PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ღ.•*♥*•.ღ عرفه روز نيايش و بندگي ღ.•*♥*•.ღ



║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۱, ۲۱:۱۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_90270104161577855015.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_97086197257466843055.gifhttp://www.eteghadat.com/Files/user1/besm/b_152.gif http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_82542716425073073706.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_90270104161577855015.gif
عرفه روز نيايش و بندگي ٬ روز توبه و استغفار٬روز بخشوده شدن ٬
روز پاک شدن از گناهان و تيرگي هاي دل و جان است


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_90270104161577855015.gif


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_entezar-4.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۳, ۱۶:۰۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_55682299644845994357.jpg

روز عرفه روزی است بسیار ارجمند و ویژه دعا و نیایش.
در روایات بسیار سفارش شده که انسان در روز عرفه در کربلا
و در کنار قبر امام حسین علیه السلام باشد.

امام صادق علیه السلام می‎فرماید:

"در روز عرفه خداوند نخست بر زائران مزار حسین علیه السلام جلوه می‎کند،
نیازهایشان را برمی‎آورد، گناهانشان را می‎بخشاید
و ... و سپس بر گردآمدگان عرفات جلوه می‎نماید."

می‎گویند در حج واجب چون حتما" امام زمان در حج حضور دارند
خیلی از حجاج اگر چشم بصیرت داشته باشند حضرت را می‎بینند.
ولی آقا ما که لیاقت نداریم به سفر حج مشرف بشیم
تا شاید در صحرای عرفات خاک زیر پایتان باشیم
و از انفاس پر ثمرتان بهره‎مند شویم .

مولا ما که لیاقت نداریم درحرم امامان حضرت حسین علیه السلام باشیم،
در کنار ضریح شش گوشه ارباب،
در کنار گودال قتلگاه باشیم و دعای عرفات بخوانیم.

ولی از همین راه دور تو را صدا می‎زنم،
می‎دانم که می‎شنوی، می‎دانم که مرا می‎بینی،
می‎دانم وقتی گناه می‎کنم از من رو برمی‎گردونی تا مرا نبینی ... .

ولی من یک دلخوشی دارم، من شیعه هستم و شما اهل کرامت
اگر اسمی از مولا علی ببرم حتما" برمی‎گردید و منو نگاه می‎کنید ... .

می‎خواهم در ابری‎ترین لحظه‎ها فریاد بزنم
و از باران عرفه سیراب شوم.
دوباره کبوترهای دل با خاک عرفات تیمم می‎کنند.

نمی‎دانم هرچه هست من زائر کوی حسینم،
می‎خواهم با زمزمه‎های حسینی در صحرای عرفات،
مُحرم درگاه خدا شوم .


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_45k.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۳, ۱۶:۱۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_12012210228154193207973318220616912612710326.jpg


اسرار وقوف در عرفات

امیرالمؤمنین امام علی‌ علیه السلام درباره‌‌ راز وقوف در عرفات فرمود: عرفات خارج از مرز حرم است و مهمان خدا باید بیرون دروازه، آنقدر تضرّع كند تا لایق ورود حرم شود.(1) از این‌رو شب و روز عرفه دعاهای مخصوص دارد كه جزو فضایل برجسته و وظایف مهم روز عرفه است. بنابراین، خداوند این گونه مهمانان خود را برای ورود در خانه‌ای كه انبیا ‌علیهم السلام به طهارت آن قیام و اقدام كرده‌اند:

"و عهدنا إلی إبراهیم و إسمـعیل أن طهّرا بیتی"(2)

تطهیر و پاك می‌كند؛ زیرا خداوند در خانه پاك، تنها مهمانان پاك را می‌پذیرد.
اسرار عرفات فراوان است، و برخی از آنها كه در حدیث شبلی(3) بدانها اشاره شده عبارت است از:

1ـ وقوفِ در عرفات برای آن است كه انسان به معارف و علوم دینی واقف شده و از اسرار الهی نظام آفرینش با خبر شود. بداند كه خداوند به همه‌ نیازهای او واقف و بر رفع همه‌‌ آنها تواناست. خود را به خدا بسپارد و فقط او را اطاعت كند كه طاعت او سرمایه و وسیله‌‌ هر بی‌نیازی است: "و طاعته غنی."(4)

از این‌رو امام سجاد‌ علیه السلام به سائلی كه در روز عرفه گدایی می‌كرد، فرمود: وای بر تو! آیا در چنین روزی، دست نیاز به‌ سوی غیر‌ خدا دراز می‌كنی؛ در چنین روزی برای كودكان در رحمْ امید سعادت می‌رود:

"ویحك! أغیر‌الله تسأل فى هذا الیوم. إنه لیُرجی لما فى بطون الحبالی فى هذا الیوم أن یكون سعیداً!"(5)

كسی كه در این جا از خدا غیر‌ خدا را طلب كند زیان كرده است. امام سجاد ‌علیه‌السلام كسانی را كه در چنین زمان و مكانی دست نیاز به سوی دیگران دراز می‌كنند، بدترینِ انسان‎ها معرفی فرمود: "هؤلاء شرار من خلق ‌الله. الناس مقبلون علی‌الله و هم مقبلون علی‌ الناس."(6)

2 ـ حج‌گزار باید در آنجا بر این نكته عارف شود كه خدای سبحان به نهان و آشكار و صحیفه‌‌ قلب او و رازهای آن و حتی آنچه برای خود او روشن نیست و به طور ناخودآگاه در زوایای روح او می‌گذرد آگاه است؛ یعنی سرزمین عرفات محل ادراك و شهود مضمون آیه‌‌ كریمه‌‌ "و إن تجهر بالقول فإنّه یعلم السرّ و أخفی"(7) است.

انسان اگر بداند كه قلبش در مشهد و محضر حق است همان طور كه خود را به گناهان جوارحی نمی‌آلاید، گناه جوانحی نیز نمی‌كند و قلبش را از خاطرات آلوده تنزیه می‌كند.

در حدیثی كه متن آن در بحث از اعمال منا خواهد آمد، امام سجاد‌ علیه‌السلام فرمود: عصر روز عرفه و ظهر روز دهم كه حاجیان در منا حضور دارند، خدای سبحان بر ملائكه افتخار می‌كند و می‌فرماید:

اینان بندگان من هستند كه از راه‎های دور و نزدیك با مشكلات بسیار به اینجا آمده و بسیاری از لذّت‎ها را بر خود حرام كرده و بر شن‎های بیابان‎های عرفات و منا خوابیده و این چنین با چهره‌های غبارآلود در پیشگاه من اظهار عجز و ذلّت می‌كنند. اینك به شما اجازه دادم تا آنان را ببینید. آنگاه ملائكه‌‌ حق به اذن خداوند بر دل‎ها و اسرار نهان آنها آگاه می‌شوند. (8)

خدای سبحان به زائران راستین خانه‌ خود مباهات می‌كند، با این كه عزت و فخر انسان در بندگی برای خدا و بودنِ تحت ربوبیت اوست؛ همانگونه كه در مناجات امیرالمؤمنین علی‌ علیه السلام آمده است:

"إلهى كَفی بى عِزّاً أن أكون لك عبداً و كَفی بى فَخْراً أن تكون لى ربّاً أنت كما أُحبُّ، فاجعلْنى كما تُحبُّ."(9)

گرچه فرشتگان تا حدودی از غیبْ با خبر و نسبت به بسیاری از مسائل ماورای طبیعت آگاهند، امّا پرده‌پوشی و رحمت و لطف حق اجازه نمی‌دهد كه حتی آنان نیز بسیاری از اسرار ما را بفهمند با این كه آنها مأمور ثبت اعمال و خاطرات ما هستند. چنان كه امیرالمؤمنین امام علی‌ علیه السلام به خداوند عرض می‌كند: خدایا! بعضی از اعمال و افكارم را تنها تو شاهد بودی و اجازه ندادی حتی فرشتگان بر آنها آگاهی یابند:

"والشّاهد لما خفى عنهم و برحمتك أخفیتَه و بفضلك سترتَه."(10)

امّا برابر حدیث مزبور، در روز عرفه و عید قربان ملائكه به اذن خداوند به نهان دل‎های زائران نظر كرده، می‌بینند كه قلب عدّه‌ای بسیار سیاه است و دودهای سیاه از آنها بر‌می‌خیزد كه از

"نار الله الموقدة‌ * الّتی تطّلع علی الأفئدة"(11)

است. خداوند به ملائكه می‌فرماید: اینان كسانی هستند كه پیامبر را راستگو نمی‌دانند‌(معاذ‌الله)ودر �موری مانند جانشینی امیرالمؤمنین علی ‌علیه‌السلام می‌گویند: رسول اكرم‌ صلی الله علیه و آله و سلم از نزد خود این كار را كرده است! آنها بین قرآن و عترت جدایی انداخته و بعضی از امور را نمی‌پذیرند.

فرشتگان گروه دیگری را می‌بینند كه دل‎هایشان بسیار نورانی است. خداوند در معرفی این گروه می‌فرماید: اینان مطیع خداوند و پیامبر او هستند. پیامبر را امین وحی می‌دانند و معتقدند كه او از نزد خود هیچ نگفته و در همه مسایل و احكام الهی و از آن جمله در امامت و رهبری، سخنان و اقدام‎های او برابر وحی خداوند بوده است.

راز این نكته، این است كه ولایت، سرّ همه‌‌ اعمال است؛ مؤمنان راستین كه هم به سرّ ولایت می‌رسند و هم به اسرار حج،به صورت انسان واقعی در سرزمین عرفات و منا ظهور می‌كنند و خدای سبحان در مقام فعل، به آنان فخر می‌كند. چنین انسان‎هایی فرشته‌ مَنِش و حتی برخی از آنها از فرشتگان بالاترند.

البته آنچه در این حدیث شریف بیان شد، مسئله‌ای تاریخی و از قبیلِ "قضیةٌ فى واقعةٍ" و منحصر به مراسم حج و روزهای عرفه و عید قربان نیست، بلكه این صحنه همیشه وجود دارد، نهایت این كه جلوه‌ی‌ تام آن در حج ظهور كرده است.

3ـ شایسته است در روز عرفه حج‌گزار از "جبل‌الرّحمة"(12) كه در سرزمین عرفات واقع است بالا رفته(13)، دعایی را كه سالار شهیدان حسین ‌بن علی ‌صلوات ‌الله ‌و سلامه‌ علیه در جانب چپ آن كوه رو‌ به كعبه ایستاد و خواند(14)، بخواند.




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_621641xy2arhaa2ta.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۳, ۱۶:۱۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_195253211169109210121181549617021128513762.jpg

راز بالا ي کوه رحمت رفتن

امام سجاد ‌علیه السلام فرمود: راز بالای كوه رحمت رفتن این است كه انسان بداند خداوند نسبت به هر زن و مرد مسلمان رئوف و مهربان بوده و متولی هر زن و مرد مسلمان است. گرچه خدای سبحان نسبت به همگان ولایت تكوینی دارد و او ولیِّ همه است:

"هنالك الوَلایة لله الحقِّ"(15)

و گرچه رحمت عام خدا فراگیر و شامل همه‌‌ موجودات است:

"رحمتی وسعت كلّ شیء"(16)

و "كتب ربّكم علی نفسه الرَّحمة"(17)

لیكن رحمت خاص او ویژه‌‌ پرهیزكاران است:

"رحمتی وسعت كلّ شیء فسأكتبها للّذین یتّقون."(18)

مستفاد از مجموع دو آیه‌‌ اخیر این است كه خداوند بر خودش لازم كرده است كه رحمت خاص را به پرهیزكاران عطا كند.

صعود بر جبل‌الرحمة، باید انسان را عارف به این سرّ كند كه خداوند نسبت ‌به مرد و زن "مؤمن" رحمت خاص و ولایت مخصوص دارد. نیل حج‌گزاران به چنین معرفتی در نحوه‌‌ نگرش و ارتباط آنان با سایر افراد و جوامع تأثیر خواهد گذارد.

4 ـ بخشی از سرزمین عرفات منطقه‌ای است به نام "نَمِرة" كه مسجدی به این نام در آن واقع است. امام سجاد ‌علیه السلام در بیان راز این محدوده فرمود: معنای حضور در "نمرة" این است كه: "خدایا! من به چیزی امر نمی‌كنم، مگر این كه قبلا‌ً خود مؤتمِر باشم و از چیزی بر‌حذر نمی‌دارم مگر این كه خود قبلا‌ً پرهیز كرده باشم."


توضیح این كه، هر مسلمانی مكلف به امر به معروف و نهی از منكر است. ظاهر این حكم و بُعد فقهی‌اش آن است كه كسی كه عالم به حكم شرعی است باید شخصی را كه عالماً عامداً آن حكم را رعایت نمی‌كند، از باب امر به معروف و ‌نهی از منكر راهنمایی كند. البته امر به معروف و نهی از منكر غیر از تعلیم و موعظه و ارشاد است، اگرچه ممكن است در بعضی موارد از مصادیق آنها باشد؛ زیرا امر به معرف و نهی از منكر، حتی اگر به نرمی بیان شود، جنبه‌‌ ولایت و آمریَّت دارد.

در وجوب امر به معروف و نهی از منكر، عدالت و طهارت نفس آمر و ناهی از شرایط آن به ‌شمار نیامده است، بلكه علم و آگاهی او از آن معروف یا منكر، و احتمال تأثیر امر و نهی او و مانند آن جزو شرایط است. اما باطن آن بر اساس رازی كه درباره‌‌ "نمرة" بیان شد، به عدالت بر‌می‌گردد؛ یعنی آمر به معروف باید خود مُؤتَمِر بدان بوده، ناهی و زاجر از منكر باید خود منتهی و منزجر از آن باشد؛ یعنی آنچه دیگران را بدان امر می‌كند، قبلا‌ً خود عمل كرده باشد و آنچه دیگران را از آن منزجر و نهی می‌كند، خود قبلا‌ً منزجر شده باشد. بنابراین، عدالت به عنوان سرّ امر به معروف و نهی از منكر در آمر و ناهی شرط شده است.

5ـ وادی "نَمِرة" كه در حدیث شبلی از آن به عنوان "نَمِرات" نیز یاد شده نام منطقه‌ای وسیع در سرزمین عرفات است كه تقریباً در سَمْتِ مماسِ عرفات با حرم است.

امام سجاد‌ علیه السلام فرمود: هنگام ورود به این منطقه باید آگاه باشید كه این سرزمین، سرزمین شهادت، معرفت و عرفان است. یعنی همان گونه كه خدا و ملائكه شاهدند، این سرزمین وسیع نیز شاهد اعمال زائران خانه‌‌ خداست و كاملا‌ً آگاه است كه حاجی با چه نیّتی آمده و با چه انگیزه‌ای بر‌می‌گردد و به آن شهادت می‌دهد.

پی‎نوشت‎ها:
1 ـ كافی، ج 4، ص 224.
2 ـ سوره‌‌ بقره/‌ 125.
3 ـ ر.‌ك: (حدیث شبلی).
4 ـ مفاتیح الجنان، دعای كمیل.
5 ـ وسائل الشیعه، ج 10، ص 28.
6 ـ بحارالانوار، ج 96، ص 261.
7 ـ سوره‌‌ طه، آیه‌‌ 7.
8 ـ بحارالانوار، ج 96، ص 259. متن كامل این حدیث در صفحات 441 ـ 443 خواهد آمد.
9 ـ بحارالانوار، ج 74، ص 402.
10 ـ مفاتیح الجنان، دعای كمیل.
11 ـ سوره‌‌ همزه، آیات 6 ـ 7.
12 ـ "جبل الرحمة"، جدای از كوه‎های اطراف خود، در سرزمین عرفات واقع است. رسول‌ اكرم ‌صلی الله علیه و آله و سلم بر تخته ‌سنگی از این كوه ایستاد و خطبه‌‌ معروف عرفات را ایراد فرمود. همچنین سالار شهیدان امام حسین ‌علیه‌السلام دعای بلند روز عرفه را در دامنه‌‌ این كوه خواندند. بر قلّه جبل‌الرحمة، قبه‌ای به نام حضرت آدم‌(علیه‌السلام) قرار دارد كه نماز‌گزاردن در آنجا مكروه است.
13ـ باید توجه داشت آنچه در متن درباره‌‌ صعود بر "جبل‌الرحمة" بیان شده ناظر به حدیث ‌شبلی است وگرنه بنابر مشهور بین فقها، در روز عرفه بالا رفتن از این كوه مكروه است. در حدیث است كه از امام كاظم‌ علیه‌السلام سؤال شد: آیا وقوف بر جبل‌الرحمة در نظر شما محبوب‎تر است یا وقوف در دامنه و زمین‎های پایین كوه؟ آن حضرت فرمودند: ‌وقوف در دامنه. (وسائل‌الشیعه، ج‌10، ص‌11) امام صادق علیه‌السلام فرمود: همه‌ سرزمین عرفات، محل وقوف است، لیكن بهترین مكان برای وقوف، پایین كوه است: "عرفات كلّها موقف و أفضل الموقف سفح الجبل."(كافی، ج‌4، ص‌463) همچنین در روایت دیگری فرمود: هر چه به جبل‌الرحمه نزدیكتر باشد بهتر است: "عرفات كلها موقف وما قرب من الجبل فهو أفضل." (وسائل‌الشیعه، ج‌10، ص‌19)
14 ـ مفاتیح‌الجنان، اعمال روز عرفه.
15 ـ سوره‌‌ كهف، آیه‌‌ 44.
16 ـ سوره‌‌ اعراف، آیه‌‌ 156.
17 ـ سوره‌ انعام، آیه‌‌ 54.
18 ـ سوره‌ اعراف، آیه‌‌ 156.

منبع:
کتاب صهبای حج، آیة الله جوادی آملی، ص 415 .





http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_54-nn.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۳, ۱۶:۴۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1217279138081131266482716014113241200.jpg

دعاي عرفه ؛ سير انديشه در افاق جهان

بشر و بشیر پسران غالب اسدی روایت کرده‎اند که عصر روز عرفه در عرفات در خدمت امام حسین علیه السلام بودیم که آن حضرت با گروهی از خاندان و فرزندان و شیعیان خود از خیمه بیرون آمدند و با کمال تضرع و خشوع به دامنه کوه رحمت روی آوردند و در سمت چپ کوه ایستادند و به جانب کعبه روی گردانیدند و دست‎ها را مقابل صورت مبارک برداشتند و این دعا را خواندند.

دعای عرفه از مشهورترین دعاهاست كه شامل مضامین عارفانه‎ای چون شناخت پروردگار و تضرع به درگاه لایزال اوست.

راویان گویند: در پایان دعا و ذکر یا رب، یا رب آن حضرت چنان حاضران را تحت تاثیر قرار داده بود که از دعا کردن برای خودشان به آمین گفتن به دعای امام حسین علیه السلام بسنده کردند و صدای گریه مردم صحرای عرفات را پر کرده بود تا این که آفتاب غروب کرد و به سوی مشعر الحرام رفتند.

در روایت کفعمی دعای عرفه با جمله: و انت علی کل شیء قدیر. یا رب، یارب یا رب پایان یافته است. اما به نقل از سید بن طاووس در اقبال، دعای عرفه پس از آن با جمله: الهی انا الفقیر فی غنای فکیف لا اکون فقیرا فی فقری، ادامه می‎یابد. خاتمه دعا چنین است: و انت الرقیب الحاضر انک علی کل شیء قدیر و الحمدلله وحده.

دعای عرفه شامل مطالب بسیاری است که گزیده فهرست آنها چنین است: شناخت خداوند و بیان صفات الهی و تجدید عهد و پیمان با پروردگار و شناخت پیامبران و تحکیم ارتباط با آنها و توجه به آخرت و اظهار عقیده قلبی. سیر اندیشه در آفاق جهان و یادآوری نعمت‎ها بی‎کران الهی بر انسان و حمد و سپاس خداوند بر آن نعمت‎ها و عنایت‎ها که از آغاز وجود و تکوین آدمی تا آخر عمر پیوسته به او افاضه می‎شود.

تضرع به درگاه خداوند و اقرار به گناهان و توبه و انابه و درخواست عفو و روی آوردن به صفات پسندیده و اعمال خیر. درخواست حوایج که با درود و صلوات بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله شروع می‎شود.

سپس تقاضای عفو، نور هدایت، رحمت، عافیت، برکت، وسعت روزی و پاداش اخروی برخی از دانشوران به شرح و یا ترجمه این دعای شریف پرداخته‎اند. از جمله: مظهر الغرائب سید خلف الدین حیدر مشعشعی موسوی حویزی، معاصر شیخ بهایی ( م ، 103 ق )،

این شرح را مولف آن پس از خاموشی دیده سر و روشن‎تر شدن چشم دل تدوین كرده است و شرح دعای عرفه اثر شیخ محمد علی بن شیخ ابوطالب زاهدی جبلانی اصفهانی ( م 1181 ق)، نیایش حسین علیه السلام تالیف استاد محمد تقی جعفری.

شایان ذکر است که غیر از دعای امام حسین علیه السلام برای روز عرفه دعاهای دیگری نیز از سایر ائمه اطهار علیهم السلام روایت شده است که در کتب دعا به تفصیل آمده است.

