PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : زنده شدن مردگان درقیامت باقانون تبدیل ماده به انرژی وبالعکس ارتباط منطقی دارد؟



بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۰/۲۹, ۰۳:۴۰
با عرض سلام
یکی از شبهاتی که در مورد معاد جسمانی از قدیم مطرح بوده اشکال "اعادة معدوم" بوده است که می‌‌‌ گفتند چیزی که معدوم گردد اساساً قابل بازگشت نمی باشد و بدن انسان بعد از مرگ معدوم می‌‌‌ شود و نابود می‌‌‌ گردد، لذا قابل برگشت در قیامت نمی باشد. پس از اعلام نظریة "لاوازیه" در سال 1775 مبنی بر این که :" چیزی در جهان معدوم نمی شود. بلکه صورت و شکل ها درحال تغییر و تبدلند، اصل شبهه منهدم گردید. و خود بشر با کشف این قانون و بقای ماده و تبدیل آن به انرژی و بالعکس، جاده امکان ابدیت انسان و جهان را صاف نمود و ندای پیامبران را که همگی می‌‌ گفتند برای بقا و ابدیت آفریده شده اید نه برای فنا و نابودی کاملاً تأیید نموده است.
از طرف دیگر اشکال "اعادة معدوم" را پاسخ گفته و ثابت نموده است که قیامت جز شکل گیری اجزا ماده و صورت سازی آن چیز دیگری نیست. و اصلاً از انسان چیزی نابود نمی شود که تا به اعاده معدوم نیازی باشد.[4] و از همین جا ارتباط این قانون با مسئلة معاد جسمانی روشن و معلوم می‌ شود که این قانون یکی از رازهای خلقت را کشف نموده است . البته در فلسفه اسلامی هم بیان گردیده است که موجود معدوم نمی‌گردد.
شبستری می‌گوید:عدم موجود گردد این محال است ـ وجود از روی هستی لا یزال است. نتیجه این که در قیامت بدن انسان که در جهان به صورت ماده یا اثری موجود است با قدرت و علم بی پایان الهی زنده می‌‌‌شود و روح وی به این کالبد زنده بازگشت می‌‌ کند و به حیات ابدی و زندگی جاویدان خود ادامه می‌‌ دهد، البته با قوانین آن جهانی که پیری و سستی و فرسودگی در آن جا مطرح نمی باشد.
1[4] ر.ک:محمد باقر شریعتی سبزواری، معاد در نگاه عقل و دین، ص 246، 248 و جعفر سبحانی ، معاد انسان و جهان ، ص 290 - 292.



كارشناس بحث : پاسخگوي اعتقادي

صالح
۱۳۸۹/۱۰/۲۹, ۱۶:۳۰
با سلام به شما دوست عزیز

محال بودن اعاده معدوم چیزیست که شما و عده ای از آن به نام قانون یاد می کنند، و طبق آن چنین نتیجه می گیرند که در روز قیامت همان جسم با شکلی دیگر حاضر است و فقط روح ندارد و....

قبل از اینکه درباره صحت و بطلان این نظریه بحث کنیم سه نکته باید مورد توجه قرار گیرد:
اول
وقتی چیزی ثابت و تبدیل به قانون می شود که به حواس خمسه ما برسد یا محتوای آن مورد تحلیل و در نهایت تأیید عقل برسد، بطوری که با اندک توضیحی همگان (نه حتما توده مردم بلکه حداقل قشر فرهیخته و دانشمند جامعه) آن را تصدیق کنند مثل قانون جاذبه، قانون جاذبه بصورت مستقیم قابل حس و لمس نیست ولی عقل در یک فرایندی آن را تأیید و برای همگان واضح می شود.
حال سؤال اینجاست آیا محال بودن اعاده معدوم نیز چنین است؟
آیا بر همگان ثابت شده یا در حد یک نظریه علمی باقی مانده است؟

دوم
عقل از درک جزئیات روز قیامت عاجز است، اصل معاد را به دلائلی پذیرفته ولی جزئیات آن را از وحی می گیرد، پیامبران که حامل وحی هستند نیز به چیزی فراتر از اصل معاد و اشاراتی کلی به برخی مواقف آن ننموده اند، پس از کجا با قاطعیت بتوانیم درباره یک نظریه (محال بودن اعاده معدوم حتی در روز قیامت) چنین پرسشی را مطرح کنیم، چراکه ابتدا باید بالعیان ثابت شود که تمام قوانین حاکم بر این عالم ماده بر آن عالم نیز حاکم خواهد بود، و ثابت کردن چنین چیزی امکان ندارد.

سوم
یکی از صفات خداوند خلق أشیاء از عدم می باشد که آیات پایانی سوره یس نیز بدان اشاره دارد:
وَ ضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَ نَسىِ‏َ خَلْقَهُ قَالَ مَن يُحْىِ الْعِظَامَ وَ هِىَ رَمِيمٌ
قُلْ يحُْيِيهَا الَّذِى أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكلُ‏ِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ
و براى ما مثالى زد و آفرينش خود را فراموش كرد و گفت: «چه كسى اين استخوانها را زنده مى‏كند در حالى كه پوسيده است؟!»
بگو: «همان كسى آن را زنده مى‏كند كه نخستين بار آن را آفريد و او به هر مخلوقى داناست! (یس 78-79)

در دعای جوشن کبیر نیز خطاب به خداوند چنین می خوانیم:
یا من خلق الاشیاء من العدم، ای کسی که اشیاء را از عدم آفریدی.

بنابراین آنطور که ادعا می شود اعاده معدوم قانون نیست، بله طرفداران زیادی در میان بزرگان دارد، ولی بزرگان زیادی نیز مخالف این عقیده هستند.

