PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : منظور از «اگر مي‌توانيد آيه‌اي بياوريد» چيست؟



sshr
۱۳۸۹/۰۷/۳۰, ۱۲:۰۷
سلام
ببخشيد همش پست ميدم ! آخه من همش دارم موضوعات سايت رو مي خونم و هر دقيقه برام سوالي پيش مي آيد...
منظور از اينكه اگر مي توانيد آيه اي بياوريد چيست ؟
در جواب گفته شده :
"حتی سوره ای از آن ولی در این 1400 سال هیچ کس نتوانسته معجزه قرآن هم از جهت لفظی است که حد بالای فصاحت وبلاغت است که اگر شما زبان عربی بدانید متوجه آن خواهید شد"
الان اين يعني چي ؟
من عربي نمي دانم ! از بچگي توي مدرسه هم از درس عربي خوشم نميومد و بهش دل نمي دادم اما الان مي گم كاش درسمو مي خوندم تا الان ...!!!!! :Gig:
لطفا كسي كه عربي مي داند بگويد كه ما متوجه شويم .
و حالا من مي خوام يك آيه بيارم !
مثلا :
1-و بدانيد و آگاه باشيد كه اگر به پارچه ها دست بزنيد و بدون اجازه آنها رو برداريد مجازات سختي خواهيد شد ، 2 - همانطور كه قوم فلاني از دستور ما تجاوز كردند و ما آنان را با تيزي به سزايشان رسانديم ! 4- اما كساني كه تقوا پيشه كنند و دست نزنند و با اجازه ما بردارند به پاداش داشتن آن پارچه نائل مي گردند و پاداش هاي ديگر ....

خوب اينم آيست ديگه ! مثل بقيه آيه ها كه خدا گفته فلان قوم را چه كرديم مثلا بوزينه شون كرديم ....!!:Gig:
لطفا مرا روشن كنيد !
ممنون


کارشناس بحث: پاسخگوي مباحث قرآني

صدیقین
۱۳۸۹/۰۸/۰۲, ۱۹:۱۲
سلام
ببخشيد همش پست ميدم ! آخه من همش دارم موضوعات سايت رو مي خونم و هر دقيقه برام سوالي پيش مي آيد...
سلام بر شما و ممنون از سؤال خوبتان:Gol:،


سؤال زیاد داشتن شما، دلیل بر ذهن پویا و علاقه مندی شما به دانستن است و برطرف کردن مجهولات دینی و اعتقادی با پرسش هم کاری شاسیته است چه اینکه امام صادق (ع) فرمود: مردم هلاک می شوند، چون نمی پرسند ؛ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع) لِحُمْرَانَ بْنِ أَعْيَنَ فِي شَيْ‏ءٍ سَأَلَهُ «إِنَّمَا يَهْلِكُ النَّاسُ لِأَنَّهُمْ لَا يَسْأَلُونَ» (کافی/ج1/ص40)



یعنی از علل اصلی بدبختی و بدعاقبتی و گمراهی و بیراهه رفتن یک جامعه، نادانی و پیروی از جهل در مسائل اعتقادی است؛ ملتی به سعادت حقیقی دست می یابد که راه ایمانش را با شناخت آگاهانه انتخاب و با بصیرت دینی بپیماید.



قرآن کریم هم می فرماید:

قُلْ هذِهِ سَبيلي‏ أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى‏ بَصيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَني‏ وَ سُبْحانَ اللَّهِ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكينَ (یوسف/108)



بگو: اين راه من است و من با بصيرت [و بينش‏] به سوى خداوند دعوت مى‏كنم و پيروان من [نيز چنين مى‏كنند] و خداوند پاك است و من از مشركان نيستم.




پرسش شما در ظاهر مطلبی ساده است اما در واقع یکی از موضوعات و مباحث مهم علوم قرآنی می باشد و کتاب های زیادی از سوی دانشمندان اسلامی و قرآن پژوهان در این باره نوشته شده است.



