PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ميانگين سن ازدواج ؟ اينقدر بالا ؟؟؟!!!



مونس
۱۳۸۹/۰۷/۲۵, ۰۷:۲۴
سلام به همه دوستان خوبم قديميها و جديد ها

ديشب در اخبار ميانگين سن ازدواج را اينطور اعلام كرد :

خانم ها 22 سال

آقايون 26 سال

به نظر شما مهمترين عامل در بالا رفتن سن ازدواج چيه؟

ابدیت
۱۳۸۹/۰۷/۲۵, ۰۷:۳۵
با این میانگین دیگه از ما گذشت پس بهتره نظری ندم:Cheshmak:

مجیب
۱۳۸۹/۰۷/۲۵, ۰۷:۳۸
سلام به همه دوستان خوبم قديميها و جديد ها



ديشب در اخبار ميانگين سن ازدواج را اينطور اعلام كرد :


خانم ها 22 سال


آقايون 26 سال



به نظر شما مهمترين عامل در بالا رفتن سن ازدواج چيه؟



اين اعداد ميانگين كل كشوره اما در شهرهاي بزرگ از جمله تهران اين اعداد بسيار بسيار بالاتر از اين حرفاست متاسفانه:Rose:

ْآلاله
۱۳۸۹/۰۷/۲۵, ۰۸:۰۴
عوامل متعددی باعث میشه سن ازدواج بالا بره :

1_مشکلات اقتصادی

2_سخت گرفتن ازدواج و هزینه ها ی بالا (رفاه طلبی و توقعات بالا)

3_مشکلات فرهنگی و دوستی دختر و پسر

4_مسئولیت ناپذیری و تمایل به داشتن آزادی بیشتر

5_ادامه تحصیل مخصوصا برای مردان که باعث نداشتن درآمد و استقلال از خونواده میشه

6_داشتن دید منفی به ازدواج با توجه به دیده ها در خانواده یا اجتماع و یا انتقال دید منفی از طریق فیلم های صدا و سیما (تکیه زیاد فیلم ها بر روی نشون دادن خانواده های ناموفق و مشکلات که باعث ترس جوونا میشه)

7_ترس از ناموفق بودن ازدواج

Behrooz_313
۱۳۸۹/۰۷/۲۵, ۱۰:۲۲
5_ادامه تحصیل مخصوصا برای مردان که باعث نداشتن درآمد و استقلال از خونواده میشه

با سلام
مخصوصا برای آقایون؟؟؟
واقعا که
حیف که به خانوما بر میخوره وگرنه خوب مگیفتم که....
این دخترا مملکتو ریختن بهم
همه دانشگاها شده پره دختر و فسادم به بی حجابیشون که کیفیت تحصیل رو اورده پایین و...
تازه اینا هیچ
این دخترا وقتی مثلا لیسانس میگیرن دیگه به ازدواج با یه پسر دیپلمه که فکر نمیکنن درسته؟؟
یا هر چی بالاتر بد تر
خب وقتی ظرفیت دانشگا ه ها از دختران پر شده و پسرای بی چاره فقط باید به خدمت سربازی فکر کنن وکار و در امد و سرکوفت نشنیدن از خانواده و...
خب پسرا با این وضعیت خیلی کم میرن دانشگاه
به طبع کار خوبی هم گیرشون نمیاد
و در عوض دخترا با گرفتن جای پسرا تو دانشگاه ها وارد بازار کار میشن و تازه مهم تر اینکه با حقوق کم وارد بازار کار میشن و در ادامهع با ایجاد محیط اختلاط و..کلی اسیب اجتماعی به محیط کار و خانواده ها وارد میکنن
مگه ندیدید؟
فلان اقا بعد از چند سال ازدواج به فکر ازدواج مججدد با خانم همکارش میشه و شایدم طلاق و..
خیلی حرف تو دلمه از دست این دخترا ولی...
البته گفته باشم بخاطر خودم نگفتمااا
تو رشته ای که من درس خوندم دخترا توانایشو ندارن که بخوان ادامه تحصیل بدن و خدارو شکر اکثر فارغ التحصیلان پسرن و تو محیط کارم زیاد از خانوما استفاده نمیکنن
الحمدلله
الحمدلله
....

محمد طه
۱۳۸۹/۰۷/۲۵, ۱۰:۵۳
عوامل متعددی باعث میشه سن ازدواج بالا بره :

1_مشکلات اقتصادی

2_سخت گرفتن ازدواج و هزینه ها ی بالا (رفاه طلبی و توقعات بالا)

3_مشکلات فرهنگی و دوستی دختر و پسر

4_مسئولیت ناپذیری و تمایل به داشتن آزادی بیشتر

5_ادامه تحصیل مخصوصا برای مردان که باعث نداشتن درآمد و استقلال از خونواده میشه

6_داشتن دید منفی به ازدواج با توجه به دیده ها در خانواده یا اجتماع و یا انتقال دید منفی از طریق فیلم های صدا و سیما (تکیه زیاد فیلم ها بر روی نشون دادن خانواده های ناموفق و مشکلات که باعث ترس جوونا میشه)

7_ترس از ناموفق بودن ازدواج

با سلام
دقیقا به نکات اساسی اشاره کردید....
از طرفی به نظرم اصلا سن بالائی نیست 22 سال و 26 سال.....
در ضمن به نظرم سن ازدواج اولین شرط برای ان ..به بلوغ فکری رسیدن هم دختر هم پسر است..دیدید بعضی مواقع هنوز با داشتن رفتارهای بچه گانه هم از سوی دختر و هم پسر با هم ازدواج می کنن و دم به دقیقه بزرگترها میانجیگری می کنن برای لاپوشانی کردن این رفتارها!!!
از طرفی زیاد شدن فحشا هم باعث میشه که البته نه همه..بلکه بعضی از اقایان و خانمها دیگر تمایلی به ازدواج نداشته باشند و پیش خودشون بگویند ..حالا فعلا لذتمون رو می بریم...فعلا وقت زیاده!!!
نکته دیگری که بعد از بلوغ فکری و ذهنی می توان گفت اوضاع بسیار ناگوار اقتصادی است که در اینجا لازمه از قدرت و بخشندگی خداوند غافل نشویم ..چون خودشان فرموند که به خاطر ترس از فقر از ازدواج فرار نکنید که اگر چنین شود پس مرا باور ندارید!!! نعوذبالله

پیرو گزینه های نقل شده باید عرض کنم که خرج بسیار بالای حداقل شروع کار (عروسی) کم کم 5 میلیون .....اونم با این وضع بیکاری و...........!!! خدمت (بخصوص ) آقایانی که به فکر کار نیستند و فکر می کنن که حالا باید تفریح کنن . هنوز وقت زیادی دارند برای پول جمع کردن...از همین الان به فرک ایندتون باشید!!!
و ما بقی گزینه ها......

ْآلاله
۱۳۸۹/۰۷/۲۵, ۱۱:۰۴
با سلام
مخصوصا برای آقایون؟؟؟
واقعا که
حیف که به خانوما بر میخوره وگرنه خوب مگیفتم که....
این دخترا مملکتو ریختن بهم
همه دانشگاها شده پره دختر و فسادم به بی حجابیشون که کیفیت تحصیل رو اورده پایین و...
تازه اینا هیچ
این دخترا وقتی مثلا لیسانس میگیرن دیگه به ازدواج با یه پسر دیپلمه که فکر نمیکنن درسته؟؟
یا هر چی بالاتر بد تر
خب وقتی ظرفیت دانشگا ه ها از دختران پر شده و پسرای بی چاره فقط باید به خدمت سربازی فکر کنن وکار و در امد و سرکوفت نشنیدن از خانواده و...
خب پسرا با این وضعیت خیلی کم میرن دانشگاه
به طبع کار خوبی هم گیرشون نمیاد
و در عوض دخترا با گرفتن جای پسرا تو دانشگاه ها وارد بازار کار میشن و تازه مهم تر اینکه با حقوق کم وارد بازار کار میشن و در ادامهع با ایجاد محیط اختلاط و..کلی اسیب اجتماعی به محیط کار و خانواده ها وارد میکنن
مگه ندیدید؟
فلان اقا بعد از چند سال ازدواج به فکر ازدواج مججدد با خانم همکارش میشه و شایدم طلاق و..
خیلی حرف تو دلمه از دست این دخترا ولی...
البته گفته باشم بخاطر خودم نگفتمااا
تو رشته ای که من درس خوندم دخترا توانایشو ندارن که بخوان ادامه تحصیل بدن و خدارو شکر اکثر فارغ التحصیلان پسرن و تو محیط کارم زیاد از خانوما استفاده نمیکنن
الحمدلله
الحمدلله
....

برخی از حرفاتون درسته ولی بدونید بهترین حرف و منطقی ترین حرف رو هم انسان با تندی بزنه مورد پذیرش قرار نمیگیره و مقاومت فرد مقابل (خانم ها)را در پی داره .

سعی کنید با دید مثبت به نظرات دیگران توجه کنید منظور من از جمله :

ادامه تحصیل مخصوصا برای مردان که باعث نداشتن درآمد و استقلال از خونواده میشه .

بر علیه آقایون نبود که شما در مقابلش مطالبیو با لحن تند بیان کردید.
خود من تو تاپیکی که مربوط به بیکاری مردان و اشتغال زنان بود برخی از نظریاتمو گفتم .اینجا هم تو یه بحث علمی گفتم که مردی که بخواد ادامه تحصیل بده شاید نتونه بار مسئولیت خانوادرو به دوش بگیره .
نمونش برادرای خودم .
منظورم این نبود که این تقصیر آقایونه و نباید برن درس بخونن.

Behrooz_313
۱۳۸۹/۰۷/۲۵, ۱۱:۱۴
برخی از حرفاتون درسته ولی بدونید بهترین حرف و منطقی ترین حرف رو هم انسان با تندی بزنه مورد پذیرش قرار نمیگیره و مقاومت فرد مقابل (خانم ها)را در پی داره .

سعی کنید با دید مثبت به نظرات دیگران توجه کنید منظور من از جمله :

ادامه تحصیل مخصوصا برای مردان که باعث نداشتن درآمد و استقلال از خونواده میشه .

بر علیه آقایون نبود که شما در مقابلش مطالبیو با لحن تند بیان کردید.
خود من تو تاپیکی که مربوط به بیکاری مردان و اشتغال زنان بود برخی از نظریاتمو گفتم .اینجا هم تو یه بحث علمی گفتم که مردی که بخواد ادامه تحصیل بده شاید نتونه بار مسئولیت خانوادرو به دوش بگیره .
نمونش برادرای خودم .
منظورم این نبود که این تقصیر آقایونه و نباید برن درس بخونن.
سلام
با اینکه من خیلی تو بحثای شما شرکت کردم ولی هنوز منو نشناختین
من حرفام زیاد جدی نبود
فقط خواستم یه حالت تلنگر باشه تا به پسرای دیپلمه و دانشگاه نرفته هیچ دختری به نگاه حقارت نگاه نکنه و...
من رفیقایی دیپلمه دارم که انصافا مثل اینا رو از هیچ نظر تو دانشگاه ندیدم
و وقتی این بنده خداها میرن خواستگاری بعضی خانواده های ندید بدید....
میگن که دختر خانم جواهر ما دارای تحصیلات عالیه با مدرک فوق دیپلم از دانشگاه سوربن زابل دانشگاه آزاد اسلامی هست و باشمای دیپلمه جور در نمیان و...

خلاصه به نظر من برایجلوگیری از ادامه تحصیل اقایون تو سنین بالا باید یه سهمیه تو کنکور برای اقایون قائل شد تا...

از تندی لحنم ناراحت نشید
قل مراد داره میخنده و...

ْآلاله
۱۳۸۹/۰۷/۲۵, ۱۱:۳۳
سلام
با اینکه من خیلی تو بحثای شما شرکت کردم ولی هنوز منو نشناختین
من حرفام زیاد جدی نبود
فقط خواستم یه حالت تلنگر باشه تا به پسرای دیپلمه و دانشگاه نرفته هیچ دختری به نگاه حقارت نگاه نکنه و...
من رفیقایی دیپلمه دارم که انصافا مثل اینا رو از هیچ نظر تو دانشگاه ندیدم
و وقتی این بنده خداها میرن خواستگاری بعضی خانواده های ندید بدید....
میگن که دختر خانم جواهر ما دارای تحصیلات عالیه با مدرک فوق دیپلم از دانشگاه سوربن زابل دانشگاه آزاد اسلامی هست و باشمای دیپلمه جور در نمیان و...

خلاصه به نظر من برایجلوگیری از ادامه تحصیل اقایون تو سنین بالا باید یه سهمیه تو کنکور برای اقایون قائل شد تا...

از تندی لحنم ناراحت نشید
قل مراد داره میخنده و...


این موردو که شما ذکر کردید من میخواستم تو عوامل موثر در بالا رفتن سن ازدواج بگم ولی واقعیتش گفتم ممکنه از سوی برخی خانومها برداشت منفی صورت بگیره.
چون یه بار که تاپیکی در مورد اشتغال بانوان نوشتم احساس کردم خانومای سایت خوششون نیومد(البته شاید احساسم درست نبوده باشه!!):Nishkhand:

این هم مشکل بزرگیه که وقتی مثلا 60 درصد ظرفیت دانشگاه ها در اختیار خانوماست
و 40 درصد در اختیار آقایون و مردا با قبول نشدن تو دانشگاه باید برن سربازی همین جا 20 درصد دخترا که بیشتر از مردان تحصیلات دارن یا باید قبول کنن که با فردی با تحصیلات پایین تر از خودشون ازدواج کنن(که البته در برخی موارد واقعا بعد ازدواج این تفاوت در میزان تحصیلات مشکل ساز میشه)یا اینکه باید مردانیو که شرایط تحصیلاتی هم سطح با خودشون ندارنو رد کنن همین امر خودش باعث بالا رفتن سن ازدواج میشه.

نظر شخصی من اینه که متاسفانه به اشتباه داریم با افتخار به اینکه : نگاه کنید خانومای ما چه فعالن همه دانشگاهارو گرفتن!!:Nishkhand:!!افتخار میکنیم که آمار خانم های دانشجو بیش از مردانه ولی به عواقب فرهنگی و اجتماعی و .. اون توجه نمیکینم)

البته به نظرم مشکل به همین جا ختم نمیشه بعد درس خوندن هم این اعتقاد به وجود اومده که :خب خانم رفته درس خونده اگه بخواد استفاده کنه از تحصیلاتش پس باید بره سر کار خود این اشتغال زیاد هم میشه یه عامل دیگه برای بالا رفتن سن ازدواج)

البته لازم به ذکره که ریشه یابی این مشکلات به همین راحتی هم نیست همین مساله دانشگاه رفتن دختر ها و حضور کمتر آقایون در دانشگاه ها با بالا رفتن سن ازدواج اثر متقابل داره.

یعنی هر دو باعث تشدید دیگری میشن .

حالا این باید ریشه یابی بشه که چون سن ازدواج بالا رفت خانوما وقتی ازدواج نمیکردن (البته گروهیشون)به خاطر اینکه تو خونه بیکار نباشن همینطور دنبال رفتن به دانشگاه هستن(بازم تاکید میکنم برخی از اونها که واقعا دنبال علم نیستن) یا دانشگاه رفتن خانوما اول باعث شده که تحصیلات بالای زنان و عدم تناسب با تحصیلات مردان جامعه باعث افزایش سن ازدواج بشه و ادامه این روند و تشدید ازدواج نکردن جوانان:Gig:

البته من فکر میکنم گزینه اول بیشتر به واقع نزدیکه .

فکر کنم آخر از همه نتیجه این بشه که در برحه ای بیکاری جوانان و مردان باعث همه این مشکلات شد :Cheshmak:پسران نمیتونستن به دلیل بیکاری ازدواج کنن و سن ازدواج مقداری بالا رفت دختران هم تصمیم به رفتن دانشگاه گرفتن(برای سومین بار تاکید میکنم دخترانی که واقعا هدفشون از دانشگاه رفتن علم اندوزی نیست منظورمه که دلیل دانشگاه رفتنشون اینه )(چقدر ترسیدم که هی باید اینو تکرار می کنم تا ....)و شاغل شدن !!بعد همین مساله باعث تشدید بیکاری در مردان شد و الی آخر....

z_j_14
۱۳۸۹/۰۷/۲۵, ۱۱:۴۲
:ghash: من بیشتر از پست شما خنده ام گرفت تا اینکه ناراحت بشم...
البته تا حدودی حق با شماست ! اما بعضی جاها منصفانه قضاوت نکردین
مثلا اینکه پسرا درس نمیخونن و میرن سربازی تقصیر دختراست؟؟؟ خب پسرا درس بخونن کمی زحمت بکشن برای آینده شون...
یعنی راه ورود پسرا به دانشگاه خروج دختراست؟؟
البته بعضی رشته ها اصلا مناسب خانوما نیست و حق با شماست و باید سهمیه بندی کرد





با سلام
مخصوصا برای آقایون؟؟؟
واقعا که
حیف که به خانوما بر میخوره وگرنه خوب مگیفتم که....
این دخترا مملکتو ریختن بهم
همه دانشگاها شده پره دختر و فسادم به بی حجابیشون که کیفیت تحصیل رو اورده پایین و...
تازه اینا هیچ
این دخترا وقتی مثلا لیسانس میگیرن دیگه به ازدواج با یه پسر دیپلمه که فکر نمیکنن درسته؟؟
یا هر چی بالاتر بد تر
خب وقتی ظرفیت دانشگا ه ها از دختران پر شده و پسرای بی چاره فقط باید به خدمت سربازی فکر کنن وکار و در امد و سرکوفت نشنیدن از خانواده و...
خب پسرا با این وضعیت خیلی کم میرن دانشگاه
به طبع کار خوبی هم گیرشون نمیاد
و در عوض دخترا با گرفتن جای پسرا تو دانشگاه ها وارد بازار کار میشن و تازه مهم تر اینکه با حقوق کم وارد بازار کار میشن و در ادامهع با ایجاد محیط اختلاط و..کلی اسیب اجتماعی به محیط کار و خانواده ها وارد میکنن
مگه ندیدید؟
فلان اقا بعد از چند سال ازدواج به فکر ازدواج مججدد با خانم همکارش میشه و شایدم طلاق و..
خیلی حرف تو دلمه از دست این دخترا ولی...
البته گفته باشم بخاطر خودم نگفتمااا
تو رشته ای که من درس خوندم دخترا توانایشو ندارن که بخوان ادامه تحصیل بدن و خدارو شکر اکثر فارغ التحصیلان پسرن و تو محیط کارم زیاد از خانوما استفاده نمیکنن
الحمدلله
الحمدلله
....

ستاره ی نقره ای
۱۳۸۹/۰۷/۲۵, ۱۱:۴۶
سلام
با اینکه من خیلی تو بحثای شما شرکت کردم ولی هنوز منو نشناختین
من حرفام زیاد جدی نبود
فقط خواستم یه حالت تلنگر باشه تا به پسرای دیپلمه و دانشگاه نرفته هیچ دختری به نگاه حقارت نگاه نکنه و...
من رفیقایی دیپلمه دارم که انصافا مثل اینا رو از هیچ نظر تو دانشگاه ندیدم
و وقتی این بنده خداها میرن خواستگاری بعضی خانواده های ندید بدید....
میگن که دختر خانم جواهر ما دارای تحصیلات عالیه با مدرک فوق دیپلم از دانشگاه سوربن زابل دانشگاه آزاد اسلامی هست و باشمای دیپلمه جور در نمیان و...

خلاصه به نظر من برایجلوگیری از ادامه تحصیل اقایون تو سنین بالا باید یه سهمیه تو کنکور برای اقایون قائل شد تا...

از تندی لحنم ناراحت نشید
قل مراد داره میخنده و...


درسته که می خواستسد تلنگر بزنید اما راه درستی رو انتخاب نکردید(ناراحت نشید این نظر منه شاید درست نباشه )
چون در کشور های دیگه هم خانم ها کار می کنند هم آقایون ( می دونم سن ازدواج اونجا بالاست بحث من چیز دیگست )
به نظر من به جای پاک کردن صورت مساله (کار نکردن خانم ها) باید فرصت های شغلی رو زیاد کرد
به جای کمک گرفتن از افراد بیگانه کار رو باید دست جوونها داد
اگه فرصت شغلی تو یه کشور زیاد باشه این مشکلات تا حدی بهبود پیدا می کنه
دانشگاه هم که انقدر ماشاالله زیاد شده که ادم با یه کم تلاش و زحمت دادن به خودش قبول میشه

مجیب
۱۳۸۹/۰۷/۲۵, ۱۲:۳۵
خوب شكر خدا چند ساليه كه به اقايون فرصت داده شده كه اگه سال اول كنكور قبول نشدند يكسالي وقت داشته باشن براي تحصيل،‌ پس با احترام به نظرات همه دوستان اين يه خورده ميشه بهانه، اما با اين مورد كه خانما به واسطه تحصيلاتشون توقعاتشون رفته بالا كاملا موافقم، متاسفانه مدرك تحصيلي براي بعضيا نشانه دهنده شعور طرف مقابل هست البته اين موردم جاي بحث بسيار داره:Computer:
اما در كل به نظر من حس بي اعتمادي كه در جامعه هر روز هم داره بيشتر ميشه بزرگترين عامل بالا رفتن سن ازدواج در بين جوانان هست :Rose:

Behrooz_313
۱۳۸۹/۰۷/۲۵, ۱۳:۴۵
درسته که می خواستسد تلنگر بزنید اما راه درستی رو انتخاب نکردید(ناراحت نشید این نظر منه شاید درست نباشه )
چون در کشور های دیگه هم خانم ها کار می کنند هم آقایون ( می دونم سن ازدواج اونجا بالاست بحث من چیز دیگست )
به نظر من به جای پاک کردن صورت مساله (کار نکردن خانم ها) باید فرصت های شغلی رو زیاد کرد
به جای کمک گرفتن از افراد بیگانه کار رو باید دست جوونها داد
اگه فرصت شغلی تو یه کشور زیاد باشه این مشکلات تا حدی بهبود پیدا می کنه
دانشگاه هم که انقدر ماشاالله زیاد شده که ادم با یه کم تلاش و زحمت دادن به خودش قبول میشه
کاش جای بالا رفتن سن ازدواج چیزای دیگه رو هم میگفتین
اخه چرا اینقدر غرب رو الگو قرار میدید؟
اخه زن که شاغل میشه روابط خانوادگی هم اکثرا سست میشه
شک کردن به طرفین بیشتر میشه و...
بابا مگه تربیت فرزند شغل نیست؟؟
چرا این نظام احسن رو داریم تغییر میدیم
بر اثر الگو و تاثیر گیری از غرب؟؟؟
حرف زیاده اگه بخواید اینقدر مشکلات میگم تا....

مجیب
۱۳۸۹/۰۷/۲۵, ۱۴:۰۴
اخه زن که شاغل میشه روابط خانوادگی هم اکثرا سست میشه شک کردن به طرفین بیشتر میشه و... بابا مگه تربیت فرزند شغل نیست؟؟ چرا این نظام احسن رو داریم تغییر میدیم

جناب بهروز همه حرفاي شما قبول ولي بزرگوار شما مطمئني همه خانما از روي خوشي ساعت 6 صبح از خونه ميزنن بيرون و ساعت 7 شب بر ميگردن خونه؟
كي از روي خوشي روزي 4 ساعت از عمرش رو در مترو و اتوبوس و ترافيك با استهلاك شديد اعضاي بدنش تلف ميكنه؟
بزرگوار كي از روي خوشي بعد از 4 سال درس خوندن حاضره بره با برجي 200.000 تومان صبحش رو به شب برسونه؟
اجباره كه حداقل 60 درصد خانم ها رو وادار به كاره بيرون از خونه كرده، آخه دستفروشي تو مترو هم شغله كه هر روز شاهد افزايش تعداد خانم‌هاي 5 تا 75 ساله در اين حرفه هستيم، بزرگوار نيازه كه باعث شده و ميشه هر روز شاهد افزايش شمار خانم‌هاي شاغل بشيم

ْآلاله
۱۳۸۹/۰۷/۲۵, ۱۴:۴۸
[font=arial black][size=4]اجباره كه حداقل 60 درصد خانم ها رو وادار به كاره بيرون از خونه كرده، آخه دستفروشي تو مترو هم شغله كه هر روز شاهد افزايش تعداد خانم‌هاي 5 تا 75 ساله در اين حرفه هستيم، بزرگوار نيازه كه باعث شده و ميشه هر روز شاهد افزايش شمار خانم‌هاي شاغل بشيم

من اصلا موافق اين حرف نيستم البته با توجه به ديده هاي خودم بالاخره تو دوست آشنا فاميل هم دانشكده اي ها و ...ميبينم كه واقعا دلايل رفتنشون به سر كار چيه .

بله مواردي هستند كه مشكلات مالي دارن ولي اون بندگان خدا اتفاقا شغلاي به درد بخور ندارن .

با قاطعيت ميتونم اينو بگم اطراف من بدون استثنا هر خانمي سر كار رفته همسرش سر كار ميره تو زندگي اسراف هاي آنچناني ميكنن.
متاسفانه در بسياري موارد شغل زنان هم شده چشم و هم چشمي كسي درس بخونه باور كنيد من به عنوان يه زن ميگم انقدر از اطراف بهش فشار ميارن كه رفتي درس خوندي چي شد ؟نميخواي سر كار بري؟ ميخويا بشيني تو خونه؟به نظرم واقعا فرهنگ ر اين زمينه خيلي نياز به كار داره .

خود من براساس گفته وجدانم چون نياز به پول ندارم دوست ندارم برم سر كار چون خيلي از اين ميترسم كه مديون بشم و جلوي اشتغال يه نيازمندو بگيرم (مثلا منتظر جواب كارشناسا براي حكم شرعي اين مساله تو تاپيكي در همين مورد موندم هيچ خبرينشد پيغامم فرستادم افاقه نكرد ديگه از خير جواب هم گذشتم!!)

من به دلايلي كه گفتم دوست ندارم يه فرصت شغليو اشغال كنم ولي روزي نيست كه با اينكه هنوز مدرك تحصيليمو نگرفتم هر جا ميرم نگن:پس چي شد مدركتو گرفتي؟ميخواي برات كار پيدا كنيم؟تو خونه حوصلت سر نميره و.......واقعا خدايي طاقت ميخواد ادم طاقت بياره و به خاطر حرف ديگران از هدفش نگذره.
جلوي چشمم خانومايي ديدم كه باهام درد و دل ميكنن ميگن بابا انقدر به ما هم اين حرفارو زدن از رو رفتيم تسليم شديم!!!!!يه بنده خدايي بچه دار شده بود خوشحال بود ميگفت : لااقل الان انقدر سرم شلوغه بهم نميگن چرا تو خونه اي يه كم از فشارا كم شده!!

در مورد خانم هاي دست فروش تو مترو :در مورد برخي از اونها درسته به خاطر نيازه ولي خدايي خيلي هاشون دختراي جوونن كه با هزار قلم آرايش اومدن تو مترو و مارو كلافه كردن!!
الان وقتي مساله اشتغال خانوما مطرحه بيشتر منظور مشاغلي چون كارمندي با بيمه ويا كار تو اداره هاي دولتي و بانكها و ...كه اغلب همسرشون هم كار داره و نياز جدي مالي ندارن .
بله افرادي هم پيدا ميشن كه نياز دارن ولي واقعا تعدادشون اندكه .

ستاره ی نقره ای
۱۳۸۹/۰۷/۲۵, ۱۵:۱۴
کاش جای بالا رفتن سن ازدواج چیزای دیگه رو هم میگفتین
اخه چرا اینقدر غرب رو الگو قرار میدید؟
اخه زن که شاغل میشه روابط خانوادگی هم اکثرا سست میشه
شک کردن به طرفین بیشتر میشه و...
بابا مگه تربیت فرزند شغل نیست؟؟
چرا این نظام احسن رو داریم تغییر میدیم
بر اثر الگو و تاثیر گیری از غرب؟؟؟
حرف زیاده اگه بخواید اینقدر مشکلات میگم تا....

من نگفتم غرب !!!!!! منظور من کل دنیا بود !!!!!!!جهان!!!!!!!
در ضمن الگو قرار ندادم !!!!!!! مثال زدم!!!!!!!!!
این مواردی هم که می گویید بستگی به طرفین داره !!!! چون الان در اطرافیانم زیاد خانواده هایی رو می شناسم که خرج خانه رو هر دو در میارن و خیلی هم خوشبختن !!! چون در کل دنیا اقتصاد زیاد خوب نیست و همه چیز گرونه و اگه بخوایم بار رو روی دوش یک نفر بندازیم از پا در میاد !! خانومها هم بدشون نمیاد از صبح تا شب تو خونه باشن و آفتاب بیرون و گرمای طاقت فرسا به همراه ضرر و زیانش رو تحمل نکنن و بی خودی هی به خودشون زحمت ندن و هرچی که خواست رو از همسرشون در خواست کنن و اونم وظیفه اش هست که براش فراهم کنه ( منظورم تجملان نیستا منظورم ضرروریات زندگیه )
کدوم زنی رو میشناسید که از این شرایط بدش بیاد؟
هر وقت پول خواست بهش بدن ، هر چیز ضرروری که لازم داشت براش بخرن!
دستش رو جلوی کسی دراز نکنه و همیشه یه پولی تو حسابش باشه !
تفریحاتی که دوست داره بتونه بره ( مثلا استخر و...)
و ...
کدوم زنی رو می شناسید که از اینها بدش بیاد؟!!!
مطمئن باشید اگه زنها کار می کنن حتما یکی از ضرروریاتی که لازم دارن براشون فراهم نیست مثلا تو حسابش هیچ پولی نداره که واسه خودش خرج کنه و یا همیشه باید دستشو دراز کنه و از پدرش یا همسرش با التماس پول بخواد!
مطمئن باشید هیچ آدمی الکی به خودش زحمت نمی ده و خودش رو تو دردسر نمی اندازه !(من با اقلیت کار ندارما ! اکثریت رو می گم )

ابدیت
۱۳۸۹/۰۷/۲۵, ۱۵:۳۹
با سلام
مخصوصا برای آقایون؟؟؟
واقعا که
حیف که به خانوما بر میخوره وگرنه خوب مگیفتم که....
این دخترا مملکتو ریختن بهم
همه دانشگاها شده پره دختر و فسادم به بی حجابیشون که کیفیت تحصیل رو اورده پایین و...
تازه اینا هیچ
این دخترا وقتی مثلا لیسانس میگیرن دیگه به ازدواج با یه پسر دیپلمه که فکر نمیکنن درسته؟؟
یا هر چی بالاتر بد تر
خب وقتی ظرفیت دانشگا ه ها از دختران پر شده و پسرای بی چاره فقط باید به خدمت سربازی فکر کنن وکار و در امد و سرکوفت نشنیدن از خانواده و...
خب پسرا با این وضعیت خیلی کم میرن دانشگاه
به طبع کار خوبی هم گیرشون نمیاد
و در عوض دخترا با گرفتن جای پسرا تو دانشگاه ها وارد بازار کار میشن و تازه مهم تر اینکه با حقوق کم وارد بازار کار میشن و در ادامهع با ایجاد محیط اختلاط و..کلی اسیب اجتماعی به محیط کار و خانواده ها وارد میکنن
مگه ندیدید؟
فلان اقا بعد از چند سال ازدواج به فکر ازدواج مججدد با خانم همکارش میشه و شایدم طلاق و..
خیلی حرف تو دلمه از دست این دخترا ولی...
البته گفته باشم بخاطر خودم نگفتمااا
تو رشته ای که من درس خوندم دخترا توانایشو ندارن که بخوان ادامه تحصیل بدن و خدارو شکر اکثر فارغ التحصیلان پسرن و تو محیط کارم زیاد از خانوما استفاده نمیکنن
الحمدلله
الحمدلله
....
در مواردی که گفتین حق رو به شما میدم خوب چیکار میشه کرد اخر الزمانه.
دوبار گفتین الحمدلله مثل اینکه قراره ...
بهتره بقیشو نگم ممکنه برای بعضیا سوء تفاهم بشه

گلبرگ...
۱۳۸۹/۰۷/۲۵, ۱۶:۴۳
راجع به مسئله اشتغال خانمها بد نیست این مقاله رو از سایت آیت الله مکارم شیرازی مطالعه کنید. فکر می کنم جواب خیلی از لبهامات بالا در اون اومده .