شیخ صدوق کتابی تحت عنوان ادعیه الموقف و یا دعا الموقف تالیف کرده است، مشهورترین دعاهای روز عرفه پس از دعای امام حسین علیه السلام دعای فرزند گرامیش حضرت امام زین العابدین علیه السلام است که در صحیفه سجادیه آمده است. مراجع عظام تقلید در مناسک حج هر دو دعا را نقل کرده‎اند.


منبع:
دایرة المعارف تشیع، جلد هفتم، صص 529 و 530.


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_f221lc1.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۳, ۱۷:۳۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_208184381216160783774214761028159200.jpg

منتخبي ار دعاهاي امام سحاد عليه السلام در روز عرفه

از دعاهای حضرت امام سجاد علیه السلام در روز عرفه است كه:
خدایا! مرا شاكر و صابر گردان و مرا در چشم خویش خوار
و در نظر مردم بزرگوار گردان .

خدایا! در همه كارها عاقبت ما را به خیر كن
و ما را از خواری دنیا و عذاب آخرت نگهدار .

خدایا! مرا به علم توانگر ساز و به حلم زینت بخش
و به تقوا عزیز كن و به عافیت زیبایی ده .

خدایا! از زوال(1) نعمت و تغییر عافیت و غضب ناگهانی
و همه چیزهایی كه مایه ناخشنودی توست به تو پناه می‌برم .
خدایا! از اخلاق بد و اعمال بد و هوس‎های بد
و مرض‎های بد به تو پناه می‌برم .
خدایا! سحرخیزی را بر امت من مبارك ساز .

خدایا! تو را به غیب دانی
و قدرتی كه بر آفرینش داری سوگند می‌دهم
تا موقعی كه زندگی را برای من بهتر می‌دانی
مرا زنده نگهدار
و موقعی كه مرگ را برای من بهتر می‌دانی
مرا بمیران .

خدایا! از تو می‌خواهم كه ترس خود را در آشكار و نهان
نصیب من كنی و در حال خشنودی و خشم كلمه اخلاص را
به زبان من جاری نمایی و در حال فقر
و توانگری میانه‌روی را شعار من سازی .
خدایا! چنان كه خلقت مرا نیك كردی سیرتم را نیز نیك كن .
خدایا! هر كس عهده‌دار كار امت من شد
و بر آنها سخت گرفت، بر او سخت ‌گیر
و هر كس عهده‌دار كار امت من شد
و با آن‌ها مدارا كرد با او مدارا كن .

خداوندا! یك لحظه مرا به خودم واگذار مكن
و چیزهای خوبی كه به من بخشیده‌ای، از من باز مگیر.

خدایا بر محمد و خاندان پاكش درود فرست .
درودهای پربركت و پاكیزه و فزاینده‌ای
كه صبح‌گاهان و شامگاهان در رسند،

و درود فرست بر ایشان و بر ارواح‌شان،
و كارشان را بر اساس تقوا فراهم آور،
و احوالشان را به سامان‌ آر،
و ما را به رحمت خود در جایگاه امن و امان
در كنار ایشان قرار ده،
ای مهربان‎ترین مهربانان.(2)




پی‌نوشت‎ها:
1- زوال: از بین رفتن، نابود شدن .
2- منتخبی از دعای امام سجاد علیه‌السلام در روز عرفه،
مترجم: حسین انصاریان .
منبع:
ماهنامه موعود، ش 71 .






http://shiaupload.ir/images/hgsascfx50qk5j9m7mfk.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۳, ۱۷:۵۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_135861092516140221621281112627196232145.jpg



برگزیده‎ای از دعای امام حسین علیه السلام در عرفه

1ـ ستایش حق تعالی:

ستایش سزاوار خداوندی است كه كس نتواند از فرمان قضایش سرپیچد و مانعی نیست كه وی را از اعطای عطایا، باز دارد. و صنعت هیچ صنعتگری به پای صنعت او نرسد. بخشنده بی‎دریغ است. اوست كه بدایع خلقت را به سرشت و صنایع گوناگون وجود را با حكمت خویش استوار ساخت... .

2ـ تجدید عهد و میثاق با خدا:

پروردگارا به سوی تو روی آورم. و به ربوبیت تو گواهی دهم. و اعتراف كنم كه تو تربیت كننده و پرورنده منی. و بازگشتم به سوی توست. مرا با نعمت آغاز فرمودی قبل از این كه چیز قابل ذكری باشم... .

3ـ خود شناسی:

و قبل از هدایت مرا با صنع زیبایت مورد رأفت و نعمت‎های بی‎كرانت قرار دادی. آفرینشم را از قطره آبی روان پدید آوردی. و در تاریكی‎های سه‎گانه جنینی سكونتم دادی: میان خون و گوشت و پوست. و مرا شاهد آفرینش خویش نگرداندی و هیچ‎یك از امورم را به خودم وانگذاشتی... .

4ـ راز آفرینش انسان:

ولی مرا برای هدفی عالی یعنی هدایت (و رسیدن به كمال) موجودی كامل و سالم به دنیا آوردی. و در آن هنگام كه كودكی خردسال در گهواره بودم، از حوادث حفظ كردی. و مرا از شیر شیرین و گوارا تغذیه نمودی. و دل‎های پرستاران را به جانب من معطوف داشتی. و با محبت مادران به من گرمی و فروغ بخشیدی... .

5ـ تربیت انسان در دانشگاه الهی:

تا این كه با گوهر سخن، مرا ناطق و گویا ساختی. و نعمت‎های بی‎كرانت را بر من تمام كردی. و سال به سال بر رشد و تربیت من افزودی. تا این كه فطرت و سرنوشتم، به كمال انسانی رسید. و از نظر توان اعتدال یافت. حجتت را بر من تمام كردی كه معرفت و شناختت را به من الهام فرمودی... .

6ـ نعمت‎های خداوند:

آری این لطف تو بود كه از خاك پاك عنصر مرا بیافریدی. و راضی نشدی ای خدایم كه نعمتی را از من دریغ داری. بلكه مرا از انواع وسائل زندگی برخوردار ساختی. با اقدام عظیم و مرحمت بی‎كرانت بر من . و با احسان عمیم خود نسبت به من، تا این كه همه نعماتت را درباره من تكمیل فرمودی... .

7ـ شهادت به بی‎كرانی نعمت‎های الهی:

الهی! من به حقیقت ایمانم، گواهی دهم. و نیز به تصمیمات متیقن خود و به توحید صریح و خالصم
و به باطن نادیدنی نهادم. و پیوست‎های جریان نور دیده‎ام. و خطوط ترسیم شده بر صفحه پیشانی‎ام، و روزنه‎های تنفسی‎ام، و نرمه‎های تیغه بینی‎ام. و آوازگیرهای پرده گوشم و آنچه در درون لب‎های من پنهان است... .

8ـ ناتوانی بشر از بجا آوردن شكر الهی:


گواهی می‎دهم ای پروردگار كه اگر در طول قرون و اعصار زنده بمانم و بكوشم تا شكر یكی از نعمات تو بجا آورم، نتوانم مگر باز هم توفیق تو رفیقم شود، كه آن خود مزید نعمت و مستوجب شكر دیگر، و ستایش جدید و ریشه‎دار باشد... .

9ـ ستایش خدای یگانه:

بنابر این من با تمام جد و جهد و توش و توانم تا آنجا كه وسعم می‎رسد با ایمان و یقین قلبی گواهی می‎دهم. و اظهار می‎دارم:
حمد و ستایش خدایی را كه فرزندی ندارد تا میراث‎برش باشد. و در فرمانروایی نه شریكی دارد تا با وی در آفرینش بر ضدیت برخیزد و نه دستیاری دارد تا در ساختن جهان به وی كمك دهد... .

10ـ خواسته‎های یك انسان متعالی:


خداوندا، چنان كن كه از تو بیم داشته باشم، آنچنان كه گویی تو را می‎بینم و مرا با تقوایت رستگار كن! اما به خاطر گناهانم مرا به شقاوت دچار مساز! مقدر كن كه سرنوشت من به خیر و صلاح من باشد. و در تقدیراتت خیر و بركت به من عطا فرما!

11ـ سپاس به تربیت‎های الهی:

خداوندا! ستایش از آن توست كه مرا آفریدی. و مرا شنوا و بینا گرداندی! و ستایش سزاوار توست كه مرا بیافریدی و خلقتم را نیكو بیاراستی. به خاطر لطفی كه به من داشتی والا... .

12ـ نیازهای تربیتی از خدا:

و مرا بر مشكلات روزگار، و كشمكش شب‎ها و روزها یاری فرمای! و مرا از رنج‎های این جهان و محنت‎های آن جهان نجات بده و از شر بدی‎هایی كه ستمكاران در زمین می‎كنند نگاه بدار... .

13ـ شكایت به پیشگاه خداوند:

خدایا! مرا به كه وا می‎گذاری؟ آیا به خویشاوندی كه پیوند خویشاوندی را خواهد گسست؟ یا به بیگانه كه بر من بر آشفتد؟ یا به كسانی كه مرا به استضعاف و استثمار كشانند؟ در صورتی كه تو پروردگار من و مالك سرنوشت منی؟

14ـ ای مربی پیامبران و فرستنده كتب آسمانی:

ای خدای من و ای خدای پدران من! ابراهیم، اسماعیل، اسحاق و یعقوب، و ای پروردگار جبرائیل، میكائیل و اسرافیل. و ای تربیت كننده محمد، خاتم پیامبران و فرزندان برگزیده‎اش. ای فرو فرستنده تورات، انجیل زبور و فرقان ... .

15ـ تو پناهگاه منی:

تو پناهگاه منی، به هنگامی كه راه‎ها با همه وسعت، بر من صعب و دشوار شوند و فراخنای زمین بر من تنگ گردد. و اگر رحمت تو نبود من اكنون جزء هلاك شدگان بودم. و تو مرا از خطاهایم باز می‎داری. و اگر پرده‎پوشی تو نبود از رسوایان بودم.

منبع:
دعای عرفه عبدالكریم بی آزار شیرازی




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_23933246322182511833.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۳, ۱۸:۰۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_46092122842337595717.jpg


نواي ني در نيستان وجود

نیایش تلخ کامی سخن گفتن از دردها و نالیدن از سر بی پناهی و شادکامی ایمانی است که می داند کسی هست تا بشنود ، ببیند و چاره سازد، انسان آنگاه که احساس می کند اثری که بر جهان دارد حتی از" ذره ایی" از" کمتر از هیچی" کمتر است، نیایش او را برمی کشد و با جان هستی پیوند می دهد، این ذره را به عرش اعلاء، به بیکران و جاودان ره می برد. نیایش رویارویی دو وجود، یکی همه نیاز و دیگری همه ناز ، یکی همه هیچ مطلق ودیگری همه انبوهی هستی است. نیایش افغان نی است در فراغ نیستان؛

" کز نیستان تا مرا ببریده اند
از نفیرم مرد و زن نالیده اند"

نوای محزون آن ، از خالی بودن است و چه کسی جز نی می داند که این درد تا کجا هستی سوز است.

با لب دمساز خود گر جفتمی
همچونی من گفتنی ها گفتمی

هر که او از هم زبانی شد جدا
بی زبان شد گرچه دارد صد نوا

نیایش شاید کهن ترین، اصیل ترین و خودجوش ترین شکل پرستش در تاریخ است؛ آنگاه که انسان اولیه محصور در ناشناخته ها دلش با هر پدیده با هر رویداد طبیعی می لرزید، به پیشگاه خدای جامد خودساخته ایی پناه می جست و به نیایش می پرداخت .

خدایانی برای هر یک از پدیده های طبیعی می آفرید و می کوشید با اهداء قربانی نظر آنان را با خود همراه سازد. چه رقت انگیز بوده است انسان نخستین ، و چه میزان دل بر او و بر نادانی و ناتوانی اش به رحم می آید. ذهن او بسته ولی دلش بیدار بود و همین دل او را برکشید، او را طرف خطاب خداوند جهان قرارداد تا در سایه ادیان الهی راه زندگی و راه پرستش را بیاموزد و با تکیه بر قدرت الهی بر طبیعت چیره گردد. و اگر لطف خدا نبود چه بسا هنوز بشر در همان ظلمات بی هوشی غرقه بود.

نیایش دامنه وسیعی به وسعت ابعاد مختلف زندگی انسان را در بر می گیرد، از خواستن های روزمره و "خدایا این بکن" و " ای خدا آن نکن" تا عرصه نیایش برای نیایش. اینگونه نیایش ها پاسخی بر هستی، بودن، چرایی و تنهایی آدمی است. پاسخ به جان تنهای انسانی سرآسیمه و سرگردان است که در جستجوی وجودی برتر و زیباست تا همه هستی خود را بر پای او تسلیم سازد. نمونه زیبا و کامل اینگونه نیایش ها را در کلام امیرالمومنین و امام سجاد(علیهما السلام) می توان جست.

اساس دعا برفقر و عشق استوار است ولی اسلام بر این دو، بیان دردها و خواسته هایی را می افزاید که از آن نیایش کننده نیست، هرچند جانش را می فشارد و به ستوه می آورد. دردها و خواسته های اجتماعی و گروهی در نیایش های اسلامی به همان میزان فقر و عشق نمود دارد. نیایش در اسلام تنها مدخلی برای گرفتن حوایج نیست . پلکانی است که می توان از آن بالا رفت و رخ در رخ خوبی و بخشش مطلق نگریست. ولی نباید از نیایش به آسانی یک شربت مسکن، یک داروی ضد ترس- ترس از درد، بیماری و مرگ - ساخت. نیایشِ مرهمی است که به انسان ارزانی شده تا آلام جان خویش و اجتماع خویش را با آن درمان سازد .

باید آگاه بود که نیایشِ روح مسئول، جان دردمند و جسم پرتوان است که ثمربخش است که او را در رسیدن به مقصود یاری می دهد نه روح کسل و تنبلی که می اندیشد دعا جانشین مسئولیت ها و وظایف او خواهد شد."کُمیت اندیشه و بیان، آنجا که پای نیایش فرا می رسد، درمی ماند زیرا نیایش بلندترین قله تعبیر را در پرواز عشق از میان شب ظلمانی عقل پیدا می کند."




http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_02723378035039349869.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۳, ۱۸:۲۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_185113171147206149215711128824072126136.jpg


تصويري زيبا از نيايش
زبان از بیان ارزشمندی دعا قاصر است به جاست که تصویری از نیایش را در سخن خداوندگار سخن مولانا جلال الدین محمد بلخی بجوئیم و بیابیم.

دید موسى یک شبانى را براه
کو همی گفت اى گزیننده اله

تو کجایى تا شوم من چاکرت
چارقت دوزم کنم شانه سرت

جامه ات شویم شپشهایت کُشم
شیر پیشت آورم اى محتشم

دستکت بوسم بمالم پایکت
وقت خواب آید بروبم جایکت

اى فداى تو همه بزهاى من
اى بیادت هی هى و هی هاى من

این نمط(1) بیهوده می گفت آن شبان
گفت موسى با کى است این اى فلان

چوپان در پاسخ موسی گفت این تسبیحی است که من در ستایش خدای جهان به جای می آورم.موسی برآشفت وی را از این تسبیح گویی باز داشت و
گفت گندکفرتو جهانراگندهکردکفر تودیباىدینراژنده کرد

گرنبندى زین سخنت وحلق را
آتشى آیدبسوزدخلق را

موسی به مذمت چوپان بخت برگشته زبان باز کرد و او را از عذاب الهی بیم داد وگفت :

با که می گویى تواین با عم و خال
جسم و حاجت در صفات ذوالجلال

شیر او نوشد که در نشو و نماست
چارق او پوشد که او محتاج پاست

بى ادب گفتن سخن با خاص حق
دل بمیراند سیه دارد ورق

گر تو مردى را بخوانى فاطمه
گرچه یک جنس اند مرد و زن همه

قصد خون تو کند تا ممکنست
گرچه خوش خو و حلیم و ساکنست

فاطمه مدحست در حق زنان
مرد را گویى بود زخم سنان

موسی بر چوپان بیچاره بسیار بیم داد که جسم داشتن برای بندگان ستایش است نه بر خالق آنان که خداوند شایسته " لم یلد ولم یولد " است چوپان از اندرزهای موسی ملول شد و گفت

اى موسى دهان مدوختى
وزپشیمانى توجانم سوختى

جامه را بدریدو آهى کرد تفت
سرنهاداندربیابانى و رفت


حضرت حق بر موسی عتاب آورد وبا او درشتی کرد که چرا خاطر چوپان را خستی؟

وحى آمد سوى موسى از خدا
بنده ى ما را ز ما کردى جدا

تو براى وصل کردن آمدى
یا براى فصل کردن آمدى ؟

خداوند بر موسی وحی آورد که" منفورترین چیزها در نزد من جدایی است" واز شگفتی های آفرینش انسان آن است که برای هر فرد راهی وزبان گفتگویی خاص او بنهاده ام ، آنچه چوپان به زبان آورده است :
در حق او مدح و در حق تو ذم
در حق او شهد و در حق تو سم

ما برى از پاک و ناپاکى همه
از گرانجانى و چالاکى همه

من نکردم امر تا سودى کنم
بلک تا بر بندگان جودى کنم


من ستایش هر امتی را به زبان خاص خودشان پذیرا هستم چرا که :
من نگردم پاک از تسبیحشان
پاک هم ایشان شوند و درفشان

ما زبان را ننگریم و قال را
ما روان را بنگریم و حال را

ناظر قلبیم اگر خاشع بود
گرچه گفت لفظ ناخاضع رود


من در جستجوی سوز وگداز نهفته در نیایشم ونه در طلب جملات نغز وشیوه بیان زیبا . آنچه در نزد من ستودنی است عشق وشیدایی بنده واخلاص وی است چرا که دل جوهر و اصل است وزبان وبیان فرع وعرض .

آتشى از عشق در جان بر فروز
سر بسر فکر و عبارت را بسوز






http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_92144116220131170975a.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۳, ۱۸:۴۷
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_95975345457632035410.jpg


ای موسی آدمهای مبادی آداب وآنان که جانی سوخته از درد عشق دارند هیچگاه با یکدیگر برابر نیستند ، آنان که در عبادت به دنبال شیوه های درست انجام دادن آن هستند از جان وعمق عبادت بهره ای ندارند ولی عاشق هر لحظه در سوز و گدازاست و :

گر خطا گوید ورا خاطى مگو
گر بود پر خون شهید او را مشو

در درون کعبه رسم قبله نیست
چه غم از غواص را پاچیله (2) نیست

تو ز سرمستان قلاوزى(3) مجو
جامه چاکان را چه فرمایى رفو

ملت عشق از همه دینها جداست
عاشقان را ملت و مذهب خداست


در این هنگام بر موسی وحی رسید که در جستجوی چوپان باشد واز او عذرخواهی کند

بعد از آن در سر موسى حق نهفت
رازهایى گفت کان ناید به گفت

بر دل موسى سخنها ریختند
دیدن و گفتن بهم آمیختند

چند بی خود گشت و چند آمد بخود
چند پرّید از ازل سوى ابد

چونک موسى این عتاب از حق شنید
در بیابان در پى چوپان دوید

بر نشان پاى آن سرگشته راند
گرد از پره ى بیابان بر فشاند


مردم شوریده احوال ودل سوخته در همه چیز با دیگران متفاوتند حتی رد گامهای آنان نیز با دیگران تفاوت بسیار دارد چرا که آنان با پای دل می روند ونه با پای جسم و چنان می نماید که :

یک قدم چون رخ ز بالا تا نشیب
یک قدم چون پیل رفته بر وریب(4)

گاه چون موجى بر افرازان علم
گاه چون ماهى روانه بر شکم

عاقبت موسی چوپان را یافت و بدو "گفت مژده ده که دستورى رسید "

هیچ آدابى و ترتیبى مجو
هرچه می خواهد دل تنگت بگو

کفر تو دینست و دینت نور جان
آمنى وز تو جهانى در امان


که از سوی خدا اذن آزادی یافته ای که هر چه می خواهی بگویی

گفت اى موسى از آن بگذشته ام
من کنون در خون دل آغشته ام

من ز سدره ى منتهى بگذشته ام(5)
صد هزاران ساله زان سو رفته ام

تازیانه بر زدى اسپم بگشت
گنبدى(6) کرد و ز گردون بر گذشت

محرم ناسوت ما لاهوت باد
آفرین بر دست و بر بازوت باد

حال من اکنون برون از گفتنست
اینچن می گویم نه احوال منست


اگر جان تو به جانب تعالی میل دارد ودر راه کمال خواهی وکمال جویی گام بر می دارد در اصل نیز به همانجا باز خواهد گشت .اما اگر سر به جانب پایین دوختی از غروب کنندگان خواهی بود . و خداوند فرو روندگان را دوست ندارد ، که خود در قرآن از زبان حضرت ابرهیم فرموده است :
" لا احب الافلین "(7)

پي نوشت :
1. نمط: روش ، طریقه .
2. پاچیله: مصحف پاچپله – کفش پای افزار.
3. قلاوزی: راهبری ، مستحفظی اردو ، قراولی .
4. وریب: اوریب ، کج ومعوج .
5. در بعضی نسخ به جای بگذشته ام ، بشکفته ام آمده است.
6. گنبدی کرد: خیز برداشت . 7. سوره انعام آیه 76.





http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_11d3d.gifhttp://askquran.ir/gallery/images//5405/2_11d3c.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۳, ۱۸:۵۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_47031999796548486841.jpg


عرفه صعود ادمي بر قله سبز عرفان

روز نهم ذی الحجه به عرفات برو و در آنجا توقف كن. وقوف! اما نه مى‏گویم وقوف درعرفات.