موفق باشید.:Rose:

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۰/۲۹, ۱۷:۲۱
با سلام به شما دوست عزیز

محال بودن اعاداه معدوم چیزیست که شما و عده ای از آن به نام قانون یاد می کنند، و طبق آن چنین نتیجه می گیرند که در روز قیامت همان جسم با شکلی دیگر حاضر است و فقط روح ندارد و....
حال سؤال اینجاست آیا محال بودن اعاده معدوم نیز چنین است؟
آیا بر همگان ثابت شده یا در حد یک نظریه علمی باقی مانده است؟

دوم
عقل از درک جزئیات روز قیامت عاجز است، اصل معاد را به دلائلی پذیرفته ولی جزئیات آن را از وحی می گیرد، پیامبران که حامل وحی هستند نیز به چیزی فراتر از اصل معاد و اشاراتی کلی به برخی مواقف آن ننموده اند، پس از کجا با قاطعیت بتوانیم درباره یک نظریه (محال بودن اعاده معدوم حتی در روز قیامت) چنین پرسشی را مطرح کنیم، چراکه ابتدا باید بالعیان ثابت شود که تمام قوانین حاکم بر این عالم ماده بر آن عالم نیز حاکم خواهد بود، و ثابت کردن چنین چیزی امکان ندارد.

سوم
یکی از صفات خداوند خلق أشیاء از عدم می باشد که آیات پایانی سوره یس نیز بدان ]
[size=4]موفق باشید.:rose:
با عرض سلام خدمت استاد کرامی
در اول باید گفت که اصولا علم اول بصورت نظریه است و با دنبال کردن ان واقعیتها پیدا میشود در ضمن من فکر کنم غریب به اتفاق دانشمندان نظریه نسبیت (Theory of Relativity) آلبرت انیشتین را قبول دارند که ماده تبدیل به انرژِ ی میشود وانرژی نابود شدنی نیست یا به اصطلاح مجموع جرم مادی و مقدار انرژی که در عالم هست
و در ثانی در مورد عدم به نظر بتده جهان از عدم خلق نشده است ، به عبارت ديگر آفرينش جهان صرفا مستند به اراده حق تعالى است و نيازمند ماده پيشينى نيست كه خداوند جهان را از آن پديد آورد بر خلاف خلاقيت و آفرينش دست ساخت بشرى است كه حاصل كشف و تغيير صورتها و تركيب مواد نخستين براى پديد آوردن محصولى نوين است. که تمام موجودات از جلوه ذات باری تعالی هستند
امام صادق (ع) درباره آفرينش جهان مى فرمايد: «خداوند از چيزى جهان را نيافريده است نه اين كه (از هيچ چيز و عدم جهان را آفريده باشد)».
حضرت فاطمه زهرا ( سلام الله عليها) در خطبه اي به اين مسئله اشاره فرمودند كه حق مطلب نيز اين چنين است « خلق الله الأشياء لا من شيء» خداوند اشياء را از هيچ چيز آفريد ، معني اين فرمايش اين نيست كه خداوند اشياء را از عدم آفريد ! بلكه خدا از لا من شيء آفريد .
« لامن شيء» با « من لا شيء » متفاوت است ، اگر بگوييم خدا عالم را از « من لا شيء » آفريد اين صحيح نيست چون معني « من لاشيء» همان عدم است ، اما اگر گقته شود خداوند عالم را از « لا من شيء » آفريد اين جمله صحيح است ، چون معني اين جمله عدم نيست ّ بلكه مفهومش اين است كه خداوند عالم را از چيزي نيافريد بلكه عالم هستي تجلي اوست و براي آفريدن نيازمند چيزي نبود ، بلكه آفرينش او با اراده ذات او انجام مي گيرد .
اوّل وجود اصل مادّه که از نظر فلسفی نمی تواند سابقه عدم زمانی داشته باشد
دوم : خود زمان که نمی تواند حادث زمانی بوده سابقه عدم زمانی داشته باشد
سوم: وجود موجودات مجرّد(غیر مادّی) که فرا زمانی بوده قدیم زمانی هستند.
و در مورد عقل و درک جریئات روز قیامت به نظر بتده زمانی عقل عاجز ار درک چیزی است که تنواند ان را تجزیه و تحلیل کند ولی زمانی که علم بر ان پیدا میکند درک ان به واسطه علم سهل و اسان میشود

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۰/۲۹, ۱۷:۵۷
هر چیز که بینی همه از جلوه ی ذات است
تصویر مجازی ز رخش وصف صفات است
نا دیده زیبا به جهان دیده به چشم است
هر چیز که بینی همه از او به حیات است
بیننده برقصد به برش با دل عاشق
رقصی که به سجاده شود عین ثبات است
هر کس که شود عاشق او هیچ نخواهد
هر چیز که اید ز بر یار نبات است
بزمی تو چرا عاشق بیچاره نباشی
عاشق ز سر فطرت خود عاشق ذات است

نوزاد
۱۳۸۹/۱۰/۲۹, ۱۸:۳۹
با سلام
آقای بیطرف با شما موافقم که همه موجودات از عدم خلق نشده اند. خداوند هم لفظ انشاء را برای آنها به کار میبرد. انشاء به معنای خلق از صورتی به صورت دیگر می آید. اولین مثال من خلقت آدم است که خداوند با وجود اینکه می توانست او را از نیستی بوجود آورد ولی او را از خاک آفرید و سپس با انشاء او را به انسان تبدیل کرد. تمام نمونه های قرآنی هم معنای انشاء را چنین می آورند. به عنوان مثال در 23:14 داستان خلقت را این گونه بیان میکند:
ثم خلقنا النطفه علقه فخلقنا العلقه مضغه فخلقنا المضغه عظاما فكسونا العظام لحما ثم انشاناه خلقا اخر فتبارك الله احسن الخالقين
یعنی پس از تمامی مراحل قبلی خلقت انسان انشاء می شود و به این گونه نیست که چیزی از عدم بوجود بیاید.
البته دانش علمی جهانی مدت کمی است به این نتیجه رسیده و هنوز هم واقعه بیگ بنگ را نمیتوان به آسانی از اذهان پوسیده شست. بیگ بنگی که هیچ دلیل قرآنی ندارد و صرفا به وسیله پسر عموهای داروین و رفقا! جهت مقابله با دین بوجود آمد.
در مورد قیامت هم در قرآن اشاره به نابودی و سپس دوباره خلق شدن نیست. بلکه خداوند روز قیامت را با همان موادی که الان در روی زمین داریم ایجاد میکند. تنها ممکن است برخی از آنها انشاء شوند و از حالت قبلی خود تغییر پیدا کنند. همچنانکه خود زمین هم تغییر پیدا میکند و به چیزی غیر از زمین تبدیل میشود. ولی به کلی نابود و سپس خلق نمیشود.