لینک اون مقاله این هست :
http://persian.makarem.ir/articles/?qid=15337&gro=2733

و متن اون :




مسئله اشتغال در کشور ما در حال تبدیل شدن به یک فاجعه ملی و سیلی خانمان بر انداز است حرکتی که از گذشته دور به صورت خزنده آغاز شد و در حال حاضر در سراشیبی قرار گرفته و فرهنگ، دین، تمدن، خانواده و روش و منش جامعه را متأثر نموده و بدنبال خود می برد، به صورتی که هم اکنون اثرات و عوارض آن را در اموری همچون آمار طلاق، بالا رفتن سن ازدواج، متوقف شدن امر ازدواج رسمی در قشری از افراد جامعه، دین گریزی، اخلاق گریزی ، شکل گرفتن خانه های مجردی دسته جمعی در تهران و بعضی از شهرستانها، فساد و فحشا در قالب قرار دادهای خاص آشکار و پنهان، ظاهر شده و می توان در جامعه مشاهده کرد. عوامل مختلفی در به وجود آمدن این شرایط دخالت دارند.
امّا عامل اول و اصلی این مسئله ورود بی رویه بانوان گرامی به بازار کار و تحصیل در سطح وسیع است، امروزه اگر به تمامی ادارات دولتی و مراکز خصوصی، شرکت ها، کارخانجات، فروشگاه ها و... سرکشی کنید خواهید دید که خانم ها اکثر فرصت های شغلی را بدست آورده اند اگر به این مجموعه تشکیل تعاونی ها و شرکت های اقتصادی و دفاتر وکالت و ثبت اسناد را که توسط خانم ها تأسیس و اداره می شود اضافه کنیم، متوجه می شویم که خواهران محترمه به سرعت در حال پیشروی به سوی در اختیار گرفتن بازار کار ایران هستند، آمار نشان می دهد که بیش از 60% از مراکز علمی کشور به خانم ها اختصاص یافته است. در واقع تحصیل و اشتغال زن امر نامطلوب و خلافی نیست بلکه رها شدن این مسئله مهم به حال خود و عدم مدیریت و برنامه ریزی برای آن وضع را به اینجا رسانده است.
امید است با توجه و عنایت ویژه نسبت به این امر و تشکیل کار گروه های تخصصی در حوزه و دانشگاه و بررسی دقیق و همه جانبه آن این موضوع در دستور کار قرار گیرد.
مقاله حاضر تلاشی است در راستای تحقق این هدف.
در مورد مسئله اشتغال و مشکلات و چالشهای آن و راه حل برون رفت از این معضل بزرگ، گاه و بیگاه مطالبی منتشر می شود ولی باید توجه داشت که در نظام اسلامی بعضی از نابسامانی ها و مشکلات بزرگ، عادی و طبیعی نیست. بلکه بر اثر سیاستها و برنامه های نا درست به وجود آمده، که تنها راه حل این معضلات، اصلاح همان سیاستهای غلط است که سالها در حال اجرا بوده و هست.
یکی از بزرگترین گرفتاریهای جامعه، دولت و کشور ما که بسیار ریشه دار و عمیق است و به همراه خود معضلات بزرگتری همچون مسئله طلاق، زوال خانواده، فساد، فحشاء و ... را یدک می کشد مسئله اشتغال و بی کاری است.
ابتدا اصل مسئله و علل و عوامل به وجود آورنده آن را مطرح می کنیم سپس راهکاری برای درمان قطعی آن ارائه خواهیم نمود.
اشتغال از ارکان اصلی و زیر بنایی هر جامعه و نظامی است. و نوع و چگونگی آن در هر جامعه بستگی به عواملی همچون:
1ـ نوع حکومت و اهدف آن؛
2ـ مذهب و فرهنگ جامعه؛
3ـ امکانات و موقعیتهای مادی و معنوی جامعه دارد.
بر این اساس مسئله اشتغال برای هر نظام و کشور معنای خاص خود را دارد و برنامه و طرح مخصوص به خود را می طلبد.
و هیچ کشوری نمی تواند بدون توجه به خصوصیات و شرایط خاص خود در مسئله اشتغال، از کشور و برنامه ای تقلید نموده و الگوگیری نماید.
حال به مواردی که امر اشتغال را درکشور ما از روند طبیعی خود خارج نموده و آن را به چالشی بزرگ برای دولت و ملت تبدیل نموده اشاره می کنیم و بعد دلایل آن را بر می شماریم:
1ـ ورود بی رویه بانوان ایرانی به بازار کار و اشتغال؛
2ـ عدم هماهنگی در پرورش نیروهای تحصیل کرده با نیاز های جامعه.
متأسفانه در گذشته بعضی موضوع آزادی زن در انتخاب شغل و ورود به بازار کار را بر مصلحت زن و نظام و کشور ترجیح دادند و با تبلیغات گسترده سبب شدند که اشتغال بیرون از منزل نوعی ارزش و تعالی برای زن قلمداد شود و به دنبال آن هجوم دختران و زنان به سوی مراکز علمی و آموزشی برای بدست آوردن شغل و موقعیت اجتماعی آغاز شد.
با ورود گسترده زن در تمامی زمینه های اشتغال در حقیقت پنجاه در صد بر صف نیاز به اشتغال در کشور افزوده شد.
که این حرکت عواقب بسیار شوم و عظیمی را به دنبال داشت که به موارد محدودی از آن اشاره می کنم:
1ـ با ورود هر یک زن به بازار اشتغال یک فرصت کاری از مرد گرفته شد (مردی که بر اساس قوانین اسلامی موظف به تأمین مخارج زن می باشد)
2ـ ساختار فرهنگی جامعه اسلامی ایرانی دچار دگرگونی ها و تغییرات نا خواسته ای شد.
3ـ با شاغل شدن یک مرد، یک زن نیز تحت پوشش قرار می گرفت و خانواده تشکیل می شد که در حقیقت اشتغال یک مرد یعنی اشتغال دو یا چند نفر از افراد جامعه؛ که با این عمل راه این مسیر طبیعی و معقول سد شد.
4ـ زن شاغل در عین حال که یک فرصت شغلی را اشغال کرده بود، دیگر به سادگی زیر بار ازدواج نمی رفت و با اتکاء به موقعیت اجتماعی و در آمد خود، آزادی را به پذیرش مسئولیت خانواده ترجیح می دهد.
5ـ یک زن آزاد در جامعه برای تأمین نیازهای عاطفی و... مشکلاتی را برای خانواده ها و افراد جامعه به وجود می آورد.
6ـ زن شاغل در مواجه با کمترین مشکل در خانواده، تن به طلاق می دهد.
7ـ از جمله دیگر عواقب این کار که در جای خود نیاز به بحث و بررسی دارد بالا رفتن سن ازدواج، پائین آمدن آمار ازدواج، بالا رفتن آمار طلاق، ایجاد فقر، فساد و فحشاء ... می باشد.
8ـ با ورود بی رویه بانوان گرامی ایران زمین به بازار کار، پایه های خانواده گرم و با شکوه ایرانی، که زن مدیر آن است سست شده و از جهات عدیده ای ضربه می خورد و سبب از هم گسیختگی اجتماعی می شود. و بیشترین خسارت و زیان از این ماجرا نصیب زن می شود.
تحقیق و بررسی این موضوع و پرداختن به جزئیات آن نیاز به وقت و حوصله زیادی دارد که در اینجا فقط جهت اطلاع به مواردی از آن اشاره می شد.
تحقیق در اینکه زن شاغل چه چیز به دست آورده و چه چیز هایی را از دست داده و بعد از ورود به سن میان سالی و باز نشستگی در چه شرایطی قرار خواهد گرفت و جامعه در آینده با حضور کثیری از این خانمهای بی کس و بی پناه، گرفتار چه عواقبی و بحرانیهای خواهد شد، مسائلی است که در جای خود باید به آن توجه شود. در فرهنگ اسلامی ایرانی ما، زن مدیر خانواده و در مقام ساخت و پرورش انسان و پشتیبان روحی و عاطفی مرد است. و عامل آرامش و سکونت جامعه که به دلیل این مقام و موقعیت نیاز های اقتصادی او از ابتدا تا آخر عمر تضمین شده تا بتواند بدون دغدغه این مسئولیت بزرگ را به انجام رساند.
در رابطه با اشتغال زن دو مسئله با هم مخلوط شده و بسیاری را به اشتباه وا داشته.
یکی: آزادی زن در انتخاب شغل و ورود به بازار کار.
دوم: مصلحت جامعه، نظام اسلامی و زن
درست است که زن در انتخاب شغل آزاد است ومی تواند هر شغلی را برای خود بر گزیند اما این موضوع به این معنا نیست که دولت موظف باشد به هر قیمت که شده بستر این کار را فراهم نماید و بر اساس خواسته زن برنامه ریزی کند.
دولت نیز آزاد است که با در نظر گرفتن مصلحت کل جامعه و ضرورتها و نیاز ها، اقدامات لازم را انجام دهد و بر اساس قانون و مبانی اسلامی و خیر و صلاح نظام تصمیم سازی و عمل نماید لذا در جایی که اشتغال و تحصیل زن در بسیاری از رشته ها به صلاح کشور و جامعه نیست باید بطور جدی از آن ممانعت به عمل آید.
اگر به وضع موجود کشور توجه کنیم، خواهیم دید که شوق و انگیزه برای بکار گیری زن و بخصوص دختران جوان به دلایل خاص خود (به خصوص ارزانی دستمزد) به صورت روز افزون در حال افزایش است. به گونه ای که استخدام زن در تمام ادارات و مراکز خصوصی و دولتی در اولویت قرار گرفته و هر جا که فرصت شغلی و کار در هر زمینه ای وجود داشته باشد زن در اولویت است. حتی بسیاری از کارخانجات و مراکز دولتی و خصوصی با اخراج و یا باز خرید کارمندان مرد به صورت گسترده زن را جایگزین مرد می کنند، که اگر آمار صحیح در این رابطه گرفته شود موضوع روشن خواهد شد، که در صد خانمهای شاغل نسبت به مرد ها به چه میزان رسیده وقتی به موارد بالا تشکیل تعاونی ها توسط خانمهای تحصیل کرده مجرد و دریافت وامهای کلان و راه اندازی بنگاه ها و شرکت های بزرگ و کوچک اقتصادی را اضافه کنیم، این موضع روشن می شود که جامعه ما خواسته یا نا خواسته به صورت شتاب زده به سوی از هم گسیختگی اجتماعی و استقلال زن از مرد و مرد از زن پیش می رود که این امر یعنی استقلال زن از مرد مخالفت با اهداف خلقت و دستورات صریح اسلام است و چنانچه به این موضوع رسیدگی فوری و حساب شده و قانونمند نشود بحران های عظیم اجتماعی که قابل پیش بینی است قابل کنترل نخواهد بود.
حال چه باید کرد؟ در اینجا به مواردی از راهکارهای اولیه در برون رفت از این شرایط اشاره می کنم:
1ـ همانگونه که با تبلیغات و فرهنگ سازی در فیلمها، سریالها و...، اشتغال زن بناحق در جامعه به صورت یک ارزش وانمود شد، و جامعه آن را پذیرفت حال باید با تبلیغات و بیان حقایق در قالب فیلم، سریال و... معضلات واقعی زنان شاغل و ارزش زن در امر شوهر داری و پرورش فرزند و کانون خانواده به جبران اشتباهات گذشته پرداخت.
2ـ بایستی به صورت جدی و مبنایی دستورات اسلام را در موضوعات فقهی، اخلاقی، اجتماعی، حکومتی، اصل و اساس تصمیم سازی های و حرکت های اجرایی قرار گیرد.
3ـ همانگونه که جهت تحصیل و اشتغال بانوان از لحاظ بودجه امکانات و فضاهای کاری و آموزش بستر سازی شد باید با اعطای امتیازات تشویقی به زنان خانه دار و فرزند دار و سلب امتیازات از بانوان مجرد و ایجاد محدودیت های قانونی و حقوقی در دریافت وام غیره برای تغییر روند کار حرکت کرد.
4ـ دولت به عنوان مدیر و بر نامه ریز جامعه مورد قبول همگان می باشد و مردم تابع تصمیمات و برنامه های آن هستند و چنانچه با صداقت و مدیریت صحیح وارد کار شود به حول و قوه الهی خواهد توانست اشتباهات و چالشهایی که در گذشته به وجود آمده و ریشه دار است را تا حدودی جبران کند و شرایط را به وضع مطلوب برساند ان شاء الله.
در نهایت بایستی با بررسی همه جانبه موضوع اشتغال و زمینه ها و فرصت های موجود در کشور با بر نامه ریزی دقیق و حساب شده مسئله اشتغال را در سطح خرد و کلان مدیریت نمود و مرحله به مرحله آن را تا رسیدن به وضع مطلوب به پیش برد.
و الا با تزریق پول و کارهای سطحی و مقطعی مسئله اشتغال که در حقیقت مادر همه مسائل است به سامان نمی رسد.

ْآلاله
۱۳۸۹/۰۷/۲۵, ۱۷:۰۴
مقاله خيلي خوبي بود ممنون.:Rose:

مخصوصا اين قسمتش كه ـ با ورود هر یک زن به بازار اشتغال یک فرصت کاری از مرد گرفته شد (مردی که بر اساس قوانین اسلامی موظف به تأمین مخارج زن می باشد
من هميشه در مورد اينكه ميگفتن بايد مساوات باشه و عدالت و محدوديتي براي بانوان نباشه .با خودم فكر ميكردم خب پس اگه زنها ميخوان از اين مساوات بهره مند بشن پس بايد اين بي عدالتي كه به وجود مياد يعني وظيفه مرد باشه كه نفقه بده برداشته بشه .

Behrooz_313
۱۳۸۹/۰۷/۲۶, ۰۳:۲۱
اینقدر زیبا بود دلم نمیاد دوباره قرارش ندم


مسئله اشتغال در کشور ما در حال تبدیل شدن به یک فاجعه ملی و سیلی خانمان بر انداز است حرکتی که از گذشته دور به صورت خزنده آغاز شد و در حال حاضر در سراشیبی قرار گرفته و فرهنگ، دین، تمدن، خانواده و روش و منش جامعه را متأثر نموده و بدنبال خود می برد، به صورتی که هم اکنون اثرات و عوارض آن را در اموری همچون آمار طلاق، بالا رفتن سن ازدواج، متوقف شدن امر ازدواج رسمی در قشری از افراد جامعه، دین گریزی، اخلاق گریزی ، شکل گرفتن خانه های مجردی دسته جمعی در تهران و بعضی از شهرستانها، فساد و فحشا در قالب قرار دادهای خاص آشکار و پنهان، ظاهر شده و می توان در جامعه مشاهده کرد. عوامل مختلفی در به وجود آمدن این شرایط دخالت دارند.
امّا عامل اول و اصلی این مسئله ورود بی رویه بانوان گرامی به بازار کار و تحصیل در سطح وسیع است، امروزه اگر به تمامی ادارات دولتی و مراکز خصوصی، شرکت ها، کارخانجات، فروشگاه ها و... سرکشی کنید خواهید دید که خانم ها اکثر فرصت های شغلی را بدست آورده اند اگر به این مجموعه تشکیل تعاونی ها و شرکت های اقتصادی و دفاتر وکالت و ثبت اسناد را که توسط خانم ها تأسیس و اداره می شود اضافه کنیم، متوجه می شویم که خواهران محترمه به سرعت در حال پیشروی به سوی در اختیار گرفتن بازار کار ایران هستند، آمار نشان می دهد که بیش از 60% از مراکز علمی کشور به خانم ها اختصاص یافته است. در واقع تحصیل و اشتغال زن امر نامطلوب و خلافی نیست بلکه رها شدن این مسئله مهم به حال خود و عدم مدیریت و برنامه ریزی برای آن وضع را به اینجا رسانده است.
امید است با توجه و عنایت ویژه نسبت به این امر و تشکیل کار گروه های تخصصی در حوزه و دانشگاه و بررسی دقیق و همه جانبه آن این موضوع در دستور کار قرار گیرد.
مقاله حاضر تلاشی است در راستای تحقق این هدف.
در مورد مسئله اشتغال و مشکلات و چالشهای آن و راه حل برون رفت از این معضل بزرگ، گاه و بیگاه مطالبی منتشر می شود ولی باید توجه داشت که در نظام اسلامی بعضی از نابسامانی ها و مشکلات بزرگ، عادی و طبیعی نیست. بلکه بر اثر سیاستها و برنامه های نا درست به وجود آمده، که تنها راه حل این معضلات، اصلاح همان سیاستهای غلط است که سالها در حال اجرا بوده و هست.
یکی از بزرگترین گرفتاریهای جامعه، دولت و کشور ما که بسیار ریشه دار و عمیق است و به همراه خود معضلات بزرگتری همچون مسئله طلاق، زوال خانواده، فساد، فحشاء و ... را یدک می کشد مسئله اشتغال و بی کاری است.
ابتدا اصل مسئله و علل و عوامل به وجود آورنده آن را مطرح می کنیم سپس راهکاری برای درمان قطعی آن ارائه خواهیم نمود.
اشتغال از ارکان اصلی و زیر بنایی هر جامعه و نظامی است. و نوع و چگونگی آن در هر جامعه بستگی به عواملی همچون:
1ـ نوع حکومت و اهدف آن؛
2ـ مذهب و فرهنگ جامعه؛
3ـ امکانات و موقعیتهای مادی و معنوی جامعه دارد.
بر این اساس مسئله اشتغال برای هر نظام و کشور معنای خاص خود را دارد و برنامه و طرح مخصوص به خود را می طلبد.
و هیچ کشوری نمی تواند بدون توجه به خصوصیات و شرایط خاص خود در مسئله اشتغال، از کشور و برنامه ای تقلید نموده و الگوگیری نماید.
حال به مواردی که امر اشتغال را درکشور ما از روند طبیعی خود خارج نموده و آن را به چالشی بزرگ برای دولت و ملت تبدیل نموده اشاره می کنیم و بعد دلایل آن را بر می شماریم:
1ـ ورود بی رویه بانوان ایرانی به بازار کار و اشتغال؛
2ـ عدم هماهنگی در پرورش نیروهای تحصیل کرده با نیاز های جامعه.
متأسفانه در گذشته بعضی موضوع آزادی زن در انتخاب شغل و ورود به بازار کار را بر مصلحت زن و نظام و کشور ترجیح دادند و با تبلیغات گسترده سبب شدند که اشتغال بیرون از منزل نوعی ارزش و تعالی برای زن قلمداد شود و به دنبال آن هجوم دختران و زنان به سوی مراکز علمی و آموزشی برای بدست آوردن شغل و موقعیت اجتماعی آغاز شد.
با ورود گسترده زن در تمامی زمینه های اشتغال در حقیقت پنجاه در صد بر صف نیاز به اشتغال در کشور افزوده شد.
که این حرکت عواقب بسیار شوم و عظیمی را به دنبال داشت که به موارد محدودی از آن اشاره می کنم:
1ـ با ورود هر یک زن به بازار اشتغال یک فرصت کاری از مرد گرفته شد (مردی که بر اساس قوانین اسلامی موظف به تأمین مخارج زن می باشد)
2ـ ساختار فرهنگی جامعه اسلامی ایرانی دچار دگرگونی ها و تغییرات نا خواسته ای شد.
3ـ با شاغل شدن یک مرد، یک زن نیز تحت پوشش قرار می گرفت و خانواده تشکیل می شد که در حقیقت اشتغال یک مرد یعنی اشتغال دو یا چند نفر از افراد جامعه؛ که با این عمل راه این مسیر طبیعی و معقول سد شد.
4ـ زن شاغل در عین حال که یک فرصت شغلی را اشغال کرده بود، دیگر به سادگی زیر بار ازدواج نمی رفت و با اتکاء به موقعیت اجتماعی و در آمد خود، آزادی را به پذیرش مسئولیت خانواده ترجیح می دهد.
5ـ یک زن آزاد در جامعه برای تأمین نیازهای عاطفی و... مشکلاتی را برای خانواده ها و افراد جامعه به وجود می آورد.
6ـ زن شاغل در مواجه با کمترین مشکل در خانواده، تن به طلاق می دهد.
7ـ از جمله دیگر عواقب این کار که در جای خود نیاز به بحث و بررسی دارد بالا رفتن سن ازدواج، پائین آمدن آمار ازدواج، بالا رفتن آمار طلاق، ایجاد فقر، فساد و فحشاء ... می باشد.
8ـ با ورود بی رویه بانوان گرامی ایران زمین به بازار کار، پایه های خانواده گرم و با شکوه ایرانی، که زن مدیر آن است سست شده و از جهات عدیده ای ضربه می خورد و سبب از هم گسیختگی اجتماعی می شود. و بیشترین خسارت و زیان از این ماجرا نصیب زن می شود.
تحقیق و بررسی این موضوع و پرداختن به جزئیات آن نیاز به وقت و حوصله زیادی دارد که در اینجا فقط جهت اطلاع به مواردی از آن اشاره می شد.
تحقیق در اینکه زن شاغل چه چیز به دست آورده و چه چیز هایی را از دست داده و بعد از ورود به سن میان سالی و باز نشستگی در چه شرایطی قرار خواهد گرفت و جامعه در آینده با حضور کثیری از این خانمهای بی کس و بی پناه، گرفتار چه عواقبی و بحرانیهای خواهد شد، مسائلی است که در جای خود باید به آن توجه شود. در فرهنگ اسلامی ایرانی ما، زن مدیر خانواده و در مقام ساخت و پرورش انسان و پشتیبان روحی و عاطفی مرد است. و عامل آرامش و سکونت جامعه که به دلیل این مقام و موقعیت نیاز های اقتصادی او از ابتدا تا آخر عمر تضمین شده تا بتواند بدون دغدغه این مسئولیت بزرگ را به انجام رساند.
در رابطه با اشتغال زن دو مسئله با هم مخلوط شده و بسیاری را به اشتباه وا داشته.
یکی: آزادی زن در انتخاب شغل و ورود به بازار کار.
دوم: مصلحت جامعه، نظام اسلامی و زن
درست است که زن در انتخاب شغل آزاد است ومی تواند هر شغلی را برای خود بر گزیند اما این موضوع به این معنا نیست که دولت موظف باشد به هر قیمت که شده بستر این کار را فراهم نماید و بر اساس خواسته زن برنامه ریزی کند.
دولت نیز آزاد است که با در نظر گرفتن مصلحت کل جامعه و ضرورتها و نیاز ها، اقدامات لازم را انجام دهد و بر اساس قانون و مبانی اسلامی و خیر و صلاح نظام تصمیم سازی و عمل نماید لذا در جایی که اشتغال و تحصیل زن در بسیاری از رشته ها به صلاح کشور و جامعه نیست باید بطور جدی از آن ممانعت به عمل آید.
اگر به وضع موجود کشور توجه کنیم، خواهیم دید که شوق و انگیزه برای بکار گیری زن و بخصوص دختران جوان به دلایل خاص خود (به خصوص ارزانی دستمزد) به صورت روز افزون در حال افزایش است. به گونه ای که استخدام زن در تمام ادارات و مراکز خصوصی و دولتی در اولویت قرار گرفته و هر جا که فرصت شغلی و کار در هر زمینه ای وجود داشته باشد زن در اولویت است. حتی بسیاری از کارخانجات و مراکز دولتی و خصوصی با اخراج و یا باز خرید کارمندان مرد به صورت گسترده زن را جایگزین مرد می کنند، که اگر آمار صحیح در این رابطه گرفته شود موضوع روشن خواهد شد، که در صد خانمهای شاغل نسبت به مرد ها به چه میزان رسیده وقتی به موارد بالا تشکیل تعاونی ها توسط خانمهای تحصیل کرده مجرد و دریافت وامهای کلان و راه اندازی بنگاه ها و شرکت های بزرگ و کوچک اقتصادی را اضافه کنیم، این موضع روشن می شود که جامعه ما خواسته یا نا خواسته به صورت شتاب زده به سوی از هم گسیختگی اجتماعی و استقلال زن از مرد و مرد از زن پیش می رود که این امر یعنی استقلال زن از مرد مخالفت با اهداف خلقت و دستورات صریح اسلام است و چنانچه به این موضوع رسیدگی فوری و حساب شده و قانونمند نشود بحران های عظیم اجتماعی که قابل پیش بینی است قابل کنترل نخواهد بود.
حال چه باید کرد؟ در اینجا به مواردی از راهکارهای اولیه در برون رفت از این شرایط اشاره می کنم:
1ـ همانگونه که با تبلیغات و فرهنگ سازی در فیلمها، سریالها و...، اشتغال زن بناحق در جامعه به صورت یک ارزش وانمود شد، و جامعه آن را پذیرفت حال باید با تبلیغات و بیان حقایق در قالب فیلم، سریال و... معضلات واقعی زنان شاغل و ارزش زن در امر شوهر داری و پرورش فرزند و کانون خانواده به جبران اشتباهات گذشته پرداخت.
2ـ بایستی به صورت جدی و مبنایی دستورات اسلام را در موضوعات فقهی، اخلاقی، اجتماعی، حکومتی، اصل و اساس تصمیم سازی های و حرکت های اجرایی قرار گیرد.
3ـ همانگونه که جهت تحصیل و اشتغال بانوان از لحاظ بودجه امکانات و فضاهای کاری و آموزش بستر سازی شد باید با اعطای امتیازات تشویقی به زنان خانه دار و فرزند دار و سلب امتیازات از بانوان مجرد و ایجاد محدودیت های قانونی و حقوقی در دریافت وام غیره برای تغییر روند کار حرکت کرد.
4ـ دولت به عنوان مدیر و بر نامه ریز جامعه مورد قبول همگان می باشد و مردم تابع تصمیمات و برنامه های آن هستند و چنانچه با صداقت و مدیریت صحیح وارد کار شود به حول و قوه الهی خواهد توانست اشتباهات و چالشهایی که در گذشته به وجود آمده و ریشه دار است را تا حدودی جبران کند و شرایط را به وضع مطلوب برساند ان شاء الله.
در نهایت بایستی با بررسی همه جانبه موضوع اشتغال و زمینه ها و فرصت های موجود در کشور با بر نامه ریزی دقیق و حساب شده مسئله اشتغال را در سطح خرد و کلان مدیریت نمود و مرحله به مرحله آن را تا رسیدن به وضع مطلوب به پیش برد.
و الا با تزریق پول و کارهای سطحی و مقطعی مسئله اشتغال که در حقیقت مادر همه مسائل است به سامان نمی رسد.

Behrooz_313
۱۳۸۹/۰۷/۲۶, ۰۳:۲۴
جناب بهروز همه حرفاي شما قبول ولي بزرگوار شما مطمئني همه خانما از روي خوشي ساعت 6 صبح از خونه ميزنن بيرون و ساعت 7 شب بر ميگردن خونه؟
كي از روي خوشي روزي 4 ساعت از عمرش رو در مترو و اتوبوس و ترافيك با استهلاك شديد اعضاي بدنش تلف ميكنه؟
بزرگوار كي از روي خوشي بعد از 4 سال درس خوندن حاضره بره با برجي 200.000 تومان صبحش رو به شب برسونه؟
اجباره كه حداقل 60 درصد خانم ها رو وادار به كاره بيرون از خونه كرده، آخه دستفروشي تو مترو هم شغله كه هر روز شاهد افزايش تعداد خانم‌هاي 5 تا 75 ساله در اين حرفه هستيم، بزرگوار نيازه كه باعث شده و ميشه هر روز شاهد افزايش شمار خانم‌هاي شاغل بشيم
با سلام
بزرگوار اینایی که شما گفتین رو بنده خودمم از نزدیک دیدم
ولی شما دارید اقلیت رو مثال میزنید
بله خانومای که مرد بالا سرشون نیست هم هستند و مجبورن برن سر کار یا دستفروشی تو مترو و..
اما ر عوض خانومایی هم هستن که (اکثریت) برای رفاه بیشتر خانواده و اینکه استقلال((کاذب))تو خانواده پیدا کنن و...میرن سر کار
اون مقاله بالا رو چندین بار همه بخونن لطفا!!!!
با بیکار شدن مردان توسط کار بی رویه زنان همین زنان هستن که ضربه میخورن
والسلام!!!!