وقوف در اینجا ركود و در جا زدن نیست ‏ بلكه تحرك و نشاط است.

وقوف درعرفات به منزله شناخت و عرفان انسان به معارف الهى است.

بدان! خداوند به نیازهاى تو واقف است و هم اوست توانا بر نیازهایت.

خود را به او بسپار و بنده او باش.

اما "عرفات" سخن از شناخت است.

عرفات ‏است كه ‏معرفت ‏بین آدم و حوا در این مكان صورت گرفت و آدم به گناه اعتراف كرد.

ابراهیم نداى "عرفت، عرفت" سر داد.

عرفات سرزمین اشك و دعاست.

عرفات سرزمینى است كه خداوند به خاطر اشكها و دعاهاى زائران به فرشتگان مباهات مى‏ ورزد.

سرزمینى كه گناهان در آن بخشیده مى ‏شوند.

سرزمینى كه خیال بخشیده نشدن در آن، خود گناه بزرگى است.

حتى كسانى كه هنوز متولد نشده‏اند، امید است مورد لطف قرار گیرند.

عرفات سرزمینى است كه به عرصات قیامت ماند كه خلایق همه جمعند و هركس به دعا مشغول، و در انتظار رد و قبول، بیرون دروازه‏اند.

مى‏خواهند نزد مولایشان حضور یابند. ابتدا باید پشت در بایستند تا اجازه ورود بگیرند. باید بنالند تا به حرم(مشعر) راه یابند چقدر بنالند؟

چگونه بنالند؟... تا ننالند به حرم راه نیابند آنگاه كه پاك شوند، وارد حرم شوند.

خانه خدا پاك است و مهمان پاك مى‏پذیرد.

پس دعا كنند. روز عرفه روز دعاست. انسان جز دعا مالك چیزى نیست نه تنها مالك مال نیست ‏بلكه مالك اجزاء و جوارحش نمى‏باشد.

ما جز تضرع و دعا سلاحی نداریم ، دشمن درون ما تنها با اشك رام مى‏شود. و "سلاحه البكاء".

یا از ترس جهنم مى‏نالد یا گریه شوق دارد كه چرا به بهشت نرسیده،

چرا از هجرانش ننالد؟

عرفات سرزمینى است كه بهترین مردان خدا در آن توقف كرده، دعاها و اشك‏ها داشته اند، و در هر سوى این دشت ردّ پاى مهدى است.

عرفات با اشكهاى مقدس سیدالشهدا ابا عبدالله الحسین‏ علیه السلام در روز عرفه به هنگامه خواندن دعاى عرفه متبرك ‏تر شد.


اماما! در این دشت چه خواندى؟ كه هنوز دشت، از نام تو عرفان دارد.

شب از یاد تو عطرآگین است.

آسمان رنگ خدایى دارد.

سنگهاى جبل‏الرحمه همه نالانند.

سرزمین، سرزمین شهادت، معرفت و عرفان است .

مى‏داند چه كسى بر روى آن گام مى‏نهد. چرا آمده؟ چگونه بر مى ‏گردد؟

"اى حسین"‏ اى مرد عرفان در دعاى عرفه چه گفتى كه حاجیان همه گریانند؟
........



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_860909bi5mhbktn5.gif

مجیب
۱۳۸۹/۰۸/۲۳, ۲۰:۴۰
http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/postalCard/Images/L_16322622-2f52-4633-a766-4bc2e3ce072f.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۸/۲۳, ۲۰:۴۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_135861092516140221621281112627196232145.jpg


ویژگی ها، مراتب و درجات نیایش


دعا، دعوت است و خواندن و مغز عبادت. پس عبادتی که دعا در آن نباشد، بی محتواست. همچنین نیایش به آن حالت روحی گویند که میان انسان و معبودش، رابطه انس و کشش ایجاد می کند. نیایش سبب نگرش مثبت به زندگی می شود. نیایش همانند عبادتِ تاجران و بردگان و آزادگان، دارای مراتب و درجاتی است. از طمع به بهشت و ترس از دوزخ تا شوق لقای پروردگار. رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «بهترین مردم کسی است که به پرستش و نیایش عشق ورزد.» امام علی علیه السلام در این باره می فرماید: «طمع بهشت و ترس از دوزخ، او را برای نیایش وادار نمی کند، بلکه مقتضای بندگی و عظمت خداییِ خداوند، او را به ایجاد ارتباط وادار می سازد».

عید عرفه

ساز و کار نیایش، مانند ساز و کارهای تبادل امواج فیزیکی، تحت شرایطی قوّت و شدّت می گیرد. در مکان هایی مانند مساجد، زیارت گاه ها و همچنین در جهت قبله، میدان های مغناطیسی مادی و معنوی برای تصعید امواج ذکر و نیایش، مناسب تر است. زمان هایی مانند سحر، شب قدر، شب جمعه و روز عرفه نیز امتیاز ویژه ای در خود نهفته دارند.


عرفه؛ یعنی دعا و دعا؛ یعنی ابزاری مناسب برای رابطه سریع عاشقانه با شکستنِ قفسِ آهنین خودپرستی. دعا؛ یعنی شیوه ای در فاصله افکنیِ ممدوح میان دل و گناه. گرایش به سپیدی و شست وشوی تیرگی های پیشین و این؛ یعنی عید. عید بر عاشقان مبارک.
جایگاه دعا در قرآن و احادیث


از جمله صفات پسندیده که قرآن کریم برای حضرت ابراهیم علیه السلام برمی شمارد، اوّاه است که در فرمایشِ امام باقر علیه السلام به معنایِ «بسیار دعاکننده به درگاه خداوند» آمده است. همسو با چنین اهمیتی در قرآن، در روایات نیز دعا به روح عبادت، سلاح مؤمن و کلید رحمت تعبیر شده که از جایگاه خاص دعا در اسلام خبر می دهد. این بیانات شریف، نقش محوری دعا و نیایش را در دین به روشنی تشریح می کند. برای نمونه، امام صادق علیه السلام به میسِّر بن عبدالعزیز می فرماید: «ای میسِّر! به درگاه خدا دعا کن و از پیش خود نگو که دعا فایده ندارد و آنچه شدنی است، خواهد شد. به درستی که بنده در نزد خدای متعالی مقامی دارد که جز با خواهش و تمنّا به آن نمی رسد و اگر بنده ای دهان خود را ببندد و هیچ خواهش نکند، چیزی به او داده نخواهد شد. ای میسِّر! هر دری که کوبیده شود، امید باز شدنش خواهد رفت».



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_189771a04m0q48coms0-2.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۸/۲۳, ۲۰:۴۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_01663953504156115406.jpg


دانش نوین و نیایش


تأثیر دعا در رفع گرفتاری های روحی و حتی جسمی انکارناشدنی است. دکتر الکسیس کارل در کتاب نیایش به اثر دعا و نیایش در جسم انسان تصریح می کند.
بررسی های دامنه دار دانشمندان و تحلیل های روان شناختی و کاربردی، مفید بودن نیروی سحرآفرین ایمان را در سلامت روانی و جسمانی تأیید کرده است.
حتی برخی موارد، درماندگی دانش در بیان قدرت اثربخش ایمان آشکار است. ایمان به انسان امید می بخشد و سبب تسلط وی بر خویشتن می شود؛ به طوری که می تواند فشارهای روحی را تا سرحدّ امکان مهار سازد. دکتر هارولد جی.
کویینگ معتقد است پای بندی به نظام اعتقادی، افراد را توانا می کند تا بیماری های کُشنده، درد و رنج یا اندوهِ از دست رفتنِ کسی را بهتر برتابند.
در قرآن نیز اساسی ترین معالجه بیماری های روانی، ذکر، نیایش و یاد خدا معرفی شده است.


عرفه، روز دلدادگی


شانه های متلاطم امروز، از مرور اشک های حسین علیه السلام آمده است.
گُلِ آوایی در رگانِ لحظه های دشت جاری است. هوای تب دارِ عشق از دلِ کلمات عرفات برمی خیزد.
هر واژه، قطعه فراگیر شوق و دریایی پر از مرهم بر کویر دلتنگی ها است. عرفه، سرمایه معنویِ حاصل از سوز و گدازهای حسین علیه السلام است.
بضاعت خیسِ دلدادگی و وصالِ در دسترس است. معبودا! پاره های دل ما را با حاضران در وادی آسمانی عرفات، قرین ساز و با قلم گرفتن بر خطاهای دیروز، این قطراتِ اُنس را رهتوشه فردای معادمان کن.



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_4cdijjk.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۸/۲۳, ۲۰:۴۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_92013703435461191816.jpg



دیدگاه بزرگان نسبت به نیایش


امام خمینی رحمه الله دعا و نیایش را منشأ حرکت و رهایی از ظلمت می داند و می فرماید: «توجه به مبدأ موجب می شود که انسان علاقه اش به خود کم شود و نه تنها مانع فعالیت نمی شود، بلکه فعالیت هم می آورد... .
ادعیه انسان را از ظلمت نجات می دهد.» از نگاه استاد شهید مطهری رحمه الله ، نیایش راستین به مشاهده لطف الهی و تماس مستقیم با ذات حق تعالی خواهد انجامید.
علامه محمدتقی جعفری رحمه الله نیز چنین می نگارد: «اگر می خواهید تمام شئون زندگیِ شما اصالتی به خود گرفته و قابل تفسیر بوده باشد، بروید دمی چند در حال نیایش باشید.»
نکته قابل توجه اینکه هر چه میزان معرفت در انسان فزون تر باشد، پرواز در آسمان عرفان و نیایش سبکبال تر صورت می گیرد.
امام حسین علیه السلام فاتح قلّه های نیایش، اوج عرفان و معرفت را در زمینه های حرکت و پویایی، تماس با حق و اصالت بخشی به زندگی در دعای پرنغز عرفه به نمایش گذاشته و با این شناخت والا، عالمیان را در حسرت عشقِ خود گداخته است.


نیایش در ادب پارسی


نیایشْ گران پاک سیرت با سُرایش زمزمه ها و نجواهای جاودانه و واداشتن واژه ها به کُرنش رویاروی حق، خداپسندانه ترین زندگی و پربهاترین شیوه بندگی را برای خویش پی ریزی کردند:
دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت عمری است که عمرم همه در کار دعا رفت

از دیرباز شاعران پارسای پارسی زبان، دیوان خویش را به زیور نیایش آراسته اند و «با نامِ بهترین سرآغاز» دیباچه سخن را از جنبه های درخشانِ مناجات معطّر ساخته اند. ابیاتی از این دست فراوانند:

از تو عذر گناه می خواهم
چون تو گفتی: بخواه، می خواهم
مگرم رحمت تو گیرد دست
ورنه اسباب ناامیدی هست
گر ببخشی تو، جای آن دارم
ور بسوزی، سزای آن دارم
ضمیرم را سپاس اندیشه گردان
زبانم را ستایش پیشه گردان


حتی راز و نیاز به گونه نثر مسجّع نیز در ادبیات غنی و جذّاب ما توجه بسیاری از سوته دلان را به خود معطوف داشته است که با دلنوشته های پرگداز و ماندگار خواجه عبداللّه همراه شوند و بگریند که «الهی آن ده که آن به».



http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_7v.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۸/۲۳, ۲۰:۴۸
استجابت دعا


از کتاب های شریف روایی، سخنان گهربار و ارزنده پیشوایان دین در زمینه استجابت دعا به دست می آید که می توان فهرست وار تحت عناوین زیر به برخی از آنها اشاره کرد:
شرایط استجابت دعا عبارتند از:
شناخت خدا، عمل شایسته، غذای حلال و حضور قلب؛
موانع استجابت دعا عبارتند از:
گناه و منافات داشتن با حکمت خداوندی؛
انواع اجابت دعا عبارتند از:
به گونه ذخیره شدن، به صورت برآورده شدن در دنیا و از راه دفع بلا.
سخن اساسی اینکه نیایش هایی که به استجابت نمی رسد، نمی تواند دلیلِ بیهوده بودن نیایش باشد؛ زیرا خودِ یاری طلبی و تقاضای مطلوب از بارگاه خداوندی، موجب نزدیکی به خداست که نوعی از کمال به شمار می آید.

عرفات، پذیرای نیایش های حسینی


عرفات، منطقه ای خارج از محدوده حرم و در شرق مکه با مساحت حدود هجده کیلومتر مربع است. در شمال شرقی عرفات، جبل الرحمه (کوه رحمت) است که روایت شده رسول خدا صلی الله علیه و آله خطبه حجة الوداع را بر فراز آن ایراد فرمود. سرور آزادگان جهان، حسین بن علی علیه السلام دعای جاودانه خویش را در دامنه این کوه خواند. عرفات همچون رصدگاهی است که رو به بی نهایت نصب شده است و نیایش کنندگان، با دوربین های مختلفی آن بی نهایت را نظاره کرده اند. سلام بر عرفات، صحرای شورگستر سرشار از عشق که پذیرایِ نیایش های حسینی است و درود بر دل های کربلاییِ حاجیان که از زمزمه های اشکبارشان، آن بیابان، عطر بارانِ معرفت گرفته است.


تداعی رحمت


عرفه و عرفات، تداعی بخش رحمت و آمرزش است. در روایتی، بزرگ ترین جُرم برای آن گروه از اهلِ عرفات در نظر گرفته شده که از عرفات باز می گردند و گمان می کنند مورد بخشش قرار نگرفته اند.

در این زمینه، متون روایی دریچه های روشن امید را چنین می گشایند که پس از گذشتِ ماهِ مبارک رمضان و آمرزیده نشدن شخص، او می تواند از فرصت روز عرفه با شرایط کامل آن برای آمرزش خویش بهره بَرَد. بر هیچ کس پوشیده نیست که این جایگزینی، بر مقام ویژه عرفه دلالت می کند.


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_f_048m_d2eafad.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۸/۲۳, ۲۰:۵۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_90270104161577855015.gif

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_55682299644845994357.jpg


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_90270104161577855015.gif


عرفه، یادآور نیازهای عزتمند


بارها در نماز، دلاویز و سرمستِ توحید، خدا را بی نیاز خوانده ایم. روز عرفه نیز همه در کنار هم، هر یک به نوع و درجه ای سهیم بودن خود را در نیازمندی اشک می ریزیم.
چه قدر عزیزند این نیازها. می توان از نَفَس های این خیلِ نیازمند، عزّت را استشمام کرد؛
عزّتی که تنها رو به درگاهِ اوست. کسی که دستان پُرِ عرفه را فراموش کند، محرومیتِ واقعی را ضمیمه خویش کرده است.
هم از این روست که زینت عبادت کنندگان ـ
امام سجاد علیه السلام ـ به سائلی که روز عرفه گدایی می کرد، فرمود: «وای بر تو! آیا در چنین روزی دست نیاز به سوی غیر خدا دراز می کنی. در چنین روزی برای کودکانِ در رَحِم امید سعادت می رود».


ستاره هایی از آسمانِ عرفه


تو آغازگر احسانی، پیش از توجه عبادت کنندگان؛ اَنْتَ البادی بالإحسانِ قَبْلَ تَوَجُّه العابدینَ.

خدایا! چگونه عزتمند باشم، در حالی که از خاک خوار و بی مقدار مرا سرشتی یا چگونه عزتمند نباشم، در حالی که مرا به خودت نسبت دادی؟ الهی کیفَ اَسْتَعِزُّ وَ فِی الذِّلَةِ اَرْکَزْتَنی اَمْ کَیْفَ لا اَسْتَعِزُّ و الیکَ نَسَبْتَنی؟

خدای من! چگونه واگذاری مرا، حال آنکه سرپرستی ام را پذیرا شده ای؟ اِلهی کَیْفَ تَکِلُنی وَ قَدْ تَکَفَّلْتَ لی؟

نادانی و گستاخی من بر تو، تو را از هدایتم باز نداشت؛ لَمْ یَمْنَعْکَ جَهْلی و جُرْأتی علیکَ أنْ دَلَلْتنی.

خدایا! کاری کن که چنان از تو بترسم، گویا تو را می بینم؛ اللهمَّ اجْعَلْنی اَخْشاکَ کَأَنّی اَراکَ.

معامله آن بنده بسی زیانبار است که به او بهره ای از عشقت نداده ای؛ خَسِرَتْ صَفْقَةُ عبدٍ لَمْ تَجْعَلْ لَهُ مِنْ حُبِّکَ نصیبا.

چه دارد آنکه تو را ندارد، و چه ندارد آنکه تو را دارد؟ ماذا وَجَدَ مَنْ فَقَدَک و مَا الَّذی فَقَدَ مَنْ وَجَدَکَ؟

هرچند بندگیِ من به طور جدّی تداوم نیافت، اما دوستی و اراده قطعی ام پایدار است؛ اِنْ لم تَدُمِ الطّاعَةُ مِنّی فِعْلاً جَزْما فَقَدْ دامَتْ مَحَبَّةً وَ عَزْما.

خدای من! مرا به که وا می گذاری؟ به آشنایی که از من می گسلد یا به بیگانه ای که بر من روی تُرش می کند؟ الهی إلی مَنْ تَکِلُنی إلی قریبٍ فَیَقْطَعُنی اَمْ اِلی بعیدٍ فَیَتَجَهَّمُنی؟

دست نیاز به درگاهت دراز کرده ایم. همان دست ها که به خواری اعتراف نام گرفته است؛ فَقَدْ مَدَدْنا الیکَ اَیْدِیَنا فَهِیَ بِذِلَّةِ الإعترافِ موْسومَةٌ.

خدایا! من در توانگری ام مستمندم، پس چگونه در نیازمندی ام مستمند نباشم؟ الهی اَنَا الفقیرُ فی غِنایَ فکیف لا اکونَ فقیرا فی فقری.

پدیدآورنده: طیبه چراغی

http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_23933246322182511833.gif

معز الاولیاء
۱۳۸۹/۰۸/۲۳, ۲۱:۲۶
عرفات، بغض های پراکنده


چشم ها، روزنه ها را از لابه لای کلمات «عرفه» می یابند. کافی ست نَفَس به روح نیایشگرِ خود بدهی.
همه چیز رو به ترقی و صعود است و دست ها آماده بالا بردن نیایشند.
مناجاتی همچون عرفه که همه ساله در قالب اشک ریخته می شود و اشک ها فرستاده هایی هستند به معراجِ روشنی تا کدام قطره شَرَف حضور یابد به آستان دوست؟
هر انسان در صحرای عرفات، بغض پراکنده ای ست که خورشیدِ لحظه هایِ حسینی را در خویش بتاباند.
دعایِ عرفه، محکی است بر اینکه بدانیم چند عرفه از حسین علیه السلام دور هستیم.
باید جرعه ای عطش خواست تا ما را در کلمات این دعا، آبشاری کنند. باید توبه نامه خویش را به شعله های این نیایش سنجاق کرد، تا اردیبهشت زندگی، باقیمانده عمرمان را میزبانی کند.
باید طلوعی از حقیقت خدا را در غروب این روحِ عقب مانده دواند.
شاید دعای عرفه، ما را با آنچه که از حسین علیه السلام دیده، بر روی این کلمات، بسنجد. برای حسینی شدن باید یک نسخه از دعای عرفه و گریه های خویش را نگه داریم و در طول سال، با فاصله ها، اندازه گیری شویم.
اگر برای اندامِ سال، لحظه تحویلی هست، برای روح ما نیز دعایِ پرمضمونِ عرفه، برانگیخته شده است.
مستانگیِ روح را باید در عرفاتِ بندگی رها کرد.
نغمه های اُنس و لذت را باید از کتاب اشک حسین علیه السلام چید.
خدایا! با کدام فرازِ دعا صدای فطرت ما، دلسوخته تر می شود.
یا حسین علیه السلام ! روی کدامین جمله جانسوزت، درب های باغستان الهی گشوده می شود تا حقایق را بنگریم و امام زمانی(عج) را که در عرفات است.

http://zibasazi02.persiangig.com/www.Pichak.net75.gif

سوگند
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۰۶:۳۹
عرفه و داغ انتظار

عرفه، يادواره‏اى از اشك‏هاى چشم به راهى نيز هست. صفحات پر تأمل امروز، دل‏ها را به تمناى وصال آن يگانه مى‏كشاند.
امروز در عرفات، حضور موعود(عج) رونق صفا است. و ما اين سو با اشتياقى پر رنگ، آرزوى آن يار و ديار را داريم. اين سو به شيوه محفل جمعه‏هاى پر ندبه نشسته‏ايم و با كلمات ذى الحجه در خيمه‏هاى تنهايى خويش، بهار بهار از فراق آخرين ذخيره خدا مى‏گرييم.

