PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جمع بندی شده اولین کسی که اسلام اورد ؟!



kabootare haram
۱۳۸۹/۰۹/۲۱, ۲۲:۵۳
اولین خلیفه مسلمین "عبدالله بن عثمان بن عامر بن عّمرو بن کعب ابن سعد بن تَیم بن مُرة بن کعب بن لؤّی القرشی التیمی" معروف به "ابوبکر صدیق" اولین مرد بالغی بود که به "محمد امین" ایمان آورد . "ابوبکر" پس از فوت پیامبر اسلام بر مسند خلافت مسلمین نشست و جنگهای بسیاری را آغاز نمود که به "رده" معروف شد .




بسم الله الرحمن الرحيم

من متاسفانه فرصت نكردم همه ي پست ها رو بخونم ولي تا جايي كه خوندم كسي به اين نكته ي اشتباهي كه شما فرموديد اشاره نكرده بود.
شما بر اساس كدام منبع ابوبكر رو اولين ايمان آورنده به پيامبر ما ميدونيد ؟
همه ميدونند كه حضرت علي (ع) و خديجه اولين كساني بودند كه به پيامبر ايمان آوردند و من فكر ميكنم شما اين مطلب رو از همان سايتهاي سني بيان كرديد. حالا اينكه ابوبكر و عمر و عثمان حق حضرت علي رو زير پا گذاشتند و خلافت رو غصب كردند رو كاري ندارم. شما به نظر سني نمياين كه نياز به اثبات حرف من داشته باشيد.
شايد اين مطلب ربط زيادي به مطالب اين تاپيك نداره ولي حق رو نميشه پايمال كرد.
براي گفتن اين حرف يه كم دير شده ولي لازم بود بگم.

یزدگرد 4
۱۳۸۹/۰۹/۲۲, ۰۰:۱۵
من متاسفانه فرصت نكردم همه ي پست ها رو بخونم ولي تا جايي كه خوندم كسي به اين نكته ي اشتباهي كه شما فرموديد اشاره نكرده بود. شما بر اساس كدام منبع ابوبكر رو اولين ايمان آورنده به پيامبر ما ميدونيد ؟ همه ميدونند كه حضرت علي (ع) و خديجه اولين كساني بودند كه به پيامبر ايمان آوردند و من فكر ميكنم شما اين مطلب رو از همان سايتهاي سني بيان كرديد. حالا اينكه ابوبكر و عمر و عثمان حق حضرت علي رو زير پا گذاشتند و خلافت رو غصب كردند رو كاري ندارم. شما به نظر سني نمياين كه نياز به اثبات حرف من داشته باشيد. شايد اين مطلب ربط زيادي به مطالب اين تاپيك نداره ولي حق رو نميشه پايمال كرد. براي گفتن اين حرف يه كم دير شده ولي لازم بود بگم.
درود بر شما
ممنون از شما که بیان کردید
اما من نمیدونم شما کانونی ها چرا مطالب رو درست متوجه نمیشید. البته باید ببخشید. اما دقیقا همینگونه است. اگر در پست من که نقل قول آنرا هم در بالا آوردید توجه کنید میبینید که من عرض کردم:


اولین مرد بالغ

نه علی بن ابی طالب آنزمان بالغ بود و نه خدیجه مرد بود

درست است؟
اتفاقا خودتان نقل قول مرا آوردید و با رنگ قرمز نشان دادید اما چگونه است که به آن توجهی نکردید

میدانم که حب علی را در دل دارید اما کمی تعصب باعث میشود در برخی موارد مطالب و منظور را درست متوجه نشوید

آری علی اولین کودکی بود که به محمد ایمان آورد اما نه مرد بالغ
اولین نمازگزار بعد از خدیجه علیست

ایدون باد

Behrooz_313
۱۳۸۹/۰۹/۲۲, ۱۳:۲۸
درود بر شما
ممنون از شما که بیان کردید
اما من نمیدونم شما کانونی ها چرا مطالب رو درست متوجه نمیشید. البته باید ببخشید. اما دقیقا همینگونه است. اگر در پست من که نقل قول آنرا هم در بالا آوردید توجه کنید میبینید که من عرض کردم:


اولین مرد بالغ


نه علی بن ابی طالب آنزمان بالغ بود و نه خدیجه مرد بود


درست است؟
اتفاقا خودتان نقل قول مرا آوردید و با رنگ قرمز نشان دادید اما چگونه است که به آن توجهی نکردید


میدانم که حب علی را در دل دارید اما کمی تعصب باعث میشود در برخی موارد مطالب و منظور را درست متوجه نشوید


آری علی اولین کودکی بود که به محمد ایمان آورد اما نه مرد بالغ
اولین نمازگزار بعد از خدیجه علیست



ایدون باد


با سلام
آخه این چه حرفیه که میزنید
کمی تحقیق تو دین بد نیست
خب حالا گیریم که حضرت علی تو سن کودکی بوده باشند
با این وجود باید گفت ابو بکری که به خود پیامبر و تصمیماتش تهمت پیر شدن و بیماری و حواس پرتی رو زد اولین نفر ایمان اوردنده بوده؟؟؟

اگر واقعا دنبال حقیقتید
باید بهتون بگم بعد از امیر المومنین
کسانی مثل جعفر طیّار و حمزه و سلمان و ابوذر و عمّار و مقداد و حذیفه بن یمانی و غیر ه ایمان اوردند
و همواره پیامبر به شخص ابوبکر زیاد اعتماد نداشتند و اینو تو تاریخ بارها میبینیم

Behrooz_313
۱۳۸۹/۰۹/۲۲, ۱۴:۳۴
امبر اکرم صلّى اللّه عليه و آله: «اى على مؤمن تو را دشمن نگيرد، و منافق تو را دوست نخواهد داشت.

شبهه ای که برخی افراد در اینجا وارد می کنند این است که امیرالمومنین علیه السلام در زمان ایمان آوردن نوجوانی بیش نبوده اند و با این استدلال می خواهند بگویند که ایمان آوردن ایشان به عنوان اولین فرد فضیلتی محسوب نمی شود در صورتیکه هرگز نباید به اولیای الهی از دید یک فرد عادی نگریست و دوران صباوت آنان را همانند دوران کودکی دیگران دانست و از نظر درک و فهم یکسان انگاشت.همانطور که خداوند به حضرت یحیی نبوت (و در برخی نقل ها معارف الهی) را در دوران کودکی اعطا فرمود.

و اما به تشریح:
دلایلی که بر سبقت امیرالمومنین (علیه السلام) بر دیگر مردان در اسلام آوردن اقامه می شود از قرار زیر است:
1- طبق نقلهای مختلف امام علی (علیه السلام) درمنزل رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) و تحت تربیت ایشان رشد نموده است و پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در تربیت ایشان نهایت اهتمام را داشته. حال چطور ممکن است کسی در اسلام آوردن بر علی (علیه السلام) سبقت گیرد با آنکه او بیشترین ارتباط و سنخیت را با نبی (صلی الله علیه وآله) داشته و پیامبر در رساندن هیچ خیری بر او کوتاهی ننموده. حضرت امیر (علیه السلام) در خطبه ی «قاصعه» بر ملازم بودن خود و همواره گی ارتباطش با پیامبر (صلی الله علیه وآله) اشاره فرموده و تعبیرات عجیبی برای بیان عمق این ارتباط بکار می برند در بخشی از این خطبه می فرمایند: [میزان ارتباط من و پیرویم از رسول خدا (صلی الله علیه وآله)) بیشتر از ارتباط بچه شتر با مادرش بود]. و در جای دیگر فرمایشی قریب به این مضامین دارند: [او (نبی اکرم (صلی الله علیه وآله)) مرا به خود می چسباند تا جائیکه بوی بدنش را استشمام می کردم.]
حال با وجود این ارتباط عمیق چطور ممکن است «ابوبکر» یا «زید ابن حارثه» در اسلام آوردن بر امیرالمومنین (علیه السلام) سبقت گرفته باشند؟
2- به نقل از ابن اثیر و ابن حجر و بسیاری از علمای تاریخ داستانی نقل شده است که دلالت بر سبقت ایمان علی (علیه السلام) بر دیگر مردان دارد؛ آن داستان چنین است:
[تاجری به نام عفیف کندی برای تجارت به مکه آمده و در آنجا پس از ملاقات با عباس عموی پیامبر ناگهان می بیند سه نفر خارج شده و به سمت مکه اعمالی را –که همان نماز بوده- انجامbr />ما در ذیل پس از اثبات تقدم حضرت علی (علیه السلام)- در اسلام آوردن- بر دیگر مردان، سعی می کنیم اختلافات موجود در مورد اول مومن به پیامبر (صلی الله علیه وآله) را نیز حل نمائیم.

