PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : سوالی در مورد میرزا آقا خان کرمانی.



ذوالقرنین
۱۳۸۹/۰۶/۱۰, ۲۲:۲۵
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام دوستان.
امیدوارم که همیشه خوب و سلامت باشین.
در شبهای عزیز برای ما هم دعا کنید.
با مطلبی در سایتی مواجه گشتم که برایم بسیار سوال شد.
اینجا مطلب را ارسال میکنم تا دوستان راهنمایی ام کنند و در این مورد توضیحاتی بدهند.
متشکرم.

به قول میرزا آقا خان کرمانی:

اگر یک جلد کتاب از 24 جلد کتاب بحار الانوار علامه مجلسی را در هر کشوری انتشار بدهند ، دیگر امید نجات برای آن ملت کم است . حالا تصور کن که هرگاه 24 جلد از این کتاب در میان ملتی منتشر شود !

محض ازدیاد بصیرت, یکی از حدیث های مهم این بحارالانوار را نقل می کنم که مُشت نمونه خروار باشد .
علی علیه السلام در غزوه صفین ، قصد عبور از نهر فرات را داشت ولی معبرش معلوم نبود . به نصیر بن هلال فرمود برود کنار فرات ، واز طرف من ماهیی به نام کرکره را صدا کن ، و از او محل عبور را بپرس . نصیر اطاعت نمود و بر کنار فرات آمد و فریاد برآورد که یا کرکره ، بالفورهفتاد هزار ماهی سر از آب بیرون آوردند ، لبیک لبیک ، چه می گویی ؟
نصیر جواب داد ، مولایم معبر فرات را می خواهد ، هفتاد هزار ماهی آواز برآوردند که ما همه کرکره نام داریم ، بگو این شرف در حق کدامیک مرحمت شده است تا اطاعت کنیم . نصیر برگشت و ماجرا را به عرض مولایش علی رسانید .
فرمود ، برو کرکرة بن صرصره را بخوان . برگشت و ندا داد . این بار شصت هزار ماهی سر برآوردند که ما کرکرة بن صرصره هستیم ، این عنایت در حق کدام شده است ؟
نصیر برگشت و پرسید . فرمودند ، برو کرکرة بن صرصرة بن غرغره را بخوان . نصیر بازگشت و چنین کرد . این بار پنجاه هزار ماهی و ماجرای پیشین تکرار شد .
برگشت و مولا گفت : برو کرکرة بن صرصرة بن غرغرة بن دردرة را بخوان . تا اینکه در دفعه هشتم که فریاد برآورد ، ای کرکرة بن صرصرة بن غرغرة بن دردرة بن جرجرة بن عرعرة بن مرمرة بن فرفرة !
آن وقت ماهی بسیار بزرگی سر از آب برآورد و قاه قاه خندید که ای نصیر ، به درستی که علی ابن ابیطالب با تو مزاح فرموده است ، زیرا او خودش همه راه های دریا و معبر ها و دجله ها را از ماهیان بهتر میداند ، ولی اینک به او بگو که معبر فرات آنجا است .
نصیر برگشت و صورت حال را عرض کرد .
حضرت فرمودند ، آری من به همه راه های آسمانها و زمین آگاهم . پس نصیر صیحه زده غش کرد . و چون به هوش آمد فریاد برآورد ، شهادت میدهم که تو همان خدای واحد قهاری . و آنگاه حضرت فرمود . چون نصیر کافر به خدا شده ، قتلش واجب است . آنگاه شمشیر از غلاف کشید و گردنش را بزد .
( حدیثی در بحارالانوار علامه مجلسی معتبرترین و بزرگترین منبع مذهبی شیعیان )


اول اینکه واقعا این مطلب راسته؟
دوم منظور میرزا آقا خان کرمانی از این گفته چیه؟
سوم لطفا یکم این مطلب را باز کنید من که خیلی گیج شدم.
مثلا چرا امام علی این صحبتها را کرده؟

خیلی ممنون میشم.
التماس دعا.

jahangardkocholo
۱۳۸۹/۰۶/۱۱, ۱۳:۱۳
با سلام خدمت شما دوست گرامی
مطالب زیر در مورد علامه مجلسی است که خالی از لطف نیست اگر شما بررسی نمایید
علامه مجلسی(ره) و کسانی که همانند ایشان بوده و هستند، دارای دو گونه کار در زمینه احادیث اند: 1- گردآوری و طبقه بندی، 2- نقد و بررسی. کسی که اندک اطلاعی در مورد آثار علامه مجلسی(ره) داشته باشد به آسانی در می یابد که روش آن مرحوم در بحارالانوار گردآوری و طبقه بندی بوده است. کاری که هر محققی در آغاز کار تحقیق باید به آن بپردازد. کار علامه مجلسی در زمان خود کار بسیار لازم و ضروری بوده است؛ چرا که شیعه قرن ها در تحت فشار دستگاه های حکومتی بوده و از همین رو بسیاری از احادیث و آثار آن نابود شده بود و یا در خطر نابودی قرار داشت. بقای کتاب و حدیث نیز در آن زمان به نوشتن و انتشار دستی وابسته بوده است. ازاین رو اگر کتابی نوشته نمی شد واز روی آن نسخه های متعدد منتشر نمی گردید، از بین می رفت؛ چنان که آثار فراوانی از بزرگان عالم اسلام به همین دلیل و به دلیل حوادث و پیشامدها، از بین رفته است. علامه مجلسی(ره) در روزگار کوتاهی که فرصتی برای شیعه پدید آمده بود (نسبت به تاریخ اسلام) همت نهاد و کتاب های رو به نابودی شیعه را از اقصی نقاط عالم اسلام گردآوری و به طبقه بندی احادیث و تبویب آنها همت گماشت، حاصل این کار مجموعه گران قدر «بحارالانوار» و نیز «عوالم بحرانی» است. شأن محقق در مرحله تتبع تنها گردآوری است؛ اما علامه مجلسی(ره) چهره دیگری دارد که آن چهره نقد و بررسی است. کتاب شریف «مرآة العقول» - که شرح و نقد علمی ودقیق کتاب گران قدر کافی است - این جایگاه علامه را به روشنی آشکار می سازد. متأسفانه برخی که از وادی تحقیق دورند، تنها یک چهره کار را دیده اند؛ گرچه آن نیز در جای خود کاری لازم و ضروری بوده است (گردآوری) و اگر بنا باشد محدث روایاتی را که فقط به نظر او صحیح می رسد گردآوری کند، این کار عوارض بسیار نامطلوبی را در پی خواهد داشت: اولاً، بسیاری از احادیث به دلیل عدم نقل (به ویژه در گذشته ها) متروک و محجور می ماند و کم کم از بین می رفت. ثانیاً، نظر محدث نوعاً نظری است اجتهادی که بر طبق مبانی خود آن را برمی گزیند. چه بسیار مواردی که محدثی حدیثی را صحیح می داند ولی محدث دیگر بر طبق ادله آن را رد می کند و برعکس. بنابراین حذف روایات، بستن راه تحقیق به روی دیگران است. چه بسا امروز حدیثی فهمیده نشود؛ ولی فردا همان حدیث راه گشای آیندگان باشد و... و یا با نقطه نظرهای اجتهادی تازه، راه برای اثبات صحت سند آن فراهم گرددکتاب بحارالانوار توسط حضرت آیة اللّه محمد باقر بهبودی و آیت اللّه عبدالرحیم ربّانی شیرازی , باهمکاری جمعی از علما تصحیح شده است . البته خود صاحب کتاب (ره ) می گوید: , ولی این بدان معنا نیست که تمام روایات و مطالب این کتاب شریف صحیح و موثق باشد. خود صاحب کتاب , مرحوم علامهء مجلسی نیز در بعضی مواضع کتاب بدان اعتراف دارد. در حقیقت این کتاب همان طور که از اسمش پیدا است , دائرةالمعارف بزرگی است که ازاصول تا فروع دین و موضوعات مختلف دیگر در آن به طور مفصل بحث شده استhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/01.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif

Enerji
۱۳۸۹/۰۶/۱۱, ۱۳:۲۶
گرامی باد یاد و نام میرزا آقاخان کرمانی

jahangardkocholo
۱۳۸۹/۰۶/۱۱, ۱۳:۳۴
در ادامه باید منابعی که ایشون استفاده کردند را هم یادآور بشوم
لازم به ذکر است که ایشان با دقت وسواس بسیار به اعتبار و عدم اعتبار منابع خویش می‌نگریست. وی در فصل دوم از مقدمه بحار بحثی مفصل در اعتبار منابع و نسخه‌های کتب آورده است،از جمله اینکه: بسیاری از این کتب انتسابشان به مؤلفین بسیار مشهور است به طوری که علامه نیازی به بحث پیرامون اعتبار آنها ندیده است. برخی مانند احتجاج و غررالحکم که اسناد روایان را حذف کرده‌اند چون روایاتشان مطابق دیگر کتب بوده معتبر دانسته شده‌اند. از کتبی مانند عوالی اللالی و تنبیه الخواطر که روایات شیعه و سنی را مخلوط کرده‌اند بسیار کم استفاده شده. روایات برخی کتب همچون کتاب قاضی نور الله شوشتری چون در منابع مشهورتر عینا آمده از آن منابع نقل شده است.
از کتابهای مصباح الشریعه و دیوان امام علی علیه السلام بسیار کم نقل شده، چرا که سند ندارند و شباهت آنها به کلام معصوم علیه السلام کم است. علامه صحیح ترین و معتبرترین نسخه ها را در حد امکان به دست آورده، بنابر این شهامت به صحت اعتبار مصادر مورد استفاده‌اش در بحار داده است. البته این به معنی قبول تمام روایات آن کتب نیست چنان که علامه نیز گاهی در بیانهای خویش به ضعف برخی روایات اشاره دارد.

jahangardkocholo
۱۳۸۹/۰۶/۱۱, ۱۴:۰۹
خوب الان این بحث را بررسی میکنیم.شما نیمه پر لیوان را دیدی یا نیمه خالی لیوان.شاید منظور ایشون این بوده که شاید یک جلد از اون قابل فهم نیست و باید کلیه مطالبش را خوند تا بهتر قابل بررسی باشه.در ضمن شما نمیدونم میدونید یا نه ولی برادر آقا خان نوری از فرقه علی ولی اللهی بودند و همین نشون میده که ایشون دیگه باید پیرو علی باشند نه به استهزا بگیرند.در ضمن داستانهای زیادی است که به عقل ما انسانها شاید مسخره باشد اما حقیقت دارد نمونه بارز آن اصحاب کهف داستان حضرت ابراهیم و خیلی داستانهای دیگر.
در مورد مرگ نصیر هم چون کفر ورزیده حکمی که جاری شده درسته

jahangardkocholo
۱۳۸۹/۰۶/۱۱, ۱۴:۱۸
*قال مولانا امیر المومنین علیُ (ع) : هَلَکَ فیَّ رَجُلانِ : مُحِبُّ غال و مُبغِضُ قال ( نهج البلاغه ، حکمت 117 )



*مولای ما امیر المومنین علی (ع) فرمود: دو تن بخاطر من به هلاکت رسیدند : دوست افراط کننده و دشمن دشنام دهنده .