Behrooz_313
۱۳۸۹/۰۷/۲۶, ۰۳:۴۵
ایندفعه برجستش میکنم تا بهتر خونده بشه


مسئله اشتغال در کشور ما در حال تبدیل شدن به یک فاجعه ملی و سیلی خانمان بر انداز است حرکتی که از گذشته دور به صورت خزنده آغاز شد و در حال حاضر در سراشیبی قرار گرفته و فرهنگ، دین، تمدن، خانواده و روش و منش جامعه را متأثر نموده و بدنبال خود می برد، به صورتی که هم اکنون اثرات و عوارض آن را در اموری همچون آمار طلاق، بالا رفتن سن ازدواج، متوقف شدن امر ازدواج رسمی در قشری از افراد جامعه، دین گریزی، اخلاق گریزی ، شکل گرفتن خانه های مجردی دسته جمعی در تهران و بعضی از شهرستانها، فساد و فحشا در قالب قرار دادهای خاص آشکار و پنهان، ظاهر شده و می توان در جامعه مشاهده کرد. عوامل مختلفی در به وجود آمدن این شرایط دخالت دارند.
امّا عامل اول و اصلی این مسئله ورود بی رویه بانوان گرامی به بازار کار و تحصیل در سطح وسیع است، امروزه اگر به تمامی ادارات دولتی و مراکز خصوصی، شرکت ها، کارخانجات، فروشگاه ها و... سرکشی کنید خواهید دید که خانم ها اکثر فرصت های شغلی را بدست آورده اند اگر به این مجموعه تشکیل تعاونی ها و شرکت های اقتصادی و دفاتر وکالت و ثبت اسناد را که توسط خانم ها تأسیس و اداره می شود اضافه کنیم، متوجه می شویم که خواهران محترمه به سرعت در حال پیشروی به سوی در اختیار گرفتن بازار کار ایران هستند، آمار نشان می دهد که بیش از 60% از مراکز علمی کشور به خانم ها اختصاص یافته است. در واقع تحصیل و اشتغال زن امر نامطلوب و خلافی نیست بلکه رها شدن این مسئله مهم به حال خود و عدم مدیریت و برنامه
ریزی برای آن وضع را به اینجا رسانده است.


امید است با توجه و عنایت ویژه نسبت به این امر و تشکیل کار گروه های تخصصی در حوزه و دانشگاه و بررسی دقیق و همه جانبه آن این موضوع در دستور کار قرار گیرد.
مقاله حاضر تلاشی است در راستای تحقق این هدف.
در مورد مسئله اشتغال و مشکلات و چالشهای آن و راه حل برون رفت از این معضل بزرگ، گاه و بیگاه مطالبی منتشر می شود ولی باید توجه داشت که در نظام اسلامی بعضی از نابسامانی ها و مشکلات بزرگ، عادی و طبیعی نیست. بلکه بر اثر سیاستها و برنامه های نا درست به وجود آمده، که تنها راه حل این معضلات، اصلاح همان
سیاستهای غلط است که سالها در حال اجرا بوده و هست.




یکی از بزرگترین گرفتاریهای جامعه، دولت و کشور ما که بسیار ریشه دار و عمیق است و به همراه خود معضلات بزرگتری همچون مسئله طلاق، زوال خانواده، فساد، فحشاء و ... را یدک می کشد مسئله اشتغال و بی کاری است.
ابتدا اصل مسئله و علل و عوامل به وجود آورنده آن را مطرح می کنیم سپس راهکاری برای درمان قطعی آن ارائه خواهیم نمود.
اشتغال از ارکان اصلی و زیر بنایی هر جامعه و نظامی است. و نوع و چگونگی آن در هر جامعه بستگی به عواملی همچون:
1ـ نوع حکومت و اهدف آن؛
2ـ مذهب و فرهنگ جامعه؛
3ـ امکانات و موقعیتهای مادی و معنوی جامعه دارد.
بر این اساس مسئله اشتغال برای هر نظام و کشور معنای خاص خود را دارد و برنامه و طرح مخصوص به خود را می طلبد.
و هیچ کشوری نمی تواند بدون توجه به خصوصیات و شرایط خاص خود در مسئله اشتغال، از کشور و برنامه ای تقلید نموده و الگوگیری نماید.
حال به مواردی که امر اشتغال را درکشور ما از روند طبیعی خود خارج نموده و آن را به چالشی بزرگ برای دولت و ملت تبدیل نموده اشاره می کنیم و بعد دلایل آن را بر می شماریم:
1ـ ورود بی رویه بانوان ایرانی به بازار کار و اشتغال؛
2ـ عدم هماهنگی در پرورش نیروهای تحصیل کرده با نیاز های جامعه.
متأسفانه در گذشته بعضید موضوع آزادی زن ر انتخاب شغل و ورود به بازار کار را بر مصلحت زن و نظام و کشور ترجیح دادند و با تبلیغات گسترده سبب شدند که اشتغال بیرون از منزل نوعی ارزش و تعالی برای زن قلمداد شود و به دنبال آن هجوم دختران و زنان به سوی مراکز علمی و آموزشی برای بدست آوردن شغل و موقعیت اجتماعی آغاز شد.


با ورود گسترده زن در تمامی زمینه های اشتغال در حقیقت پنجاه در صد بر صف نیاز به اشتغال در کشور افزوده شد.
که این حرکت عواقب بسیار شوم و عظیمی را به دنبال داشت که به موارد محدودی از آن اشاره می کنم:
1ـ با ورود هر یک زن به بازار اشتغال یک فرصت کاری از مرد گرفته شد (مردی که بر اساس قوانین اسلامی موظف به تأمین مخارج زن می باشد)

2ـ ساختار فرهنگی جامعه اسلامی ایرانی دچار دگرگونی ها و تغییرات نا خواسته ای شد.
3ـ با شاغل شدن یک مرد، یک زن نیز تحت پوشش قرار می گرفت و خانواده تشکیل می شد که در حقیقت اشتغال یک مرد یعنی اشتغال دو یا چند نفر از افراد جامعه؛ که با این عمل راه این مسیر طبیعی و معقول سد شد.

4ـ زن شاغل در عین حال که یک فرصت شغلی را اشغال کرده بود، دیگر به سادگی زیر بار ازدواج نمی رفت و با اتکاء به موقعیت اجتماعی و در آمد خود، آزادی را به پذیرش مسئولیت خانواده ترجیح می دهد.

5ـ یک زن آزاد در جامعه برای تأمین نیازهای عاطفی و... مشکلاتی را برای خانواده ها و افراد جامعه به وجود می آورد.

6ـ زن شاغل در مواجه با کمترین مشکل در خانواده، تن به طلاق می دهد.


7ـ از جمله دیگر عواقب این کار که در جای خود نیاز به بحث و بررسی دارد بالا رفتن سن ازدواج، پائین آمدن آمار ازدواج، بالا رفتن آمار طلاق، ایجاد فقر، فساد و فحشاء ... می باشد.

8ـ با ورود بی رویه بانوان گرامی ایران زمین به بازار کار، پایه های خانواده گرم و با شکوه ایرانی، که زن مدیر آن است سست شده و از جهات عدیده ای ضربه می خورد و سبب از هم گسیختگی اجتماعی می شود. و بیشترین خسارت و زیان از این ماجرا نصیب زن می شود.


تحقیق و بررسی این موضوع و پرداختن به جزئیات آن نیاز به وقت و حوصله زیادی دارد که در اینجا فقط جهت اطلاع به مواردی از آن اشاره می شد.

تحقیق در اینکه زن شاغل چه چیز به دست آورده و چه چیز هایی را از دست داده و بعد از ورود به سن میان سالی و باز نشستگی در چه شرایطی قرار خواهد گرفت و جامعه در آینده با حضور کثیری از این خانمهای بی کس و بی پناه، گرفتار چه عواقبی و بحرانیهای خواهد شد، مسائلی است که در جای خود باید به آن توجه شود. در فرهنگ اسلامی ایرانی ما، زن مدیر خانواده و در مقام ساخت و پرورش انسان و پشتیبان روحی و عاطفی مرد است. و عامل آرامش و سکونت جامعه که به دلیل این مقام و موقعیت نیاز های اقتصادی او از ابتدا تا آخر عمر تضمین شده تا بتواند بدون دغدغه این مسئولیت بزرگ را به انجام رساند.

در رابطه با اشتغال زن دو مسئله با هم مخلوط شده و بسیاری را به اشتباه وا داشته.

یکی: آزادی زن در انتخاب شغل و ورود به بازار کار.
دوم: مصلحت جامعه، نظام اسلامی و زن




درست است که زن در انتخاب شغل آزاد است ومی تواند هر شغلی را برای خود بر گزیند اما این موضوع به این معنا نیست که دولت موظف باشد به هر قیمت که شده بستر این کار را فراهم نماید و بر اساس خواسته زن برنامه ریزی کند.
دولت نیز آزاد است که با در نظر گرفتن مصلحت کل جامعه و ضرورتها و نیاز ها، اقدامات لازم را انجام دهد و بر اساس قانون و مبانی اسلامی و خیر و صلاح نظام تصمیم سازی و عمل نماید لذا در جایی که اشتغال و تحصیل زن در بسیاری از رشته ها به صلاح کشور و جامعه نیست باید بطور جدی از آن ممانعت به عمل آید.


اگر به وضع موجود کشور توجه کنیم، خواهیم دید که شوق و انگیزه برای بکار گیری زن و بخصوص دختران جوان به دلایل خاص خود (به خصوص ارزانی دستمزد) به صورت روز افزون در حال افزایش است. به گونه ای که استخدام زن در تمام ادارات و مراکز خصوصی و دولتی در اولویت قرار گرفته و هر جا که فرصت شغلی و کار در هر زمینه ای وجود داشته باشد زن در اولویت است.

حتی بسیاری از کارخانجات و مراکز دولتی و خصوصی با اخراج و یا باز خرید کارمندان مرد به صورت گسترده زن را جایگزین مرد می کنند، که اگر آمار صحیح در این رابطه گرفته شود موضوع روشن خواهد شد، که در صد خانمهای شاغل نسبت به مرد ها به چه میزان رسیده وقتی به موارد بالا تشکیل تعاونی ها توسط خانمهای تحصیل کرده مجرد و دریافت وامهای کلان و راه اندازی بنگاه ها و شرکت های بزرگ و کوچک اقتصادی را اضافه کنیم، این موضع روشن می شود که جامعه ما خواسته یا نا خواسته به صورت شتاب زده به سوی از هم گسیختگی اجتماعی و استقلال زن از مرد و مرد از زن پیش می رود که این امر یعنی استقلال زن از مرد مخالفت با اهداف خلقت و دستورات صریح اسلام است و چنانچه به این موضوع رسیدگی فوری و حساب شده و قانونمند نشود بحران های عظیم اجتماعی که قابل پیش بینی است قابل کنترل نخواهد بود.
حال چه باید کرد؟ در اینجا به مواردی از راهکارهای اولیه در برون رفت از این شرایط اشاره می کنم:


1ـ همانگونه که با تبلیغات و فرهنگ سازی در فیلمها، سریالها و...، اشتغال زن بناحق در جامعه به صورت یک ارزش وانمود شد، و جامعه آن را پذیرفت حال باید با تبلیغات و بیان حقایق در قالب فیلم، سریال و... معضلات واقعی زنان شاغل و ارزش زن در امر شوهر داری و پرورش فرزند و کانون خانواده به جبران اشتباهات گذشته پرداخت.

2ـ بایستی به صورت جدی و مبنایی دستورات اسلام را در موضوعات فقهی، اخلاقی، اجتماعی، حکومتی، اصل و اساس تصمیم سازی های و حرکت های اجرایی قرار گیرد.

3ـ همانگونه که جهت تحصیل و اشتغال بانوان از لحاظ بودجه امکانات و فضاهای کاری و آموزش بستر سازی شد باید با اعطای امتیازات تشویقی به زنان خانه دار و فرزند دار و سلب امتیازات از بانوان مجرد و ایجاد محدودیت های قانونی و حقوقی در دریافت وام غیره برای تغییر روند کار حرکت کرد.


4ـ دولت به عنوان مدیر و بر نامه ریز جامعه مورد قبول همگان می باشد و مردم تابع تصمیمات و برنامه های آن هستند و چنانچه با صداقت و مدیریت صحیح وارد کار شود به حول و قوه الهی خواهد توانست اشتباهات و چالشهایی که در گذشته به وجود آمده و ریشه دار است را تا حدودی جبران کند و شرایط را به وضع مطلوب برساند ان شاء الله.
با تزریق پول و کارهای سطحی و مقطعی مسئله اشتغال که در حقیقت مادر همه مسائل است به سامان نمی رسد.

ستاره ی نقره ای
۱۳۸۹/۰۷/۲۶, ۱۷:۴۱
اینقدر زیبا بود دلم نمیاد دوباره قرارش ندم


مسئله اشتغال در کشور ما در حال تبدیل شدن به یک فاجعه ملی و سیلی خانمان بر انداز است حرکتی که از گذشته دور به صورت خزنده آغاز شد و در حال حاضر در سراشیبی قرار گرفته و فرهنگ، دین، تمدن، خانواده و روش و منش جامعه را متأثر نموده و بدنبال خود می برد، به صورتی که هم اکنون اثرات و عوارض آن را در اموری همچون آمار طلاق، بالا رفتن سن ازدواج، متوقف شدن امر ازدواج رسمی در قشری از افراد جامعه، دین گریزی، اخلاق گریزی ، شکل گرفتن خانه های مجردی دسته جمعی در تهران و بعضی از شهرستانها، فساد و فحشا در قالب قرار دادهای خاص آشکار و پنهان، ظاهر شده و می توان در جامعه مشاهده کردو........(چون مقاله طولانی بود تمامش رو نمی تونستم نقل قول کنم فقط پاراگراف اولش رو گذاشتم)


ببخشید ممکنه منبع این مقالتون رو هم ذکر بفرمایید؟

sebastian1361j
۱۳۸۹/۰۷/۲۶, ۱۸:۳۱
عوامل متعددی باعث میشه سن ازدواج بالا بره :

1_مشکلات اقتصادی

2_سخت گرفتن ازدواج و هزینه ها ی بالا (رفاه طلبی و توقعات بالا)

3_مشکلات فرهنگی و دوستی دختر و پسر

4_مسئولیت ناپذیری و تمایل به داشتن آزادی بیشتر

5_ادامه تحصیل مخصوصا برای مردان که باعث نداشتن درآمد و استقلال از خونواده میشه

6_داشتن دید منفی به ازدواج با توجه به دیده ها در خانواده یا اجتماع و یا انتقال دید منفی از طریق فیلم های صدا و سیما (تکیه زیاد فیلم ها بر روی نشون دادن خانواده های ناموفق و مشکلات که باعث ترس جوونا میشه)

7_ترس از ناموفق بودن ازدواج

سلام
بنده هم با نظر اين عضو محترم موافق هستم

Behrooz_313
۱۳۸۹/۰۷/۲۶, ۱۹:۰۲
ببخشید ممکنه منبع این مقالتون رو هم ذکر بفرمایید؟
با سلام
تو صفحه قبل ادرس دقیق منبع رو اوردن
سایت حضرت ایت الله مکارم شیرازی هست
یا علی(ع)

mahdi1400
۱۳۸۹/۰۷/۲۶, ۲۰:۲۳
سلام
راستش اگه بخواهیم این مشکلات رو بررسی کنیم درحد یه کتاب هستش. خیلی از دوستان مشکل دانشگاه نرفتن آقایون رو اعلام کردن در حالی که این یک مسئله خیلی کوچیکی هستش.
اولین مشکل نداشتن امنیت شغلی هستش .خیلی از جوونها قادر به این ریسک نیستند
مشکل مسکن دومین بار منفی ، با اجاره های سرسام آور برای یک آپارتمان درحد دست و پا دراز کردن
نداشتن سرمایه کافی جهت اجاره ، مراسم عروسی و ....
توقعات بیش از اندازه دختر خانمها که البته از نظر خودشون نشان دهنده میزان علاقه پسر نسبت به آنها است . ظاهرا در این دوره زمونه علاقه رو باید به صورت مبادله کالا با کالا تهیه نمود
عدم توجه دولت به امر ازدواج ظاهرا بایستی به خاطر تهیه یک وام چند ملیونی که هزینه یک خرید ناقابل هم نمی شود را باید از هفت خوان رستم بگذرید.
************
اینکه بگیم جوونها دنبال آزادی هستن و نمی خواهند تن به ازدواج دهند به خاطر این است که به آنها اجازه داده نشده است به این قضیه فکر کنند مطمینا اگر خیلی از موانع بر طرف شود و سن ازدواج پایین بیاید به خودی خود تمامی جوونها خیلی راحتر می توانند برای آینده خود تصمیم بگیرند. تا زمانیکه سد بزرگی همچون مشکل مسکن، کار را جلوی پای جوانها قرار می دهیم ، جوانها به خودشان اجازه فکر کردن به این قضیه را نمی دهند
****
قابل توجه:
فوق دیپلم مکانیک هستم 30 ساله مجرد تنها زندگی می کنم 450000 تومان حقوق توی خرج خودم موندم
به نظر شما شدنی هستش

Behrooz_313
۱۳۸۹/۰۷/۲۶, ۲۰:۳۶
سلام

قابل توجه:
فوق دیپلم مکانیک هستم 30 ساله مجرد تنها زندگی می کنم 450000 تومان حقوق توی خرج خودم موندم
به نظر شما شدنی هستش
سلام
میدونم که باورتون نمیشه ولی میگم که شاید به فکر فرو برید
من طلبه ای میشناسم که با حقوق طلبگی خرج زن و بچشم داره میده
البته شنیدم نماز و روزه قضا به عهدهع میگیره و کمک درامدشه و...
شما به خدا توکل کن
اگر صاحب یه زندگی سالم و شادی نشدی....
ماها توکلمون کم شده
مگه حقوق450 تومن کمه؟
البته بهت حق میدم
من خودم هنوز سرکار نرفتم وحاضر نیستم برای این حقوقای کم کار کنم و...
خب توقعات ما بیخودی بالا رفته نه؟؟
اشکال از خودمونه
وگرنه نیم میلیون تومنم کم پولی نیست برای چرخوندن خانواده
خب مگه بدون ولخرجی و فلان ماشین و خونه نمیشه زندگی کرد؟
نمیشه شام یه غذای ساده خورد و خدا رو شکر کرد به جای رستوران و....
به قول شاعر من از بی نیازی به ثروت رسیدم....

هدی
۱۳۸۹/۰۷/۲۶, ۲۲:۰۸
به نام خدا
با سلام به همه دوستان دلسوز و صميمي
حقيقتش اين بحث افزايش سن ازدواج يك بحث فوق تخصصي هست كه البته من اظهار نظر در اين مورد فوق تخصصي رو از جانب جوانهايي كه مبتلا به اون هستند ، كاملا لازم و ضروري ميدونم .
همونطور كه دوستان فرمودند براي افراد مختلف دلايل بالا رفتن سن ازدواج متفاوته و يك دليل واحد براي همه نميشه بيان كرد . نقدهايي هم به فرمايشات برخي دوستان وجودداره .
بحث اشغال فضاي تحصيلي و مشاغل توسط خانمها هر چند مطرح هست اما عامل موثر و بازدارنده ي جدي نيست .
بحث اشتغال اجباري برخي خانمها بحثي بسيار جدي و قابل تامل هست .
بحث ترس از ازدواج و ترس از انتخاب نادرست ، در جوانان ما موج ميزنه بويژه كه اين مورد توسط رسانه ها و يا افرادي در دوستان و فاميل و ... كه ازدواجهاي ناموفقي داشتند بصورت درد دل و يا توصيه هاي ظاهرا دوستانه از نوع دوستي خاله ... به شكل ضربات مكرر بر پيكر روحيات جوانان وارد مي آيد و در ترديد آنها بر انتخابهايشان تاثير منفي مي گذارد .
در اين ميان بايد ميان اشتغال محض و اشتغال مطلوب تفاوت قائل شد ، برخي جوانان موقعيت اشتغال پيدا ميكنند اما حاضر به پذيرش آن نيستند زيرا آنرا براي شروع يك زندگي مكفي نميدانند و بيكاري را بر در آمد كم ترجيح ميدهند هر چند نظر شخصي افراد محترم است و هر شخصي آزاد است براي آينده شغلي خود تصميم مقتضي بگيرد اما بخشي از جامعه بيكار ما را اين افراد تشكيل ميدهند كه بيكاري آنها ناشي از تحصيلات و اشتغال خانمها در اين مشاغل نيست بلكه دلايل ديگري بر اين عدم اشتغال مرتب است كه بنده در صدد نقد آن نيستم و همانطور كه عرض كردم تصميم و طرز فكر آنها محترم است اما اين رويه خواه ناخواه سن ازدواج را افزايش ميدهد .
در مشاوره ها فراوان به دختراني برخورد كردم كه به دليل تامين مخارج خانواده مجبورند كار كنند و همين امر و مسائل حاشيه اي آن سن ازدواج آنها را افزايش ميدهد .
عدم تفاهم خانواده و جوان - دختر يا پسر - در معيارهاي انتخاب همسر از ديگر عوامل افزايش سن ازدواج است كه اگر به لجبازيهاي نامعقول ختم نشود ، بطور طبيعي به دليل اينكه انتخاب را بسيار محدود ميكند منجر به افزايش سن ازدواج ميشود .
محدويت كيسهاي ازدواج - چه براي دختران و چه براي پسران - از ديگر عوامل افزايش سن ازدواج است .
دوستي ها و عشق هاي ناكام و بي فرجام - كه بسيار زياد هم هستند - موجبات افسردگي و بي اعتمادي در جوانان را فراهم نموده و بهترين سالهاي و سنين ازدواج را از آنها تلف نموده و صرف دلزدگي و دلخستگي و بد بيني و بدگماني نسبت به جنس مخالف و يا فرو رفتن و در جا زدن و فكر كردن و دلسپردن به كيسي ميشود كه از ازدواج با او محروم شده و اكنون قادر به انتخاب ديگري نيستند و همين امر موجب افزايش سن در شمار بسياري از جوانان است .
ادامه دارد ...

ابدیت
۱۳۸۹/۰۷/۲۷, ۰۷:۳۵
....
****
قابل توجه:
فوق دیپلم مکانیک هستم 30 ساله مجرد تنها زندگی می کنم 450000 تومان حقوق توی خرج خودم موندم
به نظر شما شدنی هستش[/quote]
با این حقوقی که شما دارین حتی میشه زندگی دو خانواده رو اداره کرد البته به شرطی که توقعاتشون کم باشه. من تعجب میکنم با این مقدار شما چرا در خرج خودتون موندی!!!!!!!!!!!

هم سفر
۱۳۸۹/۰۷/۲۷, ۰۸:۴۳
سلام
میدونم که باورتون نمیشه ولی میگم که شاید به فکر فرو برید
من طلبه ای میشناسم که با حقوق طلبگی خرج زن و بچشم داره میده
البته شنیدم نماز و روزه قضا به عهدهع میگیره و کمک درامدشه و...
شما به خدا توکل کن
اگر صاحب یه زندگی سالم و شادی نشدی....
ماها توکلمون کم شده
مگه حقوق450 تومن کمه؟
البته بهت حق میدم
من خودم هنوز سرکار نرفتم وحاضر نیستم برای این حقوقای کم کار کنم و...
خب توقعات ما بیخودی بالا رفته نه؟؟
اشکال از خودمونه
وگرنه نیم میلیون تومنم کم پولی نیست برای چرخوندن خانواده
خب مگه بدون ولخرجی و فلان ماشین و خونه نمیشه زندگی کرد؟
نمیشه شام یه غذای ساده خورد و خدا رو شکر کرد به جای رستوران و....
به قول شاعر من از بی نیازی به ثروت رسیدم....
تعجب ميكنم.شما انگار توي اين جامعه زندگي نميكنيد.البته شايد هم دليل حرفاتون همون باشه كه خودتون ذكر كرديد:كار نكردنتون.
تصور كنيد شما بخواين يه خونه ي كوچيك توي حلبي آباد اجاره كنيد(خريدش كه ديگه با خداست)اگه كمك هاي مالي پدر بزرگوار رو نداشته باشيد و هيچ سرمايه اي هم از گذشته جمع نشده باشه بايد لااقل ماهي 300 350 بدين.(اين در صورتيه كه خوش شانس باشيد)
اگه كمي انصاف داشته باشيد و يه جمع و تفريق ساده روهم بلد باشين و پول برق و اب و تلفن و گاز و رفت و آمد و خوراك(نون و ماست هم كه ديگه با برداشتن يارانه ها شكر خدا شده يه غذاي شاهانه) و دارو هزار و يك هزينه هاي اوليه رو كم كنيد مي تونيد بفهميد كه چرا ايشون توي خرج خودشون موندن.
خوبه به جاي شعارهاي قشنگ و رنگ وارنگ دادن يه كم هم ووارد اجتماع بشيد و مشكلات مردم رو ببينيد و بعد قضاوت كنيد.مسلما تا وقتي گوشه ي خونه هستيد نمي تونيد خيلي هوشمندانه نتيجه گيري كنيد

ابدیت
۱۳۸۹/۰۷/۲۷, ۰۹:۴۴
تعجب ميكنم.شما انگار توي اين جامعه زندگي نميكنيد.البته شايد هم دليل حرفاتون همون باشه كه خودتون ذكر كرديد:كار نكردنتون.
تصور كنيد شما بخواين يه خونه ي كوچيك توي حلبي آباد اجاره كنيد(خريدش كه ديگه با خداست)اگه كمك هاي مالي پدر بزرگوار رو نداشته باشيد و هيچ سرمايه اي هم از گذشته جمع نشده باشه بايد لااقل ماهي 300 350 بدين.(اين در صورتيه كه خوش شانس باشيد)
اگه كمي انصاف داشته باشيد و يه جمع و تفريق ساده روهم بلد باشين و پول برق و اب و تلفن و گاز و رفت و آمد و خوراك(نون و ماست هم كه ديگه با برداشتن يارانه ها شكر خدا شده يه غذاي شاهانه) و دارو هزار و يك هزينه هاي اوليه رو كم كنيد مي تونيد بفهميد كه چرا ايشون توي خرج خودشون موندن.
خوبه به جاي شعارهاي قشنگ و رنگ وارنگ دادن يه كم هم ووارد اجتماع بشيد و مشكلات مردم رو ببينيد و بعد قضاوت كنيد.مسلما تا وقتي گوشه ي خونه هستيد نمي تونيد خيلي هوشمندانه نتيجه گيري كنيد

اینم یه حرفیه
منو به فکر انداختین

mahdi
۱۳۸۹/۰۷/۲۷, ۱۰:۰۳
سلام
با اینکه من خیلی تو بحثای شما شرکت کردم ولی هنوز منو نشناختین
من حرفام زیاد جدی نبود
فقط خواستم یه حالت تلنگر باشه تا به پسرای دیپلمه و دانشگاه نرفته هیچ دختری به نگاه حقارت نگاه نکنه و...
من رفیقایی دیپلمه دارم که انصافا مثل اینا رو از هیچ نظر تو دانشگاه ندیدم
و وقتی این بنده خداها میرن خواستگاری بعضی خانواده های ندید بدید....
میگن که دختر خانم جواهر ما دارای تحصیلات عالیه با مدرک فوق دیپلم از دانشگاه سوربن زابل دانشگاه آزاد اسلامی هست و باشمای دیپلمه جور در نمیان و...

خلاصه به نظر من برایجلوگیری از ادامه تحصیل اقایون تو سنین بالا باید یه سهمیه تو کنکور برای اقایون قائل شد تا...

از تندی لحنم ناراحت نشید
قل مراد داره میخنده و...

یا الله
سلام علیکم
اولا برادر عزیز درپاسخ به پست قبلی شما باید عرض کنم که نمیشه همه رو به یه چوب روند یعنی برخی خانمها هستند که اگر کار نکنند کمیت زندگیشان لنگ می شود حتی با وجود حقوق کم شوهر و قناعت .(با اینکه بهتره طوری شرایط فراهم بشه که خانم کار نکنند(یه پرانتز تو پرانتز باز کردم برای اینکه بگم دلیلشم اینه که وقتی مردی از خانمی خواستگاری می کند دوست داره که فرزندش با تربیت و اخلاق والای اون خانم تربیت بشه نه کس دیگه اگر می تونن طوری کار کنند که به تربیت فرزند صدمه نخوره و مفسده ای نداشته باشه اون وقت یه چیزی ،خداییش تربیت فرزند کم کاری نیست وقتی که فرزند خوبی داشته باشی وقتی جلوی شما راه می رود هر لحظه کیف می کنید و خوشحال می شوید ولی اگر نا خلف باشد هر لحظه عذاب می کشید و این تربیت فرزند هم اثرات دنیوی در زندگی شما دارد و هم اخروی) و یا در محیط هایی کار کنند که مناسب باشه،)
و اما بعد با قسمتی که قرمز کردم موافقم اصولا نباید به کسی به خاطر سطح تحصیلاتش با دید تحقیر نگاه کرد چه پسر و چه دختر(دید تحقیر درباره هیچ انسانی درست نیست) ما فقط یک ملاک داریم اونم تقوی است.
درباره قسمت بنفش هم باید عرض کنم که به نظر من درست نیست مگه ما نمی گیم شایسته سالاری؟؟اگر کسی تونسته با تلاش و کوشش و در شرایط برابر ،در کنکور موفق بشه چه اشکالی داره که وارد دانشگاه بشه ؟لیاقتش رو داشته است.
چیزی که باید اصلاح بشه تغییر نگرش در طرفین برای سطح تحصیلات طرف مقابل است و مورد دیگه باید روح تلاش و کوشش در اقایون دمیده بشه نه اینکه خانومها رو از داشتن چیزی که لیاقتش رو داشتن محروم کنن.
البته بگم این تحصیلات باید در رشته هایی باشه که اصلا امکان حضور خانمها درش باشه .نه هر رشته ای.
التماس دعا
یاعلی

ايران دخت
۱۳۸۹/۰۷/۲۷, ۱۰:۵۴
سلام به همه دوستان خوبم قديميها و جديد ها



ديشب در اخبار ميانگين سن ازدواج را اينطور اعلام كرد :


خانم ها 22 سال


آقايون 26 سال



به نظر شما مهمترين عامل در بالا رفتن سن ازدواج چيه؟

به نظر من این سن ها اونقدر هم بالا نیست. :Gig:اگه واقعاً این آمار درست باشه به نظر من خیلی امیدوار کننده هم هست.:Labkhand:

Enerji
۱۳۸۹/۰۷/۲۷, ۱۰:۵۸
به نظر من هم خیلی خوبه این سن .. نکنه میخواین میانگین سن دخترا بشه 14 ، پسرا بشه 20 ... بعدش با مشکلی اگر طلاقی رخ بده بیایین بگین دیدین مشکل از رعایت نکردن عفت و حجاب و فلان و فلینه !!

ايران دخت
۱۳۸۹/۰۷/۲۷, ۱۱:۰۴
....
****
قابل توجه:
فوق دیپلم مکانیک هستم 30 ساله مجرد تنها زندگی می کنم 450000 تومان حقوق توی خرج خودم موندم
به نظر شما شدنی هستش

به نظر منم این حقوق خیلی کم نیست. پدر من با حقوق کمتر از این داره خرج یه خانواده 4 نفری رو می ده. (البته خدا رو شکر ما صاحب‌خانه هستیم) مسلماً با این حقوق نمی شه به سفر اروپا رفت ولی سالی یه بار یا دست کم دو سالی یه بار فکر کنم بشه یه سفر داخلی رفت. همه چی به میزان توقعات ما از زندگی بستگی داره.
در ضمن اگه کسی مسلمون واقعی و با ایمان باشه نباید پول و مادیات براش معیار اصلی در انتخاب همسر باشه (البته انکار نمی کنم که پول تو زندگی خیلی مهمه اما در حدی که نیازهای اولیه (خوراک، پوشاک و ...) و ثانویه (تفریحات، مسافرت و ...) رو تأمین کنه کافیه) چون خدا خودش ما رو از این کار نهی کرده.

sshr
۱۳۸۹/۰۷/۲۷, ۱۲:۲۲
مهم ترين دليل بالارفتن سن ازدواج نداشت پول و مسكن و شغل مناسب هست و بس كه مشكل خودم و خيلي از دوستامه

Behrooz_313
۱۳۸۹/۰۷/۲۷, ۱۴:۱۸
یا الله
سلام علیکم
درباره قسمت بنفش هم باید عرض کنم که به نظر من درست نیست مگه ما نمی گیم شایسته سالاری؟؟اگر کسی تونسته با تلاش و کوشش و در شرایط برابر ،در کنکور موفق بشه چه اشکالی داره که وارد دانشگاه بشه ؟لیاقتش رو داشته است.
چیزی که باید اصلاح بشه تغییر نگرش در طرفین برای سطح تحصیلات طرف مقابل است و مورد دیگه باید روح تلاش و کوشش در اقایون دمیده بشه نه اینکه خانومها رو از داشتن چیزی که لیاقتش رو داشتن محروم کنن.
البته بگم این تحصیلات باید در رشته هایی باشه که اصلا امکان حضور خانمها درش باشه .نه هر رشته ای.
التماس دعا
یاعلی

با سلام
اینجور جاها حرف حقوق مساوی و..خیلی داغ میشه و همه از خانوما به شدت دفاع میکنن
چطور به خدمت مقدس سربازی رسیدنی خانوما نباید برن و هیچ اجباری نیست و..
چطور اونجا نمیگین شایسته سالاری؟؟
موضوع خیلی پیچیده تر از این حرفاس
من با تحصیلات خانم و افزایش دامنه اطلاعاتیشون مخالف نیستم
نه...
من با نتایج بسیار وخیمی که برای جامعه پدید میاره مخالم
مشکلاتی که اقا پسرها برای ادامه تحصیل دارن خانومها هم دارن؟؟؟
من خیلی از رفیقام تو دانشگاه مجبور بودن که کارهای سخت و بیگاری هم بکشن و...
اما خانوما هم این وضع رو دارن؟؟؟
البته نمیگم استثنا هم هست
ولی تو اکثریت یه نگاه بندازی خیلی چیزا دستت میاد
به قول اون مقاله زیبا که سرکار گلبرگ از سایت اقای مکارم قرار دادن ورود هر زن به بازار کار تقریبا برابر است با حذف یه مرد و صاحب خانوار از شغل و اشتغال و...
چرا نمیخواین قبول کنید که ورود بی رویه زن به بازار کار و دانشگاه ضربه سنگینی به اجتماع و جوانان و سن ازدواج میزنه؟؟؟؟
کسی دشمن خانومها نیست که بخواهیم حقشونو نادیده بگیریم و...
چطور تو مترو چند واگن برای خانومها اختصاصی در نظر میگیرن ولی برای اقایون نه؟؟؟
لطفا عادل باشید
من نمیگم خانومها باید برن سربازی ویا واگن اختصاصی تو مترو نداشته باشن
اما میگم کمی انصاف بد نیست
من برای خودمم نمیگم
چون هم خدمت معاف شدم به لطف برادران هم اینکه کار برام کم نیست و تو رشته ما خیلی کم زنان تونستن وارد بشن
من دردم برای فاجعه ملی هست که داره کشورمونو به بحران میرسونه و...
یا علی(ع)

ستاره ی نقره ای
۱۳۸۹/۰۷/۲۷, ۱۶:۴۰
با سلام
تو صفحه قبل ادرس دقیق منبع رو اوردن
سایت حضرت ایت الله مکارم شیرازی هست
یا علی(ع)

بله دیدم
ممنون

ستاره ی نقره ای
۱۳۸۹/۰۷/۲۷, ۱۶:۵۸
با سلام
اینجور جاها حرف حقوق مساوی و..خیلی داغ میشه و همه از خانوما به شدت دفاع میکنن
چطور به خدمت مقدس سربازی رسیدنی خانوما نباید برن و هیچ اجباری نیست و..
چطور اونجا نمیگین شایسته سالاری؟؟
موضوع خیلی پیچیده تر از این حرفاس
من با تحصیلات خانم و افزایش دامنه اطلاعاتیشون مخالف نیستم
نه...
من با نتایج بسیار وخیمی که برای جامعه پدید میاره مخالم
مشکلاتی که اقا پسرها برای ادامه تحصیل دارن خانومها هم دارن؟؟؟
من خیلی از رفیقام تو دانشگاه مجبور بودن که کارهای سخت و بیگاری هم بکشن و...
اما خانوما هم این وضع رو دارن؟؟؟
البته نمیگم استثنا هم هست
ولی تو اکثریت یه نگاه بندازی خیلی چیزا دستت میاد
به قول اون مقاله زیبا که سرکار گلبرگ از سایت اقای مکارم قرار دادن ورود هر زن به بازار کار تقریبا برابر است با حذف یه مرد و صاحب خانوار از شغل و اشتغال و...
چرا نمیخواین قبول کنید که ورود بی رویه زن به بازار کار و دانشگاه ضربه سنگینی به اجتماع و جوانان و سن ازدواج میزنه؟؟؟؟
کسی دشمن خانومها نیست که بخواهیم حقشونو نادیده بگیریم و...
چطور تو مترو چند واگن برای خانومها اختصاصی در نظر میگیرن ولی برای اقایون نه؟؟؟
لطفا عادل باشید
من نمیگم خانومها باید برن سربازی ویا واگن اختصاصی تو مترو نداشته باشن
اما میگم کمی انصاف بد نیست
من برای خودمم نمیگم
چون هم خدمت معاف شدم به لطف برادران هم اینکه کار برام کم نیست و تو رشته ما خیلی کم زنان تونستن وارد بشن
من دردم برای فاجعه ملی هست که داره کشورمونو به بحران میرسونه و...
یا علی(ع)

قبلا هم گفتم:

به نظر من به جای پاک کردن صورت مساله (کار نکردن خانم ها) باید فرصت های شغلی رو زیاد کرد
به جای کمک گرفتن از افراد بیگانه کار رو باید دست جوونها داد
اگه فرصت شغلی تو یه کشور زیاد باشه این مشکلات تا حدی بهبود پیدا می کنه
دانشگاه هم که انقدر ماشاالله زیاد شده که ادم با یه کم تلاش و زحمت دادن به خودش قبول میشه

در اطرافیانم زیاد خانواده هایی رو می شناسم که خرج خانه رو هر دو در میارن و خیلی هم خوشبختن !!! چون در کل دنیا اقتصاد زیاد خوب نیست و همه چیز گرونه و اگه بخوایم بار رو روی دوش یک نفر بندازیم از پا در میاد !! خانومها هم بدشون نمیاد از صبح تا شب تو خونه باشن و آفتاب بیرون و گرمای طاقت فرسا به همراه ضرر و زیانش رو تحمل نکنن و بی خودی هی به خودشون زحمت ندن و هرچی که خواست رو از همسرشون در خواست کنن و اونم وظیفه اش هست که براش فراهم کنه ( منظورم تجملان نیستا منظورم ضرروریات زندگیه )
کدوم زنی رو میشناسید که از این شرایط بدش بیاد؟
هر وقت پول خواست بهش بدن ، هر چیز ضرروری که لازم داشت براش بخرن!
دستش رو جلوی کسی دراز نکنه و همیشه یه پولی تو حسابش باشه !
تفریحاتی که دوست داره بتونه بره ( مثلا استخر و...)
و ...
کدوم زنی رو می شناسید که از اینها بدش بیاد؟!!!
مطمئن باشید اگه زنها کار می کنن حتما یکی از ضرروریاتی که لازم دارن براشون فراهم نیست مثلا تو حسابش هیچ پولی نداره که واسه خودش خرج کنه و یا همیشه باید دستشو دراز کنه و از پدرش یا همسرش با التماس پول بخواد!
مطمئن باشید هیچ آدمی الکی به خودش زحمت نمی ده و خودش رو تو دردسر نمی اندازه !(من با اقلیت کار ندارما ! اکثریت رو می گم )
با این حرفایی که می زنید من به این 2 نتیجه رسیدم :
1- خانوما اگه دوست دارن ادامه تحصیل بدن ،خوب بدن! اما نباید کار کنن یعنی این همه عمری که می ذارن و درس می خونن فقط به درد خودشون می خوره (بعد تمام شدن تحصیلات و یا در حین آن !!) باید تو خونه بشینن و کارهای خونه که حتی وظیفه شون هم نیست رو انجام بدن و خیلی هم خوشحال باشن!( می دونید که در اسلام حتی اومده که زن در قبال کارهای خونه و... حق داره از همسرش پول بگیره اما در حال حاضر خانوما بدهکارهم شدن چون همیشه سرشون غر زده می شه که چرا کارا رو درست انجام نمیدی ؟ چرا شام حاضر نیست ؟ و اگه الان یه زن بخواد حرفی بزنه شوهرش می تونه در عرض 3 سوت یه زن دیگه بگیره )
2_ اصلا خانوما تحصیل هم نکنن خیلی بهتره ( مثل مکتب های قدیم که خانوما حق نداشتن برن و سواد حداقل یاد بگیرن ) چون در این صورت جای پسر ها رو می گیرن
و بعدا هم ممکنه مدعی بشن که می خوایم کار کنیم!

:moteajeb::moteajeb::moteajeb::moteajeb::moteajeb: :moteajeb::moteajeb::moteajeb::moteajeb:

مجنون
۱۳۸۹/۰۷/۲۷, ۱۷:۵۲
سلام به همه دوستان خوبم قديميها و جديد ها



ديشب در اخبار ميانگين سن ازدواج را اينطور اعلام كرد :


خانم ها 22 سال


آقايون 26 سال



به نظر شما مهمترين عامل در بالا رفتن سن ازدواج چيه؟

سلام
یکمی زیاده...:Gig:
ولی با توجه به مشکلات خوبه...:biggrin:
.
.
.
به نظر من:یه خرده مشکلات مالی(در آمد...شغل...مخارج) و یکم توقعات زیاد طرفین یا والدین:Motehayer:

هم سفر
۱۳۸۹/۰۷/۲۷, ۱۸:۴۰
با سلام
اینجور جاها حرف حقوق مساوی و..خیلی داغ میشه و همه از خانوما به شدت دفاع میکنن
چطور به خدمت مقدس سربازی رسیدنی خانوما نباید برن و هیچ اجباری نیست و..
چطور اونجا نمیگین شایسته سالاری؟؟
موضوع خیلی پیچیده تر از این حرفاس
من با تحصیلات خانم و افزایش دامنه اطلاعاتیشون مخالف نیستم
نه...
من با نتایج بسیار وخیمی که برای جامعه پدید میاره مخالم
مشکلاتی که اقا پسرها برای ادامه تحصیل دارن خانومها هم دارن؟؟؟
من خیلی از رفیقام تو دانشگاه مجبور بودن که کارهای سخت و بیگاری هم بکشن و...
اما خانوما هم این وضع رو دارن؟؟؟
البته نمیگم استثنا هم هست
ولی تو اکثریت یه نگاه بندازی خیلی چیزا دستت میاد
به قول اون مقاله زیبا که سرکار گلبرگ از سایت اقای مکارم قرار دادن ورود هر زن به بازار کار تقریبا برابر است با حذف یه مرد و صاحب خانوار از شغل و اشتغال و...
چرا نمیخواین قبول کنید که ورود بی رویه زن به بازار کار و دانشگاه ضربه سنگینی به اجتماع و جوانان و سن ازدواج میزنه؟؟؟؟
کسی دشمن خانومها نیست که بخواهیم حقشونو نادیده بگیریم و...
چطور تو مترو چند واگن برای خانومها اختصاصی در نظر میگیرن ولی برای اقایون نه؟؟؟
لطفا عادل باشید
من نمیگم خانومها باید برن سربازی ویا واگن اختصاصی تو مترو نداشته باشن
اما میگم کمی انصاف بد نیست
من برای خودمم نمیگم
چون هم خدمت معاف شدم به لطف برادران هم اینکه کار برام کم نیست و تو رشته ما خیلی کم زنان تونستن وارد بشن
من دردم برای فاجعه ملی هست که داره کشورمونو به بحران میرسونه و...
یا علی(ع)
جالبه شما هر پاسخي رو با منطق غير قابل تغيير خودتون جواب ميدين.
ببخشيد كه اينو ميگم اما من مي دونم شما چرا اين قدر از اين موضوع ناراحتين.مي ترسين اون جايگاه سنتي و مردونتون رو از دست بدين.جايگاهي كه صد ها دهه شما و پدرانتون بر روش سوار بودين و الحق كه خيلي خوب سواري ميكردين.اما توي اين روزگار،توي عصر من و امثال من مرد و زن برابر و دوشادوش همديگه كار ميكنند تا زندگيشون رو با هم بسازند و قدرش رو بدونند.توي اين دهه مردم بر اساس توانايي هاشون سر كار ميرن نه بر حسب جنسيتشون.

Behrooz_313
۱۳۸۹/۰۷/۲۷, ۲۱:۱۲
جالبه شما هر پاسخي رو با منطق غير قابل تغيير خودتون جواب ميدين.
ببخشيد كه اينو ميگم اما من مي دونم شما چرا اين قدر از اين موضوع ناراحتين.مي ترسين اون جايگاه سنتي و مردونتون رو از دست بدين.جايگاهي كه صد ها دهه شما و پدرانتون بر روش سوار بودين و الحق كه خيلي خوب سواري ميكردين.اما توي اين روزگار،توي عصر من و امثال من مرد و زن برابر و دوشادوش همديگه كار ميكنند تا زندگيشون رو با هم بسازند و قدرش رو بدونند.توي اين دهه مردم بر اساس توانايي هاشون سر كار ميرن نه بر حسب جنسيتشون.
با سلام خدمت عصر جدیدی!!!
شما واقعا اینقدر ...
من این همه تو حرفام گفتم بحث سر مرد سالاری و زن سالاری نیست اما شما نفهمیدید واقعا که
ادم چند بار باید توضیح بده؟؟
بببین خانم عصر جدید موقعی که شما هنوز تصمیم کبری رو نخونده بودید بنده عضو انجمن مهندسین مکانیک امریکا بودم و ماهی یه بار برام از نیویورک نامه میومد و میاد
و از ایالت کبک کانادا هم نامه پیشنهاد کار و...داشتم

این تفکرات غلط فمنیستی که اغلب از دانشگاه آغاز میشه واقعا داره مملکت مارو خراب میکنه
شما چرا اون قسمت از حرفای منو که گفتم
من از داشتن جایگاه اختصاصی برای خانومها تو مترو ناراضی نیستم رو ندیدید؟؟
چرا جایی که گفتم از سربازی نرفتن خانومها ناراضی نیستم رو ندیدید؟؟
چرا..........
من مگه گفتم مرد چون از قدیم مرد بوده باید امکانات بیشتری داشته باشه؟؟؟
شما اصلا همه پستهای این تاپیک رو خوندید؟؟
اون مقاله ایکه سرکار گلبرگ قرار داده بودند رو دیدین؟؟؟
بابا جون تو مملکتی که خرجی خانواده وظیفه شوهر و مرد خانوادس میدونید اگر بخاطر اشغال شدن کارش توسط خانوما بیکار بشه چه فاجعه ای ایجاد میشه؟؟؟
میدونی جوون مجرد30 ساله که جایگاه شغلیشو جدیدا یه خانم پر کرده چه بلایی سرش میاد و اومده؟؟؟
نکنه فکر کردید هر خانومی که میره سر کار فقط و فقط به خاطر سطح علمیش میره سرکار؟؟
نه اشتباه نکنید!
خانوما و به دلایل زیادی جذب میکنن
یکیش سو استفادس
که انواع داره
مثلا یکی برای زیبایی یکی برای سو استفاده جنسی و..
یکی برای شادابی دادن به محیط کسب و کار و خود فروشی زن به نوعی
مثلا همین جذب فروشنده های خانم برای اینکه مشتری رو با الفاظ جاذب جذب کنن و...

یکیش قانع بودنشون به حقوق کمه
یکیش ........

دارید به کجا میرید؟؟
چرا از اصل خودمون داریم دور میشیم
یعنی شما میگید چون مرد سالاری بد بوده الان باید زن سالاری رو ترویج داد؟؟؟
چرا این افکار جاهلانه رو دارید ترویج میدید؟؟
حتی 2 تا مکرد هم تفاوتهای بسیاری دارن چه برسه با زن!!!!
زن به ظرافتش و آرامش بخشیش زن هست و مرد به خشن بودن و پشتوانه بودنش!!!
چرا دارید تغییر میدید؟
این تفکرات غربی مگه برای خودشون نتیجه بخش بوده؟؟؟
برید امار فساد و بی بند و باری اونا رو نگاه کنید
برید به بالا رفتن وحشت بار سن ازدواجشون نگاه کنید
برید به همجنس گراییشون نگاه کنید
برید به از هم گسیختگی محیط خانوادگیشون نگاه کنید و...
غربی ها هنوز تو آزمون و خطا هستن
چرا به اسلام خودمون بر نمیگردید؟
چرا عادت کردید که مرغ همسایه غازه و...؟؟؟
چرا خود باوری ندارید؟
من میگم به اسلام بر گردید نه به مرد سالاری!!!
ایران قبل از اسلام همش مرد سالاری بوده و...برای همینه که ویل دورانت میگه حجاب قبل از اسلام تو ایران وجود داشته و مردها خیلی رو زناشون حساس بودن و...
من اسلام رو قبول دارم همین!!!
نمیگم زن باید زندانی بشه نه
حرف من اینه که مدیریت بشه تو پذیرش دانشگاه و محیط کار و...
ما چقدر زن شاغل داریم که به پول کارشون زیاد نیاز ندارن و فقط برای خوشگذرونی یا کمک خرجی برای ولخرجی هاشون دارن کار میکنن؟؟؟
اگر اینا بیان بیرون میدونید چقدر بیکار کار پیدا میکنن؟؟؟
میدونید چنتا مجرد میرن زن میگیرن؟؟
میدونید چقدر امار جرم و جنایت میاد بیرون؟؟
میدونید چقدر ....
نه ظاهرا شما فقظ فمنیسم رو یاد گرفیتد متاسفانه!!!
ان شالله که متوجه شده باشید من موافق مرد سالاری یا زن سالاری نیستم!!!!
یا علی(ع)

Behrooz_313
۱۳۸۹/۰۷/۲۷, ۲۱:۲۸
قبلا هم گفتم:


با این حرفایی که می زنید من به این 2 نتیجه رسیدم :
1- خانوما اگه دوست دارن ادامه تحصیل بدن ،خوب بدن! اما نباید کار کنن یعنی این همه عمری که می ذارن و درس می خونن فقط به درد خودشون می خوره (بعد تمام شدن تحصیلات و یا در حین آن !!) باید تو خونه بشینن و کارهای خونه که حتی وظیفه شون هم نیست رو انجام بدن و خیلی هم خوشحال باشن!( می دونید که در اسلام حتی اومده که زن در قبال کارهای خونه و... حق داره از همسرش پول بگیره اما در حال حاضر خانوما بدهکارهم شدن چون همیشه سرشون غر زده می شه که چرا کارا رو درست انجام نمیدی ؟ چرا شام حاضر نیست ؟ و اگه الان یه زن بخواد حرفی بزنه شوهرش می تونه در عرض 3 سوت یه زن دیگه بگیره )
2_ اصلا خانوما تحصیل هم نکنن خیلی بهتره ( مثل مکتب های قدیم که خانوما حق نداشتن برن و سواد حداقل یاد بگیرن ) چون در این صورت جای پسر ها رو می گیرن
و بعدا هم ممکنه مدعی بشن که می خوایم کار کنیم!

:moteajeb::moteajeb::moteajeb::moteajeb::moteajeb: :moteajeb::moteajeb::moteajeb::moteajeb:
سلام
اولا با نتیجه دومتون موافق ترم تا اولی
البته با کلی تفاوت و اصلاح!!!
شما تو پست قبل از این فرمودید که مقاله رو خوندید و منبعش دیدید که از سایت آیت الله مکارم بوده
الان شما بلاخره با حرفای من مخالفید یا مقاله؟؟؟
طبیعتا نمتونید بگید که من
چون تو مقاله خیلی از نظرات من تایید شده
اگر میخواین دوباره بخونیدش
در ضمن من به شخصه در مقابل کوچکترین کارهای خونه در مقابل همسرم شاکر و ممنون خواهم بود و اینو به زبون و عمل هم نشون میدم ان شالله
و بنمده تمام نظرات اسلام رو به روی چشم میزارم و قبول میکنم
100 بار گفتم طرفدار مرد سالاری نیستم و فقط و فقط طرفدار اسلامم!!!

حالا در مورد نتیجه دوم و اصلاحش
بنده نمیگم خانوما تحصیل نکنن
نه
میگم سازماندهی شده و با مدیریت صحیح با نظارت دولت درس بخونن
مثلا بعضی شغلا مختص خانوماس
مثلا تدرییس تو مدارس دخترونه!!!
مثلا تخصص تو رشته هایی از پزشکی مثل زنان و زایمان و مامایی و...
مثلا .............
دولت باید بیاد و مشخص کنه پذیرش زنان تو هر رشته چقدر باشه و رو چه حساب و قانونی پذیرش بشه و...
اینجا دیگه بحث سر آزادی و برابری نیست که؟؟
بحث جلوی فاجعه رو گرفتنه
مثلا درسته که بیایم بگیم چرا داوطلبان کنکور ازاد نیستن که هر رشته ای خواستن قبول شن
به نظر شما منطقیه؟؟
مثلا بگن که شاید ما دلمون میخواد همه مهندسی مکانیک یا برق بخونیم
چرا دولت اینقدر ظرفیت اضافه نمیکنه و...
بابا اخه کی گفته علم فقط تو رشته های مهندسی و رشته هایی هست که بازار کار خوب داره؟؟
به نظر شما زنی که بره حوزه علمیه خواهران درس بخونه بی سواده و علمش کمتر از فلان کسیه که مهندسی خونده؟؟؟
به نظر من اتفاقا بر عکس!!!
از 90% دانشجویان که رشته های مهندسی بپرسن که چقدر عاشق رششتون هستید اگر منصف باشن میگن هیچی
فقط و فقط مدرک گرایی و یا بازار کار اینده برامون مهمه
البته شایدم تفاخر!!!!
من هر چی هم که میگم شما میکگید از اقایون طرفداری میکنم پس نتیجه ای نداره ظاهرا!!!
کمی انصاف بد نیست!
یا علی(ع)

هم سفر
۱۳۸۹/۰۷/۲۸, ۲۰:۰۴
با سلام خدمت عصر جدیدی!!!
شما واقعا اینقدر ...
ادم چند بار باید توضیح بده؟؟
بببین خانم عصر جدید موقعی که شما هنوز تصمیم کبری رو نخونده بودید بنده عضو انجمن مهندسین مکانیک امریکا بودم و ماهی یه بار برام از نیویورک نامه میومد و میاد
و از ایالت کبک کانادا هم نامه پیشنهاد کار و...داشتم

ظاهرا پذيرش و اصولا شنيدن حرف حق براي شما و امثالهم خيلي خوشايند واقع نشده.اشكال نداره مثل شما رو زياد ديدم.جالب اينجاست كه همه هم يه عكس العمل داريد.در ضمن غافلگيرم نكرديد وقتي خوندم عضو انجمن كجا و كجا بودين.از نظر من توي اين جامعه كارها خيلي حساب كتاب ندارن!!!!

هم سفر
۱۳۸۹/۰۷/۲۸, ۲۰:۰۸
این تفکرات غلط فمنیستی که اغلب از دانشگاه آغاز میشه واقعا داره مملکت مارو خراب میکنه

چيزي كه داره مملكت ما رو خراب ميكنه خيلي ريشه اي تر از اونيه كه شما بتونيد در موردش بحث كنيد.بهتره فعلا شما نامه هايي كه براتون از نيويورك ميرسه رو بخونيد.

هم سفر
۱۳۸۹/۰۷/۲۸, ۲۰:۱۰
شما چرا اون قسمت از حرفای منو که گفتم
من از داشتن جایگاه اختصاصی برای خانومها تو مترو ناراضی نیستم رو ندیدید؟؟
چرا جایی که گفتم از سربازی نرفتن خانومها ناراضی نیستم رو ندیدید؟؟

ببخشيد شما چرا بايد با جايگاه اختصاصي در مترو مخالف باشيد؟اگه مخالف بوديد بيشتر عقايد مذهبي خودتون رو زير سوال ميبرديد.توقع نداشته باشيد كه اين رو پاي روشنفكري تون بذاريم!

هم سفر
۱۳۸۹/۰۷/۲۸, ۲۰:۱۲
من مگه گفتم مرد چون از قدیم مرد بوده باید امکانات بیشتری داشته باشه؟؟؟
یا علی(ع)
بحث امكانات نيست.بحث داشتن يه شخصيت حقوقي و مالي مستقله!

هم سفر
۱۳۸۹/۰۷/۲۸, ۲۰:۱۷
بابا جون تو مملکتی که خرجی خانواده وظیفه شوهر و مرد خانوادس میدونید اگر بخاطر اشغال شدن کارش توسط خانوما بیکار بشه چه فاجعه ای ایجاد میشه؟؟؟
میدونی جوون مجرد30 ساله که جایگاه شغلیشو جدیدا یه خانم پر کرده چه بلایی سرش میاد و اومده؟؟؟

ببينيد اين كه بگيم خانومها كار نكنن چون كار كمه بيشتر از اين كه خنده دار باشه گريه آوره.برادر من بريد از كساني كه مسئول ايجاد كار براي هر فرد بالغي جامعه هستند سراغ مشاغلي كه بايد ايجاد ميشد رو بگيريد.اين كه دليل نشد.

Enerji
۱۳۸۹/۰۷/۲۸, ۲۰:۱۹
ببينيد اين كه بگيم خانومها كار نكنن چون كار كمه بيشتر از اين كه خنده دار باشه گريه آوره.برادر من بريد از كساني كه مسئول ايجاد كار براي هر فرد بالغي جامعه هستند سراغ مشاغلي كه بايد ايجاد ميشد رو بگيريد.اين كه دليل نشد.

دوست عزیز باهاتون موافقم .. ولی این جور افراد با این فکر زیاد هست توی این انجمن ، تعجب نکنید !

Behrooz_313
۱۳۸۹/۰۷/۲۸, ۲۲:۵۲
ظاهرا پذيرش و اصولا شنيدن حرف حق براي شما و امثالهم خيلي خوشايند واقع نشده.اشكال نداره مثل شما رو زياد ديدم.جالب اينجاست كه همه هم يه عكس العمل داريد.در ضمن غافلگيرم نكرديد وقتي خوندم عضو انجمن كجا و كجا بودين.از نظر من توي اين جامعه كارها خيلي حساب كتاب ندارن!!!!

چيزي كه داره مملكت ما رو خراب ميكنه خيلي ريشه اي تر از اونيه كه شما بتونيد در موردش بحث كنيد.بهتره فعلا شما نامه هايي كه براتون از نيويورك ميرسه رو بخونيد.

بحث امكانات نيست.بحث داشتن يه شخصيت حقوقي و مالي مستقله!

ببينيد اين كه بگيم خانومها كار نكنن چون كار كمه بيشتر از اين كه خنده دار باشه گريه آوره.برادر من بريد از كساني كه مسئول ايجاد كار براي هر فرد بالغي جامعه هستند سراغ مشاغلي كه بايد ايجاد ميشد رو بگيريد.اين كه دليل نشد.


سرکار عصر دایناسور هااااد چرا داغ میکنید؟
اینو بدونید که همه اعضا دارن قضاوت میکنن
من اگر گفتم عضو فلان جا هستم برای این بود که جلوی ویراژدادن شما رو بگیرم
در ضمن گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه نمیدونم ...
از نظر من توي اين جامعه كارها خيلي حساب كتاب ندارن!!!!

چیه فکر کردید شما روشنفکر شدید و بقیه موندن تو 1400 سال پیش؟؟

جهالت از سر و روی پستاتون میباره
چطور به من رسیدنی میگید اسلام مهم نیست و الان عصر شماست و...
ولی به خودتون که رسیدنی میگید که چرا مثال مترو رو میزنید و مذهب و...

اصلا شما که طرفدار حقوق مساوی هستید چرا سربازی نمیرید؟
مگه پسرهای بنده خدا چی کار کردن؟؟
در ضمن مسئولین مگه قراره شغل اختراع کنن؟؟؟
چرا جوک میگید؟
اینهمه شغل تو مملکت که بعضی خانومای بی ملاحضه پرش کردن((البته نمیگم هخمه!!!))
شما به جای انداختن تقصیرات گردن دولت لطفا افکارت غلطت رو درست کن!
شما فکر کردید چنتا شغل جدید میشه ایجاد کرد؟؟
میخواید رئیس جمهور معجزه کنه؟؟
متاسفم که نمیخواید قبول کنید بعضی وقتها باید از رو مصلحت یه امتیازی رو برای بعضی از اقشار قائل شد!
اینکه خانم ها واگن اختصاصی تو مترو داشته باشن و سربازی نرن هم از جنس همین امتیازاته
پس خواهشا چشاتونو باز کنید

ابدیت
۱۳۸۹/۰۷/۲۹, ۰۹:۴۲
دوستان مواظب باشن کار به توهین و بی احترامی نکشه.
احترام همه واجبه

Behrooz_313
۱۳۸۹/۰۷/۲۹, ۰۹:۵۸
دوستان مواظب باشن کار به توهین و بی احترامی نکشه.
احترام همه واجبه
سلام
من هم موافقم
و اگرم چیزی گفتم مقابله به مثل بوده و من شروع کننده نبودم
ان شالله که ادامه پیدا نکنه چون من حرف برای گفتن زیاد دارم
البته شاید چند روزی نباشم
فعلا یا علی(ع)

ابدیت
۱۳۸۹/۰۷/۲۹, ۱۳:۱۴
سلام
من هم موافقم
و اگرم چیزی گفتم مقابله به مثل بوده و من شروع کننده نبودم
ان شالله که ادامه پیدا نکنه چون من حرف برای گفتن زیاد دارم
البته شاید چند روزی نباشم
فعلا یا علی(ع)
بخشنده باشید!!!
علی یارتان

ْآلاله
۱۳۸۹/۰۷/۳۰, ۰۸:۰۴
تصور كنيد شما بخواين يه خونه ي كوچيك توي حلبي آباد اجاره كنيد(خريدش كه ديگه با خداست)اگه كمك هاي مالي پدر بزرگوار رو نداشته باشيد و هيچ سرمايه اي هم از گذشته جمع نشده باشه بايد لااقل ماهي 300 350 بدين.(اين در صورتيه كه خوش شانس باشيد)


واقعا حرفتون يه كم خيلي زياد!!!:Nishkhand:عجيبه .:moteajeb:

من نميدونم ديگه اجاره خونه تو جايي از ايران از تهران سنگين تره ؟!كه شما گفتيد 300 تا 350 هزار تومان اونم تو حلبي آباد .:moteajeb:
البته تعريف حلبي آباد خيلي مهمه :Gig::Gig:

ما كه ديديم تو همين تهران با 350 هزار تومان راحت ميشه يه آپارتمان اجاره كرد (بله اگه جايي غير از بالا شهر تهران به نظرتون حلبي آباد محسوب ميشه حرفتون درسته)

ستاره ی نقره ای
۱۳۸۹/۰۸/۰۳, ۱۴:۵۰
اصلا شما که طرفدار حقوق مساوی هستید چرا سربازی نمیرید؟
مگه پسرهای بنده خدا چی کار کردن؟؟
اینهمه شغل تو مملکت که بعضی خانومای بی ملاحضه پرش کردن((البته نمیگم هخمه!!!))
متاسفم که نمیخواید قبول کنید بعضی وقتها باید از رو مصلحت یه امتیازی رو برای بعضی از اقشار قائل شد!
اینکه خانم ها واگن اختصاصی تو مترو داشته باشن و سربازی نرن هم از جنس همین امتیازاته

ببخشید که وسط بحثتون وارد می شم اما لازم دونستم چندتا نکته رو بگم :
با این که بعضی از مشاغل زنانه نیست و زنان می روند موافقم ! اما نمی شه گفت باید جلوی اون رو گرفت ! این دقیقا میشه همون کاری که قرن های قبل می کردن و اگه کسانی مثل ماری کوری نبودند الان از خیلی از تکنولوژی ها عقب بودیم به جای این کار همون طور که قبلا گفتم باید به جای استفاده از کارکنان کشور های دیگه از جونهای خودمون بخوایم که بیان کار کنن و به پیشرفت کشورشون کمک کنن هرچند که در شروع کار ممکنه شکست های زیادی هم داشته باشیم (چون تجربه نیست)
ببینین بحث من سر اینه که ما (چه زن و چه مرد ) داریم توی یه کره ی خاکی زندگی می کنیم و برای پیشرفت به کمک همدیگه نیاز داریم
یعنی واقعا این 2 واگن اختصاصی مترو انقدر برای شما عذاب آوره که همش روش تاکید دارید در حالی که این کار بهترین کاری بود که میشد کرد مترو مکان عمومی و شلوغیه ،خانومهایی که مقید هستند چه گناهی کرده اند که باید (در صورت نبود 2 واگن اختصاصی از کل واگن های مترو ) کنار مردهایی باشن که 90 % اونها رو باید کور کرد تا بتونیم جلوی نگاهای بی معناشون رو بگیریم!
این به نفع همه ی خانومها بود لازم به ذکره که حتی در ژاپن که مردمش مسلمون هم نیستن این طرح عملی شده و چند واگن اختصاصی مخصوص بانوان اونجا در نظر گرفته شده ( به درخواست خود خانم های جامعشون ) و کلی هم ازش استقبال کردن حالا شما که اسم خودتون رو گذاشتید بچه مسلمون دارید اعتراض میکنید!!!!!!
در مورد سربازی هم باید خدمتتون عرض کنم که این کار به بدنی ورزیده و قوی احتیاج داره و خانمها از نظر ژنتیکی فاقد اون هستند ولی در زمان جنگ هم دیدیم خانم هایی که داوطلبانه به کمک رفتند و حتی شهید شدند چرا اون موقع که مساله مرگ و زندگیه نمی گید این کار مردونست و خانم ها نباید واردش بشن اما الان که بحث پوله حرف از کار مردونه و زنونه می زنید
پس بهتره شما هم به جای تعصب الکی یکم واقع بین باشید و واقعا به حرفی که می زنید عمل کنید و از مرد سالاری دفاع الکی نکنید
جامعه مال همه است همون طور که دانشمندان مرد در پیشرفت اون سهم داشتن دانشمندهای خانم هم بی تاثیر نبودن پس این تکنولوژی و رفاهی که شما دارید رو مدیون هر دو قشر زن و مرد هستید.

Behrooz_313
۱۳۸۹/۰۸/۰۴, ۰۴:۵۹
ببخشید که وسط بحثتون وارد می شم اما لازم دونستم چندتا نکته رو بگم :
با این که بعضی از مشاغل زنانه نیست و زنان می روند موافقم ! اما نمی شه گفت باید جلوی اون رو گرفت ! این دقیقا میشه همون کاری که قرن های قبل می کردن و اگه کسانی مثل ماری کوری نبودند الان از خیلی از تکنولوژی ها عقب بودیم به جای این کار همون طور که قبلا گفتم باید به جای استفاده از کارکنان کشور های دیگه از جونهای خودمون بخوایم که بیان کار کنن و به پیشرفت کشورشون کمک کنن هرچند که در شروع کار ممکنه شکست های زیادی هم داشته باشیم (چون تجربه نیست)
ببینین بحث من سر اینه که ما (چه زن و چه مرد ) داریم توی یه کره ی خاکی زندگی می کنیم و برای پیشرفت به کمک همدیگه نیاز داریم
یعنی واقعا این 2 واگن اختصاصی مترو انقدر برای شما عذاب آوره که همش روش تاکید دارید در حالی که این کار بهترین کاری بود که میشد کرد مترو مکان عمومی و شلوغیه ،خانومهایی که مقید هستند چه گناهی کرده اند که باید (در صورت نبود 2 واگن اختصاصی از کل واگن های مترو ) کنار مردهایی باشن که 90 % اونها رو باید کور کرد تا بتونیم جلوی نگاهای بی معناشون رو بگیریم!
این به نفع همه ی خانومها بود لازم به ذکره که حتی در ژاپن که مردمش مسلمون هم نیستن این طرح عملی شده و چند واگن اختصاصی مخصوص بانوان اونجا در نظر گرفته شده ( به درخواست خود خانم های جامعشون ) و کلی هم ازش استقبال کردن حالا شما که اسم خودتون رو گذاشتید بچه مسلمون دارید اعتراض میکنید!!!!!!
در مورد سربازی هم باید خدمتتون عرض کنم که این کار به بدنی ورزیده و قوی احتیاج داره و خانمها از نظر ژنتیکی فاقد اون هستند ولی در زمان جنگ هم دیدیم خانم هایی که داوطلبانه به کمک رفتند و حتی شهید شدند چرا اون موقع که مساله مرگ و زندگیه نمی گید این کار مردونست و خانم ها نباید واردش بشن اما الان که بحث پوله حرف از کار مردونه و زنونه می زنید
پس بهتره شما هم به جای تعصب الکی یکم واقع بین باشید و واقعا به حرفی که می زنید عمل کنید و از مرد سالاری دفاع الکی نکنید
جامعه مال همه است همون طور که دانشمندان مرد در پیشرفت اون سهم داشتن دانشمندهای خانم هم بی تاثیر نبودن پس این تکنولوژی و رفاهی که شما دارید رو مدیون هر دو قشر زن و مرد هستید.
با سلام
دیگه نمیدونم به چه زبونی بگم تا متوجه بشید من از مرد و زن سالاری بدم میاد!!!
کی گفته من با واگن اختصاصی برای خانومها مخالفم؟؟؟
چرا اینقدر سخت متوجه مطالب آسون میشید؟؟؟
من گفتم اگر قراره همه چی به برابری و مساوات سنجیده بشه پس باید اون واگن ها هم نباشه
ولی از اونجایی که طبیعت زن و مرد با هم تفاوت های بسیاری داره باید واگن اختصاصی باشه باید برای اشتغال و تحصیل آقایون سهمیه ای جدا گانه در نظر گرفت
باید خدمت سربازی مختص آقایون باشه
بایدپسر 25 ساله راحت تر از دختر ؟؟؟ساله جذب محیط کار بشه و...
دوباره میگم خواهشا نگید شایسته سالاری و...
چون خودتونم میدونید که خیلی از زنا رو برای مقاصد دیگه جذب محیط کار میکنن
((البته همه نه!!!))
ان شالله که این اخری رو منظورمو متوجه شده باشید خانم فمنیست!!!

ستاره ی نقره ای
۱۳۸۹/۰۸/۰۴, ۰۷:۰۹
با سلام
دیگه نمیدونم به چه زبونی بگم تا متوجه بشید من از مرد و زن سالاری بدم میاد!!!
کی گفته من با واگن اختصاصی برای خانومها مخالفم؟؟؟
چرا اینقدر سخت متوجه مطالب آسون میشید؟؟؟
من گفتم اگر قراره همه چی به برابری و مساوات سنجیده بشه پس باید اون واگن ها هم نباشه
ولی از اونجایی که طبیعت زن و مرد با هم تفاوت های بسیاری داره باید واگن اختصاصی باشه باید برای اشتغال و تحصیل آقایون سهمیه ای جدا گانه در نظر گرفت
باید خدمت سربازی مختص آقایون باشه
بایدپسر 25 ساله راحت تر از دختر ؟؟؟ساله جذب محیط کار بشه و...
دوباره میگم خواهشا نگید شایسته سالاری و...
چون خودتونم میدونید که خیلی از زنا رو برای مقاصد دیگه جذب محیط کار میکنن
((البته همه نه!!!))
ان شالله که این اخری رو منظورمو متوجه شده باشید خانم فمنیست!!!



من گفتم اگر قراره همه چی به برابری و مساوات سنجیده بشه پس باید اون واگن ها هم نباشه
ولی از اونجایی که طبیعت زن و مرد با هم تفاوت های بسیاری داره باید واگن اختصاصی باشه باید برای اشتغال و تحصیل آقایون سهمیه ای جدا گانه در نظر گرفت


استدلالتون واقعا جالبه !!! در حال حاضر که در مورد تحصیل مردها به اندازه ی کافی بهش سهمیه تعلق گرفته اما مشکل اینجاست که مردها نمی خوان یکم به خودشون زحمت بدن و تلاش کنن در مورد اشتغال هم باید کشورمون کاری بکنه (برای میلیونیوم بار می گم : !!!) کشور باید قبول کنه که از نیروهای خارجی صرف نظر کنه و کار رو بده دست جونهای خودمون تا همه بتونن از تخصصشون استفاده کنن!!!!
هیچ می دونین توی یه کشوری ( بهتره اسمش رو نگم ) دولت برای ایجاد کار فقط اجناس کشور خودش رو به مردم می داد حتی مردم لباس هایی می پوشیدند که اصلا به ظاهر زیبا نبوده اما اون کشور بعد از چند سال انقدر پیشرفت کرد ( چون جونهاشون تجربه به دست آورده بودن ) که الان کل دنیا داره از اجناس اون کشور خرید می کنه و به کشورش وارد میکنه
من میگم چرا کشور خودمون نباید این کار رو انجام بده
در ضمن در مورد کلمه ی فمنیسم و مرد سالاری بهتره یه جستجویی بکنید چون اگه من فمنیسم باشم شما 100 % مرد سالار هستید


دوباره میگم خواهشا نگید شایسته سالاری و...

در ضمن بد نیست در مورد شایسته سالاری هم تحقیق کنید چون در دین ما شیعیان این شایسته سالاری موقعی به وجود میاد که امام زمان (عج) ظهور کند و جامعه را به بهترین شکل اداره فرمایند
در مورد فمنیسم و مرد سالاری جستجو رو به خودتون واگذار می کنم اما شایسته سالاری یعنی :

شایسته‌سالاری به شیوه‌ای از حکومت (http://www.askquran.ir/wiki/%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA) یا مدیریت گفته می‌شود که در دست‌اندرکاران بر پایهٔ توانایی و شایستگی‌شان برگزیده شوند و نه بر پارهٔ قدرت مالی یا موقعیت اجتماعی و فامیلی. فناوری‌های نوین و شتاب تحولات و تغییرات، نیاز به نیروی انسانی متخصص را بیش از پیش کرده است .این امر بنگاهها و دولت را به سوی نظام و سیستمی شایسته سالار رهنمون می‌کند. در جوامع شایسته سالار، نگرش‌های خویشاوندسالاری، قبیله گرایی، حزب سالاری و غیره مطرود است. نظام شایسته سالار، نظامی است که در آن افراد مناسب در مکان و زمان مناسب منصوب شده و از ایشان بهترین استفاده در راستای اهداف فردی، سازمانی و اجتماعی به عمل آید.
شایسته سالاری با مشکلی که روبروست آن این است که افراد شایسته را کی باید تشخیص دهد وانتخاب کند و ذهن آنان را بخواند که می خواهند اصلاح کنند یا فساد. مسلمانان شیعه معتقدند که همچنین فردی باید از سمت خدا انتخاب شود که این شخص شایسته‌ترین آنها باشد. آنها این شخص را امام می نامند که معتقدند 12 امام وجود دارد که الان حکومت امام آخر هست که در غیبت به سر می برند. که وقتی که همه جهان از همه نظام حکومتی خسته می شوند و همه درها بسته می‌شود همه به امام دوازدهم رو می آورند و ایشان ظهور می کنند. ایشان حکومت شایسته سالاری را تشکیل می دهند. امام دوازدهم همان کسی هستند که هم مسیحی‌ها و هم یهودی‌ها و هم مسلمانها منتظر ایشان هستند. و ایشان منجی عالم هستند.[۱] (http://www.askquran.ir/#cite_note-0)
منبع : ویکیپدیا


چون خودتونم میدونید که خیلی از زنا رو برای مقاصد دیگه جذب محیط کار میکنن
((البته همه نه!!!))

بله متاسفانه این موضوع هم هست و البته بیشتر در شرکت های خصوصی اتفاق می افته که من پیشنهادی برای بهبودش ندارم( چون هم اونی که اون خانم رو استخدام می کنه مقصره هم خود اون خانم که قبول می کنه هرچند که خیلی کم اتفاق می افته که اون خانم اصلا از قصد اونها برای استخدامش بی خبره )

ايران دخت
۱۳۸۹/۰۸/۰۴, ۰۷:۳۴
اگر قراره همه چی به برابری و مساوات سنجیده بشه
قرار نيست همه چي مساوي باشه چون زن و مرد (و حتي افراد مختلف از يك جنس) با هم مساوي نيستند. عدالت با تساوي خيلي فرق داره.

Enerji
۱۳۸۹/۰۸/۰۴, ۰۷:۴۴
چون زن و مرد (و حتي افراد مختلف از يك جنس) با هم مساوي نيستند.

از چه نظر مساوی نیستند ؟

ايران دخت
۱۳۸۹/۰۸/۰۴, ۰۹:۰۳
از چه نظر مساوی نیستند ؟
از نظر توانايي ها و صفات جسمي و روحي

ْآلاله
۱۳۸۹/۰۸/۰۴, ۱۱:۴۳
کشور باید قبول کنه که از نیروهای خارجی صرف نظر کنه و کار رو بده دست جونهای خودمون تا همه بتونن از تخصصشون استفاده کنن!!!!
هیچ می دونین توی یه کشوری ( بهتره اسمش رو نگم ) دولت برای ایجاد کار فقط اجناس کشور خودش رو به مردم می داد حتی مردم لباس هایی می پوشیدند که اصلا به ظاهر زیبا نبوده اما اون کشور بعد از چند سال انقدر پیشرفت کرد ( چون جونهاشون تجربه به دست آورده بودن ) که الان کل دنیا داره از اجناس اون کشور خرید می کنه و به کشورش وارد میکنه
من میگم چرا کشور خودمون نباید این کار رو انجام بده


دوست گرامی حرف های شما کاملا صحیحه و باید تولید اشتغال سرعت بالاتری بگیره و کمبود شغل با سیاست گذاری های صحیح اصلاح بشه ولی فکر نکنید که ایجاد اشتغال برای ورود یه دفعه این همه خانم که در سن فعالیت اقتصادی هستند بدون ایجاد بیکاری برای مردان کار راحتیه. این روند از چند سال پیش آغاز شده که بانوان به سرعت دارن وارد صحنه اقتصادی و اشتغال میشن و بیکاری هم در گذشته ها متاسفانه انباشته شده و این مشکلات به وجود اومده .
ولی به نظر شما اگه یه انسان دید درون جامعش مشکلی وجود داره (مثلا یه خانم) باید همیشه منتظر اقدام دیگران و دولت باشه ؟!
اگر به فرض دولت اقدام شایسته ای نکرد خود اعضای جامعه نباید به فکر اصلاح امور کشورشون باشن ؟!
البته مساله اشتغال برای بانوان حتی در این شرایط گویا مشکل شرعی نداره .
ولی خود خانم ها آیا با دیدن مشکلات اگه نیاز ضروری به اشتغال ندارن واقعا با گرفتن فرصت شغلی مخصوصا مشاغل مردانه وجدان درد (عذاب وجدان) نمیگیرن؟:Cheshmak:

ستاره ی نقره ای
۱۳۸۹/۰۸/۰۵, ۱۷:۰۲
ولی خود خانم ها آیا با دیدن مشکلات اگه نیاز ضروری به اشتغال ندارن واقعا با گرفتن فرصت شغلی مخصوصا مشاغل مردانه وجدان درد (عذاب وجدان) نمیگیرن؟:cheshmak:

ببخشدا ولی من در هیج جایی از اینکه خانم ها به سمت شغل های مردانه رفته اند حمایت نکرده ام ! و اتفاقا کاملا هم با این موضوع مخالفم ( چون به نظر من مثلا راننده تاکسی شدن نه در شان یه خانومه و نه با روحیاتش سازگاره !)
خدارو شکر انقدر شغل مردونه داریم که اگه اونا رو بگذارید کنار جا واسه خانوم ها هم هست !
در ضمن اگر طاووس خواهی .....(جامعه اگه بخواد عوض بشه باید سختی های زیادی رو ما تحمل کنیم اما در آخر به نتیجه ی خوبی می رسیم و لازمش هم این نیست که تک تک افراد جامعه موافقت خودشون رو اعلام کنن و یا بخوان دست به کار بشن کشور دست دولته و دولت نماینده ی مردم ، اونا باید کاری بکنن )

سحرسادات
۱۳۸۹/۰۸/۱۰, ۱۳:۵۴
سلام شاید اگه خانمها این متنو بخونن ناراحت بشن که یک دختر داره این حرفارو میزنه اما باید بگم من با جناب بهروز تمام و کمال موافقم و نتیجه این ناهماهنگی رو دارم میبینم اول از همه هم خودم از این وضع شاکی ام و طبق دستورات دینی ما که کاملا با فطرت ما مطابقه وقتی خانمی بدون این که رسالت خودش رو در جامعه به عنوان یک زن یک مادر یک همسر یک دختر ندونه و به قول اقا بهروز تن به هر کاری در هر محیطی با هر درامدی بده وضع اینی میشه که میبینیم دختر بیقیدو بند که سنش هم داره میره بالا هوو میشه یا بهتر بگم هوار میشه سر خونه زندگی یک کسی دیگه تازه یادمون نره این مدرکهاکه ما دخترها به هر قیمتی میگیریم اکثرا پشت اونها اطلاعات به درد بخوری هم نیست و فقط واسه افه اومدن پیش فامیله و بس پس خواهش میکنم به عنوان یک دختر هدفتونو از دانشگاه رفتن مشخص کنید اصلا بزار حرف دلمو بزنم بابا دانشگاه مرکز دانش اندوزی است نه شوهر یابی که پس بیخودی جای پسرهارو نگیرید

مجیب
۱۳۸۹/۰۸/۱۰, ۱۴:۲۰
عرض سلام و خوشامد خدمت خواهر بزگوار سحر سادات:Rose:


دانشگاه مرکز دانش اندوزی است نه شوهر یابی که پس بیخودی جای پسرهارو نگیرید

اين جمله جاي بسيار بسيار تعجب داره بزرگوار:Motehayer:
براي من قابل درك نيست اين جمله، مگه چند درصد ازدواج هاي جامعه از محيط دانشگاه سرچشمه ميگيره؟
چند درصد آقا پسراي 18 تا 22 ساله توانايي مالي دارن كه بتونن تشكيل خانواده بدن و هزينه هاي زندگي رو بر عهده بگيرن كه دخترخانما به خاطر پيدا كردن همسر وارد دانشگاه بشن؟
اگه ميگفتيد يه سريا از روي بيكاري صندلي هاي دانشگاه رو اشغال ميكنن قابل درك بود اما اينكه يه سري به خاطر به قول شما افه درس ميخونن ديگه الان دوره اش تموم شده،‌شكر خدا الان ديگه هركي حداقل يه مرحله وارد دانشگاه ( از هر نوعش ) شده پس ديگه نميتونه به كسي فخر بفروشه (‌شده عين تلفن همراه، 8 سال پيش اگه يكي گوشي دستش بود همه يه جوري نگاش ميكردن اما الان ديگه...)

Behrooz_313
۱۳۸۹/۰۸/۱۰, ۱۶:۱۱
سلام شاید اگه خانمها این متنو بخونن ناراحت بشن که یک دختر داره این حرفارو میزنه اما باید بگم من با جناب بهروز تمام و کمال موافقم و نتیجه این ناهماهنگی رو دارم میبینم اول از همه هم خودم از این وضع شاکی ام و طبق دستورات دینی ما که کاملا با فطرت ما مطابقه وقتی خانمی بدون این که رسالت خودش رو در جامعه به عنوان یک زن یک مادر یک همسر یک دختر ندونه و به قول اقا بهروز تن به هر کاری در هر محیطی با هر درامدی بده وضع اینی میشه که میبینیم دختر بیقیدو بند که سنش هم داره میره بالا هوو میشه یا بهتر بگم هوار میشه سر خونه زندگی یک کسی دیگه تازه یادمون نره این مدرکهاکه ما دخترها به هر قیمتی میگیریم اکثرا پشت اونها اطلاعات به درد بخوری هم نیست و فقط واسه افه اومدن پیش فامیله و بس پس خواهش میکنم به عنوان یک دختر هدفتونو از دانشگاه رفتن مشخص کنید
با سلام
ممنون از اینکه بلاخره باعث شدید ببینم که یه خانم با نظرات من مخالفتی نداشت!!!
البته در مورد قسمت آخر که حذفش کردم تا حدودی با نظرات سرکار مجیب موافقم
ولی خب داریم همچین دخترایی رو که همین الانم قصدشون از دانشگاه رفتن مطرح شدن و همسریابی هست
البته خیلی تعدادشون کمه ولی هستن
جدیدا این دانشگاهای پودمانیه نمیدونم چیه همینجوری یلخی یلخی دانشجو میپذیرن
یکی از رفیقام بود که برای ایکیو بالاش (0) مسخرش میکردیم والان داره حسابداری نمیدونم کدوم دانشگاه من دراوردی میخونه و دیگه حتی مارو هم حساب نمیکنه...

چون دیگه برای اوج مشکلات((البته همیشگیه...عادت کردم!))کمتر میتونم بیام وشاید نیام حرف اخر رو بزنم و تموم!!!

من با ادامه تحصیل خالنوما اصلا مخالف نیستم و اتفاقا خیلی دوست دارم که مادرای آینده مملکتمون علم و آگاهی و اطلاعات بالایی داشته باشن!!

ولی خب حرف من اینه که سازماندهی شده باشه
اینکه خانوما درس بخونن خیلی خوبه ولی دیگه به جایی نرسه که باعث شن یه پسر مجرد که 100000تا مشکلات تو سرشه و تو کنکور رتبش کمتر از فلان دختر میشه نتونه بره دانشگاه و طبیعتا شغلی هم گیرش نیاد و...

نمیدونم این خانومای سایت برای چی اینقدر حساس شدن که مثلا بگن ما هم باید حقمونو بگیریم و...
مگه کسی میخواد حق کسی رو بگیره؟؟
بابا جون این پسرای مجرد بیکار و دانشگاه نرفته همین فردای روزگار قراره شوهرای خودتون بشن
شما شوهر بیکار و بدون تخصص رو میتونید قبول کنید؟؟؟

الان من چنتا از اشناهامون که زن هستن و سرکار میرن رو قشنگ دقت کردم و...
یکی با همکسرش سر حقوقش دعوا داره که نمیدونم حقوقی که من میگیرم برای خودمه ولی حقوق تو برای خانوادس
یکی سر اینکه خودش خسته از سر کار میاد و شام و نهار اماده نیست با شوهرش دعوا داره
یکی شوهرش بهش گیر داده که چرا مراقب تربیت بچه ها نیستی و هر وقت از سرکار میای میگیری میخوابی
مگه کسی مجبورت کرده بری سر کار و...
خدایی خودتون قضاوت کنید من دارم از مرد سالاری طرفداری میکنم یا اینکه قوانین زندگی اجتماعی رو گوش زد میکنم؟؟؟
من میترسم این خانومای فمنیست اخرش بگن که چرا ما باید بچه دار بشیم و آقایون..
اخه تا کی قراره خودتونو با اقایون بسنجید
شما از یه جنس دیگه هستید و اتفاقا خیلی هم با ارزشید ولی خب کلی تفاوت با اقایون دارید
چرا از این غربی ها و یا این به ظاهر روشنفکرا تقلید میکنید؟؟؟
همین ماها هستیم که نظام افرینش رو داریم بهم میزنیم..
خدا همه ما رو به راه راست هدایت کنه
یا علی(ع)

محمد حسام شجاع
۱۳۸۹/۰۸/۱۰, ۲۲:۰۲
با سلام
ممنون از اینکه بلاخره باعث شدید ببینم که یه خانم با نظرات من مخالفتی نداشت!!!
البته در مورد قسمت آخر که حذفش کردم تا حدودی با نظرات سرکار مجیب موافقم
ولی خب داریم همچین دخترایی رو که همین الانم قصدشون از دانشگاه رفتن مطرح شدن و همسریابی هست
البته خیلی تعدادشون کمه ولی هستن
جدیدا این دانشگاهای پودمانیه نمیدونم چیه همینجوری یلخی یلخی دانشجو میپذیرن
یکی از رفیقام بود که برای ایکیو بالاش (0) مسخرش میکردیم والان داره حسابداری نمیدونم کدوم دانشگاه من دراوردی میخونه و دیگه حتی مارو هم حساب نمیکنه...

چون دیگه برای اوج مشکلات((البته همیشگیه...عادت کردم!))کمتر میتونم بیام وشاید نیام حرف اخر رو بزنم و تموم!!!

من با ادامه تحصیل خالنوما اصلا مخالف نیستم و اتفاقا خیلی دوست دارم که مادرای آینده مملکتمون علم و آگاهی و اطلاعات بالایی داشته باشن!!

ولی خب حرف من اینه که سازماندهی شده باشه
اینکه خانوما درس بخونن خیلی خوبه ولی دیگه به جایی نرسه که باعث شن یه پسر مجرد که 100000تا مشکلات تو سرشه و تو کنکور رتبش کمتر از فلان دختر میشه نتونه بره دانشگاه و طبیعتا شغلی هم گیرش نیاد و...

نمیدونم این خانومای سایت برای چی اینقدر حساس شدن که مثلا بگن ما هم باید حقمونو بگیریم و...
مگه کسی میخواد حق کسی رو بگیره؟؟
بابا جون این پسرای مجرد بیکار و دانشگاه نرفته همین فردای روزگار قراره شوهرای خودتون بشن
شما شوهر بیکار و بدون تخصص رو میتونید قبول کنید؟؟؟

الان من چنتا از اشناهامون که زن هستن و سرکار میرن رو قشنگ دقت کردم و...
یکی با همکسرش سر حقوقش دعوا داره که نمیدونم حقوقی که من میگیرم برای خودمه ولی حقوق تو برای خانوادس
یکی سر اینکه خودش خسته از سر کار میاد و شام و نهار اماده نیست با شوهرش دعوا داره
یکی شوهرش بهش گیر داده که چرا مراقب تربیت بچه ها نیستی و هر وقت از سرکار میای میگیری میخوابی
مگه کسی مجبورت کرده بری سر کار و...
خدایی خودتون قضاوت کنید من دارم از مرد سالاری طرفداری میکنم یا اینکه قوانین زندگی اجتماعی رو گوش زد میکنم؟؟؟
من میترسم این خانومای فمنیست اخرش بگن که چرا ما باید بچه دار بشیم و آقایون..
اخه تا کی قراره خودتونو با اقایون بسنجید
شما از یه جنس دیگه هستید و اتفاقا خیلی هم با ارزشید ولی خب کلی تفاوت با اقایون دارید
چرا از این غربی ها و یا این به ظاهر روشنفکرا تقلید میکنید؟؟؟
همین ماها هستیم که نظام افرینش رو داریم بهم میزنیم..
خدا همه ما رو به راه راست هدایت کنه
یا علی(ع)
با نظر شما موافقم اما نه با همش این ما نیستیم که داریم از غرب تقلید میکنیم بلکه زمانی که کشورمان دست غربی ها بود ما عقب مانده بار آمدیم به خاطر همین بعضی دختر خانم هاتو محیط تحصیلی یا حتی تو محیط کارهم نمیتونن جلوی احساسات خودشونو بگیرن رک بگم ماها حق نداریم خانمها رو از چیزی که حقشونه محروم کنیم اما چه بهتر که یه ستادی چه میدونم جایی پیدا بشه که به جای هدفمند کردن یارانه ها فکر محیطهای افتضاح دانشگاهها باشند اصلا چرا دانشگاه دختر وپسر را جدا نمیکنن؟؟؟:Gig:

ابدیت
۱۳۸۹/۱۱/۱۵, ۲۲:۳۸
سلام به همه دوستان خوبم قديميها و جديد ها

ديشب در اخبار ميانگين سن ازدواج را اينطور اعلام كرد :

خانم ها 22 سال

آقايون 26 سال

به نظر شما مهمترين عامل در بالا رفتن سن ازدواج چيه؟

واقعا سن ازدواجه؟؟؟:Moshtagh:

من فکر می کردم بیشتر از اینها باید باشه!:Gig:

Blondie
۱۳۸۹/۱۱/۱۵, ۲۳:۴۸
یک سوال دوستان، اگر سن ازدواج بالاست، اشخاص تا اون سن نیازهای جنسی خودشون رو چجوری برطرف میکنن؟
(دلیل سن بالای ازدواج هم معلومه، اجناس چینی. )

farane
۱۳۸۹/۱۱/۱۶, ۱۰:۱۲
با سلام
ممنون از اینکه بلاخره باعث شدید ببینم که یه خانم با نظرات من مخالفتی نداشت!!!
البته در مورد قسمت آخر که حذفش کردم تا حدودی با نظرات سرکار مجیب موافقم
ولی خب داریم همچین دخترایی رو که همین الانم قصدشون از دانشگاه رفتن مطرح شدن و همسریابی هست
البته خیلی تعدادشون کمه ولی هستن
جدیدا این دانشگاهای پودمانیه نمیدونم چیه همینجوری یلخی یلخی دانشجو میپذیرن
یکی از رفیقام بود که برای ایکیو بالاش (0) مسخرش میکردیم والان داره حسابداری نمیدونم کدوم دانشگاه من دراوردی میخونه و دیگه حتی مارو هم حساب نمیکنه...

این دانشگاه هاییی که شما میگید یلخی یلخی ، همچینم یلخی یلخی نیست شما که اطلاعاتتون از دانشگاه های دیگه کمه لطف کنید ندیده و ندونسته چیزی نگید!یعنی هر کی به غیر از دانشگاه دولتی رفت دانشگاه هیچی حالیش نیست و فقط برای مدرک رفته؟؟؟ این حرفتون اصلا درست نیست:Motehayer:

farane
۱۳۸۹/۱۱/۱۶, ۱۰:۳۰
من به شخصه این حرف رو هم قبول ندارم که دختر فقط برای مدرک میره دانشگاه، واینکه مدرکش به رخ اون پسر یا هر کس دیگه بکشه.

ستاره ی نقره ای
۱۳۸۹/۱۱/۲۳, ۰۹:۰۹
سلام شاید اگه خانمها این متنو بخونن ناراحت بشن که یک دختر داره این حرفارو میزنه اما باید بگم من با جناب بهروز تمام و کمال موافقم و نتیجه این ناهماهنگی رو دارم میبینم اول از همه هم خودم از این وضع شاکی ام و طبق دستورات دینی ما که کاملا با فطرت ما مطابقه وقتی خانمی بدون این که رسالت خودش رو در جامعه به عنوان یک زن یک مادر یک همسر یک دختر ندونه و به قول اقا بهروز تن به هر کاری در هر محیطی با هر درامدی بده وضع اینی میشه که میبینیم دختر بیقیدو بند که سنش هم داره میره بالا هوو میشه یا بهتر بگم هوار میشه سر خونه زندگی یک کسی دیگه تازه یادمون نره این مدرکهاکه ما دخترها به هر قیمتی میگیریم اکثرا پشت اونها اطلاعات به درد بخوری هم نیست و فقط واسه افه اومدن پیش فامیله و بس پس خواهش میکنم به عنوان یک دختر هدفتونو از دانشگاه رفتن مشخص کنید اصلا بزار حرف دلمو بزنم بابا دانشگاه مرکز دانش اندوزی است نه شوهر یابی که پس بیخودی جای پسرهارو نگیرید

شما هم ببخشید که این حرف رو می زنم ولی شما اشتباه فکر می کنید ! دنیا فقط مال مردها نیست ! زنها هم در اون سهمی دارند وقتی یه خانم این حرفها رو میزنه از آقایون چه انتظاری میشه داشت ! شما انگار فقط یه عینک بدبینی رو چشماتون گذاشتید اونو بردارید و نگاهی به گذشته هم بکنید که چقدر از دانشمندان زن باعث پیشرفت های امروزی شده اند ، چرا دوست دارید همیشه همه چیز رو از هم جدا کنید این دنیا مال ما انسان هاست و انسان هم دو جنس دارد جنس زن و جنس مرد ! هر کدوم که می تونیم باید در پیشرفت کمک کنیم ، من قبول ندارم که ما به عصر جاهلیت برگردیم و به زن فقط به عنوان یه ابزار نگاه کنیم ، در اون زمان زنها جاشون فقط تو مطبخ بود ، شستن و تمییز کردن و... ببخشید که اونم یه انسانه و البته خیلی هم روحیات حساسی داره ! ببخشید که خداوند به اون هم دو تا چشم و دوتا گوش داده برای دیدن و شنیدن با این تفاوت که اون یکم دقیق تره ! ببخشید که اونم یه توانایی هایی داره که همش تو آشپزخانه و کارهای خونه خلاصه نمیشه !

شما دارید فقط به یه عده از خانم هایی نگاه می کنید که ممکنه یکی یا تمام اون اهدافی رو که گفتید دارند ! اما یه سوال دارم تو ین کانون چند عضو دانشجوی خانم هست ؟ مطمئنا تعداشون کم نیست و آیا اونها هم با این هدفهایی که گفتید وارد دانشگاه شده اند ؟

اگه بخوایم این طوری قضاوت کنیم پس باید از آقایونی هم صحبت کنیم که اهدافشون درس خوندن نیست ! گشتن با اون خانم هایی یه که شما فرمودید!
اگه اونها فقط هدفشون درس خوندن و پیشرفت می بود یه همچین خانم هایی هیچ وقت
انقدر زیاد نمی شدند !

قبول دارم که یه عده از خانم ها دوست ندارند تحصیل کنند حالا به هر دلیلی ، اشکالی نداره ، می تونند به کارهای خونه رسیدگی کنند کاری که شاید براشون لذتبخش تر باشه یا هر کاردیگه ای که از اون لذت می برند، در مقابل خانم هایی هم هستند که مثل من درس خوندن رو دوست دارند اینکه هر روز با آدمهای جدیدی آشنا بشن و با اونها در مورد مسائل مختلف صحبت کنند ، اینکه هر روز یه چیز تازه یاد بگیرند ، اینکه روزشون یکنواخت نباشه و توش اتفاقات جالبی بیفته اینکه هر وقت چشمشون رو باز کردند فیلم اون روز شون رو نبینند و طبق هر روز مثل یه روبات عمل کنند ، من یه خانمم ،یه انسانم ، قوه ی تفکر و تخیل دارم ، توانایی های زیادی رو خداوند به من اعطا نموده ، و من نمی خوام انها آکبند بمونند ، ازشون استفاده می کنم در راهی که درست باشه ، در راهی که خدا از من راضی باشه ...

فراموش شده
۱۳۸۹/۱۱/۲۳, ۰۹:۵۴
سلام
منم با ستاره نقره ای موافقم خانم سحر سادات طوری میگن که خانما رو بد مطلق فرض می کنند .

یا صاحب الزمان (عج)
۱۳۹۰/۰۴/۲۹, ۱۹:۴۱
:salavat10:

khaleghifar78
۱۳۹۰/۰۴/۲۹, ۲۰:۲۸
سلام شاید اگه خانمها این متنو بخونن ناراحت بشن که یک دختر داره این حرفارو میزنه اما باید بگم من با جناب بهروز تمام و کمال موافقم و نتیجه این ناهماهنگی رو دارم میبینم اول از همه هم خودم از این وضع شاکی ام و طبق دستورات دینی ما که کاملا با فطرت ما مطابقه وقتی خانمی بدون این که رسالت خودش رو در جامعه به عنوان یک زن یک مادر یک همسر یک دختر ندونه و به قول اقا بهروز تن به هر کاری در هر محیطی با هر درامدی بده وضع اینی میشه که میبینیم دختر بیقیدو بند که سنش هم داره میره بالا هوو میشه یا بهتر بگم هوار میشه سر خونه زندگی یک کسی دیگه تازه یادمون نره این مدرکهاکه ما دخترها به هر قیمتی میگیریم اکثرا پشت اونها اطلاعات به درد بخوری هم نیست و فقط واسه افه اومدن پیش فامیله و بس پس خواهش میکنم به عنوان یک دختر هدفتونو از دانشگاه رفتن مشخص کنید اصلا بزار حرف دلمو بزنم بابا دانشگاه مرکز دانش اندوزی است نه شوهر یابی که پس بیخودی جای پسرهارو نگیرید

سلام
جدی نظرتون اینه
کسی جای کسی رو تو دانشگاه نگرفته
خدا رو شکر ایران کنکور داره و هر کسی که لیاقت علمی داشته باشه دانشگاه قبول میشه
پسرا می خوان بیان دانشگاه بیشتر درس بخونن و بعضی کاراشون بزارن کنار
یعنی یه نفر به خاطر پسر بودن و اینکه باید زندگی رو اداره کنه حق درس و کار داره
این وسط زحمت و .... هیچی
متاسفم برای شما و برای هر آدم کوتاه فکری که فکر می کنه دانشگاه یعنی این.
یه زن مثل مرد حق زندگی عالی رو داره
چرا کسی که لیاقت داره درس نخونه و نره سر کار
همه مدرک واسه پز دادن نمی گیرن
خیلی برای زندگی کردن مدرک میگیرن
آدمی که اینجوری فکر کنه یعنی فقط برای این زندگی می کنه که شوهر کنه و اون زندگیشو اداره کنه
یعنی خودش خیلی بی اراده و بی ارزشه و نمی تونه خودش زندگی کنه
هر کسی دلش برای زندگی خودش میسوزه چه دختر چه پسر بره تلاش کنه
نه اینکه وایسه یکی جا خالی کنه اون بره سر جاش
متاسفم که نیستین جواب منو بدین.

قاری قرآن
۱۳۹۰/۰۴/۲۹, ۲۱:۳۸
یه زن مثل مرد حق زندگی عالی رو داره

کاملا موافقم

یسنا20
۱۳۹۰/۰۴/۲۹, ۲۲:۳۴
سلام به همه دوستان خوبم قديميها و جديد ها

ديشب در اخبار ميانگين سن ازدواج را اينطور اعلام كرد :

خانم ها 22 سال

آقايون 26 سال

به نظر شما مهمترين عامل در بالا رفتن سن ازدواج چيه؟

چرانگرانی؟؟؟!!!!!!خب این سنو سالها عالیه خیلیم خوبه به نظرمن خانمها توسن 25 سالگی واقایون توسن 30 سالگی ازدواج کنن بهتره.

moh3n_ilya
۱۳۹۰/۰۴/۳۰, ۰۰:۱۴
چرانگرانی؟؟؟!!!!!!خب این سنو سالها عالیه خیلیم خوبه به نظرمن خانمها توسن 25 سالگی واقایون توسن 30 سالگی ازدواج کنن بهتره.
البته من با تعین کردن سن برای ازدواج مخالفم.چون یکی شرایطش جور میشه میتونه تو سنه پایین ازدواج کنه ولی یکی دیگه اینطور نیست.بازم این به افکار ادما بر میگرده.پس سن زیاد اهمیت نداره.شرایط و شناخت نسبت به زندگی اهمیت داره.

یسنا20
۱۳۹۰/۰۴/۳۰, ۰۸:۱۶
البته من با تعین کردن سن برای ازدواج مخالفم.چون یکی شرایطش جور میشه میتونه تو سنه پایین ازدواج کنه ولی یکی دیگه اینطور نیست.بازم این به افکار ادما بر میگرده.پس سن زیاد اهمیت نداره.شرایط و شناخت نسبت به زندگی اهمیت داره.البته خیلی کم پیش میاد که فرد کمتر ازاین سن وسالها از هر نظر شرایطش اماده باشه. خودپسرو مثال میزنم مثلا سربازیشو رفته باشه درسشوتموم کرده باشه ازنظر عقلی پختگی لازم رود داره وهزارتاچیز دیگه.خیلیا هستن هم دختروهم پسرکه تو سنین پایین ازدواج کردن ازکارشون پشیمونن چون واقعا ازدواج تفکروتدبرخاص خودشو داره.

قاری قرآن
۱۳۹۰/۰۴/۳۰, ۰۹:۴۷
چرانگرانی؟؟؟!!!!!!خب این سنو سالها عالیه خیلیم خوبه به نظرمن خانمها توسن 25 سالگی واقایون توسن 30 سالگی ازدواج کنن بهتره.

درسته ، انسان باید به پختگی برسه وبعد ازدواج کنه ، ولی هر کسی توی یه سنی پخته میشه . علت سن بالای ازدواج این نیست که جوونهای ما میخوان پخته بشن ، اینه که
شرایط ازدواج رو ندارن .

رهواء
۱۳۹۰/۰۴/۳۰, ۱۵:۲۷
البته خیلی کم پیش میاد که فرد کمتر ازاین سن وسالها از هر نظر شرایطش اماده باشه. خودپسرو مثال میزنم مثلا سربازیشو رفته باشه درسشوتموم کرده باشه ازنظر عقلی پختگی لازم رود داره وهزارتاچیز دیگه.خیلیا هستن هم دختروهم پسرکه تو سنین پایین ازدواج کردن ازکارشون پشیمونن چون واقعا ازدواج تفکروتدبرخاص خودشو داره.
خیلی ها هم تو سن پایین ازدواج کردن و خیلی هم راضین...
ب نظرم سن ازدواج به خیلی چیزا بستگی داره.اولیش عقل و درایت هردو طرفه که به اون حدی رسیده باشن که از پس زندگی بربیان...بعد هم شرایط خانوادگی،پیداشدن فرد مناسب وخیلی چیزای دیگه...

amirreza1373000
۱۳۹۰/۰۴/۳۰, ۱۸:۱۱
به نظر من خانم ها باید بالای 30سال و اقایان هم32به بالا
اصلا مهمترین نظر من اینه که کسی ازدواج نکنه.نسل ازدواج کلا از بین بره

یسنا20
۱۳۹۰/۰۴/۳۰, ۲۰:۵۶
خیلی ها هم تو سن پایین ازدواج کردن و خیلی هم راضین...
ب نظرم سن ازدواج به خیلی چیزا بستگی داره.اولیش عقل و درایت هردو طرفه که به اون حدی رسیده باشن که از پس زندگی بربیان...بعد هم شرایط خانوادگی،پیداشدن فرد مناسب وخیلی چیزای دیگه...صدرصد .همه که یه جور سرنوشتی ندارن...

نازبانو
۱۳۹۰/۰۴/۳۰, ۲۳:۰۹
به نظر من خانم ها باید بالای 30سال و اقایان هم32به بالا
اصلا مهمترین نظر من اینه که کسی ازدواج نکنه.نسل ازدواج کلا از بین بره

شما در ادامه استعداد کمونیست شدنم دارین هاااااااا

amirreza1373000
۱۳۹۰/۰۴/۳۰, ۲۳:۱۳
شما در ادامه استعداد کمونیست شدنم دارین هاااااااا
شاید

نازبانو
۱۳۹۰/۰۴/۳۰, ۲۳:۱۷
اکثر پسرا و دخترا تو سن پایین فقط به زیبایی فکر میکنن اگر از این تفکر اومدن بیرون و گفتن حاظرن با کسی ازدواج کنن که انسان باشه و خوش اخلاق بدونید بزرگ شدن و آماده ازدواجن.
زیادم بد نیست سن ازدواج رفته بالا....با این همه تحصیل طولانی و سربازی و بیکاری مجبورن باز دستشون جلو پدر مادرشون دراز باشه...من از این کار شدیدا بدم میاد.1سال و 2سال باز قابل تحمله نه بیشتر.جوون باید بدونه از زندگی مشترک چی میخواد همش که خوشی و عروسک بازی نیست...کلی سختی داره.دختری که هنوز تحمل یک کلمه حرف مادرشوهر رو نداره بی ادبانه جواب میده یا میزنه زیر گریه سن ازدواجش نبوده چه 20ساله چه 40ساله..پسری هم که تا هرکی یه چی میگه عصبانی میشه و قهر میکنه و تا غذا بی نمک و با نمک میشه لوس میکنه واسه چی ازدواج میکنه؟زندگی مسئولیت داره.به قول آقای دانشمند باید زن و مرد برای هم لباس باشن عیب هم رو پنهون کنن و به دیگری وقار و زیبایی هم بدن...نه با رفتاراشون کاری کنن طرف مقابل از همونی هم هست بیفته

The Praises to God
۱۳۹۰/۰۴/۳۱, ۰۰:۲۲
به نظر من خانم ها باید بالای 30سال و اقایان هم32به بالا اصلا مهمترین نظر من اینه که کسی ازدواج نکنه.نسل ازدواج کلا از بین بره
با چه استدلالی این رو می فرمایید؟؟؟!؟!!؟!؟!؟!!؟

The Praises to God
۱۳۹۰/۰۴/۳۱, ۰۰:۲۵
زیادم بد نیست سن ازدواج رفته بالا....با این همه تحصیل طولانی و سربازی و بیکاری مجبورن باز دستشون جلو پدر مادرشون دراز باشه...
جوونا ... تشریف دارن که نمی تونن سرپای خودشون واسن
و البته مقصر خانواده ها هم هستن که خیلی خیلی بچه ها رو پر توقع و از کار در رو بار میارن.

moh3n_ilya
۱۳۹۰/۰۴/۳۱, ۱۲:۴۱
البته خیلی کم پیش میاد که فرد کمتر ازاین سن وسالها از هر نظر شرایطش اماده باشه. خودپسرو مثال میزنم مثلا سربازیشو رفته باشه درسشوتموم کرده باشه ازنظر عقلی پختگی لازم رود داره وهزارتاچیز دیگه.خیلیا هستن هم دختروهم پسرکه تو سنین پایین ازدواج کردن ازکارشون پشیمونن چون واقعا ازدواج تفکروتدبرخاص خودشو داره.
باهاتون کاملا موافقم.ولی باید درنظر داشت که خیلی ها هم هستن که درسنین پایین ازدواج کردنو موفق هم بودن

amirreza1373000
۱۳۹۰/۰۴/۳۱, ۱۲:۴۵
با چه استدلالی این رو می فرمایید؟؟؟!؟!!؟!؟!؟!!؟
این نظر من بود.من کارشناس نیستم تا بخواهم دلیلی داشته باشم که ثابت کنه ولی این نظر من هست.خیلی ها به نظر من اعتقاد پیدا کرده اند.چه کسانی که من را نمی شناسند و چه کسانی که با خود بنده صحبت کردند و به نتیجه من رسیدند.
بعضی ها هم گفتند من نظر غربی ها را دارم و........که من اصلا از این بابت ناراحت نیستم و خوش حال هم هستم!

amirreza1373000
۱۳۹۰/۰۴/۳۱, ۱۲:۴۷
در ضمن من الان می بینم که دختره 15ساله یا 16 رفته ازدواج کرده.به نظر شما اکثر این ازدواج ها ناشی از این مشکل جذب غیر هم جنس نیست؟به نظر بنده این کسانی که زود ازدواج می کنند اکثرا به فکر این مسائل هستند!
و این که یکی از دلایل من چون خودم از غیر هم جنس خودم بدم میاد!که این البته مربوط به نظر اصلی من نیست

نازبانو
۱۳۹۰/۰۴/۳۱, ۱۳:۳۲
در ضمن من الان می بینم که دختره 15ساله یا 16 رفته ازدواج کرده.به نظر شما اکثر این ازدواج ها ناشی از این مشکل جذب غیر هم جنس نیست؟به نظر بنده این کسانی که زود ازدواج می کنند اکثرا به فکر این مسائل هستند!
و این که یکی از دلایل من چون خودم از غیر هم جنس خودم بدم میاد!که این البته مربوط به نظر اصلی من نیست

به نظرم نه اونا طبیعی هستن نه شما...
در غریزه هر کس هست که به جنس مخالف جذب میشه و این انکار ناپذیره اما اینکه دو نفر هم فقط به این دلیل ازدواج کنن واقعا بچگانه و فاجعه است.
بعد هم ما ازدواج می کنیم که چی بشه؟
که شریک زندگی پیدا کنیم که در تمام مراحل همراه ما باشه نه که وقتی همه سختی ها رو کشیدیم و کاملا آماده شدیم یه نفر رو دعوت کنیم به زندگیمون که خوش خوش باشیم.
در ثانی میدونید چقدر احتمال بچه های با مشکلات ژنتیکی زیاد میشه؟
همچنین در اون سن که شما میگید کاملا شخصیت دو نفر شکل گرفته و قابلیت انعطاف کمی دارن و نمیتونن خیلی خودشون رو با فرد مقابل و خونوادش سازگار کنن.

يا فاطمه زهرا(س)
۱۳۹۰/۰۴/۳۱, ۲۰:۴۴
دلم ميخواد ازدواج كنم 21 سالمه ولي متاسفانه اون پسري كه توي روياهام ميبينم نيست هر كدوم از خواستگارام يه مشكل دارند

The Praises to God
۱۳۹۰/۰۴/۳۱, ۲۳:۲۴
در ضمن من الان می بینم که دختره 15ساله یا 16 رفته ازدواج کرده.به نظر شما اکثر این ازدواج ها ناشی از این مشکل جذب غیر هم جنس نیست؟به نظر بنده این کسانی که زود ازدواج می کنند اکثرا به فکر این مسائل هستند!
و این که یکی از دلایل من چون خودم از غیر هم جنس خودم بدم میاد!که این البته مربوط به نظر اصلی من نیست

به هیچ وجه اینگونه نیست.
پایین اومدن سن ازدواج در جامعه(نه خیلی پایین منظور بنده سنین آغاز جوانی هست)
باعث پایین آمدن آمار جرائم و بی بند و باری ها در اون جامعه میشه.

Behrooz_313
۱۳۹۰/۰۴/۳۱, ۲۳:۴۲
دلم ميخواد ازدواج كنم 21 سالمه ولي متاسفانه اون پسري كه توي روياهام ميبينم نيست هر كدوم از خواستگارام يه مشكل دارند
سلام
میبخشیدا
ولی خود شما هیچ مشکلی ندارید؟

نازبانو
۱۳۹۰/۰۵/۰۱, ۰۰:۰۰
دلم ميخواد ازدواج كنم 21 سالمه ولي متاسفانه اون پسري كه توي روياهام ميبينم نيست هر كدوم از خواستگارام يه مشكل دارند

سوره احزاب رو خیلی بخونید
اگر اون افراد مشکلاتشون اساسی نباشه قبولشون کنید بقیه مشکلات حل میشه
اگر فردی ایمان-اخلاق خوب-نجابت و خانواده خوب داشت و تا حدودی به فرهنگ و آرمان های شما شبیه بود قبولش کنید
مردی که معتاد نیست و بی بند وبار هم نیست قابل اعتماده
باور کنید با این ها که گفتم توی زندگی به همه چی میرسید
در کنار هم درس میشه خوند...میشه به ثروت رسید در حالیکه ایمانتون هم محمکتر میشه

مقاومت
۱۳۹۰/۰۵/۰۱, ۰۰:۲۱
دلم ميخواد ازدواج كنم 21 سالمه ولي متاسفانه اون پسري كه توي روياهام ميبينم نيست هر كدوم از خواستگارام يه مشكل دارند

شما تو رویاهاتون دنبال فردی میگردید که 100 درصد ایده آل باشه

خب همچین آدمی رو مسلما هیچوقت پیدا نمی کنید چون بالاخره هر کسی یک نقص و مشکلی داره

اگر طرف مقابل 70 درصد شرایط رو هم داشته باشه کافیه ، زیاد سخت نگیرید

The Praises to God
۱۳۹۰/۰۵/۰۱, ۰۰:۲۵
دلم ميخواد ازدواج كنم 21 سالمه ولي متاسفانه اون پسري كه توي روياهام ميبينم نيست هر كدوم از خواستگارام يه مشكل دارند

سلام دوست عزیز
نگرانی نداره
موقعیت های خودتون رو با دقت بررسی کنید
چندتا نکته:
اول خودتون خیلی خوب بشناسید(بهتن کمک می کنه معیارهاتون رو برای ازدواج کامل کنید).
خواستگاراتون رو بادقت بررسی کنید و گزینه مناسب رو انتخاب کنید(کارشناسان میگن 70% معیارها رو داشته باشه مناسبه).
***خیلی منطقی در این مورد فکر کنید.

Behrooz_313
۱۳۹۰/۰۵/۰۱, ۰۲:۱۹
شش قدم تا ازدواج
<IMG alt="قلب زیبا" align=left>


قدم اول برای ازدواج این است که خودتان را درست بشناسید و مطمئن باشید که واقعا تصمیم دارید ازدواج کنید یا نه و اگر پاسخ مثبت است به چه دلیل؟ بخاطر پول؟ ظاهر طرف مقابل؟ شخصیتش؟ یا صرفا برای اینکه از خانه پدری فرار کنید؟ کسی که خودشناسی می کند، برای زندگی خودش هدف قائل می شود، برنامه ریزی می کند، آرزوهایش را روی کاغذ می آورد و جاهای خالی زندگی اش را شناسایی می کند.

کسی که خودش را خوب می شناسد، کمتر تحت تاثیر حرف دیگران مسیر زندگی اش را تغییر می دهد و دوست دارد خودش بداند با زندگی اش چه کار می کند. به عنوان مثال، یک دختر هفده ساله دوست دارد در سن سی سالگی جراح زنان و زایمان باشد، در شیراز زندگی کند و یک بچه داشته باشد. اولا این که کسی که می خواهد پزشک متخصص بشود، باید همسری انتخاب کند که شرایط به خصوص شغلی او را درک کرده و بتواند او را حمایت کند.
از سوی دیگر شاید لازم نباشد او هم جراح باشد اما باید از تحصیلات دانشگاهی برخوردار باشد. در ضمن، برای چنین دختری که زودتر از سی سالگی نمی خواهد بچه دار شود، ازدواج زودرس مزیت خاصی ندارد. در ضمن اینکه دوست دارد در شیراز زندگی کند، تا حدی تکلیف خواستگاری که می خواهد او را به تبریز یا کانادا ببرد را مشخص می کند. با خودتان رو راست باشید، و در تصمیمتان راسخ باشید.


اگر می خواهید کفه طرف مقابلتان سنگین باشد، ابتدا باید کفه طرف خودتان را سنگین کنید. کسی که می خواهد با یک فرد تحصیل کرده هنردوست ازدواج کند، بهتر است خود نیز تحصیل کرده و هنر دوست باشد



مرحله دوم این است که همسر آینده تان را بر اساس خواسته ها و موقعیت فعلی خود تصور کنید. تصور کردن همسر ایده آل با توجه به آرزوهایتان نسبتا راحت است.
همیشه از خودتان این سوال را بپرسید: «آیا من برای شخصی که به عنوان همسر ایده آل خودم تصور کرده ام، همسر ایده آلی هستم؟» خیلی ساده است. هر ترازویی دو کفه دارد.
اگر می خواهید کفه طرف مقابلتان سنگین باشد، ابتدا باید کفه طرف خودتان را سنگین کنید. کسی که می خواهد با یک فرد تحصیل کرده هنردوست ازدواج کند، بهتر است خود نیز تحصیل کرده و هنر دوست باشد.

<IMG alt=قلب align=left>
در مرحله سوم باید یکسری معیارهای غربالگری اولیه برای همسریابی انتخاب کرده و آنها را آزمایش کنید. رایج ترین معیارهایی که برای این منظور به کار می روند عبارتند از: تفاوت سن، تفاوت قد، تفاوت ظاهر، تفاوت تحصیلات، تفاوت طبقاتی، تفاوت قومی، تفاوت زبانی و در نهایت تفاوت دینی.
نکته مهم این است: این شما هستید که تعیین می کنید یک ویژگی برایتان مهم است یا خیر. مثلا برای یک نفر ممکن است ازدواج درون قومی خیلی مهم باشد ولی برای کسی دیگر اصلا اهمیت نداشته باشد. نکته دیگر این است که تفاوت آدمها در یک قالب نسبی مطرح می شود تا مطلق.
مثلا به نظر یک نفر قد صدو هفتاد کوتاه است و به نظر شخص دیگری ایده آل است. پژوهش ها نشان دادند که کسانی که حرف مردم برایشان مهم است بیشتر به ظاهر طرف مقابلشان اهمیت می دهند.

مرحله چهارم عبارت است از «دیدن» و «دیده شدن» برای ایجاد جاذبه اولیه. در کشورهایی که محیط های مختلط کمتر است، پسرها ممکن است به کمک مادر و خواهرانشان برای پیدا کردن همسر مناسب متوسل شوند. ولی متاسفانه چنین امکانی برای اکثر خانمهای جوان کمتر وجود دارد. بنابراین مثلا کسی که می خواهد با یک نقاش ازدواج کند، یا در کلاس های متعدد نقاشی شرکت می کند یا عضو انجمنی می شود که نقاشان معمولا عضو آن می شوند.
کار دیگری که می توانید بکنید این است که چند خصوصیت اصلی که برای همسر آینده تان در نظر دارید به نزدیکان و دوستان بگویید ممکن است آن ها فردی را با این مشخصات بشناسند و یا در آینده اگر با چنین کسی برخورد کنند بلافاصله به یاد شما می افتند و می توانند نقش معرف را داشته باشند.
<IMG alt=ازدواج align=left>
مرحله پنجم که مهمترین مرحله انتخاب همسر است، بردن نهایت استفاده از فرصتها برای شناخت بهتر همسر احتمالی تان از طریق برقراری ارتباط کلامی یا غیر کلامی می باشد.
امروزه خانواده ها با حرف زدن و معاشرت زوج های آینده در طول دوران نامزدی شان مخالفت چندانی ندارند بنابراین در طول این جلسات، از طرف مقابل خود سوال بپرسید. سوال های تعیین کننده. این سوال ها از هر فرد به فرد دیگر فرق می کند اما به عنوان نمونه چهار تا پنج مورد از آنها را برایتان می گوییم:
الف - می توانید بپرسید: «سه تا از بزرگترین آرزوهای زندگی تان را بگویید».
ب - مثلا: «هدف شما از ازدواج چیست؟ چرا می خواهید با من ازدواج کنید؟»
پ - «من شغلم ایجاب می کند که در خارج از منزل کار کنم. می خواستم بدانم راجع به این موضوع چه فکر می کنید؟»
ت - « در خانه پدر و مادری شما تقسیم کارهای منزل به چه صورت بوده؟ دوست دارید در زندگی ما چطور باشد؟»
پرسیدن این سئوال ها کمک کننده است، اما فراموش نکنید که ما در دنیای ایده آل زندگی نمی کنیم، بنابراین اگر تصمیمتان بر این شد که با فردی ازدواج کنید (بخصوص برای خانم ها) فراموش نکنید حتما شرایطی را که برایتان مهم است سر عقد مطرح کنید.
از سوال مهمتر، ارتباطات غیر کلامی است. مثلا اینکه آیا رفتارش طوری که می خواهید با مهربانی و عاطفه هست یا نه؟ آیا آداب اجتماعی را در حدی که برای شما مهم است بلد هست اگر نه، آیا در این حد با او احساس صمیمیت می کنید که این مورد را با او در میان بگذارید؟
<IMG alt="ابراز علاقه" align=left>
علاوه بر آن باید از خودتان بپرسید: از هم صحبتی با او خسته شدید یا لذت بردید؟ اینکه اگر اختلاف نظری پیش آمد می توانید با صحبت کردن مسئله را حل کنید و یا بر سرش به تفاهم برسید؟ آیا می ترسید مسئله ای را با او در میان بگذارید؟ از عکس العمل هایش در مقابل حرف ها و رفتار شما نگران می شوید؟ آن چیزهایی را که شنیدید یا دیدید وقتی به خانه برگشتید، روی کاغذ بیاورید، زیرا برای مرحله آخر یا هفتم باید از آنها استفاده کنید.


ازدواج موفق می تواند تمام توانایی های بالقوه فرد را شکوفا کند و ازدواج نا موفق می تواند منابع غنی درون وجود یک نفر را به صفر برساند. هستند
کسانی که فقط از روی احساسشان ازدواج کردند و خوشبخت شدند ولی
تعداد کسانی که خوشبختند و این تصمیم را با چشمهای باز و با
در نظر گرفتن همه جوانب گرفتند بیشتر است



مرحله آخر جمع بندی وضعیت و گرفتن تصمیم مناسب است. در زندگی هر کس حداقل یک فرد معتمد وجود دارد. نسبت آن شخص مهم نیست. عقل و تجربه اش مهم است. باهم صحبت کنید و مجموع شرایط را برایش بگویید و بخواهید وضعیت را از دید خودش ارزیابی کند.
سعی کنید در ارائه مشاهدات و شنیده هایتان منصف باشید و به اصطلاح سانسور نکنید. بعد با خودتان خلوت کنید. تمام نظرات و تفکرات را کنار هم بچینید و جنبه های مثبت و منفی ازدواج با این فرد را کنار هم مقایسه کنید. آیا جنبه های مثبت به جنبه های منفی می چربند؟ آیا چیزی در نکات منفی هست که خیلی برا یتان مهم باشد و بخاطرش بخواهید از طرف بگذرید؟ ممکن است چیزهایی را که شنیدید قبول نداشته باشید که ایرادی ندارد. هرکس نظر خودش را دارد، ولی در نهایت این زندگی شماست. تصمیم آخر را خودتان بگیرید و آن را به پدر و مادرتان اعلام کنید.
<IMG alt=ازدواج align=right>
می توانید وقتی نتیجه تصمیمتان را به پدر و مادرتان می گویید دلایل خودتان را هم بگویید که بدانند این تصمیم را عاقلانه گرفتید و جوانب آن را سنجیده اید.
مراحل بالا توصیف یک فرایند عقلانی و منطقی بود. ازدواج در زندگی فرد یک تصمیم خیلی مهم است. ازدواج موفق می تواند تمام توانایی های بالقوه فرد را شکوفا کند و ازدواج نا موفق می تواند منابع غنی درون وجود یک نفر را به صفر برساند.
هستند کسانی که فقط از روی احساسشان ازدواج کردند و خوشبخت شدند ولی تعداد کسانی که خوشبختند و این تصمیم را با چشمهای باز و با در نظر گرفتن همه جوانب گرفتند بیشتر است.


بخش کلوب ازدواج (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=158387)

برگرفته از آفتاب (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=158387)

يا فاطمه زهرا(س)
۱۳۹۰/۰۵/۰۱, ۰۸:۴۸
سلام
میبخشیدا
ولی خود شما هیچ مشکلی ندارید؟

نميگم كه مشكلي ندارم ولي اون چيزي كه از خدا ميخوامو بهم نميده-نميدونم چه گنهي در درگهش داشته ام-مثلا اون خواستگاري رو كه خودم قبولش دارم خانوادم قبول نميكنند و اون كسي هم كه خانواده ميپسندند به دل من نميشينه

Behrooz_313
۱۳۹۰/۰۵/۰۱, ۱۴:۱۷
نميگم كه مشكلي ندارم ولي اون چيزي كه از خدا ميخوامو بهم نميده-نميدونم چه گنهي در درگهش داشته ام-مثلا اون خواستگاري رو كه خودم قبولش دارم خانوادم قبول نميكنند و اون كسي هم كه خانواده ميپسندند به دل من نميشينه
سلام
خب باید دید ملاک شما چیه و ملاک خانواده چیا هست
هر کدوم به نظر اسلام بیشتر نزدیک بود یقینا اینده بهتری داره
البته اینم بگم خانواده ها به فکر خوشبختی فرزندانشون هستن و اگر یکی رو صلاح نمیدونن حتما با توجه به تجربیاتشون و اندوخته هاشونه که پا فشاری میکنن
میتونید دلیل و منطقشون رو تو اون موارد بپرسید و در اخر اینکه تصمیم گیرنده نهایی شمایید

قاری قرآن
۱۳۹۰/۰۵/۰۱, ۱۴:۴۲
اصلا مهمترین نظر من اینه که کسی ازدواج نکنه.نسل ازدواج کلا از بین بره

سلام دوست عزیز
من فکر نمیکنم این جمله رو واقعا گفته باشی
مطمئنم نگرش ودیدت با این جمله هم خونی نداره
چون واقعا ازدواج کردن جلوی خیلی از انحرافات رو میگیره و به انسان هدف زندگی میده
نمیدونم ازدواج کردی یا نه < اگه متاهل هستی برات آرزوی خوشبختی و رستگاری دارم
اگه مجردی آرزو میکنم انتخابت برای ازدواج درست باشه و خوشبخت باشی

:goleroz:

آسمان ...
۱۳۹۰/۱۱/۱۴, ۱۶:۰۷
تعداد پستها خیلی زیاد بود وبعضیهاشون هم خیلی طولانی بودن برای همین من نتونستم همه رو بخونم ولی به نظر من بالا رفتن سن ازدواج به دلیل مجموعه ای از مشکلاته که هر کس با چند تاشون درگیره.....من نمیفهمم کی ما قراره واقعا یه جامعه اسلامی بشیم آیا قبل از ظهور امام زمان(عج) اصلا این مساله ممکنه؟ مگه یه حدیثی با این مضمون از پیامبر نداریم که بهترین ازدواجها آسان ترین انهاست ولی الان چقد ازدواج سخته هم شرایط روانیش هم شرایط مالی و.....بعضی میگن شرایط اقتصادی علت اصلیه و... پس اون بخشی که به خود افراد برمیگرده چی میشه؟ اینکه همه علاقه دارن مساله رو پیچیدش کنن پر از تشریفاتش کنن توقعات بالا از طرف مقابل داشته باشن و هر چی میتونن کمتر از خودشون مایه بذارن...خدا رو شکر ارزشها هم که همه اش رو مادیات و ظواهره ارزشهای اخلاقی و شخصیتی هم که کشکه..........یه نکته دیگه هم اینکه هیچ راه مناسب و سالمی که دختران و پسران نسبت به هم شناخت پیدا کنن وجود نداره حداقل من که چیزی به ذهنم نمیاد..... خوب با این شرایط معلومه که سن ازدواج بالا میره دیگه!

hr_1369
۱۳۹۰/۱۱/۱۴, ۱۷:۴۰
اونای که ازدواج کردن دیدن که کاش بازم متونستند از زیر بار مسولیت در برن برای همی

حکیمی بیجاری
۱۳۹۱/۰۵/۲۸, ۱۴:۴۷
به نظرشما دلایل افزایش سن ازدواج در بین دختران ریشه در چه عواملی دارد ؟!

راهنما
۱۳۹۱/۰۶/۰۸, ۱۶:۵۹
با سلام و تشکر
با توجه به عواملی چون فرهنگ ، اقتصاد و تحصیل که هر کدام در تمام حیطه های انسانی مانند ازدواج، بچه آوری و... تأثیر گذار است دامنه سنی ازدواج از 25تا35 سالگی است البته ازدواج تنها بخشی از نیازهای ما را می تواند برآورده کند ولی اهداف و برنامه ها انسانی متوقف بر ازدواج نیست و نباید باعث افسردگی و یا کاهش پویایی های انسانی در عرصه های مختلف شود کسی که تمام انسانیت خود را بر ازدواج تمرکز داده است ممکن است از ابعاد مختلف زندگی بی بهره باشد بنابراین نباید تمام موفقیت ها و خوشبختی را در ازدواج دید با آرزوی برقراری حکومت عادلانه بر روی کره زمین.

سلمان فارسی
۱۳۹۲/۰۹/۰۷, ۲۳:۰۴
دلایل افزایش سن ازدواج؛
هشداری به خانواده های مذهبی! (http://www.farhangnews.ir/content/54558) افزایش سن ازدواج جوانان در کشور، مخصوصا در بین اقشار مذهبی معضلی است که لازم است برای آن راهکاری اندیشیده شود.
به گزارش فرهنگ نیوز (http://farhangnews.ir)، ﺧﺎﻧﻮاده ﯾﮑﯽ از ﻧﻬﺎدﻫﺎ ﯾﺎ ﮔﺮوه ﻫﺎی ﻣﻬﻢ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﻪ ﺷﻤﺎر ﻣﯽرود. اﻫﻤﯿﺖ ﺧﺎﻧﻮاده در اﺑﻌﺎد ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ ﻗﺎﺑﻞ ﺑﺮرﺳﯽ اﺳﺖ. ایجاد و پایداری خانواده ارتباط مثبت و تنگاتنگی با مذهب داشته و دارد و سن ازدواج یکی از شاخصه‌های مهم برای ارزیابی میزان سلامت و بهداشت جسمی و روانی افراد یک جامعه محسوب می‌شود. در کشور ما که هنجارهای دینی نزد عموم مردم از مطلوبیت خاصی برخوردار است و جوانان بخش غالب جمعیتی را تشکیل می‌دهند، این ارزیابی در حوزه اخلاق اجتماعی و روحیه جمعی نیز مطرح می‌شود و دامنه تاثیر سن ازدواج را به حوزه‌های رفتاری و فرهنگی هویتی نسل جوان می‌کشاند.


* افزایش نامعقول سن ازدواج در ایران
بررسی سن ازدواج جوانان ایرانی در چند دهه اخیر، روندی صعودی را نشان می‌دهد در حالی که سن ازدواج در سال ۱۳۵۴ حدود ۲۵ سالگی بود، پس از چند دهه افزایش (بجز سال ۱۳۶۵) در سال‌های اخیر برای پسران به ۲۸ و دختران به ۲۴ رسیده است. البته آمارهای متفاوتی در این باره ارائه می‌شود و طبق اعلام مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، سن ازدواج برای پسران ۲۹ و دختران ۲۸ است. این اعداد و ارقام هر چه که باشد، از بالا بودن نامعقول سن تاهل خبر می‌دهد که بالطبع از جنبه‌های مختلف و به صورت پردامنه به آسیب‌زایی در جامعه عرف‌پسند و هنجارطلب ما می‌پردازد. بررسی دلایل افزایش سن ازدواج و عوارض ناشی از آن که به‌مراتب گسترده محسوب می‌شود و ارائه برخی راهکارهای احتمالی برای بهبود وضعیت، موضوع نوشتاری است که در ادامه می‌خوانید.

* تورم رکودی از عوامل افزایش سن ازدواج
جوامع غربی ﺳﻦ ﻣﺘﻮﺳﻂ ازدواج ﺑﺎﻻﯾﯽ دارﻧﺪ ﮐﻪ اﯾﻦ ﭘﺪﯾﺪه در ﮐﺸﻮرﻫﺎی ژاﭘﻦ، ﻫﻨﺪ، آﻣﺮﯾﮑﺎ و ﮐﺸﻮرﻫﺎی ﻏﺮﺑﯽ ﻣﺸﺎﻫﺪه ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺷﺎﯾﺪ در ﺳﻄﺢ ﮐﻼن، ﻋﺎﻣﻞ اﺻﻠﯽ ﺑﺎﻻ رﻓﺘﻦ ﺳﻦ ازدواج ﻧﺎﺷﯽ از وﺟﻮد ﺳﺎﺧﺘﺎر اﻗﺘﺼﺎدی در ﺣﺎل ﮔﺬار در اﯾﻦ ﮐﺸﻮرﻫﺎﺳﺖ؛ زﯾﺮا ﻫﻤﻮاره در اﺑﺘﺪا دورة رﺷﺪ ﺻﻨﻌﺖ و ﺑﻪ دﻧﺒﺎل آن اﻣﮑﺎن آزادی ﻓﺮدی، ﮐﺎﻫﺶ ﺣﻀﻮر واﻟﺪﯾﻦ در اﻣﺮ ازدواج، ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﻮدن ﺳﻄﺢ زﻧﺪﮔﯽ و ﻧﯿﺰ وﺟﻮد ﺑﯿﮑﺎری، ﺳﻦ ﻣﺘﻮﺳﻂ ازدواج ﺑﺎﻻ اﺳﺖ (ﻣﯿﺸﻞ ۱۴۶ :۱۳۵۴). اﻓﺰاﯾﺶ ﺑﺤﺮانﻫﺎی ﺳﯿﺎﺳﯽ و اﻗﺘﺼﺎدی و ﻣﺆﻟﻔﻪﻫﺎی ﻣﻬﻢ ﺗﻮرم رﮐﻮدی ﭼﻮن ﺣﺠﻢ ﻧﻘﺪﯾﻨﮕﯽ، ﺗﻮرم، رﮐﻮد، ﮐﺎﻫﺶ ﺗﻮﻟﯿﺪ، ﺑﯿﮑﺎری، ﻣﺼﺮفﮔﺮاﯾﯽ و اﻓﺰاﯾﺶ ﺳﻄﺢ اﻧﺘﻈﺎرات ﺑﺮ ﺳﻦ ازدواج ﺟﻮاﻧﺎن ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻣﻨﻔﯽ داﺷﺘﻪ، ﻣﻮاﻧﻊ و ﻣﺸﮑﻼﺗﯽ را در ﻋﺮﺻﻪ اﻗﺘﺼﺎدی در ﺳﺮ راه ازدواج ﺟﻮاﻧﺎن ﺑﻪوﺟﻮد آورده اﻧﺪ. ﺑﺮاﺳﺎس آﻣﺎر و اﻃﻼﻋﺎت ﺑﻪدﺳﺖ آﻣﺪه، در دورهﻫﺎی رواج و روﻧﻖ اﻗﺘﺼﺎدی، ﻣﺮدم ﺑﯿﺸﺘﺮ ازدواج ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ و در دوره ﻫﺎی ﺑﺤﺮان و رﮐﻮد اﻗﺘﺼﺎدی ازدواج ﻫﺎ ﺑﻪ ﺗﺄﺧﯿﺮ ﻣﯽ اﻓﺘﻨﺪ و ﯾﺎ اﺻﻼً ﻣﻨﺘﻔﯽ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ.
ﺣﺎل آﯾﺎ اﯾﺮان ﺑﺎ ﭼﻨﯿﻦ دوره ﻫﺎﯾﯽ روﺑﻪرو ﺑﻮده اﺳﺖ؟ پاسخ به این سوال ﻧﯿﺎز ﺑﻪ ﺗﺌﻮر یﻫﺎی ﻣﻮﺟﻮد در ﻋﻠﻢ اﻗﺘﺼﺎد دارد ﺗﺎ ﺣﻘﺎﯾﻖ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ اﯾﻦ ﭘﺪﯾﺪه را ﺑﻬﺘﺮ روﺷﻦ ﻧﻤﺎﯾﺪ. ﯾﮑﯽ از ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﺗﺌﻮریﻫﺎ، ﺗﺌﻮری ﺗﻮرم رﮐﻮدی ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ (ﺑﻬﻨﺎم ۲۲ :۱۳۴۸).


* ترمزی به نام هزینه های گزاف
البته ناگفته نماند این مشکلات اقتصادی علاوه بر ناتوان ساختن بخش بزرگی از جمعیت جوان برای تشکیل خانواده به تدریج از مطلوبیت ازدواج و تاهل نیز می‌کاهد و نوعی مقاومت منفی در برابر این جریان طبیعی زندگی پدید می‌آورد. جوان‌ها به ویژه پسران به قول معروف با یک دو دوتا، چهارتا و هر جوری که حساب می‌کنند ازدواج را عقلانی در نمی‌یابند! رفتن زیر بار هزینه‌های گزافی که پیش، حین و پس از ازدواج وجود دارد و از مخارج مراسم نامزدی، عقد و عروسی تا اجاره‌خانه‌های سنگین با وجود بیکاری یا سطح درآمدی پایین یا غیرممکن است یا بسیار دشوار و بر این اساس تجرد هر چند که طولانی شده باشد یک مزیت محسوب می‌شود.
فرهنگ جدیدی که میان جوانان پسر به دور از تعارفات و تبریک‌های ازدواج و پیوند زوجین در حال شکل‌گیری است و تاهل و به دوش گرفتن بار سنگین زندگی خانوادگی را نوعی حماقت، فریب، ندانم کاری یا به قول معروف افتادن در چاه زندگی پس از بیرون آمدن از چاله تجرد می‌داند، دلیلی بر صحت این مدعاست.

* اسلام سن بلوغ را زمان ازدواج می داند
اما اسلام همیشه نگاه متفاوتی به ازدواج و خانواده داشته چنانکه قرآن کریم بلوغ را سن ازدواج می‌داند و از آن با تعبیر بلوغ نکاح یاد می‌کند. روایات ائمه و تفاسیر مختلف نیز بر همین موضوع صحه می‌گذارند؛ به طوری که شیخ طوسی سن ازدواج را سن توانایی جنسی و رغبت به تاهل می‌داند. یعنی سن ازدواج، سن تمایل است و چنین برمی‌آید که در صورت نیاز اگر ترک آن موجب گناه شود، ازدواج واجب می‌شود. اما در جوامع امروزی، سن ازدواج از سن بلوغ جسمی فاصله گرفته است و اغلب این فاصله معقول پنداشته می‌شود.

* انتشار سنت‌ها و باورهای غلط از مظاهر رکود و تورم
رﺷﺪ ﺑﻬﺪاﺷﺖ و رﻓﺎه ﻋﻤﻮﻣﯽ، ﻧﺮخ ﻣﺮگ و ﻣﯿﺮ را ﮐﺎﻫﺶ داده و ﺑﺎﻋﺚ رﺷﺪ ﺑﺎﻻی ﺟﻤﻌﯿﺖ ﻣﯽﺷﻮد. ﻧﺮخ رﺷﺪ ﺟﻤﻌﯿﺖ و ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﻧﺴﺒﯽ اﻣﮑﺎﻧﺎت ﺟﻤﻌﯽ، ﺗﻘﺎﺿﺎی ﮐﻞ را اﻓﺰاﯾﺶ داده و ﺗﻮرم ﺳﺎﺧﺘﺎری را اﯾﺠﺎد ﻣﯽ ﮐﻨﺪ (ﺗﻘﻮی ۱۴۲ :۱۳۷۶).
در واقع با نگاه به جامعه امروزی می‌توان گفت یکی از مظاهر رکود و تورم گسترش انتشار سنت‌ها و باورهای غلط است. چنانکه تولید کاهش پیدا کرده و سرمایه‌ها در دستان مردم باقی می‌ماند و از آنجایی که مشاغل کاذب و مشکوک با باورهای مذهبی در تضاد هستند بنابراین جای تعجب نخواهد داشت که سرمایه‌ها در بین مذهبیون خرج سنت‌ها که گاه با ساده زیستی در تضاد است شود و سطح تجمل گرایی را در خانواده های مذهبی به نسبت خودشان افزایش دهد و شاید یکی از نتایج آن بالارفتن توقعات و در نتیجه بالا رفتن سن از دواج در بین خانواده های مذهبی گردد البته باید در نظر داشت که جامعه امروزی به نسبت جامعه دهه های گذشته در رفاه نسبی بیشتری قرار دارد بنابراین بالا بودن رفاه نسبی نیز ممکن است موجب نوعی بی تفاوتی شود.

سلمان فارسی
۱۳۹۲/۰۹/۲۹, ۰۵:۴۳
رواج زندگی مجردی دختران در تهران (http://www.tabnak.ir/fa/news/365837/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86)
کد خبر: ۳۶۵۸۳۷

تاریخ انتشار:
۲۸ آذر ۱۳۹۲ - ۱۷:۵۱ -
19 December 2013
دختران مجرد، بالا رفتن سن ازدواج، آسیب های اجتماعی، بی‌بندوباری، مفاسد اخلاقی، ... اینها واژه‌هایی هستند که وقتی درباره ی زندگی مجردی دختران صحبت می‌کنیم، ناخودآگاه در ذهن شنونده تداعی می‌شود و با جستجوی ساده‌ای در فضای مجازی می‌توان انواع مطالب هشداردهنده درباره ی خطرات این سبک زندگی را یافت.

به گزارش فرارو، گویی این شکل از زندگی به هر دلیل و هر انگیزه ای که باشد، موقت باشد یا دائم، خودخواسته باشد یا از سر اجبار، دچار نوعی پیشداوری منفی است و انگ قضاوت منفی بر پیشانی اش خورده است.

هرچند در سالهای اخیر زندگی مجردی دختران در تهران وسیع تر شده است، ولی همچنان سوال برانگیز است و هربار که کسی بخواهد وارد این نوع از زندگی شود ناچار است که به نوعی مشروعیت عمل خود را توجیه کند.

تهران جذابیت زیادی برای مهاجران دائم و موقت دارد. سالانه هزاران نفر از نقاط مختلف ایران به منظور دستیابی به فرصت‌های بهتر کار، درآمد، تحصیل و زندگی به این شهر می‌آیند. بسیاری از این افراد که اغلب جوان، دانشجو، کارمند، و یا کارگرند، به تنهایی و دور از خانواده خود به صورت "مجردی" زندگی می‌کنند.

اگر در سالهای گذشته "خانه مجردی" مقوله ای بود که تنها به پسران اختصاص داشت، امروزه دختران زیادی نیز به این سبک زندگی روی آورده اند و به تنهایی یا همراه با دوستان همخانه ی خود زندگی مجردی را تجربه می‌کنند.

طوری که زندگی مجردی دختران در تهران به یک پدیده ی ملموس و روزمره تبدیل شده، از سوی برخی پذیرفته شده و از سوی دیگران با نگرانی و اعتراض مواجه شده است.

حال سوال این جاست که دلایل گرایش فزاینده ی دختران به زندگی مجردی چیست و این سبک زندگی چه چالش ها و آسیب هایی به دنبال دارد؟ چرا بسیاری از دختران حتی پس از اتمام دوره ی دانشجویی و فراغت از تحصیل و با وجود تمام دشواری های اقتصادی و اجتماعی که در زندگی مجردی با آن مواجهند، همچنان حاضر به برگشتن به شهر و زندگی همراه با خانواده ی خود نیستند؟

آمارها چه می‌گویند؟
30 درصد از جوانان ایرانی ساکن شهرهای بزرگی چون تهران، تبریز، اصفهان، مشهد، اهواز و شیراز زندگی مجردی را انتخاب کرده اند.

طبق نتایج سرشماری نفوس و مسکن سال 1390، در شهر تهران در گروه سنی 15 تا 39 سال 1062059 مرد مجرد (شامل بی‌همسر به دلیل فوت، بی‌همسر به دلیل طلاق، و هرگز ازدواج نکرده) وجود دارد و 789252 مرد دارای همسر. این ارقام برای زنان ساکن تهران در همین گروه سنی عبارت است از 843795 زن مجرد (شامل بی همسر به دلیل فوت، بی همسر به دلیل طلاق، و هرگز ازدواج نکرده) و 1043606 زن دارای همسر. اما همه ی مجردها به صورت مستقل و مجردی زندگی نمی کنند، بلکه بسیاری از آنها به همراه خانواده و در منزل پدری خود ساکن اند.

طبق نتایج همین سرشماری، خانوارهای ساکن در تهران به سه دسته تقسیم شده اند.

خانوارهای معمولی، خانوارهای گروهی و خانوارهای موسسه ای. در سال 1390 تعداد زنانی که در خانوارهای معمولی زندگی می کنند 4071742 نفر، زنانی که در خانوارهای گروهی سکونت دارند 2909 نفر و زنانی که در خانوارهای موسسه ای ساکن اند 20099 نفر است.

این ارقام برای مردان عبارت است از 3994638 نفر در خانوارهای معمولی، 25125 نفر در خانوارهای گروهی، و 39538 نفر در خانوارهای موسسه ای.

به درستی مشخص نیست که چه تعداد از خانوارهای معمولی تک نفره اند و زندگی مجردی محسوب می شوند. آمار دقیقی نیز از تعداد خانه های مجردی دختران و پسران در تهران در دست نیست. اما طبق اظهار نظر وزارت ورزش و جوانان ایران در سال 1391، در شهرهای بزرگ بین 25 تا 30 درصد جوانان زندگی مجردی دارند.

انواع زندگی مجردی دختران
دخترانی که اغلب برای تحصیل و گاهی نیز برای کار به تهران می آیند معمولاً سه شکل زندگی مجردی را تجربه می کنند. یکی زندگی در خوابگاه است. خوابگاه های دانشجویی معمولاً بدون هزینه یا بسیار کم هزینه اند و دانشجویان در اتاق هایی 4 الی 5 نفری زندگی می کنند.

خوابگاه های دخترانه اغلب مقررات ویژه ای برای رفت و آمد دارد و مورد نظارت وکنترل قرار می گیرند. مسئولان خوابگاه با خانواده ی دختران دانشجو به شکل مستمر در تماس اند و تمامی تاخیرها و غیبت ها را به آنان گزارش می دهند.

شکل دوم زندگی در پانسیون است. پانسیون ها واحدهای مسکونی آپارتمانی ای خصوصی هستند که در هر اتاق آن به طور متوسط 10 تخت وجود دارد و معمولاً افراد به طور موقت به مدت چندماه در آن زندگی می کنند. هزینه ی کمی به صورت ماهانه برای اقامت در پانسیون می پردازند و از سرویس بهداشتی و حمام و آشپزخانه مشترک استفاده می کنند. هرچند که پانسیون نیز مقرراتی برای ورود و خروج دارد اما نسبت به مقررات خوابگاه سهل گیرانه تر است و غیبت ها و تاخیرها به خانواده افراد مقیم در پانسیون گزارش نمی شود.

شکل سوم نیز خانه ی مجردی است. دختران می توانند به صورتی تکی یا گروهی واحد مسکونی مورد نظر خود را اجاره کنند. این خانه ها ممکن است یک سوئیت بسیار کوچک یا واحدی چند اتاقه باشد. این شکل از زندگی اغلب از همه پرهزینه تر است و مبلغ رهن و اجاره حتی در بدترین نقاط شهر و حتی در کوچکترین و بی کیفیت ترین واحدهای مسکونی با مبلغ ماهیانه ی پانسیون و هزینه ی ترمی خوابگاه قابل مقایسه نیست.

شکل سوم زندگی مجردی تهران این روزها بیشتر شده است. صاحب یک آژانس معاملات املاک می گوید: "این چند سال خیلی درخواست خانه مجردی زیاد شده، هم دختر و هم پسر. قبلاً سخت گیری بیشتری برای اجاره دادن خانه به مجردها وجود داشت، مثلاً حدود پنج سال پیش بود که اداره اماکن ابلاغ کرد که به مجردها خانه ندهید، چون دوره ی گلدکوئست بود و به ظاهر خانه دانشجویی می گرفتند ولی در عمل از آن برای فعالیت های گلدکوئست استفاده می کردند. برای اینکه به کسی خانه مجردی بدهیم الان مقررات خاصی نیست و عملاً هم نمی شود کنترل کرد. ما حداکثر کاری که می توانیم بکنیم این است که طرف را احراز هویت کنیم."

می‌گوید نمی‌شود چک کرد، "ما معمولاً شناسنامه‌ها را نگاه می‌کنیم. اما در عمل بله چنین چیزی ممکن است. چون خیلی‌ها شناسنامه را نمی‌بینند. موقع امضای قرارداد فقط یک نفر لازم است و طرف می‌تواند بگوید فلانی خواهرم یا برادرم است ولی موقع امضای قرارداد او را با خود نیاورد."

می‌گوید: اما هستند کسانی که مایل باشند خانه را به مجرد اجاره بدهند. "حدوداً 5 تا 10 درصد مالک‌ها حاضرند که به مجرد خانه بدهند. دلیلش هم این است که زیاد اعتماد ندارند."

پدرم مخالف بود و مادرم تشویقم می‌کرد
الهام 24 ساله و دانشجوی کارشناسی ارشد که در خانه‌ای مجردی زندگی می‌کند می‌گوید: "خانواده ما مذهبی و سنتی‌اند و من‌هم اصلاً عصیانگر نیستم، ترجیح می‌دهم که بدون رضایت پدر و مادرم کاری نکنم. پدرم اوائل مخالف زندگی مجردی من در تهران بود، به من اعتماد داشت و مخالفتش بیشتر به دلایل عاطفی بود و اینکه به جامعه اعتمماد نداشت. مادرم ولی زندگی در شهر کوچک را نمی‌پسندید و تشویقم می‌کرد که در تهران بمانم. بعد هم به تدریج پدرم را قانع کرد و من الان در خانه‌ای زندگی می‌کنم که ملک شخصی است و خود خانواده در اختیارم قرار داده‌اند. به نظرم این شیوه تعامل با خانواده خوب است و نباید آشوب کرد بلکه باید طی یک روند تدریجی از آنها پوئن گرفت که شکاف نسلی پیش نیاید."

همه بار بر دوش خودم است
نرگس فارغ‌التحصیل کارشناسی است و 26 سال دارد، او از تجربه زندگی کردنش در پانسیون می‌گوید: "خانواده‌ی من زورگو نیستند ولی وقتی که من درسم تمام شد به من می‌گفتند که باید برگردی، البته خودشان زیاد با زندگی من در اینجا مشکلی نداشتند ولی فشار اجتماعی فامیل و دوستان و آشنایان و همسایه‌ها که از آنها می‌پرسیدند دخترتان چرا برنمی‌گردد و مگر درسش تمام نشده، همین حرف ها باعث شد که آنها هم مخالفت کنند. پدر و مادرم هیچ کمکی به ماندن من در تهران و زندگی مجردی من نکردند. خودم همه بارش را به دوش کشیدم."

نرگس از مشکلات پانسیون می‌گوید: "همسایه ها گاهی اذیت می کنند. پسرها چون می دانستند که توی این ساختمان دخترهای مجرد زندگی می کنند شبها می آمدند پشت پنجره و بلوتوث می فرستادند، متلک می گفتند و اذیت می کردند!"

زندگی با یک مرد غریبه بدون تشریفات!
مرجان فارغ التحصیل کارشناسی ارشد اما که در کوچه پس کوچه های خیابان انقلاب با یک همخانه مَرد زندگی می‌کند، برخورد خانواده‌اش را خیلی آزاردهنده توصیف می‌کند. او می‌گوید: "خانواده ما وضع مالی خیلی خوبی دارند ولی اصلاً به من کمک نمی‌کنند. پدرم خیلی با ماندن من در تهران مخالف است، البته نمی‌دانند که من دارم با یک آقا زندگی می‌کنم. هر ده هفته یک بار زنگ می‌زنند به من و تخریبم می‌کنند. می‌گویند تو که درست تمام شده و کارت را هم که از دست داده‌ای دیگر چرا تهران می‌مانی؟ مادرم کمی بهتر برخورد می‌کند. مادرم گاهی به بهانه‌های مختلف از پدرم پول می‌گیرد و برایم می‌فرستد."

مرجان نحوه مخفی کردن زندگی با یک مرد را از خانواه‌اش این گونه تشریح می‌کند: "من چون دارم با یک آقا زندگی می‌کنم باید خیلی چیزها را رعایت کنم. مثلاً وقتی که می خواستم خانه بگیرم به خانواده ام گفتم که دارم با دوست خانمم همخانه می شوم. با او هم هماهنگ کردم و وقتی که خانواده ام به تهران آمدند او را به عنوان همخانه به آنها نشان دادم. هر وقت که پدر و مادرم می خواهند بیایند اینجا، باید از چند روز قبل دوست آقایم خانه را ترک کند و دوست خانمم وسایلش را می آورد مثلاً مانتوها، کتاب ها، دمپایی روفرشی و خلاصه صحنه سازی می کنیم طوری که انگار یک خانم دارد اینجا زندگی می کند! هر وقت هم که پدر و مادر دوست پسرم می آیند من مجبورم که خانه را ترک کنم و جایی دیگر بمانم. چون خانواده ام از من حمایت نمی کنند وضعیت خوبی ندارم، تغذیه ام افت کرده ولی باز هم حاضر نیستم که به خوابگاه برگردم. توی خوابگاه احساس می کنی که حیوانی، ولی در خانه مجردی با همه مشکلاتش احساس شخصیت می کنم."

دشمنی به نام صاحبخانه!
مورد آرزو اما بهتر بود. آرزو که 25 سال دارد می‌گوید: "خانواده ام به راحتی پذیرفتند که من با دوستم در تهران همخانه شوم. چون او دوست قدیمی من بود و از زمان دبیرستان خانواده ام او را می شناختند و به او اعتماد داشتند. "

آرزو در ادامه حرف‌هایش از صاحبخانه ها می‌کند. او می‌گوید: "صاحبخانه فعلی کاری به کار ما ندارد ولی مالک قبلی خیلی اذیت می‌کرد، چک می کرد، می پرسید که دوست پسرم کیه، به خانواده ام تلفن می زد و غیره. اما الان مالک اتریشه و ما کمی آزادتریم. البته برادر صاحبخانه گاهی مزاحم می شود. حتی یک بار هم به من پیشنهاد داد که با او به عراق و دوبی بروم."

می‌گوید: "ما سروصدای زیادی نداریم و همسایه ها را هم زیاد نمی بینییم. اصولاً برخورد خاصی پیش نیامده که بفهمم نگاه آنها چیست. البته همسایه ها هم آنقدرها خانواده هسته ای ایده آل نیستند، بعضی از آنها مطلقه و تنها هستند. سبک زندگی ما را هم پذیرفته اند. گاهی وقتی که تنها هستم از آنها می ترسم. ولی درکل همسایه ها با این موضوع کنار آمده اند."

زندگی مجردی در خانه ای که اختیارش به دست خود آدم باشد جذاب است. شاید همین موضوع باشد که بازار پانسیون‌ها و خوابگاه های دخترانه را از سکه انداخته است.

زندان هایی به نام پانسیون!
نازنین، دختری که نزدیک به یک سال را در پانسیونی در خیابان آزادی زندگی کرده بود، می گفت: "مقررات زندگی در پانسیون با فشار خانواده فرقی ندارد. اینجا مشکلاتی مثل خورد و خوراک، سرویس بهداشتی، و آشپزخانه وجود دارد. در پانسیون رنج های سنی مختلفی زندگی می کنند از دانشجوهای دانشگاه آزاد و پیام نور گرفته تا زنهای 40 سال به بالا که مطلقه یا بیوه اند، یا حتی زن هایی که صیغه می شوند! اغلب کسانی که به پانسیون می آیند به طور موقت مثلاً دو سه ماه می مانند ولی کسانی که دائمی در پانسیون زندگی می کنند وضع مالی خیلی بدی دارند و از لحاظ مالی خیلی ضعیف اند. پانسیون هایی که در مرکز شهر قرار دارند از لحاظ امکانات وضع خوبی ندارند و به مشکلات اجرایی و تعمیرات هم زیاد رسیدگی نمی کنند. پانسیون های بالای شهر کیفیت بهتری دارند. بدترین چیز پانسیون این است که خیلی فضای غم انگیز و غربت باری دارد. در خوابگاه الاقل بین هم نسلان خودت و همکلاسی هایت هستی و محیط شادی داری."

و اما خوابگاه دختران!
میترا دانشجوی سال سوم رشته فیزیک که در خوابگاه زندیگی می کند، از مشکلات خوابگاه های دانشجویی می گوید، میترا آرزو می‌کند، کاش آنقدر پول داشت که می‌توانست خانه‌ای اجاره کند.

میترا می‌گوید: "زندگی در خوابگاه دانشجویی سخت است. بعضی چیزها تحقیرآمیز است، ساعت خوردن، چک شدن با خانواده، اگر تاخیر داشته باشی به خانواده ات اطلاع می دهند. نحوه خبررسانی به خانواده هم چندان مودبانه نیست. وای به حال دختری که گزارشش به خانواده برسد. مثلاً می‌گویند که دخترتان را همراه یک پسر دیده‌ایم. البته خانواده ام به من اعتماد دارند و می دانند که من در ارتباط با همکلاسی ها و دوستانم خط قرمز هایی را رعایت می کنم و از من حمایت می کنند ولی در کل ایجاد بد دلی می‌کنند. اگر کسی حساسیت و ویژگی‌های وسواس گونه داشته باشد زندگی در خوابگاه برایش سخت می شود. چون در خوابگاه فضای خصوصی نداری. البته زندگی در خانه مجردی هم مشکلاتی دارد. اما در کل حسن زندگی مجردی این است که مدیریت اقتصادی زندگی به عهده خودت می‌افتد. شاید یک جور تمرین مدیریت و استقلال است."

چرا زندگی مجردی در تهران؟
زندگی مجردی مشکلات زیادی دارد. از مشکلات مالی گرفته تا مسائل تعمیر و نگهداری خانه، زحمت پخت و پز و شست وشو و خرید، نگاهه همسایه‌ها، دردسر قرارداد امضا کردن و درگیری با صاحبخانه، دردسر اسباب کشی، رفت و آمد، تذکرها، فشار و مخالفت خانواده، دلتنگی و نیازهای عاطفی و غیره. اما با این حال بسیاری از دختران ترجیح می‌دهند که به تهران بیایند، به جای خوابگاه دانشجویی خانه مجردی بگیرند، و پس از فارغ‌التحصیلی هم هر طور که شده در تهران باقی بمانند. دلیل این امر چیست؟
در میان صحبت‌هایی که با برخی از این افراد شد، دلیل اصلی آنها برای ماندن در تهران امکانات تهران ارزیابی شد. آنها معتقدند که امکانات و فرصت‌های تهران مانند کتابخانه‌های بزرگ و مجهز، امکانات تحصیلی، ورزشی، تفریحی، فرهنگی، سینما، تئاتر، موسیقی، فرصت فعالیت‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، فرصت‌های بهتر شغلی و درآمدی آنقدر برجسته است که به هیچ وجه با امکانت شهرستان کوچک خودشان قابل مقایسه نیست. آنها حاضر نیستند که به شهرستان برگردند چون حس می‌کنند باید همه این فضاها و امکانات عمومی را رها کنند و وارد فضای بسته و سوت و کور شهرستان شوند.
دلیل دیگر اما مشکلات خوابگاه‌های دانشجویی است. خوابگاه هیچ وقت به قدر کافی موجود نیست. دانشجوهای شبانه، دانشگاه آزاد، پیام نور و غیره از این امکان بی‌بهره‌اند. اما حتی اگر هم موجود باشد مشکلاتی دارد که تحت عنوان نبود تفکیک فضایی، نبود فضای شخصی و حوزه خصوصی، برخوردها و سختگیری های آزاردهنده، چک شدن، ساعت خوردن، برخورد بعضا بد مسئولان خوابگاه، سروصدا، نبود بهداشت کافی، و غیره از آن یاد کردند.

یکی دیگر از دلایل دختران برای زندگی مجردی در تهران روابط عاطفی آنان است. این دختران که اغلب جوان هستند نیازهای عاطفی خود را در رابطه با جمع دوستان مونث و مذکر خود جستجو می‌کنند و زندگی در خانواده یا تحت کنترل خوابگاه به آنها فرصت این نوع دوستی‌ها را نمی‌دهد.
به نظر می‌رسد ترکیبی از نیازهای عاطفی، میل به فردیت، استقلال‌طلبی، میل به رشد و پیشرفت تحصیلی و حرفه‌ای و توسعه‌ی نامتوازن تهران در مقایسه با شهرستان‌ها باعث گرایش فزانیده‌ی دختران به زندگی مجردی در تهران می‌شود.

این سبک زندگی عرصه کشاکش دو نیروی اجتماعی است. یکی نیروی نسل جوانی که می‌خواهد آزادی و فردیت خود را منفک و مجزا از خانواده تعریف کند و به جامعه بقبولاند و از تمام حقوق، آزادی ها، امکانات و احترام و تاییدی که جامعه به راحتی در اختیار خانواده ها قرار می دهد برخوردار باشد.

دیگری نیرویی که برای فرد مجزا از خانواده ارزش چندانی قائل نیست بلکه واحد بنیادین تشکل دهنده ی جامعه را خانواده می داند و فرد را، و به خصوص زن را، صرفاً در نسبت او با خانواده و تحت کنترل و نظارت خانواده می تواند بپذیرد و تحمل کند. عمده ی نگرانی ها و هشدارها و برخوردهایی که در این حوزه می بینیم محصول همین کشاکش است.

أسئلونی
۱۳۹۲/۰۹/۳۰, ۰۵:۳۲
دوستان عزیزم
بنده رو هم به جمع خودتون بپذیرید.

من مباحث تاپیک رو مطالعه کردم. چیز های جالب و آموزنده ای ذکر شده. از دوستان عزیز خیلی ممنونم
خیلی خوبه که درجمع قرآنی به این مسایل هم توجه میشه. چون کم کم داره به یک معضل تبدیل میشه.
ولی این یادمون نره که اولین راه کاهش خطرات ناشی از این موضوع، فرهنگ و بعد از اون مسایل اقتصادیه.
خیلی از پسران ما به دلیل بی پولی، عدم کفایت مالی و ... ازدواج نمی کنند. اما:
«جوانی که به خاطر کمبود مالی ازدواج نکند از ما نیست(چرا که رحمت خدا را نادیده گرفته است)»
(شاید این حدیث رو دقیق ذکر نکرده باشم. اگر دوستی هست که کامل این حدیث رو داره لطفا تصحیح کنه)

شاید بهتر باشه که از تجربیات خودم برای خواهر ها و برادر های عزیز خودم بگم.
من در سن 21 سالگی ازدواج کردم.
یادتون باشه که سن و اختلاف سنی، هیچ معیار صحیحی در ازدواج نیست. این که سن زن باید پایین تر از مرد باشه اصلا معیار صحیحی نیست.
اگر بگم که سن حضرت خدیجه 20 سال از پیامبر (ص)بیشتر بوده، میگین ایشان حضرت خدیجه و پیامبر بودن، ولی اصلا هیچ ربطی نداره. من خیلی از اطرافیانم رو دیدم که یا اختلاف سنی زن از مرد، ازدواج کرده اند و زندگی فوق العاده ای داشتند.
ما با هم در یک دانشگاه درس می خوندیم و در یک نشریه کار می کردیم.
هر دو ما به دنبال علم و یادگیری و آموزش بودیم. در دانشگاه از بهترین های کلاس و رشته های خودمون بودیم(رشته تحصیلی ما با هم فرق داره)
همسرم یک دانشجوی المپیادی بود و من هم (اگر ریا نشه) نخبه طراز اول دانشگاه با 3 اختراع و 5 طرح پژوهشی ثبت شده.
هر دو نقاش بودیم وبه هنر علاقه مند بودیم و در چندین مسابقه کشوری تونستیم در رده ی دانشجوی جوایز خوبی بگیریم.
اما چند نکته::
(دوستانی که دانشجویی ازدواج می کنن) ما بعد از دانشگاه اقدام به ازدواج کردیم. یعنی بعد از این که درسمون تموم شد(به خاطر این که به درسمون لطمه نخوره)، بنده پیشنهادم رو دادم و ایشون رو غافلگیر کردم.
به خانواده ها در میان گذاشتیم. (پدر و مادر بنده مخالف بودند چون تمایل به ازدواج فامیلی داشتند.) با این حال بنده زیر بار نرفتم و گفتم یا ایشون، یا هیچ کس!!!!
در ضمن این رو هم اضافه کنم:

خواهران گرامی گوش هاشون رو بگیرن
خانم های دوست دارند که آقایون هی پیشنهاد بدن، هی اونها هم مخالفت کنند.
در کل خانم ها از خواستگار هایی که پاشنه در خونه رو از جا در میارن خیلی خوششون میاد

که البته این موضوع به این جهت است که می خوان ببینند که چقدر شما به عشقتون پایبند هستید. یا این که به خاطر رسیدن به اون ها چند بار حاضر به شنیدن مخالفت و جواب نه هستید! که این امر کاملا حق اون هاست.
و قابل توجه خواهران
که بالغ بر 99% از آقایان از شنیدن پاسخ «نه» وحشت دارند و با یک «نه» میرن و پشتشون هم نگاه نمی کنند
تا این که بعد از 3 ماه رفت و آمد و دیدار بنده با خانواده همسرم و انجام تحقیقات از سوی دو طرف، و تأیید تمام مسایل، به ازدواج ما منجر شد.
** در جریان رفتن به منزل خانواده ی همسرم، برای خواستگاری رسمی، خودروی ما چپ شد و مادر بزرگ بنده دچار آسیب دیدگی شد. اما این امر منجر به این نشد که بگیم این ازدواج درست نیست.(قابل توجه خانواده ها) خیلی ها به محض شروع برنامه های یک وصلت، با مرگ عزیزی یا حادثه ای، اولین چیزی که میگن، اینه که این ازدواج درست نیست یا اصطلاحاً شکوم نداره و ازدواج رو تا سالگرد فرد عقب می اندازند. اما از خیلی از بزرگان دین نقل شده که امر ازدواج رو از شب به صبح نگذارید.
*** توقع خودتون رو از ازدواج کم کنید. مهره ای که همسرم برای ازدواج با من قرار داد، 19.5 مثقال طلا که معادل 8 سکه بهار آزادی و همان مهریه ی حضرت زهرا(س) (500 دینار قیمت زره حضرت علی (ع)) است. اگر از این مقدار بیشتر بشه، هم حج بر دختر واجب میشه و زکات داره.
**** جشن ازدواجی که گرفتیم خیلی مختصر بود. فقط افراد اصلی فامیل (عمه، خاله، دایی، عمو) دعوت شده بودند. که منجر به کاهش مخارج می شد. محل عروسی در خانه یکی از اقوام بود که خانه مناسب و بزرگی بود. ماشین عروس رو خودم گل زدم که اتفاقا انقدر قشنگ و زیبا شده بود که همه انگشت به دهان مونده بودند.

سلمان فارسی
۱۳۹۲/۰۹/۳۰, ۰۶:۰۱
دوستان عزیزم
بنده رو هم به جمع خودتون بپذیرید.

من مباحث تاپیک رو مطالعه کردم. چیز های جالب و آموزنده ای ذکر شده. از دوستان عزیز خیلی ممنونم
خیلی خوبه که درجمع قرآنی به این مسایل هم توجه میشه. چون کم کم داره به یک معضل تبدیل میشه.
ولی این یادمون نره که اولین راه کاهش خطرات ناشی از این موضوع، فرهنگ و بعد از اون مسایل اقتصادیه.
خیلی از پسران ما به دلیل بی پولی، عدم کفایت مالی و ... ازدواج نمی کنند. اما:
«جوانی که به خاطر کمبود مالی ازدواج نکند از ما نیست(چرا که رحمت خدا را نادیده گرفته است)»
(شاید این حدیث رو دقیق ذکر نکرده باشم. اگر دوستی هست که کامل این حدیث رو داره لطفا تصحیح کنه)

شاید بهتر باشه که از تجربیات خودم برای خواهر ها و برادر های عزیز خودم بگم.
من در سن 21 سالگی ازدواج کردم.
یادتون باشه که سن و اختلاف سنی، هیچ معیار صحیحی در ازدواج نیست. این که سن زن باید پایین تر از مرد باشه اصلا معیار صحیحی نیست.
اگر بگم که سن حضرت خدیجه 20 سال از پیامبر (ص)بیشتر بوده، میگین ایشان حضرت خدیجه و پیامبر بودن، ولی اصلا هیچ ربطی نداره. من خیلی از اطرافیانم رو دیدم که یا اختلاف سنی زن از مرد، ازدواج کرده اند و زندگی فوق العاده ای داشتند.
ما با هم در یک دانشگاه درس می خوندیم و در یک نشریه کار می کردیم.
هر دو ما به دنبال علم و یادگیری و آموزش بودیم. در دانشگاه از بهترین های کلاس و رشته های خودمون بودیم(رشته تحصیلی ما با هم فرق داره)
همسرم یک دانشجوی المپیادی بود و من هم (اگر ریا نشه) نخبه طراز اول دانشگاه با 3 اختراع و 5 طرح پژوهشی ثبت شده.
هر دو نقاش بودیم وبه هنر علاقه مند بودیم و در چندین مسابقه کشوری تونستیم در رده ی دانشجوی جوایز خوبی بگیریم.
اما چند نکته::
(دوستانی که دانشجویی ازدواج می کنن) ما بعد از دانشگاه اقدام به ازدواج کردیم. یعنی بعد از این که درسمون تموم شد(به خاطر این که به درسمون لطمه نخوره)، بنده پیشنهادم رو دادم و ایشون رو غافلگیر کردم.
به خانواده ها در میان گذاشتیم. (پدر و مادر بنده مخالف بودند چون تمایل به ازدواج فامیلی داشتند.) با این حال بنده زیر بار نرفتم و گفتم یا ایشون، یا هیچ کس!!!!
در ضمن این رو هم اضافه کنم:

خواهران گرامی گوش هاشون رو بگیرن
خانم های دوست دارند که آقایون هی پیشنهاد بدن، هی اونها هم مخالفت کنند.
در کل خانم ها از خواستگار هایی که پاشنه در خونه رو از جا در میارن خیلی خوششون میاد

که البته این موضوع به این جهت است که می خوان ببینند که چقدر شما به عشقتون پایبند هستید. یا این که به خاطر رسیدن به اون ها چند بار حاضر به شنیدن مخالفت و جواب نه هستید! که این امر کاملا حق اون هاست.
و قابل توجه خواهران
که بالغ بر 99% از آقایان از شنیدن پاسخ «نه» وحشت دارند و با یک «نه» میرن و پشتشون هم نگاه نمی کنند
تا این که بعد از 3 ماه رفت و آمد و دیدار بنده با خانواده همسرم و انجام تحقیقات از سوی دو طرف، و تأیید تمام مسایل، به ازدواج ما منجر شد.
** در جریان رفتن به منزل خانواده ی همسرم، برای خواستگاری رسمی، خودروی ما چپ شد و مادر بزرگ بنده دچار آسیب دیدگی شد. اما این امر منجر به این نشد که بگیم این ازدواج درست نیست.(قابل توجه خانواده ها) خیلی ها به محض شروع برنامه های یک وصلت، با مرگ عزیزی یا حادثه ای، اولین چیزی که میگن، اینه که این ازدواج درست نیست یا اصطلاحاً شکوم نداره و ازدواج رو تا سالگرد فرد عقب می اندازند. اما از خیلی از بزرگان دین نقل شده که امر ازدواج رو از شب به صبح نگذارید.
*** توقع خودتون رو از ازدواج کم کنید. مهره ای که همسرم برای ازدواج با من قرار داد، 19.5 مثقال طلا که معادل 8 سکه بهار آزادی و همان مهریه ی حضرت زهرا(س) (500 دینار قیمت زره حضرت علی (ع)) است. اگر از این مقدار بیشتر بشه، هم حج بر دختر واجب میشه و زکات داره.
**** جشن ازدواجی که گرفتیم خیلی مختصر بود. فقط افراد اصلی فامیل (عمه، خاله، دایی، عمو) دعوت شده بودند. که منجر به کاهش مخارج می شد. محل عروسی در خانه یکی از اقوام بود که خانه مناسب و بزرگی بود. ماشین عروس رو خودم گل زدم که اتفاقا انقدر قشنگ و زیبا شده بود که همه انگشت به دهان مونده بودند.
سلام!!!
ای کاش ای کاش کمی از درک و فهم شما و خانواده های شما را عده ای داشتند!
دغدغه خیلی ها هم همینه!
مهریه!
اگر جائی بروم و جواب نشه بشنوم پشتمم نگاه نمی کنم!
من عروسی را به سبک خودم برقرار می کنم!
من در عمرم یکی را دیدم که واقعا مسلمان بود.حجابش درست بود وعملش از برای خدا بود وبس!نقش بازی نمی کرد و به مثال زنی از اولیاء خدا بود.
ولی..............نشد که به او بگویم.رفت و ازش خبری نتونستم بگیرم

أسئلونی
۱۳۹۲/۰۹/۳۰, ۰۶:۴۱
سلام!!!
ای کاش ای کاش کمی از درک و فهم شما و خانواده های شما را عده ای داشتند!
دغدغه خیلی ها هم همینه!
مهریه!
اگر جائی بروم و جواب نشه بشنوم پشتمم نگاه نمی کنم!
من عروسی را به سبک خودم برقرار می کنم!
من در عمرم یکی را دیدم که واقعا مسلمان بود.حجابش درست بود وعملش از برای خدا بود وبس!نقش بازی نمی کرد و به مثال زنی از اولیاء خدا بود.
ولی..............نشد که به او بگویم.رفت و ازش خبری نتونستم بگیرم

دوست عزیزم.
آیا شما این سخن به نقل از حضرت علی (ع) را نشنیدی که فرموده:

اگر شما کسی را دوست می دارید و به او نگویید و دوستی خود را از او پنهان نگاه دارید، مسلمان نیستید!

شنیده اید؟؟؟؟
این گناه بزرگی است. چرا که شاید اگر شما به او پیشنهاد می دادید، می توانستید بهتر از هزاران نفر دیگر او را خوشبخت کنید.
این که برخی عقیده دارند که اگر عاشق فردی باشی، و پای دیگری در میان باشد، می توان به خاطر عشقی که به طرف مقابل دارید، او رها کنید تا زندگی بهتری داشته باشد، به نظر من کاملا غلط و گناه است.
برخی از مرد ها فکر می کنند که خیلی ضعیف هستند. و دختری که انتخاب کرده اند از سرشان زیادی است!!و از ترس به او پیشنهاد نمی دهند.




پسران خوب!!!
توجه! توجه!!!
خانم ها از آقایانی که با جرأت پیشنهاد ازدواج می دهند بیشتر خوششان می آید!!
زن به پشتوانه ی مرد دل به زندگی می بندد! پس مرد باید با جرأت و شجاع باشد!!
مرد ترسو، همان بهتر که بمیرد!!!و دختری را بدبخت نکند!
از «نه» شنیدن نترسید، که این ترس همان ترسی است که برابر با مرگ است!



اگر فکر می کنید تحصیلات برای خانم ها اهمیت دارد، درست نیست!!!
ملاک زن ها درک و شعور و فهم مرد هاست و تحصیلات را معیاری بر شعور قرار می دهند. (در حالی که درست نیست)
زمانی که من با همسرم ازدواج کردم، بنده کاردان بودم و همسرم کارشناس.
اکنون هر دو ما به مقطع ارشد رسیده ایم!
ملاک زن ها در ازدواج، قدرت و توانمندی پسر است، و معیار آن ها داشتن کار و شغل و درآمد.
ملاک زن ها، ثروت و اهمیت پس انداز و به دنبال رفاه بودن پسر است و معیار آن ها داشتن حساب بانکی، ماشین و خانه است.
ملاک زن ها، اخلاق خوب، مهربانی و دلبستگی به زندگی پسر است و معیار آن ها عدم اعتیاد، بیماری روانی، رفیق بازی و ... است.
ملاک زن ها اهمیت قایل شدن مرد ها به آن هاست و معیار آن ها، میزان مهریه، جشن عروسی و کیفیت آن است.


برای زن ها کمیت مهم نیست!باور کنید!

زن ها این قدری که ما مرد ها فکر می کنیم، بد و بدجنس نیستند.
ما به فکر زنده ماندیم و زن ها به فکر زندگی کردن.
شأن و منزلت زن خیلی بیشتر از این است که به چنین معیار هایی اطمینان 100% بدهد.

سلمان فارسی
۱۳۹۲/۰۹/۳۰, ۰۷:۱۷
دوست عزیزم.
آیا شما این سخن به نقل از حضرت علی (ع) را نشنیدی که فرموده:

اگر شما کسی را دوست می دارید و به او نگویید و دوستی خود را از او پنهان نگاه دارید، مسلمان نیستید!


شنیده اید؟؟؟؟
این گناه بزرگی است. چرا که شاید اگر شما به او پیشنهاد می دادید، می توانستید بهتر از هزاران نفر دیگر او را خوشبخت کنید.
این که برخی عقیده دارند که اگر عاشق فردی باشی، و پای دیگری در میان باشد، می توان به خاطر عشقی که به طرف مقابل دارید، او رها کنید تا زندگی بهتری داشته باشد، به نظر من کاملا غلط و گناه است.
برخی از مرد ها فکر می کنند که خیلی ضعیف هستند. و دختری که انتخاب کرده اند از سرشان زیادی است!!و از ترس به او پیشنهاد نمی دهند.




پسران خوب!!!
توجه! توجه!!!
خانم ها از آقایانی که با جرأت پیشنهاد ازدواج می دهند بیشتر خوششان می آید!!
زن به پشتوانه ی مرد دل به زندگی می بندد! پس مرد باید با جرأت و شجاع باشد!!
مرد ترسو، همان بهتر که بمیرد!!!و دختری را بدبخت نکند!
از «نه» شنیدن نترسید، که این ترس همان ترسی است که برابر با مرگ است!



اگر فکر می کنید تحصیلات برای خانم ها اهمیت دارد، درست نیست!!!
ملاک زن ها درک و شعور و فهم مرد هاست و تحصیلات را معیاری بر شعور قرار می دهند. (در حالی که درست نیست)
زمانی که من با همسرم ازدواج کردم، بنده کاردان بودم و همسرم کارشناس.
اکنون هر دو ما به مقطع ارشد رسیده ایم!
ملاک زن ها در ازدواج، قدرت و توانمندی پسر است، و معیار آن ها داشتن کار و شغل و درآمد.
ملاک زن ها، ثروت و اهمیت پس انداز و به دنبال رفاه بودن پسر است و معیار آن ها داشتن حساب بانکی، ماشین و خانه است.
ملاک زن ها، اخلاق خوب، مهربانی و دلبستگی به زندگی پسر است و معیار آن ها عدم اعتیاد، بیماری روانی، رفیق بازی و ... است.
ملاک زن ها اهمیت قایل شدن مرد ها به آن هاست و معیار آن ها، میزان مهریه، جشن عروسی و کیفیت آن است.


برای زن ها کمیت مهم نیست!باور کنید!

زن ها این قدری که ما مرد ها فکر می کنیم، بد و بدجنس نیستند.
ما به فکر زنده ماندیم و زن ها به فکر زندگی کردن.
شأن و منزلت زن خیلی بیشتر از این است که به چنین معیار هایی اطمینان 100% بدهد.




سلام!!!
حرفتان درست ولی توضیح کامل و جامع در پیام خصوصی می دهم.شنیدنش خالی از لطف نیست!

عقلانیت
۱۳۹۲/۰۹/۳۰, ۰۹:۴۰
من فکر میکنم جدای از وضعیت وحشتناک اقتصادی که مردم مارو ملزم به تاخیر در مورد قضیه ازدواج کرده یه چیزه دیگه هست و اون فهم اجتماعی زنهاست.زنها به شدت درخواستهاشون زیاده از حده و یه جورایی هم سطح عرف غیر منطقی جامعه هستن و این خودش به ضرر جامعست...
ولی خب جواب سوالتون مشخصه..
اقتصاد فوق العاده بیمار و نابود شده نتیجش میشه همینی که میبینید..

یا غیاث المستغیثین
۱۳۹۲/۰۹/۳۰, ۱۸:۰۸
من فکر میکنم جدای از وضعیت وحشتناک اقتصادی که مردم مارو ملزم به تاخیر در مورد قضیه ازدواج کرده یه چیزه دیگه هست و اون فهم اجتماعی زنهاست.زنها به شدت درخواستهاشون زیاده از حده و یه جورایی هم سطح عرف غیر منطقی جامعه هستن و این خودش به ضرر جامعست...
ولی خب جواب سوالتون مشخصه..
اقتصاد فوق العاده بیمار و نابود شده نتیجش میشه همینی که میبینید..









سلام
زیاد قبول ندارم دختر ها پر تواقع باشند بیشتر پسرها پر توقع اند بنظرمن.
بنده فکر میکنم توکلمون کمه وگرنه اقتصاد مهم نیست اونقدرا که امر خدا زمین بمونه

نرگس مهدي
۱۳۹۲/۰۹/۳۰, ۲۱:۲۲
دلم ميخواد ازدواج كنم 21 سالمه ولي متاسفانه اون پسري كه توي روياهام ميبينم نيست هر كدوم از خواستگارام يه مشكل دارند
با سلام




خداوند هیچ کس را کامل نیافریده که هیچ مشکلی نداشته باشه هیچ کس به فرد دلخواهش نمیرسد مگر اینکه خدا بخواهد

خواهرم شما خود نیز از هر لحاظ کامل هستید مشکلی ندارید خوب به عنوان مثل یک اقایی میگفت با دختری ازدواج خواهم کرد از هر لحاظ کامل زیبا و قد بلند ولی در اخر با کسی ازدواج کرد نه زیبا بود نه قد بلند شما نیز بی خودی عیب و ایرادی در خواستگارانت پیدا نکن اگر از لحاظ ایمان و اخلاق وخانواده مناسب باشند ازدواج کنید وگرنه پشیمان میشوید امیدوارم خوشبخت بشوید.

.

أسئلونی
۱۳۹۲/۰۹/۳۰, ۲۳:۴۰
سلام
زیاد قبول ندارم دختر ها پر تواقع باشند بیشتر پسرها پر توقع اند بنظرمن.
بنده فکر میکنم توکلمون کمه وگرنه اقتصاد مهم نیست اونقدرا که امر خدا زمین بمونه

دیدید راست گفتم!
این خواهرمون هم حرف بنده رو تأیید کردن!!
ما مردا باید خودمون رو درست کنیم.
آخه خیلی از مردا هیچی ندارند، خانم ها هم مجبورند با خواستن شغل، مسکن، درآمد و ... به یه چیزی دل ببندند که بخواهند خودشون رو راضی نگه دارند.
ولی خودمونیم ها، ما مرد ها هم نه اخلاق داریم، نه قیافه داریم، نه..........!!!!