دلایلی که بر سبقت امیرالمومنین (علیه السلام) بر دیگر مردان در اسلام آوردن اقامه می شود از قرار زیر است:
1- طبق نقلهای مختلف امام علی (علیه السلام) درمنزل رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) و تحت تربیت ایشان رشد نموده است و پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در تربیت ایشان نهایت اهتمام را داشته. حال چطور ممکن است کسی در اسلام آوردن بر علی (علیه السلام) سبقت گیرد با آنکه او بیشترین ارتباط و سنخیت را با نبی (صلی الله علیه وآله) داشته و پیامبر در رساندن هیچ خیری بر او کوتاهی ننموده. حضرت امیر (علیه السلام) در خطبه ی «قاصعه» بر ملازم بودن خود و همواره گی ارتباطش با پیامبر (صلی الله علیه وآله) اشاره فرموده و تعبیرات عجیبی برای بیان عمق این ارتباط بکار می برند در بخشی از این خطبه می فرمایند: [میزان ارتباط من و پیرویم از رسول خدا (صلی الله علیه وآله)) بیشتر از ارتباط بچه شتر با مادرش بود]. و در جای دیگر فرمایشی قریب به این مضامین دارند: [او (نبی اکرم (صلی الله علیه وآله)) مرا به خود می چسباند تا جائیکه بوی بدنش را استشمام می کردم.]
حال با وجود این ارتباط عمیق چطور ممکن است «ابوبکر» یا «زید ابن حارثه» در اسلام آوردن بر امیرالمومنین (علیه السلام) سبقت گرفته باشند؟
2- به نقل از ابن اثیر و ابن حجر و بسیاری از علمای تاریخ داستانی نقل شده است که دلالت بر سبقت ایمان علی (علیه السلام) بر دیگر مردان دارد؛ آن داستان چنین است:
[تاجری به نام عفیف کندی برای تجارت به مکه آمده و در آنجا پس از ملاقات با عباس عموی پیامبر ناگهان می بیند سه نفر خارج شده و به سمت مکه اعمالی را –که همان نماز بوده- انجام می دهند، عفیف از عباس راجع به این اشخاص سئوال می کند. عباس در پاسخ می گوید: این فرد محمد ابن عبدالله (صلی الله علیه وآله) است و ادعا دارد که خدا او را فرستاده و... و آن دیگری همسر او خدیجه دختر خویلد است که به او ایمان آورده و آن نوجوان پسرعموی او علی ابن ابی طالب است که به او ایمان آورده....]
همچنان که مشاهده می کنید در این خبر تنها دو نفر همراه نبی (صلی الله علیه وآله) نماز می گزارده اند که یکی خدیچه و دیگری علی ابن ابی طالب (علیه السلام) می باشد پس نتیجه می گیریم در میان مردان علی (علیه السلام) بر دیگران در ایمان آوردن به پیامبر (صلی الله علیه وآله) سبقت داشته.

اولین مومن به پیامبر(صلی الله علیه وآله) :
و اما در مورد اول مومن به پیامبر (صلی الله علیه وآله) که آیا خدیجه (س) بود� کنیم:
در خصائص نسائی ص 3 و در سنن ابن ماجه ج 1- ص 57 و در تاریخ طبری ج 2- ص 56 و در غیر آنها از قول آن حضرت نقل شده است که فرمود: انا عبدالله و اخو رسول الله (صلی الله علیه وآله) و انا الصدیق الاکبر.. و لقد صلیت مع رسول الله قبل الناس بسبع سنین و انا اول من صلی معه.
ترجمه: من بنده ی خدا و برادر رسول خدا هستم که صدیق اکرم... و بدرستیکه من نماز خواندم با رسول خدا هفت سال (صلی الله علیه وآله) پیش از مردم و من اولین کسی بودم که با او نماز خواند.
و اما نمونه برای گروه دوم: در مستدرک الحاکم ج 3 ص 136 و در الاستیعاب حاشیه الاصابه ج 3 ص 28 و در شرح نهج البلاغه ی ابن ابی الحدید و در سیره ی حلبیه و... آمده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند: اولکم ورود اعلی الحوض اولکم اسلاما علی ابن ابی طالب.
ترجمه: اولین کسی که کنار حوض بر من وارد می شود، نخستین کسی از شماست که ایمان آورد (و آن) علی ابن ابی طالب است.
و در مسند احمد ج 5- ص 26 و الاستیعاب ج 3 ص 36 و غیر آن آمده است که نبی اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: انه لاول اصحابی اسلاما او اقدم امتی سلما.
ترجمه: (علی) در بنی اصحابم اولین مسلمان است یا (اینکه فرمود) علی (علیه السلام) در بین امت من زودتر از همه به اسلام اقدام نمود.
و در شرح نهج البلاغه ی ابن ابی الحدید ج 13 ص 225 این چنین آمده (قال النبی (صلی الله علیه وآله)): هذا اول من آمن بی و صدقنی و صلی معی.
ترجمه: این (علی است که) نخستین فردی می باشد که به من ایمان آورد و مرا تصدیق نمود و با من نمازگزارد.
آنچه ذکر شد تنها بخشی از احادیث دال بر سبقت امیرالمومنین (علیه السلام) در اسلام آوردن است، اما علامه ی امینی در جلد سوم ص 224 از کتاب الغدیر خود بطور مفصل در این زمینه قلم فرسائی کرده و دهها تن از صحابه ی بزرگ و تابعین و ... را نام می برد که در تایید این مطلب و تاکید بر سبقت حضرت امیر (علیه السلام) سخن گفته اند.
جالب است که در میان آنها اسامی عمر ابن خطاب، عمرو ابن عاص، سعد بن ابی وقاص و... نیز به چشم می خورد

یزدگرد 4
۱۳۸۹/۰۹/۲۲, ۱۷:۲۸
بنام اهورامزدا
درود


"علی 14ساله نخستین نوجوان و خدیجه اولین زن مسلمان بودند که به محمد امین ایمان آوردند"
((حیات محمد- مویر - ص56 ))


آخه این چه حرفیه که میزنید کمی تحقیق تو دین بد نیست خب حالا گیریم که حضرت علی تو سن کودکی بوده باشند
واقعا کمی تحقیق در دین بد نیست . آنهم اینکه پیرو همان دین باشی و راجع به آن چیزی ندانی.
شما فرمودید:
خب حالا گیریم که حضرت علی تو سن کودکی بوده باشند

حالا گیریم؟؟؟یعنی علی بن ابیطالب 14 ساله(سیره ابن هشام - ج1 - ص 262) رو فرد بالغی میدانید؟؟؟
(((8 ساله بود که محمد امین وی را از ابوطالب گرفت)))

ویا اینکه اعتقاد دارید علی بن ابیطالب در بلوغ سنی به اسلام ایمان آورد؟؟؟
و یا اینکه اعتقاد دارید وی در آن هنگام بالغ بود ؟؟؟


با این وجود باید گفت ابو بکری که به خود پیامبر و تصمیماتش تهمت پیر شدن و بیماری و حواس پرتی رو زد اولین نفر ایمان اوردنده بوده؟؟؟
گویا شما هم دچار حواس پرتی هستید. کلا ابوبکر شخصیت بسیاری صبوری داشت که همیشه مورد تحسین دیگران بود.آنکس که به راست گویی شهرت داشت و پیامبر به وی لقب صدیق را داده بود آنکس که به پیامبر تهمت حواسپرتی و پیری زد عمر بن الخطاب بود نه ابوبکر.
این عمر بود که در جنگها به تصمیم محمد اعتراض میکرد و این ابوبکر بود که جلوی وی را میگرفت



همواره پیامبر به شخص ابوبکر زیاد اعتماد نداشتند و اینو تو تاریخ بارها میبینیم
در کدام تاریخ میبینیم؟
در کدام تاریخ آمده که ابوبکر یار قابل اعتماد محمد امین نبوده؟
در کدام تاریخ گفته که ((ابوبکری که میتوانست از اسلام سر باز بزنه با پیامبر اسلام میره و تو غار مخفی میشه)) ابوبکر قابل اعتماد پیامبر نبوده است؟

یزدگرد 4
۱۳۸۹/۰۹/۲۲, ۱۷:۳۴
بنام اهورامزدا

مدیران محترم نمیخواهید اشتباه این دوست عزیز را اصلاح کنید؟؟؟



و أبوبكر و عمر بعد از گذشتن ده سال از بعثت پیامبر صلّى الله علیه و آله اسلام ظاهری آوردند و هنگامى كه بنى هاشم در محاصره شدید اقتصادى و اجتماعى بودند ، آن دو ، در صف كافران بسر مى بردند .
بر چه اساسی چنین نظری دارید. ؟؟؟؟
بر اساس کدام تاریخ؟؟؟؟
کجا نوشته شده؟؟؟
جالبه که ابوبکری که همیشه با پیامبر بوده و یار وفادار او محسوب میشده و دخترش عائشه همسر پیامبر بوده از اسلام رو برگردانده باشد.
شما میفرمایید 10سال بعد از بعثت پیامبر عمر و ابوبکر همچنان کافر بودند؟؟؟؟ بسیار جالبه؟؟؟
میتونید بگید محمد در چند سالگی به بعثت رسید و در چند سالگی از دنیا رفتند؟؟؟؟
در چند سالگی محاصره اقتصادی شدند و در چند سالگی عایشه را خواستگاری کردند؟؟؟؟
اگر اینها رو جواب بدید پی به اشتباه خود میبرید

Behrooz_313
۱۳۸۹/۰۹/۲۲, ۱۷:۵۳
بنام اهورامزدا




درود



"علی 14ساله نخستین نوجوان و خدیجه اولین زن مسلمان بودند که به محمد امین ایمان آوردند"
((حیات محمد- مویر - ص56 ))



واقعا کمی تحقیق در دین بد نیست . آنهم اینکه پیرو همان دین باشی و راجع به آن چیزی ندانی.
شما فرمودید:
خب حالا گیریم که حضرت علی تو سن کودکی بوده باشند


حالا گیریم؟؟؟یعنی علی بن ابیطالب 14 ساله(سیره ابن هشام - ج1 - ص 262) رو فرد بالغی میدانید؟؟؟
(((8 ساله بود که محمد امین وی را از ابوطالب گرفت)))


ویا اینکه اعتقاد دارید علی بن ابیطالب در بلوغ سنی به اسلام ایمان آورد؟؟؟
و یا اینکه اعتقاد دارید وی در آن هنگام بالغ بود ؟؟؟



گویا شما هم دچار حواس پرتی هستید. کلا ابوبکر شخصیت بسیاری صبوری داشت که همیشه مورد تحسین دیگران بود.آنکس که به راست گویی شهرت داشت و پیامبر به وی لقب صدیق را داده بود آنکس که به پیامبر تهمت حواسپرتی و پیری زد عمر بن الخطاب بود نه ابوبکر.
این عمر بود که در جنگها به تصمیم محمد اعتراض میکرد و این ابوبکر بود که جلوی وی را میگرفت




در کدام تاریخ میبینیم؟
در کدام تاریخ آمده که ابوبکر یار قابل اعتماد محمد امین نبوده؟
در کدام تاریخ گفته که ((ابوبکری که میتوانست از اسلام سر باز بزنه با پیامبر اسلام میره و تو غار مخفی میشه)) ابوبکر قابل اعتماد پیامبر نبوده است؟

به نام الله
تنها آفریدگار کائنات
دوست عزیز کی گفته نوجوان 14 ساله کودک حساب میشه؟
با خود حرف شما میشه گفت به سن تکلیف رسیده باشند
در ضمن با توجه به متنی که اوردم
برای کسانی مثل علی(ع) با اون درجه فهم و پاکی لفظ کودکی و اینکه تو انتخاب دین تصمیمی از خودشون نگرفتند و..خیلی مضحکه!!!

در ضمن خواهشا نگید که ابو بکر نبود و عمر بوده و...
شما برو تو همین سایتهای داخلی مون بخون که ابو بکر چه اشتباهات و غرض ورزی های ..که نکرد و پیامبر چه نگاهی بهش داشت و....

در ضمن قضیه تو غار رفتن خودش حاکی از عدم اعتماد و اطمینان پیامبر به ابو بکره
متاسفم که سطحی نگاه میکنید
پیامبر چون بهش اعتماد نداشت که خودش تک بره و ابو بکر که ماجرا رو فهمیده با ایشون ملحق نشه و..
خلاصه از ترس مجبور شد با خودش ببره که همه چیز نریزه بهم و...
اینو اگر بخوای کامل باهاتون بحث میکنم
یا علی(ع)




بنام اهورامزدا




مدیران محترم نمیخواهید اشتباه این دوست عزیز را اصلاح کنید؟؟؟




بر چه اساسی چنین نظری دارید. ؟؟؟؟
بر اساس کدام تاریخ؟؟؟؟
کجا نوشته شده؟؟؟
جالبه که ابوبکری که همیشه با پیامبر بوده و یار وفادار او محسوب میشده و دخترش عائشه همسر پیامبر بوده از اسلام رو برگردانده باشد.
شما میفرمایید 10سال بعد از بعثت پیامبر عمر و ابوبکر همچنان کافر بودند؟؟؟؟ بسیار جالبه؟؟؟
میتونید بگید محمد در چند سالگی به بعثت رسید و در چند سالگی از دنیا رفتند؟؟؟؟
در چند سالگی محاصره اقتصادی شدند و در چند سالگی عایشه را خواستگاری کردند؟؟؟؟
اگر اینها رو جواب بدید پی به اشتباه خود میبرید


با نام الله یگانه معبود عالم
دوست عزیز یعنی شما میگی که چون پیامبر با عایشه ازدواج کرد
باید این استدلال رو داشت که عایشه یا پدرش آدمای خوبی بودند؟؟؟
بازم میگم برو تاریخ رو بخون و بیا سری به منابع شیعی خودمون بزن تا متوجه بشی که پیامبر از رو مصلحت و تقویت اسلام عایشه رو که یه دختر بچه 6 ساله بود رو گرفت

در ضمن من اون مطلب رو نقل قول کردم و حجرفای خودم نبود گرچه به کلیت بحث ایمان دارم حالا چند سال بعد ایمان اورده رو باید برم دقیق از منابع در بیارم
بحث بنده اینا بود
کسانی که قبل از ابوبکر اسلام آوردند


و در ادامه اون حرفی که زده شاید سال و مدتش کمی اختلاف دذاشته باشه ولی اینکه ابو بکر و عمر و..بعد از سایر اصحاب شریف اسلام((نه ایمان))اوردند
یه واقعیت غیر قابل انکاره و کسی نمیتونه کتمانش کنه



در شرح نهج البلاغه ی ابن ابی الحدید ج 13 ص 225 این چنین آمده (قال النبی (صلی الله علیه وآله)): هذا اول من آمن بی و صدقنی و صلی معی.
ترجمه: این (علی است که) نخستین فردی می باشد که به من ایمان آورد و مرا تصدیق نمود و با من نمازگزارد.
آنچه ذکر شد تنها بخشی از احادیث دال بر سبقت امیرالمومنین (علیه السلام) در اسلام آوردن است، اما علامه ی امینی در جلد سوم ص 224 از کتاب الغدیر خود بطور مفصل در این زمینه قلم فرسائی کرده و دهها تن از صحابه ی بزرگ و تابعین و ... را نام می برد که در تایید این مطلب و تاکید بر سبقت حضرت امیر (علیه السلام) سخن گفته اند.
جالب است که در میان آنها اسامی عمر ابن خطاب، عمرو ابن عاص، سعد بن ابی وقاص و... نیز به چشم می خورد

Behrooz_313
۱۳۸۹/۰۹/۲۲, ۱۸:۱۷
در کدام تاریخ گفته که ((ابوبکری که میتوانست از اسلام سر باز بزنه با پیامبر اسلام میره و تو غار مخفی میشه)) ابوبکر قابل اعتماد پیامبر نبوده است؟

يار غار

اين اصطلاح در منابع اهل سنت به ابوبكر (عتيق) بن ابي قحافه، كه از طايفه بني‌تميم، از طوايف قريش بود، اطلاق مي‌شود.
طايفه بني تميم در دوره جاهليت و قبل از اسلام، موقعيت اجتماعي قابل توجهي نداشت و اين كه ابوسفيان در زمان به خلافت رسيدن ابوبكر گفت: چه شده است كه حكومت در دست كم جمعيت‌ترين و ذليل‌ترين قريش افتاده است. دليل بر اين سخن است. موقعيت اجتماعي خود ابوبكر نيز در دوره قبل از اسلام هم با توجه به نقل مورخان مشكوك است. برخي او را تاجر و برخي نيز شير دوش و عده‌اي هم معلم دانسته‌اند كه بعد از بعثت پيامبر (ص) نيز به خياطي مي‌پرداخت.
ابن هشام او را بعد از حضرت خديجه، علي (ع) و زيدبن حارثه چهارمين نفر از اسلام آورندگان مي‌داند. وي در دوره ده ساله حكومت پيامبر (ص) در مدينه نيز هيچ گونه مسئوليتي نداشته است ولي به خاطر ازدواج پيامبر (ص) با دختر وي، عايشه رابطه‌اش با حضرت رسول (ص) نزديك گشت از سوي ديگر عايشه نیز سعي مي‌كرد در حوادث مهم نقشي براي پدرش مهیا كند.
از ديگر قضايايي كه به عنوان فضيلت براي ابوبكر قلمداد مي‌شود همراهي وي با آن حضرت در غار ثور و هجرت پيامبر (ص) است كه با عناوين مصاحب النبي، أنيس النبي، و در فارسي با عنوان يار غار از وي ياد مي‌شود.
اينكه وي چگونه در جريان هجرت همراه پيامبر شده نقل‌هاي متفاوتي بيان شده است، طبري نقل مي‌كند:
شب هجرت بعد از خروج پيامبر (ص) از منزل ابوبكر به منزل پيامبر (ص) راهنمائي نمود و او به سرعت به پيامبر (ص) ملحق شد.
گزارش ديگر :
ابوبكر در راه پيامبر (ص) را ديد و همراه آن حضرت به غار رفت.
از اين دو نقل فهميده‌ مي شود كه حضرت پيامبر (ص) ابوبكر را از جريان هجرت مطلع نساخته بود و مصاحبت وي با نبي مكرم اسلام اتفاقي بوده است.
نقل سوم :
پيامبر (ص) وقتي از خانه خود خارج شدند به منزل ابوبكر رفته و تا شب آنجا بودند و سپس در تاريكي شب از پشت خانه ابوبكر خارج شدند و همراه وي به سوي غار ثور حركت كردند.
به هر حال نحوۀ همراه شدن ابوبكر با حضرت رسول (ص) كاملاً مبهم است اما مي‌توان گفت به احتمال قوي ابوبكر در راه با پيامبر (ص) روبر شده و چون حضرت قصد داشتند به صورت مخفي مهاجرت كنند و از طرفي هم قريش دنبال حضرت بودند. لذا براي اينكه ماجراي هجرت و رفتن به غار فاش نشود و ناگزير ابوبكر را همراه خود برده است.

منابع:
1)حاكم نيشابوري، محمدبن محمد؛ المستدرك، تحقيق يوسف مرعشي، بيروت، دارالمعرفة، 1406 ه‍، ج 3، ص 78.
2)همداني رفيع الدين اسحاق؛ سيرت رسول الله (ص)، تحقيق، اصغر مهدوي، تهران، خوارزمي، چاپ سوم، 1377 ، ج 1، ص 228.
3)جعفريان، رسول؛ تاريخ خلفاء، قم، دليل ما، 1383، ص 32.
4)طبري، محمدبن جرير؛ تاريخ طبري، ترجمه ابوالقاسم پاينده، تهران، اساطير، چاپ پنجم، 1375 ش، ج 3، ص 842.
5)طبرسي، ابوافضل بن حسن؛ اعلام الوري باعلام الهدي، قم، موسسة آل البيت، 1417 ه‍، ج 1، ص 148.
http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=9967

Behrooz_313
۱۳۸۹/۰۹/۲۲, ۱۸:۲۱
«مطاعن ابوبکر»

۱ـ عدم تولیت امور دین و عزل از تبلیغ سوره برائت، و اینکه پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) در زمان خود هیچگاه ابوبکررا برای کاری نصب نکردند. (1)


۲ـ شرب خمر و خوردن غذاهای مفصل ابوبکردر روزهای ماه مبارک رمضان، که منجر به افتضاح و آبروریزی هم میشده است. (2)


۳ـ مبروص بودن ابوبکر، در صورتی که از پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) روایت است که: مؤمنان به برص و جذام گرفتار نمی شوند.


۴ـ شکست لشکر اسلام در جنگ حنین که از شئومت چشم ناپاک ابوبکربود؛ و شیعه و سنی نقل کرده اند که وقتی ابوبکر زیادیِ لشکر اسلام را دید آنرا چشم زد و از نحوست عین و شئومت چشم ابوبکر چنان چشم زخمی به لشکر اسلام رسید که آن ها به تنگنا رسیدند.


۵ ـ آزردن پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) در آن شبی که رسولخدا(صلی الله علیه وآله وسلم) از دست کفار قریش از مکه به طرف غار میرفتند و ابوبکرآنحضرت را تعقیب نمود و پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) برای آنکه ابوبکر به ایشان نرسد تندتر راه رفتند و بند نعلینشان پاره شد و انگشت مبارکشان بر سنگی خورد و شکافته شد و خون بسیار از آنحضرت رفت و بالاخره حضرت بالاجبار ابوبکر را با خود به غار بردند تا اینکه مبادا او، کفار را از رفتن پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) به غار مطلع سازد؛ در این باره یکی از اکابر گفته: اول خونی که از رسولخدا(صلی الله علیه وآله وسلم) ریخته شد بعد از هجرت، سببش جنایت ابوبکر بود.


۶ ـ بیعت نکردن پدرش ابی قحافهبا او؛ وقتی ابوبکر به پدرش نامه نوشت که با من بیعت کن، ابوقحافه پرسید: به چه جهت تو خلیفه شدی؟ ابوبکرجواب داد: به جهت کبر سن و پیری مردم مرا خلیفه کردند. ابوقحافه نیز به او گفت: پس من از تو سالخورده تر و پیرترم و بیش از تو مستحق به خلافت! و با او بیعت نکرد.


۷ ـ دستور آتش زدن خانه حضرت زهراء(سلام الله علیها) و فرستادن عمر. (3)


۸ ـ غصب فدک و تکذیب قرآن. (4)


۹ـ ردّ شهادت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) و امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) و امّ ایمن، و تهمت ابوبکربه اینکه اینان به نفع منفعت خود شهادت میدهند. (5)


۱۰ـ تکذیب آیه تطهیر و اصرار بر اینکه - نعوذبالله - حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها) نیز معصیت میکند.


۱۱ـ تصمیم ترور و قتل امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) توسط ابوبکردر نماز صبح به دست خالد(لعنة الله علیه) که نقشه شان بر ملا شد و در این قضیه بسیار مفتضح گشتند.


۱۲ـ جعل حدیث « نحن معاشر الأنبیاء لا نورث ماترکناه صدقه » (کسی از ما جماعت پیامبران، ارث نمیبرد، آنچه از ما باقی میماند صدقه است.) و نسبت این حدیث به پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) همراه با شاهدان دروغین حاضر در مجلس.


۱۳ـ منع خمس از حضرت فاطمه زهراء(سلام الله علیها).


۱۴ـ ماجرای مالک بن نویره و قبیله اش که با ابوبکربیعت نکردند و ابوبکر خالدبن ولید(لعنة الله علیهما) را با لشکری بسوی او فرستاد و خالد و لشکرش شبانه سر مالک را از تن او جدا نمودند و در همان شب با زن مالک زنا کرد و تمام مردان قبیله را کشتند و اموال آنها به غنیمت جنگی برداشته و زنان و بچه های آنان را به عنوان اسیر جنگی به مدینه آوردند ولی ابوبکراو را مجازات نکرد، بلکه او را تمجید نمود و تمامی اموال و زنان و بچه های قبیله مالک را بین مردم تقسیم نمود.


۱۵ـ کلام ابوبکر « اقیلونی ... » و « انّ لی شیطانا یعترینی » که ابوبکربر روی منبر میگوید: « انّ لی شیطانا یعترینی، فانّ استقمت فاعینونی، و ان زغت فقّومونی » ( من شیطانی دارم که مرا فریب میدهد.شما مردم هرگاه به راه راست رفتم کمکم کنید و هرگاه به نادرست رفتم، راهنماییم کنید). (6)


۱۶ـ جهل ابوبکرنسبت به احکام. (7)


۱۷ـ تعیین عمر به عنوان خلیفه. (8)


۱۸ـ وصیت به دفن در خانه پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) . (9)

Behrooz_313
۱۳۸۹/۰۹/۲۲, ۱۸:۲۱
۱۹ـ لحظات جان کندن و مردن ابوبکر)و وای و ویل نمودن او. (10)


۲۰ـ بیعت ابوبکر غلطی ناگهانی: عمردر زمان خود بر روی منبر گفت: جریان بیعت ابوبکر غلط و خطایی بود که خدا مسلمین را از شر آن نگاه دارد. از این پس هرکس مانند آن بیعت را تکرار نمود، او را بکشید! (11)







(1) شواهد التنزیل، ج1، ص223./ المناقب خوارزمی، ص99./ الریاض النضرة، ج2، ص 147./ زخائرالعقبی، ص69./ الغدیر، ج6، ص341-350./ تفسیر الطبری، ج10، ص 46 و 47./ الدر المنثور سیوطی، ج3، ص 209./ صحیح الترمذی، ج2، ص 183./ فتح الباری ابن حجر، ج 8، ص 256./ الخصائص نسائی، ص 20و ...
(2) ارشادالقلوب، ص 246 و 268/ بحارالأنوار، ج 29، ص 42 و 43، ح 18.
(3) الامامة و السیاسة، ج 1، ص 18/ مروج الذهب، ج 1، ص 414/ العقد الفرید، ج 2، ص 254/ السبعة من السلف فیروزآبادی، ص 12/ تاریخ الامم والملوک طبری، ج 4، ص 52 و ...
(4) مروج الذهب، ج 3، ص 252/ معجم البلدان، ج 4، ص 238/ مجمع الزوائد، ج 9، ص 39/ الغدیر، ج 7، ص 190-197/ بحارالأنوار، ج 29، ص 105 و 415/ المختصر فی اخبار البشر، ج 1، ص 178.
(5) توضیح جریان غصب فدک و رد شهادت را در وبلاگ *** بیت الأحزان *** (http://ya-zahra530.blogfa.com/) بطور مفصل نوشته ایم.
(6) تاریخ الخمیس، ج 2، ص 233/ اسد الغابة، ج 4، ص 295/ الغدیر، ج 7، ص 158 و 196/ تاریخ ابن عساکر، ج 5، ص 105- 112/ الصراط المستقیم، ج 2، ص 279 و 280/ تاریخ ابی الفداء، ج 1، ص 158/ تاریخ ابن الاثیر، ج 3، ص 149/ تاریخ ابن کثیر، ج 6، ص 331 و ...
(7) مسند احمد حنبل، ج 1، ص 14/ مجمع الزوائد هیثمی، ج 5، ص 183/ الریاض النضرة، ج 1، ص 167 و 177/ عیون الاخبار ابن قتیبه، ج 2، ص 234/ سیره ابن هشام، ج 4، ص 340/ تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 107/ الطرائف، ج 2، ص 402/ الصفوة، ج 1، ص 99 و ...
(8) السنن الکبر بیهقی، ج 6، ص 223 و 234/ سنن الترمذی، ج4، ص420/ الشافی، ج4، ص193/ سنن ابن ماجه، ج 3، ص 163/ سنن ابی داوود، ج 2، ص 17/ تفسیر الطبری، ج 6، ص 30/ الغدیر، ج 7، ص 104 و 105 و ...
(9) الاستغاثه، ص 22/ بحارالانوار، ج 30، ص 520.
(10) الصراط المستقیم، ج 3، ص 116/ الاستغاثه، ص 22/ بحار الانوار، ج 30، ص 527.
(11) سلیم بن قیس، ص 820 و 825/ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 1، ص 164 و 165/ الاستیعاب، ج 2، ص 256/ الزام الناصب، ص 97/ الصواعق المحرقة، ص 7/ مجمع النورین مرندی، ص 196 و ...
http://kanizezahra.blogfa.com/post-279.aspx

یزدگرد 4
۱۳۸۹/۰۹/۲۲, ۲۱:۱۸
بنام اهورامزدا


در ادامه اون حرفی که زده شاید سال و مدتش کمی اختلاف دذاشته باشه ولی اینکه ابو بکر و عمر و..بعد از سایر اصحاب شریف اسلام((نه ایمان))اوردند یه واقعیت غیر قابل انکاره و کسی نمیتونه کتمانش کنه
بدون شک اولین فردی که به اسلام روی آورد علی بود ( بعد از خدیجه) اما طبق مطالعاتی که من داشتم و در خاطرم است ابوبکر جزء اولین کسانی است که در بدو مبعوث شدن محمد به او ایمان آورد و بعد خانواده خود را به اسلام دعوت کرد و بعد از آن عثمان. البته اگر اشتباه نکنم شخصی بنام ورقه که قبل از اسلام هم یکتاپرست بود حامی محمد بود اما اینکه او نیز مسلمان شده بود اطلاعی نیست و یا حداقل من بی اطلاعم.
اما در مورد علی (تنها فردی که غیر از خدای یکتا سر به سجده هیچ خدایی فرود نیاورده) باید عرض کنم که هنوز بر حرف خود هستم چون ایشان در نوجوانی به اسلام روی آورد. پس فرد بالغی نبود. حتی اگر به سن تکلیف رسیده بود باز هم بالغ محسوب نمیشود. شما یک نوجوان 15 ساله را بالغ میدانید؟؟؟
اما در مورد سوالی که از من پرسیدید و آن این که ایا من یک فرد 14 ساله را کودک میدانم باید عرض کنم که چون علی از سن 8 سالگی در خانه محمد زندگی میکرد و با اخلاقیات محمد بیشتر از هر شخص دیگری آشنا بود او را از همان 8 سالگی ایمان آورنده به یکتا میدانند واین را هم در نظر بگیرید که در سال ایمان آوردن وی شک وجود دارد. از 10 تا 14 سالگی.


به هر حال نحوۀ همراه شدن ابوبكر با حضرت رسول (ص) كاملاً مبهم است اما مي‌توان گفت به احتمال قوي ابوبكر در راه با پيامبر (ص) روبر شده و چون حضرت قصد داشتند به صورت مخفي مهاجرت كنند و از طرفي هم قريش دنبال حضرت بودند. لذا براي اينكه ماجراي هجرت و رفتن به غار فاش نشود و ناگزير ابوبكر را همراه خود برده است.

پس از خوابیدن علی بن ابیطالب در بستر محمد امین و خارج شدن محمد از این مکان محمد رو به سمت خانه ابوبکر برد و در خانه را کوبید. محمد معمولا در روز 2بار به خانه ابوبکر میرفت. یکبار صبح و یکبار عصر.او هیچگاه در این ساعت از شب به خانه ابوبکر نرفته بود. دودختر ابوبکر (عایشه و اسماء) از دیدن محمد در این ساعت از شب متعجب شدند. ابوبکر پس از اطلاع از حضور محمد در خانه خود خودرا به اتاقی که محمد در آن حضور داشت رساندو پرسید:
ای رسولخدا چه چیز ترا در این ساعت از شب بدینجا کشاند البته خبر مهمی باید باشد
محمد گفت:
هرکس را در خانه داری دور کن
ابوبکر پاسخ داد:
بجز این دو دختر کسی را در این خانه ندارم
محمد گفت:
امر خداوند بر این است که از مکه بروم
ابوبکر گفت:
من هم همسفر تو خواهم بود. دو شتری که از چندی پیش خریده بودم حاضر است
محمد پاسخ داد:
آری تو همسفرمن خواهی بود
محمد برخاست و ابوبکر چند کلمه ای به دختران گفت و بدنبال محمد روان شد. هر دو از در پشت خانه ابوبکر خارج شدندو در تاریکی شب ناپدید گشتندو..................محمد و ابوبکر به غار پناه بردند .ابوبکر گفت با شتران به یثرب برویم اما محمدقبولنکرد وگفت باید همینجا بمانیم. چون پیش بینی آنرا کرده بود که بدنبال آنها خواهند آمد.ابوبکر فرزندش عبدالله را مامور کرده بودکه در این مدت اقامت(سه روز) در میان قریش باقی بماند و اخبار آنرا در نیمه های شب همراه غذا برایشان برساند
کتاب پیامبر - نوشته زین العابدین رهنما - صفحه 526

.................................................. ................................

ابوبکر قیافه ای محبوب داشت و از محمد 2سال کوچکتر بود
حیات محمد - تالیف مریر - ص 57

کار او تجارت بود و از این راه ثروتی بدست آورده بود. روزی که اسلام آورد 40هزار سکه نقره سرمایه داشت که بیشتر آنرا در راه خرید غلامانی که اسلام آورده بودند و مورد آزار و اذیت کفار بودند خرج کرد حیات محمد - ص 57 مردم بیشتر دو دانش او را ستایش میکردند یکی اینکه انساب عرب و قریش را به خوبی میدانست که در آنزمان دانش بزرگی محسوب میشد و دیگری خواب رو خوب تعبیر میکرد و مردم برای تعبیر خوابشان به سراغ او می آمدند.
ابوبکر با محمد و خدیجه دوستی صمیمانه ای داشت و در منزل آنها رفت و آمد میکرد . او مرد بسیار درست و راستگویی بود و محمد به او لقب قدیق داد و اسم او که عبدالکعبه بود و پدرش نذر کرده بود که اگر همسر باردارش پسری بدنیا بیاورد نام او را عبدالکعبه خواهد گذاشت محمد نام او را به عبدلله تغییر داد
این اتفاقات در همان روزهای ابتدایی که در خانه خدیجه نخستین پایه های یک سازمان با شکوه و محکم ایمانی شکل میگرفت صورت پذیرفت
کتاب محمد - ص 324

.................................................. ..........

دوست عزیز اصلا پسندیده نیست که شما به یکی از اصحاب پیامبر حال به هر شکلی لعن میفرستید. لااقل میتوانید در انظار اینکار را نکنید. اما لطفا این را در نظر بگیرید که اگر همین انسانها ابوبکر و عمر وعثمان نبودند چه بر سر محمد می آمد و پیشبرد اسلام کمک های ایشان بود که به سرانجام رسید
البته به من ربطی ندارد. خوددانی با اعمال خود.
اگر ابوبکر را خلیفه اول قبول ندارید اما بهرحال بوده و اتفاق افتاده و مردم با وی بیعت نمودند. حال اگربجای ابوبکر علی خلیفه بود در اصل اسلام تغییری بوجود می آمد؟
بهرحال ایشان از نزدیکان پیامبر بوده اند و همانطور که به شفاعت معتقدید شاید مورد شفاعت محمد قرار بگیرد.

پس این مطلب که شما گفتید که ابوبکر 10 سال پس از بعثت به اسلام گروید کاملا اشتباست



البته کل این مباحث هیچ ربطی به موضوع بحث و حمله اعراب ندارد
پس بهتر است به موضوع بپردازیم
چون به حال من هیچ فرقی نمیکند که چه کسی اول به اسلام روی آورد

Behrooz_313
۱۳۸۹/۰۹/۲۲, ۲۱:۲۱
کسانی که قبل از ابوبکر اسلام آوردند



:Hedye:

و أوّلین مسلمانان : جعفر و همسر او أسماء بنت عمیس و عقیل (1)و عبیدة بن الحارث (2) مى باشند ، سپس زید ابن حارثه (3) . و مصعب بن عمیر (4) و بلال و زبیر بن العوام و خالد بن سعید بن العاص و همسر او امینة بنت خلف بن أسعد (5) و حاطب بن عمرو بن عبد شمس بن عبدود (6) و عتبة بن غزوان (7) و عبیدة بن الحارث بن المطلب (8) و أبوحذیفه مهشم بن عتبة بن ربیعة (9) و عتبة بن مسعود برادر عبدالله بن مسعود (10) و خالد و عامر و ایاس فرزندان بكیر بن عبد یالیل (11) و ارقم بن ارقم (12) و أبوذر، جندب بن جناده (13) و عمّار بن یاسر عنسى (14) و پدر و مادر او و خبّاب بن الأرت (15) و عبدالله بن جحش و برادرش أبومحمّد بن جحش (16) و عبدالله بن مسعود (17)و خنیس بن حذافة بن قیس (18) و عمرو بن عنبسة سلمى (19) و عامر بن ربیعة عنزى (20) و حاطب بن الحرث بن معمر و همسر او فاطمه بنت المجلل (21) و سائب بن عثمان بن مظعون (22) و مطلب بن ازهر بن عبد عوف و همسر او رملة بنت أبى عوف بن صبیرة (23)
و أبوبكر و عمر بعد از گذشتن ده سال از بعثت پیامبر صلّى الله علیه و آله اسلام ظاهری آوردند و هنگامى كه بنى هاشم در محاصره شدید اقتصادى و اجتماعى بودند ، آن دو ، در صف كافران بسر مى بردند .
[1] ـ عیون الأثر 124 ج 1 ـ 128 سیر أعلام النّبلاء 144 ج 1 .
[2] ـ تاریخ یعقوبى 27 ج 2 .
[3] ـ سیر أعلام النبلاء 144 ج 1 ـ ابن اسحاق مى گوید : او بعد از على بن ابى طالب اسلام آورد.
[4] ـ تاریخ یعقوبى 232 ج 2 .
[5] ـ عیون الأثر 129 ج 1 ألكامل ، ابن أثیر ، 60 ج 2 ، تاریخ یعقوبى 23 ج 2 .
[6] ـ عیون الأثر 129 ج 1 .
[7] ـ تاریخ یعقوبى 22 ج 2 .
[8] ـ سیر أعلام النّبلاء 144 ج 1 .
[9] ـ عیون الأثر 129 ج 1 .
[10] ـ عیون الأثر 129 ج 1 .
[11] ـ عیون الأثر 130 ج 1 .
[12] ـ عیون الأثر 127 ج 1 ، ألبدء و التّاریخ 146 ج 4 ، سیر أعلام النّبلاء 144 ج 1 .
[13] ـ عیون الأثر 129 ج 1 ، سیر أعلام النّبلاء 145 ج 1 .
[14] ـ عیون الأثر 130 ج 1 ، سیر أعلام النّبلاء 145 ج 1 .
[15] ـ عیون الأثر 127 ج 1 ، سیر أعلام النّبلاء 144 ج 1 .
[16] ـ ألبدء و التّاریخ ، ألمقدسى 146 ج 4 ، سیر أعلام النّبلاء 144 ج 1 .
[17] ـ عیون الأثر 1 ج 1 ـ سیر أعلام النّبلاء 144 ج 1 .
[18] ـ عیون الأثر 127 ج 1 .
[19] ـ نفحات الأزهار 133 ج 1 ، عیون الأثر 129 ج 1 .
[20] ـ عیون الأثر 127 ج 1 .
[21] ـ عیون الأثر 127 ج 1 .
[22] ـ عیون الأثر 128 ج 1 ، سیر أعلام النّبلاء 144 ج 1 .
[23] ـ عیون الأثر 128 ج 1 .

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=4058&page=6


آنکس که به راست گویی شهرت داشت و پیامبر به وی لقب صدیق را داده بود


بطور خلاصه میشه گفت طبق روايات صحيح السندي كه در بسياري از كتاب‌هاي اهل سنت وجود دارد ، اين دو لقب مبارك ( صدیق وفاروق) ، از القاب اختصاصي آقا امير المؤمنين عليه السلام بوده است ؛ اما اهل سنت تلاش كرده اند كه اين فضليت را براي خلفاي ديگر نقل كنند .
ابن مردويه اصفهاني در مناقبش ؛ فخررازي ، آلوسي ، أبو حيان و جلال الدين سيوطي در تفسيرشان و نيز متقي هندي در كنز العمال ، مناوي در فيض القدير و ... نقل كرده‌اند كه پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم فرمود :
" الصديقون ثلاثة : حبيب النجار مؤمن آل ياسين ، وحزبيل مؤمن آل فرعون ، وعلي بن أبي طالب الثالث ، وهو أفضلهم .
مناقب علي بن أبي طالب (ع) وما نزل من القرآن في علي (ع) - أبي بكر أحمد بن موسى ابن مردويه الأصفهاني - ص 331 و الجامع الصغير - جلال الدين السيوطي - ج 2 - ص 115 و كنز العمال - المتقي الهندي - ج 11 - ص 601 و فيض القدير شرح الجامع الصغير - المناوي - ج 4 - ص 313 و تفسير الرازي - الرازي - ج 27 - ص 57 و تفسير البحر المحيط - أبي حيان الأندلسي - ج 7 - ص 442 و تفسير الآلوسي - الآلوسي - ج 16 - ص 145 و تاريخ مدينة دمشق - ابن عساكر - ج 42 - ص 43 و ج 42 - ص 313 و المناقب - الموفق الخوارزمي - ص 310 و ...

صديقان سه نفر هستند : حبيب نجار ، مؤمن آل ياسين ، حزقيل مؤمن آل فرعون ، و علي بن أبي طالب عليه اسلام كه او برتر از آن ها است .
اگر لقب ابوبكر نيز صديق بود ، بايد پيامبر اسلام متذكر مي‌شد و به جاي الصديقون ثلاثة ، مي‌فرمود : « الصديقون اربعة » و ابوبكر را نيز داخل آن مي‌كرد ؛ از اين رو نامگذاري ابوبكر به صديق با حصر صديق در آن سه نفر از سوي نبي مكرم اسلام نمي‌سازد .



بدون شک اولین فردی که به اسلام روی آورد علی بود ( بعد از خدیجه) اما طبق مطالعاتی که من داشتم و در خاطرم است ابوبکر جزء اولین کسانی است که در بدو مبعوث شدن محمد به او ایمان آورد و بعد خانواده خود را به اسلام دعوت کرد و بعد از آن عثمان. البته .

در این خصوص جناب پاسخگوی تاریخی قبلا توضیحاتی رو فرمودند که برای یادآوری بد نیست دوباره مروری کنیم


پاسخ: با عرض سلام خدمت دوستان عزیز،جناب یزدگرد مناسب است شما هنگام بیان مطالب خود به منابع تاریخی هم مراجعه ای داشته باشید،اینکه شما بطور قطع ابوبکر را اولین مرد بالغی می دانید که اسلام آورد،با مراجعه به منابع تاریخی نادرستی آن مشخص می گردد: در صحیحه محمّد بن سعد ین ابی وقّاص كه طبرى آن را در «تاریخ»(1) خود با سند صحیح و راویان ثقه نقل مى كند، آمده است كه ابن سعد مى گوید : از پدرم پرسیدم: آیا ابوبكر اوّلین مسلمان بود؟ گفت: نه; براى اینكه پیش از او بیش از پنجاه نفر اسلام آورده بودند، لكن اسلام او برتر از ما بود .ابو جعفر إسكافى معتزلى مى گوید(2) : جاحظ براى امامت ابوبكر به اوّلین مسلمان بودن او استدلال مى كند، اگر این استدلال صحیح بود خود ابوبكر در روز سقیفه به آن استدلال مى كرد ، لكن چنین نكرد بلكه او دست عمر و ابوعبیدة بن جرّاح را گرفت و به مردم گفت: یكى از این دو نفر را براى خلافت مى پسندم ، با هر كدام كه مى خواهید بیعت كنید. و نیز اگر استدلال جاحظ درست بود ، پس چرا عمر گفت : «كانت بیعة أبی بكر فلتةً وقى الله شرّها» ]بیعت ابوبكر ناگهانى وبدون فكر و اندیشه بود، خداوند شرّ آن را دور گرداند[ ؟! و چرا كسى در عصر ابوبكر یا پس از آن به آن استدلال نكرده است؟! و ما كسى را نمى شناسیم كه چنین ادّعایى براى ابوبكر كرده باشد ، بلكه بیشتر محدّثان، مسلمان شدن او را پس از مردانى همچون على بن ابى طالب، و برادرش جعفر، و زیدبن حارثه، و ابوذر غفارى، و عمرو بن عنبسه سلمى، و خالد بن سعید بن عاص، و خبّاب بن ارتّ، یاد كرده اند. ما اگر در روایات صحیح و سندهاى محكم و مورد اعتماد آنها با دقّت نگاه كنیم ، خواهیم دید كه همه آنها یك صدا مى گویند : على، نخستین كسى است كه اسلام آورده است .امّا روایت منقول از ابن عبّاس كه مى گوید : ابوبكر اوّلین كسى بود كه ایمان آورد، باید دانست كه در برابر آن ، روایات فراوان و بسیار مشهورترى از ابن عبّاس وجود دارد كه خلاف آن را مى گوید.(3)
1 _ تاریخ الاُمم والملوك 2 : 215[ 2/316] .
2 ــ مراجعه شود: شرح نهج البلاغه [13/224 ، خطبه 238]. 3
_ شفیعى شاهرودى، گزیده اى جامع از الغدیر، ص 329.

Behrooz_313
۱۳۸۹/۰۹/۲۲, ۲۲:۴۵
با سلام
جناب یزگرد هیچ کدوم از منابعی که مطرح کردید از منابع معتبر نبودند
و با توضیحاتی که سرکار مجیب دادند
فکر میکنم قضیه روشن شده باشه
پس فعلا یا علی(ع)

mmj
۱۳۸۹/۰۹/۲۴, ۱۲:۰۱
افتخارات ابوبکر :

1- چون خبر اسرا (معراج) را بی چون و چرا قبول کرد و یا اینکه مردی راستگو بود وی را صدیق لقب دادند بنگرید به طبری 2/56 و الغدیر 2/314
2- ابوبکر دو سه سال از پیامبر جوانتر بود در اکثر کتب حدیثی اهل سنت و برخی کتب سیره ابوبکر از همان کودکی رفیق پیامبر بوده است و بعد از اسلام نیز مشاور مخصوص و نگهبان و کاتب وحی و فرستاده مخصوص پیامبربه دیگر قبایل بوده است. حتی در روایتی امده است که سفر اول پیامبر به شام و در مجلس ملاقات با بحیری حضور داشت. او پس از اسلام هفت برده مسلمان را خرید و ازاد کرد از جمله بلال حبشی! **ابوبکر که فردی تاجر بود و از خانواده ای ثروتمند ، 40هزار درهم خویش را در راه اسلام خرج کرد.
**سیره ابن هشام1/197 : ابو بكر خانه‏اش در محله بنى جمح بود روزى از خانه خود بيرون آمده تا بدنبال كار خود برود بلال را ديد كه امية بن خلف او را بهمان نحو شكنجه مى‏كند پس رو بامية كرده گفت: آيا از خدا نمى‏ترسى؟ تا كى اين بدبخت را اينطور آزار و شكنجه مى‏كنى؟ امية گفت: تو او را بفساد در عقيده كشاندى اكنون از اين بليه نجاتش بده! ابو بكر گفت: آسوده‏اش ميسازم، من در خانه خود غلام سياهى دارم كه از بلال نيرومندتر و چابك‏تر است و گذشته با تو در دين هم عقيده است، او را با بلال معاوضه مى‏كنم! امية قبول كرد، پس بلال را بگرفت و آزادش كرد.
3-همو بود که بدعوت خیش زبی بن عام و عثمان بن عفان ، عبدالرحمان بن عوف و سعد بن ابی وقاص و طلحه را به اسلام دراورد (یعنی اکثر قوم خویش ، این خویشان بعدها در قضیه شوری نقش موثری در خانه نشین کردن امام علی ایفا کردند) او در انجم سری مسلمانان در خانه ی ارقم ابی الرقم نیز حضور داشت بنابراین از مسلمانانی بشمار میرفت که در سال اول مسلمان شده بود
4- این ابوبکر بود که بهای زمین مسجد مدینه را که 5هزار درهم یا ده مثقال طلا بود خرید.
5- درهمه غزاوات پیامبر حضور داشت
6- در روزه حدیبیه ابوبکر از کسانی بود که هیچ اعتراضی به پیامبر نداشت و جز تایید و تسلیم سخنی نگفت (برعکس عمر) همچنین از شاهدان صلح حدیبیه بود اولین شاهد
7- در ترک محاصره طائف -بعد از هوازن- تسلیم پیامبر بود و اعتراضی نکرد
8- در غزوه تبوک ابوبکر علمدار بود
سیره ابن هشام 1/163:
اسلام ابو بكر و عبد الرحمن و زبير و ديگران:
ابن اسحاق گويد: سپس ابو بكر بن ابى قحافه كه نامش عتيق- و بقول ابن هشام: عبد الله- بود اسلام آورد.
و او كه مردى بازرگان و تجارت پيشه بود، و از طرفى انساب قريش را بهتر از ديگران ميدانست با مردم انس و رفت و آمدى داشت، و پس از اينكه مسلمان شد اسلام خود را اظهار كرده مردمى را نيز كه با او سر و كار داشتند باين دين دعوت مى‏نمود، و گويند: عبد الرحمن و عثمان و طلحه و زبير و سعد بدعوت او مسلمان شدند.
پس از اين چند تن كه گفتيم مردان و زنان زير بترتيب مسلمان شدند : ابو عبيدة، ابو سلمه، أرقم، عثمان و قدامه و عبد الله- كه هر سه پسران مظعون بن حبيب بودند- عبيدة بن حارث، سعيد بن زيد و زنش: فاطمة دختر خطاب- خواهرعمر- اسماء (ذات النطاقين) و عايشه دختران ابو بكر، خباب بن أرت، عمير بن أبى وقاص- برادر سعد بن أبى وقاص-، عبد الله بن مسعود، مسعود بن القارى سليط بن عمرو و برادرش حاطب بن عمرو، عياش بن ابى ربيعه و زنش اسماء دختر سلامه، خنيس بن حذافه، عامر بن ربيعه، عبد الله بن جحش و برادرش ابو احمد بن جحش، جعفر بن ابى طالب و زنش اسماء بنت عميس، حاطب بن حارث و زنش فاطمه دختر مجلّل، حطّاب بن حارث- برادر حاطب- و زنش فكيهه دختر يسار، معمر بن حارث- برادر ديگر حاطب- سائب بن عثمان بن مظعون، مطلب بن أزهر و زنش رمله دختر أبى عوف، نحّام- كه نامش نعيم بن عبد الله بود- عامر بن فهيرة كه يكى از بردگان سياه پوست بود و ابو بكر او را خريد- خالد بن سعيد و زنش:
امينة دختر خلف، حاطب بن عمرو، ابو حذيفه- و نامش مهشم بن عتبه است- واقد بن عبد الله، خالد و عامر و عاقل و اياس- كه اين هر چهار نفر فرزندان بكير بن عبد ياليل بودند- عمار بن ياسر، صهيب بن سنان، كه از قبيله نمر بن قاسط بود، و برخى گويند: صهيب غلام عبد الله بن جدعان بوده، و برخى ديگر گفته‏اند: رومى بوده و او را از روم بمكه آورده بودند، و در حديث است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: صهيب (در ايمان) پيشرو روميان است.

بنابراین گفته ی زیر صحیح نیست :


أبوبكر و عمر بعد از گذشتن ده سال از بعثت پیامبر صلّى الله علیه و آله اسلام ظاهری آوردند و هنگامى كه بنى هاشم در محاصره شدید اقتصادى و اجتماعى بودند ، آن دو ، در صف كافران بسر مى بردند

همچنین عمر در سال پنجم بعثت مسلمان شد (اعلام زرکلی)


همچنین نوشتهزیر نیز اشتباه است



به هر حال نحوۀ همراه شدن ابوبكر با حضرت رسول (ص) كاملاً مبهم است اما مي‌توان گفت به احتمال قوي ابوبكر در راه با پيامبر (ص) روبر شده و چون حضرت قصد داشتند به صورت مخفي مهاجرت كنند و از طرفي هم قريش دنبال حضرت بودند. لذا براي اينكه ماجراي هجرت و رفتن به غار فاش نشود و ناگزير ابوبكر را همراه خود برده است.


نخست اینکه ابوبکر بتنهایی چندین بار قصد داشت از مکه هجرت کند و یکبار نیز چنین کرد بار نخست انزمانی بود که از ازار قریش بتنگ امد و از پیامبر اجازه رخصت خواست و پیامبر بوی اجازه داد اما درراه یکی از مشرکین یعنی بزرگ قبیله احابیش وی را پناه داد و به مکه بازگرداند و به مشرکین گفتکه از ازار ابوبکر خودداری کنند این امر تا زمانی پا برجای بود اما پس از انکه مردمانی بدور قران خواندن ابوبکر گرد می امدند باز این موضوع باعث خشم قریش و از سرگیری دوباره ابوبکر شد و از پناهندگی بزرگ احابیش یعنی مالک بن ذعنه خارج شد. سیره ابن هشام1/270
پس از این نیز چندباری ابوبک درخواست هجرت داشت که پیامبر بوی اجازت نداد و فرمود تا یاری برای تو پیدا شود. "" على بن ابى طالب عليه السلام و ابو بكر و چند تن ديگر كه برخى بدست مشركين زندانى بودند و يا تحت تأثير سخنان ايشان قرار گرفته بودند كسى از آنها باقى نماند.
ابو بكر نيز چند بار خواست هجرت كند و از رسول خدا صلى الله عليه و آله استجازه كرد ولى حضرت ميفرمود: تعجيل مكن شايد رفيقى براى تو پيدا شود"" سیره ابن هشام 1/312 ابوبکر چند بار دیگر نیز چنین درخواستی داشت و حضرت اجازه نداد و باز بفرموده بو که شاید رفیقی برای تو پیدا شود! همان 313

این سخنان ابوبکر را بشک انداحته بود که شاید منظور از رفیق خود پیامبر باشد از اینرو ابوبکر پیش دستی کرد و 2 اسب و مقداری اذوقه اماده کرده بود تا اینکه انشب فرا رسید ..همان313

اما در شب اغاز هجرت بجز ابوبکر خانواده ی ابوبکر نیز از هجرت او اگاه بودند بنابراین این گفته که پیامبر بدلیل ترس از ابوبکر ویرا با خود برده است اشتباه است



پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) در زمان خود هیچگاه ابوبکر(لعنة الله علیه) را برای کاری نصب نکردند. (1)


۲ـ شرب خمر و خوردن غذاهای مفصل ابوبکر(لعنة الله علیه) در روزهای ماه مبارک رمضان، که منجر به افتضاح و آبروریزی هم میشده است. (2)


مورد تا حد درست است اما نمیتوان بطور تام و تمام چنین گفت چون چندبار فرمانده جنگی بود مثلا در فتح خیبر پیامبر نخستین بار فرماندهی رابه ابوبکر داد که کاری از پیش نبرد سپس به عمر و اونیز مثل ابوبکرعمل کرد و سرانجام پس از بهبود نسبی امام علی فرماندهی به امام علی سپرده شد وفتح توسط انحضرت صورت گرفت همچنین درجنگ عشایر نجد فرمانده سپاه کوچکی بود در جنگ با عشایر هوازن نیز فرمانده دسته ای را بعهده داشت.
اما در مورد دوم بگمان من ادعایی است که صرفا در کتب متاخر شیعی میتوان یافت (بخصوص اینکه منابع از شیعه دوره صفوی فراتر نمیرود) بهرحال در حال و روز ابوبکر حتی قبل از اسلام هم امده است که "درجوانی به عفت و درستی معروف بود واز نوشیدن شراب و خمر حتی سرودن شعر اجتناب میکرد. ن.ک: تاریخ خلفا 32
نکته : قدمت تاریخ خلف به حدود قرن سوم و چهارم میرسد

phghafor
۱۳۹۱/۰۶/۱۶, ۰۸:۱۰
سلام وقت بخير
الهم عجل لوليك الفرج
دوستم فرمودند كه اگر علي (ع ) بعد از پيامبر خليفه مي شدند چه اتفاقي مي افتاد .اولا علي ( ع ) بعد از پيامبر امام بر حق بودند و نه چيز مسخره اي به نام خليفه اولا ، ثانيا اگر امام علي ( ع ) به قول شما ( كه من قبول ندارم ) و باز هم تاكيد مي كنم به قول شما خليفه مي شدند به لحاظ اينكه در دامان پيامبر بزرگ شدند و از اول به دنيا آمدن يكتاپرست بودند وتمام حقايق دين را از پيامبر آموزش ديده بودند مسلما دين به سمت نادرستي كه ابوبكر و عمر و عثمان كشيدند برده نمي شد . ثالثا از كدام خدمت صحبت مي كنيد خدمت شيعه و سني بودن كار آنها كه تفرقه در دين انداختند اگر علي بود هيچ تفرقه اي در دين پيدا نمي شد و كسي مثل شما از ابوبكر و عمر و عثمان طرفداري و جانبداري نمي كرد . رابعا شما علي را با افرادي مثل ابوبكر و عمر و عثمان مقايسه مي كنيد كه هيچ وجه قابل قياسي با علي ( ع ) ندارند . خامسا بهانه شفاعت را توجيهي براي گفته هاي خود نياوريد . با تشكر جواد غفوري قهدريجاني

Lachini
۱۳۹۱/۰۶/۱۶, ۰۸:۳۸
پیامبر اسلام را خداوند یاری می فرمودند ولی از میان اصحاب ایشان کم نبودند افرادی که منافق بودند ولو اینکه از نظر درصدی شاید از نصف کمتر بودند و می دانیم که جامعه اسلامی در زمان پیامبر جامعه یکدستی نبود. حال چگونه است که شخصی پس از پیامبر این قابلیت را داشته باشد که جامعه یکدستی را ایجاد کند؟

عماد
۱۳۹۶/۰۵/۲۶, ۱۴:۱۸
جمع بندی:

پرسش: اولین کسی که به پیامبرصلی الله علیه وآله ایمان آورد که بود؟

کلیدواژه: نخستین مسلمان، حضرت علی، ابوبکر

پاسخ:
در مورد اینکه اولین مردی که اسلام آورد چه کسی بوده است؟ علمای شیعه و بسیاری از علمای اهل سنت گفته اند که علی بن ابی طالب(عیله السلام) نخستین مردی بوده که به پیامبر صلی الله علیه وآله ایمان اورده اند
علامه مجلسى در بحار الانوار می نویسد: « نخستین ایمان آورنده على(علیه السلام) بود، و سپس خدیجه(علیها السلام) و بعد جعفربن ابی طالب(رضى اللّه عنه)»(1)
ابن شهر آشوب نیز در مناقب می نویسد: «روایات گویاى این است که اولین مرد مسلمان علی(ع) و دومین مرد جعفر بن ابى طالب بود»(2)
به گفته برخی از علمای اهل سنت او نخستین کسی بود که به پیامبر (ص) ایمان آورد و هفت سال قبل از اینکه هیچ یک از مسلمانان، خدا را بپرستد او با پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا را می‌پرستیده است(3)
ابن اثیر نیز در اسد الغابه مى‏نویسد: « چند روزى از بعثت پیامبر(ص) نگذشته بود که ابو طالب همراه فرزندش جعفر به خانه رسول خدا(ص) رفتند، آنگاه دیدند که على(ع) در سمت راست پیامبر(ص) در حال اقامه نماز است. جعفر هم بدون درنگ در سمت چپ پیامبر(صلی الله علیه وآله) به نماز ایستاد. ابو طالب از مشاهده این صحنه بسیار مسرور شد و اشعارى در تحریض فرزندانش به حمایت از پیامبر(ص) سرود. از این رو جعفربن ابی طالب دومین مردی است که پس از برادرش على(ع) به پیامبر(صلی الله علیه وآله ایمان آورد)4)
طبری نیز در گزارشهای مختلف به این موضع اشاره کرده است. ابن عبدالبر (5)وابن حجر عسقلانی(6) نیز به این موضوع اذعان کرده اند.
می‌گوید: بیشتر علمای حدیث بر این باورند که وی اولین کسی بود که به پیامبر (ص) ایمان آورد و از او پیروی کرد. خود وی [امام (علیه السلام)] فرموده است: «صدّیق اکبر منم، فاروق اول منم، اسلام آوردم قبل از اینکه مردم اسلام آورند، و نماز خواندم قبل از نماز خواندن‌شان (7)
اما برخی از اهل سنت به دلیل اینکه در این زمان حضرت علی علیه السلام به سن بلوغ نرسیده است، او را اولین ایمان آورنده ندانسته، بلکه حتی ایمان حضرت خدیجه سلام الله علیها(8) را به دلیل زن بودن وایمان زید بن حارثه (9)را به دلیل برده بودن کنار گذاشته تا ابوبکر را اولین مسلمانان بدانند. (10)غافل از اینکه گزارشهایی وجود دارد که با این ترفند نیز نمی توان ابوبکر را اولین مسلمان دانست بلکه او پس از پنجاه نفر ایمان اورده است.
قول اخیر را قول محققان می‌داند و می‌گوید: گویا ادعای اولین مسلمان بودن ابوبکر به دوران بعد از خلافت خلفای اربعه می‌­رسد و بعد از شهادت علی (ع) وضع شده است و چه بسا معاویه دستور این کار را داده باشد و در اقصی نقاط سرزمین­‌های اسلامی پخش کرده باشد. وی سپس با دلایل زیادی این ادعا را رد می‌کند(12)
به گفته ابوجعفر اسکافی، اگر ابوبکر سبقت در اسلام داشته، چرا خودش به این موضوع به عنوان یک فضیلت در هیچ موردی از جمله در سقیفه احتجاج و استدلال نکرده و هیچ یک از هواداران او از صحابه نیز چنین ادعایی را مطرح نکرده‌­اند(13)
یکی از دلایلی که طرفداران اسلام اولیه ابابکر اقامه می کنند این است که به تبعیت وی عده از قریش به اسلام گرویدند، عثمان، زبیر، عبدالرحمن بن عوف، سعد بن ابی الوقاص، طلحه از این جمله اند(14)اما برخی در این روایت و در اسلام آوردن این گروه به دعوت ابوبکر تردید کرده‌اند و معتقدند که اختلاف سنی برخی از اینان (زبیر، سعد و طلحه) با ابوبکر نزدیک به ۲۰ سال بوده و نمی‌توانسته‌اند از معاشران وی(15) بوده باشند. دیگر آنکه از مقایسه روایات ابن سعد(16) برمی‌آید که عبدالرحمن بن عوف جزء کسانی بوده که با عثمان بن مظعون اسلام آورده‌اند، نه در گروه ابوبکر. پس می‌توان احتمال داد که عضویت اینان در شورای شش نفره عمر بن خطاب و برخی ملاحظات دیگر، راویان بعدی را بر آن داشته که اسلام آوردن ایشان را به ارشاد ابوبکر و مقدم بر کسان دیگر بدانند. آنچه این گمان را تقویت می‌کند، روایاتی است(17) که افراد دیگری را بر اینان مقدم می‌دارند (18)
بنابراین اولین کسی که به پیامبرصلی الله علیه وآله ایمان آورد قطعا حضرت علیه السلام است و این در منابع شیعه و سنی مشهود است. در مورد ابوبکر نیز اگر چه برخی منابع او را پنجاهمین مسلمان می دانند اما برفرض عدم صحت این گزارش نیز عدم قبول اسلام حضرت علی علیه السلام و تحت شعاع قرار دادن اسلام حضرت خدیجه سلام الله علیها وزید بن حارثه به بهانه ی اینکه ابوبکر را اولین مسلمان جلوه دهند کاری ناجوانمردانه است و به نظر می رسد این گونه روایت در زمان معاویه جعل شده باشد.

منابع:
1. بحارالانوار: مجلسی؛ ج 66، ص 102.
2.مناقب: ابن شهر آشوب؛ ج 2، ص 4.
3. النسائی، السنن الکبری، ج۵، ص۱۰۷؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱، ص ۱۵؛ آیتی، محمدابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام، تجدید نظر و اضافات از: ابوالقاسم گرجی، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۷۸، ص ۶۵، پاورقی شماره ۲.
4.تاريخ‏الطبري: ترجمه؛ ج‏3، ص859و ج‏3، ص859و ج‏3، ص860.
5. ابن حجر، احمد بن علی، الاصابه، قاهره، ۱۳۲۸ق؛ ج‏4، ص177؛ و إمتاع‏الأسماع: مقریزی؛ ج‏1، ص34.
6. ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، «الاستیعاب»، همراه الاصابه (نک: هم ابن حجر)؛ ج‏3، ص1090.
7. شرح نهج البلاغه، ج1، ص30.
8. تفسیر قرطبی، ج ۵، ص ۳۰۷۵
9.همان
10. ابن هشام، ج۱، ص۲۶۴؛ طبری، تاریخ، ج۲، ص۳۱۰ و منابع دیگر
11. طبری، أبو جعفر محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق محمد أبو الفضل ابراهیم، بیروت،‌دار التراث، ط الثانیة، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م، ج‌۲، ص:۳۱۶
12. عاملی، جعفر مرتضی، الصحیح من سیره النبی، قم، ۱۴۰۰ق، ج۲، ص۳۲۴-۳۳۰
13 ابن اسحاق، سیره، ص۱۲۱؛ ابن هشام، ج۱، ص۲۶۷-۲۶۸؛ ابن حبان، ج۱، ص۵۲-۵۳
14. طبری، تاریخ، ج۲، ص۳۱۷
15. ابن سعد، محمد بن سعد، طبقات الکبرى،دار صادر، بیروت.، ۳، ص۱۲۴، ۴۰۰
17 ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۳۹
18 . زریاب، عباس، سیره رسول‌الله، تهران، ۱۳۷۰ش، ص۱۱۵-۱۱۶