بنده ابتدا به پرسش شما پاسخی اجمالی خواهم داد و سپس برای مطالعه بیشتر شما (و سایر دوستان علاقه مند به این بحث)، موضوع اعجاز قرآن را به صورت گسترده تر مطرح خواهم نمود.



اگر پاسخ اجمالی شما را قانع نکرد (از آنجا که موضوع مورد سؤال بحثی گسترده می طلبد)، توجه شما را به مطالعه کامل پاسخ مفصل که در پست های آینده ارائه خواهد شد جلب می نمایم.




شکیبایی شرط یک گفتمان پویا و نتیجه بخش است.

:Hedye:

صدیقین
۱۳۸۹/۰۸/۰۲, ۱۹:۲۴
پاسخ اجمالی (در چند نکته):



نکته اول: وجوهی که برای اعجاز قرآن مطرح می شود در سه بخش اعجاز لفظی و اعجاز محتوایی و اعجاز آورنده آن مطرح می شود.



فصاحت شگفت انگیز بیان و بلندای بلاغت کلام و اوج معانی و استواری محتوا و نیز اینکه این مباحث توسط فردی درس ناخوانده آورده شده است، مجموعا ما را به این مطلب رهنمون می کند که آورنده این کلام با منبع وحی در ارتباط بوده و در سخن خویش صادق است.



شگفتی مجموع این مطالب از دیرباز و از عصر نزول قرآن مطرح و مورد توجه عام و خاص بوده است. این ویژگی ها حتی دشمنان قرآن و اسلام را به شگفت وا داشته و متحیر نموده است به گونه ای که اعراب اندیشمند و سخنور آن زمان (و فصحا و بلغای بعدی) که در فصاحت و بلاغت سرآمد روزگار بودند، به دفعات مختلف و با بیانهای گوناگون به این حقیقت اذعان نموده اند و با اظهار شگفتی از بلاغت و فصاحت بی نظیر آیات قرآنی و محتوای بلند آن، آن را کلامی سحر آمیز دانسته و چون باور نداشتند که چنین کلامی را یک فرد درس ناخوانده بیاورد، او را به جنون، کهانت و مانند آن متهم می کردند.



فَقالَ إِنْ هذا إِلاَّ سِحْرٌ يُؤْثَرُ (مدثر 24)

و سرانجام گفت: «اين (قرآن) چيزى جز افسون و سحرى همچون سحرهاى پيشينيان نيست‏



ص وَ الْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ (ص/1)

بَلِ الَّذينَ كَفَرُوا في‏ عِزَّةٍ وَ شِقاقٍ (2)

كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ فَنادَوْا وَ لاتَ حينَ مَناصٍ (3)

وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قالَ الْكافِرُونَ هذا ساحِرٌ كَذَّابٌ (4)

ص، سوگند به قرآنى كه داراى ذكر است (كه اين كتاب، معجزه الهى است). (1)

ولى كافران گرفتار غرور اختلافند (2)

چه بسيار اقوامى را كه پيش از آنها هلاك كرديم و به هنگام نزول عذاب فرياد مى‏زدند (و كمك مى‏خواستند) ولى وقت نجات گذشته بود (3)

آنها تعجّب كردند كه پيامبر بيم‏دهنده‏اى از ميان آنان به سويشان آمده و كافران گفتند: اين ساحر بسيار دروغگويى است (4)

صدیقین
۱۳۸۹/۰۸/۰۲, ۱۹:۳۹
نکته دوم: قرآن معجزه جاویدان پیامبر اکرم می باشد و تمام انسان ها در تمام دوران ها می توانند بدون حضور پیامبر اکرم (ص) با این کتاب و مطالب آن ارتباط مستقیمی پیدا نموده و اعجاز آن را از جهت های پیش گفته مورد بررسی و تحقیق قرار دهند و حقیقت و حقانیت آن را دریابند.

