PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : ويژه نامه شهادت حضرت علي بن الحسين٬زين العابدين امام سجاد(ع)



saeed623
۱۳۸۶/۱۱/۰۱, ۱۱:۴۱
شهادت امام سجاد عليه السلام يكي از مهمترين راويان واقعه عاشورا بر شما عاشقان و دلباختگان اهل بيت عصمت و طهارت را تسليت عرض مي كنم:Geryan:

.:MONTAZER:.
۱۳۸۶/۱۱/۰۲, ۰۲:۰۹
من هم به نوبه خودم تسلیت عرض می کنم به پیشگاه ملکوتیه حضرت بقیه الله و مقام معظم رهبری و تمام مسلمانان و آزادگانه جهان.

hoseintabar
۱۳۸۶/۱۱/۱۴, ۰۶:۵۹
با عرض تسلیت شهادت امام زین العابدین علیه السلام
بمناسبت 25 محرم سالروز شهادت این امام همام بروایتی ،

حدیثی از امام سجاد علیه السلام:
(با چند نفر همنشین و رفیق نشو)


اياك و مصاحبه الكذاب, فانه بمنزله السراب يقرب لك البعيد و يبعد لك القريب.
و ايـاك و مصـاحبه الفـاسق فـانه بـايعك بـاكله او اقل مـن ذلك.
و اياك و مصاحبه البخيل فانه يخذلك فى ماله احوج ما تكون اليه .
و اياك و مصاحبه الاحمق فانه يريد ان ينفعك فيضرك .
و اياك و مصـاحبه القـاطع لـرحمه, فـانـى و جـدته ملعونـا فـى كتاب الله.(1)
1 ـ مبادا با دروغگو همنشين شوى كه او چون سراب است, دور را به تو نزديك كند و نزديك را به دور نمايد.
2ـ مبادا با بـا فاسق و بدكار همنشين شـوى كه تـو را به يك لقمه و يا كمتـر بفرشد.
3ـ مبادا همنشيـن بخيل شوى كه او در نهايت نيازت بـدو , تو را واگذارد.
4ـ مبادا بـا احمق رفيق شـوى كه چـون خـواهـد سـودت رسانـد, زيانت مـى زنـد.
5ـ مبادا با آن كه از خويشان خـود مى بـرد(و قطع رحم میکند), مصاحبت كنى كه مـن او را در قرآن ملعون يافتم .
1- تحف العقول ص 279

saeed623
۱۳۸۶/۱۱/۱۴, ۰۷:۲۲
در روايات اسلامى آمده كه وقتى حضرت امام سجاد(عليه السلام) را بعد از شهادت امام حسين(عليه السلام) با غل و زنجير وارد مجلس يزيد كردند، يزد رو به امام سجاد(عليه السلام) كرد و آيه 30، شورى را تلاوت نمود: «وَ مَآ أَصَـبَكُم مِّن مُّصِيبَة فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُواْ عَن كَثِير ; هر مصيبتى به شما رسد به خاطر اعمالى است كه انجام داده ايد و بسيارى را نيز عفو مى كند.» كه امام سجاد(عليه السلام) با پاسخى قاطع در جواب فرمود: «چنين نيست اين آيه (شورى،30) درباره ما نازل نشده آن چه در باره ما نازل شده اين آيه است كه مى فرمايد: «مَآ أَصَابَ مِن مُّصِيبَة فِى الاَْرْضِ وَ لاَ فِى أَنفُسِكُمْ إِلاَّ فِى كِتَـب مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَآ;(حديد،22) هيچ مصيبتى ]ناخواسته[ در زمين و نه در وجود شما روى نمى دهد، مگراين كه همه آن ها قبل از آن كه زمين را بيافرينيم در لوح محفوظ ثبت است.»
از آيات ياد شده بر مى آيد كه مصائب دامنگير انسان ها بر دو گونه است، بخشى از مصائب مجازات و كفاره گناهان او است و اين مصيبت ها بسيارند، ظلم ها، بيدادگرى ها، خيانت ها، انحرافات و... سرچشمه بسيارى از مصائب ساخته دست خود انسان ها است; ولى بخشى از مصائب هست كه انسان در آن ها نقشى ندارد و به صورت يك امر حتمى و اجتناب ناپذير فرد يا جامعه را مى گيرد; چنان كه بسيارى از پيامبران الهى و نيز پيشوايان معصوم(عليهم السلام) مثل امام حسين(عليه السلام) و مؤمنان و اولياء الهى به وسيله چنين مصائبى مورد امتحان و آزمايش الهى قرار گرفته اند و البته حكمت هاى فراوانى در چنين مصائبى نهفته است.
بنابراين، يكى از مصاديق به حق، آيه 22، سوره حديد، حضرت امام حسين(عليه السلام) و شهادت آن حضرت مى باشد.•
همچنين حضرت امام على(عليه السلام) در روايتى مى فرمايد «قرآن بر سه قسم نازل شده ثلث (31) آن درباره ما اهل بيت(عليهم السلام) و درباره دشمنان ما و (31) آن درباره آداب و رسوم و (31) آن درباره احكام و واجبات است.»•
پس، مى توان گفت كه بسيارى از آيات قرآن كريم درباره اهل بيت(عليهم السلام) نازل شده و پيشوايان معصوم(عليهم السلام) از مصاديق كامل و تمام آيات آن هستند.•
پاورقي ها:
1. علوم قرآنى، محمدهادى معرفت، ص 150، نشر مؤسسه التمهيد.
2. ر.ك: تاريخ القرآن، ابى عبدالله زنجانى، الفصل السادس، ص 20.
3. تاريخ قرآن كريم، سيد محمد باقر حجتى، ص 212ـ213، دفتر نشر فرهنگ اسلامى.

بنابه نقلي 25 محرم شهادت امام سجاد عليه السلام

از قرآن بپرس
۱۳۸۶/۱۱/۱۴, ۱۰:۱۷
نگاهى روانشناختى ـ دينى به مراسم عزادارى حسينى محمد کاوياني (http://www.porsemanequran.com/fa/node/18369)


تفسير امام سجاد از آيات سوره حديد (http://www.porsemanequran.com/fa/node/18427)


«قرآن»، «قرآن شناسى»، «قرآن خوانى» و «ضرورت و آثار قرآن» در منظر و آثار حضرت امام سجاد(عليه السلام) (http://www.porsemanequran.com/fa/node/18426)


اين تصوير را هم ببينيد به مناسبت شهادت امام سجاد (http://www.askquran.ir/attachment.php?attachmentid=673&d=1202016619)


چند حديث از امام سجاد عليه السلام (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=8516#post8516)


متن كامل صحيفه سجاديه (http://www.aviny.com/Sahifeh/index.aspx)


اينهم پايگاه تخصصي امام سجاد عليه السلام (http://fa.emamsajjad.com/)


ويژه نامه شهادت امام سجاد عليه السلام (http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=32342)


شبكه اطلاع رساني پيام سايت ويژه امام سجاد عليه السلام (http://emamsajad.jahanpayam.net/)


كتاب چهل داستان و چهل حديث از امام سجاد عليه السلام (http://www.ghadeer.org/site/qasas/lib/sajad/fehrest.HTM)

شهيدان
۱۳۸۶/۱۱/۱۴, ۱۴:۵۷
شهادت امام زين العابدين (ع) را خدمت همه دوستان تسليت عرض مي كنم.اميدوارم توفيق پيروي از اين امام را خداوند به ما مرحمت كند

با عرض تسليت خدمت همه دوستان ، اين عكس را به بهانه اين روز تقديم مي كنم.

http://www.freewebs.com/imam_sajjad/s1.jpg

valayat
۱۳۸۸/۱۰/۰۸, ۱۸:۵۰
عاشوراى حسينى، كتاب سرخى بود كه «تفسيرناب» آن از زبان امام سجاد تراويد. او با اسارت خويش، آزادى را تفسير كرد و با خطبه هايش سرود بيدارى خواند.

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۰/۱۹, ۰۸:۳۱
http://www.askquran.ir/attachment.php?attachmentid=10821&stc=1&d=1240499647


http://ahlibit.persiangig.com/image/06-04.jpg



دل سودازده ام ناله و فرياد كند

هر زمان ياد غم سيد سجاد(عليه السلام) كند

بى گمان اشك به رخساره بريزد از چشم

هر كه يادى ز گرفتارى آن راد كند

بود در تاب تب و بسته به زنجير ستم

آن كه خلقى ز كرم از الم آزاد كند

به جز از شمر ستمگر نشنيدم دگرى

با تن خسته كسى اين همه بيداد كند

تن تب دار و اسيرى و غم كوفه و شام

واى اگر شِكوه اين قوم بر اجداد كند

خون ببارد ز غم مرگ پدر در همه عمر

چون كه از واقعه كرب و بلا ياد كند

غير زينب كه بد آن قافله را قافله دار

كس نبودى كه بر آن غمزده امداد كند

نتوان ماتم سجاد نوشتن «خسرو»

دل اگر سنگ بود ناله و فرياد كند


(محمّد خسرو نژاد)

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۰/۱۹, ۰۸:۳۲
http://www.iec-md.org/ahlulbayt/images/yaa_imam_sajjad.jpg

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۰/۱۹, ۰۸:۴۱
http://www.pichak.net/blogcod/zibasazi/06/image/pichak.net-24.gif
نام : علی
كنیه: ابوالحسن و ابومحمد.
القاب: زین العابدین، سید الساجدین، سجّاد، زكىّ، امین و ذوالثفنات.

به خاطر عبادت زیاد و سجده‏هاى طولانىِ امام زین العابدین (ع)، پینه‏اى در پیشانى‏اش بسته بود. از این رو، به وى «ذوالثفنات» لقب دادند.

منصب: معصوم ششم و امام چهارم شیعیان.
تاریخ ولادت: نیمه جمادى الثانى سال 38.
در مورد تاریخ ولادت آن حضرت، اختلاف است. غیر از تاریخ مزبور، مورخان روز و ماه ولادت آن حضرت را، پنجم شعبان یا نیمه جمادى الاولى یا هفتم شعبان و یا نهم شعبان ذكر كرده‏اند. در مورد سال ولادت آن حضرت نیز برخى سال 37 و برخى سال 36 هجرى را ثبت كرده‏اند.
امام زین العابدین (ع) دو سال پیش از شهادت امیر المؤمنین، على بن ابى‏طالب(ع) چشم به جهان گشود.

محل تولد: مدینه مشرفه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى كنونى). برخى مورّخان گفته‏اند كه محل تولد آن حضرت در كوفه بوده است؛ زیرا در آن هنگام، همه افراد خانواده امام على (ع) در كوفه به سر مى‏بردند.

نسب پدرى: امام حسین بن على بن ابى‏طالب (ع).
نام مادر: شهربانو، یا شاه زنان، دختر یزدگرد سوم، آخرین پادشاه از سلسله‏ ساسانیان در ایران كه در زمان خلافت امام على (ع) (و به قولى در عصر خلافت عمر یا عثمان) به اسارت مسلمانان در آمده و با اختیار خویش، همسرىِ امام‏حسین (ع) را پذیرفت. این بانوى بزرگ در ایام نوزادى امام زین العابدین(ع) درگذشت.
مدت امامت: از زمان شهادت پدر بزرگوارش امام حسین (ع)، در محرم سال 61 تا محرم سال 95 هجرى، به مدت 34 سال.

تاریخ و سبب شهادت: دوازدهم (یا هیجدهم یا بیست و پنجم) محرم سال 95 (یا 94) هجرى، در سن 55 سالگى، به خاطر زهرى كه ولید بن عبدالملك به آن حضرت خورانید.

محل دفن: قبرستان بقیع، در مدینه مشرفه، در جوار قبر عمویش، امام حسن مجتبى (ع).

هم اكنون قبور مشرفه چهار امام معصوم(ع)، امام حسن مجتبى(ع)، امام زین‏العابدین(ع)، امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) در كنار هم مى‏باشد.

http://www.pichak.net/blogcod/zibasazi/06/image/pichak.net-24.gif

فالق الاصباح
۱۳۸۸/۱۰/۱۹, ۰۸:۴۶
یكى از ابعاد زندگى امام سجاد(ع) همراهى او در قیام كربلا و پیام رسانى آن نهضت بزرگ است.

حادثه خونین كربلا، عصر روز عاشورا با شهادت امام حسین(ع) و اصحابش پایان پذیرفت و بخش دوم نهضت حسینى به رهبرى امام على ‏بن ‏الحسین(ع) آغاز شد. حال وظیفه امام سجاد(ع) بود كه آرمان كربلائیان را در لباس جهاد اسارت و در قالب جدال و مواعظ احسن به گوش همگان برساند. و مردمان مقهور سیاست جهالت پرورى امویان را به اسلام راستین، اسلام محمد و على(ع) و اسلام قرآن رهنمون گردد. مسؤولیت سترگ پیام ‏رسانى عاشورائیان بر شانه ‏هاى امام ساجدان و عارفان سنگینى مى ‏كرد. او مى ‏بایست در عصر نومیدى از پیروزى حركت مسلحانه به روش دیگر به بیان مسأله رهبرى و امامت، لزوم شناخت امام عادل و نشانه‏ هاى امام عدل و نشانه‏ هاى رهبران فاسد و ستم پیشه بپردازد و مردم غافل و به جهل واداشته را به وظایف شان در برابر رهبر عادل و همت براى اصلاح جامعه بیدار سازد. تفكر اصیل اسلامى را براى جامعه تبیین نماید تا امید به ایجاد حكومت اسلامى توسط خاندان وحى را در دل همگان احیا سازد. از سوى دیگر او خود شاهد واقعه كربلا بود و همت گمارد؛ تا یاد و خاطره حماسه‏سازان عاشورا را در نهاد جامعه اسلامى بارور سازد. دشمن نیز همچون تمامى عصرها این نكته را دریافته بود كه مركز اصلى انقلاب‏ها و مبارزات عدالت‏خواهانه مردم، ولایت و امامت است. هدف قطعنامه عبیداللَّه ‏بن ‏زیاد كه نوشته بود: �مردى از خاندان حسین(ع) را زنده مگذارید�. حتى نوشته ‏اند عبیدالله براى دستگیرى و تحویل امام زین‏ العابدین و تحویل او به مأموران پسر زیاد، جایزه قرار داد.
حمید بن‏ مسلم، گزارش نویس حادثه كربلا مى ‏گوید: لشكریان به سراغ على ‏بن ‏الحسین ‏رفتند، او بیمار افتاده بود. شمر خواست او را بكشد، چون ابن ‏زیاد دستورداده بود تا تمامى مردان خاندان حسین(ع) كشته شوند. من مانع شدم و گفتم سبحان اللَّه! شما كودك و بیمار را مى ‏كشید؟ در این هنگام عمر بن ‏سعد رسید و گفت این بیمار را آسیب نرسانید.
یُریدونَ لِیُطفؤا نور اللَّهِ بأفواهِهِم و اللَّه متُّم نوره و لوكره الكافرون؛
مى ‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند و حال آنكه خدا - گرچه كافران را ناخوش آید- نور خود را كامل خواهد گردانید.

فالق الاصباح
۱۳۸۸/۱۰/۱۹, ۰۸:۴۸
نقش سیاسى امام سجاد(ع) در عصر اسارت

امام على ‏بن ‏الحسین(ع) تنها بازمانده مرد از خاندان حسین(ع) است كه بى‏ شك تداوم ‏و بقاى قیام حسینى مرهون تلاش و مجاهدت او است. او اما سرفصل‏هاى مهمترین عملكرد امام زین ‏العابدین(ع) در زمینه حادثه كربلا:

الف. انتقاد شدید از موضع فریبكاران كوفى

مورخان اسلامى نوشته‏ اند كه اسیران آل محمد(ص) را روز دوازدهم محرم وارد كوفه كردند. كوفه براى خاندان وحى شهرى آشنا بود، برخى از بانوان كاروان اسیران همچون زینب(س) روزگارى نه چندان دور، خود بانوى گرانقدر این شهر بود. این شهر مدتى مركز حكومت امام على(ع) بود و مردم این شهر خاندان على(ع) را از یاد نبرده بودند. على ‏بن ‏الحسین را در حالى كه تنى رنجور و آهن و غلى در گردن داشت وارد شهر كوفه نمودند.
على‏ بن‏ الحسین(ع) در سرزنش مردم شهر كوفه چنین فرمود:
مردم، آنكه مرا مى‏ شناسد، مى ‏شناسد. آنكه مرا نمى ‏شناسد خود را به او مى ‏شناسانم. من على، فرزند حسین، فرزند على‏ بن ‏ابیطالبم. من پسر آنم كه حرمتش را در هم شكستند و نعمت و مال او را به غارت بردند و خاندان وى را اسیر كردند. من پسر آنم كه در كنار نهر فرات سر بریدند، در حالى كه نه به كسى ستم كرده و نه با كسى مكرى به كاربرده بود. من پسر آنم كه او را از قفا سر بریدند و این مرا فخرى بزرگ است.
مردم آیا شما به پدرم نامه ننوشتید؟ و با او بیعت نكردید؟ و پیمان نبستید؟ و فریبش ندادید؟ و به پیكار او برنخاستید؟ چه زشت‏كارانید و چه بداندیشه و كردارید. اگر رسول خدا به شما بگوید: فرزندان من را كشتید! و حرمت مرا در هم شكستید! شما از امت من نیستید، به چه رویى به او خواهید نگریست؟
سخنان امام سجاد(ع) تحولى شگفت در كوفیان ایجاد كرد و از هر سو بانگ گریه برخاست. مردم یكدیگر را سرزنش كردند. سپس على ‏بن‏ الحسین(ع) بر این نكته تأكید كرد كه سیرت ما باید چون سیرت رسول خدا باشد كه نیكوترین سیرت است. مردم كوفه كه مجذوب سخنان حماسى و مخلصانه سید ساجدان قرار گرفته بودند، فریاد برآوردند كه ما فرمانبردار توایم و از تو نمى ‏بریم و با هر كس كه گویى پیكار مى ‏كنیم و با آنكه خواهى در آشتى به سر مى ‏بریم! یزید را مى ‏گیریم و از ستمكاران بر تو بیزاریم.
امام على ‏بن ‏الحسین(ع) از موضع سست كوفیان آشنا بود فرمود:
هیهات! اى فریبكاران دغل باز، اى اسیران شهوت و آز. مى ‏خواهید با من هم كارى كنید كه با پدرانم كردید؟ نه به خدا. هنوز زخمى كه زده‏اید خون فشان است و سینه از داغ مرگ پدر و برادرانم سوزان است. تلخى این غمها گلوگیر و اندوه من تسكین‏ ناپذیر است. از شما مى‏ خواهم نه با ما باشید نه بر ما.

فالق الاصباح
۱۳۸۸/۱۰/۱۹, ۰۸:۴۹
ب. مبارزه با حاكمان اموى

مبارزه با ستم و ستم‏ پیشگان و دفاع از حق مظلومان از جمله مشخصه‏ هاى رهبران آسمانى است. این ویژگى در سیره تمامى پیشوایان شیعه وجود داشته و آنان در این راه رنج‏هاى فراوانى را به جان خریدند.
امام على ‏بن ‏الحسین(ع) نیز همچون دیگر مصلحان آسمانى لحظه‏ اى در راه مبارزه با ستم و گناه از پاى ننشست و در مقابل هیچ ستمگرى كرنش نكرد. او در عصر اسارت به خوبى ثابت كرد كه مى‏ توان حتى در مقابل ستم ‏پیشگانى چون ابن‏ زیاد و یزید كه حتّى از ریختن خون چون حسین، ریحانه رسول، ابایى ندارند، ایستاد و حتى كلمه‏ اى كه رنگ ذلّت داشته باشد بر زبان نراند.
اولین رویارویى و برخورد زین ‏العابدین(ع) با حاكمان اموى پس از واقعه كربلا، برخورد و گفتگوى امام با پسر زیاد حاكم خیره سر كوفه بود. وقتى اسیران آل محمد(ص) را وارد كاخ ابن ‏زیاد نمودند، عبیدالله بن ‏زیاد از نام او پرسید. فرمود من على فرزند حسینم. ابن ‏زیاد گفت: مگر خداوند على ‏بن‏ الحسین را نكشت؟ امام على(ع) فرمود: برادرى داشتم كه مردم او را كشتند. پس زیاد گفت: خداوند او كشت، امام(ع) فرمود: �اللَّه یتوفى الانفس حین موتها�. استدلال امام(ع) اشاره به این بوده كه آنها برادرش را كشتند و خداوند او را قبض روح كرد.
ابن ‏زیاد كه مست غرور و كینه بود از این حركت استدلالى سیّد عارفان درمانده گشت و سخت خشم گرفت و دستور داد تا او را بكشند. این منطق آنان بود كه هر كس در مقابل آنان با شجاعت به افكار و پندارهاى نارواى آنان پاسخ گوید و نقد كند، تهدید به مرگ شود. ولى پسر مرجانه مى ‏بایست دریابد كه على ‏بن ‏الحسین(ع) چونان بزدلان كوفى نبود كه با یك خروش، خویش را ببازد. او با قاطعیت و شجاعت تمام در پاسخ ابن زیاد فرمود:
�أ بالقتل تُهِدّدنى؟ أما علمت انّ القتلَ لَنا عادةً و كرامتنا الشَّهادة�؛
آیا من را از مرگ مى ‏ترسانى؟ مگر نمى ‏دانى شهادت میراث كرامت و افتخار ماست.
نكته مهمى كه در این گفتگو به چشم مى ‏خورد اولاً قاطعیت و شجاعت و روحیه شهادت‏ طلبى امام سجاد(ع) است و دیگر آگاهى كامل امام سجاد(ع) به نوع پشتوانه فكرى حكومت امویان در جوامع بشرى حكومت‏ها هر اندازه كه توانمند و مقتدر باشند، بى‏ شك نیازمند پشتوانه فلسفى و عقیدتى ‏اند تا تكیه گاه نظام سیاسى و اقتصادى آنان بوده و توجیه گر رفتار و مواضع آنها باشد. این پشتوانه فكرى بر حسب تفاوت جامعه ‏ها مختلف است. بنى ‏امیه نیز براى تخدیر افكار مردم و رام ساختن آنان شگردهاى زیادى داشتند كه یكى از راهكارهاى اساسى آنان جبرگرایى بود. در برابر هر كارى تلقین مى‏ نمودند كه این كار خدا بود كه اینگونه شد و اگر مصلحت خدایى ایجاب نمى ‏كرد این گونه نمى ‏شد. و این خود یكى از حربه‏ هاى سیاسى آنان براى ظلم و جنایت بود.
امام على ‏بن ‏الحسین(ع) با وقوف و آگاهى كامل به این نیرنگ سیاسى امویان، هم در كاخ ابن زیاد و هم در قصر یزید در شام، به مبارزه با این پندار فكرى امویان پرداخت و آن را نشانه رفت و با استدلال به آیات قرآن آن را مورد حمله قرار داد.

فالق الاصباح
۱۳۸۸/۱۰/۱۹, ۰۸:۴۹
ج. هدایت خلق به رهبران راستین اسلام

شام از هنگامى كه به قلمرو مسلمانان در آمد، تا عصر امام سجاد(ع) تنها حاكمان و فرمانروایان طائفه بنى ‏امیه را در خود دیده بود. مردم این سرزمین نه محضر پیامبر(ص) را درك كرده بودند و نه روش اصحاب صالح آن حضرت را. شامیان اسلام را در چهره امویان دیده بودند و تنها آنان را بازماندگان و خاندان پیامبر مى ‏دانستند. در عصر حكومت و فرمانروایى چهل ساله معاویه بر دیار شام، بر این نكته همت شده بود كه مردم شام را در جهل و بى ‏خبرى نگاهدارند.
از این رو آنان بر خلاف كوفیان تنها همین را مى‏ دانستند كه فردى خارجى به نام �حسین� بر امیرالمؤمنین یزید!!! شوریده و توسط سپاه خلیفه به قتل رسید و خاندان وى به اسارت گرفته شدند. از این رو شهر را آراسته و جشن گرفته بودند.
على ‏بن‏ الحسین(ع) در حالى كه غل جامعه برگردن وى آویخته و دست او را با زنجیر بسته بودند وارد آن شهر كردند. امام محمد باقر(ع) از پدرش على ‏بن‏ الحسین(ع) روایت مى ‏كند كه حضرت فرمود: �من را بر شترى كه عریان بود و جهازى نداشت سوار كردند و سر مقدس پدرم حسین را بر نیزه‏ اى نصب نموده بودند... با این وضع وارد دمشق شدیم�.
وظیفه خطیرى كه بر دوش امام سجاد(ع) بود آن بود كه در این شهر با چنین وضعى كه به خود گرفته بود، خاندان وحى و اهل بیت عصمت كه عدل قرآن بودند را به شامیان بى‏ خبر بشناساند تا مردم رهبران حقیقى اسلام را دریابند. شناساندن این امر كارى بود كه باید انجام مى ‏شد، به ویژه كه رخدادهاى بعد از پیامبر(ص) سبب خاموش شدن خاندان رسول خدا(ص) در صحنه سیاست شده بود. امام زین ‏العابدین(ع) در شام به این امر همت گمارد هم در برخوردهاى شخصى كه در بین راه و در شام پیش آمد و هم در خطبه معروفش در مسجد اموى شام به معرفى اهل بیت(ع) پرداخت.

فالق الاصباح
۱۳۸۸/۱۰/۱۹, ۰۸:۴۹
د. افشاگرى چهره بنى ‏امیه و بیدارى افكار عمومى

بنى ‏امیه چهره واقعى خود را در زیر پرده ریا و حیله و نیرنگ و حتى مقدس مآبى، مخفى مى ‏داشتند. شهادت امام حسین(ع) تا حدودى اسرار را بر ملا كرد ولى اسارت امام سجاد(ع) پرده تزویر و ریاكارى را از چهره بنى ‏امیه بالازد، و عدم پاى ‏بندى آنان به تعهدهاى و دینى اخلاقى و رسوائیها و فجایع آنها را روشن ساخت.
مورخان اسلامى نوشته‏ اند: كه امام سجاد(ع) را در حالى كه غل و زنجیر بر گردن وى نهاده بودند، به قصر یزید وارد نمودند. او اسیرى سرافراز و آزاده بود كه شكنجه غل جامعه نتوانست وى را به تسلیم وا دارد و در اولین گام به هنگام ورود به مجلس یزید در حالى كه یزید به شعر حصین ‏بن‏ حمام مرّى تمثل جسته و به شادى پرداخته بود فرمود:
�براى تو قرآن از شعر سزاوارتر است: �ما أصاب من مصیبة فى الارض و لا فى أنفسكم الاّ فى كتابٍ من قبل أن نبرأها انَّ ذلك على اللَّه یسیر. لكیلا تأسوا على مافاتكم و لاتفرحوا بما اتاكم و اللَّه لایحبُّ كلَّ مختالٍ فخورٍ�؛ هیچ مصیبتى نه در زمین و نه در نفسهاى شما (به شما) نرسد، مگر آنكه پیش از آنكه آن را پدید آوریم، در كتابى است. این بر خدا آسان است. تا بر آنچه از دست شما رفته اندوهگین نشوید و به (سبب) آنچه به شما داده است شادمانى نكنید، و خدا هیچ خودپسند فخر فروشى را دوست ندارد.
استدلال قرآنى سید عابدان، چون پتكى بود كه بر سر یزید خود پسند فخر فروش فرود آمد. او سخت خشم گرفت و گفت: پدرت خویشاوندى را برید و حق مرا ندیده گرفت و بر سر قدرت با من به ستیز برخاست. خدا با او آن كرد كه دیدى. امام سجاد(ع) به تمسك به آیه قرآن جواب وى را داد و افزود:
اى پسر معاویه و هند و صخر، پیش از آنكه تو به دنیا بیایى پیغمبرى و حكومت از آن پدر و نیاكان من بوده است. در روز بدر و احد و احزاب، پرچم رسول خدا در دست پدر من بود و در همان نبردها پدر تو و جد تو پرچم كافران را در دست داشتند.
آنگاه فرمود: اى یزید اگر مى‏ دانستى چه كرده ‏اى و بر سر پدر و برادر و عموزاده‏ها و خاندان‏ من چه آورده‏ اى به كوهها مى ‏گریختى و بر ریگها مى‏ خوابیدى و ناله سر مى‏ دادى.سر پدرم حسین فرزند على(ع) پسر فاطمه(س) كه ودیعت رسول خدا است، بر در شهر شما آویزان است؟ روز قیامت كه مردمان جمع شوند، تو جز خوارى و پشیمانى نخواهى داشت.

فالق الاصباح
۱۳۸۸/۱۰/۱۹, ۰۸:۵۰
ه. منشور جاوید در معرفى اهل بیت(ع)

از درخشانترین صفحات زندگى پیام بر كربلا، سخنان شكننده و افشاگرانه او در مسجد اموى شام است. امام على ‏بن‏ الحسین(ع) در این سفر و در این صحنه، در لباس اسارت همان‏ جهاد عظیمى را انجام داد كه حسین ‏بن ‏على(ع) در كربلا در قالب خون و شهادت به انجام رسانده بود. او با یك خطبه، انقلاب شگفتى در قلمرو امپراتورى شام به وجود آورد و تحولى بزرگ در مردم آن سامان كه چهل سال در زیر تبلیغات مسموم معاویه خو گرفته بودند، ایجاد نمود.
روزى یزید، خطیب دربارى خود را به منبر فرستاد. او در مذمت و نكوهش على(ع) و حسین(ع) و نیز در مدح معاویه و یزید سخن گفت. امام على ‏بن‏ الحسین(ع) از میان جمعیت فریاد بر آورد:
واى بر تو اى خطیب! خشنودى خلق را به خشم خداوند خریدى و جایگاهت را در آتش دوزخ قرار دادى.
نگاه از یزید خواست تا رخصت دهد بالاى آن چوب برود و سخنى چند كه خشنودى خدا و پاداش براى حاضران را در پى دارد براى مردم بگوید. یزید على ‏رغم اینكه هیچ‏گونه تمایلى به این كار نداشت و گفته بود كه اگر آن جوان برفراز منبر رود او و خاندان ابوسفیان را رسوا خواهد كرد، با اصرار مردم به على ‏بن‏ الحسین اجازه سخن داد.
امام سجاد(ع) بر منبر رفت و چنین فرمود:
مردم! خداوند به ما خاندان پیامبر(ص) شش امتیاز ارزانى داشته و با هفت فضیلت بر دیگران برترى بخشیده است: شش امتیاز ما این است كه خدا به ما علم، حلم، بخشش و بزرگوارى، فصاحت، شجاعت و محبت مكنون در دلهاى مؤمنان بخشیده است. هفت فضیلت ما این است كه پیامبر برگزیده خدا از ماست، صدّیق (على ‏بن‏ ابى ‏طالب(ع)) از ما است، جعفر طیّار از ما است. شیر خدا و شیر رسول او (حمزه سید الشهداء) از ما است، دو سبط این امت (حسن و حسین(ع)) از ما است، زهراى بتول (یا مهدى امت) از ما است.
مردم! هر كس مرا مى‏ شناسد كه مى‏ شناسد و كسى كه مرا نمى ‏شناسد خود را به او مى ‏شناسانم. من پسر مكه و منایم، من پسر زمزم و صفایم، من فرزند آن بزرگوارى هستم كه حجرالاسود را با گوشه عبا برداشت، من فرزند بهترین كسى هستم، كه احرام بست و طواف و سعى به جا آورد، منم فرزند بهترین انسان‏ها، منم فرزند كسى كه در شب معراج از مسجدالحرام به مسجدالاقصى برده شد، منم فرزند كسى كه در سیر آسمانى به سدرةالمنتهى رسیده، منم پسر كسى كه در سیر ملكوتى آنقدر به حق نزدیك شد كه رخت به مقام �قاب قوسین او أدنى� كشید، منم فرزند كسى كه با فرشتگان آسمان نماز گزارد، منم فرزند كسى كه خداوند بزرگ به او وحى كرد، منم فرزند محمد مصطفى، منم فرزند على مرتضى، منم فرزند كسى كه آنقدر با مشركان جنگید تا زبان به �لا اله الا اللَّه� گشودند، منم فرزند كسى كه در ركاب پیامبر خدا با دو شمشیر و دو نیزه جهاد كرد، دو بار هجرت كرد، دو بار با پیامبر بیعت نمود، در بدر و حنین شجاعانه جنگید، و لحظه ‏اى به خدا كفر نورزید، من فرزند كسى هستم كه صالح‏ترین مؤمنان، وارث گریه كنندگان (از خشیت خدا)، شكیباترین صابران، بهترین قیام كنندگان از تبار یاسین است. نیاى من كسى است كه پشتیبانش جبرئیل، یاورش میكائیل و خود حامى و پاسدار ناموس مسلمانان بود. او با مارقین (از دین به در رفتگان) و ناكثین (پیمان شكنان) و قاسطین (ستمگران) جنگید، و با دشمنان كینه‏ توز خدا جهاد كرد. منم پسر برترین فرد قریش كه پیش از همه به پیامبر گروید و پیشگام همه مسلمانان بود. او دشمن گردنكشان، نابود كننده مشركان، تیرخدایى براى نابودى منافقان، زبان حكمت عابدان، یارى كننده دین خدا، ولّى امر خدا، بوستان حكمت الهى و كانون علم او بود. منم پسر فاطمه زهرا، سرور زنان جهان، منم فرزند خدیجه كبرى، من پسر آنم كه او را به ستم به خون كشیدند و سرش را از قفا بریدند. من پسر آنم كه تشنه جان داد و تن او بر خاك كربلا افتاد. عمامه و رداى او را ربودند در حالى كه فرشتگان آسمان در گریه بودند... من پسر آنم كه سرش را بر نیزه نشاندند و زنان او را از عراق به شام به اسیرى بردند....
امام زین ‏العابدین(ع) در معرفى خود كه در حقیقت شناساندن شجرنامه امامت و رسالت بود، آنقدر داد سخن داد كه صداى گریه و ناله مردم بلند شد. یزید ترسید یورش برپا شود، به مؤذن دستور داد تا اذان بگوید. مؤذن وقتى به �اشهد انَّ محمداً رسول اللَّه� رسید، امام از بالاى منبر روبه یزید كرد و گفت:
آیا محمد(ص) جدِّ من است یا جدِّ تو؟ اگر بگویى جد تو است، دروغ گفته‏ اى و حق را انكار كرده ‏اى، و اگر بگویى جد من است، پس چرا فرزندان او را كشتى؟!.
شامیان حاضر در مسجد كه تحت تاثیر تبلیغات امویان در غفلت به سر مى‏ بردند و خاندان پیامبرى(ص) را نمى ‏شناختند، با این خطبه امام سجاد(ع) متوجه واقعیت شدند. به همین دلیل در میانه خطبه یزید از ادامه آن جلوگیرى كرد و سپس براى كسب وجهه عمومى گناه را به گردن ابن‏ زیاد انداخت.
از نكات مهم این خطبه این است كه امام سجاد(ع) خود و پدر و خاندانش را فرزندان پیامبر اسلام(ص) نامید، در حالى كه امویان مى ‏كوشیدند آنها را از ذریه على(ع) دانسته و اجازه ندهند آنها خود را ذریه پیامبر بنامند.
خون امام حسین(ع) و پیام رسانى امام زین ‏العابدین و عقیله بنى ‏هاشم حضرت زینب كبرى(س) چنان امویان را رسوا ساخت كه مجاهد بن جبر یكى از شخصیت‏هاى اسلامى آن روزگار مى ‏گوید: به خدا سوگند مردم عموماً یزید را مورد لعن و ناسزا قرار دادند و به او عیب گرفتند و از او روى گرداندند.

فالق الاصباح
۱۳۸۸/۱۰/۱۹, ۰۸:۵۰
و. زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهیدان كربلا

از جمله راهبردهاى سیاسى امام زین ‏العابدین(ع) در عصر خفقان امویان، زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهیدان كربلا كه در واقع زنده نگهداشتن فرهنگ شهادت و ایثار بوده، مى‏ باشد. در مناقب ابن‏ شهر آشوب از امام صادق(ع) آمده است كه على ‏بن‏ الحسین(ع) مدَّت بیست سال براى پدرش مى ‏گریست و همین كه براى او سفره غذا مى آوردند و آب و نان را مى ‏دید، بى ‏اختیار اشك از چشمانش سرازیر مى ‏گشت، تا آنجا كه روزى یكى از غلامان امام، آن حضرت را از این عمل، باز داشت و عرض كرد: مى‏ ترسم از شدت اندوه جان سپارى!. امام زین ‏العابدین(ع) در پاسخ او فرمود: من اندوه خود را به درگاه خداوند مى‏ برم. غم مرا جز او نمى ‏داند و من به او پناه مى ‏برم و آنچه من مى ‏دانم شما نمى ‏دانید. سپس فرمود: من هر وقت قتلگاه فرزندان فاطمه را به یاد مى ‏آورم، بغض گلویم را مى ‏گیرد و نمى ‏توانم خوددارى كنم.

ز. برانگیختن نهضت‏هاى خونخواهى حسینى

بى ‏شك سخنان بیدارگرانه امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) در عصر اسارت، وجدان‏هاى خفته امت اسلام را بیدار ساخت و انگیزه‏ هاى انتقام خواهى و خونخواهى از شهیدان كربلا را در نهاد آنان بارور ساخت تا قیام‏هاى خون خواهان كوفى در قالب جنبش توابین و سپس قیام مختار شكل گرفت. هر چند با توجه به شرایط حساس و بحرانى و خفقان شگفت آن عصر، امام سجاد(ع) در هنگام ظهور آن نهضت‏ها بیان صریحى نداشت ولى نقش سخنرانى ‏هاى امام در كوفه و شام و موضع‏گیرى ‏هاى پنهانى امام(ع) را نباید نادیده گرفت.

موضع‏گیرى ‏هاى قاطع و پر صلابت امام ‏سجاد (علیه السلام) در برابر هشام ‏بن عبدالملك (دهمین خلیفه ‏اموى) و عظمت روز افزون امام علیه السلام در میان مردم، به ویژه در میان مردم حجاز موجب شد كه هشام به قتل امام سجاد (علیه السلام) كمر بست، برادر او ولید بن عبدالملك، به دستور او آن حضرت را مسموم كرده و به‏ شهادت رساند. آن بزرگوار به جرم دفاع از حیثیت اسلام، و مبارزه با طاغوت‏هاى ‏اموى و مروانى، شهد شهادت نوشید، چند روز در بستر شهادت آرمیده بود، معالجات‏ سودى نبخشید، او در لحظه آخر عمر همان وصیت پدرش را بازگو كرد و فرمود: هنگامى‏ كه پدرم امام حسین (علیه السلام) شهید شد، ساعتى قبل مرا به سینه ‏اش چسبانید و فرمود:
�یا بنى ایاك و ظلم من لایجد علیك ناصرا الا الله؛ اى پسر جانم! بپرهیز از ستم‏ كردن بر كسى كه یاورى براى انتقام تو، جز خدا ندارد.� نیز به پسرش امام ‏باقر (علیه السلام) فرمود: پسرم! تو را به همان سخن وصیت مى ‏كنم كه پدرم هنگام شهادت مرا به آن وصیت كرد:
�یا بنى اصبر على الحق و ان كان مرا; اى پسر جان! در راه حق‏ صبور و مقاوم باش گرچه تلخ و رنج ‏آور باشد.�
به این ترتیب آن امام همام بعد از نهضت عظیم امام حسین (علیه السلام) پس از حدود 35 سال مبارزه به صورت‏هاى گوناگون، در 57 سالگى به لقاءالله پیوست، و با خون سرخ خود پاى نهضت‏ خونین پدرش را امضاء كرد. مرقد مطهرش در قبرستان بقیع قرار دارد.

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۰/۱۹, ۱۱:۲۸
آخرین لحظات حیات امام سجاد علیه السلام از زبان روایات


http://www.pichak.net/blogcod/zibasazi/06/image/pichak.net-24.gif

1-ابو حمزه ثمالی از حضرت امام باقر علیه السلام نقل می‌کند که فرمود:
چون هنگام وفات حضرت علی بن الحسین علیه السلام فرا رسید، من را به سینه خود چسبانید و فرمود:
پسرم، تو را به چیزی وصیت می کنم که پدرم به هنگام وفاتش به من وصیت کرد. او فرمود از ظلم به کسی که بر علیه تو ناصری جز خداوند ندارد بپرهیز و هرگز خود را بر آن آلوده مساز.



2- از حضرت ابی الحسن علیه السلام نقل شده است که امام سجاد علیه السلام در هنگام وفات بیهوش شد. سپس چشمان خود را گشود و سوره واقعه و فتح را قرائت کرد و بعد گفت:
حمد خداوندی را که وعده خود به ما را راست گردانید و همه‌ی بهشت را به ما بخشید و ما در هر جای بهشت که بخواهیم برای خود منزل اختیار می‌کنیم.
سپس آیه 74 سوره زمر را تلاوت کرد: "پس چه خوب است اجر عاملین"
و از دنیا رفت.



3- و در روایت دیگری آمده است:
امام پیش از وفات لحظه ای به هوش آمد و پارچه ای را که رویش بود کنار زد و فرمود:
قبر مرا حفر کنید تا به زمین سفت برسید.بعد پارچه را روی صورتش کشید و جان به جان آفرین تسلیم کرد.


http://www.pichak.net/blogcod/zibasazi/06/image/pichak.net-24.gif
بحارالانوار، ‌ج 46، ص 152، حدیث 16 (به نقل از اصول کافی ) و ص 147 حدیث

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۰/۱۹, ۱۱:۳۱
http://hamid-alimi.persiangig.com/image/Mazhabi/96769569-aec4-4640-8309-6a8142c67130.jpg

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۰/۱۹, ۱۴:۱۶
صحیفه سجادیه؛ زبور آل محمد صلی الله علیه و آله




http://img.tebyan.net/big/1384/11/11518123222718064772325124284531539218191.jpg



1. دعا، منبعى براى معارف‏
شناخت «صحیفه سجادیه» را مى‏توان گامى در جهت آشنایى با «معارف اسلام» دانست و در زمینه «عقاید» و «اخلاق» و «شناخت‏هاى دینى» به آن مراجعه كرد.
جهت شناخت دین، منابعى وجود دارد كه از اطمینان، اتقان و صحت خاصى برخوردار است، چرا كه ریشه در كلام الهى و علم لدنّى دارد. برخى از این منابع عبارتند از:

- قرآن كریم؛
- احادیث پیامبر و ائمه ‏علیهم السلام؛
- دعاهاى معصومین‏علیهم السلام؛
- زیارتنامه‏هاى مأثوره.


بحث ما بر محور یكى از این منابع است، یعنى دعاهایى كه از زبان امام سجاد علیه السلام بیان ‏شده و به ما رسیده و حاوى ظریف‏ترین و عمیق‏ترین معارف است و باید قدر این مجموعه را دانست و با آن مأنوس بود و لحظات شب و روز خویش را با این دعاها، پر معنویت ساخت. اهل‏بیت ‏علیهم السلام اهل دعا، تهجد و ذكر بودند. قرآن كریم هم سفارش اكید به دعا دارد. پیروان ائمه نیز باید اهل دعا، تضرع و نیایش باشند.

شاید فهم ما قاصر از آن باشد كه از خداى متعال چه بخواهیم و خواسته‏هاى ما چه باشد؛ ولى در این زمینه هم اولیاى دین، پیشواى ما هستند و با طرح خواسته‏هاى اساسى‏تر و متعالى‏تر كه به سعادت دنیوى و اخروى ما مربوط مى‏شود، سطح فهم و خواسته ما را بالا مى‏برند و ما با خواندن این دعاها، همنوا با معصومین پاك و بندگان وارسته خدا و مقربان درگاه او مى‏شویم و خداوند را از زبان حجت خدا مى‏خوانیم و در «دعا» نیز شاگرد مكتب اهل‏بیت ‏علیهم السلام مى‏شویم.

در مبحث دعا، سر فصل‏هاى فراوانى وجود دارد كه توجه به آنها مناسب است:
- معنى دعا و اهمیت آن؛
- ضرورت آن و نیاز بشر به نیایش؛
- آثار روحى، فردى و اجتماعى دعا؛
- ادب و آداب دعا، شیوه صحیح نیایش؛
- شرایط اجابت و موانع اجابت دعا؛
- بحث دعا و اجابت و علل عدم استجابت برخى دعاها؛
- دعاهاى ائمه و اولیاء الهى (ادعیه مأثوره)؛
- محتواى دعاها و خواسته‏ها؛
- سیره معصومین و حالات علما و عرفا در دعا و تهجد؛
- جایگاه خاص امام سجاد علیه السلام كه زین العابدین است؛
- دعا و عمل (همراهى دعا و اقدام)؛
- دعا و سرنوشت و مقدّرات، فایده دعا؛
- آنان كه دعایشان قبول نمى‏شود؛
- مستجاب الدّعوه‏ها؛
- دعا و نفرین (دعاى به سود و دعاى به زیان)؛
- دعا براى خود و دعا براى دیگران؛
- دعاهاى قرآنى .

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۰/۱۹, ۱۴:۱۸
اهمیت صحیفه سجادیه‏


اهمیت صحیفه سجادیه از آنجاست كه امام معصومى همچون حضرت سجاد علیه السلام با خداى خویش با این دعاها راز و نیاز و نیایش مى‏كرده است. صحیفه، كه از آن به «زبور آل محمد» نیز یاد مى‏كنند، هم از نظر گوینده و هم از نظر مخاطب (كه پروردگار است) از ویژگى خاصى برخوردار است.


صحیفه سجادیه علاوه بر محتواى عمیق و مضامین متعالى كه در این دعاها نهفته است، از نظر سند نیز از استحكام خاصى برخوردار است.
كتب دعا بسیار است و دعاهاى رایج و منقول هم فراوان؛ ولى دعاهایى كه داراى سند محكم باشد و یقیناً از زبان معصوم تراویده باشد، سندیت بیشترى دارد و مضامین آن هم دلنشین‏تر خواهد بود.


علماى شیعه در طول قرون، كتب متعددى تألیف كرده‏اند كه حاوى ادعیه گوناگون براى ساعات و ایام و مواقع مختلف است؛ از قبیل «اقبال» سید بن طاووس، «البلد الامین» كفعمى، «جمال الاسبوع» سید بن طاووس، «الدّعوات» قطب راوندى، «عُدّة الداعى» ابن فهد حلى، «المصباح» كفعمى، «مفتاح الفلاح» شیخ بهایى و «مفاتیح الجنان» محدّث قمى.


اما «صحیفه سجادیه» در این میان جایگاه خاصى دارد. فصاحت و بلاغت و عمق معانى آن درخور دقت است. سند آن بسیار معتبر مى‏باشد و اهل بیت عصمت، پیوسته مواظبت و مراقبت از این كتاب را - كه میراث ارزشمند امام زین العابدین ‏علیه السلام است - به دیگران توصیه مى‏كردند. در كتاب‏هاى مبسوط، درباره سلسله سند این دعاها، بحث‏هاى كارشناسى و علمى دقیقى انجام گرفته كه در این مختصر نمى‏گنجد.

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۰/۱۹, ۱۴:۲۰
نگاهى به محتواى صحیفه‏


دوره حیات امام سجاد علیه السلام، یكى از سخت‏ترین و خفقان بارترین دوره‏ها براى اهل‏بیت و ائمه‏ علیهم السلام بود و محدودیت‏هاى بسیارى از سوى امویان براى امامان شیعه اعمال مى‏شد. از این رو براى امام سجاد علیه‌السلام زمینه دایر كردن جلسات بحث و تفسیر و فقه و علوم دیگر میسر نبود.

آن حضرت، بسیارى از معارف ناب اسلامى را در قالب دعاهاى صحیفه بیان داشته است. از این رو مى‏بینیم كه در دعاهاى این كتاب، ظریف‏ترین مباحث خداشناسى، هستى‏شناسى، عالم غیب و فرشتگان، رسالت انبیا، جایگاه پیامبر و اهل‏بیت ‏علیهم السلام، فضایل و رذایل اخلاقى، حالات خاص انسان، شیوه‏هاى شیطان در گمراه ساختن مردم، گرامیداشت اعیاد و یوم الله‏هاى مختلف، مسائل اجتماعى و اقتصادى، اشارات تاریخى و سیره، توجه دادن به مظاهر قدرت پروردگار، یادآورى نعمت‏هاى مختلف خداوند و وظیفه شكر و سپاس، آیات آفاقى و انفسى پروردگار، ادب و آداب دعا، تلاوت، ذكر، نماز و عبادت و... ده‌ها موضوع مهم دیگر مطرح است. قالب، قالب دعا و نیایش است ولى مضمون، تبیین دین و ارزش‏هاى اخلاقى و معارف قرآنى و وظایف عبادى و آداب بندگى است.