سوگند
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۰۶:۴۰
روز رسیدن به آرزو

زبان به ثنای الهی گشوده است؛ ایستاده با دست‏هایی شکوهمندتر از دعا: اَلْحَمْدُللّه‏ِ الّذی لَیْسَ لِقَضائِهِ دافِعٌ وَ لِالَعطائِهِ مانِعٌ وَ لا کَصُنْعِهِ صُنْعُ صانِعٍ وَ هُوَ الْجَوادُ الْواسِعَ... .
صحرای عرفات است و فوج فرشتگان که نوای امام حسین علیه‏السلام را همراهی می‏کنند.
چه باشکوه است این نیایش عارفانه! شکوه اشک است و صدایی که تا عمق آسمان پیش می‏رود. پروردگارا! من با تمام رغبت، تو را می‏خوانم و شهادت می‏دهم به آفریدگاری‏ات، که تو آفریدگار منی... .
عرفات است و دعا؛ عرفات است و حسین؛ عاشقی که جان مشتاقش، چنین به گفت‏وگوی خدا نشسته است: «اَلَّهُمَّ اجْعَلْنی اَخْشاکَ کَاَنّی اَراکَ...»
روز عرفات است. این سو، دست‏های پراجابت حسین علیه‏السلام است که آسمان را مجذوب خود ساخته است. این سو، حسین علیه‏السلام است که اشک‏های بلورین‏اش، غوغا در دل عرش افکنده است. این سو، میهمانان زیارت بیت‏الله‏اند و عرفاتیان نیاز و نیایش دیگر سوی، شهر کوفه است و نامردمانی عهدشکن و میهمان کُش! روز عرفات است. آن سوی این لحظات عارفانه، کوفه است و فرزند عقیل.
تنهای تنها!
مسلم است و لحظات شیرین فنای فی اللّه‏. مسلم است و دلواپسی آمدن حسین علیه‏السلام . مسلم است و عروج از بام دارالاماره.
امروز، روز عرفه است.
عاکفان کوی یار، با تمام نیاز، در عرفات جمع شده‏اند تا با نوای آسمانی اَنْتَ الَّذی مَنَنْتَ؛ اَنْتَ الَّذی اَنْعَمْتَ، اَنْتَ الَّذی اَحْسَنْتَ، هم‏نوا شوند؛ هم‏نوا با ابا عبداللّه‏، هم‏نوا با سالار شهیدان!
امروز، روز عرفه است؛ روز سوگند به عظمت لایزالی خداوند. روز توسل به مقام ربوبیت حضرت حق (جل جلاله). روزی است که باید برای تکامل باورها، باید برای قبول شدن در امتحان حج، خویشتن را با نیایش آزمود، با نیایش محک زد و برای رسیدن به مراتب بالای معرفت، چون حضرت مسلم بن عقیل علیه‏السلام شهادت را برگزید، یا همچون حضرت امام حسین علیه‏السلام آماده سفر شهادت شد.
امروز، روز عرفه است؛ روز رسیدن به آمال و آرزوهای متعالی، رسیدن به غایت آمال عارفین، رسیدن به هم‏جواری با عرش الهی، رسیدن به خدا! رسیدن به «اَنَا یا اِلهی الْمُعْتَرِفُ بِذُنُوبی، فَاغْفِرْ هالِی...»
این من هستم که خطاکارم! این من هستم که غفلت ورزیدم! این من هستم که عهد شکستم! این من هستم که اقرار می‏کنم به گناهانم؛ اقرار می‏کنم به تمام نعمت‏هایی که از آنها برخوردارم ساخته‏ای؛ پس درگذر از گناهانم، ای خدایی که از گناه بندگانت هیچ زیان به تو نمی‏رسد و از طاعتشان هم بی‏نیازی!
روز عرفه، روز استغفار است؛ روز توسل، روز یادآوری عجز خویش و توانایی خداوند، روز تسبیح، روز ذکر، روز خواندن «لا اِللّه‏ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ المُوَحِّدینَ» است.
روز عرفه، روز رسیدن است؛ رسیدن به تمام آرزوهای زیبا!

سید علی اصغر موسوی

سوگند
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۰۶:۴۱
روز پرواز

امروز عرفه است؛ روز پرکشیدن از زنجیر گناه تا آسمان آبی اجابت و مغفرت. امروز دست‏ها را باید گشود و گره بغض روزهای غفلت را رها کرد. گونه‏های خشک دل را با آب تمنا زنده نمود و لحظه‏ای درنگ کرد و به صدای زمزمه‏ای که تو را تا اوج انسانیت می‏خواند، گوش داد. کاروان انسانیت در راه است؛ دست همّت را از آستین طلب بیرون بیاور و بشتاب که قافله سالار این سرزمین، زمزمه‏های خویش را برای حرکت کاروان آغاز کرده است. ندای درونت را اجابت کن و همراه با آن، با خدای خویش در پای جَبَل الرّحمه، لحظه‏ای خلوت کن و او را بخوان.

سوگند
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۰۶:۴۱
ستاره‏هایی از آسمانِ عرفه

تو آغازگر احسانی، پیش از توجه عبادت‏کنندگان؛ اَنْتَ البادی بالإحسانِ قَبْلَ تَوَجُّه العابدینَ.
خدایا! چگونه عزتمند باشم، در حالی که از خاک خوار و بی‏مقدار مرا سرشتی یا چگونه عزتمند نباشم، در حالی که مرا به خودت نسبت دادی؟ الهی کیفَ اَسْتَعِزُّ وَ فِی الذِّلَةِ اَرْکَزْتَنی اَمْ کَیْفَ لا اَسْتَعِزُّ و الیکَ نَسَبْتَنی؟
خدای من! چگونه واگذاری مرا، حال آنکه سرپرستی‏ام را پذیرا شده‏ای؟ اِلهی کَیْفَ تَکِلُنی وَ قَدْ تَکَفَّلْتَ لی؟
نادانی و گستاخی من بر تو، تو را از هدایتم باز نداشت؛ لَمْ یَمْنَعْکَ جَهْلی و جُرْأتی علیکَ أنْ دَلَلْتنی.
خدایا! کاری کن که چنان از تو بترسم، گویا تو را می‏بینم؛ اللهمَّ اجْعَلْنی اَخْشاکَ کَأَنّی اَراکَ.
معامله آن بنده بسی زیانبار است که به او بهره‏ای از عشقت نداده‏ای؛ خَسِرَتْ صَفْقَةُ عبدٍ لَمْ تَجْعَلْ لَهُ مِنْ حُبِّکَ نصیبا.
چه دارد آنکه تو را ندارد، و چه ندارد آنکه تو را دارد؟ ماذا وَجَدَ مَنْ فَقَدَک و مَا الَّذی فَقَدَ مَنْ وَجَدَکَ؟
هرچند بندگیِ من به طور جدّی تداوم نیافت، اما دوستی و اراده قطعی‏ام پایدار است؛ اِنْ لم تَدُمِ الطّاعَةُ مِنّی فِعْلاً جَزْما فَقَدْ دامَتْ مَحَبَّةً وَ عَزْما.
خدای من! مرا به که وا می‏گذاری؟ به آشنایی که از من می‏گسلد یا به بیگانه‏ای که بر من روی تُرش می‏کند؟ الهی إلی مَنْ تَکِلُنی إلی قریبٍ فَیَقْطَعُنی اَمْ اِلی بعیدٍ فَیَتَجَهَّمُنی؟
دست نیاز به درگاهت دراز کرده‏ایم. همان دست‏ها که به خواری اعتراف نام گرفته است؛ فَقَدْ مَدَدْنا الیکَ اَیْدِیَنا فَهِیَ بِذِلَّةِ الإعترافِ موْسومَةٌ.
خدایا! من در توانگری‏ام مستمندم، پس چگونه در نیازمندی‏ام مستمند نباشم؟ الهی اَنَا الفقیرُ فی غِنایَ فکیف لا اکونَ فقیرا فی فقری.

سوگند
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۰۶:۴۹
پا به پای امام حسین علیه‏السلام در عرفه

الهی! عرفه‏ام، باحسین علیه‏السلام از عرفات کوچ کرد و رحل اقامت در کربلاگزید؛ پس تو رامی خوانم به زبانی که امامم حسین علیه‏السلام در روز عرفه و در ودایش با سرزمین عرفات خواند.
الهی تو را می‏خوانم، با اشک‏هایی که به ترنم آخرین نوای آسمانی مولایم حسین علیه‏السلام در روز عرفه، بر صورت شرمسارم روان شده است.
الهی! تو را می‏خوانم به پاکی و خلوص بندگی در صحرای عرفات، به تکاپوی حاجیان؛ آن‏گاه که جان مشتاق را برای لقای تو روانه آسمان زلال عرفه می‏کنند.
خدای من! دلم برای آشنایی و آشتی با تو، بی‏تاب‏تر از همیشه است و تنها دارایی‏ام در پیشگاه تو، دعایی است که به آن وعده اجابت داده‏ای.
چگونه تو را دریابم و کدام باد موافق، این خس دورافتاده از آستانت را به کوی شناخت و دلدادگی به تو رهنمون می‏سازد؟
الهی! تو نوری؛ آشکارتر از آنی که به مدد آثار خلقتت، شناخته شوی.
تو نوری و روشن‏تر از آنی که در پناه سایه درآیی.
خدای من! چه وقت از دیده‏ام نهان شدی تا برای اثبات بودن تو، دست به دامن برهان و استدلال ببرم؟
تو آنقدر ظاهری که رسیدن به تو از راه مشاهده آثارت، راه دراز پیمودن و به بیراهه رفتن است. پس خدای من! چنان به عشق خود مرا بنواز و یاری‏ام کن تا دیده‏ام؛ به فراتر از نشانه‏هایت دل مشغول دارد و از درک نور تو که آفاق را روشن کرده، بازنماند.
بارالها! چنان خود را به من بنما که بی‏واسطه و با شهود قلب، شیفته جمال نورانی تو شوم.
فاطره ذبیح‏زاده

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۰۷:۵۰
http://www.shiaupload.ir/images/24587639749973084869.gif
:Rose:پیامبران در سرزمین عرفات:Rose:

http://img.tebyan.net/big/1386/09/252122162161004986881172011741956416247.jpg

عرفات نام جایگاهی است كه حاجیان در روز عرفه (نهم ذی الحجه) در آنجا توقف می‎كنند و به دعا و نیایش می‎پردازند و پس از برگزاری نماز ظهر و عصر به مكه مکرمه باز می‎گردند و وجه تسمیه آن را چنین گفته‎اند كه جبرائیل علیه السلام هنگامی كه مناسك را به ابراهیم می‎آموخت، چون به عرفه رسید به او گفت «عرفت» و او پاسخ داد آری، لذا به این نام خوانده شد. و نیز گفته‎اند سبب آن این است كه مردم از این جایگاه به گناه خود اعتراف می‎كنند و بعضی آن را جهت تحمل صبر و رنجی می‎دانند كه برای رسیدن به آن باید متحمل شد. چرا كه یكی از معانی «عرف» صبر و شكیبایی و تحمل است. (1)

حضرت آدم(ع) در عرفات

فَتَلَقی آدَمُ مِنْ رَبِّه كَلماتًُ فتابَ عَلیهِ اِنَّه’ هو التَّوابُ الرّحیمْ ؛ آدم از پروردگارش كلماتی دریافت داشت و با آن به سوی خدا بازگشت و خداوند، توبه او را پذیرفت، چه او توبه‎پذیر مهربان است.
طبق روایت امام صادق علیه السلام، آدم (ع) پس از خروج از جوار خداوند، و فرود به دنیا، چهل روز هر بامداد بر فرار كوه صفا با چشم گریان در حال سجود بود، جبرئیل بر آدم فرود آمد و پرسید:
ـ چرا گریه می‎كنی ای آدم؟
ـ چگونه می‎توانم گریه نكنم در حالی كه خداوند مرا از جوارش بیرون رانده و در دنیا فرود آورده است.
ـ ای آدم به درگاه خدا توبه كن و به سوی او باز گرد.
ـ چگونه توبه كنم؟
جبرئیل در روز هشتم ذیحجه آدم را به منا برد، آدم شب را در آنجا ماند. و صبح با جبرئیل به صحرای عرفات رفت، جبرئیل به هنگام خروج از مكه، احرام بستن را به او یاد داد و به او لبیك گفتن را آموخت و چون بعد از ظهر روز عرفه فرا رسید تلبیه را قطع كرد و به دستور جبرئیل غسل نمود و پس از نماز عصر، آدم را به وقوف در عرفات واداشت و كلماتی را كه از پروردگار دریافت كرده بود به وی تعلیم داد، این كلمات عبارت بودند از:
سُبحانَكَ اللهُمَ وَ بِحمدِك؛ خداوندا با ستایشت تو را تسبیح می‎گویم .
لا الهَ الاّ اَنْتْ ؛ جز تو خدایی نیست .
عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسی ؛ كار بد كردم و به خود ظلم نمودم .
وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبی اِغْفرلی؛ به گناه خود اعتراف می‎كنم، مرا ببخش .
اِنَّكَ اَنْتَ الغَفور الرّحیمْ؛ تو مرا ببخش كه تو بخشنده مهربانی .
آدم (ع) تا به هنگام غروب آفتاب همچنان دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرع اشك می‎ریخت، وقتی كه آفتاب غروب كرد همراه جبرئیل روانه مشعر شد، و شب را در آنجا گذراند. و صبحگاهان در مشعر بپاخاست و در آنجا نیز با كلماتی به دعا پرداخت و به درگاه خداوند توبه گذاشت ... .
http://www.shiaupload.ir/images/24587639749973084869.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۰۷:۵۰
http://www.shiaupload.ir/images/24587639749973084869.gif

حضرت ابراهیم(ع) در عرفات


در صحرای عرفات، جبرئیل، پیك وحی الهی، مناسك حج را به حضرت ابراهیم(ع) نیز آموخت و حضرت ابراهیم(ع) در برابر او می‎فرمود: عَرِفتُ، عَرِفتُ (شناختم، شناختم).

پیامبر اکرم در عرفات

دامنه كوه عرفات در زمان صدر اسلام كلاس صحرایی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود و بنا به گفته مفسرین آخرین سوره قرآن در صحرای عرفات بر پیغمبر نازل شد و پیغمبر این سوره را كه از جامع‎ترین سوره‎های قرآن است و دارای میثاق و پیمان‎های متعدد با ملل یهود، مسیحی و مسلمان و علمای آنها می‎باشد، و قوانین و احكام كلی اسلام را در بر دارد، به مردم و شاگردانش تعلیم فرمود.
و بنا بر قول مشهور میان محدثان، پیامبر در چنین روزی سخنان تاریخی خود را در اجتماعی عظیم و با شكوه حجاج بیان داشت:
... ای مردم سخنان مرا بشنوید! شاید دیگر شما را در این نقطه ملاقات نكنم. شما به زودی به سوی خدا باز می‎گردید. در آن جهان به اعمال نیك و بد شما رسیدگی می‎شود. من به شما توصیه می‎كنم هر كس امانتی نزد اوست باید به صاحبش برگرداند. هان ای مردم بدانید ربا در آئین اسلام اكیداً حرام است. از پیروی شیطان بپرهیزید. به شما سفارش می‎كنم كه به زنان نیكی كنید زیرا آنان امانت‎های الهی در دست شما هستند، و با قوانین الهی بر شما حلال شده‎اند.
... من در میان شما دو چیز به یادگار می‎گذارم كه اگر به آن دو چنگ زنید گمراه نمی‎شوید، یكی كتاب خدا و دیگری سنت و (عترت) من است.
هر مسلمانی با مسلمان دیگر برادر است و همه مسلمانان جهان با یكدیگر برادرند و چیزی از اموال مسلمانان بر مسلمانی حلال نیست مگر این كه آن را به طیب خاطر به دست آورده باشد ... .

صحرای عرفات همایش شناخت و خودسازی امام حسین علیه السلام

حضرت سیدالشهدا، امام حسین علیه السلام نیز بعد از ظهر روز عرفه همراه با فرزندان و گروهی از اصحاب از خیمه‎های خود در صحرای عرفات بیرون آمدند، و روی به دامن «كوه رحمت» نهادند و در سمت چپ كوه رو به كعبه، همایشی تشكیل دادند، كه موضوع آن به مناسبت روز عرفه (روز شناخت)، شناخت و سازندگی بود. این همایش، تنها جنبه علم و معرفت نداشت بلكه شناخت توأم با عمل و سازندگی و تزكیه و خودسازی بود و فهرست مطالب آن عبارت بودند از:
1ـ شناخت خدا و صفات الهی.
2ـ شناخت خود یا خودشناسی.
3ـ شناخت جهان.
4ـ شناخت آخرت.
5ـ شناخت پیامبران.
6ـ خودسازی با صفات الهی.
7ـ پرورش نفس با كمالات الهی.
8ـ توبه و بازگشت به خدای مهربان.
9ـ دور كردن صفات نكوهیده از خود با تسبیح پروردگار.
10ـ فراگیری راه تعلیم و تربیت از خدا.
11ـ شناخت و درخواست بهترین مسئلت‎ها.
12ـ تبدیل خودپرستی نفس به خداپرستی.
13ـ تبدیل خود برتربینی نفس به تواضع و فروتنی.
14ـ تبدیل خودخواهی نفس به ایثار و غیرخواهی.
15ـ تعلیم مفاهیم و ادبیات قرآن.

پی‎نوشت‎:
1- فرهنگ دهخدا، ج 10 جدید، ریشه عرف .

منبع:
دعای عرفه عبدالكریم بی آزار شیرازی .
http://www.shiaupload.ir/images/24587639749973084869.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۰۷:۵۷
http://www.shiaupload.ir/images/24587639749973084869.gif

سیراب از باران عرفه
روز عرفه روزی است بسیار ارجمند و ویژه دعا و نیایش.
در روایات بسیار سفارش شده که انسان در روز عرفه در کربلا و در کنار قبر امام حسین علیه السلام باشد.
امام صادق علیه السلام می‎فرماید:
"در روز عرفه خداوند نخست بر زائران مزار حسین علیه السلام جلوه می‎کند، نیازهایشان را برمی‎آورد، گناهانشان را می‎بخشاید و ... و سپس بر گردآمدگان عرفات جلوه می‎نماید."
می‎گویند در حج واجب چون حتما" امام زمان در حج حضور دارند خیلی از حجاج اگر چشم بصیرت داشته باشند حضرت را می‎بینند.
ولی آقا ما که لیاقت نداریم به سفر حج مشرف بشیم تا شاید در صحرای عرفات خاک زیر پایتان باشیم و از انفاس پر ثمرتان بهره‎مند شویم .
مولا ما که لیاقت نداریم در حرم امامان حضرت حسین علیه السلام باشیم، در کنار ضریح شش گوشه ارباب، در کنار گودال قتلگاه باشیم و دعای عرفات بخوانیم.
ولی از همین راه دور تو را صدا می‎زنم، می‎دانم که می‎شنوی، می‎دانم که مرا می‎بینی، می‎دانم وقتی گناه می‎کنم از من رو برمی‎گردونی تا مرا نبینی ... .
ولی من یک دلخوشی دارم، من شیعه هستم و شما اهل کرامت اگر اسمی از مولا علی ببرم حتما" برمی‎گردید و منو نگاه می‎کنید ... .
می‎خواهم در ابری‎ترین لحظه‎ها فریاد بزنم و از باران عرفه سیراب شوم. دوباره کبوترهای دل با خاک عرفات تیمم می‎کنند. نمی‎دانم هرچه هست من زائر کوی حسینم، می‎خواهم با زمزمه‎های حسینی در صحرای عرفات، مُحرم درگاه خدا شوم .
http://www.shiaupload.ir/images/24587639749973084869.gif

"التماس دعا"

مجیب
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۰۸:۵۷
تسبيحات حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله در روز عرفه


پس فرموده بخوان اين تسبيحات را كه مروى از حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله است و سيّد بن طاوُس در اقبال ذكر فرموده :
سُبْحانَ الَّذى فِى السَّمآءِ عَرْشُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الاَْرْضِ حُكْمُهُ
منزه است خدايى كه در آسمان است عرش او منزه است خدايى كه در زمين است فرمان و حكمش

سُبْحانَ الَّذى فِى الْقُبوُرِ قَضآؤُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الْبَحْرِ سَبيلُهُ
منزه است خدايى كه در گورها قضا و فرمانش جارى است منزه است خدايى كه در دريا راه دارد

سُبْحانَ الَّذى فِى النّارِ سُلْطانُهُ سُبْحانَ الَّذى فِى الْجَنَّةِ رَحْمَتُهُ
منزه است خدايى كه در آتش دوزخ سلطنتش موجود است منزه است خدايى كه در بهشت رحمت او است

سُبْحانَ الَّذى فِى الْقِيمَةِ عَدْلُهُ سُبْحانَ الَّذى رَفَعَ السَّمآءَ
منزه است خدايى كه در قيامت عدل و دادش برپا است منزه است خدايى كه آسمان را بالا برد

سُبْحانَ الَّذى بَسَطَ الاْرْضَ سُبْحانَ الَّذى لا مَلْجَاَ وَلا مَنْجا مِنْهُ اِلاّ اِلَيْهِ
منزه است خدايى كه زمين را گسترد منزه است خدايى كه ملجا و پناهى از او نيست جز بسوى خودش

پس بگو
سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَكْبَرُ صد مرتبه
منزه است خدا و حمد از آن خدا است و معبودى جز خدا نيست و خدا بزرگتر از توصيف است

و بخوان توحيد صد مرتبه و آية الكرسى صد مرتبه و صلوات بر محمّد و آل محمّد صد مرتبه و بگو

لااِلهَ اِلا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ يُحْيى وَيُميتُ
معبودى جز خدا نيست يگانه اى كه شريك ندارد پادشاهى خاص او است و از آن او است حمد زنده كند و بميراند

وَيُميتُ وَيُحْيى وَهُوَ حَىُّ لا يَموُتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ
و بميراند و زنده كند و او است زنده اى كه نميرد هرچه خير است بدست او است و او بر هر چيز

قَديرٌ ده مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ وَاَتوُبُ اِلَيْهِ ده مرتبه
توانا است آمرزش خواهم از خدايى كه معبود بحقى جز او نيست كه زنده و پاينده است و بسويش توبه كنم

يا اَللّهُ ده مرتبه يا رَحْمنُ ده مرتبه يا رَحيمُ ده مرتبه يا بَديعَ السَّمواتِ وَالاْرْضِ يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ ده مرتبه يا حَىُّ يا قَيُّومُ ده مرتبه يا حَنّانُ يا مَنّانُ ده مرتبه يا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ ده مرتبه آمينَ ده مرتبه

مجیب
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۰۹:۰۳
http://www.iricap.com/images/other/mecca1.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۰۹:۱۴
http://www.shiaupload.ir/images/24587639749973084869.gif
تدبیر در مضامین دعای عرفه مهمتر از قرائت آن است

http://img.tebyan.net/big/1385/12/1518191712362945591661552299612020719448.jpg
مدرس حوزه های علمیه روز عرفه را روز تدبیر در آفرینش و خلقت و توجه به رابطه بنده با پروردگار دانست و گفت: مضامین دعای عرفه عرشی است، قرائت دعای اباعبدالله همراه با تدبیر در مضامین ارزشمند این دعا برای بندگان راهگشا خواهد بود.
به گزارش خبرنگا رتبیان به نقل از شبستان حجت‌الاسلام والمسلمین سیدحسین فاطمی‌نیا، استاد اخلاق و مدرس حوزه های علمیه به تشریح ویژگی ها و اهمیت روز عرفه پرداخت و گفت: آن چیزی كه در روز عرفه داریم و باید به آن توجه جدی شود دعای اباعبدالله است كه ‏مضامین آن عرشی است و مهمتر از قرائت آن تدبر در مضامین ارزشمندش است.

متن گفتار استاد فاطمی نیا با خبرنگار شبستان بدین شرح است:
روز عرفه برحسب آنچه از روایات زیادی استفاده می‌شود از ‏لحاظ معنوی یكی از روزهای مهم و سرنوشت ساز است. روزی است كه پروردگار متعال آن را پربركات قرار داده و وقتی شما به ‏كتبی كه در این رابطه نوشته شده نگاه كنید می‌بیند كه چقدر اعمال و دعا در این روز ‏بسیار بزرگ وارد شده است. حدیثی كه از حضرت سیدالساجدین امام زین العابدین ‏وارد شده خیلی انسان را بیدار می‌كند و تشویق می‌كند نسبت به دعا در روز عرفه و ‏معنویت این روز. حضرت شنید در روز عرفه یك نفر از مردم گدایی می‌كند، فرمود كه آیا در چنین روزی از مردم طلب ‏می‌كنی؟ در حالی كه امروز روزی است كه امید می‌رود بچه‌هایی كه در رحم‌ مادران هستند ‏آنها هم خوشبخت شوند.

حتی عجیب است كه ‏ما در بعضی از روایات داریم كه اهمیت دعا را نشان می‌دهد و می گوید كه روزه در این روز ‏مهم است ولی اگر كسی روزه بگیرد و ضعف روزه باعث شود كه او خوب نتواند به دعا ‏بپردازد روایت است كه آن رور را آن شخص روزه نگیرد خیلی زیباست، این حدیث نشان ‏می‌دهد كه دین ما دین عقل است و دین مقدس بازی نیست.‏

آن چیزی كه در روز عرفه داریم و باید به آن توجه داشته باشیم دعای اباعبدالله است كه ‏مضامین آن عرشی است و مهمتر از آنكه كسانی آن را بخوانند تدبیر در مضامین ارزشمندش است. یكی از اولیا خدا می‌گفت شما دعا را برای فهمیدن و ‏ترقی بخوانید، ثواب به دنبال خودش می‌آید منتها ما اینطور بارآمده‌ایم كه دعا را برای ‏ثوابش می‌خوانیم اگر شما در مضامین دعای عرفه توجه بكنید مضامین عالیه ای دارد كه فهم ‏بعضی از این مفاهیم امكان دارد سرنوشت معنوی انسان را عوض كند، دعای عرفه دعای بسیار ‏عظیم‌القدری است.‏


مطلب دیگری كه در روز عرفه اتفاق افتاده است شهادت مولا و آقایمان حضرت مسلم بن ‏عقیل است كه اولین شهید راه كربلا است و شهادت ایشان در روز عرفه ‏است و بنده حدیثی در رابطه با حضرت بیان می‌كنم كه فضیلت و بزرگی و آقایی آن ‏حضرت را می‌رساند این حدیث اصلاً معجزه است و هنگامی كه صادر شده ‏شاید حتی حضرت مسلم به دنیا نیامده بوده است بنابراین اعجاز را از این نظر عرض ‏می‌كنم روایت داریم كه پیامبر اكرم (ص) با امیرالمومنین (ع) صحبت می‌كردند و حضرت ‏رسول (ص) فرمود: من عقیل را دو گونه دوست دارم ''انی احب عقیلاً حبین'' یعنی پدر ‏حضرت مسلم را ''حباً له'' یكی اینكه خود او را دوست دارم و یكی اینكه ''حباً لحب ابی ‏طالب له'' و یكی اینكه ابوطالب او را دوست داشته است و ما از اینجا می‌فهمیم كه ‏حضرت ابوطالب چقدر عظمت داشته كه پیامبر اكرم محبت او را نقطه عطف قرار می‌دهد ‏و این فضیلت خود عقیل است بعد می‌رسد به خود حضرت مسلم (ع) كه معجزه در این ‏بخش است ''و ان ولده لمقتول فی محبته ولدك'' یا علی فرزند این عقیل كه حضرت مسلم ‏باشد در محبت فرزند تو شهید می‌شود. حضرت فرمود: چشم مسلمین برای مسلم اشك ‏می‌ریزد و ملائكه مقرب بر او درود و سلام می‌فرستند كه این نشان می‌دهد كه این ‏حدیث وقتی وارد شده كه یا حضرت مسلم به دنیا نبوده و یا فرزند خردسالی بوده است. انشاء الله در آن روز كه ما به اعمال روز عرفه می‌پردازیم بدانیم كه رمز ‏آن اعمال اینست كه ما به یاد حضرت مسلم (ع) هم باشیم و او را شفیع و وسیله در محضر پروردگار قرار دهیم و بگوییم پروردگارا به حق آن شهید والامقام امروز ‏دعاهای ما را به هدف اجابت برسان...

یك فراز هم از دعای امام ‏حسین در روز عرفه را مطرح كنیم و مختصر توضیح دهیم آن فراز اینست كه به خدا ‏عرض می‌كند '' یا مَنِ‏ اسْتَنْقَذَ السَّحَرَةَ مِنْ بَعْدِ طُولِ الْجُحُودِ، '' كه این خیلی مهم است و ‏البته همه دعا مهم است و این فراز خیلی مهم است و حضرت می‌خواهد بفرمایید كه ‏معجزات خدا فقط این نیست كه ما در زمین و آسمان می‌بینیم و خدا انواع معجزات دارد ‏بعضی از كارهای مهم و معجزات خدا شاید لطیف باشد و به ذهن افراد نرسد یكی از آن ‏معجزات و كارهای لطیف خدا كه حضرت در اینجا زبانزد می‌كند مثلاً ساحران فرعون است ''یا مَنِ‏ اسْتَنْقَذَ السَّحَرَةَ '' ای خدایی كه نجات دادی ساحران فرعون را بعد از انكار ‏طولانی بعد از كفر طولانی... یك وقتی می‌بینید یك آدم مومنی است یك گناهی ‏كرده خطایی كرده و استغفار كرد خدا او را نجات می‌دهد یك وقت هم نه یك عمر در درباره ‏فرعون از این افراد پذیرایی می كند كه فقط شما باشید كه یك وقت ممكن است وجودتان ‏لازم بشود و در برابر پیامبر (ص) عظیم‌الشان الهی حضرت موسی (ع) خواستند از اینها ‏استفاده كنند ولی وقتی كه حضرت موسی عصای خود را انداخت و اینها چون ساحر بودند و ‏خود اهل فن بودند سحر به طوری است كه اهل خبره می‌فهمند كه سحر است و اما ‏اینها دیدند كه این كار از قماش كار اینها نیست و یك مقوله دیگری است و این است كه ‏اولین كسانی كه ایمان آوردند آنها بودند كه در قرآن می‌فرماید فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سُجَّداً (طه - 70) ‏كه اینها به سجده افتادند و گفتند: قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ هارُونَ وَ مُوسى‏ (طه - 70) ما ایمان ‏آوردیم به پروردگار عالمیان همان خدایی كه پروردگار موسی و هارون است و خلاصه اینها ‏شدند مومنین نمره یك به حدی كه فرعون آمد گفت: من دست و پای شما را قطع می‌كنم ‏و به دار می‌آویزیم ولی باز هم گفتند: هیچ ایرادی ندارد هیچ مهم نیست وَ إِنَّا إِلى‏ رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ ( زخرف - 14)ما به سوی پروردگارمان می‌رویم و هیچ مهم نیست كه چه پیش می آید.

من نقل به ‏معنا می‌كنم غرض اینست كه اینطور یك عده كافر به این درجه از ایمان برسند كه حتی ‏اینها را تهدید كنند به بریدن دست و پا و اینها باز هم بگویند كه برایشان مهم نیست. از اینجا استفاده می‌كنیم كه عظمت خدا، كرم خدا و عفو خدا و قدرتش را در ‏این روز بزرگ حضرت امام حسین (ع) قصد دارد به ما معرفی كند كه ساحران فرعون ‏نجات پیدا كردند بگوییم به ما هم این طمع را داریم در تو و حالا ممكن است نقصان و كوتاهی ما به درجه ساحران فرعون نرسد ولی حضرت در این دعا می‌گوید ''یاكلون رزقه و ‏یعبدون غیره'' این ساحران رزق خدا را می‌خورند و عبادت غیرخدا می‌كردند این ظلمت در ظلمت است....ما در این روز به خدا عرض كنیم كه ما نمی گوییم كه بندگان ممتازی هستیم اما هر چه هستیم دیگر به درجه ظلمت آنها ‏نرسیده‌ایم تو كه آنها را دستگیری كردی یقیناً ما را هم دستگیری خواهی كرد كه باید به این حرف ایمان قلبی داشته باشیم با ایمان این حاجت را بخواهیم كه خدا مرحمت می‌كند و ‏نه با شك و تردید و یا بگوییم كه آن زمان شرایط یك جور دیگر و الان جور دیگر است سنن ‏خدا هیچ وقت عوض نمی‌شود یكی از سنن پروردگار اینست كه هر كس از پروردگار ‏خالصانه هدایت و بندگی بخواهد به او مرحمت می‌كند.‏
http://www.shiaupload.ir/images/24587639749973084869.gif

سوگند
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۱۰:۵۱
عید بخشایش



زانو بزن! اینجا آستان خاکساری‏ست، اینجا بلندمرتبه‏ترین نقطه تعالی انسان است. این سجده‏گاه، این خاک، این صحرا... .
این صحرا، صحرای عرفات است و تو حاجی کعبه شوق.
عاشق‏تر از همیشه آمده‏ای به عرفات شوق، به عرفات عشق، به عرفات بندگی؛ در صحرایی که مجنون‏ترین مجنون‏ها لیلای نفس را وارهانیده‏اند و در پی جنون خویش لیلای بندگی را وادی به وادی، واحه به واحه جست‏وجو می‏کنند.
این صحرا صحرای عرفات است که صحرای محشر است و تو در میان عاشقان، به پایکوبی و دست‏افشانی پرداخته‏ای در سجده‏های شوق در سجده‏های بندگی و دلدادگی؛ عیدتان مبارک!
عرفه، عید بخشایش است، روز کشیدن خط بطلان بر هر آنچه سیاهی‏ست در درون انسان در قلب انسان. روز بستن هر چه دریچه رو به ویرانی‏ست؛ ویرانی روح، ویرانی نفس. روز بازکردن هر چه پنجره‏ست؛ پنجره‏هایی که جز به نور باز نمی‏شوند.
این صحرا نقطه آغاز است برای روح و دلی که به جز خدا، هیچ معبودی را برنمی‏تابد و سر بر آستان بندگی هیچ ناخدایی نمی‏ساید و تنها خداوند را به پرستش لب می‏گشاید.
این صحرا، صحرای شوق است و این روز، روز تحولی در زندگی، روز اول آفرینش عشق.
عرفات را می‏شناسی؛ از همان دقیقه‏ای که مُحرم دیدار معشوق شدی، از همان سپیده‏ای که خویشتن را در حوله سپید احرام پیچیده‏ای تا در تلألو نور محض، به درگاه خدایت اظهار بندگی کنی و حالا که در عرفات، در روز عرفه، سر بر آستان نیایش گذاشته‏ای، می‏فهمی بندگی یعنی:
«لا اله الاّ اللّه‏»
امیر اکبرزاده

سوگند
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۱۰:۵۲
شبستان اشک و استغفار


عرفه، روز نیایش است؛ روزی که قطرات اشک، چون کودکان مادر از دست داده، دامن عرش را محکم می‏گیرند و بنیاد هستی را به لرزه درمی‏آورند.
روز عرفه، روز «خدایا خدایا!» است؛ روزی که کبوتران دعا از گنبد آبی «ربنا» پرواز می‏کنند و فوج فوج به ایوان کبریا فرود می‏آیند و تا برگ استجابت را از دستان سخاوتمند «یا غفار» نگرفته‏اند، بازنمی‏گردند.
عرفه، روز اعتراف است؛ اعتراف بندگان گناه‏کار در شبستان نیلگون اشک استغفار، در محضر بلند پروردگار.
عرفه، روز استغفار است؛ استغفار از رجس و پلیدی، استغفار از هر آنچه زشتی و بدسرشتی است. عرفه روز بازگشت است؛ «بازگشت به خویشتن»، بازگشت به دامن پرمهر یار، به آغوش نگار، بازگشت به آرامش و قرار.
عرفه، صمیمانه‏ترین روز بنده و مولاست. بندگان، امروز صمیمانه و صادقانه در حضور مولا به تقصیر گناه خویش اعتراف می‏کنند و مولای مهربان و عطوف، دست نوازش بر سر و رویش می‏کشد و آسمان آسمان آسایش و آرامش به او هدیه می‏کند.
امروز روز سبز دعاست؛ روز عبودیت، روز بزرگ پرستش.
امروز بندگان، صادقانه بندگی می‏کنند و خواجه، سخاوتمندانه خواجگی.
امروز روز نیایش است؛ روز «یارب، یارب!»
امروز، عرفات، بارگاه حسین است. حسین آمده است که آخرین زمزمه‏های فراق را شکوه و نامه وصال را توسط یار، امضا کند.
امروز، عارفانه‏ترین زمزمه‏های هستی از تارهای حنجره حسینی به سمت آسمان می‏رود و راه‏های آسمان را کهکشان کهکشان روشن می‏کند. امروز، زمزمه‏های حسین، هستی را به وجد می‏آورد. سلام بر حسین! سلام بر اصحاب حسین!
قنبر علی تابش

سوگند
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۱۰:۵۳
صلای عشق

دستان لرزانم را به آسمان بلند می‏کنم. سرم را در آسمان می‏چرخانم. جز نور نمی‏بینم.
فریاد می‏زنم و پژواک صدایم را نمی‏شنوم. چشمه چشمه اشتیاق از چشمانم جاری می‏شود. زمین می‏چرخد، آسمان می‏چرخد و من... من که تو را سال‏هاست در طوافم و تو ای قبله‏گاه راستین من که «یا مَن هو اَقربُ إِلیّ من حَبلِ الوَرید»ی، چگونه خویش را از تو دور ببینم؟!
خود را از بیابان‏های غفلت، به سوی سرزمین نور می‏کشم؛ به مکانی که بهترین بندگان، در این روز پرالتهاب، تو را می‏خوانند. صدای عشق می‏آید.
صدا، صدای حسین علیه‏السلام است و من که چون سنگ‏ریزه‏ای ناچیز، دل به اوج کلمات او بسته‏ام، آسمان و زمین، با حسین علیه‏السلام می‏خوانند و تمام صحرا تکرار می‏کند. فوج فوج فرشتگان، صحرای لم یزرع عرفات را پوشانده است.
بی‏سپاس، چگونه لب به سخن بگشاید، وقتی حسین علیه‏السلام ، نعمت‏های تو را می‏شمارد و سپاس می‏گوید؟!
الهی!
چگونه به درگاه تو روی آورم، وقتی خویش را آلوده پست‏ترین عصیان‏ها می‏بینم و در توشه عملم جز زشتی و سیاهی نیاندوخته‏ام؟دعای امام را شامل این ذرات ناچیز و بی‏ارزش عرفات کن که بر زمین، به امید عنایت تو نشستیم و حسین علیه‏السلام را شفیع قرار دادیم. تمام اجزای این خاک اشک می‏ریزند و تمام ذرات این صحرا فریاد می‏زنند: «اللهم انی ارغب الیک و اشهدُ بالرّبوبیّة لکَ مُقراً بِانکَ رَبّی و الیک مَرَدّی».

علی خالقی

سوگند
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۱۰:۵۳
«خسی در میقات»

سجاده‏ام را بیاورید! می‏خواهم پرواز کنم تا ملکوت. می‏خواهم بال بگشایم در باغستان‏های سبز دعا.
می‏خواهم مقیم شوم در عرفات زمان.
می‏خواهم دل بسپارم به دریای لایتناهیِ لطف حق.
وقت تنگ است؛ ثانیه‏ها، شتابناک در گذرند.
دیگر فرصتی نیست. فرصتی برای توبه نمانده است. بشکفید از لبان خسته من، ای گلواژه‏های نیایش!
بزدائید غبار از آینه زنگار بسته‏ام، ای گریه‏های مکرر!
بشویید هر چه پلیدی را که در من است؛ ای چشمه‏ساران اشک!
سجاده نیازم را تر کنید، ای دو دیده اشکبار!
خدایا!
مرا به برکت اشک‏های فرو ریخته در این روز مبارک، ببخشای و از گناهانم درگذر.
مرا به غربت اشک‏های حسین علیه‏السلام که در این روز بر زمین چکید، بیامرز و خالیِ دست‏هایم را سرشار از کرامت همیشگی‏ات کن! خداوندا!
این منم؛ «خسی» که به «میقات» آمده است، ذره ناچیزی که دل به دریاهای عنایت تو بسته است. کجاست رحم و عطوفتی که در برم گیرد و به ساحل امن دیدارت رهنمونم سازد؟
کجاست آن روشنایی مطلقی که از تاریکخانه نفس، نجاتم دهد و بیش از این در جمع بی‏خبرانم وامگذارد؟ کجاست، دستان محبتی که پیشانی سائیده بر خاکم را بردارد و بر دامان مهربان خویش بنهد؟
نسرین دامادان

سوگند
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۱۰:۵۶
همایش شِکوه و شکوه


عرفه بی‏تاب بود و بی‏تاب‏تر از آن، مشتاقیِ محض حسین علیه‏السلام بود.
عرفه، سرشار از اشک ریزان شورانگیز حسین بود و چشم انتظار نگاه نگران نرگس‏های مدینه.
احساس‏ها به اوج حرارت عشق رسیده بودند و حسین می‏آمد تا شکوهمندترین همایش شِکوه و شُکوه را با اشک‏های خویش افتتاح کند. حسین می‏آمد تا تاریخِ رسوب کرده در لایه‏های زیرین فراموشی را از پس طولانی‏ترین شب‏های ظلمت و تباهی، به طلوعی دوباره برساند.
حسین می‏آمد و صحرای عرفات، غرق رایحه خوشِ نفس‏های حسین می‏شد.
حسین می‏آمد و اشک، از عمق وجود واژه‏ها جاری می‏شد.
حسین لبان شکوفه پوش خویش را گشود: سلام ...
سلام به آسمانی که هرگز از یاد ستارگان نمی‏رود. سلام به صحرایی که سفره‏اش گسترده است و گستردگی‏اش غم‏فزا.
اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی لَیْسَ لِقَضائِهِ دافِعٌ وَ لا لِعَطائِهِ مانِعٌ
حسین اینک از خیمه خود بیرون زده بود و در نهایت خشوع، دست‏ها را غرق در آسمان می‏کرد، و چشم‏ها را از دامنه کوه روانه کعبه می‏ساخت.
لحظه‏ها غرق در سوز و گداز حسین بودند و اشک‏ها در ازدحام اذن دخول و زیارت ضریح منبر چشم‏های حسین، عاشورایی‏ترین عرفه را می‏آفریدند.
اشک از لبه‏های صخره‏ها سر می‏خورد و در التماسِ ترک خورده خاک، محو آغوش گرمِ آفتاب می‏شد. سر تا سر صحرا به گوش و هوش بود تا آخرین صدای حسین را در خلوتِ حضور درک کند: «اللّهُمَّ لَکَ الْحَمدُ کَما خَلَقْتَنی فَجَعَلْتَنی سَمیعا بَصیرا وَ لَکَ الْحَمْدُ کَما خَلَقْتَنی فَجَعَلْتَنی خَلْقا سَوِیّا رَحْمةً بی وَ قَدْ کُنْتَ عَنْ خَلْقی غَنیا»
پروانه‏های نیاز بر گرد لب‏هایش بال و پر می‏زدند و از شیرین شهد شورانگیزش برمی‏گرفتند و پر می‏گشودند. باران شروع شده بود و لحظه‏های رسوب کرده در دامنه کوه را می‏شست و می‏برد، و حسین در پرده‏ای تازه‏تر از اشک، نغمه لاهوتی نیاز را تا دور دست‏ترین نگاه ستاره‏های دست نیافتنی می‏پراکند.
یا مَوْلایَ اَنْتَ الَّذی مَنَنْتَ، انتَ الَّذی انْعَمْتَ، أَنْتَ الَّذی أَحْسَنْتَ، أَنْتَ الَّذی احْمَلْتَ، انتَ الَّذی افْضَلْتَ، انتَ الَّذی اکْمَلْتَ، أَنْتَ الَّذی وَفَّقْتَ، أَنْتَ الَّذی اعْطَیْتَ، أَنْتَ الَّذی اوَیْتَ»
تویی که پناه دادی، ... و خورشید هنوز سر برهنه بر کرانه کبود آسمان می‏نگریست تا حسین را به یاد خیمه‏های نیم سوخته بیندازد.
عصری که حسین یک بار دیگر می‏بایست فرازی از دعای عرفه را، با لبانی تشنه در کنار رود زمزمه کند: «أَنْتَ الَّذی اوَیْتَ؛ تویی که پناه دادی».
لحظه‏های سنگین، تنها با اراده و همراهی اشک‏ها گام برمی‏داشتند. آفتاب به آخرین فراز دعای عرفه ایستاده بود و با نغمه رود، از میان پلک سنگین لحظه‏ها غبار ملال را شست‏وشو می‏داد. لبان حسین هنوز لبریز زمزمه و سوز بود و سرشار از گداز. «إِلهی انَّ رَجائی لا یَنْقَطِعُ عَنْکَ وَ اِنْ عَصَیْتُکَ کَما اَنَّ خَوْفی لأیزایِلُنی و اِنْ اَطَعتُکَ فَقَدْ دَفَعَتْنی اَلْعَوالِمُ اِلَیْکَ و قَدْ اَوْقَعنی عِلْمی بِکَرَمِکَ عَلَیْکْ».
عرفه رو به اتمام بود و «بشر» و «بشیر»، پسران غالب اسدی، خیمه‏های کربلا را در نگاه حسین علیه‏السلام می‏دیدند که چشم انتظار بازگشت حسین از گودی قتلگاه است؛ گودالی که جز به خون حسین پر نخواهد شد، گودالی که آفتاب عاشورا از آن طلوع خواهد کرد، گودالی که لبریز از زمزمه‏های عرفات است و سرشار از «اَنتَ الذی اوَیْتَ».
محمد کامرانی اقدام

مجیب
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۱۳:۵۱
فرازی از دعای عرفه امام حسین (ع)


مرا به که وا می گذاری؟ به خویشاوندی که پیوند محبت را می گسلد یا بیگانه ای که به من
خشم می گیرد؟
و آنها که مرا خوار می شمارند؟
می دانم... تویی که نعمتم دادی و به من احسان کردی
تویی که لطف کردی و فضیلتم بخشیدی
تویی که هدایتم کردی و از گناهم بازداشتی
تویی که گناهانم را پوشاندی و مرا بخشیدی
تویی که عزتم دادی و پشتیبانم بودی
تویی که تاییدم کردی و یاری ام رساندی
تویی که شفا بخشیدی و عافیتم دادی...
اما من ای مهربان، به خطاهایم معترفم
منم که گناه کردم
منم که خطا کردم
منم که نادانی کردم
منم که به غیر تو اعتماد کردم
منم که وعده ها دادم و وفا نکردم
منم که پیمان شکستم...
اما من ای خدا! به گناهانم اعتراف می کنم و از آنها باز می گردم... مرا بیامرز

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۱۵:۰۱
نقش عرفه در تکامل انسان



http://dl10.glitter-graphics.net/pub/1139/1139540gpr9bczcla.gif (http://dl10.glitter-graphics.net/pub/1139/1139540gpr9bczcla.gif)


عرفه، اکسیر شفابخش بر پوست تاول زده شب انسان است.


با هر کدام از هق هق هاى عبارات مفاتیح، دست هاى استغاثه اشک بالا مى رود و روح را مى برد تا آن سوى نقش هاى جذاب بندگى و رهایى.


در حقیقت، هر دلى که از عرفه بویى برده باشد، صداى چینش خشت هاى تکامل را در روح خویش مى شنود.


گزافه نیست، اگر بگوییم هر دل به امروز که نقطه شروع سازندگى است، هزاران تحسین بدهکار است.


از هر مصراع عاشقى اش، کتاب ها مى توان نوشت و انسان هایى را از نو مى توان ساخت.



http://dl10.glitter-graphics.net/pub/1139/1139540gpr9bczcla.gif (http://dl10.glitter-graphics.net/pub/1139/1139540gpr9bczcla.gif)

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۱۵:۰۲
عرفات سرزمین صعود


http://dl10.glitter-graphics.net/pub/1139/1139540gpr9bczcla.gif (http://dl10.glitter-graphics.net/pub/1139/1139540gpr9bczcla.gif)


عرفات، سرزمین شناخت و نخستین سرزمین هبوط و صعود دوباره انسان است. سرزمین آدم و ابراهیم علیهماالسلام و محمّد صلی الله علیه و آله ، سرزمین تجلّی کامل جبرئیل بر پیغمبر. سرزمین برّ و برهوت، بی هیچ نشانه و ساختمانی. در اینجا انسان است و آسمان و زمین. عصر درخشنده بازگشت و توبه و انابه. در اینجا آدمی در هاله ای از عظمت و سکوت، الهام و معنویّت، اندیشه و تأمّل، راز و نیاز و مناجات، و دعا و عبادت محو می شود. پیغمبر فرمود: «الحَجُّ عرفه؛ حج همان عرفه است.»

اما باید دانست که رسیدن به درگاه وصال حضرت حق، مکان و زمان نمی شناسد و در محدوده این دو نیست. ما نیز از زیر آسمان خداوند می توانیم به او برسیم؛ چرا که در عرفه، هر زمینی عرفات است.



http://dl10.glitter-graphics.net/pub/1139/1139540gpr9bczcla.gif (http://dl10.glitter-graphics.net/pub/1139/1139540gpr9bczcla.gif)

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۱۵:۰۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_54-nn.gif


روز بخشیدن گناه


صدای زمزمه می‏آید.

سوز دل،

اندوه و غم،

صدای راز و نیاز عاشقانه.

چه حال خوشی دارند این جماعت،

این جماعتی که دعوت شدند و اجابت کردند و اکنون،

آمده‏اند تا میهمان مهربانی خدا شوند؛

میهمان بخشش بی‏اندازه خدا.

هر کس در گوشه‏ای نشسته و زانوی پشیمانی در بغل گرفته و سر در گریبان اندوه فرو برده است و دانه دانه دلتنگی‏اش را با اشک و حسرت به تسبیح می‏کشد.

همه خود را از یاد برده و غرق در دلخوشیِ یاد خدا شده‏اند.
چه قدر این جماعت شبیه هم هستند!

حرف‏هایشان شبیه هم است،

سوز دلشان شبیه هم است،

حتّی خلوت‏هایشان هم شبیه هم است.

آمده‏اند، تا بزرگی خدا را به خودشان گوشزد کنند.

آمده‏اند تا خودشان را پیدا کنند، آمده‏اند تا چشم‏ها،

دست‏ها، پاها و پیکر گناهکارشان را مجازات کنند.
آمده‏اند تا صادقانه به اعتراف بنشینند،

گذشته پر از گناهشان را.

آمده‏اند تا از درگاه خدا،

بخشش گدایی کنند و رستگاری بخواهند.

آمده‏اند تا خود را تسلیم مهربانی و سخاوت خدا کنند.
خدایا! این جماعت،

فقط تو را می‏خواهند، تو را صدا می‏زنند.
حرف دل و زبانشان تویی،

دلیل اشک‏هایشان، سوز مناجات‏هایشان آه و ناله‏های بی‏صدایشان.

اینک آمده‏اند تا از باغ عرفه، گل‏های معرفت بچینند.

آمده‏اند تا تو را بشناسند، تو را ببینند، تو را بفهمند.
پروردگارا! شاخه‏های خشکیده روحمان را به میهمانی باران رحمتت بخوان.

دستان التماس دل‏هایمان را، با دست‏های اجابت بفشار و برف‏های هوس نشسته بر بام احساسمان را به هُرم یک نگاه مهربان آب کن.
خدایا! امروز را، روز عرفه تو و ما قرار ده، روز شناسایی بزرگی‏ات، مهربانی‏ات، کرامتت، و روز بخشیدن بیچارگی ما، درماندگی ما، گناهان ما...


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_54_nn.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۱۵:۱۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_54_nn.gif
قنوتی از ستاره‏ها
سید علی‏اصغر موسوی
گویی هنوز در «عرفات» رو به جلوه‏زار «کعبه» ایستاده و از پرتو چهره نورانی‏اش، صحرا غرق نور شده است! گویی ایستاده و دست‏های پر از اجابت خود را به آسمان گرفته و ملکوت الهی غرق شنیدن عاشقانه‏های اوست:
اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی لَیْسَ لِقَضآئِهِ دافِعٌ وَ لا لِعَطائِهِ مانِعٌ و...
ستایش از آن خدایی است که قضایش را دفع کننده‏ای و عطایش را منع کننده‏ای نیست.
اَللهُمَ إِنّی اَرْغَبُ اِلَیْکَ وَ اَشْهَدُ بِالرُّبُوبِیَةِ لَکَ مُقِرّا بِانَّکَ رَبّی، وَ اِلَیْکَ مَرَدّی،...
الهی، اینک من به سوی تو روی می‏کنم و به پروردگاری‏ات گواهی می‏دهم؛ اقرار می‏کنم که آفریدگار من تویی و بازگشت من به سوی توست، ...
گویی در «کربلا» ایستاده است! و تصویر لاجوردی آسمان، شگفت‏انگیزتر و بشکوه‏تر از همیشه، در ازدحام سپید فرشتگان، گم شده است!
پرتو قنوتش، حتی دورترین ستاره را به تماشا می‏خواند و تسبیح کلمات آسمانی‏اش غلغله در عرش می‏اندازد؛ نگاه حقیقت شناس فرشتگان پر از ستاره است و نغمه «یا حسین» با اشک‏ها و آمین‏های پی در پی، گوشه گوشه آسمان را فرا گرفته است.
امروز، روز عرفه است، روز نیایش، روز ستایش واقعی و توحید محض.
امروز باید عظمت خداوند متعال «جلّ جلاله» را بی‏پرده دید!
امروز باید غیر از آسمان، برای خود سقفی نساخت!
امروز باید سجاده بر خاک نهاد، باید محراب تماشا را تا افق گسترد، باید وسعت لا یتناهی اندیشه و احساس را به هم آمیخت!
امروز، روز طولانی‏ترین نیایش‏های عاشقانه با خداست!
امروز، روز همایش رحمت خداوند است، روز نا امیدی اهریمن، از نارسایی ترفندهایش.
امروز، روز سخاوت حضرت حق «عزّ و جل» است، روزِ «اَللهُمَّ یا اَجْوَدَ مَنْ اَعْطی وَ یا خَیْرَ مَن سُئِلَ وَ یا اَرْحَمَ مَنِ اسْتُرْحِمَ».
امروز، روز اوج‏گیری نور صلوات است که منزلت خاکیان را بر افلاکیان ثابت می‏کند.
امروز، روز استجابتِ «یا مُجیبُ دَعْوَةِ الْمُضْطَرّینُ» است!
امروز، روز عرفه است است، روز نیایشِ خونین حضرت مسلم‏بن عقیل علیه‏السلام ، روز استجابت دعای پیر فرزانه کوفه، شهید عشق حسین علیه‏السلام ، هانی بن عروه رحمه‏الله است! امروز، روز دعا و اشک و «یا حسین» در تمام صحراهای آغشته به عطر کربلاست!
امروز، مؤمنین در سایه‏زار چتر رحمت، دل‏های عاشق خود را به امتحان عشق می‏سپارند.
امروز، روز معراجِ دل‏های کربلایی است که هم‏نوا با کاروان سالار عشق عاشورا، می‏خوانند: لآ اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ الْمُوحِّدِینَ،...
امروز، روز همراهی و هم‏صداییِ متیقن با «یا ربّ یا ربّ»های امام حسین علیه‏السلام است!
امروز، روز زیبای سیر و سلوک عارفانه در عالم بالاست، روز عارفان حقیقی، روز معراج دل، به اعلی علیّینِ تسبیحِ حضرت پروردگار!
امروز، روز پالایش وجود از هر گونه تعلّق و شرک و گناه است، روز توبه!
الهی، به حق امروز که روز نیایش‏های عاشقانه و عارفانه امام حسین علیه‏السلام است، به شرافت «روز عرفه»، در طول سال،
ما را از مغفوران درگاهت قرار بده، نه از محرومان!
الهی، به حق امام حسین علیه‏السلام ،
و به حق مسلم بن عقیل علیه‏السلام ، شناخت قدر و حرمت روز عرفه را به ما بیاموز تا روزی‏مند از رحمت واسعه تو گردیم!
الهی، به حق عبادت اولیای درگاهت در این روز مبارک،
زیارت حجتِ(عج) پنهان از نظرت را در دنیا و شفاعتش را در جهان آخرت نصیبمان گردان. آمین!


http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_54-nn.gif

سوگند
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۱۵:۳۰
باران


آدم رانده شد از بهشت تا در دل عرفات، به گناهش اعتراف کند. حوّا به زمین آمد تا در عرفات دوباره با آدم آشنا شود. روز، روز آشنایی است و حج یعنی عرفات آشنایی‏ها...
امروز عشق با دوازدهمین خورشید تابناکش به عرفه می‏آید و تو می‏دانی که باید آن‏قدر التماس کنی تا تو را به خانه راه دهند. آی جبل الرحمة؛ ای شمالی‏ترین ارتفاع عشق! کجای تو باید با حسین دُعای عرفه خواند؟
امروز در عرفات محشری برپاست. وقتی به فکر چشم‏های نورانی امامت می‏افتی، وقتی می‏دانی که امروز مهدی(عج)، میهمان این سرزمین داغ و پرشور است، دلت می‏لرزد، اندوه هزار نخلستان از علی تا فاطمه، از فاطمه تا کربلا، از کربلا تا مشهد و از مشهد تا سامرا، دلت را می‏جوشاند و بر چشم‏هایت، آیه باران می‏ریزد. زیبانت گُر می‏گیرد از تلاوت نام مقدس مهدی، از ترنم حسین و از شکوه عرفه. از محشر عرفات تا خدا یک قدم بیش نیست، به آغاز خانه رسیده‏ای و با عشق زمزمه می‏کنی: «خدایا من در توانگری خود نیازمند توام، چگونه نیازمند تو نباشم در فقر خودم»
«خدایا! تفکر من در آثار تو مایه دوری دیدار توست مرا به خدمتی گمار که به تو برسم»
باید برسی تا بفهمی، که عرفات یعنی رسیدن! باید جواب بگیری و داخل حریم خانه شوی...
حال گریه داری و باران اشک از گونه‏هایت فرو می‏ریزد؛ تو مانده‏ای و تنهایی و بوی موعود... دلت از کربلا به کوه‏های حجاز می‏رود و می‏آید؛ با دلتنگی آمده، با معرفت به گناهانت، و با این‏که تازه آشنای این‏جا شده‏ای. کاش چشم‏هایت چیزی از جبروت او را می‏دید! کاش می‏فهمیدی او کجای این صحرا خانه دارد! کاش بارانی از عطش، تو را با قطره‏ای عشق جواب می‏داد! کاش، ای کاش‏های تو این قدر نبودند و تو می‏دانستی جواب تنهایی غریب و بی‏وقفه‏ات را! بارانی از گریه بر عرفات می‏بارد امروز؛ بارانی از شور و شعور؛ بارانی از عطش؛ بارانی از موعود.
امیر مرزبان

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۱۵:۴۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_54_nn.gif
چشمه عشق

یا رب این کعبه مقصود تماشاگه کیست
که مغیلان طریقش گل و نسرین من است
دست‏های پر از نیازمان را بر آستان مهربانی‏ات می‏گشاییم و با سر انگشتان پر از التماسمان تنها بر درگاه تو می‏آویزیم.
خدایا؛ تو همانی که
«لَیْسَ لِقضائِهِ دافِعٌ وَ لا لِعَطائِهِ مانِعٌ».
خدایا، تو همانی که در شداید و مصائب تو را خواندم، اجابت کردی، و اگر شکرت کردم، افزونم دادی.
خدایا، تو را به کدام نامت بخوانم که تمام نام‏هایت مقدس است؟ تو را به عطایت بخوانم یا به جلالت، به رحمانیتت، به مهربانی‏ات یا به معبودیتت، به جود و کرمت یا به عفو و بخششت؟
ای خدای کعبه! ما را از خودمان برهان و به خودت برسان.
اکنون که ما را در مقام ابراهیمت جای داده‏ای، اکنون که لباسی محرمیّت را به تن کرده‏ایم و وجودمان را از پلیدی‏ها زدوده‏ایم، اکنون که میان صفا و مروه فقط یا رب، یا رب زمزمه می‏کنیم، و اکنون که در چشمه زمزم ایستاده‏ایم و صدای لبیک از این چشمه می‏جوشد؛ اکنون که در عرفات مناجات، در مقام تعظیم در برابر تو ایستاده‏ایم، به ما نشان ده که چه بودیم و چه هستیم.
یا قابِلَ التَّوْباتِ، من این‏جا نیامده‏ام که توبه کنم و توبه بشکنم، من آمده‏ام که در مقام بنده ناچیز، در برابر جلال و بزرگی‏ات به خاک بیفتم و وجودم را از تاریکی‏ها بزدایم و تنها نیازمند تو باشم.
دست‏هایم را در مقام سپاس در آستان تو بالا می‏گیرم و فریاد می‏زنم
أَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ
فقیر و خسته به درگاهت آمدم، رحمی!
که جز ولای توام نیست هیچ دستاویز.
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_54_nn.gif

سوگند
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۱۵:۵۸
سرزمین اشک‏ها

این‏جا، سرزمین اشک‏هاست؛ بیت‏الحرام عبودیت و زمزم خلوص.
در این‏جا، دل‏ها «هروله‏ی» قرب الهی دارند تا به «مقام ابراهیم» عبودیّت و بندگی دست یابند. و آن سوتر، بیابان «خُم» نمایان است؛ همان‏جا که «غدیر»ی به وسعت سعادت انسان‏ها پدید آمد تا فردا و فرداها، پویندگان حقیقت، در خَمِ غدیرِ خُم، راه را از بیراهه باز شناسند.
آری! فاصله‏ی این دو وادی معرفت، به اندازه‏ی یک لحظه فهمیدن است و یک «بَلی»ی دیگر گفتن.
این‏جا کسانی هستند که با اشک خویش، غبار «هوی»ها را شسته و با سکوت خود فریاد «منیّت»ها را خانه نشین می‏کنند.
این‏جا عرفات است و لباس‏ها همه سفید و دل‏ها همه بی رنگ.
شاید راز روسپیدی سفید، انفاق و ایثار این رنگ باشد. سفید، تمامی رنگ‏ها را داراست، ولی با دست سخاوت، آنها را می‏بخشد و تنها یک رنگ را برای خویش نگاه می‏دارد و آن هم رنگ «بی رنگی» است.
این‏جا، خاک است و فضایی به وسعت تمامی دل‏های پاک. خاک این‏جا، بوی «آدم»های بهشتی می‏دهد. انسان‏ها در این جا، «آدم» شدن را تمرین می‏کنند؛ زیرا روزی که حضرت آدم علیه‏السلام پای بر این وادی مقدس نهاد، هیچ تعلقی نداشت. او بود و خاک بود و عرفات که افتخار میزبانی وی را داشت.
پس، به یقین، رمز آدم شدن، بی‏تعلّقی است؛ راهی هموار که ما را به بلندی «علّم الاسماء» می‏رساند و به «قاب قوسین» رهنمون می‏کند.
گر تو آدم زاده هستی «علّم الاسما» چه شد؟ قاب قوسینت کجا رفته است «اَوْ اَدْنی» چه شد؟
زهد مفروش ای قلندر آبروی خود مریز زاهد ار هستی تو پس اقبال بر دنیا چه شد
این جا در عرفات، کبوترهای مُحرِم، از قفس تن در می‏آیند و با خاک عرفات تیمم می‏کنند. اینان طایران طاهر قدسی‏اند که در سر، سودای پروازی پاک می‏پرورانند.
ناهید طیبی

سوگند
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۱۵:۵۹
لختی آهسته‏تر خورشید!


آفتاب عرفه! لختی آرام‏تر. می‏خواهم ثانیه‏هایی بیش، با نجوا بمانم. لختی آهسته‏تر، می‏خواهم بیش‏تر شعله‏ور شوم. می‏خواهم در برکه‏ای از اشک، وضو بسازم و دو رکعت نمازِ حضور بخوانم. اندکی آرام‏تر، تا از بام پژمردگی درآیم و به سمت بی‏کرانه‏ی آسمان پر گشایم. لحظه‏ای کم شتاب‏تر، نمی‏خواهم! با غروب تو، خورشید آرزوهایم غروب کند.
ثانیه ثانیه‏ی امسالم را بدین امید گذراندم که در عصر امروز، عطر دل‏انگیز آن موعود را در آغوش گیرم؛ همان که شاید در یکی از همین خیمه‏ها، صوت دلربای قرآنش را، میهمان دل‏های حاجیانش کرده است؛ همان که با گرمی حضور خود، عرفات را تابستانِ میوه‏های شیرین معنویت ساخته است؛ همان که ستون خیمه‏اش، تکیه‏گاه دل‏های مشتاق است؛ همان که روزی پشت به دیوار کعبه، نغمه‏ی «انا بقیة اللّه‏» را برمی‏آورد و پیراهن مشکی کعبه را به در خواهد آورد؛ همان که ابراهیم بت‏خانه‏های کفر و نفاق خواهد بود و گلستان‏ساز آتشخانه‏ی بغض و عداوت؛ همان که نامش، روح بخشِ «همان که»هایِ من است!
نمی‏دانم ناله‏ی «اللهم کن لولیک» را در کدام سوی این صحرا اجابت گفته است و خلوت کدام خیمه را محلّ جلوتِ خویش گردانیده است! نمی‏دانم کدام چشم، آشیانه‏ی تصویر فرزند فاطمه علیهاالسلام شده است! نمی‏دانم یعقوبِ کدام کنعان، یوسف پیراهن او را به تماشا نشسته است! نمی‏دانم کدام آینه، صلابت او را به تحیّر نگریسته است! و نمی‏دانم ... کدام پرده، میانِ من و او، حجاب شده است که چشمانم بی‏قرارند!
ای غروب عرفه! سلام مرا به مسافر همیشه‏ی خود برسان و چشم به راهیِ مرا برای آن سوار سپیده بازگو کن!
جواد محمد زمانی

سوگند
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۱۶:۰۲
عرفه؛ فرودگاه کل یوم عاشورا


حجّ را واگذاشت تا کعبه‏ای دیگر بنا سازد؛ همان که دعای عرفه‏اش را بین راه می‏خواند. ابراهیمِ کربلا، مُحرِمِ حجّی دیگرگونه است؛ حجّی که از حلقوم اسماعیلش زمزمِ خون می‏جوشد و سعی صفا و مروه‏اش، هنگامه‏های خیمه تا میدان است. عاشورا، عید قربان اوست. عرفه‏ی او، ناله‏هایی است که به شوق شهادت، به آسمان پر می‏کشد. تلبیه، «هل من ناصرٍ ینصرنی» است؛ فریادی برای نجات بشریت از چاه بت‏ها و بتگرها.
عرفه، پنجره‏ای است باز شده به عاشورا که نسیم دل‏انگیز عشق و ایثار و شهادت در آن می‏ورزد. عرفه، فرودگاهِ «کلُّ یومٍ عاشورا» است. عرفه، آفتابْ خانه‏ی «هیهات من الذّله» است. عرفه، یک خیمه مانده به «قتیل العبرات» است. عرفه، حسینیّه‏ی «ثاراللّه‏» است. عرفه، ندبه‏گاهِ «السلام علی الشَّیْبِ الخضیب» است. عرفه، «الرحیل الرحیلِ» کاروان عاشقان است. عرفه، پیوندِ حجّ و عاشورا و ظهور است. عرفه، پایگاه ابراهیم، مناجات خانه‏ی محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وس م ، مقتلِ حسین علیه‏السلام و تجلی‏گاهِ مهدی(عج) است. عرفه، باورگاهِ «ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة» است. عرفه، خیمه‏گاه است، علقمه است، قتلگاه است و ... عرفه، نام دیگر کربلاست!
گام به گام با دعای عرفه، به زیارت حسین علیه‏السلام می‏رویم و شرحه شرحه درد فراق را از سینه به لب خواهیم آورد. دل‏هامان لبیک زده‏ی آن ملکوتی است که تنها به قتلگاه رفت و نغمه‏ی «الهی رضا برضاک» برآورد. دل‏هامان، عطش زده‏ی آن فراتی است که تشنه، پا در رکاب کرد و به پیکاری دیگرگونه پرداخت. دل‏هامان، خون گریه کرده‏ی غروبی است که نیزه‏ها و شمشیرها، مردی از تبار آفتاب را در آغوش گرفته بودند ... و دل‏هامان، بی‏قرار دعای عرفه است که پایانی سرخ داشت!
جواد محمد زمانی

سوگند
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۱۶:۰۳
عرفات دل

امروز، به عرفاتی که در «من»، قد کشیده است، با تمام دلم قدم می‏گذارم! فرصتی دست داده، تا خود، این مدّعی عنوان خلیفه اللّهی را، به پای میز محاکمه بکشانم. باید لحظه‏های خطا کارم را، بی‏هیچ تعارفی، به قضاوت بنشینم! گذشته‏ی اندوهگینم را عارفانه بنگرم و صادقانه به اعتراف برخیزم.
فردا دیر است! امروز، باید خودم را بشناسم! بدانم کیستم و کجای عالم ایستاده‏ام؟!
ای روح خسته و آشفته‏ی من! شتاب کن! بلندتر قدم بردار! دیار معرفت، نزدیک است و من، بوی خوش «عرفه» را می‏شنوم! امروز، می‏خواهم غل و زنجیر اسارت از پایت، بگشایم و یوق بندگی «تن»، از گردنت بردارم! می‏خواهم به بال‏های همیشه بسته‏ات، وسعت پرواز ببخشم! ... با من بیا!
تو را به سرزمینی می‏برم که تمام سروهایش، از بار تعلّق آزادند! به دیاری که زیر «چرخ کبودش»، تمام «همّت‏ها» رنگ «او» را دارند و دل‏ها، «هروله‏ی» قُرب و اشک‏ها، طعم نیاز و سرها، همه سودای بندگی‏اش را! تو را به سرزمینِ کشف و شهود می‏برم؛ تاعظمتِ گشمده‏ات را بیابی و وسعتِ بی‏نهایتت را به تماشا بنشینی! فردا دیر است! همین امروز، باید دنیای درونم را بشناسم و سرگردانی‏ام را به مقصد برسانم! راه سخت و طولانی است و من، توشه‏ای جز حسرت و گناه، به همراه ندارم! باید تا قلّه‏ی «ندامت» صعود کنم و گردنه‏های وحشتناک «جهل و هوی» را دور بزنم. باید از آهِ جانسوز توبه، آتش‏فشان خاموشِ وجدانم را شعله‏ور سازم.
باید از برهوت «منیّت‏ها» عبور کنم و دریا دریا گناهم را پشت سر بگذارم!
آه، چه راهِ دشواری را پیش رو دارم!
باید امروز در عرفاتِ وجودم جاری شوم و از رایحه‏ی دل‏انگیزِ «دعا»، مست و سرشار.
امروز، وسعتِ بی‏نهایت خدا را، به رُخ خود خواهم کشید! باید امروز، ساکنان عرش و ملکوت، با فریاد «اَنْتَ الّذی»های من، هم‏آوا شوند و از اعتراف «انا الّذی»،هایم، به شِکوه، آیند!
امروز، صحرای عرفاتِ وجودم را، به بهشتِ دل انگیزی از «عرفه» مبدّل خواهم ساخت و هم‏زمان با هبوط «منیّت‏ها»، لحظه‏ی قشنگِ تولّد «آدمیّتم» را جشن خواهم گرفت.
خدیجه پنجی

سوگند
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۱۶:۰۴
هنگامه‏ی حضور

در بهار فرصت عمر، روزها و شب‏هایی است به زیبایی «لیلة القدر»؛ بهتر از هزار روز و هزار شب، روزها و شب‏هایی که جاودانه‏اند و پلکان جاودانگی‏اند؛ پرشور و پرنور و پرفیض و پربرکت. چشمه‏ی نور و صفا از بستر وجود آن می‏جوشد. روزها و شب‏هایی که می‏توان با خواندن نغمه‏ی «معرفت»، شهد «عبودیت» را چشید، و «عرفه» از آن روزهاست. روزی که اکسیر لطف الهی، دل‏های زنگار گرفته از گرد و غبار عصیان و غفلت را، زندگی می‏بخشد.
«عرفه»، روز معرفت است، روز جاودانگی و ابدیت، روز عشق و فرزانگی.
روزی که غبار عصیان و افسار گسیختگی، از قلب‏ها زدوده می‏شود؛روزی که هنگامه‏ی حضور و شوق «توبه» است. «عرفه»، روزی است که ملایک در عرفات، سبد سبد گلواژه‏های رحمت الهی و طَبق طَبق شیرینی اجابت در دست، می‏رسند.
«روز عرفه»، روز عشق است و مهربانی؛ روز بهار فرصت‏ها و هنگام رویش گلستان «رحمت» است.
«عرفه» نگین انگشتری ذی‏حجه است، نغمه‏ی زیبای شکفتن در باغ صفا و مروه، شعر مشعر دل، صفای «صفا دلان»، مروّت «مروه پویان» و زمزمه‏ی «زمزم نوشان» است.
«عرفه»، روز اشک است و ناله. «عرفات»، سرزمین اشک‏ها، سرزمین عشق، سرزمین میعاد، سرزمین نور و سرور، سرزمین تقوا و توبه و سرزمین درد و درمان است. از گوشه گوشه‏ی این دشت، ندای «لَبَّیْکَ، اَللَّهُمَّ لَبَّیْک، لَبَّیْکَ لا شَرِیکَ لَکَ لَبَّیْکَ ...» به عرش برین می‏رسد.
گوش کن! می‏شنوی؟ نگاه کن! می‏بینی؟ در بی‏کران دشت عرفات، هیچ نجوایی جز نیایش عاشقان به گوش نمی‏رسد؛ هنوز زیباترین نغمه‏ای که عرش را می‏لرزاند، مناجات عرفه‏ی پاره‏ی تن رسول و نور دیده‏ی بتول است که در خلوت این صحرای ملکوتی، در برابر معبودش زانو زده و دست‏هایش به‏سوی آسمان بلند است. گاه تبسمی بر لبانش نقش می‏بندد و گاه سیل اشک امانش نمی‏دهد.
«عرفه»، روز حسین علیه‏السلام است و حسینی شدن؛ دل بر حسین علیه‏السلام سپردن و هم نوا با حسین علیه‏السلام خواندن.
«عرفه»، روز دعاست و دعا، قرارگاهِ اجابت در درگاه رحمت پروردگار حسین علیه‏السلام .
«عرفه»، روز خداست و خدایی شدن. در عرفه، می‏توان دستان رحمت خدا را بر سر بندگان حس کرد. حجتش بی‏پرده نمایان است و رحمتش بی‏کران. «عرفه»، روز شکستن بت‏های درون است روز بریدن از خاک و پیوند با افلاک.
الهام موگویی

سوگند
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۱۶:۰۶
پهن دشت عرفات



جلوه‏گاهی است که در آینه‏اش
چهره‏ی روشن وحدت پیداست
همه در زیر یکی سقف بلند
به مناجات و عبادت مشغول
اشک بر دیده و با بار گناهی بر دوش
همه در راز و نیاز،
جامه‏ای ساده و یکسان بر تن.

:Gol:

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۱۷:۱۶
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_01389808598935941576.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۱۷:۱۸
http://www.shiaupload.ir/images/41610252234098086658.jpg

رو به سوي تو نمودم كه پناهم بدهي






نـعمـت مغفرت و عـفو گنـاهـم بـدهـي


http://ayehayeentezar.com/images/icons/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gif




گر پناهم ندهي مي روم آخر از دست






دارم اميد كه اي دوست پناهم بدهي


http://ayehayeentezar.com/images/icons/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gif




گر تو راهـم ندهي مشكـل مـن حـل نشـود






حل شود مشكلم آن لحظه كه راهم بدهي


http://ayehayeentezar.com/images/icons/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gif




نالـه وآه شده كـارمن آيـا چـه شود






اثري هم توبه اين ناله وآهم بدهي




http://ayehayeentezar.com/images/icons/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gif


ته چاه هوس افتادم و آسوده شوم






آن زمانيكه نجات از ته چاهم بدهي


http://ayehayeentezar.com/images/icons/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gif




روز من گشته ز تاريكي غفلت چون شب






چـه شـود خـاتمـه بـر روز سياهـم بـدهي




http://ayehayeentezar.com/images/icons/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gif


زآنچه دادي به كسانيكه مقرب گشتند






چه شود از كـرمـت نيز به مـاهم بدهي

http://www.shiaupload.ir/images/07034647076292432635.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۲۰:۳۷
http://www.shiaupload.ir/images/90169442136080930447.jpg
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/11153520993171432399.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/4bkliwqu4ljmk8xm4kja.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/82267837111751960989.gif

روز عرفه
روز بارش چشم های خاکیان

بر شما آسمانیان تهنیت.

و التماس دعا در لحظات قشنگ خلوتتان .

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/11153520993171432399.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/4bkliwqu4ljmk8xm4kja.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/82267837111751960989.gif

مجیب
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۲۱:۰۰
http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1110/10128.jpg



امام صادق علیه السلام: هر کسی که خدا خیر خواه او باشد، محبت امام حسین و زیارتش را در دل او می اندازد
و هر کس که خدا بدخواه او باشد کینه و خشم امام حسین و خشم زیارتش را در دل او می اندازد.
وسائل الشیعه ج ۱۰ص ۳۸۸
روز عرفه: روز زیارتی آقا اباعبدالله(ع)

مجیب
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۲۱:۱۳
http://najva.persiangig.com/image/najva%207/ZARIH.jpg



حاجیان گرم دعا و زائر اصلی برفت
رفته سمت کربلای پر بلا امشب حسین
:Sham::Sham::Sham:

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۲۱:۲۳
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/11153520993171432399.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/07034647076292432635.gif http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/82267837111751960989.gif

چه روزهاي با عظمتي است ...

موسي به طور ميرود،

ابراهيم با اسماعيل به قربانگاه ؛

محمد با علي به غدير ؛

حسين با عباس به کربلا ....

وما به استقبال محرم .......


http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/11153520993171432399.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/07034647076292432635.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/82267837111751960989.gif

مجیب
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۲۱:۵۱
تنگ غروب و ساحلِ شور و نواي عرفه
شكسته كشتي دلم، به ناله هاي عرفه


بر پرِ سجاده‌ي دل، گره نشسته، وا نما
اي گل سجاده نشين، به يك دعاي عرفه

به روي خاك بسته‌ام، تيمم نيايشي
تو را قسم اشارتي، بر اين گداي عرفه

دخيلِ بندِ خيمه‌ي عزيزِ آل كوثرم
شفا بده مريض را، تو اي شفاي عرفه

قسم به جد اطهرت، قسم به اشك مادرت
به هر نفس بخوانمت، به نغمه‌هاي عرفه

رها نمي‌كنم تو را، غريب دشتِ زمزمه
من و غروبِ قسم و تو و خداي عرفه

چه كرده‌اي تو با دلم، در اين نسيمِ واپسين
به روضه‌اي مهار كن! تو عقده هاي عرفه

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۴, ۲۳:۱۶
http://www.shiaupload.ir/images/34501545866291280906.jpg

http://www.shiaupload.ir/images/00620595302392261069.gif



خدایا ...
خدايا، مرا راهي ده كه فقط به در خانه ي تو توانم آمد .
دستي ، كه فقط در خانه تو توانم كوفت .
خدايا، من را چشمي ده كه فقط گريان تو باشد وسينه اي كه فقط سوزان تو .
به من نگاهي ده كه جز رو ي تو نتوانم ديد .
وگوشي كه جز صداي تو نتواند شنيدخودت را معشوقترين من قرار ده .
مرا عاشقترين خويش...
مبادا دل من اسیر کوی دیگری شود وپیشانی محبت من بر خاک دیگری بساید.
خدايا مرغ دلم كه در دام توست، مبادا كه ياد آشيان دیگری کند.

خدایا...

نكند كه روي از من بتابي ونشود كه نگاه حيران مرا منتظر بگذاری

ای پاسخ دهنده و اي اجابت كنندهhttp://ayehayeentezar.com/images/smilies/4bkliwqu4ljmk8xm4kja.gif




http://www.shiaupload.ir/images/00620595302392261069.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۲۵, ۰۰:۱۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_95584914553690306589.jpg
روز عرفه،
روز شناخت است.
عرفه روزي است كه خداي
سبحان بندگان خود را به عبادت و
اطاعت خويش فرا مي خواند و خوان كرم و
احسان و لطف خود را براي آنان مي گسترد و
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/11153520993171432399.gifدرهاي مغفرت و بخشش و رحمتش را بر روي آنان مي گشايد. http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/82267837111751960989.gif
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/11153520993171432399.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/07034647076292432635.gif http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/82267837111751960989.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۵, ۰۰:۴۳
http://smiles.al-wed.com/smiles/13/anyaflower19.gif
شرح دعاي عرفه، خون دلِ خونِ خداست
فلسفه ي وجودي اش، غم تمام انبياست

بر دل حكومت مي كند هر جمله اش داني چرا؟
چون عرفه ورودِ به، محرم و كربلاست

http://smiles.al-wed.com/smiles/13/anyaflower19.gif

سوگند
۱۳۸۹/۰۸/۲۵, ۰۷:۲۳
امام حسین علیه السلام و روز عرفه

آنچه عرفه را ممتاز می کند، وقوف نیم‌روزی آن و آنچه این وقوف را معنا می بخشد، مناجات است و زیباترین مناجات، عرفه حسین بن علی (ع) است. امام حسین (ع) در روز عرفه ، در عرفات حضور دارد. از خیمه خویش بیرون می آید. جمعی با او همراه ‌اند. حضرت دست ها را به نشانه دعا، بلند می کنند و سپس دعا می خوانند؛ دعایی که جاودانه شد، همانند خود امام.

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۲۵, ۰۸:۰۷
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/11153520993171432399.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/07034647076292432635.gif http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/82267837111751960989.gif

دل در جوشش ناب عرفه،
وضو مي گيرد و در صحراي تفتيده عرفات، جاري مي شود.
آن جا كه ايوان هزار نقش خداشناسي است.
لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند. دل، بيقرار روح عرفات،
حضرت اباعبدالله الحسين (ع) شده است.
پنجره باران خورده چشم ها از ضريح اجابت، تصوير مي دهد و اين صحراي عرفات است كه با كلمات روحبخش دعاي امام حسين (ع) و اشك عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش مي كند. اشك و زمزمه ما را نيز بپذير، اي خداي عرفه.
در اين روز حجاج بيت ا... الحرام با وقوف در صحراي عرفات با خداي خويش به مناجات مي پردازند و دعاي عرفه امام حسين(ع) را قرائت مي كنند.
مسلمانان نيز در گوشه گوشه اين كره خاكي در اين روز همه با هم نجوا كردند:
"خداي من، من به گناهانم اعتراف مي كنم،
آنها را ببخش، منم كه بد كردم، منم كه خطا كردم، منم كه تصميم به گناه گرفتم،
منم كه ناداني كردم."
مسلمانان با شركت در آيين پرفيض و ملكوتي دعاي عرفه، با ريختن اشك عشق، از معبود خود طلب عفو كرده و براي گناهان گذشته خود از ذات اقدس الهي طلب مغفرت كردند.
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/11153520993171432399.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/07034647076292432635.gif http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/82267837111751960989.gif
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_95975345457632035410.jpg
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/11153520993171432399.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/07034647076292432635.gif http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/82267837111751960989.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۲۵, ۰۹:۲۴
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/11153520993171432399.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/07034647076292432635.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/82267837111751960989.gif

شرح بخشي از دعاي عرفه با بيان زيباي دكتر شريعتي
خداي من!
خواندمت پاسخم گفتي
از تو خواستم عطايم كردي
به سوي تو آمدم آغوش رحمت گشودي
به تو تكيه كردم نجاتم دادي،
به تو پناه آوردم حمايتم كردي
خدايا!
از خيمه‌گاه رحمتت بيرونمان مكن
از آستان مهرت نوميدان مساز
آرزوها و انتظارهايمان را به حرمان مكشان
از درگاه خويشت ما را مران
اي خدا مهربان!
بر من روزي حلالت را وسعت بخش
و جسم و دينم را سلامت بدار
و خوف و وحشتم را به آرامش و انست مبدل كن
و از آتش جهنم رهايم ساز.
خداي من!
تو چقدر به من نزديكي با اين همه فاصله‌اي كه من از تو گرفته‌ام.
تو اين قدر دلسوز مني!
خدايا!
تو كي نبودي كه بودنت دليل بخواهد؟
تو كي غايت بودي كه حضورت نشانه بخواهد؟
تو كي پنهان بوده‌اي كه ظهورت محتاج آيه باشد؟
كور باد آن چشمي كه تو را ناظر خويش نبيند
كور باد نگاهي كه ديده‌باني نگاه تو را درنيابد
بسته باد پنجره‌اي كه رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود
و زيان كار باد سوداي بنده‌‌اي كه عشق تو نصيب ندارد.
خداي من!
مرا از سيطره ذلت بار نفس نجات ده و پيش از آنكه
خاك گور بر اندام نشيند از شك و شرك رهايي‌ام بخش
خداي من! چگونه نوميد باشم در حالي‌ كه تو اميد مني!
چگونه سستي بگيرم در حالي كه تكيه‌گاه مني!
خداي من!
اگر آنچه از تو خواسته‌ام. عنايت فرمايي محروميت از غير از آن زيان ندارد
و اگر عطا نكني و هر چه عطا جز آن منفعت ندارد
يارب! يارب!يارب
http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/11153520993171432399.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/07034647076292432635.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/82267837111751960989.gif

آساره
۱۳۸۹/۰۸/۲۵, ۰۹:۳۷
و امروز روز "تكبير" است؛ تكبيرى گويا، كوبنده، محكم و بامحتوا، تكبيرى كه‏ بازتابش كاخ ستمگران را به لرزه درآورد و قلب ستم ‏ديدگان را شاد سازد؛ تكبيرى كه دشمنان را براى هميشه از ضربه زدن به اسلام، نوميد گردان.

آساره
۱۳۸۹/۰۸/۲۵, ۰۹:۴۳
چه روزهاي با عظمتي است ...

موسي به طور ميرود،

ابراهيم با اسماعيل به قربانگاه ؛

محمد با علي به غدير ؛

حسين با عباس به کربلا ....
http://www.roozgozar.com/piczibasazi/zibasaz/02/www.roozgozar.com-060.gif (http://sl.glitter-graphics.net/pub/1029/1029630vualnd8ku6.gif)

عیدتون مبارک

زینب_الگوی صبر
۱۳۸۹/۰۸/۲۵, ۱۰:۰۲
http://www.shiaupload.ir/images/00620595302392261069.gif



خدایا ...
خدايا، مرا راهي ده كه فقط به در خانه ي تو توانم آمد .
دستي ، كه فقط در خانه تو توانم كوفت .
خدايا، من را چشمي ده كه فقط گريان تو باشد وسينه اي كه فقط سوزان تو .
به من نگاهي ده كه جز رو ي تو نتوانم ديد .
وگوشي كه جز صداي تو نتواند شنيدخودت را معشوقترين من قرار ده .
مرا عاشقترين خويش...
مبادا دل من اسیر کوی دیگری شود وپیشانی محبت من بر خاک دیگری بساید.
خدايا مرغ دلم كه در دام توست، مبادا كه ياد آشيان دیگری کند.

خدایا...

نكند كه روي از من بتابي ونشود كه نگاه حيران مرا منتظر بگذاری

ای پاسخ دهنده و اي اجابت كنندهhttp://ayehayeentezar.com/images/smilies/4bkliwqu4ljmk8xm4kja.gif



http://www.shiaupload.ir/images/00620595302392261069.gif


http://ayehayeentezar.com/images/smilies/4bkliwqu4ljmk8xm4kja.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/smilies/4bkliwqu4ljmk8xm4kja.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/smilies/4bkliwqu4ljmk8xm4kja.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/smilies/4bkliwqu4ljmk8xm4kja.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/smilies/4bkliwqu4ljmk8xm4kja.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/smilies/4bkliwqu4ljmk8xm4kja.gif

فرشته نجات
۱۳۸۹/۰۸/۲۵, ۱۰:۱۵
درروز عرفه با زبانی که با آن گناه نکردی دعا کن....چه خوب

است در این روز با زبان دیگران مورد رحمت حق قرار

گیریم....پس به یاد هم باشیییییم.:Moshtagh:

qalbesalim
۱۳۸۹/۰۸/۲۵, ۱۰:۱۷
http://t3.gstatic.com/images?q=tbn:oii3q-vok45s5M:http://www.teribon.org/base/img/2010/11/L_4bffcdfb-e7c4-4d61-99ec-2862e15f025b.jpg (http://www.askquran.ir/imgres?imgurl=http://www.teribon.org/base/img/2010/11/L_4bffcdfb-e7c4-4d61-99ec-2862e15f025b.jpg&imgrefurl=http://www.teribon.org/archives/29981&usg=__5hNP_K8RBrNsPCxq41WtsmJTy_0=&h=530&w=370&sz=49&hl=fa&start=8&zoom=1&tbnid=oii3q-vok45s5M:&tbnh=132&tbnw=92&prev=/images%3Fq%3D%25D8%25B9%25D8%25B1%25D9%2581%25D9%2 587%26hl%3Dfa%26gbv%3D2%26tbs%3Disch:1&itbs=1)





من که هر آنچـه داشتم، اول ره گذاشتم


حال برای چون توئی، اگر که لایقم بگو...

حتما با خودت می گویی الان که دیگر وقتش نیست . باور کن هیچ روزی برای شناختن دیر نیست! او، من وتو را آنقدر دوست دارد که هر روزی به سراغش برویم، به رویمان لبخند می زند. برایش مهم نیست تو با قلب پاکت باشی یا من با زنگارهای قدیمی قلبم... لبخندش برای همه یکسان و زیبا و جان بخش است! تو فقط بگو لبیک...
* می گویند خیلی وقت بود که آدم(ع) آمده بود به زمین. آن روز نشسته بود روی کوه "صفا" و دلش حسابی گرفته بود( 8ذی الحجه). یادش نمی آمد توی این 300 سال گذشته چند میلیون بار، معذرت خواسته بود از خدا به خاطر آن سیب!!! اما... خدا بالاخره لبخند زد به رویش. توبه اش را پذیرفت. آدم که بلند کرد سرش را، حوّا را دید که روی کوه "مَروه" نشسته، مثل خودش. خیلی وقت بود او را ندیده بود (حدود 300سال)... خیلی فکر کرد ... روز بعد یادش آمد آن غریبه ی آشنا همان حوّای خودش بوده( 9 ذی الحجه = عرفه) . 1
البته داستان دیگری هم هست :
** سالها بعد، یکی از فرزندان شان، پیام رسان خدا شد: ابراهیم(ع)! خدا، ابراهیم را دوست داشت. آنقدر که لبخندش برای او فرق می کرد با تمام لبخند های دیگرش.ابراهیم دست اسماعیلش را گرفته بود و از آن کوه بالامی رفت (روز عرفه).نه گِله ای بود، نه شکایتی... آخر او عاشق بود. اما انگار... خدا عاشق تر بود.چاقو تیز بود… ولی گردن پسر را نبرید!!! ابراهیم (ع) نفسش را ذبح کرده بود !2
***نمی توانم از همه بگویم و از او نامی نیاورم. همان که... غوغا می کند نجوای عاشقانه روز عرفه اش. روز عرفه، توی صحرای عرفات، آخرین حج... حج نیمه تمامش را گذاشت و راهی کربلا شد.
حج را واگذاشت تا کعبه ای دیگر بنا سازد ، همان که دعای عرفه اش را بین راه می خواند. ابراهیم کربلا ،محرم حجی دیگر گونه است ، حجی که از حلقوم اسماعیلش زمزم می جوشد و سعی و مروه اش ،هنگامه هیا خیمه تا میدان است .عاشورا ،عید قربان اوست .عرفه او،ناله هایی است که به شوق شهادت ،به آسمان پر می کشد .تلبیه " هل من ناصر ینصرنی " است ،فریادی برای نجات بشریت از چاه بت ها و بتگر ها
عرفه پنجرهایی است باز شده به عاشورا که نسیم دلانگیز عشق و ایثار و شهادت در آن می وزد.عرفه فرودگاه "کل یوم عاشورا " است. عرفهآفتاب خانه " هیهات من الذله "است . عرفه ،یک خیمه مانده به قتیل العبرات است . عرفهحسینیه ثارالله است .عرفه ندبه گاه "السلام علی الشیب الخصیب " است . عرفه "الرحیلالرحیل "کاروان عاشقان است . عرفه پیوند حج و عاشورا و ظهور است .عرفه باورگاه "انالحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه " است .عرفه ،خیمه گاه است ،علقمه است ،قتلگاهاست ، و ...... عرفه نام دیگر کربلاست
بقیه قصه را خودت بهتر از من می دانی... فقط اگر تا حالا وقت نکرده ای دعا را بخوانی، حتما به درد دلش با خدا 3 نگاهی بینداز... ضرر نمی کنی، مطمئن باش.
**** می گویند روزعرفه ، درصحرای عرفات ، حال و هوای دیگری ست.
می گویند خیلی ها او را دیده اند و شنا خته اند! و توی عرفات، عارف شده اند.
می گویند او هر سال روز عرفه راه می رود در آن صحرا و دعا می خواند... برای من و تو... و برای خودش... برای ظهور خودش شاید!
چه رفته باشی عرفات و چه نرفته باشی...
عاشقی ات مبارک و قربانی ات قبول!
مراقب نفس پاکت باش (که بدی هایش را همین فردا قربانی خواهی کرد). 1سال دیگر مانده تا عرفه بعدی! نگذار لکه های کوچک گناه بنشینند رویش...
*****راستی هر روزکه حس کردی لبخند مهربان خدا را دیدی، آن روز، روز عرفه توست...
برای ما هم دعا کن . قربانت ... بیابانی تشنه باران

پ.ن1: اقتباس از کتاب نجوای عارفانه ( شرح دعای 47 صحیفه سجادیه- دعای روز عرفه)
پ.ن2: همان
پ.ن3: مفاتیح الجنان – قسمت فضیلت ما ه ها – دعای امام حسین (ع) در روز عرفه

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۰۸/۲۵, ۱۳:۰۷
http://www.shiaupload.ir/images/52843535105215190903.jpg
http://s7.aks98.com/images/99187103335118989017.gif
خدا یا !

من عشق به تورا هم از تو میخواهم و عشق به عاشقان تورا

و عشق به هر کاری که مرا به تو نزدیک کند

خدایا !

عشقت را در دلم انداز و عشق به اولیائت را و عشق به جاده منتهی به

سوی تورا و عشق به علامات راهنمای به سوی تو ، و عشق به

زائران و رائدان راه تورا.

خودت را معشوق ترین من قرار ده و مرا عاشق ترین خویش

گلدانهای آرزوی مرا به خشکی منشان و نردبان امید را از زیر پای دلم

مکشان و تا پایان این راه بی پایان مرا به خودم وا مگذار و دستم را

بگیر

خدا یا !

توفیق اطاعت و بٌعد معصیت ، آنچنانم عطا کن که تا قله ی شفاعت

محمد (ص) صعود توانم کرد و تا گذرگاه نسیم غفران تو توانم رسید.

ای کریم ترین برای حاجتمندان ، ای مهربانترین برای قاصدان ، ای

مونس ترین برای تنهایان و بی کسان ، ای مامن ترین برای آوارگان ،

ای گرم ترین آغوش برای وا ماندگان ، و ای پر قدرت و مهر ترین

دست برای مستمندان ،

من دست نیاز و واماندگی و حیرانی به دامان صمدیت و جبروت و

سبحانی تو آویخته ام . دستم را به تازیانه ی حرمان میازار و به خنجر

یاًس کوتاه مکن


http://ayehayeentezar.com/images/smilies/sfe4adlkulmzentukza.gifآمین یا رب العالمینhttp://ayehayeentezar.com/images/smilies/ul9zeb3qtxect1lrbvyu.gif

http://s7.aks98.com/images/99187103335118989017.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۲۵, ۱۶:۳۰
http://www.shiaupload.ir/images/22216496742866637980.gif
اي امير عرفه يوسف زهرا مهدي
حاجتي غير ظهورت به خدا نيست که نيست
http://www.shiaupload.ir/images/22216496742866637980.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۲۵, ۱۶:۳۲
http://www.shiaupload.ir/images/22216496742866637980.gif
اي خدا مهربان
بر من روزي حلالت را وسعت بخش
و جسم و دينم را سلامت بدار
و خوف و وحشتم را به آرامش و انست مبدل كن
و از آتش جهنم رهايم ساز.
خداي من
تو چقدر به من نزديكي با اين همه فاصله‌اي كه من از تو گرفته‌ام.
تو اين قدر دلسوز مني!
عرفه آمد ومن هنوزدرکوچه پس کوچه های تنگ وتاریک دلم سرگردانم
هنوز دلتنگم و هنوز غریب....
امسال هم عرفه،
اجازه ندادند عرفات باشم....
نتوانستم همنفس با فرشتگان و همصدا با مولایم در بهترین سرزمین"عرفات" نیایش کنم........
عرفه روز دعاست.خداخودبه دعا امر فرمودند وبه اجابت ،ضمانت.
چه دعایی باید کرد؟
چه گفت؟
چه خواست؟!!
http://www.shiaupload.ir/images/22216496742866637980.gif


اللهم عجل لوليك الفرج

neginsabz
۱۳۸۹/۰۸/۲۵, ۱۶:۳۴
http://www.shiaupload.ir/images/22216496742866637980.gif
عرفه آمد و من باز مصفـــــا نشدم
حاجي معتکف يوسف زهــــــرا نشدم
همه گشتند سفيد و دل من هست سياه
باز هم شکر که پيش همه رسوا نشدم
هر طبيب درد مرا ديد، بکرد زود ردم
کار از کار گذشت،ليک مـــداوا نشدم
من به دنبال توأم ، يا که به دنبال خودم
هر کجا درپي خود گشتم و پـيدا نشدم
هر چه ناليدم اثر بر دل دلدار نکرد
باب ميل دل پر غص? مــــولا نشدم
عرفــات دل من بوي محرم دارد
چه کنم زائر آن تربت سقــــا نشدم
من چه دانم چه به روزدل ارباب گذشت
من که بي لشکرو بي ياور و تنها نشدم
من شنيدم که روي سين? او بنشستند
من لگد کوب سم مرکب اعـــدا نشدم
من شنيدم غم او،واي به آنکه ديده
لحظه اي مثل دل زينب کبري نشدم
من کجا مثل حسين داغ برادر ديدم
مثل او بر سر نعش قمــــرم تا نشدم
من از آن روز که از چشم شما افتادم
دست و پاها زدم ، افسوس دگر پانشدم
http://www.shiaupload.ir/images/22216496742866637980.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۸/۲۵, ۱۷:۵۶
عرفه، پنجره اي به عاشورا

http://img.tebyan.net/big/1385/10/552311296712510914842253531262331208132.jpg

عرفه ، نغمه يا حسين عليه السلام

حج را رها کرد. کعبه تن ها را واگذاشت تا کعبه اي براي دل ها بسازد. ذي الحجه او محرّم است. او در سرزمين کربلا احرام مي بندد. ابراهيم خواهد شد و اسماعيلش کودکي شش ماهه خواهد بود. سعي صفا و مروه اش از خيمه تا ميدان است. عيد قربان او عاشوراست. زمزم او اشک چشمان اهل حرم است و عرفات او، آري عرفات او، سينه هاي سوزاني است که هر شب و روز، نغمه «يا حسين» سر مي دهند.

اول زائران حسين

سلام بر تو اي چراغ هدايت و اي کشتي نجات! نجواي عاشقانه ات در عرفات به گوشمان رسيد. شهادت به يگانگي پروردگار با تمام اعضا و جوارحت را دريافت کرديم. ملکوتيان با نجواي تو همراه شدند و به ندبه نشستند. عرشيان از زمزمه هايت در شگفتند و معناي «اِنّي اَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُون» را به نظاره نشسته اند. حَجّت را در قربانگاهِ کربلا تمام کردي اي معناي بندگي! و چه خوب درک مي کنم که چرا خداوند در روز عرفه، اول زائران تو را مي نگرد، بعد زائران کوي خود را.

بوي شهادت

لبيک يا حسين عليه السلام ؛ لبيک اي حقيقت حج. بانگ «الرحيل الرحيلِ» تو پس از سال ها هنوز در گوش هامان طنين انداز است. اي حاجي ملکوت، ما طواف کنندگانِ کعبه نفس را از اسارت دنيا وارهان و به کربلاي سُرخ ات برسان؛ آن جا که «هيهات من الذِّلّة» طنين انداز است و «هَل من ناصرٍ يَنصرنيِ» تو همه را بي قرار مي کند؛ آن جا که عرفه، رنگ و بوي شهادت مي گيرد.

قربانگاه

اي سالار شهيدان، از تو چه پنهان که دلم هواي کربلا کرده است. مي خواهم حج را رها کنم و با پاي دل به کربلا بيايم. مرا با زمزمه هاي دعاي عرفه ات هم سفر کن! آري، با تو خواهم آمد. در کعبه تو نماز خواهم گزارد و حجّ ام را در قربانگاهت تمام خواهم کرد. دعاي عرفه را کنار تو خواهم خواند؛ کنار تو که عرفاتِ هر غريب و آشنايي!

خيمه يار

اي دل، با توام! حسين فاطمه عليه السلام به کربلا مي رود. تو که تا عرفات آمده اي، چند قدم بيشتر تا خيمه «قتيل العبرات» نمانده است. برخيز و با دعاي عرفه خودت را به خيمه اش برسان.

http://www.shiaupload.ir/images/54504889744270152474.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/54504889744270152474.gif

گل نرگس
۱۳۸۹/۰۸/۲۵, ۱۷:۵۶
http://www.shiaupload.ir/images/34501545866291280906.jpg

کلمات بيچاره


آنان که تو را مي شناسند، عاشورايت را در عرفه تماشا مي کنند. نجواي عاشقانه تو در عرفه، عطر شهادت مي پراکَنَد و دل هاي رميده را از عرفات به قتلگاه مي بَرَد. نمي دانم اين زمزمه ها با دل اهل حرم چه مي کرد؟ و آيا زينب تو نيز آواي مناجاتت را مي شنيد؟ اين جاست که دلم گواه مي شود که حج تويي! مروه و صفا تويي! کعبه تويي! و عشق، همه عشق تويي! ديگر چه بگويم؟ مرا ببخش که از دست کلماتم کاري ساخته نيست.

پنجره اي به عاشورا

عرفه من روزي است که حسين عليه السلام را شناختم. عرفه من پنجره اي است رو به عاشورا. عرفه من با واژه هاي ايثار، شهادت و عشق پيوند خورده است. عرفه من يک روز نيست. همه روزهاي من عرفه است. عرفه من تجلي «کلُّ يومٍ عاشورا» است.

در کنار او

اي دل، به منا؟ نه؛ به مشعر؟ نه؛ به مکّه؟ نه؛ به ميهماني پرشکوه دعاي عرفه! خود را آماده کن. دلت را از غير نام او پاک کن. اين چند روزِ مانده تا عاشورا با ياد او هم رکاب باش تا به زوديِ زود در کنار او باشي.

شعله هاي مناجات

سلام بر تو اي کشتي نجات و اي قتيل عَبَرات. سلام بر تو که در دعاي عرفه با همه اعضا و جوارحت به يگانگي پروردگارت شهادت دادي. راستي که خدايت نيز مشتاق مناجات ملکوتي توست. راستي که نغمه «اللهم اللهم» تو از فرشتگان آسمان دل ربوده است. آهسته! آهسته تر که چشمان اشکبارت عرشيان را به ندبه واداشته است. آهسته تر که آواي مناجات تو از عرفات تا کربلا را شعله ور ساخته است.

حاجيان گريانند

اي حسين! تو چه خواندي!
اي حسين!
تو در اين دشت چه خواندي که هنوز، سنگ هاي «کوه رحمت» از گريه تو نالانند؟
عشق را هم ز تو بايد آموخت و مناجات و صميميت را و عبوديت را و خدا را هم بايد ز کلام تو شناخت

در دعاي عرفه،

تو چه گفتي؟ ... تو چه خواندي، که هنوز تب عرفان تو در پهنه اين دشت، به جاست؟
پهن‌دشت عرفات، وادي «معرفت» است. و به مشعر ، وصل است.
اي حسين! دشت از نام تو عرفان دارد.
و شب از ياد تو عطرآگين است. آسمان، رنگ خدايي دارد.
و تو گويي به زمين نزديک است.
اي حسين!
اي زلال ايمان، مرد عرفان و سلاح!
در دعاي عرفه، تو چه خواندي، تو چه گفتي ، کامروز زير هر خيمه گرم
يا که در سايه هر سنگ بزرگ، يا که در دامن کوه
حاجيان گريانند؟ با تو در نغمه و در زمزمه اند؟
***************************************
تهيه و تنظيم: گروه دين و انديشه تبيان


http://askquran.ir/gallery/images//5405/2_2660570e7kxuo5fe0.gif