برای این منظور باید شما و همه طالبان درک اعجاز آیات قرآن، تا حدودی با زبان عربی و فنون بلاغت و فصاحت آن آشنا شوید. این مطلب با توضیحی که در ادامه خواهد آمد، روشن تر می شود. توجه فرمایید:



بعضی از معجزات پیامبران در حوزه فنونی مطرح بوده که بین متخصصان سرآمد آن زمان شایع بوده و متخصصان آن فنون به راحتی می توانستند درستی یا نادرستی معجزات پیامبران را درک و کشف نمایند.

البته ناگفته نماند که چنین معجزاتی موجبات حیرت و شگفتی مردم عادی را هم فراهم می ساخت و بسیاری از همین طریق به صداقت پیامبر صاحب معجزه اطمینان درونی پیدا کرده و ایمان می آوردند اما در اینجا مطلب را از نگاهی برتر و سطحی بالاتر مورد توجه قرار می دهیم؛

نمونه مطلب را در پست بعد مطالعه فرمایید.

صدیقین
۱۳۸۹/۰۸/۰۲, ۱۹:۴۵
در دوره رسالت موسای کلیم، سحر و جادو مورد توجه عام و خاص بود و ساحران در این دوره فعالیت زیادی داشتند و در کانون توجه دربار و عموم مردم بودند لذا خداوند سبحان معجزاتی که به موسی عنایت می فرماید، به نوعی از جنس همین فن بود (سحر نبود اما با سحر سنخیت ظاهری داشت) و می توانست در برابر سحر و جادو عرض اندام نموده و فوق بشری بودن خود را نمایان سازد.





معجزات موسای کلیم ید بیضاء و اژدها شدن عصا بود. ساحران و جادوگران که متخصص این فن بودند به محض هماوردی و مقابله با معجزات موسی بی درنگ به سحر نبودن و فوق بشری بودن آن معجزات واقف گشته و در حضور فرعون شجاعانه به حقانیت موسای کلیم اعتراف نموده و به او ایمان آوردند و در برابر تهدیدات فرعون هم کمترین ترسی نشان ندادند.




این در حالی است که بسیاری از مردم عادی، به اعجاز معجزات موسای کلیم تا این حد آشنایی نداشتند (گرچه بسیاری از آنها هم از این طریق ایمان آوردند) پس برای درک بهتر و بیشتر جنبه اعجاز یک معجزه، باید با فنون هم جنس آن معجزه آشنایی نسبی داشت.





هر قدر این آشنایی و نهایتا تخصص در آن فن بیشتر باشد، درک فوق بشری بودن آن معجزه بهتر و بیشتر خواهد بود. داستان موسای کلیم و واکنش ساحران نسبت به معجزه موسی خواندنی است. برای این منظور توجه شما را به مطالعه این آیات جلب می نمایم:

صدیقین
۱۳۸۹/۰۸/۰۲, ۱۹:۴۹
نمونه مطلب (آیات 59 تا 76 سوره مبارکه طه)


قالَ مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ وَ أَنْ يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى (59)
فَتَوَلَّى فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ كَيْدَهُ ثُمَّ أَتى‏ (60)
قالَ لَهُمْ مُوسى‏ وَيْلَكُمْ لا تَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ كَذِباً فَيُسْحِتَكُمْ بِعَذابٍ وَ قَدْ خابَ مَنِ افْتَرى‏ (61)
فَتَنازَعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ وَ أَسَرُّوا النَّجْوى‏ (62)
قالُوا إِنْ هذانِ لَساحِرانِ يُريدانِ أَنْ يُخْرِجاكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ بِسِحْرِهِما وَ يَذْهَبا بِطَريقَتِكُمُ الْمُثْلى‏ (63)
فَأَجْمِعُوا كَيْدَكُمْ ثُمَّ ائْتُوا صَفًّا وَ قَدْ أَفْلَحَ الْيَوْمَ مَنِ اسْتَعْلى‏ (64)
قالُوا يا مُوسى‏ إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَ إِمَّا أَنْ نَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقى‏ (65)
قالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذا حِبالُهُمْ وَ عِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى‏ (66)
فَأَوْجَسَ في‏ نَفْسِهِ خيفَةً مُوسى‏ (67)
قُلْنا لا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلى‏ (68)
وَ أَلْقِ ما في‏ يَمينِكَ تَلْقَفْ ما صَنَعُوا إِنَّما صَنَعُوا كَيْدُ ساحِرٍ وَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتى‏ (69)
فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سُجَّداً قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ هارُونَ وَ مُوسى‏ (70)
قالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبيرُكُمُ الَّذي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ في‏ جُذُوعِ النَّخْلِ وَ لَتَعْلَمُنَّ أَيُّنا أَشَدُّ عَذاباً وَ أَبْقى‏ (71)
قالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ عَلى‏ ما جاءَنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الَّذي فَطَرَنا فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ إِنَّما تَقْضي‏ هذِهِ الْحَياةَ الدُّنْيا (72)
إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنا لِيَغْفِرَ لَنا خَطايانا وَ ما أَكْرَهْتَنا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْرِ وَ اللَّهُ خَيْرٌ وَ أَبْقى‏ (73)
إِنَّهُ مَنْ يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِماً فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لا يَمُوتُ فيها وَ لا يَحْيى‏ (74)
وَ مَنْ يَأْتِهِ مُؤْمِناً قَدْ عَمِلَ الصَّالِحاتِ فَأُولئِكَ لَهُمُ الدَّرَجاتُ الْعُلى‏ (75)
جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها وَ ذلِكَ جَزاءُ مَنْ تَزَكَّى (76)


موسى گفت: وعده‏ گاه شما روز جشن است [روزى كه‏] همه مردم را پيش از ظهر گرد هم مى ‏آورند. (59)
پس فرعون [از مجلس مناظره با موسى‏] برگشت، پس نيرنگش را [كه جادوگران و ابزار جادويشان بود] گرد آورد، سپس به وعده ‏گاه باز آمد. (60)
موسى به فرعون و فرعونيان گفت: واى بر شما، بر خدا دروغ نبنديد [كه بت‏ها شريك اويند واين معجزات افسون وجادو است‏] كه با عذابى شديد ريشه كن ونابودتان مى ‏كند، و يقيناً كسى كه دروغ بست، محروم و نوميد شد. (61)
پس فرعونيان ميان خود در كارشان [نسبت به موسى‏] نزاع و ستيز كردند و اين رازگويى را از ديگران پنهان داشتند. (62)
گفتند: مسلماً اين دو نفر جادوگرند، مى‏ خواهند شما را با جادويشان از سرزمينتان بيرون كنند و آيين برتر شما را از بين ببرند. (63)
پس حيله و نيرنگتان را گرد آوريد، آن گاه صف كشيده بياييد كه قطعاً امروز كسى كامياب است كه برترى يابد. (64)
[ساحران‏] گفتند: اى موسى! يا تو [عصايت را] مى‏ افكنى يا ما نخستين كسى باشيم كه [ابزار و وسايل جادويش را] مى ‏افكند؟ (65)
گفت: بلكه شما بيفكنيد. پس [چون افكندند] ناگهان ريسمان‏ها و چوب‏دستى ‏هايشان بر اثر جادويشان در خيال چنان وانمود شد كه با سرعت به راه افتادند. (66)
پس موسى در دلش ترسى احساس كرد. (67)
گفتيم: مترس كه بى‏ ترديد تو برترى. (68)
آنچه را در دست راست دارى بيفكن تا همه ساخته‏ هايشان را ببلعد يقيناً آنچه را ساخته ‏اند [واقعيت ندارد] فقط نيرنگ جادوگر است، و جادوگر هر جا درآيد، پيروز نمى ‏شود. (69)
[چون عصايش را انداخت و ساخته ‏هاى جادوگران را بلعيد، جادوگران از عظمت كار دريافتند كه امريست خدايى نه جادويى‏] پس سجده‏ كنان به رو درافتادند و گفتند: ما به پروردگار هارون و موسى ايمان آورديم. (70)
[فرعون‏] گفت: آيا پيش از آنكه به شما اذن دهم، به او ايمان آورديد؟ يقيناً او بزرگ شماست كه به شما جادو آموخته است، پس بى‏ ترديد دست ‏ها و پاهايتان را يكى از راست و يكى از چپ قطع خواهم كرد، و شما را بر تنه‏هاى درخت خرما خواهم آويخت تا كاملا بدانيد كه كدام يك از ما [من يا خداى موسى‏] عذابش سخت‏تر و پايدارتر است؟! (71)
گفتند: ما هرگز تو را بر دلايل روشنى كه به سوى ما آمده و بر آنكه ما را آفريد، ترجيح نمى ‏دهيم پس هر حكمى را كه مى ‏توانى صادر كن، تو فقط در اين زندگى دنيا مى‏توانى حكم كنى. (72)
بى ‏ترديد ما به پروردگارمان ايمان آورديم تا خطاهايمان و آن جادويى كه ما را به آن واداشتى بر ما بيامرزد وخدا بهتر وپايدارتر است. (73)
مسلماً كسى كه گنهكار به پيشگاه پروردگارش بيايد، دوزخ براى اوست كه در آن نه مى ‏ميرد و نه زندگى مى ‏كند. (74)
و كسانى كه مؤمن بيايند در حالى كه كارهاى شايسته انجام داده‏ اند، براى آنان برترين درجات است. (75)
[و آن‏] بهشت‏ هاى پايدارى است كه از زيرِ [درختانِ‏] آن نهرها جارى است كه در آن جاودانه ‏اند و اين است پاداش كسانى كه خود را [با ايمان و عمل صالح از آلودگى ‏ها] پاك كرده‏اند. (76)

صدیقین
۱۳۸۹/۰۸/۰۲, ۲۰:۰۲
پیامبر اکرم چون آخرین پیامبر است و بعد از او پیامبری نخواهد آمد لذا برای ارائه صدق نبوتش باید معجزه ای ارائه دهد که انسان های بعد از او که دسترسی مستقیم به او ندارند، (در صورت تردید) به معجزه او مراجعه نموده و حقانیت ادعای او را درک نمایند لذا معجزه پیامبر اکرم (یعنی قرآن کریم)، از جنس کلام و بیان است؛

چیزی که بشر همواره به آن دسترسی داشته و با گذر زمان اهمیت آن بیشتر و بیشتر می شود. قرآن کریم هم با قاطعیت هر چه تمام تر تمام بشریت را در طول دورانها به هماوردی طلبیده و از آنان خواسته که کلامی مشابه قرآن از جهت فصاحت بیان و بلاغت کلام و بلندای محتوا ارائه دهند (مراحل تحدی و چگونگی آن در پاسخ مفصل خواهد آمد) و اگر نتوانستند (که تا کنون هم چنین بوده)، بدانند که این کلام غیر بشری است و آورنده آن در دعوی خود صادق است.

برای درک بهتر چنین اعجازی ناگزیر هستید فنون جنبه های اعجاز آن را یاد بگیرید و از جمله این فنون آشنایی با علوم بلاغت و فصاحت عربی تحت عنوان معانی و بیان است و نیز از نظر محتوا هم باید تا حدودی با علوم عقلی و نقلی آشنا باشید تا خود بتوانید به درستی در آیات کریمه قرآن، تدبر و تفکر نمایید و بلندای معانی آن را دریابید؛ دعوت به تدبر و تفکر در آیات بسیاری مورد توجه خدای تعالی قرارا گرفته است، از جمله:

أَفَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً (نساء/82)
آيا به قرآن [عميقاً] نمى ‏انديشند؟ چنانچه از سوى غير خدا بود، همانا در آن اختلاف و ناهمگونى بسيارى مى ‏يافتند.

صدیقین
۱۳۸۹/۰۸/۰۲, ۲۰:۱۹
و حالا من مي خوام يك آيه بيارم !
مثلا :


1-و بدانيد و آگاه باشيد كه اگر به پارچه ها دست بزنيد و بدون اجازه آنها رو برداريد مجازات سختي خواهيد شد ، 2 - همانطور كه قوم فلاني از دستور ما تجاوز كردند و ما آنان را با تيزي به سزايشان رسانديم ! 4- اما كساني كه تقوا پيشه كنند و دست نزنند و با اجازه ما بردارند به پاداش داشتن آن پارچه نائل مي گردند و پاداش هاي ديگر ....
خوب اينم آيست ديگه ! مثل بقيه آيه ها كه خدا گفته فلان قوم را چه كرديم مثلا بوزينه شون كرديم ....!!:gig:
لطفا مرا روشن كنيد !

نکته سوم: جمله ای که شما نقل کرده اید، نه فصاحت بیان دارد و نه بلاغت کلام و هیچ فرد باسواد (و حتی بی سوادی) را هم از هیچ جنبه ای قانع نمی کند؛

جمله شما هیچ معنا و مفهومی ندارد زیرا شما به کسانی که بر آنها هیچ سلطه ای ندارید فرمان می دهید که به پارچه های مجهول دست نزنند و الا مجازات سختی همانند اقوام پیشین خواهند داشت! این کلام معنا و مفهوم درستی افاده نمی کند!

مگر این پارچه های مجهول چیستند و چه ارزش و اهمیتی دارد، که برای دست زدن به آنها چنان مجازات سختی همانند مجازات اقوام گذشته تعیین نموده اید! (البته از کیفیت این مجازات هم هیچ اطلاعی به مخاطب نداده اید بلکه کمترین ترسی از دست زدن به پارچه های مجهول در دل او ایجاد نمایید!)

شما صاحب کدام قوم بوده اید و بر کدام قوم برتری داشته اید و کی و کجا توانسته اید آنها را به جرمی که داشته اند مجازات نمایید؟! اگر نتوانید این معنا را ثابت کنید، در این اِخبارتان کاذب هستید و دروغگویی برای گوینده و فرمان دهنده، بزرگترین ضعف محسوب می شود زیرا در آن صورت، شنونده به وعده عذاب و پاداش گوینده کمترین اعتمادی نخواهد داشت و چه بسا او را در مخالفت با این فرمان جری تر می کند!

تقوا پیشه کردن چه ربطی به دوری از آن پارچه ها دارد؟! چه تلازمی بین موضوع تقوا و دست نزدن به یک پارچه وجود دارد؟ قبح عقلی دست زدن به پارچه ای مجهول چیست؟! اصلا تقوا از دید شما (که جایگاهتان مشخص نیست، فرمانتان مشخص نیست، مجازات و پاداشتان مشخص نیست و هیچ تضمینی بر انجام هیچ یک از آن ثواب و عقابهایتان وجود ندارد) چیست و به چه معناست؟!


ادامه در پست بعد...

صدیقین
۱۳۸۹/۰۸/۰۲, ۲۰:۳۹
شما از خود با کلمه «ما» یاد کرده اید! مقام و منزلت شما از کجاست و به چیست؟ و چرا دیگران باید به فرمان شما گوش سپارند و آن را انجام دهند؟! شما چه برتری بر دیگران دارید که به آنها فرمان می دهید و آنان را امر و نهی می کنید؟!

هیچ انسان عاقل و خردمندی بر این کار بیهوده اجر و پاداشی مقرر نمی کند و هیچ خردمندی هم در پی انجام چنین کار بی فایده ای نمی رود، چون ارزش چنان مجازاتی هم ندارد (البته مجازات خالی بندی!، چون ضمانت اجرا ندارد و شما هم چنان قدرتی بر چنان مجازاتی ندارید!)

نکته قابل توجه اینست که تنها کاری که در پرداخت این جمله بی معنا صورت گرفته، گرته برداری تقلیدی و بسیار ناقص از الفاظ ترجمه فارسی آیات قرآن است، آن هم بدون کمترین فصاحت بیان و بلاغت گفتار، ضمن آنکه به بی محتوایی کلام بی توجهی کاملی شده است و تمام تمرکز گوینده، متوجه تقلید صرف از الفاظ فارسی ترجمه آیات قرآن شده است لذا چنین عبارتی ارزش بررسی در هیچ مجمع علمی را ندارد، چه برسد به اینکه بتوان آن را در عرض آیات فصیح و بلیغ قرآن مطرح و مقایسه نمود.

البته قصد بنده جسارت به شما نیست و امیدوارم از نقد بنده ناراحت نشوید؛ مقصود بررسی این جمله بود که شما به عنوان نمونه ای برای هماوردی با آیات قرآن مطرح نمودید.

بنده در این چند خط تنها از جهت محتوایی جمله شما را نقد و بررسی ساده نمودم و اگر از جهت فصاحت و بلاغت الفاظی که در جمله تان بیان نموده اید، مطلب شما مورد بررسی قرار گیرد، یقینا سؤالات و ابهامات و اشکالات بسیار بیشتر از این چند سطر خواهد بود!

صدیقین
۱۳۸۹/۰۸/۰۳, ۱۶:۱۶
پیشنهاد می شود برای اطلاعات بیشتر درباره وجوه اعجاز قرآن، مقاله زیر را که به بیانی دیگر پاسخ پرسش شما در آن آمده است را مطالعه فرمایید:


:Hedye:http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=4197 (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=4197):Hedye:




برای آشنایی با مبحث تحدی هم این لینک را ملاحظه فرمایید:

:Hedye:http://www.andisheqom.com/Files/quranshenasi.php?idVeiw=3958&level=4&subid=3958 (http://www.andisheqom.com/Files/quranshenasi.php?idVeiw=3958&level=4&subid=3958):Hedye:



برای آشنایی با مراحل و دامنه تحدی در قرآن هم این لینک را ملاحظه فرمایید:

:Hedye:http://www.rahpouyan.com/article/showart.asp?sid=699&aid=904:Hedye: (http://www.rahpouyan.com/article/showart.asp?sid=699&aid=904)

Angel1943
۱۳۸۹/۰۸/۰۵, ۱۰:۲۴
نکته اول: وجوهی که برای اعجاز قرآن مطرح می شود در سه بخش اعجاز لفظی و اعجاز محتوایی و اعجاز آورنده آن مطرح می شود.

]
سلام علیکم.
با توجه به خاطرات گذشته از بحث با شما امیدوارم که این گفتگو به ورطه نابودی و ویرایش نلغزد!
میفرمایید:از نظر اعجاز لفظی
منظورتان از اعجاز لفظی چیست؟
مگر نه اینست که قرآن به زبان عربی است و این عربی هم همان عربی است که 1400 سال پیش بوده؟مگر نه؟
آره یا نه دیگه؟!
پس اگر اعجاز لفظی در آن زمان ممکن بوده در زمان ما نیز ممکن است.
میفرمایید اعجاز آورنده
به نظرتان این سفسطه نیست؟
شما میگویید چون ما مسلمانان بر این اعتقادیم که قران از سوی خداوند است دیگر کسی نمیتواند یا نباید آیه ای در مقابل آن بیاورد!
و اما اعجاز محتوایی:
لطفا به این جمله دقت بفرمایید:
اثر پروانه ای دلیلی است بر وجود خداوندی بزرگ و دانا,البته نه آن خداوندی که مسلمانان میشناسند.
حال چه میگویید؟