صحیفه سجادیه، حاوى 54 دعاست. برخى از دعاها بلند و مفصل است و برخى دیگر نسبتاً كوتاه‏تر.

مناسبت‏ها و جایگاه‏ها و مواقع خواندن این دعاها، در فهرست صحیفه سجادیه آمده است و مى‏توان به آن مراجعه نمود. برخى از عناوین این دعاها از این قرار است:

دعا در ستایش خداوند، حاملان عرش و فرشتگان، دعا براى خود و خویشاوندان، دعا در سختى‏ها و رنج‏ها، براى پناه بردن به خدا، آمرزش خواهى، اقرار به گناهان، طلب حاجت، هنگام بیمارى، پناه بردن به خدا از شیطان، مكارم اخلاق، براى تندرستى، براى پدر و مادر و فرزندان، براى همسایگان و دوستان، دعا براى مرزداران، براى توبه، هنگام تنگى رزق، هنگام شنیدن صداى رعد، هنگام دیدن ماه نو، هنگام فرا رسیدن یا سپرى شدن ماه رمضان، روز عید فطر و عرفه، دعاى ختم قرآن و...

این گونه بهره‏گیرى از مناسبت‏ها، سراسر زمان و فرصت‏هاى یك مسلمان نیایشگر و اهل انس با خدا را مى‏پوشاند؛ زیرا براى هر لحظه و موقعیتى، دستورالعملى براى نیایش به درگاه خداوند وجود دارد.

"جواد محدثى"

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۰/۱۹, ۱۴:۲۳
خصلتهای ممتاز امام سجاد از زبان حضرت باقر‏ علیهم السلام

حضرت باقرالعلوم علیه السّلام صفات و خصلتهایی را پیرامون پدرش، حضرت سجّاد، زین العابدین علیه ‏السّلام بیان فرموده است كه بسیار قابل توجّه و است:


در هر شبانه روز همچون امیرالمؤمنین علی علیه السّلام هزار ركعت نماز به جا می‌آورد، پانصد درخت خرما ‏داشت كه كنار هر درختی دو ركعت نماز می‌خواند.

چون آماده نماز می‌گردید، رنگ چهره‌اش دگرگون می‌گشت و به هنگام ایستادن به نماز، همچون عبدی ‏ذلیل و فروتن كه در برابر پادشاهی عظیم و جلیل قرار گرفته؛ و تمام اعضاء بدنش از ترس و خوف الهی ‏می‌لرزید.

نمازش همانند كسی بود كه در حال وداع و آخرین ملاقات و دیدار با پروردگارش باشد.
هنگام نماز به هیچ كسی و هیچ سمتی توجّه نداشت؛ و تمام توجّهش به خدای متعال بود، به طوری كه ‏گاهی عبایش از روی شانه هایش می‌افتاد و اهمیّتی نمی‌داد، وقتی به حضرتش گفته می‌شد، در پاسخ ‏می‌فرمود: آیا نمی‌دانید در مقابل چه قدرتی ایستاده و با چه كسی سخن می‌گویم؟!
می گفتند: پس وای بر حال ما كه به جهت نمازهایمان بیچاره و هلاك خواهیم گشت؛ و حضرت می‌فرمود: ‏نافله بخوانید، همانا كه نمازهای نافله جبران ضعف‌ها را می‌نماید.



حضرت در شب‌های تاریك كیسه‌های آرد و خرما و مبالغی دینار و درهم بر پشت خود حمل می‌نمود و چه ‏بسا چهره خود را می‌پوشانید؛ و آن‌ها را بین فقرا و نیازمندان توزیع و تقسیم می‌نمود.

و چون حضرتش وفات یافت، مردم متوجّه شدند كه او امام و پیشوایشان، حضرت سجّاد امام زین العابدین ‏علیه السّلام بوده است.



روزی شخصی نزد آن حضرت آمد و گفت: یاابن رسول اللّه! من تو را بسیار دوست دارم، پس فرمود: ‏خداوندا، من به تو پناه می‌برم از این كه دیگران مرا دوست بدارند در حالی كه مورد خشم و غضب تو قرار ‏گرفته باشم.




از یكی از كنیزان پدرم پیرامون زندگی آن بزرگوار سؤال شد؟ در جواب گفت: حضرت در منزل آنچه مربوط به خودش بود، شخصاً انجام می‌داد ضمن آن كه به دیگران هم ‏كمك می‌نمود.




روزی پدرم از محلّی عبور می‌كرد، دید عدّه ای درباره ایشان بدگویی و غیبت می‌كنند، ایستاد و فرمود: اگر ‏آنچه درباره من می‌گویید صحّت دارد از خداوند می‌خواهم كه مرا بیامرزد؛ و چنانچه دروغ می‌گویید، خداوند ‏شما را بیامرزد.




هرگاه محصّل و دانشجویی به محضر آن حضرت وارد می‌شد، می‌فرمود: مرحبا به كسی كه به سفارش ‏رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله عمل می‌كند، هركه جهت تحصیل علم از منزل خارج شود در هر قدمی كه ‏بردارد زمین برایش تسبیح می‌گوید.




پدرم امام سجّاد علیه السّلام سرپرستی بیش از صد خانوار مستضعف و بی بضاعت را بر عهده گرفته بود و ‏به آن‌ها كمك می‌نمود. و آن حضرت سعی می‌نمود كه همیشه در كنار سفره‌اش یتیمان و تهی دستان و درماندگان بنشینند؛ و ‏آنهایی كه معلول و فلج بودند، حضرت با دست مبارك خود برای ایشان لقمه می‌گرفت و در دهانشان ‏می‌نهاد؛ و اگر عائله داشتند، نیز مقداری غذا برای خانوادهایشان می‌فرستاد. ‏






خصال مرحوم شیخ صدوق: ج 2، ص 517، ح 4.‏

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۰/۱۹, ۱۷:۰۶
:Sham::Sham::Sham::Sham::Sham::Sham::Sham:

مدينه خاطر افسرده ما را تسلاّ كن



براى از سفربرگشته گان آغوش خود وا كن



مدينه شد همه گل هاى ما پرپر به دشت خون



تو هم مانند بلبل نغمه جانسوز برپا كن



مدينه با حسينم رفته بودم از ديار تو



كنون زينب به سويت بى حسين آيد تماشا كن



مدينه از غم مرگ ابوالفضل و على اكبر



تسلّى خاطر ام البنين و امّ ليلا كن



مدينه شد بهار ما خزان از كينه گلچين



فغان از داغ پرپر گشتن گل هاى زهرا كن



مدينه خيز و استقبال كن از آل پيغمبر



براى دل تسلاّيى ما خود را مهيّا كن



مدينه لاله هاى بوستان عشق پرپر شد



تو هم در سوگ آنها ديده خود را چو دريا كن



مدينه آب شد از آتش غم جسم و جان من



تو هم از اين غم جانسوز خود را شمع آسا كن



مدينه از سفر سوغات ها آورده ام با خود



تو بهر ديدن هر يك از آن ها چشم خود وا كن



مدينه «حافظى» مرغ دلش پر مى زند سويت



طلب او را براى خاك بوسيت در اين جا كن


:Sham::Sham::Sham::Sham::Sham::Sham::Sham:





(محسن حافظى)

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۰/۲۰, ۰۷:۰۲
:Sham::Sham::Sham::Sham::Sham::Sham::Sham::Sham:


قالَ الاْ مامُ عَلی بنُ الْحسَین، زَیْنُ الْعابدین عَلَیْهِ السَّلامُ:

ثَلاثٌ مَنْ كُنَّ فیهِ مِنَ الْمُؤمِنینَ كانَ فی كَنَفِ اللّهِ، وَ أظَلَّهُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ فی ظِلِّ عَرْشِهِ، وَ آمَنَهُ مِنْ فَزَعِ ‏الْیَوْمِ الاْكْبَرِ: مَنْ أعْطی النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ ما هُوَ سائِلهُم لِنَفْسِهِ، و رَجُلٌ لَمْ یَقْدِمْ یَداً وَ رِجْلاً حَتّی یَعْلَمَ أنَّهُ فی طاعَةِ اللّهِ ‏قَدِمَها أوْ فی مَعْصِیَتِهِ، وَ رَجُلٌ لَمْ یَعِبْ أخاهُ بِعَیْبٍ حَتّی یَتْرُكَ ذلكَ الْعِیْبَ مِنْ نَفْسِهِ.(1)

سه حالت و خصلت در هر یك از مؤمنین باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قیامت در سایه رحمت عرش ‏الهی می‌باشد و از سختی‌ها و شداید محشر در امان است.

اوّل آن كه به مردم چیزی را دهد كه از آنان برای خویش می‌خواهد
(آنچه برای خود می‌پسندد را به آنان عطا كند).

دوّم آن قدم از قدم برندارد تا آنكه بداند آن حركتش در راه اطاعت خداست
یا معصیت و نافرمانی او

سوّم از برادر مومن خود (به عیبی كه در خود نیز دارد ) عیب جویی نكند تا آنكه آن عیب را از خودش دور سارد

:Sham::Sham::Sham::Sham::Sham::Sham::Sham::Sham:

تحف العقول: ص 204، بحارالا نوار: ج 75، ص 141، ح 3.

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۰/۲۱, ۰۷:۱۸
http://www.ido.ir/myhtml/article/1386/m11/13861114041.jpg

قال علیه السلام:

ثَلاثٌ مُنْجِیاتٌ لِلْمُؤْمِن: كَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَاغتِیابِهِمْ، وَإ شْغالُهُ نَفْسَهُ بِما یَنْفَعُهُ لاَِّخِرَتِهِ وَدُنْیاهُ، وَطُولُ الْبُكأ ‏عَلی خَطیئَتِهِ

سه چیز موجب نجات انسان مومن خواهد بود:

نگهداری زبانش از حرف زدن درباره مردم غیبت آنان،

مشغول شدنش به خویشتن با كارهایی ‏كه برای آخرت و دنیایش ‍ مفید باشد.

و بسیار گریستن بر اشتباهاتش.‏

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۰/۲۱, ۱۱:۵۱
در سوگ زین العابدین

http://img.tebyan.net/big/1386/10/13969154671591982068089233816780130186133.jpg


در سوگ زین العابدین ، زهرا‎ ‎نشسته‎

تیر غم از داغش بر این دل ها‎ ‎نشسته

از دیدگان یاران، اشك جارى ز‎ ‎داغش

‎سوزم براى قبر بى شمع و‎ ‎چراغش

اى من فداى قبر بى نام و‎ ‎نشانت‎

خواهم كه تا سایم جبین بر‎ ‎آستانت

كویَش چرا بى زائر و بى سایبان‎ ‎است

‎قبر غریبش وعده گاه عاشقان‎ ‎است

:Sham::Sham::Sham::Sham::Sham::Sham::Sham:

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۰/۲۱, ۱۴:۳۴
http://img.tebyan.net/big/1386/10/4918176132481436440717619521318918188207.jpg

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۰/۲۱, ۱۴:۳۵
قال علیه السلام:

أرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فیهِ كَمُلَ إسْلامُهُ، وَ مَحَصَتْ ذُنُوبُهُ، وَ لَقِیَ رَبَّهُ وَ هُوَ عَنْهُ راضٍ: وِقأ لِلّهِ بِما ‏یَجْعَلُ عَلی نَفْسِهِ لِلنّاس، وَ صِدْقُ لِسانِه مَعَ النّاسِ، وَ الاْ سْتحْیأ مِنْ كُلِّ قَبِیحٍ عِنْدَ اللّهِ وَ عِنْدَ النّاسِ، وَ حسْنِ ‏خُلْقِهِ مَعَ أهْلِهِ.

چهار خصلت است كه در هركس باشد، ایمانش كامل، گناهانش بخشوده خواهد بود، و در حالتی خداوند را ‏ملاقات می‌كند كه از او راضی و خوشنود است:

‏1 - تقوای الهی با كارهایی كه برای مردم به به دوش می‌كشد.

‏2 - راست گوئی و صداقت با مردم .

‏3 - حیا و پاكدامنی نسبت به تمام زشتی‌های در پیشگاه خدا و مردم.

‏4 - خوش اخلاقی و خوش برخوردی با خانواده‌ی خود.‏

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۰/۲۱, ۱۴:۳۶
http://img.tebyan.net/big/1386/10/1193946116100955972276822011224124240251.jpg

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۰/۲۱, ۱۴:۳۷
قال علیه السلام:

یَا ابْنَ آدَم، إ نَّكَ لا تَزالُ بَخَیْرٍ ما دامَ لَكَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِكَ، وَ ما كانَتِ الْمُحاسَبَةُ مِنْ ‏هَمِّكَ، وَ ما كانَ الْخَوْفُ لَكَ شِعارا.

ای فرزند آدم، همیشه در عافیت و خیر خواهی بود مادامی كه از درون خود پند دهنده‌ای داشته باشی و محاسبه‌(نفس) از كارهای مهمت باشد و ترس از
(عاقبت امور) سرلوحه‌ات گردد.

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۰/۲۱, ۱۴:۳۸
http://img.tebyan.net/big/1386/10/112155244714120121815197141992301891610558.jpg

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۰/۲۱, ۱۶:۱۹
قال علیه السلام:

وَ أمّا حَقُّ بَطْنِكَ فَأنْ لا تَجْعَلْهُ وِعأ لِقَلیلٍ مِنَ الْحَرامِ وَلا لِكَثیرٍ، وَ أنْ تَقْتَصِدَ لَهُ فِی ‏الْحَلالِ.

حقّی كه شكم بر تو دارد این است كه آن را ظرف چیزهای حرام

- چه كم و چه زیاد - قرار ندهی و (نیز) در ‏چیزهای حلال میانه‌روی كنی.‏

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۰/۲۱, ۱۶:۱۹
http://img.tebyan.net/big/1386/10/10719050144168992151321321941675846175102114.jpg

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۰/۲۱, ۱۷:۱۹
قال علیه السلام:

مَنِ اشْتاقَ إلی الْجَنَّةِ سارَعَ إلی الْحَسَناتِ وَ سَلا عَنِ الشَّهَواتِ،

وَ مَنْ أشْفَقَ مِنَ النارِ ‏بادَرَ بِالتَّوْبَةِ إلی اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِهِ وَ راجَعَ عَنِ الْمَحارِمِ

كسی كه مشتاق بهشت باشد در انجام كارهای نیك، سرعت می‌نماید

و شهوات را زیر پا می‌گذارد و ‏هركس از آتش جهنم هراسناك باشد به

درگاه خداوند از گناهانش توبه می‌كند و از گناهان و چیزهای حرام روی برمی‌گرداند

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۰/۲۱, ۱۷:۱۹
قال علیه السلام:

طَلَبُ الْحَوائِجِ إلی النّاسِ مَذَلَّةٌ لِلْحَیاةِ وَ مَذْهَبَةٌ لِلْحَیاء، وَ اسْتِخْفافٌ بِالْوَقارِ وَ هُوَ الْفَقْرُ ‏الْحاضِرِ، وَ قِلَّةُ طَلَبِ الْحَوائِجِ مِنَ النّاسِ هُوَ الْغِنَی الْحاضِر

دست نیاز به سوی مردم دراز كردن، سبب ذلّت و خواری در زندگی و در معاشرت خواهد بود. و نیز موجب از بین رفتن حیا و كاهش وقار خواهد گشت. و همین خود فقر بالفعل است(كه گریبانگیر شخص شده) و (اما) كم بودن نیازمندیها از مردم خود غنا و توانمندی بالفعل است (كه شخص به آن آراسته است).‏

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۰/۲۱, ۱۷:۲۰
http://img.tebyan.net/big/1386/10/224691441611323918312124016430127116222249248.jpg

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۰/۲۲, ۰۷:۳۱
قال علیه السلام:

اَلْخَیْرُ كُلُّهُ صِیانَةُ الانْسانِ نَفْسَهُ.

تمام سعادت و خوشبختی، حفظ (و كنترل اعضا و جوارح خود از هرگونه بدی)
از سوی خویش است.‏

قال علیه السلام:

سادَةُ النّاسِ فی الدُّنْیا الاَسْخِیاء، وَ سادَةُ الناسِ فی الاخِرَةِ الاتْقیاء.

در این دنیا سرور مردم، سخاوتمندان هستند؛
و در قیامت سیّد و سرور مردم، پرهیزكاران خواهند بود.‏

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۰/۲۲, ۰۷:۳۲
قال علیه السلام:

مَنْ زَوَّجَ لِلّهِ، وَ وَصَلَ الرَّحِمَ تَوَّجَهُ اللّهُ بِتاجِ الْمَلَكِ یَوْمَ الْقِیامَةِ

هركس برای (رضا و خوشنودی) خداوند ازدواج نماید و با خویشان خود صله رحم نماید، خداوند او را در قیامت ‏مفتخر و سربلند می‌گرداند.‏


قال علیه السلام:

إنَّ أفْضَلَ الْجِهادِ عِفَّةُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ.

با فضیلت‌ترین و مهمترین مجاهدتها، عفت شكم و عورت است
(از چیزهای حرام و شبهه ‏ناك).‏

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۸/۱۰/۲۲, ۰۷:۳۳
http://img.tebyan.net/big/1386/10/81361773493244617322610945174946112488.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۰/۰۸, ۱۶:۴۶
http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/95690126475524089133.gif (http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/95690126475524089133.gif)http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_b_101.pnghttp://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/53463587004100116087.gif (http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/53463587004100116087.gif)


http://smiles.al-wed.com/smiles/13/i106004545_62478.gif


http://www.askquran.ir/upload/files/emamesajad.ask1_askquran.ir.swf


http://smiles.al-wed.com/smiles/13/i106004545_62478.gif


قال الامام علي بن الحسين علیه السلام:


طَلَبُ الْحَوائِجِ إلی النّاسِ مَذَلَّةٌ لِلْحَیاةِ وَ مَذْهَبَةٌ لِلْحَیاء،
وَ اسْتِخْفافٌ بِالْوَقارِ وَ هُوَ الْفَقْرُ ‏الْحاضِرِ،
وَ قِلَّةُ طَلَبِ الْحَوائِجِ مِنَ النّاسِ هُوَ الْغِنَی الْحاضِر.(7)


دست نیاز به سوی مردم دراز كردن، سبب ذلّت و خواری در زندگی
و در معاشرت خواهد بود. و نیز موجب از بین رفتن حیا و كاهش وقار
خواهد گشت. و همین خود فقر بالفعل است(كه گریبانگیر شخص شده)
و (اما) كم بودن نیازمندیها از مردم خود غنا و توانمندی بالفعل است
(كه شخص به آن آراسته است).‏


تحف العقول: ص 210، بحارالا نوار: ج 75، ص 136، ح 3.


http://smiles.al-wed.com/smiles/13/i106004545_62478.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۰/۰۸, ۱۶:۵۵
http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/03829817662443067815.jpg

السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين
و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين

شهادت جانسوز حضرت على ‏بن ‏الحسين، زين ‏العابدين(ع)؛
و سيد الساجدين ٬ پيام آور كربلاي حسيني و بازمانده
روزهاي سرخ حماسه عشق و شهادت را تسليت ميگوييم

http://askquran.ir/gallery/images//5405/5_13.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۰/۰۸, ۱۷:۰۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/8_Untitled-1.gif

دل سودا زده ام ناله و فرياد كند


هر زمان ياد غم سيد سجاد كند




بى گمان اشك به رخساره بريزد از چشم



هر كه يادى ز گرفتارى آن راد كند




بود در تاب تب و بسته به زنجير ستم



آن كه خلقى ز كرم از الم آزاد كند




به جز از شمر ستمگر نشنيدم دگرى


با تن خسته كسى اين همه بيداد كند




تن تب دار و اسيرى و غم كوفه و شام


واى اگر شِكوه اين قوم بر اجداد كند




خون ببارد ز غم مرگ پدر در همه عمر


چون كه از واقعه كرب و بلا ياد كند




غير زينب كه بد آن قافله را قافله دار


كس نبودى كه بر آن غمزده امداد كند




نتوان ماتم سجاد نوشتن «خسرو»


دل اگر سنگ بود ناله و فرياد كند





(محمّد خسرو نژاد)

http://askquran.ir/gallery/images//5405/7_1.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۰/۰۸, ۱۷:۱۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_73q07wca2r01j2ayiquu.jpg

سیری در حیات امام زین العابدین عليه السلام

نام: على.

كنیه: ابوالحسن و ابومحمد.

القاب: زین العابدین، سید الساجدین، سجّاد، زكىّ، امین و ذوالثفنات.

به خاطر عبادت زیاد و سجده‏هاى طولانىِ امام زین العابدین (ع)، پینه‏اى در پیشانى‏اش بسته بود. از این رو، به وى «ذوالثفنات» لقب دادند.

منصب: معصوم ششم و امام چهارم شیعیان.

تاریخ ولادت: نیمه جمادى الثانى سال 38.

در مورد تاریخ ولادت آن حضرت، اختلاف است. غیر از تاریخ مزبور، مورخان روز و ماه ولادت آن حضرت را، پنجم شعبان یا نیمه جمادى الاولى یا هفتم شعبان و یا نهم شعبان ذكر كرده‏اند. در مورد سال ولادت آن حضرت نیز برخى سال 37 و برخى سال 36 هجرى را ثبت كرده‏اند.

امام زین العابدین (ع) دو سال پیش از شهادت امیر المؤمنین، على بن ابى‏طالب(ع) چشم به جهان گشود.

محل تولد: مدینه مشرفه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى كنونى). برخى مورّخان گفته‏اند كه محل تولد آن حضرت در كوفه بوده است؛ زیرا در آن هنگام، همه افراد خانواده امام على (ع) در كوفه به سر مى‏بردند.

نسب پدرى: امام حسین بن على بن ابى‏طالب (ع).

نام مادر: شهربانو، یا شاه زنان، دختر یزدگرد سوم، آخرین پادشاه از سلسله‏ ساسانیان در ایران كه در زمان خلافت امام على (ع) (و به قولى در عصر خلافت عمر یا عثمان) به اسارت مسلمانان در آمده و با اختیار خویش، همسرىِ امام ‏حسین (ع) را پذیرفت. این بانوى بزرگ در ایام نوزادى امام زین العابدین(ع) درگذشت.

مدت امامت: از زمان شهادت پدر بزرگوارش امام حسین (ع)، در محرم سال 61 تا محرم سال 95 هجرى، به مدت 34 سال.

تاریخ و سبب شهادت: دوازدهم (یا هیجدهم یا بیست و پنجم) محرم سال 95 (یا 94) هجرى، در سن 55 سالگى، به خاطر زهرى كه ولید بن عبدالملك به آن حضرت خورانید.

محل دفن: قبرستان بقیع، در مدینه مشرفه، در جوار قبر عمویش، امام حسن مجتبى (ع).

هم اكنون قبور مشرفه چهار امام معصوم(ع)، امام حسن مجتبى(ع)، امام زین ‏العابدین(ع)، امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) در كنار هم مى‏باشد.

همسران: فاطمه، دختر امام حسن مجتبى و چند ام ولد.

فرزندان :
الف) پسران: 1. امام محمد باقر (ع). 2. زید شهید. 3. عبدالله باهر. 4. عمر أشرف. 5. حسین اكبر. 6. عبدالرحمن. 7. عبید الله. 8. سلیمان. 9. حسن. 10. حسین اصغر. 11. على‏اصغر. 12. محمد اصغر.

ب) دختران: 1. خدیجه. 2. فاطمه. 3. علیّه. 4. ام كلثوم.




http://askquran.ir/gallery/images//5405/5_17.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۰/۰۸, ۱۷:۲۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_ihneih1buzqu0ptp451l.jpg


رویدادهاى مهم زندگي امام سجا د

1. وفات شهربانو، مادر امام زین العابدین (ع) به هنگام تولد آن حضرت، در سال 38 هجرى.

2. شهادت امام على (ع) در دو سالگى و شهادت امام حسن مجتبى (ع) در سیزده سالگىِ امام زین العابدین (ع).

3. همراهىِ امام زین العابدین (ع) با پدرش، امام حسین (ع)، در عدم بیعت با یزیدبن معاویه و حركت اعتراض‏آمیز از مدینه به مكه، در رجب سال 60 هجرى.

4. همراهىِ امام سجاد (ع) با كاروان حسینى در حركت از مكه به كربلا، درذى‏حجه سال 60 هجرى.

5. حضور امام زین العابدین در نهضت خونین كربلا، در سن 23 سالگى.

6. ابتلاى امام زین العابدین (ع) به بیمارىِ شدید، در روز عاشورا، و عدم توانایىِ جهاد در راه خدا.

7. تحمل مصیبت شهادت امام حسین (ع) و یاران و اصحاب آن حضرت، از سوى امام زین العابدین(ع) در روز عاشورا.

8. جنایت‏هاى لشكریان یزید در جدا كردن سرها از بدن شهدا و بر نیزه كردن آنها، اسب دوانى بر بدن‏هاى شهدا و غارت و آتش زدن خیمه‏ها پس از شهادت امام‏ حسین (ع)، در عصر عاشورا.

9. آغاز اسارت امام زین العابدین (ع) و سایر بازماندگان قافله حسینى به دست لشكریان عمر بن سعد از عصر روز عاشورا.

10. تحمل سختى‏ها و مشقت‏هاى امام زین العابدین(ع) و دیگر بازماندگان در اسارت، كوفه و شام.

11. خطبه خواندن امام سجاد(ع) براى اهالى كوفه، در حالى كه در غل و زنجیر و اسارت دشمنان بود.



http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/07978876204908169338.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۰/۰۸, ۱۷:۲۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_202129604424916215210819091331051293213979.jpg

12. خطبه خواندن امام سجاد(ع)، در مجلس بزرگ مسجد اموىِ شام، در حضور یزید و تأثیر شگفت آن بر شامیان.

13. بازگشت امام زین العابدین(ع) به همراه سایر بازماندگان نهضت كربلا از اسارت كوفه و شام به مدینة الرسول(ص).

14. حزن شدید و گریه‏هاى طولانىِ امام سجاد(ع) در مصیبت شهادت امام حسین(ع) و اهل بیت آن حضرت.

15. قیام مردم مدینه بر ضد یزید بن معاویه و اخراج بنى امیه از این شهر و وقوع نبردى خونین در این واقعه (معروف به واقعه حره)، در سال 63 هجرى.

16. شكست مقاومت اهالىِ مدینه در برابر لشكریان شام، و كشتار فجیع سپاهیان یزید به سركردگىِ مسلم بن عقبه، در مدینه، و محفوظ و مصون ماندن امام زین‏ العابدین(ع) و خانواده او از این كشتار.

17. قیام عبدالله بن زبیر در مكه بر ضد بنى امیه و تصرف حجاز (مكه و مدینه) و برخى از سرزمین‏هاى اسلامى، در سال 64 هجرى.

18. فشار و سخت‏گیرىِ آل زبیر بر خاندان امیرالمؤمنین و اهل بیت(ع).

19. قیام مختار بن ابى عبیده ثقفى، در كوفه، بر ضد بنى امیه براى خونخواهى از قاتلان امام حسین (ع).

20. مجازات قاتلان امام حسین (ع) توسط مختار بن ابى عبیده و شادمانىِ امام زین ‏العابدین (ع) و سایر اهل بیت(ع) از كردار مختار.

21. شهادت امام زین العابدین (ع)، در دوازدهم (یا 18 و یا 25) محرم سال 95 هجرى، به وسیله زهرى كه ولید بن عبدالملك به آن حضرت خورانیده بود.

22. به خاك سپردن بدن مطهر امام زین العابدین (ع)، در قبرستان بقیع، در جوار قبر عمویش، حضرت امام حسن مجتبى (ع)، زیر قبه مقبره عباس بن عبدالمطلب.




http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/72813576839998454744.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۰/۰۸, ۱۷:۴۲
http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/97798433482919504245.jpg

ایمان امام سجاد (ع)

امیرالمؤمنین (ع) در دعای صباح می گوید:
یا من دل علی ذاته بذاته.
«ای كسی كه برهان وجود خود هستی.»

حضرت سجّاد نیز در دعای ابوحمزة ثمالی می گوید:
بك عرفتك وانت دللتنی علیك وعوینی الیك ولولا انت لم أدرما انت.
«تو را به خودت شناختم و تو دلالت نمودی مرا بر خودت و دعوت نمودی به خودت و اگر نبودی، ترا نمی شناختم.»

این گونه كمات منتهای ایمان را می رساند و این همان ایمان شهودی است كه امیر المؤمنین می فرماید:
لو كشفت لی الغطاء ما ازددت یقینا.
«اگر بر فرض محال ممكن بود خدا را بر این چشم ظاهری دید و می دیدم بر یقین من كه الآن به ذات مقدس حق دارم افزوده نمی شد.».

علم امام سجّاد (ع)

اگر امیرالمؤمنین علیه السلام می گوید:
«از من بپرسید هرچه می خواهید كه به خدا قسم تمام وقایع را تا روز قیامت می دانم،

حضرت سجاد نیز می گوید:
«اگر نمی ترسیدم كه مردم در حق ما غلوّ كنند، وقایع را تا روز قیامت می گفتم.»

تقوای امام سجاد (ع)

امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمود:
والله لو اعطیت الاقالیم السبعة وما تحت افلا كها علی ان اعصی فی نملة اسلبها جلب شعیرة ما فعلت.
«به خدا قسم اگر تمام عالم هستی را به من دهند كه به مورچه ای ظلم كنم و بیجهت پوست جوی را از دهان آن بگیرم، نمی كنم.»

حضرت سجّاد نیز می فرمود:
تعصی الاله وانت تظهر حبّه
هذا لعمری فی الفعال بدیع
لو كنت تظهر حبه لأطعته
ان المحب لمن یحب مطیع

«خداوند را معصیت می كنی و ادعا می كنی كه او را دوست داری. به جان من این ادعا از عجایب امور است. اگر راستی خدا را دوست داشتی او را اطاعت می كردی، زیرا محّب همیشه مطیع محبوب است.»
در این اشعار نیز امام سجاد می گوید محال است كه خداوند را معصیت كنم، زیرا او را دوست دارم.



http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/31050277016228062831.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۰/۰۸, ۱۷:۵۹
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_154103906224739217122205581062286112425186.jpg

عبادت امام سجاد (ع)

درباره امیرالمؤمنین گفته شده است كه روزها به ایجاد باغ و قنات برای فقرا و محتاجین مشغول بود، و تا به صبح عبادت می كرد. حضرت سجّاد نیز چنین بود چه بسیار باغها و قنوات كه به دست ایشان برای دیگران آباد یا ایجاد شد. عبادت و سجدة او به حدی بود كه به زین العابدین و سجّاد ملقّب شد.

از رسول اكرم روایت شده كه روز قیامت خطاب می شود: «كجا است زین العابدین؟» و می بینم كه فرزندم علی بن الحسین جواب می دهد و می آید. از امام باقر روایت شده كه: «پدرم را می دیدم كه از كثرت عبادت پاهای او ورم كرده، و صورت او زرد، و گونه های او مجروح، و محل سجدة او پینه بسته بود.»


سخاوت، فتوت و رأفت امام سجّاد (ع)

در تاریخ است یكی از كارهای امیرالمؤمنین (ع) اداره كردن فقرا بطور مخفیانه بوده است. امیرالمؤمنین شبها خوراك، پوشاك و هیزم به خانة بینوایان می برد، و آن بینوایان حتی نمی دانستند كه چه كسی آنها را اداره می كند. همچنین میان مورخین مشهور است كه امام سجاد (ع) چنین بوده است.

راوی می گوید: در محضر امام صادق (ع) بودیم كه از مناقب امیرالمؤمنین (ع) صحبت شد و گفته شد هیچ كس قدرت عمل امیرالمؤمنین را ندارد و شباهت هیچ كس به امیرالمؤمنین، بیشتر از علی بن الحسین نبوده است كه صد خانواده را اداره می كرد. شبها گاهی هزار ركعت نماز می خواند.»

از طریق اهل تسنن روایت شده است كه چون حضرت سجاد شهید گشت روشن شد كه آن حضرت صد خانواده را بطور مخفی اداره می كرده است.




http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/26488613805669558392.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۰/۰۸, ۱۸:۰۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/3_pic18.jpg

زهد امام سجّاد (ع)

چنانچه امیرالمؤمنین (ع) زاهد به تمام معنی بوده است و دلبستگی به مالی و به كسی جز به خدای متعال نداشته است. همچنین بوده است امام سجاد (ع). لذا به اصحاب خود سفارش می فرمود:
اصحابی، اخوانی، علیكم بدار الآخرة ولا اوصیكم بدار الدنیا فانكم علیها وبها متمسكون اما بلغكم ان عیسی علیه السلام قال للحواریین. الدنیا قنطرة فاعبروها ولا تعمروها. وقال: من یبنی علی موج البحر داراً؟ تلكم الدار الدنیا ولا تتخذوها قراراً.
«ای یاران من، برادران من، مواظب خانة آخرت باشید من سفارش دنیا را به شما نمی كنم زیرا شما بر آن حریص هستید و به آن چنگ زده اید. آیا نشنیده اید كه حضرت عیسی به حواریون می گفت: دنیا پل است، از روی آن بگذرید و به تعمیرش نپردازید! چه كسی روی موج آب خانه می سازد؟ موج دریا این دنیا است، به آن دلبستگی نداشته باشید.»

شجاعت امام سجّاد (ع)

شجاعت امیرالمؤمنین (ع) زبانزد خاص و عام است. و اگر گفتار امام سجاد (ع) را در مجلس ابن زیاد و در مجلس یزید و مخصوصاً خطبة آن بزرگوار را در مسجد شام در نظر بگیریم شجاعت این بزرگوار نیز بر ما روشن می شود.

امیرالمؤمنین شجاعت خود را در میدان برای افرادی مثل عمروبن عبدود و مرحب خیبری به كار می برد و فرزند گرامی او امام سجّاد، شجاعت را در مجلس ابن زیاد و مجلس یزید و روی منبر در مسجد شام به كار برده است.

سیاست امام سجّاد (ع)

امیرالمؤمنین به اقرار همة مورخین از سنّی و شیعه پاسدار اسلام بود و رأی و تدبیر او فوق العاده مفید بود، چنانكه عمر بیشتر از هفتاد مورد گفته است: لولا علی لهك عمر، یعنی: «اگر علی نبود عمر هلاك شده بود.»

امام سجاد علیه السلام در مدت سی و پنج سال پاسدار شیعه بود. مورخین معتقدند كه تدبیر امام سجّاد، مدینه را و بسیاری از شیعیان را از دست كسانی چون یزید و عبدالملك مروان نجات داد.


http://askquran.ir/gallery/images//5405/10_4.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۰/۰۸, ۱۸:۱۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_83150301412215923416412163247228794616635.jpg


حلم امام سجاد (ع)

دربارة امیرالمؤمنین گفتاری نقل شده و ایشان فرمودند: «برآدم بیخردی گذشتم كه به من بد می گفت. از او صرف نظر كردم گویی كه او حرفی نزده است.» دربارة امام سجاد نیز گفتاری نقل شده است و ایشان فرمودند: «بر كسی گذشتم كه به من بد می گفت. بدو گفتم كه اگر راست می گویی خداوند متعال مرا رحمت كند، و اگر دروغ می گویی خدا تو را بیامرزد!»

تواضع امام سجاد (ع)


آن حضرت با فقرا می نشست، با آنان غذا می خورد، از آنان دلجویی می كرد، به آنان لطف داشت و پناه آنان بود، برای آنان كار می كرد و از آنان پذیرایی می نمود، و دربارة آنان به دیگران سفارش می كرد.
تاریخ نویسان اقرار دارند كه امام سجاد (ع)، دوست داشت فقیران، یتیمان و بینوایان سر سفره‌اش باشند و با آنها بنشیند، غذا برای آنها آماده كند و حتی غذا در دهن آنان بگذارد.

فصاحت و بلاغت امام سجّاد (ع)


فصاحت به معنی خوب سخن گفتن، مجاز، كنایه، لطایف و مثالها را به كار بردن است. و بلاغت سخن خوب گفتن، بجا سخن گفتن، از طول كلام بی فایده پرهیز داشتن است. فصاحت و بلاغت امیرالمؤمنین مورد اقرار همه است آنچنانكه دربارة نهج البلاغه گفته شده:
دون كلام الخالق وفوق كلام المخلوق.
«پایین تر از كلام خالق و بالاتر از كلام مخلوق است.»

امام سجّاد صحیفة كامله سجادیه را به جهان عرضه داشت. صحیفه ای كه چون آن نیامده و نخواهد آمد. صحیفه ای كه در ضمن دعا، معارف اسلام، سیاست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعیات اسلام، حقانیت شیعه، حقانیت اهل بیت، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقیقت، و بالاخره یك دوره معارف اسلامی را آموزش می دهد. صحیفه ای كه محققین اسم آن را اخت القرآن، انجیل اهل بیت، زبور آل محمد نهاده اند. صحیفه ای كه ابلهی با فصاحت ادعا كرد كه می تواند چون آن بیاورد چون قلم به دست گرفت و نتوانست، دق كرد و مرد.


http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/63733435068634610857.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۰/۰۸, ۱۸:۱۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_1411678134189230039101411744413614310919.jpg


جهاد امام سجاد (ع)


امیرالمؤمنین علیه السلام بزرگترین مجاهد اسلام است كه توانست اسلام را از دست كفار و مشركین نجات دهد. ولی فرزندش امام سجّاد گرچه در كربلا كشته نشد اما وجودش، بقایش و اسارتش عامل بقای اسلام بوده است. قیام ابی عبدالله الحسین (ع) درختی بود كه در كربلا كاشته شد و آبیاری و به ثمر رساندن و نگاهداری از آن به دست امام سجاد (ع) به دست زینب كبری انجام گرفت.

تدبیر امام سجاد در اسارت، گریه های امام سجاد در مدینه، نوحه خوانی و روضه خوانیهای آن حضرت در مدت سی و پنج سال سخنرانیش، به موقع جهادی بود فوق العاده مفید و ثمربخش كه تحلیل سیاسی تاریخ، این مطالب را نشان می دهد.


عفو و جوانمردی امام سجّاد (ع)


اگر تاریخ دربارة امیرالمؤمنین (ع) می گوید كه چگونه از ابن ملجم مواظبت كرد و هنگامی كه ظرف شیری را برای حضرت می آوردند نیمی را می خورد و نیم دیگر را برای او می فرستاد، و دربارة او وصیّت و سفارش فراوان نمود، دربارة امام سجّاد نیز منقول است كه: فرماندار مدینه كه دل امام سجاد را خون كرده بود، از طرف عبدالملك مروان معزول شد و امر شد كه او را به درختی ببندند و مردم بیایند و به او توهین كنند.

امام سجاد (ع) اصحاب خود را خواست و سفارش فرمود كه مبادا به او توهین شود! امام سجاد نزد او رفت و او را دلداری داد و نزد عبدالملك مروان وساطت او را كرد كه از این خواری نجات یابد.

آن فرماندار معزول می گفت از علی بن الحسین و یارانش ترس دارم زیرا به آنها ظلم بسیار كردم.




http://askquran.ir/gallery/images//5405/10_4.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۰/۰۸, ۱۸:۱۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_32351411889623724411240822124589220140182.jpg

ابهت و شخصیت امام سجّاد (ع)


دربارة امیرالمؤمنین (ع) گفته شده كه بسیار متواضع بود، ولی بزرگی شخصیّت آن بزرگوار میان همه محفوظ بود. همچنین است فرزند عزیزش امام سجاد (ع).

در تاریخ ضبط است كه هشام بن عبدالملك به حج آمده بود و كثرت جمعیت مانع شدكه حجر الاسود را استلام كند. پس در گوشه ای برای او فرشی انداخته و نشسته بود كه امام سجّاد وارد طواف شد و وقتی به حجر الاسود رسید، مردم كنار رفتند و حضرت مكرّر استلام نمود.

هشام فوق العاده ناراحت شد. یكی از اطرافیان پرسید: این مرد كیست كه مردم چنین به او احترام دارند؟ هشام تجاهل كرد و گفت نمی دانم. فرزدق آنجا بود، فی البداهة قصیدة مفصلی دربارة امام سجاد سرود. ما چند بیت از آن قصیده را می آوریم: تمام قصیده در مناقب ابن شهر آشوب موجود است:

هذا الذی تعرف البطحاء وطاته
والبیت یعرفه والحل والحرم
ما قال لاقط الا فی تشهده
لولا التشهد كانت لانه نعم
یغضی حیاء ویغضی من مهابته
فما یكلم الا حین یبتسم
من معشر حبهم دین وبغضهم
كفر وقربهم منجی ومقتصم
مقدم بعد ذكر الله ذكرهم
فی كل فرض ومختوم به الكلم

«این مردی است كه حجاز، خانة خدا، حل، حرم او را می‌شناسند.
نه، در كلامش نیست ٬ حاجت سائل را همیشه برآورده می كند جز در تشهد ٬ كه لا اله الا الله می گوید. و اگر تشهد در نماز نبود، نه او، همیشه آری بود.

هنگام برخورد با مردمان چشمها را فرو می بندد برای آنكه حیا دارد، و دیگران چشم فرو می بندد به جهت ابهتی كه او دارد. و سخن با او نمی گویند مگر كه آن بزرگوار تبسّم كند. روز قیامت حب آنها دین است و بغض آنها كفر است و قرب و نزدیكی به آنان پناه و نجات انسانها است.

در نمازها یاد آنها و اسم آنها مقدم بر هر چیزی است بعد از اسم خدای متعال. و نمازها به اسم آنان تمام می شود ـ یعنی در نماز بعد از اسم خدا در اقامه، اسم اهل بیت است و آخر مطلب كه در تشهد آخر گفته می شود باز اسم اهل بیت است. گفته شده كه فرزدق به این اشعار آمرزیده شده است و به گفتة جامی اگر اهل عالم به این اشعار آمرزیده شوند جا دارد.


http://askquran.ir/gallery/images//5405/6_19.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۰/۰۸, ۱۸:۱۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_31867667593827256479.jpg

زندگی امام سجاد (ع)

می دانیم زندگی امیرالمؤمنین (ع) پر تلاطم بود در نهج البلاغه می فرماید:
صبرت وفی العین قذی وفی الحلق شجی. یعنی:
«صبر نمودم در مصایب نظیر كسی كه خاری در چشم و استخوانی در گلو داشته باشد.»

ولی زندگی امام سجّاد علیه السلام از زندگی امیرالمؤمنین علیه السلام بسیار پرتلاطم تر بود. آن حضرت در بحبوحة جنگ صفین به دنیا آمد.

در زمان معاویه و آن جنایاتش پرورش پیدا كرده. معاویه را با كشتارهای دسته جمعی شیعیان، با اشاعة سبّ امیرالمؤمنین در خطبه ها و بعد از نمازها دیده است. بعداً حماسة كربلا و اسارت، كه هر روزی از آن چند بار مرگ است، مجلس ابن زیاد و مجلس یزید را با اهل بیت پدرش پشت سر نهاد. قضیة حره كه ننگی است بر دامن مسلمانان را مشاهده كرد.

یزید سال دوم سلطنت، شخصی را با پنج هزار لشگر به مدینه فرستاد و دستور قتل عام داد و سه روز مدینه را برای لشگریان خود مباح اعلام نمود.

او شاهد قضیة عبدالله بن زبیر است ـ كه همة بنی هاشم و من جمله محمد بن حنفیه را در شعب ابی طالب جمع نمود كه بسوزاند و چون دشمن رسید موفق نشد شاهد مروان بن حكم بود كه دشمن سرسخت اهل بیت بود.

شاهد حكومت عبدالملك مروان با فرماندارش حجاج بن یوسف ثقفی است. زندانی زندان حجاج بن یوسف است كه در میان بیابانی، پنجاه هزار زندانی در آن زندان بود و دمیری در حیاة الحیوان می گوید خوراك آنها دو قرصه نان بود كه بیشتر آن خاكستر بود.

شاهد كشتار بیشتر از صد هزار نفر بود به جرم دوستی با اهل بیت. پنجاه و هفت سال در این دنیا زندگی كرد ولی هر روز از آن برای آن بزرگوار قتلگاهی بود.

والسلام علیه یوم ولد ویوم استشهد ویوم یبعث حیاً.





http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/27205123647875650250.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۰/۰۸, ۱۸:۴۳
http://askquran.ir/gallery/images//5405/8_Untitled-5.gif


در جسم جهان، فیض بهارانم من
عالم چو زمین تشنه، بارانم من

در زهد، دلیل پارسایان جهان
در عشق، امام جان نثارانم من

فرزند حسین و زینت عَبّادم
شایسته‌ترین، سجده گزارانم من

با این همه منزلت ز سوز دل و جان
روشنگر بزم سوگوارانم من

چون لاله همیشه از جگر مى‌سوزم
چون شمع همیشه اشك بارانم من

من نور دل پیمبر و زهرایم
روشنگر بزم عترت طاهایم

افروخته‌تر ز شمع افروخته‌ام
دل سوخته‌تر ز لاله ی صحرایم

با ذكر دعا و خطبه و اشك و پیام
من حافظ انقلاب عاشورایم

بیمار فتاده در دل آتش و خون
لب تشنه، خسته بر لب دریایم

آن طرفه شهید زنده‌ام من كه به عمر
از تیغ جفا بریده‌اند اعضایم

آنم كه به هر گام خطرها دیدم
در هر نفس از ستم شررها دیدم

با آن كه ز كربلا ، دلم خونین بود
در شام همى خون جگرها دیدم

با آن كه به خاك و خون بدیدم تن‌ها
بر عرشه ی نیزه نیز، سرها دیدم

در باغ به خون نشسته ی كربُبَلا
افتاده، قلم قلم شَجَرها دیدم

یك سو تن صد چاك پدرهاى شهید
یك سو تن پامال پسرها دیدم

من دیده‌ام آنچه را كه دیدن سخت است
دیدن نه همین بلكه شنیدن سخت است

http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/64792842889211211827.jpg

كبوتر دل
۱۳۸۹/۱۰/۰۸, ۱۹:۲۳
فرا رسیدن سالروز شهادت سیدالساجدین امام زین العابدین زجر کشیده و در دیده حادثه کربلا ، به پیشگاه مقدس ولی عصر (عج) و مقام معظم رهبری و عموم مسلمین جهان تسلیت می گوئیم

http://www.irc.ir/gallery/image/get/image/24226_ShahadateEmamSajjad/ext/jpg/width/280

كبوتر دل
۱۳۸۹/۱۰/۰۸, ۱۹:۲۶
امام سجاد (ع)

خدایا!
دلی که مسیر عمر را در کویر هجران تو طی کرده چسان به غیر سبزه زار لقاء تو راضی شود؟
چشمی که جز به افق انتظار تو دوخته نشده ودور دستها را در پی سایه محو دیدار تو کاویده چگونه جز وصل تو را بپذیرد؟
وپایی که در هر قدم توان از تو گرفته وبا سنگ وخاروخاشاک به شوق تو در آویخته به چه امید در دیار غیر ،رحل اقامت افکند ؟

http://askquran.ir/gallery/images//45970/1_01.jpg

╫❀نیایش❀╫
۱۳۸۹/۱۰/۰۸, ۱۹:۳۳
http://sl.glitter-graphics.net/pub/740/740969w8ds0bg4ie.gif (http://sl.glitter-graphics.net/pub/740/740969w8ds0bg4ie.gif)

من آن حماسه عشق و عقیده را دیدم


جهاد اکبر در خون طپیده را دیدم


من آن سلاله عشقم که از درون حرم


نبرد قاسم هجران کشیده را دیدم


به روی دست پدر ظهر روز عاشورا


گلوی اصغر از هم دریده را دیدم



http://sl.glitter-graphics.net/pub/740/740969w8ds0bg4ie.gif (http://sl.glitter-graphics.net/pub/740/740969w8ds0bg4ie.gif)


(محمّد خسرو نژاد)

كبوتر دل
۱۳۸۹/۱۰/۰۸, ۱۹:۳۳
علی بن حسین بن علی علیهم السلام چهارمین امام شیعیان، در سال ۳۸ هجری ‏قمری، روز سوم شعبان دیده به جهان گشود. نام مادرش شهربانو، «شهر بانویه‏» «شاه ‏زنان‏» و…، و مشهورترین القاب آن حضرت «زین العابدین‏» و «سجاد» می‏باشد. ‏
دوران کودکی را در مدینه سپری کرد، و مدت دو سال از امامت جدش، امیرمؤمنان علیه ‏السلام و ده سال از امامت عمویش، امام حسن مجتبی علیه السلام و ده سال از امامت ‏پدر بزرگوارش، امام حسین علیه السلام را درک نمود.
در محرم سال ۶۱ هجری قمری در جریان قیام امام حسین علیه السلام، در سرزمین ‏کربلا حضور داشت و پس از آن فاجعه دردناک به امامت رسید و با توجه به وضعیت زمان و ‏اختناق حاکم در آن دوران، اقدام به یک سلسله برنامه‏های ارشادی و فرهنگی و مبارزات ‏غیرمستقیم نمود، بدون آنکه حساسیت‏ حکومتها را برانگیزد و فعالیتهایی انجام داد که ‏مهم‏ترین آنها عبارتند از: ‏
۱٫ زنده نگه داشتن یاد و خاطره عاشورا و رساندن پیام آن به مردم آن زمان
۲٫ پند و ارشاد امت
۳٫ تبیین معارف از طریق دعا و مناجات

http://askquran.ir/gallery/images//45970/1_02.jpg

مجیب
۱۳۸۹/۱۰/۰۸, ۱۹:۳۵
بیمار غیر شربت اشک روان نداشت
بودش هزار درد و توان بیان نداشت


دانی چرا ز آل پیمبر کشید دست
نقشی دگر به کار ستم آسمان نداشت


تنها زمین نداشت به سر دست از فلک
پایی به عزم پیش‌نهادن، زمان نداشت


یکسر به خاک ریخت گل و غنچه، شاخ و برگ
آمد ولی زباغ نصیبی خزان نداشت


دانی به کربلا ز چه او را عدو نکشت
تا کوفه زنده ماندن او را گمان نداشت


از تب زبس که ضعف بر او چیره گشته بود
می‌خواست بگذرد ز سر جان، توان نداشت


یک آسمان ستاره به ماه رخش ز اشک
می‌رفت، یک ستاره به هفت آسمان نداشت


در ترکش دلش که دو صد تیر آه بود
می‌برد و غیر قامت زینب کمان نداشت
:Sham::Sham::Sham:


http://www.ido.ir/myhtml/article/1386/m11/13861114021.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۱۰/۰۸, ۱۹:۵۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/6_Untitled-14.gif
شهادت بزرگ مرد مناجات،
سيد سجده كننده آل طه،
امام عابدان و عارفان،
بر همه جوانان جوينده راه سبز وصال تسليت باد!
http://www.ayehayeentezar.ir/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.ir/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.ir/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.ir/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.ir/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.ir/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.ir/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.ir/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.ir/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
تسليت باد سالروز شهادت امامِ لحظه هاي مناجات سبز صحيفه عشق و عرفان!
http://www.ayehayeentezar.ir/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.ir/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.ir/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.ir/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.ir/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.ir/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.ir/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.ir/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.ir/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.ir/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.ir/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.ir/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۰/۰۸, ۲۰:۰۰
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_57f415b9-9b70-4e75-99e2-09a83a2c97fc.jpg

امام سجاد و پیرمرد شامی




وقتی قافله اسیران کربلا به دمشق رسید در کنار کوچه‌ها مردم ایستاده بودند و تماشا می کردند .

پیرمردی از شامیان جلو آمد و در مقابل قافله اسیران بایستاد و گفت : "شکر خدای را که شما را کشت و شهرهای اسلام را از شر مردان شما آسوده ساخت و امیر المؤمنین یزید را بر شما پیروزی داد .

امام زین العابدین علیه السلام به آن پیرمردی که در آن سن و سال از تبلیغات زهرآگین اموی در امان نمانده بود ، فرمود : "ای شیخ ، آیا قرآن خوانده‌ای ؟" .

گفت : آری .

فرمود : این آیه را قراءت کرده‌ای : قل لا أسئلکم علیه أجرا الا المودة فی القربی .

گفت : آری .

امام علیه السلام فرمود : آن خویشاوندان که خداوند تعالی به دوستی آنها امر فرموده و برای رسول الله اجر رسالت قرار داده ماییم .

سپس آیه تطهیر را که در حق اهل بیت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم است تلاوت فرمود : "انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا" .

پیرمرد گفت : این آیه را خوانده‌ام .

امام علیه السلام فرمود: مراد از این آیه ماییم که خداوند ما را از هر آلایش ظاهر و باطن پاکیزه داشته است .

پیرمرد بسیار تعجب کرد و گریست و گفت چقدر من بی خبر مانده‌ام . سپس به امام علیه السلام عرض کرد : اگر توبه کنم آیا توبه‌ام پذیرفته است؟

امام علیه السلام به او اطمینان داد. این پیرمرد را به خاطر همین آگاهی شهید کردند .




http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/26488613805669558392.jpg

ذاکره2
۱۳۸۹/۱۰/۰۸, ۲۱:۰۹
بسم ربّ الشّهداء و الصّدّیقین

السّلام علی الحسین و علی علیّ ابن الحسین

جمع شدن نجابت عرب و عجم هر دو در او ، به اعتبار پدر و مادر ، به فرمایش

حضرت رسول (صلّی الله علیه و آله وسلّم) :

« إِنَّ الله من عباده خیرتین فخیرته من العرب قریش و من العجم فارس »

لهذا ملقّب بهابن الخیرتین شد .

انتشار اولاد رسول خدا (ص) از این امام همام است .

برای همین ایشان را آدم بنی الحسین گویند

و او اوّل کسی است که به مُهر و تسبیح امام حسین (علیه السّلام )

سجده و عبادت کرد و از همه خلایق بیشتر گریست

رئیس البکائین چهارند: حضرت آدم ، حضرت یعقوب، حضرت یوسف،

حضرت امام زین العابدین (علیه السّلام )

السّلام علیک یا علیّ ابن الحسین یا زین العابدین

یا وجیهاً عندالله اشفع لنا عندالله

(منتهی الامال ج2ص29)

neginsabz
۱۳۸۹/۱۰/۰۹, ۰۰:۲۱
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/52287252592204703522.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

صحيفه سبز تو
نجواي انوار تابناكي است كه تا بي نهايت
شربت آرام بخش روح عطشناك آدمي است .
دعاهايت را در اين فصل سرد،
بدرقه جواني ام كن.
امشب اشك هاي داغ ِ روي گونه هايم،
در كنار تپش هاي ملتهب قلبم،
نظاره گر پر كشيدن سجده دارترين عنصر هستي است .
اي امام زمزمه هاي عاشقانه شب، سفرت پرباران!
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/52117669956849136498.jpg (http://sl.glitter-graphics.net/pub/740/740969w8ds0bg4ie.gif)http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

طارق
۱۳۸۹/۱۰/۰۹, ۰۵:۳۱
با او


عرض سلام و ادب ؛


یک سخنرانی 45 دقیقه ای از آیت الله جوادی آملی در مورد شخصیت امام سجاد (ع) مانند همیشه ناب و فوق العاده


پخش (http://www.aviny.com/voice/sokhanrani/javadi_amoli/shakhsiat_emam_sajad.mp3)

(با زدن روی دکمه ی بالا پخش می شود ، برای دانلود به آرشیو صوتی سایت شهید آوینی رجوع کنید.)


التماس دعا
طارق

neginsabz
۱۳۸۹/۱۰/۰۹, ۰۸:۲۳
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/52287252592204703522.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/Aban/01/nemh12.jpg
امام سجاد(ع) و قیام ها
در دوره امامت امام سجاد(ع)، قیامهای چندی رخ داد و امام نیز موضع گیری متفاوتی با آنها داشت. در این پرسشها و بحثهای گوناگون مطرح است. نمونه هایی از مهم ترین آن عبارت اند از:
- تعیین هویت سیاسی، اجتماعی و مذهبی قیامها؛
- ملاکهای تعیین هویت قیامها؛
- بررسی علل، اهداف و چگونگی قیامها؛
- چرا امام سجاد(ع) خود قیام نکرد؟
- چرا امام سجاد(ع) با قیامی همراهی نکرد؟
این سؤالها و پرسشهای دیگری از این دست، در معرفی و شناسایی قیامها و شورشهای صدر اسلام و تعیین گرایش مذهبی آنان، اهمیت و ضرورت ویژه ای دارد. این ویژگی پژوهشگران را یاری می رساند که صحیح تر و عمیق تر به تحلیل جریانهای سیاسی - اجتماعی و تحرکات جناحی- مردمی بپردازند.

1- قواعد و ملاکهایی برای تعیین هویت قیامها
برای تعیین هویت شیعی و غیر شیعی بودن قیامها، قواعد و ملاکهای قابل توجهی وجود دارد که معرفی می گردد:
الف) محور اصلی قیام در مکتب تشیع، امامت و شخص امام است. هر قیامی را که امام معصوم(ع) یا نماینده او رهبری می کرد یا مأذون از طرف امام بود و پس از شروع قیام، دعای خیر، تأیید و تقریری که از امام معصوم در پی داشت، قطعاً قیامی شیعی به شمار می آید.
ب) چنانکه رهبران و سردمداران یک قیام یا قیام کنندگان، شیعه بوده واهداف و آرمانها و شعار ایشان با آهنگ تشیع همنوا باشد، اگرچه امام معصوم یا نمایندگان او با آنان همراه نباشند، می توان آن قیام را شیعی دانست.
غیر از موارد مذکور، هر قیام و شورشی غیر شیعی است و طبعاً در اندیشه تشیع نامشروع خوانده می شود.* از این رو، قیامها به دو دسته تقسیم می شوند:
الف) قیامهایی که با اهداف شیطانی و قدرت طلبی صورت گرفته، هر چند به ظاهر شعار طرفداری از اهل بیت(ع) را سر داده شد، نظیر قیام عباسیان؛
ب) قیامهایی که با اهداف الهی، ظلم ستیزی و پیکار با ظالمان باشد. قیام کنندگان، حق و صاحبان حق را بشناسند و تصمیم آنان، بازگرداندن حق به اربابان آن باشد، نظیر قیام زید بن علی. بدیهی است که دسته اول محکوم و دسته دوم مورد تأیید بود.

2- قیامهای عصر امام سجاد(ع)
نخستین قیامهای مردمی، از زمان نخستین خلفای اسلامی شروع شد و شورش مردم کوفه بر ضد زمامداران آن، شورش مردم علیه عثمان، و نیز قیام حجر بن عدی بر ضد معاویه از این دست قیامهاست.(2) نقطه عطف و سرآغاز مهم ترین قیامها، نهضت عاشوراست که الگوی انقلابهای اسلام خواهی شد.
الف) قیام مدینه(واقعه حره)

قیام حره، سه روز مانده به پایان ذی الحجه سال 63 ق، اتفاق افتاد.(3) هیئتی همراه عبدالله بن حنظله از مدینه به شام رفت و پس از بازگشت ، گزارشی از مفاسد یزید و دستگاه حاکمه ارائه دادند و اعلان برائت کردند، سر از اطاعتش برتافتند ومردم را به مبارزه با آنان فراخواندند و از آنان بیعت گرفتند.(4) عبدالله بن حنظله وعبدالله بن مطیع رهبران مهاجران و انصار، و معقل نیز فرماندهی تیره های مختلف مهاجران غیر قرشی را برعهده گرفته و فرماندهی نیروهای مدینه را در مقابل سپاه شام برعهده داشتند.(5) شهادت امام حسین(ع)، کشتار اهل بیت(ع)، گزارش هیأت نمایندگی مدنیها از دربار و دستگاه یزید، آگاهی مردم از فساد و فحشای دستگاه حاکمه، و نیز اعلام و اعلان بی کفایتی یزید برای منصب خلافت، مهم ترین زمینه های قیام اهل مدینه بر ضد امویان درسال 63 ق، بود. آنان در آغاز قیام، عثمان بن محمد بن ابی سفیان، والی مدینه و زمامداران اموی مدینه را از شهر بیرون راندند. و با پیوستن به حکومت خود مختار زبیریان در مکه، علم مبارزه برافراشتند و شعارشان دعوت به رضا و شورا بود.(6) طولی نکشید که سپاه اموی به فرماندهی مسلم بن عقبه مدینه را در محاصره در آوردند و با شدت عمل و کشتار فراوان در منطقه حره در کناره‏ى مدینه، قیام را سرکوب کردند و پس از پیروزی، جان، مال و ناموس اهل مدینه را برای سه روز بر سربازان شامی مباح گردانیدند. از مردان و صحابیان اسیر، بر بردگی یزید بیعت ستاندند و چون چهارپایان بر گردنشان مهر بردگی گذاشتند.
امام سجاد(ع) در این واقعه، تقیه را پیشه خویش ساخته و به ظاهر نقشی در مبارزه مردم مدینه نداشتند؛ زیرا عامل اصلی آغاز چنین موضعی، وابستگی شدید این شورش به حکومت عبدالله بن زبیر در مکه و داخل شدن مردم مدینه در بیعت با او، و فرار عبدالله بن مطیع به سوی مکه بود.
پیشتر در مورد عبدالله بن زبیر سخن گفتیم. سابقه کینه توزی او و پدرش با اهل بیت(ع) مشهور است. او از مردم مدینه برای خود بیعت گرفت و تبلیغات او و نیز چند عاملی که در رخداد حره گذشت، در بروز قیام در مدینه مؤثر بود. امام سجاد(ع) با ابن زبیر بیعت نکرد؛ زیرا خلافت وی را مشروع نمی دانست، همان گونه که خلافت یزید را نامشروع می دانست، البته در بیعت با یزید مجبور بود و از آن خارج نشد.
به نظر می رسد یکی از مهم ترین دلیلهایی که می توان برای رفتار دور از خشنونت عامل یزید در مورد امام سجاد(ع) ارایه کرد، این است که آن حضرت(ع) از بیعت با یزید خارج نشده و با ابن زبیر بیعت نکرده بود البته دلایل دیگری نیز گفته اند، از جمله عدم همکاری با قیام کنندگان ، پنان دادن به اهل و عیال مروان بن حکم زمامدار رانده‏ى شده مدینه، بازداشتن بنی هاشم از ورود در فتنه و سفارش مخصوص یزید به مدارا کردن با امام سجاد(ع) برخی از عوامل دور بودن امام و اهل بیت(ع) از خطرهای احتمالی رخداد حره بود.

http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/52287252592204703522.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۱۰/۰۹, ۰۸:۲۶
http://www.shiaupload.ir/images/52287252592204703522.gif
ب) قیام توابین
یکی دیگر از قیامهای مهم این دوران، قیام توابین است. کوفیان از سال 61 هـ. به بعد، در آتش ندامت از کوتاهی در حادثه کربلا می سوختند و سرآمدان کوفه، از بی وفایی و پیمان شکنی خویش نادم گشته و بر گناه خود افسوس می خوردند و به فکر توبه و تدارک آن بودند. آنها تحرکات پنهانی و مخفیانه ای داشتند و خود را برای شورش و قیامی آماده می کردندف تا خبر مرگ یزید به ایشان رسید. توابین کنار قبر مطهر سالار شهیدان جمع شدند و با ناله و انابه پیمان بستند که بر ضد امویان بشورند و تا سرحد شهادت بتازند و خون خود را به کفاره گناه خویشتن بریزند. آنان از آنجا به سوی شام حرکت کردند و در عین الورده، با سپاه عبیدالله بن زیاد به پیکار پرداختند. پنج هزار تن از کوفیان شیعه و مخالفان بنی امیه با سلیمان بن صرد همراه شدند و از این تعداد، حدود یک هزار تن به فرماندهی رفاعه بن شداد موفق شدند از معرکه جان به سلامت ببرند و بازگردند. ستاره قیام توابین در عین الورده غروب کرد و باقی مانده آنان، بعدها به مختار پیوستند.
توابین دو گروه را در حادثه کربلا مقصر می دانستند: بنی امیه و خائنان و جنایت پیشگان کوفه. قیام توابین، یک حرکت سیاسی - اجتماعی بود و از آنجایی که رهبران و قیام کنندگان آن شیعی و متأثر حادثه کربلا بودند و همچنین اهداف و آرمانهایشان با مرام تشیع همسو بود، آن را قیام شیعی شمرده اند.
سران توابین هیچ گونه ارتباطی با امام سجاد(ع) نداشتند؛ نه دعوتی از امام به عمل آورده و نه در بیعت امام در آمده بودند، نه سفارش و اشارتی از طرف امام بر شروع و ادامه قیام داشتند و نه حذر و تکذیبی از امام بر ضد ایشان شده بود.
به نظر می رسد با حادثه کربلا و شهادت سیدالشهدا کوفیان روی دعوت از امام را نداشته و بیعت با حضرت را پس از عهدشکنی های پیاپی، موجب اتهام ، سفاهت و اغرای به جهل می پنداشتند. از طرفی، این توبه کنندگان بودند که گرد هم آمدند و در این دایره، جایی برای امام سجاد(ع) نبود. و همچنین آنها با کشته شدن و کشتن، می خواستند اظهار ارادت و مودت به خاندان پیامبر(ص) را اثبات کنند و پیش از آن نمی توانستند حضرت را به خویشتن فراخوانند. نیز افزون بر موارد بالا، توابین خود را به شهادت نزدیک تر می دیدند تا پیروزی، و طبیعی می نمود که به همراهی و شهادت امام سجاد(ع) پس از حادثه کربلا خرسند نبودند.
شعارهای یالثارات الحسین(ع) و واژه هایی که از انتقام جویی بر می خاست، محرک قوی و مؤثری در میان مردم بود. میزان تأثیر حادثه کربلا در قیام توابین، بیش از تأثیر آن در دیگر قیامها بوده است. نزدیکی زمانی و مکانی به کربلا و عاشورا ، یادآوری و گفتگو از مصیبتها و صحنه های تکان دهنده حادثه کربلا، غلیان عواطف و احساسات مردم، احساس شرم، گناه و تقصیر در فاجعه‏ى کشتار اهل بیت(ع) و حضور جنایتکاران و قاتلان در بین مردم، بیشترین اثرپذیری را در کوفه و کوفیان ایجاد کرده بود و عروج بیش از چهار هزار تن از مسلخ شهادت ، گواه آن است.
البته هر نهضت و انقلابی آثاری به جای می گذارد و قیام توابین در قیام مختار تأثیر گذاشت. کسانی که از نبرد عین الورده جان به سلامت برده بودند، کسانی که با توابین پیمان بر مبارزه بستند، اما هنگام قیام سستی شرکت نکردند، و کسانی که از کشته شدن توابین متأثر شده بودند، همگی جمعیت انبوهی شدند و به قیام مختار پیوستند.

ج) قیام مختار
پیش از آغاز قیام شهادت طلبانه‏ى توابین، مختار در کوفه مردم و شیعیان را به سوی خود فرا می خواند. او رقیب سلیمان بن صرد و توابین بود. کوفه کانون شورش و انقلاب به شمار می آمد. و گروهی زیر پرچم سلیمان جمع شده بودند جماعتی گرد مختار. او آنان را از شکست حتمی خبر داده، مردم را از کشته شدن در همراهی سلیمان انذار می داد.
مختار سران توابین را به عدم درک سیاسی و عدم تجربه نظامی متهم می کرد و خویشتن را با کفایت تر معرفی می نمود. از طرفی، او خود را نماینده محمد بن حنفیه خوانده و مردم را به پیروی از خویش فرا می خواند. مختار با حضور چند تن از رقبای قدر خویش چون سلیمان و دیگران، نتوانست موقعیت ویژه ای به دست آورد، اما پس از شکست توابین، یکه تاز بلا منازع کوفه بود و پس از جذب ابراهیم بن اشتر، به حرکت خویش سرعت بخشید و کوفه را تصرف کرد و عاملان و شرکت کنندگان در کشتار کربلا را به سختی مجازات کرد.
ویژگی های مختار را در زیرکی و سیاستمداری او که چهره ای سیاسی - مذهبی بود می توان دید و افزون بر آن، تقوا و نیز محبت شدید به اهل بیت(ع) از دیگر ویژگی های او به شمار می آید.

مختار کیست؟
مختار در سال اول هجری در طائف به دنیا آمد.(6) پدرش ابوعبید ثقفی، در زمان عمر در مدینه حضور داشت و از طرف خلیفه به فرماندهی سپاه منصوب شد. او و فرزندانش وهب، مالک و جبر در نبرد قس الناطف به شهادت رسیدند.(7) مختار که در این زمان سیزده ساله بود،(8) تحت سرپرستی عمویش سعد بن مسعود که از صحابیان بود(9) رشد و نمو کرد. از دوران جوانی او اطلاعات زیادی در دست نیست.
در جریان جنگهای جمل، صفین و نهروان حضور نداشت و هنگامی که عمویش سعد در تعقیب خوارج عزیمت کرد، مختار در مداین جانشین وی بود. در جریان گفتگوی صلح امام حسن(ع) که در مداین صورت گرفت، گزارش دقیقی از فعالیت او در اختیار نیست. در جریان قیام امام حسین(ع)، مختار میزبان مسلم بن عقیل در کوفه بود و ابن زیاد او را روانه‏ى زندان کرد و پس از نهضت عاشورا، با میانجیگری عبدالله بن عمر آزاد شد و از عراق به حجاز رفت.(10) تاریخ نگاران درباره‏ى نقش مختار در جریانهای داغ سیاسی و نبردهای مهم دوران حضرت علی(ع) و امام حسن(ع) تا قیام کربلا سخنی به میان نیاورده اند؛ با اینکه او در عراق بوده و مدتی نیز در مدائن نزد عمویش سعد بن مسعود بود. در سالهای بعد از آن نیز از اوضاع و احوال زندگی، افکار، عقاید و گرایشهای سیاسی وی اطلاعی در دست نیست. شهرت وی از آنجا بود که خانه‏ى وی پناهگاه، مسلم گردید و عبیدالله که از نفوذ وی آگاهی داشت، در طول مدتی که اوضاع نابسامان بود، در بند گرفتارش کرد.(11)
ابن زبیر در سال 61 ق ، با طرح مسألة شهادت امام حسین(ع)، جنایتهای امویان، مفاسد یزید، و نیز با اعلان عدم صلاحیت سیاسی و اخلاقی یزید برای خلافت، او را خلع کرد و اصحابش مخفیانه با خود او بیعت کردند. مختار به حجاز وارد شد و همواره در آنجا بود تا در کنار ابن زبیر در جبهه‏ى ضد اموی شرکت کرد و به علت لیاقت، شایستگی و توانمندی های نظامی و سیاسی اش پرآوازه شد. پس از مرگ یزید و شکسته شدن محاصره مکه، مختار پنج ماه و چند روز در آنجا ماند،(12) اما از آنجا که به لحاظ عقیدتی با زبیران هم فکر نبود، عبدالله بن زبیر توجه چندانی به او نکرد مسئولیتی برعهده اش ننهاد. تنها دشمن مشترک آنان ، یعنی امویان سبب ائتلاف آن دو شده بود. دیری نپایید که مختار از زبیریان گسسته و به کوفه رفت تا بتواند از جو مناسب آنجا به سود خود بهره گیری کند. ورود او به کوفه با فعالیتهای سیاسی توابین هم زمان بود.
مختار در روز جمعه نیمه ماه رمضان و شش ماه بعد از وفات یزید، در سال 64 ق، وارد کوفه شد.(13) حرکت توابین ، شور و هیجان زاید الوصفی در کوفه ایجاد کرده بود، اما مختار با ایشان همراه نشد و رهبران آن قیام را فاقد بینش صحیح سیاسی و تجربه نظامی دانست.(14) پس از شکست توابین، مختار با جمع آوری توبه گزاران شکست خورده و طرح شعار خون خواهی سالار شهیدان و مبارزه با قاتلان کربلا، خود را به عنوان نماینده‏ى محمد بن حنفیه معرفی کرد و رهبری شیعیان عراق را به دست گرفت و توانست بزرگانی چون ابراهیم پسر مالک اشتر را که در شجاعت همچون پدرش بود، با خویش همراه کند. مختار به زودی با بیرون راندن عبدالله بن مطیع(15) والی ابن زبیر از کوفه، بر شهر حاکم و مسلط شد(16) و با ورود به دارالاماره ، بیعت همه مردم را از آن خود کرد. او در سال 66 ق، بر کوفه غلبه یافت.(17) مختار با شعار انجام اصلاحات ریشه ای، توانست موالی، بردگان و مستضعفان را به خود نزدیک کند. او در فییء به تساوی میان مردم از اشراف و بردگان رفتار کرد و این، موجب نارضایتی اشراف کوفه بود که پنهانی به ابن زبیر علاقه داشتند و از موقعیت اعطایی مختار به بردگان در شخصیت سیاسی و اجتماعی سخت ناراحت بودند و چنین می گفتند: «این مرد(مختار) بدون رضایت ما بر ما فرمان می راند، بردگان ما را به خود نزدیک ساخته و آنان را بر چارپایان نشانیده و سهم فییء ما را به آنان بخشیده و خورانده است و دیگر بردگانمان از ما فرمان نمی برند».(18) اشراف احساس خطر کردند و هیئتی نزد محمد بن حنفیه روانه کردند تا درباره‏ى نمایندگی او تحقیق کنند.
از جمله اقدامات مختار، انتقام از قاتلان شهدای کربلا و کسانی بود که در کربلا حضور داشتند. ابراهیم به همراهی سپاهی، با عبیدالله درگیر شد و او را کشت. مختار سر عبیدالله را به مدینه نزد امام سجاد(ع) فرستاد و موجب تسلای دل بنی هاشم گردید. او همچنین، سپاهی به مکه فرستاد و ابن حنفیه را که در زندان ابن زبیر بود، رهانید.(19) ابن زبیر، مصعب را برای سرکوبی مختار به عراق فرستاد و به این ترتیب، ستاره‏ى مختار افول کرد و طومار بلند آوازه‏ى یکی دیگر از ثقفیان که حدود سه سال عراق و امویان را به خود مشغول کرده بود، بسته شد. زمان وفاتش را در سالهای 67(68 و 69) ق، در کوفه(20) گفته اند.(21)
قیام مختار یک قیام شیعی است و ارتباط او با اهل بیت(ع) سابقه دیرینه دارد. در دوران معاویه، برخلاف آنکه ثقفیان از مقربان درگاه اموی بودند، او مورد بی مهری قرار گرفت و هیچ پست و منصبی نداشت. این پیشینه‏ى شیعه گری مختار و علاقه وافر او به اهل بیت(ع) و اندیشه ظلم ستیزی و انتقام جویی از قاتلان سیدالشهدا(ع)، مختار را به ارتباط نزدیک تر با اهل بیت(ع) می کشاند.

neginsabz
۱۳۸۹/۱۰/۰۹, ۰۸:۳۱
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/52287252592204703522.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

ارتباط امام سجاد(ع) با قیام مختار
با وجود جو خفقان و اختناق، انتظار ارتباط علنی میان امام و مختار بی مورد است. امام شخصا از رهبری قیام سرباز زد، اما به عمویش محمد بن حنفیه ولایت داد که رهبری و پشتیبانی معنوی قیام را به عهده بگیرد و مختار مردم را به بیعت با محمد بن حنفیه فرا می خواند. از آثار و فواید این کار، ایجاد امنیت برای امام، مشغول کردن ذهن دشمن و جاسوسان آن به غیر امام، و مصونیت آن حضرت(ع) از خطر را می توان نام برد.
امام، مردم و انقلابی ها را به همراهی با مختار تشویق و ترغیب می کرد و به عمویش می فرمود: یا عم ، لو عبدا زنجیا تعصب لنا اهل البیت لوجب علی الناس موازرته و قد ولیتک هذا الامر فاصنع ما شئت، فخرجوا و قد سمعوا کلامه و هم یقولون أذن لنا زین العابدین و محمد بن الحنفیة(22) ای عمو! اگر برده سیاهی برای ما اهل البیت قیام کند، بر مردم است که او را یاری رسانند و من تو را بر این امر گماردم. پس هر چه خواهی کن. آنگاه آنان پس از شنیدن کلام امام خارج شدند، در حالی که می گفتند: زین العابدین و محمد بن حنفیه به ما اجازه دادند.
امام با پذیرفتن هدایایی که مختار برای حضرت فرستاده بود، در واقع او را تأیید می کرد. در چند مورد گزارش شده که امام در حق مختار دعا کرده است.(23) و همه این موارد، حاکی از موضع گیری مثبت امام سجاد(ع) در مورد قیام مختار است. افزون بر آنچه گفته شد، نظر آیت الله خویی این است که از ظاهر روایات استفاده می شود که قیام مختار به اذن خاص از طرف امام بوده است.(24) نیز، پس از بازگشت آن هیئت به کوفه، مختار از ایشان در مورد ملاقات و گفتگوها پرسید، گفتند: قد أمرنا بنصرتک(25)
با توجه به تحلیلها و ارزیابی مثتبی که از اقدامات امام سجاد(ع) وجود دارد، این سؤال مطرح می گردد که:
علل عدم قیام امام سجاد(ع)
این سؤال همواره درباره امام سجاد(ع) و برخی از امامان نیز مطرح بوده که چرا قیام نکردند و شخصا رهبری قیامی را به عهده نگرفتند. اهمیت سؤال و پاسخی که به آن داده می شود، تبیین کننده اصلی مهم و اساسی در تاریخ تشیع خواهد بود و به تبع آن، پرسشها و فرضیه های متعددی طرح خواهد گردید.
- آیا امامان به دنبال تشکیل حکومت بودند یا خیر؟
- آیا تشکیل حکومت اسلامی، بر اساس تعلیم صحیح اسلام به رهبری امامی معصوم، یک تکلیف بوده است یا خیر؟
- در منظر امامان شیعه(ع) مبارزات سیاسی اولویت داشته است یا فعالیتهای علمی و فرهنگی؟
- اساسا ملاکهای تعیین کننده‏ى نوع فعالیتهای سیاسی یا فرهنگی چیست؟
- چه موانعی مجوز عبور از حوزه ای به حوزه دیگر است؟
- آیا کم رنگ شدن فعالیت سیاسی امامان، دلیل کم اهمیت بودن آن است؟
- آیا تفاوتی که در عملکرد برخی از امامان با یکدیگر مشاهده می شود، توجیه پذیر است یا خیر؟ چگونه؟
- ایا از منظر تاریخی، تاریخ تشیع آن قدر شفاف و روشن است که شیعیان بتوانند راه مبارزه را بجویند و الگوی خویش را در انتخاب هر یک از فعالیتهای سیاسی یا فرهنگی بیابند؟ و از این دست سؤالها.
برای پاسخ به سؤال اصلی در مورد علت عدم قیام امام سجاد(ع) به مواردی اشاره می کنیم که نتیجه گیری و دستیابی به پاسخ، برای برخی از پرسشهای بالا را تسهیل می کند.
1. شرایط سیاسی برای حضرت فراهم نبود. سایه رعب، وحشت و ترس از کشته شدن بر مردم حاکم بود و مردم آمادگی مبارزه را از دست داده بودند.
2. امام مردم را با اهداف قیام امام حسین(ع) آشنا و ابعاد آن را روشن کرده و از مشروعیت قیام امام حسین(ع) و حقانیت آن دفاع می کرد.
3. حفظ شیعیان و پیروان از مرگ و هلاکت، و پرهیز از داخل کردن آنان در فتنه هایی که نامعلوم بود، هم چنانکه امام حسن(ع) حفظ جان و شیعیان را علت اصلی صلح بیان کرد.
4. حرکت انتحاری بی ثمر، کار پسندیده ای نبود و امام رویکرد جدیدی به فعالیتهای فرهنگی نشان داد تا مبانی دینی را از انحراف و تزلزل رهایی بخشد.
5. حرکت علمی، بهترین جایگزین برای حرکت سیاسی محکوم به شکست بود.
6. امام که آگاه ترین مردم به مصالح عمومی است، با توجه به عواقب امور موضع گیری می کند و امام سجاد(ع) چنان کرد و مطابق شرایط و مقتضیات زمان عمل کرد.
7. تصمیم گیری های امام عقلانی بود نه نفسانی. تحرکات احساسی موقتی و محکوم به شکست است و امام از آن نوع تصمیمها پرهیز می کرد.
8. قیامها و انقلابهایی که به دگرگونی سیاسی می انجامد، به دنبال دگرگونی اجتماعی و به تبع آن حرکتی که هر دو تغییر سیاسی و اجتماعی را باعث شود، موفق است.
اوضاع اجتماعی به سختی رو به پستی و انحطاط گذاشته، هرگونه انقلابی بی ثمر بود. از این رو، امام با حرکت فرهنگی و انقلاب علمی، به دنبال تغییرات اجتماعی و تأسیس جامعه اسلامی با اجرای امر به معروف و نهی از منکر ، دعوت مردم به راه خدا با بیان حکمت و شیوه‏ى موعظه نیکو بود، تا مردم را با خدا آشتی دهد و ضمیر خفته جامعه را بیدار کند. با توجه به شرایط و اوضاعی که پیشتر تبیین شد، زمینه های بروز انقلاب و شعله ور شدن آتش قیام، غیر قابل اعتنا می نمود.
گواه روح مبارزه طلبی امامان آن است که مردم را به مبارزه تشویق می کردند و تکلیف شیعیان را در طول تاریخ تشیع روشن کرده اند و اگر این مبارزات به ثمر می رسید، میوه این درختی که با خون شیعیان و حق جویان بارور شده بود، همان حکومت اسلامی مطلوب امامان شیعه به شمار می آمد.

http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/52287252592204703522.gif http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۱۰/۰۹, ۱۴:۴۱
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/52287252592204703522.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

راز گریه های جانسوز امام سجاد (علیه السلام)


http://img.tebyan.net/big/1386/10/111992518716316025017514757831312261905031.jpg
امام چهارم، در مدت عمر شریف خویش، رنج و ناراحتی فراوانی را در زندگی متحمل گشت، به گونه ای که شنیدن آنها قلب هر مؤمنی را به درد می آورد، اوج این سختی و ناراحتی، در حادثه کربلای خونین بر قلب پاک و مطهّر حضرت وارد آمد. عمق مصیبت وارده بر ایشان، در حدّی است که بعد از شهادت سالار شهیدان، در طول 34 سال عمر با برکت خود، هر وقت از مصائب آن حادثه دلخراش یاد می کرد، اشک می ریخت. در روایتی آمده که: هرگاه غذایی نزد او می آوردند گریه می کرد، وقتی آبی برای ایشان می آوردند، اشک از دیدگان مبارک آن حضرت سرازیر می شد. 1
در روایتی آمده است که: روزی یکی از غلامان حضرت، به خاطر شدّت گریه ایشان، گفت: آیا وقت آن نرسیده که گریه شما تمام شود؟! حضرت فرمود:وای بر تو! یعقوب دوازده پسر داشت و تنها یکی از آنها ناپدید شد، و در فراق او، آنقدر گریه کرد که چشمانش نابینا شد و از شدّت غم و اندوه، کمرش خم شد، با اینکه می دانست او زنده است، ولی من مشاهده کردم که پدرم و برادرانم و عموهایم و هفده نفر از خویشانم را در مقابل من کشتند و سر بریدند، پس چگونه نه ممکن است غم و اندوه من به پایان برسد؟! 2
نکته قابل توجه در این باره آن است که: این اشکهای سوزان علاوه بر اینکه ریشه عاطفی داشته و برخاسته از قلب سوخته زین العابدین است، عاملی بسیار کارآمد و مؤثر در تحکیم اهداف حسینی و متزلزل ساختن کاخ ستمگری دستگاه بنی امیه است. زیرا این اشکهای سوزناک، در حقیقت اعلام برائتی است از جبهه ی باطل و طبلی طنین انداز است که بر حمایت از جبهه ی حق نواخته میشود.
در واقع امام چهارم، با این گریه ها به جهانیان اعلام می دارد که حسین بن علی(علیه السلام) حق است و یزید و عمالش باطل. با این اشکهای پرسوز است که کاخ ستم به آتش کشیده شده و نابود می شود. این ناله ها است که یاد و خاطره کربلای خونین را همیشه در دلها زنده نگه می دارد. کربلایی که نام آن، تیری است دردناک بر قلب جنایتکران عالم که در اثر قساوت قلب و کوری چشم باطن از هر نوع ظلم و ستمی بر مردم بی پناه دنیا دریغ نمی ورزند.
بنابراین می توان گفت: اشکهای مظلومانه امام چهارم، ضامن ماندگاری حادثه جانسوز کربلا است، که ما شیعیان نیز باید در زندگی به آن بزرگوار و سایر امامان عزیزمان (صلوات الله علیهم اجمعین) اقتدا نماییم و همواره آسمان دلمان را به وسیله باران اشکی که بر مظلومیّت حسین بن علی (علیه السلام) می ریزیم، بهاری نموده و به خانه قلب و جان خویش صفا و جلا بخشیم.

http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/52287252592204703522.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

پی نوشت ها:
1- جلاءالعیون، علامه مجلسی، ص836
2- همان، ص837

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۰/۰۹, ۱۶:۰۴
http://ma1348.jeeran.com/sajad/1-Sajjad%20%28as%29%20Ara%28005%29.jpg

حال امام سجاد علیه السلام در هنگام نماز


از امام باقر علیه السلام نقل شده است که امام علی بن الحسین علیهماالسلام در شبانه روز هزار رکعت نماز می‌خواند، همانند امیرمومنان علیه السلام که پانصد نخله خرما داشت و در کنار هر کدام از آنها دو رکعت نماز می‌خواند. امام زین‌العابدین علیه السلام آنگاه که برای نماز می‌ایستاد رنگ به رنگ می‌شد و در نماز همانند برده‌ای ذلیل در برابر پادشاهی بزرگ می‌ایستاد، اعضایش از خشیت خدای متعال می‌لرزید، نمازش همانند نماز کسی بود که آخرین نماز خود را می‌‌خواند و می‌داند که دیگر موفق به اقامه نماز نخواهد شد.

روزی در بین نماز، عبا از یکی از شانه‌هایش افتاد، حضرت اعتنا نکرد تا از نماز فارغ شد. یکی از اصحاب سبب را پرسید، فرمود: وای بر تو! آیا می‌دانی در برابر چه کسی ایستاده بودم؟ از نمازِ هر کس به همان مقدار پذیرفته می‌شود که قلبش متوجه خدایش باشد، آن مرد عرض کرد: پس ما هلاک شدیم (زیرا نمازمان چنین نیست) !

حضرت فرمود: خداوند کاستی‌های نماز را با نوافل جبران می‌کند (یعنی اگر می‌خواهید نمازهاتان ناقص نباشد برای جبران کاستی‌ها، نافله بخوانید.) (1)

الصّلاةُ قُربانُ کُلِّ تَقِیٍّ.(2)
نماز نزدیک کننده هر فرد پرهیزگاری (به خداوند) است.
امام رضا علیه السلام

پی‌نوشت‌ها:
1- بحارالانوار، ج 46، ص 61.2- فروع کافی، ج 3، ص 265.
منبع:
جلوه‌های تقوا، ج 3، محمدحسن حائری یزدی



http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/59363940820858723868.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۰/۰۹, ۱۶:۰۶
http://rhajian.persiangig.com/image/news/emamsajad.jpg




حلم امام سجاد(ع)


و إذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما (1)


مؤمنان چنین‏اند، اگر ببینند مردم نادان سخن زشت گویند، آنان راه مسالمت پویند، بزرگوارانه پاسخ دهند، تا از شر ایشان برهند. گفتار آنان استوار است و پذیرفته گردكار، بر جاهلان نمى‏تازند، و با مهربانى درونشان را آرام مى‏سازند. ادب قرآن چنین است و دستور پیغمبر این، و خاندان رسول این ادب را از جد خود میراث بردند كه «و انك لعلى خلق عظیم» (2) .
روزى به مردمى گذشت كه از او بد مى‏گفتند فرمود:
اگر راست مى‏گویید خدا از من بگذرد و اگر دروغ مى‏گوئید خدا از شما بگذرد. (3)


روزى مردى برون خانه او را دید و بدو دشنام داد. خادمان امام بر آن مرد حمله بردند.


ـ على بن الحسین گفت:
ـ او را رها کنید. سپس بدو گفت:
آنچه از ما بر تو پوشیده مانده بیشتر از آنست كه می دانى. آیا حاجتى دارى؟ مرد شرمنده شد و امام گلیمى را كه بر دوش داشت بر او افكند و فرمود هزار درهم به او بدهند.
مرد از آن پس می گفت گواهى می دهم كه تو فرزند پیغمبرى (4)
از «زهرى» پرسیدند، على بن الحسین را دیدى؟ گفت:
ـ آرى. و كسى را از او فاضلتر ندیدم. به خدا ندیدم در نهان دوستى و در آشكارا دشمنى داشته باشد.
ـ چگونه چنین چیزى ممكن است؟
ـ چون هر كس دوست او بود، از دانستن فضیلت بسیار وى بر او حسد مى‏برد و اگر كسى با او دشمن بود به خاطر روش مسالمت‏آمیز وى دشمنى خود را آشكار نمیكرد. (5)
هشام بن اسماعیل كه از جانب عبدالملك حاكم مدینه بود بر مردم ستم بسیار كرد چون از كار بركنارش كردند، مقرر شد براى تنبیه وى او را برابر مردم برپا بدارند تا هر كس هر چه می خواهد بدو بگوید. هشام می گفت جز على بن الحسین از كسى نمى‏ترسم. هشام از تیره بنى‏مخزوم است و این تیره از دیرزمان با بنى‏هاشم دشمن بودند و این مرد در مدت حكومت خود در مدینه على بن الحسین (ع) را فراوان آزار میكرد و به خاندان پیغمبر (ص) سخنان زشت مى‏گفت. روز عزل او امام كسان خود را گفت مبادا به هشام سخن تلخى بگوئید و چون خود بدو رسید بر وى سلام كرد هشام گفت: «الله اعلم حیث یجعل رسالته» (6) (7) .


روزى مردى او را دشنام گفت. على بن الحسین خاموش ماند و بدو ننگریست. مرد گفت:
ـ با توام! و امام پاسخ داد:
ـ و من سخن تو را ناشنیده می گیرم! (8)
روزى مردى از خویشاوندانش نزد وى رفت و چندانكه توانست او را دشنام داد. امام در پاسخ او خاموش ماند چون مرد بازگشت به كسانى كه نزد او نشسته بودند گفت:
ـ شنیدید این مرد چه گفت؟ مى‏خواهم با من بیائید و پاسخى را كه بدو می دهم بشنوید! گفتند :
ـ مى‏آئیم و دوست می داشتیم همین‏جا پاسخ او را می دادى.
امام نعلین خود را پوشید و به راه افتاد و میگفت: «و الكاظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین» (9) همراهان او دانستند امام سخن زشتى بدان مرد نخواهد گفت.


چون به خانه وى رسید گفت:
ـ بگوئید على بن الحسین است. مرد بیرون آمد و یقین داشت امام به تلافى نزد او آمده است . چون نزد او رسید على بن الحسین گفت:
ـ برادرم! ایستادى و چنین و چنان گفتى! اگر راست گفتى خدا مرا بیامرزد. اگر دروغ گفتى خدا ترا بیامرزد.
مرد برخاست و میان دو چشم او را بوسید و گفت:
ـ آنچه درباره تو گفتم از آن مبرائى. و من بدان سزاوارم! و راوى حدیث گوید، آن مرد حسن بن الحسن بود (10) می گفت هیچ خشمى را گواراتر از آن خشم كه به دنبال آن شكیبائى باشد ندیدم. و آنرا با شتران سرخ مو عوض نمیكنم. (11)



http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/52117669956849136498.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۰/۰۹, ۱۶:۰۷
http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/44857568221934246716.jpg (http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/44857568221934246716.jpg)





مردى كه پیشه مسخرگى داشت و با خنداندن مردم از آنان چیزى مى‏ستد به گروهى گفت: على بن حسین مرا عاجز كرد. هر كار می كنم نمی توانم او را بخندانم و من باید او را بخندانم !
روزى امام با دو بنده خود به راهى مى‏رفت آن مرد پیش رفت و رداى امام را از دوشش برداشت . امام برجاى خود ایستاد و دیده از زمین برنمى‏داشت. بندگان او در پى مسخره دویدند و ردا را از او گرفتند و برگرداندند. امام پرسید:
ـ این مرد كه بود؟
ـ مرد مسخره‏اى است كه مردم را مى‏خنداند و از آنان چیزى می گیرد.
ـ بدو بگوئید خدا را روزى است كه در آن روز مسخره‏پیشگان زیانكارانند. و جز این چیزى نگفت. (12)
از یكى از موالى خود ده هزار درهم وام خواست. مرد گروگان طلبید. على بن الحسین پرزه‏اى از رداى خود كند و بدو داد و گفت این گروگان تو!
مرد چهره درهم كشید. على بن الحسین پرسید:
من بیشتر پاى بند گفته خود هستم یا حاجب بن زراره؟
ـ تو!
چگونه است كه كافرى چون حاجب بن زراره كمان خود را كه پاره چوبى است گروگان می دهد (13) و به وعده خود وفا می كند و من به وعده خود وفا نمی كنم؟
مرد پذیرفت و مال را باو داد. پس از چندى گشایشى در كار امام پدید آمد. وامى را كه به عهده داشت نزد آن مرد برد و گفت:
ـ این طلب تو. گروگان مرا بده!
ـ فدایت شوم، آنرا گم كردم!
ـ در این صورت حقى به من ندارى. آیا ذمه چون منى را خوار می شمارى؟
ـ مرد آن پرزه را از حقه‏اى كه داشت بیرون آورد و بدو داد. على بن الحسین پرزه را گرفت و مال را بدو سپرد. (14)
و الكاظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین. (15)
خشم خود را بر خود چیره نكردن، بخشودن خطاكاران و شفقت بر ناتوانان از خصلت خاص و شناخته رسول خدا بود، تا آنجا كه قرآن او را بدین خوى نیكو ستود «و إنك لعلى خلق عظیم »(16) همه فرزندان او كه پیشوایان امت‏اند، ازاین مزیت برخوردارند، و على بن الحسین (ع) چهره درخشان این صفت عالى انسانى است.
روزى كنیزك او آفتابه‏اى داشت و بر دست او آب مى‏ریخت. ناگاه آفتابه از دستش افتاد و جراحتى بر امام وارد ساخت. كنیزك گفت:
ـ خدا مى‏فرماید آنانكه خشم خود را مى‏خورند!
ـ خشم خود را فرو خوردم!
ـ و بر مردم مى‏بخشایند.
ـ خدا از تو بگذرد!
ـ و خدا نیكوكاران را دوست میدارد!
ـ و تو را در راه خدا آزاد كردم (17)


پى‏نوشت‏ها:
1. القلم: 5
2. الفرقان: 62
3. مناقب ج 4 ص 158
4. كشف الغمه ج 2 ص 81 و نگاه كنید به صفة الصفوه ج 2 ص 56
5. علل الشرایع ص 230
6. خدا می داند رسالت خود را كجا قرار میدهد. انعام: 124
7. تاریخ یعقوبى ج 3 ص .28 طبقات ج 5 ص 163 مناقب ج‏4 ص .163 كشف الغمه ج 2 ص 100 تاریخ طبرى ج 8 ص .1184 ارشاد ج 2 ص 147
8. مناقب ج 4 ص .157 كشف الغمه ج 2 ص 101 الصواعق المحرقه 201
9. و فروخورندگان خشم و بخشندگان مردم. و خدا نیكوكاران را دوست میدارد. (آل عمران: 134)
10. ارشاد ج 2 ص .146 اعلام الورى ص 261 و نگاه كنید به مناقب ج 4 ص 157 و صفة الصفوة ج 2 ص .54
11. بحار ص 74 ج 46 از امالى شیخ طوسى، شتران سرخ مو نزد عرب بسیار گرانبهاست.
12. بحار ص 68 از امالى صدوق
13. داستان كمان حاجب بن زراره و گرو گذاردن آن نزد كسرى در عرب مثل شده است. و آن چنانست كه انوشروان بنى تیمتم را از در آمدن به چراگاههاى عراق ممانعت كرد و گفت آنان در این سرزمین فساد خواهند كرد، حاجب ضامن قوم خود شد و كمان خودش را نزد كسرى بگروگان نهاد . براى تفصیل رجوع به شرح حال حاجب در كتابهاى تذكره و از جمله رجوع به لغت نامه شود .
14. مناقب ج 4 ص 131
15. و فروخورندگان خشم و بخشایندگان بر مردم، و خدا نیكوكاران را دوست میدارد (آل عمران : 134)
16. القلم: 4
17. ارشاد ج 2 ص 146 ـ .147 كشف الغمه ج 2 ص .87 مناقب ج 4 ص 157 اعلام الورى ص 262
كتاب: زندگانى على بن الحسین
نویسنده: دكتر سید جعفر شهیدى

















http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/33413137481306703413.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۰/۰۹, ۱۶:۰۸
http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/11592765989924076339.jpg

نیایشی از صحیفه سجادیه


دعاهای امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه جمع آوری گشته که هر کدام در موردی خاص ذکر گردیده است. دعای سیزدهم صحیفه برای طلب حوایج از درگاه الهی است:

خواهندگان آنچه بخواهند در انتهای حوایج و خواهش های خویش بذات اقدس تو رسند و ترا منتهای احتیاجات و تمنیات خویش دانند.

تو آن کسی هستی که آرزوی آرزومندان به ذات اقدس و اعلای تو انتها پذیرد و تمنیات بی انتهای ما یکجا در خزانه پایان ناپذیر تو ذخیره و آماده باشد.

ای پروردگار من که نعمای بی قیاس خود را در برابر قیمت اعطا نفرمائی و روزی را به روزی خوران نفروشی.
ای پروردگار من که عطیات و مواهب تو هرگز کدورت منت نپذیرد و بندگان تو که همیشه در نعمای تو غرق باشند هرگز از تو سرزنش و ملامت نگیرند.
ای پروردگار من که همه در سایه عنایات تو از ماسوای تو مستغنی باشند ، ولی هرگز از عنایات تو کسی را استغنا نیست.

ای پروردگار من که همواره دلهای ما به سوی تو پر کشد و جان مشتاق ما از درگاه تو روی برنگرداند.
ای پروردگار من که خزانه غیب تو بی دریغ بر کائنات سیم و زر بیفشاند و کرم بی مانند تو خزانه غیب ترا تهی نسازد.

ای پروردگار من که حوادث روزگار نظام حکمت ترا درهم نشکند و مشیت علیای ترا از نظر خویش نگرداند.

ای پروردگار من که خواهش خواهندگان از درگاه تو یک لحظه وانماند و تمنای بندگان، خسته ات نکند.

خویش را به بی نیازی ستودی و کائنات را در پیشگاه الوهیت خویش مسکین و محتاج شمردی.
بی نیازی ترا سزاست و ما را نیز بدرگاه تو استغاثه و احتیاج سزاوار است.

آنان که همی خواهند از فقر به سوی غنا گرایند دست گدائی به درگاه تو پیش آورند و به هنگامی که گمان اجابت قوی تر باشد حاجت خویش از تو خواهند و حقیقت این است که رشد و صلاح خود دریافته اند و راه خانه ترا شناخته اند، زیرا آن کسان که در گمراهی حلقه بر خانه دیگران کوبند جز حرمان و حسرت بهره ای نخواهند برد و بسزای گمراهی خویش خواهند رسید.

ای پروردگار من! من که اکنون دست دعا به ملکوت اعلای تو پیش آورده ام بنده ای مسکین و محتاج باشم و جز خانه تو خانه ای را نشناسم.
خدای من! هر چه به خاطر حاجت خویش کوشیده ام بیهوده مانده و هر چه حیله و تدبیر بکار برده ام تمنای من صورت نگرفته است.

نفس نابردبار من به وسوسه افتاد و می خواست که دست حاجت مرا به سوی مردمی که خود حاجات خویش را به درگاه تو آورند بکشاند و مرا از خانه خالق به خانه مخلوق ببرد.

نفس من سخت در تب و تاب و اضطراب بود و پای مرا به بی تابی می لرزانید و بیم آن میرفت همچون خطاکاران بلغزم و با گناهکاران از پرتگاه غفلت فرو افتم ولی لطف عمیم تو به فریادم رسید و مرا به خویشتن باز آورد.

دیده از خواب غفلت بگشودم و در پناه تو از لرزش و لغزش، از سقوط و شقاوت بر کنار ماندم و به سوی تو بازگشتم.

گفتم که عظمت و جلال ویژه پروردگار من است و این فکر کودک و کوچک ماست که گاهی کوتهی آورد و تباهی کند و گرنه بدیهی است که هرگز نیازمند حاجت، نیاز دیگری بر نیاورد و محتاج به پیش محتاج، حاجت خویش عرض نکند، و تهی دست دستهای تهی را گرانبار ندارد.
ای پروردگار من! یکباره به جانب تو روی آورده ام و با رغبت و اشتیاق بسیار حلقه خواهش بر در خانه تو کوبیده ام.

به تو عرض حاجت می دارم ای پروردگار من، ایمان من کوه صفت، استوار است که خواهش های من هر چه دشوار باشد برای تو سنگین نخواهد بود و هر قدر بسیار باشد باز هم در پیشگاه تو از هر اندکی اندک تر است.
رحمت وسیع و کرم عمیم تو همه کس را فرا گرفته و همه جا را فرو برده است.

دست بخشنده تو از بخشش های بی شمار هرگز کلیل و علیل نخواهد شد.
بنابراین ای خدای من، به روح پاک محمد و آل محمد رحمت فرست و مرا آنچنان که فضل و عنایت تو اقتضا کند به درگاه خویش بپذیر ، زیرا اگر به استحقاق من حوالت شود از عطیت تو محروم خواهد ماند.
من نخستین کس نباشم که دست حاجت به سوی تو پیش آورده و شایسته اجابت نیست و نخستین خواهنده نیستم که تنها به امید فضل تو با روی سیاه بدرگاه تو روی نهاده است.

به آن کسان که از خزانه غنای تو استحقاق نعمت ندارند نعمت بخشیده ای و بر مردمی که فضل ترا سزاوار نیستند افضال و انعام فرموده ای.
صدای مرا با مرحمت و عنایت بشنو و بر التماس و تضرع من رحمت آور و دعای مرا اجابت فرمای.

پروردگارا مگذار که نگاه امیدوار من از ملکوت مقدس تو نومید بازگردد و رشته ای که قلب مرا با آسمانها پیوند می دهد بریده شود، و هرگز حاجات مرا ای برآورنده حاجات از حضرت خویشتن بدیگران باز مگذار.
حاجات مرا خود برآور و هنوز که دستان گدایی من از در گاه تو فرو نیفتاده آرزوهای مرا به من ببخش.

گره از کار فرو بسته من بگشای و سرنوشت مرا به سعادت و سلامت من پایان فرمای.

به روح نازنین پیامبر اکرم و فرزندان گرامیش رحمتی فرست که همچون ذات اقدس تو بی ابتدا و انتها باشد و از برکت همین صلوات و تحیات مرا به آنچه از فضل و رحمت تو میخواهم برسان زیرا رحمت تو وسیع و کرم تو عمیم باشد.

" در اینجا امام علیه السلام حاجات خویش را به زبان می آورد". " و سپس پیشانی بر خاک می گذاشت و در سجده به درگاه خدا عرضه می داشت. "
مرحمت تو زبان مرا به عرض حاجت گشود و احسان تو مرا بدرگاه تو راهنمائی کرد. اکنون محمد و آل محمد را در پیشگاه تو به شفاعت آورده ام تا مرا از حضرت خویش نومید باز نگردانی.




http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/07978876204908169338.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۰/۰۹, ۱۶:۳۴
http://askquran.ir/gallery/images//5405/7_Untitled-7.gif



غیر شربت اشک روان نداشت
بودش هزار درد و توان بیان نداشت


دانی چرا ز آل پیمبر کشید دست
نقشی دگر به کار ستم آسمان نداشت


تنها زمین نداشت به سر دست از فلک
پایی به عزم پیش‌نهادن، زمان نداشت


یکسر به خاک ریخت گل و غنچه، شاخ و برگ
آمد ولی زباغ نصیبی خزان نداشت


دانی به کربلا ز چه او را عدو نکشت
تا کوفه زنده ماندن او را گمان نداشت


از تب زبس که ضعف بر او چیره گشته بود
می‌خواست بگذرد ز سر جان، توان نداشت


یک آسمان ستاره به ماه رخش ز اشک
می‌رفت، یک ستاره به هفت آسمان نداشت


در ترکش دلش که دو صد تیر آه بود
می‌برد و غیر قامت زینب کمان نداشت



http://askquran.ir/gallery/images//5405/7_12.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۰/۰۹, ۱۶:۴۵
http://askquran.ir/gallery/images//5405/6_Untitled-11.gif

من جگر پاره آن بزم شرابم

من بر این ماه که بر نیزه نشسته پسرم
پاره پاره شده همچون لب بابا جگرم

من جگر پاره آن بزم شرابم والله
خیزران رنگ گرفت از لب زخم پدرم

اینکه آتش به سرم ریخته شد دردی نیست
عکس رخساره نیلی است در این چشم ترم

لرزه بر پیکرش افتاد کنیزش خواندند
من خجالت زده از خواهر نیکو سیُرم

خارجی و پسر خارجیان گفت به من
آنکه با زخم زبان کرده چنین خونجگرم

خواهر کوچک من گوشه ویران جان داد
هر سحر یاد همان غربت وقت سحرم


جواد حیدری


http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/72813576839998454744.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۱۰/۰۹, ۱۷:۴۴
http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/monasebat/e.sajad/02.jpg


در سجده‌های خویش اگر چشم تر کنى
سجاده‌های هستی را شعله‌ور کنى
بی‌شک، ستون هفت فلک می‌شود اگر
دستی از آستین نیایش به در کنى
داوود، طفل مکتب آوای سبز توست
تا در گلوی مرثیه‌خوانش اثر کنى
برخیز ای پرستش توحید، عبد تو!
باید جهان بی‌خبری را خبر کنى
آن‌قدر خطبه خطبه، دعا در دعا شوى
آن‌قدر خون بباری و قرآن به سر کنى؛
تا خشت‌خشت ظلم و ستم را هر آینه
در کاخ‌های معرکه زیر و زبر کنى
سجاده را که پیرهن عصمتت شده
پرچم برای قصه این خیر و شر کنى
یعنی به رغم نعره مستانه ستم
گوش زمانه را ز مناجات کر کنى
... باید که روزگار بترسد ز کفر خویش
او را از آه نیمه شبت بر حذر کنى
ای وای بر زمانه «لبیک ناشناس»
سجاد اگر تو باشی و نفرین اگر کنى
سودابه مهیجى
http://askquran.ir/gallery/images//5405/5_13.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۱۰/۰۹, ۱۷:۴۶
امام سجاد علیه‏السلام و روشن‏گرى در هر فرصت ممکن

گرچه زمینه براى قیام امام سجاد علیه‏السلام آماده نبود، این مسئله آن حضرت را از روشن‏گرى‏هاى بجا و بازگو کردن حقیقت باز نداشت.
براى نمونه، آن امام در دوران اسارت خویش، در مجلس یزید، در فرصت کوتاهى که برایش پیش آمد، برفراز منبر این‏گونه روشن‏گرى مى‏کرد: «اى مردم! کسى که مرا نمى‏شناسد، خود را بدو مى‏شناسانم.
من پسر مکه و منایم! من پسر مروه و صفایم!
من پسر محمد مصطفایم! آن‏که پایگاه او بر همه آشکار و جولانگه او آسمان است. من پسر علىّ مرتضى و فاطمه زهرایم. ...
من پسر آنم که تشنه جان داد و تن او بر خاک کربلا افتاد.
مردم! خداى تعالى ما اهل بیت را نیک آزمود، رستگارى، عدالت و پرهیزکارى را در ما نهاد و ما را به شش ویژگى، برترى و بر دیگر مردمان، سرورى داد.
بردبارى و دانش، دلاورى و بخشش را به ما ارزانى فرمود و دل مؤمنان را جایگاه دوستى و شکوه ما ساخت و خانه ما را مکان آمد و شد فرشتگان قرار داد».


http://askquran.ir/gallery/images//5405/6_16.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۱۰/۰۹, ۱۷:۴۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/6_Untitled-12.gif

سیاست امام سجاد علیه‏السلام در ترویج اسلام ناب


امام سجاد علیه‏السلام به دلیل آماده نبودن شرایط براى قیام، با مبارزه‏اى غیرمستقیم و سیاست‏هایى حکیمانه در ترویج و پایدارى اسلام ناب کوشید که برخى از آنها عبارتند از:

۱. زنده نگه داشتن یاد و خاطره عاشورا
شهادت امام حسین علیه‏السلام و یاران آن حضرت، در افکار عمومى براى حکومت اموى، بسیار گران تمام شده و مشروعیت آن را زیر سؤال برده بود. براى آنکه این حادثه دلخراش فراموش نشود و ثمره‏هاى بزرگ آن به بار بنشیند، امام با گریه بر شهیدان عاشورا و زنده نگه داشتن یاد آنان، مبارزه منفى و حرکت فرهنگى را به صورت گریه ادامه مى‏داد. گرچه این اشک‏هاى سوزان ریشه عاطفى هم داشت، ولى آثار و برکات سیاسى و اجتماعى آن بى‏نظیر بود تا آنجا که یکى از ریشه‏هاى جاودانگى نام و یاد عاشورا را مى‏توان در همین عزادارى‏ها و گریه‏هاى امام زین‏العابدین علیه‏السلام دانست.

۲. پند و ارشاد
گرچه امام سجاد علیه‏السلام به سبب وجود تنگناهاى بازدارنده زمان خویش، نتوانست اندیشه‏ هاى خود را آشکارا باز گوید، ولى آنها را در ساختار موعظه و نصیحت بیان مى‏کرد. بررسى این موعظه‏ها نشان مى‏دهد که امام با روش حکیمانه‏اى، در عین حال که مردم را موعظه مى‏کرد، آنچه را مى‏خواست به ایشان مى‏آموخت و این بهترین شکل آموزش اندیشه‏هاى درست اسلامى در آن شرایط بود.

۳. برخورد و مبارزه با عالمان دربارى
علماى دربارى کسانى بودند که اندیشه و ذهن مردم را به سود قدرت‏هاى فاسد جهت مى‏دادند و زمینه فکرى و ذهنى مردم را براى پذیرش حکومت آنان فراهم مى‏کردند.
ازاین‏رو، امام سجاد علیه‏السلام با برخورد با ریشه‏هاى گمراهى و تباهى، به شکلى اساسى به ترویج فرهنگ ناب اسلامى همت مى‏گماشت و مردم را درباره ریشه‏هاى ستم‏پرورى هشدار مى‏داد.


http://askquran.ir/gallery/images//5405/10_4.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۱۰/۰۹, ۱۷:۵۰
http://rhajian.persiangig.com/image/news/emamsajad.jpg



در عزای سیّد سجاد

جای آن دارد که بارد آسمان خون بر زمین
در عزای سیّد سجّاد، زین العابدین

آنچه او دید از جفای کوفیان و شامیان
کافرم گر هیچ کس دیده است ظلمی این چنین

سی و شش سال از پس قتل پدر در کربلا
روز و شب کاری نبودش غیر زاری و غمین

گاه برنی جلوه گر دیدی سر پاک حسین
گاه خوردی تا زیانه از غلامان حَصین

خویش را از اهل دین خواندند آن بی‏دین گروه
وانگهی بستند در زنجیر کین، سلطان دین

(نصیر اصفهانی


http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/07978876204908169338.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۱۰/۰۹, ۱۷:۵۳
http://tebyan-ardebil.ir/images/2ec9e716-70d9-4aa9-af0f-1defc412c1c0.jpg


سخنان کوتاه از امام سجاد علیه‏السلام
سه چیز نجات بخش مؤمن است: این‏که زبانش را از غیبت مردم باز دارد، خود را به چیزی مشغول کند که در دنیا و آخرت او را سود دهد و بر گناهان، بسیار گریه کند.
نگاه محبت‏آمیز مؤمن به صورت برادر ایمانی خود، عبادت است.
نشان معرفت (خداشناسی) و کمال دین مسلمان، ترک سخنان بیهوده، کم‏تر جدل کردن، و بردباری و خوش خویی است.
مبادا به‏گناهی که می‏کنی شادمان شوی که شادمانی به گناه، بدتر از ارتکاب آن است.
در شگفتم از آن کسی که از طعام از ترس زیان آن می‏پرهیزد، اما از گناه به سبب زشتی آن نمی‏پرهیزد.
همه خیر در این است که انسان خود را (از آلودگی‏ها) نگه دارد.
شرافت در فروتنی، و عزت در پرهیزگاری، و بی‏نیازی در قناعت است.
اگر مردم بدانند که در طلب علم چه فوایدی است، آن را می‏طلبند، اگر چه با ریختن خون دل و فرو فتن در گرداب‏ها باشد.
هر کس خود را گرامی داند، دنیا نزد او خوار است.



http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/59363940820858723868.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۱۰/۰۹, ۱۸:۴۲
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/52287252592204703522.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifبیان مصیبت کربلا از زبان امام سجاد(علیه‎السلام)http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


http://img.tebyan.net/big/1388/10/191137331449421210177175721711210013518141.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1388/10/125241694215862531588220224582146203219232.jpg)
امام سجاد(علیه‎السلام) روزی در بازار شام با منهال بن عمرو الطائی که از شیعیان او بود برخورد کرد. (بعضی هم گفته‎اند این ملاقات بعد از خطبه حضرت سجاد(علیه‎السلام) در مسجد دمشق بوده است.)
منهال به امام عرض کرد: «ای پسر رسول خدا حال شما چطور است؟ و چگونه شب را به صبح می‎آورید؟»
امام سجاد(علیه‎السلام) فرمود: « وای بر تو، آیا وقت آن نرسیده که بدانی حال ما چگونه است؟ ما در این امت، همانند بنی اسرائیل گرفتار فرعونیانیم!! مردان ما را کشته و زنان ما را زنده نگه داشته‎اند!
ای منهال، عرب بر عجم می‎بالد که محمد مصطفی(صلی الله علیه و آله) عرب است و قبیله قریش بر دیگر قبایل مباهات می‎کند که رسول خدا قریشی است؛ و اینک ما فرزندان اوییم که حقمان غصب شده و خون‎مان به ناحق روی زمین ریخته شده است. ما را از شهر و دیارمان آواره کرده‎اند!! پس انالله و انا الیه راجعون از این مصیبت که بر ما گذشته است.»
http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/07978876204908169338.jpg


برگرفته از: بحارالانوار، ج 45،‌ ص 84، 143،162،175/ تاریخ طبری، ج 5، ص 232 .

neginsabz
۱۳۸۹/۱۰/۰۹, ۱۸:۴۳
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/52287252592204703522.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
ماتم فخرالساجدین است
عزای زین العابدین است
چراغ مدینه گردیده خاموش
در جنان فاطمه گشته سیه پوشی
واویلا واویلا آه و واویلا
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

کشتند وصی مصطفی را
یعقوب دشت کربلا را
ندارد زائر آن قبر خرابش
مزار در میان آفتابش
واویلا واویلا آه و واویلا
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif‏

دشمن شکست بال و پر من
آتش زده بر جگر من
رفتم از این جهان با قلب خسته
نزد آن مادر پهلو شکسته
واویلا واویلا آه و واویلا
http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/07978876204908169338.jpg
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/52287252592204703522.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

مجیب
۱۳۸۹/۱۰/۰۹, ۲۱:۳۳
http://sites.google.com/site/atyabisite/file-manager/SalaamYaSajjad1.jpg

neginsabz
۱۳۸۹/۱۰/۰۹, ۲۲:۲۶
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/52287252592204703522.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifتوصیه امام سجاد(علیه‎السلام) در لحظات آخر عمرhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

http://img.tebyan.net/big/1388/10/2041564413142242113222315917024790242210.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1388/10/172101781722611620824815981324102197111123.jpg)
1- ابوحمزه ثمالی از حضرت امام محمدباقر(علیه‎السلام) نقل می‌کند که فرمود:
چون هنگام وفات حضرت علی بن الحسین(علیهماالسلام) فرا رسید، من را به سینه خود چسبانید و فرمود:
پسرم، تو را به چیزی وصیت می‎کنم که پدرم به هنگام وفاتش به من وصیت کرد. او فرمود از ظلم به کسی که علیه تو یاری جز خداوند ندارد بپرهیز و هرگز خود را بر آن آلوده مساز.
2- از حضرت ابی الحسن(علیه‎السلام) نقل شده است که امام سجاد(علیه‎السلام) در هنگام وفات بیهوش شد. سپس چشمان خود را گشود و سوره واقعه و فتح را قرائت کرد و بعد گفت:
حمد خداوندی را که وعده خود به ما را راست گردانید و همه‌ی بهشت را به ما بخشید و ما در هر جای بهشت که بخواهیم برای خود منزل اختیار می‌کنیم.
سپس آیه 74 سوره زمر را تلاوت کرد: "پس چه خوب است اجر عاملین" و از دنیا رفت.
3- و در روایت دیگری آمده است:
امام زین العابدین(علیه‎السلام) پیش از وفات لحظه‎ای به هوش آمد و پارچه‎ای را که رویش بود کنار زد و فرمود:
قبر مرا حفر کنید تا به زمین سفت برسید. بعد پارچه را روی صورتش کشید و جان به جان آفرین تسلیم کرد.
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/52287252592204703522.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif



برگرفته از: بحارالانوار، ‌ج 46، ص 152، حدیث 16 (به نقل از اصول کافی ) و ص 147.

گل نرگس
۱۳۸۹/۱۰/۱۰, ۰۰:۳۸
«دل‏های پر از حرف»


امام سجاد ( علیه السلام) به تنهایی گام بر می‏داشت . آدم‏های زیادی، در رفت و آمد بودند . در راه امام، جمعی از فقیران جذامی نشسته بودند . هرکس که آن‏ها را می‏دید، زود راهش را کج می‏کرد، تا با آن‏ها برخورد نکند .
جذامی‏ها، گرفته و غمگین دورتا دور هم جمع شده بودند . آن‏ها خاموش بودند و آن‏قدر فقیر، که نان خالی هم گیرشان نیامده بود .
مردم می‏گفتند: «با آن‏ها نباید معامله کرد . به آن‏ها نباید چیزی داد . بیماری آن‏ها خطرناک است . آن‏ها باید زودتر بمیرند تا مرضشان ریشه ‏کن شود!»
امام سجاد ( علیه السلام) تا جزامی‏ها را دید، فکر فرورفت . آن‏ها با چشمهانی غم‏آلود نگاهش کردند . امام کمی که رد شد، ایستاد و با خودش گفت: «خداوند متکبران را دوست ندارد!»
دیگر حرکت نکرد . احساس می‏کرد اگر به آن‏ها محل نگذارد و پای درد دلشان ننشیند، تکبر کرده است . زود برگشت و به آن‏ها سلام کرد . بعد با خوشرویی کنارشان نشست . آن‏ها با خوشحالی زیاد دور امام نشستند و با نگاهی پر از شوق به او نگریستند .
برای آن‏ها باورش سخت‏بود که مردی کنارشان بنشیند و با آن‏ها حرف بزند . حضرت بعد از کمی صحبت، به آن‏ها گفت: من اکنون روزه هستم!
اما آن‏ها گرسنه بودند و وقت‏خوردن غذا بود . امام روزه مستحبی داشت و نمی‏توانست در آنجا برایشان غذایی فراهم کند .
او فوری برخاست و همگی آن‏ها را به خانه‏ی خود دعوت کرد . آن‏ها با شوق زیاد همراهش راه افتادند و به خانه‏اش رفتند . مردم سر راه از کار امام و دیدن آن‏ها تعجب کرده بودند .
امام به خدمتکار خود دستور داد غذای لذیذ و زیادی برای آن‏ها آماده کند . غذا که آماده شد، امام ظرف‏های پر را یکی یکی جلوی مردان جذامی گذاشت . آن‏ها با لذت و اشتها همه غذاها را خوردند . دقایقی بعد امام یک کیسه کوچک پر از پول آورد . در میان آن‏ها نشست و در مقابل هرکدام مقداری پول گذاشت .
آن‏ها هیجان زده شدند . امام سجاد ( علیه السلام) با مهربانی از آن‏ها دل‏جویی کرد . بعد از آن‏ها خواست‏باز هم به خانه‏اش بروند .
چندنفر از همسایه‏ها که با تعجب پشت در خانه‏ی امام ایستاده بودند، مشغول حرف زدن شدند .
یکی‏شان گفت: «راستی که‏» علی بن حسین «چه جرئتی دارد؟»
آن دیگری گفت: «آیا نمی‏داند که آن‏ها بیماران مردنی هستند و هیچ فایده‏ای ندارند .»
سومی هم گفت: «خدا به خیر بگذراند . من که از دیدن آن‏ها وحشت می‏کنم!»
اما امام سجاد ( علیه السلام) به چیزی دیگری می‏اندیشید . به دل پاک مردهای جذامی که پر از حرف بود، پر از غصه و پر از مهربانی ...
_
منبع: فرازهایی برجسته از سیره امامان، ج ۲، ص ۲۰۵
از اصول کافی، ج ۲، ص ۱۲

http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/monasebat/e.sajad/10.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۱۰/۱۰, ۰۰:۳۹
http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/monasebat/e.sajad/02.jpg
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gif
در منقبت حضرت سجاد(ع)
پور عبدالملک به نام هشام
در حرم بود با اهالی شام
می‌زد‌ اندر طواف کعبه قدم
لیکن از ازدحام اهل حرم؛
استلام حجر ندادش دست
بهر نظّاره گوشه‌ای بنشست
ناگهان نخبه نبی و ولى
زینِ عُبّاد، بن حسین على
در کسای بها و حلّه و نور
بر حریم حرم فکند عبور
هر طرف می‌گذشت بهر طواف
در صف خلق می‌فتاد شکاف
زد قدم بهر استلام حجر
گشت خالی ز خلق راه گذر
شامی‌ای کرد از هشام سؤال!
کیست با این چنین جمال و جلال؟
از جهالت در آن تعلّل کرد
در شناسایی‌اش تجاهل کرد
گفت نشناسمش، ندانم کیست
مدنی یا یمانی یا مکی است
بوفراس، آن سخنور نادر
بود در جمع شامیان حاضر
گفت: من می‌شناسمش نیکو
زو چه پرسى؟ به سوی من کن رو
آن کس است این که مکه و بطحا
زمزم و بوقبیس و خیف و منا؛
حرم و حلّ و بیت و رکن و حطیم
ناودان و مقام ابراهیم؛
هر یک آمد به قدر او عارف
بر علوّ مقام او واقف
قرهالعین سیدالشهداست
زهره شاخ دوحه زهراست
میوه باغِ احمدِ مختار
لاله داغِ حیدر کرار
عبدالرحمان جامى
http://www.ayehayeentezar.com/images/icons/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/icons/tsfkb9hb75ykfnbd0kdk.gif


http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/monasebat/e.sajad/15.jpg

گل نرگس
۱۳۸۹/۱۰/۱۰, ۰۶:۰۳
http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/monasebat/e.sajad/13.jpg

امام سجاد علیه السلام فرمودند:
هیچ قطره ای نزد خداوند محبوبتر از دو قطره نیست:
قطره خونی که در راه خدا ریخته شود و
قطره اشکی که در سیاهی شب جاری گردد.

http://sl.glitter-graphics.net/pub/152/152925u1psxc4jwm.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۱۰/۱۰, ۰۸:۵۱
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://sl.glitter-graphics.net/pub/152/152925u1psxc4jwm.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifراز بیماری امام سجاد (علیه السلام) در کربلاhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

http://img.tebyan.net/big/1388/10/2361119184733123148313421511410210315186.jpg
در حادثه جانسوز کربلا، وجود نازنین امام چهارم(علیه السلام)، به شدت دچار بیماری گشت، و در اثر آن ضعف و سستی فراوانی بر بدن مبارک آن حضرت چیره شد، بگونه ای که حتی توانایی حمل شمشیر را نداشت. همین امر موجب شده که بسیاری از مردم از سر ناآگاهی، امام چهارم را به عنوان امام بیمار شناخته و همواره در صفحه ی ذهنشان این پندار غلط نقش بسته شده که امام سجاد(علیه السلام) شخصی بیمار و ناتوان و ضعیف بوده که چهره ای زرد و رنگ پریده داشته و دارای روحی افسرده و پژمرده بوده است و این بیماری مهلک از ابتدا عمر تا پایان عمر شریف حضرت، با ایشان همراه و عجین بوده است، در حالی که این پندار کاملاً غلط و به دور از واقعیّت است، زیرا امام چهارم تنها در حادثه کربلا به مدّت کوتاهی بیمار شدند و بعد از آن بهبود یافته و در حدود 35 سال چون سایر پیشوایان معصوم (صلوات الله علیهم اجمعین) از سلامت کامل جسمی و روحی برخوردار بود.
شاید در ذهن شما خواننده محترم این سؤال مطرح شود که راستی چرا امام سجاد(علیه السلام) در آن شرایط حساس و بحرانی، که امام حسین(علیه السلام) به شدت به یاری و همکاری او نیازمند بوده است دچار بیماری شد؟! آیا این امر اتفاقی بوده است یا اینکه حکمت و رازی در آن نهفته است که امام چهارم در حدی بیمار شود که از حضور در معرکه نبرد معاف شود؟!
با دقت و تامل در اطراف این موضوع، پاسخ این پرسش به روشنی یافت می شود و آن اینکه این بیماری در حقیقت لطف و عنایتی از ناحیه خداوند بی همتا بوده است، تا بدین وسیله ایشان در جنگ شرکت نکند و جان مبارکش از خطر کشتار جانیان آن حادثه خونین در امان بماند و در سایه این حفاظت جانی، رشته پر فروغ امامت تداوم یافته و پر چشم امامت بر زمین نخوابد.
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/52287252592204703522.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۱۰/۱۰, ۰۸:۵۲
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/52287252592204703522.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


اگر حضرت بیمار نبود حتماً در جنگ با یزیدیان شرکت می کرد و در نتیجه ایشان نیز چون پدر بزرگوارشان حسین بن علی(علیه السلام) و سایر شهدای عزیز کربلا، به شهادت می رسید و چراغ امامت برای همیشه خاموش می گشت.
برای روشن شدن این مطلب و اینکه جای هیچ شک و شبهه ای باقی نماند در ادامه به قسمتی از جریان حادثه کربلا اشاره می نمایم:
هنگامی که امام حسین (علیه السلام) تنها ماند و به هر سو نگاه کرد، برای خود یار و یاوری ندید، صدا زد: (هل من ذاب یذب عن حرم رسول الله). آیا کسی هست که از حرم رسول خدا(صلی الله علیه و آله) حمایت و دفاع کند؟!... این سخن آنچنان جگر سوز بود که وقتی بانوان حرم، آن را شنیدند، صدای گریه ی آنها بلند شد، در این هنگام امام سجاد(علیه السلام) که سخت بیمار و در بستر بود برخاست و به زحمت از خیمه اش بیرون آمد، به قدری ناتوان بود که نمی توانست شمشیر خود را حمل کند.
ام کلثوم (علیهاالسلام) تا نگاهش به حضرت افتاد فریاد زد: به خیمه برگرد. امام سجاد(علیه السلام) فرمود: ای عمّه، مرا رها کن تا در رکاب پسر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) با دشمن بجنگم.
امام حسین(علیه السلام) متوجه شد و فریاد زد: ای ام کلثوم، او را نگهدار، تا زمین از نسل آل محمد(صلی الله علیه و آله) خالی نماند. 1
http://img.tebyan.net/big/1388/10/70512175025013613952172283217923719913.jpg
ابن سعد گزارش می دهد که: پس از کشته شدن حسین بن علی(علیه السلام)، شمر به سوی علی بن الحسین(علیه السلام) آمد و او بیمار بود و در بستر خوابیده بود. شمر گفت: او را بکشید. یکی از همراهان وی گفت: سبحان الله! آیا جوانی را که بیمار است و در جنگ هم شرکت نداشته، بکشیم؟ در این هنگام عمر بن سعد سر رسید و گفت: با این زنان و این بیمار کاری نداشته باشید. 2
بنابراین بیماری امام سجاد(علیه السلام) در جریان ماندگار کربلا، صرفاً مصلحتی بود از جانب خداوند حکیم و علیم و نه چیز دیگر. پس هرگز نباید دچار این پندار غلط شویم که بیماری آن حضرت، نشان از ضعف و ناتوانی ایشان در مقابل لشگر یزیدیان ملعون است، برای اینکه این پندار غلط برای همیشه از ذهن ها پاک شود، شایسته است که انسان به سخنرانی های آتشین امام سجاد(علیه السلام) در کوفه و شام نظر افکند، که حضرت در آن سخنان ماندگار و جاودانه، بر قلب کثیف دشمنان خدا، تیری مهلک و بر دهان پلید آنها مشتی آهنین کوبید. اینک به نمونه ای از آن سخنان دندان شکن اشاره می نمایم:
وقتی ابن زیاد به دارالاماره آمد، بعد از گفتگوی مختصری که میان او و عقیله بنی هاشم زینب کبری صورت گرفت، ابن زیاد به سوی امام سجاد(علیه السلام) متوجه شد و گفت: این جوان کیست؟ گفتند: او علی بن الحسین(علیه السلام) است. ابن زیاد گفت: مگر خدا علی بن الحسین را نکشت؟ زین العابدین(علیه السلام) فرمود: من برادری داشتم که او هم علی بن الحسین نام داشت و مردم او کشتند. ابن زیاد گفت: بلکه خدا او را کشت.
امام چهارم فرمود: خداوند است که جانها را می گیرد به هنگامی که مرگ آنها فرا رسیده باشد. (یعنی خدا جان کسانی را می گیرد که عمر طبیعی خود را کرده باشند و پیمانه ی عمرشان پر شده باشد نه مثل شهدای کربلا که هنوز عمر طبیعی خود را سپری نکرده بودند و لذا قاتل آنها مرد هستند نه خدا)
ابن زیاد با عصبانیّت می گوید: تو چطور جرأت می کنی که به من جواب دهی؟
سپس دستور داد او را بیرون برده و گردن بزنند.
زینب کبری از شنیدن این سخن به خشم آمد و فرمود: ای پسر زیاد تو دیگر کسی را از ما باقی نگذاشتی. اگر تصمیم داری که این جوان را بکشی، پس مرا هم با او بکش. امام سجاد(علیه السلام) در این هنگام به عمّه اش زینب فرمود: عمه جان، شما سکوت کن تا من با او سخن بگویم. سپس آن حضرت به جانب ابن زیاد رو کرد و فرمود: ای پسر زیاد! آیا مرا به کشتن تهدید می کنی؟ مگر نمی دانی که کشته شدن عادت ما و افتخار ما در شهادت است؟! با این سخنان آتشین ابن زیاد، چنان مغلوب و در هم شکسته گشت که دیگر نتوانست به بحث ادامه دهد و تنها کاری که انجام داد این بود که دستور داد امام چهارم(علیه السلام) و اهل بیت ایشان را در خانه ای که کنار مسجد بزرگ کوفه بود، جای دهند. 3
http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/monasebat/e.sajad/15.jpg



پی نوشت ها:
1- سوگنامه آل محمّد، نوشته محمّدی اشتهاردی، ص333
2- سیره پیشوایان، نوشته مهدی پیشوایی، ص236
3- لهوف، سیّد بن طاووس، ص190

neginsabz
۱۳۸۹/۱۰/۱۰, ۱۵:۵۱
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/52287252592204703522.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifسخت ترين دوران امامت امام چهارم (عليه السلام)http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

http://img.tebyan.net/big/1388/10/92198157221391201019316310018614463164108234.jpg
امام زين العابدين(عليه السلام) در مدت امامت خويش، سخت ترين دوران عمر خويش را سپري نمود به گونه اي که، عقل آدمي از درک آن عاجز و ناتوان است و قلم و بيان، توانايي ترسيم عمق آن را ندارد.
حضرت در دوران امامت خويش با شش نفر از خلفاي جور، معاصر بود که عبارتند از: 1- يزيد بن معاويه (61 – 64 ق) 2- عبدالله بن زبير (61-73) 3- معاويه بن يزيد (مدت چند ماه از سال 64 ق) 4- مروان بن حکم (مدت نه ماه از سال 65 ق) 5- عبدالملک بن مروان (65 -86) 6- وليد بن عبدالملک (86 – 96)
دشوارترين دوران امامت امام چهارم(عليه السلام)، در زمان خلافت عبدالملک بن مروان است که مدت بيست و يک سال به طول انجاميد. مورخان عبدالملک را به عنوان فردي زيرک، با احتياط و دورانديش، اديب، باهوش و دانشمند معرفي مي نمايند.1 او پيش از رسيدن به قدرت، يکي از فقهاي مدينه به شمار مي رفت. و به زهد و عبادت و دينداري شهرت داشت و اوقات خود را در مسجد با عبادت سپري مي کرد به طوري که به او (حمامة المسجد) يعني کبوتر مسجد مي گفتند.2
اما به محض رسيدن به قدرت حالش تغيير يافت، محبت به دنيا و عشق به پست و مقام و رياست، چشم دلش را کور و اعتقاد و ايمان پوشالي او را بر باد فناء داد، و از اينجا معلوم مي شود که ايمان در عمق جان او جاي نگرفته بود والا با روي آوردن دنيا، تغييري در اخلاق و رفتارش ايجاد نمي شد و به گذشته ايماني خود پشت پا نمي زد.
نقل مي کنند: بعد از مرگ پدرش، مشغول خواندن قرآن بود، به محض شنيدن خبر مرگ پدر، قرآن را بست و گفت: اينک بين من و تو جدايي افتاد! و ديگر با تو کاري ندارم.3

عبدالملک، در دوران رياست خود به جنايات فجيعي دست زده و با اين اقدامات غير انساني، لکّه ننگي در تاريخ اسلام از خود برجاي گذاشت.
سيوطي و ابن اثير مي نويسند: در طول تاريخ اسلام، عبدالملک نخستين کسي بود که خيانت ورزيد، و نخستين کسي بود که مردم را از سخن گفتن در حضور خليفه منع کرد و نخستين کسي بود که از امر به معروف جلوگيري کرد.4
عبدالملک دو سال پس از شکست عبدالله بن زبير در مکه (در سال 75 هجري) در جريان سفر حج وارد مدينه شد و ضمن سخناني خطاب به مردم چنين گفت: من نه همچون خليفه خوار شده(عثمان)، نه همچون خليفه آسانگير(معاويه) و نه مانند خليفه سست خرد(يزيد) هستم، من اين مردم را جز با شمشير درمان نمي کنم، شما از ما کارهاي مهاجران را مي خواهيد، اما مانند آنها رفتار نمي کنيد (ما را به تقوا مي خوانيد و خود به آن عمل نمي کنيد) به خدا سوگند از اين پس هر کس مرا به تقوا امر کند، گردن او را خواهم زد.5
او روزي به سعيد بن مسيب گفت: چنان شده ام که اگر کار نيکي انجام دهم خوشحال نمي شوم و اگر کار بدي از من سر زند، ناراحت نمي شوم.6
عبدالملک در زمان رياست خود، افراد جنايتکار و خونخواري را در مناطق مختلف اسلامي به عنوان حاکم نصب کرد، آنها با زور و قلدري با مردم رفتار کرده و به دلخراش ترين جنايات دست خود را آلوده ساختند.
افرادي چون حجاج در عراق، مهلب در خراسان و هشام بن اسماعيل در مدينه که همانند عبدالملک سفاک و بيرحم بود و شيعيان را مورد اذيّت و آزار و شکنجه قرار مي دادند.
از ميان اين افراد ستمگر، حجاج در ظلم و ستم و جنايت گوي سبقت را از بقيه ربوده بود، به گونه اي که در تاريخ اسلام، جنايات وحشيانه او مشهور است.
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/52287252592204703522.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۱۰/۱۰, ۱۵:۵۲
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/52287252592204703522.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

گوشه اي از جنايات فجيع حجاج عليه شيعيان

http://img.tebyan.net/big/1388/10/2361119184733123148313421511410210315186.jpg

پس از شکست عبدالله بن زبير توسط حجاج، عبدالملک او را به مدّت دو سال به عنوان حاکم حجاز (مکه، مدينه و طائف) منصوب کرد.
او در مدينه به جنايات فجيعي دست زد که از شنيدن آنها قلب هر انسان مؤمني به درد مي آيد، در تاريخ آمده است که حجاج در مدينه گردن گروهي از صحابه پيامبر(صلي الله عليه و آله) را که از بزرگان مدينه بودند را زد، افراد نامداري چون(جابر بن عبدالله انصاري، انس بن مالک، سهل بن ساعدي و ...) و جمع ديگري را به قصد خوار کردن آنان، داغ نهاد به اين بهانه که آنها کشندگان عثمانند.
او هنگام ترک مدينه، سخنان بسيار زشت و زننده اي به زبان آورده و به ساحت مقدس پيامبر رحمت (صلي الله عليه و آله) اهانت کرد.
در تاريخ آمده است که او چنين گفت: (خدا را سپاس مي گويم که مرا از اين شهر بزرگ بيرون مي برد. اين شهر از همه شهرها پليدتر و مردم آن نسبت به اميرالمؤمنين(عبدالملک) حقه بازتر و گستاخ ترند. اگر سفارش اميرالمؤمنين نبود، اين شهر را با خاک يکسان مي کردم، در اين شهر جز پاره چوبي که منبر پيامبر خوانند و استخوان پوسيده اي که قبر پيامبر مي دانند، چيزي نيست).7
بعد از مکه و مدينه، عبدالملک او را حاکم عراق کرد، تا از اين طريق بتواند با ايجاد رعب و وحشت در دل مردم، پايه هاي حکومت ظالمانه خود را تحکيم بخشد.
وقتي وارد کوفه شد، به صورت فردي ناشناس با سر و صورتي پوشيده به مسجد آمد، صف مردم را شکافته و بر فراز منبر نشست و مدتي طولاني خاموش ماند. در بين مردم زمزمه در گرفت که اين کيست؟! يکي گفت: او را سنگسار کنيم، گفتند: نه،صبر کن ببينيم چه مي گويد؟ وقتي همه ساکت شدند حجاج، روي خود را باز کرد و در آغاز سخن گفت:
(مردم کوفه! سرهايي را مي بينيم که چون ميوه ي رسيده، وقت چيدن آنها فرا رسيده است و بايد از تن جدا شود و اين کار به دست من انجام مي گيرد، و خون هايي را مي بينيم که ميان عمّامه ها و ريش ها مي درخشد...)
اين سخنان تهديد آميز را همچنان ادامه داد تا اينکه مردم ديدند، سنگريزه از دست مردي که مي خواست او را سنگسار کند، بي اختيار به زمين افتاد.8
حجاج در بصره نيز، جنايات وحشيانه اي مرتکب شد که با آن جنايات صفحات تاريخ را سياه ساخت، به گونه اي که قلب هر خواننده اي از مطالعه آن، محزون و غمگين مي شود.
طبق آنچه در تاريخ نقل شده است او وقتي به بصره آمد، به همراه سپاهيان خود، وارد مسجد شد، و با ترفند و نقشه اي شيطاني، مردم مظلوم را مورد حمله قرار دادند و آن مردم بي پناه وقتي چنين وضعي را ديدند، به بيرون مسجد هجوم آوردند، اما هر کس پاي از درِ مسجد بيرون گذاشت، سر از بدنش جدا شد و لذا فراري ها مجبور شدند به مسجد برگردند و در آنجا نيز مجدداً مورد حمله قرار گرفتند و کشته شدند، به گونه اي که جوي خون تا درِ مسجد و بازار سرازير گرديد. مسعودي مي نويسد: حجاج بيست سال، فرمانروايي کرد و تعداد کساني که در اين مدت با شمشير دژخيمان وي يا زير شکنجه جان سپردند، صد و بيست هزار نفر بود! و اين عده غير از کساني بودند که ضمن جنگ با حجاج به دست نيروهاي او کشته شدند. 9

http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/33413137481306703413.jpg
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/52287252592204703522.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


1- الکامل في التاريخ، ابن اثير، ج4، ص520
2- سيره پيشوايان، ص242
3- تاريخ الخلفاء، سيوطي، ص217
4- همان، 218؛ الکامل في التاريخ، ابن اثير، ج4، ص522
5- زندگاني علي بن الحسين، دکتر شهيدي، ص98
6- سيره پيشوايان، ص243 و 244
7- تاريخ تحليلي اسلام، دکتر شهيدي، ص182
8- همان، ص184
9- سيره پيشوايان، ص247 و 248

neginsabz
۱۳۸۹/۱۰/۱۰, ۲۰:۱۸
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/33413137481306703413.jpghttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifمن جگر پاره آن بزم شرابمhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

http://img.tebyan.net/big/1388/10/191137331449421210177175721711210013518141.jpg
من بر این ماه که بر نیزه نشسته پسرم
پاره پاره شده همچون لب بابا جگرم
من جگر پاره آن بزم شرابم والله
خیزران رنگ گرفت از لب زخم پدرم
اینکه آتش به سرم ریخته شد دردی نیست
عکس رخساره نیلی است در این چشم ترم
لرزه بر پیکرش افتاد کنیزش خواندند
من خجالت زده از خواهر نیکو سیُرم
خارجی و پسر خارجیان گفت به من
آنکه با زخم زبان کرده چنین خونجگرم
خواهر کوچک من گوشه ویران جان داد
هر سحر یاد همان غربت وقت سحرم
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/52287252592204703522.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

seyed yasin
۱۳۸۹/۱۰/۱۰, ۲۱:۴۹
امام باقرعليه السلام:كانَ أثَرُ السُّجُودِ فِي جَميعِ مَواضِعِ سُجُودِهِ فَسُمِّيَ السَجّادُ لِذلِكَ (بحار الأنوار, ج 46, ص 6.)
اثر سجده در تمام مواضع هفت گانه سجده او نمايان بود از اين جهت سجّاد ناميده شد

seyed yasin
۱۳۸۹/۱۰/۱۰, ۲۱:۵۷
امام باقرعليه السلام:كانَ يُصَلّي صَلاةَ مُوَدِّعٍ يَري أنَّهُ لايُصَلِّي بَعدَها أبَدَاً (بحارالانوار, ج 46, ص 79.)
امام سجّادعليه السلام مانند كسي كه آخرين نماز خود را به جاي مي آورد, نماز مي گزارد.او چنين مي ديد كه پس از آن هيچ گاه نماز نمي گزارد

معز الاولیاء
۱۳۸۹/۱۰/۱۰, ۲۳:۲۱
پاسدار قیام خونین کربلا

http://tarigh.ir/fa/uploads/posts/1292657905.jpg

امام سجاد (ع): هیچ چیز نزد خدا پس از خداشناسی، محبوبتر از پاک شکمی و پاکدامنی نیست و چیزی نزد خدا دلپذیرتر از اینکه از او درخواست شود نیست.

neginsabz
۱۳۸۹/۱۰/۱۱, ۰۰:۳۰
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/52287252592204703522.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifچرا امام سجاد را زین العابدین نامیدند؟http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

http://img.tebyan.net/big/1386/10/151757172199208131238146181232563537219125.jpg

عمران بن سلیم می‌گوید: هر گاه زُهری از علی بن الحسین مطلبی نقل می‌كرد، می‌گفت: برای من زین‌العابدین روایت كرد. یك بار ‏سفیان بن عُیینه به او گفت: از چه جهت او را زین العابدین می‌گویی؟
پاسخ داد از سعید بن مسیب شنیدم كه رسول خدا فرمود:‏
به روز قیامت، فریاد كننده‌ای آواز برآرد: زینت عبادت كنندگان كجاست؟
‏« یناد مُنادی: أینَ زَینُ الْعابِدینَ؟»؛ چنان می‌بینم كه فرزندم علی بن الحسین با تمام وقار و سكون در میان مردم محشر برای رسیدن ‏به جایگاهش قدم برمی‌دارد.‏
همین روایت را كتاب پرقیمت «علل الشرایع» صدوق از طریق علی بن ابراهیم قمّی، از ابن عباس، از رسول خدا حكایت می‌كند.(1)‏


و نیز‏ مرحوم حضینی و دیگر بزرگان آورده‌اند:
شخصی به نام عسكر - غلام امام محمّد جواد علیه السّلام - به نقل از پدرش حكایت كند:
روزی به محضر شریف حضرت علی بن موسی الرّضا علیه السّلام شرف حضور یافتم و عرضه داشتم: یاابن ‏رسول اللّه! چطور در بین اهل بیت رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله فقط امام چهارم، حضرت علی بن ‏الحسین علیهماالسّلام به عنوان “سیّد العابدین “ معروف و مشهور گشته است؟
امام رضا علیه السّلام در جواب فرمود: خداوند متعال در قرآن تصریح نموده است كه بعضی از پیغمبران را بر ‏بعضی از ایشان فضیلت و برتری داده است؛ و ما اهل بیت رسالت نیز همانند انبیاء عظام صلوات اللّه علیهم ‏می‌باشیم.
و سپس افزود: و امّا در رابطه با جدّم، علی بن الحسین علیهماالسّلام، كه سؤال كردی:
همانا پدرم از پدران بزرگوارش علیهم السّلام بیان فرموده است: روزی امام علی بن الحسین علیهماالسّلام ‏مشغول نماز بود، كه ناگاه شیطان به صورت یك افعی بسیار هولناكی، با چشم‌های سرخ از درون زمین ‏آشكار شد و خود را به محراب عبادت آن حضرت نزدیك كرد.(2)
ولیكن امام سجّاد علیه السّلام كمترین حسّاسیّتی در برابر آن موجود وحشتناك نشان نداد و ارتباط خود را ‏با پروردگار متعال خود قطع نكرد.
افعی دهان خود را نزدیك انگشتان پای آن حضرت آورد و آتشی از دهانش خارج ساخت كه بسیار وحشتناك ‏بود، ولی حضرت با آرامش خاطر و خیالی آسوده به نماز خود ادامه می‌داد و توجّهی به آن نداشت.
در همین حال كه شیطان با آن حالت ترسناك مشغول اذیّت و آزار بود، ناگهان تیری سوزاننده از سمت ‏آسمان آمد و به آن ملعون اصابت كرد.
هنگامی كه تیر به او خورد، فریادی كشید و به همان حالت و شكل اوّلیّه خود بازگشت و كنار امام سجّاد، ‏زین العابدین علیه السّلام ایستاد و اظهار داشت:
شما سیّد و سرور عبادت كنندگان هستی؛ و چنین نامی تنها زیبنده و شایسته شما می‌باشد.
و سپس در ادامه كلام خود افزود: من شیطان هستم؛ و تمام عبادت كنندگان را از زمان حضرت آدم تا كنون ‏فریب و بازی داده ام و كسی را از تو قوی‌تر و پارساتر نیافته ام.
و پس از آن شیطان از نزد امام سجّاد علیه السّلام خارج شد و حضرت بدون آن كه به او توجّهی داشته ‏باشد، به نماز و نیایش خود با پروردگار متعال خویش ادامه داد.(3)‏
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/52287252592204703522.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif





‏1ـ مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 167. ‏
2- در احادیث شریفه وارد شده است: ملائكه به هر شكلی غیر از سگ و خوك در می‌آیند، ولی شیطان و ‏جنّی‌ها می‌توانند به هر شكلی حتّی سگ و خوك در آیند.
3- هدایة الكبری حضینی: 214، س 11، بحارالا نوار: ج 46، ص 58، ح 11، به نقل از مناقب ابن شهر ‏آشوب.‏

neginsabz
۱۳۸۹/۱۰/۱۱, ۰۰:۳۲
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/52287252592204703522.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifدر سوگ زین العابدینhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


http://img.tebyan.net/big/1386/10/13969154671591982068089233816780130186133.jpg

در سوگ زین العابدین ، زهرا‎ ‎نشسته‎تیر
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
غم از داغش بر این دل ها‎ ‎نشسته
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
از دیدگان یاران، اشك جارى ز‎ ‎داغش
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
‎سوزم براى قبر بى شمع و‎ ‎چراغش
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
اى من فداى قبر بى نام و‎ ‎نشانت‎
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
خواهم كه تا سایم جبین بر‎ ‎آستانت
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
كویَش چرا بى زائر و بى سایبان‎ ‎است
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
‎قبر غریبش وعده گاه عاشقان‎ ‎است
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/52287252592204703522.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۸۹/۱۰/۱۱, ۱۸:۵۸
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_19885821115545205254204483014189118249134.jpg

سیمای صحیفه سجادیه


نام امام سجاد(ع) چهارمین امام شیعیان تداعی کننده مناجات و راز و نیاز و دعااست. آن امام, مجالی برای فعالیتهای علنی فرهنگی, اجتماعی و سیاسی نیافت و عمر شریف خود را در محراب عبادت و نیایش سپری ساخت. عبادت و دعایش, سیرالی الحقی نبود که سیرالی الخلق را به دنبال نداشته باشد. بلکه عبادت و محراب او و رویی به خالق و سویی به سوی خلق داشت.
او با حبل دعا مردم را با خدایشان مرتبط می‌ساخت و این حبل از چنان استحکام و عمقی برخوردار است که پس از گذشت قرنها, طراوت, اتقان و ژرفای خود را از دست ن داده است.
نوشته حاضر, بحثی کوتاه در باره صحیفه سجادیه آن حضرت است. نمی‌توان گفت همه دعاها و نیایشهای امام به دست ما رسیده است; بلکه دعاهای منسوب به آن حضرت قطره ای از دریای ژرف نیایشهای او است. دلیل این سخن مستدرکات بسیار صحیفه کامله سجادیه است.
به هرصورت, به قول شهید سیدمحمدباقر صدر (ره), صحیفه سجادیه را باید به عنوان بزرگترین عمل اجتماعی زمان و موقعیت امام(ع) معرفی کرد. این کتاب یگانه میراث فرهنگ الهی, یک منبع بزرگ مکتبی, یک مشعل هدایت ربانی و یک مدرسه اخلاق و تربیت اسلامی‌است که با گذشت روزگاران پایدار می‌ماند. انسانیت پیوسته به آن نیازمند است و هرچه گمراهی های شیطان و فریبندگی دنیا فزونتر گردد, نیاز به آن بیشتر می‌شود.
حکومت بنی امیه, به طور کامل امام را در عزلت سیاسی قرار داده بود به نحوی که در تمام مدت عمر شریفش فقط یک بار از روی ناچاری از پیشنهاد کارساز امام استقبال کردند و آن موقعی بود که: عبدالملک خلیفه اموی با پادشاه روم درگیری پیداکرد, و پادشاه روم... او را تهدید کرد که نقدینه های آنان را برای تحقیر مسلمانان از کشور روم وارد کند و در مقابل آن, هر قراردادی که خواست با آنها ببندد. در اینجا عبدالملک متحیر و بیچاره شد... لذا مسلمانان را دعوت به گردهمایی کرد و با آنها به مشورت پرداخت. هیچ کدام نظری که بتواند آن را به کار ببندد, اظهار نکردند. در آنجا مردم به او گفتند: توخود می‌دانی راه فرار از این مشکل به دست چه شخصی است. فریاد برداشت: وای بر شما چه کسی این کار از او ساخته است؟
گفتند: بازمانده اهل بیت پیامبر(ص). گفت: راست گفتید. او برای رفع این مشکل به امام زین العابدین(ع) پناهنده شد. امام(ع) فرزند خود, محمدبن علی الباقر(ع) را به شام گسیل داشت و تعلیمات لازم را به او داد. در آنجا امام باقر(ع) طرحی نو, برای تنظیم پول مسلمانان ارائه داد و کشور اسلامی‌را از موقعیت استعماری نجات داد. این قضیه نشان می‌دهد که اگر موقعیت اجتماعی و سیاسی برای امام فراهم بود, تنها به دعا و مناجات نمی‌پرداخت و از کان دانش و معرفت و تدبیر الهی خود امت اسلامی‌را بهره‌مند می‌ساخت. اما افسوس که حکام مستبد بنی امیه این موقعیت را از امام سلب کردند و امت اسلامی‌را از خورشید وجودش محروم ساختند.


http://askquran.ir/gallery/images//5405/5_13.jpg

parsa
۱۳۸۹/۱۰/۱۱, ۱۹:۵۵
ناتوانى در اداى حق مادر



امام سجاد علیه السلام در رساله الحقوق در مورد حقوق مادر مى فرمایند:

«حق مادرت این است که بدانى او به گونه اى تو را حمل کرده است که هیچ کس چنین لطفى به دیگرى نمى کند و او تو را حفظ و نگهبانى کرد و باکى نداشت که خود گرسنه باشد و تو را سیر سازد و خود تشنه بماند و تو را سیراب سازد و خود برهنه باشد و تو را بپوشاند و خود در معرض تابش شدید آفتاب قرار گیرد ولى براى تو سایه اى از محبت ایجاد کند و خود رنج بیدارى کشد ولى آسایش تو را فراهم سازد و از سرما و گرما حفظت کرد تا از آنِ او باشى. پس هر آینه توان سپاسگزارى او را ندارى مگر به کمک خدا و مددرسانى او»


در روایت آمده است که روزى فردى از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید: «ما حق الوالده؟» پیامبر جواب دادند: «هیهات هیهات لو أنه عدد رمل عالج و قطر المطر أیام الدنیا قام بین یدیها ما عدل ذلک یوم حملته فى بطنها».

یعنى هرگز نخواهى توانست!هرگز نخواهى توانست! اگر فرزند به تعداد ریگهاى بیابان و قطرات باران در جهان، در اداى حق مادر بکوشد معادل روزى که مادر فرزند را در شکمش حمل مى کرد نمى شود.»


همچنین روزى فردى به پیامبراکرم صلی الله علیه و آله گفت: «من مادر پیرم را به پشتم حمل مى کنم و از روزى ام به او مى خورانم. آیا حق مادرم را به جا آورده ام؟»

پیامبر فرمودند: «نه، زیرا که مادرت نیز تو را حمل کرد و نیز از شیره جانش به تو خورانید.» بنابراین هر چه انسان در دوران پیرى در حق مادر بکوشد مادر نیز در دوران کودکى آن را براى فرزند انجام داده است.


در ادامه پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «و کانت تصنع ذلک لک و هى تحبّ حیاتک و انت تصنع هذا بها و تحب مماتها»

یعنى: «مادرت در تمامى مراحل، کارهایى که براى تو مى کرد آرزوى زنده ماندنت را مى کرد، در حالى که تو آن کارها را مى کنى و آرزوى مرگ مادر پیرت را دارى»



http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/heart01.gif

neginsabz
۱۳۸۹/۱۰/۱۲, ۰۰:۱۷
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/52287252592204703522.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifسوگوار غربتتhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


http://img.tebyan.net/big/1388/10/5810913516324922913010610261191932198552234.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1388/10/14612921214411822715779211211325517742175.jpg)
اى زمین و آسمان‎ها، سوگوار غُربتت
آفتاب صبحدم، سنگ مزار غربتت
بر جبین فصل‎ها، هر یك نشان داغ توست
اى گریبان خزان چاك، از بهار غربتت
یك بقیع اندوه و ماتم، یك مدینه اشك و خون
سینه‎هامان یك به یك، آینه‎دار غربتت
پاك شد آینه از زنگ، اى تماشایى‎ترین!
شستشو دادیم دل را، با غبار غربتت
شب سیه‎پوش، از غم و اندوه بى پایان توست
شرمگین خورشید، از شب‎هاى تار غربتت
اى بقیعت عاشقان را كعبه عشق و امید
سینه چاكیم از غم تو، بى قرار غربتت
شهر یثرب، داغدار خاطرات رنج توست
خم شده پشت مدینه، زیر بار غربتت
مى‎تپد دل‎هاى عاشق، در هواى نام تو
با غمى خو كرده هر یك، در كنار غربتت
http://img.tebyan.net/big/1388/10/70512175025013613952172283217923719913.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1388/10/1526921911112179341622341723317114632193145.jpg)
كاش مى‎شد، روشناى تربت پاك تو بود
چلچراغ اشك ما، در شام تار غربتت
دایره در دایره پژواكى از اندوه توست
هیچ داغى نیست بیرون، از مدار غربتت
دامن اشكى فراهم داشتم، یك سینه آه
ریختم در پاى تو، كردم نثار غربتت
آشناى زخم دل‎ها، غربت معصوم توست
من دلى دارم پریشان، از تبار غربتت
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/52287252592204703522.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

hojjat sh
۱۳۸۹/۱۰/۱۳, ۱۹:۳۷
با سلام به محبان اهل بيت (ع)
دست شما درد نكنه واقعا خوب بود
با تشكر

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۹/۲۷, ۱۳:۳۶
http://shiaupload.ir/images/w37g4zx2dqy5lt8x1ave.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/20828694470890911714.gifhttp://shiaupload.ir/images/qv0hr575dvpmujzlm58o.gif

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif

http://www.askquran.ir/upload/files/shahadat._emamesajad.ask_askquran.ir.swf

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12940878608019490474.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۹/۲۷, ۱۹:۱۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_ihneih1buzqu0ptp451l.gif


جرعه ای ازجام زلال معرفت کلام امام

الامام علی بن الحسین عليه السلام قال :

آياتُ الْقُرْآنِ خَزائِنُ الْعِلْمِ، كُلَّما فُتِحَتْ خَزانَةٌ، فَيَنْبَغى لَكَ اَنْ تَنْظُرَ ما فيها.

حضرت علی بن الحسین علیه السلام فرموده اند :

آيه هاى قرآن ، هر كدام آن ، خزينه علوم خداوند است ،
هر آيه وخزينه اى را كه مشغول خواندن مى شوى
در آن دقّت نظر كن كه چه در مى يابى .

مستدرك الوسائل : ج 4 ص 238


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/40878735084159354291.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/40878735084159354291.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۹/۲۸, ۰۰:۳۱
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_31867667593827256479.gif

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/48524251613939104366.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/48524251613939104366.gif) ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت حضرت علي بن الحسين٬زين العابدين امام سجاد(ع)۞۩§۩۞ (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=25015)(سال گذشته)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/48524251613939104366.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/48524251613939104366.gif) ۩ ♥*♥ ۩ ای زمین و آسمانها سوگوار غربتت ...(اشعاری در رثای امام سجاد(ع) ۩ ♥*♥ ۩ (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=29556)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/48524251613939104366.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/48524251613939104366.gif) ๑۩๑۞๑۩ ๑ آلبوم تصاوير با موضوع شهادت امام سجاد عليه السلام๑۩๑۞๑۩ ๑ (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=25018%FE)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/48524251613939104366.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/48524251613939104366.gif) ۞*§*۞ اس ام اس و پیامک های تسلیت شهادت امام سجاد(ع) ۞*§*۞ (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=505717#post505717)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/48524251613939104366.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/48524251613939104366.gif) ·▪▪••●●:: دانلود مداحی و مرثیه سرایی در سوگ امام سجاد (ع) :::●●••▪▪·· (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=29571&p=506501)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/48524251613939104366.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/48524251613939104366.gif) ۞~ ۩~۞ نگاهی گذرا بر زندگی حضرت علی بن الحسین امام سجاد (ع) ۞~ ۩~۞ (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=505883#post505883)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/48524251613939104366.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/48524251613939104366.gif) ۩•*•۩ نقش امام سجاد علیه السلام در رساندن پیام کربلا ۩•*•۩ (http://www.askquran.ir/showthread.php?p=505900#post505900)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/48524251613939104366.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/48524251613939104366.gif) ▐✿▐✿▐✿▐مواضع سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی امام سجاد(ع) ▐✿▐✿▐✿▐ (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=29573)





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11043814281489319986.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11043814281489319986.jpg)

*عرفانی*
۱۳۹۰/۰۹/۲۸, ۰۶:۳۰
http://images.persianblog.ir/323536_EHwlmfKX.jpg




امام سجاد عليه السلام فرمود:




سه حالت و خصلت در هر يك از مؤمنين باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قيامت در سايه رحمت عرش الهي مي باشد و از سختي ها صحراي محشر در امان است:



اوّل آن كه در كارگشايي و كمك به نيازمندان و درخواست كنندگان دريغ ننمايد.


دوّم آن كه قبل از هر نوع حركتي بينديشد كه كاري را كه مي خواهد انجام دهد يا هر سخني را كه مي خواهد بگويد آيا رضايت و خوشنودي خداوند در آن است يا مورد غضب و سخط او مي باشد.


سوّم قبل از عيب جويي و بازگويي عيب ديگران، سعي كند عيب هاي خود را برطرف نمايد.






تحف العقول: ص204

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۹/۲۸, ۱۰:۲۴
http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/monasebat/e.sajad/13.jpg

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54106743619699371387.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54106743619699371387.gif

- غم فراق امام کاروان اسرای کربلا،
نگین آرامش قلب اهل حرم،
بر همگان به ویژه جوانان دلداده کوی دوست تسلیت باد!
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54106743619699371387.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54106743619699371387.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۹/۲۸, ۱۶:۴۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/59365577138350241282.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/59365577138350241282.jpg)

ای سرور عابدان عالم، امشب که شب رحلت توست،
به پیشگاه تو می آیم تا بر جوانی ام دعا کنی،
تا در لطافت و غلظت و رقت و نورانیت تو شناور شوم
و ذوب شوم در زلال نگاهت.

ای امام سجده کننده بر تربت کربلا،
عروجت بر جاده های گل آذین بسته آسمان
و رها شدنت از بی مهری های اهل زمین
بر قلب های ما تسلیت باد.

صحیفه سبز تو، نجوای انوار تابناکی است که تا بی نهایت،
شربت آرام بخش روح عطشناک آدمی است .
دعاهایت را در این فصل سرد، بدرقه جوانی ام کن.

- امشب اشک های داغ ِ روی گونه هایم،
در کنار تپش های ملتهب قلبم،
نظاره گر پر کشیدن سجده دارترین عنصر هستی است .
ای امام زمزمه های عاشقانه شب، سفرت پرباران!



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/78761635100488237211.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/78761635100488237211.jpg)

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۹/۲۸, ۱۸:۱۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68800330820912208497.jpg

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55249623858058083344.gif
لاله سرخ شهادت تن تبدار من است
چشمه فیض خدا چشم گهر بار من است

حافظ خون پیام شهدای ره دین
لب گویای من و دیده خونبار من است

آنکه در کرببلا بود انیس پدرم
درره شام بلا مونس و غمخوار من است

از غم اصغر و اکبر جگرم می سوزد
آه از این غم که خداوند خبر دار من است


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55249623858058083344.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۹/۲۹, ۰۸:۴۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/93692926416915127670.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/93692926416915127670.jpg)



ای امام عابدان شب زنده دار،
غم فراق علقمه و عاشورا،
چگونه بر پیکر تب دارت نهیب می زد،
آن زمان که در ابتدای اسارتت،
زخم های گلگون قدم هایت را به شمارش نشستی؟

- در کوچه پس کوچه های جوانی ام،
نجوای دعای توست که می جوشد
و میل رویش را در تمام وجودم ایجاد می کند.
برای سبز شدن و جوانه زدن،
لابه لای صحیفه ات آشیانه می کنم.

شهادت بزرگ مرد مناجات، صحیفه سبز عشق و عرفان
سید سجده کننده آل طه، امام عابدان و عارفان،
بر همه شعیان و عاشقان حضرتش تسلیت باد!



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11554783178039108068.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11554783178039108068.jpg)

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۹/۲۹, ۱۱:۵۴
معجزات سید الساجدین علیه السلام


http://img.tebyan.net/big/1388/05/5367472085010012612116564175995581584.jpg



مروی است که حجاج بن یوسف، وقتی امام زین العابدین(علیه السلام) را در بغداد حبس کرده بود، مردی دیگر نیز در زندان بود.
شبی آن مرد به یاد فرزندان خود بسیار گریست.
حضرت از نور باطن دانست که گریه او از چیست.
چون از نماز فارغ شدند و از شب، نیمه بگذشت امام زین العابدین(علیه السلام) بدو فرمود:
می خواهی که به خانه خود روی و عیال و فرزندان خود را ببینی؟
آن مرد را بعد از استماع این سخن، گریه غالب شده، جواب نتوانست داد.
آن حضرت فرمود: دست به من ده و چشم بر هم نه. آن مرد دست به دست آن حضرت داد و چشم بر هم نهاد.
بعد از لمحه ای، حضرت فرمود: چشم بگشا.
چون چشم بگشود، خود را در خانه خود دید.
حضرت فرمود: برو عیال و فرزندان خود را ببین و عهد، تازه کن و احوال طفلان خود معلوم کرده، بیا.

آن مرد به خانه رفته و فرزندان و اهلبیت خود را بدید و ایشان احوال امام سجاد(علیه السلام) را پرسیدند.
چون احوال آن حضرت را بیان نمود، به گریه و زاری افتادند و می گریستند.
چون گریه و زاری ایشان را بدید، بیرون آمد و به خدمت حضرت سجاد(علیه السلام) رسید.
آن حضرت، دستش بگرفت و فرمود: چشم بگشا.
چون چشم خود گشود، خود را در بغداد، در اندرون زندان دید.
مروی است که در آن ایام امام سجاد(علیه السلام) هجده ساله بود و در دوازده سالگی، علمای زمان را درس می داد و آداب شریعت، تعلیم می فرمود.

شفای بیمار با دعای امام سجاد علیه السلام

حضرت علی بن الحسین علیه السلام نسبت به خانمی به نام «حبابه والبیه» دو کرامت عجیب:
1- « حبابه والبیه » می گوید: به حضرت علی بن الحسین (علیه السلام) وارد شدم و در صورتم ( برص؛ پیسی ) عارض شده بود، حضرت دستش را بر آن گذاشت و به طور کلی از بین رفت. سپس فرمود: ای حبابه در پیروان ابراهیم غیر از ما و شیعیان ما از این مرض بهبودی نمی یابند.

2- امام باقر علیه السلام فرمودند: حضرت علی بن الحسین (علیه السلام) برای « حبابه والبیه » دعا کردند و در پرتو دعای حضرت خداوند جوانی او را به او برگرداند و با انگشتان به او اشاره نمودند و در همان لحظه حائض گردید. و در آن موقع او یکصد و سیزده سال از عمرش می گذشت.
این دعای مستجاب و این اشاره الهی و تصرف در تکوین نشانه مقام ولایه الهی حضرت سجاد (علیه السلام) است.


« حبابه والبیه » می گوید: به حضرت علی بن الحسین (علیه السلام) وارد شدم و در صورتم ( برص؛ پیسی ) عارض شده بود، حضرت دستش را بر آن گذاشت و به طور کلی از بین رفت. سپس فرمود: ای حبابه در پیروان ابراهیم غیر از ما و شیعیان ما از این مرض بهبودی نمی یابند



از قرآن مجید نیز در زمینه مکالمه دو ملک که برای عذاب قوم «لوط» آمده بودند و قبل از آن در منزل حضرت ابراهیم(علیه السلام) میهمان شدند و به خانم او مژده فرزندار شدن دادند، خانم حضرتکه اساساً نازا و بسیار پیر بود با تعجب گفت آیا من بچه دار می شوم در حالیکه خود نازا و پیره زن هستم و شوهرم هم پیرمرد است؟!
آنها گفتند آیا تو از امر الهی تعجب می کنی ؟! «و امرتُه قائمه فضحکت فبشر ناها باسحق و من و راء اسحق یعقوب _ قالت یا ویلتی ءاله و انا عجوز و هذا بعلی ان هذا لشی عجیب _ قالو تعجبین من امر الله. . . » (73 / 71) در بعضی از روایات آمده است که « فضحکت » به معنای « حاضت » هست در همان لحظه خانم حیض شد.
بنابر این هر گاه امر الهی به موضوعی تعلق بگیرد آن محقق خواهد شد. « انما امره الی اله اذا اراد شیئاً ان یقول له کن فیکون» (82 / یس )
یعنی هر آینه چون به چیزی اراده فرماید، کارش این بس که می گوید: باش پس اولیاء الهی نیز مظهر و تجلی امر الهی هستند و اراده الهی از کانال وجود آنها به منصه ظهور می رسد.
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

منبع :سایت حوزه

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23669037193429242741.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23669037193429242741.gif)

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۹/۲۹, ۱۹:۰۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02907829633854276277.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02907829633854276277.gif)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55249623858058083344.gif

امشب اشک های داغ ِ روی گونه هایم،
در کنار تپش های ملتهب قلبم،
نظاره گر پر کشیدن سجده دارترین عنصر هستی است .
ای امام زمزمه های عاشقانه شب، سفرت پرباران!
- تسلیت باد سالروز شهادت امامِ لحظه های مناجات سبز صحیفه عشق و عرفان!

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55249623858058083344.gif

فاطمه جان
۱۳۹۰/۰۹/۲۹, ۱۹:۰۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68800330820912208497.jpg

دل سودا زده ام ناله و فرياد كند

هر زمان ياد غم سيد سجاد كند


بى گمان اشك به رخساره بريزد از چشم

هر كه يادى ز گرفتارى آن راد كند


بود در تاب تب و بسته به زنجير ستم

آن كه خلقى ز كرم از الم آزاد كند


به جز از شمر ستمگر نشنيدم دگرى

با تن خسته كسى اين همه بيداد كند


تن تب دار و اسيرى و غم كوفه و شام

واى اگر شِكوه اين قوم بر اجداد كند


خون ببارد ز غم مرگ پدر در همه عمر

چون كه از واقعه كرب و بلا ياد كند


غير زينب كه بد آن قافله را قافله دار

كس نبودى كه بر آن غمزده امداد كند


نتوان ماتم سجاد نوشتن «خسرو»

دل اگر سنگ بود ناله و فرياد كند


(محمّد خسرو نژاد)

فاطمه جان
۱۳۹۰/۰۹/۲۹, ۱۹:۱۲
http://askquran.ir/gallery/images//4260/1_pic3.jpg

:Rose:قال الامام علي بن الحسين علیه السلام::Rose:

طَلَبُ الْحَوائِجِ إلی النّاسِ مَذَلَّةٌ لِلْحَیاةِ وَ مَذْهَبَةٌ لِلْحَیاء،
وَ اسْتِخْفافٌ بِالْوَقارِ وَ هُوَ الْفَقْرُ ‏الْحاضِرِ،
وَ قِلَّةُ طَلَبِ الْحَوائِجِ مِنَ النّاسِ هُوَ الْغِنَی الْحاضِر.(7)

دست نیاز به سوی مردم دراز كردن، سبب ذلّت و خواری در زندگی
و در معاشرت خواهد بود. و نیز موجب از بین رفتن حیا و كاهش وقار
خواهد گشت. و همین خود فقر بالفعل است(كه گریبانگیر شخص شده)
و (اما) كم بودن نیازمندیها از مردم خود غنا و توانمندی بالفعل است
(كه شخص به آن آراسته است).‏

تحف العقول: ص 210، بحارالا نوار: ج 75، ص 136، ح 3.

گل نرگس
۱۳۹۰/۰۹/۲۹, ۲۲:۴۹
http://askquran.ir/gallery/images//4260/1_pic13.jpg


عاشوراى حسینى، كتاب سرخى بود كه «تفسیر ناب» آن از زبان امام سجاد تراوید
امام سجاد علیه السلام، پاسدار «وحى نبوى» و «خط علوى» و «شورحسینى» بود

در برابر خدا، «سجاد» بود، هرگز در برابر ظالمان، سر تسلیم فرود نیاورد و چهره بر درگاه ارباب قدرت نسود، کبوتر مجروح و پر وبال شکسته عدالت
با پماد عرفان زین العابدین علیه السلام در شفا خانه دعاهایش التیام یافت


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/78761635100488237211.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/78761635100488237211.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۹/۳۰, ۰۱:۰۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/22836725350987527420.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/22836725350987527420.jpg)

بسم ربّ الشّهداء و الصّدّیقین

السّلام علی الحسین و علی علیّ ابن الحسین

جمع شدن نجابت عرب و عجم هر دو در او ، به اعتبار پدر و مادر ، به فرمایش

حضرت رسول (صلّی الله علیه و آله وسلّم) :

« إِنَّ الله من عباده خیرتین فخیرته من العرب قریش و من العجم فارس »

لهذا ملقّب به ابن الخیرتین شد .

انتشار اولاد رسول خدا (ص) از این امام همام است .

برای همین ایشان را آدم بنی الحسین گویند

و او اوّل کسی است که به مُهر و تسبیح امام حسین (علیه السّلام )

سجده و عبادت کرد و از همه خلایق بیشتر گریست

رئیس البکائین چهارند: حضرت آدم ، حضرت یعقوب، حضرت یوسف،

حضرت امام زین العابدین (علیه السّلام )

السّلام علیک یا علیّ ابن الحسین یا زین العابدین

یا وجیهاً عندالله اشفع لنا عندالله

(منتهی الامال ج2ص29)

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/71202880444549197253.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/71202880444549197253.jpg)

مجیب
۱۳۹۰/۰۹/۳۰, ۰۸:۱۲
حضرت علی بن الحسین علیه السلام (http://www.askquran.ir/mavara-index.php?page=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D8%A7%D9% 85%D8%A7%D9%85+%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D8%B9%D9% 84%DB%8C%D9%87+%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%8 5) در زمان خلافت ,ولید بن عبدالملک, به شهادت رسید.
بنا به گفته عمر بن عبدالعزیز (http://www.askquran.ir/mavara-index.php?page=%D8%B9%D9%85%D8%B1+%D8%A8%D9%86+%D8 %B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B 2)، ولید که حاکم جبّار و ظالمی بود، زمین را از جور و ستم لبریز کرده بود. در دوره‌ی حکومت او، رفتار مروانیان و کارگزاران آنها با دودمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم (http://www.askquran.ir/mavara-index.php?page=%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA+%D9%85%D8% AD%D9%85%D8%AF+%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C+%D8% B5%D9%84%DB%8C+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%B9%D9% 84%DB%8C%D9%87+%D9%88+%D8%A2%D9%84%D9%87)، بنی هاشم و به خصوص
امام سجاد علیه السلام بسیار ظالمانه و بی‌رحمانه بود.

,والی مدینه, - ,هشام بن اسماعیل, - گر چه از زمان عبدالملک بن مروان مسئول اداره شهر مدینه بود، ولی در دوران ولید رفتار ظالمانه ای با حضرت زین العابدین علیه السلام در پیش گرفت و هنگامی که به دلیل بدرفتاری زیاد با مردم مدینه از منصب خود عزل شد، او را در کنار منزل مروان (http://www.askquran.ir/mavara-index.php?page=%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86+%D8% A8%D9%86+%D8%AD%DA%A9%D9%85) نگه داشتند تا مردم از او تقاص بگیرند. او خود معترف بود که از کسی جز علی بن الحسین علیه السلام بیم ندارد، اما هنگامی که امام با جمعی از اصحاب خود از کنار او عبور کردند، هیچ یک به او متعرض نشدند و از او شکایتی نکردند. این جا بود که هشام (http://www.askquran.ir/mavara-index.php?page=%D9%87%D8%B4%D8%A7%D9%85+%D8%A8%D9% 86+%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%DA%A 9) فریاد زد:« ,الله اعلم حیث یجعل رسالته, » (خدا می‌داند رسالت خود را در کدام خاندان قرار دهد.)
و در روایت دیگری، امام برای او پیغام داد که اگر از نظر مادی در تنگنا هستی، ما تأمینت می‌کنیم.

مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند, امام به دست ولید مسموم شد, و برخی دیگر معتقدند به دست ,هشام بن عبدالمل,، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود.

منابع:

بحارالانوار،‌ج 46، ص 152، حدیث 12 و ص 153 و 154

شهیدعلیرضازمانی
۱۳۹۰/۰۹/۳۰, ۰۹:۱۴
بسم الله الرحمن الرحیم


اللهم انی اسئلک ان تملا قلبی حبا لک،وخشیتة منک،وتصدیقا بکتابک، وایمانا بک، وفرقا منک، وشوقا الیک، یا ذالجلال والاکرام،حبب الی لقائک واحبب لقائی، واجعل لی فی لقائک الراحةوالفرج والکرامة،اللهم الحقنی بصالح من مضی،واجعلنی من صالح من بقی،وخذ بی سبیل الصالحین،واعنی علی نفسی بما تعین به الصالحین علی انفسهم ،واختم عملی باحسنه ،واجعل ثوابی منه الجنة برحمتک ،واعنی علی صالح ما اعطیتنی،وثبتنی یا رب،ولا تردنی فی سوء استنقذتنی منه یا رب العالمین...


خدایا از تو میخواهم که دلم را پرکنی از محبت وترس از خودت وتصدیق به کتابت وایمان به خودت وهراس واندیشه از خود واشتیاق بسوی خود،
ای صاحب جلال وبزرگواری مرا دوستدار لقای خویش کن ونیز لقای مرا دوست بدار ودر لقای خود برای من آرامش وگشایش وکرامتی قرار ده خدایا مرا به شایستگان از مردم گذشته ملحق کن واز شایستگان باقیمانده قرارم ده وبه راه شایستگانم ببر وکمکم ده بر مخالفت با هوای نفسم بدانچه کمک دادی شایستگان را بر مخالفتشان با هوای نفس وختم کن کارم را به نیکوترین کارهایم وپاداشم را از آن کار به رحمت خود بهشت قرار ده وکمکم ده در آنچه به من داده ای که در کار صالح بکار بندم وثابت قدمم دار وبازم مگردان به بدیهایی که از آن نجاتم داده ای ای پروردگار جهانیان...
"فرازی از دعای ابو حمزه ثمالی"

neginsabz
۱۳۹۰/۰۹/۳۰, ۰۹:۴۷
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/52287252592204703522.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifچرا امام سجاد را زین العابدین نامیدند؟http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif

http://img.tebyan.net/big/1386/10/151757172199208131238146181232563537219125.jpg

عمران بن سلیم می‌گوید: هر گاه زُهری از علی بن الحسین مطلبی نقل می‌كرد، می‌گفت: برای من زین‌العابدین روایت كرد. یك بار ‏سفیان بن عُیینه به او گفت: از چه جهت او را زین العابدین می‌گویی؟
پاسخ داد از سعید بن مسیب شنیدم كه رسول خدا فرمود:‏
به روز قیامت، فریاد كننده‌ای آواز برآرد: زینت عبادت كنندگان كجاست؟
‏« یناد مُنادی: أینَ زَینُ الْعابِدینَ؟»؛ چنان می‌بینم كه فرزندم علی بن الحسین با تمام وقار و سكون در میان مردم محشر برای رسیدن ‏به جایگاهش قدم برمی‌دارد.‏
همین روایت را كتاب پرقیمت «علل الشرایع» صدوق از طریق علی بن ابراهیم قمّی، از ابن عباس، از رسول خدا حكایت می‌كند.(1)‏


و نیز‏ مرحوم حضینی و دیگر بزرگان آورده‌اند:
شخصی به نام عسكر - غلام امام محمّد جواد علیه السّلام - به نقل از پدرش حكایت كند:
روزی به محضر شریف حضرت علی بن موسی الرّضا علیه السّلام شرف حضور یافتم و عرضه داشتم: یاابن ‏رسول اللّه! چطور در بین اهل بیت رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله فقط امام چهارم، حضرت علی بن ‏الحسین علیهماالسّلام به عنوان “سیّد العابدین “ معروف و مشهور گشته است؟
امام رضا علیه السّلام در جواب فرمود: خداوند متعال در قرآن تصریح نموده است كه بعضی از پیغمبران را بر ‏بعضی از ایشان فضیلت و برتری داده است؛ و ما اهل بیت رسالت نیز همانند انبیاء عظام صلوات اللّه علیهم ‏می‌باشیم.
و سپس افزود: و امّا در رابطه با جدّم، علی بن الحسین علیهماالسّلام، كه سؤال كردی:
همانا پدرم از پدران بزرگوارش علیهم السّلام بیان فرموده است: روزی امام علی بن الحسین علیهماالسّلام ‏مشغول نماز بود، كه ناگاه شیطان به صورت یك افعی بسیار هولناكی، با چشم‌های سرخ از درون زمین ‏آشكار شد و خود را به محراب عبادت آن حضرت نزدیك كرد.(2)
ولیكن امام سجّاد علیه السّلام كمترین حسّاسیّتی در برابر آن موجود وحشتناك نشان نداد و ارتباط خود را ‏با پروردگار متعال خود قطع نكرد.
افعی دهان خود را نزدیك انگشتان پای آن حضرت آورد و آتشی از دهانش خارج ساخت كه بسیار وحشتناك ‏بود، ولی حضرت با آرامش خاطر و خیالی آسوده به نماز خود ادامه می‌داد و توجّهی به آن نداشت.
در همین حال كه شیطان با آن حالت ترسناك مشغول اذیّت و آزار بود، ناگهان تیری سوزاننده از سمت ‏آسمان آمد و به آن ملعون اصابت كرد.
هنگامی كه تیر به او خورد، فریادی كشید و به همان حالت و شكل اوّلیّه خود بازگشت و كنار امام سجّاد، ‏زین العابدین علیه السّلام ایستاد و اظهار داشت:
شما سیّد و سرور عبادت كنندگان هستی؛ و چنین نامی تنها زیبنده و شایسته شما می‌باشد.
و سپس در ادامه كلام خود افزود: من شیطان هستم؛ و تمام عبادت كنندگان را از زمان حضرت آدم تا كنون ‏فریب و بازی داده ام و كسی را از تو قوی‌تر و پارساتر نیافته ام.
و پس از آن شیطان از نزد امام سجّاد علیه السّلام خارج شد و حضرت بدون آن كه به او توجّهی داشته ‏باشد، به نماز و نیایش خود با پروردگار متعال خویش ادامه داد.(3)‏
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://www.shiaupload.ir/images/52287252592204703522.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif





‏1ـ مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 167. ‏
2- در احادیث شریفه وارد شده است: ملائكه به هر شكلی غیر از سگ و خوك در می‌آیند، ولی شیطان و ‏جنّی‌ها می‌توانند به هر شكلی حتّی سگ و خوك در آیند.
3- هدایة الكبری حضینی: 214، س 11، بحارالا نوار: ج 46، ص 58، ح 11، به نقل از مناقب ابن شهر ‏آشوب.‏

neginsabz
۱۳۹۰/۰۹/۳۰, ۰۹:۴۸
http://sites.google.com/site/atyabisite/file-manager/SalaamYaSajjad1.jpg

neginsabz
۱۳۹۰/۰۹/۳۰, ۰۹:۴۹
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifتوصیه امام سجاد(علیه‎السلام) در لحظات آخر عمرhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


http://img.tebyan.net/big/1388/10/2041564413142242113222315917024790242210.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1388/10/172101781722611620824815981324102197111123.jpg)
1- ابوحمزه ثمالی از حضرت امام محمدباقر(علیه‎السلام) نقل می‌کند که فرمود:
چون هنگام وفات حضرت علی بن الحسین(علیهماالسلام) فرا رسید، من را به سینه خود چسبانید و فرمود:
پسرم، تو را به چیزی وصیت می‎کنم که پدرم به هنگام وفاتش به من وصیت کرد. او فرمود از ظلم به کسی که علیه تو یاری جز خداوند ندارد بپرهیز و هرگز خود را بر آن آلوده مساز.
2- از حضرت ابی الحسن(علیه‎السلام) نقل شده است که امام سجاد(علیه‎السلام) در هنگام وفات بیهوش شد. سپس چشمان خود را گشود و سوره واقعه و فتح را قرائت کرد و بعد گفت:
حمد خداوندی را که وعده خود به ما را راست گردانید و همه‌ی بهشت را به ما بخشید و ما در هر جای بهشت که بخواهیم برای خود منزل اختیار می‌کنیم.
سپس آیه 74 سوره زمر را تلاوت کرد: "پس چه خوب است اجر عاملین" و از دنیا رفت.
3- و در روایت دیگری آمده است:
امام زین العابدین(علیه‎السلام) پیش از وفات لحظه‎ای به هوش آمد و پارچه‎ای را که رویش بود کنار زد و فرمود:
قبر مرا حفر کنید تا به زمین سفت برسید. بعد پارچه را روی صورتش کشید و جان به جان آفرین تسلیم کرد.
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/71202880444549197253.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/71202880444549197253.jpg)



برگرفته از: بحارالانوار، ‌ج 46، ص 152، حدیث 16 (به نقل از اصول کافی ) و ص 147.

neginsabz
۱۳۹۰/۰۹/۳۰, ۰۹:۵۴
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifبیان مصیبت کربلا از زبان امام سجاد(علیه‎السلام)http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif


http://img.tebyan.net/big/1388/10/191137331449421210177175721711210013518141.jpg (http://www.tebyan.net/bigimage.aspx?img=http://img.tebyan.net/big/1388/10/125241694215862531588220224582146203219232.jpg)
امام سجاد(علیه‎السلام) روزی در بازار شام با منهال بن عمرو الطائی که از شیعیان او بود برخورد کرد. (بعضی هم گفته‎اند این ملاقات بعد از خطبه حضرت سجاد(علیه‎السلام) در مسجد دمشق بوده است.)
منهال به امام عرض کرد: «ای پسر رسول خدا حال شما چطور است؟ و چگونه شب را به صبح می‎آورید؟»
امام سجاد(علیه‎السلام) فرمود: « وای بر تو، آیا وقت آن نرسیده که بدانی حال ما چگونه است؟ ما در این امت، همانند بنی اسرائیل گرفتار فرعونیانیم!! مردان ما را کشته و زنان ما را زنده نگه داشته‎اند!
ای منهال، عرب بر عجم می‎بالد که محمد مصطفی(صلی الله علیه و آله) عرب است و قبیله قریش بر دیگر قبایل مباهات می‎کند که رسول خدا قریشی است؛ و اینک ما فرزندان اوییم که حقمان غصب شده و خون‎مان به ناحق روی زمین ریخته شده است. ما را از شهر و دیارمان آواره کرده‎اند!! پس انالله و انا الیه راجعون از این مصیبت که بر ما گذشته است.»

http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/07978876204908169338.jpg

برگرفته از: بحارالانوار، ج 45،‌ ص 84، 143،162،175/ تاریخ طبری، ج 5، ص 232

neginsabz
۱۳۹۰/۰۹/۳۰, ۱۰:۰۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55249623858058083344.gif

صحيفه سبز تو
نجواي انوار تابناكي است كه تا بي نهايت
شربت آرام بخش روح عطشناك آدمي است .
دعاهايت را در اين فصل سرد،
بدرقه جواني ام كن.
امشب اشك هاي داغ ِ روي گونه هايم،
در كنار تپش هاي ملتهب قلبم،
نظاره گر پر كشيدن سجده دارترين عنصر هستي است .
اي امام زمزمه هاي عاشقانه شب، سفرت پرباران!

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55249623858058083344.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۹/۳۰, ۱۳:۴۷
http://img.tebyan.net/Big/1389/09/137241113192552091414783631941712213138182.jpg

neginsabz
۱۳۹۰/۰۹/۳۰, ۱۳:۵۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55249623858058083344.gif
لحظه لحظه با امام سجاد علیه السلام

http://img.tebyan.net/big/1388/10/239224121637128192189782312767221031070.jpg
از آن زمان كه حضرت سیدالشهداء - علیه السلام - نهضت را آغاز كرد و از وطن خویش مدینه خارج شد تا هنگام شهادت فرزند دلبندش زین‌العابدین - علیه السلام - ملازم او بود و بعد هم رنج اسیری و سفرهای تلخ و سخت را تا بازگشت به مدینه بر دوش كشید.
امام سجاد - علیه السلام - می‌فرماید: شبی كه بامداد آن پدرم به شهادت رسید من بیمار بودم و عمه‌ام زینب پرستار من بود پدرم در حالیكه ابیاتی را زمزمه می‌كرد نزد من آمد و من مقصود آن حضرت را از خواندن این ابیات دریافتم و گریه گلویم را گرفت و دانستم مصیبت فرود آمده است، لیكن عمه‌ام زینب چون بیت‌ها را شنید طاقت نیاورد و بانگ برداشت. [1]
حمیدبن مسلم می‌گوید من در روز عاشورا نزد علی‌بن‌الحسین - علیه السلام - رفتم او بیمار و بر بستر افتاده بود. در این هنگام شمر با گروه خود نزدیك شده گفتند این جوان را بكشیم؟ من گفتم سبحان‌الله آیا شما كودكان را هم می‌كشید این كودك است سپس هر كس به او نزدیك شد همین را گفتم تا عمرسعد رسید و گفت كسی به خیمه زنان نرود و این كودك بیمار را هم آزار نرساند.[2]
(نا گفته نماند كه خداوند تبارك و تعالی به خاطر حفظ جان حجت خود علی‌بن‌الحسین - علیه السلام - چند روزی عارضه تب و بیماری را به سراغ آن حضرت آورد وتعبیر امام بیمار تعبیر غلطی است).
ابن‌قولویه قمی از قول امام سجاد - علیه السلام - نقل می‌كند كه فرمود: ما را با این حال از كنار كشتگان و محل شهادت پدرم به سوی كوفه حركت دادند. پس نظر كردم به سوی پدر و سایر اهلبیت او كه در خاك و خون آغشته گشته و بدنهای طاهرشان بر روی زمین افتاده بود و هیچ اقدامی جهت دفن آنها نشده بود. آنقدر حالم سخت شد كه نزدیك بود كه جان از بدنم درآید. عمه‌ام زینب - علیهاالسلام - همینكه مرا به این حال دید پرسید كه این چه حالی است كه در تو مشاهده می‌كنم این یادگار پدر ومادر و برادران! من می‌بینم كه می‌خواهی جان تسلیم كنی، گفتم ای عمّه چگونه ناله و اضطراب نداشته باشم و حال آنكه می‌بینم سید و آقای خود و برادران و عموها و عموزادگان و اهل و فامیل خود را كه آغشته به خون در این بیابان افتاده وابدان آنها عریان و بی‌كفن است و هیچكس بر دفن ایشان نمی‌پردازد.

آنگاه عمه‌ام حدیث ام‌ایمن را برایم خواند كه:
«وُیُنصِبونُ لهِذَا الطَّفِ عُلَماً لِقَبًرِ اَبیكُ سیُّدالشّهُداءِ لایُدًرِس اََثَرُه وُ لایُعفو رُسًمُه عُلی كرورِ اللّیالیِ وُ الْاَیام». [3]
و در سرزمین كربلا بر قبر پدرت سیدالشهداء علامتی نصب كنند كه اثر آن هرگز بر طرف نشود و به مرور ایام و لیالی محو و نابود نگردد.
به عبارت دیگر مردم از اطراف عالم به زیارت قبر مطهرش بیایند و او را زیارت نمایند هر چه كه سلاطین و ستمگران در محو آثار آن سعی و كوشش نمایند. عزّت و شوكتش بیشتر خواهد شد.

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55249623858058083344.gif

neginsabz
۱۳۹۰/۰۹/۳۰, ۱۳:۵۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55249623858058083344.gif

امام - علیه السلام - در كوفه

هنگام بردن اسیران از كربلا به كوفه بر گردن امام زین‌العابدین - علیه السلام - غل و جامعه نهادند (جامعه طوق مانند‌ی است كه دستها و گردن را با آن به هم می‌بندند) و چون بیمار بود و نمی‌توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پای او را بر شكم شتر بستند. [4]

سرزمین مردم کوفه

سیدبن طاوس می‌نویسد كه:
چون اسیران به كوفه وارد شدند زینب علیها السلام و بعد فاطمه صغری و سپس ام‌كلثوم خطبه‌ای در سرزنش مردم شهر ایراد كردند، چنانكه حاضران گریه و ناله سر دادند و زنها موهای خود را پریشان كردند آنگاه علی بن الحسین - علیه السلام - به مردم اشاره كرد كه خاموش شوند و چون خاموش شدند چنین فرمود:
http://img.tebyan.net/big/1390/09/21143252234239885079150232324073134152227.gif
مردم! آنكه مرا می شناسد، می‌شناسد آنكه نمی‌شناسد خود را به او می‌شناسانم، من علی فرزند حسن فرزند علی‌بن ابیطالبم. من پسر آنم كه حرمتش را درهم شكستند و نعمت و مال او را به غارت بردند..... كسان او را اسیر كردند. من پسر آنم كه در كنار نهر فرات سر بریدند در حالیكه نه به كسی ستم كرده و نه با كسی مكری بكار برده بود، من پسر آنم كه او را از قفا سربریدند و این مرا فخری بزرگ است.
ای مردم آیا! شما به پدرم نامه ننوشتید؟ با او بیعت نكردید؟ پیمان نبستید؟ فریبش ندادید؟ و به پیكار با او برنخاستید؟ چه زشت كاری! و چه بداندیشه و كرداری. اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله به شما بگوید: فرزندان مرا كشتید و حرمت مرا در هم شكستید شما از امت من نیستید به چه رویی به او خواهید نگریست؟! ناگهان از هر سو بانگ برخاست. مردم یكدیگر را می‌گفتند تباه شدید و نمی‌دانید. امام - علیه السلام - فرمود: خدا بیامرزد كسی را كه پند مرا بپذیرد و به خاطر خدا و رسول آنچه می‌گویم در گوش گیرد. سیرت ما باید چون سیرت رسول خدا باشد كه نیكوترین سیرت است. همه گفتند:
پسر پیامبر ما شنوا، فرمانبردار، و به تو وفاداریم از تو نمی‌بریم و با هركه گویی پیكار می كنیم و با آنكه در آشتی بسر می‌بریم،یزید را رها می‌كنیم و از ستمكاران بر تو بیزاریم!
امام سجاد - علیه السلام - فرمود: هیهات:ای فریبكاران دغل‌باز. ای اسیران شهوت و آز، می‌خواهید با من همان كاری كنید كه با پدرانم كردید؟ نه به خدا. هنوز زخمی كه زده‌اید خون فشان است و سینه از داغ مرگ پدر و برادرانم سوزان. تلخی این غمها گلوگیر و اندوه من تسكین ناپذیر است. از شما می‌خواهم نه با ما باشید و نه بر ما. [5]

مجلس ابن زیاد

پسر زیاد مجلس بزمی تشكیل داد و اهل بیت را در آن محفل حاضر نمود، نگاهی به امام سجاد علی بن الحسین - علیه السلام - كرد و گفت: كی هستی؟ فرمود: علی بن الحسین! گفت: مگر خدا علی بن الحسین را نكشت؟ امام - علیه السلام - ساكت ماند. آن ملعون گفت: چرا پاسخ نمی‌دهی؟ امام - علیه السلام - فرمود: برادری داشتم كه او را علی می‌گفتند شما او را كشتید و روز رستاخیز از شما بازخواست خواهد شد. گفت: نه خدا او را كشت! امام - علیه السلام - در پاسخ این آیات را قرائت نمود:
«اَلله یُتَو فَّی اْلاَ نفسُ حِینُ مُوتِها، وُ ما كانُ لِنَفْسٍ اِلاّ اَنً تَموتَ بِاذْنُ الله كِتاباً مؤجُّلاً» .[6]
خدا جانها را به هنگام مرگشان می‌میراند، هیچ كس جز با اجازت خدا نمی‌میرد.
پسر زیاد گفت: تو هم از آنان هستی، بنگرید كه بالغ شده است؟
مروان‌بن معاذ احمری گفت: آری او را بكش.
امام - علیه السلام - در این وقت پرسید پس این زنان را چه كسی سرپرستی می‌كند. حضرت زینب علیه‌السلام خود را بدو آویخت و گفت: پسر زیاد خونی كه از ما ریختی برای تو بس است. از خون ما سیر نشدی؟ و به گردن علی آویخت و گفت: پسر زیاد تو را به خدا سوگند می‌دهم اگر او را بكشی مرا نیز بكش. امام علیه‌السلام فرمود: عمه خاموش باش تا من با او سخن بگویم سپس فرمود: پسر زیاد مرا از كشتن می‌ترسانی نمی‌دانی كه كشته شدن شعار ما و شعادت كرامت ماست؟
پسر زیاد گفت: او را بگذارید همراه زنان خود باشد. [7]

سهل‌بن سعد می‌گوید: من شاهد و ناظر ورود اسرا و سرهای شهدا به شام بودم. امام سجاد علیه‌السلام را مقدم برهمه حركت می‌دادند. خود را به آن بزرگوار رساندم و معرفی نمودم كه من از موالی و دوستان شما هستم، ای كاش با شما می‌بودم و اول كسی كه در كنار شما به شهادت می‌رسید من بودم آنگاه عرض كردم ای مولای من اگر حاجتی باشد بفرمائید انجام دهم. امام علیه‌السلام فرمود: آری
آیا ترا از دراهم چیزی موجود است عرض كردم هزار دینار و هزار درهم با من است.
امام فرمود: از این درهم و دینار چیزی برگیر و به این كسی كه حامل رأس مبارك پدرم هست بده و با اوبگوی این سر را از زنها دور بگرداند تا مردمان به نظاره آن سر مبارك به حرم رسول خدا صل‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسل نگاه نكنند. سهل می‌گوید: من این كار را انجام دادم دوباره به محضر حضرت آمدم.
امام علیه‌السلام‌فرمود: خداوند به تو جزای خیر دهد و ترا با ما ودر زمره ما در روز قیامت محشور فرماید.[8]
در هنگام عبور از شهر مردی در برابر امام سجاد علیه‌اسلام ایستاد و گفت: سپاس خدایی را كه شما را كشت و نابود ساخت و مردمان را از شرتان آسوده كرد و امیرالمؤمنین (یزید) را بر شما پیروز گردانید.
امام سجاد علیه‌السلام خاموش ماند تا مرد شامی آنچه در دل داشت بیرون ریخت. سپس از او پرسید قرآن خوانده‌ای؟ گفت آری. امام فرمود: این آیه را خوانده‌ای؟ « قلْ لاأسًئَلكمً عُلَیهِ أجًراً اِلاَّ الْموُدَّه فیِ‌القرًبی» [9]گفت: آری. فرمود: و این آیه را «وُآتِ ذَالْقربی حُقَّه» [10]گفت: آری. فرمود: و این آیه را «اِنّما یریدالله لِیذْهِبُ عُنْكم‌الرُّجًسُ اَهًلَ الْبُیًتِ لِیطَهُّرُ كم تَطْهیراً»[11]گفت: آری. امام علیه‌السلام فرمود: ای پیرمرد این آیه‌ها در حق ما نازل شده مائیم ذوی‌القربی، مائیم اهل بیت پاكیزه از آلایش. پیرمرد دانست آنچه درباره این اسیران شنیده درست نیست، آنان خارجی نیستند فرزندان پیغمبرند و از آنچه كه گفته بود پشیمان شده و گفت: خدایا من از بعضی كه از اینان در دل داشتم به درگاهت توبه می‌كنم. من از دشمنان محمّد و آل محمّد بیزارم.[12]
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55249623858058083344.gif

پی نوشت ها :
[1]. ناسخ‌التواریخ، ج 2، ص 168.
[2]. ارشاد، ج 2، ص 177.
[3]. منتهی‌الامال، ج1، ص 486.
[4]. ناسخ، ج 2، ص 30.
[5]. لهوف، ص 66.
[6]. آل عمران ـ 145.
[7]. مقتل خوارزمی، ج 2، ص 42.
[8]. ناسخ‌التواریخ، ج1، ص 271.
[9]. شوری ـ 22.
[10]. اسری ـ 26.
[11]. احزاب ـ 33.
[12]. مقتل خوارزمی، ج 2، ص 61 و لهوف، ص74.
منبع : زندگانی علی بن الحسین علیهما السلام، سید جعفر شهیدی

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۹/۳۰, ۱۹:۲۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/22836725350987527420.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/22836725350987527420.jpg)


در عزای سیّد سجاد

جای آن دارد که بارد آسمان خون بر زمین
در عزای سیّد سجّاد، زین العابدین

آنچه او دید از جفای کوفیان و شامیان
کافرم گر هیچ کس دیده است ظلمی این چنین

سی و شش سال از پس قتل پدر در کربلا
روز و شب کاری نبودش غیر زاری و غمین

گاه برنی جلوه گر دیدی سر پاک حسین
گاه خوردی تا زیانه از غلامان حَصین

خویش را از اهل دین خواندند آن بی‏دین گروه
وانگهی بستند در زنجیر کین، سلطان دین

(نصیر اصفهانی


http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/07978876204908169338.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۰۹/۳۰, ۱۹:۳۰
http://rhajian.persiangig.com/image/news/emamsajad.jpg



در عزای سیّد سجاد

جای آن دارد که بارد آسمان خون بر زمین
در عزای سیّد سجّاد، زین العابدین

آنچه او دید از جفای کوفیان و شامیان
کافرم گر هیچ کس دیده است ظلمی این چنین

سی و شش سال از پس قتل پدر در کربلا
روز و شب کاری نبودش غیر زاری و غمین

گاه برنی جلوه گر دیدی سر پاک حسین
گاه خوردی تا زیانه از غلامان حَصین

خویش را از اهل دین خواندند آن بی‏دین گروه
وانگهی بستند در زنجیر کین، سلطان دین

(نصیر اصفهانی


http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/07978876204908169338.jpg

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۰/۰۱, ۰۱:۰۷
http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/90510592944156632152.jpg

http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/11153520993171432399.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/11153520993171432399.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/82267837111751960989.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/82267837111751960989.gif

امام سجاد (عليه السلام) فرمود:

زمين كربلا، در روز رستاخيز، چون ستاره مرواريدى مى‏ درخشد
و ندا مى ‏دهد كه من زمين مقدس خدايم،زمين پاك و مباركى
كه پيشواى شهيدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است .

ادب الطف، ج 1، ص 236، به نقل از كامل الزيارات، ص 268.



http://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/11153520993171432399.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/11153520993171432399.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/82267837111751960989.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/2c2vwvo2el7z60w8ph5.gifhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/82267837111751960989.gif

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11692561124294111079.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11692561124294111079.jpg)

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۰/۰۱, ۱۷:۳۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/78497571424414009172.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/78497571424414009172.gif)


http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
در سوگ زین العابدین ، زهرا‎ ‎نشسته‎تیر
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
غم از داغش بر این دل ها‎ ‎نشسته
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
از دیدگان یاران، اشك جارى ز‎ ‎داغش
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
‎سوزم براى قبر بى شمع و‎ ‎چراغش
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
اى من فداى قبر بى نام و‎ ‎نشانت‎
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
خواهم كه تا سایم جبین بر‎ ‎آستانت
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
كویَش چرا بى زائر و بى سایبان‎ ‎است
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
‎قبر غریبش وعده گاه عاشقان‎ ‎است


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73113606602316094080.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73113606602316094080.gif)

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۰/۰۱, ۱۷:۵۵
http://img.tebyan.net/big/1388/10/239224121637128192189782312767221031070.jpg

لحظه لحظه با امام سجاد علیه السلام


از آن زمان كه حضرت سیدالشهداء - علیه السلام - نهضت را آغاز كرد و از وطن خویش مدینه خارج شد تا هنگام شهادت فرزند دلبندش زین‌العابدین - علیه السلام - ملازم او بود و بعد هم رنج اسیری و سفرهای تلخ و سخت را تا بازگشت به مدینه بر دوش كشید.
امام سجاد - علیه السلام - می‌فرماید: شبی كه بامداد آن پدرم به شهادت رسید من بیمار بودم و عمه‌ام زینب پرستار من بود پدرم در حالیكه ابیاتی را زمزمه می‌كرد نزد من آمد و من مقصود آن حضرت را از خواندن این ابیات دریافتم و گریه گلویم را گرفت و دانستم مصیبت فرود آمده است، لیكن عمه‌ام زینب چون بیت‌ها را شنید طاقت نیاورد و بانگ برداشت. [1]
حمیدبن مسلم می‌گوید من در روز عاشورا نزد علی‌بن‌الحسین - علیه السلام - رفتم او بیمار و بر بستر افتاده بود.
در این هنگام شمر با گروه خود نزدیك شده گفتند این جوان را بكشیم؟
من گفتم سبحان‌الله آیا شما كودكان را هم می‌كشید این كودك است سپس هر كس به او نزدیك شد همین را گفتم تا عمرسعد رسید و گفت كسی به خیمه زنان نرود و این كودك بیمار را هم آزار نرساند.[2]
(نا گفته نماند كه خداوند تبارك و تعالی به خاطر حفظ جان حجت خود علی‌بن‌الحسین - علیه السلام - چند روزی عارضه تب و بیماری را به سراغ آن حضرت آورد وتعبیر امام بیمار تعبیر غلطی است).
ابن‌قولویه قمی از قول امام سجاد - علیه السلام - نقل می‌كند كه فرمود: ما را با این حال از كنار كشتگان و محل شهادت پدرم به سوی كوفه حركت دادند. پس نظر كردم به سوی پدر و سایر اهلبیت او كه در خاك و خون آغشته گشته و بدنهای طاهرشان بر روی زمین افتاده بود و هیچ اقدامی جهت دفن آنها نشده بود.
آنقدر حالم سخت شد كه نزدیك بود كه جان از بدنم درآید. عمه‌ام زینب - علیهاالسلام - همینكه مرا به این حال دید پرسید كه این چه حالی است كه در تو مشاهده می‌كنم این یادگار پدر ومادر و برادران! من می‌بینم كه می‌خواهی جان تسلیم كنی، گفتم ای عمّه چگونه ناله و اضطراب نداشته باشم و حال آنكه می‌بینم سید و آقای خود و برادران و عموها و عموزادگان و اهل و فامیل خود را كه آغشته به خون در این بیابان افتاده وابدان آنها عریان و بی‌كفن است و هیچكس بر دفن ایشان نمی‌پردازد.


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/78761635100488237211.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/78761635100488237211.jpg)

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۰/۰۱, ۱۷:۵۵
http://img.tebyan.net/big/1390/09/21143252234239885079150232324073134152227.gif


آنگاه عمه‌ام حدیث ام‌ایمن را برایم خواند كه:


«وُیُنصِبونُ لهِذَا الطَّفِ عُلَماً لِقَبًرِ اَبیكُ سیُّدالشّهُداءِ لایُدًرِس اََثَرُه وُ لایُعفو رُسًمُه عُلی كرورِ اللّیالیِ وُ الْاَیام». [3]
و در سرزمین كربلا بر قبر پدرت سیدالشهداء علامتی نصب كنند كه اثر آن هرگز بر طرف نشود و به مرور ایام و لیالی محو و نابود نگردد.
به عبارت دیگر مردم از اطراف عالم به زیارت قبر مطهرش بیایند و او را زیارت نمایند هر چه كه سلاطین و ستمگران در محو آثار آن سعی و كوشش نمایند. عزّت و شوكتش بیشتر خواهد شد.

امام - علیه السلام - در كوفه

هنگام بردن اسیران از كربلا به كوفه بر گردن امام زین‌العابدین - علیه السلام - غل و جامعه نهادند (جامعه طوق مانند‌ی است كه دستها و گردن را با آن به هم می‌بندند) و چون بیمار بود و نمی‌توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پای او را بر شكم شتر بستند. [4]


سرزمین مردم کوفه

سیدبن طاوس می‌نویسد كه:
چون اسیران به كوفه وارد شدند زینب علیها السلام و بعد فاطمه صغری و سپس ام‌كلثوم خطبه‌ای در سرزنش مردم شهر ایراد كردند، چنانكه حاضران گریه و ناله سر دادند و زنها موهای خود را پریشان كردند آنگاه علی بن الحسین - علیه السلام - به مردم اشاره كرد كه خاموش شوند و چون خاموش شدند چنین فرمود:

مردم! آنكه مرا می شناسد، می‌شناسد آنكه نمی‌شناسد خود را به او می‌شناسانم، من علی فرزند حسن فرزند علی‌بن ابیطالبم. من پسر آنم كه حرمتش را درهم شكستند و نعمت و مال او را به غارت بردند..... كسان او را اسیر كردند. من پسر آنم كه در كنار نهر فرات سر بریدند در حالیكه نه به كسی ستم كرده و نه با كسی مكری بكار برده بود، من پسر آنم كه او را از قفا سربریدند و این مرا فخری بزرگ است.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23669037193429242741.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23669037193429242741.gif)

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۰/۰۱, ۱۷:۵۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02907829633854276277.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02907829633854276277.gif)

ای مردم آیا!
شما به پدرم نامه ننوشتید؟
با او بیعت نكردید؟
پیمان نبستید؟
فریبش ندادید؟
و به پیكار با او برنخاستید؟
چه زشت كاری! و چه بداندیشه و كرداری.
اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله به شما بگوید:
فرزندان مرا كشتید و حرمت مرا در هم شكستید شما از امت من نیستید به چه رویی به او خواهید نگریست؟!
ناگهان از هر سو بانگ برخاست.
مردم یكدیگر را می‌گفتند تباه شدید و نمی‌دانید. امام - علیه السلام - فرمود:
خدا بیامرزد كسی را كه پند مرا بپذیرد و به خاطر خدا و رسول آنچه می‌گویم در گوش گیرد.
سیرت ما باید چون سیرت رسول خدا باشد كه نیكوترین سیرت است. همه گفتند:

پسر پیامبر ما شنوا، فرمانبردار، و به تو وفاداریم از تو نمی‌بریم و با هركه گویی پیكار می كنیم و با آنكه در آشتی بسر می‌بریم،یزید را رها می‌كنیم و از ستمكاران بر تو بیزاریم!

امام سجاد - علیه السلام - فرمود: هیهات:ای فریبكاران دغل‌باز.
ای اسیران شهوت و آز، می‌خواهید با من همان كاری كنید كه با پدرانم كردید؟ نه به خدا.
هنوز زخمی كه زده‌اید خون فشان است و سینه از داغ مرگ پدر و برادرانم سوزان.
تلخی این غمها گلوگیر و اندوه من تسكین ناپذیر است. از شما می‌خواهم نه با ما باشید و نه بر ما. [5]

مجلس ابن زیاد

پسر زیاد مجلس بزمی تشكیل داد و اهل بیت را در آن محفل حاضر نمود، نگاهی به امام سجاد علی بن الحسین - علیه السلام - كرد و گفت: كی هستی؟
فرمود: علی بن الحسین! گفت: مگر خدا علی بن الحسین را نكشت؟ امام - علیه السلام - ساكت ماند.
آن ملعون گفت: چرا پاسخ نمی‌دهی؟ امام - علیه السلام - فرمود:
برادری داشتم كه او را علی می‌گفتند شما او را كشتید و روز رستاخیز از شما بازخواست خواهد شد. گفت: نه خدا او را كشت! امام - علیه السلام - در پاسخ این آیات را قرائت نمود:
«اَلله یُتَو فَّی اْلاَ نفسُ حِینُ مُوتِها، وُ ما كانُ لِنَفْسٍ اِلاّ اَنً تَموتَ بِاذْنُ الله كِتاباً مؤجُّلاً» .[6]
خدا جانها را به هنگام مرگشان می‌میراند، هیچ كس جز با اجازت خدا نمی‌میرد.
پسر زیاد گفت: تو هم از آنان هستی، بنگرید كه بالغ شده است؟
مروان‌بن معاذ احمری گفت: آری او را بكش.
امام - علیه السلام - در این وقت پرسید پس این زنان را چه كسی سرپرستی می‌كند. حضرت زینب علیه‌السلام خود را بدو آویخت و گفت:
پسر زیاد خونی كه از ما ریختی برای تو بس است. از خون ما سیر نشدی؟ و به گردن علی آویخت و گفت: پسر زیاد تو را به خدا سوگند می‌دهم اگر او را بكشی مرا نیز بكش.
امام علیه‌السلام فرمود: عمه خاموش باش تا من با او سخن بگویم سپس فرمود: پسر زیاد مرا از كشتن می‌ترسانی نمی‌دانی كه كشته شدن شعار ما و شعادت كرامت ماست؟
پسر زیاد گفت: او را بگذارید همراه زنان خود باشد. [7]



http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/monasebat/e.sajad/13.jpg

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۰/۰۱, ۱۷:۵۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/93692926416915127670.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/93692926416915127670.jpg)



سهل‌بن سعد می‌گوید: من شاهد و ناظر ورود اسرا و سرهای شهدا به شام بودم. امام سجاد علیه‌السلام را مقدم برهمه حركت می‌دادند.
خود را به آن بزرگوار رساندم و معرفی نمودم كه من از موالی و دوستان شما هستم، ای كاش با شما می‌بودم و اول كسی كه در كنار شما به شهادت می‌رسید من بودم آنگاه عرض كردم ای مولای من اگر حاجتی باشد بفرمائید انجام دهم. امام علیه‌السلام فرمود: آری
آیا ترا از دراهم چیزی موجود است عرض كردم هزار دینار و هزار درهم با من است.
امام فرمود: از این درهم و دینار چیزی برگیر و به این كسی كه حامل رأس مبارك پدرم هست بده و با اوبگوی این سر را از زنها دور بگرداند تا مردمان به نظاره آن سر مبارك به حرم رسول خدا صل‌الله‌علیه‌و‌اله‌وسل � نگاه نكنند.
سهل می‌گوید: من این كار را انجام دادم دوباره به محضر حضرت آمدم.

امام علیه‌السلام‌فرمود:
خداوند به تو جزای خیر دهد و ترا با ما ودر زمره ما در روز قیامت محشور فرماید.[8]

در هنگام عبور از شهر مردی در برابر امام سجاد علیه‌اسلام ایستاد و گفت: سپاس خدایی را كه شما را كشت و نابود ساخت و مردمان را از شرتان آسوده كرد و امیرالمؤمنین (یزید) را بر شما پیروز گردانید.
امام سجاد علیه‌السلام خاموش ماند تا مرد شامی آنچه در دل داشت بیرون ریخت. سپس از او پرسید قرآن خوانده‌ای؟ گفت آری.
امام فرمود: این آیه را خوانده‌ای؟ « قلْ لاأسًئَلكمً عُلَیهِ أجًراً اِلاَّ الْموُدَّه فیِ‌القرًبی» [9]گفت: آری.
فرمود: و این آیه را «وُآتِ ذَالْقربی حُقَّه» [10]گفت: آری. فرمود: و این آیه را «اِنّما یریدالله لِیذْهِبُ عُنْكم‌الرُّجًسُ اَهًلَ الْبُیًتِ لِیطَهُّرُ كم تَطْهیراً»[11]گفت: آری.
امام علیه‌السلام فرمود: ای پیرمرد این آیه‌ها در حق ما نازل شده مائیم ذوی‌القربی، مائیم اهل بیت پاكیزه از آلایش. پیرمرد دانست آنچه درباره این اسیران شنیده درست نیست، آنان خارجی نیستند فرزندان پیغمبرند و از آنچه كه گفته بود پشیمان شده و گفت:
خدایا من از بعضی كه از اینان در دل داشتم به درگاهت توبه می‌كنم. من از دشمنان محمّد و آل محمّد بیزارم.[12]



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/78761635100488237211.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/78761635100488237211.jpg)

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۰/۰۱, ۱۷:۵۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55249623858058083344.gif

پی نوشت ها :

[1]. ناسخ‌التواریخ، ج 2، ص 168.

[2]. ارشاد، ج 2، ص 177.

[3]. منتهی‌الامال، ج1، ص 486.

[4]. ناسخ، ج 2، ص 30.

[5]. لهوف، ص 66.

[6]. آل عمران ـ 145.

[7]. مقتل خوارزمی، ج 2، ص 42.

[8]. ناسخ‌التواریخ، ج1، ص 271.

[9]. شوری ـ 22.

[10]. اسری ـ 26.

[11]. احزاب ـ 33.

[12]. مقتل خوارزمی، ج 2، ص 61 و لهوف، ص74.

فرآوری : زهرا اجلال

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

منبع : زندگانی علی بن الحسین علیهما السلام، سید جعفر شهیدی


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55249623858058083344.gif

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۰/۰۱, ۱۷:۵۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/57134661336513112207.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/57134661336513112207.jpg)

شمه‏ ای از فضائل و مناقب امام سجاد علیه السلام


نویسنده:تقوی – صادقی

در روز چهار شعبان، 38 سال پس از هجرت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرزندی پاک از سلاله فاطمه زهرا علیها السلام در مدینة النبی به دنیا آمد و چشم شیعیان را روشن نمود . نام او «علی‏» بود که بعدها به «زین العابدین‏» و «سجاد» مشهور گشت .
دو سال پس از تولد او، جدش امیر مؤمنان علی علیه السلام در محراب عبادت، به شهادت رسید و پس از آن به مدت ده سال، شاهد حوادث دوران امامت عمویش امام حسن علیه السلام بود . از سال پنجاه هجری، به مدت یازده سال در دوران پر فراز و نشیب امامت پدرش حسین بن علی علیهما السلام که با قدرت‏طلبی معاویه و پسرش یزید مصادف بود، در کنار او قرار داشت و پس از آن، در محرم الحرام سال 61 هجری پس از قیام و شهادت پدر بزرگوارش در حادثه کربلا، امامت و زعامت جامعه اسلامی را عهده‏دار شد (1).
این دوران که 34 سال به طول انجامید، با حکومت عده‏ای از حاکمان مقارن بود که عبارتند از:
1- یزید بن معاویه (61- 64 ه . ق)
2- عبد الله بن زبیر (61- 73 که به صورت مستقل حاکم مکه بود)
3- معاویة بن یزید (چند ماه از سال 64)
4- مروان بن حکم (نه ماه از سال 65)
5- عبد الملک بن مروان (65- 86)
6- ولید بن عبد الملک (86- 96)
آن امام همام، در سال 94 یا 95 هجری در مدینه منوره رحلت نمود و در قبرستان بقیع در کنار قبر عمویش امام حسن مجتبی علیه السلام به خاک سپرده شد (2).
دوران امامت آن حضرت، با یکی از سیاه‏ترین ادوار تاریخ اسلام همراه بود . بعد از حادثه دل‏خراش عاشورا و پس از انعکاس این خبر در سراسر کشور اسلامی، رعب و وحشت‏شدیدی بر جامعه حکم فرما شد و برای مردم مسلم گردید که یزید، پس از کشتن فرزند رسول خدا، که از قداست و عظمت‏بالایی برخوردار بود و به اسیری بردن زن و فرزندان او، از هیچ ظلم و جنایتی دریغ نخواهد کرد .
از دیگر حوادث تلخ این دوران، (واقعه حره) بود که بنا به نقل اکثر مورخین، لشکریان یزید، به فرماندهی مسلم بن عقبة، برای سرکوب مردم مدینه که در مقابل ظلم و جور حکومت‏بنی امیه به مخالفت پرداخته بودند، عازم آن شهر شدند و پس از حمله به مدینه، به دستور یزید، سه روز جان و مال و آبروی مردم مدینه مباح شد، از این رو عده زیادی از مردم بی‏گناه به قتل رسیدند (3)
و حدود هزاران زن بی‏شوهر، باردار شدند (4).
پس از آن واقعه، لشکریان یزید برای سرکوب عبد الله بن زبیر که در مقابل یزید، به مخالفت پرداخته بود عازم مکه شدند و پس از محاصره آن شهر، خانه خدا و حرم امن الهی را با منجنیق، سنگ باران کردند و بر آن آتش گشودند به طوری که پرده‏ها، و سقف آن که از چوب ساخته شده بود در آتش سوخت (5).
در این ایام، شیعیان در خفا و تقیه روزگار سختی را سپری می‏کردند و جرات هیچ گونه اظهار محبت‏به اهل بیت علیهم السلام را نداشتند و اگر چنین کاری می‏کردند، مورد شکنجه و آزار قرار می‏گرفتند و یا حتی به قتل می‏رسیدند، چنان که «یحیی بن ام طویل‏» از یاران با وفای امام سجاد علیه السلام به جرم دوستی و پیروی از اهل بیت علیهم السلام دستگیر، و دست‏ها و پاهای او قطع شد و سپس به شهادت رسید (6) ، همچنین در زمان حاکمیت عبد الملک مروان، حدود 120 هزار نفر از مردم بی‏گناه که بسیاری از آن‏ها شیعیان اهل بیت علیهم السلام بودند به دست‏حجاج بن یوسف که مردی سفاک و بی‏رحم بود، به قتل رسیدند (7).


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11692561124294111079.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11692561124294111079.jpg)

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۰/۰۱, ۱۸:۰۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/50754523267725086466.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/50754523267725086466.jpg)


قله‏های رفیع فضیلت

معرفت و شناخت تمام جنبه‏های شخصیتی ائمه علیهم السلام برای ما انسان‏های عادی و محدود در عالم طبیعت غیر ممکن است، چرا که آن انوار قدسیه در بالاترین مراتب و بلندترین قله‏های فضیلت و کمال قرار داشته و غالب انسان‏ها توان رسیدن به آن قله‏های رفیع را ندارند و از درک آن عاجزند .
امیر مؤمنان علی علیه السلام می‏فرمایند: «ولا یرقی الی الطیر; و مرغان [بلند پرواز اندیشه‏ها ] نمی‏توانند به [بلندای ارزش ] من پرواز کنند . (8) »
عبد العزیز بن مسلم، یکی از اصحاب امام رضا علیه السلام نقل می‏کند که ما در شهر «مرو» بودیم، روز جمعه در مسجد جامع آن شهر اجتماع کرده بودیم که از امامت‏سخن به میان آمد، پس از آن بر امام وارد شدم و در این رابطه از ایشان سؤال کردم، آن حضرت تبسمی کردند و فرمودند:
«الامام واحد دهره، لا یدانیه احد ولا یعادله عالم ولایوجد منه بدل ولا له مثل ولا نظیر;
امام یکتای زمان خویش است که احدی [در فضیلت] به او نزدیک نمی‏شود (به او نمی‏رسد) و هیچ دانشمندی با او برابری نمی‏کند و بدیل و مثل و نظیری ندارد .»
و در ادامه فرمودند: «فمن ذا الذی یبلغ معرفة الامام او یمکنه اختیاره، هیهات هیهات ضلت العقول; کیست که بتواند به حد شناخت امام برسد و یا بتواند او را برگزیند، هرگز، هرگز، عقول [از درک امام و شناخت او] عاجزند . (9) »
فضائل و مناقب امام سجاد علیه السلام

بدیهی است که ما هرگز نمی‏توانیم مقام و منزلت واقعی امام سجاد علیه السلام را درک کنیم و تمام فضائل و مناقب او را به رشته تحریر در آوریم، ولی با غور در سیره رفتار آن حضرت، می‏توانیم گوشه‏ای از فضائل و منقبت‏های اخلاقی آن امام همام را برگیریم و وجود خود را از بوی خوش آن عطر آگین سازیم، از این رو شمه‏ای از آن‏ها را به اختصار بیان می‏نماییم .
علم

از فضائل و مناقب بارز ائمه علیهم السلام علم گسترده آن‏ها است که از آن به «علم لدنی‏» تعبیر می‏شود، علمی که از منبع فیض و ذات حق سرچشمه می‏گیرد .
امام باقر علیه السلام می‏فرماید: «ان لله عزوجل علمین: علم لا یعلمه الا هو وعلم علمه ملائکته ورسله فما علمه ملائکته ورسله فنحن نعلمه (10); خداوند دو گونه علم دارد، یکی علمی که مخصوص اوست و دیگری علمی که به ملائکه و رسولانش تعلیم کرده است و ما (ائمه) از این علم که به ملائکه و رسولان آموخته است، بهره‏مندیم .»
از این رو یکی از ویژگی‏های ممتاز آن حضرت، احاطه علمی ایشان به اصول اعتقادی و احکام اسلامی بود، به گونه‏ای که در مقابل هر سؤالی که از او می‏شد، پاسخی دقیق و اعجاب‏انگیز، بیان می‏نمود .
این ویژگی منحصر به فرد، دانشمندان دیگر مذاهب را به تحسین و اعجاب واداشته بود، چنان که زهری، از علمای دربار عبدالملک مروان که از مخالفین اهل بیت علیه السلام به شمار می‏رفت، درباره امام سجاد علیه السلام می‏گوید: «ما رایت احدا کان افقه منه (11); احدی را فقیه‏تر و دانشمندتر از علی بن الحسین علیهما السلام ندیدم .»
ولی جای بسی تعجب و تاسف است که چگونه آن حضرت با آن مقام و عظمت علمی، مورد بی‏مهری و بی‏توجهی مردم و حتی دانشمندان و عالمان قرار می‏گرفت و لذا در زمره شاگردان ایشان فقط نام معدود کسانی همچون: جابربن عبدالله انصاری، ابوحمزه ثمالی، یحیی بن ام طویل و محمد بن جبیر بن مطعم، دیده می‏شود (12).


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/71202880444549197253.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/71202880444549197253.jpg)

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۰/۰۱, ۱۸:۰۲
http://askquran.ir/gallery/images//5405/1_19885821115545205254204483014189118249134.jpg





برگی از کتاب علم امام علیه السلام

کتاب شریف صحیفه سجادیه که حاوی ادعیه و مناجات‏های چهارمین پیشوای شیعیان است، یکی از بزرگترین و مهمترین گنجینه‏های حقایق و اسرار الهی به شمار می‏رود، به همین خاطر به القابی چون «انجیل اهل بیت‏» و «زبور آل محمد» و «اخت القرآن‏» (13) مشهور گشته است و نظر به اهمیت و عظمت این کتاب، شرح‏های زیادی بر آن نوشته شده که صاحب کتاب «الذریعة‏» ، چهل و هفت‏شرح را نام برده است (14).
در سال 1353 ش آیت الله نجفی رحمه الله نسخه‏ای از صحیفه سجادیه را برای طنطاوی (مفتی اسکندریه) به مصر فرستاد، وی پس از تشکر از دریافت این هدیه گران‏بها، در پاسخ چنین نوشت: «این از محرومیت ما است که تا کنون بر این اثر گران بهای جاوید، که از مواریث نبوت است، دست نیافته بودیم، من هر چه در آن می‏نگرم آن را از گفتار مخلوق برتر و از کلام خالق پایین‏تر می‏یابم . (15) »
دانشمندان و علمای بزرگ، پس از عمری تلاش و تعلیم و تعلم برای بیان کردن یا نوشتن مطلبی، زمان زیادی را به مطالعه و کنکاش می‏پردازند، ولی امام سجاد علیه السلام این مضامین بلند و مطالب عالی را در وقت مناجات با خالق خویش و در هنگامی که تمام توجه‏اش به معبود، معطوف بوده، نجوا می‏کرده است، و این نیست مگر جوششی از چشمه علم لدنی آن امام معصوم .
علاوه بر صحیفه سجادیه، رساله گران بهایی از آن حضرت به یادگار مانده که همچون پرتویی از نور، روشنی بخش راه انسان هاست . در این اثر جاوید که «رسالة الحقوق‏» نام دارد، 51 حق و وظیفه برای انسان بیان شده که از حقوق خداوند بر انسان و سپس حقوق اعضاء و جوارح شروع و به حقوق اهل ذمه ختم شده است (16).

کثرت عبادت

از مهم‏ترین عواملی که انسان را به سوی انجام عبادات بیشتر فرا می‏خواند، چشیدن طعم شیرین عبادت است و اگر انسان به مرتبه‏ای از کمال برسد که حلاوت عبادت را در اعماق وجود خود حس کند، هرگز وقت‏خود را در امور دیگر صرف نخواهد کرد، از این رو باید یکی از خواسته‏های ما از درگاه خداوند، این باشد که: «واذقنی حلاوة ذکرک; [پروردگارا] حلاوت و شیرینی یادت را به من بچشان .»
طبیعی است که امام سجاد علیه السلام با آن مقام بلند معنوی و غرق بودن در اقیانوس بی‏کران یاد خداوند و لبریز بودن وجود او از حلاوت ذکر حق، بیشتر وقت‏خود را به عبادت بپردازد .
امام محمد باقر علیه السلام درباره عبادت پدر خود می‏فرماید:
«بلغ من العبادة ما لم یبلغه احد وقد اصفر لونه من السهر ورمضت عیناه من البکاء ودبرت جبهته من السجود و ورمت قدماه من القیام فی الصلاة (17);
به حدی عبادت کرده بود که دیگران به آن حد عبادت نمی‏کنند و از شب زنده داری رنگش زرد گشته بود و از گریه چشمانش سرخ شده بود و از سجده پیشانی‏اش برجسته شده بود و از ایستادن برای نماز، پاهایش ورم کرده بود .»
این ویژگی امام سجاد علیه السلام چنان برجسته بود که علمای دیگر مذاهب زبان به تحسین او گشوده‏اند، چنان که مالک بن انس (رئیس مذهب مالکی از مذاهب چهارگانه اهل سنت) می‏گوید:
«ولقد بلغنی انه کان یصلی فی کل یوم ولیلة الف رکعة الی ان مات (18);
به من خبر رسیده که علی بن الحسین علیهما السلام در شبانه روز، هزار رکعت نماز می‏خواند و این کار تا زمان وفات او ادامه داشت .»
هم‏چنین‏ابن ابی الحدید می‏گوید: «وکان الغایة فی العبادة (19); [علی بن حسین علیهما السلام] نهایت در عبادت کردن بود .» به همین خاطر آن حضرت به «زین العابدین‏» یعنی زینت عبادت کنندگان، مشهور گشت (20).


http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/07978876204908169338.jpg

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۰/۰۱, ۱۸:۰۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/62678938054361805906.jpg





خشوع در عبادت

امام زین العابدین، به خاطر معرفت کامل و عشق وافری که به معبود خویش داشت، و مقام الوهیت را به خوبی درک نموده بود، در هنگام امور عبادی به پروردگار خود توجه کامل پیدا می‏نمود و نسبت‏به تمام امور اطراف خود بی‏توجه می‏گشت، آن چنان قلب او سرشار از یاد و ذکر خدا می‏شد که فضای دل را بر دیگر مخلوقات تنگ می‏نمود .
ابو نعیم اصفهانی از علمای اهل سنت نقل می‏کند که: «کان علی بن الحسین اذا فرغ من وضوء الصلاة وصار بین وضوئه وصلاته اخذته رعدة ونفضة، فقیل فی ذلک، فقال: ویحکم اتدرون الی من اقوم ومن ارید اناجی (21); همواره پس از وضو گرفتن و قبل از اقامه نماز، علی بن الحسین را لرزه‏ای فرا می‏گرفت، از ایشان درباره این حالت‏سؤال شد، امام علیه السلام فرمودند: وای بر شما! آیا می‏دانید که به درگاه چه کسی می‏ایستم و با چه کسی می‏خواهم مناجات کنم؟»
همچنین ابی نوح انصاری نقل می‏کند، روزی در خانه‏ای بودیم که علی بن الحسین هم در آن‏جا حضور داشت و در حال عبادت کردن بود و به سجده رفته بود، ناگهان خانه دچار حریق شد، دوبار به آن حضرت گفتند: «یابن رسول الله! النار; ای پسر رسول خدا! آتش‏» ، ولی امام علیه السلام سر از سجده برنداشت تا آن که آتش خاموش شد، آن گاه به ایشان گفته شد:
«ما الذی الهاک عنها; چه چیزی تو را از آتش غافل ساخت؟» آن حضرت در جواب فرمودند: «الهتنی عنها النار الاخری (22); آتش آخرت مرا از آن غافل ساخت .»

سیادت و عظمت

حاکمان بنی امیه و تمام کسانی که از اهل بیت علیهم السلام بغض و کینه‏ای به دل داشتند، تمام سعی و تلاششان این بود که با تبلیغات سوء بر علیه این خاندان، آنان را به انزوا کشانده و محبت مردم را نسبت‏به آنان کم کنند و نور ولایت را خاموش سازند «یریدون لیطفؤوا نور الله بافواههم والله متم نوره ولوکره المشرکون‏» (23); «آن‏ها می‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند، ولی خداوند نور خود را کامل می‏کند، هر چند کافران خوش نداشته باشند .»
ولی با همه این دسیسه‏ها و نیرنگ‏ها و تبلیغات سوء، این خاندان در بین مردم مقام و منزلت والایی داشتند و مورد احترام و تکریم واقع می‏شدند .
نقل شده که هشام بن عبدالملک از حکام بنی امیه، برای انجام فریضه حج عازم مکه شد، به هنگام طواف، وقتی می‏خواست‏حجر الاسود را استلام کند، به خاطر ازدحام جمعیت، موفق به این کار نشد، سپس منبری را در کنار حرم گذاشتند و هشام بر روی آن نشست و لشکریان دور او را گرفتند، در همین موقع امام سجاد علیه السلام وارد شد، در حالی که عبایی بر دوش مبارکش بود ; «احسن الناس وجها واطیبهم رائحة، بین عینیه سجادة; زیباترین مردم از نظر صورت و خوشبوترین مردم بود و در بین دو چشمش (محل سجده) علامت‏سجده نمایان بود .»
امام علیه السلام در حال طواف هنگامی که نزدیک حجر الاسود رسید، مردم به خاطر هیبت او و به نشانه تجلیل و احترام، کنار رفتند تا ایشان حجر الاسود را استلام کنند .
هشام، از این موضوع خشمگین شد . یکی از اطرافیان هشام، پرسید:
این شخص کیست که مردم این گونه احترامش می‏کنند؟
فرزدق (شاعر معروف عرب) که آن حضرت را شناخته بود گفت:
من او را می‏شناسم و بالبداهة شروع به خواندن اشعاری نمود و ابیات زیادی را در فضائل امام علیه السلام بیان نمود که به چند بیت از آن اشاره می‏کنیم:

هذا الذی تعرف البطحاء وطاته
والبیت‏یعرفه والحل والحرم
هذا بن خیر عباد الله کلهم
هذا التقی النقی الطاهر العلم
اذا راته قریش قال قائلها
الی مکارم هذا ینتهی الکرم

«این کسی است که بطحاء (نام مکانی در مکه معظمه) جای پایش را می‏شناسد و خانه کعبه و حرم و بیرون حرم با او آشناست .
این شخص، پسر بهترین تمام بندگان است و پرهیزگار، برگزیده، پاکیزه، نشانه و راهنما است .
هنگامی که قریش او را ببینند، گوینده آن‏ها می‏گوید: کرم و جود، به مکارم او ختم می‏شود .»
در این هنگام، هشام به شدت عصبانی شد و دستور داد فرزدق را در مکانی به نام «عسفان‏» بین مکه و مدینه، زندانی کنند (24).


http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/07978876204908169338.jpg

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۰/۰۱, ۱۸:۱۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/07756304558863048324.jpg


تواضع

چهارمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، در میان مردم از جایگاه والایی برخوردار بود و فضائل اخلاقی، موقعیت علمی و قرابتی که با رسول خدا صلی الله علیه و آله داشت، سبب شده بود که عامه و خاصه او را احترام و تعظیم کنند، ولی با وجود چنین برخوردی از طرف مردم، تواضع و فروتنی یکی از ویژگی‏های ممتاز اخلاقی آن حضرت به شمار می‏رفت، به حدی که در پاره‏ای از اوقات مورد اعتراض برخی از مسلمانان واقع می‏شد، برای نمونه روزی امام علیه السلام وارد مسجد شد و پس از عبور از میان توده مردم، در کنار «زیدبن اسلم‏» نشست . در این هنگام، نافع بن جبیر لب به اعتراض گشود و به آن حضرت عرض کرد: «غفر الله لک، انت‏سید الناس، تاتی تتخطی حتی تجلس مع هذا العبد; مغفرت و رحمت‏خدا بر تو باد، تو سید و سرور مردم هستی، پس چرا این گونه می‏روی تا در کنار این عبد بنشینی؟»
حضرت فرمودند: «العلم یبتغی ویؤتی ویطلب من حیث کان (25); علم و دانش باید جستجو شود و داده شود و طلب می‏شود از هر جائی که باشد .»
آری، مردان بزرگ همیشه در اوج عظمت و بزرگی، فروتنی و تواضع را سیره خود قرار می‏دهند و خود را در مقابل عظمت پروردگار جهانیان کوچک و ناچیز می‏بینند، از این رو هرگز به خود اجازه نمی‏دهند که با دیگر بندگان با کبر و غرور رفتار کنند .
امام سجاد علیه السلام در رفتار با مردم آن چنان متواضع بودند که برخی اوقات سعی می‏کردند در میان مردم ناشناخته باشند تا بتوانند متواضعانه با مردم برخورد نمایند و به آن‏ها خدمت کنند . امام صادق علیه السلام می‏فرمایند:
امام سجاد علیه السلام هنگامی که مسافرت می‏نمود با قافله‏ای حرکت می‏کرد که او را نمی‏شناختند و با اهل کاروان شرط می‏کرد که در طول سفر خدمت گذار آنان باشد .
روزی بر همین منوال مسافرت نمود، از قضا مردی که امام را از قبل می‏شناخت، آن حضرت را مشاهده کرد، نزد کاروانیان رفت و به آنان گفت:
آیا می‏دانید او کیست؟
گفتند: خیر، گفت: او علی بن الحسین علیهما السلام است، آن‏ها با شنیدن این سخن باسرعت‏به طرف امام علیه السلام رفتند و دست و پای او را بوسیدند و عرض کردند:
ای پسر رسول خدا! آیا می‏خواهی که آتش جهنم ما را فرا بگیرد؟
اگر از جانب ما به شما بی‏احترامی صورت می‏گرفت، آیا تا ابد هلاک نمی‏شدیم؟
امام علیه السلام فرمود: روزی با گروهی مسافرت نمودم که آنان مرا می‏شناختند و به خاطر قرابتی که با رسول خدا صلی الله علیه و آله داشتم مرا بیش از حد مورد احترام قرار دادند، و چون ترسیدم شما نیز چنین کنید، خود را معرفی نکردم (26).

دستگیری از ستمدیدگان و نیازمندان

امام زین العالدین علیه السلام همان طور که در عبادت‏های فردی زبان زد عام و خاص بود، در عبادات اجتماعی نیز، همه را به حیرت واداشته و خدمت‏به خلق، به خصوص دستگیری و دلجویی از نیازمندان را زینت‏بخش رفتار خود قرار داده بود، از این رو بسیاری از مورخین، با عبارت‏های گوناگون این موضوع را نقل کرده‏اند (27).
آن حضرت نسبت‏به بهبود وضع زندگی فقراء و محرومین، اهتمام فراوانی داشت و چنان بر این کار مداومت می‏ورزید که آثار حمل طعام برای فقرا، بر روی جسم مبارکشان باقی مانده بود، به گونه‏ای که نقل شده:
«لما مات علی بن الحسین فغسلوه جعلوا ینظرون الی آثار سواد بظهره، فقالوا: ما هذا؟
فقیل: کان یحمل جرب الدقیق لیلا علی ظهره یعطیه فقراء المدینة; هنگامی که علی بن الحسین رحلت نمود و مسلمانان بدن مبارکش را غسل می‏دادند، آثار سیاهی و کبودی را بر پشت آن حضرت مشاهده نمودند، پرسیدند:
این آثار برای چیست؟ جواب داده شد که این اثر حمل کیسه ‏های پر از طعام است که آن حضرت به فقراء مدینه اعطا می‏نمودند . (28) »
همچنین سفیان بن عیینة می‏گوید: زهری، شبی سرد و بارانی، علی بن الحسین را مشاهده نمود که بر دوش خود چیزی راحمل می‏کرد، پرسید:
ای فرزند رسول خدا، این چیست؟
امام علیه السلام فرمود: «ارید سفرا اعد له زادا، احمله الی موضع حریز; عازم سفری هستم و برای آن سفر زاد و توشه فراهم می‏کنم وبه جای امنی منتقل می‏سازم .» زهری عرض کرد: بگذارید غلام من آن را حمل کند، امام علیه السلام قبول نکردند، زهری عرض کرد: پس بگذارید من آن را حمل کنم و شما رااز حمل آن راحت نمایم . آن حضرت فرمود: من خود را از حمل چیزی که باعث نجاتم در سفر می‏شود، راحت نمی‏کنم .
پس از گذشت چند روز، زهری آن حضرت رامشاهده نمود و گفت: ای فرزند رسول خدا از آن سفری که بیان فرمودید اثری نمی‏بینم .
امام علیه السلام فرمود: «بلی یا زهری لیس ما ظننت ولکنه الموت وله کنت استعد، انما الاستعداد للموت، تجنب الحرام وبذل الندی فی الخیر (29);
آری ای زهری، آن سفری که تو گمان می‏کنی نیست، بلکه منظور من از سفر، سفر مرگ است که برای آن آماده می‏شوم، همانا آماده شدن برای مرگ، دوری جستن از حرام و بذل و بخشش چیزهای خوب در راه خیر است .»


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/78761635100488237211.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/78761635100488237211.jpg)

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۰/۰۱, ۱۸:۱۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23669037193429242741.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23669037193429242741.gif)


امام علیه السلام و اصلاح جامعه

امامان معصوم علیهم السلام همانند پیامبران الهی، هر کدام بر حسب شرائط زمان خود، به گونه‏ای خاص، از کیان اسلام دفاع کرده و اصول و مبانی اعتقادی و احکام الهی را تبلیغ نموده‏اند .
در ابتدای این نوشتار، موقعیت تاریخی و شرایط ویژه زمان امام سجاد علیه السلام به اجمال بیان شد و روشن گردید که خلفای بنی امیه آشکارا قوانین اسلامی را زیر پا می‏گذاشتند و از هر گونه ظلم و ستم و اشاعه فحشا دریغ نمی‏کردند .
این اوضاع سیاسی و جو فرهنگی، شیوه‏های مبارزاتی خاصی را می‏طلبید، از این رو آن حضرت، برای پیشبرد اهداف الهی و گسترش معارف اسلامی و مقابله باظلم و فساد دستگاه حکومتی بنی امیه، که در حال سرایت‏به تمام جامعه اسلامی بود، از شیوه‏های خاصی استفاده می‏کردند که در ادامه به سه نمونه از آن‏ها اشاره می‏کنیم .

1- زنده نگه داشتن یاد عاشورا

در زمان حکومت‏خلفای بنی امیه، جامعه اسلامی چنان از مسیر خود منحرف شده بود که سنت‏های رسول خدا صلی الله علیه و آله علنا ترک، و بدعت‏های زیادی در دین گذاشته می‏شد و کسانی چون یزید، که همه فرقه‏های اسلامی بر فاسق بودن او اتفاق نظر دارند و ترک نماز و شرب خمر را به او نسبت می‏دهند (30) ، در راس حاکمیت اسلامی قرار گرفتند، از این رو امام حسین علیه السلام با هدف مبارزه با ظلم و فساد عمال بنی امیه و احیاء سنت امر به معروف و نهی از منکر و باز گرداندن جامعه اسلامی به مسیر مستقیم، آن حماسه بزرگ تاریخ را رقم زد و با اهداء خون خود، نهال نوپای اسلام را زنده نگه داشت .
پس از واقعه جانسوز عاشورا، امام سجاد علیه السلام در هنگام اسارت در کوفه و شام، بدون هیچ ترس و واهمه‏ای از دستگاه جبار بنی امیه، با خطبه ‏های آتشین خود به روشنگری جامعه نسبت‏به چنین واقعه اسفباری پرداخت و مردم را از عواقب شوم آن، آگاه ساخت .
پس از آن نیز از هر فرصتی برای زنده نگه داشتن یاد و خاطره عاشورا و بیان نمودن آن قیام عظیم، استفاده می‏نمود . به عنوان نمونه آن حضرت در موقعیت‏های مختلف به یاد مظلومیت پدر و فرزندان و یاران با وفایش می‏گریست . از جمله در روایتی نقل شده که آن حضرت، هر زمان ظرف آبی را برای نوشیدن برمی‏داشت می‏گریست، از ایشان درباره علت این کار سؤال شد، فرمودند: «وکیف لا ابکی وقد منع ابی من الماء الذی کان مطلقا للسباع والوحوش (31);
چگونه گریه نکنم در حالی که آب برای استفاده وحوش و درندگان آزاد بود، ولی پدرم از آن منع شد .»
بدون شک چنین کارهایی از طرف امام، اثر و نتیجه سیاسی مثبتی داشت; چون یادآوری مکرر فاجعه کربلا نمی‏گذاشت که ظلم و جنایت‏حکومت اموی از خاطره‏ها فراموش شود و از طرفی در افکار عمومی برای حکام اموی بسیار گران تمام می‏شد و مشروعیت آنان را زیر سؤال می‏برد .

2- پند و ارشاد امت

روش دیگر امام علیه السلام در حفظ کیان اسلام و تبلیغ معارف الهی و مبارزه با ظلم و فساد، همان روش عمومی اولیاء الهی و ائمه اطهار علیهم السلام بود، یعنی از راه موعظه و پند و ارشاد، مردم را با اندیشه‏های ناب اسلام، آشنا می‏نمود و همچون پدری دلسوز و مهربان، آنان را از گرفتار شدن در گرداب ظلمت و تباهی، بر حذر می‏داشت و همچون خورشیدی فروزان راه هدایت و رستگاری را بر مردم روشن می‏نمود .
برخی از این مواعظ و بیانات، سخنانی است که هر روز جمعه در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله ایراد می‏فرمود (32).
همچنین سخنان و مواعظ دیگری که آن حضرت در جمع شیعیان و پیروان خاص خود ایراد می‏کردند، از طریق یارانی چون ابو حمزه ثمالی نقل شده است .
علاوه بر این، امام علیه السلام به صورت حضوری یا در قالب نامه، فقها و محدثان و قضات درباری را مورد وعظ و پند قرار می‏دادند و آنان را به پیروی از حق، دعوت می‏نمودند . برای نمونه امام علیه السلام در نامه‏ای دلسوزانه به زهری از محدثان و فقیهان دربار عبد الملک بن مروان، او را از عاقبت کارش آگاه ساخت و از او خواست که از گمراهی دست کشیده و راه راست را در پیش گیرد .
در فرازی از این نامه امام سجاد علیه السلام چنین می‏فرماید:
«احذر فقد نبئت وبادر فقد اجلت انک تعامل من لا یجهل وان الذی یحفظ علیک لا یغفل، تجهز، فقد دنا منک سفر بعید وداو ذنبک فقد دخله سقم شدید (33); بر حذر باش که به تو اعلام [خطر] شد و گام بردار و عمل کن که به تو مهلت داده شده، به درستی که با کسی معامله می‏کنی که نادان و جاهل نیست و آن کسی که حساب اعمال تو را نگه می‏دارد از تو غافل نمی‏شود، پس آماده سفر باش که سفری دور در پیش داری و گناهت را درمان کن که ت‏سخت‏بیمار شده است .»
امام علیه السلام با این شیوه حکیمانه، ضمن این که مردم را موعظه و نصیحت می‏کرد و تفکرات اصیل اسلامی را به آنان منتقل می‏نمود، از آن به عنوان شیوه‏ای سیاسی برای مقابله با ظلم و ستم دستگاه حاکم استفاده می‏نمود، و در عین حال ساسیت‏حکومت را بر نمی‏انگیخت .
در نتیجه، آن حضرت می‏توانست در یک فضای مناسب، اهداف و آرمان‏های والای خود را عملی سازد .

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23669037193429242741.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23669037193429242741.gif)

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۰/۰۱, ۱۸:۱۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02907829633854276277.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02907829633854276277.gif)



3- اصلاح در قالب دعا

هر چه از حاکمیت‏خلفای بنی امیه می‏گذشت، انحطاط جامعه بیشتر می‏شد و اهل بیت علیهم السلام که کفو قرآن بودند، (34) مورد بی‏توجهی و بی‏مهری بیشتری قرار می‏گرفتند .
آنان بر منبرها لعن می‏شدند (35) و حکام بنی امیه مورد ستایش قرار می‏گرفتند .
کار به جایی رسیده بود که در جامعه‏ای که جهاد و شهادت و علم و تقوا ارزش بود، خنیاگران و آوازه‏خوان‏ها ارزش پیدا کردند، چنان که یکی از آوازه خوان‏های مشهور زن، وقتی وارد مکه شد، آن چنان مورد استقبال قرار گرفت که در مورد هیچ مفتی و فقیه و محدثی سابقه نداشت (36).
در چنین جامعه‏ای و با در نظر گرفتن محدودیت و فشار سیاسی، امام سجاد علیه السلام دعا و نیایش را به عنوان راه کاری مناسب برای مقابله با چنین وضعیتی انتخاب نمود و با این روش حکیمانه، جامعه‏ای را که در حالت رکود اخلاقی بود، تحرکی دوباره بخشید و نور ایمان را در دل‏های تیره و تار آنان زنده کرد .

امام علیه السلام در این دعاها گذشته از مسائل اعتقادی و اخلاقی، به دو جنبه خاص توجه و اهتمام ویژه می‏ورزید:
الف: امامت:
امام سجاد علیه السلام در بسیاری از ادعیه، به حق مسلم اهل بیت علیهم السلام که توسط بنی امیه غصب شده بود، تصریح می‏نمودند تا از این طریق مردم را از این موضوع آگاه سازند که حاکمان و جانشینان واقعی پیامبر صلی الله علیه و آله چه کسانی هستند . آن حضرت در فرازی از صحیفه سجادیه می‏فرمایند: «اللهم ان هذا المقام لخلفائک واصفیائک وموضع امنائک فی الدرجة الرفیعة التی اختصصتهم بها قد ابتزوها . . . حتی عاد صفوتک وخلفائک مغلوبین مقهورین مبتزین (37);
خداوندا! مقام خلافت‏برای خلفای توست و برگزیدگان از خلقت و جایگاه امانت‏های تو در درجات عالیه که تو آن مقام را به آن‏ها اختصاص دادی، ولی دیگران از آن‏ها گرفتند . . . تا جایی که برگزیدگان و خلفای تو در مقابل ستم ستمکاران، مغلوب و مقهور شده و حقشان از بین رفته است .»

ب) بیان فضیلت اهل بیت علیهم السلام:
آن حضرت در مقابل تبلیغات سوء دستگاه حاکم بر ضد اهل بیت علیهم السلام در موارد متعددی، صلوات بر محمد صلی الله علیه و آله و آل او را با دیگر ادعیه، همراه می‏ساختند، تا از این طریق، علاوه بر این که اهل بیت علیهم السلام را جانشینان واقعی پیامبر صلی الله علیه و آله معرفی کنند، فضائل و مقام و منزلت والای آنان را نیز بیان نمایند . ایشان در ضمن یکی از ادعیه می‏فرمایند: «وصل علی محمد و آله الطیبین الطاهرین الاخیار الانجبین (38);
[خداوندا! درود رست‏بر محمد صلی الله علیه و آله و آل او که انسان‏های نیکو سرشت و پاکیزه و بزرگوار و نجیب هستند .»


http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/monasebat/e.sajad/13.jpg

گل نرگس
۱۳۹۰/۱۰/۰۱, ۱۸:۱۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55249623858058083344.gif


پی‏نوشت‏ها:

1) ر . ک: ارشاد شیخ مفید، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ص‏253; بحار الانوار، مجلسی، المکتبة الاسلامیه، ج‏46، ص‏12 .
2) ارشاد شیخ مفید، همان، ص‏254; بحار الانوار، همان .
3) تاریخ طبری، مطبعة الاستقامة، ج‏4، ص‏374; مروج الذهب، مسعودی، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ج‏3، ص‏82; الکامل، ابن اثیر، دار صادر، ج‏4، ص‏111 .
4) البدایة و النهایة، ابن کثیر، دار الکتب العلمیة، ج‏8، ص‏224 .
5) همان، ص‏228; الکامل، ابن اثیر، دار احیاء التراث العربی، ج‏2، ص‏602; مروج الذهب، مسعودی، همان، ص‏84; تاریخ طبری، همان، ص‏383 .
6) اختیار معرفة الرجال (رجال کشی)، شیخ طوسی، دانشگاه مشهد، ص‏123 .
7) مروج الذهب، مسعودی، دار الاندلس، ج‏3، ص‏166، الوافی بالوفیات، ابن صفدی، النشرات الاسلامیه، ج‏11، ص‏308; تاریخ اسلام، ذهبی، دارالکتاب العربی، حوادث سنه 81- 100 .
8) نهج البلاغه، خطبه 3 .
9) اصول کافی، کلینی، دار الاضواء، ج‏1، ص‏198 .
10) همان، ص‏256 .
11) سیر اعلام النبلاء، ذهبی، مؤسسة الرسالة، ج‏4، ص‏389 .
12) فی رحاب ائمة اهل بیت، محسن امین عاملی، دار التعارف، ج‏3، ص‏213 .
13) الذریعة، آقا بزرگ تهرانی، المکتبة الاسلامیة، ج‏15، ص‏18 .
14) همان، ج‏13، ص‏345- 359 .
15) سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، مؤسسه امام صادق علیه السلام، ص‏271 به نقل از صحیفه سجادیه، ترجمه سید صدر الدین بلاغی، (مقدمه) ص‏37 .
16) الامالی، شیخ صدوق، مجلس 59، ص‏301- 306; الخصال، شیخ صدوق، باب خمسین و مافوقه، ص‏564- 570; تحف العقول، حرانی، دارالکتب الاسلامیه، ص‏255 .
17) مناقب ابن شهر آشوب، دار الاضواء، ج‏4، ص‏162 .
18) تهذیب الکمال، المزی، مؤسسة الرسالة، ج‏20، ص‏390; سیر اعلام النبلاء، همان، ص‏392 .
18) شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، دار احیاء التراث العربی، ج‏1، ص‏27 .
20) تهذیب الکمال، همان; سیر اعلام النبلاء، همان; حلیة الاولیاء، ابو نعیم اصفهانی، دار الفکر، ج‏3، ص‏135 .
21) حلیة الاولیاء، همان، ص‏133 .
22) تهذیب الکمال، همان، ص‏389; بحار الانوار، مجلسی، همان، ص‏80; مناقب ابن شهر آشوب، همان، ص‏163; تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، دار الفکر، ج‏41، ص‏377 .
23) صف/8 .
24) تهذیب الکمال، همان، ص‏400; سیر اعلام النبلاء، همان، ص‏398; مناقب ابن شهر آشوب، همان، ص‏183; حلیة الاولیاء، همان، ص‏139 .
25) الطبقات الکبری، ابن سعد، دار صادر، ج‏5، ص‏216; سیر اعلام النبلاء، همان، ص‏388; حلیة الاولیاء، همان، ص‏138 .
26) بحار الانوار، همان، ص‏69 .
27) سیر اعلام النبلاء، همان، ص‏393; بحار الانوار، همان، ص‏66; تهذیب الکمال، همان، ص 392 .
28) حلیة الاولیاء، همان، ص‏136; مناقب ابن شهر آشوب، همان، ص‏167; بحار الانوار، همان .
29) مناقب ابن شهر آشوب، همان، ص‏166; بحار الانوار، همان .
30) ر . ک: مروج الذهب، همان، ص‏79; الکامل، ابن اثیر، همان، ص‏127; البدایة و النهایة، همان، ص‏232; مجمع الزوائد هیثمی، دار الکتاب العربی، ج‏5، ص‏241; مسند ابویعلی، دار المامون، ج‏2، ص‏176 .
31) بحار الانوار، همان، ص‏109 .
32) تحف العقول، همان، ص‏252 .
33) همان، ص‏276 .
34) احادیث زیادی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این‏جا نقل شده است: از جمله حدیث ثقلین که اکثر کتب روائی شیعه و سنی آن را نقل کرده‏اند مثل: کنز العمال، فاضل هندی، مؤسسة الرساله، ج‏1، ص‏380; صحیح مسلم، دار احیاء التراث العربی، ج‏4، ص‏1873; اسد الغابة، ابن اثیر، ج‏2، ص‏12 .
35) معجم البلدان، یاقوت بن عبد الله الحموی، دار احیاء التراث العربی، ج‏3، ص‏192 .
36) الاغانی، ابو الفرج اصفهانی، دار احیاء التراث العربی، ج‏8، ص‏225 .
37) صحیفه سجادیه، دعای 48 .
38) همان، دعای 6 .

منبع: ماهنامه مبلغان

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55249623858058083344.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۰/۱۰/۰۲, ۰۳:۰۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/78497571424414009172.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/78497571424414009172.gif)


http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gifhttp://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
در سوگ زین العابدین ، زهرا‎ ‎نشسته‎تیر
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
غم از داغش بر این دل ها‎ ‎نشسته
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
از دیدگان یاران، اشك جارى ز‎ ‎داغش
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
‎سوزم براى قبر بى شمع و‎ ‎چراغش
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
اى من فداى قبر بى نام و‎ ‎نشانت‎
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
خواهم كه تا سایم جبین بر‎ ‎آستانت
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
كویَش چرا بى زائر و بى سایبان‎ ‎است
http://ayehayeentezar.com/images/icons/qv0hr575dvpmujzlm58o1.gif
‎قبر غریبش وعده گاه عاشقان‎ ‎است


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73113606602316094080.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/73113606602316094080.gif)

عمادعبداللهی
۱۳۹۰/۱۰/۰۵, ۱۱:۰۱
ممنون

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۹/۱۸, ۱۶:۰۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/34883244325072478084.gif

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05916327374923858198.gif
۩`*✾*` ۩ قبله اهل سجود ۩`*✾*` ۩

ویژه نامه شهادت جانگداز امام سجاد علیه السلام

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05916327374923858198.gif

http://www.ayehayeentezar.com/upload/files/shahadateemamesajad.ask.swf

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۹/۱۸, ۱۶:۴۰
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/44116267403153638816.gif


قال الامام علی بن الحسین علیه السلام :

1. إنَّ الْمَعْرِفَهَ، وَكَمالَ دینِ الْمُسْلِمِ تَرْكُهُ الْكَلامَ فیما لایُغْنیهِ،
وَقِلَّهُ ریائِهِ، وَحِلْمُهُ، وَصَبْرُهُ، وَحُسْنُ خُلْقِهِ.

همانا معرفت و كمال دین مسلمان، در گرو رهاكردن سخنان
و حرف هائى است كه به حال او و دیگران سودى ندارد.
و از ریا و خودنمائى دورى جستن، در برابر مشكلات زندگى بردبار
و شكیبا بودن و داراى اخلاق پسندیده و نیك سیرت بودن است.

تحف العقول: ص 202، بحارالأنوار: ج 2، ص 129، ح 11



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23992481711582648217.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۹/۱۸, ۱۶:۴۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/20753977459433207773.gif

باز گریان غم هم نفسی باید شد
زائر مرغ غریب قفسی باید شد

باز یک عده جفا، زخم روی زخم زدند
از قضا باز عزادار کسی باید شد

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/93947921009429374891.gif

شهادت جانگداز چهارمین پیشوای شیعیان جهان ؛
سید الساجدین ، سید الباکین ، سید الصابرین
روای حکایت عشق در نینوا ،‌داغدار لاله های کربلا،
امام کاروان اسراء ، تسلای دل غمبار زینب کبری
آقا علی بن الحسین حضرت زین العابدین علیه السلام
بر سوگواران و مبحان حضرتش تسلیت باد


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/93947921009429374891.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۹/۱۸, ۱۷:۰۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/69310082918353413957.gif


شب‏هاى سرشار از ناله ‏هاى مناجاتت
به پايان رسيده‏ اند
و زمان در سكوت نفس‏گير خود،
به تنهايى فراق تو مى ‏رسد
و تو به وصال جاودانه عشق.

ديگر تمام شد
نفس‏هايى كه وادى به وادى،
در پى گم‏شدگان خويش،
زنجير در پاى طى كردى
و به گريه رسيدى.

ديگر تمام شد،
خون گريه ‏هاى سجاده عُزلت.
آن همه بر آتش بودن و نجوشيدن،
مثال صبرى بود كه طراح عاشورا،
سهم تو را در آن قرار داده بود.

اينك،
پايان ساعات امتحان مردانگى توست؛
گرچه عمرى است وصيت خود را
به گوش سجاده‏ ها زمزمه مى ‏كنى
و صحيفه مى‏ سرايى.

اكنون، دفتر خاطرات نينوا،
با پرواز تو به فصل آخر مى ‏رسد؛
بشتاب كه بيست سال است
هم‏سفران آسمانى‏ ات
تو را انتظار مى ‏كشند،
يا على بن الحسين!



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/86860769858733088550.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۹/۱۸, ۱۷:۳۹
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/79872615668274572348.gif


آن کسی که همه اش گریه ی عاشورا بود
آب می دید به یاد جگر سقا بود

چشم هایش همه شب هیأت واویلا داشت
تا نفس داشت فقط گریه کن بابا بود

زهر نوشید وَ تب کرد محیط جگرش
گُر گرفت از عطش و سوخت همه بال و پرش

خشک شد جُلگۀ لبهاش و با خشکی لب
روضه می خواند به یاد لب خشک پدرش

آن کسی که خود خورشید به پایش افتاد
ناگهان رعشه بر اندام رسایش افتاد

ضعف شد چیره و زیر بغلش خالی شد
از روی شانۀ افتاده عبایش افتاد

وای از ریش سپیدش كه حنایی شده بود
ناله اش گفتن اسمی سه هجایی شده بود

دم مغرب افق شهر مدینه اما
جهت قبله ی او كرب و بلایی شده بود

این هم از ماهیت نفس نفیس خاك است
سر آقا به روی دامن خیس خاك است

همه اش سجده شده مثل پدر در گودال
خاك سجاده و سجاد انیس خاك است

گاه آهسته فقط وای برادر می خواند
لب تشنه «قتلوا» بود كه از بَر می خواند

اشك می ریخت وَ هر آینه می گفت حسین
تا دم مرگ فقط روضۀ حنجر می خواند

تلخی زهر به كامش عسل و قند آمد
بر لب پر تركش مطلع لبخند آمد

جلوی چشم ترش كرببلا ظاهر شد
یا اَبِ یا اَبِ گفت و نفسش بند آمد

سعید توفیقی


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11935754566430680602.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۹/۱۸, ۱۹:۰۴
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54570626503128472787.gif
تقدیم به ساحت مقدس چهارمین کوکب آسمان امامت
و ولایت ، آقا علی ابن الحسین علیه السلام
(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/48524251613939104366.gif)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/88287639104295568868.gif

(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/48524251613939104366.gif)

(http://www.askquran.ir/thread29559.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32645872558169871409.gif (http://www.askquran.ir/thread34657.html)۩|*|۞|*|۩ یعقوب کربلا *ویژه نامه شهادت سید الساجدین حضرت علی بن الحسین(ع) * ۩| (http://www.askquran.ir/thread29559.html)*(سال 90)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32645872558169871409.gif (http://www.askquran.ir/thread34657.html)۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت حضرت علي بن الحسين٬زين العابدين امام سجاد(ع)۞۩§۩۞ (http://www.askquran.ir/thread25015.html)(سال 89)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32645872558169871409.gif (http://www.askquran.ir/thread34657.html)۩ ♥*♥ ۩ ای زمین و آسمانها سوگوار غربتت ...(اشعاری در رثای امام سجاد(ع) ۩ ♥*♥ ۩ (http://www.askquran.ir/thread29556.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32645872558169871409.gif (http://www.askquran.ir/thread34657.html)۩ミ★ミ۩ گالری تصاویر ویژه شهادت امام سجاد علیه السلام ۩ミ★ミ۩ (http://www.askquran.ir/thread34665.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32645872558169871409.gif (http://www.askquran.ir/thread34657.html)۞*§*۞ اس ام اس و پیامک های تسلیت شهادت امام سجاد(ع) ۞*§*۞ (http://www.askquran.ir/thread29547.html#post505717)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32645872558169871409.gif (http://www.askquran.ir/thread34657.html)·▪▪••●●:: دانلود مداحی و مرثیه سرایی در سوگ امام سجاد (ع) :::●●••▪▪·· (http://www.askquran.ir/showthread.php?t=29571&p=506501)
(http://www.askquran.ir/thread34461.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32645872558169871409.gif (http://www.askquran.ir/thread34657.html)♫♫♫دانلود روایتهای صوتی شنیدنی از امام سجاد (ع)♫♫♫ (http://www.askquran.ir/thread34461.html)


مقالات:

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32645872558169871409.gif (http://www.askquran.ir/thread34657.html)۞~ ۩~۞ نگاهی گذرا بر زندگی حضرت علی بن الحسین امام سجاد (ع) ۞~ ۩~۞ (http://www.askquran.ir/thread29569.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32645872558169871409.gif۩*۞*۞*۩ چرا امام سجاد(ع) آشكارا از قيام مختار حمايت نكرد؟ ۩*۞*۞*۩ (http://www.askquran.ir/thread34658.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32645872558169871409.gif ▐✿▐✿▐✿▐مواضع سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی امام سجاد(ع) (http://www.askquran.ir/thread29573.html)▐✿▐✿▐✿▐ (http://www.askquran.ir/thread29573.html)
(http://www.askquran.ir/thread29573.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32645872558169871409.gif۞۩۩۞۩ بررسی قیامهای عصر امام سجاد علیه السلام ۞۩۩۞۩ (http://www.askquran.ir/thread34657.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32645872558169871409.gif (http://www.askquran.ir/thread34657.html)۩•*•۩ نقش امام سجاد علیه السلام در رساندن پیام کربلا ۩•*•۩ (http://www.askquran.ir/thread29570.html#post505900)
(http://www.askquran.ir/thread29570.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32645872558169871409.gif (http://www.askquran.ir/thread34657.html). (http://www.ayehayeentezar.com/thread22807.html)۩✿۩. چهل حدیث گهربار از امام سید السجادین (ع) . ۩✿۩ (http://www.askquran.ir/thread31942.html). (http://www.askquran.ir/thread31942.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32645872558169871409.gif (http://www.askquran.ir/thread34657.html)چهل حديث، سيره سجادی ( مدیریت : .:طهورا:. ) (http://www.askquran.ir/thread23350.html)
(http://www.askquran.ir/thread30833.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32645872558169871409.gif (http://www.askquran.ir/thread34657.html)˙·٠••٠·˙امام سجاد (ع)، اولي الامر ˙·٠••٠·˙ (http://www.askquran.ir/thread30833.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32645872558169871409.gif (http://www.askquran.ir/thread34657.html)مناظره امام سجاد(سلام الله علیه) با پيرمرد شامي (http://www.askquran.ir/thread25022.html#post395605)
(http://www.askquran.ir/thread30833.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32645872558169871409.gif (http://www.askquran.ir/thread34657.html)***(داستانهاى برگزيده از صحيفه سجاديه )*** (http://www.askquran.ir/thread14450-2.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32645872558169871409.gif (http://www.askquran.ir/thread34657.html)_-_-_گلبرگهای حُسن حضرت سجاد(ع) _-_-_ (http://www.askquran.ir/thread31886.html)
(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68142948381225818518.gif)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32645872558169871409.gif (http://www.askquran.ir/thread34657.html)امام سجاد علیه السلام از کربلا تا شهادت (http://www.askquran.ir/thread34655.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32645872558169871409.gif (http://www.askquran.ir/thread34657.html)احادیثی از امام چهارم سجاد زین العابدین(ع) (http://www.askquran.ir/thread13978.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32645872558169871409.gif (http://www.askquran.ir/thread34657.html)داستانهایی از زندگانی امام سجاد علیه السلام (http://www.askquran.ir/thread22394.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32645872558169871409.gif (http://www.askquran.ir/thread34657.html)براستی مادر امام چهارم شیعه ها کیست ؟؟ (http://www.askquran.ir/thread28034-3.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32645872558169871409.gif (http://www.askquran.ir/thread34657.html)حیات پرفروغ امام زین العابدین علیه السلام
(http://www.askquran.ir/thread10303.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32645872558169871409.gif (http://www.askquran.ir/thread34657.html)بهترين زندگي در پرتو سخنان امام سجاد(ع) (http://www.askquran.ir/thread22963.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32645872558169871409.gif (http://www.askquran.ir/thread34657.html)۞۞ امام زین العابدین علیه السلام ۞۞ (http://www.askquran.ir/thread20446.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32645872558169871409.gif (http://www.askquran.ir/thread34657.html)رساله حقوق امام چهارم ( امام سجاد(ع) ) (http://www.askquran.ir/thread11636.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32645872558169871409.gif (http://www.askquran.ir/thread34657.html)شمه اي از اخلاق امام سجاد عليه السلام (http://www.askquran.ir/thread4146.html)
(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/48524251613939104366.gif)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32645872558169871409.gif (http://www.askquran.ir/thread34657.html)چرا امام سجاد(ع) در كربلا مريض بودند؟ (http://www.askquran.ir/thread34172.html)
(http://www.askquran.ir/thread31960.html)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32645872558169871409.gif (http://www.askquran.ir/thread34657.html)امام سجاد (ع) و روشهاي تفسير قرآن (http://www.askquran.ir/thread34656.html)
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/32645872558169871409.gif (http://www.askquran.ir/thread34657.html)صحيفه سجاديه (http://www.askquran.ir/thread23062.html)






(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/48524251613939104366.gif)http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/88287639104295568868.gif
(http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/48524251613939104366.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۹/۱۸, ۲۱:۴۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/49244540204431175215.gif


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55249623858058083344.gif


اي سرور عابدان عالم، امشب كه شب رحلت توست، به درگاهت مي آيم تا بر جواني ام دعا كني،
تا در لطافت و غلظت و رقت و نورانيت تو شناور شوم و ذوب شوم در زلال نگاهت.

- اي امام سجده كننده بر تربت كربلا، عروجت بر جاده هاي گل آذين بسته آسمان
و رها شدنت از بي مهري هاي اهل زمين بر قلب هاي ما تسليت باد.

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55249623858058083344.gif

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۹/۱۸, ۲۲:۳۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/54570626503128472787.gif




بعد از آن واقعه ی سرخ، بلا سهم تو شد
پیکر سوخته ی کرب و بلا سهم تو شد

بعد از آن واقعه هفتاد و دو آیینه شکست
ناگهان داغ دل آینه ها سهم تو شد

بعد از آن واقعه، آشوب قیامت برخاست
بر سر نیزه سر خون خدا سهم تو شد

بعد از آن واقعه، خون جوش زد از چشمانت
خطبه ی اشک، برای شهدا سهم تو شد

بعد از آن واقعه در هروله ی آتش و خون
در شب خوف و خطر خطبه ی «لا» سهم تو شد

بعد از آن واقعه در فصل شبیخون ستم
خوردن زخم ز شمشیر جفا سهم تو شد

خیمه ی نور تو در فتنه ی شب سوخت ولی
کس نپرسید که این ظلم چرا سهم تو شد

بعد از آن واقعه، اِی زینت سجاده ی عشق
از دلت آینه جوشید، دعا سهم تو شد

بعد از آن واقعه، ای کاش که می مردم من
مصلحت نیست بگویم، که چه ها سهم تو شد

بعد از آن واقعه ی سرخ، حقیقت گل کرد
کربلا در تو درخشید، خدا سهم تو شد


شاعر: رضا اسماعیلی



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/55249623858058083344.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۹/۱۹, ۲۰:۰۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/18658282275001807193.gif




من آواره آن مسير بحرانى‏ام كه كشتى،
در محاصره زخم‏ها، اما در تدارك ساحل بود؛
سفينةُ النجاة بعد از پدر، با تمامِ وجود،
مسافران را در آغوش كشيد و با دست‏هاى در بند،
فانوسِ دريايى را نشان داد.

آخرين بازمانده بر جاى بود تا زمان از حركت باز نايستد
و زمين به دستِ مردمانش در عمق دره نابودى سقوط نكند.

رسالتِ اسرا از قلم نيافتاده بود.
رمان عطش، ادامه داشت
براى سيراب كردن نسل‏هاى بحران‏ زده.

من آواره آن مسيرم كه در آن، تازيانه مى ‏باريد
و تو از ميان آتش و خون، براى مأموريتى بزرگ،
دوباره متولد شده بودى.

پس كربلا دوباره تأسيس شد
و در تمامِ زمين‏ها و زمان‏ها مأوا گرفت.
تو، ترجمه لب‏هاى خاموش بودى
و بيان بلندِ سرهاىِ بر نيزه.





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/80960035991581150744.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/80960035991581150744.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۹/۱۹, ۲۱:۴۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53040344054095575756.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/53040344054095575756.jpg)


پدیدآورنده:سيد محمود طاهرى
گفتار زير درباره يكى از چكادهاى سر به فلك كشيده جهان هستى، امام سجاد عليه‏السلام است. او در برابر شديدترين تندباد حادثه‏ها، استوار بر جاى ايستاد و تازيانه خون‏بارترين پيشامدها، چون عاشورا و گردباد تلخ‏ترين روزگاران، مانند دوران اسارت، آسيبى به شكوه او نرساند.
قرن‏هاست كه چشم‏انداز زيباى بلنداى او، همچنان، چشم‏ها را مى‏نوازد و به قلب‏ها استوارى و به دل‏ها جرئت مى‏بخشد.

زندگى امام سجاد عليه‏السلام در يك پيام
زين‏العابدين عليه‏السلام ، قهرمان معنويت است، به گونه‏اى كه وقتى انسان به او مى‏نگرد، به حقيقت اسلام، نگاه مى‏ كند. نمازهايش، پرواز روح به سوى خدا بود و با همه وجود در پيشگاه پروردگارش آماده مى‏شد.
آن حضرت، پيك محبت بود؛ هر جا غريب و تهى‏دست و بينوايى را مى‏ديد كه ديگران به او توجه ندارد، به او محبت مى ‏كرد و به خانه خودش مى‏آورد.
روزى گروهى از جُذامى‏ها را ديد كه همه آنها را از خود مى‏راندند. آن حضرت آنها را به خانه فرا خواند و از ايشان پرستارى كرد. خانه امام زين‏العابدين عليه‏السلام ، پناه‏گاه مسكينان، يتيمان و بيچارگان بود.
«وقتى شورشيان، بنى‏اميه را از مدينه بيرون كردند، مروان كه خود از دشمنان امام بود، از امام خواهش كرد كه همسر و خانواده او در خانه و پناه آن حضرت باشند و امام نيز با بزرگوارى پذيرفت.
بدين‏گونه، در روزهايى كه مدينه دست‏خوش قتل و غارت بود، خانه امام، پناه‏گاه پناهندگان بود و خانواده‏هاى فراوانى به آستان آن حضرت پناه آوردند و امام نيز تا پايان درگيرى‏هاى خونين از آنان پذيرايى كرد».

ز رنج آرد به راحت، مردمان را *** نشاند فتنه دور زمان را
همه راحت بُوَد بر خلق، بى‏رنج *** وجودش خلق را شادى است چون گنج




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/88287639104295568868.gif

نوسفر
۱۳۹۱/۰۹/۱۹, ۲۱:۵۰
http://forum.hammihan.com/user_images/11_2012/3214.png


در جسم جهان، فیض بهارانم من
عالم چو زمین تشنه، بارانم من

در زهد، دلیل پارسایان جهان
در عشق، امام جان نثارانم من

فرزند حسین و زینت عَبّادم
شایسته‌ترین، سجده گزارانم من

با این همه منزلت ز سوز دل و جان
روشنگر بزم سوگوارانم من

چون لاله همیشه از جگر مى‌سوزم
چون شمع همیشه اشك بارانم من

من نور دل پیمبر و زهرایم
روشنگر بزم عترت طاهایم

افروخته‌تر ز شمع افروخته‌ام
دل سوخته‌تر ز لاله ی صحرایم

با ذكر دعا و خطبه و اشك و پیام
من حافظ انقلاب عاشورایم

بیمار فتاده در دل آتش و خون
لب تشنه، خسته بر لب دریایم

آن طرفه شهید زنده‌ام من كه به عمر
از تیغ جفا بریده‌اند اعضایم

آنم كه به هر گام خطرها دیدم
در هر نفس از ستم شررها دیدم

با آن كه ز كربلا ، دلم خونین بود
در شام همى خون جگرها دیدم

با آن كه به خاك و خون بدیدم تن‌ها
بر عرشه ی نیزه نیز، سرها دیدم

در باغ به خون نشسته ی كربُبَلا
افتاده، قلم قلم شَجَرها دیدم

یك سو تن صد چاك پدرهاى شهید
یك سو تن پامال پسرها دیدم

من دیده‌ام آنچه را كه دیدن سخت است
دیدن نه همین بلكه شنیدن سخت است

http://forum.hammihan.com/user_images/11_2012/3215.png

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۹/۱۹, ۲۱:۵۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68800330820912208497.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68800330820912208497.jpg)




لقب‏هاى برازنده امام سجاد عليه‏السلام
سيدالعابدين، زين‏العابدين، سيدالمتقين، امام‏ا لمؤمنين، سجاد و زين‏الصالحين، از لقب‏هاى امام چهارم شيعيان است كه در اين ميان، دو لقب سجاد و زين‏العابدين، شهرت بيشترى دارد. اين لقب‏ها مانند لقب‏هايى نيست كه عرب هنگام زادن كودك يا در كودكى به او مى‏دهد.
اين لقب‏ها را صرّافان گوهرشناس و انسان‏جو به آن حضرت داده‏اند. آنان در آن دوران تاريك، از ديو و دد آزرده شده بودند و با ديدن آن امام، كسى را مى‏ديدند كه آن دانشمند در روز روشن با چراغ در پى او مى‏گرديد و نمى‏يافت.
بيشتر كسانى كه اين لقب‏ها را بدو داده‏اند، نه شيعه بودند و نه او را امام و برگزيده از سوى خدا مى‏دانستند.
با اين حال، نمى‏توانستند آنچه را در او مى‏بينند، ناديده بگيرند.
هر يك از اين لقب‏ها، نشان‏دهنده درجه‏اى از كمال، پايه‏ اى از ايمان، مرتبه ‏اى از تقوا و اخلاص و ميزان اعتماد و اعتقاد مردم به دارنده اين لقب‏هاست.
او به حقيقت جلوه‏گاه آشكار اين ويژگى ‏ها بود و اين سخنى است كه همگى برآنند.

شرايط و رسالت‏ها در عصر امام زين العابدين عليه‏السلام
امام سجاد عليه‏السلام در دشوارترين شرايط به سر مى‏برد تا آنجا كه خود آن حضرت مى‏فرمايد: «اگر كسى متهم به كفر مى‏شد، بهتر از آن بود كه به شيعه ‏گرى متهم شود.» همچنين فرمود: «در مكه و مدينه، بيست نفر نيستند كه ما را دوست بدارند».
در زمان آن حضرت، بنى‏اميه چنان بر مردم چيره بود كه افزون بر روا داشتن ستم ‏هاى فراوان در حق مردم، به تحريف دين مردمان نيز دست مى‏يازيد.
در همين زمينه، انس بن مالك، صحابى رسول خدا صلى‏ الله‏ عليه ‏و‏آله با گريه مى‏گفت: چيزى از آنچه در زمان رسول خدا صلى‏ الله ‏عليه ‏و‏آله وجود داشت، پيدا نمى‏شود.
از همه آنچه از پيامبر خدا فرا گرفتيم، تنها نماز مانده است كه در آن نيز بدعت‏هايى پديد آمده است. مسعودى، تاريخ‏ نگار نامدار گفته است:
«على بن الحسين عليه‏السلام امامت را به شكل پنهانى و با تقيّه بسيار و در زمانى دشوار عهده‏دار گرديد.» در چنين زمان دشوارى، امام سجاد عليه‏السلام با دورانديشى و تدبيرى شايسته، شيوه‏اى در پيش گرفت كه توانست از خاموش شدن فروغ وحى جلوگيرى كند و دين ناب و آسمانى اسلام را از لابه‏ لاى آن همه حادثه‏ ها به سلامت به دست آيندگان بسپارد و نام اهل بيت عليهم‏السلام را زنده نگه دارد.
پرهيز از قيام به دليل آماده نبودن شرايط آن، رو آوردن به كار بزرگ فرهنگى در قالب دعا، روشن‏گرى در هر فرصت مناسب و گريه ‏هاى فراوان در عزاى پدر بزرگوارش، امام حسين عليه‏السلام ، بخشى از رسالت‏هاى پيروزى‏آفرين آن حضرت در راه رسيدن به هدف‏هايش بود.




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70479994880785312819.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70479994880785312819.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۹/۱۹, ۲۱:۵۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97462608871958966667.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97462608871958966667.jpg)



امام سجاد عليه‏السلام ، قهرمان مبارزه با تهاجم فرهنگى
آيين اسلام در هيچ دوره‏اى از خطر تهاجم فرهنگى ايمن نبوده و نيست. گاهى نيز اوج اين ستيز فرهنگى در زمان برخى از پيشوايان معصوم عليهم‏السلام رخ مى‏داد تا آنجا كه قيام خونينى چون عاشورا، در رويارويى با همين خطرها شكل گرفت.
امام سجاد عليه‏السلام نيز در دورانى زندگى مى‏كرد كه هنجارهاى اخلاقى و فرهنگ ناب اسلامى به دست فراموشى سپرده و ناهنجارى‏ها و تبه‏كارى‏ها فراگير شده بود. آن حضرت در چنين شرايط ناگوارى، هرگز ميدان را در برابر دشمن رها نكرد.
ايشان با نفى قيام مى‏كوشيد ذهن دشمنان را از توجه و سرگرم شدن به خود بازدارد. در مقابل، به صورتى آرام و پنهانى، از راه سازندگى انسان‏هاى شايسته و آموزش انديشه ‏هاى راستين به آنان و با روشن‏گرى‏هاى پياپى، در برابر تهاجم فرهنگى ايستاد و توانست پيروز ميدان مبارزه فرهنگى باشد.
در اين‏باره، تنها به يكى از سندهاى پيروزى آن امام در رويارويى با هجوم فرهنگ‏هاى خداستيز و غير اسلامى، يعنى صحيفه سجاديه اشاره مى‏كنيم كه قرن‏هاست آبشخورى زلال و آسمانى براى جان‏هاى تشنه هدايت و تكامل به شمار مى‏آيد.
علت قيام نكردن امام عليه السلام
يكى از رمزهاى پيروزى مردان بزرگ، زمان‏شناسى و شناخت شرايط روزگار است.
آنان با شناخت درست از آنچه پيرامونشان مى‏گذرد، چگونگى رفتار خود را برمى‏گزينند. بر اين اساس، نه همواره به قيام برمى‏خيزند و نه هميشه در صلح به سر مى‏برند، بلكه اين، اقتضاى زمان و مصلحت روزگار است كه جنگ يا صلح را برايشان تعيين مى‏كند.
امام سجاد عليه‏السلام نيز از اين قاعده بيرون نبود.
آن حضرت با مصلحت‏انديشى شايسته و در خور ستايش، پايدارى دين و مانايى اسلام را در دگرگونى شكل مبارزه مى‏داند. «در حقيقت، با وحشت و ديكتاتورى سختى كه در جامعه حكم‏فرما شده بود و در اثر كنترل و چيرگى شديدى كه حكومت ستم‏گر اموى به وجود آورده بود، هرگونه جنبش و قيام مسلحانه پيشاپيش، محكوم به شكست بود و كوچك‏ترين حركت از نگاه جاسوسان حكومت پنهان نمى‏ماند».
به همين سبب، امام راه درست و عاقلانه را در آن مى‏ديد كه به گونه‏اى ديگر به مبارزه برخيزد و در ساختار دعا، با ستم‏گران بستيزد و پيام خود را به نسل‏هاى آينده برساند. گويا امام سجاد عليه‏السلام با اشاره به چنين شرايط دردناكى، در ساختار دعا به خداوند چنين عرض مى‏كند: «پروردگارا! چه‏بسا دشمنى كه شمشير دشمنى‏اش بر ضد من آخته، دم تيغش را براى ضربه زدن به من تيز كرده و سر نيزه‏اش را به قصد جان من تيز ساخته و مرا آماج تيرهاى خويش قرار داده است.
زهرهاى جان‏كاهش را براى كام من در جام، فرو ريخته و چشمش براى كنترل من نهفته است و بر آن است كه به من گزند برساند».



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/01421562244963562429.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/01421562244963562429.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۹/۱۹, ۲۲:۰۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/62678938054361805906.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/62678938054361805906.jpg)




سياست امام سجاد عليه‏السلام در ترويج اسلام ناب
امام سجاد عليه‏السلام به دليل آماده نبودن شرايط براى قيام، با مبارزه‏اى غيرمستقيم و سياست‏هايى حكيمانه در ترويج و پايدارى اسلام ناب كوشيد كه برخى از آنها عبارتند از:
1. زنده نگه داشتن ياد و خاطره عاشورا
شهادت امام حسين عليه‏السلام و ياران آن حضرت، در افكار عمومى براى حكومت اموى، بسيار گران تمام شده و مشروعيت آن را زير سؤال برده بود. براى آنكه اين حادثه دلخراش فراموش نشود و ثمره‏هاى بزرگ آن به بار بنشيند، امام با گريه بر شهيدان عاشورا و زنده نگه داشتن ياد آنان، مبارزه منفى و حركت فرهنگى را به صورت گريه ادامه مى‏داد. گرچه اين اشك‏هاى سوزان ريشه عاطفى هم داشت، ولى آثار و بركات سياسى و اجتماعى آن بى‏نظير بود تا آنجا كه يكى از ريشه‏هاى جاودانگى نام و ياد عاشورا را مى‏توان در همين عزادارى‏ها و گريه‏هاى امام زين‏العابدين عليه‏السلام دانست.
2. پند و ارشاد
گرچه امام سجاد عليه‏السلام به سبب وجود تنگناهاى بازدارنده زمان خويش، نتوانست انديشه‏ هاى خود را آشكارا باز گويد، ولى آنها را در ساختار موعظه و نصيحت بيان مى‏كرد. بررسى اين موعظه ‏ها نشان مى‏دهد كه امام با روش حكيمانه‏ اى، در عين حال كه مردم را موعظه مى‏كرد، آنچه را مى‏خواست به ايشان مى ‏آموخت و اين بهترين شكل آموزش انديشه‏ هاى درست اسلامى در آن شرايط بود.
3. برخورد و مبارزه با عالمان دربارى
علماى دربارى كسانى بودند كه انديشه و ذهن مردم را به سود قدرت‏هاى فاسد جهت مى‏دادند و زمينه فكرى و ذهنى مردم را براى پذيرش حكومت آنان فراهم مى‏كردند. ازاين‏رو، امام سجاد عليه‏السلام با برخورد با ريشه ‏هاى گمراهى و تباهى، به شكلى اساسى به ترويج فرهنگ ناب اسلامى همت مى ‏گماشت و مردم را درباره ريشه ‏هاى ستم‏پرورى هشدار مى‏داد.
امام سجاد عليه‏السلام و روشن‏گرى در هر فرصت ممكن
گرچه زمينه براى قيام امام سجاد عليه‏السلام آماده نبود، اين مسئله آن حضرت را از روشن‏گرى‏هاى بجا و بازگو كردن حقيقت باز نداشت.
براى نمونه، آن امام در دوران اسارت خويش، در مجلس يزيد، در فرصت كوتاهى كه برايش پيش آمد، برفراز منبر اين‏گونه روشن‏گرى مى‏كرد: «اى مردم! كسى كه مرا نمى‏شناسد، خود را بدو مى‏شناسانم.
من پسر مكه و منايم! من پسر مروه و صفايم! من پسر محمد مصطفايم! آن‏كه پايگاه او بر همه آشكار و جولانگه او آسمان است.
من پسر علىّ مرتضى و فاطمه زهرايم. ... من پسر آنم كه تشنه جان داد و تن او بر خاك كربلا افتاد.
مردم! خداى تعالى ما اهل بيت را نيك آزمود، رستگارى، عدالت و پرهيزكارى را در ما نهاد و ما را به شش ويژگى، برترى و بر ديگر مردمان، سرورى داد.
بردبارى و دانش، دلاورى و بخشش را به ما ارزانى فرمود و دل مؤمنان را جايگاه دوستى و شكوه ما ساخت و خانه ما را مكان آمد و شد فرشتگان قرار داد».



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46503973766124646514.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/46503973766124646514.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۹/۱۹, ۲۲:۰۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/09740478489222115918.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/09740478489222115918.gif)



نقش امام سجاد عليه‏السلام در تربيت موالى

يكى از كارهاى فرهنگى امام زين‏العابدين عليه‏السلام ، خريدن پيوسته بردگان و خدمت‏كاران و سپس آزاد كردن آنان بود. در حقيقت، انگيزه اصلى امام از اين كار، انسان‏سازى بود. به اين بيان كه آن حضرت بردگان را مى‏خريد و آن‏گاه به آموزش و پرورش آنها مى‏پرداخت و پس از مدتى آزادشان مى‏كرد، به گونه‏اى كه هر كدام از آنها به سبب تربيت درستشان از سوى امام، به عنوان سخن‏گو و مبلّغ وارد جامعه مى‏شدند و به گسترش آيين ناب اسلام مى‏پرداختند. امام، بردگان را با آنكه به آنان نياز نداشت، مى‏خريد و آنان را در مراسم حج به عرفات مى‏آورد و آن‏گاه به سوى مشعر مى ‏برد.
سپس آزادشان مى‏كرد و هديه‏هايى به آنان مى‏داد. بدين‏گونه، آن حضرت، كانون تربيتى متمركزى به وجود آورده بود.
هر كدام از آزاد شده‏ ها نيز فرد تربيت ‏شده و الگو براى ديگران بودند.
البته آنان پس از آزادى نيز پيوند معنوى خود را با امام نمى‏ بريدند و همچنان از خرمن آن حضرت خوشه ‏چينى مى‏كردند. اين روش امام سجاد عليه‏السلام با توجه به تنگناهايى كه آن حضرت در ارشاد و هدايت مستقيم جامعه داشت، بسيار درخور ژرف‏نگرى و بررسى است.
آب زنيد راه را هين كه نگار مى‏رسد
امام سجاد عليه‏السلام از شكوه ويژه‏اى برخوردار بود، به گونه‏اى كه هر جا گام مى‏نهاد، مردم براى وى راه مى ‏گشودند و نگاه‏ هاى خود را به سوى او مى‏دوختند. «سالى هشام پسر عبدالملك به حج رفت و گروهى از بزرگان شام همراه او بودند.
روزى به سبب انبوهى مردم نتوانست دست خود را به حجرالاسود برساند. در اين هنگام، امام على بن الحسين عليه‏السلام به طواف آمد و چون نزديك ركن آمد، مردم كنار رفتند تا ايشان به آسانى، دست خود را به ركن بزند.
اين پاس‏داشت در ديده شاميان، بزرگ و شگفت آمد. از هشام پرسيدند: اين مرد كيست كه مردم چنين او را گرامى مى‏دارند؟ هشام گفت: نمى‏دانم! فَرَزْدَق، شاعر معروف كه در آنجا حاضر بود، گفت: من او را مى‏شناسم و در همان زمان، بيت‏هايى را در شناساندن وى و ستايش او سرود كه در برخى از آنها چنين آمده است:
«اين كسى است كه [سرزمين] بطحا جاى پايش را مى‏شناسد و همچنين حرم و بيرون حرم. اين پسر مهم‏ترين بندگان خداست.
او پرهيزكار، برگزيده، پاك و نشانه و راهنماست.
اينكه گويى «اين كيست؟» بدو زيانى نمى‏رساند. آن را كه تو نشناخته گرفته‏اى، عرب و عجم مى‏شناسد».




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70479994880785312819.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70479994880785312819.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۹/۱۹, ۲۲:۰۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02907829633854276277.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02907829633854276277.gif)



امام سجاد عليه‏السلام و مردم‏گرايى
يكى از ويژگى‏هاى بزرگ امام سجاد عليه‏السلام ، مردم‏گرايى و مهرورزى به انسان‏ها بود، به گونه‏اى كه فراوانى گرفتارى‏هاى آن حضرت، هرگز وى را رسيدگى به گرفتارى‏هاى مردم و گره‏گشايى از كار فرو بسته آنان باز نداشت. «آن حضرت، شب‏هنگام، انبان‏هاى نان را بر پشت خود مى ‏نهاد و به خانه تهى‏دستان مى‏رفت و مى‏فرمود: صدقه پنهانى، آتش خشم پروردگار را خاموش مى‏كند.
برداشتن اين انبان‏ها، بر پشت او اثر گذاشته بود و چون به ديدار پروردگارش شتافت، هنگام غسل دادن ايشان، آن نشانه‏هاى مهرورزى آشكار شد».
امام، سالى آهنگ حج كرد. خواهرش توشه‏اى به ارزش هزار درهم براى وى آماده ساخت، ولى آن حضرت همه را به مستمندان بخشيد. آن حضرت، پسر عمويى مستمند داشت كه شب‏هنگام به گونه‏اى كه شناخته نشود، نزدش مى‏رفت و چند دينار به او مى‏بخشيد. آن مرد مى‏گفت: على‏بن‏الحسين در انديشه خويشاوند نيست، خدا او را سزا دهد.
امام اين سخنان را مى‏شنيد، بردبارى مى‏كرد و خود را بدان خويشاوند نمى‏ شناساند.
چون به ديدار خدا شتافت و آن احسان از آن مرد بريده شد، دانست كه آن مرد نيكوكار، على بن‏الحسين بوده است. پس بر سر مزار او رفت و گريه كرد.



خرّم آن‏كس كه در اين محنت‏گاه خاطرى را سبب تسكين است

پاسخ‏گويى بدى به نيكى
قرآن كريم در رفتار اجتماعى، اصل را بر مدارا در برابر تندى و نيكى در برابر بدى نهاده و فرموده است: «و آنان كه بدى را با نيكى مى‏زدايند.» (رعد: 22) به گفته زيباى فيض كاشانى:
مكافات بد را نكويى بياريم *** اگر بد كنيم، آن‏چنان كوست باشيم
بكوشيم تا دوستى خوى گردد *** به هر كو كند دشمنى، دوست باشيم
در اين‏باره آمده است كه روزى على بن الحسين عليه‏السلام بر مردمى گذشت كه از او بد مى‏گفتند. پس فرمود: «اگر راست مى‏گوييد، خدا از من بگذرد و اگر دروغ مى‏گوييد، خدا از شما بگذرد».
روزى مردى او را در بيرون خانه ديد و بدو دشنام داد. خدمت‏كاران آن حضرت بر آن مرد تاختند. على بن الحسين عليه‏السلام فرمود: «او را رها كنيد». سپس بدو گفت: «آنچه از ما بر تو پوشيده است، بيشتر از آن است كه مى‏دانى. آيا نيازى دارى تا آن را روا كنم؟» آن‏گاه مقدارى پول به آن مرد بخشيد، به گونه‏اى كه آن مرد بسيار شرمنده شد و گفت: گواهى مى‏دهم كه تو فرزند پيامبرى.
يكى از دانشمندان زمان آن حضرت به نام زُهَرى مى‏گويد: «برتر از على بن الحسين عليه‏السلام نديدم.
از دانستن فضيلت فراوان وى، دوستش بر او غبطه مى‏خورد و كسى كه دشمن او بود، به سبب روش مسالمت‏ آميز وى، دشمنى خود را آشكار نمى‏كرد».



فيض روشن‏دل، به نيك و بد برابر مى‏رسد *** پرتو مه مى‏فتد يكسان به آباد و خراب




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/80960035991581150744.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/80960035991581150744.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۹/۱۹, ۲۲:۰۵
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/94962788541102547687.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/94962788541102547687.gif)



دليل دعامحورى امام سجاد عليه‏السلام
بسيارى از انسان‏ها، اوج تلخ‏كامى شخص را در به خاك و خون تپيدن او مى‏دانند و بالاترين اندازه سختى براى آدمى را در آن مى‏بينند كه با شمشير و نيزه تكه‏تكه شود و از پاى درآيد. اين در حالى است كه گونه ديگرى از سختى و دشوارى نيز هست كه تلخى آن چه‏بسا بالاتر از زخم برداشتن و كشته شدن است و آن اينكه شخص در برابر جور ستم‏گران و فتنه‏جويان، بنا بر مصلحت نتواند برخيزد و ناچار باشد زهر بردبارى و خويشتن‏دارى را جرعه جرعه بنوشد و انبوهى از سخن را در سينه خود پنهان سازد و نتواند بازگو كند. خلاصه آنكه به گفته زيباى حافظ، «آن همه زخم نهان باشد و مجال آه نباشد»:



اين چه استغناست يا رب وين چه قادر حكمت است *** كاين همه زخم نهان هست و مجال آه نيست


امام سجاد عليه‏السلام با چنين تلخ‏كامى ‏هايى دست به گريبان بود و در چنين روزگار تاريكى، چه چيزى بهتر از دعا و نيايش مى ‏توانست به او آرامش بخشد و بهانه شود تا دردهاى نهانى را در قالب راز و نياز، بازگو و سخن ‏هاى مگو را آشكار كند.

دليل گريه‏ هاى امام سجاد عليه‏السلام از نگاه شهيد مطهرى
يكى از ويژگى مردان خدا، گريه از ترس پروردگار است، ولى گريه‏هاى امام سجاد عليه‏السلام افزون بر آنكه به دليل ترس از خداوند نيز بود، پيام ديگرى نيز داشت. شهيد مطهرى در اين‏باره مى ‏نويسد:
«براى على بن الحسين عليه‏السلام فرصتى همانند فرصت امام حسين عليه‏السلام پيدا نشد، همچنان‏كه فرصتى مانند فرصتى كه براى امام صادق عليه‏السلام پديد آمد، پيدا نشد. البته براى كسى كه مى‏خواهد خدمت‏گزار اسلام باشد، همه وقت‏ها فرصت است، ولى شكل فرصت‏ها تفاوت دارد.
براى نمونه، آن حضرت، از هر بهانه‏اى استفاده مى‏كرد كه اثر قيام پدر بزرگوارش را زنده نگه دارد.
آن گريه‏ هاى او براى چه بود؟ مى‏خواست تا با اين كار، اين حادثه را زنده نگه دارد و مردم يادشان نرود كه چرا امام حسين عليه‏السلام قيام كرد و چه كسانى او را كشتند. روزى يكى از خدمت‏گزارانش عرض كرد:
آقا! آيا زمان آن نرسيده است كه شما از گريه باز ايستيد؟ فرمود: چه مى‏گويى؟ يعقوب، يك يوسف بيشتر نداشت و در غم دورى او تا آنجا گريست كه چشمانش سفيد شد. من در جلو چشم خود، هجده يوسف را ديدم كه يكى پس از ديگرى بر زمين افتادند».



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05418898273888249073.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05418898273888249073.jpg)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۹/۱۹, ۲۲:۰۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02907829633854276277.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/02907829633854276277.gif)



امام سجاد عليه‏السلام و نجات شيعيان
پس از حادثه كربلا، شيعيان در بدترين شرايط قرار گرفتند. كوفه كه مركز گرايش‏هاى شيعى بود، به مركزى براى سركوبى شيعه تبديل شد.
در چنين شرايطى كه گمان نابودى اساس تشيّع مى‏رفت، امام سجاد عليه‏السلام توانست شيعه را حياتى نو بخشد و زمينه را براى فعاليت‏هاى آينده امام باقر عليه‏السلام و امام صادق عليه‏السلام فراهم كند.
تاريخ گواه است كه امام سجاد عليه‏السلام در مدت 34 سال تلاش خود، شيعه را در يكى از سخت ‏ترين دوران حيات؛ يعنى حكومت زبيريان و امويان رهبرى كرد.
فراموش نشود كه بيست سال حاكميت حجّاج بر عراق و سلطه عبدالملك بن مروان بر همه سرزمين‏ هاى اسلامى، تنها براى كوبيدن شيعيان و در بخش‏هاى ديگر، كوبيدن ديگر مخالفان امويان بود.
صحيفه سجاديه
صحيفه سجاديه يكى از اثرهاى گران‏سنگ به جا مانده از امام سجاد عليه‏السلام است.
صحيفه سجاديه كه «زبور آل محمد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله »، «انجيل اهل بيت» و «اخت القرآن» لقب گرفته، در بردارنده 54 دعاست كه تاكنون بيش از شصت شرح بر آن نوشته شده است. صحيفه سجاديه تنها دربردارنده راز و نياز با خدا و بيان حاجت در پيشگاه وى نيست، بلكه درياى بى‏كرانى از علوم و معارف اسلامى است كه مسائل گوناگون عقيدتى، فرهنگى، اجتماعى، سياسى و پاره‏اى از قوانين طبيعى و احكام شرعى در آن آمده است.
در سال 1353 هـ . ق
مرجع فقيد، آيت‏الله العظمى مرعشى نجفى، نسخه‏اى از صحيفه سجاديه را براى طنطاوى، دانشمند بزرگ اهل تسنن و صاحب تفسير معروف الجواهر به قاهره فرستاد. وى پس از ارج نهادن به اين هديه گران‏بها و ستايش فراوان از آن، در پاسخ چنين نوشت: «اين از بدبختى ماست كه تاكنون به اين اثر گران‏بهاى جاويد كه از مواريث پيامبر است، دست نيافته بوديم. من هر چه در آن مى‏نگرم، آن را از گفتار آدميان، فراتر و از سخن پروردگار فروتر مى‏يابم».


آن صحيفه سرّ سجادى است كاشف *** راز عشق آن امام راستان را
زان صحيفه آيت سجاد بيند *** ديده اهل صفا راز نهان را
باغ دل‏ها را خوش اوراق كتابش *** داد زينت همچو گل باغ جهان را
در دعا راز و نيازش عاشقانه *** داد تعليم حقايق انس و جان را


http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70479994880785312819.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/70479994880785312819.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۹/۱۹, ۲۲:۰۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/18658282275001807193.gif





دعا در حق فرزندان
يكى از دعاهاى دل‏نشين صحيفه سجاديه، دعاى امام سجاد عليه‏السلام درباره فرزندانش است كه در بخش‏هايى از آن مى‏خوانيم:
«پروردگارا! بدن‏ها و دين و اخلاق آنها را به سلامت دار و به آنان در جان و جسم و هر آنچه برايشان مهم است، عافيت بخش. روزى آنان را به دست من گسترده ساز و آنان را نيكوكارانى پرهيزكار و بينا و شنواى حق و فرمان‏بردار خودت قرار ده.
خدايا! آنان را دوستان من قرار ده و بر من مهربان ساز و فرمان‏پذير دستورهاى من بگردان و مرا در تربيتشان و خوبى كردن به آنها يارى فرما.
آنان را بر آنچه از تو مى‏خواهم، يار و ياورم قرار ده و مرا و فرزندانم را از شرّ شيطان مصون بدار».

دعا در حق پدر و مادر
امام سجاد عليه‏السلام درباره پدر و مادر خويش اين گونه به دعا مى‏نشيند:
«خداوندا! مرا به پاس‏داشت بزرگى پدر و مادر، توفيق ده و به مهربانى و نيكى به آنان و فرمان‏پذيرى از آنان و خوش رفتارى با آنان، موفق بدار و اطاعت از آنان را در كام من شيرين و گوارا بگردان.
خداوندا! صدايم را در برابر آنها آرام و گفتارم را بر آنان خوشايند فرما و خويم را با آنان نرم و قلبم را بر آنها مهربان ساز.
خدايا! ياد آنان را در پس نمازهايم و در وقت‏هاى شب و روزم، از دلم مزداى و مرا به بركت دعاهايى كه براى آنان دارم، بيامرز».



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/80960035991581150744.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/80960035991581150744.gif)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۹/۱۹, ۲۲:۰۷
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/94962788541102547687.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/94962788541102547687.gif)



فرجام نيك
آن‏گاه كه امام سجاد عليه‏السلام در آستانه شهادت قرار گرفت، هنگام مرگ، دمى بيهوش شد و چون چشم خود را گشود، سوره واقعه و سوره فتح را خواند. سپس گفت:
الْحَمْدُ للّه‏ِِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الاْءَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنْ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ.
سپاس خدايى را كه به ما وعده راست فرمود و بهشت را ميراث ما كرد تا هر جا كه خواهيم جاى گيريم. پس چه نيك است پاداش عمل كننده ‏ها.
آن‏گاه خاموش شد.
امام سجاد عليه‏السلام وصيت كرده بود كه در مرگشان، كسى را خبر نكنند و ايشان را زود به خاك بسپارند، ولى هنگام تشييع و دفن آن حضرت، انبوهى از دوستداران اهل بيت گرد آمدند كه مدينه مانند آن را كمتر به خود ديده بود.


حجاب چهره جان مى‏شود غبار تنم *** خوشا دمى كه از آن چهره پرده برفكنم
چنين قفس نه سزاى چو من خوش‏الحانى است *** روم به گلشن رضوان كه مرغ آن چمنم



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05418898273888249073.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05418898273888249073.jpg)

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۹/۱۹, ۲۲:۱۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/94962788541102547687.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/94962788541102547687.gif)

مصیبت یعقوب بزرگتر بود یا حضرت سجاد؟

http://img.tebyan.net/big/1386/10/111992518716316025017514757831312261905031.jpg


اسماعیل بن منصور - كه یكی از راویان حدیث است - حكایت كند:
امام سجّاد، حضرت زین العابدین علیه السّلام پس از جریان دلخراش و دلسوز عاشورا بیش از حدّ بی تابی ‏و گریه می‌نمود.
روزی یكی از دوستان حضرت اظهار داشت:
یابن رسول اللّه! شما با این وضعیّت و حالتی كه دارید، خود را از ‏بین می‌برید، آیا این گریه و اندوه پایان نمی‌یابد؟
امام سجّاد علیه السّلام ضمن این كه مشغول راز و نیاز به درگاه خداوند متعال بود، سر خود را بلند نمود و ‏فرمود:
وای به حال تو! چه خبر داری كه چه شده است، پیغمبر خدا، حضرت یعقوب در فراق فرزندش، ‏حضرت یوسف علیهماالسّلام آن قدر گریه كرد و نالید كه چشمان خود را از دست داد، با این كه فقط ‏فرزندش را گم كرده بود. ولیكن من خودم شاهد بودم كه پدرم را به همراه اصحابش چگونه و با چه وضعی به شهادت رساندند.
و نیز اسماعیل گوید:
امام سجّاد علیه السّلام بیشتر به فرزندان عقیل محبّت و علاقه نشان می‌داد، وقتی ‏علّت آن را جویا شدند؟
فرمود:
وقتی آنها را می‌بینم یاد كربلا و عاشورا می‌افتم.


مستدرك الوسائل: ج 2، ص 466، ح 19، كامل الزیارات: ص 107، ح 2.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05418898273888249073.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/05418898273888249073.jpg)

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۹/۱۹, ۲۲:۱۳
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90508011210978300514.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/90508011210978300514.gif)

عاشوراى حسينى، كتاب سرخى بود كه «تفسيرناب» آن از زبان امام سجاد تراويد.

امام سجّاد عليه السلام، پاسدار «وحى نبوى» و «خط علوى» و «شورحسينى» بود.

در برابر خدا، «سجّاد» بود، هرگز در برابر ظالمان، سرِ تسليم فرود نياورد و چهره بر درگاه ارباب قدرت نسود.

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23992481711582648217.gif

گل نرگس
۱۳۹۱/۰۹/۱۹, ۲۲:۲۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23669037193429242741.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/23669037193429242741.gif)

تو را سجاده داران مى‏شناسند
تو را سجده گزاران مى‏شناسند
تو سجادى تو سجاده نشینى
تو در زهد و ورع تنهاترینى

شهادت جانسوز چهارمین کوکب آسمان امامت و ولایت ؛
روای حکایت عشق در نینوا ،‌داغدار لاله های کربلا،
امام کاروان اسراء ، تسلای دل زینب کبری
آقا علی بن الحسین حضرت زین العابدین
برشیعیان و داغداران این مصیبت عظمی تسلیت باد

http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/18634445137307965551.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/18634445137307965551.jpg)

HOSEIN2
۱۳۹۱/۰۹/۲۰, ۰۸:۱۰
بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام خدمت همه ی سروران گرانمایه.

شاید کسی از بچه ها این تایپیک رو نخونه

شاید بین اخبار و موضوعات دیگه، گم بشه

امروز سالروز شهادت امام سجاد علیه اسلام هست.

نمی دونم چرا اینقدر این امام مظلومه حتی بین ما بچه شیعه ها

که متأسفانه توی هیاهو و سرو صدای زندگی شهری غرق شدیم

فقط یک جمله از امام سجاد علیه السلام: اللهم ... واجعل هوای عندک...

:hamdel:(خدایا)... مرا عاشق خودت کن.

فرازی از دعای بیست و دوم صحیفه سجادیه ترجمه استاد احمد آرام.

هرکسی که این مطلبو می خونه یه صلوات برای امام سجاد علیه السلام هدیه کنه.

:Sham:از کربلا به کوفه و از کوفه تا به شام***بر سر به جز سر شهدا سایبان نداشت.:Sham:

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۹/۲۰, ۱۵:۴۱
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/24136969297625173845.gif



سلوك تو، تعريف قرآنى انسان را به تصوير كشيده است؛
انسان كه نام قرآنى‏اش «زنده پرستنده» است
و «هستِ خداپرست». دعا، براى تو يعنى مبارزه،
يعنى لبه تيز واژه‏ها را درست روبه‏روى ظالمان گرفتن.

تو در كالبد مرده اجتماع، روح زنده نيايش دميده ‏اى
و روى ديوار قلب‏ها،پنجره‏ا ى كشيده ‏اى
كه به سمت ابديت باز مى ‏شود.

دعا، براى تو يعنى عشق،
يعنى تجلى زيباترين گفت‏گوهاى عاشقانه ميان خالق و مخلوق.

دعا، براى تو يعنى نياز، يعنى سؤالى ناشناخته و مرموز
در بن ضمير آدمى كه تنها پاسخ آن در ملكوت خداست.

دعا، براى تو يعنى پل ميان زمين و آسمان‏ها،
يعنى پيوند جسم و جان.



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85547149079331929196.gif

کنیز فاطمه(سلام الله علیها)
۱۳۹۱/۰۹/۲۰, ۲۱:۲۶
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85547149079331929196.gif


دل سودا زده ام ناله و فرياد كند

هر زمان ياد غم سيد سجاد كند



بى گمان اشك به رخساره بريزد از چشم


هر كه يادى ز گرفتارى آن راد كند



بود در تاب تب و بسته به زنجير ستم


آن كه خلقى ز كرم از الم آزاد كند



به جز از شمر ستمگر نشنيدم دگرى


با تن خسته كسى اين همه بيداد كند



تن تب دار و اسيرى و غم كوفه و شام


واى اگر شِكوه اين قوم بر اجداد كند



خون ببارد ز غم مرگ پدر در همه عمر


چون كه از واقعه كرب و بلا ياد كند



غير زينب كه بد آن قافله را قافله دار


كس نبودى كه بر آن غمزده امداد كند



نتوان ماتم سجاد نوشتن «خسرو»


دل اگر سنگ بود ناله و فرياد كند



http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/85547149079331929196.gif

RUYA
۱۳۹۱/۰۹/۲۰, ۲۲:۴۶
http://s2.picofile.com/file/7575281284/babol2011_10.gif
غم فراق امام کاروان اسرای کربلا،
نگین آرامش قلب اهل حرم،

بر همگان به ویژه جوانان دلداده کوی دوست تسلیت باد!

http://s1.picofile.com/file/7576373973/babol2011_12.gif

║★║فاطمی║★║
۱۳۹۱/۰۹/۲۱, ۰۲:۳۸
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/43762558465949756491.gif


جاودان‌ترين صداها از گلوي تو برخاست
و پژواك آن تا ابد رسوايي خون‌خواران اموي را در گوش زمان تكرار مي‌كند.

سفاكان اموي، در اين خيال خام به‌‌سر مي‌بردند
كه با فاجعه كربلا، پيام عاشورا را خاموش كرده‌اند،
اما پيام حماسه كربلا در دفتر سترگ تاريخ پايدار خواهد ماند.

«فرياد گلبرگ‌هاي پرپر شده عاشورا از لبان تو بر آمده
و براي هميشه در مشام تاريخ مي‌چرخد و تعفن آن جور و ستم را جار مي‌زند».

جان باختن در راه سردار عشق برايت سهل بود و زنده ماندن سخت،
اما مشيت الهي بيماري را برايت رقم زد؛

بايد مي‌ماندي و با ياري عمه‌ات زينب(س) وجدان خفته مردمان را بيدار مي‌كردي.

مبارزه با ستمگري، ريشه در روح آسماني‌ات داشت، با فشار و اختناق حكام جبار،
دستانت را به‌سوي آسمان برداشتي و شِكوه‌ات را
در ظرف مناجات و دعا ريختي و فرياد زدي:

«فرمان خداوند تعطيل شده، كتاب خداوند متروك گشته
و سنت‌هاي رسول خدا(ص) به‌دست تحريف سپرده شده.»

همه مبهوت اين همه شجاعت و ابهت كه تو كيستي؟
«من فرزند مكه‌ام و منا، فرزند زمزمم و صفا، فرزند آن كسي هستم
كه به معراج رفت و فرزند فاطمه زهرا(س)».

اذان دادند تا به سكوت وادارت كنند ... اشهد أنّ محمداً رسول الله... .
«اي يزيد! محمد جد من است يا تو؟
اگر گمان كني جد توست، دروغ گفتي و كافر شدي
و اگر جد من است، چرا خاندان او را كشتي؟»

با فرياد «القتل لنا عادهُ و كرامتُنا الشهاده»،
تشت رسواي يزيديان را از بام قصر شيطاني‌شان فرو انداختي،
گوش‌ها هنوز صداي آن را از پس قرن‌ها آشكارا مي‌شنود.

قيام حره، توابين، مختار و ده‌ها خون‌خواهي ديگر،
ثمره افشاگري‌هايت در كوفه و دمشق و مدينه بود؛
اما قيامي هنوز هم برپاست و آن قيامتي است كه در دل شيعه
شعله كشيده است و هرگز خاموش نخواهد شد.





http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/67742135564690465476.gif

*عرفانی*
۱۳۹۲/۰۸/۲۴, ۱۶:۴۰
نیایشی از صحیفه سجادیه




دعاهای امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادیه جمع آوری گشته که هر کدام در موردی خاص ذکر گردیده است. دعای سیزدهم صحیفه برای طلب حوایج از درگاه الهی است:



خواهندگان آنچه بخواهند در انتهای حوایج و خواهش های خویش بذات اقدس تو رسند و ترا منتهای احتیاجات و تمنیات خویش دانند.
تو آن کسی هستی که آرزوی آرزومندان به ذات اقدس و اعلای تو انتها پذیرد و تمنیات بی انتهای ما یکجا در خزانه پایان ناپذیر تو ذخیره و آماده باشد.



ای پروردگار من که نعمای بی قیاس خود را در برابر قیمت اعطا نفرمائی و روزی را به روزی خوران نفروشی.
ای پروردگار من که عطیات و مواهب تو هرگز کدورت منت نپذیرد و بندگان تو که همیشه در نعمای تو غرق باشند هرگز از تو سرزنش و ملامت نگیرند.
ای پروردگار من که همه در سایه عنایات تو از ماسوای تو مستغنی باشند ، ولی هرگز از عنایات تو کسی را استغنا نیست.



ای پروردگار من که همواره دلهای ما به سوی تو پر کشد و جان مشتاق ما از درگاه تو روی برنگرداند.
ای پروردگار من که خزانه غیب تو بی دریغ بر کائنات سیم و زر بیفشاند و کرم بی مانند تو خزانه غیب ترا تهی نسازد.
ای پروردگار من که حوادث روزگار نظام حکمت ترا درهم نشکند و مشیت علیای ترا از نظر خویش نگرداند.
ای پروردگار من که خواهش خواهندگان از درگاه تو یک لحظه وانماند و تمنای بندگان، خسته ات نکند.



خویش را به بی نیازی ستودی و کائنات را در پیشگاه الوهیت خویش مسکین و محتاج شمردی.
بی نیازی ترا سزاست و ما را نیز بدرگاه تو استغاثه و احتیاج سزاوار است.



آنان که همی خواهند از فقر به سوی غنا گرایند دست گدائی به درگاه تو پیش آورند و به هنگامی که گمان اجابت قوی تر باشد حاجت خویش از تو خواهند و حقیقت این است که رشد و صلاح خود دریافته اند و راه خانه ترا شناخته اند، زیرا آن کسان که در گمراهی حلقه بر خانه دیگران کوبند جز حرمان و حسرت بهره ای نخواهند برد و بسزای گمراهی خویش خواهند رسید.



ای پروردگار من! من که اکنون دست دعا به ملکوت اعلای تو پیش آورده ام بنده ای مسکین و محتاج باشم و جز خانه تو خانه ای را نشناسم.
خدای من! هر چه به خاطر حاجت خویش کوشیده ام بیهوده مانده و هر چه حیله و تدبیر بکار برده ام تمنای من صورت نگرفته است.



نفس نابردبار من به وسوسه افتاد و می خواست که دست حاجت مرا به سوی مردمی که خود حاجات خویش را به درگاه تو آورند بکشاند و مرا از خانه خالق به خانه مخلوق ببرد.
نفس من سخت در تب و تاب و اضطراب بود و پای مرا به بی تابی می لرزانید و بیم آن میرفت همچون خطاکاران بلغزم و با گناهکاران از پرتگاه غفلت فرو افتم ولی لطف عمیم تو به فریادم رسید و مرا به خویشتن باز آورد.




دیده از خواب غفلت بگشودم و در پناه تو از لرزش و لغزش، از سقوط و شقاوت بر کنار ماندم و به سوی تو بازگشتم.
گفتم که عظمت و جلال ویژه پروردگار من است و این فکر کودک و کوچک ماست که گاهی کوتهی آورد و تباهی کند و گرنه بدیهی است که هرگز نیازمند حاجت، نیاز دیگری بر نیاورد و محتاج به پیش محتاج، حاجت خویش عرض نکند، و تهی دست دستهای تهی را گرانبار ندارد.




ای پروردگار من! یکباره به جانب تو روی آورده ام و با رغبت و اشتیاق بسیار حلقه خواهش بر در خانه تو کوبیده ام.
به تو عرض حاجت می دارم ای پروردگار من، ایمان من کوه صفت، استوار است که خواهش های من هر چه دشوار باشد برای تو سنگین نخواهد بود و هر قدر بسیار باشد باز هم در پیشگاه تو از هر اندکی اندک تر است.
رحمت وسیع و کرم عمیم تو همه کس را فرا گرفته و همه جا را فرو برده است.



دست بخشنده تو از بخشش های بی شمار هرگز کلیل و علیل نخواهد شد.
بنابراین ای خدای من، به روح پاک محمد و آل محمد رحمت فرست و مرا آنچنان که فضل و عنایت تو اقتضا کند به درگاه خویش بپذیر ، زیرا اگر به استحقاق من حوالت شود از عطیت تو محروم خواهد ماند.


من نخستین کس نباشم که دست حاجت به سوی تو پیش آورده و شایسته اجابت نیست و نخستین خواهنده نیستم که تنها به امید فضل تو با روی سیاه بدرگاه تو روی نهاده است.
به آن کسان که از خزانه غنای تو استحقاق نعمت ندارند نعمت بخشیده ای و بر مردمی که فضل ترا سزاوار نیستند افضال و انعام فرموده ای.
صدای مرا با مرحمت و عنایت بشنو و بر التماس و تضرع من رحمت آور و دعای مرا اجابت فرمای.




پروردگارا مگذار که نگاه امیدوار من از ملکوت مقدس تو نومید بازگردد و رشته ای که قلب مرا با آسمانها پیوند می دهد بریده شود، و هرگز حاجات مرا ای برآورنده حاجات از حضرت خویشتن بدیگران باز مگذار.
حاجات مرا خود برآور و هنوز که دستان گدایی من از در گاه تو فرو نیفتاده آرزوهای مرا به من ببخش.




گره از کار فرو بسته من بگشای و سرنوشت مرا به سعادت و سلامت من پایان فرمای.
به روح نازنین پیامبر اکرم و فرزندان گرامیش رحمتی فرست که همچون ذات اقدس تو بی ابتدا و انتها باشد و از برکت همین صلوات و تحیات مرا به آنچه از فضل و رحمت تو میخواهم برسان زیرا رحمت تو وسیع و کرم تو عمیم باشد.




" در اینجا امام علیه السلام حاجات خویش را به زبان می آورد". " و سپس پیشانی بر خاک می گذاشت و در سجده به درگاه خدا عرضه می داشت. "


مرحمت تو زبان مرا به عرض حاجت گشود و احسان تو مرا بدرگاه تو راهنمائی کرد. اکنون محمد و آل محمد را در پیشگاه تو به شفاعت آورده ام تا مرا از حضرت خویش نومید باز نگردانی.



آمین یا رب العالمین

یاسمن*
۱۳۹۲/۰۸/۲۴, ۱۹:۳۵
http://askquran.ir/gallery/images/76451/1_sajad-89.jpg


روزی که بسته در غل و زنجیر می شدی
زخمی ترین تراوش تقدیر می شدی

هفت آسمان کنار تو در حال گریه بود
وقتی درون خیمه زمین گیر می شدی

مأمور صبر بودی و در ظهر کربلا
انگار از وجود خودت سیر می شدی

دشمن خیال کرد که تنها شدی ولی
در چشم خیس قافله تکثیر می شدی

حالا سوار ناقه ی عریان، قدم، قدم
با هر نگاه سمت حرم پیر می شدی
مسعود یوسف پور

دايي حسن
۱۳۹۲/۰۹/۰۷, ۱۷:۰۶
http://www.ayehayeentezar.ir/gallery/images/63733435068634610857.jpg

دايي حسن
۱۳۹۲/۰۹/۰۷, ۱۷:۱۳
شب‌های غربت تو گذشت و سحر نداشت
حتی سحر غم از دل تو دست برنداشت

در حیـرتم کـه سلسله آهنین مگـر
جایی ز زخم گردن تو خوب‌تر نداشت

زخم تن تو را همه دیدند و هیچکس
غیر از خدا ز زخم درونت خبر نداشت

دنیا چه کرد با تو که هجده عزیز تو
تن‌هایشان به روی زمین بود، سر نداشت

سنگت زدند بـر سر بازارهای شام
با آنکه جز تو یوسف زهرا پسر نداشت

هجـده سـر بریـده برایت گریستند
آهت هنوز در دل دشمن اثر نداشت

سوزم بر آن عزیز که در آفتاب سوخت
یک سایبان به جز سرِ پاکِ پدر داشت

حـال تـو بـود در دل گـودال قتلگاه
چون بسملی که بال زد و بال و پر نداشت

مهمـان شـام بـودی و بهر تو میزبان
جز گوشة خرابه مکانی دگر نداشت

سوز شما به سینه«میثم» اگر نبود
اینقدر نخل سوخته او ثمر نداشت

شعر:استاد غلامرضا سازگار

محدثه67
۱۳۹۲/۰۹/۰۷, ۱۷:۳۹
الإمام زين العابدين(ع) ـ و قد ضَمَّ ابنَهُ الباقِرَ(ع) إلى صَدرِهِ لَمّا حَضرَهُ المَوتُ ـ :


يا بُنَيَّ اُوصِيكَ بما أوصاني بهِ أبي حِينَ حَضَرَتهُ الوَفاةُ ، و بِما ذَكرَ أنّ أباهُ أوصاهُ بهِ ، قالَ : يا بُنَيَّ ، إيّاكَ و ظُلمَ مَن لا يَجِدُ علَيكَ ناصِرا إلاّ اللّه َ .( ميزان الحكمة، ج 13، اندرزهاي امام سجاد(ع))
امام زين العابدين(ع) در هنگام رحلتش و آن گاه كه فرزندش باقر (ع)را در آغوش كشيد فرمود: فرزندم! تو را به همان چيزى سفارش مى كنم كه پدرم هنگام وفاتش به من سفارش كرد و فرمود كه پدرش نيز او را به آن سفارش كرده است؛ فرمود : اى فرزندم! بپرهيز از ستم كردن بر كسى كه در برابر تو ياورى جز خداوند نمى يابد.

belher2
۱۳۹۲/۰۹/۰۷, ۱۷:۴۰
زبان حال امام چهارم(ع)

ايشاميان من عابدينم مير بطحايم]18[

بررهروان دين امروز مولايم

من عابدينم شاميان بابم حسين باشد

از ظلمتان اين كودكان درشور وشين باشد

درقتلگه ازجور وظلم دشمنان دين

اي شاميان بي تن سر پاك حسين باشد

اي گمرهان دين اي قوم بد آيين

كفار بي ايمان اي دشمن قران

من يادگارم بر حسين بر خلق مولايم

من مير بطحايم

گرمن اسير دستتان گرديدم اي كفار

اي قوم بد كردار

براين يتيمان حسين اي فرقه عدوان

رحمي كنيد بر حالت اطفال سرگردان

من زاده پيغمبرم اي فرقه گمراه

هست مادرم زهرا اي مردم گمراه

اي لشكر دور از خدا محزون وتنهايم

من مير بطحايم

جدم محمد بر براق ورفرف يسرا

درباره اش امدفسبحان الذي اسراء

من زاده ء پيغمبرم آن پيرو الله

بابم حسين باشد آن عالم آگاه

من خود علي ابن حسين آن نور الله يم

فرزند زهرايم

گرمن دچاردستتان باشم ا يا مردان

اندر غل وزنجير با شم اي جفا جويان

با اهل بيت مصطفي از ظلمتان گريان

اي دشمن قرآن اي قوم بي ايمان

من زاده ءپيغمبرم بيمار تنهايم

من مير بطحايم

دركربلاي پر بلا كشتيد بابم را

هم قاسم هم اكبر هم طفل خوابم را

از تيغ تيز دشمنان رعنا جوانان را

كشتيد از جور وستم سقاي آبم را

هم طاق گشته اين زمان صبر وشكيبايم

فرزند زهرايم

تا ازعموي من دستش جداگرديد

ازضرب شمشير جفا فرقش دوتاگرديد

"معصوميا" درآن زمان محشر بپا گرديد

بهر شهيدان وفا روز عزا گرديد

بهر شفاعت از حسين دلخسته مي آيم

فرزند زهرايم

از کتاب نغمه های بی همتا –مرحوم حسین معصومی

karbalanajaf
۱۳۹۳/۰۸/۲۷, ۱۵:۲۱
باعرض سلام و ادب

http://www.sibtayn.com/swf/gallery/images/monasebat/shahadat/sajad/pic3/pic29.jpg



در سوگ زين العابدين عليه السلام زهرا (سلام الله عليها) نشسته، تير غم از داغش بر اين دلها نشسته

امام سجاد عليه السلام
خدايا من در کلبه فقيرانه خود چيزي را دارم که تو در عرش کبريايي خود نداري من چون تويي را دارم

عاشوراى حسينى، كتاب سرخى بود كه «تفسيرناب» آن از زبان امام سجاد تراويد.
http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/monasebat/e.sajad/10.jpg

امام سجّاد عليه السلام، پاسدار «وحى نبوى» و «خط علوى» و «شورحسينى» بود.

در برابر خدا، «سجّاد» بود، هرگز در برابر ظالمان، سرِ تسليم فرود نياورد و چهره بر درگاه ارباب قدرت نسود.

کبوتر مجروح و پر وبال شکسته عدالت با پماد عرفان زین العابدین عليه السلام در شفا خانه دعاهایش التیام یافت
http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/monasebat/e.sajad/12.jpg

امام سجاد عليه السلام
تمام خیرات و خوبی‌های دنیا و آخرت را در چشم پوشی و قطع طَمَع از زندگی و اموال دیگران می‌بینم ‏‏(یعنی قناعت داشتن ).‏

امام سجاد عليه السلام
كسی كه بینش و عقلش كاملترین چیزش نباشد هلاكتش آسانترین چیزش است.
تو را سجاده داران مى‏شناسند
تو را سجده گزاران مى‏شناسند
تو سجادى تو سجاده نشینى
تو در زهد و ورع تنهاترینى
- اي سرور عابدان عالم، امشب كه شب رحلت توست، به درگاهت مي آيم تا بر جواني ام دعا كني، تا در لطافت و غلظت و رقت و نورانيت تو شناور شوم و ذوب شوم در زلال نگاهت.

- اي امام سجده كننده بر تربت كربلا، عروجت بر جاده هاي گل آذين بسته آسمان و رها شدنت از بي مهري هاي اهل زمين بر قلب هاي ما تسليت باد.

- امروز روز پر كشيدنِ مردي است كه در ساليان دراز، غم عظيم عاشورا را لابه لاي بغض هاي مناجات، به آسمان هديه كرده است .

- صحيفه سبز تو، نجواي انوار تابناكي است كه تا بي نهايت، شربت آرام بخش روح عطشناك آدمي است . دعاهايت را در اين فصل سرد، بدرقه جواني ام كن.

- امشب اشك هاي داغ ِ روي گونه هايم، در كنار تپش هاي ملتهب قلبم، نظاره گر پر كشيدن سجده دارترين عنصر هستي است . اي امام زمزمه هاي عاشقانه شب، سفرت پرباران!

- اي امام عابدان شب زنده دار، غم فراق علقمه و عاشورا، چگونه بر پيكر تب دارت نهيب مي زد، آن زمان كه در ابتداي اسارتت، زخم هاي گلگون قدم هايت را به شمارش نشستي؟

- در كوچه پس كوچه هاي جواني ام، نجواي دعاي توست كه مي جوشد و ميل رويش را در تمام وجودم ايجاد مي كند. براي سبز شدن و جوانه زدن، لابه لاي صحيفه ات آشيانه مي كنم.

-شهادت بزرگ مرد مناجات، سيد سجده كننده آل طه، امام عابدان و عارفان، بر همه جوانان جوينده راه سبز وصال تسليت باد!

- تسليت باد سالروز شهادت امامِ لحظه هاي مناجات سبز صحيفه عشق و عرفان!

- غم فراق امام كاروان اسراي كربلا، نگين آرامش قلب اهل حرم، بر همگان به ويژه جوانان دلداده كوي دوست تسليت باد!

امام صادق علیه‏السلام : «امام سجاد علیه‏السلام هرگاه به نماز می‏ایستاد، چونان تنه درختی بود که چیزی از آن نمی‏جنبید، مگر آنچه را که باد می‏جنباند».

خدايا من در کلبه فقيرانه خود چيزي را دارم که تو در عرش کبريايي خود نداري من چون تويي را دارم ولي چون خودي را نداري.امام سجاد(ع)

امام سجاد عليه السلام فرمودند: بهترین گشایندۀ کارها ، راستی و بهترین پایان برندۀ آن ، وفاداری است
http://www.sibtayn.com/fa/images/stories/monasebat/e.sajad/13.jpg

امام سجاد عليه السلام فرمودند: هيچ قطره اي نزد خداوند محبوبتر از دو قطره نيست: قطره خوني که در راه خدا ريخته شود و قطره اشکي که در سياهي شب جاري گردد.

امام سجاد عليه السلام فرمودند: حق آنکه بزرگتر است این است که او را به خاطر سنش احتـــرام کنی و او را به خاطر اینکه بر تو در مسلمانی پیشی داشته است،بزرگ شماری

امام سجّاد عليه السلام فرمودند: کسی که به آنچه خداوند بر او واجب ساخته عمل کند از بهترین مردمان است.

امام سجاد عليه السلام فرمودند: هر کس به قسمتى که خدایش داده قانع باشد ، همو ، بى ‏نیازترینِ مردم ‏است

منبع: http://www.sibtayn.com/fa/index.php?opti...temid=2489 (http://www.sibtayn.com/fa/index.php?option=com_content&view=article&id=22898&Itemid=2489)

باتشکرفراوان

عمار رهبری
۱۳۹۳/۰۸/۲۷, ۱۷:۵۸
شهادت امام سجاد(ع) ابلاغگر پیام شهیدان تسلیت باد

امام سجاد محراب را با میدان نبرد، نماز را با شهادت، مناجات نیمه شب را با مناجات حسین(ع) بر خاک های کربلا، یاد خدا را با یاد راهیان راه حق پیوند می زد.
و این چنین به نماز و عبادتش جهت می بخشید و عبادت های طولانی اش برای مردم پیام بیداری و راهنمایی به سوی عزت و آزادی و دین داری و ظلم ستیزی داشت.

امام سجاد(ع) چون برای نماز آماده می شد و وضو می گرفت، رنگ رخسارش دگرگون می شد و چون از علت آن می پرسیدند، پاسخ می داد:
«آیا می دانی که می خواهم به آستان چه بزرگی راه یابم و در مقابل چه مقامی قرار بگیرم.»

بارها می دیدند که وقتی امام زین العابدین(ع) وضو گرفته و به انتظار رسیدن وقت نماز به سر می برد، از شدت خضوع در برابر حق و احساس بندگی به درگاه خدا، آثار نگرانی در اندامش ظاهر می گردد.

هنگامی که امام سیدالساجدین به نماز و راز و نیاز با پروردگار می ایستاد، چنان در جمال حق محو می شد و در یاد خدا غرق می گشت که کمترین توجه به اطراف خود نداشت.

گاه در خانه حضرت مشکلی رخ می داد ولی حضرت چون به نماز ایستاده بود، فارغ از دردها و مشکلات دنیا، توجهی بدان ها نمی یافت.

http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/b7g9Fre3Vz3ednI1wi5lh2qrnuRvnCaqQU0vGFKm21C2tTVc52 kvOQ/s/w400/

عمار رهبری
۱۳۹۳/۰۸/۲۸, ۱۵:۴۴
امام خامنه ای:

آن چهره‌ی مظلوم بیصدای سربه‌زیرِ منفعلی که از امام سجاد درست کردند به کلی برخلاف واقع است؛

چهره‌ی حقیقی امام سجاد علیه‌السّلام چهره‌ی یک؛
- مبارزِ قهرمانِ
- خستگی‌ناپذیرِ
- آشتی‌ناپذیرِ پیگیری است، که با تدبیر تمام، با دقت کامل؛
- راه‌ها را می‌شناسد
- و انتخاب می‌کند
- و به سمت هدف‌ها، این راه‌ها را می‌پیماید،
- خودش خسته نمی‌شود
- و دشمن را خسته می‌کند.

۱۳۶۵/۷/۴


http://nmedia.afs-cdn.ir/v1/image/E-f2sTzdNB_zjJa-M0hJUwkiw0gToe8IZYSA9vccLc6Vc0eKn3vhzQ/s/w535/

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۴/۰۸/۰۴, ۰۴:۰۱
http://www.iec-md.org/ahlulbayt/images/yaa_imam_sajjad.jpg



در سوگ زین العابدین ، زهرا‎ ‎نشسته‎

تیر غم از داغش بر این دل ها‎ ‎نشسته

از دیدگان یاران، اشك جارى ز‎ ‎داغش

‎سوزم براى قبر بى شمع و‎ ‎چراغش

اى من فداى قبر بى نام و‎ ‎نشانت‎

خواهم كه تا سایم جبین بر‎ ‎آستانت

كویَش چرا بى زائر و بى سایبان‎ ‎است

‎قبر غریبش وعده گاه عاشقان‎ ‎است

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۴/۰۸/۰۴, ۰۴:۰۴
http://hamid-alimi.persiangig.com/image/Mazhabi/96769569-aec4-4640-8309-6a8142c67130.jpg



دل سودا زده ام ناله و فرياد كند


هر زمان ياد غم سيد سجاد كند




بى گمان اشك به رخساره بريزد از چشم



هر كه يادى ز گرفتارى آن راد كند




بود در تاب تب و بسته به زنجير ستم



آن كه خلقى ز كرم از الم آزاد كند




به جز از شمر ستمگر نشنيدم دگرى


با تن خسته كسى اين همه بيداد كند




تن تب دار و اسيرى و غم كوفه و شام


واى اگر شِكوه اين قوم بر اجداد كند




خون ببارد ز غم مرگ پدر در همه عمر


چون كه از واقعه كرب و بلا ياد كند




غير زينب كه بد آن قافله را قافله دار


كس نبودى كه بر آن غمزده امداد كند




نتوان ماتم سجاد نوشتن «خسرو»


دل اگر سنگ بود ناله و فرياد كند





(محمّد خسرو نژاد)

منتظر منجی(عج)
۱۳۹۴/۰۸/۰۴, ۰۴:۱۲
http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97462608871958966667.jpg (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/97462608871958966667.jpg)




http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/01421562244963562429.gif (http://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/01421562244963562429.gif)



در عزای سیّد سجاد

جای آن دارد که بارد آسمان خون بر زمین
در عزای سیّد سجّاد، زین العابدین

آنچه او دید از جفای کوفیان و شامیان
کافرم گر هیچ کس دیده است ظلمی این چنین

سی و شش سال از پس قتل پدر در کربلا
روز و شب کاری نبودش غیر زاری و غمین

گاه برنی جلوه گر دیدی سر پاک حسین
گاه خوردی تا زیانه از غلامان حَصین

خویش را از اهل دین خواندند آن بی‏دین گروه
وانگهی بستند در زنجیر کین، سلطان دین

نصیر اصفهانی

Tuberose
۱۳۹۴/۰۸/۰۴, ۰۵:۴۳
http://up.iranblog.com/images/y48t0gaar3h8roeyl2r.gif
http://up.iranblog.com/images/du9e4ky6y3rs8biyq0el.gif
http://up.iranblog.com/images/ioefz2s8cft0m5u064dc.gif

Tuberose
۱۳۹۴/۰۸/۰۴, ۰۵:۵۷
http://up.iranblog.com/images/sio2d3ma3z8p80v7n0.jpg
http://up.iranblog.com/images/wi5kawayzj13dcpw0p.jpg