این کلامی که در نهج البلاغه امام علی علیه السلام آمده بینش امام را نسبت به پیدایش گروههای در آینده اسلامی ترسیم و تصویر کرده اند ، امام 2 گروه را درباره خود به قضاوت درباره خویشتن اهل هلاکت خواند ، گروهی که در حق امام علیه السلام کوتاه آمدند ، آنانیکه آنچه را که امام از فضائل داراست بیان نکردند و کتمان کردند و منکر فضائل و مناقبی که خداوند در امام نهاده بود شدند ، عده ای هم در این جهت قضیه که در مورد حضرت علی علیه السلام دچار افراط شدند و آنچه را که در حد امام نبود به ایشان نسبت دادند .
شاخصه گروه اول این است که در مورد شخصیّت امام ،کوتاه آمدند و شاخصه گروه دوم این است که راه افراط را در پیش گرفتند ، مصداق عینی گروه اول وهابیون و مصداق گروه دوم انواع فِرَق صوفیه هستند .(و خصوصا فرقه مورد بحث ما یعنی اهل حق ،یارسان یا علی اللهی ها )

Angel1943
۱۳۸۹/۰۶/۱۱, ۱۶:۴۱
درود.
میرزا آقاخان کرمانی از کسانی است که فکر نمیکنم یاد آنها در این سایت چندان به مزاق بعضی از دوستان خوش بیاید!
میرزای کرمانی اگر به خیانت ملقب نشود از بزرگان مشروطه و در کل از پرچمداران نهضت روشنفکری ایران است.نهضتی که در ظاهر از خانه های فراموشی پا گرفت.
میرزا اقبال همولایتیی خویش را نداشت و متاسفانه تاریخنویسان متعصب بسیار بر وی و امثال وی به جفا تاخته اند.
گناهشان بر گردن خودشان...

خالد بن ولید
۱۳۸۹/۰۶/۱۱, ۱۶:۴۵
علامه مجلسی(ره) و کسانی که همانند ایشان بوده و هستند، دارای دو گونه کار در زمینه احادیث اند: 1- گردآوری و طبقه بندی، 2- نقد و بررسی. کسی که اندک اطلاعی در مورد آثار علامه مجلسی(ره) داشته باشد به آسانی در می یابد که روش آن مرحوم در بحارالانوار گردآوری و طبقه بندی بوده است. کاری که هر محققی در آغاز کار تحقیق باید به آن بپردازد. کار علامه مجلسی در زمان خود کار بسیار لازم و ضروری بوده است؛ چرا که شیعه قرن ها در تحت فشار دستگاه های حکومتی بوده و از همین رو بسیاری از احادیث و آثار آن نابود شده بود و یا در خطر نابودی قرار داشت. بقای کتاب و حدیث نیز در آن زمان به نوشتن و انتشار دستی وابسته بوده است. ازاین رو اگر کتابی نوشته نمی شد واز روی آن نسخه های متعدد منتشر نمی گردید، از بین می رفت؛ چنان که آثار فراوانی از بزرگان عالم اسلام به همین دلیل و به دلیل حوادث و پیشامدها، از بین رفته است. علامه مجلسی(ره) در روزگار کوتاهی که فرصتی برای شیعه پدید آمده بود (نسبت به تاریخ اسلام) همت نهاد و کتاب های رو به نابودی شیعه را از اقصی نقاط عالم اسلام گردآوری و به طبقه بندی احادیث و تبویب آنها همت گماشت، حاصل این کار مجموعه گران قدر «بحارالانوار» و نیز «عوالم بحرانی» است. شأن محقق در مرحله تتبع تنها گردآوری است؛

دوست گرامی در مورد اینکه هر محقق تاریخی اگر بخواهد که منابعش را تامین کند لازم است که هر چه موجود است را گرد آوری کند ، حق با شما ست و درستش هم این است اما زمانیکه شما اینهمه اسناد و اقوال مشکوک و محیر القول و سفیهانه ای که یکی از آنان در اینجا نقل شد را جمع می کنید ، نام بحار الانوار را بر آن نمی نهید چرا که بسیاری از آنها مملو از ظلمات و تاریکی ها و خبائث است !

ایشان با گذاشتن این نام بر این کتاب متوجه نشد که دارد ناخود آگاه تمام محتویاتش را تایید می کند !


اشکال اینجاست !

jahangardkocholo
۱۳۸۹/۰۶/۱۱, ۱۶:۵۸
دوست گرامی در مورد اینکه هر محقق تاریخی اگر بخواهد که منابعش را تامین کند لازم است که هر چه موجود است را گرد آوری کند ، حق با شما ست و درستش هم این است اما زمانیکه شما اینهمه اسناد و اقوال مشکوک و محیر القول و سفیهانه ای که یکی از آنان در اینجا نقل شد را جمع می کنید ، نام بحار الانوار را بر آن نمی نهید چرا که بسیاری از آنها مملو از ظلمات و تاریکی ها و خبائث است !

ایشان با گذاشتن این نام بر این کتاب متوجه نشد که دارد ناخود آگاه تمام محتویاتش را تایید می کند !



اشکال اینجاست !

با سلام
بله حق با شماست
اما اگر اجازه بدهید من این حدیث را پیدا کنم و بررسی نمایم.
بخاطر اینکه من چندین نوع از این حدیث را دیدم

خالد بن ولید
۱۳۸۹/۰۶/۱۱, ۱۷:۰۳
شاید بهتر بود که نامی دیگر مانند : "اقوال الائمه " احادیث و الروایات " و قس علیهذا بر آن می گذاشت !

صهبا سروش
۱۳۸۹/۰۶/۱۲, ۱۰:۱۵
خوب الان این بحث را بررسی میکنیم.شما نیمه پر لیوان را دیدی یا نیمه خالی لیوان.شاید منظور ایشون این بوده که شاید یک جلد از اون قابل فهم نیست و باید کلیه مطالبش را خوند تا بهتر قابل بررسی باشه.در ضمن شما نمیدونم میدونید یا نه ولی برادر آقا خان نوری از فرقه علی ولی اللهی بودند و همین نشون میده که ایشون دیگه باید پیرو علی باشند نه به استهزا بگیرند.در ضمن داستانهای زیادی است که به عقل ما انسانها شاید مسخره باشد اما حقیقت دارد نمونه بارز آن اصحاب کهف داستان حضرت ابراهیم و خیلی داستانهای دیگر.
در مورد مرگ نصیر هم چون کفر ورزیده حکمی که جاری شده درسته

دوست گرامی جمله ی دوم میرزا یادتان رفت ایشان هر 24 جلد این کتاب را مایه ی گمراهی دانستند.

jahangardkocholo
۱۳۸۹/۰۶/۱۲, ۱۲:۲۷
دوست گرامی جمله ی دوم میرزا یادتان رفت ایشان هر 24 جلد این کتاب را مایه ی گمراهی دانستند.
با سلام خدمت شما دوست گرامی
من گفتم که شاید با خواندن یکی باعث گمراهی شویم و احتیاج باشه تا 24 جلد را بخوانیم و از گمراهی نجات پیدا کنیم و در ضمن اگر زحمتی نیست شما یه تحقیقی بکنید و ببیند بحارالانوار چند جلده تا با هم بررسی کنیم صحبت شما و دوستان بزرگوار رو؟
موفق باشید
یا حق

ذوالقرنین
۱۳۸۹/۰۶/۱۲, ۱۳:۰۴
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام دوستان.
از پاسخهای زیبای شما کمال تشکر را دارم.
خوب صحبت شما درسته اما این جمله ی زیر:
حالا تصور کن که هرگاه 24 جلد از این کتاب در میان ملتی منتشر شود !
به نظر من داره از این کتاب انتقاد میکنه یا اینکه آن را قبول نداره.

سوالات دیگر: چرا امام علی که خودش راهها را میدانست چند بار اون شخص را پشت سر هم فرستاد تا از آن ماهی سوال کند؟
بعد هم چرا یکبار اسم کامل آن ماهی را نگفت؟
در مورد حکم و مجازات افراد ی که کافر میشوند اطلاعاتی ندارم اما خوب امام علی (ع) نمیتونست یکم باهاش صحبت کنه و امر به معروفش کنه تا آن فرد از نظرش برگرده و به خدای واحد ایمان بیاره؟
البته خوب این را هم قبول دارم که خیلی از اعمال و رفتارهای امامان برای ما قابل فهم نیست و نمیتونیم به حقیقت آن رفتارها دست پیدا کنیم.
ببخشید که این سوالات را میکنم ولی احساس میکنم که در هر باری که امام علی (ع) آن شخص را برای سوال نزد ماهی ها میفرستاده یه حکمت و نکته ای قرار گرفته میخوام اون نکته را به دست بیارم.
منتظر پاسخهای زیبای شما هستم.
متشکرم.
التماس دعا.

