PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : میترسم فامیلامون نذارند زندگی کنیم



حکمتی فرد
۱۳۸۹/۰۶/۰۲, ۱۶:۳۳
اوست باقی

(( این نوشته مثل همیشه نقل قول شده است ..))


میترسم فامیلامون نذارند زندگی کنیم


سلام

من با یک پسر دوستم که ۳ ساله باهاشم خیلی دوسش دارم اونم همین طور . اون ۳ سال پیش موقعی که من در اوج خرابکاری بودم باهام دوست شد. این طور بگم یک جورایی خدا اونو واسم فرستاد که منو از بدبختی نجات بده اولش خیلی بهم بی اعتماد بود و بهم خیلی شک داشت ولی به مرور زمان که منو شناخت بهم اعتماد پیدا کرد. من قبل از اینکه باهاش دوست بشم ۲تا رفیق داشتم که یکیشون فامیل اون از اب در امد به خاطر این کارم تو این شهر کوچیک خیلی پشت سرم حرف زدند چیزایی گفته بودند که وقتی شنیدم داشتم روانی می شدم. دوستم کاری کرد که تمام این حرفا تموم شد و ۲سال بعد از اون هرچی گفت گوش کردم از اول قصدش ازدواج بود و هیچ قصد دیگه ای نداشت چند بارم که خواست خواستگاری بیاد یک مشکلی پیش می اومد. اون میگه میترسم فامیلامون نذارند زندگی بکنیم چون یکی از دوست های قبلی من فامیلشون بوده خلاصه اینکه من خیلی اونو می خوام چون منو از بدبختی نجات داده ولی دیگه نمیدونم چه کارکنم نمی تونیم قید همدیگه رو بزنیم.

جواب :

سلام

من فکر می کنم ترس ایشون از این باشه که بعد ازدواج این قدر توی گوشش بخونن تا از شما زده بشه و زندگیتون به هم بخوره، به نظر من برای اینکه ترسش برطرف بشه باید چند کار انجام بده:

اول اینکه : به خودش مراجعه کنه ببینه علت اینکه با وجود سابقه دوستی شما با دیگری، شما رو برای ازدواج انتخاب کرده چیه آیا علتش عشقه یا دلیل منطقی در این زمینه داره، اگه دید که انتخابش روی عشق زودگذر نبوده و شما رو با عقلش قبول کرده و دلایل خوبی هم در این زمینه داره – مثل اینکه به این نتیجه رسیده باشه که شما تمام تناسبهای لازمه برای زندگی با اونو داری ولی مثل همه کسایی که اشتباه می کنن شما هم بخاطر شرایطی که داشتی یه زمانی خطا کردی و بعدش هم توبه کردی پس وقتی خدا تو رو می بخشه چرا اون نبخشه و تو رو گنهکار بدونه – بدونه که بعدا توان مقاومت در برابر بدگویی ها رو خواهد داشت و هر چقدر دلیلی که برای انتخاب شما داره از نظر عقلی محکم تر باشه در برابر سعایتهای دیگران مقاومتش بیشتر خواهد بود

دوم اینکه : در مورد گذشته شما همه چیز رو بدونه و موردی که نمی دونه وجود نداشته باشه چون در غیر این صورت اگه خطایی رو که نمی دونه بهش بگن تاب مقاومت نخواهد داشت و به هم می ریزه

سوم هم اینکه : خودشو برای شنیدن بدگویی دیگران آماده کنه و حتی جواب مناسب برای حرفای احتمالی اونا مهیا کنه
بنا بر این در صورتی که ایشون تمام گذشته شما رو بدونه و دلیل عقلانی خوبی هم برای قبول شما داشته باشه و خودشو هم آماده جوابگویی کنه ان شاء الله مشکلی برای شما پیش نخواهد امد

موفق باشید

منبع: http://fekrejavan.ir/3416.html (http://fekrejavan.ir/3416.html)