اما چیزی که اینجا ممکن است اشتباه باشد برداشت شما مبنی به تبدیل جرم به انرژی و بر عکس است. شما نمیتوانید این ادعا را بکنید تا زمانی که از نظر علمی و واقعی آن را ثابت کنید.
تبدیل ماده به انرژس نیاز به رسیدن به سرعت بالا دارد که باید این را در مورد سیاره زمین در نظر بگیرید. بزرگترین نقص و اشکال نظریه نسبیت این است که همه اتفاقات را در مقایسه دستگاه های مختلف اندازه میگیرد. به عنوان مثال نمیتوانید در مورد یک دستگاه به روشنی حرف بزنید تا زمانی که با دستگاه دیگری آن را نسنجیده باشید. مثلا در نبیت خاص این عقیده وجود دارد که هنگامی که یک دستگاه به سرعت بالا می رسد برای دستگاه دیگری که سرعت کمتری دارد و او را مشاهده میکند انگار ساعت او را کند تر و همچنین طولش را کوتاهتر میبیند. این اشتباه باصره است و در حقیقت شخصی که در دستگاه متحرک نشسته است هیچ تغییر در ساعت یا طولش احساس نمیکند. پس نظریه نسبیت در کل بر پوچی و خطای چشم انسانی بنا شده است و به هیچ وجه نمیتواند علمی باشد.
فرض کنید دستگاه دوم به جای چشم انسان چشم یک مگس باشد! مگس به علت خلقت خاصی که دارد اشیای متحرک اطراف خود را کند میبیند و به همین خاطر شما هنگامی که میخواهید او را مثلا بگیرید اکثرا موفق میشوید چرا که حرکت دست شما برای مگس اسلو موشن پخش میشود.
همان طور که گفتم نظریه نسبیت تنها در روی کاغذ و فقط برای دستگاههای مختلف لخت و غیر لخت قابل بررسی میباشد.
من چیزهایی در مورد نسبیت در وبلاگم نوشته ام که خواندن آن را به همه شما توصیه میکنم. حد اقل این است که به پوچی علم غربی پی خواهید برد.
http://quraninvestigation.wordpress.com/category/%D8%B9%D9%84%D9%85-%D9%88-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86/
البته هنوز نقد اصلی را بر نظریه نسبیت ننوشته ام و مطالبم تنها معرفی این نظریه است.

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۰/۳۰, ۰۳:۳۴
با عزض سلام وتشکر از جناب نوزاد بابت رهنمایتان البته من نه قصد دفاع از نظریه انیستن را دارم ونه چیز دیگر فقط میدانم نظریه انیشین برای اکثر جوامع علمی قابل قبول است ولی اصل مطلب اینجا هست که انرژی نابود نمیشود ولی تعقیر ماهیت میدهد من نمیخواهم بحث علمی کنم که سواد این کار را هم ندارم ولی میدانم که هر ماده ی انرژی ساکن دارد که به هر صورت که ان انرژِ ازاد شود انرژی ازاد شده ضعیف میشود ولی نابود نمیشود و در مورد ماده حرف این است که چیزی در جهان معدوم نمی شود. بلکه صورت و شکل ها درحال تغییر می کند ایا شما مخالف با نظریه چرخش حیات هستید حرف من این است نه چیری بیشتر یا کمتر و وقتی میگویم چیزی نابود نمیشود به این معنی است که اصل شبه در مورد "اعادة معدوم" بود ن انسان منهدم گردید. و خود بشر با کشف این قانون و بقای ماده و تبدیل آن به انرژی و بالعکس، جاده امکان ابدیت انسان و جهان را صاف نمود و ندای پیامبران را که همگی می‌‌ گفتند برای بقا و ابدیت آفریده شده اید نه برای فنا و نابودی کاملاً تأیید نموده است من نمیدانم با کمک گرفتن از علم برای اثبات قیامت که هم شما و هم من به او اعتقاد داریم چه ایرادی دارد

Rangin Kaman
۱۳۸۹/۱۰/۳۰, ۱۰:۱۱
سلام
می خواستم بگم که مگه علم از دین جداست؟هرگز
ببینید انرژی ها در جهان از بین نمی روند بلکه فقط از شکلی به شکل دیگر در می آیند.شما وقتی که یک سیب را از درخت می چینید این سیب حاوی مقداری انرژی است،شما این سیب رو می خورید تا گرسنگی شما رفع شود یعنی در حقیقت شما این سیب رو می خورید تا انرژی آن وارد بدن شما شود،توجه کنید،انرژی سیب از بین نرفته بلکه وارد بدن شما شده است و شما انرژی آن را در بدنتان دارید و شما آن انرژی را برای انجام فعالیت های خود مصرف می کنید،توجه کنید منظور از مصرف نابودی انرژی نیست بلکه همانطور که شما سیب را مصرف کردید انرژی آن وارد بدن شما شد ،انرژی شما هم هنگام انجام فعالیت هایتان وارد محیط می شود.
یک اصل دیگه هم هست که من از طریق اون به قیامت اعتقاد پیدا کردم اینه که شما هر عملی که انجام میدهید به صورت موج(امواجی از انرژی در محیط انتشار پیدا می کنه و در کهکشان ها و زمین سیر می کنه و بر اشیا اثر می گذارد ولی نابود نمی شه(چون انرژی از بین نمی رود) و جالبه که این رو هم بدونید که می شود این امواج را برگرداند و به عمل تبدیلشون کرد چرا که الان دانشمندان دارن امواج صدای کوزه گران مصری رو از درون کوزه هایی که کشف کرده اند به صدا تبدیل می کنند. و این همان گفته خداوند رو که گفته است که در قیامت اعمالشان را می بینند و می گویند این چه کتابیست که همه اعمال را در خودش ضبط می کند.
ببخشید که گیجتون کردم. بچه ها التماس دعا در نماز های شبتون دارم.

