PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : •*♥*• ويژه نامه ولادت فرخنده كريم اهل،بيت امام حسن مجتبي(ع) •*♥*•



سفیر
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۱۴:۲۵
نام: حسن
كنیه: ابو محمد.
نام و كنیه آن حضرت را پیامبر اكرم (ص) تعیین فرمودند.
القاب: مجتبى، سید، سبط، زكى، تقى، حجت، برّ، امین، زاهد و طیب.
منصب: معصوم چهارم، امام دوم شیعیان و پنجمین خلیفه اسلامى.
تاریخ ولادت: نیمه ماه مبارك رمضان سال سوم هجرى. برخى نیز تولد آن حضرت را سال دوم هجرى دانسته‏اند. او نخستین فرزند امیرالمؤمنین (ع) و فاطمه زهرا (س) است.
محل تولد: مدینه مشرفه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى‏ كنونى).
نسب پدرى: امیرالمؤمنین، امام على بن ابى ‏طالب بن عبدالمطلب.
مادر: فاطمه زهرا، دختر پیامبر (ص).
مدت امامت: از زمان شهادت پدرش، امیرالمؤمنین(ع)، در رمضان سال چهلم تا صفر سال پنجاه هجرى، به مدت 10 سال.
از این مدت، هفت ماه و 24 روز را عهده‏دار امر خلافت مسلمین بود و سپس طى صلحى، آن را به معاویة بن ابى سفیان واگذار كرد.
تاریخ و سبب شهادت: 28 صفر سال پنجاه هجرى، در سن 47 سالگى، به‏وسیله زهرى كه همسرش، جعدة بنت اشعث، به تحریك معاویة بن ابى سفیان، به آن حضرت خورانیده بود، پس از چهل روز مسمومیت و بیمارى، به شهادت نایل آمد.
محل دفن: قبرستان بقیع، در مدینه منوّره، در كنار قبر جدّه‏اش، فاطمه بنت اسد.
همسران: 1. ام بشیر بنت ابى مسعود. 2. خوله بنت منظور. 3. ام اسحاق بنت طلحه. 4. سلمى بنت امرء القیس. 5. جعده بنت اشعث. 6. ام كلثوم بنت فضل بن عباس. 7. هند بنت عبدالرحمن بن ابى بكر.
فرزندان: الف) پسران: 1. زید. 2. حسن مثنى. 3. عمر. 4. قاسم. 5. عبدالله. 6. عبدالرحمن. 7. ابوبكر. 8. حسین اثرم. 9. طلحه.

ب) دختران: 1. ام حسن. 2. ام حسین. 3. فاطمه. 4. ام سلمه. 5. ام عبداللّه. 6. رقیه. برخى مورخان تعداد فرزندان امام حسن (ع) را بیش از این مى‏دانند؛ اما همگى اتفاق دارند كه نسل آن حضرت، تنها از طریق حسن مثنى و زید ادامه یافته است. از میان فرزندان امام حسن (ع) چهار تن در سرزمین كربلا، در ركاب عمویشان، امام حسین(ع) به شهادت رسیده و یكى از آنان (حسن مثنى) نیز در آن معركه به شدت زخمى شد و سپس بهبودى یافت

سفیر
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۱۴:۲۸
رویدادهای مهم:Gol:
1. از دست دادن جدّش، پیامبر اسلام (ص)، در سال یازدهم هجرى.
2. فشارهاى روانى مخالفان بر پدر و مادرش، پس از رحلت پیامبر اسلام (ص).
3. از دست دادن مادر خود، فاطمه زهرا (س)، در سال یازدهم هجرى.
4. حضور در برخى از جنگ‏هاى مسلمانان علیه مشركان، در عصر خلیفه دوم و خلیفه سوم.
5. ایجاد مهمان‏پذیر (مضیف) براى پذیرایى از مهمانان و مستمندان.
6. آبرسانى به خلیفه سوم، عثمان بن عفّان (كه در محاصره انقلابیون مسلمان قرار داشت).
7. همراهى با پدرش، حضرت على (ع)، در تصدىِ خلافت اسلامى، پس از كشته شدن عثمان بن عفّان به دست انقلابیون.
8. فرماندهىِ لشكر در جنگ‏هاى جمل، صفین و نهروان، در ركاب حضرت على(ع).
9. از دست دادن پدرش، حضرت على (ع)، در 21 رمضان سال 40 هجرى.
10. تصدىِ غسل، نماز و دفن پیكر امام على (ع) و پنهان نمودن قبرش از چشم مردم.
11. بیعت مردم با امام حسن (ع) در مسجد كوفه، پس از شهادت امیرالمؤمنین، على (ع).
12. تصدىِ خلافت اسلامى، در 21 رمضان سال 40 هجرى.
13. مكاتبات و ارسال پیام‏ها میان امام حسن (ع) و معاویه.
14. اعدام شدن دو جاسوس معاویه، در كوفه و بصره به فرمان امام حسن (ع).
15. اعلان جنگ معاویه علیه امام‏حسن(ع) و حركت لشكریان شام به سوى كوفه.
16. اعلان آماده‏باش سپاهیان امام حسن (ع) و تهیه مقدمات جنگ در شهرها.
17. خیانت برخى از فرماندهان سپاه امام حسن (ع) و پیوستن به سپاه معاویه.
18. زخمى شدن امام حسن مجتبى (ع) در ساباط مدائن به دست جراح بن سنان (یكى از منافقان فرقه خوارج).
19. افزایش توان نظامى و روحى سپاه معاویه و كاهش تدریجىِ سپاهیان امام‏حسن(ع).
20. پذیرش صلح تحمیلى با معاویه و واگذارى خلافت اسلامى به وى در جمادى الاوّل (یا ربیع الأول) سال 41 هجرى.
21. تعهد معاویه بر مفاد صلحنامه امام حسن (ع) و نقض آن، پس از سیطره كامل بر شهرهاى اسلامى.
22. بازگشت امام حسن (ع) و خاندان امیرالمؤمنین(ع) از كوفه به مدینه مشرفه.
23. دسیسه معاویه در بیعت گرفتن از مردم براى ولایت عهدىِ فرزندش، یزید و واهمه او از امام حسن (ع).
24. تحریك و فریب جعده بنت اشعث كندى، همسر امام حسن (ع)، توسط معاویه براى كشتن امام حسن (ع) به طور پنهانى.
25. مسمومیت امام حسن (ع) به دست همسرش، جعده بنت اشعث كندى و شهادت آن حضرت پس از چهل روز بیمارى، در 28 صفر سال پنجاه هجرى، در مدینه مشرفه.
26. ممانعت عایشه، همسر پیامبر (ص)، مروان و هواداران بنى‏امیه از دفن پیكر امام حسن (ع) در كنار مرقد مطهر پیامبر اكرم (ص).
27. دفن امام حسن(ع) درقبرستان بقیع، در جوار مرقد جده‏اش، فاطمه بنت‏ اسد(س).

سفیر
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۱۴:۴۳
زمین وآسمان دریای نور است
دل شیعه ز شادی در سرور است

علـــی مرتضی زین باره خرسند

به غنچه گل زده همواره لبخند

جناب فاطـــــــمه(س) دارد تبسم

که ازاین چهره جنت شد تجسم

به عرش حق شده بزمی مهیا

امام مجتبی آمد به دنیا

از آن سو جبرئیل سرخوش از این باب

تمام عرشیان زین باره بی تاب

ز جود و بخشش است ایشان زبانزد

ز هر بخشنده ای بی شک سرآمد

بر او رحمت بُِِوَد پیوسته بی حد

وجودش پاک و طاهر بوده از بد

تجلــی کرده امشب ذات سرمد

که آمد میوه ی جان محمد

Amoo Mehraboon
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۱۴:۴۴
نور خدا نخله ى سینا، حسن
هوش ربا، از دل موسى حسن

نغمه ى داوود از او پر ز شور
راز شفا بخشى عیسى حسن

داد سلامش، ز ادب چون خلیل
كرد سلام آتش او را حسن

نوگل و ریحانه‏ ى ختم رسل
شاخه ى پر سایه ‏ى طوبى حسن

یاسمن سرو قد سبز پوش
سیم تن گلرخ زیبا حسن

بنده‏ ى محبوب خدا مجتبى
روشنى دیده‏ ى زهرا حسن

در صفت جود یدالله را
آیت كبرى، ید بیضا حسن

شاه جوانان بهشت برین
سبط نبى فاطمه سیما حسن

كفه‏ ى شاهین ترازوى عشق
هست حسین بن على با حسن

هر دو به عرش عظمت گوشوار
سرخ حسین آمد و خضرا حسن

هر دو یكى، هر دو نكوتر ز خوب
چون حسنین اند دو همتا حسن

تا نشود این یك از آن، اشتباه
یاء حسین است در اینجا حسن

گر نبود كوچكى سن و سال
نام حسین است به معنى حسن

فرق حسین است و حسن حرف یاء
این حسن است، آن دگرى یا حسن

من كه «حسان» این همه دارم گناه
كیست پناهم دهد الا حسن

حسان

سفیر
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۱۴:۵۰
گلی زیبا نمایان در چمن شد

شب میلاد مولایم حسن شد



شدم امشب سراپا مست نامش

یقین مرغ دلم گردیده رامش



نمی دانم چه گویم از وجودش

تمام عـــرشیان محو سجودش



حسن را لطف یزدان بی حساب است

که قدر و شان ایشان در حجاب است



حسن تنهاترین سردار دین است

که ایشان بی گمان حبل المتین است



ز مدحش بی گمان قاصر زبان است

حســـن دوم امام شیعیان است

سفیر
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۱۵:۰۶
مراسم نامگذارى و بيمه ساختن نوزاد:Gol:


امام سجّاد زين العابدين عليه السلام مى فرمايد:
چون حضرت فاطمه زهراء عليها السلام اوّلين نوزاد خود را به دنيا آورد، از همسرش امام علىّ عليه السلام درخواست نمود تا نامى مناسب براى نوزادشان انتخاب نمايد.
امام علىّ عليه السلام فرمود: من در اين امر هرگز بر رسول خدا صلى الله عليه و آله سبقت نخواهم گرفت .
هنگامى كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله وارد منزل شد، قنداقه نوزاد را كه در پارچه اى زردرنگ پيچيده شده بود، تحويل حضرتش دادند.
همين كه چشم رسول خدا صلى الله عليه و آله به قنداقه نوزاد افتاد، فرمود: مگر نگفته ام نوزاد را در پارچه زرد نپيچيد؛ و سپس پارچه زرد را باز نمود و نوزاد را در پارچه اى سفيد قرار داد.
بعد از آن خطاب به پدر نوزاد - امام علىّ عليه السلام - كرد، و فرمود: آيا اسمى برايش تعيين كرده ايد؟
حضرت علىّ عليه السلام اظهار داشت : يا رسول اللّه ! ما بر شما سبقت نخواهيم گرفت ، و حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود: و من نيز بر پروردگارم سبقت نمى گيرم .
در همين بين خداوند متعال توسّط جبرئيل عليه السلام وحى فرستاد: اى محمّد! چون علىّ بن ابى طالب براى تو همانند هارون براى موسى است ؛ پس اسم اين نوزاد را همنام فرزند هارون قرار ده .
حضرت رسول صلى الله عليه و آله پرسيد: فرزند هارون چه نام داشته است ؟
جبرئيل عليه السلام پاسخ داد : شُبَّر.
حضرت رسول اظهار داشت : زبان من عربى است و زبان هارون عِبْرى بوده است ، جبرئيل پاسخ داد، نام او را حسن بگذاريد.
و آن گاه رسول خدا صلى الله عليه و آله در گوش راست نوزاد اذان ؛ و در گوش چپ اقامه گفت و سپس فرمود: خداوندا! اين نوزاد را از تمام آفات و شرور شيطان رجيم در پناه تو قرار مى دهم .
و بعداز آن دستور داد: تا براى سلامتى و بيمه شدن نوزاد از بلاها و حوادث ، گوسفندى برايش عقيقه كنند؛ و در بين بيچارگان و فقراء تقسيم نمايند.
و همچنين امر فرمود تا موهاى سر نوزاد را تراشيده و هم وزن آن نقره تهيّه كنند و به عنوان صدقه به تهى دستان دهند.

سفیر
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۱۵:۰۸
سبطى در آغوش جبرئيل عليه السلام:Rose:

عبداللّه بن عبّاس - پسر عموى پيغمبر اسلام و امام علىّ صلوات اللّه و سلامه عليهما - حكايت نمايد:
روزى در محضر رسول اللّه صلى الله عليه و آله نشسته بوديم ، كه حضرت فاطمه زهراء عليها السلام با حالت گريه وارد شد.
رسول خدا صلوات اللّه عليه فرمود: دخترم ! چرا گريان هستى ؟
اظهار داشت : اى پدرجان ! امروز حسن و حسين - سلام اللّه عليهما - از منزل خارج شده اند؛ و تاكنون برنگشته اند و هر كجا به دنبالشان گشتم آن ها را نيافتم .
سپس افزود: و شوهرم علىّ عليه السلام هم ، مدّت پنج روز است كه جهت كشاورزى از منزل خارج شده و هنوز نيامده است .
در اين بين حضرت رسول صلى الله عليه و آله خطاب به اصحاب كرد - كه در جمع ايشان ابوبكر و سلمان فارسى و ابوذر حضور داشتند - و فرمود: حركت كنيد و ببينيد نوران چشمم كجا رفته اند، آن ها را بيابيد و نزد من بياوريد.
حدود هفتاد نفر جهت يافتن آن دو عزيز بسيج شدند؛ وليكن همگى پس از گذشت ساعتى آمدند و گفتند: آن ها را نيافتيم .
حضرت رسول صلوات اللّه عليه بسيار غمگين و افسرده خاطر شد، پس جلوى مسجد آمد و دست به دعا بلند نمود و اظهار داشت : خدايا! تو را به حقّ ابراهيم و به حقّ آدم ، نور چشمانم و ميوه هاى قلب مرا در هر كجا هستند از گزند هر آفتى سالم نگه دار، يا ارحم الرّاحمين !
و چون دعاى حضرت پايان يافت ، جبرئيل امين عليه السلام فرود آمد و گفت : يا رسول اللّه ! ناراحت مباش ، حسن و حسين در دنيا و آخرت سالم و گرامى مى باشند؛ و خداوند ملكى را ماءمور نموده تا محافظ آن ها باشد؛ و درحال حاضر در قلعه بنى نجّار در صحّت و سالم آرميده اند.
له ، با شنيدن اين خبر شادمان و خوشحال گرديد و آن گاه به همراه جبرئيل و ميكائيل و عدّه اى از اصحاب به طرف حظيره و قلعه بنى نجّار حركت كردند، وقتى وارد آن قلعه شدند؛ ديدند حسن ، برادرش حسين را در آغوش گرفته و هر دو دست در گردن هم كرده و به آرامى خوابيده اند.
پس حضرت دو زانو كنار آن عزيزان نشست و مشغول بوسيدن آن ها شد تا آن كه هر دو بيدار شدند.
بعد از آن حضرت رسول ، حسين را و جبرئيل ، حسن را - كه سلام و صلوات خدا بر آنان باد - در آغوش گرفته و از قلعه خارج شدند.
و سپس پيغمبر فرمود: هر كه حسن و حسين را دشمن دارد، اهل آتش جهنّم خواهد بود؛ و هر كه دوستدار آن ها باشد و آن ها را عزيز و گرامى دارد، اهل بهشت خواهد بود.

سفیر
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۱۵:۱۷
امام حسن (ع):Gol:
مَنْ عَبَدَاللّهَ، عبَّدَاللّهُ لَهُ كُلَّ شَىْءٍ.
هر كسى كه خداوند را عبادت و اطاعت كند، خداى متعال همه چيزها را مطيع او گرداند.

سادات علوی
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۱۵:۲۰
http://www.irapic.com/uploads/1181037947.gif

http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/f/f8/imamhassan1.jpg


http://dl8.glitter-graphics.net/pub/1017/1017588rzolrv0qug.gif
http://i18.tinypic.com/54lptle.gif


http://hassanmojtaba.persiangig.com/6.gif


http://i18.tinypic.com/54lptle.gif


از امام حسن عليه السلام اشعاري در تاريخ به ثبت رسيده است که به برخي از آنها اشاره مي‌شود:

ذري کــدر الايام ان صفائـها *** تولـي بايام السـرور الذواهب
و کيف يغر الدهر من کان بينه *** و بين الليالي محکمات التجارب

به رنج هاي روزگار اعتنا مکن، زيرا ايام خوش نيز مي‌گذرد. (پس ايام سختي هم سپري مي‌شود.) کسي که داراي تجربه‌هاي محکمي است، در سختگي‌هاي روزگار، چگونه فريب مي‌خورد؟


http://i18.tinypic.com/54lptle.gif

قل للمقيـم بغيرداراقامـه *** حان الـرحيـل فودع الاحبـابـا
ان الذين لقيتهم وصحبتـهم *** صاروا جميعا في القبور

به آن کس که در غير جايگاه خود، رحل خويش را افکنده است بگو زمان کوچيدن فرا رسيد. پس دوستان را بدرود گوي، زيرا آنان که تو با ايشان همنشين بودي نيز همگي در قبرهايشان آرميده‌اند.



يااهل لذات دنيا لابقاءلها *** ان المقـام بظـل زائـل حمـق

اي خو کردگان به لذت هاي زودگذر دنيا! اقامت در زير سايه‌اي گذران نابخردي است.

لکسره من خسيس الخبز تشبعني *** وشربه من قراح الماء يکفيني
من رقيق الثوب تسترني *** حياوان مت يکـفينـي لتکفيني

پاره ناني بي ارزش سيرم مي کند و جرعه آبي اندک سيرابم مي سازد. لباسي مندرس و کهنه تا وقتي زنده ام بدنم را مي پوشاند، و پس از مرگم همان براي کفنم کفايت مي‌کند.


http://i18.tinypic.com/54lptle.gif

نحن انـاس نوالنـا خضل *** يرتع فيه الرجاء والامـل تجودقبل
السوال انفسنا *** خوفاعلي ماء وجه من يسل
لوعلم الجر فضل نائلنا *** لغاض من بعد فيـضه خجـل

ما مردمي هستيم که بخشش‌مان همچون سبزه‌زاري تازه است که اميد و آرزو در آن مي‌چرد. پيش از اينکه کسي تقاضا کند، نفوس ما ناخودآگاه مي‌بخشند تا مبادا آبروي سائل ريخته شود. اگر دريا فراواني بخشش ما را مي‌دانست، پس از بالا آمدن، بي‌ترديد، با خجالت فروکش مي‌کرد.

6) اني السخاء علي العباد فريضه *** للـه يقـرء فــي کتـاب محـکم
وعـدالعـبادالاسـخـياء جنـانه *** واعـد للبـخـلاء نـار جـهـنـم
من کـان لاتـندي يـداه نبـائل *** للـراغـبين فلـيس ذاک بمسـلم

بخشش از طرف خدا بر بندگان واجبي است که در کتابي محکم (قرآن) خوانده مي‌شود. خداي متعال بندگان بخشنده اش را نويد بهشت داده و براي بخيلان، آتش جهنم را آماده ساخته است. هر کس که دستش به بخشش بر سائلان گشوده نمي‌گردد، به‌راستي مسلمان نيست.
عربي با عصبانيت نزد رسول خدا (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D9%85%D8% AD%D9%85%D8%AF+%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C+%D8% B5%D9%84%DB%8C+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%B9%D9% 84%DB%8C%D9%87+%D9%88+%D8%A2%D9%84%D9%87)رفت و خواست از پيامبر سوالاتي کند.
پيامبر فرمود:«اگر مي خواهي يکي از اعضايم جوابت را مي دهد.»
گفت:«مگر عضو بدن پاسخ مي دهد؟»
پيامبر فرمود:«آري.» آن‌گاه به حسن بن علي عليه اسلام که کودکي خردسال بود فرمود:«برخيز و پاسخش را بده.»
عرب گفت:«خودش هيچ نمي‌گويد و از بچه‌اي مي‌خواهد با من سخن بگويد.»
پيامبر فرمود:«به‌زودي مي‌بيني که او دانا به پاسخ‌ سوالات توست.»
حسن عليه السلام فرمود:«اي مرد عرب، اندکي صبر کن.» و سپس چنين سرود:

ماغـبيـا سالت وابـن غبـي *** بل فقيها اذن وانت الجهول
فـان تک قدجهـلت فان عندي *** شفاء الجهل ماسـال مسؤول
وبحـر الا تقـسـمه الدوالي *** ثـراثا کـان ورثـه رسول

تو نه از شخص کودني سوال کرده‌اي، و نه از فرزند شخص کودني. بلکه از شخصي دانا پرسش نموده‌اي. اگر کسي از من چيزي بپرسد، درد ناداني‌اش را شفا مي‌بخشم. نزد من اقيانوسي از دانش است که در ظرف‌ها نمي‌گنجد، و اين درياي دانش ميراثي است که از رسول خدا رسيده است.
8) مردي نزد حضرت امام حسن عليه السلام رفت و اشعاري گفت به اين مضمون که:«براي من چيزي که حتي يک درهم ارزش داشته باشد، باقي نمانده، و شاهدم پريشان‌حالي من است. آري، آنچه براي من باقي مانده، آبرويم است که آن را نفروختم ولي اينک مي‌بينم فروشش به تو مي‌ارزد.»
امام به خادم خود گفت:«چقدر پول داريم؟»
گفت:«دوازده هزار درهم.»
امام فرمود:«همه‌ي آن را به اين مرد فقير بده. من از او خجالت مي کشم که بيش از اين ندارم.»
خادم گفت:«چيزي براي خودمان نمي‌ماند.»
فرمود:«همه را بده، و به کرم خدا خوش‌بين باش.»
سپس اشعاري بر وزن اشعار او سرود:
عاجـلتنا فـاتک وابـل بـرنا *** طلـا ولـوامهـلتنا لـم تـمطر
فخذ القليل وکن کانک لم تبع *** ماصـنته و کـاننـا لـنـشتر

«با عجله از ما تقاضا کردي، و لذا باران شديد بخشش ما به صورت باراني کم و پراکنده بر تو باريد، و اگر ما را مهلت مي دادي چنين بر تو نمي‌باريد. پس اين اندک را بپذير و چنان باش که گويا چيزي را که براي خود نگه داشته بودي (آبرويت) نفروخته اي و ما نيز آن را نخريده‌ايم.»
مراجعه شود به:
سخنان امام حسن مجتبي عليه السلام (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%A7%D9%86+%D8% A7%D9%85%D8%A7%D9%85+%D8%AD%D8%B3%D9%86+%D9%85%D8% AC%D8%AA%D8%A8%DB%8C+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87+%D8% A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85)


http://i18.tinypic.com/54lptle.gif

drmgangineh
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۱۷:۰۱
اين حرفها نور است !
شخصى به خدمت امام حسن مجتبى عليه السلام رسيد، آقا فرمايشاتى به ايشان فرمودند، آن شخص بنا كرد به تمجيد، گفت : به به ، آقا جان ! اين فرمايشات در است ، جواهر است !
آقا فرمودند: در و جواهر همه يك نوع جماد است . اين حرفها نورند، جان شما را اشتداد وجودى مى دهند، روح مى دهند، غذا و طعام روحند، جواهر و طلاجات كه جماد است و خارج از انسان ، و هيچ وقت غذاى جان نمى شوند؛ چون بايد بين غذا و مغتذى (غذا گيرنده ) سنخيت باشد، آن جماد است و ماده ؛ نفس ناطقه از وراى عالم طبيعت است ، با يكديگر سنخيت ندارند.
پس جواهر و در در مقابل قرآن چيست ، حرف فوق اينهاست . در اين خزانه وارد شويد و در قرآن تدبر كنيد: افلا بتدبرون ان ام على قلوب اقفالها

drmgangineh
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۱۷:۰۴
بهترين برادر
كلينى در باب مؤمن و علامات و صفات او در كتاب ايمان و كفر كافى نقل كند:
امام حسن عليه السلام مردم را مورد خطاب قرار داده ، فرمود: اى مردم ! درباره برادرى با شما سخن مى گويم كه بهترين مردم در نظر من است و آن چيزى كه او را در نظر من بزرگ نموده ، اين است كه در نظر او دنيا حقير و كوچك است .از سلطه شكمش خارج است ، پس به چيزى كه ندارد اشتها ندارد و چون بيابد زياده روى نكند. از سلطه شهوتش خارج است ؛ پس ‍ عقل و راى را سبك نشمارد. از تسلط جهالت خارج است ؛ پس آن كند كه بر نفع آن يقين دارد، اشتهاى مفرط ندارد و غضبناك و ملول نگردد بيشتر اوقاتش در خاموشى است و چون سخن گويد، غالب شود در جدال وارد نشود و در دعوايى شركت نكند و تا قاضى نبيند، حجت نياورد. از برادرانش غافل نباشد و چيزى را، جداى از آنان ، به خود اختصاص ندهد. ضعيف و مستضعف است ؛ ولى وقت جنگ ، مانند شير، جسور است . كسى را به كارى كه برايش بتوان عذر آورد، ملامت نكند، تا مرتكب آن عذر آورد. آنچه بگويد عمل كند، و چون نگويد عمل نكند. چون دو امر برايش ‍ پيش آيد كه نداند كدام يك برتر است ، به آن كه نزديك به هوا و هوس نباشد نظر افكند. از بيمارى شكايت نكند، جز نزد آن كه اميد بهبودى از جانبش ‍ برود. فقط با كسى كه اميد نصيحت از او دارد مشورت كند. غضب نكند. شكايت ننمايد و اشتهايش زياد نباشد. انتقام نگيرد و از دشمن غافل نباشد.
پس بر شما باد، تخلق به چنين اخلاق كريمه اى ! و اگر توان تخلق به تمام آنان را نداريد، پس هر اندازه كه توانيد، كسب نماييد! چه اءخذ قليل ، بهتر از ترك كثير است و لا حول و لاحول قوه الا بالله .

سفیر
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۱۷:۲۴
:Ebraz Doosti::Mohabat az::Mohabbat::Mohabbat::Mohabat az::Ebraz Doosti:

اي مولود خجسته رمضان! اي بدر تمام ماه خدا! تو تنهاترين فرزند رمضاني و آسمان، در پيشگاه كرم و بخشش تو، با اين همه ابرهاي باران زايش، گمشده اي غريب بيش نيست. رسول رحمت، تو را بر شانه هاي خويش سوار مي كرد و بر تو مباهات مينمود. تو ادامه محمد (ص) و كرانه علي (ع) هستي. تو امام مايي و ما مُريد و دلداده تو.
و اينك در بهار شكفتن تو، در فصل خدا، بر خود از رهبري تو مي باليم و بر نامت كه زينت همه خوبي ها و نيكي هاست، افتخار مي كنيم.

سفیر
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۱۷:۲۷
:Mohabbat:اخلاق امام:Mohabbat:


دانشمندان نوشته اند : « امام حسن (ع) در میان مردم گشاده ترین سینه را داشت و پر گذشت ترین و بخشنده ترین مردم بود . »
مدائنی می نویسد : « امام حسن (ع) که ارشد فرزندان علی (ع) بود ، انسانی بزرگمنش با سخاوت و حلیم بود و رسول الله (ص) او را دوست می داشت . »
شیخ صدوق در « امالی » از حضرت صادق (ع) و او از پدرانش نقل می کند که امام حسن بن علی بن ابیطالب در میان مردم زمان خود عابدترین ، پارساترین و گرامیترین افراد بود ، چون قصد حج می کرد پیاده راه می رفت و گاهی پای خود را نیز برهنه می فرمود . هیچگاه دست به کاری نمی زد ، مگر اینکه خدا را یاد می نمود . راستگوترین مردم بود و رساترین بیان را داشت . هر گاه به در ورودی مسجد می رسید سر خود را بلند کرده و عرض می نمود :
« بارالها! مهمان تو به حضرت رسیده ؛ ای احسانگر! بنده تباهکار تو بدرگاهت شتافته ، پس از زشتیهایی که مرتکب شده بخاطر زیباییهایی که نزد تو است ، در گذر ای کریم! »
زبیر بن بکار در کتاب « انساب قریش » می نویسد : « زینب بن ابی رافع روایت می کند که فاطمه سلام الله علیها در زمانی که پدر بزرگوارش بر بستر بیماری مرگ افتاده بود ، روزی دست دو فرزند خود را گرفت و به خدمت پدر آورد و گفت :
« ای پیامبر خدا! این دو ، فرزندانت هستند ، آیا برای آنان ارثی از خود قرار نمی دهی؟ »
حضرت در پاسخ فرمودند :
« هیبت و آقایی خود را برای حسن و جرات و بخشش خود را برای حسین قرار می دهم . »
طبرسی در کتاب « اعلام الوری » می نویسد : این روایت با روایت دیگری که محمد بن اسحاق نقل می کند، سازگاری دارد . او می گوید : « پس از رسول خدا هیچکس در شرف و عزت به رتبه حسن بن علی نرسید » . گاهی امام (ع) در خانه را می گشودند و در آستانه در می نشستند ، در نتیجه راه بسته می شد، زیرا هیچکس از مردم بخاطر تعظیم و بزرگداشت او از مقابلش عبور نمی نمود و چون حضرت این نکته را در می یافتند ، بدرون خانه می رفتند و راه باز می شد .
هم او می گوید: « حسن بن علی را در راه حج ملاقات کردم که از مرکب خویش پیاده شد و قدم زنان حرکت کرد . در این موقع تمام مردمی که با او بودند به او اقتدا نموده و با او پیاده حرکت کردند ، حتی سعد بن ابی وقاص را دیدم که فرود آمد و پیاده گام زد . »
واصل بن عطا می گوید : « سیمای حسن بن علی (ع) چون سیمای پیامبران و هیبت او چون هیبت پادشاهان بود . »
شیخ مفید در ارشاد می نویسد :
« حسن بن علی وصی پدرش امیرالمومنین بود که او را ناظر بر موقوفات و صدقات خویش قرار داد و عهدنامه مشهوری برای او نگاشت . همچنین حضرت علی (ع) در وصیت خود مبانی روشن دین و جنبه های حکمت و ادب را برای فرزند خویش بیان فرمود . این وصیت را دانشمندان بیشماری در کتب خود نگاشته و فقیهان بزرگوار در روش دینی و دنیایی خود از روشناییهای آن بهره جسته اند . »


شبکه اطلاع رسانی امام حسن (ع) (http://imamhasan.info/)

سفیر
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۱۷:۲۹
:Ebraz Doosti: سخاوت و بخشندگی :Ebraz Doosti:


ابونُعَیم در حلیه الابرار می نویسد: «حسن بن علی(ع) دارایی خود را با پروردگار خود به دو بخش یکسان تقسیم نمود.»

هم او می نویسد: «حسن بن علی(ع) دو بار مال الله را از دارایی خود خارج نمود و سه بار دارایی خود را به دو نیم کرد، نیمی را خود برداشت و نیم دیگر را در راه خدا داد؛ بگونه ای که اگر دو جفت کفش داشت، یک جفت را برای خود بر میداشت و جفت دیگر را به نیازمندان می بخشید.»

مانند همین مطلب را محمد بن حبیب در کتاب «امالی» خود نقل نموده است. ابن سعد در «الطبقات الکبری» می نویسد: «آ« حضرت سه بار مال خود را بدو نیم کرد، نیمی را در راه خدا بخشید و نیمی را برای خود نگه داشت، حتی اگر دو جفت کفش یا دو جفت پاپوش داشت، یک جفت را برای خود بر میداشت و جفت دیگر را به نیازمندان می رساند. همچنین دو بار از مال خود، مال الله را اخراج فرمود.»

درشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید آمده است که ابوجعفر محمد بن حبیب در کتاب امالی خود نوشته است: «حسن بن علی(ع) به فردی شاعر مبلغی پول عطا کرد. فردی که در آنجا نشسته بود، به ایشان اعتراض کرد که چرا به شاعری مال میدهی که گناه خدا را بجا می آورد و سخن ناروا و بی اساس می گوید. حضرت در پاسخ او فرمودند: «ای بنده خدا بهترین مالی که انسان می بخشد، آن مالی است که انسان به وسیله آن آبروی خود را نگاه می دارد و یکی از موارد کسب خیر، دوری گزیدن از بدی است.»

ابن شهر آشوب در مناقب روایت می کند که مردی از آن حضرت تقاضای کمک مالی نمود. حضرت پنجاه هزار درهم و 500 دینار بوی ارزانی داشتند، سپس فرمودند: «برو باربری را بیاور که این پولها را برای تو حمل کند». مرد باربری را آورد، حضرت عبای سبز خود را به مرد سائل داده و فرمودند: «این کرایه بار بر است.»

روزی فردی از بیابان نشینان بخدمت حضرتش شرفیاب شده پیش از آنکه اظهار نیاز بکند، حضرت امر فرمودند که هر چه در خزانه هست به او بدهند. وقتی به سراغ خزانه رفتند، مبلغی برابر بابیست هزار درهم در آنجا یافتند و همه را به سائل دادند. او که سخت به شگفت آمده بود، عرض کرد: ای آقای من آیا بمن امان ندادید که نیاز خود را بیان کنم و در مدح شما سخن بگویم. پاسخ شنید: «ما گروهی هستیم که بخششمان تازه و بیدرنگ صورت می گیرد.»

مدائنی می گوید: حضرت امام حسن(ع) و حضرت امام حسین(ع) و عبدالله بن جعفر هر سه به قصد زیارت حج حرکت نمودند، اما اثاث و لوازم خود را فراموش کردند، در نتیجه در راه گرفتار گرسنگی و تشنگی شدند. در این هنگام پیرزنی را دیدند که در خیمه ای زندگی می کند. از او آب خواستند. پیرزن عرض نمود: این گوسفند کوچک مال من است، از او شیر بدوشید و بنوشید. آنان چنین کردند، سپس خواستار غذا شدند. عرض کرد: من جز این گوسفند غذای دیگری ندارم، پس یکی از شما آنرا بکشد. آنان نیز چنین کردند و پوست گوسفند را کندند. آنگاه پیرزن از گوشت گوسفند مقداری را بریان نموده از میهمانان خود پذیرایی کرد. میهمانان نیز از آن غذا خوردند و مدتی در همان خیمه اقامت کردند و سپس براه افتادند. در موقع خداحافظی به پیرزن گفتند ما از افراد قریشیم و در راهرفتن به خانه خدا می باشیم، اما وقتی باز گشتیم، تو نزد ما بیا تا این بزرگمنشی ترا جبران کنیم.

چون شب فرا رسیده و همسر پیرزن به منزل آمد، او را از جریان روز آگاه کرد. مرد اندکی رنجید و به او گفت: وای بر تو! گوسفند مرا برای افرادی ناشناخته، کشته ای و می پنداری که آنها از قبیله قریش هستند.

مدت زمانی گذشت و زندگی پیرزن به سختی افتاد، ناچار از جایگاه خود کوچ نمود و در بین راه به مدینه رسید. در این بین حضرت امام حسن(ع) او را دیده و شناختند، نزدیک رفتند و از او پرسیدند که آیا مرا می شناسی؟ پیرزن ابتدا اظهار ناآشنایی کرد، حضرت فرمودند: من در فلان روز میهمان تو بودم. سپس دستور داد که به او هزار گوسفند و هزار دینار ببخشند و او را با فردی به سوی امام حسین(ع) و سپس به سو عبدالله بن جعفر فرستاد و آندو نیز هر یک بهمین مقدار به او بخشیدند.


شبکه اطلاع رسانی امام حسن (ع) (http://imamhasan.info/)

سفیر
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۱۷:۳۳
:Mohabat az: :Gol:چراغ معرفت:Gol::Mohabat az:



دست حق در دامن خود گوهری پرورده است
بیشه آزادگی، شیر نری پرورده است
تا نماند ز گهر آغوش نه دریا تهی
باز اقیانوس هستی گوهری پرورده است
تا پس از او کعبه را بتخانه نتوان ساختن
بت شکن مردی، خلیل آذری پرورده است
تا به زیر سایه لطفش بیاسایند خلق
باغبان دین درخت پر بری پرورده است
ماسوارا از فروغ خویش تا روشن کند
چرخ عصمت آفتاب انوری پرورده است
تا پس از حیدر علم سازد قد مردانگی
مادر ایام، مرد دیگری پرورده است
تا پس از او وارهاند خلق را از گمرهی
رهبر آزاد مردان، رهبری پرورده است
تافرا راه بشر گیرد چراغ معرفت
آفتابی، اختر روشنگری پرورده است
تا نشاند ظلم و ظالم را به جای خویشتن
دست عدل حق، عدالت گستری پرورده است
ای گنه آلوده! اقیانوس رحمت، چون حسن
در کنار خود یم پهناوری پرورده است



محمد علی مجاهدی
( پروانه )

سفیر
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۱۷:۴۰
:Gol::Gol::Gol:روز دوشنبه روز امام حسن و امام حسين عليهما السلام است در زيارت امام حسن عليه السلام مى‏گويى‏:


السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِينَ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ‏
سلام بر تو باد اى فرزند رسول پروردگار عالم سلام بر تو باد اى فرزند امير المؤمنين (ع)


السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ
سلام بر تو باد اى فرزند فاطمه زهراء (ع)


السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا حَبِيبَ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا صِفْوَةَ اللَّهِ‏
سلام بر تو باد اى دوست خدا سلام بر تو باد اى بنده خاص خدا


السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ‏
سلام بر تو باداى امين سر خدا سلام بر تو باد اى حجت خدا بر خلق


السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا صِرَاطَ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا بَيَانَ حُكْمِ اللَّهِ‏
سلام بر تو باد اى نور خدا سلام بر تو باد اى راه راست خدا سلام بر تو باد اى مبين حكم خدا


السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا نَاصِرَ دِينِ اللَّهِ‏
سلام بر تو باد اى يارى كننده دين خدا


السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا السَّيِّدُ الزَّكِيُّ السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْبَرُّ الْوَفِيُ‏
سلام بر تو باد اى سيد منزه نيكوكار سلام بر تو باد اى بزرگوار وفادار


السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْقَائِمُ الْأَمِينُ السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَالِمُ بِالتَّأْوِيلِ‏
سلام بر تو باد اى استوار و امين در دين خدا سلام بر تو باد اى داناى به تأويل قرآن


السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْهَادِي الْمَهْدِيُ‏
سلام بر تو باد اى هدايت كننده هدايت يافته


السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الطَّاهِرُ الزَّكِيُ‏
سلام بر تو باد اى پاك و منزه از هر عيب


السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا التَّقِيُّ النَّقِيُّ السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْحَقُّ الْحَقِيقُ‏
سلام بر تو باد اى پرهيزكار پاكيزه رفتار سلام بر تو باد اى مقام حق و حقيقت


السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الشَّهِيدُ الصِّدِّيقُ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ‏
سلام بر تو باد اى شهيد با اكمل رتبه ايمان سلام بر تو باد اى ابا محمد حسن بن على و رحمت و بركات خدا بر تو باد.



شبکه اطلاع رسانی امام حسن (ع) (http://imamhasan.info/)

سفیر
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۱۷:۴۸
http://www.cultura.ufpa.br/dicas/arq/ima/flor/flor248.gifمیلاد با سعادتhttp://www.cultura.ufpa.br/dicas/arq/ima/flor/flor248.gif

دومين اختر آسمان امامت و ولايت سبط اكبر- پور حيدر- كريم اهل بيت

امام حسن مجتبي ع به همه رهروان راهش و

بر عاشقان امامت و ولایت تهنیت و مبارک باد

http://www.cultura.ufpa.br/dicas/arq/ima/flor/flor248.gifhttp://www.cultura.ufpa.br/dicas/arq/ima/flor/flor248.gifhttp://www.cultura.ufpa.br/dicas/arq/ima/flor/flor248.gifhttp://www.cultura.ufpa.br/dicas/arq/ima/flor/flor248.gif

اَلسَلامُ عليك یا سبط المصطفی ص وابن المرتضي علم الهدي كريم اهل بيت امام حسن مجتبي (ع)






http://www.cultura.ufpa.br/dicas/arq/ima/flor/flor248.gifhttp://www.cultura.ufpa.br/dicas/arq/ima/flor/flor248.gifhttp://www.cultura.ufpa.br/dicas/arq/ima/flor/flor248.gifhttp://www.cultura.ufpa.br/dicas/arq/ima/flor/flor248.gifhttp://www.cultura.ufpa.br/dicas/arq/ima/flor/flor248.gifhttp://www.cultura.ufpa.br/dicas/arq/ima/flor/flor248.gifhttp://www.cultura.ufpa.br/dicas/arq/ima/flor/flor248.gif

سفیر
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۱۸:۰۶
:Mohabbat::Mohabbat:


در هیاهوی زندگی امروز انگار بسیاری از واژه ها, دیگر رنگ باخته . برادری, شرف, بزرگواری ... گویی به زمان دیگری تعلق دارند. به زمانی كه پدری درعین بی نیازی, می پرسد آنچه را كه می داند و پسر می گوید با آنكه می داند پدر بی نیاز است از شنیدن آن, تا كه شاید زمانی دیگر خسته ای چون من, تو, ما, بیگانگی خویش را با این كلمات بشكند ...
* امیر المومنین علیه السلام : فرزندم درستی چیست ؟
حسن بن علی علیه السلام: پدر, درستی, از میان برداشتن بدی ها بوسیله ی نیكی هاست .
* شرف چیست ؟
نیكی كردن به خویشاوندان و تحمل بدی ایشان .
* جوانمردی چیست ؟
پاكدامن بودن ...
* پستی چیست ؟
به چیزهای خرد نظر داشتن و از اندك چیزی دریغ ورزیدن .
* كرم چیست ؟
بخشیدن قبل از خواستن ...
* فرومایگی چیست ؟
راحت خود را خواستن و به همسر بی اعتنایی كردن .
* جود چیست ؟
بذل و بخشش در حال تنگ دستی و توانگری.
* بخل چیست ؟
آنچه كه داری را شرافت(خود) پبنداری و آنچه كه انفاق می كنی را تلف شده بدانی.
* برادری چیست ؟
وفاداری در سختی و آسایش.
* ترس چیست ؟
دلیری بر دوست و گریز از دشمن .
* غنیمت چیست ؟
گرایش به تقوی و پارسایی در دنیا , كه نیكو غنیمتی است .
* بردباری چیست ؟
خشم را فرو خوردن و خویشتن دار بودن .
* بی نیازی چیست ؟
دلخوش بودن به قسمت الهی , اگر چه اندك باشد ...
* فقر چیست ؟
حریص بودن بر هر چیزی ...
* ذلت چیست ؟
وحشت از حقیقت و راستی ...
* رنج بیهوده چیست ؟
سخن گفتن در باره ی چیزی كه به دردت نمی خورد .
* بزرگواری چیست ؟
در عین تنگدستی بخشیدن و گذشت از بدی ها .
* خردمندی چیست ؟
حفظ آن چیزی كه به تو سپرده شده ...
* بلند مرتبگی چیست ؟
انجام زیبایی ها و دوری از زشتی ها .
* دوراندیشی چیست ؟
بسیار بردبار و بودن و با نزدیكان با نرمی رفتار كردن .
* سفاهت چیست ؟
پیروی از فرو مایگان و همنشینی با گمراهان ...
* محرومیت چیست ؟
از دست دادن بهره ای كه به تو داده شده است ...
* نادانی چیست ؟
شتاب در دستیابی به فرصت ها قبل از اینكه امكان پذیر باشد و نیز خودداری از پاسخ گویی(نسبت به آنچه می دانی) و چه نیكو یاوری است سكوت در بسیاری از مواقع, هر چند كه سخنور باشی.(تحف العقول؛ صفحه 225)



تبیان

نهان
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۱۹:۲۲
:Gol:امام مجتبی علیه السلام می فرمایند:


شنواترین گوشهاآن است که پندواندرز رابخاطر بسپرد وبه سود خودبکارگیرد. (التماس دعا)


میلاد باسعادت سبط اکبر پور حیدر فرزند زهرای اطهر کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام راخدمت اقا امام زمان عج وتمامی شیعیان ومحبین اون حضرت تبریک وتهنیت عرض میکنم :Gol::Gol::Gol:

NASIME BEHESHT
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۱۹:۲۷
:Sham:ولادت امام مجتبى سبط اكبر(ع) در روز پانزدهم :Sham:


پانزدهم ماه رمضان (بنا به نقل شيخ مفيد و شيخ بهائى در توضيح المقاصد) روز ولادت موفور السعادت حضرت سبط اكبر، امام حسن مجتبى (عليه السلام) است، و اين در سال سوم هجرت واقع شده است، وقتى مژده ولادت اين نور پاك را به پيامبر(صلى الله عليه و آله) دادند، امواج سرور و شادمانى دل مبارك حضرت را فرا گرفت و مشتاقانه و با شتاب به خانه دخترش و محبوبه‏اش سيده زنان عالم رفت، فرمود: «يا اسماء هاتينى ابنى‏»، پسرم را به من بده اسماء نوزاد مبارك را به جد بزرگوارش داد، رسول خدا (صلى الله عليه و آله) در گوش راستش اذان، و در گوش چپش اقامه فرمود: (كه نخستين صدائى كه گوش نوزاد با او آشنا شد، صداق حق جدش خاتم الانبياء (صلى الله عليه و آله) بود، صداى توحيد، صداى تكبير، صداى تهليل، و صداى تصديق به نبوت پيامبر( صلى الله عليه و آله) جد گرامش. كه خداى توفيق اين سنت‏سنيه را به امتش و به شيعيان حضرت مجتبى (عليه السلام) در مورد نوزادان عنايت فرمايد. پيامبر (صلى الله عليه و آله) فرمود: «يا على هل سميت الوليد المبارك؟» آيا اين نوزاد مبارك را نام گذارده‏اى؟ عرض كرد: «ما كنت لا سبقك يا رسول الله؟» بر شما سبقت نمى‏گيرم، هنوز لحظاتى نگذشته بود كه بشير وحى جبرئيل نازل شد، و فرمان خدا را به پيامبر (صلى الله عليه و آله) رسانيد، يا رسول الله «سميه حسنا» او را حسن نام گذار، پيامبر (صلى الله عليه و آله) شخصا براى حسن (عليه السلام) عقيقه كرد، و بسم الله گفت و دعا كرد.


:Mohabbat::Tavallod::Mohabbat::Tavallod::Mohabbat: :Tavallod::Mohabbat::Tavallod::Mohabbat::Tavallod: :Mohabbat::Tavallod::Mohabbat::Tavallod::Mohabbat: :Tavallod:




با غم عشق تو تا يار،دل زار من است === بهتر از خلد برين،گوشه‌ي بيت الحزن است



نه غم حور و نه انديشه‌ي جنت دارم === از زماني كه مرا بر سر كويَت وطن است



قصه‌ي عشق من و حُسن تو اي مايه‌ي ناز === نُقل هر مجلس و زينت ده هر انجمن است



بعد از اين ياد،كس از ليلي و مجنون نكند === حُسن اگر حُسن تو و عشق اگر عشق من است



تويي آن يوسف ثاني،كه ز يك جلوه‌ي حُسن === محو ديدار تو،صد يوسفِ گل پيرهن است



از پي ديدن رخسار تو موساي كليم === سال ها بر سر كويَت به عصا تكيه زن است



آدم و نوح وسليمان و مسيحا و خليل === همه را مِهر ولاي تو،به گردن رَسَن است



خَلق گويند:بگو دلبر و معشوق تو كيست === كه تو را در غم او اين همه رنج و مِحَن است



چه بگويم كه نَم از يَم نتوان وصف كند === دُرّه را ذَرّه نداند،چه بها و ثمن است



به مديحش نتوان گفت كه آن ماه جبين === سر و سيمين بدن و خسرو شيرين سخن است



ثمر باغ رسالت،گُهر بحر وجود === والي مُلكِ ولايت،ولي مُؤتمن است



اولين سِبط و دوم حجت و سِيّم سالار === چارمين عصمت حق و يكي از پنج تن است



نام ناميش حسن،خُلق گراميش حسن === پاي تا فرق حسن بلكه حسن در حسن است



روي حسن،موي حسن،بوي حسن،خوي حسن === يك جهان جوهرحُسن‌است‌كه‌ دريك‌بدن‌است



«ذاكر»از مدح همه خَلق،فرو بسته زبان === ليك در مدح حسن طوطي شكّر شكن است




:Rose: عاشقان عیدتان مبارکباد. :Rose:

فقير
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۲۱:۰۹
بسم الله الر حمن الر حيم



گرچه يوسف همه ديدند و بريدند دو دست *** هر كه رخسار حسن ديد به يك دم شد مست

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۲۲:۵۷
نخستین مظهر و نشانه‏ی كوثر كه بر دامان پاك فاطمه‏ی اطهر (س) پا به عرصه‏ی گیتی نهاد امام حسن علیه السلام بود. نشانه‏ای از تجلی مقدس‏ترین پدیده‏ای كه از خجسته‏ترین پیوند برین انسانی، نصیب حضرت محمد صلی الله علیه و آله، علی مرتضی علیه السلام و فاطمه زهرا (س) گردید. همان لؤلؤی كه از برزخ دو اقیانوس نبوت و امامت‏ به ظهور پیوست و معجزه‏ی بزرگ «مرج البحرین یلتقیان، بینهما برزخ لا یبغیان، یخرج منهما اللؤلوء والمرجان‏». (1) را تجسم بخشید و كلام خدا در كلمه‏ی وجود چنین ظاهر شد. از نیایی الهام گیر و پدری پیشوا، وارثی برخاكیان و جلوه‏ای برافلاكیان پدید آمد با وراثتی ابراهیمی، مقصدی محمدی، منهجی علوی، زهره‏ای زهرایی كه عصای فرعون كوب موسی را در دست صلح آفرین عیسوی داشت و تندیس زنده‏ی اخلاق قرآن بود و رایت جاودانگی اسلامی را در زندگی توام با مجاهده و شكیبایی تضمین كرد و بقاع امن و ایمان را به ابدیت در بقیع شهادت بر افراشت و مكتبش از خاك گرم مدینه به همه سوی جهان جهت‏یافت و با همه‏ی مظلومیتش در برابر سیاهی و تباهی جبهه گرفت و به حقیقت اصالت‏بخشید و مشعلدار گمراهان و زعیم ره یافتگان گردید. حضرتش در بقیع بی بقعه; در جوار جده‏ی پدریش فاطمه بنت اسد، برادر زاده نازنینش امام سجاد علیه‌السلام و مضجع امام باقر و امام صادق علیهما السلام آرمیده است. (2)

تولد و كودكی
فرزند گرامی رسول الله و نخستین نوه‏ی او در مقدس‏ترین ماه‏های سال قمری یعنی پانزدهم (3) رمضان سال سوم هجرت چشم به جهان گشود.
امام مجتبی علیه السلام در دامان حضرت زهرا (س) بزرگ شد. او از همان دوران كودكی از نبوغ سرشاری برخوردار بود وی با حافظه‏ی نیرومندش، آیاتی را كه بر پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نازل می‏شد، می‏شنید و همه را حفظ می‏كرد و وقتی به خانه می‏رفت‏برای مادرش می‏خواند و حضرت فاطمه (س) آن آیات و سخنان رسول الله صلی الله علیه و آله را برای حضرت علی علیه السلام نقل می‏كرد و علی علیه السلام به شگفتی می‏پرسید: این آیات را چگونه شنیده است؟ و زهرای مرضیه می‏فرمود: از حسن علیه السلام شنیده‏ام. (4)
به داستانی در این مورد توجه كنید:
«روزی علی علیه السلام پنهان از دیدگان فرزندش به انتظار نشست، تا ببیند فرزندش چگونه آیات را بر مادرش تلاوت می‏كند.
امام حسن علیه السلام به خانه آمد و خواست آیات قرآن را برای مادرش بخواند; ولی زبانش به لكنت افتاد و از گفتار باز ماند و چون مادرش علت را پرسید، گفت: مادر جان! گویا شخصیت‏بزرگی در این خانه است كه شكوه وجودش، مرا از سخن گفتن باز می‏دارد». (5)

درس اخلاق
از امام مجتبی علیه السلام خواستند كه سخنی و مطلبی درباره‏ی اخلاق نیكوی پیامبر صلی الله علیه و آله بگوید. او فرمود:
هر كس نیازی به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله می‏برد حاجتش رد نمی‏شد و هرچه در توان داشت‏برای رفع نیاز مردم به كار می‏برد و شنیدم پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: هر كس نماز صبح را بگذارد، آن نماز بین او و آتش دوزخ دیواری ایجاد می‏كند. (6)

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۲۲:۵۹
امام حسن علیه السلام از منظر رسول الله صلی الله علیه و آله
حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله فضایل و امتیازات فرزندش امام حسن مجتبی علیه السلام را بین مسلمانان تبلیغ می‏كرد و از ارتباط او با مقام نبوت و علاقه‏ی حقیقی كه به وی داشت همه‏جا سخن می‏گفت.
آنچه از زبان پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد حضرت مجتبی علیه السلام بیان شده است چنین است:
«هر كس می‏خواهد آقای جوانان بهشت را ببیند به حسن علیه السلام نگاه كند». (7)
«حسن گل خوشبویی است كه من از دنیا برگرفته‏ام‏». (8)
روزی پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله به منبر رفت و امام حسن علیه السلام را در كنارش نشانید و نگاهی به مردم كرد و نظری به امام حسن علیه السلام انداخت و فرمود: «این فرزند من است و خداوند اراده كرده كه به بركت و جود او بین مسلمانان صلح را برقرار سازد». (9)
یكی از یاران رسول الله صلی الله علیه و آله می‏گوید: پیغمبر صلی الله علیه و آله را دیدم كه امام حسن علیه السلام را بر دوش می‏كشید و می‏فرمود: «خدایا من حسن را دوست دارم، تو هم دوستش بدار». (10)
روزی پیامبر معظم اسلام صلی الله علیه و آله امام حسین علیه السلام را بر دوش گرفته بود، مردی گفت: ای پسر بر مركب خوبی سوار شده‏ای. پیامبر فرمود: «او هم سوار خوبی است‏». (11)
شبی پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله نماز عشأ می‏خواند و سجده‏ای طولانی به جا آورد. پس از پایان نماز، دلیل را از حضرتش پرسیدند، فرمود: پسرم حسن، بر پشتم نشسته بود و ناراحت‏بودم كه پیاده‏اش كنم. (12)
انس بن مالك نقل می‏كند كه: رسول الله صلی الله علیه و آله درباره‏ی امام حسن علیه السلام به من فرمود:
ای انس! حسن فرزند و میوه‏ی دل من است، اگر كسی او را اذیت كند، مرا اذیت كرده و هر كس مرا بیازارد، خدا را اذیت كرده است. (13)
زینب دختر ابو رافع می‏گوید: حضرت زهرا (س) در هنگام بیماری رسول الله صلی الله علیه و آله هر دو فرزندش را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آورد و فرمود: اینان فرزندان شما هستند. اكنون ارثی به آنان بدهید. حضرت فرمود:
«شرف و مجد و سیادتم را به حسن علیه السلام دادم و شجاعت وجود خویش را به حسین علیه السلام بخشیدم‏». (14)

اسوه‏ی بزرگواری
امام حسن علیه السلام در طول زندگی پر بركتش همواره در راه هدایت و ارشاد مردم گام بر می‏داشت و شیوه‏ی برخوردش با عموم مردم - حتی دشمنان - چنان جالب و زیبا بود كه همه را به خود جذب می‏كرد.
مورخین نوشته‏اند «روزی امام مجتبی علیه السلام سواره از راهی می‏گذشت. مردی شامی بر سر راه آن حضرت آمد و ناسزا گفت. وقتی كه فحش‏هایش تمام شد، امام علیه السلام رو به او كرده و سلامش كرد! آنگاه خندید و گفت: ای مرد! فكر می‏كنم در این جا غریب هستی... اگر از ما چیزی بخواهی، به تو عطا خواهیم كرد. اگر گرسنه‏ای سیرت می‏كنیم، اگر برهنه‏ای می‏پوشانیمت، اگر نیازی داری، بی‏نیازت می‏كنیم، اگر از جایی رانده شده‏ای پناهت می‏دهیم، اگر حاجتی خواسته باشی برآورده می‏كنیم، هم‏اینك بیا و مهمان ما باش. تا وقتی كه این‏جا هستی مهمان مایی...
مرد شامی كه این همه دل‏جویی و محبت را از امام مشاهده كرد به گریه افتاد و گفت:
«شهادت می‏دهم كه تو خلیفه‏ی خدا روی زمین هستی و خداوند بهتر می‏داند كه مقام خلافت و رسالت را در كجا قرار دهد. من پیش از این، دشمنی تو و پدرت را به سختی در دل داشتم. اما اكنون تو را محبوب‌ترین خلق خدا می‏دانم.
آن مرد، از آن پس، از دوستان و پیروان امام علیه السلام به شمار آمد و تا هنگامی كه در مدینه بود، همچنان مهمان آن بزرگوار بود. (15)

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۲۳:۰۰
اسوه‏ی ایثارگری
یكی دیگر از صفات برجسته‏ی امام مجتبی علیه السلام انفاق و بخشش بی‏سابقه‏ی اوست.
تاریخ نگاران نوشته‏اند: امام حسن علیه السلام دوبار تمام ثروت خود را در راه خدا خرج كرد و سه بار دارایی‏اش را به دو نصف كرده، نیمی را برای خود گذاشت و نصف دیگر را در راه خدا انفاق كرد. (16)
امام حسن علیه السلام ملجأ درماندگان، آرام بخش دل‏های دردمندان و امید تهیدستان بود، هیچ گاه نشد كه فقیری به حضور آن بزرگوار برسد و دست‏خالی برگردد. در همین مورد نقل كرده‏اند: مردی به حضور امام حسن علیه السلام آمد و اظهار فقر و حاجت كرد. امام حسن علیه السلام دستور داد تا پنجاه هزار درهم، به اضافه‏ی پانصد دینار به او بدهند. مرد سائل حمالی را صدا زد كه پول‏هایش را برایش ببرد. امام مجتبی علیه السلام پوستین خود را هم به آن مرد داد و فرمود: این را هم به جای كرایه به آن مرد بده. (17)
http://img.tebyan.net/big/1386/12/63162128135131018347482461772247415568189.jpg
امام حسن مجتبی علیه السلام بعد از پدر
پس از آن كه حضرت علی علیه السلام در محراب عبادت خون خویش را به پای درخت توحید نثار كرد امام مجتبی غمگین در سوگ اسوه‏ی صبر و بردباری، برفراز منبر رفت و بعد از حمد و سپاس خداوند در فرازی از سخنانش فرمود:
... لقد قبض فی هذه اللیلة رجل لم یسبقه الاولون بعمل و لا یدركه الاخرون بعمل... (18)
«شب گذشته مردی از این جهان در گذشت كه هیچ یك از پیشینیان - در انجام وظیفه و اعمال شایسته بر او سبقت نگرفتند و از آیندگان نیز كسی را یارای پا به پایی او نیست...
و سپس فرمود: علی علیه السلام در شبی رخت از جهان بست كه در آن شب عیسای مسیح به آسمان عروج كرد، یوشع بن نون جانشین موسای پیامبر نیز در آن شب درگذشت.
پدرم در حالتی دنیا را ترك كرد كه هیچ سیم و زر و اندوخته‏ای نداشت. مگر تنها هفتصد درهم كه از هدایای مردم به جا مانده بود كه قصد داشت‏با آن خدمتكاری بگیرد.
در اینجا، امام گریست و مردم نیز همصدا با حضرت مجتبی علیه السلام گریستند.
سپس ادامه داد: من پسر بشیرم، من پسر نذیرم، من از خانواده‏ای هستم كه خداوند دوستی آنان را در كتاب خویش (قرآن) واجب كرده است آن جا كه می‏فرماید:
«قل لا اسئلكم علیه اجرا الا المودة فی القربی و من یقترف حسنة نزد له فیها حسنا..». (19) بگو من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم در خواست نمی‏كنم جز دوست داشتن نزدیكانم [ اهل بیتم] ; و هر كس كار نیكی انجام دهد، بر نیكی‏اش می‏افزاییم‏».
بر این اساس دوستی ما - خاندان - همان حسنه و خوبی است كه خداوند بدان اشاره كرده است.
سپس بر جای خود نشست.
در این هنگام «عبدالله بن عباس‏» برخاست و به مردم گفت: این فرزند پیامبر شما و جانشین امام علی علیه السلام است، اكنون او رهبر و امام شماست. بیایید و با او بیعت نمایید!
مردم گروه گروه به سوی حضرت مجتبی علیه السلام روی آوردند و بیعت كردند. سپس امام علیه السلام خطبه‏ای بیان فرمود كه در آن بر لزوم اطاعت از خدا و پیامبر و اولی الامر تاكید شده بود و مردم را از پیروی شیطان برحذر داشت و اهمیت ایمان و عمل خیر را یادآور گردید (20).
امام مجتبی علیه السلام در سال چهلم هجرت و در سن 37 سالگی با مردم بیعت كرد و با آن‏ها شرط كرد كه: با هر كه من صلح كنم شما هم صلح كنید، با هر كه من جنگ كنم شما هم جنگ كنید و آن‏ها قبول كردند (21).
در ضمن امام علیه السلام نامه‏ای به معاویه نوشت و او را دعوت به بیعت كرد و متذكر شد كه اگر در امر اداره‏ی جامعه اخلال كند و جاسوس بگمارد با قاطعیت‏برخورد خواهد كرد و در مورد دستگیری و اعدام دو جاسوس وی به او هشدار داد (22).
معاویه در پاسخ امام نوشت:
... من از تو سابقه بیشتری دارم، پس بهتر آن كه تو پیرو من باشی. من نیز قول می‏دهم كه خلافت مسلمانان، پس از من با تو باشد و هر چه بیت‏المال عراق است در اختیار تو خواهم گذارد... (23) و چنین بود كه معاویه از پذیرش حق امتناع ورزید و نه تنها از بیعت ‏با امام حسن علیه السلام خودداری كرد، بلكه عملا به طرح توطئه علیه حضرت پرداخت و با خدعه و فریب و تطمیع، افرادی را برانگیخت تا نسبت‏به قتل امام علیه السلام اقدام نمایند و سرانجام این امام مظلوم در بیت‏خودش به دست همسرش «جعده‏» زهر خورانده شد و به جای این كه نوشی برای مولی باشد نیشی شد كه جگر امام مجتبی علیه السلام را پاره كرد.
امام علیه السلام با دسیسه معاویه مسموم گردید... (24) و پس از چهل روز در روز بیست و هشتم ماه صفر سال پنجاهم هجری به شهادت رسید و در قبرستان بقیع به خاك سپرده شد. چونان خورشیدی در دل زمین (25).

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۲۳:۱۰
فضائل امام حسن علیه السلام

سیوطى در تاریخ خود مى‏نویسد: «كان الحسن رضى الله عنه له مناقب كثیرة، سیدا حلیما، ذا سكینة و وقار و حشمة، جوادا، ممدوحا(6)؛ حسن [بن على داراى امتیازات اخلاقى و فضائل انسانى فراوان بود، او [شخصیتى ] بزرگوار، بردبار، با وقار، متین، سخاوتمند، و مورد ستایش بود.»
البته سبط اكبر پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله باید چنین باشد، چرا كه متقین باید داراى فضائل باشند. امام على علیه السلام فرمود: « فالمتقون هم اهل الفضائل (7)؛ پرهیزکاران، اهل فضائل هستند.»
در ذیل برخى از فضائل آن حضرت را بر مى‏شمریم .


1- محبوب رسول خدا صلى الله علیه و آله

از راه‏هاى شناخت عظمت و برترى یك انسان این است كه محبوب انسان‏هاى برتر و با فضیلت ‏باشد. در عالم هستى برتر از خاتم پیامبران صلى الله علیه و آله نداریم و حسن بن على علیهماالسلام سخت محبوب پیغمبر گرامى اسلام بود و این محبت و دوستى را در گفتار و كردار خویش ظاهر، و به اصحاب خود مى‏فهماند. بخارى از ابى بكر نقل مى‏كند كه گفت: «رایت النبى صلى الله علیه و آله على المنبر والحسن بن على معه وهو یقبل على الناس مرة و ینظر الیه مرة و یقول: ابنى هذا سید(8)؛ دیدم نبى اكرم صلى الله علیه و آله را كه بر فراز منبر بود، و حسن بن على هم با او بود. او گاهى به مردم رو مى‏كرد و گاهى به حسن، و مى‏فرمود: این فرزند من [سید و] آقاست .» و مى‏فرمود: «من احب الحسن والحسین فقد احبنى ومن ابغضهما فقد ابغضنى (9)؛ هر كه حسن و حسین را دوست ‏بدارد، مرا دوست دارد، و هر كه با آن دو دشمنى كند با من دشمنى كرده است.»
در این حدیث علاوه بر محبوبیت امام حسن علیه السلام در نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله كه خود نشانه فضیلت است، محبت او و برادرش حسین علیه السلام معیار فضیلت و خوبى‏ها قرار داده شده است، چنان كه دشمنى آن دو، نشانه مبغوضیت نزد رسول خدا و پلیدى است.
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله در جاى دیگرى فرمود: «هما سیدا شباب اهل الجنة و هما ریحانتى (10)؛ آن دو (حسن و حسین) آقاى جوانان بهشت و ریحانه من هستند.»


2- عبادت و خوف از خدا

بندگى رمز پیشرفت اولیاء الهى و زمینه ‏ساز رسیدن به اوج كمالات و فتح قله سعادت است. با عبادت، انسان محبوب خدا شده و به او تقرب مى‏یابد .
اگر ایوب و داوود و دیگر پیامبران الهى مدال افتخار دارند، به خاطر بندگى خداست كه خداوند با عبارت «نعم العبد» (11) آنان را ستوده است . و اگر خضر نبى علم لدنى داشت و پیغمبر اولوالعزمى همچون موسى علیه السلام شاگردى او مى‏كرد و جدایى از او را تلخ‏ترین حادثه زندگى مى‏دانست، در اثر بندگى او بود . قرآن كریم نام حضرت خضر را نیاورد بلكه فرمود: «فوجدا عبدا من عبادنا» (12)؛ « بنده‏اى از بندگان ما را یافتند.» كه نشان دهنده مقام بندگى و عبودیت در پیشگاه خداوند است . و اگر پیامبر خاتم، محمد مصطفى صلى الله علیه و آله به اوج قله مكاشفه و دریافت آخرین دین الهى دست‏ یازید، بر اثر بندگى بود، از این رو در شبانه روز حداقل ده نوبت عرضه مى‏داریم: «اشهد ان محمدا عبده ورسوله؛ شهادت مى‏دهم كه محمد صلى الله علیه و آله بنده و رسول خداست.» خداوند هدف از آفرینش انسان را بندگى مى‏داند و مى‏فرماید: «ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون‏» (13)؛ «من جن و انس را نیافریدم جز براى این كه عبادت كنند.»
راستى بندگى چه اكسیرى است كه در دسترس همگان قرار دارد، ولى اكثر مردم از آن بى‏خبر و نسبت ‏به آن بى‏توجه‏اند . در حالى كه تمام عزت‏ها، سربلندى‏ها و افتخارها، زیر سایه بندگى است .
امام مجتبى علیه السلام مى‏فرماید: «اذا اردت عزا بلا عشیرة، وهیبة بلا سلطان فاخرج من ذل معصیة الله الى عز طاعة الله (14)؛ هر گاه اراده عزتى بدون دار و دسته، و هیبتى بدون سلطنت داشتى، از خوارى معصیت الهى بیرون آمده، به سوى عزت طاعت‏ خداوند رو كن.»
از مصادیق كامل بندگان مقرب الهى، امام حسن مجتبى علیه السلام است كه در تمام حالات رو به سوى خدا داشت، خود را در محضر او مى‏دید و خوف عظمت الهى سراسر وجود او را پر كرده، و تمام هستى او را فرا گرفته بود.

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۲۳:۱۱
در ذیل به نمونه‏هایى در این زمینه اشاره مى‏شود:


الف) هنگام وضو

آن حضرت هنگام وضو گرفتن بدنش مى‏لرزید، و چهره‏اش زرد مى‏شد، از او درباره راز این امر سؤال شد، فرمود: «حق على كل من وقف بین یدى رب العرش ان یصفر لونه و ترتعد مفاصله (15)؛ بر هر كسى كه در پیشگاه خداوند مى‏ایستد لازم است كه [از عظمت الهى] رنگش زرد و اندامش به لرزه افتد.»


ب) هنگام ورود به مسجد

وقتى كه در آستانه مسجد قرار مى‏گرفت، سر به سوى آسمان بلند مى‏كرد و عرضه مى‏داشت: «الهى ضیفك ببابك یا محسن قد اتاك المسى‏ء، فتجاوز عن قبیح ما عندى بجمیل ما عندك یا كریم (16)؛ خدایا میهمانت درب خانه‏ات ایستاده، اى احسان كننده! [بنده] گنه‏ كار به سوى تو آمد، به خوبى آنچه نزد توست، از بدى آنچه نزد من است درگذر. اى [خداى] بخشنده.»


ج) در وقت نماز و در هر حال

امام صادق علیه السلام مى‏فرماید:« ان الحسن بن على كان اعبد الناس فى زمانه و ازهدهم و افضلهم و كان اذا حج ‏حج ماشیا و ربما مشى حافیا و كان اذا ذكر الموت بكى و اذا ذكر القبر بكى، و اذا ذكر البعث و النشور بكى، و اذا ذكر الممر على الصراط بكى و اذا ذكرالعرض على الله تعالى ذكره شهق شهقة یغشى علیه منها و كان اذا قام فى صلاته ترتعد فرائضه بین یدى ربه عزوجل و كان اذا ذكر الجنة و النار اضطرب اضطراب السلیم و سال الله الجنة (17)؛ امام حسن علیه السلام عابدترین، زاهدترین و برترین مردم زمان خویش بود، هرگاه حج‏ به جا مى‏آورد پیاده و گاهى پا برهنه بود، همیشه این گونه بود كه اگر یادى از مرگ و قبر و قیامت مى‏كرد گریه مى‏كرد. وقتى یادى از گذشتن از صراط مى‏كرد، گریه مى‏كرد، وقتى یادى از عرضه شدن در پیشگاه الهى [براى حساب و كتاب] مى‏كرد، صداى حضرت بلند مى‏شد، تا آنجا كه غش مى‏كرد [ و بیهوش مى‏افتاد]، و هر گاه براى نماز مى‏ایستاد، بند بند وجود او در مقابل خدایش مى‏لرزید و هر وقت از بهشت و جهنم یاد مى‏كرد، مانند مار گزیده مى‏پیچید، و از خداوند بهشت را درخواست مى‏كرد.»


د) بعد از نماز

در حالات آن حضرت نوشته‏اند: «ان الحسن كان اذا فرغ من الفجر لم یتكلم حتى تطلع الشمس (18)؛ امام حسن علیه السلام همواره چنین بود كه وقتى از نماز صبح فارغ مى‏شد، [باز هم بر سجاده خویش مى‏نشست و عبادت خدا مى‏كرد، ] با هیچ كس [در آن حال ] سخن نمى‏گفت: تا آنگاه كه خورشید طلوع مى‏كرد.»


ه) هنگام خواندن قرآن

در هنگام قرائت قرآن، وقتى به آیه « یا ایها الذین آمنوا» مى‏رسید، مى‏گفت: «لبیك اللهم لبیك (19)؛ اجابت كردم خدایا، اجابت كردم .»


و) هنگام مرگ و شهادت

آن حضرت هیچگاه خدا را فراموش نكرد و در تمام عمر خویش به یاد محبوب بود. از دورى دوست و خوف و عظمت او اشك مى‏ریخت؛ در نماز، در حال خواندن قرآن، ... و تا آخرین لحظه، حتى آنگاه كه در بستر شهادت قرار گرفت، گریه‏اش شدت گرفت، عرض كردند: اى پسر رسول خدا! گریه مى‏كنى در حالى كه محبوب رسول خدا هستى و رسول خدا درباره تو بسیار تعریف كرد و سخن گفت و تو بیست نوبت پیاده به حج مشرف شدى . فرمود: «انما ابكى لخصلتین؛ لهول المطلع و فراق الاحبة (20)؛ به خاطر دو چیز مى‏گریم؛ وحشت آنچه در پیش دارم و جدائى دوستان .»

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۲۳:۱۲
3- علم الهى

مهمترین امتیاز انسان نسبت‏ به سایر موجودات - حتى ملائكه - دانش و بینش است . در قرآن كریم آمده است: « وعلم آدم الاسماء كلها ثم عرضهم على الملائكة فقال انبئونى باسماء هؤلاء ان كنتم صادقین قالوا سبحانك لا علم لنا الا ما علمتنا» (21)؛ علم اسماء [علم اسرار آفرینش و نامگذارى موجودات] را همگى به آدم آموخت، بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست مى‏گویید، اسامى این‏ها را به من خبر دهید. عرض كردند: تو منزهى، ما چیزى جز آنچه به ما تعلیم داده‏اى نمى‏دانیم .»
برترین علم‏ها، علمى است كه مستقیما از ذات الهى به شخصى افاضه شود كه به آن علم « لدنى‏» گفته مى‏شود. خداوند در مورد حضرت خضر علیه السلام مى‏فرماید: « وعلمناه من لدنا علما»(22)؛ «علم فراوانى از نزد خود به او آموخته‏ایم .»
امام حسن مجتبى علیه السلام داراى چنین علمى بود . به برخى روایات در این زمینه توجه كنید:
1- عثمان بن عفان درباره علم امام حسن علیه السلام خطاب به شخصى كه در نزد او حاضر بود مى‏گوید: «ومن لك بمثل هؤلاء الفتیة اولئك فطموا العلم فطما و حازوا الخیر والحكمة (23)؛ كجا مى‏توانى مثل این جوان‏ها را پیدا كنى؟ آنان [از خاندانى هستند] كه كانون علم و حكمت و سرچشمه نیكى و فضیلتند.»
2- امام على علیه السلام درباره فرزندش امام حسن علیه السلام بعد از شنیدن سخنان او با ابوسفیان در حالى كه كودكى چهارساله بیش نبود، فرمود: «الحمد لله الذى جعل فى آل محمد من ذریة محمد المصطفى نظیر یحیى بن زكریا « وآتیناه الحكم صبیا» (24)؛ سپاس خداى را كه در میان آل محمد و در نسل پیامبر خدا، كسى را قرار داد كه همچون یحیى بن زكریاست. [ كه خداوند در مورد او فرمود:] به وى علم و دانش در كودكى عطا كردیم .»
3- معاویه، به امام حسن مجتبى علیه السلام عرض كرد: شنیده‏ام رسول خدا مقدار خرماى درخت را مى‏دانست، آیا چیزى از آن علم (الهى) در نزد شما هم وجود دارد؟ شیعیان شما چنین مى‏پندارند كه شما به همه چیز؛ آنچه در زمین است و هر چه در آسمان است آگاهى دارید. حضرت فرمود: «ان رسول الله صلى الله علیه و آله كان یخرص كیلا و انا اخرص عددا (25)؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله [مقدار] وزن و پیمانه [درخت‏ خرما] را مى‏گفت و من عدد آن را مى‏گویم .» معاویه گفت: این درخت‏ خرما چند عدد خرما دارد؟ حضرت فرمود: چهار هزار و چهار عدد. دانه‏هاى خرما را شمردند و دیدند همان مقدار است كه حضرت فرموده است .


4- شجاعت و شهامت

از صفات بارز پرواپیشگان و اولیاء خداوند، این است كه خدا در نظر آنان بزرگ و غیر او در نظرشان كوچك مى‏باشد. امیرالمؤمنین على علیه السلام درباره متقین مى‏فرماید: «عظم الخالق فى انفسهم فصغر ما دونه فى اعینهم (26)؛ خالق در جان آنان بزرگ است پس غیر او در چشمشان كوچك مى‏باشد.» سّر شجاعت اولیاى الهى نیز در همین است .
بعضى مى‏پندارند كه شجاعت امام حسن علیه السلام كمتر از ائمه دیگر بوده است . براى این كه نادرستى این پندار روشن شود به نمونه‏هایى از شهامت آن حضرت اشاره مى‏شود:
1- به نقل برخى از مورخان مانند «ابن اثیر»، «ابن خلدون‏»، «سید هاشم معروف الحسنى‏» و «باقر شریف قرشى‏»، امام حسن علیه السلام به همراه برادرش امام حسین علیه السلام در فتح شمال آفریقا با ده هزار رزمنده شركت كردند. (27)
همچنین به نقل از «طبرى‏» و «ابن اثیر»، امام حسن علیه السلام و برادرش امام حسین علیه السلام در فتح طبرستان در سال سى هجرى در كنار دیگر رزمندگان اسلام حضور داشتند. (28)
ابونعیم اصفهانى مى‏نویسد: امام حسن علیه السلام در فتوحات ایران شركت داشت و در اصفهان و گرگان كنار رزمندگان اسلام بود. (29)
2- امام مجتبى علیه السلام در جنگ جمل، در ركاب پدر خود امیرالمؤمنین علیه السلام در خط مقدم جبهه مى‏جنگید و از یاران دلاور و شجاع على علیه السلام سبقت مى‏گرفت و بر قلب سپاه دشمن حملات سختى مى‏كرد. (30)
پیش از شروع جنگ نیز، به دستور پدر، همراه عمار یاسر و تنى چند از یاران، وارد كوفه شدند و مردم كوفه را جهت ‏شركت در این جهاد دعوت كرد. (31)
او وقتى وارد كوفه شد كه هنوز «ابوموسى اشعرى‏» ، یكى از مهره‏هاى حكومت عثمان بر سر كار بود و با حكومت عادلانه امیرمؤمنان علیه السلام مخالفت نموده، از جنبش و حركت مسلمانان در جهت پشتیبانى از مبارزه آن حضرت با پیمان شكنان جلوگیرى مى‏كرد. با این حال حسن بن على علیهماالسلام متجاوز از 9 هزار نفر از شهر كوفه به میدان جنگ گسیل داشت. (32)
3- آن حضرت در جنگ صفین، در بسیج عمومى نیروها و گسیل داشتن ارتش امیرمؤمنان علیه السلام براى جنگ با معاویه، نقش مهمى به عهده داشت و با سخنان پرشور و مهیج ‏خویش، مردم كوفه را به جهاد در ركاب على علیه السلام و سركوبى خائنان و دشمنان اسلام دعوت نمود. (33)
آمادگى او براى جانبازى در راه حق به قدرى بود كه امیرمؤمنان، در جنگ صفین از یاران خود خواست كه او و برادرش حسین علیه السلام را از پیشتازى در جنگ با دشمن باز دارند، تا نسل پیامبر صلى الله علیه و آله با كشته شدن این دو شخصیت از بین نرود. (34)
آنچه بیان شد، و موارد مشابه آن، نشان از آن دارد كه امام حسن مجتبى علیه السلام فردى سخت ‏شجاع و با شهامت‏ بوده، هرگز ترس و بیم در وجود او راه نداشته است.
آن حضرت در پیشرفت اسلام از هیچ‏گونه جانبازى دریغ نمى‏ورزید و همواره آماده جهاد و مبارزه در راه خدا بود .

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۲۳:۱۲
5- معاشرت و اخلاق

امام حسن مجتبى علیه السلام تجسم عالى فضایل انسانى بود. او مقتداى پاكان و صالحان بود و خود بهره بسیار از خلق و خوى رسول خدا صلى الله علیه و آله داشت .
«علامه مجلسى‏» مى‏نویسد: مردى از شام به تحریك معاویه به امام مجتبى علیه السلام ناسزا گفت . امام مجتبى علیه السلام صبر كرد تا سخن او به پایان رسید، آن‏گاه به سوى او رفت، تبسمى كرد و به او سلام كرد و سپس فرمود: پیر مرد! فكر مى‏كنم غریب هستى و شاید در اشتباه افتاده‏اى . اگر به چیزى نیازى دارى، برآورده كنیم، اگر راهنمایى مى‏خواهى، راهنمائیت كنیم و اگر گرسنه‏اى سیرت كنیم، اگر برهنه‏اى لباست دهیم، و اگر نیازمندى، بى‏نیازت كنیم، اگر جا و مكان ندارى، مسكنت دهیم، و مى‏توانى تا برگشتنت میهمان ما باشى و ... .
مرد شامى در برابر این خلق عظیم شرمنده شد، گریه كرد و گفت: «اشهد انك خلیفة الله فى ارضه، الله اعلم حیث ‏یجعل رسالته؛ گواهى مى‏دهم كه تو جانشین خدا در زمین هستى، خدا بهتر مى‏داند كه رسالت ‏خویش را كجا قرار دهد.» و سپس فرمود: تو و پدرت نزد من مبغوض‏ترین افراد بودید، ولى اكنون محبوب‏ترین افراد در نزدم هستید. (35)


6- سخاوت و فریادرسى از محرومان

در آیین اسلام، ثروتمندان، مسؤولیت ‏سنگینى در برابر مستمندان و تهیدستان اجتماع دارند و به حكم پیوند عمیق معنوى و برادرى دینى، باید همواره در تامین نیازمندى‏هاى محرومان كوشا باشند. پیامبراكرم صلى الله علیه و آله و پیشوایان دینى ما، نه تنها سفارش‏هاى مؤكدى در این زمینه نموده‏اند، بلكه هر كدام در عصر خود، نمونه برجسته‏اى از انسان دوستى و ضعیف ‏نوازى به شمار مى‏رفتند.
پیشواى دوم شیعیان، در بذل و بخشش و دستگیرى از بیچارگان، سر آمد روزگار خویش و آرام بخش دل‏هاى دردمند و نقطه امید درماندگان بود . هیچ آزرده دلى نزد آن حضرت شرح پریشانى نمى‏كرد، جز آن كه مرهمى بر دل آزرده او مى‏نهاد و گاهى پیش از آن كه مستمندى اظهار احتیاج كند و عرق شرم بریزد، احتیاج او را بر طرف مى‏ساخت و اجازه نمى‏داد رنج و مذلت‏ سؤال را بر خود هموار سازد!
آن حضرت دو بار تمامى دارایى خویش را در راه خدا داد، و سه بار تمام اموال خود را با خدا تقسیم كرد و نصف اموال را به مستمندان بخشید. (36)
در اینجا به نمونه‏هایى از انفاق‏هاى آن حضرت اشاره مى‏شود:
1- روزى عثمان در كنار مسجد نشسته بود، مرد فقیرى از او كمك مالى خواست، عثمان پنج درهم به وى داد، مرد فقیر گفت: مرا نزد كسى راهنمایى كن كه كمك بیشترى نماید . عثمان به امام حسن و امام حسین علیهماالسلام اشاره كرد، وى پیش آن‏ها رفت و درخواست كمك نمود . امام مجتبى علیه السلام فرمود: «ان المسالة لا تحل الا فى احدى ثلاث دم مفجع، او دین مقرح، او فقر مدقع (37)؛درخواست كردن از دیگران جایز نیست مگر در سه مورد: دیه‏اى به گردن انسان باشد كه از پرداخت آن عاجز است، یا بدهى و دینى كمرشكن داشته باشد كه توان اداى آن را ندارد، و یا فقیر و درمانده گردد و دستش به جایى نرسد.» كدامیك از این موارد براى تو پیش آمده است؟ عرض كرد: اتفاقا گرفتارى من یكى از همین سه چیز است .
آنگاه حضرت پنجاه دینار به وى داد و به پیروى از آن حضرت، حسین بن على علیهماالسلام چهل و نه دینار به او عطا كرد.
فقیر هنگام برگشت از كنار عثمان گذشت، عثمان گفت: چه كردى؟ جواب داد: تو كمك كردى ولى هیچ نپرسیدى پول را براى چه منظورى مى‏خواهم؟ اما حسن بن على در مورد مصرف پول از من سؤال كرد، آنگاه پنجاه دینار عطا فرمود .
عثمان گفت: این خاندان كانون علم و حكمت و سرچشمه نیكى و فضیلتند . نظیر آنها را كى مى‏توان یافت؟ (38)
2- ابى عتیق به دنبال آن حضرت راه افتاد، حضرت با تبسم به او فرمود: حاجتى دارى؟ عرض كرد بله، از اسبت ‏خوشم آمده است . حضرت از اسب پایین آمد و آن را به او بخشید. (39)
3- كمك غیرمستقیم: همت‏ بلند و طبع عالى حضرت مجتبى علیه السلام اجازه نمى‏داد كسى از در خانه او ناامید برگردد و گاه كه كمك مستقیم مقدور حضرت نبود، به طور غیر مستقیم در رفع نیازمندى‏هاى افراد كوشش مى‏كرد و با تدبیرى خاص گره از مشكلات گرفتاران مى‏گشود .
روزى مرد فقیرى به آن بزرگوار مراجعه كرد و درخواست كمك نمود . اتفاقا در آن هنگام امام مجتبى علیه السلام پولى در دست نداشت و از طرف دیگر از این كه فرد تهیدستى از درخانه‏اش ناامید برگردد شرمسار بود . از این رو فرمود: آیا حاضرى تو را به كارى راهنمایى كنم كه به مقصودت برسى؟ گفت: چه كارى؟ فرمود: امروز دختر خلیفه از دنیا رفته و خلیفه عزادار شده، ولى هنوز كسى به او تسلیت نگفته است . نزد خلیفه مى‏روى و با سخنانى كه به تو یاد مى‏دهم، به وى تسلیت مى‏گویى و از این راه به هدف خود مى‏رسى . گفت: چگونه تسلیت ‏بگویم؟ فرمود: وقتى نزد خلیفه رسیدى بگو «الحمد لله الذى سترها بجلوسك على قبرها ولاهتكها بجلوسها على قبرك؛ حمد خدا را كه او را با نشستن تو بر قبرش پوشیده داشت و با نشستنش بر قبرت مورد هتك حرمت قرار نداد .» یعنى اگر دخترت پیش از تو از دنیا رفت و در زیر خاك پنهان شد، زیر سایه پدر بود، ولى اگر تو پیش از او از دنیا مى‏رفتى، دخترت پس از مرگ تو در به در مى‏شد و ممكن بود مورد هتك حرمت واقع شود .
مرد فقیر به این ترتیب عمل كرد . این جمله‏هاى عاطفى در روان خلیفه اثر عمیقى بر جاى نهاد و از حزن و اندوه وى كاست و دستور داد جایزه‏اى به وى بدهند . آنگاه پرسید: این سخن از آن خودت بود؟ گفت: نه، حسن بن على علیهماالسلام آن را به من آموخته است . خلیفه گفت: راست مى‏گویى، او منبع سخنان فصیح و شیرین است .

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۲۳:۱۴
در هیاهوی زندگی امروز انگار بسیاری از واژه ها, دیگر رنگ باخته . برادری, شرف, بزرگواری ... گویی به زمان دیگری تعلق دارند. به زمانی كه پدری درعین بی نیازی, می پرسد آنچه را كه می داند و پسر می گوید با آنكه می داند پدر بی نیاز است از شنیدن آن, تا كه شاید زمانی دیگر خسته ای چون من, تو, ما, بیگانگی خویش را با این كلمات بشكند ...
# امیر المومنین علیه السلام : فرزندم درستی چیست ؟
حسن بن علی علیه السلام: پدر, درستی, از میان برداشتن بدی ها بوسیله ی نیكی هاست .
#- شرف چیست ؟
نیكی كردن به خویشاوندان و تحمل بدی ایشان .
#- جوانمردی چیست ؟
پاكدامن بودن ...
#- پستی چیست ؟
به چیزهای خرد نظر داشتن و از اندك چیزی دریغ ورزیدن .
#- كرم چیست ؟
بخشیدن قبل از خواستن ...
#- فرومایگی چیست ؟
راحت خود را خواستن و به همسر بی اعتنایی كردن .
#- جود چیست ؟
بذل و بخشش در حال تنگ دستی و توانگری.
#- بخل چیست ؟
آنچه كه داری را شرافت(خود) پبنداری و آنچه كه انفاق می كنی را تلف شده بدانی.
#- برادری چیست ؟
وفاداری در سختی و آسایش.
#- ترس چیست ؟
دلیری بر دوست و گریز از دشمن .
#- غنیمت چیست ؟
گرایش به تقوی و پارسایی در دنیا , كه نیكو غنیمتی است .
#- بردباری چیست ؟
خشم را فرو خوردن و خویشتن دار بودن .
#- بی نیازی چیست ؟
دلخوش بودن به قسمت الهی , اگر چه اندك باشد ...
#- فقر چیست ؟
حریص بودن بر هر چیزی ...
#- ذلت چیست ؟
وحشت از حقیقت و راستی ...
#- رنج بیهوده چیست ؟
سخن گفتن در باره ی چیزی كه به دردت نمی خورد .
#- بزرگواری چیست ؟
در عین تنگدستی بخشیدن و گذشت از بدی ها .
#- خردمندی چیست ؟
حفظ آن چیزی كه به تو سپرده شده ...
#- بلند مرتبگی چیست ؟
انجام زیبایی ها و دوری از زشتی ها .
#- دوراندیشی چیست ؟
بسیار بردبار و بودن و با نزدیكان با نرمی رفتار كردن .
#- سفاهت چیست ؟
پیروی از فرو مایگان و همنشینی با گمراهان ...
#- محرومیت چیست ؟
از دست دادن بهره ای كه به تو داده شده است ...
#- نادانی چیست ؟
شتاب در دستیابی به فرصت ها قبل از اینكه امكان پذیر باشد و نیز خودداری از پاسخ گویی(نسبت به آنچه می دانی) و چه نیكو یاوری است سكوت در بسیاری از مواقع, هر چند كه سخنور باشی.(تحف العقول؛ صفحه 225)

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۲۳:۱۵
حلم امام حسن علیه السلام (http://tebyan.net/religion_thoughts/articles/theinfallibles/imamhassan/2004/10/28/21461.html#%D8%B5%D8%A8%D8%B1%20%D8%AF%D8%B1%20%D8 %B3%DB%8C%D8%B1%D9%87%20%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%2 0%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89%20%28%D8%B9%29)

امام حسن (ع) و سایر امامان (ع) فرهیخته و تربیت ‏شده مكتب قرآن بودند، چنان كه در روایت آمده: كنیزى شاخه گلى را به امام حسن (ع) اهدا نمود، آن حضرت او را آزاد كرد، انس بن مالك به آن حضرت عرض كرد: «آیا شما براى یك شاخه گل ناچیز، او را آزاد كردید؟»
امام حسن (ع) در پاسخ فرمود: «ادبنا الله تعالى ... ؛ خداوند ما را چنین تربیت كرده است .» آن جا كه مى‏فرماید: «اذا حییتم بتحیة فحیوا باحسن منها او ردوها؛ هنگامى كه كسى به شما تحیت گوید، پاسخ او را به طور بهتر، یا همان گونه بدهید.» (9) پاسخ بهتر همان آزاد كردن او است.» (10)
حلم امام حسن (ع) از آیات قرآن نشات گرفته بود، از جمله از این آیه كه خداوند مى‏فرماید: «... ادفع بالتی هى احسن فاذا الذى بینك و بینه عداوة كانه ولى حمیم؛ ناپسندى را با نیكى دفع كن، كه ناگاه خواهى دید همان كس كه میان تو و او دشمنى است، گویى دوستى گرم و صمیمى است.» (11)
خصلت‏ حلم امام حسن (ع) در حدى بود كه مروان یكى از دشمنان پركینه خاندان رسالت، كه امام حسن (ع) را بسیار رنج داد و آزرد، گفت: «این كارها را با كسى انجام دادم كه حلم و خویشتن‏دارى او با كوه‏ها برابرى مى‏كند.» (12) به عنوان نمونه نظر شما را به فراز تاریخى زیر جلب مى‏كنیم:
پیر مردى ناآگاه از اهالى شام در مدینه، امام حسن (ع) را سوار بر مركب دید، آنچه توانست از آن حضرت بدگویى كرد، وقتى كه فارغ شد، امام حسن (ع) كنار او آمد، و به او سلام كرد، و در حالى كه لبخندى بر چهره داشت ‏به او فرمود: «اى پیرمرد! گمانم غریب هستى، و گویا امورى بر تو اشتباه شده، اگر از ما درخواست رضایت كنى از تو خشنود مى‏شویم، اگر چیزى از ما بخواهى به تو عطا مى‏كنیم، اگر از ما راهنمایى بخواهى تو را راهنمایى مى‏كنیم، اگر كمك براى باربردارى از ما بخواهى، بار تو را برمى‏داریم، اگر گرسنه باشى تو را سیر مى‏نماییم، اگر برهنه باشى، تو را مى‏پوشانیم، اگر نیازمند باشى تو را بى‏نیاز مى‏كنیم، اگر گریخته باشى به تو پناه مى‏دهیم . اگر حاجتى دارى آن را ادا مى‏نماییم، اگر مركب خود را به سوى خانه ما روانه سازى، و تا هر وقت ‏بخواهى مهمان ما باشى، براى تو بهتر خواهد بود، زیرا ما خانه آماده و وسیع، و امكانات بسیار داریم .»
هنگامى كه آن پیر ناآگاه این گفتار مهرانگیز نشأت گرفته از حلم و صبر انقلابى امام حسن (ع) را شنید، آن چنان دگرگون شد كه اشك از چشمانش جارى گردید و گفت: «گواهى مى‏دهم كه تو خلیفه خدا در زمینش هستى، خداوند آگاه‏تر است كه مقام رسالت ‏خود را در وجود چه كسى قرار دهد، تو و پدرت مبغوض‏ترین افراد در نزد من بودید، ولى اینك تو محبوب‏ترین انسان‏ها در نزد من هستى!»
سپس او به خانه امام حسن (ع) وارد شد، و مهمان آن بزرگوار گردید، و پس از مدتى در حالى كه قلبش سرشار از محبت‏ خاندان رسالت‏ بود، از محضر امام حسن (ع) بیرون رفت. (13)
فراموش نمى‏كنم هنگامى كه حضرت امام خمینى - قدس سره - در اوایل پیروزى انقلاب در قم تشریف داشتند، روزى جمعى از چماق به دستان بدخواه، از خانه‏اى بیرون آمده و با شعار و داد و فریاد نزدیك بیت امام آمدند، امام اگر اشاره‏اى مى‏كرد، مردم به آنها حمله كرده و آنها را تار و مار مى‏كردند، ولى امام در عین شجاعت و صلابت‏ بى‏نظیرى كه داشت، در این مورد صلاح اسلام را در حلم و صبر انقلابى دید، با حلم كم نظیرى، سكوت كرد، و قریب به این مضمون فرمود: «كارى به آنها نداشته باشید، مساله به مرور زمان حل خواهد شد .»
همان گونه كه امام فرموده بود؛ مساله به طور طبیعى حل شد. آرى گاهى حلم و صبر انقلابى، این گونه پى‏آمدى درخشان دارد، و كارسازتر از عكس‏العمل‏هاى دیگر خواهد بود .
امام حسن (ع) در عصر حكومت‏ خودكامه معاویه، در وضعیتى قرار گرفت كه اگر صلح تحمیلى را ( كه به معناى آتش بس و متاركه جنگ موقت، مشروط به شرایط بود) نمى‏پذیرفت، و با خصلت والاى حلم و صبر انقلابى، با آن برخورد نمى‏كرد، كیان تشیع در خطرى عظیم، و جان همه شیعیان در معرض نابودى جدى قرار مى‏گرفت . از این رو، در پاسخ به معترضان فرمود: «واى بر شما! شما نمى‏دانید كه من چه كرده‏ام، سوگند به خدا پذیرش صلح من براى شیعیانم بهتر است از آنچه خورشید بر آن مى‏تابد و غروب مى‏كند ... .» (14)
شاید بر همین اساس بود كه پیامبر (ص) با بینش جهانى و پیش بینى وسیعى كه داشت، در شأن امام حسن (ع) فرمود: «لو كان العقل رجلا لكان الحسن (15)؛ اگر عقل، خود را به صورت مردى نشان دهد، آن مرد، حسن (ع) است .»

رفتار پرصلابت (http://tebyan.net/religion_thoughts/articles/theinfallibles/imamhassan/2004/10/28/21461.html#%D8%B5%D8%A8%D8%B1%20%D8%AF%D8%B1%20%D8 %B3%DB%8C%D8%B1%D9%87%20%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%2 0%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89%20%28%D8%B9%29)

پر واضح است كه داشتن خصلت‏ حلم، یك قانون غالبى است نه دائمى، باید موارد را شناخت و بر اساس ضوابط اسلامى با آن برخورد كرد، در بعضى از موارد باید سد حلم را شكست و فریاد زد و شدت عمل نشان داد، در آن مواردى كه حلم موجب سوء استفاده گمراهان گردد. چرا كه همیشه افرادى هستند كه از شیوه حلم بزرگان، سوء استفاده مى‏كنند، و تا زیر ضربات خرد كننده شلاق مجازات قرار نگیرند، دست از كردار زشت ‏خود برنمى‏دارند، در این گونه موارد باید در برابر آنها شدت عمل نشان داد، تا ایجاد مزاحمت نكنند، لذا در زندگى امام حسن مجتبى (ع) ملاحظه مى‏كنیم، در عین آن كه به حلم معروف بود، در بعضى از موارد، فریادى چون صاعقه داشت كه تار و پود دشمنان را مى‏سوزانید. به عنوان نمونه؛ پس از ماجراى صلح تحمیلى، معاویه به كوفه آمد، و در میان ازدحام جمعیت ‏برفراز منبر رفت، در ضمن گفتارش با گستاخى بى‏شرمانه‏اى از امیرمؤمنان على (ع) بدگویى نمود، هنوز سخن او به پایان نرسیده بود كه امام حسن (ع) بر پله آن منبر ایستاد، و خطاب به معاویه فریاد زد: «اى پسر هند جگر خوار! آیا تو از امیرمؤمنان على (ع) بدگویى مى‏كنى، با این كه پیامبر (ص) در شأن او فرمود: «من سب علیا فقد سبنى، و من سبنى فقد سب الله، و من سب الله، ادخله نار جهنم خالدا فیها مخلدا و له عذاب مقیم؛ كسى كه به على (ع) ناسزا گوید، به من ناسزا گفته، و كسى كه به من ناسزا گوید، به خدا ناسزا گفته، و كسى كه به خدا ناسزا گوید، خداوند او را براى همیشه وارد دوزخ مى‏كند، و او در آن جا همواره گرفتار عذاب الهى است.»
آن گاه امام حسن (ع) از منبر پایین آمد و به عنوان اعتراض از مسجد خارج شد و دیگر باز نگشت. (16)
برخوردهاى پرصلابت امام حسن (ع) در برابر معاویه و مزدوران او، بسیار است، كه به همین یك نمونه بسنده شد. (17)

فعالیت در امور سیاسی (http://tebyan.net/religion_thoughts/articles/theinfallibles/imamhassan/2004/10/28/21461.html#%D8%B5%D8%A8%D8%B1%20%D8%AF%D8%B1%20%D8 %B3%DB%8C%D8%B1%D9%87%20%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%2 0%D9%85%D8%AC%D8%AA%D8%A8%D9%89%20%28%D8%B9%29)

اینك این سؤال مطرح مى‏شود كه امام حسن (ع) بعد از شهادت پدر بزرگوارش حضرت على (ع) با آن كه آن حضرت ده سال امامت كرد، تنها شش ماه و چهار روز خلافت و حكومت نمود، و سپس از كوفه به مدینه رفت و از سیاست و حكومت دورى نموده و انزوا را برگزید، آیا این روش كه نشأت گرفته از حلم او بود، كناره‏گیرى از سیاست نیست؟
پاسخ به طور خلاصه این است كه شرایط و جوى كه دشمنان و بدخواهان، و حتى دوستان، براى آن حضرت ایجاد كردند، آن حضرت را قهرا از سیاست و حكومت دارى كنار زدند، نه این كه او خودش كنار رفت، و هرگز حلم او باعث این كار نشد، بلكه شرایط و صلاح اسلام، چنین اقتضاء مى‏كرد، از این رو در مدینه نیز در فرصت‏هاى مناسب، مطالب را به طور صریح بیان مى‏كرد، و با روش معاویه مخالفت مى‏نمود، به همین دلیل معاویه نتوانست وجود آن حضرت را تحمل كند، و با پیام‏هاى محرمانه‏اش، جعده دختر اشعث را كه همسر امام حسن (ع) بود، واداشت تا آن حضرت را مسموم نماید. شهادت جانسوز او بزرگترین دلیل بر دخالت او در سیاست، و صلابت او در طاغوت زدایى است، چنان كه حلم او نیز در این راستا بود

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۲۳:۲۰
این نگاههای ماست که زندگی ما را تعریف می‌کند و قدر و ارزش ما را رقم می‌زند. ارزشی که شاید کمتر هم به آن فکر کنیم. ما چگونه به زندگی می‌نگریم؟ از دریچه‌ای تنگ محدود یا از دریچه‌ای وسیع و گسترده؟ واقعاً دیگران در زندگی ما چه جایگاهی دارند؟ آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده‌ایم؟
در آئین و مذهب ما، درباره موضوعات و مسائل اجتماعی، بسیاری از ظرافتها وجود دارد که چه بسا ما کمتر از آنها اطلاع داشته باشیم و آموزه‌های اهل بیت (علیهم السلام) نکات دقیق اخلاقی فراوانی دارند که پیچ و خم زندگی را برایمان تبیین می‌کند. اهل بیت (علیهم السلام) همانگونه که رابطه ما با پروردگار مهربانمان را تبیین می‌کنند، از نحوه نگرش و چگونگی تعامل ما با مردم نیز سخن می‌گویند. آیا تا بحال از خود پرسیده‌ایم که ائمه ما چگونه به زندگی می‌نگرند و بهترین زندگی را چگونه توصیف می‌کنند؟ روزی فردی دقیقاً به دنبال همین بود و می‌خواست تا نگرش امام مجتبی (علیه السلام) را به زندگی ببیند. لذا همین پرسش را از آن حضرت پرسید ...
از امام مجتبی (علیه السلام) پرسید: بهترین مردم از نظر زندگی چه کسی است؟
فرمود: "کسی که مردم را در رفاه خود شرکت دهد."
سپس پرسید: بدترین مردم از نظر زندگی کیست؟
فرمود: "کسی که در خوشی‌اش شریکی ندارد."(تاریخ یعقوبی، جلد 2، صفحه 227- 226)
سیره امامان ما چنین بود که به فرزندان و شیعیان خود می‌آموختند تا در زندگی بیرونی و درونی خود مردم را شرکت دهند و به آنها کمک کنند.

اگر کمی در این کلام امام مجتبی (علیه السلام) دقت کنیم، می‌یابیم که حضرت از "مردم" سخن به میان می‌آورند، نه مؤمنین و شیعیان و مسلمانان. از این جا معلوم می‌شود که تعاون و همیاری به "مردم" مرتبط می‌شود و شرط آن تدین و اسلام و ایمان نیست؛ اگر چه یاری و دست گیری از دانشوران، مؤمنان و دوست‌داران اهل بیت (علیهم السلام) جایگاه خاصی دارد ...
ولی ما چگونه می‌توانیم مردم را شریک زندگی خویش قرار دهیم؟ واقعیت این است که نحوه شرکت دادن مردم در زندگی برای هر کسی با دیگری فرق می‌کند. مثلاً کسی که پزشک است، با معالجه بیماران، مردم را در زندگی و علم و توانایی خود سهیم می‌کند؛ کسی که از سرمایه کافی برخوردار است، با کمکهای مالی و کسی که آبرو و موقعیت اجتماعی دارد، با حل مشکلات مراجعان، مردم را در زندگی خویش شریک می‌نماید و کسی که علم و دانش دارد، با علم و دانش خود به مردم خدمت می‌کند. حتی ممکن است کسی با ارائه طریق و انجام مشاوره، افرادی را به هدف عالی و روشن برساند. اینها همه مصادیق شرکت دادن مردم در زندگی ما هستند. شریک دانستن مردم در زندگی، روش امامان و پیشوایان ماست و حتی تربیت یافتگان مکتب آنها نیز این چنین بودند. لذا تعبیری که امام مجتبی (علیه السلام) در این روایات برای همیاری با مردم بکار می‌گیرند، "شریک کردن" است که نهایت صمیمیت و مهر را القا می‌کند و نظر خداوند و ائمه اطهار (علیهم السلام) را بیان می‌دارد که مردم در اموال یکدیگر - که همگی از خداست- شریک هستند.
همین منطق و همین نحوه نگرش به زندگی است که بدترین مردم را هم کسی می‌داند که در زندگی اش شریکی ندارد و کسی را به امکانات زندگی خویش راه نمی‌دهد.
حال من و تو باقی مانده‌ایم و یک پرسش؛ ما در کدامین گروه هستیم و چگونه زندگی می‌کنی

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۲۳:۲۲
یا حسن ابن علی

میلاد کریم اهل بیت، حضرت امام حسن محتبی(علیه السلام) بر همگان تبریک و تهنیت باد!


کریم آل الله رسیده
سحره یا سپیده
جمالش رو یوسف ندیده
که دستاش رو بریده
ماه رمضونه بهاره
شبه عشقه دوباره
دو چشم گریون خماره
نگاهم تاره تاره!

askari110
۱۳۸۷/۰۶/۲۵, ۲۳:۳۰
میلاد با سعادت غریب مدینه :Gol:گل :Gol:زهرا وعلی؛ میوه باغ نبوی ؛صاحب خلق وخوی حسنی:Gol: آقا امام حسن مجتبی:Gol:را به همه شما دوست دارن وپیروان مکتبش تبریک عرض می کنم.

تقدیم به پیشگاه منورش صلوات
اللهم صل علی محمد وآل محمدوعجل فرجهم

a3emoon
۱۳۸۷/۰۶/۲۶, ۰۰:۲۹
اي مولود خجسته رمضان!
اي بدر تمام ماه خدا!
تو تنهاترين فرزند رمضاني و آسمان، در پيشگاه كرم و بخشش تو، با اين همه ابرهاي باران زايش، گمشده اي غريب بيش نيست. رسول رحمت، تو را بر شانه ي خويش سوار مي كرد و بر تو مباهات مينمود. تو ادامه محمد (ص) و كرانه علي (ع) هستي. تو امام مايي و ما مُريد و دلداده تو.
و اينك دربهار شكفتن تو، در فصل خدا، بر خود از رهبري تو مي باليم و بر نامت كه زينت همه خوبي ها و نيكي هاست، افتخار مي كنيم.

ميلاد با سعادت خُلق نيكوي سرمدي، حضرت امام حسن مجتبي (ع) بر روزه داران، ميهمانان ضيافت الهي مبارك باد

شهودي
۱۳۸۷/۰۶/۲۶, ۰۸:۰۷
آیت نور

نیمه ماه خدا ، نور خدا آمد ، خوش آمد

سبط پیغمبر ، امام مجتبی آمد ، خوش آمد



شد گلستان ، دامن زهرا ز ریحان محمد

میوه قلب علی مرتضی آمد ، خوش آمد



حجت آمد ، رحمت آمد ، مقدمش بادا مبارک

سرور آمد ، رهبر آمد ، مقتدا آمد ، خوش آمد



آن حسن خلق و حسن خوی و حسن روی و حسن موی

آیت نور خدا ، سر تا به پا آمد ، خوش آمد



نور سرمد ، پور حیدر ، جان احمد ، روح زهرا

مظهر حلم و عطا ، صدق و صفا آمد ، خوش آمد



سبط اول ، رکن دوم ، مرد سوم ، فرد چارم

نور چشم پنجم آل عبا آمد ، خوش آمد



بدر ساطع ، حلم شافع ، صبر جامع ، صلح قاطع

آن که دارد این صفات از کبریا آمد ، خوش آمد


سید رضا مؤید

سفیر
۱۳۸۷/۰۶/۲۶, ۰۹:۰۳
:Mohabbat: سلام بر اقیانوس کرامت :Mohabbat:



سلام بر لحظه‏هایی که تو را آوردند!

سلام بر آغوش «کوثر»، که با رسیدن تو مادرانه شد!

سلام بر لبخند سرافراز علی علیه‏السلام ، که در طلوع تو اتفاق افتاد!

سلام بر لب‏های رسول اللّه‏ که میلاد تو را به درگاه پروردگار، سبحه گفت و نام یگانه‏ات را از دست جبرئیل گرفت و در گوش عصمتت زمزمه کرد!

سلام بر تو، امامتِ فردای پس از علی!

سلام بر تو، شباهتِ بی‏شائبه محمدی!

سلام بر اقیانوس کرامت و سخاوتی که از دامان «کوثر» و «ابوتراب» برخاسته و مقدر است که در روزگارانی نه چندان دور، وارث تمام صبر فاطمی و عدل علوی، در زمانه بی‏حیدر، امیرالمؤمنین باشد و زخم‏ها و طعنه‏های روزگار را جز به سکوت، پاسخی بر زبان نیاورد!


www.hawzah.net

سفیر
۱۳۸۷/۰۶/۲۶, ۰۹:۱۰
:Hedye:به میهمانی لبخند علی علیه‏السلام و فاطمه علیهاالسلام برویم:Hedye:




ماه به نیمه رسیده است، دارد باران شکوفه و لبخند می‏بارد و شهر، در زلال تبسم خداوند، نفس تازه می‏کند.

شهر، سال سوم هجری را نفس می‏کشد و بشارتی که از فقیرترین خانه تکثیر می‏شود کام‏ها را شیرین کرده است. علی و فاطمه علیهماالسلام ـ این دو روح کامل آفرینش ـ به نوزاد خویش می‏نگرند؛ به اولین ثمره پیوندشان، آن وقت، رو به خداوند می‏چرخند و به شکرانه این مولود، سر به سجده شکر می‏برند.

علی و فاطمه به نوزاد خویش می‏نگرند. به قداستی که باید به ارث برده باشد، می‏اندیشند و به صبری که باید با گوشت و خونش عجین شده باشد و در معصومیت‏اش غرق می‏شوند.

نامی از آسمان

و آن‏گاه پیامبر، از راهی که در متن تهنیت ملائک می‏درخشد، با سلامی به برکت این روز، به حجره کوچک آن دو بزرگوار می‏آید. کودک را عاشقانه در آغوش می‏فشارد.

جبرئیل، نام زیبای حسن را به چشم‏روشنی می‏آورد. پیامبر این نام را با اذان و اقامه‏ای سبز، متبرک می‏کند.

راستی کدام نام نیک برازنده‏اش نیست؛ وقتی او امین و زکی در میان خاک‏نشینان و پرهیزکار و کریم خاندان وحی است؟!

کدام نام نیک، برازنده‏اش نیست، وقتی سید و پیشوای نیکان خوانده می‏شود و خاطره بهشت را با خود دارد؟!


www.hawzah.net


رقیه ندیری

سفیر
۱۳۸۷/۰۶/۲۶, ۰۹:۱۲
:Ebraz Doosti: اگر تو نبودی... :Ebraz Doosti:



اگر تو نبودی، کدامین سرو را به قامت قیامت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله تشبیه می‏کردند و شاعران، با کدامین واژه، مهربانی یاس را صدا می‏کردند و آسمان، ماه را با کدامین نام به میهمانی ستاره‏ها می‏خواند؟

سرور جوانان بهشت! اگر تو نبودی، نامه زیبارویان را چه کسی مهر تأیید می‏زد و کدامین معنی، واژه عطای بی‏منت را دلالت می‏کرد؟ ای دلیل عشق‏ورزی شیعه، ای مظلومیّت عشق در مغاک عقل!

www.hawzah.net

سفیر
۱۳۸۷/۰۶/۲۶, ۰۹:۴۱
حسن از من است ومن از اویم ؛ هر که دوستش بدارد ، خداوند دوستدار او است .



:Gol:پیامبر اکرم”ص”:Gol:






امام حسن (ع) در همه حال خدای سبحان را یاد می کرد .



:Gol:امام سجاد (ع):Gol:

سفیر
۱۳۸۷/۰۶/۲۶, ۰۹:۴۳
امام حسن (ع) در عبادت و صدقه دادن سخت کوش بود .



:Rose:امام باقر (ع):Rose:






امام حسن (ع) در خلقت وسیرت وشرافت شبیه ترین مردم به رسول خدا بود .



:Rose:امام صادق (ع):Rose:

سفیر
۱۳۸۷/۰۶/۲۶, ۰۹:۵۱
:Mohabbat:شرايط دوست‌يابي از منظر کريم اهل بيت عليه السلام:Mohabbat:

فرزندم! با کسي دوستي مکن مگر اين که:
1. به خوبي او را بشناسي که از کجا آمده و به کجا مي‌رود.
2. او را امتحان کن (که آيا شايسته دوستي است يا خير)

و چون به زندگي دوستانه با وي راضي گرديدي:
1. از لغزش‌هايش چشم‌پوشي کن.
2. در گرفتاري‌هايش او را مدد فرما.

عرشیا
۱۳۸۷/۰۶/۲۶, ۱۱:۳۰
سایه الطاف یارم مستدام
ای کریم آل طه السلام
السلام ای دلبر شیرین سخن
ای امام مهربانم یا حسن
سفره دار خاندان مصطفی
ای کریم ابن کریم ای مجتبی
لو ءلوء لالای دریای ولا
ای فروغ دیدگان مرتضی
تو به خلقت دومین روشنگری
اولین میراث دار حیدری
روی تو تابنده تر از آفتاب
و زدمت دارد حیات آب حیات
ای کرامت تا ابد مرهون تو
بردباری گشته است مجنون تو
ای امام صبر وتسلیم ورضا
آمدی خوش آمدی یا مجتبی
چشم هستی محو سیمای تو بود
یک نگاهت دل ز پیغمبر ربود
از قدومت ای نگار مه جبین
شد مدینه همچنان خلد برین
ماه در ماه خدا پیدا شده
مژده که مولای ما بابا شده
فاطمه می بوسد این مه پاره را
حور می جنباند این گهواره را
یثرب از فیض تو چون گلشن شده
چشم زهرا مادرت روشن شده
رشته قنداق تو حبل المتین
سیدی یا ابن امیرالمومنین
مهد تو دامان پاک مادر است
ذکر لالایی تو با حیدر است
فرش راهت باشد از بال ملک
گرد قنداق تو می گردد فلک
در بغل بگرفت پیغمبر تورا
مثل گل بوئیده است حیدر تورا
آمدی و فاطمه خرسند شد
نقش بر لعل علی لبخند شد
آمدی و قلب زهرا جان گرفت
گوئیا مه پاره در دامان گرفت
از دو دیده اشک می بارد علی
گوئیا قرآن به بر دارد علی
در ملاحت همچو زهرا مادرت
در فصاحت همچو جد اطهرت
ضربه شصت تو را صفین دید
برق تیغت قلب ظلمت را درید
این صدای توست یا بانگ سروش
از سر هستی برد صوت تو هوش
صد چو حاتم از ازل مهمان تو
کلب یثرب شد شریک خوان تو
تو مسیحای دل مایی حسن
تو عصای دست زهرایی حسن
شرح غمهای تو می داند خدا
شرح آن ثبت است اندر کوچه ها
حامل سر مگویی یا حسن
شاهد آن گفتگویی یا حسن
ای همه بود ونبود فاطمه
زائر روی کبود فاطمه
دیده ای در شعله ها پروانه را
مادر گم کرده راه خانه را
شهره گشته زیر این سقف کبود
در غریبی کس به مانندت نبود
در زمین قدر تو را نشناختند
بر تو بازخم زبان می تاختند
کاش می شد آندم این هستی خراب
که مذل المومنین گشتی خطاب
((گاه از دستت عصایت میکشند
جانماز از زیر پایت می کشند))
نعمت صلح تو باشد بی حساب
نعمتی بر تر زنور آفتاب
صلح تو با کربلا عین همند
با همند وهمچو تیغی دو دمند
از همان آغاز از روز نخست
دل گرفتار کمند زلف توست
در دل ذرات مهرت جاری است
ناوک مژگان عشقت کاری است
گرچه غرق در گناهم یاحسن
جان زهرا کن نگاهم یا حسن
مستمندم مستمندم کن عطا
یک مدینه یک نجف یک کربلا

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۶/۲۶, ۱۱:۵۷
http://img03.picoodle.com/img/img03/7/2/25/f_egxrh0m_3fe1b98.gifhttp://shiaupload.ir/images/v6zpt38bvmi7u8a93z0.gifhttp://img01.picoodle.com/img/img01/7/2/25/f_egxrh1m_0382d78.gif



حسن امير دل است و حسن يدالله است



http://img27.picoodle.com/img/img27/5/11/25/f_flower558m_5ac0e8a.gif
تمام شهر مدينه ستاره باران شد
نسيم آمد و دل مست عطر رضوان شد
ز آسمان شده نازل دوباره يک قرآن
که نقل مجلس خوانندگان قرآن شد
به روي دست پيمبر نظر بيندازيد
هنرنمايي دست خدا نمايان شد
کسي به دين پيمبر اگر که شکي داشت
فقط به پاس تماشاي او مسلمان شد
رسد ز کعبه براي خلائق گمراه
طنين اشهد ان حسن ولي الله
خدا به دست علي بوتراب مي بيند
علي به جام نگاهش شراب مي بيند
نگاه حضرت جبريل قاصد قرآن
به رحل پاي پيمبر کتاب مي بيند
قسم به قطره ي باران ديده ي زهرا
هرآنکه داده عذابش عذاب ميبيند
عدو به معرکه ي جنگ خيره استاده
در آسمان شجاعت عقاب مي بيند
براي آنکه شود نازل افضل برکات
نثار روي درخشنده ي حسن صلوات
کتاب حسن حسن را مولف الله است
حسن امير دل است و حسن يدالله است
حسن به عالم امکان فقط يکي باشد
زمان خواندن آيات قل هو الله است
ز لطف حق تعالي حسن امير من است
لبم هميشه معطر به حسبنا الله است
ز حکمت حسني پرورنده شد عباس
دليل آن فقط اين شد که غيرت الله است
امير بي مثل در جزيره اي مولا
امام دوم اهل عشيره اي مولا
خدا به عبد کريمش ارادتي دارد
نگاه عاشق مولا حکايتي دارد
ميان شهر مدينه هميشه معروف است
سراي او که غذاهاي حضرتي دارد
بدون آنکه بگويي تو مشکلت حل است
بداند او که گداي خجالتي دارد
اگر چه مرد کريم است و مهربان بوده
ولي براي عدويش صلابتي دارد
رسيد مصرع آخر و قطعه جالب شد
فقط ولادت او بود روزه واجب شد
قرار سينه و سنگ صبور زينب بود
حسن اميد وحسن شوق وشور زينب بود
قيام قد حسن تازه دست برسينه
فقط به خاطر يمن حضور زينب بود
شبي که زائر مادر شده به نيمه ي شب
رخ حسن چو چراغ عبور زينب بود
و ارث هيبت احمد ميان چشمانش
همين نشان و دليل غرور زينب بود
ترانه ي دل زينب حسن حسن بوده
هماره عاطفه بر لب حسن حسن بوده
http://img27.picoodle.com/img/img27/5/11/25/f_flower558m_5ac0e8a.gif


ميلاد فرخنده كريم اهل بيت ؛ امام حسن محبتي عليه السلام بر شيفتگان
خاندان عصمت و طهارت عليهم السلام مبارك باد
http://img32.picoodle.com/img/img32/4/6/8/f_novremindbam_5428bff.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۷/۰۶/۲۶, ۱۲:۲۱
http://img01.picoodle.com/img/img01/7/2/25/f_flor193m_367f810.gifhttp://img26.picoodle.com/img/img26/9/8/3/f_13972006040m_d0692a3.gifhttp://img01.picoodle.com/img/img01/7/2/25/f_flor192m_722272c.gif
ويژه نامه ميلاد كريم اهل بيت امام حسن
مجتبي عليه السلام


http://www.animation-station.com/flowers/images/flowr010.gif
ميلاد با سعادت خُلق نيكوي سرمدي،
حضرت امام حسن مجتبي (ع) بر روزه داران،
ميهمانان ضيافت الهي مبارك باد.
http://www.animation-station.com/flowers/images/flowr010.gif



باآمدنت جهان گلستان شده است


چشم و دل ما شكوفه باران شده است




اي صبح بهاري ازصفاي قدمت


اين باغ پراز لاله و ريحان شده است




تومظهر نوري در آفاق وجود


خورشيد ز روي تو درخشان شده است




خورشيد كه ديده كه به شب جلوه كند؟


جزمهر تو كاين گونه نمايان شده است




http://shiaupload.ir/images/qw1wtun5dm2wzsqc0tp3.jpg


اي مولود خجسته رمضان! اي بدر تمام ماه خدا! تو تنهاترين فرزند رمضاني و آسمان، در پيشگاه كرم و بخشش تو، با اين همه ابرهاي باران زايش، گمشده اي غريب بيش نيست. رسول رحمت، تو را بر شانه هاي خويش سوار مي كرد و بر تو مباهات مينمود. تو ادامه محمد (ص) و كرانه علي (ع) هستي. تو امام مايي و ما مُريد و دلداده تو.


و اينك در بهار شكفتن تو، در فصل خدا، بر خود از رهبري تو مي باليم و بر نامت كه زينت همه خوبي ها و نيكي هاست، افتخار مي كنيم.
http://www.animation-station.com/flowers/images/flowr010.gif



حسن مجتبي اولين مژده از كوثري است كه خداوند بر حبيبش وعده داده بود. حسن اولين گل از بوستان علي و فاطمه، اولين وارث بزرگي والدين بزرگوارش و نخستين كسي است كه يا بن رسول ا... لقب يافت و دهان دشنام گوياني كه پيامبر را ابتر مي خواندند، بست.
زندگي امام حسن سكوتي تحميلي است در ميان دو فرياد، فرياد امام علي بر " قاسطين و مارقين و ناكثين" و فرياد امام حسين بر ظلم و انحطاط حكومت يزيد و هر دو چه خونين به پايان رسيدند. علي را در محراب عبادت فرق سر شكافتند و حسين را در صحراي عطشناك كربلا با 72 تن از بهترين ياراني كه هر رهبري آرزوي آنان را دارد، در بستر خون نشاندند. خون و رنگ سرخ آن جاودانه ترين رنگ ها در حافظه تاريخ است. فرق خونين علي و پيكر خونرنگ حسين در تمام تاريخ نه تنها شيعه كه تمام فرق اسلامي در خاطره ها باقي ماند و حركت ساز شد. ولي زندگي سياسي امام حسن در دوران محيلانه و سياستمدارانه معاويه سپري شد. معاويه يك به يك ياران امام حسن را از گرد ايشان پراكند و صلح ناخواسته را به ايشان تحميل كرد. امام حسن تنهاترين سردار تاريخ اسلام است. به ياد آوريم سخن ايشان به يكي از يارانشان را كه فرمودند اگر به اندازه اين گله گوسفند همراه داشتم لحظه ايي در قيام ترديد نمي كردم و وقتي آن يار امام ، گوسفندان گله را شمارش كرد تعداد آنها را كمتر از انگشتان دست يافت ( نقل به مضمون) و امام حسين در برابر برادر چه خوشبخت بود كه در روز عاشورا و واقعه كربلا 72 تن يار جاني داشت كه حاضر بودند 70 بار بميرند و زنده شوند و باز هم در ركاب امام به شهادت رسند. حال در مقايسه اين دو برادر، كداميك مظلومترند؟ حسن در تنهايي اش و شهادت خاموش با زهر ، و يا حسين در ميان 72 تن ياران جاني اش و شهادت خونگرش؟ اين دو برادر نيمه هاي يك حقيقت اند، هر دو برابر! همانندي اين دو چنان بود كه هر دو به يك نام خوانده شدند ( حسين صورت مصغر حسن است: حسن كوچك).
سكوت حسن و خانه نشيني وي را بايد از جنس سكوت 25 ساله علي دانست. آنچه علي را در مقابل غاصبان جايگاه به حق اش به سكوت واداشت چه بود؟ علي را بيم آن بود كه دست بردن به شمشير در برابر غاصبان ولايت و تبديل كنندگان آن به خلافت، ريشه اسلام را كه بسيار نو پا و جوان بود، بخشكاند. به راستي از ولايت تا سلطنت راه بسيار است و تبديل اين دو لامحال ؛ كه ضدين و نقيضين هم هستند ولي خلافت را با سلطنت راه چنداني نيست. خلافت عثمان راه اندكي پيمود تا به سلطنت موروثي سلسله بني اميه منجر شد.
و حسن وارث همان زخم هايي بود كه بي وفايي هاي مردم كوفه بر جان علي نشاندند، حسن وارث همان سكوت علي شد براي حفظ اسلام! براي حفظ مرارت هاي 23 ساله رسول اكرم. امام حسن خود مي فرمايند: "... من ديدم كه به مردم كوفه نمي شود اعتماد كرد، هر كس بخواهد به كمك آنان پيروز شود شكست خواهد خورد... پدرم از ناحيه آنان سختي ها كشيد و زجرهاي زيادي را تحمل كرد".(1)
و همچنين امام حسن (ع) درباره سيانت از دين اسلام فرمودند: « ترسيدم ريشه مسلمانان از زمين كنده شود و كسي از آنان باقي نماند از اين رو خواستم با مصالحه ايي كه صورت گرفت، حافظ و نگهداري براي دين باقي بماند».(2)
امام حسن بلافاصله پس از بيعت مردم كوفه با ايشان به كار ساماندهي سپاه پرداختند و « ... معاويه مي دانست كه حسن بن علي از محبوبيت بسيار زيادي در ميان مسلمانان برخوردار است و در اندك زماني جاي خالي پدر را پر خواهد نمود...»(3) لذا معاويه كوشيد امام را در زاويه قرار دهد، وي فرماندهان سپاه امام حسن را با پرداخت رشوه خريداري نمود و شايعه صلح را پيش از تحقق آن پراكند و تمام اين عوامل به اضافه سست نهادي و ضعف ايمان سپاهيان امام سبب شد كه امام حسن به دلايل فوق الذكر پيمان صلح را بپذيرند.
« امام حسن در جمع مردم كوفه در مسجد چنين فرمودند... اي معاويه چنانچه من انصار و اعواني داشتم هرگز كار به مصالحه نمي انجاميد و با تو بيعت نمي كردم.»(4)
پيامبر گرامي اسلام در حديثي اين عمل امام حسن را سالها پيش از آن تائيد كرده بودند. پيامبر اكرم با اشاره به امام حسن فرمودند: « ... ان ابني هذا سيد و ان ا... سيصلح به بين فئتين من المسلمين عظمتين. همانا اين فرزند من آقا و سرور است و خداوند سبحان به واسطه او در ميان دو گروه بزرگ از مسلمانان صلح برقرار خواهد كرد».­(5)
امام حسن شبيه ترين خلق به پيامبر بود: « اشبهت خلقي و خُلقي تو از لحاظ خلق و خوي و آفرينش مانند من هستي » ­(6)
و چه به جا بود كه اين شبيه ترين خلق به رسول خدا كوشاترين فرد در پاسداري از دين رسول خدا باشد. و زمينه ها را براي قيام برادرش و همتايش، حسين آماده سازد.
پي نوشت :

احمدزماني – حقايق پنهان پژوهشي از زندگاني سياسي امام حسن مجتبي




http://www.animation-station.com/flowers/images/flowr010.gif

.:MONTAZER:.
۱۳۸۷/۰۶/۲۶, ۱۹:۵۸
مادرش گفت که گریا نشود رو جزا
آن دو چشمی که کندگریه برای حسنم

میلاد امام حُسن و مهربانی، امام عطا و کرم، حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام) تبریک و تهنیت باد

خادم گالری
۱۳۸۸/۱۱/۲۳, ۱۸:۵۵
http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_imam-h-11.jpg


امروز همه جا ساکت و آروم است. گویی که اتفاقی افتاده است. اتفاقی که همه جا را سیاه پوش کرده است. شاید اگر از پرنده های غمگینی که امروز روی درختان نشسته اند و دیگر آواز نمی خوانند بپرسید، به شما بگویند که چه اتفاقی افتاده است.
آری! امروز روز شهادت امام دوم ما شیعیان، امام حسن مجتبی علیه السلام است. ضمن عرض تسلیت به شماامیدوارم که همه ما، دوستان خوب امام حسن مجتبی علیه السلام باشیم.


http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_namad-h.jpg (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=18605) ۩۞۩ ╬ ۩۞۩ ويژه نامه شهادت مظلومانه امام حسن مجتبي عليه السلام ۩۞۩ ╬ ۩۞ (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=18605)
http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_namad-h.jpg چهل سخن حکمت آموز از امام حسن مجتبی (ع) (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=14963)
http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_namad-h.jpg دفتر شعر در وصف امام حسن (ع) (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=10329)
http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_namad-h.jpg مناظرات امام حسن (ع) (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=11441)
http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_namad-h.jpg امام حسن (ع) و مهربانی با یتیم (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=15035)
http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_namad-h.jpgامام حسن (ع) و خوی و منش (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=15039)
http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_namad-h.jpg تصاویر ویژه شهات امام حسن (ع) (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=18613)
http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_namad-h.jpg مجموعه تصاویراز قبرستان بقیع (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=15036)
http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_namad-h.jpg کلیپ تصویری قرآن منسوب به امام حسن مجتبی (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=5390)
http://askquran.ir/gallery/images//47620/1_namad-h.jpg نوای غم (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=18689)



http://askquran.ir/gallery/images//16195/1_kanoon_1.png

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۶/۰۱, ۱۷:۳۳
http://img03.picoodle.com/img/img03/7/2/25/f_egxrh0m_3fe1b98.gifhttp://askquran.ir/gallery/images//5405/1_b_040a.pnghttp://img01.picoodle.com/img/img01/7/2/25/f_egxrh1m_0382d78.gif
http://www.shiaupload.ir/images/04213091714676118166.gif (http://www.shiaupload.ir/images/04213091714676118166.gif)http://www.shiaupload.ir/images/94898157872150656937.gif (http://www.shiaupload.ir/images/94898157872150656937.gif)


ميلاد با سعادت مظهر خُلق نيكوي سرمدي،
كريم آل الله ، حضرت امام حسن مجتبي (ع)
بر روزه داران، ميهمانان ضيافت الهي مبارك باد.
http://www.shiaupload.ir/images/04213091714676118166.gif (http://www.shiaupload.ir/images/04213091714676118166.gif)http://www.shiaupload.ir/images/94898157872150656937.gif (http://www.shiaupload.ir/images/94898157872150656937.gif)
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_132406978a714bddaa28.gif
http://www.shiaupload.ir/images/04213091714676118166.gif (http://www.shiaupload.ir/images/04213091714676118166.gif)http://www.shiaupload.ir/images/04213091714676118166.gif (http://www.shiaupload.ir/images/04213091714676118166.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۶/۰۱, ۱۷:۳۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_Untitled-5.png

باآمدنت جهان گلستان شده است

چشم و دل ما شكوفه باران شده است

اي صبح بهاري ازصفاي قدمت

اين باغ پراز لاله و ريحان شده است

تومظهر نوري در آفاق وجود

خورشيد ز روي تو درخشان شده است

خورشيد كه ديده كه به شب جلوه كند؟

جزمهر تو كاين گونه نمايان شده است

http://www.shiaupload.ir/images/14017285938223893370.gif (http://www.shiaupload.ir/images/14017285938223893370.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۶/۰۱, ۱۷:۴۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_untitled1.jpg

دروازه‏های آسمان گشوده می‏شود و زمین،
در ستاره‏باران میلادی بزرگ، به هلهله می‏نشیند.
در نیمه راه برکت‏ خیز رمضان،
رایحه شکوفه‏های یاس است که کوچه‏های مدینه را آکنده است.

حسن علیه‏السلام با چشمانی علوی می‏آید و افق،
رسیدن ارجمندش را دف می‏کوبد.
صدای آمدنش، طنین مهربانی و کرامت است.
شانه‏های صبورش را زمین به تجربه می‏نشیند؛
آن‏چنان‏که سمفونی سکوتش را.

او با نگاهی از جنس باران می‏آید و آب‏های آزاد جهان،
ماهیان تشنه دلش را میزبان می‏شوند.

خورشيد مدينه ! تو هرگز غروب نمی‏کنی
کوه یعنی تو؛ ولی تو را نادیده انگاشتند
و تحمل بی‏پایانت را بی‏شرافتان تاریخ،
اینچنین به جولان نامردمی کشاندند.

آسمان، تویی که وسعت دلت،
زبانزد آب‏های زمین است.

ای فرزند حماسه و رأفت!
تو آن بهاری که دستان خونریز خزان را
یارای به خاک ریختنت نیست.
جاودانه‏ای؛ آن گونه که عشق‏خواهی تنید؛
آن‏چنان که باران، رگ‏های خاک را.

ایمان داریم که طلوع مبارکت را
هرگز غروبی نیست.

ای حسن بی‏نهایت!
از بازوان حیدری علی علیه‏السلام ،
تا لبخندهای معطر فاطمه علیهاالسلام
نور ابدی توست که کوچه‏های جانمان را روشن کرده است.

آسمان در آسمان، سپید پرواز توست
که این‏چنین، قفس ستیزمان کرده است.

ای حسن بی‏نهایت!
طراوت پندارت را
با کدام گلستان بگوییم که شکفته نشود؟

وقار نگاهت را با کدام کوه بگوییم
که سر به تعظیم، خم نکند؟!

تو از گفت‏وگوی مهتاب آمده‏ای؛
با کلامی که خورشید می‏پاشد.
در معطر صدایت، نفس تازه می‏کنیم
و آینه‏های حضورت را به استقبال، شکوفه می‏پاشیم.


http://www.shiaupload.ir/images/73665469390878220183.gif (http://www.shiaupload.ir/images/73665469390878220183.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۶/۰۱, ۱۷:۴۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_Untitled-19.png


يا حسن ابن علي
اي مولود خجسته رمضان!
اي بدر تمام ماه خدا!
تو تنهاترين فرزند رمضاني و آسمان،
در پيشگاه كرم و بخشش تو،
با اين همه ابرهاي باران زايش،
گمشده اي غريب بيش نيست.
رسول رحمت، تو را
بر شانه هاي خويش سوار مي كرد
و بر تو مباهات مينمود.
تو ادامه محمد (ص)
و كرانه علي (ع) هستي.
تو امام مايي و ما مُريد و دلداده تو.
و اينك در بهار شكفتن تو،
در فصل خدا،
بر خود از رهبري تو مي باليم
و بر نامت كه زينت همه خوبي ها و نيكي هاست،
افتخار مي كنيم.
ميلادت مبارك باد

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_gif_barre_a1.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۶/۰۱, ۱۷:۴۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_untitled3.jpg


ولادت باسعادت

پيشواى دوم جهان تشيع كه نخستين ميوه پيوند فرخنده على (ع) با دختر گرامى پيامبر اسلام (ص) بود، در نيمه ماه رمضان سال سوم هجرت در شهرمدينه ديده به جهان گشود.(1)

حسن بن على (ع) از دوران جد بزرگوارش چند سال بيشتر درك نكرد زيرا او تقريباً هفت سال بيش نداشت كه پيامبر اسلام بدرود زندگى گفت.

پس از درگذشت پيامبر (ص) تقريبا سى سال در كنار پدرش امير مومنان (ع) قرار داشت و پس از شهادت على (ع) (در سال 40 هجرى) به مدت 10 سال امامت امت را به عهده داشت و در سال 50 هجرى با توطئه معاويه بر اثر مسموميت در سن 48 سالگى به درجه شهادت رسيد.




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1zv8ojc.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۶/۰۱, ۱۷:۴۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_untitled2.jpg



شناخت مختصرى از زندگانى امام حسن(ع)

فريادرس محرومان

در آيين اسلام، ثروتمندان، مسئوليت سنگينى در برابر مستمندان و تهيدستان اجتماع به عهده دارند و به حكم پيوندهاى عميق معنوى و رشته‏ هاى برادرى دينى كه در ميان مسلمانان بر قرار است، بايد همواره در تأمين نيازمنديهاى محرومان اجتماع كوشا باشند. پيامبر اسلام (ص) و پيشوايان دينى ما، نه تنها سفارشهاى مؤكدى در اين زمينه نموده‏ اند، بلكه هر كدام در عصر خود، نمونه برجسته‏ اى از انساندوستى و ضعيف نوازى به شمار مي رفتند.

پيشواى دوم، نه تنها از نظر علم، تقوى، زهد و عبادت، مقامى برگزيده و ممتاز داشت، بلكه از لحاظ بذل و بخشش و دستگيرى از بيچارگان و درماندگان نيز در عصر خود زبانزد خاص و عام بود.

وجود گرامى آن حضرت آرام بخش دلهاى دردمند، پناهگاه مستمندان و تهيدستان، و نقطه اميد درماندگان بود. هيچ فقيرى از در خانه آن حضرت دست خالى برنمى گشت.

هيچ آزرده دلى شرح پريشانى خود را نزد آن بزرگوار بازگو نمي ‏كرد، جز آنكه مرهمى بر دل آزرده او نهاده مي ‏شد. گاه پيش از آنكه مستمندى اظهار احتياج كند و عرق شرم بريزد، احتياج او را برطرف مي ‏ساخت و اجازه نمي ‏داد رنج و مذلت سؤال را بر خود هموار سازد!

«سيوطى» در تاريخ خود مي ‏نويسد:«حسن بن على» داراى امتيازات اخلاقى و فضائل انسانى فراوان بود، او شخصيتى بزرگوار، بردبار، باوقار، متين، سخى و بخشنده، و مورد ستايش مردم بود.(2)





http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_785201zc7yz89xyz1.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_785201zc7yz89xyz.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۶/۰۱, ۱۸:۰۶
http://shiaupload.ir/images/50158059509886939593.jpg



خاندان علم و فضيلت

روزى عثمان در كنار مسجد نشسته بود. مرد فقيرى از او كمك مالى خواست. عثمان پنج درهم به وى داد. مرد فقير گفت: مرا نزد كسى راهنمايى كن كه كمك بيشترى به من بكند. عثمان به طرف حضرت مجتبى و حسين بن على (ع) و عبدالله جعفر، كه در گوشه ‏اى از مسجد نشسته بودند، اشاره كرد و گفت: نزد اين چند نفر جوان كه در آنجا نشسته ‏اند برو و از آنها كمك بخواه.

وى پيش آنها رفت و اظهار مطلب كرد.حضرت مجتبى (ع) فرمود: از ديگران كمك مالى خواستن، تنها در سه مورد رواست: ديه‏ اى (خونبها) به گردن انسان باشد و از پرداخت آن بكلى عاجز گردد، يا بدهى كمر شكن داشته باشد و از عهده پرداخت آن برنيايد، و يا فقير و درمانده گردد و دستش به جايى نرسد. آيا كدام يك از اينها براى تو پيش آمده است؟ (3)
گفت: اتفاقاً گرفتارى من يكى از همين سه چيز است. حضرت مجتبى (ع) پنجاه دينار به وى داد. به پيروى از آن حضرت، حسين بن على (ع) چهل و نه دينار و عبدالله بن جعفر چهل وهشت دينار به وى دادند.

فقير موقع بازگشت، از كنار عثمان گذشت. عثمان گفت: چه كردى؟ جواب داد: از تو پول خواستم تو هم دادى، ولى هيچ نپرسيدى پول را براى چه منظورى مي ‏خواهم؟ اما وقتى پيش آن سه نفر رفتم يكى از آنها (حسن بن على) در مورد مصرف پول از من سوال كرد و من جواب دادم و آنگاه هر كدام اين مقدار به من عطا كردند.

عثمان گفت: اين خاندان، كانون علم و حكمت و سرچشمه نيكى و فضيلتند، نظير آنها را كى توان يافت؟(4)





http://aks98.com/images/gfz61s64rymobhnpigr6.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۶/۰۱, ۱۸:۰۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_untitled3.jpg


بخشش بى نظير

حسن بن على (ع) تمامى توان خويش را در راه انجام امور نيك و خداپسندانه، به كار مي ‏گرفت و اموال فراوانى در راه خدا مي ‏بخشيد.

مورخان و دانشمندان در شرح زندگانى پرافتخار آن حضرت، بخشش بى سابقه و انفاق بسيار بزرگ و بى نظير ثبت كرده ‏اند كه در تاريخچه زندگانى هيچ كدام از بزرگان به چشم نمي ‏خورد و نشانه ديگرى از عظمت نفس و بی اعتنايى آن حضرت به مظاهر فريبنده دنيا است. نوشته ‏اند:

«حضرت مجتبى (ع) در طول عمر خود دو بار تمام اموال و دارايى خود را در راه خدا خرج كرد و سه بار ثروت خود را به دو نيم تقسيم كرده و نصف آن را براى خود نگهداشت و نصف ديگر را در راه خدا بخشيد.» (5)



http://sl.glitter-graphics.net/pub/2778/2778612eb4s9xeyug.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۶/۰۱, ۱۸:۱۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_untitled1.jpg



1- مبارزات حسن بن على (ع) پيش از دوران امامت

امام حسن (ع)، به شهادت تاريخ، فردى سخت شجاع و با شهامت بود و هرگز ترس و بيم در وجود او راه نداشت. او در راه پيشرفت اسلام از هيچ گونه جانبازى دريغ نمى‏ورزيد و همواره آماده مجاهدت در راه خدا بود.

در جنگ جمل‏

امام مجتبى (ع) در جنگ جمل، در ركاب پدر خود امير مومنان (ع) در خط مقدم جبهه مي ‏جنگيد و از ياران دلاور و شجاع على (ع) سبقت مي ‏گرفت و بر قلب سپاه دشمن حملات سختى مي ‏كرد.(6)

در جنگ صفين

آن بزرگوار جنگ صفين نيز، در بسيج عمومى نيروها و گسيل داشتن ارتش امير مومنان (ع) براى جنگ با سپاه معاويه، نقش مهمى به عهده داشت.(7)




http://aks98.com/images/rn49hag1ejo4u29xc9.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۶/۰۱, ۱۸:۲۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_245128801131641491625021615215200241239168187.jp g


2- مناظرات كوبنده امام مجتبى (ع) با بنى اميه

امام حسن مجتبى(ع) هرگز در بيان حق و دفاع از حريم اسلام نرمش نشان نمي ‏داد. او علناً از اعمال ضد اسلامى معاويه انتقاد مي ‏كرد و سوابق زشت و ننگين معاويه و دودمان بنى اميه را بى پروا فاش مي ‏ساخت.
مناظرات و احتجاج هاى مهيج و كوبنده حضرت مجتبى (ع) با معاويه و مزدوران و طرفداران او نظير: عمرو عاص، عتبه بن ابى سفيان، وليد بن عقبه، مغيره بن شعبه، و مروان حكم، شاهد اين معنا است.(8)

حضرت مجتبى (ع) حتى پس از انعقاد پيمان صلح كه قدرت معاويه افزايش يافت و موقعيتش بيش از پيش تثبيت شد، بعد از ورود معاويه، به كوفه، برفراز منبر نشست و انگيزه ‏هاى صلح خود و امتيازات خاندان على را بيان نمود و آنگاه در حضور هر دو گروه با اشاره به نقاط ضعف معاويه با شدت و صراحت از روش او انتقاد كرد.(9)





http://aks98.com/images/b29br4rhlav6hsq2qmf.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۶/۰۱, ۱۸:۵۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1771981561221862207154472357925410118282220.jpg


3- قانون صلح در اسلام

بايد توجه داشت كه در آيين اسلام قانون واحدى بنام جنگ و جهاد وجود ندارد، بلكه همانطور كه اسلام در شرائط خاصى دستور مي دهد مسلمانان با دشمن بجنگند، همچنين دستور داده است كه اگر نبرد براى پيشبرد هدف مؤثر نباشد، از در صلح وارد شوند. ما در تاريخ حيات پيامبر اسلام (ص) اين هر دو صحنه را مشاهده مي ‏كنيم: پيامبر اسلام كه در بدر، احد، احزاب، و حنين دست به نبرد زد، در شرائط ديگرى كه پيروزى را غير ممكن مي ‏ديد، ناگزير با دشمنان اسلام قرار داد صلح بست و موقتاً از دست زدن به جنگ و اقدام حاد خوددارى نمود تا در پرتو آن پيشرفت اسلام تضمين گردد.
بنابراين، همانگونه كه پيامبر اسلام (ص) بر اساس مصالح عاليترى كه احيانا آن روز براى عده‏ اى قابل درك نبود، موقتاً با دشمن كنار آمد، حضرت مجتبى (ع)نيز، كه از جانب رهبر و پيشواى دينى بود و به تمام جهات و جوانب قضيه بهتر از هر كس ديگر آگاهى داشت، با دور انديشى خاصى صلاح جامعه اسلامى را در عدم ادامه جنگ تشخيص داد.

اجمالاً بايد گفت: حضرت مجتبى (ع) در واقع صلح نكرد، بلكه صلح بر او تحميل شد. يعنى، اوضاع و شرائط نامساعد و عوامل مختلف دست به دست هم داده وضعى به وجود آورد كه صلح به عنوان يك مسئله ضرورى بر امام تحميل گرديد و حضرت جز پذيرفتن صلح چاره ‏اى نديد، به گونه‏ اى كه هر كس ديگر به جاى حضرت بود و در شرائط او قرار مي ‏گرفت، چاره ‏اى جز قبول صلح نمي ‏داشت؛ زيرا هم اوضاع و شرائط خارجى كشور اسلامى، و هم وضع داخلى عراق و اردوى حضرت، هيچ كدام مقتضى ادامه جنگ نبود. ذيلاً اين موضوعات را جداگانه مورد بررسى قرار مي دهيم:



http://sl.glitter-graphics.net/pub/2060/2060691sm4yddf7wm.gifhttp://sl.glitter-graphics.net/pub/2060/2060691sm4yddf7wm.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۶/۰۱, ۱۸:۵۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_19511812071353425266149511577422714171199.jpg


گفتار امام پيرامون انگيزه‏ هاى صلح

امام مجتبى (ع) در پاسخ شخصى كه به صلح آن حضرت اعتراض كرد، انگشت روى اين حقايق تلخ گذاشته و عوامل و موجبات اقدام خود را چنين بيان نمود:

من به اين علت حكومت و زمامدارى را به معاويه واگذار كردم كه اعوان و يارانى براى جنگ با وى نداشتم. اگر يارانى داشتم شبانه روز با او مي ‏جنگيدم تا كار يكسره شود. من كوفيان را خوب مي ‏شناسم و بارها آنها را امتحان كرده ‏ام. آنها مردمان فاسدى هستند كه اصلاح نخواهند شد، نه وفا دارند، نه به تعهدات و پيمان هاى خود پايبندند و نه دو نفر با هم موافقند. بر حسب ظاهر به ما اظهار اطاعت و علاقه مي ‏كنند، ولى عملاً با دشمنان ما همراهند.(12)

آنگاه امام افزود:
اگر يارانى داشتم كه در جنگ با دشمنان خدا با من همكارى مي ‏كردند، هرگز خلافت را به معاويه واگذار نمي ‏كردم، زيرا خلافت بر بنى اميه حرام است....(13)
پس از تقبّل ظاهری تمام مفاد قرارداد از سوی معاويه و انعقاد پيمان صلح، طرفين همراه قواى خود وارد كوفه شدند و در مسجد بزرگ اين شهر گرد آمدند. مردم انتظار داشتند مواد پيمان طى سخنراني هايى از ناحيه رهبران دو طرف، در حضور مردم، تأييد شود تا جاى هيچ گونه شك و ترديدى در اجراى آن باقى نماند.
اين انتظار بيجا نبود، ايراد سخنرانى جز در برنامه صلح بود، لذا معاويه بر فراز منبر نشست و خطبه‏ اى خواند؛ ولى نه تنها در مورد پايبندى به شرائط صلح تاكيدى نكرد، بلكه با طعنه و همراه با تحقير چنين گفت:

«من به خاطر اين با شما نجنگيدم كه نماز و حج به جا آوريد و زكات بپردازيد! چون مي ‏دانم كه اينها را انجام مي ‏دهيد، بلكه براى اين با شما جنگيدم كه شما را مطيع خود ساخته و بر شما حكومت كنم».
آنگاه گفت: «آگاه باشيد كه هر شرط و پيمانى كه با حسن بن على بسته ام زير پاهاى من است، و هيچ گونه ارزشى ندارد.»
بدين ترتيب، معاويه تمام تعهدات خود را زير پا گذاشت و پيمان صلح را آشكارا نقض كرد.
معاويه به دنبال اعلام اين سياست، نه تنها تعديلى در روش خود به عمل نياورد بلكه بيش از پيش بر شدت عمل و جنايت خود افزود.

او بدعت اهانت به ساحت مقّدس امير مؤمنان (ع) را بيش از گذشته رواج داد، عرصه زندگى را بر شيعيان و ياران بزرگ و وفادار حضرت على (ع) فوق العاده تنگ ساخت، شخصيت بزرگى همچون «حجر بن عدى» و عده ‏اى ديگر از رجال بزرگ اسلام را به قتل رسانيد، و كشتار و شكنجه و فشار در مورد پيروان على (ع) افزايش يافت به طورى كه نوعاً شيعيان يا زندانى و يا متوارى شدند و يا دور از خانه و كاشانه خود در محيط فشار و خفقان به سر مي ‏بردند.
علاوه بر اين، معاويه برنامه ضد انسانى دامنه دارى را كه بايد اسم آن را برنامه تهديد و گرسنگى گذاشت، بر ضد عراقيان به مورد اجرا گذاشت و آنها را از هستى ساقط كرد. معاويه از يك طرف مردم عراق را در معرض همه گونه فشار و تهديد قرار داد و از طرف ديگر حقوق و مزاياى آنها را قطع كرد.
«ابن ابى الحديد»، دانشمند مشهور جهان تسنّن، مي ‏نويسد: شيعيان در هر جا كه بودند به قتل رسيدند. بنى اميه دستها و پاهاى اشخاص را به احتمال اينكه از شيعيان هستند، بريدند. هر كس كه معروف به دوستدارى ودلبستگى به خاندان پيامبر(ص) بود، زندانى شد، يا مالش به غارت رفت، و يا خانه ‏اش را ويران كردند.
شدت فشار و تضييقات نسبت به شيعيان به حدى رسيد كه اتهام به دوستى على(ع) از اتهام به كفر و بيدينى بدتر شمرده مي ‏شد! و عواقب سخت ‏ترى به دنبال داشت!
در اجراى اين سياست خشونت ‏آميز، وضع اهل كوفه از همه بدتر بود زيرا كوفه مركز شيعيان امير مؤمنان (ع)شمرده مي ‏شد. معاويه طى بخشنامه‏ اى به عمال و فرمانداران خو در سراسر كشور نوشت كه شهادت هيچ يك از شيعيان و خاندان على (ع) را نپذيرند! وى طى بخشنامه ديگرى چنين نوشت:
«اگر دو نفر شهادت دادند كه شخصى، از دوستداران على(ع)و خاندان او است، اسمش را از دفتر بيت المال حذف كنيد و حقوق و مقررى او را قطع نماييد»!
اين حوادث وحشتناك، مردم عراق را سخت تكان داد و آنها را از رخوت و سستى به در آورد و ماهيت اصلىحكومت اموى را تا حدى آشكار نمود.

شهادت آن بزرگوارهنگامی روی داد که جنبش منظّمى بر ضد حكومت اموى شكل مي گرفت و مبلغين و عوامل موثر آن، همان پيروان اندك و صميمى امام حسن(ع) بودند كه حضرت با تدبير هوشمندانه خويش جان آنان را از گزند قشون معاويه حفظ كرده بود.
هدف اين گروه اين بود كه با افشای جناياتى كه در سراسر دوران حكومت معاويه موج مي ‏زد، روح قيام را در دلهاى مردم برانگيزند تا روز موعود فرا رسد! لذا دوران صلح امام حسن(ع) دوران آمادگى و تمرين تدريجى امت براى جنگ با حكومت فاسد اموى به شمار مي ‏رفت تا روز موعود؛ روزى كه جامعه اسلامى آمادگى قيام داشته باشد و اين موج را به قيام سالار و سيّد شهدای عالم حسين بن علی (ع) رساند.
امام حسن (ع ) در تمام مدت امامت خود كه ده سال طول كشيد، در نهايت شدت و اختناق زندگى كرد و هيچگونه امنيتى نداشت، حتى در خانه نيز در آرامش نبود.
سرانجام در سال پنجاهم هجرى به تحريك معاويه بدست همسر خود(جعده)مسموم و شهيد و در قبرستان بقيع واقع در مدينه منوره به خاک سپرده شد.

امام حسن(ع) از بذل جان خود دريغ نداشت، و امام حسين(ع) در راه خدا جانبازتر از حسن نبود. چيزى كه هست، حسن، جان خود رادر يك جهاد خاموش و آرام فدا كرد و چون وقت شكستن سكوت رسيد، شهادت كربلا واقع شد؛ شهادتى كه پيش از آنكه حسينى باشد. حسنى بود!




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_57250624966889709920.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۶/۰۱, ۱۹:۲۴
http://shiaupload.ir/images/s1jocws94ulmhm9q5zn.jpg


تقدیم به کریم ترین ارباب دو عالم

در این شبها که به اسمان مینگریم گویی
بغضی کهنه در گلوی مهتاب تو را فریاد میزند .

تویی که در وانفسای این دنیا
از همه غریبتر بوده ای.

تویی که با سکوتت عشق را به اتش کشیدی
وخاک را تا به ابد با غربت اغشته نمودی .

در تنهاییت خدای را به دیدگان نمناکمان به تماشا کشاندی.
و در یادمان اینگونه نگاشتی :

هر که عاشقتر، دلش آشفته تر

چه فقیرانه نگاهم به جاده دوخته شده است
که مبادا روز یاز مقابل دیدگانم بگذری
و من از دیدارت جا بمانم .


شب را به امید رویایت میگذرانم
و روز را به امید شنیدن صدایت .
چه حقیقت تلخ و شیرینی است .

چه ظلمت و روشنایی وجودم را تسخیر نموده است

اگرمعبود تنهایی بر نمیگزید
بی شک تو را معبود دل خویش میدانستم
و از قربانی چشم و دل در راهت دریغ نمیکردم


دوست دارم آنی شوم که خریدارم شوی
که حتی اگر روزی قدمهایم به چمن جنت رسید
باز هم غلام روسیاه تو باشم
دلم سر سپرده ات شد .

تقصیر من نیست که این چنین عاشقانه فریادت میزنم
که باید دامن خدای را بگیری
که چرا شیدایی را در چشمان تو خلاصه نمود

برای تمام تنهایی حریم پاکت دلم میسوزد .
هر گاه که تن سپردم به گوش دادن
تمام زمزمه های دل خسته ام ،
نامی به جز حسن بن علی نشنیدم .

نامی که هرگز نتوانستم نامی در کنار ان بگنجانم .
بی گمان که خاک تن من جز با غبار بقیع اغشته نشده
و دربدو تولدم بی شک به جای اذان،
روضه تو را در گوشم خوانده اند
که اینگونه خود را شیدای تو میبینم .


مرا چه باکی است از اتش دوزخ
که چون در میان هاله های ان مرا رها کردند
باز من دامن کریم تو را رها نخواهم کرد .

هنگامی که برای گرفتن دستان گنهکارم
قدمهایت را برداری اتش چه شرمگین خواهد شد
از زبانه کشیدن، و ابراهیم بیاید
و ببیند که کدامین گلستان زیباتر است؟.


زندگی چیزی جز عشق تو را به من نشان نداد
و دل بهانه ای جز دیدارت در همه عمر نگرفت
بگذار که با دیدنت دلم برای همیشه خراب شود.
مرا به آبادی دل چه سود و چه نیاز؟

که در این دنیا هر دلی خراباتی شد
گویا ابدی جاویدان شد.
من اسارت دلم را به هیچ آزادی نفروشم
که زندانبانی چون حسن بن علی جرعه ای
جز می به من ارزانی نمیدارد


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_45781328171118541669.gif

عماد المقاومه
۱۳۸۹/۰۶/۰۱, ۲۲:۴۶
حسین قدیانی 1 شهریور

نیمه ماه خدا به دنیا آمدی تو و این یعنی خدا عاشق “حسن” است. تو ای متولد ماه خدا، سید جوانان اهل بهشتی و فاطمی ترین امام ما. پدرت در خانه خدا به دنیا آمد و مادرت کوثر بود و برادرت خون خداست و تو ای خون دل خدا، خوش آمدی به کوچه بنی هاشم. ای اولین پسر فاطمه! چشم محمد روشن. در بزرگی ات همین بس که سالها امام عباس بوده ای. علمدار شجاعت را از تو آموخته است ای حسن. تو مظهر جلال خدا بودی در جمل. تو عمار خدایی. نه، تو با معاویه صلح نکردی، سر دشمن را با پنبه بریدی. چشم تاریخ آنقدر سو نداشت که شمشیر تو را ببیند. در بزرگی تو همین بس که علی را “ابالحسن” می خوانند. ما اگر زیاد “حسین” می گوییم به خاطر “حا” و “سین” و “نون” توست. هر یا حسین ما همان یا حسن است. مادری ترین امام ما حسن است. اشبه الناس به حیدر کرار حسن است. چه خوب پدری بودی برای قاسم و عبدالله. تشنه شهادت بودند شیربچه هایت. نه، تو امام صلح نیستی. حسین و عباس در مکتب تو مبارزه آموختند. تو در کربلای جمل یادشان دادی چگونه باید با دشمن جنگید. تو آنقدر کریمی که کربلا را هم به حسین بخشیدی و علم را به علمدار. تو عصای دست ام البنین بودی، بعد از علی. چه رازی است که مزار تو نیز در بقیع است؟
***
آری، تو آنقدر کریمی که کربلا را هم به حسین بخشیدی و ۲ ابن الحسن را.

آساره
۱۳۸۹/۰۶/۰۱, ۲۳:۵۷
میلاد امام حسن مجتبی (ع) بر شیعیان مبارک:Mohabbat::salavat10:

neginsabz
۱۳۸۹/۰۶/۰۲, ۰۱:۱۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1818379ypm1wty9d4.gif
چهل حديث مجتبوي (عليه السلام)

http://img.tebyan.net/big/1388/06/18812219617199235150172292320229301433200.jpg
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif

1ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبى عَلَيْهِ السَّلام :
يَا ابْنَ آدْم! عَفِّ عَنِ مَحارِمِ اللّهِ تَكُنْ عابِداً، وَ ارْضِ بِما قَسَّمَ اللّهُ سُبْحانَهُ لَكَ تَكُنْ غَنِيّاً، وَ أحْسِنْ جَوارَ مَنْ جاوَرَكَ تَكُنْ مُسْلِماً، وَ صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحبُّ أنْ يُصاحِبُوكَ بِهِ تَكُنْ عَدْلاً.([1])
امام حسن مجتبي (عليه السلام) فرمود: اى فرزند آدم! نسبت به محرّمات الهى عفيف و پاكدامن باش تا عابد و بنده خدا باشى. راضى باش بر آنچه كه خداوند سبحان برايت تقسيم و مقدّر نموده است، تا هميشه غنى و بى نياز باشى. نسبت به همسايگان، دوستان و همنشينان خود نيكى و احسان نما تا مسلمان محسوب شوى. با افراد (مختلف) آنچنان بر خورد كن كه انتظار دارى ديگران همانگونه با تو بر خورد نمايند.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
2ـ قالَ(عليه السلام): وَ نَحْنُ رَيْحانَتا رَسُولِ اللّهِ، وَ سَيِّدا شَبابِ أهْلِ الْجَنّهِ، فَلَعَنَ اللّهُ مَنْ يَتَقَدَّمُ، اَوْ يُقَدِّمُ عَلَيْنا اَحَداً.([2])
امام حسن مجتبي (عليه السلام) به دنباله وصيّتش در حضور جمعى از أصحاب فرمود: و ما دو نفر ـ يعنى حضرت و برادرش امام حسين (عليهما السلام) ـ ريحانه رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم) و دو سرور جوانان اهل بهشت هستيم، پس خدا لعنت كند كسى را كه بر ما پيشقدم شود يا ديگرى را بر ما مقدّم دارد.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
3ـ قالَ(عليه السلام): وَ إنّ حُبَّنا لَيُساقِطُ الذُّنُوبَ مِنْ بَنى آدَم، كَما يُساقِطُ الرّيحُ الْوَرَقَ مِنَ الشَّجَرِ.([3])
فرمود: همانا محبّت و دوستى با ما (اهل بيت رسول اللّه(صلى الله عليه وآله) سبب ريزش گناهان ـ از نامه اعمال ـ مى شود، همان طورى كه وزش باد، برگ درختان را مى ريزد.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
4ـ قالَ(عليه السلام): لَقَدْ فارَقَكُمْ رَجُلٌ بِالاْمْسِ لَمْ يَسبِقْهُ الاْوَّلُونَ، وَ لا يُدْرِكُهُ أَلاْخِرُونَ.([4])
پس از شهادت پدرش اميرالمؤمنين علىّ (عليه السلام)، در جمع اصحاب فرمود: شخصى از ميان شماها رفت كه در گذشته مانند او نيامده است، و كسى در آينده نمى تواند هم تراز او قرار گيرد.
از حضرت پيرامون بُخل سؤال شد؟ در جواب فرمود: معناى آن چنين است كه انسان آنچه را به ديگرى كمك و انفاق كند فكر نمايد كه از دست داده و تلف شده است و آنچه را ذخيره كرده و نگه داشته است خيال كند برايش باقى مى ماند و موجب شخصيّت و شرافت او خواهد بود.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif

5ـ قالَ(عليه السلام): مَنْ قَرَءَ الْقُرْآنَ كانَتْ لَهُ دَعْوَهٌ مُجابَهٌ، إمّا مُعَجَّلهٌ وَإمّا مُؤجَلَّهٌ.([5])
فرمود: كسى كه قرآن را ـ با دقّت ـ قرائت نمايد، در پايان آن ـ اگر مصلحت باشد ـ دعايش سريع مستجاب خواهد شد ـ و اگر مصلحت نباشد ـ در آينده مستجاب مى گردد.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1818379ypm1wty9d4.gif

belher2
۱۳۸۹/۰۶/۰۲, ۰۵:۵۷
افطار
در زمزمه‌ام ذكر دل آراي شماست
دل عاشق و ديوانه‌ي سيماي شماست
امشب همه جا حريم عشق حسن است
در سفره‌ي افطار دلم جاي شماست

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۶/۰۲, ۰۷:۵۲
http://shiaupload.ir/images/o35g3svfcofoj0l5h3z3.jpg
ميلاد نور
http://shiaupload.ir/images/emtac8xc9cnprapkgd.gif


گفتند به ما كوكبي از عالم عشق

امشب به زمين آمده مهمان شده است

آيينه زخجلت ، پس از اين جلوه گري

در پشت نگاه همه پنهان شده است

اين مه كه به بستان ولايت آمد

نوري ست كه از بهر هدايت آمد

او آمده تا نور به شب ها بخشد

روح شرف و عشق به دنيا بخشد

او آمده تا باور وايمان و صفا

همراه دو صد عاطفه برما بخشد

او آمده از صلح و محبت بي شك

جاني ز ولا برتن تنها بخشد

آن سيد خوبان بهشت آمده تا

برمهرو وفا ارزش و معنا بخشد

او آمده با نام حسن در حسنش

شوري به سرا پرده مولا بخشد

او رود زلالي ست كه درفصل

جود و كرم خويش به دريا بخشد

از لطف ، كريم اهل بيت عصمت

ما را زكرم خدا به فردا بخشد
ميلاد امام مجتبي (ع) آمده است
شادي به حريم دل ما آمده است


http://shiaupload.ir/images/emtac8xc9cnprapkgd.gif

سوگند
۱۳۸۹/۰۶/۰۲, ۰۹:۰۵
امام حسن (علیه السّلام) اسوه احسان

اگر به زندگي امام حسن مجتبي (علیه السّلام) براساس گزارش هاي قرآني و روايي و تاريخي نگاه گذرا شود به خوبي مي توان دريافت كه آن امام همام (علیه السّلام) الگوي كامل احسان بوده است.
خداوند در سوره انسان (هل اتي) گزارشي كامل از احسان و ايثارگري امام و خانواده آن حضرت (علیه السّلام) از پدر و مادر و برادر و خواهر بيان مي كند.
آن حضرت (علیه السّلام) در خردسالي در زماني كه هر كودكي براي امور كوچك و جزيي گريه مي كند و در برابر غذا و گرسنگي بي تابي مي كند، نه تنها يك شبانه روز بلكه سه شبانه روز از غذاي خويش مي گذرد و همانند برادر خردسالش آن را به افراد فقير و يتيم و اسير مي دهد. (انسان آيه8)
اين خصوصيت و منش اخلاقي كه در كنف تربيت رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و اميرمؤمنان علي (علیه السّلام) و فاطمه (سلام الله علیها) پديد آمده بود، موجب شد كه وي تا آخر عمر به عنوان يكي از محسنان و نيكوكاران روزگار مطرح باشد.
در روايات بسياري از احسان و ايثارگري امام سخن به ميان آمده است. در كتاب ارزشمند «الحياه” كه با ترجمه احمد آرام منتشر شده آمده است كه امام حسن مجتبي «ع»، دو بار از همه مال خود دست كشيد، و سه بار اموالش را در راه خدا تقسيم كرد، حتي كفشي را مي بخشيد و كفشي ديگر را نگاه مي داشت (ج3، 301، ص299)
اين كه حضرت دو بار همه دارايي و ثروت خويش را ميان خود و فقيران تقسيم كرد عملي است كه از بسياري برنمي آيد و كم تر كسي به خود چنين جرأت مي دهد كه از آن همه اندوخته ها و مالي كه به سختي و زحمت از راه كشاورزي و جهاد و تجارت به دست آورده دست بكشد و به ديگران بخشد. تنها خاندان اهل بيت (علیهم السلام) و پيروان صديق ايشان هستند كه از چنين منش و خلق و خويي بهره مند مي باشند.
آن حضرت خود چنان بود كه با عمل و گفتار ديگران را به احسان دعوت مي كرد و مي فرمود: تمام كردن احسان از آغاز كردن آن بهتر است.
چنان كه از آن حضرت نقل كرده اند كه مي فرمود: هركس احسان هاي خود را به زبان آورد بخشندگي خود را تباه كرده است. و يا مي فرمود: احسان آن است كه تأخيري در پيش و منتهي در پس نداشته باشد.
در روايات آمده است كه مردي خدمت امام حسن (علیه السّلام) آمد و عرض كرد: اي فرزند اميرالمؤمنين به حق آن خدايي كه نعمت بسيار بر شما كرامت فرموده تو را قسم مي دهم كه به فرياد من برسي و مرا از دشمني كه حرمت پيران را نگه نمي دارد و به كودكان و نوجوانان رحم نمي كند، نجات دهي.
امام پرسيد: دشمن تو كيست تا از او دادخواهي كنم؟
آن مرد گفت: فقر است.
امام به خادم خود دستور داد: «هر چه مال در نزد تو هست به او بده».
او پنج هزار درهم حاضر كرد و به او داد.
امام (علیه السّلام) رو به مرد فقير كرد و گفت: «تو را به خداوند متعال قسم مي دهم كه هر وقت اين دشمن بر تو رو آورد شكايتش را نزد من بياور تا از تو دفع شر كنم».
احسان و ايثار امام تنها در مال و اموال نبود بلكه هم چنان كه در قرآن آمده، در برابر اعمال ديگران كه خشم را به دنبال مي آورد روش كظم الغيظ را پيش مي گرفت (آل عمران آيه 134) و با عفو و گذشت احسان مي نمود. چنان كه در روايات آمده روزي امام (علیه السّلام) از راهي عبور مي كرد مردي از اهل شام با آن حضرت روبرو شد و بدون مقدمه شروع به ناسزا گفتن نسبت به ايشان كرد. حضرت هيچ عكس العملي نشان نداد.
وقتي آن مرد از ناسزا گفتن باز ايستاد، امام به او نزديك تر شد و با تبسم به او سلام كرد. آن گاه فرمود: «اگر اجازه بدهيد حاضرم به شما كمك كنم. اگر چيزي لازم داري آن را برايت فراهم كنم يا اگر راه را گم كرده اي آن را به تو نشان دهم و اگر گرسنه اي ترا سير كنم، اگر فقيري بي نيازت سازم. به هر حال اگر حاجتمندي حاضرم در برآوردن حاجت تو بكوشم».
چون مرد شامي اين رفتار را از امام حسن ديد، ناگهان به گريه افتاد و گفت: «اشهد انك خليفه الله في ارضه؛ گواهي مي دهم كه تو خليفه خدا در روي زمين هستي».
در تاريخ آمده است كه حسن بن علي (علیه السّلام) پس از جد بزرگوارش پيامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و پدر گرامي اش علي بن ابيطالب (علیه السّلام) از همه مردم زاهدتر بود.
شخصي به نام مدرك بن زياد مي گويد: روزي در يكي از باغ هاي ابن عباس بوديم. غذاي مناسبي آوردند. امام حسن دستور دادند كه كارگران و خدمت گزاران را جمع كنند و آن غذاي خوب را به آنها بدهند.
مدرك مي گويد: خود امام لب به آن غذا نزد و مشغول خوردن نان با قدري نمك شد.
وقتي به آن حضرت گفته شد شما چرا از آن غذاي خوب ميل نمي كنيد، در جواب فرمودند: «ان ذاك الطعام احب عندي؛ اين خوراك را بيشتر دوست دارم».

pangtan
۱۳۸۹/۰۶/۰۲, ۱۱:۰۷
با سلام و تشکر به خاطر وِیژه نامه زیباتون درباره امام حسن(ع)
لطفاً آدرس و سند مطالب گفته شده روو هم بیان کنید.
متشکرم

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۶/۰۲, ۱۱:۴۲
http://aks98.com/images/pqfelp1cls8xeungk0.gifhttp://aks98.com/images/pqfelp1cls8xeungk0.gifhttp://aks98.com/images/pqfelp1cls8xeungk0.gifhttp://aks98.com/images/pqfelp1cls8xeungk0.gifhttp://aks98.com/images/pqfelp1cls8xeungk0.gifhttp://aks98.com/images/pqfelp1cls8xeungk0.gifhttp://aks98.com/images/pqfelp1cls8xeungk0.gifhttp://aks98.com/images/pqfelp1cls8xeungk0.gifhttp://aks98.com/images/pqfelp1cls8xeungk0.gifhttp://aks98.com/images/pqfelp1cls8xeungk0.gifhttp://aks98.com/images/pqfelp1cls8xeungk0.gif
http://img.tebyan.net/big/1387/06/221189511477921976168396618976404024196.jpg
http://aks98.com/images/pqfelp1cls8xeungk0.gifhttp://aks98.com/images/pqfelp1cls8xeungk0.gifhttp://aks98.com/images/pqfelp1cls8xeungk0.gifhttp://aks98.com/images/pqfelp1cls8xeungk0.gifhttp://aks98.com/images/pqfelp1cls8xeungk0.gifhttp://aks98.com/images/pqfelp1cls8xeungk0.gifhttp://aks98.com/images/pqfelp1cls8xeungk0.gifhttp://aks98.com/images/pqfelp1cls8xeungk0.gifhttp://aks98.com/images/pqfelp1cls8xeungk0.gifhttp://aks98.com/images/pqfelp1cls8xeungk0.gifhttp://aks98.com/images/pqfelp1cls8xeungk0.gif
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2060/2060691sm4yddf7wm.gifhttp://sl.glitter-graphics.net/pub/2060/2060691sm4yddf7wm.gif

در جود و کرم دست خدا هست حسن

دست همه را وقت عطا بست حسن

نومید نگردد کسی از درگه او

زیرا که کریم اهل بیت است حسن

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/94114288349803211623.gifمیلاد نور مبارکhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/94114288349803211623.gif

http://sl.glitter-graphics.net/pub/2060/2060691sm4yddf7wm.gifhttp://sl.glitter-graphics.net/pub/2060/2060691sm4yddf7wm.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۶/۰۲, ۱۲:۳۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1818379ypm1wty9d4.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
6ـ قالَ(عليه السلام): إنّ هذَا الْقُرْآنَ فيهِ مَصابيحُ النُّورِ وَشِفاءُ الصُّدُورِ.([6])
فرمود: همانا در اين قرآن چراغ هاى هدايت به سوى نور و سعادت موجود است و اين قرآن شفاى دل ها و سينه ها است.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
7ـ قالَ(عليه السلام): مَنَ صَلّى، فَجَلَسَ فى مُصَلاّه إلى طُلُوعِ الشّمسِ كانَ لَهُ سَتْراً مِنَ النّارِ.([7])
فرمود: هر كه نماز ـ صبح ـ را به خواند و در جايگاه خود بنشيند تا خورشيد طلوع كند، برايش پوششى از آتش خواهد بود.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
8ـ قالَ(عليه السلام):إنَّ اللّهَ جَعَلَ شَهْرَ رَمَضانَ مِضْماراً لِخَلْقِهِ، فَيَسْتَبِقُونَ فيهِ بِطاعَتِهِ إِلى مَرْضاتِهِ، فَسَبَقَ قَوْمٌ فَفَازُوا، وَقَصَّرَ آخَرُونَ فَخابُوا.([8])
فرمود: خداوند متعال ماه رمضان را براى بندگان خود ميدان مسابقه قرار داد. پس عدّه اى در آن ماه با اطاعت و عبادت به سعادت و خوشنودى الهى از يكديگر سبقت خواهند گرفت و گروهى از روى بى توجّهى و سهل انگارى خسارت و ضرر مى نمايند.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
9ـ قالَ (عليه السلام): مَنْ أدامَ الاْخْتِلافَ إلَى الْمَسْجِدِ أصابَ إحْدى ثَمان: آيَهً مُحْكَمَهً، أَخاً مُسْتَفاداً، وَعِلْماً مُسْتَطْرَفاً، وَرَحْمَهً مُنْتَظِرَهً، وَكَلِمَهً تَدُلُّهُ عَلَى الْهُدى، اَوْ تَرُدُّهُ عَنْ الرَّدى، وَتَرْكَ الذُّنُوبِ حَياءً اَوْ خَشْيَهً.([9])
فرمود: هركس جايگاه ـ عبادات ـ خود را در مسجد قرار دهد يكى از هشت فايده شاملش مى گردد: برهان ونشانه اى ـ براى معرفت ـ، دوست و برادرى سودمند، دانش واطلاعاتى جامع، رحمت و محبّت عمومى، سخن و مطلبى كه او را هدايت گر باشد، ـ توفيق إجبارى ـ در ترك گناه به جهت شرم از مردم و يا به جهت ترس از عقاب.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
10ـ قالَ (عليه السلام): مَنْ أكْثَرَ مُجالِسَه الْعُلَماءِ أطْلَقَ عِقالَ لِسانِهِ، وَ فَتَقَ مَراتِقَ ذِهْنِهِ، وَ سَرَّ ما وَجَدَ مِنَ الزِّيادَهِ فى نَفْسِهِ، وَكانَتْ لَهُ وَلايَهٌ لِما يَعْلَمُ، وَ إفادَهٌ لِما تَعَلَّمَ.([10])
فرمود: هر كه با علماء بسيار مجالست نمايد، سخنش و بيانش در بيان حقايق آزاد و روشن خواهد شد، و ذهن و انديشه اش باز و توسعه مى يابد و بر معلوماتش افزوده مى گردد و به سادگى مى تواند ديگران را هدايت نمايد.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
11ـ قالَ(عليه السلام): تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ، فَإنْ لَمْ تَسْتَطيعُوا حِفْظَهُ فَاكْتُبُوهُ وَ ضَعُوهُ فى بُيُوتِكُمْ.([11])
فرمود: علم و دانش را ـ از هر طريقى ـ فرا گيريد، و چنانچه نتوانستيد آنرا در حافظه خود نگه داريد، ثبت كنيد و بنويسيد و در منازل خود در جاى مطمئن قرار دهيد.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
12ـ قالَ(عليه السلام): مَنْ عَرَفَ اللّهَ أحَبَّهُ، وَ مَنْ عَرَفَ الدُّنْيا زَهِدَ فيها.([12])
فرمود: هركس خدا را بشناسد، (در عمل و گفتار) او را دوست دارد و كسى كه دنيا را بشناسد آن را رها خواهد كرد.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
13ـ قالَ(عليه السلام): هَلاكُ الْمَرْءِ فى ثَلاث: اَلْكِبْرُ، وَالْحِرْصُ، وَالْحَسَدُ; فَالْكِبْرُ هَلاكُ الدّينِ،، وَبِهِ لُعِنَ إبْليسُ. وَالْحِرْصُ عَدُوّ النَّفْسِ، وَبِهِ خَرَجَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّهِ. وَالْحَسَدُ رائِدُ السُّوءِ، وَمِنْهُ قَتَلَ قابيلُ هابيلَ.([13])
فرمود: هلاكت و نابودى دين و ايمان هر شخص در سه چيز است: تكبّر، حرص، حسد. تكبّر سبب نابودى دين و ايمان شخص مى باشد و به وسيله تكبّر شيطان ـ با آن همه عبادت ملعون گرديد. حرص و طمع دشمن شخصيّت انسان است، همان طورى كه حضرت آدم (عليه السلام) به وسيله آن از بهشت خارج شد. حسد سبب همه خلاف ها و زشتى ها است و به همان جهت قابيل برادر خود هابيل را به قتل رساند.

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1818379ypm1wty9d4.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۶/۰۲, ۱۴:۱۲
http://aksha5.persiangig.com/image/%D8%B9%D8%A72/aksha.ir%20%285%29.gifhttp://www.jahannews.com/images/docs/000064/n00064692-b.jpghttp://aksha5.persiangig.com/image/%D8%B9%D8%A72/aksha.ir%20%285%29.gif



http://sl.glitter-graphics.net/pub/1097/1097015ldz8wid66r.gifhttp://sl.glitter-graphics.net/pub/1097/1097015ldz8wid66r.gif


سخنان برگزیده از امام حسن علیه السلام


با همسایه ات به نیکی همسایگی کن تا مسلمان باشی .

خویشاوندکسی است که دوستی سبب خویشاوندی او است ، اگر چه نسبش دور باشد .

هرکه به حسن اختیار خدا برای او اعتماد کند آرزو نمی کند که در حالتی جز آنچه خدا برایش اختیار کرده است ، باشد .

خردمند به کسی که از او نصیحت می خواهد ، خیانت کرده است ، باشد .

بر شما باد به تفکر ، که تفکر مایه حیات قلب شخص بصیر وکلید در حکمت است .

بی همت را مردانگی نباشد .

تمام کردن احسان از آغاز کردن آن بهتر است .

هیچ گروهی با هم مشورت نکردند ، مگر آن که به راه پیشرفت خود رهنمون شدند .

نشانه برادری ، وفاداری در سختی وآسایش است .

هر کس احسان های خود را بر شمرد ، بخشندگی خود را تباه کرده است .

احسان آن است که تاخیری در پیش ومنتی در پس نداشته باشد .

هرگاه شنیدی شخصی آبروی مردم را می ریزد ، بکوش تا تو را نشناسد .


http://sl.glitter-graphics.net/pub/1097/1097015ldz8wid66r.gifhttp://sl.glitter-graphics.net/pub/1097/1097015ldz8wid66r.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۶/۰۲, ۱۵:۲۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1818379ypm1wty9d4.gif
14ـ قالَ(عليه السلام): بَيْنَ الْحَقِّ وَالْباطِلِ أرْبَعُ أصابِع، ما رَأَيْتَ بَعَيْنِكَ فَهُوَ الْحَقُّ وَقَدْ
تَسْمَعُ بِأُذُنَيْكَ باطِلاً كَثيراً.([14])
فرمود: بين حقّ و باطل چهار انگشت فاصله است، آنچه كه را با چشم خود ببينى حقّ است; و آنچه را شنيدى يا آن كه برايت نقل كنند چه بسا باطل باشد.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
15ـ قالَ(عليه السلام): ألْعارُ أهْوَنُ مِنَ النّارِ.([15])
فرمود: سرزنش و ننگ شمردن مردم انسان را، آسان تر است از معصيت و گناهى كه موجب آتش جهنّم شود.
16ـ قالَ(عليه السلام): إذا لَقى أحَدُكُمْ أخاهُ فَلْيُقَبِّلْ مَوْضِعَ النُّورِ مِنْ جَبْهَتِهِ.([16])
فرمود: وقتى انسان برادر مؤمن ـ و دوست ـ خود را ملاقات نمود، بايد پيشانى و سجده گاه او را ببوسد.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
17ـ قالَ(عليه السلام): إنَّ اللّهَ لَمْ يَخْلُقْكُمْ عَبَثاً، وَلَيْسَ بِتارِكِكُمْ سُدًى، كَتَبَ آجالَكُمْ، وَقَسَّمَ بَيْنَكُمْ مَعائِشَكُمْ، لِيَعْرِفَ كُلُّ ذى لُبٍّ مَنْزِلَتَهُ، وأنَّ ماقَدَرَ لَهُ أصابَهُ، وَما صُرِفَ عَنْهُ فَلَنْ يُصيبَهُ.([17]) وَ قالَ: مَنْ عَبَدَ اللّهَ، عبَّدَ اللّهُ لَهُ كُلَّ شَىْء.([18])
فرمود: خداوند شما انسان ها را بيهوده و بدون غرض نيافريده و شما را آزاد، رها نكرده است. لحظات آخر عمر هر يك معيّن و ثبت مى باشد، نيازمندى ها و روزى هركس سهميّه بندى و تقسيم شده است تا آن كه موقعيّت و منزلت شعور و درك اشخاص شناخته گردد. و نيز فرمود: هر كسى كه خداوند را عبادت و اطاعت كند، خداى متعال همه چيزها را مطيع او گرداند.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
18ـ قالَ(عليه السلام) لِبَعْضِ وُلْدِهِ: يا بُنَيَّ! لا تُواخِ أحَداً حَتّى تَعْرِفَ مَوارِدَهُ وَ مَصادِرَهُ، فَإذَا اسْتَنْبَطْتَ الْخِبْرَهَ، وَ رَضيتَ الْعِشْرَهَ، فَآخِهِ عَلى إقالَهِ الْعَثْرَهِ، وَ الْمُواساهِ فىِ الْعُسْرَهِ.([19])
به بعضى از فرزندانش فرمود: اى پسرم! با كسى دوستى و برادرى بر قرار نكن مگر آن كه او را از هر جهت بشناسى و مورد اطمينان باشد، پس هنگامى كه چنين فردى را يافتى در همه امور با او باش.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
19ـ سُئِلَ(عليه السلام): عَنِ الْبُخْلِ؟ فَقالَ: هُوَ أنْ يَرىَ الرَّجُلُ ما أنْفَقَهُ تَلَفاً، وَما أمْسَكَهُ شَرَفاً.([20])
از حضرت پيرامون بُخل سؤال شد؟ در جواب فرمود: معناى آن چنين است كه انسان آنچه را به ديگرى كمك و انفاق كند فكر نمايد كه از دست داده و تلف شده است و آنچه را ذخيره كرده و نگه داشته است خيال كند برايش باقى مى ماند و موجب شخصيّت و شرافت او خواهد بود. http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
20ـ قالَ(عليه السلام): تَرْكُ الزِّنا، وَكَنْسُ الْفِناء، وَغَسْلُ الاْناء مَجْلَبَهٌ لِلْغِناء:([21])
فرمود: انجام ندادن زنا، جاروب و نظافت كردن راهرو و درب منزل، و شستن ظروف سبب رفاه و بى نيازى مى گردد.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
21ـ قالَ(عليه السلام):السِّياسَهُ أنْ تَرْعى حُقُوقَ اللّهِ، وَحُقُوقَ الاْحْياءِ، وَحُقُوقَ الاْمْواتِ.([22])
فرمود: ـ مفهوم و معناى ـ سياست آن است كه حقوق خداوند و حقوق موجودات زنده و حقوق مردگان را رعايت كنى.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
22ـ قالَ(عليه السلام): ما تَشاوَرَ قَوْمٌ إلاّ هُدُوا إلى رُشْدِهِمْ.([23])
فرمود: هيچ گروهى در كارهاى ـ اجتماعى، سياسى، اقتصادى، فرهنگى و ... ـ با يكديگر مشورت نكرده اند مگر آن كه به رشد فكرى و عملى و... رسيده اند.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_513057dl929azcqx1.gifhttp://askquran.ir/gallery/images//5405/1_513057dl929azcqx2.gif

reza99
۱۳۸۹/۰۶/۰۲, ۲۳:۰۰
نگین سبز جان اگه لطف کنید، منابع رو هم ذکر کنید، بهتره. به هر حال روایات رو با منبع باید ذکر کرد.

اجرتون با امام حسن (ع)

همدم آسمان
۱۳۸۹/۰۶/۰۳, ۰۰:۳۹
http://aks98.com/images/zurfaxakpnfgqg3aqz5p.gifhttp://aks98.com/images/zurfaxakpnfgqg3aqz5p.gifhttp://aks98.com/images/zurfaxakpnfgqg3aqz5p.gifhttp://aks98.com/images/zurfaxakpnfgqg3aqz5p.gifhttp://aks98.com/images/zurfaxakpnfgqg3aqz5p.gifhttp://aks98.com/images/zurfaxakpnfgqg3aqz5p.gif

امام حسن علیه السلام می‌فرماید:
شبی مادرم در مصلا ی خود به عبادت مشغول بود. من گوش فرا دادم و دیدم تا صبح فقط برای دیگران دعا می‌کند. صبح به او عرض کردم: «مادرجان، دیشب برای خود هیچ دعایی نکردید؟»
فرمود:«فرزندم الجار ثم الدار» (یعنی اول باید به فکر همسایه بود، آن‌گاه به فکر خود.)


http://aks98.com/images/zurfaxakpnfgqg3aqz5p.gifhttp://aks98.com/images/zurfaxakpnfgqg3aqz5p.gifhttp://aks98.com/images/zurfaxakpnfgqg3aqz5p.gifhttp://aks98.com/images/zurfaxakpnfgqg3aqz5p.gifhttp://aks98.com/images/zurfaxakpnfgqg3aqz5p.gifhttp://aks98.com/images/zurfaxakpnfgqg3aqz5p.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۶/۰۳, ۰۱:۰۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1818379ypm1wty9d4.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
23ـ قالَ(عليه السلام): اَلْخَيْرُ الَذّى لا شَرَّفيهِ: ألشُّكْرُ مَعَ النِّعْمَهِ، وَالصّبْرُ عَلَى النّازِلَهِ.([24])
فرمود: آن خوبى كه شرّ و آفتى در آن نباشد شكر در مقابل نعمت ها و صبر و شكيبائى در برابر سختى ها است.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
24ـ قالَ(عليه السلام): يَابْنَ آدَم! لَمْ تَزَلْ فى هَدْمِ عُمْرِكَ مُنْذُ سَقَطْتَ مِنْ بَطْنِ اُمِّكَ، فَخُذْ مِمّا فى يَدَيْكَ لِما بَيْنَ يَدَيْكَ، فَإنَّ الْمُؤْمِنَ بَتَزَوَّدُ وَ الْكافِرُ يَتَمَتَّعُ.([25])
فرمود: اى فرزند آدم از موقعى كه به دنيا آمده اى، در حال گذراندن عمرت هستى، پس از آنچه دارى براى آينده ات (قبر و قيامت) ذخيره نما، همانا كه مؤمن در حال تهيّه زاد و توشه مى باشد; وليكن كافر در فكر لذّت و آسايش است.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
25ـ قالَ(عليه السلام): إنَّ مَنْ خَوَفَّكَ حَتّى تَبْلُغَ الاْمْنَ، خَيْرٌ مِمَّنْ يُؤْمِنْكَ حَتّى تَلْتَقِى الْخَوْفَ.([26])
فرمود: همانا كسى تو را ـ در برابر عيب ها و كم بودها ـ هشدار دهد تا آگاه و بيدار شوى، بهتر است از آن كسى كه فقط تو را تعريف و تمجيد كند تا بر عيب هايت افزوده گردد.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
26ـ قالَ(عليه السلام): القَريبُ مَنْ قَرَّبَتْهُ الْمَوَدَّهُ وَإنْ بَعُدَ نَسَبُهُ، وَالْبَعيدُ مَنْ باعَدَتْهُ الْمَوَدَّهُ وَإنْ قَرُبُ نَسَبُهُ.([27])
فرمود : بهترين دوست نزديك به انسان، آن كسى است كه در تمام حالات دلسوز و با محبّت باشد گرچه خويشاوندى نزديكى هم نداشته باشد. و بيگانه ترين افراد كسى است كه از محبّت و دلسوزى بيگانه باشد گرچه از نزديك ترين خويشاوندان باشد.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
27ـ وَسُئِلَ عَنِ الْمُرُوَّهِ؟ فَقالَ(عليه السلام): شُحُّ الرَّجُلِ عَلى دينِهِ، وَإصْلاحُهُ مالَهُ، وَقِيامُهُ بِالْحُقُوقِ.([28])
از حضرت (عليها السلام) پيرامون مُروّت و جوانمردى سؤال شد، فرمود: جوانمرد كسى است كه در نگهدارى دين و عمل به آن تلاش نمايد، در اصلاح اموال و ثروت خود همّت گمارد، و در رعايت حقوق طبقات مختلف پا بر جا باشد.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
28ـ قالَ(عليه السلام): عَجِبْتُ لِمَنْ يُفَكِّرُ فى مَأكُولِهِ كَيْفَ لايُفَكِّرُ فى مَعْقُولِهِ، فَيَجْنِبُ بَطْنَهُ ما يُؤْذيهِ، وَيُوَدِّعُ صَدْرَهُ ما يُرْديهِ.([29])
فرمود: تعجّب مى كنم از كسى كه در فكر خوراك و تغذيه جسم و بدن هست ولى درباره تغذيه معنوى روحى خود نمى انديشد، پس از غذاهاى فاسد شده و خراب دورى مى كند. و عقل و قلب و روح خود را كارى ندارد ـ هر چه و هر مطلب و برنامه اى به هر شكل و نوعى باشد استفاده مى كند ـ .
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
29ـ قالَ(عليه السلام): غَسْلُ الْيَدَيْنِ قَبْلَ الطَّعامِ يُنْفِى الْفَقْرَ، وَبَعْدَهُ يُنْفِى الْهَمَّ.([30])
فرمود: شستن دست ها قبل از طعام فقر و تنگدستى را مى زدايد و بعد از آن ناراحتى ها و آفات را از بين مى برد.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
30ـ قالَ(عليه السلام): حُسْنُ السُّؤالِ نِصْفُ الْعِلْمِ.([31])
فرمود: كسى كه عادت سؤال و حالت پرس و جو دارد مثل آن است كه نصف علم ها را فرا گرفته باشد.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
31ـ قالَ(عليه السلام): إنّ الْحِلْمَ زينَهٌ، وَالْوَفاءَ مُرُوَّهٌ، وَالْعَجَلهَ سَفَهٌ.([32])
فرمود: صبر و شكيبائى زينت شخص، وفاى به عهد علامت جوانمردى، و عجله و شتابزدگى (در كارها بدون انديشه) دليل بى خردى مى باشد.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
32ـ قالَ(عليه السلام): مَنِ اسْتَخَفَّ بِإخوانِهِ فَسَدَتْ مُرُوَّتُهُ.([33])
فرمود: كسى كه دوستان و برادرانش را سبك شمارد و نسبت به آن ها بى اعتناء باشد، مروّت و جوانمرديش فاسد گشته است.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_513057dl929azcqx1.gifhttp://askquran.ir/gallery/images//5405/1_513057dl929azcqx2.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۶/۰۳, ۰۱:۲۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1818379ypm1wty9d4.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
33ـ قالَ(عليه السلام): إنّما يُجْزى الْعِبادُ يَوْمَ الْقِيامَهِ عَلى قَدْرِ عُقُولِهِمْ.([34])
فرمود: همانا در روز قيامت بندگان به مقدار عقل و درك و شعورشان مجازات مى شوند.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
34ـ قالَ(عليه السلام): إنَّ الْقُرْآنَ فيهِ مَصابيحُ النُّورِ، وَ شِفاءُ الصُّدُورِ، فَيَجِلْ جالَ بَصَرُهُ، وَ لْيَلْجَمُ الصِّفّهَ قَلْبِهِ، فَإنَّ التَّفْكيرَ حَياهُ الْقَلْبِ الْبَصيرِ، كَما يَمْشي الْمُسْتَنيرُ فىِ الظُّلُماتِ بِالنُّورِ.([35])
فرمود: همانا در قرآن چراغ هاى روشنائى بخش; و شفا بخش دردها و گرفتارى هاى درونى وجود دارد، پس كسى كه (خود را) با قرآن جلى دهد چشمانش قوى و روشن مى گردد; وقلب و درون خويش را صفا خواهد داد، چون كه تفكّر و انديشه (در قرآن سبب) حيات قلبِ آگاه مى باشد، همچنان كه شخص روشن دل در تاريكى ها به وسيله نور چراغ حركت مى نمايد و راه مى رود.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
35ـ قالَ(عليه السلام): ألْمِزاحُ يَأْكُلُ الْهَيْبَهَ، وَ قَدْ أكْثَرَ مِنَ الْهَيْبَهِ الصّامِت([36])
فرمود: مزاح و شوخى ـ هاى زياد و بيجا ـ شخصيّت و وقار انسان را از بين مى برد، و چه بسا افراد ساكت داراى شخصيّت و وقار عظيمى مى باشند.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
36ـ قالَ(عليه السلام): أللُؤْمُ أنْ لا تَشْكُرَ النِّعْمَهَ.([37])
فرمود: از علائم پستى شخص، شكر نكردن از ولى نعمت است.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
37ـ قالَ(عليه السلام): لَقَضاءُ حاجَهِ أخ لى فِى اللّهِ أحَبُّ مِنْ إعْتِكافِ شَهْر.([38])
فرمود: هر آينه برآوردن حاجت و رفع مشكل دوست و برادرم، از يك ماه اعتكاف، در مسجد ـ و عبادت مستحبّى، نزد من ـ بهتر و محبوب تر است.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
38ـ قالَ(عليه السلام): إنَّ الدُّنْيا فى حَلالِها حِسابٌ، وَ فى حَرامِها عِقابٌ، وَفِى الشُّبَهاتِ عِتابٌ، فَأنْزِلِ الدُّنْيا بِمَنْزَلَهِ الميتَهِ، خُذْمِنْها مايَكْفيكَ.([39])
فرمود: چيزهاى دنيا اگر حلال باشد حساب و بررسى مى شود و اگر از حرام به دست آيد عذاب و عقاب دارد و اگر حلال و حرام آن معلوم نباشد سختى و ناراحتى خواهد داشت. پس بايد دنيا (و موجوداتش) را همچون ميته و مردارى بشناسى كه به مقدار نياز و اضطرار از آن استفاده كنى.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
39ـ قالَ(عليه السلام): وَ اعْمَلْ لِدُنْياكَ كَأنَّكَ تَعيشُ أبَداً، وَ اعْمَلْ لاِخِرَتِكَ كَأنّكَ تَمُوتُ غدَاً.([40])
فرمود: در دنيا ـ از نظر اقتصاد و صرفه جوئى و... ـ چنان برنامه ريزى كن مثل آن كه مى خواهى هميشه دوام داشته باشى، و نسبت به آخرت به نوعى حركت و كار كن مثل اين كه فردا خواهى مُرد.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
40ـ قالَ(عليه السلام): أكْيَسُ الْكَيِّسِ التُّقى، وَ أحْمَقُ الْحُمْقِ الْفُجُورَ، الْكَريمُ هُوَ التَّبَرُّعُ قَبْلَ السُّؤالِ.([41])
فرمود: زيرك ترين و هوشيارترين افراد، شخص باتقوا و پرهيزكار مى باشد; أحمق و نادان ترين افراد، كسى است كه تبه كار و اهل معصيت باشد; گرامى ترين و باشخصيّت ترين افراد، آن كسى است كه به نيازمندان پيش از اظهار نيازشان، كمك نمايد.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_64jkl.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_513057dl929azcqx1.gifhttp://askquran.ir/gallery/images//5405/1_513057dl929azcqx2.gif

منابع احادیث


پي نوشت :
[1] ـ نزهه النّاظر و تنبيه الخاطر: ص 79، ح 33، بحارالأنوار: ج 78، ص 112، س 8.
[2] ـ كلمه الإمامُ الْحَسَن (عليه السلام): 7، ص 211.
[3] ـ كلمه الإمامُ الْحَسَن (عليه السلام): 7، ص 25، بحارالأنوار: ج 44، ص 23، ح 7.
[4] ـ إحقاق الحقّ: ج 11، ص 183، س 2 و ص 185.
[5] ـ دعوات الرّاوندى: ص 24، ح 13، بحارالأنوار: ج 89، ص 204، ح 21.
[6] - بحارالأنوار: ج 75، ص 111، ضمن ح 6.
[7] ـ وافى: ج 4، ص 1553، ح 2، تهذيب الأحكام: ج 2، ص 321، ح 166.2
[8] ـ تحف العقول: ص 234، س 14، من لا يحضره الفقيه: ج 1، ص 511، ح 1479.
[9] ـ تحف العقول: ص 235، س 7، مستدرك: ج 3، ص 359، ح 3778.
[10] ـ إحقاق الحقّ : ج 11، ص 238، س 2.
[11] ـ إحقاق الحقّ: ج 11، ص 235، س 7.
[12] - كلمه الإمام الحسن (عليه السلام): ص 140.
[13] ـ أعيان الشّيعه: ج 1، ص 577، بحارالأنوار: ج 75، ص 111، ح 6.
[14] - تحف العقول: ص 229، س 5، بحارالأنوار: ج 10، ص 130، ح 1.
[15] ـ كلمه الإمام حسن (عليه السلام): ص 138، تحف العقول: ص 234، س 6، بحارالأنوار: ج 75، ص 105، ح 4.
[16] ـ تحف العقول: ص 236، س 13، بحارالأنوار: ج 75، ص 105، ح 4.
[17] - تحف العقول: ص 232، س 2، بحار الأنوار: ج 75، ص 110، ح 5.
[18] ـ تنبيه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص 427، بحار: ج 68، ص 184، ضمن ح 44.
[19] - تحف العقول: ص 164، س 21. بحار الأنوار: ج 75، ص 105، ح 3.
[20] ـ أعيان الشّيعه: ج 1، ص 577، بحارالأنوار: ج 75، ص 113، ح 7.
[21] ـ كلمه الإمام حسن (عليه السلام): ص 212، بحارالأنوار: ج 73، ص 318، ح 6.
[22] ـ همان مدرك: ص 57.
[23] ـ تحف العقول: ص 233، أعيان الشّيعه: ج 1، ص 577، بحارالأنوار: ج 75، ص 105، ح 4.
[24] ـ تحف العقول: ص 234، س 7، بحارالأنوار: ج 75، ص 105، ح 4.
[25] ـ نزهه الناظر و تنبيه الخاطر: ص 79، س 13، بحارالأنوار: ج 75، ص 111، ح 6.
[26] ـ إحقاق الحقّ: ج 11، ص 242، س 2.
[27] ـ تحف العقول: ص 234، س 3، بحارالأنوار: ج 75، ص 106، ح 4.
[28] ـ تحف العقول: ص 235، س 14، بحارالأنوار: ج 73، ص 312، ح 3.
[29] ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام)، ص 39، بحارالأنوار: ج 1، ص 218، ح 43.
[30] ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام): ص 46.
[31] ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام) : ص 129.
[32] ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام) : ص 198.
[33] ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام) : ص 209.
[34] ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام) : ص 209.
[35] ـ نزهه النّاظر و تنبيه الخاطر: ص 73، ح 18، بحارالأنوار: ج 78، ص 112، س 15.
[36] ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام): ص 139، بحارالأنوار: ج 75، ص 113، ح 7.
[37] ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام): ص 139، بحارالأنوار: ج 75، ص 105، ح 4.
[38] ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام): ص 139.
[39] ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام): ص 36، بحارالأنوار: ج 44، ص 138، ح 6.
[40] ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام) ص 37، بحارالأنوار: ج 44، ص 138، ح 6.
[41] ـ إحقاق الحقّ : ج 11، ص 20 س 1، بحارالأنوار: ج 44، ص 30.

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۹/۰۶/۰۳, ۱۰:۲۳
http://baharpic.persiangig.ir/45.gif



ماه ميهماني خدا به نيمه رسيده است؛ ماهي كه فرشتگان، دسته دسته بين زمين و آسمان در رفت و آمدند و هاله‌هاي نور اهل ايمان را بالا مي‌برند، و هوا عطرآگين بال آنهاست.



ناگهان، صداي هلهله‌اي به گوش مي‌رسد. صداي تسبيح؛ صداي شور و نشاط عرشيان. نوري متولد مي‌شود كه از عرش تا فرش را مي‌گسترد و جلوه حضور اين نور آسماني، در خاندان وحي رخ مي‌نمايد.



آري، امشت خانه علي(ع) و فاطمه(س) غرق در شادي تولد نخستين فرزند است. امشب تجلي حسن ازلي است كه در چهره دلگشاي چهارمين معصوم، حسن بن علي(ع) نمايان مي‌شود و با آمدنش، جان‌ها را صفايي ديگر مي‌بخشد.



مقدمش مبارك.



http://baharpic.persiangig.ir/45.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۶/۰۳, ۱۱:۲۲
http://img.tebyan.net/big/1388/06/14225424817242190485018717886620779779.jpg


http://i6.glitter-graphics.org/pub/1030/1030626o3xojjw70a.gif

*سلام بر لحظه‏ هایی که تو را آوردند!

سلام بر لب‏های رسول اللّه‏ که میلاد تو را به درگاه پروردگار، سبحه گفت

و نام یگانه‏ات را از دست جبرئیل گرفت و در گوش عصمتت زمزمه کرد!

سلام بر لبخند سرافراز علی علیه‏السلام ، که در طلوع تو اتفاق افتاد!

سلام بر تو، امامتِ فردای پس از علی!

سلام بر تو، شباهتِ بی‏شائبه محمدی!

سلام بر اقیانوس کرامت و سخاوتی که از دامان «کوثر» و «ابوتراب» برخاست.

*تا خدا هست و خدایی می کند، مجتبی مشکل گشایی می کند.

http://i6.glitter-graphics.org/pub/1030/1030626o3xojjw70a.gif

habib12
۱۳۸۹/۰۶/۰۳, ۱۲:۳۳
:Hedye:
ميلادِ مسعودِ حسن بر ما مبارك
بر مادرش آن نازنين زهرا مبارك

گلزار مولانا نبي آلاله داده
بشكفتن آن لاله ي بَطحا مبارك
:Mohabbat:

neginsabz
۱۳۸۹/۰۶/۰۳, ۱۲:۴۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1818379ypm1wty9d4.gif

شعر ی که کور را بینا کرد
http://askquran.ir/gallery/images//5405/2____xpvqqg_div1.gif

http://img.tebyan.net/big/1388/11/721171531489034551282062407123485116110203.jpg
http://askquran.ir/gallery/images//5405/2____xpvqqg_div1.gif
میرزا محمّد شفیع شیرازی متخلص به وصال شیرازی متوفّی سال 1262 هـ. ق در شیراز از بزرگان شعرا و ادبا و عرفای عصر فتحعلی شاه قاجار بود. علاوه بر مراتب علمی، به تمام خطوط هفت گانه (نسخ، نستعلیق، ثلث، رقایم، ریحان، تعلیق، و شكسته) مهارتی به سزا داشته و كتابهای فراوانی نیز با خطوط مختلف نگاشته است. از جمله، این كه 67 قرآن به خط زیبای خود نوشته است. بر اثر نوشتن زیاد، چشمش آب می‏آورد و به پزشك مراجعه می‏كند، دكتر می‏گوید: من چشمت را درمان می‏كنم، به شرطی كه دیگر با او نخوانی و خط ننویسی. پس از معالجه و بهبودی چشم، دوباره شروع به خواندن و نوشتن می‏كند تا این كه به كلّی نابینا می‏شود. سرانجام با حالت اضطرار متوسل به محمّد (ص) و آل او می‏شود.
شبی در عالم رؤیا پیغمبر اكرم(ص) را در خواب می‏بیند، حضرت به او می‏فرماید: چرا در مصائب حسین (و حسن) مرثیه نمی‏گویی تا خدای متعال چشمانت را شفاء دهد. در همان حال حضرت فاطمه زهرا (س) حاضر گردیده می‏فرماید: وصال! اگر شعر مصیبت گفتی، اوّل از حسنم شروع كن؛ زیرا او خیلی مظلوم است.
صبح آن روز وصال شروع كرد در خانه قدم زدن و دست به دیوار گرفتن و این شعر را سرودن:

آن طشت را ز خون جگر باغ لاله كرد

از تاب رفت و طشت طلب كرد و ناله كرد


نیمه دوّم شعر را كه گفت، ناگهان چشمانش روشن و بینا شد. آن گاه اضافه كرد:

دل را تهی ز خون دل چند ساله كرد

خونی كه خورد در همه عمر، از گلو بریخت

كلثوم زد به سینه و از درد ناله كرد

زیـنـب كـشیـــد معـجـر و آه از جگر كشید
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_513057dl929azcqx1.gifhttp://askquran.ir/gallery/images//5405/1_513057dl929azcqx2.gif
منبع: گوشه‏ای از كرامات و مناظرات امام حسن مجتبی علیه السلام ، حسینی، جواد

ابرار
۱۳۸۹/۰۶/۰۳, ۱۳:۱۲
لقب کریم اهل بیت از کجا آمد؟


http://img.tebyan.net/big/1388/06/229200165538117814416281611912428217116220.jpg
امام حسن ـ علیه السلام ـ دارای قلبی پاك و رئوف نسبت به دردمندان و تیره بختان جامعه داشتند و با خرابه‌نشینان دردمند و اقشار مستضعف و كم‌درآمد همراه و همنشین می‌شدند و دردِ دلِ آن‌ها را با جان و دل می‌شنیدند و به آن ترتیب اثر می‌دادند، و در این حركت انسان‌دوستانه جز خداوند را مدّنظر نداشتند نیز هیچ‌گاه هر ضعیف، ناتوان و درمانده، ناامید از درب خانه آن حضرت برنمی‌گشت، حتّی خود ایشان به سراغ فقرا می‌رفتند و آن‌ها را به منزل دعوت می‌كردند و به آن‌ها غذا و لباس می‌دادند.1
امام حسن ـ علیه السّلام ـ تمام توان خویش را در راه انجام امور نیك و خداپسندانه به كار می‌گرفت و اموال فراوانی در راه خدا می‌بخشید، مورّخان و دانشمندان در شرح حال زندگانی پر افتخار ایشان، بخشش‌های بی‌سابقه و انفاق‌های بسیار بزرگ و بی‌نظیری ثبت كرده‌اند. آن حضرت در طول عمر خود دو بار تمام اموال و دارایی خود را در راه خدا خرج كردند و سه بار نیز ثروت خود را به دو نیم كردند و نصف آن را برای خود و نصف دیگر را در راه خدا به فقرا بخشیدند.2
از ابن شهر آشوب روایت شده كه روزی امام حسن ـ علیه السّلام ـ بر جمعی از گدایان گذشت كه پاره‌ای چند از نان خشك‌ها را بر روی زمین گذاشته‌اند و می‌خورند، چون نظر ایشان به آن حضرت افتاد از امام دعوت كردند و حضرت از اسب پیاده شدند و فرمودند: خدا متكبّران را دوست نمی‌دارد و با ایشان نشستند و از طعام ایشان تناول كردند و سپس از همه گدایان خواستند كه برای صرف غذا به خانة حضرت بروند و حضرت بر ایشان طعام‌هایی نیكو حاضر ساختند و به لباس‌های فاخر همه آن‌ها را مزیّن ساختند.3
تاریخ از بخشندگی‌های امام حسن ـ علیه السّلام ـ داستان‌های فراوان به یاد دارد مثلاً روزی عربی به نزد ایشان آمد و درخواست كمك كرد و امام دستور دادند كه آنچه موجود است به او بدهند و قریب ده هزار درهم موجود را به آن اعرابی بخشیدند.4
نسبت به كرامت‌های امام حسن ـ علیه السّلام ـ داستآن‌های زیادی در تاریخ آورده شده است كه جای ذكر همه آن‌ها نیست. امّا وقتی از خود امام پرسیدند، چرا هرگز سائلی را ناامید برنمی‌گردانید؟ فرمودند: من هم به درگاه خدا سائلی هستم و می‌خواهم كه خدا محروم نسازد و شرم دارم كه با چنین امیدی سائلان را ناامید كنم. خداوندی كه عنایتش را به من ارزانی می‌دارد، می‌خواهد كه من هم به مردم كمك كنم،5 لذا به خاطر این بخشندگی‌ها و كارهای نیكویی كه از امام حسن ـ علیه السّلام ـ در مسیر خیر، احسان و كمك به طبقات درمانده و نیازمند انجام می‌گرفت و آنچه را كه داشت به آن‌ها می‌بخشید باعث شده كه به ایشان كریم اهل بیت گفته شود.
پس با توجه به كرامت‌ها و بخشش‌های كم‌نظیر و گاهی بی‌نظیر آن امام بزرگوار لقب «كریم» برازنده آن حضرت است. البته باید توجه داشت كه همه ائمه نور واحد هستند و همه دارای تمام فضایل و كرامات هستند. هر چند كه شرایط زمان و مكان در بروز و برجسته‌تر شدن برخی از اوصاف آن‌ها دخیل بوده است.

neginsabz
۱۳۸۹/۰۶/۰۳, ۱۴:۱۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_353eg4y1.gif

آمده نوگل ولا
روح و روان مصطفي
نور دو چشم مرتضي
فروغ چشم من رسد
زينت انجمن رسد
حسن رسد، حسن رسد
شاه جوانان جهان/ امام جمله انس و جان
قدم گذارد به جهان
ز مقدم او، زمين چو گلشن
بگو به زهرا، چشم تو روشن
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_353eg4y1.gif

mahdaviyat
۱۳۸۹/۰۶/۰۳, ۱۵:۳۷
http://noore12.persiangig.com/image/4t69ctc.gif
در نیمه ماه رمضان ماه بر آمد
سالار کریمان چهان از سفر آمد
افطار کنید از رطب ذکر حسن جان
چون بر علی و فاطمه زیبا پسر جان
http://noore12.persiangig.com/image/4t69ctc.gif
http://noore12.persiangig.com/image/2653.jpg


اگر دوست داری در هر ولادت برای شما پیامکهای حاوی شعر و غزل بیاید کلیک (http://noore12.blogfa.com/page/payamak.aspx) کن

neginsabz
۱۳۸۹/۰۶/۰۳, ۱۵:۴۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_353eg4y1.gif
پانزده روز ریاضت را در این ماه طاعت،
یک نفس دویده‏ایم تا در بشارت ولادت او،
مژده عشق بشنویم و مژدگانی مهر بگیریم.
او که از اشراق مهربانی‏ها طلوع کرده و در بستر بخشندگی،
دامن گسترده است.
او که در اولین تصویر زمینی‏اش،
تبسمی شیرین به آینه نگاه پدر و مادر هدیه داده است.
او که اولین نواده نبوت است و نخستین زاده امامت.
از نسل نور است و زاده خورشید،
از تبار هدایت است و قافله‏سالار مهر و امید.
ماه دل‏آرای نیمه رمضان را،
پانزده روز است به انتظار نشسته‏ایم و به کرامت و مهربانی‏اش محتاجیم!
چقدر این دستان زخم‏خورده، به دستگیری کریم اهل‏بیت محتاج است!
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_353eg4y1.gif

rodabeh
۱۳۸۹/۰۶/۰۳, ۱۶:۰۳
file:///C:/DOCUME%7E1/A/LOCALS%7E1/Temp/moz-screenshot-11.jpg



http://www.irfreeup.com/images/hwrs3gvba3vmhnr0lctid.gif
:roz::roz::roz::roz::roz::roz::roz::roz:

mahdaviyat
۱۳۸۹/۰۶/۰۳, ۱۶:۴۹
ميلاديه



ای نور قدیم کردگاری

ایتازه تر از گل بهاری


گل با همه حسن پیش رویت

خاری بود از جمال، عاری


زان دیدة مست نرگس آموخت

خود شیوة مستی و خماری


در شام فراق عاشقانرا

گیسوی تو رمز بی قراری


ماه رمضان ز روی ماهت

شد چشمة مهر کردگاری


نور تو صفای طور سیناست

کوی تو حریم دلسپاری


بر سینة خاک مدفن تست

رخشنده مدال افتخاری


ای نور زمین و آسمانها

ای آینة جمال باری


بر لوح زمان بخط زرین

گفتار تو مانده یادگاری


از نور تو ایچراغ دانش

تاریکی جهل شد فراری


عید است شها گدای خود را

از بارگهت مران بخواری


خاموش (حسان) که خودشه دین

داند ره و رسم بنده داری

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۶/۰۳, ۱۶:۵۹
http://dl4.glitter-graphics.net/pub/814/814654w3d2sw03qo.gif

امشب علی و فاطمه لبخند میزنند

پیوسته بوسه بر رخ فرزند می زنند

این سبط مصطفی است به دامان دخترش

این زاده علی است فرا دست همسرش

این روح فاطمه است که بگرفته در برش

این طفل مجتبی است در آغوش مادرش

این حاصل تلاقی دو بهر رحمت است

در یم ولایت و دریای عصمت است
http://dl4.glitter-graphics.net/pub/814/814654w3d2sw03qo.gif

آساره
۱۳۸۹/۰۶/۰۳, ۱۷:۴۵
السلام‌علیک یا ابا‌محمّد الحسن بن علی
رایحه‌ی دل‌نواز میلاد سبط پیامبر تمام هستی را مملو از شعف ساخته است.
بلبلان خوش آهنگ آمدنش را مژده می‌دهند.
حسن، یادگار فاطمه، ابن علی، یکی از دو سرور اهل فردوس، جهان را با قدومش دلشاد ساخته است.
مصطفی عاشق مجتبی بود كه فرمود «اللّهُم اِنّی اُحِبُّهُ فَاَحبِبهُ وَ اَحِبّ مَن یُحبُّهُ»
خداوندا من او را دوست دارم، تو نیز دوستار او و هر آن كه او را دوست بدارد باش.
قناریان در موسم رمضان آهنگ شکوفایی غنچه‌ی ریحانه‌ی نبی را، نواخته‌اند و در گلستان گیتی به یُمن آمدنش نغمه‌ی شادی سر داده‌اند.
و من خاکی با چشمانی شوق آگین در جنت دلم، به طواف خانه‌ی این غنچه‌ی باغ نبی پرداخته‌ام
و زمزمه می‌کنم:
« یا وجیهاً عندالله، اشفع لنا عندالله»
ای آن كه نزد پروردگار آبرومندی ما را نیز در پیشگاه او یاد آر.

آساره
۱۳۸۹/۰۶/۰۳, ۱۷:۵۲
میلاد باسعادت سبط اکبر، پور حیدر، فرزند زهرای اطهر کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام راخدمت اقا امام زمان عج وتمامی شیعیان ومحبین اون حضرت و دوستان عزیز کانونی تبریک وتهنیت عرض میکنم

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۹/۰۶/۰۳, ۲۱:۵۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_11k.gifhttp://askquran.ir/gallery/images//5405/1_11k.gif


امروز آسمان و زمین و هرآنچه در آن است غرقِ سرور و
شادمانی است؛

زیرا پذیرای میهمان پربرکتی از خاندان پاک رسالت و امامت
می باشد؛

زیرا که ستاره درخشانی از میان ستارگان زیبای هدایت طلوع می کند و نسیمی بهاری قلب های سرد و خشک انسان ها را جان
تازه ای می بخشد

ای فرزند رسالت و امامت و ای کوثر ولایت،
میلادت مبارک باد.

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_11k.gifhttp://askquran.ir/gallery/images//5405/1_11k.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۶/۰۴, ۰۱:۲۰
ثمر شاخه طوبی

http://sl.glitter-graphics.net/pub/2632/2632701rmwrb6c2yf.gif (http://sl.glitter-graphics.net/pub/2632/2632701rmwrb6c2yf.gif)
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_Untitled-19.png
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2632/2632701rmwrb6c2yf.gif (http://sl.glitter-graphics.net/pub/2632/2632701rmwrb6c2yf.gif)
http://hassanmojtaba.persiangig.com/6.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_353eg4y1.gif
رمضان آمد و دارم خبرى بهتر از این
مژده اى دیگر و لطف دگرى بهتر از این
گر چه باشد سپر آتش دوزخ صومش
لیك با این همه دارد سپرى بهتر از این
شب قدر رمضان گر چه بسى پر قدر است
دارد این ماه و لیكن سحری بهتر از این
چون كه در نیمه این مه پسرى زاد بتول
كس نزاده ست و نزاید پسرى بهتر از این
رمضان، اى كه دهى مژده میلاد حسن
به خدا نیست به عالم خبرى بهتر از این
مجتبى لؤلؤ پاك مرج البحرین است
نیست در رشته خلقت گهرى بهتر از این
رست پیغمبر از آن تهمت ابتر بودن
نیست بر شاخه طوبى ثمرى بهتر از این
گفت خالق (فتبارك) به خود از خلقت او
كلك ایجاد ندارد اثرى بهتر از این
بگذر آهسته تر اى ماه حسن، اى رمضان
عمر ما را نبود چون گذرى بهتر از این
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2632/2632701rmwrb6c2yf.gif (http://sl.glitter-graphics.net/pub/2632/2632701rmwrb6c2yf.gif)

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_353eg4y1.gif
حسن چایچیان(حسان

deja vu
۱۳۸۹/۰۶/۰۴, ۰۱:۳۴
نمي دونم امروز بايد به شما تبريك بگم يا به خودم!!
آخه من خودم متولد 15 رمضان هستم!

مولودحسین
۱۳۸۹/۰۶/۰۴, ۰۳:۴۳
جناب دجاوو

تبریک میگیم تولدتون مبارک

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۶/۰۴, ۰۵:۴۹
http://aks98.com/images/uncqy2xcjnwtj2ci3t7t.gifhttp://aks98.com/images/uncqy2xcjnwtj2ci3t7t.gifhttp://aks98.com/images/uncqy2xcjnwtj2ci3t7t.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_Untitled-5.png
http://aks98.com/images/uncqy2xcjnwtj2ci3t7t.gifhttp://aks98.com/images/uncqy2xcjnwtj2ci3t7t.gifhttp://aks98.com/images/uncqy2xcjnwtj2ci3t7t.gif

http://www.shiaupload.ir/images/04213091714676118166.gif (http://www.shiaupload.ir/images/04213091714676118166.gif)http://www.shiaupload.ir/images/94898157872150656937.gif (http://www.shiaupload.ir/images/94898157872150656937.gif)

میلاد کریم اهل بیت،
امام حسن مجتبی(ع)
مبارک باد

http://www.shiaupload.ir/images/04213091714676118166.gif (http://www.shiaupload.ir/images/04213091714676118166.gif)http://www.shiaupload.ir/images/94898157872150656937.gif (http://www.shiaupload.ir/images/94898157872150656937.gif)

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۶/۰۴, ۰۶:۳۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_Untitled-7.png

شاخه ‏گل پر بركت


زمخشرى در كتاب ربیع الابرار از انس بن مالك روایت كرده كه گوید:
من در خدمت حسن بن على علیهماالسلام بودم كه كنیزكى بیامد
و شاخه گلى را به آن حضرت هدیه كرد.
حسن بن على علیهماالسلام فرمود:
« انت حرة لوجه الله»؛ تو در راه خدا آزادى!
من كه آن ماجرا را دیدم به آن حضرت عرض كردم:
كنیزكى شاخه گل بى‏ارزشى به شما هدیه كرد و تو او را آزاد كردى؟
در پاسخ فرمود:
«هكذا ادبنا الله تعالى- اذا حییتم بتحیة فحیوا باحسن منها- و كان احسن منها اعتاقها.» ؛
اینگونه خداى تعالى ما را ادب كرده كه فرمود:
- وقتى تحیه‏اى به شما دادند، تحیتى بهتر دهید- و بهتر از آن آزادى اوست.

منبع:ملحقات احقاق الحق

http://img01.picoodle.com/img/img01/7/2/25/f_egxrh1m_0382d78.gifhttp://img03.picoodle.com/img/img03/7/2/25/f_egxrh0m_3fe1b98.gif

mahdaviyat
۱۳۸۹/۰۶/۰۴, ۱۰:۵۰
احادیثی در رابطه با امام حسن علیه السلام
حسن از من است ومن از اویم ؛ هر که دوستش بدارد ، خداوند دوستدار او است . پیامبر اکرم (ص)
امام حسن (ع) در همه حال خدای سبحان را یاد می کرد . امام سجاد (ع)
امام حسن (ع) در عبادت و صدقه دادن سخت کوش بود . امام باقر (ع)
امام حسن (ع) در خلقت وسیرت وشرافت شبیه ترین مردم به رسول خدا بود . امام صادق (ع)
http://www.parsiblog.com/FirendsAlbum/montazarr/yahasana.jpg

boutimar
۱۳۸۹/۰۶/۰۴, ۱۱:۰۷
خدابردر باغ جنت نوشت

محب حسن نوش جانش بهشت

:Rose:میلاد آقام مبارک:Rose:

:Graphic (61):قربون این آقا که ولادتشم غریبه:Graphic (61):

nekuee
۱۳۸۹/۰۶/۰۴, ۱۲:۵۰
خجسته سالروز میلاد دومین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت ، کریم اهل بیت ، امام حسن مجتبی (ع) بر عاشقان آن حضرت مبارک باد

http://aks98.com/images/sm0c3xxd8xskofgl8n.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۶/۰۴, ۱۲:۵۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_353eg4y1.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_3.gifhttp://askquran.ir/gallery/images//5405/1_Untitled-19.pnghttp://askquran.ir/gallery/images//5405/1_3.gif
http://aks98.com/images/rpvyhywksudujhh7z0y.gif
دروازه‏های آسمان گشوده می‏شود و زمین،
در ستاره‏باران میلادی بزرگ،
به هلهله می‏نشیند.

http://ayehayeentezar.com/images/icons/7a.gifدر نیمه راه برکت‏خیز رمضان، http://ayehayeentezar.com/images/icons/7a.gif
رایحه شکوفه‏های یاس است که کوچه‏های مدینه را آکنده است.
حسن علیه‏السلام با چشمانی علوی می‏آید و افق،
رسیدن ارجمندش را دف می‏کوبد.
صدای آمدنش،
http://ayehayeentezar.com/images/icons/goleroz1..gif طنین مهربانی و کرامت است.http://ayehayeentezar.com/images/icons/goleroz1..gif
شانه‏های صبورش را زمین به تجربه می‏نشیند؛
آن‏چنان‏که سمفونی سکوتش را.
او با نگاهی از جنس باران می‏آید و آب‏های آزاد جهان،
ماهیان تشنه دلش را میزبان می‏شوند.
هرگز غروب نمی‏کنی
کوه یعنی تو؛
ولی تو را نادیده انگاشتند و تحمل بی‏پایانت را بی‏شرافتان تاریخ،
اینچنین به جولان نامردمی کشاندند.
آسمان،
تویی که وسعت دلت،
زبانزد آب‏های زمین است.
http://ayehayeentezar.com/images/icons/ghalba.gifای فرزند حماسه و رأفت!http://ayehayeentezar.com/images/icons/ghalba.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_6.gifhttp://hassanmojtaba.persiangig.com/6.gifhttp://askquran.ir/gallery/images//5405/2_6.gif





تو آن بهاری که دستان خونریز خزان را یارای به خاک ریختنت نیست. جاودانه‏ای؛ آن گونه که عشق‏خواهی تنید؛ آن‏چنان که باران، رگ‏های خاک را.
ایمان داریم که طلوع مبارکت را هرگز غروبی نیست.
ای حسن بی‏نهایت!
از بازوان حیدری علی علیه‏السلام ،
تا لبخندهای معطر فاطمه علیهاالسلام نور ابدی توست که کوچه‏های جانمان را روشن کرده است.
http://ayehayeentezar.com/images/icons/ghalba.gifآسمان در آسمان،http://ayehayeentezar.com/images/icons/ghalba.gif
سپید پرواز توست که این‏چنین، قفس ستیزمان کرده است.
http://ayehayeentezar.com/images/icons/ghalba.gifای حسن بی‏نهایت! http://ayehayeentezar.com/images/icons/ghalba.gif
طراوت پندارت را با کدام گلستان بگوییم که شکفته نشود؟
وقار نگاهت را با کدام کوه بگوییم که سر به تعظیم، خم نکند؟!
تو از گفت‏وگوی مهتاب آمده‏ای؛
با کلامی که خورشید می‏پاشد. در معطر صدایت،
نفس تازه می‏کنیم و آینه‏های حضورت را به استقبال،
http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_6.gif شکوفه می‏پاشیم.http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_6.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_353eg4y1.gif

nekuee
۱۳۸۹/۰۶/۰۴, ۱۳:۳۰
http://aks98.com/images/plmy378wkewub4ww9br.jpg

mahdaviyat
۱۳۸۹/۰۶/۰۴, ۱۳:۳۷
http://noore12.persiangig.com/image/52622101455711920279012525320217424711415.jpg

rezvan*
۱۳۸۹/۰۶/۰۴, ۱۵:۵۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_353eg4y1.gif
سلام این میلاد فرخنده مبارک نمازوروزتون قبول درگاه حق
التماس دعا

neginsabz
۱۳۸۹/۰۶/۰۴, ۱۶:۵۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_353eg4y1.gif
آن صفت کریمانه را که در اسما و صفات ذات الهی شنیده‏ای، در ظهور وجود مبارک حسن علیه‏السلام ببین!
اگر امام مجتبی علیه‏السلام را کریم اهل‏بیت می‏خوانند، بدان جهت نیست که دیگر امامان معصوم از این صفت برخوردار نیستند، بلکه از آن است که این صفت در وی به تمامیت و کمال رسیده است و امام حسن علیه‏السلام در ظهور و بروز کرامت، پیشی گرفته است؛ به زبان دیگر، امام، در تجلی صفت کرامت و بزرگواری خداوند آنچنان آیینه‏داری می‏کند که سزاواری این اسم اعظم را یافته است.
در واقع، خداوند تعالی در هر یک از اهل بیت علیه‏السلام صفتی از اسمای الهی خویش را شاخص گردانیده تا مردم برای رجوع، قبله حاجات واحد و یگانه‏ای داشته باشند؛ وگرنه، دیگر اهل بیت علیه‏السلام نیز از صفت کرامت به دور نیستند. چنین است که هر یک از آل اللّه‏ در صفتی بارز شده‏اند تا به واسطه آن، بر شفاعت عالَم، جلوه بیشتری بیابند.
از بزرگواری کریم اهل بیت علیه‏السلام به دور است که هنگام نیاز و حاجت کسی، کرامت خویش بپوشاند و در انعام و اکرام به او بخل ورزد.
پس دست التماس ما و دامان کریمانه او!
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_353eg4y1.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۶/۰۴, ۲۰:۱۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_barre115eb.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/56914599518982265072.gif (http://www.shiaupload.ir/images/56914599518982265072.gif)http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_barre115ea.gif
http://aks98.com/images/3x9t17w5eaavp1h3o9rf.gifhttp://aks98.com/images/68wpkks8z13ek2iis5t.gifhttp://aks98.com/images/3x9t17w5eaavp1h3o9rf.gifhttp://aks98.com/images/68wpkks8z13ek2iis5t.gif
http://shiaupload.ir/images/49792906913244363509.gif
شمس عفت زگریبان، قمر آورده برون
نخله ی فاطمه، اول ثمر آورده برون
بوالحسن را حسنی داده خداوند و حسن
از افق، رخ پی اهل نظر آورده برون
آمد آن ماه که ماه رمضان کرد دو نیم
چون نبی معجز شق القمر آورده برون
http://shiaupload.ir/images/49792906913244363509.gif
میلاد کریم اهل بیت،
امام حسن مجتبی(ع)
مبارک باد
http://aks98.com/images/3x9t17w5eaavp1h3o9rf.gifhttp://aks98.com/images/68wpkks8z13ek2iis5t.gifhttp://aks98.com/images/3x9t17w5eaavp1h3o9rf.gifhttp://aks98.com/images/68wpkks8z13ek2iis5t.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۶/۰۵, ۰۱:۴۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_6.gifhttp://hassanmojtaba.persiangig.com/6.gifhttp://askquran.ir/gallery/images//5405/2_6.gif

کرم از کجا تا کجا
ابن كثير از علماى اهل تسنن در البداية والنهاية روايت كرده كه امام حسن (علیه السلام) غلام سياهى را ديد كه گرده نانى پيش روي خود نهاده و خودش لقمه‏اى از آن مى‏خورد و لقمه ديگرى را به سگى كه آنجا بود مى‏دهد.
امام (علیه السلام) كه آن منظره را ديد به او فرمود: انگيزه تو در اين كار چيست؟
پاسخ داد: «انى استحيى منه ان آكل ولا اطعمه.»؛ من از او شرم دارم كه خود بخورم و به او نخورانم!
امام حسن (علیه السلام) به او فرمودند: از جاى خود برنخيز تا من بيايم! سپس به نزد مولاى آن غلام رفت و او را با آن باغى كه در آن زندگى مى‏كرد از وى خريدارى كرد، آنگاه آن غلام را آزاد كرده و آن باغ را نيز به او بخشيد!
http://aks98.com/images/68wpkks8z13ek2iis5t.gifhttp://aks98.com/images/68wpkks8z13ek2iis5t.gifhttp://aks98.com/images/68wpkks8z13ek2iis5t.gifhttp://aks98.com/images/68wpkks8z13ek2iis5t.gif
منبع: البداية والنهاية، (چاپ مصر)، ج 8، ص 38

neginsabz
۱۳۸۹/۰۶/۰۵, ۱۲:۳۵
http://aks98.com/images/68wpkks8z13ek2iis5t.gifhttp://aks98.com/images/68wpkks8z13ek2iis5t.gifhttp://aks98.com/images/68wpkks8z13ek2iis5t.gifhttp://aks98.com/images/68wpkks8z13ek2iis5t.gif

لقب کریم اهل بیت از کجا آمد؟

امام حسن ـ علیه السلام ـ دارای قلبی پاك و رئوف نسبت به دردمندان و تیره بختان جامعه داشتند و با خرابه‌نشینان دردمند و اقشار مستضعف و كم‌درآمد همراه و همنشین می‌شدند و دردِ دلِ آن‌ها را با جان و دل می‌شنیدند و به آن ترتیب اثر می‌دادند، و در این حركت انسان‌دوستانه جز خداوند را مدّنظر نداشتند نیز هیچ‌گاه هر ضعیف، ناتوان و درمانده، ناامید از درب خانه آن حضرت برنمی‌گشت، حتّی خود ایشان به سراغ فقرا می‌رفتند و آن‌ها را به منزل دعوت می‌كردند و به آن‌ها غذا و لباس می‌دادند.1


امام حسن ـ علیه السّلام ـ تمام توان خویش را در راه انجام امور نیك و خداپسندانه به كار می‌گرفت و اموال فراوانی در راه خدا می‌بخشید، مورّخان و دانشمندان در شرح حال زندگانی پر افتخار ایشان، بخشش‌های بی‌سابقه و انفاق‌های بسیار بزرگ و بی‌نظیری ثبت كرده‌اند. آن حضرت در طول عمر خود دو بار تمام اموال و دارایی خود را در راه خدا خرج كردند و سه بار نیز ثروت خود را به دو نیم كردند و نصف آن را برای خود و نصف دیگر را در راه خدا به فقرا بخشیدند.2
از ابن شهر آشوب روایت شده كه روزی امام حسن ـ علیه السّلام ـ بر جمعی از گدایان گذشت كه پاره‌ای چند از نان خشك‌ها را بر روی زمین گذاشته‌اند و می‌خورند، چون نظر ایشان به آن حضرت افتاد از امام دعوت كردند و حضرت از اسب پیاده شدند و فرمودند: خدا متكبّران را دوست نمی‌دارد و با ایشان نشستند و از طعام ایشان تناول كردند و سپس از همه گدایان خواستند كه برای صرف غذا به خانه حضرت بروند و حضرت بر ایشان طعام‌هایی نیكو حاضر ساختند و به لباس‌های فاخر همه آن‌ها را مزیّن ساختند.3
تاریخ از بخشندگی‌های امام حسن ـ علیه السّلام ـ داستان‌های فراوان به یاد دارد مثلاً روزی عربی به نزد ایشان آمد و درخواست كمك كرد و امام دستور دادند كه آنچه موجود است به او بدهند و قریب ده هزار درهم موجود را به آن اعرابی بخشیدند.4
نسبت به كرامت‌های امام حسن ـ علیه السّلام ـ داستان‌های زیادی در تاریخ آورده شده است كه جای ذكر همه آن‌ها نیست. امّا وقتی از خود امام پرسیدند، چرا هرگز سائلی را ناامید برنمی‌گردانید؟ فرمودند: من هم به درگاه خدا سائلی هستم و می‌خواهم كه خدا محروم نسازد و شرم دارم كه با چنین امیدی سائلان را ناامید كنم. خداوندی كه عنایتش را به من ارزانی می‌دارد، می‌خواهد كه من هم به مردم كمك كنم،5 لذا به خاطر این بخشندگی‌ها و كارهای نیكویی كه از امام حسن ـ علیه السّلام ـ در مسیر خیر، احسان و كمك به طبقات درمانده و نیازمند انجام می‌گرفت و آنچه را كه داشت به آن‌ها می‌بخشید باعث شده كه به ایشان كریم اهل بیت گفته شود.
پس با توجه به كرامت‌ها و بخشش‌های كم‌نظیر و گاهی بی‌نظیر آن امام بزرگوار لقب «كریم» برازنده آن حضرت است. البته باید توجه داشت كه همه ائمه نور واحد هستند و همه دارای تمام فضایل و كرامات هستند. هر چند كه شرایط زمان و مكان در بروز و برجسته‌تر شدن برخی از اوصاف آن‌ها دخیل بوده است.
http://aks98.com/images/68wpkks8z13ek2iis5t.gifhttp://aks98.com/images/68wpkks8z13ek2iis5t.gifhttp://aks98.com/images/68wpkks8z13ek2iis5t.gifhttp://aks98.com/images/68wpkks8z13ek2iis5t.gif

منابع:
[1] . زمانی، احمد، حقایق پنهان، نشر دفتر تبلیغات اسلامی، قم، چاپ اوّل، سال 1375، ص 268.
[2] . قمی، شیخ عباس، منتهی الآمال، انتشارات هجرت، چاپ هشتم، 1374، قم، ج1، ص 417 ـ پیشوایی، مهدی، سیره پیشوایان، نشر مؤسسه تحقیقاتی امام صادق، چاپ دوّم، 1374، ص 90.
[3] . مجلسی، محمد باقر، جلاء العیون، نشر انتشارات علمیه اسلامیه، ص 241.
[4] . شیخ عباس، قمی، منتهی الآمال، پیشین، ص 418.
[5] . قرشی، باقر شریف، زندگانی امام حسن ـ علیه السّلام ـ ، ترجمه فخر الدین حجازی، تهران: نشر بعثت، چاپ اوّل، 1376، ص135.

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۶/۰۵, ۱۳:۰۱
http://img.tebyan.net/big/1389/05/4115057252105191209101392021921442537100211.jpg

داستان مردی که زن شد


http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_10z.gif


حضرت امام جعفر صادق صلوات اللّه علیه حكایت نموده است: 1
روزى امام حسن مجتبى علیه السلام در جمعى از اقشار مختلف مردم حضور داشت ، كه یكى از افراد آن مجلس گفت :
یابن رسول اللّه ! شما كه این قدر قدرت دارید و مى توانید با دعا معاویه را نابود كنید و زمین عراق و شام را جابه جا نمائید؛ و حتّى كارى كنید كه زن تبدیل به مرد شود؛ و یا مرد، زن گردد، چرا این همه ظلم هاى معاویه را تحمّل كرده و سكوت مى نمایید؟!
ناگاه یكى از دوستان معاویه كه در آن جمع حاضر بود؛ با حالت تمسخر و توهین گفت : این شخص - یعنى ؛ امام حسن مجتبى علیه السلام - كارى نمى تواند انجام دهد، چون او توان چنین كارهایى را ندارد.
در همین حال حضرت به آن دوست معاویه كه از اهالى شام بود خطاب كرد و فرمود: تو خجالت نمى كشى كه در بین مردها نشسته اى ، بلند شو و جاى دیگر بنشین .
امام صادق علیه السلام در ادامه فرمایش خود افزود: ناگهان مرد شامى متوجّه شد كه به هیئت زنان در آمده است ؛ و دیگر علامت مردى در او نیست .
سپس امام حسن مجتبى علیه السلام به آن مرد شامى كه تبدیل به زن شد، فرمود: اینك همسرت به جاى تو مرد گردید؛ و او با تو همبستر مى شود و تو یك فرزند خنثى آبستن خواهى شد.
چند روزى پس از گذشت از این ماجرا، هر دوى آن مرد و زن شامى نزد امام حسن مجتبى علیه السلام آمدند و از كردار و رفتار خود پشیمان شده و توبه كردند.
و حضرت در حقّ آنها دعا كرد و از خداوند متعال، براى آنان درخواست مغفرت نمود؛
و هر دوى آنها به دعاى حضرت، به حالت اوّلشان باز گشتند.2


شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان

1. بحارلانوار: ج 43، ص 327، إ ثبات الهداة : ج 2، ص 56، ج 51، مدینة المعاجز: ج 3، ص 260، ح 880، با مختصر تفاوت .
2.چهل داستان و چهل حدیث از امام حسن مجتبی علیه السلام ، صالحی نجف آبادی، عبدالله


http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_10z.gif

اشك عاشق
۱۳۸۹/۰۶/۰۵, ۱۳:۱۳
به نام ايزد مهرگستر

عرض ارادت خدمت اهل آسمان . . .

ضمن تبريك اين زادروز مبارك و آرزوي قبولي طاعات، اين سروده را به پيشگاه امام مجتبي (ع) و محبان حضرتش تقديم مي كنم.


نيمه ي ماه مبارك، ايزد حيّ قدير .../... چشم حيدر كرد روشن بر جمال آن وزير
نور چشمي بس همايون، فرّخ و فرخنده پي .../... سبط اوّل، مجتبي، زاهد، زكي، طيّب، اثير


تالي تِلو پيمبر، سايه ي شمس علي .../... در كمند عشق او دلهاي مشتاقان اسير
چشمه سار حلم و علم و عدل و خير و جهد و جود .../... سيّد مُصلِح، ولي، عابد، به دوران شرزه شير


فيض اكبر، پور زهرا، ميوه ي باغ رسول .../... جرعه اي از كوثر حق، اهل ايمان را امير
«عاشق» مسكين كنون سر زير پايش مي نهد .../... تا كريم اهل بيت باشد به محشر دستگير

شب و روزتان آفتابي . . . اوقاتتان به عشق
التماس دعا.

علي علي

neginsabz
۱۳۸۹/۰۶/۰۵, ۱۴:۲۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_353eg4y1.gif
‏شكوفه‏هاى سبز

http://aks98.com/images/68wpkks8z13ek2iis5t.gifhttp://aks98.com/images/68wpkks8z13ek2iis5t.gifhttp://aks98.com/images/68wpkks8z13ek2iis5t.gif

از امام مجتبى عليه‏السلام 15 فرزند بر جاى مانده است كه اسامى آنها، با تفكيك مادرانشان، عبارتند از:‏
ـ زيد، امّ‏الحسن و امّ‏الحسين؛ از مادرى به نام «بشير» بنت ابى‏مسعود.
ـ حسن، (معروف به حسن مثّنى)؛ از مادرى به نام «خولة» بنت منصور.
‏ـ قاسم، عبدالله و عمر؛ از مادر كنيز.
‏ـ عبدالرحمن؛ از مادر كنيز.
‏ـ حسين، فاطمه و طلحه؛ از مادرى به نام «امّ‏اسحاق» بنت طلحة بن عبدالله.
‏ـ فاطمه، رقيّه و امّ‏سلمه؛ كه مادرانشان متفاوت بوده است.
‏براساس بيان تاريخ نگاران، فقط حسن و زيد، صاحب نسل بوده‏اند و از ساير فرزندان تبى عليه‏السلام نسلى باقى نمانده است.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_353eg4y1.gif


. امام حسن و امام حسين(علیه السّلام)، ص 30.

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۶/۰۵, ۱۵:۴۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_barre115eb.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/56914599518982265072.gif (http://www.shiaupload.ir/images/56914599518982265072.gif)http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_barre115ea.gif

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1818379ypm1wty9d4.gif
امام حسن مجتبی ـ علیه السّلام ـ
در خاندان وحی چشم به جهان گشود، زیر نظر بزرگترین معلم عالم بشریت تربیت شد، در دامان عصمت و طهارت پرورش پیدا کرد و در سایه امامت و ولایت به کمال رسید.

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gif

حَسَن،
آینه حُسن خداوندی است؛
تصویر زیبایی خداوند است که در صورت خاکی نقش بسته است

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1818379ypm1wty9d4.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۶/۰۵, ۱۷:۳۹
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2632/2632701rmwrb6c2yf.gif (http://sl.glitter-graphics.net/pub/2632/2632701rmwrb6c2yf.gif)
من غلام روی زيبای حسن
دل شدستم مست صهبای حسن
جان و دل را بنده خود ساخته
حسن خلق و نطق زيبای حسن
رحم بر جان و تن امت نمود
حسن احوال دلارای حسن
صد فلاطون لوح خوان مکتبش
بحر حکمت عقل دانای حسن
حاتمش کمتر غلامی بر در است
زان سخای صبع غرای حسن
بحر علم و بحر حلم و بحر جود
بوده قلب معرفت زای حسن
از کرم بر قاتل خود رحم کرد
پر زرحمت بوده مينای حسن
دوستانش شافعان محشرند
از نفاذ حکم والای حسن
مقعد صدق وصال از او بجو
نيست جايی ارفع ازجای حسن

عروة الوثقی است مهر ن جناب
چنگ زن اندر تولای حسن
راز آن شه در نيايد در بيان
رو بجو از قلب مولای حسن
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2632/2632701rmwrb6c2yf.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۶/۰۶, ۰۱:۰۶
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2632/2632701rmwrb6c2yf.gif

وحی خدا از افق ایزدی
نورحسن از افق احمدی

مشگ و گلابی بهم آمیختند
در قدح اهل ولا ریختند

ابرمضان از تو شرف یافته
نور تو بر جبهه او تافته

نیمه ماه رمضان عزیز
گیسوی مشگین تو شد مشگ بیز

نورخدا تافت در آن رویماه
خاصه از آن چشم بدشت سیاه

سرخی گل عکس گل روی تست
ظلمت شب سایه گیسوی تست

روز که خورشید درخشان صبح
سر زند از چاک گریبان صبح

ای رخ تو در رمضان بدر ما
هرسر موی تو شب قدر ما

دیده که بی نور تو شد کور به
سرکه به پای تو نه ، در گور به

بعد علی شاخص عترت توئی
وارث میراث نبوت توئی
http://sl.glitter-graphics.net/pub/2632/2632701rmwrb6c2yf.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۶/۰۶, ۱۲:۱۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1818379ypm1wty9d4.gif
‏سيماى شكوهمند




امام مجتبى عليه‏السلام شباهت بسيارى به رسول خدا صلي‌الله‏ عليه‏ و ‏آله ‏و سلم داشت. شايد در همان روزهاى آغازين حيات مباركش بود كه پيامبر خاتم صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله‏ با نظاره جمال و كمال او فرمود: «أشبهتَ خَلقى و خُلقى10؛ تو از لحاظ آفرينش و خوى (صورت و سيرت) مانند من هستى.»
اين سخن مى‏تواند بيانگر لياقت، شايستگى و تربيت صحيح امام مجتبى عليه‏السلام باشد. شخصيت ممتازى كه بعدها مى‏بايست براى احراز منصب الهى «امامت» ـ كه همان وراثت و خلافت پيامبر اكرم و جانشينى وصى او است ـ برگزيده شود.
‏ابن صبّاغ مالكى در كتاب «الفصول المهمّة» چهره شكوهمند امام مجتبى عليه‏السلام را اين گونه به تصوير كشيده است:
‏‏«امام ابومحمد الحسن بن على، رنگى سپيد آميخته با سرخى داشت. ديدگانش درشت و سياه، گونه‌هايش هموار، موى وسط سينه‏اش نازك، موى ريشش انبوه، پشت گوشش پر مُو، بينى‏اش كشيده و برّاق همچون شمشيرى از نقره، مفاصلش درشت و شانه‏هايش از يكديگر دور، بود.
‏انسانى متوسّط القامه و مليح بود. نيكوترين صورت را داشت. با رنگ سياه خضاب مى‏كرد. مويش پر چين و كوتاه، و قامتش رسا بود.»
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1818379ypm1wty9d4.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۶/۰۶, ۱۶:۲۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1818379ypm1wty9d4.gif
سيرت نيكو

روش، منش، رفتار و كردار امام مجتبى عليه‏السلام نمونه روزگار بود.
در يك جمع‏بندى كلى،
مى‏توان چنين نتيجه گرفت كه تاريخ نويسان مهم‏ترين برجستگى‏هاى اخلاقى آن حضرت را «بخشنده‏ترين،
بزرگمنش‏ترين،
با سخاوت‏ترين،
حليم‏ترين،
زاهدترين،
راستگوترين،
پارساترين،
عابدترين،
گرامى‏ترين،
پرگذشت‏ترين
و داراى گشاده‏ترين
سينه در ميان مردم»
ثبت و ضبط كرده‏اند.
شيخ صدوق در كتاب امالى از امام صادق عليه‏السلام و آن حضرت از پدرانش چنين نقل مى‏كند:
‏«امام حسن بن على بن ابيطالب عليه‏السلام، در ميان مردم زمان خود، عابدترين، پارساترين و گرامى‏ترين افراد بود. چون قصد حج مى‏كرد، پياده مى‏رفت و گاهى پاى خود را برهنه مى‏نمود. هيچگاه دست به كارى نمى‏زد مگر اين كه خدا را ياد مى‏نمود. راستگوترين مردم بود و رساترين بيان را داشت. هر گاه به در ورودى مسجدى مى‏رسيد، سر خود را بلند كرده، عرض مى‏نمود: «بارالها! مهمان تو به حضورت رسيده، اى احسانگر! بنده تباهكارت به درگاهت شتافته؛ پس از زشتي‌هايى كه مرتكب شده، به خاطر زيبايي‌هايى كه نزد تو است، در گذر؛ اى كريم!»
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1818379ypm1wty9d4.gif



‏‏

sistan
۱۳۸۹/۰۶/۰۸, ۰۷:۴۶
سلام
هدیه جان دست درد نکنه مثل همیشه عالی
یه سئوال داشتم درباره اعمال ماه رمضان شما میتونید کمکم کنید؟
:Rose:

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۱, ۲۱:۱۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/91956399350010278849.gif---------- http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/19777002036607031606.gif ----------- http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/30651180400156202081.gif


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/57646796182153251886.gif


▐*♥* ▐ويژه نامه ميلاد کريم اهل بيت٬امام حسن مجتبي (ع)▐*♥* ▐


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/57646796182153251886.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/45603403076692809002.gifhttp://www.askquran.ir/upload/files/ve.emam.hasn.m.ask_askquran.ir.swfhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/45603403076692809002.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/57646796182153251886.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۱۴:۲۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_ve.e.hasn.mojtaba__9_.jpg

جرعه اى از يم کلام مولا
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21223697081118300112.gif

قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبى عَلَيْهِ السَّلام :

يَا ابْنَ آدْم! عَفِّ عَنِ مَحارِمِ اللّهِ تَكُنْ عابِداً،
وَ ارْضِ بِما قَسَّمَ اللّهُ سُبْحانَهُ لَكَ تَكُنْ غَنِيّاً،
وَ أحْسِنْ جَوارَ مَنْ جاوَرَكَ تَكُنْ مُسْلِماً،
وَ صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ
ما تُحبُّ أنْ يُصاحِبُوكَ بِهِ تَكُنْ عَدْلاً.

امام حسن مجتبي (عليه السلام) فرمود:

اى فرزند آدم!
نسبت به محرّمات الهى عفيف و پاكدامن باش
تا عابد و بنده خدا باشى.
راضى باش بر آنچه كه خداوند سبحان برايت
تقسيم و مقدّر نموده است، تا هميشه غنى و بى نياز باشى.
نسبت به همسايگان،دوستان و همنشينان خود نيكى واحسان نما
تا مسلمان محسوب شوى.
با افراد (مختلف) آنچنان بر خورد كن
كه انتظار دارى ديگران همانگونه
با تو بر خورد نمايند.

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/65000192282975701614.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۱۴:۲۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_30307882670269896446---1.gif



حسن علیه‏السلام
گل حسنِ یوسف باغ پیامبر است.

عکس این گلِ حسن یوسف در آینه را
بانوان بهشت، تا ابد آه می‏کشند.

حُسن حسن، نیمه سیبی است
که پیامبر صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله‏ وسلم
به فاطمه علیهاالسلام هدیه داد.

نگاه فاطمه به هر طرف رو کند،
آفتاب به آن سور رو می‏کند؛


فاطمه علیهاالسلام ملکه آفتابگردان‏های دنیاست
و حسن علیه‏السلام ، گلی
که در سایه‏اش قد کشیده است.

امشب ستاره ‏ها جشن ساده علی و فاطمه
علیهمالسلام را چراغانی می‏کنند.

امشب گلدان آغوش فاطمه،
سرشار از عطر این گلِ آسمانی خواهد شد.
امشب بوی سیب، مدینه را بیهوش می‏کند؛
سیبی که عطرش،
روزها و سال‏ها و قرن‏ها را در می‏نوردد،
سیبی که عرشی است.

این‏جا خانه فاطمه است.
این‏جا ملکوت عطر سیب است.

امشب کائنات در هوای سیب شناورند،
حالا هر کس یک جرعه از این عطر آسمانی می‏خواهد؛
هرکس می‏خواهد کفش‏های نسیم را بپوشد
و یک سبد سلام و صلوات با خودش بیاورد.

امشب شبِ نزول عطر سیب و بالِ فرشته است.
همه می‏دانند، قدر امشب کم از شب قدر نیست.
امشب در خانه فاطمه علیهاالسلام کودکی به دنیا می‏آید؛
کودکی که آمدنش، آسمان را به زمین می‏آورد.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/33949299892408070117.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۱۴:۲۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/24151930089991480957.png


گفتند به ما كوكبي از عالم عشق
امشب به زمين آمده مهمان شده است


آيينه زخجلت ، پس از اين جلوه گري
در پشت نگاه همه پنهان شده است


اين مه كه به بستان ولايت آمد
نوري ست كه از بهر هدايت آمد


او آمده تا نور به شب ها بخشد
روح شرف و عشق به دنيا بخشد


او آمده تا باور وايمان و صفا
همراه دو صد عاطفه برما بخشد


او آمده از صلح و محبت بي شك
جاني ز ولا برتن تنها بخشد


آن سيد خوبان بهشت آمده تا
برمهرو وفا ارزش و معنا بخشد


او آمده با نام حسن در حسنش
شوري به سرا پرده مولا بخشد


او رود زلالي ست كه درفصل عطش
جود و كرم خويش به دريا بخشد


از لطف ، كريم اهل بيت عصمت
ما را زكرم خدا به فردا بخشد ميلاد امام مجتبي (ع) آمده است
شادي به حريم دل ما آمده است



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76511778728885032707.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۱۴:۳۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_93906149056680837835--1.gif


http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifميلاد با سعادت ماه کامل نیمه رمضانhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifتجلی زیبــای حسـن خلـق سرمـدی http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifگل بوستان نبــوی ،کریم آل طاها ، http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifحضـرت امـام حســن مجتبي (ع)http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifبــرمومنان روزه دار و ميهمـانـان http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifضيـافـت سبــز الهـي مبــارك بــادhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gif


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97378931496774619254.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97378931496774619254.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۱۴:۳۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_94988099455252474713--1.gif

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/anim1953.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/anim1953.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/18106907866842789177.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/anim1953.gif

اي مولود خجسته رمضان!
اي بدر تمام ماه خدا!
تو تنهاترين فرزند رمضاني
و آسمان، در پيشگاه كرم و بخشش تو،
با اين همه ابرهاي باران زايش،
گمشده اي غريب بيش نيست.

رسول رحمت محمد مصطفی (ص)
تو را بر شانه هاي خويش سوار مي كرد
و بر تو مباهات مينمود.

تو ادامه محمد (ص)
و كرانه علي (ع) هستي.

یابن العلی ،یابن الفاطمه
تو امام مايي و ما مُريد و دلداده تو.

و اينك در بهار شكفتن تو،
در فصل خوان گسترده ضیافت الهی
در بهار سبز همیشه جاوید قرآن
بر خود از رهبري تو مي باليم

و بر نام خجسته ات ای امام رئوف
كه زينت همه خوبي ها و نيكي هاست،
مغرورانه افتخار مي كنيم.

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/anim1953.gifميلادت مبارك باد http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/anim1953.gif


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97313033240444479358.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۱۴:۳۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_61956826720871046707--1.gif

طلوع دومين خورشيد هدايت

پيشواى دوم جهان تشيع كه نخستين ميوه پيوند فرخنده على (ع) با دختر گرامى پيامبر اسلام (ص) بود، در نيمه ماه رمضان سال سوم هجرت در شهرمدينه ديده به جهان گشود.(1)

حسن بن على (ع) از دوران جد بزرگوارش چند سال بيشتر درك نكرد زيرا او تقريباً هفت سال بيش نداشت كه پيامبر اسلام بدرود زندگى گفت.

پس از درگذشت پيامبر (ص) تقريبا سى سال در كنار پدرش امير مومنان (ع) قرار داشت و پس از شهادت على (ع) (در سال 40 هجرى) به مدت 10 سال امامت امت را به عهده داشت و در سال 50 هجرى با توطئه معاويه بر اثر مسموميت در سن 48 سالگى به درجه شهادت رسيد.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/57238776897784390406.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۱۴:۳۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_12358144502939405307-1.gif

نگاهي گذار بر زندگي مظلوم ترين امام

حسن بن علي(ع)، امامي است كه در زندگي كوتاه خويش، با انواع ناملايمات و سختي‌ها به ويژه خيانت‌ها روبه‌رو بود، به گونه‌اي كه حتّي در ميان اصحاب خود امنيّت نداشت. بنابراين، هنگام نماز، زرهي زير لباسش مي‌پوشيد تا از خود در برابر حمله‌هاي احتمالي نزديكان محافظت كند.1 در حالي كه هيچ كدام از امامان ما در چنين موقعيتي قرار نداشتند.
براي روشن شدن چگونگي و شدت اين خيانت‌ها و تهديدها به برهه‌اي از تاريخ رجوع مي‌كنيم. پس از صلح امام حسن(ع) با معاويه، موقعيت ويژه‌اي پيش آمد كه از سخت‌ترين روزهاي زندگي امام به شمار مي‌رفت. در اين ميان، امام مورد هجوم برخي از خوارج قرار گرفت كه فرصتي براي ابراز عقده‌هاي در دل مانده پيدا كرده بودند. در يكي از اين برخوردها، مردي از قبيلة بني اسد، به نام جرّاح بن سنان، در تاريكي‌هاي ساباط مدائن، جلوي مركب امام را سد كرد و لجام مركب را گرفت و گفت: «اي حسن! كافر شدي، چنان‌كه پدرت نيز كافر شد». سپس خنجري را كه در دست داشت، بر ران حضرت فرو برد كه تا استخوان ايشان را شكافت و حضرت را سخت مجروح كرد. حضرت با او درگير شد و هر دو بر زمين افتادند. ناگهان، مواليان آن حضرت از راه رسيدند و ابن سنان را كشتند و امام را كه سخت مجروح شده بود، به خانة سعد بن مسعود ثقفي بردند كه در زمان اميرالمؤمنين علي(ع) و از طرف ايشان، والي مدائن بود. سعد، عموي مختار بود. مختار در ملاقاتي به عموي خويش پيشنهاد داد امام را به معاويه تحويل دهد تا در قبال آن، ولايت عراق را به دست آورد. سعد گفت: «واي بر تو! فرزند رسول خدا را به دست معاويه بسپارم، در حالي كه از طرف او والي بودم و حقّ نعمت ايشان بر گردن من است!» شايد بتوان از اين حكايت به بخشي از رنج‌هاي امام حسن بن علي(ع) پي برد كه تا چه حد بر آن حضرت ستم شد. زندگي امام(ع) پر است از اين صحنه‌هاي دردناك و رنج‌آلود؛ زيرا هيچ چيز به اندازة نامردمي و خيانت نزديكان و خواص نمي‌تواند انسان را رنج دهد. خيانت سرداران حضرت در جنگ با معاويه و تن دادن ايشان به صلح، بهترين نمونه است.
هنوز چند روزي از شهادت حضرت امير مؤمنان علي(ع) و خطبة تأثيرگذار حضرت امام حسن(ع) در مسجد كوفه و بيعت مردم با آن حضرت نگذشته بود كه معاويه، دست به كار شد و دو جاسوس به سوي بصره و كوفه فرستاد تا برنامه‌هاي خويش را ابراي تسلط بر جهان اسلام شروع كند، ولي راز آن دو جاسوس آشكار شد. حضرت نيز دستور داد هر دو را گردن بزنند و نامه‌اي براي معاويه فرستاد و در آن نوشت: از كارهايي كه انجام مي‌دهي، معلوم مي‌شود اراده جنگ داري. اگر چنين است، من نيز آماده جنگ هستم. معاويه نيز پاسخ‌هاي درشتي نوشت و كار به مراسله كشيد تا اينكه معاويه به عراق لشكركشي كرد. معاويه جاسوساني را به كوفه فرستاد تا براي سران خوارج خبر ببرند كه اگر امام را به قتل برسانند، به آنان دويست هزار درهم پاداش خواهد داد و يكي از دخترانش را به عقد آنها درخواهد آورد و يكي از لشكرهاي شام را نيز تابع آنها خواهد كرد.2 از اين زمان بود كه تطميع معاويه شروع شد.
وقتي خبر لشكركشي معاويه به امام حسن(ع) رسيد، حضرت، مردم را به جنگ دعوت كرد، ولي پاسخ شايسته‌اي دريافت نكرد. با اين حال، نخيله را به عنوان لشكرگاه انتخاب كرد و فرمود: «اگر راست مي‌گوييد، به نخيله برويد كه لشكرگاه من آنجاست و مي‌دانم به گفتة خود وفا نخواهيد كرد، چنان‌كه وفا نكرديد با كسي كه از من بهتر بود».
حضرت مردي به نام حَكَم از قبيلة كَنده را با چهارهزار نفر بر سر راه معاويه فرستاد كه در منطقه انبار توقف كند تا فرمان حضرت به او برسد. در مقابل، معاويه نامه‌اي براي حكم فرستاد و در آن نوشت: اگر به سوي من بيايي، ولايتي از ولايت‌هاي شام را به همراه پانصدهزار درهم به تو خواهم داد و درهم‌ها را نيز برايش فرستاد. حكم كه چشمانش از برق سكه‌ها كور و گوش‌هايش از شنيدن خبر رياست، كر شده بود، با دويست نفر از نزديكانش به سوي معاويه شتافت. وقتي خبر به امام رسيد، حضرت مردي از قبيلة بني مراد را با چهارهزار نفر روانة انبار كرد و از او پيمان گرفت تا خيانت نكند، ولي او نيز با پنج هزار درهم و وعدة رياست، به سوي معاويه شتافت. حضرت اين بار عبيدالله بن عباس را به همراه قيس بن سعد و دوازده هزار نفر به جنگ معاويه فرستاد و خود براي تدارك قشون به سوي ساباط مدائن حركت كرد تا مردم آن وادي را نيز بيازمايد، ولي عبيدالله هم منصرف شد و به طمع هزار هزار درهم، شبانه به لشكر معاويه پيوست و قيس را تنها گذاشت. بر اين اساس، ديگر هيچ راهي براي حضرت باقي نمانده بود، جز اينكه با صلح، جان ياران خويش را حفظ كند و اين كار را نيز عملي كرد.
شيخ مفيد، در كتاب «ارشاد» خود، وضع روحي ياران امام حسن(ع) را به پنج دسته تقسيم كرده است:
1.يك دسته، از شيعيان امام حسن(ع) و پدرش، اميرمؤمنان علي(ع) بودند.
2.يك دسته، خوارج بودند كه هدفشان جنگ با معاويه بود و هدفي جز نابودي او نداشتند و به امام نيز بي‌علاقه بودند.
3.يك دسته، فتنه‌جو و فرصت‌طلب بودند و به طمع غنايم جنگي، به جبهه مي‌رفتند.
4.يك عده در حال ترديد به سر مي‌بردند و حيران بودند كه چه بايد بكنند.
5.برخي نيز پيرو قبيله و رئيس قبيلة خود بودند و دين و ايماني نداشتند، بلكه به ميل رؤساي قبايل خويش رفتار مي‌كردند. شايد يكي از مهم‌ترين عوامل شكست امام(ع) و مجبور شدنشان براي پذيرفتن صلح، اين مسئله بوده باشد.
امام غريب و مظلوم ما پس از صلح مصلحتي خويش، سال‌ها خون دل خورد، زجر كشيد و صبر كرد تا اينكه در صفر سال پنجاه هجري، به مظلومانه‌ترين شكل به دست نزديك‌ترين فرد خانواده؛ يعني همسرش، شربت شهادت نوشيد و به جدّ بزرگوار و پدر ارجمند و مادر گرامي‌اش پيوست.

پي‌نوشت‌ها:

1. حاج شيخ عباس قمي(ره)، منتهي الآمال، ج 1، ص 299.
2. همان.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/41401542689496451568.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۱۴:۳۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_ve.e.hasn.mojtaba__47_.jpg


امام حسن مجتبي عليه السلام اسوه حسن و کرامت

مام حسن مجتبي (علیه السّلام) نخستين مظهر و نشانه كوثر، پانزدهم رمضان سال سوم هجري در دامان پاك فاطمه اطهر (سلام الله علیها) پا به عرصه گيتي نهاد و پرورش يافت. وي نخستين پسري بود كه خداوند متعال به خانواده علي (علیه السّلام) و فاطمه (سلام الله علیها)عنايت كرد. رسول اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بلا فاصله پس از ولادتش، او را در آغوش گرفت و در گوش چپش اقامه گفت. اين نوزاد را برخلاف آنكه در جاهليت سابقه نداشت «حسن» و كنيه او را ابومحمد نهاد و اين تنها كنيه اوست القاب ايشان سبط، سيد، زكي، و از همه معروفتر «مجتبي» است.
امام حسن (علیه السّلام) در كمالات انساني يادگار پدر و نمونه كامل جد بزرگوار خود بود. چون وضو مي ساخت و به نماز مي ايستاد، بدنش به لرزه مي افتاد و رنگش زرد مي شد. سه نوبت دارايي اش را با خدا تقسيم كرد و دو نوبت از تمام مال خود براي خدا گذشت. هر كه او را مي ديد، به ديده اش بزرگ مي آمد و هر كه با او آميزش داشت، بدو محبت مي ورزيد و هر دوست يا دشمني كه سخن يا خطبه او را مي شنيد، به آساني درنگ مي كرد تا او سخن خود را تمام كند و خطبه اش را به پايان برد.
امام حسن (علیه السّلام)، به شهادت تاريخ در راه پيشرفت اسلام از هيچ گونه جانبازي دريغ نمي ورزيد و همواره آماده مجاهدت در راه خدا بود. ايشان در جنگ جمل در ركاب پدر خود امير مومنان (علیه السّلام) در خط مقدم جبهه مي جنگيد و از ياران دلاور و شجاع علي (علیه السّلام) سبقت مي گرفت و بر قلب سپاه دشمن حملات سختي مي كرد. در جنگ صفين نيزدر بسيج عمومي نيروها و گسيل داشتن ارتش امير مومنان (علیه السّلام) براي جنگ با سپاه معاويه، نقش مهمي بر عهده داشت.
ايشان هرگز در بيان حق و دفاع از حريم اسلام نرمش نشان نمي داد و علناً از اعمال ضد اسلامي معاويه انتقاد مي كرد و سوابق زشت و ننگين او را بي پروا فاش مي ساخت. مناظرات و احتجاجهاي مهيج و كوبنده حضرت مجتبي (علیه السّلام) با معاويه و مزدوران و طرفداران او نظير: عمرو عاص، عتبه بن ابي سفيان، وليد بن عقبه، مغيره بن شعبه، و مروان حكم، شاهد اين معناست.
حضرت امام حسن مجتبي (علیه السّلام) حتي پس از انعقاد پيمان صلح كه قدرت معاويه افزايش يافت و موقعيتش بيش از پيش تثبيت شد، پس از ورود معاويه به كوفه، برفراز منبر نشست و انگيزه هاي صلح خود و امتيازهاي خاندان علي (علیه السّلام) را بيان نمود و آنگاه در حضور هر دو گروه، با اشاره به نقاط ضعف معاويه، با شدت و صراحت از روش او انتقاد كرد.
هنگامي كه واقعه ضربت خوردن مولاي متقيان علي (علیه السّلام) در مسجد كوفه پيش آمد،علي (علیه السّلام) امام حسن (علیه السّلام) را با اين سخنان اينگونه وصي خود قرار داد: «پسرم!پس از من، تو صاحب مقام و صاحب خون مني» و حسين و محمد و ديگر فرزندانش و بزرگان خاندانش را بر اين وصيت گواه ساخت و كتاب و سلاح خود را به او تحويل داد و سپس فرمود: «پسرم!رسول خدا دستور داده است كه تو را وصي خود سازم و كتاب و سلاحم را به تو تحويل دهم. همچنانكه آن حضرت مرا وصي خود ساخته و كتاب و سلاحش را به من داده است و مرا مأمور كرده كه به تو فرمان دهم در آخرين لحظات زندگي ات، آنها را به برادرت حسين بدهي». امام حسن (علیه السّلام) به جمع مسلمانان درآمد و بر فراز منبر پدرش ايستاد. خواست درباره فاجعه بزرگ شهادت پدرش، علي (علیه السّلام) با مردم سخن بگويد. آنگاه پس از حمد و ثناي بر خداوند متعال و رسول مكرم (ص) چنين گفت: «همانا دراين شب آن چنان كسي وفات يافت كه گذشتگان بر او سبقت نگرفته اند و آيندگان بدو نخواهند رسيد» و آن گاه درباره شجاعت و جهاد و كوششهايي كه علي (علیه السّلام) در راه اسلام انجام داد و پيروزيهايي كه در جنگها نصيب وي شد، سخن گفت و اشاره كرد كه از مال دنيا درهنگام مرگ تنها هفتصد درهم داشت از سهميه اش از بيت المال، كه مي خواست با آن خدمتكاري براي اهل و عيال خود تهيه كند. در اين موقع، در مسجد جامع كه مالامال از جمعيت بود، عبيدا... بن عباس به پاخاست و مردم را به بيعت با حسن بن علي تشويق كرد. مردم با شوق و رغبت با امام بيعت كردند، و اين روز، همان روز وفات پدرش، يعني روز بيست و يكم رمضان سال چهلم از هجرت بود. مردم كوفه و مدائن و عراق و حجاز و يمن همه با ميل با حسن بن علي بيعت كردند جز معاويه كه خواست از راهي ديگر برود و با او همان رفتاري پيش گيرد كه با پدرش پيش گرفته بود. پس از بيعت مردم، به ايراد خطبه اي پرداخت و مردم را به اطاعت اهل بيت پيغمبر (ص) كه يكي از دو يادگار گران وزن و در رديف قرآن كريم هستند تشويق فرمود، و آنها را از فريب شيطان و شيطان صفتان بر حذر داشت.
پيشواي دوم شيعيان، نه تنها از نظر علم، تقوا، زهد و عبادت، مقامي برگزيده و ممتاز داشت، بلكه از لحاظ بذل و بخشش و دستگيري از بيچارگان و درماندگان نيز در عصر خود زبانزد خاص و عام بود. وجود گرامي آن حضرت آرام بخش دلهاي دردمند، پناهگاه مستمندان و تهيدستان، و نقطه اميد درماندگان بود. هيچ فقيري از در خانه آن حضرت دست خالي برنمي گشت. هيچ آزرده دلي شرح پريشاني خود را نزد آن بزرگوار بازگو نمي كرد، جز آنكه مرهمي بر دل آزرده او نهاده مي شد. گاه پيش از آنكه مستمندي اظهار احتياج كند و عرق شرم بريزد، احتياج او را برطرف مي ساخت و اجازه نمي داد رنج و مذلت سؤال را بر خود هموار سازد!
مرحوم شيخ صدوق در كتاب امالي به سند خود از امام صادق (علیه السّلام)روايت كرده كه آن حضرت فرمود: حسن بن علي (علیه السّلام)عابدترين مردم زمان خود و زاهدترين آنها و برترين آنها بود، و چنان بود كه وقتي حج به جاي مي آورد، پياده به حج مي رفت و گاهي نيز پاي برهنه راه مي رفت.
و چنان بود كه وقتي ياد مرگ مي كرد مي گريست، و چون ياد قبر مي كرد مي گريست، و چون از قيامت و بعث و نشور ياد مي كرد مي گريست، و چون متذكر عبور و گذشت از صراط در قيامت مي شد مي گريست. و هر گاه به ياد توقف در پيشگاه خداي تعالي در محشر مي افتاد، فريادي مي زد و روي زمين مي افتاد... و چون به نماز مي ايستاد، بندهاي بدنش مي لرزيد، و چون نام بهشت و جهنم نزد او برده مي شد مضطرب و نگران مي شد و از خداي تعالي رسيدن به بهشت و دوري از جهنم را درخواست مي كرد و هر گاه در وقت خواندن قرآن به جمله «يا ايها الذين آمنوا» مي رسيد مي گفت: «لبيك اللهم لبيك...»
و پيوسته در هر حالي كه كسي آن حضرت را مي ديد به ذكر خدا مشغول بود، و از همه مردم راستگوتر، و در نطق و بيان از همه كس فصيحتر بود.
«سيوطي» در تاريخ خود مي نويسد: «حسن بن علي» داراي امتيازهاي اخلاقي و فضايل انساني فراوان بود، او شخصيتي بزرگوار، بردبار، باوقار، متين، سخي و بخشنده، و مورد ستايش مردم بود.
در تاريخ ابن عساكر از شخصي به نام مدرك بن زياد روايت شده است كه مي گويد: ما در باغهاي ابن عباس بوديم كه امام حسن و امام حسين (علیه السّلام)و پسران عباس وارد شدند و مقداري در آن باغها گردش كردند، سپس در كنار يكي از جوي هاي آن نشستند، آنگاه امام حسن (علیه السّلام)فرمود: اي مدرك آيا غذايي داري؟عرض كردم: آري، و به دنبال آن قرص ناني با قدري نمك و دو شاخه سبزي نزد آن حضرت بردم، و امام (علیه السّلام)آن را خورده و فرمود: اي مدرك چه غذاي خوبي!
پس از آن غذايي در نهايت خوبي آوردند، و امام (علیه السّلام)متوجه مدرك شده و به او دستور داد غلامان را جمع كند و آن غذا را نزد آنها بگذارد. مدرك غلامان را جمع آوري كرد و آنها از آن غذا خوردند، ولي امام (علیه السّلام)چيزي از آن نخورد. مدرك عرض كرد: چرا از غذا نمي خوريد؟ امام (علیه السّلام)فرمود: «من همان غذا را بيشتر دوست دارم.»
امام (علیه السّلام) تمامي توان خويش را در راه انجام امور نيك و خداپسندانه به كار مي گرفت و اموال فراواني در راه خدا مي بخشيد. مورخان و دانشمندان در شرح زندگاني پرافتخار آن حضرت، بخشش بي سابقه و انفاق بسيار بزرگ و بي نظير ثبت كرده اند كه در تاريخچه زندگاني هيچ كدام از بزرگان به چشم نمي خورد و نشانه ديگري از عظمت نفس و بي اعتنايي آن حضرت به مظاهر فريبنده دنياست. چنانچه نوشته اند: «حضرت مجتبي (علیه السّلام) در طول عمر خود دو بار تمام اموال و دارايي خود را در راه خدا خرج كرد و سه بار ثروت خود را به دو نيم تقسيم كرده و نصف آن را براي خود نگه داشت و نصف ديگر را در راه خدا بخشيد.»
امام حسن (علیه السّلام) هيچ گاه سائلي را رد نكرد و در برابر درخواست او «نه» نگفت، و چون به آن حضرت عرض شد: چگونه است كه هيچ گاه سائلي را رد نمي كنيد؟ پاسخ داد: من سائل درگاه خدا و راغب در پيشگاه اويم، و من شرم دارم كه خود درخواست كننده باشم و سائلي را رد كنم، و خداوند مرا به عادتي وابسته كرده، كه نعمتهاي خود را بر من فرو ريزد، و من نيز نعمتش را به مردم بدهم، و ترس آن را دارم كه اگر عادتم را ترك كنم اصل آن نعمت را از من دريغ دارد.
ابن كثير از علماي اهل سنت نيز در «البداية و النهاية» روايت مي كند كه امام (علیه السّلام)غلام سياهي را ديد كه گرده ناني پيش خود نهاده و خودش لقمه اي از آن مي خورد و لقمه ديگري را به سگي كه آنجا بود، مي دهد. امام (علیه السّلام)كه آن منظره را ديد بدو فرمود: انگيزه تو در اين كار چيست؟ پاسخ داد: «من از او شرم دارم كه خود بخورم و به او نخورانم!»
امام (علیه السّلام) به وي فرمود: از جاي خود برنخيز تا من بيايم!سپس به نزد مولاي آن غلام رفت و او را با آن باغي كه در آن زندگي مي كرد از وي خريداري كرد، آنگاه آن غلام را آزاد كرد و آن باغ را نيز به او بخشيد!
ابراهيم بيهقي، يكي ديگر از دانشمندان اهل سنت، در كتاب «المحاسن و المساوي» روايت كرده كه مردي نزد امام حسن (علیه السّلام) آمده و اظهار نيازي كرد. امام (علیه السّلام) به وي فرمود: برو و حاجت خود را در نامه اي بنويس و براي ما بفرست. ما حاجتت را برمي آوريم!. آن مرد رفت و حاجت خود را در نامه اي نوشته براي امام (علیه السّلام)ارسال داشت، و آن حضرت دو برابر آنچه را خواسته بود به او عنايت فرمود. شخصي كه در آنجا نشسته بود، عرض كرد: «به راستي چه پربركت بود اين نامه براي اين مرد اي پسر رسول خدا!»
امام (علیه السّلام) فرمود: «بركت او زيادتر بود كه ما را شايسته اين كار خير و بذل و بخشش قرار داد. مگر ندانسته اي كه بخشش و خير واقعي آن است كه بدون سؤال و درخواست باشد، و اما آنچه را پس از درخواست بدهي كه آن را در برابر آبرويش پرداخته اي!
شيخ صدوق (ره) در كتاب امالي به سندش از امام رضا (علیه السّلام)روايت كرده كه فرمود: چون هنگام وفات امام حسن (علیه السّلام) رسيد، گريست!به آن حضرت عرض شد: چگونه مي گريي با اينكه مقام شما نسبت به رسول خدا (ص) آن گونه است؟ و رسول خدا (ص)درباره شما آن سخنان را فرمود؟ و بيست مرتبه پياده حج به جاي آورده اي؟ و سه بار مال خود را با خدا تقسيم كرده اي؟
امام (علیه السّلام) درپاسخ فرمود: «من به دو جهت مي گريم؛ يكي براي دهشت از روز قيامت و ديگري براي فراق دوستان!» و در روايت ديگري از طريق اهل سنت آمده كه چون برادرش حسين (علیه السّلام)سبب گريه آن حضرت را پرسيد، در پاسخ فرمود: برادر جان بي تابي من نيست جز براي آنكه در چيزي درآيم كه همانندش را نديده و داخل نشده ام، و خلقي از خلقهاي خدا را مي بينم كه همانندشان را نديده ام.
اين اشعار را نيز ابن آشوب و ديگران در بي اعتباري دنيا و زهد در آن از آن حضرت روايت كرده اند:
بگو بدانكه رحل اقامت به سراي ناپايدار افكنده، زمان كوچ نزديك شد، با دوستان وداع كن.
آنها كه ديدار كردي و همدمشان بودي همگي در گورها به خاك تبديل شدند.
اي لذت طلبان دنياي ناپايدار، به راستي كه جاي گزيدن در سايه ناپايدار حماقت است.
به راستي كه يك تكه نان عادي مرا سير كند، و يك شربت آب معمولي مرا كفايت كند.
و يك قطعه از پارچه نازك در زمان حيات مرا بپوشاند و اگر مردم نيز براي كفنم كفايت كند.

منابع :
-1زندگاني امام حسن مجتبي عليه السّلام، سيدهاشم رسولي محلاتي
2- بحار الانوار، ج 43
3- خصال صدوق،" باب الثلاثة. "




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12357995896750353298.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۱۴:۳۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_ve.e.hasn.mojtaba__52_.jpg

امام حسن مجتبي عليه السلام زينت عرش الهي

سلام و درود بر دومين امام شيعيان، ‌مايه فخر و مباهات پيامبر اكرم (ص)، مولود خجسته رمضان و زينت همه خوبي ها و نيكي ها.
پيشواى دوم جهان تشيع، نخستين ميوه پيوند فرخنده على (ع) با دختر گرامى پيامبر اسلام (ص)، هم او كه جهان در نيمه ماه رمضان سال سوم هجرت در شهر مدينه از آمدنش به خود باليد.
اكنون در آستانه سالروز شهادت آن امام معصوم قرار داريم، امامي كه نه تنها از نظر علم، تقوى، زهد و عبادت، مقامى برگزيده و ممتاز داشت، بلكه از لحاظ بذل و بخشش و دستگيرى از بيچارگان و درماندگان نيز در عصر خود زبانزد خاص و عام بود.
وجود گرامى آن حضرت آرام بخش دلهاى دردمند، پناهگاه مستمندان و تهيدستان، و نقطه اميد درماندگان بود. هيچ فقيرى از در خانه آن حضرت دست خالى برنمى گشت. هيچ آزرده دلى شرح پريشانى خود را نزد آن بزرگوار بازگو نمي ‏كرد، جز آنكه مرهمى بر دل آزرده او نهاده مي ‏شد. گاه پيش از آنكه مستمندى اظهار احتياج كند و عرق شرم بريزد، احتياج او را برطرف مي ‏ساخت و اجازه نمي ‏داد رنج و مذلت سؤال را بر خود هموار سازد.
"سيوطى" در تاريخ خود مي ‏نويسد: "حسن بن على" داراى امتيازات اخلاقى و فضائل انسانى فراوان بود، او شخصيتى بزرگوار، بردبار، باوقار، متين، سخى و بخشنده، و مورد ستايش مردم بود.
حسن بن على (ع) تمامى توان خويش را در راه انجام امور نيك و خداپسندانه، به كار مي ‏گرفت و اموال فراوانى در راه خدا مي ‏بخشيد. مورخان و دانشمندان در شرح زندگانى پرافتخار آن حضرت، بخشش بى سابقه و انفاق بسيار بزرگ و بى نظير ثبت كرده ‏اند كه در تاريخچه زندگانى هيچ كدام از بزرگان به چشم نمي ‏خورد و نشانه ديگرى از عظمت نفس و بي اعتنايى آن حضرت به مظاهر فريبنده دنيا است.
همچنين نوشته ‏اند: "حضرت مجتبى (ع) در طول عمر خود دو بار تمام اموال و دارايى خود را در راه خدا خرج كرد و سه بار ثروت خود را به دو نيم تقسيم كرده و نصف آن را براى خود نگهداشت و نصف ديگر را در راه خدا بخشيد. "
آن حضرت در تمام دوران عمر پربركت خويش مبارزات مختلفى بر عليه كفر و ظلم و بيدادگرى داشته است، بيشتر دوستان و اصحاب دنياپرست، به آن حضرت خيانت كرده و با ايشان برخورد منافقانه داشتند؛ و در نهايتِ امر، چون امام تنها ماند و از طرفى، هسته مركزى اسلام در معرض خطر قرار داشت، ناچار اقدام به صلح با معاويه نمود و طبق آنچه كه مورّخين و محدّثين گفته اند: حدود شش ماه و انْدى پس از امامت آن بزرگوار، بين حضرت و معاويه صلح نامه اى به نفع اسلام و مسلمين امضاء گرديد.
‌مبارزات حسن بن على (ع) پيش از دوران امامت

امام حسن (ع)، به شهادت تاريخ، فردى سخت شجاع و با شهامت بود و هرگز ترس و بيم در وجود او راه نداشت. او در راه پيشرفت اسلام از هيچ گونه جانبازى دريغ نمى‏ورزيد و همواره آماده مجاهدت در راه خدا بود.
آن امام بزرگوار در جنگ هاي جمل و ‌صفين دلاورمردانه حضور داشت و بر قلب سپاه دشمن جوانمردانه مي تاخت.
مناظرات كوبنده امام مجتبى (ع) با بنى اميه

امام حسن مجتبى(ع) هرگز در بيان حق و دفاع از حريم اسلام نرمش نشان نمي ‏داد. او به طور علني ً از اعمال ضد اسلامى معاويه انتقاد مي ‏كرد و سوابق زشت و ننگين معاويه و دودمان بنى اميه را بى پروا فاش مي ‏ساخت.
مناظرات كوبنده حضرت مجتبى (ع) با معاويه و مزدوران و طرفداران او نظيرعمرو عاص، عتبه بن ابى سفيان، وليد بن عقبه، مغيره بن شعبه، و مروان حكم، شاهد اين معنا است.
حضرت مجتبى (ع) حتى پس از انعقاد پيمان صلح كه قدرت معاويه افزايش يافت و موقعيتش بيش از پيش تثبيت شد، بعد از ورود معاويه، به كوفه، برفراز منبر نشست و انگيزه ‏هاى صلح خود و امتيازات خاندان على را بيان نمود و آنگاه در حضور هر دو گروه با اشاره به نقاط ضعف معاويه با شدت و صراحت از روش او انتقاد كرد.
صلح امام حسن (ع)
حضرت مجتبى (ع) در واقع صلح نكرد، بلكه صلح بر او تحميل شد. يعنى، اوضاع و شرائط نامساعد و عوامل مختلف دست به دست هم داده وضعى به وجود آورد كه صلح به عنوان يك مسئله ضرورى بر امام تحميل شد و حضرت جز پذيرفتن صلح چاره ‏اى نديد، به گونه‏ اى كه هر كس ديگر به جاى حضرت بود و در شرائط او قرار مي ‏گرفت، چاره ‏اى جز قبول صلح نمي ‏داشت، زيرا هم اوضاع و شرائط خارجى كشور اسلامى، و هم وضع داخلى عراق و اردوى حضرت، هيچ كدام مقتضى ادامه جنگ نبود.
آن امام بزرگوار كه رسالت حفظ اساس اسلامى را به عهده داشت، جز اين راهى نداشت كه با قبول صلح، اين خطر بزرگ را از جهان اسلام دفع كند، ولو آنكه به قيمت فشار روحى و سرزنش هاى دوستان كوته بين تمام شود.
شهادت آن بزرگوار هنگامي روي داد كه جنبش منظّمى بر ضد حكومت اموى شكل مي گرفت و مبلغين و عوامل موثر آن، همان پيروان اندك و صميمى امام حسن(ع) بودند كه حضرت با تدبير هوشمندانه خويش جان آنان را از گزند قشون معاويه حفظ كرده بود.
هدف اين گروه اين بود كه با افشاي جناياتى كه در سراسر دوران حكومت معاويه موج مي ‏زد، روح قيام را در دلهاى مردم برانگيزند تا روز موعود فرا رسد لذا دوران صلح امام حسن(ع) دوران آمادگى و تمرين تدريجى امت براى جنگ با حكومت فاسد اموى به شمار مي ‏رفت تا روز موعود؛ روزى كه جامعه اسلامى آمادگى قيام داشته باشد و اين موج را به قيام سالار و سيّد شهداي عالم حسين بن علي (ع) رساند.
امام حسن (ع) در تمام مدت امامت خود كه ده سال طول كشيد، در نهايت شدت و اختناق زندگى كرد و هيچگونه امنيتى نداشت، حتى در خانه نيز در آرامش نبود.
آن حضرت حدود هشت سال در حيات جدّ گراميش، و حدود هشت سال و اندى هم زمان با مادر ارجمندش، و 37 سال نيز در كنار پدر بزرگوارش زندگى نمود، و سپس قريب 10 سال امامت و رهبريّت اسلام و مسلمان ها را بر عهده داشت؛ و در مجموع مدّت عمر پربركت آن امام مظلوم را، بين 47 تا 50 سال گفته اند.
حضرت امام حسن مجتبى صلوات اللّه عليه، توسّط همسرش - جُعده دختر أشعث بن قيس كندى - به دستور و تزوير معاويه مسموم و چهل روز پس از آن - يعنى روز پنج شنبه، 28 ماه صفر ما بين سال 50 تا 53 هجرى - به فيض شهادت نايل شد.
امام حسن مجتبى (ع) در آخرين لحظات عمر گران مايه خويش به برادرش، امام حسين (ع) اظهار داشت: مبادا در تشييع و تدفين جنازه ام خونى بر زمين ريخته شود.
آن امام مظلوم را قرار بود كنار جدّ بزرگوارش، رسول خدا (ص) دفن كنند، كه عدّه اى مسلّحانه هجوم آوردند و از ورود جنازه مطهّر به محوّطه حرم حضرت رسول (ص) جلوگيرى نموده و آن گاه جنازه و تشييع كنندگان را تيرباران كردند.
بر اساس وصيّتى كه حضرت فرموده بود: خونى در تشييع جنازه ام ريخته نشود، به ناچار پيكر مقدّس آن امام مظلوم را كه چندين تير به آن اصابت كرده بود - به سمت قبرستان بقيع حركت داده و در آنجا دفن نمودند.
در پايان اين مطلب احاديثي از آن امام بزرگوار بازگو مي شود تا دوستداران ائمه اطهار و امام حسن مجتبي (ع) بيشتر با شخصيت وارزش هاي وجودي آن حضرت آشنا شوند.
"هر كسى كه خداوند را عبادت و اطاعت كند، خداى متعال همه چيزها را مطيع او گرداند. "
"همانا محبّت و دوستى با ما (اهل بيت رسول اللّه) سبب ريزش گناهان - از نامه اعمال - مى شود، همان طورى كه وزش باد، برگ درختان را مى ريزد. "
"كسى كه قرآن را - با دقّت - قرائت نمايد، در پايان آن - اگر مصلحت باشد - دعايش سريع مستجاب خواهد شد و اگر مصلحت نباشد در آينده مستجاب مى گردد. "
"همانا در اين قرآن چراغ هاى هدايت به سوى نور و سعادت موجود است و اين قرآن شفاى دل ها و سينه ها است. "
"خداوند متعال ماه رمضان را براى بندگان خود ميدان مسابقه قرار داد. پس عدّه اى در آن ماه با اطاعت و عبادت به سعادت و خوشنودى الهى از يكديگر سبقت خواهند گرفت و گروهى از روى بى توجّهى و سهل انگارى خسارت و ضرر مى نمايند. "
"هر كه با علماء بسيار مجالست نمايد، سخنش و بيانش در بيان حقايق آزاد و روشن خواهد شد، و ذهن و انديشه اش باز و توسعه مى يابد و بر معلوماتش افزوده مى گردد و به سادگى مى تواند ديگران را هدايت نمايد. "
"علم و دانش را - از هر طريقى - فرا گيريد، و چنانچه نتوانستيد آنرا در حافظه خود نگه داريد، ثبت كنيد و بنويسيد و در منازل خود - در جاى مطمئن - قرار دهيد. "
"هركس خدا را بشناسد، (در عمل و گفتار) او را دوست دارد و كسى كه دنيا را بشناسد آن را رها خواهد كرد. "




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39243296129467122773.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۱۴:۳۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/18_Untitled-1.gif


تقدیم به کریم ترین ارباب دو عالم


در این شبها که به اسمان مینگریم گویی
بغضی کهنه در گلوی مهتاب تو را فریاد میزند .


تویی که در وانفسای این دنیا
از همه غریبتر بوده ای.


تویی که با سکوتت عشق را به اتش کشیدی
وخاک را تا به ابد با غربت اغشته نمودی .


در تنهاییت خدای را به دیدگان نمناکمان به تماشا کشاندی.
و در یادمان اینگونه نگاشتی :


هر که عاشقتر، دلش آشفته تر


چه فقیرانه نگاهم به جاده دوخته شده است که مبادا روز ی
از مقابل دیدگانم بگذری و من از دیدارت جا بمانم .



شب را به امید رویایت میگذرانم و روز را به امید شنیدن صدایت .
چه حقیقت تلخ و شیرینی است .


چه ظلمت و روشنایی وجودم را تسخیر نموده است


اگرمعبود تنهایی بر نمیگزید
بی شک تو را معبود دل خویش میدانستم
و از قربانی چشم و دل در راهت دریغ نمیکردم



دوست دارم آنی شوم که خریدارم شوی
که حتی اگر روزی قدمهایم به چمن جنت رسید
باز هم غلام روسیاه تو باشم
دلم سر سپرده ات شد .


تقصیر من نیست که این چنین عاشقانه فریادت میزنم
که باید دامن خدای را بگیری
که چرا شیدایی را در چشمان تو خلاصه نمود


برای تمام تنهایی حریم پاکت دلم میسوزد .
هر گاه که تن سپردم به گوش دادن
تمام زمزمه های دل خسته ام ،
نامی به جز حسن بن علی نشنیدم .


نامی که هرگز نتوانستم
نامی در کنار ان بگنجانم .
بی گمان که خاک تن من
جز با غبار بقیع اغشته نشده
و دربدو تولدم بی شک به جای اذان،
روضه تو را در گوشم خوانده اند
که اینگونه خود را شیدای تو میبینم .



مرا چه باکی است از اتش دوزخ
که چون در میان هاله های ان مرا رها کردند
باز من دامن کریم تو را رها نخواهم کرد .


هنگامی که برای گرفتن دستان گنهکارم
قدمهایت را برداری اتش چه شرمگین خواهد شد
از زبانه کشیدن، و ابراهیم بیاید
و ببیند که کدامین گلستان زیباتر است؟.



زندگی چیزی جز عشق تو را به من نشان نداد
و دل بهانه ای جز دیدارت در همه عمر نگرفت
بگذار که با دیدنت دلم برای همیشه خراب شود.
مرا به آبادی دل چه سود و چه نیاز؟


که در این دنیا هر دلی خراباتی شد
گویا ابدی جاویدان شد.
من اسارت دلم را به هیچ آزادی نفروشم
که زندانبانی چون حسن بن علی جرعه ای
جز می به من ارزانی نمیدارد

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68108684542026219530.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۱۴:۵۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_ve.e.hasn.mojtaba__46_.jpg


تنهاترين سردار



در آن صبح زيبا وقتي كه آفتاب از لابه لاي كوه ها و صخره ها و نخلستان ها عبور كرد و بر فراز آن خانه رسيد ـ خانه اي كه مركز تمامي خلقت بود ـ دانست كه از براي محمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) مقصد خلقت از آغوش علي (علیه السّلام) و دامان فاطمه (سلام الله علیها) غنچه اي نو شكفته رسيده است .
آفتاب دسته اي از زيباترين شعاع هايش را چيده شده در سبدي از نسيم با طراوت اميد و آرزو از لابه لاي ملائك كه بر گرداگرد آن خانه طواف مي كردند گذراند و بر درگه آن خانه نشاند و تقديم آن غنچه آسماني كرد. آفتاب جبرئيل را ديد كه فرود مي آمد تا نام آسماني آن غنچه را بر قلب محمد(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نشاند :
« حسن » چه نيكو نامي ! اينك تمامي خوبان از ابتداي تاريخ چشم به حسن (علیه السّلام) دوخته بودند. بشارت اين چهارمين تن از آل عبا را نيز همه انبيا و اوصيا از ابتدا داده اند.
در روايتي از امام علي بن الحسين (علیه السّلام) آمده است :
« ... چون آدم اشباح ما را در عرش ديد پرسيد : پروردگارا اين اشباح چيست »
خداوند فرمود : « اي آدم اين ها شبح هاي بهترين مخلوقات و آفريده هاي من هستند .»
اي آدم ! اين محمد است و منم حميد محمود در هر كار كه كنم براي او نامي از نام هاي خود را اشتقاق كردم .
اين علي است و منم علي عظيم اشتقاق كردم براي او نامي از نام هاي خود.
و اين فاطمه است و منم فاطر و از نو پديد آورنده آسمان و زمين و فاطمه جدا كننده دشمنان من است از رحمت من در روز قيامت و فاطمه جدا كننده دوستان من است از هر عيب و بدي پس براي او نامي از نام هاي خود را مشتق نمودم .
و اينان حسن و حسين اند و منم محسن و مجمل پس از نام خود براي آن دو نامهايشان را مشتق كردم پس اينان برگزيدگان از ميان خلايق من هستند و گرامي ترين بندگان من مي باشند. به واسطه ايشان طاعات را قبول مي كنم و به سبب ايشان گناهان را مي بخشم و به خاطر ايشان عقاب مي كنم و به واسطه ايشان ثواب مي دهم .
پس اي آدم ! به ايشان متوسل شو به سوي من و اگر گرفتاري براي تو پديد آيد ايشان را در درگاه من شفيع گردان كه من به خودم قسم خورده ام قسم حقي كه هيچ اميدواري به ايشان را نااميد نگردانم و هيچ سائلي را كه با شفاعت اينان درخواست كند رد ننمايم » (1).
چشمان زمان كه وسعت ديدش از ابتداي تاريخ گسترده بود و تحقق وعده هاي الهي را يكي پس از ديگري ديده بود اينك قدم هاي امام حسن (علیه السلام) را دنبال كرد او آينه اي بود كه نور محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و علي (علیه السلام) و فاطمه (سلام الله علیها) را باز مي تاباند. كرامتش صداقتش شرافتش نجابتش علمش حلمش ... همان كرامت و شرافت و صداقت و نجابت و علم و حلم پيامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) بود.
روايت شده كه حضرت دوبار و طبق روايتي سه بار اموال خود را بين فقرا تقسيم نمود و بيست و پنج مرتبه پياده به حج رفت .
و نيز آمده روزي كنيزي شاخه گلي براي امام حسن (علیه السّلام) هديه آورد امام حسن (علیه السّلام) به او فرمود : تو در راه خدا آزادي .
به ايشان عرض شد : آيا به جهت يك شاخه گل او را آزاد نمودي
امام فرمود : خداوند متعال ما را چنين تربيت نموده است آنجا كه مي فرمايد : هرگاه به شما تحيت گفته شد پاسخ آن را بهتر از آن بدهيد.
پس نيكوتر از هديه آن دختر آزادي او در راه خدا بود(2)
وقتي كه جسم علي (علیه السّلام) را در محراب عبادت پرپر كردند زمان آهي كشيد آهي از ژرفاي سينه اش و نگران چشم بر حسن (علیه السّلام) دوخت . ديگر نه « سلماني » بود و نه « ميثم » و نه « مقداد » و گرداگرد حسن (علیه السّلام) پر از ناجوانمردي پر از دنياپرستي و كوردلي . آن قدر امام زمانشان ـآن يادگار مقصود خلقت او كه تمامي آفرينش بر شانه هايش تكيه زده بودـ را تنها گذاشتند و به دنبال هوس هاي تو خالي دويدند تالله
در آن هنگام كه جانشين بر حق پيامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) مولي الموحدين اميرالمومنين علي (علیه السّلام) شهد شهادت نوشيده و در جوار رحمت پروردگار جاي گرفته بود و لاجرم پرچم ولايت از جانب خداوند بر دوش فرزند ارشد آن حضرت امام حسن مجتبي (علیه السّلام) قرار مي گرفت آورده اند كه عبدالله ابن عباس برخاست و گفت : اي گروه مردم ! اين فرزند پيامبر شماست و وصي امام شماست با او بيعت كنيد.
در ادامه آمده مردم نيز برخاستند و در حالي كه مي گفتند او چه بسيار نزد ما محبوب است و حق او بر ما واجب مي باشد و ... به سوي آن حضرت شتافته و بيعت كردند.
پس امام حسن مجتبي (علیه السّلام) با بيان اين شرط كه شما بايد تسليم من باشيد و با هر كس كه من صلح مي كنم شما نيز صلح كرده و با هر كس من جنگيدم شما نيز جنگ كنيد با آن مردم بيعت نمود.
ليك دشمن غدار اين خاندان ـ معاويه ـ چشم طمع به مقام و جايگاهي كه خداوند تنها براي اينان مخصوص داشته بود دوخته و با مكر و فريب و زر و تزوير سعي در سست نمودن پايه هاي خلافت داشت .
هنگامه آزمايشي عجيب پديد آمده بود مردمي كه كرامت ها و فضيلت هاي مولاي خويش را به چشم ديده و ميثاق ياري و پشتيباني او را از ياد نبرده بودند اكنون در معرض وسوسه كيسه هاي زري قرار مي گرفتند كه معاويه براي خريدن اين پيمان ها و ناديده گرفتن آن كرامت ها پيش كش مي كرد و آنچه برق فريبنده اين زرها و طعم اشتها برانگيز آسايش دنيا با دل ها مي كرد ديدني بود.
نوشته اند كه آن روزها معاويه لشكري گران تجهيز نموده و به نبرد با آن بزرگوار گسيل داشت . پس امام (علیه السّلام) بر منبر رفته و مردم را از اقدام معاويه آگاه نموده و از آنان طلب ياري كرد. از ميان انبوه جمعيت جوابي برنخاست . پس يكي از اصحاب روي به آنان نمود و ندا در داد كه : اي مردم ! چه بد گروهي هستيد شما. اين امام شما فرزند پيامبر شماست كه شما را به جهاد با دشمن خداوند فرا مي خواند آيا چنين ساكت نشسته و پاسخ نمي گوييد
كجا رفتند شجاعان شما آيا از غضب الهي نمي ترسيد و از ننگ و عار پروا نداريد
همهمه اي در ميان جمعيت در گرفت و سرها از شرم فرو افتاد. ناگزير برخاسته و اظهار آمادگي نمودند.
امام حسن (علیه السّلام) فرمودند : اگر راست مي گويند به سوي لشگرگاه من در « نخيله » رفته و منتظر آمدنم باشند.
اگر چه من مي دانم كه شما به من وفا نخواهيد كرد كما اينكه به كسي كه بهتر از من بود وفا نكرديد چگونه بر گفته هاي شما اعتماد كنم حال آنكه ديدم با پدرم چه كرديد.
سرانجام زمان معهود فرا رسيد. امام به سوي لشگرگاه حركت نمود چون به آنجا رسيد جز اندكي بقيه مردان عهد پيمان شكسته و به وعده گاه نيامده بودند لاجرم امام (علیه السّلام) همين تعداد را به فرماندهي مردي به نام « حكم » به سراغ معاويه فرستاد تا راه را بر او ببندند.
چون اين لشكر به شهر « انبار » رسيد پيكي از معاويه به سراغ « حكم » آمد و گفت معاويه براي تو پانصد هزار درهم پول فرستاده و نيز وعده نمود كه حكومت يكي از ولايات شام را نيز به تو بسپارد. پس دعوت معاويه را اجابت نما. آن مرد امام خويش را به كيسه هاي زر معاويه فروخت و همراه دوستان و خويشاوندانش به او ملحق گشت .
امام چون عهد شكني سردار لشكر خويش را ديدند فرمودند : من مي دانستم كه به وفاي شما اعتمادي نيست زيرا همه شما بنده دنياييد ليكن با اين همه يكي ديگر از شما را به فرماندهي روانه مي سازم و يقين دارم كه او نيز خيانت خواهد نمود.
پس اين بار مردي از بني مراد را انتخاب نمود و او را پند و اندرز داده و عهد و پيمان اكيد بست كه او ديگر مكر و غدر پيشه نكند ليكن چون به شهر « انبار » رسيد پيك معاويه با پنج هزار درهم و وعده حكومت به سراغش رفته و او را فريفت .
اكنون ديگر صحنه هاي امتحان يكي پس از ديگري پشت سر نهاده و دست هاي نفاق و كفر و شرك يك به يك رو شده بود وقت آن رسيده بود كه امام خطبه اي ديگر ايراد نمايد.
« ...هان اي مردم ! آنچه شما براي اجتماع مسلمانان بد مي دانيد بهتر است از آنچه مي پسنديد و صلاح خود را در آن مي دانيد پس امروز مخالفت ننموده و راي مرا رد نكنيد . »
آيا به ياد داريد بعد از آن خطبه مردم با مولا و مقتدا و امام زمان خود چه كردند
منافقان نقاب از چهره برداشته و شمشير عداوت را از رو بستند. آنها با فرياد « هر آينه اين مرد به خدا كافر شده » به خيمه امام حمله برده هر آنچه بود غارت نموده سجاده حضرت را از زير پاي ايشان كشيده و رداي را از دوش حضرت ربودند. حضرت بر اسب سوار شده راه مدائن پيش گرفت . خوارج بار ديگر فرياد زدند.
« اي حسن كافر شدي همانگونه كه پدرت كافر شد » سپس با خنجر مسموم به او هجوم آورده زخمي عميق و كشنده بر ران آن حضرت ايجاد نمودند و خواستند كه ايشان را با همان وضع و حال به معاويه بسپارند ليكن ياران حضرت او را نجات داده و به مدائن بردند . (3)
و آن روز مردم چه امتحان عجيبي را پشت سر نهادند. چگونه در آن بازار پر زرق و برق فريب و خيانت در يك سو آخرت و سعادت ابدي و در سوي ديگر آسايش طلبي و دنيا دوستي را ميان دو كفه تراز و نهادند.
چگونه در تلاطم وسوسه ها و جوشش احساسات دنيا طلبانه پاي تجارتي حيرت انگيز حاضر شده و معامله اي چنين دشوار و سنگين را به انجام رسانيدند و اينگونه امام زمان خويش را فروختند.
امامي را كه محور خلقت به شمار آمده و عصاره هستي بود. امامي كه او را همراه برادر بر زانوي پيامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) ديده بودند در حالي كه مي فرمود : « اين دو فرزندم امامند خواه بپاخيزند خواه بر جاي نشينند » .
همان امامي را كه مصداق « بموالاتكم علمنا الله معالم ديننا » (بولايت شما خداوند دستوارات دين را به ما آموخت ) بود.
و « بموالاتكم تقبل الطاعه المفترضه » (به قبول ولايت شما اعمال واجبات ما مورد پذيرش قبول مي گيرد) است
همان امامي كه خداوند با آيه « اطيعو الله و اطيعو الرسول و اولي الامر منكم » اطاعتش را همپايه اطاعت از خود و رسولش قرار داد.
اما ما چطور ! ما با امام خويش معامله كرده ايم !
آري همين ما كه آن يگانه پيشواي زمان آخرين منار تابناك هدايت را در تلاطم امواج زندگي به جريان فراموشي سپرده ايم .
ما كه در مسير روزمره زندگي هيچگونه جايگاهي براي مولايمان در نظر نگرفته و نقش و اهميتي براي او قايل نگشته ايم .
ما كه كسب و كار و شغل و مقام و مدرك و رتبه و تعاملات زندگي اجتماعي آنچنان در تارو پود خود اسيرمان ساخته كه حضور روشن او را در چند قدمي خود حس نمي كنيم .
ما كه هيچگونه وظيفه اي در مورد او براي خود سراغ نداريم .
ما كه ميثاق ها و پيمان هاي محكم پيامبر گرامي اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در غديرخم و سفارش هاي موكد آن حضرت در حديث ثقلين را پشت سرافكنده و مدت هاست كه دست تمسك و توسل خود را از آستان مقدس او ترك گفته ايم .

پي نوشت :
1 ـ حيات القلوب ج 1
2 ـ بحارالانوار ج 43 ص 343
3 ـ منتهي الامال ص 273
منبع:سایت مرکز اسلامی واشنگتن




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77382842917348509168.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۱۵:۲۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/10296868714448923462.gif

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/24151930089991480957.png

امشب علی و فاطمه لبخند میزنند

پیوسته بوسه بر رخ فرزند می زنند

این سبط مصطفی است به دامان دخترش

این زاده علی است فرا دست همسرش

این روح فاطمه است که بگرفته در برش

این طفل مجتبی است در آغوش مادرش

این حاصل تلاقی دو بهر رحمت است

در یم ولایت و دریای عصمت است

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23553495735156722446.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23553495735156722446.gif

Tuberose
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۱۶:۰۳
دوش بر گوشم رسيد اين مژده از جان آفرينم

کايد از ره آن نگار دلنواز و نازنينم

گفتم اي مه از کدامين آسمان باشي؟ بگفتا

شمس ايوان ولايت، عُروَة الوثقاي دينم

من همان ماه تمامم، جلوه ي ماه صيامم

شاهد صلح و قيامم، وجه رب العالمينم

طاعات قبول*عيدتون مبارک
http://up1.iranblog.com/images/401456.jpg

كبوتر دل
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۱۷:۰۸
مولود رمضان


ای مولود خجسته رمضان! ای بدر تمام ماه خدا! تو تنهاترین فرزند رمضانی و آسمان، در پیشگاه كرم و بخشش تو، با این همه ابرهای باران زایش، گمشده ای غریب بیش نیست. رسول رحمت، تو را بر شانه های خویش سوار می كرد و بر تو مباهات می نمود. تو ادامه محمد (ص) و كرانه علی (ع) هستی. تو امام مایی و ما مُرید و دلداده تو. و اینك در بهار شكفتن تو، در فصل خدا، بر خود از رهبری تو می بالیم و بر نامت كه زینت همه خوبی ها و نیكی هاست، افتخار می كنیم.

پیشواى دوم جهان تشیع كه نخستین میوه پیوند فرخنده على (ع) با دختر گرامى پیامبر اسلام (ص) بود، در نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت در شهر مدینه دیده به جهان گشود.(1)

حسن بن على (ع) از دوران جد بزرگوارش چند سال بیشتر درك نكرد زیرا او تقریباً هفت سال بیش نداشت كه پیامبر اسلام بدرود زندگى گفت. پس از درگذشت پیامبر (ص) تقریبا سى سال در كنار پدرش امیر مومنان (ع) قرار داشتو پس از شهادت على (ع) (در سال 40 هجرى) به مدت 10 سال امامت امت را به عهده داشت

http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamhasan/veladat/88/Images/1762201782231911758189186234195222882339590.jpg

و در سال 50 هجرى با توطئه معاویه بر اثر مسمومیت در سن 48 سالگى به درجه شهادت رسید.

كبوتر دل
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۱۷:۰۹
خاندان علم و فضیلت

روزى عثمان در كنار مسجد نشسته بود. مرد فقیرى از او كمك مالى خواست. عثمان پنج درهم به وى داد. مرد فقیر گفت: مرا نزد كسى راهنمایى كن كه كمك بیشترى به من بكند. عثمان به طرف حضرت مجتبى و حسین بن على (ع) و عبدالله جعفر، كه در گوشه ‏اى از مسجد نشسته بودند، اشاره كرد و گفت: نزد این چند نفر جوان كه در آنجا نشسته ‏اند برو و از آنها كمك بخواه.
وى پیش آنها رفت و اظهار مطلب كرد. حضرت مجتبى (ع) فرمود: از دیگران كمك مالى خواستن، تنها در سه مورد رواست: دیه‏ اى (خونبها) به گردن انسان باشد و از پرداخت آن به كلى عاجز گردد، یا بدهى كمر شكن داشته باشد و از عهده پرداخت آن برنیاید، و یا فقیر و درمانده گردد و دستش به جایى نرسد. آیا كدام یك از اینها براى تو پیش آمده است؟ (3)
گفت: اتفاقاً گرفتارى من یكى از همین سه چیز است. حضرت مجتبى (ع) پنجاه دینار به وى داد. به پیروى از آن حضرت، حسین بن على (ع) چهل و نه دینار و عبدالله بن جعفر چهل وهشت دینار به وى دادند.


حضرت مجتبى (ع) در «مدائن» سخنرانى جامع و مهیجى ایراد نمود و طى آن چنین فرمود:...هیچ شك و تردیدى ما را از مقابله با اهل شام باز نمی دارد. ما در گذشته به نیروى استقامت و تفاهم داخلى شما، با اهل شام می ‏جنگیدیم، ولى امروز بر اثر كینه‏ ها اتحاد و تفاهم از میان شما رخت بر بسته، استقامت خود را از دست داده و زبان به شكوه گشوده ‏اید. وقتى كه به جنگ صفین روانه می ‏شدید دین خود را بر منافع دنیا مقدم می ‏داشتید، ولى امروز منافع خود را بر دین خود مقدم می ‏دارید. ما همان گونه هستیم كه در گذشته بودیم، ولى شما نسبت به ما آن گونه كه بودید وفادار نیستید...
فقیر موقع بازگشت، از كنار عثمان گذشت. عثمان گفت: چه كردى؟ جواب داد: از تو پول خواستم تو هم دادى، ولى هیچ نپرسیدى پول را براى چه منظورى می ‏خواهم؟ اما وقتى پیش آن سه نفر رفتم یكى از آنها (حسن بن على) در مورد مصرف پول از من سوال كرد و من جواب دادم و آنگاه هر كدام این مقدار به من عطا كردند.
عثمان گفت: این خاندان، كانون علم و حكمت و سرچشمه نیكى و فضیلتند، نظیر آنها را كى توان یافت؟

كبوتر دل
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۱۷:۰۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76511778728885032707.gif



ميلاد امام مجتبي (ع) آمده است

http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamhasan/veladat/87/Images/1198761667220295183105236322816412137.jpg


او آمده تا نور به شب ها بخشد
روح شرف و عشق به دنيا بخشد

او آمده تا باور وايمان و صفا
همراه دو صد عاطفه برما بخشد

او آمده از صلح و محبت بي شك
جاني ز ولا برتن تنها بخشد

آن سيد خوبان و بهشت آمده تا
برمهر و وفا ارزش و معنا بخشد

او آمده با نام حسن در حسنش
شوري به سرا پرده مولا بخشد

او رود زلالي ست كه درفصل عطش
جود و كرم خويش به دريا بخشد

از لطف ، كريم اهل بيت عصمت
ما را زكرم خدا به فردا بخشد

ميلاد امام مجتبي (ع) آمده است
شادي به حريم دل ما آمده است

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/76511778728885032707.gif

روژینا
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۱۷:۱۱
نيمه ماه مبارک بس شرافت دارد امشب

چون خدا بر بندگان خود عنايت دارد امشب

آسمان سطح زمين را عطر و عنبر بيز کرده

لاجرم با روضه رضوان شباهت دارد امشب

رحمت بي‏منتهاي دوست مي‏بارد به عالم

بس که خير و برکت و فيض و سعادت دارد امشب

اين شب قدر است يا روز وصال قرب يزدان

بر شب قدر از شرف آري فضيلت دارد امشب

جشن ميلاد حسن در عرش اعلا گشته برپا

زين سبب بر ليلة‏الاسرا شباهت دارد امشب

سيّد خيل جوانان بهشت آمد به دنيا

مرحبا بر ساير شبها سيادت دارد امشب

حق عطا کرده زکوثر گوهري مر بندگان را

زين عطا بر بندگان خويش منت دارد امشب
http://up1.iranblog.com/images/44hasan.jpg

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۱۷:۱۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49469057374218108535.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/96569017125829391574.gifچهل حديث مجتبوي (عليه السلام) http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/00434663859859294313.gif

1ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبى عَلَيْهِ السَّلام :
يَا ابْنَ آدْم! عَفِّ عَنِ مَحارِمِ اللّهِ تَكُنْ عابِداً، وَ ارْضِ بِما قَسَّمَ اللّهُ سُبْحانَهُ لَكَ تَكُنْ غَنِيّاً، وَ أحْسِنْ جَوارَ مَنْ جاوَرَكَ تَكُنْ مُسْلِماً، وَ صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحبُّ أنْ يُصاحِبُوكَ بِهِ تَكُنْ عَدْلاً.([1])
امام حسن مجتبي (عليه السلام) فرمود: اى فرزند آدم! نسبت به محرّمات الهى عفيف و پاكدامن باش تا عابد و بنده خدا باشى. راضى باش بر آنچه كه خداوند سبحان برايت تقسيم و مقدّر نموده است، تا هميشه غنى و بى نياز باشى. نسبت به همسايگان، دوستان و همنشينان خود نيكى و احسان نما تا مسلمان محسوب شوى. با افراد (مختلف) آنچنان بر خورد كن كه انتظار دارى ديگران همانگونه با تو بر خورد نمايند.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

2ـ قالَ(عليه السلام):
وَ نَحْنُ رَيْحانَتا رَسُولِ اللّهِ، وَ سَيِّدا شَبابِ أهْلِ الْجَنّهِ، فَلَعَنَ اللّهُ مَنْ يَتَقَدَّمُ، اَوْ يُقَدِّمُ عَلَيْنا اَحَداً.([2])
امام حسن مجتبي (عليه السلام) به دنباله وصيّتش در حضور جمعى از أصحاب فرمود: و ما دو نفر ـ يعنى حضرت و برادرش امام حسين (عليهما السلام) ـ ريحانه رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم) و دو سرور جوانان اهل بهشت هستيم، پس خدا لعنت كند كسى را كه بر ما پيشقدم شود يا ديگرى را بر ما مقدّم دارد.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

3ـ قالَ(عليه السلام):
وَ إنّ حُبَّنا لَيُساقِطُ الذُّنُوبَ مِنْ بَنى آدَم، كَما يُساقِطُ الرّيحُ الْوَرَقَ مِنَ الشَّجَرِ.([3])
فرمود: همانا محبّت و دوستى با ما (اهل بيت رسول اللّه(صلى الله عليه وآله) سبب ريزش گناهان ـ از نامه اعمال ـ مى شود، همان طورى كه وزش باد، برگ درختان را مى ريزد.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

4ـ قالَ(عليه السلام):
لَقَدْ فارَقَكُمْ رَجُلٌ بِالاْمْسِ لَمْ يَسبِقْهُ الاْوَّلُونَ، وَ لا يُدْرِكُهُ أَلاْخِرُونَ.([4])
پس از شهادت پدرش اميرالمؤمنين علىّ (عليه السلام)، در جمع اصحاب فرمود: شخصى از ميان شماها رفت كه در گذشته مانند او نيامده است، و كسى در آينده نمى تواند هم تراز او قرار گيرد.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

5ـ قالَ(عليه السلام):
مَنْ قَرَءَ الْقُرْآنَ كانَتْ لَهُ دَعْوَهٌ مُجابَهٌ، إمّا مُعَجَّلهٌ وَإمّا مُؤجَلَّهٌ.([5])
فرمود: كسى كه قرآن را ـ با دقّت ـ قرائت نمايد، در پايان آن ـ اگر مصلحت باشد ـ دعايش سريع مستجاب خواهد شد ـ و اگر مصلحت نباشد ـ در آينده مستجاب مى گردد.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49469057374218108535.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۱۷:۱۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49469057374218108535.gif
6ـ قالَ(عليه السلام):
إنّ هذَا الْقُرْآنَ فيهِ مَصابيحُ النُّورِ وَشِفاءُ الصُّدُورِ.([6])
فرمود: همانا در اين قرآن چراغ هاى هدايت به سوى نور و سعادت موجود است و اين قرآن شفاى دل ها و سينه ها است.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

7ـ قالَ(عليه السلام):
مَنَ صَلّى، فَجَلَسَ فى مُصَلاّه إلى طُلُوعِ الشّمسِ كانَ لَهُ سَتْراً مِنَ النّارِ.([7])
فرمود: هر كه نماز ـ صبح ـ را به خواند و در جايگاه خود بنشيند تا خورشيد طلوع كند، برايش پوششى از آتش خواهد بود.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

8ـ قالَ(عليه السلام):
إنَّ اللّهَ جَعَلَ شَهْرَ رَمَضانَ مِضْماراً لِخَلْقِهِ، فَيَسْتَبِقُونَ فيهِ بِطاعَتِهِ إِلى مَرْضاتِهِ، فَسَبَقَ قَوْمٌ فَفَازُوا، وَقَصَّرَ آخَرُونَ فَخابُوا.([8])
فرمود: خداوند متعال ماه رمضان را براى بندگان خود ميدان مسابقه قرار داد. پس عدّه اى در آن ماه با اطاعت و عبادت به سعادت و خوشنودى الهى از يكديگر سبقت خواهند گرفت و گروهى از روى بى توجّهى و سهل انگارى خسارت و ضرر مى نمايند.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

9ـ قالَ (عليه السلام):
مَنْ أدامَ الاْخْتِلافَ إلَى الْمَسْجِدِ أصابَ إحْدى ثَمان:
آيَهً مُحْكَمَهً، أَخاً مُسْتَفاداً، وَعِلْماً مُسْتَطْرَفاً، وَرَحْمَهً مُنْتَظِرَهً، وَكَلِمَهً تَدُلُّهُ عَلَى الْهُدى، اَوْ تَرُدُّهُ عَنْ الرَّدى، وَتَرْكَ الذُّنُوبِ حَياءً اَوْ خَشْيَهً.([9])
فرمود: هركس جايگاه ـ عبادات ـ خود را در مسجد قرار دهد يكى از هشت فايده شاملش مى گردد: برهان ونشانه اى ـ براى معرفت ـ، دوست و برادرى سودمند، دانش واطلاعاتى جامع، رحمت و محبّت عمومى، سخن و مطلبى كه او را هدايت گر باشد، ـ توفيق إجبارى ـ در ترك گناه به جهت شرم از مردم و يا به جهت ترس از عقاب.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

10ـ قالَ (عليه السلام):
مَنْ أكْثَرَ مُجالِسَه الْعُلَماءِ أطْلَقَ عِقالَ لِسانِهِ، وَ فَتَقَ مَراتِقَ ذِهْنِهِ، وَ سَرَّ ما وَجَدَ مِنَ الزِّيادَهِ فى نَفْسِهِ، وَكانَتْ لَهُ وَلايَهٌ لِما يَعْلَمُ، وَ إفادَهٌ لِما تَعَلَّمَ.([10])
فرمود: هر كه با علماء بسيار مجالست نمايد، سخنش و بيانش در بيان حقايق آزاد و روشن خواهد شد، و ذهن و انديشه اش باز و توسعه مى يابد و بر معلوماتش افزوده مى گردد و به سادگى مى تواند ديگران را هدايت نمايد.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49469057374218108535.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۱۷:۱۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49469057374218108535.gif
11ـ قالَ(عليه السلام):
تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ، فَإنْ لَمْ تَسْتَطيعُوا حِفْظَهُ فَاكْتُبُوهُ وَ ضَعُوهُ فى بُيُوتِكُمْ.([11])
فرمود: علم و دانش را ـ از هر طريقى ـ فرا گيريد، و چنانچه نتوانستيد آنرا در حافظه خود نگه داريد، ثبت كنيد و بنويسيد و در منازل خود در جاى مطمئن قرار دهيد.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

12ـ قالَ(عليه السلام):
مَنْ عَرَفَ اللّهَ أحَبَّهُ، وَ مَنْ عَرَفَ الدُّنْيا زَهِدَ فيها.([12])
فرمود: هركس خدا را بشناسد، (در عمل و گفتار) او را دوست دارد و كسى كه دنيا را بشناسد آن را رها خواهد كرد.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

13ـ قالَ(عليه السلام):
هَلاكُ الْمَرْءِ فى ثَلاث: اَلْكِبْرُ، وَالْحِرْصُ، وَالْحَسَدُ; فَالْكِبْرُ هَلاكُ الدّينِ،، وَبِهِ لُعِنَ إبْليسُ. وَالْحِرْصُ عَدُوّ النَّفْسِ، وَبِهِ خَرَجَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّهِ. وَالْحَسَدُ رائِدُ السُّوءِ، وَمِنْهُ قَتَلَ قابيلُ هابيلَ.([13])
فرمود: هلاكت و نابودى دين و ايمان هر شخص در سه چيز است: تكبّر، حرص، حسد. تكبّر سبب نابودى دين و ايمان شخص مى باشد و به وسيله تكبّر شيطان ـ با آن همه عبادت ملعون گرديد. حرص و طمع دشمن شخصيّت انسان است، همان طورى كه حضرت آدم (عليه السلام) به وسيله آن از بهشت خارج شد. حسد سبب همه خلاف ها و زشتى ها است و به همان جهت قابيل برادر خود هابيل را به قتل رساند.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

14ـ قالَ(عليه السلام):
بَيْنَ الْحَقِّ وَالْباطِلِ أرْبَعُ أصابِع، ما رَأَيْتَ بَعَيْنِكَ فَهُوَ الْحَقُّ وَقَدْ تَسْمَعُ بِأُذُنَيْكَ باطِلاً كَثيراً.([14])
فرمود: بين حقّ و باطل چهار انگشت فاصله است، آنچه كه را با چشم خود ببينى حقّ است; و آنچه را شنيدى يا آن كه برايت نقل كنند چه بسا باطل باشد.

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif
15ـ قالَ(عليه السلام):
ألْعارُ أهْوَنُ مِنَ النّارِ.([15])
فرمود: سرزنش و ننگ شمردن مردم انسان را، آسان تر است از معصيت و گناهى كه موجب آتش جهنّم شود.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49469057374218108535.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۱۷:۱۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49469057374218108535.gif
16ـ قالَ(عليه السلام):
إذا لَقى أحَدُكُمْ أخاهُ فَلْيُقَبِّلْ مَوْضِعَ النُّورِ مِنْ جَبْهَتِهِ.([16])
فرمود: وقتى انسان برادر مؤمن ـ و دوست ـ خود را ملاقات نمود، بايد پيشانى و سجده گاه او را ببوسد.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

17ـ قالَ(عليه السلام):
إنَّ اللّهَ لَمْ يَخْلُقْكُمْ عَبَثاً، وَلَيْسَ بِتارِكِكُمْ سُدًى، كَتَبَ آجالَكُمْ، وَقَسَّمَ بَيْنَكُمْ مَعائِشَكُمْ، لِيَعْرِفَ كُلُّ ذى لُبٍّ مَنْزِلَتَهُ، وأنَّ ماقَدَرَ لَهُ أصابَهُ، وَما صُرِفَ عَنْهُ فَلَنْ يُصيبَهُ.([17]) وَ قالَ: مَنْ عَبَدَ اللّهَ، عبَّدَ اللّهُ لَهُ كُلَّ شَىْء.([18])
فرمود: خداوند شما انسان ها را بيهوده و بدون غرض نيافريده و شما را آزاد، رها نكرده است. لحظات آخر عمر هر يك معيّن و ثبت مى باشد، نيازمندى ها و روزى هركس سهميّه بندى و تقسيم شده است تا آن كه موقعيّت و منزلت شعور و درك اشخاص شناخته گردد. و نيز فرمود: هر كسى كه خداوند را عبادت و اطاعت كند، خداى متعال همه چيزها را مطيع او گرداند.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

18ـ قالَ(عليه السلام) لِبَعْضِ وُلْدِهِ:
يا بُنَيَّ! لا تُواخِ أحَداً حَتّى تَعْرِفَ مَوارِدَهُ وَ مَصادِرَهُ، فَإذَا اسْتَنْبَطْتَ الْخِبْرَهَ، وَ رَضيتَ الْعِشْرَهَ، فَآخِهِ عَلى إقالَهِ الْعَثْرَهِ، وَ الْمُواساهِ فىِ الْعُسْرَهِ.([19])
به بعضى از فرزندانش فرمود: اى پسرم! با كسى دوستى و برادرى بر قرار نكن مگر آن كه او را از هر جهت بشناسى و مورد اطمينان باشد، پس هنگامى كه چنين فردى را يافتى در همه امور با او باش.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

19ـ سُئِلَ(عليه السلام):
عَنِ الْبُخْلِ؟ فَقالَ: هُوَ أنْ يَرىَ الرَّجُلُ ما أنْفَقَهُ تَلَفاً، وَما أمْسَكَهُ شَرَفاً.([20])
از حضرت پيرامون بُخل سؤال شد؟ در جواب فرمود: معناى آن چنين است كه انسان آنچه را به ديگرى كمك و انفاق كند فكر نمايد كه از دست داده و تلف شده است و آنچه را ذخيره كرده و نگه داشته است خيال كند برايش باقى مى ماند و موجب شخصيّت و شرافت او خواهد بود.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

20ـ قالَ(عليه السلام):
تَرْكُ الزِّنا، وَكَنْسُ الْفِناء، وَغَسْلُ الاْناء مَجْلَبَهٌ لِلْغِناء:([21])
فرمود: انجام ندادن زنا، جاروب و نظافت كردن راهرو و درب منزل، و شستن ظروف سبب رفاه و بى نيازى مى گردد.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49469057374218108535.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۱۷:۲۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49469057374218108535.gif
21ـ قالَ(عليه السلام):
السِّياسَهُ أنْ تَرْعى حُقُوقَ اللّهِ، وَحُقُوقَ الاْحْياءِ، وَحُقُوقَ الاْمْواتِ.([22])
فرمود: ـ مفهوم و معناى ـ سياست آن است كه حقوق خداوند و حقوق موجودات زنده و حقوق مردگان را رعايت كنى.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

22ـ قالَ(عليه السلام): ما تَشاوَرَ قَوْمٌ إلاّ هُدُوا إلى رُشْدِهِمْ.([23])
فرمود: هيچ گروهى در كارهاى ـ اجتماعى، سياسى، اقتصادى، فرهنگى و ... ـ با يكديگر مشورت نكرده اند مگر آن كه به رشد فكرى و عملى و... رسيده اند.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

23ـ قالَ(عليه السلام): اَلْخَيْرُ الَذّى لا شَرَّفيهِ: ألشُّكْرُ مَعَ النِّعْمَهِ، وَالصّبْرُ عَلَى النّازِلَهِ.([24])
فرمود: آن خوبى كه شرّ و آفتى در آن نباشد شكر در مقابل نعمت ها و صبر و شكيبائى در برابر سختى ها است.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

24ـ قالَ(عليه السلام):
يَابْنَ آدَم! لَمْ تَزَلْ فى هَدْمِ عُمْرِكَ مُنْذُ سَقَطْتَ مِنْ بَطْنِ اُمِّكَ، فَخُذْ مِمّا فى يَدَيْكَ لِما بَيْنَ يَدَيْكَ، فَإنَّ الْمُؤْمِنَ بَتَزَوَّدُ وَ الْكافِرُ يَتَمَتَّعُ.([25])
فرمود: اى فرزند آدم از موقعى كه به دنيا آمده اى، در حال گذراندن عمرت هستى، پس از آنچه دارى براى آينده ات (قبر و قيامت) ذخيره نما، همانا كه مؤمن در حال تهيّه زاد و توشه مى باشد; وليكن كافر در فكر لذّت و آسايش است.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

25ـ قالَ(عليه السلام):
إنَّ مَنْ خَوَفَّكَ حَتّى تَبْلُغَ الاْمْنَ، خَيْرٌ مِمَّنْ يُؤْمِنْكَ حَتّى تَلْتَقِى الْخَوْفَ.([26])
فرمود: همانا كسى تو را ـ در برابر عيب ها و كم بودها ـ هشدار دهد تا آگاه و بيدار شوى، بهتر است از آن كسى كه فقط تو را تعريف و تمجيد كند تا بر عيب هايت افزوده گردد.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49469057374218108535.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۱۷:۲۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49469057374218108535.gif
26ـ قالَ(عليه السلام):
القَريبُ مَنْ قَرَّبَتْهُ الْمَوَدَّهُ وَإنْ بَعُدَ نَسَبُهُ، وَالْبَعيدُ مَنْ باعَدَتْهُ الْمَوَدَّهُ وَإنْ قَرُبُ نَسَبُهُ.([27])
فرمود : بهترين دوست نزديك به انسان، آن كسى است كه در تمام حالات دلسوز و با محبّت باشد گرچه خويشاوندى نزديكى هم نداشته باشد. و بيگانه ترين افراد كسى است كه از محبّت و دلسوزى بيگانه باشد گرچه از نزديك ترين خويشاوندان باشد.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

27ـ وَسُئِلَ عَنِ الْمُرُوَّهِ؟ فَقالَ(عليه السلام):
شُحُّ الرَّجُلِ عَلى دينِهِ، وَإصْلاحُهُ مالَهُ، وَقِيامُهُ بِالْحُقُوقِ.([28])
از حضرت (عليها السلام) پيرامون مُروّت و جوانمردى سؤال شد، فرمود: جوانمرد كسى است كه در نگهدارى دين و عمل به آن تلاش نمايد، در اصلاح اموال و ثروت خود همّت گمارد، و در رعايت حقوق طبقات مختلف پا بر جا باشد.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

28ـ قالَ(عليه السلام):
عَجِبْتُ لِمَنْ يُفَكِّرُ فى مَأكُولِهِ كَيْفَ لايُفَكِّرُ فى مَعْقُولِهِ، فَيَجْنِبُ بَطْنَهُ ما يُؤْذيهِ، وَيُوَدِّعُ صَدْرَهُ ما يُرْديهِ.([29])
فرمود: تعجّب مى كنم از كسى كه در فكر خوراك و تغذيه جسم و بدن هست ولى درباره تغذيه معنوى روحى خود نمى انديشد، پس از غذاهاى فاسد شده و خراب دورى مى كند. و عقل و قلب و روح خود را كارى ندارد ـ هر چه و هر مطلب و برنامه اى به هر شكل و نوعى باشد استفاده مى كند ـ .
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

29ـ قالَ(عليه السلام):
غَسْلُ الْيَدَيْنِ قَبْلَ الطَّعامِ يُنْفِى الْفَقْرَ، وَبَعْدَهُ يُنْفِى الْهَمَّ.([30])
فرمود: شستن دست ها قبل از طعام فقر و تنگدستى را مى زدايد و بعد از آن ناراحتى ها و آفات را از بين مى برد.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

30ـ قالَ(عليه السلام):
حُسْنُ السُّؤالِ نِصْفُ الْعِلْمِ.([31])
فرمود: كسى كه عادت سؤال و حالت پرس و جو دارد مثل آن است كه نصف علم ها را فرا گرفته باشد.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49469057374218108535.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۱۷:۲۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49469057374218108535.gif
31ـ قالَ(عليه السلام):
إنّ الْحِلْمَ زينَهٌ، وَالْوَفاءَ مُرُوَّهٌ، وَالْعَجَلهَ سَفَهٌ.([32])
فرمود: صبر و شكيبائى زينت شخص، وفاى به عهد علامت جوانمردى، و عجله و شتابزدگى (در كارها بدون انديشه) دليل بى خردى مى باشد.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

32ـ قالَ(عليه السلام):
مَنِ اسْتَخَفَّ بِإخوانِهِ فَسَدَتْ مُرُوَّتُهُ.([33])
فرمود: كسى كه دوستان و برادرانش را سبك شمارد و نسبت به آن ها بى اعتناء باشد، مروّت و جوانمرديش فاسد گشته است.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

33ـ قالَ(عليه السلام):
إنّما يُجْزى الْعِبادُ يَوْمَ الْقِيامَهِ عَلى قَدْرِ عُقُولِهِمْ.([34])
فرمود: همانا در روز قيامت بندگان به مقدار عقل و درك و شعورشان مجازات مى شوند.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

34ـ قالَ(عليه السلام):
إنَّ الْقُرْآنَ فيهِ مَصابيحُ النُّورِ، وَ شِفاءُ الصُّدُورِ، فَيَجِلْ جالَ بَصَرُهُ، وَ لْيَلْجَمُ الصِّفّهَ قَلْبِهِ، فَإنَّ التَّفْكيرَ حَياهُ الْقَلْبِ الْبَصيرِ، كَما يَمْشي الْمُسْتَنيرُ فىِ الظُّلُماتِ بِالنُّورِ.([35])
فرمود: همانا در قرآن چراغ هاى روشنائى بخش; و شفا بخش دردها و گرفتارى هاى درونى وجود دارد، پس كسى كه (خود را) با قرآن جلى دهد چشمانش قوى و روشن مى گردد; وقلب و درون خويش را صفا خواهد داد، چون كه تفكّر و انديشه (در قرآن سبب) حيات قلبِ آگاه مى باشد، همچنان كه شخص روشن دل در تاريكى ها به وسيله نور چراغ حركت مى نمايد و راه مى رود.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

35ـ قالَ(عليه السلام):
ألْمِزاحُ يَأْكُلُ الْهَيْبَهَ، وَ قَدْ أكْثَرَ مِنَ الْهَيْبَهِ الصّامِت([36])
فرمود: مزاح و شوخى ـ هاى زياد و بيجا ـ شخصيّت و وقار انسان را از بين مى برد، و چه بسا افراد ساكت داراى شخصيّت و وقار عظيمى مى باشند.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49469057374218108535.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۱۷:۲۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49469057374218108535.gif
36ـ قالَ(عليه السلام):
أللُؤْمُ أنْ لا تَشْكُرَ النِّعْمَهَ.([37])
فرمود: از علائم پستى شخص، شكر نكردن از ولى نعمت است.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

37ـ قالَ(عليه السلام):
لَقَضاءُ حاجَهِ أخ لى فِى اللّهِ أحَبُّ مِنْ إعْتِكافِ شَهْر.([38])
فرمود: هر آينه برآوردن حاجت و رفع مشكل دوست و برادرم، از يك ماه اعتكاف، در مسجد ـ و عبادت مستحبّى، نزد من ـ بهتر و محبوب تر است.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

38ـ قالَ(عليه السلام):
إنَّ الدُّنْيا فى حَلالِها حِسابٌ، وَ فى حَرامِها عِقابٌ، وَفِى الشُّبَهاتِ عِتابٌ، فَأنْزِلِ الدُّنْيا بِمَنْزَلَهِ الميتَهِ، خُذْمِنْها مايَكْفيكَ.([39])
فرمود: چيزهاى دنيا اگر حلال باشد حساب و بررسى مى شود و اگر از حرام به دست آيد عذاب و عقاب دارد و اگر حلال و حرام آن معلوم نباشد سختى و ناراحتى خواهد داشت. پس بايد دنيا (و موجوداتش) را همچون ميته و مردارى بشناسى كه به مقدار نياز و اضطرار از آن استفاده كنى.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

39ـ قالَ(عليه السلام):
وَ اعْمَلْ لِدُنْياكَ كَأنَّكَ تَعيشُ أبَداً، وَ اعْمَلْ لاِخِرَتِكَ كَأنّكَ تَمُوتُ غدَاً.([40])
فرمود: در دنيا ـ از نظر اقتصاد و صرفه جوئى و... ـ چنان برنامه ريزى كن مثل آن كه مى خواهى هميشه دوام داشته باشى، و نسبت به آخرت به نوعى حركت و كار كن مثل اين كه فردا خواهى مُرد.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

40ـ قالَ(عليه السلام):
أكْيَسُ الْكَيِّسِ التُّقى، وَ أحْمَقُ الْحُمْقِ الْفُجُورَ، الْكَريمُ هُوَ التَّبَرُّعُ قَبْلَ السُّؤالِ.([41])
فرمود: زيرك ترين و هوشيارترين افراد، شخص باتقوا و پرهيزكار مى باشد; أحمق و نادان ترين افراد، كسى است كه تبه كار و اهل معصيت باشد; گرامى ترين و باشخصيّت ترين افراد، آن كسى است كه به نيازمندان پيش از اظهار نيازشان، كمك نمايد.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70290321986747217056.gif

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49469057374218108535.gif
پي نوشت :
[1] ـ نزهه النّاظر و تنبيه الخاطر: ص 79، ح 33، بحارالأنوار: ج 78، ص 112، س 8.
[2] ـ كلمه الإمامُ الْحَسَن (عليه السلام): 7، ص 211.
[3] ـ كلمه الإمامُ الْحَسَن (عليه السلام): 7، ص 25، بحارالأنوار: ج 44، ص 23، ح 7.
[4] ـ إحقاق الحقّ: ج 11، ص 183، س 2 و ص 185.
[5] ـ دعوات الرّاوندى: ص 24، ح 13، بحارالأنوار: ج 89، ص 204، ح 21.
[6] - بحارالأنوار: ج 75، ص 111، ضمن ح 6.
[7] ـ وافى: ج 4، ص 1553، ح 2، تهذيب الأحكام: ج 2، ص 321، ح 166.2
[8] ـ تحف العقول: ص 234، س 14، من لا يحضره الفقيه: ج 1، ص 511، ح 1479.
[9] ـ تحف العقول: ص 235، س 7، مستدرك: ج 3، ص 359، ح 3778.
[10] ـ إحقاق الحقّ : ج 11، ص 238، س 2.
[11] ـ إحقاق الحقّ: ج 11، ص 235، س 7.
[12] - كلمه الإمام الحسن (عليه السلام): ص 140.
[13] ـ أعيان الشّيعه: ج 1، ص 577، بحارالأنوار: ج 75، ص 111، ح 6.
[14] - تحف العقول: ص 229، س 5، بحارالأنوار: ج 10، ص 130، ح 1.
[15] ـ كلمه الإمام حسن (عليه السلام): ص 138، تحف العقول: ص 234، س 6، بحارالأنوار: ج 75، ص 105، ح 4.
[16] ـ تحف العقول: ص 236، س 13، بحارالأنوار: ج 75، ص 105، ح 4.
[17] - تحف العقول: ص 232، س 2، بحار الأنوار: ج 75، ص 110، ح 5.
[18] ـ تنبيه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص 427، بحار: ج 68، ص 184، ضمن ح 44.
[19] - تحف العقول: ص 164، س 21. بحار الأنوار: ج 75، ص 105، ح 3.
[20] ـ أعيان الشّيعه: ج 1، ص 577، بحارالأنوار: ج 75، ص 113، ح 7.
[21] ـ كلمه الإمام حسن (عليه السلام): ص 212، بحارالأنوار: ج 73، ص 318، ح 6.
[22] ـ همان مدرك: ص 57.
[23] ـ تحف العقول: ص 233، أعيان الشّيعه: ج 1، ص 577، بحارالأنوار: ج 75، ص 105، ح 4.
[24] ـ تحف العقول: ص 234، س 7، بحارالأنوار: ج 75، ص 105، ح 4.
[25] ـ نزهه الناظر و تنبيه الخاطر: ص 79، س 13، بحارالأنوار: ج 75، ص 111، ح 6.
[26] ـ إحقاق الحقّ: ج 11، ص 242، س 2.
[27] ـ تحف العقول: ص 234، س 3، بحارالأنوار: ج 75، ص 106، ح 4.
[28] ـ تحف العقول: ص 235، س 14، بحارالأنوار: ج 73، ص 312، ح 3.
[29] ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام)، ص 39، بحارالأنوار: ج 1، ص 218، ح 43.
[30] ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام): ص 46.
[31] ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام) : ص 129.
[32] ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام) : ص 198.
[33] ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام) : ص 209.
[34] ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام) : ص 209.
[35] ـ نزهه النّاظر و تنبيه الخاطر: ص 73، ح 18، بحارالأنوار: ج 78، ص 112، س 15.
[36] ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام): ص 139، بحارالأنوار: ج 75، ص 113، ح 7.
[37] ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام): ص 139، بحارالأنوار: ج 75، ص 105، ح 4.
[38] ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام): ص 139.
[39] ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام): ص 36، بحارالأنوار: ج 44، ص 138، ح 6.
[40] ـ كلمه الإمام الحسن (عليه السلام) ص 37، بحارالأنوار: ج 44، ص 138، ح 6.
[41] ـ إحقاق الحقّ : ج 11، ص 20 س 1، بحارالأنوار: ج 44، ص 30.

ادنیس
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۱۷:۳۰
http://up1.iranblog.com/images/16MiladHasp.jpg




شمس عفت زگريبان، قمر آورده برون

نخله ي فاطمه، اول ثمر آورده برون

بوالحسن را حسني داده خداوند و حسن

از افق، رخ پي اهل نظر آورده برون

آمد آن ماه که ماه رمضان کرد دو نيم

چون نبي معجز شق القمر آورده برون

قاری قرآن
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۱۷:۳۲
باسلام

میلاد کریم اهل بیت در نیمه ماه مهمانی خدارا

به همه دوستان تبریک عرض میکنم

باشد که رهرو امام حسن مجتبی (ع) باشیم و همیشه در مرکز توجه ائمه روزگار بگذرونیم

:goleroz:

seratenoor-f
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۱۹:۰۸
http://hasanvand.ir/images/newspost_imagesFull/hasanmojtaba.jpg (http://hasanvand.ir/newsF-175.html)
ذکر امام در قرآن


ذکر امام حسن علیه السلام در قرآن (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A2%DB%8C%D8%A7%D8%AA+%D9%82%D8% B1%D8%A2%D9%86%DB%8C+%D9%85%D8%B1%D8%A8%D9%88%D8%B 7+%D8%A8%D9%87+%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85+%D8%AD%D8% B3%D9%86+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8% B3%D9%84%D8%A7%D9%85): قرآن مجید (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8+%D9%82%D8% B1%D8%A7%D8%A6%D8%AA+%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86)مش تمل است بر یادکردی از شخصیت‌ها، از خوبان یا از بدان، لیکن این یادکرد گاهی همراه با ذکر نام است(همانند آنچه درباره موسی و فرعون ذکر شده است) و گاه فقط با توصیف، و بدون ذکر نام.( همانند آنچه درباره امام علی علیه‌السلام نازل شده است.) درباره امام حسن علیه السلام نیز آیاتی به صورت توصیف و بدون ذکر نام نازل شده است؛ همانند آیه تطهیر (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85+%D8%AD%D8% B3%D9%86+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8% B3%D9%84%D8%A7%D9%85+%D9%85%D8%B8%D9%87%D8%B1+%D8% A2%DB%8C%D9%87+%D8%AA%D8%B7%D9%87%DB%8C%D8%B1)، آیه ذوی القربی (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85+%D8%AD%D8% B3%D9%86+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8% B3%D9%84%D8%A7%D9%85+%D9%88+%D8%A2%DB%8C%D9%87+%D8 %B0%D9%88%DB%8C+%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%B1%D8%A8%DB% 8C)و آیه اولی الامر.

رابطه امام حسن علیه السلام و رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85+%D8%AD%D8% B3%D9%86+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8% B3%D9%84%D8%A7%D9%85+%D8%AF%D8%B1+%D8%B2%D9%85%D8% A7%D9%86+%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84+%D8%AE%D8%AF%D8% A7+%D8%B5%D9%84%D9%91%DB%8C+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9% 87+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87+%D9%88%D8%A2%D9%84%D9% 87+%D9%88%D8%B3%D9%84%D9%91%D9%85): امام حسن علیه السلام بیشتر از هفت سال با رسول خدا زندگی نکرد، ولی در همین مدت به شدت مورد عنایت آن حضرت بود و استفاده‏های علمی و تربیتی فراوانی برد. محبت رسول خدا به امام حسن (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B9%D9%88%D8%A7%D8%B7%D9%81+%D8% B1%D8%B3%D9%88%D9%84+%D8%AE%D8%AF%D8%A7+%D8%B5%D9% 84%DB%8C+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%B9%D9%84%DB% 8C%D9%87+%D9%88+%D8%A2%D9%84%D9%87+%D9%88%D8%B3%D9 %84%D9%85+%D8%A8%D9%87+%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85+%D 8%AD%D8%B3%D9%86+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D 9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85) بسیار فراوان بوده و آن حضرت، گاهی نوه‌اش را در کارهای بزرگی همانند بیعت رضوان و مباهله با نصارای نجران هم شرکت می‌داده است. رسول خدا درباره‌ی او تعریف و تمجیدهای فراوانی نموده است که امام بعدها به مناسبت‌های مختلف، از آنها برای معرفی شخصیت الهی خویش سود جست.


http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/6/6d/imamhassan.jpg


امام حسن و فاطمه زهرا سلام الله علیها (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B 7+%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85+%D8%AD%D8%B3%D9%86+%D8% A8%D8%A7+%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1) امام حسن علیه السلام با مادر خود، فاطمه‌ی اطهر، رابطه‏ای عمیق و متعالی داشت. فاطمه گاه با فرزندش بازی‌های کودکانه می‌کرد و گاه با ملاطفت مادرانه او را به عبادات مستحب (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8 C+%D8%AF%D8%B1+%D8%B4%D8%A8%D9%87%D8%A7%DB%8C+%D9% 82%D8%AF%D8%B1+%D8%AF%D8%B1+%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA% A9%DB%8C)تشویق می‌نمود. حسن نیز گزارش سخنان رسول خدا را پیش از هر کس، از مسجد به مادر می‌رساند و گاه در عبادت مادر (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%AF%D9%82%D8%AA+%D8%A7%D9%85%D8% A7%D9%85+%D8%AD%D8%B3%D9%86+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9% 87+%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85+%D8%AF%D8% B1+%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D8%AA+%D9%85%D8%A7%D8% AF%D8%B1) دقت می‌کرد و از آن درس‌ها می‌گرفت.

این ارتباط صمیمی در اواخر عمر مادر اوج گرفت؛ تا آنجا که این دو به همراه هم و با تن و قلبی آزرده به زیارت قبر رسول الله و بقیع (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8 C+%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85+%D8%AD%D8%B3%D9%86+%D8% B9%D9%84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A 7%D9%85+%D8%A8%D8%A7+%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1)می ‌رفتند و شگفت آن که این رابطه پس از ارتحال مادر نیز باقی ماند؛ به طوری که فاطمه پس از وفات دست‌های مجروح خویش را از کفن بیرون آورد و حسنش را در آغوش کشید. امام حسن نیز سال‌ها بعد در حضور دشمنانی همانند معاویه (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%88%DB%8C%D9%8 7) و مغیره بن شعبه مصیبت مضروب شدن مادر را یادآور شد.

امام حسن در دوران پیش از خلافت پدر (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85+%D8%AD%D8% B3%D9%86+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8% B3%D9%84%D8%A7%D9%85+%D9%BE%DB%8C%D8%B4+%D8%A7%D8% B2+%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA+%D9%BE%D8%AF%D8% B1): از این دوران اطلاع زیادی در دست نیست. فقط این مقدار مسلم است که امام علیه السلام در خدمت پدر بوده است؛ گاه از روی دلسوزی در تأمین رفاه پدر می‌کوشیده و گاه همراه او در برخی فعالیت‌های اجتماعی شرکت می‌کرده است( همانند شرکت در شورای شش نفره‌ (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA+%D8%A7%D9% 85%D8%A7%D9%85+%D8%AD%D8%B3%D9%86+%D8%B9%D9%84%DB% 8C%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85+%D8% AF%D8%B1+%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C+%D8%B4%D8% B4+%D9%86%D9%81%D8%B1%D9%87+%D8%B9%D9%85%D8%B1)ی تعیین خلیفه پس از عمر (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B9%D9%85%D8%B1+%D8%A8%D9%86+%D8 %AE%D8%B7%D8%A7%D8%A8)و شرکت در بدرقه ابوذر (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85+%D8%AD%D8% B3%D9%86+%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8% B3%D9%84%D8%A7%D9%85+%D8%AF%D8%B1+%D8%A8%D8%AF%D8% B1%D9%82%D9%87+%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B0%D8%B1+%D8% A8%D9%87+%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85+%D8%AA%D8% A8%D8%B9%DB%8C%D8%AF)به هنگام تبعید)، و گاه پاره‌ای مأموریت‌های مهم را از طرف پدر عهده‌دار بوده است (همانند آبرسانی به منزل عثمان (http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%DA%A9%D9%85%DA%A9+%D8%AD%D8%B3%D9% 86%DB%8C%D9%86+%D8%A8%D9%87+%D8%B9%D8%AB%D9%85%D8% A7%D9%86+)در حال محاصره.) سیاست‌های عملی امام حسن علیه السلام کاملاً هماهنگ با پدر است، لذا همانند او در هیچ‌یک از جنگ‌ها و فتوحات پس از رسول خدا در تمام این دوره‌ی 25 ساله شرکت ننموده است.

ولایت پذیر
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۱۹:۲۷
بسم الله الرحمن الرحیم
شباب جنت است حسن
امام دومین است حسن
خدا داده به او خلق حسن
سلامم به تو یا بن الحسن

جهت شادی خداوند صلوات

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۲۱:۲۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49469057374218108535.gif
میلاد نخستین میوه نبوت و ولایت امام حسن مجتبی علیه السلام
در پانزدهم ماه مبارک رمضان سال سوم هجرى،نخستین‏گل خوشبوى درخت نبوت و ولایت و اولین ثمره ازدواج على و زهرا به دنیا آمد. اولین‏هدیه شیرین خدا به على مرتضى و فاطمه زهرا در مدینه منوره چشم به دنیا گشود. دراین مکان و زمان مقدس، کودکى متولد شد که وجود ذى جودش ماه‏رمضان را قداست وشرافتى افزون تر بخشید. خبر ولادت اولین نواده رسول خدا صلى‏الله علیه وآله‏به آن حضرت داده شد. پیامبر مشتاقانه به دیدار فرزند عزیز و ارجمندش به خانه‏على و زهرا سلام الله علیهما آمد که او را دربرگیرد و نوازش کند.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_ve.e.hasn.mojtaba__2_.jpg


طبق روایتى که در کتب فریقین آمده‏است، پیامبر به اسماء فرمود: اسماء! فرزندم‏را بیاور.
اسماء که کودک را در پارچه‏اى زردرنگ پیچیده بود، او را به خدمت‏حضرت آورد.
پیامبر ناراحت‏شد و فرمود: مگر نگفته بودم نوزاد را هرگز در پارچه زرد رنگ‏نپیچید؟ اسماء نوزاد را گرفت و در پارچه‏اى سفید رنگ پیچید و او را به خدمت نیاى‏بزرگوارش آورد. حضرت اذان را در گوش راست و اقامه را در گوش چپش خواند سپس روبه داماد گرامى‏اش على کرد و فرمود:
یا على! او را چه نام نهادى؟
عرض کرد: اى رسول خدا ! من در نامگذارى‏اش هرگز بر شما پیشى نمى‏گیرم.
پیامبر نیز فرمود: من هم برخدایم سبقت نمى‏گیرم. فورا جبرئیل امین نازل شد وخدمت رسول خدا عرض کرد: یا محمد! خدایت‏سلامت مى‏رساند و مى‏فرماید: چون نسبت على‏به تو نسبت هارون به موسى است جز این که پس از تو پیامبرى نیست لذا نام‏فرزند هارون را بر او بگذار. پیامبر فرمود: نام فرزند هارون چه بوده است؟
عرض کرد: شبر. فرمود: من زبانم عربى است. نام شبر در زبان عربى چه مى‏باشد؟
جبرئیل گفت: نامش حسن است. او را حسن نام گذار.
(ذخائر العقبى،ص‏۱۲۰)
نامش حسن.. رویش حسن .. مویش حسن .. خوى دلجویش حسن ..
به به چه زیبا پسرى، چه رعنا مولودى. امروز خانه زهرا نور باران مى‏شود. فرشتگان‏به خدمت پیامبر براى عرض تهنیت مى‏آیند. ما هم از این‏جا به خاندان رسالت تبریک‏مى‏گوییم. در صواعق المحرقه ابن حجر،ص‏۱۱۵ آمده است: رسول خدا(ص) فرمود: «سمى‏هارون ابنیه شبرا و شبیرا و انى سمیت ابنى الحسن والحسین بما سمى به هارون‏ابنیه; هارون نام دو فرزندش را شبر و شبیر گذاشت و من نام دو فرزندانم را حسن وحسین مى‏گذارم، به همان نامى که هارون فرزندانش را نام نهاد.» در کتاب‏کنز العمال، ج ۶، ص ۲۲۰، نقل کرده که حضرت رسول دو فرزندش (حسن و حسین) را در دامان خویش نشانده بود و نوازششان مى‏کرد و مى‏فرمود: «ان ابنى هذین ریحانتاى من‏الدنیا; این دو فرزندانم، دو گل خوشبوى من دردنیایند».
در مجمع الهیثمى ج‏۹، ص‏۱۸۱، از انس بن مالک نقل مى‏کند که گفت: رسول خدا گاهى‏به سجود مى‏رفت، یکى از دو فرزندانش (حسن یا حسین) مى‏آمد و بر کمر حضرت مى‏نشست،پس حضرت سجود را طولانى مى‏کرد تا آن‏گاه که خود کودک پایین بیاید. به او گفته‏مى‏شد: یا رسول الله! سجودت را طولانى کردى؟ مى‏فرمود: فرزندم، بردوشم سوار بود، خوش نداشتم که او را به شتاب وادارم. و دراین زمینه روایات زیادى از کتب اهل سنت نقل شده‏است. در صحیح ترمذى، ج ۲، ص ۳۰۶،نقل شده که رسول الله(ص) به فاطمه مى‏فرمود: فرزندانم را بیاور تا آنها رااستشمام و بو کنم و آنها را در بغل مى‏گرفت و مى‏بوسید و مى‏بویید.
در مجمع الهیثمى، ج ۹، ص ۱۷۵، نقل شده که شخصى از ابن الزبیر (دشمن سرسخت اهل‏بیت) سؤال مى‏کند: چه کسى بیش از همه به پیامبر شباهت داشت؟ او پاسخ مى‏دهد: حسن‏بن على، از هر کس بیش‏تر به پیامبر شبیه بود و حضرت رسول بیش از همه به او محبت‏و علاقه داشت. او گاهى مى‏آمد و حضرت رسول در حال سجده بود، پس برکمرش سوار مى‏شدو پیامبر سر برنمى‏داشت تا خود کنار رود. در صحیح ترمذى، ج‏۲، ص‏۲۴۰، نقل شده که‏اسامه بن زید گوید: شبى به دیدار پیامبر رفتم، کارى داشتم. پس از آن‏که کارم‏تمام شد، به حضرت عرض کردم: در زیر عبایتان گویا چیزى پنهان کرده‏اید؟ حضرت عبارا پس زد دیدم حسن و حسین بر دو زانویش نشسته‏اند. فرمود: این دو، فرزندانم‏هستند. خداوندا! من آنها را دوست مى‏دارم، پس دوست‏بدار هر که آنها را دوست‏مى‏دارد. این محبت فراتر از محبت پدر یا جد به فرزندش است. حضرت رسول صلى الله‏علیه و آله و سلم در موارد متعددى که در کتاب‏هاى اهل سنت ذکرشده، به مردم‏گوشزد مى‏کرده‏است که محبت‏حسن و حسین، محبتى الهى است و هر که پیامبر را دوست‏مى‏دارد باید آنها را دوست‏بدارد و هر که با رسول خدا دشمن است، باآنها بى‏گمان‏دشمن است. پیامبر آینده را مى‏دید که با آن همه توصیه‏ها و سفارش‏هاى متعدد، دراماکن و اوقات مختلف، بااین حال، مردم چه رفتارى با دو ریحانه رسول‏الله نمودندو چگونه عمل به وصیت پیامبر کردند؟
برخى از برادران اهل سنت چنین وانمود مى‏کنند که چون حسنین فرزندان پیامبربودند و هر انسانى به فرزندان و نوه‏هایش علاقه دارد، لذا اگر رسول خدا درباره‏آنها عاطفه‏اى نشان داده و اظهار محبتى کرده، امرى است طبیعى، ولى با سیل‏روایت‏هائى که خود از پیامبر نقل مى‏کنند و حضرت دشمنانشان را نفرین مى‏کند ودوستانشان را بشارت مى‏دهد، چه مى‏کنند؟! در مستدرک صحیحین، ج‏۳، ص‏۱۶۶، ازابوهریره نقل شده که گفت: روزى رسول خدا(ص) بر ما وارد شد، در حالى که حسن رابریک دوش و حسین را بر دوش دیگر حمل مى‏کرد، گاهى این را مى‏بوسید و گاهى آن را،تا این که به ما نزدیک شد.
یکى از اصحاب عرض کرد: یا رسول الله! شما آنها را دوست مى‏دارید؟! حضرت فرمود:
آرى ! هر که آن دو را دوست‏بدارد، مرا دوست داشته و هر که آن دو را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است.
و در همین صفحه در روایت دیگرى آمده است که حضرت فرمود: حسن و حسین دوفرزندان من هستند، هر که آنان را دوست‏بدارد، مرا دوست داشته و هر که مرا دوست‏دارد، خدا او را دوست مى‏دارد و هرکه را خدا دوست‏بدارد، او را داخل بهشت‏خواهدکرد و هرکه این دو را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته و هر که مرا دشمن بداردخداوند او را دشمن داشته و هر که را خدا دشمن بدارد، بى‏گمان وارد دوزخش‏خواهد کرد. آن گاه نویسنده کتاب ادامه مى‏دهد:
این حدیث از نظر شیخین (بخارى و مسلم) صحیح است. شاید بیش از چهل حدیث‏بامضمون‏هاى مختلف در کتاب‏هاى اهل سنت، در همین مورد وارد شده‏است. به همین بسنده‏مى‏کنیم و نتیجه‏گیرى را به خوانندگان عزیز و گرامى واگذار مى‏نماییم.
البته، ما را دل خوش است که با تمام وجود به اهل بیت پیامبر عشق مى‏ورزیم وتنها امید نجات خود را در روز رستاخیز، همین محبت و علاقه به آنها مى‏دانیم و به‏خاطر همین عشق و علاقه است که روز پانزدهم رمضان را جشن مى‏گیریم و به دلیل‏خرسندى رسول الله از به دنیا آمدن فرزند دلبندش شاد و خرم مى‏شویم و به یکدیگرتبریک و تهنیت مى‏گوییم. پس تبریکتان باد اى شیعیان امام مجتبى.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49469057374218108535.gif
-------------------------------------------------
ماهنامه پاسدار اسلام>شماره ۱۹۳

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۲۳:۵۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49469057374218108535.gif
ولادت
نواده‏ى پیامبر عزیز اسلام (ص) ،و نخستین فرزند امیر مؤمنان على و فاطمه علیهما السلام در نیمه‏ى ماه رمضان،در سال سوم هجرى،چشم به جهان گشود. (۱) پیامبر (ص) براى گفتن تهنیت،به خانه‏ى على آمد و نام او را،از سوى خدا«حسن‏»نهاد. (۲)


با پیامبر
حدود هفت‏سال از زندگى این نواده،با پیامبر عزیز اسلام (ص) گذشت (۳) .پدر بزرگ مهربان،او را سخت دوست مى‏داشت:
چه بسیار که او را بر شانه مى‏نهاد و مى‏گفت:خداوندا،من دوستش دارم،تو نیز او را وست‏بدار!» (۴) ...«آنکه حسن و حسین را دوست‏بدارد،مرا دوست داشته است و آنکه با ایندو کینه ورزد و ایشان را دشمن بدارد،با من دشمنکامى کرده است...» (۵)
و هم مى‏فرمود:«حسن و حسین،سرور جوانان بهشتند» (۶) .
و نیز مى‏فرمود:«این دو فرزند من،امامند،چه قیام کنند و چه نکنند (۷) ».
بزرگى منش و سترگى روح آن امام،چندان بود که پیامبر ارجمند اسلام (ص) او را با خردى سال و کمى سن،در برخى از عهدنامه‏ها،گواه مى‏گرفت،واقدى آورده است که:پیامبر، براى‏«ثقیف‏»عهد ذمه بست،خالد بن سعید آنرا نوشت و امام حسن و امام حسین-درود خدا بر آنان-آنرا گواهى فرمودند (۸) .
و هم،آنگاه که پیامبر به امر خدا،با اهل نجران،به‏«مباهله‏»برخاست ،امام حسن و امام حسین و حضرت على و فاطمه (ع) را نیز به فرمان خداى،همراه خویش برد و آیه‏ى تطهیر در پاکدامنى آن گرامیان فرود آمد (۹) .
با امیر مؤمنان (ع)
امام حسن (ع) همراه و هماهنگ پدر بود و از بیدادگران انتقاد و از ستمدیدگان حمایت مى‏کرد.
به هنگامى که ابو ذر به ربذه تبعید مى‏شد، عثمان دستور داد هیچکس او را بدرقه نکند،اما امام حسن و برادر گرامیش،همراه با پدر بزرگوارشان،از آن آزاده‏ى آواره،به گرمى بدرقه کردند...و به هنگام بدرود،از حکومت عثمان ابراز بیزارى نمودند و ابو ذر را به شکیبایى و پایدارى پند دادند (۱۰) .
به سال ۳۶ هجرى با پدر از مدینه به سوى بصره آمد تا آتش جنگ جمل را که عایشه و طلحه و زبیر بر افروخته بودند،فرو نشانند.
پیش از ورود به بصره به فرمان حضرت على (ع) ،همراه عمار-صحابى بزرگ و پاک-به کوفه رفت تا مردم را بسیج کند و آنگاه با مردم به یارى امام،به سوى بصره بازگشت (۱۱) .
و با سخنرانیهاى شیوا و محکم خویش،دروغ عبد الله بن زبیر را-که قتل عثمان را به حضرت على (ع) ،نسبت مى‏داد-،آشکارا ساخت و هم در جنگ همکاریها کرد تا پیروز باز گشتند (۱۲) .
در جنگ صفین نیز،همراه پدر،پایمردیها کرد.
در این جنگ،معاویه،عبید الله بن عمر را نزد او فرستادکه:«از پیروى پدر دست‏بردار،ما خلافت را به تو وامى‏گذاریم،چرا که قریش،از پدر تو به سابقه‏ى پدر کشتگى‏ها،ناراحتند،اما ترا پذیرا توانند شد...»
امام حسن (ع) در پاسخ فرمود:«قریش بر آن بود که پرچم‏اسلام را بیفکند و در هم پیچد،اما پدرم،به خاطر خدا و اسلام،گردنکشان ایشان را کشت و آنان را پراکند،پس با پدرم دینجهت‏به دشمنى برخاستند و بدو کینه مى‏ورزند (۱۳) .
او در این جنگ،هماره از پشتیبانى پدر،دست نکشید وتا پایان همراه و همدل بود،و چون،دو تن را از سوى سپاه (سپاه حضرت على (ع) و معاویه) ،برگزیدند تا«حکم‏»شوند،و آنان به ناروا حکم کردند،امام حسن به فرمان پدر،در یک سخنرانى پر شور،توضیح داد که:
«اینان برگزیده شدند تا کتاب خداوند را بر خواهش دل،پیش دارند و مقدم شمارند اما، باژگونه رفتار کردند و چنین کسى،حکم نامیده نمى‏شود،بلکه‏«محکوم‏»اس (۱۴) ».
حضرت امیر مؤمنان على-که درود خداوند هماره بر اوبه هنگام رحلت‏بنا به فرمانى که از پیش از پیامبر اسلام (ص)داشت،امام حسن (ع) را جانشین خویش فرمود،و امام حسین‏و سایر فرزندان گرامى خویش و بزرگان شیعه را بر این امر،گواه گرفت. (۱۵)
خوى و منش (۱-پرهیزگارى:)
توجهى ویژه به خداوند داشت،آثار این توجه را گاه ازچهره‏ى او به هنگام وضو در مى‏یافتند: چون وضو مى‏گرفت،رنگ مى‏باخت و به لرزه مى‏افتاد،مى‏پرسیدند که چرا چنین مى‏شوى؟
مى‏فرمود:آن را که در پیشگاه خدا مى‏ایستد،جز این سزاوار نیست.
از امام ششم (ع) آورده‏اند که امام حسن (ع) عابدترین مردمان زمان خویش بود و هم با فضیلت‏ترین چون به یاد مرگ و...و رستخیز مى‏افتاد،مى‏گریست.و بى حال مى‏شد (۱۶) .
پیاده و گاه برهنه پا،۲۵ بار به خانه‏ى خدا رفت (۱۷) ...
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49469057374218108535.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۲۳:۵۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49469057374218108535.gif
۲-بخشندگى
آن روز به خانه‏ى خدا رفته بود...همان هنگام مى‏شنید که مردى با خدا به گفتگو نشسته است که:خداوندا،ده هزار درهم نصیبم کن...امام (ع) هماندم به خانه بازگشت و آن پول را براى او فرستاد.
یکروز،کنیزى از کنیزان او،دسته گلى خوشبوى به تحفه،پیشکش کرد،امام (ع) ،در مقابل او را آزاد فرمود و چون‏پرسیدند چرا چنین کردى؟،فرمود:
خدا ما را چنین تربیت کرده است و این آیه را باز خواندند:
«و اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها»یعنى چون به شما هدیه‏اى دادند،به نیکوتر،پاسخ گویید (۱۸) .
سه بار در زندگى،هر چه داشت،حتى کفش-و پاى افزار-را به دو نیم تقسیم کرد و در راه خدا داد (۱۹) .
۳-بردبارى
مردى از شام،به تحریک معاویه،روزى امام را به دشنام گرفت.امام (ع) چیزى نفرمود تا ساکت‏شد،آنگاه با لبخندى شیرین او را سلام گفت و فرمود:پیر مرد!فکر مى‏کنم غریب هستى، و گمان مى‏برم در اشتباه افتاده‏اى،اگر از ما رضایت‏بخواهى،خواهیم داد و هم اگر چیزى بطلبى،و اگر راهنمایى مى‏جویى،راهنماییت‏خواهیم کرد،و اگر بارى بر دوش دارى،بر مى‏داریم و یا گرسنه‏یى سیرت مى‏سازیم و اگر نیازمندى،نیازت بر مى‏آوریم و بارى،هر کارى دارى،در انجام آن حاضریم.و هم اگر بر ما وارد شوى،راحت‏تر خواهى بود که وسایل پذیرایى از هر گونه ما را فراهم است.مرد،شرمسار شد و گریست و گفت:گواهى مى‏دهم که تو جانشین خداوند بر زمینى،خدا بهتر مى‏داند که رسالت‏خویش،کجا قرار دهد (۲۰) .
تو و پدرت،نزد من،مبغوضترین بودید و اما اکنون محبوبترین هستید.
پیر مرد آنروز مهمان امام شد و چون از آنجا رفت‏به دوستى آن گرامى،گرویده بود (۲۱) .
مروان حکم،-که هیچگاه از آزار آن گرامى فرو گذار نمى‏کرد-،به هنگام رحلت آن امام،در تشییع شرکت کرد.
حضرت امام حسین (ع) فرمود:تو به هنگام حیات برادرم،هر چه از دستت‏بر آمد،کردى،و اما اینک در تشییع او،حاضر آمده‏اى و مى‏گریى؟!.
پاسخ داد:هر چه کردم،با کسى کردم که بردباریش از این کوه-اشاره به کوهى در مدینه-بیشتر بود (۲۲) .
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49469057374218108535.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۲۳:۵۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49469057374218108535.gif
خلافت
شامگاه بیست و یکم رمضان سال چهلم از هجرت،حضرت على علیه السلام،شهید شد.بامداد آنروز،مردم در مسجد جامع شهر،گرد آمدند،حضرت امام حسن (ع) که در آنوقت ۳۷ سال داشتند بر منبر فراز آمدند و فرمودند:
دیشب،مرد یگانه‏اى از جهان رخت‏بست که در میان‏گذشتگان و هم در بین آیندگان،به دانش و کردار،یکتا بود.همراه پیامبر،جنگها کرد و در نگاهبانى اسلام و پیامبر،مجاهدانه کوشید،و پیامبر در جنگها،او را به سپاهسالارى مى‏فرستاد و او هماره پیروز باز مى‏گشت...
از زرد و سفید-اشاره به زر و سیم-دنیا،بیش از ۷۰۰ درهم نگذاشت،آنهم سهمیه‏ى او و بر آن بود که با آن خدمتگارى براى خانواده‏ى خود فراهم آورد.
بدین هنگام،امام به سختى گریست و مردم نیز گریستند...
آنگاه بدانجهت که امامت از مسیر راستین خود،انحراف نیابد،جمله‏یى چند،از خویش گفت:
من پسر پیامبرم که مژده آور و بیم رسان بود و مردم را به سوى خدا مى‏خواند.من شعله‏یى از آن چراغ فروزان پیامبرى و از خاندانى هستم که خداوند،پلیدى و آلودگى را از آنان دور گردانیده است و هم از آنانم که در قرآن مجید،محبت ایشان به وجوب آمده است:
قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربى (۲۳) ...
«بگوى اى پیامبر،من از شمایان بر رسالتم،پاداشى،جز مهرورزى با خویشانم،نمى‏خواهم...»
آنگاه،امام نشست و عبد الله بن عباس برخاست و گفت:
مردم!،این-اشاره به امام حسن (ع) -فرزند پیامبر شما و جانشین على (ع) و امام شماست،با او بیعت کنید!مردم،گروها گروه،بدو روى آوردند و بیعت کردند (۲۴) .
چون معاویه،از آنچه گذشت آگاه شد،جاسوسانى به کوفه فرستاد و به بصره،تا هر چه مى‏گذرد،گزارش دهند و در حکومت امام.از درون،دست‏به خرابکارى بزنند.
امام،فرمان داد آنانرا گرفتند و گشتند و نامه‏یى نیز به معاویه فرستاد که:جاسوس مى‏فرستى؟ گویا جنگ را دوست مى‏دارى؟جنگ بسیار نزدیک است،منتظر باش!انشاء الله (۲۵) .
از نامه‏هایى که امام به معاویه نوشت و ابن ابى الحدید آنرا نقل مى‏کند،اینست:
«...جاى شگفتى است که قریش پس از مرگ پیامبر،در جانشینى او به ستیزه برخاستند و خود را بر دیگران از عرب،بدین سبب که از قبیله‏ى پیامبرند،برتر دانستند.
عرب نیز تن در دادند،اما قریش خود در میانه‏ى خویش،زیر بار برترى ما نرفت ما را که از آنان به پیامبر نزدیکتر و خواستار حق خویش بودیم،کنار زدند و بر ما ستم کردند.ما از ستیزه کناره جستیم تا دشمنان و دورویان،از این راه،به تخریب اسلام برنخیزند.
امروز نیز از تو در شگفتیم که داوطلب امرى هستى که به هیچ رو،سزاوار آن نیستى،نه در دین برترى دارى و نه اثر خوبى از خویش باز گذارده‏اى،تو فرزند همان گروهى که باپیامبر جنگیدند و هم فرزند دشمنترین مردم قریش نسبت‏به پیامبر و اما بدان که پاداش کردارهاى تو با خداوند است و خواهى دید که سرانجام،پیروزى از آن چه کسى است.
سوگند به خدا،چیزى نخواهد گذشت که عمرت پایان مى‏یابد و به دیدار خدا مى‏شتابى و او تو را به کیفر کردارهایى که از پیش فرستادى،مى‏رساند و خدا به بندگانش ستم نمى‏کند،على (ع) رفت،مسلمانان با من بیعت کردند،از خدا خواستارم که در دنیا چیزى مرا ندهد که از آن کمبودى در امر دنیاى دیگرم،به هم رسد:
آنچه مرا بر آن داشت تا این نامه را به تو،بنویسم،این است که بین خود و خداوند.عذرى داشته باشم،اگر تو نیز،چون دیگر مسلمانان،این امر را بپذیرى به مصلحت اسلام است و تو خود نیز بهره‏یى بیشتر خواهى داشت،باطل را دنبال مکن،تو نیز چون دیگران با من،بیعت کن!
تو خود مى‏دانى من سزاوارترم،از خدا بترس و ستمکار مباش و خون مسلمانان را محترم شمار و اگر حاضر نباشى،من همراه مسلمانان،به سوى تو خواهم شتافت و ترا به محاکمه خواهم کشانید تا خداوند که بهترین داورانست،بین ما حاکم گردد....»
معاویه در پاسخ نوشت:
«...حال من و تو،همانند حال پیشین شما خاندان با ابو بکر است،یعنى به همانگونه که ابو بکر، به بهانه‏ى تجربه‏ى بیشتر،مقام خلافت را از على (ع) گرفت،من نیز، خود را از تو سزاوارتر مى‏بینم،و اگر مى‏دانستم که تو بهتر از من به امور مردم مى‏رسى و با دشمن رویارویى مى‏کنى، بیعت مى‏کردم اما مى‏دانى که من از تو سابقه‏یى بیشتر دارم پس بهتر آنکه تو پیرو من باشى، من نیز قول مى‏دهم که خلافت مسلمانان پس از من با تو باشد و هم هر چه بیت المال عراق است از آن تو و نیز خراج و درآمد،هر ناحیه از عراق را که بخواهى،در اختیار تو خواهم گذارد... و السلام‏» (۲۶)
معاویه به همان بهانه‏یى که قریش به وسیله‏ى آن از حضرت على (ع) رو گرداندند،از بیعت‏با امام حسن (ع) سر باز زد،او در دل مى‏دانست که امام از او سزاوارتر است اما ریاستخواهى،او را از پیروى واقعیت‏باز مى‏داشت،چرا که او مى‏دانست کمى سن در پیامبرانى چون حضرت عیسى و یحیى،مانع پیامبرى نبوده است،در امام نیز که جانشین پیامبر است،همین گونه است.
معاویه،نه تنها از بیعت‏سر باز زد،بلکه در صدد از میان برداشتن امام بر آمد.برخى را به پنهانى فرمان داد تا آن گرامى را بکشند،از این رو،امام،در زیر پیراهن،زره مى‏پوشید و بى‏زره به نماز نمى‏رفت،به همین جهت‏یکروز که یکى از این ماموران مخفى معاویه،به سوى امام تیر افکند،به آن گرامى صدمه‏یى وارد نیامد (۲۷) .
همین معاویه،که کمى سن را در امام بهانه مى‏آورد و ازبیعت‏با او تن مى‏زد،به هنگام ولایتعهدى یزید،این بهانه را فراموش و فرزند جوان خود را،جانشین خویش کرد و از مردم براى او بیعت گرفت.
معاویه،به بهانه‏ى ایجاد وحدت اسلامى و پیشگیرى از اختلاف و اغتشاش،به عمال خود نوشت که:با لشگر به سوى من آیید و آنان همان کردند که او گفت.
معاویه آنان را بسیج کرد و به جنگ با امام به عراق فرستاد.
امام نیز،به حجر بن عدى کندى،فرمان داد تا فرمانداران و هم مردم را براى جنگ آماده سازد.
منادى به آیین آن زمان،در کوچه‏هاى کوفه،فریاد«الصلاه‏»برداش و مردم به مسجد ریختند. امام بر منبر فراز آمد و فرمود:
معاویه به جنگ سوى شما آمده است،شما نیز به اردوگاه نخیله بروید...!همه،ساکت ماندند.
عدى،فرزند حاتم طائى معروف،از جاى برخاست که:من پسر حاتم هستم،سبحان الله،این سکوت مرگبار چیست که جانتان را فرا گرفته است؟
چرا به امام و پسر پیامبرتان پاسخ نمى‏دهید...از خشم خدا بیم کنید،مگر شما از ننگ،باک ندارید...؟
آنگاه،رو به امام کرد و گفت:گفتار شما را شنیدیم و با جان و دل به فرمانیم،و افزود که:
من،هم اکنون به اردوگاه مى‏روم،هر که مایل است‏به‏من به پیوندد.
قیس بن سعد بن عباده و معقل بن قیس ریاحى و زیاد بن صعصعه‏ى تیمى نیز با سخنرانیهاى شور انگیز،مردمان را به جنگ راغب ساختند و به تجهیز سپاه از مردم پرداختند و آنگاه همه به اردوگاه رفتند (۲۸) .
انبوه جمعیت در اردوگاه،به جز شیعیان،از این چند دسته نیز فراهم آمده بود:
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49469057374218108535.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۲۳:۵۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49469057374218108535.gif
۱-خوارج،که تنها براى جنگ با معاویه آمده بودند نه به جانبدارى از امام.
۲-آزمندانى که دنبال غنائم جنگى بودند.
۳-آنان که به پیروى از روساى قبیله‏ها،شرکت کرده بودند و انگیزه‏ى دینى نداشتند (۲۹) .
امام (ع) ،گروهى از این سپاهیان را،به سپهسالارى حکم به شهر انبار فرستاد،اما حکم با معاویه ساخت،-همچنانکه سرپرست‏بعدى-امام خود به ساباط مدائن رفت و از آنجا ۱۲ هزار نفر را به عنوان پیشاهنگ جنگ به سالارى عبید الله بن عباس،به رزم با معاویه گسیل داشت و قیس بن سعد بن عباده‏ى انصارى را هم معاون کرد که اگر عبید الله از میان رفت،او سپهسالار گردد.
معاویه در صدد بر آمد که قیس را بفریبد و یک میلیون درهم نزد قیس فرستاد تا با او همدست‏شود یا دست کم ازامام دست‏بردارد،قیس پاسخ داد که:به نیرنگ،دین مرا نمى‏توانى از دستم بگیرى. (۳۰) برو این دام بر مرغ دگر نه،که عنقا را بلند است آشیانه.
و اما سپهسالار اصلى لشکر،یعنى عبید الله بن عباس،تنها به وعده‏ى همان پول،فریفته شد و شبانه با گروهى از خاصان خویش،به سوى معاویه گریخت.بامداد آن روز،سپاه،بى سر پرست ماند،پس قیس با مردم نماز گزارد و سپهسالار شد و جریان را به امام گزارش داد (۳۱) .
قیس دلیرانه مى‏جنگید،معاویه چون راه فریب او را مسدود یافت جاسوسانى به میان لشگر امام فرستاد که به دروغ جریان صلح قیس با معاویه را بپراکنند و نیز گروه دیگرى را در میان لشگر قیس که بگویند:
امام حسن با معاویه صلح کرده است (۳۲) .
بدینترتیب،خوارج و آنانکه با صلح موافق نبودند،از این خدعه،فریفته شدند و ناگهان به حالت عصیانى به خیمه‏ى امام ریختند و به غارت پرداختند و حتى فرش زیر پاى امام را ربودند و ضربه‏اى به ران آن حضرت وارد آوردند که از خونریزى شدید،امام به حالت وخیمى در افتادند. .. (۳۳)
یاران امام،آن گرامى را به مدائن،به سراى سعد بن مسعودثقفى-فرماندار مدائن،که از طرف حضرت على (ع) منصوب شده بود-بردند.امام (ع) مدتى در خانه‏ى ثقفى به معالجه پرداخت. در این بین به او گفتند،برخى از روساى قبائل-که انگیزه‏ى دینى نداشتند و یا با امام به دشمنکامى مى‏زیستند-به معاویه در پنهان نوشته‏اند که:اگر به عراق آیى،پیمان مى‏بندیم که امام (ع) را به تو بسپاریم.
معاویه،نامه‏هاى اینان را،عینا نزد امام فرستاد و تقاضاى صلح کرد با این پیمان که هر شرطى که امام بفرماید،پذیرا خواهد شد (۳۴) .
امام،به شدت بیمار بود و هم،یارانش از هر سو پراکنده شده بودند و لشگریان و سربازان،از جهت ایده‏ئولوژى و اهداف،یگانگى نداشتند و هر یک سازى جدا مى‏نواختند و در راهى دیگر، مى‏تاختند...و بارى،از هیچ سو و به هیچ رو،ادامه‏ى جنگ به سود شیعیان و حتى اسلام نبود، چرا که معاویه اگر به وسیله جنگ،رسما پیروز مى‏شد،اساس اسلام را از هم مى‏پاشید،و هم دودمان همه‏ى شیعیان-مسلمانان راستین-را از زمین بر مى‏چید.
پس،ناگزیر،امام با شرایطى بسیار و سخت،به صلح تن در داد (۳۵) .
برخى از مفاد این شرایط از این قرار است:
۱-خون شیعیان،محترم و محفوظ بماند و حقوقشان پایمال نگردد.
۲-به على (ع) دشنام ندهند (۳۶) .
۳-معاویه،از در آمد-دارابگرد-یک میلیون درهم،بین یتیمان جنگ جمل و صفین،تقسیم کند.
۴-امام (ع) ،معاویه را،«امیر المؤمنین‏»نمى‏خواند (۳۷) .
۵-معاویه باید بر اساس کتاب خدا و سنت پیامبر (ص) عمل کند (۳۸) .
۶-معاویه،پس از مرگ،خلافت را به دیگرى وانگذارد (۳۹) .
معاویه،این شرایط و شرایط دیگر را-که همه براى حفظ اسلام،به ویژه شیعیان لازم بود-پذیرفت،و جنگ پایان یافت.
تسامح نبود
برخى از مستشرقان که در مطالعات خویش،به ژرفاى مطالب و همه‏ى جوانب نمى‏اندیشند، از مقدمه‏هایى سست،به نتایجى به نظر خود،محکم مى‏رسند و دچار ذوق زدگى مى‏شوند.
عده‏ایى از همین دسته،بر اساس همین مطالعات سطحى وبر اثر بى اطلاعى گمان برده‏اند که امام حسن-درود خدا بر او-در جنگ با معاویه،سستى کرده است و گرنه با پشتکار بیشتر، پیروز مى‏شد!
اینان اگر با ژرف نگرى،متون اصلى تاریخهاى مسلم آندوره را مطالعه مى‏کردند،و همه‏ى جوانب امر را در نظر مى‏گرفتند،هرگز به نتیجه‏یى چنین یاوه نمى‏رسیدند،چرا که امام،به شهادت تاریخ،ایام سازندگى زندگى خویش را سرافرازانه در رکاب پدر،در جنگ جمل و صفین و غیر آن گذراند و هماره شجاعانه تا تیغرس دشمن،شمشیر زد و پیش رفت و پیروز بازگشت...
پس امام حسن (ع) از جنگ نمى‏هراسید،او خود مردم را به جنگ با معاویه ترغیب کرد...اما صلح او در آن شرایط ویژه،علاوه بر آنکه از جهت‏سیاست داخلى و حفظ خون شیعیان و مصالح داخلى اسلام لازم مى‏نمود،از نظر سیاست‏خارجى اسلام نیز،یک دور اندیشى عمیق و حیرت‏آور بود،چرا که در همان ایام،امپراطورى روم شرقى که-پیشتر بارها ضربت‏هاى سنگینى از اسلام چشید-،در صدد تلافى و در کمین بود تا در فرصتى مساعد،انتقام بگیرد.
به هنگامى که سپاه امام و معاویه رویاروى هم،صف بستند،آنان هم مقدمات حمله‏یى ناگهانى را فراهم آوردند و اگر امام به جنگ ادامه مى‏دادند،ممکن بود،ضربتى سخت‏به پیکر اسلام وارد آید،اما چون امام صلح کرد،نتوانستندکارى از پیش ببرند (۴۰) .
تنازل نبود
شگفت انگیزتر از پندار دسته‏ى پیش،یاوه پندارى دسته‏ى دیگرى از نویسندگانست که مى‏گویند:امام (ع) ،معاویه را سزاوارتر از خویش یافت،پس به سود او،پا پس کشید و خلافت را به او وا گذارد و با او بیعت کرد.
در حالیکه مى‏دانیم:امام-که درود خدا بر او-چه در نامه‏هاى پیش از واقعه‏ى صلح،و چه پس از آن،صریحا خود را سزاوار مقام خلافت مى‏داند هنگامى که معاویه به کوفه آمد و به منبر رفت و گفت:امام مرا سزاوارتر دانست و خود را نه،پس آنرا به من وا گذارد،امام حسن (ع) در مجلس حضور داشت و بپاخاست و فرمود:
معاویه دروغ مى‏گوید،آنگاه در سزاوارى و فضیلت‏خویش به تفضیل سخن گفت از جمله به شرکت در مباهله اشارت کرد،سپس فرمود ما طبق نص قرآن و سنت پیامبر برتریم و بدین امر سزاوارتر اما دیگران ستم کردند و حق ما را بردند (۴۱) .
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49469057374218108535.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۲۳:۵۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49469057374218108535.gif
گذشته از این،در مفاد صلحنامه خواندیم که امام قید فرمود:معاویه را امیر المؤمنین نخواند و نداند،پس چگونه ممکنست‏با او بیعت کرده باشد؟و هم اگر با او بیعت کرده‏بود،مى‏بایست‏به فرمان معاویه عمل کند،اما به گواهى تاریخ،هرگز از او فرمان نبرد چنانکه به هنگام خروج خوارج،معاویه فرمان داد که امام با ایشان بجنگد،و امام اصلا به فرمان او وقعى ننهاد و فرمود: «اگر من مى‏خواستم با«اهل قبله‏»بجنگم،نخست‏با تو مى‏جنگیدم...» (۴۲)
پس مى‏بینیم که یاوه پندارى برخى نویسندگان-که از وجدان علمى و تاریخ نویسى بهره‏یى نبرده‏اند-جز یک دروغپردازى بزرگ،نیست.
صلح امام بنابر مصالح عالیه‏ى اسلام،صورت گرفت،نه از جهت آنکه امام معاویه را سزاوارتر یافت.
اعتراض نابجا
برخى دیگر مى‏پرسند:مگر نه آنستکه رهبر باید در کارها،از خواسته‏ى جامعه پیروى کند، پس چرا امام به میل شیعیان که جنگ با معاویه را مى‏خواستند،وقعى ننهاد؟
در پاسخ باید گفت:چون ادامه‏ى جنگ به مصلحت اسلام و مسلمانان تمام نمى‏شد شایسته نبود که امام به خواسته‏ى آنان ترتیب اثر دهد.
و اما اصلا راهبرى امام بر اساس اعتقاد شیعه،یک راهبرى خدایى و از گونه‏ى راهبرى پیامبرانست،چرا که امام مرتبط با مبدا جهان و خداوند بزرگ است و مصالح جامعه را بر این اساس تشخیص مى‏دهد و هر گونه او تشخیص بدهد،خلاف نخواهد بود.
چه بسیار که پیامبر یا امام،کارى انجام دادند و مردم همان هنگام به مصلحت آن آشنا نبودند، اما با گذشت ایام،لزوم آنرا دریافتند.
چنانکه مثلا،پیامبر (ص) همراه مسلمانان به قصد زیارت خانه‏ى خدا از مدینه بیرون آمدند، و چون به‏«حدیبیه‏»رسیدند،قریش مانع ورود ایشان به مکه شدند چرا که ورود پیامبر و همراهان را بى اجازه و آگاهى پیشین،یکنوع سرشکستگى براى خویش مى‏پنداشتند.
رفت و آمدها و مذاکراتى بسیار صورت گرفت و سر انجام بنابر آن شد که بدینصورت تا سه سال با هم صلح کنند:
۱-قریش،در سال بعد،سه روز خانه‏ى خدا را در اختیار مسلمانان بگذارد.تا مسلمانان آزادانه، در آنجا اعمال مذهبى خود را به جاى آورند.
۲-تا سه سال قریش و مسلمانان با هم کارى نداشته باشند و رفت و آمد در مکه براى مسلمانان آزاد باشد (۴۳) .
۳-مسلمانان مکه بتوانند بر اساس دین خود،آشکارا عمل کنند.
۴-تمام مفاد بالا به شرطى عمل شود که اگر کسى از مکه گریخت و به مدینه پناه برد، مسلمانان او را به مکه باز گردانند اما اگر از مدینه کسى به مکه پناه آورد،قریش لازم‏نباشد چنان کند (۴۴) .
پیامبر عزیز اسلام (ص) با مفاد این صلح نامه موافقت فرمود اما مسلمانان از بند اخیر این قرارداد بسیار ناراحت‏بودند و زیر بار صلح نمى‏رفتند (۴۵) ،از همه بیشتر،عمر مخالفت مى‏ورزید.
پیامبر فرمود:انا عبد الله و رسوله،لن اخالف امره و لن یضیعنى.
یعنى،من بنده و پیامبر خداوندم،هرگز از فرمان او سرنپیچم و مى‏دانم که باعث ضرر من نخواهد شد (۴۶) .
و همینطور هم شد و اندکى بعد،مصالح این صلح بر همگان آشکار گشت چرا که بر اثر خاموش شدن آتش جنگ و رفت و آمد مسلمانان،مشرکان به حقیقت اسلام آگاهى یافتند و اسلام در دلشان نشست و بسیار از آنان مسلمان شدند چندانکه هنوز از مدت صلح چیزى بمانده بود که چیزى نمانده بود اسلام آیین و دین عمومى اهل مکه گردد (۴۷) .
زهرى مى‏گوید:در همین دو سال صلح،تعداد مسلمانان به اندازه‏ى تمام سالهاى تا پیش از آن، اضافه گشت.
ابن هشام مى‏نویسد:زهرى راست مى‏گوید چرا که مسلمانان،هنگامى که با پیامبر به حدیبیه آمده بودند،۱۴۰۰نفر،اما دو سال بعد در فتح مکه،همراهان او به ده هزار نفر رسیده بودند (۴۸) .
پس جا دارد که زهرى بگوید:لم یکن فتح اعظم من صلح الحدیبیه هیچ پیروزى‏«جنگى‏»، عظیم‏تر از صلح حدیبیه نبود (۴۹) .
و نیز امام صادق (ع) بفرمایند:ما کانت قضیه اعظم برکه منها هیچ حادثه‏یى پر بارتر از این، رخ نداد (۵۰) .
بنابر این،آنکس که به امامت امامان پاک،ایمان دارد،نباید به صلح امام حسن-که درود خدا بر او-ایراد بگیرد،به همانگونه که به صلح پیامبر عزیز اسلام (ص) با قریش،ایراد نمى‏گیرد.
به همین جهت،وقتى برخى از شیعیان به خود امام ایراد مى‏گرفتند-چنانکه برخى مسلمانان به خود پیامبر (ص) -مى‏فرمود:در کار امام دخالت نورزند و نسبت‏به امام خویش،پیروى داشته باشند چرا که او به فرمان خدا و بنابر مصالح واقعى،کارها را انجام مى‏دهد،اگر چه دیگران رمز آنرا نفهمند.
ابو سعید عقیصا مى‏گوید:به حضرت امام حسن (ع) گفتم:
چرا با معاویه صلح کردى و حال آنکه حق با تو و معاویه‏گمراه و ستمگر است؟
فرمود:آیا من پس از پدرم،حجت‏خدا و امام نیستم؟
گفتم آرى.
فرمود:مگر رسول خدا در حق من و برادرم نفرمود:الحسن و الحسین امامان،قاما او قعدا؟ حسن و حسین امامند چه قیام کنند و چه نکنند؟
گفتم:آرى.
فرمود:پس من امام هستم،چه قیام کنم و چه نکنم.
آنگاه براى او،علت آنکه قیام نفرمود،توضیح داد که:
به همان سبب با معاویه صلح کردم که پیامبر خدا با بنى ضمره و بنى اشجع و با اهل مکه در حدیبیه صلح کرد،با این تفاوت که آنان کافر بودند و معاویه و یاران او در حکم کافرند.
اى ابو سعید!،اگر من از جانب خداوند امامم،دیگر معنا ندارد که راى مرا سبک بشمارى،گر چه مصلحت آن بر تو پوشیده باشد.
مثل من و تو،چون خضر و موسى است.
خضر کارهایى مى‏کرد که موسى مصلحت آنرا نمى‏دانست و در خشم مى‏شد اما چون خضر او را آگاه مى‏ساخت،آرام مى‏گرفت،منهم خشم شما را بر انگیخته‏ام به این جهت که به مصالح کار من آشنا نیستید،اما همینقدر بدان که اگر با معاویه صلح نمى‏کردم،شیعه‏یى روى زمین بازنمى‏ماند (۵۱) .
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49469057374218108535.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۲۳:۵۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49469057374218108535.gif
پیمان شکنى معاویه
معاویه،از آن پس که بر امور چیره گشت،چهره‏ى واقعى خود را آشکار ساخت.در طى یک سخنرانى در نخیله،آشکارا گفت:
به خدا سوگند،با شما نجنگیدم تا نماز گزارید و روزه بدارید و حج‏بروید،بلکه تا حکومت کنم و اینک بدان رسیده‏ام.اکنون اعلام مى‏کنم که تمام شرطهایى که در صلحنامه با حسن بن على (ع) گذراندیم،زیر پا خواهم گذارد. (۵۲) اما،در عمل،گاه به جهت‏سابقه و نفوذ امام حسن (ع) ناگزیر بود مراعات بکند،چنانکه ابن ابى الحدید مى‏نویسد:«زیاد»حاکم کوفه در صدد تعقیب یکى از یاران امام حسن (ع) بر آمد.امام به او پیام داد که ما براى یاران خویش امان گرفته‏ایم، اما به من خبر داده‏اند که تو مزاحم یکى از اصحاب ما شده‏اى،چنین نکن!
«زیاد»زیر بار نرفت و گفت:در پى او خواهم بود گر چه بین پوست و گوشت تو باشد...
امام،عین پاسخنامه‏ى‏«زیاد»را براى معاویه فرستاد.
معاویه‏«زیاد»را سرزنش کرد و گفت:مزاحم یاران او مشو،من در این کار به تو ولایتى نداده‏ام (۵۳) .
بازگشت‏به مدینه
معاویه،از هر سو و به هر گونه،در صدد آزار امام حسن (ع) بر مى‏آمد،او و یارانش را شدیدا زیر نظر مى‏گرفت و در تنگنا مى‏گذاشت،به حضرت على و دودمان او (ع) توهین مى‏کرد و گاه بى شرمى را به پایه‏اى مى‏رساند که حتى در مجلسى که امام حسن (ع) حضور مى‏داشت،حضرت على (ع) را به بدگویى مى‏گرفت (۵۴) و اگر چه امام بلا فاصله پاسخ دندانشکن مى‏داد و او را ادب مى‏کرد اما ماندن در کوفه،برایشان شکنجه بار شده بود،پس به مدینه باز گشتند.اما،این سفر نیز گشایشى در وضع موجود،ایجاد نکرد،چرا که یکى از پلیدترین کارگزاران معاویه به نام مروان،حاکم آنجا بود،کسیکه پیامبر در باره‏ى او فرموده بود:هو الوزغ ابن الوزغ،الملعون ابن الملعون (۵۵) و او،روزگار را بر امام و یارانش بسیار تنگ مى‏گرفت تا آنجا که حتى رفت و آمد یاران آن گرامى به خانه‏اش،دشوار بود و لذا با آنکه دهسال در مدینه بودند،یاران کمتر توانستند از منبع علم و دانش آن عزیز بهره برند،به همین جهت روایات منقول از آن امام، اندک است.
مروان،سعى داشت،در حضور امام نسبت‏به حضرت على (ع) بدگویى کند و هم گاهى برخى را واداشت که به خود امام حسن (ع) توهین کنند (۵۶) .پس از مروان هم،در طول این دهسال، هر کس والى مدینه شد،از شکنجه و آزار آن امام و یارانش،کوتاهى نکرد.
شهادت
معاویه،که به بهانه‏ى کم سنى امام،حاضر نبود،خلافت را بدو واگذارد،اینک،در صدد بر آمده بود که براى فرزند کثیف و پلید خود«یزید»ولایتعهدى را مسلم گرداند تا پس از خودش، اشکالى از جهت‏سلطنت او،پیش نیاید.
اما در این راه امام (ع) را،بزرگترین مانع مى‏پنداشت،چرا که گمان مى‏برد اگر پس از لاکت‏خودش،امام زنده باشد،ممکن است،مردم که دیگر از دودمان معاویه دلخوشى ندارند،به امام بگروند.پس چند بار در صدد بر آمد تا امام را از میان ببرد و سر انجام با دسیسه آن امام را به وسیله‏ى زهر،مسموم کرد و آن گرامى در بیست و هشتم ماه صفر سال ۵۰ هجرى شهید و در قبرستان بقیع در مدینه،به خاک سپرده شد (۵۷) .درود خدا بر آن بزرگوار عزیز باد.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49469057374218108535.gif
«پایان‏»
-------------------------------------------------
۱- ارشاد مفید ص ۱۶۹-تاریخ الخلفاء سیوطى ص ۱۸۸ چاپ مصر-مرحوم کلینى‏ولادت آن گرامى را در سال دوم هجرت نوشته است.
۲- بحار ج ۴۳ ص ۲۳۸ چاپ جدید.
۳- دلائل الامامه:محمد بن جریر الطبرى ص ۶۰
۴- تاریخ الخلفاء ص ۱۸۸
۵- بحار ج ۴۳ ص ۲۶۴
۶- تاریخ الخلفاء ۱۸۹:الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنه
۷- ارشاد مفید،ص ۱۸۱-بحار ج ۴۳ ص ۲۷۸:ابناى،هذان امامان،قاما او قعدا
۸- طبقات کبیر،ج ۱،بخش ۲ ص ۳۳
۹- غایه المرام ص ۲۸۷
۱۰- حیاه الامام الحسن بن على (ع) ص ۲۶۱-۲۶۰
۱۱- طبقات کبیر ج ۳ قسمت اول ص ۲۰
۱۲- حیاه الامام الحسن بن على ج ۱ ص ۳۹۹-۳۹۶
۱۳- حیاه الامام الحسن بن على ج ۱ ص ۴۴۵-۴۴۴
۱۴- حیاه الامام الحسن بن على ج ۱ ص ۴۷۹
۱۵- اصول کافى ج ۱ ص ۲۹۸-۲۹۷
۱۶- بحار ج ۴۳ ص ۳۳۱
۱۷- بحار ج ۴۳ ص ۳۳۲-۳۳۱-تاریخ الخلفاء ص ۱۹۰
۱۸- بحار ج ۴۳ ص ۳۴۳-۳۴۲
۱۹- بحار ج ۴۳ ص ۳۳۲-تاریخ الخلفاء ص ۱۹۰
۲۰- الله اعلم،حیث‏یجعل رسالته
۲۱- بحار ج ۴۳-ص ۳۴۴
۲۲- تاریخ الخلفاء ص ۱۹۱
۲۳- سوره‏ى شورى آیه‏ى ۲۳
۲۴- ارشاد مفید ص ۱۷۰-۱۶۹ نهج البلاغه‏ى ابن ابى الحدید ج ۱۶ ص ۳۰.
۲۵- ارشاد مفید ص ۱۷۰
۲۶- ابن ابى الحدید ج ۱۶ ص ۳۵
۲۷- بحار ج ۴۴ ص ۳۳
۲۸- نهج البلاغه‏ى ابن ابى الحدید ج ۱۶ ص ۴۰-۳۷
۲۹- ارشاد مفید،ص ۱۷۱
۳۰- تاریخ یعقوبى ج ۲ ص ۲۰۷-۲۰۴
۳۱- ارشاد مفید ص ۱۷۲
۳۲- تاریخ یعقوبى ج ۲ ص ۲۰۷-۲۰۴
۳۳- تاریخ یعقوبى ج ۲ ص ۲۰۷-۲۰۴-تاریخ طبرى،ج ۷ ص ۱
۳۴- ارشاد مفید ص ۱۷۳-۱۷۲
۳۵- تاریخ یعقوبى ج ۲ ص ۲۰۷-۲۰۴
۳۶- ارشاد مفید ص ۱۷۳-مقاتل الطالبیین ص ۲۶
۳۷- بحار ج ۴۴ ص ۳-۲
۳۸- و ۳۹-بحار ج ۴۴ ص ۶۵،در این ماده از صلحنامه جمله‏ى دیگرى هم نقل شده است‏ولى چون به نظر ما صحیح نبود در اینجا نیامد.
۴۰- تاریخ یعقوبى ج ۲ ص ۲۰۶
۴۱- بحار ج ۴۴ ص ۶۲
۴۲- کامل ابن اثیر ج ۳ ص ۲۰۸ به نقل حیاه الامام الحسن بن على ج ۲ ص ۲۷۹.
۴۳- تاریخ یعقوبى ج ۲ ص ۴۵-۴۴
۴۴- بحار ج ۲۰ ص ۳۶۸-۳۶۷
۴۵- بحار ج ۲۰ ص ۳۵۰
۴۶- سیره‏ى ابن هشام ج ۴ ص ۳۱۷
۴۷- بحار ج ۲۰ ص ۳۶۸
۴۸- سیره‏ى ابن هشام ج ۴ ص ۳۲۲
۴۹- بحار ج ۲۰ ص ۳۴۵
۵۰- بحار ج ۲۰ ص ۳۶۸
۵۱- بحار ج ۴۴ ص ۱
۵۲- بحار ج ۴۴ ص ۴۹
۵۳- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید ج ۱۶ ص ۱۸ و ۱۹
۵۴- ارشاد مفید ص ۱۷۳
۵۵- حیاه الامام الحسن بن على ج ۱ ص ۲۱۸
۵۶- تاریخ الخلفاء سیوطى ص ۱۹۰
۵۷- مروج الذهب ج ۲ ص ۴۲۷-دلائل الامامه ص ۶۰-طبقات ابن سعد ج ۵ ص ۲۴و غیر آن البته در مورد سال وفات آن گرامى و روز آن اقوال دیگرى نیز هست که داوطلبان‏میتوانند به تاریخ بغداد ج ۱ ص ۱۴۰ و نیز تاریخ الخلفاء ص ۱۹۲ و دلائل الامامه ص ۶۰ مراجعه کنند.
منبع : سایت حوزه

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۳, ۲۳:۵۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54446528170351613487.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_ve.e.hasn.mojtaba__11_.jpg
می‌آیی از آبی‌ترین کرانه‌های نور؛
تا سخاوت دریایی تو عرصه‌ای باشد برای طلوع دومین خورشید امامت در تیرگی زمین.
کریم اهل بیت، ‌ای باغبان نور!
با خنده‌های غنچه به مهمانی آمدی،
ما جشن آفتابی آیینه تو را
در چهره علی به تماشا نشسته‌‌ایم
امروز، گل به خانه زهرا رسیده است

یعنی خدا جمال تو را آفریده است.


ای کمال سخاوت!
زمین آغوش خود را گشوده است تا با تو بپیوندد و دل بی‌قرار خود را به دریای تو بزند.
یا کریم اهل بیت!
تو آن آیه‌ای که از سوره کوثر نازل می‌شوی تا منجی روز محشر باشی. تو آمدی و پرده‌های شب را کنار زدی تا در زلالی سینه‌ات،
پرنده ‌ایمان، دوباره اوج بگیرد.
درآ که در دل خسته توان درآید باز
بیا که در تن مرده روان درآید باز
چشمه سخاوت
امشب، هر ستاره‌ای را که رصد می‌کنم،
نام تو را می‌بینم که به وسعت یک آسمان شکیبایی،
می‌درخشد و شوق پرواز را در دل عاشقانت به تپش وامی‌دارد.
دست‌های نیازمان را از چشمه سخاوتت کوتاه مکن؛
بگذار با وضو در نور امامتت، شیرینی کرامتت را چشیده باشیم!
ای شعله خدا
هم‌‌خانه با حسین
هم‌شانه با علی
چون چلچراغ علم
بر دل خوش آمدی!
امام غربت
ای امام غربت!
آن‌که از آبروی تو وساطت می‌طلبد،
تشنه باران هدایت توست و آن‌که حاجت را بهانه کرده،
تشنه رفاقت با تو.
به حق شادی میلادت،
قفل بسته چشمان ما را با عنایت و کرمت بگشای تا طعم سفره مهربانی تو را بچشیم؛
که هیچ زخمی از بارش کرامت بارانی‌ات بی‌مرهم نمی‌ماند؛
یا کریم اهل هدایت!
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/56072079857785983336.gif

ریحانه
۱۳۹۰/۰۵/۲۴, ۰۳:۳۷
http://askquran.ir/gallery/images//25519/1_p2od3btin8al.gif

كل عام وانتم بالف خير ومبارك عليكم

المولد وينعاد عليكم وانتم بصحه وعافيه


http://askquran.ir/gallery/images//25519/1_10-38.gifhttp://askquran.ir/gallery/images//25519/1_10-38.gifhttp://askquran.ir/gallery/images//25519/1_10-38.gif
http://askquran.ir/gallery/images//25519/1_FgY91372.gif



تهاني اليوم في كل مكان

للائمة ولصاحب الزمان
بمولد المجتبى سيد الانام


http://askquran.ir/gallery/images//25519/1_bg2op6gtnbyy71r2bbw5.gif

بشــرى لنا ولد الحسن ... وبنوره ضاء الزمن

هذا ابن خير الأوصياء .. والمجتبى والمؤتمن
وأنتم بألف خيــر ..
وأيامكم سعيده ..


http://askquran.ir/gallery/images//25519/1_malhassan.jpg




.:: متباركين بالمولد::..
في أحلى يوم بالشهر
حبيت أسبق البشر
وأهني اللي أحلى من القمر
وأبارك له بيوم ميلاد المجتبى ابن خير البشر

http://askquran.ir/gallery/images//25519/1_10-38.gifhttp://askquran.ir/gallery/images//25519/1_10-38.gifhttp://askquran.ir/gallery/images//25519/1_10-38.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۴, ۰۹:۱۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14845614230342774230.jpg

سلام بر لحظه‏ هایی که تو را آوردند!

سلام بر لب‏های رسول اللّه‏
که میلاد تو را به درگاه پروردگار، سبحه گفت

و نام یگانه‏ات را از دست جبرئیل گرفت
و در گوش عصمتت زمزمه کرد!

سلام بر لبخند سرافراز علی علیه‏السلام ،
که در طلوع تو اتفاق افتاد!

سلام بر تو، امامتِ فردای پس از علی!
سلام بر لحظه هايي که تو را آوردند.

سلام بر تو،
شباهتِ بی‏شائبه محمدی!

سلام بر اقیانوس کرامت و سخاوتی که
از دامان «کوثر» و «ابوتراب» برخاست.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26969686413676308017.gif

كبوتر حرم معصومه
۱۳۹۰/۰۵/۲۴, ۰۹:۴۲
كسي قدم به بقيع بي مدد نخواهد زد./

بدون واسطه دم از احد نخواهد زد./

گداي كوي حسن باش كه اين امام كريم./

به سينه احدي دست رد نخواهد زد./

در ايام ميلاد با سعادت كريم اهل بيت، آقا امام حسن مجتبي ع، در جوار حرم كريمه اهل بيت، خانم فاطمه معصومه س ، دعاگو و به ياد شما هستم./

ارادتمند و دوسدار شما كبوتر حرم معصومه.

فاطمه جان
۱۳۹۰/۰۵/۲۴, ۰۹:۵۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14845614230342774230.jpg
اي زرخت نور خدا منجلي

نور دو چشمان بتول و علي

تو آينه دار خدايي حسن

كريم آل مصطفايي حسن

تو روح صوم و معني صلاتي

تو سنگر سفينه النجاتي

مفتخر از كرامتت كرامت

مرام هم ريزه خور مرامت

چشم جنان هميشه دنبال توست

هر آنچه حسن است همه مال توست

حور و ملك جمله گداي گدات

اي همه حسن فروشان فدات

جود و كرم را يم بي ساحلي

در ادب استاد ابو فاضلي

مدينه آسمان روي ماهت

فاطمه مست باده نگاهت

تو ناخدا كشتي نجاتي

بيت نخست شعر كربلايي

عشق به عشق تو به تاب و تب است

جلوه اي از حلم تو در زينب است
:goleroz:

فاطمه جان
۱۳۹۰/۰۵/۲۴, ۱۰:۰۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39157157974690469118.gif
ای علوی ذات و خدائی صفات
صدرنشین همه کائنات

سید سالار شباب بهشت
دست قضا و قلم سرنوشت

زادة طوبی و بهشت برین
نور خدا در ظلمات زمین

نورد دل ودیدة ختمی مأب
سایة از پرتو نور خدا

علت غائی همة ممکنات
عمر ابد داد به آب حیات

پاکترین گوهر نسل بشر
از همه خوبان جهان خوبتر

جد تو پیغمبر نوع بشر
جن و ملک بر قدمش سوده سر

صاحب عنوان بشیر و نذیر
بر فلک و حسی سراج منیر

آینة پاک که نور خدا
تابد از این آینه بر ما سوا

باب تو سرسلسله اولیاست
چشم پر از نور خدا مرتضی است

مادر تو دخت پیمبر بود
آیه¬ای از سوره کوثر بود

پرده نشین حرم کبریا
فاطمه آن زهرة زهرای ما

عاشق کل حضرت سلطان عشق
خون خدا شاه شهیدان عشق

باز تو زیک گوهر و یک مادر است
ظل خدائی تواش بر سر است

آینه¬ی ذات محمد نما
حسن خدائی حسن مجتبی

نام حسن روی حسن خو حسن
نور خدا چارمی پنجتن

آیة تطهیر به شأن شماست
حکم شما امراوللامر ماست

سینه سینای شما طور وحی
نور شما شاخه ای از نور وحی

در رمضان ماه نشاط و سرور
ماه دعا ماه خدا ماه نور

نورفشان شد ز دوسو آسمان
در دو افق تافت دو خورشید جان

وحی خدا از افق ایزدی
نورحسن از افق احمدی

مشگ و گلابی بهم آمیختند
در قدح اهل ولا ریختند

ابرمضان از تو شرف یافته
نور تو بر جبهه او تافته

نیمه ماه رمضان عزیز
گیسوی مشگین تو شد مشگ بیز

نورخدا تافت در آن رویماه
خاصه از آن چشم بدشت سیاه

سرخی گل عکس گل روی تست
ظلمت شب سایه گیسوی تست

روز که خورشید درخشان صبح
سر زند از چاک گریبان صبح

ای رخ تو در رمضان بدر ما
هرسر موی تو شب قدر ما

دیده که بی نور تو شد کور به
سرکه به پای تو نه ، در گور به

بعد علی شاخص عترت توئی
وارث میراث نبوت توئی

مصلحت ملت اسلام و دین
کرد ترا گوشة عزلت نشین

هیچ گذشتی چو گذشت تو نیست
آنکه زشاهی بکشد دست کیست

صبر هم از صبر تو بی تاب شد
کوزه شد و زهر شد آب شد

بعد شهادت نکشید از تو دست
تیر شد و بر تن پاکت نشست

سبزه برآمد زگلستان دین
تارخ تو سبز شد از زهر کین

ریشة دین گشت همایون درخت
تا زتو خورد آن جگر لخت لخت

ملت اسلام که پاینده باد
مشعل توحید که تابنده باد

هر دو رهین خدمات تواند
شکر گذارنده ذات تواند

تا ابد ایخسرو والا مقام
بر تو و بر دین محمد سلام

کلک ریاضی که گهر ریز شد
زان نظر مرحمت آمیز شد
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39157157974690469118.gif

سید محمد علی ریاضی

كبوتر دل
۱۳۹۰/۰۵/۲۴, ۱۰:۱۰
ميوه بستان زهراء

http://www.aviny.com/Occasion/ahlebeit/imamhasan/veladat/87/Images/1441091202084225362431632822178448252.jpg



موكب باد صبا بگذشت از طرف چمن



تا چمن را پرنيانِ سبز پوشاند به تن



سبزه اندر سبزه بينى ، ارغوان در ارغوان



لاله اندر لاله بينى ، ياسمن در ياسمن



ساحت بستان ز فرّ سبزه شد باغ بهشت



دامن صحرا ز بوى نافه شد رشك ختن



نقش گل را آن چنان آراست نقّاش بهار



كز شگفتى ماندت انگشت حيرت در دهن



وه چه خوش بشكفته در گلزار زهرا نوگلى



كز طراوت گشته رويش رشك گلهاى چمن



ديده از نور جمالش روشنى يابد چو دل



بلبل از شوق وصالش در چمن نالد چو من



بلبل آن جا هر سپيده دم سرايد نغمه اى



در ثناى خسرو خوبان ، امام ممتَحن



از حريم فاطمه در نيمه ماه صيام



چهره ماه حسن تابيده با وجه حسن



ميوه بستان زهراء نور چشم مصطفى



پاره قلب علىّ بن ابى طالب ، حسن



در محيط علم و دانش آفتابى تابناك



بر سپهر حلم و بخشش كوكبى پرتو فكن



پرچم صلح و صفا افراشت سبط مصطفى



تا براندازد لواى كفر و آشوب و فتن



از شاعر محترم آقاى دكتر رسا

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۴, ۱۲:۳۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54446528170351613487.gif
قرآن و امام مجتبی علیه السلام

http://img.tebyan.net/big/1390/05/4024724523580149138921491181901501815140210.jpg
سبط اکبر، حسن بن علی علیه السلام ، شخصیّت والایی است که بُعدی در قرآن دارد و برخی از آیات قرآن درباره وی نازل شده است که برخی را متذکّر می شوم:

الف. او فرزند پیامبرخاتم صلی الله علیه و آله است.

در موضوع مباهله با نصارای نجران، پیامبر صلی الله علیه و آله ، مأمور گشت آنان را به مباهله دعوت کند و قرآن به پیامبر صلی الله علیه و آله دستور می دهد که به آنان بگوید:
«..فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أبْناءَنا و أبْناءَکُم و نِساءَنا و نِساءَکُم و أنْفُسَنا و أنْفُسَکُم ثمّ نَبْتَهِلْ و نَجْعَلْ لَعْنَةَ اللّهِ عَلَی الکاذِبینَ(1)».
«بگو بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نمائیم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفسهای خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم».
مفسّران می نویسند: پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله با دو جگرگوشه خود، یعنی حسن و حسین علیهماالسلام و دخت گرامیش فاطمه علیهاالسلام و پسر عمویش علی علیه السلام به میدان مباهله گام نهاد، و این می رساند که امام مجتبی مصداق «أبنائنا» می باشد.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54446528170351613487.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۴, ۱۲:۴۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54446528170351613487.gif
ب. مهر او پاداش رسالت

قرآن مجید به پیامبر دستور می دهد که به مردم بگوید: «قُلْ لا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجرا إلاَّ المَودَّةَ فِی القُربی»(2). «بگو من هیچ پاداشی جز دوستی نزدیکانم از شما درخواست نمی کنم».
مقصود از «القُربی(نزدیکانم)» بستگان پیامبر صلی الله علیه و آله است. تو گویی «آل» در «القربی» عوض از مضاف الیه است و تقدیر آیه چنین است: «إلاَّ المودّةَ فِی قُربایَ».
اخیرا، ترجمه ای از قرآن مجید به قلم یکی از مترجمان ایرانی منتشر شده که در آیات مربوط به ولایت بسیار کوتاه آمده و اکثر آنها را به صورت غیر صحیح ترجمه کرده است، و در ترجمه این آیه به گونه ای سخن گفته که گویا اجر رسالت این است که هر کسی به بستگان خود مهر بورزد نه به بستگان پیامبر. او از یک نکته غفلت ورزیده که واژه «القربی» در قرآن 16 بار به کار رفته، و گاهی مقصود از آن، بستگان انسان هاست و احیانا بستگان پیامبر است. تشخیص این دو، به فعل و یا قرائنی که مقصود را معین می کند، بستگی دارد. مثلاً آنجا که می گوید: «وَ إِذا حَضَرَ القِسمَة اُولوا القُربی و الیتامی و المساکین فارْزُقُوهُم...»(3). «آنگاه که اموال موروثی میان وارثان تقسیم می شود، به نزدیکان میت، هرچند وارث نباشند، و یتیمان و مستمندان، چیزی بدهید».
در اینجا مقصود، بستگان میت -هرکسی باشد- است، زیرا موضوع سخن، قسمت اموال اوست. ولی آنجا که خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله است، طبعا مقصود، بستگان او هستند، و در این آیه می فرماید: «قُل لا أسأَلُکم علیه اجرا» و در آیه دیگر می فرماید: «و آتِ ذَا القُربی حقّه»(4) «حق نزدیکان را بده»، از آنجا که در هر دو آیه، سخن با خطاب به پیامبر آغاز می شود، قطعا مقصود، بستگان پیامبر است.
من در مقاله ای، برخی از انتقادات خود را نوشته و برای جبران در چاپ های آینده برای مترجم یاد شده ارسال نمودم.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54446528170351613487.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۴, ۱۲:۴۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54446528170351613487.gif
ج. عصمت و طهارت امام مجتبی علیه السلام در قرآن

http://img.tebyan.net/big/1390/05/24310020916923372812391021602513223921517648.jpg
قرآن مجید، به عصمت و طهارت اهل بیت علیهم السلام تصریح می کند، و یادآور می شود: «... إنَّما یُرِیدُ اللّه لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَیتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرا»(5).
«خداوند می خواهد پلیدی ها و ناپاکی ها را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد».
مقصود از این اهل البیت همان پنج تن آل عباست که پیامبر صلی الله علیه و آله همگان را تحت عبا قرار داد و گفت: اللّهم إنَّ لِکُلّ نبیٍّ أهل بیتٍ و هؤلاءِ أَهلُ بَیتی» «پروردگارا! هر پیامبری خاندانی دارد، و آنان اهل بیت من هستند».
مراد از این بیت، بیت خشت و گلی نیست، بلکه بیت وحی و رسالت است، و مراد از «اهل» کسانی هستند که با این خانه پیوند روحی دارد.
همچنان که باید توجه نمود که مراد، همسران پیامبر صلی الله علیه و آله نیست، زیرا قرآن آنجا که درباره همسران رسول خدا سخن می گوید، واژه بیت را با صیغه جمع به کار می برد و می فرماید: «و َقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ»(6)، و «واذْکُرْنَ ما یُتلی فِی بُیوتکُنِّ»، درحالی که در آیه مورد بحث، «بیت» به صورت مفرد به کار رفته است و این گواه بر آن است که این بیت غیر از آن بیوت است، و اهل این بیت غیر از اهالی آن بیوت متعدّد می باشد.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54446528170351613487.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۴, ۱۲:۴۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54446528170351613487.gif
د. سوره انسان و امام مجتبی علیه السلام

به تصدیق مفسران، بخشی از آیات سوره انسان که در زبان مردم به سوره «هل أتی» معروف است، در حقّ دخت گرامی پیامبر صلی الله علیه و آله و همسر وی و دو فرزندش حسن و حسین علیهماالسلام نازل شده است. خدا آنها را به خاطر وفا به نذری که کرده بودند، چنین توصیف می کند:
«یُوفُونَ بِالنَّذرِ وَ یَخافُونَ یوما کانَ شَرُّهُ مُستَطِیرا* و یُطْعِمُونَ الطَّعامَ علی حُبِّهِ مسْکِینا و َیَتَیما وَ أَسِیرا»(7).
«آنها به نذر خود وفا می کنند و از روزی که شر و عذابش گسترده است، می ترسند و غذای خود را با این که به آن نیاز دارند، به مستمند و یتم و اسیر می دهند...».
اینها برخی از ابعاد زندگانی حسن بن علی علیهماالسلام در قرآن مجید است که در این محضر یادآور شدیم. البته این نه بدان معناست که آیات نازل در حق اهل بیت علیهم السلام همین چند مورد است، بلکه ما، در اینجا به صورت گزینشی سخن گفتیم.

ه. امام مجتبی علیه السلام در حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله

ما برخی از سفارش های پیامبر درباره امام مجتبی علیه السلام و برادر ارجمندش را در اینجا منعکس می کنیم:
1. ابن مسعود و ابوهریره می گویند: رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدیم که حسن و حسین علیهماالسلام را بر دو شانه خود قرار داده، گاهی این و گاهی آن را می بوسد. مردی پرسید: آیا آن دو را دوست داری؟ فرمود:
«مَن أحبَّ الحسنَ و الحسین فقد أَحَبَّنِی و مَن أبْغَضَهُما فقد أبغَضنی»(8).
«هرکس حسن و حسین را دوست بدارد، مرا دوست داشته و هرکه با آنان دشمنی ورزد با من دشمنی کرده است».
2. ابو سعید خدری و ابن عباس و حُذیفه نقل می کنند که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:
«الحسنُ و الحسین سیّدا شَبابِ أهلِ الجنَّة»(9).
«حسن و حسین سروران جوانان بهشتند».
3. عبداللّه شبراوی در کتاب «الإتحاف بِحُبِّ الاشراف» حدیث مفصلی را از امیر مؤمنان نقل می کند که رسول خدا در خطاب به حسن و حسین فرمود: «أنتما الإمامان و لأُمِّکما الشفاعة»(10). «شما دوتن، پیشوایان امت هستید، و مادرتان حق شفاعت دارد».
4. ابن شهراشوب از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کند که فرمود: «الحسن و الحسین إمامان، قاما أو قعدا». در حدیثی فرمود: «ابنایَ هذا إمامان قاما أو قعدا»(11).:«حسن و حسین دو امام و پیشوای امتند، چه بر قدرت باشند و یا خانه نشین باشند»، اینها بخشی از کلمات رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره امام حسن مجتبی علیه السلام است.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54446528170351613487.gif
پی نوشت ها :
1. آل عمران، 61.
2. شوری: 23.
3. نساء: 8.
4. اسراء: 26.
5. احزاب: 33.
6. احزاب: 33.
7. انسان: 7 و 8.
8. مسند احمد، ج2، ص 531 و 532، مستدرک حاکم، ج3، ص 171.
9. مسند احمد، ج3، ص 62 - 63، تهذیب الکمال، ج6، ص 229.
10. الاتحاف بحبّ الاشراف، ص 129.




منابع :
امام حسن بن على علیهماالسلام را بهتر بشناسیم ،مؤلف: حسین انصاریان
بررسى كوتاهى از زندگانى امام حسن علیه السلام ، سید محمد حسینى شیرازى ، مترجم: سید محمد باقر فالى

nur_aljanna
۱۳۹۰/۰۵/۲۴, ۱۳:۳۴
:badkonak::badkonak::badkonak::fireworks:میلا امام حسن مجتبی علیه السلام بر شما مبارک:fireworks: :badkonak::badkonak::badkonak:

salamekhoda
۱۳۹۰/۰۵/۲۴, ۱۳:۴۹
http://s2.rimg.info/38cbfdd2054161598f8cb514fd0f51f6.gif

سلام بر لحظه‏ هایی که تو را آوردند!
سلام بر لب‏های رسول اللّه‏ که میلاد تو را به درگاه پروردگار، سبحه گفت و نام یگانه‏ ات را از دست جبرئیل گرفت و در گوش عصمتت زمزمه کرد!
سلام بر لبخند سرافراز علی علیه‏السلام ، که در طلوع تو اتفاق افتاد!
سلام بر تو، امامتِ فردای پس از علی!
سلام بر تو، شباهتِ بی‏شائبه محمدی!
سلام بر اقیانوس کرامت و سخاوتی که از دامان «کوثر» و «ابوتراب» برخاست.


http://s2.rimg.info/38cbfdd2054161598f8cb514fd0f51f6.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۴, ۱۴:۵۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54446528170351613487.gif



حسن علیه‏السلام گل حسنِ یوسف باغ پیامبر است.
عکس این گلِ حسن یوسف در آینه را بانوان بهشت، تا ابد آه می‏کشند.


حُسن حسن، نیمه سیبی است که پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م به فاطمه علیهاالسلام هدیه داد.
نگاه فاطمه به هر طرف رو کند،
آفتاب به آن سور رو می‏کند؛
فاطمه علیهاالسلام ملکه آفتابگردان‏های دنیاست و حسن علیه‏السلام ،
گلی که در سایه‏اش قد کشیده است.
امشب ستاره‏ها جشن ساده علی علیه‏السلام و فاطمه علیهاالسلام را چراغانی می‏کنند.
امشب گلدان آغوش فاطمه،
سرشار از عطر این گلِ آسمانی خواهد شد.
امشب بوی سیب، مدینه را بیهوش می‏کند؛ سیبی که عطرش، روزها و سال‏ها و قرن‏ها را در می‏نوردد،
سیبی که عرشی است.
این‏جا خانه فاطمه است. این‏جا ملکوت عطر سیب است.
امشب کائنات در هوای سیب شناورند،
حالا هر کس یک جرعه از این عطر آسمانی می‏خواهد؛
هرکس می‏خواهد کفش‏های نسیم را بپوشد و یک سبد سلام و صلوات با خودش بیاورد.
امشب شبِ نزول عطر سیب و بالِ فرشته است.
همه می‏دانند، قدر امشب کم از شب قدر نیست.
امشب در خانه فاطمه علیهاالسلام کودکی به دنیا می‏آید؛
کودکی که آمدنش، آسمان را به زمین می‏آورد.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54446528170351613487.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۴, ۲۳:۳۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/56707408655266909781.gif
ستاره‏های سو سو زن، در آسمان رمضان،
نشسته بودند و ماه کاملِ درخشنده را تحسین می‏کردند. ناگاه، بارقه‏ای از زمین به پشت آسمان درخشیدن گرفت.

از آن بالادست دور، از آن ملکوت اوج گرفته،
ستاره‏ها دیدند که در زمین، ماه نورسیده‏ای در قنداقه متبرکش؛
به سمت آسمانیان لبخند می‏زند
. دیدند که آغوش فاطمه، شکلی مادرانه به خویش گرفت و آن ماه منیر را به سینه فشرد و دیدند که مهتاب،
از شرم آن رخساره روشن، سر در ابرها فرو کرد.
خدایا! این چه شبی است که جای آسمان و زمین عوض شده...
که ماه در زمین نشسته و به سمت آسمان، رخساره نشان می‏دهد!
ستاره‏ها، از تلألؤ خود دست کشیدند و مبهوت به تماشا ماندند و حسرتی ممنوع، سرا پایشان را فراگرفته است؛
حسرتی به رنگ یک آرزو؛
آرزویی که زیر لب زمزمه می‏کرد:
ای کاش من ستاره این ماه سپیدبخت بودم و اطراف او، در طوافی ابدی سو سوی خویش را شب و روز عرضه می‏کردم.
سلام بر اقیانوس کرامت!
سلام بر لحظه‏هایی که تو را آوردند!
سلام بر آغوش «کوثر»، که با رسیدن تو مادرانه شد!
سلام بر لبخند سرافراز علی علیه‏السلام ، که در طلوع تو اتفاق افتاد!
سلام بر لب‏های رسول اللّه‏ که میلاد تو را به درگاه پروردگار، سبحه گفت و نام یگانه‏ات را از دست جبرئیل گرفت و در گوش عصمتت زمزمه کرد!
سلام بر تو، امامتِ فردای پس از علی!
سلام بر تو، شباهتِ بی‏شائبه محمدی!
سلام بر اقیانوس کرامت و سخاوتی که از دامان «کوثر» و «ابوتراب» برخاسته و مقدر است که در روزگارانی نه چندان دور، وارث تمام صبر فاطمی و عدل علوی، در زمانه بی‏حیدر،
امیرالمؤمنین باشد و زخم‏ها و طعنه‏های روزگار را جز به سکوت، پاسخی بر زبان نیاورد!
به بهشت، منسوبی
گهواره‏ای معصوم، گوش به لالایی مادرانه زهرا سپرده است و خواب روزگاران در راه می‏بیند.
تاریخ، پشت سر این گهواره ایستاده و چشم‏انتظار قد کشیدن اوست،
تا کریم اهل بیت علیهم‏السلام و سفره اطعام همیشگی مدینه را با چشم‏های خویش ببیند؛
تا دستان صلح عدالت را نظاره‏پ کند که در ازدحام بیعت‏های شکستنی، تنها به جا می‏ماند و با شمشیر فرو خفته در نیام،
با شمشیر خون نریخته، تزویر کفر را برملا می‏کند.
آه،
ای فرزند نهج البلاغه و فدک؛
ای نواده قرآن و شق‏القمر؛
ای برادر کربلا و عطش!
با این همه قرابت و خویشاوندی، با این همه سلسله‏وار عزت که تو را از هر سو در برگرفته، تو از هر طرف به بهشت منسوبی، با تو، تمام مسیرها،
به ابدیت بهشت می‏رسند.
مجتبای هستی
مجتبای هستی!
حتی اگر شبیه‏ترین به رسول اللّه‏ نباشی،
حتی اگر پای پیاده خویش را بیست و پنج بار در بیابان‏ها به طواف کعبه نبری،
باز هم دست عطای بی‏منتهایی و امام حلم سر به فلکی که دشنام بیگانه را به لبخند،
آغوش می‏گشاید و بر سفره کرامت می‏نشاند.
سرآغاز سلاله زهرا، خوش آمدی!
تو فرزند علاقه دو عصمت بی‏پایانی؛
مظلوم مضاعف تاریخ که در پس نامش، سکوت و خون‏جگری نهفته است.
نامت، کبوتر سپیدی است که با شاخه‏ای از زیتون، به نظاره تاریخ ایستاده.
بر بلندای قرن‏های جبر و ستمگری، کاش بشر، با دست‏های صلح تو برای همیشه بیعت کنند.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/99524763626391620358.gif http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/27120205574177509977.gif

معز الاولیاء
۱۳۹۰/۰۵/۲۵, ۰۰:۳۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54446528170351613487.gif


فرزند رسالت و امامت

امروز آسمان و زمین و هرآنچه در آن است غرقِ سرور و شادمانی است؛ زیرا پذیرای میهمان پربرکتی از خاندان پاک رسالت و امامت می‏باشد؛ زیرا که ستاره درخشانی از میان ستارگان زیبای هدایت طلوع می‏کند و نسیمی بهاری قلب‏های سرد و خشک انسان‏ها را جان تازه‏ای می‏بخشد ای فرزند رسالت و امامت و ای کوثر ولایت، میلادت مبارک باد.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54446528170351613487.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۵, ۰۷:۰۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11838801051066014227.gif


رمضان آمد و دارم خبرى بهتر از اين


مژده اى ديگر و لطف دگرى بهتر از اين




گر چه باشد سپر آتش دوزخ ، صومم


ليك با اينهمه درام سپرى بهتر از اين




شب قدر رمضان ، گر چه بسى پر قدر است


دارد اين مه ، شب قدر و سحرى بهتر از اين




مولد لولو پاك مرج البحرين است


نيست در رشته خلقت گهرى بهتر از اين




مادرش فاطمه و باب گرامش على


چه كسى داشته ام و پدرى بهتر از اين




رست ، پيغمبر از ان تهمت ابتر بودن


نيست بر شاخه طوبى ثمرى بهتر از اين




اسوه خلق زمين ، فخر جوانان بهشت


مادر دهر نزايد پسرى بهتر از اين




گفت خالق فتبارك بخود از خلقت او


كلك ايجاد ندارد اثرى بهتر از اين




بگذر اهسته تر اى ماه حسن ، اى رمضان


عمر ما را نبود چون گذرى بهتر از اين




اثر صلح حسن نهضت عاشورا بود


امتى را نبود راهبرى بهتر از اين




زنده شد باز اين صلح موقت اسلام


نيست در حسن سياست هنرى بهتر از اين




لطف كن اذن زيارت كه خدا ميداند


بهر عشاق نباشد سفرى بهتر از اين




گر چه مشمول عنايات تو بوده است حسان


يا حسن ، كن به محبان نظرى بهتر از اين


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_ve.e.hasn.mojtaba__40_.jpg
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11838801051066014227.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11838801051066014227.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۵/۲۵, ۱۳:۱۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/75466600921916800737.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/61167082257617966897.jpg
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/75466600921916800737.gif



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/28975838401276107685.gif

آمده نوگل ولا
روح و روان مصطفی
نور دو چشم مرتضی

فروغ چشم من رسد
زینت انجمن رسد
حسن رسد، حسن رسد

شاه جوانان جهان
امام جمله انس و جان
قدم گذارد به جهان

ز مقدم او، زمین چو گلشن، بگو به زهرا، چشم تو روشن

ولادت مظهر جود و کرم و بخشش، مبارک ...
التماس دعا

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/28975838401276107685.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۵/۲۵, ۱۳:۱۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77851015936997654498.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77851015936997654498.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77851015936997654498.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77851015936997654498.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77851015936997654498.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77851015936997654498.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77851015936997654498.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77851015936997654498.gif)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85591886410464633557.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77851015936997654498.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77851015936997654498.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77851015936997654498.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77851015936997654498.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77851015936997654498.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77851015936997654498.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77851015936997654498.gif
(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77851015936997654498.gif)
(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77851015936997654498.gif)
(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77851015936997654498.gif)
(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77851015936997654498.gif)




شمس عفت زگریبان، قمر آورده برون
نخله ی فاطمه، اول ثمر آورده برون

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68353060546106209980.gif)


بوالحسن را حسنی داده خداوند و حسن
از افق، رخ پی اهل نظر آورده برون

http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/5.jpga.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68353060546106209980.gif)

آمد آن ماه که ماه رمضان کرد دو نیم
چون نبی معجز شق القمر آورده برون


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/57238776897784390406.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۵/۲۵, ۱۳:۱۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/22989224845407394946.gif


http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/div22/WebPageContent/2183385uvqcr3gmyl.gif


نیمه ی ماه صیام


شب قدر است ای دل، نیمه ماه صیام آمد
سروش غیب گفتا، مجتبی، دوم امام آمد
ز بام آسمان ها، نورباران تا فضای خاک
به بیت حضرت زهرا علیهاالسلام نگر ماهِ تمام آمد





گلی از گلشن آل محمد صلی الله علیه و آله آشکارا شد
ز صلحش مکتب آل محمد صلی الله علیه و آله مستدام آمد
قیام سرخ عاشورا، حسین بر پا به دنیا کرد
ولی صلح حسن، بنیان این نیکو قیام آمد



شبی زیبا گلی رعنا پدید از دامن زهرا
ز صلحش، مکتب اسلام را بس انسجام آمد
جمال دومین ماه منیر عشق پیدا شد
ز صلحش، مکتب شیعه بری از اتهام آمد



شب عشق است یا هنگام وصل چهره معشوق
ز میلاد شریفش، دهر را نیکو نظام آمد
خموشی پیشه کن ای مسکین ز توصیفش
به درگاه شریفش، هدیه ما یک سلام آمد




http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/div22/WebPageContent/2183385uvqcr3gmyl.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۵/۲۵, ۱۳:۱۶
قرآن و امام مجتبی علیه السلام



http://img.tebyan.net/big/1390/05/4024724523580149138921491181901501815140210.jpg


سبط اکبر، حسن بن علی علیه السلام ، شخصیّت والایی است که بُعدی در قرآن دارد و برخی از آیات قرآن درباره وی نازل شده است که برخی را متذکّر می شوم:

الف. او فرزند پیامبرخاتم صلی الله علیه و آله است.

در موضوع مباهله با نصارای نجران، پیامبر صلی الله علیه و آله ، مأمور گشت آنان را به مباهله دعوت کند و قرآن به پیامبر صلی الله علیه و آله دستور می دهد که به آنان بگوید:
«..فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أبْناءَنا و أبْناءَکُم و نِساءَنا و نِساءَکُم و أنْفُسَنا و أنْفُسَکُم ثمّ نَبْتَهِلْ و نَجْعَلْ لَعْنَةَ اللّهِ عَلَی الکاذِبینَ(1)».
«بگو بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نمائیم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفسهای خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم».
مفسّران می نویسند: پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله با دو جگرگوشه خود، یعنی حسن و حسین علیهماالسلام و دخت گرامیش فاطمه علیهاالسلام و پسر عمویش علی علیه السلام به میدان مباهله گام نهاد، و این می رساند که امام مجتبی مصداق «أبنائنا» می باشد.

ب. مهر او پاداش رسالت

قرآن مجید به پیامبر دستور می دهد که به مردم بگوید: «قُلْ لا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجرا إلاَّ المَودَّةَ فِی القُربی»(2). «بگو من هیچ پاداشی جز دوستی نزدیکانم از شما درخواست نمی کنم».
مقصود از «القُربی(نزدیکانم)» بستگان پیامبر صلی الله علیه و آله است. تو گویی «آل» در «القربی» عوض از مضاف الیه است و تقدیر آیه چنین است: «إلاَّ المودّةَ فِی قُربایَ».

اخیرا، ترجمه ای از قرآن مجید به قلم یکی از مترجمان ایرانی منتشر شده که در آیات مربوط به ولایت بسیار کوتاه آمده و اکثر آنها را به صورت غیر صحیح ترجمه کرده است، و در ترجمه این آیه به گونه ای سخن گفته که گویا اجر رسالت این است که هر کسی به بستگان خود مهر بورزد نه به بستگان پیامبر. او از یک نکته غفلت ورزیده که واژه «القربی» در قرآن 16 بار به کار رفته، و گاهی مقصود از آن، بستگان انسان هاست و احیانا بستگان پیامبر است. تشخیص این دو، به فعل و یا قرائنی که مقصود را معین می کند، بستگی دارد. مثلاً آنجا که می گوید: «وَ إِذا حَضَرَ القِسمَة اُولوا القُربی و الیتامی و المساکین فارْزُقُوهُم...»(3). «آنگاه که اموال موروثی میان وارثان تقسیم می شود، به نزدیکان میت، هرچند وارث نباشند، و یتیمان و مستمندان، چیزی بدهید».
در اینجا مقصود، بستگان میت -هرکسی باشد- است، زیرا موضوع سخن، قسمت اموال اوست. ولی آنجا که خطاب به پیامبر صلی الله علیه و آله است، طبعا مقصود، بستگان او هستند، و در این آیه می فرماید: «قُل لا أسأَلُکم علیه اجرا» و در آیه دیگر می فرماید: «و آتِ ذَا القُربی حقّه»(4) «حق نزدیکان را بده»، از آنجا که در هر دو آیه، سخن با خطاب به پیامبر آغاز می شود، قطعا مقصود، بستگان پیامبر است.
من در مقاله ای، برخی از انتقادات خود را نوشته و برای جبران در چاپ های آینده برای مترجم یاد شده ارسال نمودم.





http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/div21/WebPageContent/2215012aw1gmv7b95.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۵/۲۵, ۱۳:۱۶
ج. عصمت و طهارت امام مجتبی علیه السلام در قرآن


http://img.tebyan.net/big/1390/05/24310020916923372812391021602513223921517648.jpg


قرآن مجید، به عصمت و طهارت اهل بیت علیهم السلام تصریح می کند، و یادآور می شود: «... إنَّما یُرِیدُ اللّه لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَیتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرا»(5).
«خداوند می خواهد پلیدی ها و ناپاکی ها را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد».
مقصود از این اهل البیت همان پنج تن آل عباست که پیامبر صلی الله علیه و آله همگان را تحت عبا قرار داد و گفت: اللّهم إنَّ لِکُلّ نبیٍّ أهل بیتٍ و هؤلاءِ أَهلُ بَیتی» «پروردگارا! هر پیامبری خاندانی دارد، و آنان اهل بیت من هستند».
مراد از این بیت، بیت خشت و گلی نیست، بلکه بیت وحی و رسالت است، و مراد از «اهل» کسانی هستند که با این خانه پیوند روحی دارد.
همچنان که باید توجه نمود که مراد، همسران پیامبر صلی الله علیه و آله نیست، زیرا قرآن آنجا که درباره همسران رسول خدا سخن می گوید، واژه بیت را با صیغه جمع به کار می برد و می فرماید: «و َقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ»(6)، و «واذْکُرْنَ ما یُتلی فِی بُیوتکُنِّ»، درحالی که در آیه مورد بحث، «بیت» به صورت مفرد به کار رفته است و این گواه بر آن است که این بیت غیر از آن بیوت است، و اهل این بیت غیر از اهالی آن بیوت متعدّد می باشد.
د. سوره انسان و امام مجتبی علیه السلام

به تصدیق مفسران، بخشی از آیات سوره انسان که در زبان مردم به سوره «هل أتی» معروف است، در حقّ دخت گرامی پیامبر صلی الله علیه و آله و همسر وی و دو فرزندش حسن و حسین علیهماالسلام نازل شده است. خدا آنها را به خاطر وفا به نذری که کرده بودند، چنین توصیف می کند:
«یُوفُونَ بِالنَّذرِ وَ یَخافُونَ یوما کانَ شَرُّهُ مُستَطِیرا* و یُطْعِمُونَ الطَّعامَ علی حُبِّهِ مسْکِینا و َیَتَیما وَ أَسِیرا»(7).
«آنها به نذر خود وفا می کنند و از روزی که شر و عذابش گسترده است، می ترسند و غذای خود را با این که به آن نیاز دارند، به مستمند و یتم و اسیر می دهند...».
اینها برخی از ابعاد زندگانی حسن بن علی علیهماالسلام در قرآن مجید است که در این محضر یادآور شدیم. البته این نه بدان معناست که آیات نازل در حق اهل بیت علیهم السلام همین چند مورد است، بلکه ما، در اینجا به صورت گزینشی سخن گفتیم.



http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/div20/WebPageContent/2278267oif26qm0uv.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۵/۲۵, ۱۳:۱۶
ه. امام مجتبی علیه السلام در حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله


ما برخی از سفارش های پیامبر درباره امام مجتبی علیه السلام و برادر ارجمندش را در اینجا منعکس می کنیم:

1. ابن مسعود و ابوهریره می گویند: رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیدیم که حسن و حسین علیهماالسلام را بر دو شانه خود قرار داده، گاهی این و گاهی آن را می بوسد. مردی پرسید: آیا آن دو را دوست داری؟ فرمود:

«مَن أحبَّ الحسنَ و الحسین فقد أَحَبَّنِی و مَن أبْغَضَهُما فقد أبغَضنی»(8).

«هرکس حسن و حسین را دوست بدارد، مرا دوست داشته و هرکه با آنان دشمنی ورزد با من دشمنی کرده است».

2. ابو سعید خدری و ابن عباس و حُذیفه نقل می کنند که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:

«الحسنُ و الحسین سیّدا شَبابِ أهلِ الجنَّة»(9).

«حسن و حسین سروران جوانان بهشتند».

3. عبداللّه شبراوی در کتاب «الإتحاف بِحُبِّ الاشراف» حدیث مفصلی را از امیر مؤمنان نقل می کند که رسول خدا در خطاب به حسن و حسین فرمود:
«أنتما الإمامان و لأُمِّکما الشفاعة»(10).
«شما دوتن، پیشوایان امت هستید، و مادرتان حق شفاعت دارد».

4. ابن شهراشوب از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کند که فرمود: «الحسن و الحسین إمامان، قاما أو قعدا». در حدیثی فرمود: «ابنایَ هذا إمامان قاما أو قعدا»(11).
:«حسن و حسین دو امام و پیشوای امتند، چه بر قدرت باشند و یا خانه نشین باشند»، اینها بخشی از کلمات رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره امام حسن مجتبی علیه السلام است.



پی نوشت ها :

1. آل عمران، 61.

2. شوری: 23.

3. نساء: 8.

4. اسراء: 26.

5. احزاب: 33.

6. احزاب: 33.

7. انسان: 7 و 8.

8. مسند احمد، ج2، ص 531 و 532، مستدرک حاکم، ج3، ص 171.

9. مسند احمد، ج3، ص 62 - 63، تهذیب الکمال، ج6، ص 229.

10. الاتحاف بحبّ الاشراف، ص 129.

فرآوری : زهرا اجلال

بخش عترت و سیره تبیان

منابع :

امام حسن بن على علیهماالسلام را بهتر بشناسیم ،مؤلف: حسین انصاریان

بررسى كوتاهى از زندگانى امام حسن علیه السلام ، سید محمد حسینى شیرازى ، مترجم: سید محمد باقر فالى



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47745856524435464224.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/47745856524435464224.gif)

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۵/۲۵, ۱۳:۱۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/08474780527687112131.gif

(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/64073768032451124800.gif)


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05280902235769208762.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)


سلام بر لحظه‏ هایی که تو را آوردند!





سلام بر لب‏های رسول اللّه‏ که میلاد تو را به درگاه پروردگار،
سبحه گفت و نام یگانه‏ات را از دست جبرئیل گرفت و در گوش عصمتت زمزمه کرد!

سلام بر لبخند سرافراز علی علیه‏السلام ، که در طلوع تو اتفاق افتاد!

سلام بر تو، امامتِ فردای پس از علی!

سلام بر تو، شباهتِ بی‏شائبه محمدی!

سلام بر اقیانوس کرامت و سخاوتی که از دامان «کوثر» و «ابوتراب» برخاست.

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05280902235769208762.gif (http://shabahang20.blogfa.com/)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۵, ۱۳:۲۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/65612437937783499856.jpg



لقب کریم اهل بیت از کجا آمد؟

امام حسن ـ علیه السلام ـ دارای قلبی پاك و رئوف نسبت به دردمندان و تیره بختان جامعه داشتند و با خرابه‌نشینان دردمند و اقشار مستضعف و كم‌درآمد همراه و همنشین می‌شدند و دردِ دلِ آن‌ها را با جان و دل می‌شنیدند و به آن ترتیب اثر می‌دادند، و در این حركت انسان‌دوستانه جز خداوند را مدّنظر نداشتند نیز هیچ‌گاه هر ضعیف، ناتوان و درمانده، ناامید از درب خانه آن حضرت برنمی‌گشت، حتّی خود ایشان به سراغ فقرا می‌رفتند و آن‌ها را به منزل دعوت می‌كردند و به آن‌ها غذا و لباس می‌دادند.

امام حسن ـ علیه السّلام ـ تمام توان خویش را در راه انجام امور نیك و خداپسندانه به كار می‌گرفت و اموال فراوانی در راه خدا می‌بخشید، مورّخان و دانشمندان در شرح حال زندگانی پر افتخار ایشان، بخشش‌های بی‌سابقه و انفاق‌های بسیار بزرگ و بی‌نظیری ثبت كرده‌اند. آن حضرت در طول عمر خود دو بار تمام اموال و دارایی خود را در راه خدا خرج كردند و سه بار نیز ثروت خود را به دو نیم كردند و نصف آن را برای خود و نصف دیگر را در راه خدا به فقرا بخشیدند.

از ابن شهر آشوب روایت شده كه روزی امام حسن ـ علیه السّلام ـ بر جمعی از گدایان گذشت كه پاره‌ای چند از نان خشك‌ها را بر روی زمین گذاشته‌اند و می‌خورند، چون نظر ایشان به آن حضرت افتاد از امام دعوت كردند و حضرت از اسب پیاده شدند و فرمودند: خدا متكبّران را دوست نمی‌دارد و با ایشان نشستند و از طعام ایشان تناول كردند و سپس از همه گدایان خواستند كه برای صرف غذا به خانة حضرت بروند و حضرت بر ایشان طعام‌هایی نیكو حاضر ساختند و به لباس‌های فاخر همه آن‌ها را مزیّن ساختند.

تاریخ از بخشندگی‌های امام حسن ـ علیه السّلام ـ داستان‌های فراوان به یاد دارد مثلاً روزی عربی به نزد ایشان آمد و درخواست كمك كرد و امام دستور دادند كه آنچه موجود است به او بدهند و قریب ده هزار درهم موجود را به آن اعرابی بخشیدند.4
نسبت به كرامت‌های امام حسن ـ علیه السّلام ـ داستآن‌های زیادی در تاریخ آورده شده است كه جای ذكر همه آن‌ها نیست. امّا وقتی از خود امام پرسیدند، چرا هرگز سائلی را ناامید برنمی‌گردانید؟ فرمودند: من هم به درگاه خدا سائلی هستم و می‌خواهم كه خدا محروم نسازد و شرم دارم كه با چنین امیدی سائلان را ناامید كنم. خداوندی كه عنایتش را به من ارزانی می‌دارد، می‌خواهد كه من هم به مردم كمك كنم،5 لذا به خاطر این بخشندگی‌ها و كارهای نیكویی كه از امام حسن ـ علیه السّلام ـ در مسیر خیر، احسان و كمك به طبقات درمانده و نیازمند انجام می‌گرفت و آنچه را كه داشت به آن‌ها می‌بخشید باعث شده كه به ایشان كریم اهل بیت گفته شود.

پس با توجه به كرامت‌ها و بخشش‌های كم‌نظیر و گاهی بی‌نظیر آن امام بزرگوار لقب «كریم» برازنده آن حضرت است. البته باید توجه داشت كه همه ائمه نور واحد هستند و همه دارای تمام فضایل و كرامات هستند. هر چند كه شرایط زمان و مكان در بروز و برجسته‌تر شدن برخی از اوصاف آن‌ها دخیل بوده است.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/75192913978322327087.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/75192913978322327087.gif)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۵, ۱۹:۱۴
http://up.iranblog.com/images/txbm53g86amdltgxggmy.gif




چو بر نیمه رسید ماه مبارک / بیامد لطفی از رب تبارک
شبر،نیکو خصال و ماه صورت / کریم و اسوه در زهد و بلاغت . . .
ولادت با سعادت امام حسن مبارک


http://images.bigoo.ws/content/glitter/dividers/dividers_74.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۵, ۱۹:۲۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/61167082257617966897.jpg
السلام‌علیک یا ابا‌محمّد الحسن بن علی

رایحه‌ی دل‌نواز میلاد سبط پیامبر
تمام هستی را مملو از شعف ساخته است.

بلبلان خوش آهنگ آمدنش را مژده می‌دهند.
حسن، یادگار فاطمه، ابن علی،
یکی از دو سرور اهل فردوس،
جهان را با قدومش دلشاد ساخته است.

مصطفی عاشق مجتبی بود كه فرمود
«اللّهُم اِنّی اُحِبُّهُ فَاَحبِبهُ وَ اَحِبّ مَن یُحبُّهُ»
خداوندا من او را دوست دارم، تو نیز دوستار او
و هر آن كه او را دوست بدارد باش.

قناریان در موسم رمضان
آهنگ شکوفایی غنچه‌ی ریحانه‌ی نبی را، نواخته‌اند
و در گلستان گیتی به یُمن آمدنش نغمه‌ی شادی سر داده‌اند.

و من خاکی با چشمانی شوق آگین در جنت دلم،
به طواف خانه‌ی این غنچه‌ی باغ نبی پرداخته‌ام
و زمزمه می‌کنم:
« یا وجیهاً عندالله، اشفع لنا عندالله»
ای آن كه نزد پروردگار آبرومندی
ما را نیز در پیشگاه او یاد آر.

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/65959652190312523317.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۵, ۲۰:۱۶
http://www.shiaupload.ir/images/68814316482249387559.jpg



آمده نوگل ولا
روح و روان مصطفي
نور دو چشم مرتضي
فروغ چشم من رسد
زينت انجمن رسد
حسن رسد، حسن رسد
شاه جوانان جهان
امام جمله انس و جان
قدم گذارد به جهان
ز مقدم او، زمين چو گلشن
بگو به زهرا، چشم تو روشن

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_353eg4y1.gif

salamekhoda
۱۳۹۰/۰۵/۲۵, ۲۰:۳۰
امشب علی و فاطمه لبخند میزنند



http://img.tebyan.net/big/1387/06/189184142156652521988510824513013616318511242.jpg
امشب علی و فاطمه لبخند میزنند
پیوسته بوسه بر رخ فرزند می زنند

این سبط مصطفی است به دامان دخترش
این زاده علی است فرا دست همسرش

این روح فاطمه است که بگرفته در برش
این طفل مجتبی است در آغوش مادرش

این حاصل تلاقی دو بهر رحمت است
در یم ولایت و دریای عصمت است

سید رضا مؤید


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_353eg4y1.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۵, ۲۰:۳۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_102392432391341241631717422711320021169120188.jp g

سلوک قرآني امام حسن عليه السلام



مقدمه
در سيماى تابناك امام حسن عليه‏السلام مى‏توان نظاره‏گر ابعاد مختلف از جمله شخصيّت علمى و قرآنى حضرت بود؛ هرچند لحظات زندگى امام حسن عليه‏السلام آميخته و متبرك با قرآن كريم بود و امام به مقتضاى امامت (پاسدارى از انديشه‏ها و مرزهاى قرآنى) آگاه‏ترين، مأنوس‏ترين و عامل‏ترين فرد به كتاب الهى بود، اما به دليل رويكرد محققان به موضوعاتى خاص (به ويژه صلح با معاويه) چنين فرازهاى درخشانى از سيماى حضرت كمتر مورد عنايت قرار گرفته است. بدين‏جهت شايسته است گوشه‏هايى از زندگى قرآنى امام حسن مجتبى عليه‏السلام را به تماشا بنشينيم.1

1. عشق به قرآن از خردسالى

مدينه محل نزول وحى الهى بود و حسن و حسين عليهماالسلام نوادگان رسول، شاهدان آن. از اين رو حسن عليه‏السلام از همان خردسالى با زلال وحى آشنا شد، شهدشيرين كلام الهى را چشيد و شيفته آن شد و از كودكى به حفظ، قرائت، تفسير و معارف قرآنى دل بست. نمونه‏هايى از عشق حضرت و علاقه وى به وحى الهى را در فضاى معطّر عصر نبوى مرور مى‏كنيم.
با پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وس م در سايه قرآن

الف) حفظ و بازخوانى كلام اللّه
شيخ ابوالفتوح نقل كرده كه حسن بن على عليهماالسلام در هفت سالگى، در مجلس رسول‏اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وس م حاضر مى‏شد. وحى را مى‏شنيد و آن را حفظ مى‏كرد. آن گاه به خانه بر مى‏گشت و براى مادرش باز مى‏گفت. از اين روى هر وقت على عليه‏السلام به خانه بر مى‏گشت متوجه مى‏شد كه همسرش فاطمه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وس �م هم از آنچه نازل شده، مطلع است. يك روز كه در اين باره پرسيد: فاطمه عليهاالسلام فرمود: از فرزندت حسن شنيدم. بعد از آن، روزى على عليه‏السلام در خانه پنهان شد و حسن عليه‏السلام طبق معمول به خانه آمد و خواست آنچه را شنيده بود، بازگويد، اما زبانش بند آمد. حضرت فاطمه شگفت‏زده شد و حسن گفت: مادرجان! تعجب نكن؛ زيرا بزرگوارى سخن مرا مى‏شنود و شنيدن او مرا (از سخن گفتن) باز داشته است.2

ب) درخت بلاها در بهشت
امام حسن عليه‏السلام فرمود از جدم رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وس �م شنيدم كه فرمود: درختى در بهشت هست كه به آن «درخت بلاها» مى‏گويند. در روز قيامت بلاديدگان را مى‏آورند. نه محكمه‏اى برايشان برپا مى‏شود و نه ميزانى نصب مى‏گردد. آنان را از پاداش‏ها سرشار مى‏كنند. آن گاه اين آيه را خواند: «انّما يُوَفّى الصابرون اجرهم بغير حساب»؛3 شكيبايان بى‏حساب و كامل پاداش خود را در خواهند يافت.4

ج) مباهله و تطهير
امام حسن عليه‏السلام بعد از سازش با معاويه، از دوران كودكى خود و ماجراى مباهله و نزول آيه تطهير ياد كرد و فرمود: پيامبر خدا از «انفس» پدرم را (براى مباهله) آورد و از «ابنا» من و برادرم و از «نساء» مادرم را. ما خاندان او و براى او هستيم. و او از ما و ما از او هستيم. و چون آيه تطهير نازل شد، رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وس م ما را در كساى خيبرى ام‏سلمه گردآورد و فرمود: خدايا! اينان خاندان و دودمان من هستند. پليدى (ناپاكى) را از ايشان بزداى و پاك و پاكيزه‏شان گردان... .5

منذر و هادى امّت
امام حسن عليه‏السلام مى‏فرمود: وقتى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وس م از منبر به زير آمد، عرض كردم: اى رسول خدا! تو حجّت بر همه آفريده‏هايى. فرمود: حسن جان! خداوند مى‏فرمايد: «انّما انت منذر و لكل قوم هاد؛6تو فقط بيم دهنده‏اى و هر قومى هدايتگرى دارد.»



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46612678285397442168.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۵, ۲۰:۵۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73514674279388187063.jpg

نقل روياى رسول خدا صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏آله ‏وسلم
امام حسن عليه‏السلام در پاسخ شخصى كه به صلح اعتراض داشت، خاطره خود از روياى پيامبر را اين گونه نقل فرمود:«... رسول خدا در رويا بنى ‏اميه را ديد كه يكى پس از ديگرى بر منبرش سخن مى ‏گويند.
اين موضوع حضرت را ناراحت كرد. پس اين آيه «انّا اعطيناك الكوثر) و اين آيه :
«انّا انزلناه فى ‏ليلة القدر و ما ادراك ماليلة القدر، ليلة‏القدر خير من الف شهر...»؛ «شب قدر بهتر از هزار ماه است» كه در آن بنى‏اميه سلطنت كنند، نازل شد.7

از خُلق و خوى پيامبر صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏آله ‏وسلم
علامه مجلسى مى ‏نويسد: مولاى ما حسن عليه‏السلام فرمود: خداوند عزيز و با جلال، پيامبرش را به بهترين ادبها تربيت كرد و فرمود:
«خذاالعفو وأمر بالعرف و اعرض عن الجاهلين»8؛
گذشت پيشه كن و به نيكى فرمان بده و از نادانان روى برگردان».

وقتى فرمان او را دريافت، فرمود:
«و ما آتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا»؛9
و آنچه را پيامبر به شما داد بگيريد و از آنچه بازداشت، باز ايستيد.» و به جبرئيل فرمود: عفو چيست؟ گفت: با هركه از تو بريد و بپيوندى و به هركه تو را محروم كرد، بدهى و از هركه به تو ستم كرد، بگذرى. وقتى پيامبر آن را انجام داد، خدا وحى كرد «وانّك لعلى خُلُقٍ عظيم»10
و حقّاً تو خلق بزرگى دارى».11

عزّت بخش عرب

امام حسن عليه‏السلام فرمود: خدا به وسيله پيامبر صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏آله ‏وسلم عرب را عزّت بخشيد و هركه را از ايشان خواست، بزرگى داد و فرمود:
«و انّه لذكرلك و لقومك»12؛
و آن (عزّت دادن) يادآورى تو و امت تو است.13




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/07752613339509382884.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۵, ۲۰:۵۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/79028961177343084079.jpg

اجابت آرزوى پيامبر صلى ‏الله‏ عليه‏ و‏آله‏ وسلم
امام حسن عليه ‏السلام فرمود: وقتى پيامبر دعوتش را در مكه آشكار كرد... مشركان او را به خروج از مكه به سوى مدينه ناچار كردند. حضرت رو به سوى مكه كرد و فرمود: خدا مى ‏داند كه تو را دوست دارم و اگر مردم تو مرا بيرون نمى‏ كردند، هيچ شهرى را ترجيح نمى ‏دادم و من از غمگين هستم. خدا به او پيام فرستاد كه ‏اى محمد! خداى علىّ اعلى سلام مى ‏رساند و مى‏ گويد: به زودى تو را پيروزمند و سودمند و سالم و توانمند و غالب به اين شهر بر مى ‏گردانيم و اين همان فرموده خداست.
«انّ الذى فرض عليك القرآن، لرادّك الى مَعاد»14؛
در حقيقت همان كسى كه اين قرآن را به تو فرض كرد، تو را يقيناً به سوى وعده گاه بر مى‏گرداند.»15

2. در عصر علوى عليه‏السلام
امام حسن عليه‏السلام بعد از رحلت پيامبراكرم صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏آله ‏وسلم در محضر مادر بزرگوار و پدر گرامى‏اش نيز از معارف قرآنى بهره ‏ها برد. در مجموعه سخنان حضرت مى ‏توان نمونه‏ هايى از اين دوره را ديد. امام حسن عليه‏ السلام گاهى آنچه را از اميرمؤمنان شنيده بود نقل مى ‏فرمود و گاه به توضيح و بيان آياتى كه پيرامون حضرت بود، مى‏پرداخت. نمونه‏ هايى از اين دو بخش را مى‏ خوانيم:

الف) سخنى از پدر پيرامون عرش
امام حسن عليه ‏السلام ضمن بازگويى سخنان كعب الاحبار و امام على عليه‏السلام ، به پرسش كعب از
«وكان عرشه على الماء ليبلوكم ايّكم احسن عملاً»؛16
عرش خدا بر آب ود تا شما را امتحان كند كه كدام يك نيكوتر عمل مى‏ كنيد. فرمود: امام على پاسخ داد: آرى! عرش خدا بر آب بود؛ وقتى كه نه زمينى گسترده بود و نه آسمانى افراشته و نه صدايى شنيده مى ‏شد و نه چشمه‏اى مى‏ جوشيد و نه فرشته مقربى و نه پيامبر مرسلى و نه ستاره‏اى كه شبانه ره پويد و نه ماهى كه راهى آسمان شود و نه آفتابى كه بدرخشد. و عرش او بر آب بود؛ در حالى كه با هيچ يك از آفريده خود انس نداشت و خود را تمجيد و ستايش مى ‏كرد. چنان كه مى‏خواست باشد، بود. پس خواست مخلوقات را بافريند و به امواج درياها زد و از آن همچون دودى كه از بزرگ‏ترين آفريده خدا باشد، برخاست و با آن آسمان بسته را بنا كرد. سپس ميان آن را بشكافت و زمين را از جايگاه كعبه ـ كه وسط زمين است ـ گستراند و...»17

سخنرانى در محضر پدر
امام حسن عليه‏السلام در يك سخنرانى در حضور امام على عليه‏السلام فرمود: هان اى مردم! از پروردگارتان ياد بگيريد:
«انّ اللّه اصطفى آدم و نوحاً و آل ابراهيم و آل عمران و على ‏العالمين، ذرّية بعضها من بعض واللّه سميع عليم»18؛
ما فرزندانى از آدم، دودمانى از نوح، برگزيده‏اى از ابراهيم، نسلى از اسماعيل و خاندانى از محمد هستيم. ما در ميان شما مثل آسمان افراشته، زمين گسترده و آفتاب تابانيم و نيز مانند آن درخت زيتونيم كه نه شرقى است و نه غربى و روغن آن خجسته است. پيامبر صلى ‏الله ‏عليه‏ و‏آله ‏وسلم اصل آن است و على ‏شاخه‏ اش، به خدا سوگند ما ميوه آن درخت هستيم. پس هركه به شاخه‏اى از آن درخت آويزد، نجات يابد و هركس بازماند، در آتش باشد.19




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/59643472995014680470.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۵, ۲۱:۱۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/82970616027713314824.jpg


با مردم كوفه، سخنى از عايشه
امام حسن عليه‏السلام بعد از خواندن نامه امام على عليه‏السلام به مردم كوفه فرمود: ... شما از پيمان شكنى طلحه و زبير و همراه ساختن عايشه، آگاهيد، كار عايشه از ناتوانى زنان و سستى رأى آنان است كه خدا فرمود: «الرّجال قوّامون على‏النّساء»؛20 مردان سرپرست زنان هستند.21

د) نداى قرآنى هنگام شهادت پدر
27 رمضان ام‏كلثوم نزد پدر رفت. على عليه‏السلام از او خواست پشت در برود. امام حسن عليه‏السلام فرمود: من بر درخانه نشسته بودم كه شنيدم منادى و هاتفى گفت: «أفمن يلقى فى‏النّار خير ام من يأتى آمنا يوم القيامة»22؛ آيا كسى كه در آتش افكنده مى‏شود، بهتر است يا كسى كه در روز قيامت آسوده خاطر مى‏آيد.23



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/20610086830905389879.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۵, ۲۱:۲۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/44666777257691518029.jpg


درباره على عليه‏السلام

علاوه بر اين كه امام حسن عليه‏السلام در عصر پدر، با معارفى قرآنى از زبان وى آشنا شد، خودش نيز به تبيين و تفسير و تطبيق آياتى مربوط به حضرت اميرمؤمنان عليه‏السلام مى‏پرداخت كه برخى عبارتند از:

الف) زهد على عليه‏السلام
امام حسن عليه‏السلام در مجلس معاويه ضمن پاسخ به ناسزاهاى اهل مجلس فرمود:... و شما را به خدا سوگند مى‏دهم، آيا مى‏دانيد كه على عليه‏السلام بود كه خواسته‏هاى نفسانى را بر خود حرام كرد و خدا فرمود: «يا ايهاالذين آمنوا لاتحرموا طيبات ما احل اللّه لكم»24؛ اى مؤمنان چيزهاى پاكى را كه خدا بر شما حلال كرده است حرام نشماريد.25

ب) على عليه‏السلام پيشگام پيشگامان
سليم بن قيس مى‏گويد: امام حسن عليه‏السلام فرمود: «والسابقون الأولون من المهاجرين والانصار و الذين ابتعوهم باحسان»؛26 و پيشگامان نخستين از مهاجران و انصار و كسانى كه با نيكوكارى از آنان پيروى كردند، همان گونه كه پيشگامان بر ديگران برترى دارند، پدرم على بن ابى‏طالب نيز، چون پيشتاز پيشگامان است، بر آنان برترى دارد. و فرمود: «أجهلتم سقاية الحاج و عمارة المسجد الحرام كمن آمن باللّه و اليوم الآخر و جاهد فى سبيل اللّه»؛ آيا سيراب ساختن حاجيان و آباد كردن مسجدالحرام را مانند كسى پنداشته‏ايد كه به خدا و روز بازپسين ايمان آورده و در راه خدا جهاد كرده است؟ و (على عليه‏السلام ) از رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وس �م پذيرفت و با جان خود او را يارى رساند... .27

ج) تطبيق مؤمن بر على عليه‏السلام
علامه مجلسى مى‏نويسد: حسن بن على عليهماالسلام به وليد فرمود: چگونه على را ناسزا مى‏گويى با اين كه خدا در ده جاى قرآن او را مؤمن ناميده است و تو را فاسق؟28

د) تطبيق آيه‏اى ديگر بر على عليه‏السلام
ابن شهرآشوب مى‏نويسد: شيرازى در كتابش با سند خود نقل كرده است: حسن بن على بن ابى‏طالب در باره آيه شريفه «فى اىّ صورةٍ شاءَ ركّبك»؛ به هر صورتى كه خواست، تو را تركيب كرد، فرمود: خداى سبحان على بن ابى‏طالب را در صُلب ابوطالب به صورت محمد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وس �م آفريد، ازاين رو شبيه‏ترين مردم به رسول خدا على بود و حسين بن على شبيه‏ترين مردم به فاطمه است و من شبيه‏ترين مردم به خديجه كبرى هستم.29

ه.) تطبيق فاستوى على سوقه بر على عليه‏السلام
علامه حلّى در تفسير «فاستوى على سوقه»؛ بر ساقه‏هاى خود استوار شد؛ از امام حسن عليه‏السلام نقل مى‏كند كه اسلام با شمشير على استوار شد.30



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69557291897592391903.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۵, ۲۱:۲۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/87511678041139020437.jpg

3. رفتار قرآنى امام حسن عليه‏السلام

الف) عفو و گذشت
امام حسن عليه‏السلام كه خود از اهل بيت عليهم‏السلام است و در شمار پاكان از رجس قرار دارد، رفتارى برگرفته از آموزه‏هاى قرآنى داشت كه نمونه‏اى از آن پيرامون صفت عفو و گذشت را مى‏خوانيم: يكى از كارگران امام حسن عليه‏السلام گناهى كرد كه كيفر داشت. وقتى به دستور امام خواستند او را كيفر دهند، گفت: مولاى من!
«والعافين عن النّاس»31
فرمود: تو را بخشيدم. گفت:
«واللّه يحبّ المحسنين»32؛
فرمود: در راه خدا آزادى و دو برابر آنچه به تو بخشيدم، نزد من دارى.33

ب) موعظه قرآنى
موعظه‏هاى امام حسن عليه‏السلام هم رنگ و بوى قرآنى داشت. از جمله مى‏فرمود: اى فرزند آدم! از حرام‏هاى خدا خود را بازدار تا عابد باشى و به آنچه خدا قسمت تو كرده است راضى باش تا بى نياز شوى و همسايگى همسايه خود را نيكودار تا مسلمان باشى و... اى فرزند آدم! از روزى كه زاده شدى پيوسته در تباه عمر خود بوده‏اى. اينك باقى مانده‏اش را براى آخرت خود درياب كه مؤمن توشه بر مى‏دارد و كافر سرگرم بهره كنونى‏اش است.

امام بعد از اين انذار، اين آيه را تلاوت فرمود:
«و تزوّدوا فانّ خيرالزاد التّقوى»34؛
براى خود توشه برداريد كه به راستى بهترين توشه پرهيزكارى است.35

ج) توسّل قرآنى
شخصى براى بچه‏دار شدن از امام تقاضاى مطلبى كرد. امام فرمود: برتوباد به استغفار كردن. او مشغول انجام اين توصيه شد تا جايى كه گاه روزى تا هفتصد مرتبه استغفار مى‏كرد. وى به زودى صاحب ده فرزند شد. وقتى از امام دليل اين توصيه را پرسيد: فرمود: آيا سخن خداى سبحان را در قصه هود نشنيده‏اى؟
«ويزدكم قُوَّةً الى قُوّتكم»36؛
و نيرويى بر نيروى شما بيفزايد و در قصه نوح نشنيده‏اى
«و يمددكم باموال و بنين»؛37
و شما را به اموال و پسران ياراى كند.38



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49669102052526463516.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۵, ۲۱:۲۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26065190762983296496.jpg


د) زندگى با آيات قرآنى
علاوه برآنچه گفتيم، امام حسن عليه‏السلام با آيات الهى زندگى مى‏كرد و در هر موقعيتى آيات مختلف قرآن كريم را تلاوت مى‏فرمود. گاه در نماز جمعه39، گاه در برخوردهاى شخصى، گاه در اجتماعات،40 گاه در ميدان جنگ41 و... نمونه‏اى را مى‏خوانيم.

شيخ طوسى مى‏نويسد: امام حسن عليه‏السلام پس از وفات على عليه‏السلام با مردم سخن گفت: ... هركس مرا شناخت، شناخت. هركسى نمى‏شناسد، من حسن، فرزند محمد، پيامبر خدا هستم.
«واتبعت ملّة آبائى ابراهيم و اسحاق و يعقوب»؛42

و از آيين پدرانم ابراهيم و اسحاق و يعقوب پيروى كردم. من فرزند آن مژده دهنده و بيم دهنده و دعوت كننده به سوى خدايم. من آن چراغ تابانم. من فرزند آن پيامبر رحمت براى جهانيانم. من از آن خاندانم كه خدا پليدى را از ايشان زدود و پاكشان كرد. من از آن خاندانم كه جبرئيل بر آنان نازل مى‏شد و از خانه‏ايشان عروج ميكرد. من از آن خاندانم كه خدا محبّت و ولايت آنان را واجب كرد و در آيه‏اى كه بر محمد نازل كرد فرمود:
«قل لا اسئلكم عليه اجراً الاّ المودة فى القربى و من يقترف حسنةً»43؛
بگو به ازاى آن(رسالت) پاداشى از شما نمى‏خواهم مگر محبّت در باره خويشان و...؛ و به دست آوردن نيكى محبّت ماست.44




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77385575617345658348.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۵, ۲۱:۲۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90118528966902337368.gif


پي نوشت :

1. منبع اصلى ارجاعات پاورقى (موسوعة كلمات امام حسن(ع)) و ترجمه آن مى‏باشد كه هر دو توسط پژوهشكده باقرالعلوم(ع) تدوين و به زيور طبع آراسته شده است.

2. بحارالانوار، ج 43، ص 338؛ انوارالبهيه، ص 76؛ المناقب، ج 4، ص 7.

3. زمر / 10.

4. المعجم الكبير، ج 3، ص 92، ح 2760؛ مجمع الزوائد، ج 2، ص 305.

5. امالى طوسى، ص 559.

6. نور / 1؛ قدر /1ـ3؛بحارالانوار،ج18،ص127.

7 و 8 / اعراف / 199.

9. قلم / 4.

10. بحارالانوار، ج 78، ص 114.

11. زخرف / 44.

12. بحارالانوار، ج 23، ص 173.

13. قصص / 85.

14. بحارالانوار، ج 21، ص 121 و نمونه‏هاى ديگر.

15. ر.ك. به: مقاتل الطالبين، ص 55، مقتل الحسين(ع)، ج 1، ص 114.

16. هود / 7.

17. تفسير فرات كوفى، ص 183، ح 235.

18. آل عمران / 33.

19. بحارالانوار، ج 43، ص 358.

20. نساء / 34.

21. امالى طوسى، ص 718، ح 1518.

22. فصلت / 40.

23. الفتوح، ج 3 و 4، ص 282.

24. مائده / 87.

25. مقتل الحسين(ع)، ج 1، ص 114.

26. توبه / 100.

27. توبه / 19.

28. تفسير فرات كوفى، ص 169، ح 217.

29. بحارالانوار، ج 35، ص 339.

30. انفطار / 8.

31. بحارالانوار، ج 24، ص 316؛ تفسير نورالثقلين، ج 5، ص 522.

32. فتح / 29.

33. كشف اليقين، ص 368.

34 و 35. آل عمران/ 134.

36. بحارالانوار، ج 43، ص 352.

37. بقره / 197.

38. كشف الغمّه، ج 1، ص 572.

39 و 40. هود / 52.

41. مكارم الاخلاق، ص 327.

42. بحارالانوار، ج 32، ص 228؛ امالى صدوق، ص 82.

43. همان، ج 44، ص 33.

44. همان، ج 2، ص 82؛ امالى طوسى، ص 561؛ بحارالانوار، ج 10، ص 138.

45. يوسف / 38.

46. شورى / 23.

47. امالى طوسى، ص 269.

منبع:www.hawzah.net (http://www.hawzah.net/)





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/16690555876308827390.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۵/۲۵, ۲۳:۳۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11838801051066014227.gif
ماه به نیمه رسیده است و درهای رحمت،
بر روی جهانیان باز است.
فراوانی رحمت و نعمت است و جان‏ها آکنده از عشق است.
ماه به نیمه رسیده است که این چنین در کامل‏ترین صورت خویش به جلوه‏گری، دست‏افشانی می‏کند.
ستارگان به تکاپو درآمده‏اند گرداگرد ماه. بدری در آستانه حُسن خودنمایی می‏کند؛ ماه تمامی که از ذخیره هستی به زمین هدیه داده شده است.
حَسَن، آینه حُسن خداوندی است؛
تصویر زیبایی خداوند است که در صورت خاکی نقش بسته است.
مجتبی، در آغوش پاک‏ترین مادران عالم چشم به جهان گشود و میوه قلب رسول اللّه‏ شد.
آمد و کرامت را از پدر آسمانی‏اش آموخت و چراغ کرامتش را برای اهل زمین برافروخت.
ثمره زندگی علی و فاطمه،
پا به جهان خاکی گذاشت. خاک تا افلاک غرق نور و سرور شود.
نیمه ماه است؛
ماهی که درهای رحمت بر روی جهانیان گشوده شده است.
خدایا!
به «کریم اهل بیت» سوگند، سایه کرامت خویش را از ما دریغ مدار!
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_ve.e.hasn.mojtaba__40_.jpg
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/96123373748617322034.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۵/۲۶, ۰۴:۱۰
http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/hasankazemi/Mojtabaa%2819%29.jpg

شاخه ‏گل پر بركت

زمخشرى در كتاب ربیع الابرار از انس بن مالك روایت كرده كه گوید:
من در خدمت حسن بن على علیهماالسلام بودم كه كنیزكى بیامد
و شاخه گلى را به آن حضرت هدیه كرد.
حسن بن على علیهماالسلام فرمود:
« انت حرة لوجه الله»؛ تو در راه خدا آزادى!
من كه آن ماجرا را دیدم به آن حضرت عرض كردم:
كنیزكى شاخه گل بى‏ارزشى به شما هدیه كرد و تو او را آزاد كردى؟
در پاسخ فرمود:
«هكذا ادبنا الله تعالى- اذا حییتم بتحیة فحیوا باحسن منها-
و كان احسن منها اعتاقها.» ؛
اینگونه خداى تعالى ما را ادب كرده كه فرمود:
- وقتى تحیه‏اى به شما دادند، تحیتى بهتر دهید- و بهتر از آن آزادى اوست.

منبع:ملحقات احقاق الحق

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/75561448916435900669.gif

ایلام سرابله
۱۳۹۰/۰۵/۲۶, ۲۱:۵۹
میلاد امام حسن مجتبی برهمه شیعیان مبارک باد.

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۵/۱۲, ۱۵:۴۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02441722900470180394.gif
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70550324041017074988.gif
(✿(✿(✿ سبز پوش آل طاها ✿)✿)✿)
ویژه نامه ولادت فرخنده امام حسن مجتبی علیه السلام
http://www.ayehayeentezar.com/upload/files/ve.e.hasanemojtaba.ask.swf

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۵/۱۲, ۱۵:۵۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/56040501694619713892.gif

یک جرعه معرفت از جام کلام امام

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/38953885552053196560.gif

قال الامام الحسن المجتبی عليه السلام:

نِعْمَ الْعَوْنُ الصَّمْتُ في مَواطِنَ کَثیرَةٍ وَإنْ کُنْتَ فَصیحاً.

امام حسن مجتبی علیه السلام فرموده اند:

در بسیاری از موارد، خاموشی یاور خوبی است؛ هرچند سخنور باشی.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/38953885552053196560.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۵/۱۲, ۱۶:۲۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/74703195609234757667.gif

الهي دلبر دور از وطن، كو؟
شب جشن حسن، ابن الحسن كو؟

آسمان به زمین آمد
حسن علیه السلام گل حسنِ یوسف باغ پیامبر است.
عکس این گلِ حسن یوسف در آینه را
بانوان بهشت، تا ابد آه می کشند.

حُسن حسن، نیمه سیبی است که پیامبر
صلی الله علیه و آله وسلم به فاطمه علیهاالسلام هدیه داد.

نگاه فاطمه به هر طرف رو کند، آفتاب به آن سور رو می کند؛
فاطمه علیهاالسلام ملکه آفتابگردان های دنیاست
و حسن علیه السلام ، گلی که در سایه اش قد کشیده است.

امشب ستاره ها جشن ساده علی علیه السلام
و فاطمه علیهاالسلام را چراغانی می کنند.

امشب گلدان آغوش فاطمه،
سرشار از عطر این گلِ آسمانی خواهد شد.

امشب بوی سیب، مدینه را بیهوش می کند؛
سیبی که عطرش، روزها و سال ها
و قرن ها را در می نوردد، سیبی که عرشی است.

این جا خانه فاطمه است.
این جا ملکوت عطر سیب است.

امشب کائنات در هوای سیب شناورند،
حالا هر کس یک جرعه از این عطر آسمانی می خواهد؛
هرکس می خواهد کفش های نسیم را بپوشد
و یک سبد سلام و صلوات با خودش بیاورد.

امشب شبِ نزول عطر سیب و بالِ فرشته است.
همه می دانند، قدر امشب کم از شب قدر نیست.
امشب در خانه فاطمه علیهاالسلام کودکی به دنیا می آید؛
کودکی که آمدنش، آسمان را به زمین می آورد.

مولای مهربانم !
نگاهمان فرش زیر پای شماست
قدوم سبزت برچشم عاشقانت مبارک باد


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/94076364614452761198.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۵/۱۲, ۱۶:۴۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/35701872537937148972.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31297784901118857983.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/27850995082586885417.gif

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70537257942039335313.gif



رمضان آمد و دارم خبرى بهتر از اين




مژده اى ديگر و لطف دگرى بهتر از اين


گر چه باشد سپر آتش دوزخ ، صومم


ليك با اينهمه دارم سپرى بهتر از اين


شب قدر رمضان ، گر چه بسى پر قدر است


دارد اين مه ، شب قدر و سحرى بهتر از اين



مولد لولو پاك مرج البحرين است


نيست در رشته خلقت گهرى بهتر از اين


مادرش فاطمه و باب گرامش على


چه كسى داشته ام و پدرى بهتر از اين



رست پيغمبر از ان تهمت ابتر بودن


نيست بر شاخه طوبى ثمرى بهتر از اين


اسوه خلق زمين ، فخر جوانان بهشت


مادر دهر نزايد پسرى بهتر از اين



گفت خالق فتبارك بخود از خلقت او


كلك ايجاد ندارد اثرى بهتر از اين


بگذر اهسته تر اى ماه حسن ، اى رمضان


عمر ما را نبود چون گذرى بهتر از اين



اثر صلح حسن نهضت عاشورا بود


امتى را نبود راهبرى بهتر از اين


زنده شد باز اين صلح موقت اسلام


نيست در حسن سياست هنرى بهتر از اين


لطف كن اذن زيارت كه خدا ميداند


بهر عشاق نباشد سفرى بهتر از اين


گر چه مشمول عنايات تو بوده است حسان


يا حسن ، كن به محبان نظرى بهتر از اين




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70537257942039335313.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۵/۱۲, ۱۹:۱۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/10068872780965655011.gif


تقدیم به ساحت مقدس دومین پیشوای جهان ،
کریم آل الله حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46450268224376028795.gif



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73532356695438056595.gifويژه نامه ولادت فرخنده كريم اهل،بيت امام حسن مجتبي(ع) {ویژه نامه سال 89} (http://www.askquran.ir/thread23132.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73532356695438056595.gifويژه نامه ميلاد با سعادت کريم اهل بيت امام حسن مجتبي (ع) {ویژه نامه سال 90) (http://www.askquran.ir/thread28200.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73532356695438056595.gifشاعرانه ها در وصف مولاي کريمان اقا امام حسن مجتبي(ع) (http://www.askquran.ir/thread28204-2.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73532356695438056595.gifگالري تصاوير ويژه ولادت آقا امام حسن مجتبي(ع) (http://www.askquran.ir/thread28201.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73532356695438056595.gifقشنگترين پيامک هاي تبريک ولادت كريم آل الله
(http://www.askquran.ir/thread28203.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73532356695438056595.gifمجموعه مولودی های ویژه میلاد با سعادت امام حسن مجتبی(ع) (http://www.askquran.ir/thread32716.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73532356695438056595.gifمجموعه سخنرانی های صوتی پیرامون امام حسن مجتبی (ع)
(http://www.askquran.ir/thread32717.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73532356695438056595.gifمجموعه حکایتهای شنیدنی از زندگانی امام حسن مجتبی (ع) (http://www.askquran.ir/thread32718.html)

مقالات:

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73532356695438056595.gifبه مناسبت 15 رمضان سالروز ولادت امام دوم هدايت صبر در سيره امام حسن(ع) (http://www.askquran.ir/thread14991.html)
(http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread114 41.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73532356695438056595.gifداستان های کوتاه از امام حسن علیه السلام ( به بهانه مولود رمضان ) (http://www.askquran.ir/thread32616.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73532356695438056595.gifدانلود کتابهای کریم اهل بیت -یا حسن مجتبی علیه السلام (http://www.askquran.ir/thread15027.html)
(http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread149 63.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73532356695438056595.gifچهل سخن حکمت آموز از امام حسن مجتبى‏ علیه السلام
(http://www.askquran.ir/thread14963.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73532356695438056595.gifصد (http://www.askquran.ir/thread32723.html) سخن کوتاه ولی پرمحتوا از امام حسن مجتبی (ع) (http://www.askquran.ir/thread32723.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73532356695438056595.gifبررسی دلائل صلح امام حسن مجتبی علیه السلام (http://www.askquran.ir/thread30027.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73532356695438056595.gifپرتوی از زندگانی امام حسن مجتبی علیه السلام (http://www.askquran.ir/thread18594-5.html)
(http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread300 24.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73532356695438056595.gifامام حسن (علیه السلام) از دیدگاه اهل سنت (http://www.askquran.ir/thread32721.html#post562313)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73532356695438056595.gifانتظارات امام حسن مجتبی (ع) از شیعیان (http://www.askquran.ir/thread30024.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73532356695438056595.gifاحادیثی گهربار از امام حسن مجتبی (ع) (http://www.askquran.ir/thread18277.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73532356695438056595.gifمناظرات حضرت امام حسن (ع) (http://www.askquran.ir/thread11438.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73532356695438056595.gifخطبه هاى حضرت امام حسن (ع) (http://www.askquran.ir/thread11438.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73532356695438056595.gifچهل حديث، سيره حسنى


(http://www.askquran.ir/thread23223.html)


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46450268224376028795.gif (http://www.ayehayeentezar.com/redirect-to/?redirect=http%3A%2F%2Fwww.askquran.ir%2Fthread232 23.html)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۵/۱۲, ۲۱:۲۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/22989224845407394946.gif


سلام بر لحظه‏ هایی که تو را آوردند!

سلام بر لب‏های رسول اللّه‏ که میلاد تو را به درگاه پروردگار،
سبحه گفت و نام یگانه‏ات را از دست جبرئیل گرفت و در گوش عصمتت زمزمه کرد!

سلام بر لبخند سرافراز علی علیه‏السلام ، که در طلوع تو اتفاق افتاد!

سلام بر تو، امامتِ فردای پس از علی!

سلام بر تو، شباهتِ بی‏شائبه محمدی!

سلام بر اقیانوس کرامت و سخاوتی که از دامان «کوثر» و «ابوتراب» برخاست.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68181718066673582246.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۵/۱۲, ۲۱:۳۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69429566950037087781.png

زمین و آسمان دریای نور است
دل شیعه ز شادی در سرور است

علـــی مرتضی زین باره خرسند
به غنچه گل زده همواره لبخند

جناب فاطـــــــمه(س) دارد تبسم
که از این چهره جنت شد تجسم

به عرش حق شده بزمی مهیا
امام مجتبی آمد به دنیا

از آن سو جبرئیل سرخوش از این باب
تمام عرشیان زین باره بی تاب

ز جود و بخشش است ایشان زبانزد
ز هر بخشنده ای بی شک سرآمد

بر او رحمت بُِِوَد پیوسته بی حد
وجودش پاک و طاهر بوده از بد

تجلــی کرده امشب ذات سرمد
که آمد میوه ی جان محمد

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/57238776897784390406.gif

قاری قرآن
۱۳۹۱/۰۵/۱۳, ۱۰:۴۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/38953885552053196560.gif



ولادت و نامگذاری امام حسن مجتبی (ع)


داستان ولادت به گونه‏ اى كه در روايات شيخ صدوق(ره)در امالى و علل و عيون اخبار الرضا(ع)و روايات ديگر محدثين شيعه و اهل سنت آمده و از امام سجاد(ع) روايت ‏شده اين گونه است كه فرمود:


چون فاطمه(س)فرزندش حسن را به دنيا آورد، به پدرش على(ع)عرض كرد: نامى براى او بگذار، على(ع)فرمود:
من چنان نيستم كه در مورد نامگذارى او به رسول خدا پيشى گرفته و سبقت جويم.در اين وقت رسول خدا(ص)بيامد، و آن كودك را در پارچه زردى پيچيده، به نزد آن حضرت بردند.حضرت فرمود: مگر من به شما نگفته بودم كه او را در پارچه زرد نپيچيد؟
سپس آن پارچه را به كنارى افكند و پارچه سفيدى گرفته و كودك را در آن پيچيد، آنگاه رو به على(ع)كرده فرمود:
آيا او را نامگذارى كرده ‏اى؟

عرض كرد: من در نامگذارى وى به شما پيشى نمى ‏گرفتم!

رسول خدا(ص)فرمود: من هم در نامگذارى وى بر خدا سبقت نمى‏ جويم!

در اين وقت‏ خداى تبارك و تعالى به جبرئيل وحى فرمود كه براى محمد پسرى متولد شده، به نزد وى برو و سلامش برسان و تبريك و تهنيت گوى و به وى بگو:
براستى كه على نزد تو به منزله هارون است از موسى، پس او را به نام پسر هارون نام بنه!

جبرئيل از آسمان فرود آمد و از سوى خداى تعالى به وى تهنيت گفت و سپس اظهار داشت:
خداى تبارك و تعالى تو را مامور كرده كه او را به نام پسر هارون نام بگذارى. رسول خدا(ص)پرسيد: نام پسر هارون چيست؟عرض كرد: «شبر».فرمود: زبان من عربى است؟ عرض كرد: نامش را«حسن‏»بگذار، و رسول خدا(ص)او را حسن ناميد...




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/38953885552053196560.gif

مجیب
۱۳۹۱/۰۵/۱۳, ۱۴:۲۶
خجسته سالروز میلاد دومین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت ، کریم اهل بیت ، امام حسن مجتبی (ع) مبارک باد

در میلاد امام حسن مجتبی(ع)
چه نشاطیست عزیزان که به هر انجمن ست
شاد و خرم دل یاران و ، به دور از محن ست

هر طرف میگذرم، بانگ طرب می شنوم
وه که میلاد حسن، نور دل بوالحسن ست

جنات
۱۳۹۱/۰۵/۱۳, ۱۵:۴۷
اهل حق


ولادت امام حسن مجتبی(ع) بر همه شیعیان مبارک باد (http://ahlehagh.ParsiBlog.com/Posts/266/%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%af%d8%aa+%d8%a7%d9%85%d8%a7% d9%85+%d8%ad%d8%b3%d9%86+%d9%85%d8%ac%d8%aa%d8%a8% d9%8a%28%d8%b9%29+%d8%a8%d8%b1+%d9%87%d9%85%d9%87+ %d8%b4%d9%8a%d8%b9%d9%8a%d8%a7%d9%86+%d9%85%d8%a8% d8%a7%d8%b1%da%a9+%d8%a8%d8%a7%d8%af/)

http://hadithezendegi.persiangig.ir/image/valeh%20%28%202%20%29/emam%20hasan.jpg

میلاد باسعادت سبط اکبر پور حیدر فرزند زهرای اطهر کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام راخدمت آقا امام زمان عج وتمامی شیعیان ومحبین آن حضرت تبریک وتهنیت عرض میکنم

مجیب
۱۳۹۱/۰۵/۱۳, ۱۸:۲۱
http://shiaupload.ir/images/49839756846447650377.jpg

امشب، به ستايش و تمجيد، بر رخساره ماه بوسه مي‌زنيم كه براي چراغاني شب ميلاد تو، تمام چهره منور خود را به آسمان هديه داده است. ستاره‌ها را بايد امشب بيشتر دوست داشت؛ چرا كه هر يك، تنها به شوق ديدار تو سوسو مي‌زنند. امشب، ستاره‌ها فراوان‌تر از همه شب‌ها هستند؛ ستاره‌هايي كه سرك كشيده‌اند براي ديدن چشمان تازه گشوده تو. خداوند، از آن بالا، تو را به تمام پري‌هاي ملكوت نشان مي‌دهد تا جلوه جمال حق را از نزديك ببينند و بشناسند، تا تضمين زيبايي عالم را باور كنند، تا بدانند كه پروردگار حكيم، زمين را به چه اميدي آفريد.

مجیب
۱۳۹۱/۰۵/۱۳, ۱۸:۳۲
بسم الله الرحمن الرحیم

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ رَسُولِ رَبِّ الْعالَمینَ
سلام بر تو اى فرزند پیامبر (خدا) پروردگار جهانیان

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ فاطِمَهَ الزَّهْراَّءِ
سلام بر تو اى فرزند امیرمؤ منان سلام بر تو اى فرزند فاطمه زهرا

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حَبیبَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا صِفْوَهَ اللّهِ
سلام بر تو اى حبیب خدا سلام بر تو اى برگزیده خاص خدا

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَمینَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّهَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا نُورَ اللّهِ
سلام بر تو اى امین (وحى) خدا سلام بر تو اى حجت خدا سلام بر تو اى نور خدا

السَّلامُ عَلَیْکَ یا صِراطَ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا بَیانَ حُکْمِ اللّهِ
سلام بر تو اى راه (مستقیم) خدا سلام بر تو اى بیان (کننده) حکم خدا

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ناصِرَ دینِ اللّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا السَّیِدُ الزَّکِىُّ
سلام بر تو اى یاور دین خدا سلام بر تو اى آقاى پاک (و منزه از هر عیب (

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْبَرُّ الْوَفِىُّ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْقاَّئِمُ الاْمینُ
سلام بر تو اى نیکوکردار وفادار سلام بر تو اى قیام کننده (به امر خدا) و امین

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْعالِمُ بِالتَّأویلِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْهادِى الْمَهْدِىُّ
سلام بر تو اى داناى به تاءویل (قرآن) سلام بر تو اى راهنماى راه یافته

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الطّاهِرُ الزَّکِىُّ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا التَّقِِیُّ النَّقِىُّ
سلام بر تو اى پاکیزه منزه سلام بر تو اى پرهیزکار پاکدامن

السَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْحَقُّ الْحَقیقُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الشَّهیدُ الصِّدّیقُ
سلام بر تو اى حق سزاوار بدان سلام بر تو اى شهید راست گفتار

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِی وَ رَحْمَهُ اللّهِ وَ بَرَکاتُهُ
سلام بر تو اى ابا محمد حسن بن على و رحمت خدا و برکات او

التماس دعا
:Rose:

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۵/۱۳, ۲۳:۵۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/08474780527687112131.gif

مژده بر حاجتمندان


روز پانزدهم ماه مبارک رمضان سال سوم هجری، در خاندان نبوت، چهارمین نفر از پنج نفر آل عبا علیهم السلام به دنیا آمد، به قدری زیبا بود که خداوند، نام او را حسن (زیبا) نامید.

گذشته از بشارت های دریافت شده توسط پیامبر صلی الله علیه و آله، وی اولین نوه پسری آن حضرت بود، بنابراین شادمانی در خانه پیامبر صلی الله علیه و اله و علی و فاطمه علیهماالسلام توصیف شدنی نیست.

اما دیری نپایید که غم های عالم، دل رسول خدا صلی الله علیه و اله را فرا گرفت، زیرا جبراییل علیه السلام چگونگی شهادت آن حضرت را با سَمّ، برای پیامبر صلی الله علیه و اله گفت و پیامبر صلی الله علیه و اله آهسته و بی صدا دور از چشمان فاطمه علیها السلام گریست.

روز پانزدهم رمضان روز شادی دل امیرالمومنین و حضرت فاطمه سلام الله علیهما است. روزی که می شود به اهل بیت علیهم السلام متوسل شد، تا ان شاء الله واسطه خیر در این ماه پر برکت بشوند.

ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام ضمن شادی دل مۆمنین، امید حاجتمندان را نیز به دنبال دارد، به دلیل اینکه این روز، روز ولادت کریم اهل بیت علیهم السلام است، کریمی که هیچ سائل و درخواست کننده ای را از در خانه خود، دست خالی رد نکرده است.

در این ماه، برای تسریع در برآورده شدن حاجات و رفع گرفتاریها و همچنین آمرزش گناهان، بهترین و محبوبترین بندگان خدا را، واسطه قرار دهیم، تا به برکت وجود مقدس این بزرگواران، همه این موارد، به بهترین شکل صورت پذیرد. ان شاء الله.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/96750065355957758380.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۵/۱۴, ۰۰:۰۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25923966123505274625.jpg


درسی از مظهر کرامت

در وصف کرامت، امام مجتبی علیه السلام، همین بس که، روزی دخترک کنیزی، شاخه گلی، به امام حسن علیه السلام هدیه داد، امام شاخه گل را گرفته و نام و نشان او را سوال کردند، وقتی متوجه شدند که آن دختر کنیز است، به درب خانه صاحب آن کنیز رفته او را خریده و آزاد نمودند، افرادی که شاهد ماجرا بودند، سوال کردند که آن دختر فقط شاخه گلی به شما هدیه داد و شما او را آزاد نمودید؟

امام علیه السلام فرمودند: که باید پاسخ نیکی را به بیشتر از آن داد، و این رسم ما اهل بیت است، که به بیش از آنچه به ما هدیه داده شده، احسان نماییم.

ما هم می توانیم با انجام سنن و آداب اهل بیت علیهم السلام در زندگی و تبعیت از سفارشات آن بزرگواران، به پیشگاه پر عظمت اهل بیت علیهم السلام شاخه گلی هدیه بفرستیم تا ان شاء الله با عنایت و دعای آنها، ما هم از قید و بند دنیا آزاد گشته، و دیگر عبد دنیا نباشیم.

در این ماه تمام زمینه ها، برای فرستادن هدیه و انجام احسان نسبت به اهل بیت علیهم السلام، فراهم است. از خواندن قرآن و دعا تا صدقه دادن، تا انجام تغییرات شخصی در رفتار، مثل: زیاد شدن احترام ما به پدر و مادر، کنار گذاشتن تنبلی و کسالت، داشتن پوشش مناسب، کمک به دیگران و ...

جلب رضایت خدا و عمل به وظیفه، نه توجه به نتیجه، مهم ‌ترین درس از زندگی حضرت امام حسن علیه السلام است.

ضمن اینکه از دیگر نکات بارز شخصیت ایشان صبر و حلم امام حسن علیه السلام در برابر سختی و مشکلات است. در تاریخ نقل است که مروان ‌بن حکم، که از دشمنان تراز اول اهل بیت علیهم السلام است، می‌گوید: من در شگفتم از حلم و صبر حسن. سپس ضمن اشاره به کوهی ادامه می‌دهد: اگر مصیبت ‌هایی که حسن دید، به این کوه وارد می‌شد، فرو می ‌ریخت.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/52808619688077830272.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۵/۱۴, ۰۰:۰۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/14560823940921855903.jpg


مظلومیتی بزرگتر از عاشورا

تمام اهل بیت علیهم السلام مظلوم بودند و در این میان امام حسن علیه السلام فوق‌العاده مظلوم است، چنانچه شیخ راضی آل یاسین، از علمای بزرگ شیعه، که کتابی به نام صلح امام حسن علیه السلام نوشته، و مقام معظم رهبری نیز سال‌ها پیش از انقلاب، آن را ترجمه کرده است، در مقدمه کتابش می‌نویسد: «مظلومیت روز ساباط امام حسن علیه السلام از روز عاشورای امام حسین علیه السلام بیشتر است».

امام حسن علیه السلام همانند پدرش، به مدت 10 سال، خار در چشم و استخوان در گلو، وضعیت را می ‌دید و تحمل می‌کرد.

در ماجرای ساباط امام حسن مجتبى علیه السلام، در حال حرکت از تاریکى هاى ساباط مدائن بود، که ملعونى از قبیله بنى اَسد، بنام جرّاح بن سِنان رسید و به حضرت گفت: اى حسن آیا کافر شدى؟ سپس، خنجرى مسموم، به ران حضرت زد. حضرت از شدت درد دست بر گردن او انداخت و هر دو به زمین افتادند. همراهان حضرت، آن ملعون را به هلاکت رسانده و امام حسن علیه السلام را به مدائن، خانه والى مدائن، به نام سعد بن مسعود (عموى مختار) بردند. سعد جرّاحى آورد و جراحت آن حضرت را مداوا نمود. (وقایع الایام، صفحه 317)

از دیگر مصیبت‌های امام حسن علیه السلام این است که وقتی ایشان صلح را می‌پذیرد، از طرف نزدیک‌ترین افرادش، مورد توهین قرار می‌گیرد. چنانکه خطاب به حضرتش می‌گویند: «السلام علیک یا مذلّل المۆمنین» سلام ای خوار کننده مۆمنین!

امام مجتبی علیه السلام مجبور است این کنایه‌ها را تحمل کند و از طرفی هم برای تفهیم این افراد، می ‌گوید: مَثل من بر شما، مَثل خضر و موسی است. پذیرش صلح من حکمت دارد، که شما نمی ‌دانید. اگر من این صلح را نمی ‌پذیرفتم، شما و معدود شیعیان ما، از بین می‌رفتید و حکومت ظلم نیز همچنان پا بر جا می‌ماند.

داریوش عشقی
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97865386294209860132.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۵/۱۴, ۰۰:۰۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/40354560345739259249.jpg



نقطه پرگار درماندگان

پدر و مادرم فدای تو باد، ای گل خوشبوی رسالت، چهارمین قمر آسمان اصحاب کسا، امام حسن مجتبی علیه‏السلام !

تا آمدی، تو را در قنداقه سپیدی از پرنیان پیچیدند و به دست خورشید سپردند تا از روزنه گوش‏های تو، اذان و اقامه را در جانت سرازیر کند.

مدینه شاهد روزهای نجیبی است و این روزها، برای پنج نور مقدس چه شیرین می‏گذرد!

امروز علی علیه‏السلام و زهرا علیهاالسلام غرق سرورند و پیامبر لبخند، به تبسمی شکفته، مهاجر و انصار و فرشتگان حوالی کهکشان را مجذوب خویش می‏سازد که «کریم اهل بیت»، از نسل او، پا به عرصه گیتی نهاده تا میان دو دسته از امت، آشتی برقرار کند و خون اسلام را پاسداری نماید.

چه گل بوسه ‏هایی که لبان مشتاق پیامبر، نصیب تو نکرد!

آه! عشق و دلبستگی به تو و برادرت حسین علیه ‏السلام ، خنکای نسیم، به مزرعه قلب پیامبر صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله ‏وسلم می ‏نواخت.

تو را همواره می ‏بوئید و می ‏بوسید و می‏گفت: «خداوندا! حسن را ـ که کریم است ـ دوست دارم؛ تو نیز دوستش بدار و به دوستدارانش محبت بی‏کران فرما.»

پدر و مادرم فدای تو باد، ای فرزند پیغمبر! که اصحاب، از فرط بلندای قدر تو، نزد رسول خدا صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏آله ‏وسلم گرد و غبار کوچه ‏های مدینه را از لباس و سر و روی تو می ‏زدودند؛ تو را بر فراز دست ‏های خویش بلند می‏کردند، تا نگذارند روی پای خویش راه بروی؛ مباد که خسته شوی، تا مگر این چنین نصیبی بیش‏ تر از اقیانوس مهر پیامبر صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله‏ وسلم و پاداش الهی، بهره آنان شود.
چه داستان‏های شگفت و درس‏آموز که از محبت و علاقه سفیر رحمت الهی، به تو و برادرت حسین علیه ‏السلام در گلبرگ های تاریخ، می‏درخشد!

این بهشت است که بر خود می‏بالد؛ چونان عروس که بر خود می ‏بالد، وقتی سروش رحمانی را شنید و کلام خدا در گوش جانش پیچید که «آیا خشنود نیستی که رکن ‏های تو را به دو گوشواره عرش الهی، حسن علیه ‏السلام و حسین علیه ‏السلام ، زینت داده ‏ام؟!

دوست و دشمن از کرامت تو می‏گویند و به عظمت شأن و شخصیت تو اعتراف دارند؛ «سیوطی» این دانشمند اهل سنّت عرب، در تاریخ خود می‏نویسد:

«حسن بن علی علیه‏ السلام دارای امتیازات اخلاقی و فضایل انسانی فراوان بود. او شخصیتی بزرگوار، بردبار، باوقار، متین، سخی و بخشنده و مورد ستایش مردم بود.»

پدر و مادرم فدای تو باد که در طول عمر شریفت، سه بار، آن‏ چه از مال و منال دنیا داشتی، بین خود و خدای خویش به دو نیم کردی و سهم خداوند را به فقرا و مساکین امّت بذل نمودی.

هیچ کس به یاد ندارد که حاجت ‏مندی از خانه «کریم اهل بیت»، ناامید آمده باشد؛
ای کریم اهل بیت!

وجودی داشتی که پناهگاه مستمندان و نقطه پرگار درماندگان بود.

مدح و ستایش تو را می‏کنم که جلوه کرامت خداوندی؛ چه، بی ‏آن‏که مسکینِ نادار اظهار احتیاج کند و عرق شرم از جبین عزّت بریزد، انبانش را پر از نان آبرو می‏کردی و همیانش را سرشار از سیم و زر، تا رنج و مذلّت درخواست، پشت حیاتش را نشکند.

از شجاعت تو چه بگویم که به شهادت تاریخ، در شجاعت و شهامت، خلف رشید امیرالمۆمنین علیه‏ السلام بودی، تا بدان حدّ که قلب سپاه خصم، هماره از سطوت گام ‏های استوار تو می‏لرزید.

این «محمد حنفیّه» است که در جنگ جمل، شهامت بریدن دست‏های شتر فتنه را ندارد و نزد امیرمۆمنان علیه‏ السلام ، دست خالی و سر به زیر، باز می‏گردد و اظهار عجز می‏کند و پدر، این بار، پرچم این مأموریت را به دستان با کفایت تو می‏دهد و ناقه تزویر، زمین ‏گیر می ‏شود.

پدر و مادر خود را فدای قدم ‏های تو می‏کنم؛ که اصحاب رسول اللّه‏ صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله‏ وسلم ، هرگاه می‏خواستند دوستی تو را جلب کنند و محبت پیامبر را پیش کشند و عنایت الهی به خویش را سبب سازند، به هنگام هر خطابی به تو می‏گفتند: «پدر و مادرم فدای تو باد! یابن رسول اللّه‏».

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
سید عبدالحمید کریمی



http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/div20/WebPageContent/2278267oif26qm0uv.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۵/۱۴, ۰۰:۰۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_Untitled-17.png (http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_Untitled-17.png)

در عاطفه آباد ولایت

زمان با تمام شتابی که داشت، گویی متوقّف شده بود و نبض هستی، با تمام هیجانش، جریان کُندی داشت!

خیل فرشتگان، با بال ‏های پرندین، کوچه ‏های بلورین آسمان را اذین می‏بستند و حضرت جبریل علیه‏السلام در انبوه رنگین کمان، بر آسمانِ «مدینه» بال گسترده بود.

در خانه امامت و رسالت، نور و ولایت و در خانه حضرت زهرا علیهاالسلام ، خورشیدی طلوع می‏کرد که تمام هستی، در انتظار پرتوافشانی ‏اش بود؛ خورشید بی ‏بدیلِ شرافت و نَسَب، کرامت و زهد، رحمت و مهر و شهادت و عشق.

میوه جلوه‏ زار طوبی، آیینه تجلّی ‏گاهِ پرتو ذات و تبلور عشق در عاطفه آباد ولایت! که اوّلین اختر آسمان فروز «تشیّع» است و کریم‏ ترین نخلِ بوستانِ آل اللّه‏.

آغوش آسمانی جبریل علیه ‏السلام قنداقه مولود را لمس می‏کند و انعکاس زیبایی ‏اش بر آسمان تابیده می‏شود.

کیست این مولود؟ چه نام دارد؟

کسی برای نام‏ گذاری، تعجیل نمی‏کند. نوبتِ سروش آسمانی است؛ لب به دعا می‏گشاید:




یا مُحسنُ بِحَقِّ الْحَسن!

آری! این تصویر، همان «فَتَبارَکَ اللّه‏ُ اَحسَنُ الْخَالِقینْ» است؛

تفسیر «اللّه‏ُ جَمیلٌ و هُوَ یُحِبُ الجَمالْ»!


بت پرستان، رخِ خورشید تو را گر بینند ********* بر قد و قامتِ زیبای تو، ایمان آرند

شمّه ‏ای گر ز تو در عالم علوی برسد********* قدسیان رقص برین گنبدِ گَردان، آرند

جان و دل، هر دو فدای شِکرستانِ تو باد*********آب «کوثر» چو از آن چاه ز نخدان آرند!


نهایت شادمانی بر لب‏های حضرت زهرا علیهاالسلام نقش می‏بندد؛

این مولود، اولین میوه پیوند میان رسالت و امامت است.
اولین تبلور عشق و ایمان، طراوت و شور.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69557291897592391903.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۵/۱۴, ۰۰:۰۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/24151930089991480957.png





با شادمانی پیامبر صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏آله‏و سلم و علی علیه ‏السلام ، زهرا علیهاالسلام و جمیع ملایک آستان کبرایی حضرت حق (جلّ جلاله) همراه می‏شویم و عاشقانه می‏گوییم:



اَلْسلامُ عَلیکَ یَا اَبا مُحمّد یا حَسنَ بنَ عَلی، اَیُّها الْمُجْتبی!

مولاجان، ابا محمد، حسن بن علی علیه‏السلام ، ولادتت مبارک!


مرکز لطف و مدار حُسن

رمضان معطر شده است از عطر خوش‌ بوی یاسمن اهل بیت علیهم السلام، از حُسن «حسن» که گام بر گستره زمین نهاده و جهانی را منور ساخته است.

فرشتگان به پای ‌کوبی پرداخته ‌اند و اسحار این شب ‌ها، پیام‌آور نور و روشنی ‌اند.

در نیمه رمضان، نور حق جلوه کرده است و دومین امام نور، پای بر زمین نهاده و آن را متبرک کرده است.

او امام مجتبی علیه السلام، سید نجیبان است و به یمن این میلاد، شیعیان علی علیه السلام از شادی در قالب تن نمی ‌‌‌گنجند و شادی ‌نوشان کوثر محبت اویند.

میلاد حسن علیه السلام، مُهر ناامیدی بر پیشانی شب زده و راه روشن «صراط المستقیم» را به همگان نشان داده است.

آرى! «در صراط المستقیم، ای دل کسی گمراه نیست».

اینک میلاد خجسته و شکوهمند امام برگزیده، زینت عرش الهى، فرزند جمیل پیامبر است.

ای روی ماه منظر تو، نوبهار حُسن، خال و خط تو مرکز لطف و مدار حُسن»

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
سید علی ‏اصغر موسوی
محمدکاظم بدرالدین



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/17488719637569328052.gif

معز الاولیاء
۱۳۹۱/۰۵/۱۴, ۰۸:۰۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/17488719637569328052.gif



چطوری امام حسن علیهم السلام دوست بذله گو و شوخ طبعی داشت که گهگاه خدمت آن حضرت می رسید و با سخنان خود مایه شادی آن بزرگوار را فراهم می ساخت. مدتی بود که او به امام سر نمی زد تا آنکه که یک روز نزد حضرت آمد. امام علیه السلام فرمود: «چطوری؟» مرد پاسخ داد: «نه چنانم که خدا دوست می دارد، نه چنانم که شیطان دوست می دارد و نه چنانم که خودم دوست می دارم.»
امام حسن علیه السلام از این حرف خنده اش گرفت و با تعجب پرسید: «چرا؟» مرد عرض کرد: «زیرا خدا دوست دارد که از او اطاعت کنم و نافرمانی اش نکنم که چنین نیست. شیطان هم دوست دارد که مدام نافرمانی خدا کنم و اصلاً اطاعت نکنم که چنین نیز نیستم (و گاهی حرف خدارا گوش می دهم.) خودم هم دوست دارم که هرگز نمیرم، چنین نیز نیستم (و روزی باید بمیرم)».
همان جا مردی برخاست و از امام علیه السلام پرسید: «ای پسر رسول خدا! چرا ما از مرگ بدمان می آید و آن را دوست نمی داریم؟» حضرت فرمود: «شما آخرتتان را خراب و دنیایتان را آباد کرده اید و برای همین، رفتن از جای آباد به جای خراب را خوش نمی دارید.»*



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/17488719637569328052.gif
بحارالانوار، ج 6، ص 129_ ج 44، صفحه 110

معز الاولیاء
۱۳۹۱/۰۵/۱۴, ۰۸:۰۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/17488719637569328052.gif


کریم اهل بیت مردی از اهل شام وارد شهر مدینه شد. به خاطر تبلیغات سوء معاویه و دیگر دشمنان اهل بیت، آن مرد کینه ای عمیق از امام علی علیه السلام و فرزندانش در دل داشت. یک روز که امام حسن علیه السلام را سوار بر مرکب دید، زبان به ناسزا گشود و با صدای بلند به لعن و نفرین آن حضرت پرداخت؛ اما امام در برابر این یاوه گویی ها سکوت کرد. وقتی مرد شامی به سخنان زشت و ناپسندش پایان داد، امام حسن علیه السلام نزد او رفت و لبخند زنان سلام کرد و مهربانانه فرمود: «جناب آقا! به گمانم (در این شهر) غریبی و گویا سوء تفاهمی پیش آمده است. اگر بخواهی خشوندت کنیم، چنین می کنیم و اگر چیزی بخواهی به تو می دهیم و اگر راهنمایی بخواهی راهنماییت می کنیم و اگر در بردن بار یاری بجویی، بارت را می بریم و اگر گرسنه باشی سیرت می کنیم و اگر بی لباس باشی لباست می دهیم و اگر نیازمند باشی ثروتمندت می سازیم و اگر فراری باشی پناهت می دهیم و اگر حاجتی داشته باشی آن را برآورده می کنیم. حالا خوب است اسباب و وسائلت را برداری ونزد ما بیایی و تا هنگام رفتنت (از مدینه) مهمان ما باشی که این برای تو بهتر است؛ زیر ما خانه ای بزرگ و آبرو و احترامی زیاد و مالی فراوان داریم (و به خوبی می توانیم از تو پذیرائی کنیم)»
مرد شامی از شنیدن این سخنان محبت آمیز و جوانمردانه درگرگون شد و از برخورد نادرستش پشیمان گشت و در حالی که از ندامت می گریست گفت: «گواهی می دهم که تو جانشین خدا در زمینی. خدا بهتر می دانست که رسالت خویش را به عهده چه کسی قرار دهد. تو و پدرت علی منفورترین مردم نزد من بودید و اکنون محبوب ترین مردم نزد من هستید».
آنگاه دعوت امام علیه السلام را پذیرفت و تا وقت رفتنش مهمان آن حضرت بود.*


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/17488719637569328052.gif
بحارالانوار، ج 43، ص 344

معز الاولیاء
۱۳۹۱/۰۵/۱۴, ۰۸:۰۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/17488719637569328052.gif


پسر فاطمه! یکی از شرایط صلح امام حسن علیه السلام با معاویه آن بود که معاویه نباید یاران و اصحاب امام را مورد آزار و اذیت قرار دهد. اما بر خلاف این شرط، «زیاد»، مأمور سنگدل معاویه، خانه «سعید بن سرح»، از اصحاب امام حسن علیه السلام را ویران کرد، خانواده اش را به اسارت گرفت و دارائی او را به غارت برد.
«سعید بن سرح» از دست «زیاد» فرار کرد و به امام حسن پناه آورد. آن حضرت نامه ای به «زیاد» نوشت و برای نجات جان سعید مطالبی را به وی گوشزد کرد. او نیز به نامه امام پاسخ داد و نامه خود را این گونه آغاز کرد: «از زیاد پسر ابوسفیان به حسن پسر فاطمه».
در میان عرب چنین مرسوم بود که افراد را به پدرشان نسبت می دادند مثلاً می گفتند: حسن پسر علی. اگر کسی را به مادرش نسبت می دادند، این کار نوعی توهین به حساب می آمد و کنایه از نامعلومی پدر وی بود. «زیاد» هم برای اهانت به امام حسن علیه السلام در نامه خود حضرت را «پسر فاطمه» خطاب کرد. بعد هم چنین نوشت: «نامه تو به دستم رسید که در آن نام خودت را پیش از نام من نوشته بودی در حالی که تو از من تقاضا داری. ضمناً فرمانروا و حاکم منم و تو جزو رعیتی».
امام حسن علیه السلام که نامه را خواند، از غرور مضحک و رفتار جاهلانه زیاد لبخندی زد و نامه را برای معاویه فرستاد. معاویه هم نامه ای برای زیاد نوشت و به او دستور داد که کاری به کار سعید بن سرح نداشته باشد و برادر و زن و فرزند او را آزاد کند و اموالش را به وی بازگرداند و خانه ویران شده اش را نیز دوباره بسازد. در پایان نامه هم نوشت: «اما دیدم در نامه خود حسن را به مادرش نسبت داده بودی نه به پدرش. مادر او دختر رسول خداست. اگر عقلت می رسید، می فهمیدی که تو با این کار بیشتر مایه افتخار حسن را فراهم ساخته ای (زیرا او را به دختر پیامبر و در حقیقت به خود پیامبر منسوب کرده ای)».*


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/17488719637569328052.gif
بحارالانوار، ج 44، ص 104

╫❀نیایش❀╫
۱۳۹۱/۰۵/۱۴, ۰۸:۳۹
مژده میلاد


http://susawebtools.ir/img/gallery/linepic/440.gif


ماه میهمانی خدا به نیمه رسیده است؛ ماهی که فرشتگان، دسته دسته بین زمین و آسمان در رفت و آمدند و هاله‌های نور اهل ایمان را بالا می‌برند، و هوا عطرآگین بال آنهاست.

ناگهان، صدای هلهله‌ای به گوش می‌رسد. صدای تسبیح؛ صدای شور و نشاط عرشیان.

نوری متولد می‌شود که از عرش تا فرش ر می‌گسترد و جلوه حضور این نور آسمانی، در خاندان وحی رخ می‌نماید.

آری، امشت خانه علی(ع) و فاطمه(س) غرق در شادی
تولد نخستین فرزند است.

امشب تجلی حسن ازلی است که در چهره دلگشای چهارمین معصوم، حسن بن علی(ع) نمایان می‌شود و با آمدنش، جان‌ها را صفایی دیگر می‌بخشد.

مقدمش مبارک.

مژده ای دل نور چشم مرتضی آمد خوش‌آمد

شام میلاد امام مجبتی آمد خوش آمد

غم مخور ای دل که در ماه دعا و استجابت

بهر تأثیر دعا، روح دعا آمد خوش آمد


http://susawebtools.ir/img/gallery/linepic/440.gif


نرگس کاملی

raz72
۱۳۹۱/۰۵/۱۴, ۱۴:۲۸
http://up.m4i.ir/up/13440558791.gif
http://hassanmojtaba.persiangig.com/6.gif
السلام عليك يا ابامحمد حسن بن علي ايها المجتبي
يابن رسول الله يا حجة الله علي خلقه يا سيدنا و مولانا
انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بك الي الله
و قدمناك بين يدي حاجاتنا يا وجيهاً عندالله اشفع لنا عند الله
http://up.m4i.ir/up/13440558793.gif
قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبى عَلَيْهِ السَّلام :

يَا ابْنَ آدْم! عَفِّ عَنِ مَحارِمِ اللّهِ تَكُنْ عابِداً،
وَ ارْضِ بِما قَسَّمَ اللّهُ سُبْحانَهُ لَكَ تَكُنْ غَنِيّاً،
وَ أحْسِنْ جَوارَ مَنْ جاوَرَكَ تَكُنْ مُسْلِماً،
وَ صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ
ما تُحبُّ أنْ يُصاحِبُوكَ بِهِ تَكُنْ عَدْلاً.

امام حسن مجتبي (عليه السلام) فرمود:

اى فرزند آدم!
نسبت به محرّمات الهى عفيف و پاكدامن باش
تا عابد و بنده خدا باشى.
راضى باش بر آنچه كه خداوند سبحان برايت
تقسيم و مقدّر نموده است، تا هميشه غنى و بى نياز باشى.
نسبت به همسايگان،دوستان و همنشينان خود نيكى واحسان نما
تا مسلمان محسوب شوى.
با افراد (مختلف) آنچنان بر خورد كن
كه انتظار دارى ديگران همانگونه
با تو بر خورد نمايند.
--------------

التماس دعا

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۵/۱۵, ۱۳:۴۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/81779898329245464182.gif





ستاره‏ های سو سو زن، در آسمان رمضان،
نشسته بودند و ماه کاملِ درخشنده را تحسین می‏کردند.
ناگاه، بارقه‏ای از زمین به پشت آسمان درخشیدن گرفت.

از آن بالادست دور، از آن ملکوت اوج گرفته،
ستاره‏ها دیدند که در زمین،
ماه نورسیده‏ای در قنداقه متبرکش؛
به سمت آسمانیان لبخند می‏زند

دیدند که آغوش فاطمه،
شکلی مادرانه به خویش گرفت
و آن ماه منیر را به سینه فشرد
و دیدند که مهتاب، از شرم آن رخساره روشن،
سر در ابرها فرو کرد.
خدایا! این چه شبی است
که جای آسمان و زمین عوض شده...
که ماه در زمین نشسته و به سمت آسمان،
رخساره نشان می‏دهد!
ستاره‏ها، از تلألؤ خود دست کشیدند
و مبهوت به تماشا ماندند و حسرتی ممنوع،
سرا پایشان را فراگرفته است؛

حسرتی به رنگ یک آرزو؛
آرزویی که زیر لب زمزمه می‏کرد:
ای کاش من ستاره این ماه سپیدبخت بودم
و اطراف او، در طوافی ابدی سو سوی خویش را
شب و روز عرضه می‏کردم.

سلام بر اقیانوس کرامت!
سلام بر لحظه‏هایی که تو را آوردند!
سلام بر آغوش «کوثر»،
که با رسیدن تو مادرانه شد!

سلام بر لبخند سرافراز علی علیه‏السلام ،
که در طلوع تو اتفاق افتاد!
سلام بر لب‏های رسول اللّه‏ که میلاد تو را
به درگاه پروردگار، سبحه گفت و نام یگانه ‏ات را
از دست جبرئیل گرفت و در گوش عصمتت زمزمه کرد!

سلام بر تو، امامتِ فردای پس از علی!
سلام بر تو، شباهتِ بی ‏شائبه محمدی!
سلام بر اقیانوس کرامت و سخاوتی که
از دامان «کوثر» و «ابوتراب» برخاسته
و مقدر است که در روزگارانی نه چندان دور،
وارث تمام صبر فاطمی و عدل علوی،
در زمانه بی‏ حیدر،امیرالمؤمنین باشد
و زخم‏ها و طعنه ‏های روزگار را
جز به سکوت، پاسخی بر زبان نیاورد!

به بهشت، منسوبی
گهواره‏ای معصوم،
گوش به لالایی مادرانه زهرا سپرده است
و خواب روزگاران در راه می‏بیند.
تاریخ، پشت سر این گهواره ایستاده
و چشم ‏انتظار قد کشیدن اوست،
تا کریم اهل بیت علیهم‏السلام
و سفره اطعام همیشگی مدینه را
با چشم‏های خویش ببیند؛
تا دستان صلح عدالت را نظاره‏ کند
که در ازدحام بیعت‏های شکستنی،
تنها به جا می‏ماند و با شمشیر فرو خفته در نیام،
با شمشیر خون نریخته، تزویر کفر را برملا می‏کند.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/78957302240888756352.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۵/۱۵, ۱۴:۰۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70329611242172341718.gif


آه، ای فرزند نهج البلاغه و فدک؛
ای نواده قرآن و شق‏ القمر؛
ای برادر کربلا و عطش!

با این همه قرابت و خویشاوندی،
با این همه سلسله‏ وار عزت
که تو را از هر سو در برگرفته،
تو از هر طرف به بهشت منسوبی،
با تو، تمام مسیرها،
به ابدیت بهشت می‏رسند.


مجتبای هستی!
حتی اگر شبیه‏ترین به رسول اللّه‏ نباشی،
حتی اگر پای پیاده خویش را بیست و پنج بار
در بیابان‏ها به طواف کعبه نبری،
باز هم دست عطای بی ‏منتهایی
و امام حلم سر به فلکی که دشنام بیگانه را به لبخند،
آغوش می‏گشاید و بر سفره کرامت می‏نشاند.

سرآغاز سلاله زهرا، خوش آمدی!
تو فرزند علاقه دو عصمت بی‏پایانی؛
مظلوم مضاعف تاریخ که در پس نامش،
سکوت و خون‏جگری نهفته است.

نامت، کبوتر سپیدی است
که با شاخه‏ ای از زیتون،
به نظاره تاریخ ایستاده.

بر بلندای قرن‏های جبر و ستمگری،
کاش بشر، با دست‏های صلح تو
برای همیشه بیعت کنند.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/87948777699253881435.gif

*عرفانی*
۱۳۹۲/۰۵/۰۲, ۰۱:۲۶


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1818379ypm1wty9d4.gif
‏سيماى شكوهمند





امام مجتبى عليه‏السلام شباهت بسيارى به رسول خدا صلي‌الله‏ عليه‏ و ‏آله ‏و سلم داشت. شايد در همان روزهاى آغازين حيات مباركش بود كه پيامبر خاتم صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله‏ با نظاره جمال و كمال او فرمود: «أشبهتَ خَلقى و خُلقى10؛ تو از لحاظ آفرينش و خوى (صورت و سيرت) مانند من هستى.»
اين سخن مى‏تواند بيانگر لياقت، شايستگى و تربيت صحيح امام مجتبى عليه‏السلام باشد. شخصيت ممتازى كه بعدها مى‏بايست براى احراز منصب الهى «امامت» ـ كه همان وراثت و خلافت پيامبر اكرم و جانشينى وصى او است ـ برگزيده شود.
‏ابن صبّاغ مالكى در كتاب «الفصول المهمّة» چهره شكوهمند امام مجتبى عليه‏السلام را اين گونه به تصوير كشيده است:
‏‏«امام ابومحمد الحسن بن على، رنگى سپيد آميخته با سرخى داشت. ديدگانش درشت و سياه، گونه‌هايش هموار، موى وسط سينه‏اش نازك، موى ريشش انبوه، پشت گوشش پر مُو، بينى‏اش كشيده و برّاق همچون شمشيرى از نقره، مفاصلش درشت و شانه‏هايش از يكديگر دور، بود.
‏انسانى متوسّط القامه و مليح بود. نيكوترين صورت را داشت. با رنگ سياه خضاب مى‏كرد. مويش پر چين و كوتاه، و قامتش رسا بود.»
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1818379ypm1wty9d4.gif

nasrinn
۱۳۹۲/۰۵/۰۲, ۰۸:۲۳
....امام حسن مجتبی علیه السلام....

«إِنَّمَا الْخَلیفَةُ مَنْ سارَ بِسیرَةِ رَسُولِ اللّهِ(صلى الله علیه وآله وسلم) وَ عَمِلَ بِطاعَةِ اللّهِ وَ لَعَمْرى إِنّا لاََعْلامُ الْهُدى وَ مَنارُ التُّقى.»

http://www.beytoote.com/images/stories/fun/fu453.jpg

خلافت فقط از آنِ كسى است كه
به روش رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)برود
، و به طاعتِ خدا عمل كند،
و به جان خودم سوگند كه ما اهل بیت نشانه هاى هدایت و جلوه هاى پرفروغ پرهیزگارى هستیم.

nasrinn
۱۳۹۲/۰۵/۰۲, ۰۹:۱۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_Untitled-17.png


اوصاف حسن(ع) به هر زبان بایدگفت

مدحش به عیان و در نهان باید گفت

میلاد امام مجتبی(ع) را امشب

تبریک به صاحب الزمان (عج)باید گفت


:Rose::Rose::Rose::Rose: میلاد کریم اهل بیت بر عاشقان مبارک:Rose::Rose::Rose::Rose:


:Rose:عاشقان عیدتان مبارک :Rose:

nasrinn
۱۳۹۲/۰۵/۰۲, ۰۹:۱۷
:Rose::Rose::Rose:عزیزان http://www.roozmenu.com/images/smilies/pack01/53.gifhttp://www.roozmenu.com/images/smilies/pack01/53.gifhttp://www.roozmenu.com/images/smilies/pack01/53.gif

ختم قران برا مولا امام حسن مجتبی (ع) کریم اهل بیت و مظلوم امامام رو براتون معرفی می کنم ::

از روز تولد امام حسن مجتبی (15 ماه مبارک رمضان ) یعنی امروز تا روز شهادتشون (یعنی 28 صفر یا 10 دی ماه )قران رو ختم کنید
فرقی نمی کنه روزی چه مقدار بخونید
فقط هر روز باید خونده بشه که توی حدود محدوده ختم شه

نیت میکنید ختم قران رو و هدیه میدید به اقامولا حسن(ع) و خواسته هاتون رو از ایشون می طلبید

انشاالله مولای قریبمون رو شاد کنید

انشاالله حاجت روا باشید:Gol:

nasrinn
۱۳۹۲/۰۵/۰۲, ۰۹:۲۱
http://s4.picofile.com/file/7859608060/%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_ %D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87_%D8%A7 %D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85.jpg

ميلاد حسن(ع) خسرو دين است امشب

شادي و سرور مؤمنين است امشب

از يمن قدوم مجتبي(ع) طاعت ما

مقبول خداوند مبين است امشب

*عرفانی*
۱۳۹۲/۰۵/۰۲, ۰۹:۴۳
:Rose::Rose::Rose:عزیزان http://www.roozmenu.com/images/smilies/pack01/53.gifhttp://www.roozmenu.com/images/smilies/pack01/53.gifhttp://www.roozmenu.com/images/smilies/pack01/53.gif

ختم قران برا مولا امام حسن مجتبی (ع) کریم اهل بیت و مظلوم امامام رو براتون معرفی می کنم ::

از روز تولد امام حسن مجتبی (15 ماه مبارک رمضان ) یعنی امروز تا روز شهادتشون (یعنی 28 صفر یا 10 دی ماه )قران رو ختم کنید
فرقی نمی کنه روزی چه مقدار بخونید
فقط هر روز باید خونده بشه که توی حدود محدوده ختم شه

نیت میکنید ختم قران رو و هدیه میدید به اقامولا حسن(ع) و خواسته هاتون رو از ایشون می طلبید

انشاالله مولای قریبمون رو شاد کنید

انشاالله حاجت روا باشید:Gol:



طبق محاسباتم فکر کنم میشه 160 روز

:reading:

یعنی اگه روزی 3.5 صفحه خونده بشه کافیه

nasrinn
۱۳۹۲/۰۵/۰۲, ۱۰:۵۰
سلام صدفی عزیز:Gol:
درسته این مقدار متوسط قرائت هست
یه روز می تونیم بیشتر بخونیم و یا یه روز کمتر (برا مشکل و یا کاری داریم )
ولی من خودم اصلا خوندنش رو پارسال در هیچ روزی قطع نکردم
حتی با یه صفحه از قرائت
قربون اقای غریبم برم
کریم هست اگه حاجتی دارید
هم درخواست کنید
دست خالی روانتون نمیکنه
یا اقای غریبم
که بین مسلمونا هم غریبی

nasrinn
۱۳۹۲/۰۵/۰۲, ۱۱:۵۰
این مه که به بستان ولایت آمد

نوری ست که از بهر هدایت آمد

او آمده تا نور به شب ها بخشد

روح شرف و عشق به دنیا بخشد

میلاد امام حسن علیه السلام مبارک باد

http://mehrood.com/imported/2013/07/1_untitled3-1.jpg

*عرفانی*
۱۳۹۳/۰۴/۲۱, ۱۱:۱۸
آیت نور

نیمه ماه خدا ، نور خدا آمد ، خوش آمد

سبط پیغمبر ، امام مجتبی آمد ، خوش آمد



شد گلستان ، دامن زهرا ز ریحان محمد

میوه قلب علی مرتضی آمد ، خوش آمد



حجت آمد ، رحمت آمد ، مقدمش بادا مبارک

سرور آمد ، رهبر آمد ، مقتدا آمد ، خوش آمد



آن حسن خلق و حسن خوی و حسن روی و حسن موی

آیت نور خدا ، سر تا به پا آمد ، خوش آمد



نور سرمد ، پور حیدر ، جان احمد ، روح زهرا

مظهر حلم و عطا ، صدق و صفا آمد ، خوش آمد



سبط اول ، رکن دوم ، مرد سوم ، فرد چارم

نور چشم پنجم آل عبا آمد ، خوش آمد



بدر ساطع ، حلم شافع ، صبر جامع ، صلح قاطع

آن که دارد این صفات از کبریا آمد ، خوش آمد



سید رضا مؤید

*عرفانی*
۱۳۹۳/۰۴/۲۱, ۱۱:۵۸
http://noore12.persiangig.com/image/4t69ctc.gifhttp://noore12.persiangig.com/image/4t69ctc.gif


ميلادِ مسعودِ حسن بر ما مبارك
بر مادرش آن نازنين زهرا مبارك

گلزار مولانا نبي آلاله داده
بشكفتن آن لاله ي بَطحا مبارك (http://www.askquran.ir/thread23133.html)


http://noore12.persiangig.com/image/4t69ctc.gifhttp://noore12.persiangig.com/image/4t69ctc.gif






http://www.askquran.ir/thread23133.html

*عرفانی*
۱۳۹۳/۰۴/۲۱, ۱۱:۵۹
:Rose::Rose::Rose:عزیزان http://www.roozmenu.com/images/smilies/pack01/53.gifhttp://www.roozmenu.com/images/smilies/pack01/53.gifhttp://www.roozmenu.com/images/smilies/pack01/53.gif

ختم قران برا مولا امام حسن مجتبی (ع) کریم اهل بیت و مظلوم امامام رو براتون معرفی می کنم ::

از روز تولد امام حسن مجتبی (15 ماه مبارک رمضان ) یعنی امروز تا روز شهادتشون (یعنی 28 صفر یا 10 دی ماه )قران رو ختم کنید
فرقی نمی کنه روزی چه مقدار بخونید
فقط هر روز باید خونده بشه که توی حدود محدوده ختم شه

نیت میکنید ختم قران رو و هدیه میدید به اقامولا حسن(ع) و خواسته هاتون رو از ایشون می طلبید

انشاالله مولای قریبمون رو شاد کنید

انشاالله حاجت روا باشید:Gol:






طبق محاسباتم فکر کنم میشه 160 روز

:reading:

یعنی اگه روزی 3.5 صفحه خونده بشه کافیه



سلام صدفی عزیز:Gol:
درسته این مقدار متوسط قرائت هست
یه روز می تونیم بیشتر بخونیم و یا یه روز کمتر (برا مشکل و یا کاری داریم )
ولی من خودم اصلا خوندنش رو پارسال در هیچ روزی قطع نکردم
حتی با یه صفحه از قرائت
قربون اقای غریبم برم
کریم هست اگه حاجتی دارید
هم درخواست کنید
دست خالی روانتون نمیکنه
یا اقای غریبم
که بین مسلمونا هم غریبی



:reading:..

عمار رهبری
۱۳۹۳/۰۴/۲۱, ۱۷:۴۰
سلام بر مجتبای آل محمد

سلام بر مجتبای آل محمد، فرزند برومند علی و زهرا که گوهر دریای فضیلت بود.
سلام بر آن آیینه حسن ازلی که تولد فرخنده اش در آستانه شب های قدر، برکتی مضاعف بر سفره افطار و سحر روزه داران است.
سلام بر او که دل های شیعیان، با نسیم روح نواز نام زیبایش صفا می گیرد و یاد او همچون عطر بهشتی مشام جان ها را می نوازد.

سیمای تابناک سبط اکبر پیامبر، امام حسن مجتبی علیه السلام ، تجلی واقعی آفتاب تابناک جد گرامی اش، محمدمصطفی صلی الله علیه و آله است.
پیامبر گرامی اسلام با نظاره به جمال و کمال حسن، آن زاده زهرای اطهر می فرمود:
«تو در آفرینش و خلق و خوی شبیه من هستی.»

امام علی علیه السلام نیز در سخنی گران مایه فرمود:
«فرزندم حسن، شبیه ترین فرد به رسول خداست.»
خورشید عالم افروز وجود امام حسن علیه السلام درخششی شگرف داشت و فضیلت های بی کران آن بزرگ مرد تاریخ، در همه جا به روشنی جلوه می نمود.
نرگس کاملی
گنجینه های علم و عشق (http://jmaliahmad6.samenblog.com/)


http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/SbPDPjMPLbM7kFzI2XoowquKz7B3JzRffwttSugHesFTc3PY4a oxJA/s/w534/

RUYA
۱۳۹۳/۰۴/۲۱, ۲۱:۳۲
http://askquran.ir/gallery/images/5405/1_1zv8ojc.gif
سلام ای حُسن عالمتاب، ‌ای روح سحر سیما
سلام ای آیه مظلوم، ای غم، سوره زیبا

سلام ای دومین خورشید، ای روشن‌ترین امید
بتاب ای عصمت روشن، بتاب ای عصمت زیبا

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gifمیلاد نور مبارکhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/star4.gif
http://askquran.ir/gallery/images/5405/1_1zv8ojc.gif