ذوالقرنین
۱۳۸۹/۰۶/۱۲, ۱۳:۱۰
بسم الله الرحمن الرحیم.
یه نکته ای الان به ذهنم رسید گفتم بگم شاید بحث را بهتر بشه هدایت کرد.
فکر میکنم اول باید ببینیم منظور ایشان از کلمه ی نجات چه بوده؟
نجات معانی زیادی داره.
منتظر پاسخ ها هستم.
متشکرم.
التماس دعا.

jahangardkocholo
۱۳۸۹/۰۶/۱۳, ۱۳:۱۱
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام دوستان.
از پاسخهای زیبای شما کمال تشکر را دارم.
خوب صحبت شما درسته اما این جمله ی زیر:
حالا تصور کن که هرگاه 24 جلد از این کتاب در میان ملتی منتشر شود !
به نظر من داره از این کتاب انتقاد میکنه یا اینکه آن را قبول نداره.
با سلام
طرز بیان ایشون نسبت به این اثر به صورت انتقادی است.بله حق با شماست
سوالات دیگر: چرا امام علی که خودش راهها را میدانست چند بار اون شخص را پشت سر هم فرستاد تا از آن ماهی سوال کند؟
بعد هم چرا یکبار اسم کامل آن ماهی را نگفت؟
حق با شماست دوست گرامی
اما ا گر اجازه بدهید این بحث را از منظر خودم باز کنم.ببینید ما از چند منظر می تونیم به این بحث نگاه کنیم.یکی این که شاید می خواستند ببینند ایمان اون شخص چقدره.شاید خواسته اطاعت پذیری شخص را مورد ازمایش قرار بده.و هزاران شاید دیگه.در ضمن از منظر این حقیر این داستان میتونه حقیقت داشته باشه.چون حرف زدن حیوانات برای ما شاید غیر منطقی باشه اما توی قرآن مثل های زیادی همراه با ایات داریم که از صحبت کردن حیوانات گفته شده.پس به صراحت نمیتوانیم داستان را منکرش بشیم.
در مورد حکم و مجازات افراد ی که کافر میشوند اطلاعاتی ندارم اما خوب امام علی (ع) نمیتونست یکم باهاش صحبت کنه و امر به معروفش کنه تا آن فرد از نظرش برگرده و به خدای واحد ایمان بیاره؟
باز هم اینو از منظر خودم میگم.شاید اشتباه باشه نظرم اما شاید بدون تفکر اون شخص چنین نظری را داشته و با وجود راهنمایی هایی که اون حضرت در طول دوران به یاران خودشون میکردند این عمل را انجام دادند.
البته خوب این را هم قبول دارم که خیلی از اعمال و رفتارهای امامان برای ما قابل فهم نیست و نمیتونیم به حقیقت آن رفتارها دست پیدا کنیم.
ببخشید که این سوالات را میکنم ولی احساس میکنم که در هر باری که امام علی (ع) آن شخص را برای سوال نزد ماهی ها میفرستاده یه حکمت و نکته ای قرار گرفته میخوام اون نکته را به دست بیارم.
حق با شماست.شاید این مثال اوردن من کار اشتباهی باشه.اما یاد تلاش یک مورچه بیفتید که چند بار شکست میخوره و بالاخره به مقصود میرسه.شاید در این بین امام خواسته این شخص را به تفکر در عالم قرار بده.مثل اینکه حیوانت هم حرف می زنند.حیوانات هم به خدا و ائمه اعتقاد دارند.و خیلی چیزای دیگه.که متاسفانه درک من از اونا ناچیزه
منتظر پاسخهای زیبای شما هستم.
متشکرم.
التماس دعا.
با تشکر از شما منتظر سوال هاتون توی این زمینه هستم.

ذوالقرنین
۱۳۸۹/۰۶/۱۴, ۱۴:۴۳
بسم الله الرحمن الرحیم.سلام دوست عزیز.از پاسخگویی شما متشکرم.دوست عزیز من هم میدانم که این داستان حقیقت داره اگر نبود که این همه سوال نمیکردم و دنبالش نبودم.نظر شما درست و محترمه اما خوب امامان که خودشان از همه امور مطلع بودند بعد هم یعنی تا حالا نشده که شخصی این داستان را مورد بحث قرار بده و اطلاعات کاملی داشته باشه و بتونه به شایدهای من و شما پاسخ کامل و قطعی بده؟در مورد حکمی که صادر شده هم دیگر سوالی نمیپرسم چون نهایتا خود شخص امام از این موضوع آگاهی کاملی داشتند.در مورد اعتقاد حیوانات به خداوند و ذکر آنها حیدثی از امام صادق (ع) شنیده ام ولی در مورد اعتقاد حیوانات به امامان اطلاعاتی ندارم لطفا بیشتر توضیح بدین.در ضمن در مورد مطرح کردن سوال به صورت انتقادی هم میخوام ببینم که انتقاد ایشان از کتاب درست بوده یا خیر؟در این مورد هم بیشتر صحبت بشه.متشکرم.التماس دعا.

jahangardkocholo
۱۳۸۹/۰۶/۱۴, ۲۰:۲۰
به نام حضرت حق
سلام خدمت شما دوست گرامی
پس اگر اجازه بدهید تحقیقاتم را کامل نمایم و خدمت شما عرض کنم
موفق باشید
یا حق

ذوالقرنین
۱۳۸۹/۰۶/۱۴, ۲۱:۱۸
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام.
از لطف شما دوست گرامی کمال تشکر را دارم.
بیصبرانه منتظر پاسخ های زیبا و دلنشین شما هستم.
موفق باشین.
التماس دعا.

سید مهدی
۱۳۸۹/۰۶/۱۷, ۰۰:۰۱
بسم الله الرحمن الرحيم

سلام خدمت همه دوستان عزيز

من بخشي از عبارت نقل شده از ميرزا اقا خان كرماني را در گوگل سرچ كردم. سايتهاي فراواني فراتر از اشتياق طفل به شير مادر مطلب مذكور را نقل كرده اند. ولي هيچكدام سعي نكردن ادرس حديث مذكور رو ارائه بدن. البته بهتره بگم در اونهايي كه من نگاه كردم نبود.

البته خب انتظاري نميشه داشت چون ميرزا اقا خان طفلك؛ بحار الانواري كه دستش بوده 24 جلدي بوده براي همين نبايد بهش خورده گرفت.

الغرض من واژه هاي :
کرکرة / صرصرة / غرغرة / دردرة / جرجرة" را به صورت مفرد / مركب / تركيب عطفي / فصلي در بحار الانوار سرچ كردم؛ فعلا كه چيزي گيرم نيومده.

پس فعلا قدم اول؛
ما با سه مطلب مواجه هستيم :

1. من اشتباه كرده ام و هنوز روايت مورد نظر را پيدا نكرده ام.
2. سايت هاي مذكور اشتباه كرده اند و يك نسبت دروغ را به اقا خان كرماني داده اند.
3. اقا خان كرماني ( با توجه به اينكه نسخه 24 جلدي بحار الانوار در پيشش بوده ) يك دروغ را به علامه مجلسي نسبت داده است.

خب براي اينكه بحث به نتيجه برسه خواهش مي كنم دوستان عزيز احتمالات فوق را يكي يكي بررسي كنند؛ مخصوصا در صورت امكان ادرس روايت مذكور رو از بحار الانوار به بنده اطلاع بدن.

خصوصا از دوستداران اقا خان كرماني مي خواهم؛ در اين زمينه به دوست خود كمك كنند.

قدم دوم؛
چنانچه اين موضوع قطعي شد مفاد حديث مذكور را بررسي خواهيم نمود.

jahangardkocholo
۱۳۸۹/۰۶/۱۷, ۱۷:۴۹
با سلام
خدمت شما پاسخگوی گرامی
بله بنده هم دنبالش گشتم ولی تا الان پیدا نکردم
امیدوارم یا این روایت پیدا بشه یا اینکه جوابی که دارم آماده میکنم قانع کننده باشه
یا حق

Lachini
۱۳۸۹/۰۶/۱۷, ۲۲:۴۲
برخی از کتابهای حدیث به مرور زمان مشمول بازنگری و حذف برخی مطالب می شوند ، مثلا در جلد 13 بحارالانوار در پیش از انقلاب حدیثی بود که سکوت را پیش از ظهور حضرت مهدی تجویز می کرد ولی الان این حدیث حذف شده است. بنابر این احتمال دارد آنی که می خواهید یافت می نشود مگر اینکه آنکه یافت می نشود آرزویتان باشد.

سید مهدی
۱۳۸۹/۰۶/۱۷, ۲۳:۵۱
بسم الله الرحمن الرحيم


برخی از کتابهای حدیث به مرور زمان مشمول بازنگری و حذف برخی مطالب می شوند ، مثلا در جلد 13 بحارالانوار در پیش از انقلاب حدیثی بود که سکوت را پیش از ظهور حضرت مهدی تجویز می کرد ولی الان این حدیث حذف شده است. بنابر این احتمال دارد آنی که می خواهید یافت می نشود مگر اینکه آنکه یافت می نشود آرزویتان باشد.

اول؛
مامانه به بچش گفت قربون چشاي بادميت برم، بچهه آي گريه كه من بادام مي خوام.
شما اثبات كنيد كه روايت مورد نظر در بحارالانوار يا متون روايي شيعه وجود دارد يا وجود داشته و حذف شده است.
طرف مي گفت اثبات كن من بهت بدهكارم؛ طرفش مي گفت؛ احتمال اينكه من مقداري پول به داييم غرض داده باشم وجود داره.
احتمال؟
اونم به داييت؟
خب اون وقت ربطش به من چيه؟

دوم؛
ببخشيد من دقيقا متوجه نشدم؛
الان اين فرمايش شما كدوم يك از سه احتمال ذيل رو مورد بررسي قرار داده؟




پس فعلا قدم اول؛
ما با سه مطلب مواجه هستيم :

1. من اشتباه كرده ام و هنوز روايت مورد نظر را پيدا نكرده ام.
2. سايت هاي مذكور اشتباه كرده اند و يك نسبت دروغ را به اقا خان كرماني داده اند.
3. اقا خان كرماني ( با توجه به اينكه نسخه 24 جلدي بحار الانوار در پيشش بوده ) يك دروغ را به علامه مجلسي نسبت داده است.

بالاخره الان ما تقصير رو گردن كي بندازيم؟

سوم؛
اين مطلبي را كه فرموديد از زبان اقا خان نام ديگري شنيديد؟ يا اينكه براي اين حرفتان سندي داريد؟

منظورم از سند تقريبا واضح است:

اول : ارائه نمونه از جلد 13 قبل از انقلاب. شماره جلد و صفحه.
دوم : ارائه نمونه از جلد 13 بعد از انقلاب. شماره جلد و صفحه.
سوم : اثبات حذف مطلب مورد نظر. يعني؛
الف ) اثبات اينكه حديث مورد نظر به جاي ديگر از كتاب منتقل نشده.
ب ) و يا اينكه به علت تكرار در جاي ديگر كتاب حذف نشده.
ج ) و اثبات اينكه حديث مورد نظر جزء كتاب بوده است. مثلا در پاورقي يا شرح و حاشيه نبوده است.