صالح
۱۳۸۹/۱۰/۳۰, ۲۰:۴۳
در مورد ماده حرف این است که چیزی در جهان معدوم نمی شود.

بر فرض چنین مطلبی مورد قبول باشد، آیا خدائی که جهان را آفریده قادر به از بین بردن و معدوم کردنش هست یا نیست؟
اگر خداوند قادر به از بین بردن آنچه ساخته نباشد، پس اینهمه آیه قرآن که فرموده إن الله علی کل شئ قدیر یعنی چه؟
چطور خداوند توانست انرژی آزاد شده توسط آتش نمرود را برای حضرت ابراهیم علیه السلام از بین ببرد؟
آیا بشر به عقلش رسیده آتشی نسوزاند؟
ـــــــــــــــــــــــ


ایا شما مخالف با نظریه چرخش حیات هستید

کسی منکر چرخش حیات در این عالم ماده نیست، قطعا در این عالم تغییر و تبدیل است، ولی به چه دلیل این چرخش تا قیامت ادامه پیدا کند؟
به چه دلیل خداوند نتواند در روز قیامت خلق جدید داشته باشد، وجودی بعد از عدم.
ـــــــــــــــــــــــ


خود بشر با کشف این قانون و بقای ماده و تبدیل آن به انرژی و بالعکس، جاده امکان ابدیت انسان و جهان را صاف نمود و ندای پیامبران را که همگی می‌‌ گفتند برای بقا و ابدیت آفریده شده اید نه برای فنا و نابودی کاملاً تأیید نموده است

ایا صاف نمودن جاده ابدیت فقط در گرو این است که دست خدا را بسته بدانیم از خلقت مجدد انسان در روز قیامت؟
چرا باید قدرت خداوند را مشروط به یافته های بشری کنیم؟
همینقدر دلائل عقلی معاد بیان شود کافی است، بله اگر بتوان دلیل قطعی برای کیفیت بعثت انسانها در روز قیامت دست و پا کرد با شما کاملا موافقم ولی همه بحث اینجاست که تصور و درک ما از عالمی که تفاوتهای ماهوی زیادی با این عالم دارد بسیار بسیار محدود است، مثلا شما متیوانید تصور کنید (فقط تصور کنید) در روز قیامت زمان از حرکت باز می ایستد؟
اصلا شما میتوانید عدم زمان را تصور کنید؟
بنابراین با اصل کلام شما که فرمودید:


من نمیدانم با کمک گرفتن از علم برای اثبات قیامت که هم شما و هم من به او اعتقاد داریم چه ایرادی دارد

کاملا موافقم، اما اگر بشود.
اگر بشود چه شود؟
خلی عالی است، ولی علم بشر محکوم به قوانین این جهان است، که در رأس آنها زمان است، زمان سایه خودش را بر علم انداخته، آنگاه میتوان تصور کرد چنین علمی برای دنیائی که در آن زمان مطرح نیست حرفی برای گفتن داشته باشد؟
قطعا خیر!

موفق باشید.:Rose:

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۱/۰۱, ۱۴:۱۵
بر فرض چنین مطلبی مورد قبول باشد، آیا خدائی که جهان را آفریده قادر به از بین بردن و معدوم کردنش هست یا نیست؟
اگر خداوند قادر به از بین بردن آنچه ساخته نباشد، پس اینهمه آیه قرآن که فرموده إن الله علی کل شئ قدیر یعنی چه؟
چطور خداوند توانست انرژی آزاد شده توسط آتش نمرود را برای حضرت ابراهیم علیه السلام از بین ببرد؟
آیا بشر به عقلش رسیده آتشی نسوزاند؟
ـــــــــــــــــــــــ

موفق باشید.:rose:
با عرض سلام
اصلا بحث بر سر قدرت خداوند نیست که او قادر مطلق است و هر چه ارده کند میشود حرف بر سر این است که خداوند قانونی در کاهنات قرار داده که انرژی نابود نشود گروهی خاص همچون کفار که با وجود دلایل روشن آیات الهی را تکذیب کردند عذاب همیشگی و جاوید وعده داده شده است.
قرآن می‏فرماید:وَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا أُولئِکَ أَصْحابُ اَلنَّارِ خالِدِینَ فِیها وَ بِئْسَ اَلْمَصِیرُ
زندگی اخروی بی‏نهایت است و آن را حد و نهایتی نیست به همین علت کافران تا ابد در جهنم هستند چون این قانون خداوند است که انرژی نابود نشود که اگر قرار بود نابود بشود کافران در جهنم نابود میشدند در ثانی بحث بر سر واقعیتها است که خود او امر کرد و قانون ان را خود او وضع نموده ونه بر سر اینکه اگر خدا بخواهد که هر چیز که او بخواهد انجام میشود و اتش نمرود از ان نمونه است

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۱/۰۱, ۱۴:۳۱
کسی منکر چرخش حیات در این عالم ماده نیست، قطعا در این عالم تغییر و تبدیل است، ولی به چه دلیل این چرخش تا قیامت ادامه پیدا کند؟
به چه دلیل خداوند نتواند در روز قیامت خلق جدید داشته باشد، وجودی بعد از عدم.
[size=4]ـــــــــــــــــــــــ

موفق باشید.:rose:
مثال چرخه مادی به این چهت هست که حتی ماده که فنا پذیر است به واسطه انرزی که دارد صد در صد نابود نمیشود و انرژی ان تبدیل میشود که حتی زمان قیامت همین ماده به عنوان اعمال و رفتار هر انسانی ظاهر و باطنی دارد؛ ظاهرش همان است که در عالم دنیا واقع می‌شود، خواه به صورت اعمال زشت باشد، یا به صورت اعمال نیک و عبادات، باطن و حقیقت آن در عالم آخرت آشکار می‌شود؛ چرا که آن روز، روز آشکار شدن حقایق و کنار رفتن پرده‌ها است. قرآن کریم می‌فرماید: یَوْمَ تُبْلَی السَّرائِر «روزی که رازها فاش شود.» به چه معنای است یعنی انرژِ که شما اکنون در مورد اعمال خود مصرف میکنید نابود نمیشود و در ان روز به اذن خداوند بر ما تاثیر میگذارد
باز میگویم همه چه خداوند اراده کند همان خواهد شد حتی اگر اراده کند که از عدم خلق نماید انجام میشودولی باز میگویم بحث بر سر خلق فعلی است که معصومین ما اعتقادی به خلق از عدم ندارند

بیطرف منصف
۱۳۸۹/۱۱/۰۱, ۱۴:۴۹
[size=4]ایا صاف نمودن جاده ابدیت فقط در گرو این است که دست خدا را بسته بدانیم از خلقت مجدد انسان در روز قیامت؟
چرا باید قدرت خداوند را مشروط به یافته های بشری کنیم؟
همینقدر دلائل عقلی معاد بیان شود کافی است، بله اگر بتوان دلیل قطعی برای کیفیت بعثت انسانها در روز قیامت دست و پا کرد با شما کاملا موافقم ولی همه بحث اینجاست که تصور و درک ما از عالمی که تفاوتهای ماهوی زیادی با این عالم دارد بسیار بسیار محدود است، مثلا شما متیوانید تصور کنید (فقط تصور کنید) در روز قیامت زمان از حرکت باز می ایستد؟
اصلا شما میتوانید عدم زمان را تصور کنید؟
بنابراین با اصل کلام شما که فرمودید:

کاملا موافقم، اما اگر بشود.
اگر بشود چه شود؟
خلی عالی است، ولی علم بشر محکوم به قوانین این جهان است، که در رأس آنها زمان است، زمان سایه خودش را بر علم انداخته، آنگاه میتوان تصور کرد چنین علمی برای دنیائی که در آن زمان مطرح نیست حرفی برای گفتن داشته باشد؟
قطعا خیر!

موفق باشید.:rose:
اصلا مگر چنین چیزی امکان دارد که نعوذباالله .......... خدا را بست
اگر انسان از طریق علم ان هم علمی که از جانب خود او به انسان داده شد به کوشه ای از قدرت و حقایق موجود پی ببرد دست و پا بستن است . قیامت بر پا میشود چه ما قدرت درک ان را داشته باشیم و چه نداشته باشیم
در مورد زمان بله عدم زمان که خوب است عدم مکان هم پیش میاید چون زمان و مکان در جای تعریف دارد که خالق ان را برای مخلوق تعین نموده
و در مورد علم بشر این علم چون از طرف خداوند است تا انجای که او صلاح بداند کسترش دارد و اگر با علم بشود کوشه ای از حقایقی گه وجود دارد ولی از عقل و چشم به دور است روشن شود بله بسیار عالی است و برای اینکه انسان بتواند به این مهم دست پیدا کند اول باید نظر بدهد و بعد در این مورد تحقیق کند و بعد بحث کند تا به نتیجه مطلوب برسد ولی اگر هر نظریه را در همان نطفه سرکوب کنیم هیچوقت به حقایق موجود پی بمیبریم

اشک خدا
۱۳۸۹/۱۱/۰۱, ۱۶:۲۴
با سلام
ايه 55 سوره طه مي فرمايد :
(منهاخلقناكم و فيها نعيدكم و منهها نخرجكم تارۀ اخري)
((ما شما را از خاك افريديم و به ان باز ميگردانيم و بار ديگر شما را از ان بيرون مي اوريم.))
به
اينكه انسان از خاك افريده شده از نظر علمي ثابت شده است امااينكه انسان دوباره از خاك خارج ميشود تا كنون از نظر علمي درباره ي ان مطلبي گفته نشده است.من در يك سايت معتبر قراني به مطلبي بر خوردم كه در اينجا بيان ميكنم.
مينويسد:پس از مردن انسان تمام بدن وي ميميرد و متلاشي ميشود بي جز يك عنصر كه در پايين ستون فقرات قرار دارد كه اين عنصر نه ميپوسد و نه ميسوزد و خلاصه اينكه هرگز نمي ميرد.پيامبر اسلام در حديثي به اين عنصر اشاره كرده و مي گويد:كل ابن ادم ياكله التراب الا عجب الذنب منه خلق و فيه يركب(تماميت فرزند ادم را خاك ميخورد به جز استخوان انتهاي پايين ستون فقرات از ان فريده شده و بر ان نيز سوار ميشود.)
در قران ايه ي 57 سوره ي اعراف مي فرمايد:
(همانگنه كه باران مي ايد و در زمين مرده ي بي گياه ‍ گياهان سر در مياورند مردگان نيز اينگونه از زمين در مي ايند.)
حال با توجه به قانون بقاي ماده و انرژي و فرض اينكه واقعا چنين عنصري در بدن وجود داشته باشد ايا نمي توان تصور كرد انسان از همان عنصر موجود در خاك دو باره زنده مي شود ؟

صالح
۱۳۹۰/۰۲/۲۶, ۱۸:۲۹
با سلام مجدد به شما دوست و همکار گرامی


اگر هر نظریه را در همان نطفه سرکوب کنیم هیچوقت به حقایق موجود پی بمیبریم

لطف کنید با توجه به سرنگاری که ایجاد کردید بحث را دنبال سازید، صحبت از قوانین خداوندی و قدرت لایزال الهی نیست، که اگر او بخواهد هر قانونی را که خود وضع کرده به مصالحی وتو خواهد کرد، بلکه صحبت از این است که نظریات بشری (مثل قانونی که مدعی هستید هیچ چیز از بین نمی رود بلکه انرژی آن آزاد شده و در محیط باقی است) نباید و نمیتواند دستمایه زیربنائی اعتقاد به معاد و کیفیت نعمات و عذاب آن دوران باشد، حتی اگر این نظریات لباس قانون به تن کرده باشد.

صحبت از در نطفه خفه کردن نظریه نیست، صحیت از این است که آیا این نظریه این جهانی (بر فرض قطعیت آن) می توان زیربنای وقایع آن جهانی باشد؟
آیا همه قوانین این جهان در آن جهان نیز وجود دارد؟
اگر دارد چرا خداوند می فرماید:
يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ (ابراهیم،48) در آن روز كه اين زمين به زمين ديگر، و آسمانها (به آسمانهاى ديگرى) مبدل مى‏شود، و آنان در پيشگاه خداوند واحد قهار ظاهر مى‏گردند
وقتی آسمان و زمین آنجا غیر اینجا شد قواعد آن نیز متفاوت خواهد بود، جاذبه، نیرو، زمان و غیره، همه و همه با توجه به این آسمان و زمین یافته و بافته شده اند، و وقتی آسمان و زمین تغییر کرد تمام آن قوانین را نیز باید از نو نوشت.
همچنین، انسانها نیز طور دیگری آفریده خواهند شد:
عَلى‏ أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثالَكُمْ وَ نُنْشِئَكُمْ في‏ ما لا تَعْلَمُونَ (واقعه، 61) تا گروهى را به جاى گروه ديگرى بياوريم و شما را در جهانى كه نمى‏دانيد آفرينش تازه‏اى بخشيم!
یعنی ما انسانها در زمانی دیگر و خصوصیات و كيفيات تازه‏اى از نظر جسم و روح‏ آفریده خواهیم شد، و آن از محدوده علم ما خارج است، خارج بودن از محدوده علم یعنی هیچ تصوری درباره آن نخواهیم داشت، بنابراین چگونه به خود اجازه دهیم قوانین این جهان را در آن جا نیز جاری و ساری بدانیم؟ دقت کنید!
موفق باشید

بیطرف منصف
۱۳۹۰/۰۲/۲۷, ۰۱:۵۸
با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی
مطرح نمودن این سوال برای این است که ما رابطة بین فلسفه و فیزیك درست کنیم که هر دو با تائید یک دیگر به اصل مبانی دینی برسند همانطور که جناب عالی مستحضر هستید بسیاری از جوان بر حسب اینکه مطلب را از دید علم اندک فعلی انسان مورد ارزیابی قرار میدهند و اندیشه های فلسفی را نابود کنند ذهن خود میدانند و میخواهند همه چیز را با علم جدید محک بزنند این لزوم احساس میشود که مسائل را تا انجای که امکان دارد از طریق علم تجربی و مخلوط کردن ان با علم فلسفه این کمبود را در حد توان پر کنیم برای همین موضوع است که بنده یک چنین پستی را باز کردم البته در پاره از صحبتهای شما نمیشود با علم تجربی جواب داد و در انجا با استدلال و منطق و فلسفه میشود مخاطب را روشن کرد به هر حال اگر استاد گرامی در این راه این خقیر را یاری نمایند کمال تشکر را دارم اگر صلاح بدانید بنده بطور اجمال بحث را مطرح میکنم و شما ایراداتی را که بر ان میبینید بیان فرماید و به بنده کمک نماید تا ان را درست کنم
مساله این است که علم متافیزیک میگوید ماده از انرژی خلق شده و زمانی که به ماده نابود میشود دوباره تبدیل به انرژی میشود فلسفه چه میکوید از تجلی عالم ملکوت عالم ماده خلق میشود و در بازگشت انسان به عالم ملکوت بازگشت دارد
جال ما نمیتوانیم بگویم که ایا این انرژی همان نفس است یا نه چون ماهیت انرژی معلوم نیست همانطور که ماهیت نفس معلوم نیست در این نظریة‌ جدید می‌گویند: مادّه تبدیل می‌شود به انرژی ولی راجع به انرژی تحلیل نمی‌كنند كه واقعیت انرژی چیست یعنی تعریف نمی‌كنند ماهیتش را و در ماهیتش‌ كاوش نمی‌كنند. همین قدر می‌گویند كه چیزی به نام انرژی وجود دارد كه جسم حالت مادّه بودن خودش را از دست می‌دهد و به صورت آن در می‌آید. اگر ما بتوانیم در بحث به حقیقتی برسیم که این موضوعات را با هم ادغام کنیم ارزش علمی والایی دارد دیگران نیز این مسأله را مسكوت گذاشته‌اند و بخاطر ربط ندادن علوم با یکدیکر امروز انها که به اصطلاح خود را روشنفکر میداننددین را عامل تحجر مینامند چه ایرادی دارد در بحث مباحث جواهری ما انرژی را جوهر تلقّی کنیم مبحث جواهر بر این اساس كه انرژی یك جنس عالی است، نه صورتی از مادّه، ساماندهی و مرتّب کنیم به هر حال هدف بنده از مطرح نمودن اینگونه مباحث این بوده حال نمیدانم که ایا در راه درستی قدم برمیدارم یا اشتباه ولی به هر حال استادانی همچون شما میتوانید در این راه بنده را راهنمای فرماید و حتی اگر میدانید که ورود به این ورطه اشتباه است بفرماید تا ادامه ندهم
با تشکر

صالح
۱۳۹۰/۰۲/۲۷, ۰۷:۳۱
با سلام به شما دوست عزیز
چند مسئله را بیشتر مورد دقت قرار دهید آنگاه ادامه بحث به اختیار خودتان:
اول اینکه اثبات عدم تحجر دین به ربط دادن قوانین مسلم مسائل فیزیکی با مسائل فلسفی نیست، چرا که فلسفه خود بی نیاز از وحی نیست، وا گر باشد به خطا می رود، علامه طباطبائی ذیل آیات معاد تصریح دارند به اینکه معاد جسمانی منبعث از وحی بسیار متفاوت است با آنچه فلاسفه معقتدند، بنابراین پیشنهاد می شود ارتباط دو علم را در قوانین همین عالم جستجو کنید تا به خطا نروید.
دوم اینکه ارتباط را به صورت قطعی بیان نکنید زیرا علم ما نسبت به این جهان بسیار بسیار ناچیز و کم مقدار است چه رسد به آن جهان که خیال و تصور غباری آلودی بیش نیست، پس بهتر است عالمانه قضاوت کنید و بعنوان احتمال و حدس، ربط را بیان کنید.
موفق باشید.

بیطرف منصف
۱۳۹۰/۰۲/۲۷, ۱۶:۰۲
با سلام به شما دوست عزیز
چند مسئله را بیشتر مورد دقت قرار دهید آنگاه ادامه بحث به اختیار خودتان:
اول اینکه اثبات عدم تحجر دین به ربط دادن قوانین مسلم مسائل فیزیکی با مسائل فلسفی نیست، چرا که فلسفه خود بی نیاز از وحی نیست، وا گر باشد به خطا می رود، علامه طباطبائی ذیل آیات معاد تصریح دارند به اینکه معاد جسمانی منبعث از وحی بسیار متفاوت است با آنچه فلاسفه معقتدند، بنابراین پیشنهاد می شود ارتباط دو علم را در قوانین همین عالم جستجو کنید تا به خطا نروید.
دوم اینکه ارتباط را به صورت قطعی بیان نکنید زیرا علم ما نسبت به این جهان بسیار بسیار ناچیز و کم مقدار است چه رسد به آن جهان که خیال و تصور غباری آلودی بیش نیست، پس بهتر است عالمانه قضاوت کنید و بعنوان احتمال و حدس، ربط را بیان کنید.
موفق باشید.

با عرض سلام و ادب خدمت استان گرانقدر
از رهنمایهای ارزنده شما سپاسگزارم و انشالله مد نظر قرار خواهم داد و از ان بزرگوار خواهانم که اگر اشتباهی از این حقیر مشاهده فرمودند بیان بفرمایند تا استفاده لازم را ببرم

صالح
۱۳۹۰/۱۱/۲۴, ۱۹:۲۸
با سلام به همه دوستان
طی مباحثاتی که با کاربر بیطرف منصف داشتم ایشان مدعی شدند:

خداوند قانونی در کاهنات قرار داده که انرژی نابود نشود
حال آیا چنین قانونی را خداوند وضع نموده یا خیر؟
اگر پاسخ مثبت است باید دلائل علمی دقیق ابدی بودن انرژی تبیین شود و اگر ثابت شد بحث پیش خواهد رفت.
آنچه مسلم است فرضیات را نمی توان به نام قانون جا زد، پس باید استدلال کاملا علمی باشد.

ره رو
۱۳۹۰/۱۱/۲۴, ۲۳:۱۴
باسلام به شما استادان گرانقدر:Gol:
این موضوع که انرژی هیچ گاه از بین نمیرود و تنها از صورتی به صورت دیگر تبدیل می گردد ؛ قضیه ای اثبات شده است و
حتی در کتب درسی دوره ی راهنمایی نیز تدریس می شود و تقریبا در علوم امروزی به مسئله ای بدیهی تبدیل گردیده.
و همان طور که جناب (hamed choubin) مثال زدند ؛ برای مثال شما وقتی که یک سیب را از درخت می چینید این سیب حاوی مقداری انرژی است،شما این سیب رو می خورید تا گرسنگی شما رفع شود یعنی در حقیقت شما این سیب رو می خورید تا انرژی آن وارد بدن شما شود،توجه کنید،انرژی سیب از بین نرفته بلکه وارد بدن شما شده است و شما انرژی آن را در بدنتان دارید و شما آن انرژی را برای انجام فعالیت های خود مصرف می کنید،توجه کنید منظور از مصرف نابودی انرژی نیست بلکه همانطور که شما سیب را مصرف کردید انرژی آن وارد بدن شما شد ،انرژی شما هم هنگام انجام فعالیت هایتان وارد محیط می شود.

باتشکر :Gol:

azarbooyeh
۱۳۹۰/۱۱/۲۵, ۱۹:۴۵
آقا یه سوال پیش اومد برای من از بحث های دوستان این که :

آخر هر انرژی گرما میشه و بعد از گرما چی ؟؟؟؟؟؟ سرما و تاریکی

ممنون میشم یکی ما رو .....

ره رو
۱۳۹۰/۱۱/۲۵, ۲۱:۰۰
وبعد از گرما هم باز می تونه به انرژی های دیگه تبدیل بشه و یا همون طور به صورت گرما می مونه و فقط از جسم یا جایی به جسم یا جای دیگه منتقل میشه ودر ضمن سرما وتاریکی انرژی نیستند که گرما بهشون تبدیل بشه .:Gol:

azarbooyeh
۱۳۹۰/۱۱/۲۶, ۰۵:۲۷
وبعد از گرما هم باز می تونه به انرژی های دیگه تبدیل بشه و یا همون طور به صورت گرما می مونه و فقط از جسم یا جایی به جسم یا جای دیگه منتقل میشه ودر ضمن سرما وتاریکی انرژی نیستند که گرما بهشون تبدیل بشه .:gol:

خوب یه سوال دیگه :
شما یه تیکه آهن سرخ شده رو تو فضا ببری و آزاد بزاری طبیعتا سرد میشه ؟ انرژی موجود در اون کجا رفته ؟ با وجود نداشتن هوا هم (خلاء )انرزی به چی انتقال پیداکرده ؟

صالح
۱۳۹۰/۱۱/۲۶, ۰۵:۴۰
با سلام به شما دوست عزیز

این موضوع که انرژی هیچ گاه از بین نمیرود و تنها از صورتی به صورت دیگر تبدیل می گردد ؛ قضیه ای اثبات شده است و
حتی در کتب درسی دوره ی راهنمایی نیز تدریس می شود و تقریبا در علوم امروزی به مسئله ای بدیهی تبدیل گردیده.
اینکه تاکنون انرژي پایدار است و از بین نرفته مطلبی است و اینکه الی الابد نیز خواهد ماند مطلبی دیگر، نهایت تلاشی که دانشمندان به خرج دادند و آن را ثابت نموده و به تعبیر شما بدیهی شده، کشف قوانین این جهانی است، یعنی بر فرض که بپذیریم علم ثابت کرده که انرژی از بین نمی رود مربوط به شرائط این دنیاست اما آیا علم چنین جسارتی را دارد که مدعی آگاهی از قوانین آن دنیا نیز باشد و این قاعده را نیز به آنجا سرایت دهد؟
قطعا هیچ دانشمند عاقلی چنین ادعائی نمی کند.
بعلاوه، بسیاری از قواعد مسلّم حاکم بر دنیا فقط در کره زمین و داخل جوّ کاربرد دارد و به محضی از این محیط خارج شویم وضع دگرگون می شود و بسیاری از شرائط به هم می ریزد، و وقتی تفاوت میان کرات همین دنیا چنین متفاوت باشد، وضع آخرت چگونه می باشد؟
آیه ای که قبلا بدان اشاره کردم را دوباره ببینید:

آیا این نظریه این جهانی (بر فرض قطعیت آن) می توان زیربنای وقایع آن جهانی باشد؟
آیا همه قوانین این جهان در آن جهان نیز وجود دارد؟
اگر دارد چرا خداوند می فرماید:
يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ وَ بَرَزُوا لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ (ابراهیم،48) در آن روز كه اين زمين به زمين ديگر، و آسمانها (به آسمانهاى ديگرى) مبدل مى‏شود، و آنان در پيشگاه خداوند واحد قهار ظاهر مى‏گردند
وقتی آسمان و زمین آنجا غیر اینجا شد قواعد آن نیز متفاوت خواهد بود، جاذبه، نیرو، زمان و غیره، همه و همه با توجه به این آسمان و زمین یافته و بافته شده اند، و وقتی آسمان و زمین تغییر کرد تمام آن قوانین را نیز باید از نو نوشت.
همچنین، انسانها نیز طور دیگری آفریده خواهند شد:
عَلى‏ أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثالَكُمْ وَ نُنْشِئَكُمْ في‏ ما لا تَعْلَمُونَ (واقعه، 61) تا گروهى را به جاى گروه ديگرى بياوريم و شما را در جهانى كه نمى‏دانيد آفرينش تازه‏اى بخشيم!
یعنی ما انسانها در زمانی دیگر و خصوصیات و كيفيات تازه‏اى از نظر جسم و روح‏ آفریده خواهیم شد، و آن از محدوده علم ما خارج است، خارج بودن از محدوده علم یعنی هیچ تصوری درباره آن نخواهیم داشت، بنابراین چگونه به خود اجازه دهیم قوانین این جهان را در آن جا نیز جاری و ساری بدانیم؟ دقت کنید!
موفق باشید.

ره رو
۱۳۹۰/۱۱/۲۶, ۱۴:۰۶
خوب یه سوال دیگه :
شما یه تیکه آهن سرخ شده رو تو فضا ببری و آزاد بزاری طبیعتا سرد میشه ؟ انرژی موجود در اون کجا رفته ؟ با وجود نداشتن هوا هم (خلاء )انرزی به چی انتقال پیداکرده ؟


سلام دوست عزیز.
خب همون طور که میدونید توی خلاء شرایط فرق میکنه و بعضی از انرژی ها (انرژی هایی که برای انتقال یا انتشار به محیط مادی نیاز دارن .مثل صدا ) توی اون هیچ سرعتی ندارن ولی خب این دلیل بر نابود شدنشون نمیشه.
:Gol:

ره رو
۱۳۹۰/۱۱/۲۶, ۱۴:۲۲
با سلام به شما دوست عزیز

اینکه تاکنون انرژي پایدار است و از بین نرفته مطلبی است و اینکه الی الابد نیز خواهد ماند مطلبی دیگر، نهایت تلاشی که دانشمندان به خرج دادند و آن را ثابت نموده و به تعبیر شما بدیهی شده، کشف قوانین این جهانی است، یعنی بر فرض که بپذیریم علم ثابت کرده که انرژی از بین نمی رود مربوط به شرائط این دنیاست اما آیا علم چنین جسارتی را دارد که مدعی آگاهی از قوانین آن دنیا نیز باشد و این قاعده را نیز به آنجا سرایت دهد؟


موفق باشید.


علیکم السلام استاد گرامی.

بله سخن شما درست می باشد و ما از دنیای دیگر خبری نداریم . ممنون از توضیحات شما.:Gol:

الله اعلم...:Gol:

azarbooyeh
۱۳۹۰/۱۱/۲۷, ۰۵:۱۵
سلام دوست عزیز.
خب همون طور که میدونید توی خلاء شرایط فرق میکنه و بعضی از انرژی ها (انرژی هایی که برای انتقال یا انتشار به محیط مادی نیاز دارن .مثل صدا ) توی اون هیچ سرعتی ندارن ولی خب این دلیل بر نابود شدنشون نمیشه.
:Gol:

خوب انرژی در حال تبدیل شدن هست
صدا انتقال پیدا نمیکنه تو خلا اما گرما چرا !!!! اما به چی تبدیل میشه ؟ سرما؛ درسته؟:Rose:

ره رو
۱۳۹۰/۱۱/۲۷, ۱۳:۰۲
باسلام:Gol:
می دونید دوست عزیز کی گفته انرژی همیشه باید در حال تبدیل شدن باشه . ما میگیم انرژی از بین نمیره و اگه یک چیزی
انرژی خودشو از دست داد ؛دلیل نمیشه اون انرژی از بین رفته باشه . شاید به فضای اطراف منتقل شده باشه یا تبدیل به یه انرژی دیگه شده باشه . گرما هم شاید به انرژی دیگه ای تبدیل نشده باشه وفقط گرماشو به اطراف داده باشه.
در ضمن سرما اصلا انرژی نیست که گرما بخواد بهش تبدیل بشه .
:Gol: