PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : آیا قیام مختار مورد تایید اهلبیت (ع) بود ؟



amin2008
۱۳۸۹/۰۹/۲۷, ۱۸:۰۶
با سلام و خسته نباشید
آیا حرکت مختار مورد تایید اهل بیت (ع) بود یا خیر ؟
و مختار بهشتی است یا جهنمی ؟ به چه دلیل ؟ :Sham:

عمار
۱۳۸۹/۰۹/۲۷, ۲۰:۲۲
و مختار بهشتی است یا جهنمی ؟ به چه دلیل ؟ :sham:
با سلام به دوست خوبم امین:Gol:
جناب امین لازم است بدانیم که بهشتي و جهنمي بودن هر فردي در گرو اعمال و نيت شخص در دنيا است و فقط خداوند از عاقبت افراد آگاه بوده و گاهي به برخي بندگان خود مانند پيامبر و اهل بيت(ع) خبر مي‏دهد.
اما بر ما انسان‏ها پوشيده است. پس نمي‏توان به يقين در مورد كسي نظر داد اما در مورد مختار ثقفي (ره) دو دسته روايات وجود دارد. برخي در تأييد و برخي در مذمت او. در مذمت او آمده است كه مختار در جريان مبارزات امام حسن(ع) آن گاه كه در ساباط مجروح شد و در خانه عموي مختار، سعد بن مسعود برده شد، به عمويش گفت: امام حسن را به معاويه تحويل دهيد.(1)
نيز در مذمت او گفته شده است كه مختار به جهت جاه‏طلبي نهضت خود را شروع كرد، چون در نهضت توابين مي‏توانست شركت كند، ولي شركت نكرد.
اما روايتي كه در تأييد مختار آمده است:
1 - امام صادق(ع) فرمود: "آن كس كه با زبانش ما را بر ضد دشمنانمان كمك كند، خداوند در روز محشر، در محضر خود، او را با حجت خويش به سخن خواهد آورد".(2)
مي‏توان گفت كه مختار از مصاديق اين روايت است.
2 - امام حسين(ع) در دعايي عرضه داشت: "پروردگارا، آن جوان ثقفي را بر آنان مسلط كن تا جام تلخ مرگ و ذلت را به ايشان بچشاند و از قاتلان ما كسي را باقي نگذارد... انتقام مرا و دوستان و خاندان و شيعيانم را از اينان بگيرد..."(3) از اين روايت تا حدودي مي‏توان تأييد مختار را به دست آورد.
3 - هنگامي كه مختار، سر بريده ابن زياد و عمر سعد را نزد امام سجاد(ع) فرستاد، حضرتش به سجده افتاد. در سجده بعد از شكر خداوند فرمود "خدا به مختار پاداش و جزاي خير عنايت فرمايد".(4)
4 - امام باقر(ع) فرمود: "به مختار ناسزا مگوئيد، زيرا همو بود كه قاتلان شهداي ما را كشت و انتقام خون ما را گرفت و بيوه زنان ما را شوهر داد و در تنگدستي به ما كمك مالي كرد".(5)
اين روايات بر درستي و راستي شخصيت مختار و صحت قيام وي دلالت دارد.
نيز كساني كه در ركاب وي با دشمنان جنگيدند، از اين قاعده كلي مستثنا نبوده و عمل آنها نيز تأييد شده است.
در هر حال در مورد ماهيت قيام مختار و توابين مي‏گوييم: اگر چه در راستاي احقاق حقوق اهل بيت(ع) صورت پذيرفت، اما از اين كه در كارها علاوه بر حُسن فعلي، حسن فاعلي يا نيت خوب نيز در ارزشمندي آن مؤثر است، نمي‏توانيم قاطعانه در مورد آنان سخن بگوييم، در نتيجه درباره بهشت رفتن، آنان نيز از ارائه نظر قطعي ناتوانيم.
براي اطلاع بيشتر مطالعه كتاب ماهيت قيام مختار، از انتشارات دفتر تبليغات حوزه علميه قم توصيه مي‏شود.
پي‏نوشت‏ها:
1 - بلاذري، انساب الاشراف، ج‏5، ص 214؛ مجلي، بحارالانوار، ح‏44، ص 33.
2 - شيخ صدوق، امالي، مجلس چهارم، ح‏7 و 8، ص 46.
3 - بحارالانوار، ج‏45، ص 10.
4 - همان، ص 344 و 351.
5 - همان، ص 343.

عمار
۱۳۸۹/۰۹/۲۷, ۲۰:۳۱
آیا حرکت مختار مورد تایید اهل بیت (ع) بود یا خیر ؟


با سلام مجدد
درباره مختار و انگيزه او در اين قيام قضاوت‏هاي گوناگون شده است؛ تا آن­جا که بعضي دانشمندان طبقه اوّل و دوم شيعه در باره او نظر مساعدي ندارند. اما متأخران او را به نيکويي ستوده‏ اند. مختار پس از قيام نافرجام سليمان بن صرد (رهبر نهضت توابين) شيعيان را آماده ساخت. او مي­دانست. اگر بخواهد جنبش شيعه به نتيجه برسد، بايد يکي از اعضاي خاندان پيامبر آن را رهبري کند يا لااقل جنبش به نام او آغاز شود. چه کسي براي اين کار مناسب است؟ علي بن الحسين ـ (ع) فرزند شهيد آل محمد ـ و اگر او نپذيرد؟ محمد فرزند علي بن ابي طالب عموي علي بن الحسين (ع). مختار به هر دو نامه نوشت. امام علي بن الحسين (ع) که بي وفائي عراقيان و رنگ پذيري آنان را ديده بود و مي‏دانست به گفته پدر بزرگوارش اين مردم «دين را تا آن جا مي‏خواهند که زندگاني خود را بدان سرو سامان دهند و هنگام آزمايش پاي پس مي‏نهند» به مختار پاسخ مساعد نداد . تنها تا آن جا که کار او با کيفر قاتلان پدرش مربوط مي‏شد ، کردار او را تصويب نمود؛ چون مختار سر عبيد الله بن زياد و عمر بن سعد را نزد او فرستاد، امام به سجده رفت و گفت: «الحمد لله الذي ادرک لي ثاري من أعدائي و جزي الله المختار خيراً».(1)
يعقوبي مي­نويسد: مختار سر عبيد­الله بن زياد را نزد علي بن الحسين (ع) به مدينه فرستاد . فرستاده خود را گفت: بر در خانه او بنشين، همين که ديدي در خانه گشوده شد و مردم به درون خانه رفتند، بدان که هنگام غذا خوردن اوست، تو هم به درون خانه برو! فرستاده چنان کرد، و چون داخل خانه شد ،بانگ برداشت: اي خانواده نبوت و معدن رسالت و فرود آمدنگاه فرشتگان و منزل وحي! من فرستاده مختار پسر ابو عبيده هستم و اين سر پسر زياد است، براي شما آورده‏ام. با شنيدن اين بانگ، فرياد از زنان بني هاشم برخاست و چون امام سر عبيد الله را ديد، گفت: دوزخ جاي او باد! بعضي گفته‏ اند: علي بن الحسين (ع) را پس از مرگ پدرش جز آن روز او را خندان نديدند.(2) امام حسين(ع) در دعايي عرضه داشت: "پروردگارا، آن جوان ثقفي را بر آنان مسلط کن تا جام تلخ مرگ و ذلت را به ايشان بچشاند . از قاتلان ما کسي را باقي نگذارد... انتقام مرا و دوستان و خاندان و شيعيانم را از اينان بگيرد..."(3) از اين روايت تا حدودي مي‏توان تأييد مختار را به دست آورد.(3) امام باقر(ع) فرمود: به مختار ناسزا مگوييد، زيرا همو بود که قاتلان شهداي ما را کشت . انتقام خون ما را گرفت . بيوه زنان ما را شوهر داد . در تنگدستي به ما کمک مالي کرد. (4)
مسعودي نوشته است: مختار نامه‏اي به علي بن الحسين (ع) السجاد نوشت. در آن نامه او را امام دانست و خواست تا با حضرت بيعت کند و از او رخصت خواست تا دعوت خويش را آشکار سازد. پول فراواني هم با نامه فرستاد. علي بن الحسين (ع) پول را نپذيرفت و نامه او را پاسخ نداد و در مسجد پيامبر او را ناسزا گفت.(5) ممکن است قسمت اخير را ناخشنودان از مختار افزوده باشند، ولي آن­چه مسلّم است. امام در مورد دعوت براي رهبري شيعيان، روي خوش به مختار نشان نداد.(6)
در روايتي که از منهال بن عمرو است گويد: سالي به حج رفتم و علي بن الحسين (ع) را ديدم .پرسيد: ـ حرمله بن کاهل چگونه به سر مي‏برد؟ ـ او را در کوفه زنده ديدم. امام دست­هاي خود را بالا برد و گفت: خدايا گرمي آهن را بدو بچشان! خدايا گرمي آتش را بدو بچشان! چون به کوفه ‏رسيدم حرمله را نزد مختار آوردند. وي فرمود تا دست و پاي او را بريدند، سپس او را با آتش سوزاندند.(7)(8)

پي‏نوشت‏ها:
1. اختيار معرفة الرجال - شيخ طوسي ، ج 1 ، ص 341 تحقيق : السيد مهدي الرجائي ، 1404،مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث ؛ المختار الثقفي، ص 124 .
2. تاريخ اليعقوبي،يعقوبي ، ج 2 ،ص 259دار صادر - بيروت.
3. بحارالانوار، العلامة المجلسي ، ج‏45، ص 10، تحقيق : محمد الباقر البهبودي ، سال چاپ : 1403 - 1983 م ، ناشر : مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان.
4. همان.
5. مروج الذهب و معادن الجوهر، ج 2، ص 28 ،أبو الحسن على بن الحسين مسعودي (م 346)، ترجمه ابو القاسم پاينده، تهران، انتشارات علمى و فرهنگى، چ پنجم، 1374ش.
6. تاريخ تحليلي اسلام، ص 173 به بعد. ،دکتر سید جعفر شهیدی ، ناشر : مركز نشر دانشگاهي.
7. مناقب آل أبي طالب، ابن شهر آشوب ،ج 3 ، ص 276 ،1376 - 1956 م ،مطبعة الحيدرية،نجف الأشرف.
8. سيد جعفر شهيدي، زندگاني علي بن الحسين (ع)، ص 92،دفتر نشر وفرهنگ اسلامي.

توحید صمدی
۱۳۸۹/۱۱/۰۷, ۱۲:۰۷
http://www.irupload.ir/images/32s30dcoqgludkijqvp7.jpg (http://www.irupload.ir/images/32s30dcoqgludkijqvp7.jpg)


پیامبر اکرم (ص) بعد از ولادت امام حسین (ع) فرمود:
اللّهمّ اخذُل من خَذَلَه واقتُل من قَتَلَه ...الی آخر الحدیث یعنی خدایا خارگردان هر کسی که حسین را خار می گرداند و بکش هر کسی را که حسین را می کشد.
مختار جان ، شما روی این سفره (حدیث پیامبر(ص)) نشسته ای.
گرچه حرفهای بسیاری در مورد مختار در کتب تاریخ آمده است اما نمی توانیم در دلمان ایشان را اهل ولایت ندانیم.
حضرت استاد صمدی آملی حفظه الله
محرم 89 مکتب الذاکرین تهران