ذوالقرنین
۱۳۸۹/۰۶/۱۸, ۰۱:۱۴
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام.
از دوستانی که زحمت میکشند و به دنبال پاسخ سوالات بنده ی حقیر هستند تشکر میکنم.
بنده هم مثل شما این مطلب را در سایتی دیده ام و برایم سوالات زیادی به وجود آمد که میدانم با قرار دادن آن در این سایت و راهنمایی های دوستان به پاسخ سوالات خودم خواهم رسید و اصلا صحت این مطلب مشخص میشه.
برای شخصی که این مطلب را ارسال کرده اند سوال گذاشتم که این مطلب را از کجا به دست آوردند به محض اطلاع از پاسخشان برای شما هم عنوان خواهم کرد.

امکان داره که اصلا یه همچین چیزی وجود نداشته باشه؟
متشکرم.
التماس دعا.

سید مهدی
۱۳۸۹/۰۶/۱۹, ۱۷:۳۱
بسم الله الرحمن الرحيم





البته خب انتظاري نميشه داشت چون ميرزا اقا خان طفلك؛ بحار الانواري كه دستش بوده 24 جلدي بوده براي همين نبايد بهش خورده گرفت.

الغرض من واژه هاي :
کرکرة / صرصرة / غرغرة / دردرة / جرجرة" را به صورت مفرد / مركب / تركيب عطفي / فصلي در بحار الانوار سرچ كردم؛ فعلا كه چيزي گيرم نيومده.

پس فعلا قدم اول؛
ما با سه مطلب مواجه هستيم :

1. من اشتباه كرده ام و هنوز روايت مورد نظر را پيدا نكرده ام.
2. سايت هاي مذكور اشتباه كرده اند و يك نسبت دروغ را به اقا خان كرماني داده اند.
3. اقا خان كرماني ( با توجه به اينكه نسخه 24 جلدي بحار الانوار در پيشش بوده ) يك دروغ را به علامه مجلسي نسبت داده است.

خب براي اينكه بحث به نتيجه برسه خواهش مي كنم دوستان عزيز احتمالات فوق را يكي يكي بررسي كنند؛ مخصوصا در صورت امكان ادرس روايت مذكور رو از بحار الانوار به بنده اطلاع بدن.

خصوصا از دوستاداران اقا خان كرماني مي خواهم؛ در اين زمينه به دوست خود كمك كنند.


ايها الناس به داد اقاخان برسيد؛

يه نفر از قول من بهش بگه بابا بحار الانوار در چاپ هاي مختلف دست كم بيش از 100 جلد داره؛ يه نگاه بنداز اون 24 جلدي احتمالا يه چيز ديگه است.

يا لا اقل بهش بگيد بياد از خودش دفاع كنه چون اين سايتها بدجوري دارن ابروشو مي برن.

اي بابا گفتن نداره لا اقل يه نفر به داد من برسه؛ ادرس اين حديثو به من بگه. خب منم مي خوام مطمئن بشم ديگه.

يا لااقل ادرس مربوط به جلد 13 رو بديد.

ذوالقرنین
۱۳۸۹/۰۶/۱۹, ۱۸:۵۳
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام.
از لطف دوستان متشکرم.
خوب حالا این صحبتها یعنی چی؟
یه همچین حدیثی اصلا وجود داره یا نه؟؟؟؟؟؟
اگه آره پس صحبت این میرزا آقا خان چیه دیگه؟
در ضمن اون شخصی که این مطلب را ارسال کرده هنوز نگفته که از کجا مطلب را پیدا کرده.
من منتظرم.
التماس دعا.

ذوالقرنین
۱۳۸۹/۰۶/۲۱, ۱۲:۴۹
بسم الله الرحمن الرحیم.

من همچنان منتظر هستم.
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ذوالقرنین
۱۳۸۹/۰۶/۲۳, ۱۱:۵۰
بسم الله الرحمن الرحیم.

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نزارین بی امید بشم به این سایت.

jahangardkocholo
۱۳۸۹/۰۶/۲۳, ۱۲:۴۲
سلام
من تا الان چنین چیزی را پیدا نکردم
بازم دنبالش هستم
احتمالا منبعش را اشتباه ذکر نمودند
بازم تلاش میکنم
یا حق

سید مهدی
۱۳۸۹/۰۶/۲۳, ۱۳:۱۱
بسم الله الرحمن الرحيم



سلام.
از لطف دوستان متشکرم.
خوب حالا این صحبتها یعنی چی؟
یه همچین حدیثی اصلا وجود داره یا نه؟؟؟؟؟؟
اگه آره پس صحبت این میرزا آقا خان چیه دیگه؟
در ضمن اون شخصی که این مطلب را ارسال کرده هنوز نگفته که از کجا مطلب را پیدا کرده.
من منتظرم.
التماس دعا.

حديث مورد نظر شما فعلا پيدا نشده است. يه جورايي وجود ندارد. البته ممكنه بعدا پيدا بشه.
صحبت اقا خان را هم بايد از خودش پرسيد؛ يا اينكه از دوستانش خواست تا يه فكري به حالش كنن.
البته احتمال دارد كه اين وسط كسي شيطنت كرده باشد. اين مطلب را به دروغ به اقا خان نسبت داده باشد.





من همچنان منتظر هستم.
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نمي دانيم منتظر چه هستيد.
بحث در رابطه با چيزي كه وجود ندارد ؟




؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نزارین بی امید بشم به این سایت.

خب دوست عزيز مطلبي كه به اين سايت منتقل كرديد تا حالا از اساس باطل بوده. مطلب مذكور به عنوان حديث ؛ نه تنها در بحار الانوار بلكه در هيچ منبع حديثي قابل اعتنايي وجود ندارد. يا لااقل تا كنون پيدا نشده.

ذوالقرنین
۱۳۸۹/۰۶/۲۵, ۱۵:۲۷
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام.
متشکرم از پاسخهاتون.
خوب منم منتظر همین بودم دیگه.
که ببینم یه همچین چیزی اصلا وجود داره یا نه.
پس این طور که انتظار میره این حدیث اصلا وجود نداره یا اینکه هنوز پیداش نشده.
از زحمات دوستان هم تشکر میکنم.
واقعا ممنونم.
التماس دعا.

Lachini
۱۳۸۹/۰۶/۲۵, ۲۳:۰۹
از این نوع احادیث که با عقل سلیم و قران در تضادند در کتب حدیث کم نیست و بنابر این تعحب نکنید ، مثلا حدیث زیر از اصول کافی است که ظاهرا برای برخی کافی بوده است:

محمّد بن يحيي از سعد بن عبدالله و او از ابراهيم ثقفي و او از علي بن معلّي و او از برادرش محمّد، و او از درست بن ابي منصور و او از علي بن ابي حمزه و او از ابي بصير گزارش نموده است که امام ابو عبدالله صادق -عليه السلام- گفت: چون پيامبر اسلام -صلى الله عليه وسلم- زاده شد چند روزي بدون شير به سر برد، پس، ابوطالب او را به پستان خود افکند و خدا در پستان ابو طالب شير نازل کرد! پس کودک چند روز از پستان ابوطالب شير خورد تا هنگامي که ابوطالب، حليمه سعديه را يافت و کودک را (براي شير دادن) به او سپرد!!

سید مهدی
۱۳۸۹/۰۶/۲۶, ۱۱:۳۶
بسم الله الرحمن الرحيم


از این نوع احادیث که با عقل سلیم و قران در تضادند در کتب حدیث کم نیست و بنابر این تعحب نکنید ، مثلا حدیث زیر از اصول کافی است که ظاهرا برای برخی کافی بوده است:

محمّد بن يحيي از سعد بن عبدالله و او از ابراهيم ثقفي و او از علي بن معلّي و او از برادرش محمّد، و او از درست بن ابي منصور و او از علي بن ابي حمزه و او از ابي بصير گزارش نموده است که امام ابو عبدالله صادق -عليه السلام- گفت: چون پيامبر اسلام -صلى الله عليه وسلم- زاده شد چند روزي بدون شير به سر برد، پس، ابوطالب او را به پستان خود افکند و خدا در پستان ابو طالب شير نازل کرد! پس کودک چند روز از پستان ابوطالب شير خورد تا هنگامي که ابوطالب، حليمه سعديه را يافت و کودک را (براي شير دادن) به او سپرد!!


الف ) ما همچنان منتظريم تا جناب لاچيني ادعاي خود را در پست شماره 21 مدلل كنند.

برخی از ... .

و جواب مناسبي به اين پست بدهند.


اول ...

من نمي دانم شما از كدام عقل سليم و قران صحبت مي كنيد؟

ولي ما عاقلان زيادي را مي شناسيم كه معتقدند؛ خداوند هر كاري را كه اراده كند انجام ميدهد و خودشم هم به اين موضوع اشاره كرده است.
إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ... ( يس / 82 )
فرمان او چنين است كه هر گاه چيزى را اراده كند، تنها به آن مى‏گويد: «موجود باش!»، آن نيز بى‏درنگ موجود مى‏شود.

و همچنين نمي دانيم از كدام قران سخن مي گوييد؟
چون در قراني كه ما داريم؛
هم مرده زنده مشود؛
وَ أُحْيِ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِ اللَّهِ(العمران/49)
و مردگان را به اذن خدا زنده مى‏كنم.

هم مجسمه گلي جان مي مي گيرد و پرواز مي كند؛ْ
أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ(العمران/49)
من از گِل، چيزى به شكل پرنده مى‏سازم سپس در آن مى‏دمم و به فرمان خدا، پرنده‏اى مى‏گردد.

هم درخت خشك خرماي تازه مي دهد.
وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا (25/ مريم)
و اين تنه نخل را به طرف خود تكان ده، رطب تازه‏اى بر تو فرو مى‏ريزد.

و هم بدون پدر فرزند به دنيا مي ايد.
عيسي ع.

البته من نمي خواهم حديث مورد بحث را رد يا قبول كنم، هر چند به دلايل حديث شناسي چنين روايتي را قابل اعتماد نمي دانم.
ولي مضمون اين حديث نه مخالف با عقل سليم است و نه مخالف با قران كريم.

پيش نهاد مي كنم بگوييد با عقل من يا با قران من مخالف است.

Lachini
۱۳۸۹/۰۶/۲۶, ۱۸:۱۲
سلام بر جناب پاسخگوی مباحث اخلاقی
1. آیا حدیث زیر از روضه کافی با عقل سلیم جنابعالی و یا قران جنابعالی موافق است؟
علي بن محمّد از صالح، از برخي يارانش، از عبدالصّمد بن بشير، از ابو عبدالله صادق -عليه السلام- روايت کرده که گفت: همانا آن ماهي که زمين را حمل مي‌کند، اين فکر در ضميرش گذشت که وي با نيروي خود به حمل زمين مي‌پردازد! پس خداي تعالي ماهي (کوچکي) به سويش فرستاد که از يک وجب کوچکتر و از فاصلة ميان انگشت شست و سبّابه بزرگتر بود. آن ماهي کوچک بدرون بيني وي رفت و او غش کرد. پس، چهل روز در بيني وي ماند آنگاه خداوند بزرگ بر ماهي حامل زمين، رأفت و رحمت آورد و ماهي کوچک از بيني او بيرون شد. و هر گاه که خداي عزّوجلّ بخواهد تا در زمين زلزله‌اي پديد آيد همان ماهي کوچک را به سوي ماهي بزرگ مي‌فرستد و چون ديده‌اش بر او افتد، بر خود مي‌لرزد و در زمين زلزله پديد مي‌آيد».!
2. حدیثی را که عرض کردم حذف شده است در خاطرم مانده بود و در جلد 13 بحارالانوار فعلی وجود ندارد. مضمون حدیث که از حضرت امام زمان روایت شده بود این بود که هر کس پیش از ظهور من حکومت اسلامی تشکیل دهد تنها کاری که می کند بردن آبروی اسلام است. جنابعالی تصور می کنید گروههایی همانند حجتیه به چه حدیثهایی استناد می کنند؟ یادم می آید که امام راحل در یکی از سخنرانیهای پس از انقلابشان این ایده که باید تا ظهور حضرت سکوت کنیم را محکوم کردند.
3. من دو حدیث از کتاب دانشمند گرامی جناب آقای حسینی طباطبایی نقل کردم. اگر به کتابهای اصول و روضه کافی فعلی مراجعه فرمایید متوجه می شوید که این حدیثها حذف شده اند و نیازی نیست که جنابعالی آنها را توجیه فرمایید چرا که تاریخ مصرف آنها از دید صاحبنظران سپری شده است.

jahangardkocholo
۱۳۸۹/۰۶/۲۸, ۰۹:۴۰
با سلام
خدمت تمامی دوستان گل قرآنی
من نتونستم این روایت را پیدا کنم
از یکی از دوستان هم کمک خواستم که ایشون فرمودند از 30000روایتی که به دست ما رسیده 3000تای آن قابل قبول است و مابقی تقریبا مورد قبول نیست.
دوستان گرامی هم توضیح دادند و خودم هم در پست های قبلی عرض نمودم که در نسخه و چاپ های جدید بیشتر این روایات جعلی حذف شده
پس نمیشه به تمامی روایات استناد کرد و باید روایات را از هم تشخیص داد
یا حق

صدیقین
۱۳۸۹/۰۶/۲۸, ۱۳:۱۶
از این نوع احادیث که با عقل سلیم و قران در تضادند در کتب حدیث کم نیست و بنابر این تعحب نکنید ، مثلا حدیث زیر از اصول کافی است که ظاهرا برای برخی کافی بوده است:

محمّد بن يحيي از سعد بن عبدالله و او از ابراهيم ثقفي و او از علي بن معلّي و او از برادرش محمّد، و او از درست بن ابي منصور و او از علي بن ابي حمزه و او از ابي بصير گزارش نموده است که امام ابو عبدالله صادق -عليه السلام- گفت: چون پيامبر اسلام -صلى الله عليه وسلم- زاده شد چند روزي بدون شير به سر برد، پس، ابوطالب او را به پستان خود افکند و خدا در پستان ابو طالب شير نازل کرد! پس کودک چند روز از پستان ابوطالب شير خورد تا هنگامي که ابوطالب، حليمه سعديه را يافت و کودک را (براي شير دادن) به او سپرد!!
سلام جناب لاچینی،
من هر چه جستجو کردم، این حدیثی که شما از اصول کافی نقل نموده اید نیافتم. لطف کنید، جلد و بابی از اصول کافی که این مطلب در آن آمده را ذکر نمایید تا بررسی کنم.

صدیقین
۱۳۸۹/۰۶/۲۸, ۱۳:۴۷
برخی از کتابهای حدیث به مرور زمان مشمول بازنگری و حذف برخی مطالب می شوند ، مثلا در جلد 13 بحارالانوار در پیش از انقلاب حدیثی بود که سکوت را پیش از ظهور حضرت مهدی تجویز می کرد ولی الان این حدیث حذف شده است. بنابر این احتمال دارد آنی که می خواهید یافت می نشود مگر اینکه آنکه یافت می نشود آرزویتان باشد.
جناب لاچینی، دو نکته خدمت شما عرض می کنم:

1) جوامع روایی شیعه از ابتدای تألیف تا کنون به سرعت مورد استنساخ قرار گرفتند و به بهانه ضعف حدیث، حدیثی از آنها حذف نمی شود بلکه مورد حاشیه و نقد واقع می شود یعنی علما احادیث جوامع روایی را نقل و از نظر سندی و متنی مورد بحث فقه الحدیثی قرار می دهند. اینکه روایات ضعیفی در جوامع روایی یافت می شود و نیاز به نقادی سندی و متنی دارد، مطلبی نیست که شما کشف کرده باشید، بلکه از همان ابتدای تألیف و جمع آوری کتب روایی، احادیث در بوته نقد علمای حدیث واقع می شد و از حیث سندی و متنی برسی می شد.

2) روایت مورد ادعایتان را ذکر نکرده اید اما این روایت به مطلب شما نزدیک است و در بسیاری از مجلدات فعلی بحارالانوار آمده و حذف هم نشده:

بحارالأنوار 25 114 باب 3- عقاب من ادعى الإمامة بغير حق‏
ِ عَنْ مَالِكِ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ كُلُّ رَايَةٍ تُرْفَعُ قَبْلَ رَايَةِ الْقَائِمِ ع صَاحِبُهَا طَاغُوتٌ

بحارالأنوار 25 114 باب 3- عقاب من ادعى الإمامة بغير حق‏
عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مَالِكٍ الْجُهَنِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ كُلُّ رَايَةٍ تُرْفَعُ قَبْلَ قِيَامِ الْقَائِمِ صَاحِبُهَا طَاغُوتٌ

بحارالأنوار 52 143 باب 22- فضل انتظار الفرج و مدح الشي
ِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ كُلُّ رَايَةٍ تُرْفَعُ قَبْلَ قِيَامِ الْقَائِمِ ع فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ يَعْبُدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ

صدیقین
۱۳۸۹/۰۶/۲۸, ۱۴:۲۶
علي بن محمّد از صالح، از برخي يارانش، از عبدالصّمد بن بشير، از ابو عبدالله صادق -عليه السلام- روايت کرده که گفت: همانا آن ماهي که زمين را حمل مي‌کند، اين فکر در ضميرش گذشت که وي با نيروي خود به حمل زمين مي‌پردازد! پس خداي تعالي ماهي (کوچکي) به سويش فرستاد که از يک وجب کوچکتر و از فاصلة ميان انگشت شست و سبّابه بزرگتر بود. آن ماهي کوچک بدرون بيني وي رفت و او غش کرد. پس، چهل روز در بيني وي ماند آنگاه خداوند بزرگ بر ماهي حامل زمين، رأفت و رحمت آورد و ماهي کوچک از بيني او بيرون شد. و هر گاه که خداي عزّوجلّ بخواهد تا در زمين زلزله‌اي پديد آيد همان ماهي کوچک را به سوي ماهي بزرگ مي‌فرستد و چون ديده‌اش بر او افتد، بر خود مي‌لرزد و در زمين زلزله پديد مي‌آيد».!در روضه کافی بر خلاف فروع کافی احادیث فقهی بسیار کمتری وجود دارد و عمدتا شامل مباحث گوناگونی همچون موعظه ها، خطبه ها، نامه های امامان و قصص و تاریخ است.

از آنجا که در گذشته فقها در ادله سنن (اعم از مستحبات، مکروهات، مباحث تاریخی، فضایل و مواعظ) تسامح داشتند و در روایات با چنین موضوعاتی سختگیری های روایات فقهی را اعمال نمی کردند، لذا در روایات روضه کافی اشکالات سندی و متنی بیشتری نسبت به اصول و فروع کافی دیده می شود.

شرح بیشتر این مطلب را در این پست بنگرید: 43 (http://www.askquran.ir/showpost.php?p=269827&postcount=43)

Lachini
۱۳۸۹/۰۶/۲۸, ۲۲:۲۳
سلام بر جناب پاسخگوی مباحث قرانی
1. دو حدیثی را که من نقل کردم از کتاب " نقد کتب حدیث " تالیف دانشمند گرامی جناب آقای حسینی طباطبایی است که ایشان آنها را از اصول و روضه کافی نقل فرموده اند. می توانید این کتاب را از لینک زیر دانلود فرمایید:
http://www.4shared.com/file/124258913/baabcadd/naghde_kotobe_hadis.html (http://www.4shared.com/file/124258913/baabcadd/naghde_kotobe_hadis.html)
همانگونه که عرض کردم این احادیث در نسخه های پیشین بوده و الان حذف شده اند.

2. حدیث مربوط به جلد 13 بحارالانوار که عرض کردم در ذهنم مانده است در نسخه فعلی و فارسی موجود نیست ولی همانگونه که جنابعالی فرمودید در نسخه عربی هم مفهوم آن موجود است.

3. احادیثی در کتابهای موجود حدیث وجود دارد که لزوم بازنگری کلی این کتابها از جانب افراد ذیصلاح را ایجاب می کند ، از جمله احادیث زیر از اصول کافی:
باب سعادت و شقاوت
جلد 1 ص 210 روایت: 1
امام صادق عليه‏السلام فرمود: همانا خدا سعادت و شقاوت را آفريد پيش از آنكه مخلوقش را بيافريند هر كه را خدا با سعادت آفريد هيچگاه او را دشمن ندارد و چون كار بدى بجا آورد كردارش را دشمن دارد ولى خودش را دشمن ندارد و اگر شقى بوده باشد او را هرگز دوست ندارد و چون عمل صالحى انجام دهد كردارش را دوست دارد و خودش را دشمن دارد بواسطه سرانجامى كه بسوى آن مى‏رود، پس چون خدا چيزى را دوست بدارد ديگر هرگز آنرا دشمن ندارد و چون چيزى را دشمن بدارد ديگر هرگز آنرا دوست ندارد.

