوی بانوان مکه، می سوخت. غمی جانکاه، بر سینه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم سنگینی می کرد؛


غم فراق خدیجه! بانویی که وفادارترین همسر و یاور پیامبر در اجرای فرامین الهی بود.


بانویی که سخاوت، شرمنده اخلاص او و اخلاص، در یوزه سخاوتش بود. بانویی که پیامبر رحمت و عشق، هیچ گاه نتوانست، فراموشش کند. بانویی که شرافت، آیینه رفتار او و نجابت، نشانه شرافتش بود.


بانویی که خداوند، وجودش را مایه پیوند «امامت و رسالت» قرار داده بود. بانویی که همسری چون «پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم » و دختری چون «زهرا علیهاالسلام » و نوادگانی چون ائمه هدی داشت.


و بانویی که بهشت، از همسایگی او به خود می بالد و زمین، در سخاوت و کرامت و شهامت و شرافت، بانویی نظیر او به خود ندیده است!


واپسین نگاه حضرت خدیجه علیهاالسلام ، نشانه آینده ای سخت برای حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بود. آه! چه سخت است غربت؛ غربت از دست دادن وفادارترین عزیز. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم گویی وجودش را، دلش را و آرزویش را به خاک می سپارد؛ شانه هایش از شدت اندوه، قطرات اشک را همراهی می کردند.


عبایش را بر تاریکی قبر پوشانیده، نگاه بارانی اش را به سمت آسمان گرفت؛...


«هر که را با غنچه این باغ، کردند آشنا هم چو بوی گُل، به آه بی کسی پیچید و رفت گوهر اشکی که پروردم به چشم انتظار در تماشای تو از دست نِگه، غلتید و رفت صبح تا طرز بنایِ عمر را نظّاره کرد رایتِ دولت، به خورشید فلک بخشید و رفت»!


أَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا خَدِیجَةَ الْکُبْری،


درود بر تو و تربتی که تو را در بر گرفت، ای بانوی سخاوت و عشق!
آسمان، شرمنده کرامت توست و زمین، آستان بوسِ شرافتت.


زیارت ما را هم بپذیر، بانو!

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67993931196753850254.gif



سید علی اصغر موسوی
پایگاه حوزه

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۵/۰۹, ۰۰:۱۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/28947922717713515826.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/28947922717713515826.gif)
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_18.gif

به نام خدا


پیامبراكرم(ص) در شأن همسرش خدیجه(س) فرمود:

سوگند به خدا، پروردگار كسی را بهتر از خدیجه نصیبم نكرد.

زیرا در حالی كه مردم، كفر می ورزیدند، او به من ایمان آورد؛

در حالی كه مردم تكذیبم می كردند، او مرا تصدیق كرد؛

در حالی كه مردم محرومم كرده بودند،

او با دارایی های خود با من مساوات كرد و خداوند از

او به من فرزندانی عطا كرد،

كه از سایر همسرانم چنین موهبتی نصیبم نشد


منبع:رمضان در تاریخ، ص 76


http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifوفات حضرت خدیجه(س) تسلیت بادhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_18.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۵/۰۹, ۱۱:۱۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06912826571893550536.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/06912826571893550536.gif)

خدیجه،

ای هم درد غربت های رسول خدا صلی الله علیه و آله ،
تو نوری بودی که در تاریکی و ظلمت جاهلیت درخشیدی و به همه تعصبات آن عصر ننگین پشت پا زدی.
اخلاق نیک و امانتداری جوانی پاک،
تو را به سویش کشاند و بزرگان و ثروت مندان قریش را از خود راندی و غرق در دریای فضایل آن وجود ملکوتی گردیدی.
اطرافیان زبان به ملامتت گشودند و تحقیرت کردند ولی تو،
هم چون کوهی استوار و با قلبی لبریز از عشق به محمد صلی الله علیه و آله بر این زخم زبان ها صبرو مقاومت پیشه
و بر این انتخابت که برترین و بهترین بود، پافشاری و از آن دفاع کردی.

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۵/۰۹, ۱۱:۳۴
در کنار بستر مادر مۆمنان

http://img.tebyan.net/big/1390/05/115815916424321022941245101163129229214196.jpg



سلام خدا بر همسر رسول خدا صلی الله علیه وآله، سلام خدا بر مادر مومنین، سلام بر کسی که گوی سبقت در پذیرش اسلام را از دیگران ربود[1] و برگزیده خدا شد[2] و در نهایت به مقامی رسید که جز سه بانوی دیگر به آن بار نیافت.

رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:
«أَفْضَلُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ أَرْبَعٌ خَدِیجَةُ بِنْتُ خُوَیْلِدٍ وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ مَرْیَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ وَ آسِیَةُ بِنْتُ مُزَاحِمٍ امْرَأَةُ فِرْعَوْنَ؛
برترین زنان بهشت چهار نفرند: خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمّد و مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم همسر فرعون»‏.[3]

از ازدواج تا عروج

26 سال داشت که به همسری رسول خدا درآمد.[4] زندگی مشترک او با رسول خدا 25 سال به طول انجامید که 15 سال آن قبل از بعثت بود.[5]

در سال دهم بعثت، «ابوطالب»، این بزرگ مرد اسلام از دنیا رفت و با رفتن او رسول خدا یاور و پشتیبان قدرتمندی را از دست داد.
این غم همچنان بر دل حضرت سنگینی می کرد که داغی بزرگ، قلب مبارکش را سوزاند.
با فاصله کمی از رحلت حامی دین، حضرت ابوطالب، یار وفادار رسول خدا و مادر مومنین، «خدیجه کبری» هم چشم از جهان فروبست.
این مصیبت جانکاه که سه روز [6] (تا حدود یک ماه هم نوشته اند) پس از مصیبت اول به وقوع پیوست چنان بار غم اندوه را بر قلب رسول خدا افزون کرد که آن سال را سال حزن و اندوه نامیدند.[7]

لحظات پایانی عمر سراسر نور و سعادت این بانو هم جگرسوز است هم حاوی نکات مهم و درس آموز.





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/87943370537243574428.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۵/۰۹, ۱۱:۳۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/87943370537243574428.gif

وصایای خدیجه کبری

زمانی که بیماری او شدت یافت؛ به رسول خدا عرض کرد:

«یا رسول اللّه! اسمع وصایای؛ ای رسول خدا! وصیتهای مرا بشنوید»؛


یعنی این آخرین سخنان من است که در این لحظات پایانی به شما عرض می کنم.
بعد شروع کرد یک یک آنها را بیان کردن:

«أولا، فإنی قاصرة فی حقك، فاعفنی یا رسول اللّه؛ نخست اینکه من در حق شما کوتاهی کردم؛ تقاضا دارم مرا ببخشید».

رسول خدا در پاسخ فرمود:

«حاشا و كلا، ما رأیت منك تقصیرا فقد بلغت جهدك و تعبت فی ولدی غایة التعب، و لقد بذلت أموالك و صرفت فی سبیل اللّه مالك؛
هرگز چنین نیست؛ نه تنها من از شما کوچکترین کوتاهی ندیدم؛ بلکه شما تمام تلاشت را کردی و در تربیت و رسیدگی به امور فرزندان نهایت سختی را به جان خریدی و آنچه از مال دنیا داشتی همه را در راه خدا صرف کردی».

عرض کرد:
«یا رسول اللّه! الوصیة الثانیة؛ أوصیك بهذه- أشارت إلى فاطمة علیها السّلام- فإنها یتیمة غریبة من بعدی فلا یۆذینها أحد من نساء قریش و لا یلطمن خدّها و لا یصحن فی وجهها و لا یرینها مكروها؛

وصیت دوم من این است - در همین حال اشاره کرد به فاطمه سلام الله علیها - این دختر بعد از من یتیم و تنها می شود، مراقب باشید کسی از زنان قریش او را اذیت نکند؛ سیلی به صورت او نزند؛ کسی به روی او فریاد نکشد؛ کاری نکنند که او ناراحت شود».
«و أما الوصیة الثالثة، فإنی أقولها لابنتى فاطمة علیها السّلام و هی تقول لك، فإنی مستحیة منك یا رسول اللّه؛
و اما وصیت سوم که من آن را به دخترم فاطمه علیها السلام می گویم؛ او به شما عرض کند ؛ زیرا حیا می کنم خودم مستقیما از شما بخواهم».

فقام النبی صلّى اللّه علیه و آله و خرج من الحجرة، فدعت بفاطمة علیها السّلام و قالت : ‏

در این هنگام رسول خدا برخاست و از اتاق خارج شد. خدیجه کبری، فاطمه زهرا علیهاالسّلام را به نزدیک طلبید و به او چنین گفت:


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/87943370537243574428.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۵/۰۹, ۱۱:۳۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/50460234562010058739.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/50460234562010058739.gif

«یا حبیبتی! و قرة عینی، قولی لأبیك: إن أمی تقول: إنی خائفة من القبر، أرید منك رداءك الذی تلبسه حین نزول الوحی؛ تكفننی فیه؛

عزیز دلم! و ای شادی قلبم! به پدرت بگو مادرم می گوید: من از قبر می ترسم درخواست دارم مرا در آن عبایی که هنگام نزول وحی بر تن داشتید کفن کنید».
فاطمه علیهاالسّلام از اتاق خارج شد و پیام مادرش خدیجه را به پدرش رسول خدا رساند.
حضرت بلافاصله برخاست و آن عبا را تقدیم فاطمه علیهاالسّلام کرد.
وقتی زهرا علیهاالسّلام عبا را آورد حضرت خدیجه علیهاالسّلام بسیار خوشحال شد.

وقتی حضرت خدیجه علیهاالسّلام رحلت کرد؛ رسول خدا، خود، او را غسل داد و حنوط کرد.
وقتی نوبت به کفن رسید، جبرئیل امین نازل شد و عرض کرد:

یا رسول الله! خداوند به شما سلام رسانده و به صورت ویژه مورد تحیت و اکرام قرار می دهد و به شما می فرماید:

«إن كفن خدیجة من عندنا، فإنها بذلت مالها فی سبیلنا؛

کفن خدیجه با ماست؛ چرا که ثروتش را در راه ما داد».
سپس جبرئیل، کفنی آورد و گفت:

«یا رسول اللّه! هذا كفن خدیجة و هو من أكفان الجنة، أهداه اللّه إلیها؛

رسول خدا! این کفن خدیجه است که خداوند آن را از پارچه های بهشتی به او هدیه داده است».

رسول خدا همسر مکرمه اش را ابتدا با عبای خود و سپس با آن پارچه بهشتی کفن کرد که به این ترتیب حضرت خدیجه با دو کفن، کفن شد، یکی از خدا و دیگری از رسول خدا.

پیكر پاك و مقدس حضرت خدیجه علیهاالسّلام پس از مراسم كفن و اقامه نماز به دامنه كوه «حجون» برده شد و در نزدیکی مرقد مطهر حضرت ابوطالب به خاك سپرده شد. پیامبر رحمت، خود وارد قبر شدند و جسد مقدس حضرت خدیجه علیهاالسّلام را با دست مباركشان در دل خاك قراردادند.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/50460234562010058739.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/50460234562010058739.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۵/۰۹, ۱۱:۳۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74835457971561460568.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74835457971561460568.gif

در سوگ مادر

تاریخ می نویسد:

رحلت حضرت خدیجه علیهاالسّلام رسول خدا صلی الله علیه وآله را بسیار محزون کرد و
فاطمه علیهاالسّلام هم که در فراق مادر غمگین شده بود به پدر پناهنده می شد و می پرسید:

«أینَ أمّی؟؛ مادرم کجاست؟»

جبرئیل نازل شد و عرض کرد: خداوند می فرماید به فاطمه سلام برسان و به او بگو:
مادرت در بهشت در خانه ای است که دیوارهایش از طلا و ستونهایش از یاقوت قرمز است و او اکنون در کنار آسیه و مریم است.

حضرت فاطمه علیهاالسّلام با شنیدن این خبر فرمود: «إن اللّه هو السلام و منه السلام و إلیه السلام».[8]

نکته ای تحیّرآور

حضرت خدیجه علیهاالسّلام در قبال آن همه تحمل سختی و بذل مال فراوان به اسلام نه تنها ذره ای خود را طلبکار نمی داند،
بلکه برای دریافت چند متر پارچه از مال شخصی رهبر جامعه اسلامی حیا کرده و کسی را واسطه می کند.

کسی که تمام ثروت افسانه ای خود را تقدیم اسلام کرده است نه تنها هیچ اشاره ای حتی به بخش کوچکی از آن نمی کند؛
بلکه خود را همچنان مقصر و بدهکار می داند و بابت آن جداً عذر خواهی می کند.

چقدر دور از این فرهنگند زنان و مردانی که قدمهایی برای اعتلای اسلام برداشته اند و امروز خود را طلبکار اسلام و نظام اسلامی می دانند.
بدتر از این گروه کسانی اند که بی آنکه قدمی برای نظام اسلامی و مردم مسلمان بردارند ثروت این مملکت را ارث پدری خود می دانند.

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74835457971561460568.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74835457971561460568.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۵/۰۹, ۱۱:۳۵
پی نوشت:

1. «لَم یَجمَعْ بَیتٌ واحِدٌ یَومَئذٍ فی الإسلامِ غَیرَ رَسولِ اللّهِ صلى الله علیه و آله و خَدیجَةَ و أنا ثالِثُهُما : در آن روز اسلام در هیچ خانه‏اى نیامده بود، مگر خانه رسول خدا صلى الله علیه و آله و خدیجه و من سومین آنها بودم». نهج البلاغة، خطبه 192 ؛ و نیز نقل شده که: «كانَ أوَّلُ مَن أسلَمَ مِنَ الرِّجالِ عَلِیّا، ومِن النِّساءِ خَدیجَة». المعجم الكبیر 19/291 .

2. وَاختارَ (اللهُ) مِنَ النِّساءِ أربَعا: مَریَمُ وآسِیَةُ وخدیجَةُ وفاطِمَة؛ الخصال، ص 225.

3. خصال 1/206.

4. علامه شهیر سید جعفر مرتضی عاملی می نویسد: «سن ازدواج آن بانو با رسول خدا را از 25 سالگی گفته اند تا 46 سالگی؛اما نظری که اکثر مورخین آن را ترجیح داده اند 26 سالگی می باشد»؛ الصحیح من سیرة النبی الأعظم، 2/115-16.

5. دلائل النبوة، 2/72.

6. تاحدود یک ماه و بیشتر هم گفته اند، السیرة الحلبیة 1/346 ؛ و السیرة النبویة (ابن كثیر)، 2/132؛ البدایة و النهایة 3/127.

7. منتهی الآمال، 1/271.

8. امالی طوسی(ره)، 175 ؛ الخرائج و الجرائح‏ 2/529 ؛ الزهراء علیهاالسّلام فی الكتاب و السنة و الأدب 1/100 به نقل از الموسوعة الكبرى عن فاطمة الزهراء سلام الله علیها 21/396-397.

امید پیشگر
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/28935937455414313325.gif

قاری قرآن
۱۳۹۱/۰۵/۰۹, ۱۲:۰۹
http://susawebtools.ir/img/gallery/linepic/629.gif


می توان فعالیت های مهم حضرت خدیجه کبری علیهاالسلام را در مواردی خلاصه نمود:

1- پشتیبانی مالی

همان گونه که بیان شد ایشان تمام ثروت خود را در اختیار شوی گرامیش صلی الله علیه وآله وسلم قرار داد و از این رهگذر نه چشمداشتی داشت و نه خود را صاحب اختیار در تصمیم گیری های پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم می دانست، حمایتی همه جانبه و بی دریغ. در هیچ منبعی ذکر نشده که ایشان محدودیتی برای هزینه اموال اش قرار داده باشد و یا منتی متوجه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم نموده باشد.

2- امداد روحی

در شرایطی که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم مشغول به انجام رسالت الهی خویش بودند و در این راه آزار واذیت فراوان مشرکین شامل آزارهای روحی ( مجنون ، ساحر و دروغگو خوانده شدن ) و آزارهای جسمی ( قطع فروش طعام ، زباله بر سر ریختن و دشنام و سنگ باران نمودن و ...) به ایشان وارد می آمد، این حضرت خدیجه علیهاالسلام بود که ایشان را تسکین می داد و مایه آرامش زندگی خصوصی شان می شد. اگر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم درون منزل هم تحت فشار قرار می گرفتند، کار بسیار سخت تر و موفقیت دورتر می گردید. این مطلب نیز بر عظمت شخصیت خدیجه کبری علیهاالسلام می افزاید.

3-مشاورت

بنا بر نقل های مختلف خدیجه کبری علیهاالسلام در امور مختلف طرف مشورت سفیر الهی صلی الله علیه وآله وسلم قـــرار می گرفت. این نکته نیز نشانگر قوت فکری و اعتقاد پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم به توانایی های ایشان است.
کان رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم یسکن إلیها و یشاورها فی المهم من اموره .
این گونه بود که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در کنار ایشان آرامش می یافتند و در کارهای مهم شان با خدیجه مشورت می کردند.
نقش اموال خدیجه کبری علیهاالسلام در پیشبرد اسلام و یاری مسلمین به گونه ای مهم بود که در کتب مختلف شیعه و سنی از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم احادیث مختلفی نقل شده و دانشمندان نیز به این حقیقت اذعان کرده اند. از جمله می توان به این جمله محمد بن علوی دانشمند مالکی مذهب اشاره نمود:

ما قام الإسلام إلا بسیف علی و أموال خدیجة .
اسلام استوار نگشت مگر با یاری شمشیر علی ( علیه السلام ) و ثروت خدیجه ( علیهاالسلام ).

از وجود اقدس پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نیز این کلام را می خوانیم:

ما نفعنی مال قط مثل ما نفعنی مال خدیجة .
هیچ ثروتی همانند ثروت خدیجه ( علیهاالسلام ) مرا سود نبخشید.

در این رابطه سخن فراوان است اما به جهت بنای این نوشته بر اختصار بیان آنها به زمانی دیگر موکول می گردد.


http://susawebtools.ir/img/gallery/linepic/629.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۵/۰۹, ۱۴:۰۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/66935059820953146511.gif

خدیجه علیهاالسلام ،
تجسم حقیقت و نماد مسلمان کامل،
و تسلیم محض خدا ورسولش بود.
وی که به تمام صفات والای انسانی آراسته بود،
از هیچ اقدامی در یاری رسول خدا کوتاهی نمی کرد و در این راه،
نه تنها اموال،
بلکه همه هستی خویش را در طبق اخلاص گذاشت.
وی باسلاح ایمان به حقیقت اسلام و تقوای الهی،
در برابر تندباد حوادث و سختی ها،
نستوه و پایدار ایستاد و ذره ای از اخلاص و ایمانش کم نشد.
سزاوار است امروز که روز وفات آن حضرت است،
اعمال و رفتار الهی اش را سرلوحه کارهای خود قرار دهیم
و از زندگی سراسر پربار ایشان،
درس جاودانگی بیاموزیم.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74208461474213662198.gif

قاری قرآن
۱۳۹۱/۰۵/۰۹, ۱۶:۳۳
http://susawebtools.ir/img/gallery/linepic/629.gif





وصیت هاى حضرت خدیجه سلام الله علیها


حضرت خدیجه در آخرین لحظات زندگى وصایایى به شرح زیر به پیامبر اكرم(ص) نمود:

1. براى او دعاى خیر كند.

2. او را با دست خود در خاك قرار دهد.

3. پیش از دفن در قبر او وارد شود.

4. عبایى را كه به هنگام نزول وحى بردوش داشت، روى كفن او قرار دهد.

حضرت خدیجه كه همه اموال منقول وغیر منقولش را به حبیب خود بخشیده بود، در مقابل فقط یك عبا مطالبه نمود و آن را مستقیماً طلب نكرد، بلكه به وسیله حضرت فاطمه سلام الله علیها تقاضا كرد.آنگاه پیك وحى فرود آمد وكفن بهشتى از سوى پروردگار از بهشت آورد.

ام ایمن وام الفضل (همسر عباس) پیكر مطهر حضرت خدیجه(س) را شستشو دادند و براى آخرین بار وداع كردند.

پیامبر(ص) رحمت نخست با عباى خود او را كفن كرد، آن گاه كفن بهشتى را بر روى آن قرار داد.
حضرت خدیجه سلام الله علیها در آن لحظات آخر در مورد حضرت زهرا سلام الله علیها ابراز نگرانى كرد،
اسماء بنت عمیس تعهد نمود كه در شب زفاف او به جاى خدیجه(س) نقش مادرى ایفا كند
و حضرت خدیجه (س) دیده از جهان فرو بست




http://susawebtools.ir/img/gallery/linepic/629.gif

قاری قرآن
۱۳۹۱/۰۵/۰۹, ۱۹:۲۴
http://susawebtools.ir/img/gallery/linepic/629.gif

لحظات سخت پیامبر اکرم ص





کوچه‏ های شهر را غمی سنگین فرا گرفته است. فضای مکه گویی آکنده از اندوه است!
کعبه نیز چند روزی است بر فرشته‏ ای لبخند نمی‏زند و مگر می‏توان چهره نورانی رسول‏خدا صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله را گرفته و اندوهناک دید و بی‏ تفاوت بود؟!
وقتی شب پیش، یکی از اصحاب در کنار زمزم، آهسته در گوش دیگری گفت:
«خدیجه همسر رسول‏خدا صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله سخت بیمار است»،
زمزم گویی دیگر نمی‏جوشید، اشک می‏ افشاند! حتی سنگریزه ‏های حرم نیز دریافته‏ اند دل رسول‏خدا صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله از چه لبریز غم است.
این رسول‏ خداست که از خانه بیرون می‏آید؛ چقدر شکسته شده! آه، این قطرات اشک است که از چشمان آسمانی‏ اش می‏ریزد؛ چه شده؟
خدای من، چه بر زبان زمزمه می‏کند؛ «انّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ»

آخرین وصیت

ملائک، بی‏تاب و اشک‏ریزان بر گرد حجره ‏ای کوچک، در اطراف بستری محقر، یکی از غمبارترین لحظه ‏های تاریخ را به نظاره نشسته بودند. بزرگ بانوی اسلام، خدیجه کبری، ساعات آخر عمر خویش را می‏گذراند. برترین مخلوق خدا، رسول خاتم کنار بستر او دل‏شکسته و محزون به وصایای خدیجه گوش فرا می‏داد.
ناگهان خدیجه از سخن باز ایستاد و فرمود:
«وصیت دیگرم را از زبان فاطمه به شما خواهم گفت که شرم، مانع گفتارم می‏شود».
پیغمبر خدا نیز با لبخندی تلخ، مادر و دختر را تنها گذاشت. چیزی نگذشت که فاطمه کوچک آکنده از اندوه، از حجره بیرون آمد و نگاه منتظر پدر را این‏گونه پاسخ گفت:
«مادر فرمود به پدرت بگو من از قبر وحشت دارم؛ از شما می‏خواهم لباسی را که هنگام نزول وحی الهی به تن داشتید، به من عطا کنید تا آن را کفن خویش سازم ـ تا مایه آرامش من گردد ـ ».
و تو از اوج معرفت و عظمت بانویی که همه هست و نیست خود را در راه رسول خدا صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله و رسالتش فدا کرد، متحیر می‏مانی و بی‏ اختیار، درودی خالصانه از وجودت نثار آن روح آسمانی می‏شود.
خدایا! به فاطمه صبر بده!
پیامبر، اندوهگین و افسرده، اما لبریز از رضا و صبر، به خانه می‏آمد.
چشم‏های مبارکش هنوز نمناک از اشک بود و دلش سوگوار فراق خدیجه؛ اما اکنون به غم دیگری می‏ اندیشید؛ غم تسلای دختر یتیم خدیجه.
آیا قلب کوچک فاطمه، تاب فراق مادر را دارد؟ در را که گشود، نگاه نگران و به در دوخته فاطمه بود که انتظارش را می‏کشید؟ فاطمه با دیدن پدر به سوی او دوید و خود را به او چسباند: مادرم کجاست؟ پدر! مادرم خدیجه کجاست؟ و این تنها سؤالی بود که مدام از زبان کودکانه دختر، وجود رسول خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله را آکنده از اندوه می‏کرد. لحظاتی نگذشت که جبرئیل نازل شد و عرضه داشت:
«ای رسول خدا! پروردگارت می‏فرماید سلام مرا به فاطمه برسان و بگو: مادرت در خانه‏ ای بهشتی است که بند بند آن از طلا و ستون‏هایش از یاقوت سرخ است و در کنار آسیه (همسر فرعون) و مریم دختر عمران به سر می‏برد».


:Graphic (59):





http://susawebtools.ir/img/gallery/linepic/629.gif

جنات
۱۳۹۱/۰۵/۰۹, ۱۹:۴۸
حضرت زینب كبرى علیها السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند.

نام مبارك آن بزرگوار زینب، و كنیه گرامیشان ام الحسن و ام كلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدّیقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولیة اللّه العظمى، ناموس الكبرى، شریكة الحسین علیهالسّلام و عالمه غیر معلّمه، فاضله، كامله و ... پدر بزرگوار آن حضرت، اوّلین پیشواى شیعیان حضرت امیرالمؤمنین على بن ابیطالب علیهماالسّلام، و مادر گرامى آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها می باشد.
در آن زمان که صدیقه کبری (علیها السلام) به این گوهر دریای عصمت و طهارت باردار بود، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مدینه حضور نداشتند و به سفری رهسپار بودند. هنگامی که وجود مقدس زینب کبری (سلام الله علیها) متولد گشت، صدیقه طاهره (علیها السلام) به امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود که چون پدرم در سفر است و در مدینه حضور ندارد، شما این دختر را نام بگذارید. آن حضرت فرمود: من بر پدر شما سبقت نمی گیرم، صبر نما که به این زودی رسول خدا باز خواهد گشت و هر نامی که صلاح داند بر این کودک می نهد.
هنگامی که سه روز گذشت، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مراجعت نمود و و همانگونه که رسم و سیره رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) بود، نخست، به منزل حضرت زهرا (علیها سلام ) وارد گشتند.
http://www2.irna.ir/occasion/zainab84/001.jpg
امام علی (علیه السلام) خدمت آن حضرت عرض کرد: یا رسول الله! خداوند متعال دختری به دخترت عطا فرموده است، نامش را معین فرمایید. فرمود: اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من می باشند، لکن امر ایشان با پروردگار عالم است و من منتظر وحی میباشم. در این حال جبرییل نازل شد عرض کرد: یا رسول الله! حق تو را سلام می رساند و می فرماید: نام این مولود را " زینب " بگذار، چرا که این را در لوح محفوظ نوشته ایم.
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) قنداقه آن مولود گرامی را طلبید و به سینه چسبانید، ببوسید و نامش را زینب نهاد و فرمود: به حاضرین و غایبین امت، وصیت می نمایم که حرمت این دختر را پاس بدارند. همانا که او به خدیجه کبری (علیها سلام) شبیه است.

جنات
۱۳۹۱/۰۵/۰۹, ۱۹:۴۹
فصاحت و بلاغت:
كلمات و فرمایشات گهربار آن حضرت در خطبه هایى كه از آن حضرت روایت شده، خود قوی ترین دلیل بر كمال فصاحت و بلاغت آن بانوى بزرگوار می باشد. همان بانویى كه امام سجاد علیهالسّلام در حق ایشان فرمودند: �اَنْتِ بِحَمدِ اللّهِ عالِمَةٌ غَیرَ مُعَلَّمَة وَ فَهِمَةٌ غَیرَ مُفَهَّمَة� یعنى:
�اى عمّه! شما الحمد للّه بانوى دانشمندى هستید كه تعلیم ندیده، و بانوى فهمیده اى هستى كه بشرى تو را تفهیم ننموده است�.
در اینجا مرورى كوتاه به قسمتى از خطبه آن حضرت در مجلس یزید كه یكى از بزرگترین حركتهاى آن حضرت، در واقعه كربلا بود كه دستگاه حكومت بنى امیه را به شدّت لرزاند می كنیم:
�به خدا قسم اى یزید، هر چه كردى بازگشت آن به سوى خودت خواهد بود، چرا كه تو جز پوست خود نشكافتى و جز گوشت خود ندریدى.
اى یزید! در آن روزى كه خداوند بدنهاى پاك شهیدانمان را حاضر می كند تا حقوق خود را از ستمگر بستاند، تو بر رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم وارد خواهى شد، امّا می دانى در چه حالى؟ در حالیكه خون عزیزان او را ریخته و حرمت ذرّیه او را از بین برده اى. آرى اى یزید! از این پیروزى ظاهرى كه به دست آورده اى، غرق شادى مشو، و آن عزیزان را كه در كربلا به خاك و خون كشیده اى، مغلوب و مرده مپندار. كه خداوند می فرماید: (كسانى را كه در راه خدا شهید شده اند مرده مپندارید. بلكه آنان زنده اند و در نزد خداى خود روزى می خورند). آل عمران: 169
و اى یزید! براى تو همین بس كه حاكم در آن روز خداوند، و دشمن تو پیامبر خدا، و یاور و پشتیبان اهل بیت جبرئیل باشد. و به زودى كسى كه این مقام را براى تو زینت داده و تو را بر گردن مسلمین سوار كرده است (یعنى معاویه)، خواهد دانست كه چه جانشین بدى براى خود تعیین كرده و در روز جزا درخواهید یافت كه بدترین مكان از آنِ كیست؟ و بدبختى و ضعف و زبونى شامل چه افرادى خواهد شد.
http://www2.irna.ir/occasion/zainab84/003.jpg
حضرت زينب (س) بزرگ بانوي جهان اسلام، بيدادگر و ادامه دهنده حادثه عاشورا و دارنده دانشهاي دو جهان و به گفته امام سجاد (ع): " داناي بدون آموزگار و فهميده بدون فهماننده " بود. الگوي راستين وي، بانوي دو جهان, حضرت فاطمه (س) مادر وي بوده است. زينب (س) در دامان پرمهر و معنويت فاطمه (س) از سرچشمه معارف اسلامي و قرآني سيراب گشت. رسالت راستين زينب هنگامي آغاز گرديد که پس از به شهادت رسيدن امام حسين (ع) و هفتاد و دو تن از يارانش با ايراد سخنان آتشين به بيدارگري مردم کوفه و ستيز با ستمکاران و يزيديان پرداخت.
پس از واقعه خونبار كربلا نقش ايشان روند تازه تري يافت. آن حضرت در اين دوران ضمن حضور در كاروان اسراي كربلا در برابر حكام جور قرار گرفتند و به افشاگري ظلم و ستم وارد بر آل طه از سوي خاندان اميه پرداختند. آن حضرت در اين دوران سخت با حضور در كاخ برخي حكمرانان جور زمان مانند يزيد و ابن زياد، با تاكيد برحقانيت طريق آل محمد بر سخنان و تبليغات مسموم خاندان اميه درباره بني هاشم خط بطلان كشيدند.
صديقه توانا، عقليه دودمان وحي، تربيت شده خاندان نبوت، حضرت زينب كبري(س) است. همو كه در بزرگواري و كرامتش بسيار سخن ها گفته و نوشته اند.
او نمودار حق و جهاد در راه خدا و نگهدارنده ايمان و عقيده، قهرمان دليري و شجاعت، جلوه فصاحت و بلاغت، شعله ستيزه جوي باطل و آتش افشان حق در برابر نيروهاي ستمگر و كوبنده دژخيمان زورگو است.
زينب(س) تجسم زهد، ورع، علم، عفاف و شهامت و عقيله طاهره، متعلق به اخلاق الهي است. اين بزرگوار (س) راه مقاومت در برابر باطل را به امت نشان داد و فداكاري در راه خدا و چشم پوشي از همه چيز را در راه برافراشتن پرچم حق به همه ياد داد.
ايثار، فداكاري، وزانت عقل، صبر و بردباري، علم وسيع و دانش وافر، سخنان سنجيده و منطقي او در فرصت هاي حساس توأم با آن مظلوميت و ستم هاي جانكاهي كه به او وارد آمده است، از او چهره يك شخصيت بي نظير، رزم آور شجاع، جهادگر بي باك و سخنور توانا را در قلوب و اذهان ترسيم نموده است كه تا چرخ زمان حركت دارد، تا نسل ها در روي زمين حيات دارند و تا زمين دور خورشيد مي گردد اين چراغ فروزان، نورافكن جهانيان و نسل هاي آينده خواهد بود.

eshtad
۱۳۹۱/۰۵/۰۹, ۲۰:۵۳
http://www.askdin.com/gallery/images/8087/1_wxb874e07olhtvqlxi9t.jpg

eshtad
۱۳۹۱/۰۵/۰۹, ۲۱:۲۰
مادر (http://www.jamnews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=95771&Serv=28)سلام حال غریبت چگونه است؟
مادر بگو که رنج مصیبت چگونه است؟
حالی غریب داری و در فکر رفتنی
دردی به سینه داری و حرفی نمی زنی
داری برای رفتن خود چانه می زنی
موی مرا به گریه چرا شانه می زنی
با دانه های اشک تو افطار (http://www.jamnews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=97039&Serv=28)میکنم
همسایه را ز داغ تو بیدار میکنم
همسایه ها برای تو پرپر نمی زنند
داری تو میروی و به تو سر نمی زنند
مادر بگو که مکه چه آورده بر سرت
که قد خمیده میروی از پیش دخترت
مادر ! پدر غروب تو را گریه میکند
و خاطرات خوب تو را گریه میکند
بخشیده ای تمام خودت را به آفتاب
و زنده شد به مهر تو مادر ابوتراب
چیزی نمانده است که دیگر فدا کنی
باید برای رفتن زهرا دعا کنی
حالا که پر کشیدن تو گشته باورم
آیا کفن برای تو مانده است مادرم؟
هی تشنه میشوی و مرا میزنی صدا
و هی سلام می دهی امشب به کربلا
گریه گرفت و مکه دوباره در آب رفت
مادر دوباره وضو گرفت و دوباره به خواب رفت
مادر؛ پدر تشهد خود را تمام کرد
و جبرئیل آمد و بر تو سلام کرد
مادر جواب فاطمه را لااقل بده
یا لا اقل به دختر خود هم اجل بده
چشم و چراغ خانه ی خورشید الامان
رنگین کمان بیت نبوت نرو ...بمان
اینجا که مکه است مدینه چگونه است
جریان میخ و آن در و سینه چگونه است
اینجا بهانه نیست مدینه بهانه است
آنجا جواب گریه من تازیانه است
مکه اگر چه طعنه ی زخم زبان زدند
اینجا به دست های علی ریسمان زدند
مکه اگرچه در به روی خویش بسته اند
اما مدینه پهلوی من را شکسته اند