PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده چرا قرآن مهجور است؟! همه نظر بدن



رضوانه
۱۳۸۹/۰۹/۱۳, ۱۷:۵۳
سلام
یک سوال مدت هاست ذهن منو مشغول کرده

مگر در خانه ها قرآن نیست؟ قرآن در خانه‌ ی هر مسلمانی نه یکی ، بلکه حتّی گاهی چند مدل و با چند خط و ترجمه ی متفاوت هست .
در زندگی گاهی قسم به قرآن می‌خوریم ،
شب قدر هم قرآن سر می‌گیریم ، «بك یا الله» هم می ‌گیم ،
مسافر رو هم از زیر قرآن رد می‌كنیم ،
آیاتش هم به عنوان كاشی‌ كاری و زینت در محراب‌ها و ضریح‌‌ها و حرم‌ها و مساجد می‌نویسیم ،

گاهی آیات مهم را نیز با خط خوش بالای معابر و مکان ها می زنیم ،

اما هنوز هم قرآن مهجور هست

یعنی چی که قرآن مهجور مانده؟
اصلا آیا قرآن مهجور است؟
چه راهی برای بیرون آوردن قران از مهجوریت وجود داره؟


کار شناس بحث : پاسخگوي مباحث قرآني

صدیقین
۱۳۸۹/۱۰/۱۲, ۰۹:۵۳
وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً (فرقان/30)
و پيامبر عرضه داشت: «پروردگارا! قوم من قرآن را رها كردند»
قبل از بررسی مطلب، بهتر است ابتدا بحث کوتاهی درباره آیه مورد اشاره داشته باشیم

علامه طباطبایی در الميزان (ج‏15/ص205) ذیل این آیه می فرمایند:

منظور از «رسول» در این آیه پیامبر اسلام است به قرینه ذکر قرآن [که کتاب آسمانی ایشان است]. قرآن از پیامبر اسلام با تعبیر «رسول» یاد نمود تا هم تأکیدی داشته باشد به رسالت و پیام آوری حضرت از سوی باری تعالی و هم اینکه بینی تکذیب کنندگان رسالت حضرت و تکذیب کنندگان قرآن را به خاک بمالد. (و عبر عنه بالرسول تسجيلا لرسالته و إرغاما لأولئك القادحين في رسالته و كتابه)


«مهجورا» از ماده هَجر (به معنای ترک کردن) است.





ظاهر آیه اینست که عبارت «وَ قالَ الرَّسُولُ ...» عطف است بر جمله «يَعَضُّ الظَّالِمُ ...»؛ نتیجه اینکه همانگونه که «يَعَضُّ الظَّالِمُ ...» در قیامت رخ می دهد، این شکایت پیامبر از مهجور ماندن قرآن توسط امت هم در قیامت به پروردگار عرضه می شود؛ بنابراین تعبیر به «قالَ الرَّسُولُ» (که فعل ماضی است)، [ بجای تعبیر به «یَقولُ الرَّسُولُ» یا «سَیَقولُ الرَّسُولُ» (که فعل مضارع و مستقبل است) ]، بخاطر اینست که می خواهد حتمیت وقوع مطلب را برساند، [همانگونه که در قرآن کریم از حتمیت وقوع قیامت با افعال ماضی یاد نموده مانند: إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ (واقعه/1) و نیز مانند آیات ابتدایی سوره تکویر]. 1

منظور از «قوم» در این آیه، امت پیامبر است و شکایت از قوم به اعتبار خطاکاران آنها و مهجور کنندگان قرآن است.



پی نوشت:
-------------------------------------------

1- در تفسیر نمونه (ج15/ص76) ذیل این آیه آمده است:

ظاهر جمله "قال" فعل ماضى است و نشان مى ‏دهد كه اين سخن را پيامبر (ص) در همين دنيا به عنوان شكايت بازگو كرده است، و اكثر مفسران نيز بر همين عقيده ‏اند اما بعضى ديگر همچون علامه طباطبائى در الميزان معتقدند كه اين سخن مربوط به قيامت است و فعل ماضى در اينجا به معنى مضارع مى‏ باشد. مرحوم طبرسى در مجمع البيان نيز آن را به عنوان يك احتمال ذكر كرده ولى آيه بعد كه جنبه دلدارى به پيامبر (ص) دارد، دليل بر اين است كه تفسير مشهور صحيح تر است.

صدیقین
۱۳۸۹/۱۰/۱۲, ۱۰:۱۰
آیة الله مکارم شیرازی در تفسیر نمونه (ج15/ص76) ذیل این آیه می نویسد:


اين سخن و اين شكايت پيامبر (ص) امروز نيز هم چنان ادامه دارد كه از گروه عظيمى از مسلمانان به پيشگاه خدا شكايت مى‏ برد كه اين قرآن را به دست فراموشى سپردند؛ قرآنى كه رمز حيات است و وسيله نجات، قرآنى كه عامل پيروزى و حركت و ترقى است، قرآنى كه مملو از برنامه‏ هاى زندگى مى‏ باشد؛ اين قرآن را رها ساختند و حتى براى قوانين مدنى و جزائيشان دست گدايى به سوى ديگران دراز كردند!

هم اكنون اگر به وضع بسيارى از كشورهاى اسلامى مخصوصا آنها كه زير سلطه فرهنگى شرق و غرب زندگى مى‏ كنند نظر بيفكنيم، مى‏ بينيم قرآن در ميان آنها به صورت يك كتاب تشريفاتى درآمده است! تنها الفاظش را با صداى جالب از دستگاه هاى فرستنده پخش مى‏ كنند و جاى آن در كاشى كاريهاى مساجد به عنوان هنر معمارى است! براى افتتاح خانه نو و يا حفظ مسافر و شفاى بيماران و حداكثر براى تلاوت به عنوان ثواب از آن استفاده مى‏ كنند.
حتى گاه كه با قرآن استدلال مى‏ نمايند، هدفشان اثبات پيشداوری هاى خود به كمك آيات با استفاده از روش انحرافى تفسير به رأى است.

در بعضى از كشورهاى اسلامى مدارس پر طول و عرضى به عنوان مدارس "تحفيظ القرآن" ديده مى‏ شود و گروه عظيمى از پسران و دختران به حفظ قرآن مشغولند، در حالى كه انديشه ‏هاى آنها، گاهى از غرب و گاه از شرق، و قوانين و مقرراتشان از بيگانگان از اسلام گرفته شده است و قرآن فقط پوششى است براى خلافكاری هايشان.

آرى، امروز هم پيامبر (ص) فرياد مى‏ زند: خدايا! قوم من قرآن را مهجور داشتند! مهجور از نظر مغز و محتوا، متروك از نظر انديشه و تفكر، و متروك از نظر برنامه‏ هاى سازنده‏ اش!

صدیقین
۱۳۸۹/۱۰/۱۲, ۱۰:۲۰
گرچه مهجور كردن قرآن امري نكوهيده و مورد سرزنش و توبيخ است، ولي آيا پيام اين آيه بيان كردن نكوهش مهجور كردن قرآن است، به تعبير ديگر آيا«اتخذوا هذا القرآن مهجوراً»دقيقاً به معناي «قرآن را مهجور كردند»می ‌باشد؟

هجر يهجر با مصدر هَجر يا هجران در مفردات راغب چنين معنا شده است: «مفارفة الانسان غيره امّا بالبدن او باللسان او بالقلب»؛ يعني «دوري كردن بدني، زباني يا قلبي از ديگري. بنابراين اگر خداي متعال در آيه مذكور از اين فعل استفاده كرده بود معناي آن چنين مي‌شد: از قرآن دوري كردند، اعراض كردند، آن را ترك كردند و خلاصه قرآن را مهجور نمودند. ولي كلمه «اتّخاذ»كه به معناي اخذ (به دست آوردن و تحصيل و گرفتن) است، هنگامي كه با كلمه «مهجوراً»آمده است، معناي جديدي را القا مي‌كند، كه غير از معناي مهجور كردن قرآن است، چرا كه استفاده از فعل «اتخذوا»(گرفتند، تحصيل كردند و...) نوعي توجه به مفعول و پرداختن و دست يافتن به آن را القا مي‌كند.

علاوه بر آن چه گفته شد، برخي از لغت‌دانان نيز «هجر»را به معناي «ترك گفتن چيزي همراه با وجود نوعي ارتباط با آن»معنا نموده‌اند.
در آيه سي‌ام سوره فرقان، خداوند با استفاده از كلمه «اتخذوا»بيانگر اين نكته است كه اتفاقاً قوم رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ نه تنها قرآن را واننهاده‌اند و ترك نگفته‌اند، بلكه آن را در اختيار گرفته و به آن دست يافته‌اند ولي تمام مسأله اين است كه اين بدست آوردن و در اختيار گرفتن قرآن به گونه‌اي است كه در اثر عدم درك صحيح و شناخت اصولي و استفاده شايسته و بايسته، قرآن در اين ميان عملا مهجور و متروك مانده است.

بنابراين، معناي صحيح «اتخذوا هذا القرآن مهجوراً»، اين است كه «قرآن را به مهجوريت گرفتند» مهجور كردن و به مهجوريت گرفتن مانند تعابيري چون مسخره كردن و به مسخره گرفتن، بازي كردن و به بازي گرفتن...تفاوت ظريفي با هم دارند. در اولي (بازي كردن، مهجور كردن، مسخره كردن و...) فعل صريح و آشكار صورت مي‌گيرد وفاعل نيز دانسته، ترس و ابايي ندارد كه فعل را صريح و بي‌پرده انجام دهد تا ديگران به واقعيت فعل وي پي ببرند، در حالي كه در دومي (به بازي گرفتن، به مهجوريت گرفتن، به مسخره گرفتن...) فاعل به هر علت (حتي جهل) صريحاً به انجام فعل مبادرت نمي‌ورزد، بلكه آن را در هاله و پرده‌اي از خفا و پوشش انجام مي‌دهد، به گونه‌اي كه در ابتدا نمي‌توان به واقعيت فعل وي پي برد، بلكه شايد در ابتدا عكس آن هم به نظر برسد.

مهجور كردن قرآن يعني ترك قرآن و اعراض و روي گرداني و دوري از آن، در حالي كه به مهجور گرفتن قرآن يعني پرداختن به قرآن ولي به گونه‌اي كه اگر چه در ظاهر از اين قرآن ورزي‌ها و رويكردهاي مختلف قرآني بوي توجه و اقبال و استفاده به مشام مي‌رسد ولي حقيقت مطلب اين است كه در همة اين رويكردها قرآن بيگانه و ترك شده است.

در مهجور كردن قرآن شخص به خانه قرآن قدم نمي‌گذارد ولي در به مهجوريت گرفتن قرآن، فرد به ميهماني صاحب خانه‌اي فاضل و حكيم نايل شده است ولي به جاي توجه به ميزبان و استفاده از محضر وي، گرفتار نقش و نگار در و ديوار خانه و گلها و... شده است. در مهجور كردن قرآن، بيمار از ‎آغاز به طبيب مراجعه نمي‌كند و به سراغ قرآن كريم نمي‌آيد، در حالي كه در به مهجوريت گرفتن قرآن، بيمار به طبيب مراجعه كرده و داروهاي شفا بخش وي را گرفته است ولي از آنها استفاده‌اي نمي‌كند تا به كام مرگ فرو مي‌رود.


بخشی از مقاله جناب آقای علی اکبر مؤمنی؛ به نقل از:
http://www.andisheqom.com/Files/quranshenasi.php?idVeiw=4105&level=4&subid=4105

صدیقین
۱۳۸۹/۱۰/۱۲, ۱۳:۳۵
هر قدر انسان نسبت به عظمت و منزلت قرآن و نقش آن در زندگي خويش جاهل باشد، به همان ميزان شوق و ذوق او در اطاعت از آن كمتر خواهد شد؛ وقتي انسان نداند كه اين كتاب چه فايده و بركاتي براي او دارد، به يقين رغبتي در توجه و پيروي از آن نشان نمي‌ دهد.

متأسفانه برخي با نگرش تك بعدي به قرآن، گمان كرده‌اند که قرآن مجموعه‌اي از احكام فردي و توصيه‌هاي اخلاقي است كه پيروانش را به يك سري توصيه‌هاي اخلاقي، عبادي و فردي دعوت نموده است. غافل از آن كه قرآن در زمينه‌هاي گوناگون از جمله مباحث اخلاقي، سياسي، اجتماعي، حكومتي، تربيتي، جامعه شناسي، فقهي، اقتصادي و ... دستور العمل های لازم را به پيروان خود ارائه نموده است.

قرآن در بين ما حضور دارد و محبوب است؛ اما عملا مهجور است. مردم قرآن را تلاوت مي ‌كنند و تا اندازه‌اي به آن آشنا هستند، امّا بيشتر براي قصد ثواب و اموات خوانده مي‌ شود و اين در فرهنگ ما رواج دارد؛ هرکس خارج از وقت اذان، صداي تلاوت قرآن را بشنود، تصور مي ‌كند كسي از دنيا رفته و برای او مراسم ختم گرفته اند! در حقيقت خیلی از مواقع، خواندن قرآن در نزد عموم يادآور مرگ است، چرا كه وقتي مردم عزيزي از دست مي‌دهند، با تدارك حجله و گذاشتن نوار قرآن از طريق بلندگو، حزن و اندوه خود را ابراز مي‌ دارند.


سخن ما و هدف بحث یک کلمه است و آن اینکه: قرآن، كتاب زندگی و عمل و برنامه انسان سازی است و این چیزی است که عموما از آن غافلیم.


باور این مطلب اولین قدم در راه مهجوریت زدایی از این تحفه آسمانی است. برای رسیدن به چنین باوری هم لازم است که معارف قرآنی توسط قرآن پژوهان و حاملان و عاملان به آن، در سطح جامعه منتشر شود و عموم افراد را با فرهنگ و معارف قرآنی آشناتر نمود.

ذاکره2
۱۳۸۹/۱۰/۱۲, ۱۵:۳۰
بسم ربَ الشَهداء و الصَدَیقین

السَلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع )


با تشکَر از پاسخگوی محترم و آرزوی توفیق روز افزون برای ایشون . متن کامل آیه مورد نظر

همراه با ترجمه :

« وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا ﴿۳۰﴾ »

و پیامبر عرضه داشت: «پروردگارا! قوم من قرآن را متروک ساختند».


(ترجمه ,برداشت از سایت حضرت آیت الله مکارم شیرازی)

taslim
۱۳۸۹/۱۰/۱۲, ۱۸:۱۹
با سلام
قران مهجور شده چون فقط سر قبر مرده ها برای ثواب خوانده می شود
وقتی سفر می رویم مادرمان برای اینکه خطری و اتفاقی برایمان نیفتد می آورد تا از زیر آن رد شویم
قران می خوانیم به صورت نور آن را قرائت می کنیم فقط برای ثوابش اما افسوس کمی هم تدبر و تعقل در آن می کردیم
قران بر روی سنک برنج مس طلا و ... می نویسیم برای اینکه بگوییم ما قران می خوانیم
به قول شریعتی مرحوم :

قرآن، من شرمنده توام،
اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند میشود
همه از هم می پرسند - چه کسی مرده است؟
چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا فقط تو را برای مردگان ما نازل کرده است

قرآن، من شرمنده توام،
اگر تو را از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام
یکی ذوق می کند که تو را بر روی برنج نوشته ، یکی ذوق می کند که تو را با طلا نوشته ، یکی ذوق می کند که تو را فرش کرده

یکی به خود می بالد که تو را در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده ، و ...... آیا واقعا خدا تو را فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟

قرآن، من شرمنده توام،

اگر حتی آنان که تو را می خوانند و تو را می شنوند‌
آنچنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند
اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند ، مستمعین فریاد می زنند ” احسنت ....! ” گویی مسابقه نفس است

قرآن، من شرمنده توام،
اگر به یک فستیوال مبدل شده ای
حفظ کردن تو با شماره صفحه ، خواندن تو از آخر به اول ، این یک معرفت است یا یک رکورد گیری ؟
ای کاش آنان که تو را حفظ کرده اند ، حفظشان کنی، تا این چنین تو را اسباب مسابقات هوش نکنند
خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو.
آنان که، وقتی تو را می خوانند چنان حظ می کنند، گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است
آن چه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیده ایم"""

taslim
۱۳۸۹/۱۰/۱۲, ۱۸:۲۸
« وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا ﴿۳۰﴾ »

و پیامبر عرضه داشت: «پروردگارا! قوم من قرآن را متروک ساختند».

kabootare haram
۱۳۸۹/۱۰/۱۲, ۱۹:۰۸
اگه به ما ميگفتن همين الان فرصت اين فراهم شده كه خدا باهات حرف بزنه چيكار ميكرديم ؟
مشكل اينه كه ما هنوز باور نكرده ايم كه وقتي قرآن ميخوانيم خدا همان لحظه در واقع داره بطور زنده با ما صحبت ميكنه.
" قرآن كلام خداست "، بايد اين جمله را باور كنيم.

نوزاد
۱۳۸۹/۱۰/۱۲, ۱۹:۱۵
با سلام

پیامبر در قیامت شکایت میکنند که پروردگارا قوم من این قرآن را مهجور نگاه داشتند...
آقا یا خانم پاسخگو به مسائل قرآنی نوشتید :

هم اكنون اگر به وضع بسيارى از كشورهاى اسلامى مخصوصا آنها كه زير سلطه فرهنگى شرق و غرب زندگى مى‏ كنند نظر بيفكنيم، مى‏ بينيم قرآن در ميان آنها به صورت يك كتاب تشريفاتى درآمده است! تنها الفاظش را با صداى جالب از دستگاه هاى فرستنده پخش مى‏ كنند و جاى آن در كاشى كاريهاى مساجد به عنوان هنر معمارى است! براى افتتاح خانه نو و يا حفظ مسافر و شفاى بيماران و حداكثر براى تلاوت به عنوان ثواب از آن استفاده مى‏ كنند.
حتى گاه كه با قرآن استدلال مى‏ نمايند، هدفشان اثبات پيشداوری هاى خود به كمك آيات با استفاده از روش انحرافى تفسير به رأى است.

در بعضى از كشورهاى اسلامى مدارس پر طول و عرضى به عنوان مدارس "تحفيظ القرآن" ديده مى‏ شود و گروه عظيمى از پسران و دختران به حفظ قرآن مشغولند، در حالى كه انديشه ‏هاى آنها، گاهى از غرب و گاه از شرق، و قوانين و مقرراتشان از بيگانگان از اسلام گرفته شده است و قرآن فقط پوششى است براى خلافكاری هايشان.

آیا شما می خواهید کشور ایران را مستثنا کنید؟ یعنی به نظر شما پیامبر در قیامت از دیگر مسلمانان است که شکایت می کند و کاری به ایران ندارد؟
آیا واقعا فکر میکنید در ایران به تشریح احکام و آیات قرآن اهمیت داده میشود؟
خب کافی است برنامه های یک ماه رادیو قرآن یا شبکه قرآن را زیر نظر داشته باشید تا به این نتیجه برسید که بیش از نود درصد برنامه های آنان نمایش مسابقات قرآنی، پخش قرآن با صدای قاریان خوش صدا و در کل تلاوت قرآن است. وقتی هم به خود قرآن و آیاتش می پردازند به خاطر سیل روایات، آیات قرآن اجازه نفس کشیدن پیدا نخواهند کرد. در کدام برنامه قرآنی جمهوری اسلامی کارشناسان آمده اند و بحث کرده اند که مثلا چرا در فلان جا خدا برای توصیف خود از "احد" استفاده کرده و از "واحد" استفاده نکرده؟ این مثال کوچکی بود. اگر در برنامه ای هم به تفسیر قرآن پرداخته اید بخث شما یا قصص قرآنی با ساخت انیمیشن های کودک پسند بوده و یا تفسیرات گوناگون که اگر پیامبر امروز زنده بود از این تفسیرات شما شاخ در میاورد.
آیا کسانی که قرآن را به خاطر ثوابش میخوانند و به خاطر جوایز قرآنی بیشتر از الاغ ارزش دارند:

" مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ"


قصد من توهین نیست ولی آیا مانند یهودیان، در اسلام هم خر نداریم؟ کسی که مدعی حمل قرآن است ولی هیچگاه آن را در زندگی پیاده نمیکند.

یک سوال:

اگر مسلمانان قرآن را مهجور داشته اند پس به چه چیز دیگری مشغول شده اند؟
روایات
احادیث
تفاسیر رنگارنگ
اختلاف و تفرقه افکنی
بررسی تاریخ 1400 سال پیش و زنده کردن واقعیات فراموش شده
.
.
.
همه اینها و اجرای هر کدام توسط هر انسانی دوری از قرآن است.

آیا رد شدن از زیر قرآن میتواند ما را در سفرمان سلامت کند؟
آیا نوشتن قرآن بر کاغذ و آویزان کردن آن به گردن میتواند بلایا را از ما دور کند؟
آیا نوشتن قرآن بر کاغذ و آویزان کردن آن به گردن حیوانات میتواند وضع حملشان را تسریع ببخشد؟
آیا گذاشتن قرآن بر سفره هفت سین می تواند سال را برایمان شاد کند؟
آیا گذاشتن قرآن بر سفره عقد میتواند آینده زوج ها را تضمین کند؟
آیا آویزان کردن قرآن بر در خانه ها و آینه ماشین ها میتواند ما را از چشم زخم دور نگه دارد ( تازه بعضی ها انواع سنگ های آبی رنگ! و نعل اسب و ... آویزان میکنند که با آنها کاری ندارم)
آیا واقعا قرآن این اهداف را به دنبال دارد؟

صدیقین
۱۳۸۹/۱۰/۱۲, ۲۱:۴۴
با سلام
آیا شما می خواهید کشور ایران را مستثنا کنید؟ یعنی به نظر شما پیامبر در قیامت از دیگر مسلمانان است که شکایت می کند و کاری به ایران ندارد؟
آیا واقعا فکر میکنید در ایران به تشریح احکام و آیات قرآن اهمیت داده میشود؟
خب کافی است برنامه های یک ماه رادیو قرآن یا شبکه قرآن را زیر نظر داشته باشید تا به این نتیجه برسید که بیش از نود درصد برنامه های آنان نمایش مسابقات قرآنی، پخش قرآن با صدای قاریان خوش صدا و در کل تلاوت قرآن است. وقتی هم به خود قرآن و آیاتش می پردازند به خاطر سیل روایات، آیات قرآن اجازه نفس کشیدن پیدا نخواهند کرد. در کدام برنامه قرآنی جمهوری اسلامی کارشناسان آمده اند و بحث کرده اند که مثلا چرا در فلان جا خدا برای توصیف خود از "احد" استفاده کرده و از "واحد" استفاده نکرده؟ این مثال کوچکی بود. اگر در برنامه ای هم به تفسیر قرآن پرداخته اید بخث شما یا قصص قرآنی با ساخت انیمیشن های کودک پسند بوده و یا تفسیرات گوناگون که اگر پیامبر امروز زنده بود از این تفسیرات شما شاخ در میاورد.
آیا کسانی که قرآن را به خاطر ثوابش میخوانند و به خاطر جوایز قرآنی بیشتر از الاغ ارزش دارند:
" مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ"
قصد من توهین نیست ولی آیا مانند یهودیان، در اسلام هم خر نداریم؟ کسی که مدعی حمل قرآن است ولی هیچگاه آن را در زندگی پیاده نمیکند.
یک سوال:
اگر مسلمانان قرآن را مهجور داشته اند پس به چه چیز دیگری مشغول شده اند؟
روایات
احادیث
تفاسیر رنگارنگ
اختلاف و تفرقه افکنی
بررسی تاریخ 1400 سال پیش و زنده کردن واقعیات فراموش شده
.
.
.
همه اینها و اجرای هر کدام توسط هر انسانی دوری از قرآن است.
آیا رد شدن از زیر قرآن میتواند ما را در سفرمان سلامت کند؟
آیا نوشتن قرآن بر کاغذ و آویزان کردن آن به گردن میتواند بلایا را از ما دور کند؟
آیا نوشتن قرآن بر کاغذ و آویزان کردن آن به گردن حیوانات میتواند وضع حملشان را تسریع ببخشد؟
آیا گذاشتن قرآن بر سفره هفت سین می تواند سال را برایمان شاد کند؟
آیا گذاشتن قرآن بر سفره عقد میتواند آینده زوج ها را تضمین کند؟
آیا آویزان کردن قرآن بر در خانه ها و آینه ماشین ها میتواند ما را از چشم زخم دور نگه دارد ( تازه بعضی ها انواع سنگ های آبی رنگ! و نعل اسب و ... آویزان میکنند که با آنها کاری ندارم)
آیا واقعا قرآن این اهداف را به دنبال دارد؟
سلام به شما،
دوست خوب، کسی ایران را مستثنا نکرده! از طرفی هم ادعا نشده که قرائت قرآن برای از دنیا رفتگان و اجرای مسابقات قرآنی و حفظ قران و مانند آن بد است! خیر، اینها هم خوبست و هیچ منعی ندارد اما سخن ما در اینست که اینها برنامه های حاشیه ای و غیر اصلی است و نباید قرآن را در این حواشی منحصر نمود. سخن در اینست که قرآن برنامه زندگی و انسان سازی است و باید به آن عمل کرد. حفظ قرآن اگر مقدمه ارتباط با قرآن و اندیشه در آن و عمل به آن باشد، بسیار خوب و مغتنم است و مورد تأیید اولیای دین:


عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع قَالَ الْحَافِظُ لِلْقُرْآنِ الْعَامِلُ بِهِ مَعَ السَّفَرَةِ الْكِرَامِ الْبَرَرَة (أمالي الصدوق/ص59)؛
امام صادق (ع) فرمود: حافظ قرآن که به قرآن عمل می کند، با فرشتگان والامقام و نیکوکار الهی خواهد بود.


و اگر چنین نباشد، بدا به حال آن حافظ و قاری قرآن:

قَالَ (ص) رُبَّ تَالٍ لِلْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ يَلْعَنُهُ (مستدرك ‏الوسائل/ج4/ص249)؛
از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که فرمود: چه بسا قاری قرآنی که قرآن او را لعنت می کند!



و البته همانطور که اشاره نموده اید، حامل قرآنی که به آن عمل نکند، همانند درازگوش است:

مَثَلُ الَّذينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ (جمعه/5)
وصف كسانى كه عمل كردن به تورات به آنان تكليف شده است، آن گاه به آن عمل نكردند، مانند درازگوشى است كه كتاب ‏هايى را [كه هيچ آگاهى به محتويات آنها ندارد] حمل مى ‏كند. چه بد است سرگذشت مردمى كه آيات خدا را تكذيب كردند. و خدا مردم ستمكار را هدايت نمى‏ كند

آیة الله جوادی آملی می فرمودند: اینگونه تمثیلهای قرآنی به واقع تحقیق است نه تمثیل، (یعنی باطن این فرد در واقع چنین است و آیه از باطن او خبر می دهد)؛ قرآن کتاب حکمت است و از جانب حکیم نازل شده و حکیم هرگز سخن لغو و گزافه و هزل و شوخی نمی گوید:

كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكيمٍ خَبيرٍ (هود/1)
اين كتابى است كه آياتش استحكام يافته سپس تشريح شده و از نزد خداوند حكيم و آگاه (نازل گرديده) است

إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ
وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ (طارق/13و14)
اين (قرآن) سخنى است كه حقّ را از باطل جدا مى ‏كند،
و هرگز شوخى نيست!

رضوانه
۱۳۸۹/۱۰/۱۳, ۱۰:۴۶
ممنون از مقالاتی که گذاشتین
اما هیچ کدوم راه عملی برای اینکه بتونیم با استفاده از اون قرآن رو از مهجوریت در بیاریم ارائه ندادینا
اگر مسلمانیم و قرآن رو بهش عشق میورززیم پس باید تلاش کنیم که قرآن مهجور نباشه
حالا چیکار کنیم مثلا؟

صدیقین
۱۳۸۹/۱۰/۱۵, ۱۶:۳۷
ممنون از مقالاتی که گذاشتین
اما هیچ کدوم راه عملی برای اینکه بتونیم با استفاده از اون قرآن رو از مهجوریت در بیاریم ارائه ندادینا
اگر مسلمانیم و قرآن رو بهش عشق میورززیم پس باید تلاش کنیم که قرآن مهجور نباشه
حالا چیکار کنیم مثلا؟


راه های مهجریت زدایی از قرآن:

1. اعتقاد و باور جامعه به الگو بودن قرآن در تمام ابعاد زندگی:
اولین موردی که توجه به آن در زدودن مهجوریت از قرآن لازم و ضروری به نظر می رسد، اعتقاد و باور به این امر است که قرآن می تواند در تمام زمینه های زندگی بشراعم از اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، علمی و... الگو باشد و می تواند انسان ها و جوامع انسانی را به سعادت برساند. مگر همین مسلمانان نبودند که در سده های نخستین هجری با الهام از تعالیم انسان ساز قرآن توانستند قدرت آن روز جهان را در اختیار بگیرند و حتی در بسیاری از علوم و دانش ها پیشرو و برتر از سایر جوامع باشند؟
نگاهی به تاریخ در قرون اولیه اسلام این واقعیت را برای ما اثبات می کند، ولی متاسفانه باگذشت زمان و به علل متعدد، مسلمانان از این تعالیم عالیه فاصله گرفتند و هویت قرآنی خود را از دست دادند و این فاصله گرفتن از قرآن باعث شدکه موقعیت ویژة خود را در جامعة جهانی از دست بدهند. بنابر این اگر امروز مسلمانان خواستار به دست آوردن آن موقعیت رفیع در صحنة جهانی هستند باید به قرآن بازگردند و دستورات این کتاب عزیز را در تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی پیاده کنند.


2. تصحیح فرهنگ استفاده از قرآن:
یک فرهنگ نامناسب که در بین بیشتر افراد جامعه رایج است انحصار عملی استفاده از قرآن در مجالس ترحیم و فاتحه و مسابقات قرآنی و سفره عقد و مانند آنست! گویی هنوز این باور در ما ایجاد نشده که قرآن برنامه چگونه زیستن را به ما می آموزد! چگونه بخوریم، چگونه بپوشیم، چگونه راه برویم، چگونه با دیگران معاشرت نماییم، مسائل مربوط به خانواده و جامعه و سیاست و اقتصاد و ... را با چه میزان و ملاکی برنامه ریزی نماییم و دهها مطلب اساسی دیگر که خط مشی یک مسلمان در چگونه زیستن را تعیین می کند و پاسخ تمام اینگونه مسائل در قرآن آمده؛ اما نه به واقع حق قرائتش را ادا می کنیم و نه حق تدبر و اندیشه در زلال احکاتمک و معارفش و نه عمل خالصانه به دستورات انسان سازش.

باید این انحصار را بشکنیم و قرآن را از دل مقبره ها و مجالس ترحیم به بیرون سوق دهیم! به خانواده، به مدرسه، به دل فیلمها و کتابها و مجلات خواندنی، به دنیای مجازی اینترنت و دنیای خیالی تصویرها ها و دنیای واقعی خودمان ...

اشتباه نشود، مخالف قرائت قرآن برای درگذشتگان و برگزاری مسابقات قرآنی و برنامه های اینچنینی نیستم که همه اینها در حاشیه اند. همانطور که قبلا عرض کردم هدف اینست که قرآن را در متن زندگی واقعی مان وارد نماییم و اجرا کنیم؛ چقدر این کلام زیباست که وقتی از عایشه پرسیدند: اخلاق پیامبر چگونه بود؟ گفت: اخلاق پیامبر، قرآن بود.[المسند/ج6/ص216] ؛ یعنی دستورات قرآن در جای جای زندگی پیامبر نمود داشت و می توانستی بگویی فلان اخلاقش ریشه در فلان دستور قرآنی دارد! گفتار و رفتار پیامبر گرامی اسلام، جلوه دستورات خداوند سبحان در آیات کریمه قرآن است!


3. توجه به درک معانی و مفاهیم آیات قرآن:

یکی دیگر از اموری که می تواند در مهجوریت زدایی از قرآن تاثیر داشته باشد، توجه دادن افراد جامعه به معانی و مفاهیم قرآن است. هم اکنون در بسیاری از مناطق کشور کلاسهای آموزش روخوانی، روانخوانی، تجوید، صوت و لحن دایر است و این امری بسیار پسندیده و در خور تقدیر است، اما آیا بسنده کردن به این موارد کافی است؟ آیا به تعداد این کلاسها، کلاس های مربوط به درک و فهم و تفسیر قرآن هم دایر است؟ مسلما پاسخ منفی است و این نشان دهنده آن است که درک معانی و مفاهیم قرآن در جامعه از درجه اول و اصلی برخوردار نیست.

توجه به تجوید، صوت و لحن و حفظ آیات قرآن همگی خوبست اگر منتهی شود به ارتباط مداوم با قرآن و اندیشه و نهایتا عمل به آن.

برای آشنایی اجمالی با مفاهیم آیات پیشنهاد می شود تفسیری که با متنی ساده و روان، دست کم بخشی از معانی و مفاهیم قرآنی را نگاشته است مطالعه شود؛ به نظر بنده «برگزیده تفسیر نمونه» تا حدودی برای این قسمت و آغاز آشنایی با محتوای آیات قرآن مناسب است.

صدیقین
۱۳۸۹/۱۰/۱۵, ۱۶:۳۹
4. عمل کردن دست اندرکاران قرآن به دستورات قرآن:
یکی از عوامل مهم که در مهجوریت زدایی از قرآن می تواند بسیار تاثیرگذار باشد، این است که حافظان، قاریان، مفسران و تمام کسانی که در این بخش فعالیت دارند، عامل به قرآن باشند. این افراد که معمولا در جامعه به عنوان افراد الگو مطرح هستند، خود باید از عاملان به دستورات قرآن باشند و سایر مردم این خوشبختی و سعادتی را که، در سایه عمل به قرآن به دست می آید، درزندگی این افراد ببینند تا بقیه هم نسبت به آن تمایل و رغبت پیدا کنند. روشن است که اگر دست اندرکاران علوم قرآنی، قرآن را در زندگی خود پیاده نکنند، خواسته یا ناخواسته تأثیر بدی در نگاه مردم و افراد مرتبط با اینها وجود خواهد آمد.

خداوند متعال در قرآن کریم کسانی را که آیات الهی را می خوانند، ولی به آنها عمل نمی کنند را نکوهش می کند و می فرماید:

«أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکِتَابَ أَفَلا تَعْقِلُونَ (بقره/44)؛
آیا مردم را به نیکی فرمان می دهید و خود را فراموش می کنید، با اینکه شما کتاب خدا را می خوانید؟ آیا هیچ نمی اندیشید؟»

و در آیة شریفة دیگری می فرماید:

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لا تَفْعَلُونَ *کَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لا تَفْعَلُونَ (صف/3و4)؛
ای کسانی که ایمان آورده اید چرا چیزی می گویید که انجام نمی دهید؟نزد خدا سخت ناپسند است که چیزی را بگویید و انجام ندهید.»

مولای متقیان حضرت علی (ع) در بیانی نورانی می فرماید: من نصب نفسه للناس اماما فلیبدا بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره؛ (نهج البلاغه/حکمت70)
هر کس خود را پیشوای مردم نمود باید پیش از یاد دادن به دیگری نخست به تعلیم نفس خویش بپردازد. (زیرا اثر سخن کسی که گفتار و کردارش یکسان باشد بیشتر است و مردم در مخالفت با او نمی کوشند.

بنابر این اگر مردم تاثیرات قرآن را در زندگی دست اندرکاران علوم قرآن مشاهده کنند، به طور طبیعی به استفاده کردن از این کتاب و عمل به دستورات آن علاقه مند می شوند.



5. تدبر و اندیشه در قرآن:
یکی دیگر از اموری که می تواند در مهجوریت زدایی از قرآن تاثیر بسزایی داشته باشد، دعوت افراد جامعه به تدبر و اندیشه در آیات نورانی قرآن است. قرآن، خود را کتاب اندیشه معرفی می کند و ازمسلمانان می خواهد که در آن تفکر و اندیشه کنند. قرآن کریم به گونه ای نازل شده است که همگان بتوانند در آن تدبر نموده و از آن بهره مند شوند. در واقع هرکس به اندازة ظرفیتها و استعدادهای خود می تواند از تعالیم این کتاب بهره مند شود و آن را بفهمد.

«وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ؛(القمر/22)
و قطعاً قرآن را برای پند آموزی آسان کرده ایم؛ پس آیا پند گیرنده ای هست؟»

در روایات نیز به تفکر و اندیشه در آیات قرآن بسیار اهمیت داده شده است. حضرت علی(ع) در خطبة همام یکی از صفات متقین را تدبر و اندیشه در آیات قرآن می داند و می فرماید: «پرهیزکاران در شب بر پا ایستاده مشغول نمازند، قرآن را جزء جزء و با تفکر و اندیشه می خوانند، با قرآن جان خود را محزون و داروی درد خود را می یابند. وقتی به آیه ای برسند که تشویقی در آن است، با شوق و طمع بهشت به آن روی می آورند، و با جان پر شوق در آن خیره شوند، و گمان می برند که نعمت های بهشت برابر دیدگانشان قرار دارد، و هرگاه به آیه ای می رسند که ترس از خدا در آن باشد، گوش دل به آن می سپارند، و گویا صدای برهم خوردن شعله های آتش، در گوششان طنین افکن است، پس قامت به شکل رکوع خم کرده، پیشانی و دست و پا برخاک مالیده و از خدا آزادی خود را از آتش جهنم می طلبند.»(نهج البلاغه/خطبه403)

صدیقین
۱۳۸۹/۱۰/۱۵, ۱۶:۴۵
6. نگاه ویژه آموزش و پرورش به درس قرآن:
یکی از نهادهایی که می تواند در راستای مهجوریت زدایی از قرآن بسیار تاثیر گذار باشد، آموزش و پرورش است. آموزش و پرورش یک قشر عظیم نوجوان و جوان را در اختیار داردکه این قشر از ویژگیهای منحصر به فرد برخوردارند و مطابق کلام معروف امیر مومنان حضرت علی(ع) که فرمود: «العلم فی الصغر کالنقش فی الحجر»؛ (بحارالانوار/ج1/ص224)
دانش آموختن در خردسالی همانند نقش بر روی سنگ، ماندگار و بادوام است.

چه بهتر که در این سنین روح و روان این قشر با آیات کریمه قرآن پیوند بخورد و به تعبیر امام جعفر صادق (ع) «من قرا القرآن و هو شاب مومن اختلط القرآن بلحمه و دمه؛(کافی/ج2/ص603) هر کس قرآن را بخواند در حالی که جوانی مومن است، قرآن با گوشت و خونش آمیخته می شود»؛ جوانی که روح و روانش با قرآن همراه شود، می تواند تمام برنامه های زندگی اش را بر مبنای قرآن قرار دهد، و چنین جوانی در زندگی به بن بست نمی رسد.

لازم به ذکر است که این رویکرد قرآنی در آموزش و پرورش نباید منحصر به حیطه روخوانی و تجوید و... باشد بلکه باید به جوان آموخت که قرآن کتاب زندگی است و الگوهای عملی آن را نشان داد، تا جوان به این باور برسد که می تواند تمام برنامه های زندگی خود را بر پایه قرآن قرار دهد. مهمترین ثمره اقبال جوانان به قرآن خارج شدن قرآن از مهجوریت خواهد بود و البته نتایج گرانبهای دیگری هم خواهد داشت که در این نوشتار بررسی نمی شود. این نکته نیز شایان توجه است که امروزه با توجه به خلا فرهنگی که در اثر عدم توجه یا کم توجهی خانواده ها و مسئولین نسبت به الگوهای قرآنی وجود دارد، بسیاری از جوانان الگوهای زندگی خود را از ستارگان سینما و ستارگان ورزش انتخاب کرده اند. بنا بر این، آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد فرهنگی که قشر عظیمی ازسرمایه های جامعه را در اختیار دارد، می تواند با برنامه ریزی دقیق فرهنگی و کارشناسانه در رفع مهجوریت از قرآن بسیار تاثیر گذار باشد.


7. توجه خاص مراکز علمی فرهنگی به مباحث قرآنی:
نقشی که روشنفکران هر جامعه در ابعاد مختلف و تاثیری که می توانند در جامعه و افراد داشته باشند، کاملاً بدیهی و روشن است. آنچه امروزه به لطف و عنایت خداوند متعال و نظام مقدس اسلامی در مراکز دانشگاهی مشاهده می شود، رویکرد جدید این مراکز به دروس علوم قرآنی است، که این رویکرد در آینده تاثیرات بسیار خوبی را در جامعه خواهد داشت. تربیت متخصص در حیطه علوم قرآن باعث بهره مندی دانشگاهیان و جامعه از معارف والای قرآن خواهد شد. از سوی دیگر در مراکز حوزوی نیز همین توجه خاص به علوم قرآنی و تربیت متخصص، همین نتایج را برای جامعه به همراه خواهد داشت. هماهنگی حوزه و دانشگاه در این راستا و نشر معارف قرآن در سطح جامعه تاثیر بسزایی در زدودن مهجوریت از چهره تابناک قرآن خواهد داشت.


8. محور قرار دادن قرآن در سخنرانی ها:
روحانیون و مبلغان علوم دینی با توجه به نقش سازنده و تاثیر گذاری که در جامعه دارند، می توانند به مهجوریت زدایی از قرآن کمک شایانی بکنند و این امر محقق نمی شود، مگر اینکه مباحث سخنرانی ها با محوریت قرآن انجام گیرد. به تعبیری در سخنرانی ها باید قرآن اصل باشد نه در حاشیه؛ اصل قرار دادن قرآن در موضوع سخنرانی به مخاطب القا می کند، که همه چیز بر اساس قرآن است و نتیجه آن تشویق مخاطبین و توجه آنها به قرآن خواهد بود.

صدیقین
۱۳۸۹/۱۰/۱۵, ۱۶:۴۷
مهجوریت قرآن به این معنا نیست که مردم قرآن را نمی خوانند و یا در آن اندیشه نمی کنند، اگرچه می تواند شامل این معانی هم بشود. معنای حقیقی مهجوریت قرآن این است که مردم به دستورات و تعالیم قرآن در زندگی عمل نمی کنند. ممکن است بسیاری از مردم قرآن را بخوانند و به نیکوترین وجه تلاوت کنند و حتی آن را بفهمند، ولی باز قرآن در بینشان مهجور باشد. نخواندن قرآن، اندیشه و تدبر نکردن در قرآن و از همه مهمتر عمل نکردن به قرآن از مصادیق مهجوریت قرآن است.

عواملی برای به مهجوریت کشاندن قرآن وجود دارد که از بین مهمترین آنها می توان به کنار گذاشتن اهل بیت عصمت و طهارت به عنوان مفسران بزرگ قرآن، وسوسه های شیطانی، هوای نفس، عدم توجه جامعه به نقش سازنده قرآن در زندگی، گسترش خرافات در جامعه، عامل نبودن برخی دست اندرکاران فعال در حوزه های مربوط به قرآن و... اشاره کرد.

مهجوریت قرآن پیامدهای ناگواری برای جامعه به همراه دارد از جمله: متروک شدن شریعت، رواج منکرات، گسسته شدن رشته اتحاد و برادری در جامعه مسلمان، جدا شدن مردم از فرهنگ قرآن، رانده شدن نیروهای مذهبی از صحنه اجتماع، پنهان شدن حق و آشکار شدن باطل، دروغ بستن به خدا و پیامبر، استفاده ابزاری از قرآن برای اثبات دعاوی خویش، توجه مردم به نقش و نگار و قرائت های زیبا و عدم راهیابی قرآن به زندگی روزانه آنان.

برای زدودن مهجوریت از چهره قرآن لازم است که رویکرد مسئولین و دیدگاه جامعه نسبت به قرآن دگرگون شود. مسئولین فرهنگی کشور اعم از مراکز علمی فرهنگی و آموزشی باید قرآن را سرلوحه برنامه های خود قرار دهند و جامعه هم باید به این باور برسد که قرآن کتاب زندگی است. اعتقاد و باور جامعه به الگو بودن قرآن در تمام ابعاد، تصحیح فرهنگ استفاده از قرآن در بین افراد جامعه، توجه به معانی و مفاهیم قرآن، عمل کردن دست اندرکاران قرآن به دستورات آن، دعوت افراد جامعه به تدبر و اندیشه در قرآن، نگاه ویژه آموزش و پرورش به درس قرآن، توجه خاص مراکز علمی فرهنگی به مباحث قرآنی و محور قرار دادن قرآن در سخنرانی ها از جمله اموری است که می تواند به رفع مهجوریت از قرآن کمک شایانی بکند.

بنابر آنچه گفته شد، اگر جامعه بخواهد مشمول شکایت و گلایه پیامبر(ص) در رابطه با مهجوریت قرآن نشود و قرآن را از مهجوریت خارج کند، باید تعالیم انسان ساز آن را در تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی پیاده کند و تنها در این صورت است که بشریت به سعادت و کمال خواهد رسید.


به امید روزی که شاهد جامعه ای باشیم که در آن مسلمانان قرآن را در تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی خود پیاده کنند.

taslim
۱۳۸۹/۱۰/۱۵, ۱۹:۲۴
مهجوریت قرآن به این معنا نیست که مردم قرآن را نمی خوانند و یا در آن اندیشه نمی کنند، اگرچه می تواند شامل این معانی هم بشود. معنای حقیقی مهجوریت قرآن این است که مردم به دستورات و تعالیم قرآن در زندگی عمل نمی کنند. ممکن است بسیاری از مردم قرآن را بخوانند و به نیکوترین وجه تلاوت کنند و حتی آن را بفهمند، ولی باز قرآن در بینشان مهجور باشد. نخواندن قرآن، اندیشه و تدبر نکردن در قرآن و از همه مهمتر عمل نکردن به قرآن از مصادیق مهجوریت قرآن است.

عواملی برای به مهجوریت کشاندن قرآن وجود دارد که از بین مهمترین آنها می توان به کنار گذاشتن اهل بیت عصمت و طهارت به عنوان قرآن ناطق، وسوسه های شیطانی، هوای نفس، عدم توجه جامعه به نقش سازنده قرآن در زندگی، گسترش خرافات در جامعه و... اشاره کرد.

مهجوریت قرآن پیامدهای ناگواری برای جامعه به همراه دارد از جمله: متروک شدن شریعت، رواج منکرات، گسسته شدن رشته اتحاد و برادری در جامعه مسلمان، جدا شدن مردم از فرهنگ قرآن، رانده شدن نیروهای مذهبی از صحنه اجتماع، پنهان شدن حق و آشکار شدن باطل، دروغ بستن به خدا و پیامبر، استفاده ابزاری از قرآن برای اثبات دعاوی خویش، توجه مردم به نقش و نگار و قرائت های زیبا و عدم راهیابی قرآن به زندگی روزانه آنان.

برای زدودن مهجوریت از چهره قرآن لازم است که رویکرد مسئولین و دیدگاه جامعه نسبت به قرآن دگرگون شود. مسئولین فرهنگی کشور اعم از مراکز علمی فرهنگی و آموزشی باید قرآن را سرلوحه برنامه های خود قرار دهند و جامعه هم باید به این باور برسد که قرآن کتاب زندگی است. اعتقاد و باور جامعه به الگو بودن قرآن در تمام ابعاد، تصحیح فرهنگ استفاده از قرآن در بین افراد جامعه، توجه به معانی و مفاهیم قرآن، عمل کردن دست اندرکاران قرآن به دستورات آن، دعوت افراد جامعه به تدبر و اندیشه در قرآن، نگاه ویژه آموزش و پرورش به درس قرآن، توجه خاص مراکز علمی فرهنگی به مباحث قرآنی و محور قرار دادن قرآن در سخنرانی ها از جمله اموری است که می تواند به رفع مهجوریت از قرآن کمک شایانی بکند.

یکی از عوامل مهم در مهجوریت زدایی از قرآن این است که حافظان، قاریان، مفسران و تمام کسانی که در این بخش فعالیت دارند، عامل به قرآن باشند. این افراد که معمولا در جامعه به عنوان افراد الگو مطرح هستند، خود باید از عاملان به دستورات قرآن باشند و سایر مردم این خوشبختی و سعادتی را که، در سایه عمل به قرآن به دست می آید، در زندگی این افراد ببینند تا بقیه هم نسبت به آن تمایل و رغبت پیدا کنند.

بنابر آنچه گفته شد، اگر جامعه بخواهد مشمول شکایت و گلایه پیامبر(ص) در رابطه با مهجوریت قرآن نشود و قرآن را از مهجوریت خارج کند، باید تعالیم انسان ساز آن را در تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی پیاده کند و تنها در این صورت است که بشریت به سعادت و کمال خواهد رسید.

به امید روزی که شاهد جامعه ای باشیم که در آن مسلمانان قرآن را در تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی خود پیاده کنند.

با تشکر
یک کار اساسی دیگر هم باید کرد
باید قران را به زبان فارسی به زبان مادری هر ملیتی خوب ترجمه کرد و سعی نمود به جای تلاوت آیات به منظور ثواب به فهم قران و تدبر در آن پرداخت و صد البته عمل کرد
و همچنین سعی نمود به زور ملت را قران خوان نکرد مثلا
اکنون در سطح مدارس ابتدایی از اول ابتدایی تا پنجم به بچه ها 3 کتاب قران در سطح های مختلف تدریس می شود که از جهاتی مضر است
به موقع خواهم گفت
آزادی افکار در ضمینه دین شدیدا ممنوع است و بس تعجب دارد ؟؟
باید قران را عملی پیاده کرد و خواند باید به دور از هر حدیث و روایت به نص قران و خود آیات پرداخت
اما افسوس ....

صدیقین
۱۳۸۹/۱۰/۱۶, ۰۰:۰۴
با تشکر
یک کار اساسی دیگر هم باید کرد
باید قران را به زبان فارسی به زبان مادری هر ملیتی خوب ترجمه کرد و سعی نمود به جای تلاوت آیات به منظور ثواب به فهم قران و تدبر در آن پرداخت و صد البته عمل کرد
و همچنین سعی نمود به زور ملت را قران خوان نکرد مثلا
اکنون در سطح مدارس ابتدایی از اول ابتدایی تا پنجم به بچه ها 3 کتاب قران در سطح های مختلف تدریس می شود که از جهاتی مضر است
به موقع خواهم گفت
آزادی افکار در ضمینه دین شدیدا ممنوع است و بس تعجب دارد ؟؟
باید قران را عملی پیاده کرد و خواند باید به دور از هر حدیث و روایت به نص قران و خود آیات پرداخت
اما افسوس ....

سلام به شما،
دوست خوب، چند نکته درباره فرمایش شما:


قران کریم به زبان عربی فصیح نازل شده و در این فصاحت بیان و بلاغت گفتار هم برای آنان که به این زبان آشنایی (و لو اجمالی) دارند، نکته های بدیع و بسیار نهفته است:


إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (یوسف/2)
ما آن را قرآنى عربى نازل كرديم، باشد كه بينديشيد.

إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (زخرف/3)
ما آن را قرآنى عربى قرار داديم، باشد كه بينديشيد


لذا یادگیری زبان عربی به عنوان آشنایی با زبان وحی امر مطلوبی است:

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ تَعَلَّمُوا الْعَرَبِيَّةَ فَإِنَّهَا كَلَامُ اللَّهِ الَّذِي يُكَلِّمُ بِهِ خَلْقَه‏ (بحار الأنوار/ج1/ص‏212)؛
امام صادق (ع) فرمود: عربی را یاد بگیرید زیرا آن زبانی است که خداوند به وسیله آن با بندگانش سخن گفته است.


البته کسانی که زبان عربی نمی دانند یا به هر دلیلی نمی خواهند یاد بگیرند، بسیار بجا و مناسب است که قبل یا بعد از تلاوت آیات یا سوره هایی از قرآن، با استفاده از ترجمه های معتبر و صحیح، با معانی و مفاهیم آیات آشنا شده و در معانی آن تفکر و تدبّر نمایند و دستورات روشنی بخش آن را چراغ هدایت زندگی خویش قرار دهند.

----------------------------------------------------

اینکه فرمودید «آزادی افکار در زمینه دین شدیدا ممنوع است»، سخن درستی به نظر نمی رسد! در این زمانه سرعت ارتباطات، خصوصا استفاده از فضای مجازی اینترنت و گفتگوهای آفلاین و آنلاین با دیگران، ممنوعیت افکار چه معنایی می تواند داشته باشد؟!


----------------------------------------------------

نکته آخر در مورد کلام پایانی شما:

بله، قرآن را باید خواند و در آن اندیشید و تدبّر نمود و آگاهانه و با نیت پاک باید به دستورات نورانی اش عمل نمود و متن قرآن قطعا بر غیر آن اولویت دارد؛ اما در عین حال از احادیث صحیح که مبیّن قرآن هستند و معارف قرآنی را روشن تر می کنند، در راه آشنایی بیشتر با آموزه های قرآنی استفاده می کنیم؛ همانطور که می دانید سخن پیامبر (ص) ، شرح و تفسیر آیات کریمه قرآن است:


وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (نحل/44)
و اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم، تا براى مردم آنچه را به سوى ايشان نازل شده است توضيح دهى، و اميد كه آنان بينديشند.

taslim
۱۳۸۹/۱۰/۱۶, ۰۸:۱۶
با سلام
فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِّثْلِهِ إِن كَانُوا صَادِقِينَ
اگر راست مى‏گويند سخنى همانند آن بياورند!

تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ
اينها آيات خداوند است که ما آن را بحقّ بر تو تلاوت مى‏کنيم؛ اگر آنها به اين آيات ايمان نياورند، به کدام سخن بعد از سخن خدا و آياتش ايمان مى‏آورند؟!
فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ
به کدام سخن بعد از قران ایمان می آورند

اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاء وَمَن يُضْلِلْ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ
خداوند بهترين سخن را نازل کرده، کتابى که آياتش (در لطف و زيبايى و عمق و محتوا) همانند يکديگر است؛ آياتى مکرّر دارد (با تکرارى شوق‏انگيز) که از شنيدن آياتش لرزه بر اندام کسانى که از پروردگارشان مى‏ترسند مى‏افتد؛ سپس برون و درونشان نرم و متوجّه ذکر خدا مى‏شود؛ اين هدايت الهى است که هر کس را بخواهد با آن راهنمايى مى‏کند؛ و هر کس را خداوند گمراه سازد، راهنمايى براى او نخواهد بود!


شما این همه حدیث جعلی که به پیامبر اسلام و ائمه نسبت داده اند چگونه می خواهید درست را از نا درست تشخیص دهید و چرا
چنین کاری انجام دهید مگر قران مفسر خود نیست
مگر قران ناقض است ؟

taslim
۱۳۸۹/۱۰/۱۶, ۰۸:۲۵
با سلام
کارشناس پاسخو مباحث قرانی
آری باید به زبان عربی آشنایی داشت اما لازم نیست که حتما عربی دان بزرگ بود اگر به زبان عربی بود که الان می بایست عربها مسلمانترین ها بودند . شما با این گفته خود قصد دارید فهم قران را منحصر به افراد و یا اشخاص کنید که درس عربی می خوانند و مردم عادی بهره های از قران نمی برند اما مردم عادی چی ؟ باید چه کنند ؟
من به شخصه مسلط به زبان عربی نیستم اما سعی دارم عربی یاد بگیرم و همچنین از چندین ترجمه مختلف استفاده می کنم تا منظور هرآیه را در خود قران کشف کنم و بفهمم .
مثلا ترجمه معزی . مکارم شیرازی . مصباح زاده و جند نفر دیگر از نظرم خوب بوده اما باز خود را محدود نمی کنم و بیشتر تحقیق می کنم.
می گویم آزادی بیان در دین نیست حقیقت دارد
شما فقط جامعه مجازی را مثال زدید اما در همین جامعه مجازی فیلترینگ سایت های دینی به وضوح دیده می شود . کنترل وب سایتها و وبلاگ ها و ..
شما بفرمایید در رادیو تلویزیون کجا مباحثی غیر از آنچه خوشان می خواهند مطرح می شود تا به حال کجا دیده ای رادیو و.. اجازه داده اند عقایدی غیر از آنچه حاکم بر جامعه هست مطرح گردد .
در حقیقت هر حکومتی خواسته های خود را در قالب دین به خورد مردم و عوام می دهد و آنها را تابع خود می گرداند؟

اما در مورد کلام آخر شما ؟
بفرمایید در بین این همه احادیث جعلی شما چگونه به خود اجازه می دهید قران را با حدیث بسنجید ؟
مگر این آیه را در قران نخوانده اید :
تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ
اينها آيات خداوند است که ما آن را بحقّ بر تو تلاوت مى‏کنيم؛ اگر آنها به اين آيات ايمان نياورند، به کدام سخن بعد از سخن خدا و آياتش ايمان مى‏آورند؟!
فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ
به کدام سخن بعد از قران ایمان می آورند

اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاء وَمَن يُضْلِلْ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ
خداوند بهترين سخن را نازل کرده، کتابى که آياتش (در لطف و زيبايى و عمق و محتوا) همانند يکديگر است؛ آياتى مکرّر دارد (با تکرارى شوق‏انگيز) که از شنيدن آياتش لرزه بر اندام کسانى که از پروردگارشان مى‏ترسند مى‏افتد؛ سپس برون و درونشان نرم و متوجّه ذکر خدا مى‏شود؛ اين هدايت الهى است که هر کس را بخواهد با آن راهنمايى مى‏کند؛ و هر کس را خداوند گمراه سازد، راهنمايى براى او نخواهد بود!


شما این همه حدیث جعلی که به پیامبر اسلام و ائمه نسبت داده اند چگونه می خواهید درست را از نا درست تشخیص دهید و چرا
چنین کاری انجام دهید مگر قران مفسر خود نیست
مگر قران ناقض است ؟

Lachini
۱۳۸۹/۱۰/۱۷, ۲۰:۲۳
سلام بر جناب پاسخگوی مباحث قرانی
1. فرموده اید که " اشتباه نشود، مخالف قرائت قرآن برای درگذشتگان . . . نیستم "
حجت الاسلام حسن عرفان از مدرسین برجسته حوزه علمیه قم فرموده اند که قرائت قران برای درگذشتگان توهین معنوی به قران است و برخی دیگر از علما و اندیشمندان اسلامی نیز بر این عقیده اند.

صدیقین
۱۳۸۹/۱۰/۱۸, ۰۴:۱۹
سلام بر جناب پاسخگوی مباحث قرانی
1. فرموده اید که " اشتباه نشود، مخالف قرائت قرآن برای درگذشتگان . . . نیستم "

حجت الاسلام حسن عرفان از مدرسین برجسته حوزه علمیه قم فرموده اند که قرائت قران برای درگذشتگان توهین معنوی به قران است و برخی دیگر از علما و اندیشمندان اسلامی نیز بر این عقیده اند.

سلام به دوست خوبمان، جناب لاچینی عزیز،


دوست خوب، وقتی کلامی از کسی نقل می کنید و قرار است آن کلام مورد استناد یا نقد قرار گیرد، بهتر است منبع مطلب را هم ذکر کنید، تا هم از درستی استناد مذکور مطمئن شویم و هم با خواندن متن سخنان بتوانیم درباره آن قضاوت درستی داشته باشیم.

در هر صورت، جناب عرفان که شما سخنی از ایشان نقل کرده اید، محترم هستند اما سخنشان که وحی منزل نیست! اگر دلیل منطقی و محکمی برای مدعایشان (طبق نقل شما) داشتند، می پذیریم و اگر دلیل قانع کننده ای نداشتند، نمی پذیریم.

نوشتارهای شما یک نکته جالب و عجیب دارد و آن اینکه: وقتی به حدیثی صحیح در باب مطلبی استناد می کنیم، مطلب را برنمی تابید و با شتاب و بدون تحقیق سعی در جعلی جلوه دادن متن حدیث دارید اما خود به سخن دیگران که نه حجت شرعی است و نه مستدل، در موارد متعدد مانند همین جا استناد می کنید! (حالا قصه چیست نمی دانم!)

در هر صورت بارها عرض کردم که قرآن برنامه زندگی، برنامه صحیح پرورش روح و جسم انسان، برنامه تعالی و تکامل معنوی و انسانی و خلاصه برنامه چگونه زیستن است و اینها همه برنامه افرادی است که در قید حیات هستند و زنده اند؛


قرائت قرآن ثواب دارد و مستحب است (در این مطلب روشن که تردید ندارید!):



فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآن‏ (مزمل/20)
آنچه براى شما ميسّر است قرآن بخوانيد


طبق برخی روایات می توان قرآن را قرائت نمود و تلاوت کرد و ثواب این قرائت را به روح درگذشتگان مانند والدین از دنیا رفته هدیه نمود. حالا بفرمایید کجای این مطلب اهانت به قرآن است و کدام عالم بزرگی، چنین مطلبی را اهانت به قرآن دانسته است؟! لطفا دلایل عقلی یا نقلی معتبر خود را ارائه فرمایید.

صدیقین
۱۳۸۹/۱۰/۱۸, ۱۴:۱۲
با سلام
فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِّثْلِهِ إِن كَانُوا صَادِقِينَ
اگر راست مى‏گويند سخنى همانند آن بياورند!

تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ

اينها آيات خداوند است که ما آن را بحقّ بر تو تلاوت مى‏کنيم؛ اگر آنها به اين آيات ايمان نياورند، به کدام سخن بعد از سخن خدا و آياتش ايمان مى‏آورند؟!
فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ
به کدام سخن بعد از قران ایمان می آورند

اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاء وَمَن يُضْلِلْ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ
خداوند بهترين سخن را نازل کرده، کتابى که آياتش (در لطف و زيبايى و عمق و محتوا) همانند يکديگر است؛ آياتى مکرّر دارد (با تکرارى شوق‏انگيز) که از شنيدن آياتش لرزه بر اندام کسانى که از پروردگارشان مى‏ترسند مى‏افتد؛ سپس برون و درونشان نرم و متوجّه ذکر خدا مى‏شود؛ اين هدايت الهى است که هر کس را بخواهد با آن راهنمايى مى‏کند؛ و هر کس را خداوند گمراه سازد، راهنمايى براى او نخواهد بود!سلام به شما،
دوست خوب، این آیات کریمه چه ارتباطی با مطلب بنده داشت؟ لطفا وجه استفاده از آیات یا پرسش متناسب با آن را بنویسید تا مباحثه ای با هم داشته باشیم. (البته در پست 27 (http://www.askquran.ir/showpost.php?p=398616&postcount=27) مطالبی درباره این آیات عرض کرده ام؛ اگر مطلب غیر از اینست بفرمایید تا بیشتر مباحثه کنیم.)


شما این همه حدیث جعلی که به پیامبر اسلام و ائمه نسبت داده اند چگونه می خواهید درست را از نا درست تشخیص دهید و چرا
چنین کاری انجام دهید مگر قران مفسر خود نیست
مگر قران ناقض است ؟دوست خوب، دانش حدیث علمی است که به تشخیص سند، متن و دلالت احادیث می پردازد و از علوم مختلفی در این راه بهره می برد:
فقه الحدیث برای فهم دلالت احادیث،
رجال الحدیث برای سنجش میزان اطمینان از سند حدیث و ثقه یا غیر ثقه بودن راویان احادیث،
درایة الحدیث برای بحث از سند و متن و چگونگى فراگيرى و آداب نقل حديث و علوم دیگر.


---------------------------------------


در مورد قسمت اخیر کلامتان که فرمودید چرا به حدیث (به عنوان مفسر قرآن) مراجعه می کنیم و اینکه قرآن مفسّر خود می باشد، بحثی در این پست 5 (http://www.askquran.ir/showpost.php?p=389255&postcount=5) عرض کرده ام و در اینجا به این بیان علامه طباطبایی بسنده می کنم (تفصیل مطلب را در پست مذکور مشاهده فرمایید):


از ساحت قرآن بدور است که «تبیان و بیانگر همه چیز» باشد، اما روشنگر و بیان کننده خود نباشد. قرآنی که هدایتگر مردم و چراغ راه آنان و بیان گر مبهمات است، چگونه ممکن است توان راهنمایی مردم به درک مفاهیم خویش را نداشته باشد یا از ارشاد انسان به سوی دلایل روشن خود خودداری کرده باشد؟! (المیزان/ج1/ص10)



ادامه در پست بعد...

صدیقین
۱۳۸۹/۱۰/۱۸, ۱۴:۱۳
و اما درباره مفسّر بودن احادیث برای آیات کریمه قرآن، قبلا مطلبی در این پست 12 (http://www.askquran.ir/showpost.php?p=390022&postcount=12) عرض کرده ام که دوباره درج می کنم:


سبک بیانی قرآن در بیان کلیات احکام و واگذاری بیان تفصیلی آن به سنت:


قرآن کریم برخی قوانین خود را به صورت کلی و اولیه مطرح نموده اما تفصیل آن را به عهده پیامبر گرامی اسلام واگذار نموده است.

توضیح مطلب اینکه: قرآن کریم در موارد متعددی به صورت قاعده کلی، اصول معارف یا مبانی احکام را بیان داشته اما شرح و تفصیل آن را به عهده پیامبر قرار داده است. تمامی احادیث شریفی که از مقام رسالت صادر گشته، شرح و بسطی است برای بیانات کوتاه و فشرده قرآن کریم، مانند این حدیث پیامبر: «صَلّوا کما رأیتمونی أُصلّی (عوالي ‏اللآلي/ج3/ص85)؛ نماز را آن گونه که من می خوانم بخوانید» که تفسیری است برای آیاتی که اصل نماز را واجب اعلام نموده است مانند:«وَ أقیموا الصََّّلاةَ (بقره/110)؛ و نماز را بر پا دارید» یا آیه «إنَّ الصَّلاةَ کانَت عَلَی المُؤمِنینَ کِتابًا مَوقوتاً (نساء/103)؛ نماز، بر مؤمنان در اوقات معین مقرر شده است»؛

نیز این کلام پیامبر: «خذوا عنّی مناسککم (عوالي ‏اللآلي/ج1/ص215)؛ نحوه انجام مراسم حج را از من فرا گیرید» ، در حقیقت تفسیر و بیان این آیه کریمه است: «وَ لِلّهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ البَیتَ (آل عمران/97)؛ بر مردم است که حج خانه (خدا) را برای خدا انجام دهند». تمامی دستورات پیامبر درباره شرایط و واجبات نماز و حج و غیره، و به طور کلی همه دستورات شرعی حضرت در تمامی ابواب عبادات و معاملات و غیره، در واقع شرح و بسط بیانات کوتاه و فشرده قرآن کریم است.

صدیقین
۱۳۸۹/۱۰/۱۸, ۱۴:۳۷
با سلام
کارشناس پاسخو مباحث قرانی
آری باید به زبان عربی آشنایی داشت اما لازم نیست که حتما عربی دان بزرگ بود اگر به زبان عربی بود که الان می بایست عربها مسلمانترین ها بودند . شما با این گفته خود قصد دارید فهم قران را منحصر به افراد و یا اشخاص کنید که درس عربی می خوانند و مردم عادی بهره های از قران نمی برند اما مردم عادی چی ؟ باید چه کنند ؟
من به شخصه مسلط به زبان عربی نیستم اما سعی دارم عربی یاد بگیرم و همچنین از چندین ترجمه مختلف استفاده می کنم تا منظور هرآیه را در خود قران کشف کنم و بفهمم .
مثلا ترجمه معزی . مکارم شیرازی . مصباح زاده و جند نفر دیگر از نظرم خوب بوده اما باز خود را محدود نمی کنم و بیشتر تحقیق می کنم.علیکم السلام،

دوست خوب، بنده کی و کجا گفته ام برای آشنایی با قرآن و فهم آن باید عربی دان بزرگ بود؟! از کجای نوشته بنده استنباط نمودید که «پس عربها مسلمان ترین اند»؟! لطفا در نسبت دادن سخن به دیگران دقت فرمایید. همانطور که در پست 18 (http://www.askquran.ir/showpost.php?p=397772&postcount=18) عرض کردم:

قران کریم به زبان عربی فصیح نازل شده و در این فصاحت بیان و بلاغت گفتار هم برای آنان که به این زبان آشنایی (و لو اجمالی) دارند، نکته های بدیع و بسیار نهفته است:


إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (یوسف/2)
ما آن را قرآنى عربى نازل كرديم، باشد كه بينديشيد.

إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (زخرف/3)
ما آن را قرآنى عربى قرار داديم، باشد كه بينديشيد



لذا یادگیری زبان عربی به عنوان آشنایی با زبان وحی امر مطلوبی است:


عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ تَعَلَّمُوا الْعَرَبِيَّةَ فَإِنَّهَا كَلَامُ اللَّهِ الَّذِي يُكَلِّمُ بِهِ خَلْقَه‏ (بحار الأنوار/ج1/ص‏212)؛
امام صادق (ع) فرمود: عربی را یاد بگیرید زیرا آن زبانی است که خداوند به وسیله آن با بندگانش سخن گفته است.


البته کسانی که زبان عربی نمی دانند یا به هر دلیلی نمی خواهند یاد بگیرند، بسیار بجا و مناسب است که قبل یا بعد از تلاوت آیات یا سوره هایی از قرآن، با استفاده از ترجمه های معتبر و صحیح، با معانی و مفاهیم آیات آشنا شده و در معانی آن تفکر و تدبّر نمایند و دستورات روشنی بخش آن را چراغ هدایت زندگی خویش قرار دهند.

صدیقین
۱۳۸۹/۱۰/۱۸, ۱۴:۳۸
من به شخصه مسلط به زبان عربی نیستم اما سعی دارم عربی یاد بگیرم و همچنین از چندین ترجمه مختلف استفاده می کنم تا منظور هرآیه را در خود قران کشف کنم و بفهمم .
مثلا ترجمه معزی . مکارم شیرازی . مصباح زاده و جند نفر دیگر از نظرم خوب بوده اما باز خود را محدود نمی کنم و بیشتر تحقیق می کنم.اینکه می خواهید در متن آیات کریمه قرآن تفکر و تدبر نمایید، بسیار خوب و بجا و مطابق فرمان خداوند سبحان است که بارها همه ما را به تدبّر در آیات کریمه قرآن دعوت نموده است؛

قرآن کریم از یکسو خود را روشن و مبین و دارای قابلیت درک آسان برای پند پذیری معرفی می کند و از سوی دیگر صراحتا همگان را به تدبر و کنکاش برای فهم بیشتر و عمیق تر و دقیق تر آیات الهی فرا می خواند، کاشف از وجود لایه های معرفتی مختلف از معارف قرآنی در آیات کریمه قرآن است؛ یعنی هر چه بیشتر در این کتاب تدبر نمایید، معارف بیشتر و عمیق تری خواهید یافت و اینجا دریایی کرانه ناپدید است که غواصانی با مهارت بالا در اندیشه و تدبّر الهی می طلبد و همین، نقطه قوت این کتاب مقدس است که باب فکر و اندیشه را بر بشر نمی بندد و از تدبّر در آیاتش نمی هراسد بلکه آن را راهی به سوی درک حقایق بیشتر معرفی می کند و با بیانات گوناگون بر این اندیشه و تدبّر اصرار می ورزد:




أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً (نساء/82)
آيا درباره قرآن نمى ‏انديشند؟! اگر از سوى غير خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مى ‏يافتند.



أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها (محمد/24)
آيا آنها در قرآن تدبّر نمى‏ كنند، يا بر دلهايشان قفل نهاده شده است؟!

اما اذعان دارید که برای فهم صحیح یک مطلب و سقوط نکردن در وادی تفسیر به رأی و خطای برداشت ناچارید که یک سری علوم مقدماتی را بیاموزید تا بتوانید بهتر درباره معنا و مفهوم آیات بیندیشید؛ علومی مانند علم اللغة، صرف و نحو، اسباب النزول و ... ؛ این علوم باید این مطالب را در اختیار شما قرار دهد:


آشنایی با معنا و مفهوم واژگان قرآنی
آشنایی با فضای نزول آیات
آشنایی با قواعد ادبیات عرب
سبک بیانی قرآن در بیان کلیات احکام و واگذاری بیان تفصیلی آن به سنت
فاصله زمانی با زمان نزول آیات و در نتیجه: تغییر معانی برخی کلمات و طرح مسائل جدید
طرح مباحث سنگین خداشناسی و انسان شناسی و ... در قالب الفاظی ساده
ویژگی و سبک بیانی خاصّ قرآن کریم



این عناوین تفصیلی دارند که در تاپیک زیر به طور کامل شرح داده ام. لطفا مطالعه فرمایید:
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=24495&page=2
(از پست 11 به بعد)


آشنا نبودن با متن اصلی یک کلام و تنها مراجعه به ترجمه آن، هیچگاه برای یک تحقیق بایسته و مورد اطمینان کافی نیست. برخی ترجمه ها ایراد دارد، برخی موارد ترجمه بر اساس رأی تفسیری مترجم است و ممکن است قابل رد باشد؛ به طور کلی اینطور نیست که ترجمه بتواند فحوای کامل کلام را منتقل کند و قطعا در مواردی با کاستی همراه است و کشف این موارد نیازمند آشنایی شما با زبان اصلی متن و مراجعه به متن آیات است (اگر لازم شد این مطلب را بهتر و بیشتر توضیح می دهم)؛ با اینهمه آفات شما چگونه متن اصلی را رها کرده و به ترجمه تکیه کرده اید؟! و نام آن را هم تحقیق می گذارید؟! آیا هیچ مرکز علمی سراغ دارید که این نحوه تحقیق را باور داشته باشد و بپذیرد؟!

صدیقین
۱۳۸۹/۱۰/۱۸, ۱۵:۲۱
بفرمایید در بین این همه احادیث جعلی شما چگونه به خود اجازه می دهید قران را با حدیث بسنجید ؟
مگر این آیه را در قران نخوانده اید :
تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ

اينها آيات خداوند است که ما آن را بحقّ بر تو تلاوت مى‏کنيم؛ اگر آنها به اين آيات ايمان نياورند، به کدام سخن بعد از سخن خدا و آياتش ايمان مى‏آورند؟!
فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ
به کدام سخن بعد از قران ایمان می آورند

اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاء وَمَن يُضْلِلْ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ
خداوند بهترين سخن را نازل کرده، کتابى که آياتش (در لطف و زيبايى و عمق و محتوا) همانند يکديگر است؛ آياتى مکرّر دارد (با تکرارى شوق‏انگيز) که از شنيدن آياتش لرزه بر اندام کسانى که از پروردگارشان مى‏ترسند مى‏افتد؛ سپس برون و درونشان نرم و متوجّه ذکر خدا مى‏شود؛ اين هدايت الهى است که هر کس را بخواهد با آن راهنمايى مى‏کند؛ و هر کس را خداوند گمراه سازد، راهنمايى براى او نخواهد بود!
شما این همه حدیث جعلی که به پیامبر اسلام و ائمه نسبت داده اند چگونه می خواهید درست را از نا درست تشخیص دهید و چرا
چنین کاری انجام دهید مگر قران مفسر خود نیست
مگر قران ناقض است ؟پاسخ این پرسش را در پست 23 (http://www.askquran.ir/showpost.php?p=398487&postcount=23) + 24 (http://www.askquran.ir/showpost.php?p=398489&postcount=24) دادم اما چند نکته دیگر:

1- شما از کجا دانستید که احادیث منسوب به پیامبر جعلی است؟! ادعایی طرح نموده اید و باید دلیل اقامه نمایید.

2- کجای سخن بنده صحبت از سنجش حدیث با قرآن بود؟! ظاهرا شما نوشتارهای دیگران را خوب مطالعه نمی کنید که پیوسته اشکالات غیر وارد مطرح می نمایید (همانطور که در پستهای قبل باز استناد نادرست و بی دلیلی به بنده دادید)! لطفا یا مطلبی به بنده نسبت ندهید یا متن مورد استشهادتان از نوشتار بنده را کپی کنید تا کلامتان ارزش نقد داشته باشد!

بنده در سراسر پستهایی که تا کنون نوشته ام عرض کرده ام که حدیث در خدمت قرآن است و مفسّر آیات است؛ به عنوان نمونه به این پست بنگرید: 24 (http://www.askquran.ir/showpost.php?p=398489&postcount=24)

3- آیاتی که ذکر فرموده اید به هیچ جای کلام بنده ارتباط معقولی ندارد! گویی لفظ «حدیث» که در آیه آمده نظر شما را جلب کرده و چنین برداشت نموده اید که این آیات احادیث را رد می کند!؟! این کمترین نتیجه و آفت آشنا نبودن با زبان قرآن است که نادانسته کلمه حقی را در استدلال به نتیجه باطلی بکار می برید!

دوست خوب، دو آیه ابتدایی مورد اشاره شما ناظر به کفار و تکذیب کنندگان قرآن است و ربطی به حدیث (به معنای سخن پیامبر ندارد):


آیات 6 تا 11 جاثیه:


تِلْكَ آياتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَديثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَ آياتِهِ يُؤْمِنُونَ (6)
وَيْلٌ لِكُلِّ أَفَّاكٍ أَثيمٍ (7)
يَسْمَعُ آياتِ اللَّهِ تُتْلى‏ عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَليمٍ (8)
وَ إِذا عَلِمَ مِنْ آياتِنا شَيْئاً اتَّخَذَها هُزُواً أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ (9)
مِنْ وَرائِهِمْ جَهَنَّمُ وَ لا يُغْني عَنْهُمْ ما كَسَبُوا شَيْئاً وَ لا مَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظيمٌ (10)
هذا هُدىً وَ الَّذينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذابٌ مِنْ
رِجْزٍ أَليمٌ (11)

اينها آيات خداوند است كه ما آن را بحقّ بر تو تلاوت مى‏ كنيم اگر آنها به اين آيات ايمان نياورند، به كدام سخن بعد از سخن خدا و آياتش ايمان مى ‏آورند؟! (6)
واى بر هر دروغگوى گنهكار ... (7)
كه پيوسته آيات خدا را مى ‏شنود كه بر او تلاوت مى‏شود، امّا از روى تكبّر اصرار بر مخالفت دارد گويى اصلًا آن را هيچ نشنيده است چنين كسى را به عذابى دردناك بشارت ده! (8)
و هر گاه از بعضى آيات ما آگاه شود، آن را به باد استهزا مى ‏گيرد براى آنان عذاب خواركننده ‏اى است! (9)
و پشت سرشان دوزخ است و هرگز آنچه را به دست آورده ‏اند آنها را (از عذاب الهى) رهايى نمى‏ بخشد، و نه اوليايى كه غير از خدا براى خود برگزيدند (مايه نجاتشان خواهند بود) و عذاب بزرگى براى آنهاست! (10)
اين (قرآن) مايه هدايت است، و كسانى كه به آيات پروردگارشان كافر شدند، عذابى سخت و دردناك دارند! (11)


آیات 49 و 50 مرسلات:


وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبينَ (49)
فَبِأَيِّ حَديثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ (50)
واى در آن روز بر تكذيب‏ كنندگان!
(و اگر آنها به اين قرآن ايمان نمى ‏آورند) پس به كدام سخن بعد از آن ايمان مى ‏آورند؟!



اما آیه 23 زمر که اصلا ارتباطی با بحث ما نداشت:


اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَديثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى‏ ذِكْرِ اللَّهِ ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدي بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ (23)
خداوند بهترين سخن را نازل كرده، كتابى كه آياتش (در لطف و زيبايى و عمق و محتوا) همانند يكديگر است آياتى مكرّر دارد (با تكرارى شوق‏انگيز) كه از شنيدن آياتش لرزه بر اندام كسانى كه از پروردگارشان مى‏ترسند مى‏افتد سپس برون و درونشان نرم و متوجّه ذكر خدا مى‏شود اين هدايت الهى است كه هر كس را بخواهد با آن راهنمايى مى‏كند و هر كس را خداوند گمراه سازد، راهنمايى براى او نخواهد بود!



ادامه در پست بعد...

صدیقین
۱۳۸۹/۱۰/۱۸, ۱۵:۲۵
پیروی از سخن پیامبر عین اطاعت خداوند و شاهراه رسیدن به رستگاری و بهشت است:


وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، (در روز رستاخيز،) همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيقهاى خوبى هستند! (69)

مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ... (نساء/80)
كسى كه از پيامبر اطاعت كند، خدا را اطاعت كرده...(80)

وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَخْشَ اللَّهَ وَ يَتَّقْهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ (نور/52)
و هر كس خدا و پيامبرش را اطاعت كند، و از خدا بترسد و از مخالفت فرمانش بپرهيزد، چنين كسانى همان پيروزمندان واقعى هستند! (52)

وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظيماً (احزاب/71)
و هر كس اطاعت خدا و رسولش كند، به رستگارى (و پيروزى) عظيمى دست يافته است! (71)


و اطاعت نکردن از دستورات و سخنان پیامبر بیراهه ای به سوی آتش دوزخ است:

وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ ناراً خالِداً فيها وَ لَهُ عَذابٌ مُهينٌ (نساء/14)
و آن كس كه نافرمانى خدا و پيامبرش را كند و از مرزهاى او تجاوز نمايد، او را در آتشى وارد مى‏كند كه جاودانه در آن خواهد ماند و براى او مجازات خواركننده ‏اى است.

ْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبيناً (احزاب/36)
و هر كس نافرمانى خدا و رسولش را كند، به گمراهى آشكارى گرفتار شده است! (36)

وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِدينَ فيها أَبَداً (جن/23)
و هر كس نافرمانى خدا و رسولش كند، آتش دوزخ از آن اوست و جاودانه در آن مى‏مانند! (23)


لذاست که برای عمل به این آیات کریمه باید به احادیث مستند و صحیحی که از پیامبر گرامی اسلام رسیده عمل نمود و الا حجتی در برابر خداوند برای رهایی از آتش دوزخ نخواهیم داشت.

Lachini
۱۳۸۹/۱۰/۱۸, ۲۱:۰۲
سلام بر جناب پاسخگوی مباحث قرانی
1. فرموده اید که " دوست خوب، وقتی کلامی از کسی نقل می کنید و قرار است آن کلام مورد استناد یا نقدقرار گیرد، بهتر است منبع مطلب را هم ذکر کنید . . . "
منابع این مطلب زیاد است و حتی یکی از این منابع در این سایت هم مطرح شده بود و این هم یکی دیگر از منابع : http://www.jahannews.com/vdcjoxevvuqetiz.fsfu.html
بخشی از سخنان ایشان : " وي از قرآن به عنوان كتاب زندگي، تعليم و تربيت، دانشگاه، اقتصاد و سياست ياد كرد و افزود: نخواندن قرآن، قرائت قرآن در زمان درگذشت افراد و ساير موارد شايع در جامعه از جمله اهانت هاي معنوي به اين كتاب آسماني است. "

2. فرموده اید که " در هر صورت، جناب عرفان که شما سخنی از ایشان نقل کرده اید، محترم هستند اما سخنشان که وحی منزل نیست! اگر دلیل منطقی و محکمی برای مدعایشان (طبق نقل شما) داشتند، می پذیریم و اگر دلیل قانع کننده ای نداشتند، نمی پذیریم."
ایشان و ما هم می توانیم و حق داریم این معامله را با شما بکنیم مگر اینکه سخن شما وحی منزل باشد.

3. آورده اید که " صَلّوا کما رأیتمونی أُصلّی "
همه فرقه ها این حدیث را باور دارند ولی نماز آنها متفاوت است. راستی پیامبر چگونه نماز اقامه می فرمودند؟ از نظر عقلی ، مسلمین 23 سال و اکثر مواقع به امامت حضرت پیامبر نماز اقامه کرده اند و آنوقت همین مسلمین از پیامبر می پرسند که یا رسول الله ما چگونه نماز بخوانیم و ایشان در پاسخ می گویند که آنگونه نماز بخوانید که من می خوانم و به عبارت دیگر آن گونه بخوانید که در طول این 23 سال خوانده اید. آیا راستی این جای پرسش دارد؟

bahjat1388
۱۳۸۹/۱۰/۱۹, ۱۰:۳۰
علتش كم توجهي ماهاست و لا غير.
قران بهترين و جامعترين مونس و راهنماست.
اما ما كم توجهيم.

اشک خدا
۱۳۸۹/۱۰/۱۹, ۲۱:۲۵
با سلام
مهجو ريتهاي قران رادوستان بر شمر دند اما مهمترين قسمت را همه فراموش كردند .
كشتن انسانهاي بي گناه در سراسر جهان با استناد به ايات قران

اما مهمترين راه مهجوريت زدايي خواندن قران به زبان فارسي است . متا سفانه افراد زيادي را مي بينيم كه افتخار ميكنند قران را چندين بار دور كرده اند ولي حتي يكبار هم نگاهي به معناي ان نكرده اند . اخر تا نداني خداچه گفته چطور مي تواني به ان دل ببندي وبه ان عمل كني . و دانش انها ازاسلام و قران منحصر به اموزه هاي افراد كم سواد قراني مي باشد . كه اغلب انها هم اميخته به خرافات است .
يك مثال عرض مي كنم اگركسي بيايد انجيل را به زبان انگليسي بارها بخواند چه چيزي از دين مسيحي مي فهمد . وايا اين خواندن تا ثيري در روح و روان او مي گزارد .اگر همه قران را به زبان فارسي بخوانند متوجهه احاديث نادرست هم ميشوند . و مشكل حديث هاي تحريف شده تا حدود زيادي بر طرف مي شود .
البته بديهي است كه خواندن قران به زبان عربي هم تاحدود ي بر انسان اثر مي گزارد . ولي بايد فرهنگ جامعه بر خواندن قران به زبان فارسي پيش برود .

taslim
۱۳۸۹/۱۰/۲۰, ۱۰:۵۴
پاسخ این پرسش را در پست 23 (http://www.askquran.ir/showpost.php?p=398487&postcount=23) + 24 (http://www.askquran.ir/showpost.php?p=398489&postcount=24) دادم اما چند نکته دیگر:

1- شما از کجا دانستید که احادیث منسوب به پیامبر جعلی است؟! ادعایی طرح نموده اید و باید دلیل اقامه نمایید.

[color=blue]2- کجای سخن بنده صحبت از سنجش حدیث با قرآن بود؟!
[/center]

با سلام
به زودی مطالبی در این باب ارسال می دارم
در هیچ کجای صحبت شما بحث از سنجش حدیث با قران نبود بلکه بحث سنجش قران با حدیث است ؟

شما در چندین پست احادیث بدون سند را دال بر جعلی بودن و غلط بودن مطرح کرده اید اکنون به فرض اگر حدیثی مدرک و روایت از طرف چند نفر باشد قابل اعتماد می دانید اما در پست های آینده اعلام می دارم که پیروی از حدیث برابر است با پیروی از هوای نفس و شنیده ها ؟

اما خواستارم یک تایپیک اختصاصی با عنوان
حدیث معتبر است یا نه ؟ بسازید یا در همین تایپیک ادامه بدهیم

در ضمن به زودی چندین مقاله در باب حدیث و روایت برای بررسی کارشناسان و شما دوستان ارسال می دارم امیدوارم بدون غرض مطالعه شود

صدیقین
۱۳۸۹/۱۰/۲۰, ۱۳:۰۱
سلام بر جناب پاسخگوی مباحث قرانی
1. فرموده اید که " دوست خوب، وقتی کلامی از کسی نقل می کنید و قرار است آن کلام مورد استناد یا نقدقرار گیرد، بهتر است منبع مطلب را هم ذکر کنید . . . "
منابع این مطلب زیاد است و حتی یکی از این منابع در این سایت هم مطرح شده بود و این هم یکی دیگر از منابع : http://www.jahannews.com/vdcjoxevvuqetiz.fsfu.html
بخشی از سخنان ایشان : " وي از قرآن به عنوان كتاب زندگي، تعليم و تربيت، دانشگاه، اقتصاد و سياست ياد كرد و افزود: نخواندن قرآن، قرائت قرآن در زمان درگذشت افراد و ساير موارد شايع در جامعه از جمله اهانت هاي معنوي به اين كتاب آسماني است. "علیکم السلام،
از اینکه لینک مطلب را درج نمودید متشکرم.

در مطلب جناب عرفان دلیلی بر اینکه «قرائت قرآن و هدیه ثواب این قرائت به اموات» اهانت به قران است ندیدم. اگر منظور ایشان این بوده که نباید قرائت قرآن را در این موارد محدود نمود و باید قرآن را وارد زندگی عملی کرده و با تدبر و اندیشه آن را چراغی فرا راه گفتار و کردار عملی خود در زندگی قرار دهیم، این معنا ایرادی ندارد و بنده هم بارها عرض کرده ام که قرآن کتاب زندگی و برنامه انسان سازی است و این مطلبی روشن است.

اما اگر منظور ایشان اینست که نفس این عمل یعنی «قرائت قرآن و هدیه ثواب این قرائت به اموات» اهانت به قرآن است، چنین سخنی ادعایی بدون دلیل و بی اساس است و هیچ یک از علما (تا جائیکه بنده اطلاع دارم) چنین عملی را اهانت به قرآن نمی دانند؛ چه اینکه خود در مجالس ترحیم حاضر می شوند و قرآن هم تلاوت می کنند و ثواب آن را به روح مؤمن درگذشته هدیه می کنند و هیچ کس هم چنین عملی را اهانت به قرآن نمی پندارد. درباره این موضوع در پست 22 (http://www.askquran.ir/showpost.php?p=398413&postcount=22) مطالبی نیز عرض کردم.

bahjat1388
۱۳۸۹/۱۰/۲۰, ۱۳:۰۲
تقصير خودمونه كه مهجوره.
براي همه چيز وقت داريم جز انس با قرآن كريم.

صدیقین
۱۳۸۹/۱۰/۲۰, ۱۴:۰۵
2. فرموده اید که " در هر صورت، جناب عرفان که شما سخنی از ایشان نقل کرده اید، محترم هستند اما سخنشان که وحی منزل نیست! اگر دلیل منطقی و محکمی برای مدعایشان (طبق نقل شما) داشتند، می پذیریم و اگر دلیل قانع کننده ای نداشتند، نمی پذیریم."
ایشان و ما هم می توانیم و حق داریم این معامله را با شما بکنیم مگر اینکه سخن شما وحی منزل باشد.
بله، شما و همه دوستان حق نقد دارید و می توانید با دلایل علمی و منطقی سخن بنده و سایر همکاران را به نقد بکشید و از این مطلب استقبال می کنیم؛ مدتها این روایت را در امضای خود درج کرده بودم که:


قَالَ الْمَسِيحُ (ع) خُذُوا الْحَقَّ مِنْ أَهْلِ الْبَاطِلِ وَ لَا تَأْخُذُوا الْبَاطِلَ مِنْ أَهْلِ الْحَقِّ كُونُوا نُقَّادَ الْكَلَامِ (بحارالأنوار،ج2/ص96):
از حضرت مسیح (ع) روایت شده که می فرماید: حق را از اهل باطل فرا گیرید اما باطل را از اهل حق یاد نگیرید، سخن دیگران را بسنجید (و نقد کنید).


اصلا فضای کانون گفتگوی قرآنی یعنی همین طرح و نقد آراء تا در مباحثات علمی ای که بین دوستان کانون (با هر دین و مذهب و مسلک) برقرار می شود، نظریه برتر و سخن منطقی تر خود را نشان دهد؛


فَبَشِّرْ عِبادِ ، الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ (زمر/17و18)
پس بندگان مرا بشارت ده! همان كسانى كه سخنان را مى‏ شنوند و از نيكوترين آنها پيروى مى‏ كنند آنان كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرده، و آنها خردمندانند.

صدیقین
۱۳۸۹/۱۰/۲۰, ۱۴:۲۰
3. آورده اید که " صَلّوا کما رأیتمونی أُصلّی "

همه فرقه ها این حدیث را باور دارند ولی نماز آنها متفاوت است. راستی پیامبر چگونه نماز اقامه می فرمودند؟ از نظر عقلی ، مسلمین 23 سال و اکثر مواقع به امامت حضرت پیامبر نماز اقامه کرده اند و آنوقت همین مسلمین از پیامبر می پرسند که یا رسول الله ما چگونه نماز بخوانیم و ایشان در پاسخ می گویند که آنگونه نماز بخوانید که من می خوانم و به عبارت دیگر آن گونه بخوانید که در طول این 23 سال خوانده اید. آیا راستی این جای پرسش دارد؟

در این باره اگر خاطرتان باشد بحث نسبتا مفصلی در تاپیک زیر از پست 70 به بعد داشتیم و بنده پاسخ شما را در آنجا درج نموده ام. اگر مطلب جدیدی دارید در ادامه همان تاپیک و با توجه به پاسخهای بنده درج نمایید، اگر هم مطالب تکراریست که نیاز به درج دوباره نیست؛ دوستان خواننده برای پاسخ این پرسش به این تاپیک مراجعه فرمایید (پست شماره 70 به بعد):


http://www.askquran.ir/showthread.php?t=22921&page=7

:Hedye:

صدیقین
۱۳۸۹/۱۰/۲۰, ۱۴:۴۸
با سلام
مهجو ريتهاي قران رادوستان بر شمر دند اما مهمترين قسمت را همه فراموش كردند .
كشتن انسانهاي بي گناه در سراسر جهان با استناد به ايات قرانسلام به شما،
منظورتان از این کلامتان روشن نیست؟! اگر منظورتان فرقه منحرفه وهابیت است که مطلب درستی است (این فرقه منحرفه و قشری مسلک با استناد به چند آیه متشابه قرآن و بدون توجه به سایر آیات، معنای آن را تحریف نموده و با اتهام کفر و شرک، برخی شیعیان و زائران حرم حسینی و سایر حرمهای مطهر را هر از چند گاهی به خاک و خون می کشند و بسیاری از آثار تاریخی اسلامی را با این بدعتهای عجیب و غریب از صفحه مکه و مدینه پاک نموده اند) .


اما مهمترين راه مهجوريت زدايي خواندن قران به زبان فارسي است . متا سفانه افراد زيادي را مي بينيم كه افتخار ميكنند قران را چندين بار دور كرده اند ولي حتي يكبار هم نگاهي به معناي ان نكرده اند . اخر تا نداني خداچه گفته چطور مي تواني به ان دل ببندي وبه ان عمل كني . و دانش انها ازاسلام و قران منحصر به اموزه هاي افراد كم سواد قراني مي باشد . كه اغلب انها هم اميخته به خرافات است .
يك مثال عرض مي كنم اگركسي بيايد انجيل را به زبان انگليسي بارها بخواند چه چيزي از دين مسيحي مي فهمد . وايا اين خواندن تا ثيري در روح و روان او مي گزارد .اگر همه قران را به زبان فارسي بخوانند متوجهه احاديث نادرست هم ميشوند . و مشكل حديث هاي تحريف شده تا حدود زيادي بر طرف مي شود .
البته بديهي است كه خواندن قران به زبان عربي هم تاحدود ي بر انسان اثر مي گزارد . ولي بايد فرهنگ جامعه بر خواندن قران به زبان فارسي پيش برود . دوست خوب،
این راهی که شما می فرمایید در دراز مدت به مهجوریت قرآن (که متن عربی دارد) می انجامد! کسی منکر این نیست که لازمه اندیشه و تدبر آشنایی با مفهوم و معنای کلام است و برای فهم یک کلام باید با ترجمه و معنای آن هم آشنا شد؛ این مطلب روشنی است و در پستهای قبلی این مطلب را به اندازه کافی توضیح دادم. بد نیست در اینجا این پست را که به گونه ای مرتبط با این بحث است مطالعه فرمایید: ( 36 (http://www.askquran.ir/showpost.php?p=263807&postcount=36) )

Lachini
۱۳۸۹/۱۰/۲۰, ۱۴:۵۳
از حضرت پیامبر روایتی نقل شده است مبنی بر اینکه بر مومنین فرض است که در هر سال حداقل دو بار کل قران را تلاوت کنند. متاسفانه از این روایت که با قران و عقل سلیم نیز مطابقت دارد کمتر یاد می شود و یا اصلا یاد نمی شود. این یکی از دلایل مهجوریت قران است.

Lachini
۱۳۸۹/۱۰/۲۰, ۲۱:۰۵
سلام بر جناب پاسخگوی مباحث قرانی
جنابعالی اول ثابت کنید که تلاوت قران دارای ثواب یعنی اجر اخروی است تا سپس بحث کنیم که آیا این ثواب به مردگان می رسد یا نه؟ این که نمی شود که شما هم قران بخوانید و از بالاترین آرامش روحی متنفع شوید که غیر مومنان حسرت آن را می کشند و هم برای این لذت بردن شما در آن دنیا بهشت بدهند که بهشت را به بها دهند نه به بهانه. از منظر قران اعمالی دارای اجر اخروی هستند که برای تولید شادی و زدودن اندوه از دیگران انجام گیرند همانند انفاق ، دستگیری از مسکینان ، جهاد در راه خدا و غیره نه برای ارضای تمایلات معنوی خود که اگر اینگونه نبود ابن ملجم هم که حافظ قران بود بهشتی می شد.

اشک خدا
۱۳۸۹/۱۰/۲۰, ۲۲:۵۷
دوست خوب، این راهی که شما می فرمایید در دراز مدت به مهجوریت قرآن (که متن عربی دارد) می انجامد! کسی منکر این نیست که لازمه اندیشه و تدبر آشنایی با مفهوم و معنای کلام است و برای فهم یک کلام باید با ترجمه و معنای آن هم آشنا شد؛ این مطلب روشنی است و در پستهای قبلی این مطلب را به اندازه کافی توضیح دادم. بد نیست در اینجا این پست را که به گونه ای مرتبط با این بحث است مطالعه فرمایید: ( 36
با سلام
لطفا بفرماييد اگر مردم كلام خدا را باعمق وجود درك كنند و بفهمند خدا باانان چه صحبتي مي كنند بيشتر با قران انس مي گيرند يا وقتي مانند يك طو طي كلماتي را تكرار كنند ؟ ببينيد يك مثال مي زنم فرض كنيد شما دو دوست داريد يكي به زبان شما يعني فارسي سخن مي گويد و ديگري به زبان مثلا فرانسوي . حال با كدام يك از انان مي توانيد بيشتر صميمي شويد و با كداميك راحت تر و بيشتر ارتباط برقرار مي كنيد ؟ مردم عادي سالها زحمت مي كشند كه بتوانند قران را به زبان عربي بخوانند اما اگرهمين زمان را صرف يادگيري محتواي قران كنند به نظر شما كدام يك براي زندگي دنيا وبه طبع ان براي اخرتشان مفيد خواهد بود ؟
البته اين براي عموم مردم وجامعه خواهد بود وهميشه بسيار كساني هستند كه به دنبال متن عربي قران براي تحقيق و بررسي بيشتر هستند.
لطفا دلايتان را براي به مهجوريت رفتن قران در اين حالت
بيان كنيد . با تشكر

bahjat1388
۱۳۸۹/۱۰/۲۱, ۰۷:۲۴
سوره يس قلب تپنده قرآن است.
چه قدر با اون مانوسيم؟

بهلول2
۱۳۸۹/۱۰/۲۱, ۰۸:۳۷
سوره يس قلب تپنده قرآن است.
چه قدر با اون مانوسيم؟

یس«1»

سوگند به سین

وَالْقُرْآنِ الْحَكِیمِ«2»

و به قرآن حکیم یعنی به کتابی که حکیم است و حکیم صفت انسان است یعنی قرآن چون انسان زنده است جامد نیست حرکت دارد در هر زمان جلوه ای تازه از ان بدست میاید .

إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ«3»

تو از پیامبرانی یعنی پس از پیامبر اکرم تو پیامبر مردم خواهی بود

عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ«4»

تا انان را به راه راست هدایت کنی

تَنْزِیلَ الْعَزِیزِ الرَّحِیمِ«5»

فقط تو هستی که محفوظ خواهی ماند تنها بازمانده وحی از جانب خداوند

لِتُنْذِرَ قَوْمًا مَا أُنْذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ«6»

تا کسانی را که پدرانشان راه دین را به انان نشان نداده اند و غافلند بیم دهی

صدیقین
۱۳۸۹/۱۰/۲۱, ۱۶:۴۱
سلام بر جناب پاسخگوی مباحث قرانی
جنابعالی اول ثابت کنید که تلاوت قران دارای ثواب یعنی اجر اخروی است تا سپس بحث کنیم که آیا این ثواب به مردگان می رسد یا نه؟ این که نمی شود که شما هم قران بخوانید و از بالاترین آرامش روحی متنفع شوید که غیر مومنان حسرت آن را می کشند و هم برای این لذت بردن شما در آن دنیا بهشت بدهند که بهشت را به بها دهند نه به بهانه. از منظر قران اعمالی دارای اجر اخروی هستند که برای تولید شادی و زدودن اندوه از دیگران انجام گیرند همانند انفاق ، دستگیری از مسکینان ، جهاد در راه خدا و غیره نه برای ارضای تمایلات معنوی خود که اگر اینگونه نبود ابن ملجم هم که حافظ قران بود بهشتی می شد.

علیکم السلام،
اگر چه پاسخ این پرسش روشن و واضح است اما برای اینکه سخن دوستمان بی پاسخ نماند عرض می کنم که:






1- تلاوت قرآن امر خدای تعالاست:


وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتيلاً (مزمل/4)
و قرآن را شمرده و روشن و با تأمل و دقت بخوان


فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآن‏ (مزمل/20)



پس به اندازه ‏اى كه براى شما ممكن است، قرآن را تلاوت كنيد





2- خداوند هم وقتی به امری فرمان می دهد و مؤمنان آن را انجام می دهند، در برابر این انقیاد و اطاعت از فرمان الهی پاداش می گیرند؛ نیز در برابر انجام کارهای «خیر» و «صالح» (که تعبیر قرآن است و به تعبیر فارسی «نیک» و «شایسته») ) وعده پاداش داده است و از جمله مصادیق بارز عمل خیر و صالح تلاوت قران است:


وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا يُظْلَمُونَ نَقيراً (نساء/124)


و آنهايى كه اهل ايمان هستند مرد يا زن، اگر كار خوبى انجام دهند، وارد بهشت خواهند شد و به اندازه پوسته هسته خرمايى به آنها ستم نمى ‏شود.




مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (نحل/97)


آن كه كار شايسته انجام مى‏ دهد خواه مرد يا زن در حالى كه اهل ايمان باشد، به او زندگى پاكيزه و پاداشى خيلى بهتر از آنچه انجام داده، خواهيم داد.




فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ (زلزلة/7)



پس هر كس به اندازه ذره ‏اى كار نيك كرده باشد، آن را مى ‏بيند.




پس ثابت شد که تلاوت قران مورد امر خدای تعالاست و خداوند هم برای اطاعت و انقیاد بنده از فرمان او (به شرط داشتن ایمان) وعده پاداش داده است لذا تلاوت و قرائت قرآن یقینا امری مستحب است و دارای ثواب و پاداش الهی.

ادامه ...

صدیقین
۱۳۸۹/۱۰/۲۱, ۱۶:۴۳
آیا این پاداش قابل اهدا به اموات هست یا نه؟ طبق برخی روایات انسان می تواند برخی اعمال را انجام داده و ثواب آن را به روح درگذشتگان اهدا نماید و چون اهداء چنین ثوابهایی امکان دارد لذا اصل مسأله در مورد تلاوت و اهداء ثواب آن نیز جاری است.




ناگفته نماند که با مرگ انسان پرونده عمل او بسته می شود مگر از چند راه که در حدیث نبوی به آنها اشاره شده:



وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا مَاتَ الرَّجُلُ انْقَطَعَ عَمَلُهُ إِلَّا مِنْ ثَلَاثَةٍ صَدَقَةٍ جَارِيَةٍ وَ عِلْمٍ يُنْتَفَعُ بِهِ وَ وَلَدٍ صَالِحٍ يَدْعُو لَه‏ (إرشاد القلوب/ج‏1/ص14) ؛



پیامبر گرامی اسلام فرمودند: با مرگ آدمی عمل [و کارهای دنیوی] او تمام مى ‏شود غیر از سه مورد [كه چون از آثار اوست، بعد از فوت نیز از آثار اخروی آن بهره مى ‏برد و بر حسناتش افزوده مى‏ گردد]:



1- صدقه جاريه ای كه باقى گذاشته [يعنى آن كارهايى كه انجام داده و آثارش باقى است و مردم از آن بهره‏مند مى ‏گردند مانند: مسجد، بناهاى خير، احداث راه و پل و بیمارستان و ... كه مادام كه آثارش باقى است و مردم از آن بهره‏مند مى‏شوند، ثواب در نامه عمل او ثبت مى‏گردد.]

2- علمى كه مردم از آن بهره‏مند شوند [مانند تأليف و تصنيف و ترجمه كتاب های دینی].

3- فرزند صالح و شايسته‏اى كه براى او دعا كند.



عن حذيفة بن اليمان قال قال رسول الله ص لا يأتي على الميت ساعة أشد من أول ليلة فارحموا موتاكم بالصدقة فإن لم تجدوا فليصل أحدكم ركعتين يقرأ فيهما فاتحة الكتاب مرة و آية الكرسي مرة و قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ مرتين و في الثانية فاتحة الكتاب مرة و أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ عشر مرات و يسلم و يقول اللهم صل على محمد و آل محمد و ابعث ثوابهما إلى قبر ذلك الميت فلان بن فلان فيبعث الله من ساعته ألف ملك إلى قبره مع كل ملك ثوب و حلة و يوسع في قبره من الضيق إلى يوم يُنْفَخُ فِي الصُّورِ و يعطي المصلي بعدد ما طلعت عليه الشمس حسنات و يرفع له أربعون درجة فلاح(السائل/ص86)؛



از پیامبر اسلام نقل شده که فرمود: سخت ترین ساعات برای میت، شب اول قبر است! پس با دادن صدقه [و اهداء ثواب]، بر امواتتان ترحم کنید و اگر صدقه ای نیافتید [یا نداشتید]، دو رکعت نماز بخوانید؛ در رکعت اول، یکبار سوره حمد و یک مرتبه آیة الکرسی و دو مرتبه سوره توحید و در رکعت دوم یک مرتبه سوره حمد و ده مرتبه سوره تکاثر بخوانید؛ بعد از این نماز هم چنین دعا کنید: پروردگارا، بر محمد و آل او درود فرست و ثواب این دو رکعت نماز را به قبر فلانی برسان؛ خداوند هم در آن ساعت هزار فرشته با حله ها و پارچه ها[ی بهشتی] به سوی او فرستاده و قبرش را تا روز قیامت فراخ می نماید و به آن نمازگزار هم به اندازه آنچه خورشید بر آن تابیده حسنات می بخشد [یعنی حسنات بسیار می بخشد] و چهل درجه مقام [معنوی یا بهشتی] او را بالا می برد.



نتیجه اینکه:
اهداء ثواب به درگذشتگان هیچ قبح یا منع عقلی یا نقلی ندارد و این مطلب با آیات کریمه قران هم تضادی ندارد لذا با روایات صحیح می توان اصل مطلب را پذیرفت.

Lachini
۱۳۸۹/۱۰/۲۱, ۲۰:۲۷
سلام بر جناب پاسخگوی مباحث قرانی
فرموده اید که

نتیجه اینکه: اهداء ثواب به درگذشتگان هیچ قبح یا منع عقلی یا نقلی ندارد و این مطلب با آیات کریمه قران هم تضادی ندارد لذا با روایات صحیح می توان اصل مطلب را پذیرفت.

جنابعالی از قران آیه ای بیاورید که اثبات شود ثواب قران خواندن به مردگان می رسد.

صدیقین
۱۳۸۹/۱۰/۲۱, ۲۱:۳۷
سلام بر جناب پاسخگوی مباحث قرانی
فرموده اید که


نتیجه اینکه: اهداء ثواب به درگذشتگان هیچ قبح یا منع عقلی یا نقلی ندارد و این مطلب با آیات کریمه قران هم تضادی ندارد لذا با روایات صحیح می توان اصل مطلب را پذیرفت.
جنابعالی از قران آیه ای بیاورید که اثبات شود ثواب قران خواندن به مردگان می رسد.

دوست خوب،
بنده ادعا نکردم که این موضوع در آیات قرآن طرح شده که شما دلیل قرآنی می طلبید بلکه عرض کردم:
اهداء ثواب به درگذشتگان هیچ قبح یا منع عقلی یا نقلی ندارد و این مطلب با آیات کریمه قران هم تضادی ندارد لذا با روایات صحیح می توان اصل مطلب را پذیرفت..

در ادامه نوشتار دوست خوبمان taslim (http://www.askquran.ir/member.php?u=58899) را در حد مقدور مورد بررسی قرار خواهم داد. البته بهتر بود که ایشان مطالب خود را به تدریج درج می کردند (نه به یکباره و با مطالب طولانی و تنوع زیاد موضوع در یک نوشته)؛ تا گفتگوی ها به نحو مباحثه ای پیش رود و نتیجه بخش تر باشد. در هر حال در حد مقدور کلام ایشان را مورد نقد و بررسی قرار خواهم داد.

مریم
۱۳۸۹/۱۰/۲۶, ۱۳:۲۵
مهجور ماندن ،می تواند ریشه در حجیم بودن قرآن و عدم تسلط فارس زبانان به عربی همچنین مستتر بودن مفاهیم حتی در ترجمه ی فارسی داشته باشد .

شما وقتی یک بیت شعر را با لحن مناسب و به جای خود می خوانید کلی لذت میبرید اگر مسلط باشید، ولی وقتی مسلط نباشد شاید به کفایت حوصله نکنید و برایتان دلنشین هم نباشد .نتیجه :

ان چیزی که به ذهن ناقص من میرسد مفسرین محترم با همکاری گروه نشر میتوانند برای آیات مرتبط با هم کتاب هایی در قطع مناسب و در شکلی جذاب ،هم به لحاظ بار مفهومی هم به لحاظ شکل ظاهری به چاپ برسانند لزومی ندارد هر بار کل کتاب در دسترس باشد بلکه کم کم و با اندیشه و عمیق باشد مناسب تر و کاربردی تراست.

صدیقین
۱۳۸۹/۱۰/۲۷, ۱۴:۳۰
سلام به همه دوستان شرکت کننده در این بحث

جناب taslim (http://www.askquran.ir/member.php?u=58899) در پست ( 32 (http://www.askquran.ir/showpost.php?p=399123&postcount=32) ) خواستار طرح موضوعی جدید با عنوان آیا حدیث معتبر هست یا نه؟ شدند که این موضوع جهت بحث، در لینک زیر ایجاد شد و مطالب مرتبط با آن که تا کنون در این تاپیک درج می شد به این مکان منتقل شد:

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=25176

---------------------------------------------

دوستان لطف کنند جهت نظم مباحث، تنها در راستای موضوع تاپیک و بحث درباره «چرایی مهجوریت قرآن و راههای مهجوریت زدایی»، نظرات یا پرسشهای خود مطرح نمایند.

taslim
۱۳۸۹/۱۰/۲۷, ۱۵:۲۶
سلام به همه دوستان شرکت کننده در این بحث

جناب taslim (http://www.askquran.ir/member.php?u=58899) در پست ( 32 (http://www.askquran.ir/showpost.php?p=399123&postcount=32) ) خواستار طرح موضوعی جدید با عنوان آیا حدیث معتبر هست یا نه؟ شدند که این موضوع جهت بحث، در لینک زیر ایجاد شد و مطالب مرتبط با آن که تا کنون در این تاپیک درج می شد به این مکان منتقل شد:

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=25176

---------------------------------------------

دوستان لطف کنند جهت نظم مباحث، تنها در راستای موضوع تاپیک و بحث درباره «چرایی مهجوریت قرآن و راههای مهجوریت زدایی»، نظرات یا پرسشهای خود مطرح نمایند.




سلام
از پاسخگو ممنون هستم که بالاخره حاضر شدند تایپیک در خواستی ما را ایجاد کنند و اما تایپیک مهجوریت قران ارتباط مستقیم با حدیث وسنت دارد
دوستانی که مایلد بدانند به واقع چرا قران مهجور شده لطفا موضوع را در لینک زیر دنبال کنند .
آیا احدیث معتبر هست؟ آیا می توان دینمان را با حدیث بسازیم ؟ (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=25176)
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=25176

taslim
۱۳۸۹/۱۱/۰۲, ۱۰:۲۳
با نام خدا كه بهترين آغاز است


قرآن كريم با وجود همه گستردگي و تنوع موضوعاتش ، براي مخاطبين خود كه مطلق انسانها را شامل مي شود ، يك پيام نهايي دارد : متفرق نشويد !
خداوند سبحان براي تحقق اين امر و ظهور جهان متحد به انسانها پيشنهاد مي كند تا به قرآن ، كه به گفته خودش تنها معيار تميز حق از باطل مي باشد ، اعتصام كنند و در اين راه به هيچ سخني جز كلام وحي كه تماماً بصورت يك كتاب روشن و روشنگر در اختيارشان قرارگرفته ، توجهي نكنند.
عدم توجه به اين پيشنهاد اصولي ، قرآن را با وجود تمام وضوح و صراحتش به تصويري سه بعدي همانند كرده است كه برخي ( آنهايي كه فقط به اين كلام اكتفا نمي كنند) آن را معوج و آشفته مي بينند كه هيچ مفهوم خاصي را دنبال نمي كند و برخي ديگر ( كه كلام حق را با هيچ سخن ديگري تلبيس نمي كنند ) آن را كاملاً منظم و با مفهوم مي بينند.
متأسفانه بطوري كه قرآن نيز به آن تأكيد دارد ، اكثر انسانها در زمره گروه اول هستند و با ايمان و بي ايمانشان يكسان است و در منظر قرآن فرق چنداني با يكديگر ندارند. اين گروه خود به دو دسته تقسيم مي شوند :
آنهايي كه بطور كلي قرآن را افسانه پيشينيان مي دانند و نه به خدا اعتقاد دارند و نه معاد.
آنهايي كه به خداوند به اصطلاح ايمان دارند ولي خدايان و الهه هاي ديگر را نيز در كنار او باور دارند هرچند كه خود هرگز به اين موضوع اعتراف نمي كنند. اينها همانهايي هستند كه هريك به سويي رفته اند و دين خداوند (اسلام) را تكه تكه و به فرمان شيطان از آن تعداد زيادي فرقه بوجود آورده اند . شيطان به پيروان هر فرقه اي كه بوجود آورده چنين القاء نموده كه مذهبش از همه مذاهب ديگر بهتر و والا تر است و بدينوسيله ايشان را دچار تكبر نموده و به جان هم انداخته است. درست مانند متكبرين ن‍‍‍زادي كه به صرف تفاوت رنگ پوست ، خون يكديگر را مي ريزند.
عزيزان ! باور كنيد خواستگاه نهايي قرآن ، تشكيل "امت واحده " يا "جهان متحد" است. اگر باور نمي كنيد در صورت علاقه اين بحث را دنبال كنيد.

قرآن كريم روايت مي كند كه پيامبر اكرم در روز قيامت مي گويد : پروردگار ، امت من قرآن را بكلي رها نموده و از خود طرد كردند.
افسوس ! درجامعه اي كه بعضيها آن را مدينه فاضله اسلام مي خوانند و قرآن را كتاب قانون اساسي آن مي انگارند ، چه غريب و مهجور است اين اثر شگفت انگيزالهي !
اين كتاب ; ميراث ابراهيم است . ابراهيم بت شكن ، همان جوانمردي كه برخلاف امواج خروشان و سهمگين جهالت و ظلم روزگار خود حركت كرد و از آتش قهر آنها هيچ باكي نداشت .همانكه در طريقت دانستن ، ازهيچ سئوالي روي گردان نبود : خدايا توچگونه مردگان را زنده مي كني ؟
او هيچ چيز را كوركورانه نمي پذيرفت ؛ براي اينكه مي خواست به عينه بداند تا به آنچنان شناختي و اطميناني برسد كه اگر روزي خدا به او فرمود : جگر گوشه ات را گردن بزن ، دچار شك و ترديد نشود و اين كار را بي هيچ چون و چرايي انجام دهد .
اين كتاب قصه غصه ها و رنجهاي موسي از دست قوم لجوج و ديرفهم بني اسرائيل است . موساي عزير ، همان دانشجوي بزرگي كه در دانشگاه الهي و در مسير پيروي ، قبولي و مردودي و بهشت و جهنم در ذهنش جايگاهي نداشتند و فقط به شناخت ، كه همانا اصلي ترين هدف خلقت است مي انديشيد . تا اينكه سرانجام خدا او را به خود اختصاص داد و بعنوان مشعوق برگزيد .
اين كتاب ؛* يادگار محمد است . محمد امين ، محمد محبوب ، همانكه شبهاي بسياري از عمر شريف خود را در دخمه ظلماني « حرا » به تفكر پرداخت تا از خاصان درگاه الهي گرديد . و به آنچنان درجه اي از شناخت رسيد كه خدا به جانش قسم مي خورد .
اين كتاب هدايت است كه اينگونه از جمع ما دور افتاده و غبارهاي جهل و ناداني صورت زيبايش را پوشانده اند . تا جايي كه جماعتي آن را وسيله امرار معاش خود قرارداده و در قبرستان و مسجد ، دائماً با صداي انكرالاصوات خود مي خوانند : « مثل الذين حملواتوريه ثم لم يحملوها كمثل الحمار يحمل اسفاراً بئس » و درست مانند همان الاغي كه كتابهاي گرانقدر را برپشت خود حمل مي كند و از گنج دانش آنها محروم مي ماند ، اينان نيز نمي دانند كه چه مي خوانند .

جماعتي ديگر از شهري به شهري و ازكشوري به كشوري روانه گشته تا به وسيله آن قدرت حافظه و صداي خود را مسابقه بگذارند و بعد اين خوراكي ميشود براي رسانه هاي گروهي ، از صدا و سيما گرفته تا نشريات خرد و كلان ، آنگاه عده اي آن را دستمايه خود قرارداده و سند احياء قرآن در جامعه قلمداد مي كنند .

حالا تصور كنيد در يك چنين جوي فردي بخواهد ، از قرآن آنگونه كه بايد صحبت به ميان آورد . در اينجا همواره عده اي وجود خواهند داشت كه اصلاً حاضر نيستند به حرفهاي او گوش دهند و اگر خيلي اصرار كند . با پوزخندي به او خواهند گفت : برو فكر نان باش كه خربزه آب است !
عده اي ديگر كه اندكي خود را مقيد مي دانند ، در حين به ظاهر گوش دادن ، آنقدر خميازه مي كشند كه او را بكلي از كرده خود پشيمان مي سازند . در اين ميان جماعتي هم ، كه هنوز در قرون گذشته بسر مي برند ، وجود دارند كه عمل او را تكفير نموده و قبيح مي پندارند ؛ چرا كه آنها تفكر و حق اظهار نظر در قرآن را فقط از آن كساني مي دانند كه برتمامي علوم دهر مسلط باشند .
اين وضعيت محافل عمومي جامعه ماست . اما در محافل خصوصي وضع بصورت ديگريست ؛ بسياري از افرادي كه در اين محافل هستند قرآن را كاملاً كتاب تخصصي خود مي انگارند و هركسي را به ميان خود راه نمي دهند . در اينجا، چارچوبها و معيارهايي وجود دارند كه احدي حق گذر از آنها را ندارد . هر فكر و ايده اي بايد درون اين چارچوبها بگنجد ، در غير اينصورت هر اندازه هم كه عقلاني و منطقي باشد ، ابداً قابل قبول نخواهد بود . خيلي از كساني كه خودشان را با اين چارچوبها وفق داده اند حتي به چشمان خود نيز بي اعتماد شده اند . درست مانند اصحاب كليسا در روزگار « گاليله » ؛ وقتي گاليله تلسكوپ خود را ساخت و با آن قمرهاي مشتري را ديد كه به دور آن مي چرخند ،*گفت : بياييد ببينيد ؛ همه چيز آنگونه كه گفته اند به دور زمين نمي چرخد . اما درجواب شنيد : ما به چشمان خود اعتماد نداريم بايد اول ببينيم « ارسطو » در اين باره چه گفته است ! شايد گاليله هم خطاب به آنها گفته باشد : مگر خدا عقل و چشم و گوش به شما نداده ؟ يعني اگر شيطانكي از زبان ارسطو نوشته باشد : خودتان را حلق آويز كنيد ، آيا اين كار مي كنيد ؟ !
خب ، البته آنچه گفته شد وضعيت عمومي جامعه مانيست . هنوز بسيارند افرادي كه بدور از هر گونه هياهو وجنجال ، در تفكرات شبانه خود آزادانه و بدون هيچگونه قيد و بند خاصي قرآن را در مي نوردند و گهرهايي را كه از اعماق اين اقيانوس بي كران استخراج مي كنند ، براي هميشه در صدفهاي سينه هاي خود پنهان مي سازند .
غزالي در "احياء علوم دين " راجع به دين تقليدي سخن بسيار گرانقدري دارند كه معلوم است بر گرفته از تعاليم قرآن كريم است .
مضمون كلام ايشان در باره افرادي كه مذهبشان را از پدرانشان به ارث برده و پاي منبر اين و آن شنيده اند اين است كه آنها بسيار به شنيده هاي خود تعصب نشان مي دهند و بدون هيچگونه بينش و تفكري آن را پيروي مي نمايند و اين پايبندي و تعصب آنها به شنيده ها جلوي رهايشان را از زندان تحجر مي گيرد و امكان ندارد جز معتقدات قبلي اجازه ورود چيز ديگري را به ذهنشان بدهند . پس نظر چنين شخصي دائماً بر شنيده اش قرار دارد و اگر مطلبي به او گفته شود كه خلاف شنيده هايش باشد بلافاصله شيطان تقليد به او حمله آورده و مي گويد: چگونه اين در خاطرت مي گردد كه خلاف معتقدات اسلاف توست؟!
اين دقيقاً همان مشكل بزرگيست كه تمام انبياء الهي با آن دست به گريبان بوده اند . اقوام ايشان به اين دليل از تعاليم پيامبرانشان سر باز مي زدند كه با شنيده هاي قبليشان كه از پدرانشان به ارث برده بودند مطابقت نمي كرد و پيامبران براي مبارزه با معضل بزرگ تقليد ، مجبور به تحمل رنجهاي فراوان و زخم زبانهاي درد آوري بودند كه تماماً از زبان افراد بي فكر و بي شعور بيرون مي آمد و در واقع براي اين افراد نوعي مبارزه با كفر به حساب مي آمد. هر مطلبي كه اين پيامبران مي آوردند بدون هيچگونه تأمل و تفكر و اظهار نظر منطقي از جانب ايشان ، مورد استهزاء و تمسخر قرار مي گرفتند و قرآن مملو است از آياتي كه اين تمسخرها و پاي فشاريهاي بي فكر و تأمل را بيان مي كنند.
امروز نيز همچنان پيروي از دين آباء و اجدادي در ميان اديان به قوت خود باقيست و كتابهاي آسماني (پيامبران خاموش) در انزواي كامل بسر مي برند و احبار و رهبانان و سردمداران ديني به جاي معارف واقعي دين ، يك مشت نقل قولهاي شيطاني راكه از پدرانشان شنيده اند به خورد مردم نا آگاه مي دهند و آنها را به حساب دين مي گذارند.

bahjat1388
۱۳۸۹/۱۱/۰۲, ۱۰:۵۳
تا لذت مفاهيم بلند قرآن را نچشيم قران مهجور ميماند
البته رسانه ها ،خانواده ها و مدارس و همه ما مقصريم.

gole narges
۱۳۸۹/۱۱/۰۲, ۱۳:۱۴
از اول ما رو با زیبایی های قرآن آشنا نکردند و از قرآن تنها نمره روخوانی قرآن برامون شد ارزش !!!!! این باعث شد اونجوری که باید با این معجزه پیامبرمون انس نگیریم

یه پیشنهاد برای همه دوستان : سری به سایت ختم قرآن بزنید " www.ghorany.com"
برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام عصر صلوات:salavat10::salavat10::salavat10:

صدیقین
۱۳۸۹/۱۱/۰۹, ۲۳:۲۴
عنوان: مهجوریت قرآن؛ معنای مهجوریت قران، عوامل مهجوریت و راهکارهای رفع آن


سؤال:
چرا با این همه توجهی که به قرآن وجود دارد باز قرآن مهجور است؟ مگر نه اینکه در هر خانه ای چندین قرآن با خطها و ترجمه های گوناگون وجود دارد! شب قدر، قرآن به سر می‌گیریم و «بك یا الله» می ‌گوییم! مسافر را هم از زیر قرآن رد می‌كنیم! آیاتش را هم به عنوان كاشی‌ كاری و زینت در محراب‌ها و ضریح‌‌ها و حرم‌ها و مساجد می‌نویسیم! گاهی آیات مهم را نیز با خط خوش بالای معابر و مکان ها می زنیم! اما هنوز هم قرآن مهجور هست! یعنی چی که قرآن مهجور مانده؟ اصلا آیا قرآن مهجور است؟ چه راهی برای بیرون آوردن قران از مهجوریت وجود داره؟

پاسخ:

بحث مهجوریت قرآن، برگرفته از آیه 30 سوره فرقان است:



وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً (فرقان/30)
و پيامبر عرضه داشت: «پروردگارا! قوم من قرآن را رها كردند»



این آیه، بیانگر شکایت پیامبر اکرم (ص) به درگاه خداوند سبحان است که از مهجور ماندن قرآن توسط امتش شکایت نموده است. در اینکه این شکایت در دنیا صورت گرفته یا در آخرت صورت می گیرد مفسران دو قول دارند: برخی مانند علامه طباطبایی (الميزان/ج‏15/ص205) قائلند در قیامت رخ خواهد داد و برخی دیگر مانند استاد مکارم در تفسیر نمونه (ج15/ص76) قائلند که این شکایت در دنیا صورت گرفته است.

منظور از «قوم» در این آیه، امت پیامبر است و شکایت از قوم به اعتبار خطاکاران آنها و مهجور کنندگان قرآن است.«مهجورا» از ماده هَجر (به معنای ترک کردن) است.

کتابی محبوب اما مهجور:
قرآن در بين ما حضور دارد و محبوب است؛ اما عملا مهجور است. مردم قرآن را تلاوت مي ‌كنند و تا اندازه‌اي با آن آشنا هستند، امّا بيشتر آن را براي ثواب می خوانند و اين در فرهنگ عمومی ما رایج است؛ هرکس خارج از وقت اذان، صداي تلاوت قرآن را بشنود، تصور مي ‌كند كسي از دنيا رفته و برای او مراسم ختم گرفته اند! در حقيقت خیلی از مواقع، خواندن قرآن در نزد عموم يادآور مرگ است، چرا كه وقتي مردم عزيزي از دست مي‌دهند، با تدارك حجله و گذاشتن نوار قرآن از طريق بلندگو، حزن و اندوه خود را ابراز مي‌ دارند...

سؤال اینجاست که چرا چنین کتاب محبوبی مهجور مانده و غبار غربت بر آن نشسته؟ با این مقدمه کوتاهی به برخی عوامل مهجوریت و نیز برخی راهکارهای مهجوریت زدایی از قرآن اشاره ای می کنیم.

برخی عوامل مهجوریت قرآن:
1- نگرش تك بعدي به قرآن:
برخي با نگرش تك بعدي به قرآن، گمان كرده‌اند که قرآن مجموعه‌اي از احكام فردي و توصيه‌هاي اخلاقي است كه پيروانش را به يك سري توصيه‌هاي اخلاقي، عبادي و فردي دعوت نموده است. غافل از آن كه قرآن در زمينه‌هاي گوناگون از جمله مباحث اخلاقي، سياسي، اجتماعي، حكومتي، تربيتي، جامعه شناسي، فقهي، اقتصادي و ... دستور العمل های لازم را به پيروان خود ارائه نموده است و این نگاه تک بعدی به قرآن، یکی از عوامل مهم مهجوریت آنست.

2- عدم آشنایی عمومی با معارف و آموزه های قرآنی
3- آموزش نادرست یا ناکافی تعلیمات قرآنی
4- انحصار عملی در استفاده از قرآن در مراسمات ختم و مسابقات قرآنی و ...
و ...

راههای مهجوریت زدایی از قرآن:
1- آشنایی با معارف و آموزه های قرآنی و ترویج صحیح آن:
قرآن، كتاب زندگی و عمل و برنامه انسان سازی است و این چیزی است که عموما از آن غافلیم.
باور این مطلب، اولین قدم در راه مهجوریت زدایی از این تحفه آسمانی است. برای رسیدن به چنین باوری هم لازم است که معارف قرآنی توسط قرآن پژوهان و حاملان و عاملان به آن، در سطح جامعه منتشر شود و عموم افراد را با فرهنگ و معارف قرآنی آشناتر نمود...برای آشنایی اجمالی با مفاهیم آیات پیشنهاد می شود تفسیری که با متنی ساده و روان، دست کم بخشی از معانی و مفاهیم قرآنی را نگاشته است مطالعه شود.

2- اعتقاد و باور جامعه به الگو بودن قرآن در تمام ابعاد زندگی
این مطلب نتیجه مورد قبلی است یعنی با آشنایی و ترویج فرهنگ قرآنی، می توان این باور عمومی را ایجاد نمود که قرآن کتابی کامل برای برنامه زندگی است؛ هم در بخش فردی و هم در بخش اجتماعی... نگاهی به تاریخ در قرون اولیه اسلام این واقعیت را برای ما اثبات می کند. مسلمانان سده های نخستین هجری با الهام از تعالیم انسان ساز قرآن توانستند قدرت آن روز جهان را در اختیار بگیرند و حتی در بسیاری از علوم و دانش ها پیشرو و برتر از سایر جوامع باشند؛ نگاهی به تاریخ در قرون اولیه اسلام این واقعیت را برای ما اثبات می کند.

3- تصحیح فرهنگ استفاده از قرآن:
یک فرهنگ نامناسب که در بین بیشتر افراد جامعه رایج است انحصار عملی استفاده از قرآن در مجالس ترحیم و فاتحه و مسابقات قرآنی و سفره عقد و مانند آنست! گویی هنوز این باور در ما ایجاد نشده که قرآن برنامه چگونه زیستن را به ما می آموزد! چگونه بخوریم، چگونه بپوشیم، چگونه راه برویم، چگونه با دیگران معاشرت نماییم، مسائل مربوط به خانواده و جامعه و سیاست و اقتصاد و ... را با چه میزان و ملاکی برنامه ریزی نماییم و دهها مطلب اساسی دیگر که خط مشی یک مسلمان در چگونه زیستن را تعیین می کند و پاسخ تمام اینگونه مسائل در قرآن آمده... باید این انحصار را بشکنیم و قرآن را از دل مقبره ها و مجالس ترحیم به بیرون سوق دهیم! به خانواده، به مدرسه، به دل فیلمها و کتابها و مجلات خواندنی، به دنیای مجازی اینترنت و دنیای خیالی تصویرها ها و دنیای واقعی خودمان ...

4- عمل کردن دست اندرکاران قرآن به دستورات قرآن:
یکی از عوامل مهم که در مهجوریت زدایی از قرآن می تواند بسیار تاثیرگذار باشد، این است که حافظان، قاریان، مفسران و تمام کسانی که در این بخش فعالیت دارند، عامل به قرآن باشند. این افراد که معمولا در جامعه به عنوان افراد الگو مطرح هستند، خود باید از عاملان به دستورات قرآن باشند و سایر مردم این خوشبختی و سعادتی را که، در سایه عمل به قرآن به دست می آید، درزندگی این افراد ببینند تا بقیه هم نسبت به آن تمایل و رغبت پیدا کنند. روشن است که اگر دست اندرکاران علوم قرآنی، قرآن را در زندگی خود پیاده نکنند، خواسته یا ناخواسته تأثیر بدی در نگاه مردم و افراد مرتبط با اینها وجود خواهد آمد و اگر مردم تاثیرات قرآن را در زندگی آنان مشاهده کنند، به طور طبیعی به استفاده کردن از این کتاب و عمل به دستورات آن علاقه مند می شوند.

صدیقین
۱۳۸۹/۱۱/۰۹, ۲۳:۲۵
5- تدبر و اندیشه در قرآن:
یکی دیگر از اموری که می تواند در مهجوریت زدایی از قرآن تاثیر بسزایی داشته باشد، دعوت افراد جامعه به تدبر و اندیشه در آیات نورانی قرآن است. قرآن، خود را کتاب اندیشه معرفی می کند و ازمسلمانان می خواهد که در آن تفکر و اندیشه کنند. قرآن کریم به گونه ای نازل شده است که همگان بتوانند در آن تدبر نموده و از آن بهره مند شوند. در واقع هرکس به اندازة ظرفیتها و استعدادهای خود می تواند از تعالیم این کتاب بهره مند شود و آن را بفهمد.


وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ؛(القمر/22)
و قطعاً قرآن را برای پند آموزی آسان کرده ایم؛ پس آیا پند گیرنده ای هست؟


6- نگاه ویژه آموزش و پرورش به درس قرآن:
یکی از نهادهایی که می تواند در راستای مهجوریت زدایی از قرآن بسیار تاثیر گذار باشد، آموزش و پرورش است. آموزش و پرورش یک قشر عظیم نوجوان و جوان را در اختیار داردکه این قشر از ویژگیهای منحصر به فرد برخوردارند و مطابق کلام معروف امیر مومنان حضرت علی(ع) که فرمود: «العلم فی الصغر کالنقش فی الحجر»؛ (بحارالانوار/ج1/ص224)
دانش آموختن در خردسالی همانند نقش بر روی سنگ، ماندگار و بادوام است.

چه بهتر که در این سنین روح و روان این قشر با آیات کریمه قرآن پیوند بخورد و به تعبیر امام جعفر صادق (ع) «من قرا القرآن و هو شاب مومن اختلط القرآن بلحمه و دمه؛(کافی/ج2/ص603) هر کس قرآن را بخواند در حالی که جوانی مومن است، قرآن با گوشت و خونش آمیخته می شود»؛ جوانی که روح و روانش با قرآن همراه شود، می تواند تمام برنامه های زندگی اش را بر مبنای قرآن قرار دهد، و چنین جوانی در زندگی به بن بست نمی رسد.

لازم به ذکر است که این رویکرد قرآنی در آموزش و پرورش نباید منحصر به حیطه روخوانی و تجوید و... باشد بلکه باید به جوان آموخت که قرآن کتاب زندگی است و الگوهای عملی آن را نشان داد، تا جوان به این باور برسد که می تواند تمام برنامه های زندگی خود را بر پایه قرآن قرار دهد. مهمترین ثمره اقبال جوانان به قرآن خارج شدن قرآن از مهجوریت خواهد بود و البته نتایج گرانبهای دیگری هم خواهد داشت که در این نوشتار بررسی نمی شود.

7- توجه خاص مراکز علمی فرهنگی به مباحث قرآنی:
نقشی که روشنفکران هر جامعه در ابعاد مختلف و تاثیری که می توانند در جامعه و افراد داشته باشند، کاملاً بدیهی و روشن است. تربیت متخصص در حیطه علوم قرآن باعث بهره مندی دانشگاهیان و جامعه از معارف والای قرآن خواهد شد. از سوی دیگر در مراکز حوزوی نیز همین توجه خاص به علوم قرآنی و تربیت متخصص، همین نتایج را برای جامعه به همراه خواهد داشت. هماهنگی حوزه و دانشگاه در این راستا و نشر معارف قرآن در سطح جامعه تاثیر بسزایی در زدودن مهجوریت از چهره تابناک قرآن خواهد داشت.

8- محور قرار دادن قرآن در سخنرانی ها:
روحانیون و مبلغان علوم دینی با توجه به نقش سازنده و تاثیر گذاری که در جامعه دارند، می توانند به مهجوریت زدایی از قرآن کمک شایانی بکنند و این امر محقق نمی شود، مگر اینکه مباحث سخنرانی ها با محوریت قرآن انجام گیرد. به تعبیری در سخنرانی ها باید قرآن اصل باشد نه در حاشیه؛ اصل قرار دادن قرآن در موضوع سخنرانی به مخاطب القا می کند، که همه چیز بر اساس قرآن است و نتیجه آن تشویق مخاطبین و توجه آنها به قرآن خواهد بود.

صدیقین
۱۳۸۹/۱۱/۰۹, ۲۳:۳۴
نتیجه بحث با بیانی کوتاه تر:


مهجوریت قرآن به این معنا نیست که مردم قرآن را نمی خوانند و یا در آن اندیشه نمی کنند، اگرچه می تواند شامل این معانی هم بشود. معنای حقیقی مهجوریت قرآن این است که مردم به دستورات و تعالیم قرآن در زندگی عمل نمی کنند. ممکن است بسیاری از مردم قرآن را بخوانند و به نیکوترین وجه تلاوت کنند و حتی آن را بفهمند، ولی باز قرآن در بینشان مهجور باشد. نخواندن قرآن، اندیشه و تدبر نکردن در قرآن و از همه مهمتر عمل نکردن به قرآن از مصادیق مهجوریت قرآن است.

عوامل مهجوریت قرآن:
کنار گذاشتن اهل بیت عصمت و طهارت به عنوان مفسران حقیقی قرآن، نگاه تک بعدی به قرآن، تبعیت از هوای نفس، عدم توجه جامعه به نقش سازنده قرآن در زندگی، گسترش خرافات در جامعه، عامل نبودن برخی دست اندرکاران حوزه های قرآنی و ... اشاره کرد.

پیامدهای مهجوریت قرآن:
متروک شدن شریعت، رواج منکرات، گسسته شدن رشته اتحاد و برادری در جامعه مسلمان، جدا شدن مردم از فرهنگ قرآن، رانده شدن نیروهای مذهبی از صحنه اجتماع، پنهان شدن حق و آشکار شدن باطل، دروغ بستن به خدا و پیامبر، استفاده ابزاری از قرآن برای اثبات دعاوی خویش، توجه مردم به نقش و نگار و قرائت های زیبا و عدم راهیابی قرآن به زندگی روزانه آنان.

راهکارهای مهجوریت زدایی از قرآن:
رویکرد مسؤولین و دیدگاه جامعه نسبت به قرآن دگرگون شود. مسئولین فرهنگی کشور اعم از مراکز علمی فرهنگی و آموزشی باید قرآن را سرلوحه برنامه های خود قرار دهند و جامعه هم باید به این باور برسد که قرآن کتاب زندگی است. اعتقاد و باور جامعه به الگو بودن قرآن در تمام ابعاد، تصحیح فرهنگ استفاده از قرآن در بین افراد جامعه، توجه به معانی و مفاهیم قرآن، عمل کردن دست اندرکاران قرآن به دستورات آن، دعوت افراد جامعه به تدبر و اندیشه در قرآن، نگاه ویژه آموزش و پرورش به درس قرآن، توجه خاص مراکز علمی فرهنگی به مباحث قرآنی و محور قرار دادن قرآن در سخنرانی ها از جمله اموری است که می تواند به رفع مهجوریت از قرآن کمک شایانی بکند.

بنابر آنچه گفته شد، اگر جامعه بخواهد مشمول شکایت و گلایه پیامبر(ص) در رابطه با مهجوریت قرآن نشود و قرآن را از مهجوریت خارج کند، باید تعالیم انسان ساز آن را در تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی پیاده کند و تنها در این صورت است که بشریت به سعادت و کمال خواهد رسید.


به امید روزی که شاهد جامعه ای باشیم که در آن مسلمانان قرآن را در تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی خود پیاده کنند.

صدیقین
۱۳۸۹/۱۱/۰۹, ۲۳:۵۱
سؤال:
آیا برای آشنایی با قرآن، باید حتما زبان عربی را آموخت؟

پاسخ:
قران کریم به زبان عربی فصیح نازل شده و در این فصاحت بیان و بلاغت گفتار هم برای آنان که به این زبان آشنایی (و لو اجمالی) دارند، نکته های بدیع و بسیار نهفته است:


إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (یوسف/2)
ما آن را قرآنى عربى نازل كرديم، باشد كه بينديشيد.

إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (زخرف/3)
ما آن را قرآنى عربى قرار داديم، باشد كه بينديشيد



لذا یادگیری زبان عربی به عنوان آشنایی با زبان وحی امر مطلوبی است:


عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ تَعَلَّمُوا الْعَرَبِيَّةَ فَإِنَّهَا كَلَامُ اللَّهِ الَّذِي يُكَلِّمُ بِهِ خَلْقَه‏ (بحار الأنوار/ج1/ص‏212)؛
امام صادق (ع) فرمود: عربی را یاد بگیرید زیرا آن زبانی است که خداوند به وسیله آن با بندگانش سخن گفته است.


قرآن، کتاب تدبر و تفکر است و ما را به تدبر هر چه بیشتر در آیاتش دعوت نموده است:



أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً (نساء/82)
آيا درباره قرآن نمى ‏انديشند؟! اگر از سوى غير خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مى ‏يافتند.


برای فهم صحیح یک مطلب و سقوط نکردن در وادی تفسیر به رأی و خطای برداشت ناچار از آموختن یک سری علوم مقدماتی هستیم تا بتوانیم بهتر درباره معنا و مفهوم آیات بیندیشیم؛ علومی مانند علم اللغة، صرف و نحو، اسباب النزول و ... ؛ نتیجه آشنایی با زبان عربی، آشنایی با معنا و مفهوم واژگان قرآنی و آشنایی با قواعد ادبیات عرب است که با استفاده از آنها راه تدبّر در آیات میسر و هموار می گردد.


البته کسانی که زبان عربی نمی دانند یا به هر دلیلی نمی خواهند یاد بگیرند، بسیار بجا و مناسب است که قبل یا بعد از تلاوت آیات یا سوره هایی از قرآن، با استفاده از ترجمه های معتبر و صحیح، با معانی و مفاهیم آیات آشنا شده و در معانی آن تفکر و تدبّر نمایند و دستورات روشنی بخش آن را چراغ هدایت زندگی خویش قرار دهند.

صدیقین
۱۳۸۹/۱۱/۱۰, ۰۰:۲۸
سؤال:آیا قرائت و تلاوت قرآن ثواب دارد؟

پاسخ:


1- تلاوت قرآن امر خدای تعالاست:

وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتيلاً (مزمل/4)
و قرآن را شمرده و روشن و با تأمل و دقت بخوان

فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآن‏ (مزمل/20)



پس به اندازه ‏اى كه براى شما ممكن است، قرآن را تلاوت كنيد





2- خداوند هم وقتی به امری فرمان می دهد و مؤمنان آن را انجام می دهند، در برابر این انقیاد و اطاعت از فرمان الهی پاداش می گیرند؛ نیز در برابر انجام کارهای «خیر» و «صالح» (که تعبیر قرآن است و به تعبیر فارسی «نیک» و «شایسته») ) وعده پاداش داده است و از جمله مصادیق بارز عمل خیر و صالح تلاوت قران است:


وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا يُظْلَمُونَ نَقيراً (نساء/124)


و آنهايى كه اهل ايمان هستند مرد يا زن، اگر كار خوبى انجام دهند، وارد بهشت خواهند شد و به اندازه پوسته هسته خرمايى به آنها ستم نمى ‏شود.




مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (نحل/97)


آن كه كار شايسته انجام مى‏ دهد خواه مرد يا زن در حالى كه اهل ايمان باشد، به او زندگى پاكيزه و پاداشى خيلى بهتر از آنچه انجام داده، خواهيم داد.




فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ (زلزلة/7)



پس هر كس به اندازه ذره ‏اى كار نيك كرده باشد، آن را مى ‏بيند.




نتیجه اینکه، تلاوت قرآن، امر خدای تعالاست و خداوند هم برای اطاعت و انقیاد بنده از فرمان او (به شرط داشتن ایمان) وعده پاداش داده است لذا تلاوت و قرائت قرآن یقینا امری مستحب است و دارای ثواب و پاداش الهی.

---------------------------------------------

سؤال:
آیا می توان ثواب عملی (مثل ثواب تلاوت قرآن) را به میتی مؤمن اهداء نمود؟

پاسخ:
طبق برخی روایات انسان می تواند برخی اعمال را انجام داده و ثواب آن را به روح درگذشتگان اهدا نماید و چون اهداء چنین ثوابهایی امکان دارد لذا اصل مسأله در مورد تلاوت و اهداء ثواب آن نیز جاری است.

نمونه یک روایت:

از پیامبر اسلام نقل شده که فرمود: سخت ترین ساعات برای میت، شب اول قبر است! پس با دادن صدقه [و اهداء ثواب]، بر امواتتان ترحم کنید و اگر صدقه ای نیافتید [یا نداشتید]، دو رکعت نماز بخوانید؛ در رکعت اول، یکبار سوره حمد و یک مرتبه آیة الکرسی و دو مرتبه سوره توحید و در رکعت دوم یک مرتبه سوره حمد و ده مرتبه سوره تکاثر بخوانید؛ بعد از این نماز هم چنین دعا کنید: پروردگارا، بر محمد و آل او درود فرست و ثواب این دو رکعت نماز را به قبر فلانی برسان؛ خداوند هم در آن ساعت هزار فرشته با حله ها و پارچه ها[ی بهشتی] به سوی او فرستاده و قبرش را تا روز قیامت فراخ می نماید و به آن نمازگزار هم به اندازه آنچه خورشید بر آن تابیده حسنات می بخشد [یعنی حسنات بسیار می بخشد] و چهل درجه مقام [معنوی یا بهشتی] او را بالا می برد. (فلاح السائل/ص86)؛



نتیجه اینکه، اهداء ثواب به درگذشتگان هیچ قبح یا منع عقلی یا نقلی ندارد و این مطلب با آیات کریمه قران هم تضادی ندارد لذا با روایات صحیح می توان اصل مطلب را پذیرفت.