باب هدايت از جانب خداست‏
جلد 1 ص 233 روایت: 1
ثابت بن سعيد گويد: امام صادق (ع) فرمود: اى ثابت شما را با مردم چكار؟ از مردم دست برداريد و هيچكس را به مذهب خود نخوانيد، بخدا اگر اهل آسمانها و اهل زمينها گرد آيند تا بنده‏اى كه خدا گمراهيش را خواسته، هدایت كنند نتوانند و اگر اهل آسمانها و اهل زمينها گرد آيند تا بنده‏اى كه خدا هدايتش را خواسته، گمراه كنند نتوانند، از مردم دست برداريد و هيچكس نگويد: اين عموى من، برادر من، پسر عموى من، همسايه من است (و من نمى‏توانم نزديكانم را در گمراهى به بينم) زيرا چون خدا نسبت به بنده‏اى اراده خير نمايد روحش را پاك كند پس هر مطلب حقى را بشناسد و هر زشت و باطلى را انكار كند، پس از آن خدا در دلش مطلبى اندازد كه كارش را فراهم آورد. (يعنى ولايت ائمه را بدلش اندازد كه سعادت و نجاتش را فراهم آورد).

سید مهدی
۱۳۸۹/۰۶/۲۹, ۰۵:۵۲
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام خدمت شما دوست گرامی


سلام بر جناب پاسخگوی مباحث اخلاقی
1. آیا حدیث زیر از روضه کافی با عقل سلیم جنابعالی و یا قران جنابعالی موافق است؟
علي بن محمّد از صالح، از برخي يارانش، از عبدالصّمد بن بشير، از ابو عبدالله صادق -عليه السلام- روايت کرده که گفت: همانا آن ماهي که زمين را حمل مي‌کند، اين فکر در ضميرش گذشت که وي با نيروي خود به حمل زمين مي‌پردازد! پس خداي تعالي ماهي (کوچکي) به سويش فرستاد که از يک وجب کوچکتر و از فاصلة ميان انگشت شست و سبّابه بزرگتر بود. آن ماهي کوچک بدرون بيني وي رفت و او غش کرد. پس، چهل روز در بيني وي ماند آنگاه خداوند بزرگ بر ماهي حامل زمين، رأفت و رحمت آورد و ماهي کوچک از بيني او بيرون شد. و هر گاه که خداي عزّوجلّ بخواهد تا در زمين زلزله‌اي پديد آيد همان ماهي کوچک را به سوي ماهي بزرگ مي‌فرستد و چون ديده‌اش بر او افتد، بر خود مي‌لرزد و در زمين زلزله پديد مي‌آيد».!
2. حدیثی را که عرض کردم حذف شده است در خاطرم مانده بود و در جلد 13 بحارالانوار فعلی وجود ندارد. مضمون حدیث که از حضرت امام زمان روایت شده بود این بود که هر کس پیش از ظهور من حکومت اسلامی تشکیل دهد تنها کاری که می کند بردن آبروی اسلام است. جنابعالی تصور می کنید گروههایی همانند حجتیه به چه حدیثهایی استناد می کنند؟ یادم می آید که امام راحل در یکی از سخنرانیهای پس از انقلابشان این ایده که باید تا ظهور حضرت سکوت کنیم را محکوم کردند.
3. من دو حدیث از کتاب دانشمند گرامی جناب آقای حسینی طباطبایی نقل کردم. اگر به کتابهای اصول و روضه کافی فعلی مراجعه فرمایید متوجه می شوید که این حدیثها حذف شده اند و نیازی نیست که جنابعالی آنها را توجیه فرمایید چرا که تاریخ مصرف آنها از دید صاحبنظران سپری شده است.

اول؛
شیعیان بر خلاف اهل سنت کتاب محور نیستند؛ بلکه حدیث محورند.
یعنی تنها کتابی که که به طور کامل و صد در صد بدون کم و کاست مورد قبول انهاست قران کریم است.
در غیر قران همانطور که کارشناس محترم مباحث قرانی هم تذکر دادند؛ با کتاب کاری ندارند؛ هر حدیث و روایتی که از نظر سندی قابل اعتماد باشد تایید و الا مردود می شود. هر چند در برخی کتابها روایات ضعیف کمتر است.

و اما در اینجا نقد ما بر شما به خاطر ادعای وجود احادیث ضعیف یا غیر قابل اعتماد نیست؛
بلکه شما دو ادعی دارید :
1. برخی از احادیث و روایات از برخی از کتابها حذف شده است.
و ما از شما خواستیم که این ادعی را مبتنی بر روش زیر اثبات کنید :



منظورم از سند تقريبا واضح است:
اول : ارائه نمونه از جلد 13 قبل از انقلاب. شماره جلد و صفحه.
دوم : ارائه نمونه از جلد 13 بعد از انقلاب. شماره جلد و صفحه.
سوم : اثبات حذف مطلب مورد نظر. يعني؛
الف ) اثبات اينكه حديث مورد نظر به جاي ديگر از كتاب منتقل نشده.
ب ) و يا اينكه به علت تكرار در جاي ديگر كتاب حذف نشده.
ج ) و اثبات اينكه حديث مورد نظر جزء كتاب بوده است. مثلا در پاورقي يا شرح و حاشيه نبوده است.
و همین کار رو در مورد اصول کافی و روضه کافی انجام بدید.
البته ممکن است کسی به عنوان مستقل و کتابی مستقل سعی کند روایات مورد تایید یک کتاب را جمع اوری کند؛ ولی به عنوان کتابی مستقل عرضه می شود مانند سفینه البحار. یا مناهل الابرار که از بحار الانوار است. ولی هرگز از خود بحار الانوار چیزی حذف نمی شود.

2. ادعای دوم شما :
چون فکر می کنید فلان موضوع با عقل سلیم و یا به قول شما با قران مخالف است انرا مردود می دانید.
در حالی که روش مواجهه با احادیث و یا رد و قبول انها موافقت یا مخالفت ظاهری انها با عقل یا قران نیست. بلکه این روش در علم رجال و درایه صورت می گیرد.

دوم؛
درپست شماره 32 من روایت مذکور را توجیه نکردم بلکه عرض شد به دلایل حدیث شناسی این روایت مردود است ( زیرا یکی از راویان ان مورد تایید نیست) :


البته من نمي خواهم حديث مورد بحث را رد يا قبول كنم، هر چند به دلايل حديث شناسي چنين روايتي را قابل اعتماد نمي دانم.

بلکه هدف از توضیحات من نقد روش شما در رد یا قبول احادیث بود :


ولي مضمون اين حديث نه مخالف با عقل سليم است و نه مخالف با قران كريم.

علت نقد هم روشن است زیرا بر اساس این روش شما حتی بسیاری از ایات قران نیز ظاهرشان با عقل ناسازگار است.

سوم؛
و اما دانشمند گرامی اقای حسینی طباطبایی؛ صحبت در مورد ایشان باشد برای فرصتی دیگر.

در مورد این ادعای ایشان :
الف )
به عنوان یک دوست به شما توصیه می کنم هر وقت مطلبی را از یک نفر دیدید که از کتاب دیگری نقل می کند سعی کنید در حد امکان به کتاب اصلی مراجعه کنید. چون اگر ان شخص اشتباه کرده باشد. و شما این اشتباه را نقل کنید؛ به حساب شما هم نوشته خواهد شد.
ب )
من فعلا به کتاب روضه کافی دسترسی نداشتم.
ولی روایت اول رو در کتاب اصول کافی که چاپ 1425 قمری است؛ دیدم. و همچنین در نرم افزار های حدیثی نیز موجود است. بعید می دانم منظور شما از چاپ های قدیم 5 سال گذشته باشد.
پس ادعای ایشان در مورد حذف شدن روایات از نسخه های فعلی کتب شیعه حد اقل در این یک مورد؛ درست نیست.

اینکه چرا یک دانشمند مرتکب چنین اشتباه فاحشی می شود؛ برای من هم تا حدودی نا معلوم است.
و البته همانطور که قبلا هم عرض کردم این روایت مورد اعتماد نیست چون یکی از راویان ان در علم رجال تایید نشده است.

سید مهدی
۱۳۸۹/۰۶/۲۹, ۰۶:۰۸
نکته ای برای انان که می خواهند بیشتر بدانند :

اول تاکید کنم که جناب لاچینی همانطور که خودشون هم گفته اند این مطالب را از جای دیگر نقل کرده اند بنابر این قصد جسارت خدمت ایشان ندارم.

یکی از روشهایی که مخالفین نظام اندیشه ورزی شیعه جدیدا به ان رو اورده اند ایجاد شکاف شک و شبهه نسبت به متون و منابع روایی شیعه در میان مردم عادی است. تا به خیال خود کم کم اعتماد عمومی نسبت به این روایات را از بین ببرند. در واقع کم کم شیعه را از ائمه اطهار جدا کنند.
و راهی که فعلا در پیش گرفته اند الغا این مطلب است که کتب روایی شیعه مرتب مورد باز نگری می شو د و تعدادی از روایات ان حذف میشود.
و در این زمینه از یک مغلطه بهره گیری می کنند.
وجود روایات کذب و جعلی در بین روایات اسلامی مورد تایید همه فرقه های اسلامی است. حتی ابوحنیفه معتقد است تنها 17 عدد روایت از پیامبر اسلام قابل اعتماد است.
ولی وجود روایت ضعیف؛ با اینکه روایات حذف شوند و کتابها تغییر کنند دو مطلب جدای از یکدیگر هستند.
بر این اساس اندیشمندان شیعه نیز پیوسته در صدد جدا کردن و نقد احادیث کذب بوده اند ولی هر گز احادیث را از کتابها حذف نمی کنند.

سید مهدی
۱۳۸۹/۰۶/۲۹, ۰۶:۲۴
بسم الله الرحمن الرحیم



3. احادیثی در کتابهای موجود حدیث وجود دارد که لزوم بازنگری کلی این کتابها از جانب افراد ذیصلاح را ایجاب می کند ، از جمله احادیث زیر از اصول کافی:
باب سعادت و شقاوت
جلد 1 ص 210 روایت: 1
امام صادق عليه‏السلام فرمود: همانا خدا سعادت و شقاوت را آفريد پيش از آنكه مخلوقش را بيافريند هر كه را خدا با سعادت آفريد هيچگاه او را دشمن ندارد و چون كار بدى بجا آورد كردارش را دشمن دارد ولى خودش را دشمن ندارد و اگر شقى بوده باشد او را هرگز دوست ندارد و چون عمل صالحى انجام دهد كردارش را دوست دارد و خودش را دشمن دارد بواسطه سرانجامى كه بسوى آن مى‏رود، پس چون خدا چيزى را دوست بدارد ديگر هرگز آنرا دشمن ندارد و چون چيزى را دشمن بدارد ديگر هرگز آنرا دوست ندارد.

باب هدايت از جانب خداست‏
جلد 1 ص 233 روایت: 1
ثابت بن سعيد گويد: امام صادق (ع) فرمود: اى ثابت شما را با مردم چكار؟ از مردم دست برداريد و هيچكس را به مذهب خود نخوانيد، بخدا اگر اهل آسمانها و اهل زمينها گرد آيند تا بنده‏اى كه خدا گمراهيش را خواسته، هدایت كنند نتوانند و اگر اهل آسمانها و اهل زمينها گرد آيند تا بنده‏اى كه خدا هدايتش را خواسته، گمراه كنند نتوانند، از مردم دست برداريد و هيچكس نگويد: اين عموى من، برادر من، پسر عموى من، همسايه من است (و من نمى‏توانم نزديكانم را در گمراهى به بينم) زيرا چون خدا نسبت به بنده‏اى اراده خير نمايد روحش را پاك كند پس هر مطلب حقى را بشناسد و هر زشت و باطلى را انكار كند، پس از آن خدا در دلش مطلبى اندازد كه كارش را فراهم آورد. (يعنى ولايت ائمه را بدلش اندازد كه سعادت و نجاتش را فراهم آورد).

اول؛
کلام شما در مورد باز نگری متین و استوار است. و مخالفت با ان از جهالت است.

دوم؛
روش بازنگری روش متناسب با گزارشهای تاریخی است. یعنی اثبات قابل اعتماد بودن یا قابل اعتماد نبودن راویان یک روایت.

سوم؛
همانطور که خود شما هم تذکر دادید ما در صدد توجیه روایات نیستیم.
ولی چنانجه از نظر علم حدیث شناسی این دو روایت تایید شوند. من ایاتی از قران کریم را در تایید مضمون این دو روایت ( البته اصل حدیث) خدمت شما ارائه خواهم کرد.

صدیقین
۱۳۸۹/۰۶/۲۹, ۰۶:۳۲
از این نوع احادیث که با عقل سلیم و قران در تضادند در کتب حدیث کم نیست و بنابر این تعحب نکنید ، مثلا حدیث زیر از اصول کافی است که ظاهرا برای برخی کافی بوده است:
محمّد بن يحيي از سعد بن عبدالله و او از ابراهيم ثقفي و او از علي بن معلّي و او از برادرش محمّد، و او از درست بن ابي منصور و او از علي بن ابي حمزه و او از ابي بصير گزارش نموده است که امام ابو عبدالله صادق -عليه السلام- گفت: چون پيامبر اسلام -صلى الله عليه وسلم- زاده شد چند روزي بدون شير به سر برد، پس، ابوطالب او را به پستان خود افکند و خدا در پستان ابو طالب شير نازل کرد! پس کودک چند روز از پستان ابوطالب شير خورد تا هنگامي که ابوطالب، حليمه سعديه را يافت و کودک را (براي شير دادن) به او سپرد!! این روایت در کتاب شریف الكافي ، جلد 1 / صفحه 448 آمده:

27- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الثَّقَفِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْمُعَلَّى عَنْ أَخِيهِ مُحَمَّدٍ عَنْ دُرُسْتَ بْنِ أَبِي مَنْصُورٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) :

قَالَ لَمَّا وُلِدَ النَّبِيُّ ص مَكَثَ أَيَّاماً لَيْسَ لَهُ لَبَنٌ فَأَلْقَاهُ أَبُو طَالِبٍ عَلَى ثَدْيِ نَفْسِهِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ فِيهِ لَبَناً فَرَضَعَ مِنْهُ أَيَّاماً حَتَّى وَقَعَ أَبُو طَالِبٍ عَلَى حَلِيمَةَ السَّعْدِيَّةِ فَدَفَعَهُ إِلَيْهَا.


بررسی سندی این روایت:
در سند این روایت دو فرد وجود دارد که هر دو مجهولند و از نظر توصیف رجالی، افرادی ناشناخته اند و مجهول بودن راوی موجب می شود که روایت او در دسته احادیث ضعیف قرار گیرد به این معنا که این چنین حدیثی به تنهایی قابل اعتماد نیست.

این دو فرد عبارتند از :
عَلِيِّ بْنِ الْمُعَلَّى
و
أَخِيهِ مُحَمَّدٍ (برادر علی بن المعلّی).

که در این قسمت سند روایت آمده اند: ...عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْمُعَلَّى عَنْ أَخِيهِ مُحَمَّدٍ ...

صدیقین
۱۳۸۹/۰۶/۲۹, ۰۶:۵۰
سلام بر جناب پاسخگوی مباحث قرانی
1. دو حدیثی را که من نقل کردم از کتاب " نقد کتب حدیث " تالیف دانشمند گرامی جناب آقای حسینی طباطبایی است که ایشان آنها را از اصول و روضه کافی نقل فرموده اند. می توانید این کتاب را از لینک زیر دانلود فرمایید:
http://www.4shared.com/file/124258913/baabcadd/naghde_kotobe_hadis.html (http://www.4shared.com/file/124258913/baabcadd/naghde_kotobe_hadis.html)
همانگونه که عرض کردم این احادیث در نسخه های پیشین بوده و الان حذف شده اند.
2. حدیث مربوط به جلد 13 بحارالانوار که عرض کردم در ذهنم مانده است در نسخه فعلی و فارسی موجود نیست ولی همانگونه که جنابعالی فرمودید در نسخه عربی هم مفهوم آن موجود است.
اولا حالا که در مقام نقد کتاب روایی هستید، لطف کنید از منبع اصلی نقل روایت کنید یعنی از خود کتاب شریف کافی با آدرس.

ثانیا این چندمین بار است که از حذف در چاپ جدید و ثبت در چاپ گذشته سخن می گویید! لطف کنید مستند بنویسید، تکرار ادعا که دلیل نمی شود. ادعای بی دلیل ارزش نوشتارتان را پایین می آورد.

ثالثا بنده متوجه نشدم، بالاخره حدیث جلد 13 بحار در نسخه شما هست یا باز حذف شده! الان در همین کلام شما (شماره 2) تناقض بیان دیده می شود! از یکسو می گویید در نسخه عربی مفهومش هست! و از سوی دیگر می گویید در نسخه فارسی اش نیست! خوب نوشتن هم هنری است!
دوست خوب، کتاب شریف کافی عربی است (نسخه فارسی دیگر چه نسخه ای است!)

صدیقین
۱۳۸۹/۰۶/۲۹, ۰۷:۰۲
3. احادیثی در کتابهای موجود حدیث وجود دارد که لزوم بازنگری کلی این کتابها از جانب افراد ذیصلاح را ایجاب می کند ، از جمله احادیث زیر از اصول کافیاز یک طرف می فرمایید افراد ذی صلاح باید چنین کنند و از سوی دیگر خود احادیثی را برای بازنگری معرفی می کنید! این یعنی شما خود را فردی ذی صلاح برای بازنگری احادیث شیعه می دانید!!! (ادعای جالب و بزرگیست!)

اگر با روش شما احادیث شیعه و سنی را «نقد» (بخوانید «حذف») کنیم ، به نظرم کار آسانی است! (ملاکهای نقد شما برای بازنگری احادیث ، بر اساس چند پست شما در این تاپیک):

این حدیث با عقل من نمی سازد!
آن حدیث در چاپ قبل از انقلاب بوده و الان نیست!
این حدیث قبلا در ذهنم بوده و الان در این چاپ نیست!
و دلایلی دیگر از این دست...


تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل

صدیقین
۱۳۸۹/۰۶/۲۹, ۰۷:۳۰
احادیثی در کتابهای موجود حدیث وجود دارد که لزوم بازنگری کلی این کتابها از جانب افراد ذیصلاح را ایجاب می کند ، از جمله احادیث زیر از اصول کافی:
باب هدايت از جانب خداست‏
جلد 1 ص 233 روایت: 1
ثابت بن سعيد گويد: امام صادق (ع) فرمود: اى ثابت شما را با مردم چكار؟ از مردم دست برداريد و هيچكس را به مذهب خود نخوانيد، بخدا اگر اهل آسمانها و اهل زمينها گرد آيند تا بنده‏اى كه خدا گمراهيش را خواسته، هدایت كنند نتوانند و اگر اهل آسمانها و اهل زمينها گرد آيند تا بنده‏اى كه خدا هدايتش را خواسته، گمراه كنند نتوانند، از مردم دست برداريد و هيچكس نگويد: اين عموى من، برادر من، پسر عموى من، همسايه من است (و من نمى‏توانم نزديكانم را در گمراهى به بينم) زيرا چون خدا نسبت به بنده‏اى اراده خير نمايد روحش را پاك كند پس هر مطلب حقى را بشناسد و هر زشت و باطلى را انكار كند، پس از آن خدا در دلش مطلبى اندازد كه كارش را فراهم آورد. (يعنى ولايت ائمه را بدلش اندازد كه سعادت و نجاتش را فراهم آورد).امیدوارم که ذکر آیات ذیل شما را به فکر بازنگری در آیات کریمه قرآن وادار نکند:

إِنَّكَ لا تَهْدي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدينَ (قصص/56)
تو نمى ‏توانى كسى را كه دوست دارى هدايت كنى ولى خداوند هر كس را بخواهد هدايت مى‏ كند و او به هدايت يافتگان آگاهتر است ‏


وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ (انفال/23)
و اگر خداوند خيرى در آنها مى‏ دانست، (حرف حق را) به گوش آنها مى‏ رساند ولى (با اين حال كه دارند،) اگر حق را به گوش آنها برساند، سرپيچى كرده و روگردان مى ‏شوند.


قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ مَنْ يَهْدي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ يَهْدي لِلْحَقِّ أَ فَمَنْ يَهْدي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلاَّ أَنْ يُهْدى‏ فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ (يونس/35)
بگو: «آيا هيچ يك از معبودهاى شما، به سوى حق هدايت مى‏كند؟! بگو: «تنها خدا به حق هدايت مى‏ كند! آيا كسى كه هدايت به سوى حق مى‏كند براى پيروى شايسته‏تر است، يا آن كس كه خود هدايت نمى‏شود مگر هدايتش كنند؟ شما را چه مى‏شود، چگونه داورى مى‏ كنيد؟!»

وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبيلَ (احزاب/4)
خداوند حقّ را مى‏ گويد و او به راه راست هدايت مى ‏كند

فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقينَ (صف/5)
خداوند قلوبشان را منحرف ساخت و خدا فاسقان را هدايت نمى‏ كند

وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى‏ دارِ السَّلامِ وَ يَهْدي مَنْ يَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ (يونس/25)
و خداوند به سراى صلح و سلامت دعوت مى‏ كند و هر كس را بخواهد (و شايسته و لايق ببيند)، به راه راست هدايت مى ‏نمايد.

وَ أَنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرينَ (نحل 107)
و خداوند افراد بى ‏ايمان (لجوج) را هدايت نمى ‏كند

ِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ (قصص/50)
مسلّماً خداوند قوم ستمگر را هدايت نمى ‏كند!

يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاء (نور/35)
خدا هر كس را بخواهد به نور خود هدايت مى ‏كند

قُلْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدي إِلَيْهِ مَنْ أَنابَ (رعد/27)
بگو: «خداوند هر كس را بخواهد گمراه، و هر كس را كه بازگردد، به سوى خودش هدايت مى‏ كند!

إِنْ تَحْرِصْ عَلى‏ هُداهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يَهْدي مَنْ يُضِلُّ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرينَ (نحل/37)
هر قدر بر هدايت آنها حريص باشى، (سودى ندارد چرا) كه خداوند كسى را كه گمراه ساخت، هدايت نمى ‏كند و آنها ياورانى نخواهند داشت‏


وَ أَنَّ اللَّهَ يَهْدي مَنْ يُريدُ (حج/16)
و خداوند هر كس را بخواهد هدايت مى ‏كند.


إِنَّكَ لا تَهْدي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدينَ (قصص/56)
تو نمى ‏توانى كسى را كه دوست دارى هدايت كنى ولى خداوند هر كس را بخواهد هدايت مى‏ كند و او به هدايت يافتگان آگاهتر است!


مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدي وَ مَنْ يُضْلِلْ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ (اعراف/178)
آن كس را كه خدا هدايت كند، هدايت يافته (واقعى) اوست و كسانى را كه (بخاطر اعمالشان) گمراه سازد، زيانكاران (واقعى) آنها هستند!


وَ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِهِ وَ نَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلى‏ وُجُوهِهِمْ عُمْياً وَ بُكْماً وَ صُمًّا مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّما خَبَتْ زِدْناهُمْ سَعيراً (اسراء/97)
هر كس را خدا هدايت كند، هدايت يافته واقعى اوست و هر كس را (بخاطر اعمالش) گمراه سازد، هاديان و سرپرستانى غير خدا براى او نخواهى يافت و روز قيامت، آنها را بر صورتهايشان محشور مى‏ كنيم، در حالى كه نابينا و گنگ و كرند جايگاهشان دوزخ است هر زمان آتش آن فرونشيند، شعله تازه‏ اى بر آنان مى‏ افزاييم!


وَ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُضِلٍّ أَ لَيْسَ اللَّهُ بِعَزيزٍ ذِي انْتِقامٍ (زمر/37)
و هر كس را خدا هدايت كند، هيچ گمراه ‏كننده‏اى نخواهد داشت آيا خداوند توانا و داراى مجازات نيست؟!


وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ (تغابن/11)
و هر كس به خدا ايمان آورد، خداوند قلبش را هدايت مى ‏كند

سید مهدی
۱۳۸۹/۰۷/۰۳, ۱۲:۲۹
بسم الله الرحمن الرحیم



باب سعادت و شقاوت
جلد 1 ص 210 روایت: 1
امام صادق عليه‏السلام فرمود: همانا خدا سعادت و شقاوت را آفريد پيش از آنكه مخلوقش را بيافريند هر كه را خدا با سعادت آفريد هيچگاه او را دشمن ندارد و چون كار بدى بجا آورد كردارش را دشمن دارد ولى خودش را دشمن ندارد و اگر شقى بوده باشد او را هرگز دوست ندارد و چون عمل صالحى انجام دهد كردارش را دوست دارد و خودش را دشمن دارد بواسطه سرانجامى كه بسوى آن مى‏رود، پس چون خدا چيزى را دوست بدارد ديگر هرگز آنرا دشمن ندارد و چون چيزى را دشمن بدارد ديگر هرگز آنرا دوست ندارد.

باب هدايت از جانب خداست‏
جلد 1 ص 233 روایت: 1
ثابت بن سعيد گويد: امام صادق (ع) فرمود: اى ثابت شما را با مردم چكار؟ از مردم دست برداريد و هيچكس را به مذهب خود نخوانيد، بخدا اگر اهل آسمانها و اهل زمينها گرد آيند تا بنده‏اى كه خدا گمراهيش را خواسته، هدایت كنند نتوانند و اگر اهل آسمانها و اهل زمينها گرد آيند تا بنده‏اى كه خدا هدايتش را خواسته، گمراه كنند نتوانند، از مردم دست برداريد و هيچكس نگويد: اين عموى من، برادر من، پسر عموى من، همسايه من است (و من نمى‏توانم نزديكانم را در گمراهى به بينم) زيرا چون خدا نسبت به بنده‏اى اراده خير نمايد روحش را پاك كند پس هر مطلب حقى را بشناسد و هر زشت و باطلى را انكار كند، پس از آن خدا در دلش مطلبى اندازد كه كارش را فراهم آورد. (يعنى ولايت ائمه را بدلش اندازد كه سعادت و نجاتش را فراهم آورد).




همانطور که خود شما هم تذکر دادید ما در صدد توجیه روایات نیستیم.
ولی چنانجه از نظر علم حدیث شناسی این دو روایت تایید شوند. من ایاتی از قران کریم را در تایید مضمون این دو روایت ( البته اصل حدیث) خدمت شما ارائه خواهم کرد.

و نمونه ها :




إِنَّكَ لا تَهْدي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدينَ (قصص/56)
تو نمى ‏توانى كسى را كه دوست دارى هدايت كنى ولى خداوند هر كس را بخواهد هدايت مى‏ كند و او به هدايت يافتگان آگاهتر است ‏


وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ (انفال/23)
و اگر خداوند خيرى در آنها مى‏ دانست، (حرف حق را) به گوش آنها مى‏ رساند ولى (با اين حال كه دارند،) اگر حق را به گوش آنها برساند، سرپيچى كرده و روگردان مى ‏شوند.


قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ مَنْ يَهْدي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ يَهْدي لِلْحَقِّ أَ فَمَنْ يَهْدي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلاَّ أَنْ يُهْدى‏ فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ (يونس/35)
بگو: «آيا هيچ يك از معبودهاى شما، به سوى حق هدايت مى‏كند؟! بگو: «تنها خدا به حق هدايت مى‏ كند! آيا كسى كه هدايت به سوى حق مى‏كند براى پيروى شايسته‏تر است، يا آن كس كه خود هدايت نمى‏شود مگر هدايتش كنند؟ شما را چه مى‏شود، چگونه داورى مى‏ كنيد؟!»

وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبيلَ (احزاب/4)
خداوند حقّ را مى‏ گويد و او به راه راست هدايت مى ‏كند

فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقينَ (صف/5)
خداوند قلوبشان را منحرف ساخت و خدا فاسقان را هدايت نمى‏ كند

وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى‏ دارِ السَّلامِ وَ يَهْدي مَنْ يَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ (يونس/25)
و خداوند به سراى صلح و سلامت دعوت مى‏ كند و هر كس را بخواهد (و شايسته و لايق ببيند)، به راه راست هدايت مى ‏نمايد.

وَ أَنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرينَ (نحل 107)
و خداوند افراد بى ‏ايمان (لجوج) را هدايت نمى ‏كند

ِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ (قصص/50)
مسلّماً خداوند قوم ستمگر را هدايت نمى ‏كند!

يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاء (نور/35)
خدا هر كس را بخواهد به نور خود هدايت مى ‏كند

قُلْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدي إِلَيْهِ مَنْ أَنابَ (رعد/27)
بگو: «خداوند هر كس را بخواهد گمراه، و هر كس را كه بازگردد، به سوى خودش هدايت مى‏ كند!

إِنْ تَحْرِصْ عَلى‏ هُداهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يَهْدي مَنْ يُضِلُّ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرينَ (نحل/37)
هر قدر بر هدايت آنها حريص باشى، (سودى ندارد چرا) كه خداوند كسى را كه گمراه ساخت، هدايت نمى ‏كند و آنها ياورانى نخواهند داشت‏


وَ أَنَّ اللَّهَ يَهْدي مَنْ يُريدُ (حج/16)
و خداوند هر كس را بخواهد هدايت مى ‏كند.


إِنَّكَ لا تَهْدي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدينَ (قصص/56)
تو نمى ‏توانى كسى را كه دوست دارى هدايت كنى ولى خداوند هر كس را بخواهد هدايت مى‏ كند و او به هدايت يافتگان آگاهتر است!


مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدي وَ مَنْ يُضْلِلْ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ (اعراف/178)
آن كس را كه خدا هدايت كند، هدايت يافته (واقعى) اوست و كسانى را كه (بخاطر اعمالشان) گمراه سازد، زيانكاران (واقعى) آنها هستند!


وَ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِهِ وَ نَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلى‏ وُجُوهِهِمْ عُمْياً وَ بُكْماً وَ صُمًّا مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّما خَبَتْ زِدْناهُمْ سَعيراً (اسراء/97)
هر كس را خدا هدايت كند، هدايت يافته واقعى اوست و هر كس را (بخاطر اعمالش) گمراه سازد، هاديان و سرپرستانى غير خدا براى او نخواهى يافت و روز قيامت، آنها را بر صورتهايشان محشور مى‏ كنيم، در حالى كه نابينا و گنگ و كرند جايگاهشان دوزخ است هر زمان آتش آن فرونشيند، شعله تازه‏ اى بر آنان مى‏ افزاييم!


وَ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُضِلٍّ أَ لَيْسَ اللَّهُ بِعَزيزٍ ذِي انْتِقامٍ (زمر/37)
و هر كس را خدا هدايت كند، هيچ گمراه ‏كننده‏اى نخواهد داشت آيا خداوند توانا و داراى مجازات نيست؟!


وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ (تغابن/11)
و هر كس به خدا ايمان آورد، خداوند قلبش را هدايت مى ‏كند

تشکر از پاسخگوی مباحث قرانی گرامی.:Rose::Rose::Rose: